مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3324
دیروز : 3843
افراد آنلاین : 14
همه : 5297656

سخنراني از مهمترين شيوه‌هاي اطلاع‌رساني ديني است

خبرگزاري مهر - گروه دين و انديشه: با توجه به اينكه يكي از اساسي‌ترين اصول اوليه تبليغ و اطلاع رساني ديني و فرهنگي سخنراني است، توجه به مباني و شرايط اين نوع اطلاع‌رساني از اهميت زيادي برخوردار است. به همين جهت خبرگزاري مهر در گفتگو با كارشناسان و مسئولان كشور ويژگيهاي مبلغ و محتواي سخنراني را به بحث گذاشته است.

حجت الاسلام سيد جواد موسوي هوايي معاون پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي با اشاره به اينكه تبليغ چهره به چهره و سخنراني تأثير به سزايي بر مخاطب مي گذارد، گفت: در چنين شرايطي مبلغ بايد به متون اصلي قرآن، نهج البلاغه و صحيفه سجاديه به عنوان 3 منبع بزرگ الهي و اسلامي رجوع و مباحث مورد نظر خود را از ميان آنها استخراج و ارائه كند . 

سخنراني مبلغان بايد برگرفته از متون اصلي اسلام باشد

معاون پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي اظهار داشت: در دنياي امروز با تمام تكنولوژي و ارتباط مستقيم و غير مستقيم انسانها با يكديگر و همچنين طبق ادله روانشناسي و جامعه شناسي حدود 70 درصد انتقال اطلاعات مؤثر به ويژه مسائل ديني از طريق سخنراني و به اصطلاح سنتي منبر رفتن و تبليغ چهره به چهره انجام مي شود.

وي با اشاره به تبليغ دين در مسيحيت گفت: تبليغ چهره به چهره كار اساسي و زير بنايي است كه در مسيحيت به خوبي نمايان است و انجام مي شود، اين مسئله از لحاظ علمي نيز به اثبات رسيده است. با توجه به تكنولوژي معاصر، لوح فشرده، اينترنت و موبايل، در فضاي تبليغ چهره به چهره و محيط قرار گرفتن نفوذ ديگري دارد. 

معاون پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي با اشاره به اينكه در فضاي تبليغ چهره به چهره، مبلغ و پيام تبليغي تأثير به سزايي دارند، گفت: همچنين در تبليغات حضرت ابراهيم يا حضرت موسي نيز مكان خاصي براي تبليغ داشتند تا مردم كلام اين پيامبران را بشنوند . از اين رو شرايط زماني و مكاني نيز بايد به گونه اي باشد كه مخاطب خسته نشود. اين مسئله نسبت به نماز جماعت هم وجود دارد كه حضرت محمد (ص) دوست نداشت با وقت گير كردن و يا طولاني كردن تنفر از دين و نماز به وجود آيد.

حجت الاسلام سيد جواد موسوي هوايي در ادامه افزود: عناصر كلي و عمومي در بحث و سخنراني بايد رعايت شوند . حجت الاسلام قرائتي نيز به عنوان مبلغ دين و مفسر قرآن كريم كه به تازگي از وي تجليل شد سعي در حفظ زبان قوم داشت و با آن با مردم سخن مي گفت و معتقد بود اگر چه سخنراني بسيار خوب باشد نبايد بيشتر از 30 دقيقه طول بكشد. از اين رو زمان هم بايد رعايت شود به ويژه در سخنراني بين دو نماز كه نبايد از 5 دقيقه بيشتر باشد و حال مخاطب بايد رعايت شود.

وي با تأكيد بر اينكه مخاطبان از نظر سطح سواد و آگاهي متفاوت هستند، ياد آور شد: سخنران در تبليغات چهره به چهره بايد حد متوسط را در نظر گرفته و در سطحي صحبت كند كه مخاطب كلام او را به راحتي درك كند نه سطحي و روبنايي و نه پيچيده كه هر دو بي تأثير خواهد بود. نكته ديگر متن پيام است كه بسيار مهم به شمار مي رود، بايد در اينجا به متون اصلي خود بازگرديم كه قرآن، نهج البلاغه و صحيفه سجاديه به عنوان 3 منبع بزرگ الهي و اسلامي منشأ الهي دارند. قرآن كريم مستقيم از جانب خدا وحي شده، نهج البلاغه كه كلام تربيت شده وحي و پيامبر اكرم (ص) است و صحيه سجاديه كه در امور مختلف ديني بحثهاي مفصلي دارد كه بايد روي اين 3 محور برنامه ريزي كرد و از روايات و تبيين كنندگان وحي و اهل بيت روايات معتبري براي توضيح مسائل ديني استخراج كنيم كه با توجه به تنوع موضوعي تأثير بسيار زيادي بر مخاطب  خواهند داشت .  

منبع :

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=551455


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]
سخنران مذهبي بايد منبع غني اطلاعات باشد عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي محتواي سخنراني مذهبي را بسيار مهم دانست و گفت: سخنران بايد منبع غني اطلاعات بوده و ضمن گزينش مطلب و داشتن هدف و پيام، بيانگر فرامين الهي، پيام رسول خدا و ائمه باشد.

