مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
لینک دوستان
باsans-serif">چگونه مي توان با فردي كه داراي نارسايي گفتار است بهتر رابطه برقرار كرد؟
 

اين كه هم فرد داراي نارسايي گفتار و هم فرد عادي  سعي كنند با هم تعامل بيشتري داشته باشند مهم است. در اين جا توصيه هايي براي گوينده و شنونده وجود دارد.
 
توصيه هايي براي فردي كه داراي نارسايي گفتار است :
 
قبل از اينكه شروع به صحبت كلي در مورد موضوعي كنيد ، موضوع مورد نظر را در يك كلمه توصيف كنيد .
 
از شنونده بپرسيد تا مطمئن شويد موضوع را فهميده است .
 
آهسته و بلند صحبت كنيد،  به صورت مكرر مكث كنيد .
 
وقتي احساس خستگي مي كنيد سعي كنيد مكالمه را محدود كنيد .
 
وقتي احساس خستگي كرديد سعي كنيد از روش هاي ديگر مانند اشاره استفاده كنيد تا پيام خود را برسانيد و استراحت كنيد و دوباره تلاش كنيد .

توصيه هايي به شنونده :

چيزهايي كه باعث اختلال و حواس پرتي  فرد مقابل شما مي شوند را كم كنيد.
 
به گوينده توجه كنيد .
 
وقتي فرد صحبت مي كند به صورتش نگاه كنيد .
 
وقتي شما متوجه گفتار فرد نمي شويد ، او را از اين موضوع آگاه سازيد .
 
فقط قسمتي از مكالمه را كه متوجه شديد تكرار كنيد با اين كار گوينده مجبور نخواهد بود تمامي صحبت هايش را دوباره تكرار كند .
 
اگر هنوز متوجه موضوع نشده ايد سوالات بله يا خير بپرسيد يا از او بخواهيد تا پيام خود را براي شما بنويسد .

 
 
http://schoolhealth.ir/index.php/fa-rehab/fa-speech-disorder/fa-naresagooie


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

۱۱

از شر عادت هاي ناپسند رها شويد
 

عادت ها بخشي از زندگي هر انسان هستند و گاهي آن قدر قوي و تاثيرگذارند كه از آن ها به اعتياد تعبير مي شود. در حقيقت عادت‌ ها، رويكردها و واكنش هايي هستند كه آدم ها در ابعاد مختلف زندگي به كار مي گيرند و گستردگي آن ها از آميختگي با ذات و روان او حكايت دارند.

از نظر رواني و فيزيولوژيكي انسان به عادت كردن نياز دارد تا احساس امنيت كند و به همين دليل هنگامي كه همه چيز مطابق عادت ها پيش رود،‌شرايط عادي مي شود. هر آنچه مخالف عادت هاي مرسوم فردي يا جمعي باشد، ‌يك اتفاق يا دگرگوني و اغلب نامطلوب تلقي مي شود.

در ميان افراد عادت هاي بد و ناخوشايند زيادي وجود دارد، ‌به اين دليل كه ترك آن ها براي شان دشوار و حتي ناممكن به نظر مي رسد. اين عادت بد مي تواند هر چيزي باشد مانند جويدن ناخن هنگام بيكاري يا استرس، وقت گذاشتن بيش از اندازه براي بازي هاي مجازي، ‌وسواس در مورد نظافت فردي و ...

بعضي عادت هاي قوي نيز ارتباطي تنگاتنگ با ساير عادت ها دارند مثل سيگار دود كردن هنگام ناراحتي يا شادي. به هر ترتيب هر كسي مي تواند عادت هاي بدش را شناسايي و براي ترك آن ها اقدام كند. اگر براي ترك عادت هاي خود تصميم جدي گرفته ايد، ‌توصيه هاي زير مي تواند به موفقيت شما كمك كند.

قاطعانه تصميم بگيريد

بدون يك تصميم گيري قاطعانه هيچ عادتي ترك نمي شود. اگر چه بعضي عادت ها زودگذرند و ممكن است خود فرد هم بنا به شرايط روحي و سني نفهمد چه زماني آن موضوع از سرش افتاده است مثل جويدن ناخن در كودكان و نوجوانان كه طي دوره ي زماني نسبتاً كوتاه ترك مي شود. يادتان باشد براي ترك عادت بايد متقاعد شد و آثار منفي آن را دانست،‌ چرا كه تصميم احساسي و ناگهاني اغلب جواب نمي دهد.

از تاثير محيط غافل نشويد

اطلاع يا بي خبري ديگران از تصميم فرد براي ترك عادت مي تواند آثار متفاوتي داشته باشد. اطلاع اطرافيان، دوستان و اعضاي خانواده ممكن است يك محرك قوي و تعهدآور براي ترك عادت باشد يا در مقابل، هر شكست كوچكي را به يك سرخوردگي تبديل كند.

نوع عادت و دليل آن را بشناسيد

بعضي عادت ها فيزيولوژيك هستند و در حقيقت جز در لفظ و قضاوت ديگران عادت محسوب نمي شوند مثل خرخر كردن در خواب. ترك چنين عادت هايي به استفاده از شيوه هاي پزشكي نياز دارد و نمي توان به طور مستقيم براي آن ها تصميم گرفت. عادات تابعي از رفتار،‌ بينش و نوع واكنش فرد به مسايل روزمره و حتي اتفاق ها هستند و بايد دليلي را كه باعث ايجاد و تداوم آن ها مي شود به خوبي شناخت.

بعضي عادت ها از باورها ناشي مي شوند و گاهي به دليل گستردگي به يك رسم يا سنت تبديل شده اند، ‌در حالي كه مي توانند كاملاً‌ اشتباه و مضر باشند.

بعضي عادت ها نيز با وجود «بدبودن» كاربردي هستند و يك راه حل محسوب مي شوند. البته بيشتر عادت هاي بيهوده مانند انواع وسواس هاي فكري و رفتاري درباره مسايل خاص يا روزمره ترك نمي شوند،‌ چون هيچ دليل و كاربردي ندارند و مضر هم نيستند.

بعضي عادت ها از باورها ناشي مي شوند و گاهي به دليل گستردگي به يك رسم يا سنت تبديل شده اند،‌ در حالي كه مي توانند كاملاً‌ اشتباه و مضر باشند.

براي هميشه ترك عادت كنيد!

بعضي عادت ها در افراد، به ويژه آن ها كه با شرايط هيجاني محيطي يا لذت هاي زودگذر ارتباط دارند، پس از مدتي دوباره برمي گردند، ‌بر اين اساس بايد براي ترك عادت اراده اي بلندمدت و دايمي داشته باشيد.

به خود متكي باشيد

اگر ديگران هيچ وقت نخواهند عادات بدشان را ترك كنند، اين موضوع نبايد در روحيه ي شما تاثير بگذارد. تكرار يك عادت بد و رواج آن توجيهي براي ترك نكردن آن نيست. به خود متكي باشيد و راه خودتان را برويد. ظرفيت رواني و قدرت پذيرش واقعيت هاي موجود را در خود بالا ببريد.

علاوه بر آن نبايد با هيچ دليل و توجيهي تسليم عادت خود شويد، همواره خود را بالاتر از عادت هاي تان بدانيد و قدرت ترك بدي ها را براي خود قائل باشيد.

از شكست نترسيد

اولين شكست در ترك عادت معمولاً‌ بدترين شكست است. همه مي دانند كه شكست پل پيروزي است،‌ اما كمتر كسي آن را باور دارد و اصلاً ‌به كار مي گيرد.

منبع: 7 روز زندگي شماره 142
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

۱۰

7 عادت آرامش ‌بخش

مي‌خواهيد آرام و خونسرد و خوددار باشيد و در اين دنياي شلوغ و پراسترس كمي آرامش داشته باشيد؟ اما ذاتا هميشه مسوول امور و عهده‌دار نظم و ترتيب بوده‌ايد و احساس مي‌كنيد همه كارها بايد تحت كنترل شما باشد ولي براي يك بار هم كه شده اين عادت كنترل كردن همه‌ امور را رها كنيد و بگذاريد زندگي مسير خود را بپيمايد؛ چگونه؟

خيلي راحت، با خواندن و عمل كردن به اين پيشنهادها:

مسووليت‌هاي متعدد را نپذيريد: ممكن است از اينكه همواره كارهاي بسياري را با هم انجام مي‌دهيد به خود بباليد ولي به‌طور قطع در حين كار احساس نداشتن تمركز، نگراني و خستگي مي‌كنيد. در عهده‌داري كارها هوشيار باشيد. كارها را يك به يك و به نوبت انجام دهيد.

قدر لحظه‌هاي عمر خود را بدانيد و از انجام كاري كه به عهده گرفته‌ايد لذت ببريد و پس از انجام آن احساس موفقيت كنيد.

به موفقيت‌هاي خود بها دهيد: يك موفقيت، پيروزي‌هاي بعدي را به دنبال مي‌آورد و احساس خودكم‌بيني را از انسان دور مي‌كند. هر موقع مايوس شديد تنها كافي است تنها به يك چيز كه موجب بالندگي شماست يا يك زمينه كه در آن موفق بوده‌ايد فكر كنيد.

به نيازهايتان اهميت دهيد: هميشه به فكر راضي و خوشحال كردن ديگران نباشيد. كمي هم به فكر نيازهاي معقول و مقبول خود باشيد. اين به معني خودخواهي نيست. به نقطه نظرات ديگران گوش دهيد ولي در عين حال انعطاف‌پذير باشيد و نسبت به احساسات و عواطف خود نيز واقع‌گرا و بي‌رودربايستي باشيد.

از كار خود لذت ببريد: اگر هميشه براي انجام كاري تحت فشار هستيد يا از انجام كاري طفره مي‌رويد به اين معني است كه از كاري كه انجام مي‌دهيد لذت نمي‌بريد اما به هر حال ناچاريد. پس روي جنبه‌هاي لذت‌بخش آن تمركز كنيد. يك ديد مثبت مي‌تواند تنش‌هاي دروني شما را بزدايد و به شما فرصت دهد كه دريابيد چه تغييرات درازمدتي را مي‌توانيد ايجاد كنيد. براي مثال مي‌توانيد به تقدير و ستايش پاياني كار فكر كنيد يا به دستمزد حاصل از آن.

انعطاف‌پذير باشيد: يك برنامه روزمره داشتن بسيار خوب و معقول است اما اجازه ندهيد كه رعايت چنين برنامه‌اي سبب تنش و اضطراب شما شود. سختگيري‌هاي شديد سبب مي‌شود فرصت‌ها را از دست بدهيد پس انرژي خود را بيهوده تلف نكنيد.

ميان كار و زندگي تعادل برقرار كنيد: تداخل و ادغام زندگي كاري و اداري با زندگي خصوصي موجب اختلالات فيزيكي و عاطفي مي‌شود. برنامه و زماني را براي توقف كار انتخاب كنيد و به آن پاي‌بند باشيد. در خانه به كار فكر نكنيد و توجه خود را به زندگي خانوادگي معطوف كنيد.

عكس‌العمل‌هايتان را تغيير دهيد: شايد هميشه نتوانيد شرايط تنش‌زا را عوض كنيد پس سعي كنيد گاهي ديدگاه خود را نسبت به شرايط تغيير دهيد و احساسات خود را عوض كنيد.

منبع: http://salamat.com


ترجمه: سميه مقصودعلي

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]



نقش مادر در سخن آموزي كودكان  

آموزش زبان مهم است از آن باب كه وسيله اي براي بيان انديشه و احساس ابزاري براي انتقال ميراث فرهنگي است. شك نيست چنين وسيله اي هر قدر كاملتر و غني تر و هر چه انديشيده تر باشد مهمتر است. و در اين جاست كه مادر نخستين كسي است كه طفل چشم بدو مي گشايد و نخستين كلمه را از او فرا مي گيرد و طفل در دامان مادر چنين وسيله و ابزار را بدست مي آورد و براساس آن به توجيه خود و تشريح مسائل مي پردازد .اما در اينجا قبل از اين كه در مورد نقش مادر در سخن آموزي كودك بپردازيم، بحث كوتاهي در مورد مراحل سخنگويي و زمان آن بپردازيم. كودك به آساني نمي آموزد كه چگونه سخن گويد بلكه بايد جرياني پيچيده و طولاني را طي كند . اكثر تحقيقات در اين باره نشان مي دهد كه كودك بين 12 تا 14 ماهگي اولين لغت را به زبان مي آورد و به اين ترتيب بايد در طي 12 تا 14 ماه اول زندگي براي فهماندن غرض خود از شيوة تفهيم و تفهم پيش از تكلم استفاده كند.

شيــــــــــوه هاي پيش از تكلـــــم :

كودك پيش از تكلم از سه شيوه براي فهماندن غرض و منظور خود استفاده ميكند. اين شيوه ها عبارتند از: گريه و فرياد، اداي صداهاي نامشخص و اشارات.( مهمترين قسمت همان شيوه دوم است زيرا پس از چندي بصورت صداهاي مشخص و بامعنا يعني لغات در مي آيد.)

۱- گــــريه و فـــــــــرياد

در روزهاي نخست زندگي بيشتر صداهايي كه از كودك شنيده مي شود به صورت گريه و فرياد است. در طي هفته اول گريه در فواصل نامنظمي ظاهرمي شود. نوزاد بدون هيچ گونه علت ظاهري گريه مي كند. اما يك مرتبه گريه يا خود به خود و يا در نتيجه توجه مادر قطع مي شود.

۲- صــــــــدهاي غيــــــــــر مشخص

در ماههاي اول زندگي علاوه بر گريه صداهاي نامشخص ديگري شنيده ميشود اين صداها را نياموخته است بلكه بخودي خود آنها را ظاهر ميسازد و چه خوبست بدانيم كه اين صداها عموميت دارند و در تمام اقوام و ملل و نژادها ديده ميشوند بطوريكه حتي كودكان كر نيز اينگونه صداها را نشان ميدهند. كودك اغلب هنگامي كه تنهاست و افراد ديگري نيست كه او را مشغول كنند به ايجاد اين صداها مي پردازند. شنيدن صداي كودك براي خود او لذت بخش است و به همين سبب است كه اغلب با شنيدن صداي خود تبسم مي كند و گاهي نيز مي خندد. كودكان ناشنوا نيز در ابتدا مانند كودكان سالم اين گونه صداها را ايجاد مي كنند ولي چون صداي خود را نمي شنوند تا از آن لذت ببرند پس از چندي دست از ايجاد صدا بر مي دارند.

۳- اشـــــــــــــــاره

در ابتدا كودك به موازات اشاره، صداهايي نيز ايجاد مي كند و مي خواهد با كمك اين دو منظور خود را براي ديگران آشكار سازد ولي رفته رفته پي مي برد كه تنها با اشاره نيز مي توان منظور خود را آشكار ساخت ولي اگر اشاره وي فهميده نشود او از گريه براي فهماندن غرض خود كمك مي گيرد. اما در مورد زمان سخن گويي بايد بگوييم كه بسياري از كودكان طبيعتاً بين 12 و 18 ماهگي براي تكلم آماده مي شوند و چنانچه كودك در اين دورة آمادگي زبان باز نكند ممكن است از نظر عاطفي براي وي اختلالاتي دست دهد زيرا نمي تواند خواسته ها و احساسات خود را بيان كند. و در آموزش زبان سن 1- 3 سالگي بسيار مهم است از آن بابت كه اين سن دوره تقليد از بزرگسالان است و آنچه را كه آنها بگويند او ادايش را در مي آورد . از آنجا كه مادر بيش از افراد ديگر با كودك در ارتباط است. بنابراين نقش مادر در آموزش زبان به كودك را نبايد ناديده گرفت.

مادر در آموزش زبان بايد نكاتي را مورد نظر داشته باشد كه اهم آنها عبارتند از :

۱- بيان كلمات از ساده به مشكل باشد، از كلمات يك هجايي شروع كند تا بتدريج بتوان كلمات چند هجايي را به او آموخت.
۲- با كودك با زبان ساده و قابل فهم حرف بزند نه با زبان علمي غليظ . البته اين امر مانع آن نيست كه مادر درست و صحيح حرف بزند.
۳- از كلماتي استفاده كند كه بيشتر مورد نياز كودكند.
۴- بيان عبارات سريع نباشد كه انتقالش به ذهن كودك با دشواري هايي همراه است .
۵- عبارات طولاني به كار نبرد .
۶- در حين صحبت اگر كودك دچار خطائي شد با فرمي آن را اصلاح كند .و كودك را تنبيه و تمسخر نكند .
۷- اصلاح تلفظ بايد از زماني شروع شود كه كودك صداهاي حروف را از هم تشخيص ميدهد .
۸- هرگز كلمه اي را به حساب اين كه از آن خوشش مي آيد غلط تلفظ نكنيم .
۹- در آموزش يك اسم نام اصلي و صحيح را بكار ببريم به عنوان مثال كلمه گوسفند را براي گوسفند به كار ببريم نه كلمه بع بعي را .

اما مـــــــادران براي آموزش زبان از چه روشهايي مي توانند استفاده كنند :

۱- بازي با حروف و در آوردن صداي آن از طريق بازي و يا بيان داستان .
۲- آموزش شعر، سروده هاي ساده كه الفاظ را قالبي به كودك منتقل مي كند در اين امر آثار مفيدي دارند.
۳- در آموزش زبان كودك را بايد تشويق كرد و هرگز نبايد گذاشت كه احساس عدم لياقت كند .
۴- خودداري از عيب جوئيهاي خشن، تنبيه، تمسخر در صورت اشتباهات تلفظي و دستوري.
۵- ايجاد انگيزه براي صحبت كردن كودك از طريق بي توجهي به شيوه هاي ديگر تفهيم و تفهم از جمله گريه و فرياد و يا اشاره.

http://www.noorportal.net/394/684/702/3694.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

۹

روشهاي ترك عادت

1- خودآگاهي

كاملاً روشن است كه اگر شما در مورد چكه كردن شير آب اطلاعي نداشته باشيد، انگيزه اي هم براي بستن آن نخواهيد داشت.

در حقيقت بي توجهي و بنابراين درست نكردن شير آب، سبب مي شود كه يك چكه ي كوچك تبديل به يك جريان محكم و قوي شود.

 به همين ترتيب اگر كودكانتان از عادتهاي بدي كه اكتساب كرده اند، آگاهي نداشته باشند، انگيزه اي براي ترك اين عادتها نخواهند داشت.

 عادت نيز مانند نشتي شير آب است و اگر ناديده گرفته شود مطمئناً به جرياني قوي تبديل خواهد شد. به همين دليل است كه آگاهي عامل بسيار مهمي در فرايند ترك عادت است.

تكنيكهاي خودآگاهي كه در سراسر اين كتاب توصيه شده است به كودكان كمك مي كند تا از عادتهايشان به طريقي پيگيرانه و بدون عيب جويي و انتقاد، آگاهي يابند.

ممكن است درگذشته سعي كرده باشيد با فرياد زدن عباراتي نظير «ناخنت را نخور!» «انگشتت را مك نزن!» يا «انگشتت را از بيني ات بيرن بيار!» كودكانتان را از عادتهايشان آگاه سازيد.

 اين روش به ناگهان كودكان را از آنچه انجام مي دهند، آگاه مي سازد ولي در عين حال شرمندگي، ناراحتي يا خشمي كه در نتيجه ي اين روش در كودكان به وجود مي آيد باعث مي شود تا آنان هر چه بيشتر در صدد دستيابي به امنيتي باشند كه عادت به آنها مي بخشد.

ترك هر عادت مستلزم مجموعه اي از تكنيكهاي آگاهي بخش منحصر به فرد است، ولي غالباً روند كار هميشه يكسان است. براي اين كه كودكان بهتر بفهمند كه واقعاً چه چيزي رخ مي دهد، چه احساسي به آنها دست مي دهد و چگونه به نظر ديگران مي رسند؛ به آنان تعليم دادند كه عمداً و بارها و بارها عادت خود را انجام دهند.

مثلاً كساني كه انگشتشان را مي مكند، در جلوي آينه مي نشينند و عمداً شروع به مكيدن مي كنند. آنان اين كار را هر روز انجام مي دهند تا تصوير اين عمل در ذهن شان نقش ببندد.

پس زماني كه پدر و مادر آنها را متوجه عادتشان بكنند، كودكان تصوير ذهني روشني از آنچه مي كنند دارند؛ اين كه چگونه به نظر مي رسند و چرا دوستانشان آنان را «بچه» مي خوانند. به همين طريق كساني كه دندان قروچه مي كنند، حواس خود را معطوف به حركات بدني عادتشان مي كنند.

بعد از ساييدن عمدي دندانها به هم، كودكان براي پدر و مادرشان توصيف مي كنند كه دقيقاً چه اتفاقي براي فك و ماهيچه هاي گردنشان افتاده است، دندانهايشان كدام طرف را ساييده است و اين كه آيا حركت فك به جلو و عقب بوده يا به طرفين و بالاخره اين كه اين تنش چه احساسي در آنان به وجود آورده است.

علاوه بر اين روشهاي خودآگاهي عمدي، شما مي توانيد در زماني كه عادت رخ مي دهد به آرامي و مهرباني مانع انجام آن شويد. به جاي استفاده از روش قديمي فرياد كشيدن، يك روش ارتباطي «رمزي» ايجاد كنيد. مثلاً دستتان را محكم به شانه ي او فشار دهيد يا با به كار بردن يك پيام رمزي مانند «هي، رفيق، چه خبرها؟ چه طوري؟» باعث قطع رفتار بد كودك شده و آگاهي او را به عادت افزايش داده و در عين حال از ناراحت كردن و تمسخر او اجتناب ورزيد.

هدف از اين وقفه، ترك رفتار عادتي، افزايش آگاهي كودك نسبت به عادت و همزمان با آن اجتناب ورزيدن از تمسخر ديگران و اضطراب مي باشد.

دادن آگاهي به كودكان در ابتدا ممكن است باعث شود كه برخي از آنان عادتهايشان را به كرات انجام دهند. اگر اين مسئله رخ داد، نگران نشويد. اين مورد شبيه تميز كردن يك كمد است كه قبل از اتمام كار همه چيز شلوغ تر به نظر مي رسد. به عبارت ديگر كار را بايد از جايي شروع كرد در غير اين صورت نتيجه اي حاصل نمي شود. آگاهي دادن قطعاً بخش ضروري فرآيند ترك عادت مي باشد. بنابراين يك رفتار را نمي توان تغيير داد مگر آن كه درباره ي آن آگاهي و شناخت ايجاد كرد.

2- پيشگيري پاسخ

همان طور كه از نامش پيداست «پيشگيري پاسخ» كودكان را از انجام عادتشان باز مي دارد. براي مثال مكيدن شبانه ي انگشت را مي توان با بستن يك چوب به قسمت داخل مفصل آرنج از بين برد. اين كار از نزديك شدن دست به دهان كودكي كه خوابش برده جلوگيري مي كند. پيشگيري پاسخ به ترك عادت كمك مي كند زيرا هر باري كه جلوي عادت گرفته مي شود، ميل انجام آن ضعيف تر مي شود.

در انجام اين روشهاي پيشگيرانه پافشاري نكنيد، چون عموماً دقيق نبوده و براي استفاده ي موفقيت آميز از آن نياز به همكاري كامل كودكانتان مي باشد.

3- پاسخ جايگزين

پاسخ جايگزين رفتار يا فعاليتي است كه كودكان مي توانند براي جايگزين كردن يا كاهش عادتهاي بد هميشگي شان از آن استفاده نمايند. يك پاسخ جايگزين يا مي تواند جايگزين رفتار عادتي شود و انجام آن را ناراحت كننده سازد يا مي تواند حواس كودك را به چيز ديگري معطوف كند و انجام عادت را به تأخير اندازد. اين مسئله باعث مي شود تا تعداد دفعاتي كه اين عادت انجام مي گيرد، تقليل يابد.

پاسخهاي جايگزين علاوه بر اين كه به كودكان فعاليت جايگزيني ارائه مي دهند، با آنان حس كنترل بر عادتشان را نيز مي دهند. براي مثال اگر كودكان موافقت كنند كه به جاي مكيدن شصتشان، آدامس بجوند، عمل جويدن، مكيدن شصت را با مشكل مواجه مي سازد و در عين حال به كودكان فرصت مي دهد بين جويدن يا مكيدن، دست به انتخاب شخصي بزنند كه اين به نوبه ي خود عادت هميشگي را كاهش مي دهد و حس كنترل بر خود را تقويت مي نمايد.

از تكنيكهاي آرامش بخش مي توان به عنوان پاسخهاي جايگزين براي كاهش محركهاي تنش استفاده نمود. اگر كودكانتان عادتهاي عصبي نظير ناخن جويدن، لكنت زبان، صدا در آوردن از بند انگشت يا ساير عادتهاي بدي كه تحت فشار تعداد دفعاتش بيشتر مي شود، دارند؛ تمرينات آرامش بخش را مي توان جهت جايگزين ساختن عادت عصبي انجام داد.

به محض اين كه كودكانتان عادت بدشان را با يك عادت آرامش بخش جديد جايگزين سازند، پاسخي براي فشارهاي دايمي مي يابند كه به آنان كمك مي كند تا به طريقي سالم تنشهايشان را برطرف سازند.

تمرينات آرامش بخش كه از آن بحث مي شود مي تواند جايگزين عادت بد عصبي شود. زماني كه شما و كودكانتان از وضعيتهاي فشارزا كه عادت بد را تشديد مي كند، آگاهي يافتيد، مي توانيد كودكانتان را جهت انجام اين تمرينات قبل از اين كه به اين وضعيت برسند، ياري نماييد.

اين كار مي تواند مانع از تكرار عادت شود. قبل از بروز هرگونه نشانه اي از عادت به كودكانتان متذكر شويد كه تمرينات آرامش بخش را شروع نمايند. اين پيش بيني و آمادگي، كودكان را مسئول مي كند و براي آنان روشن مي سازد كه قدرت جايگزين ساختن يك فعاليت مثبت را به جاي نوع منفي دارند.

همه ي تكنيكهاي آرامش بخش براي كليه ي افراد مؤثر نيستند. به كودكانتان فرصت دهيد تا هر يك از اين تمرينات را انجام دهند و هر كدام كه به نظرشان راحت تر مي رسد، انتخاب نمايند. سپس مطمئن شويد كودكانتان هر روزه اين تمرين را انجام مي دهند . به طوري كه هر گاه احساس فشار روحي كنند به آساني و به طور خودكار عادت بد را با كمك اين روش از بين ببرند.

منبع : بر گرفته از كتاب« بچه هاي خوب ،عادت هاي بد»
نويسندگان : دكتر« چارلز اي شانر» و« ترزافويديگرونيمو »
ترجمه : مير محي الدين گلباز


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

۸

6 عادت منفي رفتاري و راه هاي مقابله با آن ها

برخي افراد در ابراز خواسته هاي خويش و يا در پاسخ دادن به انتظارات ديگران، با مشكل مواجه اند كه علت آن، وجود الگوهاي منفي ست كه به شكل عادت در آمده است؛ در اين مقاله، به 6 عادت منفي رفتاري و راه هاي مقابله با آن ها پرداخته ايم:

1) بي فكر بودن
همه ي افراد، دوست، شغل، شريك زندگي و ... براي خود پيدا مي كنند و هرگز قصدشان اين نيست كه روابط شان به شكست بينجامد. با وجود اين، براي برخي چنين اتفاقي مي افتد؛ تنها به اين دليل كه به نيازهاي عاطفي ديگران توجه كافي نمي كنند. آنان از روي بدذاتي، بي فكر نيستند، بلكه آن چنان غرق مشكلات و نگراني هاي خويش اند كه نيازهاي افراد پيرامون خود را نمي بينند.

از طرف ديگر، با فكر بودن و توجه كردن، به تشكيل روابط رضايت بخش و پايدار مي انجامد. وقتي شما توجه مي كنيد، خواسته هاي ديگران را مي بينيد و به آن ها پاسخ مي دهيد، در حقيقت توجه تان را از نگراني هاي خود، به نگراني هاي ديگران معطوف مي سازيد. با انجام چنين كاري، ياد مي گيريد آن چه را ديگران احساس مي كنند، بفهميد و بتوانيد همان عواطف را در همان زمان احساس كنيد. در آن لحظه، مي توانيد با آن شخص باشيد و روي آگاهي ها و تجارب مشترك، متمركز شويد.

در خلال چنين تجاربي، تمركز آن چنان قوي و شديد است كه ديگر جايي براي انديشيدن به چيزهاي بي ربط يا نگراني، باقي نمي گذارد. خودهوشياري، محو مي شود و حس زمان، دگرگون مي گردد. فعاليتي كه چنين تجاربي را به وجود مي آورد، آن چنان رضايت بخش است كه مردم مايل اند به خاطر خودشان دست به آن بزنند، بدون توجه به اين كه چه چيزي از آن عايدشان مي شود.

مي توان در جست و جوي فرصت هايي براي حفظ رابطه با ديگران برآمد و به گردآوري لحظات عاطفي پرداخت. انجام چنين عملي، به ما نقش فعالي در رشد و توسعه ي پايدار روابط مي بخشد.

2) تند و خشن شروع كردن
آيا تا به حال گفت و گويي داشته ايد كه دل تان بخواهد مانند نوار، دوباره آن را تكرار كنيد؟

شما دوست داريد با كسي رابطه اي ايجاد كنيد، پس براي آن، خواسته اي را مطرح مي نماييد اما از آن جا كه شكل ابراز خواسته ي شما با روشي منفي، سرزنش كننده يا انتقادي آغاز مي گردد، درست عكس آن چه را خواهانيد، به دست مي آوريد و در نتيجه، آن فرد را از خود دورتر مي سازيد.

3) به كار بردن انتقادهاي زيان آور به جاي گله هاي سازنده
هر وقت مردم، پيرامون فعاليت ها و هدف هاي مشتركي گرد هم جمع مي شوند، درگيري، چاره ناپذير است. اين كه شما چگونه وضع خودتان را در درگيري بيان مي كنيد، در توانايي تان در برقراري رابطه با ديگران، تفاوت چشم گيري به وجود مي آورد.

قانون اساسي اين است: هر وقت لازم است، گله كنيد اما انتقاد نكنيد. گله روي مسأله ي خاصي تمركز دارد و رفتار شخص را نشانه مي رود نه نقاط ضعف او را . از طرف ديگر، انتقاد كردن، بيش تر عمومي و داوري كننده است و اغلب شامل عباراتي مانند: « تو هميشه...» يا« تو هرگز...» مي شود.

انتقاد به منش طرف مقابل حمله مي كند، اغلب برچسب هاي منفي مي زند و نوعي سرزنش به حساب مي آيد. براي نمونه« شما گفتيد بسته را تحويل خواهيد داد اما نداديد.» اين يك گله است.« شما فراموش كرديد بسته را تحويل دهيد؛ اين، بي مسؤوليتي ست». اين يك انتقاد است.

البته گاهي گفتن و شنيدن گله سخت است اما نتيجه ي سازنده اي دارد زيرا كمك مي كند كه مردم، يكديگر را بشناسند و مسائل را حل كنند.

4) از كوره در رفتن
در روابط آشفته، بحث و جدل بر سر اختلاف، گاهي مي تواند عواطف تند و تيزي را برانگيزد كه به از« كوره در رفتن» بينجامد. به اين معنا كه آن چنان فشاري به ما وارد مي سازد كه از نظر جسمي و عاطفي درهم فرو مي ريزيم و ديگر قادر نيستيم به روشني فكر كنيم و يا در گفت و شنودي شركت ورزيم كه ثمري در پي داشته باشد.

نشانه هاي جسمي از كوره در رفتن، شامل ضربان تند قلب، دستان عرق آلود، تنفس بي نظم يا ناقص است. به جاي تمركز روي آن چه آن شخص مي گويد، ذهن ما با افكار دفاعي مانند:« ديگه نمي تونم باهاش سر و كله بزنم.» يا « ديگه تحمل اين همه را ندارم» دست و پنجه نرم مي كند و احساس مي كند قرباني بي گناهي ست.

زماني كه اين حالت بر ذهن شما غالب مي شود، گويي ديگر توان شنيدن اطلاعات جديد يا پذيرش نفوذ و اثري را نداريد. حتي ممكن است آن شخص عذرخواهي كند يا بكوشد شما را آرام سازد اما ديگر گوش تان چيزي را نمي شنود!

زماني كه به اصطلاح جوش مي آوريد، بهترين كار، اين است كه گفت و گو را قطع كنيد و دست كم به مدت 20 دقيقه كار آرام كننده ي ديگري انجام دهيد. 20 دقيقه به طور طبيعي، كم ترين زماني ست كه ما نياز داريم تا از فشارهاي رواني، بيرون بياييم. ممكن است بخواهيد مجله اي بخوانيد، تلويزيون تماشا كنيد يا براي دويدن، بيرون برويد و ... تمركز روي اين كه به خشم آمدن، حق شما بود يا قرباني بي گناهي هستيد، ضد آرامش است و فقط درماندگي شما را نگه مي دارد.

بسياري از مردم در چنين اوقاتي، به مراقبه يا انجام تمرين هاي ورزشي آرام بخش مي پردازند. 20 دقيقه كه گذشت و احساس آرام تر شدن كرديد، بازگرديد و درباره ي مسأله، به بحث بپردازيد يا آن را به وقت ديگري موكول نماييد.

۵) عادت بد ذهن
هركسي در موقعيتي خاص، احساس كج خلقي مي كند اما وقتي كسي عادت بد ذهني دارد، در تمام اوقات زندگي اش بداخلاق است. او مدام دنيا را زير و رو مي كند تا مدركي بيابد و احساسات خود را توجيه نمايد.
وقتي كسي گرفتار عادت بد ذهني ست، اغلب سعي دارد موقعيت هاي ناقص را اصلاح كند و آشكارا خطاهاي ديگران، او را نگران مي سازد.

در نتيجه ممكن است بيش تر از سهم اش با خواسته هاي ديگران درافتد و به روابطش صدمه و آسب بزند.
بيش تر افراد بداخلاق، مي توانندبا گزينش هوشيارانه، به مسائل دنيا با شيوه اي متفاوت واكنش نشان داده و تغيير كنند. كليد حل معما، اين است كه به دقت به مردم و اشياء بنگريم و به جاي انتقاد كردن، به طور منظم دنبال موضوعاتي براي تحسين كردن باشيم.

با انجام اين عمل، حال و هواي جديدي از ستايش و قدرداني در زندگي خودمان مي آفرينيم و به جاي غرق شدن در مرداب اشتباهات و خطاهاي مردم، در جست و جوي دلايلي هستيم كه بگوييم:« از شما متشكرم.»

براي دگرگون ساختن عادت بدِ ذهني، بايد تلاش هوشيارانه اي ورزيد؛ به جاي دنبال خطاهاي مردم بودن، در جست و جوي يافتن توانايي و فرصت هايي براي تحسين آنان باشيم. عادت كردن به تحسين و قدرداني، تأثيري ژرف بر روابط ما به جاي مي گذارد. پژوهش ها نشان مي دهد زوج هايي كه به طور منظم از هم قدرداني به عمل مي آورند، ازدواج هاي شادتر و استوارتري دارند و كودكاني كه والدين شان به خاطر اشتباهات به پر و پاي آنان نمي پيچند، هر وقت به مسأله اي برخورد مي كنند، رو به پدر و مادرشان مي آورند.

اين اصل در همه ي انواع روابط صادق است. ابراز تحسين و قدرداني به طور منظم، حال و هواي عاطفي خانه، كارگاه ها و دواير گوناگون فاميلي و دوستان را تغيير مي دهد. مردم با دانستن اين كه مي توانند در سختي و راحتي، روي حمايت يكديگر حساب باز كنند، به هم نزديك تر مي شوند.

6) پرهيز از گفت و شنودي كه به آن نياز داريد
وقتي در روابطي، كارها غلط پيش مي رود، مردم اغلب مي پرسند:« حرف بدي زدم؟» ممكن است حرف بدي زده باشيد اما بيش تر اوقات، اين حرف نزدن است كه به روابط شما صدمه و آسيب مي رساند. بسياري از بگومگوها، از مسائلي كه نياز به بحث دارند اما هرگز به بحث گذاشته نمي شوند، برمي خيزد؛ در نتيجه تنش و گيجي مربوط به آن، فوراني از نزاع ها و دعواها را ايجاد مي كند و به دشمني و حالت دفاعي به خود گرفتن مي انجامد.

در هر رابطه اي كه اختلاف زيادي وجود دارد، بايد ببينيم چه مسائلي به بحث گذاشته نشده است. شايد يكي از دو نفر، خواسته هايش را تكرار مي كند به اين دليل كه مورد بي اعتنايي قرار گرفته است. پيوسته بي توجه بودن به نيازها و خواسته هاي يكديگر، اغلب به دشمني( كه نابودكننده ي پيوندهاست) مي انجامد. شايد شما هر دو از بحثي داغ مي گريزيد چون اعتقاد داريد حرف زدن درباره ي آن، بر مسائل خواهد افزود.

مشكل اين جاست كه در حال حاضر، به شكلي داريد اختلاف و درگيري و ناراحتي را تجربه مي كنيد اما اگر درباره ي آن سخن بگوييد، امكان فرو ريختن ديوار چيني كه بين شماست و روز به روز هم بالاتر مي رود، فراهم مي شود.

منبع: نشريه شادكامي، شماره 73
نويسنده: مصطفي عليزاده

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

۷

عادت ناپسند «شكايت كردن و غر زدن»
 

اكثر ما، افرادي كه مدام از زمين و زمان شكايت مي‌كنند را ديده‌ايم. شكايت كردن و غرزدن يك رفتار منفي است كه بيش از همه خود شخص را آزار مي‌دهد.هر چه بيشتر از اوضاع اطراف شكايت كنيد، در واقع انرژي بيشتري براي جذب آنچه كه در مورد آن غر مي‌زديد، در شما ايجاد مي‌شود.

شايد مهم‌ترين گام در ترك عادت ناپسند «شكايت كردن و غر زدن»، از بين بردن اين رفتار در شخصيتتان باشد. يك اشتباه رايج افرادي با اين خصوصيت اخلاقي، آن است كه آنها خود را با افكار منفي تراوش شده از ذهنشان مي‌شناسند و در واقع خود را معادل با اين افكار فرض مي‌كنند. چنين شخصي مي‌پذيرد كه:

«من مي‌دانم كه مسوول افكارم هستم اما نمي‌دانم كه چگونه اين افكار منفي را از ذهنم دور كرده و مرتبا به آنها فكر نكنم.» اين شبيه به حركت در مسيري مستقيم و درست به سمتي خاص است، اما در راه موانعي هم وجود دارد. پذيرفتن مسووليت افكار، كار خوبي است، اما نه به اين قيمت كه افكار منفي را جزيي از شخصيت خود دانسته و در انتها خود را مقصر بدانيد و همواره احساس بدي داشته باشيد.

شايد بهتر باشد اين جمله را با خود تكرار كنيد: «من اين افكار منفي را كه به ذهنم مي‌رسند تشخيص مي‌دهم اما اين افكار، «من» نيستم، بلكه با افزايش آگاهي و هوشياري مي‌توانم اين افكار را با تفكرات مثبت جايگزين كنم.» شما توان تغيير افكارتان را داريد اما بايد خود را از دام به گردن گرفتن تقصيرات رها كنيد.

 بدانيد كه وقتي اين افكار به ذهن شما سرازير مي‌شوند، در واقع آنها جزو شخصيت شما نيستند بلكه شما نسبت به اين جريان آگاهيد نه اين كه داخل اين جريان باشيد.

گر چه افكار شما، خود شما نيستند، اما اگر شما اين افكار را بارها و بارها تكرار كنيد آنها جزء وسيعي از مغزتان را تصرف مي‌كنند. تقريبا مي‌توان گفت كه ما در واقع به همان افكار غالبمان تبديل مي‌شويم اما به نظر مي‌رسد كه تبديل شدن به اين افكار غالب كمي طول مي‌كشد.

تصور كنيد غذايي كه مي‌خوريد چگونه شرايط بدنتان را كنترل مي‌كند. وعده‌هاي غذايي روي روان شما اثر مي گذارد و بنابر اين اگر شما اين نوع غذا را بارها و بارها بخوريد، تاثير عمده‌اي روي بدنتان خواهد گذاشت و بدن شما مرتبا در پي غذاهاي مشابهي خواهد بود. به هر حال، بدنتان جدا از غذاهايي است كه مي‌خوريد و شما هنوز براي تغيير آنچه مي‌خوريد آزاد هستيد و مي‌توانيد با تغيير نوع غذاي مصرفي، روح و روان خود را تغيير دهيد.اين نكته، دليل اعتيادآور بودن افكار منفي است.

 اگر شما مرتبا افكار منفي داشته باشيد ذهنتان به آن عادت كرده و به دنبال ورودي‌هاي مشابهي مي‌گردد. عصب‌هاي شما ياد مي‌گيرند كه به دنبال اتفاقات منفي باشند و شما كم‌كم تبديل به يك جذب كننده اتفاقات منفي مي‌‌شويد.

فرار از اين وضعيت، سخت است چرا كه خود شما آن را دايمي كرده‌ايد. هر كسي كه خود را اسير افكار منفي كرده به خوبي اين نكته را مي‌داند. تجربيات منفي شما، توقعات منفي‌تان را تغذيه مي‌كند و اين موجب جذب تجربيات منفي جديد مي‌شود.در واقع بيشتر كساني كه در اين الگو وارد مي‌شوند هرگز در كل زندگيشان از آن فرار نمي‌كنند. چرا كه فرار از يك چنين موقعيتي بسيار سخت است.

حتي اگر آنها در مقابل افكار منفي شان توبيخ و سرزنش شوند، به طور ناخودآگاه آن را به وسيله ادامه دادن اين افكار جاودانه مي‌سازند. اگر شما به خود به خاطر افكار منفي سركوفت بزنيد در حقيقت به جاي شكستن اين الگو به سادگي آن را تقويت خواهيد كرد.

بيشتر افرادي كه در اين دام گرفتار شده‌اند تا وقتي كه آگاهي‌هايشان ارتقاء نيابد در اين دام خواهند ماند. آنها بايد بفهمند كه گرفتار شده‌اند و ادامه جنگ با افكار منفي‌شان تا وقتي كه آن را جزئي از شخصيت‌شان مي‌دانند يك جنگ بدون پيروزي است.در نتيجه، بهترين راه حل، توقف مبارزه و رها كردن افكار است.

 به جاي مقاومت در برابر افكار منفي، حضور اين افكار را تصديق كرده و بپذيريد. اين نكته حقيقتا باعث اثرگذاري در افزايش سطح‌ آگاهي شما مي‌شود.شما در واقع مي‌توانيد ياد بگيريد كه افكار منفي خود را غافلگير كنيد و برآنها برتري يابيد.

به آنها اجازه دهيد كه باشند اما با آنها شناخته نشويد زيرا‌ آنها افكار شما هستند نه خود شما. با آنها از ديد يك مشاهده كننده برخورد كنيد.دليل اين كه شما هم اكنون در الگوي افكار منفي گرفتار شده‌ايد اين است كه در مراحلي از زندگي، خودتان آنها را انتخاب كرده‌ايد. شما پذيرفتن كامل مسووليت هر چيز در واقعيت را بد مي‌دانيد. پس افكارتان را برعليه خود استفاده مي‌كنيد تا از مسووليت فرار كنيد و ماندن در الگوي منفي را ادامه خواهيد داد تا وقتي كه آماده پذيرش مسووليت شويد.

همان طور كه ديديد راه حل واقعي براي خلاصي از «شكايت كردن مداوم»، قبول مسووليت است. شما بايد به دنيا بگوييد كه «من مسووليت همه تجربياتم را مي‌پذيرم.»

در اينجا مثال‌هايي درخصوص مفهوم پذيرش مسووليت آورده شده است:

اگر من ناراحتم، به خاطر اين است كه خودم آن را خلق كرده‌ام.
اگر مشكلي در دنيا وجود دارد كه مرا آزار مي‌هد من مسوول از بين بردن آن هستم.
اگر كسي نيازمند است، من مسوول كمك به او هستم.
اگر من چيزي را مي‌خواهم، مسوول به دست آوردنش خودم هستم.
اگر من افراد خاصي را در زندگيم مي‌خواهم بايد‌ آنها را به سمت خود جذب كرده و آنها را به بودن با خودم تشويق كنم.
اگر من شرايط كنوني خود را دوست ندارم، بايد به آن پايان دهم.

مترجم : الهه عيوض‌زاده
 
http://noorportal.net/394/720/727/22712.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

۵

7 عادت صحيح براي تعالي روح در افراد
 

به گفته متخصصان روانشناسي، رعايت برخي عادات صحيح در زندگي از جمله خضوع و فروتني در برخورد با ديگران، مثبت انديشي و توجه كامل به رژيم تغذيه روح و برخي موارد ديگر در تعالي روح افراد موثر است.

به گزارش سلامت نيوزبه نقل از پايگاه خبري رويترز، يافته هاي پژوهشگران نشان مي دهد رعايت 7 عادت صحيح در زندگي باعث افزايش عملكرد مناسب و بازده كاري افراد در محيط كار و زندگي مي شود.

بنابراين گزارش، تحقيقات انجام شده دكتر فيل ايچينگ، كارشناس ارشد روانشناسي موسسه لنوكس اروپا نشان مي دهد، داشتن يك برنامه 90 دقيقه اي در طول يك هفته كه شامل 3 عادت صحيح رفتاري است مي تواند يك گام محكم و مثبت در تحقق ساخته شدن يك انسان كامل باشد.

همچنين به گفته وي اختصاص 15 دقيقه در هر هفته طراحي و اجراي يك برنامه تغذيه روحي مي تواند شامل تفكر به چيزهاي خوب و سر زنده نگه داشتن روحيه اميدواري به عنوان نخستين عادت صحيح روحي رواني تلقي مي شود.

اين گزارش حاكي است انجام ورزش هاي سبك به مدت 15 دقيقه منتهي به صورت 3 روز در هفته كه جمعه 45 دقيقه از برنامه 90 دقيقه اي را به خود اختصاص مي دهد يكي ديگر از هنجارهاي يك انسان مثبت انديش است.

روانشناسان معتقدند، سومين عادت صحيح در زندگي حرف زمان فقط 5 دقيقه و در 6 روز از هفت روز هفته به آرامش كامل به طوري كه در اين زمان كوتاه هيچ فعاليت روحي و جسمي صورت نگيرد چرا كه اين امر به عنوان يك استراحت مطلق در زمان بيداري مطرح مي شود.

بنابراين گزارش، مطالعات انجام شده دكتر "رابرت رود" در اين مورد نشان مي دهد تحكيم روابط حسنه و محبت آميز با دوستان و اقوام به صورت متقابل تأثير زيادي بر تعالي روح انسان دارد و علاوه بر اينكه باعث تقويت مهارت هاي اجتماعي در ارتباط با ديگران مي شود قدر و منزلت افراد در يك جايگاه خاص را افزايش مي دهد به طوريكه اين رفتارها چهارمين عادت پسنديده و نيكو براي هر فرد در زندگي محسوب مي شود.

تواضع و فروتني در برابر ديگران و ابراز نكردن غرور در كار و زندگي، خصوصاً در برابر خانواده و از همه مهمتر همه مي تواند شكل گيري يك روح كامل را در افراد بوجود بياورد؛ مثبت انديشي و بستن راه هاي ورود تخيلات باطل و منفي و خوشرو بودن در برخوردهاي اجتماعي را روانشناسان ششمين و هفتمين عادات صحيح در زندگي قلمداد كرده و توصيه متخصصان به افراد تلاش در زمينه اجراي بهينه و در حد توان اين دستورات است چرا كه داشتن اين هنجارهاي صحيح در دراز مدت آثار شگرفي را در بعد فردي و در جنبه اجتماعي از خود بروز مي دهد.

يادآور مي شود، به گفته پزشكان در اين دستور العمل هفت گانه اگر چه 3 عادت اول بيشتر جنبه عملي و فردي دارند، به جرات مي توان گفت زير بناي ايجاد اراده قوي در برخورد با مشكلات و از بين برنده تمام روحيات بد و افسرده در افراد است.

http://www.salamatnews.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

۴

«ترك عادت موجب مرض است»
 

«عادت‏» (محور اين مثل) فرق عادت با صفات ذاتي، چگونگي تشكيل عادت، تقويت و خاموشي آن از جمله مباحث مربوط به حوزه روان‏شناسي است و تخصصا از اين مختصر فراتر; اما در حد اختصار اين كه:

روان شناسان در ايجاد صفات و يادگيري‏هاي انسان دو عامل «وراثت‏» و «محيط‏» را دخيل مي‏دانند و در توضيح اين دو مي‏گويند:

تمام صفات و ويژگي‏هايي كه هنگام تشكيل نطفه از طريق ژن‏هاي پدر و مادر به فرزند منتقل مي‏گردد . صفاتي است كه پي ريزي آن‏ها را بايستي در حوزه وراثت دانست مانند استعدادهاي ذاتي، عقب ماندگي‏هاي ذهني و ... عوارض جسماني اي مثل كوري، كري و برخي شاخه‏هاي هنري در اين هنگام منتقل نمي‏گردند . بنابراين «وراثت‏» مجموع صفاتي است كه هنگام تشكيل نطفه به فرزند منتقل مي‏گردد .

«محيط‏» به عواملي گفته مي‏شود كه از بيرون بر موجود زنده تاثير مي‏گذارند . اين عوامل كه گاه در ايجاد صفات و ويژگي‏هاي شخصي اثر تعيين‏كننده‏اي دارند از تنوع فراواني بهره‏مند هستند . ايجاد عادت از طريق تاثير عوامل بيروني شكل گرفته، شخصيت فرد را تشكيل مي‏دهد . اين عادت‏ها در حركات شخصي از جمله نشست و برخاست، سلام وتعارف با ديگران و كلا در تعاملات فردي اجتماعي نمود و تجلي پيدا مي‏كند .

بنابراين عادت كه اصطلاحا طبيعت ثانوي شخص گفته مي‏شود - يادگيري‏هاي محيطي هستند كه بخشي از شخصيت فرد را تشكيل مي‏دهند . اين يادگيري‏ها - حتي اگر در ابتداي تشكيل با زحمت و سختي اعمال شده‏اند - به مرورزمان بدون زحمت و كاملا طبيعي در حركات شخص مشاهده مي‏گردند .

عادت‏ها بر اثر استمرار و تشويق تقويت مي‏شوند كه به اين فرايند «تقويت عادت‏» مي‏گويند و هرگاه عوامل ترك آن‏ها فراهم گردد . از وجود شخص رخت‏بر مي‏بندد كه به اين حالت «خاموشي عادت‏» گفته مي‏شود .

چند جمله بالا را به عنوان مقدمه اين مثل داشته باشيد تا نقبي به جنبه‏هاي مختلف آن بزنيم:

هرگاه معناي اين مثل معروف را اين بدانيم كه ترك عادت‏ها با سختي و مشقت همراه است اما ممكن و شدني است، نكته‏اي است كه در درستي آن ترديد و شكي روا نيست، زيرا اگر عملي هرچند جزئي مانند پلك زدن‏هاي مستمر يا قهقهه در هنگام خنده و مواردي از اين دست طبيعت ثانوي شخص گردد، ترك آن با سختي همراه است، چه برسد به ترك عادت‏هاي بزرگ مثل اعتياد يا تندخواني اما مطلب آن حالت كه عده‏اي براي توجيه حركات ناشايست‏خود ياد ديگران و براي فرار از زحمت ترك اين عادت‏ها در پشت‏سنگر اين مثل مخفي مي‏شوند، ترك هرگونه عادت را امري محال دانسته و از اين مثل براي استمرار حركات ناپسند خود سرپوشي محكم درست مي‏كنند . همين سرپوش و توجيه برداشت‏سؤالي است كه از اين مثل دارند .

بايستي ميان سخت‏بودن ترك عادت با محال بوندآن قائل به تفكيك شد . ترك عادت سخت است نه محال; اگرچه برخي اشعار و مثل‏ها آن را محال داشته‏اند; اما اين ظاهر قضيه و به قول معروف منظور شاعر سخت‏بودن ترك عادت است، نه غيرممكن بودن آن، سعدي مي‏گويد: خوي بد در طبيعت كه نشست

نرود جز به وقت مرگ از دستتوسل و تمسك به اين مثل زماني خطرناك جلوه مي‏كند كه ترك عادت‏هاي خلاف شرع كاري غيرممكن تلقي گردد، عادت‏هاي ويرانگري شبيه شرب خمر، استعمال موادمخدر، غيبت ديگران، سخن چين، حسادت و عادت‏هايي از اين دست .

تصور كنيد هرگاه كسي گريز از اين صفات و عادت‏ها را با استناد به اين مثل غير ممكن بداند، ارتباط او با ديگران در اين دنيا چگونه است و در آخرت چه سرنوشتي خواهد داشت؟!

در متون ديني به توبه كه زيباترين فرايند ترك عادت است و يا به هجرت از گناه كه شكل ديگري از همين نكته مي‏باشد، سفارش فراوان شده است . محور اين سفارش ترك عادت است .

امام علي ( عليه السلام) فرمود: برخي مي‏گويند مهاجرت كرده‏ايم در حالي كه مهاجرت واقعي نكرده‏اند . مهاجران واقعي كساني‏اند كه ازگناهان هجرت مي‏كنند و مرتكب گناه نمي‏شود» (1)

اگر ترك عادت‏ها امري غير ممكن بود، توبه و هجرت از گناه كه در حقيقت ترك عادت به حساب مي‏آيند، تا اين اندازه توصيه و سفارش نمي‏شد . وانگهي تربيت كه در بسياري از موارد همراه با او نهادن و ترك عادت‏هاي قبلي و ايجاد عادت‏هاي جديد است . امري لغو و بيهوده مي‏نمود . تاكيد بر هجرت از گناه و توبه، و نيز تربيت گوياي غير ممكن نبودن ترك عادت‏هاي قبلي است، اگر چه گاه بسيار سخت است و اصولا ارزش كار در تحمل همين سختي هاست .

ترك عادت‏هاي ناپسند ضرورتي اجتناب‏ناپذير براي نيل به سعادت و بهروزي در دو عامل است .


از نظر امام علي ( عليه السلام) عادت‏هاي ناپسند همچون حاكمي قدرتمند بر صاحبش حكمراني مي‏كنند از ديدگاه آن حضرت، هرگاه شخص در راه اصلاح خود كه در بسياري از موارد با ترك عادت‏هاي ناپسند ملازم است‏بكوشد، سعادتمند مي‏گردد . (2)

ماكس مي‏گويد: «عادت‏هاي منفي كه برايتان كار نمي‏كنند عقب بزنيد و عادت‏هايي كه برايتان كار مثبت انجام مي‏دهند تشويق كنيد . به خاطر داشته باشيد كه اگرچه برخي عادت‏هاي قويا شما را در برگرفته‏اند، با اين حال شما مي‏توانيد با آن‏ها بجنگيد و مبارزه كنيد تا شاهد پيروزي را در آغوش بگيريد ...» (3)


 فرايند ترك عادت‏هاي ناپسند

ترك عادت‏هاي ناپسند، همواره طي فرايندي خاص صورت مي‏گيرند . هرگاه مراحل اين فرايند كلي در جاي خود پيموده شوند . و نهادن هر عادتي ممكن خواهد بود . در يك نگرش كلي مي‏توان اين فرايند را متشكل چهار مرحله دانست .

اول: شناخت عادت‏هاي ناپسند از عادت‏هاي پسنديده، بدون اين شناخت نمي‏توان گام‏هاي بعدي را برداشت . البته شناخت‏برخي عادت‏هاي ناپسند پيچيده نيست; اما در بسياري از موارد صاحب يك عادت ناپسند از وجود آن در خود اطلاع ندارد، چه برسد به آگاهي از زشتي آن عادت، خصوصا اين كه اصولا ديگران بيش‏تر و بهتر از خود شخص مي‏توانند به وجود يك عادت ناپسند در ما پي ببرند . به تعبير اندرو ميتوس، كسي كه سير مي‏خورد خودش بوي سير را احساس نمي‏كند . (4) بنابراين اولين گام براي ترك عادت‏هاي ناپسند، شناخت و تميز دادن آن‏ها از صفات و عادات پسنديده است .

دوم: ضروروت تغيير عادت ناپسند و جايگزين كردن عادت‏هاي نيكو به جاي آن‏ها دومين مرحله اين فرايند كلي است . شخص بايستي ضرورت تغيير عادت‏هاي ناپسند را باور كنيد . بدون احساس اين ضرورت نمي‏توان انگيزه‏اي اساسي براي تغيير عادت‏ها ايجاد نمود .

مرحله سوم: اين فرايند ايجاد انگيزه تغيير عادت است . هنگامي كه شخص ضرورت تغيير عادت‏ها را دريافت، انگيزه‏هاي مادي يا معنوي رسيدن به برخي موقعيت‏ها، سلب برخي نگرش‏ها از خدا و عواملي از اين دست مي‏توانند انگيزه‏هايي اساسي براي تغيير و تبديل عادت‏ها قلمداد گردند .

چهارمين مرحله براي ترك و وانهادن عادت‏هاي ناپسند و جايگزيني عادت‏هاي پذيرفته شده و تكرار و تمرين است . همانطور كه گفته شده عادت‏ها بر اثر تمرين در وجود شخص تقويت و نهادينه مي‏شوند . تمرين در عدم ارتكاب عادت قبلي و ارتكاب عادت جديد موجب زوال و خاموشي عادت پيشين و تقويت صفات نو در شخص مي‏گردندو البته در اين بخش از فرايند، نقش اساسي با اراده فرد مي‏باشد . بدون بهره‏مندي از اراده‏اي قوي نمي‏توان در اين مرحله سربلند بيرون آمد .

رسول خدا ( صلي الله عليه و آله) فرمود: «پايداري مرد با ايمان از كوه بيش‏تر است‏»


گوته مي‏گويد: «كاري نيست كه نتوان آن را از طريق اراده پيش برد . مشكلاتي كه براي من پيش آمده‏اند، همه را از طريق اراده حل كرده‏ام و بالاخره ژان ژاك روسو بزرگ‏ترين تفاوت ميان انسان و حيوان را اراده و اختيار انسان مي‏داند .

براساس آنچه گفته شد: ترك عادت‏هاي ناپسند طي فرايندي متشكل از چهارمرحله صورت مي‏گيرد: شناخت عادت‏هاي ناپسند و تميز آن‏ها از عادت‏هاي نيكو، ضرورت تغيير كردن عادت، ايجاد انگيزه در وانهادن و ترك عادت و جايگزين كردن عادت‏هاي مطلوب تكرار و تمرين در خودداري از كاري كه قبلا به صورت عادت درآمده و تكرار عملي كه به عنوان جايگزين در نظر گرفته شده است .

اين بحث را بابيان حكايتي كه شهيد مطهري در خصوص مرحوم آيت الله حجت - از مراجع تقليد - نقل مي‏كند به پايان مي‏بريم .

مرحوم آيت الله حجت - به كشيدن سيگار به سختي عادت داشت; به همين دليل بيماري ريوي گرفت . دكتر معالج پس از معاينه ايشان را از كشيدن سيگار بر حذر داشت; اما مرحوم حجت‏به شوخي گفت: سينه را براي كشيدن سيگار مي‏خواهم; در عين حال تصميم قطعي گرفت كه كشيدن سيگار را ترك كند . از آن پس لب به سيگار نزد .

آري، ترك عادت‏ها هرچند در وجود شخص ريشه دوانده باشد، امري سخت و نفس‏گير است; اما محال و غير ممكن نيست . مثال «ترك عادت موجب مرض است‏» را سرپوشي براي استمرار عادت‏هاي ناپسند قرار ندهيم .


 پي‏نوشت‏ها:

1 . تفسير نمونه، ج 4، ص 93
2 . غررالحكم و درالكلم
3 . قدرت انديشه و تفكر، ماكس ول، مترجم، مصطفي رحيمي‏نيا
4 . درخت دوستي بنشان، اندر و ميتوس، مترجم افضلي‏نيا


ابوالفضل عليدوست ابرقويي / ديدار آشنا شماره 42


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

۳

هفت اشتباه در هنگام سخنراني


بيشتر مواقع، شنوندگان از طريق چشمهايشان به سخنان شما گوش ميسپارند. ايما و اشارههاي شما بيانگر چيست؟ آيا به هنگام سخنراني يا يك جلسه مهم و معتبر، مطمئن و موثق ظاهر ميشويد و يا اينكه فاقد اعتماد به نفس و عصبي و دستپاچه هستيد؟ مشكل از طرز ايستادن، حركات صورت و ژستهايي كه به خود ميگيريد، آغاز ميشود. اما چگونه ميتوانيد مهارتهاي غيركلاميخود را افزايش دهيد؟


از انجام حركات نامناسب پرهيز كنيد و در عوض حركات جايگزيني را كه مناسب شرايط موجود هستند انجام دهيد. شما با اين كار متوجه تفاوت شگرفي كه در زندگي شما به وجود ميآيد، خواهيد شد. سعي كنيد از انجام آنها اجتناب كنيد، آن گاه با چنين كار كوچكي، تغييرات چشمگيري در زندگي شما به وجود خواهد آمد.


اشتباه 1 : اجتناب از برقراري ارتباط چشمي


اين اشتباه يعني آنكه شما دچار كمبود اعتماد به نفس هستيد، براي سخنراني آماده نيستيد و به همين دليل عصبي و دستپاچه شدهايد.
• حركت جايگزين: در طول سخنراني در حدود 90 درصد از كل زمان را به چشمهاي حضار نگاه كنيد. بسياري از افراد بيشتر وقت خود را به نگاه كردن به زمين، پرده اسلايد و يا ميزي كه پيش روي آنها قرار دارد صرف ميكنند. رهبران و مديران موفق در حين صحبت كردن به طور مستقيم به چشمهاي شنوندگان خود نگاه ميكنند.


اشتباه 2 : خميدگي


خميدگي در هنگام سخنراني به معني آن است كه شما فاقد قدرت هستيد و اعتماد به نفس خود را از دست دادهايد.
• حركت جايگزين: اگر قرار است در طول مدت سخنراني در جايي ثابت بايستيد، بهتر است پاهاي خود را به عرض شانه باز كنيد و اندكي به سمت جلو گرايش داشته باشيد. در اين حالت شانهها نيز بايد اندكي به سمت جلو متمايل شوند. در اين وضعيت شما اندكي مردانهتر جلوه ميكنيد. توجه داشته باشيد كه سر و ستون فقرات بايد راست باشد. سعي كنيد از تريبون و يا سكويي كه در جلوي شما قرار دارد به عنوان دستاويزي براي تكيه دادن استفاده نكنيد.


اشتباه 3 : تكان خوردن، جنبيدن وپيچ و تاب خوردن

شما عصبي، دستپاچه و ناآرام بوده و از آمادگي لازم برخوردار نيستيد.
• حركت جايگزين: از تكان خوردن دست بكشيد. تكانهاي بيجا و جنبشهاي بيمورد هيچ هدفي را به دنبال ندارند.


اشتباه 4 : بيحركت ايستادن

بيحركت ايستادن به هنگام سخنراني گوياي اين مطلب است كه شما انعطافپذير نبوده و فرد كسلكننده، بيانرژي و خستهكنندهاي هستيد.
• حركات جايگزين: راه برويد، حركت كنيد و ... بسياري از تجار بزرگ به ميان مردم ميروند و مدام در حال حركت هستند... البته حركت هدفمند! شايد يك سخنران پويا و پرانرژي براي هدف خاصي از يك سمت اتاق به طرف ديگر آن حركت كند اما اگر هيچ كسي در آن قسمت از اتاق حضور نداشته باشد، طبيعي است كه اين حركت او بيمورد است و جزو موارد هدفمند به شمار نميآيد. به سخنرانان پيشنهاد ميكنيم كه قسمت كوتاهي از سخنرانيهايشان را ضبط كنند تا بعد از ديدن آن بدانند كه آيا حركات خارج از محدوده انجام ميدهند و يا خير.

اشتباه 5 : قرار دادن دستها در داخل جيب

اين كار به معني آن است كه شما علاقه خاصي به مطلب مورد بحث نداريد و غير متعهد و ناآرام هستيد.
• حركات جايگزين: در اين قسمت راه حل سادهاي براي شما داريم. دستهاي خود را از جيبتان درآوريد. قرار دادن يكي از دستها در داخل جيب، در زماني كه با دست ديگر حركت نمايشي را انجام ميدهيد، قابل قبول است.


اشتباه 6 : استفاده از ژستهاي ساختگي

• حركت جايگزين: خيلي خوب است كه بتوانيد ژستهاي متفاوتي به خود بگيريد، فقط بايد توجه داشته باشيد كه اين كار را به حد افراطي انجام ندهيد. پژوهشها ثابت كردهاند كه ژستهايي كه افراد به خود ميگيرند، منعكس كننده افكار بسيار پيچيدهاي است و همين ژستها هستند كه به شنوندگان صلاحيت و شايستگي شما را نشان ميدهند اما زماني كه از ايما و اشارههاي ساختگي استفاده ميكنيد، درست مانند انسانهاي رياكار جلوه خواهيد كرد.


اشتباه 7 : جرنگ جرنگ سكه، ضربه زدن به زمين و ساير حركات آزاردهنده

گوياي اين است كه شما بينزاكت و عصبي بوده و بر جزئيات مطلب احاطه كامل نداريد.
• حركات جايگزين: دوربيني برداريد و در هنگام سخنراني از خود فيلمبرداري كنيد، سپس سعي كنيد آن را با ديدي منتقدانه بررسي كنيد. آيا ژستهايي پيدا ميكنيد كه خودتان هم متوجه انجام دادن آنها نبوديد.


انرژي منفي و عصبانيت شما در ضربههاي پا، دست زدن به صورت و تكان دادن پاها به سمت بالا و پايين نمودار شود. هنگامي كه متوجه شديد در حال انجام دادن يك چنين كاري هستيد، بهتر است خيلي سريع آن را متوقف كنيد!


از حركات بدن خود به عنوان نوعي وسيله ارتباطي استفاده كنيد. حركات بدني كه پويا، قدرتمند و پرانرژي است، به شما كمك ميكند؛ حال چه در جلسه مصاحبه شغلي، چه در زمان بالا رفتن از پلههاي نردبان شغلي يا در راه رسيدن به پست مديريت. نسبت به اين حركات نابود كننده توجه ويژه مبذول نماييد و سعي كنيد آنها را با جايگزينهاي مناسب از بين ببريد. راه برويد، صحبت كنيد و خود را مانند يك رهبر قدرتمند جلوه دهيد. در چنين شرايطي، شنوندهها به طور حتم در پي شما خواهند آمد.


سايت سلامت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

۲

هنگام حرف زدن 6 كار را نكنيد !
 

بيشتر مواقع مستمعين از طريق چشم هايشان به سخنان شما گوش مي سپارند. ايما و اشاره هاي شما بيانگر چيست؟ آيا ‌ در هنگام سخنراني در يك جلسه مهم و معتبر، مطمئن و موثق ظاهر مي شويد و يا اينكه فاقد اعتماد به نفس ، عصبي و ‌دستپاچه هستيد؟مشكل از طرز ايستادن، حركات صورت و ژست هايي كه به خود مي گيريد، آغاز مي شود.

آقاي" جو الن ديميتريوس " عضو ‌مشاوران مشهور هيئت منصفه دادگاه مي گويد: "زماني كه از هيئت منصفه دليل قبول شهادت افراد را جويا مي شويم، آنها ‌ا‌ظهارمي دارند كه حركات و ايما اشاره دو برابر چيزهاي ديگر تاثير گذار هستند."‌اما چگونه مي توانيد مهارت هاي غيركلامي خود را افزايش دهيد؟ از انجام حركات نامناسب پرهيز كنيد و در عوض حركات جايگزيني كه مناسب شرايط موجود هستند را انجام دهيد.

با اين كار ‌شما متوجه تفاوت شـگرفي كه در زندگي شما به وجود ميآيد، خواهيد شد. در اينجا به 6 حركت كُشنده كه انجام آن باعث مي شود مستمعين نسبت به گفته هاي ‌شما بي اهميت شده و تحت تاثير قرار نگيرند اشاره مي‌كنيم. سعي نماييد از انجام آنها اجتناب كنيد، آنگاه با يك چنين كار كوچكي تغييرات ‌چشمگيري در زندگي شما به وجود خواهد آمد.‌

نگاه به زمين به جاي مخاطبان : اين كار يعني اينكه شما دچار كمبود اعتماد به نفس هستيد، براي سخنراني آماده نيستيد و به همين دلـيـل عـصبي و ‌دستپاچه شده ايد.‌در طول سخنراني در حدود 90 درصد از كل زمان را به چشم هاي حضار نگاه كنيد. بسياري از افراد بيشتر وقت ‌خود را صرف نگاه كردن به زمين، پرده اسلايد و يا ميزي كه پيش روي آنها قرار دارد، مي كنند. رهبران و مديران موفق در حين ‌صحبت كردن مستقيما به چشم هاي شنوندگان خود نگاه مي كنند.‌

خميدگي: باداشتن چنين حالتي يعني شما فاقد قدرت هستيد و اعتماد به نفس خود را ازدست داده ايد.‌اگر قرار است در طول مدت سخنراني در جايي ثابت بايستيد، بهتر است پاهاي خود را به عرض شانه باز كنيد ‌و اندكي به سمت جلو گرايش داشته باشيد. در اين حالت شانه ها نيز بايد اندكي به سمت جلو متمايل شوند.

در اين ‌وضعيت شما اندكي مردانه تر جلوه مي كنيد. توجه داشته باشيد كه سر و ستون فقرات بايد راست باشد. سعي كنيد از ‌تريبون و يا سكويي كه در جلوي شما قرار دارد به عنوان دستاويزي براي تكيه دادن استفاده نكنيد.‌

تكان خوردن، جنبيدن و پيچ و تاب خوردن : اگر شما مدام تكان بخوريد مفهومش اين است كه شما عصبي، دستپاچه و نا آرام بوده و از آمادگي لازم برخوردار نيستيد.‌از تكان خوردن، دست بكشيد. تكان هاي بي جا و بي مورد هيچ هدفي را در بر ندارند. اين كارها كمبود صلاحيت و شايستگي و عدم توانايي ‌كنترل امور را بيان مي كند.

بي حركت ايستادن: اين روش هم نشان مي‌دهد شما انعطاف پذير نبوده و فرد كسل كننده، بي انرژي و خسته كننده اي هستيد. سعي كنيد راه برويد، حركت كنيد. بيشتر افرادي كه براي آموزش آداب سخنراني مراجعه مي‌كنند، داراي ‌اين تصور غلط هستند كه يك سخنران خوب بايد سفت و سخت بر سر جاي خود ميخكوب شود.

 روشي كه به آنها توصيه مي‌شود اين است كه نه تنها راه رفتن قابل قبول است، بلكه خوشايند نيز مي‌باشد. بسياري از تجار بزرگ به ميان مردم مي روند و ‌دائما در حال حركت هستند؛ البته حركت هدفمند! شايد يك سخنران پويا و پر انرژي براي هدف خاصي از يك سمت اتاق به ‌طرف ديگر آن حركت كند، اما اگر هيچ كسي درآن قسمت از اتاق حضور نداشته باشد بالطبع اين حركت او بي مورد ‌است و جزء موارد هدفمند به شمارنمي آيد.

علت اينكه من به متقاضيان خود پيشنهاد مي كنم كه قسمت كوتاهي از ‌سخنراني هايشان را ضبط كنند نيز اين است كه مي خواهم بدانم آيا حركات خارج از محدوده انجام مي دهند يا خير؟‌

قرار دادن دست‌ها در داخل جيب:چنين حالتي به اين مفهوم است كه شما علاقه خاصي به مطلب مورد بحث نداريد و غير متعهد و نا آرام هستيد.‌در اين قسمت راه حل ساده اي براي شما داريم؛ دست هاي خود را از جيبتان در آوريد. تجار بزرگ هيچ گاه در ‌حين سخنراني هردو دست خود را درون جيب هايشان قرار نمي دهند.

 قرار دادن يكي از دست ها در داخل جيب، در زماني ‌كه با دست ديگر در حال ژست و فيگور گرفتن هستيد، قابل قبول مي باشد.‌

استفاده از ژست هاي ساختگي: خيلي خوب است كه بتوانيد ژست هاي متفاوتي به خود بگيريد، فقط بايد توجه داشته باشيد كه اين كار را به ‌حد افراطي انجام ندهيد. پژوهش ها ثـابت كرده اند ژست هايي كه افراد به خود مي گيرند منعكس كننده افكار بسيار ‌پيچيده اي است و همين ژست ها هستند كه صلاحيت و شايستگي شما را به شنوندگان نشان مي دهند.

اما زماني‌كه از ‌ايما و اشاره هاي ساختگي استفاده مي كنيد، درست مثل انسان هاي متزور و ريا كار جلوه خواهيد كرد.‌به عنوان مثال آقاي بوش هميشه در سخنراني هاي خود از ژست هايي استفاده مي كرد كه هيچ ارتباطي با گفته هاي او ‌نداشت.

 شايد او بيش از اندازه تحت آموزش قرار گرفته بود. درست مثل زماني كه صدا يك چيز باشد و تصوير چيز ديگر." ‌

آفتاب يزد
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه از زبان بدن درسخنراني استفاده كنيم

عكس العمل وحركات بدن  ،بسيار گوياتر از واژه هاست. پس چطور مي توانيم دراستفاده از زبان بدن  موفق عمل نماييم؟

درهنگام سخنراني به طورهمزمان از دو طريق مختلف گفتگو را پيش مي بريم. يكي از طريق زبان گفتاري وديگري بوسيله زبان بدن. حال اگر اين دو وسيله  ،با هماهنگي كامل  مورد استفاده قرار گيرند مي توانندمكمل يكديگر باشند. اما اگر اين دو شيوه با هم همخواني نداشته باشند هرچقدر هم كه ازكلمات خوب استفاده كنيد بازهم به نتيجه مطلوبي نخواهيدرسيد.

 زبان بدن ،  مفهوم اصلي را منتقل مي كند.

گرچه كلمات خيلي اهميت دارند اما زبان بدن كار انتقال مفاهيم رابه عهده دارد. مفهومي كه شما مي خواهيد منتقل  كنيد به ميزان اعتبارشما به عنوان يك گوينده  بستگي دارد. اين اعتبار به ميزان علاقمندي شما به مخاطب ، ارتباطتان با نيازهاي او وچگونگي احساسي كه نسبت به خود داريد برمي گردد.

تصور كنيد فردي مي خواهد محصول شركت خود راتبليغ كند  درحاليكه به جلو خم شده زيرلب من من كنان مي گويد:شركت ما در صنعت پيشتاز است.  اما آيا به نظر شما كسي حرفهاي او را باور مي كند ؟ مسلما نه . پس حالت ها وطرز ايستادن واداي كلمات او برمخاطب تأثير فراواني دارد.

زبان بدن فقط محدود به دستها نمي شود.

بعضي ها گمان مي  كنند زبان بدن يعني چگونگي استفاده از دستها. گرچه دستها دراين ميان اهميت خيلي زيادي دارند اما  زبان بدن شامل هرچيزي به جز واژه ها مي شود.

به همه قسمتهاي بدنتان كه به شما درانتقال مفاهيم كمك مي كنند توجه داشته باشيد . اين بخش ها عبارتند از:صدا ،چشمها ،دستها ،پاها ،واحساس.

صدا: سخن گفتن با لحني يكنواخت  به انتقال پيام آسيب مي رساند وشنونده را دلزده مي كند.
شما مي توانيد با تغيير در لحن وآهنگ صداي خود مخاطب را مشتاق وپيگير نگه داريد. با تغيير در صداي خود ، شنونده را به تحرك واداريد. با آرام كردن لحن خود طرف مقابل را آرام كنيد. لحظه اي مكث كنيد تا شنونده مشتاق شنيدن جمله بعدي گردد ومطلب را به خوبي دريافت كند. زيروبم كردن صدا نيز نقش مهمي در پرنشاط  كردن سخنراني ايفا مي كند.

آموختن وتمرين تكنيك هاي مختلف صوتي ، ممكن است كار زمانبري باشد اما نتايج شگرفي به دنبال خواهد داشت. براي پي بردن به تأثيرات آن مي توانيد نمايش هاي راديويي قوي وتأثيرگذار را به خاطر بياوريد.

چشمها:به غير از لحن سخن گفتن ، چشم هاي شما نيز نقش بسيار مؤثري در برقراري ارتباط با مخاطب ايفا مي كنند.
سعي كنيد  نگاه مستقيم به مخاطب را تمرين نماييد ،چشم در چشم. تلاش كنيد تابا تك تك مخاطبان حاضر در محل سخنراني ارتباط بصري برقرار نماييد.  وقتي به كسي چشم مي دوزيد عليرغم وجود فاصله مي توانيد با او ارتباط برقرار كنيد. درمكان هاي كوچك مي توانيد تك تك افراد را ازنظر بگذرانيد. درفضاهاي بزرگتر نيز  افراد ي كه درجاهاي مختلف نشسته اند را  به دسته هاي چندتايي تقسيم وبه آنها نگاه كنيد.

دستها:بعضي ازافراد واقعا بوسيله دستهايشان حرف مي زنند.  شما بايد احساستان  را هرطور كه راحتيد بيان كنيد. اما بايد اين كاررا هوشمندانه انجام دهيد. به خاطر داشته باشيد كه هرحركتي درجلب توجه مخاطب  مؤثراست.
وقتي دستهايتان را تكان مي دهيد بايد همراه با انگيزه وهدف باشد.

دستهايتان را به گونه اي حركت دهيد كه قابل مشاهده باشد و درضمن حركت دستها مناسب  با سخنراني باشد. اگر روي سن هستيد وبا مخاطب فاصله داريد بايد حركت دستها بيشتر ودر فضاي بزرگتري انجام شود.

پاها: سعي كنيد ياد بگيريد كه در يك نقطه ثابت بايستيد اما توجه داشته باشيد كه نبايد خشكتان بزند.
براي بيان يك مطلب در يك نقطه  بمانيد . وقتي آن مطلب به پايان رسيد حركت كنيد و به نقطه ديگر برويد وسپس  مطلب بعدي را با استقرار در آن نقطه بيان نماييد.  اين كار نشانگر حس اعتماد به نفس شماست. سعي كنيد درحركات خود محكم ،باثبات ومتعادل باشيد.

محيط سخنراني ، محدوده حركات شما را تعيين مي كند. اگر برروي يك سن بزرگ سخنراني مي كنيد مي توانيد آزادانه به چپ وراست يا بالا وپايين  حركت داشته باشيد. يادتان باشد  به گونه اي حركت كنيد كه  در ديد مخاطب قرار بگيريد ونور كافي وجود داشته باشد.

احساس:احساس ،جزء ناپيداي زبان بدن است . اين احساس است كه ساير اجزاي ملموس وپيدا مثل حركات بدن و... را به هم ارتباط مي دهد. در هنگام سخنراني احساس خود را فعال نگه داريد تا حركاتتان طبيعي تر باشد.
درحقيقت ،احساس پايه وشالوده اصلي سخنراني است. احساس است كه به سخنان شما قدرت انتقال مفاهيم را مي دهد. همين حس به شما اين امكان را مي دهد كه لبخند بزنيد و به صدايتان گرما مي بخشد.

شنوندگان  احساس را دوست  دارند وبا آن ارتباط برقرارمي كنند. احساس ، انرژي مثبت با خوددارد وهمين انرژي مثبت است كه  مخاطب را با شما همراه مي كند.

براي ارائه يك سخنراني مناسب ،استفاده  درست از همه اين اجزا لازم است.

اما اگر از آنها به طرزصحيح استفاده نشود مي تواند برتوانايي تان در برقراري ارتباط با مخاطب  تأثير منفي بگذارد. اگر به چشم مخاطب نگاه نكنيد ، گمان مي كند كه از او گريزانيد واگر با يك لحن ثابت حرف بزنيد توجه مخاطب بعداز چند دقيقه از سخنراني منحرف خواهد شد.  اگردستانتان را بي هدف تكان دهيد شنونده  با خود خواهد گفت :چه اتفاقي براي سخنران افتاده ؟واگر بي جهت راه برويد ،طرف مقابل را سر در گم وگيج خواهيد كرد.

همانگونه كه ميان شناخت زبان گفتاري واستفاده صحيح از آن ،  تفاوت زيادي وجود دارد ، ميان شناخت اجزاي مختلف زبان بدن وكاربرد صحيح اين اجزا  در يك سخنراني ماهرانه نيز فاصله فاحشي به چشم مي خورد.

همه اجزاي زبان بدن شامل صدا ،چشمها ، ،پاها واحساس بايد آن قدر مورد تمرين وتكرار قرار گيرند تا بتوا نند با واژه هاي كلامي ، كاملا هماهنگ شده وريتمي طبيعي ميان كلام وحركات برقرار گردد. شما بايد ابتدا  براي يادگيري اين زبان تمرين كنيد و سپس انها را به صورت مناسب به كار بگيريد.

براي اينكه بتوانيد زبان بدنتان را بهتر كنيد بايد با نوع استفاده از آنها در سخنراني آشنا شويد.

ازخودتان تصوير بگيريد

درطي يك سخنراني واقعي ازخود تصويربرداري كنيد. اين تنها راه براي مشاهده رفتارهاي حقيقيتان مي باشد.

شا يد درابتدا ازديدن رفتارهاي خود شگفت زده شويد . اما بهتر است واقعيت رابپذيريد و براي اصلاح حركات و واكنش هاي نامناسب اقدام نماييد.

براثر ممارست ، زبان بدنتان حالت طبيعي به خود مي گيرد واشكالات آن برطرف مي شود و همه اجزا باهم هماهنگ خواهد شد.

در اين صورت مخاطبين شما ،هم ازلحاظ شنيداري وهم هيجاني پيام سخنراني را دريافت خواهند كرد. با استفاده مناسب از زبان بدن  ،آنها را هم به صورت ظاهري وهم بصورت دروني باخود همراه خواهيد كرد. حتي اگركلامتان نيز ناقص باشد شنونده مفهوم اصلي را دريافت مي كند.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]


مديريت مناظره با «جدال احسن»
مهدي ياراحمدي خراساني

 
بسياري از افراد در هنگام مناظره ها و جدال ها عنان از كف مي دهند، از كوره در مي روند و سخنان ركيك و ناصحيحي بر زبان مي رانند و رفتارهايي از آنان سر مي زند كه شرم آور است.

خروج از دايره آداب سخن گفتن زماني تشديد مي شود كه شخص از سوي طرف مقابل و مخالف استهزاء شود. اگر فرد در مناظرات اجتماعي در خود اين توان را نمي يابد كه با مخالف به شيوه نيكو سخن گويد از همان آغاز نبايد وارد اين ميدان شود.

از آن جا كه جدل به هر حال گفت وگويي با قصد چيرگي و منصرف كردن شخص از نظر و رأي خود است مي توان آن را يك جنگ دانست.

بنابراين بايد شخص جدل كننده در هنگام جدل بهترين برخورد و نيكوترين سخن را داشته باشد و از تمسخر كلامي و غيركلامي بپرهيزد. خداوند متعال در قرآن(نحل:125و عنكبوت:46) برخورد و سخن نيكو را از جمله آداب جدال احسن با ديگران برشمرده و بدان سفارش كرده است.

از ديگر آداب اسلامي جدال احسن، رفق و مداراست. شيخ طبرسي، جدل احسن را جدل همراه با رفق و مدارا تفسير مي كند(مجمع البيان) بنابراين جدل كننده بايد هماره به گونه اي رفتار كند كه به دور از خشونت باشد و نرمي و مدارا با مخاطب را در طول جدل مراعات كند.

از آن جا كه قرآن حاوي بهترين مطالب حق و استدلال هاي منطقي است بهتر است كه شخص از قرآن براي جدال بهره بگيرد.

جدال از نظر لغت
راغب اصفهاني در تعريف جدال مي گويد: «جدال گفت وگو كردن و با يكديگرسخن گفتن است به طريق ستيزه و نزاع وبه جهت غلبه نمودن بر ديگري وريشه اين كلمه از"جدلت الحبل" است يعني طناب رامحكم كردم و جدال از همين معنا مي باشد، گو اين كه هر يكي از جدل كنندگان ديگري را از ديدگاهش بر مي تابد ونيز گفته شده ريشه جدال كشتي گرفتن وافكندن ديگري برزمين سخت مي باشد».

البته مفسر بزرگ شيعي شيخ طبرسي جدل را به قصد منصرف كردن شخص مقابل از رأي و نظرش تعريف كرده است (مجمع البيان) تا كمي آن را از شدت و حدت جنگي بودن بيرون آورد و به آن لطافت و نرمي بخشد.

مفهوم شناسي "جدال احسن"
همه ما در زندگي فردي و اجتماعي خود با خانواده، بستگان، دوستان، همسايگان، همكاران و... بحث و گفت و گو مي كنيم. بدين ترتيب در روابط اجتماعي دائم در موضوع هاي گوناگون اقتصادي، سياسي و... به گفت وگو و تبادل نظر مي پردازيم.

سؤال مهم اين است كه چرا در بسياري از اين بحث ها، در پايان به جاي «وحدت و همبستگي» به اختلافات دامن زده و دوستي ها كمتر و دشمني ها بيشتر مي شود. حقيقت اين است كه اغلب به جاي گفت وگوي سالم و سازنده كه قرآن مجيد از آن به «جدال احسن» ياد مي كند، از شيوه هاي تخريبي و نامناسب بهره مي بريم.

جدال احسن يعني؛ گفت و گو با مخالفان بر اساس شيوه درست و با هدف روشن كردن حقيقت نه بيرون كردن رقيب از ميدان و غلبه بر او. از امام صادق(ع) در تفسير جدال احسن آمده است كه مراد از آن جدال با كمك كتاب ا... و قرآن است. (نورالثقلين، ج۳)

روش شناسي "جدال احسن"
در روش جدال احسن، شخص با تكيه بر اصول و اعتقادات مشترك به گفت وگو مي نشيند تا براساس همان اصول و اعتقادات مشترك حقانيت سخنان خود را تبيين و تحليل كند. از اين روست كه خداوند در آيه ۴۶ سوره عنكبوت در ادامه سفارش خويش نشان مي دهد كه چگونه بايد مجادله احسن را انجام داد.

دراين آيه به پيامبر(ص) سفارش مي شود كه به اهل كتاب بگو كه ما مشتركاتي چون كتاب وحياني و خداي يگانه داريم. البته از آن جا كه جدال احسن تنها زماني ممكن و شدني است كه اصول و مباني مشتركي وجود داشته باشد كه تفهيم و تفهم بر محور ومدار آن انجام شود، نمي توان با كساني كه هيچ گونه اصول ومباني مشتركي با آنان نداريم جدال احسن را انجام داد.

چنان كه امكان ندارد با كساني كه ستمگر و لجوج و حق ستيز هستند و از همان آغاز در انديشه درك و فهم نيستند به جدال احسن پرداخت. به اين معنا كه جدال احسن و نيكو زماني شدني است كه شخص مقابل درمقام اين نباشد كه بر باطل خود اصرار كند؛ زيرا نمي توان با كساني كه از همان آغاز حق ستيز هستند مباني و اصول مشتركي پيدا كرد؛ حق ستيزان براي فرار از پذيرش حق هر دم مباني و اصول خويش را تغيير مي دهند و حتي به سخن پيشين خود نيز پشت پا مي زنند؛ بنابراين نبايد اميدوار باشيد كه براي پايه گذاري گفت وگو با آن ها به نقطه مشتركي برسيد.

فنون جدال احسن در مديريت مناظرات
منظور از فن، شگردها، روش ها و ابزاري است كه ما را در رسيدن به نتيجه مطلوب راهنمايي مي كند. از آنجا كه هر كاري فن خاص خود را دارد جدال و احتجاج نيز از اين امر مستثنا نيست و فنون خاصي دارد كه رعايت اين فنون در پيشبرد مقاصد علمي و عقيدتي جدال مؤثر است:

الف) بهره گيري از مباني پذيرفته شده از سوي دوطرف: لازم است مناظره كننده، مباني طرف مقابل را به دست آورد و بر اساس آن وارد بحث و مناظره شود. در مناظره امام رضا(ع) با مخالفان، جاثليق به امام(ع) مي گويد: چطور با كسي بحث كنم كه با كتابي استدلال مي كند كه منكر آن هستم و به پيامبري استدلال مي كند كه به آن ايمان ندارم؟ امام رضا(ع) فرمود: اي مسيحي! اگر با انجيل با تو استدلال كنم به آن اقرار مي كني؟ جاثليق گفت: آري، برخلاف ميلم بدان اقرار مي كنم (الاحتجاج)؛ بنابراين امام رضا(ع) با هر گروه از مخالفان بر اساس مباني خودشان مناظره مي كرد.

ب)چارچوب بحث: طرفين مناظره بايد در ابتدا چارچوب بحث و محل نزاع را مشخص و بحث را در چارچوب معين هدايت كنند، تا آسان تر به نتيجه برسند.

ج)واژه شناسي بحث: از آنجا كه برخي واژه ها، مبهم، داراي اشتراك لفظي و معاني متعدد است، بر طرفين مناظره فرض است كه در ابتداي بحث منظور خود را از اين گونه واژه ها مشخص كنند.

د) منظم بحث كردن: پيمودن بحث به صورت قدم به قدم و از مقدمات ساده شروع كردن تا رسيدن به نتيجه مطلوب از فنون ضروري مناظره است.

آداب جدال احسن و احتجاج از نگاه اسلام
احتجاج و جدال در اسلام، جايگاه ويژه اي دارد و اسلام ضمن سفارش به نپذيرفتن چيزي بدون تفكر و تفحص همگان را به بحث و گفت وگو دعوت مي كند. جدالي كه اسلام آن را مي پذيرد داراي ويژگي هايي است كه مي توان به مواردي از قبيل؛ هدف صحيح، دفاع از حقيقت، دفع شبهات و از بين بردن اوهام و سوء ظن ها،  تصديق عقايد مكتب حق، شكست دادن خصم ياوه گو به قصد ياري حق اشاره كرد.

جدال و احتجاج بايد همراه با صبر و متانت و انديشه و درايت باشد.آداب جدال و احتجاج از نگاه اسلام عبارت است از:

۱ -توكل به خدا: بر مؤمن و مسلمان لازم است كه در هنگام بحث و مناظره با مخالفان از خداوند در شفاف ساختن حقايق در گفت وگوها استعانت جويد.  شما[مؤمنين] چيزهايي از خدا اميد داريد كه آن ها اميد ندارند.(نساء:۱۰۴)


۲ -بهره گيري معيارهاي عقلي و علمي: در اسلام به پيروي از معيارهاي عقلي و علمي توجه مي شود. خداوند در قرآن بارها مخالفان را مخاطب قرار داده است، و به پيامبر(ص) مي فرمايد: به آنان بگو: اگر راست مي گوييد، دليل و برهانتان را بياوريد.(بقره:۱۱۱)


۳ -رعايت ارزش هاي اخلاقي: بسياري از مواقع براهين عقلي به دليل رعايت نكردن كامل جنبه اخلاقي گفت وگو، موفق به كشف حقايق نمي شود. احترام به طرف مقابل، برخورد نيكو و صادقانه براي دستيابي به نتايج عاقلانه اهميت فراوان دارد.


۴ -احترام به طرف مقابل بحث: رعايت احترام متقابل از مهم ترين آداب جدال ومناظره است.


۵ -قول لين (پرهيز از تندي ): فايده اين گونه سخن گفتن اين است كه همان بار اول طرف را وادار به مقابله نمي كند. خداوند متعال به موسي دستور مي دهد كه با هارون به سوي فرعون برود و با گفتاري نرم او را به سوي خود بخوانند: به سوي فرعون برويد كه طغيان كرده است، سپس به نرمي با او سخن بگوييد، شايد متذكر شود يا (از خدا) بترسد.(طه: ۴۳)


۶ -ضرورت رعايت انصاف: مناظره كننده بايد امكاناتي براي طرف مقابل به وجود آورد تا آنچه در ذهنش فراهم آورده به كار گيرد و ايراد كند. امام رضا(ع) در مناظره با مخالفان، هر جا جمله درستي از طرف مقابل مي شنيد فوراً تأييد مي كرد و مي فرمود:«صدقت» (التوحيد:ص۴۲۹).

نتيجه گيري
در اسلام جدال يا به تعبير ديگر بحثهاى تعصب آلودى كه براى برترى جويى برطرف مقابل و نه براى تبيين حق صورت مى گيرد به شدت نكوهش و از آن به عنوان يكى از گناهان كبيره ياد شده است؛چرا كه بزرگ ترين سد راه حق و رسيدن به واقعيت هاست.خدا در قرآن مي فرمايد:

«با اهل كتاب جز به روشى كه از همه نيكوتر است مجادله نكنيد؛عنكبوت۴۶» بهترين راه براى تبيين حقايق و رسيدن به نظرات صحيح و سالم، بحث منطقى و خالى از هر گونه تعصب و لجاجت است؛ زيرا هنگامى كه افكار به يكديگر ضميمه شود و جرقه هاى استعداد و نبوغ به هم بپيوندد از طريق هم افزايي نورى ساطع مى شود كه همه چيز را روشن مى سازد.

هرگاه حالت پرخاشگرى و جرّ و بحث بى حاصل، و به تعبير روايات جدال غير احسن در درون انسان ريشه بدواند، و به صورت خلق و خوى او در آيد، دين و ايمان و تقواى چنين انسانى در مخاطره قرار مى گيرد، و لازم است براى نجات از خطرات ناشى از اين صفت رذيله دست به كار شود و آن را درمان كند و خود را از شرّ آن رهايى بخشد.

 
خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1391/03/18 شماره انتشار  18137


http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1391&month=3&day=18&id=52246


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.