مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 20453
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 51
همه : 4348935

 

از خودتان بپرسيد آيا فردي مناسب براي ايراد سخنراني هستيد يا خير. آيا وقت كافي براي آماده شدن داريد؟ شايد براي هر دقيقه سخنراني به سي تا شصت دقيقه زمان براي آماده شدن نياز داشته باشيد.

از خودتان بپرسيد آيا فردي مناسب براي ايراد سخنراني هستيد يا خير. آيا وقت كافي براي آماده شدن داريد؟ شايد براي هر دقيقه سخنراني به سي تا شصت دقيقه زمان براي آماده شدن نياز داشته باشيد. 
  
يك سخنراني دربرگيرندۀ هر نوع گفتگو با يك گروه است كه ممكن است رسمي يا غيررسمي باشد و مي تواند از يك جلسه توجيهي تا يك سخنراني مهم را شامل شود. سخنراني هر شكلي كه داشته باشد، قوانين و ضوابط يكساني دارد.

● فهرست اقدامات

۱. در مورد قبول سخنراني تصميم بگيريد.

از خودتان بپرسيد آيا فردي مناسب براي ايراد سخنراني هستيد يا خير. آيا وقت كافي براي آماده شدن داريد؟ شايد براي هر دقيقه سخنراني به سي تا شصت دقيقه زمان براي آماده شدن نياز داشته باشيد. آيا به موضوع سخنراني علاقه مند هستيد؟ آيا مي توانيد به سؤالاتي كه مطرح ميشوند، پاسخ دهيد؟ اگر پاسختان منفي است بگوييد خير!

۲. جزييات را روشن كنيد

مشخص كنيد كه بايد سخنراني چقدر است و موضوع سخنراني دقيقاً چيست؟ آيا در خاتمه، پرسشهاي حضار پرسيده خواهد شد؟ اگر سخنرانان ديگري هم حضور دارند، به چه موضوعاتي خواهند پرداخت و چگونه مي توانيد با آنان هماهنگ شويد؟

۳. در مورد مخاطبان تحقيق كنيد.

مخاطبان را مشتريان خود بدانيد. سعي كنيد از تجارب قبلي آنان مطلع شويد. آيا آنها ميخواهند از جزييات موضوع مطلع شوند، يا سرگرم شوند و يا چالش ايجاد كنند؟ سطح و پيشينۀ آنان چيست؟ آيا هيچ گونه اطلاعات قبلي دارند؟

۴. هدف را مشخص سازيد.

سخنراني در مقابل گروهي از مخاطبان نيازمند تعيين هدف است. آيا هدف از سخنراني يكي از موارد ذيل است:

▪ ترغيب كردن – مثلاً براي افزايش فروش؟

▪ راهنمايي كردن – اگر موضوعتان را بدانيد؟

▪ القا كردن – به عنوان بخشي از برنامه تحول؟

▪ سرگرمي – اگر ذاتاً فردي شاد و بانشاط هستيد؟

۵. مطالب خود را يكپارچه كنيد.

همه جزئيات و مطالبي را كه با عنوان سخنراني شما مرتبط است، يكپارچه سازيد يعني همه عقايد، مقالات، نقل قولها، دستورالعملها و منابع. اين كار را در طول زمان انجام دهيد البته سعي نكنيد اين كار را در زمان گردآوري مطالب انجام دهيد.

۶. مطالب خود را سازماندهي نماييد.

مطالب گردآوري شده را ارزيابي كنيد. موضوعات را طبقه بندي كنيد. آيا ممكن است مقايسه ها يا استعاره هايي وجود داشته باشند؟

۷. سرفصلها را مشخص كنيد.

مطالب را در قالب يك طرح تهيه نماييد. طرحتان بايد داراي بخشهاي آغازين، مياني و انتهايي باشد.

۸. پيش نويس كاملي بنويسيد.

از سرفصل خود براي تهيه پيش نويس اوليه استفاده كنيد. بدون توقف بنويسيد و به هنگام نوشتن، به ساختار آن توجه نكنيد. سعي كنيد هر آنچه را كه در نظر داريد به مخاطبان بگوييد، بنويسيد. در پايان آنچه را به آنان گفته ايد، خلاصه نماييد. سعي كنيد به پنج و حداكثر هفت نكتۀ مهم اشاره كنيد.

۹. پيش نويس را ويرايش كنيد.

پيش نويس اوليه خود را بخوانيد. فرداي آن روز متن خود را بررسي كنيد. مطالب خود را در قالب يك سخنراني بخوانيد يعني سعي كنيد متن كاملتر، ساده تر و روشن تر شود. نكات طنزي را در آن بگنجانيد. تا آنجا كه ميتوانيد از اصطلاحات فني استفاده نكنيد و فقط آنهايي را بيان نماييد كه غيرقابل اجتناب هستند. مطمئن شويد كه در زمان بندي درست عمل كرده ايد. سخن گفتن با يك مخاطب، آرامتر از سخن گفتن با يك دوست است.

۱۰. پيش نويس را اصلاح كنيد.

چندين بار پيش نويس را بخوانيد و ترجيحاً اين كار را در حضور فرد ديگري انجام دهيد. از آن فرد بخواهيد دربارۀ كارتان نظر بدهد و محتوا، سبك و نحوۀ ارايه سخنرانيتان را نقد كند.

۱۱. نكات يادآوري كننده را انتخاب نماييد.

اگر قرار است به صورت في البداهه سخنراني كنيد، بارها پيش نويس خود را بخوانيد و نكات مهم و يادآوري كننده – مانند كليد واژگان و عبارات مهم – را تعيين كنيد. اين امر ميتواند مبناي نوشته شما و حتي وسايل بصري شما باشد. استفادۀ از اين نكات مهم را تمرين كنيد و از تحليلي كه در وراي هر كدام از اين نكات وجود دارد، آگاه باشيد. وقتي اعتماد به نفس به دست آورديد، اين نكات را به كارتهاي عددي تبديل كنيد. به تمرين خود ادامه داده و از تعداد واژگان كليدي بكاهيد. (گاهي اوقات مجبور مي شويد از كل متن استفاده كنيد – مثلاً در صورتي كه مطبوعات هم حضور دارند يا جلسه، بسيار رسمي است).

۱۲. از وسايل كمكي مناسب، براي سخنراني استفاده كنيد.

● وسايل كمكي در سخنرانيها بايد:

▪ مكمل متن شما باشند، برگرفته از سبك طبيعي شما باشند.

▪ به پيشرفت سخنراني كمك كنند، به ارزش سخنراني شما بيفزايند، و مرتبط با محتواي آن باشند يا آنچه را كه شما بيان مي كنيد، به شكل مناسبي خلاصه نمايند.

▪ حرفه اي به نظر برسند، روشن، خوانا و منسجم.

▪ سبك مناسبي داشته باشند، اسلايدهاي تمام رنگي براي جلسات غيررسمي و براي گروههاي كوچك مناسب نيستند.

▪ محتوا را به شكلي ساده بيان كند، حتي افراد حاضر در انتهاي سالن نيز به وضوح متوجه مطالب شوند.

▪ در صورت امكان از تصاوير گرافيكي استفاده كنند، علايم، تصاوير و نمودارها به عبارات و جملات شما كمك ميكنند.

طيف گسترده اي از وسايل كمكي وجود دارند مانند فيليپ چارتها (نمودارهايي كه بر روي ديوار نصب ميشوند) تا دستگاههاي اورهد ترانسپارنسي، دستگاههاي چندرسانه اي و تصاوير كامپيوتري. امروزه رايج ترين تصاوير گرافيكي در سخنرانيها، تصاويري هستند كه به كمك نرم افزار پاورپوينت مايكروسافت تهيه شده اند و با استفاده از يك رايانه شخصي يا يك پروژكتور ال سي دي ارايه ميشوند. با برگزاركنندۀ سخنراني تماس بگيريد و ببينيد آيا امكان استفاده از پروژكتور ال سي دي وجود دارد يا خير.

۱۳. تمرين ذهني

در مقابل آيينه يا در مقابل يك دوست (كه ميتواند سختگيرترين منتقد شما باشد!) تمرين كنيد. به تمامي حركاتي كه بايد متناسب با متن خود انجام دهيد توجه نماييد: «دستهايتان را در جيبتان قرار ندهيد» يا «لبخند بزنيد». اين مطالب را بر روي كارتي بنويسيد و آن را به هنگام ايراد سخنراني، جلوي خود قرار دهيد.

۱۴. اطاق سخنراني را بررسي كنيد.

در جايي بنشينيد كه قرار است حضار بنشينند و مطمئن شويد كه زاويه ديد آنها خوب است. در جايي كه ميخواهيد سخنراني كنيد بنشينيد يا بايستيد و مطمئن شويد كه ميتوانيد با تجهيزات موجود كار كنيد. آيا ميتوانيد از يك ميكروفون استفاده نماييد؟

●● براي ارتباطات بهتر: آماده كردن سخنرانيها

● بايدها:

▪ تا آنجا كه ممكن است تمرين كنيد. بازخورد آن را ببينيد و آمادۀ انتقاد باشيد.

▪ مستمراً هدف از سخنراني خود را بررسي كنيد: آيا توقعات مشتريان را برآورده ساخته ايد؟ به خاطر داشته باشيد كه آمادگي قبلي، يك عامل مهم در بحداقل رساندن فشارهاي عصبي و ارايه يك سخنراني موفق است.

▪ به كار خود علاقه داشته باشيد و حضار را تهييج كنيد.

● نبايدها

▪ براي نگارش متن سخنراني خود، هرگز به همراه يك ورق سفيد در يك اطاق ننشينيد: همواره به دنبال محركهاي بيروني باشيد.

▪ از لوازم كمكي استفاده نكنيد زيرا اينكار باعث ميشود كه شما نتوانيد دست از اتكا به چنين تجهيزاتي برداريد.

▪ هيچ چيزي را ناديده نگيريد مانند موضوع، مخاطبان، ميزان اطلاعات مخاطبان، فضاي اطاق و تجهيزات

● پرسشهاي فكري

آيا قبل از اينكه از شما براي سخنراني دعوت شود، آن را پذيرفته بوده ايد؟ در اين صورت، آيا واقعاً از موضوعي كه براي مخاطبان جذاب است، اطلاع داريد؟

آيا قصد داريد در يك سخنراني، حجم زيادي اطلاعات ارايه كنيد؟ مخاطبان شما ميتوانند حداكثر هفت نكته كليدي را بپذيرند.

● پندها

▪ توجه خاصي به سخنراني در محافل عمومي داشته باشيد (آندرو كارنگي)

▪ در زمان سخنرانيهاي تجاري همواره خود را از قبل آماده سازيد (چارلز چرچيل)

http://www.vivannews.com/Pages/News-21171.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۹:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]


يك ارتباط چشمي خوب كمك مي‌كند تا مخاطب احساس آرامش بيشتري نمايد و در توانايي‌هايي كلامي شما نيز اعتماد به وجود مي‌آورد. ارتباط چشمي خود را (پيوسته) حفظ كنيد؛ براي اينكار بايد آنقدر بر متن سخنراني خود تسلط داشته باشيد كه فقط هرازگاهي نياز به نگاه كردن به متن خود پيدا كنيد.
 

ارتباط چشمي
يك ارتباط چشمي خوب كمك مي‌كند تا مخاطب احساس آرامش بيشتري نمايد و در توانايي‌هايي كلامي شما نيز اعتماد به وجود مي‌آورد. ارتباط چشمي خود را (پيوسته) حفظ كنيد؛ براي اينكار بايد آنقدر بر متن سخنراني خود تسلط داشته باشيد كه فقط هرازگاهي نياز به نگاه كردن به متن خود پيدا كنيد.
چند چهره صميمي را ـ كه به مضمون سخنان شما واكنش نشان مي‌دهند ـ در بين حضار پيدا كنيد و سخنراني خود را با تمركز بر روي آنان انجام دهيد. در هر نوبت، ارتباط چشمي خود را چهار تا پنج ثانيه حفظ كنيد و سپس به سراغ نفر بعدي برويد.

طرز ايستادن و حركات بدن
صحيح ايستادن نشان دهنده اعتماد به نفس است. محكم بايستيد. حركات بيش از حد ممكن است حواس شنوندگان را پرت كند.
طبيعتا در هنگام ايستادن دستان خود را در كنار بدن قرار مي‌دهيد. براي تاكيد بر روي نكات مهم، از حركاتي استفاده كنيد كه آهسته و دقيق و در عين حال طبيعي باشند.
به عاداتي كه ممكن است داشته باشيد، توجه كنيد؛ عاداتي مثل دست روي دست انداختن، تكيه دادن به ديوار يا با خودكار به جايي زدن. اين كارها نيز مي‌تواند حواس مخاطبان شما را پرت كند يا به آنها بگويد كه شما (نسبت به موضوع) بي‌علاقه و يا اينكه دستپاچه‌ايد.
سخنراني خود را در مقابل آينه تمرين كنيد تا نحوه اجرا و حركات بدن خود را بررسي كرده و در صورت لزوم آنها را تغيير دهيد. شيوه‌هاي متفاوتي را مورد آزمايش قرار دهيد تا در مجموعه حركات و ژست‌هاي خود به آن هماهنگي كه با آن احساس راحتي مي‌كنيد، برسيد و همان را در برابر حضار به كار ببريد.

حالت چهره
وجود صميميت در حالت و حركات چهره‌ كمك مي‌كند تا رابطه‌اي گرم و مثبت با مخاطبان خود بوجود آوريد. خنده‌اي كه شما به چهره داريد به مخاطب مي‌فهماند كه شما هم يك انسان و (در نتيجه) قابل اعتماديد، و بدين ترتيب به آنان اين فرصت را مي‌دهد كه نظرات شما را بپذيرند.
حالت چهره شما (در حقيقت) بيانگر حال و هواي سخنان شماست و مخاطبتان را (در سخنراني) درگير مي‌كند.

لباس مناسب
انتخاب خوب لباس كمك مي‌كند تا براي مخاطب خود احترام قايل شويد. قبل از حضور در محل سخنراني، نظر ديگران را در رابطه با نحوه انتخاب لباس و نيز تناسب آن با مناسبت مربوطه جويا شويد.

رسا بودن صدا
گاهي آهنگ و لحن كلام اثري به مراتب قويتر از محتواي آن دارد. با تمرين كردن، احساس و انرژي را به صداي خود بيفزاييد. شما مي‌توانيد با رعايت موارد زير، گفتار خود را تنوع ببخشيد:
بالا بردن و پايين آوردن صدا
تغيير دادن سرعت كلام به منظور تهييج مخاطب
استفاده از مكث و سكوت بجاي گفتن «آه»، «اووم»، «راستش»
كم و زياد كردن دانگ صدا براي تاكيد بر روي نكات مهم و درگير نمودن مخاطب
انرژي بخشيدن به صدا به اين منظور كه صدا خسته‌كننده و بي‌روح نباشد، و
تمرين روزانه و ضبط صدا براي پي بردن به نكات نيازمند تغيير

درگير كردن مخاطب
با پرسيدن سوال، صحبت مستقيم و علاقه‌مند كردن مخاطبان، آنان را در سخنراني خود درگير كنيد. اين كار باعث مي‌شود با مخاطب خود يك ارتباط راحت برقرار كنيد.
با استفاده از جملاتي جذاب در ابتداي كار، عكس، نقشه يا بخش‌هايي از يك فيلم، و يا درخواست كمك از خود حضار، آنها را در بحث خود درگير كنيد (شركت بدهيد).

شوخ طبعي
غرض از شوخي اين نيست كه نقش يك كمدين را بازي كنيد بلكه به اين وسيله بايد فضايي آرام را بوجود بياوريد و با مخاطب خود مزاح كنيد. شوخي مي‌تواند وجه تمايز يك سخنراني معمولي و يك سخنراني عالي به حساب آيد.
اگر در گفتار خود كمي شوخي به خرج دهيد، مخاطب پي مي‌برد كه شما نيز انسانيد و در عمل نيز يادگيري انسان هنگام انبساط خاطر بيشتر است. سعي كنيد در سخنان خود داستان‌هاي شخصي و وقايع جاري را بگنجانيد تا سخنراني‌تان خشك نباشد.

كنترل اضطراب
اكثر افراد از سخنراني در جمع هراس دارند، حتي بيشتر از مرگ. همه هنگام صحبت در برابر جمع به ميزان معيني اضطراب دچار مي‌شوند، اما نكته اينجاست كه نبايد به اين اضطراب پايان داد بلكه بايد آن را كنترل كرد.
درست قبل از ايراد سخنراني چند نرمش تنفسي عمقي انجام بدهيد تا كمي آرامش پيدا كنيد.
از اضطراب خود براي هيجان بخشيدن به سخنراني خود استفاده نماييد.
به خاطر داشته باشيد كه از شما براي ايراد سخنراني دعوت شده است چرا كه شما حرف مهمي براي زدن داشته‌ايد.
همه خواستار موفقيت شما هستند.
صحبت كردن در جمع مهارتي است كه شما مي‌توانيد آن را با تمرين و ممارست بياموزيد. مهار كردن اضطراب و نيز تمرين و تكرار فنون فوق در سخنراني‌ مي‌تواند برايتان موفقيت به همراه آورد.

بيشتر مواقع مستمعين از طريق چشم هايشان به سخنان شما گوش مي سپارند. ايما و اشاره هاي شما بيانگر چيست؟ آيا به هنگام سخنراني يا يك جلسه مهم و معتبر، مطمئن و موثق ظاهر مي شويد و يا اينكه فاقد اعتماد به نفس و عصبي و دستپاچه هستيد؟

مشكل از طرز ايستادن، حركات صورت و ژست هايي كه به خود مي گيريد، آغاز مي شود. آقاي" جو الن ديميتريوس" عضو مشاوران مشهور هيئت منصفه دادگاه مي گويد: "زماني كه از هيئت منصفه، دليل قبول شهادت افراد را جويا مي شويم، آنها ا‌ظهار مي دارند كه حركات و ايما اشاره دو برابر چيزهاي ديگر تاثير گذار هستند."

اما چگونه مي توانيد مهارت هاي غير كلامي خود را افزايش دهيد؟....
از انجام حركات نامناسب پرهيز كنيد و در عوض حركات جايگزيني كه مناسب شرايط موجود هستند را انجام دهيد. با اين كار شما متوجه تفاوت شگرفي كه در زندگي شما به وجود مي آيد، خواهيد شد. من بعد از ساليان دراز كار در اين زمينه و آموزش تعداد بسياري بازرگان كارآمد، به 7 حركت كشنده دست پيدا كردم كه انجام آن باعث مي شود مستمعين نسبت به گفته هاي شما بي اهميت شده و تحت تاثير قرار نگيرند. سعي كنيد از انجام آنها اجتناب كنيد، آنگاه با يك چنين كار كوچكي تغييرات چشگيري در زندگي شما به وجود خواهد آمد.

اشتباهات مهلك در سخنراني


اشتباه 1- اجتناب از برقراري ارتباط چشمي

گوياي چه مطلبي است: شما دچار كمبود اعتماد به نفس هستيد، براي سخنراني آماده نيستيد و به همين دليل عصبي و دستپاچه شده ايد.
حركت جايگزين: در طول سخنراني در حدود 90 درصد از كل زمان را به چشم هاي حضار نگاه كنيد. بسياري از افراد بيشتر وقت خود را صرف نگاه كردن به زمين، پرده اسلايد، و يا ميزي كه پيش روي آنها قرار دارد مي كنند. رهبران و مديران موفق در حين صحبت كردن مستقيما به چشم هاي شنوندگان خود نگاه مي كنند.
"جان رابرتز" نامزد رياست دادگستري آمريكا مورد تقدير بسياري از روزنامه ها قرار گرفت. از او به اين خاطر كه "مطمئن به نظر مي رسد" تشكر شد. اما او به راستي چه كاري انجام داد كه باعث شد در ذهن افراد يك چنين تصويري را از خود بر جاي بگذارد؟ او در حين تمام سخنراني هايش، به جاي اينكه بر روي نوشته هايش خم شود و نگاهش به يادداشت هايش باشد، مستقيما به چشم هاي مستمعين نگاه مي كرد.

اشتباه 2- خميدگي
گوياي چه مطلبي است: شما فاقد قدرت هستيد و اعتماد به نفس خود را از دست داده ايد.
حركت جايگزين: اگر قرار است در طول مدت سخنراني در جايي ثابت بايستيد، بهتر است پاهاي خود را به عرض شانه باز كنيد و اندكي به سمت جلو گرايش داشته باشيد. در اين حالت شانه ها نيز مي بايست اندكي به سمت جلو متمايل شوند. در اين وضعيت شما اندكي مردانه تر جلوه مي كنيد. توجه داشته باشيد كه سر و ستون فقرات بايد راست باشد. سعي كنيد از تريبون و يا سكويي كه در جلوي شما قرار دارد به عنوان دستاويزي براي تكيه دادن استفاده نكنيد.

اشتباه 3- تكان خوردن، جنبيدن و پيچ و تاب خوردن
گوياي چه مطلبي است: شما عصبي، دستپاچه و نا آرام بوده و از آمادگي لازم برخوردار نيستيد.
حركت جايگزين: از تكان خوردن دست بكشيد. تكان هاي بي جا و جنبش هاي بي مورد هيچ هدفي را در بر ندارند. من اخيرا با رئيس يك شركت كامپيوتري جلسه اي داشتم. مشكل از اين قرار بود كه او مي بايست جريان تاخير در حمل يكي از محصولات را به اطلاع يكي از سرمايه گذاران بزرگ شركت مي رساند. او و تيمش تقريبا توانسته بودند كه شرايط را تحت كنترل خود در آورند و از شكست خود درس هاي خوبي بگيرند، اما متاسفانه حركات غير كلامي آنها گوياي امر ديگري بود.
بزرگترين مشكل اين فرد عقب و جلو رفتن در هنگام ايراد سخنراني بود. اين امر كمبود صلاحيت و شايستگي و عدم توانايي كنترل امور را بيان مي كند. با آموختن اين مطلب كه بايد در حين سخنراني حركات هدفمند انجام دهد، او توانست زندگي شغلي خود را از خطر نابودي نجات دهد. سرمايه گذار نيز جلسه را با اين ديد كه تمام امور تحت كنترل است، ترك كرد.

اشتباه 4- بي حركت ايستادن
گوياي چه مطلبي است: شما انعطاف پذير نبوده و فرد كسل كننده، بي انرژي و خسته كننده اي هستيد
حركات جايگزين: راه برويد، حركت كنيد و ... بيشتر افرادي كه براي آموزش آداب سخنراني به نزد من مراجعه مي كنند، داراي اين تصور غلط هستند كه يك سخنران خوب بايد سفت و سخت بر سر جاي خود ميخكوب شود. چيزي كه من به آنها مي گويم اين است كه نه تنها راه رفتن قابل قبول است، بلكه خوشايند نيز هست. بسياري از تجار بزرگ به ميان مردم مي روند و دائما در حال حركت هستند... البته حركت هدفمند! شايد يك سخنران پويا و پر انرژي براي هدف خاصي از يك سمت اتاق به طرف ديگر آن حركت كند، اما اگر هيچ كسي در آن قسمت از اتاق حضور نداشته باشد، خوب بالطبع اين حركت او بي مورد است و جزء موارد هدفنمد به شمار نمي آيد. علت اينكه من به متقاضيان خود پيشنهاد مي كنم كه قسمت كوتاهي از سخنراني هايشان را ضبط كنند نيز اين است كه مي خواهم بدانم كه آيا حركات خارج از محدوده انجام مي دهند و يا خير.

اشتباه 5- قرار دادن دستها در داخل جيب
گوياي چه مطلبي است: شما علاقه خاصي به مطلب مورد بحث نداريد، و غير متعهد و نا آرام هستيد.
حركات جايگزين: در اين قسمت راه حل ساده اي براي شما داريم: دست هاي خود را از جيبتان در آوريد. تجار بزرگ هيچ گاه در حين سخنراني هر دو دست خود را درون جيب هايشان قرار نمي دهند. قرار دادن يكي از دست ها در داخل جيب، در زماني كه با دست ديگر در حال انجام دادن ژست و فيگور هستيد قابل قبول مي باشد.

اشتباه 6- استفاده از ژست هاي ساختگي
حركت جايگزين: خيلي خوب است كه بتوانيد ژست هاي متفاوتي به خود بگيريد، فقط بايد توجه داشته باشيد كه اين كار را به حد افراطي انجام ندهيد. پژوهش ها ثابت كرده اند كه ژست هايي كه افراد به خود مي گيرند منعكس كننده افكار بسيار پيچيده اي است و همين ژست ها هستند كه به شنوندگان صلاحيت و شايستگي شما را نشان مي دهند . اما زمانيكه از ايما و اشاره هاي ساختگي استفاده مي كنيد، درست مثل انسان هاي متزور و ريا كار جلوه خواهيد كرد.

به عنوان مثال آقاي بوش هميشه در سخنراني هايي خود از ژست هايي استفاده مي كند كه هيچ ارتباطي با گفته هاي او ندارند. شايد او بيش از اندازه تحت آموزش قرار گرفته باشد. درست مثل زماني كه صدا يك چيز باشد و تصوير يك چيز ديگر." دانا كاروي" نيز از اين موقعيت به نفع خود استفاده كرد و با تقليد از رفتار و گفته هاي بوش براي خود يك شغل پر در آمد درست كرد. او به طور زنده اين برنامه را اجرا كرد، البته شايد به اندازه جرج بوش مستمع نداشت كه بتواند به آنها حكم كند و دستور دهد اما... واقعا هيچ يك از ما نمي خواهيم كه بعد از اتمام يك جلسه مورد تمسخر هم قطارانمان قرار بگيريم.

اشتباه 7- جرنگ جرنگ سكه، ضربه زدن به زمين و ساير حركات آزاردهنده
گوياي چه مطلبي است: شما بي نزاكت و عصبي بوده و بر جزيئات مطلب احاطه كامل نداريد.
حركات جايگزين: يك دوربين برداريد و در هنگام سخنراني از خود فيلم برداري كنيد، سپس سعي كنيد آنرا با يك ديد منتقدانه بررسي كنيد. آيا ژست هايي پيدا مي كنيد كه خودتان هم متوجه انجام دادن آنها نبوديد؟ چندي پيش با نويسنده اي برخورد كردم كه كتابي در مورد پروژه هاي مديريتي نوشته بود. او در طي جلسه معرفي كتاب هيچ كاري به غير از به صدا در آوردن تك تك سكه هايي كه در جيبش بود نداشت و متاسفانه در آن روز نتوانست كتاب هاي زيادي را به فروش برساند و علاوه بر اين امتيازي از نظر مهارت هاي مديريتي نيز كسب نكرد.
انرژي منفي و عصبانيت شما در ضربه هاي پا، دست زدن به صورت، و تكان دادن پاها به سمت بالا و پايين نمودار شود. هنگاميكه متوجه شديد در حال انجام دادن يك چنين كاري هستيد، بهتر است خيلي سريع آنرا متوقف كنيد!


از حركات بدن خود به عنوان نوعي وسيله ارتباطي استفاده كنيد
حركات بدني كه پويا، قدرتمند و پر انرژي است به شما كمك مي كند حال چه در جلسه مصاحبه شغلي، چه در زمان بالا رفتن از پله هاي نردبان شغلي يا در راه رسيدن به پست مديريت. نسبت به اين حركات نابود كننده توجه ويژه مبذول نماييد و سعي كنيد آنها را با جايگزين هاي مناسب از بين ببريد. راه برويد، صحبت كنيد و خود را مانند يك رهبر قدرتمند جلوه دهيد. در چنين شرايطي شنونده ها به طور حتم در پي شما خواهند آمد.

http://www.vivannews.com/Pages/News-21222.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۹:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]


آدم حسود‌ي‌اش مي‌شود وقتي عده‌اي را مي‌بيند كه همين‌طور بي‌هوا، وقتي لازم باشد، جلوي بقيه از جايشان بلند مي‌شوند يا حتي از جايشان بلند نشده و در جايشان كماكان نشسته‌اند و مثل بلبل حرف مي‌زنند و ديگران را مجذوب حرف‌زدنشان و حرف‌هاي خوبشان مي‌كنند. بعد آدم از خودش مي‌پرسد كه واقعا چرا بعضي‌ها، بهتر از بقيه حرف مي‌زنند؟


 برترين ها: آدم حسود‌ي‌اش مي‌شود وقتي عده‌اي را مي‌بيند كه همين‌طور بي‌هوا، وقتي لازم باشد، جلوي بقيه از جايشان بلند مي‌شوند يا حتي از جايشان بلند نشده و در جايشان كماكان نشسته‌اند و مثل بلبل حرف مي‌زنند و ديگران را مجذوب حرف‌زدنشان و حرف‌هاي خوبشان مي‌كنند. بعد آدم از خودش مي‌پرسد كه واقعا چرا بعضي‌ها، بهتر از بقيه حرف مي‌زنند؟

راز خوب حرف‌زدن را بايد از كساني بپرسيم كه خوب حاي درست صحبت‌كردن نبينند، ولي اصولا بيشتر ما امروز در جوامعي هستيم كه ارتباط كلامي زيادي برقرار مي‌كنيم. خيلي وقت‌ها ما نسبت به خيلي از مسائل بي‌تفاوت هستيم اما اين مسئله ثابت شده كه آوا‌ها تاثيرگذار و در فضا ماندگار هستند، شايد نگاه من خيلي ايده‌آليستي باشد اما به هر حال نگاه من اين است كه هر آوايي بار مثبت و منفي دارد. وقتي ما با هم درست حرف مي‌زنيم و البته حرف درست مي‌زنيم، خيلي از مشكلات و تنش‌هايي كه در جامعه هست، حل مي‌شود. خوب حرف‌زدن فقط يك نياز فردي نيست بلكه يك نياز جهاني است. خلاصه اينكه اگر كسي دنبال اين است كه كلام تاثيرگذاري داشته باشد، بايد بيانش را درست كند و راهش هم گذراندن دوره‌هاي فن بيان است يا خواندن روزنامه با صداي بلند و جست‌وجو كردن درباره تلفظ صحيح واژه‌ها.


چطور حاضرجواب باشيم؟


بداهه و حاضرجوابي آدم‌ها در درجه اول به هوش آنها برمي‌گردد و در درجه بعدي به اطلاعات‌شان. ممكن است آدمي باشد كه كوهي از اطلاعات باشد اما توان بداهه‌گويي و استفاده از اين اطلاعات را در لحظه نداشته باشد اما كسي موفق است كه هر چند اطلاعات كمي دارد اما از‌‌ همان اطلاعات محدود در جاي خودش با بيان درست استفاده مي‌كند، اتفاقا بداهه امر بسيار مهمي در موفقيت بياني است اما بداهه چيزي نيست كه با آموزش، آموختني باشد و از طرفي با پررويي هم فرق مي‌كند! متاسفانه گاهي اوقات اين دو با هم اشتباه گرفته مي‌شود. در اصل بداهه استفاده درست و بجا از اطلاعات شخصي در راستاي هدفي است كه داريم.


در فايده‌هاي جادوي كلام


هيچ چيزي مثل بيان روي آدم‌ها تاثير نمي‌گذارد. اينكه ما امروز جامعه‌اي نداريم كه درست حرف بزند، ناخودآگاه باعث مي‌شود آدم‌هايي كه درست صحبت مي‌كنند، نسبت به بقيه برجسته‌تر شوند و البته خيلي‌ها هم از اين اتفاق در جهت راه‌اندازي كلاس‌هايي كه برايشان درآمدزايي دارد، استفاده مي‌كنند و اين، به‌واسطه استفاده درست از واژه‌ها، مرتب چيدن واژه‌ها، بداهه خوب داشتن، حضور ذهن خوب داشتن و با قدرت جادويي كلام آدم‌ها را جذب‌كردن است. خب، گاهي اين درست صحبت‌كردن در جهت سوءاستفاده قرار مي‌گيرد و گاهي هم در جهت مثبت آن استفاده مي‌شود. مثل قدرت كلامي كه پيغمبر(ص) داشته كه واقعا به لحاظ قوه تكلم بي‌نظير بوده، شما حديث و روايتي را از پيامبر(ص) نمي‌شنويد كه تاثيرگذار نباشد چون بيانش در جهت رسالتش بوده است. اين‌‌ همان تاثير جادويي كلام است.


بيكاريد؟ دوره فن بيان برويد


البته كسي با آموزش ديدن مجري يا بازيگر نمي‌شود. چيزي بايد درون شما باشد كه آموختني نيست، چيزي كه درباره‌اش حرف مي‌زنم، نه پررويي است، نه مطالعه زياد و نه چهره خوب بلكه مديريت صحنه است كه شما بايد ذاتا آن را داشته باشيد اما درباره خوب حرف‌زدن مسئله فرق مي‌كند. خوب حرف‌زدن را مي‌شود آموزش ديد. من معمولا به خيلي از آدم‌هايي كه اطرافم بيكار هستند و قصد كلاس رفتن دارند، توصيه مي‌كنم كه دوره بيان ببينند و بيشتر آنها نيز از اين پيشنهاد من تعجب مي‌كنند، در صورتي كه من از بين همه دوره‌هايي كه گذرانده‌ام، هيچ كدام‌شان به شيريني دوره‌هاي بيان نبوده چون آنجا شما ياد مي‌گيريد چطور حرف بزنيد، ياد مي‌گيريد چقدر غلط مصطلح داريد، چطور مي‌توانيد بيان تاثيرگذاري داشته باشيد، چه تمرين‌هايي براي بهتر حرف‌زدن هست و خب شما زماني كه بتوانيد بهتر حرف بزنيد، حتما بهتر هم مي‌توانيد كارتان را در اجتماع پيش ببريد.


ياد منوچهر نوذري به خير


من تا امروز هيچ مجري يا گوينده​اي را در ايران نديده‌ام كه به اندازه مرحوم نوذري توانمند بوده و بداهه خوبي داشته باشد. فكر مي‌كنم ايشان يك نمونه بسيار خوب از درست صحبت‌كردن و بيان خوب‌داشتن هستند، كسي كه صداي خيلي خاصي مثل آقاي رضوي نداشت اما از لحنش استفاده درستي مي‌كرد و بداهه فوق‌العاده و اطلاعات خوبي داشت. آقاي نوذري از نمونه‌هاي خيلي مناسبي است كه من در حوزه كاري خودم مي‌توانم اسم ببرم و من از روش كار ايشان خيلي استفاده كرده‌ام. بيان ايشان هميشه به من جرات مي‌داد. حسن بداهه اين است كه چون كوبنده و موجز است، در مخاطب ايجاد فكر مي‌كند. آقاي نوذري اين ويژگي را داشت و البته جا دارد كه از آقاي كاردان هم در اين زمينه نام برده شود.

http://www.vivannews.com/Pages/News-21310.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۹:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مديران در هر زمان و مكاني بايد آماده ارائه مطالب مختلف، به مخاطبان متفاوت باشند. مديران در اين سخنراني‌ها به دنبال اطلاع‌رساني، ترغيب يا تاثيرگذاري بر تصميمات يا بهبود عملكرد هستند. مترجم:سيد محمد جواد رجالي
در داخل سازمان ممكن است با گروهي از كاركنان يا همه همكاران صحبت كنند و در بيرون براي گروه‌هاي اجتماعي، مطبوعات يا سازمان‌هاي ديگر سخنراني كنند. به خاطر داشته باشيد آمادگي براي چنين سخنراني‌هايي حياتي است؛ زيرا يك نطق ضعيف مي‌تواند شالوده‌اي را كه هفته‌ها به دقت طراحي شده است، به كلي ويران كند. اگر مي‌خواهيد سخنراني ماندگاري داشته باشيد به نكات زير توجه كنيد:
1 – اضطراب خود را كنترل كنيد.
عالي‌ترين سخنرانان نيز قبل از ارائه سخنراني فارغ از استرس نيستند. مطالعات نشان مي‌دهد سخنرانان بزرگي مانند باب‌هاپ و جاني كارسون نيز قبل از شروع سخنراني ضربان قلبشان افزايش مي‌يابد؛ ولي به محض شروع سخنراني به حالت عادي برمي‌گردند. اضطراب قسمتي از يك ارائه خوب است، آن را بپذيريد. با توجه به اين موضوع يك روش براي كاهش اضطراب، پيش ارائه است. در اين روش قبل از سخنراني واقعي، خود را به صورت ذهني در شرايط سخنراني قرار مي‌دهيد. احساس اين اضطراب‌ها قبل از سخنراني واقعي، به كنترل استرس در هنگام سخنراني كمك مي‌كند.
2 – با اعتماد به نفس شروع كنيد.
هنگامي كه يك سخنران به سمت تريبون مي‌رود مخاطبان نگاه مي‌كنند، گوش مي‌دهند و توجه خواهند كرد؛ بنابراين پرانرژي و جذاب شروع كنيد. لبخند بزنيد و از حضورشان ابراز رضايت كنيد. مراقب زمان باشيد و سراسيمه نشويد. صحبت‌هاي مقدماتي را بدون مراجعه به يادداشت‌هايتان بيان كنيد؛ به گونه‌اي سخن بگوييد كه در آخر سالن نيز شنيده شود. آرام، مطمئن و با تسلط به نظر برسيد.
3 – فورا با مخاطبان رابطه برقرار كنيد.
نشان دهيد كه از بودن در جايگاه سخنران خوشحال هستيد و مخاطبانتان را دوست داريد. از آنها به خاطر فرصت صحبت با آنها قدرداني كنيد. تلاش كنيد تا حد ممكن با حضار ارتباطات چشمي داشته باشيد. اگر با تعريف و ستايش از مخاطبان، مهارت‌هايشان، موفقيت شان در پروژه فعلي يا حضورشان در آنجا و غيره شروع كنيد، ضرر نخواهيد كرد. كاري كنيد كه از حضور شما در آنجا احساس رضايت كنند.
4 – نطق خوبي ارائه دهيد.
سرزندگي، جذابيت، فصاحت، بلاغت و همچنين آهنگ صدا در يك نطق خوب موثراند. به نكات زير توجه كنيد:
* تصور كنيد با افرادي سخن مي‌گوييد كه به خوبي مي‌شناسيد. گفت‌وگو كنيد نه اينكه يك متن را بخوانيد. طبيعي و راست بايستيد. صداي خود را به رديف‌هاي آخر برسانيد. ضرب آهنگ صداي خود را براي جلب مخاطبان تغيير دهيد.
* همان طور كه صحبت مي‌كنيد به ترتيب به افراد نگاه كنيد.
* از ژست‌هاي مختلف استفاده كنيد؛ ولي مواظب باشيد گيج‌كننده نباشد.
* شوخ طبع باشيد و فقط هنگامي از لطيفه‌ها استفاده كنيد كه به‌موضوع بحث مربوط باشند.
* مخاطبان را موعظه نكنيد. صداقت نشان دهيد. پيام‌هايتان را باور داشته باشيد و مشتاق به بيان آنها باشيد.
* نكات مهم را بيان كنيد. قبل از مطرح كردن نقطه‌اي كليدي براي تاكيد بر آن نكته مكث كنيد، بعد از آن براي در ذهن ماندن مطلب نيز مكث كوتاهي داشته باشيد.
* قدم به قدم نطق كنيد. با شدت كم شروع كنيد و به تدريج به شدت آن بيفزاييد.
5 – از خطاهاي رايج بين سخنرانان دوري كنيد.
كارهايي هستند كه هيچ گاه نبايد انجام دهيد:
* هرگز از روي متن نخوانيد يا سر خود را در پشت نوشته‌هايتان پنهان نكنيد. چهره به چهره سخن بگوييد.
* از بي قراري و قدم زدن‌هاي بي‌مورد و كارهاي آزاردهنده‌اي مثل در آوردن صداي كليد‌ها و چرخاندن آن اجتناب كنيد.
* آشفته نباشيد.
* هيچ گاه با خودتان رقابت نكنيد. اگر مطالبي را براي مشاهده سايرين توزيع مي‌كنيد، صحبت كردن را تا پايان ملاحظه عموم متوقف كنيد.
* از يادداشت‌هايتان تا زماني كه به آنها احتياج نداريد، استفاده نكنيد و بعد از استفاده بلافاصله آنها را كنار بگذاريد.
* هنگامي كه بايد سكوت كنيد از كلماتي مانند «اوم» و «آآ» اجتناب كنيد.
* هيچ گاه از زمان خودتان تجاوز نكنيد. به گفته مارك تواين «گناهكاران كمتري بعد از 20 دقيقه اول يك موعظه نجات مي‌يابند.»
6 – نكات كليدي را منتقل كنيد.
مواظب باشيد مخاطبان خود را از دست ندهيد. نكات اصلي را خلاصه كنيد. به مخاطب كمك كنيد تا بتواند ايده‌هاي ارائه شده را سازماندهي و درون‌سازي كند. تكرار و دوباره‌گويي براي ارتباط اثربخش حياتي است.
7 – بر مخاطبانتان تاثير بگذاريد.
به مخاطبان نگاه كنيد و به چگونگي واكنش آنها به سخنانتان توجه كنيد. آيا آنها پيام شما را مي‌گيرند؟ يا در حال خميازه كشيدن، خواندن يا پاك كردن ناخن‌هايشان هستند؟ به نشانه‌هاي غير‌كلامي توجه كنيد. در حقيقت آنها بازخورد‌هاي ارزشمندي هستند. سبك خود را با آنها تطبيق دهيد و مضمون را اصلاح كنيد. از سوالات استراتژيك و تصاوير متفاوتي استفاده كنيد.
8 – سخنراني خود را قاطعانه به پايان برسانيد.
هنگامي توقف كنيد كه مخاطبان هنوز با شما باشند. بهتر است آنان بدانند، پايان نزديك است. به نكات اصلي دوباره اشاره كنيد. مي‌توانيد براي تقويت ايده‌هاي ارائه شده پيشنهاد خاصي را به مخاطبان براي انجام يا تفكر در روزهاي آتي بدهيد. آنها را با چيزي بيشتر از يك اشتياق گرم ترك كنيد. آنها را با يك تفكر يا ايده قابل يادآوري ترك كنيد. تاثير آخر، آخرين تاييد است.
يادداشت مديريتي:
به مخاطباني كه دغدغه اصلي شما پيام‌رساني به آنها است، به اندازه كافي علاقه‌مند باشيد. هنگامي كه شما بيشتر به انتقال بهتر پيام فكر مي‌كنيد و كمتر به اينكه مردم چه فكري نسبت به شما مي‌كنند، سخنران بهتري مي‌شويد؛ بنابراين به خودتان اجازه دهيد تا انرژي خود را در راه مثبتي آزاد كنيد.
  http://www.vivannews.com/Pages/ViewNews.aspx?NewsId=1137
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۹:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

فن بيان
 
تعدادي از عزيزان درخواست داشتنددر مورد نحويه صحبت كردن و بطور كل(فن بيان ) مطالبي را عرض كنم . از آنجايي كه اين بحث از اهميت ويژه اي بر خوردار است ، لازم دانستم شرح مفصلي را در اين خصوص تهيه و به عرض علاقه مندان برسانم

صحبت كردن انسان، نمونه بارز شخصت اوست. حال اين شخصيت ممكن است بنا به مقتضاي پيش آمده، متفاوت باشد.انسانها از زماني كه به نيروي شگفت انگيز كلام پي بردند هميشه مايل بودند تا بتواند با قدرت فن بيان و جادوي كلام، ديگران را تحت تاثير قرار دهند .چه خوب است كه ما ياد بگيريم شيرين سخن بگويد و به آساني عقايد خود را مطرح كنيم تا براي بيان احساس خود دچار كمبود لغات نشويم و مخالفين مان را مجاب و متقاعد نمايم ودر بسياري از مواقع كه درگير اختلافات خانوادگي و يا كاري مي شويم بتوانيم با كلام خود آب روي آتش شعله هاي خشم اطرافيان مان بريزيم و خلاصه اينكه قدرت خلق سخن نيكو داشته باشيم . زماني كه از چيزي لذت مي بريم ناخودآگاه صورت ما حالت خوشايند به خود گرفته و با لبخند همراه مي شود. فن بيان پايه موفقيت هر انساني در طول زنگي اوست، چه بسيار تجار و سرمايه داران بزرگي كه فقط به مدد قدرت كلام و توانائي ارتباطي خود به هرچه دارند دست يافته اند شايد خيلي ها باوركرده اند جذابيت كلام هديه اي ارثي است و بعضي ها مادر زادي خوب صحبت مي كنند اما واقعيت اين است كه سخن گفتن ،شيوه اي آموختني است ؛ انسان در طول زندگي خود لغات را مي آموزد ، معاني آنرا مي فهمد و جمله سازي را آغاز مي كندوبا فن بيان قوي، تقويت تمركز و اعتماد به نفس را در خود بوجود مي آورد. زماني كه مي توانيم با اطرافيان خود ارتباط برقرار كنيم و در برقراري اين ارتباطات به موفقيت دست پيدا مي كنيم آرام آرام اعتماد به نفس ما افزايش پيدا مي كند. اين موضوع كه طرف صحبت شما چه كسي است، اهميت ندارد مهم آن است كه به هنگام گفتگو رفتار و گفتاري پسنديده داشته باشيد تا به نتيجه دلخواه و مورد نظر برسيدو ارتباط مناسبي را با آنها برقرار سازيد. براي شناخت و بكاري گيري اين موضع مي بايست به نكات زير توجه بيشتري را داشته و تمامي موارد را درهنگام صحبت كردن خودبا ديگران رعايت كرده وچندين باره آنها را در ذهن خود تكرا كنيد و بدانيد هر چه بيشتر تمرين كنيد توانايي شما بيشتر خواهد شد.
 
۱ – در ابتدا بايست توجه داشته باشيد كه فن بيان ،هنري است كه از راه ارائه دليل و برانگيختن عواطف، بر مخاطبان و شنوندگان تاثيرمي گذارد تاآنان را به سوي موضوع و هدفي خاص كه مدنظر شماست راهنمايي كند . پس در رابطه با همگام شدن و همزباني روحيه شما با مخاطبان، سرعت صحبت و حتي هم نفس شدن شما با آنها، ارتباط موثرتري ايجاد مي كند و درك متقابل شما و او را به حداكثر مي رساند.
 
۲ – همان گونه كه در تعريف بالا گفته شد، در سخن گفتن بايد، راهنمايي مخاطب يا مخاطبان به سوي «هدفي خاص »باشد كه بايد براي آن قبلاً «زمينه سازي » كرده باشيد . بنابراين، شما در هر زماني كه مي خواهيد صحبت كنيد بايد هدفي خاص را دنبال كنيد و وظيفه خود را از بيان سخنان خود به مخاطب يا مخاطبان بخوبي نشان دهيدو در اين خصوص بايد بسيار صادق باشيدو جملات ساده، كوتاه و رسا بكار ببريد و شيوه خلاصه گويي را در پيش بگيريد. براي ايجاد رابطه اي سالم با طرف مخاطب هرگز از حربه تهديد و گوشه و كنايه استفاده نكنيد، بهترين راه نرمش، حوصله و دقت شما در پيدا كردن طرز فكر، طرف مقابل است.
 
۳ – بايد توجه داشته باشيد كه صحبت كردن و سخن گفتن براي ديگران يك هنر و «فن » است، پس به «دانش » ، «ذوق » فراواني نياز داريد . از اين رو، دانش و ذوق دو ابزار مهم در سخنوري هستند كه شما بايد خود را به اين دو ابزار مهم تجهيز كنيد و روز به روز، بر «دانش سخنوري » و «ذوق سخنوري » خويش بيفزاييد . بهتر است در ضمينه هاي مختلف كتاب بخوانيد و ياداشت برداري كنيد .
 
۴ – با توجه به اين موارد ، شما در بيان خود بايد دو كار مهم را انجام دهيد: يكي ارائه دليل و ديگري برانگيختن عواطف كه بتوانيد حس شما را بخوبي به مخاطبان شما نشان دهد . در اين كار بايد اول بر «عقل » مخاطب خود و دوم بر «احساسات » او اثر بگذاريد . بايدبدانيدهرسخنگويي كه اين«تاثيرگذاري »را نداشته باشد، سخنگوي خوبي نيست، چرا كه هدف خود را به خوبي نشناخته است (بيشتر دوست دارد حرفي زده باشد نه چيز ديگر).

۵ – سخن گوي بدون هدف، همچون خانه ساختن بدون نقشه است . نبايد به گونه اي سخن گفت كه شنونده يا شنوندگان شما پس از پايان صحبت شما بگويند: «سخنانش زيبا و جالب بود، اما نفهميديم چه هدف و مقصودي از بيان آنها داشت و چه چيزي را مي خواست بگويد» . يكي از علت هاي چنين امري، داشتن معلومات بدون نظم و انسجام است كه هرچه زودتر بايد آنها را از نظمي منطقي و انسجامي درخور برخوردار سازيدو بهتر است با مخاطب خود ارتباط سازنده و مؤثر برقرار كنيدبه اين صورت كه با داشتن انعطاف در سبك رفتاري مي توانيم از شيوه هاي مختلفي در زمان صحبت استفاده كنيد.

۶ – اهداف اصلي و نهايي در سخنوري دو چيز است:

الف . اقناع يا قانع كردن مخاطب كه آن را با آوردن دليل و برهان انجام مي دهيد. بطوري كه هر يك از افراد بايد طوري با يكديگر ارتباط برقرار كنند كه مخاطبشان بتواند آن را درك كند، زيرا هر انساني در هر لحظه در شرايط ادراكي ويژه اي بسر مي برد.
 
ب . ترغيب يا برانگيختن مخاطب كه آن را با تحريك عواطف و احساسات به فرجام مي رسانيد.اگر در حين مذاكره متوجه شديد كه مخاطبتان مايل به صحبت كردن است به اومجال دهيد افكارش را بروز دهد و اطلاعات و معلوماتش را براي شما بيان كند.
 
۷ – هنگام دليل آوردن و استدلال كردن حتما سطح فكري و علمي شنوندگان خود را در نظر بگيريد . اگر مخاطبان شما كودكان و نوجوانان هستند، از دليل هاي آسانتري استفاده نماييد . چنانچه مخاطبان تان دانشگاه يان هستند، دليل هاي علمي تري را به كارگيريد ولي هيچ گاه از دليل هاي سست وغير منطقي، اگر چه قانع كننده نيز باشند،استفاده نكنيد. زماني كه با نظر كسي مخالفيم به جاي گفتن “من درست مي گويم و شما در اشتباهيد” مي توانيم بگوييم “من طور ديگري فكر مي كنم. بگذار نظرم را با شما در ميان بگذارم.” به محض اينكه با افراد اينگونه ارتباط برقرار مي كنيم، باعث ميشويد اعتماد و اطمينان متقابلي وجود بيايد.
 
۸ – هيچ گاه از شعر و قصه و مانند آن، به عنوان «دليل » استفاده نكنيد زيرا از نظر منطقي و فلسفي، چنين استفاده اي صحيح نيست بلكه از آنها به عنوان «شاهد» بر دليل و «مؤيد» آن استفاده نماييد. ارتباط به معناي برخوردهاي متفاوت با اشخاص متفاوت است، اما بعضي از مردم در اين زمينه دچار گرفتاري هايي ميشوند، علت اصلي گرفتاري هاي آنها در برقراري ارتباط با يكديگر،اين است كه هر كدام به شيوه خود با ديگران ارتباط برقرار مي كنند.
 
۹ – درجه برانگيختن احساسات و عواطف مخاطبان، بايد با درجه اهميت موضوع متناسب باشد . در برانگيختن احساسات و عواطف مخاطبان، «زمان شناسي » و «قدرشناسي » لازم است كه در چه زماني بايد شورانگيزي كنيد و به چه مقداري بايد حرارت به كار بريد. در برانگيختن احساسات و عواطف، اقتضاي حال شنونده را نيز بايد در نظر بگيريد. به مردم قدرت روحي بدهيد تا محبت بي ريايشان را نصيبتان كنند. ايجاد روابط هماهنگ و رسيدن به تفاهم متقابل مي تواند دشوار باشد، همه ما در دو دنيا زندگي مي كنيم، يك دنياي خصوصي ذهني كه در سر ماست و ديگري دنياي عيني كه بيرون از ما قرار دارد. ميتوانيم اولي را نقشه هاي شخصي و دومي را قلمرو در نظر بگيريم. هيچ كس نقشه صد در صد كامل و بي كم و كاستي از قلمرو و يا دنياي عيني و حقيقي ندارد، هر ا ز گاهي تجاربي پيدا مي كنيم كه استنباط يا نقشه ذهني ما از قلمرو يا از جهان عيني را تغيير مي دهد. وقتي اين اتفاق مي افتد، رفتارمان تغيير مي كند و استنباط جديدي پيدا مي كنيم. در واقع سريع ترين راه تغيير رفتار يك شخص اين است كه نقشه يا قالب هاي استنباطي او را تغيير دهيم و اين كار ميسر نيست مگر اينكه به آن شخص نقش يا مسئوليت جديدي واگذار كنيم ويا او رادر موقعيت متفاوتي قرار دهيم.
 
۱۰ – نقطه‌نظرهاي خود را به شكلي مطرح كنيد كه عملا غيرقابل مقاومت باشند. وقتي شما بيش از ديگران از تصميم‌گيري آنها مطلع باشيد, در موقعيت مطلوبي قرار ميگيريد تا نظريات خود را به شكلي مطرح كنيد كه مقاومت در برابر آن دشوار باشد.
 
۱۱- يك چيزي كه دانستن آن بر شما مي تواند كمك كند آن است كه هيچ كس كامل نيست .هركسي اشتباه مي كند بنابراين شما هم ازاين قاعده استثناء نيستند. بهتر است هنگامي كه اشتباه مي كنيد و شايد برخي از گفته هاي شما درست نيست وبا انتقاد مخاطبان رو برو مي شود خيلي منطقي آن انتقادات را بپذيريد و عذر خواهي كنيد . سعي كنيد با ديدي عاقلانه به رفتار و كردار و نظريات ديگران، نگاه كنيد. خودپرست نباشيد و بيهوده تظاهر نكنيد كه به همه چيز آگاهي داريد، به يادداشته باشيد عالمان متواضع ترند.
 
۱۲- از بيان حرفهاي بيخودي و دروغ و بزرگ كردن خود بپرهيزيم. آنچه كه هستيم باشيم به اين معنا كه خود را بزرگتر از آنچه هستيم جلوه ندهيم و سعي نكنيم خود را به زور در دل مردم جاي دهيم. به خود و ديگران احترام بگذاريم، بي ادبي در كلام و گفتار و رفتار از جذابيت بسيار مي كاهد. بايد در ظاهر آراسته و در باطن وارسته بود در هر حال بايد اذعان داشت، با بكاري گيري صحيح فن بيان و سخن گفتن مي تواند اين را ياد بگيريم چگونه مي توانيم بهتر زندگي را در اختيار بگيريم و روابط خود را با ديگران چه در محل كار، يا ميهماني ها و مصاحبه ها و از همه مهمتر در بين خانواده، بهبود بخشيم .
 
اطلاعاتي كه به وسيله معاني كلمات منتقل مي شوند پيام و آنچه در باره روابط مخابره مي شوند، تلقي در قبال يكديگر و موقعيت و حرفي كه مي زنيم را تشكيل مي دهند. اين همان سخن ماست كه ديگران نسبت به آن يا واكنش شديد نشان مي دهند و يا با شنيدن سخن ما خرسند مي شوند . كلمات اطلاعاتي را منتقل مي سازند، طرز سخن ما، بلندي صدا، سرعت حرف زدن، طرز اداي كلمات با تاكيدها، ذهنيت ما را مشخص مي نمايند. سر به سر گذاشتن، توضيح دادن، تهمت زدن، اينكه احساسي دوستانه داريم يا خشمگين هستيم، آيا مي خواهيم صميمي تر شويم يا بيشتر فاصله بگيريم و غيره. به عبارت ديگر طرز گفتار ماست كه سرنوشت گفتار مان را رقم مي زند.

http://mohsen-beheshtipour223.com/?p=734


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۹:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۱- تمرين برقراري ارتباط  مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۳

چگونه با ديگران ارتباط موثر برقرار كنيم؟


چگونه به استراتژي ديگران پي ببريم :

استراتژي به معني "تركيبي از عواملي چون انواع تصورات  دروني، كيفيتهاي حسي لازم و ترتيب اين عوامل است كه ما را به نتيجه معيني مي رساند." كليد موفقيت ما در كشف استراتژي ديگران اين است كه بدانيم افراد تمام اطلاعات لازم مربوط به استراتژي خود را بصورت كلمات، حركات بدن حتي با حركات چشم و ايما و اشاره به شما انتقال مي دهند.قبل از اينكه بتوانيد استراتژيهاي ديگران را دريابيد، لازم است كه بدانيد هريك از علائم، بازگو كننده چيست؟ دو راه براي يافتن درك صحيح از مردم و استراتژي آنها ذكر شده است :

·      نظر متعادلي نسبت به ديگران و خودتان پيدا كنيد  ضمن تماس با ديگران اين نكته را مورد توجه قرار دهيد كه ديگران انسانهاي مهمي هستند ولي به خاطر داشته باشيد شما هم انسان با ارزش و مهمي هستيد.

·      نگرش عاقلانه اي نسبت به ديگران اتخاذ كنيد  سعي كنيد با ديدي عاقلانه به رفتار و كردار و نظريات ديگران، نگاه كنيد. عده اي خواهان رشد شما هستند و عده اي ممكن است به شما حسد بورزند، آماده ضربه خوردن از طرف حسودان باشيد.

ترس از مردم ترس بزرگي است ولي راه غلبه بر آن اين است كه درك درستي از مردم داشته باشيد و از آنها شناخت كافي پيدا كنيد، ملاحظه خواهيد كردكه واقعاً اينگونه نيست وخواهيد توانست بر ترس خود از آنها غلبه كنيد.

امام صادق مي فرمايند :" مي خواهيد بدانيد ديگران نسبت به شما چگونه قضاوت مي كنند به خود بنگرديد كه نسبت به آنها چگونه نگاه مي كنيد."

ايجاد ارتباط موثر با ديگران :

ارتباط به معناي برخوردهاي متفاوت با اشخاص متفاوت است،اما بعضي از مردم در اين زمينه دچار گرفتاريهايي ميشوند، علت اصلي گرفتاريهاي آنها در برقراري ارتباط با يكديگر،اين است كه هر كدام به شيوه خود با ديگران ارتباط برقرار ميكنند.

"ارتباط موثر با ديگران، نياز به خلاقيت دارد."

هر يك از ما در هر لحظه در شرايط ادراكي ويژه اي به سر مي بريم. اگر از شيوه مورد علاقه شخص مخاطب خود استفاده كنيد و خود را در سطح ديگران قرار دهيد و از زبان آنها براي انتقال نقطه نظرهاي خود استفاده نماييد، او به اقدام و خواسته شما پاسخ مثبت خواهد داد و اغلب به نتيجه دلخواه مورد نظر خود يعني ارتباط موثر خواهيد رسيد.

در بحث ايجاد ارتباط و چگونگي برقراري آن، متقاعد نمودن ديگران، هنر بدست آوردن حمايت و همكاري افراد و فرآهم آوردن شرايطي كه افراد بتوانند مطابق ميل و خواسته شما رفتار كنند، عناصري اصلي و تعيين كننده هستند.

راههاي ايجاد ارتباط موثر با اطرافيان :

ايجاد ارتباط از راههاي مختلفي صورت مي پذيرد. سه راه حل كلي عبارتند از :

الف)        به حرفهاي ديگران خوب گوش دهيد

   يكي از روشهاي مهم در برقراري ارتباط موثر و درك بهتر مخاطب خود و ايجاد شرايطي كه او نيز بتواند شما را بهتر درك كند، گوش دادن پويا است، كه هنريست همپاي سخن گفتن و كسي كه بخوبي به صحبتهاي ديگران گوش مي سپارد مي تواند رابطه خوبي با آنها برقرار كند. واژه" گوش دادن" توسط "كارل راجرز" در بررسيهاي روانشناختي دهه هاي 1940 و 1950 مورد توجه قرار گرفت. "راجرز" به مهمترين مانع بر سر راه ايجاد ارتباط موثر اشاره مي كند و در ضمن آن، درباره گرايش افراد به ارزيابي و داوري كردن در رابطه با نقطه نظرهاي ديگران توضيح مي دهد. او ميگويد :

"ارتباط واقعي زماني ايجاد مي شود كه به سخنان مخاطب خود به خوبي گوش فرادهيم، منظور اين است كه به گفته ها و طرز تلقي و نقطه نظر هاي مخاطب خود به گونه اي خاص گوش فرادهيم، متوجه گرديم او چه منظوري و چه احساسي دارد و به قالب فكري او در مورد حرفي كه مي زند دقيق شويم. درك همدلانه، روش بسيار موثري است كه مي تواند تغييرات فراواني در شخصيت ايجاد كند" بنا براين گوش دادن موثر به مخاطب بدين معناست كه بتوان مانند او ديد، شنيد و احساس كرد. در واقع اين نوعي همگام شده و برقراري ارتباط مؤثر است.

در رابطه با همگام شدن و همزباني روحيه شما با مخاطبان، سرعت صحبت و حتي هم نفس شدن شما با آنها، ارتباط موثرتري ايجاد مي كند و درك متقابل شما و او را به حداكثر مي رساند. با همسان كردن روشهاي ادراكي خود با مخاطبتان تضمين مي كنيد كه شما و او در سطح مشابهي ارتباط برقرار مي سازيد.

اما بايد به اين مساله توجه داشت كه حتي اگر منظور و نيت مخاطب خود را به درستي درك كنيد، ممكن است هنوز در بسياري مواقع اشخاص از معناي پنهان در پس پرده سخن خود آگاه نباشند. از جمله راههاي اطلاع از معاني پنهان و در پس پرده، استفاده از كليد "چرا" است، اما كلمه پرسشي "چرا؟" نيز مي تواند مشكلاتي ايجاد كند. وقتي از ما مي خواهند براي گفته يا رفتار خود دليلي بياوريم، از ما سوالي شبيه"چرا دير كردي؟" يا "چرا آن كار رابموقع انجام ندادي؟" مي شود.اين طرز سوال كردن گاه در شخص مخاطب احساس تحقير و يا جبهه گيري ايجاد ميكند، بخصوص اگر با لحني متهم كننده مطرح شود، داوري منفي را به مخاطب شماانتقال مي دهد.

راه ديگر براي اطلاع از معاني پنهان در پس سخنان ديگران،طرح كلمه سوالي "چه" است. اين كلمه پرسشي و كلماتي چون چه كسي؟ كدام؟ كجا؟ اگر به شكل تهديد كننده اي مطرح نگردداغلب جواب هاي مشخصي فراهم ميآورد.

در كل بايد به اين نكته توجه داشت كه سؤالاتي كه با "چه؟" شروع مي شوند، درمقايسه با جملاتي كه با "چرا؟" شروع ميشوند جواب مشخصتري به دست مي دهد. طرح جملات سوالي با "چرا؟" اغلب منجر به تعميم دادن يا گرفتن موضع تدافعي، ميشود.

در انتها ضمن صحبت با مخاطب خود اقدامات زير را انجام دهيد:

¨      با آرامش خاطر و اطمينان بنشينيد و نگاهتان را به چشمان مخاطب خود بدوزيد.

¨      با دقتي وسواس گونه به حرفهايش گوش دهيد.

¨      در صورت نياز از او توضيح بخواهيد، زيرا افراد خوششان مي آيد و اين تصور ايجاد مي شود كه مطالبشان مهم بوده و شما به آن توجه داريد.

¨      اگر صلاح دانستيد، درپايان صحبتهايتان با ديگران با صراحت اظهار نظر كنيد و در صورت نياز پيشنهاد داده ولي بياد داشته باشيد كه اگر مي خواهيد پيشنهادي ارائه دهيد، سعي كنيد اصول و ضوابط لازم را در نظر بگيريد، پيشنهاد و طرحهايي كه فقط موارد ايراد را در نظر مي گيرند، پذيرفته نخواهند گرديد.

ب ) چگونه سخن گفتن را بياموزيد

اين موضوع كه طرف صحبت شما چه كسي است، اهميت ندارد مهم آن است كه به هنگام گفتگو رفتار و گفتاري پسنديده داشته باشيد تا به نتيجه دلخواه و مورد نظر دست يابيدو ارتباط مناسبي را با آنها برقرار سازيد.

 رعايت نكات زير به شما در روند يك مذاكره سودمند ياري مي رساند:

¨      در سخن گفتن شتاب نكنيد.

¨      موضوع بحث و گفتگو را چندين بار قبلاً با خود با صداي بلند تكرار كنيد تا هنگام اداي آنها دچار فراموشي يا لكنت زبان نشويد.

¨      جملات ساده، كوتاه و رسا بكار ببريد و شيوه خلاصه گويي را در پيش بگيريد.

¨      گفته هاي خويش را با اطمينان و اعتماد به نفس ادا كنيد و انتظار نداشته باشيد ديگران آنچه را كه شما با شك و ترديد بر زبان مي آوريد، باور كنند.

¨      اگر در حين مذاكره متوجه شديد كه مخاطبتان مايل به صحبت كردن است به او مجال دهيد افكارش را بروز دهد و اطلاعات و معلوماتش را براي شما بيان كند.

¨      در برابر ترشروترين و عبوس ترين اشخاص هرگز بشاشيت خود را از دست ندهيد و هنگام گفتگو نيز تمام قوايتان را براي كسب كاميابي متمركز سازيد.

¨      در اكثر مذاكرات بايد ابتدا بين طرفين، تمايل اوليه به صحبت كردن وجود داشته باشد. در اين زمان است كه ميدان براي ارائه تفكر و تبادل انديشه گسترده تر شده و در نتيجه امكان موفقيت بيشتر ميشود.

¨      در سخن گفتن و مذاكره بايد شيوه اي درست و مبتني بر انديشه ، دقت و حوصله و تعقيب اصولي مطالب، در پيش گرفت و گرنه موفقيت از آن ما نخواهد بود.

ج)    همگام شدن راهي براي ايجاد ارتباط موثر

  يكي از قديميترين شيوه هاي ايجاد ارتباط موثر را "ميلتون اريكسون" ارائه داده است، او مشهورترين پزشك متخصص هيپتونيزم بود و مي توانست بر مقاوم ترين بيماراني كه ساير روان درمانگرها توان خواب كردن آنان را نداشتند غلبه كند. روش مورد استفاده " اريكسون" را "همگام شدن" ناميده اند.

در اين مضمون براي همگام شدن با بيمار در موضع او قرار ميگيريد و تا حدي كه موافق هستيد با او هم راي و همصدا ميشويد. همگام شدن روش ويژه اي براي برقراري ارتباط موثر با اشخاص است. در اين روش با جلب دوستي ديگران به آنان كمك مي كنيد.

همگام شدن با ديگران روشهاي مختلفي دارد. مي توانيد با روحيه، با زبان بدن و انگاره هاي سخن وري او(لحن صدا و بلندي و كوتاهي آن و كلمات و عبارات و تصاويري كه شخص از آن استفاده مي كند)و يا باورها و اعتقادات اشخاص همگام شويد. هرچه دامنه درك و رفتار شما وسيعتر باشد، ساده تر مي توانيد با انواع طرز رفتار ديگران و يا انواع تيپهاي شخصيتي آنان كنار بياييد.

با روحيه ديگران همراه شويد

هر كس با هر روحيه اي خواهان معاشرت و همراهي است. درست به همان گونه كه كه اشخاص بيكار و ناباب، دوستاني هم طراز خود انتخاب مي كنند،اشخاص مشتاق و بشاش هم مي خواهند با اشخاصي مانند خود معاشرت كنند.

درحاليكه بعضي ها وقتي صبح از خواب برميخيزند كاملا مطيع و مقهور هستند، گروه ديگري، برعكس و نقطه مقابل گروه نخست هستند و وقتي از خواب برمي خيزند كاملا بيدار و گوش به زنگ هستند.

دنيا لزوما به طور يكسان ميان اين دو گروه تقسيم نشده است. اما اگر روزي با چشمان كاملا باز سركار بياييد و با همكار خود كه هنوز خواب را در چشمان پف كرده اش احساس مي كنيد، روبرو شويد و بايد با او ارتباط برقرار كنيد، بهتر است لحن صداي خود را با روحيه او تطبيق دهيد.

به همين شكل اگر شخصيت خونسردي هستيد توصيه مي شود راهي براي نيرو دادن به خويشتن بيابيد. بي حالي و رخوت شما احتمالا با روحيه كسي كه مي خواهد برق چشمان شما را ببيند مطابقت نمي كند. "ويليام جيمز" در اين مورد مي گويد:"به نظر مي رسد كه عمل از احساس شما تبعيت مي كند. اما در واقع عمل و احساس دست در دست هم دارند. مي توانيم با تنظيم عمل كه بيشتر تحت كنترل ماست به طور غير مستقيم احساس رانيز منظم و كنترل كنيم."

او در ادامه مطلب مي گويد:" بنابراين راه بشاش شدن اين است كه خندان بنشينيد و با شور و شوق به اطراف خود نگاه كنيد و طوري حرف بزنيد و رفتار كنيد كه انگار كاملا بشاش هستيد. اگر اين طرز برخورد شما را شاداب نكرد، هيچ عامل ديگري نمي تواند چنين كاري كند و به عبارت ديگر اگر احساس خمودگي مي كنيد، خود را بشاش نشان دهيد، ديري نميگذرد كه احساس بشاش بودن ميكنيد."

اشخاص كساني را دوست دارند كه مانند خود آنها باشند. اگر شما پرحرارت باشيد و بخواهيد روي كسي كه به مراتب از ذوق و شوق كمتري برخوردار است اثر بگذاريد، بايد از روشهاي همگام شدن استفاده كنيد. در اين مورد زماني را انتخاب كنيد كه كه فرد مخاطبتان در وضعيت روحي و جسمي مناسبي قرار داشته باشدو در غير اينصورت ممكن است نقطه نظر شما با مقاومت شديدي روبرو شود كه البته به معناي ضعيف بودن نقطه نظر شما نيست، بلكه ناراحتي مخاطب شما مي تواند باعث بروز اين مساله شده باشد.

اهميت همگام شدن را مي توان اينگونه تعريف كرد:"وقتي شما با كسي همگام مي شويد در واقع به او مي گويي، من مثل تو هستم و مي تواني روي من حساب كني."

همگام شدن راهي براي ايجاد اعتماد و اطمينان در طرف مقابل است. البته راههاي ديگري نيز براي كسب اعتبار و جلب نظر موافق مخاطب وجود دارد، از جمله مي توان به استفاده از زبان و كلام مناسب اشاره كرد.

همگام شدن روش فوق العاده مفيدي بوده كه در مورد هر رويارويي و گفت و گويي مصداق دارد.همگام شدن با روحيه يا رفتار ديگران هميشه ساده نيست. اما دست كم مي توانيد در حد رفتار ديگران ظاهر شويد. پديده اي كه با آن روبرو هستيم اين است كه وقتي با كسي همگام مي شويد، در قدم بعدي، او همگام با شما شده است. يكي از بهترين راههاي تغيير رفتار ديگران اين است كه ابتدا خود را با يك يا جند جنبه از رفتار او همگام نماييد وبعد خود را تغيير دهيد. اگر شما شخصيت غيرقابل انعطافي براي خود برنامه ريزي كرده باشيد، از انعطاف لازم براي اينكه در سطح ديگران ظاهر شويد برخوردار نخواهيد بود. اما اگر دامنه روحيه شما از مخاطبتان متغيرتر و انطباق پذيرتر باشد، نه تنها مي توانيد خود را در سطح او قرار دهيد و رابطه مؤثر ايجاد كنيد، بلكه مي توانيد آنها را در جهتي جديد كه مورد نظر شماست به حركت درآوريد. اگر در سطح ديگران ظاهر شويد آنها براساس راهنمايي و هدايت شما حركت خواهند كرد.

بفهميم كه ديگران چگونه مي فهمند

افراد مختلف اطلاعات را به شيوه هاي مختلف پردازش مي كنند، طرز اين پردازش در برقراري ارتباط نقش مهمي دارد. البته ارتباط در اينجا به معناي برخوردهاي متفاوت با اشخاص متفاوت است. در اين زمينه، هر يك از افراد بايد طوري با يكديگر ارتباط برقرار كنند كه مخاطبشان بتواند آن را درك كند، زيرا هر انساني در هر لحظه در شرايط ادراكي ويژه اي بسر مي برد. در اين زمينه "رابرت سومر"پروفسر روانشناس مي گويد:" اشخاص تصويري از دنياي احساسي متفاوتي در مقايسه با ديگران دارند." حال، براي اينكه منظور خود را به ديگران منتقل كنيد، ابتدا بايد بفهميد كه آنها چگونه مي فهمند و يا دستكم براي درك كردن چه كوششي به خرج مي دهند. وقتي بدانيد ديگران اطلاعات را چگونه پردازش مي كنند، مي توانيد اطلاعات خود را به گونه اي انتقال دهيد كه با درك آنها همخواني داشته باشد. همچنين بايد بدانيد كه افراد شيوه ارتباطشان چگونه است و ادراك آنها از چه راهي صورت مي پذيرد. زيرا افراد و مخاطباني كه با آنها در ارتباط هستيم داراي شيوه هاي ارتباطي  و ادراكي متفاوتي هستند، كه اگر از آنها اطلاع داشته باشيم، مطمئنا در برقراري ارتباط با آنها، فهم و درك آنها و گفته هايشان در وضعيت بهتري قرار خواهيم گرفت و امكان بيشتري براي موفقيت نفوذ در آنها به وجود خواهد آمد. بر همين اساس انسانها را به دسته هاي زير تقسيم كرده ايم:

الف- اشخاص پديداري(تصويري)

اين افراد دنياي رواني خود را بر اساس تصاوير و فضاسازي تنظيم مي نمايند. اين افراد فضا را دوست دارند و دوست داراند كه با شما ارتباط نزديكتري داشته باشند و بيشتر تعامل شخصي را دوست دارند. اين افراد از واژه هايي مانند من تصور ميكنم، فضاي اجتماعي اينگونه به نظر مي رسد و... استفاده كرده و اغلب در انتهاي جلسات مينشينند.

ب- اشخاص احساسي(همجواري)

دنياي رواني خود را با احساسهاي دروني و بيروني ترسيم مي كنند و واژه هاي احساسي مانند دوست دارم، احساس مي كنم و... بيشتر استفاده مي كنند. از نظر ارتباط خيلي به شما نزديك مي شوند هرچند كه ممكن است فكر شود حالت تهاجمي دارند و بيشتر ميز و صندلي خود را نزديك به شما مي گذارند و در جلوي جلسات مي نشينند.

ج- اشخاص شنيداري(صوتي)

اين افراد دنياي رواني خود را با صداها دارند.آنها به چشمان مخاطب خود نگاه نمي كنند و گوش خود را ميزان كرده اند. ضمن مكالمه يا ارائه يك مطلب ممكن است به نقطه ديگري نگاه كنند، زيرا آنان با گوش فرا دادن سعي به گرفتن مطالب مينمايند. قصد بي ادبي و بي اعتنايي ندارند و سعي ميكنند آنچه گفته مي شود را بفهمند. اين افراد بجاي خوب فهميدي ميگويند خوب شنيدي و از زير و بم صدا خوششان مي آيد.

د- اشخاص ارقامي(زباني)

اين گروه تركيبي از سه دسته پيشين هستند. آنان قبل از اينكه بتوانند دنياي رواني خود را ترسيم كنند، مجبورند دريافتهاي خام حسي را به يك زبان خاص، از طريق كلمات، اعداد يا علايم كامپيوتري منتقل نمايند. آنها دوست دارند اطلاعات مكتوب و به سبك منطقي به آنان ارائه شود، واژه ها بايد تعريف شده باشند و از نظر املائي، علايم نقطه گذاري، دستوري، حواشي و صفحه بندي درست باشد و همچنين عناوين، پاراگرافها و فواصل كوتاه را در نگارش دوست دارند. براي جلب توجه آنها كافيست بخشهايي از پيام بصورت 1- 2- 3 و يا الف- ب- ج تنظيم شود.

چگونه شرايطي فراهم آوريم كه ديگران ما را درك كنند

وقتي از شيوهء مورد علاقه شخص مخاطب خود و اطرافيان استفاده مي كنيد، آنها به اقدام و خواستهء شما پاسخ مثبت ميدهند. ممكن است مجبور باشيد كه كمي بيشتر تلاش كنيد، اين تلاشي ارزشمند است كه به اجرا و انجام آن مي ارزد، زيرا در وقت و نيروي آينده شما صرفه جويي مي كند . شخص مخاطب شماو اطرافيانتان نيز از اقدامي كه كرده ايد استقبال خواهند كرد زيرا مي فهمند كه براي تماس با شما از چه شيوهاي بايد استفاده كنند تا آنها را به نتيجه دلخواهشان برساند. يكي از بهترين راههاي كسب اطلاع در اين زمينه كه مخاطب شما چه روشي را مي پسندد اين است كه از او مستقيما سوال كنيد و نظرش را جويا شويد در مواقعي كه اطلاع يافتن از روش برقراري ارتباط با اطرافيان و مخاطبان دشوار به نظر مي رسد، بهتر است از روش آزمايش و خطا استفاده كنيد. به عبارت ديگر اگر ندانيد كه آنها از ميان انواع شخصيتهاي ارتباطي ديداري ،شنيداري،احساسي، ارقامي كدام را بيشتر مي پسندند، مي توانيد در فواصل صحبتها با او گاهي لحظه اي مكث كنيد و از او بپرسيد : ( آيا اين نقطه نظر را قبول داريد؟)،(آيا مي توانيد خود را ببينيد كه به اين روش كار ميكنيد؟) يا ( اين مطلب به نظرتان چگونه است؟)،....

اگر نتوانيد پاسخ مورد نظرتان را دريافت كنيد به روش ديگري متوسل شويد. مثلا از روش ديداري به روش شنيداري روي آوريد و اگر روش شنيداري خواسته شما را برآورده نساخت ، از روش احساسي استفاده كنيد.

يكي از اشتباهات رايجي كه اشخاص مرتكب مي شوند اين است كه وقتي از مخاطب خود جواب مساعد نمي گيرد، فورا فرض را بر اين مي گذارند كه روش مورد استفاده آنان مناسب  نبوده، حال آنكه در واقع ممكن است روش مورد استفاده آنان مناسب بوده باشد و خود آنان نتوانسته اند به شكل مناسب و حساب شده از روش مورد اشاره استفاده كنند. در واقع تقصير از خود شخص است كه نمي تواند با مخاطب خود ارتباط سازنده و مؤثر برقرار كند. با داشتن انعطاف در سبك رفتاري مي توانيم از يك شيوه ادراكي به شيوه ديگر روي آوريم، مي توانيم به اشخاص بيشتري دسترسي پيدا كنيم و آنان نيز به نحو بهتري از خواسته هاي ما آگاه مي شوند. اين كار به ما امكان مي دهد كه همكاري و حمايت آنان را جلب كنيم.

مردم را دوست داشته باشيد

موفقيت هر شخصي به حمايت ديگران بستگي دارد پس مردم را دوست داشته باشيد تا شما را دوست داشته باشند و از شما حمايت كنند. شما در انجام كارهايتان به حمايت و پشتيباني آنها نياز داريد، زيرا برخي از كارها فقط با همكاري ديگران امكانپذير خواهد بود. ولي در اين مورد همواره به ياد داشته باشيد كه با چه كساني ارتباط داريد و چه كساني از شما حمايت مي كنند.

هنر شناخت و ارتباط با افراد با تملق ها و چاپلوسيهاي رايج بسيار متفاوت مي با شد. برخي سعي دارند با تملق به اهداف خود دست يابند. تملق يقينا تباه كننده هر رابطه مپبت است. همكاري با ديگران مستلزم شناختي عميق از شخصيت آنهاست واز اين طريق است كه به اطلاعاتي دست مي يابيدو در مذاكرات و مباحثات به كارتان خواهد آمد.

رعايت نكات زير از شما مصاحبي صديق و مطلع مي سازد:

§    سعي كنيد روحيه اطرافيان خود را خوب بشناسيد.

§    با آگاهي از قلق هرسيم. وقتي روابط حسنه نيست حتي يك فصل كلمه براي مخابره پيام كافي نيست زيرا معاني را نميتوان در كلمات يافت، معاني در اشخاص هستند.

نكته مهم در ارتباط موثر رابطه شخص با شخص است، به محض اينكه با كسي اينگونه ارتباط برقرار ميكنيم در يكديگر اعتماد و اطمينان به وجود مي آوريم. در همين زمينه ببينيد كه ملاقات خصوصي مديران با كاركنان و صحبت خصوصي با يك مشتري يا موكل تا چه اندازه اهميت دارد.

نقشه و قلمرو :

ايجاد روابط هماهنگ و رسيدن به تفاهم متقابل مي تواند دشوار باشد، همه ما در دو دنيا زندگي ميكنيم. يكي دنياي خصوصي ذهني كه در سر ماست و ديگري دنياي عيني كه بيرون از ما قرار دارد. ميتوانيم اولي را نقشه هاي شخصي و دومي را قلمرو در نظر بگيريم.

هيچ كس نقشه صد در صد كامل و بي كم و كاستي از قلمرو و يا دنياي عيني و حقيقي ندارد، هر ا ز گاهي تجاربي پيدا مي كنيم كه استنباط يا نقشه ذهني ما از قلمرو يا از جهان عيني را تغيير مي دهد. وقتي اين اتفاق مي افتد، رفتارمان تغيير ميكند و استنباط جديدي پيدا مي كنيم. در واقع سريع ترين راه تغيير رفتار يك شخص اين است كه نقشه يا قالبهاي استنباطي او را تغيير دهيم و اين كار ميسر نيست مگر اينكه به آن شخص نقش يا مسئوليت جديدي واگذار كنيم ويا او رادر موقعيت متفاوتي قرار دهيم.

مهارت و امنيت :

مهارتهاي ارتباطي شبيه يك كوه يخ شناور هستند، بخش كوچكي از كوه يخ شناور كه از آب بيرون آمده سطح مهارت ارتباط است. توده عظيم كوه يخ كه پنهان از ديد ماست سطح عميق تري را در بر گرفته است مي توانيم اين سطح را مبناي امنيت شخصي در نظر بگيريم، براي اينكه بهبود بلند مدت معني داري در توانايي برقراري ارتباط خود ايجاد كنيم بايد به دو سطح مهارت و امنيت توجه داشته باشيم.

ارتباط موثر مستلزم مهارت است، براي بهبود مهارتهاي ميان فردي بايد تمرين كرد و احتياج به صرف وقت دارد ولي متاسفانه بعضي ها اصلاً علاقه اي به آموختن مهارتهاي جديد ندارند و نمي خواهند در مقام بهبود مهارتهاي همدلانه باشند.

گوش فرادادن با تمام وجود به گفته ديگران به امنيت خاطر بسيار زيادي احتياج دارد، آسيب پذيريهاي انسان را بروز ميدهد. ممكن است تغيير كنيم و اگر در اعماق وجود خود احساس عدم امنيت كنيم جرات تغيير يافتن را به خود نخواهيم داد و خيليها از دور نماي تغيير وحشت دارند. اگر در اثر گوش دادن همدلانه تغيير كنيم و يا تحت تاثير قرار بگيريم بايد بتوانيم بگوئيم كه : "اشكالي ندارد، تفاوت چنداني ايجاد نمي كند." زيرا اعماق وجود ما بدون تغيير باقي مانده است. در اعماق وجود ما مجموعه ارزشها و احساساتي وجود دارند كه خويشتن حقيقي ما را نشان مي دهد.احساس ارزشمندي كه مستقل از رفتار ديگران با ماست اين خويشتن مخدوش نشدني هويت واقعي ماست.

منطق و احساس :

ارتباط موثر ايجاب مي كند كه به زبان منطق و احساس صحبت كنيم، زبان منطق و زبان احساس دو زبان متفاوت هستند و در اين ميان زبان احساس و عاطفه بسيار قدرتمندتر و انگيزه بخش تر است. به همين دليل است كه مي گوييم بايد با تمام وجود يعني ابتدا با چشمان و با دل گوش كنيم و بعد از گوشهايمان براي شنيدن استفاده نماييم.

 براي ابراز موثر نقطه نظر خود بايد نظرات ديگران را درك كرد.

همدردي و همدلي :

توجه با تمام وجود ، حضور داشتن كامل، خود را به جاي ديگران گذاشتن و از دريچه چشم آنان نگاه كردن مستلزم شجاعت، شكيبايي و احساس امنيت خاطر است، به معناي آمادگي براي يادگرفتن و تغيير كردن است، به معناي رفتن به اذهان و دلهاي ديگران به منظور نگاه كردن از زاويه ديد آنان است. بدين معنانيست كه احساس آنها را داشته باشيد،اين همدردي است. بلكه منظور اين است كه احساس آنها را درك كنيد و ببينيد كه چگونه به دنيا نظر مي كنند، اين همدلي است. همدلي شما را پذيرا، باز و گشوده نگاه مي دارد، ديگران احساس مي كنند كه چيزي مي آموزيد. به اين نتيجه مي رسند كه نفوذ پذير هستيد. براي نفوذ بر ديگران ، آنها ابتدا بايد به اين نتيجه برسند كه ميتوانند روي شما نفوذ كنند.

وقتي گوش دادن را مي آموزيم و براي فهميدن تلاش مي كنيم ، درباره ارتباط به درك تازه اي مي رسيم. به اين نتيجه مي رسيم كه استفاده از ذهن براي غلبه بر دل تلاشي بيهوده است. به اين نتيجه مي رسيم كه كه با دو زبان روبرو هستيم، يكي زبان منطق و ديگري زبان احساس و اينكه اشخاص بيش از آن مقدار كه فكر مي كنند از روي احساس خود حرف مي زنند، به اين نتيجه مي رسيم اگر ميان اشخاص احساس خوبي وجود نداشته باشد، تحت تاثير موانع احساسي نمي توانند به زبان منطق با هم حرف بزنند. ارتباط موضوعي مربوط به اعتماد كردن به ديگران و پذيرفتن آنهاست و پذيرفتن عقايد و احساسات آنهاست. پذيرفتن اين حقيقت است كه آنها متفاوت از ديگران هستند و اينكه خود را بر حق مي دانند.

 http://ertebatat85.blogfa.com/post-58.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۹:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

  ۳۱- تمرين برقراري ارتباط با مخاطبان و شنوندگان

۲

اسرار و روش هاي ارتباط اثرگذار تجاري و اجتماعي

مقدمه

انسان ها بيش از 75% از زمان خود را صرف برقراري ارتباط با ديگران مي كنند. بديهي است كه ريشه اصلي بسياري از مشكلات عمده ارگان ها عدم توانايي كاركنان در برقراري ارتباط كلامي است. بايد توجه داشت كه برقراري ارتباط كلامي صحيح در روابط ميان فردي، ميان گروهي، فراگروهي، سازماني و يا هر گونه ارتباط ديگر به عنوان يكي از اساسي ترين مولفه هاي پيشرفت و موفقيت كليه ارگانها و سازمانها محسوب مي شود.

در اين قسمت قصد داريم تا روند كلي "ارتباط" را براي شما تشريح كرده و پس از آن به تحليل و بررسي تكنيك هاي مديريت مقوله هاي دشوار ارتباطي بپردازيم.

فرايند برقراري ارتباط كلامي

اگرچه همه ما از دوران نوزادي در حال برقراري ارتباط با اطرافيان خود هستيم، اما بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه روند انتقال اطلاعات از يك فرد (يا گروه) به ديگران پروسه بسيار پيچيده اي است كه احتمال بروز اشتباهات زيادي در آن ديده مي شود.

با يك مثال ساده توجه شما را به قسمتي از اين اشتباهات جلب مي كنيم؛

كارمند خانم: من فردا مجدداً نمي توانم سر كار بيايم. به دليل بارداري احساس تهوع شديد دارم و پزشكم به من توصيه كرده كه ساعات كاري ام را كاهش داده و نيمه وقت كار كنم.

كارفرما: اين بار سومي است كه نمي تواني بيايي، كارهاي زيادي براي انجام دادن داري و همه آنها به تعويق افتاده و به جاي تو ما مجبور هستيم كه كارهايت را انجام دهيم و با اين طرز كار كردن همه را به دردسر انداخته اي.

فرايند انتقال پيام
 

پيام ارسالي
 

تبديل تمايلات ذهني به كلام توسط فرستنده همراه با چند اشتباه احتمالي
 

تحليل داده ها توسط گيرنده همراه با چند اشتباه احتمالي
 

پيام دريافتي
 

در حين فرايند انتقال داده ها برخي از معاني از ميان مي روند و پيامي كه گيرنده دريافت مي كند با آنچه فرستنده قصد انتقال آن را داشته تفاوت زيادي مي كند. اين امر به ويژه در ارتباطات ميان فرهنگي كه زبان گيرنده و فرستنده يكي نيست به كرات مشاهده مي شود، البته اين امر در ميان افرادي كه داراي زبان مشترك هستند نيز به وفور ديده مي شود.

اجازه دهيد يك بار ديگر به مثالي كه در بالا به آن اشاره كرديم برگرديم. خانم قصد داشت يك پيغام خيلي ساده را به رئيس خود برساند: اينكه به دليل حالت تهوع نمي تواند سر كار خود حاضر شود. در وهله اول بايد افكار خود را به كلمات تبديل نمايد و اين اولين منبع ايجاد اشتباه است. از آنجايي كه احساس مي كند همكارانش به اندازه كافي حس همدلي و دلسوزي نداشته و شرايط او را درك نمي كنند قدري ناراحت است. همكارانش تصور مي كنند به دليل غيبت هاي طولاني او تحت فشار قرار گرفته اند؛ آنها با خود فكر مي كنند كه اگر باردار است چرا مرخصي نمي گيرد؟ اما خانم به حقوقش نياز دارد و اگر مرخصي بگيرد مرخصي بدون حقوق به او مي دهند و شرايط زندگي بدتر از قبل مي شود.

به دليل وجود يك چنين مشغوليت هاي ذهني، انتقال يك پيام ساده به يك امر دشوار تبديل مي شود. او با حرف هايي كه مي زند صرفاً توده اي از احساسات پيچيده خود را به طرف مقابل انتقال مي دهد و پيام خود را با افكار آشفته اي در مورد بارداري، مسئوليت مادري، وظايف شغلي، و آينده پيچيده تر مي كند.

او پيش خود تصور مي كند كه تنها يك پيام را انتقال داده، اما حرف هاي او وراي يك پيام هستند و بسته به مدت زمان مكالمه، لحن صدا، و طرز بيان كلمات ممكن است طرف مقابل برداشت هاي مختلفي از صحبت هاي او داشته باشد.

به طور مشابه كارفرما نيز در حين دريافت پيام همين مراحل را طي كرده و بسته به دانش فردي همه چيز را در ذهن خود تجزيه و تحليل مي نمايد. او پيامي را كه دريافت كرده در ذهن خود رمز گشايي مي كند و از آن برداشت هاي شخصي مي كند. او فقط اين پيام را دريافت نكرده كه خانم نمي تواند سر كار خود حاضر شود بلكه با توجه به حرف هاي او در حال حاضر كارفرما تصور مي كند كه وي فردي خونسرد، بي علاقه به كار، سهل انگار، و بي ملاحظه است. شايد منظور خانم اصلاً چنين چيزهايي نبوده باشد اما اين چيزي است كه رئيسش از حرف هاي او برداشت كرده.

مي توان گفت كه انتقال پيام كار دشواري است چراكه در همه مراحل احتمال بروز اشتباه وجود دارد. همانطور كه در جدول بالا مشاهده مي كنيد از زمانيكه پيام از فرستنده به گيرنده مي رسد در 4 مرحله مختلف امكان بروز اشتباه وجود دارد و روانشناسان اجتماعي بر اين باروند كه در مسير انتقال پيام از فرستنده تا گيرنده چيزي در حدود 40% تا 60% احتمال اتلاف معاني وجود دارد. به همين دليل افراد بايد از اين مشكلات آگاه بوده و در حين انتقال و يا دريافت پيام ها مراقب باشند كه دچار يك چنين اشتباهاتي نشوند و با دقت و نكته بيني تا آنجايي كه امكان دارد ميزان بروز اين اشتباهات را به حداقل برسانند.

همچنين بايد توجه داشت كه نيم بيشتري از برداشت هاي افراد به فاكتورهاي غير كلامي بستگي دارد و مواردي نظير: لحن، حالت چهره، ژست فردي و زبان بدني در اين قسمت نقش مهمي را بازي مي كنند.

موانع موجود بر سر راه ارتباط موفق

در حين برقراري ارتباط موانع زيادي وجود دارند كه سد راه ارتباط موفق مي شوند. اين امر به ويژه در محيط كار كه افراد شناخت كاملي نسبت به هم ندارند اتفاق مي افتد. در اين قسمت چند نمونه از موارد مشكل زا را براي شما مطرح مي كنيم:

·     زبان؛ انتخاب واژگان مناسب روي كيفيت ارتباط تاثير مي گذارد.  زبان ابراز عيني بيان يك پديده و اثر كلامي وقايع طبيعي است كه متاسفانه فضاي زيادي براي سوء برداشت و تحريف معاني در آن وجود دارد. در مثال بالا زمانيكه كارفرما مي گويد: "اين سومين روزي است كه غيبت مي كني" هر كس بنا به موقعيت فردي خود مي تواند برداشت متفاوتي از اين جمله داشته باشد. كارمند خانم تصور مي كند كه رئيسش نسبت به وضعيت حاد سلامت او بي تفاوت است. كارمندان ديگر كارشان زياد شده و اين را حق خود نمي دانند كه كارهاي يك نفر ديگر را هم انجام دهند. بايد دانست كه افراد مختلف معاني متفاوتي را به واژگاني كه مي شنوند مي دهند.

·         حالت تدافعي گرفتن، دريافت تحريف شده، احساس گناه، كژ انديشي، و پيش زمينه نادرست فكري در گذشته

·         سوء تدبير از حركات بدني، آهنگ و لحن صدا، و ساير برداشت هاي نادرست از زبان غير كلامي

·         تناقض و ناهماهنگي در بيان و انتقال اطلاعات

·         تكاپو براي رسيدن به قدرت

·         حدس و گمان هايي كه تنها رضابت فردي را به همراه دارند

·         برداشت هاي ناصحيح از يك موقعيت معين

·         تفاوت طرز تفكر افراد

·     درك ناصحيح؛ افراد نسبت به محرك هاي موجود در يك محيط از خود واكنش هاي متفاوتي را نشان مي دهند. هر يك از ما براي رسيدن به عمق مطالب ميانبرهاي مخصوص به خود را دارد. در مسير عبور از اين ميانبرها است كه فرد دچار اشتباهات زيادي مي شود. از جمله مهمترين اين سوء برداشت ها تصورات قالبي و كليشه اي از ديگران است. چه بسيار اتفاق مي افتد بدون اينكه شخصيت طرف مقابل را ارزيابي كنيم، تنها به اين دليل كه وابسته به ارگان و يا سازمان خاصي است در مورد او قضاوت مي كنيم.

·     تجربيات شخصي؛ زماني كه مي خواهيم مسئله اي خاص را در ذهن خود تحليل و بررسي نماييم عموماً رجوع مي كنيم به تجربياتي كه در گذشته در مورد آن كسب كرده ايم.

·     اختلافات فرهنگي؛ ارتباط زماني به موفقيت مي رسد كه طرفين برقراري يك رابطه اطلاعات دقيقي از ارزش ها، علايق، و مفروضات طرف مقابل در ذهن خود داشته باشند و اين امري است كه فراي مرزهاي جغرافيايي مي گنجد.

رمز گشاي سيگنالهاي غير كلامي

تحقيقات متعدد گوياي اين مطلب هستند كه 90% برداشت هاي گيرنده از روي محرك هاي غير كلامي است كه از سوي فرستنده ي پيام ارسال مي گردد. گاهي اوقات ممكن است فرد چيزي بگويد اما منظورش به طور كلي چيز ديگري باشد.

ارتباط غير كلامي را مي توان به بخش هاي زير تقسيم بندي كرد:

1- بصري

2- بساوايي

3- آوايي

4- زمان، مكان و تصوير مخصوص

ارتباط بصري

حالت صورت، حركت چشم ها،  ژست، فيگورهاي مختلف، و حركت دست و پا تحت عنوان زبان بدني شناخته مي شوند. صورت بزرگترين مرجع برداشت بصري است. همه ما براي اينكه ببينيم ديگران واقعاً چه مي گويند و چه احساسي دارند علائم موجود در صورتشان را مي خوانيم. البته مي بايست در ارتباط ميان فرهنگي قدري محتاطانه تر عمل كنيم چراكه علائم معين در فرهنگ هاي مختلف داراي معاني متفاوتي هستند. به عنوان مثال "توافق" در فرهنگ امريكايي با تكان دادن "پايين و بالا" سر مشخص مي شود، اين در حالي است كه در فرهنگ هند با تكان دادن سر به سمت "چپ و راست" نشان داده مي شود.

حالت قرار گرفتن بدن و نحوه ايستادن هم در دريافت مفاهيم مفيد هستند. از روي آن مي توان به حالاتي نظير: اعتماد به نفس، عصبانيت، ترس، ظن و گمان، احساس گناه، و يا اضطراب و هيجان پي برد. همچنين نحوه دست دادن نيز از اهميت بالايي برخوردار مي باشد.

ارتباط بساوايي

اين نوع برداشت كه به حس لامسه مربوط مي شود از طريقه برقراري ارتباط "لمسي" براي انتقال اطلاعات و مفاهيم بهره مي گيرد. از جمله ارتباطات بساوايي مي توان به نحوه دست دادن، ضربه زدن به پشت فرد، دست انداختن به دور بازوهاي طرف مقابل، بوسيدن، و در آغوش گرفتن اشاره كرد.

برداشت آوايي

معني واژگان تنها با تغيير لحن و تن صدا به طرز باورنكردني تغيير پيدا كنند. به عنوان مثال ببينيد كه به چند شيوه مي توانيد "نه" را ادا كنيد. بسته به لحن صداي شما "نه" مي تواند بيانگر معاني مختلفي از قبيل: ابراز ترديد، ترس، تعجب و خشم را دربرگيرد.

برداشت زماني

استفاده از زمان مناسب توانايي ما در انتقال اطلاعات را دو چندان مي كند. اين امر مبين آن است كه ما چگونه به موقعيت خود نگاه مي كنيم و قدرت ما در ارتباطي كه برقرار نموده ايم چه اندازه است.

برداشت مكاني

براي بيشتر افراد چندان خوشايند نيست كه در حين گفتگو طرف مقابل بيش از اندازه به آنها نزديك شود. در اين حالت فرد احساس مي كند فضاي اختصاصي اش اشغال و به حريم شخصي اش تجاوز شده است. به همين دليل افراد ترجيح مي دهند كه فاصله معيني را ميان خود و سايرين قائل شوند. همچنين تعداد زيادي از افراد نيز هستند كه سعي مي كنند تا حتي الامكان فضاي اختصاصي خود را افزايش دهند تا به واسطه آن هم قدرت و تسلط بيشتري پيدا كنند و هم بتوانند ارتباط اجتماعي قوي تري را با ديگران پايه ريزي نمايند. بزرگسالان اين كار را با ديوار كشيدن ميسر مي كنند و كوچكترها با ژاكت، مداد، و يا كاغذ قلمرو اختصاصي ميان خود و همكلاسي هايشان را معين مي كنند. كليه انسانها تمايل زيادي به كنترل و محافظت از سيطره شخصي خود دارند و اين فضا را به نزديكترين دوستان و صميمي ترين افراد خانواده اختصاص مي دهند. در قلمرو شخصي مسافت 1 متري متعلق به خانواده و دوستان نزديك است. فضاي اجتماعي از 2 تا 5 متر به بعد آغاز مي شود (كه به طور اخص در معاملات تجاري مي بايست رعايت شود) و از 5 متر به بالا مخصوص كنفرانس ها و سخنراني هاست.

البته ريسك تعميم دادن تصورات كليشه اي در اينجا هم وجود دارد. امريكايي ها و اروپايي ها در حين محاوره حتي الامكان فاصله خود را دور نگه مي دارند و از دست زدن به يكديگر پرهيز مي كنند. اين در حالي است كه عرب ها و مكزيكي ها نزديكتر ايستاده و ارتباط لمسي بيشتري برقرار مي كنند.

براي برقراري ارتباط ممكن است از "اشيا" هم كمك گرفته شود و مي تواند شامل وسايل گرانقيمت براي جلب توجه طرف مقابل، عكس، پوستر، بروشور و ... باشد.

برداشت تصويري

تصاوير ظاهري هم نقش موثري را در انتقال اطلاعات بازي مي كنند. به عنوان مثال طرز لباس پوشيدن گوياي مطالب زيادي در ارتباط با ارزش ها و انتظارات شخصي شماست.

سيگنالهاي غير كلامي حاوي 5 مفهوم اصلي هستند

1- تكرار: مي توانند بازتاب دهنده همان پيامي باشند كه فرد به صورت كلامي ارسال نموده است.

2- تضاد: مي توانند دقيقاً نقطه مقابل پيامي باشند كه فرد در حال ارسال آن است.

3- جايگزيني: مي توانند جايگزين يك پيام كلامي باشد. به عنوان مثال طرز نگاه فرد مي تواند تصويري به مراتب روشن تر از آنچه بر زبان مي آورد را با خود به همراه داشته باشد.

4- مكمل: مي توانند يك پيام تكميلي را به پيام كلامي اضافه كنند. رئيسي كه شانه ي يكي از كارمندان را به نشانه تمجيد لمس مي كند، تاثير تشكر و ارادت او به مراتب بيشتر حس خواهد شد.

5- تاكيد: ارتباطات غير كلامي توانايي آن را دارند كه بر پيام هاي كلامي تكيه بيشتري افزوده و يا آنها را ملايم تر جلوه دهند. به عنوان مثال كوبيدن بر روي ميز مي تواند مبين نوعي پيام خاص به منظور تاكيد بيشتر باشد.

البته لازم به ذكر است كه معاني برخي از اين حركات غير كلامي در فرهنگ هاي مختلف متفاوت است. به عنوان مثال نشان دادن انگشت شست در فرهنگ امريكايي به معناي نظر مثبت يا همان "OK" مي باشد؛ اين در حالي است كه در برخي فرهنگ هاي خاور ميانه اين علامت به عنوان نوعي توهين تلقي مي شود.

رشد مهارت هاي ارتباطي: شنونده خوبي باشيد

در برخي شرايط شما نيازمند آن هستيد كه اطلاعاتي را از طرف مقابل دريافت نماييد. براي اين كار بايد مهارت "گوش دادن" را تقويت نماييد. در زير تكنيك هايي به منظور ارتقاي هر چه بيشتر هنر شنيدن را به شما آموزش مي دهيم كه با استفاده از آنها مي توانيد در روابط اجتماعي به موفقيت بيشتري دست پيدا كنيد:
•صادقانه و با اظهار همدلي به حرفهاي طرف مقابل گوش دهيد.
•اصل موضوع را تحليل و بررسي كنيد و نه گوينده را؛ پيش از قضاوت همه موارد جزئي و كلي را موشكافي نماييد.
•از تكنيك هاي چندگانه براي رسيدن به برداشت صحيح از حرف هاي طرف مقابل استفاده كنيد، به عنوان مثال در مورد حرف هايي كه زده از او سوال بپرسيد و قسمت هايي از گفته هايش را تكرار كنيد تا از صحت درك خود اطمينان كافي كسب كنيد.
•حركات بدني خود را در وضعيت فعال نگه داشته و حواس خود را كاملاً متمركز كنيد.
•از او بخواهيد تا آنجايي كه امكان دارد جزئيات مطالب را براي شما شرح دهد.
•با اشتياق نسبت به گفته هايش واكنش نشان دهيد تا مطمئن شود كه شما حرف هايش را به خوبي درك كرده ايد. با اين شيوه طرف مقابل راحتتر به صحبت هايش ادامه خواهد داد.
•در مورد احساسات دروني اش از او سوال بپرسيد.
•براي سخنانش ارزش قائل شويد، در حين مكالمه او را كوچك نكرده و شخصيتش را بي ارزش نسازيد.
•ارتباط روحي با گوينده برقرار كنيد و خود را جدا از او ندانيد.
•سعي نكنيد كنترل 100% گفتگو به دست شما باشد. به طرف مقابل هم به اندازه كافي ميدان دهيد.
•عكس العمل تند نسبت به واژه هاي احساسي از خود نشان ندهيد. در عوض ببينيد مقصود گوينده از بيان آنها چيست.

منبع اصلي ايجاد مشكل در گفتگو ها ماهيت دروني اغلب انسانهاست. بيشتر ما در مكالمات روزمره خود حالت تدافعي به خود مي گيريم. زمانيكه كسي از ما انتقاد مي كند و يا اشتباهات و نقاط منفي مان را گوشزد مي كند حس خوبي پيدا نمي كنيم و مي خواهيم با آنها مقابله به مثل كنيم. بايد سعي كنيد اين حالت را تحت كنترل خود درآوريد. زمانيكه افراد مورد تهديد قرار مي گيرند سعي مي كنند از خود دفاع كنند، البته اين يك امر كاملاً طبيعي است. اين نوع حالت تدافعي مي تواند شامل پرخاشگري، عصبانيت، و حس رقابتي باشد. يك شنونده ماهر از كليه چنين مشكلات بالقوه اي آگاه است و كارهاي لازم براي تعديل و سازگار كردن شرايط را انجام مي دهد. او مي داند كه دفاع فردي يك امر كاملاً طبيعي است و كاري نمي كند كه طرف مقابل مجبور به دفاع از خود شود و انرژي خود را بر سر چنين مسئله اي هدر دهد.

علاوه بر اين يك شنونده ماهر و توانا در همه حال موارد زير را نيز در نظر مي گيرد:

- بيش از اندازه صحبت نمي كند و بيشتر به طرف مقابل اجازه مي دهد تا عقايد و نظريات خود را در بازگو نمايد.

- صبور است و با شكيبايي به جزئيات امور گوش مي دهد.

- با اشتياق به حرف هاي طرف مقال گوش مي دهد و واكنش هاي صحيحي در هر لحظه از خود نشان مي دهد.

- براي اينكه مطمئن شود حرف هاي طرف مقال را به درستي متوجه شده است از او سوالاتي براي تاييديه گرفتن مي پرسد.

- اجازه مي دهد تا سخنان طرف مقابل تمام شود و سپس حرف هاي خود را شروع مي كند.

- به سيگنال هاي غير كلامي توجه كرده و نگاه عمقي نسبت به مفاهيم دارد.

- نسبت به اصل موضوع از خود واكنش نشان مي دهد نه نسبت به فردي كه ناقل مطالب است.

افزايش مهارت در بيان بازخوردهاي سازنده اجتماعي

يكي از نيازهاي اصلي انسان در راه پيشرفت و رسيدن به تكامل دريافت تاييديه مثبت از سوي همنوعانش مي باشد. بازخورد (Feedback) مي تواند به عنوان منبع بزرگي از نيروي تقويتي براي رشد و تعالي افراد محسوب شود.

البته برخي از افراد هستند كه ترجيح مي دهند هيچ نظري در مورد كارهاي ديگران ندهند چراكه مي ترسند موجبات نااميدي آنها را فراهم سازند. از اين گذشته از واكنش هاي احساسي طرف مقابل مي ترسند و تصور مي كنند كه در كنترل و هدايت آن احساسات ناتوان هستند. بايد توجه داشت كه بازخورد نقش بسزايي را در رشد و پيشرفت ايفا مي كند اما نيازمند مولفه هايي نظير مهارت، فهم، شجاعت، و احترام گذاشتن به خود و ديگران است.

چرا امروزه اغلب افراد تمايلي به ارائه بازخورد ندارند؟

دلايل آن مي تواند به شرح زير باشد:

- ترس از واكنش طرف مقابل. افراد در اين زمان حالت تدافعي شديد به خود مي گيرند و احساسات بر آنها چيره مي شود.

- انتقاد يك مبحث دروني و شخصي است و ممكن است فرد نتواند عقايد خود را در غالب كلمات عيني و ملموس به طرف مقابل انتقال دهد.

از جمله ساير دلايل مي توان به موارد ريز اشاره كرد:

- داشتن حالت تدافعي زياد، احساس گناه فردي

- عدم توانايي كافي در درك صحيح علائم غير كلامي

- عدم تمركز كامل گيرنده: سوء برداشت، نگاه سطحي به بحث، شنيدن نقاط دلخواه، بي توجهي به عمق مطالب

- تمايل به حفظ حيطه قدرت فردي

- حدس و گمان هاي ناصحيح براي ارضاي تمايلات دروني

- ناهماهنگي وضعيت ذهني دو نفر، قضاوت هاي ناآگاهانه و نامساعد

مشخصات بازخورد سازنده

يك بازخورد موثر و كارآمد شامل اكثريت مشخصه هاي زير مي باشد:

·         دارا بودن ماهيت توصيفي ( و نه ارزشي) تا حالت تدافعي فرد مقابل را به حداقل ميزان ممكن برساند.

·         پرهيز از وارد كردن اتهامات نامطبوع به طرف مقابل. تنها اطلاعاتي را كه لازم است در اختيار گيرنده قرار مي دهد.

·     تشريح عكس العمل ها و احساسات شخصي. گوينده مي بايست عواقبي كه اتفاق افتاده و يا امكان وقوع آنها زياد است را تشريح كنيد. روي رفتار و واكنش هاي فرديتان تمركز كنيد نه روي خصوصيات و واكنش هاي طرف مقابل.

·     در اختيار قرار دادن گزينه هاي منطقي و قابل قبول نزد گيرنده. براي مطرح نمودن پيشنهادات جايگزين خودتان را آماده كنيد. به تمام گزينه هاي مشابه فكر كنيد.

·         به جاي كلي نگري جزئيات را مد نظر قرار دهيد.

·         بيشتر به اصل قضيه توجه نكنيد نه به فردي كه در حال گفتگو با او هستيد.

·     هدف بايد كمك باشد نه آزار و اذيت. گاهي اوقات برخي از افراد هستند كه با پيشنهاد دادن در مورد موضوعي خاص قصد كمك كردن ندارند و تنها به اين خاطر انتقاد مي كنند كه احساس بهتري در خودشان بوجود آورند و خود را از مزاياي اجتماعي بيشتري بهرمند سازند.

·     سبك سنگين كردن موشكافانه شرايط و موقعيت گيرنده. هيچ گاه او را به خاطر مواردي كه هيچ گونه كنترلي بر روي آنها ندارد سرزنش نكنيد.

·     بيان نظرات با استفاده از لحن درخواستي و نه با لحن تحكم آميز. زمانيكه نظريات خود را با لحني آرام و به صورت سوالي بيان ميكنيد اين امكان وجود دارد كه گيرنده در حين پاسخ به پرسش شما به صورت غير مستقيم متوجه اشتباهات خود بشود.

·     بازخورد زماني بهترين نتيجه را در بر خواهد داشت كه در شرايط و زمانبدي مطلوب مطرح گردد. بايد مطمئن شويد كه فرد آمادگي كامل براي شنيدن حرف هاي شما را دارد. اگر در زمان مناسب اين كار را انجام ندهيد، ضرر و زيان آن به مراتب بيشتر از سود و منفعتش خواهد بود.

·     به جاي نصيحت كردن، اطلاعات لازم را در اختيار او قرار دهيد و با توجه به اهداف و نيازهايش وي را راهنمايي و هدايت نماييد. اگر نظر دادن را با نصيحت كردن شروع كنيد، در واقع با اين كار خود به او مي گوييد كه چه كاري را بايد انجام دهد و چه كاري را نبايد انجام دهد و به نوعي حق انتخاب را از او سلب مي كنيد و آزادي هايش را محصور مي نماييد.

·     به ميزان معين اطلاعات در اختيار او قرار دهيد نه آنقدر كه دلتان مي خواهد. اگر او را با اطلاعات جسته  گريخته احاطه كنيد رشته اصلي خط مشي مورد نظر شما از دست او در مي رود و ذهنش مغتشش مي شود و امكان استفاده از بازخورد شما تا حد بسيار زيادي كاهش پيدا مي كند.

·     سعي كنيد بيشتر بر روي "چگونه" تمركز كنيد تا "چرا". زماني كه مرتباً چرا به وجود مي آوريد، ذهن گيرند پر مي شود از ترديد، خشم، بدگماني، تنفر ، و عدم اعتماد و اطمينان به شما

·     مطمئن شويد كه گيرنده پيام شما را به درستي دريافت كرده و در اين ميان برداشت غلطي صورت نپذيرفته باشد. هر چه كه نيت شما خير هم باشد باز هم ماهيت ارائه بازخورد به گونه اي است كه تا حدودي ترديد برانگيز بوده و بار منفي با خود به همراه دارد. به همين دليل از او سوال كنيد كه آيا منظور شما را به درستي درك نموده و مطمئن شويد كه دچار سوء تدبير نشده باشد. حتي مي توانيد از او بخواهيد كه آنچه از حرف هاي شما گرفته است را باز گويي كند.

·         بايد به عواقب حرف هايي كه مي زنيد توجه داشته باشيد.

·     اعتبار و سنديت نظريات خود را يك بار ديگر بررسي كنيد و از صحت و صغم آنها مطمئن شويد. بازخورد سازنده بر پايه ارتباطي سرشار از اعتماد، صداقت، توجه اصيل، و رشد دو جانبه بنا نهاده مي شود.

بخشي از نحوه ارائه بازخورد سازنده شامل پيش بيني برداشت ها و واكنش هاي طرف مقابل نسبت به شماست.

اگر فرد موقعيت خود را در خطر ببيند اصولاً واكنش مثبتي نسبت به شما نشان نخواهد داد. اين واكنش ها مي توانند مواردي به شرح ذيل را در بر داشته باشند:

- عدم توجه كامل به نظريات فرستنده پيام و برداشت هاي انتخابي از حرف هاي او

- مشكوك بودن نسبت به نيت فرستنده

- انكار صحت و اعتبار نظريات او

- تفسير مطالب بدون توجه به تفسير عقلايي

- حمله كردن و هجوم بردن به فرستنده پيام

با توجه به رهنمون هايي كه در مورد نحوه بيان بازخورد سازنده در اختيارتان قرار داديم، مي توانيد اين واكنش ها را به حداقل ميزان خود كاهش دهيد و خودتان را آماده كنيد كه عكس العمل صحيحي را در مقابل يك چنين فعل و انفعالاتي از خود نشان دهيد.

بايد مطمئن باشيم زمانيكه ديگران در مورد كار ما نظر دهند در دام يك چنين تله هايي گرفتار نمي شويم، سعي كنيد اين موارد را به ذهن خود بسپاريد:

حالت تدافعي به خود نگيريد.

تدابير غلط را به حداقل برسانيد (براي اينكه مطمئن شويد حرف هاي طرف مقابل را درست شنيده ايد بگوييد: "اجازه دهيد چيزي را كه شنيده ام يك مرتبه ديگر تكرار كنم")

- از منابع ديگر هم به جمع آوري اطلاعات بپردازيد.

- عكس العمل شديد و خام از خود نشان ندهيد.

- از او بخواهيد توضيحات روشن تري را در اختيار شما قرار دهد.

شايد در نگاه اول كسب اطلاعات سودمند و كاربردي كار ساده اي به نظر برسد اما مانند ساير شاخه هاي ارتباطي نيازمند برنامه ريزي و كسب تجربه است.

تكنيك هاي كليدي

- توجه و تمركز خود را بر روي بحث در زمينه كسب اطلاعات مورد نياز معطوف كنيد.

- از سوالاتي با دامنه ي پاسخگويي باز استفاده كنيد تا بحث گشوده شود.

- براي كسب اطلاعات در مورد جزئيات از سوالاتي با دامنه پاسخگويي بسته استفاده كنيد.

- با استفاده از ارتباط چشمي و حالات چهره فرد مقابل را تشويق به فعاليت بيشتر كنيد.

- دريافت خود را از گفته هاي طرف مقابل با او در ميان بگذاريد.

- نكات كليدي مباحث را به خاطر بسپاريد.

برنامه ريزي براي ارائه بازخورد سازنده

دستور العمل: پيش از شروع مباحثه به اين سوالات پاسخ دهيد:

- هدف و انگيزه شما از نظر دادن چيست؟

- قصد اصلاح چه مواردي را داريد؟

- هدف شما چيست؟

- نياز به چه اطلاعاتي داريد؟ بايد به چه پرسش هايي پاسخ دهيد؟

- مواردي نظير زمانبدي، و موقعيت مكاني را مورد توجه قرار داده ايد؟

در نظر گرفتن اصول اوليه ارتباط

- از سوالاتي با دامنه پاسخگويي باز و بسته استفاده كنيد.

- از زبان كلامي و ارتباط چشمي بهره بگيريد.

- تمركز خود را به بحث مورد نظر و نتيجه معطوف كنيد نه طرف مقابل

- اعتماد به نفس خود را حفظ كنيد و به عزت نفس طرف مقابل هم احترام بگذاريد.

- ارتباطي سالم با ديگران برقرار كنيد.

- نكات مهم را حفظ كرده و به خاطر بسپاريد.

- با آوردن مثال و نمونه هاي مشابه منظور خود را واضح تر تشريح كنيد.

http://www.mardoman.net/success/effcom/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۹:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۱۶

10 نكته براي مديريت كلاس درس

ويژه دبيران و معلمان

مديريت كلاس درس يكي از بزرگترين ترس هاي معلمين تازه كار است. اما مديريت كلاس مهارتي است كه نه تنها اكتسابي و يادگرفتني است بلكه بايد هر روز تمرين شود. در زير 10 نكته درمورد مديريت موفق كلاس درس عنوان مي كنيم. اين نكات مي تواند به شما براي برقراري نظم در كلاس كمك زيادي كند.
 
1. گذشت زمان همه چيز را راحت تر مي كند.

خيلي از معلم ها مرتكب اين اشتباه مي شوند كه سال تحصيلي را با نظم و مديريت ضعيف آغاز مي كنند. دانش آموزان خيلي سريع موقعيت در هر كلاس را ارزيابي مي كنند و مي فهمند كه در هر كلاس تا چه حد مي توانند پيش بروند. وقتي اول كار اجازه بدهيد كه در كارتان اخلال ايجاد كنند ديگر به كار بردن تكنيك هاي مديريتي دشوار خواهد شد. اما با جلو رفتن سال تحصيلي همه چيز آسانتر مي گردد. فقط اين جمله يادتان باشد كه، "تا رسيدن عيد لبخند نزنيد."
 
2. عدالت رمز كار است.

دانش آموزان خيلي خوب مي فهمند كه چه چيز عادلانه است و چه چيز نيست. اگر دوست داريد شاگردانتان به شما احترام بگذارند بايد با آنها با عدالت و انصاف رفتار كنيد. اگر با همه شاگردان با مساوات رفتار نكنيد، شاگردانتان ديگر از شما دستور نخواهند گرفت. پس اگر بهترين شاگرد كلاستان هم كار اشتباهي انجام داد حتماً تنبيهش كنيد.
 
3. تا حد امكان با اخلال ها  يا ايجاد كمترين وقفه در كلاس برخورد كنيد.

وقتي در كلاس اخلال ايجاد مي شود خيلي مهم است كه با ايجاد كوچكترين وقفه در روند كلاس، فوري با آنها برخورد كنيد. اگر شاگردان با هم حرف مي زنند و شما مشغول درس دادن هستيد از يكي از آنها يك سوال كنيد تا حواس همه بچه ها جمع شود. اگر براي برخورد با اين اخلال ها روند كلاس را متوقف كنيد دقيقاً شاگرداني كه اين اخلال را ايجاد مي كنند را به آرزويشان رسانده ايد: يعني گذشتن وقت كلاس به بطالت.
 
4. در حضور شاگردان از مواجهه دوري كنيد.

وقتي مواجهه اي در كلاس ايجاد مي شود هميشه يك برنده و يك بازنده وجود دارد. شما بعنوان معلم بايد نظم كلاس را حفظ كنيد. اما خيلي بهتر است كه به طور خصوصي اينكار را انجام دهيد تا اينكه آبروي شاگردي را در حضور دوستانش ببريد. اصلاً كار درستي نيست كه از مسائل انظباطي در حضور بچه ها نمونه اي بسازيد براي درس عبرت. بااينكه با اين روش ممكن است بچه ها درس عبرت بگيرند اما تا آخر سال حتي ديگر يك كلمه هم نخواهيد توانست به آن شاگرد آموزش دهيد.
 
5. اخلال ها را با كمي شوخ طبعي متوقف كنيد.

گاهي اوقات بهترين چيز اين است كه همه سر كلاس حسابي بخندند تا همه چيز به روال سابق برگردد. اما خيلي وقت ها معلم ها شوخ طبعي را با ريشخند اشتباه مي گيرند. بااينكه شوخ طبعي مي تواند خيلي زود موقعيت را مرتب كند اما ريشخند رابطه شما با شاگردانتان را خراب مي كند. خوب قضاوت كنيد اما متوجه باشيد كه چيزي كه براي يكنفر خنده دارد است ممكن است براي ديگري آزار دهنده باشد.
 
6. انتظارتان از كلاس بالا باشد.

انتظارتان از شاگردان ادب باشد نه اخلال. اين مسئله را با طريقه حرف زدنتان در كلاس به آنها نشان دهيد. در همان ابتداي كلاس انتظاراتتان را به بچه ها بگوييد مثلاً بگوييد، "طي اين جلسه گروهي انتظارم اين است كه موقع حرف زدن اول دستتان را بالا برده و اجازه بگيريد، به همديگر احترام بگذاريد و به حرفهايي كه دوستانتان مي زنند هم خوب گوش كنيد."
 
7. برنامه بيشتر داشته باشيد.

وقت آزاد چيزي است كه همه معلم ها بايد از آن خودداري كنند. وقتي به بچه ها وقت اضافي بدهيد كه با هم حرف بزنند، سابقه آموزشي خود را زير سوال مي بريد. براي خودداري از بروز اين مسئله برنامه بيشتر بريزيد. وقتي كار زيادي براي انجام دادن داشته باشيد، آموزش ها تمام نخواهد شد و وقت اضافي هم پيش خواهد آمد.

8.  ثابت قدم باشيد.

يكي از بدترين چيزهايي كه بعنوان يك معلم مي توانيد انجام دهيد اين است كه در اجراي قوانينتان ثبات قدم نداشته باشيد. اگر روزي بدرفتاري ها را ناديده بگيريد و دفعه بعدي به خاطر يك تخلف كوچك يك نفر را تنبيه كنيد، احترامتان را بين شاگردان از دست مي دهيد. شاگردان شما اين حق را دارند كه  توقع داشته باشند هر روز رفتار يكساني داشته باشيد. دمدمي مزاج بودن رفتار خوبي براي يك معلم نيست. وقتي احترامتان را پيش شاگردانتان از دست بدهيد، توجه و ميل آنها به يادگيري را هم از دست ميدهيد.
 
9. قوانينتان را توضيح دهيد.

تعداد قوانينتان نبايد اينقدر زياد باشد كه از عهده اجرا كردن آنها برنياييد. همچنين بايد اين قوانين را خوب توضيح دهيد. دانش آموزان بايد بفهمند كه چه چيز قابل قبول و چه چيز غيرقابل قبول است. همچنين نتيجه شكستن قوانين نيز بايد براي شاگردان مشخص باشد.
 
10. هر روز را  تازه  و نو شروع كنيد.

در شروع هر روز  بايد انتظار داشته باشيد كه شاگردانتان مودب باشند. نبايد تصور كنيد كه چون فلان شاگرد هر روز هفته در كلاستان اخلال ايجاد كرده، امروز هم اينكار را مي كند. با اينكار آن شاگرد را به ايجاد اخلال دوباره تشويق نمي كنيد.

http://www.mardoman.net/success/classmanage/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۹:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۱۵

شيوه هاي مديريت كلاس

از زماني كه تعليم و تربيت به وجود آمده است، معلمان به رفتار دانش آموزان توجه داشته اند. حتي سقراط شكايت داشت كه دانشجويان او "عاشق تجملند"، رفتارهاي بدي دارند و به اولياي خود بي احترامي مي كنند.

اين نگراني فزاينده وجود دارد كه رفتارهاي نامناسب دانش آموزان امروز، به مراتب بيش تر و شديدتر از گذشتگان باشد، ولي شواهد اندكي براي اثبات اين نظريه وجود دارد. كارشناسان گوناگون نظريات متفاوتي درباره اداره كلاس مطرح كرده اند، ولي بهترين شواهد را بايد از مشاهده مستقيم كار معلمان در سازماندهي محيط كلاس به دست آورد. در سال هاي اخير، اصطلاح "مديريت كلاس" عمدتاً به نوعي روش رفتاري براي هدايت رفتار كلاس اشاره داشته است. اين هشت اصل در زمينه مديريت كلاس مي توانند مفيد باشند:

1- امكان فعاليت هاي يادگيري معنادار را فراهم سازيد. رمز پيشگيري از بروز مشكلات در كلاس، داشتن فعاليت هاي با معنا و چالشگرانه است. وقتي دانش آموزان به كار خويش علاقه مند باشند، بي نظمي در كلاس كمتر مي شود و زماني كه اطلاعات درسي براي دانش آموزان با معنا باشد، يادگيري تقويت مي شود. يك عامل مهم براي پيدا كردن فعاليت هاي با معنا، اطلاعات شما از دانش آموزان، علاقه ها، روش فكري و ميزان آمادگي آنان است.

2- كلاس را به محيط حمايت كننده تبديل كنيد. يادگيري و رشد، خود به خود اتفاق نمي افتد و به اين منظور لازم است به نيازهاي دانش آموزان پاسخ داده شود. كلاس بايد محيطي باشد كه در آن، به نيازهاي زيستي ، ايمني، تعلق و احترام به نفس در حد اعلاي ممكن پاسخ داده شود. آشكار است كه معلم نمي تواند جايگزين پدر و مادر شود و سرپرستي و عشقي را كه كودك نياز دارد، براي او فراهم كند، ولي مسلماً مي تواند امنيت دانش آموز را در كلاس تضمين كند و با تحسين صادقانه او، نقشي تسهيل كننده ايفا كند.

3- براي يادگيري موفقيت آميز، فرصت هاي لازم را فراهم آوريد. اين گفته قديمي كه "موفقيت، موفقيت مي آورد" در كلاس درس، كم تر از ساير جاها صادق نيست. همه دانش آموزان بايد امكان تجربه موفقيت را در كلاس داشته باشند. اين تجربه ممكن است از سهيم شدن در كارها تا پيشرفت در درسي خاص تغيير كند. معناي موفقيت تنها پيروزي در رقابت با ديگران نيست. پيشرفت فرد در انجام كارهاي خود، منبع مهم كسب موفقيت است. معلمان موفق، فعاليت هايي را برنامه ريزي مي كنند كه ضمن كارامد بودن، احتمال موفقيت در آن ها زياد باشد.

4- به دانش آموزان كمك كنيد، هدف هاي مربوط به اصلاح خود را تعريف كنند. هدف هايي كه دانش آموزان انتخاب مي كنند، در رفتار موفقيت آميز آنان تأثير دارد؛ يعني احتمال بروز رفتارهاي سازنده از دانش آموزاني كه هدف هاي مربوط به اصلاح خود را دنبال مي كنند، بسيار بيش تر از آن هايي است كه فقط در پي هدف هاي عملي كلاس هستند.

5- درباره نتايج كارها، اطلاعات لازم را در اختيار دانش آموزان بگذاريد. گفتن نتاياطات رسمي  در جهت پويايي پيش مي روند . وجود نظم و انضباط در كلاس و يا به عبارتي مديريت كلاسي ، جهت اثر بخشي و كارآيي و در نهايت بهره وري كار يك معلم بسيار مؤثر مي باشد . بنابراين لازم است در اين خصوص فنون و ويژگيهاي مورد نياز مديريت كلاس شناسايي و تبيين گردد، تا مورد استفاده ي همه ي كساني كه با آموزش و پرورش سر و كار دارند ، قرار گيرد .

تعريف مديريت

از مديريت تعريف هاي زيادي شده است كه بر اساس اهميت كاربرد آن ها در رفتار كلاسي به برخي اشاره ميشود .يكي از تعاريف قابل قبول مديريت در امر رفتار كلاسي اين تعريف است:

مديريت يعني هنر انجام دادن كارها به وسيله ي ديگران (فالت) در اين تعريف ، رفتار  آمرانه ي معلم و همچنين خود محوري وي مورد  انتقاد قرار مي گيرد . با توجه به اين تعريف ، معلم بايستي يك راهنماي خوب باشد ، ولي كارها توسط خود دانش آموز انجام شود . و آنها در امر يادگيري فعال باشند. بديهي است كه هر چه مشاركت دانش آموزان در فعاليتهاي كلاسي و در امر يادگيري بيشتر باشد ،رشد مهارت هاي گوناگون در آنان بيشتر مي شود ،و متكي به خود مي گردند و اعتماد بنفس در آنان رشد مي كند . بايد در نظر داشت كه اين تعريف در كلاس هايي كه فراگيران دوران كودكي را طي مي كنند ،داراي كاربرد زيادي نيست در مقطع ابتدايي ،پيش از آنكه معلم به كودكان آموزش دهد ،بايستي عمدتآ خود ، برنامه ريز بوده و اهداف آموزشي را دنبال كند ، زيرا با توجه به ويژگي هاي خاص كودكان اولآمتكي به ديگران بوده و ثانيآ كم تجربه مي باشند ، اين وظيفه به معلم برمي گردد ، در حالي كه آموزش بزرگسالان به دليل اينكه آنان در امر برنامه ريزي هاي درسي و كلاسي ، از اهميت زيادي برخوردار مي گردد . با توجه به موارد فوق در آموزش دوره هاي بالاتر ، لازم است فراگيران ، خود در امر يادگيري مشاركت داشته باشند . در تعريف ديگر مديريت كار كردن با افراد به وسيله اعضاي گروه هابراي تحقق اهداف سازماني بيان شده است (پرداختچي 1372)

در اين تعريف ، اهميت مشاكت معلم به عنوان رهبر و راهنماي دانش آموزان ، بيشتر ملحوظ است ، بدين معني كه پس از اينكه اهداف مشخص شد معلم و دانش آموزان بايستي با برنامه ريزي صحيح راه رسيدن به آن را دنبال كنند .

تعريف مديريت كلاس

مديريت كلاس درس عبارت ازرهبري كردن امور كلاس درس از طريق : تنظيم برنامه درسي ،سازماندهي مراحل كار و منابع ، سازماندهي محيط به منظور بالا بردن كار نظارت بر پيشرفت دانش آموزان و پيش بيني مسائل با لقوه است .( صفوي،1372) .

تعريف ديگري از سازماندهي و مديريت كلاس وجود دارد كه ميتوان از آنها در رهبري كلاس درس ، با تكيه بر بعد انساني آن چنين تعريف كرد :

مديريت كلاسي عبارت است ، از هنر به كار بردن دانش تخصصي و بهره گيري ازمهارت هاي كلاس داري در هدايت دانش آموزان به سوي اهداف مورد نياز و جامعه .

اهميت و ضرورت مديريت و انضباط كلاس

بدون شك به منظور تدريس ونيل به اهداف آموزش و پرورش ، وجود شرايطي لازم مي باشد ، از جمله اين شرايط مي توان به نظم حاكم بر كلاس به عنوان فاكتري مهم اشاره نمود،

زيرا كلاسي كه در آن اولين گام يادگيري (يعني نظم وانضباط  و مشاركت در فعاليت و جلب توجه فعال شاگردان) اعمال نگردد، به يقين نتايج مطلوبي نخواهد داشت. روش هاي كلاس داري ونظم كلاس در ايجاد انگيزه براي يادگيري دانش آموزان بسيار موثر مي باشد.

اهداف مي توانند به وسيله روش ها تحت تاثير قرار گيرند.( 1999،rozyck) بنابراين اعمال روش هاي درست تدريس و سبك هاي مناسب مديريت با توجه به شرايط كلاس ، امكانات آموزشگاه ، توانايي معلم و نوع كتاب و محتواي درسي ، متفاوت ميباشد.

عوامل موثر بر مديريت كلاس را در سه قسمت به شرح زير طبقه بندي مي نماييم .

الف: ويژگي هاي شخصيت معلم ؛

ب: روش هاي تدريس معلم ؛

ج: استفاده از فنون تدريس .

در شكل زير عوامل موثر بر مديريت كلاس ترسيم گرديده است .

عوامل موثر بر مديريت كلاس

 

                      روش تدريس            ويژگي هاي معلم                      فنون تدريس                                     

الف) ويژگي هاي شخصيتي معلم

بدون شك شخصيت و يا ويژگي هاي شخصيتي معلم ، يكي از عوامل بسيار مهم در نظم دهي كلاس مي باشد. معلمي كه  ظاهرآن آراسته مي باشد ، مثبت نگر و خوش اخلاق است به توانايي هاي ذهني ، جسمي، عاطفي و تفاوت هاي فردي شاگردان آگاهي دارد ، شرايط فيزيكي كلاس را از قبل آماده مي سازد ، مهارت ارزشيابي و پرسش كردن را ميداند، دانش آموزان را دوست دارد و به كارش علاقه نشان ميدهد، با ايمان ،راستگو ، صادق و خوش بيان مي باشد و در كارش مسلط است و با معلمي كه اين ويژگي‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ها را ندارد ، مسلمآ بسيار متفاوت است بنابر اين معلمين بايد اين صفت را در خود آشكار نمايند و در تمهيدات اشتغال به حرفه ي مقدس معلمي ،اين وي‍‍‍ژگي ها را در خود متبلور سازند .

ب)روش هاي تدريس

بسيارند دانشجو معلميني كه در كلاسها ي دانشگاه يا مراكز تربيت معلم ، دائم اين جمله را بيان مي دارند كه " اين روش تدريس را نميتوان در كلاس ها به كار برد " دليل گفتن اين جمله اعتراضي اين است كه دانشجويان معلمي ، هنوز آگار كلاس مسلط تر خواهد داشت و شاگردان بيشتر به او توجه خواهند كرد ودر نتيجه يادگيري بهتر صورت ميگيرد .

4-   تاكيد روي بعضي از مفاهيم و كلمات

" نگاه كنيد ، دقت كنيد " ، اين كلمات خيلي مهمند و تكرار بعضي افعال و كلمات از جمله نكاتي است كه به خاطر تاكيد معلم ، توجه شاگردان را جلب مي نمايد.

5-   اشارات معلم

بعضي از ايما ها و اشارات معلم ، باعث دقت بيشتر شاگردان مي شود؛ حركات دست ، چشم ،ابرو ، دهان ، انگشتان و سر ، مشتمل برا ين حركات است .

6-   مكث هاي به موقع و هد فمند

برخي معلمان در حين توضيح دادن و يا سخنراني با مكث هاي به موقع حواس شاگردان را به مفاهيم جلب مي نمايند، و سر و صداي دانش آموزان را كاهش مي دهد. و كلاس را اداره مي نمايند .

7-   تشويق وتمجيد دانش آموزان

يكي ازفنوني كه به عنوان ابزاري موثر دراختيار معلمان مي باشد ، تشويق و تمجيد است؛ البته تمجيد عملكرد شاگردان، با ارزش تر از تشويق آنان است ، زيرا تشويق شاگردان باعث به وجود آمدن آموزش و پرورش سود گرايانه مي گردد. همچنين معلم مي تواند با توجه به سن دانش آموزان از تقويت پته اي نيز بهره ببرد .ويا از كارتهاي تلاش ، امتياز و كارت جايزه بدين منظور استفاده نمايد . استفاده ي فاصله اي و نسبي متناوب از اين ابزار ،اثر بخشي آن را ارتقا مي بخشد.

8- نگاههاي معني دار

گاهي  نگاههاي معني دار معلم به دانش آموزي كه به درس توجه ندارد و يا سروصدا مي كند،باعث كاهش رفتار نا به جاي او مي گردد .همچنين با عصبانيت نگاه كردن به دانش آموزاني كه براي كلاس مزاحمت ايجاد كرده اند ؛باعث مي شود دانش آموز وادار شود به درس هاي معلم گوش دهد .

9-ضربه زدن به ميز و صندلي

گاهي معلم با ضربه زدن به ميز يا تابلوي كلاس ،توجه شاگردان به مطالب و مفاهيمي كه ارائه مي شود  جلب مي كند.

10-تدوين قانون و مقررات كلاس

تدوين قوانين كلاسي و تشريح آن براي دانش آموزان و آگاهي دادن به آنها باعث ايجاد نگرش مي گردد و در نهايت موجب عملكرد مثبت فردي و گروهي مي شود . لذا معلمان بايد در تدوين مقررات كلاس به خصوص در روزهاي اول دقت كافي داشته باشند.

نتيجه گيري

به طور خلاصه مي توان گفت : به منظور ايجاد نظم و تغيير مديريت كلاسي ، سه شرط لازم است ،و اين شروط عبارتند از :

روش تدريس مناسب ،ويژگي هاي شخصيتي معلم و استفاده از فنون تدريس ،

هر كدام از موارد ذكر شده به صورت مهندسي شده و كاربردي، در اين مقاله توصيف و تبيين گرديد. در پايان پيشنهادهايي با توجه به مطالب ذكر شده ئر اين مقاله ارائه مي گردد؛

-    تشكيل كارگاههاي آموزشي و اجراي فنون تدريس به صورت علمي در اين كارگاهها براي تمامي كساني كه با تدريس و به طور كلي آموزش سر و كار دارند.

-    تشكيل دورههاي ضمن خدمت به منظور آشنايي همه معلمان با روش هاي تدريس گوناگون  ،تا معلمان بتوانند در مواقع ضروري آن روش ها را به كار گيرند .

-    برگزاري همايش ،سمينارها و نشست هاي علمي و جلسات شوراي معلمان مي تواند فرصت بسيار مناسبي جهت بحث پيرامون انضباط كلاسي فراهم اورد.

-         دعوت از افراد موفق براي ايراد سخنراني در جلسات شوراي معلمان پيرامون چگونگي مديريت كلاس درس .

-    تغيير محتواي كتب درسي با توجه به روش هاي فعال تدريس و ارائه ي محتوا براساس تفكر واگرا به جاي تفكر همگرا به منظور در گير كردن شاگردان با مطالب و كمرنگ كردن روش هاي تدريس سنتي .

-    تبيين ويژگي هاي يك معلم نمونه از نظر شخصيتي و اخلاقي و ارائه ي الگو هاي مناسب توسط گرو ههاي آموزشي ، رسانه ها و آموزش و پرورش و استخدام معلماني با ويژگي هاي شخصيتي مناسب .

-    تقدير از معلماني كه بدون تنبيه و خشونت به بهترين نحو ممكن كلاس درس خود را مديريت مينمايندو تهيه ي فيلم و سي دي از الگو هاي تدريس اين معلمين جهت استفاده ي ساير همكاران .

-         اجراي طرح مربيگري همتا در مدارسي كه بعضي معلمين در اداره كلاس مشكل دارند.

-    اجراي طرح تصميم گيري دلفي و سيستم گروهي اسمي به منظور نظر سنجي از همه ي همكاران جهت مديريت كلاس درس و برگزاري دوره ي بيست ساعته ي كوتاه مدت ضمن خدمت پيرامون شيوه ها ي مديريت كلاس براي كليه معلمان .

-         تحقيق پيرامون موضوع و شيو ه هاي مناسب مديريت كلاس در مقاطع تحصيلي ابتدايي ، راهنمايي و دبيرستان .

-         چاپ و نشر خلاصه تحقيقات انجام شده به صورت اقدام پژوهي در خصوص موضوع مديريت كلاس درس .

در پايان اميد است مطالب ارائه شده در اين مقاله مورد استفاده ي معلمان گران قدر اين مرز وبوم قرار گيرد.

منابع و مآخذ

پيريايي ، حسين : بررسي راههاي افزايش علاقه مندي دبيران استان لرستان با استفاده از روش هاي تدريس

جويس ،بروس وويل ،مارشا : الگوهاي جديد تدريس، ترجمه بهرنگي ،محمد رضا ،نشر تابان ،1376

خلاق كار ،آموزش و پرورش استان لرستان ،1383

رئوفي ،حسين ،مديريت ،رفتار كلاسي ،چاپ دوم ،انتشارات آستان قدس رضوي،1377

سرمد،غلامعلي ،:تدريس ، هنر معلمي ، انتشارات اشراق 1376

شعباني ، حسن :مهارت هاي آموزش و پرورش ( روشها و فنون تدريس ) ، انتشارات سمت ، 1371

فتحي آذر اسكندر : روشها و فنون تدريس انتشارات دانشگاه تبريز 1382

قورچيان ، نادر قلي : جزيئات روش تدريس ، نشر دفتر همكاري هاي علمي بين المللي آموزش و پرورش 1379

http://sajad-ali.blogfa.com/post-27.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۹:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۱۳

مديريت جلسات

 اداره كردن جلسات متعدد و نيز سخنراني در محافل و مجالس گوناگون از جمله فعاليت‌هاي روزمره اغلب مديران در سطوح مختلف مديريتي مي‌باشد .

مديريت موفق جلسات و سخنراني‌ها و نيز بهره‌گيري از تكنيك‌هاي مديريت موجب موفقيت بيشتر مديران در اداره صحيح سازمان ، موسسه و يا اداره خود مي‌شود و متقابلا عدم آگاهي از اصول مديريت جلسات و تكنيك‌هاي سخنراني ، نه تنها باعث اتلاف وقت مديران ارشد و مباني سازمان‌ها مي‌گردد ، بلكه موفقيت سازمانشان را نيز به ميزان قابل توجهي كاهش مي‌دهد.برگزاري جلسه مستلزم صرف زمان و هزينه است، كه صد البته هر دو بسيار ارزشمند هستند.بنابراين، فقط زماني تشكيل جلسه بدهيد كه واقعاً ضرورت داشته باشد. هميشه سعي كنيد جلسات شما مختصر و مفيد باشند.لطفاً پيرامون مديريت در جلسات به نكات ذيل توجه فرماييد:

1. هدف از تشكيل جلسه بايد از همان ابتداي كار روشن باشد.

2. اگر بدون تشكيل جلسه مي‌توان موضوعي را حل و فصل كرد، حتماً همين كار را بكنيد.

3. جلسات را در فضايي خارج از دفتر كار خود برگزار كنيد تا در صورت تمايل بتوانيد به راحتي جلسه را ترك كنيد

4. قبل از تشكيل جلسات رسمي، قوانين مربوطه را به دقت مطالعه كنيد.

5. براي اجتناب از بروز آشفتگي و انحراف از موضوع اصلي، سعي كنيد تعداد شركت‌كنندگان را در حداقل ممكن نگه داريد

6. با گذاشتن يك ساعت مچي، روميزي يا ديواري در يك محل مناسب، وقت جلسه را تنظيم كنيد

7. همراه دستور جلسه، ساير اوراق اطلاعاتي لازم را براي كليه افرادي كه قرار است در جلسه شركت داشته باشند ارسال كنيد.8. قبل از جلسه حمايت كليه متحدين احتمالي را جلب كنيد.

9. اگر شركت‌كنندگان از موضوع اصلي جلسه منحرف شدند، بلافاصله به آنها تذكر بدهيد.

10. اگر افراد اصلي قادر به شركت در جلسه نيستند، زمان آن را تغيير دهيد

11. از تشكيل جلسه در اوقاتي از روز كه انرژي افراد در سطح پاييني قرار دارد (مثلاً بلافاصله بعد از ناهار) اجتناب كنيد

12. دستور جلسه را تا حد امكان ساده و كوتاه تهيه كنيد

13. معمولاً در ابتداي جلسات شركت‌كنندگان هوشيارتر هستند. بنابراين، سعي كنيد بحث در مورد موضوعات مهم‌تر را در ابتداي جلسه انجام دهيد

14. محلي را براي جلسه انتخاب كنيد كه به دور از هرگونه مزاحمت‌هاي احتمالي باشد.

15. از صندلي‌هاي خيلي راحت استفاده نكنيد. اين نوع صندلي‌ها موجب رخوت و بي‌حالي افراد مي‌شوند

!16. سعي كنيد لحن صحبت و حالت چهره شما در طول جلسه مثبت باشد

17. صحبت ساير افراد را قطع نكنيد. به آنها فرصت بدهيد صحبت خود را كامل كنند

18. اگر با پيشنهاد يكي از شركت‌كنندگان مخالفت كرديد، سعي كنيد حداقل در يك زمينه با وي اتفاق‌نظر پيدا كنيد

19. به عنوان رئيس جلسه بايد شرايطي فراهم كنيد كه همه شركت‌كنندگان فرصت اظهارنظر پيدا كنند.

20. هميشه سعي كنيد جلسات را با يك بيان مثبت به پايان برسانيد.


منابع براي مطالعه بيشتر: مديريت جلسات و سخنراني نويسنده:قوام مير عظيم(انتشارات جمال الحق) 

 
http://www.khaneyemojri.blogfa.com/post-8.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۹:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

صوت ريشه در كلمه يوناني فون به معني ارتعاش دارد‎.

"صدا" اوايي است كه از لرزش تارها صوتي ايجاد مي شود، به اين صورت كه به واسطه عبور جريان هوا از جنجره، ‏تارهاي صوتي بهم نزديك مي شوند و در پي آن اصوات مختلفي ايجاد مي گردد. صدا يكي از منابع خداداي و كاربردي ‏مهم در زندگي انسانهاست و به عنوان رايج ترين ابزار ارتباطي نيز شناخته مي شود. لازم به ذكر است كه برخورداري ‏از صداي شفاف و رسا هم در تعاملات اجتماعي و هم شغلي مقوله حائز اهميتي محسوب مي شود. بايد توجه داشت كه ‏مراقبت مقتضي و استفاده بهينه از صدا، ضامن سلامت تارهاي صوتي در تمام طول زندگي است‎.
 
 
مقدمه‌اي بر صوت:
 

دردرون گوش آدمي پرده بسيار نازكي به نام پرده صماخ وجود دارد، هنگامي كه اين پرده مرتعش مي ‌شود، مغز انسان اين لرزش ها را به صورت صوت تفسير خواهد كرد. يكي از عمده ‌ترين عواملي كه باعث تحريك و مرتعش شدن اين پرده مي‌شود، تغيرات فشار هوايي است كه با آن برخورد مي‌كند.
 
در عمل هنگامي كه جسمي در فضا حركت مي‌كند، هواي اطراف خود را منبسط كرده و اين انبساط باعث فشرده ‌شدن هوا گرديده و اين تغيير فشار در هوا منتشر شده و به گوش رسيده و باعث مرتعش شدن پرده صماخ مي‌گردد.
 
 
تفاوت اصوات:
 

صداهاي اطراف ما را مي‌توان بر اساس دو فاكتور زير تقسيم‌ بندي كرد:
 
1- فركانس صوت: هرچه فركانس جسمي كه مرتعش مي‌شود بيشتر باشد، (سريعتر حركت كند و مرتعش شود)، مولكولهاي هوا با سرعت بيشتري تغير مكان مي‌دهند، لذا صدايي كه به گوش مي‌رسد صداي زير تري خواهد بود. اگر تعداد نوسا نات در واحد ثانيه كم باشد، صدا بصورت بم به گوش خواهد رسيد.

2- دامنه صوت: صدايي كه از دامنه بيشتري برخوردار باشد، هوا را بيشتر فشرده خواهد كرد و به علت اينكه قادر است پرده گوش را بيشتر به حركت در آورد، بلندتر شنيده خواهد شد.
 
چگونه مي توانم تشخيص دهم كه دچار اختلالات مربوط به صدا هستم؟‎

مشكلات صوتي علائم خاص خود را دارند، تشخيص انها كار ساده اي نيست، و معمولا با تغييراتي نظير گرفتگي، گوش ‏خراش شدن، خس خس كردن، و خشن شدن صدا همراه هستند. افرادي كه به چنين مشكلي مبتلا مي شوند اصولا با زير و بم ‏شدن ناخواسته صدا و به تدريج از دست دادن توانايي توليد صوت مواجه مي شوند و زمانيكه زياد صحبت مي كنند، احساس ‏خراشيدگي و درد در گلوي خود احساس مي كنند. مشكل زماني جدي يزيد؛ اما ‏بالاخره همه افراد دچار سرما خوردگي مي شوند و باز هم تكنيك هاي وجود دارند كه با توجه به آنها مي توانيد جلوي ‏ابتلاي خود به بسياري از مشكلات صوتي را بگيريد. روش هاي زير به شما كمك مي كنند تا بتوانيد يك چنين كاري را ‏انجام دهيد. اين موارد به ويژه براي افرادي كه عمده كارشان صوتي است ‏‎مانند معلمان از اهميت ويژه اي برخوردار مي ‏باشد‎.
 
گام هاي اساسي د ر جهت بهرمندي از صدايي سالم‎
 
نوشيدن مقدار فراوان آب رطوبت صدا را صاف مي كند. آبرساني مكرر سبب مي شود تراوشات قليلي براي روان ساختن ‏تارهاي صوتي به سوي حنجره روانه شود. كارشناسان مصرف حداقل ۸ ليوان نوشيدني بدون كافئين و الكل را به صورت ‏روزانه پيشنهاد مي كنند‎.
‎تا جايي كه ممكن است سعي كنيد داد و فرياد نزنيد. چراكه اين كار فشار زيادي را به تارهاي صوتي شما وارد مي كند‎.
‎پيش از استفاده زياد از صدا، تارهاي صوتي تان را گرم كنيد. بسياري از افراد مطلع هستند كه خوانندگان پيش از اجرا، ‏تارهاي صوتي خود را گرم مي كنند، با اين حال تعداد زيادي از افراد نيز هستند كه نمي دانند بايد اين كار را انجام داد. انجام ‏اين امر به ويژه براي معلم ها، و سخنران ها لازم است. گرم كردن تارهاي صوتي كار ساده اي است. صداها را از ارام به ‏بلند تكرار كنيد، متني را با تحرير بخواند، صداي خود را بلرزانيد، و لب ها و زبانتان را بچرخانيد و صداهاي مختلف مثل ‏صدايي كه بچه ها هنگام بازي با موتور و ماشين در مي اورند توليد كنيد‎.
سيگار را كنار بگذاريد. سيگار كشيدن نه تنها ريسك ابتلا به سرطان جنجره را بالا مي برد بلكه باعث ايجاد پليپ و تورم ‏تارهاي صوتي هم مي شود كه صداي شما را خشك، داراي خرخر، خشن، و ضعيف مي كند‎.
‎نحوه صحيح تنفس كردن را ياد بگيريد. جريان هواي مناسب در حنجره مي تواند صداي خوبي را به شما هديه بدهد. پيش ‏از شروع سخنراني وقت بگذاريد و ريه هاي خود را از هوا پر كنيد، و پيش از اينكه كل هواي درون ريه هايتان تخليه شود ‏مجددا نفس بگيريد تا صدايتان قدرت پيدا كند‎.
‎از ميكروفن استفاده كنيد. زمانيكه در حال سخنراني هستيد و يا مي خواهيد براي عده زيادي صحت كنيد، سعي كنيد از ‏ميكروفن استفاده كنيد تا فشار موجود بر روي تارهاي صوتي كاهش پيدا كند‎.
‎به صداي خود گوش دهيد. زمانيكه صدايتان شكايت مي كند به او گوش دهيد.‎ ‎هنگاميكه صدا مي گيرد بايد قدري به ان ‏استراحت دهيد تا تارهاي صوتي استراحت كنند. فشار اوردن به صدا در زمان خستگي مي تواند در اينده مشكلات اساسي را ‏براي شما ايجاد كند. دز نهايت اگر احساس مي كنيد كه صداي شما دائما مي گيرد، حتما به پزشك مراجعه كنيد‎.‎
 
كاربردهاي نيازمند پردازش صحبت اغلب در دو دسته"page-1039.html" target="_blank">۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]

.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان