مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3870
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 12
همه : 5164833

شبي از شبها مردي خواب عجيبي ديد ، او در عالم رويا ديد پا به پاي خداوند روي ماسه هاي ساحل دريا قدم مي زند

و در همان حال ، در آسمان بالاي سرش ، خاطرات دوران زندگي اش به صورت فيلمي در حال نمايش است او كه محو تماشاي زندگيش بود،

 

ناگهان متوجه شد كه گاهي فقط جاي پاي يك نفر روي شن ها ديده مي شود و آن هم وقت هائي است كه او دوران پر درد و رنج زندگي اش را طي ميكرده است.

بنابراين با ناراحتي به خدا كه در كنارش بود ، گفت : پروردگارا ، تو فرموده بودي كه اگر كسي به تو روي آورد و تو را دوست بدارد در تمام مسير زندگي ، كنارش خواهي بود و او را محافظت خواهي كرد .

پس چرا در مشكل ترين لحظات زندگيم ، فقط جاي پاي يك نفر وجود دارد ، چرا مرا در لحظاتي كه به تو سخت نياز داشتم تنها گذاشتي؟



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۰:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]
هنگام درس دادن استاد سر كلاس :
 
(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)
 
وقتي استاد خبر امتحان رو ميده :
 
(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)
 
موقع امتحان:
 
(.) (.) (.) (.) (.) (.)
 
وقتي استاد موقع امتحان حواسش جمع ميكنه واسه مچ گيري:
 
(.) (.) (.) (.) (.)
 
وقتي كه نمره ها رو ميزنن :
 
๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)
                                                                                                        L.abdollahi


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۰:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

حقيقتي كوچك

 
حقيقتي كوچك براي آناني كه مي خواهند زندگي خود را 100% بسازند!!!

اگر

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

برابر باشد با

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

 (تلاش سخت) Hard work

 H+A+R+D+W+O+ R+K

8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%

*

(دانش) Knowledge

K+N+O+W+L+E+ D+G+E

11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96% 

*

(عشق) Love

L+O+V+E

12+15+22+5=54%

*

خيلي از ما فكر ميكرديم اينها مهمترين باشند مگه نه؟!!!

پس چه چيز 100% را ميسازد؟؟؟

(پول) Money

M+O+N+E+Y

13+15+14+5+25= 72%

*

(رهبري) Leadership

L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P

12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89%

*

پس براي رسيدن به اوج چه كنيم؟ 

(نگرش) Attitude 

1+20+20+9+20+ 21+4+5=100% 

*

اگر نگرشمان را به زندگي، گروه و كارمان عوض كنيم زندگي 100% خواهد شد.

نگرش همه چيز را عوض ميكند، نگرشت را عوض كن همه چيز عوض ميشود..


                                                                                                   shab ahange del aram


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۰:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

گنجشكي با عجله و تمام توان به آتش نزديك مي شد
و برمي گشت !
پرسيدند :
چه مي كني ؟
پاسخ داد :
در اين نزديكي چشمه آبي هست و من مرتب نوك خود را پر از آب مي كنم و آن را روي آتش مي ريزم ...

گفتند :
حجم آتش در مقايسه با آبي كه تو مي آوري بسيار زياد است
و اين آب فايده اي ندارد
گفت :
...شايد نتوانم آتش را خاموش كنم ،
اما آن هنگام كه خداوند مي پرسد :
زماني كه دوستت در آتش مي سوخت تو چه كردي ؟
پاسخ ميدم :
هر آنچه از من بر مي آمد !!!!!

 

مرد بزرگ كسي است كه در ســـينه قلبي كودكانه داشته باشد.

              ******************************

غرورت رو به خاطر كسي كه دوستش داري

از دست بدي تا اين كه


كسي رو كه دوست داري به خاطر غرورت از دست بدي

              *******************************

در شادي علت باشيم نه شريك ، و در غم شريك باشيم نه علت !! (زرتشت)

 

           ******************************

نخستين نشانه فساد ترك صداقت است. «ميشل دو مونتي»

 

                                                                                      



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۰:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

سعيد جليلي، غلامعلي حدادعادل، محسن رضايي، حسن روحاني، محمدرضا عارف، محمد غرضي، محمدباقر قاليباف، علي‌اكبر ولايتي ۸ نامزد تأييد صلاحيت شده از سوي شوراي نگهبان هستند.

يازدهمين دوره رقابت هاي انتخاباتي رياست جمهوري پس از اعلام نظر شوراي نگهبان و اعلام رسمي وزارت كشور با 8 كانديدا بر گزار خواهد شد.

اسامي كانديداهاي اين دوره به ترتيب حروف الفبا 1- سعيد جليلي 2- غلامعلي حداد عادل 3- محسن رضايي 4- حسن روحاني 5- محمدرضا عارف 6- محمد غرضي 7- محمدباقر قاليباف 8- علي اكبر ولايتي مي باشد.

*** محمد باقر قاليباف ***


در سال 1340 در طرقبه به دنيا آمدم. روز اول شهريور. طرقبه شهر كوچكي است و ييلاق مشهد محسوب مي‌شود. پول‌دار نبوديم. زندگي‌مان معمولي بود و چرخ آن بي هل‌دادن نمي‌چرخيد. من بچه بودم. درآمدي نداشتم. اما هر وقت مي‌توانستم كار كوچكي كنم و درآمد اندكي به دست بياورم كه كمك پدر و خانواده باشد اين كار را مي‌كردم


روابط ما در خانواده‌مان روابط گرمي بود. همديگر را دوست داشتيم و دوست داريم. چيز عجيبي هم نيست. مردم ايران معمولا همين ‌طوراند. پدرم محور خانواده است. انسجام و پيوستگي خانه با او بود. در كنار او محبت ميان باقي اعضاي خانواده معنا پيدا مي‌كرد.

شانزده ساله كه بودم، سال 1356، اوج بي‌قراريم بود. پر از انرژي بودم. عجيب بود. كشور هم انگار تازه شانزده سالش شده باشد، همين حال را داشت. پر از انرژي شده بود و از وضع موجود ناراضي بود. آرمان‌هاي امام اين امكان را فراهم مي‌كرد.

امام مي‌خواست مردم اسلام را بشناسند و عمل كنند. مي‌خواست مردم آقاي خودشان و بنده‌ي خدا باشند. ما با امام نفس مي‌كشيديم و هر چه دستمان مي‌رسيد، هر چه كه به انقلاب مربوط بود، مي‌خوانديم. از يك سو تشنه‌ي خواندن و دانستن بوديم و از سوي ديگر، تشنه‌ي حركت و عمل.

كتاب مي‌خوانديم، اعلاميه مي‌خوانديم، پاي سخن‌راني و منبر مي‌رفتيم؛ مسجد كرامت، امام حسن مجتبي و موسي‌الرضا. منبر شهيد هاشمي نژاد، شهيد كامياب، شهيد ديالمه، آيت‌الله خامنه‌اي، حاج آقا قادري و شيخ علي تهراني شده بود پاتوق‌مان.

همان‌قدر هم كار مي‌كرديم و دنبال كار بوديم. دوست نداشتيم كنار بنشينيم و فقط حرف بزنيم. امروز ديگر همه‌ي اين مجالس قابل تأييد نيستند اما آن روزها همه‌ي اين‌ها مجلس مذهبي به حساب مي‌آمدند. مثلاً پايگاه اصلي حجتيه هم مشهد بود. مردم وقتي فاصله‌شان با انقلاب روشن شد، ازشان جدا شدند.

همان سال در اوج خفقان با چند تا از هم‌مدرسه‌اي‌هام انجمن اسلامي دانش‌آموزان را راه انداختيم. اين انجمن هسته‌ي اوليه‌ي انجمن اسلامي دانش‌آموزان خراسان و بعد كشور شد. يادشان به خير، فاضل‌الحسيني و جامي كه آن روزها از فعالان بودند شهيد شدند.

انقلاب تازه پيروز شده بود، ضد انقلاب از چپ و راست و كمونيست و سلطنت‌طلب در مخالفت با انقلاب به يك نقطه‌ى توافق رسيده بودند؛ مي‌خواستند مردم را از كارشان پشيمان كنند، شروع كرده بودند به ترور و خراب‌كاري.

مثلا مى‌رفتند در همين خيابان امام رضاى مشهد در عطارى يك پيرمرد ساده‌ى شهرستانى نارنجك مى‌انداختند چون پسرش در سپاه بود. مردم هم همه شدند يك صدا. احساس وظيفه مى‌كردند كه بروند اسلحه دست گرفتن را ياد بگيرند تا از خودشان و انقلاب و كسانشان دفاع كنند.

اصلا كميته‌ها و سپاه همين طور به وجود آمد. اسم سپاه را اگر دقت كنيد نشان مى‌دهد در چه وضعى بوده است؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى. يعنى انقلاب اسلامى نياز داشته تا كسانى ازش پاسدارى كنند.

حتى روزى در يك ديدار با امام - گمان كنم ديدار با روزنامه‌نگاران بود - پارچه‌اى نوشته بودند كه «واى به روزى كه قلم‌ها را زمين بگذاريم و مسلسل دست بگيريم.» كه امام صحبتى كرد به اين مضمون كه خدا كند روزى مسلسل‌ها را هم زمين بگذاريم و آن‌ها هم كه به ضرورت تفنگ دست گرفته‌اند قلم به دست بگيرند.

محمود كاوه و ولى‌الله چراغ‌چى و برونسى اين‌طورى شد كه رفتند پاسدار شدند. همت معلم بود. اگر هم جنگ و ضدانقلاب، هستى انقلاب را به خطر نينداخته بودند همان درسش را مى‌داد. عشق تفنگ كه نداشت.

باكري هم شهردار بود. شهردار اروميه. غلام‌حسين افشردى هم كه بعدها شد حسن باقرى، خبرنگار بود. خبرنگار روزنامه‌ى جمهورى اسلامى. كسى كه از بزرگ‌ترين طراحان جنگ در قرن بيستم محسوب مى‌شود.

من هم هجده سالگيم در سال پنجاه و هشت بود. مى‌شد راحت بروم خدمت سربازيم را كنم و بروم دنبال درس و زندگيم يا در مغازه‌ى پدرم بايستم و يك لقمه نان حلال گير بياورم و بخورم.

خواستم دينم را به انقلاب ادا كنم. رفتم جبهه. اين سال‌ها گاهى كسانى طورى برخورد مى‌كنند كه انگار بگويند «يا تو يك ديكتاتور نظامى هستى يا بايد از دوره‌اى كه نظامى بوده‌اى ابراز ندامت كنى.» نه. ندامتى در من نيست. خوش‌حالم كه از كشورم و انقلاب مردمم دفاع كردم.

خوش‌حالم كه با ديوانه‌ى متجاوزى مثل صدام جنگيدم. خوش‌حالم كه با شهدايى كه اسم بردم نشستم و برخاستم. ايران كه آمريكاى بعد از جنگ ويتنام نيست. ما كه متجاوز نبوده‌ايم.

ما مردمى هستيم سرافراز. مردمى كه تنها در حد دفاع از خودمان و حتى كم‌تر از آن از سلاح و امكان نظاميمان استفاده كرده‌ايم. من هنوز هم به پاسداريم افتخار مي‌كنم. سال شصت و يك من را كردند فرمان‌ده تيپ امام رضا و يك سال بعد فرمان‌ده لشكر پنج نصر خراسان.

برادرم حسن هم غواص همان لشكر بود. من همان سال ازدواج هم كردم. بيست و دو سالم بود. آن‌ها كه به من اعتماد كردند و وظيفه‌ى فرمان‌دهى را به گردن من گذاشتند چه شجاعتى داشتند و من كه پذيرفتم هم چه شجاعتى داشتم و ببين كه حالا بعضى از ما چه فراموش‌كار شده‌ايم كه به مرد سى ساله و چهل ساله اعتماد نمى‌كنيم و كار نمى‌سپريم و مى‌گوييم هنوز جوان است.

برادرم حسن در كربلاي چهار شهيد شد. جنگ چنين چيزى بود. ما در جنگ داغ ديديم و رنج كشيديم و بزرگ شديم. اگر كسى خيال مى‌كند اين كه گفته‌اند جنگ بركت بود يعنى ايام به كام بود و همه چيز جفت و جور، در اشتباه است.

ما در جنگ برادران تني‌مان و برادران ايماني‌مان را از دست داديم. براى من از دست دادن حسن قاليباف شايد همان قدر سخت بود كه از دست دادن ولي‌الله چراغ‌چي.

ولي‌الله چراغ‌چي هم براى من مثل برادر بود. ولي به راهى پا گذاشته بود كه همه مى‌دانستيم آخرش فراق اين دنيا و سعادت آن دنيا است. او به كام خودش رسيد و ما هم بايد شكيبايى كنيم تا ببينيم خدا براي‌مان چه خواسته است.

اين را كه در اين هشت سال و بعد از اين هشت سال كجا بودم و چه كردم نه مى‌توانم بگويم و نه مى‌توانم بگذرم. گفتنش به خودستايى‌هاى اغراق‌آميز و سرگيجه‌آور شبيه است و نگفتنش از سويى شبيه گريز و ندامت از گذشته است و از سويى شبيه كفران نعمت. نعمت بودن در شرايطى و در كنار و زير دست كسانى كه اين تجربه‌ها را ميسر كردند و گذاشتند تا باقر قاليباف جوان بشود آدمى كه الان هست.

كوتاه مى‌گويم. بعد از جنگ هم باز مى‌توانستم بروم دنبال همان يك لقمه نان حلال بى‌دغدغه. اما نرفتم. هنوز غرب كشور كاملا امن نبود مدتي ماندم تا امنيت غرب كامل شود. نگذاشته بوديم ايران به چنگ مهاجم وحشى بيفتد اما در همين كش‌مكش او كم ويرانى پديد نياورده بود.

هر كس خرمشهر را پس از جنگ ديده باشد مى‌داند كه از چه ويرانى‌اى صحبت مى‌كنم. باز هم ساختن وظيفه بود. در سال 1373 من را فرمان‌ده قرارگاه سازندگى خاتم‌الانبيا كردند.

در اين سمت در پروژه‌هايي شركت داشتم. مثلا راه‌آهن مشهد سرخس، گازرساني به پنج استان مركزي و غربي، ساخت سازه‌هاي عظيم دريايي خليج‌فارس و نيز سد بزرگ كرخه كه يكي از افتخارات مهندسي كشور است.

در همين سال‌ها برايم مسجل بود كه بى‌دانستن و بى آموختن نمى‌شود كارها را درست انجام داد. دانشگاه هم ديگر يك وظيفه بود. كار مى‌كردم و درس مى‌خواندم. رفته بودم دانشگاه تهران و كارشناسى ارشد جغرافياى سياسى مى‌خواندم. مى‌شد بروم در يك دانشگاه نظامى درس بخوانم. اما ترجيح دادم بروم دانشگاه تهران.

در سال 1376 مقام معظم رهبرى فرمان‌دهى نيروى هوايى سپاه را به عهده‌ام گذاشتند. بدون تخصص كه نمي‌شود كاري را پذيرفت. پس از ماه‌ها كار فشرده به فرانسه رفتم و امتحان خلبانى ايرباس را دادم تا مطمئن شوم كه اين مدرك را هم با تلاش گرفته‌ام نه مثلا با اسم قاليباف يا فرمان‌ده نيرو. هنوز هم خلبان ايران اير هستم و پرواز مي‌كنم.

در نيروى هوايى سپاه سعى كردم خدمت كنم. پيش از من كارهاى بسيارى كرده بودند و لازم بود كارهاى ديگرى هم در ادامه انجام شود. سعى كردم اتفاق‌هاى خوبى در نيرو رخ بدهد. در زمينه‌هاي ترابري هوايي به دست‌آوردهاي خوبي رسيديم.

هم‌زمان در كنكور دكترى هم شركت كردم و در دانشگاه تربيت مدرس پذيرفته شدم. عنوان تز دكتريم «بررسي سير تكوين نهادهاي محلي ايران در دوره‌ي معاصر» بود.

در سال 1379، مقام معظم رهبرى فرمان‌دهى نيروى انتظامى را به عهده‌ام گذاشتند. نحوه‌ى حضورم در آن‌جا و نيز تغييراتى كه در نيروى انتظامى در آن دوره ايجاد شد نيز نياز به گفتن ندارد.

مردم خود شاهد بوده‌اند و ديده‌اند. من هم وقتي مي‌ديدم پليس با مردم دوست شده و منزلتي پيدا كرده و مردم اسمم را گذاشته‌اند پليس مهربان، خوش‌حال مي‌شدم. راه‌اندازي پليس 110 هم در اين دوستي بي‌تأثير نبود. حالا پليس مجهز و منظم، شايسته‌ي اعتماد مردم بود.

در سال 1380 در همان زمان فرمان‌دهى نيروى انتظامى از تز دكتريم دفاع كردم و دكتريم را گرفتم، بعد از آن كار تدريس در دانشگاه هم به كارهاى ديگرم اضافه شد. اين هم غنيمت بزرگى بود. هم در فضاى آكادميك حضور داشتم و هم با نسل جوان دانش‌جو مستقيم سر و كاري داشتم.

سال 83 آقاي خاتمي مرا نماينده‌ي خودش و رييس ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز كرد. مي‌شد مثل خيلي‌ها فقط هفته‌اي يك بار جلسه بروم و تمام. دلم نمي‌آمد ولي. دست به كار شدم. در فاصله‌ي اشتغالم در اين سمت تا استعفا كه زياد طول نكشيد، قاچاق سيگار را تقريبا از بين برديم.

دادگاه ويژه‌ي جرايم قاچاق كالا و ارز را راه‌اندازي كرديم. پرونده‌هاي مهمي را در اين دادگاه بررسي كرديم؛ فرودگاه پيام، قاچاق خودرو. عاملان چند قاچاق بزرگ را هم كه به جاهاي مقتدري وابسته بودند كشانديم به همين دادگاه.

بايد راه جديدى براى بودن در خدمت مردم پيدا مى‌كردم. راستش هميشه معتقد بوده‌ام كه مردم خدمت‌گذار تنبل و پرمدعا لازم ندارند و نمى‌خواهند. اگر بخواهى خدمت‌گذارشان باشى بايد دائم در تلاش باشى و جايى را پيدا كنى كه نوك حمله و محل نياز است و توان بودن در آن‌جا را در خودت فراهم كنى.

ديدم مردان بزرگ و خوبى در كارهاى نظامى و انتظامى هستند و ديگر نيازى به حضور من در اين عرصه نيست. انتخابات رياست جمهورى نيز نزديك بود. رفتم و از كارهاى نظامى و انتظامى كناره گرفتم. مردم در نهايت خدمت‌گذار ديگرى را پذيرفتند و اين براى من هم پيامى بود. گفتم كه، بايد دائم در تلاش باشى و جايى را پيدا كنى كه نوك حمله و محل نياز است و توان بودن در آن‌جا را در خودت فراهم كنى.

فعلا در خدمت مردم شهر تهران - شهرداري تهران - هستم. اگر از من راضى باشند خدمت‌شان براى من افتخار است و اگر ناراضى باشند باز قاليباف است كه بايد برود و خودش را درست كند تا لايق خدمت به مردم باشد. مردمى كه در طى ربع قرن گذشته بارها نشان داده‌اند كه بهترين‌اند.

*** علي‌اكبر ولايتي ***


على ‌اكبر ولايتى در 4 تير سال 1324، در رستم آباد، يكى از 33 روستاى شميران در خانواده‌اي متوسط به دنيا آمد.

ولايتى در خانواده‌اى نسبتا شلوغ (5 دختر و 1 پسر) به دنيا آمد. او كودكى آرام بود و بيشتر وقت خود را به مطالعه كتاب مي‌گذراند، به طورى كه در 9 سالگى، كتاب 7 جلدى اسكندر‌نامه، و در كلاس پنجم ابتدايى، كتاب كليله و دمنه را خواند. از نوجوانى علاقه فراوانى به كتاب‌هاى تاريخى داشت، به حدى كه گاه 12 ساعت شبانه روز را به مطالعه تاريخ مى گذراند.

 


وي دوران ابتدايى و دوره نخست دبيرستان را در رستم‌آباد گذراند و در دوره دوم دبيرستان به دبيرستان جم قلهك رفت و در سال 1342 ديپلم طبيعى گرفت. در سال 1343 در كنكور سراسرى رتبه 49 كشورى را به دست آورد و در رشته پزشكى دانشگاه تهران پذيرفته شد و از سال 1342 در مدرسه قائميه و سپس در دبيرستان جهان‌آراى قلهك تا سال 1350 به تدريس اشتغال داشت.

ولايتي دوره تخصص اطفال را در مركز طبى كودكان دانشگاه تهران و فوق تخصص بيمارى‌هاى عفونى را در دانشگاه جان هاپكينز آمريكا گذراند.

پس از پيروزى انقلاب اسلامى، مدتى معاون وزارت بهدارى بود، در دوره اول مجلس به نمايندگى مردم تهران انتخاب شد و سپس به مدت 16 سال، در دوره‌هاى رياست‌جمهورى حضرت آيت‌الله خامنه‌اى و آقاى هاشمى رفسنجانى، به عنوان وزير خارجه خدمت كرد و از اين حيث، پرسابقه‌ترين وزير جمهورى اسلامى به شمار مى‌آيد.

پس از دوم خرداد 1376، با آن كه خاتمى- رئيس‌جمهور وقت- سليقه و ديدگاه وى را براى عضويت در كابينه مى‌پسنديد، ولى او راهى بيت مقام معظم رهبرى شد و مشاور بين‌الملل ايشان گرديد و هم اكنون نيز در اين سمت خطير انجام وظيفه مى‌كند.

صرف نظر از اين شغل مهم، دكتر ولايتى در چند رشته دانشگاهى به تدريس مشغول است و در بعضى از شوراهاى مهم كشورى همچون شوراى عالى انقلاب فرهنگى، مجمع تشخيص مصلحت نظام و بنياد دائره‌المعارف اسلامى شركت داشته و عضو رسمى مي‌باشد. او كه داراى چندين دكتراى افتخارى از چند دانشگاه معتبر بين‌المللى است، در تعدادى از انجمن‌هاى تخصصى و پژوهشى جهان نيز عضويت دارد.

او كه از مردان سياست روزگار ما است، خود در اهميت مطالعات تاريخى براى حرفه سياستمدارى مى‌گويد: هر كسى كه بخواهد سياست را خوب بفهمد، بايد تاريخ بداند. اگر تاريخ نداند، راه بجايى نمى برد.

فعاليت‌هاى سياسى قبل از انقلاب‌اسلامى

ولايتى از نوجوانى، به دليل علاقه‌مندى پدرش به سياست، با اوضاع سياسى موجود، آشنا شد و به عمل‌ورزى سياسى روى‌آورد. او در دبيرستان، به مناسبتهاى مختلف، در اعتراض به سياست‌هاى شاه، هم‌مدرسه‌اى‌ها را به تعطيلى كلاس درس و تظاهرات فرا‌مى‌خواند و در اين راه، بارها به ساواك منطقه رفت و مورد بازجويى قرار‌گرفت. به طورى كه از 17 سالگى پرونده‌اى در ساواك تهران براى او گشوده شد.

وي از 17 سالگى (1341) به عضويت جبهه ملى دوم درآمد. در دانشگاه، به همراه مرحوم شهيد لواسانى، شهيد دكتر لبافى‌نژاد، دكتر معتمدى، دكتر جزائرى، دكتر خادمى و ... انجمن اسلامى پزشكان را، كه پس از دكتر شيبانى به حال تعليق درآمده بود، احيا كرد و با گروه‌هاى مختلف سياسى و روحانيت پيرو امام (ره) تماس‌هاى منظم برقرار ساخت.

برخي از سمت‌هاي اجرايي و علمي

مشاور مقام معظم رهبري در امور بين الملل (از سال 1376 تا كنون) - وزير امور خارجه جمهوري اسلامي ايران (از آذر ماه 1360 لغايت خرداد 1376) - عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام( از بدو تاسيس تا كنون) - عضو شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي (از سال 1368) - دبير كل مجمع جهاني اهل‌بيت (ع) (ازسال79 تا مهر 1381) - نماينده تهران در اولين دوره مجلس شوراي اسلامي - معاون وزير بهداشت - استاد تاريخ روابط خارجي ايران در دانشكده روابط بين‌الملل وابسته به وزارت امور خارجه - استاد دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران - رئيس شوراي عالي نظام پزشكي جمهوري اسلامي ايران - عضو هيأت مديره نظام پزشكي تهران (از3 مهرماه 1370) - عضو شوراي عالي سياست‌گذاري دايره‌المعارف دفاع مقدس - عضو پيوسته منتخب فرهنگستان علوم پزشكي ايران (از سال 1369) - عضو هيئت امناي بنياد دايره‌المعارف اسلامي براي 3 دوره - عضو هيأت امنا ي دانشگاه علوم پزشكي تهران - عضو هيأت امناي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي - عضو شورايعالي انستيتو تحقيقاتي سل و بيماريهاي ريوي كشور - رئيس هيأت تحريريه مجله پزشكي جمهوري اسلامي ايران - رئيس هيأت مديره انجمن متخصصين بيماريهاي عفوني و گرمسيري ايران - رئيس شوراي مركزي انجمن اسلامي پزشكان ايران - رئيس گروه اسلام معاصر ـ بنياد دائرﻩ‌المعارف اسلامي - رئيس مركزآموزشي پژوهشي درماني سل و بيماريهاي ريوي

*** حسن روحاني ***

حسن روحاني رئيس مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام از ديگر كانديداهاي اين دوره از انتخابات است كه صلاحيت او براي حضور در اين عرصه از سوي شوراي نگهبان احراز شد.

شيخ حسن فريدون روحاني در سال
۱۳۲۷ در شهر سرخه در شهرستان سمنان زاده شد. در سال ۱۳۴۰ در سن ۱۳ سالگي به قم رفت و تحصيلات حوزوي‌ خود را آغاز كرد، ايشان بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران‌، نماينده‌ي‌ مردم‌ در دوره‌هاي‌ اول‌ تا پنجم‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ بود. از سال‌ 1364 تا 1366، رياست‌ قرارگاه‌ مركزي‌ خاتم‌الانبياء(ص‌) را بر عهده‌ گرفت‌ و از همان‌ سال‌ (1364) تا پايان‌ جنگ‌، مسئوليت‌ فرماندهي‌ ستاد كل‌ پدافند هوايي‌ كشور را نيز عهده‌دار بود.

دكتر روحاني‌ از سال‌ 1368 كه‌ "شوراي‌ عالي‌ امنيت‌ ملي‌" كشور تشكيل‌ شد، به‌ عنوان‌ نماينده‌ي‌ رهبر انقلاب‌ وارد شورا شد و هم‌ اكنون‌ نيز يكي از نماينده‌هاي‌ ولي‌فقيه‌ در شوراي‌ عالي‌ امنيت‌ ملي‌ و نيز رئيس‌ مركز تحقيقات‌ استراتژيك‌ مجمع‌ تشخيص‌ مصلحت‌ نظام‌ است، وي‌ از سال‌ 1370 تاكنون‌ عضو مجمع‌ تشخيص‌ مصلحت‌ نظام‌ و رئيس‌ كميسيون‌ سياسي‌ ـ امنيتي‌ ـ دفاعي‌ آن‌ مجمع‌ است.

همچنين‌ در دوره‌ي‌ سوم‌ مجلس‌ خبرگان‌ رهبري‌، نماينده‌ي‌ مردم‌ استان‌ سمنان‌ و در دوره‌ي‌ جديد، نماينده‌ي‌ مردم‌ استان‌ تهران‌ در اين‌ مجلس‌ است.

فعاليت در دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي

حسن روحاني به مدت
۱۶ سال مسئوليت دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي را بر عهده داشت؛ سمتي كه در دولت هاشمي به او رسيد و در دولت خاتمي نيز ادامه يافت؛ اما دوران تصدي وي در پرونده هسته‌اي تنها ۶۷۸ روز (از ۱۳۸۲/۷/۱۴ تا ۱۳۸۴/۵/۲۴) بود.

با تشديد تنش‌ها و باتوجه به اختلافات موجود ميان وزارت امور خارجه و سازمان انرژي اتمي، با پيشنهاد كمال خرازي وزير امور خارجه و موافقت رئيس جمهور و همچنين ساير اعضاي جلسه سران نظام، تصميم گرفته مي‌شود تا با تشكيل يك هسته قوي كارآمد سياسي-فني-حقوقي، مسئوليت مذاكرات برعهده حسن روحاني گذاشته شود تا با اختيارات ويژه، برنامه جامعي براي ادامه كار تهيه كند و هماهنگي لازم بين ارگان‌هاي ذي‌ربط را برقرار نمايد. بدين ترتيب با حكم سيد محمد خاتمي حسن روحاني در تاريخ
۱۳۸۲/۷/۱۴ مسئول پرونده هسته‌اي مي‌شود و از آن تاريخ، اين پرونده بطور كامل به دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي محول مي‌گردد. متعاقباً مذاكرات ايران با سه كشور اروپايي از تهران (سعدآباد) شروع و در ماه‌هاي بعد در بروكسل، ژنو و پاريس ادامه مي‌يابد.

بعد از روي كار آمدن دولت نهم، روحاني در تاريخ
۱۳۸۴/۵/۲۴ از سمت دبيري شوراي عالي امنيت ملي بعد از ۱۶ سال كناره‌گيري كرد.

آغاز فعاليت هاي انتخاباتي

رئيس مركز مطالعات استراتژيك از جمله افرادي بود كه از چند ماه پيش گمانه زني هاي زيادي پيرامون كانديداتوري اش در انتخابات رياست جمهوري 92 وجود داشت كه با حواشي زيادي همراه بود.

او پيش از اين نيز در مصاحبه هاي خود به اين نكته اشاره كرده بود كه "براي كانديداتوري‌اش به شدت تحت فشار" است.

تخريب حسن روحاني توسط اصلاح طلبان ساختارشكن

از آغاز زمزمه هاي كانديداتوري حسن روحاني اين رسانه هاي بيگانه و آلوده به فتنه سال 88 بودند كه بر طبل تخريب افرادي چون حسن روحاني و عارف كوبيدند و علناً از آنها به عنوان اصلاح طلباني «بدلي»، «تحريك شده» و «ساخت و پاخت كرده با حاكميت»! و... ياد كردند.

منشا اين تخريب ها به شكاف اردوگاه اصلاح طلبان بعد از انتخابات سال 88 بر مي گردد، شكافي كه آنها را به دو جريان (معتدل _ تندرو) و يا (درون نظام - اپوزيسيون) تقسيم كرد.

عبور از مرزهاي قانوني، عبور از قانون اساسي، عدم التزام به ولايت فقيه، عدم التزام به حاكميت جمهوري اسلامي به همراه تلاش از طريق راه هاي سياسي و امنيتي براي تغيير نظام در ايران از ويژگي هاي بارز جريان تندرو و ساختارشكن است كه بعد از فتنه سال 88 از سوي مردم طرد شد و در انتخابات 92 عزم جزم كرده است تا اصلاح طلبان ميانه رو را به هر طريقي از ورود به عرصه انتخابات نهي كند، تا زمينه براي ورود مهره هاي اصلي اين جريان فراهم شود.

حسن روحاني از جمله اصلاح طلباني است كه در سال 88 صف خود را از ساختارشكنان جدا كرد و اكنون به عنوان كانديداي معتدل در عرصه رقابت هاي 92 از آن نام برده مي شود.

 


اعلام كانديداتوري حسن روحاني

حسن روحاني در يك همايش انتخاباتي در تالار انديشه رسماً اعلام كانديداتوري كرد، وي "دولت تدبير و اميد" را به عنوان شعار انتخاباتي خود اعلام كرد.

در اين همايش ياسر و فاطمه هاشمي از فرزندان آيت‌الله هاشمي رفسنجاني، علي يونسي، حسن غفوري‌فرد، تيمور علي‌عسگري، حجت‌الاسلام علوي، محمدباقر نوبخت سخنگوي ستاد روحاني، محمدرضا نعمت‌زاده رئيس‌ ستاد روحاني و فريدون جيراني از كارگردانان سينما و تلويزيون حضور پيدا كردند.

حسن روحاني در اين همايش اعلام كرد: به نفع هيچ كس در انتخابات كنار نخواهيم كشيد. هاشمي رفسنجاني و خاتمي قطعا در انتخابات كانديدا نمي‌شوند.

ثبت نام هاشمي در انتخابات و عدم كناره گيري حسن روحاني

كانديداتوري دقيقه نودي هاشمي رفسنجاني تمام معادلات سياسي را بر هم زد؛ رويدادي كه اگرچه در تحليل هاي انتخاباتي به عنوان يك احتمال از ماهها پيش مطرح بود اما آنقدر متفاوت و دير رخ داد كه ديگر كسي روي آن حساب نميكرد. حالا اما اين نامزدي بر تحولات انتخاباتي تاثير قابل توجهي گذاشته و در جاگيري نيروهاي سياسي نيز تغييراتي پديد آورده است.

ضعف جسماني و احتمال عدم احراز صلاحيت هاشمي

هاشمي در وضعيت نامناسب جسمي و روحي به سر مي برد، و با توجه به شرايط فعلي او در سن 80 سالگي بايد به اين امر توجه كرد كه يكي از مهمترين شروط شوراي نگهان مدير و مدبر بودن است كه از اصلي ترين شاخصه ها براي تاييد صلاحيت داوطلبان در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ذكر شده است ، اين به معناي بهره مندي كانديداي رياست جمهوري از سلامت كامل جسمي و روحي مي اشد تا بتواند اداره بزرگترين و مهمترين قوه كشور را در دست بگيرد.

بر اين اساس احتمال مي رفت كه هاشمي رفسنجاني با در نظر گرفتن شرايط مختلف خود براي ورود به عرصه رقابت هاي انتخاباتي قبل از اعلام نظر شوراي نگهبان انصراف خود را اعلام كند و اين عرصه را براي ساير كانديداهاي تازه نفس اصلاح طلب خالي كند كه اين اتفاق نيافتاد.

ذخيره هاشمي به ميدان رقابت هاي انتخاباتي آمد

اسامي كانديداهاي احراز صلاحيت شده توسط شوراي نگهبان به صورت رسمي توسط وزارت كشور اعلام شد. شوراي نگهبان صلاحيت هشت نفر را براي حضور در رقابت هاي انتخاباتي رياست جمهوري احراز كرد كه نام
حسن روحاني در اين بين ديده مي شود.

*** محمد غرضي ***


محمد غرضي يكي از چهره هاي كمتر شناخته شده اي كه اين روزها كمي بيشتر از قبل خبرساز شده است، چهره اي كه بسياري نه او را مي شناسند و نه از مسئوليت ها و سوابق كاري وي اطلاعات شفاف و درستي دارند.

بسياري هم با شنيدن اخبار گوشه و كنار مبني بر احتمال احراز صلاحيت وي براي انتخابات رياست جمهوري در اولين واكنش با ابهامات بسيار مي گويند: غرضي كيست؟

 


اما به راستي محمد غرضي كيست؟ آيا سوابق اجرايي قابل دفاعي در نظام جمهوري اسلامي ايران داشته است و با چه انگيزه اي پا به ميدان رقابت گذاشته كه توانسته از بسياري از چهره هاي بيشتر شناخته شده سبقت گرفته و صلاحيتش براي شوراي نگهبان احراز شود.

محمد غرضي در سال 1320، در اصفهان، متولد شد و پس از گذراندن تحصيلات ابتدايي و متوسطه در سال 1340 براي تحصيل در رشته الكترونيك وارد دانشگاه تهران شد و توانست با مدرك فوق ليسانس در رشته الكترونيك از اين دانشگاه فارغ التحصيل شود.

غرضي در سال 1346 براي يكسال ايران را به مقصد فرانسه ترك كرد تا در دوره هاي تخصصي انتقال و توزيع نيروي برق شركت كند.

زندگي سياسي محمد غرضي از سال 1353 يعني سه سال پس از آنكه وي به دليل مخالفت با رژيم شاهنشاهي به زندان افتاد، آغاز شد و زمينه اي فراهم كرد تا وي در سال 1355 براي ادامه مبارزات سياسي خود عازم نجف شود.

وي قبل از ترك كشور، به عضويت سازمان مجاهدين خلق ايران در آمد و از زمانيكه امام خميني عازم پاريس شد تا زمان بازگشت به وطن، آن بزرگوار را همراهي كرد.

طي سالهاي 1360 تا 1364 غرضي به عنوان وزير نفت در كابينه ميرحسن موسوي و در سالهاي 1364 تا 1376 به عنوان وزير پست و تلگراف و تلفن در كابينه هاشمي رفسنجاني ايفاي نقش كرد.

وي نمايندگي دور اول مجلس شوراي اسلامي، استانداري خوزستان، استانداري كردستان و فعاليت در سپاه پاسداران را در سوابق كاري خود داراست.

محمد غرضي پس از سالها دور ماندن از عالم سياست و امور اجرايي كشور، پنج شنبه 19 ارديبهشت همزمان با ثبت نام از كانديداهاي رياست جمهوري در وزارت كشور حضور يافت و براي انتخابات ثبت نام كرد و در جريان اين ثبت نام شعار خود را «دولت ضد تورم» ناميد.

*** محمد رضا عارف ***

محمد‌رضا عارف معاون اول دولت خاتمي و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام دقايقي پيش با حضور در وزارت كشور براي يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ثبت نام كرد.

وي را در اين ثبت نام، حاجي صوفي، معتمدي، توفيقي و حسن رسولي همراهي مي كردند.

عارف چندي پيش در يك نشست خبري اعلام كرد كه براي كشور احساس خطر مي‌كند و اگر شرايط كشور اينگونه نبود به هيچ وجه كانديدا نمي‌شد.

 


محمد‌رضا عارف در سال 1330 خورشيدي در خانواده‌اي مذهبي در شهر يزد به دنيا آمد. پدر وي حاج ميرزا احمد عارف يكي از بازاريان سرشناس و از چهره‌هاي محبوب و مردمي و مذهبي يزد و هم‌چنين از خادمان حضرت سيدالشهدا (ع) بود كه مجالس روضه‌خواني و روشن‌گري منزل ايشان در شهر يزد در سال‌هاي پيش و پس از انقلاب به‌عنوان پايگاه دانشجويان، دانشگاهيان و فرهيختگان يزد به حساب مي‌آمد.

ويژگي بارز محمدرضا عارف در كودكي نبوغ ذاتي وي در علم رياضي بود، آن‌چنان كه در سن 5 سالگي مسلط به حساب سياق بود و پس از آن نيز درخشش بي‌نظير وي در درس رياضي چنان بود كه توانست در مسابقات رياضي كشور در رامسر در سال 1348 رتبه اول كشوري را به دست آورد و در كنكور سراسري رشته‌ي رياضي سال 1349حائز رتبه‌ي دوم كشوري شده و پس از تحصيل در رشته‌ي مهندسي برق دانشكده‌ فني دانشگاه تهران و موفقيت در كسب رتبه‌ اول اين دانشكده در سال 1354 با معدل 3/91 از 4 از آن دانشكده فارغ‌التحصيل شود.

در همان سال با استفاده از بورس تحصيلي دانشگاه صنعتي اصفهان براي ادامه‌ تحصيل راهي امريكا شد و در سال 1355 با اخذ مدرك كارشناسي ارشد و در سال 1359 با اخذ مدرك دكتراي برق مخابرات هردو از دانشگاه استنفورد با معدل 4 از 4 به ميهن بازگشت .

عارف از همان بدو ورود به كشور با توجه به شرايط حساس پس از انقلاب و وقوع جنگ تحميلي و نياز كشور به مديران آگاه و متخصص شروع به خدمت در دستگاه‌هاي مختلف دولتي چون شركت مخابرات و وزارت فرهنگ و آموزش عالي كرد.در سال‌هاي 73 تا 76 در سمت رياست دانشگاه تهران حضوري درخشان داشت. پس از آن نيز در كابينه‌ي دولت اصلاحات در سال‌هاي 76 تا 79 به‌عنوان وزير پست و تلگراف و تلفن مشغول به خدمت شد و در سال‌هاي 79 تا 80 به عنوان معاون رييس جمهور و رييس سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور به فعاليت خود ادامه داد و در سال‌هاي 1380 تا 1384 به‌عنوان معاون اول رييس جمهور برگزيده شد.

علاقه‌مندي فراوان عارف به علم و دانش سبب شد كه وي علي‌ رغم مشغوليت‌هاي مديريتي ‌در تمام اين سال‌ها، به‌عنوان استادي برجسته در دانشگاه صنعتي اصفهان و صنعتي شريف و ساير دانشگاه‌ها با هدايت بيش از 110 پايان‌نامه‌ي دكترا و كارشناسي‌ارشد و تدريس در مقاطع كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكترا به فعاليت‌هاي علمي خود ادامه دهد.

وي به عنوان يكي از نظريه‌پردازان مطرح جهان در نظريه اطلاعات موفق به معرفي شبكه مخابراتي معروف
Aref Network شد و در راستاي گسترش علم مخابرات در كشور اقدام به راه‌اندازي دكتراي برق-مخابرات در دانش‌گاه‌هاي تربيت‌مدرس، صنعتي اصفهان،يزد و چند دانشگاه ديگر كرد.

*خدمات پس از انقلاب

معاون طرح و توسعه‌ي شركت مخابرات ايران 1360-1359 ، سرپرست شركت مخابرات ايران 1360 ، معاون دانش‌جويي وزارت فرهنگ و آموزش عالي 1361-1360 ، معاون آموزشي وزارت فرهنگ و آموزش عالي 1362-1361 ، قائم‌مقام و معاون هماهنگي وزارت فرهنگ و آموزش عالي 1363-1362 ، معاون آموزشي وزارت فرهنگ و آموزش عالي 1369-1368 ، مشاور آموزشي و قائم‌مقام وزير در هيات مميزهي مركزي و رئيس شوراي هماهنگي هيات‌هاي امناي دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالي و پژوهشي 1373-1369 ، رييس دانش‌گاه تهران 1376-1373 ، وزير پست و تلگراف و تلفن 1379-1376 ، معاون رييس‌جمهور و رييس سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور 1380-1379 ، معاون اول رييس‌جمهور 1384-1380 ، عضو پيوسته‌ي فرهنگستان علوم ايران ، عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام ، رييس انجمن رمز ايران ، رييس انجمن علمي كنترل و فرماندهي (
C4Iايران) ، رييس انجمن‌ علمي شبكه‌هاي هوشمند انرژي ايران ، رييس گروه علوم مهندسي فرهنگستان علوم ايران ، رييس بنياد پيش‌برد علم و فن‌آوري ايران (FAST-IRAN) ، رئيس هيات موسسه بنياد اميد ايرانيان

 



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۰:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

سعيد جليلي، غلامعلي حدادعادل، محسن رضايي، حسن روحاني، محمدرضا عارف، محمد غرضي، محمدباقر قاليباف، علي‌اكبر ولايتي ۸ نامزد تأييد صلاحيت شده از سوي شوراي نگهبان هستند.

يازدهمين دوره رقابت هاي انتخاباتي رياست جمهوري پس از اعلام نظر شوراي نگهبان و اعلام رسمي وزارت كشور با 8 كانديدا بر گزار خواهد شد.

اسامي كانديداهاي اين دوره به ترتيب حروف الفبا 1- سعيد جليلي 2- غلامعلي حداد عادل 3- محسن رضايي 4- حسن روحاني 5- محمدرضا عارف 6- محمد غرضي 7- محمدباقر قاليباف 8- علي اكبر ولايتي مي باشد.

بقيه در ادامه مطلب

                                                                                                        M.H.P.MB

سعيد جليلي، غلامعلي حدادعادل، محسن رضايي، حسن روحاني، محمدرضا عارف، محمد غرضي، محمدباقر قاليباف، علي‌اكبر ولايتي ۸ نامزد تأييد صلاحيت شده از سوي شوراي نگهبان هستند.

يازدهمين دوره رقابت هاي انتخاباتي رياست جمهوري پس از اعلام نظر شوراي نگهبان و اعلام رسمي وزارت كشور با 8 كانديدا بر گزار خواهد شد.

اسامي كانديداهاي اين دوره به ترتيب حروف الفبا 1- سعيد جليلي 2- غلامعلي حداد عادل 3- محسن رضايي 4- حسن روحاني 5- محمدرضا عارف 6- محمد غرضي 7- محمدباقر قاليباف 8- علي اكبر ولايتي مي باشد.

در ادامه زندگينامه هر يك از اين نامزدهاي رياست‌جمهوري 92 را در ادامه ملاحظه مي كنيد؛

 

*** سعيد جليلي ***

سعيد جليلي دبير ۴۸ ساله شوراي عالي امنيت ملي ايران و نماينده مقام معظم رهبري در اين شورا است و اين جايگاه او را به عنوان مذاكره كننده ارشد در موضوع انرژي هسته اي، استوار مي كند.

او بر خلاف دو مذاكره كننده پيشين انرژي هسته اي، ظاهري آرام و صبور دارد.

نخستين بار نام سعيد جليلي پس از انتخابات سوم تير 84 براي تصدي وزارت امور خارجه دولت نهم مطرح شد.

 


او پس از حسن روحاني و علي لاريجاني با حكم رئيس جمهور دبير شوراي عالي امنيت ملي شد تا در كوران يكي از پرمناقشه ترين پرونده هاي سياسي ايران در تاريخ معاصر با نمايندگان غرب به گفت و گو و رايزني بنشيند.

رسانه هاي داخلي از سعيد جليلي به عنوان "مردي هوشمند و نفوذ ناپذير" نام مي برند كه طي چند دوره از مذاكرات با گروه 5+1 به نماد مقاومت منطقي و دفاع از حقوق اساسي ملت ايران تبديل شده است.

حضور سعيد جليلي در دوران دفاع مقدس آن هم در ميانه تحصيلش در دانشگاه نقطه برجسته اي از زندگي او محسوب مي شود.

او از مشهد زادگاهش عازم عمليات كربلاي پنج شد و در همين عمليات پاي راست خود را از دست داد و سال هاست كه با پاي مصنوعي حركت مي‌كند، اما گام هاي علمي و استوارش در سياست، در آينده قطعاً زبانزد خواهد شد.

جليلي پس از جراحت در عمليات كربلاي 5 به دانشگاه رفت و ادامه تحصيل داد و دكتري خود را در رشته علوم سياسي گرفت.

رساله دكترا تحت عنوان «انديشه سياسي در قرآن»

جليلي پس از جنگ، رساله دكتراي خود را با عنوان «انديشه سياسي در قرآن» در خصوص سياست خارجي اسلام به رشته تحرير درآورد كه پروفسور حميد مولانا بر آن مقدمه نوشته است؛ اين رساله در لبنان به زبان عربي ترجمه و منتشر شده است.

وي در سال 68 به وزارت امور خارجه رفت و پس از يك دوره 2 ساله، رياست اداره بازرسي وزارت خارجه را بر عهده گرفت؛ ديگر مناصب او در اين وزارتخانه دبيري و رايزني جمهوري اسلامي ايران بود.

او در دوران رياستش بر اداره بازرسي وزارت خارجه، 17 سفير را اخراج كرده كه برخي از آن به عنوان «انقلاب در دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي» ياد كردند. وي پس از دوم خرداد 76 و تغييراتي كه در وزارت خارجه اتفاق افتاد، به اداره آمريكاي وزارتخانه منتقل شد و معاونت اين اداره را بر عهده گرفت.

جليلي در سال 80 به دفتر مقام معظم رهبري رفت و در سمت مديريت بررسي‌هاي جاري دفتر رهبر انقلاب به ادامه خدمت پرداخت. وي پس از انتخابات سوم تير 84 به عنوان گزينه مطرح و موردنظر محمود احمدي‌نژاد رئيس‌ دولت نهم براي تصدي وزارت امور خارجه مطرح شد اما بر اساس مصلحت، اداره معاونت اروپا و آمريكاي اين وزارتخانه را بر عهده گرفت.

جليلي در زمان حضورش در وزارت خارجه ارتباطش با دانشگاه را قطع نكرد و در دانشگاه به تدريس «سيره سياسي پيامبر اكرم (ص)» پرداخت؛ وي همچنين مدتي به عنوان استاد دانشكده اقتصاد و مديريت دانشگاه صنعتي شريف فعاليت داشته و در دانشكده علوم سياسي دانشگاه امام صادق (ع ) نيز صاحب كرسي استادي است.

وي در حال حاضر دبيري شورايعالي امنيت ملي و مسئوليت پيگيري موضوع هسته‌اي كشورمان را بر عهده دارد.

درخواست ها براي كانديداتوري جليلي

نام سعيد جليلي مدت ها بود كه نقل محافل رسانه اي بود و بيانيه هاي متعددي از سوي دانشجويان و دانشگاه هاي كشور براي حمايت از كانديداتوري وي صادر مي شد اما سعيد جليلي در سكوتي عميق فرو رفته بود و اظهارنظري از سوي او پيرامون انتخابات مطرح نمي شد تا اينكه باقري لنكراني طي جلسه اي نظر او را پيرامون انتخابات 92 جويا شد.

ماجراي به تكليف رسيدن جليلي در انتخابات

برخي از منابع آگاه دليل پاسخ هاي منفي جليلي را به تكليف نرسيدن او براي ورود به اين عرصه عنوان كرده بودند كه گويا با آمدن هاشمي رفسنجاني اين تكليف براي او مسجل شد و بدون هيچ اطلاع قبلي پا به ساختمان وزارت كشور گذاشت و به در خواست هاي مردمي در چند ماه گذشته پاسخ مثبت داد.

*** غلامعلي حداد عادل ***

در زمان ناصرالدين شاه قاجار زماني كه اولين ماشين دودي (قطار) وارد ايران شد و بين تهران و شاه عبدالعظيم شروع به كار كرد، براي انجام امور فني آن حاج عباس استخدام شد؛ براي كار ايشان كه مكانيك قطار بود، هنوز واژه‌اي معادل وجود نداشت و از طرف ديگر اولين تعمير كار قطار ايران، با حجم انبوه آهن آلات اين وسيله نيز مشغول به كار بود، به همين جهت حاج عباس معروف به حداد عادل شدند.

 


از محل درآمد مناسب اين كار، كم‌كم كاميون و بعدها اتوبوس خريداري شد و هر 4 فرزند پسر ايشان راننده كاميون و گاراژدار شدند و در همين مسير فعاليت اقتصادي كردند؛ سال 1320 در هيئت ابوالفضلي‌هاي تهران ازدواجي كليد مي‌خورد.

حاج عباس حدادعادل و حاج حسن مصدق كه هر دو از موسسين اين هيئت بودند، فرزندان خود را به عقد يكديگر درمي‌آورند و حاج رضاي حداد و دختر حاج حسن مصدق وصلت مي‌كنند.

حاج‌رضا مشغول به رانندگي و همسر ايشان به سبك همه زنان متدين آن دوران خانه دار بودند، از ثمرات اين وصلت فرزندي به نام غلامعلي است كه در 19 ارديبهشت 1324 متولد مي‌شود، كودكي را در يكي از مناطق پايين شهر آن دوران مي گذارند؛ محل بازي او و همسالانش منطقه فقير و نامناسبي به نام «پاي خط»، از ضعيف‌ترين مناطق تهران بود.

دانشگاه، فعاليت‌هاي علمي و مبارزات قبل از انقلاب

سال 1342 با ديپلم رياضي وارد رشته فيزيك دانشگاه تهران مي‌شود و 1345 در همين رشته مقطع كارشناسي ارشد را در دانشگاه دولتي شيراز پي مي‌گيرد؛ در همان‌جا با جدي‌تر شدن مبارزات، او نيز فعاليت‌هاي انقلابي و مبارزاتي خود را شروع مي‌كند همزمان با تحصيل به دليل قوت و توانايي علمي مشغول به تدريس در دانشگاه مي‌شوند.

در شيراز انجمن اسلامي دانشگاه را راه‌اندازي مي‌كند و پس از مدتي دستگير شده و تحت بازجويي ساواك قرار مي‌گيرند؛ نهايتا به جهت مبارزات انقلابي و فعاليت‌هاي سياسي از دانشگاه شيراز اخراج مي‌شوند؛ آشنايي آقاي حداد با شهيد علامه مطهري نيز در همين دوران و در شيراز اتفاقي مي‌افتد گرچه بعدها تبديل به رابطه استاد و شاگردي محكمي مي‌شود.

مبارزات مجلس ششم و رياست دوره هفتم مجلس

در همين سال‌هاي مياني دهه 70 اوضاع كشور مخصوصا در حوزه سياست نابسامان است؛ اصولگرايان در انتخابات مجلس ششم اگر چه با افراد شاخصي در انتخابات به ميدان مي‌آيند؛ اما فقط آقاي هاشمي رفسنجاني و حداد توانستند وارد مجلس شوند ماجراي معروف مسجد هدايت كه ايشان و خانواده‌شان در آن صندوق راي داده بودند و در اعلام نتايج راي ايشان صفر اعلام شده بود در همين دوره اتفاق مي‌افتد.

بعد از ورود به مجلس ششم با تلاش جدي حزب مشاركت و سازمان مجاهدين، اعتبار نامه وي تا چهار ماه تاييد نشد! در رفت‌وآمدهاي همين چند ماه و در فرصت‌هاي خالي مجلس ششم بود، كه براي دومين بار زبان فرانسه را مرور كرد ايشان به زبان‌هاي عربي و انگليسي سخنراني و مذاكره مي‌كنند و به زبان فرانسه نيز تسلط دارند.

او در مجلس ششم رئيس فراكسيون اصولگرايان(اقليت) شد؛ به اين ترتيب وي در خط مقدم مبارزه با افراطيون اصلاح‌طلب قرار مي‌گيرد، از همين رو اصلاح طلبان تندرو هرگز ميانه خوبي با ايشان نداشته و ندارند؛ موضع‌گيري ايشان نيز نسبت به آنان همواره شفاف و صريح بوده است.

نطق‌هاي انقلابي و مخالفت‌هاي ايشان با لوايح و طرح‌هاي ضد نظام، بسياري از بحث‌هاي گرم مجلس ششم را ايجاد كرد و اقليتي قدرتمند را براي اصولگرايان در مجلس ششم پديدار ساخت؛ دكتر درحالي در مجلس به مواجهه با اين جريان پرداخت كه در همان دوران، فتنه منتظري، اصلاح قانون مطبوعات، پس لرزه‌هاي وقايع 18 تير، ماجراي آقاجري، تحصن مجلس ششم و بسياري ديگر از مسائل در آن مجلس پيش آمد.

مجالس هشتم، نهم و فتنه 88

در شروع مجلس هشتم با لابي‌گري سياسي آقايان رحيمي، باهنر و كردان، اصلاح طلبان مجلس كه از دير باز دل خوشي از حداد نداشتند به سمت آقاي لاريجاني رفتند؛ برخي طرفداران دولت نيز به اميد اينكه ايشان رابطه بهتري با دولت خواهد داشت با ايشان به توافق رسيدند.

در اين دوره با اصرار نمايندگان ارزشي مجلس رياست كميسيون فرهنگي مجلس را بر عهده گرفتند و البته ديري نپاييد كه با روشن شدن زواياي امر تغيير نظر دادند، به همين جهت در دوره نهم سه جريان انقلابي مجلس يعني پايداري، رهپويان و ايثارگران از رياست مجلسي ايشان حمايت كردند؛ در دوره نهم تقابل با جريان راست سنتي و آقاي لاريجاني نيز پررنگ‌تر اتفاق افتاد و ايشان اگر چه لابي‌هاي مجلس به سمت رياست آقاي لاريجاني پيش مي‌رفت انقلابي و محكم تا آخرين لحظه مبارزه ايستادند.

از ديگر نكاتي كه در فعاليت‌هاي سياسي ايشان به چشم مي‌خورد، اين است كه مشي سياسي آقاي حداد با آقاي هاشمي رفسنجاني در دوره‌هاي مختلف اداره كشور يكسان نبوده و اگرچه ايشان در ادوار مختلف عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام بوده‌اند، به غير از يك مورد هيچ جلسه خصوصي در تمام دوران مسئوليت اين دو برگزار نشده، البته آن جلسه هم كه ظاهرا درباره فعاليت‌هاي يكي از فرزندان آقاي هاشمي بوده است با نتيجه به پايان نمي‌رسد.

با شروع مجلس نهم سه جريان انقلابي‌تر مجلس يعني رهپويان، ايثارگران و پايداري با تشكيل فراكسيون اصولگرايان وي را به رياست آن انتخاب كردند؛ در آنچه از عمر مجلس نهم نيز گذشته در رويدادهاي مهم آن يعني سوال از رئيس‌جمهور و استيضاح وزير كار مخالفت ايشان و فراكسيون با فرمايشات رهبري معظم انقلاب كه پس از آن ماجراها بيان شد تطابق داشت.

از نكات ديگري كه بيان آن در پايان خالي از لطف نيست عدم ورود ايشان به فعاليت‌هاي اقتصادي است؛ گرچه پدر ايشان از متنفذين صنعت حمل و نقل بوده‌اند، هيچ گاه نه تنها وارد كار اقتصادي نشدند، حتي حاضر به پيش بردن جريان اقتصادي ارث پدري را همزمان با مسئوليت داشتن در نظام اسلامي نيز نگرديدند و همواره كار هاي كشور و انقلاب وفعاليت هاي علمي و فرهنگي را به آن ارجحيت دادند.

تشكيل ائتلاف پيشرفت توسط حداد عادل ، ولايتي و قاليباف در انتخابات 92

ائتلاف سه گانه اصولگرايان، اولين ائتلاف انتخاباتي براي خردادماه 92 است كه از چندماه پيش و به يكباره در فضاي انتخابات زده كشور بر سر زبان ها افتاد؛ ائتلافي متشكل از علي‌اكبر ولايتي، محمدباقر قاليباف و غلامعلي حدادعادل.

غلامعلي حدادعادل از اعضاي ائتلاف سه گانه اصولگرايان طي ماه هاي گذشته به طور مكرر وجود هرگونه اختلافي را در اين ائتلاف شايعه خوانده است و همچنين در خصوص چگونگي ايجاد اين ائتلاف اظهار داشته است كه: وقتي در نظرسنجي‌ها مشخص شد كه 60 درصد آراء متعلق به 3 نفر است، تصميم گرفتيم ائتلاف كنيم و در نهايت 2 نفرمان تصميم بگيريم براي خدا كانديداي رياست جمهوري نشويم.

*** محسن رضائي ***


محسن رضائي ميرقائد دهم شهريور ماه 1333 در روستاي بنه‌وار از توابع شهرستان مسجد سليمان متولد شد و پدرش نام «سبزوار» را براي وي برگزيد؛ البته نام رضايي بعدها به دليل استفاده حضرت امام از نام «محسن» براي وي در حكم فرماندهي اش در سپاه، تغيير كرد.

وي در سال 52 براي تحصيل در رشته مهندسي مكانيك در دانشگاه علم و صنعت به تهران آمد اما به دليل ورود به فعاليت‌هاي سياسي دانشگاه را رها كرد


رضايي همزمان با اوج مبارزات مردمي عليه رژيم ستمشاهي پهلوي به همراه جمعي از دوستان انقلابي اش گروه «منصورون» را تشكيل داد؛ گروهي كه در سال 57 با ائتلاف 6 گروه انقلابي ديگر «سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي» را بنيان نهاد و رضايي از اعضاي كليدي آن سازمان شد.

محسن رضايي در سال 60 و در اولين ماه‌هاي جنگ تحميلي در حالي كه 27 سال داشت، با حكم امام راحل (ره) فرماندهي كل سپاه را بر عهده گرفت و تا پايان دوران دفاع مقدس در اين مقام بود؛ البته او در سال‌هاي دفاع، فرماندهي ستاد كل نيروهاي مسلح را نيز در كارنامه خود ثبت كرد.

از جالب‌ترين موضوعات مرتبط با رضايي ادعاي واهي صهيونيست‌ها مبني بر دخالت و نقش وي در انفجار مركز همياري يهوديان آرژانتين بود كه اگر چه به صدور حكم تعقيب وي توسط پليس بين الملل منجر شد اما در نهايت به دليل عدم اثبات ادعاي مطرح شده، به خروج نام فرمانده سابق سپاه از فهرست تحت تعقيب اينترپل منتهي شد.

رضايي پس از پايان جنگ، تحصيلات مهندسي خود را نيمه‌كاره گذاشت و در مقطع كارشناسي رشته اقتصاد در دانشگاه تهران به ادامه تحصيل پرداخت و پس از طي دوره كارشناسي و كارشناسي ارشد، توانست در سال 79 دكتراي خود را از دانشگاه تهران دريافت كند.

محسن رضايي پس از كناره‌گيري از فرماندهي سپاه در سال 1376 رسماً رداي سياست را بر تن كرد و با حكم مقام معظم رهبري به دبيري مجمع تشخيص مصلحت نظام منصوب شد.

وي كه در زمان فرماندهي سپاه تأسيس قرارگاه سازندگي خاتم‌الانبياء را به نام خود ثبت كرد، در مجمع تشخيص مصلحت نيز در مقام رياست كميسيون اقتصاد كلان نقش مؤثري در تدوين سند چشم‌انداز 20 ساله و نيز اصلاح قانون سرمايه‌گذاري خارجي ايفا كرد.

رضايي در سال 78 داوطلب نمايندگي مجلس شوراي اسلامي از حوزه انتخابيه تهران شد و در فهرست «ائتلاف خط امام و رهبري» قرار گرفت اما نتواست با كسب آراي لازم به خانه ملت راه يابد.

وي در جريان انتخابات رياست جمهوري نهم در سال 84، با شعار انتخاباتي «دولت عشق» وارد عرصه شد اما دو روز قبل از برگزاري انتخابات، با صدور بيانيه‌اي به دليل «جلوگيري از پراكندگي آراي مردم بر اثر كثرت نامزدها»، كناره‌گيري خود را اعلام كرد.

رضايي كه به عنوان يك چهره خط سومي (جرياني كه به هيچ يك از دو طيف سياسي اصلي كشور تعلق ندارد) معروف است، در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري بار ديگر به صورت مستقل كانديدا شد.

او براي ورود هر چند ديرهنگامش در انتخابات، ايده «دولت ائتلافي» را مطرح كرد و «تأسيس نظام فدرالي» اصلي ترين برنامه‌اش بود اما به دليل عدم كسب آراي لازم كه جايگاه سوم از بين 4 كانديدا را نصيب او كرد، از رفتن به پاستور بازماند.

اگر چه محسن رضايي پس از انتخابات 88 به نتايج اعلام شده اعتراض كرد اما به دليل آنچه «رفتار غير دموكراتيك دو نامزد ديگر» عنوان كرد و تأكيد داشت كه راه آنها را قبول ندارد و همه مسائل را بايد از راه قانون پيگيري كرد، صحت انتخابات را تأييد كرد و از پيگيري اعتراضش انصراف داد.

رضايي بار ديگر در تاريخ 14 اسفند 91 در جمع مردم ديواندره در استان كردستان به‌طور رسمي كانديداتوري خود در انتخابات رياست جمهوري يازدهم را اعلام و شعار خود را «سلام بر زندگي» با تشكيل «دولت فراگير و جامعه اميد» عنوان كرد.

هفته‌نامه «آذر» و روزنامه جديدالتأسيس «تابناك» از رسانه‌هاي نزديك به اين داوطلب رياست جمهوري هستند و «جبهه ايستادگي»، «خانه دانشجو» و «حزب سبز» نيز، گروه‌هاي حامي وي را تشكيل مي‌دهند.



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۰:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]
سخنان بزرگان در مورد مديريت
مشكلات مديريت هميشه به مشكلات مردم تبديل مي شود. ((پيتر دراكر ))
پاشيدن تخم نفاق در ميان زير دستان هنر نيست، زيرا هر مدير تازه واردي قادر به انجام آن است. ((فايول ))
رياست باده اي است كه هر كس نوشيد، نمي تواند از مستي آن در امان باشد.((تن))
رياست و مقام مثل كوه است؛ بالا رفتن از آن دشوار، ولي پايين آمدن از آن بسيار آسان است.((ريواردل))
 پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد. پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود. او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند. پتروس در حال چت كردن غرق شد. براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت. ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد. ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد. كبري و مسافران قطار مردند. اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل هميشه سوت و كور بود. الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد. او حتي مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ي مهمان ندارد. او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند. او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد. او كلاس بالايي دارد. او فاميل هاي پولدار دارد. او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد...                     
                                                                                                           L.abdollahi


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۰:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]
مچ گيري  استاد !

چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.»
استاد فكري كرد و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولين مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال اين بود: «كدام لاستيك پنچر شده بود؟»!!!
                                                                                                     L.abdollahi


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۰:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]
اهل دانشگاهم ، روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم ، خرده عقلي ، سر سوزن شوقي
اهل دانشگاهم ، پيشه ام گپ زدن است
گاه گاهي مي نويسم تكليف
مي سپارم به شما
تا به يك نمره ناقابل بيست
كه در آن زنداني ست ، دلتان زنده شود
چه خيالي چه خيالي مي دانم
گپ زدن بيهوده است
خوب مي دانم دانشم بيهوده است
استاد از من پرسيد
چقدر نمره زمن مي خواهي
من از او پرسيدم ، دل خوش سيري چند
اهل دانشگاهم ، قبله ام آموزش
جانمازم جزوه ، مشق از پنجره ها مي گيرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهايم را وقتي مي خوانم
كه خروس مي كشد خميازه
مرغ و ماهي خواب است
خوب يادم هست ، مدرسه باغ آزادي بود
درس بي كرنش مي خوانديم ، نمره بي خواهش مي آورديم
تا معلم پارازيت مي انداخت ، همه غش مي كرديم
كلاس چقدر زيبا بود و معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آنروز ، مثل يك بازي بود
كم كمك دور شدم از آنجا
بار خود را بستم ، عاقبت رفتم در دانشگاه
به محيط خشن آموزش و به دانشكده علوم سرايت كردم
رفتم از پله كامپيوتر بالا ، چيزها ديدم در دانشگاه
من گدايي ديدم در آخر ترم
در به در مي گشت
يك نمره قبولي مي خواست
من كسي را ديدم ، از ديدن يك نمره ده
دم دانشگاه پشتك مي زد
من نمي خندم اگر دوست من مي افتد
من نمي خندم اگر نرخ ژتون را دوبرابر بكنند
و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد
من در اين دانشگاه
در سراشيب كسالت هستم
خوب مي دانم استاد ، كي كوئيز مي گيرد
برگه حذف كجاست ، سايت و رايانه آن مال من است
تريا، نقليه و دانشكده از آن من است
ما بدانيم اگر سلف نباشد ، همگي مي ميريم
و اگر حذف نباشد ، همگي مشروطيم
نپرسيم كه در قيمه چرا گوشت نبود
كار ما نيست شناسايي مسئول غذا
كار ما نيست شناسايي بي نظمي ها
كار ما شايد اينست كه در مركز پانچ
پي اصلاح خطاها برويم
اهل دانشگاهم ، رشته ام علافي‌ست
جيب‌هايم خالي ست 
 
پدري دارم ، حسرتش يك شب خواب
دوستاني همه از دم ناباب 

اهل دانشگاهم ، قبله‌ام استاد است ، جانمازم نمره
خوب مي‌فهمم سهم آينده من بي‌كاريست 

من نمي‌دانم كه چرا مي‌گويند مرد تاجر خوب است و مهندس بي‌كار
وچرا در وسط سفره ما مدرك نيست 

كار ما نيست شناسايي هردمبيلي
كار ما نيست جواب غلطي تحميلي
كار ما شايد اين است كه مدرك در دست
فرم بي‌گاري هر شركت بي‌پيكر را
                                                                                             l.abdollahi


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۰:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]

آلن لاكين : هر جا كه عشق بزرگي خانه كرده است خشم بزرگي نيز مسكن دارد .

انسان از حشرات هم كوچكتر است ، چون آنها براي كشتن ما فقط نيش مي زنند ، ولي ما براي كشتن آنها تمام وجودشان را له و نابود مي سازيم . موپاس

فرق انسان و سگ در آنست كه اگر به سگي غذا بدهي هرگز تو را گاز نخواهد گرفت. تولستوي

با تكرار مرتب اين جمله در خود انگيزه ايجاد كنيد : كار را همين الان انجام بده ! كار را

همين الان انجام بده!

تمام چيزى كه خدا از بشر مى خواهد يك قلب آرام است . ميستر اكهارت

تمام چيزى كه خدا از بشر مى خواهد يك قلب آرام است . ميستر اكهارت

هرگز عشق را گدايي نكنيد . معمولا چيز با ارزشي به گدا داده نمي شود.

زن كودكي است كه با اندك تبسم خندان و با كمترين بي مهري گريان مي شود . هرود

                                                                          



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۰:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.