مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3862
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 11
همه : 5164825


فن بيان : تجربه ، نياز دوم


ايراد خطابه ، علاوه بر اين كه " هنر " است و به استعداد ويژه يا همان ذوق نياز دارد  ،

يك " فن " يا " صناعت " نيز هست و به تجربه كافي نياز دارد .
كارآزمائي يا كارورزي پيوسته ، از لوازم آموختن هر فني است و داوطلبان ورود به عرصه سخنوري ،

چاره اي جز اين ندارندكه بسيار سخنراني كنند و بسيار مطالعه كنند و بسيار با دقت به سخنراني هاي ديگران توجه كنند .

تمام آن چه يك نجار ماهر مي تواند براي شاگرد نوآموز خود به زبان آود ، بيش ترازيك

يا دوسخنراني ملال آور نخواهدبود ؛ اما همو مي تواند شاگردش را سال ها به كار گمارد و

در هر لحظه چيزي به او بياموزد .

بايد تيشه و اره را به دست شاگرد دهد و از او بخواهد كه ببرّد و بكوبد و از چوب و تخته ، ميزوصندلي سازد . با هر ميخي كه بر چوبي مي كوبد ،ي ك گام جلوتر مي رود و هربار كه ارّه به دست ميگيرد ، برگي بر كتاب مهارت خود مي افزايد . شنيدني براي او اندك است ، اما آموختني بسيار . بايد بكوبد و ببرّد و ببندد تا نجار گردد . چنين است هر فن ديگر و چنين تراست فن خطابه و بيان .
 
آن كه هوس سخنوري گريبانش را گرفته است ، چاره اي جز اين ندارد كه بسيار مطالعه كند و بسيار سخن بگويد و فراوان به سخنراني هاي ديگران توجه كند .

هر خطابه ، در هر مرحله از حيات علمي سخنور ، مقدمه اي است براي سخنراني بعدي . اما در دوره اي از زندگي ، قدرت فراگيري انسان بيشتر است و در همان دوره ، بسيار بايد آموخت و فراوان تجربه اندوخت . در اين دوره كه بهتر است ميان آغاز دوران بلوغ تا اوج جواني باشد ، هر سخنراني گامي است به جلو ونبايد اين گام هاي بلند و كوتاه را از خود دريغ كنيم .


توصيه هاي زير در دوره تجربه اندوزي يا كارورزي مي تواند كارامد و سودبخش باشد :

 

1

داوطلب ورود به عرصه سخنوري ، مدتي بايد براي خود سخنراني كند تا آمادگي هاي لازم براي سخنراني

 در حضور جمع را كسب كند .

راز زيبا سخن گفتن ، در آسان گيري و بسيار سخن گفتن است . همين و بس . اگر بر خود سخت بگيريم و خودرا وادار به آفرينش هاي مصنوعي و نفس گير كنيم ، دير يا زود ، از گفتن باز خواهيم ماند و عطاي فن شريف بيان را به لقاي آن خواهيم بخشيد .
بايد هنگام سخن گفتن ، ذهن را آزاد و رها سازيم و همچون شناگري كه با دريا نمي ستيزد ، بلكه رفتاري ملاطفت آميزبا آن دارد ، نرم و آسان سخن بگوئيم و گوئي آنچه خواهيم گفت ، هرگز از حجاب خلوت ما بيرون نمي آيد .
باور اين كه كسي يا كساني سخنراني مارا مي شنوند ، عضلات ذهن را منقبض مي كند و همان سان كه با ماهيچه هاي منقبض ، شنا نمي توان كرد ، با چنين ذهن محتاط و محافظه كاري ، سخنراني دشوار خواهد شد .
در دوره تمرين خطابه ، دهها سخنراني را بايد تجربه كرد و آن هارا به بايگاني سپرد ؛ آنگاه به ميدان آمد و فرياد كشيد و همپون چشمه ، از هر جا كه ممكن بود ، سر بر آورد . از آغاز ، جلوه فروختن و تحسين خريدن ، كاررا زار مي كند .

 


2

بسياري از آن چه سخنوران بايد در دوره نوجواني يا آغاز راه فراگيرند ، در اثناي كارهاي جدي و دروقت
ايراد خطابه هاي خود مي آموزند . تجربه اندوزي ، اگر به هنگام و در وقت خود نباشد ، راه قله پيمائي را بر رهرو مي بندد
و اورا وادار به گشت و گذار در تپه ماهورهاي نزديك مي كند . بدين رو است كه هنرجويان فن بيان بايد پيش از اثرآفريني
در عرصه خطابه ، مدتي از وقت و توان علمي خودرا صرف اندوختن تجربه هائي كنند كه بايد سال هاي پيش از اين مي آموختند .


3

تمرين بسيار براي سخنراني ، علاوه بر اين كه نوعي توليد گري است ، بيان را روان تر و چالاك تر نيز مي كند .
يعني سخنراني و گويندگي هرچه بيشتر باشد ، آسان تر است . حقيقت است كه كار نيكوكردن از پركردن است . هيچ صاحب فني ،
بي تكرار و تمرين در فن خود ، درجه و مقامي نيافته است . بايد زيركانه مترصد بود و هميشه براي خود موجبات سخنراني را فراهم
كنيم و اگر ضرورتي نيافتيم ، در پي بهانه باشيم . از سخن گفتن ، براي روح تنها و سركش خود ، پناهگاهي دلكش بسازيم وهيچ روزي
از آن غافل نباشيم .


4

در هيچ فني ، تجربه اندوزي ، حد و مرزي ندارد اما فنون و صناعاتي را مي توان نام برد كه ميزان معيني از تجربه ،
صاحب فن را بر كار خود چيره مي كند و پس از آن ، تجربه هاي جديد براي او ضرورت شغلي ندارد اما فن بيان و خطابه ،
چنين نيست و سخنران ، هربار كه در همايشي سخنراني مي كند و هر بار كه با مخاطبان و شنوندگان جديدي مواجه مي شود
و هر بار كه جمله اي را به پايان مي رساند ، با تجربه اي جديد آشنا مي شود و هرگاه كه كلمه اي را به زبان مي آورد ،
گوئي نخستين بار است كه آن را به كار مي گيرد .

واژه ها و معاني در ذهن و زبان گوينده ، همواره در حال تغيير شكل و كاركرد و مكان اند از اين روست كه خطيب ، هربار كه
كلمه اي را بيان مي كند ، ديدار تازه اي با او مي كند و گوئي براي اولين بار تصميمي براي او مي گيرد .

سخنراني ، داراي چنان قواعد جدي و ثابتي نيست كه طالبان اين فن گمان برند تمام عمر خودرا بايد صرف فراگيري آن اصول
خشك و دل آزار كنند و به سبب بيم از درازي راه و دشواري شرائط ، جرأت پيش رفتن را از دست بدهند و نا اميد و پشيمان
شوند . اگر هنر آموز ، دوره اي از آموزش دقيق را با مطالعه مداوم و سخنراني و تمرين بي وقفه پشت سر گذارد ،
مي تواند رموز كاررا فراگيرد و حتي خود ، صاحب سبك و شيوه تازه شود .

خطيب ، هرگز مجبور نيست كه پيوسته در قالب فرمول هائي معين باقي بماند بلكه مي تواند هرروز افقي تازه به روي
خود و مخاطبان و شنوندگان خود بگشايد و توسن خيال را همواره در ديارهاي نو به جولان در آورد .
بنابراين ، هربار سخنراني كردن – هرچند كوتاه وساده – تجربه اي است نو و گامي است به جلو .

سخن گفتن بسيار و پي درپي ، گوش و چشم خطيب و ناطق را بر اسرار واژه ها مي گشايد . سخنرانان مبتدي ، از هر كلمه ،
فقط معناي آن را مي شنوند اما پختگان و تجربه اندوختگان ، نيك مي دانند كه هر كلمه در هر جمله ، معنائي ديگر مي تواند
داشته باشد و افزون بر معنا ، كلمات داراي بارهاي مثبت و منفي اند . عنايت به اين همه راز و رمز ، موقوف آشنائي با معادلات
و فرمول هاي فن بيان و خطابه نيست بلكه به بركت تجربه است .

آنگاه كه درگيري ما با كلمات فراوان شد ، از هر كلمه علاوه بر معناي آن ، بار و آهنگ آن را نيز مي شنويم . خطيبي كه سخن گفتن
برنامه روزانه او است ، نيك مي داند كه واژه " فراوان " غير از " بسيار " است و باران از " آسمان " مي بارد نه از " سپهر " و
شادابي " درختان " بيشتر از " درخت ها " است و هزار نكته باريك تر زموي ديگر كه در هيچ قاموس و فرهنگي ثبت و ضبط نشده است .

تجربه به ما مي آموزد كه كجا و چگونه حال و هواي سخنرني را دگرگون كنيم تا ذائقه شنونده نيز تغيير كند و همراهي با مارا
همچنان راغب باشد .
بي تجربگان نمي دانند كجا تند روند ؟ و كجا مهار اسب سخن را تنگ گيرند ؟ و چگونه بتازند ؟ و در كدام منزل فرود آيند ؟
مدرسه اي كه درسنامه آن ، چنين آموزه ها و مهارت هائي است ، مكتب تجربه است و بس .

نظر در توانائي هاي زباني و شگردهاي بياني پختگان طريق سخنوري ، افزودن تجربه هاي ديگران به آموخته هاي تجربي خود است
كه هرگز نبايد از آن روي گرداند يا سهلش انگاشت كه :

مدتي بايد دهان را دوختن
وز سخندانان سخن آموختن

به واقع ، مهم ترين نكته ها و درس هائي كه بايد در كلاس فن خطابه آموخت ، كشف يا بازخواني شگردهاي بيان زيبا و رموز شيوائي
زبان سخنوران بزرگ است . بر تاج قله ها بايد برآمد تا همه زيبائي هاي كوهستان را ديد

فن و هنر بيان نيز مانند همه هنرهاي ملي و قومي ما ، بزرگاني دارد . شناسائي و شنيدن سخنراني هاي آنان زيبا سخن گفتن است . زيبا سخن گفتن در ميان همه زيبايى هاى جهان ، جايگاهى ويژه دارند؛ زيرا هم نظم ظاهرى واژه ها و تركيب آنها مى تواند زيبا باشد و هم ديگر زيبايى ها به وسيله آن بيان مى شود. قرآن كريم و سخنان معصومان (عليه السلام )، نمونه هاى والايى از سخن زيبا هستند. سخن زيبا، سخنى است كه افزون بر زيبايى ظاهرى ، بر خاسته از انديشه و همراه با ادب اسلامى باشد.
كلام هميشه ماناى امام زين العابدين (عليه السلام ) مى تواند الگوى مناسبى براى زيباگويى باشد. ايشان حقوق زبان را چنين بر مى شمارد:
فا كرامه عن الخنى و تعويده على الخير و حمله على الاءدب و اجمامه الا لموضع الحاجه و المنفعه للدين و الدنيا و اعفاوه عن الفضول الشنعه القليله الفائده التى لا يومن ضررها مع قله عائدتها. و يعد شاهد العقل و الدليل عليه و تزين العاقل بعقله و حسن سيرته فى لسانه و لاقوه الا بالله العلى لعظيم ؛(1) اكرام كردن زبان [دور نگه داشتن آن ] از سخنان ناروا و زشت ؛ عادت دادن آن به خوبى ها؛ راهنمايى آن در مسير ادب ؛ بستن زبان مگر هنگام نياز و منافع دين دنيا؛ دور كردن و حفظ زبان از سخنان بسيار، پست و كم فايده كه انسان از زيان هاى آن در امان نيست .
زبان ، شاهد و راهنماى عقل است و زيباى انسان عاقل ، به عقل اوست . زيبايى باطن و درون انسان در زبان او قرار دارد و هيچ قدرتى جز تكيه بر خداوند برتر و بزرگ نيست .
براى اداى حقوق زبان ، بايد اين نعمت بزرگ را در راهى كه آفريدگار پسنديده است ، به كار گرفت و البته پاسداشت زبان ، در گرو حفظ آن از واژگان نامناسب است . از اين رو، پيش از هر سخن ، بايد درباره سود و زيان آن انديشيد. سپس دريچه دهان را به سوى واژگان گشود كه عزت و آبروى ظاهر و باطن آدمى در گرو آن است . كنترل زبان ، قدرت و توفيق الهى مى خواهد و بايد از خداوند بخواهيم به ما توفيق بهره بردارى پسنديده از اين نعمت بزرگ را عنايت كند.
اين پاسداشت و شكر نعمت ، در رسانه ملى كه زبان ، كاركرد بيشترى در آن دارد، پر رنگ تر مى نمايد؛ چون گفت و گوهاى پخش شده از آن ، مى تواند سرچشمه آموزش درست يا نادرست شود. از اين رو برنامه ريزان و برنامه سازان بايد نهايت دقت و وسواس را در آن نشان دهنده تا منشاء اثر سازنده در فرهنگ اسلامى گردند.
در راستاى برجسته سازى ((نيش و نوش هاى زبان ))، پژوهشگر ارجمند، خانم ((شكيبا سادات جوهرى )) كوشيده است رهنمودهاى لازم را از آيات قرآنى و آموزه هاى روايى جست وجو كند. با سپاس از تلاش بى شايبه ايشان ، اميد كه به بهترين شكل ممكن از يافته هاى پژوهشى اين كتاب استفاده شود.
انه ولى التوفيق
اداره كل پژوهش
مركز پژوهش هاى اسلامى صدا و سيما
پيش گفتار
اللهم ... و لا لسنتنا عن الخوض فى الباطل من غير ما آفه مخرسا؛(2)
بار پروردگارا! زبان ما را از فرو رفتن در نادرستى بازدار.
زبان ، اساسى ترين عضو وجود آدمى است . جايگاه والاى زبان در عزت آفرينى و نيز در سقوط انسان ها، بر كسى پوشيده نيست . در طول تاريخ ، زبان ، مؤ ثرترين و آسان ترين ابزار براى ارتباط، ترجمه و بيان احساس هاى درونى ، آموزشى ميراث فكرى بشر و انتقال فرهنگ و تجربه ها از يك نسل به نسل ديگر بوده است . زبان ، وسيله است و بديهى است كاربرد هر وسيله و كارآيى آن ، به نوع استفاده از آن بستگى دارد. زبان مى تواند چون شمشير برنده اى عمل كند و سر گوينده اش را بر باد دهد يا نابينايى را از افتادن در چاه رهايى بخشد. امام على (عليه السلام ) مى فرمايد: كم من انسان اءهلكه لسان ؛(3)
چه بسيار انسانى كه زبان ، او را نابود ساخت .
زبان را مى توان سخن گو و نماينده ديگر اعضاى بدن آدمى دانست كه مى تواند آسايش و راحتى آنها را فراهم كند يا درد سر ساز باشد، چنان كه امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد:
ما من يوم الا و كل عضو من اءعضاء الجسد يكفر اللسان يقول : نشد تك الله اءن نعذب فيك (4)
روزى نيست ، مگر اين كه هر يك از اعضاى بدن در برابر زبان فروتنى مى كنند و مى گويند: تو را به خدا سوگند مى دهيم كه مبادا به خاطر تو ما عذاب ببينيم .
اى زبان ! تو بس زيانى مر مرا   چون توى گويا، چه گويم من تو را 
اى زبان !هم آتش و هم خرمنى   چند اين آتش در اين خرمن زنى 
در نهان ، جان از تو افغان مى كند   گرچه هر چه گويى اش آن مى كند 
اى زبان ! هم گنج بى پايان تويى   اى زبان ! هم رنج بى درمان تويى (5) 
شايسته است اين شمشير دودم را همواره زير نظر داشت تا از آثار زيان بار آن در امان باشيم . اميرمؤمنان على (عليه السلام ) سفارش مى كند: و ليخزن الرجل لسانه فان هذا اللسان جموع بصاحبه (6) مرد بايد از زبانش مراقبت كند؛ چون در برابر صاحبش سركش است .
بنابر اين روايت ، زبان عضوى سركش است كه اگر صاحبش ، آن را به خود واگذارد، نه تنها به ديگران زيان مى رساند، بلكه خود او را نيز زخمى مى كند. زبان هم گل دارد هم خار؛ هم اصلاح مى كند هم خراب ؛ هم راست مى گويد هم دروغ . دمى خدايى است و لحظه اى ديگر شيطانى ؛ البته اگر لجام آن را رها سازيم . حضرت على (عليه السلام ) مى فرمايد:والله ما اءرى عبدا يتقى تقوى تنفعه حتى يخزن لسانه (7)؛ به خدا سوگند بنده پرهيزكارى را نمى بينم كه تقوايش به او سود رساند، مگر اين كه زبانش ‍ را نگه دارد.
از سوى ديگر، زبان ، ترجمان قلب آدمى است و آنچه در وجود اوست ، بر زبانش ظاهر مى شود. به تعبير ديگر، زبان ، آيينه تمام نماى وجود آدمى است ؛ اگر جز ناپاكى و ناگفتنى از زبان جارى نمى شود، نشانه سنگ دلى و كدورت قلب است . امام على (عليه السلام ) در اين باره مى فرمايد: لايستقيم ايماست . پس سخنت را وزن كن و آن را به خرد و معرفت عرضه دار. اگر سخت براى خدا و در راه خداست ، بگو و اگر جز اين باشد، خاموشى از سخن گفتن بهتر است .
از روايات به دست مى آيد كه زبان ، پلى است كه از يك سو به باطن انسان و از سوى ديگر به ظاهر او بستگى دارد. اسرار درون انسان ، از آن سوى پل به وسيله زبان به اين سو منتقل مى شود. پس زبان ، آشكار كننده صفات درونى انسان و ترازوى بسيار دقيقى است كه نشان دهنده سبك يا سنگين وزنى آدمى است . مثلا كسى از راه عادى نمى داند شخصى كه در كنارش نشسته ، داناست يا ندان . همين كه سخن گويد، از گفتار شناخته مى شود.
بنابراين ، راستگو از صفاى دل و مردى خود خبر مى دهد و دروغ گو، پستى و تيرگى دل خويش را آشكار مى سازد. نيز تهمت زن ، از نامردى و سخن چين ، از فرومايگى و خوارى خود خبر مى دهد. پس از روشن شدن اين وضعيت ، دروغ گو، سخن چين و غيبت كننده هر چه داد و فرياد كنند كه من غير از باطنم هستم ، داد و فريادشان به گوش اهل دانش نمى رسد و آنها با زبان قال يا حال مى گويند قسمت را باور كنيم يا دم خروس را. با اين بيان ، معلوم شد كه زبان و شخصيت ، رابطه اى مستقيم با هم دارند و بى شخصيتى يا با شخصيتى آدمى ، زير زبانش پنهان است .
فصل اول : زيبايى هاى زبان
نشانه الهى و حق گويى زبان
تفاوت زبان و لهجه ها از نشانه هاى الهى است :
و من آياته خلق السموات و الارض و اختلاف السنتكم و الوانكم ان فى ذلك لآيات للعالمين (24).
از نشانه هاى الهى ، آفرينش آسمان ها و زمين و اختلاف زبان ها و رنگ هاى شماست . به درستى كه در آن ، نشانه هايى براى دانشمندان است .
چه قدر زيباست كه آدمى ، زبان فصيحى براى حق گويى داشته باشد و راه سعادت را به ديگران بنمايد، چنان كه در قرآن كريم مى خوانيم :
فانما يسرناه بلسانك لتبشر به المتقين و تنذر به قومالدا(25)؛
به درستى كه ما آن (قرآن ) را به زبان تو آسان كرديم تا با آن ، پرهيزكاران را نويد و مردم ستيزه جو را بيم دهى .
چگونگى بهره مندى از اين وسيله عزت آفرين يا ذلت بخش ، به اختيار و اراده آدمى ترسيم مى شود و زبان ، در روز قيامت بر رفتارهاى ناپسند و گناه آلود انسان شهادت مى دهد؛
يوم تشهد عليهم اءلسنتهم و اءيديهم و اءرجلهم بماكانوا يعملون (26)؛
روزى كه زبان ها و دست ها و پاها به آنچه عمل كرده اند، شهادت مى دهند.
بزرگان و اولياى الهى نيز براى بهره گيرى بهينه از زبان ، از خداوند يارى مى طلبيدند. براى نمونه ، حضرت ابراهيم (عليه السلام ) مى فرمايد:
و اجعل لى لسان صدق فى الآخرين (27)؛
خدايا! براى من زبان راست گويى در ميان ديگران قرار ده .
زيباگويى
زيبايى در همه ابعاد خود از ديدگاه اسلام مطلوب است . خداوند نيز به اين صفت توصيف شده است كه اللهم انى اءسئلك من جمالك باءجمله و كل جمالك جميل (28)؛ خدايا! از زيباترين زيبايى هايت مسئلت دارم و همه زيبايى هاى تو زيباست . جهان هستى هم كه جلوه اى از صفات الهى است ، جميل قلمداد شده است (29). زيبايى هاى جهان آفرينش ، مانند آسمان و ستارگانش ، تركيب چهره انسان ، زيبايى جان داران و منظره هاى طبيعى و نيز زيبايى هايى كه محصول فكر و ذوق بشرى است ، همگى ستايش شده و جملگى به خواست الهى مستند است .
در ميان همه اين زيبايى ها، سخن زيبا جايگاه ويژه اى دارد. شايد يك علتش ‍ اين باشد كه هم خود مى تواند به دليل ويژگى هاى لفظى و ادبى و تركيب واژگان مناسب آنها در جمله ، زيبا باشد و هم ديگر زيبايى هاى جهان با سخن بيان مى شود. پس سخنى كه مى خواهد بيانگر زيبايى ها باشد، اگر خودش نيز زيبا ادا شود، اهميت و ارزش بيشترى مى يابد. خداوند در قرآن كريم براى سخن زيبا و نيكو، ارزش فراوان قائل شده و با بيانى سرشار از عطوفت و صميميت ، از بندگان خود خواسته است سخنشان را به برترين صورت به زبان آورند: قل لعبادى يقولوا التى هى اءحسن (30)؛ به بندگانم بگو برترين سخن را بگويند. يعنى سخن پسنديده اى كه موجب خشنودى شنونده شود، همان گونه كه آدمى دوست دارد ديگران با او سخن بگويند.
بديهى است قرآن كريم در اين باره ، گوى سبقت را از همگان ربوده و دانشمندان سخن شناسى را در شرق و غرب جهان ، به شگفتى واداشته است . از گذشته هاى دور، نمونه هايى از سخن زيبا و شيوا در ميان بشر وجود داشته و با گذشت زمان ، بر كم و كيف آنها افزوده شده است ، ولى هيچ يك را يارى عرض اندام در برابر قرآن نيست . پس از قرآن ، سخنان پيشوايان معصوم (عليهم السلام ) نيز ويژگى هاى بالا را در افقى محدودتر داراست ؛ يعنى هم خود آن بزرگواران به گونه اى زيبا سخن گفته و هم ديگران را به زيبا گويى فراخوانده اند. نهج البلاغه نمونه روشنى از سخن زيباست . امام على (عليه السلام ) كه در عالى ترين مرتبه سخنورى قرار دارد، توانايى خود را در قالب عبارتى كوتاه و تشبيهى جالب چنين بيان كرده است :
و انا لامراء الكلام و فينا تنشبت عروقه و علينا تهدلت غصونه (31)؛
ما (اهل بيت رسول خدا (صلى الله عليه وآله ))، فرمان روايان سخن هستيم . درخت سخن در وجود ما ريشه دوانيده و شاخ و برگش بر ما آويخته است .
((سليمان بن مهران )) مى گويد: روزى امام صادق (عليه السلام ) به شمارى از پيروان خود فرمود:
معاشر الشيعه ، كونو النازينا و لا تكونوا علينا شينا، قولوا للناس حسنا و احفظوا السنتكم عن الفضول و قبيح القول (32)؛
اى گروه شيعه ! زينت ما باشيد و مايه ننگ ما نباشيد. با مردم ، نيكو سخن بگوييد. زبان هايتان را نگه داريد و آن را از پرگويى و سخن زشت باز داريد.
سخن زيبا، آثار و بركات فراوانى دارد. كسى كه زبان خود را به زيبا گويى عادت دهد، از اين بركات بهره مند مى شود. امام زين العابدين (عليه السلام ) به پنج نمونه از آثار آن اشاره كرده است :
القول الحسن يثرى المال و ينمى الرزق و ينسى فى الاءجل و يحبب الى الاءهل و يدخل الجنه (33).
سخن زيبا، مال و ثروت را زياد مى كند؛ روزى را افزايش مى دهد؛ مرگ را به تاءخير مى اندازد؛ آدمى را محبوب خوانده اش مى سازد و او را وارد بهشت مى كند.
امام على (عليه السلام ) نيز در دو روايت ، خوش زبانى را موجب افزايش ‍ دوستان و كم شدن دشمنان و ايمنى از سرزنش ها معرفى مى كند: عود لسانك لين الكلام و بذل السلام ، يكثر محبوك و يقل مبغضوك (34)؛ زبانت را به نرم گويى و سلام دادن عادت ده ، تا دوستان تو بسيار و دشمنانت اندك شود. نيز فرموده است : عود لسانك حسن الكلام تاءمن الملام (35)؛ زبانت را به زيباگويى عادت ده تا از سرزنش در امان بمانى .
ويژگى هاس سخن زيبا
سخن زيبا بايد از انديشه نيكو سرچشمه گيرد. انديشه ورزى ، يكى از گران بهاترين نعمت هاى الهى است . شايسته است انسان پيش از هر كار، درباره پى آمدهاى آن به خوبى بينديشد و جنبه هاى نيك و بدش را درست ارزيابى كند. روشن است كه سخن گفتن نيز از اين قاعده بيرون نيست . نسنجيده سخن گفتن ، افزون بر زشتى ظاهرى ، چه بسا موجب بى آبرويى و رسوايى گوينده شود و نشانه نادانى او به شمار آيد و خطر و زيانى را متوجه او سازد. از اين رو، امام على (عليه السلام ) مى فرمايد: فكر ثم تكلم تسلم من الزلل (36) بينديش . سپس سخن بگو تا از لغزش ها در امان باشى .
در سخن ديگر، انديشيدن پيش از سخن گفتن را نشانه خردمندى ، و ناپخته سخن گفتن را علامت بى خردى دانسته ، فرموده است :
لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه (37).
زبان خردمند در آن سوى قلب اوست ، ولى قلب ابله در آن سوى زيانش ‍ قرار دارد.
هم چنين كلام زيبا بايد با ادب اسلامى همراه باشد. ادب ، يعنى انجام دادن عمل مشروع اختيارى ، همراه با ظرافت و زيبايى (38). شايسته است انسان هنگام سخن گفتن ، ادب اسلامى را رعايت كند؛ يعنى به گونه اى حرف بزند كه در سخن او به شخصيت ديگران اهانت نشود و مقصود خود را در نهايت احترام و فروتنى بيان كند. از عباس ، عموى پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) پرسيدند: شما بزرگ تريد يا رسول خدا؟ عباس كه سنش از پيامبر بيشتر بود، در پاسخ گفت : ((رسول خدا بزرگ تر است ، ولى من پيش از ايشان به دنيا آمده ام (39))).
ملاك زيبايى سخن ، تنها زيبايى لفظ و ظاهر آن نيست ، بلكه لازم است كردار انسان نيز گفته اش را تصديق كند واين ، زمانى است كه گوينده از راه سخن ، ادعايى را مطرح مى كند. براى نمونه ، در قالب زيباترين الفاظ، از وفا و محبت دم بزند. اگر عمل او چنين سخنى را تصديق نكند، سختى از سر نفاق و تزوير خواهد بود و ديگر نمى توان آن را سخن زيبا ناميد. خداوند در قرآن مى فرمايد:
يا اءيها الذين آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون كبر مقتا عند الله اءن تقولوا ما لا تفعلون (40)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد! چرا سخنانى مى گوييد كه انجام نمى دهيد. اين گناه بزرگى نزد خداست كه آنچه را به جا نمى آوريد، بگوييد.
البته سخن بايد از روى راستى باشد. زشتى دروغ ، زيبايى ظاهرى خبر دروغ را هر چند فصيح بيان شود، تحت تاءثير قرار مى دهد. امام على (عليه السلام ) مى فرمايد: شرالقول الكذب (41)؛ بدترين سخن ، دروغ است .
حفظ زبان
شخصى خدمت رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) آمد و عرض كرد: به من سفارشى كن . حضرت فرمود: زبانت را حفظ كن . براى مرتبه دوم گفت : مرا سفارشى كن . فرمود: زبانت را حفظ كن . براى مرتبه سوم آن مرد گفت : مرا سفارشى كن . حضرت فرمود: زبانت را حفظ كن . واى بر تو! مردم با صورت به آتش دوزخ پرتاب نمى شوند، مگر به سبب آنچه زبان هايشان چيده ، درويده و عمل كرده است (42).
امام صادق (عليه السلام ) نيز مى فرمايد:
فى حكمه آل داود: على العاقل اءن يكون عارفا بزمانه مقبلا على شاءنه حافظا للسانه (43)
در حكمت خاندان حضرت داوود آمده است : بر اهل انديشه است كه زمان خود را بشناسد، مشغول كار باشد، در حد شاءن خود زندگى كند و زبانش را براى رسيدن به منافع دنيا و آخرتش حفظ كند.
حضرت على (عليه السلام ) هم مى فرمايد: من حفظ لسانه اءكرم نفسه (44) كسى كه زبانش را حفظ كند، خود را بزرگوار و اهل كرامت قرار داده است .
اگر زبان انسان حفظ نشود، آدمى از جنبه هاى گوناگون در معرض لغزش قرار مى گيرد. كسانى كه با توجه به زمان ، مكان و مخاطب خود سخن مى گويند، بر ارج خود نزد ديگران مى افزايند. به راستى ، سلامت روحى ، جسمى و عقلى آدمى در دنيا و آخرت ، در گرو حفظ زبان است . زبان بايد مهار شود تا سعادت انسانى تاءمين شود. رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) مى فرمايد:
اءمسك لسانك فانها صدقه تصدق بها على نفسك . ثم قال : و لا يعرف عبد حقيقه الايمان حتى يخزن من لسانه (45)
زبانت را نگه دار. همانا حفظ زبان ، صدقه اى است كه به خويشتن مى دهى و جانت را حفظ مى كنى . انسان ، واقعيت امان را نمى شناسد، مگر اين كه ابعاد از زبان را حفظ كند.
زبان و صداقت
راست گويان نزد خداوند ارزش والايى دارند و در برابر صدقشان پاداش ‍ مى گيرند. در قرآن آمده است : ليجزى الله الصادقين بصدقهم (46)؛ خداوند به راست گويان براى صداقتشان پاداش دهد.

 http://ghadeer.org/akhlagh/nish_nosh/514-0001.htm


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۹:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

امان از حرف مردم...! 
 
 
 در برخي جوامع خيلي مهم و پيشرفته دنيا، مردم خوب كوچه و بازار و در و همسايه با تحقيق شبانه روزي به اين نتيجه رسيده اند كه انسان ها هر كاري هم بكنند بالاخره يك جاي كارشان مي لنگد...  
 
در برخي جوامع خيلي مهم و پيشرفته دنيا، مردم خوب كوچه و بازار و در و همسايه با تحقيق شبانه روزي به اين نتيجه رسيده اند كه انسان ها هر كاري هم بكنند بالاخره يك جاي كارشان مي لنگد...


ما هم در راستاي اين كشف بزرگ بشري، تستي آماده كرده ايم تا بدانيد و آگاه باشيد كه به نظر اين عزيزان، كجاي كار شما مي لنگد؟


● آداب كادو دادن


اگر كادو ندهيد، خسيس هستيد.


اگر كادوي ارزان بدهيد، خسيس هستيد.


اگر كادوي كوچك بدهيد، خسيس هستيد.


اگر كادوي با مارك ايراني بدهيد، خسيس هستيد.


اگر كادوي گران بدهيد، اهل پز دادن هستيد.


اگر كادوي بزرگ بدهيد، اهل پز دادن هستيد.


اگر كادوي مارك دار بدهيد، اهل پز دادن هستيد.


اگر اصلا كادو بدهيد...حالا من اين كادو رو چيكارش كنم؟!


● آداب حرف زدن


اگردر مهماني زياد حرف بزنيد، پرحرف هستيد و حوصله آدم را سر مي بريد.


اگر در مهماني كم حرف بزنيد، كم حرف هستيد و حوصله آدم را سر مي بريد.


اگردر مهماني اصلا حرف نزنيد، مغرور و پر افاده هستيد و حوصله آدم را سر مي بريد.


اگر در مهماني حرف نزنيد و با حركات صورت و چشم و ابرو ارتباط برقرار كنيد، بي ادب هستيد.


اگر لحنتان سوالي باشد، كنجكاو و فضول هستيد.


اگر فقط به سوال ها جواب بدهيد، تودار هستيد و بايد با آچار از شما حرف بكشند.


● آداب خنده


اگر حرف هاي خنده دار بزنيد، لوده و مسخره هستيد.


اگر جدي باشيد و اخم كنيد، بداخلاق هستيد.


اگر به حرف هاي ديگران بخنديد، بي جنبه و جلف هستيد.


اگر به حرف هاي ديگران نخنديد، آداب معاشرت سرتان نمي شود.


اگر بعضي وقت ها به حرف هاي ديگران بخنديد و بعضي وقت ها نخنديد، غيرطبيعي هستيد و عكس العمل هايتان غير عادي است.

 


● آداب پذيرايي


اگر غذا زياد بپزيد، اهل ريخت و پاش هستيد.


اگر غذا كم بپزيد، خسيس هستيد.


اگر غذا به اندازه درست كنيد، چشم تنگ هستيد و دست و دلتان مي لرزد كه يك كم بيشتر درست كنيد.


اگر غذاي فرنگي بپزيد، نديد بديد و اهل چشم و همچشمي هستيد.


اگر غذاي ايراني بپزيد، سليقه قديمي و معمولي داريد.


اگر چند جور غذا بپزيد، مي خواهيد هنرتان را به رخ بكشيد.


اگر يك جور غذا بپزيد، به مهمانتان توهين كرده ايد.

 


● آداب دوست داشتن


اگر بگوييد كه زنتان را دوست داريد، زن ذليل هستيد.


اگر بگوييد كه شوهرتان را دوست داريد، او زن ذليل است.


اگر بگوييد كه همسرتان را دوست نداريد، خائن هستيد.


اگر بگوييد كه به همسرتان احساسي نداريد، بي احساس هستيد.


اگر بگوييد كه مادرتان را دوست داريد، بچه ننه هستيد.


اگر بگوييد كه مادرتان را دوست نداريد، حيوان هستيد.


اگر بگوييد كه فرزندتان را دوست داريد، بي تجربه هستيد و سرد و گرم روزگار را نچشيده ايد.


اگر بگوييد كه فرزندتان را دوست نداريد، بي عاطفه هستيد.


اگر بگوييد كه هيچكس را دوست نداريد، بيمار هستيد.


اگر بگوييد كه همه را دوست داريد، احمق هستيد.

 


● آداب زندگي


اگر پولدار باشيد حتما دزد و كلاهبردار هستيد.


اگر بي پول باشيد، بي برو و برگرد تنبل و بي عرضه هستيد.


اگر زندگي معمولي و نان بخور و نمير داشته باشيد قطعا جاه طلبي لازم را نداريد و مدام درجا مي زنيد.


اگر خانه و ويلا داشته باشيد، مال مردم خور هستيد.


اگر خانه و ويلا نداشته باشيد، بي فكر و بي دست و پا هستيد و بلد نيستيد از فرصت هاي زندگيتان به درستي استفاده كنيد.

 


● آداب تمام كردن مطلب


اگر نوشته تان طولاني باشد حتما آب به مطلب بسته ايد تا تعداد كلمه هايش بيشتر شود! (به هر حال نويسنده ها هم محكومند كه تا اطلاع ثانوي زندگي كنند!)


اگر نوشته تان كوتاه باشد حتما وقت نداشته ايد و چيزي سر هم بندي كرده ايد.


اگر نوشته تان نه كوتاه باشد، نه بلند (مثل اين مطلب)... از مردم خوب و عزيز و شريف و نجيبمان خواهشمنديم ادب و نزاكت و اصول اخلاقي و انساني را رعايت فرمايند، ممنون!
 
 
   رويا صدر 
 
 
   هفته نامه زندگي مثبت

 ( www.salamatiran.com ) 


 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۹:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

به عنوان مدير، چگونه سخن بگوييم 


 بزرگان دنيا ديده، همواره توصيه مي‌كنند هرگاه مي‌خواهيد سخني را بر زبان آوريد، موقعيت را در نظر بگيريد و با يك بار مرور كردن مطالبي كه مي‌خواهيد مطرح كنيد، از رنجش احتمالي طرف مقابل پيشگيري كنيد. به گزارش سرويس نگاهي...

بزرگان دنيا ديده، همواره توصيه مي‌كنند هرگاه مي‌خواهيد سخني را بر زبان آوريد، موقعيت را در نظر بگيريد و با يك بار مرور كردن مطالبي كه مي‌خواهيد مطرح كنيد، از رنجش احتمالي طرف مقابل پيشگيري كنيد. به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نويسنده وبلاگ "به‌انديش" به نشاني http://behandish.blogfa.com در ادامه نوشته است: اين توصيه حكيمانه در مديريت نيز از اهميت ويژه‌يي برخوردار است.

ضرورت حسن رابطه مدير با كاركنان ايجاب مي‌كند كه مديران در گفتار خود رعايت برخي ملاحظات را بكنند؛ زيرا مدير خوب با گفتار مناسب مي‌تواند عامل برانگيختن اشتياق كاركنان براي ارائه كار بيشتر و با كيفيت بهتر باشد و نبايد فراموش كرد كه حسن انجام كار و پيشرفت و پويايي در انجام امور (به عبارت دقيق تر بهره وري هرچه بيشتر) همان چيزي است كه مدير هر سازمان و شركتي آرزوي آن را دارد.
از طرفي، آن چه مدير‌ يا مافوق مي‌گويد در افراد زيردست اثر مخصوصي بر جاي مي‌گذارد و اين ويژگي هرگز در كلام ديگران نيست. ممكن است كمي بي‌دقتي در انتخاب كلمات، مختصري بي‌توجهي در شيوه اداي كلمات و جملات، يك تغيير لحن غير ارادي، يا بريدن رشته كلام يك فرد زيردست و سپس مطرح كردن موضوعي متفاوت ، منجر به سوءتفاهم هايي شود كه به نوبه خود نارضايتي كارمندان از روابط محيط كار و شيوه رفتار مديريت را در پي داشته باشد.


از آن جا كه معمولاً كسي نمي تواند با نظر مدير مخالفت كند‌، همواره اين خطر وجود دارد كه مدير دچار اشتباه و لغزش شده و با كمي زياده روي يكباره به صورت شخصي گستاخ با حرف‌هاي كنايه آميز جلوه كند.


البته، برخي از مديران براي رفتار خود عذر و بهانه‌هايي مي‌آورند از جمله: "آن قدر سرم شلوغ است كه فرصتي براي مؤدب بودن ندارم"، "من بي غل و غش هستم و اين را همه مي‌دانند"، "هر كس جاي من باشد همينطور عمل مي كند" و ... اما متانت و وقار مدير ارزشمندتر از آن است كه با عجله در سخن گفتن خدشه دار شود.


از آن جا كه در بسياري از موارد رفتارهاي ناخوشايندي كه برخي از آنها را برشمرديم به‌طورغيرارادي و بر اثر عدم دقت كافي از مديران سر مي‌زند، آنان يا متوجه اثر نامطلوب رفتارهاي خود نمي شوند يا آن را زود فراموش مي‌كنند و اتفاقاً بدترين قسمت قضيه هم همين جاست، در غير اين صورت، شخص مدير به عنوان نيروي محركه سازمان خود، جهت تصحيح اشتباه خويش تلاش مي‌كند تا روحيه و تحرك كارمندان خود را حفظ كند.


در مقابل كارمندي كه از مدير خود كنايه هايي را شنيده است، چه بسا دچار عوارضي از قبيل شب نخوابي، افسردگي، يأس و دلسري شود و از اين رو ممكن است تا مدتي ساعات حضور وي در محل كارش بي فايده بگذرد. ساعاتي كه مي‌توانند به زماني مناسب براي ارائه كارمفيد وبه پيش بردن اهداف سازمان بدل شوند! بنابراين بكوشيم براي ارتقاء كيفي كار و گسترش روابط صميمانه با كارمندان خود سنجيده سخن بگوييم.

http://www.niksalehi.com/new/archives/027159.php


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۹:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 
  درباره فن خطابه

مدرسه زبان فارسي - آموزش زبان فارسيدوران تكامل زبان ايرانيانالفباي فارسيعلائم سجاوندي يا نقطه گذاريمعلم فارسيادبيات عاميانهآموزش ادبيات عاميانهادبيات عاميانه 1ادبيات عاميانه 2چند اصطلاح عاميانهچند حكايت از بهارستان جاميچهره‌هاي فولكلوريكهمه چيز روزي شفاهي بودواژه «دري وري» از كي باب شد؟!آموزش آرايه هاي ادبيآموزش انواع ادبيآموزش تاريخ ادبيات فارسيآموزش دستور فارسيادبيات عرفانيعرفانتجلي عرفان در ادب فارسيسمبوليسم عرفانيتحليل و معني شعر خاقانيدستور زبانروش خبر نويسيروش نگارش انشاروش نگارش مقالهريشه يابي كلمات فارسيزبان فارسي به چينيشبكه واژگان فارسيزبان شناسي فارسيمقالاتعلم زبان شناسيآواشناسياز نشانه شناسي ساختگرا تا نشانهزبان شناسي و تحليل گفتمانزبان شناسي روايتنشانه شناسي شعر«الفباي درد» امين پورنقد شعر «آي آدم ها» نيما يوشيجاصطلاحات زبان شناسياز پيكره زباني تا زبان شناسي پيكره ايفارسي در راياسپهرGrammatical Tagging of a Persian Corpusآوا شناسيتئوري و ديدگاه ها در باب معني شناسيآيين نگارشنامه نويسينامه اداريمقدمه اي بر فونت ها و آيين نگارشآئين نگارش فارسيدرباره ي فن خطابهچشم اندازي جديد در آموزش آيين نگارشبخوانيمشعرنثرآهنگين (مسجع)خواجه عبدالله انصاريتمرين براي زبان آموزانمتن خوانيآرايه هاي ادبيدفتر مشقبلاغتبلاغتصور خيالكتاب گويا - بانك اطلاعات - مقالاتآثار ادبيات فارسياساتيد زبان و ادب فارسيشاعران پارسي گومراكز آموزش زبان فارسيزبان آموختگاننام آورانآموزش گام به گام خط نستعليقكتاب گوياشاعران و نويسندگان پارسيبخش ويژه - كتاب دبستانشهر فرنگ - داستان (تصوير متحرك)حكايت هاي مديريتيآرام ولي مصممپروانهپسر بچه و درخت سيبچايي مثل زندگيچهار شمعخدا اينجاستداستان عقابشارژر خلاقيتفانوس درياكاريكاتورمن از خدا خواستمداستان ها و مثل هاداستان هاي كوتاهكوتاه ترين داستان جهانداستان‌هاي كوتاه 1 (متحرك)داستان‌هاي كوتاه 2 (متحرك)داستان‌هاي كوتاه 3 (متحرك)داستان پيامبرانداستانكشعرشعر جالب يك بچه آفريقاييكارگاه داستان - الفباي قصه نويسي (بخش اول)الفباي قصه نويسي (بخش دوم)آموزش فنون داستان نويسي (جلسه اول)آموزش فنون داستان نويسي (جلسه دوم)آموزش فنون داستان نويسي (جلسه سوم)آموزش فنون داستان نويسي (جلسه چهارم)آموزش فنون داستان نويسي (جلسه پنجم)آموزش فنون داستان نويسي (جلسه ششم)آموزش فنون داستان نويسي (جلسه هفتم)آموزش فنون داستان نويسي (جلسه هشتم)نمونه داستانكتاب هفته - گزيده متون نظم و نثرشعر عاشوراييدانلود - كتابكده - عضويت -
Loading... مدرسه زبان فارسي 
 
 كتاب گويا
 
 بانك اطلاعات 
 
 بخش ويژه 
 
 شهر فرنگ 
 
 كارگاه داستان 
 
 كتاب هفته 
 
 دانلود
 
 كتابكده
 
 عضويت
 
 آموزش زبان فارسي 
 
 زبان شناسي فارسي 
 
 آيين نگارش 
 
 بخوانيم
 
 شعر
 
 نثر 
 
 تمرين براي زبان آموزان
 
 متن خواني
 
 آرايه هاي ادبي
 
 دفتر مشق
 
 بلاغت 
 
 دوران تكامل زبان ايرانيان
 
 الفباي فارسي
 
 علائم سجاوندي يا نقطه گذاري
 
 معلم فارسي
 
 ادبيات عاميانه 
 
 آموزش آرايه هاي ادبي
 
 آموزش انواع ادبي
 
 آموزش تاريخ ادبيات فارسي
 
 آموزش دستور فارسي
 
 ادبيات عرفاني 
 
 تحليل و معني شعر خاقاني
 
 دستور زبان
 
 روش خبر نويسي
 
 روش نگارش انشا
 
 روش نگارش مقاله
 
 ريشه يابي كلمات فارسي
 
 زبان فارسي به چيني
 
 شبكه واژگان فارسي
 
 آموزش ادبيات عاميانه
 
 ادبيات عاميانه 1
 
 ادبيات عاميانه 2
 
 چند اصطلاح عاميانه
 
 چند حكايت از بهارستان جامي
 
 چهره‌هاي فولكلوريك
 
 همه چيز روزي شفاهي بود
 
 واژه «دري وري» از كي باب شد؟!
 
 عرفان
 
 تجلي عرفان در ادب فارسي
 
 سمبوليسم عرفاني
 
 مقالات 
 
 آوا شناسي
 
 تئوري و ديدگاه ها در باب معني شناسي
 
 علم زبان شناسي
 
 آواشناسي
 
 از نشانه شناسي ساختگرا تا نشانه
 
 زبان شناسي و تحليل گفتمان
 
 زبان شناسي روايت
 
 نشانه شناسي شعر«الفباي درد» امين پور
 
 نقد شعر «آي آدم ها» نيما يوشيج
 
 اصطلاحات زبان شناسي
 
 از پيكره زباني تا زبان شناسي پيكره اي
 
 فارسي در راياسپهر
 
 Grammatical Tagging of a Persian Corpus
 
 نامه نويسي
 
 نامه اداري
 
 مقدمه اي بر فونت ها و آيين نگارش
 
 آئين نگارش فارسي
 
 درباره ي فن خطابه
 
 چشم اندازي جديد در آموزش آيين نگارش
 
 آهنگين (مسجع) 
 
 خواجه عبدالله انصاري
 
 بلاغت
 
 صور خيال
 
 مقالات
 
 آثار ادبيات فارسي
 
 اساتيد زبان و ادب فارسي
 
 شاعران پارسي گو
 
 مراكز آموزش زبان فارسي
 
 زبان آموختگان
 
 نام آوران
 
 آموزش گام به گام خط نستعليق
 
 كتاب گويا
 
 شاعران و نويسندگان پارسي
 
 كتاب دبستان
 
 داستان (تصوير متحرك) 
 
 داستان ها و مثل ها
 
 داستان هاي كوتاه 
 
 داستان پيامبران
 
 داستانك
 
 شعر 
 
 حكايت هاي مديريتي
 
 آرام ولي مصمم
 
 پروانه
 
 پسر بچه و درخت سيب
 
 چايي مثل زندگي
 
 چهار شمع
 
 خدا اينجاست
 
 داستان عقاب
 
 شارژر خلاقيت
 
 فانوس دريا
 
 كاريكاتور
 
 من از خدا خواستم
 
 كوتاه ترين داستان جهان
 
 داستان‌هاي كوتاه 1 (متحرك)
 
 داستان‌هاي كوتاه 2 (متحرك)
 
 داستان‌هاي كوتاه 3 (متحرك)
 
 شعر جالب يك بچه آفريقايي
 
 الفباي قصه نويسي (بخش اول)
 
 الفباي قصه نويسي (بخش دوم)
 
 آموزش فنون داستان نويسي (جلسه اول)
 
 آموزش فنون داستان نويسي (جلسه دوم)
 
 آموزش فنون داستان نويسي (جلسه سوم)
 
 آموزش فنون داستان نويسي (جلسه چهارم)
 
 آموزش فنون داستان نويسي (جلسه پنجم)
 
 آموزش فنون داستان نويسي (جلسه ششم)
 
 آموزش فنون داستان نويسي (جلسه هفتم)
 
 آموزش فنون داستان نويسي (جلسه هشتم)
 
 نمونه داستان
 
 گزيده متون نظم و نثر
 
 شعر عاشورايي
 
    درباره ي فن خطابه
كلياتي درباره ي فن خطابه

 

در روز گاران قديم فنّ خطابه يكي از فنون قابل قدر محسوب مي شد ه و براي خطيب و گوينده اي كه در جمع حضاّر، پر جوش و خروش و تحريك كننده ومؤثر سخن براند احترام فراوان قايل بوده اند.

در دنياي امروز نيز با اينكه براي تبليغ و رساندن احكام و دستورات دين و عقايد وا فكار و انديشه ها و پيامها و خواسته ها ، ابزار و وسايل زيادي كشف و ابداع شده است و نسل آ دمي مي تواند از راههاي گوناگون تبليغات و اطلاع رساني كند. فنّ خطابه و سخنوري براي مبلّغين و گويندگان همچنان از اهم امور مورد نياز است و براي هر ناطقي كه مي خواهد بر اريكه ي سخن قرار گيرد ، فرا گيري اصول و قواعد و نكته هاي فن خطابه لازم و ضروري مي نمايد تا كلامش زيبا و جالب و نافذ و مؤثر باشد و مخاطبان را به قبول مقاصد و عقايد خود وا دارد.

گه گه خيال در سرم كه اين منم         ملك عجم گرفته به تيغ

سخنوري ( سعدي)

نگارنده ي اين سطور بر آنست كه كليّات و دستورات و نكات مفيدي را در زمينه ي فن خطابه بطور موجز و فهرست وار ، در اختيار خوانندگان عزيز قرار دهد ، بدان اميد كه مورد استفاده واقع شود.

ابتدا ياد آوري اين مطلب را بي فايده نمي داند كه هر بياني چه زباني و شفاهي وچه كتبي و نوشتاري ، يك موضوع عام وكلّي دارد ( كه در خطابه عنوان سخن است ودركتاب و مقاله همان نام كتاب و عنوان مقاله مي بوده باشد) ونيز مقدمه وپيشگفتاري و چندين عنوان فرعي ويا چندين باب و فصل و بخش دارد ودر آخر هم نتيجه اي.

عنوان كلّي كه يك جمله ي بسيار كوتاه ويا يك شبه جمله ويا حتي يك كلمه است ، نما ينده ي تمام مطالبي است كه در جريان سخنراني گفته مي شود ويا در كتابي نكاشته مي شود ، و عناوين فرعي كه در كتابها ، معمولا در اول يا آخر كتاب فهرست مي گردد نماينده ي مطالب ذيل عنوانها است ،افراد فهيم و تيز هوش ، از عنوان كلّي كه در ابتدا القاء مي گردد پي مي برند كه خطيب چه مي خواهد بگويد ، وبا خواندن نام كتاب ويا عنوان هاي فرعي و نتيجه ي آن حد س مي زنند كه چه مطالبي در آن كتاب جمع آ وري شده است ، چون نام كتاب و عناوين خاص آن عصاره و فشرده و خلاصه ي مجموع مطالب آن كتاب مي بوده باشد ، مثلا عنوان  « سراج التواريخ» (كه اثر وزين و گرانسنگ تاريخي ملا فيض محمد كاتب هزاره مي باشد) عصاره ي مطالبي است كه در پنج جلد تدوين يافته و تاريخ افغانستان را به بررسي نشسته است.

و بدين لحاظ فهرست خواني نوعي از مطالعه ودر يافت مطالب محسوب مي شود و افرادي كه فرصت مطالعه ي تفصيلي ندارند از اين نوع مطالعه استفاده مي كنند.

بنا براين عناوين كلّي و نكات و دستوراتي را كه در باره ي فن خطابه در اختيار دوستان قرار خواهم داد هر كدام نماينده ي مطالب بسياري است كه بايد با دقت و تعمق به آن بنگريد واز مجمل مفصل را بخوانيد.

 

طرح سخنراني :

سخنراني بر سه پايه استوار است :

 

الف- مقدمه= در آمد : يعني چگونه بايد سخنراني را آغاز كرد ؟ مي توان سخنراني با يكي از راههاي معمول زير شروع كرد:

1-      با نقل قصّه ي جالب توجه و مربوط به موضوع صحبت.

2-      با طرح سؤال يا سوالاتي.

3-      با ذكر حقايق جالب توجه وبر انگيزنده ي حس كنجكاوي.

4-      با نقل قول از بزرگان.

5-        با خواندن يك يا چند بيت شعر.

 

ب- موضوع= متن : يعني قسمت اصلي سخنراني كه انديشه ها و عقايد را بيان مي كند ، مثال مي آورد و مقايسه مي كند ، موضوع سخنراني دامنه ي وسيع دارد ، واهم آن موارد ذيل است :

1-     سياسي : كه سياستمداران ، نمايندگان پارلمان و... در زمينه ي مسايل كشوري و جهاني سخنراني مي كنند.

2-    قضايي :...

3-    نظامي : سخنران ، فرمانهاي نظامي را براي مقامات بالا يا افراد زير فرمان ، به صورت        گزارش يا دستورات بيان مي نمايد.

4-    علمي : سخنران در زمينه هاي علمي و ادبي بحث مي كند.

5-      ديني : احكام و مسايل ديني براي آگاهي سامعين بيان مي گردد.

6-      يكي از اعياد ملّي يا مذهبي.

7-      يكي از نويسندگان و شاعران معاصر.

8-      يكي از مخترعان و مكتشفان و دانشمندان.

9-       يكي از هنرمندان.

10-     يك موضوع تاريخي.

11-     رسمي ناپسند ومذمومي كه بايد از بين برود.

12-     يكي از مشكلاتي كه در شهر يا منطقه وجود دارد.

13-     يك موضوع جهاني مانند لزوم تفاهم ميان ملتها.

14-    آزادي فكر ، بيان، قلم، و نقش و تأثير آن در پيشرفت فرهنگ و تمدن.

و....

 

ج- نتيجه گيري و پايان دادن به سخنراني :

1-      خلاصه كردن مطالب گفته شده و ذكر نكات لازم.

2-      خواندن شعر مناسب و بجا و زيبا ويا نكته ي شاعرانه.

3-      ياد آوري آياتي از كتاب آسماني.

4-      ستودن شنوندگان.سپاس گذاري از آنان.

5-      به فعاليت وا داشتن شنوندگان.

6-      ذكر مطلب شيرين و خنده دار.

7-      اوج گرفتن و مطالب و نكات مؤثر گفتن.

8-      نتيجه ي مناسب گرفتن و تهييج شنوندگان به اجراي آن.

 

خصوصيات لازم براي سخنران :

الف-  خصوصيات روشنگري و روشنفكري:

1-      بصيرت و دانايي.

2-      قضاوت درست.

3-      قدرت تفكر و تحليل.

 

ب- خصوصيات عاطفي و جسمي :

1-اثبات افكار و عقايد و احساسات.

2- كنترل احساسات.

3- قدرت و توانايي جسمي.

 

ج- خصوصيات اخلاقي :

1- راستي و درستي.

2- جرأت و شهامت.

3 - اعتماد به نفس.

4 – خجالت نكشيدن.

5- صميميت و وفاداري.

 

د- خصوصيات اجتماعي:

1- خون گرمي و خوش مشربي.

2- تحمل و برد باري و تساهل و تحمل شنيدن عقايد ديگران.

3- اظهار همدردي.

 

معيارها و نكات و دستورات لازم :

1- چيزي براي گفتن داشته باشيم.

2- اصول بلاغت را فرا بگيريم = سخن را رسا و بدون ضعف تأليف ادا كنيم ، با مقتضاي حال و مقام مجلس و مخاطبان سخن بگوييم ، سخن را خوشايند و زيبا ادا كنيم تا شنوندگان را نرنجانيم.

3- قواعد فن خطابه را ياد بگيريم.

4- زياد مطالعه كنيم و اطلاعات لازم را فرا هم كنيم، معلومات تاريخي ، علمي ، هنري،ادبي و محفوظات الفاظ زيبا و آيات و روايات و اشعار و ضرب المثلها و حكايات زياد داشته باشيم  تا بتوانيم طرح حقايق و مطالب كنيم شنوندگان را ترغيب و اقناع نماييم.

5- زياد تمرين كنيم تا روان وبي تكلف سخن بگوييم.

6- در سخن گفتن بايد سه مرحله را بپيماييم:

الف: بايد بدانيم كه چه بگوييم ، خلق و ايجاد معاني كنيم چون تا معاني نباشد لفظي نيست.

ب: بايد بدانيم كه بچه ترتيب بگوييم ، معاني ذهني را چگونه طرح بندي كنيم ، از كجا شروع نماييم ، موضوع مورد نظر را چگونه پر ورش دهيم و تجزيه و تحليل كنيم و چگونه به پايان برسانيم.

د: بايد بدانيم كه معاني ذهني را در قالب چه الفاظ و عباراتي بريزيم، وبه بيان ديگر : چه لباسي بر تن مفاهيم و مطالب مورد بحث بپوشانيم.

 

7- كلمات مبتذل و ركيك و توهين آميز بكار نبريم.

8- سعي كنيم لغات و كلمات را در جاهاي مناسب بكار ببريم.

9- كلمات مهم را با تأكيد و محكم ادا كنيم.

10- جملات مبهم را با آوردن مثال روشن نماييم.

11- بعد از بيان هر نكته ي مهمي كمي تأمل كنيم.

12- از استعمال كلمات ترديد آميز مانند : بنظر من ، شايد ، گويا ، ممكن است ، احتمال دارد ، از چند حال بيرون نيست ، و امثال اينها خود داري نماييم ، چون از نفوذ كلام مي كاهد.

13- هرگز چنين نگوييم : « فكر مي كنم گفتني هارا گفته باشم و بهتر است به كلام خود خاتمه بدهم »  چون مارا كم مايه جلوه مي دهد.

14- هرگز شكسته نفسي و اظهار عجز نكنيم ، و نگوييم « من سخنران نيستم ، كوچكتر از آنم كه بتوانم در جمع شما صحبت كنم ، حرفي براي گفتن ندارم ، آماده ي نطق نيستم ، مطالب در خور شأن مجلس در ذهن ندارم و....چون شنوندگان طبعا چنين قضاوت خواهند كرد ، هرچند مطالب عالي و مفيد بگوييم جدّي نخواهند گرفت.

15- بايد كلام رابا جمله هاي حساب شده و متين وجدي شروع كنيم ، تا شنوندگان تا پايان مشتاق شنيدن باشند.

16- تكيه كلامهاي مثلا ، بالاخره ، فهميده شد ، توجه بفرماييد و...را ترك كنيم.

17- از استعمال كلمات و جملات عاميانه پرهيز نماييم.

18- در حين سخنراني به فكر زيبايي الفاظ و جمله ها نباشيم كه از اصل مطلب منصرف و منحرف مي شويم ، ادا كردن الفاظ و جملات زيبا را بر اثر تمرين و ممارست ياد بگيريم بطوري كه در حين سخنراني بدون فكروبي تكلف الفاظ و جملات زيبا برزبان ما جاري و ساري شود.

19 – از كلي گويي و مجمل گذاردن مطلب خودداري كنيم.

20- از حاشيه روي بي جا پرهيز كنيم و موضوع اصلي سخنراني تحت الشعاع امثال و حكايات و شواهدي كه براي اثبات موضوع مي آ وريم قرار نگيرد ، و اكتفا به قدر لازم شود، وسعي كنيم تهيه ي عالي ويك انجام عالي براي سخنراني پيدا كنيم و بقيه را كوتاه نماييم.

21- به سخنان و مطالبي كه مي گوييم خود ايمان و اعتقاد داشته باشيم ، چون گفته اند : «سخني كه از دل برخيزد بردل نشيند ».

22- آنچنان صحبت نماييم كه شنوندگان منظور مارا درك نمايد.

23- اگر جلسه مركّب از اهل سواد و عوام است رعايت سطح فكري اكثر را نماييم واز دستور « كلّم الناس علي قدر عقولهم » پيروي كنيم.

24- سخنان خود را با اظهار نظر صاحب نظران قوّت بخشيم.

25- با ذكر منابع و مدارك ، سخنان خو د را مستند نماييم.

26- شنوندگان را نادان وكم اطلاع تصوّر نكنيم ، اما در عين حال آنان را چنان فرض نماييم كه نسبت به موضوع مورد نظر ما چيزي نمي دانند و جمع شده اند كه از ما بشنوند.

27- از سبك و روش سخنراني ديگران تقليد نكنيم.

28- سخنراني خود را قبلا تدوين و يادداشت نماييم.

29- عناوين وسر فصلهاي مطالب سخنراني خود را در ورق كوچكي بنويسيم وبا خود داشته باشيم چون هم باعث قوّت قلب مي شود وهم اينكه با نگاهي به آن مطلبي نا گفته نمي ماند ، ولي حتي الا مكان به ياد داشت مان نگاه نكنيم ، چون شنونده را كسل مي كند.

30- از تجربه ي سخنوران نامي و مشهور استفاده نماييم.

31- قبل از وقت در باره ي آنچه مي گوييم همواره بينديشيم وسعي كنيم طرح را مناسب تر كنيم.

32- در حين سخنراني همواره جلب توجه شنونده نماييم.

33 - اگر خسته هستيم سخنراني نكنيم.

34- قبل از سخنراني خستگي ها و گرفتاريها وپريشانيها را از خود دور كنيم تادر حين سخنراني گرفتار ي و خشم و پريشاني و حواس پرتي و...نداشته باشيم.

35- اگر در حين سخنراني حواس مان پرت شد اندكي صبر كنيم.

36- شتاب نكنيم و نفس بكشيم وبه پيش برويم.

37- قبل از شروع سخنراني كمي مكث نماييم تا توجه شنوندگان را جلب كنيم.

38- قبل از سخنراني غذاي زياد نخوريم و زياد گرسنه هم نباشيم.

39- لباس مرتب و تميز بپوشيم و سر و وضع مان را برابر كنيم.

40- لبخند بر لب داشته باشيم.

41- آنچنان با شنوندگان روبرو شويم كه احساس كنند از ديدن آنان خوشحاليم.

42- از خود ستايي پرهيز نماييم.

43- رفتار مان متين وموقر باشد.

44- نگاه خود را بين شنوندگان تقسيم كنيم وبه هر سو نظر كنيم.

45- حركات سرودست خودرا با گفتار مان مناسب نماييم.

46- در حين صحبت آب ننوشيم.

47- هيچ ژيستي در موقع سخنراني بخود نگرفته عادي وراست با يستيم.

48- اگر ايستاده سخنراني كنيم بهتر است مگر در صورت ضرورت.

49- در حين سخنراني  باموي وريش و سبيل و دكمه لباس و تسبيح و... بازي نكنيم چون موجب انحراف توجه شنوندگان از موضوع و مطالب سخنراني مي شود.

50- در حين سخنراني ، پهلوي مان و مقابل چشم حضّار كسي ننشيند.

51- اگر جلسه دايره اي است ، طرفين ميز سخنراني مان كسي نباشد.

52- گل و گلدان ، عكس و پوستر وهرچيزي كه جلب توجه شنوندگان كنند روي ميز و جلوي منبر سخنراني مان نباشد.

53- اگر مكان سخنراني بزرگ و شنوندگان كم باشند ، شنوندگان بايد جلو ي ميز خطابه جمع بنشينند.

54- در جلسات بزرگ بايد از بلند گو استفاده كنيم.

55- اگر افراد مستمع كم باشند بايد اتاق كوچك در نظر گرفته شود و بدون بلند گو صحبت كنيم.

56- با صداي رسا و واضح صحبت كنيم.

57- صداي مان را بطور مناسب بلند و پايين نماييم وبا آهنگ يكنواخت صحبت نكنيم.

58- زياد نيرو و انرژي مصرف نكنيم و بايد طوري صحبت كنيم كه تا پايان سخنراني انرژي لازم را داشته باشيم.

59- در حين سخنراني بي مورد عصباني نشده و فرياد نكشيم.

60- وقت و مدت را رعايت كنيم.

61- اگر سخنراني در موضوعي باشد كه بايد از آمار و ارقام و جزئيات زيادي استفاده نمود ، آن آمار و ارقام و جزئيات را يادداشت نماييم تا بتوانيم دقيق ارايه بدهيم.

62- سخنراني را شغل و حرفه ي خود قرار ندهيم بلكه از باب ايفاي وظيفه و بيداري و آگاهي و نيازهاي جامعه به سخنراني روي آوريم.

 

بعد از سخنراني از خود بپرسيم :

1-      آنچه مي خواستيم بگوييم چه بود ؟

2- آنچه گفتيم چه بود ؟

در حقيقت ستايش خواهان ، چاپلوسان را دوست داشته ، آنان را اطراف خود جمع مي كنند ، چرا كه ايشان از شنيدن تعريف و تمجيدهاي بي اساس لذت مي برند و از اظهار نظرهاي انتقاد آميز سازنده نگران و هراسان ميشوند . از جمله ويژگيهاي شخصيتي قدرت طلبان ، خودبزرگ بيني ، خودپسندي و دست آخر خودگامگي ميباشند . در واقع كساني دچارخودبزرگ بيني مي شوند كه به قدرت ، ثروت ، موقعيت و مقام خويش دل خوش مي باشند . در مقابل نيز ستايش كنندگان به دليل ويژگي هاي شخصيتي خويش همچون خود كم بيني ، فرصت طلبي و منفعت انديشي زمينه هاي لازم را براي چاپلوسي و تملق گوئي فراهم مي آورند . در نتيجه اشخاص خود بزرگ بين و خود پسند نيز به تدريج رويكرد خودكامگي پيدا كرده و اسير خواسته هاي غير اصولي و نفساني خود ميشوند .

آنها از دورانديشي ، تفكر و مشورت خيرخواهانه بدورند ، براي درايت و تجربه ديگران حرمت و جايگاهي قائل نبوده و با پرونده سازيهاي گوناگون آنان را از چرخه تصميم گيريها خارج ميسازند . سطح توقع خودپسندها از نزديكان بويژه زير دستان خود ، بطور روزافزون افزايش يافته و كوچكترين ناهماهنگي را ، توطئه تلقي كرده و ايشان را مستحق غضب و مجازات ميدانند . آنها معمولاً از واقعيت گريزانند ، به كساني كه ايشان را در مسير اشتباه بيهوده مي ستايند گرايش پيدا مي كنند . در حقيقت متملقين زبان باز همواره به سراغ مسئوليني ميروند كه توانائي و تخصص اندكي در امر مديريت معقولانه و واقع بينانه داشته و از تعريف و تمجيد هاي ديگران لذت مي برند . ويژگي بارز اينگونه مديران ناشايسته عدم انتقاد پذيري است . آنان اگر چه در درون به كاستي هاي اخلاقي و مديريتي خويش واقفند ، اما تمايل ندارند كه صداي اعتراض آميزي از زير مجموعه مديريتي و يا خارج از حيطه مسئوليتشان شنيده شود .

تصورشان اين است كه انتقاد كننده قصد تضعيف موقعيت و تخريب شخصيت شان را دارد . به اين دليل ، متوسل به كساني مي شوند كه بدون هيچ دليلي از آنها تجليل و تعريف كرده ، به بزرگ نمائي تصميمات و نظراتشان ميپردازند . بنابراين خودپسندي و خودخواهي انسان را از دستيابي به واقعييات ملموس محيط اطراف و جامعه باز ميدارد و او را به خودستائي و جذب چاپلوسان سوق ميدهد . بدون شك حفظ موقعيت هاي ناسالم چه به لحاظ زمينه سازي و چه به لجاظ تداوم ، ستودن هاي ناروا و بي پايه را مي طلبد . اگر در ريشه هاي رواني و اجتماعي پديده تملق تأمل شود دانسته ميشود كه ماهيتاً چاپلوسان و صاحبان زر و زور يك نوع همراهي با هم دارند . يعني كسي كه دوست دارد او را گاه و بي گاه و حتي بي جهت بستايند همانند كسي است كه بي پروا ديگري را مي ستايد و او را بيشتر از آنچه هست مي شناساند . گاهي اشخاص در ستايش ديگران ، بويژه بزرگان حد و مرزي قائل نيستند و معمولاً از مسير اعتدال و انصاف خارج مي شوند . اين گروه از ستايش گران ، در حقيقت اهل لفاظي و چرب زباني هستند و كم ترين ارادت و علاقه اي به ستايش شونده نداشته بلكه مي كوشند افراد شايسته و با سابقه را با ستايش هاي بي مورد خويش دچار غرور و خودپسندي ساخته و از حركت در مسير معقولانه بازدارند . حضرت امام رحمت اله عليه بارها در زمان حياتشان يادآور ميشدند كه فرصت طلبان از اين دست همواره اهل تقدس و تظاهر بوده و تزوير پيشه اند . ايشان ميفرمودند ، شما مطمئن باشيد كه اين منحرفين و منافقين و آنهائي كه دستشان از اين كشور كوتاه شده است ، با هر حيله اي كه شده ميخواهند در همه جاي كشور نفوذ كنند و چه بسا اشخاصي با ظاهر بسيار صالح در حضور شماها ، بيش تر از شماها در قيد و بند اسلام بوده و فرياد واسلاما مي زنند .

حكومت ها از طريق متملقين جهان سياست و مناصب حاكميتي آسيب پذيرند . نمي توان تلاش اينگونه چاپلوسان را در مرز تملق گرائي محض و اظهار عبارت ها و واژه هاي خوشايند محدود ساخت . آنها در حقيقت با ترفندهاي مختلف زمام امور كشور را در دست مي گيرند و مسئولان رده بالاي جامعه را وسيله اي براي رسيدن به خواسته ها و مقاصد سياسي شان مي دانند . بنابراين تملق را بايد پوشش زيبا و فريبنده اي تلقي نمود كه تملق گو ذات خود و سلطه طلبي اش را زير آن پنهان ميكند . در واقع شخص متملق بازيگردان صفحه ها بوده و ستايش شدگان از هر دسته و گروهي همچون مهره هاي شطرنج در دست او ميباشند . بعبارتي ستايش گران در زير مجموعه مديريت ها ، اساساً اهل حيله و فريب بوده ، فرد ستايش طلب را به دليل احساس نياز به قدرت و موقعيت برتر يا حفظ منافع به بازي مي گيرند . آنها هيچ گونه اعتقاد و پاي بندي به اصول نداشته ، به راحتي گروهي را ترك كرده و وارد گروه ديگري مي شوند . در حقيقت اينگونه تملق گويان به دنبال فرصت هاي مناسب و موثر در رسيدن به منافع اقتصادي و سياسي خود ميباشند . پس اگر ناچار به ورود در عرصه مذهب باشند ، در مقدس نمائي و جانب داري از ارزش هاي ديني ، بيش از مومنان واقعي حساسيت نشان داده و فرياد خواهند زد . تحريك مرموزانه جامعه بر ضد مسئولين و نخبگان شايسته و معتدل ، از جمله طرفند هائي است كه فرصت طلبان تملق گو به كار مي گيرند . در مراكز قدرت ، غالباً چنين كساني بطور زيركانه فعاليت مي كنند و بيشتر از مسئولين دلسوز واقعي خودنمائي ميكنند .

آنها چنان در چاپلوسي تخصص داشته كه در زماني كوتاه ميتوانند از افرادي گم نام بتي ساخته و در مسير پيشرفت و سازندگي كشور خلل هاي جدي وارد كرده ، جامعه را از تحول گرائي در جهت تعقل باز بدارند . ظهور اينگونه منافقان در تاريخ را بايد پديده اي اجتناب ناپذير دانست ، زيرا هر گاه قدرتي شكل گيرد ، آنها از حاشيه به متن قدرت ها وارد ميشوند ، بطوريكه تشخيص آنها از افراد سالم و شايسته بسيار دشوار است . حداقل ميتوان گفت كه جامعه و قدرت طلبان ستايش گرا نيز به آساني نمي توانند آنان را از مراكز تصميم سازي بيرون برانند . در نتيجه همانطوريكه عرض شد ، افراد فهيم و توانا آرام آرام به حاشيه حاكميت رانده شده و چه بسا هدف دشمني و اتهام اينگونه چاپلوسان قرار مي گيرند ، زيرا چنين اشخاص با كفايتي هيچ گونه نيازي به تظاهر و تمجيد غير منطقي از ديگران نداشته و اساساً از هر گونه تملق گوئي بيزارند . شايد ظاهر افراد چاپلوس اين نكته را در افكار سطوح مختلف اجتماعي متبادر سازد كه آنان هيچ خطري ندارند ، چون كارشان فقط خوشامد گوئي و كرنش كردن است ، اما با بررسي برخي از مقاطع خطير تاريخي خواسته در دوران پادشاهان و سلاطين گذشته ، نشان ميدهد كه افراد متملق و چاپلوس ، چه بسيار زمينه ساز تغييرات بغرنجي در سرنوشت ملت شده اند كه قابل پيش بيني نبوده است . در حقيقت چاپلوسان را بايد صياداني دانست كه هميشه در كمينند تا شكار خود را صيد نمايند . داستان ميرزا آغا خان هاي نوري و اميركبيران ناصرالدين شاهي ادوار مختلف مملكت همواره ورد كلام خير خواهان كشور بوده كه جامعه را از ابتلاي مكرر به سرنوشت شوم ناشي از رفتار اينگونه متملقين بر حذر ميدارند . دورود خدا به روح پاك شهدائيكه بخاطر حفظ امنيت و اعتلاي سرزمين هميشه سربلند ايران جان با ارزششان را فدا نمودند .
 
 
   هوشنگ پورخزائي 
 
 
   مقالات ارسالي به آفتاب

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۹:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه سخن بگوييم؟ 
 
 
 هر ارتباط زماني حول يك موضوع خاص مانند خريد و فروش، تحصيل و غيره رخ مي دهد. بديهي است هركدام از بافت هاي مكالمه اي ياد شده حوزه هاي واژگاني خاص خود را دارد و ما هنگام سخن گفتن از واژگان مخصوص حوزه مورد نظر استفاده مي كنيم...  
 
مهارت سخن گفتن شامل تعدادي مهارت است كه يادگيري و به كار بردن صحيح آنها باعث افزايش كيفيت سخن گفتن خواهد شد.

اين مهارت ها عبارتند از:

▪ آغاز صحيح مكالمه (جلب توجه شنونده)

▪ استفاده از واژه هايي متناسب با موقعيت ارتباط (موضوع صحبت، پايگاه اجتماعي طرف گفت وگو و موقعيت زماني و مكاني گفت وگو)

▪ كاربرد مناسب عوامل فرازباني مانند سرعت، شدت (بلندي و كوتاهي صدا)، مكث و زير و بمي صدا

▪ كاربرد صحيح نشانه هاي غيركلامي (حركات بدن و ژست هاي چهره)

▪ رعايت نوبت در سخن گفتن

▪ استفاده مناسب از خرده مهارت توضيح دادن

▪ استفاده مناسب از خرده مهارت پرسيدن

● آغاز صحيح color=#666666 size=3 face="arial, helvetica, sans-serif">● پايان مكالمه

براي پايان دادن به مكالمه برحسب موقعيت و مخاطب نياز به مقدمه چيني است و بايد از شيوه مناسبي بهره گرفت. خاتمه دادن به گفتار بدون آمادگي طرف مقابل براي اين پايان با حالت رضايت بخش به تعامل زباني كار درستي نيست. براي اين كار مي توان از علائم و نشانه هاي كلامي و غيركلامي استفاده كرد. مثلا نگاه كردن به ساعت.

 
روزنامه تهران امروز

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۹:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

ارتباط موثر و قدرت تاثير گذاري در ديگران

يكى از ابعاد وجودى انسان، «بعد اجتماعى» او است؛ به گونه‏اى كه گفته‏اند: انسان موجودى اجتماعى است و بايد در بستر اجتماع با هم نوعان خود زندگى كند. پس همان‏طور كه در ديگر ابعاد مانند بُعد شناختى و زيستى از رشدى مناسب برخوردار مى‏شود؛ بعد اجتماعى انسان نيز بايد به رشد و تكامل كافى برسد تا بتواند به تدريج در صحنه‏هاى گوناگون با ديگران، روابط مناسب‏ترى داشته باشد؛ مهارت‏هاى اجتماعى را ياد بگيرد و در تكامل با هم‏نوعان خود، به يك رشد هماهنگ در تمام ابعاد وجودى خود دست يابد.
 حال اگر به هر دليلى، فرآيند اجتماعى شدن و يادگيرى مهارت‏هاى ارتباطى با ديگران و اطرافيان، به درستى تحقق پيدا نكند؛ فرد دچار اضطراب و فشارهاى روانى ناشى از آن مى‏شود و زمانى كه به صحنه‏هاى متنوع و مختلف اجتماعى گام مى‏نهد، فشار و ناراحتى و كم‏رويى را بيشتر احساس مى‏كند. اگر نتوانيم به ديگران احترام بگذاريم،اگر جرأت نداشته باشيم درباره خواسته ها و يا نيازهايمان با ديگران صحبت كنيم.اگر نتوانيم غير از حرف هاي خودمان را بپذيريم و اگر ما با ديگران بدرفتاري كنيم آن وقت تنهايي را تجربه مي كنيم و شادي و لذت دوستي هاي خوب را تجربه نخواهيم كرد.
 براي رسيدن به يك وضعيت مطلوب ارتباطي لازم است تا مهارتهاي متفاوتي را فرا گرفته و در مرحله عمل آنها را اجرا نمايد.رسيدن به اين هدف يعني برقراري ارتباط مؤثر با ديگران و مورد احترام ديگران بودن و بعنوان فردي قابل احترام مطرح شدن و تأثيرپذيرى يا تأثيرگذارى و حدود و كيفيت آنها، بستگى به توانايى‏ها و قابليت‏هاى انسان در ابعاد مختلف دارد. مهم‏ترين امورى كه در رسيدن به اين هدف دخالت دارد، ويژگى‏هاى معنوى و روحى - از قبيل اراده استوار، اخلاق نيكو، حسن معاشرت - و آگاهى‏ها و توانش‏هاى علمى بالا است. اثرگذاري مثبت نيز به ميزان انعطاف‏پذيرى و حقيقت‏طلبى شخص، ارتباط دارد و عدم تأثيرگذاري برخاسته از ضعف آگاهى و اراده است. بنابراين هر اندازه در تقويت اراده خود و گسترش صفات حسنه و خلق و خوى پسنديده و افزون‏سازى آگاهى‏ها ودانش‏هاى خويش به ويژه در زمينه مسائل دينى، فرهنگى و اجتماعى و ارتباطات تلاش كنيد، به تدريج توان تاثيرگذارى بيشترى خواهيد داشت.
 تعريف
 ارتباط مؤثر رابطه اي است كه در آن شخص بگونه اي عمل مي كند كه در آن علاوه بر اينكه مي تواند در افراد تاثيرگذاشته و به خواسته هايش برسد، افراد مقابل نيز احساس رضايت دارند. اين توانايي به فرد كمك مي كند تا بتواند از طريق ارتباط كلامي و غير كلامي و مناسب با فرهنگ جامعه و موقعيت، خواسته هاي خود را بيان كند بدين معني كه فرد بتواند نظرها، عقايد، خواسته ها، نيازها و هيجان هاي خود را ابراز و به هنگام نياز بتواند از ديگران درخواست كمك و راهنمايي نمايد.
 انواع ارتباط
 الف) ارتباط قدرت مدار خود محور
 شخصي كه چنين رفتاري دارد معمولاً :
 1.مي خواهد نظر خودش را به ديگران تحميل كند
 2.حوصله گوش دادن به حرفهاي ديگران را ندارد
 3.بيشتر نصيحت مي كند، پند و اندرز مي دهد
 4.رفتارش مستبدانه و ديكتاتوري است
 5.حرف،حرف خودش است دائم فرمان مي دهد
 6.ديگران را از عاقبت كارهايشان مي ترساند
 ب) ارتباط منفي و منفعل
 در اين روش شخص آگاهانه سعي مي كند:
 1.از درگيري اجتناب كند حتي اگر نتيجه اش رنج بردن خودش باشد
 2.به جاي عمل ،عكس العمل نشان مي دهد
 3.خواسته هاي ديگران را به خواسته هاي خود ترجيح مي دهد و اطرافيان هم بيشتر از رفتار او سوءاستفاده كرده و از طرف آنها تصميم مي گيرند و سهم آنها را در رابطه انكار مي كنند يا به آنها كار بيشتري ارجاع مي دهند.
 ج) ارتباط مؤثر و مثبت
 شخصي كه رفتاري مثبت و تأثير گذار دارد:
 1.در درجه اول با خودش و درونش رابطه اي آگاهانه دارد
 2.خود و ديگران را آنطور كه هستند مي پذيرد
 3.به نيازها،احساس ها،افكار و ارزشهاي خود واقف است
 4.به رهبري اراده خود براي نيازهاي خود فعاليت مي كند
 5.در صورتيكه در اين زمينه به كمك ديگران نياز پيدا كند،آن را بيان مي كند و از ديگران كمك مي خواهد و در عين حال براي ديگران و حقوقشان هم احترام قائل است
 6.از سلامت رواني برخوردار است
 7.براي كسب حقوقش مقاومت مي كند
 8.مي تواند احساسها،خواسته ها و عقايد خود را صادقانه بيان كند
 9.قابل اعتماد،سازگار،باز و روراست است
 10.نظر و اراده خود رابه ديگران تحميل نمي كند
 11.به حقوق ديگران آسيب نمي رساند
 12.از عزت نفس بالايي برخوردار است و براي رسيدن به خواسته هايش قدم اول را برمي دارد.

 


 راهكارهايي براي رسيدن به يك ارتباط موثر و تاثير گذار
 1- اعتماد ديگران را جلب كنيد.
 مردم خود به خود در مقابل افرادي كه مي خواهند نظراتشان را تغيير دهند هشيارانه رفتار مي كنند. به همين دليل است كه جلب اعتماد آنها يكي از مهمترين قدم ها است. بايد به آنها ثابت كنيد كه فردي بي ريا و صادق هستيد و نظرات مفيدي داريد. بايد تسلط كامل روي صحبت هاي خود داشته باشيد.بايد اين نكته را فراموش نكنيد عنصري كه در اعتمادسازي نقش مؤثري دارد عنصر شناخت است؛ يعني سطح شناختي و درك افراد را بايد در نظر گرفت و براساس ميزان درك و شناخت آنها با آنها صحبت كرد. توجه به اين سه عنصر عاطفي، شناختي و انگيزشي در افراد موجب ايجاد اعتماد در آنها نسبت به خود مي شود. وقتي كه شما اين اعتماد را در آنها نسبت به خود ايجاد كرديد آنگاه مي توانيد تأثيرگذار باشيد .
 2- نقطه ي مشترك پيدا كنيد.
 افراد زيادي در مورد مسائل و موضوعات مختلف نقطه نظرات مشابهي دارند. به مخاطبين خود نشان دهيد كه افكار و ايده هاي شما با مال آنها سازگار است. بايد خودتان را جاي آنها بگذاريد، نگراني هاي آنها را بفهميد و نسبت به احساساتشان همدلي نشان دهيد.از اين طريق مى‏توان خود را به جاى يك فرد قرار داد و به دنياى درونى و تجربه‏هاى شخصى او راه پيدا كرد. بدين وسيله مى‏توان تجربه‏هاى هيجانى مختلف، نگرانى‏ها، اضطراب‏ها، غم‏ها و مشكلات ديگرى را درك كرد. طرف مقابل نيز احساس‏هاى خود را به طور كلامى بيان خواهد كرد و ارتباط بيشتر و بهتر ايجاد خواهد شد. در چنين وضعيتى است كه فرد مى‏تواند به بررسى هر چه بيشتر گفته‏هاى او بپردازد و به تدريج علت تجربه‏هاى تلخ و مشكلاتش را جويا شود و به حل آنها بپردازد. خداوند، پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم را چنين توصيف مى‏كند: «لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِمتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ {رَحِيمٌ»A توبه (9)، آيه 159).؛ «رسولى از خود شما به سويتان آمد كه رنج‏هاى شما بر او سخت است و اصرار به هدايت شما دارد و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است». عبارت «من انفسكم» اشاره به شدت ارتباط آن حضرت با مردم است؛ گويى پاره‏اى از جان مردم و از روح جامعه در شكل پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم ظاهر شده است و هرگونه ناراحتى و زيان و ضررى كه به مردم برسد، براى او سخت ناراحت كننده است. او نسبت به مردم بى‏تفاوت نيست و از رنج‏هاى آنان رنج مى‏برد. اين صفت باطنى پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم بود كه توانست در دل و قلب مردم جاى گيرد و تأثيرگذارى‏اش را چندين برابر كند.
 3-شنونده خوبي باشيد.
 بكوشيد شنونده خوبى باشيد و زمينه‏اى فراهم آوريد كه ديگران درباره خود، براى شما حرف بزنند. اگر كسى احساس كند شنونده خوبى براى سخنان خود يافته است، به راحتى مى‏تواند افكار و احساسات خود را به او منتقل كند و به ايجاد ارتباط با او اقدام نمايد. در اين مرحله شنونده مى‏تواند به تأثيرگذار خوبى تبديل شود. پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم شنونده بسيار خوبى بود. همين خلق نيكوى آن حضرت، يكى از مهم‏ترين عوامل مقبوليت و محبوبيت او بين مردم بود و موجب شد كه آن حضرت بتواند تأثيرات عميقى بر مردم به جاى گذارد.
 4- ابراز علاقه كنيد.
 كسي افراد خودخواه و مغرور را دوست ندارد. حتي اگر بدانيد و مطمئن باشيد كه نظر شما بهترين است، اگر خودبين و خودخواه باشيد ديگر كسي به حرفهايتان گوش نخواهد داد. صميمانه ديگران را دوست داشته باشيد و محبت قلبى خود را به آنان اظهار داريد. پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم فرموده است: «هرگاه يكى از شما به برادر [دينى‏] خود علاقه‏مند شد، محبت خود را به او ابراز كند. اين كار افراد را بيشتر به هم پيوند مى‏دهد»«اذا احبّ احدكم اخاه فليعلمه فانّه اصلح لذات البين؛...»، (رى شهرى، محمد، دوستى در قرآن و حديث، ترجمه سيد حسن اسلامى) علاقه قلبى و ابراز آن مهم‏ترين گشاينده راه ارتباط مفيد و مؤثر است.
 5- صادق باشيد.
 هر دو جنبه ي مثبت و منفي نظراتتان معرفي كنيد. اين كاري بسيار معقول است. هيچوقت در مورد نقاط منفي آن دروغ نگوييد چون اگر مخاطبين اين مسئله را متوجه شوند كه آنها را فريب داده ايد از شما خشمگين خواهند شد. و هيچوقت دوباره به شما اعتماد نمي كنند.نقطه نظرات و ديدگاه‏هاى خويش را بر ديگران تحميل نكنيد. مردم سخن چنين كسى را نمى‏پذيرند و با فردى كه همچون يك سرپرست با ايشان رفتار كند، دوستى نمى‏ورزند و به او اعتماد نمى‏كنند.
 6- منافع شخصيشان را به آنها يادآور شويد.
 وقتي منافع شخصي افراد را از يك ايده به آنها توضيح دهيد، شانس بيشتري براي متقاعد كردن آنها داريد. چون آنچه از اين نظر نصيب آنها مي آيد آن چيزي است كه همه به آن فكر مي كنند. براي انجام اين مسئله ابتدا بايد نيازهاي مخاطبينتان را دريابيد. توجه آنها را با گفتن نيازهايشان جلب كرده و به آنها بگوييد كه چور مي توانيد آنها را راضي كنيد.
 7-پذيرش مثبت بدون شرط داشته باشيد.
 كاري كنيد كه طرف مقابل احساس كند او را به دليل ارزش ذاتى‏اش پذيرفته‏ايد و به او اهميت مى‏دهيد و به عنوان يك انسان مورد احترام صادقانه و خالصانه شما قرار گرفته است و بدون توجه به نكات ضعف و عيوبى كه دارد مورد پذيرش شما است. اين توجه و پذيرش مثبت، به طرف مقابل احساس ارزشمندى مى‏بخشد و تأثير پذيرى‏اش را نسبت به شما افزايش مى‏دهد. بنابراين بايد طرف مقابل را بدون قيد و شرط و صرفاً به خاطر ارزش ذاتى و ماهيت انسانى‏اش، پذيرفت و به او احترام صادقانه گذاشت.
 8-ابراز احساسات كنيد.
 يكى ديگر از عوامل مؤثر در برقرارى ارتباط مؤثر، تشخيص دقيق احساسات طرف مقابل و برجسته كردن آنها است. با بازگردانى احساسات به گوينده، به او القاء مى‏كنيم كه سخنانش را فهميده و براى او ارج و احترام قائليم. شنونده خوب، آن است كه با ابراز احساسات مثبت، به عنوان بازخورد، تأثيرگذارى خود را افزايش دهد. ابراز احساسات، نظير حركت سر به نشانه تأييد گفتار طرف مقابل، باز كردن چشم‏ها و كشيدگى صورت به موقع شگفت زدگى، تحسين زبانى واستفاده از بعضى تكيه كلام‏ها چون آفرين، چه جالب و... است. به عبارت ديگر به پيام‏هاى كلامى و غيركلامى مخاطبان، پاسخ و واكنشى صادقانه، عينى، دلسوزانه و همدلانه داشته باشيد تا آنان دريابند شما به آنچه آنها مى‏گويند، گوش فرا مى‏دهيد و صحبت‏هاى آنان را دنبال مى‏كنيد
 9-عدم سرزنش مستقيم.
 در صورتى كه اشتباه و لغزشى در طرف مقابل مشاهده كرديد، به طور مستقيم از او گلايه نكنيد و وى را مورد انتقاد مستقيم و سرزنش قرار ندهيد. وقتى تذكر اخلاقى با كنايه و اشاره گفته شود، زودتر اثر مى‏بخشد تا اينكه با صراحت از گناه يا اشتباه نام برده و انتقاد گردد. چه بسا برخورد مستقيم و بى‏پرده با گناه و لغزش در مراحل اوليه، سبب گستاخى و جرأت بيشتر وى شود و زشتى كار در نظر او رنگ باخته و به توجيه آن بپردازد و يا به شكل ديگرى مقاومت كند. بنابراين بايد مانند يك دوست دلسوز يا مشاورى دانا با او برخورد شود. اميرمؤمنان على‏عليه السلام مى‏فرمايد: «موقعى كه جوان نورسى را به سبب گناهانش، نكوهش مى‏كنى، مراقب باش كه قسمتى از لغزش‏هايش را ناديده انگارى و از تمام جهات مورد اعتراض و توبيخش قرار ندهى، تا جوان به عكس العمل وارد نشود و نخواهد از راه عناد و لجاج، بر شما پيروز گردد(ابن ابى الحديد، عبدالحميد، شرح نهج‏البلاغه، تحقيق مجدد ابوالفضل ابراهيم)
 10- از نقطه مثبت آغاز كنيد.
 چيزهايي را پيدا كنيد كه مخاطبينتان به آن افتخار مي كنند، چه مربوط به استعدادهايشان باشد و چه مشغولياتشان. وقتي شما افراد را تحسين مي كنيد، نشان مي دهيد كه توانايي هاي آنها را شناخته ايد. با اين كار آنها ميل بيشتري به شنيدن حرفهايتان خواهند داشت. يك يا چند نكته مثبت و ارزشمند را در طرف مقابل شناسايى و برجسته سازيد و با تحسين صادقانه به جهت وجود آن امر مثبت، ارتباط خود را با وى محكم سازيد و هيچ‏گاه رابطه خود را با نكته‏اى منفى آغاز نكنيد.
 11- از متخصصين استفاده كنيد.
 همه افراد متخصص را دوست دارند. اگر كارشناسي چيزي در مورد موضوعي بگويد، حتماً حرف درستي زده است. حرف هاي خود را با حرف هاي متخصصين و كارشناسان مربوطه تطبيق دهيد.
 12- فعال باشيد.
 با دوستان و نزديكان سرسخن را باز كنيد و درباره يكي از موضوعات روز و عمومي صحبت كنيد و يا درباره نقطه نظرات ديگران فعال برخورد كنيد و اظهار نظر نماييد تا با روش و روحيه مواجهه با ديگران آشنا شويد و توان رواني و روحي شما بالا برود.
 13- زمانبندي خوبي داشته باشيد.
 براي خوب زمانبندي كردن نياز به حس ششم داريد. هيچوقت موقعي كه افراد زير استرس و فشارهاي روحي هستند سراغشان نرويد. وقتي سراغ آنها برويد كه راحت بتوانند به حرفهايتان گوش دهند.
 14-خودگشايي كنيد.
 قبل از انتقاد از ديگران، مى‏توانيد به برخى از اشتباهات، شكست‏ها و ناكامى‏هاى خود در زندگى و چگونگى اصلاح و بهبود آن اشاره كنيد. خودگشايى باعث نزديكى به او شده و فضاى صميميت را مى‏گشايد. در اينجا اطلاعاتى در زمينه‏هاى مختلف و برخى مشكلات و پيشينه خود ارائه مى‏دهيد. كه با زمينه مراوده شما با ديگران مرتبط است. خودگشايى، اضطراب را كاهش مى‏دهد؛ چون آنان اطمينان مى‏يابند كه در احساسات يا ترس‏ها، ترديدها، مشكلات، سختى‏ها و ناكامى‏هاى خود تنها نيستند. البته در استفاده از اين روش نبايد افراط كرد؛ زيرا موجب مى‏شود توجه ديگرى بيش از حد به شخص شما معطوف شود. از طرف ديگر اين مسئله نبايد موجب افشاى اسرار و رازهاى پنهان آدمى شود.
 15- منحصر به فرد باشيد.
 اين يك قانون است، هر چيزي كه تك تر و منحصر به فرد تر است، قيمت بالاتري هم دارد. خودتان و ايده ها و نظراتتان را منحصر به فرد و تك نماييد. با اين كار شنونده هايتان بيشتر خواهند شد. اين كار را مي توانيد با بالا بردن اطلاعات و معلومات در موضوعات و موارد خاص انجام دهيد. سعي كنيد در كلاس درس درباره يكي از موضوعات رشته تحصيلي و مواد درسي خود, مطالعه بيشتري انجام داده و در قالب كنفرانس و يا سؤال و جواب , مطالب گردآوري شده را به ديگر دانشجويان منتقل كنيد.
 16- بي پروا باشيد و اعتماد به نفس داشته باشيد.
 ممكن است همه جا براي انجام هر كاري اين توصيه را شنيده باشيد. زيرا واقعاً مسئله ي مهمي است. شما خود بايد به عقايد و نظراتتان ايمان داشته باشيد تا بتوانيد ديگران را هم متقاعد به قبول آنها كنيد. سعي كنيد اعتماد به نفس خود را بالا ببريد كه لازمه آن تسلط داشتن بر موضوع سخن است و بايد اين اهرم را در اختيار داشته باشيد و بعد از آن در برابر هر ذهنيتي كه به شما ناتواني را القا مي كند ايستادگي كرده و بلكه خود را كاملا" مسلط و توانا بشماريد و همين اوصاف را به خود تلقين كنيد و با خود بگوئيد من توانا, قادر, مسلط بر خود, سخنراني ماهر و زبردست هستم و تحت تاثير جو و محيط و ايرادات ديگران و حتي مزاحمتهاي شنوندگان قرار نمي گيرم.
 17- قدرت بيان داشته باشيد.
 وقتي با يكنواختي صحبت كنيد، كم كم شنونده هايتان را از دست خواهيد داد. بايد با انرژي و جالب صحبت كنيد، نشان دهيد كه خودتان هم از نظراتتان به هيجان آمده ايد. زياد مطالعه كنيد تا با واژه ها و كلمات و جمله بندي هاي مختلف بيشتر آشنا شده و هنگام نياز از آن استفاده كنيد و سطح قدرت و توان خود را بالا ببريد. كتاب هايي كه درباره سخن و سخنوري و فن ايراد سخنراني نوشته شده است مطالعه كنيد. مانند ((آيين سخنراني , ديل كارنگي )) انتشارات پيمان و نيز سخن و سخنوري , نوشته مرحوم فلسفي .
 18- معقول باشيد.
 مردم دوست دارند معقول جلوه كنند، پس روي منطقشان كار كنيد. منطق در كار بسيار مهم است. صحبتهايتان بايد قالبي معقول داشته باشد.
 19-انعطاف داشته باشيد.
 در عين جدى بودن و جدى رفتار كردن، بايد همواره انعطاف‏پذيرى مناسب را حفظ نمود. نبايد انتظار داشت تغيير و اصلاح در انديشه و رفتار طرف مقابل ناگهانى، بلافاصله و يك مرتبه انجام گيرد؛ زيرا اين مسئله نيازمند زمان و تدريج است. بنابراين بايد به طرف مقابل، زمان و فرصت كافى داد تا به تدريج و تحت تأثير سخن شما تغيير و تحول لازم را در خود ايجاد كند. خداوند متعال نيز پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم را به خاطر داشتن چنين ويژگى مى‏ستايد و آن را يكى از علل موفقيت آن حضرت معرفى مى‏كند فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ( آل عمران (3)، آيه 159.)«به واسطه رحمت خدا با مردم، خوش خوى و مهربان شدى و اگر تندخوى سخت دل بودى، مردم از گرد تو پراكنده مى‏شدند...». بنابراين اگر كسى بخواهد پيامبرگونه تأثيرگذارى مثبت داشته باشد، بايد از انعطاف و بردبارى كافى در برابر ناآگاهى‏ها، نقص‏ها و ضعف‏هاى ديگران برخوردار باشد.
 20- برخورد با نشاط داشته باشيد.
 اولين فنّ مؤثر ارتباطى به منظور جلب نظر ديگران و تأثيرگذارى بر آنها، داشتن برخورد شاد و با نشاط است. لحظه اول ملاقات از اهميت زيادى برخوردار است به نحوى كه موفقيت يا شكست در ايجاد ارتباط مؤثر، به آن بستگى دارد. سلام و احوال پرسى كردن، تبسم بر لب داشتن، احترام به طرف مقابل و پذيرش وى راه نفوذ در قلب او است. در فرهنگ اسلامى نيز نسبت به امورى از قبيل سلام كردن، مصافحه، تبسم، احترام، ابراز محبت و علاقه قلبى به ديگران سفارش و اهتمام زيادى وجود داردبا شنوندگانتان همان طوري بايد رفتار كنيد كه دوست داريد با شما رفتار شود. با تُن مناسب صحبت كنيد و سر آنها داد نكشيد و صدايتان را هرگز بالا نبريد. مهمتر اينكه، كاري نكنيد كه احساس نادان بودن به آنها دست دهد. به ياد داشته باشيد كه شما مي خواهيد با آنها گفتگو كنيد نه مشاجره. احترام گذاشتن به مخاطبينتان نبايد فراموش شود.
 جهت مطالعه بيشتر به كتابهاي زير رجوع كنيد:
 1.آيين سخنوري ديل كارنگي، ترجمه مهرداد مهرين، نشر آريان
 2.چگونه مطلب خود را به صورت موفقيت آميز بيان كنيم، ترجمه كيوان سپانلو
 3.چگونه زيبا سخن بگوييم، محمد رضا تقدمي
 4.چگونه درجمع سخن بگوييم، ترجمه ادوارد عيسي بيك
 5.ارتباط كلامي، جرالد ميلر، ترجمه علي ذكاوتي قراگزلو، چاپ سروش
 6.رمز پيروزي مردان بزرگ، آيت‏الله جعفر سبحاني.
 7.آئين دوست يابى، ديل كارنگى
 8.دوستى و دوستان، سيد هادى مدرسى، انتشارات آستان قدس رضوى
 9.دوستى در قرآن، محمدى رى شهرى

http://www.nedayesahar-group.blogsky.com/1390/10/24/post-223/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۹:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه بهتر و موثر سخن بگوييم ؟
 
به حرف هاي ديگران خوب گوش كنيد ،... بگذاريد بدانند كه براي سخنانشان ارزش قائليد ، اين كار همچنين باعث مي شود تا نقطه نظرات آنها را بهتر بشناسيد و با روحيات ، مطلوب ها و نامطلوب هايشان بيشتر آشنا شويد و راه ارتa> ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.