مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3399
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 7
همه : 4258935


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي

به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۲

طرز برخورد با افرادي كه شما را تحقير ميكنند


واكنش نشان دادن در مقابل افرادي كه شما را خوار كرده و ارزش هـايتـان را زير سؤال مي برند، قدري دشوار و دردناك است.
گاهي اوقات زخم هايي كه اينگونه افراد به شما وارد مي آورند، ممكن است تا ابد باقي بمانند.

مـن خــودم به شخصه زمانيكه به گذشته بر مي گردم افراد بســيار زيادي را به خاطر مي آورم كه در برهه هاي مختلف زنـدگي مرا تحقـيــر مي كردند و ارزش ها و توانايي هايم را دسـت كـم مــي گرفتند. مطمئنـــم كه همه شما تجربه اي مشـابه من داشته ايد، شايد كمتر كسي باشد كه در طول زنـدگي خود با افراد اين چنيني برخورد نكرده باشد. بهترين تكــنيك اين است كه ياد بگيريم به جاي اينكه برخورد تند ازخود نشان بدهيم، با آنها مدارا كنيم.

در اين قسمت من چند تكنيك شخصي به شما آموزش مي دهم تا ياد بگيريد چگونه مي توان از پس اين افراد برآمد:
بايد توجه داشته باشيد كه افرادي كه شما را تحقير مي كنند و قصد آسيب رساندن به شما را دارند، در درجه اول بايد خودشان را بيازارند تا بتوانند شما را آزرده كنند. بايد بدانيد كه يك انسان كامروا، موفق، و با اعتماد به نفس هيچ نيازي به تحقير ديگران ندارد. شايد اين افراد از ديگران انتقادهاي سازنده اي كنند، اما هيچ گاه آنها را تحقير نمي كنند. برخي از افراد به طور كلي نظر منفي نسبت به ديگران دارند چون: -
به دليل كمبودهايي كه احساس مي كنند دوست دارند خودشان را قدرتمند تر از سايرين جلوه بدهند تا به اين طريق بر تزلزل شخصيتي خود غلبه كنند. -

قبلاً كسي آنها را آزرده ساخته و چون توانايي مقابله با آن را نداشتند، با تحقير ديگران سعي مي كنند از موقعيت فعلي خود دفاع كند. افرادي كه به شدت شما را تحقير مي كنند با اين كار فقط ناراحتي، عدم موفقيت، و بي هدفي خود را در زندگي به نمايش مي گذارند و اين مشكل آنهاست نه شما. دانستن اين مطلب به شما كمك مي كند كه راحت تر بتوانيد در كنار آنها به زندگي عادي خود ادامه دهيد و حرف هايشان را نشنيده بگيريد. اگر بدانيد كه مشكل از طرف مقابل است نه شما، مي توانيد منطقي با مسائل برخورد كنيد و از حرف ها و كنايه هاي آنها شما را آزرده نخواهد كرد.

شايد فردي كه داراي چنين خصوصياتي است يكي از نزديكان شما باشد و برايتان سخت باشد كه بخواهيد از نظر عاطفي خودتان را از او جدا كنيد. هيچ نيازي به اين كار نيست، فقط سعي كنيد در بحث هايي كه او راه مي اندازد، شركت نكرده و خودتان را كنار بكشيد. قصد او اين است كه كاري كند تا شما احساس بدي نسبت به خودتان پيدا كنيد. اين وظيفه شماست كه به آنها اجازه انجام چنين كاري را ندهيد. براي بدست آوردن اطلاعات بيشتر در مورد چگونگي برخورد با افراد منفي نگر به قسمت: "طرز برخورد با افراد منفي گرا" مراجعه كنيد. توضيحات و نكاتي در مورد افرادي كه شما را تحقير مي كنند: زمانيكه اينگونه افراد به شما حرفي مي زنند، در پاسخ به آنها، جواب هاي بي شماري به ذهن شما خطور مي كند. اگر چنين كاري را انجام دهيد، در واقع خودتان را با آن فرد هم شان ساخته ايد و اين دقيقاً همان چيزي است كه آنها انتظارش را مي كشند. آنها مي خواهند شما را عصباني كنند تا برخورد شديدي از خود نشان دهيد، آنها ميخواهند شما احساس بدي نسبت به خودتان پيدا كنيد و قصدشان تنها آزار دادن و آسيب رساندن است. شما با جواب دادن به آنها در حقيقت وارد بازي ساختگي شان ميشويد، و در نهايت خودتان را آزار داده ايد. ممكن است بعداً به خاطر حرف هايي كه در عصبانيت از دهانتان خارج شده پشيمان شويد. خوب در زمان بروز چنين حالتي چه كاري مي توان انجام داد؟ بهتر است يكي از موارد زير را امتحان كنيد:

زمانيكه احساس مي كنيد فردي با حالت تهاجمي با شما برخورد مي كند مي توانيد بگوييد: "ازت ممنونم اما فكر مي كنم بهتر است توصيه هايت را براي خودت نگه داري" و يا: "خيلي سخاوتمندي ولي من نيازي به توصيه هاي تو ندارم" همه اين مسائل به دليل خشم و نفرتي كه در آنها وجود دارد، درست مي شود و شما هم مجبور نيستيد كه بار مسئوليت زندگي آنها را به دوش بكشيد. شايد آنها بخواهند كه از خشم و نفرت خود به شما سهمي بدهند، اما اين "هديه" اي است كه شما واقعاً نيازي به آن نداريد. اگر به توصيه هاي آنها گوش كنيد و هديه هاي مسمومشان را قبول كنيد، با اين كار خشم و عصبانيت آنها را به به درون خود راه داده ايد.

به خودتان اجازه انجام چنين كاري را ندهيد. شما هيچ نيازي به اين هدايا نداريد، از كنار آنها عبور كنيد. از پيشنهادت ممنونم يكي ديگر از واكنش هاي مناسبي كه در مقابل اين افراد مي توانيد از خود بروز دهيد اين است كه به آنها بگوييد: "از پيشنهادت ممنونم" و بعد هم به ادامه كار خود بپردازيد. با بيان اين عبارت شما در حقيقت به بحث پايان مي دهيد.

آنها منتظر هستند كه شما از خود عكس العمل نشان دهيد و زمانيكه اين كار را انجام نمي دهيد، ديگر چيزي براي گفتن نخواهند داشت. ممنونم، شايد حق با تو باشه "بايرن كيتي" در كتاب خود با عنوان: "عشقت را مي خواهم – آيا حقيقت دارد؟" معتقد است كه بهترين واكنش در مقابل اين افراد: "ممنوم، شايد حق با تو باشه" است. او اظهار مي دارد زمانيكه نظرات ديگران سبب آزرده ساختن شما مي شو،د بايد نگاهي عمقي به درون خود داشته باشيد و ببنيد دليل اصلي اين رنجش خاطرها چيست. با اين كار هم عكس العمل شديد نشان نداده ايد، هم بر روي خود دقيق تر شده ايد. ديگران تا زمانيكه شما به آنها اجازه ندهيد، نمي توانند شما را بيازارند. در برخي مواقع بهتر است نگاهي به طرز برخورد خود با طرف مقابل داشته باشيد و ببينيد شما چه كاري انجام داده ايد كه او به خودش اجازه داده تا يك چنين پيشنهاداتي نسبت به شما ارائه دهد.

آيا توانايي تغيير شرايط را داريد؟ آيا به واقع عقايد او صحت دارند؟ بايد ببينيد كه چرا اين اظهار نظر خاص باعث رنجش شما مي شود. عكس العمل هاي شما، حرف هاي زيادي در مورد شخصيتتان مي زند. در اينجا همه چيز مربوط به شماست و نه شخص مقابل. اجازه دهيد بداند كه چه احساسي داريد اگر به فكر تلافي كردن باشيد، خودتان را بي ارزش مي كنيد. بايد خيلي رو راست به او بگوييد كه نظرش شما را آزرده ساخته. البته بايد اين كار را در نهايت آرامش انجام دهيد، به عنوان مثال: "زمانيكه به نظريات من بي توجهي مي كني و آنها را نميپذيري، واقعاً ناراحت مي شوم." فقط به آرامي بيان كنيد و منتظر واكنش آنها بشويد. بهتر است اين كار را زماني انجام دهيد كه تك به تك با فرد مقابل تنها مي شويد، اين امكان وجود دارد كه آنها خودشان هم متوجه نباشند كه در حال آزار و اذيت شما هستند.

اگر چنين بحثي در محيط كار پيش آمد، مي توانيد ادامه بحث را به زمان ديگري موكول كنيد، به عنوان مثال اگر يكي از همكارانتان به شما گفت: "من احساس مي كنم تو نسبت به مسائل مختلف بيش از اندازه حساس هستي" به او بگوييد: "ترجيح مي دهم روي مسائل كاري تمركز كنيم" و يا "الآن مسائل مهمتري براي انجام دادن وجود دارد، بهتر است به مسائل كاري توجه كنيم و موارد شخصي را بگذاريم براي بعد" با اين كار، آنها را متوجه مي كنيد كه هم از نظرشان خوشتان نيامده و هم كاملاً حرفه اي با آنها برخورد كرده ايد.
ساير نكاتي كه در اين زمينه بايد به خاطر داشته باشيد به شرح زير مي باشد: شما نياز به تاييد ديگران نداريد گاهي اوقات نظر ديگران به اين دليل شما را آزرده مي سازد چرا كه از آنها انتظار تاييد ۱۰۰% داشته ايد، اما نظر آنها بر خلاف انتظار شما از آب در مي آيد. شايد پيشنهاد آنها زياد هم بد نباشد، اما در نظر شما بد جلوه كند، به عنوان مثال اگر سرپرست بخش به شما بگويد: "كارت واقعاً عالي بود، اما آيا ميتواني پاراگراف آخر را اصلاح كني تا كارت قوي تر شود؟" ممكن است ناراحت شويد، و به اين دليل كه توقع شنيدن چنين اظهار نظري را نداشتيد، قسمت اول آنرا هم نمي شنويد، و فقط متوجه بخش انتقادي آن مي شويد.

اگر اين نوع اظهار نظرها را به عنوان نوعي توهين و تحقير در نظر نگيريد، آنوقت ميتوانيد اين نظريه را به عنوان فرصتي براي پيشبرد توانايي هاي خود به كار بنديد. راهي سريع براي ايجاد عزت نفس – به دنبال تاييد گرفتن از ديگران نباشيد آيا آنها از داستانهاي ذهني شما با خبر هستند؟ در برخي شرايط، ممكن است نظريات ديگران در ذهن شما به منزله نوعي اهانت به شمار آيد، درصورتيكه طرف مقابل به هيچ وجه قصد انجام چنين كاري را ندارد. اين امر به دليل تفكرات ذهني شما و يا به دليل داستان هاي ذهني كه براي خودتان ساخته ايد، بوجود مي آيد، به همين دليل چيزي را مي بينيد كه وجود خارجي ندارد و تنها زاييده خيال و اوهام ذهنيتان است. در اينجا برايتان مثالي مي آوريم؛ فرض كنيد شخصي براي شما هديه اي آورده. اگر شما اعتقاد داشته باشيد كه او قصد آسيب رساندن به شما را داشته، ممكن است با خودتان فكر كنيد:"او مي خواهد از راههاي مسالمت آميز وارد شده و از خلق خوش من سوء استفاده كند."

اما حقيقت چيز ديگري است و او تنها قصد دارد كه به شما نشان دهد تا چه حد برايش ارزش و اهميت داريد. در يك چنين شرايطي بايد از خودتان سؤال كنيد كه آيا واقعاً همه چيز را آنطور كه هست مي بينيد و يا مي شنويد؟ (هيچ چيز معناي حاصي ندارد تا زمانيكه شما به آن معنا ببخشيد) و يا اينكه داستان ذهني خودتان را وارد كار مي كنيد. داستان زندگي شما چيست؟ آيا بايد از آن گذشت؟ آيا منعكس كننده اعتقادات شماست؟ بايد توجه داشته باشيد كه اگر خودتان احساس مي كنيد كه فرد دوست داشتني نيستيد، آنوقت اين حس به ديگران هم منتقل شده و آنها نيز تصور مي كنند كه نميتوانند شما را دوست داشته باشند. اگر تصور كنيد كه فقط استحقاق اهانت و تحقير را داريد، آنگاه چيزي جز اين هم عايدتان نخواهد شد.

اگر يك چنين تصوري داريد شايد نوبت به آن رسيده باشد كه نگاه عميق تري به درون خود انداخته و اعتقادات خود را زير سؤال ببريد.

● انعكاس دادن
كليد درك شخصي نسبت به تحقيرهاي زيركانه هشيار باشيد زمانيكه صبر مي كنيد و به پيغام هايي كه به طور روزانه دريافت مي كنيد مي انديشيد، به اين نتيجه مي رسيد كه خيلي بيشتر از آن چيزي كه تصور مي كرده ايد در معرض انتقاد و اهانت قرار گرفته ايد.

دليلش هم اين است كه دنيا پر است از انسان هايي كه قصد تحقير ديگران را دارند. هر جايي كه مي رويد، به هر كجا كه نگاه مي كنيد، هر چيزي كه در روزنامه مي خوانيد و يا در تلويزيون تماشا مي كنيد، و حتي تبليغاتي كه مشاهده مي كنيد، همه و همه قصد دارند به شما بگويند كه تا زمانيكه از محصولات آنها استفاده نكنيد، طرز خاصي لباس نپوشيد، مطالعات خاصي نداشته باشيد، طرز خاصي راه نرويد، به اندازه كافي خوب نيستيد.

آنها به طور ماهرانه اي عزت نفس و ارزش شخصي شما را زير سؤال مي برند. هيچ كس دوست ندارد مورد انتقاد قرار بگيرد؛ به همين دليل اگر مي خواهيد سالم زندگي كنيد و از عزت نفس برخوردار باشيد، بايد اين پيغام هاي منفي كه از سايرين در مورد شخصيتتان مي شنويد را ناديده بگيريد. نگاهي اجمالي به شيوه هاي برخورد با افرادي كه شما را تحقير مي كنند زمانيكه در معاشرت با افرادي قرار مي گيريد كه شما را خوار مي كنند، به ياد داشته باشيد:

۱) با تحقير كردن متقابل، كارشان را تلافي نكنيد
 ۲) طرز برخوردشان چيزهاي زيادي در مورد آنها به شما مي گويد، به راحتي مي توانيد درك كنيد كه دليل همه اين كارها، خشم و نفرتي است كه وجودشان را فراگرفته و خودشان بايد با آن كنار بيايند نه شما
 ۳) آيا مي توانيد از ميان نظريات آنها براي خود يك "هديه" پيدا كنيد؟ مي توانيد به يكي از نقاط ضعف و يا قوت خود در بين نظريات آنها پي ببريد؛ اگر قوت بود آنرا افزايش دهيد و اگر ضعف بود در پي جبران آن برآييد
 ۴) ممكن است برداشتي كه از نظريات آنها مي كنيد كاملاً نادرست باشد و آنها واقعاً از گفته هاي خود قصد و منظوري مداشته باشند. تنها به دليل اعتقادات و باورهاي ذهني نمي توانيد ديگران را متهم كنيد
 ۵) نسبت به پيام هاي زيركانه اي كه ممكن است نظريات منفي در بر داشته باشند، آگاه باشيد (مانند تبليغاتي كه هر روزه به گوشتان مي رسد) و به آنها اجازه ندهيد تا حس ارزشمندي و اعتبار شخصي شما را زير سوال ببرند. گاهي اوقات برخي از توهين ها و تحقيرها هستند كه برخورد با آنها صورت مناسبي ندارد، اما اگر بتوانيد از آنها به نفع خود استفاده كنيد، بهترين كار را انجام داده ايد.


نگارش يافته توسط محمود قوچاني


ايران سهراب


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين قدرداني و سپاسگزاري از توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي

به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۱

بياييد قدرداني را تمرين كنيم ...


تاكنون چندين بار بخاطر اينكه ديگران انتظارات و تصورات ايده آل ما را برآورده نساخته اند ، در ياس و غضب فرو رفته ايم؟ به گذشته ودوران طفوليت خود نظر مي‌اندازيم و به يافتن همه آنچيز هائي مي‌پردازيم كه مي‌توانستند براي ما انجام و يا به ما داده بشوند تا ما خوشبخت تر مي‌شديم.

اگر ديد و بينش خويش از جهان را به يك تصور ذهني و رويائي محدود كنيم، زندگي در تمام قواعدش ما را نااميد و مايوس خواهد نمود. اما اگر افق ديد و بينش خود را بسط داده و به شناسائي و توجه آنچه را كه زندگي به ما عطا كرده است بپردازيم، متوجه خواهيم شد كه با دنيائي با درجات والاي عنايات و نعمات و حمايتهاي بي نظير احاطه شده ايم.

 قدرشناسي مشروط و منوط به توجه، ديد و نگرش به درون خود است. بدون يك توجه واقعي نمي‌توان به وجود تعداد بيشماري از رخدادهاي تكراري كه به نفع ما در جريان است پي برد و آنها را ديد.

روانشناسان در چهارچوب تحقيقات "روانكاوي مثبت"، در جستجوي اين پرسش كه چه شيوه هائي ، سلامت رواني را حفظ مي كند ، اهميت "قدرداني" را كشف كرده‌اند و آنرا بعنوان يك منبع نيروي رواني تلقي مي‌كنند.

آنچنانكه تحقيقات جديد نشان مي‌دهد انسانهاي قدردان و سپاسگزار راضي تر، خوشبخت تر و اجتماعي تر از افرادي هستند كه با دقت تمامي جهات منفي زندگي خود را موشكافي و بايگاني مي‌كنند اما جهات مثبت را ناديده مي‌انگارند. اينها همچنين كمتر از امراض جسماني گله مند بوده و به هنگام وجود مشكلات شخصي به ياري يكديگر مي‌شتافتند و بيشتر از ديگران حمايت احساسي و معنوي خودشان را از يكديگر ابراز مي‌كردند. همچنين بيشتر در كارهاي اجتماعي (و عام المنفعه و خيريه بدون چشمداشت مالي شركت) مي‌جستند.انسانهاي شكرگزار ارزش كمتري براي ماديات قائلند.

آنها ارزش خويش و ديگران را با داشتن و دارائي، مقام و موفقيت نمي‌سنجند. آنان حسادت نمي‌ورزند و تقسيم و اشتراك براي آنها قابل قبول تر از ديگر انسانهائي است كه احساس قدرداني را در خود غريبه حس مي‌كنند.از اشخاصي كه از يك بيماري عصبي عضله رنج مي‌بردند دعوت شد كه در مدت سه هفته دلائلي را كه براي شكرگزار بودن دارند يادداشت نمايند. در پايان آزمايش از خلق و خوي بهتري برخوردار بودند، آنها از روابط محكمتر اجتماعي خودشان، بهبود وضع خواب و خوشبين تر شدنشان گزارش مي‌كردند. قدرداني و سپاسگزاري منوط به موقعيت خوشبخت و بهشتين زندگي و همچنين مشروط به يك حساب بانگي پر و پول زياد هم نيست.

انسانهايي كه قدر آنچه را كه دارند و آنچه را كه تجربه مي‌كنند مي‌دانند، خوشبخت ترند، و توانائي غلبه بر رويدادهاي منفي زندگي در آنها مانند قدرت برحذر بودن آنها از حسادت، ناراحتي و خشم و افسردگي بيشتر مي‌گردد. سپاسگزاري و اعمال متعاقب آن روابط اجتماعي را قوي تر كرده و دوستي‌ها را تقويت مي‌كنند.
اين خود به نوبه خود سلامتي روحي و جسمي را افزايش مي‌دهد. برخي عوامل قدرناشناسي و بي سپاسي عبارتند از : بي توجهي و تاخير در سپاسگزارر خيابان راه را بر ما سدّ مي‌كند، يا خانمي كه قبل از ما در صف پست ايستاده است تعداد زيادي نامه و پاكت‌هاي پستي براي ارسال دارد و ما بايد مدّت مديدي را در صف انتظار بگذرانيم. اينگونه مشكلات و ناملايماتي را كه ديگران براي ما فراهم مي‌آورند با دقت و لياقت ضبط و در ذهن مي‌سپاريم. امّا به هنگامي كه خود مسبب ناملايمات و گرفتاري براي ديگران مي‌شويم، قاعدتا متوجه نيستيم و به خاطر نمي‌سپاريم. و يا اگر هم آنها را بياد داشته باشيم، فكر مي‌كنيم كه «اينها بدشانسي و مواقع استثنائي» بوده‌اند يا «من منظوري نداشتم، عمد نبوده». شايد آنطور ظاهر كنيم مثل اينكه مشكل و مسئله مهمّي اتفاق نيفتاده است. امّا اين پرسش واقعا حائز اهمّيت است.

اگر نخواهيم و توانائي آنرا نداشته باشيم كه اين رويدادها را متوجه شده و ضبط كنيم و قبول كنيم كه ما مسبب گرفتاري و ناملايماتي براي ديگران بوده ايم، نخواهيم توانست خودمان و آنچه امكاناتي را كه زندگي پيش روي ما مي‌نهد واقعا بشناسيم و بفهميم.

ليستي از مشكلات و مسائلي را كه در بيست و چهار ساعت اخير براي ديگران فراهم آورده‌ايد تهيه كنيد. از فردي انتقاد كرديد؟ ظروف نشسته را در آشپزخانه رها كرديد تا شخص ديگري آنها را تميز كند؟ فردي را منتظر نگه داشتيد، منتظر جواب نامه يا تلفن شما؟ بدقولي كرديد و بر سر يك قرار به تاخير حاضر شديد؟ و براي نوشتن و تهيه اين ليست با دقت همه چيزها را منظور كنيد و مطلبي را از قلم نياندازيد.

قدرشناسي و سپاس بدان معنا است كه چشمانمان را براي حمايت‌هاي متنوعي كه ما از محيط پيرامون خود دريافت مي‌كنيم باز نگاه داريم. اگر ما بدين روش زندگي كنيم، كمتر فرصت رنج و درد كشيدن را پيدا مي‌كنيم، زيرا كه توجه و تمركزمان را بهتر بكار گرفته ايم. بيشتر از قبل پي خواهيم برد كه چه چيزها به ما داده شده است؛ از كمك و ياري كه به ما مي‌شود متشكر مي‌شويم و خودمان هم در عمل به اطرافيان خدمت كرده و از آنچه كه اكنون و يا در گذشته از ديگران دريافت كرده ايم مقداري را هم به ديگران برگردانده ايم.

يك ضرب المثل چيني چنين مي‌گويد: «به هنگاميكه تو از يك رودخانه آب مي‌نوشي به سرچشمه آن فكر كن». اما هرگز سرچشمه به اين فكر نخواهد افتاد كه از تشنگان طلب تشكر كند يا رطوبت فرحبخش خود را مشروط به قدرشناسي نمايد.


منبع : وبلاگ آرمان انديشمند


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۱۷

مهارت‌هاي چهارگانه ارتباطات

مجموع روابطي را كه از طريق گفتن و گفتگو حاصل مي شود ارتباط كلامي مي گويند . براي اينكه در شغل خود موفق شويم بايد از كلمات با دقت استفاده كنيم . هر كلمه اي احساسات ، عواطف خاص و عملكرد متفاوتي را در افراد برمي انگيزد . اگر كلمات در جا و مكان مناسب خود بكار برده شوند به سرعت برق بر جسم و روح افراد تاثير مي گذارند . بنابراين شايسته است در هنگام مواجهه با مشتري از بكارگيري كلمات منفي همچون : نمي توانم ، غيرممكن است ، امكان ندارد، هرگز و ... پرهيز شود. شما بايد از نيروي كلمات و تاثيري كه در ديگران دارند آگاهي داشته باشيد .
كلمات ، در پيامي كه به ديگري منتقل مي كنيد تاثير فراواني دارند . بنابراين از بكار گرفتن كلمات برحسب عادت و بدون انديشه خودداري كنيد .

فراموش نكنيد كه فرمان دادن يكي از برخورد هاي محكوم به شكست است . براي اين كه سخنان شما نافذ و موثر واقع شود بايد نظريات خود را با كلمات مناسب و در چار چوب مشخص مطرح كنيد . كلمات مي توانند تاثير مثبت داشته باشند و يا با ايجاد حالت تدافعي گفت و گو را به بحث و جدل بكشانند .
پس چارچوب پيام خود را با دقت مشخص كنيد و سپس با صراحت و بدون پيشداوري حقايق را با لحن و كلامي غير مغرضانه شرح دهيد .

بيان الفاظي دلپذير و موزون موجب مي شود كه شخص مقابل با متانت گوش فرا مي دهد ، حقايق را جمع بندي كند و به فكر حل مساله باشد . اما عبارات مغرضانه و كينه جويانه اغلب خشم فرد ديگر رابرمي انگيزد و او را به جبهه گيري دعوت مي كند و در نهايت روابط ، را به دشمني و تعارض و نبرد مي كشاند .
يك كلمه بايد دقيقا مفهوم مورد نظر ما را در بر داشته باشد ، نه كمتر و نه بيشتر . به طور كلي كلماتي را انتخاب كنيد كه در الگوي زير بگنجد . ( صريح ، كوتاه ، دقيق ، مودبانه ، صــحيح و پر محتوا )
كلمات بايد روشن و صريح باشند ، يعني بتوانند به درستي درونيات شما را به ديگران منتقل كنند .
مطلب را مختصر و مفيد بيان كنيد تا مخاطبين شوق شنيدن را از دست ندهند . تحقيقات نشان مي دهد كه آدمي تنها قادر است بين ۵ تا ۹ نكته را در آن واحد به ذهن بسپارد . پيام خود را تا آنجا كه مي توانيد كامل بيان كنيد .

براي درك ارتباط كلامي با مهارتهاي چهارگانه ارتباط كلامي آشنا مي شويم .
«شنيدن و گفتن، خواندن و نوشتن» مهارتهاي چهارگانه ارتباط كلامي هستند كه آدميان به طور طبيعي و به ترتيب آنها را آغاز مي‌كنند :
گفتن / ۲ سالگي
شنيدن / ۴ سالگي
خواندن / ۶ سالگي
نوشتن / ۸ سالگي
ما از زماني كه متولد مي‌شويم مي‌شنويم اما شنيدن بعنوان مهارت از زماني آغازمي‌شود كه فرد تصميم مي‌گيرد و با اراده انجام مي‌دهد در اين زمينه بيشتر توضيح داده مي شود.

▪ گفتن
سخن گفتن فن يا هنري است كه آدمي به وسيله آن بر ديگران تأثير مي‌گذارد. ديگران را ترغيب و اقناع مي‌كند و همواره در مراودات اجتماعي كاربرد دارد.
در اولين لحظه برقراري ارتباط شما با سلام و يا احوال پرسي قدرت بيان خود را نشان مي‌دهيد. اينكه چقدر با صلابت سلام كنيد يا از روي ترس يا ناراحتي و يا چيز ديگري، وضعيت روحي شما را نشان مي‌دهد.
گفتن در بين مهارتهاي چهارگانه بيشترين كاربرد را دارد و براي برقراري ارتباط مهم تلقي مي‌شود. لذا بايستي در هنگام سخن گفتن و يا سخنراني نكاتي را رعايت كنيم.
خوب گوش كردن ما را براي بهتر گفتن آماده مي‌كند.
مطالعه كردن به ما فرصت مي‌دهد تا حرفي براي گفتن داشته باشيم.
درباره آنچه اطلاعات نداريم اظهار نظر و صحبت نكنيم.
از به كار بردن كلماتي كه معناي آن را نمي‌دانيم خودداري كنيم.
به جز آغاز ارتباط سعي كنيد اگر از شما پرسش نشد درباره خودتان سخن نگوييد.
هنگام گفتگو به ديگران نيز فرصت گفتن بدهيد.
درباره آنچه علاقمند هستيد و اطلاعات داريد صحبت كنيد.
سعي كنيد از نظرات بزرگان هنگام سخن گفتن نقل قول كنيد.
در سخن گفتن از ديگران تقليد نكنيد.

▪ شنيدن
سرچشمه بسياري از مشكلات روزمره، عدم توجه به سخنان ديگران است. چرا كه بسياري اوقات بدون اينكه بدانيم ديگري درباره چه چيزي سخن خواهد گفت فكر مي‌كنيم همه چيز را مي‌دانيم.
انديشمندان بزرگ بر اين باورند كه (دو بايد شنيد و يكي بايد گفت) از طرفي كساني كه خودشان را علم كل مي‌دانند، اهميت و ارزشي براي شنيدن قائل نيستند. در حاليكه «شنيدن، بهره‌مندي از دانايي تمامي افرادي است كه با آنان زندگي مي‌كنيم».
حال چگونه از اين مهارت بهتر و بيشتر بهره‌مند شويم :
بپذيريم كه ديگران حق حرف زدن و حرفي براي گفتن دارند.
از قطع كردن حرف ديگران خودداري كنيم.
همواره سعي كنيد فقط به حرف يك گوينده گوش فرا دهيد.
شنونده فعالي باشيد يعني آنچه را كه گوينده درست مي‌گويد تأييد نماييد.
اگر ابهامي درباره سخنان گوينده داريد سئوال كنيد.
براي كودكان و نوجوانان خيلي مهم است كه والدين آنان به سخنانشان گوش دهند.
گوش دادن يعني اينكه براي ديگران و حرف آنان احترام قائل هستيد.

▪ خواندن
خواندن سومين مهارت ارتباطي است كه به طور طبيعي آدميان از ۶ سالگي آن را شروع مي‌كنند، توانايي خواندن امتيازي است كه انسانها را به دو دسته باسواد و بيسواد تقسيم مي‌نمايد و مهارتي است كه اين فرصت را ايجاد مي‌كند تا ما بتوانيم از انديشه‌هاي انسانهاي بزرگ كه عمدتا" مكتوب است، بهره‌مند شويم . واقعيت اين است كه ما چيزي درباره روش صحيح خواندن و مطالعه نمي‌دانيم و متأسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چيزي راجع به چگونه درس خواندن به ما نياموخته‌اند. با اين حال نكات مهمي است كه به ما كمك مي‌كند تا با درست خواندن به سوي يكي از اساسي‌ترين نمادهاي خودشكوفايي يعني نوشتن حركت كنيم.
هر كس هر مطلب يا هر موضوعي را وقتي براي دومين بار مي‌خواند بهتر و عميق‌‌تر درك مي‌كند. بنابراين تكرار در مطالعه ابزاري مهم در يادگيري است.
براي مطالعه فعال، نوشتن نكات مهم در حين خواندن ضروري است. خواندن بدون يادداشت برداري علت مهم فراموشي است.
خواندن با خط كشيدن زير نكات مهم، حاشيه نوشتن، خلاصه‌نويسي و يادآوري دوام مي‌يابد. حتما" بايد در حال مطالعه خلاصه برداري كنيد.
پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد.
حداكثر زماني كه افراد مي‌توانند فكر خود را براي مطالعه روي موضوعي متمركز كنند ۳۰ دقيقه است پس ازمطالعه ۱۰ دقيقه استراحت كنيد.
پژوهشگران ثابت كرده‌اند اگر ۳۰ درصد وقت خود را به خواندن و ۷۰ درصد ديگر را به يادآوري اختصاص دهيد بسيار مفيدتر از آن است كه تمام وقت خود را به خواندن بگذرانيد. بهتر است پس از مطالعه، مطالب را به زبان خودتان بازگو نماييد.
خواننده بايد آنچه را مي‌خواند بفهمد

▪ نوشتن
زبان و خط عمده‌ترين شيوه‌هاي ارتباط كلامي است و انسانها براي بيان احساسات بيشتر از زبان و براي ابراز افكار عمدتا" از خط ياري مي‌طلبند. توسعه علمي جهان نيز مديون اختراع چاپ است كه به تكثير و توسعه افكارو نوشته‌هاي آدميان انجاميده است.
اگرچه خوب نوشتن كار دشواري است و نوشتن سخت ترين مهارت ارتباطي است اما چگونه بهتر بنويسيم:
مدت كوتاهي قبل از آغاز نوشتن، درباره موضوع فكر كنيد.
نوشته كوتاه حداقل با بيش از ۳ بخش «مقدمه، متن و نتيجه» تشكيل شود.
نوشته بلند حداقل بايستي داراي پنج بخش «تيتر، مقدمه، متن، نتيجه و منابع» باشد.
براي خوب نوشتن به طور گسترده مطالعه كنيد.
غلط انشايي و يا املايي در نوشته تأثير شگرف بر خواننده دارد.
از نوشتن كلماتي كه معناي آن را نمي‌دانيد، خودداري كنيد.
دقت كنيد نوشته‌ها از گفته‌ها تأثير جدي‌تر و ماندگارتري بر ديگران مي‌گذارد.
هميشه بايستي متن نوشته پس از اتمام نوشتن و قبل از ارسال به گيرنده يك بار خوانده شود.
علاوه بر مهارتهاي ارتباطي اشاره شده مهارت ديگري نيز در زندگي روزمره ما نقش ايفاء مي كند كه به آن "تجربه " مي گويند.

http://vista.ir/article/229125/مهارت‌هاي-چهارگانه-ارتباطات


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۱۶

واقعيت‌هاي ارتباطات غيركلامي

ارتباطات را مي توان فرايند انتقال يامبادلة اطلاعات بين موجودات زنده دنيا تفسير كرد كه يكي از نيازهاي اساسي و مهم وجود انسانهاست.
تجربه نشان داده است كه انسانها زمانيكه از هرگونه ارتباط محروم مي شوند ، بسرعت افسرده شده و به سرگشتگي و ديوانگي نزديك تر مي شوند.
مابه محض اينكه كلمه ارتباطات را مي شنويم ، بلافاصله،تلفن،راديو،تلويزيون،وياكتابها و نشريات در ذهنمان مجسم مي شوند و همه وسايلي كه ما در ارتباطات كلامي با آن سر وكار داريم.

درارتباطات كلامي ، مابا يك زبان كه بتواند معاني و مفاهيم و منظورمان را انتقال دهد ، سروكار داريم. زباني كه بايد بتواند با حاملها و اصطلاحات خود،زمان،فضا وشرايط روي دادها و وقايع و چگونگي آن را انتقال دهد.برچسب هائي كه بتواند بوسيله معاني مختلف كلمات ، تلفظ ها و شيوه هاي بيان آنها ، موضوعي را از شخصي به شخص ديگر انتقال دهد و در اين نقل و انتقال تصّور شنونده از وقايع همانند گوينده باشد.
به راستي آيا ارتباطات كلامي ، تنها راه برقراري ارتباطات في مابين است ؟

به واقع آيا درك اهميت ارتباطات تنها بوسيله ابزارهاي ساده و ابتدايي آن به ما هديه شده است ؟
باعنايت به تعريف ارائه شده از ارتباطات كلامي ، ارتباطات غيركلامي مشمول تمامي حالتهاي ارتباطي مي شود كه بيك زبان رسمي وابسته نيست. ارتباطاتي كه به موجب آن ايده ها و مفاهيم بدون اينكه از مفاهيم و اصطلاحات كلامي استفاده شود ، تشريح و تفسير مي شوند.

به نظرشماآيا ارتباطات غيركلامي داراي چنان زمينه اي است كه بتواند چنين تعريف مهمي رادربرگيرد؟ پاسخ مثبت است . نسلهاي گذشتة ،انسانهائي كه قبل از تاريخ مي زيسته اند ، ازطريق ارتباط غيركلامي باهمديگر رابطه داشته اند.آنها همانند جانوران ، صداهائي از گلوي خود خارج مي كردند.
درواقع علائم،حركات بدني ، اشارات ، ترسيم نقشها تا زمانيكه زباني براي بيان مفاهيم آنها ايجاد شود ، نيازهاي ارتباطي آنان را برآورده مي ساخت.

بانگاهي به اطراف خود ، در مي يابيم كه امروز هم روشهاي متعدد براي ارتباط غير كلامي ما را احاطه كرده اند . صرف نظر از مفاهيم ارتباطات غير كلامي ، بيشتر اينگونه ارتباطات با حسهاي ارتباط گر مرتبط اند . آخر از همه نيز اين " حسّها " هستند كه مي توانند اطلاعات را انتقال دهند.
بشر هميشه فكر مي كرد كه فقط ۵ نوع حس دارد . بعدها دريافت كه حس ششمي نيز وجود دارد . اغلب ارتباطات ما انسانها، با اين حسها سر و كار دارد.
ارتباط غير كلامي مرتبط با حسهاي بشري ، با حركت ، رنگ و شكل توام است .
در طبيعت نيز نمونه هاي بيشماري از اين نوع ارتباط وجود دارد . .
 

● اجازه دهيد از حركت شروع كنيم:
رقص يك زنبور عسل ، نمونه بارز اين ارتباط است . زنبور عسل كارگر حركت هاي پيچيده اي انجام مي دهد و اين حركت ها توسط ساير زنبورها بصورت دقيق ديده شده و تفسير مي شوند . پرواز و حركت اين زنبور عسلها ، علامت يا پيام خاص براي زنبورهاي ديگر است.اينگونه پيامهاي بيشتر دربارة محل اعلام شهد براي بقيه زنبورهاست .

 سرپايان و هشت پايان كه به جانوران شب تاب نيز معروف هستند و فركانسهاي رنگي از خود ساطع مي كنند ، براي برقراري ارتباط از اشعه نوراني استفاده مي كنند.
استفاده از طيف نور و اشعه رنگي سرپايان بيشتر از سرشيدائي است.
سلولهاي رنگي(كروماتوفورها) از طريق رشته هاي ماهيچه اي با سيستم هاي عصبي مركزي مرتبط هستند. كنترل رنگهاي متنوع و تغييرات آن حيرت انگيز است.تماشاي رنگهاي اين جانوران يكي از ديدني ترين مناظر اعماق اقيانوسهاست.
 اين جانوران مي توانند هررنگي رابصورت اشعه نوراني درهرسطحي كه بخواهند بتابانند. جانوران شب تاب همانند سرپايان مي توانند تركيبات نوراني را بصورت فعل و انفعالات شيميائي دروني ، توليد كنند.اما علل توليد اين پرتوهاي رنگي تاكنون براي انسانها مشخص نشده و همچنان در ابهام است.

درمورد انسانها چگونه فكر مي كنيد ؟ آيا ما انسانها هم مي توانيم همانند ديگر موجودات نمادهائي را براي برقراري ارتباط با سايرين از خود بروز دهيم ؟
بله انسانها مي توانند و انجام مي دهند.
همانطوريكه اظهار شد مردمان اعصار قديم در زمانهاي بسيار دور براي برقراري ارتباطات از تصاوير و طرحها استفاده مي كردند. طرحها و شكلهاي به جامانده از انسانهاي قديمي در دل غارها كه برخي از آنها حتي بيش از ۰۰۰/۲۰ سال قدمت دارند، و در منطقة كانتابريان (جنوب غربي فرانسه و شمال اسپانيا) كشف شده اند ، بقدر كافي جذابيت دارند.
بكارگيري تصاوير بعدها به صورت خط هيرو گليف در آمد كه تقريباً يك نوع خط تصويري بود . از زمان ايجاد خط هيرو گليف ، كه قديمي ترين آن به مصر (۳۱۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح) و آخرين آن به قرن ۱۴ نسبت داده شده است و در جزاير فيلائي (Philae)نمونه هاي آن كشف شده اند ، مشخص شده است كه اين خط به عنوان اولين خط تصويري،قديمي ترين ابزارارتباطي بين Hittites و Cretans بوده و در بين آنان كاربرد داشته است.

بشر به غير از ابزار تصويري كه با حس بينائي وي ارتباط داشت ، ابزارهاي ديگري همچون ارتباطات چهره اي و حركتي را نيز داشته است . نمادهاي چهره ا ي همانند اخم كردن ، خنديدن ، عصباني شدن ، گريه كردن و ... حالت هاي مختلفي هستند كه بصورت مؤثر در موقعيتهاي مختلف و در ارتباطات رو در رو انتقال دهندة حالات و پيام آنها بوده است .
 حالت هاي حركتي نيز در ارتباطات كاربرد دارند كه مي توانند مبهم يا روشن باشند.
اگر شخصي به يك تنگ آب و سپس به دهان خود اشاره كند ، اين شايد نمونه اي ازيك ارتباط حركتي روشن و بدون ابهام باشد . يعني آشكار است كه وي تشنه است و در خواست آب مي كند از طرف ديگر دراغلب موارد موقعيت هاي غيرقابل تفسيري نيز وجود دارند كه در شرايط متفاوت معاني مختلفي را انتقال مي دهندوبرداشت دقيق و صحيح آن ها به عوامل مختلفي از قبيل عوامل فرهنگي ، جغرافيايي ، اجتماعي و غيره مربوط مي شود.

 درهندوستان ، استراليا و برخي از كشور هاي غربي ، چنانچه كسي سرش رابالا و سپس پائين بياورد، به معني تأ ئيداست اما همين حركت در كويت دقيقاً معني برعكس دارد و مهفوم (نه) را القاء مي كند. در شبه قاره هند چنانچه يك زن با انگشت نشانه دماغ خود را لمس نمايد ، اين حركت نشاندهندة تعجب و شگفتي وي است. درخاورميانه همين حركت به معني خدمتگزاري بوده و فرد نيت و آمادگي خود را براي انجام كار حتي تحت سرپرستي يك شخص ديگر اعلام مي كند والبته اين نوع حركت ها بيشتر از سوي مردان انجام مي شود. در ايران نيز اگر شخص بخواهد بگويد كه من با كمال ميل در خدمت شما هستم وازدستورات شمااطاعت مي كنيم،دست راست خودراروي چشم راست خودميگذارد.
شايد كاربرد حركات بدني حاصل چهارچوب بنديهاي ماهرانه اي باشد كه همانند زبان انسانهاي كرولال كاربردداشته باشد.
ما درزندگي روزمره،بطورمداوم تركيبي ازكلمات وحركات راجهت بيان منظورمان بكارميگيريم. صدا زدن كسي همراه با لبخند و گفتگو باوي ، باصدا كردن وي بدون لبخند متفاوت است .
 ارتباطات غيركلامي ناخود آگاه ، آنچه كه ما آن را زبان بدني و يا درست بگوئيم زبان حركتي (حالت اندامي)مي ناميم ، يك اصطلاح علمي است.
 

حالات بدن ما گاهي بيانگر حالات روحي رواني ما بوده بطوريكه شايد ما قادر نباشيم آن را با كلمات بيان نمائيم.كاربردزبان حركتي مي تواند بازتابي يا غيربازتابي بوده و حالت بدني ، يا وضعيت وشرايط روحي ماهمراه پيام به شخصي كه منتظردريافت پيام است،منتقل شود.
 زمانيكه تمركز مي كنيم ، مردمك چشممان تنگ مي شود و وقتي خسته ايم ، خميده تر به نظر مي رسيم و زماني كه به هيجان مي آئيم فيزيك چهره مان فرق مي كند.
 آقاي جوليوس فست (Julius Fast) دركتاب معروف خود به نام (زبان حركت بدني) كه درسال ۱۹۸۴ منتشر شد ، بيان كرده است كه زبان بدني حاصل نفوذ فرهنگي و محيطي است. شخصي كه درآمريكاي شمالي زندگي مي كند و به زبان حركات بدني آشنائي دارد ممكن است به سادگي در درك حس و قصد شخص ديگري كه در اسپانيا زندگي مي كند ، دچار اشتباه گردد.

 بطور مثال يك دختر اسپانيايي با آگاهي به شرايط حاكم بر جامعه خود ، زيبايي هاي دخترانه خود را به رخ ديگران مي كشد بدون اينكه مفهوم برداشت شده از حركات وي ، حاكي از تمايل وي براي مردان باشد اما طبق نظريه آقاي Fast همان رفتار از طرف يك دختر امريكائي بانيت جلب توجه مردان تفسير ميشود . مطالعات نشان داده است كه امكانات برخي از مؤلفه هاي زبان حركت بدني جهاني بوده و به فرهنگ و نوع جنسيت افراد و همچنين محيط آنان بستگي دارد . به هر حال طبقه بندي زبان بدني به دو بخش وابسته به فرهنگ و عدم وابسته به آن ، در مرحلة شكوفايي است .

از بين حسهاي پنج گانة خودمان ، حس شنوائي اساساً به ارتباطات كلامي متكي است اما مي تواند در ارتباطات غير كلامي نيز كاربرد داشته باشد . به تجربه ثابت شده است كه حس متانت و آرامش ، عصبانيت ، بشاشيت و خوشرويي ، افسردگي و امثال آن مي تواند از طريق آواهاي هماهنگ و موزون به ديگري منتقل شود. از آوا شناسي در درمان و بهبود افسردگي نيزاستفاده مي شود (كاسيليت ۱۹۹۹)
ارتباطات مي تواند با حس بويايي نيز مرتبط باشد مطالعات دانشمندان ثابت كرده است كه برخي از جانوران و حشرات از طريق حس بويايي اميال جنسي خود را به جفت خود منتقل مي كنند.

حس لامسه از مدلهاي قوي و مؤثر در ارتباطات است . يك بوسه يا يك دست دادن ساده و يا در آغوش كشدن كسي، حتي يك لبخندكوچك توأم بانوازش يا بادست گذاشتن برروي دوش كسي، مي توان ارتباط بسيار قوي و مؤثري برقرار نمود كه حتي با صدها كلمه و حرف ميسر نمي شود.
برخي ها هم ادعا مي كنند كه با گرفتن دست كسي حتي مي توانند فكر آنها را هم بخوانند . از ميان اينهمه شواهد موجود در طبيعت ، باور نمي كنم كه برقراري ارتباط از طريق حس چشايي ميسر نباشد.
تله پاتي (دوهم انديشي) يكي از راههاي ارتباط كه در مورد آن بسيار صحبت شده است،يكي از امكانات برقراري اتباط بدون كلام است . تله پاتي با نفي حواس پنجگانه مرتبط است. تعمق در مورد وجود تله پاتي به آواخر قرن بيستم برمي گردد.جنجالي كه توسط آقاي جوزف بي رينز(Joseph B.Rhines) و ساير روان شناسان دانشگاه گرونينگن Groningen هلند در سال ۱۹۳۷ راه افتاد .

 آينده ممكن است روشهاي ديگري رابراي برقراري ارتباطات به ارمغان بياورد. يكي از روشهائي كه اخيراً بشر به آن دست يافته است ، امواج مغزي است .تجربه ثابت كرده است كه تمام فرايندهاي مغزي كه هم در حيوانات و هم در مغز انسانها جريان دارد ، حاصل يك الگوي پيچيده اي از جريان الكتريكي لحظه اي است (Bazier ۱۹۶۱) هر فرايند مغزي با نمونة نوسان الكتريكي فردي تلفيق مي شود . تجربه گرايان توانسته اند اين نوسانات الكتريكي مغزي را ثبت كنند. همچنين آنان دريافته اند كه با برگشت دادن جريان الكتريكي در مسير طي شده ، امكان اعمال تغيير و اصلاح در ذهن دريافت كننده پيام با يك مجموعه از نمونه هاي خاص وجود دارد(Delgado ۱۹۶۷).
تأثير روش دكتر دلگادو با ايجاد جريان الكتريكي معكوس بر روي مغز يك گاو و در يك سالن و روي رينگ بوكس ، بطور ديدني براي تماشاچيان تشريح شده است.
اين فرايند زماني كه بر روي يك انسان پياده مي شود، مي تواند تله پاتي نام بگيرد. كه تحت عنوان انتقال ويژه اطلاعات بين موجودات در طبقه بندي ارتباطات غيركلامي جاي مي گيرد.

در حال حاضر شايد برخي از مفاهيم ارتباطات بطور غيرمستقيم نقشهاي عمده اي در زندگي روزمره،داشته باشند بهرصورت اينگونه اثر گذاريها نمي تواند مانع توقف ذهنيت سازيهاي نويسندگان در زمينه هاي مختلف ارتباطي گردد.
در داستان (گاونر) نوشتة آقاي پيرس آنتوني ۱۹۷۶ نمونه هائي از قوانين يك نوع بازي كه(زندگي)نام گرفته است،براي به تصوير درآوردن ارتباطات بكار گرفته شده است. در داستان (ژوپيتر دزد) نوشته دونالد مفيت Donald Meffitt ۱۹۹۷ موجودات بيگانه اي خلق شده اند كه فقط از طريق حس بويائي ارتباط برقراري مي كنند.

داستان ها و افسانه هاي بسياري وجود دارند كه موضوع تله پاتي را القاء مي كنند اما شايد برجسته ترين آنها را بشودبه كتابهاي مردويرانگرنوشته(Alfred Bester)آلفردبستر۱۹۷۸ و مرد كامل كه توسط جان برنر ۱۹۷۳ به تحرير در آمده اند، اشاره نمود. .
 كتاب مرد ويرانگر داستاني را بيان مي كند كه در آن هر يك از اعضاء جامعه ،يك (تله تاپ) هستند و داستان مرد كامل مسائل و موضوعاتي كه در آن تله تاپي بصورت منفرد و مجزا دريك جامعه بشري معمولي مطرح است ، بازگو مي كند.
آرتو پي، كلارك در مورد تخليه بارالكتريكي مغزها در داستانهاي خود،جزيرة دلفين ها (۱۹۷۱) و داستان محدودة عميق (۱۹۶۸) اشاره كرده است ، وي در اين داستانها در مورد رابطة بين بشر و خالقان دريا صحبت مي كند. .

 درخصوص مزيت ها و برتري ارتباطات كلامي و يا غير كلامي در ميان مردم ، بايد گفته شود كه زمينه هائي وجود دارد كه در آن مفاهيم ارتباطات كلامي و غير كلامي برهم منطبق اند مثلاً فن شاعري يكي از اين موارد است . يك شاعر خوب كلمات را با مهارت خاص بكار مي گيرد البته نه همانند كاربرد ارتباط كلامي و نه فقط به خاطر معاني آنها بلكه كلمات گاهي به خاطر صدا و آواهايشان بكار گرفته مي شوندوحتي گاهي به خاطراينكه تصويرخاصي رادرذهن مخاطب ايجادكنند ، ساخته مي شوند. فرم يك شعر نيز بهمان ميزان كه مفاهيم آن مورد توجهند ، داراي اهميت است . نمونة ديگر براي نشان دادن تطبيق ارتباطات كلامي و غير كلامي به همديگر ، موضوع داستانهاي مصّور است . كتابهائي كه داستانهاي آن بصورت تصاوير گرافيكي طراحي شده اند، جائيكه كلمات و تصاوير بطور تلفيقي و هماهنگ مي توانند مفاهيم را انتقال دهند.(مك لئود ۱۹۹۹)(Mc Leod).

همانطوريكه ملاحظه مي كنيد، مفاهيم ارتباطات بيشتر در بخش ارتباطات بيروني و حسهاي خارجي مورد بحث قرار گرفت. مواردي كه بيشتر ، براي ارتباطات كلامي و غيركلامي از آنها استفاده مي كنيم.اما حسّهاي دوني ديگري نيز وجود دارند.
حسهائي كه دروني هستندومابهنگام ارتباط باخودمان از آنها استفاده مي كنيم. در اينجا منظور اين نيست كه به فضاهاي ماوراءطبيعي واردشويم چراكه هنوزدردنياي علوم انساني همانند يك ذره اي در مقابل عظمت جهان هستيم.

بگذاريد جهت روشن شدن اين نوع حسهاي دروني ، سئوالي مطرح شود :
زمانيكه گرسنه ايم ، چگونه اين گرسنگي را درك مي كنيم؟ پاسخ بسيار ساده است . از طريق درك حسهائي كه منشاء گرسنگي به آنها مرتبط است و دربخش هوشيار مغزمان فعال اند . اين همان ارتباط با خود است. در ارتباط با خود چگونه اعضاء بدنمان را در اطراف بدن خود حركت مي دهيم ؟
از يك زيست شناس يا فيزيولوژيست و يا يك متخصص اعصاب و يا روان شناس يا حتي از يك فيلسوف اين سئوال را بپرسيد . قطعاً هريك از آنها مثالهائي را در ارتباط با خود شما خواهند گفت و مواردي را كه بطور مرتب اتفاق مي افتد ، يادآوري خواهند كرد . همه اين ها ارتباطات غير كلامي است.

ارتباطات خواه اينكه باديگران باشد يا با خود فرد ، از ديدگاه علميِ زندگي، بسيار اهميت دارد و نبود آن مي تواند كاملاً در زندگي فرد مؤثر باشد همان چيزي كه يكي از دغدغه هاي خاطر بشر در طول زندگيست.
يك روز درحاليكه از تلفن كردن ها به ديگران خسته شده ايم اگر تلاش كنيم تابا خودمان ارتباط برقرار كنيم ، بشنويم كه دستگاه تلفن تكراركنان بگويد كه «تمامي مسيرها به سمت مشترك مورد نظر اشغال مي باشد و من بطور مرتب شمارة شما را تكرار مي كنم».

درپايان بايد اعتراف كنم كه دامنه فعاليت ارتباطات بسيار وسيع تر از آن است كه دراين اندك گفته شود.دراين مطالب تلاش براين بود تا نگاهي به كاربرد ارتباطات كلامي و غيركلامي داشته باشيم و در اين خصوص به برخي از مفاهيم ارتباطات غيركلامي كه درگذشته مورد استفاده بشر بوده است اشاره شده و يادآورد شوم كه زمينه هاي مختلف ديگري نيز وجود دارند كه برخي از آنها را پذيرفته ايم و خود را با آن تطبيق داده ايم و برخي ديگر همانند جريان در ارتعاشات مغزي و غيره را كه آزمايشات و تجربيات كسب شده و مطالعات بيشترمي توانند درتوسعه و اشاعه آن مؤثر باشند.

بانك مقالات ارتباطات اجتماعي

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۱۵


هفت درس از ارتباطات اجتماعي

جهان امروز جهان ارتباطات است ولي اين لغت «ارتباطات» مي‌تواند دو معني داشته باشد يكي همان ارتباطات از راه دور و بي‌سيم و دنياي مجازي اينترنت و چيزهايي از اين قبيل. معناي ديگر روابط بين انسان‌هاست كه مي‌خواهيم در زير به آن بپردازيم. همه ما روزانه با افراد زيادي برخورد داريم كه نزديك‌ترينشان اعضاي خانواده‌مان هستند و شايد نفر آخر يك صندوق‌دار فروشگاه باشد. ولي صرف‌نظر از شخص، آنچه كه در يك برخورد موفق موثرترين عامل است، «مهارت‌هاي ارتباطي» است. بسياري از مردم به قدر كافي از اين مهارت برخوردار نيستند و همين ضعف سبب مي‌شود كه بسياري تنش‌ها و درگيريهاي اجتماعي به وجود آيد كه گاهي عواقب ناخوشايندي در پي خواهند داشت.

● در اين جا هفت نكته ساده آورده‌ايم كه براي بهبود مهارت‌هاي ارتباط اجتماعي موثر و مفيد هستند:
۱) گوش‌دادن را ياد بگيريد. خوب گوش دادن از مباني ارتباطات اجتماعي مناسب است. دقت كنيد كه اول تمامي سخنان طرف مقابل را بشنويد و كاملاً از چند و چون آن آگاه شويد، سپس قضاوت كنيد.
۲) شتاب‌زده قضاوت نكنيد. اگر درست بلافاصله پس از شنيدن حرف‌هاي طرف مقابل نتيجه‌گيري كنيد، قضاوت درستي انجام نداده‌ايد. پس از اتمام سخنان او، فكر كنيد و روي ديگر سكه را هم در نظر آوريد.
۳) كمي فكر كنيد سپس پاسخ مخاطب خود را بدهيد. هنگامي كه طرف صحبت از شما نظر مي‌خواهد، فوراً جواب ندهيد. ابتدا حرف‌هايي كه مي‌خواهيد بزنيد را سبك سنگين كنيد بعد نظرتان را اعلام نماييد.
۴) هيچ وقت فكر نكنيد كه كاملاً حق با شماست و آنچه مي‌گوييد درست است. گاهي اوقات هم «شما» اشتباه مي‌كنيد و هيچ ايرادي هم ندارد. نكته اينجاست كه اشتباهتان را بپذيريد و نقطه ضعف را به درستي بشناسيد.
۵) مراقب باشيد كه وقتي با كسي صحبت مي‌كنيد و به حرف‌هايش گوش مي‌دهيد، حواستان پرت نشود و در خيالات خود غرق نشويد. اين رفتار در واقع يك جور بي احتراميست و بعضي افراد از آن ناراحت و آزرده‌خاطر مي‌شوند.
۶) اگر طرف صحبت شما جمله‌اي مي‌گويد كه آن را به درستي نمي‌شنويد يا معنايش را درك نمي‌كنيد، از او بخواهيد كه دوباره حرفش را تكرار كند. اين كار خيلي بهتر از آنست كه براساس حدس و گمان جمله او را كامل كرده يا درباره معنايش بينديشيد.
۷) بدانيد كه هنگام صحبت‌كردن بدن شما نيز در كنار زبانتان حرف مي زند. پس در موقع سخن گفتن حركات بدنتان را مراقب كنيد و اگر مي‌بينيد كه بدن شما به درستي و بازباني مناسب صحبت نمي‌كند، تمرين كنيد و با صحبت‌كردن جلوي آينه «زبان بدن» را بهبود بخشيد.
مهارت‌هاي ارتباطي در طي زمان و فقط و فقط با تمرين مهارت‌ها بهبود پيدا مي‌كند و به راحتي ميسر نمي‌گردد. مقوله هنر برقراري ارتباطات موثر در بحث هوش هيجاني و هوش اجتماعي جاي مي‌گيرد و مي‌تواند يك انسان ضداجتماعي و نا به هنجار را به فردي نوع‌دوست، مسلط بر نفس، خوددار و در عين حال قاطع و مصمم تبديل كند.


مترجم: آذين صحابي


روزنامه اعتماد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۱۴

ارتباط روزمره با ديگران


افراد بالغ در ارتباط برقرار كردن با ديگران داراي تفاوت‌هايي هستند كه ريشه در كودكي آنها دارد، بدين مفهوم كه اگر پدر يا مادر با كودك ارتباط نزديك و دوستانه داشته باشند در مقابل كودك هم همين رفتار را با آنها خواهد داشت، حال اگر پدر و مادر به كودك توجه لازم را نكنند در اينصورت در كودك دو رفتار شكل مي‌گيرد :
يكي آنكه دچار اضطراب و سردرگمي مي‌شود و نارضايتي خود را مستقيم يا غيرمستقيم به خانواده نشان مي‌دهد و يا اينكه كودك از خانواده خود دوري مي‌كند (كه اين طرز رفتار در شخصيت كودك رسوخ مي‌كند و در بزرگسالي خود را نشان مي‌دهد كه در اين صورت با چهار شخصيت مواجه خواهيم بود).
▪ بالغيني كه برخوردار از امنيت ‌اند :
- توانايي ارتباط برقرار كردن و صميمي گشتن با ديگران را دارند.
- براي حريم شخصي خود و شريك زندگي خود احترام قائل هستند.
- براي ديگران احترام زيادي قائل هستند.
- هنگامي كه به كمك احتياج دارند از ديگران طلب ياري مي‌كنند.
ـ در تعامل با ديگران مثبت، خوش‌بين، سازنده و سخاوتمند هستند.
- خلاق و روشنفكر بوده و از مرگ نمي‌هراسند.
▪ بالغين دوري كننده :
- رابطه آنها از لحاظ فيزيكي و احساسي غير صميمي مي‌باشد.
- به ديگران توجه ندارند و خودخواه به نظر مي‌رسند.
- تعاملات اجتماعي را خسته كننده مي‌دانند و از مرگ بيمناكند.
- نسبت به شريك زندگي خود بي‌مسئوليت و بي‌اعتنا هستند.
- قادر به برقرار كردن رابطه صميمي با ديگران نمي‌باشند.
▪ بالغين مضطرب و دو شخصيتي :
- رابطه آنها با ديگران غير قابل پيش‌بيني است.
- آنها همواره مي‌انديشند كه شريك زندگي‌شان آنها را دوست ندارد.
- احساس ناامني در روابط صميمانه دارند.
- مرتباً ديگران را سرزنش مي‌كنند و هرگاه به خواسته خود نرسند، كج خلقي مي‌كنند
- سفره دل خود را نزد هركسي باز مي‌كنند و از ديگران نيز چنين انتظاري دارند.
- غرق در ارتباط شخصي خود مي‌باشند، حسود و غيرقابل اطمينان بوده واز مرگ مي‌هراسند.
▪ بالغين درهم ريخته :
- سو رفتار، بي‌توجهي، عدم امنيت و تنش فراوان در خانواده اين گونه افراد برقرار است
- اين‌گونه افراد مانند كودكي‌شان زندگي آشفته و پر هرج و مرجي دارند.
- خشم انفجارگونه‌اي دارند.
- فاقد هرگونه همدلي، شفقت و دلسوزي نسبت به همسر خود هستند.
- آنها نياز مبرمي به يك رابطه مطمئن و مصون داشته، اما آنقدر به شريك خود اعتماد ندارند كه اين رابطه را برايشان پديد آورد.
آري، در اكثر موارد تا جايي كه با اطمينان مي‌توان گفت عشق نقش خود را به عنوان والايش‌دهنده وجود تا سن بلوغ آغاز نمي‌كند يعني در سني كه بلوغ جسمي و رواني افراد نسبتاً در سطحي بالا قرار دارد.
بنابراين وظيفه والايش‌دهندگي بلوغ عاطفي فرد را مخصوصاً در ضمن دوره‌اي ظريف از زندگي مي‌پذيرد. پس در آماده سازي مسيرهايي كه زندگي عاطفي فرد بالغ طي خواهد كرد، اثر نافذي مي‌گذارد.

تارنماي ايرانيان استراليا


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۱۳

چگونه با تقويت فنون برقراري ارتباط به پيشرفت خود كمك كنيم ؟

بخش عمده اي از پيام هايي كه ما به ديگران منتقل مي كنيم ، برخاسته از ارتباطات غير كلامي است ، يعني جنبه هايي از حالات بدني ، احساسات و نگرشها يمان كه شايد تا كنون به آنها بي توجه بوده ايم . در واقع ارتباطات غير كلامي عبارتند از كليه پيامها يي كه افراد علاوه بر خود كلام آنها را نيز مبادله ميكنند ، برخي از اين روابط غير كلامي عبارتند از :
 

▪ نحوه پوشش
 ▪ نحوه ايستادن ، راه رفتن و نشستن
 ▪ نحوه گوش دادن
 ▪ نحوه استفاده از دستان
 ▪ تماس چشمي
 ▪ نحوه آرايش مو ، صورت و غيره
 ▪ نگرش و اعتماد به نفس
▪ احساسات و ...

 ما معناي حركات بدن خود را درك مي كنيم ، بدون آنكه متوجه آنچه انجام مي دهيم باشيم ، به عنوان مثال با دقت در چشمان و عضلات صورت يك فرد تا حدود زيادي مي توان پي برد در مورد يك موضوع خاص فرد حقيقت را بيان مي كند يا خير . در مقايسه با ديگر ابزارهاي ارتباط غير كلامي چشمها از اهميت خاصي برخوردارند و بر خلاف ساير اندام بدن ، بخشي از مغز مي باشند.

 چشمها از ميان كليه وجوه ظاهري آشكار سازترند. به عنوان مثال ۹۰ در صد انسانها در زمان ياد آوري يك موضوع كه در گذشته اتفاق افتاده ، مردمك چشمهايشان به طرف بالا و سمت راست چشم مي روند در حاليكه براي مسائلي كه در آينده به وجود خواهد آمد و تصورات ، مردمك ها به طرف سمت چپ متمايل مي شوند.
 

برخي از كارآگاهان در باز پرسي از متهمان از اين روش ساده يعني حركت مردمكهاي چشم براي دستيابي به حقيقت استفاده ميكنند.

 همچنين ما با حفظ تماس چشم با مخاطب خود در هنگام گفتگو يا سخنراني مي توانيم باز خور مخاطب خود را مشاهده كنيم و نحوه ارائه مطلب خود را تصحيح نماييم . محققان دريافته اند بدون بهره گيري از كلام مي توان بخش عمده اي از پيام را منتقل نمود. اخيرا ، تلاشهاي در جهت تجزيه و تحليل ارتباطات غير كلامي به روش علمي صورت گرفته است به عنوان مثال پژوهشي در دانشگاه استانفورد نشان مي دهد به هنگام صحبت با يك شخص يا يك گروه ، پيام ما نه از طريق آنچه مي گوييم ، بلكه بيشتر از طريق چگونگي گفتن ما منتقل مي شود ، همين مطالعه حاكي است ادراك شنونده از موارد زير نشات مي گيرد :


 ـ ۷ درصد توسط واژه ها ،
ـ ۳۸ درصد توسط آهنگ صدا ،
ـ ۵۵ درصد توسط زبان بدن
اين آمار هاي بدان معني نيست كه واژه هاي بي اهميت هستند ، بلكه به اين موضوع اشاره دارد كه هرچه به ارتباط غير كلامي خود در حين صحبت بيشتر دقت كنيم در انتقال پيام خود موفق تر خواهيم بود.
 يكي از مهمترين بخش هاي ارتباط غير كلامي ، كه بخش پنهان آن است نگرشهاي مان مي باشد . شايد شما صاحب فكري درخشان ، شيوايي كلام ، حالات و ژستهاي عالي ، زبان و ظاهري خوشايند باشيد ولي نگرش منفي ابراز داريد ، در اين صورت احتمال انتقال موفقيت آميز پيام تان بسيار ضعيف است .
 ما انسانها به نگرش بسيار حساس هستيم . ناخودآگاه احساس دروني افراد را نسبت به خودشان حس مي كنيم . لاري كينگ مجري شبكه سي ان ان در كتاب خود با تكيه بر نگرش مثبت براي برقراري يك ارتباط موفق ، مهمترين عامل تقويت اين موضوع را صداقت ، بي ريايي و رك بودن دانسته است . همچنين وي عامل ديگر در برقراري ارتباط موفق را احساس علاقه به طرف گفتگو ، دقت در حفظ تماس چشمي و گوش دادن فعال ميداند.
 بهر حال شما در هر نوع از ارتباط روزمره در محيط خانواده ، محل كار ، تحصيل و .... با دقت بيشتر در خصوص زبان غير كلامي و بكار بردن فنون آن ، ميزان موفقيت خود را در اين گونه ارتباطات افزايش دهيد و اين مطلب را فراموش نكنيد كه ديگران ما را نه فقط بر اساس آنچه مي گوييم بلكه بر اساس چگونگي اداي مطلب نيز مورد ارزيابي قرار مي دهند .


منابع:
 ۱- رم، ام و همكاران (مديريت ارتباطات) ترجمه : دكتر سيد محمد اعرابي و داود ايزدي ، دفتر پژوهش هاي فرهنگ
 ۲- لاري كينگ – بيل گيلبرت (راز سخنگويان موفق) ترجمه : رضا نيازي ، ويدا كيانا ، انشارات شرفي مشهد ۱۳۷۸
 ۳- دكتر د، شوارتز ، جادوي فكر بزرگ ترجمه : ژنا بخت آور ، انتشارات فيروزه ، تهران ۱۳۴۶
 ۴- مجموعه مقالات مركز مشاوره دانشجويي دانشگاه تهران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۱۲

راه‌هاي تقويت ارتباط جرأت‌ مند‌انه

● ارتـبـاط بـر مـبـنـاي اعـتـدال
 همان‌گونه كه هد‌ف از تربيت، ساختن انسان متعاد‌ل است، هد‌ف از ارتباط جرأت‌مند‌انه نيز ارتباطي بر مبناي اعتد‌ال و به د‌ور از افراط و تفريط است، ارتباطي كه حد‌ وسط برخورد‌ منفعلانه و پرخاشگر است.
 افراد‌ي كه از جرأت ورزي بي‌بهره‌اند‌، نمي‌توانند‌ از خود‌شان د‌فاع كنند‌، غالباً د‌ر برخورد‌ با د‌يگران منفعل، پشيمان و ترسو هستند‌، به نيازها و خواسته‌هاي خود‌ اهميت نمي‌د‌هند‌ و از خواسته و نظر د‌يگران تبعيت مي‌كنند‌.
 افراد‌ با برخورد‌ پرخاشگرانه از حقوق خود‌ د‌فاع مي‌كنند‌، اما به شيوه‌اي خصمانه سعي مي‌كنند‌ نيازها و خواسته‌هاي خود‌ را از طريق غالب شد‌ن، توهين و تحقير د‌يگران برآورد‌ه كنند‌ و به حقوق و خواستة د‌يگران اهميت نمي‌د‌هند‌. اين افراد‌ بعد‌ از مد‌تي خود‌ را از د‌يگران بيگانه مي‌كنند‌ و د‌ر جزيره تنهايي و انزواي خود‌ زند‌اني مي‌شوند‌، اما افراد‌ جرأت‌مند‌ براي خود‌ و د‌يگران احترام قائلند‌، منفعل يا پرخاشگر نيستند‌ و با د‌يگران مد‌ّبرانه ارتباط برقرار مي‌كنند‌، نه اجازه مي‌د‌هند‌ كه د‌يگران از آن‌ها سوء‌استفاد‌ه كنند‌ و نه خود‌ قصد‌ سوءاستفاد‌ه د‌ارند‌. جرأت ورزي موجب خود‌كار آمد‌ي و خود‌كنترلي د‌ر افراد‌ شد‌ه، اعتماد‌ به نفس و عزّت نفس آن‌ها را تقويت مي‌كند‌.
 جرأت ورزي نيازمند‌ د‌انش، تد‌بير، مذاكره و انعطاف‌پذيري است.
 جرأت ورزي، هم از مهارت‌هاي مقابله با خشم محسوب شد‌ه و هم بهترين روش ارتباط رضايت‌بخش با د‌يگران است.
 د‌ر اين مقاله د‌ربارة بخشي از راه‌هاي تقويت ارتباط جرأت‌مند‌انه سخن مي‌گوييم.
 ● تعريف جرأت‌ورزي
 جرأت‌ورزي يعني توانايي بيان افكار، احساسات و عقايد‌ خود‌ به شكل مستقيم، صاد‌قانه و متناسب به نحوي كه به حقوق خود‌ و د‌يگران صد‌مه نرسانيم.
 ● انواع رفتار جرأت‌مند‌انه
 ۱) رد‌ّ جرأت‌مند‌انه:
 زماني كه با د‌رخواست‌هاي ناد‌رست و نامعقول د‌يگران مواجه مي‌شويم، مي‌توانيم با روش رد‌ّ قاطعانه (جرأت‌مند‌انه) به د‌رخواست آنان پاسخ منفي بد‌هيم.
 ۲) د‌رخواست جرأت‌مند‌انه:
 از اين روش د‌ر مواقعي كه نيازمند‌ كمك گرفتن از د‌يگران هستيم، استفاد‌ه مي‌كنيم.
 ۳) بيان جرأت‌مند‌انه:
 از اين روش براي بيان احساس و افكار خود‌ د‌ر تقد‌ير و تشكر از د‌يگران استفاد‌ه مي‌كنيم.
 ● هد‌ف‌هاي جرأت‌مند‌ي
 د‌ر مهارت جرأت‌مند‌ي، هد‌ف تغيير خود‌ ماست، نه د‌يگران، تا بتوانيم نيازها و احساسات و افكار خود‌ را ابراز كنيم و از آسيب‌هاي احتمالي د‌ر امان بمانيم. البته د‌ر بعضي مواقع ممكن است به هد‌في كه مي‌خواهيم د‌ست نيابيم ولي از اين كه توانسته‌ايم اصول رفتار جرأت‌مند‌انه را اجرا كنيم، حس نشاط و اعتماد‌ به نفس بيشتر د‌ر ما تقويت مي‌شود‌.
 ● موارد‌ي كه رفتار جرأت‌مند‌انه توصيه نمي‌شود‌:
 ۱) زماني كه د‌ر موقعيت خطرناكي قرار د‌اريم. مثلاً زماني كه شاهد‌ صحنه تصاد‌ف د‌ر خيابان هستيم و از ما مي‌خواهند‌ مجروحان را به مركز د‌رماني برسانيم، رد‌ جرأت‌مند‌انه مي‌تواند‌ بسيار خطرساز باشد‌.
 ۲) زماني كه طرف مقابل ما د‌ر شرايط روحي مناسبي قرار ند‌ارد‌. مثلاً شخصي با حالت خشم و عصبانيت تمام، با عجله وارد‌ نانوايي شد‌ه و خارج از نوبت نان را برمي‌د‌ارد‌، د‌ر اين جا د‌رخواست جرأت‌مند‌انه به عمق مشكل مي‌افزايد‌.
 ۳) زماني كه د‌يگران مي‌خواهند‌ با رفتارشان ما را تحريك كنند‌. مثلاً شخصي كه د‌ر حال كشيد‌ن سيگار است، مي‌خواهد‌ د‌رباره مضرات مصرف سيگار با ما بحث كند‌.
 ● مهارت‌هايي براي ابراز جرأت‌مند‌ي
 براي عيني‌تر كرد‌ن كاربرد‌ مهارت‌ها، فرض كنيم كسي ما را به ميهماني د‌عوت مي‌كند‌ كه اصلاً د‌يگران و آن خانه را نمي‌شناسيم، د‌ر اين صورت مي‌توانيم از روش‌هاي بيان جرأت‌مند‌انه زير استفاد‌ه كنيم:
 ۱) «نه» گفتن:
 ▪ نه نمي‌آيم.
 ▪ من اهل اين گونه ميهماني‌ها نيستم.
 ▪ نه حتماً بايد‌ بروم منزل.
 ۲) تغيير د‌اد‌ن موضوع:
 ▪ د‌ر اين روش، موضوع صحبت را عوض مي‌كنيم.
 ▪ راستي فيلم د‌يشب را د‌يد‌ي؟
 ▪ فرد‌ا امتحان د‌اريم؟
 ▪ لباسي كه خريد‌ي، خيلي زيباست!
 ۳) د‌ليل آورد‌ن:
 ▪ رفتن به خانه‌اي كه نمي‌شناسم را اصلاً د‌رست نمي‌د‌انم.
 ▪ د‌ليلي ند‌ارد‌ به جايي بروم كه راضي نيستم.
 ▪ روحيه‌ام د‌راين جور ميهماني‌ها ضعيف مي‌شود‌.
 ۴) بيان موضوع د‌ر قالب شوخي
 ▪ من هنوز بچه‌ام، بزرگ نشد‌ه‌ام.
 ▪ من شب‌ها زود‌ خوابم مي‌برد‌.
 ۵) پافشاري و اصرار د‌ر رد‌ د‌رخواست.
 ▪ گفتم كه اهل رفت و آمد‌ با غريبه‌ها نيستم.
 ▪ د‌يگر حرفش را نزن، به هيچ وجه نمي‌آيم.
 ۶) د‌ور شد‌ن از موقعيت:
 ▪ د‌ر مواقعي كه مي‌بينيم شخصي خيلي اصرار مي‌كند‌، بهتر است از آن محل و موقعيت د‌ور شويم.
 ۷) ابراز همد‌لي:
 ▪ شايد‌ د‌لت مي‌خواست كه من با شما بيايم، اين موضوع را مي‌فهمم ولي متأسفانه د‌ر اين‌گونه ميهماني‌ها شركت نمي‌كنم.
 ۸) پيد‌ا كرد‌ن راه حل مناسب با نظر خواستن از طرف مقابل:
 ▪ موافقيد‌ جايي غير از ميهماني برويم كه شما هم د‌وست د‌اشته باشيد‌؟
 ۹) معذرت خواهي:
 ▪ با عرض پوزش به هيچ وجه نمي‌آيم، اميد‌وارم مرا ببخشيد‌.
 ۱۰) تشكر و قد‌رد‌اني:
 ▪ لطف كرد‌يد‌ مرا به ميهماني د‌عوت كرد‌يد‌، ولي من د‌وست ند‌ارم و نمي آيم.

سايت سيمرغ


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۱۱

ابزارهاي جامعه شناختي چگونگي برقراري ارتباطات انساني


ارتباط دغدغه ذهني بشر از سپيده دم تاريخ تاكنون:ارتباط برقرار كردن، از آغاز جهان هستي، بعنوان نياز طبيعي انسان در تعامل با ديگران همواره مورد بحث بوده است، بسيار مباحث و گفته‌ها در اين مورد آمده و بعد از اين نيز خواهد آمد، در واقع برآيند تعاريف مختلف گوياي آن است كه هر كسي از ديدگاه خود به تعريف ارتباط و ويژگي‌ها و شرايط برقراري آن مي‌پردازد، اما آنچه مسلم است بي‌ترديد پيام همه اين نوشته‌ها، ديدن، شنيدن، درك و پذيرش روح انسان از سوي طرفين است و آنگاه يك ارتباط انساني برقرار شده است.

در همة زمان‌ها، در همة فرهنگ‌ها و در همة مليت‌ها، و با همه شرايط اجتماعي متفاوت در جاي جاي جهان هستي، ارتباط و چگونگي و چرايي برقراري آن همواره مورد بحث و مباحثه قرار گرفته است. و در شرايط اجتماعي متفاوت، قالب‌هاي برقراري ارتباط هم مختلف بوده است، اما هدف همة اين ارتباطات همواره برقراري ارتباطي انساني بوده است. هر چند در اينگونه ارتباطات، گاهاً اهدافي عيني هم مد نظر بوده است، حال هدف هر چه باشد، بهر صورت متعامل در پي برقراري ارتباط است، از آغاز آفرينش جهان هستي، ابزارها، مكانيسم‌هاي برقراري ارتباط، گاه كلامي يا غير كلامي؛ گاه از طريق تصويري يا سنگ نبشته‌اي بر روي ديوار، در داخل غارها يا بر روي قاليچه و پارچه‌اي، و بعدها توسط پيك‌ها و قاصدها و سپس با توجه به پيشرفت بشر از طريق رسانه‌هاي نوشتاري، شنيداري و بعد ديداري صورت گرفته است. در حقيقت:

قالب‌هاي برقراري ارتباط امروزه و در جهان معاصر بسيار پيشرفته و مترقي مي‌باشد بطوري كه اگر كوچكترين مسئله‌اي در دورترين نقطه جهان هستي رخ دهد، با مطلع شدن انسان‌ها در كمتر از چند ثانيه در ساير نقاط هستي، بلافاصله با آن واقعه ارتباط برقرار شده است و انسان بگونه‌اي واكنش نشان مي‌دهد، خوشحال بودن، ناراحت شدن، همدلي، خشمگين شدن و... و عكس‌العمل‌هاي مختلفي كه بگونه‌اي نشان از دريافت پيام توسط گيرنده مي‌باشد، صورت مي‌گيرد. در جهان معاصر انسان بدون ارتباط، انساني افسرده و مرده است. چرا كه در پويايي ارتباط انساني است كه حالاتي مانند بالندگي، شادابي، تحول، تحرك،.... مسير انسان را مشخص و شفاف مي‌كند و باعث سرعت در رسيدن به اهداف مي‌گردد. جامعه امروز و دنياي معاصر كنوني، جامعه‌اي است كه حتي در خلوت انسان‌ها هم ارتباط صورت مي‌گيرد ، آيا ارتباطي كه امروز، از طريق اينترنت با دورترين نقطه جهان صورت مي‌گيرد، قابل قياس با چگونگي برقراري ارتباط صدها سال پيش و حتي دهها سال پيش مي‌باشد؟ به طور قطع و يقين جواب نه مي باشد، امروز پيشرفت وسايل ارتباط جمعي نوين و توسعه روزافزون فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي و بويژه، اينترنت و ماهواره تاثير شگرفي بر برقراري ارتباطات در زندگي مردم و نيز رفتار و مناسبات اجتماعي آنان گذارده است.

 پيامدهاي فرهنگي و اجتماعي تكنولوژي جديد ارتباطي به مانند فكس، تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي و اينترنت به نوعي برقراري ارتباطات انساني را وارد«عصر دوم رسانه‌ها» كرده است كه به كلي با«عصر اول رسانه‌ها» متفاوت مي‌باشد.در عصر اول رسانه‌ها، در برقراري ارتباط، انسان‌هاي عاقل، خود بسنده، با ثبات و متمركز پرورش مي‌يافت و توليد كنندگان اندك براي مصرف كنندگان بسيار، پيام‌ها را توليد و ارسال مي‌كردند. اما در عصر دوم رسانه‌ها، ارتباطات ديجيتالي، انسان‌هاي لايه لايه، متغير و منفعل و مصرف كننده را پرورش مي‌دهد و بواقع مهمترين پيامدهاي فرهنگي رسانه‌هاي الكترونيك جديد، در برقراري ارتباطات، ظهور هويت فرا ملي نزد استفاده كنندگان آنها است.
 

رشد و پيشرفت تكنولوژيكي ارتباطات هر چند نكات بسيار مثبتي را براي بشريت به ارمغان آورده است اما بايد به اين نكته نيز اشاره كرد كه:
 «امروزه ممكن است هر جامعه‌اي با اطمينان اعلام كند كه بر مشكلات تاريخي و معاصر ناشي از ارتباطات فايق آمده است، اما در دهه آينده يا نهايتاً قرن آينده متوجه خواهد شد كه پيشرفت‌هاي تكنولوژيك، چه پيامدها، سردرگمي‌ها و مشكلات پيش‌بيني نشده‌اي برايش به ارمغان آورده است. « سين مك برايد ۱۹۸۰»

 ● چرايي و چگونگي برقراري ارتباط
 شما در دنيايي زندگي مي‌كنيد كه به دنياي ارتباطات موسوم است، و.... هر يك از اين كنش‌ها و فعاليت‌ها ي كه شما ا نجا م مي د هيد يك ارتباط ناميده مي‌شود. بنابه شرايط و مناسبات در هر يك از اين برخوردها رفتار خاصي را پيشه مي‌كنيد. و بواقع كنش شما هدفمند است و در يك ارتباط عقلاني قرار مي‌گيريد و انتخاب كنش تصادفي نيست، يعني اينكه شما در عملتان و ارتباطتان هدفي را دنبال مي‌كنيد؟ حال اين سئوال‌ها مطرح مي‌شود كه: چرا ارتباط برقرار مي‌كنيد؟ هدف ارتباط چيست؟ و در حقيقت برقراري اينگونه ارتباطات محتاج چه پيش زمينه‌هاي قبلي و اهداف پيشين است؟

 ● چرا ارتباط برقرار مي‌كنيد؟
 ( قابل ذكر است كه موارد ششگانه ز ير از كتاب “The Dynamics of Human Communication” نوشته Gaile. Myers & Michele T. Myers ترجمه شده است.)
۱) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا خود را بهتر بشناسيد و خود را كشف كنيد. ارتباط برقرار مي‌كنيد تا در يابيد كه در برخورد با ديگران چگونه باشيد و در حقيقت مهمترين مركز توجه در ارتباط، خود شما هستيد و بايد هم باشيد و از اين بودن نبايد احساس شرمندگي كرد.
 ۲) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا ديگران را بيشتر بشناسيد و از شك و ترديد دربارة اطرافيانتان بكاهيد. اغلب كارهايي كه ديگران صورت مي‌دهند و يا در مورد آنها اظهار نظر مي‌كنند شما را تحت تاثير قرار مي‌دهد و مايل هستيد رفتاري متناسب با رفتار ديگران داشته باشيد. اين كه مثل آنان باشيد يا نه، انتخاب با شما است. اما غالباً افراد براي پي بردن به احساس، افكار و يا مطلع شدن از چگونگي رفتار ديگران، ارتباط برقرار مي‌كنند.
 ۳) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا جهان پيرامون خود را بشناسيد. شما قادريد دنياي كنوني، گذشته و آينده را كشف كنيد و براي برقراري ارتباط ثمربخش از توانايي منحصر به فرد انساني يعني استفاده از نمادها- بويژه زبان- بهره‌منديد.
 امروزه شما، به يمن اطلاعات و فناوري و وسايل ارتباط جمعي نوين، هم از رويدادها و عقايد جاري مطلعيد و هم به اطلاعات و مباحث مربوط به باورها و رويدادهايي دسترسي داريد كه قرن‌ها پيش رخ داده و يا هزاران كيلومتر دورتر از شما به وقوع پيوسته‌اند.وقتي به سفر مي‌رويد، مطالعه مي‌كنيد، پژوهش علمي را تحقق مي‌دهيد و يا گفتگوهاي خودماني با هم كلاسيها و اعضاي خانواده مي‌كنيد، سعي داريد نسبت به جهان پيرامون معرفت و شناخت پيدا كنيد.
 ۴) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا دنيا را با ديگران تسهيم كنيد و آنها را ياري رسانيد. شما مهم‌ترين هدف ارتباط هستيد و دربارة خود از ديگران كسب اطلاع مي‌كنيد. اين ارتباط شما را به خانواده، دوستان، گروهها و انجمن‌ها پيوند مي‌زند. هدف مهم ديگري كه دنبال مي‌كنيد. برقراري ارتباط و حفظ تداوم آن است. بدين معني كه از شما قدرداني شود، به شما توجه شود، شما را دوست بدارند و شما نيز آنان را دوست بداريد.
 هنگامي كه با ديگران گفتگو مي‌كنيد و يا مهر و علاقه خود را ابراز مي‌داريد در حقيقت رابطه انساني با اهميتي را موجب مي‌شويد، اگر چه بر روي شما به عنوان يك فرد تمركز دارند، اما بسياري از متخصصان از جمله معلمان، پرستاران، وكلا، كارگزاران و صدها صاحب حرفة ديگر، خود را وقف ديگران كرده‌اند تا از طريق ارتباط مصالح و منافع دانشجويان، بيماران، موكلين و مراجعين را تامين بكنند و در رفع نيازهاي اساسي آنان گام بردارند.
 ۵) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا انها را مجاب كنيد و تحت تاثير قرار دهيد و يا در برابر نفوذ ديگران ايستادگي كرده و ميزان آن را بسنجيد. وقتي دوست خود را متقاعد مي‌كنيد كه به جاي رفتن به كتابخانه، همراه شما به سينما بيايد، قطعاً ارتباط در كانون فعاليت‌ها قرار خواهد داشت. الگوي ارتباط در ايام كودكي با دستورات و فرامين اعضاي خانواده شكل مي‌گيرد ولي در سالهاي بعد الگوي ارتباط تغيير ميكند و امر و نهي مقتدرانه جاي خود را به اقناع و تاثيرگذاري مي‌دهد. رئيس يا والدين به عنوان مركز اقتدار نه فقط بايد قدرت كنترل و نظارت داشته باشند بلكه بايد از طريق ارتباط با ديگران قدرت اعمال نفوذ و تداوم آن را نيز دارا باشند، تا بدين ترتيب عواقب اجرا نكردن دستورات را به آنها گوشزد كنند. ارتباط همراه با پاداش و تنبيه مي‌تواند اهرم قدرتمندي در به نظارت و به نظم در آوردن ديگران باشد. معلمان، مديران، والدين، سياستمداران، بازرگانان و رهبران مذهبي از معدود افرادي هستند كه هدفشان از ارتباط تاثير گذاري و تغيير عقيده و طرز عمل ديگران است.
 ۶) ارتباط برقرار مي‌كنيد تا تفريح كنيد و لذت بريد و از نظام خشك و انعطاف ناپذير انواع ديگر ارتباط، رهايي يابيد وقتي لطيفه‌اي را براي كسي تعريف مي‌كنيد بر روابطتان اثر مي‌گذارد حتي اگر هدف شما تفريح صرف باشد، تماشاي نمايش تلويزيون، فيلم سينمايي يا نمايش صحنه‌اي(تئاتر) مي‌تواند اهداف گوناگوني را شامل شود كه يكي از آنها فراهم آوردن شرايطي است كه از ارتباط خشك و سخت فاصله بگيريد و از تنش‌ها و مسئوليت‌هاي زندگي رها شويد.
 براي استراحت و تمدد اعصاب خود چه مي‌كنيد؟ اين پرسشي است كه در اغلب مصاحبه‌ها از افراد پر مشغله سئوال مي‌شود.پاسخ اين سئوال از فعاليت‌هاي فيزيكي افراد گرفته(«پياده روي مي‌كنم»، «؟ بازي مي‌كنم»، «با بچه‌ها دو چرخه سواري مي‌كنم»، «پرورش اندام كار مي‌كنم») همه و همه مستلزم برقراري ارتباط خواهد بود. اين فعاليت‌ها، خواه شركت در مسابقه‌اي باشد، خواه همكاريهاي متقابل افراد در كار، همگي بر مبناي گونه‌هاي مختلف ارتباط صورت مي‌گيرد.

 ● ارتباط چيست؟
در يك بررسي كلي مي‌توان گفت:«ارتباط ((Communication شاخة علمي تازه‌اي است كه از تلفيق رياضيات، فيزيك، روانشناسي، زيست‌شناسي، و زبان‌شناسي به وجود آمده است.» ولي بايد افزود كه اين رشتة تازة علمي نه تنها مورد توجه زبان‌شناسي و رشته‌هاي گوناگون علوم انساني و اجتماعي قرار گرفته، بلكه به تدريج در علوم تجربي نيز راه باز كرده است. علاوه بر آن در دهه‌هاي اخير، بينشهايي مانند نظرية «كنش متقابل نمادي»( Symbolic interaction) در جامعه‌شناسي شكل گرفته كه طي آن ارتباط ، به ويژه ارتباطات نمادين، پايه و اساس تمامي كنشهاي اجتماعي شناخته شده است.
اما محققان، به ويژه در جهان سوم، به دلايل مختلف پيش از آنكه به مطالعة رشتة اصلي اين دانش يعني ارتباطات انساني بپردازند توجه، فرصت و بودجه‌هاي تحقيقاتي را صرف ارتباط جمعي كرده‌اند و شايد همين كم توجهي ، در كنار جوان بودن اين رشته از دانش بشري. سبب شده است كه هنوز تعريف كامل مورد توافق دانش پژوهان علوم ارتباط، يعني رشته‌هاي گوناگون علوم اجتماعي و علوم تجربي تدوين نشود.
براي ارتباط تعاريف زيادي در كتابهاي مختلف آمده است كه به نظر من بسياري از آنها جامع و مانع نيست. در زير به بررسي تعدادي از اين تعاريف مي‌پردازيم.

● نگاهي به تعاريف ارتباط
از ميان فرهنگهاي لغت خارجي، و بستر و از فرهنگهاي فارسي فرهنگ دانشگاهي انگليسي- فارسي آريان پور و فرهنگ فارسي معين را انتخاب مي‌كنيم.
در فر هنگ لغا ت وبستر،communicationعمل ار تبا ط بر قر ار كر د ن ،تعر يف شد ه ا ست.در اين فر هنگ همچنين از معا د ل ها يي ما نند تا ثير (impact)،بخشيد ن(bestow)،ا نتقا ل د ا دن(lonvey)،آ گا ه سا ختن ،مكا لمه و مر او ده و دا شتن(have interaction) استفاده شده است.
در وبستر اضافه شده است كه عمل برقرار كردن ارتباط مي‌تواند از طريق كلمات. حروف، پيامها، كنفرانسها، مكاتبه‌ها و ديگر راهها انجام گيرد. (محسنيان راد، ۱۳۸۰، ص ۴۲-۴۱)
فرهنگ دانشگاهي انگليسي- فارسي دكتر عباس آريان‌پور براي لغتcommunication معادلهاي فارسي زير را ارائه داده است.
ارتباط، خطوط ارتباطي، وسايل ارتباطي، مبادله، گزارش، ابلاغيه، ابلاغ، اطلاعيه، نقل و انتقال، مراوده، اخبار، مشاركت، جلسة رسمي و سري فراماسيونها، عمل رساندن، ابلاغ، كاغذنويسي، مكاتبه، سرايت، راه، وسيله نقل و انتقال ، (آريان‌پور، ۱۳۵۴، ص ۴۳۲)
فرهنگ فارسي معين، ارتباط را يك بار به صورت مصدر متعدي و بار ديگر اسم مصدر معني كرده است.
۱) مصدر متعدي: ربط دادن، بستن ، بر بستن، بستن چيزي را با چيز ديگر
 ۲) اسم مصدر: بستگي پيوند، پيوستگي، رابطه. (معين، ۱۳۵۶، ص ۱۸۹)
در فرهنگ فارسي معين، علاوه بر اين واژه‌ها، مدخلهاي «ارتباطات» «ارتباطچي»، «ارتباط داشتن» «ارتباطي» و«ارتباطيه» نيز آمده است كه اطلاع اساسي تازه‌اي. علاوه بر آنچه براي «ارتباط» گفته شده است، به ما نمي‌دهد.
همان طور كه از ابتدا پيش بيني كرديم. چون بحث ما دربارة ارتباط جنبة تخصصي دارد نمي‌توان از توضيحات مندرج در فرهنگهاي لغت استفادة زيادي كرد.
توماس نيلسون در رسالة پيرامون تعريف ارتباط كه متن درسي او بوده است مي‌گويد: معني لغت ارتباط از يك سو روشن و واضح و از سوي ديگر پيچيده و غامض است. در استفادة معمول از اين لغت، مفهوم آن روشن است ولي وقتي به جست و جوي تعيين حدود و كاربرد آن مي‌پردازيم. مسئله‌اي پيچيده و غامض مي‌شود.
ارسطو فيلسوف يوناني شايد اولين انديشمندي باشد كه ۲۳۰۰ سال پيش نخستين بار در زمينة ارتباط سخن گفت، او در كتاب مطالعة معاني بيان (ريطوريقا) Rehtoric كه معمولا آن را مترادف ارتباط مي‌دانند. در تعريف ارتباط مي‌نويسد.
ارتباط عبارت است از جست و جو براي دست يافتن به كلية وسايل و امكانات موجود براي ترغيب و اقناع( Persuasion ) ديگران. شايد بسياري از تعريفهايي كه براي ارتباط ارائه شده تا حدودي از تعريف ارسطو سرچشمه گرفته باشد. تعريف زير كه شايد تشابه بيشتري با تعريف ارسطو داشته باشد به عنوان نمونه ذكر مي‌شود.
ويلبرشرام در كتاب فراگرد و تاثير ارتباط جمعي مي‌گويد: در فراگرد ارتباط به طور كلي ما مي خواهيم با گيرندة پيام خود در يك مورد و مسئله معين همانندي (اشتراك فكر) ايجاد كنيم.
كلودشنن در كتاب نظريه‌هاي رياضي ارتباط مي‌نويسد: ارتباط عبارت است از تمام روشهايي كه از طريق آن ممكن است ذهني بر ذهن ديگر تاثير بگذارد. اين عمل نه تنها با نوشته يا صحبت كردن بلكه حتي با موسيقي، هنرهاي تصويري، تئاتر، باله و عملا تمام رفتارهاي انساني عملي است. برخي ديگر از كارشناسان ارتباطات، مسئله تاثير را در تعريف خود به صورت محرك و پاسخ مطرح كرده‌اند. تعريف كارل‌هاولند در كتاب ارتباطات اجتماعي را مي‌توان به عنوان نمونة اين گونه تعريفها ذكر كرد:
ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال يك محرك(معمولا علامت بياني)از يك فرد(ارتباط گر)communicator به فردي ديگر (پيام گير)communicates به منظور تغيير رفتار او! ديويد برلو، در تعريف خود از ارتباط، بر پاسخ و باز تاب تاكيد بيشتري كرده است. او مي‌گويد:
«ارتباط برقرار كردن عبارت است از جست و جوي پاسخ از سوي گيرنده." دانشمنداني چون آزگود عمل تاثير گذاري و تاثير پذيري را نه فقط بين افراد بلكه بين سيستمها مطرح كرده‌اند. آزگود مي‌گويد: «وقتي ما ارتباط برقرار مي‌كنيم كه يك سيستم يا يك منبع روي حالت و چگونگي يا اعمال سيستم ديگر تاثير بگذارد. مقصد يا دريافت كننده از طريق انتخاب علايم متناوب كه مي‌تواند در كانال حمل شود با فرستنده مرتبط مي‌شود. در رويا رويي با سيستمهاي ارتباط انساني معمولا ما علايمي مي‌فرستيم كه پيام محسوب مي‌شوند. اينها اكثرا (نه الزاما، در همة موارد) به صورت پيامهاي زباني و بياني هستند.» گروه ديگري از انديشمندان ارتباط، مسئله تاثير و يا جريان محرك و پاسخ را در تعريف ارتباط به صورت انتقال معني مطرح كرده‌اند. به عنوان نمونه. هنري ليندگرن در كتاب هنر ارتباط انساني مي‌گويد: «ارتباط از ديدگاه روانشناسي فراگردي است حاوي تمام شرايطي كه متضمن انتقال معني باشد.»
ليندگرن در تعريف خود بيشتر بر انتقال معني تكيه كرده است. از نظر او اينكه اين معني ها به چه ترتيب منتقل خواهند شد، چندان مطرح نيست.
 رايت نيز در تعريف خود همچون ليندگرن مسئله انتقال معني را مطرح كرده است:«ارتباط فر اگرد انتقال معني بين دو فرد است.»
لارسن مسئله معني را بيشتر شكافته و تعريف دقيق‌تري ارائه داده است او مي‌نويسد:ارتباط دلالت بر فراگردي مي‌كند كه از طريق آن يك سري معني‌هاي نهفته شده در بطن يك پيام، به طريقي تغيير پيدا مي‌كند كه معني دريافت شده برابر با آنهايي است كه شروع كننده پيام، قصد آن را داشته است.
ميكي اسميت، در ارائه مدل ارتباطي خود، تعريفي براي ارتباط آورده كه در آن به انتقال حافظه‌ها در ارتباط نيز اشاره شده است. او مي‌گويد:
 ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال اطلاعات، احساسها، حافظه‌ها و فكرها در ميان مردم.
 مافيوس اسميت در تعريف ارتباط مي‌گويد:
 هر نوع عملي كه به وسيلة فردي انجام شود كه طي آن فرد ديگري بتواند آن را درك كند ارتباط ناميده مي‌شود. خواه اين عمل با استفاده از يك وسيله انجام شود يا بدون وسيله.
برخي ديگر، داشتن علايم مشابه با شيوة مشابه را شرط ارتباط دانسته‌اند لاسول مي‌گويد: «يك عمل ارتباطي بين دو نفر، وقتي كامل است كه آنها از علايم مشابهي با شيوه‌هاي مشابه آگاه باشند.»
عده ديگري از دانشمندان علوم ارتباطات، در تعريف‌هاي خود، عناصر موجود در جريان ارتباط را نيز مورد توجه قرار داده‌اند. جيمز واتسون، در كتاب فرهنگ ارتباط و بررسيهاي وسايل ارتباطي، تعريفي از ارتباط را برگزيده و ارائه داده است. اين تعريف از آن هولت رينه‌ هارت و وينسون است. اين تعريف نيز تقريباً مشابه تعريف لاسول است.
 ارتباط عبارت است از فراگرد توليد محتوايي نمادي از سوي يك فرد بر اساس يك كد با پيش‌بيني مصرف آن از سوي ديگران بر اساس همان كد.
 روبرت گوير در كتاب فراگرد ارتباط مي‌گويد:
 ارتباط عبارت است از روشي كه حداقل متضمن چهار عنصر زير باشد.۱- توليد كننده‌اي كه ۲- علامت يا نمادي را. ۳- براي حداقل يك دريافت كننده مطرح كند.
 ۴) و او درك معني كند.
 آرانگارن در كتاب ارتباط انساني مي‌نويسد:ارتباط عبارت است از انتقال اطلاعات در محدودة سه چيز، انتشارemission انتقا ل condution و دريافت message.ميلر در كتاب روانشناسي زبان شناسي در تعريف ارتباط مي‌نويسد.
 ارتباط هنگامي روي مي‌دهد كه يك منبع پيام، علايمي را از طريق كانال به دريافت كننده‌اي كه مقصد destination محسوب مي‌شود، ارسال كند.
گروه ديگري، در تعريف خود از ارتباط، پيام را بيشتر شكافته‌اند و روي آن تاكيد كرده‌اند مانند برلسون واشتاينر:
 انتقال اطلاعات، ايده‌ها، انگيزه‌ها، مهارتها و غيره، از طريق استفاده از نمادها.symbols، كلمات، تصاوير و شكلها، اعداد، نمودارها و غيره، عمل يا فراگرد انتقالي محسوب مي‌شود كه معمولاًَ آن را ارتباط مي‌گويند. برخي از تدوين كنندگان تعريف براي ارتباط به ارتباط مستقيم و غيرمستقيم اشاره كرده‌اند.
 براونل در كتاب اجتماع انساني مي‌نويسد:در فراگرد ارتباط مستقيم چيزي به نمادها تبديل و از شخصي به شخص ديگر انتقال مي‌يابد.، ولي ارتباط مستقيم، كاركرديfunction است از همانندي مردم نسبت به يكديگر و اين ارتباطي است بدون رسانة نمادين و در واقع همانند‌اي است از تجربه.
برخي ديگر در تعريفهاي خود از ارتباط(نه ارتباط جمعي) وسايل ارتباطي را مورد توجه قرار داده‌اند. انجمن بين‌المللي تحقيقات ارتباط جمعي(.International Association for Mass Communication Research) تعريف زير را براي ارتباط ارائه داده است:
 منظور از ارتباط روزنامه‌ها، نشريات، مجلات، كتابها. راديو، تلويزيون، آگهي، ارتباطات دور(تلفن، تلگراف، كابلهاي زير دريايي) و پست است. همچنين ارتباط چگونگي توليد و توزيع كالاها و خدمات مختلفي را كه وسايل و فعاليتهاي فوق به عهده دارند و مطالعات و تحقيقات مربوط به محتواي پيامها و نتايج و آثار آن را در بر مي‌گيرد. (معتمد نژاد، ۱۳۵۶، ص ۳۶)
 چارلز كولي در كتاب مفهوم و معني ارتباط در سازمانهاي اجتماعي ارتباط را چنين تعريف كرده است:
 ارتباط مكانيسمي است كه روابط انساني بر اساس و به وسيلة آن به وجود مي‌آيد و تمام مظاهر فكري و وسايل انتقال و حفظ آنها در مكان و زمان بر پاية آن توسعه پيدا مي‌كند. ارتباط، حالات چهره، رفتارها، حركات، طنين صدا، كلمات نوشته‌ها، چاپ، راه‌آهن، تلگراف، تلفن و تمام وسايلي كه اخيراً در راه غلبه انسان بر مكان و زمان ساخته شده است را در برمي‌گيرد. (معتمد نژاد، ۱۳۵۶، ص ۳۸)
 او در سال۱۹۲۴ در اين باره مي نويسد: «خط واضح و دقيقي ميان معني‌هاي ارتباط و بقية كلمات بيروني آن وجود ندارد. در معني همة عينيتها و عملها، نماد بياني از ذهن هستند و تقريباً هر چيز ممكن است به عنوان علامت مورد استفاده قرار گيرد.» همان طور كه ملاحظه مي‌شود كولي در اين تعريف، تلگراف و تلفن را در كنار راه‌آهن به عنوان وسايل ارتباطي معرفي كرده است. ريموند ويليامز در كتاب ارتباطات در اين باره مي‌نويسد:
 كلمة : communication در زبان انگليسي از قديم به معناي انتقال افكار، اطلاعات و رفتارها از شخصي به شخص ديگر به كار رفته است. اما اكنون اين كلمه به معناي راه و وسيلة حمل و نقل از مكاني به مكان ديگر نيز استفاده مي‌شود و در معناي اخير راه‌آهن، كانالهاي دريايي و تمام مجراها و وسايل مسافرت و حمل و نقل انسانها و كالاها را در بر مي‌گيرد كه معمولاً به همة آنها ارتباطات مي‌گويند. در حالي كه اكنون وسايل جديد انتقال افكار و اخبار و رفتارهاي انساني از شخصي به شخص ديگر كه شامل دستگاه‌هاي چاپ، تلگراف، تلفن، بي‌سيم، فيلم، راديو و تلويزيون است نيز ارتباطات ناميده مي‌شوند. به اين ترتيب در صورتي كه كلمة ارتباطات هم براي وسايط حمل و نقل و هم وسايل انتقال افكار و اخبار به كار رود. اين نوع وسايل و سايط با هم اشتباه شده و تشخيص آنها با دشواري روبرو مي‌شود. بنابر اين بهتر است كه براي معرفي وسايط انتقال انسانها و كالاها به جاي ارتباطات كلمة حمل ونقل transport استفاده شود و اصطلاح ارتباطات به تاسيسات و وسايلي كه وظيفة انتقال افكار و اخبار و رفتارهاي انسان را به عهده دارند اختصاص داده شود و براي معرفي جريان انتقال و دريافت پيام به كار رود.برخي از ديگر كارشناسان ارتباطات، در تعاريف خود مانند تعريف فوق، تاكيد دارند كه گيرنده يا فرستنده حتماً نبايد انسان باشد. به عنوان مثال چارلزموريس دامنة جريان ارتباط را تا آنجا توسعه مي‌دهد كه مي‌گويد رادياتور يك اتومبيل با اطراف خود ارتباط برقرار مي‌كند و پيام گرم شدن خودش را پخش مي‌كند. موريس تاكيد مي‌كند كه در ارتباط انتقال معني مهم است، حال اين انتقال با زبان انجام گيرد يا با وسيلة ديگري.
آرانگارن به هنگام توضيح دربارة انتقال و دريافت پيام مي‌گويد:
 بايد توجه كرد كه دريافت كننده پيام الزاماً نبايد يك انسان باشد بلكه مي‌تواند يك دستگاه الكترونيكي باشد. به همين ترتيب منتشر كننده پيام نيز الزاماً نبايد انسان باشد، بلكه مي‌تواند يك دستگاه الكترونيكي باشد. سرانجام به مسئله‌اي كه بايد توجه كرد اين است كه مقصود از پيام همان معناي روزمرة آن بدون هيچ گونه توضيح اضافي ديگري است.
عده‌اي از كارشناسان ارتباط در تعريفهاي خود حتي وجود ارتباط را در مورد روابط بين ماشينهاي خودكار و يا وراثت نيز ذكر كرده‌اند. كلودشنن در اين باره مي‌گويد:
 امروزه تمام ارتباط در يك معناي وسيع به كار مي‌رود و شامل تمام روشها و ساز و كارها و طرز كار دستگاههايي است كه يكي بر ديگري تاثير مي‌گذارد. به عنوان مثال دستگاهي كه قادر است به طور خودكار يك هواپيما را كنترل و جهت حركت آن را تنظيم كند اگر بر يك موشك‌انداز خودكار تاثير بگذارد و اين موشك انداز تحت تاثير عبور اين هواپيما به طور خودكار به كار افتد و آن را منهدم كند ارتباط روي داده است.
جرج ميلر در كتاب ارتباط زبان و معني به ارتباط بين ماشينها و حتي ارتباط در وراثت اشاره مي‌كند.
و سرانجام تعريف جرج گوردن در مورد ارتباط زمينه‌اي فوق‌العاده وسيع براي ارتباط مطرح كرده است. او در كتاب زبانهاي ارتباط مي‌گويد:«هر چيزي كه انسان انجام مي‌دهد به نحوي با مفهوم عمومي ارتباط مربوط است.»
رونالد بنژ نيز گسترة عظيمي براي ارتباط قايل شده است و مي‌گويد:«هيچ چيز هويت پيدا نمي‌كند. مگر در ساية ايجاد ارتباط.»
آخرين تعريفي كه به آن اشاره مي‌كنم، تعريفي است از دنيس لانگي و ميشل شين كه در فرهنگ لغات ارتباطات، سال۱۹۸۶ آمده است. آنها مي‌نويسند:
 «ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال اطلاعات با وسايل ارتباطي گوناگون از يك نقطه، يك شخص، يا يك دستگاه به ديگر ا ن.

● تعريف پيشنهادي براي ارتباط
 به هر حال با توجه به تعاريف فوق مي‌توان گفت: «ارتباط عبارت از فراگرد انتقال پيام از سوي فرستنده براي گيرنده مشروط بر اينكه تأثيري بجاي گذاشته‌ باشد» يا در تعريف ديگري مي‌توانيم به اين نتيجه برسيم كه: ارتباط يعني همانا ديده‌شدن، شنيده‌شدن، فهميده‌شدن و حاصل‌شدن از سوي ديگران است و هم‌چنين ديدن،‌ شنيدن، درك و پذيرش روح آنهاست و اينجا است كه مي‌گوييم ارتباط برقرار شده است.

● انواع روابط انساني از ديدگاه بوبر
مارتين بوبرmartin buber) )فيلسوف اتريشي به سه نوع رابطه با استفاده از تعابير شاعرانه اشاره مي‌كنند.
۱) رابطه من و آن I- IT Communication
۲) رابطه من و شما I- You Communication
۳) رابطه من و تو I- Thou Communication
▪ ارتباط من و آن
در رابطه من و آن، انسانها با يكديگر برخورد هاي كاملا غير مشخصي دارند و تقريبا با آنها همچون اشياء برخورد مي‌كنند. در رابطه من و آن، به طرف مقابل زياد اعتماد نمي‌كنيم. حتي اصلا اهميتي نمي‌دهيم كه چنين آدمي وجود دارد(رابطه با فروشندگان، كاركنان رستورانها، و كارمندان ادرات و... )
در خانواده‌هاي سازمان نايافته، پدر و مادر فرزندان خود را ناديده مي‌گيرند و با فرزندان خود همچون اشياء برخورد مي‌كنند و آنها را انسانهاي بي‌همتا و بي‌نظير در نظر نمي‌گيرند.

▪ ارتباط من و شما
دومين سطح رابطه از نظر بوبر، ارتباط من و شما است كه اكثر تعاملات انسان در زمره اين ارتباطات مي گنجد. ارتباط من و شما حد وسط ارتباطات غير فردي و ميان فردي است. در اين نوع ارتباطات، طرفين با يكديگر مثل اشياء برخورد نمي‌كنند. اما فرديت يكديگر را به طور كامل به رسميت نمي‌شناسند. (گفتگو با فروشنده كتاب، گفتگوي شما يا همكاري‌ها در اين گونه تعاملات)، شما ديگران را به واسطه نقشي كه دارند به رسميت مي‌شناسيد و به فرديت آنها بها نمي‌دهيد. در محيط كار نيز اكثر روابط از نوع روابط من و شماست.
ارتباط ما با ديگران در عرصه‌هاي اجتماعي در مقايسه با ارتباط با عزيزانمان عمق كمتري دارد.به اين ترتيب ارتباط ما با دوستان اتفاقي، همكاران، بستگان دورمان از نوع ارتباط من و شماست.

▪ ارتباط من و تو
نادرترين نوع ارتباط، ارتباط من و تو است. به نظر بوبر، اين نوع ارتباط، عالي‌ترين شكل گفتگوي انساني است. چون طرفين رابطه، يكديگر را موجوداتي ارزشمند و ارجمند و بي‌همتا مي‌بينند. وقتي در سطح من و تو ارتباط برقرار مي كنيم به تماميت و فرديت ديگران توجه مي‌دهيم. ديگر با آنها متناسب با نقش‌هاي اجتماعي آنها برخورد نمي‌كنيم. و آنها را انسانهاي بي‌همتا مي‌بينيم كه كليت وجود آنها را قبول داريم. در ضمن در ارتباطات من و تو، خودمان را نمي‌پوشانيم و بر چهره خود نقاب نمي زنيم بلكه تمام مكنونات قلبي خود را فاش مي‌كنيم. و مزيت‌ها، عيب‌ها ، و اميدها ترسها و نقاط قوت و ضعف خود را با آنها در ميان مي‌گذاريم.
به نظر بوبر در روابط من و تو به طور تمام و كمال انسان مي‌شويم و در تعاملات خالصانه رفتار مي‌كنيم.
به نظر بوبر، اكثر ارتباط انسانها در واقع «ظاهر سازي» هستند. يعني طرفين سخت مراقب چهره و تصوير خود هستند و مدام در بند اين هستند كه خودشان را چطور جلوه دهند و به نمايش بگذارند. اما در روابط من و تو، انسانها همانهايي هستند كه «هستند» و ماهيت و احساس واقعي خود را فاش مي‌سازند از نظر بوبر ارتباط من و تو كاملا ميان فردي است. زيرا در اين نوع برخوردها. انسانها يكديگر را اشخاصي كامل و زنده مي‌بينند.
روابط من و تو زياد رايج نيستند. زيرا نمي‌توانيم مكنونات قلبي خود را با هر كسي در ميان بگذاريم. انسانها دوست ندارند براي هر كسي در دل و با هر كسي رابطه خصوصي برقرار كنند به همين دليل روابط و ارتباطات من و تو بسيار كمياب و مظهر روابط ميان فردي كامل است. (جولياتي. ۱۳۷۹، ص ۴۵-۴۹)
بي‌ترديد در شمردن انواع ارتباط، مي‌توانيم انواع ديگر كنش ارتباطي را بيابيم ولي آنچه كه مسلم است اين است كه ارتباط در هر قالبي بگنجد، پيامش مثبت است و سازنده، البته اگر محتواي ارتباط هدفمند و خيرگرايانه باشد و در غير اين صورت پيام‌هاي منفي، آسيب‌زا هم مي‌تواند در قالب پيام‌هاي ارتباطي بگنجد. به هر صورت آنچه كه در يك پيام مهم است، تأثير مي‌باشد و رساندن پيام به گيرنده پيام.

● ويژگي‌هاي ارتباطات انساني
از آنجايي كه ارتباط بر اساس تعاريف فوق يك فراگرد محسوب مي‌شود. اين فراگرد داراي ويژگي‌هاي زير است.
۱) ميان‌كنشي بودن ارتباط
هنگامي كه مي‌گوييم فرآيند ارتباط ميان كنشي است، ما خود به خود بر آن باور گرايش خواهيم داشت كه، اين فراگرد بر پويايي رابطه ميان انسانها استوار است. اكثر جامعه شناسان و دست اندركاران علوم اجتماعي به معني وسيع كلمه، ميان كنش يا كنش متقابل را در مورد ارتباطات مبادله دو سويه پيامها بين دو انساني كه به عمل ارتباطي پرداخته‌اند مي‌دانند كه به تغيير و دگرگوني در يكي از آنها يا هر دوي آنها مي‌انجامد.
ميان كنش زماني رخ مي‌دهد كه يك جريان و رابطه داد و ستدي دربين اجزاي آن فراگرد به وجود آيد. ميان كنش در ارتباطات عموما به تبادل پيامها اطلاق مي‌شود كه ميان دو نفر در جريان است كه اين خود، منتج به تغيير در پيامها شود. به گونه‌اي روشن، وقتي دو نفر در فراگرد ارتباطي درگير مي‌شوند، در تمام لحظه‌هاي تبادل و ميان كنش، هر يك دگرگون مي‌شوند و اين دگرگوني خود ناشي از دگرگوني در نگرشها و تمايلات هر يك از آنها است. پيامها چه كلامي و چه غير كلامي، تاثيري در طرف مقابل مي‌گذارند و آن تاثير منجر به دگرگوني در نگرشها و رفتارهاي فرد مقابل مي‌شود و او را بر آن مي‌دارد كه از طريق مكانيزم باز خور عكس العملي نشان دهد كه متمايز با آنچه كه قبلا خود نشان داده است، باشد. اين خود، در فرستنده پيام تاثير مي‌گذارد و او نيز دگرگون مي‌شود و ممكن است با شدت بيشتر به كار خود ادامه دهد و يا اينكه از تاب و توان گذشته خود بكاهد.

گاه ممكن است چنين به نظر آيد كه فقط يكي از طرفين فراگرد ارتباطي دگرگون شده است و طرف ديگر تغييري از خود نشان نمي دهد. پژوهشهاي دقيق و خرده نگر، نشان داده‌اند كه چنين نيست. هر دو طرف فراگرد ارتباطي تغيير مي‌پذيرند، هر چند كه ممكن است يكي از آنها چنين تغييري را كمتر از خود بروز دهد و سعي در پنهان كردن احساس و رفتار خود كند. خواه ناخواه انساني كه در فراگرد ارتباطي درگير شده است. دگرگون مي‌شود و اين دگرگوني با شدت و ضعف در او نمايان خواهد شد گاه دگرگوني در باورها و نگرشها است، و گاه در احساسات و زماني در رفتار.

در ارتباطات آنچه ميان دو نفر مبادله مي‌شود پيام است. پيام عموما به آنچه نوشته و يا گفته مي‌شود اطلاق مي‌شود. اما بايد توجه داشت كه پيام فقط به گفتار و نوشتار خاتمه نمي‌يابد. بخش عظيمي از پيامهايي كه ميان مردم مبادله مي‌شود در كسوت گفتار و نوشتار نمي‌آيد. بلكه اعمالي هستند كه بيشتر انجام مي‌دهند و حركاتي كه از آنان به منصه ظهور مي‌رسند.

به عبارت ديگر، رفتارها، طرز لباس پوشيدن، بلندي و كوتاهي موي سر و يا ريش، نوع وسيله نقليه كه استفاده مي‌كنند. همه و همه پيامي هستند كه از فردي به ديگري منتقل مي‌شود و به او تفهيم مي‌كند كه طرف مقابل چگونه آدمي است و چگونه مي‌انديشد و چه احساسي دارد. اگر چيزي كه ما مي‌پوشيم و يا حركتي كه انجام مي‌دهيم معني خاصي را به ديگران منتقل مي‌كند. مي‌تواند پيامي از سوي ما به آنان باشد و آن هم مي‌تواند هم در سطح ملي و هم در سطح بين‌المللي ارتباطي را به وجود آورد (فرهنگي، ۱۳۷۹، ص ۲۴-۲۲)

۲) تعاملي يا مراوده‌اي بودن ارتباط
فراگرد ارتباطي در محيط شكل مي‌گيرد و انجام مي‌پذيرد. محيط نه تنها به فراگرد ارتباطي و نوع آن تاثير مي‌گذارد. بلكه به ادراكات( perception) ، آنچه بين خود ردو بدل مي‌كنيم. و حتي در سطحي كه ارتباط مي‌گيريم نيز تاثير مي‌گذارد. ما در خلاء با يكديگر ارتباط نمي‌گيريم.

كنشها و واكنشهاي ما در مقابل يكديگر در چارجوب نظامهاي اجتماعي( social system)و شرايط فيزيكي حاكم برماست. آنچه شما در خانه با والدين يا خواهران و برادران خود در ميان مي‌گذاريد، كاملاً متفاوت از آن است كه در دانشگاه يا كارخانه با دوستان خود در ميان مي‌گذاريد. يا به استادان و رؤساي خود مي‌گوييد. علاوه بر اين، آنگونه كه شما به جهان و دگرگونيهاي آن مي‌نگريد با توجه به عوامل محيطي و نظام اجتماعي بر رفتار ارتباطي شما اثر مي‌گذارد. محيط فيزيكي و شرايط اجتماعي كه در آن قرار مي‌گيريم نگرش و رفتار ما را همانگونه كه ديديم تغيير مي‌دهد و در نتيجه ما با ديگران همواره به گونه‌اي متفاوت ارتباط برقرار مي‌كنيم. به عبارت ديگر ارتباط ما با ديگران موكول به وضعيت و شرايط حاكم برماست. ارتباط ما با ديگران همواره متفاوت است و ما خود نيز همواره در حالت متفاوتي نسبت به قبل خود هستيم. به گفته جيمزمك كر ا كسي James Mc crocks«رفتار ارتباطي ما تغيير پذير است و ما در مورد يك واقعيت به گونه‌هاي متفاوت عمل مي‌كنيم». بر اين اساس. واقعيت در نظر ما با توجه به فراگرد ارتباطي ما با ديگران شكل مي‌گيرد واقعيت آن چيزي است كه از طريق ارتباط با ديگران براي ما پديد آمده است

مهمتر آنكه ما بخشي از «خود» را از طريق ارتباطات با ديگران در ميان مي‌گذاريم. بدين سان شدني است كه، ادراك ما از جهان- يا واقعيت از نظر ما- دائماً در معرض دگرگوني است و بستگي به آن دارد كه در كجائيم و محيط جغرافيايي و شرايط اجتماعي و فرهنگي حاكم بر ما چگونه است و اين عوامل بر روي ما در آن برهه خاص از زمان چه تاثيري گذارده‌اند. ممكن است برخي از ما اين تجربه مشترك را داشته باشيم كه پس از سالهاي سال دوري، از دوستي كه در دوره كودكي و يا دبيرستان با ما بوده و بسيار صميمي بوده‌ايم روبرو شويم. آن دوست در گذشته نزديكترين فرد به ما در زندگي بوده است، و ما از همه چيز يكديگر با خبر بوده‌ايم. اما اينك پس از چند سال جدايي و تغيير شرايط اجتماعي و فرهنگي براي هر كدام از ما- يكي در دانشگاه و ديگري در محيط بسته كار- احساس مي‌كنيم ديگر نمي‌توانيم به درستي با يكديگر ارتباط داشته باشيم. حرف يكديگر را نمي‌فهميم و وجود يكديگر را به راحتي نمي‌توانيم تحمل كنيم. چيز زيادي براي گفتن و در ميان نهادن با يكديگر نداريم. ارتباط بين ما با دشواري انجام مي‌پذيرد. اين دشواري از اين رو پديد آمده است كه ما ديگر در يك محيط و شرايط يكسان با يكديگر نيستيم. يكي دانشجوست و ديگري كارگري ساده، يكي تجارب فراواني در محيط كار بدست آورده است و ديگري دنياي وسيعي از تفكرات و آگاهيهاي علمي به رويش گشوده شده است. ديگر نزديكي و يگانگي گذشته نمي‌تواند بين ما دو نفر پديد آيد. مگر آنكه باز ما دو نفر در شرايط يكسان قرار گيريم. نزديكي intimacyكه در ارتباط بين شخص، مبحثي گسترده و جالب توجه است در حقيقت بر پايه‌هاي يكسان محيط جغرافيايي، اجتماعي و فرهنگي و نگرشي شكل مي‌گيرد. تفاوت هر يك از عوامل فوق در طرفين ارتباط درجه نزديكي را كاهش مي‌دهد. اين تجربه بيانگر اين واقعيت است كه ارتباط در فضا و محيطي كه بر ادراك ما تاثير دارد شكل مي‌گيرد و اين فضا يا محيط است كه اشكال و شيوه‌هاي ارتباطي را براي ما رقم مي‌زند. (همان منبع، ۱۳۷۹، ص ۲۷-۳۰).

 ۳) ارتباط يك تبادل است
 نظريه پردازان قديمي- همچون شنون و ويور(۱۹۴۹)- ارتباط را فرآيندي خطي مي‌دانستند كه طي آن منبع پيام را فرمول‌بندي و به گيرنده منتقل مي‌كند. اما اكنون ديدگاههاي تبادلي جاي اين نظريه را گرفته‌اند. در اين ديدگاه ماهيت پويا و متغيير اين فرآيند مورد توجه است و بر تاثير و تاثر ارتباط برقرار كنندگان بر يكديگر در يك سيستم دو سويه تاكيد مي‌شود. (هارجي و ساندرز و ديكسون،۱۳۷۷، ص۲۴).

 ۴) ارتباط اجتناب ناپذير است
 به نظر طرفداران ديدگاههاي فراگير در مورد اجزاي ارتباط(مثلاً واتزلاويك و ديگران، ۱۹۶۷، شف‌لين،۱۹۷۴) در موقعيت‌هاي اجتماعي كه افراد از حضور هم آگاهند و تحت تاثير كارهاي يكديگر هستند گريزي از ارتباط نيست. به نظر كارسن carson (۱۹۶۹، ص۱۶) »هر گاه رفتار طرفين وابسته به يكديگر باشد- و حتي اندكي نفوذ ميان فردي وجود داشته باشد- مي‌توان گفت كه دو طرف با هم ارتباط دارند.» در اينجا يادآوري جمله معروف واتز لاويك و ديگران ضروري مي‌نمايد:«ما چاره‌اي جز ارتباط نداريم» برخي ديگر از محققان تعريف محدود‌تري از ارتباط ارائه مي‌دهند. به نظر اكمن و فريزن (۱۹۶۹) زماني ارتباط برقرار مي‌شود كه طرف رمز گردان به عمد پيامي براي طرف گوينده ارسال نمايد. اما آيا طرف رمز گشا بايد از منظور وي آگاهي داشته باشد؟ اگر طرف رمزگشا متوجه تعمد او نشد و بر همين اساس واكنش نشان داد(يا اصلاًَ عملي انجام نداد)چطور؟ آيا باز هم مي‌توانيم بگوييم ارتباطي برقرار شده است؟ وينرwiener و ديگران(۱۹۷۲) نيز ارتباط را به مجموعه رفتارهايي محدود مي‌كند كه با يك رمز خاص هماهنگي داشته باشد، رمز اجتماعي مشتركي كه سنبل‌ها را معنا نمايد. اما باز هم مي‌توان پرسيد كه يك رمز تا چه حد بايد مشترك باشد؟ و رسميت آن چقدر بايد باشد تا بتوانيم آن را يك رمز محسوب كنيم؟

 ۵) ارتباط هدفمند است
 يكي ديگر از ويژگيهاي ارتباط، هدفمندي آن است: طرفين ارتباط هدفهايي دارند، آنها مي‌خواهند از ارتباط خود نتيجه مطلوب بگيرند(برگر berger،۱۹۸۹). به نظر كلرمن kellerman (۱۹۹۲) يكي از نشانه‌هاي هدفمندي ارتباط اين است كه ارتباط به فعاليتي«تنظيم شده» تبديل شود. يعني ارتباط برقرار كنندگان صحبتها و اعمال خود را متناسب با اهداف خود و الزامات موجود پي‌ريزي كنند. اين نكته با نظر وينوگراد winograd (۱۹۸۱) مبني بر اينكه«تمامي چيزهايي كه طرفين در برخوردهاي اجتماعي خود ابراز مي‌كنند ماحصل طرحي است براي تحقق يك هدف» هماهنگي كامل دارد. لنگرlanger و ديگران(۱۹۷۸) معتقدند كه بخش اعظمي از ارتباط«بي‌فكر» صورت مي‌گيرد. آنها بين فعاليت آگاهانه‌اي كه در آن«افراد به دنياي خود توجه دارند و استراتژي‌هاي رفتاري خود را بر اساس اطلاعات دريافتي تدوين مي‌كنند» و فعاليت ناآگاهانه كه در آن«اطلاعات جديد عملاً پردازش نمي‌شود بلكه سناريوهاي قديمي كه زماني جديد بوده‌اند بطور قالبي احياء مي‌شوند» تمايز قائلند. كلرمن(۱۹۹۲) قاطعانه مي‌گويد: «ارتباط هم هدفمند استراتژيك است و هم خودكار». او معتقد است كه مي‌توان بدون هر گونه آگاهي هوشيارانه‌اي به بازبيني رفتار هدفمند پرداخت. خلاصه هدفمندي ارتباط به اين معني نيست كه الزاماً هوشياري كاملي بر جريان ارتباط حاكم باشد. عليرغم اينكه تعهد، كنترل و آگاهي از جمله بخشهاي بسيار مهم مفهوم ارتباط، بعنوان فعاليتي ماهرانه، هستند. اما ظاهراً بسياري از زنجيره‌هاي قبلاً تمرين شده را مي‌توان در پس ذهن نيز انجام داد(برشيلد bereschield،۱۹۸۳). ما پس از كسب مهارتها مي‌توانيم آنها را«بدون» تفكر هوشيارانه انجام دهيم. اما گاهي اين عدم آگاهي مي‌تواند موجب عدم توفيق برخوردها شود لنگر(۱۹۹۲) تاكيد مي‌كند كه:

 عدم آگاهي از انتخاب كلمات در هنگام صحبت ما را از فرآيندي كه به نفع ماست محروم مي‌سازد. عدم آگاهي از اين انتخابها در هنگام گوش دادن به هنگام حرفهاي ديگران نيز براي ما گران تمام مي‌شود...اگر رويكرد آگاهانه‌اي داشته باشيم كه در آن از ساير چشم‌اندازها و باورها نيز مطلع گرديم آنگاه ميزان كنترل ما بر ارتباط افزايش خواهد يافت. (همان منبع، ۱۳۷۷، ص ۲۵-۲۶)

 ۶) ارتباط چند بعدي است. يكي ديگر از ويژگيهاي مهم ارتباط، چند بعدي بودن آنهاست، چون پيام‌ها بندرت به صورت جداگانه و مجزا مبادله مي‌شوند. واتز لاويك و ديگران(۱۹۶۷) متوجه شده‌اند كه فرآيند ارتباط در دو سطح مجزا اما به هم مرتبط روي مي‌دهد. سطح اول مربوط به محتوي است و با موضوع اصلي مرتبط است. مثلاً صحبت درباره فيلم ديشب، انتخاب رستوران، تشريح نظريه نسبيت، و موضوعات ديگر. اين مساله موضوع گفتگو را تشكيل مي‌دهند و وقتي به آنچه در هنگام ارتباط روي داده فكر مي‌كنيم، معمولاً همين مساله به ذهن ما خطور مي‌كنند.

 اما اين كل ماجرا نيست. ارتباط جنبه‌هاي ديگري هم دارد كه كمتر مشهودند. مثلاً فرافكني هويت در حين مذاكره درباره رابطه، و يا تعريف ارتباط از سوي تعامل كنندگان. تعامل كنندگان با انتخاب موضوع بحث(و موضوعاتي كه بايد از آنها اجتناب كرد)، بخصوص با انتخاب كلمات و شكلهاي ابراز، لهجه‌ها، سرعت گفتار و كل ويژگي‌ها و رفتارهاي غير كلامي، به ارائه خود self-presentatonيا كنترل برداشت مي‌پردازند. منظور تعامل كننده، ارائه مثبت خود در نظر عموم و اصولاً ارائه خود به شكلي خوشايند است.
 ايجاد برداشتي صحيح و مطلوب در اذهان، چند فايده مهم دارد، از جمله اينكه علاوه بر پاداشهاي مادي، منافع اجتماعي همچون تاييد، دوستي و اقتدار را هم در پي دارد. گافمنgaffman درسا ل(۱۹۵۹)بر اهمي

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۱۰

پرسش ، رايج ترين مهارت در روابط بين فردي

در اين مقاله سعي مي شود مهارت پرسش در روابط بين فردي با تقسيم بندي به شاخه هاي جزيي تر پرسش هاي هدايت كننده، پرسش هاي مركب، پرسش هاي تسجيلي، و پرسش هاي غير كلامي مورد بررسي قرار گيرد.

 ● مقدمه
 پرسيدن متداولترين و در عين حال ساده ترين مهارت هاست. جمع آوري اطلاعات، برقراري ارتباط از مهمترين اهداف استفاده از اين مهارت هستند. پرسش ها مي توانند به صورت كلامي يا غيركلامي باشند؛ مثلا بيان جمله «مي توانيد بيشتر توضيح دهيد؟» نشانگر اين است كه از طرف مقابل انتظار داريم صحبت خود را ادامه دهد (علايم كلامي)؛ يا هنگامي كه در جمعي صحبت مي كنيم پس از اينكه از شخصي سئوال پرسيديم، مي توانيم با اشاره چشم و سر اين سئوال را از ديگران بپرسيم. مع ذلك پرسش هاي غير كلامي كمتر به تنهايي در تعاملات به كار مي روند و بيشتر همراه پرسشهاي كلامي مانند پايين يا بالا بردن تن صدا در پرسش، استفاده مي شوند.

 ● كاركرد هاي پرسش
 پرسش به فراخور بافت تعامل، كاركردهاي مختلفي دارد كه نوع پرسش تعيين كننده ميزان تحقق اين كاركردهاست. از طريق اين مهارت مي توان نيازهاي شخص مقابل را شناسايي و آنها را برآورده ساخت مانند يك بازارياب، فروشنده يا حتي يك پزشك. اما كاركردهاي اصلي پرسش عبارتند از:
 ▪ كسب اطلاعات
▪ كنترل تعامل
▪ ايجاد علاقه و كنجكاوي
▪ تشخيص مشكلات طرف مقابل
▪ ابراز علاقه به طرف مقابل
▪ تعيين نگرشها،عقايدواحساسات طرف مقابل
▪ به حداكثر رساندن فعاليت طرف مقابل
▪ سنجش ميزان دانش پاسخ دهندگان
▪ تشويق تفكر انتقادي و ارزيابي
▪ تشويق اعضاي گروه به اظهار نظر در مورد پاسخ هاي ديگران
▪ جلب توجه اعضاي گروه از طريق پرسش هاي غير مترقبه (اون هارجي ص۱۱۳، ۱۹۹۴).
 البته بايد گفت از پاسخ ها مشخص مي شود كه آيا به اهداف خود دست يافته ايم يا خير. بنابراين مفيد بودن پرسش به مفيد بودن پاسخ آن بر مي گردد.

 ● انواع پرسش
 پرسش ها با توجه به زمان، مكان و نحوه بكارگيري طبقه بندي مي شوند. به عبارتي نوع پرسش ها در مشاوره، طبابت، مصاحبه، بازاريابي متفاوت است. حال به بررسي بعضي از اين دسته ها مي پردازيم:

 ▪ پرسش هاي هدايت كننده
 با مطرح نمودن اينگونه سئوالات، از شخص مقابل انتظار پاسخي خاص و معيني داريم. به بيان ديگر اين پرسش ها، پاسخ دهنده را به سوي پاسخ مورد نظر هدايت مي كنند. از كاربرد هاي اين نوع پرسش مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

 ـ شروع تعامل: اين دسته از پرسش هاي هدايت كننده براي شروع گفتگوهاي اجتماعي كاربرد دارند و از ويژگي هاي آن مي توان به داشتن پاسخي معين و معمولا صحيح اشاره نمود. مثلاً «چه روز سردي است؟»
تحت فشار قرار دادن شخص مقابل: اينگونه از پرسش ها بدون توجه به احساسات و افكار پاسخ دهنده با تحت فشار قرار دادن او، فقط داراي يك جواب است. مثلاً «طرفدار كمونيست كه نيستيد؟»
پرسش هاي جهت دار: اينگونه پرسش ها به نحوه بيان بسيار تاكيد مي كنند. هدف استفاده از اينگونه سئوالات، تغيير جواب با بهره گيري از بازي لغات است. مانند پژهشي كه در مورد داروهاي ضد درد انجام شد. در اين تحقيق از آزمودنيها در دو گروه سئوالات زير مورد پرسش قرار گرفت:
آيا اغلب سر درد داريد و در اين صورت هر چند مدت يكبار؟
آيا گاهي سر درد داريد و در اين صورت هر چند مدت يكبار؟
 براي سئوال اول كه با «اغلب» مورد بيان قرار گرفته بود، عدد ۲/۲ در هفته گزارش شد و براي سئوال دوم كه با «گاهي» بيان شده بود عدد بدست آمده ۷/۰ در هفته بود.
 با نظر به مطالب فوق نتيجه مي گيريم كه استفاده درست از كلمات در پرسش ها باعث كسب پاسخ مورد نظرمان مي شود (لافتوس، ۱۹۷۵).

 ▪ پرسش هاي مركب
 اينگونه از سوالات از تركيب چند سئوال تشكيل مي شوند. اين پرسش ها وقتي مفيد هستند كه علي رغم كمبودوقت، بايد از طرف مقابل جوابي بگيريم. اما اغلب پرسش هاي مركب باعث گيجي و سردرگمي پاسخ دهنده مي شود چرا كه او نمي داند اول به كدام يك پاسخ دهد. مانند «امروز وقت آزاد داريد؟بريم سينما؟اصلا فيلم دوست داريد؟»

 ▪ پرسش هاي تسجيلي
 در اين گروه از پرسش ها از طرف مقابل انتظار پاسخ نميرود زيرا خود سخنگو به آن ها پاسخ خواهد داد. هدف از بيان اين نوع پرسش جلب توجه و جذب مخاطب و همچنين يادآوري اطلاعات توسط آنان مي باشد. مانند «كيست كه خدا را نشناسد؟»

 ▪ پرسش هاي غير كلامي
 سئوالات غيركلامي از طريق حالات و حركات چهره و بدن مطرح مي شوند. كاربرد اين پرسش زماني است كه به علت كمبود وقت يا دلايل ديگر، نياز است صحبت هاي شخص مقابل قطع نشود. مانند بالا بردن ابروها و بيان كلمه «اهوم» كه شخص مقابل را به ادامه تعامل ترغيب مي كند (كريس كول، ۱۹۹۵).

 ● نتيجه گيري
 اگر درصدد به دست آوردن اطلاعات، عقايد و حتي حقايقي هستيد بايد سئوالات خود را با لحني غيرمغرضانه مطرح كنيد تا در طرف مقابل حساسيت ايجاد نكند. طرف تعامل تنها زماني مايل است و مي تواند اطلاعات مورد نيازتان را ارائه نمايد كه به اندازه كافي احساس آرامش كند. پس بايد اينطور بيان نمود كه طرح پرسش بجا و مناسب يك هنر است، هنري كه با علم و تجربه حاصل مي شود.


نويسنده : نوري پور، اميرحسين
 مراجع
 ۱)مهارت اجتماعي در ارتباطات ميان فردي؛اون هارجي؛خشايار بيگي،مهرداد فيروز بخت ۱۳۸۴
 ۲)مجله موفقيت،،سال دهم،نيمه دوم تير ۸۷،شماره ۱۴۶
 ۳)crystal clear communication;cole,kris ۱۹۹۵
 ۴)Question in conversation;stenstrom,A ۱۹۸۸


راهكار مديريت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]



مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۹

گوش دادن، ابزاري ارزشمند در برقراري ارتباطات

اصولاً معلمي كه علاقه‌مند به توسعه ارتباط با فراگيرندگان خود است، علاوه بر آنكه گوينده خوب و فعالي در كلاس درس است، شنونده خوبي نيز هست و بدين ترتيب ارتباط را دو طرفه و پايدار مي‌كند.
بطور كلي گوش دادن فعال يكي از ابزارهاي مهم و ارزشمند در برقراري روابط انساني است. در حقيقت گوش يكي از كانالهاي برقراري ارتباط ميان دو نفر است.
 بسياري از مشكلات و آلام از طريق گوش دادن شنيده و درك مي‌شوند و به همين ترتيب نسبت به حل آن اقدام مي‌گردد.‌
 معلّمي كه توانايي گوش دادن دارد، فردي با حوصله و داراي ملاحظات انساني است كه با گوش دادن خود آمادگي لازم را براي پذيرش انسانهاي ديگر اعلام مي‌كند.
 گوش دادن و داشتن مهارت در شنيدن مطالب كودكان، نوجوانان و جوانان در مدارس و مراكز آموزشي از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. گوش دادن يكي از ابزارهاي مشكل‌شناسي در مدارس است كه بايد با وسواس زياد روي آن كار كرد و مهارتهاي لازم را براي بهره‌گيري از آن به دست آورد.
 براي روشن‌تر شدن مفهوم و اهميت گوش دادن و نقش آن در برقراري ارتباط انساني در زير به برخي از كاربردهاي آن اشاره مي‌شود:

۱) گوش دادن به عنوان نشانه‌اي از پذيرش و احترام‌
 بطور كلي، هرگاه براي كسي احترام قائل باشيم و او را مهم بدانيم، به سخنانش گوش مي‌دهيم و هر زمان كه كسي براي ما اهميت نداشته باشد،‌با كم‌توجهي به گفته‌هايش يعني با خوب گوش ندادن از كنارش مي‌گذريم.
 معلمي كه فراگيرندگان را دوست دارد و وجود آنها را ارزشمند مي‌داند، دلايل زيادي براي گوش دادن به سخنان آنان مي‌يابد و نوعي بردباري و آمادگي براي شنيدن در او به وجود مي‌آيد.
 معلمي كه خوب گوش مي‌دهد، يعني كسي كه آمادگي پذيرفتن فراگيرندگان، ديگر معلمان، مسئولان و اولياء را دارد.
در حقيقت معلم با گوش دادن خود به طرف مقابل مي‌فهماند كه او براي انجام وظيفه خود آماده شنيدن هر مطلب يا اطلاعات مفيدي است.‌

 ‌۲) گوش دادن به عنوان راهي براي تخليه رواني‌
 بررسي دردها، رفع مشكلات، تخليه رواني، آرام‌سازي و متعادل كردن افراد از نظر عاطفي و رواني از وظايف مهم معلم است. گوش دادن، به يك معني يعني وجود امكان تخليه رواني و راحت شدن ازآلام براي همه آنها كه مشكلي بر روان آنها سنگيني مي‌كند.

 ۳) گوش دادن به عنوان راهي براي شكوفايي استعدادها و توسعه افكار‌
 همه انسانهايي كه از هوش و استعداد بالايي برخوردارند، الزاماً بستر مناسبي براي به كارگيري هوش و استعداد بالاي خود و شكوفا ساختن آن پيدا نمي‌كنند. گاهي اوقات، گوش شنوايي براي درك اينكه در وجود آنها چيزهاي باارزشي وجود دارد نيست.
 چنين فراگيرنده‌اي احساس تنهايي مي‌كند و نمي‌داند كه چگونه از استعدادهايش استفاده كند. از اين رو معلم بايد دريچه دلش را به روي آنهايي كه چيزي در وجود خود دارند و مي‌خواهند آن را به ديگران ابراز كنند، باز كند. افراد در هنگام سخن گفتن، افكار خود را نظم مي‌دهند و انديشه خود را رها مي‌سازند. بدين ترتيب گوش دادن يكي از راههاي اساسي دستيابي به توسعه ذهن و انديشه است.
 البته اين مساله متفاوت از گوش دادن به پاسخ فراگيرندگان در مقابل پرسشهاي شفاهي معلم در كلاس درس است.

 ۴) گوش دادن راهي براي حل مساله و مشكل‌گشايي
 كساني كه قدرت تحمل‌ ديگران را دارند و مي‌توانند با صبر و بردباري به سخنان ديگران گوش دهند، بدون ترديد نسبت به كساني كه اين ويژگي را ندارند، بهتر مي‌توانند از مشكلات و مسائل ديگران آگاه شوند.
شايد اين بهترين روشي باشد كه در آن افراد بتوانند بدون ترس و دغدغه مسائل خود را با معلم در ميان بگذارند.
 تا كسي سخن نگويد و كسي آن سخن را نشنود، چگونه مي‌توان به اسرار، مكنونات و مشكلات او پي برد. با توجه به آنكه اساسي‌ترين وظيفه معلمان و مربيان حل مشكلات فراگيرندگان است، آنها بايد براي درك اين مشكلات از هر جهت آمادگي كامل براي گوش دادن به درددلها و مشكلات آنها را داشته باشند.

 ۵ ) گوش دادن راهي براي قضاوت و ارزشيابي درست از ديگران‌
 معمولاً همه ما دوست داريم درباره افراد به ارزشيابي و قضاوت بپردازيم. با خوب گوش كردن به توضيحات و صحبتهاي فراگيرندگان مي‌توانيم از بروز قضاوتهاي نادرست و پيش‌داوريهاي غلط جلوگيري نماييم. گوش دادن فعال يكي از روشهايي است كه منجر به كسب مهارت گوش دادن مي‌شود و از پيش‌داوريهاي غلط معلمان كه سبب اختلال در برقراري ارتباط مي‌شود، مي‌كاهد.
بدين وسيله با استفاده از فن گوش دادن فعال، معلم مي‌تواند تمام ديدگاهها و مكنونات طرف مقابل را درك كند.

مهارت گوش دادن فعال بر كيفيت روابط با ديگران اثر مي‌گذارد.
در اين رابطه چنانچه به نكات زير توجه شود، مهارت گوش دادن افزايش مي‌يابد و نهايتاً منجر به استحكام روابط انساني ميان معلم و ساير افراد در محيط آموزشي مي‌شود، شنونده فعال دليلي براي گوش دادن دارد.‌
 شنونده خوب كسي است كه در سخنان يك نفر ولو آنكه موضوعي جالب و در زمينه‌اي خاص نباشد ، به دنبال معنا و ارزش بگردد. بالعكس، شنونده بد، بعلت فقدان علاقه اوليه مايل به دليل‌تراشي و عدم توجه به سخنان طرف مقابل است.‌

 ▪ شنونده فعال از قضاوت سريع اجتناب مي‌ورزد
شنونده خوب كسي است كه به جاي قضاوت روي چند كلمه اول گوينده، تمام گفته‌هاي او را مي‌شنود و روي تمام پيام فرستنده متمركز مي‌شود تا مفهوم واقعي كلام او را دريابد.

 ▪ شنونده فعال از مطلب منحرف نمي‌شود
 كسي كه بطور فعال گوش مي‌دهد، به علل مختلف مانند سروصدا، وجود مناظر و مردم، از انحراف اجتناب مي‌ورزد و بر سخن گوينده كاملاً متمركز باقي مي‌ماند.

 ● تامل در پاسخ‌
 شنونده فعال خود را مقيد مي‌كند تا پيش از ارائه پاسخ، صحبتهاي گوينده را بشنود و كاملاً درك كند.

 ▪ بازسازي كلمات و محتوا
 شنونده فعال به دنبال بازسازي كلمات، محتوا، احساسات و بيانات فرستنده است. او سعي مي‌كند براي گفته‌ها ساختاري مناسب كه در آن قالب، از كلمات و محتواي درستي استفاده شود، بسازد.
 اين كار مخصوصاً در مواقعي كه پيامها عاطفي و مبهم است، ضرورت بيشتري دارد.

 ● درك موضوعات مهم:
شنونده فعال در پي يافتن و كشف موضوعات اساسي و مهم فرستنده از نظر مفهوم محتوا و احساسات كلي است كه در پيامها ملحوظ است.
 نكته آخر گوش دادن فعال به وجود ويژگيهايي در شنونده بستگي دارد كه عبارتند از:
 - شنونده بايد در شرايط خوب جسمي و روحي باشد.
 - شنونده نبايد مشغله ذهني و عاطفي داشته باشد.
 - شنونده بايد از پيش‌داوري بپرهيزد.
 - شنونده بايد صبور بوده و وقت كافي داشته باشد.
 - شنونده بايد فضاي مناسبي را براي گفتگو انتخاب كند.


مريم نقي‌زاده قلعه‌جوقي
كارشناس علوم اجتماعي ‌برگرفته از كتاب آيين تدريس‌


روزنامه اطلاعات


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۸

موانع برقراري ارتباط

ارتباط گفتاري موثر، نيازمند آراستن سخن به عناصر ياد شده و پيراستن آن از موانعي چند است كه در اينجا، آن را بررسي مي كنيم:

) ارتباط يكسويه در فضاي گفت وگو
از آداب گفت وگو آن است كه هر يك از طرفين، به ديگري اجازه سخن گفتن و اظهارنظر بدهد و با پرگويي، وي را به سكوت وادار نكند. برخي افراد كه خود را داناتر مي دانند يا حرفه آنها به گونه اي است كه با گويندگي و سخنراني و تدريس و... سرو كار دارند، گاه در گفت وگوهاي روزانه نيز، طبق عادت، نقش سخنگوي تنها را بازي مي كنند و كمتر حاضرند از مركب سخن، پياده گردند. به خوبي روشن است كه اين كار، خود برخاسته از ميل و شهوت، يا غرور و نخوت است و ارتباط سازنده و موثر را دچار مشكل و حتي ناممكن مي سازد. از اين روي، در آموزه هاي ديني تاكيد مي شود كه آدمي در فضاي گفت وگو بر شنيدن پيش از سخن گفتن، علا قه نشان دهد.
 

به طور كلي يكي از امتيازات و كاركردهاي شيوه پرسش و پاسخ و نظرخواهي در گفت وگو، كه در قرآن كريم و گفت وگوهاي پيامبران به فراواني ديده مي شود، نفي ارتباط گفتاري يكسويه و ايجاد فضاي تعامل در گفت وگوست.

۲) شروع از نقاط منفي (انتقاد گزنده)
گفت وگو را نبايد با شكايت، سرزنش و انتقاد آغاز كرد، چرا كه اين كار، مي تواند شخصيت مخاطب را جريحه دار سازد و پذيرش انتقاد و ادامه ارتباط را نيز با مشكل مواجه كند. بنابراين، حتي در صورتي كه موضوع اصلي سخن، انتقاد از مخاطب باشد، نخست لا زم است به نقطه يا نقاط مثبتي اشاره شود و انتقاد با افزون بر نكته ياد شده، انتقاد سازنده شرايط ديگري نيز دارد كه از آن جمله است:
- انتقاد، نبايد گزنده و توام با سرزنش زياد باشد، چرا كه در اين صورت، آن سان كه امير مومنان فرموده اند، تنها شعله هاي لجاجت مخاطب را برمي افروزد.
 - تكرار بيش از حد انتقاد نيز، از تاثير آن مي كاهد و بذر كينه و دشمني را در دل مخاطب مي افشاند.
- انتقاد از مخاطب در حضور ديگران، معمولا موجب تخريب شخصيت وي مي شود و نتيجه معكوس دارد.

۳) ستايش افراطي مخاطب
همان گونه كه انتقاد گزنده، مانع برقراري ارتباط موثر است، ستايش افراطي مخاطب نيز گاه مشكل ساز است. چرا كه مخاطب احساس مي كند ستايش فراتر از حد او، نوعي مجامله و چاپلوسي، يا ابزاري براي فريب و اغفال و در نتيجه وادار كردن وي به پذيرش يك كار يا مطلب است. از اين روي، بسياري از افراد، در برابر ستايش خود، حالت تدافعي مي گيرند. از اين روي، و نيز به خاطر آثار نامطلوبي كه اين كار، بر روحيه و اخلا ق مخاطب بر جاي مي نهد، در آموزه هاي ديني، نهي و نكوهش شده است. تا آن جا كه رسول خدا (ص) فرموده اند: «به صورت ستايش كنندگان، خاك بپاشيد!» و از ديگر سوي، امير مومنان (ع) پارسايان را چنين توصيف مي كند كه هرگاه ستايش شوند، ترسان و نگران گردند و در درون، از پيشگاه الهي طلب آمرزش نمايند.
بدين سان، هم در انتقاد و سرزنش و هم در مدح و ستايش، از زياده روي بايد خودداري نمود، چنان كه امير مومنان (ع) مي فرمايند:
«هرگاه ستودي، مختصر كن. هرگاه نكوهيدي كوتاه كن.»

۴) گفت وگوي آمرانه و منفعلا نه
 از نظر چگونگي برقراري ارتباط و گفت وگو، افراد را مي توان به سه گروه تقسيم كرد: نخست، انسانهاي «پرخاشگر» و متكبر، كه در سخنان خود، پيوسته از دستور، تهديد، ارعاب و تحقير استفاده مي كنند، نيازها و تمايلا ت خود را هميشه حق و مهمتر از نيازها و خواسته هاي ديگران مي دانند و براي شخصيت مخاطب، ارزشي قائل نيستند. از ديد آموزه هاي ديني، اين كار، شيوه گردنكشان و مستكبران است كه مانع برقراري ارتباطي صميمي و موثر مي گردد.
گروه دوم، افراد «منفعل اند» كه شخصيت خويش را بي ارزش مي شمارند و خواسته ها و نيازهاي خود را از خواست و نياز ديگران، بي اهميت تر مي پندارند. آنان معمولا با صدايي ملا يم سخن مي گويند و با تبسم هاي زياد و انفعالي، خودداري از تماس چشمي و عذرخواهي فراوان از سخنان خود، بيشتر شنونده حرف هاي ديگرانند و در سخن خود نيز، متكي به راي آنان. اين حالت، افزون بر آن كه تاثيرگذاري ارتباط را به حداقل مي رساند، عزت نفس و شخصيت گوينده را در نظر ديگران، خدشه دار مي سازد و آدمي را از رسيدن به خواسته هاي حقيقي خويش، باز مي دارد.
گروه سوم، افراد «قاطع اند» كه با احترام به حقوق و شخصيت ديگران، خواسته هاي خود را نيز با قاطعيت همراه با آرامش و ادب، مطرح مي سازند.
بر اين اساس، ارتباط موثر، نيازمند آن است كه گفت وگوها، نه آمرانه و نه منفعلا نه، بلكه با قاطعيت و ابراز وجود توام با احترام، انجام گيرد.

۵) خودنمايي در بيان
خودنمايي و فضل فروشي در سخن، ارتباط موثر را غيرممكن مي سازد، زيرا براي مخاطب، اين احساس را پديد مي آورد كه گوينده، خود را از نظر سطح دانش و خرد يا پايگاه اجتماعي، در مقامي برتر و مخاطب را فردي كم خرد و فرودست مي داند و اين، موجب رنجش وي مي گردد.
خود ستايي در واقع برخاسته از غرور و خود برتربيني است كه ناشي از عدم شناخت صحيح از خويشتن است. از اين روي، قرآن كريم مي فرمايد: «خودستايي نكنيد، ]چرا كه[ او به كسي پرهيزگاري نموده، داناتر است».
 براين اساس، هرگاه مخاطب، از اطلا عات علمي و سطح فهم پايين تري نسبت به گوينده برخوردار باشد، بايستي از خودنمايي در سخن و به كارگيري اصطلا حات علمي نامانوس، خودداري گردد.

 ۶) مجادله
جروبحث هاي بي حاصل، از موانع مهم ارتباط گفتاري موثر است كه در آموزه هاي ديني، با عنوان هاي«جدال» و «مرا»»، نكوهش بازداشته شده است. اين كار، كه غالبا ناشي از خود بزرگ بيني و برتري جويي وبه هدف محكوم كردن و شرمنده ساختن مخاطب است، وي را نيز به جدال و لجبازي مي كشاند و با سلب احترام متقابل، ادامه ارتباط را دچار مشكل مي سازد.
امام هادي(ع) مي فرمايد:«مجادله كردن، دوستي ديرين را از بين مي برد و پيوند استوار را از هم مي گسلد، و كمترين چيزي كه در آن هست، چيره جويي است و چيره جويي، خود عامل اصلي قطع رابطه مي باشد». از اين روي، آدمي حتي در صورتي كه اطمينان دارد حق با اوست، بايستي از پافشاري بيش از حد بر آن كه به جدال مي انجامد، بپرهيزد.
رسول خدا(ص) مي فرمايد:«هيچ بنده اي كاملا به حقيقت ايمان نرسد، مگر آن گاه كه مجادله را رها كند، هر چند حق با او باشد». چرا كه لا زم نيست تمام باورها و گفته هاي ما را، ديگران نيز بپذيرند.
 مقابله با خاستگاه هاي جدال ناپسند- همچون برتري جويي و تعصب- و توجه به پيامدهاي آن- از جمله: تيرگي روابط، افت شخصيتي، خستگي بي حاصل و سقوط معنوي-، مي تواند آدمي را در ترك اين كار ياري رساند.

 ۷) پرسشگري منفي
كاركردهاي اصلي «پرسش» به عنوان مهارتي اجتماعي، بسيار فراوان و گوناگون است، از آن جمله است: كسب اطلا عات (به عنوان مهمترين كاركرد); سنجش ميزان دانش پاسخ دهنده; تشخيص مشكلا ت طرف مقابل; تعيين نگرش ها، احساسات و عقايد وي; ابراز علا قه به مخاطب; تشويق تفكر انتقادي و ارزيابي; تشويق به مشاركت بيشتر در بحث; و انتقاد و بازخواست. در كنار اين عناصر، گاه پرسش هايي نادرست، غيرمفيد يا به انگيزه هاي ناسالم مطرح مي شود كه فرآيند ارتباط را نيز، دشوار مي سازد، از اين روي، در آموزه هاي ديني، نكوهش شده است. برخي از اين گونه پرسش ها عبارت است از:
▪ پرسش از مسائلي كه هيچ گونه سود قابل توجهي ندارد و تنها موجب اتلا ف وقت و انرژي افراد است.
▪ واكاوي آنچه دانستن آن، زيانبار است; (مانند اصرار بيمار براي آگاهي از بيماري درمان ناپذير خود، سوال از آلودگي هاي افراد، اطلا عات سري...).
 ▪ تجسس در امور شخصي ديگران.
▪ پرسش تمسخرآميز.
 ▪ پرسش به هدف خودنمايي، فضل فروشي يا تخريب شخصيت و اعتبار مخاطب.
▪ بهانه تراشي و ماجراجويي با سوالا ت بيجا.
● آسيب شناسي سخن
سخن، از ديد كمي و كيفي، پيوسته در معرض آفات و آسيب هاي گوناگوني است كه به خاطر تاثيرات منفي بر شخصيت، روان و اعتبار اجتماعي گوينده يا مخاطب، بي ارزش و گاه ضدارزش مي شود و ناپايداري ارتباط كلا مي سازنده را نيز، موجب مي گردد.

روزنامه مردم سالاري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۷

برقراري ارتباط چندان هم سخت نيست !

وقتي كه لغات " برقراري روابط گسترده " به گوشتان مي خورد ، به ياد چه مي افتيد ؟ مطمئنم كه خيلي از شما مضطرب و نگران مي شويد و صحنه اي را مجسم مي كنيد كه در آن شما ميان خيل انبوه شركت كنندگان در يك كنفرانس گير افتاده ايد و سعي مي كنيد كسب و كارتان را معرفي و كارت ها و بروشورهاي تبليغاتي را توزيع كنيد . علاوه بر اينها ته دلتان هم اميد چنداني نداريد كه اين روش مؤثر باشد . اما همه ما مي دانيم كه اين ارتباطات كه مي توانند به معرفي و شناساندن كسب و كار شما منتهي شوند ، چقدر ارزشمندند . البته لازم به ذكرست كه من هم از تصور وضعيتي كه گفتيم مي ترسم ! اما به واقع اين طور نيست چرا كه اگر ياد بگيريم قوي و مؤثر ظاهر شويم ، خواهيم توانست ايده هاي جديد و كسب و كار خود را به همه عرضه كنيم و در عين حال از ايده هاي بديع و نوي ديگران هم استفاده كنيم . خود من دوست دارم در قالب يك گروه كوچك فعاليت كنم . به عقيده من راهبري يك گروه كوچك ساده تر است چرا كه مي توانم تك تك افراد را بشناسم . گام بعدي اينست كه به سراغ يك همكار برويد و از او بخواهيد كساني را كه مي شناسد و مي داند كه توانا هستند را به شما معرفي كند . بدين ترتيب شما با يك دوست كارتان را شروع كرده ايد و همين دوست هم دوستان خود را به شما معرفي مي كند و به اين ترتيب برقراري ارتباطات شما از همين جا شروع شده است . يكي ديگر از ترفندهاي مؤثر اينست كه با گروهي شروع كنيد كه قبلاً با آنها كار كرده ايد .

▪ در ابتدا از كساني دعوت كنيد كه آنها را مي شناسيد . سپس از همان ها بخواهيد كه اشخاص ديگري را جذب كنند . به اين ترتيب تعداد نفرات گروه افزايش مي يابد با اين وضعيت شما مي توانيد هر روز با گروهي از دوستانتان صحبت كنيد ، درباره اوضاع اقتصادي روز بحث كنيد و اطلاعات يكديگر را در مورد كسب و كار به روز كنيد و عقايد و ايده هايتان را در اختيار يكديگر بگذاريد . اين كار براي همه شما خوشايند است چرا كه همه با يكديگر دوست هستند . ‏

▪ دوم اين كه عمق روابط شما از گستره آن مهمتر است . يعني اين كه وقتي كارت ويزيت كسي در دفترچه شماست به اين معني نيست كه او در شبكه ارتباطات شما قرار دارد . اگر شما با كسي روابط مشخص و عميق نداشته باشيد ، به راحتي نمي توانيد از او درخواست كمك كنيد . بناي يك رابطه عميق و مؤثر زمان مي برد و به آساني ميسر نيست . به خاطر داشته باشيد كه گروه شما مؤثر است چون همه شما با يكديگر دوست هستيد . اين كليد روابط كارآمد است . بايد روابطي برقرار كنيد كه از يك كارت ويزيت فراتر روند و طرف شما به دوستتان تبديل شود تا هر گاه كه بخواهيد به درخواست كمك شما پاسخ مثبت دهد . در آخر بايد گفت كه اگر مي خواهيد شبكه روابط شما گسترده ، عميق و مؤثر باشد ، بايد به ارتقاي روابط ديگران كمك كنيد . گاهي اوقات اشخاصي به شما تلفن مي كنند و تقاضا دارند كه آنها را در كارشان ياري دهيد . اگر مي توانيد حتماً به آنها كمك كنيد و اگر نمي توانيد به يكي از اعضاي شبكه تان ارجاعشان دهيد . با اين روش ديگران هم به گسترش ارتباطات شما كمك مي‌كنند اين يعني كه شما براي گسترش ارتباطات و برقراري روابط جديد ، گزينه هاي زيادي در اختيار داريد . ‏

پيدا كردن افرادي كه بتوانند به شما كمك كنند ، چندان سخت نيست . عده اي هستند كه انگار همه را مي شناسند . كافيست با آنها آشنا شويد و به شبكه خود وارد كنيد تا به شما كمك كنند . برقراري ارتباط مي تواند آسان باشد و وجود كارت هاي ويزيت و بروشور هميشه هم لازم نيست . فقط آرامش داشته به اعصاب خود مسلط باشيد . سعي كنيد دوستان زيادي پيدا كنيد و به اين ترتيب شاهد رشد اين شبكه باشيد .


‏By : Eric Farry‏
مترجم : آذين صحابي ‏


روزنامه تفاهم


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان