مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11907
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 36
همه : 4340389

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۳ - تمرين سخنران و گوينده براي پرهيز از شتابزدگي و ايجاد تعارض بين گفتار و رفتار خود

۴

احتراز از مواضع تهمت و لزوم هماهنگى رفتار و گفتار معلم


معلم - بر فرض آنكه داراى عذر شرعى موجهى باشد - بايد از مخالفت افعال با اقوالش بپرهيزد يعنى نبايد ميان كردار و گفتارش، تهافت و دوگانگى و تفاوت، وجود داشته باشد؛ (بلكه بايد سعى كند همواره بر طبق گفتار و امر و نهى خود، عمل نمايد) مثلا او نمى تواند عملى را تحريم كند كه خود مرتكب آن مىگردد، و يا انجام عملى را واجب و حتمى الاجراء معرفى نمايد و خود پاى بند آن نباشد، و يا مردم را به انجام عملى - به عنوان كار مستحب - دعوت كند؛ ولى خود او از انجام آن عمل دريغ ورزد. اگرچه طرز كار و عمل او - بر حسب احوال و شرائط شخصى زندگانى وى - كاملا مطابق با قانون دين باشد؛ (لكن در عين حال، تضاد و تناقض نمائى كردار و گفتار او قابل اغماض نيست)؛ اگرچه احكام و قوانين دينى بر حسب اختلاف اشخاص، متفاوت مىباشد. (لذا بايد در اينگونه موارد از ايجاد شبهه و بازتابهاى نامطلوب، پيشگيرى شود)؛ به عنوان مثال:

اگر عالم و دانشمندى، ديگران را به تشييع جنازه و ساير احكام مربوط به آن، و يا به روزه گرفتن، يا به برآوردن حاجات مؤمنين و كارهاى نيك و يا زيارت اعتاب مقدسه پيامبر اكرم (صلّى الله عليه وآله) و ائمه (عليهم السلام) دعوت كند؛ ولى خود - به علت اشتغال به كارهاى مهم تر - موفق به چنين اعمالى نباشد، به گونه اى كه اشتغال او به كارهاى مهم تر، با انجام كارهائى كه مردم را بدآنها دعوت مىكند سازگار نيست و نمى تواند دست اندر كار آنها گردد؛ و نيز چون اشتغالات او از اهميت و فضيلت بيشترى برخوردار است ناگزير از ترك آن اعمال مىشود، و يا آنكه اشتغالات او، ضرورى و غيرقابل گريز است؛ در چنين شرائطى كه اشتغالات مهم و يا ضرورى او، علت ترك برخى از اعمال باشد لازم است همين علت و عذر موجه خويش را به ديگران اعلام كند تا زنگار شبهه و وسوسه هاى شيطان را از قلوب مستمعان گفتار خويش بزدايد (و از اين طريق از مظان تهمت ديگران برهد تا او را به دوگانگى و تناقض كردار و گفتارش متهم نسازند)؛ چنانكه (در طى يكى از رويدادهاى زندگانى رسول گرامى اسلام (صلّى الله عليه وآله) قضيه اى اتفاق افتاد كه آن حضرت ضمن آن براى دفع تهمت، مراتب را اعلام فرمود و) خويشتن را از اين تهمت خلاص كرد: يكى از اصحاب پيغمبر اكرم (صلّى الله عليه وآله) آن حضرت را شبى همراه همسرش (گويا صفيه) ديد كه به خانه مىرفتند. رسول خدا (صلّى الله عليه وآله) از بيم آنكه مبادا توهم و وسوسه اى براى آن شخص ناظر صحنه به هم رسد و تصور كند كه پيغمبر (صلّى الله عليه وآله) با زن بيگانه اى همراه است به آن شخص فرمود: فلانى ! اين زن، همسر من، فلان كس (يعنى صفيه) است. و با اين هشدار، به وى فهماند كه چرا با اين زن همراه مىباشد؛ چون بيم آن داشت كه ابليس با تلبيسات و وسوسه انگيزى خود، در آن شخص سوءظنى به باز آورد، (لذا براى دفع توهم به وى اعلام كرد كه اين زن، همسر شرعى و قانونى من است).

اگرچه بر هر شنونده اى (كه به اوامر و دستورات عالم و معلم گوش فراميدهد) لازم است در مرحله نخست - آنگاه كه شبهه و وسوسه اى از لحاظ اختلاف گفتار و رفتار در ذهن او بهم ميرسد - به هيچوجه به گوينده و معلمى كه ديگران را به كار نيك و اعمال شايسته دعوت مىكند اعتراض ننمايد. حتى اگر براى اعتراض و انتقاد خود احتمالا داراى مجوزى هم باشد حق خرده گيرى و انتقاد ندارد؛ (چون ممكن است - برخلاف اشتباه و احتمال او - گوينده در ترك اعمالى كه ديگران را بدآنها دعوت مىكند، داراى عذر موجهى باشد كه نتوان بر او خرده گرفت). البته در صورتيكه هيچ عذر موجهى قطعا در ميان نباشد و ميان كردار و گفتار او، تضاد و تعاندى غيرقابل اغماض مشهود گردد، شنونده، حق اعتراض و انتقاد را دارا است؛ چنانكه قريبا از اين مطلب در بحث از آداب متعلم و شاگرد، توضيحى در پيش داريم.

بطور خلاصه بايد گفت: قضيه معلم و شاگرد از لحاظ نقش پذيرى شاگرد نسبت به اخلاق و اعمال معلم، همانند قضيه مهر و موم مىباشد كه در موم، تمام نقشها و تصويرهائى كه در مهر وجود دارد، منعكس مىشود. ما اين نقش پذيرى را در مورد گروهى از شاگردان و دانشجويان در برابر معلمان و استادانشان به چشم ديده ايم (و اين حقيقت را كاملا لمس نموده ايم كه شاگرد در رفتار خود، يك نمونه پرداز ماهرى از اعمال استاد و معلم خود مىباشد) كه البته با توجه به اختلاف افعال و اخلاق معلم، همه گونه رفتار او را شاگرد در اعمال و رفتار خود پياده مىكند. اين واقعيت را ما كاملا حس كرديم و هيچكس نمى تواند به مانند كسى كه حقيقت را ديده و شهود كرده و در اين جهت، مهارت و كاردانى كسب كرده است، هشداردهنده و بيدارگر باشد. (ما اين حقيقت را ديده ايم و به شما هشدار مىدهيم. و چون اين واقعيت را با چشم باز، ديده ايم كه رفتار معلم در رفتار شاگرد منعكس مىشود، لذا مصرانه مىگوئيم: كه بايد كردار و رفتار معلم، نماينده گفتار و هماهنگ با آن باشد.

تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۳ - تمرين سخنران و گوينده براي پرهيز از شتابزدگي و ايجاد تعارض بين گفتار و رفتار خود

۳

تعارض گفتار با رفتار

سخن، از ديد كمي وكيفي، پيوسته در معرض آفات و آسيب هاي گوناگوني است كه به خاطر تاثيرات منفي بر شخصيت، روان و اعتبار اجتماعي گوينده يا مخاطب، بي ارزش و گاه ضد ارزش مي شود و ناپايداري ارتباط كلا مي سازنده را نيز، موجب مي گردد.

آسيب هاي مهم سخن- براساس آموزه هاي ديني- عبارت است از:


۱) پرگويي
پرحرفي، از آفات مهم سخن، و در مقابل كم گويي و گزيده گويي، از آداب مهم آن به شمار رفته است. براي نمونه، امير مومنان مي فرمايند:
«آفت سخن، درازگويي است،... خوشا آن كه... زبان را از فزون گويي در كشيد...
 
در اين باره، مطالب فراواني در آموزه هاي ديني مطرح است كه به برخي از آنها، اشاره اي مي كنيم:
يك. معيار«زياده گويي» آن است كه سخن، نه سودي دنيوي داشته باشد و نه پاداشي آخروي، بلكه گفتار بيهوده اي كه بيشتر بدون انديشه بر زبان جاري مي شود، همچنين، درازگويي ملا ل آور، حني
گفتار آدمي بايستي برايند باورها، آرمان ها و گرايش هاي دروني او باشد و از سر اعتقاد و ژرفاي دل بر زبان جاري گردد و از دوگانگي درون و برون، پرهيز شود.

قرآن كريم، با نكوهش از آنان كه گفتار و پندارشان متعارض و سخنان فريبنده شان برخلاف خواسته ها و نگرش هاي آنان است، مي فرمايد: و از مردم كسي است كه در زندگي اين دنيا سخنش تو را به تعجب وامي دارد و خدا را بر آن چه در دل دارد گواه مي گيرد، در حالي كه خود، سخت ترين دشمنان است».

در جاي ديگر، اين شيوه را به صراحت، كار«منافقان» مي داند: تا ]خداوند[ كساني را كه دورويي نمودند، معلوم بدارد...]آنان كه[ به زبان خويش چيزي مي گفتند كه در دلهايشان نبود».

ب) دورويي در سخن
عادت برخي آن است كه در گفت وگو با افراد مختلف، شخصيت هاي متفاوت و گاه متضادي از خود بروز مي دهند، و درمواجهه با هر فرد و گروهي، با زير پا نهادن حقيقت، به گونه اي سخن مي گويند تا رضايت آنان را به دست آورند و به منافع خويش برسند. از اين روي، در حضور افراد به گونه اي سخن مي گويند و پشت سر آنان به گونه اي ديگر اين كار، كه گونه اي نفاق و عامل سلب اعتماد عمومي است، در آيات و روايات، سخت نكوهش شده است. از جمله، امام باقر عليه السلا م مي فرمايد:

بد بنده اي است بنده دو شخصيتي و دو زباني كه در حضور برادرش، وي را مي ستايد و در نهان، از او بدگويي مي كنند

ج) نا همگوني سخن يا سطح دانش


گفتن مطالبي كه آدمي، آگاهي كافي از آنها ندارد، و نيز اظهار سخناني كه سطح دانش او را فراتر از آن چه هست مي نماياند، از آسيب هاي گفت و گو ست كه اولي، عامل نشر شايعات، و دومي نشانه خود برتربيني و فخر فروشي است از اين روي، امير مومنان عليه السلا م مي فرمايند:

«نه تنها آن چه را نمي داني، مگو، بلكه هر آن چه را مي داني نيز، بر زبان جاري مكن».

د) تعارض گفتار با رفتار

نا همگوني سخن با عمل، از عوامل مهم بي اعتمادي، كاهش يا سلب تاثير گذاري سخن، و در نتيجه ناپايداري روابط كلا مي است زشتي اين كار و پيامدهاي منفي آن، از آيات ذيل، به روشني نمايان است: اي كساني كه ايمان آورده ايد، چرا چيزي مي گوييد كه انجام نمي دهيد؟ نزد خدا بسيار موجب خشم است كه چيزي را بگوييد كه انجام نمي دهيد. بدين سان، گفتار خالي از عمل، خواه از سر نفاق باشد و خواه از روي ضعف اراده، خشم بزرگ خداوند را در پي دارد، چرا كه در هر حال، آثار منفي خود را بر جاي مي نهد. 

ويستا


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]
 

15فن سخنوري از زبان امير بيان



«عوّد لسانك حسن الكلام تأمن الملام» ؛ زبان خويش را به سخنان پسنديده عادت ده تا از سرزنش (ديگران) در امان باشي. »


1. چرا سخنان خود را دسته بندي نمي كنيم؟

«أحسن الكلام ما زانه حسن النّظام و فهمه الخاصّ و العامّ؛

زيباترين سخن آن است كه با نظم و ترتيبي زيبا آراسته شده و براي خاص و عام قابل فهم باشد. » (مُعجَم الفاظ غُرَر الحِكَم و دُرَر الكَلِم،  ص 995)

بياراي! سخنگوي چابك سراي      بساط سخن را يكايك به جاي

 

2. الفاظ پيچيده و نامأنوس به كار نبريم
«أحسن الكلام ما لاتمجّه الاذان و لايتعب فهمه الأفهام؛

زيباترين سخن آن است كه براي گوش ها ناخوشايند و دريافت آن براي فهم (مردم) رنج آور نباشد. » (همان ص 995)

بشنو موعظه اهل عُقول    كَلِّمِ النّاس علي قدر عُقول

اصل، معني است نه تزيين كلام      سخن آن است كه فهمند عوام

 

رعايت شروط اصلي سخن
1. سخنِ خوب گفتن 2. خوب سخن گفتن 

 

3. راست ترين سخن چه سخني است؟
«أصدق المقال ما نطق به لسان الحال؛

راست ترين سخن آن است كه زبان حال نيز گوياي آن باشد.ردوسي

عجله و ريختن آبروي ديگران

شتاب و عجله در كارها پسنديده نيست و بهتر است در كارها و تصميم ها از شتاب و عجله دوري شود. به ويژه اگر اين كار مربوط به ديگران بوده و آبروي آنان در ميان باشد. بسياري از افراد در مورد ديگران قضاوت هاي زود و عجولانه مي كنند و در نتيجه خود را به گناه آلوده مي كنند. آنان درباره عواقب گفتار و رفتار خويش نمي انديشند و در نتيجه از يك سو سبب ارتكاب گناهان كبيره اي همچون غيبت و تهمت و... مي شوند و از سوي ديگر آبروي ديگران را به خطر مي اندازند.

امام علي (عليه السلام) مي فرمايد: يا عبدَ اللّه! لا تعجل في عيب احدٍ (عبدٍ) بذنبه، فَلَعَلَّه مغفورٌ له و لا تَأمن علي نفسك صغير معصيةٍ فَلعَّك معذَّبٌ عليهِ؛ اي بنده خدا! در عيب جويي هيچ كس به خاطر گناهش شتاب مكن؛ زيرا ممكن است آمرزيده شده باشد و در مورد خودت از گناه كوچكي هم كه كرده اي ايمن مباش؛ چرا كه شايد براي همان عذاب شوي. ايشان در سخن ارزشمند ديگري مي فرمايد: آدم شتابكار دچار اشتباه مي شود، هر چند به مطلوب برسد؛ كسي كه با آرامش كار كند، تيرش به هدف مي خورد، گر چه هلاك شود؛ العجول مخطِي ء و ان ملك، المتأنّي مصيبٌ و ان هلك.

شتاب در استجابت دعا

اگر خصلت شتاب زدگي در وجود انسان كنترل نشود، نتيجه اي جز پشيماني و اندوه نخواهد داشت و او را از مسير اصلي دور مي كند، به ويژه اگر اين كار مربوط به ارتباط انسان با خدا باشد. قضاوت هاي زود و عجولانه درباره خداوند سبب سستي و كوتاهي در اعمال عبادي مي شود و انسان را از درگاه الهي نااميد مي كند، در حالي كه اگر انسان اندكي بينديشد و در كارهاي خداوند حكيم تأمل كند، متوجه مي شود كه قضاوت هاي او مناسب نبوده است. امام علي (عليه السلام) مي فرمايد: از شتاب كردن در كارها پيش از فرا رسيدن زمان آنها دوري كن؛ اياكَ و العجلةَ باالامورِ قبلَ أوانها.

شتاب زدگي سبب محروميت از روزي حلال

گاه اتفاق مي افتد كه مسير و هدف انسان با عجله و شتاب تغيير مي كند و به راهي گام مي نهد كه مناسب و در خور شأن او نيست.

روزي اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) داخل مسجد شد. به شخصي فرمود: اسب مرا بگير، نگهدار تا من برگردم. همين كه آن جناب وارد مسجد شد، مرد لجام اسب را برداشت و رفت. علي (عليه السلام) پس از پايان كار خود بيرون آمد. دو درهم در دست داشت و مي خواست به آن مرد بدهد، ولي ديد اسب ايستاده و لجام بر سر او نيست. دو درهم را به غلام داد تا از بازار لجامي بخرد. غلام در بازار همان شخص را ديد كه لجام را به دو درهم فروخته بود. آن را خريد و خدمت حضرت آورد. علي (عليه السلام) فرمود: بنده به واسطه عجله و ترك صبر روزي خود را حرام مي كند و بيشتر از آنچه مقدر شده است به او نخواهد رسيد.

پندي نيكو پيرامون اجتناب از شتاب زدگي

يكي از ياران امام صادق (عليه السلام) به نام جرير مي گويد: به امام صادق (عليه السلام) عرض كردم كه اراده سفر عمره دارم. به من سفارشي بفرماييد. فرمود: از خدا بترس و از شتاب زدگي پرهيز كن. درخواست سفارش ديگري كردم، اما چيزي بر آنچه فرموده بود، نيفزود. از مدينه خارج شدم با مردي كه از اهل شام بود و قصد مكه داشت، برخورد نمودم و رفيق راه شدم، در منزلي، من و او سفره هاي خود را گسترديم و با هم غذا مي خورديم در اين بين نامي از اهل بصره به ميان آمد. مرد شامي به آنها بد گفت. نامي از مردم كوفه به ميان آمد، آنها را نيز دشنام داد. نام امام صادق (عليه السلام) برده شد، درباره آن حضرت هم بر خلاف ادب صحبت كرد. از شنيدن سخنان او سخت خشمگين شدم. مي خواستم با مشت به صورتش بكوبم وحتي فكر كشتن او را از خاطر گذراندم، ولي به ياد توصيه امام صادق (عليه السلام) افتادم كه به من فرموده بود، از خدا بترس و از شتاب پرهيز كن. لذا با شنيدن بدگويي هاي او خود را نگاهداشتم، رعايت مصلحت را نمودم و از خويشتن عكس العملي نشان ندادم و عصباني نشدم. به سبب ثمره هاي نيكوست كه برخي انديشمندان گفته اند: گاه يك توقف و تأمل از هزار شتاب و سرعت، لازم تر و مؤثرتر است.

شتاب در كار خير

شتاب زدگي در كارها، همواره ناپسند نيست، بلكه گاهي هم مي توان شتاب ورزيد. در انجام كار خير شتاب نيكوست نه تأني و درنگ. منظور از عجله و شتاب در كارهاي نيك، همان سرعت در انجام آن است، در برابر اهمال كاري و تأخيرهاي بي جا كه معمولاً سبب بروز مشكلات و موانعي مي شود. رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: خداوند كار نيكي را دوست دارد كه در آن شتاب شود؛ ان اللّهَ يحب من الخير ما يُعَجَّلُ. امام باقر (عليه السلام) نيز در بيان ديگري مي فرمايد: من همَّ بشي ءٍ من الخير فليعجِّلهُ، فإنَّ كلَّ شي ء فيه تأخيرٌ فإنّ للشيطان فيه نظرَة؛ كسقل شده؛ 38 درصد اطلاعات از طريق لحن صدا و 55 درصد آن نيز توسط زبان بدن مبادله مي‌شود.

پروفسور آلبرت محرابيان استاد دانشگاه كاليفرنيا


 ارتباط غير كلامي
ارتباطي است كه مفاهيم و معاني از طريق غير زباني و گفتاري منتقل مي‌شود. تمام چيزهايي كه در اين خصوص مورد مشاهده قرار گرفته‌اند بر اساس يك تئوري قديمي مي‌باشند كه براساس آن حالات رفتار و چهره به عنوان زبان اوليه شناخته مي‌شوند. اين حالات مقدمه و آغازي بر زبان امروزي مي‌باشد. اهميت تسلط در زبان بدن كمتر از فصاحت و بلاغت نيست. كسب مهارت در استفاده از زبان بدن يكي از موثرترين شيوه‌ها جهت بهبود روابط انساني مي‌باشد.

با ايما و اشاره بهتر از زبان مي‌توان افكار خود را تشريح كرد. اگر قصد ما بيان اين مطلب باشد كه از اتاق خارج شو، اين عبارت كم اثر تر از نشان دادن در اتاق بوسيله انگشت اشاره است. يا قرار دادن انگشت بر روي لب خيلي موثرتر از اين است كه بخواهيم كسي را دعوت به سكوت كنيم. هيچ عبارتي به اندازه بالا رفتن ابروها و بازشدن چشم‌ها قادر به نشان دادن حالت تعجب نيست.

زبان‌تن: شامل اشارات، حركات، حالات صورت، وضعيت و واكنش‌ها است. به صورت ارتباط چشمي، طرز ايستادن، نشستن، رعايت فاصله، حفظ ظاهر، وضعيت بدني باز و بسته مشاهده مي‌شود. گفتار بي صدا مي‌تواند كلام را تقويت يا آن را خاموش سازد. پيام‌هاي غير كلامي به نسبت پيام‌هاي كلامي از قدرت بيشتري برخوردارند.

اين زبان همانند دو عضو ديگر خانواده‌ (لحن و كلام) يك زبان رواني بوده و داراي الفبا، كلمات، ريتم، و آيين مخصوص به خود مي‌باشد. چنانچه الفباي گفتار بي صدا به شكل صحيح مورد استفاده قرار گيرند زبان بدن يا يك ژست بدني - غير لفظي- به صورت كامل شكل مي‌گيرد.

ژست‌ها يا اشارات به دو گروه 1- ژست‌هاي مستقل از گفتار يا علائم و تمثيل‌ها و 2- ژست‌هاي وابسته به گفتار نظير حركات بدن همراه با سخن گفتن و حركات هيجاني از قبيل چشمك زدن، حركات ابرو و اخم كردن تقسيم مي‌شوند.

تنظيم كننده‌ها

علائمي هستند كه ماهيت گفتن و شنيدن را كنترل نموده و گاهي براي نوبت گرفتن نيز به‌كار مي‌روند، حركات سر و چشم جزء مهمترين تنظيم‌كننده‌ها مي‌باشند.

تعديل كننده‌ها

حركاتي كه نشانه خستگي، بي‌حوصلگي يا عدم علاقه فرد به موضوع صحبت هستند را تعديل كننده مي‌ناميم.

نوع ايستادن

نوع ايستادن يا راه رفتن افراد اطلاعاتي از قبيل: نژاد، وابستگي‌هاي فرهنگي، مذهب، موقعيت اجتماعي، توان مالي، روحيه، نوع تفكر و باورهاي شخص را به ما مخابره مي‌كند. كارآگاهان و پليس‌هاي دوره ديده يا با تجربه معمولا از روي راه رفتن افراد مشكوك را تشخيص مي‌دهند.

لباس

يكي از مهمترين جلوه‌هاي زبان بدن، نوع پوشش يا شكل ظاهري شماست. لباس شكلي از اطلاعات اجتماعي را انتقال مي‌دهد، لباس نمايانگر شخصيت افراد است. با موقعيت سنجي در انتخاب لباس وقارتان را افزايش دهيد.

در سال 1989 دو دانشمند براي تبيين نوع پوشش و قضاوت‌هاي اجتماعي يك سلسله آزمايش مشابه ترتيب دادند. آن‌ها از يك زن با دو نوع پوشش نخست لباسي كوتاه و دومي پيراهن و دامن بلند عكسبرداري كردند، اين دو عكس را در اختيار تعدادي دانشجو (دختر و پسر) قرار دادند. داوطلبان اولين عكس را زني داراي جاذبه جنسي، و فردي كه از طريق به نمايش گذاشتن خود به مقاصدش مي‌رسد معرفي كرده و دومين عكس را به زني پايبند به خانواده، محافظه‌كار و داراي سجاياي اخلاقي نسبت دادند. البته  نوع پوشش و برداشت افراد جامعه با توجه به زمان و آداب و رسوم اجتماعي در هر منطقه متفاوت است.

در تمام طول تاريخ مردمان خوش تيپ اذهان بيشتري را به سمت خود جلب كرده‌اند. در محيط‌هاي آموزشي، اساتيد به افراد تميز و مرتب بيشتر توجه مي‌كنند، در محيط كار افراد خوش لباس و با سليقه بيشتر مورد محبت واقع مي‌شوند، افرادي كه آرايشي متناسب با سر و صورت خود دارند در عمل پول بيشتري به جيب مي زنند و به اين خاطر است كه شما نيز بايستي خوش تيپ و با وقار ظاهر شويد.

جمعي از محققان در ايستگاه مترو شهر نيويورك دست به آزمون شگفت انگيزي زدند. آنها از يك هنرپيشه خواسته شد تا سه روز متوالي و با سه نوع لباس متفاوت به بهانه گم كردن كيف پول از مردم تقاضاي كمك كند. روزي كه لباسي فاخر شبيه تجار به تن داشت 513 دلار به او كمك كردند، برخي نيز كمي با او به مكالمه نشسته، دوبرابر پول درخواستي به وي پرداخت كردند عده اي به  او نوشابه تعارف كردند. روزي كه لباس معمولي به تن داشت از نوشابه و پول اضافه خبري نبود و تنها 150 دلار به دست آورد. جالب اينكه همين فرد وقتي لباس كثيف و مندرسي به تن كرد بدون دريافت محبت و ابراز همدردي فقط توانست 10 دلار به دست آورد.

در طول تاريخ اين عقيده هميشه وجود داشته است كه مجموعه‌اي از تركيب فيزيكي يا داده‌هاي غيركلامي، منعكس كننده منش دروني افراد است. نوع پوشش فرد و زيورآلاتي كه به همراه دارد بازتاب شخصيت دروني وي مي‌باشد. هنگامي‌كه ژنرال لي به همراه لشكرش به قصد تسليم شدن وارد شد، تميزترين لباس نظامي خود را پوشيده، مدال‌ها را آويزان كرده و شمشير گران‌بهاي خود را نيز به يك طرف بدن متصل كرده بود. اما گرانت با آن همه اقتدار بدون كت و تنها با يك لباس و شلوار معمولي در انظار حاضر شد. گرانت در يادداشت‌هاي خود مي‌نويسد: "در آن روز بايد با مردي خوش لباس و بلند قامت نبرد مي‌كردم و تاسف مي‌خورم كه چرا براي چنين مرحله مهمي از تاريخ با اين وضع ظاهر شده بودم."

كنترل زبان بدن

همه افراد با عادت‌هاي رفتاري از قبل تثبيت شده در مجالس ظاهر مي‌شوند. يكي از بدترين راه‌ها براي زيبا جلوه دان زبان بدن، اين است كه در طول ارتباط مرتب به خود بگوييد: "راست بايست، حركاتت را كنترل كن." در چنين شرايطي نتيجه معكوس خواهد بود.

اگر قصد داريد براي بهبود زبان خود كاري انجام دهيد اين كار را از مدت‌ها قبل تمرين كنيد. در طول گفتگو اصلا كاري انجام ندهيد زيرا ممكن است تاثير بدي در مخاطب خود بگذاريد.

كنترل زبان بدن
آسان    دشوار
جويدن ناخون.
دست زدن مداوم به عينك يا مو.
دست به سينه بودن.
بازي كردن با خودكار، انگشتر، يقه پيراهن و ...
بي قراري
نگاه كردن مداوم به ساعت.
قرار دادن دست در جيب.
خاراندن بدن.    سرخ شدن از خجالت.
انقباض عضلات.
رنگ پريدگي.
برهم خوردن پلك‌ها.
تيك‌هاي عصبي.
شكلك‌هاي ناخواسته.

معمايي ظريف

در اولين برخورد مردم به دنبال چه مي‌گردند؟ به چه چيزهايي واكنش نشان مي‎‌دهند؟ به چه چيزهايي توجه مي‌كنند؟ در نگاه اول افراد با نمونه مينياتوري زندگي شما آشنا مي‌شوند و اين نمونه كوچك تمام اطلاعاتي است كه آن‌ها از شما دارند. اين اصل را "اثر تقدم" يا "نخستين تاثير ذهن" مي‌ناميم. نخستين اطلاعاتي كه دريافت مي‌شود بيشترين اثر را در برداشت‌هاي كلي افراد از يكديگر دارد. و سوالي كه مطرح مي‌شود اين است كه چه چيز يا چه رفتاري به صورت مثبت يا منفي چنان اثر قدرتمندي بر مردمان مي‌گذارد كه مي‌تواند قضاوت و برداشت‌هاي آن‌ها را تحت تاثير قرار دهد؟

ابتدا باب آشنايي گشوده شده و اولين اطلاعات (كلامي، غير كلامي، شهود ) دريافت مي‌شود. تمام واكنش هاي شما زير ذربين آن‌هاست.

براساس اطلاعات اوليه بينش و برداشتي كلي درباره شما به دست آورده و برآورد مي‌كنند كه در آينده انتظار چه رفتاري را از جانب شما داشته باشند.

دو مرحله قبل يك فيلتر ايجاد مي‌كند و بعد از اين شما از دريچه اين فيلتر تماشا مي‌شويد. از آنجا كه همه مردم دوست دارند پيش بيني كننده خوبي باشند پس شش دانگ حواسشان به اولين اطلاعات دريافتي از جانب شما خواهد بود.

شروع به مكالمه يكي از مشكلترين مراحل جلب مخاطب است زيرا در اين مرحله هنوز ذهن شنوندگان با سخنران همگام نشده و از طرفي در اين لحظه مخاطبين بيشترين گيرندگي را دارند. بنابراين با موشكافي و دقت فراوان مراقب اولين كلماتي كه به كار مي‌بريد باشيد.

طبق مشاهدات و آزمايش‌ ها بيشترين تاثير يك ارتباط نتيجه برداشت اوليه يعني تا4 دقيقه اول ارتباط مي‌باشد. در اين زمان فرصت كافي براي مكالمه و اثربخشي از طريق گفتار وجود نداشته و اين مطلب بيانگر آنست كه زبان بدن از نفوذ بيشتري در روند ارتباط و اثر تقدم برخوردار است. زيرا بيشترين برداشت ما در دقايق اول معطوف به زبان بدن مي‌باشد.

چهار دقيقه اول هر ارتباط در برقراري و ثبات روابط خانوادگي، روابط اجتماعي، مصاحبه‌ها و ترفيعات شغلي، و كاميابي‌هاي جنسي نقش كليدي و تعيين كننده‌اي دارد.

در يك مصاحبه شغلي، برداشت كلي مصاحبه كننده يا مسئول استخدام شركت از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. اين درحالي است كه در 4 دقيقه اول بيشتر صحبت از طرف مصاحبه كننده است و مصاحبه شونده بايستي به صورت غيركلامي يعني از طريق اشارات، جلوه‌هاي چهره، نوع پوشش و غيره تاثير مثبتي بوجود آورد.

قسمت عمده اين انتخاب مربوط به زبان بدن يا خود فرد است و هيچ ربطي به نگرش، مذهب، طرفداري از احزاب و ... ندارد. مصاحبه كننده‌ها در لحظات اوليه ارتباط بيشتر متوجه چشم‌ها و دهان فرد مي‌باشند. زيرا اين نواحي از مراكز ويژه‌اي هستند كه بيشترين تاثير را در ارزيابي شخصيت ديگران به‌جا مي‌گذارند.

براي ايجاد ارتباط موثر و استفاده بهينه از اثر تقديم نيازمند كنترل قوي بر زبان بدن و گفتار خود مي‌باشيد. پس دقايق و ثانيه‌هاي اول ارتباط را ثانيه‌هاي طلائي بدانيد و رفتار خود را به شدت كنترل كنيد. مراقب باشيد اگر امروز اثر بدي به جا گذاريد اصلاح آن در فرداهاي پيشِ رو بسيار دشوار و طاقت فرساست. براي اثر گذاري در دقايق اول نياز نيست زياد سخن بگوييد بلكه تنها چيزي كه نياز داريد خوب شنيدن است.

توجه داشته باشيد همه انسان‌هاي زنده به صورت ناخودآگاه برداشت‌هاي ذهني فوري و اوليه‌اي دارند كه بر اساس همان برداشت غالبا احساسي تصميم‌هاي منطقي خود را شكل مي‌دهند.

http://www.modiryar.com/index-management/mba/coordination/2271-1388-05-13-03-13-51.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه سخنران خوبي باشيم و شنوندگان خوبي داشته باشيم

همه‌ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني كردن مي‌شويم. مصاحبه اي براي كار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شركت محل كارتان است؟

بله، همه‌ي اين‌ها سخنراني‌هاي بسيار مهمي هستند و مي‌توانند آينده ي شما را رقم بزنند. پس نگذاريد كه اين فرصت‌ها از دست بروند بدون اينكه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.

در اينجا به نكاتي اشاره مي‌كنيم كه هنگام سخنراني كردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.


۱- شنوندگان را هم درگير كنيد

شنوندگان هم دوست دارند كه وارد ماجرا شوند، نه اينكه فقط گوش كنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. ۳۰ تا ۹۰ دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب كنيد. مي‌توانيد همان تكنيك قديمي شروع كردن سخنراني با يك جوك را به كار گيريد. اما…شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.

اشتباه نكنيد–مطمئناً دادن يك جنبه ي شوخي آميز به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت كلي وارد سخنراني كنيد با اينكه سخنراني را با يك جوك شروع كنيد بسيار متفاوت است.
پس بهتر است كه آن را با يك سوال آغاز كنيد. اين تكنيك بسيار جواب مي‌دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي‌كند. تكنيك ديگري كه گه گاه توسط بعضي سخنرانان به كار گرفته مي‌شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.


۲- سرزنده و با روح باشيد


بهترين سخنرانان كساني هستند كه چه در حركاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نيست كه خود را پشت سكو پنهان كنيد يا فقط در گوشه اي باستيد. دفعه ي بعد اين كار را امتحان كنيد: وقتي براي يك گروه ۲۰ نفره يا بيشتر سخنراني مي‌كنيد، حين صحبت كردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روي شانه ي يكي از شنوندگان قرار دهيد. با اين كار باعث خواهيد شد كه توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش كنند.
۳- صدايي تاثيرگذار داشته باشيد


روي چيزي كه مي‌خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. كسي توقع ندارد كه مثل يك گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم كننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نكته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت كردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سكوت كنيد.
۴- از كارهايي كه باعث پرت كردن حواس شنوندگان مي‌شود دوري كنيد


هيچ چيز به اندازه ي اين كار نمي تواند يك سخنراني را خراب كند. چند وقت پيش مديري را ديدم كه سخنراني اش را فقط به خاطر اينكه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي‌كرد از دست داد. بعد از سخنراني كسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي‌گفتند كه چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. كنار گذاشتن اين عادت ها كار سختي نيست. گه‌گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري كنيد و بعد آنرا مرور كرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را كنار بگذاريد.

۵- لباس مناسب بپوشيد

روزي با يكي از مدير عاملان صحبت مي‌كردم كه مي‌گفت اولين چيزي كه در برخورد با يك فرد به آن توجه مي‌كند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد كه حداقل يك پله از حضار بالاتر باشيد.متوجه باشيد كه كفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يك سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت كنيد.

۶- حرف هاي تازه بزنيد

از تكرار كردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز كنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي كنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز كنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است كه در موردش صحبت كنيد. حرف ها و مطالب تكراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد كرد. حرف هاي جديد برعكس آنها را راغب به گوش كردن و توجه بيشتر مي‌كند.

۷- تمرين داشته باشيد

چندين مرتبه تمرين كردن سخنرانيتان مي‌تواند باعث موفقيتتان شود چون معمولاً رقبايتان اين كار را نخواهند كرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي‌اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي‌گذارند. يك سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي‌كند كه چطور سخنراني خود را شروع كند و چطور به پايان برساند. مي‌دانند كه چه موقع بين حضار
راه بروند و دست روي شانه ي چه كسي بگذارند. مي‌دانند كه چه زماني سكوت كرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي‌دانند كه به كجا نگاه كنند. با تمرين كردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهيد داد.

مقدمه‌چيني


بسياري افراد حتي در دوران تحصيل و براي نوشتن انشاء نيز براي پرداختن به مقدمه دچار مشكل مي‌شوند. با توجه به نكات زير حداقل از اصول كلي مقدمه آگاه خواهند شد:


- مقدمه بايد مختصر باشد، اما در عين حال هدف از بيان آن را مشخص كند تا شنونده بداند كه قرار است به چه موضوعي پرداخته شود.
- مقدمه نبايد تنها اطلاعات خاصي را به شنونده منتقل كند، بلكه بايد شنونده را جذب كند و براي پيگيري كلام انگيزه لازم را در او به وجود آورد.
- مطالب بيان شده بايد مرتبط با يكديگر باشند، نه‌اين كه در مقدمه به نكاتي پرداخته شود كه در آخر بحث، هيچ نتيجه‌اي از آنها گرفته نشود.
- در نهايت با نوع كلام خود سعي كنيد ارتباطي ميان خود و شنونده‌ايجاد كنيد كه موج مثبتي ايجاد شود و فضاي دلنشين و مطلوبي به بحث شما بدهد.
اصل موضوع سخراني را چگونه بيان كنيم

و اما در پرداختن به مطالب اصلي كلام، پس از مقدمه، نكات زير را در نظر داشته باشيد:
- از كلمات قابل درك و با معني استفاده كنيد.
- القاب، عناوين و اصطلاحات فوق تخصصي، كمكي به درك بهتر موضوع نمي‌كند. البته هنگام نياز بايد به آنها اشاره كرد. اما موضوع اصلي نبايد تحت الشعاع اين مساله‌ قرار گيرد، زيرا شنونده خسته مي‌شود.
- براي پرداختن به موضوع، در صورت امكان مي‌توانيد از داستان‌هاي كوتاه، ضرب المثل‌ها و اطلاعات جالب ديگر براي حمايت از موضوع اصلي استفاده كنيد و بر جذابيت كلام و درك بهتر آن بيفزاييد.
- سعي كنيد حتماً از موضوع مورد نظر به اندازه كافي اطلاع و آگاهي داشته باشيد تا با تسلط كامل درباره آن صحبت كنيد.
- به ياد داشته باشيد هرچه بيشتر مطالعه كنيد، بيشتر خواهيد دانست و هرچه بيشتر بدانيد و بياموزيد، به جاهاي بهتري مي‌رسيد.
- وقتي از جنبه‌هاي گوناگون يك مساله‌ آگاه باشيد، با اعتماد به نفس بيشتري راجع به آن صحبت مي‌كنيد و اين حس مثبت خود را به شنونده نيز منتقل خواهيد كرد.
- با اشاره به ارزش و اهميت موضوع، علت انتخاب خود را در پرداختن به آن بيان كنيد و در صورت لزوم جزيياتي كه مرتبط با مساله‌ باشند را نيز تشريح كنيد.
- ديگران را در بحث خود وارد كنيد و از نظرات آنها نيز مطلع شويد، چرا كه اگر تا انتهاي بحث پيش برويد، امكان دارد نقاط كور و مبهمي‌براي شنوندگان ايجاد شده باشد و آنها فرصت ابراز عقيده يا سؤال در آن موارد را نداشته باشند.
- هرگز فكر نكنيد سكوت حضار دقيقاً به معناي تأييد و همراهي با گفته‌هاي شماست. حتي اگر سكوتي نيز حكمفرما شد، سعي كنيد با طرح برخي سؤالات در ارتباط با موضوع آنها را به شركت در بحث تشويق كنيد.
- از مكث‌هاي طولاني و توپوق زدن جدا بپرهيزيد؛ زيرا اين گونه موارد نه تنها حاكي از عدم تسلط و آگاهي كافي شما نسبت به موضوع است، بلكه هماهنگي و ارتباط ميان موارد را از ميان مي‌برد و در ضمن موجب حواس پرتي شنوندگان و خارج شدن رشته گفتار از دست شما مي‌شود؛ البته‌اين كار نياز به تمرين دارد، اما ضروري و ممكن است.
- توجه داشته باشيد حتي عامي‌ترين مردم نيز قادر به درك ميزان توانايي شما در بيان، كلام و نحوه گفتار هستند. مردم هميشه به خود افراد توجه دارند نه به مدرك و درجه تحصيلي شان. پس اگر عالي ترين مدارك تحصيلي را نيز داشته باشيد، اما در انتقال مفاهيم و مقاصد مورد نظر خود ناتوان باشيد، موفقيتي كسب نخواهيد كرد.
- موارد فوق، نكاتي ساده اما مهم را به شما يادآوري مي‌كنند كه با وجود ساده بودن نياز به تمرين و صرف وقت دارند كه ما اميدواريم شما نيز با رعايت آنها در زندگي اجتماعي و كارهاي خود، به موفقيت‌هاي روزافزون دست يابيد.

http://sadeghi63.mihanblog.com/post/100


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

روش هايي ساده براي تسلط بر سخنراني


يكي از متداول ترين دلايلي كه هنگام سخنراني در جلسات احساس نگراني مي كنيم اين است كه مي ترسيم مطلبي را كه آماده كرده ايم فراموش كنيم و با ريسك از دست دادن اعتبارمان مواجه شويم.

روشي كه بسياري افراد براي غلبه بر اين هراس استفاده مي كنند تهيه اسلايدهاي Power point براي كمك به حافظه است. به هر حال، همه چيز به اين سادگي نيست، زيرا هيچ چيز به اندازه اي كه مخاطب ببيند در سخنراني كاملابه اسلايدهاي خود متكي هستيد، اعتبار شما را زير سوال نمي برد. سخنرانان با تجربه اين توانايي را دارند كه قبل از نشان دادن اسلايد به مخاطب، محتواي آن را اعلام كنند.

 آنها دست كم، ابزاري را كه در دست دارند به خوبي مي شناسند؛ بنابراين فقط لازم است نگاه كوتاهي به اين اسلايدها بيندازند و بدانند كه مطلب بعدي چيست. براي اينكه بتوانيد اين كار را انجام دهيد، به تمرين هاي ساده اي براي ارتقاي حافظه نياز داريد تا مطالب سخنراني خود را به خاطر بسپاريد و در نتيجه استرستان را كم كنيد.

1) از روش «كاخ ذهن» استفاده كنيد
تحقيقات مربوط به توانايي مغز نشان داده اند كه بين روشي كه ما اتفاقي را به خاطر مي سپاريم و فضايي كه اين اتفاق در آن روي داده، ارتباط عميقي وجود دارد. به عبارت ديگر، ما چيزها را بر اساس موقعيت هاي مكاني به خاطر مي سپاريم. اين تكنيكي قديمي براي تقويت حافظه است كه از آن به عنوان «كاخ ذهن» نام برده مي شود.

2) از نقشه هاي ذهني استفاده كنيد
نقشه هاي ذهني نمودارهايي هستند كه با كمك آنها مي توانيد همه موضوعات سخنراني خود را به جاي اينكه به صورت ليست وار مشخص كنيد، به شكلي بصري طرح بندي كنيد. اين كار كمك بزرگي براي تقويت حافظه است، چرا كه تصوير آن شكل در مغز شما نقش مي بندد و آسان تر از يك ليست خطي مي توانيد اطلاعات را بازيابي كنيد، به خصوص اگر يادگيري بصري شما بهتر باشد؛ بنابراين سعي كنيد به جاي استفاده از روش هاي قديمي يادداشت برداري، سخنراني را از طريق يك نقشه ذهني ارائه كنيد.

3) به تمركز 8 ثانيه اي اهميت بدهيد
كارشناسان امر تقويت حافظه مي گويند 8 ثانيه متوالي طول مي كشد تا يك بخش اطلاعات توسط هيپوكامپ مغز پردازش شده و وارد حافظه شود، اطلاعات اين گونه در مغز ما رمزنگاري مي شوند. چگونه تلاش مي كنيد خود را براي يك سخنراني آماده كنيد؟ آيا براي انتقال اطلاعات از روي يادداشت ها به ذهنتان تمركز داريد؟ يا عادت داريد با چك كردن ايميل يا پاسخ دادن به تلفن در كارتان وقفه ايجاد كنيد؟ قانون مهم «8 ثانيه» را به ياد بياوريد و هنگام دريافت اطلاعات زماني را در نظر بگيريد كه در آن وقفه پيش نيايد. در اين صورت نه تنها بهتر بر موضوع سخنراني خود تسلط مي يابيد، بلكه مدت سخنراني را هم به ميزان قابل ملاحظه اي كاهش مي دهيد.

4) قانون تمرين 20-20-20 را به كار بگيريد
چقدر وقت داريد سخنراني خود را ارائه كنيد؟ كارشناسان حافظه قانون 20-20-20 را پيشنهاد مي كنند كه براساس آن هنگام تمرين مي توانيد جزئيات سخنراني را به مدت 20 دقيقه بررسي كنيد و سپس همان متن را دو بار ديگر تكرار كنيد.

5) با صداي بلند تمرين كنيد
محققان دريافته اند كه حافظه با تكرار بلند كلمات 10 درصد بيشتر فعال مي شود. كل سخنراني خود را 5 يا 6 بار با صداي بلند بگوييد. با انجام اين كار و افزايش اعتماد به نفس، نه تنها حافظه خود را در مورد موضوع تقويت مي كنيد، بلكه سخنراني خود را از روخواني صرف به مطلبي كه از درون شما برخاسته، تبديل مي كنيد.

6) با موزيك تمرين كنيد
موزيك ابزار موثري است كه در حفظ كردن اطلاعات به ما كمك مي كند. دكتر جورجي لوزانوف، روانشناسي است كه روش خاصي براي آموزش زبان هاي خارجي ارائه داده است. در اين روش از موزيك بي قاعده باروك براي آموزش زبان استفاده مي شود. اين نوع موزيك نيمكره چپ و راست مغز را با هم فعال مي كند. فعاليت همزمان دو نيمكره، ميزان حفظ اطلاعات را به حداكثر مي رساند. به طوري كه درصد حفظ كردن دانش آموزان به طور ميانگين به 92 درصد رسيد. همين روش در آماده شدن براي سخنراني نيز موثر است. در حالي كه در بازگويي متن سخنراني تمرين مي كنيد، از موزيك استفاده كنيد تا درصد جذب و حفظ اطلاعات شما بيشتر شود.

7) صداي خود را ضبط كنيد
هنگام تمرين ارائه سخنراني، صداي خود را ضبط كنيد و سپس آن را براي خودتان پخش كنيد. شنيدن بخش به بخش صداي خودتان هنگام سخنراني، توانايي به خاطر سپاري موضوعات را بالامي برد؛ چون اكنون از راهكارهاي بصري و شنيداري تقويت حافظه با هم استفاده مي كنيد.

8) قبل از خواب تمرين كنيد
دانشمندان عصب شناسي از ارتباط بين خواب و يادگيري و تقويت حافظه پرده برداشته اند. يافته هاي آنان نشان مي دهد كه خوابيدن، تثبيت آخرين اطلاعاتي را كه سيستم حافظه شما قبل از خواب دريافت كرده، افزايش مي دهد؛ بنابراين، اگر دقيقا قبل از خوابيدن متن سخنراني را تكرار كنيد، صبح كه از خواب بيدار شويد، آسان تر آن را به ياد مي آوريد.

9) حافظه فعال خود را ارتقا دهيد
حافظه فعال، سيستمي در مغز انسان است كه امكان حفظ موقت اطلاعات و اداره اطلاعات لازم براي وظايف پيچيده مانند تجزيه و تحليل زبان، استدلال كردن و يادگيري مطالب جديد را به وجود مي آورد. ارتقاي حافظه فعال، كنترل توانايي ما را براي توجه كردن و به خاطر سپردن افزايش مي دهد.
كارشناسان علم عصب شناسي معتقدند: حافظه فعال با تمرين زياد تقويت مي شود. در نهايت، به ياد داشته باشيد كه تنها خودتان از ايده هايي كه قرار است در سخنراني ارائه كنيد، آگاهيد. اگر هنگام سخنراني موضوعي را فراموش كرديد، به راحتي از آن بگذريد و مطمئن باشيد كه مخاطب نيز متوجه آن نخواهد شد.
بدانيد در حال اجراي اپرا نيستيد كه مخاطب اشعار آن را حفظ باشد و آن را دنبال كند. اگر هم موضوع فراموش شده را در طول سخنراني به ياد آورديد، به راحتي بگوييد «نكته ديگري وجود دارد كه بايد اضافه كنم.» بنابراين به جاي اينكه زمانتان را صرف نگران شدن كنيد، از آن براي به كارگيري ابزارهاي تقويت حافظه استفاده كنيد.

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2587908


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه صحبت كنيم تا به ما گوش دهند ؟

هنگامي كه شما ايده‌اي را به يك عده, عرضه مي‌كنيد, يا يك جلسه را اداره مي‌كنيد و يا با همكاري, دو به دو صحبت مي‌كنيد, آيا آنها به حرفهاي شما گوش مي‌دهند؟ ـ چگونه مي‌توانيد با تمركز روي علاقه شخصي شنونده, او را برانگيزيد تا به صحبت‌هاي شما توجه كرده و يا آنها را درك نمايد؟ در اين مطلب, كه خلاصه‌اي از كتاب «چگونه صحبت كنيم, تا به ما گوش دهند»، نويسنده آن يعني «خانم سونيا هلمن»،  روشهاي علمي را براي شناخت و درك هر شنونده‌اي را اعم از اينكه يك نفر يا بيشتر باشد با ارائه مثال‌هاي بخصوص به شما بيان مي‌كند.


الف) مكالمات يا جلسات دو نفره:

ـ در يك مكالمه دو نفره, قدم اول در ارتباط برقرار كردن, سلام و احوالپرسي و معرفي خودمان مي‌باشد ـ حال قدم بعدي, طرز ارتباط برقرار كردن در محيط كار است و نكته اصلي اين است كه چطور مي‌توانيم خود را علاقمند به گوش دادن بكنيم.

ـ يك لحظه تصور كنيد كه براي ارائه يك طرح مهم خود را آماده يك گفتگو مي‌كنيد:

چطور شروع به طرح‌ريزي مي‌كنيد, آيا اينطور نيست كه با كلمه من شروع مي‌كنيد, آيا با خود نمي‌گوييد من شروع مي‌كنم به گفتن فلان مطلب, بعد به آنها فلان چيز را مي‌گويم و ....

ـ واقعيت اين است كه اگر مي خواهيد ديگران را تشويق و ترغيب كنيد, اگر مي‌خواهيد آنها را مطلع سازيد يا تغييرشان دهيد, هر دوي شما, يعني هم فرستنده پيام و هم گيرنده آن بايد فعالانه درگير گفتگو شويد, در واقع ارتباط واقعي يعني يك گفتگوي فعالانه, وقتي شما مطلبي را مي‌گوييد, انتظار داريد كه شنوندگان واقعاً مجذوب و درگير صحبت‌هاي شما شوند, نكته مهمي كه بايد بدان توجه كنيد اين است كه گوش دادن اصولاً كار خيلي مشكلي است, بنابراين مستلزم يك تلاش متمركز است.

دريافت‌كنندگان صحبت‌هاي شما هميشه متمايل به گوش ندادن هستند وعلاقه دارند غرق افكار خود شوند و معمولاً هميشه اين سؤال را از خود مي‌پرسند كه چرا بايد گوش بدهم, بنابراين مشكل واقعي در صحبت كردن اينست كه:

«توجه شنوندگان را به خود جلب كرده و آنها را از افكار خودشان دور سازيد»

ـ اما اين كار را چگونه انجام دهيم؟ با درك و تمركز روي آنچه كه شنونده‌هاي شما آنرا مهم مي‌دانند, اين كار شدني است, اگر نتوانيد شنونده خود را به موضوع حساس كنيد, هيچوقت روي صحبت‌هاي شما متمركز نخواهند شد, براي سازگار كردن شنونده‌هاي خود بايد رفتارهايي را در خود تقويت كنيد كه احتمالاً در بدو كار بر خلاف رويه شخصي و عقايد پايه‌اي شما باشد.

ـ روش‌هاي انتقال پيام:
اكنون به روش‌هاي منتقل كردن پيام‌هاي خود به وسيله متقاعد كردن شنونده‌ها چه يك نفر و چه بيشتر شروع مي‌كنيم:

ابتدا ما بايد بدانيم يك عامل بزرگ وجود دارد كه پاسخ اين سؤال را تعيين مي‌كند كه چرا بايد گوش بدهم؟

اين عامل «علاقه به خود» است, علاقه به خود در مركز آنچه كه هر يك از ما را به حركت وا مي‌دارد, وجود دارد ـ به سؤالات زير توجه كنيد:

ـ چه چيزي توجه شما را در محيط‌ كار جلب مي‌كند؟ كدام برنامه را زودتر انجام مي‌دهيد؟ و ...

جواب اين سؤالات همه به دور همان عامل مي‌چرخد ـ يعني «علاقه به خود» ـ هنگاميكه با همكاران خود ارتباط برقرار مي‌كنيد استفاده از عامل «علاقه به خود» كار مشكلي نيست, چون شما تجارب مشترك زيادي داريد, مثلاً شما خصوصيات و اخلاق همكار يا رئيس خود را كاملاً مي‌شناسيد.

ـ اينها كليدهاي مهمي هستند جهت بوجود آوردن راهبردهايي براي كنار آمدن با مخاطبين, شما بايد حتي راهبردهاي ارتباطي خود را در محدوده يك نياز مشترك بين همه انسانها يعني «نياز به قدرت داشتن» طرح‌ريزي كنيد, چون, انسانها هنگاميكه احساس مي‌كنند قدرتي دارند, بهتر مي‌توانند ارتباط برقرار كنند.

ـ تصور كنيد, شما خواسته‌ايد با يك كارمند زيردست خود جلسه‌اي داشته باشيد. شما به راستي از موضع قدرت برخورداريد, اما اگر مي‌خواهيد يك مكالمه با نتيجه داشته باشيد و نه فقط يك برخورد يك طرفه, بايد قدرت را تا حدي توازن ببخشيد, مثلاً اگر كارمندي در غياب شما, خود تصميم به كار گرفته باشد كه نياز به اطلاع شما داشته است, شما به 2 طريق مي‌توانيد با او برخورد كنيد:

1. آقاي محترم, من بارها به شما گفته‌ام در اينجا من هستم كه تصميم‌ مي‌گيرم چه كاري انجام بگيرد و چه كاري انجام نگيرد.

2. من افتخار مي‌كنم كه در خدمت شما هستم, فقط خواهش مي‌كنم در اين كارها, حتي الامكان با دفتر من هماهنگ شود.

ـ همانطور كه مي‌بينيد, در مثال اول رئيس فقط درصدد به اثبات رساندن قدرتش است, ولي در مثال دوم رئيس ضمن دادن تذكرات لازم, سعي كرد كه بين خود و همكارش, ميزان قدرت به توازن برسد.

ـ شما مي‌توانيد در طول يك جلسه به كارمندان خود اجازه ابراز نظر مخالف دادن را بدهيد واو را مطمئن سازيد كه صادقانه اين اجازه را مي‌دهيد.

ـ از طرف ديگر نظر به اينكه با چه كسي صحبت مي‌كنيد, موضوع قدرت ابعاد ديگري بخود مي‌گيرد ـ در اينگونه موارد ميزان قدرتي كه خود اميدوار هستيد بتوانيد به كار بگيريد نه تنها بستگي به موضوع و شرايط دارد, بلكه به موقعيت و شخصيت افراد مقابل شما نيز بستگي دارد.

ـ انواع شخصيتهاي كاري:
3 شخصيت كاري پايه وجود دارد:

1. انجام دهنده‌ها               2. پيوند دهنده‌ها                3. تأثيرگذاران

1. انجام دهنده‌‌ها:

اين افراد خود برانگيخته و با هدف هستند كه به تشويق ديگران احتياج ندارند, افراد با اين نوع شخصيت فكر مي‌كنند كه مناسبترين فردي هستند كه مي‌توانند هدف و استانداردهاي لازم براي هر كاري را تعيين كنند.
شما به اين افراد مي‌توانيد چنين بگوئيد: «من متوجه هستم كه اين راه, راه درست انجام دادن اين كار است اما يك نكته ديگر هست كه ممكن است كمي به سرعت عمل ما كمك كند به نظر شما چطور است...»

دراين مورد شما به دليل قبول كردن راه و دستورالعمل انجام دهنده براي انجام پروژه به او قدرت داده‌ايد اما در عين حال از ديدگاه خود و احتياج خود نيز صحبت كرده‌ايد وتا حدي براي خود قدرت كسب كرده‌ايد.

2. پيوند دهنده‌ها:

بر خلاف اين يك رئيس پيوند‌دهنده در صورتي احساس قدرت مي‌كند كه مورد احتياج باشد. به اين شخص چنين مي‌توانيد بگوييد: «اين پروژه واقعاً ايده جالبي است. خيلي خوشحالم كه شما از من خواستيد در گروهتان شركت داشته باشم. ما داراي توانايي و تخصص در اين مورد هستيم و مطمئنم مي‌توانيم اين كار را انجام دهيم ...». بار ديگر بوسيله در نظر گرفتن احتياج پيونددهنده‌ها براي همكاري و كار گروهي, شما موضوعات را بر طبق احتياج خود برنامه‌ريزي كرده‌ايد.

3. تأثيرگذاران:

بالأخره يك رئيس تأثيرگذار كه به جربزه شخصي, اقتدار و كنترل عقيده دارد و به وسط صحنه بودن, عادت دارد ـ به او مي‌گوئيد «حالا كه شما اين گروه را انتخاب كرده و راه انداخته‌ايد, گروه ما با تلاش كار را انجام خواهند داد... ممكن است من هم در كارهاي اين قسمت سهيم كنيد, فكر مي‌كنم مي‌توانم كمك بزرگي باشم».

 با اين صحبت شما احتياج تأثيرگذار براي رهبري يك گروه موفق را شناخته‌ايد و همچنين قدرت او را براي انتصاب شما به آن پستي كه خود شما ترجيح مي‌دهيد مورد توجه قرار داده‌ايد. ـ هيچكدام از ما هميشه و در تمام موقعيت‌ها, فقط يك شخصيت كاري نداريم ـ اما با اين وجود اگر با دقت به شخصيت ذاتي همكاران خود بنگريم, قادر خواهيم بود كه با موفقيت بيشتر با آنها ارتباط برقرار نماييم.

ـ چگونگي موفقيت در ارتباط كاري:

ـ ديديم كه چگونه مي‌توانيم طرف مقابل را در يك برخورد كاري ارزيابي كنيم, حالا براي برداشتن قدم بعدي, براي موفقيت در ارتباط كاري, مطالبي را بيان مي‌كنيم:

ـ شروع مطالب جديد را با سؤالي آغاز كنيم: چگونه براي برخوردهاي كاري برنامه‌ريزي كنيم؟

بيشتر اوقات برنامه‌ريزي براي يك برخورد كاري, با تنش و فشار عصبي همراه است. در فكر اين هستيم كه چه بگوييم؟ و چطور شروع كنيم؟ ابتدا يك تعداد يادداشت مي‌نويسيم و بعد آنها را دور مي‌ريزيم و دوباره مي‌نويسيم.

 يك راه خيلي منظم و حساب‌شده‌ اينست كه شما بايد با برنامه پيش برويد و هميشه از قبل آماده باشيد. هنگاميكه شما در موقعيت يك برخورد كاري قرار مي‌گيريد بايد انعطاف‌پذير باشيد, بايد لحظه را دريابيد و بتوانيد از راههاي مختلف استفاده كنيد. اما بايد كار را قبل از انجام دادن با يك راهبرد مشخص شروع كنيد ـ موقعيت را بررسي كنيد و آنگاه براي انجام دادن آماده شويد.

جهت آماده شدن براي هر نوع برخوردي, همانطور كه گفته شد شما بايد نيازها و ويژگي‌هاي طرف مقابل را شناسايي كنيد, روش خوب اينست كه بنشينيد و سرِفرصت و با دقت به اين موضوع فكر كنيد ـ همه چيز را يادداشت كنيد, اين كار از اقدامات نسنجيده شما جلوگيري مي‌كند, همچنين شما را از توانمندي‌هايتان براي برخورد با اين موضوع آگاه مي‌سازد ـ مثالي كه به شما نشان خواهد داد با يك مشكل در محيط كار چگونه برخورد كنيد:

ـ اگر يكي از كارمندان شما, گزارش‌هايش را دير ارسال مي‌كند, و هدف شما اين باشد كه گزارش‌ها را به موقع دريافت كنيد و وي متوجه خطاي خود شود شما بايد به اهداف كارمند ياد شده توجه كنيد براي اين كار كافيست به سادگي خود را جاي او بگذاريد, اگر رئيس شما در يك جلسه به شما اعلام مي‌كرد كه گزارش‌هاي شما هميشه تأخير دارند, شما چه مي‌كرديد, احتمالاً شما اين موارد را در نظر گرفته‌ايد: حفظ موقعيت كار ـ پيشگيري از عصبانيت رئيس و سعي در به موقع تحويل دادن كارها.

اگر شما با كارمند خود خيلي جدي و قاطع صحبت كنيد و احتمالاً روي ميز مشت بكوبيد, كارمند تمركز خود را نسبت به صحبت‌ها و منظور شما از دست داده و بدون شك حالات دفاعي بخود مي‌گيرد و بهانه‌‌هاي مختلف مي‌آورد و در نتيجه اهداف هيچكس مورد توجه قرار نمي‌گيرد؛ بجاي اين كار اگر به وي بگوييد: «ببين آقاي عزيز, اگر مي‌بيني عقب مي‌ماني و نمي‌تواني گزارش‌ها را به موقع تحويل دهي, قبل از هر چيز, بيا و موضوع را با من در ميان بگذار, به اين ترتيب ما مي‌توانيم مشكل را با هم حل كنيم», حالا راه درست اين بود, شما با اين كار به 3 هدف در آن واحد مي‌رسيد:

1. كارمند را مطمئن كرديد كه وي قادر به انجام دادن كار است. 2. وضعيتي ايجاد كرديد كه گزارش‌ها دير نرسند. 3. سوم اينكه با ايجاد يك محيط راحت و صميمي كارمندتان را بر آن داشتيد كه حتماً اين كار را انجام دهد.

ـ تقسيم‌بندي روند جلسات دو نفره:

ـ روند جلسات دو نفره اعم از اينكه جلسه با رئيس, كارمند و يا يك غريبه باشد به 4 قسمت تقسيم مي‌شود:

1. شروع جلسه       2. تعريف موضوع جلسه       3. اداره كردن روند جلسه     4. پايان يا نتيجه جلسه

1. شروع جلسه:

ابتدا شروع جلسه را بررسي مي‌كنيم:

اولين لحظات از هر جلسه از اهميت خاصي برخوردار است, اين مرحله دستگرمي است يعني زماني كه فضا و محيطي را كه در‌ آن جلسه ادامه پيدا خواهد كرد, خلق مي‌كنيد, معمولاً اين بخش را باصحبت‌هاي معمولي و كوتاه شروع مي‌كنيد.

شايد بهترين راه براي فائق آوردن بر لحظات بلاتكليفي اول صحبت همين صحبت‌هاي معمولي باشد, اما چگونه؟ اگر جلسه در دفتر كار طرف صحبت شما باشد, مي‌توانيد به اطراف نگاه كنيد و آنگاه موضوعات مورد علاقه آن شخص را جهت شروع صحبت پيدا خواهيد كرد, فرض كنيد طرف كوهنورد است (بوسيله ديدن تصاوير كوهنوردي در اتاق و ...) در چنين حالتي مي‌توانيد در مورد كوه و كوهنوردي صحبت خود را شروع كنيد, اكنون شما يك امتياز بدست آورده‌ايد بوسيله اثبات اينكه شما دو نفر يك علاقه مشترك داريد.

ـ اگر جلسه در دفتر شما برگزار مي‌شود شما مي‌توانيد صحبت خود را در مورد هوا و پوشيدن لباس‌هاي مخصوص فصل و ... شروع كنيد.

ـ جاي نشستن نيز در جلسات مهم است. نقاطي در يك اتاق وجود دارد كه احساس‌‌هاي جداگانه‌اي را به افراد مي‌دهد مثل پشت ميز و يا جلوي ميز نشستن, شما بايد سعي كنيد موقعيت ضعيف جلوي ميز نشستن را براي خود بوجود نياوريد, همچنين نقاطي در اتاق وجود دارد كه در آنها قدرت مساوي پيدا مي‌كنيد, مثل كنار ميز و در كنار كسي كه پشت ميز نشسته, اما بهترين نقطه براي نشستن يك نقطه بيطرف است.

2. تعريف موضوع جلسه:

ـ اكنون قسمت دوم برخورد كاري دو نفر يعني تعريف موضوع جلسه را توضيح مي‌دهم:

ـ نكته مهم اين جاست كه اگر مي‌خواهيد طرف مقابل شما, مطالب شما را خوب درك كند بايد يك نظم منطقي را دنبال كنيد. بهترين راه براي توضيح روند موضوع جلسه, نشان دادن اخبار تلويزيون است, كه چگونه اين كار را انجام مي‌دهند. كاركنان تلويزيون معمولاً اخبار را در 3 قسمت مي‌نويسند:

الف) دورنما يا خلاصه خبر              ب) نماي متوسط يا توضيح خبر        ج) نماي نزديك يا تفسيرخبر

ـ خلاصه خبر يا دورنما, نماي آشنايي با موضوع است. گوينده در اينجا به نكات مهم اشاره مي‌كند. مثل اينكه يك گُل كامل را به ما نشان دهد.

ـ مرحله بعدي, نماي متوسط است, اين حالت, بيننده تلويزيون را بيشتر متوجه مي‌كند ـ اين مرحله تعدادي از گلبرگها را در اختيار دارد.

ـ بعد, نماي نزديك است, اين قلب اتفاق است, يعني تك تك گلبرگها با تمام جزئيات. اين چيزي است كه ما بايد بدان توجه داشته باشيم و در نظر بگيريم.

3. اداره كردن روند جلسه:

ـ نكاتي به عنوان راهنمايي براي تقويت توضيحات شما, هنگام صحبت و يا سخنراني؛

شما بايد موضوعي را كه مورد توجه يا اهميت طرف مقابل است را مطرح كنيد, ضمناً بايد توجه كنيد كه سعي در توضيح موضوعي معمولاً با گفتار صرف, كار بسيار مشكلي است. شما مي‌توانيد ايده‌هاي خود را هر موقع كه لازم باشد به صورت تصوير نشان دهيد, مثلاً: روي يك تكه كاغذ با رسم نمودار برنامه خود را نشان دهيد يا با اقدامي جالب, از اشياء روي ميز مثل خط كش, جا سوزني, فنجان به عنوان نماد استفاده كنيد.

همانطور كه برنامه و نقش خود را با اين نمادها مي‌سازيد, راجع به هر قدم و مرحله توضيح دهيد كه براي چيست.

ـ يك نظر ديگر اينست كه ارائه طرح خود را با يك معماي كوچك شروع كنيد, if">ثالثاً: علاوه بر اين عكس‌العمل‌هاي احساسي, سخنران بايد به مثال عيني و فيزيكي هم توجه كند, سخنران بايد در نظر داشته باشد كه شنونده‌هاي او تحت نفوذ عوامل ديگري نيز هستند. مثلاً: دماي هوا, وضعيت صندلي‌ها و ... يا اينكه شما هرگز در موقع نهار نمي‌توانيد توجه آنها را بخود جلب كنيد ـ هر چيزي مي‌تواند روي گوش دادن و ميزان توجه جمعيت شنونده, تأثير بگذارد.

ـ مواردي درباره نحوة آمادگي براي سخنراني:
ـ 3 امر مسلم پايه‌اي وجود دارد كه شما, در مورد نحوة آمادگي براي ارائه نظريات يا صحبت‌هايتان, بايد به آن توجه كنيد:

اول: شناسايي شنوندگان, دوم: تصميم‌گيري راجع به نقش شما در برابر آنها, سوم: طراحي سخنراني

اول: شناسايي شنوندگان :

ـ اولين كار شما يعني شناسايي جمعيت در واقع, احتياج به همان فنوني دارد كه شما در برخورد دو به دو به آن احتياج دارد, فقط اينجا شما بايد پيام خود را بر اساس اهداف, احتياجات و توقعات گروهي از مردم شكل دهيد ـ اين كار مستلزم سعي بيشتري است, اما تنها راهي است كه بوسيله آن شما مي‌توانيد روي روش و نوع برخورد خود براي جلب و درگير شدن شنونده‌ها تصميم‌گيري كنيد ـ راجع به اين گروه بزرگ چه چيزي را لازم است پيدا كنيد:

اولاً : شما بايد متوسط سن و جنسيت آنها را بدانيد ـ شما همچنين بايد سطح تحصيلي و حرفه‌اي شنوندگان خود را بدانيد, آيا مردم عادي هستند, آيا بيشتر آنها تحصيلات عادي دارند؟

پاسخ همه اين سؤالات روي انتخاب لغات, تصاوير و همه مطالب ديگر تأثير مي‌گذارد, اگر شما با گروه شنونده‌هاي خود آشنايي قبلي داريد, احتمالاً پاسخ بيشتر اين سؤالات را داريد, اما حتي اينجا شما بايد چند سؤال اساسي ديگر را از خودتان بپرسيد.

 مثلاً: آيا شنونده‌هاي شما, شخص شما را مي‌شناسند؟ ـ آيا رابطه شما با آنها رسمي است؟ ـ موقعيت كاري شما روي آنها چه اثري دارد؟ ـ آيا شما را از خود برتر مي‌بينند؟ ـ آيا آنها پيش از وقت, شرطي شده و به هر آنچه مي‌گوييد, توجهي نمي‌كنند؟

جواب اين سؤالات به شما كمك خواهد كرد كه در مورد برخورد خود تصميم‌گيري كنيد كه فقط اعتماد اين جمع را بخود جلب كنيد, قبل از اينكه حتي شروع به گفتن مطالب خود كرده باشيد, چقدر رسمي و يا غير رسمي بايد باشيد و در چه قسمت‌هايي از صحبت بايد با جزئيات وارد شده و روي چه مسأله‌اي بيشتر متمركز شويد ـ هنگاميكه شنونده‌هاي خود را شناسايي كرديد, آماده دومين كار هستيد, يعني:

دوم: انتخاب نقش خود:

اگر قرار است اطلاعاتي به آنها بدهيد, شما نقش يك راهنما را براي آنان خواهيد داشت ـ شما نبايد طوري برخورد كنيد كه در آنها احساس همدلي ايجاد نشود بلكه بايد به آنها اين اطمينان را بدهيد كه براي تقسيم كردن دانسته‌هاي خود با آنان آنجا هستيد ـ مثلاً از كاركنان خود مي‌خواهيد كه مقداري بيشتر كار كنند, شما نمي‌توانيد به يكباره شروع كنيد و بگوئيد كه بخاطر منافع اداره, بايد اين كار را انجام دهيد, در چنين حالتي آنها از جلسه دور خواهند شد, در عوض بايد نقش رهبر را بازي كنيد و نشان دهيد كه چطور وقف اين كار هستيد و آنها را متقاعد سازيد كه راه شما را دنبال كنند.

ـ در بعضي اوقات, لازم است كه شما اطلاعاتي منفي را به شنونده‌هاي خود منتقل كنيد, مثلاً: اوضاع اداره عالي نيست يا مشكلات پيش بيني نشده‌اي پيدا شده‌اند.

ـ اگر خبر بدي داريد, در ابتداي صحبت خود آنرا مطرح كنيد اما آنرا با زباني غيررسمي و با سرعت بيان كنيد و بعد وارد يك فضاي سازنده و خوش‌بين شويد

سوم: طراحي سخنراني:

ـ تا اينجا شما شنونده‌هاي خود را شناسايي كرده‌ايد و راجع به نقش خود نيز تصميم گرفتيد, حالا آماده هستيد كه متن صحبت خود را طراحي كنيد, اول مي‌خواهيد صحبت خود را قسمت‌بندي كنيد, اما تجربه نشان داده است كه موفق‌ترين شكل ارائه مطلب اين است كه:

ـ مطالبتان را اول با مقدمه كوتاه شروع كنيد, شما صحبت را با يك جمله كه مغز كلام شما را بيان مي‌كند شروع كنيد, هنوز وقت جزئيات نرسيده است, بعد موضوع انگيزش مطرح مي‌شود, به شنونده‌ها مي‌گوئيد كه چرا گوش بدهند, و چه نتيجه‌اي براي آنان خواهد داشت.

ـ پس از اين به شنونده‌هاي خود يك توضيح كوتاه راجع به نحوة ارائه مطالبتان مي‌دهيد, شنونده‌ها احتياج دارند كه نظم و تقسيم‌بندي موضوع صحبت‌هاي شما را بدانند, پس شما بايد به آنها اجازه دهيد كه تقسيم‌بندي‌ و عناويني را كه شما از قبل آماده كرده‌ايد, ببينند, اين محركي است كه باعث مي‌شود آنها تا آخر با شما بمانند.

حالا موقع آنست كه به قلب صحبت خود برسيد, اكنون شما, شنونده‌ها را قدم به قدم به نكته اصلي رسانده‌ايد, آنها مي‌توانند به وضوح برنامه شما را تجسم كنند.

 وقتي شما جزئيات را توضيح مي‌دهيد احتياج به مثالهايي هم داريد كه به فهم نظريات شما كمك كنند, وقتي در قلب صحبت خود هستيد, در موقعيت‌هاي مناسب, بعضي مطالب را بازتر بيان كنيد, دراين هنگام به شنونده‌اي كه ديرتر مطالب را درك مي‌كند فرصت بدهيد كه به بقيه برسد و خود شما هم فرصتي داريد كه توجه كساني را كه دست از گوش دادن كشيده‌اند, دوباره بخود جلب كنيد.

 زمانيكه به آخر و نتيجه‌گيري صحبت‌هاي خود مي‌رسيد, هيچگاه طولاني‌تر از آنچه لازم است صحبت نكنيد, خيلي خلاصه همه نكات را جمع‌بندي كنيد و به هم ربط دهيد.

ـ چند فن خاص براي نحوه ارائه صحبت‌هاي بيادماندني:
ـ يكي از بزرگترين عوامل براي گرفتن پاسخ موافق به سؤال چرا بايد گوش بدهم, مستقيماً به ديدگاه و شنونده‌ها نسبت به شما بستگي دارد, در واقع اين در همه موارد برخورد كاري صادق است, چه بحث با يك همكار يا ارائه يك گزارش در يك جلسه گروهي. بيننده‌ها و شنونده‌ها, كوچك يا بزرگ.

 بطور غريزي, هنگامي كه مخاطب قرار مي‌گيرند, كسل مي‌شوند. براي مثال زماني كه كسي با ما شروع به صحبت مي‌كند, ما تقريباً هميشه از خود سؤال مي‌كنيم كه اين فرد چه نيتي دارد؟

ـ توانمندي شخصي بخصوص سخنران ما را مجذوب كرده و وا مي‌دارد تا گوش بدهيم, اگر سخنران جذاب و صادق باشد به او گوش مي‌دهيم ـ چرا؟

خيلي ساده است, به اين دليل كه برخورد, برخوردي تازه است. بيشتر سخنرانها با يك حالت خيلي جدي و جداي از جمعيت, رفتار مي‌كنند, وقتي ما يك لحن گرم‌تر و راحت‌تر را مي‌شنويم, بي‌اختيار جلب مي‌شويم.

 از طرف ديگر اگر سخنران از خودراضي و يا خسته كننده باشد ما احساس ناراحتي مي‌كنيم و ممكن است به سختي به صحبت‌هاي او گوش فرا دهيم, بدتر از اين, يك سخنران كه خيلي مبهم و يا پيچيده صحبت مي‌كند, بقدري در ما فشار عصبي ايجاد مي كند كه براي دفاع از خود هيچ راهي جز گوش نكردن نداريم.

ـ مهمترين چيزي كه بايد بدانيد اين است كه اولين اطلاعاتي كه شنونده مي‌خواهد داشته باشد اين مي‌باشد كه شما چه كسي هستيد.

ـ سعي در پيدا كردن ارتباط موفق با شنونده, راه مشكلي به نظر مي‌رسد اما بايد بدانيدكه همه ما بطور غريزي اين كار را انجام مي‌دهيم.

 وقتي در جايي به كسي معرفي مي‌شويد, چكار مي‌كنيد؟ ـ مگر نه اينكه لبخند مي‌زنيد, اين مقدمه برقراري رابطه است, يا شايد يك طنز تعريف مي‌كنيد ـ همين روش را در برخوردهاي كاري و سخنراني‌ها هم مي‌توانيد انجام بدهيد.

ـ بهترين برخورد يك برخورد صميمي است. البته شما مي‌خواهيد با شنونده‌هاي خود, با روشي كه شما راحت هستيد صحبت كنيد, بنابراين بايد مقدمه‌اي كه براي شما مناسب است پيدا كنيد.

 مثل: يادآوري يك تجربه مشترك, طنز و ... ـ اين طرز برخورد, شنونده‌ها را به شما نزديك‌تر مي‌كند, در ادامه صحبت, سعي كنيد تا آنجايي كه مي‌توانيد, صحبت خود را انساني كنيد, چون انسانها با مباحث انساني كه خود را به آن مرتبط مي‌دانند, بيشتر رابطه برقرار مي‌كنند, حتماً مي‌پرسيد چطور مي‌شود مثلاً يك گزارش مالي و يا يك نمودار را انساني كرد؟ شما بايد به تجربه بدانيد كه هر قدر اطلاعات عيني و خشك باشد, با كمي خلاقيت مي‌توان آن را انساني كرد.

 مثلاً: شما مي‌توانيد راجع به كوشش‌هاي خلاق افرادي كه نمودارها را رسم نموده‌اند, توضيح دهيد تا شنوندگان يا بيننده‌ها بتوانند تجربيات خود را با اشخاص پشت صحنه اين كار ارتباط دهند.

ـ چيز ديگري كه بايد در هر نوع صحبت به خاطر داشت, اينست كه شما نمي‌توانيد با وانمود كردن به چيزي كه نيستيد به جايي برسيد.

 يكبار من را براي مشاوره دادن با يك مدير عامل كه در ارتباطات خيلي ضعيف بود, خواستند, من خيلي متعجب شدم كه اين فرد چه نيازي به مشاور ارتباطات دارد, چون او رفتاري راحت و صميمي داشت. او وقتي از او خواستم تا يك سخنراني را براي من بازگو كند, ديدم كه روبروي من يك دست كت و شلوار خالي با صداي خشك و يكنواخت, سخنراني مي‌كند ـ چطور اين شخصيت دوگانه اتفاق افتاده بود؟ ـ بدون شك اين مدير كل سعي مي‌كرد, رفتاري را داشته باشد كه از هر مدير كلي انتظار مي‌رود, او باور داشت كه اين تنها راهيست كه مي‌تواند جلب احترام كند.

اولين كاري كه من كردم اين بود كه به او توصيه كردم آرامش پيدا كند و خودش باشد. به او توضيح دادم كه رفتار طبيعي او نه تنها كافي, بلكه پرقدرت‌ترين روشي است كه او مي‌تواند در هر سخنراني از آن استفاده كند. مدير كل متوجه شد, اينگونه بود كه او تبديل به يك سخنران جذاب و موفق شد.

ـ اگر فكر كنيد كه شنوندگان, اشخاصي مثل خود شما هستند, با احساس‌ ترس و هيجاني كه در هر سخنراني ممكن است بوجود بيايد, مي‌توانيد مقابله كنيد.

ـ ترس از رفتن روي صحنه (ترس بزرگ)‌ و راههاي مقابله با آن:

ـ اين ترس بر پايه اين باور است كه, يك سخنران بايد كامل و بدون نقص باشد و هر چه بيشتر به اين باور وابسته باشيد ترس و نگراني شما بيشتر و بيشتر مي‌شود, زيرا مي‌ترسيد كه از كمال پائين‌تر باشيد, پيش خود فكر مي‌كنيد, كلمات صحيح را پيدا نخواهيد كرد و شايد صحبت‌هاي من و حتي خود من بنظر حضار خنده‌دار باشد.

ـ بنابراين بزودي منظور از بودن در آنجا را فراموش مي‌كنيد ـ و اما چگونگي مقابله با اين ترس؛

ـ اولين كاري كه مي‌توانيد براي مقابله با ترس از روي صحنه بودن بكنيد, پذيرش آن است. با دانستن اينكه همه دچار اين ترس مي‌شوند به خود اجازه دهيد كه بطور موقت بترسيد, اين ترس خودبخود از بين خواهد رفت.

 دائم به خود يادآور شويد كه هيچكس يك سخنران كامل و بي‌نقص نيست. پس با دانستن اين نكات, سخنراني خود را خراب نخواهيد كرد, فقط ممكن است كمي مضطرب باشيد. سعي كنيد با موضوع صحبت خود راحت باشيد.

 مستقيماً روي پيام خود متمركز شويد و خود را به كلي فراموش كنيد. براي بعضي‌ها بهتر است كه چند نفس عميق بكشند و مشت‌هاي خود را خيلي محكم بفشارند و بعد وارد صحنه شوند. هيچكس متوجه اين كارها نمي‌شود, اما اين كارها به شما يك انرژي فوري مي‌دهند. وارد صحنه شدن شما را همه مي‌بينند.

 مستقيماً به طرف محل ايستادن يا نشستن خود برويد و يادداشت‌هاي خود را در محل مناسب بگذاريد, چند لحظه كوتاه صبر كنيد تا تنفس شما عادي شود, بعد به مخاطبين خود نگاه كنيد. يك لحظه براي جلب توجه آنها صبر كنيد و همان موقع شروع به صحبت كنيد.

ـ شيوه اصلي جلب نظر شنوندگان:

لازم است زباني كه براي صحبت انتخاب مي‌كنيد: متناسب با جلسه باشد. اگر شما كارشناس يا متخصص در يك زمينه هستيد بايد خيلي مراقب باشيد كه به زباني صحبت نكنيد كه فقط ديگر متخصصان متوجه صحبت‌هاي شما بشوند. پس قدم اول اينست كه به خودتان گوش كنيد, از خود بپرسيد كه آيا اين كلمات براي شنوندگان, مناسب است يا خير؟ ـ اگر از كلمه‌اي تخصصي استفاده كرديد, فوراً توضيح دهيد.

ـ سرعت صحبت را تغيير دهيد, آرام‌تر و يا سريعتر صحبت كنيد تا توجه را به خود جلب كنيد. صداي خود را تغيير دهيد يعني بلندتر, آرام‌تر, متفكرتر, و يا سنگين‌تر بسازيد, همه اين كارها سخنراني شما را از حالت يكنواختي در مي‌آورد.

ـ بخش سؤال و جواب در جلسات:

ـ وقتي ما جلوي يك جمع مورد سؤال قرار مي‌گيريم, احتمالاً احساس تحت فشار بودن زياد است. اين بدان معناست كه همزمان با آماده شدن براي سخنراني بايد خود را براي مدت پرسش و پاسخ نيز آماده كنيم. همان تحقيقاتي كه براي آماده شدن براي سخنراني انجام داديد بايد براي اين كار نيز انجام شود ـ شنونده‌هاي شما چه كساني هستند, چه سؤالاتي را مي‌توانيد از آنها انتظار داشته باشيد, اما در اين جا بايد براي مخالفت نيز آماده شويد و مهم اين است كه سؤالات را به عنوان تيغ‌هاي برنده‌ در كنار خود نبينيد, بلكه آنها را فقط نقطه نظرات متفاوت ببينيد.

ـ شما بايد بدانيد كه موضوع مورد بحث, مربوط به سخنراني شماست كه برآن تسلط داريد, يكي از راهها اين است كه شما مي‌توانيد سؤالات را با سؤال جواب دهيد.

با اين كار مي‌توانيد مسير سؤال را تغيير دهيد. با دانستن اين نكات, متوجه مي‌شويد كه چقدر قدرت براي جواب به سؤالات داريد و تا زمانيكه روي صحنه هستيد, همچنان قدرت در دست شماست.

و حالا من با اين سؤال روبرو هستم: چطور صحبت خود را به پايان برسانم. بايد جملات و كلماتي ارائه دهيد كه به عنوان عصاره سخنراني‌تان باشد.

ـ متشكرم كه به من گوش كرديد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-41.aspx

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

نكاتي مهم درباره يك سخنراني موفق
 
قبل از هر چيزي آيا تا به حال فكر كرده ايد كه :
 
چرا افراد موفق ، بزرگ و تاثير گذار در جهان اكثرا سخنوران ماهري نيزهستند ؟
 
چرا درباره موضوعاتي كه در موردشان علاقه و اطلاعات  داريم براي يكي دو نفر از دوستانمان به راحتي حتي براي چند ساعت مي توانيم صحبت كنيم ولي وقتي بخواهيم همين مطالب را براي جمع زيادي از مخاطبان بيان كنيم دستپاچه وعصبي مي شويم و به دليل اضطراب حتي فراموش مي كنيم چه مي خواهيم بگوييم ؟
 
آيا تا به حال تصور كرده ايد كه روزي در برابر اجتماع عظيمي از مخاطبان صحبت مي كنيد و آنها با اشتياق تمام به صحبتهاي شما گوش مي دهند و شما نيز همچنان با شور وحرارت سخنراني مي كنيد ؟
 
آيا مي دانستيد كه : صحبت كردن در برابرجمعيت ، فقط براي عده خاصي از افراد مشكل نيست و اين مساله اي عموميست ، حتي بهترين سخنرانان نيز در ابتدا دچار همين ترس وعدم تسلط بوده اند و توانايي صحبت كردن در برابر جمع استعدادي خدادادي نيست كه فقط بعضي ها از آن برخوردارند؛ بلكه با علاقه و تمرين مثل هر توانايي ديگري ميتوان به مهارتي باور نكردني در اينباره دست يافت .
 
و نيز حتما باور نمي كنيد كه آموختن فنون  و مهارت يافتن در سخنراني حتي يك دهم آنچه عموم مردم تصور مي كنند ، سخت و دشوار نيست
 
۱۵ اصل اساسي اوليه براي يك سخنراني موفق
 
۱- با شور وشوق ومحكم واستوار شروع كنيد.
 
●  وانمود كنيد كه اعتماد به نفس وشهامت بالايي داريد  حتي اگر اينگونه نيست !!!
 
● تصور كنيد كه اگر به نحو مطلوبي از پس كار بربياييد تا چه حد وجهه اجتماعيتان افزايش مي يابد.
 
● طوري با اطمينان صحبت كنيد كه گويي همه جماعت به شما بدهكارند، تاثير رواني اين تصور در اوايل كار بسيار سودمند است.
 
● اين مهم نيست كه قلب شما در دقيقه ۳۰۰ بار مي زند!!! زيرا هيچكس نبض شما را نگرفته است؛  پس شجاعانه قدم برداريد، قامتتان را راست كنيد گويي عاشق سخن گفتن هستيد.
 
به هر حال هميشه همه انسانها، شهامت را ستايش مي كنند.
 
۲- دقيقا بدانيد كه در مورد چه چيزي مي خواهيد صحبت كنيد
 
اگر از قبل در مورد سخنراني فكر نكرده باشيد و براي آن طرحي نداشته باشيد حتما در برابر شنوندگان احساس آرامش واعتماد به نفس نخواهيد داشت
 
۳- تمرين –  تمرين  –  تمرين
 
يك ضرب المثل شيرين فارسي است كه مي گويد:
 
كار نيكو كردن از پر كردن است
 
خواهي كه شوي يك خوشنويس      بنويس و بنويس و بنويس
 
تمرين مهمترين مساله است شما با هرتمرين نيرومندتر و نيرومندتر مي شويد.
 
۴- آمادگي قبلي
 
به معني نوشتن مطالب به صورت دستوري  و سپس حفظ كردن كليه عبارات و متن سخنراني نيست بلكه آمادگي قبلي يعني تمامي نكات و جوانب مختلف موضوع را قبلا خوب مطالعه بررسي و درك كرده باشيم؛ واقعيت و درستي آنها براي خود ما به اثبات رسيده باشد سپس در مورد طريقه ارائه آن فكر كنيم.
 
هو سرل گفته معروفي دارد با اين مضمون كه اگر احساس مي‌كنيد توانايي توضيح مطلبي را نداريد، مطمئن باشيد كه آن را به طور كامل درك نكرده‌ايد.
 
مطالعه و جمع آوري مطالب مرتبط، خارج از متن اصلي  (مثلا از ساير كتب، مقالات  و…) براي غني و پر بارتركردن موضوعاتي كه مطرح مي كنيم، همواره  باعث مي‌شود كه دانش، اطلاعات و در نتيجه تسلط ما درباره موضوع افزايش پيدا كند.
 
حال مي‌پرسيد كه چگونه تمرين كنيم؟
 
۵- خودتان را به تدريج آماده كنيد
 
●  يك ارائه خوب بايد تدريجا تكميل شود  ” مثلا طي يك يا دو هفته ”
 
● در اوقات فراغتتان (مثلا وقتي در سرويس نشسته ايد يا در حياط دانشگاه قدم ميزنيد) درباره‌اش فكر كنيد و در رويا و تصوراتتان آن را بپرورانيد.
 
●  با دوستانتان درباره آن صحبت كنيد و سعي كنيد هرچه به فكرتان مي‌ رسد يادداشت كنيد؛ به زودي ايده ها  و سوژه هاي نابي به ذهنتان مي رسد.
 
●  پس از اينكه مطالب آماده و تمامي آنچه را كه مي خواهيد بيان كنيد تنظيم كرديد، در حالي كه در خوابگاه هستيد و يا حتي وقتي كه در خيابان شاليكوبي قدم مي زنيد(!!!) به آرامي آن را تمرين كنيد.
 
●  بهتر است با حركات و ايما و اشاره هرچه بيشتر آن را طبيعي وبا روح سازيد و تجسم كنيد كه در برابر يك جمعيت واقعي سخن مي گوييد.
 
●  مي‌توانيد به عنوان تمرين به مدت سه تا پنج دقيقه مطلبتان را دقيقا همانطور كه  مي خواهيد در جلسه سمينار بيان كنيد، براي هم اطاقي هايتان ارائه دهيد.
 
●  هر چه اين تمرينات را بيشتر انجام دهيد در عمل احساس اطمينان و راحتي بيشتري خواهيد داشت .
 
هميشه و در هر كاري ابتدا ۱۰۰ ايده نو جمع آوري كنيد سپس ۹۰ تاي آن را دور بريزيد آنگاه در مي‌يابيد كه ۱۰ ايده عالي در اختيار داريد.
 
۶- مطالب را به سادگي صحبتهاي هميشگي خود بيان كنيد
 
اگر بخواهيم لفظ قلم يا كتابي صحبت كنيم كار بسيار دشوار مي شود؛ نيمي از كلاممان محاوره‌اي و نيمي كتابي مي‌شود؛ عبارات نامانوسي مثل“مي باشه” ، “مي‌شوه”  و… محصول سعي نافرجام براي كتابي صحبت كردن است.
 
۷- با مخاطبانتان رو در رو باشيد
 
ارتباط چشمي با مخاطب از اهميت فوق العاده‌اي برخودار است.
 
۸- از روخواني كردن بپرهيزيد
 
خواندن مطلب از روي يادداشت نيمي از لطف سخنراني را از بين مي‌برد و شنوندگان خيلي سخت سخنراني كه از روي يك نوشته روخواني مي‌شود را تحمل مي كنند.
 
۹- اول سخنران بعد سخن
 
مهمترين موضوع سخنراني در برابر عموم خود گوينده است و آنچه بيان مي شود درمرتبه دوم قرار دارد
 
۱۰- آنچه مي گوييد آنقدر مهم نيست كه چگونه آن را مي‌گوييد.
 
تاثير هر گفتار بيشتر متكي به نحوه بيان است تا محتوا و ارزش مطلب .
 
۱۱- اگر وسط صحبت يادمان رفت كه چه مي گفتيم
 
فراموش كردن مطلب : مساله‌اي محتمل است كه ممكن است براي هركسي خصوصا در تجربيات اول پيش بيايد، در اين شرايط معمولا چند ثانيه ذهن قفل شده و بطور كلي فراموش مي‌كنيم كه اصلا راجع به چه چيزي صحبت مي كرديم.
 
ولي خوشبختانه اين حالت بسيار گذرا بوده و پس از چند لحظه (پنج تا ده ثانيه) دوباره همه چيز يادمان مي‌افتد. ولي ما نمي‌توانيم  مخاطبان  را به حال خود رها كرده و به دنباله مطلب فكر كنيم در اينگونه موارد دو كار مي توان كرد:
 
● مي‌توانيم يك يا چند  سوال از حضار بپرسيم. مثلا آيا صداي ما به رديف آخر مي رسه ؟ يا مطالب تا اينجا  مفهوم بوده ؟ يا اينكه تا اينجا كسي سوالي نداره ؟  و…
 
●  راه بهتر اين است كه آخرين جمله‌اي  را كه گفتيم تكرار كرده و صحبت را آن مورد تا چند جمله ادامه دهيم و در اين فرصتي كه ايجاد كرديم بايد به ادامه موضوع بينديشيم.
 
البته امروزه كه اغلب ارائه‌ها در قالب اسلايد و نرم افزار PowerPoint انجام مي شود اين مشكل كمتر بروز پيدا مي كند.
 
۱۲- مخاطب را ناديده نگيريد

●  به زمين يا هوا زل نزنيد. در اين حالت انگار با خودتان صحبت مي‌كنيد.  صحبت شما خشك و بيروح و كلامتان بي خاصيت مي شود.
 
● با جمعيت طوري صحبت كنيد كه گويا با ”مصطفي برزگر“ صحبت مي‌كنيد؛ مگر غير از اين است كه جمعيت از افرادي نظير ” مصطفي برزگر “ تشكيل شده است ؟
 
● طوري با شنوندگان صحبت كنيد كه گويي منتظريد آنها هر لحظه از جا بلند شده و با شما گفتگو كنند.
 
● در مقابل آنها لبخند بر لب داشته باشيد.
 
● پوشيدن لباس پاكيزه و مرتب اهميت زيادي دارد چون باعث تقويت اعتماد به نفس شده و هر اندازه كه وضع ظاهري نامرتب و شلخته داشته باشيد به همان ميزان از توجه مخاطبان كم خواهد شد.
 
۱۳- آغاز مناسب

● شروع يك سخنراني مانند آغاز يك سفر است؛ بايد ازقبل فكر كنيم كه از كجا بايد شروع كرد و از چه مسيري ادامه داد و در نهايت دقيقا بدانيم كه چه چيزي را به مخاطب بايد انتقال دهيم.
 
● نبايد صحبت را بيش از حد خشك و رسمي آغاز كرد.
 
● ابتداي يك سخنراني خيلي خيلي مهم است و انصافا مشكل ! و در موفق بودن بقيه سخنراني نقشي اساسي دارد. پس نبايد آن را سرسري گرفت و بايد براي آن طرحي داشت، مثلا يك بيت شعر يا يك مقدمه كوتاه دو سه جمله اي يا مثل همين مطلب با چند پرسش .
 
يك سخنران ماهر در خاطرات خود مي‌نويسد: ” هميشه دو دقيقه قبل از سخنراني ترجيح مي دادم مرا گلوله باران كنند ولي سخنراني نكنم … اما … دو دقيقه قبل از پايان حتي با رگبار گلوله هم مايل به تمام كردن سخنراني نيستم “
 
۱۴- چگونگي بيان

● در گفتار خود روي كلمات مهم تكيه كنيد واز كلمات كم اهميت سريع عبور كنيد.
 
● هميشه قبل و بعد از بايان نكات اساسي و مهم يك مكث كوتاه داشته باشيد.
 
● يكنواخت و ماشيني صحبت نكنيد، تن صدا و نحوه بيانتان را هر از چند گاه تغيير دهيد.
 
● جملات و عبارات مهم را با تمايز و تاكيد بيان كنيد؛ مثلا بلندتر و يا حتي آرام تر از باقي عبارات. تاثير اين كار دقيقا مشابه هاي‌لايت كردن توسط ماركر يا Bold كردن فونت در نوشته هاست.
 
● براي تاكيد بيشتر بر مطالب مهم مي‌توانيد آنها را يك بار تكرار كنيد ولي بهتر است در تكرار از بيان ديگري استفاده كنيم .
 
● زبان بدن (Body Language) راز موفقيت شماست و اين يعني استفاده درست و بجا از حركات،  ايما، اشاره و خلاصه تمامي اندام براي هرچه زنده و شاداب تر كردن جلسه ودميدن روح در فضاي سالن.
 
۱۵ – كلام پاياني :   مخاطب خود را دوست داشته باشيد
 
علاقه و صميميت گوينده نسبت به شنوندگان به آنها منتقل مي شود و جمعيت نيز هر گونه احساس وعلاقه را درك و منعكس مي كند؛ ولي اين موضوع مساله اي دلي است و براي آن نمي توان قاعده و فرمولي نوشت و فقط به صورت خلاصه مي توان كه تصور كنيد تمامي آنها كه روبه روي شمايند دوستانتان هستند.
 
ــــــ
 
خلاصه‌اي از اين نكات:
 
● در ابتداي كار محكم واستوار شروع كنيم .
 
● براي ارائه مطلب آمادگي قبلي داشته باشيم.
 
● تمرين . تمرين . تمرين .
 
● مطالعه و گردآوري مطلب بيش از آنچه كه بايد ارائه كنيم.
 
● براي يك سخنراني و سمينار خوب بايد در طي چند روز مطالب را آماده كرد .
 
● مطالب را تا حد امكان ساده و به بيان خودماني بازگو كنيد تا براي همه قابل فهم باشد .
 
● با مخاطبانتان ارتباط چشمي داشته باشيد .
 
● يكنواخت و با لحني ثابت صحبت نكنيد، روي مطالب مهم تاكيد كنيد .
 
مطالب ارائه شده خلاصه اي بسيار مختصر بود از كتاب : آئين سخنراني اثر ديل كارنگي
 
تمامي آنچه تا اينجا گفتيم اموري بودند كه به شخص شما مربوط مي‌شد. فراموش نكنيد كه ساختن اسلايدهاي مناسب به شكلي جذاب و گويادر نرم افزار PowerPoint نيز روي ديگر اين سكه است كه نبايد از آن غافل ماند .
 
۱۰ نكته مهم در طراحي و ارائه اسلايدهاي PwerPoint
 
1- انتخاب رنگهاي مناسب و داراي كنتراست (تضاد رنگي) براي زمينه و متن از اوجب واجبات است.
 
۲-  تاكيد بر استفاده هرچه بيشتر ازاشكال، نمودارها، جداول و عناصر بصري اهميت حياتي دارد.
 
فراموش نكنيد كه  نرم افزار PowerPoint ابزار مناسبي براي نمايش متن نيست؛ زيرا اصولا براي اينكار طراخي نشده پس بايد از قرار دادن بيش از چند سطر متن در هر اسلايد خودداري كرد.
 
۳- از قلم و فونت مناسب به شكلي كه مطالب براي همه مخاطبان قابل رويت ياشد استفاده كنيد.
 
۴- از افكت و جلوه هاي انيميشن در حد معقول استفاده كنيم. نه آنچنان كه اسلايدها خشك و بي روح باسد و نه آنچنان آن را پر از جلوه و گل و بلبل كنيم كه مطلب اصلي را تحت الشعاع قرار دهد.
 
۵- ارائه خوب الزاما ارائه اي نيست كه داراي حجم بالا و اسلايدها زيادي باشد  بلكه ارائه‌اي است كه با كمترين ميزان اسلايد و حجم، بيشترين اطلاعات را به مخاطب منتقل نموده و براي مستمعان ملال‌آور نباشد. هيچ وقت و هيچ وقت كيفيت ارائه را فداي كميت آن نكنيد.
 
۶- براي كاهش حجم، مطالب را خلاصه كنيد؛ همچنين در اكثر اوقات مي توان چندين صفحه متن را در جداول، نمودار و چارتهاي مناسب به صورتي كامل خلاصه كرد.
 
۷- به جاي اينكه تمامي متن را تايپ كنيد، فقط تعاريف اصلي و تيترها  را در اسلايد بياوريد،  به راحتي بقيه مطالب را مي توانيد به ذهنتان بسپاريد، البته اگر آنها را خوب درك كرده باشد.
 
۸- اگر تعاريف اصلي، اعداد، ارقام و امثال اينها را از روي اسلايد روخواني كنيد هيچ ايرادي ندارد ولي مواظب باشيد كه اين روخواني كردن را به كل مطالب تعميم ندهيد.
 
۹- هنگام ارائه بينندگان را هرچه بيشتر به تصاوير، نمودار و شكلها ارجاع دهيد و با اشاره توسط نشان دادن  با دست و… توجه آنها را به سمت خود و مطالبتان معطوف كنيد.
 
۱۰-   براي جلوگيري از مشكلات پيش بيني نشده اگر امكان داشت يك مرتبه برنامه را در كامپيوتر اجرا كرده و از مرتب بودن همه چيز مطمئن شويد.
 
در انتها بايد گفت كه :
 
شما حداكثر در طي ۲۰ تا ۳۰ دقيقه بايد هرچه را لازم است بيان كرده و سخنتان را تمام كنيد زيرا بر اساس تحقيقات روانشناسي، انسانها معمولا بيش از اين زمان نمي توانند بر موضوعي تمركر وتوجه داشته باشند اگر ناچار شديد ييشتر از۲۰دقيقه صحبت كنيد بايد به ذهن مخاطبتان يك زنگ تفريح كوچك مثلا ۱ دقيقه اي بدهيد.

يكي از بهترين معيارها براي سنجش، يك ارائه، سمينار  يا سخنراني موفق ميزان توجه واشتياق مخاطبان نسبت به آن است
 
منبع : عصر ارتباط


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۵:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه يك سخنران مصنوعي نباشيم

چكيده:
همه ما سخنراني‌هايي را شنيده‌ايم كه در آن به نظر مي‌رسد كارهايي كه سخنران انجام مي‌دهد همه درست هستند، ولي چيز نامعلومي‌در اين ميان اشتباه است. اگر از ما راجع به اين سخنراني‌ها سوالي پرسيده شود، احتمالا با كلماتي از قبيل «محاسبه شده» يا «مصنوعي» آنها را توصيف مي‌كنيم. شايد هيچ كد‌اممان نتوانيم بگوييم كه سخنراني دقيقا به چه دليل جذاب نبود، تنها نكته ...
  چگونه يك سخنران مصنوعي نباشيم


همه ما سخنراني‌هايي را شنيده‌ايم كه در آن به نظر مي‌رسد كارهايي كه سخنران انجام مي‌دهد همه درست هستند، ولي چيز نامعلومي‌در اين ميان اشتباه است. اگر از ما راجع به اين سخنراني‌ها سوالي پرسيده شود، احتمالا با كلماتي از قبيل «محاسبه شده» يا «مصنوعي» آنها را توصيف مي‌كنيم. شايد هيچ كد‌اممان نتوانيم بگوييم كه سخنراني دقيقا به چه دليل جذاب نبود، تنها نكته‌اي كه به ذهنمان مي‌رسد اين است كه سخنران به نظر مصنوعي مي‌آمد.

در اقتصاد پيچيده امروز، كاركنان و سهامداران، بسيار بيشتر از هميشه بدبين شده‌اند. قابل اعتماد بودن (شامل توانايي برقرار كردن ارتباط با ديگران به گونه اي كه كارهاي شما مصنوعي به نظر نرسد) به يكي از مهم‌ترين صفات رهبري تبديل شده است. زماني كه رهبران اين توانايي را دارند، مي‌توانند كاركنانشان را تشويق به انجام دادن كارهاي بسيار دشوار با تلاش فراوان بكنند.

ولي زماني كه رهبران فاقد اين توانايي باشند، بدبيني در سازمان حاكم مي‌شود و كاركنان تنها كارها را از سرشان باز مي‌كنند. ولي چرا به دست آوردن اين توانايي اينقدر دشوار است؟

آنچه علم مي‌گويد

همه ما قدرت ارتباط بي كلام را مي‌دانيم. زماني كه حرفي كه از دهان فردي خارج مي‌شود با زبان بدن او تطابق نداشته باشد، شنوندگان تنها به زبان بدن فرد واكنش نشان مي‌دهند. زبان بدن، بلند‌تر از حرف‌هايي است كه با كلمات بيان مي‌شوند. و اين حرف به اين معنا است كه شما نمي‌توانيد به سادگي بايستيد و حقيقت را بگوييد.

اين جمله را از مديراني كه مي‌خواهند سخنراني كنند زياد شنيده‌ايم كه: «نمي‌خواهم به نظر برسد كه سخنراني‌ام را زياد تمرين كرده‌ام، به همين دليل هم زياد سخت نمي‌گيرم.» ولي در زمان سخنراني، زبان بدن اين افراد، اعتبارشان را خدشه‌دار مي‌كند. از آنجايي كه او در شرايط استرس‌زا قرار مي‌گيرد و قبلا هم براي رويارويي با اين شرايط تمرين نكرده است، به نظر مي‌رسد كه در شرايط خوبي قرار ندارد و اعتماد به نفس لازم را براي مسلط شدن بر جلسه ندارد.

بنابر اين تمرين كردن و آماده بودن مهم است. ولي تمرين كردن سنتي هم جواب نمي‌دهد. چرا كه نياز به راهنمايي در مورد زبان بدن هم هست. مواردي از اين قبيل كه با شنوندگان ارتباط چشمي‌داشته باشيد، دست‌هايتان را به طرفين باز كنيد و غيره كه باعث مي‌شوند كه سخنران كاملا مصنوعي به نظر برسد.

ولي چرا زبان بدن تمرين شده از قبل، مصنوعي به نظر مي‌رسد؟ مطالعات نشان مي‌دهند كه زبان بدن، نشانگر چيز‌هايي است كه ما به آن فكر مي‌كنيم و بعد از اين حرف راجع به آن صحبت خواهيم كرد.

به عبارت ديگر، كلمات بسيار ديرتر از زبان بدن حرفي كه ما مي‌خواهيم بزنيم را به شنونده منتقل مي‌كنند. براي مثال زماني كه ما مي‌خواهيم حرفي را تاييد كنيم، ابتدا سرمان را تكان مي‌دهيم، به اين‌ترتيب، بدنمان زودتر از زبانمان حرفمان را بيان مي‌كند.

اگر زبان بدن زودتر از شكل گرفتن افكارمان و فكرمان زودتر از كلماتمان شكل مي‌گيرند، در اين صورت تفكر ما در مورد آماده كردن سخنراني‌هايمان بايد تغيير كند. زماني كه فردي سخنراني را به صورت سنتي راهنمايي مي‌كند، در اين صورت همه حركات بدن را يك به يك اجرا مي‌كند و در نتيجه سخنران موقع سخنراني همه اين حركات را درست همزمان با حرف‌هايي كه مي‌زند، يا كمي ‌بعد از آن از خود بروز مي‌دهد.

اگرچه شنوندگان به صورت آگاهانه اين تفاوت زماني غيرمعمول را متوجه نمي‌شوند، ولي توانايي دروني آنها در خواندن زبان بدن باعث مي‌شود متوجه شوند كه چيزي در اين ميان آنطور كه بايد نيست و سخنران را غيرقابل اعتماد و مصنوعي مي‌يابند.


تمرين مصنوعي نبودن

پس در اين صورت براي يك سخنراني مهم چگونه بايد آماده شد؟ بايد به چند نكته پايه‌اي در زير حرف‌هايي كه مي‌زنيد توجه داشته باشيد. روراست باشيد، ارتباط برقرار كنيد، راجع به چيزي كه حرف مي‌زنيد از خودتان احساسات نشان دهيد و گوش كنيد. زماني كه سخنراني‌تان را تمرين مي‌كنيد، اين نكات را در خاطر داشته باشيد.

سخنراني‌تان را چند بار تمرين كنيد و هر بار سعي كنيد يكي از اين اهداف را در خاطر داشته باشيد. تمرين كردن زبان بدن خاصي را فراموش كنيد. اگر شما بتوانيد اين اهداف را درك كنيد و واقعا به آنها اهميت بدهيد، در اين صورت زبان بدنتان خودش شكلي كه بايد را به خود مي‌گيرد و در لحظه مناسب حركت مناسب را از خود نشان مي‌دهد.

اگر شما بتوانيد به صورت فيزيكي و احساسي همه اين اهداف را در نظر داشته باشيد و موقع سخنراني به آنها توجه كنيد، تنها در اين صورت است كه آن اصالت واقعي كه مي‌تواند با شنوندگان ارتباط برقرار كند را به دست خواهيد آورد.

چيزي كه پشت يك سخنراني اصيل نهفته است

ايجاد اين ارتباط كار ساده‌اي نيست. در اينجا براي اين اهداف توصيه‌هايي مي‌شود.

هدف روراست بودن با مخاطبان. اين نكته اولين و به نوعي مهم‌ترين هدفي است كه در زماني كه يك سخنراني را تمرين مي‌كنيد بايد روي آن تمركز كنيد. چرا كه اگر شما روراست نباشيد در اين صورت مخاطبان: احساس مي‌كنند كه در مقابل آنها سنگر گرفته‌ايد. درست انگار از طرف آنها تهديدي احساس كرده‌ايد. در اين صورت شانس زيادي براي برقراري ارتباط نخواهيد داشت.

ولي چگونه مي‌توان روراست بود؟ تصور كنيد كه براي فردي كه با او احساس راحتي مي‌كنيد سخنراني مي‌كنيد. تصور كنيد كه در اين صورت چه احساسي داريد؟ اين احساس دقيقا همان چيزي است كه موقع سخنراني بايد داشته باشيد. اگر تصور كردن اين شرايط برايتان سخت است، از كسي كه با او احساس نزديكي مي‌كنيد، خواهش كنيد كه به سخنراني‌تان گوش كند و شما آن موقع سعي كنيد كه با او روراست باشيد و بعد ببينيد چه احساسي به شما دست داده است.

تغيير در رفتار غيركلامي‌تان مي‌تواند روي كلامتان هم تاثير بگذارد. اگر فرد هميشه زماني كه سخنراني سعي مي‌كند روراست باشد، بدنش آرامش مي‌يابد و به اين‌ترتيب مي‌تواند حرف‌هايش را با روشني بيشتري به مخاطبانش منتقل كند.

هدف برقراري ارتباط با مخاطبان: زماني كه موفق شديد سخنراني در حالتي كه روراست هستيد را تمرين كنيد، بايد سعي كنيد اين بار سخنراني‌تان را با تمركز بر مخاطبانتان انجام دهيد. راجع به نيازتان به درگير كردن شنوندگان فكر كنيد. تصور كنيد كه مي‌خواهيد توجه كودكي را جلب كنيد. مسلما براي اين كار استراتژي نمي‌چينيد. بلكه تنها كاري را مي‌كنيد كه حس مي‌كنيد بهترين كار است، صدايتان را بالاتر مي‌بريد، يا به او نزديك‌تر مي‌شويد.

در عين حال تنها جلب توجه كردن كافي نيست. شما همچنين مي‌خواهيد اين توجه جلب شده را، پيش خودتان نگه داريد. نگذاريد مخاطب‌تان به جاي اينكه حرف شما را گوش كند در فكر‌هايش غرق شود. حالا اينجا تصور كنيد كه به جاي كودك قبلي مي‌خواهيد توجه نوجواني را به حرف‌هايي كه مي‌زنيد نگه داريد به‌گونه‌اي كه حواسش پرت نشود.

كاري كه بسياري از سخنرانان حرفه‌اي مي‌كنند، اين است كه حرفشان را با مخاطب قرار دادن گروهي كه به فرض به رشد فروش سازمان كمك كرده‌اند آغاز مي‌كنند و به اين‌ترتيب توجه مخاطبان را تا آخر كار نزد خود نگه مي‌دارند.

هدف احساساتي بودن در مورد موضوع صحبت:

از خودتان بپرسيد كه چه چيزي برايتان مهم است؟ مي‌خواهيد سخنراني‌تان چه نتيجه اي بر جاي بگذارد؟ به جاي تمركز كردن روي چيزي كه مي‌خواهيد بگوييد، روي موضوعي كه در مورد آن صحبت مي‌كنيد و برايتان مهم است تمركز كنيد. بگذاريد احساسات در هر كلمه‌اي كه مي‌گوييد خودشان را نشان دهند و دور سوم تمرين سخنراني‌تان را اينگونه انجام دهيد.

سپس كار را براي خودتان سخت‌تر كنيد. تصور كنيد كه فردي در جمع هست كه در صورتي كه نتوانيد با احساساتتان توجهش را جلب كنيد، همه چيز را از شما خواهد ربود. به اين فكر كنيد كه چرا حرفي كه داريد مي‌زنيد مهم است تا احساساتتان در سخنراني آشكار شوند.

هدف گوش دادن به مخاطبان: حالا فكر كنيد كه زماني كه شما براي آغاز سخنراني‌تان به سمت سن حركت مي‌كنيد، مخاطبانتان چه احساسي دارند؟ آيا در مورد آينده خوشحال هستند؟ آيا نگران فروش پايين هستند؟ اين بار زماني كه تمرين مي‌كنيد، تصور كنيد كه داريد از نزديك آنها را تماشا مي‌كنيد و به دنبال واكنش آنها به حرف‌هايتان هستيد.

مسلما هدف شما براي كشف احساسات مخاطبانتان در زمان سخنراني واقعي مهم‌ترين نقش را خواهد داشت. معمولا مخاطبين حرف نمي‌زنند، ولي علائم غيركلامي‌ مي‌فرستند كه بايد براي گرفتن آنها و جواب دادن به آنها آماده باشيد.

اين كار به آن سختي كه به نظر مي‌آيد هم نيست. از آنجايي كه شما هم يك انسان هستيد به همان اندازه مخاطبانتان در درك زبان بدن خبره هستيد، ولي در صورتي كه هدف اين كار را داشته باشيد. با ديدن عكس العمل مخاطبانتان شايد بخواهيد صدايتان را بلند‌تر يا آرام‌تر كنيد، بخش‌هايي از حرف‌هايتان را حذف كنيد يا... اگر اين كار باعث مي‌شود كه مخاطب‌تان را در يك ديالوگ دو طرفه درگير كنيد كه چه بهتر.

اگر زماني براي پرسش و پاسخ در نظر گرفته ايد، در اين زمان با تمام وجود به حرف‌هاي مخاطب گوش كنيد. درست انگار او حرف بسيار مهمي‌مي‌زند كه حتي يك كلمه از آن را هم نمي‌خواهيد از دست بدهيد. در اين صورت بدون اينكه آگاهانه به كاري كه مي‌كنيد فكر كنيد، مي‌بينيد كه بدنتان به جلو خم شده است و شما داريد سرتان را به نشانه تاييد تكان مي‌دهيد. حركاتي كه در صورتي كه به شما گفته شده بود از خودتان بروز بدهيد، كاملا مصنوعي به نظر مي‌رسيدند.

مسلما شنيدن حرف‌هاي مخاطبان در ميانه مصاحبه كار دشواري است. ولي مي‌توانيد از حرف‌هايي كه آنها مي‌زنند، براي ارائه‌هاي بعدي‌تان استفاده كنيد. براي مثال ممكن است در پايان سخنراني‌تان متوجه شويد كه مخاطبانتان هنوز متوجه نشده اند كه چرا فروش شركت كم شده است كه حالا بايد از يك راه حل خاص براي بالا بردن آن استفاده كرد.

در اين صورت مي‌توانيد چند دقيقه آغازين سخنراني بعدي‌تان را به توضيح اين موضوع كه چرا فروش كم شده است اختصاص دهيد. مخاطبان هميشه مي‌خواهند در قبال چيزي كه از سخنران مي‌گيرند، چيزي هم به او بدهند. به ياد داشته باشيد كه در نهايت تنها با‌ تركيب روراست بودن، ارتباط برقرار كردن، بروز احساسات و گوش كردن است كه مي‌توان يك سخنران اصيل بود. سخنراني كه مخاطبان احساس نمي‌كنند برايشان فيلم بازي مي‌كند.

منبع : دنياي اقتصاد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۴:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

ساختار ساده سخنراني هاي كوتاه

يك ساختار ساده سه بخشي وجود دارد كه مي توانيد براي طراحي هر گونه سخنراني آن را به كار بگيريد. براي يك سخنراني يك دقيقه اي يا 30 دقيقه اي مي توانيد از اين الگو استفاده كنيد.

بخش اول

بخش اول ، مقدمه است . كافي است به مخاطبانتان بگوييد قصد داريد درباره ي چه چيزي صحبت كنيد. اين مقدمه، زمينه را فراهم ، مخاطبان را آماده و خط مشي سخنان شما را تعيين مي كند.

بخش دوم

بخش دوم ،اين است كه چيزي را كه در مقدمه قول داده ايد، به مخاطبان بگوييد . اين كار مي تواند شامل يك،دو يا سه نكته باشد . اگر سخنراني تان كوتاه است ، فقط بايد شامل سه نكته اصلي باشد كه در يك زنجيره بسط يافته اند.

بخش سوم

بخش سوم صحبت هاي شما ، خلاصه اي از چيزهايي است كه به مخاطبان گفته ايد .نبايد از آنها توقع داشته باشيد تمام چيزهايي را كه گفته ايد ، همان بار اول حفظ كنند . مرور ، جمع بندي و تكرار براي شنوندگان مفيد و لذت بخش است .

شما وظيفه اي داريد كه بايد انجام دهيد

پگي نونان ، نويسنده متن خطابه هاي رونالد ريگان مي نويسد : (هر سخنراني ، وظيفه اي بر عهده دارد.)

يكي از مهم ترين كارهايي كه بايد قبل از شروع سخنراني انجام بدهيد ، داشتن هدف در ذهنتان است . بايد مشخص كنيد كه مي خواهيد با صحبت هايتان به چه هدفي برسيد . اين سؤال را از خودتان بپرسيد- من  آن را سؤال عيني مي نامم – ( اگر بعد از سخنراني من ، با مردم مصاحبه كنند و از آنها بپرسند : (از اين سخنراني چه چيزي عايدتان شد و در نتيجه آن مي خواهيد چه تصميمي بگيريد؟) دوست دارم مخاطبانم چه جوابي بدهند ؟ ) در سخنراني بايد هدف از همه چيز ، از شروع گرفته تا متن اصلي و سپس نكات پاياني ، رسيدن به اين مقصود باشد.

نويسنده:برايان تريسي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۴:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]


سخنران خوب و موفق كيست - چگونه سخنراني كنيم


"دكتر مهرداد منصوري"

  چگونه سخنراني كنيم
  آماده كردن يك سخنراني
  آماده كردن يك پاور پوينت خوب    
  تمرين و تكنيك
  يك اجراي خوب


 تا بحال شنونده چند سخنراني بوده ايد كه واقعا توجه شما را جلب كرده است. سخنران را در آن توانا ديده ايد و مطلب ارائه شده را گويا و مفيد يافته ايد. احتمالا تعداد كمي. به واقع علت چيست.

رموز يك پرزانتاسيون خوب چيست و در هنگام ارائه مطلب به يك جمع بايد به چه نكاتي توجه كرد.

امروزه در اكثر سخنراني هاي علمي از نرم افزار پاورپوينت استفاده ميشود. استفاده درست و بجا از پاورپوينت ميتواند كمك زيادي به موثر بودن ارائه مطلب كند ولي اگر به درستي از آن استفاده نشود تنها مخل بوجود آمدن يك ارتباط درست و مناسب بين سخنران و شنونده است. در بعضي از سخنراني ها به نظر ميرسد اگر سخنران كلا پاورپوينت را كنار بگذارد و فقط حرف بزند بسيار موثر تر خواهد بود.

نكته اول و شايد مهمترين نكته در سخنراني ها اينست كه پاورپوينت در محوريت پرزانتاسيون نيست. اصل قرار دادن پاورپوينت بزرگترين اشتباهي است كه اكثريت سخنرانان مرتكب آن ميشوند. آنها فراموش ميكنند كه پاورپوينت در خدمت آنها است نه آنها در خدمت پاورپوينت. پاورپوينت كمك به سخن است و فرع است نه اصل.

بسياري از سخنرانان خود را كسي ميدانند كه بايد مطالبي را كه در پاورپوينت نوشته شده توضيح دهند. اينطور نيست. اصل، سخناني است كه سخنران ارائه ميدهد و پاورپوينت فقط با كمك گرفتن از يك سري داده هاي تصويري سعي ميكند به فهم مطلب كمك كند. فراموش نكنيد. شما سخنران هستنيد. شما و سخنان شما بايد در مركز توجه باشد نه اسلايدهاي شما و نه حتي دست نوشته هاي شما.

مهم ترين مراحل و نكات براي موفقيت در سخنراني عبارتند از :

•آماده كردن سخنراني
•تهيه يك پاورپوينت خوب
•تمرين
•نكات تكنيكي
•اجراي خوب
 

آماده كردن يك سخنراني

مهمترين قسمت يك سخنراني متن آن است نه ظاهر آن. البته ظاهر خوب به درك مطلب كمك ميكند ولي يك سخنراني زيبا اما بدون محتوا به چه دردي ميخورد. پس ابتدا سعي كنيد محتواي سخنراني خود را تنظيم كنيد. در باره چه مطلبي قصد داريد صحبت كنيد. چه اندازه در باره آن مطلب ميدانيد. ابتدا سعي كنيد تازه ترين مطالب را در مورد سخنراني مطالعه كنيد.

اين سخنراني ميتواند يك فرصت خودآموزي براي خود شما باشد. بايد بدانيد شنوندگان شما از لحاظ علمي در چه حدي هستند تا بتوانيد مطلب متناسب و در حد آنها را تهيه كنيد. مسلما مطالبي كه بايد براي دانشجويان تهيه شود با مطالبي كه بايد براي متخصصان امر گفته شود متفاوت خواهد بود.

براي سخنراني خود يك مسير و جريان منطقي در نظر داشته باشيد. ميتوانيد در ابتدا از اهميت موضوع و اينكه قصد داريد چه مطالبي را منتقل كنيد صحبت كنيد. بعد مطالب را بگوييد و در آخر خلاصه كنيد كه چه چيزي به حضار گفته ايد. اگر شنوندگان از اول بدانند شما قصد داريد آنها را به كجا ببريد آرام مينشينند و با شما همراه ميشوند و گرنه در تمام طول سخنراني ذهن آنها دنبال اين مطلب است كه شما در كل ميخواهيد چه بگوييد و اين آنها را خسته كرده و مانع جذب مطلب شما ميشود.

اول و آخر سخنراني مهمترين قسمت هاي آن هستند و بيشترين تاثير را در شنونده ميگذارند. پس بايد قوي ترين قسمت سخنراني باشند. مهمترين پيام ها را در اين قسمت ها بگذاريد. بعد از مشخص كردن قالب كلي مطلب و اينكه دقيقا راجع به چه چيزي ميخواهيد صحبت كنيد ميتوانيد صفحات پرزانتاسيون خود را با پاورپوينت تهيه كنيد.


نكات مهم در تهيه يك پاورپوينت خوب

در تهيه يك پاورپوينت مناسب دو نكته اهميت بسيار دارد

 ◄ سخنراني جاي بمباران اطلاعاتي حضار نيست. يكي از اشتباهات رايج سخنرانان اينست كه سعي ميكنند در زمان كوتاه سخنراني حجم بالايي از اطلاعات را ارائه دهند. سياست بهتر اينست كه چند نكته مهم و كليدي را در نظر بگيريد و سعي كنيد آن نكات را بيشتر توضيح داده و روشن تر كنيد. پس سعي كنيد از حداقل اسلايد ها استفاده كرده و در طول سخنراني نكات مهم را تكرار كنيد.

 ◄ سخنراني يك ابزار شنيداري و پاورپوينت يك ابزار ديداري است. در حين سخنراني شما با حرف زدن سعي ميكنيد مطلب مورد نظرتان را به شنونده منتقل كنيد. حال اگر صفحات پاورپوينت همان گفتار شما را بصورت نوشته نشان دهد نه تنها چيزي به پرزانتاسيون شما اضافه نكرده است بلكه ميتواند تا حدود زيادي مخل آن هم باشد. وقتي يك اسلايد نمايش داده ميشود حضار قبل از اينكه به شما گوش دهند اول شروع به خواندن مطالب آن صفحه ميكنند. وقتي خواندن آنها تمام شد تازه شروع ميكنند به گوش دادن به شما. در اين حين قسمتي از سخنان شما شنيده نميشود. از آن بدتر قبل از آنكه چيزي را بگوييد آنها آن را از روي اسلايد خوانده اند و عملا گفتار شما مطلبي زائد به نظر خواهد رسيد. پس در اينجا پاورپوينت است كه دارد سخنراني ميكند نه شما.

راه حل اين مشكل اينست كه از قدرت واقعي نمايش ديداري يعني تصوير استفاده كنيم. تفاوت تلويزيون و راديو اين نيست كه تلويزيون گفته ها را بصورت نوشته نشان دهد بلكه چيزي كه تلويزيون به راديو اضافه ميكند تصوير و فيلم است. بهترين كمكي كه صفحات پاورپوينت ميتوانند به سخنان ما بكنند اينست كه چيزي را كه سخن نميتواند به شنونده القا كند از طريق تصوير بگويد. متاسفانه اكثريت قريب به اتفاق اسلايدهاي پاورپوينت كه در سخنراني ها ميبينيم فقط نوشته هستند. دليل آن هم ساده است. تهيه نوشته راحت تر از تهيه يك تصوير يا فيلم است. اگر ميخواهيد از قدرت واقعي پاورپوينت استفاده كنيد سعي كنيد بيشتر از تصوير استفاده كنيد و تا حد امكان نوشته ها را كم كنيد. از تصاوير با كيفيت استفاده كنيد. اگر تصاوير شما كيفيت پاييني دارند همان بهتر كه اصلا آنها را نشان ندهيد.

نكات مهم ديگري كه بايد در تهيه صفحات به آنها توجه شود عبارتند از 

•اندازه حروف :نوشته هاي اسلايد را طوري بنويسيد كه دورترين بيننده هم بتواند آنها را به راحتي بخواند. نوشته هاي كوچك فقط صفحه را پر ميكنند. سعي كنيد از فونت كوچكتر از 24 استفاده نكنيد.

•فونت : از فونت هاي مناسب استفاده كنيد. فونت هاي مناسب آنهايي هستند كه به راحتي قابل خواندن هستند. از استفاده از فونت هاي عجيب و غريب و يا به فرم ايتاليك امتناع كنيد. براي عنوان از فونت هاي Arial يا Verdana استفاده كنيد و براي خطوط بعدي ميتوانيد از Times New Roman استفاده كنيد.
•رنگ :در هر اسلايد براي نوشته ها حداكثر از دو رنگ استفاده كنيد. اسلايدهاي رنگارنگ موجب كاهش توجه بيننده به متن ميشود. در اسلايدهاي متوالي رنگ يا نوع فونت نوشته ها را تغيير ندهيد و سعي كنيد در تمان صفحات از يك روال ثابت استفاده كنيد.

•زمينه : براي متن و نوشته ها از رنگ هاي متضاد استفاده كنيد تا خواندن راحت تر باشد. مثلا زمينه سياه يا آبي تيره و نوشته سفيد يا زرد يا زمينه سفيد و نوشته سياه. البته زمينه تيره بهتر است چون توجه بيننده را بيشتر به مطلب جلب ميكند.

•سادگي : ساده ترين بهترين است. سعي كنيد تا حد ممكن از انيميشن هاي پاورپوينت كه كلمات نوشته شده را به شكل هاي عجيب و غريب وارد اسلايد ميكنند دوري كنيد. استفاده از اين انيميشن ها تمركز حضار را بشدت بهم ميزند. بهتر است پديدار شدن و محو شدن كلمات پيچيده ترين انيميشن شما باشد.
•هماهنگي : سطر هاي نوشته را با هم نشان دهيد نه تك تك.

•سعي كنيد در هر اسلايد از كلمات كمتري استفاده كنيد. صفحات را پر از مطلب نكنيد. حضار بايد بيشتر به شما گوش دهند نه محتويات پاورپوينت را بخوانند. اسلايد هاي شلوغ را هيچ كسي نميخواند. بسياري از اسلايد ها را ميتوان با حداكثر چند كلمه ساخت. در هر صفحه حداكثر از چهار سطر و در هر سطر حداكثر از چهار كلمه استفاده كنيد.

•در نوشته ها از كلمات كليدي استفاده كرده و سعي كنيد از نوشتن جملات كامل اجتناب خودش را بخواند.

•بعضي سخنران ها هم گرچه رو به حضار هستند ولي سر خود را پايين گرفته و سعي ميكنند نوت هايي را كه از قبل نوشته اند بخوانند يا از روي مانيتور نوشته هاي اسلايدها را بخوانند. اين كار هم بشدت به ارزش سخنراني لطمه ميزند. از روي نوشته هاي اسلايد نخوانيد. اگر قرار به خواندن باشد، حضار بهتر از شما آنها را ميخوانند. سعي كنيد متن سخنراني را از قبل حفظ كرده و در حين سخنراني رو به حضار و چشم در چشم آنها سخنان خود را بگوييد.

•البته ميتوانيد رئوس مطالب را از قبل نوشته و براي اينكه مطمئن باشيد نكته اي از قلم نميافتد گاهگاهي به آنها نگاه كنيد ولي از روي نوشته هايتان نخوانيد. اگر نكته اي هم از قلم افتاد زياد نگران نباشيد. شما ماشين نيستيد.

•تون صحبت خود را بر حسب مطلب كم و زياد كنيد. گاهي اوقات بلند صحبت كنيد و گاهي به ناگهان شدت صداي خود را كاهش دهيد. اين يكي از رمز هاي سخنرانان بزرگ است. با بالا و پايين بردن تون صداي خود در لحظات مناسب ميتوانيد توجه حضار را بيشتر به مطالب مهم بحث جلب كنيد.

•بين صحبت هايتان در لحظاتي براي چند ثانيه مكث كنيد. اين مكث ها در لحظات مهم سخنراني به حضار چند ثانيه فرصت ميدهد تا راجع به مطلبي كه گفته ايد كمي فكر كرده و آنرا خوب در ذهن خود جايگزين كنند.
•با حضار تماس چشمي داشته باشيد. از قانون سه استفاده كنيد. به چشم هر يك از حضار سه ثانيه نگاه كنيد. هر چند وقت يكبار هم به كل حضار نگاه كنيد.

•تكرار سخنان كليشه اي در ابتداي سخنراني مانند اينكه "صحبت راجع به ... به من واگذار شده است" و يا "در اينجا ميخواهم ابتدا از وقتي كه به من داده شده تشكر كنم و ..." مناسب نبوده و فقط وقت با ارزش جلسه را ميگيرد.

•مسير سخنراني شباهت زيادي به يك مقاله دارد كه در ابتداي آن مقدمه است و سپس اصل مطلب و سپس نتيجه گيري قرار ميگيرد. از اين مسير پيروي كنيد.

•در صورت لزوم ميتوانيد براي جلب توجه بيشتر حضار نكات طنز ظريفي را در متن سخنراني بگنجانيد ولي اگر در يك فرهنگ ناآشنا سخنراني ميكنيد در اين مورد بسيار مراقب باشيد. گاهي اوقات چيزي كه به نظر شما طنز است به نظر بعضي از حضار ممكن است توهين باشد.

•زماني را كه براي ارائه مطلب به شما داده شده است رعايت كنيد. تذكر مكرر رئيس جلسه به شما مبني بر تمام شدن وقت، ارزش سخنراني شما را كم ميكند و ممكن است در نهايت شما را مجبور كند تا سخنراني خود را نيمه تمام رها كنيد.

•در آخر سخنراني از حضار به خاطر توجهشان تشكر كنيد.


http://www.iranorthoped.ir/newsdetail-1261-fa.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۴:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه يك سخنراني اثربخش داشته باشيم


آماده شدن براي سخنراني

در يك سخنراني خوب دو راز مهم نهفته است :آمادگي و تمرين .با صرف وقت كافي خود را كاملا ً آماده سخنراني كنيد  در اين صورت احتمال موفقيت شما افزايش فوق العاده اي خواهد يافت.

مشخص كردن هدف

در اولين قدم ،شما بايد در مورد اهداف مورد نظر خود و بهترين راه انتقال آن به دقت فكر كنيد .استراتژي شما به سه  موضوع بستگي دارد:نوع پيامي كه قصد داريد به مخاطبان منتقل كنيد ،خصوصيات مخاطبان و محيط فيزيكي محل برگزاري سخنراني.

۱-پس از نوشتن كامل متن سخنراني تا جايي كه مي توانيد آن راخلاصه كنيد.

نكاتي كه بايد به خاطر بسپاريد:

·سخنراني شما بايد مرتب ،ساده وصريح باشد.

·مخاطبان بايد بيشتر تحت تاثير عمق آگاهي شما قرار بگيرند تا اينكه با نمايشي از دانش و اطلاعات دروغين روبرو شوند

·انرژي ،هيجان ،اشتياق و نگرش مثبت به موضوع سبب مي شود كه شما نيازي به زياده گويي نداشته باشيد.مخاطبان اين شيوه ارائه مطالب را تا مدتهاي زيادي حتي بعد از فراموش كردن جزئيات ،به ياد خواهند داشت.

۲-نكات مربوط به يك موضوع را يك جا مطرح كنيد.

همه حواس خود را بكار گيريد و از امتيازات و توانايي هاي خود بهترين استفاده را به عمل آوريد (مثلاً اگر صداي رسا و مناسبي داريد، حداكثر استفاده از آن را ببريد ،اگر در لطيفه گويي مهارت داريد ،يك لطيفه كوتاه بگوييد، با ترس و اضطراب مقابله كنيد

شناخت مخاطبان

شناخت مخاطبان را مد نظر داشته باشيد عكس العمل آنها در برابر موضوعات حساس د ر سخنراني شما بربقيه سخنراني شما مي تواند تاثير بگذارد

اگر مي خواهيد پيام را به شكلي اثر بخش به مخاطبان منتقل كنيد بايد ارزشهاي فرهنگي و عقايد آنها را مد نظر داشته باشيد.آشنايي بيشتر با مخاطبان كمك مي كند تا به راحتي با مخاطبان ار تباط برقرار كنيد و آمادگي لازم را براي ارائه مطالب در خود بوجود آوريد.

۳-تلاش كنيد كه مخاطبان با احساس رضايت جلسه را ترك كنند

۴- با مخاطبان به بحث و تبادل نظر بپردازيدو متكلم وحده نباشيد.

۵- تا آنجا كه مي توانيد مخاطبان را در سخنراني شركت دهيد.

تطبيق سخنراني با تعداد مخاطبان

تعداد مخاطبان ،                  سبك سخنراني،                                  روشها     


--------------------------------------------------------------------------------


تعداد كمتر از ۱۵ نفر             رسمي                             تماس چشمي با تمام اعضا گروه،

                                                                               سخنراني رو به مخاطبان در طول سخنراني

                                       غير رسمي                   ارتباط با آنها از طريق پرسيدن سوال ،   

                                                                              اجازه به صحبت كردن كوتاه مخاطبان

تعدادبيشتر از ۱۵ نفر                 رسمي                 اطمينان از رسيدن صدا به انتهايي ترين قسمت سالن              

                                                                      پيوند مطالب  ،خلاصه كردن آنها وتاكيد برنكات مهم

                                             غير رسمي             آهسته صحبت كردن و شرح مطالب به وضوح

                                                                              پيام بايد واضح ، كلي و ساده باشد                                                           

                                                                         درصورت تمايل مخاطبان پرداختن به جزئيات

اداره امور تداركاتي

يك دورنماي كلي در باره جلسه به دست آوريد.

۶- قبلاً از سالن سخنراني بازديد كنيد تا با محيط آن آشنا شويد.

اطلاعاتي در زمينه وسايل كمك آموزشي ،سخنرانهاي قبلي و… بدست آوريد.

۷- يك جدول زماني براي روز سخنراني تنظيم كنيد.

۸- بخشي از كارها ي خود را در طول سفر انجام دهيد

۹- به ازاي هر ساعت سخنراني ۱۰ ساعت وقت براي تمرين در نظر بگيريد.

۱۰- تمام جزئيات را به طوركتبي با برد از شروع مطرح كنيد.

۲۷-ترتيبي بدهيد كه سخنراني شما با يك نكته قوي و سازنده پايان يابد.

۲۸-در ساختار سخنراني ،پايان يك موضوع و آغاز موضوع بعدي را به وضوح مشخص كنيد.

۲۹-آهنگ صداي خود را مرتب عوض نكنيد ،چون مصنوعي به نظر خواهد رسيد.

خلاصه كردن و جمع بندي اطلاعات در طول سخنراني يكي از راههاي موثر تقويت نكات مهم بحث است.فقط تكرار ساده اطلاعاتي كه در متن سخنراني ارائه كرده ايد كافي نيست. براي تكرار مطالب از كلمات جديد استفاده كنيد تا مطالب جديد و متنوع به نظر برسد.

در نظر گرفتن پاياني قوي  براي سخنراني  به اندازه آغاز خوب اهميت دارد با استفاده از علائم و اشارات ،مخاطبان را از نزديك شدن به انتهاي سخنراني آگاه كنيد.از عباراتي مثل “به عنوان آخرين نكته…”يا”در نتيجه…”استفاده كنيد.

۳۰- به ياد داشته باشيد نوشتن متن سخنراني با شنيدن متني كه خوانده مي شود متفاوت است.

سعي كنيد آن را به شكلي كه با الگوهاي طبيعي گفتاري مطابقت داشته باشد بنويسيد.

۳۱-روشهاي مختلف ارائه يك مطلب را پيدا و طبيعي ترين راه را انتخاب كنيد.

دستور زبان:از جمله هايي كه در بيان تصنعي و خشك به نظر مي رسند استفاده نكنيد . از ضمائر (من وشما) و افعال معلوم استفاده كنيد.

ساختار:هميشه مهمترين و جالبترين مطالب را اول بيان كنيد.

۳۲-در انتخاب مطالب دقت كنيد. كليه نكات مربوط به موضوع سخنراني را بنويسيد،آن را اولويت بندي كرده و ترتيب آن را تعيين نماييد. براي تكميل مطالبي كه نوشته ايد مثالهاي مرتبط بياوريد.  مطالب را به صورت زير طبقه بندي نماييد:مطالبي كه بايد بدانند،مطالبي كه بهتر است بدانند،مطالبي كه بد نيست بدانند.

درنهايت از مطالبي كه جذابيت زيادي براي مخاطب دارند استفاده كنيد.هرچند كه ممكن است اين اطلاعات اهميت زيادي نداشته باشند  ولي باعث مي شوند كه مخاطبان به خاطر شوخ طبعي ومزاح سخنران لذت بيشتري از صحبتهاي وي ببرند .

۳۳-متن پيچيده باعث سر در گم شدن مخاطبان مي شود.

با توضيح بيش از حد مخاطب را گيج نكنيد و فكر نكنيد كه مجبور هستيد متن سخنراني را كلمه به كلمه بنويسيد.

۳۴-ـآهنگ سخنراني خود را تنظيم كنيد به صورتي كه تاثير بهتري داشته باشد. هر جا لازم باشد حرف خود را قطع كنيد(مثلاً وقتي لازم باشد روي يك نكته تاكيد كنيد و يا بين دو نكته مشخص وقفه ايجاد كنيد. مكث هاي عمدي سخنراني بايد حدود ۳ ثانيه طول بكشد،يعني طولاني تر از مكث هاي عادي كه در صحبت پيش مي آيد.

۳۵-متن سخنراني را با حروف درشت روي يك طرف كاغذ بنويسيد و صفحات متن كامل سخنراني را شماره گذاري كنيد

۳۶-يادداشتهاي خود را روي مقوا يا كارت بايگاني بنويسيد.اين يادداشتها حاوي جمله ها و عبارت هايي هستند كه در صورت فراموش كردن ناگهاني مطالب به كمك شما مي آيند با استفاده از يادداشت مي توانيد با مخاطبان صحبت كنيد نه اين كه مطالب سخنراني را از حفظ براي آنها بخوانيد.

استفاده از وسايل سمعي –بصري

۳۷-با استفاده از وسايل سمعي-بصري مورد نظر ،از قبل نحوه ارائه مطالب را تمرين كنيد

در انتخاب نوع وسايل كمك آموزشي بايد به موضوع مورد بحث ،تعداد مخاطبان ،شكل و اندازه سالن و…. توجه داشت

۳۸-قبل از اين كه از مخاطبان بخواهيد به وسيله مورد نظر نگاه كنند،كمي مكث كنيد.

۳۹-روش استفاده از وسايل كمك آموزشي را به خوبي فرا گيريد وبراي استفاده از آن با توجه به بحث خود برنامه ريزي كنيد مثلاً براي جلوگيري از اشتباه ،اسلايدها را شماره گذاري كنيد.

هنگامي كه از روي وسايل بصري صحبت مي كنيد ،توجه نيمي از مخاطبان به پرده نمايش يا تخته جلب مي شود و نيمي ديگر به شما توجه مي كنند .بنابراين اگر مي خواهيد كه همه مخاطبان به پرده نمايش يا تخته توجه كنند ثابت بايستيد و حركت نكنيد.

با بكارگيري از ذوق و سليقه برفراركنيد.

۵۸-هنگام پايين بودن سر صدا به خوبي شنيده نمي شود.

۵۹- ياد بگيريد كه عضله هاي صورتتان را شل كنيد و لبخند بزنيد .هنگام سخنراني كفش راحت بپوشيد.

موي سر نبايد روي صورت را بپوشاند.

تقويت صدا

آهنگ و بلندي صدا،تاثير بسيار زيادي بر سخنراني دارد .

۶۰- قبل از شروع به صحبت كردن يك آبنبات نعنايي و يا عسلي بخوريد.

۶۱-براي تنفس بهتر يوگا تمرين كنيد.آهسته و عميق نفس بكشيد .اين موضوع سبب مي شود كه بهتر فكر كنيد و در حين صحبت كردن در برابر مخاطبان افكارتان را سازماندهي كنيد.

۶۲- تمرين كنيد تا جمله ها را با افت و خيز متفاوتي ادا كنيد.
ارائه سخنراني

۶۳-اعصاب خود را كنترل كنيد.

اغلب سخنرانان به جز كساني كه تجربه زيادي در سخنراني دارند،قبل از شروع سخنراني دچار اضطراب مي شوند. مسلماً اگر عصبي و مضطرب باشيد،عادي و طبيعي رفتار نخواهيد كرد. حالتهاي عصبي علائم زيادي دارند كه شامل :احساس دلشوره ، خشكي دهان ،تيك چشم،لرزش دستها ،عرق كردن كف دست ،كاهش  تمركزو.. .

۶۴- ليستي از عواملي كه باعث مي شوند هنگام سخنراني عصبي شويد تهيه كنيد.آن هارا بشناسيد وتا حد امكان براي پيشگيري و يا مرتفع ساختن آنها برنامه ريزي كنيد..اگر احتمال مي دهيد كه دچار اضطراب شويد ،سعي كنيد به اين اضطراب با ديد مثبت نگاه كنيد وبا آن مانوس شويد

۶۵- ريلكسيشن را فراموش نكنيد .

براي آنكه بتوانيد يك سخنراني قوي و موثر ارائه كنيد ،بايد از قبل آرامش داشته باشيد .

حتي اگر احساس تنش نمي كنيد ، حدود سي دقيقه قبل از شروع سخنراني يك جاي آرام پيدا كنيد و در آنجا افكارتان را متمركز كرده واستراحت كنيد.

شب قبل از سخنراني خوب بخوانيد تا در روز سخنراني سر حال باشيد.

۶۶-قبل از شروع هرسخنراني ،فقط كارهاي تعيين شده براي دقيقه آخر را انجام دهيد.

براي خود آدابي را رسم كرده و خود را موظف به رعايت آن كنيد مثل تمركز كردن ،ورزش عضلات صورت، انجام چند تمرين تنفسي وتجسم خود در حين ايراد سخنراني موفق و….

۶۷-نگران اضطراب نباشيد .اضطراب مي تواند نيروي مثبت و فوق العاده اي به شما بدهد و اگرچه اكثر  سخنرانان دچار اضطراب مي شوند اما بيشتر مواقع مخاطبان پي به اين حالت اضطراب نمي برند و همچنين مخاطبان بيشتر به سخنان شما علاقه مند هستند نه به احساسات شما.

۶۸- براي شروع سخنراني آرام باشيد نفس عميقي بكشيد ،لبخند بزنيد و سخنراني را با تأني آغاز كنيد.

بااعتماد به نفس شروع كنيد

۶۹-در ابتدا ارتفاع تريبون و يا ميكروفون و يا صندلي خود را تنظيم كنيد .

۷۰-با اعتماد به نفس و با آهنگ عادي شروع به صحبت كنيد .

۷۱-نگاه اجمالي به يادداشتهاي خود بيندازيد .سپس همه حواس خود را متمركز كنيد كه كلمات راروان ادا كنيد.

سعي كنيد اولين مطالب را بدون نگاه كردن به يادداشتها بيان كنيد.اين كار در شما حالت اعتماد به نفس و اقتدار به وجود مي آورد و همچنين نگاه كردن به مخاطبان را ميسر مي سازد

۷۲-با مخاطبان مكرراً تماس چشمي برقرار كنيد. تماس چشمي ابزاري بسيار قوي است كه بين افراد رابطه دوستي وصميميت ايجاد مي كند . ايجاد يك رابطه صميمي با مخاطب ،در طول سخنراني بسيار مهم است .

۷۳- اولين تماس چشمي را با كسي برقرار كنيد كه به نظر شما خوش برخورد و صميمي است. اگر چه بيشتر سخنرانان تمايل دارند به مخاطباني نگاه كنند كه با علاقه و اشتياق در حال گوش كردن به سخنراني هستند ،اما در عين حال به كساني كه بي تفاوت هستند و يا رفتار منفي دارند نيز بايد توجه كرد.

۷۴-آهنگ سخنراني خود را تنظيم كنيد.تغيير آهنگ در بيان مطالب ، مخاطبايد.

۹۵- با پرسيدن سوالهايي با فواصل منظم ،همه مخاطبان را درگير سخنراني كنيد .

۹۶-به مخاطبان بگوييد كه قصد داريد چند مطلب براي آنها بيان كنيدو سخنراني چه وقت به پايان خواهد رسيد.براي اين كار از عباراتي مثل “حالا سومين نكته از چهار نكته…”و يا”و حالا قبل از پاسخ دادن به سوالهاي شما مطالب را در چند جمله خلاصه مي كنم…”.

خلاصه مطالب و نتيجه گيري

۹۷-سخنراني خود را با يك خلاصه خوب و قوي به پايان برسانيد .خلاصه سخنراني بايد همه مطالب و ايده هاي مهم را در برگيرد تا در انتها مخاطبان بتوانند از سخنراني نتيجه گيري كنند.

اگر به مخاطبان اطلاع دهيد كه به پايان سخنراني نزديك مي شويد ، مي توانيد مطمئن باشيد كه قبل از خلاصه كردن نكات اصلي سخنراني ، همه حواس مخاطبان متوجه شما است.

۹۸-سخنراني را با يك نتيجه گيري قاطع پايان دهيد.اساس نتيجه گيري را به طور قاطع و بر واقعيات و مطالبي قرار دهيد كه در طول سخنراني ارائه كرده ايد

در بخش نتيجه گيري سخنراني از صحبت كردن با لحن تعصب آميز خودداري كنيد .تمام تلاش خود را بكار ببريد تا صحيح و بدون اشتباه سخن بگوييد ،مطالب واقعياتي را ارائه دهيد كه كاملاً در مورد آنها تحقيق كرده ايد .سعي كنيد نظرات شخصي خود را در مورد سخنراني مطرح نكنيد.

۹۹-قبل از نتيجه گيري ،جلوي وسايل بصري كه استفاده مي كنيد برويد تا مخاطبان بتوانند به خوبي شما را ببينند .با اعتماد به نفس بايستيد و جمله هاي  نهايي را محكم و مقتدرانه بيان كنيد .

پرسش و پاسخ

۱۰۰- بين دو بخش پاياني سخنراني و بخش پرسش و پاسخ در صورت امكان اعلام تنفس كوتاهي نماييد.چون بخش پرسش و پاسخ مي تواند به اندازه خود سخنراني مهم باشد.

۱۰۱- خود را براي اين مرحله آماده كنيد.هنگام تمرين متن سخنراني مي توان بسياري از سوالها را پيش بيني كرد.به سرعت سوال را تجزيه وتحليل كنيد.انواع سوالهايي كه مطرح مي شوند شامل:درخواست براي تكرار دوباره،درخواست براي اطلاعات بيشتر،سوال مربوط به مسائل مخاطبان،سوالهاي پرت و احمقانه،سوالهاي دكارتي(مثلاً”چگونه x را مي خواهيد در حاليكه بر داشتن y تاكيد داريد؟”در اينجا سوال كننده براي شكست دادن سخنران از منطق استفاده مي كنند.)،بيان كردن مطلبي در تكميل صحبتهاي شماو….

۱۰۲-با پاسخ دادن به سؤالهاي مخاطبان و نشان دادن احاطه خود بر موضوع مي توانيد به اعتبار و قابليت خود بيفزاييد.

۱۰۳-با اعتماد به نفس ظاهر شويد.به سؤالها با همان بلندي ،وضوح وكلام ايجاز سخنراني پاسخ دهيد .مخصوصاًهنگامي مجبور هستيد بنشينيد يا براي پاسخ دادن به مكان ديگري برويد .

۱۰۴-براي تشويق كردن مخاطبان خجول و يا مضطرب بگوييد:” به نكته خوبي اشاره كرديد!”.

۱۰۵-هنگام پاسخ دادن ، همه حاضران را مورد خطاب قرار دهيد.

۱۰۶-مخاطبان بايد بدانند كه شما عقايد شخصي خود را بيان مي كنيد يا واقعيت را .

براي حفظ اوضاع هرگز اجازه ندهيد كه چند نفر با هم صحبت كنند در غير اين صورت كنترل جلسه را به سرعت از دست شما خارج خواهد شد.

۱۰۷-حاضران را متوجه اين نكته كنيد كه پاسخ دادن هم زمان به چند سؤال مقدور نيست.مثلاً بگوييد:”اجازه بدهيد ابتدا به سؤال آقاي….پاسخ بدهم و بعد از آن نوبت شما خواهد بود”.

۱۰۸- در مورد مسائل كم اهميت وارد بحث هاي طولاني نشويد،اگر بحث خيلي پيچيده شد،قرار بگذاريد كه بحث را بعداً ادامه دهيد.

۱۰۹-مراقب باشيد كه هنگام  سخنراني و پاسخ به سؤالات با تحكم صحبت نكنيد.

از تن گفتار و حالتهاي منفي مثل دست به سينه ايستادن و…استفاده نكنيد زيرا مخاطبان تصور مي كنند كه حالت دفاعي به خود گرفته ايد.

برخورد با سؤالهاي مشكل

۱۱۰-در صورت مواجهه با سوالهاي مشكل ،آرامش خود را حفظ كنيد و قبل از پاسخ دادن به سؤال كمي فكر كنيد.اگر لازم بود از ترفندهاي تاخيري استفاده كنيد مثلاً مي توانيد جرعه اي آب بنوشيد ، سرفه كنيد و.. اين تاكتيك به شما فرصت مي دهد تا مطلب مورد نظر را بدون اينكه مخاطبان متوجه شوند ،به ياد بياوريد .

 مي توانيد به يادداشتهاي خود مراجعه كنيد از اين كار واهمه نداشته باشيد .در اين صورت براي اين كه به حاضران نشان دهيد كه كنترل اوضاع را در دست داريد به آنها بگوييد كه مشغول چه كاري هستيد و علت آن را نيز توضيح بدهيد.

۱۱۱-برخي افرا د دوست دارند به جاي پرسيدن سؤال مطلبي را بيان كنند ، اگر مشاركت آنها سازنده است و استدلال شما را تقويت مي كند ،از آنها قدر داني كنيد.به هر حال اگر مطلب نامربوط  بود، از كسي كه صحبت كرده تشكر كنيد و سراغ سؤال بعدي برويد.

۱۱۲ -اگر پاسخ سؤال را نمي دانيد  سعي كنيد با مخاطبان روراست باشيد. به جاي طفره رفتن ،بهترين كار اين است كه اعتراف كنيد . در پاسخ عباراتي مثل “بعداًبه اين موضوع خواهيم پرداخت”را به كار نبريد چون مخاطبان از اينكه احساس كنند به بازي گرفته شده اند رنجيده خاطر مي شوند و شما اعتبار خود را از دست خواهيد داد.

۱۱۳- اگر پاسخ سؤال را نمي دانيد سعي كنيد پاسخ قابل قبولي براي آن ارائه ارائه كنيد تا نشان دهيد در مورد سؤال بي تفاوت نبوده ايد .اگر سؤال كننده پافشاري كرد ، سؤال را براي بحث مخاطبان باز بگذاريد .در اين گونه موارد مي توانيد از جمله هاي زير استفاده كنيد: “مطمئن نيستم كه بتوانم پاسخ اين سؤال را بدهم .شايد بتوانيم بعد از جلسه در مورد آن صحبت كنيم” و يا”پاسخ اين سؤال را نمي دانم ولي مي توانم برايتان پيدا كنم . اگر آدرس خود را به من بدهيد پاسخ را برايتان خواهم فرستاد.”و…

۱۱۴- آرامش خودرا در مقابل لحن و منظور سؤال كنندگان حفظ كنيد.

۱۱۵-ممكن است كه افرادي بي هدف سؤالهاي غير مرتبطي از شما بپرسند .در اين مواقع حتماً ادامه بحث را در كنترل خود بگيريد.با استفاده از جمله هاي مناسب مثل “چه مطلب خوبي بيان كرديد و اين مرا ياد نكته ديگري مي اندازد كه . . . “افراد بي هدف را به موضوع برگردانيد.

۱۱۶-مراقب سؤالهاي كنايه داري كه براي نشان دادن نقاط ضعف بحث و دستپاچه كردن سخنران پرسيده مي شوند باشيد.با تاييد حرفها و كوتاه آمدن در مقابل سؤال كننده او را شرمنده كنيد.

۱۱۷-ممكن است مخاطبان براي خودنمايي سؤالي را مطرح كنند كه ارتباط چنداني به موضوع سخنراني ندارد.بعضي مواقع اين گونه سوالها با هدف تضعيف كردن اعتبار و خراب كردن وجهه سخنران مطرح مي شوند تا نشان دهند به اندازه كافي در مورد موضوع آگاهي ندارد. سعي كنيد چند جواب حاضر و آماده داشته باشيد تا در اين شرايط بتوانيد از آن استفاده كنيد مثلاً بگوييد :” من قصد نداشتم امروز اين بخش از موضوع را مطرح كنم”و يا”اين يك موضوع ديگر است كه حالا فرصت بحث در مورد آن نيست”.

۱۱۸- سؤالهاي خصمانه را به نحوي به خود سؤال كننده برگردانيد.

۱۱۹- پاسخهاي شما بايد نسبتاً كوتاه باشند ،مخصوصاً اگر بدانيد كسان ديگري نيز منتظر طرح سؤال خود و شنيدن پاسخ شما هستند.

۱۲۰- گاهي اوقات با سؤالي مواجه مي شويد كه نياز به توضيح زياد دارد و ديگران به آن علاقه مند نيستند در اين صورت از سؤال كننده بخواهيد بعد از سخنراني به شما مراجعه كند .

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۴:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان