مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3422
دیروز : 3843
افراد آنلاین : 13
همه : 5297754


كودكـان و قصه گويي موسيقي


بهترين و در عين حال تأثيرگذارترين زمان آشنا كردن كودكان با هنر موسيقي ، زمان پيش از خوابيدنشان است. تربيت قوه شنيداري در كودكان از اهميت فراواني برخوردار است. اين آموزش مي تواند از زمان نوزادي شروع شود و تا زمان حضور ايشان در مدرسه و كار با ابزار آلات موسيقي ادامه يابد.
زمان پيش از خواب به همراه نور كم اتاق و فقدان هر عاملي كه سبب بهم خوردن تمركز و مصرف بيهوده انرژي در كودكان شود بهترين موقعيت را براي درك يك موسيقي دلنشين فراهم مي آورد. كارشناسان علم موسيقي اعلام كرده اند كه پخش قطعه اي موسيقي در هنگام خواب كه بتواند صداهاي مزاحم خانه را حذف نمايد سبب مي شود كه قوه تخيل و داستان پرداز كودكان افزايش يابد. علاوه بر آن، زمزمه يك ترانه و يا آواهايي كه براي به خواب رفتن كودك از زبان والدين خارج مي شود مي تواند تأثير شگرفي در علاقه مند شدن وي به هنر موسيقي داشته باشد. سؤال اينجاست كه چه نوع موسيقي براي زمان پيش از خواب مناسب است؟ در وهله نخست اين انتخاب بايد از سوي والدين صورت گيرد، چرا كه كودكان تنها جذب طراحي جلد كاست هاي موسيقي مي شوند.
لالايي ها در هر زباني كه باشند كارآمد هستند. پس از آن، موسيقي بومي و نواحي، انتخاب مناسبي خواهد بود كه دريچه هاي متفاوتي از ريتم و ملودي را به كودك نشان دهد. محققان از قطعات چايكوفسكي به عنوان نمونه هاي برجسته اي از موسيقي تصويري نام برده اند كه مي توانند كودك را در شكل گيري قدرت تصورش راهنمايي كند. اين انديشه كه موسيقي پيش از خواب حتما مي بايست از ريتم كندي برخوردار باشد، تفكر اشتباهي است. اگر كودك شما با شنيدن يك موسيقي با ريتم تند به خواب مي ورد تعجب نكنيد چرا كه در ذهن ناخودآگاه وي ريتم موسيقي در حال كشف و خلق تصاوير تازه و جذاب براي او و رسيدن به آرامش دلخواهش است.
كودك، هوش سرشاري براي تشخيص دادن آواي آلات موسيقي دارد و استمرار در پخش موسيقي از سوي والدين، كودكان را با تنوع ابزار و ادوات موسيقي نيز آشنا مي سازد. نكته جذاب در موسيقي هاي پيش از خواب، كشف سليقه شنيداري كودكان براي والدين است. ممكن است قطعه اي از يك ويلون كودك شما را فريفته خود سازد. بسياري از كودكان شيفته موسيقي موتزارت، باخ و بتهوون هستند؛ بخصوص پس از شنيدن قطعات مختلفي از ايشان. برخي ديگر موسيقي هايي كه با ترانه هاي كودكانه و قابل فهم براي ايشان همراه باشد را مي پسندند. و سخن آخر اينكه پس از گفتن يك داستان زيبا پيش از خواب براي كودك خود، اجازه دهيد كه موسيقي نيز داستاني را براي ايشان نقل نمايد.


ماهنامه شهرزاد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

فوايد قصه‌گويي

▪ ارتباط سريع و آسان: در حين قصه‌گويي، كليه ايده‌هاي متفاوت، يكجا و به‌صورت فـراگير از سوي قصه‌گو به مخاطب انتـقال داده مي‌شود. در نتيـجه لازم نيــست شنونده براي گرفتن مضمون كلي مطلب خود را به زحمت بيـندازد چـراكه محتواي كلي داستان به يكباره انتقال پيدا مي‌كند.
▪ ارتباط طبيعي: مي‌توان از داستانسرايي به عنوان زبان مادري تمام انسان‌ها ياد كرد. اين زبان ذاتي را همه كودكان از سن ۲ سالگي به بعد ياد مي‌گيرند. البته يادگيري زبان واقعي شايد تا سنين ۸ سالگي به‌طول انجامد اما به هر حال بايد اعتراف كرد آنقدر كه كودكان در استفاده از زبان مادري قصه‌گويي براي برقراري ارتباط با اطرافيانشان راحت هستند، در استفاده از زبان واقعي احساس راحتي نمي‌كنند.
▪ ارتباط روشن و واضح: با استفاده از اين مزيت قصه‌گويي كه به واسطه آن به‌راحتي مي‌توان با ديگران ارتباط برقرار كرد، كليه واژه‌ها در يك دامنه زماني و مكاني خاص قرار مي‌گيرند و گويي به آنها جاني دوباره بخشيده مي‌شود. تمام وقايع با در نظر گرفتن فاكتور زماني به وقوع مي‌پيوندند و لغات و كلمات پر معناتر از قبل جلوه مي‌كنند.
▪ ارتباط صادقانه: از طريق داستان‌ها مي‌توان حقايق عميق و كلي را به ديگران انتقال داد. اين در حالي است كه در زبان واقعي كليه اجزا تكه‌تكه مي‌شوند.
▪ ارتباط مشاركت‌آميز: در بحث‌هاي انتزاعي، ايده‌ها مانند موشك به طرف ما مي‌آيند، حجم زيادي از فضاي ذهني ما را اشغال مي‌كنند و به ناچار ما را وادار مي‌كنند كه براي انسجام بخشيدن به آنها يك چارچوب ذهني كه از سوي فرد ديگري معين گرديده است را در زندگي خود به كار گيريم.
 تنها حق انتخابي‌هم كه برايمان ايجاد مي‌شود، قبول و يا رد آن چارچوب خاص است و با شرايط بله - خير و يا شايد بهتر باشد بگوييم برنده - بازنده روبه‌رو مي‌شويم.
در مقابل بايد گفت كه داستان به صورت منسجم در ذهن ما طبقه بندي مي‌شود و به ما اين امكان را مي‌دهد تا هر كجا كه خواستيم خودمان را با شخصيت‌هاي داستاني همراه سازيم و هر كجا كه خواستيم داستان را در ذهن خود تغيير داده و همانطور كه مي‌خواهيم ادامه دهيم.


روزنامه تهران امروز


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]


قصه‌گويي‌ خلاق‌ و اهداف‌ آموزشي‌


ما بايد با ايجاد محرك‌هاي‌ طبيعي‌ مثل‌ قصه‌گويي‌ و قصه‌خواني‌ از آغاز دوره‌ كودكي‌ به‌ بچه‌ها كمك‌ كنيم‌ تا نسبت‌ به‌ شناخت‌ محيط‌ پيرامون‌ خود با توجه‌ به‌ ميزان‌ توانايي‌شان‌ از مفاهيم‌ درك‌ علمي‌ دست‌ يابند و با تمام‌ جنبه‌هاي‌ زندگي‌ فردي‌ و اجتماعي‌ آشنا شوند. از بازي‌ تا ورزش‌ تا آشنايي‌ با هنرهاي‌ موسيقي‌ و ادبيات‌ و اخلاق‌ اجتماعي‌، حتي‌ پاره‌يي‌ از مفاهيم‌ علمي‌ و تاريخ‌ فرهنگ‌ بشري‌.
 بايد از قصه‌گويي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ روش‌ آموزشي‌ غيرمستقيم‌ و متناسب‌ با دنياي‌ كودكي‌ و نوجواني‌ به‌ صورت‌ آزاد و داوطلبانه‌ با روش‌هايي‌ از پيش‌ تعيين‌ شده‌ و كليشه‌يي‌ سلطه‌گرايانه‌ بهره‌ گرفت‌. خلاقيت‌ در فضايي‌ آزاد و به‌ دور از هرگونه‌ اعمال‌ عقيده‌ و اجبار به‌ وجود مي‌آيد و آزادي‌ در انتخاب‌ موضوع‌ و نوع‌ قصه‌ زمينه‌ رشد خلاقيت‌ را فراهم‌ مي‌سازد و گرنه‌ انتخاب‌ از پيش‌ تعيين‌ شده‌ چنانكه‌ در كتاب‌ درسي‌ جديد سال‌ اول‌ دبستان‌ در چارچوبي‌ مشخص‌ و تكليف‌ شده‌ نه‌ تنها خلاقيتي‌ را به‌ وجود نمي‌آورد بلكه‌ توانايي‌ يادگيري‌ كودك‌ و نوجوان‌ را نيز به‌ هدر داده‌ و ميل‌ و رغبت‌ او را به‌ مطالعه‌ و يادگيري‌ نيز از بين‌ مي‌برد.
 روانشناسان‌ و متخصصان‌ آموزش‌ و پرورش‌ بر اين‌ عقيده‌اند كه‌ شكل‌گيري‌ فرآيندهاي‌ عالي‌ ذهن‌ انسان‌ در دوران‌ كودكي‌ اگر در شرايط‌ آزاد و دموكراتيك‌ صورت‌ گيرند به‌ مكانيسم‌هاي‌ فعال‌ و نيرومندي‌ بدل‌ مي‌شوند كه‌ توسط‌ آنها فرهنگ‌ بشري‌ به‌ صورت‌ بخشي‌ از طبيعت‌ او در مي‌آيند و آن‌ را هماره‌ پويا و زنده‌ نگه‌ خواهند داشت‌. به‌ اعتقاد «سيمونويچ‌ ويگوسكي‌» كه‌ از مروجين‌ نظريه‌ محرك‌ پاسخ‌ درباره‌ رفتار كودك‌ است‌، تجزيه‌ و تحليل‌ پوياي‌ تركيب‌ گفتار و رفتار كودك‌ هم‌ در تاريخچه‌ رشد كودك‌ نقش‌ ويژه‌ دارد و هم‌ در تكوين‌ آن‌ منطق‌ خاصي‌ را طلب‌ مي‌كند. از نخستين‌ روزهاي‌ رشد،فعاليت‌هاي‌ كودك‌ در نظامي‌ از رفتار اجتماعي‌ معناي‌ خاص‌ خود را مي‌يابند و چون‌ داراي‌ هدف‌ مي‌شوند، با عبور از منشور محيط‌ كودك‌ منكسر شده‌ و تجزيه‌ مي‌شوند، اين‌ مسير از شي‌ء به‌ كودك‌ و از كودك‌ به‌ شي‌ء از فرد ديگري‌ كه‌ مي‌تواند، مادر، مربي‌، آموزگار، قصه‌گو و... باشد عبور مي‌كند. اين‌ ساختار درك‌ پيچيده‌ كودك‌ فرآيند رشدي‌ است‌ كه‌ در پيوند با تاريخچه‌ رشد فردي‌ و اجتماعي‌ او معني‌ و مفهوم‌ پيدا مي‌كند. همه‌ اين‌ فرآيندها از جمله‌ كاركردهاي‌ مغز هستند، كه‌ بايد برحسب‌ نظريه‌ علمي‌ تاريخ‌ جامعه‌ انساني‌ مورد مطالعه‌ قرار گيرند.
 پس‌ بايد برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ رسمي‌ و غيررسمي‌ «كودك‌ محوري‌» البته‌ نه‌ «كودك‌سالاري‌» تهيه‌ و تنظيم‌ شوند. هدف‌ ▪ از اين‌ برنامه‌ها نيز مي‌تواند به‌ ترتيب‌ زير باشد:
 ۱) بالابردن‌ كيفيت‌ محتواي‌ قصه‌ها و مطالب‌ آموزشي‌ براي‌ كودكان‌ و نوجوانان‌
 ۲ ) تشويق‌ و ترغيب‌ بيشتر كودكان‌ و نوجوانان‌ به‌ كسب‌ علم‌ و دانش‌ و اخلاق‌ اجتماعي‌
 ۳ ) آموزش‌ چگونه‌ لذت‌ بردن‌ از كار و بهره‌وري‌ بيشتر از امكانات‌ يعني‌ ايجاد و تقويت‌ روحيه‌ و وجدان‌ كار
 ۴ ) ارتقا و تكامل‌ درك‌ و شناخت‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ از زيبايي‌، يعني‌ تقويت‌ حس‌ زيبايي‌شناسي‌
 ۵ ) ايجاد انگيزه‌ و برانگيختن‌ تمايلات‌ دروني‌ آنها با هدف‌ تحول‌ و تكامل‌ كودكان‌ به‌ انسانهايي‌ كامل‌ و در نتيجه‌ شهرونداني‌ واقعي‌ در سرزمين‌ ملي‌ و عضوي‌ فرهيخته‌ از جامعه‌ بزرگ‌ بشري‌.
 از آنجا كه‌ جهان‌ هستي‌ پيوسته‌ در حال‌ دگرگون‌ شدن‌ است‌ و سير تحول‌ آن‌ از كهنه‌ به‌ نو است‌، تحول‌ هر پديده‌ يا فرآيندي‌ از شكلي‌ به‌ شكلي‌ از مرحله‌يي‌ به‌ مرحله‌يي‌ ديگر با پيروي‌ از قوانين‌ حاكم‌ بر تحول‌ پديده‌ها داراي‌ كنش‌ و واكنشي‌ متقابل‌ و پيوستگي‌ و همبستگي‌ متقابل‌ مي‌شود، نمود آنها نيز در زمان‌ و مكان‌هاي‌ متفاوت‌ در روندي‌ عيني‌ و گريزناپذير از ساده‌ به‌ سنجيده‌، از بسط‌ به‌ مركب‌، از كميت‌ به‌ كيفيت‌ از ذات‌ به‌ محص‌، از كثرت‌ به‌ وحدت‌ و از وحدت‌ به‌ كثرت‌ و بالاخره‌ از پست‌ به‌ عالي‌ است‌ و اين‌ روند هماره‌ وجود دارد و پيوسته‌ رو به‌ كمال‌ و تعالي‌ مي‌رود.
 هنر قصه‌گويي‌ ناگزير براي‌ تبديل‌شدن‌ به‌ روش‌ آموزشي‌ خلاق‌ بايد از اين‌ قانون‌ پيروي‌ كند تا بتواند به‌ بازسازي‌ و نوسازي‌ خود بپردازد. چنين‌ دگرگوني‌ مي‌تواند هنر قصه‌گويي‌ را به‌ عنوان‌ كم‌هزينه‌ترين‌، ساده‌ترين‌ و در دسترس‌ترين‌ روش‌ آموزشي‌ براي‌ همه‌ دوره‌هاي‌ سني‌ حتي‌ سالمندان‌ تبديل‌ كند و اين‌ هنر مي‌تواند در همه‌ مكانها و در تمامي‌ فصول‌ سال‌ براي‌ آموزش‌ مفاهيم‌ علمي‌ و انتقال‌ تجربه‌هاي‌ با ارزش‌ زندگي‌ اجتماعي‌ مورد بهره‌برداري‌ عموم‌ قرار گيرد.
 هنر قصه‌گويي‌ مي‌تواند با بهره‌گيري‌ از امكانات‌ موجود با تمامي‌ اشكال‌ گوناگون‌ خود، از خواندن‌ قصه‌، يا بيان‌ قصه‌ في‌البداهه‌ تا استفاده‌ از تصاويرو شكل‌ و عروسك‌ها و بازي‌ زنده‌ نمايش، فيلم‌ ... با توجه‌ به‌ نوع‌ پيام‌ يا محتواي‌ خود و متناسب‌ با شرايط‌ مخاطب‌ كاربردي‌ رسمي‌ و غيررسمي‌ داشته‌ باشد.


سايت فكر نو


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه (نه) بگوييم؟


برخي اوقـات براي شما پيش آمده كه در مـقابل خـواسته‌ي ديگران، برخلاف ميل باطني جواب مثبت داده ودرخواسـت او را قبول كرده ايد.
ممكن است جواب منفي دادن سخت به نظر برسد ولي ما چند راه مفيد را براي رهايي شـما از اين مـوقيعت خـاطر نشان مي‌كنيم.
به ياد داشته باشـيد كه اگر بـخواهـيـــد كسي را از سر خود باز كنيد ممـكن است مجبور به گفتن "دروغ مصلحتي" شويد. دروغ‌هايي كه ظريف و بدون ضـرر هـستند و صدمه‌اي را به طرف مقابل وارد نمي كنند. گاهي اوقات نيز بايد رودربايستي را كنار گذاشت و با صراحت جواب منفـي داد چون در غير اينصورت ممكن است از كار خود پشيمان و مدت‌ها به دليل عواقـب آن دچار مشكل و دردسرشويد. سعي كنيد قدرت "نه" گفتن را در خود تقويت نمايـيد الـبـتـه به گونه‌اي كـه باعث كدورت نشود.
در پايان اين نوشته عنوان شده است:‌ در يك دنـياي ايده‌آل بهتـرين روش بـراي نپـذيرفتن تقاضاي كسي، گفتن "نه" بدون عذرخواهي و آوردن دليـل به او است. با ايـن حال گـاهـي اوقـات "نه" گفتن به دوستان نزديك مشكل به نظر مي‌رسد. بنابراين اگر شما نمي‌تـوانيد بـگويـيـد "نه" و در عين حال مايل به "بله" گفتن هم نيستـيـد، بهترين راه بعدي عـذرخـواهـي‌هاي فراوان و بهانه آوردن‌هاي منطقي و قابل باور خواهد بود


بيا تو جوان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۵ - تمرين مخاطب مداري و اجراي روش هاي جذب مخاطبان

۱۱

چگونه توضيح دهيم؟

مهارت توضيح دادن، يكي از مهم‏ترين و رايج‏ترين مهارت‏هاي اجتماعي است و با اين وصف، قاعده‏مند كردن آن، دشوار است؛ زيرا كافي بودن توضيح، با سن، اطلاعات قبلي و توانايي ذهني طرف مقابل، رابطه مستقيمي دارد. موقعيت زير را كه در كلاس‏هاي درس، بسيار اتفاق مي‏افتد، مجسم كنيد: معلم علوم اجتماعي مي‏خواهد مفهوم «پايگاه» را درس بدهد. او بايد اين اصطلاح را با توجه به درك دانش‏آموزان و ميزان علاقه‏مندي آنان، درس بدهد. او براي معرفي اين مفهوم، بايد از چه كلماتي استفاده كند؟ دانش‏آموزان بايد چه واكنشي از خود نشان دهند؛ اين مفهوم را تا كجا بايد بكاوند و اين بحث را چطور بايد به درس‏هاي قبلي ربط دهند؟ معلمان، هر لحظه با مسئله نحوه تدريس درس‏ها مواجهند؛ اما اگر تصور كنيم كه فقط معلمان با اين مشكل سروكار دارند، سخت در اشتباهيم؛ چون در ساير ارتباطات نيز با اين مسئله روبه‏رو هستيم.
 يك روان‏شناس، نتايج پژوهش‏هاي خود را چگونه بايد مطرح كند؟ نمايندگان سياسي، آراي سياسي خود را چگونه بايد براي رأي‏دهندگان بيان كنند؟ سربازرس پليس، ماجراي انفجار را چطور بايد براي خبرنگاران خلاصه كند؟ بنابراين، مي‏بينيم كه مهارت توضيح دادن، مخصوص معلمان نيست.
 ● كاركردهاي توضيح دادن‏
 كاركردهاي اصلي توضيح دادن، عبارتند از:
 ۱) ارائه اطلاعاتي كه فقط از طريق توضيح دادن، قابل انتقال هستند.
 ۲) به اشتراك گذاردن اطلاعات، جهت دست‏يابي به دركي مشترك.
 ۳) ساده كردن پديده‏هاي پيچيده براي ديگران.
 ۴) روشن نمودن ابهامات موجود در تعامل اجتماعي.
 ۵) ابراز عقيده در خصوص نگرش‏ها، حقايق و ارزش‏ها.
 ۶) ترسيم ويژگي‏هاي اصلي پديده‏ها.
 ۷) نشان دادن نحوه اجراي مهارت يا فني خاص.
 اگر چه موارد بالا، اهداف كلي مهارت توضيح هستند، اما بايد به اين نكته هم توجه داشته باشيم كه برخي از اين اهداف، به فراخور بافت تعامل، بر برخي ديگر، اولويت پيدا مي‏كنند؛ مثلاً يك معلم، ممكن است درس را با توضيح مختصر موضوع بحث و اهداف مورد نظرش، شروع كند؛ اما مشاوري كه فقط پس از شنيدن نيازها و نظرات مراجع، مي‏تواند او را به سوي راه‏حل مسائل خودش سوق دهد، اين روش را به كلي غلط مي‏داند.
 ● انواع توضيح‏
 اگر چه از دهه ۱۹۶۰م. به بعد، طبقه‏بندي‏هاي زيادي درباره توضيح، ارائه شده است، اما يكي از صحيح‏ترين و عملي‏ترين طبقه‏بندي‏ها را براون و آرمسترانگ، مطرح كرده‏اند. در اين طبقه‏بندي، انواع توضيحات عبارتند از: توضيحات توصيفي، توضيحات تفسيري و توضيحات استدلالي.
 توضيحات توصيفي، براي تشريح مفصل رويه‏ها، ساختارها يا فرآيندها به كار مي‏روند. برخي از نمونه‏هاي آن عبارتند از:
۱) مامايي كه درباره نحوه استحمام نوزاد، به مادران جوان توضيح مي‏دهد.
 ۲) مشاور شغلي كه به فارغ‏التحصيلان دبيرستاني، راه و روش تهيه خلاصه سوابق شغلي را مي‏آموزد.
 ۳) پزشك داروخانه‏اي كه شيوه مصرف داروها را براي مشتري توضيح مي‏دهد.
 توضيحات تفسيري، براي روشن ساختن مسائل، رويه‏ها يا اظهارات، به كار مي‏روند؛ مثل پزشكي كه نتايج اشعه ايكس را براي بيماران توضيح مي‏دهد يا تأثيرات قرص يا درماني خاص را بيان مي‏كند.
 به نظر براون، ما در برابر پرسش‏هايي از توضيحات استدلالي استفاده مي‏كنيم كه با «چرا» شروع مي‏شوند؛ مثلاً چرا در جوامع غربي، انسداد عروق قلبي شايع‏تر است؟ يا چرا بعضي از مردم، بيش از ديگران، تحت تأثير تبليغات قرار مي‏گيرند؟ با آن‏كه توضيحات ما ممكن است هر سه نوع توضيح را در بر داشته باشد، اما زمان ارائه آنها، بستگي به اين دارد كه آيا توضيح ما، طرح‏ريزي شده است يا خير؟ ما معمولاً از توضيحات طرح‏ريزي نشده، در پاسخ به پرسش كساني استفاده مي‏كنيم كه مي‏خواهند موضوع، روشن‏تر شود. توضيحات طرح‏ريزي شده، پيش از توضيحات واقعي بيان مي‏شوند و در اين بخش هم با همين نوع توضيحات، سروكار خواهيم داشت.
 به نظر براون و هتون، توضيح، دو ويژگي كلي و مهم دارد؛ طرح‏ريزي و ارائه. گرچه بايد گوشزد كنيم كه اين دو ويژگي، الزاماً با هم هماهنگي ندارند و به عبارت ديگر، نمي‏توانيم بگوييم كه يك توضيح پرداخت شده، حتماً به خوبي ارائه خواهد شد. «برنز»، اين مطلب را اين گونه بيان مي‏كند: «نقشه‏هاي طرح‏ريزي شده موش‏ها و آدم‏ها، اغلب درست از آب در نمي‏آيند»؛ اما بررسي‏ها نشان مي‏دهند كه آموزش روش‏هاي طرح‏ريزي و تدارك توضيحات، با روشني توضيحات، رابطه دارد.
● مهارت‏هاي طرح‏ريزي‏
 بخش بزرگي از پژوهش‏هاي مربوط به طرح‏ريزي توضيحات معنادار، در مورد حل مسائل تصميم‏گيري يا ارائه دستورالعمل و تشريح تفاوت‏هاي اشخاص متخصص و مبتدي، در ابتكار عمل بوده است. كارتر، تذكر مي‏دهد كه مبتدي‏ها، عجولانه و بدون برنامه‏ريزي و فكر، عمل مي‏كنند. از سوي ديگر، متخصصان، در ذهن خويش، طرح‏واره‏هايي دارند كه متشكل از اطلاعات تخصصي منسجم و اطلاعات منظمي درباره رابطه مفاهيم و تشكيل الگوها و تاكتيك‏هايي هستند كه از طريق تجربه، به آنان رسيده‏اند؛ اما مك لافلين و ديگران مي‏گويند: ساخت و پرداخت توضيحات و موفقيت در توضيحات، كار مشقت‏باري است؛ چون براي اين كار، بايد اطلاعات زيادي را در هم ادغام كنيم و وقت زيادي را صرف كنيم. بنابراين، هنگام طرح‏ريزي توضيحات، بايد به چهار مؤلفه زير، توجه كنيم:
 ۱) مشخص كردن موضوعي كه مي‏خواهيم آن را توضيح دهيم.
 ۲) انتخاب عناصر كليدي مسئله يا موضوعي كه قرار است توضيح دهيم.
 ۳) تعيين رابطه موجود بين عناصر كليدي موضوع.
 ۴) ربط دادن توضيحات به اطلاعات قبلي و در نظر داشتن ظرفيت ذهني طرف مقابل براي به حداكثر رساندن درك او.
 ● مهارت‏هاي ارائه توضيح‏
 پيش از بررسي ويژگي‏هاي اصلي توضيح، بايد بگوييم كه براي استفاده از توضيح، روش‏هاي كلي زير وجود دارند:
 ۱) توضيح كلامي؛ وقتي از اين روش استفاده مي‏كنيم كه راه ديگري براي تسهيل توضيحات وجود ندارد. در برنامه‏هاي راديويي، روزنامه‏ها و كتاب‏ها، اغلب از اين نوع توضيحات استفاده مي‏شود.
 ۲) ترسيم؛ وقتي از امكانات سمعي و بصري، همچون نمودارها، فيلم‏ها يا نقشه‏هاي راهنما برخورداريم، مي‏توانيم از آنها براي توضيح دادن و كمك به افزايش درك ديگران استفاده كنيم.
 ۳) نمايش؛ معمولاً وقتي از اين روش استفاده مي‏كنيم كه بخواهيم مهارت يا روش پيچيده‏اي را توضيح دهيم و در آن، شخص ديگري، كارهاي لازم براي انجام يك تكليف را اجرا كند و به نمايش بگذارد.
 ● ويژگي‏هاي توضيح مناسب‏
 ۱) روشني‏
 بدون ترديد، روشني كلام، يكي از مهم‏ترين ويژگي‏هاي توضيحات مؤثر است؛ البته ارائه توضيحات روشن و واضح، تا حد زيادي بستگي به اطلاعات كامل درباره موضوع بحث دارد؛ اما دانش و اطلاعات طرف مقابل ما، فقط بخشي از اين معادله است. اين اطلاعات را بايد به شكلي واضح و منظم، به شنونده منتقل كنيم.
 ۲) اختصار
 رعايت اختصار، موجب مي‏شود تا مخاطبان، توضيحات ما را به راحتي به ياد آورند و بفهمند. ورنر و ديكينسون، با مرور ادبيات موجود در زمينه توضيحات كلامي، متوجه شدند كه «ميزان يادگيري شنوندگان، پس از پانزده دقيقه [توضيح‏]، به طور چشم‏گيري افت مي‏كند». استوارت، در حمايت از اين يافته‏ها، مي‏گويد: يكي از موانع گوش دادن مؤثر، طولاني شدن صحبت‏هاست. لي، پس از مرور برخي از مطالعات انجام شده در زمينه درك بيماران و به يادآوردن اطلاعات و دستورالعمل‏هاي پزشكان، متوجه شد كه «بين فراموشي و مقدار اطلاعات ارائه شده، رابطه‏اي وجود دارد».
 ۳) روان بودن‏
 ارائه كلامي [توضيحات‏]، بايد تا سرحد امكان، روان باشد. گوش دادن به «اِه»ها و «اوم»ها يا جمله‏هاي جويده، ناقص و بي‏هدف، جز ناراحتي مخاطبان، چيزي در پي نخواهد داشت.
 يكي از دلايلي كه صداهايي مثل «اِه» يا «اِم» را بر زبان مي‏آوريم، اين است كه مي‏خواهيم چند نظر يا حقيقت را در يك جمله بيان كنيم. در اين هنگام، بهتر است از چند جمله كوتاه استفاده كنيم و در بين آنها مكث كنيم و جملات بي‏هدفي را كه مملو از شبه جمله‏هاي فرعي هستند، كنار گذاريم. به اين ترتيب، از تعداد وقفه‏هاي گفتاري‏مان مي‏كاهيم. فرنچ، چنين مي‏گويد: «اكثر ما به كثرت اين نوع عادات گفتاري خود و ديگران، توجهي نمي‏كنيم؛ مگر اين كه حواس خود را روي اين موضوع، متمركز كنيم». وي توصيه مي‏كند كه اگر اين عادات، مزاحم انتقال اطلاعات و درك شنونده مي‏شوند، بايد آنها را كنار گذاشت. يكي ديگر از علل عدم رواني گفتار، طرح‏ريزي نامناسب است. ما پيش از اين نيز در مورد اهميت مرحله طرح‏ريزي صحبت كرديم.
 ۴) مكث كردن‏
 مكث كردن جهت جمع‏آوري و سازماندهي فرآيندهاي فكري، پيش از شروع توضيحات جديد، رواني گفتار را افزايش مي‏دهد. علاوه بر اين، مكث كردن، به طرف مقابل كمك مي‏كند تا توضيحات ما را بيشتر درك كند. روزنشاين، در بررسي پژوهش‏هاي صورت گرفته در زمينه رفتارهايي كه نشان‏گر كارآمدي معلمان هستند، متوجه كه معلماني كه پس از توضيحات خود مكث مي‏كردند، اطلاعات بيشتري به دانش‏آموزان مي‏دادند؛ زيرا به اين ترتيب، حجم زيادي از اطلاعات را به سرعت بازگو نمي‏كردند.
 ۵) زبان مناسب‏
 توضيحات ما، بايد متناسب با ظرفيت اطلاعاتي شنوندگان باشد. وقتي متخصصان با همكاران خود صحبت مي‏كنند، ناچار بايد از اصطلاحات فني (زبان صنفي)، استفاده كنند. بررسي مقالات ارائه شده در كنفرانس سالانه جامعه روان‏شناسان، براي خوانندگان عادي، چيزي جز سردرگمي و آشفتگي خاطر به همراه ندارد؛ اما همين متخصصان، در زندگي روزمره خود، با مردمي رابطه دارند كه زبان تخصصي آنها را نمي‏فهمند؛ مثلاً يك پزشك براي توصيف مسائل طبي و تفهيم معاني تخصصي به همكار خود، بايد از اصطلاحات پزشكي استفاده كند؛ اما اگر از اين اصطلاحات در گفت‏وگو با بيماران استفاده كند، فقط موجب خستگي و آشفتگي آنان خواهد شد.
 آرگايل مي‏گويد: «مردم بسته به اين‏كه با يك متخصص صحبت مي‏كنند يا با يك فرد عادي، متناسب با تصورشان درباره اطلاعات طرف مقابل و قدرت درك وي، مسائل را به شكل‏هاي مختلفي بيان مي‏كنند». وقتي وكلا با شهود صحبت مي‏كنند، از اصطلاحات فني كمتري استفاده مي‏كنند. مكانيك‏ها وقتي با اشخاصي كه اطلاعات فني كمتري دارند، صحبت مي‏كنند، از اصطلاحات فني كمتري استفاده مي‏كنند و حسابداران سعي مي‏كنند مسائل مالي را به زبان ساده‏تري براي مراجعان غيرمتخصص خود توضيح دهند. بنابراين، براي آن كه مراجعان خود را سردرگم نكنيم، بايد «زبان صنفي» يا اصطلاحات «تخصصي» را در قالب كلمات روزمره بيان كنيم.۶) كاهش ابهام‏
 توضيحاتي كه حاوي كلمات و اظهارات مبهم و نامعين هستند، به اندازه كافي گويا نيستند. پژوهش‏هاي هيلر و ديگران، نشان مي‏دهند كه «هر چه تعداد كلمات و جملات مبهم، قيدي و ابهام‏برانگيز، بيشتر باشد (مثل «برخي از مردم»، «چيزها»، «چندتا»، «نه الزاماً»، «يك جور»)، ارتباطات، صراحت و روشني كمتري دارد».
 گيج، ميلتز و... كه اظهارات غيردقيق را طبقه‏بندي كرده‏اند، درباره ابهام توضيحات، شواهد بيشتري ارائه كرده‏اند. اين اظهارات غيردقيق، بدين شرح طبقه‏بندي شده‏اند:
 الف) دلالت‏هاي مبهم؛ «يك چنين چيزي»، «همه‏اش» و «اين جور چيزها».
 ب) تشديدهاي منفي؛ «نه چندان»، «نه به اين شدت»، «نه كاملاً» و «نه هر از گاهي».
 ج) تقرب گويي؛ «حدوداً به اندازه»، «تقريباً هر كدامشان»، «چيزي در حدود» و «نزديك».
 د) بلوف زدن و بازگشت به حالت عادي؛ «اين طور مي‏گويند كه» و «و از اين قبيل فرض‏ها».
 و) ارقام نامعين؛ «چند تا»، «مقداري».
 هـ) گروهي از مصاديق؛ «انواع»، «جنبه‏ها»، «عوامل» و «اشيا».
 ي) امكان و احتمال؛ «نه الزاماً»، «گاهي وقت‏ها»، «اغلب»، «شايد اين طور باشد كه» و «احتمالاً».
 بديهي است كه ما نمي‏توانيم اصلاً از اظهارات غيردقيق استفاده نكنيم؛ زيرا اكثر ما وقتي از پيدا كردن اصطلاح يا عبارتي دقيق در مي‏مانيم، از اصطلاحي با دقت كمتر و كلي‏تر استفاده مي‏كنيم؛ اما اگر به مبهم‏گويي عادت كنيم، گفتارمان وضوح و روشني نخواهد داشت. ايوي و گلاكسترن معتقدند كه در مواقعي كه مي‏خواهيم مراجعان را راهنمايي كنيم، بهتر است از توضيحات عيني و ملموس استفاده كنيم. آنها توصيه مي‏كنند اگر مي‏خواهيم راهنمايي‏هايمان مؤثر واقع شوند، بايد مشخص و روشن باشند؛ مثلاً مشاوري را در نظر بگيريد كه مي‏خواهد به مراجع خود بگويد كه بايد آرامش خود را حفظ كند تا بر مسائل، تمركز بيشتري داشته باشد. وي مي‏تواند تنها به او چنين بگويد: «آرام باش»؛ اما اين دستورالعمل، كلي و مبهم است و مراجعه كننده نمي‏فهمد كه براي آرامش داشتن، بايد چه كاري انجام دهد. اگر او مي‏خواهد در اظهارات اوليه‏اش، توصيه‏هاي عيني‏تري ارائه دهد، بايد چنين بگويد: «آرام باش؛ به صندلي‏ات تكيه بده؛ دست‏هايت را شل كن؛ خودت را روي صندلي رها كن و نفس عميقي بكش». به اين ترتيب، اطلاعاتي به مراجع داده است كه او مي‏تواند از آن طريق، آرامش پيدا كند.
 ۷) تأكيد
 يكي ديگر از ويژگي‏هاي مهم توضيحات مؤثر، تأكيد است. سخن‏گو با تأكيد بر برخي نكات، نظر شنونده را به مهم‏ترين يا ضروري‏ترين اطلاعات، جلب مي‏كند و اطلاعات غيرضروري را بي‏ارزش جلوه مي‏دهد. براي آن‏كه شنونده بتواند از توضيحات ما سود ببرد، بايد سعي كنيم عناصري را كه ارتباط مستقيمي به مسئله يا موضوع دارند، مشخص كنيم.
 به طور كلي، دو نوع تأكيد وجود دارد؛ تأكيد كلامي و غيركلامي. در تأكيد غيركلامي، سخن‏گو براي نشان دادن ويژگي‏هاي برجسته توضيحاتش، از رفتارهاي غيركلامي استفاده مي‏كند (مثل تكان دادن سر، اشاره كردن با انگشت و بلند كردن صدا). منظور ما از تأكيد كلامي، استفاده از جنبه‏هايي از زبان است كه سخن‏گو براي جلب توجه شنوندگان نسبت به برخي نكات و اطلاعات مهم، به آنها متوسل مي‏شود.
 روزنشاين، با بررسي پژوهش‏هاي مربوط به روش‏هاي مختلف معلمان، متوجه شد كه ارايه «پوياي» مطالب، مؤثرتر از ارائه «ايستاي» آنهاست. وي همچنين پي برد كه تأكيد غيركلامي (تغيير صدا و حركات)، نظر دانش‏آموزان را جلب مي‏كند و به آنها كمك مي‏كند تا درس‏هاي خود را بهتر به ياد آورند. سخنرانان، سياست‏مداران و مجريان تلويزيون، براي جلب توجه شنوندگان خود نسبت به موضوعات حساس، عمداً صداي خود را تغيير مي‏دهند. سخنرانان ورزيده نيز براي اشاره به جنبه‏هاي مختلف توضيحات خويش، از حركات مناسبي بهره مي‏گيرند. آنها براي تأكيد بر اطلاعات مورد نظر خود، در حركات چشم، سر، صورت، دست‏ها و تمام بدن خود، تغييراتي ايجاد مي‏كنند.
 ● راه‏هاي كمكي توضيح‏
 ما به هر نحو ممكن، بايد بر اثربخشي توضيحات خود بيفزاييم. اين گونه كمك‏ها، ممكن است ساده (مثل طرح‏ها، نمودارها، جدول‏ها، كتابخانه‏ها و نقشه‏ها) يا مفصل (مثل فيلم‏ها، نمايش‏هاي زنده، گردش‏ها و بازديدها) باشند. درباره استفاده از ابزارهاي ديداري و شنيداري در محيطهاي آموزشي، پژوهش‏هاي زيادي صورت گرفته است و در كلاس‏هاي جديد، شاهد استفاده از وسائل كمك‏درسي مختلفي (مثل كتاب‏ها، نمودارهاي ديواري، قفس حيوانات، آكواريم و نمايش دهنده‏هاي تلويزيوني) هستيم.
 هريس با بررسي جامع پژوهش‏هاي صورت گرفته درباره اين ابزارها، متوجه شد كه اين ابزارها براي تفكر مفهومي دانش‏آموزان، شواهدي عيني فراهم مي‏آورند؛ در آنها ايجاد علاقه مي‏كنند؛ يادگيري آنان را پايدارتر مي‏كنند؛ انسجام افكار آنها را مي‏افزايند و فرصتي فراهم مي‏آورند تا تجارب مختلفي كسب كنند.
 ▪ مثال‏هاي كلامي‏
 ساده‏ترين راه براي روشن‏تر كردن توضيحات، استفاده از مثال‏هاي كلامي و تشبيهات موردي است. هنگام مثال زدن، بهتر است از مثال‏هاي روزمره استفاده كنيم تا موضوع براي شنونده، ملموس باشد. روزنشاين مي‏گويد: اگر پس از طرح بحث، از مثال استفاده كنيم و سپس درباره همان موضوع، صحبت كنيم، توضيحات ما، مفيدتر خواهند بود؛ مثلاً يك استاد جامعه‏شناسي را در نظر بگيريد كه مي‏خواهد براي دانشجويان سال اول رشته جامعه‏شناسي، مفهوم «نقش» را توضيح دهد. او صحبت خود را با ارائه تعريفي درباره نقش، شروع مي‏كند و مي‏گويد: نقش عبارت است از الگوهايي رفتاري كه با پايگاه ما در جامعه مرتبط هستند؛ سپس مثال‏هايي درباره نقش اشخاص ذكر مي‏كند. از آن‏جا كه دانشجويان با برخي از اين نقش‏ها آشنا هستند، مثال‏هاي وي، براي آنان ملموس خواهد بود؛ سپس مي‏گويد: مي‏بينيد كه اشخاص، نقش‏هاي مختلفي دارند؛ پس يك دانشجو، مي‏تواند در يك زمان، نقش پسر، برادر، دوست و سرگروه يك تيم را بازي كند».
 ▪ ابرازگري‏
 وقتي شنوندگان به شدت برانگيخته مي‏شوند، توجه بيشتري نشان مي‏دهند و مطالب بيشتري ياد مي‏گيرند. متأسفانه تحقيقات كمي درباره نحوه افزايش علاقه‏مندي شنوندگان، صورت گرفته است. بررسي‏هاي انجام شده در زمينه ابرازگري، نشان مي‏دهند كه تغيير عمدي صدا، اداها و ابزارهاي كمك‏درسي، همگي موجب افزايش علاقه شنوندگان به توضيحات ما مي‏شوند. براون مي‏گويد: «ابرازگري‏اي كه شامل شور و اشتياق، مهرباني، شوخ طبعي، پويايي و حتي جذبه غيرعادي باشد، مدت‏هاست كه يكي از اركان اصلي سخنراني و توضيح دادن، شناخته شده است».
 ▪ بازخورد
 نمي‏توانيم به خودي خود فرض كنيم كه شنوندگان، توضيحات ما را فهميده‏اند. بنابراين، بايد ببينيم كه آيا توضيحات ما را درك كرده‏اند يا خير. براي اين كار، بايد بازخورد و انعكاس توضيحات خود را بررسي كنيم.
پژوهش‏هاي اخير در زمينه اثرات بازخوردهاي كلامي، نشان داده‏اند كه كامل بودن بازخورد، بر سرعت درك مفاهيم پيچيده، تأثير معناداري مي‏نهد. وقتي صرف‏نظر از پاسخ آزمودني‏ها، به آنها بازخورد كلامي مي‏دهيم، بهتر از زماني كه فقط پس از پاسخ آنها به آنان بازخورد مي‏دهيم، عمل مي‏كنند.
 نخستين و شايد ساده‏ترين راه براي بررسي تأثير توضيحات، اين است كه به رفتار غيركلامي شنونده يا شنوندگان، توجه كنيم؛ زيرا شواهد خوبي در اختيار ما مي‏گذارد. معلمان و سخنرانان مجرب و موفق، در حين توضيح و پس از آن، مدام به چهره و حركات شنوندگان خود توجه مي‏كنند و وجود علائمي مبني بر سردرگمي، گيج شدن يا بي‏علاقگي را در آنان بررسي مي‏كنند. مصاحبه‏گرهاي كارآزموده نيز به سرعت به اخم‏ها، سرخ شدن‏ها، بالارفتن ابروها يا نگاه‏هاي بي‏روح مراجعان خود، توجه مي‏كنند. از آن‏جا كه افراد از لحاظ نوع رفتارها با هم تفاوت دارند، هميشه نمي‏توانيم تأثير توضيحات را از طريق رفتار غيركلامي بسنجيم.
 يكي ديگر از راه‏هاي پي بردن به ميزان درك طرف مقابل، پرسيدن سؤالات كلي است. اگر چه با اين روش، مي‏توانيم مستقيماً به ميزان درك مطالب توسط مخاطبان خود پي ببريم، اما پرسش‏هاي يادآوري كننده، نمي‏توانند برخي از مفاهيم ذهني شنوندگان را به ما نشان دهند؛ يكي از راه‏هاي غلبه بر اين مشكل، آن است كه از خود شنوندگان بپرسيم كه كدام بخش از توضيحات ما نياز به توضيح بيشتر دارد. ظاهراً اين روش، در مورد مسائل «واقعي» مخاطبان، مفيدتر است؛ اما اين اشكال را دارد كه ممكن است آنها از روي ترس يا به خاطر اينكه كُند يا خنگ به نظر نرسند، پاسخ ندهند. بنابراين، معمولاً بايد متوجه علائم غيركلامي، ناراحتي يا بي‏اعتمادي مراجعان باشيم تا بتوانيم اشكالات آنها را بفهميم.
 ▪ نمايش دادن‏
 يكي از ديگر راه‏هاي روشن ساختن توضيحات، نمايش دادن است؛ به ويژه وقتي توضيحات ما براي بيان نحوه اجراي يك مهارت باشد؛ مثلاً يك مربي گلف، هنگام توضيح دادن يك نوع ضربه خاص، چاره‏اي ندارد جز آن‏كه عملاً آن ضربه را نشان دهد. سازندگان ماشين‏هاي پيچيده، مثل ماشين ظرف‏شويي، معمولاً به كمك يك متخصص، نحوه كار دستگاه را به خريداران نشان مي‏دهند. آنها به خوبي مي‏دانند كه با اين كار، خريداران را تشويق مي‏كنند كالاهاي آنان را بخرند و در عين حال آنها را از مرغوبيت كالاي خود مطمئن مي‏سازند. بنابراين، اين جمله كه «يك تصوير، در حكم هزار كلمه و يك نمايش، در حكم هزاران تصوير است»، جمله حكيمانه‏اي است. فايده همراه كردن نمايش و توضيح، اين است كه نمايش، ويژگي‏هاي اصلي مهارت را نشان مي‏دهد؛ توجه بينندگان را جلب مي‏كند؛ درباره روش‏هاي آن مهارت، نكاتي را به ما گوشزد مي‏كند و ما را متقاعد مي‏كند كه بعدها از آن استفاده كنيم.


منبع:
 اون هارجي، مهارت‏هاي اجتماعي در ارتباط ميان فردي.


پرسمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۵ - تمرين مخاطب مداري و اجراي روش هاي جذب مخاطبان

۱۰

چگونگي تاثير بر مخاطب به وسيله گوش كردن

گوش كردن از آن جهت مهم است كه چگونگي دوستي‏ها، استمرار آن، پيوستگي ارتباطات خانوادگي و حتي كارآيي شغلي - تا حد زيادي - به آن وابسته است. از نظر كميت و مقدار زمان نيز انسان‏ها بخش زيادي از روز را به فرآيند گوش دادن اختصاص مي‏دهند. طي تحقيقي كه به عمل آمده است، ۷۰ درصد لحظه‏هاي بيداري افراد شاغل، به برقراري ارتباط مي‏گذرد. از اين زمان، نوشتن، ۹ درصد، مطالعه، ۱۶ درصد صحبت كردن، ۳۰ درصد و گوش كردن، ۴۵ درصد را به خود اختصاص مي‏دهد. بنابراين هم از نظر كيفي و هم از نظر كمي، فرآيند گوش كردن، از اهميت و جايگاه خاصي برخوردار است. لازم به ذكر است كه گوش كردن (listing) با شنيدن (heaving)، متفاوت است.


شنيدن، كلمه‏اي است كه براي توصيف آن بخش از فرايندهاي حسي به كار مي‏رود كه از طريق آن تحريك‏هاي شنيداري توسط ساختار گوش دريافت شده، به مغز منتقل مي‏شود؛ اما گوش كردن به فعاليت روان شناختي پيچيده‏تري اشاره دارد كه درك و تعبير و تفسير اهميت يك تجربه حسي را شامل مي‏شود و به عبارت ديگر، گوش كردن، درگيري روان شناختي شديد با طرف مقابل است. به همين دليل است كه مي‏توان صحبت‏هاي فرد ديگر را شنيد؛ بدون آن كه واقعاً به او گوش داد. به همين دليل، در بسياري از موارد گفته مي‏شود كه دوستانم به آن چه مي‏گويم، گوش مي‏دهند؛ ولي فلان شخص، صحبت مرا، فقط مي‏شنود. در ادبيات و زبان عربي نيز گوش كردن را با واژه استماع و شنيدن را با واژه سمع بيان مي‏كنند. بنابراين، گوش كردن فرايندي است كه بايد از مجموعه مهارت‏هاي زير برخوردار باشد:
۱) مهارت‏هاي توجه.
۲) مهارت‏هاي پي‏گيري.
۳) مهارت‏هاي انعكاسي.
▪ مهارت‏هاي توجه‏
حالت درگير بودن، تحرك جسماني مناسب، تماس چشمي و...، از مهارت‏هاي توجه شمرده مي‏شوند. حالت درگير بودن؛ حالت درگير بودن، براي گوش كردن اهميت زيادي دارد؛ زيرا زبان بدن يا تن، اغلب با صدايي رساتر از واژه‏ها صحبت مي‏كند و مي‏تواند تأثيرگذارتر باشد. هر ناحيه بدن را مي‏توان به گونه‏اي جهت داد كه دعوت كننده ارتباط يا تسهيل كننده آن باشد و رابطه بين فردي را حفظ كند و نيز مي‏توان به شكلي جهت داد كه باز دارنده يا دلسرد كننده باشد و از ارتباط تأثيرگذارتر مانع شود. ارتباط، هنگامي توسعه و تعميق مي‏يابد كه شنونده با بدني متمايل به جلو و در فاصله‏اي مناسب، رو در روي طرف مقابل قرار گيرد و با وضعيتي گرم و پذيرا، هشياري همراه با آرامش خود را به او انتقال دهد. پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏وآله هر گاه مي‏خواست به حرف و سخن ديگري گوش فرا دهد، تمام چهره و روي خود را به سمت او مي‏چرخاند و روبه‏روي او قرار مي‏گرفت.


ـ تحرك جسماني
تحرك جسماني مناسب، براي خوب گوش كردن، ضروري است. تجربه نشان داده كه مردم ترجيح مي‏دهند براي شنوندگاني حرف بزنند كه بدنشان خشك و بي‏حركت نباشد. شنونده‏اي كه فعال‏تر است، به عنوان فردي صميمي، گرم و خودماني تلقي مي‏شود و مردم نيز دوست دارند با چنين افرادي ارتباط برقرار كنند و نه با افرادي كه خونسرد، كناره‏گير و گوشه‏گير مي‏باشند و همين امر در تأثيرپذيري‏شان نقش آفرين است. بديهي است كه از حركات و رفتارهاي غافل كننده، نظير بازي كردن با كليد و سكه، جا به جا شدن مكرر، تماشاي برنامه تلويزيون، سر تكان دادن براي عابران آشنا، خواندن روزنامه و...، بايد پرهيز كرد؛ زيرا اين عوامل در هنگام صحبت فرد مقابل، موجب حواس‏پرتي شديد مي‏شوند و در ايجاد ارتباط منطقي و مستمر، نقش منفي ايجاد مي‏كنند.


ـ تماس چشمي
تماس چشمي اثربخش، بيان‏گر ميل و علاقه فرد به گوش كردن است. تماس چشمي، گوينده را قادر مي‏سازد تا ميزان پذيرش خود و پيامش را از جانب شنونده، ارزيابي كند. اين كار، كمك مي‏كند تا او مشخص سازد كه وقتي در كنار شنونده قرار مي‏گيرد، تا چه حد امنيت دارد. از طريق تماس چشمي، شنونده مي‏تواند معاني عميق‏تر كلام گوينده را بشنود. در واقع، گوش كردن، به معناي راه‏يابي به اعماق وجود گوينده و درك تجربه او از ديدگاه خودش تلقي مي‏شود. يكي از بهترين راه‏هاي ورود به دنياي دروني طرف مقابل، دريچه چشم افراد است. چشم انسان‏ها، به اندازه زبانشان حرف مي‏زند؛ با اين تفاوت كه زبان چشم اين مزيت را دارد كه بدون نياز به فرهنگ لغت، در سراسر جهان، قابل درك است. نگاه كردن به چشم‏هاي گوينده (تماس چشمي)، يكي از صميمانه‏ترين راه‏هاي برقراري ارتباط با ديگران است. در ويژگي‏هاي پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏وآله آمده است كه وي هنگام گفت‏وگو با مخاطبين خود و شنيدن سخنان مخاطب خود، با گوشه چشم يا زير چشمي به وي نگاه نمي‏كردند؛ بلكه با نگاه كردن به طرف مقابل، به شكل دقيق و مناسب، با او ارتباط صميمي برقرار مي‏كرد.فقدان تماس چشمي مي‏تواند نشانه بي‏تفاوتي يا خشم باشد و نوعي تحقير يا كوچك شمردن تلقي شود. هر چند گاهي اوقات ديگران از تماس چشمي احساس ناراحتي مي‏كنند و تحت تأثير خرده فرهنگ‏ها يا ويژگي‏هاي فردي نتوان از توانايي ايجاد تماس چشمي مناسب بهره جست، ولي همان‏طور كه گفته شد، تماس چشمي در اغلب موارد، يكي از مؤثرترين مهارت‏هاي گوش دادن است.


ـ توجه رواني‏
بيشترين چيزي كه از يك شنونده انتظار مي‏رود، حضور روان‏شناختي اوست و از او انتظار مي‏رود كه به خاطر گوينده، در آن موقعيت، حاضر شود. هنگام گوش كردن به سخنان ديگري، نبايد تظاهر به توجه كرد و تنها به توجه فيزيكي، تماس چشمي و حرك جسماني اكتفا كرد؛ بلكه بايد با حضور روان‏شناختي، تمام مهارت‏هاي فوق را معني‏دار كرد و به گوينده اين پيام منتقل شود كه قلب و ذهن شنونده نيز به او توجه كافي دارد و در فضاي رواني گوينده قرار دارد.


▪ مهارت‏هاي پي‏گيري‏
يكي از وظايف ابتدايي شنونده آن است كه خود را در مسير فرد ديگري، بيرون نگه دارد و دريابد كه گوينده موقعيت خود را چگونه مي‏بيند. طبيعي است كه شنونده نبايد با پرسيدن سؤال‏هاي متعدد و بيان جملات مكرر، باعث قطع يا منحرف شدن سخن گوينده شود. همچنين نبايد شنونده با پرسش‏هاي مكرر خود، يك مكالمه را هدايت كند و يا به آن جهت دهد. همچنين نبايد شنونده آن قدر حرف بزند كه سخن گفتن را به خود اختصاص دهد. در عين حال، در مواردي كه آمادگي كافي براي گفت‏وگو و ايجاد ارتباط ابتدايي در طرف مقابل يافت نمي‏شود، مي‏توان از سرنخ‏هاي غير كلامي زيادي كه در احساسات و چهره ظاهري اوست، استفاده كرد و او را به گفت‏وگو و صحبت كردن دعوت كرد؛ مثلاً فرد شاد و با نشاطي كه چند روز است در صحبت‏ها و گفت‏وگوها شركت نمي‏كند، بايد با راه‏هاي زير او را به ايجاد ارتباط و سخن گفتن تشويق كرد:
۱) توصيف زبان بدن شخص ديگر؛ مثل «امروز خيلي بشاش به نظر نمي‏رسي» و «مثل روزهاي قبل سرحال نيستي».
۲) دعوت به صحبت كردن يا ادامه دادن به صحبت؛ مانند «مايلي در موردش صحبت كني» و يا «لطفاً ادامه بده».
۳) سكوت و فرصت دادن به فرد ديگر كه تصميم بگيرد صحبت كند و يا راجع به چيزي كه مي‏خواهد از آن حرف بزند، فكر كند


ـ تشويق‏هاي كوتاه‏
يكي از مهارت‏هاي پي‏گيري، تشويق‏هاي كوتاه است. تشويق‏هاي كوتاه، پاسخ‏هاي ساده‏اي است كه گوينده را تشويق مي‏كند تا هر طور كه مايل است، داستان و سخن خود را بيان كند و در عين حال، شنونده را نيز فعال نگه مي‏دارد. درواقع، يكي از مسئوليت‏هاي شنونده آن است كه براي گوينده اين فرصت را فراهم كند تا به صحبت در مورد يك موقعيت، به همان شكلي كه آن را مي‏بيند و احساس مي‏كند، بپردازد.برخي افراد در تلاش هستند تا براي دور نگه داشتن خود از مسير حركت گوينده، به سمت عدم مشاركت عقب نشيني كنند. تشويق‏هاي كوتاه براي طرف مقابل، نقش علائم مختصري را دارند كه نشان مي‏دهند شنونده با گوينده همراهي مي‏كند. در واقع، با كلمات و جملات بسيار اندك، شنونده سعي مي‏كند تا گوينده را براي ادامه دادن به صحبت، تشويق كند. صرف بيان چند كلمه محدود، به طرف مقابل كمك مي‏كند تا بداند كه شنونده، بدون قطع جريان صحبت يا وضعيت خلقي او، به او گوش مي‏دهد. تشويق‏هاي كوتاه كه بايد در ضمن گفت‏وگو و به تدريج بيان شوند، بيشتر در مراحل ابتدايي تعامل و براي تسريع گفت‏وگو، مورد استفاده قرار مي‏گيرند.


شايد پر كاربردي‏ترين تشويق كوتاه، همان «هوم - هوم كردن» باشد. كه بيان‏گر اين است كه «لطفاً ادامه بده؛ من دارم گوش مي‏دهم و حرف‏هايت را مي‏فهمم». پاسخ‏هاي كوتاه ديگري نظير «توضيح بده، مي‏فهمم، خب، بعد، بله واقعاً، ادامه بده و گوش مي‏دهم» نيز در تشويق گوينده نقش مهمي دارند.لازم به ذكر است كه تشويق‏هاي كوتاه، به معناي موافقت يا مخالفت با حرف‏هاي گوينده نيست؛ بلكه فقط به طرف مقابل اعلام مي‏كند كه بداند حرف‏هايش شنيده مي‏شود. هر گاه تشويق‏هاي كلامي از نظر عاطفي و هيجاني با پاسخ‏هاي ديگر هماهنگ شوند، گوينده را در فرآيند خوداكتشافي، ياري خواهند داد. اين فرآيند، به استمرار ارتباط كمك مي‏كند.


ـ سؤال‏هاي كوتاه و باز
سؤال كردن، بخش جدايي‏ناپذير از تعامل كلامي است و مي‏تواند در فرآيند گوش كردن به سخنان طرف مقابل، نقش پي‏گيري را داشته باشد؛ ولي بايد سؤال كوتاه و باز باشد و بيشتر به قصد تبيين ديدگاه و رفع نگراني‏هاي گوينده باشد و نه شنونده؛ در غير اين صورت، سؤال كردن، جريان ارتباط را متوقف مي‏سازد و انگيزه گوينده را براي استمرار ارتباط از بين مي‏برد؛ زيرا گاهي به خاطر طولاني بودن و گاهي به خاطر محدود و بسته بودن سؤال و عدم آمادگي رواني گوينده براي پاسخ به سؤال محدود و بسته، امكان ادامه تعامل كلامي از بين مي‏رود.


ـ سكوت توجه‏آميز
سكوت شنونده، به گوينده فرصت مي‏دهد تا در مورد آن چه مايل است بگويد، فكر كند و در نتيجه قادر باشد تا خود را به شكلي عميق‏تر، بررسي كند. سكوت، به فرد ديگر، فرصت مي‏دهد تا احساساتي را كه در درونش غليان مي‏كند، تجربه كند و اجازه مي‏دهد تا گوينده، به ميل خود حركت كند.
بدون ترديد، سكوت بيش از حد هم توصيه نمي‏شود؛ زيرا سكوتي كه زيادتر از حد لازم به كار رود، نه تنها نويدبخش نيست، بلكه نشانه عدم پاسخ به فرد نيازمند است.


▪ پاسخ‏هاي انعكاسي
هنر خوب شنيدن، شامل توانايي پاسخ انعكاسي است؛ يعني شنونده احساس و يا مفهوم چيزي را كه گوينده با او در ميان گذارده است، بيان مي‏كند و اين كار را به گونه‏اي انجام مي‏دهد كه نشان دهنده درك و فهم و پذيرش وي باشد.


پاسخ‏هاي انعكاسي، چهار امر زير را پوشش مي‏دهد:
۱) توضيح‏
توضيح، پاسخي خلاصه كوتاه به گوينده است كه اصل منظور او را از زبان شنونده بيان مي‏كند. يك توضيح خوب، بايد كوتاه و خلاصه باشد و فقط اصل پيام گوينده را منعكس كند و از جزئيات زائد كه مانع تداوم گفت‏وگو هستند، صرف نظر شود و بر اصل موضوع، متمركز باشد.
۲) انعكاس احساسات
منظور از انعكاس احساسات آن است كه هيجان‏ها و احساسات مطرح شده توسط گوينده، با جمله‏هايي كوتاه به خود او برگردانده شود. هنگامي كه گوينده در مورد مشكلي حرف مي‏زند، انعكاس احساسات به او كمك مي‏كند تا هيجان‏هاي خود را درك كرده، از اين طريق، به سمت حل مشكل گام بردارد.
۳) انعكاس معاني
انعكاس معنا، هنگامي كه با جمله‏اي كوتاه و مجزا بيان شود، بهترين شيوه انعكاسي است؛ يعني علاوه بر انعكاس احساسات توسط شنونده، بايد به انعكاس معاني و محتواي كلام و سخن گوينده نيز پرداخته شود و به معنا و منظور گوينده و مضمون سخنان او پاسخ داده شود و از اين طريق، گوش كردن شنونده، كارايي بيشتري پيدا خواهد كرد و به عبارت ديگر، هر گاه احساسات و حقايق، در پاسخ كوتاه به يكديگر پيوند بخورد، انعكاس معنا حاصل مي‏شود.
۴) انعكاس تلخيصي‏
انعكاس تلخيصي، تكرار مختصر و كوتاه موضوعات اصلي و احساساتي است كه گوينده در بخش طولاني از گفت‏وگو مطرح كرده است و در نتيجه، آن را مي‏توان توسط يكي از مهارت‏هاي مطرح شده، منعكس كرد. با كمك اين مهارت، مي‏توان برخي از صحبت‏هاي اخير را به يكديگر مرتبط ساخت و احساسات يا مسائل را از طريق بازگيري خلاصه آنها، به طور واضح‏تر و روشن‏تر بيان كرد. بدون شك اين نوع تلخيص، زماني سودمند است كه گوينده از نظر عاطفي، آمادگي رويارويي با تلخيص شونده را داشته باشد.بازگويي صحبت‏هاي اصلي گوينده، كمك مي‏كند تا بخش اول گفت‏وگو، به نتيجه برسد و براي بخش بعدي آن نيز جهت و مسير مشخصي فراهم شود.


تلخيص خوب، اغلب براي گوينده اين امكان را فراهم مي‏سازد تا وضعيت خود را به شكلي واضح‏تر درك كند و گوينده را قادر مي‏سازد تا به شكلي عميق‏تر و جهت‏دار و با پيوستگي بيشتر، صحبت كند. همچنين مي‏تواند رشته‏هاي از دست رفته يك گفت‏وگو را در نتيجه‏گيري نهايي خود، به يكديگر پيوند زند.
نويسنده:رابرت بولتون
منبع:ماهنامه پرسمان


خبرگزاري فارس


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

فوايد بالقوه قصه گويي


 ارتباط سريع و آسان: در حين قصه گويي، كليه ايده هاي
متفاوت، يكجا و بـصورت فـراگير از سوي قصه گو به مخاطب
انتـقال داده مي شود. در نتيـجه لازم نيــست شنونده براي
گرفتن مضمون كلي مطلب خود را به زحمت بيـندازد چـراكه
محتواي كلي داستان به يكباره انتقال پيدا مي كند.

 

ارتباط طبيعي: مي توان از داستان سرايي به عنوان زبان مادري تمام انسان ها ياد كرد. اين زبان ذاتي را همه ي كودكان از سن 2 سالگي به بعد ياد مي گيرند. البته ياد گيري زبان واقعي شايد تا سنين 8 سالگي به طول انجامد، اما به هر حال بايد اعتراف كرد آنقدر كه كودكان در استفاده از زبان مادري قصه گويي براي برقراري ارتباط با اطرافيانشان راحت هستند، در استفاده از زبان واقعي احساس راحتي نمي كنند.


ارتباط روشن واضح: با استفاده از اين مزيت قصه گويي كه به واسطه ي آن به راحتي مي توان با ديگران ارتباط برقرار كرد، كليه ي واژه ها در يك دامنه ي زماني و مكاني خاص قرار مي گيرند و گويي به آنها جاني دوباره بخشيده مي شود. تمام وقايع با در نظر گرفتن فاكتور زماني به وقوع مي پيوندند و لغات و كلمات پر معناتر از قبل جلوه ميكنند.


ارتباط صادقانه: از طريق داستان ها مي توان حقايق عميق و كلي را به ديگران انتقال داد. اين در حالي است كه در زبان واقعي كليه ي اجزا تكه تكه مي شوند.


ارتباط مشاركت آميز: در بحث هاي انتزاعي، ايده ها مانند موشك به طرف ما مي آيند، حجم زيادي از فضاي ذهني ما را اشغال مي كنند و به ناچار ما را وادار مي كنند كه براي انسجام بخشيدن به آنها يك چهارچوب ذهني كه از سوي فرد ديگري معين گرديده است را در زندگي خود به كار گيريم. تنها حق انتخابي هم كه برايمان ايجاد ميشود، قبول و يا رد آن چهارچوب خاص است؛ و با شرايط بله-خير و يا شايد بهتر باشد بگوييم برنده-بازنده روبرو مي شويم.


در مقابل  بايد گفت كه داستان به صورت منسجم در ذهن ما طبقه بندي مي شود و به ما اين امكان را مي دهد كه تا هر كجا كه خواستيم خودمان را با شخصيت هاي داستاني همراه سازيم و هر كجا كه خواستيم داستان را در ذهن خود تغيير داده و همانطور كه مي خواهيم ادامه دهيم.


ارتباط متقاعد كننده: زمانيكه فردي داستاني را مي شنود اين امكان وجود دارد كه در ذهن خود داستاني تقريباً شبيه به چيزي كه شنيده ايم را بپرورانيم. اين داستان جديد زاييده ذهن فرد است و فرد نوعي ديد همزادگرايي به آن پيدا مي كند بنابراين داستان جديد به مانند فرزند او در مي ايد و آنرا دوست مي دارد و براي رسيدن به آن سرسختانه مي جنگد.


ارتباط دقيق: پيش از پيشرفت تكنولوژي و روي كار آمدن ارتباط سريع جهاني بشر اطلاع چنداني در مورد اين مطلب كه دانش از كجا برخاسته در دست نداشت. زمانيكه ارتباط تنها محدود مي شد به ساكنان يك روستا يا شهر، افراد معمولاً اين تصور را پيدا مي كردند كه همه جا وضعيت زندگي تقريباً يكسان است. با پيشرفت تكنولوژي و انتقال جهاني اطلاعات انسان ها به اين نتيجه رسيدند كه يك چنين تصوري كاملاً اشتباه است. همين داستان سرايي هاي ابتدايي بود كه اجازه داد دانش رشد كرده و به شكوفايي دست پيدا كند. در حال حاضر هم به عنوان نوعي ابزار مناسب براي انتقال هر گونه اطلاعات به افراد به شمار مي رود.


ارتباط حسي: دانسته هاي ما خيلي بيشتر از آن است كه خودمان مي دانيم. نقش دانش ضمني از اهميت ويژه اي برخوردار است. با اين وجود شايد ندانيم چگونه ميتوانيم ارتباط برقرار كنيم؟ قصه گويي به اين سوال نيز پاسخ داده است. زمانيكه داستاني را از روي احساساتمان تعريف مي كنيم، مي توانيم خيلي بيش از آن چيزي كه به صورت صريح مي دانيم ارتباط برقرار كنيم. اين امر در ناخواگاه ما اتفاق مي افتد. بنابراين هر چند ما خيلي بيشتر از آن چيزي كه ابراز مي كنيم، مي دانيم با قصه گويي مي توانيم بيشتر از آن چيزي كه مي دانيم خودمان را ابزار كنيم.


ارتباط سرگرم كننده: روابط دنياي واقعي خشك و خسته كننده هستند چراكه همه چيز در انحصار اشيا اسيت. ما به عنوان موجود زنده بيشتر جذب چيزهاي زنده مي شويم و زماني مي رسد كه ارتباط با اجسام ساكن و بي جان ما را خسته مي كند. قصه گويي شادابي و طراوت را به زندگي ما باز مي گرداند و ما را سرگرم مي كند.


ارتباط موثر: اين فاكتور سبب مي شود ما از خود واكنش نشان دهيم و دست بكار شويم. قصه گويي نه تنها شكاف ميان "دانستن" و "اقدام نمودن" را از ميان بر ميدارد، بلكه به شنونده كمك مي كند كه خودش نيز در خلق ايده ي جديدي همكاري كند. در فرايند همكاري براي ايجاد ايده ي جديد، شنونده به گونه اي وارد مرحله ي اجرا ميشود كه گويي ميان ايده و عمل هيچ گونه شكافي وجود نداشته.


ارتباط احساسي: با در نظر گرفتن تمام صحبت هايي كه در مورد هوش هيجاني (هوش احساسي) به ميان آمده است بايد گفت كه صحبت كردن عيني و غير ملموس در مورد احسسات كار درستي به شمار نمي رود. قصه گويي صرفاً احساسات را به زيبايي و به شيوه اي قابل قبول به طرف مقابل انتقال مي دهد.


ارتباط متقابل: بر خلاف مباحث انتزاعي، قصه گويي بطور ذاتي جنبه ي تعامل و ارتباط متقابل را در بردارد. داستان سرا طراوت داستان را به سوي مخاطبان مي پاشد و شنونده در خلق يك اثر ذهني جديد همكاري مي كند.


http://www.mardoman.net/?sn=articles&pt=full&id=1528


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۵ - تمرين مخاطب مداري و اجراي روش هاي جذب مخاطبان

۹

هفت راه براي جذب مخاطب

همه ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني كردن مي شويم. مصاحبه اي براي كار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شركت محل كارتان است؟ بله همه ي اين ها سخنراني هاي بسيار مهمي هستند و مي توانند آينده ي شما را رقم بزنند.پس نگذاريد كه اين فرصت ها از دست بروند بدون اينكه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.

در اينجا به نكاتي اشاره مي كنيم كه هنگام سخنراني كردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.


۱- شنوندگان را هم درگير كنيد


شنوندگان هم دوست دارند كه وارد ماجرا شوند، نه اينكه فقط گوش كنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. 30تا90دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب كنيد. مي توانيد همان تكنيك قديمي شروع كردن سخنراني با يك جوك را به كار گيريد. اما...شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.

اشتباه نكنيد...مطمئناً دادن يك جنبه ي شوخي به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگراين جنبه را به صورت كلي وارد سخنراني كنيد با اينكه سخنراني را با فقط يك شوخي شروع كنيدبسيار متفاوت است. پس بهتر است كه آن را با يك سوال آغاز كنيد. اين تكنيك بسيار جواب مي دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي كند. تكنيك ديگري كه گه گاه توسط بعضي سخنرانان به كار گرفته مي شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.


۲- سرزنده و با روح باشيد


روي چيزي كه مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. كسي توقع ندارد كه مثل يك گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم كننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نكته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت كردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سكوت كنيد.


۳- صدايي تاثيرگذار داشته باشيد


روي چيزي كه مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. كسي توقع ندارد كه مثل يك گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم كننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نكته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت كردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سكوت كنيد.


۴- از كارهايي كه باعث پرت كردن حواس شنوندگان مي شود دوري كنيد.


هيچ چيز به اندازه ي اين كار نمي تواند يك سخنراني را خراب كند. چند وقت پيش مديري را ديدم كه سخنراني اش را فقط به خاطر اينكه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي كرد از دست داد. بعد از سخنراني كسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي گفتند كه چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است.كنار گذاشتن اين عادت ها كار سختي نيست. گه گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري كنيد و بعد آنرا مرور كرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را كنار بگذاريد.

۵- لباس مناسب بپوشيد


روزي با يكي از مدير عاملان صحبت مي كردم كه مي گفت اولين چيزي كه در برخورد با يك فرد به آن توجه مي كند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد كه حداقل يك پله از حضار بالاتر باشيد. متوجه باشيد كه كفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يك سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت كنيد.


۶- حرف هاي تازه بزنيد


از تكرار كردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز كنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي كنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز كنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است كه در موردش صحبت كنيد. حرف ها و مطالب تكراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد كرد. حرف هاي جديد برعكس آنها را راغب به گوش كردن و توجه بيشتر مي كند.


۷- تمرين داشته باشيد


چندين مرتبه تمرين كردن سخنرانيتان مي تواند باعث موفقيتتان شود. چون معمولاً رقبايتان اين كار را نخواهند كرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي گذارند. يك سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي كند كه چطور سخنراني خود را شروع كند و چطور به پايان برساند. مي دانند كه چه موقع بين حضار راه بروند و دست روي شانه ي چه كسي بگذارند. مي دانند كه چه زماني سكوت كرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي دانند كه به كجا نگاه كنند.با تمرين كردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهيد داد
 
http://www.sharagim.blogfa.com/post-65.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

اثر مذاكره بر زندگي جاري

  يك مذاكره بد كه از قواعد مذاكرات حرفه‌اي و اصولي پيروي نمي‌كند، گاهي تاثيرات جبران‌ناپذيري روي زندگي شخصي يا در سطح‌هاي كلان‌تر در حد ملي يا تاريخي دارد. شايد هر كس در زندگي خود مثال‌هايي را داشته باشد كه از گفته‌شدن كلامي كه نمي‌بايست مي‌گفت، كماكان پشيمان باشد يا هنوز از اينكه مي‌‌بايست چيزي را مي‌گفت، ولي نگفته است، متضرر و نادم باشد.

در سطح ملي و تاريخي نيز مذاكرات اصولي يا غيراصولي گاه آثار غيرقابل تغييري بارآورد است. تاريخ گذشته صدساله ايران، خود مملو از اينگونه تجارب است كه هركس به فراخور اطلاعات تاريخي خود مي‌تواند از آنها مثال‌هايي بياورد.

مذاكره از يك منظر به دو دسته مذاكره بد (غيراصولي و غيرحرفه‌اي) و مذاكره خوب (اصولي و حرفه‌اي) تقسيم مي‌شود كه هر كدام بخش‌بندي‌هاي خود را دارا هستند. در اين مقوله ابتدا از مذاكره بد شروع مي‌كنيم. شايد اين سوال پيش بيايد كه چرا ابتدا از مذاكره بد شروع خواهيم كرد؟ در پاسخ مي‌توان گفت شروع اين بحث از مذاكره بد به جهت آموزش آن به مذاكره‌كنندگان نيست، ولي اگر بتوان مصاديق يك مذاكره بد را به خوبي نمايان ساخت، اصولا تشريح مذاكرات خوب با راحتي بيشتري انجام خواهد پذيرفت. مذاكرات بد را به سه دسته مذاكرات مبتني بر موضع‌گيري، مذاكرات سخت و مذاكرات نرم تقسيم مي‌كنند.

مذاكره مبتني بر موضع‌گيري: در اين نوع مذاكره، مذاكره‌كننده از قبل مواضع مذاكراتي خود را مشخص مي‌كند و براي خود خط قرمزهايي را ترسيم مي‌كند. بنابراين تمامي هدف مذاكره صرف اين خواهد شد كه فرد مذاكره‌كننده منحصرا به مواضع خود و نه لزوما به هدف‌هاي خود دست يابد. از آنجا كه بعضا برآورده كردن خواسته يا نياز طرفين راه‌هاي متعددي مي‌تواند داشته باشد، در مذاكره مبتني بر موضع‌گيري، تعصب و اصرار به راه موردنظر، از خود موضع‌ مذاكره مهم‌تر خواهد شد. چه بسا در بسياري از مذاكرات، اصرار فراوان روي موضع، فرآيند مذاكره را منحرف كند و به اين طريق اشتياق به حواشي، بيشتر نمود پيدا خواهد كرد. در اين گونه موارد معمولا مي‌گويند موضوع مذاكره گم شده است. در مذاكرات مبتني بر موضع‌گيري به دليل اصرار طرفين به حل مساله از طريق روشي كه فقط خودشان آن را مي‌پسندند، بعضا اتفاق بسيار ناگواري بروز مي‌كند و آن درگير شدن شخصيت مذاكره‌كننده با موضع مذاكره است.در اين گونه موارد، فرد مذاكره‌كننده فكر مي‌كند اگر از موضع خودش عقب‌نشيني كند، به اين معني است كه شخصيت خودش را از دست داده يا فردي شكست خورده محسوب خواهد شد. از اين رو، براي جلوگيري از بروز اين احساس، يا بر اصرار خود مي‌افزايد كه در اينگونه موارد احتمال توافقات نامعقول را افزايش مي‌دهد، يا در نهايت شكست مي‌خورد كه اين امر نيز موجب بروز احساس سرشكستگي خواهد شد و احساس انتقام و تلافي را در فرد افزايش مي‌دهد. براي جلوگيري از بروز مذاكره مبتني بر موضع‌گيري از اصل دوم مذاكرات حرفه‌اي استفاده مي‌شود كه در هنگام تشريح آن اصل، به تفصيل مورد بررسي قرار مي‌گيرد. مذاكرات مبتني بر موضع‌گيري علاوه بر احتمال بروز توافقات غيرمعقول يا دلشكستگي‌هاي فردي، موجب قفل‌شدن مذاكرات مي‌شود. همه ما به عنوان مذاكره‌كننده مي‌دانيم كه قفل كردن مذاكره چندان كار پيچيده‌اي نيست و هر كسي به راحتي مي‌تواند آن را انجام دهد.يكي ديگر از مضرات مذاكرات مبتني بر موضع‌گيري، به خطر افتادن روابط جاري و انساني طرفين است. به همين دليل، طرفين پس از برگزاري يك مذاكره سخت و غيردلچسب، علاقه‌مندي و تمايل ذهني خود را به ادامه مذاكره و برقراري روابط درازمدت از دست مي‌دهند؛ بنابراين احتمال برقراري روابط در آينده نيز به مخاطره مي‌افتد. در مذاكرات مبتني بر موضع‌گيري، اگر دو طرف در موضع قدرت باشند، مذاكره به بن‌بست خواهد رسيد؛ ولي اگر يكي از طرفين از موضع قدرت و برتري پايين‌تري برخوردار باشد؛ چون علاقه‌‌مند به پايان مذاكرات است، مجبور است امتياز بيشتري بپردازد. در اين نوع مذاكره، طرفي مجبور است امتياز بدهد كه بايد مذاكره را به انتها برساند.اين روش مذاكره‌اي، با روش برد- باخت يا باخت - برد از استراتژي‌هاي فروش مطابقت دارد، به همين لحاظ مورد تاييد مذاكره‌كنندگان حرفه‌اي نيست.
مذاكره‌اي سخت: در اين نوع مذاكره، يك طرف مذاكره به دليل دارا بودن ارجحيت رقابتي نسبت به طرف يا رقباي خود به دليل داشتن يك يا چند تا از ابزارهاي قدرت، به‌صورت آمرانه و يك‌جانبه مذاكره مي‌كند و در اين حالت طرف مقابل خود را بر سر دو راهي قبول يا رد پيشنهاد خود قرار مي‌دهد. در اين نوع مذاكره، يك طرف تبديل مي‌شود به امتياز گيرنده همگاني و طرف ديگر نيز به يك امتيازدهنده همگاني تمام عيار تبديل مي‌شود. در اين سبك از مذاكره، طرف واجد قدرت تا زماني كه ارجحيت يا برتري خود را دارد، به‌‌طور يك طرفه به امتيازگيري خود ادامه مي‌دهد. به مرور زمان اگر طرف ضعيف‌تر بتواند اين ارجحيت‌ها يا قدرت را در خود ايجاد كند، مي‌تواند در مقابل وي قد علم كند و در بسياري مواقع اين قد علم كردن به انتقام‌كشي‌هاي سختي از طرف قوي‌تر منجر مي‌شود كه در بحث تجارت با ايجاد رقيب براي وي همراه مي‌شود؛ بدين رو با توجه به اينكه اين مذاكره نيز از مصاديق ايجاد رابطه برد- بردنيست، مورد تاييد مذاكره‌كنندگان حرفه‌اي نيست. در اين مذاكره چون يكي از طرفين از نوعي قدرت يا انحصار در ماهيت خود برخوردار است، هدفش گرفتن حداكثر امتياز است و ممكن است حتي از ابزارهاي تهديد و خشونت نيز در راستاي گرفتن حداكثر امتياز استفاده كند. بنابراين توافقات انجام شده به هيچ وجه انساني و منطقي نخواهد بود. نحوه برخورد با اين نوع مذاكرات اين است كه فرد ضعيف‌تر قبل از مذاكره، ابزارهاي قدرت و ارجحيت را در خود ايجاد كند؛ به عبارت ديگر، موضع خود را در قبال مذاكره‌كننده روبه بهبود بخشد. اگر مذاكره‌كننده‌اي در حال حاضر در وضعيت ضعيف به سر مي‌برد، بديهي است در شرايط مذاكره مجبور به دادن امتياز اضافي است. در چنين شرايطي بايد دانست كه هيچ‌وقت فرصت مذاكره به پايان نمي‌رسد؛ بنابراين پس از آن دوران بايستي به ترميم وضعيت خود، بالا بردن قدرت خود، از بين بردن نقاط يا شرايط ضعف و آماده شدن براي يك دوره مذاكره ديگر با شرايط جديد همت گمارد.

مذاكره نرم: در اين نوع مذاكره، مذاكره‌كننده نرم به دليل كمبود تجربه يا عدم اعتماد به نفس كافي، فقط به دنبال رسيدن به توافق است نه دستيابي به منافع طرفين. جمله‌اي كه اغلب از سوي اين افراد عنوان مي‌شود اين است: «سري كه درد نمي‌كند، دستمال نبند» يا در بسياري از مذاكرات به دليل عدم توانايي و مقابله با موضوع مذاكره، به دنبال زودتر به پايان رساندن مذاكره و تنظيم صورت جلسه نهايي هستند. اين افراد به منظور جلوگيري از رويارويي، فقط به دنبال سازش هستند. بنابراين امتيازات فراواني را از دست مي‌دهند و بسياري مواقع براي ايجاد حاشيه‌اي امنيتي پيرامون خود، اطلاعات غيرضروري را نيز براي طرف مقابل افشا مي‌كنند و به همين دليل موجب دادن امتيازات فراوان، و ضرر و زيان‌هاي زيادي مي‌شوند.

منبع: mmicinternational.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مهار اضطراب در جمع  !

اضطراب يك حالت طبيعي است كه هرگاه تحت تنش قرار گيريم، بروز مي كند. طرح مطالب در برابر جمع معمولاً باعث بروز تنش مي شود. هنگامي كه چنين اتفاقي مي افتد، تغييرات روان شناختي در فرد صورت مي گيرد كه ممكن است باعث بروز عوارضي مانند دلپيچه، تعرق، لرزش دستها و پاها و تنفس تند با بالا رفتن ضربان قلب شود.

نگران نباشيد! اگر پيش از ارائه مطلب يا در حين آن، دچار هر يك از اين عوارض مي شويد، عادي است. اگر هيچ يك از اين علائم در شما بروز نمي كند استثنايي هستيد. براي مهار اين اضطراب كافي است كه انرژي اضافه خود را به كار گيريد. اگر ياد بگيريد كه اين انرژي را چگونه به كارببريد، مي توانيد از آن به عنوان محركي براي بيان پرشور و تكاپوي مطالب در برابر جمع استفاده كنيد.

روش هاي رفع اضطراب:

1- سازماندهي: «فقدان سازماني» يكي از علل اصلي اضطراب است. آگاهي از اينكه افكارتان به خوبي سازماندهي شده اند، اعتماد به نفس بيشتري در شما به وجود مي آورد و از اين امكان ميتوان در جهت بيان بهتر مطالب استفاده كرد.

2- تجسم: تصور كنيد كه وارد اتاقي مي شويد، خودتان را معرفي مي كنيد، مطالب را با شور و اشتياق بيان مي كنيد، با اعتماد به نفس از پس سوالاتي كه از شما مي پرسند برمي آييد و با علم به اينكه كار خود را به خوبي انجام داده ايد، از اتاق خارج مي شويد. اين مراحل را با تمام جزييات و شرايط خاص در ذهنتان بازسازي كنيد. اين كار شما را ياري خواهد كرد كه بر روي آنچه لازم است براي موفقيت انجام دهيد، تمركز كنيد.

3- تمرين: بسياري از سخنوران، بيان مطالب را به طور ذهني يا فقط با لب هاي خود تمرين مي كنند به جاي اين كار بايد به حالت ايستاده، گويي كه شنوندگاني در مقابل شما قرار دارند، تمرين كنيد و وسايل بصري را در صورت وجود به كار گيريد. توصيه مي شود حداقل دوبار تمرين بيان مطالب انجام شود. اگر مقدور باشد، از شخص ديگري بخواهيد كه اجراي تمرين شما را ارزيابي كند و يا آن را به صورت ويدئويي ضبط كنيد. با ملاحظه نوار ويدئويي يا شنيدن نظرهاي ارزيابي شده تغييراتي را كه گمان مي كنيد لازم است، اعمال كنيد.

4- نفس عميق: هنگامي كه عضلات شما سفت مي شود، احساس اضطراب مي كنيد. ممكن است به اندازه كافي تنفس عميق نداشته باشيد، بنابراين، اولين كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه صاف و آرام بنشينيد و چند بار نفس عميق بكشيد.

5- آرامش: به جاي فكر كردن درباره فشار عصبي، به آرامش فكر كنيد. همان طور كه نفس خود را فرو مي بريد، به خود بگوييد: «من» و با بيرون راندن تنفس بگوييد: «آرام هستم» سعي كنيد ذهن خود را از هر چيز به جز «من آرام هستم» پاك كنيد و اين تمرين را به مدت چند دقيقه ادامه دهيد.

6- آزاد كردن فشارهاي عصبي: با افزايش فشارهاي عصبي پاها جمع شود. اين انرژي حبس شده ممكن است لرزش دست ها و پاها را باعث شود. قبل از بلند شدن، براي بيان مطلب، بهتر است سعي كنيد مقداري از اين فشار عصبي محبوس را آزاد كنيد.

از انگشتان پا و عضلات ساق پا شروع كنيد و سپس عضلات خود را در همه جاي بدن منقبض كنيد و در نهايت، دستهاي خود را مشت كرده و بلافاصله اين فشارها را آزاد كنيد و نفس عميقي بكشيد. اين تمرين ها را آن قدر تكرار كنيد تا مطمئن شويد فشار عصبي شما از بين رفته است. به ياد داشته باشيد كه اين تمرين را به آرامي انجام دهيد تا هيچكس متوجه نشود كه شما در حال تمدد اعصاب هستيد

7- حركت كنيد: سخنراناني كه در يك نقطه مي ايستند و هيچ حركتي نمي كنند، دچار فشار عصبي مي شوند. پس براي آرامش يافتن بايد فشارهاي عصبي را آزاد سازيد. اگر متوجه شديد كه هنگام سخنراني دستها دريك وضعيت ثابت، قفل شدهه اند، آن را آزاد سازيد. به طوري كه به همان صورتي در آيند كه هنگام يك گفت وگوي دو نفره قرار مي گيرند. حركت بالاتنه مهم است، اما حركت با پاها نيز مي تواند فشارهاي عصبي را آزاد كند. چند قدم به طرفين و يا به سمت حضار برداريد. هنگام سخنراني از پشت تريبون مي توانيد براي تاكيد برخي مطالب در اطراف آن حركت كنيد، اين حركت به آزادسازي فشارهاي عصبي كمك خواهد كرد و باعث جلب توجه به مطالب مي شود. در صورتي كه نتوانيد به اطراف تريبون حركت كنيد، هرازگاهي برداشتن نيم قدمي به يك طرف مي تواند باعث كاهش تنش گردد.

8- نگاه كردن به حاضران: سعي كنيد برنامه بيان مطلب خود را در جمع به صورت يك گفت وگوي عادي دو نفره در آوريد. هنگام سخنراني به افراد نگاه كنيد و با تك تك حاضران به صورت انفرادي برخورد كنيد نگاه كردن به حضار، شما را در آرامش يافتن ياري مي كند، زيرا كمتر احساس جدايي و دوري از حاضران خواهيد كرد و در مقابل توجه آنان نسبت به خود، عكس العمل نشان خواهيد داد.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

۱۱-   راهها و اشكال گفتن مطالب:

بهترين سخنران كسي هست كه مردم با گوشهايشان حرفهاي او را ببينند.

-   سخنراني از حفظ : در اين شيوه تمام متن سخنراني كلمه به كلمه حفظ مي شود تا هنگام سخنراني بازگو گردد. اين شيوه بهتراست براي سخنرانيهاي كوتاه وكمتر از 6يا7 دقيقه استفاده شود. در اين روش مشكلاتي مثل فراموشي متن،يكنواختي درارايه مطالب و بسياري ايرادات ديگر پيش آيد. در اين مورد ابتدا بايد كلمات كليدي را بخاطر داشته باشيد وچند روز قبل از سخنراني شروع به حفظ كردن نموده وسعي نماييد كه حالت مصنوعي و رباتيك نداشته باشد واز حركات بدن يا بلند وآرام گفتن بهره ببريد . 

-   سخنراني في البداهه: در اين نوع سخنراني ،هيچ برنامه ريزي قبلي وجود ندارد و حتي سخنران ازموضوع سخنراني نيزهمانجا مطلع مي شود. البته سخنران زماني به سخنراني دعوت مي شود كه تجربه و اطلاعات قبلي در اين موضوع را دارد.دراينگونه سخنرانيها بايد موضوع را تعيين نموده،پرورانده ونتيجه گيري شود.

-   سخنراني سرگرم كننده: در اينگونه سخنراني هيچ برنامه ريزي ويژه اي نيست و سخنران تلاش دارد كه بدون داشتن الگوي سخنراني، فقط با گفتن حرفهاي خنده دار، لطيفه، جوك و غيره مردم را سرگرم نمايد. در اين شيوه بايد سعي كرد كه هنگام گفتن يك نظمي ايجاد نمود كه سخنان تكراري نگردند و مورد رنجش فرد يا گروهي نشود.در اين شكل سخنراني بايدسعي كنيد از كمدين يا بازگر و يا سخنران خاصي تقليد نكنيد و در واقع با خصوصيات خودتان كار را انجام دهيد.

-   سخنراني غير رسمي: اين سخنراني با هدف قبلي بوده و برنامه ريزي شده است . با توجه به اينكه سخنران با موضوع كاملا آشناست كمتر به نوشته توجه مي كند وجلسه بسيار طبيعي بوده از ساير اشكال سخنراني موثرتر است. در اين روش بعضي قسمتها از حفظ خوانده مي شود و ادامه آن بصورت زنده و خود به خود ادامه مي يابد. بسياري از سخنرانان اين شيوه را بيشتر مي پسندند.

-   سخنراني تلفيقي: اين نوع سخنراني تركيبي از اشكال مختلف ارايه مطلب هست كه با توجه به شرايط جلسه ، موضوع سخنراني وهمچنين علاقه و توان سخنران شكل مي گيرد. 

۱۲-   تمرين و آمادگي  براي سخنراني:

نود در صد هر كاري تمرين است.

چنانچه مبتدي هستيد،براي آماده شدن جهت سخنراني بايد تمرين كافي داشته باشيد. البته افراد ماهر هم به تمرين نياز دارند  ولي تمرين براي افراد تازه كار بسي كه باشد، مي تواند جلوتر رفته و از حال حاضر بهتر شود.مطمئن باشيد كه آماده سازي شرط موفقيت هر سخنراني هست پس حتما با هر تواني كه هستيد خود را براي سخنراني پيش رو آماده سازيد. نگذاريد زحمات شما با يك اعتماد به نفس مغرورانه و تكبر بي مورد يكباره از بين برود.

 

۲۰-   خدا حافظي و ترك جايگاه سخنراني

زمانيكه سخنراني به پايان رسيد بايد جايگاه را ترك كرده و به جاي اول خود برگرديد. موقع برگشتن توجه كنيد كه مشكلي پيش نياوريد. دقت كنيد كه مسير رفتن به صندلي خود را گم نكنيد وبه جاي ديگري نرفته و يا به اشتباه در جاي كسي ديگر ننشينيد. موقع حركت، به موانع ، پله هاي احتمالي و يا سيمهاي كف سالن توجه كنيد تا خرابكاري بوجود نيايد. پس ازمستقر شدن در جاي خود منتظر بمانيد تا جلسه به پايان برسد.

http://behtaran.blogfa.com/post/7


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

 1-   از بين بردن بهانه هاي صحبت نكردن در جمع:

90 درصد شكستها نصيب كساني مي شود كه عادت به بهانه آوردن دارند.

هميشه براي حضوردرجمع و سخنراني بهانه هايي است كه بايد به شيوه درست و عملي با آنها مقابله و مبارزه كرد. بعضي از اين بهانه ها اين موارد هستند.

-         تا به حال در جمع صحبت نكرده ام.

-         نمي دانم در مورد چه چيزي صحبت كنم.

-         آيا به حرف من گوش خواهند داد.

-         مطالب سخنراني را از كجا تهيه كنم.

-         شايد در جمع افراد مهم و صاحب مقام نشسته باشند.

-         اگر سوالاتي كردند چگونه پاسخ بدهم.

-         ممكن است وسط سخنراني گير كنم و آبرويم برود.

-         وقتي ديگران هستند چرا من صحبت كنم.

بسياري موارد ديگر كه بهانه ها وموانع سخنراني هستند وبايد آنها را برطرف كرد. همه اين بهانه ها ناشي ازاين است كه با اصول سخنراني آشنا نيستيد و در اين مبحث قصد ارايه اصول سخنراني وبر طرف كردن موانع را داريم.

2-   مزاياي آشنايي با دانش و هنر سخنراني:

بزرگترين پاداش انجام يك كار سخت ، تحولي هست كه در شما ايجاد مي شود.

الف) دستيابي به آرزوها: يكي ازآرزوهاي هر فرد در مسير موفقيت اين است كه بتواند بطورموثرو الهام بخش سخنراني كند. سخنراني خوب باعث ترقي و رونق شغلي، پيشرفت اجتماعي وموفقيت در زندگي شده و موجب رسيدن به آرزوها مي گردد.

ب) انگيزه پيدا كردن: با دانستن مزاياي سخنراني ، انگيزه پيدا مي كنيد كه صحبت كنيد و به اين ترتيب حرفها ، عقايد و نظرات خود را بگوييد و اين كار موجب مي شود كارايي فكري ، شغلي و اجتماعي خود را افزايش دهيد.

ج)افزايش قابليتهاي فردي: وقتي تلاش مي كنيد قابليت سخنراني خود را افزايش دهيد آنگاه كيفيت زندگي شما بهتر مي شود و برخي عادتها و تفكرات شما به شكل صحيح تغيير پيدا مي كند. اطلاعات شما بيشتر شده ودامنه لغات شما گسترش مي يابد. توانايي يادگيري وگوش كردن شما بالا رفته و به اطراف خود بيشتر توجه مي كنيد.قدرت خلاقيت و نتيجه گيري و همچنين توان مقابله منطقي با انتقادات را پيدا مي كنيد ازآن گذشته به فردي جذاب و مورد احترام  تبديل مي شويد.

3-   ترس از صحبت در جمع ومقابله با آن:

هيچ چيز در زندگي ترسناك نيست ؛ علت ترس عدم شناخت مي باشد.

وحشت از حضور و سخنراني فقط يك ترس بيهوده و بي دليل است و ترس از ويرانگرترين احساسات بشر است.هيچ عاملي به اندازه ترس زيان آور نيست. در اين مورد فقط بايد غلبه كردن بر ترس را ياد بگيريد و براي اين كار بايد با آن روبه رو شويد . كنترل ترس و محكم و قاطع ايستادن در مقابل آن بهترين روش مقابله با ترس است.دليلي ندارد شما از كساني كه در مقابل شما هستند بترسيد و فقط اين را بايد درك كنيد كه آنها هم مثل شما هستند با اين تفاوت كه شما مي توانيد سخنراني كنيد ولي شايد اكثر آنان هنوز صحبت كردن را به خوبي بلد نباشند.

ترس مثبت و ترس منفي: به خاطر ترس متوقف نشويد . ترس مي تواند مثبت يا منفي باشد. ترس منفي باعث سستي و توقف شما مي گردد ولي ترس مثبت باعث مي شود كه براي رهايي از همان ترس راه حلي پيدا كنيد.در مورد ترس نبايد به كسي حرفي بزنيد زيرا باعث بي اعتمادي و ضعف بيشتر شما مي گردد.

4-   اقدامات اوليه براي شروع سخنراني:

طولاني ترين سفرها با قدم اول آغاز مي شود.

اگر تا به حال سخنراني نكرده ايد بهتر است كه شروع كنيد .در اين مورد از فرصتهاي لازم استفاده كنيد و به تقويت سخنراني خود بپردازيد.

فرصت يادگيري: براي تسلط و آشنايي كتابهاي مختلفي هست كه بايد مطالعه كنيد.از فرصتهاي يادگيري بهره ببريد. در آموزشهاي و دوره هاي مختلفي كه در آموزشگاهها، انجمن ها و كلاسهاي متعدد برگزار مي شود ثبت نام نماييد. نوارهاي آموزشي مربوط به آموزش سخنراني را تهيه كرده و گوش دهيد.

فرصت سخنراني: اين فرصت ممكن است در محيط كار،جلسات دوستانه ، مهمانيهاي خانوادگي ،گروههاي ورزشي و اجتماعي، انجمنها وسازمانهاي مختلف وجود داشته باشد يا اينكه شما بتوانيد اين فرصت را خودتان بوجود بياوريد آنگاه بايد بهترين استفاده را نموده و صحبت خود را آغاز نماييد.

هيچگاه نبايد ازسخنراني ترسيد زيرا شما بارها به سخنراني ديگران گوش داده ايد و متوجه شده ايد كه هيچ اتفاقي رخ نمي دهد. كسي بي توجهي نكرده و مسخره نمي كند. اگر با آمادگي رواني كامل به سخنراني بپردازيد يقينا ديگران از آن لذت برده و گوش خواهند داد.

5-   پاسخگويي به دعوت جهت سخنراني:

دعوت به سخنراني يك افتخار بزرگ است كه فقط شامل حال عده اندكي مي شود.

اگر براي صحبت كردن دعوت شديد و دانستيد كه فرصت و آمادگي كافي داريد بايد با كمال ميل قبول كنيد و آنرا انجام دهيد. براي هر دقيقه سخنراني حدود يك ساعت زمان جهت آمادگي لازم است.اگر زمان كافي براي آماده شدن داريد دليلي براي رد دعوت نخواهد بود. اين را بدانيد كه اگر شما چند بار دعوت ديگران را رد كنيد ديگراز شما جهت سخنراني دعوت نخواهد شد زيرا چنين تصوري در ذهن ديگران ايجاد مي كنيد كه اگر شما را دعوت كنند رد خواهد شد وكسي دوست نارد كه حرفش بي ارزش شده و رد شود.

6-   مشخص نمودن موضوع ومورد سخنراني:

چرا بايد بدون اينكه حرفي براي گفتن داشته باشيم ،شروع به صحبت كنيم؟

زمانيكه شروع به سخنراني مي كنيد بايد ملاحظه همه را بكنيد.يعني هم خودتان و هم شنوندگان. درزمان سخنراني بايد مطلبي را بگوييد كه مورد توجه شماست و اطلاعات كافي در مورد آن داريد.از گفتن و عنوان كردن مطالبي كه با عقايد و علاقه هاي شما منافات دارد خود داري كنيد.

قبل از سخنراني بايد از علاقه و تمايل شنوندگان آگاه باشيد و بدانيد كه منظوراز جلسه و سخنراني چيست و شنوندگان براي شنيدن چه صحبتهايي جمع شده اند و دوست دارند چه مطالبي را بشنوند.از گفتن حرفهاي كه باعث رنجش و نگراني حضار يا گروه خاصي خواهد شد بپرهيزيد.به سوالاتي كه وجود ندارد يا كسي نمي پرسد پاسخ ندهيد . به مطلبي اشاره كنيد كه زمان كافي براي ارايه آن وجود دارد. بيهوده ازموضوع سخنراني دور نشده و جلسه را به يك جلسه خسته كننده و جنجالي سوق ندهيد.

7-   جمع آوري مطالب براي ارايه در صحبتها:

اثر كم رنگ ترين نوشته ها از قويترين حافظه ها بيشتر است.

هيچگاه ازيادگيري دست نكشيد. ياد گيري از قبل از سخنراني شروع شده و بعد ازآن نيزادامه پيدا مي كند.سعي كنيد بهترگوش دادن و يادداشت كردن را ياد بگيريد زيرا عامل مهمي براي يادگيري وجمع آوري مطالب است.

هر گاه نكته مهم و با ارزشي شنيديد به دقت گوش دهيد.فرصت گوش دادن و يادداشت كردن را از دست ندهيد. اين فرصتها به اشكال مختلف پيش مي آيد. مثل برنامه هاي تلويزيوني، سخنان اتفاقي افراد ديگر، سخنرانيهاي مختلف، سخنان بچه هاي كوچك و غيره

فكر نكنيد همه چيز ارزش شنيدن دارد . وقت خود را در اختيار افراد پر حرف قرار ندهيد.بزرگي گفته است كه " فقط افراد بي مغز به سخنان افراد بي مغز گوش مي دهند".

خواننده بهتري باشيد زيرا يكي از منابع مهم در سخنراني كتابها هستند كه با دقت نوشته شده اند. تند خواني را ياد بگيريد.مطالب جديد را مطالعه كنيد و از زمان عقب نمانيد.در كتابخانه ها عضو شويد وفرصت مطالعه سايتهاي خوب، روزنامه ها،دايره المعارفها،لغتنامه هاتقويم ها و سررسيدها و غيره را از دست ندهيد.

8-   چينش و قراردادن مناسب مطالب در كنار هم:

برنامه ريزي هوشمندانه اولين قدم براي موفقيت است.

سخن گفتن مثل نوشتن نيست.شما بايد تفاوت نوشتن با گفتن و تفاوت گوش دادن با خواندن را بدانيد. دانستن اين تفاوتها درچگونگي  قرار دادن مطالب در كنار هم كمك زيادي خواهد كرد.نوشته ها دايمي بوده ودر آن مي توان به عقب برگشت وخواننده فقط بوسيله چشم با او در ارتباط هستند اما در سخن گفتن ،موقع برگشت دقيقا نمي توان سخن قبلي را گفت و همچنين سخنران از طريق چشم وگوش با حضار در ارتباط است.به همين دليل كلمات بايد تخصصي باشند، جسته و گريخته نباشند، توضيحي و توصيفي باشند،سادگي و ريتم مناسب داشته باشند، با صداي جذاب بيان گردند و كاملا صريح و روشن باشند.سخنراني شامل سه بخش است؛بخش اول يا بخش آغازين، بخش دوم يا بخش اصلي، بخش سوم يا بخش پاياني

   در بخش آغازين سخنراني موارد زير را در نظر داشته باشيد:

-   هنگام شروع اگر اولين بار است كه شنوندگان روبرو مي شويد مي توانيد تاثيرمثبت و هميشگي در ذهن آنها بگذاريد.

-         قدرداني خود را از دعوت كننده و مسئول جلسه ابراز كنيد.

-   ممكن است پيش از دعوت به جايگاه كمي تعريف زيادي از شما كرده باشند، سعي نكنيد كه تعريفها را نفي كنيد زيرا در اين صورت به خودتان ضربه مي زنيد.

-   براي نفوذ بيشتر بهتر است كمي از علاقه منديهاي حضار حرف بزنيد و يا بصورت كنترل شده ودر حد معقول شوخي كنيد.

-   شنوندگان شما را ارزيابي مي كنند. سعي كنيد يك ارتباط واقعي و صميمانه برقرار كنيد مورد تاييد قرار بگيريد.

-   سرفصل صحبتهاي خود را اعلام كنيد.اگرمجري جلسه آنها را اعلام كرده باشد ديگر نياز نيست تكرار كنيد.

بخش اصلي مي تواند اهداف مختلفي را در پي داشته باشد.

-         هدف ترغيبي: سخنران قصد دارد شنوندگان را براي انجام كاري ترغيب نمايد.

-   هدف اطلاع رساني: سخنران قصد دارد اطلاعاتي را در مورد مشخصي به شنوندگان برساند و آنها را آگاه سازد.

-         هدف تشويقي:سخنران قصد تقدير و تشويق افرادي را دارد.

-         هدف سرگرمي: سخنران قصد شاد كردن و سرگرم كردن حضار را دارد.

نكات مهم دربخش پاياني سخنراني:

در اين مرحله بايد بطور خلاصه و واضح نتيجه سخنراني را مشخص كنيد.از دوباره گويي و پر گويي پرهيز كنيد و هر چه مي توانيد كوتاه نماييد ودر نهايت از حضار به خاطر حضور در جلسه تشكر نماييد.

9-   استفاده از لطيفه ها و داستانهاي كوتاه:

يك شوخي كه كسي را آزرده سازد، به هيچ وجه شوخي جالبي نيست.

شوخي ها و لطيفه هاي خوب و بجا مي توانند چاشني سخنراني باشند و استفاده به موقع از آنها يكنواختي سخنراني را ازبين مي برد. لطيفه ها و شوخي نمي توانند هدف اصلي باشند ولي كمكي است درارايه بهترمطالب اصلي. درگفتن لطيفه بايد توجه داشته باشيد كه رنجشي ايجاد نشود وازگفتن لطيفه دررابطه با نژاد،گروه ها واقليتها،مذهب،مادرشوهريا مادرزن نقص عضو يا ظاهر اشخاص و اين قبيل موارد بايد خودداري كنيد. لصيفه ها بايد شنوندگان را شاد كرده وبخنداند و خوب است كه سخنران كمترو كوتاهترازشنوندگان بخندد تا احساس سبكي ايجاد نكند. لطيفه و شوخي بي مزه باعث نيشخند حضار مي شود و نبايد طوري شود كه با گفتن لطيفه احترام شما از بين برود زيرا لطيفه هاي شما نيز بايد به گونه اي باشند كه محترمانه بوده واحترام آور باشند.

10-   استفاده ازامكانات و ابزار شنيداري و بينايي :

شنيدن كي بود مانند ديدن

حتما با وسايل سمعي و بصري مثل انواع پروژكتور،اسلايد، تخته سياه، وايت برد و غيره آشنا هستيد.همه اينها مي توانند تاثير زيادي در جلسه بگذارند و باعث درك و فهم بيشتر گردند و همچنين قدرت پيام شما را بيشتر مي كنند زيرا غير ازحس شنيدن، حس ديدن حضار نيز به كار گرفته مي شود.

اگر قصد استفاده از اين وسايل را داريد بايد كاملا مهيا شويد تا در بين سخنراني مشكلي از قبيل كوتاه بودن سيم، نبودن ماژيك براي وايت برد، خراب بودن وسيله مورد استفاده وغيره پيش نيايد.تمرين و چك كردن لوازم قبل ازسخنراني و طرز استفاده از آنها همچنين بهترين وضعيت قرار گرفتن وسيله و سخنران بايد بررسي شود. مطلب مهمتر اين است كه نبايد حالتي پيش بيايد كه هنگام استفاده ازوسايل، سخنران فراموش شود ولوازم باعث كنار زده شدن او گردند.

http://behtaran.blogfa.com/post/6


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]


ساعت 9 صبح روز شنبه است و شما به تنها چيزي كه فكر نمي‌كنيد سخنراني كردن در جلوي جمع است. ناگهان مديرتان شما را صدا مي‌كند و به شما مي‌گويد كه بايد هفته آينده براي 50 نفر از همكارانتان درباره وضعيت پروژه سخنراني كنيد. واكنش شما چه خواهد بود؟

    آيا احساس مي‌كنيد كه سخنراني عمومي نيز بخشي از وظايف عادي شماست؟
    آيا به اين فكر مي‌افتيد كه چگونه از اين فرصت براي بهتر نشان دادن خود به مديرتان استفاده كنيد و سعي مي‌كنيد اطلاعات كامل و جامع و جذابي را براي سخنراني خود فراهم كنيد؟

و يا مثل اغلب مردم، از جلوي ديگران ايستادن و سخنراني كردن و مورد قضاوت آن‌ها قرار گرفتن احساس ترس و وحشت مي‌كنيد؟

    آيا مي‌توان يك سخنران معمولي بود و با يادگيري مهارت‌هايي يك سخنران مجذوب كننده و الهام بخش شد؟
    آيا مي‌توان از سخنراني عمومي به شدّت هراسان و وحشت‌زده بود امّا با يادگيري مهارت‌هايي به آرامش دست يافت و حتي از سخنراني كردن لذت برد؟

پاسخ اين دو سوال بدون ترديد «بله» است.
بارها شنيده‌ايد كه ما امروز در عصر اطلاعات زندگي مي‌كنيم. هرگز پيش از اين، اينهمه اطلاعات در دسترس بشر قرار نداشته است. آهنگ تغيير و توسعه به قدري سريع است كه بايد به طور ثابت كار كنيم تا از دور خارج نيفتيم. مردم بيش از هميشه، به عنوان بخشي از اين به هنگام بودن دائمي، مجبور به ارائه اطلاعات به ديگران هستند و بايد اطلاعاتشان را در اختيار همكارانشان قرار دهند.
دو زمينه مهارتي عمده وجود دارد:

    مهارت‌هاي ارائه موثر، استفاده از ابزارهاي آموزشي، استفاده از فن بيان، سازماندهي به مطالب و غيره.
    مديريت خود، توانايي حفظ آرامش و خونسردي در جلوي جمع

يادگيري اين مهارت‌ها نه تنها تفاوت چشمگيري در كيفيت ارائه شما به وجود مي‌آورد بلكه باعث مي‌شود تا از اين كار لذت ببريد. سخنرانان مسحور كننده و جذاب بسيار نادرند امّا تنها دليلش اين است كه اغلب مردم زمان كافي براي يادگيري مهارت‌هاي سخنراني صرف نمي‌كنند.
سخنران خوب بودن، باعث بهبود موقعيت شغلي، زندگي اجتماعي و به طور كلي رضايت كاري شما خواهد شد. يك سخنران خوب مي‌تواند تقريباً هر موضوعي را به يك موضوع مورد علاقه براي شنوندگان تبديل كند. يادم مي‌آيد كه يكي از دوستانم مي‌گفت جالب‌ترين و تفكر برانگيزترين سخنراني‌اي كه تا كنون در آن شركت داشته درباره «فرايند چاپ» بوده است!

ترس‌هاي سخنراني عمومي
مردم دقيقاً از چه چيز سخنراني عمومي مي‌ترسند؟
ليست چيزهايي كه زياد مي‌شنويم به قرار زيرست:

    گلويم خشك مي‌شود و قادر به حرف زدن نمي‌باشم.
    يادم مي‌رود كه درباره چه چيزي حرف مي‌زدم و ذهنم كاملاً پاك مي‌شود.
    از سوالات حاضران مي‌ترسم. اگر نتوانم پاسخ دهم چه مي‌شود؟
    وجود يك نفر در جمع كه بيش از من در اين باره مي‌داند.
    توجه مردم به دستپاچه بودن و عصبي بودنم.
    ترك سالن در ميان سخنراني توسط برخي از حاضران و يا صحبت كردن آن‌ها با هم.
    ارائه من آنقدر بد باشد كه ارتباطات شغلي و اجتماعيم را به خطر اندازد.
    مي‌ترسم يكنفر وسط سخنراني من بلند شود و با صداي بلند به ايرادگيري و برهم‌زدن سخنراني بپردازد.
    از ايستادن جلوي جمع دچار اضطراب و ترس مي‌شوم.

راه‌هاي مقابله
نخست، بپذيريم كه ما انسان‌ها به ترس نياز داريم. بدون توانايي «ترسيدن»، امروز ما وجود خارجي نداشتيم. پيشينيان ما با اتكاء به «ترس»، خود را در مقابل موجودات بزرگ‌تر، قوي‌تر و سريع‌تر حفظ كرده‌اند.
هنگامي كه ما مي‌ترسيم، ذهن ناهشيار (ناخودآگاه) ما كنترل را به دست مي‌گيرد و ما را براي اقدام فيزيكي و جسمي آماده مي‌كند. ما به منظور نجات از يك تهديد فيزيكي، به طور خودكار با يك واكنش سريع، عكس‌العمل نشان مي‌دهيم. در برخي مواقع، اين واكنش مي‌تواند به نجات جان ما بينجامد.
در خلال اين واكنش «ستيز يا گريز»، تنفسمان تندتر مي‌شود تا براي كار بدني سخت آماده شويم، عرق مي‌كنيم تا بدنمان خنك‌تر شود، و حس مي‌كنيم كه قادر به فكر كردن نيستيم. بايد به ياد داشته باشيم كه بقا در شرايط اوليه و بدوي اساساً بيشتر نيازمند اقدام است تا تفكر.
ما به هنگام سخنراني به مقدار كمي اضطراب نياز داريم. اين باعث مي‌شود كه قدرت ما در به يادآوري مطالب افزايش يابد، سطح انرژي ما بالاتر رود و تمركز ما براي ارائه مطالب بيشتر شود. مردم از يك سخنران بيحال و بي‌خيال به سرعت خسته مي‌شوند!
بنابراين، ما نه اضطراب زياد مي‌خواهيم و نه آرامش زياد. ما به تنش كافي نياز داريم تا به ما انرژي و آرامش كافي براي تفكر و به يادآوري دهد. ما نياز به تعادل مناسب بين اين دو داريم.
بنابراين، ما نه اضطراب زياد مي‌خواهيم و نه آرامش زياد. ما به تنش كافي نياز داريم تا به ما انرژي و آرامش كافي براي تفكر و به يادآوري دهد. ما نياز به تعادل مناسب بين اين دو داريم.
اغلب سخنرانان وحشت‌زده‌اي كه ما آموزش داده‌ايم، «الگوي ترس» نسبتاً ثابتي داشتند:

    شما ارائه مطلبي را در پيش داريد.
    درباره‌اش فكر مي‌كنيد، تصوًر مي‌كنيد كارها خراب مي‌شود و احساس اضطراب مي‌كنيد.
    به طور غيرارادي، بين «فكر سخنراني» و «احساس ترس» در ذهن شما تداعي برقرار مي‌شود.
    هنگامي كه در شرايط واقعي «جلسه سخنراني» قرار گرفتيد، دچار ترس و اضطراب شديد مي‌شويد!

اين «مرور ذهني منفي» براي يك رويداد نام دارد. و تعجب‌آور نيست كه با وابستگي و تداعي نزديكي كه بين اين دو در ذهن شما به وجود مي‌آيد، هنگامي كه در موقعيت واقعي قرار گرفتيد احساس ترس و وحشت كنيد.
پاولوف نشان داد كه وقتي به طور مكرّر هنگام غذا دادن به سگ‌ها، يك زنگ را به صدا در مي‌آوردند، بعداً فقط با شنيدن صداي زنگ، بزاق دهانشان ترشح مي‌كرد.
انسان‌ها نيز همين گونه‌اند. چنانچه به طور مكرّر با تصوّر چيزي احساس ترس كنند، هنگامي كه در آن شرايط قرار گيرند هم احساس ترس خواهند كرد. امّا انسان‌ها مي‌توانند ياد بگيرند كه بندبازي، جنگيدن يا خنثي كردن بمب را در ذهن خود با آرامش روان‌شناختي، وابسته (متداعي) سازند. ما مي‌توانيم ياد بگيريم كه يك تداعي را در ذهنمان تغيير دهيم.

تمرين: واكنش به سخنراني عمومي با آرامش، نه ترس
مكان ساكتي را پيدا كنيد كه بتوانيد 10 تا 15 دقيقه بدون مزاحم در آنجا باشيد. چشمانتان را ببنديد و حواستان را روي دستانتان متمركز كنيد. احساس آن‌ها را به هنگام آرمش (ريلكس بودن) در ذهنتان تصوّر كنيد. با گسترس آرمش، اجازه دهيد ذهنتان كم‌كم به زماني كه شما كاملاً در آن احساس راحتي و آرامش مي‌كرديد برسد. مثلاً زماني كه در وان حمام خوابيده بوديد يا موسيقي گوش مي‌داديد يا حتي بعدازظهري با دوستان كه مي‌گفتيد و مي‌خنديديد و زمان خوشي داشتيد.
اكنون سعي كنيد حس واقعي آن لحظه را درك كنيد. به رنگ‌ها، اشياء، صداها، و حتي بوها و مزه‌هاي مربوط به آن لحظه توجه كنيد. سعي كنيد آن حس‌ها را در خودتان زنده كنيد و بازگردانيد، انگار دوباره همانجا هستيد.
هنگامي كه آن حس در شما به وجود آمد، تصوّر كنيد داريد تلويزيون تماشا مي‌كنيد و خود را بر صحنه تلويزيون ببينيد كه آن سخنراني را ارائه مي‌كند. با آرامش و سر فرصت به آن گوش كنيد. دقت كنيد كه «بر صفحه تلويزيون بودن» است كه باعث مي‌شود احساس آرامش و راحتي كنيد.
اكنون توجه خود را معطوف صفحه تلويزيون كنيد و حس سخنراني كردن به آن شكل را همراه با احساسات خوش قبلي تجربه كنيد. چند لحظه اين كار را ادامه دهيد، انگار كه داريد خواب مي‌بينيد. هنگامي كه چند دقيقه از اين حالت لذت برديد، چشمانتان را باز كنيد و سرحالي و هوشياري را در خود حس كنيد.
اين متن را چند بار بخوانيد تا مطمئن شويد تمام مراحل آن را به ذهن سپرده‌ايد. اين تمرين را چند بار تكرار كنيد و به تفاوت‌هاي آن در هر بار توجه كنيد.
براي بعضي از افراد اين تمرين آسان‌تر از بقيه است. اگر شما با انجام دادن آن مشكل داريد مي‌توانيد از يك مشاور يا روان‌شناس براي بالا بردن حس اعتماد به نفستان استفاده كنيد. در اين رابطه غالباً استفاده از هيپنوتيزم نيز موثر است.

اجتناب از اشتباهات عمده در سخنراني عمومي
هنگامي كه من براي نخستين بار شروع به سخنراني در جمع كردم به نحوه نگاه كردن حضار بسيار حسّاس بودم. در خلال سخنراني سعي مي‌كردم ذهن آن‌ها را بخوانم.

    آيا چهره درهم فرو بروده‌اند؟
    آيا چهره‌شان بي‌حالت است؟
    آيا اين به معني مخالفت آن‌هاست؟

اگر هيچكس لبخند به لب نداشت واقعاً ناراحت مي‌شدم. اگر يكي از حضّار چهره دوستانه‌تري داشت من در تمام سخنراني تقريباً فقط به او نگاه مي‌كردم و به ديگران كاري نداشتم.
يكبار در يك كارگاه آموزشي دو روزه كه براي 40 نفر برگزار مي‌كردم، خانمي در رديف جلو نشسته بود كه مرتباً چهره‌اش را در هم فرو مي‌برد و حتي گاهي سرش را هم تكان مي‌داد! من سعي كردم او را ناديده بگيرم و به او نگاه نكنم و برايم جالب بود كه او هيچ پرسشي هم نمي‌كرد. در پايان روز دوم كه من سرگرم جمع‌آوري لوازمم بودم، به من نزديك شد و با كمال تعجب به من گفت كه از ارائه من بسيار لذّت برده و اين كارگاه دستاوردهاي فوق‌العاده‌اي برايش داشته است!
از آن موقع تا كنون، ديگر سعي نمي‌كنم حدس بزنم كه حضّار چه فكري مي‌كنند.
پس از آن كه ياد گرفتم چگونه آرامش بيابم و از سخنراني عمومي لذّت ببرم، درك من شروع به تغيير كرد. چيزي كه قبلاً به عنوان خصومت به چشمم مي‌آمد، اكنون به صورت عصبي بودن حضّار در نظرم مي‌آيد. به جاي آن كه به آن‌ها نگاه كنم تا آرامش بيابم، سعي مي‌كنم كاري كنم كه آن‌ها آرامش داشته باشند.

كنار آمدن با برخي از حضّار و پرسش‌هاي سخت
چنانچه در خلال ارائه شما يكي از حضّار نظم را به هم مي‌زد و مخّل برنامه بود بدانيد كه اين تنها شما نيستيد كه از اين رفتار، آزرده و ناراحت مي‌شويد. مردم عموماً در طول سخنراني، ادب و نزاكت را رعايت مي‌كنند. اگر كسي شروع به تكّه پراني‌هاي نيشدار و طعنه‌آميز كرد و در ارائه شما وقفه به وجود آورد، چند گزينه پيش‌رو داريد. شما مي‌توانيد:

    قبل از شروع سخنراني از حضّار درخواست كنيد قبل از هر اظهارنظر يا پرسشي دست خود را بلند كنند و يا اعلام كنيد كه در پايان سخنراني، وقتي را براي پرسش و پاسخ و اظهارنظر اختصاص خواهيد داد.
    اگر كسي شروع به ايجاد وقفه در سخنان شما كرد مي‌توانيد مودبانه توضيحات اوليه خود را به ياد او بياوريد. اغلب افراد به اين درخواست پاسخ مثبت مي‌دهند.
    اگر كسي گفت كه كاملاً با صحبت‌هاي شما مخالف است شما يا مي‌توانيد سعي كنيد او را قانع كنيد و يا بحث را به جمع گسترده‌تر حضّار بكشانيد. به احتمال زياد، ديگران به دفاع از نظرات شما برخواهند خاست. به ياد داشته باشيد كه وظيفه شما ارائه اطلاعات به شكلي جامع و جذاب است، نه اين كه به قيمت از دست دادن ديگران، درگير بحث با يكي از حضّار شويد.
    بپذيريد كه بعضي چيزها را نمي‌دانيد و قول بدهيد كه براي آنان بيابيد.
    به آن‌ها بگوئيد كه مايليد به اين بحث بازگرديد.
    به حضّار بگوئيد كه به دليل محدود بودن وقت اجازه دهند مطالبتان را به پايان برسانيد و پس از سخنراني چنانچه پرسشي داشتند نزد شما بيايند.
    به نكات اصلي سخنراني خود بچسبيد. شما نبايد به هر سوال بلافاصله پاسخ دهيد. اگر كساني خواستند مسائل حاشيه‌اي و جانبي را مطرح كنند مي‌توانند اين كار را در زمان استراحت يا پس از خاتمه ارائه شما انجام دهند.
    به ياد داشته باشيد: اين تنها وظيفه شما نيست كه خود را براي حضّار توجيه كنيد. نيمي از مسئوليت نيز بر عهده آنان است. آن‌ها بايد ادب و نزاكت را رعايت كنند، به گفته‌هاي شما گوش فرا دهند، سوالات مربوط بپرسند و بدانند كه چه موقع سكوت را رعايت نمايند. مسئوليت شما از اين به بعد آغاز مي‌گردد.

آمادگي براي سخنراني عمومي
همه چيز به آمادگي بستگي دارد.

    براي آن كه احساس اطمينان كنيد بايد واقعاً با موضوع آشنايي داشته باشيد. آشنايي كلّي و يا مطالعه مستمر به تنهايي براي يك ارائه خوب كافي نيست.
    «مسير حركت» خود در سخنراني (از كجا شروع مي‌كنيد، ترتيب ارائه مطالب چيست و به كجا ختم مي‌كنيد) را دقيقاً مشخص كنيد و آن را چند بار مرور كنيد و به خاطر بسپاريد.
    از نكات كليدي سخنراني، يادداشت‌هاي كوتاهي براي خود آماده كنيد و نزد خود داشته باشيد تا اگر لازم شد به آن مراجعه كنيد.
    سخنراني را با صداي بلند براي خودتان تمرين كنيد. اين كار در به خاطرسپاري مطالب كمك مي‌كند.
    در تمرين‌هاي خود حتماً زمان‌ها را ثبت كنيد و سعي كنيد ارائه شما در چهارچوب زمانبندي تعيين شده باشد.
    اگر احساس عصبي بودن مي‌كنيد و يا از ارائه قبلي خود تجربه ناخوشايندي داريد، با استفاده از تكنيك‌هاي آرمش (ريلكس شدن) خود را از نظر ذهني آماده سازيد. وقتي پشت صحنه آماده شد، ارائه شما آسان‌تر و بهتر خواهد شد.

توصيه‌هايي براي سخنراني عمومي

    با همه حضّار تماس چشمي برقرار كنيد.
    به ياد داشته باشيد كه بعضي از افراد از قرار گرفتن در جمع حضّار عصبي مي‌شوند. فضا را براي آن‌ها راحت كنيد
    هر جا كه مفيد بود از تصاوير استفاده كنيد. مردم تماشا كردن تصاوير را دوست دارند. تصاوير، نمودارها و فيلم مي‌تواند ارائه شما را به ياد ماندني‌تر كند. البته نبايد از تصاوير براي ارائه اطلاعات فني و جزئيات استفاده كرد. تصاوير بايد ساده باشند.
    جزواتي را بين حضّار پخش كنيد. آن‌ها آن را با خود خواهند برد و در آينده با ديدن آن به ياد سخنراني شما مي‌افتند. يادتان باشد كه گرفتن يك چيز رايگان، حس خوبي در مردم به وجود مي‌آورد. البته اين جزوه نبايد حاوي تمام مطالبي كه مي‌خواهيد بيان كنيد باشد. شما نمي‌خواهيد كه حضار در هنگام سخنراني شما سرگرم خواندن جزوه باشند.
    باز هم مي‌گوئيم كه به ياد داشته باشيد حضار هم مسئوليت خاص خودشان را دارند.
    اين گونه فكر نكنيد كه چطور مي‌توانم از اين سخنراني جان سالم به در ببرم؟ اين طور فكر كنيد كه چگونه مي‌توانم آن را به نحو احسن انجام دهم؟
    به هنگام سخنراني، لحن صداي خود را تغيير دهيد. هر كجا لازم بود صدايتان را بلند كنيد و دوباره پائين بياوريد. صداي يكنواخت سخنران، به ويژه در سخنراني‌هاي طولاني، براي حضار بسيار خسته كننده و ملال‌آور است.
    تمريني كه در بخش قبل گفتيم را تكرار كنيد تا زماني كه فكر سخنراني كردن در جلوي جمع واقعاً باعث آرامش شما شود. به ياد داشته باشيد كه دنيا به ارتباطات خوب نياز دارد و وقتي آدم كودني مثل من مي‌تواند اين كار را انجام دهد شما هم حتماً مي‌توانيد!‌
    از شوخ طبعي استفاده كنيد. استفاده از شوخ طبعي به هنگام ارائه و به ويژه در ابتداي سخنراني، به اصطلاح يخ جلسه را مي‌شكند و فضاي صميمانه‌تري به وجود مي‌آورد. البته توجه كنيد كه شوخي شما بجا و مناسب گفته شود و براي كساني برخورنده نباشد.

آخرين توصيه: سخنراني عمومي مي‌تواند مفرّح باشد!
سخنراني عمومي مي‌تواند بسيار مفرّح و ارضاءكننده باشد. چنانچه از ارائه خود لذّت برديد، يا حتي تا حدودي لذّت برديد، اين امر باعث تقويت اعتماد به نفس شما مي‌شود و انرژي مثبتي در شما به وجود مي‌آورد. اين فرصت را از خودتان دريغ نكنيد!

ترجمه: كلينيك الكترونيكي روان‌يار

منبع

 

" Public Speaking", Roger Elliott,
http://www.uncommon-knowledge.co.uk/public_speaking.html

 

 Public Speaking (or how to enjoy presentations)

 

Home > Psychology Articles > Personal Development > Public Speaking
Bryant Hilton, Dell PR

"Public speaking confidence can turn a former ordeal into a rewarding plesure" courtesy of Ed Schipul

It's 9am on a Monday morning. Public speaking couldn't be further from your mind and your manager tells you have to do a presentation to fifty colleagues next week. What's your response?

- Do you feel that public speaking is just part of the routine?
- Do you respond to the challenge and wonder how you can make your presentation compelling, informative and inspiring?

Or, like most people do you feel you would rather die than stand up and be judged by the hard unforgiving scrutiny of your fellow man and woman?

- Is it possible to be an average presenter and learn the skills to become an inspiring and entrancing speaker?
- Is it possible to be totally terrified of the mere thought of public speaking yet learn to relax and even enjoy it?
Without a doubt, the answer is YES!
Public Speaking on the Increase

It's a cliche to say that we live in an information culture. But it's true! Never before has so much information been so readily available. The rate of change and development is so fast that we have to work constantly to 'stay ahead of the game'

More than ever, people are having to present information to others as part of this constant up-dating. People are being increasingly called upon to present publicly their information to co-workers and other departments.
To get ahead, you have to present!

But how often are we taught how to present? There are 2 main areas of skill:

1) Skills of effective presenting; use of teaching aids, use of the voice, structure and so on.

2) Self-management; the ability to remain calm and composed in front of an audience.

Learning these skills make a huge difference not only to the quality of your public presentation but also to your enjoyment. Truly fantastic presenters are quite a rare commodity, but that's only because most people never took the time to learn.

Being an excellent presenter will enhance your career, social life and your enjoyment of work in general.

Great presenters can transform almost any subject into one of interest or even inspiration. A friend once told me that the most entertaining and thought provoking presentation they ever saw was about print processing!

 
http://athir.blogfa.com/post-3811.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.