مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3371
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 12
همه : 5159760


پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

آماده سازي سخنراني

تعيين هدف

دو اصل براي تنظيم يك سخنراني خوب وجوددارد : الف : آماده شدن . ب : تمرين  .

براي آماده شدن مناسب ، زمان بگذاريد . به اين ترتيب ، به موفقيت شما به طور چشمگيري ،

افزوده خواهد شد .

هدف خودرا تعريف كنيد

از ايجاد ارتباط با مخاطبان خود چه مي خواهيد ؟ پيش از شروع به آماده سازي سخنراني ،

سعي كنيد براي موفقيت بيشتر، آنچه را مي خواهيد مشخص كنيد . روي هدف سخنراني ،

در هر مرحله ، تمركز كنيد تا مطمئن شويد سخنراني شما ، مناسب و مؤثراست .

نخستين نكته اي كه بايد در مورد آن بينديشيد اين است كه به مخاطبان خود ،

مايليد چه بگوئيد ؟ و چگونه با پيام خود ، ارتباط با مخاطبان را با بهترين شيوه ،

برقرار كنيد ؟

تدبير شما ، به سه عامل بستگي خواهد داشت : 1 – نوع پيامي كه مي خواهيد

 ارسال كنيد . 2 – طبيعت و اقتضائات مخاطبان . 3 – محيط فيزيكي محل سخنراني .

هدف از سخنراني را مرور كنيد و از خود بپرسيد : آيا به اندازه كافي ساده است يا

بيش از اندازه ، پيچيده نيست ؟

در مورد شنوندگان خاصي كه ممكن است بين مخاطبان شما باشند و اين كه آن ها ،

سخنراني شما را چگونه دريافت مي كنند ، بينديشيد . سپس از خود بپرسيد : آيا

سخنراني ، همانگونه است كه شما انتظارداريد دريافت شود ، دريافت خواهد شد ؟

پاسخ اگر خير است ، هدف خودرا اصلاح كنيد .

به اين نكته ها ، توجه كنيد :

-          سخنراني شما ، بايد مناسب ، ساده و مربوط به موضوع و عنوان باشد .

-          مخاطبان شما ، بيشتر تحت تأثير عمق و گستره آگاهي ها ي شما قرار مي گيرند

تا نمايشي از اطلاعات غلط و بذله گوئي .

-          نگرش مثبت ، توان و اشتياق شما به موضوع ، حاكي از قدرت و تجربه شما

خواهند بود . اين نكته ها توسط مخاطبان ، ديرزماني پس از آن كه جزئيات سخنراني فراموش

شدند ، به يادشان خواهد آمد .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]
 

پارسي امروزي ، چه زباني است ؟

جانداران به جز جنبش و جا به جا شدن، داراي اين توانش نيز هستند كه احساسات و خواسته‌ هاي خود را با همنوعان خود در ميان بگذارند. برقراري اين رابطه و بيان احساسات و خواسته‌ها، به ياري آواها و جنبش برخي از اندام‌ها صورت ميگيرد. انسان، نيز از اين قاعده بركنار نيست، بلكه داراي بيشترين توانش چند‌جانبه هم است.

انسان‌هاي نخستين، با ايجاد آواها، به گونه‌هاي مختلف، و با حركت دادن برخي از اعضاي بدن خود مانند دست، سر، چشم و ديگر اعضاي صورت، با همديگر رابطه و تفاهم برقرار ميكردند. در اين مرحله از تاريخ انسان، ايجاد رابطه بدون ديدار يكديگر ممكن نبود.

هر رده‌اي از جانداران، غير از انسان، براي بيان خواسته‌هاي خود، جنبش‌ها و آواهاي ويژه و ثابت خود را داشتند و دارند. اين امر برايشان اين امتياز را دارد كه اين جنبش‌هاي ساده و ثابت در يك نوع حيوان، در هر جاي دنيا هم كه باشد، يكسان مي‌باشند. به همين دليل، اگر كبوتري از يك كشور به كشور دوردست ديگري برده شود، بيدرنگ مي‌تواند با كبوتران كشور ميزبان رابطه برقرار كند.

ولي انسان، جانداري است كه به دليل داشتن هوش و توانش گسترده، كار ايجاد رابطه و بيان خواسته‌ي خود را به ديگران، پيچيده‌تر و گسترده‌تر كرده است. انسان، با گذشت زمان، آواهاي گفتاري خود را با مفهوم‌هاي ويژه‌اي گره زده و اين هم‌بندي آوا – مفهوم و حركت- مفهوم را به گونه‌ي قراردادي با همزيستان خود شرط كرده است. از اين‌رو، اين‌همه دگرگونيهاي زباني، بين گروه‌هاي انساني كه جدا از هم زندگي ميكنند، پديد آمده‌اند. هر گروه از مردم، نشانه‌هاي آوايي و جنبشي ويژه‌ي خودساخته‌ و بكارگرفته را، به ديگران آموخته و بدينسان، نخستين ارتباطات بين انسان‌ها را از راه زبان‌ها پديد آورده است.

با گذشت زمان، هوش و توانش انسان، راه‌هاي پيشرفته‌اي را پيمود و به جايي رسيد كه براي آواها و عناصر احساسي و بياني خود، نگاره‌ها و نشانه‌هايي پديد آورد. اين گونه نشانه‌سازي كه نوشتارهاي انسان‌هاي نخستين ناميده مي‌شوند، در هر كجاي كره‌ي زمين، همانند گفتارشان در آغاز، بسيار ساده بودند. نشانه‌هاي نگارشي آن‌ها، از چند نگاره‌ي ساده فراتر نمي‌رفتند. آنان به هنگام سخن گفتن از درخت، نگاره‌ي يك درخت را ميكشيدند و شايد براي بيان احساس شادي يا اندوه خود، از دگرگوني خط‌ هاي چهره بهره ميجستند و نقش چهره‌اي شادمان يا اندوهگين را مي‌كشيدند. اين‌گونه نوشتارها را “ نگاره‌نويسي” مي‌گويند. در زبان‌هاي لاتيني نيز، اينگونه نوشتارها را “پيتوگرافي” مي‌نامند.

با پيشرفت جامعه‌هاي كوچك انساني، نوشتارهاي مردم نيز، همانند گفتارشان، اندك اندك گسترده‌تر شدند. مردم هر منطقه، كوشش ميكردند براي زبان گفتاري بين خودشان، نشانه‌هايي نوشتاري بسازند. اين نشانه‌ها، بعدها «الفبا» ناميده شدند و بدينسان، دبيره‌ي (خط) زبان پديد آمد.‌ با پديد آمدن دبيره بود كه آدم‌ها توانستند، پيام‌ها و يادداشت‌هاي خود را به كساني كه در دوردست زندگي مي‌كردند، بفرستند. بدينگونه، بازرگاني و دادوستد بين شهرها، چهره‌ي ديگري به خود گرفت. با پيدايش دبيره‌ي هر زبان، استوره‌ و پيام‌ها، روي صخره‌هاي غارها و سينه‌ي كوه‌ها نقر شدند. نوشته‌هايي كوتاه نيز، روي گِلِ خام، به شكل لوحه‌هاي گلي، روي چوب و حتا استخوان نقش بستند. بدين گونه بود كه انسان، نخستين برگ‌هاي تاريخ قومي خود را پديد آورد.

زبان‌شناسان، زبان‌هاي موجود كره‌ي زمين را، با توجه به هماهنگي، همريشه‌اي و همساني آن‌ها، به چندشاخه‌ي زباني بزرگ بخش كرده‌اند. يكي از شاخه‌هاي تنومند اين مجموعه، زبان‌هاي هند و اروپايي ميباشد،كه زبان‌هاي پارسي يا فارسي نيز از كهن زمان، در اين شاخه‌ي زباني گنجانيده شده است. زبان‌هاي جاي داده شده در اين شاخه، از شرط همريشه بودن برخوردار و داراي واژه‌هاي بيشمار همسان بودند.

هنوز هم، بين اين زبان‌ها، واژه‌هاي بيشمار همسان – با اندكي اختلاف در تلفظ- وجود دارند. ولي اين زبان‌ها، با وجود اشتراك در بخش‌هاي بنيادي، يا همساني واژه‌ها، داراي دبيره‌هاي بسيار دگرگونه‌اي شدند. به عنوان مثال: زبان‌ فارسي، زبان فرانسه، زبان انگليسي و زبان آلماني كه همه در شاخه‌ي زبان‌هاي «هند و اروپايي» قرار دارند و با وجود دارا بودن واژه‌هاي مشترك زياد، داراي دگرگوني بسيار ژرفي در خواندن و نوشتن هستند، كه هيچگونه نسبت و همگوني را باهم نشان نميدهند. اينجا ست كه زبان آموزان بايد براي آموزش و يادگيري هر زبان، درس و برنامه‌ي جداگانه‌اي تدوين كنند.

از ريشه‌ي كهنسال زبان‌هاي هند و اروپايي، شاخه‌ي «هند و ايراني» روييده است. از شاخك ايراني آن نيز، فارسي مياني و سانسكريت رشد كرده است. فارسي مياني خود داراي شاخك‌هاي زير است:
خوارزمي، ختني، فارسي امروزي، سغدي و پارتي

از شاخك فارسي امروزي نيز زبان‌هاي پشتو، بلوچي، كردي و آستي پديد آمده‌اند [۱]. بخش نزديكتر به فارسي امروزي ما، «زبان‌هاي كهن ايراني» نام دارند. اين زبان‌ها سده‌ها پيش از زايش عيسي مسيح در سرزمين گسترده‌ي ايران روا بوده‌اند. اين زبان‌ها به سه شاخه بخش مي‌شوند:

نخست، زبان مادي


از اين زبان در سنگ‌نبشته‌هاي شاهان آشوري، آنجا كه درباره‌ي مادها نوشته شده، نام برده شده است. واژه‌هايي از اين زبان هنوز در زبان يوناني ديده ميشوند. واژه‌هايي نيز در سنگ نبشته‌هاي شاهان هخامنشي، يافت ميشوند: «خشايارسيا، به معناي شاه»، «وازراكا، به معناي بزرگ»، «باختريش، به معناي بلخ»، «زارانكا، به معناي زرنگ= سيستان». «ويسپا، يعني همه» و «ميسرا، = ميترا، ايزدمهر». اين زبان پيرامون نه‌سد سال پيش از زايش مسيح، در ايران روا بوده است.

دوم، زبان پارسي باستان


به اين زبان، فورس هخامنشي نيز ميگفتند. اين زبان، با زبان سانسكريت پيوندي نزديك دارد. كهن‌ترين و استوارترين برگه‌هاي بدست آمده از اين زبان، يكي سنگ نبشته‌اي است از «آريامنه» (پدر بزرگ داريوش) كه ديرينگي آن به سال ششسد پيش از زايش مسيح مي‌رسد. ولي از همه باارزش‌تر، سنگ نبشته‌اي است، كه به اين زبان «پارسي باستان» بر سينه‌ي كوه بيستون (بهستون [۲]) كنده شده است. در اين كتيبه، نزديك به ۵۰۰ واژه‌ي پارسي باستان ديده و خوانده شده است. خوانش دبيره‌ي ميخي به اين سنگ نبشته وابسته بود. واژه‌هايي بعنوان نمونه از اين نوشته چنين هستند:
«سينگ بروش= شنگرفي»،
«ديوه= خداي دروغي»، همان است كه در نوشته هاي پسين روزگار، به شكل «ديو» آورده شده است و امروزه هم بكار مي‌رود.
«يد= پرستش»، كه ريخت درست آن «يز» است و واژه‌ي ايزد، يزد و يزدان از اين ريشه هستند.
«بَگَ= خداوند»، كه  در نوشته‌هاي پسين به گونه‌ي « مُغ» و « بَغ» نيز نگاشته شده و واژه‌ي «بغداد= خدا داد» از اين ريشه است.

سوم، زبان اوستايي


برخي از پژوهشگران، اين زبان را با زبان پارسي باستان يكي ميدانند. اين زباني است كه در نگارش كتاب ديني «اوستا» بكار گرفته شده است و نامش را هم از آن دارد.

با سپري شدن چند سد سال از گردونه‌ي زمان، دگرگوني‌هاي بسياري، در همه‌ي زمينه‌ها، رخ داد و بسياري از پديده‌هاي گيتي و انسان ساخته، يا از بين رفتند و يا ريخت و ساختار خود را دگرگون كردند. يكي از اين پديده‌هاي دچار دگرگوني شده نيز، «زبان گفتاري و نوشتاري» مردم يك سرزمين مي‌باشد.

زبان پارسي، در سده‌هاي پادشاهي سلسله‌هاي: پارتي، اشكاني و ساساني دگرگوني‌هايي به خود ديد و با نام‌هايي اين چنين شناخته شد: شاخه‌ي پارتي، اين زبان، در شمال خاوري ايران (خراسان بزرگ)، روا بود و بدان «پهلوي اشكاني» يا «پارتيك» نيز ميگفتند. شاخه‌ي ديگر آن با نام زبان «پارسي مياني» است كه بدان «پهلوي ساساني» يا «پارسيك» نيز نام دادند. نوشتارهاي بيشماري از اين زبان، كه در دوران پادشاهي ساساني رواج داشت، برجاي مانده است كه واژه‌هاي بكار رفته در اين نوشته‌ها، نزديكي اين زبان را با زبان نوشتاري امروزه‌ي ما نمايان مي‌سازند. زبان «پارسي مياني» يا پهلوي  با زبان امروزي ما همساني تنگاتنگ دارد.

يكي از تيره‌هاي آريايي كه به ايران‌ويج كوچ كردند، خود را «ماد» ناميدند، از اين‌رو كه خود را «مياني» ميدانستند. اين واژه، در زبان‌هاي باستاني و حتي در زبان‌هاي امروزيِ انگليسي: «ميدل» و آلماني: «ميتل» نيز معناي ميانه ميدهد. مادها، ديگر تيره‌ها را «پهلوي» يا «پارسو» و «پرتو» و «پهلو» ميناميدند. از اينجا‌ست كه واژه‌‌هاي «پارس» و «پارت» روي اين گروه‌هاي باشنده در ايران آن زمان گذاشته شدند.

برخي از پژوهشگران و دانشوران، واژه‌ي «پهلو» يا « فهلو» را نامي گذارده شده بر «پنج شهر»: سپاهان، ري، همدان، ماه نهاوند و آذربادگان مي‌دانند و زبان گفتاري و نوشتاري آن‌ها را نيز «پهلوي» ميدانند. برخي ديگر، شمار اين شهرها را «هفت شهر» ميدانند. «زبان و دبيره‌ي پهلوي» تا دويست – سيسد سال، پس از تاختن تازيان عرب به ايران پايداري كرد. ولي با گذشت زمان، دگرگوني‌هايي به خود پذيرفت و از خود، فارسي امروزي را برجاي گذاشت.

«پارسي امروزي»، زباني است كه ريشه در همه‌ي اين زبان‌هاي ياد شده دارد و گونه‌ي گسترش و بيشي يافته‌ي آن است كه از سده‌هاي سه و چهار، پس از تاختن تازيان به ايران، تا به امروز بدان گفتار مي‌شود. اين زبان را در ايران « فارسي»، در افغانستان «دري» و در تاجيكستان « فارسي تاجيك» مي‌نامند.

راه‌گشايي واژه‌هاي زبان عربي به زبان فارسي، از زمان آغاز فرمانروايي «هشام عبدالملك» و «حجاج فرزند يوسف» (سده‌ي سوم پس از هجرت) كم كم آغاز شد. تا آن زمان، دفترها و ديوان خراج (ماليات) به فارسي نوشته مي‌شد و بيشتر دبيران كه حساب‌ها و نامه‌ها را به فارسي مي‌نوشتند، از زردشتيان بودند. از اين زمان بود كه اندك اندك با افزودن و جاي دادنِ واژه‌هاي عربي در زبان و نوشتارهاي فارسي، دو دگرگوني ناروا در «زبان فارسي» پديد آمد:

١- شمار زيادي از واژه‌هاي فارسي را «عرب‌زبانان»، كه به گونه‌ي عربي بكار مي‌بردند، دگرگون كردند و آنگاه ريختِ دگرگون شده را، وارد زبان فارسي كردند: «بورگ» از زبان فارسي به عربي رفت.  به گونه‌ي «برج» به فارسي برگشت و بر سر زبان‌ها افتاد. نام شهرهاي « گندي شاپور، سپاهان  و بسياري ديگر، با ريخت دگرگونه به فارسي برگشتند و روا شدند.

۲- نام‌هاي كارداران و دانشوران ايراني به جاي پيشوند‌هاي «پور، پسر يا پدر» كه از زمان پارسي كهن در ايران روا بودند، به پيشوندهاي «اَب و ابن و ابو» بدل گشت و از اين راه، براي شناخت ايراني بودن آنان، دشواريهايي پيدا شد.

اين دگرگوني نام شهرها، كوي‌ها و نامداران ايران، بار نخست از سوي تاريخ‌نويسان يوناني بكار گرفته شد. برخي از اين نام‌ها نيز هم‌زمان يا در زماني ديگر، از يوناني به زبان ديگري راه يافته و دگرگوني ديگري را در زبان ميزبان سوم به خود ديد و اين بار در شكل خورند  آن زبان (سوم) بكار گرفته شد. بدين‌گونه است كه نام پزشك جهان شناخته‌ي ايراني، «پورسينا» در كشورهايي كه زبان سرچشمه‌ي آن‌ها زبان «لاتين» است، به گونه‌ي «آوه‌سِنا=  Avecena » و در كشورهاي عربي زبان، به گونه‌ي «ابوعلي ابن سينا» جامه برخود پوشيد.

اكنون برگرديم به راه‌ها و راهكارهايي كه آموزش زبان فارسي و نگارش آن را براي فرزندان‌مان آسان‌تر بكنيم.

نام‌هاي ايراني، همچنين غير ايراني كه وارد زبان فارسي شده‌اند، چه نام شهرها، كوي‌ها و چه نام نياكان و همروزگاران را به شيوه‌ي نگارش دبيره‌ي فارسي برگردانيم. مي‌بينيم كه آنچه  پيشترها، دگرنويسي (فارسي‌نويسي) شده، اكنون بخوبي جاي خود را در بافت دبيره‌ي فارسي باز كرده و جا افتاده است. از اين واژه‌ها چند نمونه چنين است: تهران (از نوشته‌ي كهن طهران)، گيلان (از نوشته‌ي جيلان)، شهرداري (از نوشته‌ي كهن بلديّه)،‌  پيشترها، ستاد ارتش را «ارگان حرب» و دادستان را «مدعي‌العموم» مي‌گفتند. ارستو و افلاتون نام‌هاي يوناني است، استوره، كه همان واژه‌ي « History» زبان لاتين مي‌باشد، اتريش و بريتانيا را تا سال‌ها پيش، در زبان فارسي با حرف «ط» در دبيره‌ي عربي مي‌نوشتند. من به ياد دارم، زماني كه آموزگار با اين حرف اشاره مي‌كرد، آن را با نام «تاي مؤَلَف» يعني داراي الف، به ما ياد مي‌داد تا دگربود آن را با «تاي» فارسي يعني «تاي نقطه‌دار»  بدانيم.

بياييم، واژه‌هايي را كه فارسي هستند، با دبيره‌ي فارسي بنويسيم. بدين گونه، دستكم بسياري از سختيهاي يادگيري دانش‌آموزان كاسته ميشود. «تنوين» در پايان واژه‌هاي عربي ميتواند با حرف «ي» جايگزين شود. مانند: دايماً = دايمي، تلفناً! = تلفني، واقعاً = به‌درستي، به‌راستي و از اينگونه….

در زبان عربي، هر حرفي آوا و نام خود را دارد، يك عرب زبان، براي تلفظ حرف‌هاي: «ث»، «ذ»، «ط»، «ظ»، «ص»، «ض»، «ع»، «غ» و «ق»  مشكلي ندارد و هر دانش‌آموز عرب زبان نيز، از راه شنيدن اين حرف‌ها، گونه‌ي نوشتاري آن را مي شناسد. اين مشكل البته در يادگيري هر زباني وجود دارد. ولي گفتار بر سر اين است كه ما در يادگيري زبان خودمان بدانيم و ياد بگيريم كه با چند حرف و با چگونه آوايي براي هر حرف، سر و كار داريم. اين راه را آغاز كنيم تا روزي به ساماني برسيم كه هر فارسي‌آموزي، هر واژه‌اي را بدانگونه كه مي‌شنود، بتواند بنويسد. ناگفته پيداست كه اگر كسي زباني ديگر ياد مي‌گيرد، هر حرف و واژه‌ي آن  زبان را به گونه‌اي مي‌آموزد كه پيش اهل زبان روا باشد.

اين پيشنهاد، نه از روي ستيزه‌جويي با واژه‌هاي غير ايراني است، بلكه براي آسان سازي كار يادگيري زبان و بكارگيري آسان آن ميباشد. در اين راه نبايد زياده‌روي كرد، چون يك شبه نميتوان به پالايش همگاني پرداخت. جا افتادگي يك زبان، هميشه به زمان نياز دارد. نكته‌ي ديگري كه در اين گفتار درخور انديشه است، پيشگيري از دشواريهاي پس از گذشت دوران يادگيري الفبا ميباشد. بدينگونه كه سختيهاي نوشتاري واژه‌هاي غير فارسي تازه پس از آغاز نگارش رخ مي‌نمايند.

زماني كه به آموزش دستور زبان فارسي روي مي‌كنيم، پي مي‌بريم كه چه راه دشوار دوشاخه‌اي را  پيش روي خود داريم. شايد تاكنون به خوبي نسنجيده‌ايم كه چه حجمي از «دستور زبان فارسي» را بخش‌هايي تشكيل مي‌دهند كه در واقع امر، بر پايه‌ي واژه‌هاي عربي استوار هستند. اين بخش از دستور زبان، شالوده‌اي دارد كه تنها در ايران، و آن هم به دليل بودن واژه‌هاي عربي در لابلاي زبان فارسي، بكار بسته مي‌شود.

براي آساني درك اين نكته، به نمونه‌اي اشاره مي‌كنم: اگر اين واژه‌هاي راه‌يافته در زبان فارسي در ايران را، در زبان فارسي دري، در افغانستان، در زبان فارسي تاجيك در تاجيكستان، حتا آنچه در زبان‌هاي تركي، رديابي كنيم، درمي‌يابيم كه اين واژه‌ها چه در كاربرد تنها و چه در بافت دستور زبان رايج در اين كشورها، گونه‌اي غير از آنچه در ايران است به خود گرفته اند. اگر اندك اندك از حجم واژه‌هاي عربي بكاهيم، در حجم دستور زبان فارسي نيز، كاهش چشمگيري در پي خواهد بود.  با پرداختن به شيوه‌هاي رواي دستوري زبان فارسي، خواهيم توانست سختيهاي يادگيري نگارشيِ زبان فارسي كنوني را بسيار كم كنيم. راه و زمان يادگيري زبان فارسي را كوتاه‌تر سازيم. هر واژه‌ي عربي كه در فارسي مي‌ماند، يا هنوز لازم است كه بماند، بايد در چارچوب شيوه‌ها و ساختار دستوري زبان فارسي گنجانيده و بكار گرفته شود. شگفت اينجا‌ست كه ما گاهي، واژه‌هاي فارسي را هم، اينكه مسئله تبليغ مسئله اي زيبا و سرنوشت ساز است، اظهار داشت: موضوع تبليغ نه تنها در جهان اسلام بلكه در جهان هستي و آفرينش مورد توجه است، به گونه اي كه بسياري از حركات و كارها بر محور اوليه تبليغ پيش رفته و رشد مي كند .

وي با بيان اينكه اسلام اهميت ويژه اي براي مسئله تبليغ قائل است، تصريح كرد: شغل انبيا از نگاه آيات الهي مبلغ معرفي شده است كه انبياي الهي رسالتهاي خود را به جامعه و مردم معرفي و تبليغ مي كردند.

اين نويسنده با تأكيد بر اينكه اگر تبليغ بخواهد سرنوشت ساز باشد، نيازمند شرايط و ويژگيهايي است، افزود: اولين ويژگي مبلغ اين است كه از خود هيچ نگويد و هر چه مي گويد رسالت الهي پيامبران و اهل بيت (ع) باشد، چرا كه از امتيازات خطبا اين است كه از آيات الهي حرف بزند و كمتر از خود سخن بگويد .

اين مفسر قرآن كريم با اشاره به اينكه آيات الهي جاذبه و نورانيتي دارد كه در سخنان خطيب پيدا نمي شود، ياد آور شد: ميرزا اسماعيل دولابي سفارش مي كردند كه مانند انبيا تبليغات كنيد، قرآني سخن بگوييد و از خود هيچ مگوئييد و رجبعلي خياط نيز مي گفت كه از خود هيچ مگو و از خدا جز خدا هيچ مخواه.

حجت الاسلام گنجي با تأكيد بر اينكه مبلغ بايد ببيند كه آيات و روايات چه مي گويند و آنها را به مردم ابلاغ كند، گفت: مبلغ و خطيب خود بايد ره يافته باشد تا بتواند مردم را راهنمايي كند. كسي كه راه را نداند چگونه مي تواند كارواني را هدايت كند. بنابراين ره يافتگي شرط مهمي است كه خطيب بايد داشته باشد. بايد راه را پيدا كرده باشد و خود آشنا به راه باشد و گرنه نسخه اش كشنده خواهد بود و باعث گمراهي مردم مي شود.

وي با اشاره به اينكه سخنران بايد زياد مطالعه كند و از احاديث، ادعيه، مناجات، تاريخ و تجربيات بهره گيرد، گفت: سخنران نبايد به اجر و مزد كار چشم داشته باشد. توقع احترام و كرنش نيز از مردم نداشته باشد. اين علائم و نشانه هاي يك مبلغ موفق خواهد بود. گفته اند كه عالم، عالم نمي شود مگر اينكه 3 ويژگي داشته باشد. نسبت به مافوق حسادت نورزد، به زير دست ظلم نكند و به خاطر علم و اشاعه احكام و معارف چيزي را از مزاياي دنيا طالب نباشد.

منبع :

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=551455


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]


مخاطب‌ شناسي از ضرورتهاي سخنراني مذهبي است ( گفتگو )

حجت الاسلام محمد علي ايازي مخاطب‌شناسي سخنران و توجه به نيازهاي روز را بسيار مهم ارزيابي كرد و گفت: سخنران يا مبلغ بايد مخاطب را به درستي بشناسد و با رعايت همه جوانب، به زبان همان گروه با آنها سخن گويد، در واقع با توجه به درك و نياز مردم سخنراني كند.

حجت الاسلام محمد علي ايازي قرآن پژوه و محقق با اشاره به اينكه سخنراني شرايطي دارد، اظهار داشت: بخشي از اين ويژگيها مربوط به سخنران است، بخشي مربوط به محتوا و بخش ديگر مربوط به چگونگي ارائه سخنراني است.

وي با اشاره به اينكه در قسمت اول سخنران يا خطيب بايد به گونه اي باشد كه زمينه هاي جذب مخاطب را به وجود آورد، تصريح كرد: سخنران بايد آداب ظاهري، لباس پوشيدن و طرز سخن گفتن را رعايت كند، چرا كه نكات ظاهري و اوليه باعث جذب مخاطب مي شود و همچنين از حركات و كارهايي كه منجر به تنفر شود، بپرهيزد.

حجت الاسلام محمد علي ايازي در بخش محتواي سخنراني يادآور شد: مخاطب شناسي سخنران و توجه به نيازهاي مخاطب از اهميت ويژه اي برخوردار است كه بايد مخاطب را به درستي بشناسد كه كيست و چه نيازي دارد و بر اساس چه ضرورتي بايد سخن گويد. اگر كودك است، كهنسال است، تحصيلكرده يا روستايي است بايد همه جوانب را رعايت كرده و به زبان همان گروه با آنها سخن گويد، در واقع به اندازه درك مردم سخنراني كند.

اين قرآن پژوه و محقق با اشاره به اينكه مخاطب شناسي اصلي مهم در سخنراني است، يادآور شد: سخنران بايد شرايط و وضعيت مخاطب را در نظر گيرد، اينكه در چه شرايطي است، اگر در سرما يا گرما يا باران و برف قرار دارد و خود در سايه و هواي خوب است، سخن را طولاني نكند، بلكه  اقتضاي حال را در نظر گيرد و به شرايط محيطي توجه كند.

وي توجه به شرايط سني را در ارائه محتوا مهم خواند و گفت: سخنران بايد حرفهايي بزند كه مورد نياز است، چنان صحبت نكند كه مخاطب به آن نيازي نداشته باشد، در واقع رعايت زبان مخاطب تأثير به سزايي در جلب مخاطب دارد تا وسيله اي براي تشويق آنها را فراهم كند.

منبع :

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=551455


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]


مبلغ بايد به محتواي سخنراني توجه ويژه اي داشته باشد ( گفتگو )

رئيس مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب قم با اشاره به اينكه سخنران ضمن مطالعه بايد اطلاعات خود را به روز كند، گفت: سخنران بايد آموزش محتوا ببيند يعني مسائل فكري، اخلاقي و ديني را آموزش ديده و از آن استفاده كند، زيرا محتوا در سخنراني از شرايط جلب مخاطب و بسيار تأثيرگذار به شمار مي رود.

حجت الاسلام ابوالحسن نواب رئيس مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب قم با اشاره به اينكه سخنراني به عنوان يكي ازشيوه هاي اطلاع رساني مطرح است، اظهار داشت: شيوه هاي نوين ديگري براي تبليغ و اطلاع رساني وجود دارد.

وي با بيان اينكه تنها براي عده اي خاص مي توان از سخنراني و روشهاي سنتي استفاده كرد، گفت: براي همه نمي توان اين روش را به كار برد، همچنين براي استفاده از اين روش بايد روشهاي ديگري چون كامپيوتر، اينترنت، فيلم و ابزار جديد ديگر را نيز به كاربرد تا مخاطب بيشتر جلب شود .

رئيس مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب قم با بيان اينكه در سخنراني و منبر مخاطب تنها از يك جنبه به خطيب توجه مي كند، تصريح كرد: تلفيق شيوه سنتي با شيوه هاي نوين همه حواس مخاطب  را جلب مي كند. از سوي ديگر قبل از برگزاري مراسم سخنراني، اگر متن سخنراني در اختيار مخاطب قرار گيرد تأثير بيشتري خواهد داشت و منجر به جلب نظر مخاطب مي شود.

حجت الاسلام ابوالحسن نواب با اشاره به اينكه منبرهاي عادي تكراري مشكلي را حل نمي كند، تصريح كرد: سخنران و مبلغ بايد بسيار مطالعه كند تا اطلاعاتش به روز باشد. همچنين آموزش محتوا در زمينه هاي مختلف مسائل سياسي، فكري، اخلاقي تأثير به سزايي در جلب مخاطب دارد . چرا كه افراد چگونگي آراستن ظاهر را مي دانند، مهم محتوا است كه در سخنراني به شيوه سنتي يكي از شرايط جلب سخنراني است .

منبع :

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=551455


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]


مبلغ بايد از شرايط و نيازهاي روز آگاه باشد ( گفتگو )

حجت الاسلام صديقي با اشاره به اينكه مبلغ بايد شرايط و نيازهاي روز را به خوبي شناخته و متناسب با آنها سخن گويد، گفت: مبلغ بايد با شجاعت، در برخي موارد موج مثبت ايجاد و در موارد لازم نيز شكننده برخي موجهاي مخرب باشد.

حجت الاسلام كاظم صديقي پژوهشگر ديني با اشاره به اينكه در تبليغ هم محتوا بايد قابل ابلاغ باشد و هم نحوه رساندن كافي و روشن باشد، اظهار داشت: تبليغ و اطلاع رساني نيازمند مقدماتي است كه به سخنران و مطلبي كه مطرح مي كند، باز مي گردد.

وي با اشاره به اينكه مطلبي كه سخنران يا خطيب مي گويد بايد روشن بوده و سليس و روان باشد، تصريح كرد: خود سخنران يا خطيب نيز بايد انساني روشن باشد تا قلب، فكر و انديشه ديگران را نيز روشن كند. مبلغ هم بايد در اطلاق بليغ باشد و هم مطلبي را كه مي گويد رسا و روشن باشد.

حجت الاسلام كاظم صديقي با تأكيد بر اينكه مبلغ بايد شرايط زمان و مكان را در نظر گيرد، افزود: مخاطب شناس بودن مبلغ بسيار مهم است و اينكه بداند براي چه افرادي سخنراني مي كند. همچنين زمان گفتن و مطرح كردن مطلب نيز تأثير به سزايي در سخنراني مبلغ خواهد داشت. به گونه اي كه او هم بايد درد شناس و هم درمان شناس بوده و هم بازاريابي خوبي داشته باشد و بداند مشتري چه مطلبي را چه زماني مي خواهد و چه خلأيي وجود دارد و مناسب با آن تقاضا، عرضه خود را اعلام و ابراز كند.

اين پژوهشگر ديني در ادامه با تأكيد بر اينكه مبلغ بايد رسالت الهي را ابلاغ كند، ياد آور شد: خطيب و سخنران بايد خدا ترس باشد، از كسي جز خدا واهمه نداشته باشد، شهامت و شجاعت داشته باشد، از باز گوكردن حق و افشاي باطل هيچ ابايي نداشته باشد .

حجت الاسلام صديقي با اشاره به اينكه مبلغ نبايد تقاضاي كاذب و اشتهاي مصنوعي مردم را در نظر گيرد، بلكه بايد تكليف و وظيفه الهي را مورد توجه داشته باشد، اظهار داشت: مبلغ بايد از شجاعت لازم برخوردار بوده، در برخي موارد موج ايجاد كند و در برخي مواقع موج را بشكند، يعني شهامت و شجاعت داشته باشد و بتواند موجهايي كه در مسير واقعيات قرار گرفته اند را بشكند.

منبع :

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=551455


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]


محتواي سخنراني بايد از قوت لازم برخوردار باشد ( گفتگو )

رئيس مركز رسيدگي به امور مساجد با اشاره به اينكه محتواي سخنراني مبلغ بايد از استدلال قوت و استحكام لازم برخوردار باشد، گفت: مبلغ و يا سخنران بايد از مستندات استفاده كند تا پيام او به مخاطب منتقل و جذابيت لازم در اين زمينه فراهم شود.

حجت الاسلام حسين ابراهيمي رئيس مركز رسيدگي به امور مساجد با اشاره به اينكه در بحث سخنراني، سخنران و مبلغ شرط اول براي سخنراني به شمار مي روند، اظهار داشت: با توجه به اين مسئله دانش مبلغ و يا سخنران لازمه سخنراني است.

وي با بيان اينكه مبلغ بايد خود به آنچه مي گويد عامل باشد، يعني در ابتدا خود به حرفي كه مي زند، عمل كند، تصريح كرد: اينگونه كلام بر مخاطب تأثير بيشتري خواهد داشت و چون مي بيند كه خود مبلغ عمل كننده است، سعي مي كند از او الگو بگيرد.

رئيس مركز رسيدگي به امور مساجد شرط بعدي براي سخنراني را محتوا و پيام خواند و ياد آورشد: پيام بايد از قوت و استحكام لازم برخوردار باشد. سخنران بايد در پيام از مستندات استفاده كند كه اگر در پيام او از مستندات استفاده نشود، كلام او از استحكام لازم برخوردار نخواهد بود، در چنين شرايطي آنچه را كه مي گويد مخاطب درك نكرده، پيام لازم به او منتقل نمي شود و جذابيت لازم را ندارد.

وي در ادامه موقعيت شناسي را از شرايط ديگر سخنراني خواند و گفت: در فن خطابه از اين ويژگي به عنوان " بلاغت" تعبير مي شود يعني مبلغ بايد به اقتضاي زمان و مكان موضوعات را انتخاب و مطالب را تشريح كند .

حجت الاسلام حسين ابراهيمي در ادامه اظهار داشت: اگر اين موارد به درستي رعايت شد، يعني علم و دانش گوينده و پيام سخنراني در حد مقبولي باشد، از سوي ديگر مخاطب هم آمادگي لازم براي دريافت پيام را داشته باشد، زمان و مكان هم ظرفيتهاي تأثير پيام را ايجاد كرده، هنگامي كه مبلغ سخن مي گويد، تأثير خاصي بر مخاطب مي گذارد. بنابراين مي توان گفت كه سخنراني بايد از جذابيت، استدلال، قوت و بلاغت لازم برخوردار باشد.


منبع :


http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=551455


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]


ظاهر و باطن سخنران مذهبي بايد يكي باشد ( گفتگو )

عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي خواندن قرآن كريم در سخنراني را بسيار تأثير گذار دانست و گفت: با خواندن قرآن زمينه هاي لازم براي تقويت دين و تلاش براي تهذيب نفس ايجاد و منجر مي شود ظاهر و باطن سخنران يكي شود تا دين را وسيله دنيا قرار ندهد .

حجت الاسلام احمد احمدي عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي با اشاره به اينكه در باب سخنراني و آداب آن كتابهاي بسياري نوشته شده، به برخي از ويژگيهاي خطيب و سخنران اشاره كرد و اظهار داشت: خطيب بايد در درجه اول بر آنچه مي گويد مسلط باشد و با داشتن زبان روان، از حشو و استفاده از اصطلاحات زائد بپرهيزد و واژه هاي زيباي بسياري به كار برد.

حجت الاسلام احمد احمدي با تأكيد بر اينكه كلام خطيب بايد روان و رسا باشد، تصريح كرد: خطيب و سخنران بايد مخاطب را در نظر گيرد و بداند با چه كسي صحبت مي كند، از اين رو با در نظر گرفتن مقتضاي حال، متناسب با سطح علمي و فكري مخاطب سخن بگويد.

وي در ادامه با تأكيد بر اينكه خطيب و سخنران بايد به آنچه مي گويد اعتقاد داشته باشد، يادآور شد: اگر حرف و عمل خطيب و سخنران مذهبي يكي نباشد، كار نادرستي انجام داده است. بنابراين سخني كه مي گويد بايد از بن دندان و اعتقاد باشد تا بر دل نشيند و مؤثر واقع شود.

عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي تمرين، تحصيل و مطالعه را در تأثير سخنراني حائز اهميت خواند و افزود: خطيب و سخنران بايد در سخنراني خود اشعاري زيبا از حافظ ، سعدي و شاهنامه فردوسي بخواند و مثلهايي از كتابهايي چون تاريخ بيهقي و گلستان سعدي بياورد.

وي خواندن قرآن كريم در سخنراني را بسيار تأثيرگذار دانست و گفت: با خواندن قرآن زمينه هاي لازم براي تقويت ديني و تلاش براي تهذيب نفس به وجود مي آيد و منجر مي شود ظاهر و باطن سخنران يكي شود كه به زبان چيزي بگويد و در دل چيز ديگري . دين را وسيله دنيا قرار ندهد و فرومايه نباشد.


منبع :


http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=551455



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]


مبلغ در سخنراني خود تعادل را رعايت كند ( گفتگو )

دبير كل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي گفت: هدف سخنران رساندن پيام الهي است، بنابراين بايد بر مسئله تعادل متمركز و از افراط و تفريط بپرهيزد.

آيت الله محمد علي تسخيري دبير كل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي با بيان اينكه سخنراني يك سخنران يا يك مبلغ اسلامي بايد بر مسئله تعادل متمركز باشد به اين معنا كه افراط و تفريط در سخنان او نباشد، اظهار داشت: در سخنان يك سخنران و يا مبلغ نبايد حالت تحجراز يك طرف و بي بند و باري از طرف ديگر وجود داشته باشد. 

وي تصريح كرد: سخنران بايد يك شخصيت متعادل چه از نظر فردي و چه از نظر اجتماعي داشته و هدفش كه رساندن پيام الهي است را با سخنان مناسب و زبان قومي مطرح كند.

دبير كل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي با اشاره به اينكه سخنران بايد از لفاظي و زيبايي لفظ به مسئله عمق معني توجه كند، افزود: متأسفانه در بيشتر سخنرانيها جنبه لفظي را در نظر مي گيرند و يا به معناي فرعي توجه مي كنند.

آيت الله محمد علي تسخيري در ادامه ياد آور شد: اين در حالي است كه طي سخنراني بايد اولا عمق مطالب اسلامي ارائه و بيشتر روي مسائل اوليه و واقعي متمركز شود. سخنران بايد درد جامعه را به درستي بشناسد و با دقت كامل راه حل اسلامي بيان كند و به وظيفه خود كه تبليغ است، عمل نمايد.

منبع :

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=551455


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

آشنايي با افكار مخاطب از ضرورتهاي سخنراني مذهبي است ( گفتگو )

عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با اشاره به اينكه سخنران بايد با افكار مخاطب آشنا باشد، گفت: ادبيات و بيان سخنران با توجه به مخاطب تعيين مي شود، سخنران بايد ضمن احاطه بر موضوع، فصاحت و بلاغت يعني شيوايي سخن را داشته و متناسب با حال و مقام و مخاطب صحبت كند.

حجت الاسلام محمد تقي رهبر عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با اشاره به تاريخچه مختصر و اهميت سخنراني و سخنوري اظهار داشت: سخنوري از دير زمان داراي قواعدي بوده است و در اين زمينه كتابهايي نوشته اند و فنوني را ارائه كرده اند. از دوران يونان باستان ارزش بسياري به سخنراني مي دادند، به گونه اي كه ممكن بود براي يك سخنراني 20 سال پژوهش و سپس آن را ارائه كنند. همچنين از افلاطون و ارسطو نيز آداب خطابه داريم، سپس آداب سخنوري به نگارش در آمد، اينك تبليغ و سخنوري در دانشگاهها تدريس و آداب آن را از منظر اسلام بررسي مي كنند.

وي با اشاره به اينكه قرآن از سخنراني به عنوان نعمت بزرگ الهي ياد مي كند و در اسلام سخنوران برجسته بسياري داشتيم كه نمونه بارز و برجسته آنها ائمه اطهار و حضرت علي هستند، تصريح كرد: زبان وسيله ارتباطي انسان است، يعني زبان و بيان نسبت به نوشتن يا پيام دادن بهترين وسيله براي آگاهي دادن و برقراري ارتباط به شمار مي رود كه قبل از اسلام نيز اين مسئله مورد توجه اهل فن و خطابه و بيان بوده است.

عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي سخنوري را داراي آداب خاصي خواند و گفت: با توجه به نوع سخنراني اعم از اينكه فرهنگي، ديني، حماسي و يا نظامي باشد با هم تفاوت پيدا مي كند كه سخنران بايد با توجه به تناسب حال مضمون را در نظر گيرد. يعني ابتدا بايد تعيين كند كه قصد دارد در مورد چه موضوعي سخنراني كند. بعد با توجه به آن هدف سخنراني كند.

وي در ادامه روان بودن بيان و زبان را با اهميت خواند و ياد آور شد: فصيح بودن سخن، با افكار مخاطب آشنا بودن يعني متناسب با مخاطب حرف زدن بسيار مهم است. به گونه اي كه در يك شهر بزرگ يا شهرستان يا ميان تحصيلكردگان و يا روستاييان سخنراني كردن، تفاوتهاي بسياري با يكديگر دارند.

حجت الاسلام محمد تقي رهبر با اشاره به اينكه سخنران بايد ادبيات و بيانش را با توجه به مخاطب تعيين كند، يعني مخاطب شناسي با مضمون حساب شده باشد و مقاله را از پيش تعيين كند، اظهار داشت: سخنراني بايد مقدمه، متن، پايان و نتيجه داشته باشد و همه اينها را از پيش طراحي كند. نقشه سخن را تنظيم كرده و با توجه به شناخت مخاطب از اصطلاحات خاصي استفاده كند. 

عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در ادامه تصريح كرد: سخنران بايد عامل به سخن خود باشد، يعني به همان چيزي كه مي گويد، عمل كند، چرا كه اشارات واعظ ديني اينها را تأثيرگذارتر مي كند. نوع نشستن، نگاه كردن، تقسيم نگاه ميان مخاطبان، خسته نكردن مخاطب، فراز و نشيب دادن سخن، تنوع در صحبت نيز از آداب خاصي برخوردار است كه رعايت هر يك از آنها تأثير به سزايي در سخنراني خواهد داشت.

منبع :

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=551455


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]

سخنراني از مهمترين شيوه‌هاي اطلاع‌رساني ديني است

خبرگزاري مهر - گروه دين و انديشه: با توجه به اينكه يكي از اساسي‌ترين اصول اوليه تبليغ و اطلاع رساني ديني و فرهنگي سخنراني است، توجه به مباني و شرايط اين نوع اطلاع‌رساني از اهميت زيادي برخوردار است. به همين جهت خبرگزاري مهر در گفتگو با كارشناسان و مسئولان كشور ويژگيهاي مبلغ و محتواي سخنراني را به بحث گذاشته است.

حجت الاسلام سيد جواد موسوي هوايي معاون پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي با اشاره به اينكه تبليغ چهره به چهره و سخنراني تأثير به سزايي بر مخاطب مي گذارد، گفت: در چنين شرايطي مبلغ بايد به متون اصلي قرآن، نهج البلاغه و صحيفه سجاديه به عنوان 3 منبع بزرگ الهي و اسلامي رجوع و مباحث مورد نظر خود را از ميان آنها استخراج و ارائه كند . 

سخنراني مبلغان بايد برگرفته از متون اصلي اسلام باشد

معاون پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي اظهار داشت: در دنياي امروز با تمام تكنولوژي و ارتباط مستقيم و غير مستقيم انسانها با يكديگر و همچنين طبق ادله روانشناسي و جامعه شناسي حدود 70 درصد انتقال اطلاعات مؤثر به ويژه مسائل ديني از طريق سخنراني و به اصطلاح سنتي منبر رفتن و تبليغ چهره به چهره انجام مي شود.

وي با اشاره به تبليغ دين در مسيحيت گفت: تبليغ چهره به چهره كار اساسي و زير بنايي است كه در مسيحيت به خوبي نمايان است و انجام مي شود، اين مسئله از لحاظ علمي نيز به اثبات رسيده است. با توجه به تكنولوژي معاصر، لوح فشرده، اينترنت و موبايل، در فضاي تبليغ چهره به چهره و محيط قرار گرفتن نفوذ ديگري دارد. 

معاون پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي با اشاره به اينكه در فضاي تبليغ چهره به چهره، مبلغ و پيام تبليغي تأثير به سزايي دارند، گفت: همچنين در تبليغات حضرت ابراهيم يا حضرت موسي نيز مكان خاصي براي تبليغ داشتند تا مردم كلام اين پيامبران را بشنوند . از اين رو شرايط زماني و مكاني نيز بايد به گونه اي باشد كه مخاطب خسته نشود. اين مسئله نسبت به نماز جماعت هم وجود دارد كه حضرت محمد (ص) دوست نداشت با وقت گير كردن و يا طولاني كردن تنفر از دين و نماز به وجود آيد.

حجت الاسلام سيد جواد موسوي هوايي در ادامه افزود: عناصر كلي و عمومي در بحث و سخنراني بايد رعايت شوند . حجت الاسلام قرائتي نيز به عنوان مبلغ دين و مفسر قرآن كريم كه به تازگي از وي تجليل شد سعي در حفظ زبان قوم داشت و با آن با مردم سخن مي گفت و معتقد بود اگر چه سخنراني بسيار خوب باشد نبايد بيشتر از 30 دقيقه طول بكشد. از اين رو زمان هم بايد رعايت شود به ويژه در سخنراني بين دو نماز كه نبايد از 5 دقيقه بيشتر باشد و حال مخاطب بايد رعايت شود.

وي با تأكيد بر اينكه مخاطبان از نظر سطح سواد و آگاهي متفاوت هستند، ياد آور شد: سخنران در تبليغات چهره به چهره بايد حد متوسط را در نظر گرفته و در سطحي صحبت كند كه مخاطب كلام او را به راحتي درك كند نه سطحي و روبنايي و نه پيچيده كه هر دو بي تأثير خواهد بود. نكته ديگر متن پيام است كه بسيار مهم به شمار مي رود، بايد در اينجا به متون اصلي خود بازگرديم كه قرآن، نهج البلاغه و صحيفه سجاديه به عنوان 3 منبع بزرگ الهي و اسلامي منشأ الهي دارند. قرآن كريم مستقيم از جانب خدا وحي شده، نهج البلاغه كه كلام تربيت شده وحي و پيامبر اكرم (ص) است و صحيه سجاديه كه در امور مختلف ديني بحثهاي مفصلي دارد كه بايد روي اين 3 محور برنامه ريزي كرد و از روايات و تبيين كنندگان وحي و اهل بيت روايات معتبري براي توضيح مسائل ديني استخراج كنيم كه با توجه به تنوع موضوعي تأثير بسيار زيادي بر مخاطب  خواهند داشت .  

منبع :

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=551455


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]
سخنران مذهبي بايد منبع غني اطلاعات باشد عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي محتواي سخنراني مذهبي را بسيار مهم دانست و گفت: سخنران بايد منبع غني اطلاعات بوده و ضمن گزينش مطلب و داشتن هدف و پيام، بيانگر فرامين الهي، پيام رسول خدا و ائمه باشد.

حجت الاسلام عباسعلي اختري عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اينكه سخنراني و تبليغ به منظور تأثيرگذاري بر شنوندگان انجام مي شود، اظهار داشت: علاوه بر اين به عنوان فن علمي و فن خطابه در دانشگاهها نيز تدريس مي شود كه خود نوعي هنر به شمار مي رود.

وي با اشاره به اينكه در طول تاريخ چه در جهان اسلام و چه غير اسلام كساني بودند كه با ايراد سخنراني و با به كار بردن ظرافتهاي هنري تحولات بزرگي ايجاد كردند كه توانستند سرنوشت يك ملت را عوض كنند، تصريح كرد:  اموري كه در تأثيرگذاري و تحول آفريني سخنراني تأثير دارد متعدد است، اول ويژگيهاي سخنران است، دوم ويژگيها و كيفيت مربوط به چگونگي ايراد سخنراني و بخش سوم به محتواي سخن باز مي گردد.

حجت الاسلام عباسعلي اختري در زمينه ويژگي سخنران عظمت و شخصيت گوينده را مورد توجه قرار داد كه بايد در نظر شنونده شخصيت علمي، سياسي، فرهنگي و هنري داشته باشد و اهل علم و آگاهي باشد، يعني خود بايد منبع و معدن اطلاعات بوده و از وجود او علم و آگاهي بتراود، ياد آور شد: سخنران خود بايد اهل فن و آشنا به موضوع باشد و با داشتن جرأت و اعتماد به نفس از حرف زدن و انتقاد كردن نهراسد .

وي با تأكيد بر اينكه سخنران بايد موضوع سخنراني را مشخص كرده و مطالب فراواني در مورد آن داشته باشد، گفت: برخورداري از روحيه خيرخواهي و پي بردن شنونده به اين واقعيت و اينكه بداند او مي تواند برخي از مشكلات روحي و رواني او را برطرف كند و چشمداشتي به مزاياي دنيوي ندارد، تأثير بسياري خواهد داشت.

عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي داشتن جمال و زيبايي ظاهري و پوشش مناسب، زبان و بيان مطلوب را از ديگر نكات تأثيرگذار و از ويژگيهاي سخنران خواند و افزود: اين شخص براي سخنراني كردن ابتدا بايد اهميت موضوع را تبيين كند، سپس به موضوع و آداب آن بپردازد. به طور مثال براي گروهي كه به حج مي روند ابتدا اهميت حج را تبيين، سپس به آداب و رسوم و مناسك آن اشاره كند.

حجت الاسلام اختري ويژگي دوم را مربوط به نحوه ايراد سخنراني و پردازش سخن خواند و با اشاره به شرايط مهم آن اظهار داشت: ورود در مطلب و آغاز سخن بايد تازه، زيبا و دلنشين باشد، سخن روان و قابل درك بوده و براي آن نمونه هاي زيبا از كلام بزرگان، از تاريخ ملتها آورده شود. در نحوه ايراد سخن بايد فصاحت داشته و واژه هاي بليغ به كار برده و با توجه به مقتضاي حال سخنراني كند.

وي بخش سوم را محتواي سخن دانست كه اهميت بسيار زيادي دارد و ياد آور شد: سخن بايد هدف داشته باشد، به گونه اي كه سخنران بايد طرحي را براي دستيابي به آن هدف در نظر گرفته و مطلبي كه مي گويد يا بايد مطلب جديد باشد يا بيان جديدي داشته باشد. مطلب علاوه بر گزينش، بايد رسالت الهي را ابلاغ كند، يعني ابلاغ گر پيام پيامبر اسلام و ائمه اطهار باشد .

منبع :

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?pr=s&query=فن%20بيان%20سخنراني&NewsID=546522



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.