مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 8186
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 8
همه : 5169149

تاريخ سخنوري : افلاطون

افلاطون يا فلاطون (به يوناني باستان: Πλάτων,‏ با تلفظ: Plátōn) ‏(۴۲۸/۴۲۷ پ.م. تا ۳۴۸/۳۴۷ پ.م) دومين فيلسوف از فيلسوفان بزرگ سه‌گانهٔ (سقراط، افلاطون و ارسطو) يوناني‌است. كه در ميان اين سه او بود كه پايه‌هاي فلسفي فرهنگ غرب را بنا گذاشت. تاثير او بر فلسفه اسلامي نيز قابل توجه‌است.

افلاطون در آتن در سال ۴۲۷ قبل از ميلاد در يك خانواده متشخص آتني متولد شد. او دو برادر و يك خواهر تني داشت و دو برادر ناتني كه يكي از ازدواج اول شوهر دوم مادرش بود و ديگري حاصل اين ازدواج بود. وي در بيست سالگي براي تكميل معارف خود شاگرد سقراط شد. اين مصاحبت و شاگردي به مدت ده سال ادامه يافت. پس از اعدام سقراط در۳۹۹، افلاطون آتن را ترك كرد. او براي چندين سال در شهرهاي يونان و كشورهاي بيگانه به گردش پرداخت. پس از سفري به سيسيل در سال ۳۸۸ به آتن بازگشت و مكتبي فلسفي ايجاد كرد كه به نام آكادمي مشهور است. تعليمات وي در آن‌جا بر اثر دو بار سفري كه در سال ۳۶۶ و ۳۶۱ به سيسيل داشت به تعويق افتاد. افلاطون در سال ۳۴۷درگذشت و رهبري آكادمي را به خواهرزاده خود كه شاگردش نيز بود، واگذاشت.

افلاطون در سال ۳۸۷ پيش از ميلاد آكادمي را در مكاني به همين نام بنا كرد تا به طور فراگير به آموزش خردورزي و پژوهش در اين زمينه بپردازد. ارسطو به مدت ۲۰ سال شاگرد آكادمي و پس از آن استاد بود. در آكادمي رشته‌هاي گوناگوني شامل ستاره‌شناسي، زيست شناسي، هندسه، اخلاق و كلام آموزانده مي‌شد.

مهم‌ترين كتابي كه از افلاطون به جاي مانده رساله جمهور است. برخي از افلاطون‌شناسان معتقدند، افلاطون جملاتي را به اين رساله افزوده و در حقيقت وي صحبت‌ها و انديشه‌هاي خودش را از زبان سقراط بيان كرده‌است. در تمام آثار افلاطون مي‌توان گفت‌وگوهاي سقراط را با اشخاص گوناگون، بطور دقيق و با ذكر نام ديد. رساله جمهور، هنر و زيبايي را از ديدگاه افلاطون و سقراط به بهترين وجه نشان مي‌دهد. اين رساله حاصل مكالمات سقراط با گلاوكن (برادر افلاطون)، سيمياس، هيپوكراتس و چند فرد ديگر است.

اثر ديگر افلاطون ضيافت (سيمپوزيوم) است كه رساله اي درباره عشق است. اين رساله يك حالت روايي و داستاني دارد كه در يكي از مهماني هاي آتن كه سقراط نيز حضور دارد اتفاق مي افتد. افلاطون در دو اثر مهم خود جمهور و ضيافت (سيمپوزيوم) به دو اصل مهم منطق و احساس مي پردازد.

در كتاب دهم رساله جمهور و از همان ابتدا، افلاطون به بحث درباره عدم سازگاري فلسفه و شعر مي‌پردازد. از ديدگاه افلاطون، فلسفه با داده‌هاي حسي و ذهني و نيز با حس تجربي و استدلال، تعقل و خردورزي سر وكار دارد. اساساً فلسفه كاري با مسائل احساسات دروني انسان‌ها و جنبه‌هاي رمانتيك يا خيال‌پردازانه و يا عاطفه انسان‌ها ندارد. در حالي‌كه در نظر افلاطون شعر و هنر با عالم تخيل، احساسات و عواطف رابطه دارد. در همين كتاب به بررسي تأثير هنرهاي توصيفي با حقيقت و تأثير شعر بر اخلاق جوانان بويژه تأثيرات ناشايست و انحرافي اشاره مي‌كند. در تمام اين حوزه‌ها افلاطون از دو نوع هنر ياد مي‌كند. نخست هنرهايي كه موضوعشان تنها زيبايي ظاهري و شكلي و صورت‌ها يا نمودهاي زيباست مانند خطوط طرحي و رسم و نقش‌هايي كه بر پارچه‌ها يا طرح‌هايي كه بطور تزئيني در معماري‌ها ديده مي‌شود. وي نسبت به اين نوع هنر هيچ مخالفتي ندارد، زيرا آنها را وسيله آشنايي با روح نيك و زيبايي مطلق مي‌داند. به باور افلاطون، روح انسان از طريق اين هنرها با زيبايي مطلق (خود زيبايي) كه به زعم وي نمادي از حقيقت مطلق است آشنا مي‌گردد. نفس انسان به كمك اين نوع زيبايي پايه‌هاي بلند را طي مي‌كند و به مرحله كمال انساني، يعني به جايگاه مكاشفه يا اندريافت مي‌رسد. در حالي‌كه نوع دوم هنرها، يعني هنرهاي توصيفي مانند ادبيات، نقاشي،نمايش‌نامه، شعر و آنچه كه مسامحتاً امروزه از آن به هنرهاي تجسمي ياد مي‌شود و همينطور نوعي از موسيقي را مورد انتقاد شديد قرار مي‌دهد. زيرا كار يا وظيفه اين دسته از هنرهاي توصيفي را بيان و تجسم مشهودات و احساسات و عواطف دروني انسان‌ها مي‌داند.

به زعم او هر دو نوع هنر درصورتي‌كه واجد موضوعات اخلاقي باشند براي آموزش و پرورش جوانان سودمندند. اما در كل براي هنرهاي زيبا ارزشي قائل نيست، بلكه آنها را زيانمند دانسته و ازآرمانشهر خود مي راند. زيرا باور دارد كه كار هنر نقاشي يا شعر و نمايش نامه بيان حقيقت نيست، بلكه كپي برداري و تصويرسازي يا تقليد از آن است. آن هم نه تقليد از اصل بلكه تقليد از سايه و فرع و تقليد از محسوسات پست و فرومايه. به باور وي محسوسات به هيچ وجه اصل نيستند، بلكه خود شبه و تقليدي هستند از حقيقتي كه در عالم مُثُل يا در عالم معقولات قرار دارند. به همين خاطر چون محسوسات خود يك درجه از حقيقت يا اصل دور هستند بنابراين به لحاظ دوري از حقايق ثابت و اصل، هنرهايي چون نقاشي يا شعر در مرحله سوم قرار دارند. ايراد ديگر افلاطون به شعر و نگارگري و موسيقي اين است كه اين هنرها احساسات و عواطف را برمي‌انگيزند و هر چيزي كه احساسات انسان را برانگيزاند از متانت و وقار دور است و موجب سستي و زبوني نفس مي‌گردد. او حتي كارويژه لذت‌بخشي هنر را نيز قبول دارد، اما در نهايت اين لذت بخشي را مايهٔ سستي نفس و براي منش نيك زيان‌مند مي‌داند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

تاريخ سخنوري

پريكلس ، نخستين سخنران شهير يونان

پريكلس (به يوناني: Περικλῆς (زادهٔ ۴۹۵-مرگ ۴۲۹ پيش از ميلادسياست‌ مدار، سخنران و جنگ‌ سالار اثرگذار و برجستهٔ آتني بود. نام وي به معنايدر ميان افتخار است.

او از سوي مادر از خاندان آلكميوني بود كه خانداني بس پرنفوذ بودند. توسيديد تاريخنگار همروزگارش در جايگاه ستايش او را نخستين شهروند آتنمي‌خواند. او اتحاد دلي را تغيير جهت داد و در دو سال نخست جنگ‌هاي پولوپونزي مردمش را رهبري نمود.

او ادبيات و هنر را گسترش داد و به اين دليل آتن مركز آموزش و فرهنگ يونان باستان گرديد. او پروژهٔ جاه طلبانه‌اي را به راه انداخت كه سازه‌هايي حياتي چندي را مانند پارتنون در آكروپوليس ساخت. اين پروژه آتن را زيبا و باشكوه ساخت و هم بدان شهر اعتبار بيشتري داد و هم براي مردمان پيشه فراهم ساخت. وي همچنين مردمسالاري آتن را بالنده ساخت تا آنجا كه نكوهشگران وي را پوپوليست خواندند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

تاريخ سخنوري

ارسطو ، نخستين كسي كه فن خطابه را تحت انضباط در آورد

اَرَسطو (به يوناني: Αριστοτέλης، تلفظ: آريستوتِلِس) (ولادت ۳۸۴ ق م. وفات ۳۲۲ ق م)از فيلسوفان يونان باستان بود. اوكه يكي از مهم‌ترين فيلسوفان غربي به حساب مي‌آيد شاگرد افلاطون و آموزگار اسكندر مقدوني بود. تاليفات او در زمينه‌ها و رشته‌هاي گوناكون من جمله فيزيك، متافيزيك، شعر، زيست شناسي، منطق، علم بيان ، سياست ، دولت و اخلاق بوده‌اند. ارسطو بهمراه سقراط و  رفت و با پايتياس خواهرزادهٔ فرمانرواي وقت ازدواج كرد. در ۳۴۳ به دعوت فيليپ مقدون آموزش اسكندر مقدوني را بر عهده گرفت. پس از بازگشتش به آتن در ۳۳۵، آموزشگاهي خود را به نام لايسيوم تأسيس كرد.

در ۳۲۳ و پس از مرگ اسكندر، كه آتن را ملحق شاهنشاهي خود كرده بود، آتش احساسات ضد مقدوني اوج گرفت و دامن‌گير ارسطو شد. او به ناچار به چالسيس پناه برد و سال بعد (۳۲۲) در ۶۲ سالگي درگذشت.

آثار ارسطو بسيار متنوع و شامل جميع معارف و علوم يوناني (جز رياضي) است و اصولا شامل منطقيات طبيعيات الهيات و خلقيات است كه از آن جمله از (فن شعر) (فن خطابه) (كتاب اخلاق) (سياست) (ما بعد الطبيعه) بايد نام برد.

منطقيات: مقولات ,جدليات ,آنالوطيقاي اول و دوم ,قضايا ,ابطال مغالات كه در كل در كتاب ارغنون(ارگانون به معني ابزار) جمع شده‌اند.

ارسطو را مي‌توان از نخستين فيلسوفان تحليلي دانست... وي همچنين واضع منطق نيز هست. او با در نظر گرفتن زمين در مركز گيتي و قرار دادن فلكهاي مختلف براي اجرام آسماني (مثلاً فلك خورشيد، فلك ثوابت و...) الگويي از جهان را براي همروزگاران خود ترسيم كرد. ارسطو چهار عنصر بنيادي كيهان را آب، آتش، خاك و هوا مي‌دانست به‌علاوهٔ عنصر پنجمي به نام اثير كه معتقد بود اجرام آسماني از آن ساخته شده‌اند.

ارسطو با انتقاد از فرضيه مثل(Idea)فلسفه خود را آغاز مي‌كند. حقايق قابل ادراك وجود ندارند آنچه وجود دارد مثال نيست بلكه خرد و جزئي است.

وي گفته‌است «علم جز بر كليات تعلق نمي‌گيرد». ما هنگامي مي‌توانيم درباره اشياء قضاوت كنيم كه نوع و جنس را بهتر بشناسيم. تعيين قواعدي كه حافظ روابط صحيح قضاياي كلي با قضاياي جزئي و شخصي باشد خاص منطقي است كه هيچكس بهتر از ارسطو درباره آن تحقيق نكرده‌است همين منطق است كه يكي از هداياي ارزنده و گرانبهاي اين فيلسوف بعالم بشريت به شمار مي‌آيد.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تاريخ سخنوري : سيسرون

سيسرون (زاده ۱۰۶-درگذشته ۴۳ پيش از ميلاد) خطيب معروف رومي بود. ماركوس توليوس سيسرو خطيب، سياست مدار و نويسنده رومي، متولد ۰۳٫۰۱٫۱۰۶ قبل از ميلاد در «آرپي نوم»(۱) و مقتول در «فورميا»(۲) به تاريخ ۰۷٫۱۲٫۴۳ قبل از ميلاد بود.

وي در آغاز جواني ضمن سرودن شعر و ترجمه آثار يوناني، به آموختن فنون نظامي پرداخت و از هفده سالگي در جنگها شركت جست و بعدها به مدت دو سال به سياحت در مشرق زمين گذراند و در اين سفر، فلسفه و علوم ادبي را از دانشمندان زمان فرا گرفت و در سال ۷۷ قبل از ميلاد به رم بازگشت. از سال۶۳ قبل از ميلاد وارد صحنه سياست شد و به مقام كنسولي دست يافت. خطابه‌هاي وي در مد -Formiae /heute Formia
۳ -Academica
۴ -De finibus bonorum et malorum
۵ -Tusculanae disputation
۶ -Laelius de amicitia
۷ -De officiis
۸ -Cato maior de senectute
۹ -De natura deorum
۱۰-De divinatione
۱۱-De fato
۱۲-Ad familiares
۱۳-Ad Atticum
۱۴-Ad Quintum fratrem


منبع :
  • نقد ادبي نوشته حميدرضا شايگان‌فر ، انتشارات دستان

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]

پيشينه ، تعريف و اقسام بلاغت

بلاغت ، از فنون ادبي ، و در زبان فارسي به مفهوم شيوايي و رسايي سخن . اين فن در مشرق زمين بيشتر در حيطه دانشهاي ديني بوده ؛ اما در سرزمينهاي غربي ، مانند يونان و رومِ باستان ، به دانش يا هنري مستقلّ از حوزه علوم ديني اطلاق مي شده ، همچنانكه در تمدن قرون وسطايي اينگونه كشورها، بلاغت سومين هنر از هنرهاي هفتگانه به شمار مي رفته است ( رجوع كنيد به روبر، ذيل "Art" ).

پيشينه

از حدود قرن پنجم ق م كه در سرزمين هاي يونان و روم نوعي خاص از جمهوريّت حاكم بود، داوطلبان وصول به مقامات عالي سياسي براي رسيدن به مقصود با يكديگر مناظره و مشاجره مي كردند و هر كس مي كوشيد كه با سخنوري بر رقيب خود غلبه كند، و ازينرو فن خطابت و بلاغت در اين دوسرزمين اهميتي خاص يافت . در اواخر قرن ششم و اوايل قرن پنجم ق م ، سوفسطاييان * ، از جمله زنون و پروتاگوراس ، فن جدل و مناظره را به شاگردان خود مي آموختند و آنان را در فراگرفتن شيوه هاي اقناع و الزام شنوندگان ماهر مي ساختند. اما سقراط (470ـ399ق م ) و شاگردانش ، افلاطون (427ـ348ق م ) و ارسطو (384ـ326ق م )، بلاغت سوفسطاييان را مردود شناختند و پيروان و شاگردان خود را از آموختن آن منع كردند. آنان مباني و قواعدي ديگر براي بلاغت پي ريزي كردند؛ از جمله ارسطو دو رساله مشهور ريطوريقا (بلاغت ) و بوئطيقا (شعر) را تأليف كرد و بلاغت را از فن جدل ممتاز ساخت ؛ اگرچه حكيمان مسلمان اين دو رساله را به ضميمه رسالات برهان و جدل و سفسطه جزو مباحث منطق شمرده و به آنها عنوان «صناعات خمس » داده اند.

در قرن اول و دوم ق م نيز در روم به بلاغت ، كه لازمه فن خطابت بود، توجه مي شد و خطيباني مانند سيسرون (مقتول در 43 ق م ) اصول و موازيني خاص براي آن تدوين كرده بودند. فيلسوف و سياستمدار رومي ، سنكا (متوفي 65ق م ) اصول سيسرون را تخطئه كرد، اما فيلسوف واديبي ديگر به نام ماركوس كوئنتيلي از اصول سيسرون دفاع ، و گفته هاي سنكا را رد كرد و رساله اي هم به نام : " در چگونگي تربيت خطيب " نوشت . اين رساله پس ازمرگ او متروك ماند، اما در دوران رنسانس از مآخذ و مراجع مهم فن بلاغت و خطابت به شمار مي رفت ( بريتانيكا ، ذيل "Quintilian", "Rhetoric" ).

در ايران پيش از اسلام ، مباني بلاغت عمدتاً از بعض متون دين زرتشتي سرچشمه مي گرفت . از آن جمله يشتها از بلاغت مطلوبي برخوردار است . امروزه بسياري از آن متون از بين رفته است و آثار به جا مانده از متون پهلوي كه بسياري از آنها پس از اسلام تأليف شده و در واقع تفسيرات و تعليمات موبدان زرتشتي است ، ارزش بلاغي چنداني ندارد. متون پهلوي غيرمذهبيِ به جاي مانده ، مانند درخت آسوريك را نيزنمي توان نمونه اي براي بلاغت زبان پهلوي به شمار آورد.

اما اينهمه بدين معني نيست كه در ايران پيش از اسلام ،خاصّه در دوران ساساني ، به بلاغت اهميت داده نمي شده است . جاحظ (متوفي 255) پس از آنكه سخنان شعوبيه رادر ستايش از شيوايي زبان پهلوي نقل مي كند، چنين نتيجه مي گيرد كه سخنوري و سخنراني شايستة كسي جز ايراني و عرب نيست (ج 3، ص 20) و از قول شعوبيه مي گويد كه هر كس مي خواهد در بلاغت به كمال رسد و واژگان نامأنوسِ دور از ذهن را بشناسد و در دانش لغت پرمايه گردد، بايدكتاب كاروند را بخواند (همان ، ص 10). البته امروزه ازاين كتاب نشاني نيست ، اما جاحظ كه خود از پيشوايان بلاغت و سخنداني است ، در جاي جاي البيان و التّبيين مهارت ايرانيان را در خطابت و سخنوري و گزيده گويي ستوده است (براي نمونه رجوع كنيد به ج 3، ص 11)؛ و اين ادّعايي گزاlphabإtique et analogique de la langue Franµise , rإdaction dirigإe par A. Rey et J. Rey-Debove, Paris 1983.

احمد مهدوي دامغاني

پايگاه بنياد دائرة المعارف اسلامي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مثبت انديشي ، راز اعنماد به نفس و نترسيدن به هنگام سخنراني

فكر مثبت براي فردي كه مي‌ خواهد در حضور جمع سخنراني كند، احساس و توانايي مثبت ايجاد مي‌كند. بايد بياموزيم كه چگونه از حالت‌هاي هيجاني و عصبي پيش از سخنراني به نفع خود و براي نفوذ بيشتر در مخاطب استفاده كنيم.

از ديگر مهارت‌هايي كه لازم است قبل از سخنراني بكار برد، استفاده از مهارت و قدرت تصويرسازي صحنه‌اي است. اين مهارت نوعي توانايي بالقوه دروني است كه بايد از آن استفاده كرد.قبل از سخنراني بايد بر اساس درك و تجربه حسي، امور شناخته شده يا شناخته نشده را براي خود مجسم كنيم. ذهن ما اين توانايي را دارد كه انديشه ما را درگير رويدادهاي فرضي اما مبتني بر تجربيات گذشته كند.

تجسم و تصويرسازي ذهني با سالم‌سازي و آرامش فكر، ارتباط مستقيم دارد. همانطور كه رفتن روي صحنه و ايستادن در برابر جمع نيازمند تفكر مثبت است، بايد بتوانيم با واقع‌بيني موارد پيش‌بيني شده و پيش‌بيني نشده را براي خود مثبت تجسم كنيم و راه‌هاي رودررويي با آنها را بيابيم. بسياري از مردم، قهرمانان، موسيقي‌دانان، هنرپيشگان و سخنوران با اين شيوه موفق شده‌اند.

حال، چگونه اين توانايي دروني را بكار گيريم؟ صحبت‌هاي دونده مشهور و موفق المپيك « ويكي‌ هابر» جالب توجه است.

« درست قبل از مسابقه، من خودم را در حال دويدن مي‌بينم و مجسم مي‌كنم. بقيه حريفان دونده خود را نيز در ذهن مي‌آورم. سپس تلاش مي‌كنم هر حالت ممكني را كه احتمال دارد برايم پيش آيد مجسم كنم.الان شخصي پشت سرم است، حالا نزدكي مي‌شود. شايد هُل دهد. فرصت را از او مي‌گيرم و خلاصه همه لحظه‌هاي ميدان را در نظر دارم تا نهايتاً به خط پايان مي‌رسم. البته در همه حالات خودم را برتر و برنده ميدان مي‌دانم و مرعوب آنچه در اطرافم مي‌گذرد، نمي‌شوم.»

البته « ويكي هابر» هميشه پيروز ميدان نبوده لكن تحقيقات نشان داده است كه اين شيوه تخيل مشخصاً توان اجرايي هر قهرماني را افزايش مي‌دهد. تحقيقات دقيقاً اين نكته را نيز براي بهره‌برداري يك سخنران براي غلبه بر ترس صحنه بسيار مفيد مي‌داند. هر سخنران پيش از رفتن روي صحنه بايد بداند كه از سخنراني خود، تصور و تصوير مثبتي دارد يا خير.

كليد و رمز تجسم و تصويرسازي ذهني اين است كه بتوانيم تصويري كلي و شفاف و برخورداراز موفقيت در ذهن خلق كنيم.

خودتان را در جايگاه قرار دهيد. مطمئن و اميدوار، با نگاهي پراحساس و نسبتاً طولاني به چشمان مخاطبان خود، ارتباط اوليه را برقرار سازيد و سپس مقدمه سخنراني را با صدايي قاطع و شفاف ايراد كنيد. هر چه مخاطبان و شنوندگان شما مرحله به مرحله به مطالب شما پيوند مي‌خورند، شما نيز اطمينان و اعتماد به نفستان را افزايش دهيد.اين احساس را در خود ايجاد كنيد كه بهترين شيوه اداي سخنراني را پيش گرفته‌ايد و در حالي كه اين تصاوير را در ذهن خلق مي‌كنيد و جنبه‌هاي مثبت سخنراني را لحظه به لحظه مرور كنيد، واقع‌بين نيز باشيد.

در هر  حال مراقب باشيد كه افكار منفي شما را سست نكند. اگر احساس مي‌كنيد ممكن است بخشي از سخنراني، شما را به دردسر و زحمت اندازد با تصويري مثبت و بدون هيچ زحمتي خود را رها و آزاد بيابيد.«بدانيد هر قدر تصاوير ذهني شما از خودتان شفاف‌تر و اميدوار كننده‌تر باشد، سخنراني شما موفق‌تر خواهد بود.»

براي بررسي حالات ديگر، آگاهي از اين مطلب نيز مفيد است كه سخنران بداند، احتمالاً شنوندگان و مخاطبان، متوجه اضطراب و نگراني او نخواهند شد. اگر گمان مي‌كنيد كه در نظر افراد روبروي خود ناآرام و غيرعادي جلوه مي‌كنيد، اين گمان اشتباهي است. اكثر اوقات وقتي برخي از سخنرانان صحبت خود را به پايان مي‌برند، اقرار مي‌كنند كه بسيار ناآرام و مضطرب بوده‌اند، در حالي كه دوستان تعجب مي‌كنند زيرا در نظر آنان آرام و متكي به نفس ظاهرني دريابند و هنگام سخنراني، فكر جديدي را كه برگرفته از آن عقايد مختلف است، خلق كنند و اين همان مهارت تفكر انتقادي است. خلق كنند و اين همان سخن‌سنجي است و به عبارتي بهتر، هنر سخن‌سنجي است. اين هنر شما را متفكري مؤثر تبديل مي‌كند.

همان‌طور كه شما مي‌آموزيد چگونه عقايد و نظرهاي خود را با زباني شفاف و درست بيان كنيد، مي‌آموزيد كه شفاف و درست بيانديشيد.

تفكر انتقادي شما را قادر مي‌سازد به سخنرانيهاي ديگران با دقت گوش دهيد و عقايد گويندگان را در حالات مختلف درست ارزيابي كنيد.

حال دوباره سراغ چهار مثال ياد شده مي‌رويم لكن با تفكري انتقادي؛ درباره آن مرد عجيب و غريب در ميهماني ديشب، اگر شما تفكري انتقادي داشتيد، آيا آن مرد مي‌توانست شما را محصور روش غلط خود در بحث كند؟ و شما را به راحتي مجاب نمايد؟ مطمئناً در اينگونه مباحث، سخن‌سنجي مهارتي است كه به شما كمك مي‌كند تا خوب گوش كنيد، دقيق بررسي كنيد و نهايتاً نقد كنيد.

و يا در زمينه خريد رايانه، آيا مي‌توان به آگهي‌ها اعتماد كرد يا بايد اطلاعات بيشتري كسب كرد؟

و نيز درباره سخنان نامزدهاي سياسي، اگر به اصل حرف آنها توجه كنيم و نقشي را كه آنها بازي مي‌كنند، ناديده بگيريم، آيا نتيجه‌گيريهاي ايشان راه گشاست؟

اين سؤالها كه به فكر اعتبار مي‌بخشد همان تفكر انتقادي است.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

نقش صداي رسا در جذب مخاطبان

نخستين گام براي سخنوران برجسته شناخت نوع صدايي است كه دارند، برخي از افراد به خاطر صداي ذاتي، چنان ديگران را تحت تأثير خود قرار مي‌دهند كه گويي نداي آسماني است اما دسته‌اي ديگر نيز به دليل نوع صدا از بيان حداقل خواسته‌هاي خود باز مي‌مانند؛ بنابراين پرسش « شما چه نوع صدايي داريد؟» اساسي‌ترين سؤال براي شناخت توانايي سخنوران، گويندگان و مجريان موفق خواهد بود.

صدايي غني و رسا

صدايي نرم، افسونگر و لطيف

صدايي نازك و غنّه‌اي

صدايي بم و گوش خراش

صدايي ناهنجار و آزار دهنده

در هر صورت، با هر صدايي كه هستيد مطمئن باشيد آن صدا بي‌نظير است و هيچ گاه نمي‌توان دو نفر را يافت كه از نظر ظاهر مانند هم و صدايي يكسان داشته باشند.

صداي انسان طي مراحل و نظام پيچيده‌اي كه آغاز آن با خروج هوا از ريه‌هاست شكل مي‌گيرد. آيا مي‌توانيد هنگام دميدن هوا به درون ريه‌ها سخن بگوييد؟

هواي بازدم از حنجره يا به عبارتي جعبه صدا عبور مي‌كند و با برخورد با تارهاي حنجره مرتعش مي‌شود و سپس ضمن عبور از گلو، دهان و بيني، طنين و حجم پيدا مي‌كند و در نهايت با برخورد به زبان، دندان‌ها، كام و لب‌ها حروف شكل مي‌يابند. از تركيب حروف، كلمه و از تركيب كلمه، جمله درست مي‌شود. 

صدايي كه در اين مسير طبيعي ساخته مي‌شود، به طور چشمگيري بر موفقيت شما در سخنوري اثر دارد. بدون ترديد صداي خوب ثروت است اما مي‌توان بدون داشتن صداي خوب هم موفق بود.برخي از سخنوران مشهور تاريخ صداهاي نازل و معيوب داشتند.

« آبراهام لينكلن» صدايي ناهنجار داشت.

« وينستون چرچيل» لكنت زبان و مختصر حالتي از نوك زباني داشت.

« ويل راجرز» صدايي غنّه‌اي داشت.

شما هم مانند اينگونه شخصيت‌هاي مشهور مي‌توانيد بر عيب و نقص احتمالي و طبيعي صداي خودتان غلبه كنيد و صدايتان را با بهترين اثر بخشي بكار ببريد.

اگر شما صدايتان را به اندازه‌اي ملايم كنيد و به سختي شنيده شود، مرتب در اداي كلمات تپق بزنيد، كند سخن بگوييد، پشت سر هم عقايد گوناگون خود را مطرح كنيد يا هنگام حرف زدن به زحمت سخن بگوييد، خيلي زود صحبت‌هاي شما از كارآيي و اثر بخشي خواهد افتاد. لينكلن، چرچيل و راجرز آموخته بودند كه چگونه صدايشان را مهار كنند و در اختيار داشته باشند. 

ويژگيها و جنبه‌هاي مختلف صدا

1- حجم صدا

از يك نگاه صداي پر قدرت براي سخنور شايد همه چيز باشد.البته امروزه دستگاههاي الكترونيكي هر نوع صدايي را پرقدرت مي‌كند اما مكانهايي هست كه شما ميكروفن در اختيار نداريد مانند كلاس كه شما بايد تلاش كنيد با در اختيار داشتن وضع صدايتان آن را متناسب با مكان بكار ببريد. بسياري از عوامل و موانع وجود دارد كه شما لازم است با آگاهي از آنها صدايتان را تناسب ببخشيد.

كمّيت و كيفيت حضور افراد در محيط، صداي خارج از محيط و وضع انعكاس صدا در فضا از جمله عوامل مزبور هستند.

اگر شما در جايي زياد بلند صحبت كنيد، مخاطبان ممكن است شما را بي‌ادب تلقي كنند. اگر خيلي ملايم صحبت كنيد، ممكن است مطالب شما تفهيم نشود.

يادتان باشد كه هميشه صدايتان براي خودتان بلندتر از آن است كه به شنونده مي‌رسد. به محض اينكه شروع كرديد به صحبت، به افرادي كه در عقب هستند، نگاه كنيد. اگر ابهامي در چهره دارند، بدانيد كه بايد بلندتر صحبت كنيد.

2- زير و بمي ارتفاع

ارتفاع صدا حالت زير و بمي صداي فرد است. هر قدر امواج صدا بيشتر و تندتر مرتعش شوند، حالت زير بودن آن بيشتر است و هر چه كمتر ارتعاش داشته باشند، حالت بم‌تري دارد.

« دانگ» يا زير و بمي صدا را مي‌توان از صدايي كه بين كليد اول و آخر پيانو توليد مي‌شود، مشخص كرد. هنگام سخنراني، زير و بم صدا بر معاني كلمات و صدا اثر مي‌گذارد.

تغيير در زير و بمي صدا را « آهنگ صدا» نيز مي‌نامند. تغيير ارتفاع به صداي شما درخشش، گرمي و شور و نشاط مي‌بخشد. اين آهنگ صداي شماست كه مشخص مي‌كند، جمله‌اي را به صورت سؤالي مطرح مي‌كنيد يا خبري. همچنين آهنگ صدايتان غم، شادي، رضايت، عصبانيت، سرزندگي، بي‌حالي، نگراني، آرامش و نيز سرحالي و خستگي شما را آشكار مي‌كند.

در گفتگو‌هاي روزمره به طور غريزي آهنگ صدايمان را براي بروز احساس و منظورمان بكار مي‌گيريم. افرادي كه چنين نيستند و يكنواخت صحبت مي‌كنند تنها مي‌توانند براي افراد كم خواب مؤثر باشند.

صداي تعداد كمي از مردم حالت يكنواختي مطلق دارد و هيچ تغييري در آهنگ كلامشان ايجاد نمي‌شود اما افراد زيادي هستند كه از تغييرات آهنگ گفتار به صورت تكراري و ملال‌آور استفاده مي‌كنند كه اين روش نوعي روش خواب‌آور و هيپنوتيزمي است.

شما مي‌توانيد براي مقابله با اين حالتها از ضبط صوت كمك بگيريد و صداي خودتان را ضبط كنيد و بشنويد. اگر جملاتتان با آهنگ ثابت و ويژه‌اي پايان مي‌يابد، سعي كنيد تا اين وضع را تغيير دهيد و آهنگ را مطابق با مفهوم كلمات بكار ببريد. به هر حال تلاش براي رهايي از برخي عادتها در ابتدا شايد بد جلوه كند اما مطمئن باشيد كه براي تبديل به سخنوري قابل و شايسته اين روشها تضميني است.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

تغيير ذهن مخاطب ، هدف اصلي سخنراني

اين همان هدفي است كه اغلب ما در زندگي قصد انجام دادن آن را داريم.

گويندگي و سخنوري سه فرصت را در زمينه تحقق اصل « ايجاد تغيير» فراهم مي‌آورد.

1- متقاعد كردن و اقناع مردم براي انجام دادن كاري كه به نظر شما درست است.

2- آگاه كردن مردم از امور و مسائلي كه از آنها بي‌اطلاع بودند.

3- سرگرمي و ايجاد تفريح براي مردم به منظور داشتن احساس شادي و سرشاري از خودشان.

اينها سه هدف اصلي هر سخنوري است كه با مردم سخن مي‌گويد: متقاعد كردن، آگاهي دادن، سرگرم كردن.

اين سه هدف اساسي در گفتگوها و محاوره‌هاي روزانه نيز مصداق دارند.

نخستين گام براي سخنوران برجسته شناخت نوع صدايي است كه دارند، برخي از افراد به خاطر صداي ذاتي، چنان ديگران را تحت تأثير خود قرار مي‌دهند كه گويي نداي آسماني است اما دسته‌اي ديگر نيز به دليل نوع صدا از بيان حداقل خواسته‌هاي خود باز مي‌مانند؛ بنابراين پرسش « شما چه نوع صدايي داريد؟» اساسي‌ترين سؤال براي شناخت توانايي سخنوران، گويندگان و مجريان موفق خواهد بود.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

چرا بايد خوب سخنراني كرد ؟

در زبان انگليسي اصطلاحي است قديمي كه مي‌گويد: « سخن گفتن ارزان است.»

كسي كه اين اصطلاح را خلق كرد بدون ترديد دهه آخر قرن بيستم يعني از 1990 تا كنون را پيش‌بيني نكرده است زيرا امروزه سخن گفتن و خوب سخن گفتن از گران‌ترين حرفه‌هاست.

بار گراني اين حرفه بر دوش گروهي است كه مايلند گوش به سخنرانان ممتاز بسپارند و هم بر دوش افرادي است كه آرزو دارند روزي سخنوراني برجسته باشند. سراسر تاريخ ايالات متحد آمريكا نشان از حضور گروههايي از مردم دارد كه درآمد و معاش زندگي خود را با سخنرانيهاي دوره‌اي از محلي به محلي و از شهري به شهر ديگر تأمين كرده‌اند. در حال حاضر به سخنوران برجسته‌اي مانند اُپْرا وينفري، باربارا والترز و لري كينگ براي هر سخنراني بيش از پنجاه هزار دلار پرداخت مي‌شود. حال ممكن است بپرسيم كه سخن گفتن چه فايده‌اي براي ما دارد؟ ما كه قصد نداريم رئيس جمهور، كشيش يا مبارز باشيم. نكته اينجاست كه توان صحبت در برابر مردم و براي مردم نوعي ذخيره‌سازي قدرت و توان اجتماعي در درون است و به كمك اين توانايي است كه مي‌توان در اموري كه مردم به آنها توجه جدي دارند، تغيير ايجاد كرد.

كليدي‌ترين نكته همين است « ايجاد تغيير»


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

   سخنراني برنامه ريزي شده  Programmed Lecture

در اين روش كه براي آموزش تعداد نسبتاً زيادي فراگير به كار مي رود از شيوه سخنراني، بحث گروهي و پرسش و پاسخ در قسمت هاي مختلف هر جلسه آموزشي استفاده مي شود بطوريكه فراگيران در طول مدت آموزش به صورت فعال در جريان يادگيري قرار مي گيرند. در اين شيوه از انواع وسايل ديداري و شنيداري استفاده مي شود و فراگيران به گروه هاي كوچك براي يافتن پاسخ سئوالات مطرح شده تقسيم مي شوند و با بحث و مشاركت فراگيران يادگيري آسانتر اتفاق مي افتد.

 سخنراني Lecture

يكي از ويژگي هاي بارز در اين روش آموزش، آن است كه اكثر فعاليت هاي آموزش در آن جنبه كلامي دارد:

در اين روش سخنران صحبت مي كند و فراگيران به سخنان او گوش مي دهند و يادداشت برمي دارند در نهايت امر ممكن است بين فراگيرنده و فرادهنده چند سوال و جواب رد و بدل شود اما اين سوالها و پاسخ ها براي روشن شدن منظور است و جنبه بحث و تبادل نظر ندارد.

 بحث گروهي Group Discussion

اين روش گفتگويي است سنجيده و منظم درباره موضوعي خاص كه مورد علاقه مشترك شركت كنندگان در بحث است. اين روش براي جمعيتي بين 6 تا 20 نفر قابل اجرا مي باشد. معمولاً استاد موضوع يا مسأله خاصي را مطرح مي كند و فراگيران درباره آن به مطالعه، انديشه، بحث و اظهار نظر مي پردازند و نتيجه مي گيرند. اين روش به فراگيران فرصت مي دهد تا نظرات، عقايد و تجربيات خود را با ديگران در ميان بگذارند و انديشه هاي خود را با دلايل مستند بيان كنند.

پرسش و پاسخ Question and Answer

اين روش بر سه اصل متكي است:

1- وجود سئوال يا مسئله كه كنجكاوي فراگيران را برانگيزد و آنان را وادار به تلاش ذهني كند.

2- طرح سئوال هاي متوالي براي تداوم فعاليت ذهني

3- هدايت تلاش ذهني، براي كشف آگاهانه مسئله به طوري كه نتيجه آن به خلاقيت فكري و كسب دانش منجر شود.

 يادگيري براساس طرح مسئله Problem Based Learning (PBL)

روشي است براي كشف توالي و ترتيب صحيح راه هايي كه به يك هدف يا يك راه حل منتهي مي شود.

مراحل اين روش به شرح زير مي باشد:

1- تشكيل گروه هاي 5 و يا 7 نفره از فراگيران با حضور يك نفر استاد راهنما

2- طرح يك مسأله آموزشي توسط استاد و ارائه آن در گروه به منظور تعيين

-  جمع آوري اطلاعات موجود در مساله

- طر ح سوالات با توجه به اطلاعات موجود

- تعيين موارد يادگيري براي مطالعه توسط هر يك از دانشجويان

3- ارائه مطالب جمع آوري شده توسط استاد

4- تجزيه و تحليل اطلاعات در ارتباط با مساله و يافتن راه حل مناسب

 پانل Panel

در اين شيوه آموزشي، گروه كوچك (7 – 3 نفر) از متخصصين كه در ميان آنها يك نفر به عنوان مدير يا هماهنگ كننده وجود دارد، پشت يك ميز روبروي جمعيت مي نشينند و در خصوص همه جوانب يك موضوع مرتبط با حضار به بحث و تبادل نظر مي پردازند. در اين شيوه مدير پانل وظيفه مطرح كردن سوالات حضار و ارائه به يكي از اعضاي پانل را به عهده دارد.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

 ساز و كارهاي ايراد سخنراني از روي نوشته

توجه به اين موضوع ضروري است كه سخنراني نوشته شده وقتي به شكل گفتاري به مخاطبان ارائه مي شود ، ممكن است بسيار متفاوت به نظر برسد . بايد تمرين كنيد نثر خودرا به شكل گفتار طبيعي بنويسيد كه الگوهاي سخنراني طبيعي را دنبال مي كند و براي انتقال مفاهيم بصورت گفتاري مناسب است .

شروع به نوشتن كنيد

زماني كه تمام تحقيق خودرا كامل كرديد و خطوط كلي ساختار سخنراني خودرا ترسيم كرديد ، آماده براي شروع نوشتن هستيد . سعي كنيد كلمات خودرا آنطور كه مايليد مخاطبان شما آن هارا بشنوند ، تصور و انتخاب كنيد . ساعاتي در سكوت به تنهائي درحال فكركردن در مورد آنچه خواهيد نوشت بگذرانيد سپس نخستين پيش نويس را به وسيله نوشتن  - بدون توقف - هرآنچه فكر مي كنيد مايليد در سخنراني بگنجانيد ، تهيه كنيد . اگر در مورد چگونگي نوشتن براي سخنراني مطمئن نيستيد ، با بررسي تفاوت بين زبان نوشتاري و گفتاري ، خودرا آماده كنيد .

مطابقت شيوه هاي نوشتاري با سخنراني

ساختار جمله از نظر دستور و نحو

سعي كنيد از به كارگيري جمله هائي كه از لحاظ دستوري صحيح هستند اما زماني كه در گفتار به كار مي روند به نظر تصنعي مي رسند ، پرهيز كنيد . براي مستقيم به نظررسيدن ، از اول و دوم شخص ( من و شما ) و افعال معلوم استفاده كنيد  .

همواره مهم ترين يا جذاب ترين حقايق را اول به كار ببريد . جمله را با يك بند فرعي يا با هرجمله اي كه مي تواند در پرانتز قرار داده شود ، آغاز نكنيد .

گفتار ارجح به نوشتار

بگوئيد : " سيستم حسابرسي كه من با آن كار مي كنم " نه : " سيستم حسابرسي كه با آن من كار مي كنم "

بگوئيد : " شما بايستي اين ترفندهارا تشخيص دهيد " نگوئيد : " مهم است اين ترفندها تشخيص داده شوند "

بگوئيد : " هزينه هاي پائين تر و افزايش برون داد ، آن چيزي است كه ما نياز داريم " . نگوئيد : " ما نيازداريم هزينه هارا كاهش داده  و برون داد را افزايش دهيم "

بگوئيد : " اين مسئله مي تواند تفاوت ايجاد كند " . نگوئيد : " اگرچه اين مسئله ممكن است به نظر جزئي برسد ، ولي مي تواند تفاوت ايجاد كند "

افزايش كارائي سخنراني

زماني كه نخستين پيش نويس سخنراني خودرا آماده كرديد، مي توانيد شروع به شكل دادن سخنراني كنيد. پيش نويس خودرا كامل بخوانيد تا مطمئن شويد كه مطالب را بطور صحيح اولويت داده ايد و اطلاعات اساسي را در نظر گرفته ايد . سخنراني خودرا با مثال هاي مربوط پر كنيد تا نكات اساسي و عمده خودرا تقويت كنيد . در نهايت ، از نكته هائي در رابطه با علايق به خصوص يا مطالب و نكته هاي خوش آيند استفاده كنيد كه اساسي نيستند ولي با افزودن حس شوخي و مناسبت به سخنراني شما ، لذت مخاطبان را افزايش خواهد داد .

طوري بنويسيد كه به نظر طبيعي بيايد

بهترين نكته شروع براي ايراد يك سخنراني موفق اين است كه شما در مورد كلماتي كه ادا مي كنيد احساس اعتماد به نفس و آرامش كنيد . بنابراين وقتي سخنراني خودرا مي نويسيد ، ساختار جمله خودرا ساده نگهداريد . در مورد مخاطبان خود به عنوان يك فرد فكر كنيد . اين مسئله كمك خواهد كرد فضائي از صميميت ايجاد شود . سخنراناني كه درانجام اين عمل موفق هستند هرفرد مخاطب را طوري در نظر مي گيرند كه پيام آن ها به طور مستقيم و منحصر به فرد از سوي وي احساس شود كه اين كار ، توجه آن هارا به مطلب حفظ مي كند . اگر مطمئن نيستيد به نظر طبيعي مي رسيد يا نه ؟ در حال خواندن پيش نويس سخنراني ، صداي خودرا ضبط و سپس گوش كرده و هرجا لازم است ، نوشته خودرا اصلاح كنيد .

براي سطوح اطلاعات ، اولويت قائل شويد

پيش از اين كه شروع كنيد ، هرنكته مربوط به مضمون سخنراني خودرا يادداشت نمائيد و هريك را در يكي از اين دسته ها قرار دهيد : 1 - حتما بايد بدانيد . 2 - لازم است بدانيد . 3 - بهتراست بدانيد . 

بايدها و نبايدها

- از جملات مستقيم و ساده استفاده كنيد .

- از ضماير من و شما استفاده كنيد .

- از افعال معلوم استفاده كنيد  ( دويدن ، رفتن ، استفاده كردن و .. )

- در سخنراني خود ، از صفت ها ، آزادانه استفاده كنيد .

- براي اجتناب از تپق زدن ، از عبارت هاي مناسب و آشنا استفاده كنيد .

- براي قابل فهم كردن نكات خود ، مثال ها و مقايسه هارا اضافه كنيد .

- اززبابي نا مناسب يا نامفهوم ، استفاده نكنيد .

- سخنراني خودرا با نكات نامربوط ، پرنكنيد .

- احساس نكنيد مجبوريد كلمه به كلمه ، سخنراني را يادداشت كنيد .

- با بكاربردن جزئيات بسيار ، سبب در خود فرورفتن مخاطب نشويد .

- با مخاطبان خود ، ارباب منشانه رفتار نكنيد .

- سعي نكنيد از شيوه شخص ديگري تقليد كنيد . به نظر تصنعي مي رسد .

بايدها و نبايدها

- از جملات مستقيم و ساده استفاده كنيد

- از ضماير من و شما استفاده كنيد .

- از افعال معلوم استفاده كنيد  ( دويدن ، رفتن ، استفاده كردن و .. )

- در سخنراني خود ، از صفت ها ، آزادانه استفاده كنيد .

- براي اجتناب از تپق زدن ، از عبارت هاي مناسب و آشنا استفاده كنيد .

- براي قابل فهم كردن نكات خود ، مثال ها و مقايسه هارا اضافه كنيد .

- اززبابي نا مناسب يا نامفهوم ، استفاده نكنيد .

- سخنراني خودرا با نكات نامربوط ، پرنكنيد .

- احساس نكنيد مجبوريد كلمه به كلمه ، سخنراني را يادداشت كنيد .

- با بكاربردن جزئيات بسيار ، سبب در خود فرورفتن مخاطب نشويد .

- با مخاطبان خود ، ارباب منشانه رفتار نكنيد .

- سعي نكنيد از شيوه شخص ديگري تقليد كنيد . به نظر تصنعي مي رسد .

نكته هاي تكميلي ...

- به يادداشته باشيد كه نوشتن يك سخنراني با شنيدن آن هنگام ايراد سخنراني ، متفاوت است .

- راه هاي متفاوتي براي بيان يك عقيده پيدا كنيد . طبيعي ترين آن هارا استفاده كنيد .

- در مورد آنچه در ارائه مطلب خود وارد مي كنيد ، دقيق باشيد .

- مطمئن شويد ساختار نوشته شما آنقدر پيچيده يا احتمالا گيج كننده نيست .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][