مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3435
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 15
همه : 5159824

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۵۴

نحوه ي برخورد با مخاطبان گوناگون

ما همواره با افرادي در زندگي مواجه مي باشيم كـه درك كردن و مصاحبت با آنها تا حدودي دشوار است. ايـنـگـونـه افراد كه از ديد ما ممكن است غير عادي بـه نظر آيـنـد، درهمه جا وجود دارند و ما مجبوريم كه به نوعي با آنها كنار بياييم.

▪ در زير به برخي از خصوصيات اين افراد اشاره ميكنيم:

۱) آدم فضول: به زندگي همه سرك ميكشد - مانند يك نـگهـبـان سمج در امور ديگران مداخله مي كند - شايـعـه پراكني ميكند.

۲) هميشه مخالفت كننده: سـلـطه جـو - پرخاشگر - قلدر - با همه چـيـز در ضـديـت ميباشد.

۳) مردد: عـدم صـراحـت - تـصـمـيـم گـيري را به تعويق مي اندازد - مـسـايـل را نـاديـده ميگيرد.

 ۴) هميشه شاكي: مدام شكوه و گلايه كرده اما هيچ كار مثبتي انجام نميدهد.

 ۵) بدبين: منفي باف - منتقد - هميشه ميگويد:اين كار عملي نيست.

 ۶) تـنبل: تـرسو است و از ريسك كردن واهمه دارد - بـي روح وخسته كننده اسـت - در برابر تغيير و تحول مقاومت مي كند.

 ۷) عقل كل: مصمم و رقابت جو - تحميل كننده و از خود راضي - ديگران را احمق فرض ميكند.

 ۸) تظاهر به خوبي: نـيـاز مـبرمي به توجه و مورد پذيرش قرار گرفـتـن از سوي ديگران دارد - در تنهايي فرد كاملا متفاوتي است - مقابل ديگران تظاهر به نجابت ميكند.

 ۹) فضايي: در دنياي خودش زندگي مي كند - به مـحرك هـاي مـعمولي واكنش نشان نميدهد -متفاوت با ديگران - نا اميد كننده.

 ۱۰) انفجاري: غير قابل پيشبيني - فرياد ميكشد و ديگران را مرعوب كرده و ايجاد تنش ميكند - بي احساس - عصبي و بدون كنترل.

 ۱۱) سوء استفاده گر: ديگران را براي رسيدن به اهدافش فريب ميدهد - از مسئوليت طفره ميرود - با القاء احساس گناه، ديگران را متقاعد ميسازد.

 ۱۲) زياد گريه كن: تـمايـل بـه گـريه و اخم - با بدخلقي، دمدمي مزاجي و بـر انگيختن احساس ترحم ديگران را كنترل مي كند - يا با سكـوت طـولاني مـدت بـه مـقـصـود خـود ميرسد - بي مسئوليت و زودرنج ميباشد - مانند كودكان رفتار ميكند.

۱۳) قرباني شده: منفي ترين نگرش را به زندگي دارد - تمايل به دامن زدن به زيانها، بلاها و مشكلاتش دارد - احساسات منفي بسيار را به دوش ميكشد.

۱۴) طعنه زن: هـميشه ديگران را تمـسخر كـرده و با سـخـنان نـيـشدار و طـعـنـه آمـيـز ديگران را تحقير ميكند.


▪ اكنون براي مقابله با افراد مذكور از راهكارهاي ذيل بهره ببريد:

۱) اعتماد بنفس خود را از دست ندهيد.
۲) به خاطر داشته باشيد كه واكنش شديد تنها كارها را بغرنج تر و وخيم تر ميكند.
۳) انتظارات واقع بينانه داشته باشيد. كاري از فرد نخواهيد كه قادر به انجامش نباشد.
۴) از تـغيير دادن فرد خودداري ورزيد. بپذيريد كه قادر به تغيير دادن وي نمي بـاشـيـد امـا مي توانيد واكنش خود را نسبت به رفتار وي تغيير دهيد.
۵) اجـازه نـدهيـد شـما را بـازي دهـد. مـمـكن است با بـرانـگيـخـتـن احـساس گـنـاه و يا مسئوليت از شما سوء استفاده كند. از بازيهاي احساسي وي بر حذر باشيد.
۶) خود را برده او نكنيد. با خود صادق باشيد.
۷) روحـيـه و رويـه منـاسب خـود را حـفظ كنيد. حفظ آبرو و اعـتـبار از دشـوارتـريـن كـارهـا مي باشد. اجازه ندهيد خشم، نفرت و تلخكامي ريشه بدوانند.
 ۸) بي درنگ با فرد مقابله كنيد ( اما با منطق و حساب شده ). با به تعويق انداختن مقابله با فرد، تنها مسئله را وخيم تر ميگردانيد.
۹) رحم و شفقت جوانمردانه اي را از خود نشان دهيد. اما براي مقابله با ديگران بايد به نكات زير نيز توجه كافي مبذول داريد:

ـ مقابله شما در خلوت و خصوصي باشد نه در انظار عمومي.
- تنها در مورد يك موضوع در آن واحد بحث و گفتگو كنيد.
- هنگامي كه نظر خود را بيان كرديد ديگر آن را مرتبا تكرار نكنيد.
 - تنها به رفتار فرد اشاره كنيد نه خود فرد.
- از طعنه زدن بپرهيزيد.
- از بكارگيري واژه هاي"هميشه" و "هيچ وقت" بپرهيزيد.
- انتقاد خود را در قالب پيشنهاد و يا پرسش مطرح سازيد.
- از آنكه با فرد مقابله كرده ايد پوزش نخواهيد.
- تعريف و تمجيد را فراموش نكنيد.

http://vista.ir/article/253722/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۳:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۵۳

بدترين رفتار ممكن در يك جلسه

به عقيده بسياري از كارشناسان، جلسات اداري در اكثر موارد "وقت تلف كردن" بوده و تنها در صورتي كه چاي و شيريني در ميان باشد، قابل تحمل هستند. همه ما - كارمندان - هنگامي كه يك نفر در جلسه شروع به سخنراني درباره موضوعي كاملا بي ربط ميكند، معذب شده، با حمله يكي از اعضا به يك عضو كمروي جلسه برايش دلسوزي كرده و در تعجب مانده ايم كه بعضيها چگونه با رديف كردن كلمات نامفهوم و غريب جمله هايي طولاني ميسازند و زمان را با سخنان بيهوده خود هدر ميدهند.

اما يك جلسه اداري هر قدر خسته كننده و انرژي بر به نظر برسد، نبايد آن را دست كم گرفت. در حقيقت اين جلسات ميتوانند موقعيت حرفه اي شما را در جهت مثبت - يا منفي - تحت الشعاع قرار دهند.

در اينجا به ۱۰ مورد از كارهايي كه هرگز نبايد در يك جلسه انجام داد، اشاره ميكنيم :

۱) دير رسيدن. وارد شدن در جلسه اي كه مدتي است آغاز شده يعني " من بي نظمم". چند دقيقه زودتر رسيدن نه تنها نشانه اين است كه شما براي "وقت" ديگران احترام قائليد، بلكه موجب ميشود جاي بهتري هم پيدا كنيد.

۲) آماده نبودن. اگر از قبل مواردي براي مطالعه يا صورت جلسه را در اختيار شما قرار داده اند، آنها را بخوانيد. از قبل به سوالات يا پيشنهاداتي كه ميتوانيد در جلسه مطرح كنيد، فكر كنيد.

۳) در انحصار گرفتن گفتگو. هنگامي كه زمان تبادل نظر ميرسد، رسم جاري بر اين است كه ابتدا اشخاصي كه مقام بالاتر يا تجربه بيشتري دارند به بيان ديدگاه و نظرات خود بپردازند و پس از پايان يافتن نوبت اين افراد، نوبت به ديگران ميرسد كه نظر خود را "به طور خلاصه" بيان كنند. در اين هنگام با صداي يكنواخت و آهسته صحبت نكنيد و به ياد داشته باشيد كه اگر نكته مهمي براي گفتن نداريد، مجبور به صحبت نيستيد. هيچ نگفتن بهتر از گفتن چيزي بيهوده است.

۴) نظر خود را به شكل پرسش مطرح كردن. بيان كردن نظر قطعي به شكل و آهنگ يك پرسش، به ديگران فرصت ميدهد كه با آن مخالفت كرده، درباره آن بحث كنند و در آخر ايده شما را به نفع خود تمام كنند. بهترين كار اين است كه نظر خود را در قالب جمله اي قطعي مانند اين "بياييد بيشتر تحقيق كنيم" بيان كنيد، نه اينكه بگوييد: "بهتر نيست بيشتر تحقيق كنيم؟".

۵) تعبير نادرست از مسير گفتگو. سعي كنيد نيازها و حال و هواي موجود در جلسه را درك و دريافت كنيد. با دقت به سخنان ديگران گوش دهيد تا متوجه شويد كه جو حاكم تا چه حد پذيراي نظرات شما خواهد بود. شما بايد كاري كنيد كه پيامتان براي جمع مناسب باشد. براي مثال اگر همه بر روي كاستن از هزينه تمركز كرده اند و شما قصد داريد درباره ارتقاي سيستم صحبت كنيد، يا بايد راهي پيدا كنيد كه اين ارتقاي سيستم را به مبحث كاستن از هزينه ربط دهيد يا اينكه مطرح كردن آن را براي جلسه ديگر بگذاريد.

۶) پرخاش كردن. متاسفانه گاهي عده اي يك جلسه اداري را بيشتر به عنوان ميدان جنگ لفظي و خودشان را گلادياتورهاي مسلح به شمشير زبان فرض ميكنند. اگر شما هدف اتهام يا تمسخر چنين افرادي قرار گرفتيد، با خونسردي از خود دفاع كنيد. اگر براي پاسخ به فكر كردن نياز داريد، با پرسيدن پرسشي كه طرف مقابل را به جوابگويي وادارد، براي خود زمان بخريد. براي مثال بپرسيد:" آقاي... از روي چه حسابي تصور ميكني من براي نتايج فروش ارزش قائل نيستم؟"

۷) جويدن آدامس. جويدن آدامس با صداي "تق تق" و "چلپ چلپ"ي كه در سكوت جلسه به خوبي شنيده ميشود و حالت حركت مداوم دهان، نه تنها توهين آميز و عصبي كننده كه بسيار غير حرفه ايست.

۸) روشن گذاشتن تلفن همراه. همانطور كه ميدانيد بايد تلفن را در سينما و كنسرت خاموش كنيد، متوجه باشيد كه خاموش كردن تلفن همراه يا بستن صداي آن در جلسات هم ضروري است. صداي زنگ رشته كلام گوينده را قطع كرده و حواس شنوندگان را از موضوع منحرف ميكند. در ضمن، پاسخ دادن به تلفن در جلسه هم به هيچ وجه شايسته نيست.

) منحرف شدن از موضوع. موضوع گفتگو را تغيير ندهيد. بر روي آنچه كه با همكارانتان بررسي ميكنيد، متمركز شويد تا به نتيجه برسيد. اگر پرداختن به بخشهاي نامربوط به نظرتان ضروري ميرسد، قبلا نظر موافق حاضران را جويا شويد. يك روش مناسب براي عنوان كردن نكات مهم اما خارج از برنامه گفتگو، يادداشت كردن آنها و مطرح كردن آن در زمان مناسب است.

۱۰) حاضر نشدن در جلسه. بله، شما مطمئنا با حضور نيافتن در جلسه و نشستن پشت ميز خود ميتوانيد به بسياري از كارهاي مهمتر رسيدگي كنيد. اما اگر اين جلسه به درخواست يكي از مديران شركت يا مقام بالاتر شما تشكيل ميشود، شما فرصت معرفي خود را به اين شخص از دست ميدهيد. به ياد داشته باشيد كه جلسات اداري تنها درباره بهره وري، سود و زيان نيست، اين جلسات مكان مناسبي براي ارايه تصويري مثبت از شما و آموختن از حرفه ايهاست.

سايت فريا


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۳:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۵۲

در گفتگوها و سخنراني ها ، از كلمه " بايد " و ساير واژه هاي آمرانه ، استفاده نكنيم

چرا با هم سر جنگ داريم؟


چرا بعضي افراد هميشه در هنگام درخواست، لحن و ژستي طلبكارانه داشته و از كلمات دستوري استفاده مي‌كنند؟

 چرا در درخواست‌ها كمتر از كلمه لطفا استفاده مي‌شود؟ بايد گفت اين نوع رفتارها به‌ويژه استفاده از كلمات بايد گونه و دستوري تا اندازه زيادي از نوع ساخت‌هايي كه بر جامعه ما حاكم است سرچشمه مي‌گيرد.ما دچار ساخت‌هاي قيم مآبانه هستيم و حوزه اجتماعي از اين موضوع بيشتر تحت‌تأثير قرار گرفته است و شما مي‌توانيد اين ساختار را در سطح روابط اجتماعي، خانواده، روابط فردي و نهاد‌هاي آموزشي بسيار ملاحظه كنيد.

 به تعبير ماكس وبر، روابط سازماني حاكم بر بنگاه‌ها بر پايه نظام سلسله مراتبي، قفسي آهني را براي روابط دمكراتيك و برابرساخته است واين آينده بدي را براي نظام بروكراتيك و ديوان سالارانه ترسيم كرده است.

امروزه اصل را براساس كار گروهي و رفتار برابر مي‌گذارند تا ضمن رشد خلاقيت‌هاي فردي، كارايي نيز بالا رود. روابط احترام آميز نيز غير از آن نيست؛تو به من احترام مي‌گذاري، من به تو احترام مي‌گذارم پس ما با هم برابريم. اين در حالي است كه ساخت‌هاي جامعه اين ارزش‌ها را خاموش نگه مي‌دارد و اين ارزش‌ها بروز پيدا نمي‌كنند مگر در دوره‌هايي كه افراد مصلح ظهور پيدا مي‌كنند.

دكتر علي اصغر سعيدي،جامعه شناس و استاد دانشگاه مي‌گويد: اگر به ريشه‌هاي لاتين برگرديم، parentalism، به اقتدار قيم مآبانه والدين اشاره دارد . اگر دقت كنيم در هر جايي دنبال يك برتر مي‌گرديم؛ در خانواده، دولت و... و اعلام اقتدار در هر زمينه‌اي وجود دارد. بنابراين براي برتري طلبي و اعلام قدرت نيز از« بايد» استفاده مي‌شود.

 تفكري در جامعه ما وجود دارد كه افراد فكر مي‌كنند اگر زور وجود نداشته باشد كارها پيش نمي‌رود.مثلا در خانواده مي‌گويند بچه بايد زور بالاي سرش باشد در غيراينصورت كاري كه به او محول شده است را انجام نمي‌دهد.

دكتر سعيدي در اين زمينه مي‌گويد: در حقيقت بايد گفت تفكر قيم مآبانه ساده ساز است. در اين نوع تفكر اولين چيزي كه باعث حل كردن مسائل مي‌شود استفاده از زور است. در نحوه رابطه برابرانه درست است كه نتايج بهتر است اما خيلي پيچيده‌تر بوده و در حقيقت به مهارت و دانش بيشتري نياز است. در شيوه ارتباط برابرانه ديگر به‌خود رابطه فكر نمي‌شود بلكه به نتيجه اش توجه مي‌شود.

تعريف و تصوير اقتدار در جامعه ما به نوعي غلط بوده و شيوه‌اي ناصحيح وجود دارد. رفتارهاي بايد گونه و امرگونه و در سطوحي نيز در دسترس نبودن، عاملي است كه فرد را مقتدر تصوير مي‌كند. اين جامعه شناس در اين زمينه چنين اظهار نظر مي‌كند:در جامعه ما مديران در هر سطحي، خانواده و دوستان مي‌خواهند زياد ديده نشوند، پاسخگو نباشند، در دسترس نباشند تا به اين صورت بگويند اقتدار دارند.مثلا اگر به استاد دانشگاه اي‌ميل بزنند جواب نمي‌دهد، چون تفكر او اين است كه اگر به دانشجو جواب بدهد اقتدار ندارد و اقتدار به گونه‌اي بافاصله داشتن با دانشجو معنا مي‌شود و اتفاقا اين قضيه مقبول‌تر مي‌افتد و دانشجويان به استاد احترام مي‌گذارند. به اين علت كه اين تفكر وجود دارد كه اگر استاد اي‌ميل جواب مي‌دهد، در اتاقش باز و در دسترس است و اين يعني زياد علم ندارد، كارايي ندارد و... .

 عكس اين قضيه مربوط به دوستان و استادان بنده در انگلستان است كه آنجا بيشتر اقتدار بهفتن ناشي از جهان بيني است كه بر تعاملات و روابط جامعه ما حاكم است. سعيدي مي‌گويد:به‌نظر من اگر اين قضايا را به‌عنوان مكانيسم‌ها در نظر بگيريم باعث مي‌شوند كه چرخ جامعه كند حركت كرده و جامعه‌اي پرتنش داشته باشيم.

 برعكس آن رابطه‌هاي دوستانه و محترمانه در هر سطحي باعث سرعت و حركت روان‌تر چرخ جامعه مي‌شود. وي در ادامه مي‌افزايد: رفتار درست و استفاده از كلمات و جملات درخواست گونه و همراه با احترام در هر سطحي باعث سالم‌تر و بهتر شدن روابط شده و فعاليت‌ها را كاراتر و نتايج آن را مثبت‌تر خواهد كرد.


سميه صيادي‌فر


روزنامه همشهري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۳:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۵۱

اصول مهارت حل اختلاف

براي حل اختلاف ، چه بگوييم و چگونه عمل كنيم ؟

● صحبت كنيد اما بدون پرخاش و توهين و تندي

حل اختلاف در زمان عصبانيت، حاصلي جز تخريب بيشتر نخواهد داشت. پس بهتر آنست كه هميشه بعد از آرام شدن محيط و افراد اقدام شود .

 ● منفي سخن نگوييد

 اگر براي وصل كردن قدم جلو مي گذاريم، بايد دقت كنيم از به كار بردن سخنان نااميد كننده و تحريك كننده و در مجموع منفي، خودداري نمائيم.

● در اولين قدم اختلاف ، آن را حل كنيد

 به محض احساس اختلاف يا سؤتفاهم، درصدد حل آن برآييد.چون اگر شامل مرور زمان شود، تبديل به كينه و رنجش مي شود. به خاطر داشته باشيد صحبت و بازگو كردن ناراحتي ها و سوء تفاهمات ، كمك مؤثري براي رهايي از غم و اندوه است و حل اختلاف را نيز سهل تر مي كند.

 ● از طرف مقابل خود يا طرفين اختلاف درخواست كنيد تا خيلي سريع، وقت مناسبي را با هماهنگي يكديگر ، براي حل اختلاف اختصاص دهند

● احساس شرم و گناه و خجالت را براي طرف مقابل بوجود نياوريد
 چنانچه با طرف مقابل خود، دچار مشكلي شده ايد يا براي حل اختلاف ديگران مي خواهيد اقدام نماييد، هرگز نبايد به گونه اي صحبت كنيد كه ديگري يا ديگران را دچار احساس خجالت، گناه يا شرمندگي كنيد. طعنه و كنايه را نيز بايد از لحن و كلامتان حذف نماييد.

 ● نظر و عقيده خود را بيان كنيد

 ناراحتي خود را عنوان كنيد و درباره اش سخن بگوييد بدون آنكه قضاوت يا سرزنش كنيد و حكمي صادر نماييد

● ديگر يا ديگران نيز حق دارند

 به طرف مقابل خودت يا ديگراني كه با يكديگر دچار اختلاف شده اند، اجازه كافي بدهيد تا از ناراحتي ها و مشكلاتشان صحبت كنند. تخليه رواني، فرد را براي طرح يا پذيرش مسائل متفاوت و سپس حل مشكلات، آماده تر مي نمايد.

● عذر خواهي مشكل نيست

در زمان حل اختلاف ، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوري با يك جمله كه حاكي از ندامت و عذر خواهي اوست، مسئله را ختم به خير كند. " عذرخواهي" نه تنها فرد را كوچك نمي كند، بلكه ديگران را متوجه انعطاف و دقت نظر اونيز مي سازد. حال چنانچه لزومي به عذر خواهي هيچ كسي مشاهده نشد، توافق و به قول معروف ، كنار آمدن با هم، مسيري تازه براي رفع سؤ تفاهمات و برقراري ارتباطات جديد خواهد بود.

 ● هربار فقط يك موضوع را مطرح كنيد

 براي هر مشكل، يك جلسه مشخص را اختصاص دهيد، چرا كه در صورت صحبت و طرح همه ناراحتي ها و مشكلات در يك جلسه، نه تنها راه حلي حاصل نخواهد شد، بلكه به لحاظ يادآوري و تداعي يا درهم پيچيدگي ناراحتي ها ، دامنه اختلافات وسعت بيشتري خواهد گرفت. مهارت حل اختلاف، در روابط خانوادگي، خاصه ارتباط ميان زن ها و شوهرها، اهميت بسياري دارد. ضمنا بايد در نظر داشت كه در اين روابط، حفظ احترام ادب و حرمت و همكاري و تعادل، براي همگان امري لازم و واجب است.


گرد آوري : طلايه محتشمي
 به نقل از ضميمه ي روزنامه اطلاعات


جاودانه


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۳:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۵۰

روي حرف خود بايستيد !

● آشنايي با مهارت‏هاي ابراز قاطعيت و جرأتمندي
 براي دفاع از حق خويش، پيش از هر چيز، بايد حقوق خود را بشناسيد و آن گاه چگونگي اِعمالش را ياد بگيريد. در هر منازعه، انسان علاوه بر روش جنگ يا گريز، مي‏تواند از شيوه نيرومند گفت‏وگو استفاده كند. همه چيز به اين بستگي دارد كه بتواند قاطعانه صحبت كند؛ صرف آشنايي با حقوق ويژه كافي نيست و براي اين منظور، آشنايي با پاره‏اي از مهارت‏هاي كلامي لازم است با برخي از اين مهارت‏ها، بيشتر آشنا مي‏شويم:

۱) پافشاري در بيان خواسته‏
 اين روش معمولاً اولين روشي است كه آموزش داده مي‏شود. افراد معمولاً پس از بيان درخواست خود و شنيدن «نه»، سكوت مي‏كنند و تسليم مي‏شوند. بايد توجه داشته باشيد كه طرف مقابل شما، مثل بقيه، بيش از چند «نه» در ذخيره ندارد و شما به كمي مقاومت احتياج داريد. يكي از مهم‏ترين جنبه‏هاي قاطعيت در گفت‏وگو، استقامت و روي حرف خود ايستادن است. شما بايد ياد بگيريد كه بدون عصبانيت و بي آن كه كنترل خود را از دست بدهيد، روي حرف خود بمانيد و استقامت به خرج دهيد. بيشتر اوقات براي آن كه در برخوردها و درگيري‏ها پيروز شويد، بايد استقامت به خرج دهيد و روي حرفتان بمانيد.

شخص بي‏قاطعيت، در برابر كمترين مقاومت طرف مقابل و در برابر اولين چرا و با شنيدن نخستين استدلالي كه شخص مقابل در حمايت از نظرش مي‏كند، تسليم مي‏شود و ميدان را خالي مي‏كند. شخص بي‏قاطعيت، براي تجهيز شدن به سلاح پايداري، نبايد در جواب «چراها»، به عذر و بهانه متوسل شود؛ مهم اين است كه چيزي را مي‏خواهد و بايد سرزنش‏هاي ديگران را فراموش كند.

به طور خلاصه، براي پيدا كردن قاطعيت كلامي، يك راه اين است كه بي‏توجه به گوشزدهاي ديگران، موضوعي را تكرار كنيم. در اين روش، بي آن كه تحت تأثير گفته سايرين قرار بگيريد، خونسرد و محترمانه روي حرف خود بايستيد و نظر خود را به طرف مقابل بقبولانيد. هدف، تكرار يك جمله و عبارت نيست؛ منظور اين است كه در هر عبارتي كه انتخاب مي‏كنيد، درس مقاومت و پايداري ياد بگيريد.

۲) پافشاري در «نه» گفتن‏
 پافشاري در «نه» گفتن، شكلي از پافشاري در بيان خواسته است. در اين روش، فرد در برابر سماجت ديگران، براي قبولاندن يك نظر - براي مثال به فروش رساندن يك كالا يا دست‏يابي به يك وسيله - روي گفتن «نه»، پافشاري مي‏كند.

 البته مي‏توان از كلمات ديگري استفاده كرد يا شكل رد و انكار را به گونه‏هاي مختلف بيان داشت؛ ولي جوهر پيام، بايد عدم قبول را در برداشته باشد. براي اين كار، از عباراتي نظير علاقه‏اي به اين كار ندارم، نه نمي‏توانم و...، استفاده كنيد.

فرد بدون توجه به سؤال و گفته‏هاي ديگران، حرف خودش را مي‏زند. ما عادت كرده‏ايم كه به پرسش ديگران پاسخ دهيم؛ زيرا خيال مي‏كنيم كه وقتي كسي با ما صحبت مي‏كند، بايد حتماً جوابي داشته باشيم و بايد نسبت به هر آن چه مي‏گويد، واكنشي نشان دهيم. براي رهايي از شر سلطه‏جويي، به تمرين در «نه» گفتن نياز است.

۳) توافق‏
 خيلي‏ها مي‏پرسند كه اگر طرف مقابل در برابر قاطعيت‏ها تسليم نشد، آن گاه چه كنيم؟ جواب اين است كه عزت نفس، نسبت به هر چيز ديگر مقدم است. در نتيجه، اگر عزت نفس خود را در جريان اِعمال حق خود محترم شمرديد و رعايتش كرديد، حتي اگر بي‏درنگ به خواسته خود نرسيد، احساس خوبي خواهيد داشت. در اين گونه مواقع، شما مي‏توانيد به مصالحه عملي و مؤثري برسيد؛ براي مثال، مي‏توانيد با رعايت نظر طرف مقابل، فرصتي براي تعمير يا تعويض كالايتان تعيين كنيد؛ البته اگر اين مصالحه به قيمت زير پاگذاشتن عزت نفس باشد، توصيه نمي‏شود. در واقع، بايد ببينيم در كجا بايد دست به مصالحه بزنيم و از قاطعيت كلامي بپرهيزيم.

مواردي پيش مي‏آيد كه به خرج دادن قاطعيت، عاقلانه نيست؛ يكي از آنها هنگامي است كه بروز حوادث، دور از كنترل شماست. در اين مواقع، قاطعيت به خرج دادن، احمقانه و چه بسا خطرناك است. در درگيري‏هاي حقوقي و يا در مواردي كه احتمال آسيب‏هاي جسمي وجود دارد، بايد حتي‏المقدور از موضع خود عدول يا سكوت كنيد و حرفي نزنيد؛ بلكه بايد به گونه‏اي عمل كنيد كه با حفظ مصالحه، به عزت نفس شما آسيب وارد نشود.

۴) توسعه روابط اجتماعي‏
 براي ايجاد روابط اجتماعي، توجه و گوش فرا دادن به افكار و احساسات ديگران، اهميت اساسي دارد. مردم معمولاً به طور غيرمستقيم اطلاعات خويش را ارائه مي‏دهند كه مي‏توان از آنها به عنوان سرنخ براي ايجاد ارتباط مناسب استفاده كرد. مهارت لازم ديگر، ارتباط مؤثر و شناساندن خود است. وقتي از تمايلات و خواسته‏هاي خود صحبت مي‏كنيد و ديدگاه‏ها و واكنش‏هاي خود را عيان مي‏سازيد، ارتباط بهتري ايجاد مي‏شود.

 اگر تنها به گفته‏هاي طرف مقابل توجه كنيد و از خود مايه‏اي نگذاريد، چه بسا هم‏صحبت شما نيز به تدريج سكوت كند. بايد نظرتان را با صراحت مطرح كنيد و از احساساتتان با ديگران صحبت كنيد. اين بيان، هم شامل احساسات مثبت و هم منفي مي‏شود. اگر مايل نيستيد وسيله‏اي را در اختيار دوست خود بگذاريد، صراحتاً آن را بيان كنيد و از احساس خود نيز بگوييد؛ مثلاً بگوييد: «از در اختيار گذاردن اتومبيل معذورم؛ زيرا احساس نگراني شديدي پيدا مي‏كنم».

گر دوست در مقام نصيحت و پاسخ‏گويي، بي‏مورد بودن طرز فكر و احساستان را پيش كشيد، مي‏توانيد خيلي ساده بگوييد: «بله، شايد حق با شما باشد؛ اما به هر صورت، چيزي است كه وجود دارد و احساسي است كه فعلاً دارم». وقتي با دوست خود صحبت مي‏كنيد، تا مي‏توانيد در چشمان او نگاه كنيد؛ زيرا نگاه نكردن، به چشم مخاطب از مهم‏ترين نشانه‏هاي تشويش و اضطراب است.

۵) خود را به خنگي زدن‏
 اين روش به خصوص در برخورد با انتقاد، خيلي مؤثر است. در روبه‏رو شدن قاطع با انتقاد سلطه‏جويانه، لازم نيست منكر انتقاد شويد يا موضع تدافعي بگيريد و انتقاد را با انتقاد جواب دهيد. در اين صورت، لازم است كارهاي زير را انجام دهيد:

الف) حقيقت انتقاد ديگران را بپذيريد؛ براي مثال، دختري كه مادر سخت‏گيرش يك لحظه از دخالت در كار او دست بر نمي‏دارد، مي‏تواند خودش را به خنگي بزند و خيلي راحت با آن برخورد كند:

مادر: «باز كه تا ديروقت بيرون بودي»؟
 دختر: «درست است؛ ديشب باز هم تا ديروقت بيرون بودم».
 ب) درستي احتمالي گفته‏هاي انتقادآميز ديگران را بپذيريم (پذيرش اشتباه). در مورد مثال بالا، اگر مادر، دختر را صريحاً به اشتباه‏كاري متهم كند، دختر باز هم مي‏تواند از روش فوق استفاده كند و از معركه نجات يابد. به مثال زير دقت كنيد:

مادر: «اگر بخواهي شب‏ها دير به منزل بيايي، ممكن است دوباره مريض شوي».
 دختر: «مادر! شايد حق با شما باشد» يا «احتمالاً درست مي‏گوييد» يا «قبول دارم؛ اگر تا ديروقت بيرون نمي‏ماندم، احتمالاً بيشتر مي‏خوابيدم».

 ج) مي‏توانيم واقعيات موجود در گفته‏هاي منطقي را كه مردم از آن براي سلطه‏جويي بر ما استفاده مي‏كنند، قبول كنيم (توافق با اصول).

به طور كلي، در اين روش، فرد در برابر انتقاد سلطه‏جويانه، با پذيرفتن واقعيت، پذيرفتن اصول يا پذيرفتن اشتباه روبه‏رو مي‏شود. براي اين منظور، مي‏توان از فردي خواست تا درصدد انتقاد از پوشش، نحوه غذا خوردن، خصوصيات اخلاقي و... ما برآيد و ما با همين روش با او برخورد كنيم. در واقع، در اين گونه تمرينات، شما ياد مي‏گيريد كه دقيقاً روي حرف انتقاد كننده فكر كنيد و ياد مي‏گيريد كه شنونده خوبي باشيد و به جاي پيشداوري نسبت به كلمات انتقاد كننده، به آنها آن طور كه هست توجه كنيد.

۶) تأييد منفي‏
 براي نشان دادن قاطعيت بيشتر در زندگي با ديگران، بايد بتوانيم با انتقاد ديگران روبه‏رو شويم. گاهي ممكن است اشتباهاتي از ما سر بزند. براي برخورد درست با اشتباهاتي كه مي‏كنيد، بايد به روشي تجهيز شويد و بدانيد كه اشتباه، تقصير نيست.

اگر در مواجهه با اشتباه، به شيوه قاطعيت مجهز نباشيد، تحت تأثير احساس تقصير و اضطراب از ناحيه ديگران، زير سلطه مي‏رويد و يا حالت تدافعي مي‏گيرد و منكر اشتباه خود مي‏شويد و به اصطلاح، براي عقب نماندن، شما هم از انتقاد كننده، انتقاد مي‏كنيد و در هر حال، حال و روزتان از آن چه هست، بدتر مي‏شود.

واكنش درست در برابر اشتباه چيست؟ خيلي ساده است؛ اشتباه، جز اشتباه، چيز ديگري نيست و بايد آن را به همين شكل بپذيريد. نام اين روش، «تأييد منفي» است و براي مواجهه حساب شده با اشتباه، مي‏توان از آن استفاده كرد. اگر اشتباهي مرتكب شده، با عكس‏العمل خصمانه‏اي روبه‏رو شديد، خيلي ساده آن را قبول كرده، انتقاد كننده را تأييد كنيد؛ مثلاً اگر كسي گفت: «خوب پيشرفت نمي‏كني»، در پاسخ بگوييد: «بله، حق با شماست؛ جديت لازم را به خرج ندادم» (تأييد منفي).

در انتقاد به شايستگي‏ها، عادت‏ها و يا وضع ظاهرمان هم مي‏توانيم با اين روش مواجهه شويم. به مثال زير دقت كنيد:

انتقاد كننده: «علي! درست نيست آدمي با شخصيت تو، اين طوري راه برود».
 علي: «بله، خودم هم متوجه شده‏ام كه بدجوري راه مي‏روم» (تأييد منفي).
 انتقاد كننده: «چرا موهاي سرت را زياد كوتاه كردي؟ اصلاً بهت نمي‏آيد».
 شما: «بله، كار مضحكي كردم؛ خودم هم خوشم نمي‏آيد». (تأييد منفي).

نكته مهمي كه بايد متذكر شد، اين است كه در مسائل حقوقي و جسماني، از اين روش استفاده نكنيد. اگر كسي به شما بگويد: «چرخ اتومبيل شما از روي پايم گذشت»، واكنش مناسب اين نيست كه بگوييد: «بله، موافقم چه كار مضحكي كردم»؛ بلكه بهتر است بگوييد: «بفرماييد براي معالجه پايتان چه كار مي‏توانم انجام دهم».

۷) پرس‏وجوي منفي‏
 در مواجهه با كساني كه با آنها صميمي نيستيد و روابط رسمي داريد، روش «خود را به خنگي زدن»، مفيد و مناسب است؛ اما اگر شخص انتقادكننده، كسي است كه با او در تماس دائم هستيد، بايد كاري كنيد كه او هم درس قاطعيت را بياموزد و ميل سلطه‏جويي‏اش كاهش يابد. براي اين هدف، روش «پرس‏وجوي منفي» را توصيه مي‏كنيم.

 در اين روش نيز انتقاد، انكار نمي‏شود و شما نبايد موضع تدافعي بگيريد و مقابله به مثل كنيد و به جاي همه اين كارها، بايد اطلاعات بيشتري از او بگيريد و كاري كنيد كه او توضيح بيشتري بدهد و انتقادش را بشكافد.

براي درك مفهوم «پرس‏وجوي منفي»، به تفاوت ميان دو جمله شبيه به هم كه در جواب يك انتقاد واحد داده شده، توجه كنيد؛ فرض كنيد همسرتان از رفتن شما به يك ميهماني، دل‏گير است و دل‏گيري خود را بيان مي‏كند. شما به دو شكل مي‏توانيد واكنش نشان دهيد:

) نمي‏فهمم ميهماني رفتن من، چه اشكالي دارد؟
۲) حالا چطور شده كه از ميهماني رفتن من دل‏گير شده‏اي؟
 جمله اول، واكنشي صريح و غيرتدافعي است كه شما با روش «پرس‏وجوي منفي»، با همسرتان برخورد كرده‏ايد و با لحني ملايم، خواستار توضيح بيشتري هستيد تا نظرش را با شما در ميان بگذارد؛ اما جمله دوم، كاملاً تدافعي است و لبه تيغ حمله را متوجه همسرتان مي‏كند. در شكل دوم، همسرتان، پاسخ شما را به دل مي‏گيرد و آن را عليه خود تفسير مي‏كند.

 در روش پرس‏وجوي منفي، شما مي‏توانيد هر پاسخ از طرف مقابل را با روش پرس‏وجوي منفي، بيشتر بكاويد تا به جايي برسيد كه علت اصلي ناراحتي و ناخرسندي فرد را بيابيد. مسائلي چون سر وقت حاضر شدن، وقت اختصاص دادن، طرز لباس پوشيدن، آراستگي، نظافت، پول دادن، پول گرفتن، تقسيم كارها، قبول مسئوليت در قبال بچه‏ها و چيزهايي از اين قبيل، از مسائل معمولي مورد اختلاف زوجين مي‏باشند. با روش پرس‏وجوي منفي در هر يك از زمينه‏هاي فوق، مي‏توان به درك ناراحتي‏هاي فرد مقابل رسيد و از طريق صحبت و مذاكره، توافقي ميان خواسته‏هاي طرفين به وجود آورد.

 نكته آخري كه تذكر آن لازم است، اين است كه در روابط متقابل و پيچيده زندگي روزمره، به منظور اعمال قاطعيت و شهامت روزافزون، آشنايي بيشتر با حقوق پايه و نيز به كار بستن مستمر روش‏هاي مقابله‏اي شجاعانه، لازم است. در يك رابطه زنده، اين روش‏ها مي‏بايد با هم و با توجه به شرايط، استفاده شوند.


 ۴.راه‌هاي قدرداني و تعريف كردن از افراد را بياموزيد.
 اگر مي‌خواهيد از موضوعي تشكر كنيد كه تأثير بسيار زيادي در بهبود فعاليت‌هاي شما داشته است از افعال سوم شخص استفاده كنيد. اين ارتباط باعث تشويق گيرنده پيغام مي‌شود. يك گروه غير انتفاعي به نام "هديه‌اي براي تعليم" در اورلاندو، مدارس رايگاني در فلوريداي مركزي احداث مي‌كند. در پنج سال گذشته اين گروه مبلغي به ارزش ۹ ميليون دلار به ۲۷۸ مدرسه كمك كرده است. كيلن پترين، مبلغ سابق گروه، مي‌گويد تنها چيزي كه ما از آموزگاران مي‌خواهيم، نوشتن يادداشت‌هاي تشكر آميز است. دريافت اين يادداشت‌ها، بزرگترين موفقيت ما است. اين نظر فقط به جمعيت‌هاي غير انتفاعي محدود نمي‌شود. به تعريفاتي فكر كنيد كه مشتريان، كاركنان و فروشندگان ابراز مي‌كنند.

 ۵.علاوه بر پيغام‌هاي قدرداني، مطالب با ارزش ديگر را نيز براي مشتريان خود بفرستيد.
 الكس رامسي، مدير مؤسسه جهاني Lodestar يك مؤسسه مشاوره شغلي در دالاس مي‌گويد "ما پرونده‌هاي مقالات نوشته شده يا هر آنچه به موقعيت شغلي ما مربوط باشد نگهداري مي‌كنيم و اينها را براي مشتريان خاص يا علاقمندان خود مي‌فرستيم". هر چه كه توجه شما را به خود جلب مي‌كند از گزارش‌ها گرفته تا توضيحات صنعتي يا مسائل مربوط به مؤسسات رقيب را در موقعيت مناسب براي مشتري بفرستيد. مطمئن شويد همه اينها را به موقع مي‌فرستيد اما حتي اگر مشتري قبلاَ آن را ديده باشد قطعاَ از توجه شما به علايقش قدرداني خواهد كرد.

 ۶.سعي كنيد مطالبي بفرستيد كه تأثير زيادي داشته باشد.
 در Suredeposit يك شركت در ليوينگستون، كه مدير امنيتي خانه‌هاي اجاره‌اي براي صاحبان املاك است، مشتريان و فروشندگان در روز ولنتاين از هم تشكر مي‌كنند. نينا ديتريش سخنگوي اين مركز مي‌گويد:" اين بهترين زمان براي برگزاري اين مراسم مي‌باشد زيرا تعطيلات به پايان رسيده و همه چيز آرام است." امسال اين مركز، هدايايي براي مؤسسات توليدكننده آدامس فرستاد!

 ۷.از روش‌هاي عجيب و خارق‌العاده استفاده كنيد.
 روش ديگري كه شما را در خاطر مشتريان زنده نگاه مي‌دارد، استفاده از هداياي خاص و غير معمول است. جودي كتس، مدير يك مؤسسه انتشاراتي در نيويورك، يادداشت‌هاي تشكرآميز همراه با گنجشك‌هاي اسباب‌بازي مخملي مي‌فرستد. او مي‌گويد:” همه مشتريان ما يك گنجشك اسباب‌بازي هديه مي‌گيرند. افراد با ديدن آنها واقعاَ هيجان‌زده مي‌شوند. به كار بردن اين روش تغيير زيادي در شغل من ايجاد كرده است.“

 ۸.از كاركنان خود قدرداني كنيد.
 ابراز قدرداني، نسبت به كاركنان مزاياي زيادي در بر خواهد‌داشت. با اين روش شما در كارمندان خود وفاداري (همه ما مي‌دانيم كه تغيير كاركنان چه ميزان وقت و پول تلف مي‌كند) ايجاد مي‌كنيد. علاوه بر اين توليد را افزايش مي‌دهيد كه اين امر به نوبه‌ي خود موجب رضايت مشتري مي‌شود. بنا به نظرسنجي عمومي Maritz تا كنون عده كمي از مديران به اين مسأله توجه كرده‌اند. تنها ۱۰% كارمندان، ناظراني داشته‌اند كه روزانه به خاطر كارشان از آنها تشكر كرده‌اند. ۵۵% كارمندان مي‌گويند كه هيچ گاه از آنها تشكر نشده يا به ندرت يا گاه گاه از آنها قدرداني شده است.

۹.از مشترياني كه از شما انتقاد مي‌كنند تشكر كنيد.
 تحقيقات نشان مي‌دهد كه اكثر مشتريان ناراضي مي‌توانند به خود زحمت انتقاد كردن ندهند و به سادگي كيف‌هايشان را در جيب گذاشته، به جاي ديگر بروند. يعني شكايت‌ها و انتقادات مشتريان، هدايايي است كه نكات قابل توجه را گوشزد مي‌كنند. گالاقر مشاور آموزشي HR در لس‌آنجلس مي‌گويد:" يك مشتري ناراضي هنوز مي‌خواهد با شما ارتباط شغلي داشته باشد. در حقيقت او با اين رفتار از شما مي‌خواهد مشكل را رفع‌كنيد. بنابراين از او به خاطر اين فرصت دوباره تشكر كرده، همه تلاش خود را براي راضي نگه‌داشتن او به كار گيريد."

 ۱۰.به اندازه‌ خدمت افراد از آنها تشكر كنيد.
 اگر كسي شغل ”مهمي“ را به شما پيشنهاد مي‌دهد يا درآمد بالاي شما نتيجه فعاليت‌هاي اوست، مي‌توانيد او را به شام دعوت كرده يا بليط‌هاي يك مسابقه‌ي ورزشي را به او بدهيد. با توجه به نوع رابطه مي‌توانيد او را به يك گردهمايي تفريحي دعوت كنيد. در عين حال سعي كنيد پس از تشكر، هيچ انتظاري نداشته باشيد و به طور آشكار به تبليغ فعاليت‌هاي خود نپردازيد، زيرا با اين كار مشتري را فراري مي‌دهيد. البته معني ”مهم“ با توجه به نوع محصولات و قيمت‌ها تغيير مي‌كند. روت فرمن، نويسنده آزاد و متصدي امور تبليغات در لاس‌وگاس، به تمام كساني كه حداقل ۵۰۰$ از او خريد كرده‌اند؛ هدايايي مي‌فرستد. او مي‌گويد:” من با فرستادن اين هدايا هيچ انتظاري ندارم، اما مي‌دانم رابطه‌اي صميمي بين ما ايجاد مي‌شود. يك تشكر كوچك مي‌تواند شامل يك كارت با دستخط او حاوي جمله ”از شما بسيار t="_blank">۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir