مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 8180
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 8
همه : 5169143

چطور با زبان بدن سخن بگوييم؟

مهارت‌هاي زندگي > فرد- شهرام شيركوند :
روانشناسي زبان (psycholinguistics ) نام شاخه علمي‌نسبتا جديدي است كه از محل تلاقي زبانشناسي و روانشناسي جوانه زده است.


موضوع اين علم مطالعه جنبه‌هاي ذهني زبان، يا به بيان ديگر، رابطه ذهن و زبان است. پيشرفت عصب- روانشناسي (نور و پسيوكولوژي) هنوز به آنجا نرسيده است كه ما را از كاربرد واژه «ذهن» بي‌‌نياز كند. هنوز راه درازي در پيش است تا ما به همه اسراري كه در كاسه سرمان نهفته است، پي‌ببريم و بتوانيم آزادانه به جاي ذهن، كلمه مغز را به كار ببريم. پيش از آنكه وارد بحث شويم، بايد به يك تمايز مهم توجه داشته باشيم و آن تمايز بين زبان و گفتار است. زبان عبارت است از مجموعه‌اي از قواعد كه به آن دستور (يا گرامر) مي‌گويند و نيز تعدادي واژه كه واژگان زبان را تشكيل مي‌دهند اما گفتار، نمود يا حالت بالفعل زبان است، از اين‌رو نوعي رفتار است كه مستقيما به مشاهده درمي‌آيد. ما در اين بحث، «زبان» و «گفتار» را با حفظ تمايزي كه ذكر شد، به كار مي‌بريم. اين تمايز در بحث‌هاي فني زبانشناسي و روانشناسي زبان اهميت بسيار دارد.
 
براي اينكه بتوانيم با آدم‌هاي دوروبرمان راحت‌تر ارتباط برقرار كنيم، بايد «زبان بدن» آنها را ياد بگيريم. متخصصان علم ارتباط مي‌گويند كه تنها 7درصد از پيام‌هاي ما از طريق واژه‌ها منتقل مي‌شود و 33درصد آن از طريق لحن و تن صدا و 60درصد هم از طريق زبان بدن انتقال مي‌يابد. حالا اين زبان بدن چيست كه حتي بيشتر از حرف‌هاي ما اطلاعات را منتقل مي‌كند؟ به زبان علمي، پيام‌هايي كه توسط اعضاي بدن و حركات صورت منتقل مي‌شوند، زبان بدن را تشكيل مي‌دهند.
 
زبان بدن ما بازتاب احساس ماست. اگر اعتماد به نفس پاييني داشته باشيم، شانه‌هاي ما مي‌لرزد، از نگاه كردن به چشم‌هاي مخاطب خود طفره مي‌رويم و بدنمان پيام مي‌دهد كه نمي‌خواهيم با ديگران رابطه برقرار كنيم. اين پيام‌ها احساس ما را نسبت به طرف مقابل به وضوح نشان مي‌دهد. اگر اين پيام‌ها را طوري تغيير دهيم كه اطمينان بيشتري را نشان دهند، اعتماد به نفس ما بيشتر مي‌شود. بار ديگر كه در برابر كسي احساس ضعف كرديد، راست بنشينيد، شانه‌هاي خود را عقب بكشيد و به چشم‌هاي طرف مقابل نگاه كنيد.
 
همين تغيير وضعيت بدني، به تنهايي مي‌تواند نگرش منفي را از شما دور كند. سپس طوري رفتار كنيد كه به وضوح نشان دهد آماده برقراري ارتباط با ديگران هستيد. لبخند بزنيد؛ اين ظاهر مطمئن به‌خود، به شما اطمينان بيشتري مي‌دهد.
 
زبان بدن در برخورد اول
 
داوري لحظه‌اي و فوري بزرگ‌ترين بخش تأثير اول است و در اين داوري، زبان بدن يكي از عناصر بسيار مهم به‌نظر مي‌رسد. به‌طور كلي اقداماتي كه در لحظه اول برخورد، به‌شدت توي ذوق مي‌زند و مانع ارتباطي ايجاد مي‌كند، عبارتند از: خاراندن سر، جويدن عصبي گوشه لب‌ها، دوري از تماس چشمي، قوز كردن يا بي‌انعطاف ايستادن و... . در نخستين برخورد، وقتي فرد لبخند نمي‌زند، حالت بدني خشكي دارد و به افراد نگاه نمي‌كند، باعث مي‌شود افرادي را كه به او نزديك مي‌شوند، نااميد كند. انسان‌ها به‌طور كلي از كساني استقبال مي‌كنند كه پر انرژي و گشاده‌رو باشند و لبخند، مطمئن‌ترين زبان بدن است. لبخند به ديگران مي‌گويد در آن لحظه خاص شما خوشحال يا راضي هستيد. وقتي به كسي لبخند مي‌زنيد، نورون‌‌هاي منعكس‌كننده او از هم باز و شاد مي‌شوند و متقابلا لبخندي را به نمايش مي‌گذارد و آگاهانه يا ناآگاهانه احساس مي‌كند روي شما تأثير خوشايندي گذاشته‌ است. لبخند نزدن، افراد را خنثي و بي‌تفاوت نشان مي‌دهد. توجه به اين نكته نيز مهم است كه لبخند زماني واقعي برداشت مي‌شود كه چشم‌ها و بقيه بخش‌هاي صورت را هم دربرگيرد.
 
در ضمن مهم‌ترين جنبه لبخند در تأثيرگذاري اوليه، رنگ دندان‌هاي شماست. در دنياي امروز داشتن دندان‌هاي زرد، رنگ مرده‌اي به شخص مي‌دهد. وضع ظاهر شما نيز در تأثيرات اوليه نقش تعيين كننده‌اي دارد. در واقع وضع ظاهرتان، نخستين اطلاعاتي است كه ديگران از شما مي‌گيرند. وقتي لباس آراسته و تميز بپوشيد اين پيام را منتقل مي‌كنيد كه از اعتماد به نفس فراواني برخورداريد و به دنياي پيرامونتان بها مي‌دهيد. براي خوب به‌نظر رسيدن لزوما نبايد زيبا و خوش‌چهره باشيد. البته، زيبا بودن چيز بدي نيست اما داشتن اطمينان خاطر و اعتماد به نفس مهم‌تر است.
 
اگر خوب، خوشايند و مورد اعتماد به‌نظر برسيد، ارتباط را جذب مي‌كنيد و طرف مقابل را در موقعيت آرامي قرار مي‌دهيد. متخصصان بر اين عقيده‌اند كه تأثيرگذاري اوليه با برنامه‌نويسي ذهن ما براي ارزيابي و طبقه‌بندي‌كردن در رابطه است.
 
يادگيري زبان بدن
درس اول: حريم‌ها
 
طرف مقابل شما چقدر از شما فاصله دارد؟ نه منظور ما معناي شاعرانه فاصله نيست؛ منظورمان دقيقا همان چيزي است كه با سانتي‌متر و متر قابل اندازه‌گيري است. نخستين چيزي كه در زبان بدن بايد آموخت، تحليل همين فاصله‌هاست كه به آن «حــــريم» مي‌گويند:
 
۱- حريم صميمي (خصوصي)

يك دايره به شعاع 15 سانتي‌متر و يكي ديگر به شعاع نيم متر دور بدن خودتان بكشيد؛ محيط پيراشكي شكلي مي‌سازد كه حريم خصوصي شماست. معمولا براي بيشتر آدم‌هاي دنيا اين پيراشكي، منطقه ممنوعه حساب مي‌شود. غير از والدين، همسر، دوستان صميمي و البته كودكاني كه هنوز عقلشان به حريم خصوصي قد نمي‌دهد، كسي نمي‌تواند به اين دايره با شعاع نيم متر وارد شود؛ يعني اگر كسي وارد شد، بدانيد كه معناي خاصي مي‌دهد. اين آدم يا مي‌خواهد صميمي شود يا مي‌خواهد شما را به قتل برساند(!)
 
2ـ حريم شخصي
 
به دايره‌اي كه از شعاع نيم متر تا شعاع يك متر دور و بر شما را تشكيل مي‌دهد، مي‌گويند حريم شخصي و همكاران، خويشاوندان و همكلاسي‌ها معمولا اين حريم را رعايت مي‌كنند.
 
3 - حريم اجتماعي

 
يك دايره است كه از يك متر تا 5/3 متر اطراف ما را فرا گرفته است. اين حريم ويژه غريبه‌هاست و هر كسي مي‌تواند در آن رفت‌وآمد كند. معمولا ما با فروشنده‌ها، تعميركارها و افرادي كه دارند از خيابان رد مي‌شوند، اين فاصله را حفظ مي‌كنيم.
 
4 - حريم عمومي
 
حريم عمومي - دقيقا برخلاف حريم خصوصي - بسيار وسيع است. مي‌گويند از 6 متر گرفته تا هر چه بشود اين خط 6 متري را در كره زمين ادامه داد، حريم عمومي حساب مي‌شود. وقتي مي‌خواهيم بگوييم كه ما به يك گروه مثلا معترض ربطي نداريم و فقط تماشاچي هستيم، اين فاصله را رعايت مي‌كنيم.
 
درس دوم: حركات چهره
 
يكي از سينماگرها مي‌گويد: «چهره آدمي سرزميني است كه مي‌توان روزها در آن سير و سياحت كرد.»
 
1 - چشم ها

 
بيش از حد پلك‌زدن مي‌تواند نشانه اضطراب باشد. پلك نزدن هم مي‌تواند نشانه ترس باشد. چشم‌ها موقع خنديدن حالت خاص خودشان را دارند و البته موقع اندوه هم به همين ترتيب.
 
2 - چهره درنماي كلي
 
يك پيشاني پر چين با ابروهاي رو به پايين مي‌تواند نشانه اندوه يك آدم باشد. چهره درهم كشيده هم يا نشان‌دهنده اضطراب است يا نشانه خشم. رنگ سرخ صورت، به نسبت موقعيت يا نشان‌دهنده خشم است يا نشاني از شرم. صورت زرد هم كه ترس را نشان مي‌دهد البته احتمالات پزشكي را هم در نظر بگيريد!
 
وقتي از چيزي هيجان‌زده مي‌شويم، ناخودآگاه لب‌هايمان را به هم فشار مي‌دهيم يا آنها را گاز مي‌گيريم. اما اگر ديديد كه يك نفر با لب‌هايش خيلي دارد بازي مي‌كند، احتمالا مي‌خواهد حرفي بزند اما نمي‌تواند يا دارد دل دل مي‌كند. لب‌ها كه بالاتر و پايين‌تر از حد معمول باشند، به نسبت حالتشان يا نشان از تعجب دارند يا خنده.
 
درس سوم: دست‌ها
 
دست‌ها - به‌ويژه وقتي كه با چهره در يك قاب قرار مي‌گيرند- براي خودشان يك عالمه معنا منتقل مي‌كنند:
 
1 - حركت دست ها
 
بيشتر وقت‌ها ما از دست‌هايمان استفاده مي‌كنيم تا حرف‌هايمان را تكميل كنيم؛ مثلا وقتي مي‌خواهيم بگوييم چيزي خيلي بزرگ است، دست‌هايمان را به نشانه بزرگي باز مي‌كنيم يا وقتي كه مي‌خواهيم آدرس بدهيم، سمت چپ و راست را با دستمان نشان مي‌دهيم اما بعضي وقت‌ها حركت از اين هم پيچيده‌تر مي‌شود؛ مثلا حركت‌هاي نماديني مثل مشت‌كردن انگشت‌ها كه نشانه مقاومت يا زورمندي است يا ساختن حالت حرف v با انگشت جلوي دوربين كه نشانه پيروزي و آزادي است. حركت‌هاي دست خيلي به فرهنگ وابسته هستند. كلا هر فرهنگي براي خودش يك مقدار نرمال حركات دست تعريف كرده است كه اگر كمتر از آن را به كار ببريد، يعني خودتان هم علاقه‌اي به حرف‌هايتان نداريد و اگر بيشتر از آن، يعني اينكه عصبي هستيد و كنترل دست و پايتان را از دست داده‌ايد.
 
۲- حرارت دست‌ها
 
معمولا دست‌هايي كه خيلي داغ يا خيلي سرد هستند، از يك مسئله ناخوشايند ذهني حكايت دارند. اگر دست‌ها سرد باشند يعني به‌اصطلاح طرف يخ كرده و احتمالا از چيزي مي‌ترسد. دست‌هاي خيلي داغ هم احتمالا نشان از خشم يا استرس زياد دارند.
 
3 - اضطراب دست ها
 
عرق كردن كف دست‌ها و ماليدن آنها به هم گاهي نشانه اضطراب است. يادتان باشد وقتي داريد براي مصاحبه شغلي مي‌رويد، اضطرابتان را با ماليدن دست‌ها به همديگر لو ندهيد.
 
درس چهارم: پاها
 
پاها به خاطر قرار گرفتنشان در قسمت پايين آناتومي بدن معمولا شكل كلي بدن را تعيين مي‌كنند؛ براي همين خيلي از حالت‌هايي كه موقع ايستادن مي‌گيريم، به پاها ربط دارد.
 
1 - پا روي پا انداختن
 
وقتي كه يك نفر روي صندلي لم داده و پايش را روي پايش گذاشته، يعني اينكه راحت است، آرام است و روي اوضاع تسلط دارد. البته يك معناي ديگر هم دارد و آن اينكه خيلي دوست ندارد موافقت و صميميتش را به شما اعلام كند. معمولا آدم‌هاي مشتاق به صحبت‌هاي شما، بدنشان را جلو مي‌آورند و به شما نزديك‌تر مي‌شوند.
 
2 - راست قامت راه رفتن
 
راست قامت راه رفتن نشانه اعتماد به نفس است و قوز كردن نشانه درماندگي. پس سرتان را بالا بگيريد و با قاطعيت راه برويد! البته هيچ كدام از اين نشانه‌ها قطعي نيست ولي شما مي‌توانيد با دقت در رفتار مردم و آنهايي كه در اجتماع معقول‌تر و مقبول‌ترند، زبان بدني مناسب با فرهنگ خود را بياموزيد.

http://hamshahrionline.ir/details/128648


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۹:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]


چگونه زيبا سخن بگويم
 
زنان چگونه مفهوم حركات و رفتارهاي مردان را دقيقا" بفهمند؟
در سر مردان چه مي گذرد؟
اين موضوع را به خاطر بسپاريد كه رفتار اكثر مردان حكم كلام را دارد. به جاي آنكه صبر كنيد تا همسرتان به شما بگويد "دوستت دارم" يا " چقدر زيبا شده اي" ، به دنبال علائمي بگرديد كه در رفتار اوست
نيل چتيك، نويسندۀ مقالۀ تحقيقي "صداي مردان" توضيح مي دهد كه، مردان واقعا در مورد ازدواجشان، همسرشان ، روابط زناشويي و وفاداري چگونه فكر مي كنند
سوال : از نظر يك مرد ازدواج يك انتقال و يك گذرگاه بزرگ در زندگي است، هم از نظر ذهني و هم از نظر رفتاري. تفاوت رفتاري يك مرد مجرد با يك مرد متاهل چيست؟
شك نكنيد كه ازدواج هر مردي را عوض مي كند. در غالب موارد، مردي كه به تازگي ازدواج كرده مسئولانه تر از دوران تجرد رفتار خواهد كرد. به اين ترتيب كه به كار خود بيشتر اهميت مي دهد و براي ارتباطات خود و تاثيرگذاري خود بر ديگران اهميت بيشتري قائل خواهد شد و در موارد معدودي نيز عصبي و بي طاقت مي شوند، به طرق مختلف از كوره در مي روند و مايل هستند اقتدار خود را ثابت كنند. طبق تحقيقات مختلفي كه انجام داده ام مي توانم بگويم بيشتر مردان با وجود آنكه در دوران تاهل محتاطانه تر تصميم گيري مي كنند، اما غالبا" در سالهاي اول دوران تاهل شاد و با نشاط هستند
سوال : تفاوت عمدۀ مردان با زنان در اظهار عشق و نشان دادن عواطف و دلبستگي هايشان چيست؟
از نظر من دو تفاوت عمده مطرح است
اول آنكه زنها معمولا" محبت خود را با كلام نشان مي دهند در حاليكه مردان ترجيح مي دهند با رفتاربه همسرشان اظهار علاقه كنند. شوهران مي گويند كه آنها با انجام كارهايي مثل تحويل گرفتن لباسها از لباسشويي، شستن و بنزين زدن به ماشين همسرشان ، تميز كردن و آب دادن حياط و باغچه ها ، ساعتها كار كردن در بيرون از خانه كه كاري است سخت و طاقت فرسا و پيشقدم شدن براي روابط زناشويي در حقيقت عشق خود را به همسرشان نشان مي دهند. براي بسياري از مردان گفتن جملۀ "دوستت دارم" واقعاً سخت است به همين دليل با رفتارشان عشق خود را نشان مي دهند
دوم آنكه زنان دوست دارند شوهرشان روبرويشان باشد در حاليكه مردان دوست دارند همسرشان در كنارشان باشد. قدم زدن در كنار هم، تماشاي فوتبال در كنار همسر، سر ميز غذا در كنار هم نشستن و رانندگي در جاده در شرايطي كه همسرشان كنار دستشان روي صندلي جلو نشسته باشد همگي لحظات رويايي و مطلوب مرداني است كه از حضور همسرشان در كنار خود لذت مي برند. مردان از به اشتراك گذاشتن فضا و شرايط با همسر خود بيشتر لذت مي برند تا به اشتراك گذاشتن احساسات
سوال: مردان وقتي ميل و انگيزۀ روابط زناشويي بوجود مي آيد معمولا"ً آن را به تعويق مي اندازند. چه ارتباطي ميان روابط زناشويي با احساس مردان وجود دارد؟
واقعيت اين است كه از هر 5 مورد ازدواج، در 4 مورد مردان خواهان ارتباط بيشتر هستند. يكي از دلايل اين مسئله دليل بيولوژيكي و ماهيت مردانۀ آنهاست. ترشح تستوسترون با ميل به ارتباط زناشويي است و در بدن مردان تستوسترون بيشتر از زنان ترشح مي شود. اما طبق تحقيق دليل اصلي اين امر آن است كه تقريباً همۀ مردان روابط زناشويي را مهمترين پديدۀ ازدواج مي دانند _ آنها در زندگي زناشويي به روابط زناشويي بهاي زيادي مي دهند. اما در عين حال وقتي حالت ميل به رابطه بوجود مي آيد اكثر مردان دوست دارند به اين ميل بي اعتنايي كنند، بيشتر براي آن برنامه ريزي كنند و با فكر كردن در مورد آن وقت بگذرانند و اگر خيلي ضروري نبود از آن بگذرند
سوال: شما مي گوييد مردان نيز به اندازۀ زنان مايلند در مورد ارتباط زناشوييشان صريح و بدون خجالت و رودربايستي حرف بزنند، اما روش آنها متفاوت است. اين حالت چگونه مي تواند تغيير يابد و اين تضادها به چه دليل است؟
اگر مي خواهيد شوهرتان در مورد روابط زناشوييتان صحبت كند هرگز چنين سوالاتي را آغاز نكنيد، " تو چه احساسي داري؟" يا " حالتهايت را براي من بگو". بلكه بهتر است بگوييد: " چي فكر مي كني؟" يا " چكار كردي؟" ، به اين ترتيب مردها يكراست مي روند سراغ احساساتشان و در مورد آن حرف خواهند زد اما با واژه ها ، زبان و روش خودشان. حقيقت اين است كه زبان احساسات اكثر مردان، زبان شيوا و رواني نيست
همچنين مردان هميشه از اينكه پس زده شوند هراسانند و به قضاوت منفي طرف مقابلشان فكر مي كنند
سوال : " به چي فكر مي كردي؟" سوالي است كه در اكثر روابط زناشويي همسران از هم مي پرسند. متداولترين سوء تفاهمات زنانه در مورد شوهرشان و اينكه او به چه چيزي و به چه كسي فكر مي كند چيست؟
اكثر مرداني كه با آنها مصاحبه مي كردم معترضانه مي گفتند، اين زنها تا دم مرگ از ما مي خواهند در مورد همه چيز با آنها حرف بزنيم. بعضي مردان مي گويند بهتر است هميشه با همه چيز موافقت كنند و اصلا" مخالفتي در كار نباشد تا بحثي در نگيرد. آنها تفاوتها را پذيرفته اند. من فكر مي كنم زنها معتقدند مردان از مشكلات فرار مي كنند يا از حرف زدن مي ترسند. اما مردان مي گويند در روابط زناشويي يك سري از مشكلات هرگز حل نخواهند شد و اين تفاوت هاي ماهوي زنانه و مردانه را پذيرفته اند؛ به همين دليل به امتيازات و نكات مثبت زندگي اشان فكر مي كنند و ترجيح مي دهند پيرامون تفاوتها، اختلاف نظرات و اختلاف سليقه ها اصلا" حرف نزنند .
**چشم باز ، ذهن باز**
سوال : زنان چگونه مي توانند مفهوم حركات و رفتارهاي مردان را دقيقا" بفهمند؟
اين موضوع را به خاطر بسپاريد كه رفتار اكثر مردان حكم كلام را دارد. به جاي آنكه صبر كنيد تا همسرتان به شما بگويد "دوستت دارم" يا " چقدر زيبا شده اي" ، به دنبال علائمي بگرديد كه در رفتار اوست و به معناي عشق ورزي و اظهار علاقه است. به كارهاي كوچكي كه به منظور اظهار عشق براي شما انجام مي دهد توجه كنيد؛ به او بگوييد كه كارهايي را كه براي شما انجام مي دهد تا بدانيد كه دوستتان دارد را درك مي كنيد
همچنين به خاطر داشته باشيد كه پيشقدم شدن براي روابط زناشويي يكي از راههاي اظهار علاقۀ مردان به همسرشان است. البته اين تنها راه ابراز علاقه نيست ولي زنان نبايد همۀ روابط زناشويي را نتيجۀ خودخواهي شوهرشان بدانند. پيشقدم شدن براي روابط زناشويي مرد را آسيب پذير مي كند، چون هميشه نگران است كه مبادا همسرش تمايل نشان ندهد يا لذت نبرد. در چنين شرايطي كافي است ابتدا شما تنها با يكي دو حركت ساده ميل و اشتياق خود را به رابطه با او نشان دهيد
سوال : با توجه به آنكه ارتباطات عاطفي مردان كاملا" متفاوت از زنان است ، موثرترين و بهترين راه ابراز علاقۀ يك زن به شوهرش چيست؟
براي اكثر مردان ابراز احساسات بي پردۀ همسرانشان بسيار شيرين و لذت بخش است. آنها ابراز عشق فيزيكي و كلامي همسرشان را خيلي دوست دارند. فقط فراموش نكنيد كه توقع نداشته باشيد او هم مثل شما رفتار كند. با توجه به اين تفاوتهاي ماهيتي مردانه و زنانه ، هيچ روش خاصي براي اظهار علاقۀ زنان توصيه نمي شود. زنها مي توانند هر طور كه راحتند و به هر شكلي كه مي توانند _ از طريق كلام، در آغوش كشيدن، غذاي خوشمزه درست كردن يا هر روش ديگري _ عشق خود را به همسرشان نشان دهند
سوال : شما گفتيد هر ازدواج 4 مرحله دارد : ماه عسل، خانواده، خلاء ، بلوغ زندگي. تفاوت عمده و مهم رفتار زنان و مردان در هر يك از اين مراحل چيست و براي آنكه زنان بتوانند هميشه مردان را مشتاق و علاقمند مثل مرحلۀ اول نگه دارند چه توصيه اي داريد؟
قبل از هر چيز بايد بگويم، مطمئن باشيد اكثر مردان در هر 4 مرحلۀ زندگي مشتاق و علاقمند به زندگي هستند. در تحقيق ، به اين نتيجه رسيدم كه در همۀ مراحل ازدواج، بيش از نيمي از مردان از زندگي مشترك و بودن در كنار همسرشان راضي هستند
وقتي مردان ناراضي باشند، در همۀ مراحل ازدواج ناراضي خواهند بود و اين نارضايتي را با كناره گيري از همسر (هم جسمي و هم اح هاي مثبت، مراقبه، نرمش هاي مداوم، يادآوري خاطرات مثبت و شاد، تنفس صحيح و عميق، استفاده از جملات تاكيدي يا القايي . البته براي زودتر و بهتر به نتيجه رسيدن بهتر است با يك برنامه ريزي شما همه اين موارد يا بيشتر آن را انجام دهيد.

من در اينجا به شرح جملات القايي و طرز استفاده از آن مي پردازم:

جملات تاكيدي يا عبارات القايي جملاتي هستند كوتاه، ساده، مثبت كه با خود انرژي بهمراه دارند و در بهبود و رفع شرايط ناراحت كننده و منفي موثر هستند اين جملات جايگزين جملات منفي كه تا به حال بكار ميبرديم ميشوند. ابتدا بايد حالات منفي خود را بشناسيد و از آن آكاه باشيد سپس جمله القايي مقابل آن را بگوييد.

  در قسمت قبل در مورد تفكرات منفي و اينكه به چه نوع تفكراتي اطلاق ميشه, قانون جاذبه و جايگزيني افكار مثبت بجاي منفي صحبت كرديم و اينكه يكي از راههاي ايجاد تفكر مثبت، استفاده از جملات تاكيدي است. جملاتي ساده كوتاه و مثبت.

و اما چگونگي استفاده از اين جملات:

تاثيرگذارترين حالت استفاده از جملات تاكيدي, هنگام مراقبه هست ولي در حالتهاي عادي و روزمره هم ميتوان از آن استفاده كرد. ابتدا بايد از حالات و تفكرات منفي خود آگاه باشيد سپس در ازاي آن يك جمله مثبت بگوييد. مثلآ در مقابل احساس گناه كردن و اينكه من گناهكارم ميتوانيد بگوييد درهاي بخشش خداوند باز است خدا توبه كنندگان را دوست دارد مهم اين است كه از اشتباهم درس بگيرم.

در هنگام بيان جمله تاكيدي بايد به آن اعتماد كنيد, آن را باور داشته باشيد و اين احساس را در خود رشد دهيد. آنها را طوطي وار تكرار نكنيد بلكه با احساس و ايمان كامل و بدون شك بيان كنيد تا سريعتر و بهتر تاثير خود را نشان دهد.

ميتوانيد اين جملات را خودتان بسازيد يا از بين صدها جملات تاكيدي ديگر انتخاب كنيد. جملات بايد ساده و كوتاه و مثبت باشند و در شما احساس قدرت و خوشايندي را بوجود آورند. به هنگام بيان و تكرار جملات بخاطر داشته باشيد شما در حال ايجاد يك موقعيت تازه هستيد, نه تغيير و اصلاح آنچه وجود دارد. نبايد فكر منفي را حذف يا انكار كنيد و با آن بجنگيد بلكه بايد تفكري مثبت و قوي براي ساختن يك زندگي پر از آرامش و شاد در خود ايجاد كنيد.

براي شروع ميتوانيد يك يا دو جمله انتخاب كرده:

1- آن را بر روي يك تكه كاغذ با مداد رنگي يا ماژيك بنويسيد و در جاهايي كه چشمتان بيشتر به آنجا ميفتد بچسبانيد مثل آيينه اتاق, آيينه دستشويي, در يخچال, كنار تلويزيون و جايي كه شب هنگام خواب و روز هنگام بيدار شدن, اول چشمتان به آن بيفتد و تكرار كنيد.

2- همچنين ميتوانيد بر روي يك تكه مقوا يا كارت بنويسيد در جيب بگذاريد و زماني كه بيرون از منزل هستيد با آن همراه باشيد و تكرار كنيد.

3- با انرژي و لبخند آنها را بيان كنيد.

4- يك تا سه جمله را انتخاب كرده, هنگام شب در رختخواب 30 بار آن را تكرار كنيد (با احساس و باوري قلبي). مثلآ بگوييد هيچ كس ار آينده خبر ندارد شايد فردا بهترين روز زندگي من باشد.

5- به چشمان خود در آيينه نگاه كنيد و جملات را به خود بگوييد.

6- در طول روز نفسهاي عميق و شكمي بكشيد مخصوصاً وقتي كه در يك حالت منفي قرار داريد. تا آنجا كه ميتوانيد دم بگيريد تا آنجا كه ميتوانيد نگه داريد و تا آنجا كه ميتوانيد بازدم انجام داده و هواي ريه را خارج كنيد اين كار را 5 الي 7 بار در روز تكرار كنيد. تنفس عميق و صحيح حالت استرس و منفي را در شما كم ميكند.

ميتوانيد يك جدول بكشيد كه روز و تاريخ و ساعت داشته باشد كارهاي روزمره و تمريناتي كه باعث كاهش تفكر منفي ميشود را در آن بياوريد. مثلاً انجام حركات كششي در فلان ساعت, تكرار جملات تاكيدي, فلان ذكر يا عبادت... با خود عهد ببنديد كه ديگر از جملات منفي استفاده نكنيد و جمله مثبت آن را بيان كنيد به خود متعهد شويد كه قوانين جدولتان را مو به مو رعايت كرده و انجام دهيد. از خداوند، آن منبع قدرت لايتناهي، مدد جوييد و مطمئن باشيد كه او همواره ياور شماست ولي خداوند در قرآن فرموده: من سرنوشت هيچ قومي را تغيير نخواهم داد مگر اينكه خود آن قوم بخواهد. پس سرنوشت شما در دستان شما و قدرت خداوند است.

من تعدادي از جملات تاكيدي را برايتان مينويسم. اين جملات زيادند و بيش از اين شايد از حوصله سايت خارج باشد:

من ميخواهم زندگي جديد و پر قدرتي را شروع كنم.

آرامش, شادماني, شجاعت و اعتماد به نفس در من, هر روز بيشتر و بيشتر مي شود.

غمگيني مانند شادماني يك انتخاب ذهني ست و من همواره شادماني را انتخاب ميكنم.

نسبت به خودم احساسي نيكو و دلپذير دارم.

به اندازه كافي كار ميكنم به اندازه كافي دارم و همينطور كه هستم, عالي و كامل و تمام عيارم.

هميشه آنچه را كه نياز دارم دريافت ميكنم.

عشق و محبت مورد نيازم را از درون خودم دريافت ميكنم.

هيچ چيز از من گرفته نميشود مگر اينكه چيز بهتري جانشين آن شود.

همين حالا و دقيقآ براي همين وجودي كه هستم لياقت دريافت عشق و محبت را دارم.

همه موقعيتهاي مناسب و عالي را به سمت خودم ميكشانم.

به همه دورانهاي زندگيم عشق مي ورزم.

فراواني مالي آسان و بي تلاش در زندگيم متجلي ميشود.

من روز به روز از هر جهت بهتر و بهتر مي شوم.

خداوند قادر و متعال بهترين حامي و نگهبان من در شرايط سخت است.

و صدها جمله ديگر...

اميدوارم قلابهاي منفي رو از خودتون جدا كنيد و مطمئن باشيد كه ميتونيد؛ چون انسانيد و قدرتي خداگونه داريد.

 

http://www.1doost.com/Post-8807.htm


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۹:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]
تغيير جملات منفي به مثبت   كلمه ها, عقايد شكل گرفته و افكاربيان شده هستند. به عبارت ساده

آنچه مي گويي فكري است كه بيان مي شود. كلمه ها و انديشه ها

داراي امواجي نيرومند هستند كه به زندگي و امورمان شكل

ميدهند.

ما وشما به طورحتم مي توانيم استفاده از كلمه ها و اصطلاح هاي

مثبت را در سطح جامعه گسترش داده و انرژي مثبت را بين همه

پخش كنيم. فكر مي كنيد چرا پيامبر( ص ) مي فرمايند: " فرزندان

خود را با نام هاي نيك خطاب كنيد "

امروزه ثابت شده كه كلمات منفي نيروي منفي به سمت شخص مي

فرستد و اورا به سمت منفي و بيماري سوق مي دهد! به طور

مثال وقتي به ما مي گويند (( خسته نباشي )) دراصل خستگي را به

ياد ما مي آورند و ناخودآگاه احساس خستگي مي كنيم ( باخودتان

امتحان كنيد ) امااگر به جاي آن از يك عبارت مثبت استفاده شود

نه تنها نيروي از دست رفته , ترميم و خستگي جسم را از بين مي

برد بلكه نيروي مثبت و سازنده اي را به افراد هديه مي دهيم.

مثال :

به جاي پدرم درآمد ; بگويم: خيلي راحت نبود

به جاي خسته نباشيد ; بگوييم: خداقوت

به جاي دستت درد نكنه ; بگوييم: ممنون از محبتت, سلامت باشي

به جاي ببخشيد مزاحمتون شدم; بگوييم:

از اينكه وقت خود را دراختيار من گذاشتيد متشكرم

به جاي لعنت بر پدر كسي كه اينجا آشغال بريزد ; بگوييم:

رحمت بر پدر كسي كه اينجا آشغال نمي ريزد

به جاي گرفتارم ; بگوييم: درفرصت مناسب باشما خواهم بود

به جاي دروغ نگو ; بگوييم: راست ميگي؟ راستي؟

به جاي خدا بد نده ; بگوييم: خدا سلامتي بده

به جاي قابل نداره ; بگوييم: هديه براي شما

به جاي شكست خورده; بگوييم: باتجربه

به جاي مگه مشكل داري؟ ; بگوييم: مگه مسئله اي داري؟

به جاي فقير هستم ; بگوييم: ثروت كمي دارم

به جاي بد نيستم ; بگوييم: خوب هستم

به جاي به درد من نمي خورد; بگوييم : مناسب من نيست

به جاي مشكل دارم ; بگوييم : مسئله دارم

به جاي جانم به لبم رسيد ; بگوييم : چندان هم راحت نبود

به جاي فراموش نكني ; بگوييم : يادت باشه

به جاي داد نزن ; بگوييم : آرام باش

به جاي من مريض و غمگين نيستم ; بگوييم :

من سالم و با نشاط هستم

به جاي غم آخرت باشد ; بگوييم: شما را در شادي ها ببينم

شماهم مي توانيد به اين ليست مواردي رو اضافه كرده و براي

ديگران بفرستيد. وقتي بعد از مدتي همديگر را مي بينيم, به جاي

توجه كردن به نقاط ضعف همديگرونام بردن از آنها مثل:

"چقدر چاق شدي؟" , "چقدر لاغر شدي؟" , "چقدر خسته به نظر

مي آيي؟ " , "چرا موهات رو اينقدر كوتاه كردي؟ " , "

چراتوهمي؟" , "چرا رنگت پريده؟ " , "چرا تلفن نكردي؟ " , "

چرا حال منو نپرسيدي؟" و...

بهتر است بگوييم: " سلام به روي ماهت" , " چقدرخوشحال شدم

تو را ديدم " , و... عبارات ديگري كه نه تنها بيانگر نقاط ضعف

طرف مقابل نيست بلكه نوعي اعتماد به نفس را به مخاطبمان

القاء مي كند. البته اگر اصراري نداشته باشيم كه حتما درباره ي

همديگراظهارنظر كنيم, وگرنه مي شود كه درباره ي موضوعات

مشترك, البته در محوريت مثبت باهم صحبت كنيم.
  http://azamgoli.mihanblog.com/post/183
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۹:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]


روان شـنـاسـي و زبان دســت ها

 

اين دست ها عضو عجيبي اند چرا كه زباني دارند كه مي توانند به شما بگويند طرف مقابلتان به شما چه مي گويد يا حتي اين جمله كه نمي گويد و پنهانش كرده چيست؟

▪ دست هاي مشت، دست هاي باز: دست هايي كه گويي در آنها فنجان قرار دارد. (مشت هاي نيمه باز) سمبلي از ظرافت و حساسيت و عقيده ضعيف و شكننده و بخشندگي است. اگر محكم و مثل مشت باشد نشا ن دهنده ماده گرايي، مالكيت و آزمندي است. اگر دست ها در هم باشند نشان دهنده راحتي دست و اگر در هم فشرده باشند نشان دهنده استرس و اضطراب است. فشردن دست ها در هم به معني جلوگيري و مانع شدن هم هست. وقتي شخصي عصباني است نشان دهنده جلوگيري از برخورد كردن است. وقتي يك دست مشت شده و دست ديگر آن را به عقب نگه مي دارد نشان دهنده اين است كه شخص مانع خود مي شود كه به ديگري ضربه بزند. وقتي كسي دروغ مي گويد سعي مي كند با اين حالت دست هايش را كنترل كند.

▪ دست هاي كنترل گر: وقتي كف دست را به به سمت پايين حركت مي دهيم، يك حركت آمرانه است كه مثلا از كسي مي خواهيم انجام كاري را متوقف كند يا از او مي خواهيم آرام باشد. وقتي كف دست را روبه رو نگه مي داريم به اين معني است كه نزديك تر نيا.

▪ دست هاي غالب، دست هاي مهربان: وقتي دستمان را بالا مي بريم و محكم نگه مي داريم و با دست ديگر فرد را در آغوش مي گيريم يعني اينكه من مي گويم وقت رفتن است. (غلبه و تسلط) وقتي دستمان را با سرعت و مستمر تكان مي دهيم، نشان دهنده علاقه و مهرباني است. وقتي دستمان را شل و خيلي كوتاه و سرد تكان مي دهيم نشان دهنده فرمانبرداري و تسليم است.

▪ دست هاي پرخاشگر: با كناره دست مثل چاقو عمل كردن و هوان را بريدن مثل حركت كاراته، با كناره كف دست و به سمت پايين ضربه زدن يعني بازداشتن ديگران از كاري. اين عمل مي تواند نشان دهنده پرخاش در بحث ها باشد.

▪ مشتي براي دعوا يا پيروزي: مشت پرت كردن به طرف يكي مي تواند به معني تعرض به او باشد يا دعوت به دعوا. مشت را به سمت بالا بردن و ضربه زدن به هوا به معني پيروزمندي است.

▪ دست هاي پوشاننده: وقتي نخواهيم چيزي را بشنويم گوشمان را مي گيريم وقتي نمي خواهيم ببينيم جلوي چشمان را مي گيريم و وقتي مي خواهيم حرفي بزنيم ولي مانعي وجود دارد جلوي دهانمان را مي گيريم. وقتي موقع حرف زدن جلوي دهان را بگيريم به معني دروغ گفتن مي تواند باشد همچنين به معني اين است كه از حرفمان مطمئن نيستيم. وقتي با دست روي قلبمان را مي گيريم ممكن است نشان دهنده حمله قلبي باشد. گاهي با يك دست، درت ضرورت و به صورت ملايم انجام شود � پرهيز از بلند خنديدن � خودداري از تقليد صدا � پرهيز از صحبت ناگهاني و با فشار � صحبت كردن با بلندگو، زير و بمي و سرعت معمول و طبيعي � صدا سازي به آرامي و بدون تلاش و فشار انجام شود (به راحتي صحبت شود) � در هنگام سخن گفتن يا گويندگي، سرتان را راست نگهداريد و عضلات صورت، گلو، گردن و شانه را سفت نكنيد � سعي كنيد سرتان را هنگام حرف زدن براي مدت طولاني به يك طرف خم نكنيد. اين حالت گاهي اوقات، هنگام صحبت با تلفن ديده مي شود � از ورزش هاي پر سر و صدا بپرهيزيد � در صورت وجود هر گونه مشكل در صداي خود، از سخنراني و گويندگي درازمدت بپرهيزيد. ���موقع بلندكردن وسايل سنگين صحبت نكنيد ��� موقع سرماخوردگي، زياد صحبت نكنيد ���قبل از آموزش حرفه اي صدا، از صداي خود به طور حرفه اي استفاده نكنيد �� با آب دهان، گلو را مرطوب نگهداريد. � 2-�� بهداشت غذايي: برخي از مواد غذايي بر سيستم صوتي اثر منفي مي گذارند. اين مواد غذايي با ايجاد حساسيت در فرد و يا آسيب مستقيم بر تارهاي صوتي وي، باعث ايجاد اختلال صدا مي شوند. از بين اين مواد، برخي از آن ها آسيب هاي جدي به صدا وارد مي كنند و برخي نيز خفيف تر هستند. �اين دستورالعمل ها را جدي بگيريد: ��در مصرف مواد محرك مانند ادويه ها احتياط كنيد ��� از مصرف الكل و هر گونه دخانيات پرهيز كنيد ��� از مصرف مواد اسيدي مانند سركه خودداري نماييد ��مصرف غذاهاي سرخ كرده را محدود كنيد �� اگر حساسيت داريد از مواد غذايي آلرژي زا پرهيز كنيد ��در مصرف مواد غذايي چرب محتاط باشيد (بياموزيم و بياموزانيم كه چرب كردن غذا، احترام به مهمان نيست و خيانت به او است.) ��از خوردن مواد بسيار شيرين بپرهيزيد �� از خوردني هايي مثل چپس و پفك پرهيز كنيد �� در مصرف موادي مثل قهوه و چاي غليظ و نوشابه هاي گازدار كه رطوبت راه هاي هوايي را كم مي كنند محتاط باشيد. ��مايعات خيلي گرم و خيلي سرد مصرف نكنيد � 3-�� حفظ رطوبت كافي در حنجره � رطوبت در ناحيه حنجره، بسيار مهم است. اين رطوبت باعث مي شود كه دستگاه صوتي انسان، نرمتر كار كند و كمتر آسيب ببيند. هر فرد، به ويژه كساني كه به طور حرفه اي از صداي خود استفاده مي كنند بايد سعي داشته باشند كه آب مورد نياز بدن خود را كه به طور متوسط حدود دو ليتر (8 ليوان معمولي) در روز است تامين نمايند. همچنين آب ميوه و چند قطره آب ليمو براي اين هدف مفيد است. � 4-�� سلامت جسمي و روحي � استفاده كنندگان حرفه اي از صدا بايد زندگي آرامي داشته باشند. عدم تعادل روحي و شخصيتي بر صدا اثر مي گذارد. �لذا مواردي براي حفظ سلامت جسمي و روحي توصيه مي شود: ��حفظ سلامت و ورزش منظم و كنترل وزن �� پرهيز از حضور در محل هاي پر گرد و خاك و دودآلود ��پوشش كافي در سردما �� هر گونه گرفتگي بيش از 2 هفته، جدي گرفته شود و به دكتر مراجعه شود ��به طور متوسط 8-7 ساعت استراحت در 24 ساعت ��اگر نفخ و برگشت اسيد معده به دهان داريد به اين موارد توجه كنيد: 1.�� غذا را با حجم كمتر و وعده هاي بيشتر مصرف كنيد 2.���سه ساعت بعد از خوردن غذا بخوابيد 3.�� سر را براي خواب 25-15 سانتي متر بالاتر قراردهيد 4.� چربي كمتر استفاده نماييد �� رعايت بهداشت دهان و دندان � رطوبت فضاي زندگي و كار را حفظ كنيد .�هر چند وقت يكبار به ويژه اگر گوينده هستيد. نزد متخصص گوش و گلو يا گفتار برويد تا شما را معاينه كند ��دوران قاعدگي در خواندن و گفتار زنان اثر دارد (قرص هاي ضد بارداري و همين طور بارداري نيز بر روي صدا تغييرات منفي ايجاد مي كند) ��در دوران بلوغ، پسران و دختراني كه تغييراتي را در صداي خود احساس مي كنند، بايد از استفاده بيش از حد صداي خود بپرهيزند زيرا مي تواند باعث آسيب شود �� قبل از اجراي برنامه، از پرخوري پرهيز كنيد زيرا پري معده، بر تنفس و ديافراگم اثر منفي مي گذارد �� تمرينات رهايي بخش يا ريلكسيشن به آرامش فرد و تارهاي صوتي او كمك مي كند � استحمام به ويژه قبل از اجرا، مي تواند نشاط و شادابي را به شخص بر گرداند. البته قرار گرفتن بيش از حد در آب گرم مي تواند نتيجه معكوس داشته باشد. جلسه سيزدهم : آموزش فن بيانتكنيك هاي تند خواني با بكار بستن نكات زير مهارت تند خواني را در خود تقويت كنيد: ۱- مكثــها و توقف هاي چشمان خود را حين مطالعه سطور كــاهش دهيد. اين همان تمركزهاي لحظه اي بروي حروف و واژه ها اسـت. مـا� هنگام خواندن هر يك از سطرهاي يك مـتـن چشمان خود را بصورت جهشي بسمت جلو حركت مي دهيم اكنون هر ميزان كه ما اين� كثـها و جهشــها را كـاهش دهيـم سـرعـت خـوانــدنمان نيز افزايش مي يابد. تـــعداد اين توقفها معمولا در افراد كندخوان به ۷ بار در هر سطر ميرسد اما شما ميتوانيد اين تعداد مكث را به ۳ بار در هر سطر كاهش دهيد. نكته:هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطور حركت دهيد و نه سر خود را. نكته: براي كاهش مكث ها و توقفها ميبايست حوزه ديد خود را افزايش دهيد. براي اين منظور شما بايد سعي كنيد تا تصاوير واقع در گوشه چشمان خود را بدون اينكه بطور مستقيم به آنها نگاه كنيد،ببينيد. نكته:اجازه ندهيد حين مطالعه ديدتان دچار سرگرداني گردد. ۲- واژه ها را گروه بندي كنيد. ما ديگر آموخته ايم كه چگونه حروف را با يكديگر تركيب كرده و كلمات را خوانده و درك كنيم. اكنون بايد بياموزيم كه دسته اي از كلمات را با يكديگر تركيب كرده و يك جمله� را در آن واحد بخوانيم. و در قدم بعدي بايد بياموزيم كه چگونه جملات را دسته بندي كرده و مفهوم كارست وتمرين آرامبخش قبل از سخنراني تعيين نمود. به هرحال شما يكي از موارد را براي آرام كردن خودتان قبل ازسخنراني پيدا خواهيد كرد. وقتي كه شما آرام هستيد كمترعرق مي كنيد، سرخ مي شويد و يا احساس نگراني خواهيد كرد.نكته ي مهمي كه بايستي بدانيد اين است كه اگر آدرنالين شما افزايش يافت خود راكنترل نماييد و در يك كلام ، ازنگراني هراسي نداشته باشيد. در 1001 نكته مجريگري نكاتي براي اماده شدن قبل ازسخنراني آورده شده كه مي توانيد رجوع كنيد. � 5-�� بدانيد كه عرق كردن آنقدر مهم نيست . سخنران هايي كه ازسخنراني نگران هستند انرژي زيادي را صرف مي كنند. خواه عرق نمايند، سرخ شوند ، لب هاي خشك داشته باشند ويا بلرزند وغيره .ياد داشته باشيد درآن روزعرق كردن شايد براي مخاطبين خيلي هم مهم نباشد حتي شايد آنها متوجه عرق كردن شما هم نشوند حتي اگر توجه هم كنند فرقي برايشان نمي كند.شما در جمع آنها نيستيد،� بنابراين اگر شما عرق نماييد زياد هم برايشان مهم نيست . سخنرانان مضطرب به طور منظم تنفس نمي كنند، بنابرين مغز پيامي دريافت مي دارد كه اكسيژن تازه به مغز نمي رسد، سپس بدن دچارافزايش آدرنالين مي گردد كه اثرات مخرب آن سرخ شدن ، سريع عرق نمودن ، لرزه واحساس ناتواني درسخنراني است .عمومي ترين روش تكنسين ها را كه مي توانم توصيه نمايم اين است كه سه تا نفس عميق بكشيد. � 6-� حركت هاي آرام در طول سخنراني فكر آدرنالين به عنوان يك منبع انرژي مطرح است ازآن بايستي استفاده نمود. حركت كنيم ! وزود حركت كنيم ! درجاي ثابت نايستيم ، تريبون را نگيريم وسعي درچسبيدن به آن نداشته باشيم . به يك طرفي حركت كنيد، پاهايتان را كمي حركت دهيد قدمي ويا دوقدم به سمت حاضرين برداريد يا به طرفين .اگرپشت تريبون راحت تريد پاهايتان را كمي حركت دهيد يا لگن يا باسنتان راپهلو به پهلو حركت دهيد.شما مي توانيد آدرنالين براي سخنراني تان استفاده نمايد صدايتان را بلند كنيد، كلامتان را با تاكيد فراوان بيان نمايد. با استفاده از آدرنالين مي توانيد ژست خود را افزايش دهيد، خنده ي خود را افزايش دهيد.اگر شما ازآدرنالين استفاده� مي كنيد عرق كردن زياد مهم نمي باشد. � آدرنالين: (در شرايط استرس، توليد سلول هاي ايمني نوع لنفوسيتT افزايش مي يابد ومقدار زيادي سم در بدن انسان جمع مي شود. توليد هورمون آدرنالين به دنبال استرس و شرايط ناموزون با بدن، افزايش مي يابد. توليد بيشتر آدرنالين به بدن كمك مي كند تا انرژي بيشتري براي مقابله با شرايط جديد داشته باشد. از طرفي توليد آدرنالين، ذخاير موادقندي را تخليه مي كند. افزايش ترشح هورمون هاي بدن، پاسخ طبيعي بدن ما به استرس است.)جلسه يازدهم : آموزش فن بيانتكنيك هاي سخنراني در جمع سخنراني در جمع براي اغلب افراد كار دشواري است.اگر مـي خـواهـيـد انـسـان موفـقي باشيد، بايد بر تكنيـكهـاي سخنراني تسلط پيدا نموده و يا حداقل هنگام صـحبـت در يك جمع احساس راحتي كنيد. منظور از يك جمع، 500 سهامـدار عـصـبـانـي در جـلسـات� آخر سال نيست، بلكه ميتواند از چند فروشنده، كارمـند و يا چند دوست در جشن تولد نيز تشكيل شود. سخنراني در جمع به اين معني است كه شما چندين شنونده داريد كه در اغلب اوقات به تـك تـك واژه هـايـي كه از�زبـان شمـا ادا ميشود، گوش ميدهند. به همين دليل اشتبـاه نـكـردن شما در حين صحبت حائز اهميت است. 1. آرام و ريلكس باشيد بـرخي از افـراد همين كه به صحبت كردن در جمع فكر ميكنند، دچار اضطراب و نـا آرامـي شده و هنگامي كه در مقام عمل شروع به سخنراني مي كنند،�خشكشان مـي زنــد، تپش قلبشان شديدتر ميشود، دستانشان شروع به لرزش ميكند و بصورتي گسسـتـه و لكنت وار شروع به صحبت مي نمايند. موضـوع مـهمي كـه بـايد بخاطر داشت باشيد اين است كه در شرايط مرگ و زندگي قرار نداشته�و�صرفا" در حال گقـتن چند كلمه حرف حساب ( و يا هر چيزي ديگري كه دوست داريد اسمش را بگذاريد )�به ديگران هستيد. چه دو نفر باشند چه 200 نفر، بايد بـه يـك طريق صحبت كنيد به اينصورت كه عصبي نشويد، روي موضوع مربوطه تمركز كنيد و كار را به اتمام برسانيد. 2. موضوع مورد بحث را بشناسيد معمولا ما زماني دچار اضطراب و نا آرامي مي شــويم كه كـاري�كـه در مـورد آن تـبـحر و شناختي نداريم، مجبور به انجامش مي گرديم. افـراد انـدكي داراي تبحر كامل در زمينه سخنراني در جمع مي باشند اما اغلب مي توانند در صورت داشتن آمادگـي منـاسـب، از عهده آن بخوبي برآيند. كليد اين آمادگي آشنا بودن و شناختـن دقيق مـوضـوع مــورد صحبت مي باشد. اگر شما يـك مديـر اجـرايـي در شـركت تـوليد نوشابه بوده و قصد سخنراني در مورد بازار رقابتي را داريد، بايد از همه ريزه كاريها و جزئيات شركتهاي ديگر توليد نوشابه همـانـنـد شركت خود آگاه باشيد. زماني را براي نت بـرداري و خـلاصـه سـازي ايـده هـاي خـود در قالب نوشتارهاي كوچك اختصاص دهيد.مرحله بعدي كار اين است كه آن قالبهاي كوچك را بخاطر سپرده و هنگام سخنراني آنها را بسـط و�گسترش دهيد. اگر جلسـه پرسش و پاسخ در ميـان است، سـعـي كنـيـد سـؤالات احتمالي و پاسخهاي آنها را از قبل مهيا و آماده نماييد. ۳. مخاطبين خود را بشناسيد اگر در مقابل مديران ارشد يك شركت در مورد راه كارهاي تجاري صحبت مي كنيد، بايـد نسبت به زمانيكه براي يك عده دانشجو كه ترم اول اقتصاد را مي گذرانند، روش بسيـار متفاوتي را در پيش بگيريد. بايد ميزان سطح معلومات مخاطبين خود را سنجيده و مطابق با آن صحبت كنيد. به هر حال آنها آماده اند تا سخنان شما را بشنوند بنابراين گفته هاي شما بايد برايشان قابل فهم باشد. 4. با محل سخنراني آشنا شويد اين يك نكته فراموش شده است، امـا شـمـا بـايـد بـا مـحلـي كـه قـرار اسـت در آنــجا به سخنراني بپردازيد، آشنا شويد. لازم است پيشاپيش به آنجا رفته و با امكـانات و محيط آن آشنا گرديد. سپس روي مسائل ديداري سخنراني خود كار كنيد تا مطـمـئـن شــويـد مطابق با آنچه كه در نظر گرفته ايد باشد. وارد شـدن بـه يـك سـالـن 20000 هـزار نـفـري نسبت به وارد شدن به يك كلاس درس 30 نفره نياز به�تمهيدات بسيار بيشتري دارد. يك روش خوب اين است كه در صندليهاي مختلفي كه قرار است حاظران بنشينند، قرار بگيريد تا چشم انداز مناسبتري از محل برگزاري بدست آورده و بتوانيد با همه شنودگان به يك نسبت ارتباط برقرار كنيد نه فقط با چند نفري كه در رديف جلو نشته اند. 5. موفقيت را مجسم كنيد اغلب افراد به اين دليل در سـخنـرانـي شـكست ميخورند كه تصور ميكنند صحبتهايشان اشـتباه و بـي معني است. آنچه كه در ذهن مي پرورانيد، همان نيز اتفاق خواهد افتاد. اگر خودتان را يك نادان تصور كنيد، همان نيز خواهيد شد. فكر عجز و ناتواني را�در خودتان قبل از شـروع صـحبـت نـابـود كنـيد.� سعي كنيد پيش از سخنراني مطالب را در ذهن خود مـرور نـمـاييد. چگونگي بيان موفقيت آميز موضوعات و نيز حركات خود را مـجسـم نـمايـيـد. تا رسيدن به مرحله يك ايراد يك سخراني كامل اين اعـمـال را تـكـرار كـنـيـد. بـعـد از آن تـنـها كـاري كـه لازم اسـت انجام دهيد، عملي كردن تجسمات خود خواهد بود. 6. كار نيكو كردن از پر كردن است مايكل جردن هم ممكن است وقتي براي اولين بار با توپ بسكتبال آشنا شد، 10 پرتاب اولش را در گل نكرد، اما با سخت كوشي و تمرينات بسيار، بـه بـهـتـريـن بسكتباليست دنيا مبدل شد. نكته اين است كه اگر بخواهيد سخنران بهتري شويد بايد تمرين كنيد. بصورت داوطلبانه هنگـام اوقـات بـيـكاري جـلوي دوسـتـانـتان قرار گرفته و�به جلوي جمع ايستادن عادت كنيد. بتدريج سعي كنيد به تعداد نفراتي كه در مقابلشان قرار گرفته ايد بيفزاييد و از افراد قويتر اسـتفـاده نـمايـيد. ايده ايـنكار اين است كه در شرايط غير واقعي كه اهميتي ندارد، متوجه اشتباهات و نقاط ضعف خود شويد. به اين ترتيب هنگامي كه روز موعود فرا ميرسد با اعتماد بنفسي كامل در مقابل جمع قرار گرفته و همـه چـيـز بـه خوبي پيش خواهد رفت. 7. روي پيغام تمركز كنيد هنگام سـخنـراني در يـك جـمـع زيـاد به حاضرين فكر نكنيد. به پيغام و نكاتي�كه بايد بـه ديگران منتقل كنيد تمركز نماييد. در نهايت دليل قرار گرفتـن شمـا پـشـت ميـكروفـن ايـن است كه مطلب مورد نظر خود را به شنـوندگـان بـفـهـمـانـيد. به اين ترتيب ديري نخواهد پاييد كه ديگر احساس ناآرامي و اضطراب نكرده و راحت تر تـوانـسـت بـا مـخاطبـيـن خود براي بحث و گفتگو ارتباط برقرار نماييد جلسه دهم : آموزش فن بيانحرفائ ممنوعه براي سخنرانانننننن و مجريان 12 نكته در مورد : مجريان و سخنوران حرفه اي چه نگويند؟ 1-? ازجملات منفي استفاده نكنيد . جملات را مثبت كنيد. از به كار بردن كلمات و الفاظي مثل خون – مرگ – قتل – غارت – غم – اندوه كه موج منفي ساطع مي كند خود داري نماييد. ? 2-? از سخنان عوام پسندانه استفاده نكنيد در همايشهاي علمي ،ادبي ،فرهنگي وهنري از بيان مسائل روزمره اقتصادي مثل قيمت گوشت ومرغ جدا بپرهيزيد چون شما نه كارشناس مسائل اقتصادي هستيد واين بيان،? برداشت هاي متفاوتي در تصور مخاطبان به وجود مي آورد و وجه تشابهي با همايش ندارد. ? 3- صفت كلمات فارسي را به صورت مونث به كار نبريد. درزبان فارسي مذكر ومونث نداريم واين مخصوص زبان هاي عربي، آلماني، انگليسي و....است . ما درفارسي" مرحومه مغفوره" نداريم – "فقيده سعيده" نداريم – "وزارت عاليه" نداريم – "بانوي مكرمه "اشتباه است . ? 4- از به كاربردن الفاظ? و تركيبات سخنراني منبري اجتناب كنيد. ? نگوييد" في الواقع" بگوييد " درواقع"? يا " درحقيقت" ? نگوييد" با النسبه" بگوييد "به نسبت" ? نگوييد "علي اي حال" بگوييد " به هر صورت "– " به هرجهت" ? نگوييد" لذا" بگوييد "بنابراين" نگوييد" علي قص هذا " بگوييد "به همين ترتيب" 5- از به كاربردن كلمات انگليسي والفاظ بيگانه كه جايگزين آن موجود است واسم خاص نيست برحذرباشيد. نگوييد "پانل تخصصي" بگوييد " نشست تخصصي" نگوييد" تايم ما رو به پايان است و باز نگوييد" زمان رو به پايان است" بگوييد "دراين? لحظه هاي پاياني / دقيقه هاي آخر ... اين روزها استفاده شكسته بسته زبان هاي بيگانه يك ضد ارزش تلقي مي گردد. ولي، به شيوايي صحبت كردن با زبان مادري شايسته ي تجليل است . ? 6 از لغات وتركيبات غلط مصطلح استفاده نكنيد. از كلمات فارسي با قواعد فارسي استفاده نماييد. بعضي از لغات وتركيبات غلط مصطلح است . شما به عنوان يك مجري حرفه اي ، دامنه ي لغات خود را براي يك بارتنظيم نماييد? تا كسي به شما تذكرادبياتي ندهد. ? مثلا گفتن جمله ي :" به رسم ادب ونزاكت تشويق بفرماييد." نزاكت در ادب فارسي وجود ندارد براي اينكه از تركيب عربي استفاده شده است درحالي كه ريشه ي عربي ندارد. عدالت وصداقت از عدل وصدق مي آيد. ولي يكي به ما بگويد ريشه ي نزاكت چيست ؟ ? 7- كلمات را با علامت غير فارسي " جمع نبنديد ، علامت جمع فارسي " آن " و" ها " است . مخاطبين – مسئولين – اساتيد? اشتباه است? بگوييد" مخاطبان – مسئولا ن – استادان " جمع الجمع اشتباه است.!!!! احوال جمع حال است و احوالات اشتباه است. امور جمع امر است و امورات اشتباه است. شرايط جمع شرط است و شرايتها اشتباه است.(شروط جمع مكسر است و اشكال ندارد)? ? اوقات جمع وقت است و اوقاتها اشتباه است. (وقت بخير كه زياد هم مصطلح شده است كاملاً در ادبيات فارسي اشتباه است) ? 8- ازبه كاربردن كلمه ي حضار وگرام و يا تركيب آنها به شدت برحذرباشيد . حضار جمع مكسرعربي است وبايد بگوييد حاضران و كلمه ي گرام كاملا اشتباه است وگرامي درست است . ? ? تركيبات صحيح بسازيد: نگوييد "ماه فروزان " اين تركيب اشتباه است بگوييد" ماه تابان ". براي تقديراز ديگران منصب وشغل آنها را با تركيبات زيبا همراه نماييد . مثلاً براي تقديراز يك منجم در همايش نجوم از اصطلاحات نجومي مثل اين استفاده نماييد. ستاره درخشان و ماه تابان آسمان علم نجوم ايران جناب ......................... ? 9- دايم نگوييد " وقت ما تنگ است " در مواقعي كه اززمان عقب هستيد مرتب درهر حضور نگوييد " وقت ما تنگ است " اين خود زمان براست وشما نفعي ازگفتن اين كلام نخواهيد برد جز اتلاف وقت . شما مجازيد تنها جملات خود را مجمل و مختصرنماييد. 10- ازتكرارمكررات و توضيح واضحات بپرهيزيد . مرتب نگوييد " درخدمت شما هستيم " .اصطلاحي كه اين روزها زياد از مجريان غير حرفه اي شنيده مي شود. اگر چيزي را نبايد مي گفتيد و گفتيد ، ديگر توضيح زيادي ندهيد و كار را از آن كه هست بد تر نكنيد. همين طور اشكالات و كوتاهي ديگران را به بهانه پوزش خواستن ، برجسته نكنيد. به طور مثال براي دير شروع شدن برنامه ، يك پوزش رسمي توسط مجري كافي است و لازم نيست تا انتهاي همايش آن را? تكرار كرد. 10- از سخنان القايي منفي بپرهيزيد: مرتب نگوييد يا تلقين نكنيد كه " مي دانم شما خسته شده ايد". نگوييد " مي دانم بعضي از شما بليط داريد". نگوييد " اشتباهات ما را ببخشيد". 11- دو بار سلام نگوييد. در شروع مراسم رسمي جواب سلام نطلبيد. اگر جواب سلام شما را ندادند كه معمولاً چنين است، از آن عبوركنيد. ? اين اشتباه محرز شماست اگرعدم جواب سلام جمع را با كنايه يا عباراتي خودماني? پررنگ نماييد ولو اينكه بعضي ها در دفعه? دوم جواب سلام شما را بدهند. بيش از يك بار به هيچ مقامي خيرمقدم عرض نكنيد (بعضي از افراد كنفرانس ها را با ضيافت شام خصوصي اشتباه مي گيرند. حتي سخنرانان? بعد از شما هم مجاز نيستند بجز ذكر سلام ،? عرض خير مقدم بگويند (دبير همايش مستثني است). ? اين مهم در مراسم رسمي به عهده مجري است. ? 12- هرگزنگوييد شما تقصيري نداريد و يا مشكلات تيم اجرايي را برجسته نكنيد . ? شما دعوت شده ايد تا عيب ونقص همايش را بگيريد نه اين كه مشكلات بوجود آمده را برجسته كنيد وتكراركنيد. مثلا اگر اسمي? اشتباه چاپ شده است نگوييد به من ليست اشتباه داده شده است . فقط مودبانه عذر خواهي نماييد و اسم درست را تكرار كنيد. جلسه نهم :آموزش فن بيانچند توصيه براي گويندگان و مجريان گاهي گمان مي‌رود همين اندازه كه گوينده و مجري بتوانند مخاطب را تسخير كنند، كافي است كه بگوييم آنها ارتباط‌گران خوبي هستند. اشتباه اينجاست كه ارتباط، به درستي تعريف نمي‌شود. ارتباط رسانه‌اي مفهومي دو جانبه دارد كه با واسطه رسانه شكل مي‌گيرد. ارتباط، ابزار هموار كردن درك متقابل ميان گوينده و مردم است و اين مهم نيازمند ظريف‌ترين و� شفاف‌ترين شيوه‌هاي كلامي و غير كلامي است. � گوينده و مجري ناآشنا به جاذبه‌هاي كلامي و رفتارهاي غيركلامي در برقرار كردن ارتباط موثر و پايدار ناتوان خواهند بود. شايد بتوان گفت مفهوم ارتباط به معناي تسخير مخاطب علاقه‌مند، ايجاد رغبت در بيننده يا شنونده براي دنبال كردن برنامه و اثرگذاري بر نگرش و رفتار اوست. � براي دستيابي به اين مهارت‌ها لازم است با دانش ارتباطات آشنا شد،نظريه‌هاي ارتباطي را آموخت و مخاطب را به خوبي شناخت تا در حين ارتباط به درك و شعور او توهين نشود. � اگر مجري يا گوينده، علم ارتباطات را نشناسد بي‌شك در جلوي دوربين، فردي مزاحم خواهد بود! قدرت جذب سريع مخاطب و شاد نگه داشتن روحيه او در عين جدي بودن از يك مجري يا گوينده؛ ارتباط گر خوبي خواهد ساخت. � گوينده و مجري هوشمند مراقب است كه در تله لودگي رفتار و جلف بازي‌ها و مهمل‌گويي‌ها نيفتد و اعتماد مردم را به خود جلب كند و براي رسانه نيز اعتبار كسب نمايد كه اين خود راز موفقيت رسانه‌هاي معتبر جهان است. براي تقويت گفتار و تامين پشتوانه سخن، لازم است گوينده و مجري با برنامه‌ريزي منظم، ساعتي از شبانه روز را به مطالعه كاربردي اختصاص دهد و مطالب گزيده را ثبت نمايد تا مجبور به تقليد از ديگران نشود و سخن خويش را عاريتي نكند! � مطالعه به گوينده تسلط گفتار مي‌بخشد. گويندگاني كه متني را در پشت ميكروفن يا جلوي دوربين مي‌خوانند در همان لحظات اول اثبات مي‌كنند كه پشتوانه مطالعه كاربردي دارند يا خير؟ � � غلط‌خواني، لرزش صدا، ترس از خواندن واژه‌هاي پيچيده و عبارت‌هاي نفيس، ناديده گرفتن كلمات اصلي و شتاب در اداي متن� ضعف گوينده را در محروم بودن از پشتوانه مطالعاتي لو مي‌دهد. � بر اثر مطالعه، مهارت مفهوم پردازي و نوگويي تقويت مي‌شود و دايره واژگان گوينده گسترش مي‌يابد؛ بايد دانست كه گوينده ثروتمند كسي است كه برخوردار از گنجينه واژگان باشد بنابراين اگر گفتار گوينده و مجري را سكوي اول يا اصل نخست تلقي كنيم، زماني كسي مي‌تواند به خود اجازه حرف زدن در راديو و تلويزيون را بدهد كه بخشي از متون گوناگون زبان فارسي را خوانده و مرارت مطالعه را بر خود هموار كرده باشد. � اصل ديگر يا اصل دوم در گويندگي و اجرا، مهارت برقراري ارتباط با مخاطب است؛ واقعا يك ارتباط گر خوب كيست؟ ارتباط چيست؟ ارتباط موثر چگونه ارتباطي است؟ چگونه به يك ارتباط پايدار با بيننده و شنونده برسيم؟ براي اين كه گوينده بر رفتار و نگرش مردم اثر بگذارد بايد از چه شيوه ارتباطي استفاده كند؟ � براي دستيابي به قدرت گفتار بايد مطالعه كرد؛ منظور از مطالعه، مطالعه كاربردي است نه ذوقي و سليقه‌اي. مطالعه ذوقي روشي شخصي براي تامين ذوق و سليقه فردي است و افراد بسياري اينگونه مطالعه مي‌كنند اما جالب است بدانيد كه در گفتار، ارتباط روزانه يا سخنراني توانا نيستند! مطالعه كاربردي به سيري از مطالعات اطلاق مي‌شود كه براي بيان رسانه‌اي استفاده مي‌گردند. چنين مطالعاتي پشتوانه كلامي گوينده و مجري به حساب مي‌آيند و سكويي مطمئن براي پرش و ماندگاري در ذهن مخاطب هستند. جلسه هشتم :آموزش فن بيانچگونه با ديگران صحبت كنيم ؟ همه مردم در تمام طول روز صحبت مي كنند. اما آيا آنها همگي مي دانند چگونه صحبت مي كنند و يا چطور بايد صحبت كنند؟ آيا هيچ پيش آمده بر اثر نوع صحبت طرف مقابل، منظور و سخن او را به گونه اي ديگر برداشت كنيد و پس از مدت ها، متوجه شويد كه اشتباه كرده ايد؟ آيا ربطي بين سخن گفتن و موفقيت و محبوبيت، مي بينيد؟ يك كارمند بخش تبليغات: صحبت كردن ارتباط مستقيمي با كار دارد. اينكه چه بگويم، چطور بگويم و يا به قول معروف از چه دري وارد شوم تا بتوانيم براي موقعيت كاري ام، به نتيجه اي دلخواه برسم. نوع صحبت، در كاري كه دارم بسيار مهم است. اينكه چگونه موارد لازم و ظريف را رعايت كنم يا لحن در هنگام گفتن يا خواندن مطلب، با توجه به نوع و تفاوت آنها چگونه باشد و خيلي نكات ديگري كه متاسفانه خيلي افراد از آنها كاملاً بي خبر و بي اطلاعند و فكر مي كنند كه خوب، گويندگي خيلي آسان است. به همين علت هم است كه گفتار خيلي ها در حال حاضر به دل ديگران نمي نشيند. يك كارمند آژانس مسكن: صحبت كردن انسان، نمونه بارز شخصت اوست. حال اين شخصيت ممكن است بنا به مقتضاي پيش آمده، متفاوت باشد. مثلاً خود من، از زماني كه در آژانس مسكن مشغول به كار شدم، فهميدم بايد نوع صحبت كردنم را كمي تغيير بدهم. چرا؟ براي آنكه بتوانم در دل مشتري رخنه كرده و با جذابيت كلمه و نفوذ كلام، به او نشان دهم كه آژانس درستي را براي يافتن ملك مورد نظر، انتخاب كرده است!! يك فروشنده: به نظر من حرف اول را در فروشندگي، زبان شيرين و به قول بعضي ها، چرب و نرم مي زند. آقا و خانم هم ندارد. شما بايد طوري با مشتري صحبت كنيد كه او دست خالي از مغازه بيرون نرود. پس مي بينيد كه صحبت كردن چقدر مهم است، حتي بارها در روزنامه ها خوانده ايم فلاني آن قدر زبان شيرين و چرب و نرمي داشت و آنقدر زيبا و در ظاهر منطقي صحبت مي كرد كه تمام اطرافيانش را شيفته خود مي كرد و در نهايت آنها را فريب مي داد تا به چيزهايي كه مي خواهد برسد! البته اين گونه افراد كه از هنر صحبت كردن در موارد منفي و رياكارانه بهره مي برند، افراد خوبي نيستند، چون به نظر من، هنر صحبت كردن هم از آن چيزهايي است كه بايد مقدس شمرده . ساعت هاي مديدي را صرف صحبت كردن، داستان سرايي، جر و بحث، تدريس و گاهي هم با خود حرف زدن مي كنيم! در عين حال ساخت و اداي جمله، لحن و صوت ما به هنگام سخن گفتن و نحوه بيان و چگونگي سخن گفتن را نيز مي توان از موارد مستقيم و مربوط به صحبت كردن دانست. چرا كه تمامي موارد ياد شده در جذب مخاطب يا مخاطبان ما نقش مهمي داشته و مي تواند قدرت ما را به عنوان معياري كاملاً واضح براي آنكه متوجه شويم ، مخاطب ما تمايل به ادامه صحبت دارد يا خير را مشخص نمايد. بايد گفت شناخت، ايجاد راه مناسب به اضافه انتخاب كلمات و جمله ها و همين طور نكاتي كه در سطور قبل قيد گرديد، همگي منتسب به علمي مي شود به نام علم زبان شناسي. علم زبان شناسي نظمي است كه براي درك طرز كار زبان، مورد استفاده قرار مي گيرد. ربط بين افراد از طريق صحبت دو طرفه ، ايجاد حفظ و يا از هم گسيخته مي شود و بدين ترتيب موجب مي گردد تا راه مطمئني براي درك چگونگي ايجاد، ماندگاري و يا گسسته شدن اين ربط، فراهم آيد. البته شاخه هايي از علم زبان شناسي بيشتر با تاريخ يا دستور زبان و يا آرايه هاي نمادي زبان مربوط مي شوند. اما شاخه هايي در علم زبان شناسي به جامعه شناسي زبان، تحليل، سخنراني و زبان شناسي انسان شناسانه اختصاص يافته كه بيشتر به اين توجه دارد كه مردم چگونه از زبان، در زندگي روزانه استفاده مي كنند و چگونه مردمي با فرهنگهاي متفاوت از زبان، آن هم به شيوه هاي گوناگون، بهره مي گيرند. به هر حال بايد اذعان داشت، علم زبان شناسي است كه مي تواند به بشر بياموزد چگونه مي توان زندگي را در اختيار گرفت و روابط با ديگران را چه در محل كار، يا ميهماني ها و مصاحبه ها و از همه مهمتر در بين خانواده، بهبود بخشيد. فكر كنيد در يك ميهماني نشسته ايد، ناگهان احساس تنهايي مي كنيد، از خود مي پرسيد، "مردم اين همه حرف مهم را از كجا مي آورند كه اين چنين ممتد با يكديگر صحبت مي كنند؟" پاسخ اين است كه حرف مهمي در كار نيست بلكه مردم سعي مي كنند موضوع مهمي براي صحبت پيدا كنند و بعد، درباره آن به گفت و گو بپردازند. گفت و گويي كه در واقع به واسطه آن نشان داده مي شود، افراد با يكديگر مرتبط اند. به عبارتي صحبت ميان افراد، از رابطه آنان سخن مي گويد. اجزاي قابل توجه اطلاعاتي كه به وسيله معاني كلمات منتقل مي شوند پيام و آنچه در باره روابط مخابره مي شوند، تلقي در قبال يكديگر و موقعيت و حرفي كه مي زنيم، فراپيام را تشكيل مي دهند. اين همان فراپيام است كه نسبت به آن واكنش شديد نشان مي دهيم. به عنوان مثال اگر كسي در حالي كه آرواره هايش را به هم فشرده و در حالي كه كلمات را با غضب و فشار از دهانش خارج مي كند به شما بگويد "من خشمگين نيستم" اين پيام را از او نمي پذيريد و به جاي آن فراپيام را از او قبول مي كنيد و نتيجه مي گيريد كه او خشمگين است. گفتن عباراتي نظير "تو اين را نگفتي اما طرز بيانت اين معنا را داشت" يا "چرا اين طور گفتي؟" يا "مسلم است اشكالي وجود دارد، لحن كلامت اين را به خوبي نشان مي دهد" واكنشهايي نسبت به فراپيامهاي سخن هستند. در حاليكه كلمات اطلاعاتي را منتقل مي سازند، طرز سخن ما، بلندي صدا، سرعت حرف زدن، طرز اداي كلمات با تاكيدها، ذهنيت ما را مشخص مي نمايند. سر به سر گذاشتن، توضيح دادن، تهمت زدن، اينكه احساسي دوستانه داريم يا خشمگين هستيم، آيا مي خواهيم صميمي تر شويم يا بيشتر فاصله بگيريم و غيره. به عبارت ديگر طرز گفتار ما معاني اجتماعي را مخابره مي كند. گرچه ما پيوسته در سخن خود نسبت به معناي اجتماعي واكنش نشان مي دهيم اما حرف زدن در باره آن برايمان دشوار است. زيرا در فرهنگ تعاريف كلمات آن را نمي يابيم. انديشيدن، ديدن و يا حرف زدن در باره نيروها و فرآيندهايي كه براي آن نامي نداريم، حتي اگر اثرشان را احساس كنيم دشوار است. علم زبان شناسي واژه هايي در اختيارمان مي گذارد كه فرايندهاي ارتباط را توصيف مي كند و در نتيجه امكان ديدن، حرف زدن يا انديشيدن در باره آنها را ميسر نمي سازد.جلسه هفتم : آموزش فن بيانارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني - زبان اشاره ) گوش دادن هم ارتباط كلامي است زندگي انسان از بدو تولد در ميان ديگران و در اجتماع آغاز مي شود. �نوزاد كه به تدريج در ميان ديگران زندگي مي‌كند، رفتارهاي اجتماعي را ياد مي گيرد و با محيط زندگي خود سازگار مي شود. �يكي از رفتارهاي اجتماعي انسان حرف زدن يا ارتباط كلامي است. �بطور كلي ارتباطCommunication يعني فرايند انتقال پيام از فرستنده به گيرنده مشروط برآن كه محتواي مورد انتقال از فرستنده‌ برگيرنده منتقل شود و بالعكس . براي برقراري رابطه، انتقال دهنده و گيرنده بايدكد يا رمزمشتركي داشته‌باشند تا معني اطلاعات موجود درپيام بدون‌اشتباه تعبير‌شود.�۱ �اين كد يا رمز مشترك در ارتباط كلامي از جنس كلام يا زبان مشترك است ; كه خود همواره با رمزها و كدهاي غير كلامي مثل حركات و حالتهاي بدن , چهره و دست و ... همراه است ( زبان بدن ) . اين رفتارهاي غير كلامي به شكلي تفكيك ناپذير بخش كلامي شنونده را تحت تاثير خود قرار مي دهد . با توجه به تعريف ارتباط، هر ارتباطي دو سو دارد: يكي فرستنده و ديگري گيرنده (فعلاً به پيام و كانا‌ انتقال آن كاري نداريم.) �در ارتباط كلامي فرستنده همان گوينده‌است و گيرنده همان شنونده . �بنابراين مي بينيد كه نقش شنونده كم از گوينده نيست و هر دو نقشي برابر در انتقال پيام يا در ارتباط كلامي دارند. �پس گوش‌دادن هم بخشي از ارتباط كلامي است. �حالا به اين پرسش پاسخ دهيد: يك شنونده خوب چه ويژگي هايي دارد؟ �شنونده ي خوب يا فعال نقش خود را در ارتباط كلامي مي داند و آن را دست كم نمي گيرد. براي مثال وقتي كسي حرف مي زند، شنونده ي خوب مراقب است كه حواسش پرت نشود. براي اين كار سعي مي كند هرچند لحظه يك بار حرف‌هاي شنونده را در ذهن خود خلاصه كند و مهم‌ترين بخش آن را به خاطر بسپارد. �مراقب زبان بدن يا پيام‌هاي غيركلامي خود است . براي اين كار سعي مي كند به حالت‌هاي خود تسلط داشته‌باشد. گاه‌‌گاه با يك حركت سر يا دست يا تغييرحالت در چهره‌ نشان دهد كه دارد به حرف گوينده توجه مي كند. گاه با بيان كلمه‌هاي كوچك و اصوات لازم گوينده را تشويق مي كند كه به حرفش ادامه دهد. �▪به ارتباط از طريق چشم اهميت مي دهد و به چشم‌هاي طرف مقابل نگاه مي كند. �▪وسط حرف گوينده نمي آيد و كلامش را قطع نمي كند. �▪بي حوصلگي و بي تابي نمي كند و نشان نمي دهد كه باقي حرف را مي داند. �▪سعي نمي كند پيش‌داوري و قضاوت كند يا گوينده را محكوم كند. �▪ به فكر دفاع از خود نيست و تلاش نمي كند عقايد خود را به ديگري بقبولاند. �▪براي پاسخ به پرسش ها عجله نمي كند و فرصت مي دهد طرف مقابل فكر كند. �▪سعي مي كند احساسات گوينده را درك كند و براي اين كار بد نيست خودش را به جاي او بگذارد. �▪در مواقع لزوم احساس طرف مقابل را در قالب كلمه‌هاي خودش (شنونده) بازگو مي كند. �▪ اطلاعات خود را به رخ طرف مقابل نمي كشد. �▪ سعي مي كند پيا‌م‌هاي غيركلامي گوينده را درك كند. �▪گوينده را سوال پيچ نمي كند. البته بايد توجه داشته باشيم همه‌ي اين سفارش‌ها براي موقعي است كه كسي بخواهد شنونده‌ي فعالي باشد. مسلماً ما هميشه فرصت نداريم يا به دلايل ديگر اصلاً مايل نيستيم شنونده‌ي فعالي باشيم در آن صورت بايد به فكر تكنيك‌هايي براي پايان دادن به گفتگو باشيم.جلسه ششم : آموزش فن بيانارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني - زبان اشاره ) زبان بدن را بهبود بخشيم جهان امروز جهان ارتباطات است ولي اين لغت �ارتباطات� مي‌تواند دو معني داشته باشد يكي همان ارتباطات از راه دور و بي‌سيم و دنياي مجازي اينترنت و چيزهايي از اين قبيل. معناي ديگر روابط بين انسان‌هاست كه مي‌خواهيم در زير به آن بپردازيم. همه ما روزانه با افراد زيادي برخورد داريم كه نزديك‌ترينشان اعضاي خانواده‌مان هستند و شايد نفر آخر يك صندوق‌دار فروشگاه باشد. ولي صرفدون ترس

1- اين رو قبول كنيد كه همواره كمي ترس و عصبانيت همراه شماست.

اين اصل خيلي مهمي تو انجام يك پرزنت هست. بهتره خودتون به حضار بگين كه كمي ترس ورتون داشته تا اينكه خودشون كشف كنن كه شما كمي استرس و ترس دارين. اينجوري ديگه لازم نيست استرس و ترس خودتون رو بپوشونين وكلي از سنگيني كارتون كم ميشه. شما ميتونيد اين مطلب كه كمي استرس و ترس دارين رو به صورت جوك و فان به حضار بگين. مثلا بگين كه “1 ساعت پيش فقط من و خدا ميدونستيم كه من درباره ي چي ميخام صحبت كنم؛ ولي حالا فقط خدا ميدونه چي ميخواستم بگم!! ”

2- بازنگري به حضار

حالا كه قبول كردين هركسي موقع ارائه دادان كمي ترس وعصبانيت داره، نوبت اونه كه يه جور ديگه به حضار نگاه كنين. يعني به جاي اينكه اونها رو افرادي هستن كه ميخان پرزنت شما رو ارزيابي كنن اونها رو افرادي در نظر بگيرين كه ميخان بعد از شما اونها هم ارائه داشته باشن. پس طبق اصل 1 اونها هم كمي ترس و استرس دارن، پس دليلي نداره كه شما هم عصبانيت نداشته باشين.

يك ديد ديگه به حضار اينه كه اونها رو به عنوان دوستايي در نظر بگيرين كه مثلا 10 ساله نديدينشون، به اين طريق شما ميتونين يك ارتباط چشمي (Eye contact) عالي با مخاطبينتون داشته باشين. به اين علت كه شما همش در اين فكر خواهيد بود كه به چشم ها و صورت حضار نگاه كنيد و پيش خودتون فكر كنين كه اونها رو قبلا كجا ديدين.

تو بعضي كتابها گفته ميشه كه فكر كنين كسي دور و برتون نيست و شما تتنها هستيد، ولي پنداشتن چنين حالتي در حالي شما ميدونيد سالن پر از افراد مختلفه خيلي سخته، پس بهتره يكي از دو حالت بالا رو در نظر بگيرين.

3- كمك گرفتن از رسانه هاي تصويري

بيشتر افراد از اينٍ ارائه ميترسن كه ميدونن افراد زيادي دارن اونها رو تماشا ميكنن. پس بهترين كار در اين حالت اينه كه نگاه اونها رو از خودتون دور كنيد. چه جوري؟ نظرتون راجع به استفاده از پاورپويت يا پخش كردن تعدادي كاغذ بين حضار چيه ؟! اينجوري نصف بيشتر زماني كه شما دارين ارائه ميدين نگاه حضار به شما نيست و شما ميتونين با خيال راحت كارتون رو دنبال كنين، و هر وقت ديدين كه كسي نگاهش به شماست، فورا كسي رو پيدا كنيد كه حواسش به اسلايد ها و يا كاغذ هايي كه بشون داديد !

4- عمدا اشتباه كنيد !

براي مثال وقتي كه به طور عمدي كاغذ نت هاتون از دستتون به زمين مي افته هنگام برداشتنش از روي زمين بگين كه از اينجا به بعد ارائه ي من گيج كننده تر ميشه. اين باعث ميشه كه حضار كمي بخندن. و اين باعث جذابتر شدن بيشتر ارائه شما ميشه و مسلما ميتونه روي راي داورها هم تاثير بذاره.

مثلا يادمه كه يكبار يكي از دوست هام ارائه اي در باره ي “جوشكاري زير آب” داشت و جزو معايب اين روش، خورده شدن توسط كوسه رو ذكر كرده بود!

مطمئن هستم بعداز ابن عمل و دريافت اين نكته كه حواس شنودگان با شماست، با اعتماد به نفس بيشتري به كارتون ادامه ميدين.

5- فقط براي يك نفر نطق كنيد.

يكي ديگه از عواملي كه باعث ترس ارائه دهنده ميشه، شلوغي سالنه. اينكه تعداد زيادي آدم ساكت اونجا نشستن و منتظر نطق شما هستن. پس بهترين كار تو اينجور مواقع اينه كه روي صحبتتون فقط به يك نفر باشه. و بقيه اصلا توجهي به سخنراني شما ندارن. هرچند لحظه هم اين شخص رو عوض كنين و روي شخص ديگري فوكوس كنين.

6- تائيرگذاري با نظرات شخصي

فقط سعي نكنيد روي موضوع فوكوس كنيد. سعي كنيد نظرات خودتون رو هم توي اون موضوع ارائه بدين. اليته اين نظراتتون رو بايد از قبل آماده كرده باشين. مسلما كسايي كه اونجا جمع شدن فقط نميخان گردآوري شما رو راجع به يك موضوع بدونن و به نظرات شما هم علاقمندن وگرنه به جلسه ي شما نميمودن!

7- تمرين، تكرار و آزمايش

هركسي با توجه به خلق و خو و خصوصيات فرديش، ميتونه يه نوعي استرس و ترس خودشو كاهش بده. مثلا يكي با قدم زدن، يكي با توي دست گرفتن يه خودكار و يكي هم با خوردن جرعه اي آب. شما ميتونيد تو ارائه هاي مختلف با تمرين و تكرار اين ترس رو كاهش بدين. پس از داوطلب شدن براي ارائه تو كلاس هرگز غافل نشيد كه همين قدم هاي كوچيك ميتونه شما رو به بهترين سخنرانها و ارائه دها با تاكيد فراوان بيان نمايد. با استفاده از آدرنالين مي توانيد ژست خود را افزايش دهيد، خنده ي خود را افزايش دهيد.اگر شما ازآدرنالين استفاده� مي كنيد عرق كردن زياد مهم نمي باشد.

آدرنالين: (در شرايط استرس، توليد سلول هاي ايمني نوع لنفوسيتT افزايش مي يابد ومقدار زيادي سم در بدن انسان جمع مي شود. توليد هورمون آدرنالين به دنبال استرس و شرايط ناموزون با بدن، افزايش مي يابد. توليد بيشتر آدرنالين به بدن كمك مي كند تا انرژي بيشتري براي مقابله با شرايط جديد داشته باشد. از طرفي توليد آدرنالين، ذخاير موادقندي را تخليه مي كند. افزايش ترشح هورمون هاي بدن، پاسخ طبيعي بدن ما به استرس است.)



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۹:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

روانشناسي سنجش صدا و هيپنوتيزم

 آزمون روانشناسي سنجش صدا و هيپنوتيزم ، براي هنرپيشه‌ها، خوانندگان، موسيقيدانان،  برگزار مي‌شود تا ببينند كه مي‌توانند نهايت مهارت خود را بدون هيچ نگراني و اضطرابي اجرا كنند.  آزمون روانشناسي سنجش صدا و هيپنوتيزم  براي مصاحبه‌هاي شغلي نيز مفيد است.

تصويرسازي ذهني براي برآمدن از عهده آزمون سنجش صدا به كمك هيپنوتيزم

براي روانشناسي سنجش صدا به كمك هيپنوتيزم ، صفحه تلويزيون يا سينما را مجسم كنيد. شما نقش بازيگر، كارگردان و ساير عوامل كارگزار را داريد. نتيجه‌اي كه مي‌خواهيد براي روانشناسي سنجش صدا و هيپنوتيزم، به آن دست يابيد را ايجاد كنيد. خود را در حال انجام آن شغل تجسم كنيد.

تلقين براي برآمدن از عهده آزمون سنجش صدا به كمك هيپنوتيزم

 براي روانشناسي سنجش صدا و هيپنوتيزم مرتب به خود بگوييد: من كاملا" دوره ديده‌ام و آماده ي انجام اين كار هستم. اعتماد به نفس من زياد است و روي موفقيت در انجام اين كار متمركز شده‌ام. اين كار را مي‌خواهم و شايستگي آن را نيز دارم.

منبع " كتاب راهنماي كامل هيپنوتيزم پيشرفته با ترجمه دكتر آرام "

انتشارات تجسم خلاق

www.aram24.ir

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۹:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

روانشناسي سخنراني و هيپنوتيزم

چه سخنراني رسمي باشد، چه غير رسمي، مي‌توانيد با آماده كردن خود در حالت خلسه، افكاري را ماهرانه در ذهن ديگران القا كنيد. چه در امور سياسي، تجاري و اجتماعي مهارت داشته يا نداشته باشيد، آنچه كه شما مي‌گوييد و نحوه ي بيان آن مي‌تواند درهايي را به روي شما بگشايد يا ببندد.

تصويرسازي ذهني براي روانشناسي سخنراني و هيپنوتيزم

براي روانشناسي سخنراني و هيپنوتيزم ، تصور كنيد كه در جلسه‌اي هستيد و رو به فانوس و تماشاچيان قرار داريد و مستقيما" به چشم هاي آنان نگاه مي‌كنيد. با جمله‌اي سخنان خود را آغاز مي‌كنيد. شما متن سخنراني را تمرين كرده‌ايد و از نتيجه ي آن آگاه هستيد. نمونه اي از عملكرد خود را تجسم كنيد و بعد شاهد كف زدن تماشاچيان باشيد.

تلقين براي روانشناسي سخنراني و هيپنوتيزم

براي روانشناسي سخنراني و هيپنوتيزم ، مرتب به خود بگوييد: صحبت كردن جلوي مردم براي من آسان است؛ چون كه آمادگي انجام اين كار را دارم. وقتي از قبل تمرين مي‌كنم، اعتماد به نفس به دست مي‌آورم و صداي خود را به وضوح ادا مي‌كنم. من داراي معلومات، سرگرم كننده و قانع كننده هستم.

منبع " كتاب راهنماي كامل هيپنوتيزم پيشرفته با ترجمه دكتر آرام "

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۹:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

 

 

 

به گفته متخصصان اگر زماني تصميم گرفتيد هزينه زيادي براي كاهش استرس با استفاده از روش ماساژدرماني بپردازيد، اندكي تامل كنيد و دست نگه داريد، چون روش هاي ساده اي مثل چند تنفس عميق و نيز شنيدن آهنگ هاي آرام بخش به اندازه ماساژ در كاهش اضطراب و استرس موثر هستند.

ورزش و تمرينات هوازي منجر به بهبود استقامت، ظرفيت كاري و قدرت و نيروي بدني مي‌شوند. ورزش همچنين از طريق بهبود قدرت عضلاني و تأثيرات حركتي، انرژي مصروفه براي انجام بسياري فعاليت‌ها را كاهش داده و منجر به بهبود تحمل و استقامت ورزشي حتي زماني كه هيچ تغيير فيزيولوژيكي ديگري رخ نداده است، مي‌شود.
در حالي كه اضطراب، از آرامش طبيعي ما جلوگيري مي كند، يكي از ساده ترين راه ها، انجام تمرين هاي تنفسي براي كاهش تنش و افزايش آرامش است.
بسياري از سنت هاي باستاني مثل يوگا و مديتيشن از روش هاي تنفس براي تغيير وضعيت روحي استفاده مي كنند و پزشكان غربي نيز در پي تشخيص ارتباط انواع مختلف تنفس با سلامتي هستند، مثلا افراد هيجان زده تندتر از ديگران تنفس مي كنند، در حالي كه افراد افسرده بيشتر آه مي كشند و ميل دارند بعد از بازدم شروع به صحبت كنند.
مقصود اصلي تنفس، تامين هواي كافي براي شش هاست كه اكسيژن ضروري را وارد خون و در همه سطح بدن پخش كند. بازدم ، شش را براي تنفس بعدي خالي مي كند. به علاوه به بدن اين فرصت را مي دهد كه گازهاي زايد مثل دي اكسيد كربن را خارج كند.

انواع روش هاي تنفس
ميزان تنفس به طور طبيعي در اوقات مختلف روز و در موقعيت هاي مختلف مثل راه رفتن، نشستن و دويدن تغيير مي كند. اين موارد بستگي به سطوح مختلف آرامش و استرس دارد.
دو صورت اساسي تنفس عبارتند از: تنفس سينه اي و تنفس ديافراگمي (يا شكمي)

1- تنفس سينه اي
تنفس سينه اي، سريع ترين روش جذب اكسيژن به خون است و معمولا در طي ورزش شديد، هيجان، ترس، اضطراب يا شرايط اضطراري اتفاق مي افتد. اما وقتي كه انرژي كم است، براي افزايش انرژي نيز رخ مي دهد.
در طول تنفس سينه اي، ماهيچه هاي دنده جمع مي شوند و سينه را وادار به بالا و پايين رفتن مي كنند تا هوا به سرعت به بخش بالاي سينه برسد.
تنفس، سطحي و تند است و بيشتر بر دم تاكيد دارد و واكنش كلي اضطراب كه باعث تنش ماهيچه ها مي شود، در كل بدن ايجاد مي شود.
اين كار اگر زياد طول بكشد، يا الگوي دايمي تنفس شود، ممكن است بدن به استرس مداوم دچار شود كه براي سلامتي مضر است.
در ضمن ممكن است تنفس زياده از حد موجب شود دي اكسيد كربن بيش از حد خارج گردد و تغييراتي متابوليكي در بدن ايجاد شود و غش را به دنبال داشته باشد.

2- تنفس ديافراگمي
تنفس ديافراگمي بسيار موثرتر از تنفس سينه اي است و آرامش را بيشتر مي كند.
تنفس كننده به جاي اين كه از ماهيچه هاي دنده استفاده كند، از انقباض موزون و آرام ديافراگم استفاده مي كند. ديافراگم يك پرده ماهيچه اي گنبدي شكل است كه سينه را از حفره هاي شكمي جدا مي كند.
همانطور كه عمل دم را انجام مي دهيد، ديافراگم جمع و باز مي شود و فضاي سينه را زياد مي كند و هوا را به داخل شش ها مي كشد.
شش ها كاملا پهن مي شوند و به سمت پايين مي روند و حركت ديافراگم به آرامي اعضاي شكمي را ماساژ مي دهد.
در بازدم، ديافراگم به حالت آرامش در مي آيد و به سمت بالاي سينه حركت مي كند و هوا را از شش خارج مي كند. مي توانيد حركت ديافراگم را در حين دراز كشيدن، حس كنيد.
در اين نوع تنفس، اكسيژن بيشتري براي متابوليسم تامين مي شود و مانع ايجاد دي اكسيد كربن در شش ها و اسيد لاكتيك در خون مي شود . پس، بيماري عصبي و خستگي را دور مي كنيد.

اساس روش تنفس درماني
بدن انسان براي مقابله با محرك ها و يا استرس ها سازش مي يابد. در چنين اوقاتي تنفس سينه اي سطحي و نامرتب رخ مي دهد، ماهيچه ها سخت مي شود و احساس هيجان و ترس ممكن است به وجود آيد.
در مواردي كه استرس مداوم وجود دارد (مثل شغل سخت يا ازدواج مسئله دار)، اضطراب طولاني مدت رخ مي دهد و ممكن است به ايجاد بيماري هايي مثل فشار خون بالا ، بيماري هاي قلبي و ريوي، ميگرن، سردرد و هيجان منتهي شود.
موثرترين راه براي مبارزه با اضطراب و جلوگيري از بروز چنين بيماري هايي، اختصاص دادن زماني براي ايجاد آرامش است
در واقع تنفس ديافراگمي، آرامش ماهيچه اي و آسودگي ذهن را به وجود مي آورد. بدن انرژي كمتري را استفاده مي كند و كار كمتري از اعضايي مثل قلب، شش و مغز كشيده مي شود. تمرينات آرامش، تب و فشار خون را پايين مي آورد. همچنين باعث مي شود كه افراد بهتر بخوابند، مهارت هاي جديد را راحت تر بياموزند و احساس نيروي بيشتري كنند، سازگاري بيشتري داشته باشند و لذت هاي بيشتري را در زندگي خانوادگي خود تجربه كنند.

شيوه انجام تنفس درماني
هرگاه متوجه شديد تنفس سينه اي داريد، هوا را با نفس عميق به درون بكشيد و بگذاريد به آرامي خارج شود. در حين بازدم بايد در تمام بدن تان احساس آرامش كنيد.
به علاوه، دوره ي آرامش 10 تا 15 دقيقه اي، سلامت جسمي و ذهني را افزايش مي دهد و به شما در مقابله با تاثيرات مضر استرس كمك مي كند.
كار را در يك اتاق آرام كه تهويه مناسبي دارد و شما در آنجا احساس راحتي داريد، آغاز كنيد.
گردن و سر بايد در يك راستا باشند. چشم هاي خود را ببنديد و در حالي كه يك دست را به آرامي روي شكم مي كشيد تا حركت ديافراگم را متوجه شويد، تنفس ديافراگمي را تمرين كنيد. بر روي ريتم تنفس خود تمركز كنيد و بگذاريد منظم تر شود تا جايي كه فاصله اي بين آنها نباشد. همانطور كه آرام تمرين مي كنيد، به سردي هواي ورودي و گرمي هواي خروجي نيز دقت داشته كنيد. وقتي كه فكري به ذهن شما هجوم آورد، بگذاريد بدون اين كه در مغز بماند خارج شود، سپس تمركز خود را روي ريتم تنفس نگه داريد.
بعد از 7 تا 10 دقيقه مغز شما روشن مي شود و بدن آرامش مي يابد. به تدريج متوجه صداهاي محيط شويد و به آرامي چشم ها را باز كنيد.

آرامش پيشرفته ماهيچه اي
در هنگام اضطراب، عملكرد بيشتر دستگاه عصبي، ماهيچه ها را بيشتر تحريك مي كند و باعث منقبض شدن آنها مي شود. روش آرامش پيشرفته ماهيچه اي، گروه هاي ماهيچه اي را يكي يكي آرام كند و اگر به طور مرتب تمرين شود، فرد بدون استرس مي گردد.
اتاق آرامي را كه در آن احساس راحتي مي كنيد به مدت 10 تا 15 دقيقه انتخاب كنيد.
كفش ها را در آوريد و با چشمان بسته روي تخت يا فرش، دراز بكشيد، در حالي كه سر، گردن و تنه در يك راستا باشند.
كار را با بالا بردن ابروها و سخت كردن ماهيچه پيشاني در پنج شماره آغاز كنيد. سپس آرام باشيد و تفاوت را در ماهيچه ها حس كنيد. اين كار را تكرار كنيد و سپس اين روش را با ديگر ماهيچه هاي بدن انجام دهيد.
ابتدا چشم ها را با فشار ببنديد. بعد با دهان باز و ماهيچه هاي سخت شده صورت، لب ها، ابروها و چانه را چين دهيد. اين كار را با سفت كردن ماهيچه هاي آرواره و فشار دادن دندان ها ادامه دهيد. بعد با بالا بردن شانه ها و سخت كردن شانه ها و گردن و سپس با بالا بردن بازوي چپ و سخت شدن ماهيچه هاي بازو و فشار دادن شست و در ادامه با سخت كردن بازوي راست اين كار را ادامه دهيد.
در اين مرحله ماهيچه هاي دنده را منقبض كرده و توجه كنيد چطور تنفس شما تغيير مي كند. آرام باشيد و سپس ماهيچه هاي معده را كشيده و سفت كنيد. تا 5 شماره نگه داريد. سپس آرام نماييد و نفس را بيرون دهيد. سپس پاي چپ را و بعد پاي راست را كمي بالا ببريد و پا را از خود دور كنيد تا ماهيچه ها سفت شوند. تا 5 شماره نگه داريد و سپس بگذاريد پايتان بيفتد. اين كار را تكرار كنيد.

 

http://robabnaz9.persianblog.ir/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۹:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

فن بيان (مكالمه معكوس- Reverse Speech)

ذهن انسان از دو لايه تشكيل شده، ضمير خودآگاه و ضمير ناخودآگاه.

زماني كه شما با اراده خود كاري انجام مي دهيد كه به زير و بم آن آگاهيد، ضمير نا خودآگاه تان هم بيكار ننشسته و محرك هاي زير آستانه اي Subliminal stimuli)1) ايجاد مي كند كه -ادعا مي شود- در ناخودآگاه طرف مقابلتان تأثير مي گذارد.2

يكي از اين محرك هاي زير آستانه اي به نام مكالمه معكوس(Reverse Speech)  توسط محقق استراليايي، ديويد جان اوتس (David John Oates)  به دنيا معرفي شد.

اوتس پس از بررسي هزاران ساعت سخنراني ، مكالمات و مناظرات ضبط شده، نظريه اي ارائه داد كه بيان مي كند: اگر مكالمات انسان از انتها به ابتدا پخش شود عباراتي كه معمولاً كوتاه و در رابطه با كلام گفته شده هستند، شنيده مي شوند. اين عبارات حاوي جملات و مفاهيمي است كه به نوعي با بدنه اصلي گفتار (forward speech) مرتبط است. يعني اغلب يا در جهت تكميل گقتار اصلي است و يا نكته اي را كه در گفتار اصلي از قلم افتاده بيان مي كند و يا در مواردي كه گوينده تحت فشار است يا دروغ مي گويد، حقيقت را بيان مي كند. در برخي موارد هم بازتابي است ازانگيزه ها و عقده هاي رواني گوينده .

نكته مهم اينست كه مكالمه معكوس و گفتار رو به جلو از يك ديگر قابل تفكيك نيستند. در واقع نمي توان آگاهانه مفهومي را در مكالمه برعكس گنجاند و يا از بروز آن جلوگيري كرد.

پيغام معكوس به صورت ناخودآگاه در بين صحبت هاي عادي بروز مي كند و مهمتر اينكه آن جنبه ي صحبت هاي معكوس، احساسات واقعي و صحبت هاي واقعي شخص گوينده مي باشد بدون اينكه خود متوجه آن باشد. اگر بخواهيم در يك جمله خلاصه كنيم بايد بگوييم: مكالمه ي معكوس، صداي واقعيت و واقعي گوينده است. در مقاله اي با عنوان "تحليل مكالمه ي معكوس" كه توسط فرانسيس لورگن نوشته شده، از اين پديده با عنوان "يابنده ي حقيقت هزاره" نام برده مي شود.

دانشمندي  به نام خوان الن در مقاله اي كه به بررسي نتايج موارد آزمايش شده مي پردازد، مكالمات معكوس را به اين دسته ها تقسيم نمود:

§        مكالمات معكوس ممكن است در تاييد صحبت هاي معمولي و آشكار گوينده باشد.

§        مكالمات معكوس ممكن است حاوي اطلاعاتي تكميلي در راستاي صحبت هاي معمولي و آشكارا باشد.

§        مكالمات معكوس ممكن است كلا در تناقض با حرف هاي معمولي گوينده باشد.

§        مكالمات معكوس ممكن است دقيقا تاييد صحبت هاي معمولي و آشكار گوينده باشد.

§        در برخي موارد محتويات مكالمات معكوس جملات و حرف هايي است كه در ادامه و يا در زماني ديگر گوينده بيان مي دارد.

 

روش آزمايش و گرد آوري داده ها

آقاي اوتس در روند تحقيقاتي خود بر روي 30 نفر از افراد تحقيقاتي را انجام داد. وي ابتدا سه گروه تشكيل داد. به گروه اول موضوع مكالمه ي معكوس را توضيح داد و از آنها پرسيد كه آيا در حين صحبت هاي خود متوجه آن مي شوند؟ به گروه دوم گفته شد كه اين پيغام ها كاملا اشتباه هستند و آيا در صحبت هاي خود متوجه آن مي شوند؟ به گروه سوم چيزي گفته نشد و سپس از آن ها پرسيد آيا به غير از مكالمات عادي خود چيزي را مي شنوند؟ گروه اول تا 80 درصد موفق به شنيدن اين پيغام ها بودند. گروه دوم كمتر از 10 درصد و جالب اينكه در گروه سوم بيش از 50 درصد بود. بعلاوه، آزمايش انجام شد كه در آن افراد يك پاراگراف در مورد مادر مي خواندند و سپس در معكوس مكالمات آن ها حس واقعي آن ها به مادرشان مشخص گرديد. تحقيقات آقاي اوتس تا به آنجا پيش رفت كه چنين بيان داشت: "از طريق مكالمه ي معكوس نه تنها حقايق مخفي را مي توانيم آشكار سازيم بلكه علت سركوب كودك درون هر شخص را بر اثر هر اتفاق ناخوشايندي در گذشته را نيز مي توان از اين راه جستجو نمود." و اين ادعا يعني انقلابي در زمينه ي روانشناسي و فراروانشناسي. در ادامه آقاي اوتس نمونه ي عيني از يك آزمايش را مثال مي زند كه در آن از زني كه در كودكي مورد آزار و اذيت قرار گرفته اما خود به ياد ندارد آزمايشي گرفته و در معكوس مكالمات اين زن كاملا آزارهايي را كه در بچگي ديده بيان داشته بي آنكه خود متوجه آن باشد. امروزه علم مكالمه ي معكوس تا بدانجا پيش رفته كه در آن حتي جهت درمان هم استفاده مي نمايند.

 

كاربرد ها

به گفته ديويد جان اوتس، از اين فناوري به طور موفقفيت آميزي در مذاكرات تجاري و تكنولوژي دست يابي به اطلاعات در مشاغل محرمانه و رقابتي استفاده شده است. همچنين در ايالت اورگان (Oregon)  از اين روش در بازجويي هاي جنايي بهره برداري شده و در يك مورد هم جرم را، جدا از نتيجه تست DNA اثبات كرده است. (به نقل از سايت رسمي مكالمه معكوس)3

 

كوتاه از تاريخچه

اين نظريه براي اولين بار اوايل دهه 80 مطرح شد و اولين كتاب اوتس با موضوغ مكالمه معكوس و نتايج يافته هاي وي در سال 1987 چاپ شد. اوتس پس از آن به آمريكا مهاجرت كرد و در همان زمان پيشنهاداتي براي هم كاري در هر دو زمينه ي درماني و تحقيقاتي دريافت كرد و حتي در برنامه زنده لري كينگ در تلوزيون سي ان ان CNN's Larry King Live show)) ظاهر شد.

در سال 1995 دومين كتاب اوتس با محوريت مكالمه معكوس منتشر شد كه تقريبا دوران اوج توجه به اين رشته محسوب مي شود.

پس از آن در سال 1999 مخالفت ها با اين نظريه در جوامع علمي زياد شد و نهايتا اوتس را وادار به برگشتن به استراليا كرد.4

 

مكالمه معكوس در جوامع علمي

جايگاه نظريه مكالمه معكوس در محافل علمي تعريف چنداني ندارد.برخي دانشمندان با اين فرضيه كه پاريدوليا يعني گرايش مغز انسان براي دريافت نماهاي معنادار از نگاره‌هاي نامنظم از توجيهات اين نظريه است از پذيرفتن آن سر باز زدند. البته پژوهشي هم در اين زمينه نشان داده كه اگر آگاهي اوليه از قبل به مورد آزمايش داده نشود، در مورد نتيجه ي اصوات برعكس اختلاف زيادي وجود خواهد داشت.5

اكثر زبان شناسان اهميتي به اين نظريه ندادند و موسسات پژوهشي هم با اين توجيه كه ادعاهاي اوتس نا آزمودني هستند، از قبول آنها يا حتي بررسي آن ها اجتناب كردند. البته همان آزمايش هاي اندك انجام شده هم در يافته هاي اوتس را تاييد نكرد.6 البته نبود يك روش شناسي دامنه دار و تعصبات اوتس در مورد اين نظريه، باعث سقوط آن در حد يك "شبه علم" و "علم حاشيه اي"7 شد.8

 

هم اكنون اوتس در استراليا زندگي مي كند و كلاس هايي براي آموزش بهره برداري و شناسايي مكالمه معكوس برگزار كرده و 5 برنامه تلوزيوني، وي را در تحقيقاتش، پوشش مي دهند.

 

******

 

THE THEORY OF REVERSE SPEECH AND SPEECH COMPLEMENTARITY. 

(1) Human speech has two distinctive yet complementary functions and modes. The Overt mode is spoken forwards and is primarily under conscious control. The Covert mode is spoken backward and is not under conscious control. The backward mode of speech occurs simultaneously with the forward mode and is a reversal of the forward speech sounds. 

(2) These two modes of speech, forward and backward, are dependent upon each other and form an integral part of human communication. One mode cannot be fully understood without the other mode. In the dynamics of interpersonal communication, both modes of speech combined communicate the total psyche of the person, conscious as well as unconscious. 

(3) Covert speech develops before overt speech. Children speak backwards before they do forwards. Then, as forward speech commences, the two modes of speech gradually combine into one, forming an overall bi-level communication process. 9

 

****** Other File: در اين حالت مي توان انواع فايلها را ازهر نوعي كه باشد انتخاب كرد تا هنگام كليك روي دكمه فايل انتخاب شده اجرا شود .
 
بعد از انتخاب عمل مورد نظر دكمه OK را كليك مي كنيم .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۹:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.