مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3381
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 3
همه : 5159770

فراتر از اعتماد به نفس: چگونه به اعتماد به نفس دست پيدا كنيم 

گيل ليندن فيلد، محمود اميني (مترجم)   مشخصات كتاب
  • تعداد صفحه: 192
  • نشر: كتابدرماني (0000)
  • شابك: 978-964-7108-47-8
  • قطع كتاب: رقعي

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

آيين سخنوري 

ديل كارنگي، صهبا يقين (مترجم)   مشخصات كتاب
  • تعداد صفحه: 200
  • نشر: كتابدرماني (0000)
  • شابك: 978-964-7108-58-4
  • قطع كتاب: رقعي
  • وزن: 500 گرم
   
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]
 

بيان بدني بازيگر 

هانري بوسو، كلود شالاگيه، قطب الدين صادقي (مترجم)   مشخصات كتاب
  • تعداد صفحه: 216
  • نشر: قطره (02 دي، 1388)
  • شابك: 978-964-341-314-9
  • مشخصات كتاب
    • تعداد صفحه: 200
    • نشر: قطره (09 آذر، 1388)
    • شابك: 978-964-341-277-7
    • قطع كتاب: رقعي
    • وزن: 500 گرم

    امتیاز:
     
    بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مشخصات كتاب

  • تعداد صفحه: 528
  • نشر: رشد (23 بهمن، 1387)
  • شابك: 964-6115-89-6
  • قطع كتاب: وزيري
  • وزن: 1100 گرم

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مشخصات كتاب

  • تعداد صفحه: 180
  • نشر: روزبهان (24 فروردين، 1387)
  • شابك: 964-5529-53-0
  • قطع كتاب: رقعي
  • وزن: 500 گرم

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۱:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

بهينه سازي صدا

آهنگ و شدت صداي شما ، تأثيري حياتي بر سخنراني دارد . دانستن اين كه سيستم صوتي چگونه عمل مي كند و اين كه چگونه شما مي توانيد براي دستكاري صداي خود آن را كنترل كنيد ، بخش مهمي از آماده كردن خويش براي ايراد يك سخنراني خوب است .

تنفس صحيح

براي بهبود جريان اكسيژن به درون بدن و بهبود جريان خون در مغز ، به آرامي و عميق نفس بكشيد . اين كار به شما كمك خواهد كرد تا شفاف تر فكر كنيد و در برابر مخاطبان ، به افكار خود نظم دهيد . دريافت اكسيژن بيشتر ، هم چنين سبب بهبود جريان هوا به تارهاي صوتي شما شده و اجازه مي دهد واضح تر صحبت كنيد ، از عصبيت خود بكاهيد و خونسرد باقي بمانيد .

كنترل صدا

صدا در اثر عبور هوا روي تارهاي صوتي و لرزاندن آن ها توليد مي شود . بنابراين نخستين نياز براي واضح صحبت كردن ، رساندن هواي كافي به ريه هاست . شما مي توانيد ياد بگيريد گرفتن هوارا با تمرين يك ورزش تنفسي ساده ، بهبود بخشيد . نياز دوم ، يك حنجره با عملكرد صحيح است يا در اصطلاح جعبه صدا كه بين تارهاي صوتي قراردارد . سعي كنيد روز پيش از سخنراني ، با محدود كردن ميزان صحبت خود ، به حنجره استراحت دهيد .

ازطريق ديافراگم نفس بكشيد

آموختن اين كه چگونه از ديافراگم نفس بكشيد ، به نفس كشيدن شما كمك بيشتري مي كند و اوج صداي شمارا قوي تر مي كند . تارهاي صوتي با لرزش خود درزمان عبور هوا ازروي آن ها ، صدا توليد مي كند . ريه ها با حركت دنده ها و ديافراگم منبسط و منقبض مي شوند . ديافراگم قفسه سينه را از شكم جدا مي سازند .

از اوج صحيح صدا استفاده كنيد

در بسياري اززبان ها ، تنها تفاوت بين طرح يك پرسش و بيان يك جمله درزيروبمي صداست . درجمله اي مثل " دفتر مدير آن جاست " ، اگر اوج صدا درانتهاي جمله بالا برود ، مي تواند سؤالي تلقي شود . مخاطبان شما بايستي معني دقيق كلمات شمارا درك كنند . بنابراين اززير و بمي و اوج صدا به دقت براي انتقال پيام صحيح استفاده كنيد .

اهميت تنفس

آرامش و تسلط برخويش ، به دامنه ضرب آهنگ تنفسي بستگي دارد . مي توانيم بارها ببينيم كه احساسي پرشور ، به پيدايش اختلال در سخنراني سخنران مي انجامد . جمله هاي شتابزده ، ناتمام و نامفهوم به زبان مي آيند ، صدا در گلو خفه مي شود يا به لرزه مي افتد . حتي گاهي وقت ها ، توانائي تلفظ از دست مي رود .اما تنفس صحيح ، امكان سخنراني با صدائي محكم و رسارا فراهم مي آورد و اگر لازم باشد براي مدتي طولاني بدون احساس خستگي ، مي توانيم به سخنراني ادامه دهيم . همه عواملي كه در پرورش كاركرد تنفسي و توان بخشي به عضله هاي قفسه سينه ، سهيم و اثر گذارند ، توانائي هاي آوائي مارا نيز پايدار و استوار مي كنند . دو نوع تمرين به ويژه مناسبند : نرمش عضله هاي شكم ( راه حلي اساسي براي مقابله با تأثيرپذيري ) و دمي عميق پيش از بازدمي كند و آرام .


