مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4589
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 7
همه : 5165552

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۲

شنونده ، حرف آخر را مي ‌زند

بسياري از افراد نمي‌دانند كه چگونه گوش دهند. مقاله‌اي كه پيش‌رو داريد به شما كمك مي‌كند تا مهارت شنيدن را در خود تقويت كنيد. بعد از خواندن، اين راهكارها را روي صداهائي كه مي‌شنويد امتحان كنيد و اثر آن را ببينيد.


 امروزه با وجود وسايلي از قبيل تلفن و رسانه‌هاي جمعي چون تلويزيون، راديو و... بسياري از ما زمان زيادي را به گوش دادن اختصاص مي‌دهيم. از زماني‌كه از خواب بيدار مي‌شويم به‌طور متوسط ۷۵ درصد ارتباطات ما، از طريق زبان شفاهي (گفتن و شنيدن) انجام مي‌شود. از اين ۷۵ درصد، ۳۰ درصد مربوط به تكلم و ۴۵ درصد مربوط به شنيدن است.


با اين وجود بسياري از ما نمونه‌هائي از آن هر روزه مواجه‌ايم. مثلاً در مغازه شلوغ لباس‌فروشي هستيم به فروشنده مي‌گوئيم كه بلوز سايز ۳۸ با آستين‌هاي كوتاه را مي‌خواهم. فروشنده با عجله براي ما بلوز سايز ۳۸ را مي‌آورد ولي با آستين‌هاي بلند. مجبوريم مجدداً تكرار كنيم آستين كوتاه و فروشنده مجبور است دوباره برگردد و البته ساير مشتري‌ها هنوز منتظرند.


 فرض كنيد اگر فروشنده مورد بحث ما بخواهد به همين صورت و هميشه به اين طريق عمل نمايد، يعني نيمه‌شنوا عمل كند چه نتيجه‌اي به‌دنبال خواهد داشت؟


 عصباني شدن مشتري‌هاي ديگر، از دست دادن مشتري و متعاقب آن پائين آمدن درآمد، سود و در آخر شكست در بازار، برخي از اين نتايج است. پس خوب شنيدن در زندگي و امور روزانه نقش بسيار مهمي ايفا مي‌كند. شايد بي‌جهت نيست كه در آموزش‌هاي ما بسيار تأكيد مي‌شود كه قبل از اين‌كه دست به كاري بزنيد اول گوش كنيد.

اما از اين نكته هم نبايد غافل شد كه متأسفانه آموزش مهارت شنيدن در مدارس مورد بي‌توجهي قرار گرفته و براي خوب شنيدن از زمان كودكستان تا دانشگاه فقط به توصيه ”توجه كنيد“ اكتفا مي‌شود.


 شنيدن، مهارتي اساسي است كه احتياج به آموزش و تمرين دارد. همان‌گونه كه در عمل خواندن، ما بايستي به نوشته‌اي كه مي‌خواهيم بخوانيم نگاه كنيم عمل شنيدن هم مستلزم اين است كه اجازه دهيم امواج صدا وارد گوش ما شوند. پس اولين شرط براي خوب شنيدن اين است كه گوش ما از نظر فيزيولوژيكي و زيستي مشكلي نداشته باشد.


 شرط بعدي اين است كه يك شنونده خوب بايستي در شنيدن، شركت فعال داشته باشد. البته، وجود يك مشكل را نمي‌توان انكار كرد. مشكل اين است كه سرعت فكر كردن، سريع‌تر از سرعت تكلم است. سرعت تكلم در حدود ۱۲۵ لغت در دقيقه است يعني فرد در يك دقيقه مي‌تواند ۱۲۵ لغت تلفظ كند. اما ما چهار برابر سريع‌تر فكر مي‌كنيم. با يك محاسبه ساده متوجه مي‌شويم كه وقتي كسي با ما صحبت مي‌كند علاوه بر صحبت طرف مقابل، فكر در همان زمان براي ۴۰۰ لغت ديگر هم، زمان دارد.

اگر ما شنونده ضعيفي باشيم خيلي زود بي‌صبر شده افكارمان به مطلب ديگري براي يك لحظه جلب مي‌شود سپس به حرف‌هاي گوينده برمي‌گردد. اين برگشت‌هاي كوتاه همين‌طور ادامه مي‌يابد. سپس زماني‌كه دوباره افكارمان به صحبت گوينده برمي‌گردد در مي‌يابيم كه چقدر از ما جلوتر است. هنوز گوينده حرف مي‌زند و حالا، همراهي با گوينده براي ما سخت است.


 شنوندگان خوب، از مشكلي كه گفته شد ”سرعت فكر، سريع‌تر از تكلم است“ استفاده مي‌برند. چگونه؟ آنها دائماً زمان اضافي فكر را به آنچه كه گفته مي‌شود اختصاص مي‌دهند. ”آنچه كه گوينده مي‌گويد با واقعيت مطابقت دارد؟ آيا اين حرف‌ها بدون پيش‌داوري هستند؟ آيا سخن گوينده براي اثبات نظرش است و آيا اصلاً من تصوير كاملي از آن‌را در اختيار دارم؟ ”

افكار شنونده خواه ناخواه به‌دليل مشكلي كه ذكر شد به مطالب ديگر جلب مي‌شود. اما مي‌بينيد كه انحراف افكار يك شنونده خوب با طرح چنين سؤالاتي حول مطالب فرد گوينده مي‌چرخد نه موضوعات متفرقه ديگر.
 

همچين گوينده معمولاً همه منظور خود را در مجموعه‌اي از لغات بيان نمي‌كند؛ يعني لغاتي كه گوينده به‌كار مي‌برد گوياي همه چيز نيست. تغيير صدا، بالا و پائين رفتن تن صدا، حالت صورت، علامت‌هائي كه گوينده با دستش نشان مي‌دهد و حركات بدن ممكن است معنا داشته باشد كه يك شنونده خوب به همه اين علامت‌ها توجه مي‌كند.

شنونده خوب از تمام مواردي كه توجه را منحرف مي‌كند دوري مي‌كند. در را مي‌بندد. راديو را خاموش مي‌كند. نزديك كسي‌كه حرف مي‌زند مي‌رود. در موقع صحبت گوينده، به او نگاه مي‌كند و توجه او تنها زماني قطع مي‌شود كه ضرورت دارد مطلبي را روشن كند.
 

همه مطالعاتي كه بر روي مهارت‌هاي شنيدن صورت گرفته بر روي موضوع ”علاقه“ زياد تأكيد دارد. شنوندگان ضعيف به‌ندرت شانسي به گوينده مي‌دهند. آنها بلافاصله بعد از شنيدن چند جمله ‌آن‌را خسته‌كننده مي‌يابند، عمل شنيدن را تمام مي‌كنند، توجه‌شان غيرفعال مي‌شود و به افكار خود گوش مي‌سپارند.

از طرف ديگر شنوندگان خوب سعي مي‌كنند از آن‌چه كه گفته مي‌شود مطلب جالبي را بيابند. شنوندگان ضعيف از آغاز صحبت اگر مطلبي موافق نظرشان نباشد در فكرشان شروع به محكوم كردن گوينده كرده، به‌دنبال طرح پرسشي يا نقشه‌اي هستند كه گوينده را شرمنده كنند؛ و اگر هم نتوانند، به افكارشان برمي‌گردند تا از احساساتشان حمايت كنند. ولي شنوندگان خوب عمل شنيدن را ادامه داده و زود هيجان‌زده نمي‌شوند و درصدد محكوم كردن طرف مقابل برنمي‌آيند. آنها از داوري و قضاوت سريع مي‌پرهيزند، حتي وقتي با نظر گوينده كاملاً مخالف باشند. همين عدم شتابزدگي باعث مي‌شود كه جوابي هم كه به گوينده مي‌دهند بسيار تأثيرگذار باشد.


 با روشي كه براي گوش دادن به حرف‌هاي ديگران بر مي‌گزينيم مي‌توانيم تا حدود زيادي بر روي فرد گوينده هم كنترل داشته باشيم. شنوندگان باهوش به گوينده كمك مي‌كنند تا آنچه را كه در ذهنشان است بيان كنند و مي‌توانند به اطلاعات زيادي كه نياز دارند به‌راحتي دست بيابند.


 هنگامي‌كه افراد در مهارت شنيدن استاد مي‌شوند به اين واقعيت دست مي‌يابند كه هر چقدر به كلمات گفته شده توجه بيشتري نشان دهند خودبه‌خود به يك سخنران خوب و مورد علاقه تبديل مي‌شوند. يعني هر چه‌قدر بهتر گوش كنيد سخنران بهتري هم خواهيد شد. پس از حالا تلاش كنيم كه:

▪ حرف گوينده را قطع نكنيم.
 ▪ با خوب گوش دادن به حرف‌هاي گوينده به او احترام بگذاريم.
 ▪ اگر گوينده اشتباهي كرد او را شرمنده نكنيم.
 ▪ با طرح سؤالاتي در مورد مطالب گوينده، از سرگرداني افكارمان جلوگيري كنيم.
 ▪ از ابتداي صحبت قضاوت و داوري نكنيم و صبور باشيم.
▪ به چشمان گوينده در موقع صحبت نگاه كنيم.
 ▪ به گوينده مجال دهيم افكار و اطلاعاتش را براي ما بيان كند.


منبع: ريدرز دايجست
 راحيل زارعي


مجله موفقيت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۳:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۱

پيش از صحبت كردن فكر كنيد

چند بار برايتان اتفاق افتاده كه حرفي بزنيد و بعد متوجه شده باشيد كه فرد يا افراد مقابل به درستي متوجه منظور شما نشده اند و مخالف ميلتان عمل كرده اند؟
تا كنون برايتان اتفاق افتاده كه در يك كنفرانس و يا انجمن سخنراني كرده باشيد، اما پس از اتمام مراسم آرزو كنيد كه اي كاش ارائه بهتري از خود به نمايش گذاشته بوديد و مفهوم را به شيوه بهتري بيان مي نموديد؟


در اين مقاله قصد نداريم به شما آموزش دهيم كه چگونه مي توانيد در حين يك مكالمه خونسردي خودتان را حفظ كرده و عصباني نشويد، البته اين مسئله به نوبه خود يك امر مهم در ارتباط با ديگران محسوب مي شود! اما مي خواهيم در اين مقاله به شما آموزش دهيم كه در حين صحبت كردن چگونه مي توانيد تاثير بيشتري بر روي اطرافيان خود بگذاريد و آنها را بهتر متوجه منظور خود كنيد.


چقدر احتمال دارد كه پيش از صحبت كردن چند لحظه صبر كرده و فكر كنيد؟ بيشتر ما در لحظه اي كه شروع به صحبت كردن مي كنيم فقط به چيزي كه ميخواهيم به آن برسيم فكر مي كنيم و بعد هم دهانمان را باز مي كنيم و حرف مي زنيم. اگر احساس ميكنيد كه جزء اين افراد هستيد، بايد بدانيد كه در گروه اكثريت قرار داريد؛ اما در عين حال بايد توجه داشته باشيد كه اگر حتي براي چند لحظه به ساير عوامل دخيل در مكالمات روزمره خود دقت كنيد، به تاثير گذاري بيشتري در افراد مقابل خواهيد رسيد.


امري كه مي تواند به شما كمك كند تا تاثير خود را بهبود بخشيده و ناكامي را تا ميزان زيادي كاهش دهيد، اين است كه بدانيد: "مصداق ارتباط، پاسخي است كه از طرف مقابل دريافت مي كنيد."


ارقام متداول نشان دهنده اين امر هستند كه وقتي ارتباط رودررويي با طرف مقابل داريم، تنها ۷۰% از كل پيام ما با لغات و زبان كلامي به شخص مقابل منتقل مي شوند و ما بقي تاثير از روي حركات بدن و تن صداي شما انتقال مي يابند. هر چند لغات به نوبه خود سهم كوچكي را به خود اختصاص داده اند، و بايد با ساير المان ها همخواني داشته باشند تا بتوانند معناي واقعي را به طرف مقابل انتقال دهند، اما به هر حال يكي از موارد ضروري در ارتباطات به شمار مي روند.


واقعاً عجيب است؛ چرا كه ما آموزش هاي كافي براي نحوه صحيح برقراري ارتباط را نمي بينيم و اصلاً متوجه نيستيم كه تنها صحبت كردن مهم نيست و گوش دادن نيز يكي از فاكتورهاي ضروري در مكالمات محسوب مي شود. در دنياي بزرگسالان اكثر راههاي برقراري ارتباط به ارتباط لفظي ختم مي شود. كمي به گذشته و دوران تحصيل خود فكر كنيد، ببينيد كه چقدر وقت صرف يادگيري خواندن و نوشتن كرده ايد؟ هر چند در حال حاضر ميزان باسوادي در كل جهان پيشرفت چشمگيري داشته، اما بايد توجه داشت كه در طول اين دوران هيچ گونه آموزش خاصي در مورد نحوه برقراري ارتباط صحيح، به دانش آموزان داده نمي شود.


زمانيكه ارتباط رودرويي را با ديگران داريم براي اينكه بتوانيم بالاترين تاثير را برر وي آنها بگذاريم -چه مخاطب ما يك فرد باشد چه اشخاص زيادي باشند- بهتر است كمي صبر كنيم و به چند مسئله جزئي دقت كنيم. اولين چيزي كه بايد پيش از هر چيز به آن توجه كنيد اين است كه ببينيد مخاطبتان چه كسي است.


زمانيكه ما پيام هاي ارتباطي را "دريافت" مي كنيم، اين ارتباط از "فيلتر"هاي مختلفي مي گذرد تا به ما برسد. اين فيلتر ها مي توانند شامل موارد زير باشند:


▪ حالت روحي فردي ما و احساساتي كه داريم
▪ نظر ما نسبت به فرستنده پيام
▪ ارتباطات قبلي با فرد مورد نظر
▪ اينكه پيام چه اثري مي تواند براي ما در بر داشته باشد
▪ ميزان درك فردي ما از لغاتي كه مي توانند مورد استفاده قرار بگيرند
▪ نحوه تجزيه تحليل لغات توسط ما
▪ "برنامه" باطني ما
به عنوان يك فرستنده پيام، تا كنون چقدر وقت گذاشتيم تا به اين موارد فكر كنيم؟ چند لحظه به خودتان وقت بدهيد، در مورد مخاطبين خود فكر كنيد، اگر بتوانيد با مخاطبين خود ارتباط برقرار كنيد، آنها خوشان به شما كمك مي كنند تا بتوانيد منظور تان را واضح تر برايشان تشريح كنيد. همه افراد براي بيان يك مطلب شيوه هاي متفاوتي را انتخاب مي كنند و همه سعي بر اين دارند تا ميزان تاثيرگذاري خود را افزايش دهند. شايد شما در مورد ضرب المثل قديمي "خودتان را جاي آنها بگذاريد" چيزهايي شنيده باشيد. افرادي كه در برقراري ارتباط با ديگران موفق هستند، اين كار را انجام مي دهند حال چه به صورت آگاهانه چه به طور ناخودآگاه. اگر شما مواضع فرد مقابل را در نظر گرفته و دنيا را از چشم هاي او مشاهده كنيد، ديد بازتري پيدا كرده و راحت تر مي توانيد پيام خود را به او انتقال دهيد. اين امر شما را قادر مي سازد تا راههاي متعددي براي بيان مطلبي كه در ذهن داريد پيدا كنيد.


همچنان كه زندگي مي گذرد و ما به عرصه هاي جديد آن قدم مي گذاريم، نوعي تكنيك فردي براي برقراري ارتباط با ديگران بر مي گزينيم. كليد طلايي تاثير گذاري بيشتر اين است كه انعطاف پذيري خود را افزاش دهيد تا قادر شويد پيام خود را آنچنان كه مناسب حال مخاطب است به او انتقال دهيد.


چند لحظه وقت بگذاريد و بر روي حق انتخاب هايي كه داريد تمركز كنيد. به عنوان مثال فرض كنيد كه مي خواهيد يك اقامتگاه تفريحي را تشريح كنيد.


آسمان آبي درياي آرام و دلپذير كه اشعه هاي نور خورشيد بر روي آن طنين انداخته اند. شن هاي سفيد ساحل، رستوران كوچك ساحلي كه مردم در حاليكه افتاب سوخته شده اند، اطراف آن نشسته اند و همچنان كه با هم صحبت مي كنند، لبخند بر روي لبانشان نقش بسته. منظره جزيره از كلبه ها و ساختمان هاي سفيدي تشكيل شده و از بالاي تپه برگ هاي سبز زيتون قابل مشاهده است.


شايد شما بتوانيد گرماي خورشيد و شن هاي ساحل را احساس كنيد. زمانيكه پايتان را بر روي شن هاي ساحل مي گذاريد، آب به شما خوش آمد مي گويد، وقتي هم كه از آب بيرون مي آييد و به سمت رستوران مي رويد، انديشه صرف يك ليوان نوشيدني خنك به شما آرامش مي دهد. بوي انواع كباب هايي كه در فضاي باز درست ميشود، شما را گرسنه كرده و دلتان مي خواهد چيزي بخوريد.


يا، سكوت ساحل كه با رفت و آمد گاه و بي گاه جت اسكي در هم مي شكند! زمانيكه به سمت رستوران مي رويد، صداي صحبت كردن افراد مختلف با لهجه هاي متفاوت را مي شنويد. همچنان كه به موزيك گوش مي دهيد، مي توانيد به صحبت كردن با ديگران نيز فكر كنيد و براي شام برنامه ريزي كنيد. پرنده ها صبح ها و بعد از ظهرها آواز مي خوانند.


همه اين موارد در حال توصيف همان محل و همان تعطيلات هستند. كدام يك از آنها براي شما جذاب تر است؟


يكي از فاكتورهاي اساسي در برقراري ارتباط، نحوه ارائه "لغات" مختلف و چيدن آنها در كنار يكديگر است.


نمي توانيم بگوييم كه كدام يك از موارد بالا به طور قطع "بهتر" از سايرين است. حقيقت اينجاست كه در مقوله برقراري ارتباط، افراد مختلف را مي توان در اين گروه ها دسته بندي كرد: "بصري" ، "احساسي" و "شنيداري." به هر حال همه افراد توانايي استفاده از هر سه مورد را دارند، اما هميشه يكي از موارد بر سايرين برتري دارد و از يكي از موارد ديگر به عنوان عامل پشتيبان استفاده مي شود. بنابراين زمانيكه اتفاقات مختلف را مرور مي كنيم، از يكي از مواردي كه برايمان طبيعي تر است استفاده ميكنيم. كسي كه معمولاً از كانال ارتباط بصري خود استفاده مي كند، ما براي به تصوير كشيدن يك مكان رويايي براي سپري كردن تعطيلات، بايد از زباني استفاده كنيم كه اشكال و صحنه ها را درذهن او به تصوير بكشد و آنها را قادر كند كه محل مورد نظر را در ذهن خود مجسم كنند. به هر حال با هر كسي كه مي خواهيد صحبت كنيد بايد با زبان خودش با او حرف بزنيد. شما فكر مي كنيد كه خودتان به كدام يك از اين گروهها تعلق داريد؟


زمانيكه ما قصد صحبت كردن با ديگران را داريم - چه با تيم كاري خود در محل كار چه يك دوست - بايد به اين امر توجه داشته باشيم كه كليه افراد از فروشنده گرفته تا خريدار، شيوه خاصي براي تجزيه تحليل اطلاعات دارند. شما زمانيكه مي خواهيد با آنها به درستي ارتباط برقرار كنيد، بايد حتماً به شيوه خودشان سر صحبت را باز كنيد. به هين دليل هم هست كه در آغاز اين گفتار اشاره داشتيم كه بايد ميزان انعطاف پذيري خود را افزايش دهيد.


زمانيكه مي گوييم "قبل از حرف زدن فكر كنيد" شما را به انجام چند ترفند مفيد ترغيب مي كنيم. در اولين مرحله به مخاطب يا مخاطبين خود فكر كنيد. در مورد آنها چه ميدانيد؟ واكنش آنها نسبت به حرف هاي شما چيست؟ چقدر از حرف هاي شما را مي توانند درك كنند؟ زمانيكه براي بررسي يك چنين مطالبي وقت بگذاريد، مي توايند منظور خود را به درستي به ديگران منتقل كنيد.


مرحله بعدي اين است كه در مورد مخاطب خود فكر كرده و ببيند به كدام يك از گروهاي بصري، احساسي و شنيداري بستگي دارند. البته انجام اين كار زمانيكه طرف مقابل شما تنها يك نفر باشد، ساده تر است . زمانيكه در مقابل گروهي از افراد قرار مي گيريد، بايد طوري حرف بزنيد كه با گفته هاي خود هر سه گروه را تحت پوشش قرار دهيد، البته اكثر افرا بصري و شنيداري هستند.


براي اينكه ميزان آگاهي خود را از ديگران افزايش دهيد، مي توايند به دنبال چند "شاخص" اصلي باشيد. شايد پاسخ كلي را به شما ندهند، اما مي توانند شما را در مسير مناسب هدايت كنند.


افراد "بصري" معمولاً در حرف هاي خود از لغات تصويري استفاده مي كنند. دايره لغات آنها از رنگ ها، تصاوير و صحنه ها تشكيل شده است. آنها با حرف هاي خود مناظر و صحنه ها را نقاشي مي كنند. آنها همچنين خيلي تندتر صحبت مي كنند، سرزنده تر هستند، و حركات بيانگر بدني شان بيشتر است و از دستان خود براي تقويت تصاوير استفاده مي كنند. حركات دست آنها از بالاي سينه به سمت خارج بيشتر است.


افراد احساسي از حرف هاي احساسي استفاده مي كنند. آنها در اين مورد كه چه احساسي دارند، صحبت مي كنند؛ نياز دارند كه چيزي را در دست بگيرند، احساس آنها در مورد چيزهاي ملموس بيشتر است مثلاً يك شيء چقدر نرم يا زبر است، و به طور كلي بيشتر در مورد احساست خود نسبت به چيزهاي مختلف صحبت مي كنند. آنها كمي آرامتر صحبت مي كنند، براي فكر كردن چند لحظه صبر مي كنند و به احساسات خود بيش از هر چيز اهميت مي دهند. آنها حركات بيانگر بدني زيادي از خود بروز نمي دهند و حركات دست هايشان بيشتر به سمت داخل است. ممكن است خودشان را با دست هايشان بگيرند و يا چيزي را در دستشان بگيرند.


شنيداري ها از صحبت كردن در مورد مسائل مختلف لذت مي برند! آنها معمولاً سؤال هاي زيادي مي پرسند و ميخواهند در مورد موضوعات مختلف با هم بحث كنند. آنها خيلي ريز بين هستند و دركشان كمي مشكل است. آنها گوش هايشان در همه حال تيز است، حركات بيانگر بدني شان ريتميك بوده و بيشتر به دهان، سر و گوش ها توجه دارند.


شايد تا كنون به اين نتيجه رسيده باشيد كه پيش از صحبت كردن بايد موارد بسيار زيادي را در نظر بگيريد، اما اگر دقت كنيد متوجه خواهيد شد كه مدت زمان زيادي را در زندگي خود صرف صحبت كردن مي كنيد و اين كار ارزشش را دارد كه مهارت هاي گفتاري خود را ارتقا بخشيد. اگر توانايي انجام يك چنين كاري را نداشته باشيد، آنوقت مجبور مي شويد كه هميشه ديگران را محكوم به درك نكردن منظور خود كنيد. به هر حال هميشه تقصير با طرف قمبال نيست.

به عنوان فرستنده يك پيام بايد مطمئن باشيم كه آنرا به درستي به گيرنده انتقا داده ايم. نه تنها بايد سطح آنها را در نظر بگيريم و واكنش احتمالي شان را پيش بيني كنيم، بلكه بايد به قول معروف طول موجمان را نيز با آنها هماهنگ كنيم. بايد هميشه به يادمان باشد ممكن است با فردي كه براي او پيغام مي فرستيم تنظيم نشده باشيم. با فكر كردن در مورد اولويت هاي خود مي توانيم بفهميم كه كدام شيوه پردازش را محاسبه نكرده ايم. از اينجا به بعد مي توانيم بر روي افزايش قابليت انعطاف پذيري براي استفاده از زبان مناسب براي پوشش ذهني ديگران استفاده كنيم.


نويسنده: سوده


پورتال مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۳:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۰

۱۰ اشتباه متداول در محاورات روزمره

به نظرتان آيا مي توانيد مهارت هاي گفتاري و محاوره اي خودتان را ارتقاء دهيد؟ البته كه مي توانيد.
ممكن است تغيير عادت هاي گفتاري كه در طول زندگي در شما به وجود آمده دشوار باشد و زمان ببرد، اما مطمئن باشيد كه امكان پذير است.
اجازه بدهيد راست و پوست كنده به سراغ نمونه هايي از اشتباهات رايج كه خيلي از ما در مكالمات خود مرتكب مي شويد برويم. درضمن راه حل هايي هم براي آنها پيشنهاد كرده ايم.


۱) گوش ندادن
ارنست همينگوي مي گويد: "من دوست دارم گوش كنم. چيزهاي خيلي زيادي را از با دقت گوش كردن ياد گرفته ام. بيشتر مردم هيچوقت گوش نمي كنند."
شما مثل همه مردم نباشيد. مشتاقانه منتظر نوبت حرف زدن خودتان نايستيد. نفس خودتان را كمي عقب نگه داريد. ياد بگيريد كه چطور واقعاً به حرف هايي كه مردم ميزنند گوش دهيد.
وقتي شروع به گوش دادن كنيد، بخش هاي مختلفي از مكالمه را بايد در دست خود بگيريد. اما مسئله مهم اين است كه بايد از جواب هاي كوتاه "آره" و "نه" به شدت خودداري كنيد، چون در اينصورت طرف مقابلتان اطلاعات زيادي بروز نخواهد داد. مثلاً اگر دوستي براي شما تعريف مي كرد كه هفته گذشته با چند نفر از دوستانش به ماهيگيري رفته است، مثلاً مي توانيد از او بپرسيد:
▪ براي ماهيگيري كجا رفتيد؟
▪ چه چيز ماهيگيري را از همه بيشتر دوست داري؟
▪ به جز ماهيگيري چه كارهاي ديگري كرديد؟
به اين روش فرد عميق تر جريان را تعريف مي كند و اطلاعات بيشتري در اختيارتان ميگذارد و شما مي توانيد از ميان اين اطلاعات مسيرهاي بعديتان را هم براي صحبت كردن انتخاب كنيد.
اگر طرف مقابلتان مثلاً ابتدا گفت: "اوم، نمي دونم"، تسليم نشويد. كمي بيشتر ترغيبش كنيد. دوباره سوال كنيد. آنها مي دانند، فقط بايد كمي بيشتر درمورد آن فكر كنند. و وقتي سر درد دلشان را باز مي كنند، مكالمه جالب تر خواهد شد.

يعني اگر تحليل گفتمان را سطح توصيف بدانيم، آن را به سطح تفسير و تبيين مي‌رساند و ضمن توصيف و تفسير متن، به اين سؤال پاسخ مي‌دهد كه چرا از ميان گزينه‌هاي ممكن زباني بايد اين متن را انتخاب كرد و در طي يك واقعه مشخص چرا اشخاص از عبارات زباني و دستوري خاصي استفاده مي‌كنند. تحليل گفتمان انتقادي اين چراها را كمتر به نويسنده مرتبط مي‌كند. بلكه بنگاه‌ها و مراكزي كه اين مجموعه را اداره مي‌كنند و فرد هم جزئي از آن است، اين متن را رقم مي‌زند. در اصل مي‌گويد توليد و فهم متن با عوامل بافت‌هاي كلان يعني تاريخ، ايدئولوژي، جامعه، فرهنگ و قدرت مرتبط است.
 از سوي ديگر نگاه انتقادي آن معطوف به سويه‌اي‌است كه زبان را آينه شفافي مي‌داند كه مفاهيم و انديشه‌ها را منتقل مي‌كند. تحليل گفتمان انتقادي بر اين باور است كه زبان بر خلاف اين تعريف مثل آينه يا شيشه ماتي‌است كه حقايق را در بسياري موارد تحريف مي‌كند.
 فوكو معتقد بود كه زبانشناسان تاكنون از ابزارهاي زبانشناختي تشكيل متن صحبت كرده‌اند اما به خدمت گرفتن اين ابزارها به طور كامل باعث مي‌شود به لايه‌هاي معنايي دست يابيم اما لايه‌هاي معنايي ديگري هم در اين متن هست كه تاكنون از چشم آنها دور مانده‌است.
 ااين نظر فوكو به رويكردي در درون تحليل گفتمان با عنوان CDA، زبانشناسي گفتمان انتقادي يا تحليل گفتمان انتقادي مطرح شد. فوكو معتقد بود هيچ متني عاري از القائات ارزشي، روابط قدرت و مولفه‌هاي فرهنگي نيست. اگر قرار است متني تفسير بشود ما بايد درصدد يافتن اين لايه‌هاي معنايي نيز باشيم.
تحليل گفتمان انتقادي معتقد است كه رد پاي تاريخ، جهان‌بيني، ارزش‌ها، مؤلفه‌هاي اجتماعي - فرهنگي، در جاي جاي زبان مشهود است.
كار تحليل‌گر متن اين است كه وراي اين معاني كه تحليل گفتمان متعارف مي‌دهد، برود و اين لايه‌هاي معنايي را نيز بگويد. يعني كسي كه در متون سياسي و رسانه‌اي كار مي‌كند، بايد به خواننده اين آگاهي را بدهد كه چه متني را مي‌خواند و لايه‌هاي معنايي آنچه مي‌خواند را بر او آشكار مي‌كند.

 

 


حسين امامي (كارشناس ارشد تحقيق در ارتباطات)
 
منابع
 ۱.وان دايك، تئون.اي (۱۳۸۲)، مطالعاتي در تحليل گفتمان: از دستور متن تا گفتمان كاوي انتقادي، گروه مترجمان، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها.
 ۲. فركلاف نورمن (۱۳۷۹)– " تحليل انتقادي گفتمان" .گروه مترجمان. تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها. بهرامپور ، شعبانعلي)
۳. بليك ريد و ادوين هارولدس (۱۳۷۸)، طبقه بندي مفاهيم در ارتباطات، مترجم مسعود اوحدي، تهران: انتشارات سروش
 ۴. اختيار، منصور (۱۳۴۸)، معني شناسي، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
 ۵. يار محمدي، لطف الله (۱۳۸۳)، گفتمان شناسي رايج و انتقادي، تهران: هرمس.
 ۶. صفوي، كورش (۱۳۸۲)، معني شناسي كاربردي، تهران: انتشارات همشهري.
 ۷. وان دايك، تئون.اي (۱۳۷۸)، ”تحليل گفتمان: پرورش و كاربست آن در ساختار خبر، مترجم: محمد رضا حسن زاده ‎‎‏‏‏، تهران :پژوهش معاونت سياسي صدا و سيماي جمهوري اسلامي.“
 ۸. فرقاني، محمدمهدي. تحول گفتمان توسعه سياسي در ايران (از مشروطه تا خاتمي).فصلنامه رسانه. شماره ۵۴ تابستان ۱۳۸۲
 ۹. آقاگل‌زاده ، فردوس (۱۳۸۵)، تحليل گفتمان انتقادي. ناشر: انتشـارات علمي فرهنگي
 ۱۰. يحيايي ايله اي، احمد. وب سايت ارتباطات اجتماعي. http://www.yahyaee.com
۱۱. پايان نامه اردشير زابلي زاده (۸۴-۸۳) در دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي :تحليل گفتمان هفته نامه هاي استان كردستان.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۲:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۲۴

مهارتهاي ارتباطي و گفتگو

در جريان‌ زندگي‌ خويش‌ كه‌ بخشي‌ از آن‌ در سازمان‌ها، محيط‌هاي‌ خانوادگي‌ و يا در كنار دوستان‌ سپري‌ مي‌شود، گاهي‌ نيازمند برگزاري‌ جلسات‌ براي‌ اتخاذ تصميمات‌ جديد هستيم‌. اگرچه‌ گهگاه‌ در تصور مردم‌، برگزاري‌ جلسات‌ به‌ عنوان‌ يك‌ عمل‌ غيركارا مطرح‌ مي‌شود اما بهره‌گيري‌ درست‌ و اصولي‌ از آن‌ مي‌تواند بسيار اثر بخش‌ باشد. به‌ همين‌ علت‌ هر نشستي‌ در خانواده‌ و يا با دوستان‌ و يا در محل‌ كار و نظير اينها مي‌تواند زمينه‌يي‌ براي‌ شروع‌ يك‌ تصميم‌ گيري‌ ارزشمند باشد.
ادوارد دوبونو پدر تفكر خلاق‌ در كتاب‌ «شش‌ كلاه‌ تفكر» يك‌ روش‌ خلاقانه‌ ارايه‌ مي‌كند و از طريق‌ آن‌ مي‌كوشد نشست‌ افراد به‌ دور يكديگر را به‌ اقدامي‌ ثمربخش‌ و كارا تبديل‌ كند.
 «دوبونو» سعي‌ مي‌كند به‌ كساني‌ كه‌ به‌ دور هم‌ جمع‌ مي‌شوند،بياموزد كه‌ به‌ تفكر خود نظم‌ دهند و آنگاه‌ در اين‌ ميان‌، به‌ راههاي‌ خلاقانه‌ بيانديشند و با يك‌ هماهنگي‌ مدبرانه‌ نتايج‌ را طبقه‌بندي‌ و اولويت‌بندي‌ كرده‌ و در تصميم‌گيري‌ها از آن‌ استفاده‌ كنند.
 اگر شما مي‌خواهيد با تكنيك‌ شش‌ كلاه‌ تفكر در جلسات‌ قدم‌ بگذاريد،بهتر است‌ اين‌ مقاله‌ را بخوانيد و آنگاه‌ عمل‌ كنيد: تصور كنيد به‌ يك‌ جلسه‌ قدم‌ گذاشته‌ايد و شما مسوول‌ نظم‌دهي‌، هدايت‌ و نتيجه‌گيري‌ از آن‌ جلسه‌ هستيد، در اينجا كلاه‌ آبي‌ را بر سر شما خواهند گذاشت‌، زيرا هنگامي‌ كه‌ كسي‌ كلاه‌ آبي‌ را بر سر مي‌گذارد بايد به‌ موارد زير دقت‌ كند.
 ۱) رنگ‌ آبي‌ نماد آسمان‌ آبي‌ رنگ‌ است‌ كه‌ چتر آن‌ بر همه‌ جا گسترده‌ شده‌ است‌ و كسي‌ كه‌ كلاه‌ آبي‌ بر سر خود مي‌گذارد بايد بتواند افكار جاري‌ در محيط‌ جلسه‌ را در ذهن‌ خود به‌ جريان‌ درآورد و نظم‌ و تمركز دهد.
 ۲) كلاه‌ آبي‌ همچون‌ يك‌ نرم‌افزار است‌ كه‌ تلاش‌ مي‌كند به‌ تفكركردن‌ جمع‌، جهت‌ دهد و با برنامه‌يي‌ مشخص آن‌ را به‌ سرانجام‌ برساند و گويي‌ همچون‌ يك‌ كارگردان‌ تفكر ما را هدايت‌ مي‌كند.
 ۳) با كلاه‌ آبي‌ اولويت‌ها و محدوديت‌ها تعيين‌ مي‌شود. به‌ هرحال‌ فرد خوش‌شانسي‌ هستيد كه‌ كلاه‌ آبي‌ بر سر شما قرار مي‌گيرد و اگر مدبرانه‌ عمل‌ كنيد مي‌توانيد به‌ انجام‌ يك‌ تصميم‌ خوب‌ موفق‌ شويد. اكنون‌ بر روي‌ صندلي‌ خود بنشيند و موضوع‌ و يا مشكل‌ مورد بحث‌ را بر روي‌ تخته‌سياه‌ بنويسيد. در نخستين‌ اقدام‌ و با هدايت‌ شما همه‌ اعضا بايد كلاه‌ سفيد را بر سر بگذارند و در مورد موضوع‌ بيان‌ شده‌ بيانديشند. هنگامي‌ افراد همگي‌ تصميم‌ مي‌ گيرند با كلاه‌ سفيد تفكر كنند بايد به‌ نكات‌ زير توجه‌ كنند:
ـ كسي‌ كه‌ كلاه‌ سفيد بر سر مي‌گذارد بايد بطور موقت‌ عقايد و نظراتش‌ را به‌ بايگاني‌ ذهنش‌ بسپارد.
 ـ هر آن‌ چيزي‌ كه‌ از اطلاعات‌ محض‌ در مورد موضوع‌ يا مشكل‌ مورد بحث‌ مي‌دانيد بيان‌ كنيد.
 ـ «ادوارد دوبونو» در اين‌ باره‌ مي‌گويد: چنين‌ فردي‌ همچون‌ كودكي‌ است‌ كه‌ محتويات‌ جيب‌ خود را بر روي‌ ميز خالي‌ مي‌كند.
 ـ هنگامي‌ كه‌ كلاه‌ سفيد را بر سر مي‌گذاريد، نبايد به‌ چيزهايي‌ كه‌ شامل‌ الهامات‌ ،قضاوت‌هاي‌ متكي‌ به‌ تجارب‌ گذشته‌، عواطف‌، احساسات‌ و عقايد است‌ توجه‌ كنيد و تنها بايد همچون‌ يك‌ رايانه‌، فقط‌ اطلاعات‌ ارايه‌ كنيد. حال‌ شما بايد اطلاعات‌ به‌ دست‌ آمده‌ از حاضرين‌ در جلسه‌ را كه‌ به‌ واسطه‌ تفكر با كلاه‌ سفيد ارايه‌ شده‌ است‌ را جمع‌بندي‌ كنيد و اعضاي‌ جلسه‌ را وارد مرحله‌ بعد كنيد تا با گذاشتن‌ كلاه‌ قرمز بر سر، شروع‌ به‌ تفكر كنند.
 هنگامي كه حاضرين‌ مي‌خواهند با كلاه‌ قرمز در مورد موضوع‌ مورد نظر تفكر كنند بايد به‌ نكات‌ زير توجه‌ كنند:
 ـ اجازه‌ دهيد احساسات‌ و عواطف‌ بر وجود شما حاكم‌ شده‌ و به‌ زبان‌ درآيند و هركسي‌ مي‌تواند از الهامات‌ و دريافت‌هاي‌ ناگهاني‌ خويش‌ سخن‌ گويد و ديگر نيازي‌ به‌ استدلال‌ نيست‌. اگر به‌ احساسات‌ اجازه‌ بروز ندهيم‌ بدون‌ شك‌ ناخواسته‌ و بدون‌ دقت‌ نظر، در تصميم‌گيري‌ها وارد شده‌ و چه‌ بسا سبب‌ بروز مشكلاتي‌ براي‌ ما شوند.
 ـ هنگامي‌ كه‌ از كلاه‌ قرمز استفاده‌ مي‌كنيم‌ از قوي‌ترين‌ احساسات‌ خود نظير ترس‌ و نفرت‌ گرفته‌ تا احساسات‌ ظريف‌ نظير ترديد و سوءظن‌ بايد سخن‌ به‌ ميان‌ آوريم‌ و به‌ گفته‌ «دوبونو» بايد همچون‌ آينه‌يي‌ شويم‌ كه‌ احساسات‌ با تمام‌ پيچيده‌گي‌هايش‌ بيان‌ شوند. بدون‌ شك‌ احساسات‌ نقش‌ مهمي‌ در زندگي‌ انسان‌ دارند و چه‌ بسا سبب‌ ايجاد هدفهايي‌ نيز در زندگي‌ ما شوند. شما با كلاه‌ قرمز ممكن‌ است‌ چنين‌ جملاتي‌ را به‌ زبان‌ آوريد: «اگرچه‌ همه‌ آمارها و اطلاعات‌ احتمال‌ موفقيت‌ مي‌دهد اما احساسم‌ مي‌گويد،موفق‌ نمي‌شويم‌» و يا بگوييد: «اگرچه‌ اطلاعات‌ و آمار احتمال‌ موفقيت‌ نمي‌دهند اما احساسم‌ مي‌گويد، موفق‌ مي‌شويم‌» پس‌ از اينكه‌ تمام‌ نظرات‌ اعضاي‌ جلسه‌ ارايه‌ شد، شما اقدام‌ به‌ جمع‌بندي‌ تراوشات‌ فكري‌ حاضران‌ كرده‌ و آنگاه‌ به‌ مرحله‌ بعد قدم‌ بگذاريد و اجازه‌ دهيد حاضران‌ كلاه‌ سياه‌ را بر سر بگذارند.
با گذاشتن‌ اين‌ كلاه‌ بر سرنبايد احساسات‌ منفي‌ بدون‌ منطق‌ بيان‌ شوند بلكه‌ فرد بايد ديدگاه‌هاي‌ منفي‌ خود را در خصوص‌ مشكل‌ يا موضوع‌ مورد بحث‌ به‌ صورت‌ منطقي‌ بيان‌ كند. بدون‌ شك‌ اگر از اين‌ كلاه‌ بخوبي‌ استفاده‌ شود،مي‌تواند ما را از مخاطراتي‌ كه‌ در آينده‌ از چشمان‌ ما دور مي‌ماند آگاه‌ كند. ما بايد به‌ خاطر داشته‌ باشيم‌ امروزه‌ بسياري‌ از مردم‌ كلاههاي‌ سياه‌ رنگي‌ بر سر مي‌گذارند كه‌ تنها با احساسات‌ منفي‌ همراه‌ است‌ كه‌ در آن‌ از منطق‌ خبري‌ نيست‌. منفي‌بودن‌ اصولا آسان‌تر است‌. زيرا خراب‌ كردن‌ از درست‌ كردن‌ آسان‌تر است‌. تفكر منفي‌ به‌ گفته‌ «دوبونو» جذاب‌ است‌، زيرا دستاوردهاي‌ آن‌ را مي‌توان‌ به‌ فوريت‌ مشاهده‌ كرد. اثبات‌ خطاي‌ ديگران‌ براي‌ ما رضايت‌ در پي‌ دارد و حمله‌ كردن‌ به‌ يك‌ ديدگاه‌ در ما احساس‌ برتري‌ مي‌بخشد و برعكس‌ ستودن‌ يك‌ نظر سبب‌ مي‌شود در خود احساس‌ كنيم‌ با فرد برتري‌ روبرو شده‌ايم‌.
 اصولا در اين‌ مرحله‌، افراد بايد اشتباهات‌ و خطاها و موارد نادرست‌ موجود در موضوع‌ يا مشكل‌ مورد بحث‌ را مطرح‌ كنند و نتايج‌ بحث‌هاي‌ ارايه‌ شده‌ توسط‌ شما جمع‌بندي‌ شده‌ و در نهايت‌ ثبت‌ شود و آنگاه‌ بار ديگر اجازه‌ دهيد حاضران‌ كلاه‌ زرد را بر سر خود بگذارند و شروع‌ به‌ تفكر كنند.
زرد نماد آفتاب‌ است‌ و آفتاب‌ شروعي‌ براي‌ سازندگي‌، شادابي‌ و خوش‌بيني‌ است‌. گويي‌ هر جا سراغ‌ از خورشيد گرفته‌ مي‌شود گرمي‌ زندگي‌ و زايشي‌ ديگر در ميان‌ است‌ و تفكر مثبت‌ بايد به‌ همراه‌ كنجكاوي‌ و شادماني‌ و سرور و تلاش‌ براي‌ درست‌ شدن‌ كارها باشد. فرد با گذاشتن‌ كلاه‌ زرد تلاش‌ مي‌كند به‌ نكات‌ ارزشمند و مثبت‌ موضوع‌ بنگرد.
 اصولا افكار سازنده‌ به‌ سوي‌ مثبت‌گرايي‌ تمايل‌ دارند. يكي‌ از تمريناتي‌ كه‌ فرد با كلاه‌ زرد مي‌تواند انجام‌ دهد بهره‌گيري‌ از تجربيات‌ ارزشمند گذشته‌ است‌. كلاه‌ زرد در ابتدا درصدد كشف‌ فوايد موجود در موضوع‌ مورد بحث‌ است‌ و هر آنچه‌ مي‌كاود، بيان‌ مي‌دارد. اكنون‌ بار ديگر به‌ جمع‌بندي‌ نظرات‌ به‌ دست‌ آمده‌ بر اثر كلاه‌ زرد بپردازيد.
اكنون‌ حاضران‌ بايد كلاه‌ سبز را بر سر بگذارند. كلاه‌ سبز، كلاه‌ خلاقيت‌ است‌. سبز، رنگ‌ باروري‌ است‌ و همچون‌ دانه‌يي‌ است‌ كه‌ هنگامي‌ كه‌ دردل‌ خاك‌ مي‌رويد،روزي‌ به‌ درختي‌ تناور و سرسبز تبديل‌ مي‌شود هنگامي‌ كه‌ افراد كلاه‌ سبز را بر سر مي‌گذارند، بايد به‌ راه‌هاي‌ نو بيانديشند كه‌ مي‌تواند در آن‌ موضوع‌ مورد نظر اثرگذار بوده‌ و به‌ تصميم‌ گيري‌هاي‌ خلاقانه‌ منجر شود.
 شما با اين‌ كلاه‌ علاقه‌مند هستيد در راه‌ تغيير قدم‌ بگذاريد و تحول‌ را در آغوش‌ بگيريد. نظرات‌ جديد و بديع‌ ارايه‌ كنيد و جرقه‌ خلاقيت‌ را از ذهن‌ خود به‌ بيرون‌ رها كنيد.
 هرگاه‌ تمامي‌ اين‌ راهها با بن‌بست‌ روبرو شد اكنون‌ بايد به‌ مدد خلاقيت‌ راههاي‌ جديدي‌ را كشف‌ كنيد. خلاقيت‌ شامل‌ انگيزش‌، كندوكاو و پذيرش‌ خطر است‌.
هنگامي‌ كه‌ حاضران‌ كلاه‌ سبز را بر سر مي‌گذارند، فرصتي‌ مي‌يابند كه‌ مغز را از روزمرگي‌ بيرون‌ آورده‌ و به‌ جست‌وجوي‌ چيزهاي‌ كشف‌ نشده‌ هدايت‌ كنند. حال‌ فرصتي‌ به‌ حاضران‌ دهيد تا ايده‌هاي‌ نو ارايه‌ كنند و آنگاه‌ به‌ ثبت‌ اين‌ ايده‌ها پرداخته‌ و به‌ جمع‌بندي‌ نظرات‌ بپردازيد. بدون‌ شك‌ براي‌ خلاقانه‌ انديشيدن‌ بايد فرهنگ‌ خلاقيت‌ را بر فضاي‌ جلسه‌ حاكم‌ كنيد. اكنون‌ شما بايد تلاش‌ كنيد كه‌ با كلاه‌ آبي‌ كه‌ بر سر گذاشته‌ايد به‌ ارزيابي‌ نتايج‌ پرداخته‌ و به‌ يك‌ جمع‌بندي‌ مناسب‌ برسيد و در نهايت‌ در جهت‌ حل‌ مشكل‌ يا پيگيري‌ مورد نظر تصميم‌ نهايي‌ را بگيريد. بدون‌ شك‌ هر يك‌ از اعضا مي‌توانند كلاه‌ آبي‌ را به‌ امانت‌ گرفته‌ و با آن‌ به‌ تفكر بپردازند و در اتخاذ تصميمات‌ به‌ شما كمك‌ كنند. در پايان‌ شما در مي‌يابيد هنگامي‌ كه‌ جلسه‌ را اينگونه‌ مديريت‌ مي‌كنيد، ديگر تنها شاهد آن‌ نخواهيد بود كه‌ يك‌ فرد تنها با كلاه‌ سياه‌ به‌ جلسه‌ قدم‌ بگذارد و يا فرد ديگري‌ تنها با كلاه‌ قرمز تفكر كند. بلكه‌ همه‌ مجبورند با شش‌ كلاه‌ مذكور تفكر كنند و انديشه‌هاي‌ ذهن‌ خود را ارايه‌ كنند .

بانك مقالات ارتباطات اجتماعي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۲:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۲۳


چگونه سخن بگوييم  ؟

سخن گفتن، كليد ارتباط با ديگران است .
با مردم چگونه «رابطه كلامي‏» بر قرار كنيم؟ آغاز سخنان چگونه باشد كه جذاب باشد؟ لحن گفتار، چه تاثيري بر مخاطب ما مي‏گذارد؟ كلام، در چه صورت بر دل‏ها مي‏نشيند و مقبول طبع قرار مي‏گيرد؟ اصلا درباره چه چيز هايي بايد سخن گفت و از چه گفتاري و چگونه گفتاري بايد پرهيز كرد؟ چه روشي بر محبت و محبوبيت مي‏افزايد و چه شيوه‏اي ايجاد تنفر مي‏كند؟
اينها همه، سؤال هايي است كه به «ادب و آداب گفتار» مربوط مي‏شود و شيوه‏هاي كاميابي در كلام را بايد آموخت، تا از طريق رابطه گفتاري، هم دانسته‏ها و خواسته‏هاي خويش را بهتر بيان كرد، هم بر ديگران تاثير مثبت گذاشت و هم كلام را پل ارتباطي با ديگران ساخت .
برخي «پرحرف‏» اند .
«حرافي‏» ، گاهي هم سر از «وراجي‏» در مي‏آورد . اگر از پرحرفي ديگران خسته مي‏شويد، لابد ديگران هم از پرچانگي شما دچار خستگي مي‏شوند وبه ستوه مي‏آيند . پس، بايد از تكرار ملال آور و پرحرفي آزار دهنده پرهيز كرد و ظرفيت طرف و اشتياقش را براي شنيدن در نظر گرفت .
برخي «بد دهان‏» اند .
بد حرف زدن، زشت گويي، تندي در گفتار، هتاكي و بي حرمتي، از آفات كلام به شمار مي‏آيد . بسياري از دوستي‏هاي ديرين و روابط صميمي، گاهي به خاطر كلامي نسنجيده و اهانت‏آميز و تحقير كننده يا دل آزار، بر هم مي‏خورد .
اگر جواب «هاي‏» ، «هوي‏» است، جواب سخن مؤدبانه هم پاسخ احترام‏آميز است .
حضرت علي (عليه السلام) فرموده است:
«اجملوا في الخطاب تسمعوا جميل الخطاب‏» (۱)
زيبا سخن بگوييد و خطاب كنيد، تا جواب زيبا هم بشنويد .
گروهي «دهن لق‏» اند .
قدرت رازداري و حفظ اسرار، نشانه كمال است .
آنان كه هيچ حرفي را نمي‏توانند نگاه دارند و حتي آنچه را نيز كه سفارش شده «به كسي نگوييد» ، در اولين فرصت «لو» مي‏دهند، قابل اعتماد نيستند و از «محرم راز» بودن درمي‏آيند و وجهه خودشان را از دست مي‏دهند .
خيلي «حرف‏هاي مگو» وجود دارد كه بايد در صندوق سينه محبوس باشد و به بيرون درز نكند، چه رازهاي شخصي، چه امور مربوط به حيثيت و آبروي ديگران، چه اسناد طبقه بندي شده، چه اسرار محرمانه يك نظام و تشكيلات، چه پرونده‏هاي قضايي و .. . .
پس، بايد تمرين كرد كه هر حرف را نزد . تازه، بعضي از حرف‏ها هم بي اساس و شايعه است و بازگو كردن آنها، نوعي دامن زدن به شايعات دروغ است واين گناه به شمار مي‏رود و به آلوده شدن فضاي جامعه مي‏انجامد .
باز هم كلامي از حضرت امير (عليه السلام) كه فرموده:
«لا تحدث الناس بكل ما تسمع‏» (۲)
هر چه را مي‏شنوي، براي مردم بازگو مكن .
بعضي «خام گفتار» اند .
حرف هم مثل غذا، بايد بپزد، دم بكشد، وقتي پخته شد «عرضه‏» گردد .
پختگي سخن به آن است كه در وراي آن، انديشه و درنگ و مصلحت انديشي و عاقبت نگري باشد .
وقتي حرفي نسنجيده از دهان بيرون پريد، ديگر نمي‏توان عوارض و عواقب و پيامدهاي آن را جمع كرد .
مزن بي تامل به گفتار، دم
نكو گو، اگر دير گويي چه غم؟
خيلي‏ها پشيمان مي‏شوند كه فلان سخن را چرا گفتند، يا با فلاني چرا آنگونه حرف زدند . آرزو مي‏كنند كه كاش كمي فكر كرده بودند . ولي، اين «حسرت بعدي‏» ، هرگز جاي آن «انديشه قبلي‏» را نمي‏گيرد . در حالي كه با لحظه‏اي تدبر، مي‏توان جلوي بسياري از پشيماني‏ها را گرفت .
پس، «اول انديشه، و آنگهي گفتار» را از ياد نبريم .
تير سخنت، به آب شليك مكن
بيهوده و بي حساب، شليك مكن
حرف و عمل تو، چون سلاح است و خشاب
هشدار كه بي خشاب، شليك مكن
برخي «دشوارگوي‏» اند .
اگر قلمبه گويي، سخت گفتاري، پيچيده سخن گفتن و سنگين حرف زدن، سبب شود كه گوينده با شنونده نتواند «رابطه‏» برقرار كند، از اين سخن گويي چه سود؟ تازه، بعضي‏ها به اين شيوه مي‏بالند!
راحت و روان حرف زدن، يك هنر است، به خصوص آنجا كه مخاطبان عام و عوام اند، يا كودكان، يا كم سوادان پاي كلام به گوش نشسته‏اند .
پس، بايد تمرين كرد كه روان و آسان حرف زد، سخنراني كرد، تدريس نمود، سؤال كرد، جواب سؤال داد، خاطره گفت و مقاله نوشت . يعني اين سهولت در گفتار، در كار معلم و نويسنده و خطيب و واعظ و پرسشگر و جوابگو، يك «هنر» به حساب مي‏آيد . البته با تمرين هم مي‏توان به اين مرحله رسيد، مثل هنرمند شدن و مهارت در هر رشته و حرفه ديگر .
كساني «موقع نشناس‏» اند .
مگر هر حرف را، در هر جا، با هر گروه و در هر شرايط بايد گفت؟
شناخت اين نكته و رمز و راز كه در كجا و با كه، چه سخني و با چه لحني و به چه مقدار بايد گفت، چيزي است كه در علوم ادبي به آن «بلاغت‏» گفته مي‏شود، يعني مراعات مقتضاي حال!
مثلا در مجلس عزا و ختم، شوخي كردن، يا در محفل جشن، سفره دل و غم و غصه را باز كردن، يا با كسي كه كم حوصله است‏به جر و بحث نشستن، يا نزد داناي فرزانه‏اي، پرحرفي كردن و توضيح واضحات دادن، يا با آدم ناشناس و غريبه، اسرار را در ميان گذاشتن و ... همه اينها البته هر كدام به نوعي نشانه «موقع نشناسي‏» است و اين، يعني پاشيدن بذر در زمين شوره زار، يا آب دادن به درخت‏خشكيده .
باز هم كلام امام علي (عليه السلام):
«لا تتكلمن اذا لم تجد للكلام موقعا» (۳)
اگر زمينه و جاي سخن نيافتي، حرف مزن .
گروهي «خجالتي‏» اند .
شرم و حيا نسبت‏به كارهاي زشت و گناه، بسيار مقدس و خوب است . اما در مورد كارهاي شايسته و حرف‏هاي خوب و سؤال‏هاي مفيد وپاسخ‏هاي لازم و اعتراض‏هاي تكليفي، نه تنها خوب نيست، بلكه عامل عقب ماندن و مانع خير و سبب محروميت است .
ريشه اين خجالت، يا تربيت‏خانوادگي و نوع تربيت است، يا احساس حقارت و كمبود است، يا ترس از ريخته شدن آبروست، يا نداشتن تمرين قبلي است، يا هر عامل ديگر .
بايد اين مشكل را به نحوي حل كرد . داشتن اعتماد به نفس و دل به دريا زدن و سد را شكستن، موفقيت‏هاي بعدي را در پي دارد . سختي در همان «نوبت اول‏» است .
پس، بايد تمرين كرد . هر چند سخت است، ولي با اقدام، آن هراس دروني فرو مي‏ريزد و تمرين، سبب مي‏شود كه مثلا حرف زدن در جمع يا سؤال در كلاس يا خواندن متني در يك مراسم يا كنفرانس دادن در حضور ديگران و ... براي انسان عادي شود .
آنچه گذشت، نكاتي چند درباره «كلام‏» بود .
يقينا اينها همه مطالب نيست . نه همه مشكلات مطرح شد، نه همه راه حل‏ها .
خوب است كتابهايي كه در زمينه «فن خطابه‏» و «آيين سخنراني‏» و «روش سخنوري‏» و ... نگاشته شده است، بيشتر و دقيق‏تر مطالعه شود، چرا كه در آنها رهنمودهاي عملي بيشتري براي موفقيت در اين زمينه وجود دارد .
حرف زدن، اين كار به ظاهر ساده كه همگان با آن سر و كار داريم، آن هم از صبح تا شب، در خانه و بيرون، با آشنا و ناآشنا، براي خود فوت و فن خاص دارد . آموختنش هم لازم و مفيد نيست . بي جهت نيست كه غربي‏ها درباره «آيين سخنراني‏» كتاب مي‏نويسند و شرقي‏ها در زمينه «فن خطابه‏» دست‏به تاليف مي‏زنند .
از اين روش سود بجوييم تا كلام، پل ارتباطي ما و ديگران شود .

پي‏نوشت‏ها:
۱ . غررالحكم (چاپ دانشگاه)، ج‏۲، ص ۲۶۶ .
۲ . همان، ج ۶، ص ۲۸۱ .
۳ . همان، ج ۶، ص ۲۶۴


نورپرتال


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۲:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۲۲

«ا نتقاد »  ،  دارويي تلخ اما مفيد


هر فرد در طول حيات خود ممكن است بارها توسط ديگران مورد ارزيابي قرار گيرد. برخي از اين ارزشيابي ها داراي جنبه هاي تشويقي و برخي ديگر منتقدانه است. انتقاد از ديگران در صورتيكه هوشمندانه انجام گيرد، آثار بسيار مفيدي خواهد داشت، درغير اين صورت ممكن است با واكنش هاي منفي مختلفي مواجه شود. اين رفتار، هنري است كه بايد آموخت و بدون آگاهي از روش كاربرد آن، زيان بار خواهد بود. انتقاد درست، آن است كه ضمن تاكيد بر نقاط قوت به نقاط ضعف فرد نيز اشاره كند و با ارايه راهكارهاي مناسب براي رفع آن سخن به ميان آورد.
پذيرش انتقاد از ديگران بين طبقات مختلف متفاوت است. براي مثال در بيشتر مواقع انتقاد از سوي افراد خانواده قابليت پذيرش بيشتري در مقايسه با سايرين دارد. به طور معمول ما در برابر قضاوت افراد بيگانه آسيب پذيري بيشتري داريم. برخي از انواع انتقاد عبارتند از:
۱) انتقاد سازنده:
اين روش در بسياري موارد مي تواند جنبه اي سازنده و مثبت داشته باشد. اگر لحن انتقادكننده دوستانه باشد بيشتر موثر واقع شده و شنونده بدون آنكه مورد حمله قرار گيرد از معايب خود مطلع مي شود. بي ترديد براي هيچكس خوشايند نيست كه بشنود «بد غذا مي خوريد» و يا «در لباس پوشيدن بدسليقه هستيد.» براي آنكه انتقاد سازنده و موثر باشد منتقد بايد مواردي را رعايت كرده و پرسش هايي را مطرح كند كه هر يك از آنها در رساندن وي به هدف خود نقش مثبتي ايفا كند. اين سئوالات مي بايست محتواي اطلاعاتي را كه لازم است مبادله شوند در برگيرد. همانگونه كه گفتن و چگونه گفتن ارتباط نزديكي با هم دارند، محتوا و شيوه انتقاد نيز برهم تاثير گذارند. در تعيين محتواي يك انتقاد بايد ابتدا از خود پرسيد كه از چه رفتاري مي خواهيم انتقاد كنيم؟ اين روش مي تواند بسيار مفيد واقع شود، زيرا از بكار بردن جملات كلي و كلمات پوچ و آزاردهنده اي چون «هميشه همين كار را مي كني»، «هيچ وقت به موقع نمي آيي» و جملاتي از اين قبيل جلوگيري مي شود. هنگامي كه انتقاد از رفتار خاصي را با قاطعيت و به طور دقيق مطرح مي كنيم، براي انتقاد شونده اين امكان را فراهم مي سازيم كه منظور ما را به درستي درك كند. انتقادي كه متوجه رفتار خاصي باشد مي تواند منجر به گفتگويي دوجانبه شود تا اينكه به بحثي مبدل شود كه حدود آن مشخص نيست.
۲) انتقاد غيرمستقيم:
انتقاد مي تواند به صورت غيرمستقيم بيان شود. براي مثال اگر طرف مقابل شما خصوصيت بدي داشته باشد، در خلال گفتگو به او بگوييد: «به نظر شما آدمهايي كه داراي اين خصوصيت اخلاقي هستند، غيرقابل تحمل نيستند؟» اين شيوه انتقاد باعث مي شود كه يك حس هوشياري در وي بيدار شود و وي متوجه شود كه داراي چنين مشكلي است. حتما اين مثل را شنيده ايد كه مي گويد به در مي گويند تا ديوار بشنود. اين يك مثال متداول در فرهنگ ما براي ابراز همين موضوع است.
۳) انتقاد همراه با تعريف و تمجيد:
در اين روش ابتدا مي توان به تعريف و تمجيد ويژگي هاي ارزشمند فردي كه مورد انتقاد است پرداخت. براي مثال «تو دختر خيلي باهوشي هستي.» پس از كاربرد يك مقدمه مناسب نظر انتقادي خود را بيان و سعي كنيد آن را در پوششي از سخنان خوب و دلپذير قرار دهيد. البته منظور شما اصلا تملق گويي نيست بلكه نخست خصوصيات خوب او را گوشزد كرده و بعد انتقاد خود را ابراز داشته ايد.
۴) انتقاد تهاجمي و صريح:
رك بودن نشانه صراحت و صداقت است ولي هميشه براي مخاطب خوش آيند نيست، بخصوص اگر خيلي ناپخته بيان شود. اين نوع انتقاد نه تنها هيچ نوع سازندگي در برندارد بلكه شنونده را هم در موضع تدافعي قرار مي دهد. بهتر است كه انتقاد با بكارگيري يك سياست درست انجام شود.
۵) محكوم كردن:
گاهي به جاي انتقاد همراه با راهنمايي، انتقادكننده مخاطب را در يك دادگاه يك طرفه محاكمه و محكوم مي كند. او به خود اين حق را مي دهد كه در مورد ديگران اظهارنظر كرده و الگوي فكري خود را به وي تحميل كند. اينگونه برخوردها نه تنها سازنده نيست، بلكه بسيار نامناسب است.
۶) انتقاد ديرتر از موعد:
اينگونه انتقادات، زماني صورت مي گيرد كه هيچ كمكي به رفع مشكل نمي كند. به عبارت ديگر زمان براي جلوگيري از خطا وجود ندارد. بر هيچ كس پوشيده نيست كه انتقاد در چنين زماني براي جلوگيري از تكرار اشتباه بوده و اگر تشخيص داده شود كه تاثيري در آينده نخواهد داشت، بهتر است هيچگاه ابراز نشود.
● شيوه درست انتقاد كردن
رعايت نكات زير مي تواند در زمان انتقاد بسيار ياري دهنده باشد:
▪ آيا رفتار مورد انتقاد را مي توان تغييرداد؟
▪ آيا شخص مورد انتقاد قرار گرفته علاقه مند به شنيدن آن است؟
▪ احتمال قبولي طرف انتقاد شونده چقدر است؟
▪ از انتقاد شونده سئوال كنيد; آيا منظور شما را درك كرده است؟
▪ به فرد انتقاد شونده تفهيم كنيد كه انتقادتان بازتاب ساده عقيده شماست.
▪ از انتقاد تحكم آميز دوري كنيد، زيرا اينگونه انتقادها بلافاصله فرد را در موضع دفاعي قرار مي دهد.
▪ سعي كنيد انتقاد را به صورت نگرش شخصي خود به موضوع بيان كنيد و كوشش كنيد او را به شيوه نگرش خود كنجكاو كنيد.
▪ موضوع را طولاني و انتقاد را به سخنراني تبديل نكنيد زيرا شنونده را خسته و بي حوصله مي كند.
▪ انتقاد را در زمان و مكان مناسب ابراز كنيد نه در لحظه اي كه طرف مقابل آمادگي شنيدن آن را ندارد. اول صبر كنيد تا مخاطب در آرامش و خونسردي قرار گيرد تا ايرادي كه از او مي گيريد موثر واقع شود.
▪ با توجه به سطح دانش مخاطب انتقاد را بيان كرده تا براي مخاطب قابل درك باشد. نمي توان از يك روش براي تمامي افراد استفاده كرد.
▪ وقتي انتقاد مي كنيد كوشش كنيد بدون سو»نيت بوده و فقط به منظور كمك و راهنمايي باشد.
▪ با مشكلات و احساسات فرد مقابل همدلي كنيد.
▪ بهتر است انتقاد حضوري و بدون واسطه باشد و از انتقاد كردن غيرمستقيم بپرهيزيد.
▪ براي حفظ آبروي اشخاص، از انتقاد و نصيحت كردن فرد در حضور ديگران خودداري كنيد.
▪ چنانچه بخواهيد انتقاد شما با واكنش مثبت و سازنده اي همراه باشد، بايد نشان دهيد نه تنها به آنچه گفته ايد متعهد هستيد بلكه به رفتار فرد در مقابل انتقاد خودتان نيز ارج مي نهيد. هرگز در انتقاد، طرف مقابل را با كسي مقايسه نكنيد. مقايسه كردن باعث دلگيري مخاطب شده و ممكن است با واكنش هاي بسيار نامناسبي مواجه شويد. اگر شخصيت و احترام مخاطب در نظر گرفته نشود نه تنها انتقاد موثر واقع نمي شود بلكه مي تواند به قطع رابطه منجر شود. انتقاداتي به نتيجه مي رسند كه بسيار با دقت و هوشمندانه مطرح شوند و مخاطب بدون آنكه آزرده خاطرشود از معايب خود آگاه شود. هيچگاه در انتقاد از ديگران تصور نكنيد كه آنچه نظر شماست حتما صحيح بوده و مي بايستي شنونده بدون چون و چرا آن را بپذيرد.
● انتقاد از همكاران
رقابت در تمامي سطوح هر سازماني وجود دارد. يكي از علل آن دستيابي به امتيازات بيشتر در مقايسه با همكاران ديگر است. اين امتيازات به صورت هاي گرفتن پاداش، ارتقاي شغلي و...مي باشد. به طور كلي هر فردي با سه سطح در يك سازمان ارتباط دارد: سطوح زيردست، همكاران هم رديف و همكاران سطوح بالاتر. آنچه بسيار حائز اهميت است آنست كه بدانيم در هر سطحي چگونه انتقادات خود را بيان كنيم. اگر بخواهيم از يك روش براي انتقاد از افراد مختلف استفاده كنيم، يك اشتباه بزرگ مرتكب شده ايم و چنين شيوه اي داراي نتايجي بسيار ناگوار است. در بسياري از سازمان ها ديده شده افرادي كه به طور كلي از ديگران به ويژه از افراد مافوق خود انتقاد مي كنند مورد بي مهري قرار گرفته و در گرفتن امتيازات و رتبه ها هميشه با مشكلات متعددي مواجه مي شوند. بررسي روش هاي انتقاد بسيار پيچيده و داراي نكات فراواني است. انتقاد صحيح، داروي تلخ ولي مفيدي است كه زماني موثر خواهد بود كه به موقع و درست تجويز شود، در غير اين صورت نه تنها باعث بهبودي نمي شود بلكه منجر به تشديد بيماري خواهد شد.

روزنامه ابتكار


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۲:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۲۱

كم ‌حرف‌ها، پرحرف‌ها يا خارپشت‌ها، شما جزو كدام دسته ‌ايد؟

در دنيايي كه رقابت در آن موج مي‌زند، والدين از فرزندانشان انتظار دارند خودي نشان دهند اما زندگي براي خجالتي‌ها آن‌قدرها هم كه گمان مي‌كنيد ،آسان نيست. كم‌رويي گاهي در دوراني خاص به ويژه كودكي، نوجواني و جواني جزئي از شخصيت هر انسان است كه به مرور زمان نيز برطرف مي‌شود. اما گاهي همين پديده به ظاهري بي‌اهميت، تبديل به نقصي اجتماعي‌ مي‌شود و جلوي پيشرفت فرد را در اجتماع مي‌گيرد.
 خجالتي‌ها انواع و اقسامي دارند:
۱) خجالتي‌هاي كلاسيك كه جرات حرف زدن ندارند و با گوشه نگاهي سرخ مي‌شوند
 ۲) خجالتي‌هايي كه براي پوشاندن كم‌رويي خود مدام حرف مي‌زنند
 ۳) خجالتي‌هايي كه مثل خارپشت خود را در حصاري دفاعي مخفي مي‌كنند تا آنها را آن‌گونه كه هستند، نبينند.
 ۴) خجالتي‌هاي عصباني كه مدام داد و هوار مي‌كنند تا ديگران متوجه‌ ترسشان نشوند.
 ۵) بعضي افراد تنها در شرايطي خاص خجالتي‌اند و در ديگر موارد شجاع و نترسند.
گاهي به جاي واژه كم‌رويي از اصطلاح "ترس از اجتماع" استفاده مي‌شود. بسياري از روان‌شناسان بر اين عقيده‌اند كه هيچ مرز واضح و مشخصي بين "كم‌رويي" و "ترس‌ از اجتماع" وجود ندارد. ماهيت هر دو يكسان است وتنها از نظر شدت باهم متفاوت‌اند.
در نظرسنجي‌ها، بيشتر جوانان و نوجوانان ادعا مي‌كنند كه خجالتي هستند، چون مثلا سركلاس درس، پاي تخته يا سالن‌هاي كنفرانس دانشگاه زبانشان مي‌گيرد و سرخ مي‌شوند.
مثلا در فرانسه ۶۰ درصد افراد ادعا مي‌كنند از كمرويي رنج مي‌برند. در حالي كه تنها ۲ تا ۳ درصد افراد واقعا از كمرويي به عنوان يك بيماري رواني كه معمولا همراه با افسردگي نيز هست، رنج مي‌برند. كمرويي در نوجوانان پديده‌اي بسيار پيچيده است. گرچه بدن نوجوان رشد كرده ولي او هنوز اعتماد به نفس لازم را در خود حس نمي‌كند. به محض آنكه به او نگاه كنيد سرخ مي‌شود و معمولا قادر نيست با جنس مخالف خود سر صحبت را بگشايد..
 ● آسيب‌پذيري ژنتيكي:
گرچه تاكنون ژن كمرويي شناخته نشده است، ولي محققان معتقدند تمامي افراد استعدادي طبيعي براي مبتلا شدن به كمرويي دارند. به طور حتم بعضي افراد حساس‌تر از ديگرانند. مشكل واقعي خجالتي‌ها اين است كه نمي‌توانند سنگيني نگاه ديگران را تحمل كنند.
 ● محيط خانوادگي:
به طور حتم خانواده و محيطي كه فرزندمان در آن رشد مي‌‌كند در خجالتي بودن يا نبودن وي موثر است. در صورتي كه والدين فردي كمرو باشند به طور حتم اين خصوصيت را به فرزند خود نيز انتقال مي‌دهند. از سوي ديگر والدين عصبي و سخت‌گير نيز فرزنداني خجالتي دارند. فرويد، دليل كمرويي را ترس از رها شدن مي‌داند. اين ترس در دوران كودكي و به ويژه نوجواني بسيار عادي است. اما اگر در دوران جواني و بزرگسالي نيز ادامه يابد، مطمئنا نقصي اجتماعي است كه بايد درمان شود.
 ● فرهنگ:
تحقيقات نشان داده است كه كمرويي با فرهنگ يك جامعه رابطه مستقيم دارد. به نظر مي‌رسد ژاپن نسبت به ديگر كشورهاي جهان، جمعيت خجالتي‌تري داشته باشد. ۹۰ درصد مردم اين كشور ادعا مي‌كنند خجالتي‌اند. در توكيو، فروتني، خويشتن‌داري، رازداري، جزء‌نگري و مهرباني ارزش‌هايي مقدسي‌اند كه مجريان آن خجالتي خوانده مي‌شوند. در كشور ما نيز به عنوان مثال از نظر فرهنگ اسلامي و سنتي يك زن ايده‌آل زني است كه هنگام صحبت با غريبه‌ها چشم به زمين بدوزد و سرخ شود، اما در حال حاضر با پيشرفت جامعه چنين خصوصياتي به خجالتي‌ها نسبت داده مي‌شود.
 ● وقايع زندگي:
گاهي در زندگي هر فرد اتفاقاتي رخ مي‌دهد كه مسببات گوشه‌گيري و كمرويي فرد را فراهم مي‌كند: تحقير، تمسخر، شكست .‌


سميه مقصودعلي


روزنامه سلامت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۲:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۲۰


راه كارهاي مقابله با ترس از زبان يك روانشناس

ناگهان همه چيز به طرز پيش بيني نشده اي خراب مي شود. چراغ هاي نئون حالتي تهاجمي مي يابند و گازهايي كه از اگزوز ماشين ها خارج مي شود خفه كننده و كشنده به نظر مي رسد.
 تعداد ضربان قلب افزايش يافته و تنفس متوقف مي شود. گاهي اوقات حتي تا حد از دست دادن هوشياري به پيش مي رود. البته زندگي ادامه خواهد يافت اما از اين به بعد ورود به تونل، آسانسور يا هر فضاي بسته، غيرممكن خواهد بود... ترس از عنكبوت، سوسك، هواپيما، آتش، دندانپزشك و... امروزه روانكاوان ترس ها را به طرق مختلف طبقه بندي مي كنند ترس از فضاي بسته، فضاهاي بزرگ ترس اجتماعي مثل ترس از صحبت كردن در جمع، ترس از خجالت كشيدن، ترس از تلفن، غذاخوردن در جمع...
 گاهي اوقات اين نوع از اضطراب هاي بي اساس موجب خنده مي شود اما بايد گفت كه شايد بيش از نيمي از مردم از اين ترس هاي بي اساس رنج مي برند.
 شكرابي از دانشجوياني است كه هيچ علاقه اي به شركت در فضاهاي باز و روبه رو شدن با يك تريبون آزاد را ندارد. وي مي گويد: در دانشگاه فرصت هاي بسيار زياد -براي شركت در جمع هاي دانشجويي و تبادل نظر و فعاليت هاي جمعي است اما- احساس و نگراني هاي بي اساس هميشه مانع پيشرفت در كارها بوده و به نوعي فعاليت هايم را مختل كرده است.
 وي مي افزايد: ترس از جمعيت براي افرادي مثل ما به گونه اي پررنگ است كه با حضور در يك كلاس يا فضاي بزرگ تر ميخكوب شده و تمام وجودمان از اضطراب لبريز مي شود. يكي ديگر از شهروندان كه از كودكي از باد مي ترسد عنوان مي كند: از كودكي با صداي باد و تكان خوردن درخت سرو حياط به زيرزمين خانه پناه مي بردم و با اين كه چندين سال از آن دوران گذشته و درخت سرو هم به دليل ترس هاي بي اساسم بريده شده اما هنوز با صداي باد علائم ترس و دلهره در چهره ام هويدا مي شود.
 به گفته يك روانشناس براي ترس هايي كه احتياج به درمان دارند سه ويژگي را مشخص كرده اند.
 اسلامي توضيح مي دهد: احساس اضطراب بايد عميق و به همراه نشانه هاي خارجي مثل افزايش ضربان قلب، احساس جسم كروي در گلو و عرق سرد باشد. همچنين ترس بايد به مدت طولاني وجود داشته و بر خلاف ترس هاي بي اساس كه به مرور زمان ناپديد مي شود استمرار يابد.
ويژگي سوم اين كه فرد مبتلا روزانه با شيء مورد ترس مواجه شده و شيء موجب نگراني و مانع فعاليت او شود.
 وي مي افزايد: ترس بي اساس ديوانگي يا جنون نيست وارتباطي با اختلالات شديد رواني ندارد اما در صورت داشتن اين ۳ويژگي فوق مشورت با روانپزشك ضروري به نظر مي رسد.
 اين كارشناس مثال مي زند: افرادي كه از آب مي ترسند به هيچ قيمتي حاضر به فرو كردن سر خود در آب نيستند و اين اضطراب عموما در كنار استخرها در هنگام آموزش مربي به شاگردان بيشتر محسوس است.
 به گفته وي منشاء اين گونه ترس هميشه در خطرهايي است كه وجود واقعي داشته و ريشه آن در مكانيسم هاي دفاعي مي باشد.
 وي ميراث ژنتيك ما را مسئول ترس هاي موجود دروني عنوان مي كند و مي گويد: در سير تكامل نوع بشر انسان همواره ترس را با خود داشته و برخي از انواع اين ترس هاي بي اساس در همه افراد وجود داشته اما در اشخاص مختلف درجات متفاوتي را دارد.
 اين روانشناس در خصوص ترس از فضاهاي بسته نيز توضيح مي دهد: افرادي كه به اين ترس مبتلا هستند راهروي پشت بام و اتاق تاريك برايشان غيرقابل تحمل است و صرف فكر كردن در مورد آن علائم دلهره را ظاهر و اضطراب را شكل مي دهد، به طوري كه فرد داراي حراس بي اساس و در آرزوي فرار بوده و ميخكوب بر جاي مي ماند.
 وي در خصوص داروهاي داراي اثر درماني مي گويد: داروهاي ضد افسردگي اثر درماني خود را در مرحله خاصي كه مربوط به حالت افسردگي و يا اضطراب است اعمال مي كنند و زماني كه اين مرحله سپري شد به آساني و بدون نگراني از ايجاد وابستگي مي توان مصرف آن ها را قطع كرد ضمن اين كه به رغم موثر بودن درمان دارويي اين نوع درمان شانس عود را كاهش نمي دهد.
 وي همچنين به ريشه ترس در فرضيات ژنتيكي اشاره مي كند و مي گويد: حواس يك نوع بيماري ارثي است كه از والدين منتقل شده و ريشه در آشفتگي هاي رواني و اضطراب آنان در نزد فرزندان دارد. طبق مثال وي مادري كه از خيابان ترس دارد فرزند خود را به همراه خود برده و به او قوت قلب مي بخشد اما رفتار نامتعادل مادر شرايطي غيرطبيعي را براي كودك به وجود آورده به طوري كه كودك ترس پنهاني مادر را درك مي كند.
 اين كارشناس روانشناسي در خصوص فضاي باز اجتماعي مي افزايد: اصولا ترس از جمعيت و مكان هاي بزرگ براي فرد بيمار نوعي زندان محسوب شده به طوري كه عواقب اين اضطراب مي تواند به چشم پوشي از دنياي بيرون و به نوعي انزوا و گوشه نشيني بينجامد.
اسلامي با اشاره به اين كه اين گونه افراد هيچ گاه بدون همراه از منزل خارج نشده و هميشه بهانه هاي مختلفي براي خارج نشدن از خانه دارند مي گويد: اين ترس ها از سوي پزشكان جدي بوده و در صورت عدم كنترل مي تواند زندگي فرد را مختل كند.


روزنامه خراسان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۲:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.