مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4428
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 9
همه : 4259964


كودكـان و قصه گويي موسيقي


بهترين و در عين حال تأثيرگذارترين زمان آشنا كردن كودكان با هنر موسيقي ، زمان پيش از خوابيدنشان است. تربيت قوه شنيداري در كودكان از اهميت فراواني برخوردار است. اين آموزش مي تواند از زمان نوزادي شروع شود و تا زمان حضور ايشان در مدرسه و كار با ابزار آلات موسيقي ادامه يابد.
زمان پيش از خواب به همراه نور كم اتاق و فقدان هر عاملي كه سبب بهم خوردن تمركز و مصرف بيهوده انرژي در كودكان شود بهترين موقعيت را براي درك يك موسيقي دلنشين فراهم مي آورد. كارشناسان علم موسيقي اعلام كرده اند كه پخش قطعه اي موسيقي در هنگام خواب كه بتواند صداهاي مزاحم خانه را حذف نمايد سبب مي شود كه قوه تخيل و داستان پرداز كودكان افزايش يابد. علاوه بر آن، زمزمه يك ترانه و يا آواهايي كه براي به خواب رفتن كودك از زبان والدين خارج مي شود مي تواند تأثير شگرفي در علاقه مند شدن وي به هنر موسيقي داشته باشد. سؤال اينجاست كه چه نوع موسيقي براي زمان پيش از خواب مناسب است؟ در وهله نخست اين انتخاب بايد از سوي والدين صورت گيرد، چرا كه كودكان تنها جذب طراحي جلد كاست هاي موسيقي مي شوند.
لالايي ها در هر زباني كه باشند كارآمد هستند. پس از آن، موسيقي بومي و نواحي، انتخاب مناسبي خواهد بود كه دريچه هاي متفاوتي از ريتم و ملودي را به كودك نشان دهد. محققان از قطعات چايكوفسكي به عنوان نمونه هاي برجسته اي از موسيقي تصويري نام برده اند كه مي توانند كودك را در شكل گيري قدرت تصورش راهنمايي كند. اين انديشه كه موسيقي پيش از خواب حتما مي بايست از ريتم كندي برخوردار باشد، تفكر اشتباهي است. اگر كودك شما با شنيدن يك موسيقي با ريتم تند به خواب مي ورد تعجب نكنيد چرا كه در ذهن ناخودآگاه وي ريتم موسيقي در حال كشف و خلق تصاوير تازه و جذاب براي او و رسيدن به آرامش دلخواهش است.
كودك، هوش سرشاري براي تشخيص دادن آواي آلات موسيقي دارد و استمرار در پخش موسيقي از سوي والدين، كودكان را با تنوع ابزار و ادوات موسيقي نيز آشنا مي سازد. نكته جذاب در موسيقي هاي پيش از خواب، كشف سليقه شنيداري كودكان براي والدين است. ممكن است قطعه اي از يك ويلون كودك شما را فريفته خود سازد. بسياري از كودكان شيفته موسيقي موتزارت، باخ و بتهوون هستند؛ بخصوص پس از شنيدن قطعات مختلفي از ايشان. برخي ديگر موسيقي هايي كه با ترانه هاي كودكانه و قابل فهم براي ايشان همراه باشد را مي پسندند. و سخن آخر اينكه پس از گفتن يك داستان زيبا پيش از خواب براي كودك خود، اجازه دهيد كه موسيقي نيز داستاني را براي ايشان نقل نمايد.


ماهنامه شهرزاد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

فوايد قصه‌گويي

▪ ارتباط سريع و آسان: در حين قصه‌گويي، كليه ايده‌هاي متفاوت، يكجا و به‌صورت فـراگير از سوي قصه‌گو به مخاطب انتـقال داده مي‌شود. در نتيـجه لازم نيــست شنونده براي گرفتن مضمون كلي مطلب خود را به زحمت بيـندازد چـراكه محتواي كلي داستان به يكباره انتقال پيدا مي‌كند.
▪ ارتباط طبيعي: مي‌توان از داستانسرايي به عنوان زبان مادري تمام انسان‌ها ياد كرد. اين زبان ذاتي را همه كودكان از سن ۲ سالگي به بعد ياد مي‌گيرند. البته يادگيري زبان واقعي شايد تا سنين ۸ سالگي به‌طول انجامد اما به هر حال بايد اعتراف كرد آنقدر كه كودكان در استفاده از زبان مادري قصه‌گويي براي برقراري ارتباط با اطرافيانشان راحت هستند، در استفاده از زبان واقعي احساس راحتي نمي‌كنند.
▪ ارتباط روشن و واضح: با استفاده از اين مزيت قصه‌گويي كه به واسطه آن به‌راحتي مي‌توان با ديگران ارتباط برقرار كرد، كليه واژه‌ها در يك دامنه زماني و مكاني خاص قرار مي‌گيرند و گويي به آنها جاني دوباره بخشيده مي‌شود. تمام وقايع با در نظر گرفتن فاكتور زماني به وقوع مي‌پيوندند و لغات و كلمات پر معناتر از قبل جلوه مي‌كنند.
▪ ارتباط صادقانه: از طريق داستان‌ها مي‌توان حقايق عميق و كلي را به ديگران انتقال داد. اين در حالي است كه در زبان واقعي كليه اجزا تكه‌تكه مي‌شوند.
▪ ارتباط مشاركت‌آميز: در بحث‌هاي انتزاعي، ايده‌ها مانند موشك به طرف ما مي‌آيند، حجم زيادي از فضاي ذهني ما را اشغال مي‌كنند و به ناچار ما را وادار مي‌كنند كه براي انسجام بخشيدن به آنها يك چارچوب ذهني كه از سوي فرد ديگري معين گرديده است را در زندگي خود به كار گيريم.
 تنها حق انتخابي‌هم كه برايمان ايجاد مي‌شود، قبول و يا رد آن چارچوب خاص است و با شرايط بله - خير و يا شايد بهتر باشد بگوييم برنده - بازنده روبه‌رو مي‌شويم.
در مقابل بايد گفت كه داستان به صورت منسجم در ذهن ما طبقه بندي مي‌شود و به ما اين امكان را مي‌دهد تا هر كجا كه خواستيم خودمان را با شخصيت‌هاي داستاني همراه سازيم و هر كجا كه خواستيم داستان را در ذهن خود تغيير داده و همانطور كه مي‌خواهيم ادامه دهيم.


روزنامه تهران امروز


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]


قصه‌گويي‌ خلاق‌ و اهداف‌ آموزشي‌


ما بايد با ايجاد محرك‌هاي‌ طبيعي‌ مثل‌ قصه‌گويي‌ و قصه‌خواني‌ از آغاز دوره‌ كودكي‌ به‌ بچه‌ها كمك‌ كنيم‌ تا نسبت‌ به‌ شناخت‌ محيط‌ پيرامون‌ خود با توجه‌ به‌ ميزان‌ توانايي‌شان‌ از مفاهيم‌ درك‌ علمي‌ دست‌ يابند و با تمام‌ جنبه‌هاي‌ زندگي‌ فردي‌ و اجتماعي‌ آشنا شوند. از بازي‌ تا ورزش‌ تا آشنايي‌ با هنرهاي‌ موسيقي‌ و ادبيات‌ و اخلاق‌ اجتماعي‌، حتي‌ پاره‌يي‌ از مفاهيم‌ علمي‌ و تاريخ‌ فرهنگ‌ بشري‌.
 بايد از قصه‌گويي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ روش‌ آموزشي‌ غيرمستقيم‌ و متناسب‌ با دنياي‌ كودكي‌ و نوجواني‌ به‌ صورت‌ آزاد و داوطلبانه‌ با روش‌هايي‌ از پيش‌ تعيين‌ شده‌ و كليشه‌يي‌ سلطه‌گرايانه‌ بهره‌ گرفت‌. خلاقيت‌ در فضايي‌ آزاد و به‌ دور از هرگونه‌ اعمال‌ عقيده‌ و اجبار به‌ وجود مي‌آيد و آزادي‌ در انتخاب‌ موضوع‌ و نوع‌ قصه‌ زمينه‌ رشد خلاقيت‌ را فراهم‌ مي‌سازد و گرنه‌ انتخاب‌ از پيش‌ تعيين‌ شده‌ چنانكه‌ در كتاب‌ درسي‌ جديد سال‌ اول‌ دبستان‌ در چارچوبي‌ مشخص‌ و تكليف‌ شده‌ نه‌ تنها خلاقيتي‌ را به‌ وجود نمي‌آورد بلكه‌ توانايي‌ يادگيري‌ كودك‌ و نوجوان‌ را نيز به‌ هدر داده‌ و ميل‌ و رغبت‌ او را به‌ مطالعه‌ و يادگيري‌ نيز از بين‌ مي‌برد.
 روانشناسان‌ و متخصصان‌ آموزش‌ و پرورش‌ بر اين‌ عقيده‌اند كه‌ شكل‌گيري‌ فرآيندهاي‌ عالي‌ ذهن‌ انسان‌ در دوران‌ كودكي‌ اگر در شرايط‌ آزاد و دموكراتيك‌ صورت‌ گيرند به‌ مكانيسم‌هاي‌ فعال‌ و نيرومندي‌ بدل‌ مي‌شوند كه‌ توسط‌ آنها فرهنگ‌ بشري‌ به‌ صورت‌ بخشي‌ از طبيعت‌ او در مي‌آيند و آن‌ را هماره‌ پويا و زنده‌ نگه‌ خواهند داشت‌. به‌ اعتقاد «سيمونويچ‌ ويگوسكي‌» كه‌ از مروجين‌ نظريه‌ محرك‌ پاسخ‌ درباره‌ رفتار كودك‌ است‌، تجزيه‌ و تحليل‌ پوياي‌ تركيب‌ گفتار و رفتار كودك‌ هم‌ در تاريخچه‌ رشد كودك‌ نقش‌ ويژه‌ دارد و هم‌ در تكوين‌ آن‌ منطق‌ خاصي‌ را طلب‌ مي‌كند. از نخستين‌ روزهاي‌ رشد،فعاليت‌هاي‌ كودك‌ در نظامي‌ از رفتار اجتماعي‌ معناي‌ خاص‌ خود را مي‌يابند و چون‌ داراي‌ هدف‌ مي‌شوند، با عبور از منشور محيط‌ كودك‌ منكسر شده‌ و تجزيه‌ مي‌شوند، اين‌ مسير از شي‌ء به‌ كودك‌ و از كودك‌ به‌ شي‌ء از فرد ديگري‌ كه‌ مي‌تواند، مادر، مربي‌، آموزگار، قصه‌گو و... باشد عبور مي‌كند. اين‌ ساختار درك‌ پيچيده‌ كودك‌ فرآيند رشدي‌ است‌ كه‌ در پيوند با تاريخچه‌ رشد فردي‌ و اجتماعي‌ او معني‌ و مفهوم‌ پيدا مي‌كند. همه‌ اين‌ فرآيندها از جمله‌ كاركردهاي‌ مغز هستند، كه‌ بايد برحسب‌ نظريه‌ علمي‌ تاريخ‌ جامعه‌ انساني‌ مورد مطالعه‌ قرار گيرند.
 پس‌ بايد برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ رسمي‌ و غيررسمي‌ «كودك‌ محوري‌» البته‌ نه‌ «كودك‌سالاري‌» تهيه‌ و تنظيم‌ شوند. هدف‌ ▪ از اين‌ برنامه‌ها نيز مي‌تواند به‌ ترتيب‌ زير باشد:
 ۱) بالابردن‌ كيفيت‌ محتواي‌ قصه‌ها و مطالب‌ آموزشي‌ براي‌ كودكان‌ و نوجوانان‌
 ۲ ) تشويق‌ و ترغيب‌ بيشتر كودكان‌ و نوجوانان‌ به‌ كسب‌ علم‌ و دانش‌ و اخلاق‌ اجتماعي‌
 ۳ ) آموزش‌ چگونه‌ لذت‌ بردن‌ از كار و بهره‌وري‌ بيشتر از امكانات‌ يعني‌ ايجاد و تقويت‌ روحيه‌ و وجدان‌ كار
 ۴ ) ارتقا و تكامل‌ درك‌ و شناخت‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ از زيبايي‌، يعني‌ تقويت‌ حس‌ زيبايي‌شناسي‌
 ۵ ) ايجاد انگيزه‌ و برانگيختن‌ تمايلات‌ دروني‌ آنها با هدف‌ تحول‌ و تكامل‌ كودكان‌ به‌ انسانهايي‌ كامل‌ و در نتيجه‌ شهرونداني‌ واقعي‌ در سرزمين‌ ملي‌ و عضوي‌ فرهيخته‌ از جامعه‌ بزرگ‌ بشري‌.
 از آنجا كه‌ جهان‌ هستي‌ پيوسته‌ در حال‌ دگرگون‌ شدن‌ است‌ و سير تحول‌ آن‌ از كهنه‌ به‌ نو است‌، تحول‌ هر پديده‌ يا فرآيندي‌ از شكلي‌ به‌ شكلي‌ از مرحله‌يي‌ به‌ مرحله‌يي‌ ديگر با پيروي‌ از قوانين‌ حاكم‌ بر تحول‌ پديده‌ها داراي‌ كنش‌ و واكنشي‌ متقابل‌ و پيوستگي‌ و همبستگي‌ متقابل‌ مي‌شود، نمود آنها نيز در زمان‌ و مكان‌هاي‌ متفاوت‌ در روندي‌ عيني‌ و گريزناپذير از ساده‌ به‌ سنجيده‌، از بسط‌ به‌ مركب‌، از كميت‌ به‌ كيفيت‌ از ذات‌ به‌ محص‌، از كثرت‌ به‌ وحدت‌ و از وحدت‌ به‌ كثرت‌ و بالاخره‌ از پست‌ به‌ عالي‌ است‌ و اين‌ روند هماره‌ وجود دارد و پيوسته‌ رو به‌ كمال‌ و تعالي‌ مي‌رود.
 هنر قصه‌گويي‌ ناگزير براي‌ تبديل‌شدن‌ به‌ روش‌ آموزشي‌ خلاق‌ بايد از اين‌ قانون‌ پيروي‌ كند تا بتواند به‌ بازسازي‌ و نوسازي‌ خود بپردازد. چنين‌ دگرگوني‌ مي‌تواند هنر قصه‌گويي‌ را به‌ عنوان‌ كم‌هزينه‌ترين‌، ساده‌ترين‌ و در دسترس‌ترين‌ روش‌ آموزشي‌ براي‌ همه‌ دوره‌هاي‌ سني‌ حتي‌ سالمندان‌ تبديل‌ كند و اين‌ هنر مي‌تواند در همه‌ مكانها و در تمامي‌ فصول‌ سال‌ براي‌ آموزش‌ مفاهيم‌ علمي‌ و انتقال‌ تجربه‌هاي‌ با ارزش‌ زندگي‌ اجتماعي‌ مورد بهره‌برداري‌ عموم‌ قرار گيرد.
 هنر قصه‌گويي‌ مي‌تواند با بهره‌گيري‌ از امكانات‌ موجود با تمامي‌ اشكال‌ گوناگون‌ خود، از خواندن‌ قصه‌، يا بيان‌ قصه‌ في‌البداهه‌ تا استفاده‌ از تصاويرو شكل‌ و عروسك‌ها و بازي‌ زنده‌ نمايش، فيلم‌ ... با توجه‌ به‌ نوع‌ پيام‌ يا محتواي‌ خود و متناسب‌ با شرايط‌ مخاطب‌ كاربردي‌ رسمي‌ و غيررسمي‌ داشته‌ باشد.


سايت فكر نو


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه (نه) بگوييم؟


برخي اوقـات براي شما پيش آمده كه در مـقابل خـواسته‌ي ديگران، برخلاف ميل باطني جواب مثبت داده ودرخواسـت او را قبول كرده ايد.
ممكن است جواب منفي دادن سخت به نظر برسد ولي ما چند راه مفيد را براي رهايي شـما از اين مـوقيعت خـاطر نشان مي‌كنيم.
به ياد داشته باشـيد كه اگر بـخواهـيـــد كسي را از سر خود باز كنيد ممـكن است مجبور به گفتن "دروغ مصلحتي" شويد. دروغ‌هايي كه ظريف و بدون ضـرر هـستند و صدمه‌اي را به طرف مقابل وارد نمي كنند. گاهي اوقات نيز بايد رودربايستي را كنار گذاشت و با صراحت جواب منفـي داد چون در غير اينصورت ممكن است از كار خود پشيمان و مدت‌ها به دليل عواقـب آن دچار مشكل و دردسرشويد. سعي كنيد قدرت "نه" گفتن را در خود تقويت نمايـيد الـبـتـه به گونه‌اي كـه باعث كدورت نشود.
در پايان اين نوشته عنوان شده است:‌ در يك دنـياي ايده‌آل بهتـرين روش بـراي نپـذيرفتن تقاضاي كسي، گفتن "نه" بدون عذرخواهي و آوردن دليـل به او است. با ايـن حال گـاهـي اوقـات "نه" گفتن به دوستان نزديك مشكل به نظر مي‌رسد. بنابراين اگر شما نمي‌تـوانيد بـگويـيـد "نه" و در عين حال مايل به "بله" گفتن هم نيستـيـد، بهترين راه بعدي عـذرخـواهـي‌هاي فراوان و بهانه آوردن‌هاي منطقي و قابل باور خواهد بود


بيا تو جوان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۵ - تمرين مخاطب مداري و اجراي روش هاي جذب مخاطبان

۱۱

چگونه توضيح دهيم؟

مهارت توضيح دادن، يكي از مهم‏ترين و رايج‏ترين مهارت‏هاي اجتماعي است و با اين وصف، قاعده‏مند كردن آن، دشوار است؛ زيرا كافي بودن توضيح، با سن، اطلاعات قبلي و توانايي ذهني طرف مقابل، رابطه مستقيمي دارد. موقعيت زير را كه در كلاس‏هاي درس، بسيار اتفاق مي‏افتد، مجسم كنيد: معلم علوم اجتماعي مي‏خواهد مفهوم «پايگاه» را درس بدهد. او بايد اين اصطلاح را با توجه به درك دانش‏آموزان و ميزان علاقه‏مندي آنان، درس بدهد. او براي معرفي اين مفهوم، بايد از چه كلماتي استفاده كند؟ دانش‏آموزان بايد چه واكنشي از خود نشان دهند؛ اين مفهوم را تا كجا بايد بكاوند و اين بحث را چطور بايد به درس‏هاي قبلي ربط دهند؟ معلمان، هر لحظه با مسئله نحوه تدريس درس‏ها مواجهند؛ اما اگر تصور كنيم كه فقط معلمان با اين مشكل سروكار دارند، سخت در اشتباهيم؛ چون در ساير ارتباطات نيز با اين مسئله روبه‏رو هستيم.
 يك روان‏شناس، نتايج پژوهش‏هاي خود را چگونه بايد مطرح كند؟ نمايندگان سياسي، آراي سياسي خود را چگونه بايد براي رأي‏دهندگان بيان كنند؟ سربازرس پليس، ماجراي انفجار را چطور بايد براي خبرنگاران خلاصه كند؟ بنابراين، مي‏بينيم كه مهارت توضيح دادن، مخصوص معلمان نيست.
 ● كاركردهاي توضيح دادن‏
 كاركردهاي اصلي توضيح دادن، عبارتند از:
 ۱) ارائه اطلاعاتي كه فقط از طريق توضيح دادن، قابل انتقال هستند.
 ۲) به اشتراك گذاردن اطلاعات، جهت دست‏يابي به دركي مشترك.
 ۳) ساده كردن پديده‏هاي پيچيده براي ديگران.
 ۴) روشن نمودن ابهامات موجود در تعامل اجتماعي.
 ۵) ابراز عقيده در خصوص نگرش‏ها، حقايق و ارزش‏ها.
 ۶) ترسيم ويژگي‏هاي اصلي پديده‏ها.
 ۷) نشان دادن نحوه اجراي مهارت يا فني خاص.
 اگر چه موارد بالا، اهداف كلي مهارت توضيح هستند، اما بايد به اين نكته هم توجه داشته باشيم كه برخي از اين اهداف، به فراخور بافت تعامل، بر برخي ديگر، اولويت پيدا مي‏كنند؛ مثلاً يك معلم، ممكن است درس را با توضيح مختصر موضوع بحث و اهداف مورد نظرش، شروع كند؛ اما مشاوري كه فقط پس از شنيدن نيازها و نظرات مراجع، مي‏تواند او را به سوي راه‏حل مسائل خودش سوق دهد، اين روش را به كلي غلط مي‏داند.
 ● انواع توضيح‏
 اگر چه از دهه ۱۹۶۰م. به بعد، طبقه‏بندي‏هاي زيادي درباره توضيح، ارائه شده است، اما يكي از صحيح‏ترين و عملي‏ترين طبقه‏بندي‏ها را براون و آرمسترانگ، مطرح كرده‏اند. در اين طبقه‏بندي، انواع توضيحات عبارتند از: توضيحات توصيفي، توضيحات تفسيري و توضيحات استدلالي.
 توضيحات توصيفي، براي تشريح مفصل رويه‏ها، ساختارها يا فرآيندها به كار مي‏روند. برخي از نمونه‏هاي آن عبارتند از:
۱) مامايي كه درباره نحوه استحمام نوزاد، به مادران جوان توضيح مي‏دهد.
 ۲) مشاور شغلي كه به فارغ‏التحصيلان دبيرستاني، راه و روش تهيه خلاصه سوابق شغلي را مي‏آموزد.
 ۳) پزشك داروخانه‏اي كه شيوه مصرف داروها را براي مشتري توضيح مي‏دهد.
 توضيحات تفسيري، براي روشن ساختن مسائل، رويه‏ها يا اظهارات، به كار مي‏روند؛ مثل پزشكي كه نتايج اشعه ايكس را براي بيماران توضيح مي‏دهد يا تأثيرات قرص يا درماني خاص را بيان مي‏كند.
 به نظر براون، ما در برابر پرسش‏هايي از توضيحات استدلالي استفاده مي‏كنيم كه با «چرا» شروع مي‏شوند؛ مثلاً چرا در جوامع غربي، انسداد عروق قلبي شايع‏تر است؟ يا چرا بعضي از مردم، بيش از ديگران، تحت تأثير تبليغات قرار مي‏گيرند؟ با آن‏كه توضيحات ما ممكن است هر سه نوع توضيح را در بر داشته باشد، اما زمان ارائه آنها، بستگي به اين دارد كه آيا توضيح ما، طرح‏ريزي شده است يا خير؟ ما معمولاً از توضيحات طرح‏ريزي نشده، در پاسخ به پرسش كساني استفاده مي‏كنيم كه مي‏خواهند موضوع، روشن‏تر شود. توضيحات طرح‏ريزي شده، پيش از توضيحات واقعي بيان مي‏شوند و در اين بخش هم با همين نوع توضيحات، سروكار خواهيم داشت.
 به نظر براون و هتون، توضيح، دو ويژگي كلي و مهم دارد؛ طرح‏ريزي و ارائه. گرچه بايد گوشزد كنيم كه اين دو ويژگي، الزاماً با هم هماهنگي ندارند و به عبارت ديگر، نمي‏توانيم بگوييم كه يك توضيح پرداخت شده، حتماً به خوبي ارائه خواهد شد. «برنز»، اين مطلب را اين گونه بيان مي‏كند: «نقشه‏هاي طرح‏ريزي شده موش‏ها و آدم‏ها، اغلب درست از آب در نمي‏آيند»؛ اما بررسي‏ها نشان مي‏دهند كه آموزش روش‏هاي طرح‏ريزي و تدارك توضيحات، با روشني توضيحات، رابطه دارد.
● مهارت‏هاي طرح‏ريزي‏
 بخش بزرگي از پژوهش‏هاي مربوط به طرح‏ريزي توضيحات معنادار، در مورد حل مسائل تصميم‏گيري يا ارائه دستورالعمل و تشريح تفاوت‏هاي اشخاص متخصص و مبتدي، در ابتكار عمل بوده است. كارتر، تذكر مي‏دهد كه مبتدي‏ها، عجولانه و بدون برنامه‏ريزي و فكر، عمل مي‏كنند. از سوي ديگر، متخصصان، در ذهن خويش، طرح‏واره‏هايي دارند كه متشكل از اطلاعات تخصصي منسجم و اطلاعات منظمي درباره رابطه مفاهيم و تشكيل الگوها و تاكتيك‏هايي هستند كه از طريق تجربه، به آنان رسيده‏اند؛ اما مك لافلين و ديگران مي‏گويند: ساخت و پرداخت توضيحات و موفقيت در توضيحات، كار مشقت‏باري است؛ چون براي اين كار، بايد اطلاعات زيادي را در هم ادغام كنيم و وقت زيادي را صرف كنيم. بنابراين، هنگام طرح‏ريزي توضيحات، بايد به چهار مؤلفه زير، توجه كنيم:
 ۱) مشخص كردن موضوعي كه مي‏خواهيم آن را توضيح دهيم.
 ۲) انتخاب عناصر كليدي مسئله يا موضوعي كه قرار است توضيح دهيم.
 ۳) تعيين رابطه موجود بين عناصر كليدي موضوع.
 ۴) ربط دادن توضيحات به اطلاعات قبلي و در نظر داشتن ظرفيت ذهني طرف مقابل براي به حداكثر رساندن درك او.
 ● مهارت‏هاي ارائه توضيح‏
 پيش از بررسي ويژگي‏هاي اصلي توضيح، بايد بگوييم كه براي استفاده از توضيح، روش‏هاي كلي زير وجود دارند:
 ۱) توضيح كلامي؛ وقتي از اين روش استفاده مي‏كنيم كه راه ديگري براي تسهيل توضيحات وجود ندارد. در برنامه‏هاي راديويي، روزنامه‏ها و كتاب‏ها، اغلب از اين نوع توضيحات استفاده مي‏شود.
 ۲) ترسيم؛ وقتي از امكانات سمعي و بصري، همچون نمودارها، فيلم‏ها يا نقشه‏هاي راهنما برخورداريم، مي‏توانيم از آنها براي توضيح دادن و كمك به افزايش درك ديگران استفاده كنيم.
 ۳) نمايش؛ معمولاً وقتي از اين روش استفاده مي‏كنيم كه بخواهيم مهارت يا روش پيچيده‏اي را توضيح دهيم و در آن، شخص ديگري، كارهاي لازم براي انجام يك تكليف را اجرا كند و به نمايش بگذارد.
 ● ويژگي‏هاي توضيح مناسب‏
 ۱) روشني‏
 بدون ترديد، روشني كلام، يكي از مهم‏ترين ويژگي‏هاي توضيحات مؤثر است؛ البته ارائه توضيحات روشن و واضح، تا حد زيادي بستگي به اطلاعات كامل درباره موضوع بحث دارد؛ اما دانش و اطلاعات طرف مقابل ما، فقط بخشي از اين معادله است. اين اطلاعات را بايد به شكلي واضح و منظم، به شنونده منتقل كنيم.
 ۲) اختصار
 رعايت اختصار، موجب مي‏شود تا مخاطبان، توضيحات ما را به راحتي به ياد آورند و بفهمند. ورنر و ديكينسون، با مرور ادبيات موجود در زمينه توضيحات كلامي، متوجه شدند كه «ميزان يادگيري شنوندگان، پس از پانزده دقيقه [توضيح‏]، به طور چشم‏گيري افت مي‏كند». استوارت، در حمايت از اين يافته‏ها، مي‏گويد: يكي از موانع گوش دادن مؤثر، طولاني شدن صحبت‏هاست. لي، پس از مرور برخي از مطالعات انجام شده در زمينه درك بيماران و به يادآوردن اطلاعات و دستورالعمل‏هاي پزشكان، متوجه شد كه «بين فراموشي و مقدار اطلاعات ارائه شده، رابطه‏اي وجود دارد».
 ۳) روان بودن‏
 ارائه كلامي [توضيحات‏]، بايد تا سرحد امكان، روان باشد. گوش دادن به «اِه»ها و «اوم»ها يا جمله‏هاي جويده، ناقص و بي‏هدف، جز ناراحتي مخاطبان، چيزي در پي نخواهد داشت.
 يكي از دلايلي كه صداهايي مثل «اِه» يا «اِم» را بر زبان مي‏آوريم، اين است كه مي‏خواهيم چند نظر يا حقيقت را در يك جمله بيان كنيم. در اين هنگام، بهتر است از چند جمله كوتاه استفاده كنيم و در بين آنها مكث كنيم و جملات بي‏هدفي را كه مملو از شبه جمله‏هاي فرعي هستند، كنار گذاريم. به اين ترتيب، از تعداد وقفه‏هاي گفتاري‏مان مي‏كاهيم. فرنچ، چنين مي‏گويد: «اكثر ما به كثرت اين نوع عادات گفتاري خود و ديگران، توجهي نمي‏كنيم؛ مگر اين كه حواس خود را روي اين موضوع، متمركز كنيم». وي توصيه مي‏كند كه اگر اين عادات، مزاحم انتقال اطلاعات و درك شنونده مي‏شوند، بايد آنها را كنار گذاشت. يكي ديگر از علل عدم رواني گفتار، طرح‏ريزي نامناسب است. ما پيش از اين نيز در مورد اهميت مرحله طرح‏ريزي صحبت كرديم.
 ۴) مكث كردن‏
 مكث كردن جهت جمع‏آوري و سازماندهي فرآيندهاي فكري، پيش از شروع توضيحات جديد، رواني گفتار را افزايش مي‏دهد. علاوه بر اين، مكث كردن، به طرف مقابل كمك مي‏كند تا توضيحات ما را بيشتر درك كند. روزنشاين، در بررسي پژوهش‏هاي صورت گرفته در زمينه رفتارهايي كه نشان‏گر كارآمدي معلمان هستند، متوجه كه معلماني كه پس از توضيحات خود مكث مي‏كردند، اطلاعات بيشتري به دانش‏آموزان مي‏دادند؛ زيرا به اين ترتيب، حجم زيادي از اطلاعات را به سرعت بازگو نمي‏كردند.
 ۵) زبان مناسب‏
 توضيحات ما، بايد متناسب با ظرفيت اطلاعاتي شنوندگان باشد. وقتي متخصصان با همكاران خود صحبت مي‏كنند، ناچار بايد از اصطلاحات فني (زبان صنفي)، استفاده كنند. بررسي مقالات ارائه شده در كنفرانس سالانه جامعه روان‏شناسان، براي خوانندگان عادي، چيزي جز سردرگمي و آشفتگي خاطر به همراه ندارد؛ اما همين متخصصان، در زندگي روزمره خود، با مردمي رابطه دارند كه زبان تخصصي آنها را نمي‏فهمند؛ مثلاً يك پزشك براي توصيف مسائل طبي و تفهيم معاني تخصصي به همكار خود، بايد از اصطلاحات پزشكي استفاده كند؛ اما اگر از اين اصطلاحات در گفت‏وگو با بيماران استفاده كند، فقط موجب خستگي و آشفتگي آنان خواهد شد.
 آرگايل مي‏گويد: «مردم بسته به اين‏كه با يك متخصص صحبت مي‏كنند يا با يك فرد عادي، متناسب با تصورشان درباره اطلاعات طرف مقابل و قدرت درك وي، مسائل را به شكل‏هاي مختلفي بيان مي‏كنند». وقتي وكلا با شهود صحبت مي‏كنند، از اصطلاحات فني كمتري استفاده مي‏كنند. مكانيك‏ها وقتي با اشخاصي كه اطلاعات فني كمتري دارند، صحبت مي‏كنند، از اصطلاحات فني كمتري استفاده مي‏كنند و حسابداران سعي مي‏كنند مسائل مالي را به زبان ساده‏تري براي مراجعان غيرمتخصص خود توضيح دهند. بنابراين، براي آن كه مراجعان خود را سردرگم نكنيم، بايد «زبان صنفي» يا اصطلاحات «تخصصي» را در قالب كلمات روزمره بيان كنيم.۶) كاهش ابهام‏
 توضيحاتي كه حاوي كلمات و اظهارات مبهم و نامعين هستند، به اندازه كافي گويا نيستند. پژوهش‏هاي هيلر و ديگران، نشان مي‏دهند كه «هر چه تعداد كلمات و جملات مبهم، قيدي و ابهام‏برانگيز، بيشتر باشد (مثل «برخي از مردم»، «چيزها»، «چندتا»، «نه الزاماً»، «يك جور»)، ارتباطات، صراحت و روشني كمتري دارد».
 گيج، ميلتز و... كه اظهارات غيردقيق را طبقه‏بندي كرده‏اند، درباره ابهام توضيحات، شواهد بيشتري ارائه كرده‏اند. اين اظهارات غيردقيق، بدين شرح طبقه‏بندي شده‏اند:
 الف) دلالت‏هاي مبهم؛ «يك چنين چيزي»، «همه‏اش» و «اين جور چيزها».
 ب) تشديدهاي منفي؛ «نه چندان»، «نه به اين شدت»، «نه كاملاً» و «نه هر از گاهي».
 ج) تقرب گويي؛ «حدوداً به اندازه»، «تقريباً هر كدامشان»، «چيزي در حدود» و «نزديك».
 د) بلوف زدن و بازگشت به حالت عادي؛ «اين طور مي‏گويند كه» و «و از اين قبيل فرض‏ها».
 و) ارقام نامعين؛ «چند تا»، «مقداري».
 هـ) گروهي از مصاديق؛ «انواع»، «جنبه‏ها»، «عوامل» و «اشيا».
 ي) امكان و احتمال؛ «نه الزاماً»، «گاهي وقت‏ها»، «اغلب»، «شايد اين طور باشد كه» و «احتمالاً».
 بديهي است كه ما نمي‏توانيم اصلاً از اظهارات غيردقيق استفاده نكنيم؛ زيرا اكثر ما وقتي از پيدا كردن اصطلاح يا عبارتي دقيق در مي‏مانيم، از اصطلاحي با دقت كمتر و كلي‏تر استفاده مي‏كنيم؛ اما اگر به مبهم‏گويي عادت كنيم، گفتارمان وضوح و روشني نخواهد داشت. ايوي و گلاكسترن معتقدند كه در مواقعي كه مي‏خواهيم مراجعان را راهنمايي كنيم، بهتر است از توضيحات عيني و ملموس استفاده كنيم. آنها توصيه مي‏كنند اگر مي‏خواهيم راهنمايي‏هايمان مؤثر واقع شوند، بايد مشخص و روشن باشند؛ مثلاً مشاوري را در نظر بگيريد كه مي‏خواهد به مراجع خود بگويد كه بايد آرامش خود را حفظ كند تا بر مسائل، تمركز بيشتري داشته باشد. وي مي‏تواند تنها به او چنين بگويد: «آرام باش»؛ اما اين دستورالعمل، كلي و مبهم است و مراجعه كننده نمي‏فهمد كه براي آرامش داشتن، بايد چه كاري انجام دهد. اگر او مي‏خواهد در اظهارات اوليه‏اش، توصيه‏هاي عيني‏تري ارائه دهد، بايد چنين بگويد: «آرام باش؛ به صندلي‏ات تكيه بده؛ دست‏هايت را شل كن؛ خودت را روي صندلي رها كن و نفس عميقي بكش». به اين ترتيب، اطلاعاتي به مراجع داده است كه او مي‏تواند از آن طريق، آرامش پيدا كند.
 ۷) تأكيد
 يكي ديگر از ويژگي‏هاي مهم توضيحات مؤثر، تأكيد است. سخن‏گو با تأكيد بر برخي نكات، نظر شنونده را به مهم‏ترين يا ضروري‏ترين اطلاعات، جلب مي‏كند و اطلاعات غيرضروري را بي‏ارزش جلوه مي‏دهد. براي آن‏كه شنونده بتواند از توضيحات ما سود ببرد، بايد سعي كنيم عناصري را كه ارتباط مستقيمي به مسئله يا موضوع دارند، مشخص كنيم.
 به طور كلي، دو نوع تأكيد وجود دارد؛ تأكيد كلامي و غيركلامي. در تأكيد غيركلامي، سخن‏گو براي نشان دادن ويژگي‏هاي برجسته توضيحاتش، از رفتارهاي غيركلامي استفاده مي‏كند (مثل تكان دادن سر، اشاره كردن با انگشت و بلند كردن صدا). منظور ما از تأكيد كلامي، استفاده از جنبه‏هايي از زبان است كه سخن‏گو براي جلب توجه شنوندگان نسبت به برخي نكات و اطلاعات مهم، به آنها متوسل مي‏شود.
 روزنشاين، با بررسي پژوهش‏هاي مربوط به روش‏هاي مختلف معلمان، متوجه شد كه ارايه «پوياي» مطالب، مؤثرتر از ارائه «ايستاي» آنهاست. وي همچنين پي برد كه تأكيد غيركلامي (تغيير صدا و حركات)، نظر دانش‏آموزان را جلب مي‏كند و به آنها كمك مي‏كند تا درس‏هاي خود را بهتر به ياد آورند. سخنرانان، سياست‏مداران و مجريان تلويزيون، براي جلب توجه شنوندگان خود نسبت به موضوعات حساس، عمداً صداي خود را تغيير مي‏دهند. سخنرانان ورزيده نيز براي اشاره به جنبه‏هاي مختلف توضيحات خويش، از حركات مناسبي بهره مي‏گيرند. آنها براي تأكيد بر اطلاعات مورد نظر خود، در حركات چشم، سر، صورت، دست‏ها و تمام بدن خود، تغييراتي ايجاد مي‏كنند.
 ● راه‏هاي كمكي توضيح‏
 ما به هر نحو ممكن، بايد بر اثربخشي توضيحات خود بيفزاييم. اين گونه كمك‏ها، ممكن است ساده (مثل طرح‏ها، نمودارها، جدول‏ها، كتابخانه‏ها و نقشه‏ها) يا مفصل (مثل فيلم‏ها، نمايش‏هاي زنده، گردش‏ها و بازديدها) باشند. درباره استفاده از ابزارهاي ديداري و شنيداري در محيطهاي آموزشي، پژوهش‏هاي زيادي صورت گرفته است و در كلاس‏هاي جديد، شاهد استفاده از وسائل كمك‏درسي مختلفي (مثل كتاب‏ها، نمودارهاي ديواري، قفس حيوانات، آكواريم و نمايش دهنده‏هاي تلويزيوني) هستيم.
 هريس با بررسي جامع پژوهش‏هاي صورت گرفته درباره اين ابزارها، متوجه شد كه اين ابزارها براي تفكر مفهومي دانش‏آموزان، شواهدي عيني فراهم مي‏آورند؛ در آنها ايجاد علاقه مي‏كنند؛ يادگيري آنان را پايدارتر مي‏كنند؛ انسجام افكار آنها را مي‏افزايند و فرصتي فراهم مي‏آورند تا تجارب مختلفي كسب كنند.
 ▪ مثال‏هاي كلامي‏
 ساده‏ترين راه براي روشن‏تر كردن توضيحات، استفاده از مثال‏هاي كلامي و تشبيهات موردي است. هنگام مثال زدن، بهتر است از مثال‏هاي روزمره استفاده كنيم تا موضوع براي شنونده، ملموس باشد. روزنشاين مي‏گويد: اگر پس از طرح بحث، از مثال استفاده كنيم و سپس درباره همان موضوع، صحبت كنيم، توضيحات ما، مفيدتر خواهند بود؛ مثلاً يك استاد جامعه‏شناسي را در نظر بگيريد كه مي‏خواهد براي دانشجويان سال اول رشته جامعه‏شناسي، مفهوم «نقش» را توضيح دهد. او صحبت خود را با ارائه تعريفي درباره نقش، شروع مي‏كند و مي‏گويد: نقش عبارت است از الگوهايي رفتاري كه با پايگاه ما در جامعه مرتبط هستند؛ سپس مثال‏هايي درباره نقش اشخاص ذكر مي‏كند. از آن‏جا كه دانشجويان با برخي از اين نقش‏ها آشنا هستند، مثال‏هاي وي، براي آنان ملموس خواهد بود؛ سپس مي‏گويد: مي‏بينيد كه اشخاص، نقش‏هاي مختلفي دارند؛ پس يك دانشجو، مي‏تواند در يك زمان، نقش پسر، برادر، دوست و سرگروه يك تيم را بازي كند».
 ▪ ابرازگري‏
 وقتي شنوندگان به شدت برانگيخته مي‏شوند، توجه بيشتري نشان مي‏دهند و مطالب بيشتري ياد مي‏گيرند. متأسفانه تحقيقات كمي درباره نحوه افزايش علاقه‏مندي شنوندگان، صورت گرفته است. بررسي‏هاي انجام شده در زمينه ابرازگري، نشان مي‏دهند كه تغيير عمدي صدا، اداها و ابزارهاي كمك‏درسي، همگي موجب افزايش علاقه شنوندگان به توضيحات ما مي‏شوند. براون مي‏گويد: «ابرازگري‏اي كه شامل شور و اشتياق، مهرباني، شوخ طبعي، پويايي و حتي جذبه غيرعادي باشد، مدت‏هاست كه يكي از اركان اصلي سخنراني و توضيح دادن، شناخته شده است».
 ▪ بازخورد
 نمي‏توانيم به خودي خود فرض كنيم كه شنوندگان، توضيحات ما را فهميده‏اند. بنابراين، بايد ببينيم كه آيا توضيحات ما را درك كرده‏اند يا خير. براي اين كار، بايد بازخورد و انعكاس توضيحات خود را بررسي كنيم.
پژوهش‏هاي اخير در زمينه اثرات بازخوردهاي كلامي، نشان داده‏اند كه كامل بودن بازخورد، بر سرعت درك مفاهيم پيچيده، تأثير معناداري مي‏نهد. وقتي صرف‏نظر از پاسخ آزمودني‏ها، به آنها بازخورد كلامي مي‏دهيم، بهتر از زماني كه فقط پس از پاسخ آنها به آنان بازخورد مي‏دهيم، عمل مي‏كنند.
 نخستين و شايد ساده‏ترين راه براي بررسي تأثير توضيحات، اين است كه به رفتار غيركلامي شنونده يا شنوندگان، توجه كنيم؛ زيرا شواهد خوبي در اختيار ما مي‏گذارد. معلمان و سخنرانان مجرب و موفق، در حين توضيح و پس از آن، مدام به چهره و حركات شنوندگان خود توجه مي‏كنند و وجود علائمي مبني بر سردرگمي، گيج شدن يا بي‏علاقگي را در آنان بررسي مي‏كنند. مصاحبه‏گرهاي كارآزموده نيز به سرعت به اخم‏ها، سرخ شدن‏ها، بالارفتن ابروها يا نگاه‏هاي بي‏روح مراجعان خود، توجه مي‏كنند. از آن‏جا كه افراد از لحاظ نوع رفتارها با هم تفاوت دارند، هميشه نمي‏توانيم تأثير توضيحات را از طريق رفتار غيركلامي بسنجيم.
 يكي ديگر از راه‏هاي پي بردن به ميزان درك طرف مقابل، پرسيدن سؤالات كلي است. اگر چه با اين روش، مي‏توانيم مستقيماً به ميزان درك مطالب توسط مخاطبان خود پي ببريم، اما پرسش‏هاي يادآوري كننده، نمي‏توانند برخي از مفاهيم ذهني شنوندگان را به ما نشان دهند؛ يكي از راه‏هاي غلبه بر اين مشكل، آن است كه از خود شنوندگان بپرسيم كه كدام بخش از توضيحات ما نياز به توضيح بيشتر دارد. ظاهراً اين روش، در مورد مسائل «واقعي» مخاطبان، مفيدتر است؛ اما اين اشكال را دارد كه ممكن است آنها از روي ترس يا به خاطر اينكه كُند يا خنگ به نظر نرسند، پاسخ ندهند. بنابراين، معمولاً بايد متوجه علائم غيركلامي، ناراحتي يا بي‏اعتمادي مراجعان باشيم تا بتوانيم اشكالات آنها را بفهميم.
 ▪ نمايش دادن‏
 يكي از ديگر راه‏هاي روشن ساختن توضيحات، نمايش دادن است؛ به ويژه وقتي توضيحات ما براي بيان نحوه اجراي يك مهارت باشد؛ مثلاً يك مربي گلف، هنگام توضيح دادن يك نوع ضربه خاص، چاره‏اي ندارد جز آن‏كه عملاً آن ضربه را نشان دهد. سازندگان ماشين‏هاي پيچيده، مثل ماشين ظرف‏شويي، معمولاً به كمك يك متخصص، نحوه كار دستگاه را به خريداران نشان مي‏دهند. آنها به خوبي مي‏دانند كه با اين كار، خريداران را تشويق مي‏كنند كالاهاي آنان را بخرند و در عين حال آنها را از مرغوبيت كالاي خود مطمئن مي‏سازند. بنابراين، اين جمله كه «يك تصوير، در حكم هزار كلمه و يك نمايش، در حكم هزاران تصوير است»، جمله حكيمانه‏اي است. فايده همراه كردن نمايش و توضيح، اين است كه نمايش، ويژگي‏هاي اصلي مهارت را نشان مي‏دهد؛ توجه بينندگان را جلب مي‏كند؛ درباره روش‏هاي آن مهارت، نكاتي را به ما گوشزد مي‏كتمرار ارتباط از بين مي‏برد؛ زيرا گاهي به خاطر طولاني بودن و گاهي به خاطر محدود و بسته بودن سؤال و عدم آمادگي رواني گوينده براي پاسخ به سؤال محدود و بسته، امكان ادامه تعامل كلامي از بين مي‏رود.


ـ سكوت توجه‏آميز
سكوت شنونده، به گوينده فرصت مي‏دهد تا در مورد آن چه مايل است بگويد، فكر كند و در نتيجه قادر باشد تا خود را به شكلي عميق‏تر، بررسي كند. سكوت، به فرد ديگر، فرصت مي‏دهد تا احساساتي را كه در درونش غليان مي‏كند، تجربه كند و اجازه مي‏دهد تا گوينده، به ميل خود حركت كند.
بدون ترديد، سكوت بيش از حد هم توصيه نمي‏شود؛ زيرا سكوتي كه زيادتر از حد لازم به كار رود، نه تنها نويدبخش نيست، بلكه نشانه عدم پاسخ به فرد نيازمند است.


▪ پاسخ‏هاي انعكاسي
هنر خوب شنيدن، شامل توانايي پاسخ انعكاسي است؛ يعني شنونده احساس و يا مفهوم چيزي را كه گوينده با او در ميان گذارده است، بيان مي‏كند و اين كار را به گونه‏اي انجام مي‏دهد كه نشان دهنده درك و فهم و پذيرش وي باشد.


پاسخ‏هاي انعكاسي، چهار امر زير را پوشش مي‏دهد:
۱) توضيح‏
توضيح، پاسخي خلاصه كوتاه به گوينده است كه اصل منظور او را از زبان شنونده بيان مي‏كند. يك توضيح خوب، بايد كوتاه و خلاصه باشد و فقط اصل پيام گوينده را منعكس كند و از جزئيات زائد كه مانع تداوم گفت‏وگو هستند، صرف نظر شود و بر اصل موضوع، متمركز باشد.
۲) انعكاس احساسات
منظور از انعكاس احساسات آن است كه هيجان‏ها و احساسات مطرح شده توسط گوينده، با جمله‏هايي كوتاه به خود او برگردانده شود. هنگامي كه گوينده در مورد مشكلي حرف مي‏زند، انعكاس احساسات به او كمك مي‏كند تا هيجان‏هاي خود را درك كرده، از اين طريق، به سمت حل مشكل گام بردارد.
۳) انعكاس معاني
انعكاس معنا، هنگامي كه با جمله‏اي كوتاه و مجزا بيان شود، بهترين شيوه انعكاسي است؛ يعني علاوه بر انعكاس احساسات توسط شنونده، بايد به انعكاس معاني و محتواي كلام و سخن گوينده نيز پرداخته شود و به معنا و منظور گوينده و مضمون سخنان او پاسخ داده شود و از اين طريق، گوش كردن شنونده، كارايي بيشتري پيدا خواهد كرد و به عبارت ديگر، هر گاه احساسات و حقايق، در پاسخ كوتاه به يكديگر پيوند بخورد، انعكاس معنا حاصل مي‏شود.
۴) انعكاس تلخيصي‏
انعكاس تلخيصي، تكرار مختصر و كوتاه موضوعات اصلي و احساساتي است كه گوينده در بخش طولاني از گفت‏وگو مطرح كرده است و در نتيجه، آن را مي‏توان توسط يكي از مهارت‏هاي مطرح شده، منعكس كرد. با كمك اين مهارت، مي‏توان برخي از صحبت‏هاي اخير را به يكديگر مرتبط ساخت و احساسات يا مسائل را از طريق بازگيري خلاصه آنها، به طور واضح‏تر و روشن‏تر بيان كرد. بدون شك اين نوع تلخيص، زماني سودمند است كه گوينده از نظر عاطفي، آمادگي رويارويي با تلخيص شونده را داشته باشد.بازگويي صحبت‏هاي اصلي گوينده، كمك مي‏كند تا بخش اول گفت‏وگو، به نتيجه برسد و براي بخش بعدي آن نيز جهت و مسير مشخصي فراهم شود.


تلخيص خوب، اغلب براي گوينده اين امكان را فراهم مي‏سازد تا وضعيت خود را به شكلي واضح‏تر درك كند و گوينده را قادر مي‏سازد تا به شكلي عميق‏تر و جهت‏دار و با پيوستگي بيشتر، صحبت كند. همچنين مي‏تواند رشته‏هاي از دست رفته يك گفت‏وگو را در نتيجه‏گيري نهايي خود، به يكديگر پيوند زند.
نويسنده:رابرت بولتون
منبع:ماهنامه پرسمان


خبرگزاري فارس


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

فوايد بالقوه قصه گويي


 ارتباط سريع و آسان: در حين قصه گويي، كليه ايده هاي
متفاوت، يكجا و بـصورت فـراگير از سوي قصه گو به مخاطب
انتـقال داده مي شود. در نتيـجه لازم نيــست شنونده براي
گرفتن مضمون كلي مطلب خود را به زحمت بيـندازد چـراكه
محتواي كلي داستان به يكباره انتقال پيدا مي كند.

 

ارتباط طبيعي: مي توان از داستان سرايي به عنوان زبان مادري تمام انسان ها ياد كرد. اين زبان ذاتي را همه ي كودكان از سن 2 سالگي به بعد ياد مي گيرند. البته ياد گيري زبان واقعي شايد تا سنين 8 سالگي به طول انجامد، اما به هر حال بايد اعتراف كرد آنقدر كه كودكان در استفاده از زبان مادري قصه گويي براي برقراري ارتباط با اطرافيانشان راحت هستند، در استفاده از زبان واقعي احساس راحتي نمي كنند.


ارتباط روشن واضح: با استفاده از اين مزيت قصه گويي كه به واسطه ي آن به راحتي مي توان با ديگران ارتباط برقرار كرد، كليه ي واژه ها در يك دامنه ي زماني و مكاني خاص قرار مي گيرند و گويي به آنها جاني دوباره بخشيده مي شود. تمام وقايع با در نظر گرفتن فاكتور زماني به وقوع مي پيوندند و لغات و كلمات پر معناتر از قبل جلوه ميكنند.


ارتباط صادقانه: از طريق داستان ها مي توان حقايق عميق و كلي را به ديگران انتقال داد. اين در حالي است كه در زبان واقعي كليه ي اجزا تكه تكه مي شوند.


ارتباط مشاركت آميز: در بحث هاي انتزاعي، ايده ها مانند موشك به طرف ما مي آيند، حجم زيادي از فضاي ذهني ما را اشغال مي كنند و به ناچار ما را وادار مي كنند كه براي انسجام بخشيدن به آنها يك چهارچوب ذهني كه از سوي فرد ديگري معين گرديده است را در زندگي خود به كار گيريم. تنها حق انتخابي هم كه برايمان ايجاد ميشود، قبول و يا رد آن چهارچوب خاص است؛ و با شرايط بله-خير و يا شايد بهتر باشد بگوييم برنده-بازنده روبرو مي شويم.


در مقابل  بايد گفت كه داستان به صورت منسجم در ذهن ما طبقه بندي مي شود و به ما اين امكان را مي دهد كه تا هر كجا كه خواستيم خودمان را با شخصيت هاي داستاني همراه سازيم و هر كجا كه خواستيم داستان را در ذهن خود تغيير داده و همانطور كه مي خواهيم ادامه دهيم.


ارتباط متقاعد كننده: زمانيكه فردي داستاني را مي شنود اين امكان وجود دارد كه در ذهن خود داستاني تقريباً شبيه به چيزي كه شنيده ايم را بپرورانيم. اين داستان جديد زاييده ذهن فرد است و فرد نوعي ديد همزادگرايي به آن پيدا مي كند بنابراين داستان جديد به مانند فرزند او در مي ايد و آنرا دوست مي دارد و براي رسيدن به آن سرسختانه مي جنگد.


ارتباط دقيق: پيش از پيشرفت تكنولوژي و روي كار آمدن ارتباط سريع جهاني بشر اطلاع چنداني در مورد اين مطلب كه دانش از كجا برخاسته در دست نداشت. زمانيكه ارتباط تنها محدود مي شد به ساكنان يك روستا يا شهر، افراد معمولاً اين تصور را پيدا مي كردند كه همه جا وضعيت زندگي تقريباً يكسان است. با پيشرفت تكنولوژي و انتقال جهاني اطلاعات انسان ها به اين نتيجه رسيدند كه يك چنين تصوري كاملاً اشتباه است. همين داستان سرايي هاي ابتدايي بود كه اجازه داد دانش رشد كرده و به شكوفايي دست پيدا كند. در حال حاضر هم به عنوان نوعي ابزار مناسب براي انتقال هر گونه اطلاعات به افراد به شمار مي رود.


ارتباط حسي: دانسته هاي ما خيلي بيشتر از آن است كه خودمان مي دانيم. نقش دانش ضمني از اهميت ويژه اي برخوردار است. با اين وجود شايد ندانيم چگونه ميتوانيم ارتباط برقرار كنيم؟ قصه گويي به اين سوال نيز پاسخ داده است. زمانيكه داستاني را از روي احساساتمان تعريف مي كنيم، مي توانيم خيلي بيش از آن چيزي كه به صورت صريح مي دانيم ارتباط برقرار كنيم. اين امر در ناخواگاه ما اتفاق مي افتد. بنابراين هر چند ما خيلي بيشتر از آن چيزي كه ابراز مي كنيم، مي دانيم با قصه گويي مي توانيم بيشتر از آن چيزي كه مي دانيم خودمان را ابزار كنيم.


ارتباط سرگرم كننده: روابط دنياي واقعي خشك و خسته كننده هستند چراكه همه چيز در انحصار اشيا اسيت. ما به عنوان موجود زنده بيشتر جذب چيزهاي زنده مي شويم و زماني مي رسد كه ارتباط با اجسام ساكن و بي جان ما را خسته مي كند. قصه گويي شادابي و طراوت را به زندگي ما باز مي گرداند و ما را سرگرم مي كند.


ارتباط موثر: اين فاكتور سبب مي شود ما از خود واكنش نشان دهيم و دست بكار شويم. قصه گويي نه تنها شكاف ميان "دانستن" و "اقدام نمودن" را از ميان بر ميدارد، بلكه به شنونده كمك مي كند كه خودش نيز در خلق ايده ي جديدي همكاري كند. در فرايند همكاري براي ايجاد ايده ي جديد، شنونده به گونه اي وارد مرحله ي اجرا ميشود كه گويي ميان ايده و عمل هيچ گونه شكافي وجود نداشته.


ارتباط احساسي: با در نظر گرفتن تمام صحبت هايي كه در مورد هوش هيجاني (هوش احساسي) به ميان آمده است بايد گفت كه صحبت كردن عيني و غير ملموس در مورد احسسات كار درستي به شمار نمي رود. قصه گويي صرفاً احساسات را به زيبايي و به شيوه اي قابل قبول به طرف مقابل انتقال مي دهد.


ارتباط متقابل: بر خلاف مباحث انتزاعي، قصه گويي بطور ذاتي جنبه ي تعامل و ارتباط متقابل را در بردارد. داستان سرا طراوت داستان را به سوي مخاطبان مي پاشد و شنونده در خلق يك اثر ذهني جديد همكاري مي كند.


http://www.mardoman.net/?sn=articles&pt=full&id=1528


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۵ - تمرين مخاطب مداري و اجراي روش هاي جذب مخاطبان

۹

هفت راه براي جذب مخاطب

همه ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني كردن مي شويم. مصاحبه اي براي كار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شركت محل كارتان است؟ بله همه ي اين ها سخنراني هاي بسيار مهمي هستند و مي توانند آينده ي شما را رقم بزنند.پس نگذاريد كه اين فرصت ها از دست بروند بدون اينكه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.

در اينجا به نكاتي اشاره مي كنيم كه هنگام سخنراني كردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.


۱- شنوندگان را هم درگير كنيد


شنوندگان هم دوست دارند كه وارد ماجرا شوند، نه اينكه فقط گوش كنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. 30تا90دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب كنيد. مي توانيد همان تكنيك قديمي شروع كردن سخنراني با يك جوك را به كار گيريد. اما...شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.

اشتباه نكنيد...مطمئناً دادن يك جنبه ي شوخي به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگراين جنبه را به صورت كلي وارد سخنراني كنيد با اينكه سخنراني را با فقط يك شوخي شروع كنيدبسيار متفاوت است. پس بهتر است كه آن را با يك سوال آغاز كنيد. اين تكنيك بسيار جواب مي دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي كند. تكنيك ديگري كه گه گاه توسط بعضي سخنرانان به كار گرفته مي شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.


۲- سرزنده و با روح باشيد


روي چيزي كه مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. كسي توقع ندارد كه مثل يك گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم كننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نكته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت كردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سكوت كنيد.


۳- صدايي تاثيرگذار داشته باشيد


روي چيزي كه مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. كسي توقع ندارد كه مثل يك گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم كننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نكته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت كردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سكوت كنيد.


۴- از كارهايي كه باعث پرت كردن حواس شنوندگان مي شود دوري كنيد.


هيچ چيز به اندازه ي اين كار نمي تواند يك سخنراني را خراب كند. چند وقت پيش مديري را ديدم كه سخنراني اش را فقط به خاطر اينكه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي كرد از دست داد. بعد از سخنراني كسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي گفتند كه چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است.كنار گذاشتن اين عادت ها كار سختي نيست. گه گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري كنيد و بعد آنرا مرور كرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را كنار بگذاريد.

۵- لباس مناسب بپوشيد


روزي با يكي از مدير عاملان صحبت مي كردم كه مي گفت اولين چيزي كه در برخورد با يك فرد به آن توجه مي كند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد كه حداقل يك پله از حضار بالاتر باشيد. متوجه باشيد كه كفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يك سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت كنيد.


۶- حرف هاي تازه بزنيد


از تكرار كردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز كنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي كنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز كنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است كه در موردش صحبت كنيد. حرف ها و مطالب تكراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد كرد. حرف هاي جديد برعكس آنها را راغب به گوش كردن و توجه بيشتر مي كند.


۷- تمرين داشته باشيد


چندين مرتبه تمرين كردن سخنرانيتان مي تواند باعث موفقيتتان شود. چون معمولاً رقبايتان اين كار را نخواهند كرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي گذارند. يك سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي كند كه چطور سخنراني خود را شروع كند و چطور به پايان برساند. مي دانند كه چه موقع بين حضار راه بروند و دست روي شانه ي چه كسي بگذارند. مي دانند كه چه زماني سكوت كرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي دانند كه به كجا نگاه كنند.با تمرين كردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهيد داد
 
http://www.sharagim.blogfa.com/post-65.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [