مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 13680
دیروز : 42500
افراد آنلاین : 44
همه : 4540644


ساعت 9 صبح روز شنبه است و شما به تنها چيزي كه فكر نمي‌كنيد سخنراني كردن در جلوي جمع است. ناگهان مديرتان شما را صدا مي‌كند و به شما مي‌گويد كه بايد هفته آينده براي 50 نفر از همكارانتان درباره وضعيت پروژه سخنراني كنيد. واكنش شما چه خواهد بود؟

    آيا احساس مي‌كنيد كه سخنراني عمومي نيز بخشي از وظايف عادي شماست؟
    آيا به اين فكر مي‌افتيد كه چگونه از اين فرصت براي بهتر نشان دادن خود به مديرتان استفاده كنيد و سعي مي‌كنيد اطلاعات كامل و جامع و جذابي را براي سخنراني خود فراهم كنيد؟

و يا مثل اغلب مردم، از جلوي ديگران ايستادن و سخنراني كردن و مورد قضاوت آن‌ها قرار گرفتن احساس ترس و وحشت مي‌كنيد؟

    آيا مي‌توان يك سخنران معمولي بود و با يادگيري مهارت‌هايي يك سخنران مجذوب كننده و الهام بخش شد؟
    آيا مي‌توان از سخنراني عمومي به شدّت هراسان و وحشت‌زده بود امّا با يادگيري مهارت‌هايي به آرامش دست يافت و حتي از سخنراني كردن لذت برد؟

پاسخ اين دو سوال بدون ترديد «بله» است.
بارها شنيده‌ايد كه ما امروز در عصر اطلاعات زندگي مي‌كنيم. هرگز پيش از اين، اينهمه اطلاعات در دسترس بشر قرار نداشته است. آهنگ تغيير و توسعه به قدري سريع است كه بايد به طور ثابت كار كنيم تا از دور خارج نيفتيم. مردم بيش از هميشه، به عنوان بخشي از اين به هنگام بودن دائمي، مجبور به ارائه اطلاعات به ديگران هستند و بايد اطلاعاتشان را در اختيار همكارانشان قرار دهند.
دو زمينه مهارتي عمده وجود دارد:

    مهارت‌هاي ارائه موثر، استفاده از ابزارهاي آموزشي، استفاده از فن بيان، سازماندهي به مطالب و غيره.
    مديريت خود، توانايي حفظ آرامش و خونسردي در جلوي جمع

يادگيري اين مهارت‌ها نه تنها تفاوت چشمگيري در كيفيت ارائه شما به وجود مي‌آورد بلكه باعث مي‌شود تا از اين كار لذت ببريد. سخنرانان مسحور كننده و جذاب بسيار نادرند امّا تنها دليلش اين است كه اغلب مردم زمان كافي براي يادگيري مهارت‌هاي سخنراني صرف نمي‌كنند.
سخنران خوب بودن، باعث بهبود موقعيت شغلي، زندگي اجتماعي و به طور كلي رضايت كاري شما خواهد شد. يك سخنران خوب مي‌تواند تقريباً هر موضوعي را به يك موضوع مورد علاقه براي شنوندگان تبديل كند. يادم مي‌آيد كه يكي از دوستانم مي‌گفت جالب‌ترين و تفكر برانگيزترين سخنراني‌اي كه تا كنون در آن شركت داشته درباره «فرايند چاپ» بوده است!

ترس‌هاي سخنراني عمومي
مردم دقيقاً از چه چيز سخنراني عمومي مي‌ترسند؟
ليست چيزهايي كه زياد مي‌شنويم به قرار زيرست:

    گلويم خشك مي‌شود و قادر به حرف زدن نمي‌باشم.
    يادم مي‌رود كه درباره چه چيزي حرف مي‌زدم و ذهنم كاملاً پاك مي‌شود.
    از سوالات حاضران مي‌ترسم. اگر نتوانم پاسخ دهم چه مي‌شود؟
    وجود يك نفر در جمع كه بيش از من در اين باره مي‌داند.
    توجه مردم به دستپاچه بودن و عصبي بودنم.
    ترك سالن در ميان سخنراني توسط برخي از حاضران و يا صحبت كردن آن‌ها با هم.
    ارائه من آنقدر بد باشد كه ارتباطات شغلي و اجتماعيم را به خطر اندازد.
    مي‌ترسم يكنفر وسط سخنراني من بلند شود و با صداي بلند به ايرادگيري و برهم‌زدن سخنراني بپردازد.
    از ايستادن جلوي جمع دچار اضطراب و ترس مي‌شوم.

راه‌هاي مقابله
نخست، بپذيريم كه ما انسان‌ها به ترس نياز داريم. بدون توانايي «ترسيدن»، امروز ما وجود خارجي نداشتيم. پيشينيان ما با اتكاء به «ترس»، خود را در مقابل موجودات بزرگ‌تر، قوي‌تر و سريع‌تر حفظ كرده‌اند.
هنگامي كه ما مي‌ترسيم، ذهن ناهشيار (ناخودآگاه) ما كنترل را به دست مي‌گيرد و ما را براي اقدام فيزيكي و جسمي آماده مي‌كند. ما به منظور نجات از يك تهديد فيزيكي، به طور خودكار با يك واكنش سريع، عكس‌العمل نشان مي‌دهيم. در برخي مواقع، اين واكنش مي‌تواند به نجات جان ما بينجامد.
در خلال اين واكنش «ستيز يا گريز»، تنفسمان تندتر مي‌شود تا براي كار بدني سخت آماده شويم، عرق مي‌كنيم تا بدنمان خنك‌تر شود، و حس مي‌كنيم كه قادر به فكر كردن نيستيم. بايد به ياد داشته باشيم كه بقا در شرايط اوليه و بدوي اساساً بيشتر نيازمند اقدام است تا تفكر.
ما به هنگام سخنراني به مقدار كمي اضطراب نياز داريم. اين باعث مي‌شود كه قدرت ما در به يادآوري مطالب افزايش يابد، سطح انرژي ما بالاتر رود و تمركز ما براي ارائه مطالب بيشتر شود. مردم از يك سخنران بيحال و بي‌خيال به سرعت خسته مي‌شوند!
بنابراين، ما نه اضطراب زياد مي‌خواهيم و نه آرامش زياد. ما به تنش كافي نياز داريم تا به ما انرژي و آرامش كافي براي تفكر و به يادآوري دهد. ما نياز به تعادل مناسب بين اين دو داريم.
بنابراين، ما نه اضطراب زياد مي‌خواهيم و نه آرامش زياد. ما به تنش كافي نياز داريم تا به ما انرژي و آرامش كافي براي تفكر و به يادآوري دهد. ما نياز به تعادل مناسب بين اين دو داريم.
اغلب سخنرانان وحشت‌زده‌اي كه ما آموزش داده‌ايم، «الگوي ترس» نسبتاً ثابتي داشتند:

    شما ارائه مطلبي را در پيش داريد.
    درباره‌اش فكر مي‌كنيد، تصوًر مي‌كنيد كارها خراب مي‌شود و احساس اضطراب مي‌كنيد.
    به طور غيرارادي، بين «فكر سخنراني» و «احساس ترس» در ذهن شما تداعي برقرار مي‌شود.
    هنگامي كه در شرايط واقعي «جلسه سخنراني» قرار گرفتيد، دچار ترس و اضطراب شديد مي‌شويد!

اين «مرور ذهني منفي» براي يك رويداد نام دارد. و تعجب‌آور نيست كه با وابستگي و تداعي نزديكي كه بين اين دو در ذهن شما به وجود مي‌آيد، هنگامي كه در موقعيت واقعي قرار گرفتيد احساس ترس و وحشت كنيد.
پاولوف نشان داد كه وقتي به طور مكرّر هنگام غذا دادن به سگ‌ها، يك زنگ را به صدا در مي‌آوردند، بعداً فقط با شنيدن صداي زنگ، بزاق دهانشان ترشح مي‌كرد.
انسان‌ها نيز همين گونه‌اند. چنانچه به طور مكرّر با تصوّر چيزي احساس ترس كنند، هنگامي كه در آن شرايط قرار گيرند هم احساس ترس خواهند كرد. امّا انسان‌ها مي‌توانند ياد بگيرند كه بندبازي، جنگيدن يا خنثي كردن بمب را در ذهن خود با آرامش روان‌شناختي، وابسته (متداعي) سازند. ما مي‌توانيم ياد بگيريم كه يك تداعي را در ذهنمان تغيير دهيم.

تمرين: واكنش به سخنراني عمومي با آرامش، نه ترس
مكان ساكتي را پيدا كنيد كه بتوانيد 10 تا 15 دقيقه بدون مزاحم در آنجا باشيد. چشمانتان را ببنديد و حواستان را روي دستانتان متمركز كنيد. احساس آن‌ها را به هنگام آرمش (ريلكس بودن) در ذهنتان تصوّر كنيد. با گسترس آرمش، اجازه دهيد ذهنتان كم‌كم به زماني كه شما كاملاً در آن احساس راحتي و آرامش مي‌كرديد برسد. مثلاً زماني كه در وان حمام خوابيده بوديد يا موسيقي گوش مي‌داديد يا حتي بعدازظهري با دوستان كه مي‌گفتيد و مي‌خنديديد و زمان خوشي داشتيد.
اكنون سعي كنيد حس واقعي آن لحظه را درك كنيد. به رنگ‌ها، اشياء، صداها، و حتي بوها و مزه‌هاي مربوط به آن لحظه توجه كنيد. سعي كنيد آن حس‌ها را در خودتان زنده كنيد و بازگردانيد، انگار دوباره همانجا هستيد.
هنگامي كه آن حس در شما به وجود آمد، تصوّر كنيد داريد تلويزيون تماشا مي‌كنيد و خود را بر صحنه تلويزيون ببينيد كه آن سخنراني را ارائه مي‌كند. با آرامش و سر فرصت به آن گوش كنيد. دقت كنيد كه «بر صفحه تلويزيون بودن» است كه باعث مي‌شود احساس آرامش و راحتي كنيد.
اكنون توجه خود را معطوف صفحه تلويزيون كنيد و حس سخنراني كردن به آن شكل را همراه با احساسات خوش قبلي تجربه كنيد. چند لحظه اين كار را ادامه دهيد، انگار كه داريد خواب مي‌بينيد. هنگامي كه چند دقيقه از اين حالت لذت برديد، چشمانتان را باز كنيد و سرحالي و هوشياري را در خود حس كنيد.
اين متن را چند بار بخوانيد تا مطمئن شويد تمام مراحل آن را به ذهن سپرده‌ايد. اين تمرين را چند بار تكرار كنيد و به تفاوت‌هاي آن در هر بار توجه كنيد.
براي بعضي از افراد اين تمرين آسان‌تر از بقيه است. اگر شما با انجام دادن آن مشكل داريد مي‌توانيد از يك مشاور يا روان‌شناس براي بالا بردن حس اعتماد به نفستان استفاده كنيد. در اين رابطه غالباً استفاده از هيپنوتيزم نيز موثر است.

اجتناب از اشتباهات عمده در سخنراني عمومي
هنگامي كه من براي نخستين بار شروع به سخنراني در جمع كردم به نحوه نگاه كردن حضار بسيار حسّاس بودم. در خلال سخنراني سعي مي‌كردم ذهن آن‌ها را بخوانم.

    آيا چهره درهم فرو بروده‌اند؟
    آيا چهره‌شان بي‌حالت است؟
    آيا اين به معني مخالفت آن‌هاست؟

اگر هيچكس لبخند به لب نداشت واقعاً ناراحت مي‌شدم. اگر يكي از حضّار چهره دوستانه‌تري داشت من در تمام سخنراني تقريباً فقط به او نگاه مي‌كردم و به ديگران كاري نداشتم.
يكبار در يك كارگاه آموزشي دو روزه كه براي 40 نفر برگزار مي‌كردم، خانمي در رديف جلو نشسته بود كه مرتباً چهره‌اش را در هم فرو مي‌برد و حتي گاهي سرش را هم تكان مي‌داد! من سعي كردم او را ناديده بگيرم و به او نگاه نكنم و برايم جالب بود كه او هيچ پرسشي هم نمي‌كرد. در پايان روز دوم كه من سرگرم جمع‌آوري لوازمم بودم، به من نزديك شد و با كمال تعجب به من گفت كه از ارائه من بسيار لذّت برده و اين كارگاه دستاوردهاي فوق‌العاده‌اي برايش داشته است!
از آن موقع تا كنون، ديگر سعي نمي‌كنم حدس بزنم كه حضّار چه فكري مي‌كنند.
پس از آن كه ياد گرفتم چگونه آرامش بيابم و از سخنراني عمومي لذّت ببرم، درك من شروع به تغيير كرد. چيزي كه قبلاً به عنوان خصومت به چشمم مي‌آمد، اكنون به صورت عصبي بودن حضّار در نظرم مي‌آيد. به جاي آن كه به آن‌ها نگاه كنم تا آرامش بيابم، سعي مي‌كنم كاري كنم كه آن‌ها آرامش داشته باشند.

كنار آمدن با برخي از حضّار و پرسش‌هاي سخت
چنانچه در خلال ارائه شما يكي از حضّار نظم را به هم مي‌زد و مخّل برنامه بود بدانيد كه اين تنها شما نيستيد كه از اين رفتار، آزرده و ناراحت مي‌شويد. مردم عموماً در طول سخنراني، ادب و نزاكت را رعايت مي‌كنند. اگر كسي شروع به تكّه پراني‌هاي نيشدار و طعنه‌آميز كرد و در ارائه شما وقفه به وجود آورد، چند گزينه پيش‌رو داريد. شما مي‌توانيد:

    قبل از شروع سخنراني از حضّار درخواست كنيد قبل از هر اظهارنظر يا پرسشي دست خود را بلند كنند و يا اعلام كنيد كه در پايان سخنراني، وقتي را براي پرسش و پاسخ و اظهارنظر اختصاص خواهيد داد.
    اگر كسي شروع به ايجاد وقفه در سخنان شما كرد مي‌توانيد مودبانه توضيحات اوليه خود را به ياد او بياوريد. اغلب افراد به اين درخواست پاسخ مثبت مي‌دهند.
    اگر كسي گفت كه كاملاً با صحبت‌هاي شما مخالف است شما يا مي‌توانيد سعي كنيد او را قانع كنيد و يا بحث را به جمع گسترده‌تر حضّار بكشانيد. به احتمال زياد، ديگران به دفاع از نظرات شما برخواهند خاست. به ياد داشته باشيد كه وظيفه شما ارائه اطلاعات به شكلي جامع و جذاب است، نه اين كه به قيمت از دست دادن ديگران، درگير بحث با يكي از حضّار شويد.
    بپذيريد كه بعضي چيزها را نمي‌دانيد و قول بدهيد كه براي آنان بيابيد.
    به آن‌ها بگوئيد كه مايليد به اين بحث بازگرديد.
    به حضّار بگوئيد كه به دليل محدود بودن وقت اجازه دهند مطالبتان را به پايان برسانيد و پس از سخنراني چنانچه پرسشي داشتند نزد شما بيايند.
    به نكات اصلي سخنراني خود بچسبيد. شما نبايد به هر سوال بلافاصله پاسخ دهيد. اگر كساني خواستند مسائل حاشيه‌اي و جانبي را مطرح كنند مي‌توانند اين كار را در زمان استراحت يا پس از خاتمه ارائه شما انجام دهند.
    به ياد داشته باشيد: اين تنها وظيفه شما نيست كه خود را براي حضّار توجيه كنيد. نيمي از مسئوليت نيز بر عهده آنان است. آن‌ها بايد ادب و نزاكت را رعايت كنند، به گفته‌هاي شما گوش فرا دهند، سوالات مربوط بپرسند و بدانند كه چه موقع سكوت را رعايت نمايند. مسئوليت شما از اين به بعد آغاز مي‌گردد.

آمادگي براي سخنراني عمومي
همه چيز به آمادگي بستگي دارد.

    براي آن كه احساس اطمينان كنيد بايد واقعاً با موضوع آشنايي داشته باشيد. آشنايي كلّي و يا مطالعه مستمر به تنهايي براي يك ارائه خوب كافي نيست.
    «مسير حركت» خود در سخنراني (از كجا شروع مي‌كنيد، ترتيب ارائه مطالب چيست و به كجا ختم مي‌كنيد) را دقيقاً مشخص كنيد و آن را چند بار مرور كنيد و به خاطر بسپاريد.
    از نكات كليدي سخنراني، يادداشت‌هاي كوتاهي براي خود آماده كنيد و نزد خود داشته باشيد تا اگر لازم شد به آن مراجعه كنيد.
    سخنراني را با صداي بلند براي خودتان تمرين كنيد. اين كار در به خاطرسپاري مطالب كمك مي‌كند.
    در تمرين‌هاي خود حتماً زمان‌ها را ثبت كنيد و سعي كنيد ارائه شما در چهارچوب زمانبندي تعيين شده باشد.
    اگر احساس عصبي بودن مي‌كنيد و يا از ارائه قبلي خود تجربه ناخوشايندي داريد، با استفاده از تكنيك‌هاي آرمش (ريلكس شدن) خود را از نظر ذهني آماده سازيد. وقتي پشت صحنه آماده شد، ارائه شما آسان‌تر و بهتر خواهد شد.

توصيه‌هايي براي سخنراني عمومي

    با همه حضّار تماس چشمي برقرار كنيد.
    به ياد داشته باشيد كه بعضي از افراد از قرار گرفتن در جمع حضّار عصبي مي‌شوند. فضا را براي آن‌ها راحت كنيد
    هر جا كه مفيد بود از تصاوير استفاده كنيد. مردم تماشا كردن تصاوير را دوست دارند. تصاوير، نمودارها و فيلم مي‌تواند ارائه شما را به ياد ماندني‌تر كند. البته نبايد از تصاوير براي ارائه اطلاعات فني و جزئيات استفاده كرد. تصاوير بايد ساده باشند.
    جزواتي را بين حضّار پخش كنيد. آن‌ها آن را با خود خواهند برد و در آينده با ديدن آن به ياد سخنراني شما مي‌افتند. يادتان باشد كه گرفتن يك چيز رايگان، حس خوبي در مردم به وجود مي‌آورد. البته اين جزوه نبايد حاوي تمام مطالبي كه مي‌خواهيد بيان كنيد باشد. شما نمي‌خواهيد كه حضار در هنگام سخنراني شما سرگرم خواندن جزوه باشند.
    باز هم مي‌گوئيم كه به ياد داشته باشيد حضار هم مسئوليت خاص خودشان را دارند.
    اين گونه فكر نكنيد كه چطور مي‌توانم از اين سخنراني جان سالم به در ببرم؟ اين طور فكر كنيد كه چگونه مي‌توانم آن را به نحو احسن انجام دهم؟
    به هنگام سخنراني، لحن صداي خود را تغيير دهيد. هر كجا لازم بود صدايتان را بلند كنيد و دوباره پائين بياوريد. صداي يكنواخت سخنران، به ويژه در سخنراني‌هاي طولاني، براي حضار بسيار خسته كننده و ملال‌آور است.
    تمريني كه در بخش قبل گفتيم را تكرار كنيد تا زماني كه فكر سخنراني كردن در جلوي جمع واقعاً باعث آرامش شما شود. به ياد داشته باشيد كه دنيا به ارتباطات خوب نياز دارد و وقتي آدم كودني مثل من مي‌تواند اين كار را انجام دهد شما هم حتماً مي‌توانيد!‌
    از شوخ طبعي استفاده كنيد. استفاده از شوخ طبعي به هنگام ارائه و به ويژه در ابتداي سخنراني، به اصطلاح يخ جلسه را مي‌شكند و فضاي صميمانه‌تري به وجود مي‌آورد. البته توجه كنيد كه شوخي شما بجا و مناسب گفته شود و براي كساني برخورنده نباشد.

آخرين توصيه: سخنراني عمومي مي‌تواند مفرّح باشد!
سخنراني عمومي مي‌تواند بسيار مفرّح و ارضاءكننده باشد. چنانچه از ارائه خود لذّت برديد، يا حتي تا حدودي لذّت برديد، اين امر باعث تقويت اعتماد به نفس شما مي‌شود و انرژي مثبتي در شما به وجود مي‌آورد. اين فرصت را از خودتان دريغ نكنيد!

ترجمه: كلينيك الكترونيكي روان‌يار

منبع

 

" Public Speaking", Roger Elliott,
http://www.uncommon-knowledge.co.uk/public_speaking.html

 

 Public Speaking (or how to enjoy presentations)

 

Home > Psychology Articles > Personal Development > Public Speaking
Bryant Hilton, Dell PR

"Public speaking confidence can turn a former ordeal into a rewarding plesure" courtesy of Ed Schipul

It's 9am on a Monday morning. Public speaking couldn't be further from your mind and your manager tells you have to do a presentation to fifty colleagues next week. What's your response?

- Do you feel that public speaking is just part of the routine?
- Do you respond to the challenge and wonder how you can make your presentation compelling, informative and inspiring?

Or, like most people do you feel you would rather die than stand up and be judged by the hard unforgiving scrutiny of your fellow man and woman?

- Is it possible to be an average presenter and learn the skills to become an inspiring and entrancing speaker?
- Is it possible to be totally terrified of the mere thought of public speaking yet learn to relax and even enjoy it?
Without a doubt, the answer is YES!
Public Speaking on the Increase

It's a cliche to say that we live in an information culture. But it's true! Never before has so much information been so readily available. The rate of change and development is so fast that we have to work constantly to 'stay ahead of the game'

More than ever, people are having to present information to others as part of this constant up-dating. People are being increasingly called upon to present publicly their information to co-workers and other departments.
To get ahead, you have to present!

But how often are we taught how to present? There are 2 main areas of skill:

1) Skills of effective presenting; use of teaching aids, use of the voice, structure and so on.

2) Self-management; the ability to remain calm and composed in front of an audience.

Learning these skills make a huge difference not only to the quality of your public presentation but also to your enjoyment. Truly fantastic presenters are quite a rare commodity, but that's only because most people never took the time to learn.

Being an excellent presenter will enhance your career, social life and your enjoyment of work in general.

Great presenters can transform almost any subject into one of interest or even inspiration. A friend once told me that the most entertaining and thought provoking presentation they ever saw was about print processing!

 
http://athir.blogfa.com/post-3811.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]
  شنبه ، 20 خرداد 1391 ، 08:53

بعضي از حركات درصورت، دست ها، پاها و ديگر اعضاي بدن مي تواند به فاش شدن افكار و روحيات مخاطب كمك كند. آيا مي دانستيد حتي زماني كه يك شخص با شما صحبت نمي كند، نشانه هايي درصورت، بدن، پاها و دست هاي او وجود دارد كه مي تواند بدون آن كه خود او متوجه شود به شما در خواندن فكر او كمك كند. در حقيقت همه انسان ها به طور ناخودآگاه حركاتي از بدن خود نشان مي دهند كه از آن به عنوان زبان بدن ياد مي شود. آشنايي با اين حركات و نشانه ها مي تواند به شما كمك كند، در ملاقات با ديگران بهتر بتوانيد به آنچه در ذهن آن ها مي گذرد پي ببريد و به اين ترتيب تصميمات منطقي تري بگيريد. براي مثال در بسياري از موارد، زماني كه يك فرد هنگام صحبت با شما سرش را پايين نگه مي دارد، با موهايش بازي مي كند يا وزن بدن خود را روي يكي از پاهايش مي اندازد به طور ناخودآگاه در حال انتقال پيامي به شماست.

● او تحت تاثير شما ست


كنار زدن موها از روي صورت

اين حركت نشانه اي از عصبي بودن و در عين حال جلب شدن نظر شخص است. شخص سعي مي كند با اين كار حالت واقعي چهره خود را مخفي كند و نشان ندهد كه تحت تاثير قرار گرفته است.

● لبخند فقط ۵ ثانيه است

لبخند زدن

حتما شما هم هنگام صحبت كردن با ديگران به فردي برخورد كرديد كه مرتب لبخند مي زند و با اين تصور كه مخاطب تان نسبت به موضوع مورد بحث علاقه مند است به گفت وگو ادامه داده ايد اما آنيتا باربي از دانشگاه لوئيسوايل در اين زمينه نظر متفاوتي دارد.او مي گويد يك لبخند درصورتي واقعي است كه در آن عضلات چشم ها هم درگير شوند و خيلي هم طول نكشد. در حقيقت افرادي كه لبخند آن ها بيش از ۵ ثانيه طول مي كشد و اين لبخند فقط در لب هاي آن ها مشاهده مي شود در حال تظاهر كردن هستند. براي مديران هم لبخند زدن هاي مداوم در محيط كار توصيه نمي شود، زيرا اين كار باعث مي شود آن ها در نگاه كارمندان چندان جدي به نظر نيايند.

● استرس دارد

پلك زدن بيش از حد

هر فرد در حالت طبيعي بين ۶ تا ۸ مرتبه در يك دقيقه پلك مي زند اما هنگام استرس تعداد اين پلك زدن ها بيشتر مي شود و به همين دليل توجه مخاطب را بيشتر به خود جلب مي كند. اگر شما هم هنگام سخنراني يك فرد در ميان جمع به چشمان او توجه كنيد، به طور حتم متوجه پلك زدن هاي مداوم او مي شويد. اين يك نشانه است كه به شما اعلام مي كند، فردي كه در حال گفت وگو با شماست از لحاظ رواني چندان در آرامش قرار ندارد.

● يا اشتباه كرده يا مي ترسد!

گزيدن لب ها

«كارول كينسي» كه يكي از روان شناسان معروف و متخصص در زبان بدن است، گزيدن لب ها را يكي از مهم ترين نشانه ها از قرار داشتن فرد در وضعيت استرس زا مي داند. در بسياري از مواقع زماني كه انسان ها اشتباهي را مرتكب مي شوند بي اختيار لب هاي خود را مي گزند. در اين مواقع انسان سعي مي كند، به طور ناخودآگاه با گزيدن لب ها، فرو بردن آن ها به داخل دهان و تماس زبان با آن ها خود را از زير بار رواني خارج كند.

● بيني پينوكيو

خاراندن بيني

سعي كنيد هنگام دروغ گفتن هرگز بيني خود را لمس نكنيد، زيرا مي تواند شما را در مقابل مخاطبان تان لو بدهد. «مايكل كانينگهام»، استاد ارتباطات از دانشگاه «لوئيسوايل» در اين باره مي گويد: «زماني كه فردي دروغ مي گويد، ترشح هورمون آدرنالين در بدنش افزايش پيدا مي كند. اين عامل باعث انبساط رگ هاي خوني بسيار ريز در داخل بيني مي شوند و در اين هنگام شما در اين نقطه از صورت تان احساس خارش مي كنيد.» نگاه ممتد ولي كوتاه مدت به صورت فرد طرف مقابل يكي ديگر از نشانه هايي است كه فرد دروغگو را رسوا مي كند. هنگام دروغ گفتن فرد خطاكار سعي مي كند با نگاه كردن به صورت طرف مقابل متوجه شود كه آيا حرف او مورد قبول واقع شده يا خير. به همين علت است كه هنگام دروغ گفتن يا بعد از آن نگاه هاي فرد دروغگو طولاني تر و دقيق تر از حالات عادي مي شود.

● سانسور خطرناك ها

بستن چشم ها

با ماليدن چشم ها، پوشاندن آن ها با دست يا بستن آن ها در زماني طولاني تر از پلك زدن، مغز مي خواهد از ديدن بعضي از عواملي كه در مقابل چشمان ما قرار دارد جلوگيري كند. حتي در بسياري موارد زماني كه صدايي ما را آزار مي دهد، ما به طور ناخودآگاه براي لحظه اي دستان مان را روي چشمان خود مي گذاريم. اين يك مكانيسم دفاعي براي مغز است تا بتواند خود را از پردازش رويدادهاي ناخوشايند يا تهديد كننده رهايي ببخشد.

● كمك مي خواهد

نگاه كردن به سمت پايين به مدت طولاني

با اين حركت فرد از ديگران حمايت را درخواست مي كند. اين تاكتيكي است كه بسياري از كودكان كم سن و سال هنگام مواجه شدن با ديگران در انجام يك كار اشتباه از خود بروز مي دهند تا به اين ترتيب بتوانند حمايت والدين يا اطرافيان را به سمت خود بكشانند. اگر شخصي اين حالت را از خود نشان مي دهد احتمالا انتظار همدردي دارد، پس سعي كنيد در اين مواقع او را درك كنيد.


● گذشته را به ياد بياوريد

نگاه كردن به بالا يا اطراف

آيا مي خواهيد بفهميد چه زماني فردي در حال تلاش است تا خاطرات گذشته را به ياد بياورد، پس به جهت نگاه كردن او توجه كنيد. زماني كه فردي سعي مي كند چيزي را به ياد بياورد چشمان خود را به سمت آسمان مي گيرد، زيرا در تلاش است تا آن را در ذهن خود تصوير كند. زماني هم كه تلاش مي كند يك حرف را به ياد بياورد به سمت يكي از گوش هاي خود نگاه مي كند، به اين شكل كه گويا تلاش مي كند دوباره آن را بشنود.


● خطر در كمين شماست

لمس كردن پيشاني يا لاله گوش

اين كار نشان دهنده آن است كه شما احساس تهديد مي كنيد يا خونسرد نيستيد. براي مثال زماني كه شما در رديف اول كلاس نشسته ايد و اميدواريد كه معلم نام شما را صدا نزند. بسياري از مواقع اگر انسان ها در حالت نشسته باشند در اين حالت دست خود را به آرامي روي پاهاي خود مي زنند. ضربه زدن به عصب هايي كه در قسمت هاي انتهايي بدن مانند پاها يا گوش ها قرار دارند به بدن كمك مي كند ضربان قلب يا فشار خون خود را پايين بياورد.


● خواندن زبان بدن

مخالفت ايستادن در حالتي كه پاها كنار هم هستند

اين وضعيت نشان دهنده آن است كه فرد حالت دفاعي به خود گرفته و شايد بيان كننده آن باشد كه چندان با گفته ها يا كارهاي شما موافق نيست.

● خوش آمدگويي چرخيدن به يك سمت

تقريبا بسياري از مردم در حالت ايستاده يا نشسته بدن خود را اندكي به سمت كسي كه توجه آن ها را به خود جلب كرده است مي چرخانند. در اين بين، شايد توجه به يك نكته بتواند به بهتر شدن رابطه شما با ديگران كمك كند. زماني كه در حال صحبت كردن با فردي هستيد و يك شخص سوم تصميم دارد به جمع شما نزديك شود، سعي كنيد زاويه خود را تا ۴۵ درجه به سمت او بچرخانيد. اين يك علامت است كه نشان مي دهد به طرف مقابل خوش آمد مي گوييد و او را به جمع خود دعوت مي كنيد.

● فرق راه رفتن زنانه و مردانه

راه رفتن

شيوه راه رفتن شما هم اطلاعات خاصي را به ديگران منتقل مي كند. افرادي كه سريع راه مي روند در نگاه ديگران خلاق و شايسته به نظر مي آيند. اين طور به نظر مي رسد، آن ها بايد به جاي مهمي بروند و در زندگي خود هدف دارند. براي آن كه راه رفتن تان در نگاه ديگران تاثيرگذار به نظر بيايد سعي كنيد ابتدا پاشنه پا را روي زمين بگذاريد و سپس به سمت نوك انگشتان برويد. جالب است كه بسياري از مردان ابتدا پاشنه پاي خود را روي زمين گذاشته اما اكثر زنان ميانه كف پا را روي زمين مي گذارند.


● باورتان نمي كنند

تكان دادن دست ها

تحقيقات نشان داده است، افرادي كه مرتب دست هاي خود را حين صحبت كردن تكان مي دهند شخصيت باانرژي، منطقي و گرمي دارند اما در عوض افرادي كه حركات دست كمتري دارند منطقي تر و تحليلگرتر به نظر مي رسند. به ياد داشته باشيد كه حفظ تعادل كليد موفقيت در تاثيرگذاشتن روي ديگران است. افرادي كه بيش از اندازه دست هاي خود را تكان مي دهند در نگاه ديگران باورپذيري كمتري دارند و ضعيف تر نشان داده مي شوند. اگر فكر مي كنيد در موقعيت هايي مانند مصاحبه شغلي ممكن است دستان خود را بيش از حد تكان بدهيد، بهتر است چيزي مانند يك كتاب يا پوشه در دستان خود بگيريد.


● احساس برتري

ايستادن با پاهاي باز

ايستادن در حالتي كه پاهاي شما به اندازه عرض شانه ها باز است، نشان از اقتدار، تسلط و نفوذ دارد. هنگام بحث كردن با ديگران يا اختلاف نظر، اين شكل از ايستادن به طرف مقابل القا مي كند كه شما در اين بين احساس برتري داريد. قرار دادن دست ها روي ران ها هم يكي از نشانه هاي سنتي قدرت و اقتدار است.

● عوض كردن پاها

شكلي كه شما بدن خود را حركت مي دهيد نشان دهنده علاقه، نگرش و گرايش شماست. اگر به طور مرتب وزن خود را روي يكي از پاهاي خود قرار مي دهيد يكي از نشانه هاي آن است كه شما ناراحت و عصبي هستيد و به اين شكل مي خواهيد به خود آرامش بدهيد. در اين وضعيت فرد مرتب در حال فكر كردن در مورد موضوعات متعدد در ذهن خود است و اين تغيير فكر خود را به شكل عوض كردن پايي نشان مي دهد كه بيشتر وزن بدن را تحمل مي كند.

● منعطف نيست

باز كردن دست ها

اگر شخصي دستانش را در مقابل شما باز كند به شكلي كه گويا يك سيني براي تعارف كردن در مقابل شما گرفته است، نشان مي دهد كه از نظرات شما استقبال مي كند و منتظر شنيدن آن است. قرار دادن كف دست ها به سمت پايين يا گره كردن آن ها به شكل مشت نشان مي دهد، فرد مقابل شما در آن لحظه شخصيت انعطاف پذيري ندارد.

● متقلب

پنهان كردن دست ها

اگر فردي در حال صحبت كردن با شما دستانش را در جيبش مي گذارد يا در پشت خود پنهان مي كند، اين احتمال را بدهيد كه چيزي را از شما پنهان مي كند يا قصد تقلب دارد. شايد فردي در حال تعريف كردن ماجرايي براي شماست اما اين احتمال وجود دارد كه او تمام داستان را نمي گويد و بخشي از آن را مخفي مي كند.

● فرار سريع

تكان دادن مداوم پاها

آيا دقت كرده ايد در حالتي كه يكي از پاهاي خود را روي پاي ديگر انداخته و نشسته ايد، مرتب يكي از آن ها را مرتب تكان مي دهيد. تحقيقات نشان مي دهد، اين نوع حركات مي تواند به آرام شدن تنش در انسان كمك كند و هر چه شدت اين حركات بيشتر باشد به همان اندازه هم ميزان اين تنش ها بيشتر است. همچنين تكان دادن مرتب پاها نشان مي دهد كه شما هرچه سريع تر مي خواهيد خود را از وضعيتي كه در آن قرار داريد رهايي ببخشيد و پاهاي شما كاملا براي اين موضوع آماده اند. دقيقا به همين دليل است كه در مطب هاي پزشكان، در اكثر مواقع بيماران منتظر پاهاي خود را تكان مي دهند.


● آماده براي فرا از دست شما

قرار دادن نوك پاها به سمت در خروجي

زماني كه با يك فرد در حال گفت وگو هستيد، اگر متوجه شديد كه آن فرد نوك انگشتان پايش را به سمت در خروجي چرخانده است، بدانيد كه آن فرد به طور ناخودآگاه اعلام مي كند كه آماده است تا گفت وگو را تمام كند و به سمت بيرون حركت كند.

بعضي از حركات درصورت، دست ها، پاها و ديگر اعضاي بدن مي تواند به فاش شدن افكار و روحيات مخاطب كمك كند. آيا مي دانستيد حتي زماني كه يك شخص با شما صحبت نمي كند، نشانه هايي درصورت، بدن، پاها و دست هاي او وجود دارد كه مي تواند بدون آن كه خود او متوجه شود به شما در خواندن فكر او كمك كند. در حقيقت همه انسان ها به طور ناخودآگاه حركاتي از بدن خود نشان مي دهند كه از آن به عنوان زبان بدن ياد مي شود. آشنايي با اين حركات و نشانه ها مي تواند به شما كمك كند، در ملاقات با ديگران بهتر بتوانيد به آنچه در ذهن آن ها مي گذرد پي ببريد و به اين ترتيب تصميمات منطقي تري بگيريد. براي مثال در بسياري از موارد، زماني كه يك فرد هنگام صحبت با شما سرش را پايين نگه مي دارد، با موهايش بازي مي كند يا وزن بدن خود را روي يكي از پاهايش مي اندازد به طور ناخودآگاه در حال انتقال پيامي به شماست.

● او تحت تاثير شما ست

كنار زدن موها از روي صورت

اين حركت نشانه اي از عصبي بودن و در عين حال جلب شدن نظر شخص است. شخص سعي مي كند با اين كار حالت واقعي چهره خود را مخفي كند و نشان ندهد كه تحت تاثير قرار گرفته است.

● لبخند فقط ۵ ثانيه است

لبخند زدن

حتما شما هم هنگام صحبت كردن با ديگران به فردي برخورد كرديد كه مرتب لبخند مي زند و با اين تصور كه مخاطب تان نسبت به موضوع مورد بحث علاقه مند است به گفت وگو ادامه داده ايد اما آنيتا باربي از دانشگاه لوئيسوايل در اين زمينه نظر متفاوتي دارد.او مي گويد يك لبخند درصورتي واقعي است كه در آن عضلات چشم ها هم درگير شوند و خيلي هم طول نكشد. در حقيقت افرادي كه لبخند آن ها بيش از ۵ ثانيه طول مي كشد و اين لبخند فقط در لب هاي آن ها مشاهده مي شود در حال تظاهر كردن هستند. براي مديران هم لبخند زدن هاي مداوم در محيط كار توصيه نمي شود، زيرا اين كار باعث مي شود آن ها در نگاه كارمندان چندان جدي به نظر نيايند.

● استرس دارد

پلك زدن بيش از حد

هر فرد در حالت طبيعي بين ۶ تا ۸ مرتبه در يك دقيقه پلك مي زند اما هنگام استرس تعداد اين پلك زدن ها بيشتر مي شود و به همين دليل توجه مخاطب را بيشتر به خود جلب مي كند. اگر شما هم هنگام سخنراني يك فرد در ميان جمع به چشمان او توجه كنيد، به طور حتم متوجه پلك زدن هاي مداوم او مي شويد. اين يك نشانه است كه به شما اعلام مي كند، فردي كه در حال گفت وگو با شماست از لحاظ رواني چندان در آرامش قرار ندارد.

● يا اشتباه كرده يا مي ترسد!

گزيدن لب ها

«كارول كينسي» كه يكي از روان شناسان معروف و متخصص در زبان بدن است، گزيدن لب ها را يكي از مهم ترين نشانه ها از قرار داشتن فرد در وضعيت استرس زا مي داند. در بسياري از مواقع زماني كه انسان ها اشتباهي را مرتكب مي شوند بي اختيار لب هاي خود را مي گزند. در اين مواقع انسان سعي مي كند، به طور ناخودآگاه با گزيدن لب ها، فرو بردن آن ها به داخل دهان و تماس زبان با آن ها خود را از زير بار رواني خارج كند.

● بيني پينوكيو

خاراندن بيني

سعي كنيد هنگام دروغ گفتن هرگز بيني خود را لمس نكنيد، زيرا مي تواند شما را در مقابل مخاطبان تان لو بدهد. «مايكل كانينگهام»، استاد ارتباطات از دانشگاه «لوئيسوايل» در اين باره مي گويد: «زماني كه فردي دروغ مي گويد، ترشح هورمون آدرنالين در بدنش افزايش پيدا مي كند. اين عامل باعث انبساط رگ هاي خوني بسيار ريز در داخل بيني مي شوند و در اين هنگام شما در اين نقطه از صورت تان احساس خارش مي كنيد.» نگاه ممتد ولي كوتاه مدت به صورت فرد طرف مقابل يكي ديگر از نشانه هايي است كه فرد دروغگو را رسوا مي كند. هنگام دروغ گفتن فرد خطاكار سعي مي كند با نگاه كردن به صورت طرف مقابل متوجه شود كه آيا حرف او مورد قبول واقع شده يا خير. به همين علت است كه هنگام دروغ گفتن يا بعد از آن نگاه هاي فرد دروغگو طولاني تر و دقيق تر از حالات عادي مي شود.

● سانسور خطرناك ها

بستن چشم ها

با ماليدن چشم ها، پوشاندن آن ها با دست يا بستن آن ها در زماني طولاني تر از پلك زدن، مغز مي خواهد از ديدن بعضي از عواملي كه در مقابل چشمان ما قرار دارد جلوگيري كند. حتي در بسياري موارد زماني كه صدايي ما را آزار مي دهد، ما به طور ناخودآگاه براي لحظه اي دستان مان را روي چشمان خود مي گذاريم. اين يك مكانيسم دفاعي براي مغز است تا بتواند خود را از پردازش رويدادهاي ناخوشايند يا تهديد كننده رهايي ببخشد.

● كمك مي خواهد

نگاه كردن به سمت پايين به مدت طولاني

با اين حركت فرد از ديگران حمايت را درخواست مي كند. اين تاكتيكي است كه بسياري از كودكان كم سن و سال هنگام مواجه شدن با ديگران در انجام يك كار اشتباه از خود بروز مي دهند تا به اين ترتيب بتوانند حمايت والدين يا اطرافيان را به سمت خود بكشانند. اگر شخصي اين حالت را از خود نشان مي دهد احتمالا انتظار همدردي دارد، پس سعي كنيد در اين مواقع او را درك كنيد.

● گذشته را به ياد بياوريد

نگاه كردن به بالا يا اطراف

آيا مي خواهيد بفهميد چه زماني فردي در حال تلاش است تا خاطرات گذشته را به ياد بياورد، پس به جهت نگاه كردن او توجه كنيد. زماني كه فردي سعي مي كند چيزي را به ياد بياورد چشمان خود را به سمت آسمان مي گيرد، زيرا در تلاش است تا آن را در ذهن خود تصوير كند. زماني هم كه تلاش مي كند يك حرف را به ياد بياورد به سمت يكي از گوش هاي خود نگاه مي كند، به اين شكل كه گويا تلاش مي كند دوباره آن را بشنود.

● خطر در كمين شماست

لمس كردن پيشاني يا لاله گوش

اين كار نشان دهنده آن است كه شما احساس تهديد مي كنيد يا خونسرد نيستيد. براي مثال زماني كه شما در رديف اول كلاس نشسته ايد و اميدواريد كه معلم نام شما را صدا نزند. بسياري از مواقع اگر انسان ها در حالت نشسته باشند در اين حالت دست خود را به آرامي روي پاهاي خود مي زنند. ضربه زدن به عصب هايي كه در قسمت هاي انتهايي بدن مانند پاها يا گوش ها قرار دارند به بدن كمك مي كند ضربان قلب يا فشار خون خود را پايين بياورد.

● خواندن زبان بدن

مخالفت ايستادن در حالتي كه پاها كنار هم هستند

اين وضعيت نشان دهنده آن است كه فرد حالت دفاعي به خود گرفته و شايد بيان كننده آن باشد كه چندان با گفته ها يا كارهاي شما موافق نيست.

● خوش آمدگويي چرخيدن به يك سمت

تقريبا بسياري از مردم در حالت ايستاده يا نشسته بدن خود را اندكي به سمت كسي كه توجه آن ها را به خود جلب كرده است مي چرخانند. در اين بين، شايد توجه به يك نكته بتواند به بهتر شدن رابطه شما با ديگران كمك كند. زماني كه در حال صحبت كردن با فردي هستيد و يك شخص سوم تصميم دارد به جمع شما نزديك شود، سعي كنيد زاويه خود را تا ۴۵ درجه به سمت او بچرخانيد. اين يك علامت است كه نشان مي دهد به طرف مقابل خوش آمد مي گوييد و او را به جمع خود دعوت مي كنيد.

● فرق راه رفتن زنانه و مردانه

راه رفتن

شيوه راه رفتن شما هم اطلاعات خاصي را به ديگران منتقل مي كند. افرادي كه سريع راه مي روند در نگاه ديگران خلاق و شايسته به نظر مي آيند. اين طور به نظر مي رسد، آن ها بايد به جاي مهمي بروند و در زندگي خود هدف دارند. براي آن كه راه رفتن تان در نگاه ديگران تاثيرگذار به نظر بيايد سعي كنيد ابتدا پاشنه پا را روي زمين بگذاريد و سپس به سمت نوك انگشتان برويد. جالب است كه بسياري از مردان ابتدا پاشنه پاي خود را روي زمين گذاشته اما اكثر زنان ميانه كف پا را روي زمين مي گذارند.

● باورتان نمي كنند

تكان دادن دست ها

تحقيقات نشان داده است، افرادي كه مرتب دست هاي خود را حين صحبت كردن تكان مي دهند شخصيت باانرژي، منطقي و گرمي دارند اما در عوض افرادي كه حركات دست كمتري دارند منطقي تر و تحليلگرتر به نظر مي رسند. به ياد داشته باشيد كه حفظ تعادل كليد موفقيت در تاثيرگذاشتن روي ديگران است. افرادي كه بيش از اندازه دست هاي خود را تكان مي دهند در نگاه ديگران باورپذيري كمتري دارند و ضعيف تر نشان داده مي شوند. اگر فكر مي كنيد در موقعيت هايي مانند مصاحبه شغلي ممكن است دستان خود را بيش از حد تكان بدهيد، بهتر است چيزي مانند يك كتاب يا پوشه در دستان خود بگيريد.

● احساس برتري

ايستادن با پاهاي باز

ايستادن در حالتي كه پاهاي شما به اندازه عرض شانه ها باز است، نشان از اقتدار، تسلط و نفوذ دارد. هنگام بحث كردن با ديگران يا اختلاف نظر، اين شكل از ايستادن به طرف مقابل القا مي كند كه شما در اين بين احساس برتري داريد. قرار دادن دست ها روي ران ها هم يكي از نشانه هاي سنتي قدرت و اقتدار است.

● عوض كردن پاها

شكلي كه شما بدن خود را حركت مي دهيد نشان دهنده علاقه، نگرش و گرايش شماست. اگر به طور مرتب وزن خود را روي يكي از پاهاي خود قرار مي دهيد يكي از نشانه هاي آن است كه شما ناراحت و عصبي هستيد و به اين شكل مي خواهيد به خود آرامش بدهيد. در اين وضعيت فرد مرتب در حال فكر كردن در مورد موضوعات متعدد در ذهن خود است و اين تغيير فكر خود را به شكل عوض كردن پايي نشان مي دهد كه بيشتر وزن بدن را تحمل مي كند.

● منعطف نيست

باز كردن دست ها

اگر شخصي دستانش را در مقابل شما باز كند به شكلي كه گويا يك سيني براي تعارف كردن در مقابل شما گرفته است، نشان مي دهد كه از نظرات شما استقبال مي كند و منتظر شنيدن آن است. قرار دادن كف دست ها به سمت پايين يا گره كردن آن ها به شكل مشت نشان مي دهد، فرد مقابل شما در آن لحظه شخصيت انعطاف پذيري ندارد.

● متقلب

پنهان كردن دست ها

اگر فردي در حال صحبت كردن با شما دستانش را در جيبش مي گذارد يا در پشت خود پنهان مي كند، اين احتمال را بدهيد كه چيزي را از شما پنهان مي كند يا قصد تقلب دارد. شايد فردي در حال تعريف كردن ماجرايي براي شماست اما اين احتمال وجود دارد كه او تمام داستان را نمي گويد و بخشي از آن را مخفي مي كند.

● فرار سريع

تكان دادن مداوم پاها

آيا دقت كرده ايد در حالتي كه يكي از پاهاي خود را روي پاي ديگر انداخته و نشسته ايد، مرتب يكي از آن ها را مرتب تكان مي دهيد. تحقيقات نشان مي دهد، اين نوع حركات مي تواند به آرام شدن تنش در انسان كمك كند و هر چه شدت اين حركات بيشتر باشد به همان اندازه هم ميزان اين تنش ها بيشتر است. همچنين تكان دادن مرتب پاها نشان مي دهد كه شما هرچه سريع تر مي خواهيد خود را از وضعيتي كه در آن قرار داريد رهايي ببخشيد و پاهاي شما كاملا براي اين موضوع آماده اند. دقيقا به همين دليل است كه در مطب هاي پزشكان، در اكثر مواقع بيماران منتظر پاهاي خود را تكان مي دهند.

● آماده براي فرا از دست شما

قرار دادن نوك پاها به سمت در خروجي

زماني كه با يك فرد در حال گفت وگو هستيد، اگر متوجه شديد كه آن فرد نوك انگشتان پايش را به سمت در خروجي چرخانده است، بدانيد كه آن فرد به طور ناخودآگاه اعلام مي كند كه آماده است تا گفت وگو را تمام كند و به سمت بيرون حركت كند.
 
http://guilan.irib.ir/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در مورد سخن گفتن و تعريف آن تعابير متفاوتي انجام گرفته است برخي مي گويند: سخن گفتن همان حرف زدن است. بعضي معتقدند « سخن گفتن منطقي تر ولي حرف زدن گفتگو و محاوره روزمره را شامل مي شود.» اما حقيقت مطلب اين است حرف زدن تنها ارسال پيام ا زشخصي به شخص ديگر است، اما سخن گفتن علاوه بر ارسال پيام، دريافت پيام را نيز شامل مي شود. يعني اگر فردي پيامي را به شخصي برساند و منتظر باشد مخاطب به سخن او پاسخ دهد و به محرك عكس العمل نشان دهد،  به آن سخن گفتن مي گويند. پاسخ به محرك مي تواند بوسيله تصديق سخن و قبول آن صورت گيرد. اگر حرفي و عبارتي را به مخاطب برسانيم و آن مورد قبول و پذيرش مخاطب قرار نگيرد و اصلا توجهي به پيام گوينده نكند به آن حالت شنواندن مي گويند.

شغل معلمي سخنگويي است، چون درصدد ارسال پيام و منتظر دريافت پيام است بنابراين براي اينكه ارتباط بين معلم و شاگرد بخوبي انجام گيرد نياز به اين است كه عوامل اصلاح سخن رابدانيم كه چگونه با ديگران ارتباط برقرار كنيم؟ آنطور يكه قبلا نيز اشاره گرديد. سخن گفتن عاليترين تفضل انساني نسبت به موجودات ديگر است. اگر ما بتوانيم از زبان به خوبي استفاده نمائيم خواهيم توانست بر همه كس پيروز شويم،و آنچه را كه ميخواهيم ديگران براي ما انجام دهند، براحتي انجام خواهند داد. البته در مورد سخن گفتن كتب فراواني نوشته شده است كه به انسان شيوه و اسلوب درست حرف زدن و سخن گفتن را بيان مي سازد. كساني كه مايلند در هنگام سخن گفتن خود را از خطاهاي كلامي حفظ كنند و از آلودگيهايي زباني دور دارند، مي توانند از اين كتابها استفاده نمايند.

البته مطالعه شرحِ حالِ سخنورانِ نامي جهان كه در طول تاريخ صاحب سبك و شهرت بوده اند بسيار آموزنده است. آنچه جامعه ما بدان نياز دارد اين است كه، ما چگونه سخن بگوئيم و در ارتباط خود با افراد جامعه چگونه گفتار نيك داشته باشيم. بي علت نيست كه گفته اند:

تا مرد سخن نگفته باشد                عيب و هنرش نهفته باشد

اگر مي خواهيد به ارزش واقعي ديگران پي ببريد منتظر باشيد تا سخن بگويند. آنجا كه مولي اميرالمومنين علي عليه السلام مي فرمايند.

المرء مخبوء تحت لسانه:       يعني آدمي زير زبانش نهفته است.

اگر شما لباس زيبايي بپوشيد دليل بر اعتبار و شخصيت متعالي شما نيست. اگر سوار بهترين ماشين هستيد دليل بر سطح سواد و اطلاعات شما نمي شود اما  همين كه در ميان جمع توانستيد خوب سخن بگوييد همه شما را تحسين خواهند كرد، و به شهامت و رشادت رفتار شما غبطه خواهند خورد.

يا جايي ديگر امير المومنين علي(ع) مي فرمايند.

المرءُ يُعَرفُ بِفعلٍه وَ يُوصَف بِلسِانٍه

انسان باعملش شناخته مي شود و با زبانش توصيف مي گردد.

هر كس بخواهند معلم موفقي باشد بايد از ابزار «خوب سخن گفتن» استفاده كند   اگر سيماي زيبايي نداريد، و مانند زيبايان جذاب نيستيد، مسئله اي نيست. مي توانيد در خوب حرف زدن زيبا باشيد. «چون سخن از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند»

قال علي عليه السلام: «ما اَضّمَرَ احدٌ شيئاً اِلاّ ظَهَرَ فيِ فَلَتاتِ لِسانِهِ وَ صَفَحاتِ وَجههٍ».

حضرت علي(ع) فرمودند. هيچ كس چيزي را در دل نهان نكرد جز كه در سخنان بي انديشه اش آشكار گشت و در صفحه رخسارش پديدار.

قال علي عليه السلام: «اللّسانُ سَبَعٌ اِن خُلّيَ عَنّّهُ عَقَرَ»

زبان درنده اي است، اگر واگذارندش بگزد.

در سخنراني به موارد زير توجه كنيد:

1-درست و سنجيده سخن بگوييد. هنگامي كه سخنراني مي كنيد گفتار و عبارات شما بايد مطابق با اصول خاصي باشد. به هر زباني كه حرف مي زنيد  بايد دستور زبانِ همان زبان را مراعات كنيد. به وضعيت قرار گرفتن فعل و فاعل و قيود و صفات توجه داشته باشيد چون واحد اندازه گيري سخن گفتن، دستور زبان است.

2- آهنگ صدا بايد متفاوت باشد. يعني جايي لازم است معلم در بيان مطلب بلند صحبت كند و گاهي براي تاثير بيشتر به آرامي مسائل را مطرح كند. بالا و پا بودن تن صدا در مخاطبان تاثير مي گذارد اگر يكنواخت تدريس كنيد كلاس خسته كننده خواهد شد.

3- صاف و شفاف سخنراني كنيد اگر در مجمع و انجمن براي همكاران و دانشجويان و مردم صحبت مي كنيد منظور خود را با صراحت تمام بيان كنيد و در پوشش و لفافه سخن نگوئيد.

4- تكيه كلام نداشته باشد اگر شاگردان شما احساس كنند در تدريس به تعدادي از كلمات و عبارات تكيه مي كنيد مسخره اتان خواهند كرد. بنابراين به نكات ضعف خود توجه كنيد و در صدد برطرف كردن آنها باشيد. بعضي از معلمين و سخنرانان از كلمات «منون يا تنوين دار» بيشتر استفاده مي كنند و تصور مي كنند كلماتي چون طبيعتا، قطعا، اصولا ، واقعا و... به اهميت سخن آنان خواهد افزود. در حالي كه استفاده بيشتر از چند كلمه موجب مي شود، جذبه سخن از بين برود.

5- مودبانه سخن بگوئيد، به هنگام سخنراني ادب و نزاكت اخلاقي را رعايت كنيد، نگاه، حرف زدن، حركات و رفتار سخنران همگي بايد مودبانه باشد چون درصد بيشتري از تاثيرات سخنراني در مشاهده است. بنابراين اگر مودب باشيد سخنان شما بيشترين تاثير را در مخاطبان خواهد گذاشت.

6- به هنگام حرف زدن نبايد كلمات مقطع و بريده بريده باشد. مثل كساني كه لكنت زبان دارند، صحبت نكنيد. يا تند و سريع حرف نزنيد چون هر دوي اين حالات زيانبار است. سعي كنيد شمرده صحبت كنيد تا در اذهان شنوندگان جاي گيرد.

7- لطافت طبع داشته باشيد. بعضي از افراد وقتي حرف مي زنند ناخودآگاه در دل آدم مي نشيند. درست است لطافت طبع يك موهبت الهي است ولي با تفكر و تامل مي توان از خطيبان نامور و مشهور مطالبي را آموخت حافظ مي فرمايد:

حافظ از مشرب قسمت گِله بي انصافي است

                                          طبع چون آب و غزل هاي روان ما را بس

حقا كه خوش صحبتي، نعمتي است ارزنده و قابل ارزش. حتما در برخي مراسم ديده ايد وقتي مي خواهند سخنراني خوبي براي عموم انجام گيرد به فرد خاصي اشاره مي كنند، و از او مي خواهند با اشارات و كلمات شيرين و جذاب خود به مجلس رونق دهد. اينان داراي لطافت طبع هستند زيرا سخن ايشان شيرين و گيرا است.

بدانچه كه مي گوييد معتقد باشيد.

اگر واقعا معلم هستيد و به دانش آموزان صحبت مي كنيد، بدانچه مي گوييد ايمان داشته باشيد زيرا اگر خودتان را در پشت چشم هايتان پنهان كنيد مخاطبان خواهند فهميد. اگر بخواهيد دروغ بگوئيد از رنگ چهره و نگاهايتان معلوم خواهد شد. بقول معروف: «رنگ رخسار خبر مي دهد از سر ضمير».

بزرگي مي گويد: همه مردم را مي توان براي بعضي اوقات فريب داد وبرخي از مردم را براي تمام عمر، ولي نمي توان تمام مردم را براي تمام اوقات فريب دارد.

بنابراين در صدد نباشيد با سخناني كه بدان اعتقاد نداريد مردم را فريب بدهيد. زيرا دزدي از مال مردم مي تواند بخشودني باشد اما دزديدن اعتقادات مردم حساب جداگانه اي دارد.

از سخنوران مشهور جهان ياد بگيريد.

در سخنراني تمرين كنيد تا مهارت لازم را كسب نماييد برخي از آموزگاران وقتي براي شاگردان خود صحبت مي كنند مي توانند به راحتي منظور خود را برسانند. اما اگر از آنان بخواهيد به يك مقطع بالاتر صحبت كنند به لكنت زبان دچار مي شوند. اگر مي خواهيد معلمي براي تمام فصول باشيد. تمرين كنيد و از صحبت كردن نترسيد. از جمله خطيبان مشهور جهان شخصي يوناني به نام سيسرون بود . مي گويند : قبل از سخنوري اين فرد نمي توانست حتي به همنوعان خود ساده ترين مطالب را برساند واگر از كسي تقاضايي داشت براي  بيان آن دچار مشكل مي شد. اما در يك تحول روحي به تمرين روي آورد و در بيابان سنگ ها چيد و براي آنها سخنراني كرد تا اينكه در كرامات او گويند "اين شخص چنان مهارت در سخنراني پيدا كرد، كه مي توانست ساعتها سخنراني كند اما از يك كلمه دو بار استفاده نكند"

"پالامدس" از سخنوران نامي جهان چنان مقتدرانه سخن مي گفت كه مي توانست ثابت كند چيزي مانند چيز ديگر است و يا مخالف آن است و يا چيزي يك است يا چند است، يا ساكن است و در عين حال در جنبش است.

"لوسياس پسر سفالوس" معتقد بود: هر گفتار و خطابه بايد مانند موجود زنده اي تن و سر و دست و پا داشته باشد.

"اونوس" سخنور مشهور ايماء و اشاره و ستايش غير مستقيم را اختراع كرد.

"پروديكوس" از سخنوراني است كه در شيوه بيان و سخن مخالف اطناب و ايجاز بود و معتقد به كلام به اندازه بود.

"پريلكس" از همه سخنوران به كمال نزديكتر بود.

سخنوران مشهور تاريخ آن چنان در كار خود مسلط بودند كه بعضا مي توانستند حقيقتي را غير حقيقي جلوه دهند، و كهنه اي را نو قلمداد نمايند، و نوي را كهنه. هر چند برخي براي مجاب كردن حريف خود از شيوه جدل در سخنوري استفاده مي نمودند، اما واقع مطلب اين است آشنايي به رموز سخنوري و شيوه مجادله با حريفان مستلزم داشتن استعداد كافي و هنر و آئين  سخنوري است. بنابراين "خوب حرف زدن" ، يعني آشنايي با هنر خطبه خواني و سخنوري است. بدون آشنايي به نحوه بيان وكلام نمي توان سخن نيكو را به ديگران بخوبي انتقال داد.

در حق "سحبان وائل" ، خطيب عرب گويند: به علت اينكه در استعمال و بكار بردن بعضي از حروف دچار لكنت زبان مي شد هنگام سخنراني، از بكار بردن حروفي كه دچار مشكل مي شد خودداري مي كرد، و از كلماتي استفاده مي برد كه داراي آن حروف نيستند پس مي توان با تمرين و فعاليت به بالاترين درجه از مهارتهاي فيزيكي در فن سخنراني رسيد.

به هنگام سخنراني وضع فيزيكي محل سخنراني را در نظر بگيريد.

به وضع فيزيكي كلاس توجه كنيد اگر در كلاسي قرار گرفته ايد كه نور كافي ندارد و يا سرما از پشت پنجره هاي بدون شيشه، دانش آموزانتان را ناراحت مي كند، يا سرو صداي خيابان باعث حواس پرتي مي شود بدانيد. براحتي نخواهيد توانست به امر تعليم و تربيت بپردازيد. همچنين به وضعيت روحي و جسمي مخاطبان خود توجه كنيد. اگر محل سخنراني يا كلاس گرم باشد. گرماي بيش از حد خستگي مي آورد و در انتقال اطلاعات اشكالاتي بوجود مي آورد. اگر به تعدادي از مخاطبان سخنراني مي كنيد كه سني از آنان گذشته است مطمئنا تحمل چند ساعت موعظه شما را نخواهد داشت، پس هر موقع ملاحظه كرديد به خميازه افتاده اند صحبت هاي خود را تمام كنيد.

بعضا مشاهده مي گردد وقتي زنگ كلاس نواخته مي شود برخي از آموزگاران كه رشته هاي فني و رياضي دارند در وقت سياحت نيز به تدريس مشغولند. اينان نمي دانند كه تدريس در آن حالت هيچ بازدهي ندارد و شاگردان در دل خود به معلم بد و بيراه مي گويند. و از خدا آرزو مي كنند كه زلزله اي يا اتفاق ناگواري روي بدهد تا همگي به بيرون فرار كنند و خودشان را از درس نجات دهند. اگر مي خواهيد در كمترين مدت ممكن بهترين تدريس را داشته باشيد به حالات رواني و احساسات و توان مخاطبان خود ارزش قائل شويد.

بيهوده سخنراني نكنيد.

اطاله كلام نداشته باشيد، و از سخنان بي جا و فني بپرهيزيد برخي سخنرانان خيال مي كنند اگر از كلمات قلمبه و سلمبه استفاده كنند و عبارات مشكل و پيچيده در سخن بكار برند، دليل بر فضل و برتري ايشان خواهد بود. در حالي كه آگاهي سخنران در اين است كه مقتضيات زمان و مكان را ملاحظه كند. شما طوري ساده صحبت كنيد كه پيام شما را دريافت كنند. موفق ترين معلمان كساني هستند كه قبل از خستگي شاگردان درس را تمام كنند، و پيش از اينكه شاگردان بگويند: «آقا خسته نباشيد»! درس را تمام كرده باشند. در فن سخنراني نبايد از كلمات و عبارات و مفاهيم تكراري استفاده كنيد. اگر مي دانيد پيام جديدي داريد، جهت سخنراني به پشت تريبون برويد، وگرنه وقت مردم را نگيريد. بعضي از خطيبان از چيزهاي صحبت مي كنند كه مخاطبان در آن مورد بيش از وي اطلاعات دارند. اگر مي خواهيد جذاب باشيد و حرفهايتان را در صحيفه دل بنگارند از چيزهايي سخن بگوييد كه مردم نشنيده اند؛ در غير اين صورت سخنان شما ملال آور خواهد بود. خواجه حافظ مي فرمايد:

فسانه گشت و كهن شد حديث اسكندر

                                          سخن نو آور، كه نو را حلاوتي است دگر

حقيقت اين است كه به مخاطبان از مسائل تر و تازه صحبت كنيم و آنچه را كه نمي دانند در  اختيار آنان قرار دهيم. اگر شما به يك فيلم سينمايي كه قبلا ديده ايد تماشا كنيد هيچ جذبه اي برايتان نخواهد داشت و مدتي را كه براي تماشاي مجدد صرف مي كنيد وقت تلف شده به حساب خواهيد آورد.

از غرور و فخر فروشي به هنگام سخنراني پرهيز كنيد.

احساس غرور در هنگام تدريس پسنديده نيست. مخاطبان خود را تحقير نكنيد و از اينكه اطلاعاتي ندارند و شما مي خواهيد مطالبي به آنان ياد بدهيد، منت نگذاريد، خودتان را در جاي شاگردان بگذاريد، و فكر كنيد آيا در سن و سال آنان مطالبي را كه اكنون تدريس مي كنيد مي دانستيد؟ تعدادي از سخنرانان و معلمين و استادان براي اينكه به اهميت سخن خود اشاره كنند، به دانشگاه هاي خارجي كه در آنجا تحصيل كرده اند و يا به كشورهايي كه سفر كرده اند اشاره مي كنند؛ يا با جلوه گري و احساس غرور مطالب را انتقال مي دهند. اما آنان نمي فهمند همين كه شنوندگان احساس كردند، گوينده در صدد فخر فروشي است از توجه به گفته هايش خودداري مي كنند. لازم است از عباراتي كه نشان دهنده تكبر و فخر فروشي شماست، بپرهيزيد. سعي كنيد اطلاعات را انتقال دهيد و اظهار نظر و قضاوت را به عهده مخاطبان بگذاريد.

خود كم بيني تواضع نيست.

نقطه مقابل غرور، حس حقارت و خود كم بيني است . همانطوري كه خودداري از غرور در امر انتقال اطلاعات سفارش شده است، احساس حقارت نيز آفت سخنراني است. خيلي از سخنرانان خيال مي كنند اگر خودشان را پايين تر از مخاطبان حساب كنند شايد به گفته هايشان خوب توجه شود بنابراين از عباراتي چون (منِ حقير)، (من كه خاكِ پايِ شما هستم)، (شما بهتر از من مي دانيد)، (من كه چيزي نيستم)، (من نمي توانم برايتان سخنراني كنم بلكه به توصيه فضلاي مجلس قبول كردم) جدا بپرهيزيد. اظهار غرور خواه به وسيله خود بزرگ بيني و يا خود كم بيني از بيماري هاي بزرگ سخن است.

«خوب حرف زدن» لازمه «حرفِ خوب زدن» است.

به فنون ادبي و بلاغي آشنا باشيد كساني كه از صناعات ادبي در گفتار خود  استفاده مي كنند بهتر مي توانند در دل مخاطبان نفوذ كنند. شما بايد بدانيد چه موقع از ايجاز و تمثيل و كنايه و استعاره استفاده كنيد و در بكار بردن كلمات متجانس و مترادف  و متضاد  مهارت داشته باشيد. آشنايي به فن فصاحت و بلاغت  براي هر مدرس و استادي لازم است. البته در تعابير فصاحت و بلاغت نظرات متفاوتي بيان شده است. فصاحت به معين رسا بودند سخن است. يعني چنان سخنراني كنيد كه عبارات و جملات شما از اصول و قواعد خاص زباني تبعيت كند و نقص و نقضي در بيان و اداي عبارات وجودنداشته باشد؛ و شنوندگان براحتي بتوانند منظور شما را بفهمند اما بلاغت رعايت مقتضاي زمان و مكان است. در يك عبارت بلاغت يعني:

چونكه باكودك سرو كارت افتاد             پس زبان كودكي بايد گشاد

اگر به كودك درس مي دهيد مثل او حرف بزنيد و آنگونه كه او فكر مي كند بيانديشيد. اگر به گروهي از علما و فضلا سخنراني مي كنيد مطابق با خواسته هاي آنان بحث كنيد.  اگر توانستيد منظور خود را به راحتي به شنوندگان برسانيد يقينا داراي فصاحت و بلاغت هستيد. آنچه را كه مخاطبان از شما انتظار دارند برآورده سازيد نه چيز ديگري را. البته به غير از فنون ادبي به مسائل ديگر نيز نياز داريد كه يادآوري مي شود.

مواردي ديگر درآئين سخنوري

استفاده از حكايت و تمثيل و شواهد توصيه مي شود. در لابلاي تدريس و سخنراني از قطعات شعري بهره ببريد و به هنگام خستگي شنوندگان به حكايات و داستانهايي كوچك اشاره كنيد. ممكن است اينگونه سوال كنيد در درس رياضيات  چه نيازي به داستان است؟ معمولا معلمين ماهر حكايت را در ذهن مجسم مي كنند و براي اينكه زمينه سازي كنند از كلماتي استفاده مي كنند تا ارتباطي بين حكايت و وضع موجود كلاس باشد. مثلا مي بينند شاگردان از نوشتن فرمول در رياضي خسته شده اند بنابراين براي حواس جمعي و داشتن نظم و مايوس نشدن از فعاليت مي توانند داستانهايي ذكر كنند كه ارتباط به موارد بالا دارد. يعني قبل از بيان حكايت با زمينه سازي ارتباط لازم را با شرايط موجود بدهند.

انسان در هر سن و سالي كه باشد از داستان و حكايت و تمثيل خوشش مي آيد. يكي از ويژگي هاي معلم موفق بكار بردن نكات آموزنده و حكايات تاريخي و داستاني است معلمي كه بيشتر داستان مي گويد، طرفداران زيادي دارد. شما از حكايت در امر تعليم و تربيت استفاده كنيد.

اگر احساس خستگي بر كلاس حاكم شد با خواندن غزل و شعري به كلاس روحيه بدهيد و سفارش مي كنم اگر توانستيد در آغاز كلاس چند بيت شعر بخوانيد تا مخاطبان احساس شادابي كنند. البته اين امر در هر درسي مي تواند انجام بگيرد و تنها به رشته ادبيات فارسي منحصر نمي شود.

بي حال و سست نباشيد بلكه از حركات موزون استفاده نمائيد.

داشتن رفتار يكنواخت از بيماري هاي مضر سخنراني است. معلم لازم است در پشت صندلي خود قرار بگيرد و از دستهاي خود براي اشاره استفاده كند و يا گاهي در حال قدم زدن تدريس كند. اگر رفتار شما از حد اعتدال خارج شود ملال آور خواهد بود اگر همواره در حال قدم زدن باشيد، دانش آموزان سرگيجه خواهند شد. اگر تمام ساعت پشت صندلي بنشينيد، احساس خستگي خواهند كرد. اگر كاملا با دستهاي خود بازي كنيد و اينور و آنور اشاره كنيد، با زمخاطبان خسته خواهند شد. به هنگام تدريس بايد از رفتار اضافي خود بكاهيد وقتي حرف مي زنيد احساس خستگي نكنيد كلام بايد متناسب با حركات و رفتار گوينده باشد اگر از حماسه و داستانهاي پهلواني حرف مي زنيد نمي توانيد با خمود بودن و بدون حركت دستها سخنراني كنيد وقتي مي خواهيد به گذاشتن تير در چله كمان اشاره كنيد بايد با دستهاي خود كاملا نشان دهيد تا جذبه خاصي به سخن بدهيد.

به هنگام سخنراني به همه يكسان توجه كنيد.

به همه دانش آموزان به يك اندازه نگاه كنيد و از نگاه مستقيم به آنان خودداري كنيد اگر به دانش آموزان زل زل نگاه كنيد دستپاچه مي شوند. از چشمان و سر و سينه و دستهاي خود بخوبي بهره ببريد اگر مي خواهيد سخن مهمي را به مخاطبان برسانيد ابروهاي خود را بالا ببريد و وانمود كنيد كه حرفهايتان قابل توجه هستند؛ بي حال و سست سخنراني نكنيد. در به كار بردن عبارت از فن معاني و بيان استفاده كنيد، و عباراتي كه مي توانند بهترين تاثيرات را در شنوندگان بگذارند بكار ببريد.

ممكن است شما هرگز نتوانيد تن صداي خود را به خوبي تغيير دهيد زيرا آهنگ صداي هيچ انسان قابل تغيير نيست و زير و بم بودن صدا موهبت الهي است؛ اما خوب و گيرا حرف زدن اكتسابي است. براي اينكه نفوذ كلام داشته باشيد همه موارد را رعايت كنيد. شما بوسيله تمرين مي توانيد سخنگوي خوبي باشيد: زياد حرف نزنيد و از خاطرات خود بيشتر سخن نگوييد. حرف مخاطبان را قطع نكنيد و از پرخاش كردن به ديگران خودداري كنيد.

http://daneshohonar.blogfa.com/post-14.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۴ - تمرين توجه به همه مخاطبان و نگاه مستقيم و برابر به همه حاضران در محل سخنراني و جلسات

۸

در هر لحظه در حين صحبت كردن فقط به يك نفر توجه كنيد

 كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه اضطراب را به عنوان عكس‌العملي طبيعي باور كنيد و با آن كنار بياييد.

وقتي هنگام صحبت كردن در يك جمع اين احساس را در خود سركوب نكنيد ديگران نيز بااين احساس شما كنار مي‌آيند و هنگام بروز احتمالي استرس و يا اشتباهاتي در پي آن، شما را خواهندبخشيد.

در ضمن فراموش نكنيد كه شنوندگان توقع ندارند يك سخنراني بي‌عيب و نقص از شماببينند و شما در مقام يك استاد سخنوري قرار نداريد، پس زياد به خودتان سخت نگيريد.

به اين فكركنيد با وجود اينكه ديگران از اضطراب شما آگاه هستند اما باز هم شاهديك سخنراني عالي از شما خواهند بود و همين موضوع موجب كسب احترام بيشتري برايتان خواهد شد.

مي‌توانيد درباره استرس خود با آنها شوخي كنيد مثلا ‌بگوييد «فقط خدا مي‌داند من چگونه مي‌خواهم سخنراني كنم و خودش بايد به داد من برسد» و يا جملاتي از ايندست.

تعريف دوباره‌اي از شنوندگان خود داشته باشيد

تعريف دوباره از شنوندگان به اين معناست كه ديد خود را نسبت به آنها تغيير دهيد.به‌جاي اينكه آنها را استاداني ببينيد كه در حال ارزيابي و سنجش شما هستند،مي‌توانيد اينطور به خودتان بقبولانيد كه مخاطبان شما دانش‌آموزاني هستند كه منتظرند تا بعد از شما سخنان خود را ايراد كنند.

در اين صورت آنها هم به اندازه شما اضطراب دارند و شما را درك مي‌كنند و ديگرهيچ دليلي براي نگراني و دلشوره برايتان باقي نمي‌ماند يا اينطور تصور كنيد كه قرار است بعد از 10 سال دوستان قديمي خود را دوباره ببينيد، در اين صورت ايجادارتباط چشمي برايتان ساده‌تر مي‌شود و شنوندگان نيز از سخنان سرشار از صميميت شمالذت خواهند برد.

براي كاهش استرس خود اصلا‌ به روش‌هايي كه ناديده گرفتن شنوندگان را توصيه مي‌كند متوسل نشويد، تصور اينكه به جمعيت نگاه كنيد و با آنها صحبت كنيد ولي به خودتلقين نماييد كه هيچ كس در اطرافتان وجود ندارد كار بسيار سخت و تقريبا ‌غيرممكني است. پس بي‌خيال چنين روش‌هايي شويد.

از جلوه‌هاي بصري كمك بگيريد

حالتي را تصور كنيد كه سخنراني شما با اجراي زيبايي از برنامه پاورپوينت همراه باشد و توجه شنوندگان به نكاتي كه شما انتخاب كرده‌ايد جلب شود.

در اين صورت نصف زمان سخنراني حواس آنها به مشاهده و دقت در نكات و دنبال كردن اسلايدها معطوف خواهد شد و در همين حين شما در حالي‌كه كسي نگاهتان نمي‌كندمي‌توانيد به راحتي با حضار صحبت كنيد.

اگر هركدام از آنها به شما نگاه كردند سريعا نگاه خود را روي كسي متمركز كنيد كه به شما نگاه نمي‌كند و به اسلايدها دقت دارد زيرا هميشه صحبت كردن براي افرادي كه به ما نگاه نمي كنند راحت تر است و استرس كمتري ايجاد مي‌كند.

با قصد قبلي اشتباه كنيد

اين ترفند ديگري است كه به شما پيشنهاد مي‌كنيم آن را امتحان كنيد. هدف ازبه‌وجود آوردن اشتباهات از پيش تعيين شده جلب توجه بيشتر مخاطبان است.

اگر بتوانيد كاري كنيد تا جو صميمي‌تري ايجاد شود و شما بهتر بتوانيد كنترل جمع را در دست بگيريد، نه تنها صحبت كردن برايتان آسان‌تر خواهد شد بلكه براي حضارنيز سخنراني خاطره‌انگيزتري بجاي مي‌ماند.

در هر لحظه در حين صحبت كردن فقط به يك نفر توجه كنيد

يكي از وحشتناك‌ترين مسائلي كه هنگام صحبت كردن سخنران را اذيت مي‌كند، جمعيت وتعداد حضار و مخاطبان است .نگاه كردن به يك جمع گسترده كه همه در انتظار شنيدن سخنان شما سكوت كرده‌اند واقعا كار طاقت‌فرسايي است.

براي غلبه بر اين احساس بهترين كار اين است كه در هر لحظه فقط به يك نفر نگاه كنيد و آن را مخاطب قرار دهيد و تصور كنيد هيچ كس ديگري به شما توجه ندارد. اگركس ديگري از شما سئوالي داشت نگاه خود را به روي او معطوف كنيد و در ذهن خود اينطورتصور كنيد كه در يك كافي شاپ نشسته‌ايد و يك گپ دوستانه در جريان است.

تجربه جالب و مفرحي داشته باشيد

اين ترفند آخرين و مهم‌ترين ترفندي است كه براي شما بيان مي‌كنيم. با جمعيت شوخي كنيد. براي ارتقاي كيفيت سخنراني خود روش‌هاي جديدي را امتحان كنيد.

شايد چند شوخي به‌جا و سنگين و يا راه رفتن دور سالن هنگام سخنراني به‌جاي چسبيدن به صندلي ايده‌هايي باشند كه سخنان شما را جذاب‌تر كنند.

اين روش‌ها را امتحان كنيد و مطمئن باشيد كه پس از آن ديگر احساس بدي هنگام حضوردر جلسه سخنراني نخواهيد داشت و ترس از سخن گفتن در جمع در درونتان كشته خواهدشد.
تنها


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]
روش خطابه و سخنوري (2)

اعتماد به نفس (1)

از مهمترين عوامل توفيق در سخنراني، داشتن «اعتماد به نفس» است.  هم به معناي شناختِ توان و استعداد خود براي سخنراني، هم به كارگيري اين استعداد. اين‌ها زمينۀ خجالت نكشيدن مي‌شود. به نكاتي در اين زمينه توجّه كنيد:

1 ـ مخاطبان را، بايد چنان فرض كرد كه نسبت به موضوع، چيزي نمي‌دانند و مشتاق شنيدنند و جمع شده اند تا از زبان شما بشنوند.

2 ـ اگر دربارۀ موضوعي مطالعه كرده، مطالب كافي داشته باشيم، هنگام سخن به ما قوّت قلب مي‌دهد.

3 ـ اگر رو به روي آينه به تمرين خطابه بپردازيم، براي پيدايش اعتماد به نفس، مؤثر است.

4 ـ به خودمان تلقين كنيم كه توانايي خطابه را داريم و دشواري‌هاي كار را جزئي و قابل حل و غلبه بشماريم.

5 ـ به خود بقبولانيم كه سخنوران معروف هم ابتدا بي تجربه بوده اند و مهارت را با تمرين و ممارست به دست آورده اند.

6 ـ جلسۀ سخنراني را همچون يك ميدان نبرد تصور كنيم، كه هر چه با روحيه‌تر باشيم، موفقتر خواهيم بود. با نداشتن روحيه، كار خراب مي‌شود.

7 ـ گاهي شروع در سخن، مطالب بعدي را به ياد مي‌آورد و نكاتي كه فكر هم نكرده بوديم، هنگام خطابه بر ذهن و زبان

جاري مي‌شود. اين نيز مايۀ قوت روح و اعتماد به نفس سخنران است.

اندوخته‌هاي ذهني و محفوظات، گاهي با شروع به سخن، به ياد مي‌آيد و ناطق را امداد مي‌رساند.

8 ـ براي تقويت اعتماد به نفس، بايد از پيشنهادهايي كه به انسان براي گفتن يك حرف يا اجراي برنامه يا سخنراني مي‌شود، استقبال كرد. اين مسؤوليت پذيري، نيروهاي نهفتۀ انسان را بيدار و فعّال مي‌سازد.

9 ـ كسي كه خود را كاملاً براي ايراد سخن آماده كرده باشد، اعتماد به نفس بيشتري خواهد داشت. پس بايد براي كسب اين آمادگي كوشيد.

مشكل خجالت كشيدن

اغلب افراد، با مشكلي به نام «خجالت كشيدن» از ايراد سخن در حضور جمع، مواجهند و گرفتار دلهره و اضطراب مي‌شوند.

خجالت و منشأ آن چيست؟ چگونه مي‌توان با آن مقابله كرد؟

آن كه خجالت مي‌كشد؛ يعني، از نشان دادن و مطرح ساختن خود، ابا دارد، در خود آن شخصيت و استعداد را نمي‌بيند كه به ايراد سخن بپردازد.

فكر مي‌كند خراب خواهد كرد يا آبرويش خواهد رفت يا ناتواني‌اش براي ديگران آشكار خواهد شد يا ممكن است به او بخندند يا مسخره‌اش كنند. يا براي خودش، وجهه و شخصيت كاذبي پنداشته، كه مي‌ترسد، اگر اقدام كند، آن وضعيت و شخصيت فرو خواهد ريخت. اين‌ها همه پندارهايي است كه انسان را از رشد، باز مي‌دارد.

علي عليه السلام فرموده است:

«قُرِنَتِ الهيبةُ بالخيبةِ والحياءُ بِالحِرمان؛ (2) مهابت و بيم داشتن، همراه ناكامي است، و خجالت كشيدن، مقرون به محروميت است.‌»

عوامل و ريشه‌هاي خجالت، معمولاً اين هاست:

1 ـ فرهنگ و تربيت خانوادگي

2 ـ عدم اعتماد به نفس

3 ـ ترس از مجهولات آينده

4 ـ احساس حقارت و خود كم بيني

5 ـ انزوا و گوشه گيري

6 ـ احساس يك شخصيت موهوم و پنداري و ترس از زوال آن

7 ـ عدم تمرين و تكرار

وقتي پدر و مادر، كودكان را از آغاز، از حرف زدن جلوي ديگران منع كنند و ميدان عرض اندام و ابراز شخصيت به آن‌ها ندهند، كم كم عقدۀ حقارت در فرزندان پديد مي‌آيد و از حرف زدن در مقابل ديگران خجالت خواهند كشيد و براي سخنراني و خطابه هم ناتوان خواهند بود.

در اثر تكرار، ترس‌ها از بين مي‌رود و خجالت نابود مي‌شود و كار براي انسان حالت عادي پيدا مي‌كند. هر چيز غير عادي، مايۀ خجالت مي‌شود، ولي اگر عادي و طبيعي شد، خجالت هم زايل مي‌گردد.

از هر چه خجالت و ترس داشتيم، بايد خود را در كام آن بيندازيم، تا ترس و خجالت، از بين برود و آن هراس موهوم و وحشتِ بي جا و بي دليل، زايل گردد. اين تعليم، از اميرمؤمنان علي عليه السلام است كه فرمود:

«اِذا هِبْتَ اَمْرا فَقَعْ فيهِ فاِنّ شِدَّةَ تَوَقّيهِ اَعْظَمُ ممّا تَخافُ منه؛ (3) هرگاه از چيزي مهابت و بيم داشتي، در آن قرار بگير. چرا كه سختي پرهيز و پروا، بزرگتر از خود آن چيزي است كه از آن ترس داري.‌»

خودِ هول و هراس، شديدتر از آن موضوعِ بيمناك است و اگر انسان با آن درگير شد، در مي‌يابد كه آن اندازه هم وحشتناك نبوده است. گاهي مانع اقدام انسان، بي خبري از استعداد خويش يا عدم اطلاع از جوانب و پيامدهاي يك عمل است. وقتي اقدام كرد، هم ميزان توانايي خود را به دست مي‌آورد، هم از جوانب قضيه آگاهي تجربي پيدا مي‌كند.

مثل كسي كه براي پريدن از يك جا يا پريدن در يك استخر، واهمه دارد. مشكل، همان نوبت اوّل است. تا نپريده، دلهره دارد. همين كه يك بار پريد، هم ترسش مي‌ريزد، هم نوبت‌هاي بعدي برايش كاملاً عادي و راحت مي‌شود.

ايراد سخن و اجراي برنامه در حضور ديگران نيز همين گونه است. بايد اقدام كرد، تا كمرويي و بيمناكي از بين برود و حالت عادي پيدا كند.

به قول «اِمِرسون»: «كسي كه بر ترس غلبه نكند، هنوز اوّلين درس زندگي را نياموخته است.‌»

كساني هستند كه با ورود افراد مهمّ به جلسه، دست و پاي خود را گم كرده، خود را باخته، سخنراني را خراب مي‌كنند. بايد با اعتماد كامل به نفس، سخن را ادامه داد و مرعوب شخصيت اين و آن نشد.

كساني هم هستند كه مطالب را مي‌دانند، امّا با ورود به جلسه يا آغاز سخنراني، آن‌ها را فراموش مي‌كنند. براي حلّ اين كار، علاوه بر تكرار و ممارست در سخنراني كه فرد را با اعتماد به نفس بار مي‌آورد، همراه داشتن يادداشتي حاوي رؤوس مطالب مورد نظر مفيد است، تا در هنگام سخن با يك نگاه اجمالي به آن‌ها، مطالب را به ياد آورد.

ارتباط گوينده و شنونده

در يك جلسۀ سخنراني، ميان ناطق و مستمعين، نوعي ارتباط متقابل و تأثيرگذاري و تأثيرپذيري وجود دارد و اين بستگي به شرايط جلسه، نوع سخن و محتوا، كيفيت سخنراني، شرايط ظاهري و... دارد.

هر چه سخنران، قدرت تفهيم بيشتري داشته باشد، در جذب، موفّقتر است.

هر چه مستمع، شيفتۀ كلام گوينده و شخصيت او باشد، بهتر گوش مي‌دهد

هر چه بهتر گوش دهد و شيفتگي و علاقه نشان دهد، ناطق، بيشتر سر حال و شور مي‌آيد. گفته اند: «نشاطُ القائل عَلي قَدْرِ فَهم السّامِع؛ (4) نشاط و شور گوينده به اندازۀ فهم شنونده است.‌»

هر چه سخنران، شور و حال بيشتري داشته باشد، هنرمندانه‌تر سخن مي‌گويد و شور مي‌آفريند.

بر عكس... سستي و بي حالي ناطق، به مستمعين هم سرايت مي‌كند و گوش نكردن يا كم بودن يا كم فهم بودنِ شنوندگان، خطيب را هم بي حوصله مي‌كند و از شور مي‌اندازد. از اين رو، گوينده بايد موقعيت و زمينه را بسنجد و به اقتضا سخن بگويد.

 به فرمودۀ علي عليه السلام :

«لاتَتَكَلَّمَنَّ اِذا لَم تَجِدْ لِلْكَلامِ مَوقِعا؛ (5) اگر زمينه و جايگاه براي سخن نيافتي سخن مگوي.‌»

فــهم سخن گر نكند مستمع                                                                    قوّت طبــع از متكلّم مجوي

فُسحت ميــدان ارادت بيـار                                                                     تا كه زند مرد سخنگوي، گوي

اين ارتباط متقابل در اين ميدان‌ها قابل دقّت است:

1 ـ موضوع سخن گوينده و علاقۀ شنونده به مطلب

2 ـ شور و حال گوينده، نشاط و شيفتگي شنونده

3 ـ آهنگ متنوع در صداي گوينده

4 ـ حركات دست و اندام سخنران

5 ـ نگاه متقابل گوينده و شنونده به يكديگر

6 ـ ميزان شناخت آن دو از يكديگر و احترام قائل شدن براي هم

با توجّه به نكات ياد شده، رعايت چند اصل، براي سخنران مفيد است:

1 ـ توجّه و نگاه به همۀ شنوندگان، نه به سمت خاصّي يا گروه خاصّي

2 ـ چرخش نگاه، ملايم و نرم باشد، نه سريع و ناگهاني

3 ـ نگاه گوينده، دقيق و هوشيارانه باشد

4 ـ گاهي روي بعضي چهره‌ها دقيق شدن، جهت جلب توجّه

5 ـ صدا، يكنواخت نباشد، بلكه فراز و نشيب داشته باشد.

6 ـ كلمات گوينده، تحقيرآميز و توهين آميز نباشد.

7 ـ ادب و احترام قائل شدن براي شنوندگان

8 ـ پرهيز از خودستايي و غرور

9 ـ پرهيز از بيان عجز و ناتواني خويش

10 ـ مراعات سطح فكر حضّار و تنظيم مطلب با آن (كَلِّمِ النّاسَ عَلي قَدْرِ عُقُولِهِم) 

هم سخنران بايد بكوشد تا مباحث خود را در حدّ فهم مخاطبين و نيازهاي فكري و روحي آنان تنظيم كند، هم شنوندگان بايد بكوشند تا سطح فكر خود را بالا ببرند و به مطالب عميق‌تر و اساسي تري علاقه نشان دهند.

آنچه سخن گوينده را بر دل‌ها مي‌نشاند، شخصيت معنوي و رفتار انساني اوست. تنها اهل «حرف» نبودن، بلكه جلوۀ حرف‌ها را در «عمل» داشتن وگرنه، تير سخن از كمان دهان فراتر نمي‌رود و به هدف نمي‌رسد. رسول خدا صلي الله عليه و آله به ابوذر فرمود:

«مَثَلُ الَّذي يدعُو بِغَيرِ عَمَلٍ كَمثلِ الَّذي يرمي بِغيرٍ وَتَرٍ.‌» (6)  تير سخنت به آب، شليك مكن بيهوده و بي حساب، شليك مكن

حرف و عمل تو چون سلاح است و خشاب هشدار كه بي خشاب، شليك مكن (7)

عمل، زبان بين المللي است و آن كه رفتار و زندگيش آيينۀ افكار و اعتقاداتش باشد، سخنش از دل بر مي‌خيزد و بر دل‌ها مي‌نشيند.

اين مهم‌ترين عاملي است كه ميان گوينده و شنونده «ارتباط» ايجاد مي‌كند. البته هم كيفيت زيستن و حرف زدن و هم محتواي سخن، در ايجاد اين رابطه مؤثر است.

«ما با چهار چيز با مردم در تماس هستيم و ارزش و موقعيت ما از روي اين چهار چيز معلوم مي‌شود، و عبارتند از:

1 ـ آنچه مي‌كنيم.

2 ـ آنچه جلوه مي‌كنيم.

3 ـ آنچه مي‌گوييم.

4 ـ آن طور كه مي‌گوييم... .‌» (8)

روشهاي عملي

در اين قسمت، به برخي از تمرينهاي عملي اشاره مي‌شود كه به كار بستن آن‌ها، توانايي نطق و خطابه و مهارت بر سخنوري را افزايش مي‌دهد، يا براي آغازگران و مبتديان، مي‌تواند به صورت شيوه‌هاي عملي مفيد باشد:

1 ـ متني، مقاله‌اي يا بخشي از يك كتاب را مطالعه كنيد، سپس آن را كنار گذاشته به بازگو كردن آن‌ها بپردازيد.

2 ـ درسي را كه آموخته ايد، مثل يك معلم براي ديگري (يا براي خودتان) بازگو كنيد.

3 ـ در تنهايي به تمرين بپردازيد و سخنراني كنيد و جلوي آينه ايستاده، نحوۀ حركات و چهره و بيان خود را به دقّت كنترل كنيد.

4 ـ سخنراني‌هاي تمريني يا اصلي خود را در نوار ضبط كنيد، بعدا گوش كنيد تا ضعف‌ها و نارسايي‌هاي آن را شناخته، اصلاح كنيد.

5 ـ نسبت به رسايي صداي خود و خوش آهنگي آن و فراز و فرود لحن و آهنگ صدا، تمرين كنيد.

6 ـ كلمات را فصيح، محكم، واضح و روشن ادا كنيد؛ نه جويده جويده، يا ناقص.

7 ـ از حركات دست و اندام و تغيير در چهره و شيوۀ نگاه، بهره گيري كنيد.

8 ـ متن سخنراني‌هاي مهمّ خطباي نامدار را از نوار بدقّت گوش كنيد يا اگر نوشته است، بخوانيد و از جهات مختلف دقّت كنيد تا عوامل جاذبه و گيرايي آن‌ها را شناخته، شما هم به كار بنديد.

9 ـ براي رسايي صدا، گاهي در صحرا و جنگل و فضاي آزاد، با صداي بلند سخن بگوييد يا متني و شعري بخوانيد تا صدايتان صاف و شفّاف گردد.

10 ـ گاهي پيش نويس نطق خود را روي كاغذ بياوريد و تدوين كنيد، سپس طبق آن به تمرين بپردازيد، البته مانعي ندارد كه سرفصل مطالب را يادداشت كنيد تا هنگام سخنراني از يادتان نرود.

11 ـ خود را براي نطق‌هاي كوتاه و سخنراني‌هاي پنج دقيقه‌اي هم آماده سازيد تا دور از حواشي و مطالب غير لازم، در حدّاقلّ زمان، حدّاكثر مطالب را بتوانيد به اطلاع شنوندگان برسانيد. اين در پيام رساني يا ارائۀ گزارش بسيار مهمّ است.

12 ـ براي تقويت نطق و بيان، گاهي موضوعات معمولي را؛ مثلاً: باغچه، كوه، قلم، آب، معلم، اسراف، شهيد و... . در نظر بگيريد و بدون مقدّمه شروع كنيد به سخنوري پيرامون آن و هرچه به فكرتان رسيد، در همان لحظه بگوييد اين تمرين ذهن را خلاّق و بيان را گويا مي‌سازد.

چند تذكّر مهمّ

1 ـ قبل از آغاز سخنراني، فرصتي مناسب، براي تمركز فكري و آرامش روحي داشته باشيد و در ذهن خود يا در جايي تنها و در حال قدم زدن، مروري بر آنچه مي‌خواهيد بگوييد، داشته باشيد. علي عليه السلام فرمود: «فَكِّرْ ثُمَّ انْطِقْ؛ اول انديشه و آنگهي گفتار.‌»

2 ـ پيش از ايراد سخن، مروري سريع به آنچه خواهيد گفت، داشته باشيد.

3 ـ به صورت متعادل سخنراني كنيد؛ نه خيلي تند، نه خيلي كند و خسته كننده.

4 ـ با شيوه‌هاي مختلف مربوط به صدا، نگاه، حركات و... سعي كنيد شنوندگان را همواره متوجّه سخنان خود قرار دهيد و اگر شنوندگان را خسته يا خواب آلوده يافتيد، با بيان حكايت يا طرح سؤال يا شيوه‌اي ديگر، نشاط را به جلسه و افراد، بازگردانيد.

5 ـ بيش از وقت و مقدار مقرّر، صحبت نكنيد تا حاضرين خسته نشوند.

6 ـ تا مي‌توانيد، از حفظ و خارج از نوشته سخنراني كنيد.

7 ـ خلاصۀ مطالب را در پايان به صورت نتيجه گيري بيان كنيد.

8 ـ از پراكنده گويي، پرچانگي و تفصيل‌هاي ملال آور بپرهيزيد. (9)

9 ـ هنگام سخن، به شنوندگان نگاه كنيد و همه را زير نظر داشته باشيد.

10 ـ از شوخي‌هاي سبك و مطالب مبتذل و تعبيرات ركيك و زننده اجتناب كنيد. رعايت عفت كلام، موجب جلب احترام مستمعين است و كلمات دور از نزاكت اخلاقي و سبك، در شأن خطيب نيست و او را در نظرها پايين مي‌آورد.

11 ـ وقار و متانت را حفظ كرده، بي جهت عصباني نشويد.

12 ـ اگر مناسب باشد، در جلسۀ سخنراني، سؤال و جواب داشته باشيد.

13 ـ رعايت حال شنوندگان را داشته، از نظر جسمي و روحي آمادگي هايشان را در نظر بگيريد.

14 ـ از تقليد و سبك بيان ديگران بپرهيزيد. استفاده از تجربه و شيوه، با تقليد فرق دارد.

15 ـ از تكيه دادن به ميز و تريبون يا لم دادن روي منبر و صندلي بپرهيزيد.

16 ـ از بازي كردن با تسبيح، دكمۀ لباس، موي سر و صورت و هر چيز ديگري كه عامل حواس پرتي شنوندگان از موضوع بحث شماست، پرهيز كنيد.

17 ـ در محيط پيرامون يا پشت سر سخنران، نبايد صحنه‌ها، رفت و آمدها، تابلوها، لوازم تزييني يا هر چيزي كه توجّه افراد را از سخنران به آن‌ها معطوف سازد وجود داشته باشد. همچنين طرز نشستن افراد به نحوي باشد كه ورود تازه واردين به جلسه، حواس‌ها را پرت نكند.

18 ـ اگر محيط سخنراني كوچك است و حاضران اندكند، نيازي به بلندگو نيست.

19 ـ حاضران را از پراكنده نشستن جلوگيري كنيد. سعي كنيد همه يك جا و متمركز و نزديك سخنران بنشينند.

20 ـ پيش از حضور در محل سخنراني، تا مي‌توانيد از وضعيت جلسه و مكان آن و تعداد حاضرين و سطح فكر و نياز شنوندگان و زمينه‌هاي فكري و اجتماعي و روحي آنان اطلاعات لازم را كسب كنيد.

21 ـ قبل از شروع سخنراني، كمي مكث كنيد تا توجّه شنوندگان جلب شود. همچنين قبل و بعد از نكات مهمّ سخنراني، اندكي مكث كنيد.

22 ـ با حالت خستگي يا بلافاصله پس از غذاي زياد خوردن، سخنراني نكنيد. قبل از خطابه، خستگي خود را برطرف سازيد. چند نوبت تنفس عميق قبل از سخنراني و پس از آن آرامش مي‌آورد و خستگي‌ها را مي‌برد.

23 ـ لباس و سر و وضعتان هنگام سخنراني منظم، تميز و مرتب باشد.

24 ـ با حالت شتاب و عجله سخنراني نكنيد. آرامش را در طول سخن داشته باشيد.

25 ـ براي شنوندگان كم، مكان كوچكي قرار دهيد تا در فضاي وسيع، پراكنده ننشينند و شوق و شور سخنران از بين نرود.

26 ـ وضع نور، حرارت، هوا و... مطلوب باشد.

27 ـ گاهي سرعت بيان را به تناسب مطلب، تغيير دهيد و كم يا زياد كنيد.

28 ـ بكوشيد در سخنراني، با مخاطبان تماس و رابطه برقرار كنيد و صميمي شويد.

29 ـ انرژي خود را هنگام سخنراني، بجا و باندازه مصرف كنيد و خود را بيش از حدّ نياز، خسته نسازيد.

30 ـ از دوستان صميمي به طور جدي بخواهيد تا اشكالات سخنراني شما را به شما تذكر دهند و شما نيز مجدّانه بكوشيد تا آن‌ها را برطرف كنيد.

31 ـ سخنراني را شغل و حرفۀ خود ندانيد، بلكه از سر سوز و تعهّد و وظيفه به خطابه روي آوريد، تا تأثير آن كاسته نشود.

32 ـ از تكرار مطلب براي مستمعان بپرهيزيد، كه از حلاوت و جاذبۀ آن مي‌كاهد.

به قول سعدي:

سخن گرچه دلبند و شيرين بود                                         سزاوار تصديق و تحسين بود

چو يك بار گفتي مگو باز پس                                           كه حلوا چو يك بار خوردند بس

.........................................................................................................................................................

پاورقــــــــــــــــــــي:

1 ـ متن حاضر از كتاب روش‌ها،نوشته‌ي استاد جواد محدّثي، نقل شده است.

2 ـ ميزان الحكمه، ج 2، ص 565.

3 ـ نهج البلاغه (صبحي صالح) ، حكمت 175.

4 ـ محاضرات الأدباء، راغب اصفهاني، ج 1، ص 71.

5 ـ غرر الحكم.

6 ـ مكارم الاخلاق، ص 465 (چاپ جامعه مدرسين).

7 ـ از مؤلف.

8 ـ ناطقين زبردست، ص 206 (چاپ سوم).

9 ـ علي عليه السلام : « الكلام كالدّواء، قليله نافعٌ و كثيره قاتلٌ.‌» ، (غرر الحكم).


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

روش خطابه و سخنوري

آفت و اشكال برخي سخنراني‌ها، «كم محتوايي» است، برخي «نامرتّب بودن».

پس، ناطق بايد هم به محتواي غني، سودمند، نكات جالب، سازنده و نو توجّه كند، هم شيوۀ عرضه و قالب بيان و تدوين مطالب را به صورت به هم پيوسته و مرتبط و منسجم رعايت كند.

سخن، بايد داراي نكات برجسته باشد.

شروع خوب و خاتمۀ مناسب داشته باشد.

از مطالب تكراري يا تكرار مطالب پرهيز شود.

هر مطلب در جاي خود باشد و نظم منطقي بر مجموعۀ سخن حاكم باشد.

با يك تشبيه، مي‌توان خطابۀ خوب و بد را اين گونه مثل ترتيب اعداد، بيان كرد:

صحبت خوب: مثل ترتيبِ 1، 2، 3، 4، 5، 6، (مرتّب)

صحبت بد: مثل ترتيبِ 2، 1، 4، 3، 5، 6، (بي ترتيب)

صحبت بدتر: مثل 2،1، 3، 2، 1، 6، (بي ترتيب و با تكرار) (6)

سخنراني هم مثل بنّايي و خياطي، نيازمند به طرح و محتواست؛ همانطور كه در بنّايي، نقشه و هدف ساختمان، مصالح ساختماني و معمار لازم است، و در خياطي، نياز به مشخص بودن نوع لباس، مدل و الگو، پارچه و خياط است، در يك خطابه نيز هدف از سخنراني، نقشۀ كلي و طرح سخن، موادّ اوّليه و مطالب، ظريف كاري‌ها و هنرنمايي‌ها لازم است.

همچنان كه در مديريت يك موسسه، يا هدايت يك عمليات، يا هماهنگي يك مراسم، لازم است كه طرح و نقشه‌اي تنظيم شود و مرحله به مرحله، طبق آن نقشه عمل گردد، مجموعۀ يك سخنراني هم نيازمند چنين طرح ريزي و اجراي نقشه است، تا هدف سخنران در نهايت، تأمين گردد. ابتدا بايد موضوع را مشخص كرد، سپس دربارۀ جزئيات و شاخه‌هاي آن انديشيد و تفكيك كرد، سپس مواد و مطالب لازم براي هر كدام تهيه نمود، آن گاه صورت نهايي مطالب را منظّم ساخت و آمادۀ القا نمود. (7)

در اين كه «چه بايد گفت؟» و پيرامون فلان موضوع و مناسبت، چه مطالبي شايسته است، از راه «مشورت» نيز مي‌توان استفاده كرد. وقتي با كسي دربارۀ موضوع سخنتان به تبادل نظر مي‌پردازيد، هم نظر او در غناي بحث شما مفيد است، هم ذهن شما از آنچه او مي‌گويد، به مطالب ديگري منتقل مي‌شود. اين «تداعي معاني» شايد از شيرين‌ترين ثمرات مشورت با ديگران باشد.

«حكايت و تمثيل»:

در سخنراني، استفاده از حكايت و تمثيل، بسيار مناسب و ضروري و اين فوايد را دارد:

ـ به تفهيم مطلب كمك مي‌كند.

ـ مانع خستگي شنوندگان مي‌گردد.

ـ سخن را در ذهن، ماندگار مي‌كند.

ـ سخنراني را براي گوينده آسانتر مي‌كند.

ـ الگوهاي داستاني، در دل‌ها بيشتر تأثير مي‌گذارد.

در بيان حكايت در سخنراني، چند نكته بايد رعايت شود:

1 ـ حكايت، تبديل به اصل نشود كه مطالب عمده ناديده گرفته شود.

2 ـ داستان، روشن و گويا و جذّاب باشد.

3 ـ موجز و مختصر و دور از زوايد و صحنه‌هاي غيرلازم و جزئيات بي فايده باشد.

4 ـ درست و مستند باشد؛ نه دروغ، يا بي سند و ضعيف.

5 ـ بدآموزي نداشته باشد.

6 ـ حسّ كنجكاوي را تحريك كند.

هر سخنران كه بيشتر حكايت بداند و از داستان استفادۀ بجا و مناسب كند، سخنش گيراتر خواهد بود. براي اين كار، بايد اهل مطالعه بود و قصّه‌هاي سازنده را به صورت موضوعي و تناسب با هر مسأله، شناسايي كرد. دامنۀ حكايت بسيار وسيع است و در كتب مختلفي (چه خاصّ داستان يا بطور ضمني) آمده است. محورها اين هاست:

ـ حكايات مربوط به انبيا و ائمه و صحابه

ـ داستان‌هاي مربوط به اقوام پيشين و حكومت‌ها و تمدّن ها

ـ شرح حال بزرگان علم و اخلاق و حكايت‌هاي عرفاني

ـ حكايات قديم و حوادث جديد و معاصر

ـ داستان‌هاي تخيلي و افسانه‌هاي قديمي و حكايات تمثيلي

تمثيل نيز براي محسوس ساختن معقول و عيني كردن موضوعات عقلي و ذهني بسيار خوب است. تمثيل هم مي‌تواند در قالب حكايت مطرح شود (نظير آنچه در داستان‌هاي تمثيلي مثنوي يا شعرهاي پروين اعتصامي يا بوستان سعدي آمده است) هم به صورت بيان تشريحي و عادي و غير داستاني.

البته مناسب است كه براي هر قشري از مخاطبان، به تناسب سطح فكر، نوع كار و شغل، زمينه‌هاي روحي و شرايط سنّي، و... تمثيل‌هاي خاصّ خودشان و برگرفته از محيط زندگي و مسايل محسوس و ابزار مأنوس با آنان به كار رود. (8)

نتيجه گيري

اغلب اگر شنوندگان دريابند كه گوينده در صدد القاي مطلبي به آنان است، تأثير پذيري كمتر مي‌شود. در اين گونه موارد، بهتر است ناطق به نحوي گفته‌هاي خود را آرايش دهد كه به طور غير مستقيم، مطلب را انتقال دهد و گفتار، خود به خود به «نتيجه گيري» منتهي شود، بي آن كه گوينده تصريح كند «پس نتيجه مي‌گيريم كه.....»

گاهي شنوندگان يا بحث، به گونه‌اي است كه نتيجه گيري و جمع بندي مطالب توسّط سخنران را مي‌طلبد. در اين گونه موارد، خطيب بايد از مجموعۀ مباحث خود، به نحوي به پايان برسد كه مستمعين، نتيجۀ روشن و جمع بندي كاملي داشته باشند و بدانند كه مطلب چه بود و چه شد.

كيفيت به پايان رساندن سخن نيز مهمّ است. «ديل كارنگي» توصيه مي‌كند كه سخنراني خود را با يكي از راه‌هاي زير تمام كنيد:

الف ـ خلاصۀ مطالبي كه گفته ايد، بگوييد.

ب ـ شنوندگان را به فعاليت واداريد.

ج ـ شنوندگان را تعريف و تمجيد كنيد.

د ـ با مطلب شيرين و خنده داري، نطق خود را خاتمه دهيد.

ه ـ نكتۀ شاعرانه‌اي بگوييد.

و ـ منطق خود را با ذكر جمله‌اي از يك كتاب مقدّس خاتمه دهيد.

ز ـ در خاتمه سخنراني اوج بگيريد و مطالب و نكات مؤثّر بگوييد. (9)

............................................................................

·       پاورقــــــــــــــــــــي :

 * ـ متن حاضر از كتاب روش‌ها، نوشتۀ استاد جواد محدّثي، نقل شده است.

1 ـ قال رجل لبنيه: يا بُني! اَصلحوا السنتكم فانَّ الرّجل تنوبُهُ النائبةُ يحبّ اَن يتجمّل فيها فيستعيرُ مِن اخيهِ دابَتَه و ثوبَه، ولا يجدُ مَن يعيره لسانَه.

 (مصنّفات شيخ مفيد، ج 2، ص 91)

2 ـ غرر الحكم.

3 ـ نهج البلاغه، فيض الاسلام، حكمت 140.

4 ـ به بحثِ «كتاب شناسي» در همين مجموعه (روش ها) مراجعه كنيد. در زمينۀ موضوع شناسي و محورهاي مباحث، براي آشنايان به عربي كتاب «زاد المبلّغين» محسن محمد عطوي و «مفتاح الخطابة و الوعظ» محمد احمد العدوي مناسب است.

5 ـ علي عليه السلام مي‌فرمايد: آفةُ الكلامِ الإطالةُ.

6 ـ «فن سخن گفتن»، دكتر مظلومي، ص 14.

7 ـ در اين زمينه، به «مراحل يك نوشته» در بحثِ «روش نويسندگي» در همين مجموعه (روش ها) مراجعه كنيد.

8 ـ تمثيل‌هايي كه آقاي قرائتي و آيت الله حائري شيرازي در بحث هايشان به كار مي‌برند، قابل دقّت است.

9 ـ ناطقين زبر دست، فصل يازدهم، ص 145 (چاپ سوم).


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۵ - تمرين مخاطب مداري و اجراي روش هاي جذب مخاطبان

۸

چه طور عشقي ماندگار ايجاد كنيم و درحفظ آن بكوشيم

فصل 8

ما تنها به اين دنيا قدم مي گذاريم . در محدوه اي كه ذهن و بدن ما براي تنها بودن مشخص كرده , زندگي مي كنيم وسرانجام به تنهايي از اين وجود خاكي خارج مي شويم . در اين ميان اگر دو موجود تنها بتوانند با هم پيوند و همدلي برقرار كنند, به شادي واقعي دست يافته اند . ولي عشق واقعي موهبتي نيست كه از ابتداي تولد براي ما مقدر شده باشد . عشق را هم مثل بسياري از موهبت هاي ديگر بايد به دست آورد و براي كسب و حفظ آن نياز به روش هايي خاص داريم !

همه جا به ظاره خود توجه كنيد

اولين نگاه از قدرتي حيرت انگيز برخوردارد است. مسير اين نگاه از چشمان شما به چشمان او تصويزي سوزان است و خاطرة آن مي تواند براي هميشه زنده و شعله ور باقي بماند .

يك سؤال بزرگ در اين جا مطرح مي شود : چرا افرادي كه به دنبال عشق هستند  براي حاضر شدن در سرقرار اين همه وقت را صرف جذاب تر كردن خود مي كنند, ولي وقتي مي خواهند سگ خود را به دامپزشكي ببرند اين كار را نيم كنند؟ شما قبل از اولين قرار ملاقات , تأثيري را كه بايد روي شكار خود بگذاريد, گذاشته ايد .

اين كه در اولين قرار ملاقات چه طور به نظر برسيد مهم است. ولي اهميت اولين نگاه مسلماً بيشتر خواهد بود .

راهكار 46

همه جا به ظاهر خود توجه كنيد

آقايان , اين بدان معنا نيست كه براي روزنامه خريدن هم كت و شلوار بپوشيد. خانم ها, شما هم نيازي نيست بر اي بيرون برن سگ خود از خانه قشر ضخيمي از ريمل روي مژه هاي خود بماليد , بلكه منظور اين است كه هر وقت سر قرار ملاقات با فرد مورد نظر خود حاضر مي شويد , در آراستگي لباس و ظاهر خود سعي بسيار كنيد .

به دنبال كسي بگرديد كه شبيه شما باشد

منظور من به هيچ وجه اين نيست كه در مهماني هاخط كشي با خود برداري و مثلاً نرمة گوش , انگشت و فاصلة ميان چشمان فرد مورد نظر خود را اندازه بگيريد . ولي اجازه بدهيد موقتاً جملاتي را كه مي خواستم دربارة دوستي , عشق و تفاوت به شما بگويم كنار بگذارم و مسئله اي را كه از نظر علمي به اثبات رسيده مطرح كنم : اگر با كسي كه شبيه شماست طرح دوستي بريزيد, احتمال اين كه عاشق شما شود چهار برابر افزايش مي يابد .

راهكار 47

به دنبال كسي بگرديد كه شبيه شما باشد

اگر جداً مي خواهيد كسي عاشق شما شود , به دنبال كسي باشيد كه شبيه شماست .

از جاي خود بلند شويد

حالا به جنبة عملي مسئله مي پردازيم . چه طور مي خواهيد عشق رادر رگ هاي كسي جاري كنيد كه هيچ شباهتي به شما ندارد؟ خب , ممكن است مضحك به نظر برسد ولي بايد بگويم كه : « بايد با او قرار ملاقات بگذاريد»

قبل از خواندن ادامة مطلب , فهرستي از پنج كار يا فعاليت بيرون از خانه را كه واقعاً از انجام آنها لذت مي بريد, تهيه كنيد . منظور از بيرون از خانه , خارج از خانة خودتان است ,ولي مي تواند در محيط سرپوشيدة ديگري مثل سالن اسكواش يا سخنراني باشد .

حالا خود را متعهد كنيد كه هفته اي يكبار و به تنهاي به جايي برويد كه  افراد همفكر و همسيلقة شما در آن جمع حضور داشته باشند . اگر واقعاً به دنبال يافتن عشق در مكان مناسبي هستيد , هفته اي دوبار اين كار را انجام دهيد .

راهكار 48

هفته اي يكبار به تعهدتان عمل كنيد

براي اين كالي , شهرت و اعتبار , ظاهر و مهم تر از همه ويژگي هاي شخصيتي .

روش هايي براي نشان دادن محبت و علاقه به يك دوست

بعضي اوقات گفتن اين كه « تو براي من بسيار با ارزشي » به يك دوست , دشوارتر از گفتن « دوستت دارم » به كسي است كه او را واقعا دوست داريد . در اين جا به چند روش كه با استفاده از آنها مي توانيد به دوست تان نشان دهيد كه چه قدر وجود او براي شما ارزشمند است , اشاره مي كنيم .

راهكار 40

اورا غافلگير كنيد

دوست خود را با يك برنامة جالب غافلگير كنيد تا به اين وسيله احساس خود را به او نشان دهيد . مثلاً مي توانيد بليط يك مسابقة ورزشي يا كنسرت مورد علاقة او را برايش تهيه كنيد . يا مي توانيد روزي را به همراه او به انجام فعاليت هاي مورد علاقه اش بپردازيد . دوست شما بدون شك تحت تأثير اين توجه و محبت شما قرار خواهد گرفت و از اين كه اين برنامه , تنها خاص او بوده , بسيار هيجان زده خواهد شد .

راهكار 41

هدايايي كوچك براي يك دوست

به دوستان و همكاران تان و كساني كه به ادامة دوستي با آنها علاقه داريد , هدايايي كوچك بدهيد تا به آنها نشان دهيد براي تان اهميت دارند. هدايايي كوچك از سفر به كشورهاي مختلف مي تواند نشان دهندة اين باشد كه شما به فكر آنها بوده ايد و اين بسيار بهتر از كارت پستالي است كه در واقع فرستادن آن يعني:« ها ها , نگاه كن ببين من كجا هستم و تو نيستي .»

از دوستان خود حمايت كنيد

مارتين لوتركينگ همين كار را انجام داد . جان ارك هم به همين طريق عمل كرد . جوليوس سزار هم همين طور . همة ما ميتوانيم با پيش قدم شدندر كارهاي كوچكي كه معتقديم بايد در حق دوستان و افراد مورد علاقة خود « و همة مردم كشورمان » انجام دهيم . يك قهرمان باشيم .

راهكار 42

از دوستان خود حمايت كنيد

وقتي از صميم قلب به صحت كاري اعتقاد داريد , بخصوص اگر اينكار در مورد مردم « اعم از اقليت يا اكثريت » باشد , براي انجام آن پيش قدم شويد . خواه اين كار اقدام مهمي دربارة روابط نژادي باشد و خواه كار ساده و پيش پا افتاده اي در يك مدرسه يا دانشگاه . هميشه اولين نفري باشيد كه به حمايت از دوستان نان بر مي خيزيد . بدون شك علاقه و احترام آنها نسبت به شما به خاطر اين كار افزون تر خواهد گشت . ولي بيش از همه , علاقة شما به خودتان بيشتر مي شود و اين اولين گام براي مورد علاقه و توجه واقع شدن است.

با افراد جذاب هم صحبت شويد

مطالعات نشان داده اند كه افراد جذاب وبرجسته , هميشه تنها مي مانند , چون ديگران خود را در خور معاشرت با آنها نمي دانند. پس امتحان كنيد . اگر دوست داريد با فردي جذاب و كامل دوستي كنيد , تمايل خود را به او نشان دهيد . بيش از آنچه تصور مي كنيد احتمال موفقيت داريد . اگر هم موفق نشديد چيزي را از دست نداده ايد , حدالق ديگر در برابر افراد عادي دست و پاي خود را گم نمي كنيد !

راهكار 43

با افراد جذاب هم صحبت شويد

حتماً اين كار را انجام دهيد! هرگز فكر نكنيد كه شانس تان در هم صحبت شدن با جذاب ترين افراد ضعيف است . آنها را هدف خاص در دوستي خود قرار دهيد .

جرأت متفاوت بودن داشته باشيد

در قديم در كلاس هاي درس به همه ياد مي دادند كه چگونه ط مثل ديگران » عمل و « هماهنگ » رفتار كنند .ولي امروزه , همگان , مرد يا زني كه شهامت متفاوت بودن را داراست , تقدير و تحسين مي كنند . كسي از برتري هاي خود آگاه است و آنها را در زندگي به كار ميگيرد و شان مي دهد , قادر است همه را مجذوب خود كند .

راهكار 44

جرأت متفاوت بودن داشته باشيد

برتري ها و تفاوت هاي خودرا دريابيد و آنها راپرورش دهيد . اگر تفاوتي با ديگران داريد, آن را نشان دهيد!

دوستاني از همه رنگ

بيشتر افراد نمي دانند , كسي كه در جمعي از مليت ها  ونژادهاي مختلف قرار گرفته , چه قدر ممكن است احساس تنهايي كند . فرقي نمي كند كجا زندگي كنيد , تجربة سياه بودن , اسپانيايي بودن‌,آسيايي بودن و شنيدن جملاتي مثل « زبان اول تو زبان دوم من است » بسيار متفاوت است. خوشبختانه اگر با كسي دوست شويد كه در دنياي امروز لهجة نامأنوسي دارد ,هيچ كس اعتراضي نمي كند , بلكه همه شما را تحسين مي كنند كه دست به كاري زده ايد كه متأسفانه همه فقط حرف آن را مي زنند .

راهكار 45

دوستاني از همه رنگ

دوستي با افرادي از فرهنگ هاي مختلف درك و فهم را از دنيا گسترش مي دهد. فرقي نمي كند كه پوست شما سياه , سفيد, قهوه اي يا زرد باشد . دوستاني از رنگ ها و فرهنگ هاي متفاوت انتخاب كنيد .

http://www.jadidtarin.com/reading/people/07.php


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۵ - تمرين مخاطب مداري و اجراي روش هاي جذب مخاطبان

۶

با همه به خوبي ارتباط برقرار كنيم   

فصل 6

بياييد به مسئلة خودي بودن در يك جمع , عميق ترنگاه كنيم . اين بار به بررسي اين موضوع مي پردازيم كه چه طور مي توانيم مسائلي جدي تر از تجارب خود را با مخاطب مان مطرح كنيم . مسائلي مثل عقايد و ارزش هاي زندگي .

بدون شك ثابت شده , كه مردم با كساني كه در زندگي داراي ارزش هاي يكساني هستند , چه در دوستي و چه در محيط كار , راحت تر ارتباط برقرار مي كنند . اين 5 روش به شما كمك خواهد كرد تا بتوانيد با هر كسي كه مي خواهيد ارتباطي نزديك برقرار كنيد .

شما مي توانيد با استفاده از اين شيوه ها علاوه بر ايجاد ارتباطي نزديك با مشتريان , همكاران , دوستان و كسي كه با او رابطة عاطفي برقرار كرده ايد , با ساير افراد نيز از هرنژاد و آييني , همدلي و همفكري پايداري داشته باشيد . بدين ترتيب آنها هم ارتباطي نزديك با شما برقرار مي كنند كه در غير اين صورت ايجاد نمي شد .

دنباله رو باشيد

درست مثل پرندة كوچكي كه بال هاي خود را سريع تر از يك عقاب در حال پرواز به هم مي زند , افراد مختلف روش هاي متفاوتي در زندگي دارند. مثلاً مردمي كه در حومة شهرها زندگي مي كنند عادت دارند با فاصلة بيشتري از هم بايستند, در حالي كه زندگي شهر نشيني سبب مي شود كه افراد به طور معمول در ترن ها و اتوبوس هاي شلوغ در فاصلة نزديكي از هم قرار بگيرند .

افراد ماهر در ارتباطات اجتماعي مي دانند كه حركات شان بايد مثل مشتريان و مراجعان شان باشد . مردم با افرادي كه شبيه به خودشان حركت مي كنند احساس راحتي بيشتري خواهند كرد .

راهكار 34

دنباله رو باشيد

به مردم نگاه كنيد . به حركات آنها توجه كنيد . حركات كوچك ؟ حركات بزرگ ؟ , سريع ؟, ارام ؟, شتاب زده ؟, بي ثبات ؟ , پخته ؟, خام ؟, شيك ؟, و مرخرف ؟

تصور كنيد فردي كه با او صحبت مي كندي مبي رقص شماست . آيا به سبك جاز تعليم مي دهد ؟ آيا باله درس مي دهد ؟ بدن او رانگاه كنيد وروش حركات او را تقليد كنيد . اين كار باعث مي شود طرف صحبت شما به طور ناخودآگاه احساس راحتي كند .

آيا تا به حال براي تان اتفاق افتاده كه با كسي مشغول صحبت باشيد و بعد از چند دقيقه به خودتان بگوييد :« چه قدر مثل من فكر مي كند! مثل اين كه ما روي يك طول موج قرار گرفته ايم . » اين احساس فوق العاده اي است , درست مثل عاشق شدن . آيا مي خواهيد تخته موجي جادويي داشته باشيد كه با آن بتوانيد هر وقت اراده كرديد روي طول موج هر كسي كه مي خواهيد , بپريد؟ اين تخته موج همين جا است , ابزاري زباني كه به وسيلة آن مي توانيد با هر كسي كه مي خواهيد ارتباطي نزديك برقرار كنيد . من اين تكنيك را بازتاب مي نامم, چون در اين روش شما عين كلمات طر مقابل تان راتكرار مي كنيد .

راهكار 35

بازتاب

بازتاب عملكردي زباني و ساده است كه تأثيرات نيرومندي را به دنبال دراد. به حرف هاي طرف مقابل دقت كنيد , به اسامي , افعال , حروف اضافه و صفتي كه به طور معمول به كار مي برد و سعي كندي بازتاب آنها باشيد . شنيدن كلمات مورد استفادة او از زبان شما , باعث ايجاد ارتباطي نزديك مي شود. به اين ترتيب او احساس خواهد كرد ارزش ها , ديدگاه ها , علائق و تجاربش با شما مشترك است .

ازكلماتي حاكي از همدلي استفاده كنيد .

وقتي به صحبت هاي كسي گوش مي كنيم , اغلب براي نشان دادن توجه و دقت از آواهايي مثل « اوم » يا « آها» استفاده مي كنيم . استفاده از اين صداها بهتر از اين است كه در سكوت به طرف مقابل خيره شويم . با اين حال افراد ماهر در ارتباطات اجتماعي از اين روش استفاده نمي كنند . سعي كنيد به جاي گفتن « آها» , كلماتي حاكي از درك و همدلي به كار ببريد . اين كلمات ساده , كوتاه و حمايت كننده اند , مثل :« واقعاص جالب است .» وقتي شما به جاي استفاده از آواهاي مختلف از جملاتي كامل استفاده كنيد , شنونده توجه و درك شما را بيشتر احساس مي كند.

راهكار 36

از كلماتي حاكي از همدلي استفاده كنيد

نا آگاهانه « اوهوم » و « آها» بر زبان نياوريد . براي نشان دادن درك خود از جملات كامل استفاده كنيد . جملاتي مثل : « فهميدم منظورت چيست .» يا از عباراتي احساسي مثل : « واقعاً جالب بود . »همدلي شما شنونده را مجذوب و ترغيب به ادامة صحبت خواهد كرد .

البته اين كار هم راهي دارد. شما براي استفاده از عباراتي مانند: همدلانه و متفكرانه بايد آنها رااز قبل شنيده باشيد!

زودتر از موقع از كلمة « ما » استفاده كنيد

با چند دقيقه گوش كردن به حرف هاي دو نفر , به راحتي مي توانيد اطلاعات زيادي , دربارة روابط آن دو كسب كنيد. مي توانيد حدس بزنيد كه دوستان قديمي هستند يا تازه با هم آشنا شده اند . يا اين كه زن و شوهر يا از هم بيگانه اند.

چه طور ؟روند مكالمه بر حسب نزديكي ارتباط , كاملاً مشخص مي شود . به اين قسمت توجه كنيد :

نوع اول : حرف هاي كليشه اي . وقتي دو غريبه با هم حرف مي زنند حرف هاي كليشه اي ردو بدل مي كنند . مثلاً وقتي دربارة هوا صحبت مي كنند يكي به ديگري مي گويد : « امروز چه هواي آقتابي دلنشيني داريم . »

نوع دوم : واقعيات . افرادي كه يكديگر ار مي شناسند ولي به تازگي با هم آشنا شده اند, معمولاً دربارة واقعيات صحبت مي كنند:« مي داني جو, امسال تعداد روزهاي آفتابي دو برابر سال گذشته است . »

نوع سوم : احساسات و سؤالات خصوصي . وقتي رابطة دوستي بين دو نفر ايجاد مي شود , آنها معمولاً احساسات خود را مطرح مي كنند, حتي دربارة مسائل يكنواختي مثل هوا: « خداي من , جرج , چه قدر اين روزهاي آفتابي را دوست دارم . »

نوع چهارم : جملات توآم با « ما » . اين نوع معمولاً مختص دوستان نزديك يا دلدادگان است . در اين سطح حرف هاي غني تر از واقعيات و نزديك تر از احساسات مبادله مي شود: جملات توآم با ما . دوستان نزديكي كه در اين سطح دربارة هوا حرف مي زنند مي گويند :« اگر اين هوا همين طور باشد تابستان خوبي خواهيم داشت » و دلدادگان مي گويند :« اگر هوا به همين نحو ادامه پيدا كند , مسافرتي عالي در پيش خواهيم داشت . »

روشي كه به آن اشاره مي كنيم از همين نوع سرچشمه مي گيرد . كافي است از كلمة «ما » زودتر از موقع استفاده كنيد .

شما مي توانيد با استفاده از اين كلمه كاري كنيد , كه مشتري , دوست آينده, يا حتي يك غريبه احساس كند از قديم با شما آشنا بوده است . از آن استفاده كنيد تا كسي كه دوستش داريد با شما احساس يگانگي و تفاهم كند . در مكالمات عادي , نوع اول ودوم را حذف كنيد  و مستقيماً به سراغ نوع سوم و چهارم برويد .

راهكار 37

استفاده از كلمة « ما » زودتر از موقع

كاري كنيد تا كسي كه چند دقيقه اي بيشتر نيست با او آشنا شده ايد: با شما احساس راحتي كند . پيشينه ها ذهني او را با حذف نوع اول و دوم و استفاده از نوع سوم و چهارم تغيير دهيد. با استفاده از كلمات جادويي ما, براي ما و مال ما , احساس دوستي و نزديكي برقرار كنيد .

خاطرات فوري

دوستان , عشاق , شركاو همكاران صميمي چه وجه مشتركي با هم دارند؟خاطرات . به اين روش توجه كنيد . با استفاده از آن مي توانيد كاري كنيد , كسي كه به تازگي با او آشنا شده ايد احساس كند سال هاست شما را مي شناسد .

با هر كسي كه دوست داريد, جزئي از زندگي شخصي يا حرفه اي آيندة شما را تشكيل دهد, به دنبال دقايق خاص باشيد . بعد از آنها استفاده كنيد .

راهكار 38

خاطرات فوري

وقتي با دوست جديدي ملاقات مي كنيد كه مايل ايد با او ارتباط نزديك تري داشته باشيد , به دنبال دقايق خاصي باشيد كه در اولين ملاقات با هم داشته ايد, با چند جمله آن دقايق توآم با لبخند و احساسات گرم را تداعي كنيد. حالا شما هم مثل دو دوست قديمي با هم خاطراتي داريد , خاطراتي فوري . 

http://www.jadidtarin.com/reading/people/06.php


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۵ - تمرين مخاطب مداري و اجراي روش هاي جذب مخاطبان

۵

در هر جمعي يك خودي باشيم

فصل 5

آيا تا به حال براي تان پيش آمده ، كه در جمعي قرار بگيريد كه همه مشغول حزف زدن باشند ؟ هريك ازآنها دربارة موضوعي خاص مثل : آمار نادرست در خسابرسي ، محدوديت هاي ريزي ، يا بازار كتاب حرف ميزنندو شما حرف هاي آنها را نمي فهميد . علت آن اين است كه همه در آن مهماني يا حسابدارند ، يا آرشيتكت و يا يك ناشر و شما هيچ يك ازاين دسته ها قرار نگرفته ايد .

بدين ترتيب ، با لبخندي كم رنگ برلب ، در حالي كه لب ازلب ، باز نمي كنيد ، در گوشه اي مي ايستيد . چون مي ترسيد اگراين كار را بكنيد ، حرف نادرستي بر زبان مي آوريد . كج خيالي و بد گماني همة وجودتان را فرا مي گيرد . احساس مي كنيد همه به شما پوزخند مي زنند . شما در اين جمع يك غريبه هستيد . بنابرايندر سكوت رنج مي بريد .

همان طور كه ماهيگريان سنجاقكي را طعمة ماهي قرار مي دهند , شما نيز تنها كاري كه انجام مي دهيد اين است كه با طرح سؤالات مناسب وارد بحث ديگران شويد .

در اين بخش به عملكردهايي اشاره خواهيم كرد كه مي توانيد با استفاده از آنها كاري كنيد كه مرد در هر جمعي با شما مثل يك خودي گپ بزنند .

زندگي خود را از روال عادي خارج كنيد

در اين شيوه كافي است , زندگي خود را موقتاً از حاللت عادي خارج كنيد و دست به كاري بزنيد كه تا به حال به آن فكر هم نكرده ايد. ماهي يكبار تعطيلات آخر هفتة خود را به انجام كار كامالاص خارج از برنامة عادي زندگي خود اختصاص دهيد . يكبار امتحان كردن هر كاري , اين امكان را به شما مي دهد كه 80 درصد بيشتر دربارة آن كار اطلاع پيداكنيد . با اين كار طؤالات مربوط به آن فعاليت را فرا مي گيريد . از اصطلاحات صحيح استفاده مي كندي. و ديگر, زماني كه سؤالات فوق برنامه مطرح مي شود « كه هميشه اين اتفاق مي افتد » هرگز دست و پاي خود را گم نخواهيد كرد .

راهكار 29

زندگي خود را از روال عادي خارج كنيد

در پايان هر ماه زندگي خود را تغيير دهيد . كاري را انجام دهيد كه هيچ گاه به مخيلة خود را راه نمي دادي . مثلاً در يك فعلايت ورزشي شركت كنيد , به نمايشگاه برويد , به يك سخنراني دربارة موضوعي گوش كندي كه تا به حال هيچ تجربه اي در مورد آن نداشته ايد . بدين ترتيب 80 درصد از زبان حرفه اي هر فعاليت و سؤالات مربوط به آن را فرا خواهيد گرفت .

كمي زبان حرفه اي ياد بگيريد

صحبت هايي كه بيش از سخنان عادي مي تواند شما را در هر جمعي خودي نشان دهد , زبان صحبت هاي حرفه اي است .

نكتة جالب اين است كه يادگيري اين زبان كاري بسيار سهل و ساده است . تنها چيزي كه به آن نياز داريد سؤالاتي است كه با مطرح كردن آنها بتوانيد يادگيري اين زبان را شورع كنيد .سؤال كنيد , پاسخ ها را بشنويد و به اين ترتيب براي چند دقيقه وارد كلاس ابتدايي آموزش , مكالمات هدف دار آن رشتة خاص شده ايد . بعد در اولين فرصت موضوع صحبت را عوض كنيد ! چون نبايد بيش از انچه كه واقعاً دربارة آن كار يا رشتة خاص مي دانيد اظهرا فضل كنيد .

راهكار 30

كمي زبان حرفه اي ياد بگيريد .

چه طور بايد زبان حرفه اي را ياد گرفت ؟ هيچ نوار و كتابي در اين باره وجود ندارد ., ولي يادگيري اين زبان كار ساده اي است .

كافي است از دوستي, كه از زبان حرفه اي جمعي كه شما مي خواهيد وارد آن شويد اطلاع دارد , بخواهيد چند سؤال مقدماتي به شما بياموزيد . با آموختن تنها چند كلمة كليدي به مزايايي چند جانبه دست خواهيد يافت .

هركار , هر ورزش و هر موضوع مورد علاقة يك جمع , سؤالات خاص خود رادر آن رشته مي دانند و از يكديگر مي پرسند و هيچ گاه سراغ سؤالات احمقانه وبي ربط نمي روند.

موضوعات متداول و مورد توجه

هر حرفه اي مسائل و مشكلات خاص خود را دارد كه ديگران از آن اطلاعي ندارند .

فرض كنيد به مهماني عده اي از نويسندگان دعوت شده ايد , و از آن جا كه شما يك نويسنده نيستيد , نمي دانيد , دربارة چه موضوعي با آنها صحبت كنيد . كاري كه شما بايد قبل از رفتن به اين مهماني انجام دهيد اين است كه با نويسنده اي كه از قبل با او آشنايي داريد, دربارة موضوعات متداول و روزمرة اين حوزه سؤال كنيد . به شما اطمينان مي دهم كه همة شب را به گفت و گويي هيجان انيز مشغول خواهيد بود .

راهكار 31

موضوعات متداول و مورد توجه

قبل از آن كه كوركورانه در ميان حرف هاي عده اي صحاف يا دندانپزشك اظهار نظر كنيد, از موضوعات متداول و رايجي كه مورد توجه آنها است آگاهي يابيد . هر حرفه اي مسائل خاصي دارد كه ديگران از آن بي اطلاع اند . اين مسائل را پيداكنيد , بعد با طرح اين موضوعات بحث پرهيجاني را شروع كنيد .

مطالب مربوط به آنان را در روزنامه بخوانيد

تصور كنيد روزنامه فروش چند لحظه پيش روزنامه را پشت در خانه انداخته است . معمولاً از كدام قسمت شروع مي كنيد ؟ اين كار را نكيند ! قسمت هاي ديگر را هم بخوانيد , قسمت هايي را كه هيچ وقت نخوانده ايد . چرا؟ چون شما را با نياهاي ديگري آشنا مي كند ك مي توانيد دربارة آنها گفت و گو كنيد , هر چند اطلاعات كمي درباة آنها داشته باشيد .بعد از آشنايي بيشتر با زبان حرفه اي مورد نظر خود , مي توانيد مجلات و مقالات تخصصي تري دربارة آن موضوع بخوانيد .

راهكار 32

مطالب مربوط به آنها را در روزنامه بخوانيد

مخاطب بعدي شما يك گلف باز , يك دونده ,يك شناگر , يك موج باز يا يك اسكي باز است ؟ آيا در احتماعاتي شركت مي كندي كه اعضاي آن را حساب داران يا بودايي هاي چيزي ميان اين دو تشكيل مي دهند؟ هر ماه مجلات بيشماري دربارة هر موضوعي كه تصور كنيد به چاپ مي رسند . شما مي توانيد با مطالعة آنها اطلاعات لازم را براي اينكه در هر جمعي احساس خودي بودن كنيد , به دست آوريد .

دربارة آداب و رسوم مختلف مطالعه كنيد .

تصور كنيد, مي خواهيد به يك مسافرت كاري خارج از كشور برويد . اولين كاري كه انجام مي دهيد چيست ؟ گرفتن گذرنامه و واژه نامة مكالمات روزمرة ان كشور , اين طور نيست ؟ ولي اكثر ما چيزي را فراموش مي كنيم كه اغلب پيامدهايي را هم به دنبال دارد , كتابي دربارة سنت هاي بين المللي .

براي اين كه بتوانيد در هر جمعي و در هر جاي اين كرة خاكي يك فرد آشنا باشيد, دربارة اداب و رسوم ملل ديگر مطالعه كنيد تا ببينيد چه قدر با اين سنت ها آشنايي داريد .

راهكار 33

دربارة آداب و رسوم مختلف مطالعه كنيد

قبل از آن كه وارد خاك يك كشور بيگانه شويد , كتابي دربارة آداب و رسوم آن جا بخوانيد . قبل از آن كه با كسي دست بدهيد , هديه اي به  او تقديم كنيد , رفتار خاصي بروز دهيد يا از كسي تعريف كنيد , دربارة آن تحقيق كنيد زيرا يك اشتباه ممكن است , كل سفرتان را خراب و بي فايده كند .

http://www.jadidtarin.com/reading/people/05.php


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]
   

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۵ - تمرين مخاطب مداري و اجراي روش هاي جذب مخاطبان

۴

از جملات كليشه اي استفاده نكنيد

فصل 4

مثل دخترها و پسرهاي بزرگ حرف بزنيم

وقتي دو ببر كه در جنگل پرسه مي زنند ، بر حسب اتفاق در جايي روبه روي هم قرار گيرند ، به هم خيره مي شوند . ميخكوب مي شوند . به طور غريزي با خود فكر مي كنند كه :« اگر نگاه هاي خيرة ما به غرش هاي زيرلب تبديل شود ، يا منجر به درگيري و حمله به يكديگر شود ، كدام يك برنده خواهيم شد ؟ ويا كدام يك از ما خواهد توانست زندگي خود را نجات دهد ؟»

ببرهاي جنگ با جانداران دوپايي كه در جنگل هاي گروهي ( انفرادي يا اجتماعي ) زندگي مي كنند ، متفاوت اند . انسان ها اين روند را با نگريستن و صحبت كردن با يكديگر شروع مي كنند . در دنياي كاري ، در حالي كه به هم لبخند مي زنند و مي گويند : « چه طوري و چه كار مي كني ؟» . مثل ببرها ، از روي غريزه و در آن واحد ، حالات يكديگر را زير نظر گرفته و طرز رفتارشان را ارزيابي مي كنند .

افراد موفق مي دانند ، بكارگيري مهارت هاي ارتباطي ، مي تواند هر كسي را به اوج موفقيت برساند . به اين ترتيب در حين مكالمات عادي ، يكديگر را زير نظر مي گيرند و فوراً تشخيص مي دهند كدام يك از آنها در جنگ اجتماع ، انساني قوي تر است .

مهارت هاي ارتباطي صفحات بعد ، به شما اين امكان را خواهد داد كه در صعود از نردبان ترقي يك پله جلوتر از ديگران قدم برداريد .

چه كار مي كني 1

اولين سؤالي كه افراد ناآگاه ونامشخص در هنگام ملاقات ازيكديگر مي پرسند اين است كه : « چه كار مي كني ؟» بعد هم با نگاهي كه مي گويد :« بعد از اين كه جوابم را دادي ، قضاوتم را دربارة تو با سكوت اعلام مي كنم » ، دركمين مي نشيند .

افراد توانا ومتشخص هرگز به صراحت نمي پرسند ، « چه كار مي كني ؟» زيرا آنها با رندي و زيركي بالاخره مي فهمند طرف شان چه كار مي كند . زنان و مردان زيركي كه سؤال نمي كنند ، به اصول اخلاقي و حتي معنوي پاي بندترند . سكوت آنها به اين معناست كه ،« به هر حال ، ارزش يك يا يك مرد تنها در كار و حرفة او خلاصه نمي شود .»

راهكار 24

چه كار مي كني !

يكي از نشانه هاي مشخصي كه نشان ميدهد شما فرد با شخصيت و ممتازي هستيد ، اين است كه هرگز سؤال نكنيد ، « چه كار مي كني ؟ » شما سرانجام اين را خوهيد فهميد ، ولي اين دانستن نبايد به قيمت بر چست هايي مثل 1. جاسوس بي رحم 2. كسي كه از همه به عنوان نردبان ترقي استفاده مي كند 3. يا كسي كه به دنبال فساد اخلاقي زن يا شوهر ديگران است ، تمام شود .

روش صحيح

پس چه طور بايد فهميد طرف مقابلمان چه كار مي كند ؟ كافي است ازاين هشت كلمه استفاده كنيد : « شما بيش تر اوقات تان را به چه كاري مشغول ايد ؟»

اين مناسب ترين جمله اي است كه مي توانيد به وسيلة آن كاري كنيد كه حتي يك كالبد شكاف ، مأمور ماليات يا حتي يك كارمند اخراجي هم از اين سؤال احساس ناراحتي نكند . روشي كه مادران دلسوز هميشه از ان استفاده مي كنند . روشي كه به فرد مقابل اين اطمينان را مي دهد كه زيبايي هاي دروني او براي شما مهم تر است .

واژه نامة شخصي

معمولاً افرادي كه با استفاده ازواژه نامة غني و سخصي خود زيركانه تر و آگاهانه تر عمل مي كنند بيشتر از سايرين مورد توجه قرار ميگيدند . اين افراد زودتر استخدام مي شوند ، سريع تر پيشرفت مي كنند و بيشتر به حرف هاي شان توجه مي شود . بنابراين افراد موفق از كلماتب غني و صحيح استفاده مي كنند و هرگز حرفي نمي زنند كه تا به جا و بي مورد به نظر برسد . جملاتي مؤدبانه و حرف هايي گهربار با كلمات متناسب از زبان شان جاري مي شود . افراد موفق همان طوركه پيراهن يا كراوات خود را با دقت انتخاب مي كنند ، در انتخاب كلمات متناسب با شخصيت وهرف شان نيز با دقت عمل مي كنند .

راهكار 25

واژه نامة شخصي

كلمات متداولي را كه هر روز از آنها استفاده ميكنيد ، در فرهنگ لغات پيدا كنيد . سپس سعي كنيد واژه هاي جديدتري و مناسب تري را جايگزين آنها كنيد .

مسئلة جالب توجه اين است كه تفاوت ميان يك فرهنگ لغات جديد و متداول با يك فرهنگ لغات قديمي و نامتداول فقط در حدود 50 كلمه است ! كافي است هر روز تنها يك لغت جديد جايگزين كنيد تا سخنراني ، برجسته و طرازاول محسوب شويد .

بالافاصله از عبارت « من هم همين طوراً » استفاده نكنيد

ببرها در چشم هم خيره مي شوند ، شيرها براي هم كمين مي كنند و گربه هايخياباني در اطراف هم پرسه مي زنند . شباهت باعث جلب توجه مي شود .ولي در جنگل انسان ها ، افراد موفق از رازي آگاه اند : وقتي شباهت خود را ديرتر فاش كني ، يا اجازه بدهي طرف مقابل آن را كشف كند ، مي تواني نفوذ بيشاري بر روي او داشته باشي .

راهكار 26

بلافاصلة از عبارت « من هم همين طور ! » استفاده نكنيد .

هر وقت احساس ومي كنيد با كسي وجه مشتركي داريد ، اگر آن را ديرتر ابراز كنيد ، بيشتر او را تحت تأثير قرار خواهيد داد به اين ترتيب فردي با اعتماد به نفس و توان  به نظر مي رسيد نه فردي ضعيف وخواستار بر قراري ارتباط با ديگران .

توجه كنيد : در ابراز نكات مشترك ، زياد تأخير نكنيد ، چون دراين صورت ممكن است ، فريب كار جلوه كنيد .

از جملات كليشه اي استفاده نكنيد

يكي از سريع ترين راه هايي كه باعث مي شود در برابر مخاطب موفق و زير تان بي هويت جلوه نماييد ، استفاده از حرف هاي كليشه اي وتكراري است . وقتي از عباراتي مثل : « بله ، مثل يك سگ خسته بودم » يا « از خوشگلي مثل ماه بود » استفاده مي كنيد ، در واقع ناخودآگاه يك بمب زباني كار گذاشته ايد . افراد موفق با شنيدن چنين عبارات پيش پا افتاده اي در سكوت آن مي كشند . چرا ؟ چون وقتي از يك جملة كليشه اي استفاده ميكنيد ، در واقع مي گوييد « قوة تخيل من ضيعف است ، نمي توانم از عبارت و واژه هاي مناسب و جديدي استفاده كنيم ، بنابراين مجبورم ازاين عبارات قديمي و بي هويت استفاده كنم .»

راهكار 27

از حملات كليشه اي استفاده نكنيد

مراقب باشيد وقتي با افراد موفق حرف مي زنيد به هيچ وجه عبارت تكراري به كار نبريد . و هرگز به چنين جملاتي اشاره هم نكنيد . هرگز ؟ حتي زماني هم كه لازم است ، اين كار را نكيند ، مگر اين كه بخواهيد ابله جلوه كنيد .

مي گويند قلم توانمندتر ازشمشير است . همين طوراست ، ولي توانايي زبان ازقلم هم فراتر است . زبان ما مي تواند جمعي را به خنده يا گريه و ادارد ،يا آنها را به زانو درآورد .

به جاي تكرار حرف هاي كليشه اي ، با توجه به اين شيوه مي توانيد جملات زيركانه اي را كه تنها مختص خود شماست به زبان آوريد . كافي است چندكتاب دربارة « آيين و آداب » سخنراني بخوانيد و برخي از شگردهاي آن را فرا بگيريد . بعد مي توانيد آنها را وارد واژه هاي شخصي و روزمرة خود كنيد .

راهكار 28

تفاوتي نداردكه در پشت يك تربيون براي سخنراني درمقابل هزاران نفر ياپشت كباب پز آشپزخانه در برابر اعضاي خانواده ايستاده باشيد . در هر حال با استفاده ازمهارت هاي مشابه همه را تحت تأثير قرار دهيد ، آنها را برانگيزانيد وبه خود جذب كنيد .

نقل قول هايي را از كتاب سخنران هاي بزرگ انتخاب كنيد و شگردها برتر آنها را در مكالمات خود به كار گيريد . نكات جالب و طنزآميز آنها را براي استفاده درموقعيت هاي خاص و مناسب گلچين كنيد . اگر مي خواهيد مورد توجه واقع شويد ، نقل قول هايي شيرين و دلنشين را حفظ كنيد .

http://www.jadidtarin.com/reading/people/04.php


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۵ - تمرين مخاطب مداري و اجراي روش هاي جذب مخاطبان

۳

جذابيت و زيبايي نخستين كلمات

فصل 3

چه طور مي توانيم در اولين برخورد ت از ميزبان بخواهيد شما را به او معرفي كند يا اطلاعاتي دربارة او در اختيارتان قرار دهد كه فوراً از آن طريق بتوانيد با او صحبت كنيد .

كارآگاه كلمات باشيد

افراد موفق هميشه مي دانند براي جذب مخاطب چه موضوعاتي را براي حرف زدن انتخاب كنند . چه طور ؟ زيرا آنها كارآگاه كلمات اند .وقتي با كسي حرف مي زيند ، گوش هاي خود را خوب باز كنيد و مثل يك كارآگاه چيره دست به دنبال سرنخ باشيد . گوش به زنگ اشاره هاي غير عادي باشيد ، مثل : مسئله اي غيرمعمول ، انحراف از موضوع اصلي ، جملات معترضه با اشاره هاي غير مستقيم به مكان ، زمان يا فردي ديگر . آن گاه بي درنگ دربارة آن سؤال كنيد ، چون ممكن است همان موضوعي باشد ، كه طرف مقابل تان به مطرح كردن آن علاقه مند باشد .

فرض كيند به كسي مي گوييد : « هفتة پيش عجب باران سيل آسايي داشتيم ، اين طور نيست ؟» و او پاسخ مي دهد : « خب ، حداقل براي گياهان مفيد بود . » واضح است كه گياهان بخشي از زندگي طرف مقابل تان را تشكيل مي دهد و گرنه آن را مطرح نمي كرد . او ناخودآگاه يا نيمه آگاهانه موضوعي را كه ترجيح مي دهد دربارة آن صحبت كند به شما داده است .

وقتي به اين اشارات غير مستقيم ، علاقه نشان دهيد ، در واقع صحبت را دربارة موضوع مورد علاقة فرد مقابل آغاز كرده ايد .

راهكار 20

كارآگاه كلمات باشيد

به حرف هاي طرف مقابل تان با دقت گوش كيند تا سرنخ هايي دربارة موضوعات مورد علاقة او هب دست آوريد . اين سرنخ ها به طور يقين خود را نشان مي دهند . بعد مثل كارآگاهي كه مجرم خود را درحين صحبت غافلگير مي كند ، از سرنخي كه يافته ايد ، استفاده كنيد . به اين ترتيب شما هم مثل يك كارآگاه ماهر مي توانيد به سرنخ موضوع مورد علاقة طرف مقابل خود پي ببريد .

نورافكن چرخان

افراد موفق مي دانند كه اگر بيشتر گوش كنند و كمتر حرف بزنند ، اطلاعات مورد نظرشان را هب دست خواهند آورد . آنها همچنين مي دانند بهترين راه براي جذب طرف مقابل اين است كه با دقت و تمركز به حرف هاي او گوش كنند ، درست مثل اين كه نورافكني بالاي سر او روشن باشد .

در اولين ملاقات ، اغلب حرف زدن دربارة كوچك ترين جزئيات زندگي فرد مقابل ، يا صحبت دربارة مهم ترين جنبه هاي زندگي شنا براي او جالب خواهد بود . اين حالت با ايجاد روابط دوستي عميق تر ، تغيير كند ، ولي اگر شما در ابتدا نسبت به حرف هاي طرف مقابل تمركز و دقت كنيد ، او بيشتر جذب شنا خواهد شد .

راهكار21

نورافكن چرخان

در ملاقات با ديگران ، تصور كنيد يك نورافكن بزرگ چرخان بين شما و او قرار دارد . وقتي شما حرف مي زنيد ، نورافكن بر شما مي تابد . وقتي طرف مقابل تان صحبت مي كند نورافكن چهرة او را روشن مي كند . اگر نوري كه از سوي نورافكن بر روي او مي تابد به اندازة كافي قوي باشد ، حرف هاي شما دربارة خودتان ديگررنگي براي طرف مقابل نخواهد دشات . هر قدر نور بيشتري بر او بتابانيد ، به نظر او جذاب تر ، جلوه خواهيد كرد .

تكرار طوطي وار هر گاه متوجه شديد . كه تلاشي بيهوده براي روشن نگاه داشتن خاكستر نيم سوز سخناني هستيد ، كه رو به خاموشي است ( واگر احساس مي كنيد ، بنا به دلايل سياسي يا انسان دوستانه ، اين صحبت بايد به نحوي ادامه يابد ) ، با اين روش مي توانيد دوباره آتش را شعله ور كنيد . من به اين روش تكرار طوطي وار مي گويم ، مثل پرندة استوايي زيبايي كه تنها با تكرار حرف هاي مردم ، آنها با تكرار حرف هاي مردم ، آنها را به سادگي به خود جذب مي كند .

راهكار22

تكرار طوطي وار

كاري كنيد كه هميشه حرفي براي گفتن داشته باشيد . مانند يك طوطي ، به سادگي آخرين كلماتي را كه طرف مقابل تان به زبان مي آورد ، با لحني پرسشي و همدلانه تكراركنيد . اين كار باعث مي شود توپ صحبت از سوي شما به زمين او پرتاب شود ، و به اين ترتيب تنها كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه گوش بسپاريد .

آخرين اخبار ... هرگز بدون آن از خانه بيرون برويد

وقتي وارد جمعي مي شويد كه از اطلاعات گستردة قابل توجهي برخوردارند ، بايد دربارة هر موضوعي حرف بزنيد .بهترين راه براي رسيدن به هدف تان اين است كه قبل از بيرون آمدن از خانه به اخبار گوش كنيد . همة اتفاقاتي كه در دنيا رخ ميدهد ، مثل : بروز آتش سوزي ، سيل ، حوادث هوايي ، دولت هاي سرنگون شده ويا سقوط بازار سهام ، مي توانند موضوعي مناسب براي صحبت در حضور ديگران باشد .

راهكار  23

آخرين اخبار ... هرگز بدون آن از خانه خارج نشويد

آخرين كاري كه بايد قبل از رفتن به مهماني انجام دهيد « حتي پس از آخرين نگاهي كه در آينه به خود مي اندازيد » اين است كه به اخبار راديو گوش كنيد يا بيشتر خبرهاي مهم روزنامه را بخوانيد . اتفاقات روز موضوعات خوبي براي گشايش باب سخن است . همچنين آگاهي ازاخبار مهم روزاقدامي ، تدافعي ، محسوب مي شود ، چون شما را از خطر پرسيدن سؤالات بي مورد دربارة موضوعات مورد بحث ديگران نجات مي دهد .

http://www.jadidtarin.com/reading/people/03.php


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۵ - تمرين مخاطب مداري و اجراي روش هاي جذب مخاطبان

۲

نگاه بيشتر - تشكر مفصل - دست دادن

فصل 2

چه طور ، فوراً مورد علاقه واقع شويم !

از دوران كودكي وقتي كه براي جلب توجه ديگران ازنردة تخت بالا مي رفتيم ، تا زماني كه سوار بر ابري به سوي ماوراي اين دنيا پرواز مي كنيم ، مي خواهيم مورد علاقه باشيم .بچه ها به آن « محبوبيت » مي گويند ، در حالي كه بزرگ تر ها آن را« قدرت جاذبه » يا « توان رهبري » مي خوانند . نسل هاي مختلف ، نمي توانند بر سر انتخاب نامي براي آن با هم توافق داشته باشند ، ولي همگان با مفهوم آن آشنايند و همه به دنبال آن در تكاپو هستند .

با بيان ساده تر ، اين همان كيفيت ممتازي است كه باعث مي شود مردم شما را دوست داشته باشند و بخواهند امروز ، فردا و براي هميشه جرئي از دنياي شما باشند . در فصل هاي قبل ، به روش هايي اشاره شد كه با استفاده از آنها همه را جذب كرده و رابطه اي دوستانه با آنها برقرار كنيد .

در اين جا به چند فن ديگر مي پردازيم كه با بكارگيري آنها مي توانيد در هر جايي كه قدم مي گذاريد آن جا را به وجود خود روشني و گرما بخشيد و گل لبخند را بر لبان هر كسي بنشانيد .

خود را به جاي مخاطب تان قرار دهيد

به اين نوع عملكرد كه لبخند بر لب همه مي نشاند توجه كنيد . وقتي با كسي حرف مي زنيد ، وانمود كنيد كه گوينده نيستيد ، بلكه شنونده ايد .

در اين صورت تصور خواهيد ، كرد شنونده در حالي كه شما با او حرف مي زنيد چه احساسي دارد و به چه چيزي مي انديشد ؟ و بعد ، در فرصتي مناسب ، ازديد شنوندة خود حرف بزنيد . اين روش را امتحان كنيد ! خواهيد ديد كه بدخلقي به لبخندي شيرين و بي حوصلگي به اشتياق ، و نه به آري تبديل مي شود !

راهكار 10

خودر ابه جاي مخاطب تان قرار دهيد

از حال به بعد ، همه چيز را با گوش شنوندة خود بشنويد و هر زماني كه مناسب دانستيد ، حرف هاي تان را از ديد او بيان كنيد . مثلاً فرض كنيد مي خواهيد ازيك مأمور پليس ، نشاني هتل تان را بپرسيد . به جاي اين كه بگوييد : ببخشيد ، مي توانيد به من بگوييد ،هتل ميدل تاون كجاست ؟

با روش « خود را به جاي مخاطب تان قرار دهيد . »

به او بگوييد : « مي دانم اين كارمربوط به شما نمي شود ، ولي لطف كنيد و نشاني هتل ميدل تاون را به من بدهيد ؟»

و يا بگوييد : « شرط مي بندم ، از اين كه همه از شما سؤال مي كنند ،خسته شده ايد ، ولي آيا ممكن است نشاني ... ؟»

خواهيد ديد ، نه تنها پاسخ شما را با لبخند ميدهد . بلكه نشاني دقيق و كامل را به شما خواهد داد .

كمي بيشتر نگاه كنيد

با اين روش شادي بيشتري را در خود و كسي كه به تازگي با او آشنا مي شويد ، ايجاد مي كنيد . بعد از اتمام حرف هاي تان قبل از آن كه زاوية ديدتان را تغيير دهيد ، يك يا دو ثانيه بيشتر به چشمان آن شخص نگاه كنيد . او سنگيني نگاه شما را روي خود احساس و به شما نگاه مي كند . هر دوي شما احساس هيجان مي كنيد . اين كار مانند يك نئون چشمك زن عمل مي كند كه روي آن نوشته : « ما واقعاً يكديگر را درك مي كنيم ، به عقيدة من تو فرد خاصي هستي

كمي بيشتر نگاه كنيد

براي اين كه لحظات يكنواخت را به دقايقي استثنايي تبديل كنيد ، با هر كسي كه حرف مي زنيد ، سعي كنيد ، تماس چشمي خود را كمي طولاني تر كنيد .

تشكر با شرح و تفصيل

يكي از روش هاي تسخير قلب ديگران اين است كه علت تشكر و قدرداني خود را بيان كنيد . بهترين راه تشكر ( و القاي معناي واقعي آن ) اين است كه بگوييد چرا سپاس گزاريد . علت تشكر خود را كمي شاخ و بر دهيد . مثلاً ، من وقتي از هواپيما پياده مي شويم ، به اين شكل از مهماندار تشكرمي كنم ، « متشكرم ، رسيدگي و غذا دادن به اين همه مسافر واقعاص كار سختي است . » و يك لبخند زيبا و پاسخ : « خواهش مي كنم . هيچ مسئله اي نيست . » پاداش شما در برابر توصيف قدرداني تان خواهد بود .

راهكار 12

تشكر با شرح و تفصيل

قبل ازتشكر ، علت بيان قدردانيام را درنظر مي گيرم و اگر لازم بود آن را مطرح مي كنم .

تنظيم زبان

براي اين كه به جاي جيحه دار كردن احساسات كسي ، او را درك كنيد ، يا به جاي شكست خوردن در حرفه اي ، موفق شويد ، بايد به تفاوت هايي كه ميان روش هاي صحبت كردن زنانه و مزدانه وجود دارد توجه كنيد . اين تفاوت ها باعث سردرگمي مردان و آشفتگي زنان مي شود . براي كاهش اين آشفتگي در اين جا به چند قانون كوتاه اشاره مي كنيم .

راهكار 13 ( براي مردان )

هميشه ،وقتي با زنان صحبت مي كنيد ..

هر كار يا درخواستي را ، با جملاتي ملايم مطرح كنيد ،مثل : « مي شود ، خواهش كنم كه ... ؟ » آيا ممكن است كه .. »

صحبت هاي عقلاني و منطقي را به حداقل برسانيد و سعي كيند احساسي بر خورد كنيد ، مثل : « خوشحالم كه / واقعاً متأثر شدم كه / ناراحت شدم / مشتاقم كه ... »

براي اين كه دربارة موضوع مورد بحث نظر او را جويا شويد ، در پايان جملات خود از عباراتي مثل : « تو چه طور ؟ » و « تو چه فكر مي كني ؟ » ، استفاده كنيد .

حتي گاهي كلمة « متأسفم » را به حرف هاي خود اضافه كنيد .

راهكار 14 ( براي زنان )

طرف صحبت خود رادر نظر بگيريد

هميشه در هنگام حرف زدن با مردان :

صداي خود را پايين بياوريد ، حاشيه نرويد ، كمتر درنگ كنيد و آنه را كه قبلاً درباره اش فكر كرده ايد ، بر زبان آوريد .

ازهمان ابتدا بهاصل مطلب برويد ، براي خوشامد ، آنها مقدمه چيني نكنيد ، عباراتي مثل : « ببخشيد كه مزاحم شدن ولي ... » يا « مي دانم سؤال احمقانه اي است ، ولي ... » ، را حذف كنيد .

استفاده از عبارات احساسي را به حداقل برسانيد و سعي كنيد با استدلال و منطق صحبت كنيد .

همة عبارات پاياني و اضافي را حذف كنيد .

هرگز عذرخواهي نكنيد، مگر اين كه واقعاً لازم باشد .

دست دادن به شيوة پنج ستاره

وقتي شما دست خود را براي اين كه با كسي دست بدهيد ، دوستانه پيش مي بريد ، در واقع هزاران پيام ناخودآگاه ارسال و دريافت مي كنيد .

با توجه به اين پنج نكته مطمئن باشيد ، كه تأثير مثبتي را بر طرف مقابل خود مي گذاريد .

راهكار15

دست دادن به شيوة پنج ستاره

درهنگام دست دادن حتماً :

1.       ابتدا با چشمان خود تماس برقرار كنيد .

2.       با پردة ميان انگشتان تماس برقرار كنيد ( فرض كنيد دست شما ، مانند پاي اردك است . پرده قسمتي است كه ميان انگشتان اردك قرار دگرفته است . در مورد شما ، پرده ، ميان شست و انگشت اشارة شما قرار دارد . دست خود را آن قدر در دست طرف مقابل پيش ببريد كه پردة ميان انگشتي شما به نشانة دوستي ، بر پردة ميان انگشتي طرف مقابل تان فشار آورد .)

3.       فشار خفيفي بر استخوان هاي پشت دست طرف مقاب وارد كنيد .

4.       كف دست هاي شما بايد به اندازه اي به هم نزديك باشد , كه يك تيله در ميان دست شما و مخاطب تان قرار بگيرد .

5.       كف دست هاي شما نسبت به زمين بايد در حالت عمود قرار بگيرد.( اگر در هنگام دست دادن , دستان خود را طوري پيش ببريد كه بند انگجشتان شما از هم شوده و كف دست تان رو به پايين قرار گرفته باشد , بدين معني است «شما برتر هستيد » و اگر كف دست تان رو به بالا باشد , حالت خواهش و نياز را تداعي مي كند . )

http://www.jadidtarin.com/reading/people/02.php


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان