مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4409
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 5
همه : 4259945

 

عنوان  :  قصه گويي و انواع آن
نويسنده :  نجمه درودي
كلمات كليدي  :  قصه، حكايت، قصه گويي، انواع قصه گويي، فرايند قصه گويي، علوم تربيتي، پيش دبستان و دبستان

  قصه‌گويي، عبارت است از هنر يا حرفه نقل داستان به صورت شعر يا نثر كه شخص قصه‌گو آن را در برابر شنونده‌ي زنده اجرا مي‌كند. داستان‌هايي كه نقل مي‌شود، مي‌تواند به صورت گفتگو، ترانه، آواز با موسيقي يا بدون آن، با تصوير و ساير ابزارهاي همراهي باشد. ممكن است از منابع شفاهي، چاپي يا ضبط مكانيكي استفاده شود و يكي از اهداف آن بايستي سرگرمي باشد. در روزگاران كهن، تاريخ سنت‌ها، مذهب، آداب قهرماني‌ها و غرور قومي به وسيله قصه‌گوها از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‌شد.[1]
 
  شماري از نمونه‌هاي كهن قصه‌ها يا قطعه‌هاي داستاني در متون مصري، چيني، سومري باستان و سانسكريت يافت مي‌شود. هر چند در بسياري از آنها هيچ اشاره‌اي به اين نكته نشده است كه قصه‌ها را چه كسي براي چه كساني يا چگونه و چرا مي‌گفته است.
 
  نخستين تعريف مكتوب از كاري كه به شكل مبهم شبيه قصه‌گويي است، در پاپيروس مصري معروف به "پاپيروس وستكار" است كه در فاصله‌ي ميان سلسله دوازدهم و هيجدهم ثبت شده است.[2]
 
  يكي از قديمي‌ترين گفته‌ها درباره قصه كودكان، سخن افلاطون در كتاب جمهوريت است كه اين‌چنين به بيان اهميت قصه براي كودكان مي‌پردازد: بايد پرستاران و مادران را وادار كنيم كه فقط حكايت‌هايي را كه پذيرفته‌ايم، براي كودكان نقل كنند و متوجه باشند كه پرورشي كه روح اطفال به وسيله حكايات حاصل مي‌كنند، به مراتب بيش از تربيتي است كه جسم آنها به وسيله ورزش پيدا مي‌كند.[3]
 
 
 
تفاوت قصه و حكايت
 
·        حكايت، در زمان و روزگار مشخصي اتفاق افتاده، ولي قصه مقيد به برش زمان نيست.
 
·        حكايت، حتما دربردارنده يك پيام اخلاقي يا نكته‌اي اجتماعي است، در حالي‌كه قصه ممكن است حامل پيام باشد يا صرفا قصد سرگرمي داشته باشد.[4]
 
 
 
فرآيند قصه‌گويي
 
  سه عامل عمده در فرايند قصه‌گويي عبارتند از: قصه، قصه‌گو و مخاطب. هر يك از اين عوامل به نوبه خود و با ويژگي‌هاي خاص خود، نقش اساسي در فرايند قصه‌گويي ايفا مي‌كنند و نبود هر كدام به معناي عدم قصه‌گويي است. البته نبايد از نظر دور داشت كه علاوه بر اين عوامل، زمان و مكان نيز موثرند.[5]
 
 
 
انواع قصه‌گويي
 
قصه‌گويي نقالانه: نوعي از قصه‌گويي است كه كارش خلق و يا اجراي حكايت‌هاي شفاهي شاعرانه است و به نقل حوادث تاريخي يا ستايش نياكان و رهبران كنوني يك گروه قبيله‌اي، فرهنگي و يا ملي مي‌پردازد. نقل‌كننده، معمولا نه ضرورتا به هنگام اجرا با يك آلت موسيقي كه خودش و يا ديگران مي‌نوازد، همراهي مي‌شود.
 
 
 
قصه‌گويي قومي: اين نوع از قصه‌گويي، قابل اجرا در خانه، ضمن كار گروهي، گردهمآيي اجتماعي، خيابان و بازارها بوده است. قصه‌گويي در خانه، يكي از جهاني‌ترين تجربه‌هاي انساني است.
 
 
 
قصه‌گويي مذهبي: قصه‌هايي است كه مقامات و رهبران رسمي يك گروه مذهبي، به جاي قوانين براي تشريح و ترويج مذهبشان به‌كار مي‌برند.
 
 
 
قصه‌گويي تماشاخانه‌اي: آنچه اين نوع قصه‌گويي را متمايز مي‌كند، اين است كه در ساختمان‌هايي مانند تماشاخانه‌هاي واقعي به اجرا درمي‌آيند. اين نوع قصه‌گويي به دشواري از تئاتر به مفهوم حقيقي آن جداشدني است.
 
 
 
قصه‌گويي كتابخانه‌اي: در اين نوع، كتابداران در ساعات منظم و خاصي در كتابخانه براي كودكان قصه مي‌گويند. تعيين دقيق اين مساله كه كدام كتابدار كودك، نخست اين انديشه را مطرح كرده، غيرممكن است.
 
 
 
قصه‌گويي در اردو: يكي از موثرترين مكان‌ها براي قصه‌گويي، فضاي اردوها است. غيررسمي بودن محيط و نزديكي به طبيعت، از عواملي است كه بر خلاقيت دوجانبه‌اي كه در قصه‌گويي(ميان قصه‌گو و شنونده) نهفته است، مي‌افزايد و نتايج سودمندي به ارمغان مي‌آورد.[6]
 
 
 
معيارهاي انتخاب قصه
 
  داستان، محور يك تجربه اصيل قصه‌گويي است، چرا كه بدون داستان، قصه‌گويي وجود ندارد. همچنين، آماده كردن داستان نيز مقوله ديگري است كه قصه‌گو بايد به آن توجه خاصي داشته باشد. منبعي كه قصه‌گو براي انتخاب كردن داستان در اختيار دارد، پهنه ادبيات شفاهي و مكتوب جهان است. او بايد به جمع‌آوري قصه‌هايي متناسب با شخصيت و سبك خاص خود بپردازد و براي انتخاب قصه به سوالات زير جواب دهد:
 
·        آيا داستان، قصه‌گو را برمي‌انگيزد؟ آيا دوست دارد ديگران را در آن سهيم كند؟
 
·        آيا او مي‌تواند از عهده گفتن اين داستان برآيد؟ فضا و محتواي داستان با شخصيت قصه‌گو متناسب است؟
 
·        آيا اين قصه براي گفتن مناسب است يا خواندن آن براي بچه‌ها بهتر است؟
 
·        آيا اين قصه با گروه سني شنوندگان متناسب است؟
 
·        آيا طول قصه براي شنوندگان مناسب است؟ آيا براي خردسالان طولاني و يا براي بزرگسالان كوتاه نيست؟[7]
 
 
 
ابزار قصه‌گوي خوب
 
الف. يك قصه‌گوي خوب بر كلمات تسلط كامل دارد و از ارزش آنها و اينكه چگونه مي‌تواند روي شنونده اثر بگذارد، باخبر است.
 
 
 
ب. او مي‌داند صدايش در رساندن موثر كلمه‌هاي انتخاب‌شده به گوش شنونده، عامل مهمي است و از تمام زير و بم‌ها و طنيني كه صدايش مي‌تواند به وجود آورد، استفاده مي‌كند.
 
 
 
ج. چهره قصه‌گو اغلب آيينه قصه است و آنچه شنونده مي‌شنود، تقويت مي‌كند. او بايد چهره‌اي قابل انعطاف داشته باشد تا اخم و لبخند و ساير عواطف را نشان دهد و بر تاثير قصه‌گويي بيافزايد.
 
 
 
د. چشم‌هاي قصه‌گو نقطه تمركز به شمار مي‌آيد. نگاه اوست كه به گونه‌اي شنوندگانش را به قصه متصل مي‌كند. قصه‌گوهاي ماهر، در طول قصه با گرداندن نگاهشان از فردي به فرد ديگر با شنونده تماس چشمي برقرار مي‌كنند.
 
 
 
ه. تماشاي دست‌هاي يك قصه‌گوي خوب، شگفت‌انگيز است. حركت‌ها و نمايش‌هاي دست سبب مي‌شود كه شنونده بهتر بتواند جنبه‌هايي مانند اندازه، فاصله، بافت و وزن را درك كند.
 
 
 
و. داشتن حافظه خوب از ضروريات يك قصه‌گوي موفق است. البته نبايد قصه را حفظ كند، بلكه دانستن چارچوب قصه كافي است.
 
 
 
  پس از آنكه قصه‌گو، كار انتخاب كردن قصه را تمام كرد، وارد مرحله آماده كردن داستان مي‌شود. بسياري از قصه‌هاي قومي يا داستان‌هايي كه براي گفتن مناسب است، از ديدگاه درام‌نويسان(ملودرام) خوانده مي‌شود. ملودرام، نشان‌دهنده‌ي ساختمان قصه و چگونگي به وجود آمدن آن است.
 
 
 
اساس كار ملودرام
 
زمينه‌چيني: معمولا آغاز داستان به زمينه‌چيني اختصاص دارد. براي مثال: محل وقوع، شخصيت‌هاي درگير در ماجرا و زمان و ... را نشان مي‌دهد. در زمينه‌چيني، محيط تقريبا عادي است و همه چيز در آرامش است.
 
 
 
بروز بحران: نقطه شروع داستان است. اگر قرار است داستان پايان پيروزمندانه‌اي داشته باشد، بايد بحراني كه بروز كرده، برطرف شود و ادامه داستان كوششي است براي برطرف كردن بحران.
 
 
 
اوج‌گيري: تلاش قهرمان داستان براي برطرف كردن بحران يا اصلاح اشتباه. از نظر زماني، نقطه شروع تا رسيدن به نقطه اوج، بيشترين وقت قصه‌گويي را به خود اختصاص مي‌دهد.
 
 
 
نقطه اوج يا گره‌گشايي: حساس‌ترين بخش داستان است. نقطه‌اي است كه بحران برطرف مي‌شود و يا اشتباه اصلاح مي‌شود و شنونده دوباره به آرامش مي‌رسد.
 
 
 
فرود و نتيجه‌گيري: اين بخش در داستان‌هاي ملودرام معمولا بسيار سريع است. داستان به گونه‌اي پايان مي‌پذيرد كه دوباره شخصيت‌ها به دنياي آرام خود باز مي‌گردند.[8]
 
 
 
اهداف قصه‌گويي
 
·        گسترش رشد زبان
 
·        انتقال تجارب زندگي به كودكان
 
·        آشنايي با ادبيات قومي
 
·        تقويت زمينه‌هاي برنامه درسي
 
·        افزايش مهارت گوش دادن
 
·        ارضا كردن حس كنجكاوي
 
·        رشد قدرت تخيل كودكان
 
·        آشنايي با صفات پسنديده و بيزاري از كارهاي ناپسند.[9]
 


--------------------------------------------------------------------------------


[1] . حجازي، بنفشه؛ ادبيات كودكان و نوجوانان، تهران، روشنگران و مطالعات زنان، 1384، چاپ هشتم، ص 200.
 

[2] . پلووسكي، آن؛ دنياي قصه‌گويي، ترجمه محمدابراهيم اقليدي، تهران، سروش، 1364، ص 23.
 

[3] . رحمان‌دوست، مصطفي؛ قصه‌گويي: اهميت و راه رسم آن، تهران، رشد، 1377، چاپ سوم، ص 10.
 

[4] . پشت‌دار، علي‌محمد؛ قصه‌گويي و نمايش خلاق، تهران، دانشگاه پيام نور، 1376، صص 3- 2.
 

[5] . ناظمي، يحيي؛ ادبيات كودكان، تهران، چاپار، 1385، چاپ اول، صص 62 – 61.
 

[6] . دنياي قصه‌گويي، پيشين، ص 103.
 

[7] . ادبيات كودكان، پيشين، ص 80.
 

[8] . ديويي، چمبرز؛ قصه‌گويي و نمايش خلاق، ترجمه ثريا قزل‌باش، تهران، مركز نشر دانشگاهي، 1385، چاپ هشتم، صص 38 – 36.
 

[9] . پشت‌دار، علي‌محمد؛ قصه‌گويي و نمايش خلاق، پيشين، ص 74.
 
 
 http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=39062


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۲:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۰ -  تمرين پرهيز از بيهوده گويي ، دراز گويي و گزافه گويي

۱

 بيهوده گويي

 مقصود از بيهوده­گويي، به زبان آوردن سخني است كه فايده مجاز و مشروع دنيوي يا اخروي، مادي يا معنوي، عقلايي يا شرعي نداشته باشد و به طور كلي سخن گفتن از آنچه براي گوينده بهره­اي ندارد، بيهوده­گويي است كه از آن به شهوت كلام نيز تعبير شده است.[1]

 
 
اقسام بيهوده­گويي
 
1-سخن­گفتن درباره موضوع بي­فايده:گاه انسان از موضوعي سخن مي­گويد كه هيچ فايده­اي براي او ندارد، اگر چه ممكن است، همان موضوع براي برخي مفيد باشد، مانند: سخن­گفتن از رنگ چشم و موي ديگران كه براي بيشتر افراد بي­فايده است.[2] 

رسول خدا(ص) در حديث طولاني معراج مي­فرمايد:
 
«(ديدم)كه دوزخ هفت در داشت، بر هر دري سه جمله نوشته بود. بر در پنجم نوشته بودند: در آنچه بيهوده است، بسيار سخن نگو كه از رحمت خدا ساقط مي­شوي.»[3]
 
2-سخن زيادي:سخن بيش از اندازه، اگر چه درباره موضوعي سودمند هم باشد، از اقسام كلام بيهوده به شمار مي­رود، البته روشن است كه مقصود از آن، توضيح يا تكراري كه جهت درك بهتر ارايه مي­شود، نيست.[4]
 
رسول خدا(ص) مي­فرمايند:
 
«خوشا به حال كسي كه زيادي كلامش را نگاه دارد و زيادي مالش را انفاق كند.»[5]
 
3-سخن نابجا:سخن كافي و به اندازه درباره موضوع سودمند اگر بيرون از جايگاه مناسبش گفته شود، از اقسام كلام بيهوده شمرده مي­شود مانند: اقامه برهان­هاي دشوار براي شنونده­اي كه سواد كافي ندارد، يا سخن­گفتن با افرادي كه از فرط خستگي توان گوش سپردن به سخنان گوينده را ندارند.[6]
 
امام صادق(ع) مي­فرمايند:
 
«بسياري از سخنان مفيد را ترك كن تا براي آنها جايگاهي مناسب بيابي، چه بسا گوينده­ي بحقي كه در جايگاه نامناسب سخن مي­گويد و در سختي قرار گرفته، نابود مي­شود.»[7]
 
 
 
ريشه­هاي بيهوده­گويي[8]
 
1-كنجكاوي بي­جا:اشتياق و حرص داشتن به چيزهايي كه فقط سرگرم كننده است ولي فايده ندارند، باعث بيهوده­گويي است مانند: بيماري كه در مطب دكتر به جاي پرسش از راه بهبودي، از وسايل پزشكي او سوال كند. 

2-علاقه­ي فراوان و صميميت:شدت علاقه به ديگري موجب پيدايش ميل فراوان به سخن گفتن با او مي­شود كه اين مي­تواند انسان را به بيهوده­گويي و پرگويي وادارد.
 
3-وقت گذراني:گاه انسان گمان مي­كند كه وقت زيادي دارد وبا سخن ­گفتن مي­تواند آن را پر كند بنابراين به سخن­گفتن درباره هر چيزي مي­پردازد تا وقتش بگذرد.
 
4-حب جاه(جلب توجه):سخن­گفتن گاهي براي جاي­گرفتن در دل ديگران است كه در اين حال، فرد با حرف­زدن مي­كوشد توجه ديگران را به خود جلب كند، تا مردم به ارتباط با او تمايل نشان دهند.
 
 
 
پيامدهاي زشت بيهوده­گويي[9]
 
1-تباه شدن عمر: كم­ترين زيان كلام بيهوده براي شخص گوينده، تباه شدن عمر اوست كه بزرگ­ترين سرمايه زندگي او شمرده مي­شود؛ چرا كه انسان مي­تواند از اين بخش زندگاني، براي جهان آخرت خود توشه بردارد ولي با گفتن سخنان بيهوده هيچ فايده دنيوي و اخروي به او ze=5>۱۰

كلي گويي چيست ؟

كلي گويي "انحراف ذهن مخاطب از موضوع اصلي مي باشد"

البته با شناخت كامل از خصوصيات روحي و رواني شخص شنونده...

به نظر من كلي گويي در بيشتر مواقع

نوعي فرار به حساب مي آيد ...

شايد كمي براي شما مبهم باشد

وقتي يك نفر راه كلي گويي را پيدا ميكند

به دليل كسب نتايج لذت آور قبلي

و عدم فهم شخص مخاطب

اين روش را ادامه مي دهد

اين عمل را بسيار زيركانه و هوشمندانه

بر اساس شناخت طرف مقابل انجام مي دهد...

بي آنكه او متوجه شود ...

تا جايي كه حتي براي توجيه كلي گويي خود

از كلمات خود شنونده در برخي اوقات نيز استفاده ميكند

تا بقولي امر بر شنونده مشتبه شود ...

البته اين امر تا زماني پايدار است كه

شخص شنونده به اين انگيزه او پي نبرده باشد

شخص كلي گو به دليل عدم اطلاعات از جزئيات ...

يا مشكلات خود با جزئيات و به چالش افتادن او در زمينه

موورد بحت و حتي عدم تسلط بر موضوع مورد بحث

شروع به كلي گويي مي كند تا بتواند موضوع را

مثلا اصولي ، منطقي و روشنفكرانه و حق به جانب

به دست گيرد و رهبري كند ،

هميشه با كلي گويي مخاطبش را

در يك حالت خوف و رجا و بي ثباتي قرار مي دهد

در اين زمان شنونده مجبور به سكوت مي شود

اگر شخص متوجه سياست طرف مقابلش نباشد

ذهنش متاسفانه در گير جملات كلي گفته شده مي گردد

و اگر قدرت استدلال و حلاجي كردن از

موضوع مورد بحث را نداشته باشد

و كمي هم خود را از او پايينتر حس كند يا

اعتماد به نفس خود را قبول نداشته باشد

بلافاصله ذهنش اتوماتيك وار به سمت خلل هاي

جسمي ، روحي ، اجتماعي و خانوادگي ، كاري و ...

كشيده ميشود و اين زيركي شخص كلي گو هست

كه طرف مقابلش را به اين شكل به چالش مي كشد...

درصورتي كه اگر شخص از كلي گويي دست بردارد

و نظرش را در هر مبحثي به صراحت بيان كند

به ساده ترين كلام

در آن زمان بهتر مي شود

با شخص ارتباط دوجانبه برقرار كند

...

اوصولا پرداختن به كليات مي­تواند

توجه افراد را از يك موضوع اصلي منحرف مي كند

و مجبور به بازگشت و اتفاق نظر طرف مقابل در سكوت محض مي شود،

ما همهگي در كل با هم يكي هستيم

و مباحث بين ما از كليات نيست

بلكه جزييات هست كه باعث تفاهمات يا سو تفاهمات مي گردد

در هر صورت هر برگشتي به نحوه كلي به اين كار منجر شده است

اما پرداختن به جزئيات مي­تواند اهميت هر بحث

و اختلاف و حتي احساسي را براي مذاكره بهتر روشن كند

بنابراين بياييد از كلي گويي دست برداريم

واقعيت ها در جزئيات هستند ...

http://nejvaa.blogfa.com/post-730.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۲:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۹ - تمرين ساده گويي ، صراحت بيان و پرهيز از كلي گويي

۹

رك ‌گويي و نه گفتن


تعريف دقيق رك‌گويي چيست و چه فرقي با گفتار صادقانه دارد؟ همچنين چه تآثيري در مهارت نه گفتن و جرات ورزي دارد؟
تعريف:
رك‌گويي يعني صراحت لهجه و جسارت در بيان حقيقت، نه جسارت در بي‌احترامي به ديگران. يعني صراحت بياني كه نفعي براي ديگران داشته باشد، نه مايه رنجش ديگران شود. كساني كه به بهانه رك‌گويي هر آنچه را كه به ذهن‌شان مي‌رسد مي‌گويند بي‌ادبي را با رك‌گويي اشتباه گرفته‌اند و نشانه بارزي از عدم اعتماد به نفس و دست كم گرفتن خود را به نمايش مي‌گذارند.

 

ادب و احترام در گفتار از هر چيزي مهم‌تر است و صراحت و صداقت يعني روشن گويي، روشني در گفتار كه دور از هر گونه طعنه و منظور خاصي باشد كه موجب رنجش نشود.
تفاوت رك‌گويي و ركيك‌گويي:
بددهاني نشانه‌اي از ناتواني آدم‌ها در خويشتن‌داري است. ركيك‌گو‌ها در حقيقت نوعي تخليه رواني انجام مي‌دهند؛ يعني در حالات نامطلوب خود جابه‌جايي انجام داده و آن‌ها را به صورت واژگان ركيك بروز مي‌دهند. اين روزها در ميان برخي جوانان ركيك‌گويي نمادي از صميميت است كه كم‌كم به صورت عادت در آمده و به آسيب اجتماعي خودشان منجر مي‌شود در حالي كه در بسياري مواقع توانايي رد خواسته هاي همين دوستان به اصطلاح صميمي را ندارند.

از لحاظ جنسيتي به نظر مي‌رسد آقايان رك‌گو‌تر باشند. به عنوان مثال، اگر عقيده يك مرد را در مورد موضوعي خواهان باشيد او راحت‌تر و با صراحت بيشتري ابراز عقيده مي‌كند در حالي كه يك خانم با حاشيه‌پردازي همان مضمون را بيان مي‌كند كه اين مطلب را مي‌توان به تفاوت جنسيتي در به كار بردن كلمات در نظر گرفت اما از نظر علمي تفاوت فاحشي بين زن و مرد در رك‌گويي وجود ندارد.

و از لحاظ سني هر چه سن ‌آدم‌ها بالاتر مي‌رود، رك‌گو‌تر مي‌شوند. شايد علت اين باشد كه آنها از تجربيات خود درس گرفته‌اند كه با رك‌گويي و صادقانه گفتن زودتر به نتيجه دلخواه مي‌رسند.

اگر رك‌گويي به آسيب رواني منجر شود از شأن و اعتبار شخصيت رك‌گو مي‌كاهد و روابط اجتماعي او را به خطر مي‌اندازد و نزد ديگران از احترام كمتري برخوردار خواهد شد و نشان مي‌دهد كه فرد بر رفتار و هيجانات خود كنترل نداشته و فقدان خويشتنداري و ضعف شخصيتي دارد و نماينده عدم بلوغ هيجاني است.

با كنترل زبان و گفتارمي توان در نظر ديگران پخته‌تر، باهوش‌تر، مودب‌تر و خوش مشرب‌تر جلوه كرد و مورد پذيرش و احترام همگان قرار گرفت.

لازم است در وراي توانايي رك بودن نه گفتن را نيز بياموزيم و نه شنيدن را قبول كنيم. رك گويي ممكن است در آغاز كسي را دلخور كند ولي در بلندمدت اعتبار و حيثيت را بالا برده و استرس را كم مي كند اما مهم اين است كه چگونه «نه» بگوييم كه ديگران را دچار استرس نكند. توضيح دادن دلايل و نحوه «نه» گفتن بسيار مهم است.

وقتي شخصي از شما مي خواهد كاري را انجام دهيد كه امكان آن وجود ندارد، خيلي مختصر و به دور از هرگونه دليل تراشي، رك و مودبانه مخالفت خود را اعلام كنيد.

براي مثال دوستي از شما مي خواهد تحقيق او را انجام دهيد!!!!!!!!!!!!

اگر امكان اين كار وجود ندارد :

1)      استفاده از روش مستقيم و ساده:

خيلي ساده بگوييد: نه، متاسفم ،من اين كار را انجام نمي دهم.

۲( روش بازتابي:

رضايت و علاقه مندي خود را نسبت به اين پيشنهاد نشان دهيد و به دنبال آن مشخص كنيد در حال حاضر شرايط پذيرش اين درخواست را نداريد.

اگر شرايطم اجازه مي داد دوست داشتم تحقيقتان را بنويسم اما الان نمي توانم و امكانش نيست.

۳) گفتن نه همراه با دليل:

دليل كوتاه و واقعي رد تقاضا را بدون پرداختن به حاشيه و ذكر جزئيات، مطرح كنيد.

نمي توانم تحقيق شما را انجام دهم چون براي انجام كارهاي خودم وقت كم دارم.

۴)دادن پيشنهاد:

در اين روش با مطرح كردن پيشنهادي ديگر در واقع حسن نيت خود را به درخواست كننده نشان مي دهيد.

اين هقته نمي توانم انجام دهم، اگربراي هفته بعد فرصت بدهي احتمالا خواهم توانست.

۵) نه گفتن همراه با پرس و جو براي يافتن كاري ديگر.

راه ديگر اين است كه به درخواست كننده نشان دهيم براي انجام امري ديگر آمادگي داريم و رد كردن اين مورد خاص به منزله رد تمام موارد ارتباطي نيست.

نمي توانم تحقيق تو را انجام دهم اما اگه كتاب يا منابعي خواستي مي تونم در اختيارت بزارم.

در ضمن اينكه فراموش نكنيد. اگر هميشه «بله» بگوييد و از نه گفتن پرهيز كنيد. كم كم بله گفتن شما بي معني مي شود. وقتي قلباً دوست داريد نه بگوييد، بله گفتن به شما استرس مي دهد و علايم جسماني اين عدم پذيرش قلبي را به شكل سردرد، كشيدگي عضلات شانه و به هم ريختگي برنامه خواب خواهيد ديد و مدتها بايد وقت خود را تلف كنيد تا عواقب آن را جبران كنيد.

- در نه گفتن دچار گيجي و سردرگمي نشويد، برخي افراد نه گفتن به خواسته يك نفر را نه گفتن به آن شخص و ارتباط با وي مي دانند. نه گفتن به اين معنا نيست كه شما آن شخص را دوست نداريد فقط مفهوم آن «رد خواهش اخير او مي باشد.»

باز هم تأكيد مي شود كه صادق، آرام و مؤدب نه بگوييدَ

http://www.mehrvarzansociety.com/comment.php?comment.news.49


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۲:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۹ - تمرين ساده گويي ، صراحت بيان و پرهيز از كلي گويي

۸

مواظب باشيد رك‌ گويي به گستاخي تبديل نشود


زبان وسيله اي مشترك ميان تمام انسان براي برقراري ارتباط است. انسان ها مي‌تواند به وسيله آن با يكديگر صحبت كنند، نيازهاي شخصي روزانه خود را رفع كنند و با كمك آن تنهايي خود را با داشتن دوستانشان پر كنند. اما مسئله مهم در كنار آن لحن گفتار و نوع ارتباطي است كه ما به وسيله آن مي توانيم مردم زيادي را به خود جذب كنيم و يا برعكس.

بسياري از مردم بر اين عقيده اند كه گفتار صريح و تند مي تواند باعث آزرده شدن طرف مقابل مي‌شود. به زبان ساده‌تر مي‌توان گفت رك گويي هرچند از برخي جهت‌ها مي تواند خوب باشد اما گاهي رك گويي باعث مي شود تا روابط ميان دو دوست يا فاميل خراب شود.
رك گويي مفهومي است كه ارتباط مستقيمي با صداقت، شفافيت و احساس مسووليت و تعهد دارد. اگر در بحث رك‌گويي به اين سه محور توجه شود رك گويي كار بسيار درست و مناسبي است. اگر فردي بخواهد درباره موضوعي رك صحبت كند بايد درباره آن موضوع احساس مسووليت كند همچنين در كنار آن شفاف باشد يعني اهل تخلف و دغل نباشد و همچنين صداقت داشته باشد يعني حسن فعلي و فاعلي را در كنار هم همراه كنند. اما اگر به هر دليل يكي از اين سه محور با نيت ديگري باشد ممكن است رك گفتن خسارت‌هايي را ايجاد كند.

اگر افراد جامعه تلاش كنند كه اين سه ويژگي كه در خود تقويت كنند در آن صورت رك گويي آنها نتيجه اي مثبت خواهد داشت.

نكته ديگر در نظرگرفتن شرايط زماني و مكاني براي رك گفتن است چرا كه در بعضي مواقع مصلحت نيست حرفي زده شود. و اگر در جايي كه نبايد حرفي گفته شود آن حرف بيان شود خلاف ارزش انساني است و مي‌تواند موجب تخريب آن شخصيت يا تخريب جامعه شود.

بنابراين در كنار شفافيت، صداقت و احساس مسووليت بايد مصلحت شخص و جامعه نيز در نظر گرفته شود.

رك گويي ممكن است باعث ناراحتي فرد مقابل شود كه اين مسئله به بحث تربيتي مشخص بر مي‌گردد. ما بايد در اين بخش به افراد ياد بدهيم كه حرف هايشان را با صداقت و شفافيت بگويند وضعيت بودند در اين زمينه باعث مي‌شود كه شخصي از رك گويي ديگران ناراحت شود.

اگر اصل امر به معروف و نهي از منكر ار وارد اين مسئله كنيم آن وقت رك گويي افراد بي احترامي تلقي نمي شود زيرا در امر به معروف و نهي از منكر افراد كوچكتر مي توانند با تشخيص درست به بزرگترها تذكر دهند يا بي سواد به با سواد و...

روابط اجتماعي ميان انسان ها يكي از اساسي ترين مسائل در جامعه است قطعا رك گويي با اصول گفته شده مي تواند گام موثري در حل شدن برخي از مشكلات ميان افراد و حتي جامعه باشد.


http://62.193.12.134/Pages/News-65933.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۲:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۹ - تمرين ساده گويي ، صراحت بيان و پرهيز از كلي گويي

۷

حد و مرز رك گويي كجاست؟

حد و مرز رك گويي كجاست ؟ چطور آدمي رك مي شود و چه مرزي است كه يك آدم را به بي ادبي مي رساند نه رك گويي . مدتي است كه اين موضوع فكرم را مشغول كرده است . بارها ديده ام افزاد به بهانه رك گويي به خودشان اجازه مي دهند هر توهيني بكنند.

شايد يك مثال بتواند اين موضوع را روشن تر كند.

چند وقت پيش رفته بوديم منزل يكي از آشنايان . البته با قرار و دعوت قبلي و كلي اصرار و ابرام . من چند باري نتوانسته بودم دعوت عصرانه اين آشناي محترم را اجابت كنم از اين رو تصميم گرفتم براي كدر نشدن دلها اين دعوت را لبيك بگويم و به منزل آنها بروم تا دو ساعتي را با هم باشيم . وقتي رسيديم ديديم ميزبان ارجمند اندكي بي حال است . گويا كمي فشار خونشان در اثر ضعف پايين افتاده بود و از اين رو احساس كسالت داشتند . بقيه مهمان ها هم از راه رسيدند . دعوت عصرانه تبديل شد به يك عيادت جانانه . اما دختر اين خانم كه تقريبا هم سن و سال ماست بدون هيچ رودروايسي گفت : كاش قبل از آمدن زنگ مي زديد . ايشان مريض بود و بهتر بود استراحت كند . مهمان ها ناراحت شدند . حتي يكي از آنها گفت نمي دانستم براي رفتن به جايي كه دعوت شده ام بايد دوباره تلفن بزنم و كسب اجازه كنم . اين فضا ميزبان مريض احوال را كمي ناراحت كرد و سعي كرد با چشم غره اي دخترش را آرام كند . من اول به خودم نگرفتم و گفتم : كاش شما زنگ مي زديد و قرار را كنسل مي كرديد تا موقع ديگري بياييم . گفت : تعارف در ايران چاره اي ندارد . لعنت به اين نوع دوستي و آشنايي كه رويت نشود به اطرافيانت بگويي من امروز مريضم و به خانه من نياييد . حتما بايد بميري تا بتواني راحت زندگي كني . نه فقط من كه همه كساني كه آن روز در آن خانه بودند ناراحت شديم . من بعد از ان خيلي فكر كردم كه ناراحتي ما اشتباه بود يا حرف آن دختر آن خانم ؟ لعنتي كه فرستاد به مهمانان بود يا به طرز فكر و رفتار حاكم بر ايران . به هر حال از آن روز سال ها مي گذرد و من ديگر هيچ دعوتي را از سوي آنها اجابت نكردم . حتي وقتي دختر آن خانم خودش زنگ زد و از من خواست كه به منزلشان بروم . تا جايي كه مي دانم مهماني هاي عصرانه ايشان ديگر رونقي ندارد و از بس كسي به خانه آنها نرفته او هم ديگر دعوت كسي را اجابت نمي كند . اينجا مقصر كيست ؟

http://zahraaliakbari.blogfa.com/post-80.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۲:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۹ - تمرين ساده گويي ، صراحت بيان و پرهيز از كلي گويي

۶

روان شناسي رك گويي  
 
 

گفتگو با دكتر افتخار حميدي روانشناس   
 
استرس شغلي ممكن است از عوامل گوناگوني منشا بگيرد. يكي از اين عوامل، ديواري نامريي است كه بين مديران و زيردستان كشيده مي شود و اجازه نمي دهد آنها از نظرات همديگر به خوبي آگاه شوند. اگر اين ديوار از ميان برداشته شود و افراد بتوانند با صراحت با يكديگر صحبت كنند، بازدهي كار هاي سازماني چندين برابر مي شود و افراد با طيب خاطر بيشتري مي توانند فعالانه تر در جايگاه خود قرار بگيرند. چاره شكستن اين ديوار، رك گويي يا صراحت است كه در گفتگويي با دكتر افتخار حميدي، روان شناس، درباره آن بحث كرده ايم....

▪ تعريف دقيق رك گويي چيست و چه فرقي با گفتار صادقانه دارد؟

ـ رك گويي يعني صراحت لهجه و جسارت در بيان حقيقت، نه جسارت در بي احترامي به ديگران. يعني صراحت بياني كه نفعي براي ديگران داشته باشد، نه مايه رنجش ديگران شود. كساني كه به بهانه رك گويي هر آنچه را كه به ذهن شان مي رسد مي گويند بي ادبي را با رك گويي اشتباه گرفته اند و نشانه بارزي از عدم اعتماد به نفس و دست كم گرفتن خود را به نمايش مي گذارند.

ادب و احترام در گفتار از هر چيزي مهم تر است و صراحت و صداقت يعني روشن گويي، روشني در گفتار كه دور از هر گونه طعنه و منظور خاصي باشد كه موجب رنجش نشود.

▪ به نظر شما تفاوت رك گويي و ركيك گويي چيست؟

ـ بددهاني نشانه اي از ناتواني آدم ها در خويشتن داري است. ركيك گو ها در حقيقت نوعي تخليه رواني انجام مي دهند؛ يعني در حالات نامطلوب خود جابه جايي انجام داده و آن ها را به صورت واژگان ركيك بروز مي دهند. اين روزها در ميان برخي جوانان ركيك گويي نمادي از صميميت است كه كم كم به صورت عادت در آمده و به آسيب اجتماعي خودشان منجر مي شود.

▪ ريشه اين ركيك گويي ها چيست؟

ـ خب، همه انسان ها از اينكه مورد توجه قرار گيرند احساس لذت مي كنند. اشخاصي كه نمي توانند از مسيرهاي مورد پسند جامعه خود را مطرح كنند، با به كاربردن كلمات نامناسب خود را نشان مي دهند. گاهي افراد براي افزايش شوخ طبعي، تاكيد و يا غافل گيري هم ركيك گويي مي كنند. برخي نيز براي مستور ساختن ترس ها و ناامني هاي فردي اين كار را مي كنند. اما گروه ديگري ركيك گويي شان از روي عادت است. در واقع، آنها ياد گرفته اند كه ركيك گويي يك شيوه كنار آمدن با استرس و تنش است. برخي نيز براي تخليه خشم و تسكين استرس

ركيك گويي مي كند. گاهي نيز به منظور برانگيختن خشم ديگران و تحريك آنهاست. در واقع، ابزاري براي تحقير، توهين و يا ارعاب... و در نهايت، ركيك گويي مي تواند به منظور قدرت نمايي باشد.

▪ آيا تفاوتي از لحاظ جنسيتي در زنان و مردان رك گو وجود دارد؟

ـ به نظر مي رسد آقايان رك گو تر باشند. به عنوان مثال، اگر عقيده يك مرد را در مورد موضوعي خواهان باشيد او راحت تر و با صراحت بيشتري ابراز عقيده مي كند در حالي كه يك خانم با حاشيه پردازي همان مضمون را بيان مي كند كه اين مطلب را مي توان به تفاوت جنسيتي در به كار بردن كلمات در نظر گرفت اما از نظر علمي تفاوت فاحشي بين زن و مرد در رك گويي وجود ندارد.

▪ آيا سن و سال هم در ميزان رك گويي نقش دارد؟

ـ خب، هر چه سن آدم ها بالاتر مي رود، رك گو تر مي شوند. شايد علت اين باشد كه آنها از تجربيات خود درس گرفته اند كه با رك گويي و صادقانه گفتن زودتر به نتيجه مي رسند و رك گويي در كهنسالي با خضوع و ادب همراه است و كمتر فرد كهنسالي از رك گويي به عنوان انتقام گرفتن استفاده كند.

▪ آيا ارتباطي بين رك گويي، ركيك گويي و فيزيولوژي مغز ما وجود دارد؟

ـ بله؛ مغز با واژه هاي زننده، ركيك و قبيح، متفاوت با ساير لغات رفتار مي كند. به طور كلي، زبان در نيمكره چپ مغز و در قشر مخ پردازش مي شود. اما دشنام ها در نواحي پايين تر مغز همراه با غرايز و احساسات پردازش مي شود.

▪ جايي خواندم كه واژه هاي ركيك زودتر به ذهن سپرده مي شوند. آيا اين حرف، علمي است؟

ـ بله، آدم ها واژه هاي ركيك را ۴ برابر سريع تر از ساير لغات به خاطر مي سپارند؛ زيرا ثابت شده كه ركيك گويي پيش از پيدايش زبان پديد آمده است. شايد برايتان عجيب باشد كه بدانيد بسياري از افرادي كه اقدام به يادگيري يك زبان دوم مي كنند، ابتدا واژه هاي زشت و ركيك آن زبان را مي آموزند.

▪ رك گويي چه احساسي را در ديگران به وجود مي آورد؟

ـ اگر رك گويي به آسيب رواني منجر شود از شأن و اعتبار شخصيت رك گو مي كاهد و روابط اجتماعي او را به خطر مي اندازد و نزد ديگران از احترام كمتري برخوردار خواهد شد و نشان مي دهد كه فرد بر رفتار و هيجانات خود كنترل نداشته و فقدان خويشتنداري و ضعف شخصيتي دارد و نماينده عدم بلوغ هيجاني است.

▪ خب، آيا مي توان رك گو بود بدون اينكه به كسي آسيب زد؟

ـ بله، با كنترل زبان و گفتارتان در نظر ديگران پخته تر، باهوش تر، مودب تر و خوش مشرب تر جلوه مي كنيد و مورد پذيرش و احترام همگان قرار مي گيريد. براي اين منظور بايد مثبت بينديشيد و نيمه پر ليوان را ببينيد و طوري رفتار كنيد كه قادر به انجام امور هستيد. بايدشكيبايي را تمرين كنيد و آستانه تحمل خود را افزايش دهيد. سريع از كوره در نرويد و در اموري كه كنترلي بر آنها نداريد، بردباري به خرج دهيد. بايدپيش از سخن گفتن فكر كنيد و با خوش زباني به وقار و شخصيت خود بيفزاييد.

▪ آيا تفاوت هاي فرهنگي در شكلي گيري رك گويي نقش دارند؟

ـ بله؛ مثلا ژاپني ها ساكت اند اما آلماني ها خشك و مقرراتي. انگليسي ها معروف اند كه در لفافه حرف مي زنند و از منظور اصلي طفره مي روند و استراليايي ها برعكس به رك گويي مشهورند. در كشور ما هم با توجه به مرزهاي جغرافيايي رك گويي در شهر هاي مختلف از درجاتي برخوردار است و از آنجايي كه ايران هميشه مهد تمدن و شعر و ادب بوده است بنابراين در به كار بردن كلمات بايد نهايت ظرافت و دقت را در نظر گرفت كه اعتبار و شأن مان حفظ شود.

▪ آيا رك گويي با هوش هم ارتباط دارد؟

ـ يكي از ويژگي هاي اشخاص باهوش توانايي آنان در پيش بيني آينده است. بنابراين به راحتي عواقب رك گويي هاي بي پرده را مي توانند درك كنند.

▪ به نظر شما آيا كارمندان بايد با كارفرماي خود رك باشند؟

ـ اگر منظور از رك گويي، صراحت گويي است بايد گفت كه صادقانه مسايل و مشكلات را در ميان گذاشتن، از عواقب نامطلوب جلوگيري مي كند و فرد مي تواند بدون جبهه گيري و با استفاده از واژگان مناسب، آنچه را كه نياز سازمان است، مطرح كند.

▪ رابطه رييس از نظر ميزان رك بودن با كارمندانش چگونه بايد باشد؟

ـ يكي از مهم ترين ويژگي هاي مديران اين است كه بتوانند نيازهاي سازمان را به نحو مطلوب بيان كنند تا در پيشبرد هدف ها گام بردارند و صريح بودن روسا در اين امر حياتي است و پرده پوشي يكي از تراژدي هاي هر سازماني است. روسا بايد كاركنان را در ابراز عقايد خود تشويق نمايند تا همكاري جمعي ايجاد شود. سازمان هايي كه افراد آن با ديوار نامريي مواجه اند دچار آشوب رواني شده و كم كاري و تنش در آن سازمان ريشه مي دواند.

▪ رك گويي هم انواع دارد؟

ـ البته؛ رك گويي مي تواند كلامي و يا عملي باشد. البته اگر شخص رك گو درصدد رنجش ديگري باشد و از روي قصد و عمد به آن مبادرت ورزد در حقيقت نوعي آسيب رواني به شخص وارد مي كند و اين عمل معمولا در مواقعي رخ مي دهد كه شخص در صدد انتقام از ديگري بوده و يا به نوعي حسادت باعث مي شود كه پرخاشگري خود را در قالب بي پرده گويي نمايان سازد و به شخصيت فرد خدشه وارد كند.

 
   روزنامه سلامت ( www.salamat.ir
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۲:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

قصه گويي نوعي سپاسگزاري از خداوند است

قصه «يك تشنه و ده دشنه» چه در مرحله استاني و چه در مرحله منطقه اي به دل مخاطب نشست و براي من كه در جشنواره حضور داشتم، تاثير كلام قصه گو را به وضوح شاهد بودم. برگزيده شدن خانم زهره اكبر آبادي در پانزدهمين جشنواره منطقه اي قصه گويي بهانه اي بود تا در نشستي كوتاه از قصه گويي و قصه برگزيده اش سوال كنيم:     قصه گويي را تعريف كنيد ؟ چرا قصه مي گوييد ؟ قصه گويي هنر برقراري ارتباط با مخاطب است از طريق بيان. اين بيان به حالت چهره و نوع نگاه به شنونده نيز تسري پيدا مي كند. در خلال قصه گويي است كه مي توان بسياري از آرمان‌ها و خواسته‌هاي بشر را به زباني ساده و قابل درك براي همه كساني كه مخاطب قصه گو قرار مي گيرند، بازگويي و موشكافي كرد و از اين جهت است كه هر چقدر قصه ها از دل برمي آيد بر مخاطب اثر بيشتري باقي مي گذارد. قصه گويي براي من نوعي سپاسگزاري از خداوند است به خاطر اينكه توان و قدرت را به من داده تا بتوانم با گروهي از مخاطبان ارتباط برقرار كنم و شايد حرف دل آن‌هاست كه بر زبان من جاري مي شود. · اولين قصه اي كه به دلتان نشست را به خاطر داريد؟ پدربزرگي داشتم كه متل ها و شعرهاي محلي نيشابوري را بسيار شيرين براي ما مي خواند. بسياري از شب‌هاي كودكي ما در جمع خانواده و با اين شعرها همراه بود. هنوز صداي او در گوشم است و گمان مي كنم چون بي ريا و ساده حرف مي زد ما را مجذوب خود مي كرد. · هنر قصه گو يعني چه؟ هنر قصه گو آن جايي رخ مي نمايد كه مخاطب را در لايه هاي پيدا و پنهان قصه اش چنان شريك مي كند كه او حتي لحظه اي از قصه گو چشم بر نمي دارد و پرنده سبكبال خيالش به جز در آسمان قصه روانه مقصد ديگري نمي شود و اين يعني برقراري ارتباط . · در خصوص قصه اي كه برگزيديد توضيحاتي بدهيد؟ چرا اين قصه را برگزيديد؟ بعضي وقت ها ما قصه ها را انتخاب نمي كنيم، اين قصه ها هستند كه به سمت ما مي آيند و ما را برمي‌گزينند. قصه «يك تشنه و ده دشنه» براي من چنين احساسي را همراه دارد. وقتي مقتل حضرت علي اكبر (عليه السلام) را از كتاب تشنه لبان نوشته آقاي گروگان خواندم، چنان جذبه اي در من به وجود آورد كه حتي لحظه اي ترديد نكردم كه بايد اين قصه براي همه گفته شود. گمان مي كنم اين يك امتحان بود كه من بايد با انتخاب اين قصه پس مي دادم. نمي دانم پيروز اين امتحان هستم يا نه، اما اميدوارم خداوند تا همين اندازه تلاش را به بركت آقا ابا عبدالله از من بپذيرد. · فكر مي كنيد چرا قصه شما برگزيده شد؟ ارادت ايرانيان به ساحت مقدس امام حسين(عليه السلام) و خاندان ايشان و علاقه و عشقي كه به ايشان دارند، موجب شد هم من گوينده و هم تمام آن‌ها تا امروز مخاطب اين قصه قرار گرفته اند، ارتباط عاطفي با آن برقرار كنند. شايد يكي از دلايل اصلي و مهم انتخاب شدن اين قصه، همين ارتباط عاشقانه باشد. · ساير قصه گويي هاي جشنواره مرحله منطقه اي را چگونه ديديد؟ جشنواره منطقه اي فرصت مناسبي بود تا آنچه استان‌هاي منطقه 4 در چنته قصه گويي خود داشتند را ببينيم و قضاوت كنيم. شكرخدا كه استان خراسان رضوي، سربلند اين مرحله بود و توانمندي خود را با اقتدار به رخ ديگر استان‌ها كشيد. · قصه گويي هاي دفاع مقدس در جشنواره منطقه اي داراي چه نقاط قوت و ضعفي بود؟ گفتن از آدم‌هاي جنگ به زباني كه مخاطب كودك و نوجوان كانون آن را درك كنند، كار ساده اي نيست. آنچه در قصه هاي دفاع مقدس ديده شد، روايتگري بود و نه قصه گويي. اين روايت گري هم براي مخاطب بزرگسال صورت مي گرفت و به عقيده من سهم كودكان و نوجوانان به عنوان مخاطب در اين قصه ها، بسيار كم بود.   http://kanoonnews.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=158&Id=205023
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۲:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۹ - تمرين ساده گويي ، صراحت بيان و پرهيز از كلي گويي

۵

يكي از راه هاي جذب مردم ساده گويي است .

خداوند متعال براي توجه مردم به حقايق قرآن آن را به زبان رسول گراميش عليهم السلام ساده نمود؛
(فانما يسرناه بلسانك لعلهم يتذكرون )
((ما قرآن را به زبان تو اي رسول آسان كرديم ، اميد است كه مردم ، حقايق آن را متذكر شوند . ))
اين آيه چهار بار در سوره قمر تكرار شده است :
(و لقد يسرنا القرآن للذكر فهل من مدكر)
((و قرآن را براي پند گرفتن آسان نموديم ، آيا پند گيرنده اي هست ؟ . ))
بسيار روشن است كه استفاده از كلمات سنگين و جملات پيچيده از تاءثير آن مي كاهد زيرا بسياري از مردم با اينگونه كلمات بيگانه اند .
سخن گفتن به زبان مردم و با سادگي كامل رمز موفقيت رهبران الهي در جذب آنان به سوي دين خدا بوده است كه مصداق روشن آن در عصر كنوني امام خميني قدس سره بودند . ايشان كه با سخنان ساده و پر محتواي خود قلب ميليون ها انسان را شيفته خود ساختند . و اين درسي بود كه آن بزرگوار از جد والا مقامشان رسول گرامي عليهم السلام گرفته بودند كه خداي بزرگ در حق او مي فرمايد :
(وما علي الرسول الا البلاغ المبين )
((وظيفه پيامبر تبليغ روشن است . ))
امام صادق عليه السلام فرمود : براي عالم هشت آفت است كه يكي از آنها ((والتكلف في تزيين الكلام بزوايد الالفاظ)) است
يعني براي زيبا نمودن كلام ، با استفاده از الفاظ زايد ، خود و ديگران را به زحمت بيندازد .
البته بايد توجه داشت كه ساده گويي غير از سست گويي و بي محتوا سخن گفتن است .
مبلغ بايد از خداي خود بخواهد گره از زبانش بگشايد و او را بر ساده گويي توانا سازد . همانند حضرت موسي عليه السلام كه در آغاز تبليغ ، چنين از خدا در خواست نمود؛
(رب اشرح لي صدري و يسرلي امري و احلل عقده من لساني يفقهوا قولي )
((خدايا! سينه ام را وسعت ده (تحملم را زياد كن ) و كارم را آسان ساز و گره از زبانم بگشاي تا مردم سخنم را بفهمند . ))

http://www.ghaemiyeh.com/library/category/ready/book/195/Page-39


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۲:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۹ - تمرين ساده گويي ، صراحت بيان و پرهيز از كلي گويي

۴

پيچيده گويي نشانه ناتواني است

احتمالا تا به حال با برخي از نوشته ها و يا سخنان مواجه شده ايد كه بسيار سخت فهم هستند و براي اين كه بتوان منظور صاحب سخن را فهميد بايد وقت بسياري صرف كرد برخي از افراد فكر مي كنند كه پيچيده گويي و پيچيده نويسي نوعي هنر است و نشان از فاضل بودن صاحب سخن مي دهد اما آيا به راستي چنين است؟

درباره زبان، منشاء و كاركردهاي آن ميان فيلسوفان و زبان شناسان بحث هاي زيادي در گرفته و آراء مختلفي ابراز شده. بسياري از زبان شناسان - مخصوصا زبان شناسان و فيلسوفان زبان متاخر همچون كريپكي كه در نيمه دوم قرن بيستم مي زيستند- بر زبان به عنوان نوعي كنش انساني تاكيد داشتند يعني آنان صرفا زبان را نوعي موجود مستقل به حساب نمي آوردند كه بتوان جداي از انسان هايي كه زبان را مورد استفاده قرار مي دهند به بررسي آن پرداخت بلكه در نظر اين زبان شناسان، انسان به عنوان استفاده كننده از زبان و زبان به عنوان كنشي انساني مورد توجه قرار گرفت. علاوه بر اين برخي از فيلسوفان سياسي كه نمونه مشخص آن يورگن هابرماس است زبان را به عنوان ابزاري براي ارتباط ميان انسان ها و واسطه كنش هاي انساني تلقي مي كردند. از نظر اينان زبان مي توانست ميان انسان ها ارتباط برقرار كند و موجب گفتگو و تبادل انديشه در جوامع انساني گردد.

فارغ از اختلافاتي كه ميان فيلسوفان زبان و زبان شناسان ميان ريشه ها و كاركردهاي زبان وجود دارد اما اين نكته ميان بسياري از آنان مشترك است كه يكي از كاربردهاي اساسي زبان واسطه ارتباط ميان انسان هاست بنابراين اگر يك زبان و استفاده كننده از آن زبان بتواند اين نقش را به خوبي بازي كند مي توان گفت كه در كاركرد خود موفق بوده است. با اين حساب كساني كه سخنان خود را در انبوهي از مسائل پيچيده قرار مي دهند و از ابهام گويي و مغلق گويي پرهيز نمي كنند تا فضل خود را نشان دهند از زبان استفاده نادرست كرده اند. البته مي پذيرم كه بسياري از مفاهيم حتي اگر ساده هم بشوند و در قالب كلمات در بيايند بازهم پيچيده هستند نمونه بارز آن كتاب " نقد خرد ناب" ايمانوئل كانت است كه بسياري از فلسفه دانان، متن اصلي آن را سخت خوان دانسته اند و البته ظاهرا كانت تلاش خود را در ساده نوشتن به كار برده بود اما نتوانسته بود حاصل تفكراتش را از آني كه هست ساده تر بيان كند.

با همه اين احوال ساده گويي و ساده نويسي بر پيچيده گويي و پيچيده نويسي مزيتي غير قابل انكار دارد از آن رو كه در انجام يكي از وظايف مهم و به نظر من اهم وظايف زبان يعني ارتباط برقرار كردن ميان جوامع انساني موفق تر است.

http://pargaar.mihanblog.com/post/242


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۲:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۹ - تمرين ساده گويي ، صراحت بيان و پرهيز از كلي گويي

۳

ساده گويي ، هنر معلم است احتمالاً هر كسي كم و بيش با معلم ها ، نويسنده ها يا سخنران هايي سرو كار داشته است كه مفاهيم را پيچيده سازي مي كنند . هنر معلم ساده كردن مفاهيم پيچيده است ولي واقعيت اين است كه بعضي اوقات ما مفاهيم را آنقدر پيچيده تر ارائه مي كنيم كه مخاطب اطمينان حاصل كند طرفش خيلي با سواد است . با چند مثال بحث را ادامه مي دهم . براي ما دانشجويان رشته اقتصاد مفاهيم اقتصاد سنجي معمولاً مساله آفرين و بعضاً شديداً مبهم ست. معمولاً مقالات وقتي به قسمت متدولوژي مي رسند با طرح اصطلاحات و مفاهيم خاصي خواننده مقاله را از اصل مطلب دور مي كنند. (شايد اساتيد اقتصاد سنجي نيز در چرخه مشابهي آموزش ديده اند و به همين دليل با بيان پيچيده اي از مفاهيم ، دانشجويان را دچار سردرگمي ميكنند). مثلاً استاد ما كه انصافاً پروفسور لايق و باسوادي بود وقتي مي خواست انتقاد لوكاس (Lucas critique) را ارائه كند هر چند كه از بيان ساده اي استفاده ميكرد اما   كلمات و جملاتش را با رفتارها و مثالهايي تركيب مي كرد كه دافزون مي كند.

كسي از كلي گويي پرهيز مي كند كه منطق سخن را بشناسد، بداند از كجا بايد شروع كند و به كجا برسد و آنكه از اين مهم غفلت كند البته به دام كلي گويي مي افتد. روش شناسي منسجم با اين مقدمات و مباني پيوند مي خورد: از كجا آغاز بايد كرد؟ به كجا بايد رسيد؟ اين مسير را چگونه و با توجه به كدام شواهد و مقدمات طي كرد؟ و ...
 
 http://www.aftabir.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۲:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۹ -  تمرين ساده گويي ، صراحت بيان و پرهيز از كلي گويي

۱

صراحت بيان

واضح و شفاف صحبت كنيد. هرگز سعي نكنيد اين ايده را دنبال كنيد كه ديگران بايد خودشان منظور شما و آنچه را كه در ذهن داريد متوجه شوند. اگر دوست داريد روابط گرم و صميمانه اي با اعضاي خانواده خود، دوستان و آشنايان برقرار كنيد، بايد بتوانيد آسان و شفاف باب گفت وگو با آنها را باز كنيد.
اگر با شيوه اي آسان مفاهيم و خواسته هايتان را به زبان آوريد، آن وقت اطرافيان و همراهان شما متوجه منظور شما خواهند شد و مي توانند شما را در رسيدن به آنها ياري كنند. بيشتر زنان بر اين عقيده هستند كه نيازي به بيان مفاهيم و خواسته هايشان نيست و اگر اطرافيان واقعاً به آنها علاقه مند باشند، بايد به صورت خود به خود آن مفاهيم را دريافته و متوجه شوند. بسياري از مشكلات در خانواده ها و روابط ميان زنان با همسران خود از همين فكر نشأت مي گيرد، با اين اصلاح رفتاري، مي توان جلوي بسياري از دلخوري ها را در زندگي گرفت و با انرژي بيشتري زندگي را ادامه داد.

 
روزنامه ايران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۲:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان