مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3366
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 13
همه : 5159755

 

چگونه با فرزندانمان حرف بزنيم تا به ما گوش كنند؟


كلمات مي‌توانند ذهن فرزندانتان را تغيير دهند. ياد بگيريد بهترين كلمات را استفاده كنيد.

پدر يا مادر بودن يكي از سخت‌ترين و در عين‌حال معنادارترين كارهاست. متاسفانه، تصورات متداول در مورد طريقه بزرگ كردن بچه‌هايي مسئوليت‌پذير ممكن است منجر به ارتباط نادرست و بي‌تاثير شود. بعضي والدين از روش‌هاي اجازه دادن استفاده مي‌كنند كه زبان مستقل و حس تاثيرگذاري را از او مي‌گيرد. بعضي والدين هم بيش از اندازه در اجازه دادن‌ها آسان مي‌گيرند تاجايي كه كودك محدوديت و كنترل فردي را ياد نمي‌گيرد. تحقيقات نشان مي‌دهد كه هر دوي اين روش‌ها در توانايي كودك براي تعديل احساسات خود و ايجاد روابط سالم در بزرگسالي اخلال ايجاد مي‌كند. بهترين روش تربيتي روشي عادلانه و محترمانه است كه هدف آن به جاي تسليم كودك، يادگيري او باشد. شنيدن و احترام گذاشتن به احساسات كودك، دادن حق انتخاب به او و ايجاد محدوديت‌هاي مشخص و عادلانه درمورد رفتارهاي غيرقابل‌قبول، تعادلي سالم ايجاد مي‌كند. در اين مقاله به شما آموزش مي‌دهيم چطور از روش‌هاي بي‌اثر و بي‌نتيجه براي ارتباط با فرزندانتان اجتناب كنيد.

۱. زياد حرف زدن

وقتي والدين بيش از اندازه به حرف زدن ادامه دهند، بچه‌ها ديگر گوش نمي‌كنند. محققان نشان داده‌اند كه مغز انسان فقط مي‌تواند در يك زمان چهار تكه اطلاعات يا ايده خاص در حافظه كوتاه‌مدت خود نگه دارد. اين ميزان برابر با ۳۰ ثانيه يا دو جمله مي‌باشد.

نمونه بي‌اثر:

«نميدونم اين ترم براي كلاس واليبال و باله‌ات چه بايد بكنيم. مطمئناً نميتوني هر دوي آنها را بروي چون كلاس واليبالت شنبه، دوشنبه و چهارشنبه ساعت ۴ است كه بعد براي آماده شدن براي كلاس باله وقت كافي نداري مگر اينكه وسايل آن كلاس را هم از قبل جمع كني و با خودت ببري و اين يعني لباس‌هايت بايد جمعه شسته شوند….»

ايده‌هاي مختلف زيادي در اين پيام وجود دارد كه باعث گيج شدن كودك مي‌شود و اين باعث مي‌شود ديگر به حرف‌هاي شما گوش ندهد. همچنين، لحن كلي اين پيام منفي و مضطربانه است كه باعث مي‌شود كودك با استرس و ترديد واكنش دهد. لازم نيست همه اين اطلاعات يكدفعه به كودك داده شود. درعوض آن را به قسمت‌هاي مختلف تقسيم كنيد تا قاب6 size=3 face="arial, helvetica, sans-serif">اين مادر انرژي منفي زيادي ايجاد مي‌كند. بااينكه همه ما مي‌توانيم خستگي او را درك كنيم اما ارتباط او با فرزندش مقصركننده و غيرمحترمانه است. «خودخواه» خواندن كودك شديداً مخرب است. بچه‌ها اين برچسب‌هاي منفي را به درونشان مي‌ريزند و كم‌كم فكر مي‌كنند كه به اندازه كافي خوب نيستند. تحقير كردن و مقصر كردن كودك مغز او را منفي خواهد كرد. بايد به رفتار برچسب غيرقابل‌قبول بزنيد اما باز فرزندتان را دوست‌داشتني بخوانيد.

نمونه موثر:

«مي‌بينم كه اسباب‌بازيها هنوز از روي زمين جمع نشده‌اند. اين منو ناراحت مي‌كنه. خيلي برام مهمه كه خانه مرتب باشه كه همه بتونيم راحت باشيم. همه اسباب‌بازي‌هايي كه بيرون هستند بايد بروند سرجايشان بخوابند. فردا صبح مي‌توني دوباره آنها رو بيرون بياري.»

اين مادر بدون عصبانيت يا مقصر جلوه دادن، احساسات و نيازهاي خود را مستقيم مطرح كند و عاقبت بد سختي را هم براي رفتار فرزندش عنوان نمي‌كند و به او توضيح مي‌دهد كه فردا دوباره امتحان كرده و موفق شود. او هيچ انگيزه منفي را به كودك نمي‌چسباند يا به طريقي منفي به شخصيت او برچسب نمي‌زند.

۴-گوش ندادن

همه ما دوست داريم فرزندمان به ديگران احترام بگذارد. بهترين راه براي اين كار با الگوسازي رفتار محترمانه و ملاحظه‌كار در روابط خودمان است. اين باعث مي‌شود كودك ارزش احترام و همدلي را شناخته و به آنها مهارت‌هاي ارتباط صحيح را ياد مي‌دهد. خيلي وقت‌ها گوش دادن بادقت براي والدين كار سخت‌تري است زيرا بچه‌ها معمولاً وسط حرف مي‌پرند و ذهم ما هم پر از كارها و مسئوليت‌هاي زيادي است كه بايد انجام دهيم. در اين مورد، اشكالي ندارد كه به كودك بگوييم كه الان نمي‌توانيم به حرف‌هايش گوش دهيم چون مشغول مثلاً آشپزي هستيم اما ۱۰ دقيقه ديگر پيش او مي‌رويم كه حرف‌هايش را بشنويم. خيلي بهتر است كه زمان مشخصي را براي گوش دادن به حرف‌هاي او اختصاص دهيم تا اينكه بدون توجه كافي حرف‌هايش را بشنويم. البته يادتان باشد، صبر كردن زياد هم براي بچه‌ها قابل‌تحمل نيست.


نمونه بي‌اثر:

واكنش مادري به فرزندش كه براي او توضيح مي‌دهد در فوتبال يك گل زده است.

(بدون ايجاد ارتباط چشمي) «چه خوب پسرم. حالا برو و با خواهرت بازي كن (زمزمه با خود) شعله گاز را چرا اينقدر زياد كردم؟»

گوش دادن موثر شامل همه مسائل غيركلامي مثل ايجاد ارتباط چشمي، نشان دادن فهميدن با صورت و صدا و استفاده از كلمات مناسب براي منعكس كردن اينكه فهميده‌ايم مي‌شود. اين مادر به فرزندش ياد مي‌دهد كه اذيتش نكند و اينكه چيزهايي كه براي او مهم است براي مادر نيست. اين باعث مي‌شود كودك احساس تنهايي كند.

نمونه موثر:

واكنش مادر به كودكي كه براي او توضيح مي‌دهد در فوتبال يك گل زده است.

«واي گل زدي؟!! خيلي عاليه! من بهت افتخار مي‌كنم. يك كم ديگه ميام پيشت مي‌خوام برام تعريف كني!»

اين مادر شوق و علاقه خود را نشان مي‌دهد؛ و از كودك دعوت مي‌كند كه تعريف كند كه چه اتفاقي افتاده است. او به طور موثري احساسات خود را نشان مي‌دهد و به كودك كمك مي‌كند درمورد واكنش‌هاي خود آگاهي پيدا كند. اين نوع واكنش باعث مي‌شود كودك تصور كند مهم و باارزش است و لياقت توجه را دارد.

تربيت كودكان كار بسيار دشواري است و همه ما گاهي اشتباهاتي را مرتكب مي‌شويم. ارتباط صحيح با بچه‌ها نيازمند انرژي و زمان زياد است. بايد از احساسات و واكنش‌هاي خودكار خودمان آگاهي يافته و بتوانيم روشي درست‌تر و عاقلانه‌تر انتخاب كنيم. نشان دادن عواقب كار به بچه‌ها محدوديت‌ها را ياد مي‌دهد و گوش دادن به حرف‌هايشان احترام گذاشتن را به آنها آموزش مي‌دهد. بايد از خودتان خوب مراقبت كنيد تا بتوانيد انرژي لازم براي تربيت بچه‌ها را داشته باشيد. براي اين منظور بايد اولويت‌هايتان را دوباره بررسي كنيد. بچه‌هايي كه والديني محترم، متعهد و پرانرژي دارند ياد مي‌گيرند احساساتشان را به طور درست‌تري تعديل كنند و در بزرگسالي روابط بهتري خواهند داشت.

http://drdarabi.blogfa.com/post/218


امتیاز:
 
بازدید:
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۷:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه با كودك خردسال حرف بزنيم؟


بسياري از والدين به اين مسأله آگاهند كه داشتن يك « ارتباط كلامي» با كودك به پيشرفت رواني- عاطفي او كمك مي كند. اما يافتن كلمات و واژه هاي مناسب براي صحبت كردن با چنين موجود كوچكي كار آساني نيست. در اين خصوص يك سري دستورالعمل هايي وجود دارد تا در هنگام گفتگو با كودك خردسالمان نه افراط كنيم و نه از آن غفلت.
« مي دوني عزيز دلم، تا دو ماه آينده اسباب كشي مي كنيم. من و پدرت خيلي فكر كرديم و ديديم كه همگي مون در خانه ي جديد راحت تر خواهيم بود؛ و چون خانه ي جديد به محل كار من نزديكتره، هم كمتر خسته ميشم و هم بيشتر پيش تو عزيزم خواهم بود...». عده اي از والدين كه به اهميت گفتگو در روح و روان فرزند خردسالشان آگاهي دارند فكر مي كنند كه هنگام حرف زدن با نوزاد هيچ اشكالي ندارد اگر بدون پرده همه چيز را با جزئيات كامل برايش تعريف كنند. از نظر عده اي ديگر، هر جمله اي را نبايد در مقابل كودك به زبان آورد و به عبارتي بايد بعضي قضايا را سانسور كرد. اين عده هميشه نگران روش مكالمه ي خود با كودكشان بوده و دائماً از خود مي پرسند بهترين روش براي اين كار كدام است؟ در اين زمينه، كلودهالموس(1)، روانكاو متخصص در امور كودكان مي گويد:« محققاني چون دونالد و.وينيكت(2) و فرانسواز دلتو(3) بر اين اعتقادند كه طفل شيرخوار براي خود يك شخص و يك انسان كامل به حساب مي آيد. به محض به وجود آمدن سلول تخم در رحم مادر، فرد انسان به عنوان يك موجود داراي زبان شناخته مي شود.» بنابراين از نظر فرانسواز دلتو( كه كتابهاي فراواني در زمينه ي مراحل مختلف رشد در كودك نگاشته است)، حتي در همان زماني كه انسان داراي زندگي درون رحمي است، كلام و سخن جزو وجود و ساختار او محسوب مي شوند. وي در مقالات مختلف خود نمونه هاي زيادي براي اثبات اين مطلب ذكر كرده است. در يكي از نوشته هايش مي خوانيم:« مادري خسته و آشفته وارد مطب روانكاو مي شود. نوزادش از لحظه ي تولد شبها چندين بار از خواب بيدار شده و به سختي به خواب مي رود. در ضمن گفتگوهايش با اين مادر، روانكاو متوجه مي شود كه مادر اين نوزاد قبل از او فرزند پسري به دنيا آورده بود كه اندكي پس از تولد از دنيا رفته و نام او را روي نوزاد جديد نهاده اند. مادر ضمن حرف زدن هايش با روانكاو، رويش را به طرف بچه كرده و مي گويد:« برادرش از دستش عصباني نبوده، و اسمش را به او داده [...] و اين كه مامانش مي دونه كه حتي وقتي او خوابه نمرده و زنده است.» « پس از اين جريان، وقتي مادر به خانه برمي گردد، كودك شيرخوار آرام مي خوابد... ده ساعت پشت سر هم.»
" در واقع، حرف زدن با كودك نوزاد، به معناي صحبت كردن صرفاً از چيزها و وقايع مهم نيست. بلكه صحبت كردن از همه چيز و در عين حال از هيچ چيز است. به اين ترتيب، كلام در اينجا نقش درماني ندارد ولي با اين وجود به پيشرفت روحي- عاطفي كودك كمك مي كند." دكتر دلتو ادامه مي دهد:" وقتي با نوزاد حرف مي زنيم، او احساسات و عواطف را عميق تر درك مي كند و از اين طريق ذهنش فعال تر مي شود. از طرفي، ثابت شده كه طفل نوزاد با كلام و سخن مادرش آرام شده و به خواب مي رود. به اين ترتيب، كلمات و رفتارهاي محبت آميز مادر اولين عوامل مؤثر در سازندگي شخصيت و روان كودك مي باشند.
مادران زيادي هستند كه هميشه در مورد ميزان و نوع مكالمات با نوزادشان ابراز نگراني مي كنند. براي آنها يافتن نقطه تعادل ميان مكالمه ي " زيادي"، " كم" و " نامربوط" كار دشواريست. اين تا حديست كه بعضي مادران به خود اجازه گريه كردن در حضور نوزادشان را نمي دهند چون فكر مي كنند اين كار مي تواند باعث ايجاد شوك و وحشت در وي شود.

 

جملات كوتاه به زبان حال ساده
 

فرانسواز دلتو، در كتاب خود " با كودكان درست صحبت كنيم" تأكيد بر اين مي كند كه نوزادان كلام برخاسته از دل را درك مي كنند و بنابراين والدين بايد سعي كنند مناسب ترين جملات را بيابند بدون اين كه در آن پرده پوشي كنند.
هنگام صحبت كردن با كودك شيرخواره، بايد سبك بود و سبك گفت: بايد صداها را تكرار كرد و نفس را به بازي گرفت. اين خود يك شيوه ي آموزشي است براي نوزاد. گفتگوي واقعي با كودك مي تواند يك گفتگوي ساده باشد.
در زمينه ي نحوه ي گفتگو با نوزاد، دكتر رژين ذكري هارستل(4)، متخصص اعصاب و نورولوژي، توصيه ي اكيد در استفاده از افعال زمان حال مي كند. چرا كه: " طفل نوزاد هيچ درك ذهني نسبت به زمان گذشته و آينده ندارد. اولين ذهنيت از زمان، حدود سن 2 سالگي در ذهن كودك نقش مي بندد." وي همچنين پيشنهاد استفاده از جملات كوتاه و داراي فعل مثبت را مي نمايد: بهتر است به نوزاد بگوييم" هاپو كوچولو رو نگاه كن" تا اين كه بگوييم:" اون سگ سياه سفيد رو ديده اي كه دنبال اسباب بازيش مي گرده؟"

تقريباً همه چيز را برايش بگوييم
 

هنگام برقراري يك گفتگوي " واقعي" با نوزاد، گاهي چيزهايي را به او انتقال مي دهيم كه قابل بيان با كلمات نيستند. كلود هالموس معتقد است: " طفل شيرخواره قادر به درك تمامي نگراني ها و اضطراب والدينش مي باشد و حتي گاهي اوقات خود را مسؤول به وجود آمدن آشفتگي در خانواده مي داند. بنابراين بسيار مهم است كه كنارش بنشينيم و همه چيز را برايش توضيح دهيم." اين دقيقاً كاريست كه كلمانس، يك مادر 28 ساله انجام داد:" من بعد از زايمان كمي دچار افسردگي شدم. به سيلويا، كودك نوزادم توضيح دادم كه اصلاً تقصير او نيست. ولي بايد با من مدارا كند، چرا كه تازه مادر شده ام و هنوز تجربه ي چنداني ندارم. هر وقت با او صحبت مي كردم، به او مي گفتم:" من خودم با مشكلاتم كنار مي آيم. تو لازم نيست آنها را به دوش بكشي. به اين ترتيب، دلم مي خواست به عنوان يك آدم بالغ و مسئول به فرزندم بفهمانم كه يافتن راه چاره براي مشكلات زندگي به عهده من است."
ولي دكتر صوفي مارينو پولو(5)، روانشناس و روانكاو، در اين مورد معتقد است كه: " اگر بپذيريم نوزاد همه چيز را مي تواند بشنود و بفهمد، طبيعتاً او بايد چيزي را كه مربوط به خودش و نزديكانش مي شود بهتر متوجه شود. و از نظر فرانسواز دلتو، بهتر است كودك را حتي اگر نوزاد باشد براي مراسم خاكسپاري اقوام همراه برد. اين باعث مي شود كه از همان سنين كودكي در حلقه خانواده نقش داشته باشد. مسائلي مانند اسباب كشي و يا جدايي والدين بايد به كودك خردسال توضيح داده شوند. برعكس، درد دل كردن با او در هر موردي اصلاً توصيه نمي شود. پدر و مادر نبايد كودكشان را به عنوان محرم راز خود تصور كنند و هر راز نگفته اي را برايش بگويند.

 

در نظر گرفتن جايگاهي براي پدر
 

مادران بايد زماني را براي گفتگوي پدر با طفل اختصاص بدهند. حتي وقتي فرزند هنوز در بطن مادر است، پدر مي تواند با جملات ساده، كوتاه و آرام بخش با او به صحبت بپردازد: " سلام پسرم، من پدرتم، من و مادرت بي صبرانه منتظر ديدنت هستيم"...
هنگام معرفي كودك به آشنايان و خويشاوندان، حضور پدر بسيار مهم است. در اين خصوص، كلود هالموس تأكيد مي كند كه مادر در حين گفتگو با كودك بايد در كلامش از پدر وي نيز سخن به ميان آورد. مثلاً به جاي اين كه بگويد" بچه ي ناز خودم"، بگويد " بچه ي ناز من و بابا كه خيلي هر دو مون دوستش داريم". اگر مادر فقط به " بچه ي ناز خودم" اكتفا كند، درست حالت دختر بچه اي را دارد كه راجع به عروسكش صحبت مي كند و آن عروسك را متعلق به خود مي داند.
در حالي كه مادر بايد از طريق كلامش به كودك بفهماند كه به همان اندازه كه او فرزند مادر است، فرزند پدر نيز هست. چرا كه او ثمره ي زندگي مادر و پدر مي باشد و اينطور نيست كه مثل يك شي فقط متعلق به يكي از والدينش باشد.
ماري، 32 ساله، آموزگار مدرسه در اين باره مي گويد: " شوهر من به اقتضاي شغلي كه دارد بايد مرتباً جا به جا شود و گاهي مجبور است مدتي از ما دور باشد. براي من خيلي مهم است كه در زمان غيبت همسرم، مرتب با پسر شيرخواره ام راجع به پدرش با او صحبت كنم به طوريكه انگار حضور دارد.
به پسرم مي گويم: " تو پوره ي كرفس خيلي دوست داري؟ بابا هم اتفاقاً كرفس خيلي دوست داره". من از طريق اين جور جملات سعي مي كنم جاي خالي همسرم را در خانه هميشه پر كنم."

چه كنيم اگر قادر به ارتباط كلامي با كودكمان نيستيم؟
 

ناتاشا، 30 ساله، قاضي دادگستري، مادر دوقلوهاي يك ساله صوفيا و پل مي باشد. وي مي گويد كه در سخن گفتن با كودكانش ناتوان است و تجربه ي ناموفق خود را اين گونه بيان مي كند:" من خود را دائم مجبور به گپ زدن با بچه هايم مي كردم چون فكر مي كردم بايد اين كار را انجام داد. ولي براي من اين كار خيلي حالت تصنعي داشت." از نظر صوفي مارينوپولس،: " بايد اين را كه چرا يك مادر قادر به بيان و ابراز كلامش در مقابل كودكش نيست، تعريف و بررسي كرد." يكي از فرضيه هاي برخي روانشناسان براي پاسخ به اين پرسش اين است كه: " اين ها اكثراً مادراني هستند كه زماني كه خودشان كودك خردسال بودند كسي ( مادر و پدرشان) با آنها سخن نگفته است."ولي براي صوفي مارينو پولس، واقعيت اين است كه اين قضيه خيلي هم دراماتيك نمي باشد.
" عدم توانائي براي داشتن ارتباط كلامي با كودك به اين معني نيست كه ما قادر به برقراري ارتباط با او نيستيم. وقتي گفته مي شود كه سخن گفتن با كودك بسيار مهم است، منظور اين نيست كه بايد با او حرف زد چون او حرفهاي ما را مي فهمد، بلكه به اين دليل است كه كودك با حرفهاي ما زندگي مي كند و آرامش مي يابد."
بنابراين آن چه كه مهم است ارتباط برقرار كردن با اوست نه صرفاً صحبت كردن با او؛ اگر ارتباط از طريق كلام برقرار نمي شود، كافيست كه دنبال كانالهاي ارتباطي ديگري بگرديم.
" گاهي يك نگاه پر مهر، و يا گرم در آغوش گرفتن كودك تأثيرش از صدها جمله نيز بيشتر است. به علاوه مادراني نيز هستند كه به طور مداوم كودك را با كلامشان بمب باران مي كنند. ايده آل آن است كه كلام را با ژست( عاطفه و نوازش) همراه كرد."
كلود هلموس مي گويد:" نيازي نيست كه طفل را با تكرار زيادي " دوستت دارم"هاي خود خفه كنيم. عشق چيزيست كه به راحتي توسط كودك درك مي شود. احتياجي نيست كه دائماً به زبان آورده شود تا طفل متوجه آن شود." براي حرف زدن با كودك لازم نيست كه حتماً كلام خودمان را به كار ببريم. چيزهاي مفيدي كه در اين زمينه توصيه مي شوند، انواع قصه ها، آوازهاي محلي و خواندن كتاب داستان مي باشند. چرا كه 70 درصد مغز يك طفل شيرخواره به " ريتم" اختصاص يافته و كلام ما را به طور يك نواخت دريافت مي كند.
اين گونه بود كه ناتاشا توانست راهي براي ارتباط كلامي با دوقلوهايش پيدا كند:" زماني كه بالاخره آهنگ كلام خود را پيدا كردم احساس آرامش نمودم. من توانستم براي هر يك از بچه ها آوازي خلق كنم و آن را مرتب برايشان تكرار كنم."
كلود هالموس اين گونه نتيجه گيري مي كند: " يك مادر زماني راه صحيح ارتباط با كودكش را يافته كه ديگر از خود نپرسد چگونه با او صحبت كنم."

پي نوشت ها :
 

1. Claude HALMOS
2. W.WINNICOTT
3. Francoise DOLTO
4. Regine ZEKRI HURSTEL
5. Sophie MARINOPOULOS
 

منبع: بانو، شماره 28.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۷:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه با كودكان خود حرف بزنيم؟


آيا شما به عنوان والدين فرزند خود خوب مي‌دانيد كه از به كار بردن چه واژه‌هايي در مورد كودكان خود بايد خودداري كنيد يا به عبارتي ديگر چه چيزهايي را نبايد به كودكان گفت؟

بسياري مواقع شده است كه كودكان خود را با واژه‌هايي چون تنبل، لال، احمق و يا كودن خطاب كرده‌ايم يا مي‌كنيم حتي او را با بچه همسايه يا پسرخاله و دخترخاله مقايسه مي‌كنيم و از اين كه نمي‌تواند مثل او حرف بزند يا درس بخواند مورد سرزنش قرار مي‌دهيم و چه بسا در مواقعي از او انتظاراتي داريم كه نمي‌دانيم اين انتظارات در حد توان او هست يا نه؟

نكات بسيار ريزي در برخورد با كودكان وجود دارد كه عدم توجه به آن در رفتار و تربيت كودكان تاثيرگذار است و حتي مي‌تواند آينده آنها را بر اثر اين بي‌توجهي‌ها شكل دهد، لذا بد نيست والدين به نكات زير توجه كنند.

گذاشتن اسم روي بچه‌ها

اگر كودكان را با نام‌هايي مانند احمق ، تنبل و امثال آن بناميم، آنها باور مي‌كنند كه داراي اين صفات و خصوصيات هستند. به علت آسيبي كه به كار بردن اين نام‌هاي منفي به

هرگز توانايي‌ها و ناتواني‌هاي كودكي را با كودك ديگر مقايسه نكنيد، زيرا مجموعه عواملي كه موجب شكل‌گيري رفتار يك كودك مي‌شود با كودك ديگر متفاوت است.همواره به پدر و مادران توصيه مي‌شود كه حتي كودك را با خواهر يا برادر، پسرخاله، پسرعمه، دخترخاله يا دوستانش مقايسه نكنيد.

كودك از غرور خاصي برخوردار است و نزد همسالان و كودكان ديگر از آبرو و احترام ويژه‌اي برخوردار است، لذا وقتي شما كودكي را با كودك ديگر مقايسه مي‌كنيد (به طور معمول مقايسه براساس ناتوانايي‌ها صورت مي‌گيرد) در واقع غرور او را مي‌شكنيد، به او بي‌احترامي مي‌كنيد، توانايي‌هاي او را ناديده مي‌گيريد و ناتوانايي‌هاي او را به منظور تحقير و سرزنش او مطرح مي‌كنيد و به رخ او مي‌كشيد.

به طور مشخص گاهي اوقات والدين زمان خودشان را با زمان فرزندشان مقايسه مي‌كنند و اظهار مي‌دارند: وقتي من بچه بودم، هرگز اين كار را نمي‌كردم! يا زماني كه من در سن شما بودم، هميشه اين طور عمل مي‌كردم. بديهي است ما اجازه نداريم خود و زمان خود را با فرزند و زمان او مقايسه كنيم.

به ديگر سخن، مقايسه كردن كودك يعني ناديده گرفتن اصل تفاوت‌هاي فردي، يعني خجالت دادن كودك و تحقير كردن او. بنابراين توصيه مي‌شود در صورت لزوم كودك را با خودش مقايسه كنيد.

اين مقايسه بايد براساس توانايي‌هاي كودك در فضايي صميمي و محرمانه صورت گيرد و بدانيد علي‌رغم وجود شباهت‌ها ميان كودكان، هيچ كودكي به‌طور مطلق شبيه كودك ديگر نيست.

انتظارات نابجا

پدر و مادراني كه از فرزندان خود انتظارات بيجا دارند آنها را مجبور مي‌كنند كه بهترين بازيكن باشند يا در مدرسه نمره 20 بگيرند. پيامي كه پشت اين عمل پنهان شده اين است كه تو در مدرسه به اندازه كافي خوب نيستي. داشتن انتظار بيجا تنها اعتماد به نفس كودك را از بين مي‌برد.
چه بايد گفت: با تاكيد به نكات مثبت بگوييد: خيلي عالي است كه نمره‌هاي 20 زيادي در كارنامه‌ات داري، اشكالي ندارد نمره 17 گرفتي چون تو تمام سعي خود را كردي و هر انساني ممكن است اشتباه كند. سعي كن اشتباهاتت در آينده كمتر شود. لزومي ندارد هميشه و همه كس نمره 20 بگيرند.

دوران كودكي خود را به ياد بياوريد، جملات منفي كه توسط والدين، دوستان و معلم به شما گفته شده است را به ياد بياوريد امواج كلمات، جملات منفي به كار برده شده مكررا به گوشتان مي‌رسد: هرگز به چيزي نمي‌رسي، نمي‌تواني كاري را درست انجام دهي، من هميشه نگران تو هستم، اتاقت هميشه نامرتب است، كي مي‌شه تو ياد بگيري، تو بدتركيب و زشت هستي، تو تنبل هستي، تو چاق هستي، پسر بزرگ گريه نمي‌كند، شما دختر و پسر بدي هستي.
 
به نقل از آموزش نيوز


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۷:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه با نوزادان حرف بزنيم؟!

 نوزادان از بدو تولد و اولين ساعت هاي حيات در حال يادگرفتن زبان هستند؛ بسيار قبل از اينكه كودك شروع به حرف زدن كند، ارتباط برقرار مي كند. هرچقدر بيشتر به او گوش كنيد و با او حرف بزنيد، او بيشتر با شما ارتباط برقرار مي كند. شما خودتان هم ياد مي گيريد كه چگونه صداهايي را كه او از روي لذت يا نياز از خودش درمي آورد، تفسير كنيد.

حتي ممكن است بتوانيد انواع گريه هاي او را ترجمه كنيد. همين طور كه به او گوش مي كنيد و واكنش هاي او را مي بينيد با استفاده از تجربه هاي قبلي كه از رفتارهايش داريد، توانايي درك، ارتباط شفاهي و بدني اش را بيشتر از قبل پيدا مي كنيد. زمان واكنش كودكان كندتر از بزرگسالان است؛ بنابراين با گوش دادن به او بايد منتظر ارتباط برقراركردن از سوي او باشيد.
 
 
 
1 – كتاب بخوانيد
 
كودكان، عكس را از كارتون بيشتر دوست دارند؛ بنابراين كتاب هايي كه از نظر زباني غني هستند و كلمات و شعرهاي گوناگون دارند تهيه كنيد و برايشان بخوانيد. بعضي بچه ها يك كتاب را بارها و بارها نگاه و مرور مي كنند و بارها شما را به خواندن آن وا مي دارند. هيچ سن مشخصي براي آغاز خواندن براي كودكان وجود ندارد. هر زمان كه او از شنيدن داستان يك كتاب لذت مي برد، همان زمان، وقت خواندن كتاب است. اين كار را به تناوب انجام دهيد تا ببينيد كه كودكتان چقدر آن رادوست دارد. شما حتي مي توانيد خودتان براي او كتاب درست كنيد. تصاويري از آدم ها و اشيايي كه مي شناسد را به روي مقوا بچسبانيد و براي اينكه خراب نشود با نايلون رويش را بپوشانيد.
 
 
 
2 – با نوزادتان محاوره كنيد
 
نوزاد كوچك شما ياد مي گيرد كه ضمن رعايت نوبت، محاوره كند.
 
او زمزمه اي مي كند، به شما نگاه مي اندازد و منتظر مي ماند. در اين تعامل ساده او ساختار يك محاوره را تمرين مي كند و ياد مي گيرد كه اگر ارتباطي برقرار كند، پاسخ خواهد گرفت.
 
 
 
3 – به گريه هاي نوزادتان جواب دهيد
 
نوزادان از طريق گريه كردن ياد مي گيرند كه ارتباط برقرار كنند. در سال اول، گريه كردن مركزي ترين بخش سيستم ارتباطي اوست. وقتي شما به گريه هاي او پاسخ مي دهيد، احساس مي كند كه دنيا جاي امني است كه در آن به نيازهاي او پاسخ داده مي شود.
 
 
 
4 – برايش شعر بخوانيد و قصه بگوييد
 
شعر و قصه بخش مهمي از فرايند زبان آموزي در نوزاد است چراكه تكرار مي شوند و كودك اين شانس را دارد كه طي زمان آنها را ياد بگيرد. شعرها، بازي با انگشت ها (مثل لي لي حوضك) يا هر فعاليت حركتي ديگري به كودك كلماتي را ياد مي دهد كه نشانه هاي فيزيكي نيز به همراه دارند. وقتي كودكي شعري را ياد مي گيرد كه همزمان با آن دست هم مي زند، هر وقت آن شعر را بخواند، دست مي زند. حتي اگر توانايي اداي كلمه اي از آن يا نام شعر را نداشته باشد.
 
 
 
5 – كارهايش را براي او توضيح دهيد
 
هر كاري را كه انجام مي دهد براي خودش توضيح دهيد. اين كاري است كه خيلي از والدين آن را انجام مي د هند. مثلا وقتي نوزادتان بيني شما را مي گيرد و چيزي زمزمه مي كند، به او بگوييد: «اين بيني من است و تو مي خواي اونو با دست كوچولوت بگيري. وقتي رويش را به سمت  دري كه در حال بازشدن است برمي گرداند مي توانيد بگوييد: «صداي باز شدن در رو شنيدي. خواهرته كه داره مي ياد تو؟». يا وقتي كه جوجه اش را مي بيند و به هواي جوجه دست و پايش را تكان مي دهد مي توانيد بگوييد: «جوجه رو مي بيني كه داره مي ياد؛ از ديدنش خوشحال شدي؟» يا بگوييد: «سلام جوجه طلايي، مريم كوچولو از ديدنت خوشحال شده».
 
 
 
6 – كارهاي خود را براي او توضيح دهيد
 
براي نوزادتان توضيح دهيد كه برايش چه كاري داريد انجام مي دهيد. حرف زدن با نوزادي كه به نظر مي رسد حرف شما را نمي فهمد كمي عجيب به نظر مي رسد. اما او نياز دارد كه تجربه شنيدن را تكرار كند تا حرف زدن را ياد بگيرد. قبل از اينكه او را بغل كنيد دست هايتان را به سمتش بگيريد و بگوييد: «نازنازي مامان، الان مي خوام بغلت كنم.» در اين صورت او زبان را همراه با يك تجربه عملي درك خواهد كرد. در حين عوض كردن پوشك بچه براي او توضيح دهيد: «اين يك پوشك خشك است. من پاهاي كوچولوي تو رو بلند مي كنم و الان اين پوشك را به جاي پوشك قبلي برات مي بندم.» اين كار نه، تنها تمرين خوبي براي زبان آموختن و زبان شنيدن اوست بلكه او را در انجام آن كار با شما همراه مي كند.
 
 
 
7 – با او حرف بزنيد
 
در زماني كه با نوزادتان هستيد، حرف بزنيد. نوزادان بسيار قبل از اينكه مهارت هاي ارتباطي بياني را ياد بگيرند، مهارت هاي دريافتي ارتباطي را ياد مي گيرند. نوزاد شما قبل از اينكه توانايي حرف زدن پيدا كند، به خوبي مي فهمد كه شما به او چه مي گوييد. وقتي محيط كودك از لحاظ زباني غني باشد، او به طور طبيعي ياد مي گيرد حرف بزند. وقتي شما به نوزادتان گوش مي دهيد و با او حرف مي زنيد، او زبان را مي آموزد. او را مجبور نكنيد كه صحيح حرف بزند.
 
 
 
نوزادان هم با شما حرف مي زنند
 
حتي گريه كردن نوزاد هم معاني مختلفي مي دهد. او با گريه كردن مي خواهد به شما بفهماند كه ترسيده، گرسنها ست، خودش را خيس كرده يا خوابش مي آيد. معمولا والدين هم مي آموزند كه معني پنهان گريه او را تشخيص بدهند و نسبت به آن واكنش مناسب نشان دهند. نوزاد هم به همين ترتيب واكنش نشان مي دهد و مي فهمد كه از او مراقبت مي كنيد و حواستان به او هست؛ بنابراين گريه اش تبديل به خنده و آغوش باز براي بغل شدن مي شود.
 
والدين بايد با نوزادشان حرف بزنند حتي اگر نوزادتان بسيار كودك است و هنوز نمي تواند حرف بزند، لازم است كه شما با او صحبت كنيد.
 
 
 
وقتي به او شير مي دهيد يا او را حمام مي كنيد فرصت خوبي براي حرف زدن است. حتي زماني كه ارتباط شما با او مستقيم نيست و مشغول آشپزي كردن، ظرف شستن يا هر كار ديگري هستيد، همچنان به حرف زدن با نوزادتان ادامه دهيد. ممكن است بگوييد مگر چقدر حرف دارم كه با نوزادم بزنم. اشكالي ندارد اگر حرف كم آورديد درمورد كاري كه داريد انجام مي دهيد برايش توضيح دهيد.

نوزادان اين نياز را دارند كه زياد زبان بشنوند تا مهارت هاي اجتماعي شان به طور موثري گسترش يابد. هيچ جايگزيني براي اين كار وجود ندارد. وقتي فرزندتان اين توانايي را پيدا كرد كه برخي صداها را توليد كند، شما بايد به هر چيزي كه او مي گويد با جملات كامل جواب دهيد.
 
شما بايد نشان دهيد كه آنچه را او تلاش مي كند به شما منتقل كند، متوجه شده ايد چراكه او در حال انتقال چيزهاي بسيار زيادي است. اين حرف هاي ظاهرا نامربوطي كه او بيان مي كند درواقع بنيان توسعه توانايي هاي بياني اوست. كمي كه نوزادتان بزرگ تر شود، حتي مي توانيد برايش كتاب بخوانيد.
 
هرچند كه شما براي فرزندتان مي خوانيد بايد روشن و ساده باشد. به زودي و به تدريج معجزه حرف زدن فرزندتان را مي بينيد و شگفت زده خواهد شد

http://www.doniya.ir/show-7684.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۷:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه با كودكان حرف بزنيم ؟


 برنامه‌هاي درازمدت و كوتاه مدت
 در مقاله ي پيش در پي جواب به سوال «چگونه مي توان بين اهداف مطلوب و اعمال روزانه ارتباط بر قرار كرد؟» بوديم . حال گام به گام پيش مي رويم:
 
نخستين گام در برنامه ي دراز مدت اين است كه تصميم بگيريم به احساسات دروني و افكار باطني فرزندان‌مان نيز توجه داشته باشيم، نه اينكه فقط به اطاعت يا عدم اطاعت ظاهري‌شان توجه كنيم.
 
ما چگونه مي‌توانيم از احساسات و افكار دروني كودكانمان آگاه شويم؟
 خود آنها ما را راهنمايي مي‌كنند. به هنگام صحبت، در كلامشان و در لحن كلامشان، در طرز ايستادن و در حركات و اشاراتشان آنان احساسات خود را بيان مي‌كنند. و چيزي كه ما محتاجش هستيم، گوشي است براي شنيدن آنچه كه مي‌گويند، چشمي است براي زير نظر گرفتن آنچه كه انجام مي‌دهند، و آخر از همه، قلبي است كه احساساتشان را درك كند.
 شعار دروني ما اين است: بگذار درك كنم، بگذار نشان بدهم كه درك مي‌كنم، بگذار با كلام خود نشان بدهم كه اتوماتيك‌وار انتقاد يا اهانت نمي‌كنم.
 وقتي كودك، ساكت و آهسته و بي‌حال از مدرسه به خانه مي‌آيد، از طرز قدم برداشتن او مي‌توانيم بگوئيم كه حادثه‌اي ناخوشايند برايش اتفاق افتاده است. با پيروي از شعار خود، ما نبايد گفتگوي‌مان را با يك گفته ي انتقادي نظير گفته‌هاي زير آغاز كنيم:
 
«لب و لوچه‌ات چرا آويزان است؟»
 «اين ديگر چه جور قيافه‌اي است؟»
 چكار كردي، بهترين دوستت را از دست دادي؟»
 «اين دفعه چه دسته گلي به آب دادي؟»
 «امروز ديگر دردت چيست؟»
 
از آنجا كه ما به واكنش‌ دروني كودك توجه داريم، بايد از گفته‌هايي كه فقط انزجار و نفرت در درون او ايجاد مي‌كنند، از گفته‌هايي كه كودك با شنيدنشان آرزو مي‌كند كه اي كاش دنيا خراب مي‌شد، پرهيز كنيم.
 
در عوض، پدر يا مادر مي‌تواند با هر كدام از گفته‌هاي زير فهم و درك خود را نشان دهد:

«حتماً امروز اتفاق ناخوشايندي برايت افتاده».
 «حتماً امروز روز خوبي برايت بود.»
 «حتماً امروز روز سختي بود.»
 «احتمالاً كسي باعث ناراحتي تو شده است.»
 
اين گفته‌ها بر سوالات «چته؟ چه اتفاقي افتاده‌؟» ارجحيت دارند. اين سوالات كنجكاوي را نشان مي‌‌دهد و آن گفته‌ها همدردي را.
 
نمي‌توان از اين واقعيت گريخت كه كودك آنچه را كه در زندگي مي‌بيند ياد مي‌گيرد. حال اگر زندگيش با انتقاد و سرزنش همراه باشد، احساس مسئوليت را ياد نخواهد گرفت. در زندگي توأم با سرزنش، او ياد مي‌گيرد كه خودش را محكوم كند و از ديگران ايراد بگيرد. او ياد مي‌گيرد درباره ي قضاوت خودش به شك بيفتد، توانايي خود را دست كم بگيرد و به مقاصد ديگران اعتماد نكند. علاوه بر اين‌ها، او ياد مي‌گيرد كه در زندگي خود در همه حال، به انتظار يك بدبختي قريب الوقوع باشد.

از جنگ تا صلح
 
والديني كه درگير يك جنگ خواسته و يا نا خواسته با كودكانشان بر سر كارهاي روزانه و مسئوليت‌ها هستند، بايد اين واقعيت را درك كنند كه در اين جنگ نمي‌توانند برنده باشند. ما هر چقدر وقت و توان براي زور گفتن به آنان داشته باشيم، آنها وقت و انرژي بيشتري براي مقاومت در برابر ما دارند. حتي اگر هم در جنگ ببريم و موفق شويم كه اراده‌مان را بر آنان تحميل كنيم، آنان شايد با بي روح شدن، عصبي شدن و يا با نافرماني و قصور در كارها، انتقام بگيرند.
 

تنها يك راه هست كه ما را به پيروزي مي‌رساند: كودكان را با حرف‌هايمان متقاعد سازيم. شايد اين كار ناممكن بنظر مي‌رسد: اما فقط دشوار است، و ما اين ظرفيت و توانايي را در خودمان داريم كه بر آن چيره شويم. حتي اگر هم فعلاً روابط دوستانه با كودك نداريم، چنين روابطي را مي‌توانيم در آينده ي نه چندان دور ايجاد كنيم.
 
والدين با استفاده از روش‌هاي زير مي‌توانند تغييرات مطلوبي در كودكانشان بوجود آورند:
 
1- گوش دادن با حساسيت:
 
هنگامي كه والدين به احساسات و افكار كودكانشان بي‌توجه به‌نظر مي‌رسند، كودكان دچار نااميدي و رنجش خاطر مي‌شوند. به همين خاطر، آنها چنين نتيجه‌گيري مي‌كنند كه عقايدشان احمقانه و غيرقابل توجه هستند و اينكه دوست داشتني نيستند و كسي آنها را دوست ندارد.
 

پدر يا مادري كه با دقت به حرف كودكش گوش مي‌دهد، به او مي‌فهماند كه براي عقايدش ارزش قايل مي‌شود و به خود او هم احترام مي‌گذارد. چنين احترامي سبب مي‌شود كه كودك نسبت به خودش ارزش قايل شود و اين ارزش قايل شدن كودك نسبت به خود، سبب مي‌شود كه او بتواند با دنياي حوادث و با مردم درست برخورد كند.
 
2- جلوگيري از «خوشه‌هاي خشم»:
 
والدين بايستي از واژه‌ها و گفتارهايي كه مايه ي نفرت و رنجش كودك مي‌شوند، پرهيز كنند:
 توهين‌ها: تو مايه ي شرمساري مدرسه‌ات هستي و آبرويي هم براي خانواده‌ات باقي نگذاشته‌اي.
 نام‌هاي گوناگون نهادن بر كودك: مفت‌خور، پر فيس و افاده‌، كوتوله، احمق.
 پيشگويي كردن: سرانجام كارت به دارالتأديب خواهد كشيد، آنجا جايي است كه جناب عالي تا ابد در آن خواهي بود.
 تهديد‌ها: اگر مثل يك بچه‌ آدم يك گوشه‌ ننشيني، فكر و خيال اينكه اجازه كاري را به تو بدهم از كله‌ات بيرون كن.
 اتهامات: هميشه اولين كسي هستي كه دردسر را شروع مي‌كني.
 ارباب منشي كردن بر كودك: «حرف زيادي نزن، و بگذار يكي دو چيز را حاليت كنم.»
 
3- بيان احساسات و افكار بدون حمله‌ور شدن:
 
در موقعيت‌هايي كه مشكلي پيش آمده است، والدين اگر احساسات و افكار خودشان را بدون حمله‌ور شدن به شأن و شخصيت كودكنشان بيان كنند، بيشتر موثر خواهند بود.

هنگامي كه والدين با حساسيت گوش مي‌دهند، گفتارهاي تند و تيز و نيشدار را به تأخير مي‌اندازند و احساسات و خواسته‌هايشان را بدون اهانت بيان مي‌كنند، آنگاه تغييري در كودك حاصل مي‌شود. جوي كه همدردي بر آن حاكم است، كودك را به والدين نزديك‌تر مي‌كند؛ رفتارهاي درست، ملاحظه و نزاكت والدين مورد توجه و هم‌چشمي كودك واقع مي‌شود. اين تغييرات يك شبه صورت نمي‌گيرند و زمان لازم دارند، اما تلاش‌ها سرانجام نتيجه خواهند داد. پدر يا مادر با پذيرش و انجام اين رفتارها و اعمال جديد، بخش عمده‌اي از آموزش مسئوليت به كودك را جامه ي عمل خواهد پوشاند، اما با اين حال، نمونه و سرمشق بودن براي كودك به تنهايي كافي نيست. هر كودكي احساس مسئوليت را از طريق تلاش‌ها و تجربه ي خودش كسب مي‌كند. زماني كه رفتار نمونه ي پدر يا مادر جومطلوبي براي يادگيري ايجاد مي‌كند، تجربه ها ي يادگيري را تقويت كرده و آن را بخشي از صفات شخصيتي كودك مي‌سازند. بنابر اين، مهم است كه تعيين كنيم در مراحل مختلف رشد و بلوغ، چه مسئوليت‌هاي ويژه‌اي را به كودك بدهيم.

http://forums.patoghu.com/thread49011.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۷:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

ارتباط برقرار كردن با كودكان كار آساني نيست و به خودي خود يك هنر است. كودكان روحي لطيف دارند و از سويي بسيار زود از اطرافيان تقليد مي كنند. پس، هنگام صحبت با آن ها بايد بسيار دقت كرد تا هم با كلمات خشن و نابجا روحيه شان را خراب نكنيم و هم اين كه از رفتارهاي نادرست بزرگترها تقليد نكنند.
كودك يك ساله شما مدام مشغول كشف چيزهاي جديد است كه بعضي از اين چيزها خوشحال كننده و برخي ناراحت كننده هستند. كودك نمي تواند درباره همه آن چه مي بيند و آن چه مي خواهد حرف بزند، ولي خوشبختانه شما مي توانيد اگر شما هنگام صحبت كردن با فرزند كوچكتان كلمات را با دقت انتخاب كنيد و به كار ببريد، مي توانيد بهتر با او ارتباط برقرار كرده و به او كمك نماييد تا چالش هاي محيط اطراف راحت تر كنار بياييد و بهتر رفتار كند. ولي، يافتن واژگان دقيق و درست براي گفتگو با يك كودك يك يا دو ساله كار آساني نيست.

1ـ احساس كودك را براي او توضيح دهيد
 
 فرض كنيد ناگهان بغض مي كند و مي خواهد داد و فرياد راه بيندازد. مي توانيد جلويش زانو بزنيد، در آغوشش بگيريد و براي احساسش اسم بگذاريد و حالتش را براي خودش توضيح دهيد. براي مثال، اينكه «مي دانم او تو را عصباني كرده » با اين كار به او ياد مي دهيد كه اگر گاهي عصباني شود و گريه كند، طبيعي است اين توضيح احساسات كودك را به خودش مي گويد: «عصباني ام » يا از دست او ناراحت هستم.

2ـ كوتاه و مفيد حرف بزنيد.
 
 وقتي مي خواهيد هشداري درباره امنيت اش به او بدهيد سريع و كوتاه و ساده بگوييد. پدر و مادرها در بيشتر مواقع طولاني حرف مي زنند، براي مثال مي گويند :«كنط شيوائي آن سخن است.

غرابت-وحشت و نهفته معني و ناآشنا بودن واژه است.پارهء از واژه‌هاي‌ غريب هستند كه دانستنشان نيازمند بحث در فرهنگهاي مبسوط است مانند الفغد بمعني جمع كرد و اندوخت در اين شعر:


جان بسخن شد شريف چونان كز جان- زندگي الفغد و هم جمال و شرف تن.
و بفرهنج بمعني ادب كن در اين بيت:

درون خويش بفرهنج از بدي و بسنج- بدين عيار نكوهيده فعل از زر ساو
-برخي از آنها نيازمندند كه هنگام تفسير آنها بوجهي دور دست يابند.از تفسير غرابت بوحشي بودن كلمه ممكن است اشكالي


بنظر برسد كه غرابت چنانكه از كتب عالمان اين فن برميآيد غيرمشهور بودن‌ استعمال كلمه است و در مقابل معتاد ميافتد و ممكن است نزد قومي مشهور و نزد قوم ديگر غيرمشهور باشد.و كلمه وحشي واژه‌ايست كه داراي تركيبي‌ ناخوش و طبع ناپسند است و در مقابل عذب ميافتد پس كلمه غريب ممكن است‌ عذب باشد بنابراين تفسير آن بوحشي نيكو نيست بلكه در تعريف شيوائي واژه‌ وحشي نبودن آن قيدي است كه بر قيد غريب نبودن بايد افزوده شود و اگر از وحشي جز اين معني مراد باشد يعني غيرمشهور بودن از آن اراده شود غرابت باين معني بشيوائي زيان نميرساند.در پاسخ اين مستشكل چنين بايد گفت‌ كه وحشي نيز اصطلاحي است كه در كتب دانشمندان اهل فن آمده است و گفته‌اند كه وحشي منسوب است بوحش كه در جاهي تهي از آب و پناهگاه ميزيد سپس آنرا براي واژه‌هائي كه استعمالا مأنوس نيستند استعارت كرده‌اند و وحشي دوگونه است نخست غريب خوب دوم غريب زشت-غريب خوب آنستكه‌ استعمال آن پارسي‌گويان را عيب نيست چون نزد آنان چنين واژه‌اي وحشي‌ نيست و در نظم آيد نيكوتر است تا نثر مانند كلمه برجاسن بمعني آماجگاه در اين بيت سيد حسن غزنوي:

دل حسود تو نالان و مضطرب بادا- ز تير حادثه‌ ماند سينه برجاس.
غريب زشت-لفظي است كه آوردنش در نظم و نثر نازيبا و نامطبوع باشد و وحشي ناميده ميشود و علاوه بر ناآشنائي استعمالش بر گوش‌ گران آيد و بذوق ناخوش نمايد مانند لفظ فرناس بمعني نيم‌خواب اندك در اين بيت كه هم از سيد حسن است:

-مدان كه فتنه بخسبد درين زمانه و ليك- ز عدل تست كه باري شدست در فرناس
-يعني عقيدت مدار كه فتنه و آشوب‌ بر اين روزگار بخواب رود ليكن از دادگري تو فتنه در خواب اندك رفته است‌ كنايه از اينكه آشوب موقتا خوابيده است و اينكه پس از ذكر وحشي- نهفته معني و ناآشنا بودن واژه را آوردم براي تفسير كلمه وحشي بوده است‌ و اين دعوي كه غريب باين معني بشيوائي زيان‌آور نيست گزاف است.و اگر مدعي از شيوائي معني ديگري خواسته است و هيچيك تنافر و غرابت و مخالفت‌ را مخل آن نميداند اصطلاحي تازه آورده است و لا مشاحة في الاصطلاح.


نشريه: زبان و ادبيات » ارمغان » دوره بيستم، خرداد 1318 - شماره 3


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۷:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

10 واقعيت اعجاب‌انگيز درمورد گفتار انسانها

1. مهارت حرف‌زدن يك شگفتي است. براي توليد يك عبارت، تقريباً 100 عضله در سينه، گردن، فك، زبان و لب‌ها بايد با هم همكاري كنند. هر عضله دسته‌اي متشكل از صدها يا هزاران فيبر است. براي هماهنگي اين عضلات، نورون‌هايي بسيار بيشتر از حد لازم براي پاي يك ورزشكار لازم است تا اين عضلات را منقبض كنند. فقط هر يك نورون حركتي مي‌تواند حركت را در 2000 فيبر عضلاني موجود در عضله ساق تحريك كند. اما نورون‌هايي كه تارهاي صوتي يا حنجره را كنترل مي‌كنند، مي‌توانند فقط به يك تا دو-سه سلول عضلاني بچسبند.

2. هر كلمه يا عبارت كوتاهي كه بر زبان مي‌آيد با الگوي حركت عضلاني خاص خود همراه است. كليه اطلاعات لازم براي بر زبان آوردن يك عبارت مثل "حال شما چطور است؟" در مغز در قسمت گفتار ذخيره مي‌شود. اما اين برنامه ثابت نيست. اگر دچار زخمي در دهان باشيد كه مانع تلفظ عادي كلمات شود، اين حركات تغيير مي‌كنند و به شما اين امكان را مي‌دهند كلمات را تا حد امكان نزديك به حالت عادي بر زبان آوريد.
 
3. يك كلمه ساده "سلام" مي‌تواند اطلاعات زيادي را منتقل كند. تن صدا نشان مي‌دهد كه گوينده شاد است، خسته است، ناراحت است، عجله دارد، عصباني است، ترسيده است، خشن است و شدت اين حالات، كنايه، g: 'fa'}

[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۷:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

زخم زبان از منظر روان شناسي اجتماعي

زماني ،پسربچه اي بود كه رفتار بدي داشت.پدرش به او كيفي پر از ميخ داد و گفت هرگاه رفتار بدي(با ديگران) انجام داد،بايد ميخي را به ديوار فروكند.روز اول پسربچه،37 ميخ وارد ديواركرد.در طول هفته هاي بعد،وقتي يادگرفت بر رفتارش كنترل كند،تعداد ميخ هايي كه به ديوار ميكوبيد به تدريج كمتر شد.او فهميد كه كنترل رفتار، از كوبيدن ميخ به ديوار آسانتر است.سرانجام روزي رسيد كه پسر رفتارش را به كلي كنترل كرد. اين موضوع را به پدرش گفت و پدر پيشنهاد كرد اكنون هر روزي كه رفتارش را كنترل كند، ميخي را بيرون بكشد.روزها گذشت و پسرك سرانجام به پدرش گفت كه تمام ميخ ها را بيرون كشيده.پدر دست پسرش را گرفت و سمت ديوار برد.پدر گفت: تو خوب شده اي اما به اين سوراخهاي ديوار نگاه كن.ديوار شبيه اولش نيست.وقتي چيزي را با عصبانيت بيان مي كني،آنها سوراخي مثل اين ايجاد مي كنند. تو ميتواني فردي را چاقو بزني و آنرا دربياوري . مهم نيست كه چقدر از اين كار ،اظهار تاسف كني.آن جراحت همچنان باقي مي ماند.ايجاد يك زخم بياني(رفتار بد)،به بدي يك زخم و جراحت فيزيكي است.
يكي از مهم ترين خصوصيات انسان كه او را نسبت به ساير موجودات برتري مي دهد قدرت تكلم و سخن گفتن اوست. او مي تواند با به كارگيري كلمات و جملات احساسات و نيات دروني اش را بيان كند و ديگران را از آن آگاه نمايد.
شايد طعنه زدن، گوشه و كنايه يا متلك پراكني را تجربه كرده باشين مي توان رفتارهاي عادتي (مثلا عادت يك خانواده يا فاميل)، افكار، نگرش و برداشت هاي منفي و عدم مهارتهاي ارتباطي را از نظر روان¬شناسي، دليل زخم زبان عنوان كرد .
آدمهايي كه مهارتهاي ارتباطي و قدرت جذب ضعيف دارند، دچار اين عارضه ميشوند كه گفته مي شود فرد زخم زبان يا نيش گفتار دارد. وقتي از كسي زخم زبان ميشنويم جدا از افكار منفي كه در اين¬گونه افراد وجود دارد،نشان دهنده مهارتهاي ارتباطي ضعيف اين اشخاص است. گفتار، كلام و آهنگ صداي آن¬ها زخم روحي در شنونده ايجاد ميكنددر مهارت هاي ارتباطي وقتي شخصي مي داند كه چگونه صحبت كند، از زخم زبان استفاده نميكند و پيامدهاي گفتار خود را در نظر ميگيرد. انسانهاي عصبي كه آستانه تحمل كمتري دارند، عموما متهم به اين مساله هستند كه زخم و نيش زبان بيشتري دارند
روح الله رضايي مدرس دانشگاه و مدير كلنيك مركز مشاوره راهبر خصوصيات كلي اين افراد را چنين بر ميشمرد:
مهارت¬هاي ارتباطي كم، افكار منفي، آستانه تحمل پايين و استرس دلايلي هستند كه منجر به زخم زبان ميشوند مدير كلنيك مركز مشاوره راهبر ادامه ميدهد: چون اين اشخاص رفتارهاي عادتي دارند بايد طرز فكر خود را عوض كنند. بخشي از زخم زبان¬ها تبديل به رفتارهاي عادتي ميشوند. به اين افراد از طريق طرحهاي درماني بايد كمك كرد و آموزش داد كه بخشي از رفتارهايشان غلط است و بايد آن را اصلاح كنند. وقتي اين افراد نيش زبان نميزنند ابتدا خود را از درد و رنج¬هاي دروني رها ميكنند بنابراين فرد بايد متقاعد شود در رفتار خود تغيير ايجاد كند.
در اين افراد نوعي حس مردم آزاري در وجودشان موج ميزند،با حرفهايشان بر قلبها زخم ميزنند ،با نگاهشان ،با لبخندشان،با حرفعايشان. هر چه عزت نفس ما سالم تر باشد، به ديگران احترام بيشتري مي گذاريم و باآنها برخورد بهتر و منصفانه تري خواهيم داشت، زيرا آنها را تهديدي عليه خودنمي دانيم.در مقابل هر چه عزت نفس ما كمتر باشد، اميد و آرزويمان دچار نقصان مي شود و احتمال موفقيت مان كاهش مي يابد. اشخاصي كه به احساس ارزشمندي خود رسيده اند، با مهرباني، سخاوت و تعاون اجتماعي بيشتري با ديگران برخورد مي كنند اما اينگونه افراد نميتوانند و شايد به نوعي دچار ساديست باشند.ساديست انساني است كه اصولا ميل به آزار و شكنجه دادن ديگران دارد و همچنين ساديسم بيشتر در مردان ديده ميشود و روان شناسان علت آن را فاعل و قوي بودن مرد مي دانند.
به هرحال داشتن احساس خوب از خويشتن شرط لازم براي رسيدن به حال خوب است، اما شرط كافي نيست. عزت نفس جايگزين دانش و مهارتي كه شخص براي رسيدن به موفقيت به آنها نياز دارد نخواهد شد، اما احتمالا مي تواند به ياد گرفتن اين دانش و مهارت كمك كند.
    http://www.forum.98ia.com/t391464.html  
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۷:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]
  اصول سخنوري قضايي : بيان و قلم در خدمت حق و عدالت - گفتار قضائي ( 1 )

 

فصل اول-كليات راجع به تمرين سخنوري قضائي

1-در مقالات قبل راجع به فن سخنوري قضائي و اصول آن،آنچه براي ملاحظه و بررسي قضات محترم‌ بخصوص دادستانها و داديارها و وكلاي مدافع ضروري‌ بنظر ميرسيد درج گرديد،ولي بديهي است دانستن اصول‌ يك موضوع،روش و تدابير آن براي كسيكه ميخواهد در آن موضوع بدرجه مهارت و خبرگي برسد كافي نيست‌ و در فرا گرفتن هر فني تجربه و مهارت لازم است كه در اثر درست يادگرفتن و زياد تمرين و تكرار نمودن و نگاه‌ بدست اساتيد آن فن كردن و از محضر آنان كسب فيض‌ نمودن بدست ميآيد.

هيچ حلوائي نشد استادكار تا كه شاگرد شكرريزي نشد

2-سخنور اگر شرايط سخنوري را درست عمل‌ كند براي خو و براي عامه مردم بهترين مربي و تهذيب‌ كننده اخلاق و نفوس است و بعلاوه سخنوري هنري است‌ كه همه كس بآن نيازمند است منجمله قضات خاصه‌ دادستانها-داديارها و وكلاي مدافع.

3-شرايط سخنوري را چگونه ميتوان درست‌ بموقع اجرا گذارد؟

ديل كارنگي ميگويد:هميشه در خاطر و ذهن،خود را آنطوريكه دلتان ميخواهد مجسم كنيد تا كم‌كم همانطور شويد كه فكر ميكرديد.در اينجا با توجه بگفته ديل كارنگي‌ بايد در خود تلقين كنيد كه ناطق-سخنور-مربي و استاد خوبي هستيد و با اين فر در راه مقصود قدم‌ برداريد تا بهدف خود برسيد.اين حقيقت منحصر بسخنوري نيست و در همه مسائل صدق ميكند.

فرماندهان و سرداران بزرگ از قبيل ناپلئون- و لينگتن-لي-گرانت و فش متفق القولند كه ميل و خواستن نظاميان براي فتح مهمترين عامل موفقيت و غلبه‌ بر دشمن است.

4-با تمهيد اين مقدمات اگر ميخواهيد سخنور قضائي خوبي شويد،اول ميل آنرا شديدا در خود ايجاد كنيد و راه رسيدن باين مقصود اينست كه فوايد آنرا براي خود واضح و معلوم نمائيد و بدانيد هيچ عاملي‌ بقدر خوب حرف زدن و نفوذ معنوي شخص را زياد نميكند خوب حرف زدن نعمتي است كه تمام اشخاص صاحب‌نظر و صاحبدل آرزوي آنرا ميكنند.

ديل كارنگي ميگويد:من تقريبا در تمام دنيا سفر كرده‌ام و تجربيات كافي بدست آورده‌ام و در تمام عمر خود كمتر لذتي را همپايه اين ديده‌ام كه انسان در مقابل‌ يك عده ايستاده و افكار خود را برايشان بگويد و بدينوسيله‌ آنها را وادار نمايد كه بعدا بياد او بوده و درباره گفته- هايش فكر كنند.

5-انور گويد1براي جبران نقائص و فرمانروائي‌ بر طبيعت از نواميس طبيعت بايد اطاعت نمود.

عصر جديد باين نكته پي ميبرد كه قدرتهاي شخصي‌ ناشي از پيروي از قوانين مربطو به جسم و روح و فكر (1)صفحه 113 كتاب آداب سخن،نگارش آقاي علي پاشا صالح استاد دانشگاه تهران.

است و كسي كه اين قوانين را بداند و طبق آن عمل كند قدم در صراط توفيق نهاده است.يكي از قوانين مزبور خويشتن‌داريست.بايد اراده خود را بيدار كنيد. اراده قوي هنگامي پيدا ميشود كه بدانيد چه ميخواهيد اگر هدفي داريد و دل بدان هدف بسته‌ايد اراده شما قويست.تندرستي نيز در تربيت اراده و ساير قواي‌ نفساني مؤثر است.در تندرستي خود بكوشيد كم بخوريد و هواي آزاد استنشاق كنيد تا خون صاف در عروق شما جريان يابد.خون صاف يكي از عوامل اوليه سعادت‌ و نيكبختي شماست.

بعقيده انور در هيچيك از مراحل عمر نبايد گفت‌ از من گذشته و ديگر اين كار از من ساخته نيست.

بهترين لحظات زندگاني لحظاتي است كه قواي ما طبق موازين عقليه بكار افتد و هر قدمي كه برميداريم‌ نور اميد در پيشاني ما بدرخشد و محيط براي تقويت‌ اراده ما مساعد بنظر آيد.

6-در فرا گرفتن سخنوري شرط لازم و كافي علاوه‌ برداشتن اراده بردباري و صبر و حوصله است.نبايد مطمئن بود كه ممكن است يك شبه ره صدساله پيموده‌ شود.يكي از دانشجويان علوم الهي روزي بدكتر بيچر امريكائي از وعاظ مسيحي(7881-3181-م)گفت: من تصميم دارم وارد خدمت كليسا شوم اما اينكه وعظ را در چه مدت ميتوان تهيه نمود بيخبرم.از بيانات شما امروز لذت فراوان بردم آيا بمن توانيد گفت چه مقدار وقت براي تهيه آن صرف كرده‌ايد؟دكتر بيچر پاسخ‌ داد:«اي جوان،وعظي را كه با مداد شنيدي از روزي‌ كه ديده بدين جهان گشودم تا امروز به تهيه آن‌ مشغولم».

ماحصل كلام اينكه نطقي كوتاه و دلنشين را عمري‌ تفكر و تمرين بايد و الا عرض خود بردن و زحمت‌ ديگران داشتن است:

سعدي ميفرمايد:

اگر هست مرد از سخن بهره‌ور هنر خود بگويد نه صاحب‌هنر اگر مشك خالص نداري مگوي‌ ورت هست خود فاش گردد ببوي‌ بسوگند گفتن كه زر مغربي است‌ چه حاجت،محك خو بگويد كه چيست

فصل دوم-تمرين و تكرار

1-همه ميدانيم دانستن اصول شنا براي شناگري‌ كافي نيست و شرط اصلي يادگرفتن فن شنا اين استكه‌ انسان خو را در آب بياندازد.بهمين ترتيب اگر كسي‌ ميخواهد سخنور شود بايد عملا وارد اينكار شده و تمرين‌ نمايد.مهمترين نكته در يادگرفتن فن بحجت قوي

فصل چهارم-شنيدن سخن و گفتار سخنوران مشهور

1-كسانيكه ميل دارند فن سخنوري را بياموزند در وهله نخست يعني قبل از آنكه بسخنراني بپردازند بايد مدتي سخنرانيهاي ديگران را بشنوند.بعبارت ديگر قبل از آنكه گوينده شوند شنونده خوبي باشند و بتوانند درست گوش كنند چنانكه مولوي ميفرمايد:

مدتي ميبايدش لب دوختن‌ از سخنگويان سخن آموختن

2-بمنظور تمرين مناسب است چند تن از سخنوران‌ خوب معاصر را انتخاب كنيم و عواملي را كه مايه شخصيت‌ و شهرت آنها ميباشد از آراستگي ظاهر و خوشروئي و گيرنده بودن صوت و آهنگ رسا و بيان قوي و قابليتهاي‌ اجتماعي و اوصاف اخلاقي مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم و بدقت عوامل مختلفه را بين دو نفر بسنجيم.

مثلا ببينيم:صوت و آهنگ دو نفر كه باهم شباهت‌ دارد چرا داراي يك اثر نيست.

3-قبلا نيز گفته شد كه بصرف دانستن اصول‌ سخنوري و روش آن و يا مطالعه و بررسي كتب فن بيان‌ و آئين سخنوري كسي سخنور ماهر نميشود.بنابراين‌ بايد رفت و هنگاميكه سخنوران بزرگ در جمع شنوندگان‌ سخن ميگويند و يا مجلس بحثي را هدايت و رهبري‌ ميكنند حاضر بو و در اين جلسات شركت كرد و ديده‌ گشود و گوش فرا داد.بايد رفت و ديد سخنوران شيرين‌ بيان چگونه قواعد و اصول سخنوري را هنگام ايراد نطق يا هنگام شركت در سمينارها و سمپوزيومها بكار ميبرند.چطور معاني زيبا و دلنشين را در قالب سخنان‌ شيوا ميآورند و شنوندگان را با منطق صحيح و ذوق‌ سليم و بلطف و خوشي قانع ميسازند و همعقيده خود مينمايند.

باز بمعناي اين شعر توجه ميكنيم:

هيچ حلوائي نشد استادكار تا كه شاگر شكرريزي نشد

فصل پنجم-تمرين

1-آمرسون ميگويد:خداوند همه‌چيز را با قيمت‌ ارزان در دسترس انسان گذارده است.

ديل كارنگي ميگويد:قيمت ارزاني كه بايد در مقابل خوب‌سخنراني نمودن بدهيم عبارتست از تمرين- تمرين-تمرين.

2-تمرين سخنوري بطور اعم و يا سخنوري قضائي‌

بطور اخص را ميتوان شامل موضوعات و مسائل مشروحه‌ زير دانست:

الف-صدا.

ب-حركات و سكنات.

پ-فصاحت و بلاغت.

فصاحت و بلاغت و بكار بردن دستور زبان و احاطه‌ بر قوانين و موازين حقوقي و قضائي براي يك سخنور قضائي با بررسي كتب مربوط و شنيدن سخن و گفتار سخنوران مشهور ممكن است حاصل آيد ولي صدا و حركات و سكنات هر شخص مربوط بخود او بوده و اگر شخصي از يك سخنور نامي صداي دلپذيي توام با طنين‌ مطبوع بشنود و يا حركات و سكنات طبيعي و مقتضاي‌ حال در وضع ظاهري او مشاهده نمايد حاكي از آن نيست‌ كه بتواند عين آن صوت و آهنگ و يا همان حركات و ژست‌ها را بدون كم و كاست بكار برد و صرفا تقليد نمايد.

بنابراين هر دانشجوي مكتب سخنوري بايد شخصا بتمرين صوت و آهنگ بپردازد و حركات و سكنات را هم كنترل كند كه هم‌آهنگ با بيان و خالي از تصنع و ساختگي باشد.

الف-تمرين صوت و آهنگ

(1)تمرين صدا و تنفس:

براي اينكه صداي خوب داشته باشيم بايد طرز تنفس خود را اصلاح كنيم و در واقع ميتوان گفت تنفس‌ مواد خام براي ساختن صدا و كلمات ميباشد.اگر تنفس‌ صحيح باشد صدا خيلي جذاب و گرم ميشود.تنفس‌ صحيح آنست كه روي حجاب حاجز اجرا شود.براي‌ اجراي تمرين تنفس بايد بر پشت خوابيد و نفس عميق‌ كشيد بشرطي كه در موقع تنفس شانه‌ها و دنده‌ها بلند نشوند تا در نتيجه هنگاميكه تمام خلل و فرج ريه پر از هوا ميگردد ريه بر روي حجاب حاجز فشار بياورد و آنرا بطرف پائين رانده و محدب نمايد.بطوريكه ميدانيد حجاب حاجز پرده‌ايست عضلاني كه قفسه سينه را از شكم جدا مينمايد.

هر شب قبل از خواب و هر صبح قبل از برخاستن‌ مدت پنج دقيقه اينطور نفس كشيدن اثر بسيار مفيد دارد.

ايستاده نيز ميتوان طوري تفس عميق كشيد كه‌ به پرده حجاب حاجز فشار وارد آيد و بطرف پائين‌ محدب گردد.

(2)بكار بردن نوك زبان:

عده زيادي از خوانندگان مشهور يكي از علل‌ موفقيت خود را بكاربردن نوك زبان دانسته‌اند باين‌ معني كه سعي ميكردند كلماتيكه امكان داشت با نوك‌ زبان ادا كنند و قسمت عقب زبان را بيحركت بگذارند. براي تمرين و ورزش نوك زبان بايد بمقدار زياد حرف«ر»را ادا كرد و مانند مسلسل پشت سر هم‌ گف«ر ر ر...»

(3)رواني لبها:

يكي از اشكالاتيكه ناطقين تازه‌كار با آن روبرو ميشوند انقباض لبها مخصوصا در شروع سخنراني است‌ براي اينكه صدا قشنگ و واضح باشد بايد لبها روان‌ و قابل حركت باشند و براي رسيدن باين مقصود بايد تمرين زير را انجام داد:

تمرين اول:كلمه«تو»را تلفظ كنيد و با گفتن‌ آن لبها را كاملا گرد كرده و منقبض سازيد،پس از آن بگوئيد«من»و در اين موقع بعكس لبها را كاملا باز كنيد مثل اينكه ميخواهيد دندان‌هاي خود را بدندانساز نشان بدهيد و بهمين ترتيب چند دفعه اين دو كلمه‌ را تكرار كنيد و لبها را جمع و باز نمائيد.«تومن، تومن،تومن،تومن،تومن،».

(4)تقويت طنين صدا:

خوب شدن صدا سه عامل اصلي دارد(الف) تنفس صحيح(ب)بدن سالم و عدم خستگي(پ) طنين صدا.در مورد تنفس قبلا يادآوري شده و اصطلاح‌ عقل سالم در بدن ساسخي كه اكثريت مردم‌ دنيا چه در گذشته و چه در زمان حال درباره آن متفق القول هستند دو چيز است

1-داشتن رفيق خوب

2-مورد محبت و علاقه ديگران واقع بودن و اگر در مورد اول بخواهيم‌ نزد خود آماري از خصائص رفقاي خوب تهيه كرده و آنها را بر حسب امتياز درجه بندي نموده و از خود بخواهيد كه بكداميك آنها بيش از سايرين علاقمند هستيد محققا حسن انتخاب متوجه دوستي است كه ميتواند خوب حرف زده و آتش درون شما را فرونشانده و مسائل زندگي را آنچنان تجزيه و تحليل نمايد كه در حقيقت موجب تسكين و آرامش آلام انسان گردد.

خوب حرف زدن يكي از رموز نفوذ در ديگران است هر كس بسهم خود چنانچه از اعتماد بنفس و جرات و جسارت ذاتي برخوردار باشد ميتواند براي‌ ديگران بنا به اوضاع روحي طرف صحبت نموده ومفيد واقع گردد نبايد تصور نمود كه خداوند متعال استعداد سخنراني را فقط در عده معدودي بوديعه گذارده‌ است بلكه هر كس با تمرين صحيح و داشتن معلومات نسبي و اطلاعات عمومي‌ قادر است نطق نمايد البته مشروط بر آنكه ميل و اشتياق اينكار را داشته و در واقع آنرا از روي اصول صحيح تعقيب نمايد در دنياي امروز قبل از آنكه جنگي‌ بصورت عالمگير و با سلاحهاي گرم بين كشورهاي مختلف درگير شود مبارزه‌اي‌ با وسعت بيشتر وحدت بمراتب افزونتر بين ملتهاي مختلف جهان با عقايد متفاوت جريان دارد كه وحدت اصطلاحا جنك سرد ناميده ميشود كه در حقيقت بزرگترين‌ اسلحه كوبنده اين جنك نطق است و قلم،ويلسون يكي از روساي جمهور فقيد آمريكا ميگويد(گوش دنيا براي جلب توجه بايد غلغلك داده شود.)

وضوح و زيبائي لهجه و انشاء براي كسيكه ميخواهد ديگران را باخود همفكر كند مطلقا لازم است.

اولين صفت ممتازي كه در يك استاد خوب،فرمانده خوب،قاضي خوب، مهندس خوب و بسياري از خوبيهاي ديگر بنظر ميرسد بيان فصيح و مؤثر و گيرنده اوست.يك فروشنده خوش‌بيان بمراتب فروشي بيشتر از ديگران‌ داشته و تعداد مشتريان خصوصي او نسبت بساير فروشنده‌ها بيشتر است‌ در مسائل قضائي و مثلا در يك دادگاه جنائي همواره برتري نفوذ وكيل مدافع‌ و دادستاني بر محيط محاكمه محرز است كه نفوذ كلام و قدرت بيان بيشتري داشته‌ باشد مخصوصا دادستان دادگاه كه غالبا بايد با يك و يا چند نفر وكيل مدافع‌ مبرز و كاركشته و محيط بقانون وارد به زير و بم مسائل قضائي دست و پنجه نرم‌ كرده در ميدان محاكمه مصاف بدهد داشتن بيان فصيح توام با خونسردي و نكته‌ سنجي و نكته‌داني يكي از ضروري‌ترين ابزار كار است.يك كيفر خواست‌ هر قدر هم كه خوب تنظيم و ترتيب داده شده باشد بخودي خود قادر نخواهد بود آنچه را كه محتوي او است واقعيت خود را اثبات نمايد بلكه اين دادستان است‌ كه به كيفر خواست يك پرونده جزائي روح و قدرت قانوني مي‌بخشد.آخرين‌ دفاع مؤثر و حقيقي يك متهم به جنايت رافت و عواطف قضات را بنحو مطلوب‌ متوجه علل واقعي انگيزه ارتكاب جرم مينمايد و در چنين مواقعي است كه قاضي‌ اعمال مواد تخفيفي قانون را درباره متهم الزامي ميداند

در بحراني‌ترين دقايق مبارزه يك واحد نظامي كه همه چيز بر حسب مقياس‌ ثانيه‌ها و لحظه‌ها تغيير ميكند تنها يك سخنراني كوتاه و منجز و مؤثر فرمانده‌ است كه موفقيت واحد را تضمين مينمايد.

براي يك نظامي در هر موقعيت و وضعي كه قرار دارد خوب حرف زدن يكي از واجب‌ترين مسائل مورد احتياج است در اغلب كشورهاي خارج بخصوص در جامعه ارتش‌ها سخنراني فني است كه رموز آن تدريس ميشود در ارتش شاهنشاهي‌ نيز براي اولين بار در سال 92 و در دوره مشترك رسته‌ها سخنراني جزو يكي از مواد درسي محسوب گرديد.

غالب سخنرانان نامي جهان در اولين جلسه سخنراني دستخوش ترس و نگراني شده‌اند.مارك تواين ميگويد در اولين جلسه سخنراني خود آنقدر حالم‌ خراب شد كه حس ميكردم دهانم را با پنبه پر كرده‌اند ژان ژوره يكي از ماهرترين‌ ناطقين فرانسه اظهار نموده است كه در تمام دوران اولين سال نمايندگي‌ام از ترس حرف ن زدم لويد جرج در خاطرات خود خاطر نشان ميكند كه دراولين نطقم بوضع‌ فلاكت باري افتادم آنچنان كه احساس مينمودم زبانم به سقف دهانم چسبيده‌ است و ديسرائيلي مينويسد فرماندهي به يك هنك سوار بمراتب آسانتر از اينست‌ كه شخص براي اولين بار پشت ميز بزرك خطابه قرار گيرد.هاري بور هنر پيشه‌ بزرگ و فقيد فرانسوي در خاطرات خود مينويسد با اين كه مدت سي سال هر شب‌ براي اجراي نمايشنامه روي سن تاتر رفته و بازي كرده‌ام و قاعدتا بايد ترس من‌ ريخته باشد ولي با اين وصف هر شب براي اولين بار كه پرده بالا رفته و من در سن ظاهر شده‌ام با برخورد ديدگان مشتاق و كنجكاو تماشاچيان آنچنان قرين‌ بيم و نگراني شده‌ام كه قلبم مانند ساختمانهاي كهنسالي كه در شرف ريختن باشد يكباره فروريخته و اولين كلمات و جملات نمايشنامه بسختي از دهانم خارج شده‌اند.با ذكر خاطره‌اي چند از مردان سخنور معروف جهان بخوبي پيداست كه سخن‌ گفتن و براي ديگران نطق نمودن تا چه اندازه صلابت،قدرت،خونسردي، تسلط به كلام و اعتماد به نفس ميخواهد.

ديلي كارنگي ميگويد انسان همواره بوسيله چهار عامل با مردم در تماس‌ است كه ارزش و موفقيت و شخصيت ما را اين چهار موضوع ارزيابي مي‌كند.آنچه مي‌كنيم،آنچه مي‌گوئيم،آنطور كه مي‌گوئيم و آنطور كه جلوه مي‌كنيم‌ يكي از شرايط مهم در وصول به مفاهيم مواد چهارگانه آنست كه زبان مادري خود را خوب فراگرفته و خوب حرف بزنيم تسلط بر زبان مادري و بكار بردن صحيح‌ كلمات و رعايت قواعد و دستورهاي مربوطه بيش از نيمي از نگراني‌هاي يك‌ سخنران را مرتفع ميسازد كسي كه براي بيان مطالب مصادر مشتقات لغات را ندانسته و با كلمات معدود و مختصري به سخن گفتن ميپردازد به كوچكترين اشتباهي‌ رشته كلام از دستش خارج شده و در آن لحظه هرگز اسم و لغت مخصوص آن فعل‌ را كه با موضوع مرتبط است بخاطر نخواهد آورد همانطوريكه يك نوازنده‌ ويولون بوسيله انگشتانش با سيمهاي ويولون بازي كرده و آهنگ خوشي از آن‌ ساز ميكند يك سخنران نيز هنگام صحبت كردن بايد با نهايت لطافت و ظرافت‌ كلمات را هم‌آهنگ كرده و از مجموع آنها گفته مطلوبي ترتيب داده تقديم شنوندگان‌ خود نمايد.براي اجراي يك سخنراني قابل توجه و مورد استفاده شرايطي وجود دارد كه قبلا بايد به آنها توجه كامل نموده و با تمرين‌هاي مداوم و لازم آنها را فراگرفت تا توفيق مطلوب حاصل گردد.

اينك بمنظور استحضار خوانندگان ارجمند بطور مختصر و جامع بشرح‌ مؤثرترين آنها ميپردازد.

منبع :

نشريه مهنامه قضايي » بهمن 1345 - شماره 11


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۷:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

بيان و قلم در خدمت حق و عدالت : نگاهي بتاريخ سخنوري قضائي و سخنوران نامي آن (۲)

 

فصل سوم-دنبال متن گفتار قضائي سيسرون يا بعبارت‌ ديگر سخنان سيسرون در دفاع از ميلون

1-در مقاله قبل مندرج در مهنامه قضائي شماره‌531 خردادماه 6352 شاهنشاهي مقدمه مدافعات‌ سيسرون براي مطالعه دادرسان دانشمند نظام و ساير خوانندگان ارجمند مهنامه وزين قضائي تجزيه و تحليل‌ گرديد و روشن شد چگونه اين وكيل مدافع نامي در مقدمه جلب توجه دادرسان و شنوندگان را نموده و از اصول اقناع..ترغيب و دلربائي بنحو شايسته و بايسته‌ استفاده كرده و دورنماز مدافعات خود را كه همانا استناد به عنصر مشروعيت است جلوه‌گر ساخت.اينك‌ بشرح اصل مدافعات و تجزيه و تحليل آن مبادرت ميگردد.

2-مدافعات:

«اكنون وقت آنست كه باصل مطلب بپردازيم پس» «گوئيم چون اقرار مرتكب امري است عادي و تصميمات» «مجلس سنا در اين مورد چنان نبوده است كه نسبت بما» «هم با آنكه وقوع واقعه را محقق ميدانست راه را براي» «تحقيق و بازرسي باز نمود و داوراني كه انتخاب كرده» «و كسي كه بر سر ايشان گماشته در امانت و درستي» «مسلم ميباشند و يقين است كه رسيدگي بايد خردمندانه» «و بيطرفانه بعمل آيد تكليفي كه باقي ميماند اين‌كه» «مشخص گردد كه از ميلون و كلوديوس كدام مهاجم و كدام» «مدافع بوده‌اند و براي اين‌كه اين مطلب روشن شود نقل» «واقعه كفايت ميكند و بنا بر اين خواهش من آنست كه بسر-»

«گذشتي كه حكايت ميكنم توجه فرمائيد.»

«كلوديوس با كمال بيصبري مشتاق بود كه برياست» «دادرسي منتخب شود براي اينكه به آن وسيله بتواند» «بخيانتكاري خود بپردازد وليكن انجمن اين سال در كار» «تاخير كرد چنانكه اگر منتخب ميشود چند ماهي بيش» «بر سر اينكار نميماند و چون او مانند ديگران اين مقام» «را نه براي شرافت بلكه از پي هواي نفس طالب بود» «ميخواست يك سال تمام در آن مقام كامراني كند گذشته» «از اينكه پاولوس‌ Paulus كه با او همقدم ميشد مردي» «درستكار است و مزاحم حال او ميبود بنا بر اين ناگهان» «از داوطلبي خود دست برداشت و آنرا براي سال بعد» «گذاشت و اين از روي بيغرضي نبود و خود آشكار ميگفت» «ميخواهم دوازده ماه رياست كنم يعتي ميخواست يكسال» «تمام بغارتگري مشغول باشد اما در اين نوبت نيز» «مشكلي در پيش داشت و آن همقطاري با ميلون بود» «بنا بر اين با رقيبان او همدست شد بلكه آستين بالا زد» «كه همه اسباب چيني‌ها را خود اداره كند قبايل را بروم» «ميخواند بهمه كار دخالت ميكرد هر عنصر شري را» «مي‌آورد اما هرچه او آب را بيشتر گل‌آلود مينمود بر» «قوت ميلون ميافزود تا بجائيكه آن ناجوانمرد دانست‌«كه دلاوري كه دشمن اوست البته منتخب خواهد شد» «كار از گفتار گذشت و هلهله ملت را پي در پي درباره» «ميلون مشاهده كرد بنا بر اين چادر را يكشاخ نمود و» «آشكارا پيمان كرد كه حريف را از ميان بردارد پس» «مشتي بندگان وحشي بياباني را كه بخرابي بيشه‌هاي»

«دولتي و يغما كردن اتروري‌ Etrurie گماشته بود بروم» «آورد و شما آن خونريز را ديديد و علت مهاجمه آنرا» «دانستيد چه كلوديوس نيت خود را پنهان نميكرد و بي» «ملاحظه در ميان مجلس سنا و مجلس ملي ميگفت اگر» «قبول عامه را از ميلون نميتوانيم برداريم جانش را» «ميتوانيم بگيريم و ن