مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
لینک دوستان
با عنوان "پدر مديريت علمي" و موسس مكتب تيلوريسم ياد مي شود. اودر سال 1911 ميلادي كتاب اصول مديريت علمي را منتشر ساخت و در آن متذكر شد كه "بهتر است هدف اصلي مديريت، حداكثر كردن كاميابي كارفرما و كارمند باشد".



اصول چهارگانه مديريت علمي:
تيلور چهار اصل ذيل را به عنوان "اصول مديريت علمي" پيشنهاد كرد:
1-
مديريت بايد علمي باشد. روش علمي جانشين روش تجربه و خطا گرديده وبايد با مطالعه علمي كار بهترين روش انجام كاررا پيدا و به صورت دستورالعمل به كاركنان ابلاغ كرد. مطالعه علمي كار، شامل حركت سنجي و زمان سنجي وتعيين استانداردهاي توليد و كاركرد بر اساس آن است.
2-
انتخاب كاركنان بايد اساس علمي داشته باشد و بااستفاده از روشها و فنون علمي افرادي براي كارانتخاب شوند كه مهارت و توانائيهاي لازم براي انجام مؤثر و موفقيت آميز آن را داشته باشند.
3-
آموزش و تربيت كاركنان بايد جنبه علمي داشته باشد.
4-
روابط نزديك و دوستانه و روحيه همكاري بين مديريت و كاركنان و تقسيم كار و مسئوليت به طور مساوي ميان مديران وكاركنان به طوري كه برنامه ريزي و كارهاي فكري را مديران و كارهاي جسمي را كاركنان انجام دهند.
روش هاي اجرا:
1-
زمان سنجي با استفاده از روشها وابزارهاي مناسب به منظور صرفه جويي در زمان انجام كار.
2-
اعمال سرپرستي چند جانبه ( بر اساس تخصص) به جاي روش سنتي سرپرستي فردي.
3-
استاندارد كردن كليه وسايل و ابزار كار و اعمال و حركات كاركنان در انجام كار.
4-
اختصاص دادن يك واحد سازماني براي برنامه ريزي.
5-
كاربرد اصل استثناء در مديريت (كه به موجب آن كاركناني كه بيشتر از استاندارد تعيين شده براي توليد بازده داشته باشند، دستمزد تشويقي دريافت و كساني كه توليدشان ازاستاندارد مزبور كمتر باشد دستمزد كمتري دريافت مي كنند.
6-
استفاده از دستور العمل و شرح وظايف براي انجام كار وتدابير تشويقي براي انجام درست وظايف 7- به كار گرفت نظام نرخ دستمزد متفاوت ( نظام نرخ دستمزد قطعه كاري ).
8-
استفاده از سيستمهاي راهنما براي طبقه بندي كردن محصولات توليدي و ابزارهاي به كاررفته در توليد.
9-
استفاده از يك نظام كار ساده وتكراري.
10-
به كارگرفتن روش حسابداري بهاي تمام شده.

نقاط قوت رويكرد مديريت علمي:
تيلوريسم با تاكيد بر به كاربستن شيوه هاي مديريت علمي و كاربرد انظباط و دقت بيشتر درتعيين كار متناسب در روز و پاداش به واحد كار اضافي مدعي بود مي توان توليد سازمان را افزايش داد و نهايتا ً با سهيم كردن كارگران در منافع مادي ناشي از صرفه جويي ، تلاش همگاني و توليد بيشتر موجبات تشويق هر چه بيشتر آنان را در ازدياد سطح توليد فراهم كرد .

انتقادات وارده بر تيلور:
نظريه هاي كلاسيك انسان را موجودي اقتصادي-عقلائي دانسته و تاثير روابط اجتماعي و ساختارغير رسمي و انگيزه و احساسات را بر افراد ناديده مي گرفتند. همكاران تيلور او را متهم به فقدان حس نوع دوستي كردند و وحشت كارگران از ساعت ، ثانبه شمار و انفصال خدمت در اثر كندي عمل منتهي به اعتصابات شديدي شد وعده اي يز فلسفه مديريت علمي تيلور را مغاير با روح دموكراسي امريكا تشخيص دادند . تيلور نسبت به جنبه هاي اجتماعي كار ديدگاه منفي داشته و معتقد بود هر وقت كاركنان به طور گروهي كار ميكنند، كارآيي هر يك از آنها تا سطح ضعيف ترين عضو گروه تنزل پيدا مي كند. بسياري از مديران روش هاي او را دخالت بي مورد در قدرت و اختيارات خود مي دانستند .تيلور بر ضرورت علمي كردن فعاليتهاي هر شغل و تدوين قوانين حركت براي انجام آن تأكيد داشت. حركت سنجي برتجزيه فعاليتهاي يك شغل يا كار و كاهش حركتهاي جسماني آن تا حد حركتهاي ضروري و اساسي دلالت دارد.كارگران در برابر روش هاي مطالعه حركت ، زمان و استاندارد كردن وظايف مقاومت مي كردند. كليد رويكرد مديريت علمي مفهوم انسان به عنوان ماشين مي باشد. به او به اين دليل كه به تمامي عناصر دخيل در توليد به يك نوع نگاه مي‌كرد و كارگررا مثل ساير ابزاركار در نظر گرفته بود، انتقاداتي وارد شد و بعدها سبك‌هاي جايگزيني براي روش او ارائه شد.
همكاران تيلوردر مديريت علمي:
مهندس"گانت" از همكاران "تيلور" بود كه مباحثي چون آموزش كارگران ، طراحيِ سيستمهاي انگيزشي ، دستمزد تشويقي و ... را وارد تفكرات مديريتي كرد كه در لحاظ كردن جنبه‌هاي "روابط انساني" در توليد مؤثربود .فرانك گيلبرت و همسرش ليليان گيلبرت نيز به مطالعه محيط كار وروان‌شناسي براي بهبود توليد پرداختند؛ دستاوردهاي فرانك گيلبرت در زمينه بهبود روشهاست ؛ وي پس از آنكه مشاهده نمود تفاوتهاي اساسي در روشها و حركات افراد مختلف براي انجام فعاليتي واحد وجود دارد،بر آن شد تا بهترين روش انجام يك كار را بيابد . او كه از پيشگامان مطالعه حركت سنجي بود در يكي از بررسيهاي مشهور خود توانست تعداد حركاتي را كه كارگران ساختمان، هنگام بنايي انجام مي دادند، كاهش دهد و بهره وري آنان را سه برابر كنند. ليليان نيز با توجه به روانشناسي صنعتي تاثير بسزايي در زمينه‌هايي چون فرصت‌بخشي به كارگران تازه‌كار و بي‌مهارت براي كسب تجربه ، مطالعه استراحتهاي مجاز براي رفع خستگي‌هاي غير‌قابل‌ترميم و مفاهيمي از اين دست داد. نتايج بررسي‌گيلبرتها در مطالعۀ حركت، هنوز هم در "ارزيابي كار و زمان" (كارسنجي و زمان‌سنجي) مورد توجه است.توسعه مديريت علمي تا اواخر سالهاي 1940، بر اساس روش‌هاي سنتي كه توسط تيلور، گانت و گيلبرت پايه‌گذاري شده بود ادامه يافت.
جمع بندي و نتيجه گيري:
گر چه در عمل بسياري از اصولي كه تيلور پيشنهاد كرده بود، يك قرن قبل از آن، در كارخانه اي در بيرمنگهام انگليس توسط جيمز وات و متيو بولتون مي شد اما مديريت علمي تيلور كه بر اساس كارسنجي، زمان سنجي ، فردسنجي استوار بود ، مقدمه تحولات عظيمي درافكار وفنون مديريت درصنايع وموسسات دولتي كشورهاي مختلف جهان شد. با استفاده از نظريات تيلوركارآمد تر وعقلاني تر كردن سازمان ها از طريق كاربرد روش هاي علمي و برنامه ريزي و طراحي وظايف سازماني امكان پذير شد . هر چند منظور اوعمدتا تاكيد براستفاده ازاين روش ها درسطح وظايف عملياتي بوده ولي با رواج انديشه او ، اين روش ها در همه فعاليتهاي سازماني كاربرد پيدا كرد. علاوه بر تيلور صاحبنظران ديگري چون "فرانك گيلبرت" پيشگام حركت سنجي و مخترع نمودار جريان كار FPC و "هنري گانت" فنون خاصي به روش علمي افزودند و به توسعه روش‌هاي علمي و سيستماتيك براي مطالعه و اندازه‌گيري كار، برنامه ريزي و زمانبندي توليد پرداختند.دستاوردهاي اين انديشمندان هم اكنون نيزبا(اصلاحاتي)در سازمانهاي مختلف به كار مي رود.





امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۰۸:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]


                   http://www.managementnews.ir/uploadFiles/2013-4-27/asset-management-tool.jpg

سلام به همه


اين وبلاگ يه وبلاگ گروهي از طرف بچه هاي مديريت بازرگاني دانشگاه محقق اردبيل، براي مسايل مدريتي و هر مسئله كه دانشجوها باهاش مواجه اند.
اميدواريم همه بتونن استفاده كنن و خوششون بياد.

 

فرهنگ وبلاگ

وبلاگ و وب نويسي امروزه  يكي از راهكاراي تبادل اطلاعات و آپديت بودن با دنيا است و دانشجويي كه به عنوان ركن كشور و قطب علمي كشور مطرح است بايد به روز باشد اين به روز بودن در درجه اول مربوط به رشته ي تحصيلي ماست و در مراتب بعدي شامل همه موضوعات اجتماعي و فرهنگي و سياسي و. . . است.

اما مطلب مهمتر توصيه هايي براي جمعيت چند ميليوني دانشجوها و مخصوصا خودمون كه بايد بدونيم وبلاگ برا گسترش علم و توسعه روابط اجتماعي و فرهنگي درست و در قالب صحيح است كه اين مهم هم باعث افزايش قدرت علمي و هم باعث اگاهي از مسايل و مشكلات رو در رو است اميدواريم كه فرهنگ و روشن فكري لازم رو براي استفاده از وبلاگ داشته باشيم.

و اميدوارم كه تونسته باشم اهداف وشايد لزومات شروع به كار اين وبلاگ گروهي رو گفته باشم

                                                                   



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۰۸:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]
HDP :برنامه سانحه بيمارستاني
DMP :برنامه مديريت سوانح
DMIS :سامانه اطلاعات مديريت سوانح
دانلود مقالات مديريت بحران
HAZMAT : مديريت مواد خطرناك
EMP : برنامه مديريت شرايط اضطراري
EOC : اتاق بحران ( مركز عمليات اضطراري )
ERP : برنامه مقابله با سوانح
EOP : برنامه عمليات شرايط اضطراري
ICS : سامانه فرماتدهي حادثه
HEICS :سامانه فرماندهي حادثه بيمارستاني
مديريت سوانح
ارزيابي سانحه
پدافند غيرعامل
مقاوم سازي غير سازه اي و سازه اي
مديريت و ارزيابي سوانح
مديريت و ارزيابي ريسك
مديريت بحران
خدمات بهداشتي و درماني در بلايا
لجستيك
برنامه ريزي
برنامه پاسخ در شرايط اضطراري ERP
سيستم مديريت اطلاعات سوانح DMIS
آشنايي با بلايا
بهداشت و حمايت هاي رواني در بلايا
اخبار حوادث
زمين لرزه
ارزيابي خسارت
ارزيابي سانحه
اسكان و اردوگاه
بازسازي پس از سانحه
پيشگيري و كاهش اثرات
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۷ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۴:۴۷:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]
نوشته شده توسط دكترسيدرضا آقاسيدحسين

تيم مشاوران مديريت ايران :

در حوزه بازاريابي محتوا، واژه "محتواي توليد شده توسط كاربر" يا "UGC : User-Generated Content" در خصوص محتويات توليدشده نظير ويديو، AF%DA%AF%DB%8C%20%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C%20sales%20training" src="http://iranmct.com/images/images-news/9/%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C.jpg" alt="7 عامل عدم موفقيت دوره‌هاي آموزش فروشندگي حرفه‌اي" width="323" height="205" />

 شايد آموزش فروش بلافاصله بعد از اتمام يا در ماه‌ها بعد موجب نااميدي مديران گردد.

بر اساس تجربه و تحقيقات تيم مشاوران مديريت ايران، دوره‌هاي آموزشي فروش اجراشده توسط برخي افراد كم‌تجربه و ناآشنا به فرايند آموزش فروش حرفه‌اي (آموزش فروشندگي حرفه‌اي) به 7 دليل زير اتفاق مي‌افتد. و شايد برايتان عجيب باشد، با بررسي سازمان كارفرمايان، تعداد آموزش‌هاي ناموفق فروش، بسيار كمتر از تعداد موفق آن بوده است.

اگر به دنبال عدم تكرار اين اشتباه در سازمان خويش هستيد به موارد زير دقت نماييد:

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۸ خرداد ۱۳۹۴ ] [ ۱۰:۰۲:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]

تيم مشاوران مديريت ايران :

تلاش براي حل مسائل Problem Solving (تجاري يا اداري) سازمان با مشاركت كاركنان، موجب حمايت و تشويق اعضا به هوشمند سازي فضاي كار خواهد شد. اين عمل هيچ اثر سويي بر كاركنان نخواهد گذاشت، زيرا كه آنان خود را بخشي از فرايند حل مشكلات و اميد سازمان دانسته و سطح وفاداري آنان را ارتقا خواهد داد.

بهتر است به كاركنان خويش بياموزيد كه پيش از طرح مسئله در حضور مدير خويش(حتي اگر فوريت داشته باشد)، ابتدا تعدادي راه‌حل مناسب پيدا نموده و در هنگام بيان صورت‌مسئله، راهكارهاي برون‌رفت از آن را نيز پيشنهاد دهند.

مدل حل مسئله  problem solving

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱ خرداد ۱۳۹۴ ] [ ۱۰:۳۷:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 آزار دهنده ترين عادت هاي رفتاري جهاني در دفتر كار

ميليون ها دفتر كار در سرتا سر جهان وجود دارد كه بيش از ده ها ميليون كارمند درآنها مشغول به كار مي باشند. ولي همه آنها در يك مورد مشترك مي باشند و آن هم همكارآزار دهنده است.

حتما چنين همكاري داريد، اگر هم نه شايد خودتان يكي از آنها هستيد كه هميشه:

  •  بلند بلند با موبايل خود صحبت مي كند و حتي بعضي مواقع آن را در حالت بلند گو قرار داده و باعث آزار بقيه مي شود.
  •  دائم در حالت صحبت كردن درباره مسائل شخصي خود مي باشد.
  •  سئوال پرسيدن مكرردرباره ير وجود شانس خيلي تكيه مي‌نمايند، مدير نيز بايد براي استخدام يك فرد واجد شرايط و مناسب بر شانس خود متكي باشد. 
    اگر كارمندتان به‌درستي كار نمي‌نمايد او را توبيخ و يا اخراج نماييد، اما اين تهديدات توخالي براي هيچ‌كدام از طرفين كارساز نخواهد بود.

    امتیاز:
     
    بازدید:
[ ۱۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۷:۳۶:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

 نقش زبان در نيك بختى و بدبختى انسان (1)

زبان به اين دليل كه اصلى ترين وسيله ارتباط انسان ها با يك ديگر به شمار مى آيد، اهميت و ارزش بسيارى دارد. زبان به همان ميزان كه مى تواند در خدمت كمال و سعادت انسان باشد، در صورت كنترل نشدن ، دين و دنياى او را تباه مى كند. يكى از جلوهاى زبان زيبا سخن گفتن است . زيبا سخن گفتن در ميان همه زيبايى هاى جهان ، جايگاهى ويژه دارند؛ زيرا هم نظم ظاهرى واژه ها و تركيب آنها مى تواند زيبا باشد و هم ديگر زيبايى ها به وسيله آن بيان مى شود. قرآن كريم و سخنان معصومان (عليه السلام )، نمونه هاى والايى از سخن زيبا هستند. سخن زيبا، سخنى است كه افزون بر زيبايى ظاهرى ، بر خاسته از انديشه و همراه با ادب اسلامى باشد.
كلام هميشه ماناى امام زين العابدين (عليه السلام ) مى تواند الگوى مناسبى براى زيباگويى باشد. ايشان حقوق زبان را چنين بر مى شمارد:
فا كرامه عن الخنى و تعويده على الخير و حمله على الاءدب و اجمامه الا لموضع الحاجه و المنفعه للدين و الدنيا و اعفاوه عن الفضول الشنعه القليله الفائده التى لا يومن ضررها مع قله عائدتها. و يعد شاهد العقل و الدليل عليه و تزين العاقل بعقله و حسن سيرته فى لسانه و لاقوه الا بالله العلى لعظيم ؛(1) اكرام كردن زبان [دور نگه داشتن آن ] از سخنان ناروا و زشت ؛ عادت دادن آن به خوبى ها؛ راهنمايى آن در مسير ادب ؛ بستن زبان مگر هنگام نياز و منافع دين دنيا؛ دور كردن و حفظ زبان از سخنان بسيار، پست و كم فايده كه انسان از زيان هاى آن در امان نيست .
زبان ، شاهد و راهنماى عقل است و زيباى انسان عاقل ، به عقل اوست . زيبايى باطن و درون انسان در زبان او قرار دارد و هيچ قدرتى جز تكيه بر خداوند برتر و بزرگ نيست .
براى اداى حقوق زبان ، بايد اين نعمت بزرگ را در راهى كه آفريدگار پسنديده است ، به كار گرفت و البته پاسداشت زبان ، در گرو حفظ آن از واژگان نامناسب است . از اين رو، پيش از هر سخن ، بايد درباره سود و زيان آن انديشيد. سپس دريچه دهان را به سوى واژگان گشود كه عزت و آبروى ظاهر و باطن آدمى در گرو آن است . كنترل زبان ، قدرت و توفيق الهى مى خواهد و بايد از خداوند بخواهيم به ما توفيق بهره بردارى پسنديده از اين نعمت بزرگ را عنايت كند.
اين پاسداشت و شكر نعمت ، در رسانه ملى كه زبان ، كاركرد بيشترى در آن دارد، پر رنگ تر مى نمايد؛ چون گفت و گوهاى پخش شده از آن ، مى تواند سرچشمه آموزش درست يا نادرست شود. از اين رو برنامه ريزان و برنامه سازان بايد نهايت دقت و وسواس را در آن نشان دهنده تا منشاء اثر سازنده در فرهنگ اسلامى گردند.
در راستاى برجسته سازى ((نيش و نوش هاى زبان ))، پژوهشگر ارجمند، خانم ((شكيبا سادات جوهرى )) كوشيده است رهنمودهاى لازم را از آيات قرآنى و آموزه هاى روايى جست وجو كند. با سپاس از تلاش بى شايبه ايشان ، اميد كه به بهترين شكل ممكن از يافته هاى پژوهشى اين كتاب استفاده شود.
انه ولى التوفيق
اداره كل پژوهش
مركز پژوهش هاى اسلامى صدا و سيما
پيش گفتار
اللهم ... و لا لسنتنا عن الخوض فى الباطل من غير ما آفه مخرسا؛(2)
بار پروردگارا! زبان ما را از فرو رفتن در نادرستى بازدار.
زبان ، اساسى ترين عضو وجود آدمى است . جايگاه والاى زبان در عزت آفرينى و نيز در سقوط انسان ها، بر كسى پوشيده نيست . در طول تاريخ ، زبان ، مؤ ثرترين و آسان ترين ابزار براى ارتباط، ترجمه و بيان احساس هاى درونى ، آموزشى ميراث فكرى بشر و انتقال فرهنگ و تجربه ها از يك نسل به نسل ديگر بوده است . زبان ، وسيله است و بديهى است كاربرد هر وسيله و كارآيى آن ، به نوع استفاده از آن بستگى دارد. زبان مى تواند چون شمشير برنده اى عمل كند و سر گوينده اش را بر باد دهد يا نابينايى را از افتادن در چاه رهايى بخشد. امام على (عليه السلام ) مى فرمايد: كم من انسان اءهلكه لسان ؛(3)
چه بسيار انسانى كه زبان ، او را نابود ساخت .
زبان را مى توان سخن گو و نماينده ديگر اعضاى بدن آدمى دانست كه مى تواند آسايش و راحتى آنها را فراهم كند يا درد سر ساز باشد، چنان كه امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد:
ما من يوم الا و كل عضو من اءعضاء الجسد يكفر اللسان يقول : نشد تك الله اءن نعذب فيك (4)
روزى نيست ، مگر اين كه هر يك از اعضاى بدن در برابر زبان فروتنى مى كنند و مى گويند: تو را به خدا سوگند مى دهيم كه مبادا به خاطر تو ما عذاب ببينيم .
اى زبان ! تو بس زيانى مر مرا   چون توى گويا، چه گويم من تو را 
اى زبان !هم آتش و هم خرمنى   چند اين آتش در اين خرمن زنى 
در نهان ، جان از تو افغان مى كند   گرچه هر چه گويى اش آن مى كند 
اى زبان ! هم گنج بى پايان تويى   اى زبان ! هم رنج بى درمان تويى (5) 
شايسته است اين شمشير دودم را همواره زير نظر داشت تا از آثار زيان بار آن در امان باشيم . اميرمؤمنان على (عليه السلام ) سفارش مى كند: و ليخزن الرجل لسانه فان هذا اللسان جموع بصاحبه (6) مرد بايد از زبانش مراقبت كند؛ چون در برابر صاحبش سركش است .
بنابر اين روايت ، زبان عضوى سركش است كه اگر صاحبش ، آن را به خود واگذارد، نه تنها به ديگران زيان مى رساند، بلكه خود او را نيز زخمى مى كند. زبان هم گل دارد هم خار؛ هم اصلاح مى كند هم خراب ؛ هم راست مى گويد هم دروغ . دمى خدايى است و لحظه اى ديگر شيطانى ؛ البته اگر لجام آن را رها سازيم . حضرت على (عليه السلام ) مى فرمايد:والله ما اءرى عبدا يتقى تقوى تنفعه حتى يخزن لسانه (7)؛ به خدا سوگند بنده پرهيزكارى را نمى بينم كه تقوايش به او سود رساند، مگر اين كه زبانش ‍ را نگه دارد.
از سوى ديگر، زبان ، ترجمان قلب آدمى است و آنچه در وجود اوست ، بر زبانش ظاهر مى شود. به تعبير ديگر، زبان ، آيينه تمام نماى وجود آدمى است ؛ اگر جز ناپاكى و ناگفتنى از زبان جارى نمى شود، نشانه سنگ دلى و كدورت قلب است . امام على (عليه السلام ) در اين باره مى فرمايد: لايستقيم ايمان عبد حتى يستقيم قلبه و لا يستقيم قلبه حتى يستقيم لسانه (8)؛ ايمان بنده اى پايدار نمى شود، مگر اين كه قلب او استوار گردد و قلبش درست نمى گردد تا اين كه زبانش استوار و درست شود.
زبان با وجود كوچكى ، مسئوليت سنگينى براى انسان ايجاد مى كند، زيرا وظيفه بزرگى به عهده آن گذشته شده است و چه وظيفه اى بزرگ تر و سنگين تر از اين كه كفر و ايمان تنها با زبان آشكار مى شود. زبان با گفتن شهادتين ، بزرگ ترين جزء از اجزاى ايمان را به جا مى آورد و با انكار آن ، آدمى را در شمار كافران جاى مى دهد.
امام سجاد (عليه السلام ) مى فرمايد:
زبان انسان هر روز صبح بر تمام اعضا و اندام هاى بدن وارد مى شود و از آنها احوال پرسى مى كند كه چگونه صبح كرديد؟ همه پاسخ مى دهند: به خير و خوبى ، به شرطى كه تو ما را به حال خود واگذارى . هم چنين مى گويند: از خدا درباره ما بترس و او را در حالى كه سرزنش مى كنند، سوگند مى دهند و مى گويند: ما به واسطه تو به ثواب و عقاب مى رسيم ؛ يعنى اگر تو (زبان ) مرتكب گناه نشوى ، ما پاداش خود را مى گيريم ، ولى اگر تو مرتكب گناه شوى ، ما نيز به واسطه تو در عذاب خواهيم بود(9).
رسول خدا (صلى الله عليه و اله )نيز مى فرمايد:
خداوند، زبان را به نوعى عذاب گرفتار مى كند كه هيچ يك از اعضاى را آن چنان عذاب نمى كند. پس زبان مى گويد: پروردگارا! تو مرا به عذابى مبتلا ساختى كه هيچ چيز به عذاب نكردى . در اين حال به زبان گفته مى شود: از تو كلمه اى خارج شد و به شرق و غرب جهان رسيد و به واسطه همان يك كلمه ، خون بى گناهى ريخته شد و مال محترمى از بين رفت و به حريم ديگران تجاوز شد. قسم به عزت و جلالم كه تو را به عذاب دردناك و شديدى عذاب مى كنم كه تا كنون هيچ يك از اعضا و جوارح را آن گونه عذاب نكرده باشم (10).
زبان ، سرچشمه گناهان فراوانى است . اين هشت پاى دهشتناك ، با پايى ، غيبت و با پاى ديگر، سخن چينى مى كند. با يكى تهمت و افترا مى زند و با پاى ديگرش تجسس و عيب جويى مى كند. با آن يكى فحش و ناسزا مى دهد و با پاى ديگرش نيز مشغول توهين و تحقير و تمسخر مى شود. دروغ ، دغل بازى ، حقه بازى و سرزنش نيز از پاهاى ديگرش پديد مى آيد و اين همه آسيب ، از آتش خانمان سوز زبان بر مى خيزد. هر يك از اعضاى بدن ، اسباب و امكاناتى مى خواهند تا به انحراف و كجى كشيده شوند، ولى تنها زبان است كه به راحتى و بدون مقدمات ، راه گناه و خطا مى پويد و مرتكب معصيت مى شود؛ گناهانى كه نه تنها براى افراد، بلكه براى اجتماع نيز زيان آور است . به همين علت ، اسلام با توصيه هاى فراوان ، از پيروانش ‍ خواسته است سخن نابه جابر زبان جارى نكنند و از هر كلمه و كلامى كه شخصيت ديگران را مى شكند، بپرهيزند كه خود، نوعى ستمگرى است : اللهم اءعنى على صالح النيه و مرضى القول (11)؛ بار خدايا! مرا به قصد و نيت شايسته و گفتار پسنديده يارى كن .
شخصيت آدمى از صفاتى تشكيل مى شود كه خود آن صفات ديدنى نيست ، ولى اثر آن را در كارهاى انسان مى توان ديد. اين سفات دو گونه اند: برخى از آنها به آفريننده جهان مربوط است كه آموختنى و در اختيار انسان نيست ، مانند اصل عقل ؛ بخشى ديگر در اختيار انسان است كه مى تواند آنها را در بعد مثبت با كوشش به دست آورد، مانند دانش (فضايل اخلاقى ) و در بعد منفى از خود دور كند، مانند: دروغ (رذايل اخلاقى ). بسيارى از صفات خوب وبد، با سخن گفتن به وجود مى آيد و سكوت ، پرده اى است كه روى آنها مى افتد. پس با سخن گفتند، پرده به يك سو مى رود و عيب و هنر آدمى نمودار مى شود.
پيامبر اعظم (صلى الله عليه وآله ) فرمود: الجمال فى اللسان (12)؛ زيبايى در زبان (انسان ) است . اين سخن ، در برگيرنده همه زيبايى هايى است كه شخص يا شخصيت انسان را تشكيل مى دهد و نبايد آن را در معنايى محدود زندانى كرد. امام على (عليه السلام ) نيز فرمود: تكلموا تعرفوا فان المرء مخبوء تحت لسانه (13) سخن بگوييد تا شناخته شويد. همانا مرد، زير زبانش پنهان است .
هم چنين ايشان در كلامى گهربار مى فرمايد:
قلت اءربعا اءنزل الله تصديقى بها فى كتابه . المرء مخبوء تحت لسانه فاذا تكلم ظهر فاءنزل الله تعالى (و لتعر فنهم فى لحن القول )(14)و(15)؛
چهار سخن گفته ام كه خداوند در قرآن تصديقم فرمود: [يكى از آنها اين است كه :] مرد زير زبانش پنهان است و هنگامى كه سخن بگويد، آشكار مى شود. خداوند هم در قرآن فرموده است : ((ايشان را در آهنگ گفتارشان مى شناسى )).
امير مؤمنان على (عليه السلام ) در سخنانى ديگر فرمود: اللسان ميزان انسان (16)؛ زبان ، ترازوى سنجش انسانيت است . و فرمود: اللسان ترجمان الجنان (17) زبان ترجمان راز دل است و الانسان لبه لسانه (18) حقيقت انسان ، زبان اوست و و عبارتك تنبئى عن معرفتك (19)؛ واژه هايى كه مى گويى ، نشان دهنده كمال و معرفتت است و اللسان ترجمان العقل (20)؛ زبان ، مترجم انديشه انسان است و فضل الرجل يعرف من قوله (21)؛ كمال و رتبه مرد، از گفتارش شناخته مى شود، و اللسان معيار اءطاشه الجهل و اءرجحه العقل (22)؛ زبان ، معيار (نمودار هويت انسانى ) است كه نادانى اش ، او را سبك و خردش ، او را سنگين مى كند.
امام صادق (عليه السلام ) فرموده است :
الكلام اظهار ما فى قلب المرء من الصفا و الكدر و العلم و الجهل قال امير المؤمنين (عليه السلام ): المرء مخبوء تحت لسانه فزن كلامك و اءعرضه على العقل و المعرفه فان كان لله و فى الله فتكلم به و ان كان غير ذلك فالسكوت خير منه (23)؛
سخن ، آشكار كننده چيزى است كه بر قلب مى گذرد؛ از صفا و تيرگى و دانش و نادانى . امير مؤمنان [على ] (عليه السلام ) فرمود: مرد زير زبانش ‍ پنهان است . پس سخنت را وزن كن و آن را به خرد و معرفت عرضه دار. اگر سخت براى خدا و در راه خداست ، بگو و اگر جز اين باشد، خاموشى از سخن گفتن بهتر است .
از روايات به دست مى آيد كه زبان ، پلى است كه از يك سو به باطن انسان و از سوى ديگر به ظاهر او بستگى دارد. اسرار درون انسان ، از آن سوى پل به وسيله زبان به اين سو منتقل مى شود. پس زبان ، آشكار كننده صفات درونى انسان و ترازوى بسيار دقيقى است كه نشان دهنده سبك يا سنگين وزنى آدمى است . مثلا كسى از راه عادى نمى داند شخصى كه در كنارش نشسته ، داناست يا ندان . همين كه سخن گويد، از گفتار شناخته مى شود.
بنابراين ، راستگو از صفاى دل و مردى خود خبر مى دهد و دروغ گو، پستى و تيرگى دل خويش را آشكار مى سازد. نيز تهمت زن ، از نامردى و سخن چين ، از فرومايگى و خوارى خود خبر مى دهد. پس از روشن شدن اين وضعيت ، دروغ گو، سخن چين و غيبت كننده هر چه داد و فرياد كنند كه من غير از باطنم هستم ، داد و فريادشان به گوش اهل دانش نمى رسد و آنها با زبان قال يا حال مى گويند قسمت را باور كنيم يا دم خروس را. با اين بيان ، معلوم شد كه زبان و شخصيت ، رابطه اى مستقيم با هم دارند و بى شخصيتى يا با شخصيتى آدمى ، زير زبانش پنهان است .
فصل اول : زيبايى هاى زبان
نشانه الهى و حق گويى زبان
تفاوت زبان و لهجه ها از نشانه هاى الهى است :
و من آياته خلق السموات و الارض و اختلاف السنتكم و الوانكم ان فى ذلك لآيات للعالمين (24).
از نشانه هاى الهى ، آفرينش آسمان ها و زمين و اختلاف زبان ها و رنگ هاى شماست . به درستى كه در آن ، نشانه هايى براى دانشمندان است .
چه قدر زيباست كه آدمى ، زبان فصيحى براى حق گويى داشته باشد و راه سعادت را به ديگران بنمايد، چنان كه در قرآن كريم مى خوانيم :
فانما يسرناه بلسانك لتبشر به المتقين و تنذر به قومالدا(25)؛
به درستى كه ما آن (قرآن ) را به زبان تو آسان كرديم تا با آن ، پرهيزكاران را نويد و مردم ستيزه جو را بيم دهى .
چگونگى بهره مندى از اين وسيله عزت آفرين يا ذلت بخش ، به اختيار و اراده آدمى ترسيم مى شود و زبان ، در روز قيامت بر رفتارهاى ناپسند و گناه آلود انسان شهادت مى دهد؛
يوم تشهد عليهم اءلسنتهم و اءيديهم و اءرجلهم بماكانوا يعملون (26)؛
روزى كه زبان ها و دست ها و پاها به آنچه عمل كرده اند، شهادت مى دهند.
بزرگان و اولياى الهى نيز براى بهره گيرى بهينه از زبان ، از خداوند يارى مى طلبيدند. براى نمونه ، حضرت ابراهيم (عليه السلام ) مى فرمايد:
و اجعل لى لسان صدق فى الآخرين (27)؛
خدايا! براى من زبان راست گويى در ميان ديگران قرار ده .
زيباگويى
زيبايى در همه ابعاد خود از ديدگاه اسلام مطلوب است . خداوند نيز به اين صفت توصيف شده است كه اللهم انى اءسئلك من جمالك باءجمله و كل جمالك جميل (28)؛ خدايا! از زيباترين زيبايى هايت مسئلت دارم و همه زيبايى هاى تو زيباست . جهان هستى هم كه جلوه اى از صفات الهى است ، جميل قلمداد شده است (29). زيبايى هاى جهان آفرينش ، مانند آسمان و ستارگانش ، تركيب چهره انسان ، زيبايى جان داران و منظره هاى طبيعى و نيز زيبايى هايى كه محصول فكر و ذوق بشرى است ، همگى ستايش شده و جملگى به خواست الهى مستند است .
در ميان همه اين زيبايى ها، سخن زيبا جايگاه ويژه اى دارد. شايد يك علتش ‍ اين باشد كه هم خود مى تواند به دليل ويژگى هاى لفظى و ادبى و تركيب واژگان مناسب آنها در جمله ، زيبا باشد و هم ديگر زيبايى هاى جهان با سخن بيان مى شود. پس سخنى كه مى خواهد بيانگر زيبايى ها باشد، اگر خودش نيز زيبا ادا شود، اهميت و ارزش بيشترى مى يابد. خداوند در قرآن كريم براى سخن زيبا و نيكو، ارزش فراوان قائل شده و با بيانى سرشار از عطوفت و صميميت ، از بندگان خود خواسته است سخنشان را به برترين صورت به زبان آورند: قل لعبادى يقولوا التى هى اءحسن (30)؛ به بندگانم بگو برترين سخن را بگويند. يعنى سخن پسنديده اى كه موجب خشنودى شنونده شود، همان گونه كه آدمى دوست دارد ديگران با او سخن بگويند.
بديهى است قرآن كريم در اين باره ، گوى سبقت را از همگان ربوده و دانشمندان سخن شناسى را در شرق و غرب جهان ، به شگفتى واداشته است . از گذشته هاى دور، نمونه هايى از سخن زيبا و شيوا در ميان بشر وجود داشته و با گذشت زمان ، بر كم و كيف آنها افزوده شده است ، ولى هيچ يك را يارى عرض اندام در برابر قرآن نيست . پس از قرآن ، سخنان پيشوايان معصوم (عليهم السلام ) نيز ويژگى هاى بالا را در افقى محدودتر داراست ؛ يعنى هم خود آن بزرگواران به گونه اى زيبا سخن گفته و هم ديگران را به زيبا گويى فراخوانده اند. نهج البلاغه نمونه روشنى از سخن زيباست . امام على (عليه السلام ) كه در عالى ترين مرتبه سخنورى قرار دارد، توانايى خود را در قالب عبارتى كوتاه و تشبيهى جالب چنين بيان كرده است :
و انا لامراء الكلام و فينا تنشبت عروقه و علينا تهدلت غصونه (31)؛
ما (اهل بيت رسول خدا (صلى الله عليه وآله ))، فرمان روايان سخن هستيم . درخت سخن در وجود ما ريشه دوانيده و شاخ و برگش بر ما آويخته است .
((سليمان بن مهران )) مى گويد: روزى امام صادق (عليه السلام ) به شمارى از پيروان خود فرمود:
معاشر الشيعه ، كونو النازينا و لا تكونوا علينا شينا، قولوا للناس حسنا و احفظوا السنتكم عن الفضول و قبيح القول (32)؛
اى گروه شيعه ! زينت ما باشيد و مايه ننگ ما نباشيد. با مردم ، نيكو سخن بگوييد. زبان هايتان را نگه داريد و آن را از پرگويى و سخن زشت باز داريد.
سخن زيبا، آثار و بركات فراوانى دارد. كسى كه زبان خود را به زيبا گويى عادت دهد، از اين بركات بهره مند مى شود. امام زين العابدين (عليه السلام ) به پنج نمونه از آثار آن اشاره كرده است :
القول الحسن يثرى المال و ينمى الرزق و ينسى فى الاءجل و يحبب الى الاءهل و يدخل الجنه (33).
سخن زيبا، مال و ثروت را زياد مى كند؛ روزى را افزايش مى دهد؛ مرگ را به تاءخير مى اندازد؛ آدمى را محبوب خوانده اش مى سازد و او را وارد بهشت مى كند.
امام على (عليه السلام ) نيز در دو روايت ، خوش زبانى را موجب افزايش ‍ دوستان و كم شدن دشمنان و ايمنى از سرزنش ها معرفى مى كند: عود لسانك لين الكلام و بذل السلام ، يكثر محبوك و يقل مبغضوك (34)؛ زبانت را به نرم گويى و سلام دادن عادت ده ، تا دوستان تو بسيار و دشمنانت اندك شود. نيز فرموده است : عود لسانك حسن الكلام تاءمن الملام (35)؛ زبانت را به زيباگويى عادت ده تا از سرزنش در امان بمانى .
ويژگى هاس سخن زيبا
سخن زيبا بايد از انديشه نيكو سرچشمه گيرد. انديشه ورزى ، يكى از گران بهاترين نعمت هاى الهى است . شايسته است انسان پيش از هر كار، درباره پى آمدهاى آن به خوبى بينديشد و جنبه هاى نيك و بدش را درست ارزيابى كند. روشن است كه سخن گفتن نيز از اين قاعده بيرون نيست . نسنجيده سخن گفتن ، افزون بر زشتى ظاهرى ، چه بسا موجب بى آبرويى و رسوايى گوينده شود و نشانه نادانى او به شمار آيد و خطر و زيانى را متوجه او سازد. از اين رو، امام على (عليه السلام ) مى فرمايد: فكر ثم تكلم تسلم من الزلل (36) بينديش . سپس سخن بگو تا از لغزش ها در امان باشى .
در سخن ديگر، انديشيدن پيش از سخن گفتن را نشانه خردمندى ، و ناپخته سخن گفتن را علامت بى خردى دانسته ، فرموده است :
لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه (37).
زبان خردمند در آن سوى قلب اوست ، ولى قلب ابله در آن سوى زيانش ‍ قرار دارد.
هم چنين كلام زيبا بايد با ادب اسلامى همراه باشد. ادب ، يعنى انجام دادن عمل مشروع اختيارى ، همراه با ظرافت و زيبايى (38). شايسته است انسان هنگام سخن گفتن ، ادب اسلامى را رعايت كند؛ يعنى به گونه اى حرف بزند كه در سخن او به شخصيت ديگران اهانت نشود و مقصود خود را در نهايت احترام و فروتنى بيان كند. از عباس ، عموى پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) پرسيدند: شما بزرگ تريد يا رسول خدا؟ عباس كه سنش از پيامبر بيشتر بود، در پاسخ گفت : ((رسول خدا بزرگ تر است ، ولى من پيش از ايشان به دنيا آمده ام (39))).
ملاك زيبايى سخن ، تنها زيبايى لفظ و ظاهر آن نيست ، بلكه لازم است كردار انسان نيز گفته اش را تصديق كند واين ، زمانى است كه گوينده از راه سخن ، ادعايى را مطرح مى كند. براى نمونه ، در قالب زيباترين الفاظ، از وفا و محبت دم بزند. اگر عمل او چنين سخنى را تصديق نكند، سختى از سر نفاق و تزوير خواهد بود و ديگر نمى توان آن را سخن زيبا ناميد. خداوند در قرآن مى فرمايد:
يا اءيها الذين آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون كبر مقتا عند الله اءن تقولوا ما لا تفعلون (40)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد! چرا سخنانى مى گوييد كه انجام نمى دهيد. اين گناه بزرگى نزد خداست كه آنچه را به جا نمى آوريد، بگوييد.
البته سخن بايد از روى راستى باشد. زشتى دروغ ، زيبايى ظاهرى خبر دروغ را هر چند فصيح بيان شود، تحت تاءثير قرار مى دهد. امام على (عليه السلام ) مى فرمايد: شرالقول الكذب (41)؛ بدترين سخن ، دروغ است .
حفظ زبان
شخصى خدمت رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) آمد و عرض كرد: به من سفارشى كن . حضرت فرمود: زبانت را حفظ كن . براى مرتبه دوم گفت : مرا سفارشى كن . فرمود: زبانت را حفظ كن . براى مرتبه سوم آن مرد گفت : مرا سفارشى كن . حضرت فرمود: زبانت را حفظ كن . واى بر تو! مردم با صورت به آتش دوزخ پرتاب نمى شوند، مگر به سبب آنچه زبان هايشان چيده ، درويده و عمل كرده است (42).
امام صادق (عليه السلام ) نيز مى فرمايد:
فى حكمه آل داود: على العاقل اءن يكون عارفا بزمانه مقبلا على شاءنه حافظا للسانه (43)
در حكمت خاندان حضرت داوود آمده است : بر اهل انديشه است كه زمان خود را بشناسد، مشغول كار باشد، در حد شاءن خود زندگى كند و زبانش را براى رسيدن به منافع دنيا و آخرتش حفظ كند.
حضرت على (عليه السلام ) هم مى فرمايد: من حفظ لسانه اءكرم نفسه (44) كسى كه زبانش را حفظ كند، خود را بزرگوار و اهل كرامت قرار داده است .
اگر زبان انسان حفظ نشود، آدمى از جنبه هاى گوناگون در معرض لغزش قرار مى گيرد. كسانى كه با توجه به زمان ، مكان و مخاطب خود سخن مى گويند، بر ارج خود نزد ديگران مى افزايند. به راستى ، سلامت روحى ، جسمى و عقلى آدمى در دنيا و آخرت ، در گرو حفظ زبان است . زبان بايد مهار شود تا سعادت انسانى تاءمين شود. رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) مى فرمايد:
اءمسك لسانك فانها صدقه تصدق بها على نفسك . ثم قال : و لا يعرف عبد حقيقه الايمان حتى يخزن من لسانه (45)
زبانت را نگه دار. همانا حفظ زبان ، صدقه اى است كه به خويشتن مى دهى و جانت را حفظ مى كنى . انسان ، واقعيت امان را نمى شناسد، مگر اين كه ابعاد از زبان را حفظ كند.
زبان و صداقت
راست گويان نزد خداوند ارزش والايى دارند و در برابر صدقشان پاداش ‍ مى گيرند. در قرآن آمده است : ليجزى الله الصادقين بصدقهم (46)؛ خداوند به راست گويان براى صداقتشان پاداش دهد.

 http://ghadeer.org/akhlagh/nish_nosh/514-0001.htm


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۳۱:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

امان از حرف مردم...! 
 
 
 در برخي جوامع خيلي مهم و پيشرفته دنيا، مردم خوب كوچه و بازار و در و همسايه با تحقيق شبانه روزي به اين نتيجه رسيده اند كه انسان ها هر كاري هم بكنند بالاخره يك جاي كارشان مي لنگد...  
 
در برخي جوامع خيلي مهم و پيشرفته دنيا، مردم خوب كوچه و بازار و در و همسايه با تحقيق شبانه روزي به اين نتيجه رسيده اند كه انسان ها هر كاري هم بكنند بالاخره يك جاي كارشان مي لنگد...


ما هم در راستاي اين كشف بزرگ بشري، تستي آماده كرده ايم تا بدانيد و آگاه باشيد كه به نظر اين عزيزان، كجاي كار شما مي لنگد؟


● آداب كادو دادن


اگر كادو ندهيد، خسيس هستيد.


اگر كادوي ارزان بدهيد، خسيس هستيد.


اگر كادوي كوچك بدهيد، خسيس هستيد.


اگر كادوي با مارك ايراني بدهيد، خسيس هستيد.


اگر كادوي گران بدهيد، اهل پز دادن هستيد.


اگر كادوي بزرگ بدهيد، اهل پز دادن هستيد.


اگر كادوي مارك دار بدهيد، اهل پز دادن هستيد.


اگر اصلا كادو بدهيد...حالا من اين كادو رو چيكارش كنم؟!


● آداب حرف زدن


اگردر مهماني زياد حرف بزنيد، پرحرف هستيد و حوصله آدم را سر مي بريد.


اگر در مهماني كم حرف بزنيد، كم حرف هستيد و حوصله آدم را سر مي بريد.


اگردر مهماني اصلا حرف نزنيد، مغرور و پر افاده هستيد و حوصله آدم را سر مي بريد.


اگر در مهماني حرف نزنيد و با حركات صورت و چشم و ابرو ارتباط برقرار كنيد، بي ادب هستيد.


اگر لحنتان سوالي باشد، كنجكاو و فضول هستيد.


اگر فقط به سوال ها جواب بدهيد، تودار هستيد و بايد با آچار از شما حرف بكشند.


● آداب خنده


اگر حرف هاي خنده دار بزنيد، لوده و مسخره هستيد.


اگر جدي باشيد و اخم كنيد، بداخلاق هستيد.


اگر به حرف هاي ديگران بخنديد، بي جنبه و جلف هستيد.


اگر به حرف هاي ديگران نخنديد، آداب معاشرت سرتان نمي شود.


اگر بعضي وقت ها به حرف هاي ديگران بخنديد و بعضي وقت ها نخنديد، غيرطبيعي هستيد و عكس العمل هايتان غير عادي است.

 


● آداب پذيرايي


اگر غذا زياد بپزيد، اهل ريخت و پاش هستيد.


اگر غذا كم بپزيد، خسيس هستيد.


اگر غذا به اندازه درست كنيد، چشم تنگ هستيد و دست و دلتان مي لرزد كه يك كم بيشتر درست كنيد.


اگر غذاي فرنگي بپزيد، نديد بديد و اهل چشم و همچشمي هستيد.


اگر غذاي ايراني بپزيد، سليقه قديمي و معمولي داريد.


اگر چند جور غذا بپزيد، مي خواهيد هنرتان را به رخ بكشيد.


اگر يك جور غذا بپزيد، به مهمانتان توهين كرده ايد.

 


● آداب دوست داشتن


اگر بگوييد كه زنتان را دوست داريد، زن ذليل هستيد.


اگر بگوييد كه شوهرتان را دوست داريد، او زن ذليل است.


اگر بگوييد كه همسرتان را دوست نداريد، خائن هستيد.


اگر بگوييد كه به همسرتان احساسي نداريد، بي احساس هستيد.


اگر بگوييد كه مادرتان را دوست داريد، بچه ننه هستيد.


اگر بگوييد كه مادرتان را دوست نداريد، حيوان هستيد.


اگر بگوييد كه فرزندتان را دوست داريد، بي تجربه هستيد و سرد و گرم روزگار را نچشيده ايد.


اگر بگوييد كه فرزندتان را دوست نداريد، بي عاطفه هستيد.


اگر بگوييد كه هيچكس را دوست نداريد، بيمار هستيد.


اگر بگوييد كه همه را دوست داريد، احمق هستيد.

 


● آداب زندگي


اگر پولدار باشيد حتما دزد و كلاهبردار هستيد.


اگر بي پول باشيد، بي برو و برگرد تنبل و بي عرضه هستيد.


اگر زندگي معمولي و نان بخور و نمير داشته باشيد قطعا جاه طلبي لازم را نداريد و مدام درجا مي زنيد.


اگر خانه و ويلا داشته باشيد، مال مردم خور هستيد.


اگر خانه و ويلا نداشته باشيد، بي فكر و بي دست و پا هستيد و بلد نيستيد از فرصت هاي زندگيتان به درستي استفاده كنيد.

 


● آداب تمام كردن مطلب


اگر نوشته تان طولاني باشد حتما آب به مطلب بسته ايد تا تعداد كلمه هايش بيشتر شود! (به هر حال نويسنده ها هم محكومند كه تا اطلاع ثانوي زندگي كنند!)


اگر نوشته تان كوتاه باشد حتما وقت نداشته ايد و چيزي سر هم بندي كرده ايد.


اگر نوشته تان نه كوتاه باشد، نه بلند (مثل اين مطلب)... از مردم خوب و عزيز و شريف و نجيبمان خواهشمنديم ادب و نزاكت و اصول اخلاقي و انساني را رعايت فرمايند، ممنون!
 
 
   رويا صدر 
 
 
   هفته نامه زندگي مثبت

 ( www.salamatiran.com ) 


 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۳۱:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

به عنوان مدير، چگونه سخن بگوييم 


 بزرگان دنيا ديده، همواره توصيه مي‌كنند هرگاه مي‌خواهيد سخني را بر زبان آوريد، موقعيت را در نظر بگيريد و با يك بار مرور كردن مطالبي كه مي‌خواهيد مطرح كنيد، از رنجش احتمالي طرف مقابل پيشگيري كنيد. به گزارش سرويس نگاهي...

بزرگان دنيا ديده، همواره توصيه مي‌كنند هرگاه مي‌خواهيد سخني را بر زبان آوريد، موقعيت را در نظر بگيريد و با يك بار مرور كردن مطالبي كه مي‌خواهيد مطرح كنيد، از رنجش احتمالي طرف مقابل پيشگيري كنيد. به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نويسنده وبلاگ "به‌انديش" به نشاني http://behandish.blogfa.com در ادامه نوشته است: اين توصيه حكيمانه در مديريت نيز از اهميت ويژه‌يي برخوردار است.

ضرورت حسن رابطه مدير با كاركنان ايجاب مي‌كند كه مديران در گفتار خود رعايت برخي ملاحظات را بكنند؛ زيرا مدير خوب با گفتار مناسب مي‌تواند عامل برانگيختن اشتياق كاركنان براي ارائه كار بيشتر و با كيفيت بهتر باشد و نبايد فراموش كرد كه حسن انجام كار و پيشرفت و پويايي در انجام امور (به عبارت دقيق تر بهره وري هرچه بيشتر) همان چيزي است كه مدير هر سازمان و شركتي آرزوي آن را دارد.
از طرفي، آن چه مدير‌ يا مافوق مي‌گويد در افراد زيردست اثر مخصوصي بر جاي مي‌گذارد و اين ويژگي هرگز در كلام ديگران نيست. ممكن است كمي بي‌دقتي در انتخاب كلمات، مختصري بي‌توجهي در شيوه اداي كلمات و جملات، يك تغيير لحن غير ارادي، يا بريدن رشته كلام يك فرد زيردست و سپس مطرح كردن موضوعي متفاوت ، منجر به سوءتفاهم هايي شود كه به نوبه خود نارضايتي كارمندان از روابط محيط كار و شيوه رفتار مديريت را در پي داشته باشد.


از آن جا كه معمولاً كسي نمي تواند با نظر مدير مخالفت كند‌، همواره اين خطر وجود دارد كه مدير دچار اشتباه و لغزش شده و با كمي زياده روي يكباره به صورت شخصي گستاخ با حرف‌هاي كنايه آميز جلوه كند.


البته، برخي از مديران براي رفتار خود عذر و بهانه‌هايي مي‌آورند از جمله: "آن قدر سرم شلوغ است كه فرصتي براي مؤدب بودن ندارم"، "من بي غل و غش هستم و اين را همه مي‌دانند"، "هر كس جاي من باشد همينطور عمل مي كند" و ... اما متانت و وقار مدير ارزشمندتر از آن است كه با عجله در سخن گفتن خدشه دار شود.


از آن جا كه در بسياري از موارد رفتارهاي ناخوشايندي كه برخي از آنها را برشمرديم به‌طورغيرارادي و بر اثر عدم دقت كافي از مديران سر مي‌زند، آنان يا متوجه اثر نامطلوب رفتارهاي خود نمي شوند يا آن را زود فراموش مي‌كنند و اتفاقاً بدترين قسمت قضيه هم همين جاست، در غير اين صورت، شخص مدير به عنوان نيروي محركه سازمان خود، جهت تصحيح اشتباه خويش تلاش مي‌كند تا روحيه و تحرك كارمندان خود را حفظ كند.


در مقابل كارمندي كه از مدير خود كنايه هايي را شنيده است، چه بسا دچار عوارضي از قبيل شب نخوابي، افسردگي، يأس و دلسري شود و از اين رو ممكن است تا مدتي ساعات حضور وي در محل كارش بي فايده بگذرد. ساعاتي كه مي‌توانند به زماني مناسب براي ارائه كارمفيد وبه پيش بردن اهداف سازمان بدل شوند! بنابراين بكوشيم براي ارتقاء كيفي كار و گسترش روابط صميمانه با كارمندان خود سنجيده سخن بگوييم.

http://www.niksalehi.com/new/archives/027159.php


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۳۱:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 
  درباره فن خطابه

مدرسه زبان فارسي - آموزش زبان فارسيدوران تكامل زبان ايرانيانالفباي فارسيعلائم سجاوندي يا نقطه گذاريمعلم فارسيادبيات عاميانهآموزش ادبيات عاميانهادبيات عاميانه 1ادبيات عاميانه 2چند اصطلاح عاميانهچند حكايت از بهارستان جاميچهره‌هاي فولكلوريكهمه چيز روزي شفاهي بودواژه «دري وري» از كي باب شد؟!آموزش آرايه هاي ادبيآموزش انواع ادبيآموزش تاريخ ادبيات فارسيآموزش دستور فارسيادبيات عرفانيعرفانتجلي عرفان در ادب فارسيسمبوليسم عرفانيتحليل و معني شعر خاقانيدستور زبانروش خبر نويسيروش نگارش انشاروش نگارش مقالهريشه يابي كلمات فارسيزبان فارسي به چينيشبكه واژگان فارسيزبان شناسي فارسيمقالاتعلم زبان شناسيآواشناسياز نشانه شناسي ساختگرا تا نشانهزبان شناسي و تحليل گفتمانزبان شناسي روايتنشانه شناسي شعر«الفباي درد» امين پورنقد شعر «آي آدم ها» نيما يوشيجاصطلاحات زبان شناسياز پيكره زباني تا زبان شناسي پيكره ايفارسي در راياسپهرGrammatical Tagging of a Persian Corpusآوا شناسيتئوري و ديدگاه ها در باب معني شناسيآيين نگارشنامه نويسينامه اداريمقدمه اي بر فونت ها و آيين نگارشآئين نگارش فارسيدرباره ي فن خطابهچشم اندازي جديد در آموزش آيين نگارشبخوانيمشعرنثرآهنگين (مسجع)خواجه عبدالله انصاريتمرين براي زبان آموزانمتن خوانيآرايه هاي ادبيدفتر مشقبلاغتبلاغتصور خيالكتاب گويا - بانك اطلاعات - مقالاتآثار ادبيات فارسياساتيد زبان و ادب فارسيشاعران پارسي گومراكز آموزش زبان فارسيزبان آموختگاننام آورانآموزش گام به گام خط نستعليقكتاب گوياشاعران و نويسندگان پارسيبخش ويژه - كتاب دبستانشهر فرنگ - داستان (تصوير متحرك)حكايت هاي مديريتيآرام ولي مصممپروانهپسر بچه و درخت سيبچايي مثل زندگيچهار شمعخدا اينجاستداستان عقابشارژر خلاقيتفانوس درياكاريكاتورمن از خدا خواستمداستان ها و مثل هاداستان هاي كوتاهكوتاه ترين داستان جهانداستان‌هاي كوتاه 1 (متحرك)داستان‌هاي كوتاه 2 (متحرك)داستان‌هاي كوتاه 3 (متحرك)داستان پيامبرانداستانكشعرشعر جالب يك بچه آفريقاييكارگاه داستان - الفباي قصه نويسي (بخش اول)الفباي قصه نويسي (بخش دوم)آموزش فنون داستان نويسي (جلسه اول)آموزش فنون داستان نويسي (جلسه دوم)آموزش فنون داستان نويسي (جلسه سوم)آموزش فنون داستان نويسي (جلسه چهارم)آموزش فنون داستان نويسي (جلسه پنجم)آموزش فنون داستان نويسي (جلسه ششم)آموزش فنون داستان نويسي (جلسه هفتم)آموزش فنون داستان نويسي (جلسه هشتم)نمونه داستانكتاب هفته - گزيده متون نظم و نثرشعر عاشوراييدانلود - كتابكده - عضويت -
Loading... مدرسه زبان فارسي 
 
 كتاب گويا
 
 بانك اطلاعات 
 
 بخش ويژه 
 
 شهر فرنگ 
 
 كارگاه داستان 
 
 كتاب هفته 
 
 دانلود
 
 كتابكده
 
 عضويت
 
 آموزش زبان فارسي 
 
 زبان شناسي فارسي 
 
 آيين نگارش 
 
 بخوانيم
 
 شعر
 
 نثر 
 
 تمرين براي زبان آموزان
 
 متن خواني
 
 آرايه هاي ادبي
 
 دفتر مشق
 
 بلاغت 
 
 دوران تكامل زبان ايرانيان
 
 الفباي فارسي
 
 علائم سجاوندي يا نقطه گذاري
 
 معلم فارسي
 
 ادبيات عاميانه 
 
 آموزش آرايه هاي ادبي
 
 آموزش انواع ادبي
 
 آموزش تاريخ ادبيات فارسي
 
 آموزش دستور فارسي
 
 ادبيات عرفاني 
 
 تحليل و معني شعر خاقاني
 
 دستور زبان
 
 روش خبر نويسي
 
 روش نگارش انشا
 
 روش نگارش مقاله
 
 ريشه يابي كلمات فارسي
 
 زبان فارسي به چيني
 
 شبكه واژگان فارسي
 
 آموزش ادبيات عاميانه
 
 ادبيات عاميانه 1
 
 ادبيات عاميانه 2
 
 چند اصطلاح عاميانه
 
 چند حكايت از بهارستان جامي
 
 چهره‌هاي فولكلوريك
 
 همه چيز روزي شفاهي بود
 
 واژه «دري وري» از كي باب شد؟!
 
 عرفان
 
 تجلي عرفان در ادب فارسي
 
 سمبوليسم عرفاني
 
 مقالات 
 
 آوا شناسي
 
 تئوري و ديدگاه ها در باب معني شناسي
 
 علم زبان شناسي
 
 آواشناسي
 
 از نشانه شناسي ساختگرا تا نشانه
 
 زبان شناسي و تحليل گفتمان
 
 زبان شناسي روايت
 
 نشانه شناسي شعر«الفباي درد» امين پور
 
 نقد شعر «آي آدم ها» نيما يوشيج
 
 اصطلاحات زبان شناسي
 
 از پيكره زباني تا زبان شناسي پيكره اي
 
 فارسي در راياسپهر
 
 Grammatical Tagging of a Persian Corpus
 
 نامه نويسي
 
 نامه اداري
 
 مقدمه اي بر فونت ها و آيين نگارش
 
 آئين نگارش فارسي
 
 درباره ي فن خطابه
 
 چشم اندازي جديد در آموزش آيين نگارش
 
 آهنگين (مسجع) 
 
 خواجه عبدالله انصاري
 
 بلاغت
 
 صور خيال
 
 مقالات
 
 آثار ادبيات فارسي
 
 اساتيد زبان و ادب فارسي
 
 شاعران پارسي گو
 
 مراكز آموزش زبان فارسي
 
 زبان آموختگان
 
 نام آوران
 
 آموزش گام به گام خط نستعليق
 
 كتاب گويا
 
 شاعران و نويسندگان پارسي
 
 كتاب دبستان
 
 داستان (تصوير متحرك) 
 
 داستان ها و مثل ها
 
 داستان هاي كوتاه 
 
 داستان پيامبران
 
 داستانك
 
 شعر 
 
 حكايت هاي مديريتي
 
 آرام ولي مصمم
 
 پروانه
 
 پسر بچه و درخت سيب
 
 چايي مثل زندگي
 
 چهار شمع
 
 خدا اينجاست
 
 داستان عقاب
 
 شارژر خلاقيت
 
 فانوس دريا
 
 كاريكاتور
 
 من از خدا خواستم
 
 كوتاه ترين داستان جهان
 
 داستان‌هاي كوتاه 1 (متحرك)
 
 داستان‌هاي كوتاه 2 (متحرك)
 
 داستان‌هاي كوتاه 3 (متحرك)
 
 شعر جالب يك بچه آفريقايي
 
 الفباي قصه نويسي (بخش اول)
 
 الفباي قصه نويسي (بخش دوم)
 
 آموزش فنون داستان نويسي (جلسه اول)
 
 آموزش فنون داستان نويسي (جلسه دوم)
 
 آموزش فنون داستان نويسي (جلسه سوم)
 
 آموزش فنون داستان نويسي (جلسه چهارم)
 
 آموزش فنون داستان نويسي (جلسه پنجم)
 
 آموزش فنون داستان نويسي (جلسه ششم)
 
 آموزش فنون داستان نويسي (جلسه هفتم)
 
 آموزش فنون داستان نويسي (جلسه هشتم)
 
 نمونه داستان
 
 گزيده متون نظم و نثر
 
 شعر عاشورايي
 
    درباره ي فن خطابه
كلياتي درباره ي فن خطابه

 

در روز گاران قديم فنّ خطابه يكي از فنون قابل قدر محسوب مي شد ه و براي خطيب و گوينده اي كه در جمع حضاّر، پر جوش و خروش و تحريك كننده ومؤثر سخن براند احترام فراوان قايل بوده اند.

در دنياي امروز نيز با اينكه براي تبليغ و رساندن احكام و دستورات دين و عقايد وا فكار و انديشه ها و پيامها و خواسته ها ، ابزار و وسايل زيادي كشف و ابداع شده است و نسل آ دمي مي تواند از راههاي گوناگون تبليغات و اطلاع رساني كند. فنّ خطابه و سخنوري براي مبلّغين و گويندگان همچنان از اهم امور مورد نياز است و براي هر ناطقي كه مي خواهد بر اريكه ي سخن قرار گيرد ، فرا گيري اصول و قواعد و نكته هاي فن خطابه لازم و ضروري مي نمايد تا كلامش زيبا و جالب و نافذ و مؤثر باشد و مخاطبان را به قبول مقاصد و عقايد خود وا دارد.

گه گه خيال در سرم كه اين منم         ملك عجم گرفته به تيغ

سخنوري ( سعدي)

نگارنده ي اين سطور بر آنست كه كليّات و دستورات و نكات مفيدي را در زمينه ي فن خطابه بطور موجز و فهرست وار ، در اختيار خوانندگان عزيز قرار دهد ، بدان اميد كه مورد استفاده واقع شود.

ابتدا ياد آوري اين مطلب را بي فايده نمي داند كه هر بياني چه زباني و شفاهي وچه كتبي و نوشتاري ، يك موضوع عام وكلّي دارد ( كه در خطابه عنوان سخن است ودركتاب و مقاله همان نام كتاب و عنوان مقاله مي بوده باشد) ونيز مقدمه وپيشگفتاري و چندين عنوان فرعي ويا چندين باب و فصل و بخش دارد ودر آخر هم نتيجه اي.

عنوان كلّي كه يك جمله ي بسيار كوتاه ويا يك شبه جمله ويا حتي يك كلمه است ، نما ينده ي تمام مطالبي است كه در جريان سخنراني گفته مي شود ويا در كتابي نكاشته مي شود ، و عناوين فرعي كه در كتابها ، معمولا در اول يا آخر كتاب فهرست مي گردد نماينده ي مطالب ذيل عنوانها است ،افراد فهيم و تيز هوش ، از عنوان كلّي كه در ابتدا القاء مي گردد پي مي برند كه خطيب چه مي خواهد بگويد ، وبا خواندن نام كتاب ويا عنوان هاي فرعي و نتيجه ي آن حد س مي زنند كه چه مطالبي در آن كتاب جمع آ وري شده است ، چون نام كتاب و عناوين خاص آن عصاره و فشرده و خلاصه ي مجموع مطالب آن كتاب مي بوده باشد ، مثلا عنوان  « سراج التواريخ» (كه اثر وزين و گرانسنگ تاريخي ملا فيض محمد كاتب هزاره مي باشد) عصاره ي مطالبي است كه در پنج جلد تدوين يافته و تاريخ افغانستان را به بررسي نشسته است.

و بدين لحاظ فهرست خواني نوعي از مطالعه ودر يافت مطالب محسوب مي شود و افرادي كه فرصت مطالعه ي تفصيلي ندارند از اين نوع مطالعه استفاده مي كنند.

بنا براين عناوين كلّي و نكات و دستوراتي را كه در باره ي فن خطابه در اختيار دوستان قرار خواهم داد هر كدام نماينده ي مطالب بسياري است كه بايد با دقت و تعمق به آن بنگريد واز مجمل مفصل را بخوانيد.

 

طرح سخنراني :

سخنراني بر سه پايه استوار است :

 

الف- مقدمه= در آمد : يعني چگونه بايد سخنراني را آغاز كرد ؟ مي توان سخنراني با يكي از راههاي معمول زير شروع كرد:

1-      با نقل قصّه ي جالب توجه و مربوط به موضوع صحبت.

2-      با طرح سؤال يا سوالاتي.

3-      با ذكر حقايق جالب توجه وبر انگيزنده ي حس كنجكاوي.

4-      با نقل قول از بزرگان.

5-        با خواندن يك يا چند بيت شعر.

 

ب- موضوع= متن : يعني قسمت اصلي سخنراني كه انديشه ها و عقايد را بيان مي كند ، مثال مي آورد و مقايسه مي كند ، موضوع سخنراني دامنه ي وسيع دارد ، واهم آن موارد ذيل است :

1-     سياسي : كه سياستمداران ، نمايندگان پارلمان و... در زمينه ي مسايل كشوري و جهاني سخنراني مي كنند.

2-    قضايي :...

3-    نظامي : سخنران ، فرمانهاي نظامي را براي مقامات بالا يا افراد زير فرمان ، به صورت        گزارش يا دستورات بيان مي نمايد.

4-    علمي : سخنران در زمينه هاي علمي و ادبي بحث مي كند.

5-      ديني : احكام و مسايل ديني براي آگاهي سامعين بيان مي گردد.

6-      يكي از اعياد ملّي يا مذهبي.

7-      يكي از نويسندگان و شاعران معاصر.

8-      يكي از مخترعان و مكتشفان و دانشمندان.

9-       يكي از هنرمندان.

10-     يك موضوع تاريخي.

11-     رسمي ناپسند ومذمومي كه بايد از بين برود.

12-     يكي از مشكلاتي كه در شهر يا منطقه وجود دارد.

13-     يك موضوع جهاني مانند لزوم تفاهم ميان ملتها.

14-    آزادي فكر ، بيان، قلم، و نقش و تأثير آن در پيشرفت فرهنگ و تمدن.

و....

 

ج- نتيجه گيري و پايان دادن به سخنراني :

1-      خلاصه كردن مطالب گفته شده و ذكر نكات لازم.

2-      خواندن شعر مناسب و بجا و زيبا ويا نكته ي شاعرانه.

3-      ياد آوري آياتي از كتاب آسماني.

4-      ستودن شنوندگان.سپاس گذاري از آنان.

5-      به فعاليت وا داشتن شنوندگان.

6-      ذكر مطلب شيرين و خنده دار.

7-      اوج گرفتن و مطالب و نكات مؤثر گفتن.

8-      نتيجه ي مناسب گرفتن و تهييج شنوندگان به اجراي آن.

 

خصوصيات لازم براي سخنران :

الف-  خصوصيات روشنگري و روشنفكري:

1-      بصيرت و دانايي.

2-      قضاوت درست.

3-      قدرت تفكر و تحليل.

 

ب- خصوصيات عاطفي و جسمي :

1-اثبات افكار و عقايد و احساسات.

2- كنترل احساسات.

3- قدرت و توانايي جسمي.

 

ج- خصوصيات اخلاقي :

1- راستي و درستي.

2- جرأت و شهامت.

3 - اعتماد به نفس.

4 – خجالت نكشيدن.

5- صميميت و وفاداري.

 

د- خصوصيات اجتماعي:

1- خون گرمي و خوش مشربي.

2- تحمل و برد باري و تساهل و تحمل شنيدن عقايد ديگران.

3- اظهار همدردي.

 

معيارها و نكات و دستورات لازم :

1- چيزي براي گفتن داشته باشيم.

2- اصول بلاغت را فرا بگيريم = سخن را رسا و بدون ضعف تأليف ادا كنيم ، با مقتضاي حال و مقام مجلس و مخاطبان سخن بگوييم ، سخن را خوشايند و زيبا ادا كنيم تا شنوندگان را نرنجانيم.

3- قواعد فن خطابه را ياد بگيريم.

4- زياد مطالعه كنيم و اطلاعات لازم را فرا هم كنيم، معلومات تاريخي ، علمي ، هنري،ادبي و محفوظات الفاظ زيبا و آيات و روايات و اشعار و ضرب المثلها و حكايات زياد داشته باشيم  تا بتوانيم طرح حقايق و مطالب كنيم شنوندگان را ترغيب و اقناع نماييم.

5- زياد تمرين كنيم تا روان وبي تكلف سخن بگوييم.

6- در سخن گفتن بايد سه مرحله را بپيماييم:

الف: بايد بدانيم كه چه بگوييم ، خلق و ايجاد معاني كنيم چون تا معاني نباشد لفظي نيست.

ب: بايد بدانيم كه بچه ترتيب بگوييم ، معاني ذهني را چگونه طرح بندي كنيم ، از كجا شروع نماييم ، موضوع مورد نظر را چگونه پر ورش دهيم و تجزيه و تحليل كنيم و چگونه به پايان برسانيم.

د: بايد بدانيم كه معاني ذهني را در قالب چه الفاظ و عباراتي بريزيم، وبه بيان ديگر : چه لباسي بر تن مفاهيم و مطالب مورد بحث بپوشانيم.

 

7- كلمات مبتذل و ركيك و توهين آميز بكار نبريم.

8- سعي كنيم لغات و كلمات را در جاهاي مناسب بكار ببريم.

9- كلمات مهم را با تأكيد و محكم ادا كنيم.

10- جملات مبهم را با آوردن مثال روشن نماييم.

11- بعد از بيان هر نكته ي مهمي كمي تأمل كنيم.

12- از استعمال كلمات ترديد آميز مانند : بنظر من ، شايد ، گويا ، ممكن است ، احتمال دارد ، از چند حال بيرون نيست ، و امثال اينها خود داري نماييم ، چون از نفوذ كلام مي كاهد.

13- هرگز چنين نگوييم : « فكر مي كنم گفتني هارا گفته باشم و بهتر است به كلام خود خاتمه بدهم »  چون مارا كم مايه جلوه مي دهد.

14- هرگز شكسته نفسي و اظهار عجز نكنيم ، و نگوييم « من سخنران نيستم ، كوچكتر از آنم كه بتوانم در جمع شما صحبت كنم ، حرفي براي گفتن ندارم ، آماده ي نطق نيستم ، مطالب در خور شأن مجلس در ذهن ندارم و....چون شنوندگان طبعا چنين قضاوت خواهند كرد ، هرچند مطالب عالي و مفيد بگوييم جدّي نخواهند گرفت.

15- بايد كلام رابا جمله هاي حساب شده و متين وجدي شروع كنيم ، تا شنوندگان تا پايان مشتاق شنيدن باشند.

16- تكيه كلامهاي مثلا ، بالاخره ، فهميده شد ، توجه بفرماييد و...را ترك كنيم.

17- از استعمال كلمات و جملات عاميانه پرهيز نماييم.

18- در حين سخنراني به فكر زيبايي الفاظ و جمله ها نباشيم كه از اصل مطلب منصرف و منحرف مي شويم ، ادا كردن الفاظ و جملات زيبا را بر اثر تمرين و ممارست ياد بگيريم بطوري كه در حين سخنراني بدون فكروبي تكلف الفاظ و جملات زيبا برزبان ما جاري و ساري شود.

19 – از كلي گويي و مجمل گذاردن مطلب خودداري كنيم.

20- از حاشيه روي بي جا پرهيز كنيم و موضوع اصلي سخنراني تحت الشعاع امثال و حكايات و شواهدي كه براي اثبات موضوع مي آ وريم قرار نگيرد ، و اكتفا به قدر لازم شود، وسعي كنيم تهيه ي عالازدید:

[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۳۱:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][