الف : نرمش عضله هاي شكم

بايستيد . دست ها به كمر . بالا تنه را پي درپي ، به جلو ، عقب ، چپ و راست بچرخانيد . در آغاز ، به آرامي انجام دهيد و هر جلسه را مجموعا به هشت چرخش كامل محدود كنيد . بعد از چند روز تمرين در هرجلسه ، يك چرخش كامل اضافه مي كنيم . سپس ، برپشت دراز بكشيد ( دست ها پشت گردن ) . بالا تنه خودرا بصورت عمودي بلند كنيد و بعد ، به آرامي دوباره دراز بكشيد بدون آن كه از آرنج هايتان كمك بگيريد . به تدريج و مرتب ، تعداد تمرين هارا افزايش دهيد . در پايان ، بازهم درحالت خوابيده به پشت ، تمام عضله هارا شل و رها نگه داريد و اينگونه نفس بكشيد : شكم ، پهلوها و بالاي قفسه سينه خودرا به ترتيب و پياپي ، منبسط كنيد . سپس سعي كنيد اين كشيدگي را به سوي شكم برسانيد و براي پانزده ثانيه آن را حفظ كنيد . به آهستگي دم برآوريد ( تنفس شكمي )

ب : تنفس عميق

يك بيت شعر انتخاب كنيد . مثلا : اي صبا ، نكهتي از خاك ره يار ، بيار . ببر اندوه دل و مژده ديدار ، بيار

يك دم عميق بكشيد . همراه با بازدم اين بيت را با تلفظ كامل و واضح هر حرف بخوانيد . اگر بدون احساس ناراحتي يا از نفس افتادن ، آن را خوانديد ، سعي كنيد يك مصرع ديگر به آن اضافه كنيد : " نكته اي روح فزا از دهن دوست بگو "  و بعد مصرع دوم و ... الي آخر . در صورت نياز مي توانيد حتي با يك مصرع شروع كنيد . براي بيان هر بيت ، با تلفظي شمرده و آرام ، چهار تا شش ثانيه وقت بگذاريد . در واقع ، بهتراست هميشه همزمان با بازدم حرف بزنيم . مكثي كه در هر جمله مي كنيم بايد با دم گرفتن همزمان باشد . پس بايد اراده و توانائي خودرا براي دم عميق و سريع ، تقويت كنيم و هنگام حرف زدن ، كمتر نفس بكشيم يعني به آرامي دم بر آوريم . به اين منظور ، تمرين كنيد تا با دقت كافي ، ابيات ديگررا با صداي بلند بخوانيد . براي مثال ، اين غزل مناسبي است :

اي صبا نكهتي از خاك ره يار بيار

ببر اندوه دل و مژده دلدار بيار

نكته‌اي روح فزا از دهن دوست بگو

نامه‌اي خوش خبر از عالم اسرار بيار

تا معطر كنم از لطف نسيم تو مشام

شمه‌اي از نفحات نفس يار بيار

به وفاي تو كه خاك ره آن يار عزيز

بي غباري كه پديد آيد از اغيار بيار

گردي از رهگذر دوست به كوري رقيب

بهر آسايش اين ديده خونبار بيار

خامي و ساده دلي شيوه جانبازان نيست

خبري از بر آن دلبر عيار بيار

شكر آن را كه تو در عشرتي اي مرغ چمن

به اسيران قفس مژده گلزار بيار

كام جان تلخ شد از صبر كه كردم بي دوست

عشوه‌اي زان لب شيرين شكربار بيار

روزگاريست كه دل چهره مقصود نديد

ساقيا آن قدح آينه كردار بيار

دلق حافظ به چه ارزد به مي‌اش رنگين كن

وان گهش مست و خراب از سر بازار بيار

اين چند نكته ، براي آن دسته از علاقمنداني كافي است كه حرفه دلخواهشان ، پرورش استعدادهاي بياني و كلامي خاصي را ايجاب نمي كند .


تمرين ديگر

1 - تمرين براي آرام سازي است . ماهيچه هاي صورت را شل كنيد . دست خودرا روي ديافراگم قرار دهيد . پاهارا با شانه ها در يك امتداد قراردهيد . در يك وضعيت متعادل بايستيد درحالي كه وزنتان را بطور يكسان روي پاها تقسيم كرده ايد ، دست چپ را روي ديافراگم خود قراردهيد . به صداي تنفس خود گوش دهيد و بالا و پائين رفتن دنده هاي خودرا همزمان با نفس كشيدن ، احساس كنيد . سرخودرا قدري به عقب خم كنيد . ازراه بيني عمل دم را انجام دهيد . فضاي بين دنده ها منبسط مي شوند .

2 – عمل دم را انجام دهيد . آرام و عميق ازراه بيني عمل دم را انجام دهيد و انبساط فضاي بين دنده هاي خودرا حس كنيد . نفس خودرا تا جائي كه راحت باشيد ، نگهداريد . بازدم را ازراه دهان انجام دهيد . فضاي بين دنده ها منقبض مي شود .

3 – عمل بازدم را انجام دهيد . ازراه دهان عمل بازدم را تا جائي كه ممكن است عميق انجام دهيد . كل هوارا همانطور كه فضاي بين دنده ها منقبض مي شود ، با فشار ازريه ها خارج كنيد . بالا و پائين رفتن دنده هارا با هرنفس عميق احساس كنيد .

4 – تمرين را تكراركنيد . درحالي كه دهان خودرا كاملا بازكرده ايد ، بازدم را ادامه دهيد . تمرين را تكرار كنيد . بين هرنفس گيري ، يك مكث كوتاه داشته باشيد .

نكته ها ...

-        يك آب نبات نعنائي يا عسلي درست پيش از شروع به صحبت كردن ، بمكيد .

-         در نظرداشته باشيد ورزش هاي يوگا را انجام دهيد كه عمق تنفس شمارا بهبود مي بخشد .

-        - تغيير درزير و بمي صدارا در چندين جمله ، تكرار كنيد .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۱:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

تاريخ سخنوري

سبط بن جوزي (۳)

فرزند ابن‌ جوزي‌ عزالدين‌ عبدالعزيز پس‌ از پدر وعظ مى‌گفت‌. فرزند ديگر او كه‌ به‌ سبب‌ مرگ‌ پدر نتوانست‌ راه‌ سلف‌ بپيمايد، نزد بعضى‌ از فرزندان‌ الملك‌ المعظم‌ عيسى‌ و ديگران‌ كتابت‌ مى‌كرد (يونينى‌، همانجا). 
آثار: مهم‌ترين‌ اثري‌ كه‌ از سبط ابن‌ جوزي‌ به‌ جاي‌ مانده‌ كتاب‌ مرآة الزمان‌ فى‌ تاريخ‌ الاعيان‌ است‌. ابن‌ خلكان‌ (3/142) اين‌ كتاب‌ را در 40 مجلد و يونينى‌ (1/41) در 37 مجلد به‌ خط مؤلف‌ ديده‌اند. يونينى‌ مى‌افزايد كه‌ در آن‌ نكته‌هاي‌ بس‌ لطيف‌ بسياري‌ از احاديث‌ نبوي‌، اخبار نيكان‌ و اشعار نغز و رخدادهاي‌ روزگار تا سال‌ 654 ق‌ يعنى‌ سال‌ وفات‌ مؤلف‌ به‌ شيوه‌اي‌ غريب‌ گرد آمده‌ بوده‌ است‌. طاش‌ كوپري‌ زاده‌ (1/208) اين‌ كتاب‌ را در 8 مجلد به‌ خط دقيق‌ (ريز) ديده‌ است‌. 
در وصف‌ مرآة الزمان‌ نظرات‌ موافق‌ و مخالفى‌ ابراز شده‌ است‌: بعضى‌ آن‌ را داراي‌ داستانهاي‌ بى‌پايه‌ و گزافه‌ (ذهبى‌، ميزان‌ الاعتدال‌، 4/471)، برخى‌ ديگر آن‌ را از بهترين‌ كتب‌ در نوع‌ خويش‌ دانسته‌اند (ابن‌ تغري‌ بردي‌، 7/39) و گروهى‌ (مثلاً ابن‌ كثير، 13/194) بر اين‌ نظر بوده‌اند كه‌ شمس‌الدين‌ در اين‌ كتاب‌ به‌ تنظيم‌ المنتظم‌ جد خويش‌ پرداخته‌ و بعد اخباري‌ به‌ آن‌ افزوده‌ است‌، اما آنچه‌ از مرآة الزمان‌ در دست‌ داريم‌ اين‌ نظر را تأييد نمى‌كند. او نه‌ تنها از المنتظم‌ استفاده‌ برده‌، بلكه‌ به‌ ديگر آثار جد خود نيز نظر داشته‌ است‌، همچنين‌ مآخذ متعدد ديگر را هم‌ ديده‌ و از آنها نقل‌ كرده‌ است‌ (نك: عباس‌، 36-37). شمس‌الدين‌ حتى‌ گاه‌ به‌ نقد نوشته‌هاي‌ جد خود پرداخته‌ (1/240، 260) و مآخذ و منابع‌ ديگر را در چندين‌ مورد ارزيابى‌ كرده‌ است‌، مثلاً روايات‌ ثعلبى‌، ابن‌ عساكر، ابن‌ عباس‌ و ابن‌ سيرين‌ را مورد انتقاد قرار داده‌ و آنها را تصحيح‌ كرده‌ است‌ (همو، 1/430، 438، 452، 515، 543). 
قطب‌ الدين‌ يونينى‌، مرآة الزمان‌ را مختصر كرده‌ و بر آن‌ ذيلى‌ نوشته‌ است‌. ذيلهاي‌ ديگري‌ نيز بر اين‌ كتاب‌ نوشته‌ شده‌ كه‌ حاجى‌ خليفه‌ از آنها نام‌ برده‌ است‌ (2/1647- 1648). همچنين‌ حاجى‌ خليفه‌ از ترجمه‌ تركى‌ اين‌ كتاب‌ توسط محمد بن‌ عبدالعزيز يونينى‌ متخلص‌ به‌ وجودي‌ ياد كرده‌ است‌ (همانجا). 
هنگام‌ تأليف‌ اين‌ مقاله‌ 4 مجلد چاپى‌ از مرآة الزمان‌ در دست‌ بوده‌ است‌: 1. بخشى‌ كه‌ از آغاز خلقت‌ تا پايان‌ دوران‌ عيسى‌(ع‌) را در بردارد و با فصلى‌ كوتاه‌ در شمار انبيا و رسل‌ پايان‌ مى‌يابد (نك: عباس‌، 599 -604). مؤلف‌ در اين‌ مجلد از مآخذ و مراجع‌ متعدد استفاده‌ برده‌ و هر روايت‌ را چنانكه‌ ديده‌ يا شنيده‌ نقل‌ كرده‌ است‌ (نك: همو، 36) و اگر با آن‌ موافق‌ نبوده‌، چنانكه‌ گفته‌ شد، به‌ ارزيابى‌ و نقد آن‌ پرداخته‌ است‌. اين‌ مجلد به‌ كوشش‌ احسان‌ عباس‌ با عنوان‌ «السفر الا´وّل‌ من‌ مرآة الزمان‌ فى‌ تاريخ‌ الاعيان‌» در بيروت‌ (1405ق‌/1985م‌) انتشار يافته‌ است‌؛ 2. رخدادهاي‌ تاريخ‌سلاجقه‌(448-480ق‌/1056-1086م‌).دراين‌ بخش‌ مؤلف‌ بيشتر از تاريخ‌ محمد بن‌ هلال‌ صابى‌ ملقب‌ به‌ غرس‌ النعمة استفاده‌ كرده‌ است‌. اين‌ بخش‌ به‌ كوشش‌ على‌ سويم‌، در انقره‌ (آنكارا) در 1968م‌ چاپ‌ شده‌ است‌؛ 3 و 4. بخشى‌ كه‌ مربوط به‌ تاريخ‌ عصر زندگى‌ مؤلف‌ و سدة پيش‌ از آن‌ است‌ و گويا به‌ همين‌ سبب‌ منقولات‌ اندكى‌ از ديگران‌ دارد. اين‌ بخش‌ با عنوان‌ «الجزء الثامن‌» در دو قسمت‌ (هر قسم‌ در يك‌ مجلد) در حيدرآباد دكن‌ (1370ق‌/1951م‌) طبع‌ شده‌ است‌. كاهن‌1 كه‌ به‌ نسخه‌هاي‌ خطى‌ موجود مرآة الزمان‌ دسترسى‌ داشته‌ است‌، مى‌نويسد كه‌ متأسفانه‌ مرآة الزمان‌ به‌ دو صورت‌ و هر كدام‌ با اندكى‌ تغيير به‌ ما رسيده‌ است‌. گويا مؤلف‌ توفيق‌ پاكنويس‌ كردن‌ يادداشتهاي‌ خود را نيافته‌ و اين‌ كار باعث‌ شده‌ است‌ كه‌ در اغلب‌ نسخه‌هاي‌ موجود يك‌ گروه‌، افتادگيهايى‌ وجود داشته‌ باشد، اما از گروه‌ ديگر تدوين‌ منظم‌ و كامل‌ يونينى‌ محفوظ مانده‌ است‌ (نك: 2 EI). بخش‌ اخير از مرآة الزمان‌ به‌ كوشش‌ جيمز ريچارد جوئت‌1 در 1907م‌ در شيكاگو به‌ صورت‌ عكسى‌ چاپ‌ شده‌ است‌. در اين‌ نسخه‌، تأليف‌ كتاب‌ به‌ ابوالفرج‌ بن‌ جوزي‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ كه‌ ناشر در مقدمة انگليسى‌، آن‌ را تصحيح‌ كرده‌ است‌ (همانجا). منتخباتى‌ از مرآة الزمان‌ هم‌ با ترجمة فرانسوي‌ باربيه‌ دومنار2 در جزء سوم‌ مجموعة تاريخ‌ جنگهاي‌ صليبى‌ در پاريس‌ (1872م‌) چاپ‌ شده‌ است‌ (سركيس‌، 1/69). نسخه‌هاي‌ خطى‌ اجزاء متفرقة اين‌ كتاب‌ در بعضى‌ از كتابخانه‌هاي‌ جهان‌ نگهداري‌ مى‌شود. از جملة اجزاء 2، 4، 9، 11 در كتابخانة كوپريلى‌ (كوپريلى‌، 1/591 -593)، اجزاء 1 تا 5، 7 تا 13 و نيز جزء 17 در كتابخانة احمد ثالث‌ (عبدالبديع‌، 2/242) و 14 جزء با تكرار بعضى‌ از اجزاء در موزه‌ و كتابخانة توپكاپى‌ سرايى‌ (كاراتاي‌، و مجلدات‌ متفرقه‌ در بعضى‌ از كتابخانه‌هاي‌ ديگر نگهداري‌ مى‌شود (زيدان‌، 3/89 -90). 
تذكرة خواص‌ الامة بذكر خصائص‌ الائمة: اين‌ كتاب‌ در ذكر مناقب‌ على‌ بن‌ ابى‌ طالب‌ و ائمة اثنى‌ عشريه‌ است‌. گويا به‌ سبب‌ تأليف‌ همين‌ كتاب‌ مؤلف‌ را شيعه‌ دانسته‌اند. اين‌ كتاب‌ يك‌ بار در 1285ق‌/1868م‌ در تهران‌ چاپ‌ سنگى‌ شده‌ (با توجه‌ به‌ مقدمة كتاب‌، استنساخ‌ و تصحيح‌ اين‌ نسخه‌ در كردستان‌ انجام‌ گرفته‌ است‌) و بار ديگر در 1369ق‌ در نجف‌ به‌ صورت‌ سربى‌ چاپ‌ شده‌ است‌ (مشار، 177، 858). نسخه‌هاي‌ خطى‌ تذكره‌ در كتابخانة مركزي‌ دانشگاه‌ (مركزي‌، 16/866)، ملى‌ ملك‌ (ملك‌، 1/129)، ( ظاهريه‌، 12/126)، بوهار (خان‌ بهادر، 236 )، بانكيپور ( بانكيپور، نگهداري‌ مى‌شود. 
الانتصار و الترجيح‌ للمذهب‌ الصحيح‌: در مناقب‌ ابوحنيفه‌ و تفضيل‌ مذهب‌ او، كه‌ در 1360ق‌/1941م‌ در مصر چاپ‌ شده‌ است‌ (عباس‌، 34). 
كنز الملوك‌ فى‌ كيفية السلوك‌: كه‌ به‌ كوشش‌ گوستا ويتستام‌ در سوئد (1970م‌) طبع‌ شده‌ (همو، 35) و نسخه‌اي‌ خطى‌ از آن‌ در كتابخانة مركزي‌ دانشگاه‌ تهران‌ موجود است‌ (مركزي‌، 10/1709). 
ديگر آثار ابن‌ جوزي‌ اينهاست‌: جوهرة الزمان‌ كه‌ گويا نسخة خطى‌ بخشى‌ از آن‌ در برلين‌ موجود است‌ ( آلوارت‌، )؛ XIX/667 منتهى‌ السؤول‌ فى‌ سيرة الرسول‌، كه‌ نسخة خطى‌ آن‌ در كتابخانة ظاهريه‌ موجود است‌ ( ظاهريه‌، 2/482)؛ الاحاديث‌ المستعصميات‌ الثمانيات‌ ,GAL) )؛ I/425 ايثار الانتصاف‌ (حاجى‌ خليفه‌، 1/205)؛ تلخيص‌ الجامع‌ الكبير كه‌ اصل‌ آن‌ در فروع‌ از محمد بن‌ حسن‌ شيبانى‌ است‌ (همو، 1/567 - 569)؛ رياض‌ الافهام‌ فى‌ فضايل‌ اهل‌ البيت‌ (عباس‌، همانجا)؛ شرح‌ البداية، كه‌ اصلى‌ آن‌ از ابوالحسن‌ مرغينانى‌ حنفى‌ است‌؛ شرح‌ روح‌ العارفين‌ (ابو شامه‌، 93)؛ اللوامع‌ فى‌ احاديث‌ المختصر و الجامع‌ (حاجى‌ خليفه‌، 2/1569)؛ معادن‌ الابريز، در تفسير، در 29 مجلد (ابن‌ شاكر، 4/357)؛ النضيد فى‌ مسائل‌ التوحيد (عباس‌، 37)؛ نهاية الصنايع‌ فى‌ شرح‌ المختصر و الجامع‌ (حاجى‌ خليفه‌، 2/1988). 
مآخذ: ابن‌ تغري‌ بردي‌، يوسف‌، النجوم‌ الزاهرة، قاهره‌، 1348- 1358ق‌؛ ابن‌ جوزي‌، يوسف‌، مرآة الزمان‌، به‌ كوشش‌ احسان‌ عباس‌، بيروت‌، 1405ق‌/1985م‌؛ همان‌، حيدرآباد دكن‌، 1370ق‌/1951م‌؛ همان‌، به‌ كوشش‌ على‌ سويم‌، آنكارا، 1968م‌؛ ابن‌ خلكان‌، وفيات‌؛ ابن‌ شاكر، محمد، فوات‌ الوفيات‌، به‌ كوشش‌ احسان‌ عباس‌، بيروت‌، 1974م‌؛ ابن‌ كثير، البداية؛ ابن‌ واصل‌، محمد، مفرج‌ الكروب‌، به‌ كوشش‌ حسنين‌ محمد ربيع‌، قاهره‌، 1972م‌؛ ابوشامه‌، عبدالرحمان‌، ذيل‌ الروضتين‌، به‌ كوشش‌ محمد زاهد الكوثري‌، قاهره‌، 1947م‌؛ حاجى‌ خليفه‌، كشف‌ الظنون‌، استانبول‌، 1941م‌؛ ذهبى‌، محمد، سير اعلام‌ النبلاء، به‌ كوشش‌ بشار عواد معروف‌ و محيى‌ هلال‌ السرحان‌، بيروت‌، 1405ق‌/1985م‌؛ همو، العبر، به‌ كوشش‌ ابوهاجر بسيونى‌، بيروت‌، 1405ق‌/1985م‌؛ همو، ميزان‌ الاعتدال‌، به‌ كوشش‌ على‌ محمد بجاوي‌، قاهره‌، 1963م‌؛ زيدان‌، جرجى‌، تاريخ‌ آداب‌ اللغة العربية، به‌ كوشش‌ شوقى‌ ضيف‌، قاهره‌، 1957م‌؛ سركيس‌، چاپى‌؛ طاش‌ كوپري‌زاده‌، احمد، مفتاح‌ السعادة، حيدرآباد دكن‌، 1328- 1329ق‌؛ ظاهريه‌، خطى‌ (تاريخ‌)؛ عباس‌، احسان‌، (نك: ابن‌ جوزي‌، در همين‌ مآخذ)؛ عبدالبديع‌، لطفى‌؛ فهرست‌ المخطوطات‌ المصورة، قاهره‌، جامعة الدول‌ العربية؛ غسانى‌، اسماعيل‌، العسجد المسبوك‌، به‌ كوشش‌ شاكر محمود عبدالمنعم‌، بيروت‌، 1975م‌؛ كوپريلى‌، خطى‌؛ مركزي‌، خطى‌؛ مشار، چاپى‌ عربى‌؛ ملك‌، خطى‌؛ نعيمى‌، عبدالقادر، الدارس‌ فى‌ تاريخ‌ المدارس‌، به‌ كوشش‌ جعفر الحسنى‌، دمشق‌، 1948م‌؛ يونينى‌، موسى‌، ذيل‌ مرآة الزمان‌، حيدرآباد دكن‌، 1374ق‌/1954م‌؛ نيز: 
Ahlwardt ; Bankipore ; EI 2 ; GAL ; Karatay , F , E ., Topkap o Saray o M O zesi K O t O phanesi Arap 5 a Yazmalar , Katalogu , Istanbul , 1966 ; Kh ? n Bah ? dur, Catalogue ot the Arabic Manuscripts in the B = h ? r Library, Calcutta, 1923. 
 

 منبع :

http://www.cgie.org.ir/shavad.asp?id=130&avaid=1050


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۱:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

تاريخ سخنوري

سبط بن جوزي (۲)

ابن‌ جوزي‌ در دمشق‌ از ملوك‌ بنى‌ ايوب‌ محبت‌ و احترام‌ فراوان‌ ديد و مجالس‌ وعظ او به‌ سبب‌ خوش‌ سيمايى‌ و شيرين‌ سخنى‌ وي‌ قبول‌ تام‌ يافت‌ (ذهبى‌، العبر، 3/274؛ همو، سير، 23/297). در 604ق‌/1207م‌ به‌ حج‌ رفت‌ و گرماي‌ شديد آن‌ سال‌ را تحمل‌ كرد و مرگ‌ حاجيان‌ بسياري‌ را بر اثر تشنگى‌ شاهد بود. چندانكه‌ مى‌گويد سه‌ روز تمام‌ در ميان‌ مردگان‌ راه‌ مى‌رفته‌ است‌ (8(2)/532 -533). در 607ق‌/1210م‌ با الملك‌ المعظم‌ عيسى‌ (د 624ق‌/1227م‌) به‌ غزا رفت‌ (همو، 8(2)/544). در 619ق‌ دوباره‌ عازم‌ سفر حج‌ شد، اما بر اثر فرو افتادن‌ از اسب‌ دو ماه‌ بستري‌ گرديد (همو، 8(2)/624). 
شمس‌ الدين‌ در 641ق‌/1243م‌ به‌ هنگام‌ منازعات‌ امراي‌ ايوبى‌ در مصر بوده‌ است‌ (همو، 8(2)/741). در 643ق‌ از مصر به‌ قاسيون‌ بازگشت‌ و بيمار شد. سال‌ بعد روانة عراق‌ گرديد و در رمضان‌ همان‌ سال‌ به‌ بغداد رسيد (همو، الله‌ تركى‌ عونى‌ هبيري‌ بغدادي‌ (582 -654ق‌/1186-1256م‌)، واعظ و مورخ‌. مادرش‌ رابعه‌ دختر عبدالرحمان‌ بن‌ جوزي‌ بود (ابن‌ جوزي‌، 8(2)/503) و به‌ همين‌ سبب‌ به‌ سبط ابن‌ جوزي‌ معروف‌ شد. رابعه‌ نخست‌ در 571ق‌/1175م‌ به‌ عقد ابوالفتح‌ بن‌ رشيد طبري‌ درآمد (همو، 8(1)/331-332) و چون‌ ابوالفتح‌ درگذشت‌ با حسام‌الدين‌ ازدواج‌ كرد. حسام‌ الدين‌ قزاوغلى‌ از بردگان‌ عون‌ الدين‌ يحيى‌ بن‌ هبيرة وزير و به‌ منزلة فرزند او بود كه‌ او را آزاد و رابعه‌ را براي‌ او خواستگاري‌ كرد (يونينى‌، 1/39). جالب‌ است‌ كه‌ قزاوغلى‌ نيز در تركى‌ به‌ معناي‌ سبط است‌. شمس‌الدين‌ يوسف‌ به‌ گفتة محيى‌الدين‌ يوسف‌ ابن‌ جوزي‌ (ه م‌) در رجب‌ 581/ سپتامبر 1185 يا چنانكه‌ خود از مادرش‌ نقل‌ كرده‌ در 582ق‌/1186م‌ به‌ دنيا آمد (ابن‌ خلكان‌، 3/142؛ يونينى‌، 1/42). جرجى‌ زيدان‌ (3/89) مى‌نويسد كه‌ چون‌ شمس‌الدين‌ به‌ دنيا آمد، مادرش‌ مرد، ولى‌ مأخذي‌ كه‌ مؤيد اين‌ قول‌ باشد، نديديم‌. 
ابن‌ جوزي‌ تحت‌ توجه‌ جدش‌ ابوالفرج‌ عبدالرحمان‌ بن‌ جوزي‌ (ه م‌) پرورش‌ يافت‌ (ابن‌ تغري‌ بردي‌، 7/39). در بغداد از جد خويش‌ و از عبدالمنعم‌ بن‌ كليب‌، ابن‌ قبيطى‌، عبدلله‌ بن‌ ابى‌ بكر معروف‌ به‌ ابن‌ سدان‌ حربى‌، موفق‌الدين‌ عبدالله‌ مقدسى‌، ابوحفص‌ بن‌ طبرزد، ابواليمن‌ كندي‌ و برخى‌ ديگر حديث‌ شنيد (ابن‌ جوزي‌، 8(1)/193، 8(2)/527، 564، 578، 627). ادب‌ را نزد ابوالبقا و فقه‌ را نزد حصيري‌ خواند و همچون‌ داييش‌ محيى‌الدين‌ ابن‌ جوزي‌ از دست‌ شيخ‌ ضياءالدين‌ عبدالوهاب‌ ابن‌ سكينه‌ خرقه‌ پوشيد (ابن‌ شاكر، 4/356). خود مى‌نويسد كه‌ الجامع‌ الصغير و قدوري‌ را نزد جمال‌ الدين‌ محمود حصيري‌، و صحاح‌ جوهري‌ را نزد تاج‌الدين‌ كندي‌ خوانده‌ است‌ (همو، 8(2)/576، 720-721). ابن‌ جوزي‌ در 590ق‌/1194م‌ شهاب‌ الدين‌ عمر بن‌ محمد سهروردي‌ را در رباط درب‌ المقبرة بغداد در حال‌ وعظ ديده‌ است‌ (همو، 8(2)/679). او در ذيل‌ وقايع‌ 596ق‌/1200م‌ مى‌نويسد كه‌ اين‌ سال‌ ابتداي‌ جلوس‌ وي‌ بر تربت‌ امام‌ احمد حنبل‌ بود. از آن‌ جلسات‌ نيز به‌ نيكى‌ ياد مى‌كند (همو، 8(2)/468). 
شمس‌الدين‌ در 600ق‌/1204م‌ از بغداد به‌ شام‌ سفر كرد و اين‌ اولين‌ سفر او بود؛ ابتدا به‌ دقوتا رفت‌ و با خطيب‌ و واعظ آنجا كه‌ حجت‌ ناميده‌ مى‌شد، ديدار كرد و از او حديث‌ شنيد. پس‌ به‌ اربل‌ رفت‌ و شيخ‌ محيى‌الدين‌ ساقانى‌ را ملاقات‌ كرد. آنگاه‌ به‌ موصل‌ رفت‌ و در آنجا ضمن‌ برپايى‌ جلسة وعظ كه‌ قبول‌ تمام‌ يافت‌، جماعتى‌ از علما و محدثان‌ از جمله‌ خطيب‌ ابوطاهر احمد بن‌ عبدالله‌ طوسى‌ را درك‌ كرد. از آنجا به‌ حران‌ رفت‌ و از فخرالدين‌ محمد ابن‌ تيميه‌، ابن‌ طباخ‌، عبدالقادر رهاوي‌، و جز آنان‌ حديث‌ شنيد. پس‌ به‌ حلب‌ رفت‌ و شمائل‌ النبى‌ را از افتخارالدين‌ و اسباب‌ النزول‌ را از عبدالرحمان‌ بن‌ استاد شنيد. از آنجا به‌ دمشق‌ رفت‌ و در قاسيون‌ نزديك‌ فارسيه‌ فرود آمد. در جامع‌ دمشق‌ جلسه‌ داشت‌ و خود اين‌ جلسات‌ را به‌ غرفه‌هاي‌ بهشت‌ تشبيه‌ كرده‌ است‌. پس‌ به‌ زيارت‌ بيت‌المقدس‌ و قبر ابراهيم‌ خليل‌(ع‌) رفت‌ كه‌ در آنجا هم‌ جلسه‌ داشت‌. سپس‌ به‌ قاسيون‌ بازگشت‌ و تا 603ق‌/1207م‌ در آنجا بود. آنگاه‌ به‌ حلب‌ رفت‌ و در شام‌ تاج‌الدين‌ كندي‌، قاضى‌ جمال‌الدين‌ بن‌ حرستانى‌، شمس‌الدين‌ بن‌ شيرازي‌، شرف‌الدين‌ بن‌ موصلى‌ و بنى‌ عساكر را ملاقات‌ كرد و از موفق‌الدين‌ حنبلى‌، داوود بن‌ ملاعب‌، ابن‌ صصري‌ و ديگران‌ استفاده‌ برد و با ابوعمر شيخ‌ فارسيه‌ مصاحبت‌ داشت‌. 
ابن‌ جوزي‌ مى‌گويد: همنشينى‌ با اينان‌ خانواده‌ و وطن‌ را از ياد او برده‌ بوده‌ است‌ (همو، 8(2)/516 -517). آنچه‌ نقل‌ شد مفصل‌ترين‌ سخنى‌ است‌ كه‌ شمس‌ الدين‌ يوسف‌ دربارة خويش‌ گفته‌ است‌، ولى‌ او در مواضع‌ ديگر نيز از مشايخ‌ و اساتيد خود، از جمله‌ ابن‌ عساكر، شرف‌الدين‌ اسماعيل‌ موصلى‌ فقيه‌ و ديگران‌ (8(2)/581، 663، 674) ياد كرده‌ است‌.
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۱:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

تاريخ سخنوري

امام علي (ع) ، برترين خطيب تاريخ (5 )

از قديم الايام دو روش مهم تبليغي وجود داشته است:

1. زبان خطابه اي 2. زبان شعري

هر كدام از اين دو، موقعيتي ويژه در ميان ملل و اقوام داشته اند. گاهي يك بيت شعر، شعله اي از آتش خشم به جان عده اي افكنده و باعث سال ها جنگ و خونريزي شده است و گاهي سخن حساب شده و سنجيده و از عمق جان برخاسته اي طوفاني را مهار كرده است. اين مقاله نگاهي گذرا بر دو تن از خطيبان تاريخ اسلام است.

اولين سخنور و خطيب

در همه دوران هاي عربي و اسلامي و بلكه تاريخ بشري، هيچ كسي دربلاغت سخن منزلت حضرت علي بن ابي طالب(ع) را نداشته است.

كلام او تمامي امتيازات پر ارج سخنوري را دارد.

نهج البلاغه شاهكار علم و ادب و فصاحت و بلاغت است، در حالي كه كلام براي حضرت وسيله است نه هدف. آن حضرت مي خواستند انسان هارا هدايت كنند نه اين كه هنرنمايي كنند. اگر هدف حضرت خلق يك اثر هنري بود حتما زلزله بزرگتر و عجيب تري ايجاد مي كرد.

مرحوم شهيد مطهري مي فرمايد:

«ميخائيل نصيحه » نويسنده لبناني در مقدمه كتاب جرج جرداق گويد:

«علي(ع) تنها در ميدان جنگ قهرمان نبود، در همه جا قهرمان بود. در صفاي دل، پاكي وجدان، جذابيت سحرآميز بيان، انسانيت واقعي... او در همه ميدان ها قهرمان بود» 

 (سيري در نهج البلاغه، ص 20. )

به گفته جاحظ، ابن عباس كه خود سخنوري برجسته بود، در مقابل حضرت علي(ع) زانو مي زد و كلام آن حضرت را مي شنيد. تمامي كساني كه اهل سخن بوده و هستند با شنيدن و خواندن كلمات علي(ع)مسحور مي شوند. سخنان حضرت آن چنان عظمتي دارد كه گاهي ازشنيدنش به گريه مي افتادند و چه بسا قالب تهي مي كردند.

وقتي حضرتش خطبه معروف الغراء را القا فرمود، بدن ها لرزيد واشك ها جاري شد و دل ها به تپش افتاد. 

 ( شهيد مطهري سيري در نهج البلاغه نقل ازمرحوم سيد رضي(ره)،ص 9. )

همام بعد از شنيدن صدصفت از صفات متقين در بيان حضرت(ع) خشكيد و به زمين افتاد. وجان به جان آفرين تسليم كرد!

اعتراف سخنوران بر عظمت سخنان حضرت امير(ع)

ابن مقفع دانشمند و نويسنده عرب مي گويد:

هفتاد خطبه از خطبه هايش را حفظ كردم پس از آن ذهنم جوشيد كه جوشيد. 

 ( همان ص 11 - 12 -16.)

ابن ابي الحديد معتزلي مي گويد:

به حق، سخن علي را از سخن خالق فروتر و از سخن مخلوق فراترخوانده اند. 

 ( همان ص 11-12-16. )

او در جلد چهارم كتابش پس از شرح نامه امام(ع) به عبدالله بن عباس گويد: 

(همان ص 11-12-16.)

فصاحت را ببين كه چگونه افسار به دست اين مرد داده و مهار خود را به او سپرده است. نظم عجيب الفاظرا تماشا كن... مانند چشمه اي كه خود به خود بدون مزاحمت مي جوشد. سبحان الله... علي(ع) مافوق بشر است.

شيخ محمد عبده در مقدمه شرح خود بر نهج البلاغه گويد:

در همه مردم عرب زبان يك نفر نيست، مگر آن كه معتقد است، سخن علي(ع) بعد از قرآن و كلام نبوي، شريف ترين و بليغ ترين و پرمعناترين و جامع ترين سخنان است. 

 (همان مصدر، ص 18.)

طه حسين، اديب و نويسنده مصري در كتابش، داستان مردي را نقل مي كند كه در جريان جنگ جمل دچار ترديد مي شود. آن مرد با خود مي گويد: چطور ممكن است شخصيت هايي مثل طلحه و زبير بر خطا باشند؟! پس درد دل خود رابا علي(ع) در ميان مي گذارد. حضرت به او مي فرمايد:

«انك ملبوس عليك. ان الحق و الباطل لا يعرفان باقدار الرجال.

اعرف الحق تعرف اهله، و اعرف الباطل تعرف اهله ». 

 (همان مصدر، ص 18.)

طه حسين سپس مي گويد:

«من پس از وحي و سخن بالا، جوابي پر جلال تر و شيواتر از اين جواب نديده و نمي شناسم. 

 (همان مصدر، ص ۱۹.)


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۱:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

تاريخ سخنوري

صعصعة بن صوحان عبدي

او از برجسته ترين ياران و شاگردان حضرت علي(ع) بود و همواره در همه جا در كنار حضرت علي(ع) بود.

امام صادق(ع) در شان و مقام و منزلت او فرموده اند:

«ما كان مع اميرالمؤمنين(ع) من يعرف حقه الا صعصعه و اصحابه وله مسجد بالكوفه معروف » 

(مجمع البحرين طريحي، ج 2، ص 359. در مفاتيح الجنان نام ومحل مسجد و اعمال آن آمده است.)

مرحوم شهيد مطهري در پاورقي كتابش آورده است:

وي از اكابر اصحاب اميرالمؤمنين و از خطباي معروف است. او جزءمعدود افرادي است كه در شب وفات حضرت امير(ع) در تشييع جنازه آن حضرت شركت كرد و پس از تدفين، كنار قبر حضرتش ايستاد. يك دست روي قلب متهيج و پر تپش خود گذاشت و با دست ديگر مشتي ازخاك برداشت و بر سر ريخت و خطابه اي پر شور و هيجان در جمع خاندان و ياران خاص حضرت ايراد كرد. 

( سيري در نهج البلاغه، ص 14. )

او از شجاعان لشكر امام و ياوران مخلص حضرتش بود.

صعصعه به حدي بليغ و فصيح بود كه گاهي حضرت علي(ع) به سخنوري او توجه خاص مي فرمود.

جاحظ در كتاب البيان گويد:

از هر دليلي بالاتر بر سخنوري او اين كه علي(ع) گاهي مي نشست واز او مي خواست سخنوري كند. 

( سيري در نهج البلاغه، ص 14. )

هنگامي كه امام علي(ع) به خلافت رسيد و در مسجد مدينه بر بيعت آن حضرت اجتماع شد، صعصعه بعد از بيعت در جملاتي كوتاه و زيباو پر ارزش گفت:

والله زينت الخلافه و ما زانتك رفعتها و ما رفعتك وهي اليك احوج منك اليها. به خدا قسم تو خلافت را آراستي و آن تو رانياراست، تو مقام آن را بالا بردي نه آن مقام تو را و آن به تونيازمندتر است تا تو به آن.

و از همه اين نكات بالاتر، امام به صراحت او را خطيب خطاب مي فرمود:

هذا الخطيب الشحشح: اين خطبه خوان ماهر و زيرك است.

سيد رضي درباره شحشح گويد:

شخص ماهر و زيرك و استاد در خطبه خواندن و تواناي در اداي سخن رسا را گفته است، و هر تندگذر در سخن و رفتار را شحشح گويند.

ابن ابي الحديد گويد:

صعصعه را فخر و سرافرازي همين بس كه مانند علي بن ابي طالب(ع)او را به مهارت، استادي و فصاحت زبان و توانايي بر سخن بستايد. 

( سيري در نهج البلاغه، ص 14. )

عقيل بن ابي طالب آن جا كه معاويه از صعصعه سؤال مي كند گويد:

اما صعصعه: فعظيم الشان عضب اللسان، قائد فرسان، قاتل اقران يرتق ما فتق و يفتق ما رتق قليل النظير. 

( مروج الذهب، ج 3، ص 37. مخاريق كلام، سخنوران برجسته. )

صعصعه منزلتي والا دارد. زباني دارد مثل شمشير برنده و فرمانده شيران شجاع و كشنده شجاعان مهار كننده شكاف ها و شكافنده قفل هااست. او كم نظير است.

اين خطيب كم نظير، از بدو تسليم در مقابل دين اسلام تا سال شصت هجري از ولايت و دين با زبان و شمشير دفاع كرد و در راه هدف ازمولايش علي(ع) جدا نشد، مگر مواقعي كه او را تبعيد و از مدينه دورش كردند و حتي در تبعيد مدافعي سر سخت براي علي(ع) بود.

احتجاجات و سخنوري هاي صعصعه

اينك به بيان نكته هايي از اين مبلغ و خطيب وارسته مي پردازيم:

1. هنگامي كه عثمان او را با عده اي به شام تبعيد نمود، معاويه براي محك زدن آنان جلساتي با آن ها داشت و گاهي برتري هاي خودش را مطرح مي كرد، روزي گفت: قريش دريافت كه ابوسفيان بهترين آن ها و پسر بهترين آن ها است، مگر آن چه خداوند براي پيامبرش محمد(ص) قرار داده، زيرا او انتخاب شده خداوند است. اگرابوسفيان پدر تمامي انسان ها بود، همه انسان ها حليم و بردباربودند.

در اين هنگام خطيب شجاع صعصعه برخاست و گفت:

دروغ گفتي. بهتر از ابوسفيان را خدا آورده است.

كسي كه خداوند او را به دست خود خلق كرد و روح بر او دميد وبه ملائكه فرمود سجده اش كنيد و در بين فرزندان او خوب و بد وزيرك و احمق وجود دارد. 

 ( مروج الذهب، ج 3، ص 40. )

2. گروهي از مردم عراق بر معاويه وارد شدند. معاويه گفت:

آفرين بر شما مردم عراق به سرزمين مقدسي گام نهاديد. زميني كه حشر و نشر در آن است و نزد برترين امير آمديد.

صعصعه از ميان برخاست و پس از حمد خداوند و درود بر رسولش(ص)گفت: معاويه! اين كه گفتي سرزمين مقدس، سوگند به جانم كه سرزمين باعث تقدس افراد نمي شود و اعمال است كه موجب ارزش است.

و حشر و نشر نيز مربوط به اعمال است. اما اين كه خود را برترين امير دانستي، برترين امير حضرت آدم(ع) است.

ديگران دسته اي نيك و برخي سفيه و احمق و برخي عالم يا جاهل هستند. معاويه برآشفت و گفت:

به خدا قسم ترا خوار و فراري شهرها خواهم ساخت.

صعصعه گفت:

«والله ان في الارض لسعه و ان في فراقك لدغه » به خدا قسم سرزمين خدا وسيع و دوري از تو راحتي است.

معاويه گفت: سهمت را قطع مي كنم.

صعصعه گفت:

«ان كان ذالك بيدك فافعل، ان العطاء و فضايل النعماء في ملكوت من لا تنفد خزائنه ولا يبيد عطاء».

معاويه گفت: با اين حرف ها خودت را به كشتن دادي.

صعصعه گفت:

لا تقتل النفس التي حرم الله الا بالحق. و من قتل مظلوما كان الله لقاتله مقيما يرهقه اليما و يجرعه حميما و يصليه جحيما. 

 (الغدير، ج 10، ص 174. )

در اين هنگام معاويه به عمروعاص گفت تو با او سخن بگو:

عمر و عاص گفت: چه چيزي تو را بر سلطنت شورانيده؟

صعصعه گفت: واي بر تو; اي پناه گاه فراريان فاسد و دشمن خيرخواهان.

3. در مورد ديگري به معاويه گفت:

«انما انت طليق ابن طليق اطلقكما رسول الله فاني تصلح الخلافه للطليق ». 

 (الغدير، ج 10، ص 174. )

تو آزاد شده فرزند آزاد شده اي. شما راپيامبر آزاد كرد. بندگان آزاد شده شايسته خلافت نيستند.

4. در يكي از اوقات كه صعصعه سخنراني مي كرد، عثمان بن عفان گفت:

ايها الناس ان هذا البجباج النفاح ما يدري من الله ولا اين الله!

صعصعه گفت:

اما قولك: ما ادري من الله. فان الله ربنا رب آباونا الاولين اما قولك: لا ادري اين الله. فان الله لبالمرصاد.

سپس قرائت كرد:

اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا ان الله علي نصرهم لقدير. 

 ( الغدير، ج ۹ ص ۱۴۷ . )

و مسعودي مي گويد:

براي صعصعه اخباري نيكو و كلامي در نهايت فصاحت و بلاغت و ايضاح معاني و ايجاز و اختصار است. 

 ( مروج الذهب، ج 3، ص 43، ص 46. )

و با ابن عباس مصاحبه مفصلي دارد كه در آخر ابن عباس گويد:

انت يابن صوحان باقر علم العرب. 

 (مروج الذهب، ج 3، ص 43، ص 46.)


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۱:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ank">۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازار