مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3900
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 18
همه : 5164863



حتماً بارها در هنگام كار با افرادي روبرو شده ايد كه به علت نامعلوم رفتاري توهين آميز و ناسزاوار از خود بروز مي دهند. شما را تهديد مي كنند و مي خواهند شما را بترسانند و تمام روز شما را خراب مي كنند. در برخورد با چنين افرادي چه بايد كرد؟

حتماً بارها در هنگام كار با افرادي روبرو شده ايد كه به علت نامعلوم رفتاري توهين آميز و ناسزاوار از خود بروز مي دهند. شما را تهديد مي كنند و مي خواهند شما را بترسانند و تمام روز شما را خراب مي كنند. در برخورد با چنين افرادي چه بايد كرد؟

اگر اين انسانها بتوانند باعث تحريك شما شوند و شما را عصباني كنند، با برخورد نامناسب شما وضعيت سخت تر خواهد شد و اين به ضرر خود شماست زيرا اگر متقابلاً با بي احترامي با او جر و بحث كنيد نتيجه مطلوبي نخواهيد گرفت.
 
حقيقت اين است كه شما بايد به امور مختلف رسيدگي كنيد و وقت اضافي براي بحث و جدل با اين گونه افراد را نداريد، اما برخورد با مشتريان ناراضي اجتناب ناپذير است. پس بايد سعي كنيد تا به اوضاع مسلط شويد و مشكل را حل كنيد.
 
راهكارهاي فراواني براي اين مسئله وجود دارد. در اين مقاله به موردي مي پردازيم كه مشتري حالت عصبي دارد و عصبانيت خود را متوجه شما مي كند. شناخت و درك آدمهاي عصبي باعث مي شود كه به خود مسلط باشيم و هوشيارانه برخورد كنيم.
 
 
موضوع شخصي در ميان نيست 
 
اولين چيزي كه بايد به خاطر داشته باشيد اين است كه با وجود لحن تند و رفتار توهين آميز آنها با شخص شما، منشا اصلي عصبانيت جاي ديگري است. آنها از شما ناراحت نيستند بلكه از موسسه يا شركتي كه شما در آن كار مي كنيد ناراضي هستند. اما نمي توانند عصبانيت خود را به  موسسه اعلام كنند و رو به شركت داد و فرياد كنند، بنابراين شما هدف كلام آنها قرار مي گيريد. 
 
آدم عصباني چه مي خواهد؟ 
 
حل شدن مشكل مشتري عصباني نيمي از مسئله است. آنها بيشتر از اين ناراضي هستند كه هيچ كس در موسسه در پيش بردن هدفشان با آنها همكاري و همدردي نمي كند. بنابراين انجام سريع كار ممكن است عصبانيت آنها را بر طرف نكند، اما بايد بدانيد كه با گوش دادن به حرف آنها و همدردي مي توانيد از عصبانيتشان جلوگيري كنيد. 
 
چه بايد كرد؟ 
 
كارهاي بسياري براي تسلط به شرايط مي توان انجام داد تا يك مسئله كوچك به يك مشكل بزرگ تبديل نشود. به ظاهر و حركات مشتري هنگامي كه به شما نزديك مي شود دقت كنيد و هميشه آماده رفتار نامناسب بعضي از آنها باشيد. بسياري از افراد ناراضي در بدو ورود و قبل از شروع صحبت علائمي از عصبانيت را نشان مي دهند: مشتهاي گره شده، چهره برافروخته، بي قراري، حركات سريع و غيرعادي...

به اين علائم دقت كنيد تا ناگهان غافلگير نشويد. اگر آمادگي داشته باشيد، رفتار مناسب تري خواهيد داشت.
هنگام ورود يك مشتري ناراضي به محل كار شما به خود تلقين كنيد كه شما قt; margin-top:10px;"> امتیاز:

 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۱۹

مديريت موثر جلسات

جلسات كاري براي مديران مي‌تواند تبديل به نوعي شيوه زندگي شود. اغلب تصور مي‌شود كه جلسات بسيار وقت گيرند و نتايج كمي‌را ارائه مي‌دهند. اما بايد گفت كه برگزاري جلسات راه خوبي براي برقراري ارتباط و تبادل اطلاعات است، بنابراين سوال اصلي‌اين است كه چگونه مي‌توان آنها را با كيفيت بيشتر و كارآمدتر برگزار كرد.
 

هدف از جلسات چيست؟
تمام جلسات بايد داراي هدف باشند. ما جلسات را برگزار مي‌كنيم تا در مورد موضوعي بحث كنيم و به تصميم‌گيري برسيم. ممكن است هدف‌اين باشد كه با كارمندان خود در جريان آخرين گزارشات و اطلاعات قرار گيريم، بنابراين نتيجه‌اين خواهد بود كه اطلاعات شما تكميل مي‌شود و در جريان آخرين امور قرار مي‌گيريد.
اين مساله مهم است كه تمامي ‌شركت‌كنندگان هدف و نتيجه مورد نظر جلسه را درك كنند. به‌ عبارت‌ ديگر موضوع‌ جلسه‌ بايد براي‌ همه‌ افراد روشن‌ و واضح‌ باشد. برگزاري‌ جلسات‌ بدون‌ اهداف‌ مشخص‌ و روشن، تلف‌ كردن‌ وقت‌ گرانبها است.
چه كساني بايد در جلسه شركت داشته باشند؟
اين سوال نياز به تفكر و بررسي دارد، زيرا تنها افرادي بايد حضور داشته باشند كه براي هدف جلسه مناسب هستند. اگر هدف از برگزاري جلسه بحث و گفت‌وگو و رسيدن به يك تصميم‌گيري است، هر چه تعداد شركت‌كنندگان بيشتر باشد احتمال ‌اينكه به نتيجه گيري برسيد كمتر است.
درنظر داشته باشيد چه كساني مورد نياز هستند:
• افرادي كه مي‌توانند اطلاعاتي را ارائه دهند.
• كساني كه قسمتي از روند تصميم‌گيري هستند.
• افرادي كه بايد از مسائل مطرح شده در جلسه مطلع شوند، البته فقط افراد كليدي را در نظر بگيريد؛ زيرا ديگران مي‌توانند با حضور داشتن تنها دقايقي در جلسه اطلاعات لازم را به دست آورند.
ممكن است ليست شركت‌كنندگان بسيار طولاني شود و اغلب اوقات برگزاركنندگان جلسه از هركسي كه تمايل نشان بدهد دعوت مي‌كنند.‌اين امر منجر به حضور بيش از حد افراد مي‌شود. همه سعي بر مشاركت و همكاري در جلسه را دارند، اما در‌اين ميان ممكن است برخي افراد از هدف اصلي جلسه منحرف شوند.
به ياد داشته باشيد كه شركت در جلسه وقت گير است، بنابراين تنها كساني را دعوت كنيد كه بايد حضور داشته باشند.
همچنين افرادي هستند كه بدون در نظر گرفتن ضرورت حضورشان در جلسه، تمايل دارند در تمامي‌جلسات شركت داشته باشند. هنگامي ‌كه تصميم گرفتيد حضور چه كساني در جلسه ضروري است، براي شركت دادن افراد نامناسب در جلسه تحت فشار ديگران قرار نگيريد. البته مي‌توانيد مودبانه به آنها پيشنهاد دهيد كه بعد از جلسه دقايقي آنها را به حضور مي‌پذيريد.
دستور كار جلسه
جلسات بايد دستوركار و برنامه‌اي داشته باشند كه قبل از شروع جلسه بين شركت‌كنندگان توزيع شود. ‌اين دستوركار بايد شامل موضوعات جلسه و زمان بندي باشد. دستوركار بايد چند روز قبل از جلسه بين شركت‌كنندگان توزيع شود؛ به طوري آنها براي مرور اهداف و مباحث جلسه وقت كافي داشته باشند و بتوانند آمادگي لازم را كسب كنند.
يك جلسه موثر و كارآمد بستگي به تنظيم زمان دستور كار آن دارد. اگر يك مبحث در حال فرا رفتن از زمان مجاز خود است بايد متوقف شود و ترتيبي صورت گيرد تا ادامه آن به زمان ديگري موكول شود.
گرداننده جلسه
جلسه نياز به شخصي دارد كه آن را اداره كند. ‌اين فرد جلسه را زمان‌بندي مي‌كند، به طوري به همه فرصت‌ مشاركت مي‌دهد، به كسي اجازه حكم‌فرمايي نمي‌دهد و در پايان جلسه را خاتمه مي‌دهد و تصميمات گرفته شده و اقدامات متعاقب آن را مشخص مي‌سازد.
نقش مهم مدير جلسه‌ اين است كه تضمين كند جلسه به دستوركار و موضوعات آن پايبند باشد. ‌اين جزو وظايف مدير جلسه است كه اگر بحث به موضوعات ديگر كشيده شد، آن را به مسير اصلي برگرداند.
صورت‌جلسه
براي تنظيم صورت جلسه شخصي را تعيين كنيد كه نكات اصلي مطرح شده و تصميم گيري‌ها را يادداشت كند. ‌اين كار را نبايد گرداننده جلسه انجام دهد؛ زيرا در‌اين صورت قادر نخواهد بود جلسه را به درستي اداره كند.
در صورت‌جلسه بايد قيد شود كه چه كساني چه مواردي را مطرح كرده‌اند و‌اينكه چه افرادي ملزم به اجراي تصميمات شده‌اند. اگر جلسه‌اي كه برگزار شده ادامه جلسه قبل است، دستور جلسه قبلي نيز بايد در ابتداي صورت جلسه فعلي ذكر شود.
آماده‌سازي جلسه
مطمئن شويد كه اتاقي مناسب و صندلي‌هاي كافي براي‌اين كار درنظر گرفته شده است. نسخه‌هاي دستوركار جلسه و قلم و كاغذ‌هاي اضافي با خود به جلسه بياوريد. نور اتاق را چك كنيد كه كافي باشد و اگر قرار است كاري ارائه شود اطمينان حاصل كنيد كه همه از جايگاه خود قادر به ديدن آن هستند. چندين بار قبل از برگزاري جلسه موارد خاصي از قبيل تلفن‌هاي كنفرانس، خروجي‌هاي برق يا ويدئو كنفرانس‌ها را بررسي كنيد. كنترل كنيد كه آنها در اتاق هستند و به درستي كار مي‌كنند. اگر در جلسه از تكنولوژي خاصي استفاده مي‌كنيد قبل از ورود شركت‌كنندگان آنها را راه‌اندازي كنيد، منتظر ماندن براي روشن شدن كامپيوترها وقت با ارزش جلسه را هدر مي‌دهد.
سخن آخر
جلسات موثر و سودمند اول از همه نياز به برنامه‌ريزي صحيح دارند. كسي كه جلسه‌اي را فراخوان مي‌دهد بايد هدف و دستور كار آن را مشخص كند و به شركت‌كنندگان زمان كافي براي آمادگي و مشاركت بدهد. حضور افراد مناسب و شايسته در جلسه ضروري است و حضور افراد نامناسب و نابجا جلسه را از مسير اصلي منحرف مي‌كند. در نهايت، تداركات و آماده سازي جلسات مي‌تواند تاثير زيادي روي موفقيت آن بگذارد. مطمئن شويد كه‌ اندازه اتاق جلسه مناسب است و تمام تجهيزات فني درست كار مي‌كنند. طي جلسه به دستوركار توجه داشته باشيد، از شروع جلسه آن را شفاف‌سازي كنيد و نتيجه‌اي را كه مي‌خواهيد از جلسه حاصل شود، مدنظر قرار دهيد.

http://www.vivannews.com/Pages/News-_جلسه_ويوان_نيوز-6985.aspx


منبع:http://www.managementtrainee.co.uk


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]


بازتعريف فريبكارى‌ها از آن جهت دشوار است كه اين ترفندها با زبان همكارى و منطق بيان مي‌شود تا شما را فريب دهد.


بازتعريف فريبكارى‌ها از آن جهت دشوار است كه اين ترفندها با زبان همكارى و منطق بيان ودتان همان ابتداي مذاكره ميزان اختيارات طرف مقابل را جويا شويد: «آيا فرض من بر اينكه شما داراي اختيارات كامل براي تصميم‌گيري در اين مورد هستيد درست است؟» مطمئن شويد يك پاسخ مشخص دريافت كنيد. اگر آنها اختيار كامل ندارند متوجه شويد موافقت كدام شخص يا اشخاصي ضروري است؟ و زمان پاسخ دادن آنها چقدر طول مي‌كشد؟ يكي ديگر از ترفند‌هاي مرسوم، درخواست تقاضايي در آخرين لحظه قبل از نهايي كردن توافق است. به جاي به چالش كشيدن درخواست آنها، بپرسيد: «آيا پيشنهاد مي‌كنيد مجددا باب مذاكره را باز كنيم؟» اگر طرف مقابل پاسخ منفي داد، شما هم مي‌توانيد بگوييد «بسيار خوب پس اجازه بدهيد طبق توافق صورت گرفته كار را دنبال كنيم.» و اگر جواب مثبت بود، شما مي‌توانيد بگوييد بسيار خوب، ما اين موارد جديد را به عنوان يك پيش‌نويس قرارداد تلقي مي‌كنيم كه براي هيچ يك از طرفين تعهدآور نيست.

يك درخواست معقول بكنيد
شما در برخورد با افراد فريبكار داراي مزيتي هستيد كه در مقابل ساير افراد اين مزيت را نداريد. ديگران علنا همكاري نمي‌كنند در حالي كه افراد فريبكار در ظاهر خود را منطقي و معقول جلوه مي‌دهند. پس شما هم در ظاهر حرف آنها را بپذيريد و آنها را محك بزنيد، به اين ترتيب آنها بر سر يك دوراهي قرار خواهند گرفت: يا به همكاري ظاهري خود رنگ واقعيت مي‌پوشانند يا اينكه فريبكاري را كنار گذاشته و دست خود را كه رو خواهند كرد. به عبارت ديگر، شما مي‌توانيد با «آزمايش درخواست معقول» آنها را ‌امتحان كنيد. درخواست منطقي را كه اگر طرف مقابل واقعا حسن نيت داشته باشد با آن موافقت خواهد كرد، طراحي كنيد.

اگر به عنوان مثال نسبت به صحت تحقيق وصول مطالبات يك شركت شك داريد به آنها بگوييد «اگر اشكالي نداشته باشد مي‌خواهم از حسابدارمان خواهش كنم تا به دفاتر شما نگاهي بيندازد و حساب‌هاي دريافتي شما را بررسي كند تا در جريان اصول كاري شما قرار بگيرد.» اگر فروشنده از بررسي حساب‌ها توسط حسابدار شما‌ امتناع كرد، حسن همكاري خود را زير سوال برده است و شما هم مي‌توانيد نتيجه بگيريد كه روي همه حرف‌هاي آنها نمي‌توانيد حساب باز كنيد. اگر طرف مقابل خواست تا به بهانه داشتن «يك شريك سنگدل» ‌امتيازات بيشتري بگيرد شما هم مي‌توانيد اين درخواست را بيان كنيد: «معذرت مي‌خواهم جري. فكر مي‌كنم درست متوجه نشدم.

يعني ما اشتباه كرديم كه از بانك شريك شما در جلساتمان دعوت نكرديم؟ جري حالا با يك انتخاب مواجه است. او يا مي‌تواند قرار ملاقات با شركاي بانكي را تنظيم كند و شما را از نزديك با سر سختي آنها آشنا سازد و فرصت بهتري براي جلب اطمينان شما فراهم آورد يا اينكه از هماهنگي ديدار شما با آنها ‌امتناع كند و در عمل، حواس شما را جمع تر كند.

نوشته: ويليام يوري
ترجمه: نادر پيروز

http://www.vivannews.com/Pages/News-22143.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]


واقعيت اين است كه "نه" گفتن يك مهارت است و براي به دست آوردن اين مهارت علاوه بر آموزش، نيازمند تمرين هم هستيم. همچنين فراموش نكنيم براي مهارت پذيري بايد به ويژگي‌هاي فردي و استعدادهاي فرد آموزش پذير نيز توجه كنيم
 
واقعيت اين است كه "نه" گفتن يك مهارت است و براي به دست آوردن اين مهارت علاوه بر آموزش، نيازمند تمرين هم هستيم. همچنين فراموش نكنيم براي مهارت پذيري بايد به ويژگي‌هاي فردي و استعدادهاي فرد آموزش پذير نيز توجه كنيم

همه ما بايد بتوانيم در تعاملات اجتماعي مان به درخواست ها و تقاضاهاي ديگران در صورت لزوم "نه" بگوييم و براي اين كار نيازي به توضيح دادن نيست. همچنين نبايد اجازه دهيم كه ديگران درخواست هاي زيادي از ما داشته باشند. گفتگوي هفته نامه سلامت با دكتر سيد سعيد صدر، روان پزشك و عضو هيات علمي‌دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي را در زير بخوانيد.

ما ايراني ها خيلي اهل رودربايستي هستيم و خوب نمي‌توانيم نه بگوييم؛ چرا؟
واقعيت اين است كه "نه" گفتن يك مهارت است و براي به دست آوردن اين مهارت علاوه بر آموزش، نيازمند تمرين هم هستيم. همچنين فراموش نكنيم براي مهارت پذيري بايد به ويژگي‌هاي فردي و استعدادهاي فرد آموزش پذير نيز توجه كنيم. البته توجه داشته باشيد كه نبايد فكر كنيم كه بايد به هر تقاضايي نه بگوييم.

هفته نامه سلامت: چه موقع بايد نه بگوييم؟
اگر موضوعي مطابق طبع، احساسات، ارزش ها و اعتقادات ما نيست و در واقع خارج از اين حيطه هاست بايد به راحتي "نه" بگوييم و از كنارش بگذريم.
هفته نامه سلامت: ولي خيلي وقت ها اين نه گفتن راحت نيست.
بله. با نظر شما موافقم اما دقت كنيد هر كاري كه دشوارتر است نيازمند جهد و تلاش بيشتري است.

بعضي ها هم هستند كه در موقعيت هاي متعدد مي‌توانند نه بگويند و در موقعيتي نمي‌توانند؛ چرا؟
برخي افراد به راحتي به زير دستان خودشان نه مي‌گويند. به طور مثال مدير يك قسمت به راحتي به كارمندش نه مي‌گويد اما اگر همين شخص با رفيق يا همسان خود دچار تعارف و رودربايستي شود نمي‌تواند به در خواست او نه بگويد. زيرا احساس مي‌كند موجب ناراحتي فرد مقابل خواهد شد.

افراد وسواسي نيز به ندرت نه مي‌گويند!
انسان هايي كه ويژگي شخصيت وسواسي را دارند ضمن اينكه براي خودشان حدود و صغور خيلي مشخص دارند اما گاهي نمي‌توانند به خوبي "نه" بگويند چون بعدا دچار عذاب وجدان مي‌شوند و از نظر احساسي بهم مي‌ريزند. يك گروه ديگر نيز كه در نه گفتن مشكل دارند افراد عاطفي هستند كه به دليل رابطه بسيار دوستانه شان امكان گفتن نه را كمتر مي‌يابند. اما اين سكه هم دو رو دارد؛ مثلا گروهي از آنها كه سخت و لجوج هستند دايما "نه" مي‌گويند. اينها هم گروهي هستند كه بايد هنر "بله" گفتن را ياد بگيرند. يعي فراموش نكنيد مهارت اين است كه اگر كاري از دست مان بر مي‌آيد واقعا براي انجام آن بايد استقبال كنيم و در كار خلق گره نيندازيم. برخي از افراد بدون مطالعه به هر درخواستي "نه " مي‌گويند و اين نشان دهنده سرسختي چنين افرادي است و از رنجاندن مردم ناراحت نمي‌شوند.


شايد خود اين افراد نيز دچار مشكل شده اند؟
بله. اينها افراد منفعل مهاجم ناميده مي‌شوند. چنين اشخاصي به اين دليل نه مي‌گويند كه قبلا از بالا دستانشان نه شنيده اند و در نتيجه اين افراد تصميم مي‌گيرند به ارباب رجوع شان نه بگويند تا تلافي كنند.


برخي افراد هم با بله گفتن هاي بي موردشان انسان را عذاب مي‌دهند.

اگر "بله" بگوييم و نتوانيم آن كار را انجام دهيم افراد را بيشتر مي‌رنجانيم زيرا اگر شما به فردي نه بگوييد آن شخص در مي‌يابد كه از طريق شما به جايي نمي‌رسد و سعي مي‌كند راه حل ديگري پيداكند. حالا تصور كنيد فردي مراجعه مي‌كند و از فرد ديگري جواب مثبت مي‌شنود. با اين كار علاوه بر تلف شدن وقت فردي كه جواب مثبت كاذب شنيده است، ممكن است موقعيتهاي كليدي را نيز از دست بدهد. به طور مثال اگر "نه" مي‌گفت در نهايت به رنجش يك روزه فرد منجر مي‌شد اما به دليل اينكه نخواسته موجبات رنجش ديگري را فراهم كند مدت هاي زيادي فرد ديگر را دچارمشكل مي‌كند.

به نظر شما اگر در برابر درخواست اشخاص "نه" بگوييم خودخواهي تلقي نمي‌شود؟
"نه" گفتن با خودخواهي خيلي فاصله دارد. اگر به فرض شما فردي هستيد كه كاري از دستتان برنمي‌آيد، جايي آشنا نداريد و قرار هم نيست سفارش كسي را بكنيد اين كه ديگر خودخواهي تلقي نمي‌شود. اتفاقا هنگامي‌كه شما در برابر درخواست هاي ديگران "نه" بگوييد از طرف مقابل خواسته ايد كه به فكر چاره ديگري باشد و بي خود وقت خود را تلف نكند.


چه زماني براي آموزش "نه گفتن" مناسب است؟
بهترين دوران اين آموزش ها از اوايل كودكي است.


بنابراين امثال ما كه دوران كودكي را گذرانده ايم چه كار كنيم؟
شما مي‌توانيد جايي كه به صلاح كودك تان نيست و يا اينكه از امكانات كافي تهيه وسيله اي براي آنها برخوردار نيستيد "نه" بگوييد. به طور مثال ممكن است فرزند 9 ساله شما درخواست تلفن همراه داشته باشد و حتي خانواده نيز توانايي تهيه آن را داشته باشند اما به هيچ وجه نبايد اين كار را انجام دهند و حتما بايد "نه" بگويند. در اين صورت فرزند شما ياد مي‌گيرد كه برخي جاها نيز امكان شنيدن "نه" وجود خواهد داشت. همچنين مدارس براي آموزش "نه" گفتن در كودكان بسيار تاثير گذارند و مي‌توانند در قالب تئاتر، نمايش و يا بازي هاي جمعي اين مهارت را به دانش آموزان بياموزند.


ممكن است مهارت نداشتن در نه گفتن موجب تغيير سرنوشت انسان شود؟
بله. گاهي تلويزيون، فيلم ها و سريال هايي نشان مي‌دهد كه موضوع آن از اين قرار است كه عده اي به سراغ دوستي مي‌روند و از آن شخص مي‌خواهند در سرقت يك بانك به آنها كمك كند و اين فرد به دليل اينكه مهارت نه گفتن را نياموخته ناچار به همراهي با آن گروه مي‌شود و تمام سرنوشت زندگي آن فرد عوض مي‌شود.


چه طور مي‌توانيم مهارت نه گفتن را در زندگي مردم كشورمان نهادينه كنيم زيرا همان طور كه مي‌دانيم مردم ايران بسيار تعارفي هستند و از گفتن كلمه "نه" چندان دل خوشي ندارند؟
به نظر من ديدگاه ها بايد تغيير كند و علمي‌تر شود. در حال حاضر از نظر كارشناسان استفاده مي‌شود اما اغلب آنها در حد تئوري مي‌ماند و كمتر كاربردي مي‌شود. بنابراين اگر كارشناسان نظر مي‌دهند حتما بايد عملياتي شود.


نقش رسانه هاي گروهي به ويژه صدا و سيما در نهادينه كردن اين فرهنگ چيست؟
ببينيد؛ صدا و سيما هميشه سريال هايي را مي‌سازد كه فردي با بله گفتن دچار چه مشكلاتي مي‌شود. حالا اگر جاي اين موضوع را عوض كنيم و نشان دهيم كه فردي در برابر يك درخواست مخالفت كرد و "نه" گفت وآن وقت چه اتفاقات مثبتي را در زندگي مشاهده كرد مي‌توانيم جنبه هاي مثبت را در افراد تقويت كنيم

منبع : مجله سلامت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]
  با اين عقيده كه هيچ وقت براي هيچ كاري دير نيست، موافقيم ولي بايد بپذيريم كه زمان بي‌نهايت نيست و تا به خودمان بجنبيم فرصت‌ها را از دست داده‌ايم.... برترين ها: با اين عقيده كه هيچ وقت براي هيچ كاري دير نيست، موافقيم ولي بايد بپذيريم كه زمان بي‌نهايت نيست و تا به خودمان بجنبيم فرصت‌ها را از دست داده‌ايم. براي از دست دادن فرصت‌ها قرار نيست هميشه ماه‌ها و سال‌ها را تلف كنيم، از دست دادن همين ثانيه‌هاي دم‌دست هم مي‌تواند بعضي فرصت‌ها را براي هميشه از بين ببرد. خلاصه‌اينكه اگر بخواهيم زندگي را مديريت كنيم و از آرزوهاي كوچك و بزرگمان جا نمانيم بايد از همين ساعت‌هايي كه در آن هستيم، شروع كنيم و ياد بگيريم چطور مدير زمان خود باشيم.



همه چيز را بنويسيد

قبل از هر چيز بايد روشي كه در حال حاضر از زمان خود استفاده مي‌كنيد را تحليل و بررسي كنيد. ممكن است به دليل تكرار روزمره نتوانيد دقيقا زمان‌هاي اتلاف وقت خود را بشناسيد، به همين دليل بهتر است از يك دفترچه يادداشت براي ثبت دقيق وقايع روزمره استفاده كنيد. پس از ثبت وقايع هنگام تجزيه و تحليل آنها خودتان متوجه فعاليت‌هاي غيرضروري خواهيد شد. اصلا نگران نباشيد همين كه شروع به مديريت زمان خود كنيد، متوجه اهميت اين موضوع خواهيد شد.


فعاليت‌ها را اولويت‌بندي كنيد

اولويت‌بندي يكي از قدم‌هاي مديريت زمان است. اين كار به شما كمك مي‌كند كه كارهاي غيرضروري را كه نه تنها اوقات خوشي براي شما نمي‌سازد بلكه زمان حال را هم از شما مي‌گيرند و شما را از اهدافتان دور مي‌كند، حذف كنيد. اصلا فكر نكنيد كه مجبوريد تمام روز كارهاي خط‌كشي شده انجام دهيد يا هر كار تفريحي و لذت‌بخشي زائد به حساب مي‌آيد. اتفاقا بايد براي تصميم‌گيري درباره فعاليت‌هايي كه بايد انجام دهيد بايد فعاليتي را حذف كنيد كه از آن لذت نمي‌بريد يا به خوبي از عهده انجام آن برنمي‌آييد. براي شروع اصلا تلاش نكنيد مسئوليت‌هايي بيش از آنچه مي‌توانيد به صورت معقول انجام دهيد را به عهده بگيريد، پس از اينكه فهرست كارهاي روزانه را به ميزان قابل قبولي از مسئوليت‌ها كاهش داديد، زمان برنامه‌ريزي فرا مي‌رسد. به ياد داشته باشيد ساعت‌هاي محدودي در يك روز وجود دارد. سعي نكنيد به نتايجي ماوراي قابليت‌هاي خود دست پيدا كنيد. زماني را فقط براي خودتان در نظر بگيريد. براي دستيابي به حداكثر عملكرد به زمان خواب و استراحت كافي احتياج داريد.


از مزاحمت‌ها جلوگيري كنيد

لازم نيست همواره پذيراي كساني باشيد كه مي‌خواهند با شما گپ بزنند. اين افراد مي‌توانند مانع بهره‌وري و باعث به هم ريختگي محيط يا ذهن شما شوند. با بستن در اتاق كار يا حذف ارتباط چشمي مي‌توانيد به آنها بفهمانيد كه شما اكنون مشغوليد و وقت اضافه نداريد.

راه ديگر براي كاهش مزاحمت، جواب ندادن به تلفن است. تماس‌هاي تلفني مي‌تواند خيلي وقت‌گير باشد. براي مثال شما در حال انجام كار مهمي هستيد كه نياز به تمركز بالايي دارد و ناگهان دوست شما با بي‌اطلاعي از شرايط شما با يك تماس طولاني تلفني وقت زيادي از شما مي‌گيرد، به طوري كه پس از پايان تماس تلفني حس مي‌كنيد انرژي زيادي از شما گرفته شده و همچنين رشته كار از دست شما رفته است، بنابراين از خاموش كردن يا بي‌صدا كردن تلفن نترسيد. پس از پايان كارتان مي‌توانيد پيام‌ها و تماس‌ها را چك كنيد.


راهزنان وقت را شناسايي كنيد

راهزنان وقت همان‌طور كه از نام‌شان پيداست، وقت را از ما مي‌دزدند و تا به خودمان مي‌آييم مي‌بينيم زمان به انتها رسيده و وقت‌مان تمام شده و اين اصلا خوشايند نيست. صحبت‌هاي كم‌اهميت، مهمانان ناخوانده، تلفن‌هاي مزاحم و بي‌اهميت، دوباره كاري، ناتواني در نه گفتن به خواسته‌هاي بيجا و براي هر كاري امروز و فردا كردن، بعضي از راهزنان وقت هستند كه همه ما با آنها سر و كار داريم. زنده كردن وقت‌هاي مرده‌اي مثل وقت‌هايي كه در انتظار هستيد، انجام همزمان بعضي كارها، نه گفتن به خواسته‌هاي بي‌اهميت و عقب انداختن كارهاي بي‌اهميت
به جاي عقب انداختن كارهاي ضروري، راه‌حل‌هاي ساده‌اي براي ايجاد وقت هستند.


همه كارها ضروري نيستند

سعي كنيد كارهايي را انجام دهيد كه به آنها احتياج داريد. اين نوع كارها را در فهرست كارهاي‌تان يادداشت كرده و بعد كارهاي فهرست را اولويت‌بندي كنيد. با انجام اين عمل روزتان را كنترل مي‌كنيد و در پايان روز احساس خوبي خواهيد داشت. همچنين مي‌دانيد كه چه فعاليت‌‌هايي را انجام نداده‌ايد و روز بعد آنها را به اولويت‌هاي روزانه اضافه خواهيد كرد.


بر بهره​وري تاكيد كنيد نه سرگرم بودن

براي اينكه از خودتان رضايت بهتري داشته باشيد لازم است كارها را به طور كارا و موثري انجام دهيد نه اينكه فقط خود را سرگرم و مشغول كنيد. همين كه كارها را با عملكرد بهتري و سروقت انجام دهيد در افزايش خودباوري و اعتمادبه نفس هر روز شما تاثير بسياري دارد.


كارها را بشناسيد

از نظر مديريت زمان كارها به چند دسته تقسيم مي‌شوند. يك دسته كارهاي مهم و فوري هستند؛ اين دسته كارها افراد موفق و ناموفق را از هم جدا مي‌كند و معمولا افراد ناموفق كساني هستند كه آنها را به تعويق مي‌اندازند. دسته دوم كارهاي فوري و بي‌اهميت هستند؛ اين كارها با اهداف اصلي ما هم‌جهت نيستند اما انجام مي‌شود. يك دسته ديگر هم كارهاي كم‌اهميت و غيرضروري هستند. گاهي بعضي از ما به دليل ناتواني در انجام كارهاي مهم و فوري يا از روي تفريح و تفنن و گاهي براي فرار از تمركز حواس خود را به اين كارها سرگرم مي‌كنيم.موفقيت در مديريت صحيح زمان وابسته به تفكيك كارهاي مهم و غيرمهم است. اگر مي‌خواهيد درست عمل كنيد از كارهاي غيرمهم فاكتور بگيريد و صرف‌نظر كنيد.


9 راه‌حل براي مديريت زمان

1. فهرستي از مهم‌ترين كارهاي خود تهيه كنيد.
2. دفترچه زيبايي انتخاب كنيد تا از نوشتن در آن لذت ببريد.
3. هر روز را با كارهاي مهم شروع كنيد.
4. هميشه از خود بپرسيد هم‌اكنون بهترين كاربرد وقت من چيست؟
5. كاري كه براي انجامش با خودتان قرار گذاشته‌ايد را هم اكنون شروع كنيد.
6. كارهاي زيادي را همزمان با هم انجام ندهيد.
7. يك روز را هزار بار تكرار نكنيد.
8. براي ارزيابي زمان خود فهرست زمان‌بندي را مرور كنيد.
9. هر روز فرصتي را به فكر كردن اختصاص دهيد.   http://www.vivannews.com/Pages/News-22293.aspx

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]


هدردادن وقت هنگام مصاحبه ممكن است بيش از آنچه مي‌پنداريد به ضررتان باشد. از چارچوبي كه پيش رو داريد مي‌توانيد تكنيك‌هاي مصاحبه را بياموزيد و از اشتباهات استخدام جلوگيري كنيد.
 

در نگاه اول شايد مصاحبه كاري قرار ملاقات خيلي ساده‌اي به نظر برسد: دست مي‌دهيد، گپ مي‌زنيد، چند سوال مي‌پرسيد و نتايج را مقايسه مي‌كنيد، اما چطور مي‌توان كسي را تشخيص داد كه مهارت‌هايش به خوب جلوه كردن در مصاحبه محدود نمي‌شود؟

جنيس ويتيكر، نويسنده كتابي درباره همين موضوع مي‌گويد:«براي يك مصاحبه حرفه‌اي درواقع نياز به آمادگي‌هاي زيادي هست، خيلي‌ها نمي‌توانند خودشان را نشان بدهند.»
هزينه استخدام نامناسب خيلي زياد است و فقط هم شامل دستمزدي كه مي‌پردازيد نمي‌شود. هزينه انتخاب، زمان آموزش، مشكلات احتمالي با مشتريان و پيداكردن جايگزين همگي از جمله اين موارد هستند. خيلي كارشناسان تخمين مي‌زنند كه هزينه استخدام بد از كل مبلغ دستمزد سالانه نيز بيشتر مي‌شود.

براي اينكه جلوي چنين تجربه‌هايي را در شركتتان بگيريد بايد برنامه‌اي براي هدايت مصاحبه داشته باشيد. اينجا مي‌توانيد بياموزيد كه چطور سوال‌ها را ساماندهي كرده و فرآيندي ايجاد كنيد كه بيشترين اطلاعات را درباره داوطلبان بدهد.


دنبال چه هستيد
قبل از اينكه دنبال بهترين گزينه بگرديد بهتر است زماني را براي فكركردن درباره خود كار صرف كنيد. كساني كه قبلا اين شغل را داشته‌اند در نظر گرفته ببينيد چه مهارت، دانش و ويژگي‌هاي شخصي داشته‌اند كه باعث موفقيت يا عدم موفقيت‌شان شده است. فهرستي از اين عوامل تهيه كنيد و برسر آن با ديگر همكارانتان به توافق برسيد.

جيم ساليوان رييس گروه مديريتي گالاكسي كه كارش يافتن مديران توانا است، مي‌گويد:«مهم است كه همگي درباره ويژگي‌هاي مدنظر و اينكه آن پست سازماني نيازمند چه مهارت‌هايي است توافق داشته باشند. درغير اين صورت ممكن است هركس سوالات متفاوتي از داوطلبان بپرسد چون برداشت متفاوتي از آن شغل داشته‌اند.»

سوالات درست را بپرسيد
وقتي معيارها مشخص شد، مي‌توانيد سوالات هدف داري بپرسيد كه از زمان مصاحبه با هرداوطلب به بهترين وجه استفاده شود. تام ترنر كه يك مشاور مستقل اهل ونكوور متخصص طراحي سيستم‌هاي گزينش است، مي‌گويد: او فهرستي از 7 تا 12 معيار تشكيل مي‌دهد و سپس براي بررسي هركدام حدودا چهار سوال مي‌پرسد. دو سوال به شكل ايجابي بيان مي‌شوند، يعني از داوطلب مي‌خواهند درباره كاري كه خوب انجام داده است صحبت كند. يك سوال سلبي است، يعني از داوطلب مي‌خواهد درباره يكي از اشتباهات يا شكست‌هايش حرف بزند. سوال آخر هم حكم پشتيبان را دارد درصورتي كه داوطلب به يكي از سوال‌هاي بالا جواب ندهد.

براي ايجاد پرسش‌هاي مصاحبه رويكردهاي خيلي متفاوتي هست:

- سوال‌هاي واقعيت محور يا كلي: «چند سال در فلان شركت كار كرده‌ايد؟»
- سوال‌هاي موقعيتي يا فرضي:«مثلا اگر ببينيد كسي از شركت دزدي مي‌كند چكار مي‌كنيد؟»
- سوال‌هاي استرس زا: «چرا بايد شما را استخدام كنيم؟ شما هيچ تجربه‌اي نداريد.» هدف از اين سوالات اين است كه ببينيم داوطلب چطور به استرس واكنش نشان مي‌دهد.
- سوال‌هاي رفتاري: مثلا:«درباره پروژه‌اي كه احيانا زماني شروع كرده‌ايد و با افزايش بهره‌وري روبه‌رو بوده است صحبت كنيد.» تئوري پشت سوالات رفتاري اين است كه عملكرد گذشته نمايانگر خوبي براي عملكرد آتي است. در اين حالت به جاي پرسيدن سوالات كلي مصاحبه‌گر از تجربياتي مي‌پرسد كه منعكس‌كننده مهارت‌ها هستند. ويتيكر مي‌گويد: «نمي‌پرسيد آيا كاري كرده‌اند، بلكه مي‌پرسيد چطور اين كار را كرده‌اند. تقلب يا اغراق در اين نوع مصاحبه خيلي خيلي دشوار است.

يك مزيت ديگر مصاحبه رفتاري هم اين است كه چون جواب‌ها ريشه در تجربيات گذشته دارند مي‌توان بررسي‌شان كرد. اينجا درست همانجايي است كه توجه به سوابق اهميت مي‌يابد. ترنر مي‌گويد:«اگر احساس مي‌كنيد كه برخي چيزها را تغيير مي‌دهند يا از خودشان مي‌سازند مي‌توانيد از كارفرماي قبلي سوال كنيد كه آنچه گفته‌اند درست است يا خير. همچنين اگر داوطلب از شكست‌ها حرف نزند مي‌توان براي پيداكردنشان به سوابق رجوع كرد.»

بيشتر استخدام‌كنندگان حرفه‌اي عمده وقت مصاحبه را به اين طور سوالات اختصاص مي‌دهند چون معلوم شده است كه اين سوالات عمدتا بهترين نتايج را به همراه دارند.


ساليوان البته يادآوري مي‌كند كه اين تكنيك براي مصاحبه با افرادي كه فرهنگ متفاوت دارند يا زبان دشواري دارند ممكن است خوب جواب ندهد.
سوالاتي هم هست كه اجازه نداريد بپرسيد. مثلا سوال

 درباره نژاد، وزن، مذهب، وضعيت شهروندي، تاهل، فرزندان و معلوليت‌ها و غيره. ويتيكر مي‌گويد اينها سوالي است كه اگر از همه داوطلب‌ها نپرسيد نوعي تبعيض پيش مي‌آيد و اگر ارتباط كاملا مستقيمي به شغل نداشته باشد در آن صورت حتما تبعيض‌آميز است.


ساختار مصاحبه
كارشناسان معتقدند در صورت امكان بهتر است با هر داوطلب بيش از يك نفر مصاحبه كند. وقتي چند مصاحبه‌گر داشته باشيد مي‌توانيد سازگاري جواب‌ها را مقايسه كنيد.
هرمصاحبه بايد تركيبي شبيه به اين داشته باشد:


بخش اول: معرفي
با چند دقيقه گپ زدن استرس را از داوطلب دور كنيد. درباره هوا يا ترافيك حرف بزنيد (از سوال درباره فرزند و خانواده خودداري كنيد.) سوال‌هاي كلي بپرسيد و توضيح دهيد كه فرآيند مصاحبه چطور خواهد بود.
بخش دوم: سوال‌هاي رفتاري
بيشتر وقت مصاحبه بايد صرف پرسيدن سوال‌هاي مشخص رفتاري شود آن هم براساس معيارهايي كه پيش‌تر مشخص كرده‌ايد.
بخش سوم: جمع‌بندي
اجازه بدهيد داوطلب از شما سوالاتي بكند. توضيح بدهيد كه گام‌هاي بعدي چيست و چه وقت دنبال كار را خواهيد گرفت. از آمدنشان تشكر كنيد و آنها را بدرقه كنيد.

افزودن يك آزمون را هم بررسي كنيد
مي توانيد نتايج ارزيابي خودتان را با افزودن ساير روش‌هاي گزينش به روش مصاحبه ارتقا بدهيد. آزمون مهارتي يا نوشتن يا ارائه مطلبي توسط داوطلب مي‌تواند از جمله اين روش‌ها باشد.

سيستم امتيازدهي داشته باشيد
مصاحبه‌گرهاي مبتدي ممكن است وسوسه شوند كه برخورد اول با هر داوطلب را مبناي مقايسه افراد با يكديگر قرار دهند. به چند دليل اين كار خطرناك است. اولين دليل‌اش اين است كه شما دنبال كسي مي‌گرديد كه كار را انجام دهد، نه اينكه دوست صميمي بعديتان بشود. اگر نتوانيد قبل از مقايسه داوطلب‌ها امتياز هر داوطلب را در هريك از معيارها مشخص كنيد ممكن است كسي را انتخاب كنيد كه دلنشين است، اما الزاما به درد كارتان نمي‌خورد. شايد هم به دليل ضعيف بودن همه داوطلب‌ها كسي را انتخاب كنيد كه بازهم به اندازه كافي بامهارت نيست. ترنر مي‌گويد براي ارزيابي امتيازها بايد يك سطح استاندارد داشته باشيد، زيرا گاهي ممكن است براي تكرار نشدن مصاحبه‌ها وسوسه شويد كه ميان بد و بدتر يكي را انتخاب كنيد.

سيستم امتيازدهي موثر به هرداوطلب در هر معيار نمره‌اي مي‌دهد و او را با سطح استاندارد مي‌سنجد. مثلا مي‌توانيد بگوييد كسي را مي‌خواهيد كه دقيقه‌اي 50 كلمه تايپ كند. البته كمي كردن برخي مهارت‌ها ممكن است دشوار باشد، اما با فكر زياد بالاخره راهي پيدا مي‌شود. مثلا براي سنجش توانايي مديريتي، مي‌توانيد تعداد شركت‌هايي كه فرد در آن مدير بوده است يا تعداد افرادي كه زيردست داوطلب كار كرده‌اند را معيار قرار دهيد. تا زماني كه تمام امتيازها و استانداردها مشخص نشده است داوطلبان را باهم مقايسه نكنيد. بعد از اتمام فرآيند همه مصاحبه‌شوندگان مي‌توانند براي جمع بندي و مقايسه برآوردها كنار يكديگر قرار بگيرند.

نكاتي براي موفقيت
- تكاليفتان را انجام دهيد: رزومه داوطلبان را پيش از مصاحبه بررسي كنيد. ساليوان گاهي جستجوي نام افراد در گوگل را هم پيشنهاد مي‌كند.
- مودب باشيد: از حركت‌هاي غيرزباني مثل لبخند و به جلو خم شدن و سرتكان دادن براي استرس زدايي از داوطلب استفاده كنيد. هرچه داوطلب راحت‌تر باشد ارتباط برقرار كردن ساده تر است و اطلاعات مفيدتري نيز مي‌توان از او گرفت.
- يادداشت برداريد: بعد از چند مصاحبه خيلي راحت صحبت‌هاي داوطلبان را باهم اشتباه مي‌كنيد. حتما مطالب را يادداشت كنيد.
- براي بررسي هرمعيار كل زمان مصاحبه را مدنظر بگيريد: چون سوال خاصي را براي ارزيابي يك عامل خاص پرسيده‌ايد دليل نمي‌شود كه آن سوال نتواند ويژگي‌هاي ديگر فرد را آشكار سازد.
- زياد حرف نزنيد: مي‌توانيد افراد را در صحبت به سمت اطلاعات خاصي كه مي‌خواهيد هدايت كنيد، اما فراموش نكنيد اين داوطلبان هستند كه بايد بيشتر وقت را صحبت كنند.


منبع:www.inc.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

شناخت يكديگر: مذاكره مانند هر وضعيت اجتماعي ديگري كه هدف معامله در آن وجود دارد، وقتي كه دو طرف براي شناخت يكديگر كمي وقت صرف كنند، مذاكره آرام پيش مي‌رود.

ارزيابي كساني كه درگير مذاكره هستند قبل از شروع مذاكره مفيد است. شناخت سوابق فردي براي تعيين حدود اهميت مسائل و در جهت مهارت لازم، رهنمودي عالي براي موضوع مورد بحث فراهم مي‌كند. همين كه جريان مذاكره شروع مي‌شود بايد ببينيد، بشنويد و بياموزيد. يك قاعده كلي اين است كه چانه‌زني را به صورت دوستانه ادامه دهيد و در عين جدي بودن،
خونسرد باشيد.

مرحله دوم – بيان اهداف: بعد از شناخت و معرفي مذاكره معمولا نوبت به بيان كلي اهداف دو طرف مي‌رسد. در اين زمان مسائلي اصلي ممكن است مطرح نشوند؛ زيرا هر طرف تازه درصد كشف نيازهاي طرف ديگر است. فردي كه سر صحبت را باز كرده است بايد منتظر دريافت بازخور از طرف مقابل باشد و كسب اطلاع كند كه آيا هر دو اهداف مشابه دارند. اگر اختلافي در اهداف وجود داشته باشد اكنون زمان آن است كه آگاهي حاصل شود. معمولا خوب است كه اولين جمله، مثبت و حاكي از توافق باشد.

مرحله سوم – شروع مذاكره:‌ بعضي از مذاكرات پيچيده‌اند و مسائل زيادي را در برمي‌گيرند كه بايد حل شوند و بعضي مشكلات كمتري دارند، همچنين ممكن است پيچيدگي مسائل با هم تفاوت‌هايي داشته باشد تا زماني كه هر دو طرف مسائل خودشان را ارائه نكرده‌اند، هيچ كس نمي‌تواند جهت مذاكره را پيش‌بيني كند. ممكن است نيازهاي نهايي در ميان باشد كه هيچ طرفي ابراز نكرده است، لكن هم چنانچه مذاكره پيش مي‌رود آن نيازها آشكار مي‌شوند. مسائل اغلب به صورت يك مجموعه هستند؛ بنابراين را‌ه‌حل يكي به راه حل ديگري وابسته است.

به عنوان مثال، من با اين پيشنهاد موافقم به شرط اينكه شرايط كار را شما فراهم كنيد. يك مذاكره‌كننده مجرب قبل از شروع مذاكره مسائل را دقيقا بررسي مي‌كند تا بر او روشن شود كه آيا بهتر است مسائل را به طور يكجا يا جداگانه در نظر گيرد.

بعد از اينكه مذاكره‌كنندگان مسائل را دقيقا مرور كردند بايد به يك‌يك آنها توجه كنند. آيا كار را بايد با يك مساله عمده شروع كرد يا هر موضوع جزئي؟ در اين مورد عقايد متفاوت است. بعضي معتقدند كه مذاكره بايد با يك مساله جزئي كه حل آن بالقوه ساده است شروع شود، زيرا فضا را به نحو مطلوب براي توافق بيشتري آماده مي‌كند. عده‌اي ديگر تصور مي‌كنند كه بهتر است شروع مذاكره با يك مساله عمده باشد؛ زيرا چنانچه آن مساله به طور رضايت‌بخش حل شود، بقيه اهميتي ندارند.

مرحله چهارم – بروز اختلاف‌نظر، تعارض و برخورد: بعد از اينكه مسائل مشخص شدند غالبا اختلاف‌نظر و تعارض و برخورد پيش مي‌آيد. اين امر طبيعي است، زيرا مي‌دانند كه در همين مرحله بده‌-بستان است كه معامله سر مي‌گيرد. اختلاف‌نظر و تعارض و برخورد اگر به طور شايسته حل و فصل شود در نهايت مذاكره‌كنندگان را به يكديگر نزديك مي‌كند؛ ولي اگر خوب رفع و رجوع نشود، اختلافات را بيشتر مي‌كند.
اين رويارويي (دو طرف مذاكره) ممكن است باعث فشار عصبي شود؛ بنابراين تحت اين شرايط، تعارض و برخورد يك آزمون قدرت نيست، بلكه فرصتي است براي معلوم كردن نيازهاي انسان‌ها، اگر اين امر خوب درك شود به توافق و مصالحه مي‌انجامد.

مرحله پنجم – ارزيابي مجدد و مصالحه: سرانجام كار به جايي مي‌رسد كه معمولا گرايش به مصالحه و بياني كه اين گرايش را منعكس مي‌سازد، اغلب با كلماتي ابراز مي‌شود مانند تصور كنيد كه....؟ چه مي‌شود...؟ شما درباره آن چه نظري داريد...؟ وقتي اين اظهارات آغاز مي‌شود طرف ديگر مذاكره بايد دقيقا گوش بدهد تا ببيند آيا براي مصالحه پيشنهادي مي‌شود يا نه و پاسخ بايد به طور دقيق بيان شود. وقتي درخواست شود كه به پيشنهاد جواب بدهيد بهتر است كه پيشنهادات را دوباره تكرار كنيد. اين پاسخ سه مزيت دارد؛

1- پيشنهاد ممكن است تقليل يابد، زيرا احتمال دارد طرف مقابل خيال كند كه سخن شما حاكي از پاسخ منفي است.

2- طرف مقابل ممكن است سعي كند كه پيشنهاد را توجيه كند و اين كار فرصتي براي چانه‌ زدن بيشتر به وجود مي‌آورد.

3- تكرار پيشنهاد به شما فرصتي مي‌دهد تا درباره پيشنهاد متقابل فكر كنيد.

مرحله ششم – توافق اصولي با مصالحه: وقتي توافق حاصل شد بايد به تاييد برسد، به اين معني كه آنچه به طور شفاهي توافق شده است به صورت نوشته درآيد. اين كار بايد در حالي انجام شود كه دو طرف حضور دارند، زيرا مي‌توانند درباره عبارات متن قرارداد توافق كنند. چنين اقدامي خطر سوء‌تفاهم بعدي را كاهش مي‌دهد. از آنجا كه توافق هدف نهايي هر مذاكره است، بايد اول حدود اختيارات طرف معلوم شود. به عنوان مثال، برخي از مديران براي پي بردن به نظر شما ابتدا مذاكره مي‌كنند و سپس اطلاع مي‌دهند كه اختيار ندارند پيشنهاد شما را قبول كنند، سپس ظاهرا به شخص ديگري كه شما او را نمي‌بينيد مراجعه مي‌كنند كه توافق اوليه را رد كند تا موضوع با شرايط بهتري انجام شود.

http://www.vivannews.com/Pages/News-_مذاكره-8407.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]
  اخيرا من براي استخدام دو نفر در سمت مدير برنامه و مدير پروژه مصاحبه‌اي داشتم. در صبح روز مصاحبه در تمام طول مسير شركت سعي داشتم تصميم بگيرم، پرسيدن چه سوالاتي در يافتن فردي مناسب براي اين سمت مي‌تواند به من كمك كند. به محض رسيدن به شركت، تمام سوالاتي را كه به ذهنم رسيده بود را روي كاغذي نوشتم و به جلسه مصاحبه رفتم.

چند هفته بعد از آن مصاحبه سعي كردم، مجموعه‌اي جامع و دسته بندي شده از سوالاتي را جمع‌آوري كنم كه مي‌تواند دراستخدام يك فرد مناسب باشد. اين سوالات و استدلال‌هايي كه در پشت هر يك از آ‌نها وجود دارد، مي‌تواند در استخدام پست مدير برنامه به شما كمك كند.
بنابراين در اينجا به شرح اين سوالات و دلايل آن مي‌پردازم. من هميشه دوست دارم با اولين سوال اين ليست مصاحبه خود را شروع كنم.

ظرف مدت 5 دقيقه موقعيت فعلي خود را شرح دهيد؟ (البته گاهي اوقات ممكن است از آ‌نها بخواهم در 5 دقيقه زندگي حرفه‌اي خود تا به آن روز را شرح دهند و گاهي اوقات نيز هر دو سوال را مي‌پرسم.)

من با طرح اين سوال مي‌خواهم تعيين كنم، آيا آ‌نها مي‌توانند مباحث مهم و مورد توجه خود را از ميان حجم زيادي از اطلاعات انتخاب كنند و ظرف مدت 5 دقيقه به صورت فشرده بيان كنند؟ علاوه بر اين، من علاقه‌مندم ببينم آيا آ‌نها مي‌توانند خود را به شيوه‌اي واضح و روشن توصيف كنند. اين سوال بسيار مهم است، زيرا بخش مهمي‌ از كار يك مدير برنامه جمع‌آوري اطلاعات پيچيده از منابع مختلف و برقراري ارتباط با سهامداران و توضيح ساده اطلاعات براي آ‌نها است.

اگر شما دركارتان مافوق همكار خود نباشيد، چگونه او را متقاعد به حمايت از طرح پيشنهادي خود مي‌كنيد؟

منظور از طرح اين سوال: در اينجا من اميدوارم ببينم، آيا داوطلبين مي‌دانند چگونه مي‌توانند تاثيرگذار باشند؟ اين موضوع هنگامي‌ كه با ذكر مثالي بيان مي‌شود، بهتر درك مي‌شود. البته راه‌هاي متفاوتي براي تاثيرگذاري وجود دارد و من به دنبال يك مورد خاص نيستم.

به نظر شما وظيفه يك مدير برنامه چيست؟

منظور از سوال: ممكن است اين سوال بسيار ساده به نظر آيد ولي من بسيار متعجب مي‌شوم، وقتي مي‌بينم بسياري از متقاضيان نمي‌توانند توصيفي دقيق از آنچه كه وظيفه يك مدير برنامه است، بدهند. البته من در اين سوال به دنبال يك پاسخ كامل نبودم، اما دوست داشتم آ‌نها به عنوان مديران برنامه ارتباط بين پروژه‌ها را مديريت كنند نه آنكه برنامه‌هاي خود را پيش ببرند. همچنين مهم است كه چنين مديري به مديريت سود وزيان‌ها توجه كند.

اگر من بخواهم وظيفه اجراي مديريت برنامه‌هاي شركت را به شما محول كنم، چگونه ممكن است اين كار را مديريت كنيد؟

منظور از سوال : تمام آنچه كه من در اينجا به دنبال آن هستم، اين است كه كانديداي اين شغل با خود بينديشد آيا قادر است با تكيه بر خود و از راه‌هاي منطقي، تفكر و استدلال كند يا خير. پس براي مثال شايد كانديدايي در پاسخ بگويد كه خود مي‌داند كه يك كسب وكار در ابتدا به مدير پروژه احتياج دارد تا به بهترين شكل ممكن اجرا شود و پس ازآن جنبه‌هاي ديگر مديريتي بايد اجرا شود. افراد با اين شيوه نگرش (منطقي و استدلالي) به راحتي به پيروزي دست مي‌يابند. اما واقعا هيچ پاسخ منطقي كاملا درستي وجود ندارد.

چگونه اطمينان حاصل مي‌كنيد كه كل تيم شما با مديريت ريسك پشتيباني مي‌شود؟ همچنين براي مديريت ريسك‌ها در پروژه چه برنامه‌اي داريد؟

منظور از سوال: اين سوال پرسيده مي‌شود تا بفهميم شيوه عملكرد آ‌نها در مديريت ريسك چيست؛ زيرا مديريت ريسك از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار است.

چه راهكاري براي تشكيل يك تيم كاري ارائه مي‌دهيد؟

منظور از سوال: در درجه اول بايد بدانيم داشتن يك تيم موفق بسيار مهم است. شما حتي اگر بهترين مديريت و پردازش را در جهان داشته باشيد، در صورتي كه تيم كارآمدي در اختيار نداشته باشيد، تمام برنامه‌هايتان با شكست روبه‌رو مي‌شود. در مقابل، تيم‌هاي موفق هميشه بدون توجه به موانع در پي يافتن راهكارهايي براي رسيدن به هدف خود هستند. علاوه بر اين، من با طرح اين سوال به دنبال رويكرد داوطلبان براي ساختن تيم هستم. آنها اغلب از شاخص «مايرز بريگز» (شاخصي براي تعيين ويژگي‌هاي شخصيتي افراد در تيم‌هاي كاري)، استفاده مي‌كنند تا تيمي‌متعادل را بسازند.

فرض كنيد به شما وظيفه ساخت يك مجموعه بازي جديد و توسعه آن در سطح جهاني داده شده است. شما در اين تيم كاري چه نقشي را قبول خواهيد كرد؟ و وظيفه هر يك از نقش‌ها چيست؟

منظور از سوال: اين سوال يك پرسش عملي است كه براي پاسخ به آن به يك تخته وايت برد احتياج خواهيد داشت. اين سوال طوري طراحي شده است كه براي شروع ، فضايي را براي بحث بين من و فرد داوطلب، در مورد برنامه‌ريزي تيم، ايجاد مي‌كند. اگر در اين بين من احساس كنم شكافي در تيم پيشنهادي فرد داوطلب وجود دارد، من از او در اين مورد سوال مي‌كنم و اميدوارم كه وي نيز متوجه اين مشكل شود و راه‌حلي براي آن ارائه دهد. بعد از آنكه ما توانستيم به سرعت به تيم مورد نظر خود دست يابيم‌، من اغلب بحث خود را با پرسيدن سوال ديگري ادامه مي‌دهم و مي‌پرسم: وظيفه اوليه‌اي كه يك مدير برنامه ممكن است در آغاز برنامه داشته باشد، چيست؟

علاوه بر سوالاتي كه در بالا مطرح شد، واضح است كه سوالاتي نيز در مورد نقاط ضعف و قدرت و مسائلي از اين قبيل نيز پرسيده مي‌شود. اما من احساس مي‌كنم سوالات مطرح شده در بالا، سوالاتي مختص به مديريت برنامه است و در حد كافي شناخت خوبي از تجربيات فرد در زمينه مديريت برنامه و سطح فكري مصاحبه شونده به شما مي‌دهد.

منبع: www.best job interview.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

اينها سوالات يك مصاحبه شغلي عجيب هستند كه كاملا غيرمرتبط با كار شما، به نظر مي‌رسند. ولي ممكن است هر يك از آنها خيلي غيرمنتظره در يك مصاحبه شغلي از شما پرسيده شوند.   در برخي مصاحبه‌هاي شغلي ممكن است ، سوالات عجيبي چون «دوست داريد جاي چه حيواني باشيد؟» از شما پرسيده شود. اين نوع سوالات براي ارزيابي واكنش‌هاي شما در موقعيت‌هاي غيرمنتظره، حضور ذهن شما و توانايي شما در دادن پاسخي منسجم است. البته هيچ پاسخ درست يا اشتباهي براي اين مصاحبه‌هاي روان‌شناختي وجود ندارد، اما بهتر است شما آمادگي لازم براي پاسخ دادن به اين پرسش‌ها را كه ممكن است به صورت تصادفي از شما پرسيده شوند، داشته باشيد تا به عنوان يك داوطلب با اعتماد به نفس و مدبر شناخته شويد.
اين سوالات غيرمعمول در مصاحبه ممكن است به نظر نامناسب بيايند، اما اين سوالات طراحي شده‌اند كه خلاقيت و ديد شما نسبت به خودتان را آشكار كنند. با اين حال «نحوه» پاسخ دادن به اين سوالات مهم‌تر از خود پاسخ‌هايي است كه داده خواهند شد. سعي كنيد دستپاچه نشويد و با حفظ آرامش به پاسخ خود فكر كنيد و سپس به شيوه‌اي مثبت و مختصر آن را بيان كنيد. برخي از اين جواب‌هاي روانشناسانه ممكن است در هر مصاحبه شغلي مورد استفاده قرار بگيرد. بنابراين راهكارهايي كه در اينجا براي پاسخ دادن به اين سوالات مطرح شده است مي‌تواند به شما كمك كند تا از شنيدن سوالات غيرمتعارف يكه نخوريد.
براي اين نوع سوالات جواب غلطي وجود ندارد، اما شما بايد بتوانيد دلايل انتخاب يك حيوان مشخص يا انتخاب مواردي ديگر را توضيح دهيد. فرد مصاحبه‌كننده با توجه به شيوه پاسخ‌هاي شما، متوجه نكاتي مي‌شود كه روش فكري، خلاقيت و نحوه روبه‌رو شدن شما با مشكلات را نشان مي‌دهد.
در اينجا ليستي از سوالات غيرعادي را كه معمولا در يك مصاحبه شغلي پرسيده مي‌شود، بيان مي‌كنيم. البته ممكن است دقيقا از همين عبارات استفاده نشود، ولي اين مطالب شما را با اين نوع پرسش‌ها كه ممكن است درمصاحبه‌اي با آنها روبه‌رو شويد آشنا مي‌كند و براي آنها پاسخ‌هايي خلاقانه ارائه مي‌دهد.
اگر شما مي‌توانستيد به جاي يك حيوان باشيد، كدام حيوان را انتخاب مي‌كرديد؟
نوع حيواني كه انتخاب كرده‌ايد مهم نيست، فقط كافي است براي انتخاب خود دليل خوبي داشته باشيد. با اين حال بهتر است حيوان قوي و باهوشي مانند شير يا دلفين را انتخاب كنيد. همچنين سعي كنيد ارزش‌هاي آن شغل با توانايي آن حيوان در ارتباط باشد. براي مثال شير يك حيوان مقتدر و شجاع است و دلفين حيواني باهوش با درك شهودي است.
دوست داريد جاي كدام شخصيت داستاني باشيد؟
شخصيتي را انتخاب كنيد كه اطلاعات كافي در مورد آن داشته باشيد و براي شما قابل تحسين باشد. توضيح دهيد چرا اين شخصيت براي شما قابل تحسين است و چه ارتباطي با آرمان‌ها و ارزش‌هاي شخصي شما دارد.
براي مثال «من شخصيت شرلوك هولمز را انتخاب مي‌كنم، زيرا تحليل‌گري، مهارت‌هاي حل مساله، بينش و هوش او براي من قابل ستايش بوده است.»
اگر قرار باشد شما ميهماني‌اي ترتيب دهيد ودر آن از سه شخصيت معروف دعوت به عمل آوريد، آن سه نفر چه كساني هستند؟
اين سوال همانند سوال قبلي است. تعداد چنين افرادي بسيار زياد است ، بنابراين در اينجا نيز به اين نكته توجه كنيد كه دلايل خوبي براي انتخاب هر فرد داشته باشيد. براي مثال من «نلسون ماندلا، دالايي لاما و رييس‌جمهور آمريكا را دعوت مي‌كنم. تا آنها با گفت‌وگو با يكديگر راه‌حل‌هايي را براي كاهش جنگ و خونريزي در كشورهاي خاورميانه و آفريقا و كشورهاي ديگربه دست آورند.»
اگر خانه‌تان دچار حريق شود، سه وسيله‌اي را كه پيش از ساير وسايل، همراه خود برمي‌داريد چيست؟
پاسخ شما بايد انعكاسي از ارزش‌ها و اولويت‌هاي شما در زندگي‌تان باشد. ابتدا به مهم‌ترين چيزهايي كه در خانه داريد فكر كنيد. پاسخ‌هاي معمول عبارتند از حيوانات خانگي، عكس‌ها، مدارك مهم، كامپيوتر و كيف پول و اشيايي همانند آن. سپس بايد توضيح دهيد، چرا هريك از اين اشيا را انتخاب كرده‌ايد.
اگر پول زيادي در يك قرعه‌كشي پول برنده شويد، با آن چه خواهيد كرد؟
اين نوع سوالات طراحي مي‌شوند تا ويژگي‌هاي مثبتي چون تنظيم هدف، برنامه ريزي، جاه طلبي، مسووليت و سخاوت را در شما برجسته كنند. پاسخ‌هايي چون شروع كسب وكار براي خود، رفتن به مسافرتي يك ساله و گسترش افق‌هاي خود بهتر از پاسخ‌هايي چون خريد يك لامبورگيني يا صرف پول براي خوش‌گذراني است.
اين سوالات عجيب در مصاحبه‌هاي شغلي براي يافتن خصوصيات ويژه داوطلبين طراحي مي‌شوند كه با سوالات يك مصاحبه معمولي نمي‌توان متوجه آنها شد. هدف فرد مصاحبه‌كننده اين است كه ببيند آيا شما در مواجهه با اين سوالات غيرمنتظره دستپاچه مي‌شويد يا خير. آنها مي‌خواهند شما را به چالش بكشند و در شما استرس ايجاد كنند. بنابراين چگونگي پاسخ دادن شما به اين پرسش‌ها بسيار مهم است.
نگران نباشيد و با يك لبخند نفس عميقي بكشيد و يك دقيقه به خودتان فرصت دهيد تا در مورد پاسخ خود فكر كنيد. از گفتن اولين موضوعي كه به ذهنتان مي‌رسد، خودداري كنيد و مدت زماني را براي پاسخ خود در نظر بگيريد. لازم نيست پاسخ‌هاي شما خنده‌دار يا خيره‌كننده باشد فقط يك جواب صادقانه كه مختصر و طبقه بندي شده باشد، كافي است.


منبع: best-job-interview.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۱- تمرين برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۴

مهارت هاي برقراري ارتباط

براي برقرار كردن ارتباط موثر با ديگران نياز به مهارت‌هاي مردمي و اجتماعي داريد كه در زير به 8 مورد از ضروري‌ترين اين مهارت‌ها اشاره مي‌كنيم. آدمها نه‌ تنها داراي شكل‌ها و سايزهاي مختلفي هستند، بلكه انواع و اقسام شخصيت‌ها را هم دارند. تفاوت‌هاي آدمها با همديگر درست به اندازه شباهت‌هاي آنها به هم است. براي اينكه بتوانيد به بهترين نحو با آدمها ارتباط برقرار كنيد، بايد با سبك و سياق خاص هركدام، زبان خاصشان، حالات و اشارات و سرعت و تن صداي خودشان با آنها ارتباط برقرار كنيد.



1. درك ديگران

آدمها نه‌تنها داراي شكل‌ها و سايزهاي مختلفي هستند، بلكه انواع و اقسام شخصيت‌ها را هم دارند. تفاوت‌هاي آدمها با همديگر درست به اندازه شباهت‌هاي آنها به هم است. براي اينكه بتوانيد به بهترين نحو با آدمها ارتباط برقرار كنيد، بايد با سبك و سياق خاص هركدام، زبان خاصشان، حالات و اشارات و سرعت و تن صداي خودشان با آنها ارتباط برقرار كنيد.

پس از كجا بايد بفهميد چطور مي‌توانيد به بهترين نحو با كسي ارتباط برقرار كنيد؟ بايد با آنها وقت بگذرانيد! نبايد انتظار داشته باشيد با كسي كه تازه آشنا شده‌ايد بتوانيد طي يك دقيقه صميمانه حرف بزنيد. درك يك موضوع زمان مي‌برد—چه آن موضوع موضوعي علمي باشد و چه اجتماعي.

2. ابراز مشخص افكار و احساسات

مغز ما مقدار مشخصي اطلاعات را مي‌تواند در يك زمان دريافت كند. در هر ثانيه ما با بمباراني از پيام‌ها روبه‌رو هستيم و به همين دليل پيامي كه به ديگران مي‌‌رسانيد بايد مشخص و واضح باشد.

براي اينكه مطمئن شويد كمترين مدت زمان لازم براي ابراز افكار و احساساتتان را به طريق درست صرف مي‌كنيد، خيلي خوب است كه براي ارتباطتان برنامه‌ريزي داشته باشيد—مهم نيست كه با چه روشي مي‌خواهيد ارتباط برقرار كنيد.

3. وقتي نيازهايتان برآورده نمي‌شود، اعتراض كنيد

اعتراض كردن براي اطمينان از اينكه نيازهايتان برآورده مي‌شوند—چه در روابط كاري و چه اجتماعي—بخش مهمي از يك رابطه است.

اما پنج راه وجود دارد كه مي‌توانيد در ارتباط و گفتگويتان به جاي اينكه خشن به نظر برسيد، قاطع ديده شويد: با تمرين رفتارتان قبل از برقراري ارتباط و گفتگو؛ با تكرار گفتگو؛ درخواست فيدبك منفي؛ توافق آزمايشي با فيدبك منفي؛ و ايجاد مصالحه عملي.

قاطعيت ابزار بسيار مفيدي در ارتباط است. كارايي اين ابزار بسته به موقعيت است و درست نيست كه در همه موقعيت‌ها قاطع باشيد. به خاطر داشته باشيد، استفاده ناگهاني از قاطعيت ممكن است در نظر ديگران خشونت به نظر برسد.

4. درخواست فيدبك از ديگران و ارائه فيدبك در مقابل

دركنار تكنيك قاطعيت، دادن و گرفتن فيدبك يك امر مهم در مهارت‌هاي ارتباطي است كه اگر بخواهيد روابط كاري طولاني‌مدت و بادوامي ايجاد كنيد حتماً بايد آن را ياد بگيريد.

يك روش براي ارائه فيدبك مفيد اين است كه ابتدا تمجيد كرده و بعد از آن توصيه‌ها و پيشنهادات عملي براي بهبود وضعيت ارائه كنيد و بعد دوباره آن را با تحسين و تمجيد صادقانه جمع‌آوري كنيد.

در اين مورد هم بايد به خاطر داشته باشيد كه صداقت ديدگاهي نسبي و فردي است. خصوصيتي در كسي كه ممكن است به نظر شما ناخوشايند بيايد، ممكن است ديدگاه فردي ديگر عالي و ايدآل به نظر برسد.



5. تاثير گذاشتن بر افكار و اعمال ديگران

همه ما فرصت اين را داريم كه بر افكار و اعمال ديگران اثر بگذاريم. ما اين قدرت را داريم كه نحوه فكر كردن و عمل كردن ديگران را شكل دهيم.

از يك چيز ساده مثل لبخند زدن و سلام كردن بعنوان راهي براي تاثير گذاشتن بر روحيه ديگران تا الگو شدن براي ديكران در شرايط سخت، راه‌هاي زيادي براي تحت‌تاثير قرار دادن افكار و اعمال ديگران داريد.

يادتان باشد كه يك نگرش منجر به يك احساس مي‌شود كه در مقابل به عمل مي‌انجامد. شما بايد نگرش‌ها را شكل دهيد تا بتوانيد اعمال آنها را پيش‌بيني كنيد.

6. رو كردن مشكلات و تعارضات و حل كردن آنها

ممكن است كارمندانتان خصومتي پنهان در دلشان از شما انباشته باشند و تازمانيكه نفهميد اين مشكلات چه هستند، نخواهديد توانست به خوبي با آنها كنار بياييد.

خجالت‌آور و تحقيرآميز است و نياز به صبر و حوصله بسيار دارد تا به حالت دفاعي نرويد و به ديگران فرصت دهيد نگراني‌ها، نااميدي‌ها و عصبانيت‌هايشان را رودررو ابراز كنند اما با اين روش مي‌توانيد فرصت پيدا كنيد همه چيز را درست كنيد يا به آنها كمك كنيد سوءتفاهماتشان برطرف شود.

7. همكاري با ديگران به جاي تنها انجام دادن كارها

اينكه ياد بگيريد با همكاري ديگران كارهايتان را انجام بدهيد، نقش بسيار مهمي در رشد و پيشرفت كارتان خواهد داشت.

سريع‌ترين راه براي اينكه خودتان را زير كوهي از جزئيات و حجم كار مدفون كنيد اين است كه سعي كنيد همه كارها را خودتان انجام دهيد. تقسيم كردن حجم كاري با ديگران هوشمندانه‌ترين اقدام است. دليل آن اين است: استفاده از مهارت‌ها و توانايي‌هايتان و اجازه دادن به ديگران براي بالا بردن حجم كار شما. شما آنها را آموزش مي‌دهيد تا كارهايي كه خودتان انجام مي‌دهيد را انجام دهند و خودتان كار ديگري انجام مي‌دهيد.

درسي كه از اين نكته مي‌گيريد ساده است: اگر بخواهيد همه كارها را خودتان انجام دهيد، زير حجم كار مدفون خواهيد شد. پس به ديگران كاري كه بايد انجام دهيد را آموزش دهيد و خواهيد ديد كه چقدر كارتان پيشرفت خواهد كرد.

8. تعويض دنده وقتي روابط ديگر كارايي ندارند

بعضي وقت‌ها لازم است كه دست بكشيد و برويد. بعضي وقت‌ها بايد از شر بار ناسالم خودتان را خلاص كنيد. و بعضي وقت‌ها لازم است قدم‌هايي بزرگ برداريد تا تعادل و شتاب حركت خودتان را بازيابيد.   http://www.vivannews.com/Pages/News-_ارتباط-16280.aspx
امتی يك فرد مضطرب و ناچار كه بايد در چند دقيقه شايستگي و توانايي خود را ثابت كند در ذهن ما شكل مي‌گيرد؛
 

در حقيقت فكر مي‌كنيم مصاحبه شغلي فقط براي فرد مصاحبه شونده چالش برانگيز بوده و كوچكترين اشتباهي از جانب او مي‌تواند منجر به از دست رفتن يك موقعيت كاري مناسب شود؛ چه بسا بسياري از ما در موقعيتي قرار گرفته يا خواهيم گرفت كه حتي براي تامين يك نفر پرسنل، در نقش مصاحبه‌كننده ظاهر مي‌شويم و بديهي است كه ممكن است به علت بي‌تجربگي در انجام مصاحبه و انتخاب فرد مورد نيازمان دچار اشتباه شويم.

در اينجا شش اشتباه رايج در مصاحبه‌كنندگان شغلي را بررسي كرده و سعي مي‌كنيم راه‌حل‌هايي براي اين اشتباهات ارائه دهيم.

در مورد احتمالات اغراق نكنيد
همه ما به شغل و پيشرفت كاري‌مان علاقه‌منديم. بنابراين ممكن است در روز مصاحبه شانس‌ها و برنامه‌هاي تعريف نشدۀ پروژه‌هاي شركت را به صورت اغراق شده و شگفت‌انگيز براي متقاضي شرح دهيم؛ غافل از اينكه فردي كه در موقعيت درخواست براي يك شغل جديد قرار گرفته است، تمام «احتمالات» و «ممكن»‌ها را «قطعي» تصور مي‌كند. بنابراين در روز مصاحبه در متقاضي انتظاراتي به وجود آوريد كه بعدها بتوانيد آنها را برآورده كنيد. به جاي پرو بال دادن به پروژه‌هاي آينده كه هنوز براي آنها هيچ برنامه مدوني نداريد، در مورد پروژه‌هاي فعلي و كليات اهداف آينده صحبت كنيد.

از غافلگير كردن داوطلب پرهيز كنيد
ممكن است شما براي سنجيدن يك داوطلب، در جمع كاركنان با او مصاحبه كنيد؛ البته كه اين روش براي انجام كارهايي كه نياز به كار گروهي دارند، مناسب است اما علاوه بر اينكه اين روش به داوطلب فشار رواني زيادي وارد مي‌كند، به نكته‌اي ديگر حتما توجه كنيد‌: داوطلب در چنين محيطي در مقابل اكثريتي قرار گرفته است كه نسبت به آنها در موضع ضعف قرار دارد، بنابراين تصميمات، نظرات و واكنش‌هايش تحت تاثير جمع قرار مي‌گيرد؛ پس اگر مي‌خواهيد يك فرد را به همراه توانايي‌ها، استعدادها و نوآوري‌هايش به خوبي ارزيابي كنيد، با او به صورت فردي مصاحبه كنيد.

معذب بودن داوطلب به معني ناتواني او نيست
در بسياري از موارد داوطلب دچار استرس مي‌شود، خجالت مي‌كشد، علائم اضطراب را نشان مي‌دهد و قادر نيست تصوير خوبي از خود ايجاد كند. در اين شرايط كار شما كمي ‌دشوار مي‌شود، چراكه بايد مهارت ناكافي در برقراري رابطه يا استرس قرار گرفتن در موقعيت جديد را، از ناتواني و ناكارآمدي داوطلب تشخيص دهيد. ممكن است چنين فردي در شرايط عادي بسيار كارا و قدرتمند ظاهر شود و شما نبايد به عنوان يك مدير، حتي يك فرد مناسب و شايسته را به دلايل سطحي از دست بدهيد. اگر اين اتفاق در انجام مصاحبه با داوطلبان مكررا براي شما تكرار مي‌شود، شما بايد در روش و حالات خود، حين مصاحبه تجديد نظر كنيد چون به احتمال زياد اين شما هستيد كه با رفتارتان توليد اضطراب مي‌كنيد.

در مطرح كردن سوالات‌تان انعطاف‌پذير باشيد
شما به عنوان مصاحبه‌كننده بايد ليستي از سوالات مورد نظرتان را از پيش آماده كرده باشيد اما تمام توجه‌تان را به پرسيدن لاينقطع اين سوالات معطوف نكنيد. بهتر است از داوطلب يك سوال بپرسيد، سپس به پاسخ او فكر كنيد و اگر نكته تاريك يا جديدي در صحبت‌هاي او يافتيد؛ به پرسش و پاسخ در همان زمينه ادامه دهيد؛ چرا كه با اين روش دسترسي به شناخت عمقي‌تر، از داوطلب ممكن مي‌شود. هم چنين با داوطلب در مورد شرايط دشوار كاري يا نوع روابط با همكاران در شرايط بروز اختلاف نظر، صحبت كنيد چون در اين صورت به اطلاعاتي دست خواهيد يافت كه شايد او قصد نداشته با شما در ميان بگذارد.

۹۰ به ۱۰
ممكن است شما به عنوان مصاحبه‌كننده در انجام مصاحبه به شكل متكلم وحده ظاهر شويد و داوطلب هم از آنجايي‌كه مي‌خواهد خوب به نظر برسد، حرف شما را قطع نمي‌كند. نهايتا در پايان مصاحبه شما مي‌توانيد در مورد اينكه آيا داوطلب شنونده خوبي هست يا نه؟ تصميم‌گيري كنيد! بهتر است به جاي توضيحات فراوان در مورد شركت، موقعيت كاري و پروژه‌هاي‌تان را به بحث بگذاريد. در حقيقت شما بايد قانون ۹۰ به ۱۰ را رعايت كنيد، به اين معني كه در يك مصاحبه كاري ۹۰درصد از مكالمه از سوي داوطلب و تنها ۱۰درصد از سوي شما باشد.

به دنبال بهترين فرد باشيد نه فرد قابل قبول
در پايان مصاحبه از يك چك ليست با مضامين‌: ظاهر، صحبت كردن، مدرك، مسئوليت‌پذيري و... استفاده نكنيد؛ چراكه ممكن است يك نفر تمام اين امتيازات را كسب كند اما هيچ خصوصيت فوق‌العاده و چشم‌گيري نيز نداشته باشد، شما بايد به دنبال بهترين فرد با خصوصيات منحصر به فرد باشيد، نه كسي كه امتياز حداقل‌ها را در تمام زمينه‌ها كسب مي‌كند.


منبع: كسب و كار


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]


در انجام هر مصاحبه كاري، قطعا با يك سوال روبه‌رو خواهيد شد: «ميزان دستمزد مورد نظر شما؟» و پاسخ به اين سوال در تعيين نتيجه مصاحبه بسيار موثر خواهد بود. در پاسخ به اين سوال ابتدا به اين نكته توجه كنيد كه شما فردي حرفه‌اي و داراي سابقه كار هستيد يا در اين حرفه، تازه‌كار و مبتدي محسوب مي‌شويد.

در انجام هر مصاحبه كاري، قطعا با يك سوال روبه‌رو خواهيد شد: «ميزان دستمزد مورد نظر شما؟» و پاسخ به اين سوال در تعيين نتيجه مصاحبه بسيار موثر خواهد بود. در پاسخ به اين سوال ابتدا به اين نكته توجه كنيد كه شما فردي حرفه‌اي و داراي سابقه كار هستيد يا در اين حرفه، تازه‌كار و مبتدي محسوب مي‌شويد.

اگر حرفه‌اي و داراي سابقه كار هستيد‌ و فرد مصاحبه‌گر در آغاز مصاحبه در مورد ميزان دستمزدتان از شما پرسيد، براي حرفه‌اي‌تر به نظر رسيدن، بهتر است به او يادآوري كنيد مايليد ابتدا در مورد روند كار و جزئيات آن صحبت كنيد و چنانچه او براي دريافت پاسخ اين سوال پافشاري كرد، شما از او بخواهيد بودجه‌اي كه براي اين كار در نظر گرفته‌اند را اعلام كند، سپس با توجه به اين بودجه و مبلغ مورد نظر خود دستمزدي را تعيين كنيد.

هم چنين اگر تا پايان مصاحبه، مصاحبه‌گر در مورد دستمزد صحبتي نكرد، شما گفت‌وگو در اين مورد را حتما آغاز كنيد، در غير اين صورت به نظر مي‌رسد كه دستمزد براي شما اهميتي ندارد. به خاطر داشته باشيد در ابتداي مصاحبه در مورد پول صحبت نكنيد چرا كه از خود تصوير يك فرد پول دوست را به جا مي‌گذاريد اما در عين حال موضوع دستمزد را نيز مسكوت نگذاريد و با در نظر گرفتن ميزان حقوق قبلي و انتظار خودتان براي دستمزد دريافتي، از يك محدوده قيمت استفاده كنيد.

 اگر فرد حرفه‌اي نيستيد‌ و تازه‌كار محسوب مي‌شويد، بايد با دقت به كسب اطلاعات در مورد دستمزد مناسب اين شغل بپردازيد، در مورد دستمزد مشاغل مشابه تحقيق كنيد و سپس به ارائه يك محدوده قيمت معقول به فرد مصاحبه‌گر اقدام كنيد، هم چنين اگر براي مشغول شدن در اين كار نياز به جابه‌جايي، به شهر ديگر داريد در مورد هزينه‌هاي زندگي در محل جديد به خوبي تحقيق كنيد و سپس دستمزد درخواستي‌تان را تعيين كنيد.

http://www.vivannews.com/Pages/News-21055.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۳۰:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
آرشيو مطالب
http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.