مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3058
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 9
همه : 5164021

 

من و همسرم، بلد نيستيم حرف بزنيم

 وقتي به عنوان يك ناظر سوم به زندگي مشترك اين دو تن نگاهي بيندازيد، بي ترديد نقش كم رنگ شده گفتگوي خوب و موثر را خواهيد ديد كه چراغ پر نورش از دور دو دو مي‌كند ولي...
 
بسياري از اشخاص مدعي هستند كه نمي‌توانند با همسرشان راحت صحبت كنند،

*** زني شكايت مي‌كند كه :

نمي‌توانم با همسرم صادق باشم

همسرم مرتب سر من داد مي‌كشد

نمي‌توانم خودم باشم

شوهرم فقط به خودش فكر مي‌كند و به صحبت‌هاي من گوش نمي‌دهد.

وقتي به شوهرم حرفي مي‌زنم واكنش بسيار بدي نشان مي‌دهد

با هم صحبت مي‌كنيم اما صحبت ما سرد و بي روح است.

مدام مي‌گويد: خسته شدم خانم‌ها چقدر حرف مي زنن

بايد مواظب باشم، بايد روي كلماتم فكر كنم

از هم صحبتي هم لذت نمي‌بريم

كو گوشي كه حرف‌هايم را بشنود.

از بهترين و پرشكوه‌ترين تجليات زندگي متعادل، داد و ستد عاطفي بين زوجين است. در هيچ مرحله‌اي از مراحل زندگي نمي‌توان احساس بي نيازي از عواطف نمود
 
هم صحبتي زن و شوهر با هم، براي رشد و بقاي احساس صميميت آن‌ها نقش قطعي دارد. متأسفانه «بسياري از زوج‌ها» و شايد بتوان گفت «اغلب» آن‌ها از مهارت‌هاي لازم براي گفت و گو با يكديگر برخوردار نيستند و بي آنكه بخواهند گرفتار سوءتفاهم و دلسردي و تكدر خاطر مي‌شوند.
 
به نظر شما جنبه‌هاي حياتي يك گفتگوي خوب چيست و در واقع ارتباط و گفتگوي بد چه گفتگويي است. اگر اين سوال به ذهن شما نيز متبادر شده است،
 
پيشنهاد مي‌كنيم در ادامه اين يادداشت، 5 جزء اصلي يك رابطه و گفتگوي خوب را مطالعه بفرماييد:
 
گفتگوي خوب در ازدواج توأم با احترام است
من و همسرم بلد نيستيم، حرف بزنيم

گفتگوي خوب در ازدواج كمّي است

بيشتر زوج‌ها كمتر از 15 دقيقه در هفته با هم يك گفتگوي جدي و معقول دارند. خانواده‌هايي كه در آن هم مرد و هم زن كار مي‌كنند سعي مي‌كنند فرزندان را تشويق كنند در هر فعاليت تفريحي شركت كنند و همين باعث مي‌شود آن مشكل ديرتر نمود پيدا كند. مشكل لاينحل نيست اما مي‌توان از انجام هم‌زمان چند كار فايده برد.
 
گفتگوي خوب مي‌تواند موقع شركت در فعاليت‌هاي ديگر هم اتفاق بيفتد. موقع راه رفتن، كار كردن در خانه، تماشاي تلويزيون، جلسات خانوادگي يا وقتي كنار هم در ماشين نشسته‌ايد با هم حرف بزنيد.
 
گفتگوي خوب در ازدواج يك ارتباط دوجانبه است

درست مثل حرف زدن توأم با احترام در يك گفتگوي خوب، گوش دادن توأم با احترام هم ضروري است. ارتباط بد زماني شروع مي‌شود كه يك زوج عنان گفتگو را در دست مي‌گيرد اما شنونده هم مي‌تواند موجب بد شدن گفتگو شود. فقدان ارتباط بصري، اشارات منفي صورت و زبان و بدن ضعيف هم مي‌تواند موجب شود ارتباط خوب صورت نگيرد.
 
به زوجي كه در فرودگاه يا فروشگاه با هم حرف مي‌زنند خوب نگاه كنيد. آيا يكي از آن‌ها بر گفتگو تسلط دارد؟ آيا وقتي همسرش سعي مي‌كند چند كلامي براي دفاع از خود يا ابراز نظراتش بگويد، صحبتش را قطع مي‌كند؟ آيا فرد مسلط بر گفتگو حاضر به شنيدن حرف‌هاي طرف مقابل خود نيست؟ اگر اين‌طور است، اين گفتگو يك رابطه متقابل نيست و جزء بدترين گفتگوهاست.
 
درست مثل حرف زدن توأم با احترام در يك گفتگوي خوب، گوش دادن توأم با احترام هم ضروري است. ارتباط بد زماني شروع مي‌شود كه يك زوج عنان گفتگو را در دست مي‌گيرد اما شنونده هم مي‌تواند موجب بد شدن گفتگو شود
 
گفتگوي خوب در ازدواج بينش بيشتري طلب مي‌كند

مهم نيست كه يك حرف چقدر خوب بيان شود، بيشتر شنونده‌ها نمي‌توانند مفهوم و منظور واقعي و كامل گوينده را دريافت كنند. تنها راه غلبه بر سوء تفاهم‌ها در گفتگوها اين است كه سوال بپرسيد. اما براي داشتن يك گفتگوي خوب اين سوالات بايد در كمال احترام و محتاطانه پرسيده شود.
 
پاسخ‌هايي مثل، «اين احمقانه‌ترين چيزي است كه تا به حال شنيده‌ام، منظورت اين نيست كه...؟» به دنبال منظور واقعي گوينده است اما در كمال بي ادبي اين كار را مي‌كند. از طرف ديگر، يك عبارت مقدمه قبل از سوال مثل، «ببخشيد كه نتوانستم متوجه منظورت شوم، ميشه كمي بيشتر در مورد منظورت توضيح دهي»، با ادب و احترام كامل به دنبال منظور گوينده است.
 
گفتگوي خوب در ازدواج صادقانه است

هر زوجي كه مي‌فهمد همسرش در مورد چيزي به او دروغ گفته است، از آن به بعد هر وقت مشكلي پيش مي‌آيد نمي‌داند كه همسرش با او صادق است يا نه. متأسفانه دروغ‌گويي اثرات طولاني مدتي در رابطه دارد. صداقت فقط به معناي پرهيز از دروغ نيست. صداقت به اين معنا است كه از پنهان كردن چيزي كه همسرمان حق دانستنش را دارد خودداري كنيم. چرا اينكار را مي‌كنيم؟ معمولاً يا از قضاوت او واهمه داريم و يا مي‌ترسيم كه احساسات او را جريحه‌دار كنيم.
 
در يك گفتگوي خوب در ازدواج، جاي پنهان‌كاري و تغيير واقعيات از همديگر نيست. البته صداقت در گفتگو لزوماً به معناي خشونت نيست. صداقت بايد توأم با احترام باشد.

http://ravanshenasi.ravabet.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۷:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]


 
چگونه كودك رابه حرف آوريم  ؟
 
سلامت نيوز: يادگيري صحبت كردن يكي از هيجان‌انگيزترين كارهايي است كه كودكان انجام مي‌دهند. اين اتفاق خود به خود مي‌افتد؛ آنقدر كه حتي خودتان بسياري مواقع متوجه پيشرفت آنها نمي‌شويد. در چند سال نخست زندگي، نوزاد گريان شما به كودك كنجكاوي تبديل مي‌شود كه مدام از شما سوال مي‌پرسد، براي شما قصه مي‌گويد و احساسات واقعي‌اش را براي شما بيان مي‌كند. مردم معمولاً در مورد اينكه چگونه كودكان حرف زدن را ياد مي‌گيرند، كنجكاوند. در سه‌ چهار سال اوليه زندگي، كودكان همه چيزهاي اصلي و ضروري را براي صحبت كردن ياد مي‌گيرند؛ بدون آنكه درسي به آنها داده شود. در واقع، تمام كودكان زبان را ياد مي‌گيرند. فرقي نمي‌كند چه زباني باشد: انگليسي، عربي، پرتغالي، اسپانيولي و … زبان يكي از ويژگي‌هاي غريزي و ذاتي است و پتانسيل آن در تمام انسان‌ها وجود دارد. چيزي كه ما مي‌دانيم، اين است كه كودكان زبان را به سرعت ياد مي‌گيرند. آنها با برخي از مكانيزم‌ها متولد مي‌شوند كه باعث مي‌شوند اين تغييرات در كودكان به وجود آيد. مهم‌ترين تغييرات كه باعث رشد زباني كودكان مي‌شوند، در اوايل زندگي نوزاد شروع مي‌شوند؛ اما مهارت‌هاي زباني در بزرگسالي رشد و شكوفايي مي‌يابند.

نقش شما در اين فرايند
 در ابتدا، نوزاد شما براي برطرف كردن نيازهاي اصلي‌اش از ابزاري مثل گريه كردن استفاده مي‌كند؛ اما چند ماه بعد شروع به استفاده از صداها و كلمات ساده مي‌كند. چيزي كه او نياز دارد، محرك است و او محرك‌هاي مورد نيازش را از اطرافيان خود به دست مي‌آورد. توجه، علاقه و حرف زدن با كودك، آن چيزي را كه براي شروع نياز دارد، فراهم مي‌كند. اغلب پدر و مادرها نياز به آموزش در اين زمينه ندارند؛ چرا كه از همان بدو تولد نوزاد و نخستين لحظه‌اي كه چشم در چشم او مي‌دوزند، ارتباط برقرار كردن و حرف زدن با او را آغاز مي‌كنند.

چرا حرف زدن با نوزاد تا اين اندازه اهميت دارد؟
 تحقيقات نشان مي‌دهند كه حرف زدن با نوزاد اهميت بسياري دارد. اخيراً مهارت‌هاي كلامي نوزادان در كشورهاي بزرگ، مثل كانادا و آمريكا كاهش يافته و علت آن كاهش ارتباط كلامي والدين با كودكان ۳-۱ ساله است. به دلايل فراوان، از جمله مشغله‌هاي كاري، مسئوليت نگهداري از كودكان معمولاً به پرستارها واگذار مي‌شود و معمولاً پرستارها وقت كمتري را صرف حرف زدن با كودكان مي‌‌كنند. از طرفي، پدر و مادر پس از بازگشت به خانه نيز وقت كافي براي كودك‌شان نمي‌گذارند و به اندازه نياز با آنها حرف نمي‌زنند. آنها بيشتر به اسباب‌بازي‌ها و عروسك‌ها اكتفا مي‌كنند. انبوه برنامه‌هاي تلويزيوني و بازي‌هاي رايانه‌اي هر روز فاصله ميان والدين و كودكان را بيشتر مي‌كند. براي آنكه كودكان‌تان سخنوران متبحري شوند، نياز دارند كه از همان روزهاي ابتداي زندگي اين مهارت را تمرين كنند.

اصول صحبت كردن
 براي آنكه بدانيد كودكان چگونه حرف زدن را ياد مي‌گيرند، بايد با عوامل مختلف آن آشنا باشيد و يكي از اين عوامل ارتباط برقرار كردن است.

حالات
 لبخندها، تماس‌هاي فيزيكي، ارتباط برقرار كردن با چشم‌ها و … به نوزاد مي‌فهماند كه شما او را دوست داريد. حالات چهره و ايجاد تغييرات فيزيكي مهم‌ترين و اصلي‌ترين بخش ارتباط برقرار كردن با نوزاد در چند ماه نخست زندگي است. با استفاده از اين تكنيك ارتباطي منظورمان را بهتر مي‌رسانيم؛ به يش را چگونه شنيده و فهميده است. توضيح مختصر در مورد صحبت‌ها يا ارائه خلاصه‌اي از آنها بسيار مهم است. مثلا گفتن جملاتي مانند «پس من درست فهميدم كه....» يا «منظورت اينه كه...» و با بيان آنها با احساس غم، شادي، اضطراب يا ترس به گوينده مي‌فهماند من صحبت‌هاي تو را درست فهميدم يا نه، چه احساسي به آنها دارم و به كدام قسمت آن علاقه بيشتري دارم.


سلامت: اما گاهي يكي از همسران هميشه سرگرم روزنامه خواندن يا تماشاي تلويزيون است يا با بيان اينكه خسته‌ام و حوصله ندارم، نشان مي‌دهد تمايلي به گوش‌دادن صحبت طرف مقابل ندارد. در اين صورت، چه?كار بايد كرد؟


معمولا بيشتر اين رفتارها بهانه‌اي براي فرار از گفت‌وگو درباره موضوعي است كه شخص نمي‌خواهد آنها را بشنود. در اين موارد به همسران توصيه مي‌شود با توجه به شناختي كه از طرف مقابل دارند، پاسخ‌ها را پيش‌بيني كنند (نه قضاوت) و در زماني كه احتمال كمترين واكنش منفي را مي‌دهند، شروع به صحبت كنند و به محض شنيدن پاسخ‌هاي تكراري مانند «الان وقتش نيست»، سريع از كوره در نروند و در زماني مناسب‌تر و از راه ديگر وارد شوند.


سلامت: حرف آخر؟


تعيين زمان گفت‌وگو فرمول مشخصي ندارد اما مردها علاقه دارند پس از بازگشت به خانه مدتي استراحت و پس از آن صحبت كنند ولي خانم‌ها معمولا دوست دارند تا صحبت‌هاي جدي را به محض ورود همسر فوري مطرح كنند. بعضي از زوج‌ها ترجيح مي‌دهند موقع صرف غذا صحبت كند و بعضي هم از صحبت رودررو مي‌پرهيزند و ترجيح مي‌دهند با تلفن يا پيامك اين كار را انجام دهند كه اصل ارتباط بين زن و شوهر را زير سوال مي‌برد. البته گاهي صبر كردن بيش از حد براي رسيدن زمان مناسب گفت‌وگو باعث از بين رفتن اهميت آن مي‌شود. موضوع ديگر اين است كه هر صحبتي نياز به مقدمه و زمينه‌چيني دارد ولي گاهي به دليل طفره رفتن يا نگراني از بيان يك مطلب مهم و ترس از واكنش طرف مقابل چنان در مقدمه‌چيني غرق مي‌شويم كه اصل مطلب را فراموش مي‌كنيم. بر اساس يك اصل ساده ولي نه هميشه برقرار، بهتر است مسايل مهم، صريح، محترمانه و با كمترين مقدمه‌چيني بيان شوند.

http://www.salamatiran.com/NSite/FullStory/?Id=56513&Type=2


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۷:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]



۱۰ جمله ويرانگر كه نبايد به كودكان گفت!!



 
● با بچه ها چطور حرف بزنيم؟
 
هنگامي كه بچه ها تكليف خود را در مدرسه جا مي گذارند، امكان دارد حتي شمار زيادي از پدران و مادران فهميده، فرزند خويش را ملامت كنند و بگويند:" تو چقدر ناداني؟" . يا به طور مثال، چنانچه در يك روز تعطيل بچه ها با هم دعوا كنند، ممكن است والدين بردبار نيز از اين وضع شگفت زده شوند و بانگ برآورند:" به چه علت بچه هاي من چنين رفتاري دارند؟!".
 

احتمال  دارد بزرگ كردن بچه، همچون آزمايشي جهت سنجش ميزان صبر و استقامت پدر و مادر باشد، ولي اين مورد خيلي اهميت دارد كه كاربرد عبارت آزارنده، احتمالا حس عزت نفس بچه را كاهش مي دهد. "دونالد كيت"، رايزن روان شناس كودك در دانشگاه پنسيلوانيا، اظهار مي دارد: والدين بايد بدانند كه خشمگين و محروم ساختن بچه از برخي چيزها را بايد بدين جهت اعمال كنند كه بچه پي برد چه رفتاري بايد داشته باشد. به هر حال، پدر و مادر، امكانات روحي رواني ضروري را به منظور مهار موقعيت هاي گوناگون دارا مي باشند."
 

در مطالب زير ده مورد از جملات زيان بخشي را كه احتمال دارد والدين ابراز دارند و سپس راه كارهاي اجتناب از اين موقعيت ها را تشريح كرده ايم:
 

● از چه رو نمي تواني مانند فلاني باشي؟
 

"ماري" پيوسته تكاليفش را انجام مي دهد و دندان هايش را مسواك مي زند. ليكن برادرش "بابي"، اين گونه نيست و تمام امور را بايد به وي يادآور شد. چرا او قادر نيست همانند "ماري" باشد؟
 

روان شناسان گفته اند كه مقايسه صرفا موجب افزايش حسادت بين برادر و خواهر مي گردد. به باور يك روانشناس كودك" در صورتي كه بچه اي با خواهر يا برادرش يا بچه ديگري مقايسه شود، احتمالا از وي بيزار مي گردد."
 

در عوض مقايسه كردن بچه ها، براي فرزندتان دقيقا مشخص سازيد كه از او چه مي خواهيد؟!
 

اتاق تميز؟ ميز مرتب؟ آن بخش از كردار بچه را كه مايليد تغيير كند، به دقت مشخص سازيد.
 

براي فرزندتان تشريح كنيد كه خوي هاي نيكو، چه ياري هايي به او مي كند. مثلا به او توضيح دهيد كه عادت انجام به موقع تكاليف، سبب مي شود نمرات ممتازي كسب كند و در اين حالت نبايد دلواپس باشد كه تابستان نيز به مدرسه برود. چنانچه بچه متوجه شود كه شما ميل داريد وي، كردارش را در پاره اي از موارد عوض كند تا بهتر از آنچه هست، بشود، در اين صورت يقينا تغييرات فرزندتان را شاهد خواهد بود.
 

● چرا مانند بچه هاي خردسال رفتار مي كني؟
 

رفتار فرزند هفت ساله شما در يك تالار غذاخوري مانند بچه چهارساله است. شما شرمنده مي شويد و به وي يادآوري مي كنيد كه به چه دليل نظير خردسالان رفتار مي كني؟
 

پيامد كار چه مي شود؟ به بچه اهانت شده و او اكنون با تنفر فراوان، همه نمك را از درون نمكدان بيرون مي ريزد!
 

عوض ناراحت ساختن بچه، بكوشيد شرايطي را مهيا سازيد كه از پس تغيير دادن فرزندتان به طرز دلخواه برآييد. نسبت به رفتار فرزندتان، به نحو غير مستقيم بازتاب نشان دهيد. مثلا مي توانيد بگوييد:" مي دانم كه دوست داري پيش از رفتن به بستر، تلويزيون تماشا كني و من مايل نيستم اين فرصت را از تو بگيرم، ولي چنان چه تغيير رويه ندهي، نمي گذارم چنين كني." با اين حرف بچه در مي يابد كه احتمالا آن چيزي را كه دوست دارد، از كف مي دهد.
 

● چرا اين اندازه ژوليده و نامرتبي؟
 

فرزندتان، پوشاك نظيف و مرتبي به تن دارد، ليكن درست يك ساعت بعد با يك تي شرت كثيف، شلوار پاره و موهاي به هم ريخته جلوي شما حاضر مي شود.
 

انتقاد كردن از بچه، زمينه را براي كشاكش فراهم مي سازد. امكان دارد پدرومادر بپرسند، پس ما براي مهار فرزندمان چه بايد بكنيم؟ روانشناسان بدين سوال، اين سان جواب مي دهند:" هنگامي كه بچه تصميم مي گيرد با دوستانش بيرون برود، بگذاريد هر لباسي را كه مايل است، بپوشد ليكن چنان چه با شما براي شام خوردن بيرون مي آيد، نبايد هر لباسي را كه مي خواهد، بپوشد. فرزندتان بايد فرابگيرد كه در موقعيت هاي متفاوت، چه بپوشد. والدين مي توانند شيوه صحيح را درباره موضوعات گوناگون به بچه بگويند".
 

● تو بامزه ترين، قشنگ ترين و زورمندترين بچه دنيايي!
 

حتي يك لقب مثبت نابجا احتمالا محدوديت بچه شده و مانع مي شود كه وي خودش را به واقع آن گونه كه هست، ببيند و بشناسد. مثلا چنانچه بگوييد:" تو از تمام بچه ها، هوشمندتري"، امكان دارد سبب شود كه او حس كند، هيچ گاه با شكست روبه رو نمي شود.
 

از اطلاع خود در مورد استعدادهاي فرزندتان براي ترغيب و پيشرفت وي سود بجوييد نه اين كه برچسب شخصيتي به وي بزنيد. به عنوان مثال اگر بگوييد:" تو با هوشي و من مي دانم كه اينكار از عهده ات بر مي آيد" خيلي دلگرم كننده تر و ملايم تر از اين است كه چنين بگوييد:" تو باهوش ترين بچه دنيا هستي" مي توانيد اين مورد را بيازماييد. يقينا برچسب بد زدن به بچه مانند غيب گويي از منش وي عمل مي كند. به عنوان مثال اگر به او گفته شود "تنبل"، مايل است حتي تنبل تر اقدام كند زيرا مطمئنش ساخته ايد كه تن پروري جزو جدانشدني شخصيت اوست.
 

پدر و مادر بايد بكوشند عوض لقب منفي به كودك دادن، آن چيزي را كه به واقع مورد نظرشان است، بر زبان بياورند. آيا بچه كلا تنبل است؟ امكان دارد او امور روزانه اش را بدون يادآوري به اجرا در نياورد. در اين صورت والدين بايد بچه را با روش جايزه دادن يا تبيه كردن، ملزم به انجام كارهاي روزمره كنند.
 

● تو چقدر احمق هستي!
 

يكي از هدف هاي اصلي در تربيت فرزند، ايجاد اعتماد به نفس در بچه است. به جاي چنين عباراتي، جهت بهبود كردار فرزندتان اهتمام ورزيد سخنان ترغيب كننده و مثبت بيان داريد. به او ياد بدهيد كه چگونه كاري را به درستي صورت دهد. مثلا، چنان چه فرزندتان بدون توجه به رفت و آمد خودروها، به وسط خيابان مي دود، مي توانيد به وي بگوييد:" موقع عبور از خيابان، بايد دستم را بگيري".
 

هنگامي كه بچه دستتان را گرفت، اضافه كنيد:" تو خيلي باهوشي كه دستم را ميگيري. حالا مي توانيم با خيال راحت از خيابان رد شويم."
 

برخي اوقات آرزو مي كنم كه اي كاش بچه اي نداشتم.
 

آنچه فرزندتان از عبارت بالا مي فهمد، اين است: " تو ارزش نداري و من تو را نمي خواهم". او اين حرف را به دل مي گيرد و حتي تا بزرگسالي به يادش مي ماند.
 

آيا شما اينقدر بي خرديد كه به بچه بگوييد:" اي كاش اصلا تورا نداشتم!". در عوض چنين بگوييد:" بعضي وقت ها مرا خيلي ناراحت مي كني."
 

بهتر آن است كه پدر و مادر قواعد پيش گقته را اجرا كنند تا بدين حد از خشمناكي نرسند. وقتي بچه مي داند كه پدرومادرش چه انتظاري از وي دارند و مشاهده مي كند كه با او دمسازند، يقينا رفتار نيكوتري در پيش خواهد گرفت.
 

● مرا تنها بگذار
 

تمام پدر و مادرها پاره اي اوقات مايلند تنها باشند. ولي در صورتي كه پرخاش كنان از فرزندتان بخواهيد كه ايشان را به حال خود گذارد، مي انديشد كه دوستش نداريد. سعي كنيد بچه ها را در انجام امور روزانه شركت دهيد. حتي يكي بچه سه ساله هم مي خواهد در آماده ساختن ميز شام ياري كند.
 

اگر موقعي كه بچه ها به شما احتياج ندارند، وقتي را براي سپري ساختن با آنان اختصاص دهيد، در اين حالت زماني كه توجه شما به اجراي ساير امور است، بچه ها كمتر مزاحم شما مي شوند.آن هنگام كه لازم است تنها باشيد، مي توانيد به بچه بگوييد:" من خيلي تو را دوست دارم، اما حالا بسيار كار دارم." به او فرصت دهيد كه دريابد شما بعدا مدتي را با او مي گذرانيد. در صورتي كه فرزندتان اصرار كرد، مي توانيد بگوييد:" چنانچه بار ديگر حرفم را قطع كردي، ناچارا بايد به اتاقت بروي، چون اينجا اتاق من است." اين روشي در جهت دور كردن بچه نيست بلكه يك راه كار تربيتي به حساب مي آيد.
 

● خفه شو!
 

اين عبارت سبب مي گردد كه بچه حس كند شما كوچك ترين علاقه اي به شنيدن نظرش نداريد و اندك اندك به اين نتيجه دست مي يابد كه او فردي ناتوان در طرح هر پيشنهادي است.
 

شما مي توانيد با آرامش و خونسري به او بگوييد:" ساكت باش" و اگر اين لحن كلام بي اثر باشد، آن را با خونسردي ليكن محكم تر بيان كنيد. يا امكان دارد تلويزيون را خاموش كنيد و وي را به اتاقش بفرستيد.
 

يادتان باشد كه بچه ها همه چيز را از انگاره (الگوي) خود فرا مي گيرند. در صورتي كه مي خواهيد فرزندتان مودب باشد، بايد نخست خودتان با ادب باشيد. هيچ گاه به هم سن و سالتان نمي گوييد" خفه شو!" پس به بچه تان هم نبايد چنين حرفي بزنيد.
 

● اين كار را بكن وگرنه...!
 

ترساندن هاي بي مورد، در نهايت به زدوده شدن قدرت شما مي انجامد. اين قبيل گفتار سبب مي گردد كه بچه به رفتار ناپسندش ادامه دهد تا ببيند شما تصميم داريد چه كنيد. روش مطلوب، چينش تنبيه ويژه اي است كه مي توانيد به كار ببنديد. مثلا به اوبگوييد:
 

" اگر حالا دست از اين كارت نكشي، يك هفته كامل بايد در خانه بماني." يا " در صورتي كه مجددا اين عمل را تكرار كني، حق نداري پس از ناهار بازي كني." اينجاست كه بچه مي فهمد شما قادريد او را از برخي پيزهايي كه دوست دارد، محروم سازيد.
 

اگر حالا همراه من نيايي، ديگر با تو كاري ندارم و براي هميشه كنارت مي گذارم!
 

هر گز بچه ها را از رهاكردنش نترسانيد. پدر و مادر بايد براي فرزندشان پناهگاه امني باشند، تا از آنجا بچه ها بتوانند به دنيا گام نهند. در غير اينصورت آنان از حيث رفتاري، به افرادي وابسته وبدون اعتماد به نفس بدل مي گردند.
 

چنانچه كودك نوپايي داريد كه گوشه خيابان نشسته و تكان نمي خورد، بايد بگوييد:" يا با من بيا يا دستت را مي گيرم و با خود مي برم." و اگر ضرورت ايجاد كرد، بلندش كنيد و با خود ببريد. اگر فرزندتان دوست دارد وقت تلف كند، بكوشيد به وي توجه بيشتري داشته باشيد. مثلا بگوييد:" تو دقيقا پنج دقيقه وقت داري تا با دوستت بازي كني و بعد بايد برويم." اين كلام موثرتر از آن است كه بچه را بترسانيد به اين كه او را مي گذاريد و مي رويد.
 

اگر حرف هاي ناصحيح به فرزندتان زده ايد، فرصت هاي زيادي براي جبران آنها نداريد. بايد اذعان داشت كه اينان ويژگي برگشت ناپذيري دارند. روانشناسي موسوم به فلمينگ ت سخن مي‌گويند. آن‌ها لغات بيشتري را مي‌دانستند، بهتر از كلمات استفاده مي‌كردند و اشتباهات كم‌تري در صحبت كردن خود داشتند. شايد يكي از دلايل آن اين است والدين در هنگام سخن گفتن با كودكانشان اشتباهات آن‌ها را تصحيح مي‌كردند. چه كودكاني كه به داستان گوش مي‌كردند هم در قابليت سخن گفتن خود رشد كرده بودند اما ميزان آن‌ چندان قابل توجه نبود. كودكاني هم كه قبل از خواب به تماشاي تلويزيون مي‌پرداختند تقريباً هيچ پيشرفتي از خود نشان ندادند و قدرت تكلم آن‌ها تغيير چنداني نكرد. مطالعات كارشناسان نشان داد كودكان طي يك روزبه طور متوسط نزديك به 13 هزار لغت جديد را از طريق والدين خود مي‌شنوند و همچنين نزديك به 400 بار با والدين خود به طور مستقيم گفت‌وگو مي‌كنند. والدين بايد از اين فرصت‌ها نهايت استفاده را ببرند و با تصحيح اشتباهات كودكان و معرفي لغات جديد به آن‌ها قدرت مكالمه كودكانشان را تا حد ممكن بالا ببرند. فقط صحبت كردن صرف با كودكان كافي نيست و والدين بايد تلاش كنند كودك خود را به حرف زدن تشويق كنند.به كودكان خود اجازه دهيد افكار درون ذهنشان را بيرون بريزند حتي اگر در حد چند كلمه بي‌معني است.

http://robabnaz51.persianblog.ir/tag/%D9%82%D8%B5%D9%87_%D8%A8%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C%D9%85_%DB%8C%D8%A7_%D8%A8%D8%A7_%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86_%D8%AD%D8%B1%D9%81_%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%85_%D8%9F


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۷:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][