حجت الاسلام عباسعلي اختري عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اينكه سخنراني و تبليغ به منظور تأثيرگذاري بر شنوندگان انجام مي شود، اظهار داشت: علاوه بر اين به عنوان فن علمي و فن خطابه در دانشگاهها نيز تدريس مي شود كه خود نوعي هنر به شمار مي رود.

وي با اشاره به اينكه در طول تاريخ چه در جهان اسلام و چه غير اسلام كساني بودند كه با ايراد سخنراني و با به كار بردن ظرافتهاي هنري تحولات بزرگي ايجاد كردند كه توانستند سرنوشت يك ملت را عوض كنند، تصريح كرد:  اموري كه در تأثيرگذاري و تحول آفريني سخنراني تأثير دارد متعدد است، اول ويژگيهاي سخنران است، دوم ويژگيها و كيفيت مربوط به چگونگي ايراد سخنراني و بخش سوم به محتواي سخن باز مي گردد.

حجت الاسلام عباسعلي اختري در زمينه ويژگي سخنران عظمت و شخصيت گوينده را مورد توجه قرار داد كه بايد در نظر شنونده شخصيت علمي، سياسي، فرهنگي و هنري داشته باشد و اهل علم و آگاهي باشد، يعني خود بايد منبع و معدن اطلاعات بوده و از وجود او علم و آگاهي بتراود، ياد آور شد: سخنران خود بايد اهل فن و آشنا به موضوع باشد و با داشتن جرأت و اعتماد به نفس از حرف زدن و انتقاد كردن نهراسد .

وي با تأكيد بر اينكه سخنران بايد موضوع سخنراني را مشخص كرده و مطالب فراواني در مورد آن داشته باشد، گفت: برخورداري از روحيه خيرخواهي و پي بردن شنونده به اين واقعيت و اينكه بداند او مي تواند برخي ان از اين حالات هيجاني و عصبي، برداشت مثبت كرد ؟

لازم است بدانيم بجاي اينكه تلاش كنيم همه هيجان روحي قبل از سخنراني را از بين ببريم، بكوشيم آن حالت را به وضعي مطلوب كه متخصصان آن را هيجان مثبت مي‌نامند، تبديل كنيم. هيجاني سرشار از شور و شوق و سرزندگي كه متفاوت با آن حالات عصبي و بازدارنده روحي است و ديگر شما را قرباني نخواهد كرد؛ بلكه حياتي جديد مي‌بخشد و حالات انسان را كاملاً در اختيار دارد.

در اينجا شش راه تجزيه شده و مطمئن براي تبديل حالات عصبي و رواني منفي قبل از سخنراني به حالات و هيجانات مثبت مطرح مي‌شود. 

1- مرحله  اول، اين مرحله را شما قبلاً طي كرده‌ايد و دوره‌هاي آموزشي آن را پيش از اين گذرانده‌ايد. كافي است درباره گذشته خودتان در روزهاي اول كودكستان، دبستان، دبيرستان، دانشگاه و روزهاي اول آشنايي با محيط كار و شغلتان فكر كنيد. به احتمال زياد در همه موقعيت‌ها شما با وضعي جديد، غيرعادي و تنش‌زا روبرو بوده‌ايد. سازگار شدن با هر كدام از موارد، ترس و واهمه‌اي موقتي و كوتاه همراه داشته است. درباره سخنراني كردن در وضع فعلي چنين حالتي مصداق دارد.براي اغلب افراد بويژه دانشجويان هنگام صحبت در برابر دوستان هم‌دانشگاهي خود مهمترين عامل، ناآگاهي است هر چه فرد از چگونگي سخنوري بيشتر آگاه باشد و بيشتر سخنراني كند، ترس و واهمه سخنراني كردن در او كمتر مي‌شود. 

يادگيري مهارت سخن گفتن با يادگيري ديگر هنرها و فنون زياد متفاوت نيست و مانند آنها نيازمند تكرار، تمرين، آزمايش و خطاست.گاهي مي‌توان در كلاس، ميان دوستان دانشگاهي سخنراني كرد و آنها را بهترين مخاطب‌ها براي ارزيابي عيوب سخنراني خود دانست و اين كار يعني سخنراني در جمع نزديكان و دوستان به مرور شما را به مهارت و هنر سخنوري نزديك مي‌كند.

2- مرحله دوم، آمادگي است. راه حل ديگر براي كسب اطمينان و تسلط در سخنراني، انتخاب عنوان مناسب و مورد توجه و علاقه خود ماست. صحبت هاي هر سخنوري كه با آمادگي كم به سخنراني بپردازد، نامنظم ، غيرمستند و مبهم خواهد بود. 

براي آماده كردن يك سخنراني چقدر وقت لازم است؟ 

تجريه نشان داده كه براي هر دقيقه سخنراني يك تا دو ساعت آماده‌سازي نياز است و گاهي متناسب با ميزان تحقيق مورد نياز وقت بيشتري احتياج است.شايد چنين زماني طولاني به نظر برسد اما نتايج آن بسيار با ارزش است. 

درست شبيه بازيگري كه تمرين مي‌كند تا درست درنقش خود به طور كامل قرار بگيرد.شما نيز با صرف وقت براي ايجاد آمادگي بيشتر به احساس اطمينان و نهايتاً جايگاه درست نايل مي‌شويد. 

يك كارشناس و مربي فن سخنوري به نام لي‌لي والترز در كتاب « شگردهاي سخنوران موفق» تخمين زده است كه آمادگي مطلوب ممكن است ترس و واهمه حضور در جايگاه سخنراني را تا 75 درصد كاهش دهد. 

مثبت فكر كنيد  

اغلب احساس اطمينان، عمده‌ترين نيروي ايجاد فكر و نگرش مثبت است. اگر شما نظر و فكرتان اين باشد كه مي‌توانيد كاري را انجام دهيد، معمولاً قادر به انجام آن هستيد و از طرفي اگر احساستان اين باشد كه در انتظار دردسر و مصيبتي هستيد، بيشتر اوقات چنين خواهد شد. اين حالات دقيقاً درباره سخنراني كردن در حضور مردم نيز مصداق دارد. احتمال شكست در سخنراني براي سخنران‌هايي كه درباره خود و تجربه سخنراني‌شان فكر و نگرش منفي دارند، بيشتر از افرادي است كه درباره خود مثبت فكر مي‌كنند. 

در اينجا چند شيوه تفكر براي انتقال از نگرش منفي به نگرش مثبت هنگام آماده شدن براي سخنراني مطرح مي‌شود. 

نگرش و افكار مثبت  

-       اين سخنراني فرصتي است كه بتوانيم ديگران را در افكار و عقايد خودم سهيم كنم و مانند هر سخنراني ديگري تجربه به دست آورم. 

- هيچ كس كامل و عالي نيست اما من با هر سخنراني در حال پيشرفت و بهتر شدن هستم. 

- هنگام سخنراني همه هيجاني هستند. اگر ديگران توانستند خودشان را آرام كنند، من هم مي‌توانم. 

- من موضوع خوبي براي سخنراني خودم انتخاب كرده و كاملاً آماده‌ام. قطعاً همه از آن لذت خواهند برد. 

نگرش و افكار منفي  

- اي كاش من ناچار نبودم كه سخنراني كنم. 

- من سخنوري كارآزموده و بزرگ نيستم. 

- من هميشه هنگام سخنراني ناراحت و مضطرب هستم. 

- هيچكس به شنيدن آنچه من ناچارم بگويم علاقه‌ مند نيست. 

بسياري از روانشناسان معتقد ند كه نسبت افكار مثبت به افكار منفي در زمينه فعاليت هاي هيجاني و پر اضطراب مانند سخنراني كردن، حداقل 5 بر يك است. به عبارت ديگر براي هر نگرش منفي، بايد حداقل 5 تفكر مثبت را رودروري آن قرار دهيد. اين گونه است كه شما حالت هيجاني را به طور كامل بر طرف نمي‌كنيد ؛ بلكه آن را در اختيار خود قرار مي‌دهيد و به كمك آن بر افكار و عقايدتان براي انتقال به مخاطبان مسلط مي‌شويد و ترس و نگراني هاي مخرب از شما دور مي‌شود. 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]

آئين عذرخواهي از مخاطبان

شايد برخي مطالب شما به هنگام ايراد يك سخنراني يا اجراي يك برنامه زنده راديوئي يا تلويزيوني و يا انجام يك مناظره ، موجب اختلاف نظر هائي بين شما و مخاطبان شود . براي نمايش مديريت كارآمد خود و رعايت اصول حرفه اي فن بيان به منظور كاهش اختلال و تشنج ، پيشگيري از اتلاف وقت و جلب اعتماد و محبت بيشتر مخاطبان ، به اين روش ها عمل كنيد :

چنانچه تصور مي كنيد حق با مخاطب است ، انتقاد را با گشاده روئي بپذيريد ، سخنان مخاطب را با روي باز و به راحتي گوش كنيد و از او ، به شيوه اي زيبا عذرخواهي كنيد .

در اوج بحث ، تپش قلب و فشار خونتان بالا مي رود و ممكن است چيز هايي بگوييد كه لزوما از بيان آنها منظوري نداريد . هميشه پس از هر سخنراني چالش انگيز ، به مكاني خلوت نياز داريد كه در آن آرام گرفته و افكار خود را جمع بندي كنيد  .

گذشته را ياد آوري نكنيد به چيزي كه اكنون در حال روي دادن است توجه كنيد . آتش آور معركه شدن راهي به جايي نخواهد برد و با فراموش كردن گذشته ، زودتر با مخاطبان به توافق مي رسيد 

به مخاطب بفهمانيد كه دشمنش نيستيد اگربه آرامي در مورد موضوعي بحث مي كنيد و مخاطبتان به يكباره صدايش را بالا برده و از كوره در مي رود كافي است با توجه بيشتر و با استفاده از كلمات محبت آميز ،به او القاء كنيد كه اين مجادله بي اهميت است 

گاهي مجادلات بيهوده بخاطر شرائط ناگوار و نامناسب محيط پيرامون شماست و مي تواند تأثير مستقيمي روي احساسات شما داشته باشد . محيط را مناسب سازي كنيد چرا كه عصبانيت يك احساس خشن است اما با توجه به محيط و با مراقبت همراه با توجه محبت آميز ، هميشه مي توان آن را مهار كرد .

مشكل ترين كلمه را به زبان بياوريد يك عذر خواهي واقعي مي تواند يكي از دشوارترين پيشنهاداتي باشد كه ما ارائه مي دهيم ! بر خلاف تصور عموم همه افراد قادر به زبان آوردن اين كلمه بوده و تا به حال هيچ كس بعد از گفتن آن ، با مشكلي مواجه نشده است

جمله اي دلپذير به مخاطب بگوييدگاهي اوقات فراموش سبب مي شود كه از كنار چالش هاي آينده به راحتي و خوشي ، عبور كنيد .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۰:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

100 نكته كاربردي ساده براي يك سخنراني

1

اگر از روي نوشته سخنراني مي كنيد ، وقتي كه سخنراني خودرا نوشتيد ، آن را كوتاه كنيد ، كوتاه كنيد و كوتاه كنيد .

2

عقايد مشابه را جهت تثبيت موضوع اصلي ، دسته بندي كنيد .

3

مطمئن شويد كه مخاطبان ، مكان مورد نظررا با اطلاع ترك مي كنند

4

هميشه به ياد داشته باشيد كه با مخاطبان خود صحبت كنيد تا اين كه مطلب را به آن ها بگوئيد . به مخاطبان مطلب را گفتن يعني صحبت كردن با آن ها بدون توجه به پاسخ هايشان . در حالي كه با مخاطبان صحبت كردن يعني شركت دادن آن ها در سخنراني با توجه به باز خوردشان .

5

تا جائي كه ممكن است مخاطبان خودرا در ارائه مطلب درگيرنمائيد .

6

مكان مورد نظررا به طور كامل بازديد نموده تا با محدوده آن آشنا شويد . 

7

برنامه اي از آمادگي هاي روز مورد نظر ، فراهم كنيد . 

8

براي پر كردن وقت مسافرت ، همراه خود ، كاري براي سرگرم شدن ببريد .

9

به ازاي هر يك ساعت بيان مطلب ، 10 ساعت براي آماده شدن وقت بگذاريد .

10

كليه جزئيات سخنراني را نوشته و از سازمان دهندگان تأييد بگيريد .

11

هميشه تخصص سخنرانان ميهمان را به دقت بررسي كنيد .

12

در مورد مخاطبان خود پيش از دعوت آن ها به سخنراني ، تحقيق كنيد .

13

همه جزئيات مكان سخنراني را بدون توجه به اين كه ممكن است بي اهميت به نظر برسند ، بررسي كنيد .

14

كليدهاي برق را جاسازي كنيد تا اگر لازم بود بتوانيد نوررا جهت استفاده از وسائل كمكي ديداري ، كاهش دهيد .

15

در مورد قرار گرفتن هرگونه وسيله كمكي ديداري ، پيش تر ، تصميم بگيريد .< صلى الله عليه وآله : أفضَلُكُم إيماناً أفضَلُكُم مَعرِفَةً .
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : با ايمان‏ترين شما ، با شناخت‏ترين شماست .

v الإمامُ عليٌّ عليه السلام : العِلمُ أوَّلُ دَليلٍ ، والمَعرِفَةُ آخِرُ نِهايَةٍ .
امام على عليه السلام : علم، نخستين راهنماست و شناخت (حقّ تعالى) نقطه پايان است .

v عنه عليه السلام : المَعرِفَةُ نورُ القَلبِ .
امام على عليه السلام : شناخت ، روشنايى دل است .

v الإمامُ الحسينُ عليه السلام : دِراسَةُ العِلمِ لِقاحُ المَعرِفةِ .
امام حسين عليه السلام : تحصيل دانش سبب بارورى شناخت است .

v الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : لا يَقبَلُ اللَّهُ عَمَلاً إلّا بِمَعرِفَةٍ ، ولا مَعرِفَةً إلّا بِعَمَلٍ ،
فمَن عَرَفَ دَلَّتهُ المَعرِفَةُ عَلَى العَمَلِ ، ومَن لَم يَعمَلْ فلا مَعرِفَةَ لَهُ .
امام صادق عليه السلام : خداوند هيچ عملى را جز با شناخت نپذيرد و هيچ شناختى را
جز با عمل . پس ، هركه شناخت پيدا كند ، آن شناخت او را به عمل رهنمون شود
و كسى كه عمل نكند ، شناخت ندارد .

موانع شناخت‏

«أفَرَأيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إلهَهُ هَواهُ وَأضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى‏ سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ
عَلَى‏ بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ‏يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أفَلاَ تَذَكَّرُونَ» .
«پس آيا ديدى كسى را كه هوسش را معبود خود گرفت و خدا او را با آن كه علم
داشت گمراه كرد و بر گوش و دلش مُهر نهاد و بر ديده‌‏اش پرده افكند؟
اگر خدا او را هدايت نكند، چه كسى هدايتش خواهد كرد؟ آيا پند نمى‏گيريد؟»

v رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله : نورُ الحِكمَةِ الجُوعُ ، والتَّباعُدُ مِنَ اللَّهِ الشِّبَعُ ، والقُربَةُ
إلَى اللَّهِ حُبُّ المَساكينِ والدُّنُوُّ مِنهُم ، لا تَشبَعوا فَيُطفَأَ نورُ المَعرِفةِ مِن قُلوبِكُم .
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : گرسنگى ، نور حكمت است و سيرى ، مايه دور شدن
از خدا و دوست داشتن بينوايان و نزديك شدن به آنها ، موجب نزديكِ شدن به خدا .
شكمهايتان را سير نكنيد ، كه نور شناخت در دلهاى شما خاموش مى‏شود .

خودشناسى‏

v الإمامُ عليٌّ عليه السلام : مَعرِفَةُ النَّفسِ أنفَعُ المَعارِفِ .
امام‏‌على عليه السلام: خودشناسى سودمندترين شناختهاست .

v عنه عليه السلام : نالَ الفَوزَ الأكبَرَ مَن‏ظَفِرَ بِمَعرِفَةِ النَّفسِ .
امام على عليه السلام : كسى كه موفق به خودشناسى شود به بزرگترين پيروزى دست يافته است .

v عنه عليه السلام : كَيفَ يَعرِفُ غَيرَهُ مَن يَجهَلُ‏نَفسَهُ ؟!
امام على عليه السلام : كسى كه خود را نمى‏شناسد ، چگونه ديگرى را بشناسد ؟ !

v عنه عليه السلام : مَن عَرَفَ نَفسَهُ جاهَدَها ، مَن‏جَهِلَ نَفسَهُ أهمَلَها .
امام على عليه السلام : هركه نفس خود را شناخت ، به جهاد با آن برخاست و هر كه
آن را نشناخت ، به حال خود رهايش ساخت .

 

v عنه عليه السلام : مَن عَرَفَ اللَّهَ تَوَحَّدَ ، مَن عَرَفَ‏نَفسَهُ تَجَرَّدَ ، مَن عَرَفَ الدّنيا تَزَهَّدَ ،
مَن عَرَفَ النّاسَ تَفَرَّدَ .
امام على عليه السلام : هر كه خدا را شناخت، تنها شد . هر كه خود را شناخت ، مجرَّد شد .
هر كه دنيا را شناخت ، از آن دل بر كند . هركه مردم را شناخت ، تنهايى گزيد .

v عنه عليه السلام : أكثَرُ النّاسِ مَعرِفَةً لِنَفسِهِ أخوَفُهُم لِرَبِّهِ .
امام على عليه السلام : خودشناس‏ترين مردم ، خدا ترس‏ترين آنهاست.

v عنه عليه السلام : مَن عَرَفَ نَفسَهُ عَرَفَ‏رَبَّهُ .
امام على عليه السلام : هر كه خود را شناخت ، پروردگارش را شناخت.

v عنه عليه السلام : يَنبَغي لِمَن عَلِمَ شَرَفَ نَفسِهِ أن يُنَزِّهَها عَن دَناءَةِ الدّنيا .
امام على عليه السلام : كسى كه به شرافت نفس خود پى برده باشد ، سزاوار است
كه آن را از پستى دنيا منزّه دارد .

v عنه عليه السلام : يَنبَغي لِمَن عَرَفَ نَفسَهُ أن يَلزَمَ القَناعَةَ والعِفَّةَ .
امام على عليه السلام : سزاوار است كسى كه خود را شناخته است ، پايبند قناعت و عفّت باشد .

v عنه عليه السلام : يَنبَغي لِمَن عَرَفَ نَفسَهُ أن لا يُفارِقَهُ الحُزنُ والحَذَرُ .
امام على عليه السلام : كسى كه خود را شناخته است ، سزد كه اندوه و حذر از او جدا نشود .

v الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام - في الدُّعاءِ - : واجعَلنا مِنَ الّذين عَرَفوا أنفُسَهُم ،
وأيقَنوا بِمُستَقَرِّهِم ، فكانَت أعمارُهُم في طاعَتِكَ تَفنى‏ .
امام سجّاد عليه السلام - در دعا - : ما را از كسانى قرار ده كه خود را شناختند و به قرارگاه
خويش يقين يافتند و از اين رو عمرشان در راه طاعت تو مى‏گذشت.

v الإمامُ الباقرُ عليه السلام - في وَصِيَّتِهِ لِجابِرٍالجُعفيِّ - : لا مَعرِفةَ كَمَعرِفَتِكَ بِنَفسِكَ .
امام باقر عليه السلام - در سفارش خود به جابر جعفى - : هيچ شناختى چون شناخت تو از نفست نيست .

 

كتاب منتخب ميزان الحكمه / بخش 34


مطالعه انفسي

با توجه به آيات واحاديثي كه نقل شد و توضيحاتي كه داده شد به ضرورت و اهميت
خودشناسي براي خداشناسي و دلائل خداشناسي ، اجمالا آشنا شديم و پي برديم كه
خودشناسي ، نزديك ترين و هموارترين مسير براي خداشناسي است چرا كه هركس
خودرا بشناسد ، طبعا تعلق خودرا خواهد شناخت و شناسائي چنين تعلق ، جدا از شناسائي
متعلق ( خدا) ، نيست و خداشناسي از خود شناسي ، سرچشمه مي گيرد.

رسول اكرم صلي الله عليه وآله مي فرمود :

أعرفكم بنفسه أعرفكم بربه
شناساترين شما به خودش ، شناساترين شما به پروردگارش مى باشد
تفسيرالمحيط الاعظم ، سيد حيدر آملى ، ج 1، پاورقى ص 244

امير مؤمنان عليه السلام مي‌فرمايد:

من عرف نفسه فقد عرف ربه
هر كه خود را شناخت ، پروردگارش را شناخته است
شرح غررالحكم و دررالحكم، (خوانسارى)، ج‏5، ص 194 و
شرح صد كلمه ، ابن ميثم ، حديث 6 از اميرالمؤ منين عليه السلام

و نكته آن نيز از توضيحات قبلي روشن شد چون مقصود از معرفت نفس ، تعلق
وجودي اوست ، شناخت اين بخش از نفس ، جدا از شناخت آغاز و پايان هستي او نيست .

در برخي از احاديث ، مطالعه انفسي ، سودمندترين وسيله براي خداشناسي معرفي
شده است . امير مؤمنان (ع) مي‌فرمايد :

«المعرفة بالنفس انفع المعرفتين»
خودشناسي و درون‌گرائي و سير در نفس خويش ، سودمندترين دو شناخت است.
شرح غررالحكم و دررالحكم، (خوانسارى) ، ج‏ 2، ص‏25

بايد ديد شناخت دوم ، كدام شناخت است كه سير انفسي از آن نافع تر است ؟
با سيري در قرآن ، مي بينيم كه براي شناخت خدا ، دو راه معرفي شده است :
1ـ شناخت آفاقي و بررسي موجودات برون از ذات .
2ـ شناخت انفسي و سير در نفس خويش .
وبه هردو راه ، در دو آيه زير ، اشاره شده است :

وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ
ذاريات / 19ـ 20

سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ
أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
فصلت / 53

جملۀ «و في الارض آيات» در آيه نخست و جملۀ «آياتنا في الارض» در آيه دوم اشاره
به خداشناسي از طريق مطالعه نشانه هاي وجود او در جهان خارج از وجود انسان ،
از كهكشان تا اتم و نانو ، دارد . همچنان كه جمله «وفي انفسكم» در آيۀ دوم اشاره
به خود شناسي از طريق معرفت نفس است .

 

و اما چرا از ديدگاه اميرالمومنين عليه السلام ، شناخت خدا از طريق سير انفس ،
سودمند تر از راه نخست است كه مي فرمايد: «المعرفة بالنفس انفع المعرفتين» ؟
شايد نكته اش اين باشد كه معرفت نخست ، معرفت به علم حصولي است كه انسان
در آن غرق در مفاهيم و معاني مي باشد و با چيدن صغري و كبري به نتيجه مي رسد
و در اين معرفت ، گام از محيط معاني و مفاهيم كه جايگاه همگي ذهن است فراتر
نمي گذارد و از طريق يك رشته تصورات كه حكم آئينه را دارند به حقيقتي نائل مي آيد
در حالي كه طريق دوم ، كنكاش در پيرامون مفاهيم ومعاني نيست .

در آنجا از طريق شهود و تعليق خويش به مقام واجب ، به حقيقت پي ميبرد و در پيمودن
اين طريق ، از الفاظ و مفاهيم تصورات كمك نمي‌گيرد ؛ بلكه هر چه هست ،
رؤيت و شهود باديده قلب و بينائي روح است كه از نوع شك و ترديد ، پيراسته مي‌باشد .

البته معرفت از نوع دوم و پيمودن اين طريق ، كار همگان نيست و وظيفه توده مردم ،
همان معرفت خدا از طريق آيات آفاقي است و فقط گروه هاي خاصي من جمله خطباي
اسلامي مي توانند و بايد با سير در انفس و درون گرائي ممتد به سرچشمه هستي پي برده
و وابستگي خود را مشاهده كنند و اين كار نفوس قوي و انسان هاي فوق العاده است
آنهم زير نظر «خضر» زمان و استاد مجرب ، كه دست آن ها را بگيرد و هر روز ،
از مرحله اي به مرحله ديگر ، رهبري كند تا حضور خود را در محضر خدا ، مشاهده كنند
و در نتيجه ، ضمن خودداري از هر نوع عصيان و خود خواهي ، بندگان خدارا با خدا ، آشنا كنند .

تفاوت مردم عادي با خطيب اسلامي در اين دو مرحله ، تفاوت شنيدن و ديدن است .
فرض كنيم مردم عادي ، آتش را نديده وفقط ، خصوصيات آن را شنيده اند اما .
خطيب اسلامي با طي مرحله اي ، ابتدا با ويژگي هاي آتش از طريق حس شنوائي آشنا مي شود و
در مرحله بعد ، آتش برافروخته رابا حس بينائي ، مشاهده مي كند كه تفاوت ميان اين دو مرحله ،
بسيار است وگاهي ، با احراز شرائط وويژگي هاي باطني خاص ، پيش تر مي رود و از مرحله ديدن
به چشيدن مي رسد كه در اين مرحله ، خداشناسي خطيب به حد كمال مي رسد وبا برخورداري
از قدرت روحي ومعنوي ، نفوذ كلام و پايگاه بلند و محكمي براي شناساندن حقايق به مردم ،
پيدا مي كند.

قرآن كريم به پاره اي از مراحل شهود در سوره تكاثر اشاره مي‌فرمايد:

كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ
لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ
ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ
تكاثر / آيات 5 تا 7

يعني انسان در سايه تكامل يقين به مرحله اي مي رسد كه از همين جهان ، دوزخ را مشاهده مي‌كند.
از اينجا است كه معرفت انفسي بر معرفت آفاقي مزيت پيدا مي كند مانند مزيت علم حضوري
نسبت به علم حصولي .


مزيت " سير انفسي " بر " سيرآفاقي "

در تفسير كلام اميرالمومنين علي عليه السلام كه " معرفة النفس " را " انفع المعرفتين "
معرفي فرموده ، مي شود گفت كه : " سير آفاقي " ، جنبه علمي و آگاهي دارد و در اين سير ،
انسان ، با نظام جهان و قوانين حاكم بر آفرينش ، آشنا مي شود اما چه بسا ممكن است به
خداوند كه فاعل قادر و خالق اين نظام است ، توجه نشود و نظر در اين سير ، براي كشف
قدرت و عظمت خالق ، متوقف شود به اين دليل كه هر پديده اي از پديده هاي جهان ،
مانند سكه دو رويه است كه يك طرف سكه ، نظامات مادي و رويه ديگر آن ، وابستگي
به جهان برتر است .
كاشفان اسرار طبيعت در سير آفاقي ، به يك رويه توجه دارند و از رويه ديگر ، غفلت
مي كنند در حالي كه سير انفسي ،مستقيما با خامه نقاش بلكه با خود نقاش سرو كار دارد
و آن را به گونه اي لمس مي كند و پيرو راه امير مؤمنان عليه السلام مي‌شود كه از ايشان
سوال شد :

هل رأيت ربك؟ قال: ما كنت أعبد ربا لم أره.قال: كيف رأيته؟ فقال:
لم يره العيون بمشاهدة الابصار و لكن رأت القلوب بحقائق الإيمان.
آيا خدايت را ديده‏اى؟ فرمود : خدايى را كه نديده‏ام پرستش نمى‏كنم.
سؤال شد: چگونه او را ديدى؟ فرمودند:
ديده‏ها توان ديدار او را ندارند ليكن قلوب، به حقيقت ايمان، وى را
مشاهده مى‏كنند .
اصول كافى، ج 2، ص .166

خطيب اسلامي ، مي تواند با سير آفاقي و انفسي ، از حجاب‌ها ، يكي پس از ديگري بگذرد
و پس از طي مراحلي ، در خود كمالي را احساس كند و خود را در محضر خدا ببيند
و خدا را بالاتر و برتر از آن بداند كه حجابي مانع ا زشهود او شود .
خطيب اسلامي ، با درك موقعيت ، منزلت و شخصيت خود مي تواند سخنان سالار شهيدان (ع)
در دعاي عرفه را ناظر به خود بداندوبا امام حسين عليه السلام هم صدا شود كه :

خدايا ! چگونه با چيزي كه خود در وجودش نيازمند توست ، براي وجود تو دليل آورده شود؟
آيا چيزي هست كه آشكارتر از تو باشد تا وسيله آشكار كردن تو باشد؟ كي پنهاني تا نيازمند
دليلي باشي كه بر تو دلالت كند؟ و كي دوري تا آثارت وسيله رسيدن به تو باشند؟
كور باد آن چشمي كه تو را مراقب و نگهبان خود نبيند.
كيف يستدل عليك بما هو في وجوده مفتقر إليك ؟ أ يكون لغيرك من الظهور ما ليس لك
حتي يكون هو المظهر لك ؟ متي غبت حتي تحتاج إلي دليل يدل عليك ؟ و متي بعدت
حتي تكون الَثار هي التي توصل إليك ؟ عميت عين لا تراك عليها رقيبا...

دعاي عرفه ، بحار الانوار، ج 98، ص 226

 

و اين جمله امام عليه السلام در همين دعا كه مي فرمايد :

وخسرت صفقة عبد لم تجعل له من حبك نصيبا
بسيار آموزنده است به اين دليل كه : عرفا ، در تقسيم فاعل ، به فاعلي ميرسند كه
آن را " فاعل به عشق " مي گويند و احيانا خدا را " فاعل بالعشق " مي نامند چون ، فاعليت حق ،
بر ما روشن نيست و ما اين سخن را در باره بنده عارف و وارسته خدا پياده مي كنيم و ياد آور
مي‌شويم كه انسان هاي وارسته عموما كساني هستند كه محرك و انگيزه آن ها براي كار ،
خدا باشد و خطيب اسلامي وارسته خصوصا ، كسي است كه محرك و انگيزه او براي ايراد خطابه ،
خدا باشد و هرگز براي تحسين و تقبيح مردم ارزش قائل نشود.

از ضرورت هاي حرفه اي خطيب اسلامي است كه كار خود را با قرآن و سنت پيامبر تطبيق كند ،
اگر عمل او مطابق كتاب و سنت شد ، كار خود را دنبال كند و به استقبال و استدبار مردم اهميت
ندهد و اگر فعاليت تبليغي وسخنراني هاي خودرا بر خلاف اين دو يافت ، از نيمه راه برگردد و
همت و تلاش خود را بر اين دو اساس ، استوار كند .

درست است كه پشتوانه مردمي براي خطيب اسلامي ، نوعي موفقيت است و خطيب نبايد اين
پشتوانه را از دست بدهد و باصطلاح ، استقبال مردم را ناديده بگيرد اما ، آنچه مهم است اين است
كه به آن اكتفاء نكند و آن را اساس كار قرار ندهد .
اساس كار خطيب عارف اسلامي را رضاي خدا و تحسين او تشكيل مي دهد و اگر ، تحسين مردم هم
بر آن افزوده شد، چه بهتر .

امام باقر (ع) به يكي از شاگردان برجسته خود كه در معارف و اخلاق در محضر امام زانو زده است
چنين مي‌فرمايد:

واعلم بانك لاتكون لنا وليا حتي لو اجتمع عليك اهل مصرك انك رجل سوء لم يحزنك ذلك
و لو قالوا انك رجل صالح لم يسرك ذلك ولكن أعرض نفسك علي ما في كتاب الله فان كنت
سالكا لسبيله، زاهدا في تزهيده، راغبا في ترغيبه، خائفا من تخويفه، فاثبت و ابشر ، فانه لايضرك
ما قيل فيك، و ان كنت مبائنا للقرآن فماذا الذي يغرك من نفسك؟
(بحار الانوار ، ج78 ، ص 162 ، بخش مواعظ امام باقر عليه السلام).

حاصل سخن امام اين است كه:
تو در شرائطي با ما پيوند ولائي داري كه اگر مردم شهري كه
در آن زندگي مي كني ، تو را مرد بدي خواندند ، نظر و سخن آن ها ، تو را غمگين نسازد و اگر
از ديد مردم ، مردي صالح و نيكوكار بودي ، خوشحال نشوي بلكه خودرا بر كتاب خدا عرضه كن .
اگر پوينده راه او بودي و از آنچه كه او تورا بازداشته ، خويشتن را از آن بازداشتي و فرمان او را
انجام دادي و از آنچه تورا ترسانده ، ترسيدي ، در اين صورت ، پابرجا باش و مطمئن باش آنچه
در حق تو بدگوئي مي شود ، به تو ضرر نمي‌زند و اما اگر برنامه زندگي تو، مخالف قرآن شد ،
در اين صورت ،چرا فريب نفس خويش را مي‌خوري ؟

 

آنگاه امام افراد با ايمان را به دو گروه تقسيم مي‌كند :

الف : گروهي كه در طول زندگي ، گردي بر دامن آن ها ننشسته و خدا را نافرماني نمي كنند ،
اينان ، همان طبقه شامخ از گروه مومنانند كه شمار آنان نسبت به گروه دوم كمتر است .

ب : گروهي كه گام در مسير جهاد با نفس برداشته ، و بر نفس پيروز مي شوند ، و كجي هاي آن را
راست مي كنند و اگر هم روزي گردي بر دامن آنان نشست و در مسير خلاف قرار گرفتند ، فورا
به خود مي آيند و با استغفار ، رحمت خدا را جلب مي كنند ، آن ها مصداق گفتار خدا هستند كه مي‌فرمايد :

إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ
اعراف / 201
در حقيقت كسانى كه [از خدا] پروا دارند چون وسوسه‏اى از جانب شيطان بديشان رسد
[خدا را] به ياد آورند و بناگاه بينا شوند

سخن «امام باقر (ع)» خطاب به «جابر بن يزيد جعفي» بود كه افتخار شاگردي هر دو امام
( امام باقر و امام صادق عليهما السلام) را داشته و در سال 128 ه. ق. در گذشته است و بايد
گفت گوش روزگار چنين پندي را پس از گفتار خدا ، كمتر شنيده است ومي تواند پيام بزرگي نيز
به همه خطيبان اسلامي باشد كه با خودشناسي ، خداي خودرا بشناسند و بدون رضايت و يا بيم و
هراس از واكنش هاي متفاوت بندگان نسبت به سخنان حق خود ، فقط به رضاي خدا بينديشند .

عبدالواحد آمدي در كتاب غررالحكم ، جمله كوتاهي از امير المومنين عليه السلام نقل مي كند
كه امام ، خودشناسي را مقدمه اخلاص معرفي مي‌كند و مي‌فرمايد:

«الكيس من عرف نفسه و أخلص اعماله»
زيرك ، كسي است كه خودرا بشناسد و اعمال خودرا خالص كند .

زيرا در شناخت خود ، به وابستگي خويش پي مي برد ، سرچشمه وجود را به دست مي آورد ،
با هدف آفرينش آشنا مي شود و خود را مانند حبابي برروي آب و يا پر كاهي سوار بر دريا ،
مشاهده مي‌كند. چنين بنده زيركي ، چاره‌اي جز اين ندارد كه به ذيل آيات الهي چنگ بزند و
همه كارها را به خاطر او انجام دهد و انگيزه اي جز كسب رضاي الهي نداشته باشد و
خطيب اسلامي زيرك ، بايد اينگونه باشد .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۹:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگ