مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 20140
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 33
همه : 4348622


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۱۲

بذله گويي بهترين پاسخ، شرايط ناگوار


بي شك هر كدام از ما در طول زندگي روزمره خويش در شرايطي قرار مي گيريم كه ممكن است كنترل اعصاب و رفتار خود را از دست بدهيم و به گونه اي غير طبيعي عمل كنيم . زماني كه به شدت عصباني شده ايم و تمام اعضاي بدن ما آماده پرخاشگري است. وقتي كه ترسيده ايم و ترس تمام وجود ما را پر كرده است و جز منبع ترس و فرار از آن ، هيچ چيز ديگر را نمي توانيم احساس و ادراك كنيم. آن گاه كه به خاطر از دست دادن يك موقعيت يا هر چيز ارزشمند ديگر كاملاً افسرده شده ايم . هنگامي كه به لحاظ يك اشتباه مورد تمسخر و مضحكه ديگران قرار مي گيريم و از شرم تا بناگوش سرخ مي شويم يا آن موقعي كه در مواجه با درخواست اطرافيان دوستان و همكاران ، توان دادن پاسخ منفي از ما سلب شده است. موقعيت ها و شرايطي اند كه ما را رنج مي دهند هر يك از ما براي رهايي از چنين وضعيت هايي حتماً مكانيزم هايي را به كار برده ايم شايد رفتارهاي خاصي را به صورت قالبي فرا گرفته ايم و در مقابل هر نوع محركي پاسخ هاي يكسان ارائه مي دهيم . ممكن است در برخي موارد احساس كرده باشيم كه پاسخ ما به يكي از چنين موقعيت هاي رنج آوري قانع كننده يا ارضا كننده نبوده است. آيا به راستي همه واكنش هاي لازم را براي رويارويي با همه موقعيت ها فرا گرفته ايم؟ آنها كدام اند ؟
در بسياري از موارد گفتار نغز و بذله گويي بهترين پاسخ به شرايط ناگوار و رنج دهنده است. تجربه به اثبات رسانده است كه شرايط ناراحت كننده دائمي نيستند و بعد از اندك مدتي خاصيت رنج آور بودن خود را از دست مي دهند. شايد اين امر بدان علت باشد كه حوادث اتفاق افتاده واقعاً به اندازه اي كه فكر مي كرديم آزار دهنده نبوده اند بلكه تفسير ما در آن لحظه چنين بوده است. برخي از روان شناسان اعتقاد دارند كه به جاي اتفاقات بيروني ، انديشه هاي ما ايجاد نگراني و رنج مي كنند نه آن چه در بيرون اتفاق افتاده است.
به طور كلي بسياري از مسائل و مشكلات زندگي ، ظاهراً مهم و تعيين كننده اند ، در حالي كه واقعاً اين طور نيست و نبايد آن قدر وجود و ذهن فرد را در كنترل خود بگيرند تا جايي كه همه اعمال و رفتار وي را تحت الشعاع قرار داده ، فرصتي براي انديشيدن به مطالب و مسائل ديگر زندگي نباشد.
بعضي از مردم جدي بودن و جدي گرفتن يك امر را با غوطه ور شدن در آن اشتباه مي گيرند. فرو رفتن در يك انديشه عمل يا هر امر ديگري با جديت متفاوت است. جدي بودن ، يعني مشغول بودن به يك امر و در عين حال امور ديگر را از نظر دور نداشتن.
به نيكي مي دانيم كه بسياري از پديده ها و اتفاقات زندگي روزمره جزيي و زودگذرند. اما براي لحظاتي آن چنان تمام فضاي شخصيت ما را در خود مي كشند و پوشش مي دهند كه هر آن چه را آموخته ايم فراموش مي كنيم . به عنوان مثال وقتي معلم هستيم و دانش آموزي ما را عصباني مي كند و با رفتارش موجب رنجش ما مي شود براي دقايقي آن چنان منقلب مي شويم كه گويي بدترين حوادث روي داده است.
هر پديده اي را مي توان از نگاه و زاويه اي ديگر نيز مشاهده كرد. اگر ذهن ما تنها روي احساس يا رفتاري خاص تمركز كند و تنها همان را ببيند و توان ارزيابي، تحليل و نقد آن را نداشته باشد نتيجه اي جز تلخكامي نخواهد داشت.
اغلب اتفاقات و حوادث پريشان كننده زندگي را مي توان با روح شوخي و بذله گويي به اموري قابل تحمل تبديل كرد. اين روحيه كه فرد بتواند هنگام خشم ، عصبانيت يا هر موقعيت عاطفي و رنج آور ديگر، لحظه اي توقف كند و با خود شوخي كند يا به خود رفتار و نگرش هاي خود بخندد يك مهارت است مهارتي كه بايد آموخته شود.
در مثال فوق نيز اگر از منظري ديگر حادثه را ببينيم يعني باور داشته باشيم كه نوجوانان نادانسته رفتارهايي انجام مي دهند كه بزرگسالان را مي رنجاند و اگر چنين نبود اصولاً تربيت معني پيدا نمي كرد ، با رفتار ناخوشايند يك نوجوان مي توانيم راحت تر كنار بياييم .
همچنين زماني كه در كلاس درس در مقابل جمعيت و هر جاي ديگري به خاطر يك اشتباه مورد تمسخر و خنده حضار قرار مي گيريم نبايد موقعيت را آن قدر آزار دهنده و شرم آور بدانيم كه گويي همه آبرو و حيثيت ما در گرو همين اشتباه بوده و لاغير. آيا ما به اشتباهات ديگران نخنديده ايم ؟ خيام مي گويد:
 آيا همه آن چيزهايي كه ما را به خنده واداشته يا رنج داده اند. امروز فراموش نشده اند ؟ پاسخ حتماً مثبت است آيا آن چه ما را به خنديدن به ديگران واداشته واقعاً خيلي شرم آور بوده و آن چه به نظر ما رنج آور بوده است واقعاً ارزش آن همه رنجيدگي را داشته است ؟ به يقين پاسخ منفي است مسائلي از اين قبيل آن اندازه مهم و ماندگار نيستند تا همه افكار ما را به خود مشغول بدارند . به گفته آدلر ، اعمال هر شخص از زاويه انتخاب شيوه زندگي او نگريسته مي شود شيوه اي كه مردم به طور خلاق خود را سازمان مي دهند و اين كار عمدتاً تعيين كننده پاسخ آنها به جهان خارج است نتيجه عملي اين فرض اين است كه ما انسان ها بيشتر تحت تأثير تفسيرمان از واقعيات قرار مي گيريم تا خود آن واقعيات. از آنجا كه ما انسان ها موجودات خودآگاهي هستيم اتفاقات و پريشاني هاييكه براي ما به وجود مي آيند براي هر فرد قابل مشاهده و ديدن است و همين مشاهده ما را دوباره پريشان و مختل مي كند پريشاني اوليه ايجاد آشفتگي مي كند و معمولاً به نوعي خاتمه مي يابد و محدود به مجموعه اي از شرايط است ليكن آشفتگي هاي بعدي غالباً فراگير مي شوند و ممكن است تمام زندگي فرد را مختل سازند . آن چه در اين بحث اهميت دارد اين است كه پريشاني دوم عملي غير منطقي است. پريشاني اوليه واقعيتي بوده است كه اتفاق افتاده و نمي شود آن را انكار كرد اما رغبت به تداوم و بازگو كردن ذهني آن باعث اسير شدن در دام افكار غيرمنطقي و گسترش احساس خشم ، خصومت ، ترس و اضطراب بي دليل مي شود كه نه لازم است و نه ضروري و برعكس سبب رنج و تلخكامي بيشتر خواهد بود .
يك لحظه شادي مانند نورافكني در تاريكي ، فضاي تاريك و خسته روح را روشن مي كند و باعث مي شود حتي براي يك زمان كوتاه انفكاكي بين حالات عاطفي نامطلوب و روان انسان به وجود بيايد و در پرتو همين روشنايي و جدايي ميان حالات نامطلوب و روان انسان ، فرد بتواند خود را دريابد و پريشاني را از خويشتن دور كند.
تداوم تفكر درباره حوادث و پريشان ها گردابي ايجاد مي كند كه هر لحظه عمق آن بيشتر شده ، شخصيت فرد را در كام خود مي كشد. به حدي كه همه شخصيت در آن غرق مي شود و مشاهده دنياي بيرون از آن گرداب غيرممكن مي گردد اين حالت از ضعف هاي انسان است. اين همان گرايش فطري انسان براي تخريب خود است كه آلبرت اليس به آن اشاره كرده است. ليكن همه وجود انسان نبايستي در خدمت اين گرايش باشد چون انسان صاحب اراده و عقل و شعوري است كه مي تواند منطقي هم باشد و عقلاني عمل كند. اگر با ضعف ها و شكست هايمان حتي در مواقعي كه تا حدودي موجب تحقير، پريشاني ، خشم ، شرم و ترس ما مي شوند با روحيه اي آسان گير مواجه شويم و اگر بتوانيم مسئله را با كمي بذله گويي و شوخي توأم كنيم بعدها نسبت به شكست ها و ضعف ها خيلي حساس نخواهيم شد هميشه بايد به ياد داشته باشيم كه همه ي انسان ها در رسيدن به بعضي از هدف هايشان شكست مي خورند خصوصاً اگر هدف هاي بلند پروازانه اي انتخاب كرده باشند.
اغلب اتفاقات و حوادث پريشان كننده زندگي را مي توان با روح شوخي و بذله گويي به اموري قابل تحمل تبديل كرد. اين روحيه كه فرد بتواند هنگام خشم ، عصبانيت يا هر موقعيت عاطفي و رنج آور ديگر، لحظه اي توقف كند و با خود شوخي كند يا به خود رفتار و نگرش هاي خود بخندد يك مهارت است مهارتي كه بايد آموخته شود.
روان شناسان معروف به روان شناسان كمال گرا در توصيف شخصيت افراد خود شكوفا بر اين باورند كه يكي از ويژگي هاي انسان هاي خود شكوفا توان بذله گويي است. دكتر ويكتور فرانكل صاحب مكتب لوگوتراپي در كتاب انسان در جست و جوي معني ( ص ۳۰ ) در آنجا كه شرايط سخت و طاقت فرساي اسارتگاه هاي نازي ها كه خود يكي از اسيران آن بوده است شرح مي دهد مي گويد:
 اگر بودن چيزي به عنوان هنر در زندان شگفت آور باشد شوخي و مزاح است گو اين كه به ندرت صورت مي گيرد شوخي يكي ديگر از سلاح هاي روح است براي حفظ نفس و به خوبي پيداست كه بيش از هر چيز ديگر بر كناري لازم را به شخص خواهد داد و حتي اگر به مدت كوتاهي نيز باشد بر هر وضعي چيره مي شود.
از ديگر ويژگي هاي افراد خودشكوفا خوشبيني و مثبت انديشي است خوشبيني ، شوخي و خنده انسان را براي مبارزه با منفي گرايي و منفي بيني آماده مي سازد انسان هايي كه در زندگي و در مقابله با مسائل و مشكلات مربوط به آن موفق بوده اند آنهايي اند كه روش زندگي شاد و خوشبينانه را در پيش گرفته اند شوخي و بذله گويي با خود و ديگران نه تنها خوشايند است و روابط بين فردي را بهبود مي بخشد بلكه انسان را در برابر فشارهاي رواني مختلف مقاوم مي سازد .
شادي ، خوشبيني و نغزگويي نيرويي است كه وجود شخص را از انرژي پر مي كند و هيچ جايي براي احساسات و افكار منفي باقي نمي گذارد به گفته مولانا نار خندان باغ را خندان كند .
 بذله گويي مهارتي است كه در شمار مهمترين مهارت هاي زندگي بايد قرار بگيرد .
يك لحظه شادي مانند نورافكني در تاريكي ، فضاي تاريك و خسته روح را روشن مي كند و باعث مي شود حتي براي يك زمان كوتاه انفكاكي بين حالات عاطفي نامطلوب و روان انسان به وجود بيايد و در پرتو همين روشنايي و جدايي ميان حالات نامطلوب و روان انسان ، فرد بتواند خود را دريابد و پريشاني را از خويشتن دور كند. دكتر فرانكل در يك تمثيل زيبا روح انسان را به اتاقي تشبيه مي كند و مي گويد اگر شير گاز را در يك اتاق باز كنيم همه فضاي اتاق به يك اندازه تحت تأثير گاز قرار مي گيرد در واقع گاز همه اتاق را به يك اندازه پر مي كند روح نيز اين چنين است يك اتفاق همه فضاي شخصيت انسان را در بر مي گيرد كه اگر بخواهيم مي توانيم در يك لحظه با يك شوخي با خود و گفتن يك جمله خنده دار اين فضا را پر از شادي كنيم و مولوي مي گويد :
 گر تو خواهي آتش آب خوش شود ورنخواهي آب هم آتش شود
 يك جمله كوتاه نغز واقعاً مي تواند روح انسان را پر از شادي كند و همين لحظه كوتاه فرصتي است تا دنياي پيرامون را به گونه اي ديگر ببينيم و همه روح و ذهن تحت تأثير عوامل نامطلوب و مخرب قرار نگيرد.
همان گونه كه اشاره شد روحيه بذله گويي مهارتي است كه بايد آموخته شود. همچنين كوشش در برانگيختن قريحه بذله گويي و ديدن وقايع در پرتو نوري از مزاح ، حيله اي است استادانه در فن زندگي و زنده ماندن ، بذله گويي مهارتي است كه در شمار مهمترين مهارت هاي زندگي بايد قرار بگيرد .
سلامت رواني افراد ، همبستگي مثبت با ميزان به كارگيري مهارت هاي زندگي به طور منطقي دارد آلبورت مي گويد.
بيمار نوروتيكي كه توانست به خود و كار خود بخندد و سر و ساماني به وضع خود داده و حتي به راه درمان افتاده است. وقتي يك بيمار بتواند به چنين مهارتي دست پيدا كند دور از واقعيت نيست كه باور كنيم انسان هاي طبيعي و سالم در فراگيري اين مهارت قادرتر و تواناترند كافي است باور كنيم كه ما انسان ها بيشتر تحت تأثير تفسيرمان از واقعيات قرار مي گيريم تا خود واقعيات باور كنيم كه انسان داراي قابليت هاي فراوان است كه هر كدام از آنها را مي توان كشف ، بارور و شكوفا نمود و يك زندگي سالم و شاد را براي خود و اطرافيان فراهم آورد. آري انسان مي تواند با شوخي خود را از خود جدا كند نيرويي پنهاني وجود ندارد كه نتوان آن را كشف كرد و شكوفا ساخت كافي است بدانيم كه مي توانيم به گفته فردوسي حكيم
مده دل به غم تا نكاهد روان به شادي همي دار تن را جوان


منابع:
- نظريه هاي مشاوره و روان درماني تأليف : عبدالله شفيع آبادي
- نظريه هاي مشاوره – تأليف خديجه آرين
- انسان در جستجوي معني – تآليف اكبر معارفي
- رشد و شخصيت – سيما نظيري


تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۱۱

10 راه براي حفظ آرامش در موقعيت‌هاي استرس ‌زا

هر نوع متغيري مي‌تواند ما را در موقعيت‌هاي استرس‌زا قرار دهد. بعضي از آنها خلق مي‌شوند و بعضي همينطور اتفاق مي‌افتند. در هر دو حالت، هيچ فايده‌اي ندارد كه كنترلمان را از دست بدهيم و در جايي كه تنها چيزي كه به آن نياز داريم آرام، منطقي و مفيد بودن است، پر از وحشت و نگراني شويم. در زير به سه موضوع استرس‌زاي ممكن اشاره مي‌كنيم و 10 نكته براي كمك به شما براي حفظ آرامش در چنين موقعيت‌هايي پيشنهاد مي‌دهيم.

 موضوع اول: بحران‌هاي غيرمنتظره

گاهي‌اوقات وقتي يك اتفاق ناخوشايند مي‌افتد، يك روز عادي بوده است كه شما مشغول زندگيتان بوده‌ايد. مثلاً، مردي كه در تصوير بالا مي‌بينيد در يك اتوبان در كوستاريكا يكدفعه كاميونش چپ مي‌كند. او مي‌توانست فرياد زده و بترسد اما درعوض، تصميم مي‌گيرد كه از اين فرصت براي خوردن صبحانه استفاده كند. خيلي آرام، خونسرد و مطمئن. رويكرد او اين بوده است:
1.موقعيت را بپذيريد: زندگي همين است كه هست. وقتي اتفاقي برايتان مي‌افتد كه براي آن برنامه‌ريزي نكرده بوديد، بايد با آن كنار بياييد. ترس، وحشت و عصبانيت شما را از آن موقعيت بيرون نمي‌كشد. فقط بايد آرام باشيد.
2.اقدام به يك راه‌حل كنيد: لحظه‌اي وقت گذاشته و به ارزيابي اتفاقي كه افتاده است بپردازيد و تصميم بگيريد كه بهترين اقدامي كه مي‌توانيد انجام بدهيد چيست. چند تماس تلفني گرفته و كمك موردنيازتان را خبر كنيد، و به اين ترتيب فرايند حل مشكل را آغاز كنيد.
3.راحت باشيد: وقتي مرحله 1 و 2 را انجام داديد، تنها كاري كه مي‌توانيد بكنيد اين است كه خودتان را در موقعيت آرام و راحتي قرار دهيد تا فرايند حل مشكل انجام شود. زماني مي‌رسد كه تنها كاري كه مي‌توانيد انجام دهيد صبر كردن است. وقتي اين اتفاق مي‌افتد، سعي كنيد كمي از آن زمان لذت ببريد (درست مثل اين راننده كاميون)!

 

موضوع دوم: برنامه‌هاي پرمشغله

زمان‌هاي ديگري هم هست كه شما مستقيماً مسئول مشغله زندگيتان هستيد. در اين مواقع، به نظر مي‌رسد كه تنها كاري كه انجام مي‌دهيد اين است كه از يك كار به سراغ كاري ديگر مي‌رويد اما ليست كارهايي كه بايد انجام دهيد همينطور رشد مي‌كند. چنين استرس‌هايي مي‌تواند واقعاً عذاب‌آور و ناسالم باشد. در زير راه‌هايي براي مقابله با اين موقعيت‌ها اشاره مي‌كنيم:
4.ياد بگيريد "نه" بگوييد: اين كلمه كوچك چه فايده‌هايي كه نمي‌تواند داشته باشد! اگر در نظر بگيريد كه بيشتر آدم‌هايي كه با آنها در زندگي برخورد داريد هم دچار استرس هستند، جاي تعجب نيست كه چرا مداوم سعي دارند با اضافه كردن به كارهاي شما از كارهاي خودشان كم كنند. چند چيز هست كه نمي‌توان براي آن "نه" گفت اما براي خيلي از كارها مي‌توان از اين كلمه استفاده كرد و آن را به ديگري سپرد بدون اينكه آسمان به زمين برسد. بايد اين كارها را پيدا كنيد و خودتان را از شر آنها خلاص كنيد.
5.همه چيز را متوقف كنيد: من در پرمشغله‌ترين روزهايم كه چون حجم زيادي كار دارم نمي‌توانم درست براي انجام آنها تمركز كنم، 30 تا 60 دقيقه همه چيز را كنار مي‌گذارم. در اين مدت، همراه پسرم در اتاق نشيمن مي‌نشينيم و درمورد هر موضوعي كه پيش بيايد حرف مي‌زنيم. اگر قرار بود كه منتظر وقت استراحت بين كارم مي‌ماندم ممكن بود هيچوقت پيش نيايد. كار پشت كار مي‌آيد و يكدفعه مي‌بينيد كه يك روز، يك هفته يا يك سال را گذرانده‌ايد. زندگي سلسله‌اي از لحظات است و بايد بتوانيد لحظاتي را هم در آرامش و استراحت سپري كنيد.

"استرس قطع رابطه با زمين است، فراموش كردن يك نفس. استرس وضعيتي خودخواه است. باور دارد كه همه چيز اورژانسي است. اما هيچ چيز به آن اندازه اهميت ندارد. راحت دراز بكشيد." – ناتالي گدبرگ (Natalie Goldberg)

 
6.خوردن و خوابيدن را فراموش نكنيد: آشكار به نظر مي‌رسد اما خيلي وقت‌ها وقتي كارهاي زيادي براي انجام دادن داريم، اصلي‌ترين نيازهاي زندگيمان را هم فراموش مي‌كنيم. مشكل اينجاست كه اگر به اندازه كافي نخوابيم يا به اندازه كافي غذا نخوريم، اصل و پايه سازنده بدنمان را براي مفيد و پربازده بودن، از آن دريغ مي‌كنيم. مثل اين مي‌ماند كه بخواهيد بدون سوخت يا بنزين ماشيني را راه ببريد. چطور مي‌توانيد از بدنتان توقع داشته باشيد كه بيشتر از آنچه در توانش هست كار انجام دهد بدون اينكه نيازهايش را برآورده كنيد؟

 

موضوع سوم: تصميمات ضعيف

سومين موضوع استرس‌زا زماني اتفاق مي‌افتد كه انتخاب‌هاي ضعيف مي‌كنيم، تصميمات ابلهانه مي‌گيريم و اشتباهات احمقانه مرتكب مي‌شويم. متوجه منظور شديد. وقتي راه اشتباهي را شروع مي‌كنيم، برگرداندن خود به مسير درست خيلي سخت است و ممكن است حتي اوضاع را بدتر كند چون احساس گناه آرامش درونيتان را برهم خواهد زد. يكدفعه مي‌بينيد كه احساس خيلي بدي نسبت به خودتان پيدا مي‌كنيد و افسرده مي‌شويد و باعث مي‌شود به انتخاب‌هاي بدتان ادامه دهيد. مي‌توانيد درعوض اين سه راهكار را امتحان كنيد:
7.نگاهتان به تصوير بزرگ باشد: مطمئن باشيد كه از عهده اين دوره هم برمي‌آييد. هميشه كه انتخاب‌هايتان اينطور ضعيف نبوده‌اند؛ مي‌توانيد دوباره به مسير درست برگرديد. حتي اگر معمولاً انتخاب‌هاي بد و ضعيفي داريد، يك عالمه روز ديگر از زندگيتان باقي مانده و پيش رويتان است. هيچوقت براي درست كردن اشتباهات دير نيست.
8.خونريزي را متوقف كنيد: نمي‌توانيد بدون اينكه جلوي خونريزي را بگيريد، زخم را خوب كنيد. وقتي فهميديد كه مرتكب اشتباه شده‌ايد، نبايد آن را ادامه دهيد! انرژيتان را صرف شروع‌هاي تازه كنيد. ديگر به پشت سرتان نگاه نكتيد و روي راه مقابل رويتان تمركز كنيد تا بتوانيد عاقلانه انتخاب كنيد.
9.اول روي مهمترين كارها تمركز كنيد: هرچه اشتباه بزرگتر باشد، مسير بهبوديتان طولاني‌تر خواهد شد. گاهي‌اوقات ممكن است طاقت‌فرسا شود چون به نظر مي‌رسد براي اينكه به مسير درست برگرديد كارهاي زيادي را بايد انجام دهيد. سعي كنيد مهمترين كارها را اول پيدا كنيد و روي آنها متمركز شويد. وقتي دوباره روي غلطك افتاديد، روند پيشرفت برايتان ساده‌تر خواهد شد.

يك استراتژي هم هست كه در همه موقعيت‌هاي استرس‌زا كاربرد دارد:
10.عميق....نفس بكشيد: وقتي سرمان شلوغ است، استرس داريم، نگران هستيم، مضطربيم و عذاب وجدان گرفته‌ايم، خيلي كوتاه و بد نفس مي‌كشيم و معمولاً فقط از 20 درصد از ظرفيت ريه‌مان استفاده مي‌كنيم. اين يعني مغز و بدنتان فقط 20 درصد از اكسيژن موردنياز خود را به دست مي‌آورند. اگر كارهاي زيادي براي انجام دادن داريد و چيزي كه نياز داريد انرژي، استقامت و تفكر باز است، يكي از ساده‌ترين راه‌ها براي كمك به خودتان اين است كه 100 درصد از اكسيژن موردنياز بدتان را تامين كنيد. درست مثل يك بچه نفس بكشيد: بگذاريد شكمتان وقتي هوا را به داخل ريه مي‌كشيد باد كند، بعد به طور كامل ريه‌ها را خالي كنيد.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۱۰

حفظ آرامش در شرايط استرس زا

بمب ساعتي تيك تاك مي كند، همه روي شما حساب كرده اند، كدام سيم را قيچي مي كنيد؟

در حاليكه در اكثر مواقع لازم نيست در شرايط مرگ و زندگي براي خنثي كردن بمب ساعتي تلاش كنيم، اما به هر حال موقعيت هاي روزمره زندگي مثل مصاحبه ها، سخنراني هاي عمومي، و مسائل اضطراري فاميلي مي توانند براي ما استرس زيادي را ايجاد نمايند. ياد گرفتن اينكه چگونه مي توانيم در شرايط استرس زا خونسردي خودمان را حفظ كنيم نه تنها سبب مي شود كه همه چيز روند آرام تري را پيدا كنند، بلكه به مرور زمان به شما كمك كند كه صاحب زندگي سالم تر و شادتري شويد. در اين مقاله قصد داريم به شما آموزش دهيم كه چگونه در زمان استرس، خونسردي و آرامش خود را حفظ كنيد.

1- منبع ايجاد استرس را شناسايي كنيد. آيا استرس به اين دليل به شما دست داد كه يك فرد نادان در بزرگراه از سمت راست شما سبقت گرفته است؟ و يا به اين خاطر دچار استرس شده ايد كه امروز بايد گزارش كار خود را به رئيستان تحويل دهيد؟ براي يك لحظه به اين موضوع فكر كنيد و ببينيد دليل اصلي استرس شما چيست.

2- واكنش صحيح را انتخاب كنيد. حتي اگر نمي توانيد منبع ايجاد استرس را از بين ببريد اين قدرت را داريد كه واكنش صحيحي در برابر آن از خود نشان دهيد. به اين منظور بنا بر دليل مهم بودن ايجاد تنش مي توانيد يا نسبت به آن بي توجهي كنيد يا با آن برخورد نمايد. براي انتخاب شيوه صحيح بايد از خود چند سوال بپرسيد:

-     برايتان مهم است؟ بله ممكن است خيلي از مسائل كوچك به نظر برسند، اما برخي موارد خيلي كوچكتر از آن هستند كه بخواهيد وقت و انرژي خود را روي آنها صرف كنيد. ببينيد براي چه مدت است كه منبع استرس روي شما تاثير گذاشته. يك راننده ي ناشي پس از چند ثانيه از كنار شما عبور مي كند و عصبانيت شما فروكش خواهد كرد، اما در مقابل شايد مرگ يكي از عزيزترين كسانتان را نتوانيد هيچ گاه فراموش كنيد.

-     چقدر مي توانيد روي شرايط كنترل داشته باشد؟ شما هيچ گاه نمي توانيد بارش باران در روز عروسي تان را متوقف نماييد، اما مي توانيد گزارش صحيحي از عملكرد فعاليت هاي خود آماده كرده به رئيستان تحويل دهيد.

-     منبع ايجاد استرس مربوط به گذشته، حال و يا آينده است؟ شما نمي توانيد گذشته را تغيير بدهيد، اما اين قابليت را داريد كه واكنش هاي حال خود را انتخاب نموده و براي آينده آماده شويد. اجازه دهيد كه مشكلاتي كه در گذشته در زندگي خود تجربه كرده ايد، محو شوند.

3- افكار مسموم را از ذهن خود دور كنيد. اگر احساس مي كنيد كه مسئله اي خارج از حيطه كنترل شماست و اصلاً اهميت ندارد، از نگراني در مورد آن دست برداريد. گفتنش آسان است؟ فقط انجام دهيد.

-     از راه بيني نفس عميقي  بكشيد. در ذهن خود تا 5 بشماريد و سپس بازدم خود را به آرامي از دهان خارج نماييد و مجدداً 5 ثانيه بشماريد. اين طرز تنفس را تكرار كنيد تا احساس راحتي و آرامش به شما دست بدهد.

-     در مورد چيز ديگري فكر كنيد. ذهن خود را با فكر كردن به چيزهاي خوب از عامل استرس زا دور كنيد. همچنين مي توانيد به كارهايي كه قرار است در طول روز انجام دهيد فكر كنيد.

-     در ذهن خود تصاوير آرامش بخشي را مجسم كنيد؛ به عنوان مثال يك جزيره ي بكر و خالي از سكنه، و يا جاده اي زيبا كه تا بي نهايت ادامه دارد. چشم هاي خود را ببنديد و سعي كنيد حتي كوچك ترين جزئيات مكان خيالي را تصور كنيد. به اين طريق به جاي اينكه دائماً دچار تنش و اضطراب باشيد، مي توانيد خودتان را در آن مكان قرار دهيد و به آرامش برسيد.

-     تا آنجايي كه مي توانيد خودتان را از محل ايجاد استرس دور كنيد. اگر از نظر فيزيكي هم خودتان را دور كنيد كه چه بهتر! اتاق را ترك كنيد و به گوشه اي برويد تا بتوانيد افكار خود را جمع و جور كنيد.

-     كمي ورزش كنيد. بدويد، شنا سوئدي برويد، حركات يوگا انجام دهيد، يا با وزنه و دمبل كار كنيد. زمانيكه هيچ چيز ديگر نمي تواند شما را آرام كند، 10 الي 20 دقيقه ورزش روزانه به ما آرامش مي دهد. ورزش مكرر و طولاني تر در دراز مدت نيز به شما كمك كند كه بتوانيد برخورد مناسب تري در برابر استرس از خود نشان بدهيد.

4- زمانيكه احساس كرديد آماده هستيد، با استرس هايتان روبرو شويد. اضطراب و تنش به شما كمك نمي كنند كه مشكلاتتان را حل نماييد. نشستن و نگران شدن صرفاً راه خوبي براي كشتن وقت است و وقت كشي هم خود سبب افزايش ميزان استرس مي شود. اگر احساس مي كنيد كه مي توانيد نتيجه مسئله اي را كه نگران آن هستيد تغيير بدهيد، با وقت تلف كردن كاري از پيش نخواهيد برد، پس بهتر است آماده شويد و كار را شروع كنيد و از خود واكنش صحيح نشان دهيد. زمانيكه مشكلات ريشه اي خود را حل كرديد، استرس هم به خودي خود از بين مي رود چراكه ديگر دليلي براي نگراني وجود نخواهد داشت؛ اما اگر آنقدر احساس نگراني مي كنيد و استرس شما را فلج كرده و قادر به انجام هيچ كاري نيستيد، از تكنيك هاي ذكر شده براي ريلكس شدن و فاصله گرفتن از مشكلات استفاده كنيد و به مرور زمان خود را براي مقابله با آنها آماده كنيد.

5- برنامه ريزي كنيد. شايد گاهي اوقات اتفاق بيفتد كه در زماني كوتاه و تنها با انجام يك حركت بتوانيد موقعيت استرس زا را از بين ببريد، اما معمولاً چنين نيست و بايد چندين مرحله را در طول يك بازه زماني طولاني پشت سر بگذاريد. يك برنامه با اهداف دست يافتني براي خود تنظيم كنيد. براي رسيدن به اهداف خود يك بازه زماني معين تعيين كنيد. توجه داشته باشيد كه بسياري از موقعيت هاي استرس زا قابل پيشگيري هستند. اگر شما از قبل براي آنها برنامه ريزي كنيد ديگر مجبور نخواهيد بود كه استرس زيادي را متحمل شويد. از قديم گفته اند كه پيشگيري بهتر از درمان است.

6- هر زمان را به انجام يك كار اختصاص دهيد. حل و فصل كردن مشكلات پيچيده كار طاقت فرسايي است حتي اگر شما برنامه مدوني تنظيم كرده باشيد. فقط به ياد داشته باشيد: پيمودن راه هزار ساله با برداشتن اولين گام ميسر مي گردد. در هر زمان فكر و ذهن خود را تنها بر روي انجام يك هدف معين متمركز كنيد.

7- واقع بين باشيد. اگر به سختي تلاش مي كنيد اما همچنان در حال تجربه ي موقعيت هاي استرس زا هستيد و به نتايج دلخواه خود نمي رسيد، شايد به اين خاطر باشد كه اهداف واقع بينانه اي تعيين نكرده ايد. سعي كنيد فرهنگ كارهاي قابل اجرا را براي خود جا بيندازيد. در صورت بروز اين مشكل يا زمان انجام كارهايتان راه افزايش دهيد و يا سطح انتظارتان را پايين بياوريد. اگر در برنامه هاي خود تغيير ايجاد نكنيد، شرايط غير قابل كنترل باقي خواهند ماند. نهايتاً بايد اين مطلب را هم اضافه كنيم كه از اشتباهات خود درس بگيريد اما به خاطر آنها خودتان را سرزنش نكرده و فراموش كنيد.

نكات
•استرس در مورد مسائلي كه ممكن است در آينده اتفاق بيفتد، عمدتاً به دليل ترس ايجاد مي شود و در زمان حال به دليل عدم توانايي و ضعف ايجاد مي گردد.
•هميشه به خودتان يادآوري كنيد كه بدون وجود مشكلات، استرس، ناراحتي، و افسردگي در زندگي لذت، هيجان، شادي، و خوشحالي معنايي پيدا نمي كنند. اين حقيقت را باور كنيد كه هيچ كس تا آخر عمر خود روند آرامي را دنبال نخواهد كرد و زندگي سرشار از پستي ها و بلندي هاست. به هر حال مشكل سراغ همه مي آيد و به عنوان يك مرحله طبيعي از سير تكاملي همه انسانها به شمار مي رود.

 
•فردي را كه مشكلاتي شبيه شما داشته و و توانسته با موفقيت نجات پيدا كند را در ذهن خود به تصوير بكشيد، ببينيد او چه واكنش هايي از خود نشان مي داده و به خاطر بياوريد كه اصلاً عصباني نبوده، بنابراين دليل ندارد كه شما هم عصباني و مضطرب باشيد.

هشدار
•عكس العمل نادرست و عدم توانايي در فائق آمدن به استرس چند سال از زندگي شما را تباه مي سازد. اين درست است كه هر چيزي ممكن نيست اما اگر مشكل شما با كمي تمركز و توجه حل بشود و شما همانطور بنشينيد و غصه بخوريد كاري از پيش نمي رود. سخت كوشي هم به نوبه خود يك موفقيت محسوب مي شود.
•تصميم گيري در اوج عصبانيت خصيصه اي است كه شما را تبديل به يك فرد عجول و خشن مي كند. ابتدا ناراحتي و خشم خود را كنترل كنيد و سپس زماني كه آرام شديد، تصميم گيري كنيد. از پرتاب كردن اشيا هم خودداري نموده و هيچ گاه چيزي را به طرف انسان و يا ساير جانداران پرتاب نكنيد چرا كه ممكن است به خودتان هم صدمه بزنيد.
•براي درمان خود دارو تجويز نكنيد. الكل و مواد مخدر شايد يك راه فرار موقتي باشند، اما زماني كه اثر آنها از بين برود، مجدداً با حقايق روبرو مي شويد و اوضاع وخيم تر از قبل مي شود. علاوه بر اين آيا مي خواهيد يك مشكل ديگر به نام "اعتياد" را هم به مشكلات خود اضافه كنيد؟ شما خودتان هم متوجه نباشيد اما اين مسئله روي اطرافيان و به ويژه كسانيكه دوستتان مي دارند تاثير نامساعدي مي گذارد.
•اگر احساس مي كنيد كه به دليل استرس زياد دچار تنگي نفس يا سرگيجه شده ايد حتما به يك متخصص مراجعه كنيد.
•خودتان را به خاطر تمام مشكلاتي كه برايتان پيش آمده، سرزنش نكنيد. گاهي اوقات هرچقدر هم كه سخت تلاش كنيد باز هم ممكن است نتوانيد به نتيجه دلخواه دست پيدا كنيد. گاهي در زندگي پيش مي آيد كه مجبور مي شويم از بعضي چيزها دست بكشيم، اصلاً مهم نيست فقط سعي كنيد كه هيچ گاه از خودتان دست نكشيد. متوسل شدن به روش هاي آزار فردي ضدارزشي ترين كاري است كه مي توانيد انجام دهيد؛ هيچ گاه از خودتان قطع اميد نكنيد.

http://www.mardoman.net/life/keepc/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۹

چرا بايد ديگران را ببخشيم؟


بخشش ما را با تدبير عالم هستي تطبيق مي دهد، تدبيري كه از طريق آن ياد مي گيريم بپذيريم كه هر اتفاق به اين دليل در زندگي ما رخ مي دهد كه بايد چيزي از آن ياد بگيريم.
بخشش ذات و گوهر معنويت است، چراكه ما را براي آزادي غايي و نهاييمان از رنج و عذاب ها آماده مي سازد. بخشش مستلزم اين است كه تواناييمان در خودداري از قضاوت رشد يافته و خود را به دست سرنوشت نامعلوم بسپارد.
به هيچ وجه تصادفي نيست كه همه مذاهب و اديان قلبي كه بخشنده باشد را ستايش مي كنند. پيروان دين برهمايي ۱۰ روزي را كه در آن زندگي خود را صرف هريك از ۱۰ ستون دين برهمايي مي كنند را با بخشش بر مبناي درك صحيح و علم صحيح شروع مي كنند و آن را با طلب بخشش از يكديگر به پايان مي رسانند.
به همين طريق، روح واقعي Holi، فستيوال رنگ هندي ها، در آغوش كشيدن يكديگر با فراموش كردن و بخشيدن اشتباهات آنهاست. ذات و گوهر حقيقي زندگي عيسي مسيح و آموزشات او، تمرين بخشش است.
همه ما به دنيا آمده اي كه بخشيدن را ياد بگيريم. دكتر ريموند مودي، كه ۴۰ سال روي تجربيات نزديك به مرگ كار مي كرده است، در كتاب خود "زندگي پس از زندگي" (Life after Life) مي نويسد انسانهايي كه پس از مرگ زنده شده اند، ادعا مي كنند نوري خيره كننده مي بينند، كه معمولاً باور بر اين است كه اين نور خداست، كه آنها را تشوبق مي كند به دو چيز اهميت دهند: اول علم و بعد عشق. و بهترين آزمايشي كه نشان مي دهد آيا واقعاً اين دو درس را از زندگي آموخته ايم اين است كه ببينيم تا چه ميزان مي توانيم ديگران را ببخشيم.
● چرا نمي توانيم ببخشيم؟
مدام در فكر انتقام هستيم. هميشه در فكرمان نفرت و انتقام است چون ديگران را به خاطر اتفاقات بدي كه برايمان رخ داده مقصر مي دانيم. اين خيال باطل به نظر تسلي بخش است. با چنين تصوراتي ديگر لازم نيست خودمان مسئوليتي بر گردن بگيريم و راحت مي توانيم درمورد ديگران قضاوت كنيم بدون اينكه درمورد خودمان قضاوتي شود. اين تصورات باعث مي شود در معرض همدردي، دلسوزي و پذيرش ديگران قرار گيريم.
ما نمي بخشيم چون مي ترسيم با بخشش ما فرد مقابل رفتار ناخواسته و غيرمنطقي خود را ادامه دهد. اين يك ترس بي پايه و اساس است. احتمال هاي ديگر هم وجود دارد كه آن فرد تحت تاثير بخشش ما، به حماقت كار خود پي ببرد و رفتار خود را تغيير دهد. از طرف ديگر، تنفر شما ممكن است زشتي رفتارش را در نظرش توجيه كند. بنابراين، اگر واقعاً مي خواهيد كه تغيير كند، بايد بخشيدن را تمرين كنيد.
ما انتظار داريم ديگران همانطور كه ما مي خواهيم رفتار كنند. اين خيلي نامعقول است اما بدون هيچ مقاومتي اتفاق مي افتد، مشروط براينكه ما آن توقع را رها كنيم و اجازه بدهيم مردم طوري رفتار كنند كه ياد گرفته اند و اتفاقات طوري اتفاق بيفتند كه بايد بيفتد. ما بايد از دنيا براي پيشامدهايي كه برايمان اتفاق مي افتد قدردان و شكرگذار باشيم.
ما كينه توزي مي كنيم. قبول نمي كنيم كه هر اتفاقي كه برايمان مي افتد درنتيجه همان چيزي است كه خودمان دانه اش را كاشته ايم يعني همان برخوردي كه در مقابل رفتار ديگران يا واكنشي كه در برابر محرك هاي اطراف نشان مي دهيم. هيچكس مسئول تجربه هاي ناخوشايند ما نيست.
ترس از اينكه ديگران ما را ضعيف، احمق و ترسو قلمداد كنند. ما فكر مي كنيم بخشش بهانه اي براي فرار، سستي و تنبلي يا بزدلي است و فقط آنها كه قدرت جنگيدن ندارند مي بخشند. اما بين ترسيدن و بخشيدن قاصله خيلي زياد است.
بله، افرادي هستند كه ترس هايشان را به شكل بخشش نشان مي دهند اما تصميم شما براي بخشيدن شما را به يك فرد ترسو و بزدل تبديل نمي كند. علاوه بر اين، چرا نبايد قبول كنيم كه نمي توانيم بجنگيم؟ هيچ فضيلتي در جنگيدن نيست. من نمي دانم چرا همه ما عادت داريم از كسانيكه مي جنگند اسطوره و قهرمان مي سازيم. زماني مي توانيم بگوييم كه عمل خوبي براي اين جهان انجام داده ايم كه به جاي جنگيدن آن سعي كنيم آنرا زندگي كنيم.
● وقتي مي بخشيد....
بااينكار فقط به خودتان نه به هيچ كس ديگر نيكي مي كنيد. اينكه نتوانيد كار بدي كه آن فرد عليه شما انجام داده را هضم كنيد، ديگر مشكل شماست نه او. به شما آسيب مي رساند نه او.
شواهد بسياري نشان مي دهد نبخشيدن ديگران مي تواند منجر به سنگ صفرا شود. اگر اين مشكل به همسرتان هم سرايت كند، اين سنگ در كليه ها ايجاد مي شود. اين احساسات و عصبانيت ممكن است مشكلات كمر برايتان ايجاد كنيد، البته برحسب اينكه فقداني كه حس مي كنيد درمورد مسائل مالي باشد يا احساسي.
اگر در قضاوتتان استاندارد غيرمعقول و بالايي داريد كه بخشيدن را برايتان دشوار مي كند، طبيعت خرده گير و سرزنش كن شما ممكن است مشكلات پيچيده اي براي كبد يا ساير اندام هاي گوارشيتان ايجاد كند.
بزرگي گفته است، فهميدن و درك اهميت بخشش از لحاط عقلاني يك چيز است و پياده كردن آن در جسممان يك چيز ديگر. وقتي كينه مي گيريد، نه تنها به فرد مقابل اجازه مي دهيد به شما آسيب برساند، بلكه به او اجازه مي دهيد هربار كه فكر رفتار او به مخيله تان خطور كرد، كنترل زندگي شما را در دست داشته باشد.
وقتي ديگران را مي پذيريد، ديگر آن صدمه و آسيبي كه با قضاوت كردن آنها به شما وارد مي شود را تجربه نخواهيد كرد. ۱۰ سال پيش زني به نام چايتالي (البته نام واقعي او اين نيست) متوجه مي شود كه شوهرش با زني رابطه دارد.
گرچه آن مرد بعدها متوجه اشتباهش مي شود و به آن رابطه خاتمه مي دهد اما براي چايتالي خيلي سخت بود كه او را ببخشد. رابطه او به همسرش همينطور بد و بدتر مي شد تاجاييكه يك روز چايتالي از سر ناچاري تصميم مي گيرد به همسرش يك شانس ديگر بدهد. در نيمه هاي اين تمرين گذشت، او شروع به گريه مي كند. با كمك شوهرش و معلم وي، چايتالي متوجه بيهودگي نگه داشتن نفرت و كينه همسرش در دل خود مي شود. الان آنها زندگي بسيار شاد و خوشبختي دارند و از آزادي رهايي از نفرت ها، كينه ها و عصبانيت ها لذت مي برند.
با گذشت سلامتيتان را ارتقاء مي دهيد. در بازي جنگ فقط شكست خورده ها هستند. يك ضرب المثل چيني مي گويد، كسي كه كينه توزي مي كند بايد دو قبر بكند. اگر خلاف آن را انجام دهد عمري طولاني و زندگي سالم خواهد داشت.
با گذشت شما حقيقت الهي را درك خواهيد كرد. تجربيات بد به اين دليل در زندگي ما اتفاق مي افتند كه بايد از آنها درس بگيريم. اينكه ياد بگيريم هر اتفاقي كه در زندگيمان مي افتد را نتيجه عمل خودمان بدنيم و كس ديگري را براي آن مقصر نشماريم يكي از اين درس هاست.
گاهي اوقات از كسانيكه فكر مي كردم حق نشناس و غيرمنصف هستند بدم مي آمد. اما بعدها، فهميدم آنها مثل آدم بدهاي داستان بودند كه به قيمت اينكه ديگران از آنها بدشان بيايد، به ما كمك مي كنند درس هاي خوبي از داستان بگيريم.
با گذشت شما همه كس هستيد. اگر بخواهيم ديگران را جدا از خودمان بدانيم درك اشتباهي داشته ايم. اولين باري كه در كودكي درمورد نيايش عيسي با خداوند درمورد بخشيدن كساني كه او را به صليب كشيدند خواندم، تقريباً داشت گريه ام مي گرفت. اما فهميدم كه ما هم مي توانيم مثل او زندگي كنيم. امروز من مي دانم هركس كه تصور كند آدمها بقيه قسمت هاي بدن او هستند قادر نخواهد بود به طريقي جز طريق عيسي عمل كند.
بخشيدن ديگران تنها واكنش معقولي است كه دربرابر كسانيكه با اهانت و توهين با شما برخورد مي كنند، بايد داشته باشيد. درك اين آسان است كه جدايي فقط يك خيال باطل است. بايد اين حقيقت را از ته دل باور داشته باشيم تا بتوانيم با آن زندگي كنيم.
با گذشت شما عشق مي دهيد. هربار كه به رفتار غيرمنطقي ديگران واكنش مي دهيم، اجازه مي دهيم تنفرمان جاي ارزش هايمان را بگيرد. اين باعث مي شود رفتاري كه دوست نداريم را تقويت كنيم و احتمال دريافت رفتاري بهتر را از طرف آنها در آينده از خودمان مي گيريم.
يك روز يك مرد مقدس عقربي را مي بيند كه تلاش مي كند از گودالي بيرون آيد تا جان خود را نجات دهد. سريعاً به طرف آن مي رود و با دست لخت سعي مي كند كه به آن حيوان كمك كند. آن عقرب وقتي مرد مي خواهد او را از گودال بيرون مي آورد، دست او را نيش مي زند. اما مرد با وجود درد عقرب را ول نكرده و زمين نمي اندازد.
وقتي از او مي پرسند كه چرا آن عقرب را دوباره داخل آب نينداخته او پاسخ مي دهد كه آن عقرب باوجود طبيعت متفاوتش، از او جدا نبوده است. كاري كه عقرب انجام داده براي او كه عقرب است طبيعي بوده پس او چطور مي تواند برخلاف طبيعت خود كه مردي مقدس است و بايد به همه موجودات عشق داشته باشد، انجام دهد؟
عقرب وجود ما وقتي هميشه نيشش با نيش جواب داده شود، چطور ميتواند واكنشي متفاوت ياد بگيرد؟ كسي كه فقط تنفر را تجربه كرده باشد هيچوقت نمي تواند به كسي عشق ببخشد. ما آن چيزي را به ديگران مي دهيم كه درون ما وجود داشته باشد.
● ياد بگيريم ببخشيم
مطمئن باشيد كه مي توانيد ببخشيد. نبايد در مقابل اتفاقاتي كه در زندگيمان مي افتد مقاومت كنيم. اطمينان كنيد، تسليم شويد و اجازه بدهيد كه برايتان پيش بيايد. اميالتان را به اهداف تبديل كنيد. براي همه آنچه كه داريد و همه اتفاقاتي كه برايتان مي افتد شكرگذار و قدردان باشيد چون هر تجربه شما را داناتر و قوي تر خواهد كرد.
دست از مقصر كردن ديگران برداريد. وقتي باورتان اين باشد كه دنيا بايد بر وفق مراد شما بچرخد، همه چيز برايتان سخت مي شود. "او درست به من خبر نداد"، "او به من كلك زد"، "دكتره بي دقت بود" "او به من خيانت كرد" –به نطر مي رسد اينها كاملاً صادقانه باشند. اما درواقعيت، فقط عدم اعتماد ما را در كامل كردن اين جهان و دامن زدن به اين باور باطل كه نه اصول بلكه شانس، فرصت طلبي و بيقانوني در اين جهان حكمراني مي كند و همه مردم مي توانند مطمئن باشند كه تاوقتي به خوبي حيله بازي و نيرنگ كنند مي توانند راهشان را پيش ببرند.
مسئوليت پذير باشيد. عصبانيت را دور بريزيد. آنها را حس كنيد و بعد از خودتان بيرون كنيد. آنچه كه هست را همانطور بپذيريد و آنرا با طوري كه فكر مي كنيد بايد باشد مقايسه نكنيد.
شروع به دادن كنيد. يادتان باشد هروقت و هرچيزي كه به ديگران بدهيم، آن را به خودمان داده ايم. دادن بخشش را آسانتر مي كند. وقتي تصميم بگيريم بخشش كنيم، تمركز ما به سمت دادن معطوف مي شود تا توقع داشتن. هرچه بيشتر به چيزهايي فكر كنيد كه بايد متعلق به شما مي بود اما به خاطر سوء نيت ديگران از شما گرفته شده است، بيشتر اين جور اتفاقات را به سمت زندگيتان مي كشانيد.
تظاهر نكنيد. ما گاهي اوقات تصور مي كنيم بخشش كرده ايم بدون اينكه بدانيم خشم و تنفر هنوز در ناخودآگاه وجود ماست. درواقع، بخشش واقعي يعني هيچوقت نياز به بخشيدن را احساس نكنيد.
واكنش هاي خود را بشناسيد. بيشتر اوقات ما روي محرك هايمان تمركز مي كنيم نه واكنش هايمان. اگر به جاي محرك ها روي واكنشمان متمركز باشيم به جايي مي رسيم كه واكنش ها و عادت هايمان را تحت كنترل خود درمي آوريم و درنتيجه مي توانيم آنها را حل كنيم.
اعمال ديگران را بپذيريد. اين چهار فضيلت را بايد هميشه به ذهن داشته باشيد: يك احترام، دلسوزي و توجه به آنها كه در انجام مسئوليتي كه نسبت به ما داشته اند شكست خورده اند، دوم دوستي، بدون تمايل به تملق و سوء استفاده، سوم همدلي، و نه دلسوزي نسبت به فقيران و چهارم شادي نه حسادت نسبت به انسانهاي والا از لحاظ معنوي.
دشمنانتان را دوست بداريد. تدريجاً اين كار را هميشه و در مقابل همه به كار گيريد.
خود را ببخشيد. از دست خودتان عصباني هستيد چون اعمالتان به شكست ختم شده است—يعني نتيجه اي كه به دست آورده ايد برخلاف انتظاراتتان بوده است. در غياب اين انتظارات دليلي براي عصباني شدن از خودتان نداريد. پس خود را بپذيريد و به خودتان اجازه دهيد اشتباه كند تا بتوانيد از آنها درس بگيريد.
زندگي زنداني پرعذاب است تا زمانيكه ياد بگيريد ببخشيد. وقتي انسانهاي والايي مثل بودا به عذاب هاي ما اشاره مي كنند، فقط مي خواهند به ما يادآور شوند كه طبيعت ما سعادت جاوداني است پس بايد خودمان از اين زندانهاي خودساخته رها كنيم. براي آنها كه ياد مي گيرند همه را دوست داشته باشند و ببخشند، زندگي دوباره روي ريل هاي خود برمي گردد و آنها را به سفري لذت بخش از عشق و خوشبختي رهسپار مي كند.

پورتال مردمان

http://vista.ir/article/313688/چرا-بايد-ديگران-را-ببخشيم؟


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۸


از اختلافات استفاده كنيد


ما انسان‌ها چنين مي‌پنداريم كه مجبوريم هميشه به اختلافات و ناسازگاري‌ها به صورت ظهور دو قطب متضاد ‌نگاه كنيم؛ در حالي كه عملاً خطر در عدم تشخيص نياز به وجود اختلاف و تدارك شكل‌هاي مناسب، براي ‌روبه‌رو شدن با آن است.آنچه ترسناك است، سعي در احتراز و سركوب نمودن اختلافات است. ‌در هر رابطه‌اي اختلافات زيادي وجود دارد كه ما آنها را به دو بخش تقسيم مي‌كنيم؛ اختلافاتي كه در نتيجه وجود ‌مانعي در راه رسيدن ما به نيازهايمان بروز مي‌كنند - كه ما آنها را اختلاف نياز مي‌ناميم - و آنهايي كه در نتيجه ‌تضاد ارزش‌ها، بين مردم بروز مي‌كنند كه ما آنها را برخورد ارزش‌ها مي‌ناميم.‌در هر "اختلاف نياز"، هر يك از دو طرف مي‌تواند به روشني بفهمد و قبول كند كه طرف ديگر ، نيازهايي دارد كه برآورده نشده‌ و اين ‌نيازها، مهم و معتبر هستند. واضح است كه هر چه نيازها ملموس‌تر باشند، ديگري به احتمال بيشتري، اعتبار آنها را مي‌پذيرد.‌
 ● چرا سعي مي‌كنيم از اختلاف بپرهيزيم؟ ‌
چرا مردم اين همه از اختلافات هراس دارند؟ دقيق‌تر بگويم وضعيت‌هايي كه در زندگي‌مان دربردارنده اختلاف با ‌ديگران هستند ، بيش از هر چيز ديگر ، سبب ترس و فشار عصبي مي‌شوند. ما نتيجه را نمي‌دانيم و نمي‌خواهيم ‌ببازيم؛ مي‌ترسيم نتوانيم خودمان را كنترل كنيم و رابطه‌مان آسيب ببيند.‌بروز اختلاف، به ويژه براي زنان، بسيار حساس است. ما بيشتر آموخته‌ايم كه از اختلاف، مانند خشم و اضطراب، ‌پرهيز كنيم؛ به روي خود نياوريم و آن را بيان نكنيم. همه ما شنيده‌ايم كه مردم مي‌گويند: "من براي نگه‌داشتن ‌آرامش خانواده، هر كاري مي‌كنم." يا "در تمام سال‌هاي زندگي مان، هرگز عدم توافق جدي نداشته‌ايم."‌در حقيقت اين آدم‌ها مي‌گويند كه اختلافاتشان را هيچ وقت ظاهر نكرده‌اند. آنها خودشان خواسته‌اند كه يا اصلاً ‌نفهمند كه اختلافي با هم دارند و يا از راه‌هاي غيرمستقيم، روي آن عمل كرده‌اند. در حقيقت، بيشتر خشم و ‌اضطرابي كه در روابط هست، در نتيجه شكست در برخورد مستقيم و روشن با اختلافات است. بنابراين، آنها ‌هميشه يا حل نشده باقي مي‌مانند و يا به طريقي نامطلوب، حل مي‌شوند. ‌
 ● كاربرد قدرت در حل مناقشات‌
ما در اينجا كلمه "قدرت" را به صورت تمام منابعي كه كنترل آن در دست شخصي است كه ديگري به آن محتاج ‌است، نام مي‌بريم. شخص قدرتمند مي‌تواند بنا به خواسته خود ، از آن قدرت (يا تهديد قدرت)، در راه مجبور ‌ساختن شخص ديگر به انجام كار يا كارهايي كه خود آن شخص تمايلي به انجام آن ندارد ، استفاده كند.‌بسياري از زن‌ها فكر مي‌كنند كه در رابطه‌هايشان از قدرت استفاده نمي‌كنند؛ در حالي كه در حقيقت آنها آن را ‌مستقيماً يا در ظاهر به كار نمي‌برند. مثلا زني كه وقتي شوهرش مي‌خواهد حرف بزند ، شروع به گريه كردن‌مي‌كند.‌در بيشتر روابط، تفاوت قدرت، به نسبت‌هاي مختلف بين مردم وجود دارد؛ يعني يك نفر قدرت آن را دارد كه به ‌قيمت محروم ساختن ديگران، نياز خود را برآورده سازد. اگر اين شخص، از قدرت خود در يك جدال قدرت ‌استفاده كند ، معمولاً او برنده شده، ديگري مي‌بازد و آن وقت، بازنده سعي مي‌كند تا بار ديگر، به قيمت باخت او ‌برنده شود. به اين ترتيب، يك دايره معيوب به وجود مي‌آيد و در نتيجه، رابطه به تدريج از حالت تعادل خارج ‌مي‌شود.‌لازمه روشي كه در آن برنده و بازنده وجود نداشته باشد ، تعهد دوجانبه، مبني بر عدم استفاده از قدرت، براي ‌رسيدن به نياز خود ، به حساب شخص ديگر است. چون بيشتر ما آموخته‌ايم كه مشكلاتمان را از راه‌هاي برد - ‌باخت حل كنيم و انجام چنين تطابقي برايمان آسان نيست. اين روش، به ويژه براي آنهايي كه در بيشتر روابطشان ‌تا حد زيادي قدرتمند هستند ، بسيار سخت است.‌وقتي جرا‡ت كنيم چنين تعهدي را نسبت به همسرمان بر عهده بگيريم ، نتيجه ، بسيار رضايت‌بخش خواهد بود. ‌بعضي از منافع كاربرد روش بدون باخت عبارتند از:‌
۱) باعث مي‌شود كه اختلافات به سطح بيايند، بيان شوند و به صورتي سازنده و منصفانه حل شوند
 ‌۲) همسران ياد مي‌گيرند كه نتيجه اختلافات مي‌تواند تغييرات جالب و هيجان‌انگيزي داشته باشد. آنها شروع مي‌كنند به ‌نگاه كردن به آن از طريق مثبت و از آن پس، ديگر از آن احتراز نمي‌كنند
 ‌۳) ‌هر شـخـصـي خـودش مـسئوليت رسيدن به خواسته‌هاي خــود را بــر عـهــده مــي‌گـيــرد امــا نــه بـه حسـاب ديگـري
 ‌۴)‌ طرفين، بيشتر با اختلافات اساسي و واقعي سر و كار پيدا مي‌كنند و نه با اختلافات سطحي
 ‌۵)‌ وقتي مسئله‌اي به صورت منصفانه حل شود ، ديگر تكرار نمي‌شود
 ‌۶) وقتي هر دو طرف، در تصميم‌گيري براي حل مشكلي شركت داشته باشند ، بيشتر به انجام آن متعهد مي‌شوند تا ‌اين‌كه آن تصميم به آنها تحميل شده باشد
‌۷)‌ زوجين،با يكديگر احساس نزديكي و عشق بيشتري مي‌كنند و رنجش و دشمني ناپديد مي‌شود
 ۸) ديگران نيز در روابط خود ، از اين روش بـــــه عــنـــــوان الــگـــــوي حـــــل اخــتـــــلافـــــات اســتــفــــاده مي‌كنند.‌اختلافات، ممكن است سالم باشند و مي‌توانند به صورت نيرويي مثبت، در زندگي‌مان وجود داشته باشند. همچنين مـــي‌تـــواننــد بــه ‌صــورت دعــوت بـه ايجـاد ارتبـاطـي منطقـي، به وجود آورنده موقعيتي براي شركت در يك رويارويي آشكارا و صادقانه باشند و نيز مي‌توانند با ‌حل سوء تفاهمات، جو ارتباط را پاك كرده و آدم‌ها را به هم نزديك‌تر سازند.‌زن و شوهر، از طريق و پذيرش سهم خود در اختلاف، توسعه يافته پيش مي‌روند. در حقيقت، عدم توافق در ‌ارتباطات، بسيار مفيدتر از توافق است؛ چون به وجود آورنده تغييرات و رشد سالم در انسان‌هاست.
بدون مناقشه، ‌تغيير و پيشرفتي در رابطه به وجود نـمــي‌آيــد و زنــدگــي، يـكـنــواخــت، خـسـتـه كننـده و آمـاري مي‌شود.‌همانگونه كه مي‌توان خشم و هيجان را به صورتي معتبر قبول كرد، به مناقشات هم مي‌توان از طريق بسيار ‌مثبت‌تر نگريست، همان‌گونه كه فرد مي‌تواند با غلبه مؤثر بر هيجاناتش رشد كند، رابطه‌ها هم مي‌توانند از طريق ‌حل مؤثر مناقشات، به رشد برسند. بنابراين، آموزش راه‌هاي مؤثر حل اختلافات و مناقشات در روابط انساني، ‌بسيار اهميت دارد.‌

روزنامه آفتاب يزد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۷

۷ روش براي كنار آمدن با بدق لق ها

براي همه ما پيش آمده كه سروكارمان با افراد بدقلق بيفتد. اين افراد اشكال مختلفي دارند. بعضي از آنها اهل جر و بحث هستند و بعضي بددهن، يك دنده و لجباز، عصباني يا دعوايي هستند. چطور بايد با چنين افرادي كه اتفاقاً تعدادشان كم هم نيست كنار بياييم؟ بياييد اين طور به مساله نگاه كنيم كه آدم هاي عصباني داد مي زنند كه شنيده بشوند. آنها به دنبال احترام و عشق هستند. مي خواهند احساس كنند كه مهم هستند، فقط نمي دانند راه درست كسب آنچه مي خواهند كدام است. توصيه هاي زير در مواجهه با چنين افرادي به كارتان مي آيد؛
 ۱) در بحبوحه بحران خونسرد باقي بمانيد. بي حركت بمانيد و چيزي نگوييد. بگذاريد بحران سير طبيعي خودش را بپيمايد، حتي در آن زمان كه شخص عصباني سعي مي كند شما را برانگيزاند تا شما هم در مقابل او فرياد بزنيد اما ارزش ندارد.
 ۲) اجازه بدهيد طرف هرچه مي خواهد حرف بزند. او به زودي خسته خواهد شد. گاهي آنها فقط همين را مي خواهند؛ اينكه كسي به آنها گوش بدهد كه احساس كنند مهم هستند. همه دلشان مي خواهد مهم باشند. فقط بعضي ها اين حس را طوري بروز مي دهند كه نتيجه عكس مي دهد.
 ۳) صادقانه از ديدگاه طرف مقابل به قضيه نگاه كنيد. خود را به جاي او بگذاريد. هيچ وقت نگوييد «تو اشتباه مي كني» . حتي با جديت دنبال نقاط مشترك بگرديد و بر آنها تاكيد كنيد.
 ۴) اين عبارت تاثير فوق العاده اي دارد؛ «بله، بله، دقيقاً مي فهمم تو چه مي گويي، منظورت اين است كه...» اين كلمات به طرف مقابل نشان مي دهد كه حرف او را شنيده ايد. معمولاً آنها فقط همين را مي خواهند؛ مي خواهند كه برايشان ارزش قائل شويم. اگر سر بعضي چيزها توافق كنيد آرام آرام عصبانيت و مقاومت طرف مقابل را در هم مي شكنيد.
 ۵) اگر گفت وگو دارد به بددهني و بدزباني كشيده مي شود آن را متوقف كنيد. دست هايتان را به علامت تسليم بالا ببريد و قاطعانه اما با آرامش بگوييد؛ «تو الان خيلي عصباني هستي و چيزهايي مي گويي كه واقعاً آن طور فكر نمي كني (از شك و ترديد خودتان به او امتياز بدهيد) پس من به سهم خود معذرت مي خواهم. بعداً وقتي آرام شدي با هم صحبت مي كنيم.» بعد از اتاق بيرون برويد يا از طرف بخواهيد اتاق را ترك كند.
 ۶) اگر شما اشتباه كرده ايد سريع بپذيريد و مسوولت آن را به گردن بگيريد. بگوييد؛ «حق كاملاً با توست، اشتباه از من بود و من براي جبران...» حتي اگر خودتان قانع نشده ايد كه اشتباه كرده ايد حداقل از شك و ترديد خود بهره مثبت بگيريد؛ «ممكن است من اشتباه كرده باشم. بيا دوباره موضوع را با هم مرور كنيم.» هيچ كس با چنين روشي مخالفت نمي كند.
 اين كلمات قدرت شگفت انگيزي دارند. به اين ترتيب هم به نظر طرف مقابل احترام گذاشته ايد و هم تنش موجود در فضا را كاهش مي دهيد. شايد خود شما هم از تغيير روحيه طرف تعجب كنيد كه مي گويد؛ «بله، تو اشتباه مي كني اما چيز مهمي نيست، همه اشتباه مي كنند.» اشتياق شما براي اينكه نشان بدهيد او درست مي گفته و شما اشتباه مي كرديد باعث مي شود فضاي درگيري تلطيف بشود. اگر شجاعت اين را داشته باشيد كه بپذيريد طرف مقابل بر حق بوده رضايت خاطر بيشتري هم احساس مي كنيد. معمولاً كسي كه شما را به باد انتقاد مي گيرد در مقابل چنين صحبتي متعجب مي شود و از فكر درگيري مي گذرد چون ديگر چيزي براي جر و بحث باقي نمي ماند.
 ۷) اگر كسي كه هر روز با او سروكار داريد مثل همسر، رئيس يا همكارتان از آن دسته افراد منفي باف، دعوايي، جر و بحثي يا نظير آن است از قدرت تجسم خلاق بهره بگيريد.
 طرف مقابلتان را به صورت فرشته مهرباني تجسم كنيد كه انسان بودن را تجربه مي كند. سعي كنيد حداقل يك جنبه خوشايند در رفتار او بيابيد و هميشه پيش از رويارويي با وي او را با همان ويژگي خوشايند تصور كنيد. درباره آدم هاي بدقلقي كه در گذشته با آنها سروكار داشتيد فكر كنيد و ببينيد با آنها چه رفتاري داشتيد. آيا هميشه وسوسه مي شديد به آنها بفهمانيد اشتباه مي كردند و سعي مي كرديد خودتان را ثابت كنيد؟ آيا هيچ وقت توانسته ايد از روي ظاهر آنها بفهميد واقعاً دلشان مي خواهد كسي به حرف آنها گوش بدهد، آنها را دوست داشته باشد و به آنها احترام بگذارد؟ آيا تا به حال قدرت تجسم خلاق را امتحان كرده ايد؟

روزنامه شرق


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۶

راههاي تسلط بر ديگران

در زندگي جذب، غلبه و تسلط بر ديگران اگر درست پياده شود، عملي است مثبت نه منفي. در صورت كسب اين مهارت مي توانيد به روابط دوستانه و شغلي خود استحكام بيشتري ببخشيد. به منظور نيل به اين هدف مي توانيد از راهكارهاي زير استفاده كنيد:
 
گام اول:

در واقع كسب مهارت تسلط بر افراد كار دشواري نيست. البته در اين راه بايد يه مقدار زرنگ تر از ديگران باشيد و از يك سري اصول آن پيروي كنيد. تا به حال فكر كرده ايد كه چطور و چرا بعضي از مردم به راحتي تحت پيروي كسان ديگر قرار دارند؟ ركن اساسي موفقيت در اين راه اين است كه نبايد طوري رفتار كنيد كه نفر مقابل شما به هدف اصلي شما پي ببرد.
 
گام دوم:

راه رسيدن به اين هدف فرمول پيچيده اي ندارد. اولين قانون آن اين است كه بدانيد نمي توانيد هيچگاه به زور كسي را مطيع خود سازيد، چرا كه به زور كاري را انجام دادن يك نوع زورگيري محض است نه تسلط. در ابتدا بايد طوري رفتار كنيد كه ظاهرا" بر خلاف ميل دروني و واقعي شما باشد، ولي چاره ي ديگري نداريد، در اين جاست كه نفر مقابل شما تصميم مي گيرد تا به شما براي رسيدن به نيتتان كمك كند.
 
گام سوم:

در اصل، شما بايد با نحوه رفتار و برخوردتان اعتماد طرف مقابل را جلب كنيد. ( طوري كه او مطمئن شود قصد ضرر رساندن به او را نداريد و كاملا" فردي صادق هستيد). جهت كسب اطمينان و اعتماد طرف مقابل، بايد با احتياط پيش برويد. رابطه اي صميمي با او ايجاد كنيد و از محاسن وي تعريف كنيد. دقيقا" پس از چندي كه معتمد بودن خود را در ديد نفر مقابل احساس كرديد مي توانيد هدف اصلي خود را اجرا كنيد!
 
گام چهارم:

اگر نفر شما همكارتان باشد، با بازي با كلمات و در كمال احترام از او خواهش كنيد كه اگر مي تواند يك فنجان چاي يا قهوه برايتان بياورد؛ براي مثال اين طور بگوييد: "آقاي رضايي مي دانم كه خيلي مشغول هستي و رئيس كلي كار براي تو گذاشته ولي احساس مي كنم كافئين خونم پايين آمده و دقيقا" وسط كارم است و نمي توانم آن را نيمه كاره رها كنم، مي توانم از تو خواهش كنم يك فنجان قهوه برايم بياوري؟" 90 درصد او اينكار را مي كند مگر اينكه خيلي آدم بد جنسي باشد!
 
گام پنجم:

در مرحله بعد از حس صميمي بودن وي با خود مطمئن شويد. بطور مثال، از او بخواهيد كه بعد از اتمام كار روزانه با هم به يك باشگاه ورزشي تنيس برويد، حتي نظر او را در مورد يك باشگاه خوب جويا شويد و پيشنهاد دهيد كه به باشگاه پيشنهادي او برويد. در قدم بعدي اگر او در بازي خود مهارت زيادي داشت از او  البته اغراقانه! تعريف كنيد، بطور مثال: "مي دانستي تو در اين بازي خيلي ماهري و اين يك استعداد ذاتي و مادرزادي است كه در تو از كودكي بوده"

گام ششم:

بعد از اتمام ورزش خود قدم بعدي اين است؛ ابتدا مطمئن شويد يه مقدار پول همراهتان است، سپس به دوستتان بگوييد: "چقدر براي ثبت نام در اين باشگاه هزينه كرده اي، مي آيي به دفتر بروم و من هم ثبت نام كنم" موقع پرداخت، پول خود را از جيب بيرون بياورد، در اينجاست كه رفيق شما به حساب آشناييت با باشگاه نمي گذارد شما پولي بدهيد! البته اين كار خيلي پستي است و من خودم هيچ وقت دوست ندارم كسي دائما" به من دستور بدهد يا چيزي بخواهد، در اين حالت است كه با تكرار اين قضايا به رفاقت بينمان  شك مي كنم.
 
گام هفتم:

در راه تسلط به ديگران همواره بايد توجه كنيد كه هدف شما دشمن كردن دوستان و رفقاي شما نباشد و اين مهارت خود را در راه منفي و يا اثرگذاشتن منفي در زندگي و روحيه ديگران بكار نبريد. خود من سالها پيش حدود 25 سال قبل ناآگاهانه با اجراي غلط و افراطي اين هدف باعث اختلاف و بحث دو نفر از دوستان صميمي ام  شدم كه البته خود آنها بعد از اين همه سال نمي دانند كه جرقه ي اين آتش اختلاف را من به راه انداختم! خيلي ناراحت كننده است. پس باز هم يادآوري مي كنيم كه استحكام در روابط را محور اصلي هدف جذب ديگران و تسلط بر آنها قرار دهيد.
 
نكاتي مهم در اين مورد:
•در چگونگي اداي كلمات در اين راه،  همواره ادب و نزاكت را رعايت كنيد.
•در موارد لازم قدراني و سپاس خود را ابراز كنيد.
•يكي از مزيتهاي جذب و تسلط بر ديگران اين است كه در مواقعي كه موردي به ميل شما نيست با اين روش مي توانيد ديگران را به طرف تمايل و هدف خود سوق دهيد.

http://www.mardoman.net/success/bespeop/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۵

7   شيوه اشتباه در بحث و مشاجرات

بحث و جدل هميشه اتفاق مي افتد. نوع رابطه تان اهميتي ندارد—اين بحث ها چه با رئيستان باشد، چه با دوستان،  و يا همسرتان—بايد بتوانيد با اين اختلافات و ناسازگاري ها كنار بياييد. اين بحث و جدل ها براي همه ي ما پيش مي آيد، اما نبايد طوري با آنها برخورد كنيم كه همه ي پل هاي پشت سر را خراب كرده و رابطه هايمان را از بين ببريم.

راه هاي سالمي هم براي بحث و جدل كردن وجود دارد. درست است كه اين راه ها هم تقريباً همان طبيعت ناخوشايند همه ي جنگ و دعواها را در خود دارد، اما بحث هاي سازنده اين مزيت را دارد كه مطمئنتان مي سازد، موضوع مورد اختلاف را حل كرده ايد و ديگر در آينده چنين بحث هايي بينتان اتفاق نمي افتد. اما جنگ و دعوا به شيوه نامطلوب، به جاي حل مشكل، اوضاع را وخيم تر هم مي كند. از اينرو، در اين مقاله قصد داريم شما را با شيوه هاي نامطلوب، و متاسفانه متداول بحث و جدل كردن آشنا كنيم، تا با درك بيهوده بودن و حتي مضر بودن آنها، ديگر در جنگ و دعواهايتان از اين روش ها استفاده نكنيد.

1.  به ميان كشيدن مسائل نامربوط

در اين شيوه دعوا، شما مسائلي را به ميان مي كشيد كه هيچ ارتباطي با موضوع اصلي بحثتان ندارد. مثلاً از نوع برخورد دوست دخترتان با يكي از همكارانش دچار حسادت شده ايد و سر اين موضوع با او دعوا راه انداخته ايد، اما وسط دعوا، طرز برخورد او با مادر يا خواهرتان را پيش مي كشيد يا از اين شكوه مي كنيد كه چرا مثلاً فلان روز فلان لباس را در مهماني پوشيده بوده است. اين كار نه تنها موضوعات مختلف ديگر را هم به ميان مي آورد كه باعث وخيم تر شدن اوضاع مي شود، بلكه باعث ميشود از موضوع اصلي هم دور شويد. با اين روش هيچ مشكلي هيچوقت حل نخواهد شد و دعواها همينطور بين شما بيشتر و بيشتر خواهد شد.


روش جديد:  دفعه بعد، به جاي پيش كشيدن موضوعات نامربوط وسط دعوا، سعي كنيد فقط روي همان موضوع اصلي بحث كنيد. بقيه مسائل و مشكلات را به وقت ديگري موكول كنيد. با اين روش بحث هايتان كوتاه تر و مشخص تر خواهند بود و احتمال اين كه پس از خاتمه دعوا به سازش برسيد و مشكلتان حل شود بيشتر است.

2.  اشاره به عيب هاي طرف مقابل

اين به آن معناست كه خشونت شما در دعوا و مرافعه به حدي مي رسد كه با حرف هاي تند و گزنده خود قصد آزار طرف مقابل را پيدا ميكنيد. البته اكثر اوقات اين كار عمداً صورت نمي گيرد. هر حرفي كه با كلماتي مثل "حداقل من فلان كار را نمي كنم، يا فلان اخلاق را ندارم" شروع شود نشان دهنده اين نوع دعوا كردن است. اين شيوه بحث كردن هم كاملاً مخرب است چون احساسات فرد مقابل را به حدي جريحه دار ميكنيد كه بعدها خودتان از حرفهايتان پشيمان مي شويد. اين شيوه ي بحث و جدل براي هر دو طرف زيان آور است.

روش جديد:  به جاي اينكه درمورد خود آدم ها دعوا راه بيندازيد، درمورد رفتارشان بحث كنيد. در دعواهاي خودتان عيب هاي طرف مقابل را به رخ او نكشيد، به جاي اين به او بفهمانيد كه رفتار فلان روز او چقدر زشت بوده يا ناراحتتان كرده است. با اين روش، طرفتان خواهد فهميد كه اگر آن رفتار خود را متوقف كند، دعوا و جدل هم خاتمه خواهد يافت، و شما هم دشمنان كمتري براي خودتان درست خواهيد كرد.

3.  انداختن تقصير به گردن ديگري

اگر مقصر اصلي باشيد، آنقدر بهانه تراشي و سفسطه مي كنيد تا تقصير را به گردن فرد مقابل بيندازيد و اشتباهتان را گردن نمي گيريد. اين يك مكانيسم دفاعي است. احتمالاً فكر مي كنيد كه با قبول كردن تقصيرتان، دعوا به نفع طرف مقابل تمام ميشود و شما بازنده خواهيد بود و فكر مي كنيد كه اين دعوا به خاطر اشتباهات فرد مقابل به وجود آمده است. متاسفانه، تا زماني كه شما از قبول مسئوليت شانه خالي ميكنيد، قادر به حل اختلافتان نخواهيد بود و هيچوقت با فرد مقابل به سازش نخواهيد رسيد. ممكن است چند بار طرف مقابلتان كوتاه بيايد و تقصير را گردن بگيرد، اما كم كم باعث كمرنگ شدن رابطه تان مي شود و مشكلاتتان بارها و بارها تكرار مي شود و هيچوقت از بين نمي رود.


روش جديد:  مي توانيد هم تقصيرتان را قبول كنيد و هم حرف خودتان را به كرسي بنشانيد. بابت اشتباهتان از طرف مقابل عذر خواهي كنيد، اما به او هم گوشزد كنيد كه دوست نداريد كسي مدام اشتباهاتتان را به رختان بكشد. هرچه شما بيشتر گذشت كنيد، ديگران هم راحت تر از خطاهاي شما خواهند گذشت.

4.  مظلوم نمايي

چنين فردي هم از قبول مسئوليت شانه خالي ميكند، اما به جاي اينكه بخواهد خود را پيروز ميدان كند، مي خواهد طرف مقابل به او رحم كند. وقتي چنين فردي به گستاخي يا تكبر محكوم مي شود، با گريه و زاري مي خواهد به طرف مقابل بفهماند كه چنين كارهايي را نكرده است. اينها افرادي هستند كه هيچوقت در دعوا و بحث مقصر شناخته نمي شوند و هيچوقت گناهكار نيستند. اما به مرور زمان اين روش اعصاب نزديكان و دوستان او را خرد مي كند و ديگر گول حرفها و مظلوم نمايي هاي او را نخواهند خورد.


روش جديد:  جرات داشته باشيد و اشتباهتان را قبول كنيد. تقصيراتتان را گردن بگيريد و خود را براي تغيير آماده كنيد. اگر در موقعيت هايي خودخواهانه رفتار كرده ايد، به اطرافيانتان اطمينان دهيد كه خودتان متوجه مسئله شده ايد و قصد جبران داريد.


5.  فحش دادن و ناسزا گفتن

ناسزا گفتن حين دعوا، نشانه ناپختگي، از دست دادن كنترل و غير حرفه اي بودن شماست. فحش دادن و ناسزا گفتن هيچوقت فشار و تنش دعوا را كم نمي كند، بلكه با اينكار شان و شخصيت فرد مقابل را هم خرد مي كنيد. اين كار يك اختلاف عقيده جزئي را به دعواي شخصي بدل مي كند و حتي اگر دعوا هم حل شود، فرد مقابل هيچوقت فراموش نخواهد كرد كه شما چه ناسزاهايي به او حين دعوا گفته ايد.


روش جديد:  بحث و جدل هايتان را هميشه در كمال ادب و نزاكت انجام دهيد. روي رفتار ناشايست طرفتان تمركز كنيد نه خودِ او. اگر حرف هايتان را معقولانه و مؤدبانه بزنيد، طرف مقابل بيشتر روي حرفهايتان حساب خواهد كرد.


6.  متوسل شدن به رفتارهاي خشونت آميز

اين شيوه مخصوص آندسته از افرادي است كه حين دعوا در را به هم مي كوبند، ظرف و ظروف اطرافشان را پرت مي كنند، مشت روي ميز مي كوبند و....همه ي اين رفتارها ما را ياد جنگ و دعواهاي بچگانه بين خواهر و برادرها مي اندازد. اين رفتارها نه تنها به هيچ جايي نمي رسد، بلكه طرف مقابل را عصباني تر هم مي كند. بايد بتوانيد عصبانيتتان را كنترل كنيد، به ويژه در محل كار. همه حق دارند عصباني شوند، اما بايد بتوانند اين عصبانيت را كنترل كنند. اگر موقع دعوا اشياء را پرت كنيد، يعني براي اهل آن خانه يا اتاق احترامي قائل نيستيد. فكر نمي كنم دوست داشته باشيد اطرافيانتان تصور كنند هنوز بچه هستيد و رفتارهايتان كودكانه است.


روش جديد:  اگر مي بينيد كه حين دعوا انگيزه زيادي براي پرت كردن اشياء داريد، راه ديگري براي بيرون ريختن عصبانيتتان پيدا كنيد. مثلاً سعي كنيد روي يك تكه كاغذ دليل عصبانيتتان را بنويسيد، يا به باشگاه يا پياده روي برويد. تنها چاره كار اين است كه خود را از آن موقعيت دور كنيد.


7.  فرار از موقعيت

هر وقت بحثي پيش مي آيد، فكر مي كنيد قبل از اينكه بيشتر عصباني شويد، بهتر است سريع شال و كلاه كرده و از معركه فرار كنيد. البته اگر اين كار را براي اين مي كنيد كه بعد از كمي آرام تر شدن، مشكل را بررسي كنيد، روش بسيار خوبي است چون مي توانيد عاقلانه تر فكر كنيد و تصميم بگيريد و چيزي از دهانتان بيرون نمي آيد كه بعدها به خاطر آن پشيمان شويد. اما اگر اين كار را از ترس رودررو شدن با فرد مقابل و قبول مسئوليت دربرابر اشتباهاتتان انجام مي دهيد، روش خوبي به شما نمي رود. اما ماندن در موقعيت و خالي كردن عصبانيت هم گهگاه بد نيست، بااينكه معايبي هم دارد. از قديم گفته اند، هيچوقت عصباني به بستر نرويد.


اگر حتي يكي از طرفين حين دعوا روش خود را عوض كنند، ممكن است دعوا به كلي خاتمه يابد. يادتان باشد كه طرف مقابلتان هم به اندازه خود شما عصباني و ناراحت است، حتي اگر حق با شما باشد.


روش جديد:  به جاي اينكه عصبانيتتان را بر سر طرف مقابل خالي كنيد، يك قدم به عقب برداريد، نفسي عميق بكشيد و از طرفتان بخواهيد كه كمي آرامتر پيش رود. اين كارها به هر دو شما فرصت مي دهد كنترل خودتان را دوباره به دست آوريد، بيشتر فكر كنيد و به كمك هم مشكل را حل كنيد. اگر لازم مي بينيد كه موقعيت را ترك كنيد، به طرف مقابلتان بگوييد كه اين كار را به خاطر اين انجام مي دهيد كه عصبانيتتان فروكش كند و بعداً درمورد مشكل صحبت خواهيد كرد.


بانزاكت دعوا كنيد!

وقتي دعوا و بحثي برايتان پيش مي آيد، بايد باملاحظه رفتار كنيد و كنترلتان را حفظ كنيد. بايد سعي كنيد نقطه نظرات طرف مقابل را خوب درك كنيد و ببينيد آيا حرف هايتان اوضاع را بدتر مي كند يا بهتر. مهمتر اينكه، يادتان باشد بعضي وقت ها لازم است غرورتان را زير پا بگذاريد—مي دانم كار مشكلي است. بعضي وقت ها هم خوب است بگذاريد گذر زمان خودش مشكلات و مسائل را برطرف كند. با استفاده از روشهايي كه در اين مقاله گفته شد، مي توانيد معقولانه تر و خوشايندتر جدل كنيد!


http://www.mardoman.net/?sn=articles&pt=full&id=1299


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۴

چگونه در شرايط پر فشار خونسردي خود را حفظ كنيم؟

همه مي دانيم كه وجود استرس به سلامت جسمي ما آسيب وارد مي آورد اما در اين بخش مي خواهيم از مضرات استرس در زندگي شغلي آگاه شويم. مردم معمولا هنگاميكه فشار كاري به بالاترين سطح مي رسد عقل خود را از دست مي دهند و بدون كمك گرفتن از فكر خود دست به كارهايي مي زنند كه بعدها موجب پشيماني آنها مي شود. ممكن است حرفي بزنند و يا كاري انجام دهند (به ويژه در لحظات بحراني مثلا پيش از گرفتن ترفيع رتبه و يا اخراج از كار) كه بعدا از آن پشيمان شوند.

امروزه مقوله استرس و كار جدا نشدني هستند. درايت و توانايي كنترل استرس خصيصه اي است كه كارمندان كارامد را از سايرين جدا كرده و از نمونه هاي توانايي بالاي مديريت به شمار مي رود.

كلمات استرس زا
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
دليل از دست دادن كنترل خود را در شرايط پر فشار پيدا كنيد. هنگام مواجهه با اين شرايط ذهن ما به حالت تدافعي غريزي خود باز مي گردد و بدن هورمون استرس زاي آدرنالين ترشح مي كند، حالت تدافعي به خود مي گيريم كه اين امر هر گونه پردازش منطقي را منحل مي كند. در جهان امروزي ما به وسيله گروهي از لغات رنج آور و آزاردهنده از خود دفاع مي كنيم و پس از اينكه ذهن مجددا "آرام" مي شود و به حالت عادي خود باز مي گردد، متوجه اشتباهاتمان مي شويم.

راه حل؟ هشيار باشيد كه چه موقع ذهن شما در حال زايل شدن است و اجازه ندهيد كه آدرنالين بيش از اندازه ترشح شود تا ترس بر شما غلبه كند و شما را برانگيخته كرده و موجب شود كه شما خشونت به خرج دهيد. اجازه دهيد تا نيروي عقل و منطق شما دوباره به كار افتد.

نفس عميقي بكشيد براي چند لحظه بر روي مطلب مورد نظر فكر كنيد. نقاط مثبت قضيه را در آوريد و آنرا را افزايش دهيد.

شرايط استرس زا
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
در اين قسمت براي شما 5 موقعيت را باز گو مي كنيم كه نيازمند حضور ذهن،خرد و شعور و از همه مهمتر خونسردي است. اگر بتوانيد در زمان بروز اين شرايط خونسردي و تعادل خود را حفظ كنيد شما را در محل كار "ابر قهرمان" مي نامند.

1- به جدل كشيده مي شويد
پايان روز است، همه خسته شده اند و به زحمت بر روي پروژه اي كه تازه در ابتداي راه است كار مي كنند و هيچ كس هم اعصاب درستي ندارد. ناگهان يكي از همكارانتان به سمت شما مي آيد و به شما مي گويد" نامه اي كه براي من نوشته بودي بيش از اندازه مختصر بود و مراتب ادب و احترام در آن رعايت نشده بود" او به شما مي گويد كه قصد دست انداختن و برتري جويي نسبت به او را داشته ايد.

شما در جواب به او مي گوييد كه بهتر است كوتاه بيايد و اينقدر حساس نباشد. براي او تشريح مي كنيد كه وقت شما كوتاه بوده و براي رعايت ادب و احترام زمان كافي نداشته ايد.

او از كوره در مي رود و شما را متهم مي كند به دزدي كردن از پروژه و شما را مسئول تمام خرابي ها مي خواند و ... بحث بالا مي گيرد و چند تا از همكارهاي ديگر هم به شما مي پيوندند اما آنها نيز نمي توانند كاري را از پيش ببرند.

در اين حال چون منطق خود را از دست داده ايد تصويري از نا كامي ها در ذهن شما نقش مي بندد و فقط باعث مي شود كه استرس خود شما و اطرافيانتان افزايش يابد. به جاي بهره گيري از منطق و ادراك به خوي غير انساني خود اتكا نكنيد.

راه حل اين است كه حالت تدافعي به خود نگيريد و با اتكا به قوانين عقلي نقد وارده را رد كنيد. به جاي اينكه با پاسخ هاي از پيش تعيين شده جلو بياييد اندكي صبر كنيد حواس خود را جمع كرده و خونسردي خود را نيز حفظ كنيد.

در همين مورد ذكر شده با آرامش پاسخ دهيد "من تو را درك مي كنم اما اين پروژه سنگين است و تاريخ تحويل هم نزديك شده بنابراين لازم است كه كوتاه و مختصر عمل كنيم تا بتوانيم از عهده تمام امور بر آييم. اگر تو به خاطر نامه من آزرده شدي همين جا از تو عذر خواهي مي كنم"

با رعايت ادب و نزاكت در مقابل خصومت مي توانيد طرف مقابل خود را خلع سلاح نماييد زيرا او منتظر پاسخي از روي عصبانيت مي باشد. حتي اگر حق با شماست اثبات اين مطلب براي يك همكار خودسر كار بي فايده اي قلمداد مي شود.

به عبارت ديگر بهتر است گاهي زيركانه عمل كنيد تا صادقانه.


 2- پاسخ سوالي را نمي دانيد
اين موقعيتي است كه بسياري از سياستمداران و تاجران بزرگ با آن مواجهند: سوالي كه آنها را در هنگام سخنراني خلع سلاح مي كند. مي توانيد در چنين شرايطي به لكنت زبان بيفتيد، عرق كنيد و بترسيد تنها به اين خاطر كه جواب مناسبي نداريد. اما راههاي بهتري هم وجود دارند كه افراد عاقل آنها را انتخاب مي كنند.

به ياد داشته باشيد كه در هنگام سخنراني قدرت به دست شماست و مستمعين مي بايست مراتب ادب و نزاكت را رعايت كنند. اگر سوال خارج از حيطه بحث بود مي تواننيد اينطور عمل كنيد "به نكته جالبي اشاره شد، اگر به اندازه كافي وقت داشته باشيم من آنرا توضيح مي دهم اما اجازه دهيد كه در حال حاضر به موضوع اصلي بپردازيم."

همچنين مي توانيد به آن شخص بگوييد كه خوشحال مي شويد پس از اتمام سخنراني با او شخصا صحبت كنيد. اين كار به شما زمان لازم براي آماده كردن جواب را مي دهد و يا مي توانيد از آن فرد تشكر كنيد و پاسخ سوال را موكول كنيد به پايان تشريح مسائل مهمتر.

اما اگر سوال مرتبط با موضوع بحث بود پس بهتر است كه متواضع و فروتن باشيد و خيلي راحت اظهار كنيد كه پاسخ آنرا نمي دانيد. بالاخره شما هم يك انسان هستيد، اينطور نيست؟ اگر اين كار را با اعتماد به نفس كامل انجام دهيد مردم تصور نمي كنند كه شما از آمادگي لازم برخوردار نيستيد بلكه بر عكس به دنبال راهي براي حل مسائل پيچيده هستيد" سوال خوبي بود اما بايد اعتراف كنم كه در حال حاضر پاسخ آنرا نمي دانم، به شما قول مي دهم كه بررسي را همين حالا آغاز كنم و پاسخ مناسب را در اولين فرصت در اختيار شما قرار دهم"

3- خطايي از شما سرميزند
شما با همكاران و مقامات بالاي شركت مشغول تجزيه تحليل اشتباهي هستيد كه باعث متوقف كردن پروژه شده است و ناگهان يكي از همكاران شما را مورد خطاب قرار داده و اشتباه را به شما نسبت مي دهد چرا كه فايل ناقصي را تحويل داده ايد كه باعث برهم زدن جريان عادي كار شده است.

اگر اشتباه از جانب شما باشد بايد مسئوليت آنرا به عهده بگيريد البته نه به آن معنا كه سيلي از پوزش هاي سوزناك را بر روي ميز روان كنيد. به جاي آن بهتر است كه بگوييد "متشكرم كه آنرا براي من توضيح دادي، الآن متوجه شدم كه اشتباهم در كجا بوده و از اين به بعد تمام تلاش خود را مي كنم كه چنين اتفاقي نيفتد"

اگر آن اشتباه به طور صد در صد به شما مربوط نمي شد چنين بگوييد "بله من اشتباه كردم و عذر خواهي مي كنم، اما هر فردي كه فايل مورد نظر را دريافت مي كند بايد آنها را دوباره چك كند تا خطايي در آن وجود نداشته باشد" چنين موقعيتي زمان مناسبي است كه از سيستم موجود انتقاد كنيد و راه حلي براي اجتناب از خطاهاي مجدد پيشنهاد كنيد.

اما از سوي ديگر اگر اشتباه به هيچ وجه از جانب شما نبود اتهامات وارده را يك به يك و با اتكا به مدارك علمي رد كنيد. سعي كنيد با كسي كه از شما نقد مي كند مانند يك ابله رفتار نكنيد. به طور حتم زماني كه ثابت شد شما فرد مورد سرزنش نيستيد متهم اصلي خود به خود پيدا مي شود( و شايد همان منتقد شما باشد كه به دنبال راهي بوده تا قضيه را از سر خود باز كند)

4- يكي از همكاران غيبت شما را مي كند
متوجه مي شويد كه عده اي در مورد شما شايعه پراكني مي كنند. بدترين كاري كه مي توانيد انجام دهيد اين است كه خود را به بي خيالي بزنيد و انتظار داشته باشيد كه همه چيز خود به خود حل شود. با انجام چنين كاري به او اجازه مي دهيد كه به رفتار زشت و زننده خود ادامه دهد.

اما نبايد يكدفعه مغز خود را از دست بدهيد زيرا آنها منتظر همين هستند تا بتوانند بيشتر شما را اذيت كنند و به طور قطع شما هم كه نمي خواهيد آنها را به اهدافشان برسانيد! با او رودررو صحبت كنيد تا به واسطه ثبات و وقار شما متوجه اشتباه خود شود.

هنگاميكه تنهاست به او نزديك شده و با او صحبت كنيد "هي، من شنيدم كه تو در مورد من چنين چيزهايي را به ديگران گفته اي، اگر چيزي هست چرا به خودم نمي گويي؟"

پاسخ او هر چه كه باشد (ممكن است حالت تدافعي به خود بگيرد و يا با نامردي از حقيقت فرار كند) استراتژي شما يكي است. تنها چيزي كه او از شما انتظار ندارد رعايت ادب و نزاكت است. شما با اين كار او را خلع سلاح مي كنيد. سعي كنيد نقاط مشترك خود را با او پيدا كنيد و در مورد آنها صحبت كنيد مثلا بي علاقگي نسبت به كارفرما و يا يكي از مراجعين و يا اين آرزو كه هر دوي شما مي خواهيد كمپاني در صدر قرار گيرد و ...

بعد هم دايره توجه خود را بر روي گروه متمركز كنيد: "تو كه خودت بهتر مي داني كه همه ما با هم و در كنار هم در حال تلاش براي تكميل پروژه هستيم و چنين حرفهايي به سلامت رواني گروه لطمه مي زند. پس بهتر است كينه ورزي را كنار بگذاريم تا كارها به خوبي پيش روند." با انتقال مركز توجه از فرد به گروه ، شما خود را فردي عاري از خود خواهي و خود پرستي نشان مي دهيد و خيلي بهتر از او جلوه مي كنيد و اين كار باعث مي شود كه او دهان خود را ببندد.

اگر او متقاعد نشد با روي باز به او اعلام كنيد كه اگر به اين كار ادامه دهد مراتب را به مقامات بالاتر گزارش خواهيد كرد.

5- به تاريخ تحويل نزديك مي شويد
ثانيه ها سپري مي شوند و ارباب رجوع چشم انتظار محصول جديد شما كه هنوز در مراحل ابتدايي كار است مي باشد. در چنين مواقعي يك مسئله كوچك مي تواند در نظر افراد به منزله يك مشكل بزرگ جلوه كند و آنها را بيش از حد عصباني كند. با برنامه ريزي دقيق از بروز چنين مشكلاتي جلوگيري كنيد.

نگاه انداختن به ساعت، كاري را از پيش نمي برد پس بهتر است بر روي كار تمركز كنيد نه مهلت هاي نهايي. ليستي از اولويت ها تهيه كنيد و ابتدا بر روي مسائل ضروري تر كنيد. اگر لازم شد كارهاي بزرگ را به امور كوچكتر اما قابل اجرا تقسيم كنيد و هر يك را در زمان خاص خود انجام دهيد.

ابتدا بر روي اموري كار كنيد كه بايد مجددا توسط افراد ديگر بازبيني شوند. اگر امكان داشته باشد مي توانيد برخي از كارها را به عهده افراد ديگر بگذاريد. از حواس پرتي خود جلوگيري كنيد براي اين كار مي توانيد سيم تلفن را قطع كنيد و صفحه اينترنت را در صورتي كه به آن نياز نداري ببنديد.

در آخر هم تنفس خود را كنترل كنيد. بالا بودن انرژي استرس را كاهش داده ذهن شما را در شرايط مناسبي نگه مي داردو اجازه ندهيد كه نا اميدي بر شما غلبه كند تا تمركز حواس خود را از دست بدهيد و هميشه به ياد داشته باشيد كه در آخرين فرصت ها معجزه هاي شگفت آنگيزي رويخواهد داد.

ثابت قدم و پابرجا باقي بمانيد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در محيط كاري كه استرس و فشار روز به روز افزايش مي يابد كساني به موفقيت دست مي يابند كه بتوانند خونسردي خود را حفظ كنند و براي پست مديريت نيز از يك چنين افرادي دعوت به عمل مي آيد. پس بهتر است زمانيكه غريزه غير انساني شما در حال انفجار بود خونسرد و متين باقي بمانيد و از قوه ادراك خود كمك بگيريد تا از پس كليه امور برآييد.

http://www.mardoman.net/success/pressure/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۳

روشهاي برخورد با انسان هاي برتري طلب

در زندگي با آدم‌هاي زيادي برخورد مي‌كنيد كه كنار آمدن با آنها بسيار دشوار است و از سخت‌ترين اين آدم‌ها آنهايي هستند كه هميشه احساس رياست مي‌كنند. اين دسته از آدم‌ها طبيعتاً سلطه‌جو هستند و مي‌خواهند همه از آنها تبعيت كنند و حرف خودشان را به كرسي بنشانند. وقتي كسي با حرف آنها مخالفت كند، معمولاً حالت دفاعي مي‌گيرند و گستاخانه رفتار مي‌كنند. اين افراد نه‌تنها تنفر همه را جلب مي‌كنند بلكه مايه آزار اطرافيانشان هم خواهند بود. كنار آمدن با اينگونه افراد خيلي سخت به نظر مي‌رسد. اگر شما هم از اين دسته افراد در اطرافتان داريد و دوست داريد بدانيد چطور بايد با آنها رفتار كنيد، حتماً اين مقاله را مطالعه كنيد!
 
مهربان باشيد

اولين قدم براي مقابله با افراد رياست‌طلب اين است كه با آنها مهربان باشيد. شايد غيرعادي به نظر برسد اما مطمئن باشيد كه موثر است. اين افراد معمولاً انتظار دارند كه شما با عصبانيت واكنش دهيد و شما بايد خلاف توقع آنها رفتار كنيد. با محبت با اين افراد برخورد كنيد و بااينكار باعث خواهيد شد كه كمي به طرز رفتار خودشان فكر كنند.

او را مخاطب قرار دهيد

حرفهايي كه مي‌زند را ناديده نگيريد. درعوض ديدگاه‌ها او را تحسين كنيد اما بگوييد كه بااينحال ترجيح مي‌‌دهيد كارها را با رويكرد خودتان انجام دهيد. براي برخورد با رفتار دفاعي او، آرام اما قاطع عمل كنيد.
 
 نااميدي‌هايتان را رها كنيد

وقتي كسي رياست‌طلب باشد و سعي كند كه حرفايش را به شما تحميل كند، از طرز رفتار او ناراحت خواهيد شد و احساس نااميدي خواهيد كرد. اين مسئله موجب بروز احساسات منفي شده و اعتمادبه‌نفستان را از دست مي‌دهيد. سعي كنيد نااميدي‌هايتان را رها كنيد چون اين افكار مي‌تواند منبع استرس شما شوند.
 
قاطع باشيد

افراد رياست‌طلب مي‌خواهند با افكار و عقايدشان شما را تحت‌تاثير قرار دهند. براي آنها مشخص كنيد كه قصد تغيير رفتارتان را نداريد. اعتماد‌به‌نفس شما نقش مهمي در اين زمينه دارد. وقتي اين افراد ببينند كه شما از خودتان مطمئن هستيد و به افكارتان پايبنديد، بالاخره دست از تحميل عقايدشان برمي‌دارند.
 
مودبانه حرفتان را بزنيد

به‌آرامي و مودبانه به فرد رياست‌طلب بگوييد كه وقتي سعي مي‌كند رفتارهاي شما را كنترل كند چه احساسي پيدا مي‌كنيد. به او بفهمانيد كه اظهارنظرهاي گستاخانه او احساسات شما را جريحه‌دار مي‌كند. جلب توجه آنها به اين موضوع باعث مي‌شود كمي به رفتارها و حرفهايشان بيشتر فكر كنند.
 
به او احترام بگذاريد

همه دنبال احترام هستند، اينطور نيست؟ پس چرا بايد فرد رياست‌طلب از اين قاعده مستثني باشد؟ درست است كه رفتارشان موج منفي مي‌فرستد و حتي ممكن است رابطه شما را با آنها خراب كند اما دليلي هم ندارد كه با آنها با بي‌ادبي رفتار كنيد. به آنها احترام بگذاريد. رفتار مثبت شما شايد بتواند به رفتارهاي رياست‌مآبانه آنها پايان دهد.
 

http://www.mardoman.net/life/bossy/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۲

اصول برقراري ارتباط با افراد مشكل ‌دار


خويشاوندان همسر كه در كارها دخالت مي‌كنند (فاميل فضول‌)‌، رئيس ارباب منش‌، بچه‌اي كه دائما گريه مي‌كند‌ همسايه بد چشم، همكار غرغرو، نمونه‌اي از افراد نامتعارف هستند كه شما ترجيح مي‌دهيد همه آنها را به‌عنوان آدم‌هاي بي‌مصرف تلقي كنيد. اين ليست افراد بي‌خاصيت در زندگي زياد است.

خوشبختانه اصول و نكاتي وجود دارند كه كمك مي‌كنند تا با اين افراد ارتباط بر قرار كنيم‌.اگر شما چنين افرادي در زندگي خود داريد احتمالا فكر مي‌كنيد كه ارتباط با اين افراد غيرممكن است. اما در واقع اين افراد صخره غيرقابل نفوذ نيستند‌، انسان هستند‌. و انسان‌ها از قواعد روان‌شناسي و رفتارهايي پيروي مي‌كنند كه شما مي‌توانيد از آنها بهره ببريد‌.

اين مقاله اصولي را ارائه مي‌دهد كه روابط غيرممكن اين افراد را به نكاتي براي ارتباط مؤثر تبد‌يل مي‌كند. دنيا پر از افراد مشكل‌دار است كه البته اين افراد هم ممكن است كه فكر كنند شما هم افراد مشكل‌داري هستيد‌. نكاتي كه در ادامه آمده است به شما كمك مي‌كند تا در زندگي روزمره خود با اين افراد ارتباط برقرار كنيد.

● چه روش‌هايي در ارتباط با افراد مشكل‌دار مؤثر نيست‌؟
 ▪ راه حل دادن‌‌: عبارت معمولي كه نشان‌دهنده راه‌حل هستند‌، شامل: چه مي‌شود اگر تو...
اين كار را نكن...و اين كار را بكن...
و اينكه به افراد بگويي چه بايد بكني مؤثر نيست‌. خود اين راه‌حل‌ها ايجاد مشكل مي‌كند. هرچه بيشتر به افراد راه حل بدهيد، از شما و پيشنهادات شما بيشتر دور مي‌شوند.
▪ موعظه كردن‌: عبارت معمولي كه موعظه كردن را نشان مي‌دهد مانند: تو مي‌بايست...
براي تو خوب است كه...
اين عبارات را مي‌توان چنين تعريف كرد: كاربرد آنچه درست و غلط است‌، خوب وبد‌، سياه و سفيد‌، براي كمك و ترغيب ديگران.‌
البته احساس گناه و ديگر احساساتي كه در نتيجه عبارات موعظه‌كننده حاصل مي‌شود‌، افراد مشكل‌دار را تغيير نمي‌دهد (حتي يك نفر را )
 ▪ شكايات: كاشكي او آنقدر مزاحم نبود.
▪ انتقاد: از انتقاد پرهيز كنيد زيرا كه ترغيب برانگيزاننده‌اي نيست‌. انتقاد تعارض را تشديد مي‌كند‌. افرادي كه مورد انتقاد قرار مي‌گيرند احساس نقصان‌، بي‌ارزشي و بي‌اهميتي مي‌كنند.

● ۱۰ اصل در ارتباط با افراد مشكل‌دار
۱) جهان را همانطور كه خودتان مي‌خواهيد مي‌بينيد. اكثر مقالاتي كه نكاتي را براي ارتباط با افراد مشكل دار ارائه داده‌اند‌، متمركز بر افراد هستند‌، بنابر اين مشكل اصلي را ناديده گرفته‌اند. آنها خود، مشكل هستند. اما شما نقش مؤثري را در رفتار اين افراد بازي مي‌كنيد‌. مشكلات از ادراك شما ماهيت مي‌گيرند. سپس از عكس‌العمل شما‌. كارل يونگ معتقد است كه ما شخصيت‌هاي مورد تنفر خود را سركوب مي‌كنيم، كه اين امر با از خود راندن افراد ‌ نمايان مي‌شود‌.
 ادوارد ويتمونت يكي از روان‌شناسان و دستيار يونگ، مي‌نويسد: از چند نفر بخواهيد كه توضيحي در مورد نوع شخصيتي كه براي آنها غيرقابل تحمل‌، مورد نفرت و مطرود آنها بوده و نمي‌توانند با او ارتباط برقرار كنند، ارائه دهند. مطمئنا آنها توصيفي از خصوصيات شخصيتي سركوب شده خود را ارائه خواهند داد. يك توصيف از خود كه كاملا ناآگاهانه است و بنابراين همواره و همه جا به اين دليل كه اثر آن‌را از ديگران دريافت مي‌كنند‌، عذاب خواهند كشيد‌.
 اين خصوصيات براي آنها غيرقابل‌قبول هستند زيرا كه بخش سركوب شده وجود آنها را نشان مي‌دهد. در واقع تصوير خود شما افراد را سرسخت و مشكل‌دار مي‌كند‌. قويا شما را تشويق مي‌كنيم تا در حد امكان به آنچه در خود انكار مي‌كنيد‌، توجه كنيد زيرا كه مي‌تواند تصوير سركوب شده خو‌د شما باشد. سايه‌اي كه در ديگران مي‌بينيد‌، آن چيزي است كه در گذشته از آن غافل بوده‌ايد.
 ۲)فكر كامل بودن و درست بودن خود را كنار بگذاريد. هنگامي كه با كسي وارد گفت‌وگو مي‌شويد اين فكر را كه او را درست كنيد باعث مشكل‌دار شدن خود شما مي‌شود.
 ۳) قلب خود را پاك كنيد، ذهن خود را بگشاييد. اغلب، تجربيات گذشته ما در مورد افراد باعث مي‌شود كه در رفتار كنوني خود نيز با آنها برخورد داشته باشيم (حتي اگر آنها تغيير كرده باشند). ممكن است شخصي كه در ذهن شما فردي منفي تلقي مي‌شده‌، به مرور زمان به فردي مثبت تغيير كند‌. ببخشيد؛ قلب خود را به روي ديگران بگشاييد، آنگاه ذهن خود را در مورد چرايي مشكل ديگران پاك كنيد.از نتيجه‌گيري رفتار ديگران به‌عنوان فرد مشكل‌دار بپرهيزيد. شما حقيقت واقعي را نمي‌دانيد و حقيقت را با قضاوت‌ها و ترس از خود‌تحليلي‌‌، سد مي‌كنيد‌.
۴) از افراد مشكل‌دار در‌خواست‌هايي بكنيد‌. اين ترسناك است‌، اما درخواست كردن از افراد سرسخت و آزار‌دهنده به شما كمك مي‌كند و تعارضي كه در آنها وجود دارد در شما ايجاد تغيير مي‌كند‌. اگر موجودات زنده با چالش‌ها مواجه نشوند‌، رشد نمي‌يابند‌. اينگونه افراد موجب چالش شما شده و باعث رشد در شما مي‌شوند.
۵) فعال باشيد‌، نه منفعل‌. افراد منفعل از كليه شرايط موجود مي‌نالند‌. و رفتارهاي بد را مقابله به مثل مي‌كنند‌. و سعي در تغيير ديگران دارند. گوناگوني طبيعت آدمي باعث سر سختي و مشكل دار شدن آنها مي‌شود. افرادي كه فعال هستند بدون توجه به محدوديت شرايط آنچه را مي‌خواهند ايجاد مي‌كنند.
۶) مسئوليت احساسي را كه داريد‌، بپذيريد‌، قرباني نباشيد‌. افراد را به خاطر احساس بدي كه در شما ايجاد كرده‌اند سرزنش نكنيد‌. جلوي ورود و خروج افراد به حالات احساسي و عاطفي خود را بگيريد‌. دست از سرزنش كردن برداريد تا خود را از رفتار مشكل‌دار افراد رها كنيد‌. شما نبايد بار مشكلات و رفتارهاي افراد را به دوش بكشيد. هنگامي كه از فكر كردن در مورد افراد به‌عنوان افراد پست و بد ذات دست برمي‌داريد و ذهنيت قرباني بودن را رها مي‌كنيد، سريعتر روي راه حل فكر كرده و كمتر از لحاظ احساسي خشمگين مي‌شويد.
۷) مشكل مدار باشيد نه فرد‌مدار. افراد مشكل دار‌، يك مشكل سخت دارند و تلاش مي‌كنند تا از تنها راه ممكن‌، آن‌ را حل كنند‌. خود افراد مشكل نيستند‌. بر مشكل تمركز كنيد‌، نه بر فرد‌. يك نكته اساسي جدا كردن مشكل از فرد است‌. رفتار آنها‌، حتي رفتار شما‌، يا مسئله ديگر مشكل است.
۸)نياز‌هاي بر آورده نشده را پيدا كنيد‌. اين افراد نياز‌هاي برآورده نشده‌اي دارند وقتي فردي عصباني، ناراحت، افسرده، يا عصبي است، تلاش مي‌كند تا نيازي را بر آورده سازد‌، اگرچه اغلب به خوبي بر آورده نمي‌شود. به نياز نهفته اين افراد توجه كنيد در اين حالت شما انسان ديگري خواهيد يافت اين شما را قادر خواهد ساخت كه با دلسوزي با او ارتباط برقرار كنيد‌.
۹) مستقل باشيد وابستگي نوعي بيماري است‌. در اكثر افراد‌، استقلال‌، آزادي و قدرت وجود دارد. افرادي كه در موضع قدرت قرار دارند‌، خوشبختي و موفقيت خود را با استقلال آشكار و بيش از حد‌، از بين مي‌برند‌. چنين افرادي همه كارهاي خود را انجام مي‌دهند، وسواس زيادي به خرج مي‌دهند و برايشان دشوار است كه به كار فكر نكنند‌، و به راحتي از مخالفت ديگران با تصميم‌گيري‌هايشان‌ عصباني مي‌شوند.
۱۰) انعطاف پذير باشيد. اگر از نكات و اصول ذكر شده شكست خورديد اين به اين معنا نيست كه اين اصول مؤثر نيستند. بلكه به اين دليل است كه به خوبي به آنها عمل نكرده‌ايد‌. اين اصول و نكاتي كه براي شما ارائه شده شكست نمي‌خورند زيرا كه اصول ارتباط مؤثر هستند‌. اغلب افراد كه با افراد مشكل‌دار وارد گفت‌وگو مي‌شوند، احساسي حق به‌جانب دارند ( اصل‌۲ ) و يا اينكه سعي دارند فرد را تغيير دهند‌.
شروع مذاكره با اين نيت كه من مي‌توانم فرد را تغيير دهم شكست را تضمين مي‌كند. مي‌بايست خود را از پيامدها جدا بدانيد و منتظر نتايج خاصي نباشيد. اگر اين اصول و نكات باعث نتايج مطلوب شما نشد‌، بيشتر به مشكل فكر كنيد‌. با انجام اين كار شما قلب خود را پاك كرده و ذهن خود را مي‌گشاييد‌، ايجاد‌كننده وقايع بوده و مشكل‌مدار مي‌باشيد‌.

مشكلات سخت دير‌تر حل مي‌شوند. هر روز احتمالات مختلفي از وقايع وجود دارد‌. احساسات‌، تفكرات و نگرش‌ها طي زمان تغيير مي‌كنند. يك اقدام ناموفق در ارتباط با افراد مشكل‌دار ممكن است مشكل را حاد‌تر كند‌، اما پيروي از اين اصول و نكات در برقراري با اين افراد مشكل را راحت‌تر مي‌كند.


ترجمه - مينو يعقوبي
 towerofpower.com.au
روزنامه همشهري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۱

برخورد با افراد غيرممكن

اكثر افراد با اختلالات شخصيتي معمولاً دچار مشكلي به نام "اختلال نفس" هستند چون معمولاً باور ندارند كه دچار مشكل هستند. آنها فكر مي كنند، "اين منم" يا ""من هميشه اينطور بوده ام" و حس صيانت نفسشان باعث مي شود كه دوست داشته باشنده همانطور باقي بمانند. در اين مقاله مي خواهيم راهكارهايي براي برخورد با اين افراد به شما معرفي كنيم.

مراحل

1.              بدانيد كه افراد غيرممكن وجود دارند و چه بخواهيد يا نخواهيد دير يا زود با يكي از آنها برخورد مي كنيد. كاري از دستتان برنمي آيد. اولين قدم اين است كه با واقعيت كنار بياييد. اگر فكر مي كنيد كه احتمالاً با يكي از اين افراد روبه رو بوده ايد، مطمئناً درست فكر كرده ايد. اگر شك داريد، مراحل زير را قدم به قدم طي كنيد.

2.              بدانيد كه خيلي افراد سازگار نيستند. گاهي اوقات كسي كه با همه كنار مي آيد ممكن است براي شما فردي غيرممكن باشد. اكثر روابط بين افراد سايه هاي مختلف خاكستري دارد اما برخي افراد مثل آب و روغن با همه قاطي مي شوند. احتمالاً از فرد غيرممكنتان شنيده ايد كه، "همه من را دوست دارند". اين تلاشي است براي انداختن تقصير بر گردن شما پس آن را جدي نگيريد. مهم نيست كه روابط اين فرد با ديگران چطور باشد، واقعيت اين است كه رابطه بين شما دو نفر افتضاح است. يادتان باشد كه مقصر جلوه دادن شما واقعيت را تغيير نمي دهد.

3.              بفهميد كه مقصر شما نيستيد، آنها هستند. شايد سخت باشد چون اين افراد معمولاً توانايي زيادي در مقصر جلوه دادن ديگران دارند. اگر با چنين فردي مواجه هستيد احتمالاً مداوماً به شما مي گويد كه فلان مسئله يا مشكل تقصير شماست. اما اينطور نيست. واقعيت اين است كه هرچه بيشتر شما را مقصر جلوه دهند، خودشان تقصيركار جلوه مي كنند. اما به خاطر داشته باشيد كه اين راه مقصر دانستن آنها نيست. مقصر دانستن كار آدم هاي غيرممكن است كه دچار اختلال شخصيتي هستند. شما بايد فقط اين واقعيت را بدانيد، به خاطر خودتان. به زبان ساده تر: اگر بتوانيد مسئوليت اشتباهات خود را بپذيريد و براي ارتقاء خودتان تصميم بگيريد، پس يك فرد غيرممكن به حساب نمي آييد، چون اين افراد به نظر خودشان هيچ كار اشتباهي انجام نمي دهند.

4.              آرامش خود را حفظ كنيد و با عصبانيت با آنها برخورد نكنيد. هر كاري كه مي كنيد، فقط گريه نكنيد. اينكار باعث مي شود كه رفتار زشت خود را بيشتر ادامه دهند. سعي كنيد ناديده شان بگيريد. مثلاً نگاهتان را جاي ديگري بيندازيد و بحث ديگري را شروع كنيد. موضوعي را پيدا كنيد كه در آن با آنها هم عقيده باشيد. تحت هيچ شرايطي در انتقادها و عيب جويي ها با آنها همراه نشويد. هيچ وقت با آنها يا هر كس ديگري بد حرف نزنيد چون بااينكار در حد آنها خواهيد شد. يك چيز مثبت به مسئله وارد كنيد. و تا مي توانيد آرامش خود را حفظ كنيد.

5.              بدانيد كه نمي توانيد مثل كسان ديگر با اين افراد برخورد كنيد. يك جورهايي بايد مثل بچه ها با آنها رفتار كنيد. قيد هر جور بحث منطقي را با آنها بزنيد چون هيچوقت ممكن نخواهد بود. تنها چيزي كه عايدتان مي شود اين خواهد بود كه يك عالم تقصير و گناه بر گردنتان مي افتد.

6.              اعتماد به نفستان را حفظ كنيد. اگر مداوماً با همچنين فردي رابطه داريد كه هميشه سعي دارد شما را منبع همه بدي ها نشان دهد، بايد براي حفظ يك تصوير مثبت از خود اقدام كنيد. به خودتان يادآور شويد كه نظر اين شخص لزوماً واقعيت نيست. اگر مي بينيد كه انتقادات آنها خيلي دور از واقعيت است، از آنها دوري كنيد. مطمئناً شما به اندازه اي كه اين فرد دوست دارد به شما بقبولاند بد نيستيد. سعي نكنيد با داد و بيداد از خودتان دفاع كنيد چون او را به ادامه حرفهاي خود تحريك تر مي كند.

7.              عصبانيتتان را سركوب كنيد. اينطور فكر كنيد كه عصباني شدن شما براي آن فرد مثل يك هديه بي نظير است. هر حرفي كه موقع عصبانيت بزنيد يا هر كاري كه انجام دهيد بارها و بارها عليه شما استفاده خواهد شد. اين افراد حافظه هاي فوق العاده اي دارند و مطمئناً از يادآوري مسائل گذشته بر عليه شما ابايي ندارند.

8.              از خودتان دفاع نكنيد. بايد بفهميد كه به هيچ وجه نمي توانيد به اين افراد ضربه بزنيد. به خاطر همين است كه اسم "غيرممكن" را روي آنها گذاشته اند. در ذهن آنها شما منبع همه اشتباهات هستيد و هيچ حرفي كه بر زبانتان بيايد خلاف آنرا به آنها نشان نخواهدداد. نظر شما براي آنها هيچ فرقي نمي كند چون در دادگاه ذهن آنها شما مقصر شناخته شده ايد.

9.              بدانيد كه بالاخره شما و شخص غيرممكن بايد از هم جدا شويد. اين شخص چه دوستتان باشد، چه رئيستان، چه خانواده يا همسرتان، بالاخره زماني مي رسد كه مي فهميد بايد از او جدا شويد. حفظ رابطه با چنين شخصي واقعاً غيرممكن است. اگر نتوانيد بلافاصله از او جسماً فاصله بگيريد، بايد اول از نظر روحي و فكري از او جدا شويد. وقتي در فكرتان از او جدا شديد، دير يا زود زماني مي رسد كه مي توانيد به آن واقعيت فيزيكي بدهيد.

10.          اجازه ندهيد شخص غيرممكن شما را مثل خود كند. اگر مراقب نباشيد، به خودتان مي آييد و مي بينيد كه رفتار شخص غيرممكن را پيدا كرده ايد حتي اگر خودتان علاقه اي به آن نداشته باشيد. اما بايد درك كنيد كه اين بخشي از شخصيت او است و هر كاري كه بكنيد نمي توانيد گذشته آن فرد را تغيير دهيد.

11.         مدير باشيد. تا زمانيكه رابطه تمام نشده باشد، وظيفه شما مديريت كردن شخص غيرممكن است تا تخريب كمتري متوجه تان شود. بهترين منابع براي شما بعنوان يك مدير، سكوت، به شوخي گرفتن فرد مقابل و قطع اميد از تغيير دادن اوست. افراد غيرممكن به حرفهاي منطقي شما گوش نمي دهند. نمي توانند. حتي اگر بتوانند هم نمي خواهند. نمي توانيد آنها را متقاعد كنيد كه بخشي از تقصير مشكلاتي كه بين شما وجود دارد بر گردن آنهاست. آنها با دلايل منطقي اشتباهات خود را نمي پذيرند. به نظرشان اصلاً  خطايي مرتكب نشده اند. پس بايد درك كنيد و اين طرز تفكر را بدون انداختن تقصير بر گردن آنها مديريت كنيد.

12.         بدانيد كه اشخاص غيرممكن طرح و نقشه دارند. خودتان را بايد آماده كنيد كه همه اشتباهات و شكست هاي شخص غيرممكن به گردن شما انداخته خواهد شد. يادتان باشد، در ذهن آنها تقصير همه چيز گردن شماست. آنها تا بي نهايت مي توانند براي ثابت كردن اين ادعاي خود برايتان حرف بزنند و اگر اشتباه كرده و به اينكار تشويقشان كنيد خيلي خوشحال مي شوند كه به شما ثابت كنند شما آن فرد غيرممكن هستيد.

13.         برعكس آنها باشيد: شخصي ممكن باشيد. بعنوان نمونه اي از صبر، توشع و مهرباني زندگي كنيد چون اينها دقيقاً متضاد آن چيزي هستند كه فرد غيرممكن است. همه ما تحت تاثير افراد پيرامونمان هستيم و مي دانيم كه هيچكدام از آنها كامل نيستند، حتي خود شما. بايد به ديگران احترام بگذاريد چون انسان هستيد. اگر به شما احترام گذاشته نشد، اين ديگر مشكل آنهاست نه شما. ديگران را درك كنيد و مطمئن باشيد كه ديگران هم دركتان مي كنند. اين تنها راهي است كه ممكن است اوضاع را كمي قابل تحمل تر كند. شايد كلاً تغيير نكنند اما باز از آنچه هستند بهتر مي شوند.

نكات

·         مهم: اگر اين شخص غيرممكن را دوست داريد و برايتان مهم است و رابطه طولاني مدتي با او داريد، از آنها بخواهيد كه ار متخصص كمك بگيرند.

·         خود را قرباني نكنيد. قبل ازاينكه براي برخورد با شخص غيرممكن تلاش كنيد بايد ياد بگيريد كه چطور احساسات خود را كنترل كنيد. اگر نمي توانيد به كل اين شخص را از زندگي خود دور كنيد—چون در محل كار شماست، يكي از اعضاي خانواده است يا هر دليل ديگر—خيلي مهم است كه علايق ديگري پيدا كنيد يا با متخصص مشورت كنيد.

·         همچنين دقت كنيد كه همه ما گاهاً برخي از اين اختلالات شخصيتي را نشان مي دهيم. همه چيز بستگي به اين دارد كه يك فرد "طبيعي" را چطور تعريف كنيد.

·         ليست زير 10 نمونه از مهمترين اختلالات شخصيتي است. عنوان كردن آنها به اين دليل نيست كه بتوانيد اختلالات ديگران را تشخيص دهيد بلكه براي اين است كه آگاه باشيد خصوصيات شخصيتي مختلف چطور با هم ادغام مي شوند. اما اگر كسي بعضي از اين خصوصيات را داشت لزوماً به اين معنا نيست كه دچار آن اختلال شخصيتي است.

ú         افراد مبتلا به اختلال اسكيزوئيد همان افراد منزوي و گوشه نشين هستند. آنها به هيچ وجه از روابط نزديك لذت نمي برند، حتي اينكه عضوي از يك خانواده باشند. علاقه بسيار كمي به سكس يا هر فعاليت عادي ديگر دارند و از نظر احساسي سرد به نظر مي رسند.

ú         افراد اسكيزوفرني گونه واقعاً ديوانه نيستند، فقط آنطور به نظر مي رسند و عمل م يكنند. ممكن است متعلق به گروه هايي باشند كه در نظر مردم عادي شديداً غيرعادي و عجيب بيايد.

ú         افراد غيراجتماعي تصور مي كنند كه ديگران بد هستند و تنها راهي كه برايشان مانده اين است كه سر آنها را كلاه بگذارند. اما هميشه هم آنها را در زندان نمي بينيد. آنها معمولاً افرادي بسيار جذاب هستند و فروشنده ها يا سياست مداران بسيار خوبي مي شوند.

ú         افراد مبتلا به اختلال شخصيتي نمايشي چه زن باشند و چه مرد معمولاً ملكه نمايش خطاب مي شوند. آنها براي توجه ديگران زنده اند و براي به دست آوردن آن معمولاً از حد خود فراتر مي روند. هميشه بايد بهترين ماشين زير پايشان باشد، بهترين منطقه شهر زندگي كنند، بهترين لباسها را بپوشند و بچه هايشان را به بهترين مدرسه ها بفرستند.

ú         افراد مبتلا به وسواس فكري-عملي كه اضطراب هاي خود را با غرق شدن در جزئيات مسائل و از ياد بردن هدف اصلي يك فعاليت، برطرف مي كنند. آنها ساعات زيادي از روز را به تكرار كارهاي روزمره خود مثل بارها و بارها شستن دست هايشان يا تميز كردن بي وقفه خانه و ماشين مي گذرانند و ديگر وقتي براي نگران بودن درمورد مشكلات بزرگ زندگي برايشان نمي ماند.

ú         افراد با شخصيت هاي وابسته كه معمولاً اعتماد به نفس پاييني دارند. به هيچ وجه در زندگي ريسك نمي كنند و برايشان مهم نيست ديگران با آنها چه برخوردي داشته باشند. گاهي اوقات با اينكه مي دانند در يك رابطه بد هستند اما باز با اينحال احساس امنيت مي كنند چون مي توانند آن رابطه را درك كنند. برايشان ساده تر است كه همان رابطه بد را تحمل كنند تا بخواهند يك رابطه اي ديگري كه ممكن است بدتر باد را شروع كنند يا اصلاً رابطه اي نداشته باشند.

ú         افراد با اختلال شخصيتي مرزي كه معمولاً مرزهاي درون فردي ضعيفي دارند و معمولاً روابطشان بسيار شديد، عاشقانه و كوتاه مدت است. چون عاشق عشق هستند نه عاشق فردي خاص. وقتي رابطه كم كم سرد مي شود خيلي راحت مي توانند آنرا كنار بگذارند. به ندرت مي توانند با كسي از جنس مخالف خود بدون ابراز عشق و محبت صحبت كنند.

ú         افراد با اختلال شخصيتي خوددار كه شديداً خجالتي هستند و در تلاشند كه از موقعيت هايي كه ممكن است موجب خجالت زدگي آنها شود دوري مي كنند.

ú         افراد با اختلال شخصيتي پارانوئيد كه معمولاً ريسك هايي كه اكثر ما مي پذيريم را دفع مي كنند چون به عقيده آنها اتفاق افتادن آن بسيار دور از ذهن است. آنها دوست دارند همه بدي هاي دنيا را به يك گروه از افراد بد نسبت دهند كه سعي دارند ما را كنترل كنند.

ú         افراد با اختلال شخصيتي منفعل-پرخاشگر كه دشمي خود را به طور غيرمستقيم به ديگران حالي مي كنند مثل مهماني كه سر ميز شام به ميزبان مي گويد، "دستتان درد نكند خيلي خوشمزه بود، هيچوقت فكر نمي كردم از اين تكه هاي ارزان گوشت هم بشود غذاي خوشمزه پخت".

·         اگر هيچ چيز كمكتان نكرد، سعي كنيد تجربياتتان با اين اشخاص را درس هاي باارزش زندگي بدانيد. بدانيد كه بعد مدتي كنار آمدن با اين افراد، كنار آمدن با افراد عادي برايتان خيلي ساده تر خواهد شد. در رابطه تان با آنها يك دوره آموزشي خيلي خوب درمورد برخورد با افراد سرسخت مي بينيد كه بااينكه الان برايتان ناخوشايند است اما درس هايي كه مي گيريد در زندگي آينده برايتان ارزش زيادي خواهد داشت.

·         بپذيريد كه با يك سوءاستفاده گر احساسي روبه رو هستيد. اطلاعات زير مي تواند به دردتان بخورد.

ú         مهربان باشيد حتي اگر با منفي ترين حالت با شما برخورد كردند. اگر تنها هستند و نمي دانند چطور بايد توجه ديگران را جلب كنند، جذب رفتار محبت آميز شما خواهند شد و تغيير مي كنند. اما اگر ذاتاً افراد احمق و سرسختي هستند كه دوست دارند حرص ديگران را دربياورند، باز هم مهرباني و ملاطفت شما آنها را عصباني خواهد كرد چون نمي دانند كه چطور مي توانند حرصتان را دربياورند به همين خاطر بعد از مدتي رهايتان مي كنند.

·         در خرج كردن مهربانيتان دقت كنيد. مطمئناً دلتان نمي خواهد مدام به كسي كه از شما سوءاستفاده مي كند پاداش دهيد چون او را به سوءاستفاده بيشتر تشويق مي كند. مثلاً ممكن است سرتان داد بزنند كه كاري كه وظيفه خودشان است را انجام دهيد و شما تصميم مي گيريد كه مهربان باشيد و آنكار را انجام دهيد. بااينكار آن فرد احساس مي كند كه با داد زدن ديگر مي تواند شما را مجبور به انجام هر كاري بكند.

·         برخي از اين اشخاص مهرباني شما را تمايل شما براي خدمت كردن به خودشان مي بينند. وقتي ديديد كه چنين اتفاقي افتاد، خيلي آرام و با مهرباني حرفشان را رد كنيد. دروغ نگوييد، لازم نيست هيچ توضيحي برايشان بدهيد، فقط كافي است كه آن كار را رد كنيد. دروغ گفتن فقط كار را خراب تر مي كند و رابطه تان با اين شخص را سخت تر.

·         با آنها مخالفت نكنيد. راهي براي هم عقيده شدن با آنها پيدا كنيد حتي اگر مي دانيد كه اشتباه مي كنند. اگر مي گويند براي جلب نظر ديگران خيرات كرده ايد مي توانيد بگوييد كه ممكن است حق با آنها باشد. اينكار باعث مي شود كه جنگ و جدال ها كمتر شود. حتي مي توانيد وقتي خود را هم عقيده او نشان مي دهيد لبخند كوچكي هم بر لبانتان بنشانيد.

·         بدانيد كه سالمترين راه براي كنار آمدن با اشخاص غيرممكن دور كردن آن فرد از محيط اطرافتان است. با قرار دادن خود در معرض آن فرد خودتان را شكنجه نكنيد. ارزش شما خيلي بيشتر از اين حرفهاست. يادتان باشد كه به هيچ طريقي نمي توانيد او را درست كنيد.

·         وقتي كسي از شما سوءاستفاده مي كند، بقيه افراد سعي مي كنند با شما همدردي كنند. هيچ نيازي نيست كه طرف مقابلتان را نزد ديگران بد جلوه دهيد چون همه خودشان دير يا زود آنرا خواهند فهميد. اگر شخص غيرممكن باعث عصبانيتتان مي شود، بقيه هم به احتمال زياد اذيت مي شوند.

·         سعي كنيد به نقاط مثبت قضيه فكر كنيد. فكر به اينكه او هم يكي از بنده هاي خداست و خدا او را دوست دارد، حتي اگر خودتان او را دوس نداشته باشيد، آرامش بيشتري به شما مي دهد.

هشدارها

·         هيچوقت شخص غيرممكن را عصباني نكنيد. بااينكه خيلي زود از كوره در مي روند  و به نظر خودشان در نظر همه افراد منطقي هستند، واقعيت اين است كه اگر عصبانيشان كنيد طوري حرصشان را سر شما خالي مي كنند كه باورتان نشود. هيچوقت سعي نكنيد با آنها بحث منطقي كنيد و برايشان دليلي و برهان بياوريد. با آنها مثل بيمار يا بچه ها رفتار كنيد. براي چنين رفتاري به تمرين نياز داريد اما يك مهارت اجتماعي است كه ارزش يادگيري را دارد.

·         اگر به هر دليلي توانستيد با دليل و مدرك شخص غيرممكن را متقاعد كنيد كه تقصير گردن آنهاست، اين احتمال وجود دارد كه كاملاً از آنطرف بام بيفتند و فكر كنند كه اگر در اين مورد خاص حق با آنها نيست پس در 100% موارد و موقعيت هاي ديگر هم اشتباه گردن آنهاست. اين تكنيكي است كه براي جلب همدردي ديگران به كار مي گيرند.

·         هيچوقت حستان درمورد اين فرد را به ديگران نگوييد. اگر رفتار غيرممكن اين شخص غيرممكن را اعتراف كنيد، و فرد مقابلتان هم نظرات شما را به ديگران انتقال دهد، اين احتمال وجود دارد كه به گوش خود شخص غيرممكن هم برسد و اين كار را از آنچه كه هست هم خراب تر مي كند.

·         از طرف ديگر اگر نمي توانيد از اين شخص دوري كنيد شايد بد نباشد كه با كمك شخصي ديگر اين موقعيت را مديريت كنيد.

·         حريم شخصيتان را حفظ كنيد. شخص غيرممكن از هر اطلاعات شخصي شما بر عليه تان استفاده مي كند. آنها مي توانند فقط به خاطر اظهار نظري كه سر ميز شام كرديد، داستان هاي زيادي را درمورد شما براي ديگران نقل كنند. يادتان باشد كه مهارت خيلي خوبي در به حرف كشيدن شما دارند. آنها به خوبي خود را  فردي نرمال  و عادي نشان مي دهند و اين باعث مي شود با خودتان فكر كنيد كه چندان آدم بدي هم نيستند. اين اشتباه بسيار بزرگي است. چون همان موقع كه برايشان درد و دل كرديد درواقع گور خودتان را كنديد. او از كوچكترين و ريزترين اطلاعات ممكن بر عليه تان استفاده مي كند.

·         هيچوقت با اين واقعيت كه آنها منبع و منشاء مشكل هستند با شخص غيرممكن برخورد نكنيد. چون با بمباراني از انكار روبه رو خواهيد شد.

·         مراقب حركات و اشارات غيركلامي آنها باشيد چون ممكن است سوء تفاهماتي ايجاد كند.

·         در ايجاد هر نوع برخورد فيزيكي با اين افراد بسيار دقت كنيد. حتي زدن يك ضربه آرام روي پشتشان مي تواند آرامترين شخص غيرممكن را هم به خشم بياورد.

·         به هيچ وجه اين مقاله را براي ثابت كردن سرسختي آنها نشانشان ندهيد. هميشه يادتان باشد كه هيچ راهي براي متقاعد كردن آنها وجود ندارد. تلاش شما بي حاصل خواهد بود.

·         قبل از به كار بردن نكات و هشدارهايي كه در اين مقاله ذكر شد، مطمئن شويد كه خودتان يكي از آن اشخاص غيرممكن نيستيد. چون ممكن است به خودتا صدمه بزنيد.

·         بدانيد كي وقت خداحافظي است. اگر اين رابطه خسته تان كرده است يا فكر مي كنيد كه رفتارهاي او برايتان خطرناك شده است و ممكن است به شما صدمه بزند، رهايشان كنيد. هر چه سريعتر رابطه تان را با او قطع كنيد. شخص غيرممكن تلاش خواهد كرد كه باز با شما رابطه ايجاد كند اما نپذيريد.

http://www.mardoman.net/life/impossiblepers/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان و عقايد آن ها ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۱۶

چگونه انتقاد را با قدرداني پذيرا باشيم

در روز ايميل‌ها و نظرات مثبت و دلگرم‌كننده زيادي براي ما مي‌آيد كه درواقع تنها چيزي است كه ما را تشويق به ادامه راه مي‌كند. اما دركنار اين نظرات مثبت، نظرات منفي هم گاه و بيگاه برايمان مي‌آيد: انتقاداتي درمورد موضوعات و محتواي مقالاتمان.
 
شما چطور با انتقادات ديگران برخورد مي‌كنيد؟ تصور ما بر اين است كه اولين واكنش  اكثر ما دفاع از خودمان يا بدتر از آن، حمله به فرد منتقد است.
 
و با اينحال، با اينكه انتقاد مي‌تواند ناراحت ‌كننده باشد و روحيه را ضعيف كند، اما مي‌توان از ديدگاهي مثبت هم به آن نگاه كرد: انتقاد نشانه صداقت طرف‌ مقابل است و مي‌تواند ما را به سمت عملكردي بهتر راهنمايي كند. انتقاد مي‌تواند فرصتي براي پيشرفت باشد.
 
اولين واكنشتان را متوقف كنيد

اگر اولين واكنشتان حمله به فرد منتقد يا حالت تدافعي گرفتن است، قبل از نشان دادن هر نوع واكنشي يك دقيقه صبر كنيد. يك نفس عميق بكشيد و كمي به آن موضوع فكر كنيد.
 
ما هم وقتي مورد انتقاد قرار مي‌گيريم اول كمي عصباني مي‌شويم اما به خودمان ياد داده‌ ايم همان لحظه برخورد نكنيم. مثلاً براي جواب دادن به ايميل‌ هاي انتقادي حداقل يك ساعت صبر مي‌كنيم.
 
اين مدت زمان سبب ميگردد قبل از واكنش اوليه، كمي به موضوع فكر كنيم. اين زمان باعث مي‌شود كمي منطق روي كار بيايد و احساسي تصميم نگيريم. نمي‌گوييم احساسات بد است اما وقتي احساسات منفي باشد، به‌جاي اينكه نفع برساند، آسيب مي‌رساند.
 
منفي را به مثبت تبديل كنيد

يكي از كليدهاي موفقيت در هر چيز اين است كه نكات مثبت هر چيزي كه بقيه آن را منفي مي‌بينند را ببينيد. بيماري باعث مي‌شود از  برنامه ورزشيتان جا بمانيد؟ اين مي‌تواند يك استراحت خوب باشد. از كارتان خسته شده‌ ايد؟ مي‌تواند وقتي باشد براي نگرش دوباره به زندگيتان و پيدا كردن يك كار بهتر.

با انتقاد هم بايد همينطور رفتار كنيد: بايد نكات مثبت آن را ببينيد. شايد به نظر بي ‌ادبانه و توهين ‌آميز بيايد اما در اكثر انتقادات، نكته مثبتي هم وجود دارد و آن يك فيدبك صادقانه و پيشنهادي براي پيشرفت است.
 
مثلاً يكي از انتقاداتي كه به وبسايت ما شده بود اين است، "شما درمورد موضوعات تكراري بارها و بارها مقاله مي‌دهيد و مقالاتتان خسته‌كننده است."
 
اين انتقاد را مي‌توانيد اينطور بخوانيد: "بايد تنوع موضوعاتمان را بيشتر كنيم و از دريچه جديدي به موضوعات نگاه كنيم."
 
اين فقط يك نمونه بود. اينكار را مي‌توانيد با هر انتقادي انجام دهيد. گاهي اوقات افراد چون روز بدي را داشته ‌اند شما را با انتقاداتشان بمباران مي‌كنند اما هميشه هم اينطور نيست. گاهي در انتقادات واقعيات مثبتي نهفته است.
 
انتقاد را فرصتي براي پيشرفت بدانيد. بدون پيشرفت در زندگي به ركود مي‌رسيم. پيشرفت ركن حياتي زندگي است.
 
از منتقدتان تشكر كنيد

حتي اگر فردي با بي ‌ادبي و توهين از شما انتقاد كرد، از او تشكر كنيد. ممكن است روز بدي را داشته است يا شايد هم كلاً آدم منفي باشد. اما با همه اين حرف‌ها، رفتار و قدرداني شما آنها را خلع سلاح مي‌كند.
 
مي‌دانيد؟ اين عادت تشكر از منتقد در ما باعث شده كه خيلي از منتقدينمان را به خوانندگاني پر و پا قرص تبديل كنيم. همه اين به‌ خاطر يك تشكر ساده براي انتقادشان بوده است. اين تشكر براي آنها غيرقابل انتظار بوده و معمولاً نظرشان را از منفي به مثبت تبديل كرده است.
 
و حتي اگر منتقد تشكر شما را به طريقي مثبت دريافت نكند، باز هم براي خودتان بهتر است. اين راهي است كه به خودتان خاطرنشان كنيد انتقاد چيز خوبي برايتان بوده و بااينكار مي‌توانيد تواضع و فروتني داشته باشيد.
 
از انتقادات درس بگيريد

بعد از اينكه با ديدي مثبت به انتقادات نگاه كرده و از منتقدتان تشكر كرديد، سر كار قبلتان برنگرديد. بايد براي پيشرفت تلاش كنيد.
 
اين مسئله براي بعضي‌ها خيلي سخت است چون معمولاً تصور مي‌كنند هميشه حق با آنهاست. اما هيچ ‌كس نيست كه هميشه حق با او باشد. درواقع ممكن است شما اشتباه كرده باشيد و حق با فرد منتقد باشد. پس بايد ببينيد كه آيا مي‌توانيد چيزي را در خودتان طوري تغيير دهيد كه به سمت مثبت برود.
 
بعد زمان ايجاد تغيير است.

ما وقتي ايميل‌هايي دريافت مي‌كنيم كه مثلاً فلان مقاله‌ مان به اندازه كافي خوب نيست تلاش مي‌كنيم كه براي موضوع بعدي تلافي كنيم و موضوع و مقاله بهتري ارائه دهيم.

شما بايد فرد بهتري باشيد

خيلي وقت‌ها انتقاد را يك حمله شخصي و توهين تصور مي‌كنيم. اما اينطور نيست. البته ممكن است گاهي اينطور باشد ولي نبايد آنرا اينطور قلمداد كنيم. انتقاد را بايد انتقاد بر رفتارمان تلقي كنيم نه انتقاد بر خودمان بعنوان يك شخص. اگر اينكار را بكنيد، ديگر احساسي به آن انتقاد نگاه نخواهيد كرد و نكات مثبت آن را خواهيد ديد.
 
اما كاري كه اكثر ما مي‌كنيم اين است كه انتقاد را يك حمله شخصي تصور كرده و با حمله به آن واكنش مي‌دهيم. "من اجازه نمي دهم كسي با من اينطور حرف بزند." مخصوصاً اگر اين انتقاد در جمع صورت گرفته باشد، مثلاً در نظرات مربوط به يك مقاله. بايد از خودتان دفاع كنيد و به فرد حمله ‌كننده حمله كنيد، درست است؟
 
نه كاملاً اشتباه است. با حمله به فرد مهاجم شما به سطح آن فرد نزول خواهيد كرد. حتي اگر آن فرد واقعاً بي ‌ادبي و توهين كرده باشد، شما نبايد همانطور به او پاسخ دهيد. شما هم نبايد همان گناهان را انجام دهيد.
 
شما بايد فرد بهتري باشيد.

اگر بتوانيد در برابر آن حمله آرامش خود را حفظ كنيد و با ادب و احترام به آن انتقاد واكنش دهيد، آنوقت مي‌توانيد فرد بهتري باشيد. و اين كار دو فايده دارد:
 1.ديگران تحسينتان خواهند كرد و فكر بهتري درمورد شما مي‌كنند. مخصوصاً اگر واكنشتان مثبت باشد و خيلي خوب با انتقاد برخورد كرده باشيد.
2.خودتان احساس بهتري نسبت به خودتان پيدا مي‌كنيد. با شركت در يك حمله شخصي خودمان را زشت جلوه خواهيم داد اما اگر بتوانيم خودمان را بالاتر از آن سطح نگه داريم، حس خوبي نسبت به آنچه هستيم پيدا مي‌كنيم. و اين بهترين و بالاترين فايده است.
 
چطور مي‌توانيد خودتان را بالاتر از آن حمله نگه داريد و فرد بهتري باشيد؟ با جدا كردن خود از آن انتقاد و نگاه كردن به رفتاري كه مورد انتقاد قرار گرفته است. با داشتن نگرش مثبت به آن انتقاد و سعي در پيشرفت. با تشكر و قدرداني از فرد منتقد و ارائه يك واكنش مثبت به انتقاد.
 

http://www.mardoman.net/success/acccrit/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۱:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان