مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4544
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 17
همه : 5165507

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۶

مديريت جلسات كوچك وبزرگ

۱. شروع جلسه:

ابتدا شروع جلسه را بررسي مي‌كنيم:

اولين لحظات از هر جلسه از اهميت خاصي برخوردار است, اين مرحله دستگرمي است يعني زماني كه فضا و محيطي را كه در‌ آن جلسه ادامه پيدا خواهد كرد, خلق مي‌كنيد, معمولاً اين بخش را باصحبت‌هاي معمولي و كوتاه شروع مي‌كنيد.

شايد بهترين راه براي فائق آوردن بر لحظات بلاتكليفي اول صحبت همين صحبت‌هاي معمولي باشد, اما چگونه؟ اگر جلسه در دفتر كار طرف صحبت شما باشد, مي‌توانيد به اطراف نگاه كنيد و آنگاه موضوعات مورد علاقه آن شخص را جهت شروع صحبت پيدا خواهيد كرد, فرض كنيد طرف كوهنورد است (بوسيله ديدن تصاوير كوهنوردي در اتاق و ...) در چنين حالتي مي‌توانيد در مورد كوه و كوهنوردي صحبت خود را شروع كنيد, اكنون شما يك امتياز بدست آورده‌ايد بوسيله اثبات اينكه شما دو نفر يك علاقه مشترك داريد.

ـ اگر جلسه در دفتر شما برگزار مي‌شود شما مي‌توانيد صحبت خود را در مورد هوا و پوشيدن لباس‌هاي مخصوص فصل و ... شروع كنيد.

ـ جاي نشستن نيز در جلسات مهم است. نقاطي در يك اتاق وجود دارد كه احساس‌‌هاي جداگانه‌اي را به افراد مي‌دهد مثل پشت ميز و يا جلوي ميز نشستن, شما بايد سعي كنيد موقعيت ضعيف جلوي ميز نشستن را براي خود بوجود نياوريد, همچنين نقاطي در اتاق وجود دارد كه در آنها قدرت مساوي پيدا مي‌كنيد, مثل كنار ميز و در كنار كسي كه پشت ميز نشسته, اما بهترين نقطه براي نشستن يك نقطه بيطرف است.

2. تعريف موضوع جلسه:

ـ اكنون قسمت دوم برخورد كاري دو نفر يعني تعريف موضوع جلسه را توضيح مي‌دهم:

ـ نكته مهم اين جاست كه اگر مي‌خواهيد طرف مقابل شما, مطالب شما را خوب درك كند بايد يك نظم منطقي را دنبال كنيد. بهترين راه براي توضيح روند موضوع جلسه, نشان دادن اخبار تلويزيون است, كه چگونه اين كار را انجام مي‌دهند. كاركنان تلويزيون معمولاً اخبار را در 3 قسمت مي‌نويسند:

الف) دورنما يا خلاصه خبر ب) نماي متوسط يا توضيح خبر ج) نماي نزديك يا تفسيرخبر

ـ خلاصه خبر يا دورنما, نماي آشنايي با موضوع است. گوينده در اينجا به نكات مهم اشاره مي‌كند. مثل اينكه يك گُل كامل را به ما نشان دهد.

ـ مرحله بعدي, نماي متوسط است, اين حالت, بيننده تلويزيون را بيشتر متوجه مي‌كند ـ اين مرحله تعدادي از گلبرگها را در اختيار دارد.

ـ بعد, نماي نزديك است, اين قلب اتفاق است, يعني تك تك گلبرگها با تمام جزئيات. اين چيزي است كه ما بايد بدان توجه داشته باشيم و در نظر بگيريم.

3. اداره كردن روند جلسه:

ـ نكاتي به عنوان راهنمايي براي تقويت توضيحات شما, هنگام صحبت و يا سخنراني؛

شما بايد موضوعي را كه مورد توجه يا اهميت طرف مقابل است را مطرح كنيد, ضمناً بايد توجه كنيد كه سعي در توضيح موضوعي معمولاً با گفتار صرف, كار بسيار مشكلي است. شما مي‌توانيد ايده‌هاي خود را هر موقع كه لازم باشد به صورت تصوير نشان دهيد, مثلاً: روي يك تكه كاغذ با رسم نمودار برنامه خود را نشان دهيد يا با اقدامي جالب, از اشياء روي ميز مثل خط كش, جا سوزني, فنجان به عنوان نماد استفاده كنيد.

همانطور كه برنامه و نقش خود را با اين نمادها مي‌سازيد, راجع به هر قدم و مرحله توضيح دهيد كه براي چيست.

ـ يك نظر ديگر اينست كه ارائه طرح خود را با يك معماي كوچك شروع كنيد, اين طرز برخورد, طرف مقابل شما را درگير مي‌كند و اين حُسن را نيز دارد كه برخورد شما تهاجمي به نظر نيايد.

ـ ممكن است هنگام توضيح دادن يك موضوع, با نظريات مخالف و ناگهاني مواجه شويم, شما بايد براي اداره كردن موقعيت در اين موقع خود را كاملاً آماده سازيد, در چنين مواقعي شما بايد ضمن يك برخورد خوب در صدد متقاعد كردن طرف مقابل برآئيد و راجع به گفته‌هاي وي اظهار نظر كنيد.

ـ نه تنها شما مي‌توانيد كليدها و نكته‌هايي از آنچه طرف مقابل مي‌گويد برداشت كنيد بلكه از حركات بدن او نيز خيلي ديدگاهها روشن مي‌شود, مثلاً مي‌توانيد بدانيد آيا شنونده شما سراپا گوش است و شما مي‌توانيد به صحبت و ارائه مطلب خود به همان روش ادامه دهيد و يا به شما علامت مي‌دهد كه فوراً حالت صحبتتان را عوض كنيد.

ـ مشكلترين موقعيت در هر جلسه و آنچه از همه بيشتر اتفاق مي‌افتد, عصبانيت و تلاش براي كنترل كردن آن است، عصبانيت مي‌تواند به آساني ايجاد شود, هنگاميكه طرف مقابل از قبول نظريه ما كه فكر مي‌كنيم بهترين نظريه است, سرباز مي‌زند ما عصباني خواهيم شد, اين طبيعي است, اما شما چطور با عصبانيت خود و طرف مقابل برخورد مي‌كنيد؟

ـ بهترين كار اعتراف به عصبانيت است, اگر عصباني هستيد مي‌توانيد از كلماتي اينچنين استفاده كنيد: (اين واقعاً من را ناراحت مي‌كند چون ...)

ـ از طرف ديگر, اگر طرف مقابل نمي‌تواند به عصبانيت خود اعتراف كند ولي شما آن را مي‌بينيد, در آن صورت مي‌گوييد: «مي‌بينم كه ناراحتي, مي‌تواني به من بگويي چه چيزي اينجا ناراحتت مي‌كند؟»

ـ اين كلمات ساده به همه كمي اجازه مي‌دهد كه با عصبانيت روبرو شوند, آن را به طريقي خالي كنند و آرام گيرند و بعد مكالمه را به جهت سازنده‌اي پيش برد.

4. پايان يا نتيجه جلسه:

ـ تا اينجا راجع به 3 قسمت برخورد دو نفره صحبت شد. حالا به قسمت آخر اين بحث مي‌پردازيم:

ـ اگر جلسه مال شما بود با روش حساب شده آن را تمام كنيد. يكي يكي همه موارد مطرح شده را از بالاي فهرست خود بررسي كنيد و هرآنچه را كه تصميم گرفته شد يا قرار است تصميم‌گرفته شود مرور كنيد. در قسمت آخر جلسه, مطمئن شويد كه همه صحبت‌هاي خود را كرده‌ايد, بدون توجه موافقت نكنيد, بعضي اوقات اين بهترين موقع براي مطرح كردن و يا حتي برنده شدن يك فكر نهايي است.

جداي از هر نقشي كه در اين جلسه ايفا كرده‌ايد, جملات آخر شما خيلي مهم است, اگر جلسه شما را ناراحت كرده و يا حتي از شما انتقادي شده, ولي سعي كنيد جلسه را با يك حس مثبت و با انرژي و خوش بيني خاتمه دهيد, يا اگر جلسه مربوط به يك فكر جديد, يا روند جديدكار است, خوشبيني خود را از اين فكر جديد, ابراز نمائيد.

ـ فقط جملات آخر و بستن جلسه را فراموش نكنيد, اين كار از تلفن‌هاي بعدي و احياناً جلسات بعدي, جلوگيري خواهد كرد. بستن جلسه بايد با حرف آخر باشد.

ب)جلسات يا سخنراني براي گروه بيشتر از دو نفر:

هنگاميكه نوبت جلسات يا سخنراني‌هاي رسمي‌تر مي‌رسد, آن صحبت‌هايي كه در مقابل گروهي بزرگ يا شنونده‌ها بايد مطرح كنيد, تفاوت‌هايي با جلسات دو نفره خواهد داشت, اكنون شما مي‌بايست به گروه بزرگتري از شنونده‌‌ها فكر كنيد.

ـ در اين قسمت از راز شنونده‌ها پرده برداري مي‌كنيم:

هر گروه بيننده يا شنونده با مجموعه‌اي از خصوصيات طبيعي به محل تجمّع وارد مي‌شوند كه اطلاع از اين خصوصيات, راه ما را براي درك اينكه چه بايد بكنيم تا جمعيت را در آنچه براي گفتن داريم درگير كنيم, باز مي‌شود ـ بيائيد خود را جاي اين گروه بگذاريد؛

اول اينكه: به عنوان عضوي از گروه شنوندگان طبيعتاً به اين موقعيت عادت نداريم و حتي ممكن است ما با سخنران احساس رقابت بكنيم,‌در اينجا ما شنونده نيستيم, بلكه داور هستيم, اين قضاوت, كار را براي سخنران مشكلتر مي‌كند.

ثانياً: بيشتر جلسات و سخنراني‌ها, مربوط به ارائه يك كار جديد يا يك طرح جديد, بدليل طبيعت اين كار, سخنران را به عنوان يك قهرمان معرفي مي‌كند, اينطور به نظر مي‌رسد كه او كسي است كه مي‌خواهد ما يعني جمعيت شنونده را وادار به توافق با صحبت‌هايش بكند. بنابراين ما هم خود را بطور طبيعي تحت نفوذ احساس مي‌كنيم كه اين كار جلوي ما را براي داشتن يك فكر باز مي‌گيرد و نتيجه معمول احساس تحت نفوذ بودن هم, مقاومت است.

ثالثاً: علاوه بر اين عكس‌العمل‌هاي احساسي, سخنران بايد به مثال عيني و فيزيكي هم توجه كند, سخنران بايد در نظر داشته باشد كه شنونده‌هاي او تحت نفوذ عوامل ديگري نيز هستند. مثلاً: دماي هوا, وضعيت صندلي‌ها و ... يا اينكه شما هرگز در موقع نهار نمي‌توانيد توجه آنها را بخود جلب كنيد ـ هر چيزي مي‌تواند روي گوش دادن و ميزان توجه جمعيت شنونده, تأثير بگذارد.

ـ مواردي درباره نحوة آمادگي براي سخنراني:

ـ 3 امر مسلم پايه‌اي وجود دارد كه شما, در مورد نحوة آمادگي براي ارائه نظريات يا صحبت‌هايتان, بايد به آن توجه كنيد:

اول: شناسايي شنوندگان, دوم: تصميم‌گيري راجع به نقش شما در برابر آنها, سوم: طراحي سخنراني

اول: شناسايي شنوندگان :

ـ اولين كار شما يعني شناسايي جمعيت در واقع, احتياج به همان فنوني دارد كه شما در برخورد دو به دو به آن احتياج دارد, فقط اينجا شما بايد پيام خود را بر اساس اهداف, احتياجات و توقعات گروهي از مردم شكل دهيد ـ اين كار مستلزم سعي بيشتري است, اما تنها راهي است كه بوسيله آن شما مي‌توانيد روي روش و نوع برخورد خود براي جلب و درگير شدن شنونده‌ها تصميم‌گيري كنيد ـ راجع به اين گروه بزرگ چه چيزي را لازم است پيدا كنيد:

اولاً : شما بايد متوسط سن و جنسيت آنها را بدانيد ـ شما همچنين بايد سطح تحصيلي و حرفه‌اي شنوندگان خود را بدانيد, آيا مردم عادي هستند, آيا بيشتر آنها تحصيلات عادي دارند؟

پاسخ همه اين سؤالات روي انتخاب لغات, تصاوير و همه مطالب ديگر تأثير مي‌گذارد, اگر شما با گروه شنونده‌هاي خود آشنايي قبلي داريد, احتمالاً پاسخ بيشتر اين سؤالات را داريد, اما حتي اينجا شما بايد چند سؤال اساسي ديگر را از خودتان بپرسيد.

مثلاً: آيا شنونده‌هاي شما, شخص شما را مي‌شناسند؟ ـ آيا رابطه شما با آنها رسمي است؟ ـ موقعيت كاري شما روي آنها چه اثري دارد؟ ـ آيا شما را از خود برتر مي‌بينند؟ ـ آيا آنها پيش از وقت, شرطي شده و به هر آنچه مي‌گوييد, توجهي نمي‌كنند؟

جواب اين سؤالات به شما كمك خواهد كرد كه در مورد برخورد خود تصميم‌گيري كنيد كه فقط اعتماد اين جمع را بخود جلب كنيد, قبل از اينكه حتي شروع به گفتن مطالب خود كرده باشيد, چقدر رسمي و يا غير رسمي بايد باشيد و در چه قسمت‌هايي از صحبت بايد با جزئيات وارد شده و روي چه مسأله‌اي بيشتر متمركز شويد ـ هنگاميكه شنونده‌هاي خود را شناسايي كرديد, آماده دومين كار هستيد, يعني:

دوم: انتخاب نقش خود:

اگر قرار است اطلاعاتي به آنها بدهيد, شما نقش يك راهنما را براي آنان خواهيد داشت ـ شما نبايد طوري برخورد كنيد كه در آنها احساس همدلي ايجاد نشود بلكه بايد به آنها اين اطمينان را بدهيد كه براي تقسيم كردن دانسته‌هاي خود با آنان آنجا هستيد ـ مثلاً از كاركنان خود مي‌خواهيد كه مقداري بيشتر كار كنند, شما نمي‌توانيد به يكباره شروع كنيد و بگوئيد كه بخاطر منافع اداره, بايد اين كار را انجام دهيد, در چنين حالتي آنها از جلسه دور خواهند شد, در عوض بايد نقش رهبر را بازي كنيد و نشان دهيد كه چطور وقف اين كار هستيد و آنها را متقاعد سازيد كه راه شما را دنبال كنند.

ـ در بعضي اوقات, لازم است كه شما اطلاعاتي منفي را به شنونده‌هاي خود منتقل كنيد, مثلاً: اوضاع اداره عالي نيست يا مشكلات پيش بيني نشده‌اي پيدا شده‌اند.

ـ اگر خبر بدي داريد, در ابتداي صحبت خود آنرا مطرح كنيد اما آنرا با زباني غيررسمي و با سرعت بيان كنيد و بعد وارد يك فضاي سازنده و خوش‌بين شويد

سوم: طراحي سخنراني:

ـ تا اينجا شما شنونده‌هاي خود را شناسايي كرده‌ايد و راجع به نقش خود نيز تصميم گرفتيد, حالا آماده هستيد كه متن صحبت خود را طراحي كنيد, اول مي‌خواهيد صحبت خود را قسمت‌بندي كنيد, اما تجربه نشان داده است كه موفق‌ترين شكل ارائه مطلب اين است كه:

ـ مطالبتان را اول با مقدمه كوتاه شروع كنيد, شما صحبت را با يك جمله كه مغز كلام شما را بيان مي‌كند شروع كنيد, هنوز وقت جزئيات نرسيده است, بعد موضوع انگيزش مطرح مي‌شود, به شنونده‌ها مي‌گوئيد كه چرا گوش بدهند, و چه نتيجه‌اي براي آنان خواهد داشت.

ـ پس از اين به شنونده‌هاي خود يك توضيح كوتاه راجع به نحوة ارائه مطالبتان مي‌دهيد, شنونده‌ها احتياج دارند كه نظم و تقسيم‌بندي موضوع صحبت‌هاي شما را بدانند, پس شما بايد به آنها اجازه دهيد كه تقسيم‌بندي‌ و عناويني را كه شما از قبل آماده كرده‌ايد, ببينند, اين محركي است كه باعث مي‌شود آنها تا آخر با شما بمانند.

حالا موقع آنست كه به قلب صحبت خود برسيد, اكنون شما, شنونده‌ها را قدم به قدم به نكته اصلي رسانده‌ايد, آنها مي‌توانند به وضوح برنامه شما را تجسم كنند.

وقتي شما جزئيات را توضيح مي‌دهيد احتياج به مثالهايي هم داريد كه به فهم نظريات شما كمك كنند, وقتي در قلب صحبت خود هستيد, در موقعيت‌هاي مناسب, بعضي مطالب را بازتر بيان كنيد, دراين هنگام به شنونده‌اي كه ديرتر مطالب را درك مي‌كند فرصت بدهيد كه به بقيه برسد و خود شما هم فرصتي داريد كه توجه كساني را كه دست از گوش دادن كشيده‌اند, دوباره بخود جلب كنيد.

زمانيكه به آخر و نتيجه‌گيري صحبت‌هاي خود مي‌رسيد, هيچگاه طولاني‌تر از آنچه لازم است صحبت نكنيد, خيلي خلاصه همه نكات را جمع‌بندي كنيد و به هم ربط دهيد.

ـ چند فن خاص براي نحوه ارائه صحبت‌هاي بيادماندني:

ـ يكي از بزرگترين عوامل براي گرفتن پاسخ موافق به سؤال چرا بايد گوش بدهم, مستقيماً به ديدگاه و شنونده‌ها نسبت به شما بستگي دارد, در واقع اين در همه موارد برخورد كاري صادق است, چه بحث با يك همكار يا ارائه يك گزارش در يك جلسه گروهي. بيننده‌ها و شنونده‌ها, كوچك يا بزرگ.

بطور غريزي, هنگامي كه مخاطب قرار مي‌گيرند, كسل مي‌شوند. براي مثال زماني كه كسي با ما شروع به صحبت مي‌كند, ما تقريباً هميشه از خود سؤال مي‌كنيم كه اين فرد چه نيتي دارد؟

ـ توانمندي شخصي بخصوص سخنران ما را مجذوب كرده و وا مي‌دارد تا گوش بدهيم, اگر سخنران جذاب و صادق باشد به او گوش مي‌دهيم ـ چرا؟

خيلي ساده است, به اين دليل كه برخورد, برخوردي تازه است. بيشتر سخنرانها با يك حالت خيلي جدي و جداي از جمعيت, رفتار مي‌كنند, وقتي ما يك لحن گرم‌تر و راحت‌تر را مي‌شنويم, بي‌اختيار جلب مي‌شويم.

از طرف ديگر اگر سخنران از خودراضي و يا خسته كننده باشد ما احساس ناراحتي مي‌كنيم و ممكن است به سختي به صحبت‌هاي او گوش فرا دهيم, بدتر از اين, يك سخنران كه خيلي مبهم و يا پيچيده صحبت مي‌كند, بقدري در ما فشار عصبي ايجاد مي كند كه براي دفاع از خود هيچ راهي جز گوش نكردن نداريم.

ـ مهمترين چيزي كه بايد بدانيد اين است كه اولين اطلاعاتي كه شنونده مي‌خواهد داشته باشد اين مي‌باشد كه شما چه كسي هستيد.

ـ سعي در پيدا كردن ارتباط موفق با شنونده, راه مشكلي به نظر مي‌رسد اما بايد بدانيدكه همه ما بطور غريزي اين كار را انجام مي‌دهيم.

وقتي در جايي به كسي معرفي مي‌شويد, چكار مي‌كنيد؟ ـ مگر نه اينكه لبخند مي‌زنيد, اين مقدمه برقراري رابطه است, يا شايد يك طنز تعريف مي‌كنيد ـ همين روش را در برخوردهاي كاري و سخنراني‌ها هم مي‌توانيد انجام بدهيد.

ـ بهترين برخورد يك برخورد صميمي است. البته شما مي‌خواهيد با شنونده‌هاي خود, با روشي كه شما راحت هستيد صحبت كنيد, بنابراين بايد مقدمه‌اي كه براي شما مناسب است پيدا كنيد.

مثل: يادآوري يك تجربه مشترك, طنز و ... ـ اين طرز برخورد, شنونده‌ها را به شما نزديك‌تر مي‌كند, در ادامه صحبت, سعي كنيد تا آنجايي كه مي‌توانيد, صحبت خود را انساني كنيد, چون انسانها با مباحث انساني كه خود را به آن مرتبط مي‌دانند, بيشتر رابطه برقرار مي‌كنند, حتماً مي‌پرسيد چطور مي‌شود مثلاً يك گزارش مالي و يا يك نمودار را انساني كرد؟ شما بايد به تجربه بدانيد كه هر قدر اطلاعات عيني و خشك باشد, با كمي خلاقيت مي‌توان آن را انساني كرد.

مثلاً: شما مي‌توانيد راجع به كوشش‌هاي خلاق افرادي كه نمودارها را رسم نموده‌اند, توضيح دهيد تا شنوندگان يا بيننده‌ها بتوانند تجربيات خود را با اشخاص پشت صحنه اين كار ارتباط دهند.

ـ چيز ديگري كه بايد در هر نوع صحبت به خاطر داشت, اينست كه شما نمي‌توانيد با وانمود كردن به چيزي كه نيستيد به جايي برسيد.

يكبار من را براي مشاوره دادن با يك مدير عامل كه در ارتباطات خيلي ضعيف بود, خواستند, من خيلي متعجب شدم كه اين فرد چه نيازي به مشاور ارتباطات دارد, چون او رفتاري راحت و صميمي داشت. او وقتي از او خواستم تا يك سخنراني را براي من بازگو كند, ديدم كه روبروي من يك دست كت و شلوار خالي با صداي خشك و يكنواخت, سخنراني مي‌كند ـ چطور اين شخصيت دوگانه اتفاق افتاده بود؟ ـ بدون شك اين مدير كل سعي مي‌كرد, رفتاري را داشته باشد كه از هر مدير كلي انتظار مي‌رود, او باور داشت كه اين تنها راهيست كه مي‌تواند جلب احترام كند.

اولين كاري كه من كردم اين بود كه به او توصيه كردم آرامش پيدا كند و خودش باشد. به او توضيح دادم كه رفتار طبيعي او نه تنها كافي, بلكه پرقدرت‌ترين روشي است كه او مي‌تواند در هر سخنراني از آن استفاده كند. مدير كل متوجه شد, اينگونه بود كه او تبديل به يك سخنران جذاب و موفق شد.

ـ اگر فكر كنيد كه شنوندگان, اشخاصي مثل خود شما هستند, با احساس‌ ترس و هيجاني كه در هر سخنراني ممكن است بوجود بيايد, مي‌توانيد مقابله كنيد.

ـ ترس از رفتن روي صحنه (ترس بزرگ)‌ و راههاي مقابله با آن:

ـ اين ترس بر پايه اين باور است كه, يك سخنران بايد كامل و بدون نقص باشد و هر چه بيشتر به اين باور وابسته باشيد ترس و نگراني شما بيشتر و بيشتر مي‌شود, زيرا مي‌ترسيد كه از كمال پائين‌تر باشيد, پيش خود فكر مي‌كنيد, كلمات صحيح را پيدا نخواهيد كرد و شايد صحبت‌هاي من و حتي خود من بنظر حضار خنده‌دار باشد.

ـ بنابراين بزودي منظور از بودن در آنجا را فراموش مي‌كنيد ـ و اما چگونگي مقابله با اين ترس؛

ـ اولين كاري كه مي‌توانيد براي مقابله با ترس از روي صحنه بودن بكنيد, پذيرش آن است. با دانستن اينكه همه دچار اين ترس مي‌شوند به خود اجازه دهيد كه بطور موقت بترسيد, اين ترس خودبخود از بين خواهد رفت.

دائم به خود يادآور شويد كه هيچكس يك سخنران كامل و بي‌نقص نيست. پس با دانستن اين نكات, سخنراني خود را خراب نخواهيد كرد, فقط ممكن است كمي مضطرب باشيد. سعي كنيد با موضوع صحبت خود راحت باشيد.

مستقيماً روي پيام خود متمركز شويد و خود را به كلي فراموش كنيد. براي بعضي‌ها بهتر است كه چند نفس عميق بكشند و مشت‌هاي خود را خيلي محكم بفشارند و بعد وارد صحنه شوند. هيچكس متوجه اين كارها نمي‌شود, اما اين كارها به شما يك انرژي فوري مي‌دهند. وارد صحنه شدن شما را همه مي‌بينند.

مستقيماً به طرف محل ايستادن يا نشستن خود برويد و يادداشت‌هاي خود را در محل مناسب بگذاريد, چند لحظه كوتاه صبر كنيد تا تنفس شما عادي شود, بعد به مخاطبين خود نگاه كنيد. يك لحظه براي جلب توجه آنها صبر كنيد و همان موقع شروع به صحبت كنيد.

ـ شيوه اصلي جلب نظر شنوندگان:

لازم است زباني كه براي صحبت انتخاب مي‌كنيد: متناسب با جلسه باشد. اگر شما كارشناس يا متخصص در يك زمينه هستيد بايد خيلي مراقب باشيد كه به زباني صحبت نكنيد كه فقط ديگر متخصصان متوجه صحبت‌هاي شما بشوند. پس قدم اول اينست كه به خودتان گوش كنيد, از خود بپرسيد كه آيا اين كلمات براي شنوندگان, مناسب است يا خير؟ ـ اگر از كلمه‌اي تخصصي استفاده كرديد, فوراً توضيح دهيد.

ـ سرعت صحبت را تغيير دهيد, آرام‌تر و يا سريعتر صحبت كنيد تا توجه را به خود جلب كنيد. صداي خود را تغيير دهيد يعني بلندتر, آرام‌تر, متفكرتر, و يا سنگين‌تر بسازيد, همه اين كارها سخنراني شما را از حالت يكنواختي در مي‌آورد.

ـ بخش سؤال و جواب در جلسات:

ـ وقتي ما جلوي يك جمع مورد سؤال قرار مي‌گيريم, احتمالاً احساس تحت فشار بودن زياد است. اين بدان معناست كه همزمان با آماده شدن براي سخنراني بايد خود را براي مدت پرسش و پاسخ نيز آماده كنيم. همان تحقيقاتي كه براي آماده شدن براي سخنراني انجام داديد بايد براي اين كار نيز انجام شود ـ شنونده‌هاي شما چه كساني هستند, چه سؤالاتي را مي‌توانيد از آنها انتظار داشته باشيد, اما در اين جا بايد براي مخالفت نيز آماده شويد و مهم اين است كه سؤالات را به عنوان تيغ‌هاي برنده‌ در كنار خود نبينيد, بلكه آنها را فقط نقطه نظرات متفاوت ببينيد.

منبع : شاهرخ فرجامي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۹:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۲

چگونه گفت و گو را شروع كنيم؟ 


چه ميزبان باشيد چه ميهمان، شرايط اجتماعي ايجاب مي كند با ديگران تعامل داشته باشيد. ناتواني شما در آغاز كردن يك گفت و گو مربوط مي شود به اعصاب، باور اين كه وجه اشتراكي با طرف مقابل نداريد و تمايل نداشتن براي شروع يك دوستي.
 
مجله موفقيت: چه ميزبان باشيد چه ميهمان، شرايط اجتماعي ايجاب مي كند با ديگران تعامل داشته باشيد. ناتواني شما در آغاز كردن يك گفت و گو مربوط مي شود به اعصاب، باور اين كه وجه اشتراكي با طرف مقابل نداريد و تمايل نداشتن براي شروع يك دوستي.
 

اگر مي خواهيد بر بي اشتياقي خود براي گفت و گو با افرادي كه قبلا هرگز با آنها حرف نزده ايد غلبه كنيد، به پيشنهادهاي زير نگاهي بيندازيد.


مراحل:

*با معرفي خودتان شروع كنيد. خيلي ساده است، فقط بايد نام خود را به طرف مقابلتان بگوييد، با او دست داده و لبخند بزنيد.

*از قدرت سخنوري خود غافل نشويد. گاهي احساس مي كنيد نمي توانيد با كسي گفت و گو كنيد و با خود فكر مي كنيد: نكند خسته كننده باشم! نكند به اندازه كافي خوب نباشم! نكند مزاحم باشم! نكند وقت او را هدر بدهم! و... همين نگراني ها باعث مي شود سر صحبت را باز نكنيد.

كمروبودن در گفت و گو با ديگران غيرعادي نيست اما اين كمرويي باعث مي شود در گفت و گو خيلي موثر نبوده و نتوانيد خوب صحبت كنيد. براي آن كه بتوانيم با ديگران ارتباط برقرار كنيم، بايد بر اين كمرويي غلبه كنيم.

*به خودتان اطمينان بدهيد كه شخص مقابل نمي خواهد درمورد شما قضاوت كند. حتي اگر هم بخواهد اين كار را بكند به خودتان بگوييد: «خوب كه چه؟!»

*براي رهايي از فكرهاي منفي و آغاز يك گفت و گو، راه هاي زيادي وجود دارد؛ اين يك هنر است كه مي توان آن را آموخت، اما به تمرين نياز دارد.

*رازهاي يك گفت و گوي خوب را بدانيد. رازي كه در يك گفت و گوي خوب نهفته است اين است: به غير از مواقعي كه لازم است طرف مقابل خود را به ادامه صحبت تشويق كنيد، كمتر صحبت كرده و بيشتر گوش دهيد. اين كار يك هنر است، اما براي اينكه چنين اتفاقي بيفتد، دو مرحله زير را دنبال كنيد؛ سخت نيست.

1 – يك نظر كلي درباره مكان يا موقعيت موجود بدهيد. به اطرافتان نگاه كنيد و ببينيد آيا چيزي هست كه به درد اشاره كردن بخورد. مثلا: «چه اتاق جالبي است!»، «چه مهمان نوازي فوق العاده اي!»، «من عاشق اين منظره هستم!» و...

2 – يك سوال باز بپرسيد و مجبورشان كنيد راجع به خود حرف بزنند.

*بياموزيد كه چطور يك سوال باز بپرسيد. بيشتر مردم دوست دارند درمورد خودشان حرف بزنند. شما به عنوان كسي كه باب صحبت را باز كرده است، بايد راهي براي آن بيابيد. يك سوال باز سوالي است كه جوابش مستلزم توضيح و بحث باشد و فقط با يك پاسخ كوتاه بله يا خير، كه معمولا پاسخ سوال هاي بسته است، تمام نشود. سوال هاي باز معمولا با چه كسي؟ كي؟ چه؟ چرا؟ كجا؟ و چگونه؟ شروع مي شوند.

پاسخ سوال هاي بسته شما را دوباره به جاي اول برمي گرداند؛ درحالي كه سوال هاي باز موتور گفت و گو را راه مي اندازند و باعث مي شوند طرف مقابل به حرف زدن ادامه دهد.

نمونه هاي سوال هاي بسته: «كتاب دوست داريد؟»، «دانشگاه رفته ايد؟»، «بهار، فصل مورد علاقه شماست؟»، «آيا اغلب به اين جا مي آييد؟» نمونه اي سوال هاي باز: «از چه كتاب هاي خوشتان مي آيد؟»، «در دانشگاه چه خوانده ايد؟»، «كدام يك از فصل ها را بيشتر دست داريد و چرا»، «الان مشغول چه كاري هستيد؟»

*سوال خود را به صورت باز مطرح كنيد تا بدين ترتيب گفت و گو ادامه يابد.

مثلا بگوييد: «كيف دستي ات خيلي زيباست، از كجا خريدي؟» اين سوال به مالك كيف اجازه مي دهد تا از روزي كه به خريد رفته و اتفاق هاي بامزه اي كه داشته تعريف كند. اما اگر سوال را طور ديگري مطرح مي كرديد، مثلا مي گفتيد: «از مدل كيفتان خوشم مي آيد» او هم پاسخ مي داد: «ممنون» و بعد هم اين گفت و گو تمام مي شد!

*به مواردي كه بايد در يك گفت و گوي كوتاه رعايت شوند، دقت كنيد.

همان طور كه مي توانيد از تكنيك سوال هاي باز و مكان ها استفاده كنيد، بايد حواستان به يك موضوع خوب راي گفت و گو نيز باشد. وقتي براي اولين بار كسي را مي بينيد،كوتاه و ساده بودن گفت و گو اهميت ويژه اي دارد. تا زماني كه يكديگر را بهتر بشناسيد، به يك گفت و گوي مختصر و كوتاه بسنده كنيد و بكوشيد شباهت هايي را كه بين شما وجود دارند، بيابيد.

گفت و گوي مختصر مي تواند در مورد خريد يك ماشين جديد، بازسازي منزل، كارهاي هنري فرزندان، برنامه براي تعطيلات، كتاب خوبي كه اخير خوانده ايد و... باشد.

گفت و گوي مختصر نمي تواند راجع به موضوع هاي سياسي، ديني، خلع سلاح هسته اي يا قضاوت درمورد هر كسي به خصوص ميزبان باشد.

اگرچه صحبت در مورد آب و هوا كليشه اي است، اما اگر چيز غيرطبيعي اي درمورد آب و هوا وجود داشته باشد، موضوع خيلي خوبي براي گفت و گو يافته ايد.

*از كلماتي استفاده كنيد كه به حواس لامسه مربوط مي شود.

اينها كلماتي هستند مثل «ديدن»، «تصور كردن»، «لمس كردن»، «گفتن» و... كه سبب مي شود طرف مقابلتان بتواند در طول گفت و گو حرف هاي شما را در ذهن خود به تصوير بكشد.

*هماهنگ باشيد.

به منظور ادامه گفت و گو، زماني كه طرف مقابل شروع به صحبت مي كند، حرف هاي او را دنبال كنيد. به دقت گوش بدهيد تا بتوانيد در طول صحبت هاي او واكنشي از خود نشان داده و احساسات او را درك كنيد.

*هرازگاهي اسم طرف مقابلتان را به زبان بياوريد. اين امر نه تنها به شما كمك مي كند او را از ياد نبريد بلكه نشاني از احترام و دوست داشتن متقابل نيز هست.

عكس العمل هايي نشان بدهيد كه آنها را به ادامه گفت و گو تشويق كند. حتما لازم نيست خيلي حرف بزنيد، مي توانيد سرتان را تكان بدهيد، يا بگوييد واي، يا آه بكشيد و... يا از عبارت هاي كوتاه تشويقي استفاده كنيد، مثل «اين طوري بود واقعا؟»، «خداي من»، «آن وقت شما چه گفتيد؟ چه كار كرديد؟»، «فوق العاده است!» و...

*از زبان بدن خود استفاده كنيد. درصورت موافق بودن سر خود را تكان بدهيد، هرازگاهي با او تماس چشمي برقرار كنيد، اما به چشمان او خيره نشويد. هرازگاهي دست خود را روي قلبتان بگذاريد و...

*فقط افكار مثبت را به ذهن خود راه بدهيد. به جاي آن كه در كمرويي خود غرق شده و در خودتان فرو برويد، سعي كنيد كنجكاوي نشان بدهيد. هر بار به شباهت ها يا اهداف مشتري كه بين شماست، دقت كنيد تا به ياد بياوريد كه ادامه اين دوستي ارزشش را دارد.

*بسيار لبخند بزنيد و هربار كه طرف مقابل چيز بامزه اي تعريف كرد، بخنديد.

به تغييرتي كه در چهره طرف مقابلتان به وجود مي آيد دقت كنيد؛ ببينيد آيا او اصلا به ادامه اين گفت و گو تمايلي دارد؟

*دقت كنيد كه آيا طرف مقابلتان در حضور شما معذب و ناراحت است يا خير. اگر متوجه شديد كه طرف مقابلتان تمايلي به ادامه گفت و گو و تبادل اطلاعات با شما ندارد، زياد اصرار نكنيد.

*درباره چيزهايي كه ترجيح مي دهند حرف نزنند، سوالي نپرسيد. براي مثال، بعضي ها دوست ندارند راجع به مسايل شخصي مثل وزن، مدرك تحصيلي و... حرفي بزنند. وقتي هنوز كسي را خوب نمي شناسيد تا حد امكان با ملاحظه رفتار كنيد.

*اگر ديديد طرف مقابلتان هنوز هم علاقه اي به گفت و گو با شما نشان نمي دهد، زياد از او سوال نپرسيد.

شما چند انتخاب داريد:

*نشان بدهيد از اين كه مي خواهد درباره خودتان حرف بزنيد خوشحاليد. فقط زياده روي نكنيد و به خاطر داشته باشيد بعد از آن كه از خودتان تعريف كرديد دوباره آنها را با سوال هاي خود به صحبت كردن تشويق كنيد.

*اگر دوست نداريد در مركز توجه گفت و گو باشيد، بحث را عوض كنيد؛ مثلا بگوييد: «خوب، من عاشق كتاب هاي هري پاترم، به خصوص آخرين جلدش؛ شما كدام يك از كتاب هاي هري پاتر را بيشتر دوست داريد؟»

*سوال را با يك سوال جواب بدهيد. براي مثال: «چطور توانستي آن قدر زود مجلس را ترك كني؟»، «خوب، خودت چطور اين كار را كردي؟». بيشتر مواقع طرف مقابل به قدري در پاسخ دادن به شما مصم است كه فراموش مي كند خودش اول اين سوال را پرسيده است!

*براي شروع يك گفت و گو، تمرين كنيد.

ممكن است در ابتدا كمي برايتان سخت باشد، اما با تمرين كردن آسان مي شود. هر وقت در شرايطي قرار گرفتيد كه مجبور بوديد با كسي گفت و گو كنيد، فكر كنيد قسمتي از تمرين تان است و هر بار كه اين كار مي كنيد، به پيشرفت تان دقت كنيد.

پيشنهادها:

*واضح صحبت كنيد. اگر زير لب و نامفهوم صحبت كنيد، ادامه گفت و گو خيلي سخت تر مي شود.

*علاقه خودتان را نسبت به گفت و گو نشان بدهيد.

*از مكث هايي كه به وجود مي آيند نترسيد، از آنها براي تغيير موضوع گفت و گو، دوباره انرژي دادن به بحث، يا حتي گرفتن يك نفس كوتاه، استفاده كنيد.

*تلويزيون ديدن، گوش دادن به برنامه هاي راديويي و يا خواندن زياد روزنامه، مجله و يا كتاب، به شما اطمينان مي دهد كه درباره اتفاق هاي كه در دنيا مي افتد، مي توانيد نظر بدهيد.

*هر چيزي را كه دوست داريد و فكر مي كنيد بامزه يا عجيب و غريب است، به خاطر بسپاريد. ممكن است جايي كه حتي فكرش را هم نمي كنيد به دردتان بخورد.

*اگر خجالتي هستيد، بهتر است ابتدا به يكي، دو موضوع كه راحت تر مي توانيد درباره شان صحبت كنيد، اشاره كنيد.

*مراقب رفتار شنونده باشيد. اگر به نظر مي رسيد علاقه مند است، ادامه بدهيد؛ اما اگر به ساعت زياد نگاه مي كرد و يا به دنبال راه فرار بود، بدانيد كه زياده روي كرده ايد.

*اگر تلفني صحبت مي كنيد، هر طور شده طرف مقابل را در اين گفت و گوي تلفني، فعال نگاه داريد. اگر نمي توانيد موضوع خوبي براي گفت و گو پيدا كنيد، از سوال هاي باز استفاده كنيد.

*نيمي از گفت و گو مربوط به زبان بدن مي شود و لزوما نبايد همه گفت و گو را صحبت كردن در بر بگيرد؛ سعي كنيد زبان بدن دوستانه تري داشته باشيد.

*هميشه تعريف و تمجيد بهترين راه شكستن يخ طرف مقابل و شروع يك گفت و گوست.

*معمولا افراد دوست دارند بشنوند: «واي خداي من چقدر شما شبيه به عموي من هستيد!» يا «احتمالا شما با... نسبتي داريد؟» و سپس يك گفت و گوي عالي، شروع مي شود. 


منبع: ويوان نيوز


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۹:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۱

چگونه صحبت كنيم تا به ما گوش دهند ؟

هنگامي كه شما ايده‌اي را به يك عده, عرضه مي‌كنيد, يا يك جلسه را اداره مي‌كنيد و يا با همكاري, دو به دو صحبت مي‌كنيد, آيا آنها به حرفهاي شما گوش مي‌دهند؟ ـ چگونه مي‌توانيد با تمركز روي علاقه شخصي شنونده, او را برانگيزيد تا به صحبت‌هاي شما توجه كرده و يا آنها را درك نمايد؟ در اين مطلب, كه خلاصه‌اي از كتاب «چگونه صحبت كنيم, تا به ما گوش دهند»، نويسنده آن يعني «خانم سونيا هلمن»،  روشهاي علمي را براي شناخت و درك هر شنونده‌اي را اعم از اينكه يك نفر يا بيشتر باشد با ارائه مثال‌هاي بخصوص به شما بيان مي‌كند.


الف) مكالمات يا جلسات دو نفره:
ـ در يك مكالمه دو نفره, قدم اول در ارتباط برقرار كردن, سلام و احوالپرسي و معرفي خودمان مي‌باشد ـ حال قدم بعدي, طرز ارتباط برقرار كردن در محيط كار است و نكته اصلي اين است كه چطور مي‌توانيم خود را علاقمند به گوش دادن بكنيم.

ـ يك لحظه تصور كنيد كه براي ارائه يك طرح مهم خود را آماده يك گفتگو مي‌كنيد:

چطور شروع به طرح‌ريزي مي‌كنيد, آيا اينطور نيست كه با كلمه من شروع مي‌كنيد, آيا با خود نمي‌گوييد من شروع مي‌كنم به گفتن فلان مطلب, بعد به آنها فلان چيز را مي‌گويم و ....

ـ واقعيت اين است كه اگر مي خواهيد ديگران را تشويق و ترغيب كنيد, اگر مي‌خواهيد آنها را مطلع سازيد يا تغييرشان دهيد, هر دوي شما, يعني هم فرستنده پيام و هم گيرنده آن بايد فعالانه درگير گفتگو شويد, در واقع ارتباط واقعي يعني يك گفتگوي فعالانه, وقتي شما مطلبي را مي‌گوييد, انتظار داريد كه شنوندگان واقعاً مجذوب و درگير صحبت‌هاي شما شوند, نكته مهمي كه بايد بدان توجه كنيد اين است كه گوش دادن اصولاً كار خيلي مشكلي است, بنابراين مستلزم يك تلاش متمركز است.

دريافت‌كنندگان صحبت‌هاي شما هميشه متمايل به گوش ندادن هستند وعلاقه دارند غرق افكار خود شوند و معمولاً هميشه اين سؤال را از خود مي‌پرسند كه چرا بايد گوش بدهم, بنابراين مشكل واقعي در صحبت كردن اينست كه:

«توجه شنوندگان را به خود جلب كرده و آنها را از افكار خودشان دور سازيد»

ـ اما اين كار را چگونه انجام دهيم؟ با درك و تمركز روي آنچه كه شنونده‌هاي شما آنرا مهم مي‌دانند, اين كار شدني است, اگر نتوانيد شنونده خود را به موضوع حساس كنيد, هيچوقت روي صحبت‌هاي شما متمركز نخواهند شد, براي سازگار كردن شنونده‌هاي خود بايد رفتارهايي را در خود تقويت كنيد كه احتمالاً در بدو كار بر خلاف رويه شخصي و عقايد پايه‌اي شما باشد.

ـ روش‌هاي انتقال پيام:
اكنون به روش‌هاي منتقل كردن پيام‌هاي خود به وسيله متقاعد كردن شنونده‌ها چه يك نفر و چه بيشتر شروع مي‌كنيم:

ابتدا ما بايد بدانيم يك عامل بزرگ وجود دارد كه پاسخ اين سؤال را تعيين مي‌كند كه چرا بايد گوش بدهم؟

اين عامل «علاقه او را براي انتصاب شما به آن پستي كه خود شما ترجيح مي‌دهيد مورد توجه قرار داده‌ايد. ـ هيچكدام از ما هميشه و در تمام موقعيت‌ها, فقط يك شخصيت كاري نداريم ـ اما با اين وجود اگر با دقت به شخصيت ذاتي همكاران خود بنگريم, قادر خواهيم بود كه با موفقيت بيشتر با آنها ارتباط برقرار نماييم.

ـ چگونگي موفقيت در ارتباط كاري:

ـ ديديم كه چگونه مي‌توانيم طرف مقابل را در يك برخورد كاري ارزيابي كنيم, حالا براي برداشتن قدم بعدي, براي موفقيت در ارتباط كاري, مطالبي را بيان مي‌كنيم:

ـ شروع مطالب جديد را با سؤالي آغاز كنيم: چگونه براي برخوردهاي كاري برنامه‌ريزي كنيم؟

بيشتر اوقات برنامه‌ريزي براي يك برخورد كاري, با تنش و فشار عصبي همراه است. در فكر اين هستيم كه چه بگوييم؟ و چطور شروع كنيم؟ ابتدا يك تعداد يادداشت مي‌نويسيم و بعد آنها را دور مي‌ريزيم و دوباره مي‌نويسيم.

 يك راه خيلي منظم و حساب‌شده‌ اينست كه شما بايد با برنامه پيش برويد و هميشه از قبل آماده باشيد. هنگاميكه شما در موقعيت يك برخورد كاري قرار مي‌گيريد بايد انعطاف‌پذير باشيد, بايد لحظه را دريابيد و بتوانيد از راههاي مختلف استفاده كنيد. اما بايد كار را قبل از انجام دادن با يك راهبرد مشخص شروع كنيد ـ موقعيت را بررسي كنيد و آنگاه براي انجام دادن آماده شويد.

جهت آماده شدن براي هر نوع برخوردي, همانطور كه گفته شد شما بايد نيازها و ويژگي‌هاي طرف مقابل را شناسايي كنيد, روش خوب اينست كه بنشينيد و سرِفرصت و با دقت به اين موضوع فكر كنيد ـ همه چيز را يادداشت كنيد, اين كار از اقدامات نسنجيده شما جلوگيري مي‌كند, همچنين شما را از توانمندي‌هايتان براي برخورد با اين موضوع آگاه مي‌سازد ـ مثالي كه به شما نشان خواهد داد با يك مشكل در محيط كار چگونه برخورد كنيد:

ـ اگر يكي از كارمندان شما, گزارش‌هايش را دير ارسال مي‌كند, و هدف شما اين باشد كه گزارش‌ها را به موقع دريافت كنيد و وي متوجه خطاي خود شود شما بايد به اهداف كارمند ياد شده توجه كنيد براي اين كار كافيست به سادگي خود را جاي او بگذاريد, اگر رئيس شما در يك جلسه به شما اعلام مي‌كرد كه گزارش‌هاي شما هميشه تأخير دارند, شما چه مي‌كرديد, احتمالاً شما اين موارد را در نظر گرفته‌ايد: حفظ موقعيت كار ـ پيشگيري از عصبانيت رئيس و سعي در به موقع تحويل دادن كارها.

اگر شما با كارمند خود خيلي جدي و قاطع صحبت كنيد و احتمالاً روي ميز مشت بكوبيد, كارمند تمركز خود را نسبت به صحبت‌ها و منظور شما از دست داده و بدون شك حالات دفاعي بخود مي‌گيرد و بهانه‌‌هاي مختلف مي‌آورد و در نتيجه اهداف هيچكس مورد توجه قرار نمي‌گيرد؛ بجاي اين كار اگر به وي بگوييد: «ببين آقاي عزيز, اگر مي‌بيني عقب مي‌ماني و نمي‌تواني گزارش‌ها را به موقع تحويل دهي, قبل از هر چيز, بيا و موضوع را با من در ميان بگذار, به اين ترتيب ما مي‌توانيم مشكل را با هم حل كنيم», حالا راه درست اين بود, شما با اين كار به 3 هدف در آن واحد مي‌رسيد:

1. كارمند را مطمئن كرديد كه وي قادر به انجام دادن كار است. 2. وضعيتي ايجاد كرديد كه گزارش‌ها دير نرسند. 3. سوم اينكه با ايجاد يك محيط راحت و صميمي كارمندتان را بر آن داشتيد كه حتماً اين كار را انجام دهد.

ـ تقسيم‌بندي روند جلسات دو نفره:

ـ روند جلسات دو نفره اعم از اينكه جلسه با رئيس, كارمند و يا يك غريبه باشد به 4 قسمت تقسيم مي‌شود:

1. شروع جلسه       2. تعريف موضوع جلسه       3. اداره كردن روند جلسه     4. پايان يا نتيجه جلسه

1. شروع جلسه:

ابتدا شروع جلسه را بررسي مي‌كنيم:

اولين لحظات از هر جلسه از اهميت خاصي برخوردار است, اين مرحله دستگرمي است يعني زماني كه فضا و محيطي را كه در‌ آن جلسه ادامه پيدا خواهد كرد, خلق مي‌كنيد, معمولاً اين بخش را باصحبت‌هاي معمولي و كوتاه شروع مي‌كنيد.

شايد بهترين راه براي فائق آوردن بر لحظات بلاتكليفي اول صحبت همين صحبت‌هاي معمولي باشد, اما چگونه؟ اگر جلسه در دفتر كار طرف صحبت شما باشد, مي‌توانيد به اطراف نگاه كنيد و آنگاه موضوعات مورد علاقه آن شخص را جهت شروع صحبت پيدا خواهيد كرد, فرض كنيد طرف كوهنورد است (بوسيله ديدن تصاوير كوهنوردي در اتاق و ...) در چنين حالتي مي‌توانيد در مورد كوه و كوهنوردي صحبت خود را شروع كنيد, اكنون شما يك امتياز بدست آورده‌ايد بوسيله اثبات اينكه شما دو نفر يك علاقه مشترك داريد.

ـ اگر جلسه در دفتر شما برگزار مي‌شود شما مي‌توانيد صحبت خود را در مورد هوا و پوشيدن لباس‌هاي مخصوص فصل و ... شروع كنيد.

ـ جاي نشستن نيز در جلسات مهم است. نقاطي در يك اتاق وجود دارد كه احساس‌‌هاي جداگانه‌اي را به افراد مي‌دهد مثل پشت ميز و يا جلوي ميز نشستن, شما بايد سعي كنيد موقعيت ضعيف جلوي ميز نشستن را براي خود بوجود نياوريد, همچنين نقاطي در اتاق وجود دارد كه در آنها قدرت مساوي پيدا مي‌كنيد, مثل كنار ميز و در كنار كسي كه پشت ميز نشسته, اما بهترين نقطه براي نشستن يك نقطه بيطرف است.

2. تعريف موضوع جلسه:

ـ اكنون قسمت دوم برخورد كاري دو نفر يعني تعريف موضوع جلسه را توضيح مي‌دهم:

ـ نكته مهم اين جاست كه اگر مي‌خواهيد طرف مقابل شما, مطالب شما را خوب درك كند بايد يك نظم منطقي را دنبال كنيد. بهترين راه براي توضيح روند موضوع جلسه, نشان دادن اخبار تلويزيون است, كه چگونه اين كار را انجام مي‌دهند. كاركنان تلويزيون معمولاً اخبار را در 3 قسمت مي‌نويسند:

الف) دورنما يا خلاصه خبر              ب) نماي متوسط يا توضيح خبر        ج) نماي نزديك يا تفسيرخبر

ـ خلاصه خبر يا دورنما, نماي آشنايي با موضوع است. گوينده در اينجا به نكات مهم اشاره مي‌كند. مثل اينكه يك گُل كامل را به ما نشان دهد.

ـ مرحله بعدي, نماي متوسط است, اين حالت, بيننده تلويزيون را بيشتر متوجه مي‌كند ـ اين مرحله تعدادي از گلبرگها را در اختيار دارد.

ـ بعد, نماي نزديك است, اين قلب اتفاق است, يعني تك تك گلبرگها با تمام جزئيات. اين چيزي است كه ما بايد بدان توجه داشته باشيم و در نظر بگيريم.

3. اداره كردن روند جلسه:

ـ نكاتي به عنوان راهنمايي براي تقويت توضيحات شما, هنگام صحبت و يا سخنراني؛

شما بايد موضوعي را كه مورد توجه يا اهميت طرف مقابل است را مطرح كنيد, ضمناً بايد توجه كنيد كه سعي در توضيح موضوعي معمولاً با گفتار صرف, كار بسيار مشكلي است. شما مي‌توانيد ايده‌هاي خود را هر موقع كه لازم باشد به صورت تصوير نشان دهيد, مثلاً: روي يك تكه كاغذ با رسم نمودار برنامه خود را نشان دهيد يا با اقدامي جالب, از اشياء روي ميز مثل خط كش, جا سوزني, فنجان به عنوان نماد استفاده كنيد.

همانطور كه برنامه و نقش خود را با اين نمادها مي‌سازيد, راجع به هر قدم و مرحله توضيح دهيد كه براي چيست.

ـ يك نظر ديگر اينست كه ارائه طرح خود را با يك معماي كوچك شروع كنيد, اين طرز برخورد, طرف مقابل شما را درگير مي‌كند و اين حُسن را نيز دارد كه برخورد شما تهاجمي به نظر نيايد.

ـ ممكن است هنگام توضيح دادن يك موضوع, با نظريات مخالف و ناگهاني مواجه شويم, شما بايد براي اداره كردن موقعيت در اين موقع خود را كاملاً آماده سازيد, در چنين مواقعي شما بايد ضمن يك برخورد خوب در صدد متقاعد كردن طرف مقابل برآئيد و راجع به گفته‌هاي وي اظهار نظر كنيد.

ـ نه تنها شما مي‌توانيد كليدها و نكته‌هايي از آنچه طرف مقابل مي‌گويد برداشت كنيد بلكه از حركات بدن او نيز خيلي ديدگاهها روشن مي‌شود, مثلاً مي‌توانيد بدانيد آيا شنونده شما سراپا گوش است و شما مي‌توانيد به صحبت و ارائه مطلب خود به همان روش ادامه دهيد و يا به شما علامت مي‌دهد كه فوراً حالت صحبتتان را عوض كنيد.

ـ مشكلترين موقعيت در هر جلسه و آنچه از همه بيشتر اتفاق مي‌افتد, عصبانيت و تلاش براي كنترل كردن آن است، عصبانيت مي‌تواند به آساني ايجاد شود, هنگاميكه طرف مقابل از قبول نظريه ما كه فكر مي‌كنيم بهترين نظريه است, سرباز مي‌زند ما عصباني خواهيم شد, اين طبيعي است, اما شما چطور با عصبانيت خود و طرف مقابل برخورد مي‌كنيد؟

ـ بهترين كار اعتراف به عصبانيت است, اگر عصباني هستيد مي‌توانيد از كلماتي اينچنين استفاده كنيد: (اين واقعاً من را ناراحت مي‌كند چون ...)

ـ از طرف ديگر, اگر طرف مقابل نمي‌تواند به عصبانيت خود اعتراف كند ولي شما آن را مي‌بينيد, در آن صورت مي‌گوييد: «مي‌بينم كه ناراحتي, مي‌تواني به من بگويي چه چيزي اينجا ناراحتت مي‌كند؟»

ـ اين كلمات ساده به همه كمي اجازه مي‌دهد كه با عصبانيت روبرو شوند, آن را به طريقي خالي كنند و آرام گيرند و بعد مكالمه را به جهت سازنده‌اي پيش برد.

4. پايان يا نتيجه جلسه:

ـ تا اينجا راجع به 3 قسمت برخورد دو نفره صحبت شد. حالا به قسمت آخر اين بحث مي‌پردازيم:

ـ اگر جلسه مال شما بود با روش حساب شده آن را تمام كنيد. يكي يكي همه موارد مطرح شده را از بالاي فهرست خود بررسي كنيد و هرآنچه را كه تصميم گرفته شد يا قرار است تصميم‌گرفته شود مرور كنيد. در قسمت آخر جلسه, مطمئن شويد كه همه صحبت‌هاي خود را كرده‌ايد, بدون توجه موافقت نكنيد, بعضي اوقات اين بهترين موقع براي مطرح كردن و يا حتي برنده شدن يك فكر نهايي است.

جداي از هر نقشي كه در اين جلسه ايفا كرده‌ايد, جملات آخر شما خيلي مهم است, اگر جلسه شما را ناراحت كرده و يا حتي از شما انتقادي شده, ولي سعي كنيد جلسه را با يك حس مثبت و با انرژي و خوش بيني خاتمه دهيد, يا اگر جلسه مربوط به يك فكر جديد, يا روند جديدكار است, خوشبيني خود را از اين فكر جديد, ابراز نمائيد.

ـ فقط جملات آخر و بستن جلسه را فراموش نكنيد, اين كار از تلفن‌هاي بعدي و احياناً جلسات بعدي, جلوگيري خواهد كرد. بستن جلسه بايد با حرف آخر باشد.

ب)جلسات يا سخنراني براي گروه بيشتر از دو نفر:
هنگاميكه نوبت جلسات يا سخنراني‌هاي رسمي‌تر مي‌رسد, آن صحبت‌هايي كه در مقابل گروهي بزرگ يا شنونده‌ها بايد مطرح كنيد, تفاوت‌هايي با جلسات دو نفره خواهد داشت, اكنون شما مي‌بايست به گروه بزرگتري از شنونده‌‌ها فكر كنيد.

ـ در اين قسمت از راز شنونده‌ها پرده برداري مي‌كنيم:

هر گروه بيننده يا شنونده با مجموعه‌اي از خصوصيات طبيعي به محل تجمّع وارد مي‌شوند كه اطلاع از اين خصوصيات, راه ما را براي درك اينكه چه بايد بكنيم تا جمعيت را در آنچه براي گفتن داريم درگير كنيم, باز مي‌شود ـ بيائيد خود را جاي اين گروه بگذاريد؛

اول اينكه: به عنوان عضوي از گروه شنوندگان طبيعتاً به اين موقعيت عادت نداريم و حتي ممكن است ما با سخنران احساس رقابت بكنيم,‌در اينجا ما شنونده نيستيم, بلكه داور هستيم, اين قضاوت, كار را براي سخنران مشكلتر مي‌كند.

ثانياً: بيشتر جلسات و سخنراني‌ها, مربوط به ارائه يك كار جديد يا يك طرح جديد, بدليل طبيعت اين كار, سخنران را به عنوان يك قهرمان معرفي مي‌كند, اينطور به نظر مي‌رسد كه او كسي است كه مي‌خواهد ما يعني جمعيت شنونده را وادار به توافق با صحبت‌هايش بكند. بنابراين ما هم خود را بطور طبيعي تحت نفوذ احساس مي‌كنيم كه اين كار جلوي ما را براي داشتن يك فكر باز مي‌گيرد و نتيجه معمول احساس تحت نفوذ بودن هم, مقاومت است.

ثالثاً: علاوه بر اين عكس‌العمل‌هاي احساسي, سخنران بايد به مثال عيني و فيزيكي هم توجه كند, سخنران بايد در نظر داشته باشد كه شنونده‌هاي او تحت نفوذ عوامل ديگري نيز هستند. مثلاً: دماي هوا, وضعيت صندلي‌ها و ... يا اينكه شما هرگز در موقع نهار نمي‌توانيد توجه آنها را بخود جلب كنيد ـ هر چيزي مي‌تواند روي گوش دادن و ميزان توجه جمعيت شنونده, تأثير بگذارد.

ـ مواردي درباره نحوة آمادگي براي سخنراني:
ـ 3 امر مسلم پايه‌اي وجود دارد كه شما, در مورد نحوة آمادگي براي ارائه نظريات يا صحبت‌هايتان, بايد به آن توجه كنيد:

اول: شناسايي شنوندگان, دوم: تصميم‌گيري راجع به نقش شما در برابر آنها, سوم: طراحي سخنراني

اول: شناسايي شنوندگان :
ـ اولين كار شما يعني شناسايي جمعيت در واقع, احتياج به همان فنوني دارد كه شما در برخورد دو به دو به آن احتياج دارد, فقط اينجا شما بايد پيام خود را بر اساس اهداف, احتياجات و توقعات گروهي از مردم شكل دهيد ـ اين كار مستلزم سعي بيشتري است, اما تنها راهي است كه بوسيله آن شما مي‌توانيد روي روش و نوع برخورد خود براي جلب و درگير شدن شنونده‌ها تصميم‌گيري كنيد ـ راجع به اين گروه بزرگ چه چيزي را لازم است پيدا كنيد:

اولاً : شما بايد متوسط سن و جنسيت آنها را بدانيد ـ شما همچنين بايد سطح تحصيلي و حرفه‌اي شنوندگان خود را بدانيد, آيا مردم عادي هستند, آيا بيشتر آنها تحصيلات عادي دارند؟

پاسخ همه اين سؤالات روي انتخاب لغات, تصاوير و همه مطالب ديگر تأثير مي‌گذارد, اگر شما با گروه شنونده‌هاي خود آشنايي قبلي داريد, احتمالاً پاسخ بيشتر اين سؤالات را داريد, اما حتي اينجا شما بايد چند سؤال اساسي ديگر را از خودتان بپرسيد.

 مثلاً: آيا شنونده‌هاي شما, شخص شما را مي‌شناسند؟ ـ آيا رابطه شما با آنها رسمي است؟ ـ موقعيت كاري شما روي آنها چه اثري دارد؟ ـ آيا شما را از خود برتر مي‌بينند؟ ـ آيا آنها پيش از وقت, شرطي شده و به هر آنچه مي‌گوييد, توجهي نمي‌كنند؟

جواب اين سؤالات به شما كمك خواهد كرد كه در مورد برخورد خود تصميم‌گيري كنيد كه فقط اعتماد اين جمع را بخود جلب كنيد, قبل از اينكه حتي شروع به گفتن مطالب خود كرده باشيد, چقدر رسمي و يا غير رسمي بايد باشيد و در چه قسمت‌هايي از صحبت بايد با جزئيات وارد شده و روي چه مسأله‌اي بيشتر متمركز شويد ـ هنگاميكه شنونده‌هاي خود را شناسايي كرديد, آماده دومين كار هستيد, يعني:

دوم: انتخاب نقش خود:
اگر قرار است اطلاعاتي به آنها بدهيد, شما نقش يك راهنما را براي آنان خواهيد داشت ـ شما نبايد طوري برخورد كنيد كه در آنها احساس همدلي ايجاد نشود بلكه بايد به آنها اين اطمينان را بدهيد كه براي تقسيم كردن دانسته‌هاي خود با آنان آنجا هستيد ـ مثلاً از كاركنان خود مي‌خواهيد كه مقداري بيشتر كار كنند, شما نمي‌توانيد به يكباره شروع كنيد و بگوئيد كه بخاطر منافع اداره, بايد اين كار را انجام دهيد, در چنين حالتي آنها از جلسه دور خواهند شد, در عوض بايد نقش رهبر را بازي كنيد و نشان دهيد كه چطور وقف اين كار هستيد و آنها را متقاعد سازيد كه راه شما را دنبال كنند.

ـ در بعضي اوقات, لازم است كه شما اطلاعاتي منفي را به شنونده‌هاي خود منتقل كنيد, مثلاً: اوضاع اداره عالي نيست يا مشكلات پيش بيني نشده‌اي پيدا شده‌اند.

ـ اگر خبر بدي داريد, در ابتداي صحبت خود آنرا مطرح كنيد اما آنرا با زباني غيررسمي و با سرعت بيان كنيد و بعد وارد يك فضاي سازنده و خوش‌بين شويد

سوم: طراحي سخنراني:
ـ تا اينجا شما شنونده‌هاي خود را شناسايي كرده‌ايد و راجع به نقش خود نيز تصميم گرفتيد, حالا آماده هستيد كه متن صحبت خود را طراحي كنيد, اول مي‌خواهيد صحبت خود را قسمت‌بندي كنيد, اما تجربه نشان داده است كه موفق‌ترين شكل ارائه مطلب اين است كه:

ـ مطالبتان را اول با مقدمه كوتاه شروع كنيد, شما صحبت را با يك جمله كه مغز كلام شما را بيان مي‌كند شروع كنيد, هنوز وقت جزئيات نرسيده است, بعد موضوع انگيزش مطرح مي‌شود, به شنونده‌ها مي‌گوئيد كه چرا گوش بدهند, و چه نتيجه‌اي براي آنان خواهد داشت.

ـ پس از اين به شنونده‌هاي خود يك توضيح كوتاه راجع به نحوة ارائه مطالبتان مي‌دهيد, شنونده‌ها احتياج دارند كه نظم و تقسيم‌بندي موضوع صحبت‌هاي شما را بدانند, پس شما بايد به آنها اجازه دهيد كه تقسيم‌بندي‌ و عناويني را كه شما از قبل آماده كرده‌ايد, ببينند, اين محركي است كه باعث مي‌شود آنها تا آخر با شما بمانند.

حالا موقع آنست كه به قلب صحبت خود برسيد, اكنون شما, شنونده‌ها را قدم به قدم به نكته اصلي رسانده‌ايد, آنها مي‌توانند به وضوح برنامه شما را تجسم كنند.

 وقتي شما جزئيات را توضيح مي‌دهيد احتياج به مثالهايي هم داريد كه به فهم نظريات شما كمك كنند, وقتي در قلب صحبت خود هستيد, در موقعيت‌هاي مناسب, بعضي مطالب را بازتر بيان كنيد, دراين هنگام به شنونده‌اي كه ديرتر مطالب را درك مي‌كند فرصت بدهيد كه به بقيه برسد و خود شما هم فرصتي داريد كه توجه كساني را كه دست از گوش دادن كشيده‌اند, دوباره بخود جلب كنيد.

 زمانيكه به آخر و نتيجه‌گيري صحبت‌هاي خود مي‌رسيد, هيچگاه طولاني‌تر از آنچه لازم است صحبت نكنيد, خيلي خلاصه همه نكات را جمع‌بندي كنيد و به هم ربط دهيد.

ـ چند فن خاص براي نحوه ارائه صحبت‌هاي بيادماندني:
ـ يكي از بزرگترين عوامل براي گرفتن پاسخ موافق به سؤال چرا بايد گوش بدهم, مستقيماً به ديدگاه و شنونده‌ها نسبت به شما بستگي دارد, در واقع اين در همه موارد برخورد كاري صادق است, چه بحث با يك همكار يا ارائه يك گزارش در يك جلسه گروهي. بيننده‌ها و شنونده‌ها, كوچك يا بزرگ.

 بطور غريزي, هنگامي كه مخاطب قرار مي‌گيرند, كسل مي‌شوند. براي مثال زماني كه كسي با ما شروع به صحبت مي‌كند, ما تقريباً هميشه از خود سؤال مي‌كنيم كه اين فرد چه نيتي دارد؟

ـ توانمندي شخصي بخصوص سخنران ما را مجذوب كرده و وا مي‌دارد تا گوش بدهيم, اگر سخنران جذاب و صادق باشد به او گوش مي‌دهيم ـ چرا؟

خيلي ساده است, به اين دليل كه برخورد, برخوردي تازه است. بيشتر سخنرانها با يك حالت خيلي جدي و جداي از جمعيت, رفتار مي‌كنند, وقتي ما يك لحن گرم‌تر و راحت‌تر را مي‌شنويم, بي‌اختيار جلب مي‌شويم.

 از طرف ديگر اگر سخنران از خودراضي و يا خسته كننده باشد ما احساس ناراحتي مي‌كنيم و ممكن است به سختي به صحبت‌هاي او گوش فرا دهيم, بدتر از اين, يك سخنران كه خيلي مبهم و يا پيچيده صحبت مي‌كند, بقدري در ما فشار عصبي ايجاد مي كند كه براي دفاع از خود هيچ راهي جز گوش نكردن نداريم.

ـ مهمترين چيزي كه بايد بدانيد اين است كه اولين اطلاعاتي كه شنونده مي‌خواهد داشته باشد اين مي‌باشد كه شما چه كسي هستيد.

ـ سعي در پيدا كردن ارتباط موفق با شنونده, راه مشكلي به نظر مي‌رسد اما بايد بدانيدكه همه ما بطور غريزي اين كار را انجام مي‌دهيم.

 وقتي در جايي به كسي معرفي مي‌شويد, چكار مي‌كنيد؟ ـ مگر نه اينكه لبخند مي‌زنيد, اين مقدمه برقراري رابطه است, يا شايد يك طنز تعريف مي‌كنيد ـ همين روش را در برخوردهاي كاري و سخنراني‌ها هم مي‌توانيد انجام بدهيد.

ـ بهترين برخورد يك برخورد صميمي است. البته شما مي‌خواهيد با شنونده‌هاي خود, با روشي كه شما راحت هستيد صحبت كنيد, بنابراين بايد مقدمه‌اي كه براي شما مناسب است پيدا كنيد.

 مثل: يادآوري يك تجربه مشترك, طنز و ... ـ اين طرز برخورد, شنونده‌ها را به شما نزديك‌تر مي‌كند, در ادامه صحبت, سعي كنيد تا آنجايي كه مي‌توانيد, صحبت خود را انساني كنيد, چون انسانها با مباحث انساني كه خود را به آن مرتبط مي‌دانند, بيشتر رابطه برقرار مي‌كنند, حتماً مي‌پرسيد چطور مي‌شود مثلاً يك گزارش مالي و يا يك نمودار را انساني كرد؟ شما بايد به تجربه بدانيد كه هر قدر اطلاعات عيني و خشك باشد, با كمي خلاقيت مي‌توان آن را انساني كرد.

 مثلاً: شما مي‌توانيد راجع به كوشش‌هاي خلاق افرادي كه نمودارها را رسم نموده‌اند, توضيح دهيد تا شنوندگان يا بيننده‌ها بتوانند تجربيات خود را با اشخاص پشت صحنه اين كار ارتباط دهند.

ـ چيز ديگري كه بايد در هر نوع صحبت به خاطر داشت, اينست كه شما نمي‌توانيد با وانمود كردن به چيزي كه نيستيد به جايي برسيد.

 يكبار من را براي مشاوره دادن با يك مدير عامل كه در ارتباطات خيلي ضعيف بود, خواستند, من خيلي متعجب شدم كه اين فرد چه نيازي به مشاور ارتباطات دارد, چون او رفتاري راحت و صميمي داشت. او وقتي از او خواستم تا يك سخنراني را براي من بازگو كند, ديدم كه روبروي من يك دست كت و شلوار خالي با صداي خشك و يكنواخت, سخنراني مي‌كند ـ چطور اين شخصيت دوگانه اتفاق افتاده بود؟ ـ بدون شك اين مدير كل سعي مي‌كرد, رفتاري را داشته باشد كه از هر مدير كلي انتظار مي‌رود, او باور داشت كه اين تنها راهيست كه مي‌تواند جلب احترام كند.

اولين كاري كه من كردم اين بود كه به او توصيه كردم آرامش پيدا كند و خودش باشد. به او توضيح دادم كه رفتار طبيعي او نه تنها كافي, بلكه پرقدرت‌ترين روشي است كه او مي‌تواند در هر سخنراني از آن استفاده كند. مدير كل متوجه شد, اينگونه بود كه او تبديل به يك سخنران جذاب و موفق شد.

ـ اگر فكر كنيد كه شنوندگان, اشخاصي مثل خود شما هستند, با احساس‌ ترس و هيجاني كه در هر سخنراني ممكن است بوجود بيايد, مي‌توانيد مقابله كنيد.

ـ ترس از رفتن روي صحنه (ترس بزرگ)‌ و راههاي مقابله با آن:
ـ اين ترس بر پايه اين باور است كه, يك سخنران بايد كامل و بدون نقص باشد و هر چه بيشتر به اين باور وابسته باشيد ترس و نگراني شما بيشتر و بيشتر مي‌شود, زيرا مي‌ترسيد كه از كمال پائين‌تر باشيد, پيش خود فكر مي‌كنيد, كلمات صحيح را پيدا نخواهيد كرد و شايد صحبت‌هاي من و حتي خود من بنظر حضار خنده‌دار باشد.

ـ بنابراين بزودي منظور از بودن در آنجا را فراموش مي‌كنيد ـ و اما چگونگي مقابله با اين ترس؛

ـ اولين كاري كه مي‌توانيد براي مقابله با ترس از روي صحنه بودن بكنيد, پذيرش آن است. با دانستن اينكه همه دچار اين ترس مي‌شوند به خود اجازه دهيد كه بطور موقت بترسيد, اين ترس خودبخود از بين خواهد رفت.

 دائم به خود يادآور شويد كه هيچكس يك سخنران كامل و بي‌نقص نيست. پس با دانستن اين نكات, سخنراني خود را خراب نخواهيد كرد, فقط ممكن است كمي مضطرب باشيد. سعي كنيد با موضوع صحبت خود راحت باشيد.

 مستقيماً روي پيام خود متمركز شويد و خود را به كلي فراموش كنيد. براي بعضي‌ها بهتر است كه چند نفس عميق بكشند و مشت‌هاي خود را خيلي محكم بفشارند و بعد وارد صحنه شوند. هيچكس متوجه اين كارها نمي‌شود, اما اين كارها به شما يك انرژي فوري مي‌دهند. وارد صحنه شدن شما را همه مي‌بينند.

 مستقيماً به طرف محل ايستادن يا نشستن خود برويد و يادداشت‌هاي خود را در محل مناسب بگذاريد, چند لحظه كوتاه صبر كنيد تا تنفس شما عادي شود, بعد به مخاطبين خود نگاه كنيد. يك لحظه براي جلب توجه آنها صبر كنيد و همان موقع شروع به صحبت كنيد.

ـ شيوه اصلي جلب نظر شنوندگان:
لازم است زباني كه براي صحبت انتخاب مي‌كنيد: متناسب با جلسه باشد. اگر شما كارشناس يا متخصص در يك زمينه هستيد بايد خيلي مراقب باشيد كه به زباني صحبت نكنيد كه فقط ديگر متخصصان متوجه صحبت‌هاي شما بشوند. پس قدم اول اينست كه به خودتان گوش كنيد, از خود بپرسيد كه آيا اين كلمات براي شنوندگان, مناسب است يا خير؟ ـ اگر از كلمه‌اي تخصصي استفاده كرديد, فوراً توضيح دهيد.

ـ سرعت صحبت را تغيير دهيد, آرام‌تر و يا سريعتر صحبت كنيد تا توجه را به خود جلب كنيد. صداي خود را تغيير دهيد يعني بلندتر, آرام‌تر, متفكرتر, و يا سنگين‌تر بسازيد, همه اين كارها سخنراني شما را از حالت يكنواختي در مي‌آورد.

ـ بخش سؤال و جواب در جلسات:
ـ وقتي ما جلوي يك جمع مورد سؤال قرار مي‌گيريم, احتمالاً احساس تحت فشار بودن زياد است. اين بدان معناست كه همزمان با آماده شدن براي سخنراني بايد خود را براي مدت پرسش و پاسخ نيز آماده كنيم. همان تحقيقاتي كه براي آماده شدن براي سخنراني انجام داديد بايد براي اين كار نيز انجام شود ـ شنونده‌هاي شما چه كساني هستند, چه سؤالاتي را مي‌توانيد از آنها انتظار داشته باشيد, اما در اين جا بايد براي مخالفت نيز آماده شويد و مهم اين است كه سؤالات را به عنوان تيغ‌هاي برنده‌ در كنار خود نبينيد, بلكه آنها را فقط نقطه نظرات متفاوت ببينيد.

ـ شما بايد بدانيد كه موضوع مورد بحث, مربوط به سخنراني شماست كه برآن تسلط داريد, يكي از راهها اين است كه شما مي‌توانيد سؤالات را با سؤال جواب دهيد.

با اين كار مي‌توانيد مسير سؤال را تغيير دهيد. با دانستن اين نكات, متوجه مي‌شويد كه چقدر قدرت براي جواب به سؤالات داريد و تا زمانيكه روي صحنه هستيد, همچنان قدرت در دست شماست.

و حالا من با اين سؤال روبرو هستم: چطور صحبت خود را به پايان برسانم. بايد جملات و كلماتي ارائه دهيد كه به عنوان عصاره سخنراني‌تان باشد.

ـ متشكرم كه به من گوش كرديد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-41.aspx

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۹:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مديريت كلاس درس يكي از بزرگترين ترس هاي معلمين تازه كار است. اما مديريت كلاس مهارتي است كه نه تنها اكتسابي و يادگرفتني است بلكه بايد هر روز تمرين شود. در زير ۱۰ نكته درمورد مديريت موفق كلاس درس عنوان مي كنيم. اين نكات مي تواند به شما براي برقراري نظم در كلاس كمك زيادي كند.
 
۱. گذشت زمان همه چيز را راحت تر مي كند.

خيلي از معلم ها مرتكب اين اشتباه مي شوند كه سال تحصيلي را با نظم و مديريت ضعيف آغاز مي كنند. دانش آموزان خيلي سريع موقعيت در هر كلاس را ارزيابي مي كنند و مي فهمند كه در هر كلاس تا چه حد مي توانند پيش بروند. وقتي اول كار اجازه بدهيد كه در كارتان اخلال ايجاد كنند ديگر به كار بردن تكنيك هاي مديريتي دشوار خواهد شد. اما با جلو رفتن سال تحصيلي همه چيز آسانتر مي گردد. فقط اين جمله يادتان باشد كه، “تا رسيدن عيد لبخند نزنيد.”
 
۲. عدالت رمز كار است.

دانش آموزان خيلي خوب مي فهمند كه چه چيز عادلانه است و چه چيز نيست. اگر دوست داريد شاگردانتان به شما احترام بگذارند بايد با آنها با عدالت و انصاف رفتار كنيد. اگر با همه شاگردان با مساوات رفتار نكنيد، شاگردانتان ديگر از شما دستور نخواهند گرفت. پس اگر بهترين شاگرد كلاستان هم كار اشتباهي انجام داد حتماً تنبيهش كنيد.
 
۳. تا حد امكان با اخلال ها  يا ايجاد كمترين وقفه در كلاس برخورد كنيد.

وقتي در كلاس اخلال ايجاد مي شود خيلي مهم است كه با ايجاد كوچكترين وقفه در روننهادها زياد شعاري نيست من آن ها را امتحان كرده ام ، جواب مي دهد . شما هم امتحان كنيد . پيشنهاد هاي زير در صورتي كه به طور منظم و با قاعده و آگاهانه به كار گرفته شوند ، مديريت كلاس درس را بهبود خواهد بخشيد .
 
 1 = عمل كنيد ، تنها واكنش نشان ندهيد: عمل كردن مسلط بودن است و واكنش نشان دادن يعني تسلط عوامل و شرايط را پذيرفتن .بنابراين پيش از آغاز مدرسه به برنامه ريزي فنون بر قراري انضباط بپردازيد ، همان گونه كه براي فنون تدريس و ترتيب مواد درسي برنامه ريزي مي كنيد نه اين كه صبر كنيد مشكلي پيش بيايد و شما در آن زمان به دنبال وضع قانوني باشيد كه ديگر چنين مشكلي پيش نيايد . 
 
     2=     مسئوليت ها را واگذار كنيد : دانش آموزان در قبال رفتارشان هر چه بيش تر احساس مسئوليت كنند ، نياز كم تري به اعمال مديريت از سوي معلم خواهند داشت .بر حسب توانايي دانش آموز از مسئوليت هاي ساده شروع كنيد تا دانش آموز حتما از عهده ي عمل به مسئوليت بر آيد تا مشكلات بعدي را به دنبال نداشته باشد.
 
 3 = عقب بايستيد و به ديگران فرصت بدهيد :  هنگامي كه دانش آموزي به سوالي پاسخ مي دهد ويا هر مطلب ديگري را بيان مي كند به او نزديك نشويد، به طوري كه گفتگو دو نفره شود، زيرا در صورتي كه دانش آموزان ديگر صداي صحبت شما را نشنوند احساس مي كنند كنار گذاشته شده اند واين بي نظمي به همراه دارد .
 
 4=آرام، خونسرد و حرفه اي برخورد كنيد : حتي يك بچه ي بي ادب مستحق احترام است .از فرياد زدن ، با حركت انگشت تهديد كردن ، نگاه هاي تهديد آميز و غيره اجتناب كنيد . اجراي برنامه ي انضباطي با خونسردي ، دانش آموز را متوجه ارتباط رفتارش با نتيجه ي منطقي ناشي از آن مي كند .در ضمن رفتار شما هنگام تأييد دانش آموزان براي آن ها الگو است .
 
 5 = به دانش آموزان توجه كنيد و تلاش كنيد تا اين توجه رانشان دهيد : سلام و احوال پرسي با دانش آموز در نظر گرفتن رفتار هاي خوب آن ها و بيان تشكر از آن ها در مواقع گوناگون مانند زماني كه براي شما كاري انجام مي دهندويا نتيجه ي خوبي در امتحانات بدست آورده اند .
 
 6 = رفتارهاي خوب دانش آموزان را در نظر بگيريد: هر قدر كه خوبي ها بيش تر در نظر گرفته شود انگيزه ي بيش تري براي تداوم آن ها وجود خواهد داشت .
 
 7 = از تجربه هاي همكارانتان استفاده كنيد خواه به صورت كلي ويا در مورد كلاس يا دانش آموز خاص .
 
 8 =   به صورت انفرادي تأديب كنيد : ناديده گرفتن رفتار ، اشاره ، كنترل از نزديك و كنترل همراه با بر
 
خورد .
 
9=  تفاوت هاي فردي و ويژگي هاي خاص دانش آموزان را در نظر بگيريد :به عنوان مثال اگر دانش آموزي از نظر درس شما از همكلاسان خود جلو تر باشد ممكن است به دليل خسته شدن از مباحث تكراري باعث ايجاد بي نظمي شود . چنين دانش آموزاني را شناخته و با تمرينات خاص آن ها را سر گرم كنيد .
 
 10 =  براي موقعيت هاي اضطراري و غير مترقبه برنامه ريزي كنيد : بر نامه هايي داشته باشيد تا در صورتي كه مجبور به ترك كلاس شديد ، دانش آموزان مجبور به اجراي آن برنامه شده و نظم كلاس حفظ شود . 11=  قانون را اجرا كنيد دليل تراشي را نپذيريد : در مقابل دانش آموزاني كه تلاش مي كنند با بحث و چانه زدن ، تخفيفي در تنبيه خود بدست آورند ، حتي براي يك بار تسليم نشويد0
 
  12= ارتباطات چشمي را دست كم نگيريد : وقتي قانوني را تكرار مي كنيد و يا پيامدي را به دانش آموزي مي رسانيد ،مستقيما به چشمانش بنگريدونگاهتان را با نگاهش تلاقي دهيد .
 
 13 - به جاي دوست بودن با دانش آموزانتان دوستانه رفتار كنيد : بين خود شما   (   معلم ) و آنان    ( دانش آموزان ) فاصله ي شغلي را حفظ كنيد . 14- كينه توزي نكنيدهر رفتار دانش آموز را جدا در نظر گرفته وتأديب كنيد .به دانش آموزان لقب ندهيد ، مانند درد سر آفرين ، بي ادب و...
 
 15 - در صورت امكان برخي رفتار هاي نا شايست را ناديده بگيريد .
 
 16 - عدالت را بر قرار كنيد .
 
 17 - نشان دهيد كه از آن چه در كلاس جريان دارد ، آگاه هستيد : قبل از آن كه رفتار انحرافي گسترش يابد فنون مديريت كلاس را اجرا كرده و رفتار را كنترل كنيد . 18 - به رفتار هاي طبيعي جنبه ي قانوني بدهيد
 
:
 
به عنوان مثال به آن ها بگوييد درصورتي كه در سراسر كلاس به درس توجه داشته باشند  پايان كلاس مي توانند 5 دقيقه آزادانه صحبت كنند .                                     
 
 19 = به سخنان دانش آموزان گوش دهيد : نه براي تأييد و دادن راه حل بلكه به عنوان همدردي .
 
20 = دانش آموزان را با احترام صدا كنيد : استفاده از القاب خانم يا آقا به آن ها احساس بزرگي داده و قبول مسئووليت و داشتنن رفتار مناسب به همراه دارد .
 
 21 – نام دانش آموزان را سريع به خاطر بسپاريد .

22– انتظارات خود و نياز هاي دانش آموزان را در نظر بگيريد : انتظارات خود را به طور آشكار بيان كرده و مستمرا مورد تقويت قرار دهيد
 
23=دانش آموزان وقتي خسته شده باشند ويا كار خصوصي نداشته باشند بد رفتاري مي كنند : پس اين فرصت را از آن ها بگيريد ، براي هر لحظه ي آن ها برنامه اي داشته باشيد .
 
 24 – وقت شناس باشيد : شما فعاليت هايي كه قرار است انجام دهيد به موقع انجام دهيد تا الگويي براي نداشتن تأخير در فعاليت هاي گو ناگون دانش آموزان باشيد
 
25= به دنبال جانشين هاي بهتري براي تنبيه باشيد . 26 – نتايج امتحانات و تكاليف را زود اعلام كنيد : بدين ترتيب دانش آموز به اهميت آن براي ما پي برده و با دانستن نتيجه ي فعاليت قبلي خود فعاليت جديد را بهتر انجام ميدهد .
 
 27 – قبل ازشروع درس ، حواس دانش آموزان را متمركز كنيد .
 
 28 – نپرسيد چرا ؟ : علت بد رفتاري را از دانش آموز نخواهيد .اين گونه سوالات هيچ پاسخي نداردو ممكن است مشكلات جديدي ايجاد كند
 
. 29= سمبلي از رفتار مطلوب باشيد: هر رفتاري را كه مي خواهيد تقويت كنيد خودتان انجام دهيد البته نه اين كه تظاهر كنيد ، اول خودتان را تغيير دهيد .
 
 30 - اساس و ريشه ي رفتار هاي نا مطلوب را از بين ببريد.

از اين كه وقت خود را صرف خواندن اين مطالب كرديد متشكرم

http://shkhc.persianblog.ir/post/26/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۹:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]


مقدمه:

انسان موجودي ظريف با روحيه‌هاي گوناگون و ظرفيت‌هاي مختلف است، لذا لازمه تربيت چنين موجودي، شناخت كامل و جامع او مي‌باشد. البته روش‌هاي گوناگون تربيتي به كار گرفته مي‌شود، ولي به علت عدم تناسب اين روش‌ها با تك‌تك دانش‌آموزان، متأسفانه در درازمدت مفيد و اثربخش نيست. موضوع تربيت مانند طناب محكمي‌ است كه از رشته‌هاي متعدد و باريك بافته شده است. از اين رو مربي و معلم بايد از روش‌هاي متعدد و متفاوتي براي هر دانش‌آموز استفاده كنند. در اين مجال روش‌هاي ناموفق معرفي مي‌شود تا انشاءالله مفيد واقع شود.

 

استفاده از مقررات خشك در كنترل كلاس

در كلاس‌هايي كه مقررات خشك بر آنها حاكم است، هيچ رابطه عاطفي بين معلم و شاگرد برقرار نمي‌شود. شاگرد، معلم را به چشم بيگانه‌اي مي‌نگرد كه مأمور است چند مطلب علمي ‌را به او ياد دهد. او درس را با اكراه مي‌خواند، تكاليفش را با نارضايتي انجام  مي‌دهد، زود خسته مي‌شود، از كلاس لذتي نمي‌برد و گاه سعي مي‌كند سكوت رخوت‌بار كلاس را با رفتارهاي غيرمعمول بشكند، كه در اين صورت با عكس‌العمل تند و تيز معلم روبه‌رو و وضع بدتر از قبل مي‌شود. در اين نوع كلاس‌ها، معلم نيز متقابلاً از كلاس خسته   مي‌شود و روحيه‌اش را از دست مي‌دهد. تدريس خشك به معلم نيز نمي‌چسبد. بعضي از معلمان، با وضع قوانين بيش از حد، شاگردان را سردرگم مي‌كنند. شاگرد نمي‌داند به كدام قانون، در كجا، چه وقت، چگونه و چرا بايد عمل بكند، به عبارت ديگر هدف‌هاي اصلي تربيتي در لابه‌لاي مقررات ريز و درشت گم مي‌شود و از بين مي‌رود.

 

استفاده از خشونت در كنترل كلاس

معلماني كه براي برپايي قانون در كلاس، از زور، خشونت، تهديد و آزار استفاده مي‌كنند دروغ‌گويي را در بين دانش‌آموزان رواج مي‌دهند، ارزش‌هاي اخلاقي و انساني را در آنها نابود مي‌كنند و در جهت آموزش خودكامگي و بي‌رحمي ‌گام برمي‌دارند.

در چنين فضايي شاگردان عادت مي‌كنند تنها در مقابل زور، فرمان برند و با زور فرمان برانند، و وقتي زور از بين رفت، فرمانبري و انجام وظيفه نيز از بين مي‌رود.

 

استفاده از پند و اندرز در كنترل كلاس

پند و اندرز گرچه در آغاز نتيجه مي‌دهد، اما نمي‌توان از آن به عنوان وسيله‌اي مطمئن، سودمند و هميشگي براي اداره كلاس استفاده كرد. در چنين شرايطي كلاس حالت جدي به خود مي‌گيرد، انعكاس صداي معلم و سكوت كلاس در هم مي‌آميزند، معلم سخنانش را تمام مي‌كند و فكر مي‌كند كه كارش را به‌خوبي انجام داده است، ولي اندكي بعد همان ماجراهاي قبل تكرار مي‌شود. معلم از اينكه بچه‌ها به حرف‌هايش وقعي نمي‌گذارند، ناراحت است، غافل از اينكه شناخت او از حالات رواني – عاطفي بچه‌ها، ناقص و اندك     مي‌باشد.

 

زياده‌روي در مهر و محبت و دوستي در كنترل كلاس

پاره‌اي از معلمان براي كنترل و اداره كلاس‌شان از محبت و دوستي بيش از اندازه بهره مي‌جويند. اين روش نيز آفت‌هايي دارد كه يك معلم كارآزموده بايد بدان‌ها توجه داشته باشد.

بزرگ‌ترين آفت، فراموشي و گم و گور شدن سرپرستي و هدايت است. در تمام جريانات تربيتي، موضوع تربيت نبايد فراموش شود. در اين كلاس‌ها موضوع تربيت دگرگون مي‌شود، اطاعت از بين مي‌رود و سردرگمي ‌و هرج و مرج شايع مي‌شود. شاگردان اينگونه كلاس‌ها در پي الگوهاي تربيتي نيستند. آرامشي بي‌پايه و پرورشي بي‌اساس بر كلاس حاكم مي‌شود. از اشتباهات و خطاها چشم‌پوشي مي‌شود. همه چيز به صورت عادي درمي‌آيد و اصلاح رفتارهاي ناشايست كودكان با اين روش ممكن نيست. بنابراين مهر و محبت و دوستي، گرچه تأثيري اعجازگونه دارند، اگر با تدابير تربيتي ديگري همراه نباشند، اثر مناسبي نمي‌بخشند.

 

روانه كردن دانش‌آموزان به دفتر مدرسه در جهت كنترل كلاس

اگر از معلماني هستيم كه مشكلات خود را نمي‌توانند در خود كلاس حل كنند و با هر بهانه‌اي دانش‌آموز را روانه دفتر مدرسه مي‌كنند، بايد در صحت و كارايي روش خود ترديد كنيم.

آيا تاكنون به احساسات دانش‌آموزي كه از كلاس طرد شده و روانه دفتر مدرسه شده است، فكر كرده‌ايد؟ فاصله بين كلاس و دفتر، بستري است براي از بين رفتن اعتماد نسبت به معلم و ايجاد كينه و نفرت و قبول عدم شايستگي خود. شايد معلم يكي دوبار آن هم در ظاهر بتواند با اين روش كلاس را تحت كنترل درآورد، ولي بعد چه مي‌شود؟ وقتي بچه‌ها فهميدند كه معلم براي اداره و كنترل كلاس جز فرستادن به دفتر مدرسه وسيله‌اي ندارد، آيا كلاس به محيطي سرد و دلهره‌آفرين تبديل نمي‌شود؟

هر كلاس، چون موجودي زنده و متفاوت با ساير كلاس‌ها، غذا مي‌خواهد، روحيه مي‌خواهد، به تربيت و مراقبت و رسيدگي نياز دارد تا بتواند در مسير رشد گام بردارد. آنان كه بي‌توجه به اين موضوعات در جست‌وجوي كلاس‌هاي مرتب و باانضباط و بدون مشكل‌اند، بايد در انديشه خود تجديد نظر كنند. هيچ معلولي بدون علت به وجود نمي‌آيد و هيچ موضوع تربيتي بدون سرمايه‌گذاري و به‌كارگيري روش‌هاي درست، انجام نيكو نمي‌يابد. هيچ گلي بي‌دلهره به بار نمي‌نشيند، پس ما چگونه مي‌توانيم از كلاسي كه كوچك‌ترين تلاشي در بهبود و رشد و تكامل آن به كار نبسته‌ايم، انتظار بالندگي داشته باشيم؟ اين گونه انتظارهاي بي‌پايه و بي‌دليل است كه منجر به ناگواري‌ها، ناكامي‌ها و تلخي‌هاي محيط آموزشي مي‌شود.

 در پايان سخن را با جمله‌اي از «كانت» به پايان مي‌برم؛ اينكه «دو علم از ميان علوم از بقيه دشوارترند، سياست و تعليم و تربيت».
 
http://mh1342.blogfa.com/post-413.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۹:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

8

ايما و اشارات ، فنون كلامي و كنترل كلاس
دربين معلمين اين حس وجود دارد كه در بيست سال گذشته كنترل شاگردان و حفظ اقتدار معلمي به طور جدي دشوار شده است . احساس اين گروه از معلمين اين است كه اگر شاگردان بخواهند مشت معلم را باز كنند ، عملا كار چنداني از او بر نمي آيد . بايد گفت اين حرف اگر در مورد بعضي صادق باشد قطعا در مورد همه معلمين درست نيست . چگونه است كه شاگردان ، بعضي معلمين را جدي مي گيرند اما بعض ديگر را نه ؟ چگونه است كه بعضي معلمين نسبت به همكاران ديگرشان گله و شكايت كمتري از يك كلاس دارند ؟ در نظر من كار تدريس با تئاتر مشتركات زيادي دارد ٬ به طوري كه در تدريس معلم نقش نويسنده ، بازيگر و منتقد را دارد . معلمين موفق كساني هستند كه دريافته اند ، بايد تمام توانايي هاي حرفه اي شان را به كار گيرند و كاملا روي هنر بازيگري شان در برخورد با موقعيت هاي كلاس سرمايه گذاري كنند .

استفاده از زبان تن
اغلب شاگردانم از من مي پرسند كه مگر پشت سرم هم چشم دارم . واقعيت اين است كه من فقط تلاش مي كنم كه براي هر چيزي كه ممكن است در كلاس اتفاق بيفتد از قبل آمادگي داشته باشم .در مورد شاگردان مسئله دار ، هميشه از نوع سو رفتاري كه ممكن است مرتكب شوند آگاه هستم . براي اين كه اين تصور را از خودم در كلاس ايجاد كنم ، هميشه سعي مي كنم كه ژستي شق و رق و با ابهت بگيرم تا به دانش آموزان القا كنم كه همه چيز را در كنترل دارم و از طرفي هم بتوانم بر كارهاي بچه ها در كلاس نظارت كنم . براي االقاي اين كه اعتماد به نفس دارم و در موضع ضعف و دفاع نيستم سعي مي كنم دست هايم از دو طرف بدنم آويخته باشد و حتي الامكان روي سينه ام حلقه نكنم .

طرزنشستن و ايستادن
با طرز نشستن و ايستادن خود پيام هاي قوي به مخاطبين خود مي فرستيد ،لذا توجه به يكي دو شگرد در اين زمينه به عنوان ابزاري براي كنترل كلاس بسيار ارزشمند است .در نشستن يا ايستادن قدرتي نسبي نهفته است . در مدرسه ، كه معمولا از بچه ها خواسته مي شود بنشينند ، ايسادن در كنار آنها ايجاد اقتدار مي كند .شما از كسي كه نشسته بسيار بلندتريدو اين كوتاه بودن به منزله فرودست بودن تلقي مي شود . همه جامعه شناسان در باره اهميت نمادها و نشانه هاي قدرت در كلاس سخن گفته اند . كار ساده اي مثل نشستن شما روي يك صندلي بزرگ مي تواند در مورد توازن قوا در كلاس پيام نمادين خوبي باشد .

صميميت
حال پس از ذكر اهميت استفاده از ژست هاي بدني براي فاصله گرفتن از شاگردان ، مي خواهم راهبرد متفاوتي را پيشنهاد كنم . گاه يكي از بهترين شيوه هاي كنترل شاگردان ايجاد شرايطي است كه بتوانيد به آنها نزديك شويد ، به طوري كه يكي از آنها محسوب شويد . بعضي وقت ها خوب است از فرصتي استفاده كنيد و كمي با شاگردانتان بنشينيد . اين كار حس همپايه بودن يد ، ارتباط چشمي مثبت و طولاني برقرار كنيد و دست هايتان را به هم حلقه نكنيد ، مي توانيد حس صميميت را القا كنيد . روشن است كه با ژست هاي ناساز ، پيام هاي معكوس را مي فرستيد . اگر لب هايتان را به هم بفشاريد ، از ارتباط چشمي اجتناب كنيد ، سينه بگيريد و دست هايتان را گره كنيد ، اين حس القا مي شود كه در وضعيت دفاعي و ضعف قرار داريد .

به نظر من بزرگترين متخصصين صاحب صلاحيت براي پاسخ به اين سوال كه ( معلم خوب چگونه معلمي است )شاگردان هستند . قبلا ديديد كه دو دانش آموز در اين زمينه چه احساسي داشتند . گفته هاي زير از آن گروهي از شاگردان سال هشتم است كه به پرسشي در باب ژست هاي معلم ، و كار آمدي تدريس ، به سوال ما پاسخ داده اند .

معلم خوب به هنگام صحبت چنان با اعتماد و محكم مي ايستد كه در نظر شما فردي مقتدر جلوه كند . او وقتي با شما صحبت مي كند و مستقيم در چشمانتان نگاه مي كند ، باعث مي شود پيامش قوي تر به شما منتقل شود .

معلم خوب راست قامت در كلاس مي ايستد و با اقتدار و اعتماد به نفس در كلاس قدم مي زند و با شاگردان صحبت مي كند . او هم چنين مي تواند به هر شاگرد چشم بدوزد تا با نگاهش به او بگويد : ( من اين جا هستم و هيچ كسي نبايد رفتار ناجور داشته باشد ) . صداي معلم بايد نرم و آرام باشد تا شاگردان بدانند او مهربان است . اما اگر بخواهد بگويد ( شلوغ كاري ممنوع ) باز هم بايد آرام تر باشد . اگر كار بدي كرده باشي آنچنان به تو چشم بدوزد كه از كرده ات پشيمان شوي .

معلم خوبي كه من دارم در وسط كلاس با اعتماد به نفس مي ايستد و همين باعث مي شود كه مقتدر به نظر برسد . ارتباط چشمي اش را با همه حفظ مي كند و همين كار او را فردي جدي جلوه مي دهد كه مي خواهد تدريس كند ، نه اينكه صرفا پولي در بياورد . اگر كسي در كلاس صحبت كند يا تكاليفش را فراموش كرده باشد ، برسر او داد مي كشد و نگاهي سرشار از غضب و عصبانيت به او مي اندازد . همين باعث مي شود كه كلاس تحت كنترل باشد . صدايش بلند است و مطمئن ، به طوري كه شاگردان مي دانند كه تا چه اندازه جدي است . انگار معلميني كه صداي ضعيف تري دارند اعتماد به نفس كمتري دارند و به اين دليل شاگردان بيشتر مشكل ايجاد مي كنند . معلم من براي تفهيم نكات درسي از ژست ها و حركات بدني متنوعي استفاده مي كند ، اين كار در اداره كلاس هم به وي كمك مي كند .

وقتي اين معلم مي خواهد در كلاس ما درس بدهد ، جلو مي آيد و در وسط كلاس مي ايستد . با اين كار اين پيام را مي دهد كه اعتماد به نفس دارد . هميشه ايستاده و با اطمينان تدريس مي كند . بيشتر نگاهش به كل كلاس است ، ولي هر از گاهي به تك تك افراد هم نگاه مي كند تا ببيند گفته هايش را فهميده اند يا خير . از چشم هاي باز و هوشيارش مي شود فهميد كه چقدر جدي است .

معلم خوب ايستاده تدريس مي كند نه اين كه بنشيند . با اين كار نشان مي دهد كه با شاگردان در فعاليت درسي شان همراه است .يه علاوه ، معلم خوب كسي است كه سرش را بالا مي گيرد و به شما نگاه مي كند ، نه اينكه در كل وقت كلاس اصلا به شاگردان نگاه نكند . حالات چهره معلم مهم است ، چرا كه هر وقت كار بدي مي كنيد از نحوه نگاه او اين را مي فهميد . صدايش هم مهم است ، چرا كه لحن آن به شما مي گويد كه وي در كارش جدي است .

معلم خوب به هنگام ورود شاگردان ، داخل كلاس ايستاده است تا نشان دهد آماده تدريس است . وقتي كه روي صحبتش با كل كلاس است سعي مي كند در وسط كلاس بايستد تا همه را با درس درگير كند و سعي مي كند با همه ارتباط چشمي برقرار كند . همين طور وقتي هم كه با يك نفر كار مي كند با او ارتباط چشمي خود را حفظ مي كند . اگر عصباني بشود ، به شما چشم مي دوزد و سخت توبيختان مي كند . وي طوري حرف مي رند كه معلوم شود از مسايل آسان نمي گذرد . علاوه بر اين ، معلم بايد از حركات دست براي كمك به امر تدريس استفاده كند . ايستادن معلم نيز بايد پر ابهت و با شكوه باشد .

معلم خوب كسي است كه بتواند به موقع صدايش را كوتاه يا بلند كند و به آن لحن هاي مختلفي چون صميمي ، شاد و غيره بدهد .

مطمئنا شما هم قبول داريد كه نظرات اين شاگردان ۱۳ ساله بسيار عميق و درايت آميز است . من تنها قبلا به آنها توضيحات مختصري در مورد اصطلاحاتي چون ژست و ايما و اشاره داده بودم . باقي كار را خود آنها انجام داده اند .

چه بخواهيد و چه نخواهيد امروز در عصري زندگي مي كنيم كه ( مصرف كننده ) حرف اول را مي زند و بسياري از خبرگان آموزش و پرورش بر اين باورند كه معلمين روز به روز بيشتر در چارچوب روابط ( بازار ) قرار مي گيرند و لذا ناچار به جلب نظر ( مصرف كننده ) هستند . در بخش اول ديديم كه اولين تاثيري كه بر جوانان مي گذاريد چقدر اهميت دارد . اميدوارم كه توصيه هايي كه در بالا ذكر شده اند به شما كمك كند تا بر شاگردان جديد خود ( كه در واقع مشتريان تازه شما هستند ) تاثير مطلوبي بگذاريد .

بخش دوم
نقش سوال كردن
به عنوان ابزاري در مديريت كلاس درس
10
ايجاد فضاي همياري
هيچ وقت در جلسه اي بوده يا در سخنراني شركت كرده ايدكه در آن فقط شنونده بوذه باشيد ؟بگذاريد رو راست باشيم . اگر در برنامه اي خود را دخيل ندانيد ، خيلي ساده آنرا رها مي كنيد و به كار ديگري مي پردازيد . نوجوانان هم همين طور هستند . با اين حال ، وقتي چنين موقعيتي پيش مي آيد نوجوانان كمتر مي توانند خود را كنترل كنند و نقشي منفعل به خود بگيرند و بيشتر احساسات خود را بروز مي دهند . و روشن است كه در اين حالت رفتارهاي مشكل زا از آنها سر مي زند . البته در چنين موقعيتي كارهاي زيادي مي توان انجام داد . به ياد داريد كه در بخش قبل بر نياز به استفاده از حركات بدن ٬ ارتباط چشمي و كنترل لحن صدا تاكيد كرديم تا از اين كه شاگردان همچنان با روند تدريس همراه هستند اطمينان پيدا كنيم . حال بگذاريد گامي پيشتر بگذاريم و نقش سوال كردن را در معادله مديريت كلاس بررسي كنيم .

اين كه بتوانيد در جلسات بحث و پرسش و پاسخ ، شاگردان هر چه بيشتري را شركت دهيد اهميت تام دارد . انتقال اين حس به شاگردان كه درس از آن آنهاست تاثير مثبت و قابل توجهي در كنترل كلاس دارد . تلاش كنيد وقتي شاگردان را براي پاسخ دادن به سوالات انتخاب مي كنيد توازني برقرار باشد . به طور خصوصي با شاگردان فعال صحبت كنيد و از تعهد و علاقه منديشان تشكر كنيد و توضيح دهيد كه لازم است به ديگران هم مجال تلاش بدهيم . تحقيقات زيادي انجام شده كه نشان مي دهد هسته كنترل موثر كلاس ، تكنيك خوب سوال كردن است . مطمئنا شما كه از روش بحث كلاسي يا پرسش و پاسخ در كلاس تان استفاده كرده ايد مي دانيد كه ساكت نگه داشتن بچه هاي زرنگ مشكل است و در عين حال شاگردان زيادي هم هستند كه چندان در درس و بحث كلاس شركت نمي كنند . اين ها همان شاگرداني هستند كه از درس منقطع مي شوند و از تجربه يادگيري باز مي مانند . حال بايد پرسيد كه چرا چنين اتفاقي مي افتد ؟ مطمئنا همه علت ها در سطح توانايي دانش آموزان در يادگيري خلاصه نمي شود . در بسيارري از موارد شاگردان با هوش تر هم صحبت كردن در كلاس درس را بسيار دشوار مي بينند .

تجربه من در ( مشاهده شاگردان ) به همراه گفتگوهايي كه با والدين و بچه ها داشته ام ، حاكي از آن است كه اين كار سه دليل دارد : اولين دليل به استنباط شاگرد از ارزش و اهميت شركت در گفتگوهاي كلاسي بر مي گردد .چرا بايد شاگردي كه به خوبي در درس پيش مي رود و نمرات عالي در تكاليف نوشتني اش مي گيرد با داوطلب شدن براي پاسخ به سوالات در كلاس خود را در معرض خطر قرار دهد ؟بديهي است كه براي اين دسته از شاگردان بايد ارزش شركت در بحث هاي كلاسي روشن شود . دوم ، بعضي شاگردان توانا به هنگام صحبت كردن در كلاس دچار بحران اعتماد به نفس مي شوند . آنها از اشتباه كردن و مورد تمسخر همكلاسي ها قرار گرفتن مي ترسند . اين شاگردان از اين حقيقت كه معمولا در پاسخ هايشان خيلي هم موفقند ٬ غافل هستند . بسياري از شاگردان از ترس اينكه همكلاسي هايشان آنها را علامه بنامند از شركت در بحث هاي كلاسي تفره مي روند . بايد توجه داشت كه همين استنباط شاگردان از موقعيت شان بر رفتار آنها تاثير مي گذارد و نهايتا مانع از مشاركت كلامي آنها در درس مي شود . احساس آنها اين است كه فرهنگ كاري كلاس بر فرد متمركز شده و اين فرهنگ ، رقابتي و ترس آور است . همين موضوع باعث مي شود كه از مشاركت در درس كنار بكشند و امكان شلوغي و رفتارهاي ناپسند از جانب آنها زياد شود . سوم ، عدده كثيري احساس مي كنند كه آنچه در كلاس مي گذرد به درد آنها نمي خورد ، پس چرا بايد در درس دخيل باشند ؟ اين مشكلي است كه با روش سوال كردن از همه مي توان آن را اصلاح كرد .

اگر قصدتان اين باشد كه همه شاگردانتان را كاملا درگير درس كنيد ، لازم است با ايجاد فضاي خالي از ترس و مبتني بر همياري با اين احساسات مقابله كنيد . من هميشه به شاگردانم مي گويم كه آنها بند باز هستند و من تور نجات آنها و از آنها انتظار دارم كه در كلاسم جرئت به خرج دهند . اگر هم بيفتند ، آنها را خواهم گرفت . پاسخ غلط آنها دركلاس نبايد موجب مسخره كردنشان گردد يا باعث شود شاگردان و همكاران به آنها بي توجهي كنند . بلكه اين پاسخ بايد به عنوان گام مهمي در راه دستيابي به اهداف آن درس تلقي شود . چند راهبرد موثر در ايجاد فضاي همكاري در كلاس گرد آوري كرده ام . اين راهبرد ها تجويزي نيستند . از ميان آنها آنچه را كه موثر مي بينيد انتخاب كنيد . اميد است كه اين نظرات ، شما را به انديشيدن در باره اين موضوع بر انگيزد و بتوانيد در آينده روش خاص خودتان را در زمينه تشويق نوجوانان به شركت آزادانه در بحث كلاسي پيدا كنيد .

11

راهبرد هايي براي افزايش يادگيري هاي مبتني بر همياري در كلاس
شناساندن ارزش مشاركت كلامي در كلاس به شاگردان
احساس من اين است كه براي شاگردان فهميدن ارزش مشاركت كلامي در يادگيري بسيار مهم است . مشاركت در فرآيند جذب اطلاعات از محرك هاي نوشتاري يا كلامي ، تحليل و تلفيق مطالب ، شكل دهي فرضيه و سپس نظم بخشيدن به افكار در قالب زباني روشن همگي در شاگردان حس مالكيت برآن مفهوم يا موضوع را ايجاد مي كند و آنها را كاملا به روند يادگيري ملتزم مي كند . اگر اين فرآيند پيش نيايد ، شاگرد به آساني از فرآيند يادگيري منفك خواهد شد و مفاهيم يا اطلاعات را كمتر به ذهن خواهد سپرد و در نتيجه حس مالكيت مطالب درس در وي ايجاد نخواهد شد . معلمين بايد منطق و اهميت مشاركت در دروس را در همان جلسات اوليه براي شاگردان تبيين كنند . البته بايد فرآيند مذكور را به زباني گفت كه براي شاگردان قابل فهم باشد . من براي توضيح اين فرآيند از نمودار شماره ۲ استفاده مي كنم .

12

الگوي اجزاي سازنده
تا كنون در مورد روش همياري و استفاده از آن در بحث كلاسي و جلسات پرسش و پاسخ صحبت كرده ايم . آنچه از نظر من ضرورت دارد نشان دادن اين فرآيند به شاگردان در كلاس توسط الگويي عيني است . دريافته ام كه با استفاده از مكعب هاي خانه سازي مي توان با موفقيت مفهوم و ارزش ياد گيري مبتني بر همياري در جلسات كلاسي را به دانش آموزان انتقال داد :

در ابتداي سال براي شاگردانم توضيح مي دهم كه هر پاسخ غلط در كلاس به مثابه محركي ( يك مكعب سازنده ) براي شاگرد ديگر عمل مي كند تا وي بتواند سير تفكر در مورد آن موضوع را كمي به پيش ببرد . بدين ترتيب ، براي هر پاسخ غلط شاءن و ارزشي قائل مي شويم . همچنين ، همانطور كه در نمودار شماره ۳ نشان داده ايم ، هر پاسخ نيمه صحيح نيز ما را به آن پاسخ مورد نظر نزديك تر مي كند و لذا اين پاسخ هم به منزله يك مكعب براي شاگردان ديگر عمل مي كند تا طرح ذهني شان را تكميل كنند و نهايتا به پاسخ صحيح برسيم . تاكيد مي كنم كه اين جريان بايد به صورت همياري و نه انفرادي باشد . پوستري روي ديوار كلاس نصب كرده ام كه اين ديدگاه را تقويت مي كند كه : ( اشتباه كردن عيبي ندارد ) . با اين كار سعي مي كنم نشان دهم كه بدون شركت همه اعضاي كلاس ، يادگيري واقعي تنها از آن گروه كوچكي از شاگردان خواهد بود . نتيجه ديگري كه احساس مالكيت درس در شاگردان خواهد داشت اين است كه بي انضباطي در كلاس كاهش چشم گيري پيدا خواهد كرد . به ياد دارم كه روزي بازرس عالي رتبه اي پس از بازديد از كلاس من گفت : ( شاگردان تو اصلا فرصت بازيگوشي در كلاس را ندارند . آنها نمي دانند كه سوال بعدي كي بر سرشان فرود مي آيد ) .

13

تغيير فرهنگ
انتظار معجزه نداشته باشيد . همه چيز يك شبه درست نمي شود .شاگردان براي درك اين حقيقت نياز به زمان دارند كه وقتي شما صحبت از يادگيري از طريق همياري مي كنيد واقعا به گفته هايتان معتقديد يا نه . لذا براي شركت دادن همه شاگردان در كارهاي شفاهي كلاس بايد راهبردها و روش هاي ديگري را نيز پيش بيني كرد . در زير چند ايده كه من براي متقاعد كردن ، راضي كردن و نهايتا وادار كردن شاگردان به شركت در درس ها استفاده مي كنم آورده شده است :

اگر مي دانيد كه درستان به طور عمده به صورت شفاهي خواهد بود ،سوالاتتان را براي عموم كلاس مطرح كنيد و به همه بگوييد كه در طي درس انتظار داريد كه هر شاگرد به سوالي پاسخ بگويد ، اما سوالات اوليه كمي آسان تر خواهند بود . با اين كار شاگردان ضعيف تر يا كم علاقه تر احتمالا در بخش اول درس پاسخ سوالات را خواهند داد .

ايده ( هر نفر يك سوال ) را باز هم پيش تر ببريد و سعي كنيد هر شاگرد را به تنها يك سوال در جلسه پرسش و پاسخ محدود كنيد . بدين ترتيب هر شاگرد بايد به دقت روي سوالي كه بايد پاسخ دهد فكر كند . لازم است به شاگردان تواناتر توصيه كنيد تا مطرح شدن سوالات دشوارتر بردباري به خرج دهند و صبر كنند . قبل از شروع درس به شاگردان بگوييد كه از هر كدامشان يك سوال در مورد محتواي درس خواهيد پرسيد . اين كار معمولا موجب اين تاثير مطلوب مي شود كه شاگردان در تمام مراحل درس به آن توجه كنند . به علاوه ٬ با اين روش ابزاري عالي براي آزمودن درك مطلب آنها به دست خواهد آمد .

از شاگردان بخواهيد اگر هنوز به سوالي پاسخ نداده اند دست شان را بالا بگيرند . با اين كار شاگرداني را كه قبلا به سوال پاسخ داده اند از دور خارج كنيد همه شاگردان را در اين كار شركت دهيد .

از روش سوال كردن تصادفي استفاده كنيد . از دو بسته كارت كه سوالات روي آنها نوشته شده استفاده كنيد و براي هر شاگرد يك كارت بيرون بياوريد و از او بخواهيد كه به آن پاسخ دهد . اين كار براي شاگردان لذت بخش است و در عين حال كمي هم در كلاس هيجان ايجاد مي كند و آنها را نيز در حال آماده باش نگه مي دارد . در گروههايي كه افراد آن در سطوح متفاوتي قرار دارند و شاگردان ضعيف تر از شركت در بحث ها در برابر همكلاسي هاي فعال تر خود اكراه دارند ، بايد روشي اتخاذ شود كه آنها نيز به طريقي در بحث شركت كنند و وجودشان حائز اهميت تلقي شود . بعضي مطالب درسي را صرفا براي آنها آماده كنيد و پيشاپيش اطمينان حاصل كنيد كه در سطوح ساده تري هستند ، به اين اميد كه اين گروه از شاگردان پاسخ درست بدهند ( و يا حداقل پاسخي كه زمينه بحث بيشتر را فراهم كند ) . در اين حالت مي توان آنها را تشويق كرد ، به ويژه وقتي كه پاسخ آنها به پيشبرد بحث كمك كرده باشد . در نتيجه ، ديگران خواهند ديد كه شاگردان ضعيف تر با موفقيت در بحث شركت كرده اند و خودشان نيز يقينا احساس بهتري نسبت به خود خواهند داشت .

بسيار اهميت دارد كه از شركت اين گروه از شاگردان در بحث هاي كلاسي قدر داني شود ، به ويژه آنهايي كه معمولا نمي توان به آساني به كارشان گرفت يا كساني كه شركت كردن در بحث هاي كلاسي را دشوار مي بينند و به هر جهت ، بعضي شاگردان براي صحبت كردن در كلاس جرئت زيادي لازم دارند . يك جمله ستايش آميز ، يك تلفن به خانه شاگرد ، دادن يك نمره خوب ، يا يك كارت تشويق براي فعاليت هاي مثبت آنان در كلاس و مدرسه ، از جمله شيوه هايي است كه مي توان به وسيله آنها از مشاركت بچه ها قدرداني كرد . اهميت مشاركت را با فرد فرد شاگردان در ميان بگذاريد و در اين زمينه براي هر كدام تكاليفي تعيين كنيد . حتي در صورت امكان از فرصتي استفاده كنيد و موضوع مشاركت را با معلمين مدرسه نيز مطرح كنيد . بگذاريد شاگردان دريابند كه آنچه را از آنها مي خواهيد تا در كلاس انجام شود بايد به كل برنامه درسي شان تسري پيدا كند . به عبارت ديگر ، آنچه را مي توانند در كلاس شما اجرا كنند در ديگر كلاسها هم انجام دهند .

14

فن سوال كردن و استفاده از وقت انتظار
حتي بسياري از معلمين با تجربه اذعان دارند كه به هنگام آغاز تدريس در كلاس جديد و به هنگام ايستادن در برابر شاگردان تا حدي دچار اضطراب مي شوند . در خلال صحبت هايشان مي توان دريافت كه در بسياري از موارد در اولين جلسات درس همواره نوعي دستپاچگي و شتاب زدگي وجود دارد . در استفاده از روش پرسش و پاسخ هم در ابتداي كار به دليل جديد بودن موقعيت و فقدان شناخت كافي از شاگردان ، اين هيجان زدگي و شتاب زدگي ديده مي شود . سيل سوالات به سرعت به سمت شاگردان سرازير مي شود بي آن كه آنان فرصت يابند تا در باره پاسخ ها بينديشند . اين رفتار را ضرب در ده كنيد تا دريابيد احساس معلمين بي تجربه در كلاس هاي جديد چگونه خواهد بود . همين فقدان اعتماد به نفس و اضطراب معلم نقش عمده اي در افزايش سوئ رفتار و بي نظمي در كلاس دارد . اي كاش مي شد به داشتن اعتماد به نفس تظاهر كنيم و به جاي آن كه ديوانه وار و به سرعت درس را به پايان برسانيم ، كار را آرام تر به پيش ببريم .

علاقه من به سوال كردن به مثابه ابزاري براي كنترل شاگردان سبب شده است كه بيشتر به بررسي مفهوم ( وقت انتظار ) بپردازم و طي يك دوره بيست ساله در موقعيت هاي مختلف از كلاس هاي ابتدايي تا سطوح دانشگاهي مفهوم ( وقت انتظار ) را بيازمايم . اما ( وقت انتظار ) چيست ؟ و چرا اهميت دارد ؟ از تحقيق هاي مختلف بر مي آيد كه نوعا اكثر معلمين تنها يك ثانيه يا كمتر ، بعد از طرح هر سوال مكث مي كنند و نيز پس از پاسخ شاگرد ، در كمتر از يك ثانيه سوال شفاهي بعدي را مطرح مي كنند . بنا بر نظر زيمفر و هووي وقتي معلم سه ثانيه يا بيشتر مكث مي كند تاثيراتي حاصل مي شود از جمله :

ــ زمان پاسخ دانش آموزان بين ۳۰۰ تا ۴۰۰ درصد طولاني تر مي شود .

ــ دانش آموزان آمادگي بيشتري براي مستدل كردن پاسخ هايشان پيدامي كنند .

ــ دانش آموزان به سوالات بيشتري پاسخ مي دهند .

ــ دانش آموزان بيشتري با شاگردان ديگر در مورد كارهايشان صحبت مي كنند .

ــ پاسخ هاي غلط شاگردان كمتر مي شود .

ــ تعداد دانش آموزان داوطلب پاسخ گويي بيشتر مي شود .

ــ معلم نياز كمتري به انجام اقدامات انضباطي پيدا مي كند .

كار آمدي اين شيوه در ايجاد انضباط در شاگردان نيز روشن است چرا كه كمتر احتمال دارد كه آنان از كلاس منقطع شوند و مشكلات رفتاري ايجاد كنند اگر :

ــ در اين جلسات پرسش و پاسخ به سوالات بيشتري جواب دهند .

ــ براي پاسخ هايشان طرحي منطقي پيدا كنند .

ــ سوالات بيشتري بپرسند .

ــ با همكلاسي هايشان در باره آن كار بيشتر صحبت كنند .

ــ و در درس مشاركت بيشتري داشته باشند .

بدين ترتيب در مي يابيد توجه به زمان انتظار براي معلمين چه نتايج بزرگي خواهد داشت . اساسا ، اگر اين قدر در خود اعتماد به نفس ايجاد كنيد كه پيش از پرداختن به سوال بعدي ، دو سه ثانيه اي صبر كنيد ، ثمره اش براي شما داشتن شاگرداني خواهد بود كه بيشتر به درس مي پردازند .

اميدوارم كه راهبرهاي مذكور اهميت شركت دادن كامل شاگردان در درس را روشن كرده باشد . آنچه از اين تحقيق به روشني بر مي آيد اين است كه درگير شدن كامل شاگرد با درس موجب كاهش چشمگير بي انظباطي مي شود و يكي از موثرترين شيوه هاي كنترلي است كه معلم مي تواند در اختيار داشته باشد

بخش سوم
اهميت محيط فيزيكي

از ديرباز بر اين باور بوده ام كه معلمين ، آگاهانه يا ناخود آگاه ٬ شخصيت و سليقه هاي شخصي خود را بر اصول تدريسي شان تحميل مي كنند . احتمال دارد اين كار تاثيرات مثبت يا منفي داشته باشد . مثلا كلاسي كه نور كافي دارد و در آن همه چيز به خوبي چيده شده و در شاگرد ايجاد انگيزه مي كند . در يادگيري نقش مهمي دارد . برعكس ، كلاس به هم ريخته و كم نور در واقع فضاي كاري منفي در بين شاگردان ايجاد مي كند .

هركس كه دركي كه از قدرت برنامه تحصيلي پنهان دارد مي داند كه محيط فيزيكي مدرسه مي تواند تاثيري شگرف بركيفيت ياددهي و يادگيري داشته باشد . نحوه چيدن ميز و صندلي ها ، ترتيب نشستن شاگردان ، شرايط عمومي كلاس و نظافت آن ، همه نقشي در ارسال پيام مثبت يا منفي به شاگردان در باره انتظاراتي كه از آنها داريد خواهند داشت . بنابراين ، سوال بزرگ اين است كه : ( كلاس درس تان چه چيزي در باره شما به شاگردان تان مي گويد ؟ )

وقتي كه طرح كلاس درس تان را مي ريزيد لازم است در باره راحتي كار و حركت شاگردان تان در كلاس كمي فكر كنيد و بهتر است در باره فاصله ميزهاي بچه ها از هم و راه رفت و آمد آنها از قبل تصميم گيري كنيد .سعي كنيد ميز و صندلي ها را طوري بچينيد كه حركت شاگردان در بين آنها آسان باشد و احساس كنند كه كلاس بزرگ است . قبل از شروع كار بهتر است چند سوال مهم از خود بپرسيد :

ــ آيا شاگردان مي توانند بدون بر خورد با شاگردان ديگر يا وسايل شان در كلاس حركت كنند ؟

ــ آيا به منابع و وسايل آموزشي به راحتي دسترسي دارند ؟

ــ آيا شاگردان مشكل ساز در جاي مناسبي قرار گرفته اند ؟

ــ آيا مي توانيد بي آنكهونه اين استنباط برنگرش ، رفتار و انگيزه هاي آنها تاثير مي گذارد .همين سوالات پايه چند بررسي در كلاس هاي پايين تر شد كه شيوه كار و منطق آنها در مقاله من در باب تاثير محيط فيزيكي بر رفتار دانش آنش آموزان مفصلا آمده است .

ضروري است به طور خلاصه تصويري از محيط فيزيكي كلاسي كه يك درس خود را در آن برگزار كردم به دست دهم . ميزها در چند رديف رو به روي تخته وايت برد كوچكي قرار داشتند . اين وايت برد آن قدر بزرگ نبود كه بتوان از آن براي نمايش اسلايد يا اورهد استفاده كرد ،هر چند مي شد مطالب درسي را روي آن نوشت . تخته سياه و پرده ويدئو پروجكشن در عقب كلاس قرار داشت كه اگر قرار بود از آنها استفاده شود بايد بچه ها صندلي شان را كاملا بر مي گرداندند . پريز برق فقط در جلو كلاس قرار داشت و لذا نمي شد به طور همزمان از ويدئو ، تلويزيون و اورهد استفاده كرد . معلم آن كلاس اگر چه فردي با تجربه بود ، اما سرش شلوغ بود و وقت آن را نداشت كه روي ميزش را مرتب كند . همين موارد در مشاركت موثر شاگردان ايجاد اختلال مي كرد ، چرا كه پيدا كردن جا براي كتاب هاي درسي و ديگر مواد آموزشي و مرتب چيدن آنها دشوار مي شد . در چنين بافتي بود كه تحقيق مذكور انجام شد . تعدادي از شاگردان را انتخاب كردم و از آنها خواستم كه پرسشنامه اي را تكميل كنند . در هر مورد به آنها توضيح دادم كه اگر چه پاسخ مشخصي براي سوالاتم مي خواهم ، اما نظرات جانبي آنها در مورد هر موضوعي كه به نحوي به اين تحقيق مربوط باشد برايم ارزشمند است . يافته هاي اين تحقيق به قرار زير است :

هفت نفر از هشت پاسخگو حس مي كردند كه كيفيت ياددهي - يادگيري به مقدار قابل توجهي در كلاسي كه در آن مهمان بودند پايين تر بوده است . به نظر آنها دليلش بيشتر اين بود كه شاگردان نمي دانستند كه وسايل كار كجا است . بعضي از شاگردان به دشواري هاي حاصل از اين عامل چه براي خود و چه براي من اشاره كرده بودند . يكي از شاگردان بر ( وقفه در جريان درس ) تكيه كرده بود و مرا وقتي كه در حين تدريس دنبال چيزي مي گشتم و پيدا نمي كردم و عصبي شدنم را توصيف كرده بود . دو نفر ديگر به صراحت كفته بودند كه من وقتي دنبال وسايل مي گشتم يا مي خواستم جايي پيدا كنم كه وسايل را بگذارم يا پروژكتور اورهد را در جايي مناسب بگذارم تا چه حد عصبي مي شدم . يكي نيز گفته بود كه اين تنش مشخصا تاثيري منفي بر كيفيت روابط معلم - شاگرد در كلاس گذاشته بود و توضيح داده بود كه مدت زماني كه براي آماده كردن كلاس جديد هدر مي رفت موجب آن مي شد كه شاگردان توجهي را كه معلم به فرد فرد آنها در كلاس هاي معمول جغرافي نشان مي داد از دست بدهند . اين نظر را شاگرد ديگري با گفتن اين نكته تاييد مي كرد كه :

احساس مان اين بود كه مي توانيم آزادتر باشيم ، چرا كه جو كلاس تغيير كرده بود و توجه شما بيشتر روي تهيه وسايل آموزشي بود تا به شاگردان .

وي از كمبود فضاي كلاس شكوه كرده بود و از مزيت هاي كلاس هميشگي جغرافي خود گفته بود كه:

ما با كلاس اصلي خودمان آشنا هستيم . كلاس ما جادارتر است و جو كاري بهتري دارد . مي دانيم كه وسايل كجا است و وقت چنداني صرف پيدا كردن يا آوردن آنها نمي كنيم .

همه شاگردان احساس مي كردند كه رفتن به كلاس ديگر تاثير منفي بر انگيزه ها و رفتارشان دارد . دو نفر ذكر كرده بودند كه اين كلاس را بيشتر يك كلاس غير رسمي و جبراني مي ديدند تا يك كلاس عادي جغرافي . نوشته بودند كه در مقايسه با كلاس هميشگي شان آرامش كمتري داشتند ، سر و صداي بيشتري مي كردند ، شاگرد ديگري هم مطالبي در مورد تاثير منفي فضاي آموزشي بر رفتار و انگيزه هاي شاگردان نوشته بود .

شاگرد ديگري مشاهدات زير را ارايه داده بود :

فكر مي كنم كه رفتار و انگيزه هاي شاگردان افول كرده بود ، چرا ؟ نمي دانم . شايد رفتارها در ظاهر تغيير چنداني نكرده بودند ، اما مي توانستم تفاوتي را تشخيص بدهم . آدم خيلي راحت حواسش پرت مي شد و اين سوال برانگيز بود . به نظرم كمتر از كلاس هميشگي مان كار مي كرديم ، چرا كه محيط كلاس خودمان روشن تر و جادارتر بود ، در حالي كه در كلاس جديد جايمان تنگ بود و نمي دانستيم كه وسايل كجا هستند .

خوب ، همه اين نظرات برچه چيزي دلالت دارند ؟ شايد اين همه مطلب تاكيدي بر آن گفته من باشد كه محيط فيزيكي تاثير قابل توجهي بر نگرش ها ، انگيزه ها و رفتارهاي شاگرداني دارد كه در آن محيط هستند . كلاس مرتب و به سامان شالوده اي محكم براي نظم و انضباط شاگردان است . همكاران من نيز كه هر كدام معلمين عالي رتبه اي هستند بر اين اصل اتفاق نظر دارند كه در كلاسي كه ايجاد انگيزه نمي كند و فاقد نظم و ترتيب است ، كار كردن با شاگردان و ايجاد جوي مثبت بسيار دشوار است .

درست است كه اگر مجبور باشيم در كلاسهاي مختلف تدريس كنيم در مورد محيط فيزيكي يادگيري كار چنداني نمي توانيم بكنيم ، اما حداقل مي توانيم قدر كلاسي را بدانيم كه به خودمان تعلق دارد و سعي كنيم از اين امكان يادگيري براي شاگردان حداكثر بهره را ببريم . خلاصه اين پيام جمله ساده اي است ( از كلاس تان به عنوان پايه و اساس ياددهي و يادگيري خلاق حداكثر استفاده را بكنيد . همه كس اين قدر خوش شانس نيست كه كلاسي از آن خود داشته باشد . )

بخش چهارم
دستيابي به برتري رواني
17

وقت شناسي
چند بار در زندگي تان در موقعيتي مشابه وضعيت زير قرار گرفته ايد ؟ به جلسه اي مهم دير رسيده ايد و مي بينيد كه ديگران همه زود رسيده و سخت مشغول پرداختن به دستور جلسه هستند . همين كه وارد اتاق مي شويد ، سنگيني نگاه ديگران را بر خود احساس مي كنيد . حسابي دستپاچه و ناراحت مي شويد ، چرا كه خود را از آن گروه مجزا مي بينيد .

در جمع همكاران اين احساس چندان طولي نخواهد كشيد . آنها معمولا هر كاري از دستشان برآيد مي كنند تا شما احساس راحتي كنيد و خود را در جمع شان پذيرفته شده ببينيد . جوانان دانش آموز البته اين قدر سخاوتمند نيستند . در آن فرصت كوتاه پيش از آمدن شما به كلاس ، مجموعه اي از هنجارها و رفتارها و پيوستگي هاي جمعي را بين خود تثبيت مي كنند و لذا در مقابل جايگزين كردن آنها با چيزي كه ( خودي ) نمي دانند مقاومت حواهند كرد . به عبارت بهتر ٬ آنها به ( برتري رواني ) دست يافته اند .

دير رفتن به كلاس ، جدا از آن كه نسبت به شاگردان كاملا بي احترامي است ، سياست خيلي بدي نيز در مديريت كلاس است . وقت شناسي تاكيد بر آن است كه شما در ( قلمرو خود ) حضور داريد و آماده ايد كه با ( ضوابط خودتان ) با شاگردان برخورد كنيد . و ( برتري رواني ) عمدتا با شماست . اگر دير به كلاس برويد مجبور خواهيد شد كه وقت ارزشمند تدريس را صرف پس گرفتن ( برتري رواني ) شاگردان كنيد . خوب ، چرا اين دردسرها را براي خود ايجاد مي كنيد ؟ البته هنگامي كه معلم مجبور است از كلاسي به كلاس ديگر برود ، خواه نا خواه ، در مواردي تاخير خواهد داشت . اما قطعا به بچه ها بر خواهد خورد اگر بدانند كه تاخير شما مثلا براي اين بوده كه خواسته ايد سر راه تان در اتاق كاركنان يك چاي ديگر بخوريد . در صورت تاخير ،توصيه من اين است كه خودتان الگو شويد و با ذكر دليل تاخيرتان از كلاس عذر خواهي كنيد . اين كار برخورد شما را با شاگرداني كه دير مي آيند آسان تر مي كند . هميشه طوري با مسئله تاخير برخورد كنيد كه براي شاگردان مسلم باشد كه وقت شناسي اصل مهمي است . با اين حال ، اين كار را طوري انحام دهيد كه در جريان تدريس خللي ايجاد نكند . حتي صرف گفتن اين جمله كه با كساني كه دير مي آيند بعدا برخورد خواهيد كرد ، ديدگاه شما را در مورد تاخير به كل كلاس منتقل مي كند . به هر حال ، يك بار ديگر تاكيد مي كنم كه پيگيري اين موضوع در عمل و فراموش نكردن آن بسيار مهم است . اصل ( قاطعيت و نه شدت عمل ) را هميشه به ياد داشته باشيد .

18

شاگردانتان را به اسم بشناسيد
براي كنترل خوب كلاس درس ، دانستن نام شاگردان مطلقا ضروري است . ل

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۹:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در اين وب متن كامل كتاب managing your classroom اثر dixie gerard كه در سال 2003 نوشته شده و جناب آقاي مجتبي فرداد دوست عزيز آنرا ترجمه كرده اند را ملاحظه خواهيد كرد .

ترتيب مطالب به شرح زير است :

مقدمه

۱- مرحله تثبيت

ــ مرحله تثبيت چيست و چه اهميتي دارد ؟

ــ چرا اولين جلسه درس اين همه اهميت دارد ؟

ــ چرا وجود ضوابط و روش كار مشخص براي دانش آموزان ضروري است ؟

ــ وقت حضور و غياب

ــ وقتي شاگردان به كلاس وارد مي شوند

ــ ارايه دستورالعمل به كلاس

ــ ايما و اشارات ، فنون كلامي و كنترل كلاس

۲- نقش سوال كردن به عنوان ابزاري در مديريت كلاس درس

ــ ايجاد فضاي همياري

ــ راهبردهايي براي افزايش يادگيري هاي مبتني بر همياري در كلاس

ــ الگوي اجزاي سازنده

ــ تغيير فرهنگ

ــ فن سوال كردن و استفاده از وقت انتظار

۳- اهميت محيط فيزيكي

۴- دستيابي به برتري رواني

ــ وقت شناسي

ــ شاگردان را به اسم بشناسيد

ــ در مورد ساختار درستان بينديشيد

ــ از تشويق استفاده موثر بكنيد

ــ ايجاد تنش مفيد در درس

ــ چرخيدن در كلاس و زير نظر داشتن شاگردان

ــ استفاده از مكث و زمان تاثير

۵- نتيجه گيري

مقدمه

معلمين به ندرت فرصت اين را پيدا مي كنند كه بنشينند و در باره كارشان فكر كنند . راستش اين است كه من هم طي سي سالي كه به كار تدريس پرداخته ام كمتر وقت و موقعيتي براي انديشيدن در باره جنبه هاي متنوع كارم به عنوان معلم داشته ام .تحقيقي كه براي كسب مدرك تحصيلي دانشگاهي ام و نيز براي نوشتن كتاب حاضر انجام داده ام به تازگي اين فرصت را براي من فراهم آورده كه در مورد موضوعات وسيعي كه به كارم مربوط مي شود به تفكر بپردازم .يكي از اين موضوعات كه اساس اين كتاب را تشكيل مي دهد و من تماما بر آن تمركز كرده ام چيزي است كه زيمفير و هووي از آن به عنوان ( كفايت فني معلم در كلاس ) ياد كرده اند .به عبارت ديگر ، مي خواهم برآنچه معلمين با تجربه ( كنترل تاكتيكي ) مي نامند متمركز شوم.

لازمه كنترل تاكتيكي آن است كه معلم روشي نظام مند و عملي براي مديريت كلاس اتخاذ نمايد و شالوده اي را پي ريزي كند كه در آن بي نظمي و رفتار ناپسند دانش آموز كمتر مجال وقوع پيداكند . در اين كتاب من به بررسي كارهاي عملي زيادي پرداخته ام كه معلمين مي توانند براي جلوگيري از بروز بي نظمي در بين دانش آموزان خود انجام دهند .

بنابراين ، در پاسخ به سوالات زير راهنمايي هايي ارايه شده است :

ــ چرا مرحله ( تثبيت ) براي كنترل و نطم كلاس بسيار با اهميت است ؟

ــ چرا ( حركات بدن ) وجه مهمي از كنترل كلاس را تشكيل مي دهد ؟

ــ چگونه مي توان سوال كردن را به صورت ابزاري موثر در مديريت كلاس به كار گرفت ؟

ــ نقش ( تنش مفيد ) در كمك به كنترل كلاس چيست ؟

ــ ( محيط فيزيكي ) چقدر در كنترل كلاس اهميت دارد ؟

به علاوه قصد دارم بر جنبه هايي از مديريت كلاس كه مانع پيش آمدن بي نظمي شاگردان در كلاس مي شود نيز تمركز كنم ــ چيزي كه دوست دارم آن را ( كنترل از راه پيش بيني ) بنامم ، يعني آنچه را كه ممكن است در درسي مشكل ساز شود پيش بيني و براي رفع آن برنامه ريزي كنيد .

اما منظور از واژه ( كنترل كلاس ) دقيقا چيست ؟ با توجه به اهداف اين كتاب ، منظور آن است كه :

ــ توانايي جلب توجه كامل شاگردان را در كلاس در هر لحظه و هر جا بخواهيد ، داشته باشيد .

ــ اطمينان داشته باشيد كه در موقعيت هاي آزاد يادگيري ، اقتدارتان كاهش نخواهد يافت .

ــ و بتوانيد روابط غير رسمي خوبي با شاگردان در كلاس بر قرار كنيد ،ضمن آن كه قادر باشيد هر وقت لازم باشد به شرايط رسمي و تحت كنترل بر گرديد .

اما اين كتاب براي چه كساني نوشته شده است ؟ در وهله اول ، مخاطب اين كتاب معلميني هستند كه در ابتداي راهند ــ يعني دانشجويان تربيت معلم ، معلمين جديدالاستخدام و معلميني كه يكي دو سال تجربه كاري دارند . با اين حال تاكيد مي كنم كه آنچه گفته ام به همه معلمين در هر سني و با هر تجربه اي مربوط مي شود . قطعا اين گفته ها براي آنها بي فايده نخواهد بود .

1

بخش يكم
مرحله تثبيت
2

مفهوم مرحله تثبيت و اهميت آن
در مدرسه اي كه من در آن كار مي كنم ،معلمين تازه كار ، به عنوان بخشي از برنامه توجيهي خود ، فرصت پيدا مي كنند كه به مشاهده كار همكاران با تجربه تر خود در كلاس درس بپردازند . در جلساتي كه بعد از اين مشاهدات براي بحث در باره نتايج كار تشكيل مي شود بسياري از معلمين تازه كار از اين كه معلمين با تجربه ظاهرا چه آسان شاگردانشان را در كلاس كنترل مي كنند ابراز شگفتي و تعجب مي كنند .آنان كه خود در اين زمينه بي تجربه هستند سعي مي كنند عاملي را كه باعث مي شود معلمين با تجربه جوي آرام ، كاري و هدفمند را در كلاسشان بر قرار كنند، پيدا كنند .جالب اين است كه گاهي اين كلاس همان كلاسي است كه معلمين كم تجربه با آن مشكل فراوان داشته اند .

بعضي از معلمين تازه كار ، اين قابليت را مرهون شان و مقام اجتماعي معلمين مورد مشاهده مي دانستند . هر چند نمي توانستند موفقيت معلمين با تجربه اما فاقد اين جايگاه اجتماعي را توجيه كنند .عده اي ديگر قدرت كنترل اين معلمين را معلول جذبه آنان مي ديدند. من در عين حال كه مي پذيرم جذبه معلم اغلب مي تواند نقش مهمي در كنترل و انگيزش شاگردان داشته باشد ، معتقدم كه براي داشتن كلاسي كه منظم و به اصطلاح هميشه روي غلطك باشد كافي نيست . در طي سالها شاهد بوده ام كه بعضي از معلمين ارشد و پر جذبه براي اداره موثر كلاسشان به زحمت افتاده اند . اين معلمين به جاي آن كه به مقوله مديريت كلاس به شيوه اي متعادل تر و جامع تر نگاه كنند ، بيش از حد به توانايي هاي خود در انجام امور روزمره مدرسه تكيه مي كردند . آري چيزي بيش تر مورد نياز است ، اما چه چيز ؟ خوب ، پاسخ اين سوال به سختي موشك هوا كردن نيست . همه چيز به روشي بر مي گردد كه اين معلمين توانسته اند با آن در همان مراحل اوليه كار در آغاز سال تحصيلي ضوابط و مقررات خود را در كلاس تثبيت كنند .اين فرآيند جامعه پذيري را ( مرحله تثبيت ) مي ناميم .( چيزي كه اعمال آن در فرآيند ياددهي ، يادگيري امري حياتي محسوب مي شود ).شما چه دانشجو باشيد ،چه معلم جديدالاستخدام و چه معلم با تجربه ، قبل از تشكيل اولين جلسه درس بايد براي مرحله تثبيت برنامه ريزي كرده باشيد .

3

چرا اولين جلسه درس اين همه اهميت دارد؟

وقتي معلمي ،صرف نظر از ميزان تجربه اش ، براي اولين بار جلو كلاسي مي ايستد نوعي فرهنگ يادگيري را ايجاد مي كند كه تا پايان رابطه كاري بين معلم و شاگرد تثبيت مي شود و ادامه خواهد يافت .wragg در مورد نياز معلمين به داشتن مهارت در حوزه مديريت تاثير گذاري سخن گفته است .gaffman نيز به تبيين مراحل مديريت تاثيرگذاري مي پردازد كه از همان جلسه اول شروع و در برخوردهاي بعدي ادامه مي يابد :

اولين تصوري كه فرد از خود در ذهن ديگران ايجاد مي كند ٫ وي را ملزم مي سازد تا مطابق آن تصوير عمل كند و تظاهر به ديگرگونه بودن را به كناري بگذارد .البته با گسترش تعامل بين طرفين در اين وضعيت خاص اضافات و تعديل هايي صورت خواهد گرفت . اما ضرورتا اين تغييرات بايد با مواضع اوليه طرفين اين تعاملات تعارضي نداشته باشد و بر مبناي آنها بنا شده باشد .

حال اين سخن در عمل چه معنايي خواهد داشت ؟ شايد به اين معنا باشد كه معلمين در هر سن و با هر تجربه اي بايد روشن كنند كه كيستند و چه اعتقاداتي دارند و از شاگردان خود چه انتظاراتي دارند .ثبات در نحوه معرفي خود به شاگردان ، حداقل تا وقتي كه موقعيت تان در كلاس تثبيت نشده است ، اهميت بسيار دارد . شايد در آن زمان بتوانيد كمي از آنچه ضروري تشخيص داده بوديد كوتاه بياييد .

اين روند فكري شايد شما را بر آن دارد كه از خود سوالاتي جدي و محققانه در باره شخصيت و رفتارهاي معلمي تان بپرسيد : آيا مغرور ، از خود راضي ،بي احساس ، تند مزاج ، بد اخلاق ، طعنه زن ، يكدنده و يا دمدمي مزاج نيستيد ؟ وقتي هم مي خواهيد رفتارهاي معلمي و آموزشي خود را بسنجيد بايد اعماق روح خود را جستجو كنيد و مثلا از خود بپرسيد :

ــ آيا با حالتي مطمئن ، هدفمند و با اعتماد به نفس وارد كلاس مي شويد ؟

ــ آيا به هنگام سخن گفتن با دانش آموزان از ژست هاي بدني استفاده مي كنيد ؟( آيا سر بالا ، چانه كمي رو به پايين ، شانه ها به سمت عقب و در وضعيتي راحت و مستحكم قرار دارند ؟ )

ــ آيا از مكث هاي حاكي از ترديد و دودلي و الفاظي مثل ؛ ام ؛ و ؛ا ؛ اجتناب مي كنيد ؟

ــ آيا لحن قاطع و صريحي داريد؟ آيا زير و بم صدايتان را براي جلب توجه شاگردان تغيير مي دهيد ؟

ــ آيا در كلاس طوري مي ايستيد كه بتوانيد همه كلاس را زير نظر داشته باشيد؟

ــ آيا با شاگردانتان ارتباط كامل چشمي بر قرار مي كنيد تا :

الف) آنها را با درس درگير كنيد

ب) مطمئن شويد كه دارند كارشان را انجام مي دهند و شيطنت و شلوغي نمي كنند .

ــ آيا از تكان دادن بيش از حد تنه و دست هايتان اجتناب مي كنيد ؟( اين كار موجب مي شود حواس شاگردان پرت شود . )

ــ آيا به شاگردان لبخند مي زنيد ؟

ــ آيا خصوصيات آزار دهنده اي مثل بازي كردن با موهايتان ، مشت كردن دست در شلوارتان و غيره داريد؟

ــ آيا اين حس را در شاگرد ايجاد مي كنيد كه نسبت به آنچه مي گوييد از نظر علمي اشراف داريد ؟

ــ و آيا حوصله شاگردان را سر مي بريد ؟

اين كه افراد چقدر سريع در باره ديگران به قضاوت مي پردازند هميشه مرا متعجب مي كند . من به عنوان معلم جامعه شناسي هميشه به جريان دسته بندي كردن در مدرسه علاقمند بوده ام و بخش عمده اي از مطالعات من نيز در مورد دسته بندي هايي بوده است كه معلمين از شاگردان كرده اند .در عين حال ، تفحص در راه و روش دانش آموزان در دسته بندي معلم هايشان به همان اندازه اهميت دارد .در بحثي كه اخيرا با شاگردان خودم در كلاس دهم داشتم از آنها پرسيدم كه چقدر طول مي كشد تا در باره معلم جديدشان به قضاوتي قطعي برسند . پاسخ هاي آنها تكان دهنده بود . عمده شاگردان در اين كلاس ها فقط بين سه تا ده دقيقه براي اين كار وقت لازم داشتند . و وقتي از آنها پرسيدم كه آيا ممكن است در آينده اين قضاوت تغيير كند تعداد اندكي از آنها گفتند در آينده احتمال تغيير قابل توجهي در قضاوتشان وجود دارد . اگر چه اين مثال تجربي و غير علمي است ، مي توان دريافت كه تاثير مثبت بر شاگردان در همان اول كار چقدر اهميت دارد .

اگرچند سالي در يك مدرسه بمانيد مسلما راحت تر مي توانيد از عهده مرحله تثبيت برآييد . شهرت معلميني كه خوب خود را تثبيت كرده اند اغلب از خودشان جلوتر حركت مي كند . بنابراين ، ارزش آن دارد كه در سالهاي اول كارتان در مدرسه براي اين مرحله كار بيشتري انجام دهيد . با اين حال ،با رفتن به مدرسه ديگر انتقال نتيجه اين زحمات چندان آسان نخواهد بود . wragg توضيح مي دهد كه چگونه حتي معلمين مجرب از اين كه تثبيت اقتدار ، ضوابط و قوانين شان در مدرسه جديد مشكل مي شود ابراز شگفتي مي كنند .در اين جا لازم است با معلمين رزرو همدلي كنيم ، چرا كه آنها در طول دوره كاري شان ( اولين برخورد ) هاي زيادي را تجربه مي كنند . اين اولين برخوردها اغلب تجربه هاي دردناكي هستند و معلمين آرزوي فراموش كردنشان را دارند .من با اين نظر wragg موافقم كه اين برخوردهاي اول براي معلمين امري شخصي است و تعجبي ندارد كه در مورد اين خصوصي ترين دقايق آغازين برخورد معلم و شاگرد تحقيق چنداني صورت نگرفته باشد .

از دير باز بر اين باور بوده ام كه مقدار توانايي معلم در درك و كنترل احساساتش در اولين برخورد با شاگردان ، رابطه مستقيمي با كيفيت روابط آينده آنها خواهد داشت . اين امر مي تواند تاثيرات مستقيمي بر كيفيت اداره كلاس و نظم آن داشته باشد . با توجه به اين ديدگاه از معلميني كه سوابق تدريس مختلفي داشتند خواستم احساسشان را قبل از مواجهه با كلاس هاي جديد در آغاز سال تحصيلي توضيح دهند . گزيده اي از اين پاسخ ها در زير آمده است .

اولين پاسخ را كسي داده كه شش سال رئيس توانمند يك گروه درسي بوده و بسيار صادقانه احساسش را قبل از شروع اولين جلسه كلاس توضيح داده است :

هميشه در آغاز سال تحصيلي بسيار نگران هستم ، مي ترسم كه شاگردان قابل كنترل نباشند و مجبور شوم كه در طول سال با آنها كشمكش داشته باشم . البته اين اتفاق هرگز نمي افتد ،اما همين حس مرا بر مي انگيزد كه در كلاس هايم تا حد امكان ضابطه مند و مقرراتي باشم . در كلاس نه بر محتواي دروس بلكه بر ضوابط و مقررات به عنوان اولويت نخست درس تاكيد مي كنم تا اطمينان حاصل كنم كه شاگردان و هم من مي دانيم كه هر كدام در چه جايگاهي قرار داريم .

شايد خوانندگان از خواندن پاسخ بعدي نيز كه معاون گروه داده است ، متعجب شوند . وي مردي بسيار لايق و مورد احترام است و ۲۴ سال تجربه دارد :

مي دانم كه در شب قبل از آغاز سال تحصيلي بد خواهم خوابيد . هر ساعت از خواب مي پرم و با وجود آن كه مي دانم شب قبل همه چيز را آماده كرده ام صبح زود پا مي شوم و مثل ايام بيماري ، به زور چيزي مي خورم . وقتي به مدرسه مي رسم احساس مي كنم كه حالم بد تر شده است . وارد كلاس كه مي شوم دهانم خشك مي شود . جلسات اول هرگز نمي نشينم . تصورم بر اين است كه بايد ترسناك جلوه كنم و چون كوتاه قد هستم ، فكر مي كنم وقتي آنها نشسته اند و من ايستاده ام بين مان تمايزي ايجاد خواهد شد . وقتي شاگردان وارد كلاس مي شوند دقيقا آنها را ورانداز مي كنم و در اولين فرصت به آنها مي گويم كه چه وسايلي بايد با خود داشته باشند و همين طور در باره رفتاري كه از آنها انتظار دارم صحبت مي كنم . سعي مي كنم آنها را وادار كنم كه در باره ضرورت وجود ضوابط در كلاس سخن بگويند و شايد هم خودم در اين زمينه مفصلا صحبت كنم . كابوس من هميشه اين است كه مبادا روز اول مدرسه دير برسم يا اين كه شاگردانم در روز اول معلم نداشته باشند . در پايان روز اول واقعا خسته مي شوم . انرژي عصبي يك ماه را در همان روز اول مصرف مي كنم .

دانش جويان و معلمين تازه كار ، از پاسخ بعدي جرئتي پيدا خواهند كرد . اين پاسخ را معلم ارشد ،مورد احترام و بسيار موفقي با ۲۵ سال سابقه تدريس داده است . با اين همه ، خيلي راحت نقاط ضعف خود را به رشته تحرير در مي آورد :

روز قبل از شروع سال تحصيلي واقعا عصبي هستم . شب قبل از آن هرگز نمي خوابم ( آن هم بعد از ۲۵ سال ) . فردا كه كار شروع مي شود اعتماد به نفس ندارم . هميشه سعي مي كنم كه جلو در ورودي مدرسه بايستم و بچه ها را به هنگام ورود به مدرسه ببينم تا شايد جريان كار برايم عادي شود . وقتي اولين بار با شاگردانم در كلاس مواجه مي شوم ٬ نگراني و عدم اطمينان وجودم را فرا مي گيرد . هميشه در مورد روش كارم در كلاس و انتظاراتي كه از آنان دارم صحبت مي كنم . در اين ميان كمي هم رياضي به كار مي گيرم تا بتوانم فرصت پيدا كنم كه نام آنان را هر چه سريع تر ياد بگيرم . اين رياضي چيز خيلي سختي نيست ، چيزي است كه آنها بتوانند از عهده اش بربيايند و با اشتياق بيشتري منتظر جلسه بعد باشند

آخرين پاسخ از آن معلمي است كه تجربه زيادي دارد و همه در مورد او نظر مساعدي دارند ، به طوري كه بسياري از كاركنان در مورد مسايل تدريس خود از وي راهنمايي و مشاوره مي خواهند :

هميشه ، حتي پس از اين همه سال ٬ گرفتن يك كلاس جديد تجربه اي نگران كننده است .... دوباره شروع شد . دوباره بايد مطمئن شد كه شاگردان مي دانند كه من كيستم و چه جايگاهي دارم . هرگز در كلاسي آرام نخواهم بود ، مگر آن كه اطمينان پيدا كنم كه از عهده آن كلاس بر مي آيم . هر بار كه در كلاس وقت اضافه بياورم و كلاس را زودتر تعطيل كنم ٬ در مي يابم كه باز در مورد محاسبه زمان لازم براي اين كه شاگردان نكات درس را فرا بگيرند اشتباه كرده ام . البته اين اتفاقي است كه پيش مي آيد ، چرا كه ارزيابي سرعت يادگيري شاگردان ، بسته به گروه دانش آموزان ٬ ممكن است خيلي هم طول بكشد . هنوز قبل از شروع كلاس دلشوره دارم . همان روز اول روش كار و ضوابط كلاس را توضيح مي دهم و مكررا در روزهاي بعد آنها را گوشزد مي كنم .

معلمين تازه كار چه چيزي را بايد از اين گفته ها دريابند ؟ اول از همه اين كه پذيرش ضعف ها اهميت دارد . توجه داريد كه كاركناني كه از نظر ديگران اعتماد به نفس بالايي دارند و به نظر مي رسد كه بر كار خود تسلط دارند ، در درون خود چنين احساسي را ندارند . به خاطر همين اعتبارشان است كه از آنها خواسته ام كه احساساتشان را با شما در ميان بگذارند . موكدا به شما توصيه مي كنم كه تجارب ، نگراني ها و ضعف هاي خود را چه به طور رسمي با معلم راهنمايتان و چه به طور خودماني با همكارانتان در ميان بگذاريد . با اين كار در مي يابيد كه تنها نيستيد و اميد است كه كمتر احساس انزوا بكنيد .

با اين همه ، صرفا درك احساساتتان به خودي خود كافي نيست . نكته مشترك در بين همه كساني كه پاسخ هايشان را در بالا آورديم اين است كه آنها علي رغم احساس عدم كفايت و امنيت ،سعي مي كردند كه با اين احساسات برخورد كنند ، چرا كه مي دانستند كوتاهي در انجام كار موجب از دست رفتن نظم و كنترل كلاس مي شود . آنها اين قدر تجربه داشتند كه بدانند اين احساسات قابل كنترل و موقتي هستند ،و حداكثر تا پايان اين سال تحصيلي ادامه خواهند يافت . لذا ارزشمند است كه خود را كاملا آماده كنيد و محكم و استوار بكوشيد آنها را عقب برانيد .

خوب ، وقتي با كلاس جديدي مواجه مي شويد چه بايد بكنيد ؟ مسلما كار را بايد به گونه اي شروع كرد كه تا پايان سال ادامه يابد . بايد ژست هاي مثبت اختيار كنيد و لحن مطمئن به كلامتان بدهيد و انتظارات خود را روشن و صريح به شاگردان بگوييد . اين موضوعات را در بخش دوم با جزئيات بيشتر بحث خواهيم كرد . اين نكته مهم را بايد در نظر داشته باشيد كه نبايد وارد كلاس شويد و يكباره فهرستي از انتظارات خود را براي شاگردان صادر كنيد بي آنكه منطقي را كه در پس اين انتظارات نهفته است برايشان توضيح دهيد . سعي كنيد اين نكته را به آنها تفهيم كنيد كه فرآيند ياددهي - يادگيري عمدتا بر مبناي مشاركت است و طرفين بايد براي دستيابي به موفقيت با هم ( بده - بستان ) داشته باشند . مفهوم حقوق و وظيفه را برايشان روشن كنيد .

در صفحه بعد قرار داد ( حقوق و وظايف ) را كه من با شاگردانم مي بندم آورده ام . اين قرارداد را ابتدا با اورهد براي بچه ها در كلاس نشان مي دهم . سپس به هر كدام نسخه اي از آن را مي دهم كه آن را امضا كنند و در طول سال هميشه با خود داشته باشند . لازم است كه در طي سال تحصيلي مرتبا به اين قرار داد مراجعه و نكات آن را به شاگردان يادآوري كنيم .

پس از آن كه ارزش كار گروهي را براي شاگردان توضيح دادم ، به اين نكته مي پردازم كه اين معلم است كه كنترل كننده فرآيند يادگيري - ياددهي است لذا پذيرش اصول زير براي شاگرد و معلم ضروري است :

ــ معلم مي تواند جاي نشستن شاگرد را تغيير دهد ؛

ــ معلم بايد نام تك تك شاگردان را بداند ؛

ــ به هنگام لزوم شاگردان بايد كاملا به مطالب توجه كنند ؛

ــ هيج گونه مزاحمتي براي كلاس پذيرفتني نيست ؛

ــ بين معلم و شاگرد بايد احترام متقابل برقرار باشد ؛

ــ هر شاگرد بايد احساس كند كه وجودش ارزشمند است و در فرآيند يادگيري كاملا لازم است ؛

ــ و براي دستبابي به اين اهداف تعيين مقررات و ضوابط در كلاس ضروري است .

قرار داد معلم - شاگرد

من چه انتظاراتي از شما دارم ؟

۱-انتظار دارم با من و ديگر شاگردان با ادب و احترام رفتار كنيد .

۲- انتظار دارم هر وقت كه از شما بخواهم نهايت توجه را به گفته هايم نشان دهيد . اين كار به يادگيري شما كمك مي كند .

۳- انتظار دارم با خودتان صادق باشيد و هر گاه كه اشتباه كرديد آن را بپذيريد ( اين كار بخشي از فرآيند يادگيري است ) .

۴- انتظار دارم تكاليفتان را سر موعد تحويل دهيد . ( اين امر به من كمك مي كند تا بتوانم به شما كمك كنم ) .

۵- انتظار دارم كه هميشه حداكثر تلاشتان را بكنيد . خيلي مهم است كه بتوانيد در پايان سال تحصيلي با غرور به عملكرد خود در سالي كه گذشت نگاه كنيد .

۶- انتظار دارم كه در صورت عدم رعايت موارد بالا ٬ عواقب زير را بپذيريد :

ــ به طور خصوصي با شما صحبت خواهم كرد .

ــ اگر ادامه دهيد ٬ به عنوان تنبيه شما را از كلاس اخراج خواهم كرد .

ــ با مدير مدرسه صحبت خواهم كرد .

ــ با پدر و مادرتان تماس خواهم گرفت .

با اين حال فرآيند ياددهي - يادگيري امري مشترك است و لذا شما هم حق داريد چيزهايي از من انتظار داشته باشيد :

۱- مي توانيد انتظار داشته باشيد كه با شما مودبانه رفتار كنم و حتي وقتي شما را شديدا مواخذه مي كنم احترامتان را نگه دارم .

۲- مي توانيد انتظار داشته باشيد كه من همه تلاشم را براي كمك به پيشرفتتان يا حل مشكلاتتان به كار بندم .

۳- مي توانيد انتظار داشته باشيد كه تكاليف و كارهاي شما را منظما بررسي كنم و نظرات سازنده اي در مورد آنها به شما انتقال دهم .

۴- مي توانيد انتظار داشته باشيد كه هر گاه اشتباهي بكنم ، از شما عذر خواهي كنم .

۵- مي توانيد انتظار داشته باشيد كه با شما در صورت بروز رفتار خطا و خلاف ادب ، با رعايت عدالت و انصاف بر خورد كنم .

امضا معلم امضا دانش آموز

4

چرا وجود ضوابط و روش كار مشخص براي دانش آموزان ضروري است ؟
در متون موجود در باره عملكرد مغز آمده است كه بخش تحتاني آن مسئول اعمال حياتي انسان است .هنگام ترس اين بخش از مغز فعال مي شود ، و اگر قرار است كه يادگيري واقعي صورت گيرد بايد اين بخش از مغز در آرامش به سر برد . از آنجا كه يكي از موانع يادگيري در شاگردان احساس ترس و عدم امنيت است ، بيان روشن ضوابط ، مقررات و انتظارات و نيز برخوردهاي به دور از از تبعيض و ثبات در روش كار نقش اساسي در كاهش حس عدم امنيت در ميان شاگردان دارد .

بر خلاف مقاومتي كه بسياري از نوجوانان در برابر ضوابط و مقررات از خود نشان مي دهند ، معتقدم كه بخش عمده اي از آنان به طور ناخود آگاه در دروس خود خواهان وجود مرزبندي و چارچوب هاي مشخص هستند . به اجرا در آوردن اين معيارها به طور مستمر مطمئنا مانع بروز رفتارهاي آزارنده ٬ غير اجتماعي و مخربي مي شود كه در ياددهي و يادگيري مطلوب اختلال ايجاد مي كنند . لذا ارزشمند خواهد بود كه وقت زيادي صرف تفكر در مورد ضوابط مورد نياز كلاستان كنيد .

براي نمونه ، براي هر يك از مراحل تدريس زير چه ضوابط مشخص و تعريف شده اي در ذهن داريد :

ــ وقتي داريد حضور و غياب مي كنيد .

ــ وقتي شاگردان در گروههاي كوچك با هم كار مي كنند .

ــ وقتي همه كلاس در مورد موضوعي واحد بحث مي كنند .

ــ وقتي شاگردان امتحان مي دهند .

ــ وقتي شاگردان كنفرانس مي دهند .

ــ وقتي شاگردان وارد كلاس و يا از آن خارج مي شوند .

ــ وقتي شاگردان فعاليتي را تمام مي كنند و به سراغ فعاليتي ديگر مي روند .

ــ وقتي شاگردان كارهاي فردي خود را انجام مي دهند .

ــ وقتي شاگردان رفع اشكال مي كنند .

ــ يا وقتي كه داريد در جلو كلاس درسي را مستقيما ارايه مي كنيد .

در زير مثال هايي از مقرراتي را آوردم كه من در كلاس هايم اعمال مي كنم . البته به ياد داشته باشيد كه صرفا اخذ مقررات ديگران و استفاده از آن در كلاس هايتان هميشه كار آمد نخواهد بود . بايد هويت خودتان را به سيستم اداره كلاس بدهيد .

5

وقت حضور و غياب
مرحله اول :خوب ببينيم كه آيا امروز همه حاضر هستند ؟ با اين جمله به شاگردان هشدار مي دهم كه انتظارم اين است كه ساكت باشند و در ضمن صحبت شان را تمام كنند .

مرحله دوم : به همه كلاس نظري مي اندازم تا مطمئن شوم شاگردان همه رو به من نشسته اند .

مرحله سوم : نام شاگردان را يكي يكي مي خوانم .

مرحله چهارم : تذكراتي كه مسئولين مدرسه داده اند را به بچه ها مي گويم .

مرحله پنجم : به بچه ها اجازه مي دهم آزام صحبت كنند .

6

وقتي شاگردان به كلاس وارد مي شوند

مرحله اول :آرام وارد كلاس شويد . ( در مورد خواسته هايتان دقيق باشيد . از به كار بردن عباراتي مثل ؛درست رفتار كنيد ؛ اجتاب كنيد )


مرحله دوم : كتب و وسايل را روي ميزتان بگذاريد .


مرحله سوم : بنشينيد و آماده درس باشيد .


مرحله چهارم : كارهايي را كه روي تخته سياه از شما خواسته شده انجام دهيد .


معلمين نه تنها بايد در مورد قوانين و ضوابط كارشان در كلاس صراحت و قاطعيت داشته باشند ،بلكه بايد به شاگردان تفهيم كنند كه دقيقا در اين مورد چه انتظاري از آنها دارند و چرا چنين ضوابطي بايد در كار باشد . در موارد بالا ، دليل اوليه اجراي اين ضوابط آن است كه يادگيري به طور موثر و با حد اكثر سرعت ممكن اتفاق بيفتد .

نكته ديگر اين كه وقتي با دانشجويان ، معلمين جديدالاستخدام و حتي با معلمين با تجربه در باره روش كار و ضوابط كلاس صحبت مي كنم ،تقريبا همه مي گويند كه اين موارد را براي شاگردان نمي نويسند .اما نبايد فراموش كرد كه دانش آموزان بيشتر از طريق ديدن ياد مي گيرند تا شنيدن .به اين دليل اگر مي خواهيد ضوابط و روش كار شما را ياد بگيرند ، بايد چيزي در جلو چشم آنها بنويسيد . علاوه بر اين نسخه نوشتاري ، مي توانيد با تصاويري كه روي ديوارهاي كلاس مي چسبانيد اين يادگيري را تقويت كنيد . مي توانيد مثلا روش ها و ضوابط خود را با كلاس به بحث بگذاريد و از شاگردان بخواهيد براي هر كدام تصاوير و فلوچارت هايي مشابه شماره ۱ بكشند و در كلاس نمايش دهند . اين كار به آنها اين حس را مي دهد كه در روند كار داراي سهمي هستند و اين حس براي پيشبرد مقاصد آموزشي بسيار مهم و حياتي است .


اگر ادعا كنم كه هميشه روش هاي من در نهايت كمال و موفقيت به اجرا در مي آيند ،دروغ بزرگي گفته ام . در سال جاري بعضي كلاس هاي پر مشكل داشته ام كه در آنها هميشه امور آن گونه كه پيش بيني مي شده ، نبوده است . با اين حال سخت تلاش كرده ام كه در اعمال روش و ضوابط خود با ثبات عمل كنم . جالب اين كه در اين گونه كلاس ها نسبت به كلاس هايي كه در صورت مواجهه با مشكل در همان ابتداي كار اجراي روش خود را كنار مي گذاشتم موفقيت بيشتري داشته ام . اين را هم در نظر داشته باشيد كه شاگردان هميشه شما را محك مي زنند تا بدانند تا چه حد در كارتان جدي هستيد .براي اين كه اين روش ها و اجراي آن ها براي شاگردان عادي بشود لازم است كه مجازات هاي درجه بندي شده اي را به منظور تحكيم اين روش ها در نظر بگيريد . و بسيار ضروري است كه شاگردان از قبل دقيقا بدانند كه اين مجازات ها چيستند . مثلا اين مجازات ها مي توانند به صورت زير باشند :


اولين خطا : تذكر


دومين خطا : مواخذه و در خواست ارايه توضيح از شاگرد


سومين خطا : اخراج از كلاس


چهارمين خطا : تماس با والدين


اين نكته نيز ضروري است كه بايد مدام كنترل كنيد كه آيا شاگردان روش و ضوابط شما را درك كرده اند و هنوز آنها را به خاطر دارند ؟ نبايد تصور تان بر اين باشد كه با يك بار گفتن ، آنها به طور خودكار هميشه همه چيز را به خاطر خواهند داشت . بايد به طور جدي در زمينه كار كنيد . در پرسش هايي كه از معلمين جديدالاستخدام در دوره هاي ابتدايي در پايان اولين سال تدريس شان به عمل آمده ،بسياري از آنها آرزو كرده اند كه اي كاش در اجراي ضوابط و اعمال روش هايشان جديت بيشتري به خرج داده بودند . در زير بعضي از اين پاسخ ها آمده است .


7

در مورد روش ها و ضوابط چه بايد مي كردم :


معلم الف :

در اولين سال تدريس بايد در مورد تنبيه جدي تر مي بودم . بايد كار شاگرداني كه تكاليفشان را سر موعد تحويل نمي دادنراين ، امكان هم ندارد كه بچه ها بدانند كه چه بايد بكنند . در اين حالت احساستان اين است كه داريد از چيزي فرار مي كنيد .

معلم جديدالاستخدام تربيت بدني :
به دليل ماهيت درس تربيت بدني خطر حادثه و اتفاق زياد است . لذا وادار كردن شاگردان به آرام نشستن و گوش دادن اهميت دارد . در اين مورد خاص داشتم خلاصه بعضي نكات درسي را براي شاگردان دوره مي كردم كه گفتم : مي شه اينقدر توپ هايتان را بالا پايين نكنيد . اين جور حرف ها شايد خنده دار باشد ولي يك مرتبه حال و هواي كلاس را عوض

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۹:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مديريت كلاس درس - چگونه كلاس درس را مديريت كنيم ؟ 


وضع مقررات و دستورالعمل هاي واضح و روشن

يكي از عوامل اصلي براي تضمين جريان روان تدريس وضع دستورالعمل ها و مقررات مشخص از اغاز كار  تدريس است .

مقررات عبارت هاي رسمي و معمولا مكتوب هستند كه مشخص مي كنند دانش آموزان چه كارهايي را مي توانند انجام دهند و چه كارهايي را نبايد انجام دهند .

دستورالعمل ها تدابير غير رسمي هستند كه مشخص مي كنند در يك كلاس معين كارها چگونه بايد انجام شوند . مقررات غالبا در سطح مدرسه تعيين مي شوند و در پژوهش هاي كارامدي مدرسه به عنوان عامل تمييز دهنده مدارس كارامدتر از مدارس داراي كارامدي كمتر، شناخته شده اند .

براي اينكه مقررات و دستور العمل ها موثر واقع شوند لازم است انها را به صورت جدي به دانش اموزاناموزش داد و دلايل وجودي  آنها را براي آنان بيان كرد.

يكي از عوامل اصلي كه هنگام وضع مقررات و دستورالعمل ها ي كلاس درس بايد به ان توجه شود ضمانت اجراي پيوسته و مداوم آنهاست . چنانچه مقررات به طور پيوسته به اجرا در نيايد به زودي نقض مي شوند و ا زبين خواهند رفت .

مشاركت دانش اموزان در وضع مقررات غالبا مي تواند براي تقويت حس مالكيت و مسئوليت مشترك در قبال انها و براي همكاري انها در اعمالقت بي كاري ،كاهش ميزان وقوع آن است. تكاليف وبرگ هاي تمرين اضافي و در اختيار دانش آموزقرار دادن آن روش مناسبي در اين زمينه است .

خاتمه دادن به درس

پايان درس آخرين مرحله اي است كه طي آن احتمال دارد مشكلات مديريتي روي دهد مشكلاتي كه در اين مرحله وجود دارد به شرح زير است :

1)اختصاص ندادن وقت كافي براي به پايان رساندن فعاليت هاي برنامه ريزي شده

2)وجود ابهام در تعيين و اعلام به موقع مشق شب

3)عدم وضع مجموعه اي از مقررات براي خروج تك تك دانش آموزان از كلاس درس

4)عدم نشانه گذاري به نحوي كه دانش آموزان بدانند كه درس تاچه مدتي بايد ادامه يابد

جريان انتقال دانش آموزان در تدريس

يكي از روشهاي اصلي براي سودمندي كلاس درس اين است كه در جريان انتقال از يك قسمت درس به قسمت ديگر وقت زيادي تلف نشود .درصورتي كه لازم باشد دانش آموزان از يك قسمت كلاس به قسمت ديگر آن بروند اين مساله مي تواند مشكل ويژه اي باشد.

اگر چنين انتقال هايي به طور مناسب اداره نشوند به آساني بخش قابل توجهي از وقت كلاس را به خود اختصاص مي دهند وباعث اتلاف وقت مي شوند.

مثلا تدريس مبحث جديد براي كل كلاس وانتقال به تمرين انفرادي به عنوان يك مبحث جديد يا زماني كه دانش آموزان بايستي از كلاس به كارگاه يا آزمايشگاه ياسمعي بصري ويانمازخانه آموزشگاه بروند.ياوقتي كه دركلاسهاي موضوعي كه امروزه درحال برنامه ريزي و اجرا  است بايد وسايلي مثل كتاب تمرين يا مداد يا خودكارشان را  بياورند .

مراحل انتقال بايد تا حدامكان كوتاه و آسان باشند.بدين منظور معلمان كارآمد دستورالعمل هاي روشني براي انتقال هاي درسي وضع مي كنند .

مثلا 1- محدود كردن تعداد دانش اموزاني كه در يك زمان مي توانند جابجا شوند

2- سپردن وظيفه جمع كردن برگه ها به يكي از دانش اموزان

3- در نظر گرفتن مراحل مشخص براي اجراي انتقال

نشانه گذاري cueing تكنيك سودمندي است براي اگاه كردن دانش اموزان از نزديك بودن زمان انتقال درسي

در اين روش به دانش اموزان گفته مي شود براي تمام كردن كارشان 5 دقيقه وقت دارند و اين جمله يك دقيقه قبل از پايان وقت تمرين كلاسي تكرار مي شود .

ارائه ي تكليف شب

ارائه مشق شب يكي از قسمت هاي مشكل تدريس است به ويژه به اين دليل كه همه دانش اموزان مشتاق انجام دادن تكاليف درسي نخواهند بود . براي به حداقل رساندن اين مشكلات  ، معلمان كارامد بلافاصله به دنبال فعاليت هاي كلاسي تكليف مي دهند . اين كار مشق شب را به عنوان يكي از قسمت هاي اصلي درس مطرح مي كند معلم همچنين بايد بگويد كه تكليف شب حائز اهمييت است .

براي مثال معلمي  كه مي گويد ." تمرين اين قسمت به شما كمك مي كند كه وقتي به تمرين هاي مشكل تر رسيديم آنها را خوب انجام دهيد به همين دليل چند تمرين در مورد آن به شما خواهم داد " نسبت به معلم ديگري كه مي گويد " من مجبورم براي شما تكليف معين كنم بنابر اين تمرين هاي 12 و 14 در صفحه 25 را انجام دهيد " انتظارات متفاوتي ايجاد مي كند .

جو كلاس درس

جو كلاس درس از دهه 1960 به صورت گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است . فرا تحليل تعداد زيادي از يافته  هاي پژوهشي كه توسط ونگ ،هارتل، و والبرگ ( 1997) اجرا شد نشان داد كه جو كلاس يكي از مهمترين عوامل تاثير گذار بر پيشرفت دانش اموزان است .

پرورش انگيزه در دانش اموزان

ظرفيت طبيعي و تمايل فرد به ياد گرفتن و رشد كردن به شيوه ي مثبت و هدفمند براي دست يابي به اهداف شخصي انگيزش نام دارد .

تقريبا هر كاري كه معلم در كلاس انجام مي دهد از جمله نحوه ارائه اطلاعات  ،نوع تمرين هاي مورد استفاده و شيوه ي تعامل با دانش اموزان و فرصت هاي كه به دانش اموزان براي تمرين انفرادي و يا گروهي مي دهيد  اثر انگيزشي بر روي دانش اموزان دارد با وجود اين اثرات انگيزشي متعدد معلمان ابزار كمي براي درك انگيزش و نحوه افزايش آن در دانش آموزان خود دارند .

 امروزه نظريه هاي انگيزشي بيشتر برنحوه تفكر افراد در باره خود و توانايي هاي يادگيري خويش متمركز است تا رفتارهاي انان ، علاوه بر اين نظريه هاي معاصر ، انگيزه يادگيري را ظرفيت طبيعي مي دانند  كه در تمامي دانش آموزان ، به طور بالقوه وجود دارد و اگر آنان به صورت مثبت فكر كنند و در محيط حمايت گرانه حضور داشته باشند گسترش مي يابد.

اكثر نظريه هاي شناختي معاصر بر ساختارهاي ذهني و سازماندهي تجارب ،تاكيد اساسي دارند و براساس اين رويكرد ، انگيزش حاصل باورهاي اموخته شده فرد در باره ارزشمندي فردي، توانايي ها و قابليت هاي خود ( خود پنداره هاي تحصيلي ) ، اهداف و انتظارات فرد براي كسب موفقيت يا شكست و احساسات مثبت و منفي ( كنجكاوي و اضطراب ) ناشي از فرايند خود ارزشيابي است . مانند انچه در تحقيقات البرت بندورا  (1) و كووينگتن( 2) و كارول دوك (3)  و ديگران آمده است .

1-albert bandura     2- martyCovington  3 – carol dwee

درك انگيزش و نحوه افزايش آن

   سئوال اين است كه معلم چگونه مي تواند از طريق كيفيت تعامل با دانش اموزان ، نقش خود را ايفا كند ؟ برخي از اصول اساسي بدستآمده از پژوهشهاي تربيتي عبارتند از :

الف ) دانش آموزان از طريق يادگيري شرايط و فعاليت هايي برانگيخته مي شوند كه به انها اجازه داده شود تا دست به انتخاب هاي شخصي بزنندو مقتضيات تكاليف را با ظرفيت هايشان هماهنگ سازند .

ب) انگيزش دانش اموزان در صورتي افزايش مي يابد كه دريابند تكاليف يادگيري به طور مستقيم با نيازها و علايق و اهداف شخصي انها مرتبط است و سطوح دشواري تكاليف به گونه اي است كه مي توانند به صورتي موفقيت اميزانها را انجام دهند .

ج) انگيزش ذاتي دانش آموزان به يادگيري مي تواند در محيطي امن ، اعتماد بخش و حمايت گرانه پرورش يابد.

راهبردهاي مهمي كه معلمان مي توانند براي كمك به دانش آموزان  در جهت خود انگيزشيانان به كار برند عبارتند از :

الف ) كاركردهاي روانشناختي  دانش آموزان را در ايجاد و هدايت افكاري كه بر انگيزه و يادگيري تاثير مي گذارند آموزش دهند .

فعاليت :

الف) درك چرخه افكار

ب) درك كردن اصل واقعيت هاي مجزا

ج) درك احساس ناامني

د) چرخه افكار در تعارضات بين فردي

و) درك ارزش يادگيري

ب) به دانش آموزان كمك كنند تا خودشان ، فرايند يادگيري و فعاليت هاي يادگيري خاص را ارزشمند تلقي كنند .

فعاليت :

الف ) درك ارزش يادگيري

ب) تشخيص نيازها و تعيين علايق و اهداف دانش آموزان

ج) نظر سنجي از علايق دانش آموزان در جلسات فردي و گروهي

د) مرتبط ساختن علايق و اهداف يادگيري

ج) فرصت هايي براي دانش آموزان ايجاد كنند تا تمايلات طبيعي خود نسبت به يادگيري و رشد كردن را ثابت كنند و مسئوليت يادگيري را بر عهده بگيرند .

فعاليت :

الف ) اهمييت كنترل شخصي دانش آموزان

ب) ارايه ي فرصت ايفاي نقش دانش آموزي

ج) ارايه ي مسئوليت يادگيري به دانش آموزان

د) تشويق به قبول خطرات تحصيلي تا پيامدهاي بالقوه منفي تجارب آموزشگاهي چون كسالت ، ترس از شكست و گوشه گيري و ... را جبران كنند .

فعاليت :

الف ) كلاس درس محيطي مناسب براي مشاركت باشد

ب) از اظهار نظر منفي ساير دانش آموزان جلوگيري شود

ج) از بي ارزش تلقي كردن مهارت هاي منحصر به فرد دانش آموزان اجتناب شود

د)  نظام جديد پاداش دهي ايجاد شود

و) ايجاد فضاي مثبت از حمايت شخصي و اجتماعي كه در آن تك تك دانش آموزان ، صادقانه احساس ارزشمندي و مورد احترام بودن كنند .

فعاليت :

الف ) ايجاد محيطي امن

ب) بيان واضح قواعد و مقررات و دستور العمل ها

ج) تصميم گيري دسته جمعي اين دانش‌آموزان حتي اگر نيم‌نگاهي به موفقيت داشته باشند، آنقدر آن را صعب‌الوصول مي‌دانند كه دست به عمل نمي‌زنند، در نتيجه هرگز طعم موفقيت را نخواهند چشيد.
در حقيقت گام اول در برخورد با اين افراد چشاندن طعم موفقيت به آنها و درهم شكستن تصور منفي آنها در مورد دستيابي به موفقيت است. در اين صورت است كه «موفقيت»، «موفقيت» مي‌آورد.
از آنجايي كه انسان آمادگي دارد تا فعاليت‌ها و تصوراتش را تعميم دهد، موفقيت در يك درس منجر به موفقيت در دروس ديگر مي‌شود و اين موضوع در مورد دروس اصلي هر رشته مهم‌تر است.
درواقع، ضعف درسي در اين دروس منجر به بي‌علاقگي به تحصيل و گاهي حتي ترك تحصيل مي‌شود و البته عكس آن هم صادق است. به همين علت به معلمان دروس اصلي هر رشته توصيه مي‌شود، شرايط آموزشي و امتحاني را مطلوب نمايند و با ارزشيابي‌هاي مناسب فضاي كلاس را لذت‌بخش كنند.


به طوركلي به‌منظور افزايش انگيزه دانش‌آموزان و سوق دادن آنها به سمت دروني شدن انگيزه‌ها راهكارهاي زير توصيه مي‌شود:
۱) سعي كنيم اولويت تجربه‌هاي دانش‌آموزان براي آنها جالب باشد، احساس موفقيت اوليه اعتماد به نفس آنها را افزايش مي‌دهد. اين موضوع در مسابقات ورزشي نيز مشهود است.
۲) براي موفقيت دانش‌آموزان پاداش در نظر بگيريم. منتظر نباشيم تا افت تحصيلي اتفاق افتد و سپس موفقيت را تحسين كنيم.
۳) با احترام گذاشتن به تفاوت‌هاي فردي دانش‌آموزان، هرگز آنها را با يكديگر مقايسه نكنيم.
۴) دانش‌آموزان را در كلاس كمتر درگير مسائل عاطفي منفي نمائيم و نسبت به حساسيت‌هاي عاطفي آنان آشنا و در كاهش آن    كوشا باشيم. سخت‌گيري و انضباط شديد، تبعيض، بيان قضاوت‌هاي منفي و خبرهاي ناخوشايند از جمله عواملي است كه موجب درگيري ذهني و كاهش علاقه به يادگيري مي‌شود.
۵) بلافاصله پس از آزمون يا پرسش كلاسي، دانش‌آموزان را از نتيجه كار آگاه كنيم .
۶) براي اينكه دانش‌آموز بداند، در طول تدريس به‌دنبال آموختن به چيزي باشد، بيان اهداف آموزشي مورد انتظار از او را در                        ابتداي درس فراموش نكنيم.
۷) چگونگي يادگيري و نحوه انجام كار براي دانش‌آموز مشخص كنيم .
۸ ) به‌منظور افزايش حس كفايت در دانش‌آموز از او بخواهيم مطالب ياد گرفته شده را به دوستان يا كلاس آموزش دهد.
۹) در مورد مشكلات درسي دانش‌آموز و ريشه‌يابي آن، با او تبادل نظر و گفت‌وگو كنيم.
۱۰) تشويق كلامي در كلاس، به صورت انفرادي بسيار حائز اهميت است.
۱۱) مطالب درسي را به ترتيب از ساده به دشوار مطرح كنيم.
۱۲) از بروز رقابت ناسالم در بين دانش‌آموزان پيشگيري شود.
۱۳) در فرآيند آموزش متكلم وحده نباشيم و يادگيرندگان را در يادگيري مشاركت دهيم.
۱۴) علاقه به دانش‌آموزان و تعلق خاطر و اهميت دادن به يكايك آنها، سطح انگيزه‌ها را افزايش مي‌دهد.
۱۵) آموزش را با «تهديد» پيش نبريم.
۱۶) براي دانش‌آموزان با انگيزه، خوراك علمي كافي داشته باشيم.
۱۷) با محول كردن مسئوليت به دانش‌آموزان كم توجه، آنان را به رفتارهاي مثبت هدايت و علل كم‌توجهي در آنها را بررسي كنيم .
۱۸) شيوه‌هاي تدريس را از سنتي به شيوه‌هاي روز تغيير داده و با استفاده از تكنولوژي آموزشي، حواس پنجگانه دانش‌آموزان را به كار گيريم.
۱۹) ميان درس كلاس و مسائل زندگي كه به وسيله همان درس قابل حل است، ارتباط برقرار كنيم.
۲۰) تدريس را با طرح مطالب و پرسش‌هاي جالب توجه آغاز كرده و با تحريك حس كنجكاوي، دانش‌آموزان را برانگيخته‌تر سازيم.
۲۱) به وضعيت جسماني دانش‌آموزان توجه كرده و علل جسمي بي‌توجهي و كاهش انگيزه آنان را بيابيم.
۲۲) محيط كلاس را با طراحي زيبا و مناسب، جذاب سازيم تا مانع بروز كسالت روحي شويم.
۲۳) با فرهنگ و تاريخچه زندگي افراد مدرسه يا محله‌اي كه در آن تدريس مي‌كنيم، آشنا شده و در طول تدريس از مثال‌هاي آشنا استفاده كنيم.
۲۴) به منظور اطلاع از نتيجه فعاليت درسي دانش‌آموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تكاليف آنان را بلافاصله در جلسه بعدي ملاحظه و با رفع اشكالات، جنبه‌هاي مثبت را تشويق كنيم .
۲۵) در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل كنيم.
۲۶) زمان يادگيري بايد در حد توان دانش‌آموز باشد. براي تجديد قوا و انگيزه در ميان كلاس از وقت تفريح و استراحت غافل نشويم.
۲۷) دانش‌آموز را از ميزان پيشرفت خود آگاه سازيم تا بداند براي رسيدن به هدف چه گام‌هاي ديگري بردارد.
۲۸) به لحاظ اخلاقي و ايجاد انگيزه، هميشه خوش‌اخلاق و خوش‌رو باشيم.
۲۹) به منظور افزايش حس كفايت و مشاركت در ارائه دروس از نظرات دانش‌آموزان استفاده كنيم.
۳۰) مطمئن باشيم كه توجه دانش‌آموزان براي شروع تدريس آماده است.
۳۱) تمام مطالب دشوار را يكجا و در يك جلسه آموزش ندهيم.
۳۲ ) به خاطر داشته باشيم، توجه افراطي به دانش‌آموزان (قوي يا ضعيف) موجب متشنج شدن فضاي كلاس مي‌شود.
۳۳ )دانش‌آموزان را به گروه‌هاي «خوب»، «بد» و «ضعيف» تقسيم‌بندي نكنيم.
۳۴) از ورود به موضوعات حاشيه‌اي كه منجر به انحراف توجه كلاس مي‌شود، بپرهيزيم.
۳۵) با ايجاد جلسات بحث و تحليل به دانش آموزان فرصت تفكر و اظهار نظر بدهيم.
۳۶) هرگز دانش‌آموزان را مجبور به انجام فعاليت‌هاي تحقيركننده نظير «جريمه» نكنيم.
۳۷)به افراد درون‌گرا، كمرو، مضطرب كه تمايلي به ابراز وجود ندارند، توجه كرده و با تقويت رفتارهاي مثبت، آنها را به مشاركت در بحث‌هاي كلاسي و كارهاي گروهي تشويق كنيم.
۳۸) در روش‌هاي تدريس، كنفرانس و سمينار را مد نظر قرار دهيم.
۳۹ )تأكيد بر نمره، اضطراب دانش‌آموزان را افزايش مي‌دهد و مانع از توجه كامل به موضوع درس مي‌شود. اين دانش‌آموزان با وجود تلاش زياد از نمرات پاييني برخوردارند و به تدريج رابطه ميان تلاش و نتيجه را ناديده مي گيرند كه در نهايت منجر به از دست رفتن انگيزه خواهد شد.
۴۰) گاهي از تجربه‌هاي دوران تحصيل و شكست‌ها و موفقيت‌هاي خود براي دانش‌آموزان صحبت كنيم
 
http://yadgiri.blogfa.com/post-62.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۹:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مديريت كلاس درس - چگونه كلاس درس را مديريت كنيم ؟ 


وضع مقررات و دستورالعمل هاي واضح و روشن

يكي از عوامل اصلي براي تضمين جريان روان تدريس وضع دستورالعمل ها و مقررات مشخص از اغاز كار  تدريس است .

مقررات عبارت هاي رسمي و معمولا مكتوب هستند كه مشخص مي كنند دانش آموزان چه كارهايي را مي توانند انجام دهند و چه كارهايي را نبايد انجام دهند .

دستورالعمل ها تدابير غير رسمي هستند كه مشخص مي كنند در يك كلاس معين كارها چگونه بايد انجام شوند . مقررات غالبا در سطح مدرسه تعيين مي شوند و در پژوهش هاي كارامدي مدرسه به عنوان عامل تمييز دهنده مدارس كارامدتر از مدارس داراي كارامدي كمتر، شناخته شده اند .

براي اينكه مقررات و دستور العمل ها موثر واقع شوند لازم است انها را به صورت جدي به دانش اموزاناموزش داد و دلايل وجودي  آنها را براي آنان بيان كرد.

يكي از عوامل اصلي كه هنگام وضع مقررات و دستورالعمل ها ي كلاس درس بايد به ان توجه شود ضمانت اجراي پيوسته و مداوم آنهاست . چنانچه مقررات به طور پيوسته به اجرا در نيايد به زودي نقض مي شوند و ا زبين خواهند رفت .

مشاركت دانش اموزان در وضع مقررات غالبا مي تواند براي تقويت حس مالكيت و مسئوليت مشترك در قبال انها و براي همكاري انها در اعمال مقررات و دستور العمل ها مفيد باشيد . مقررات معدودي كه به راحتي قابل فهم و اجرا باشند نسبت به مقررات مفصل و زياد كه اجراي انها دشوار است كارامدتر خواهند بود .

نمونه اي از مقررات مدرسه به شرح ذيل است .

هميشه آهسته صحبت كنيد – به ديگران گوش دهيد – هميشه تمام توان خود را به كار گيريد– به دانش آموزان ديگر گوش دهيد و به آنها احترام بگذاريد – در راهروها ندويد

بررسي عواملي كه سرعت تدريس راكاهش مي دهند.(حفظ فرايند روان تدريس)

يكي از موثرترين راههاي جلوگيري از  بي انظباطي دانش آموزان درجريان تدريس ،حفظ فرايند روان تدريس است.

روشهايي وجودداردكه براساس آنها خودمعلم باعث كندشدن سرعت پيشروي درس مي شود. پديده بلاتكليفي وپديده الاكلنگ ازجمله آنهاست.

پديده بلاتكليفي: دراين روش وقتي معلم فعاليت خاصي راآغاز مي كند.اماآن را ناتمام رها مي سازد براي مثال وقتي معلم به آماده سازي مقدمات تمرين كلاسي مي پردازد وناگهان تصميم مي گيرد كه ابتدا بايد مطلب ديگري تدريس كند.

پديده الاكلنگ: دراين حالت معلم فعاليتي راشروع مي كند اماقبل از اتمام آن سراغ فعاليت ديگري مي رود وپس از آن دوبار ه به فعاليت قبلي مي پردازد

هردوروش فوق مي تواند باعث سردرگمي درميان برخي از دانش آموزان وشروع بي انضباطي در ميان دانش آموزان كنجكاو شوند. معلم بابرنامه ريزي درسي مناسب مي تواند از هردو پديده ذكر شده  جلوگيري كند.

توضيح اضافي: معلم از طريق توضيح اضافي هم مي تواند جريان درس را مختل كند

اين اتفاق وقتي روي مي دهد كه معلم ،بعدازاين كه دانش آموزان كاملا فهميدند چه كاري بايد انجام دهند به تشريح دستورالعمل ها ادامه مي دهد.اين مساله باعث بي حوصلگي دانش آموزان وافزايش احتمال بي انضباطي خواهد شد.به مثال زير توجه كنيد:

معلم در كلاس درس كاغذهاي خودراپخش مي كند.معلم مي گويد:جزوه ها را برداريد. يكي ازروبرداريدوبقيه را به بغل دستي خودبدهيد. حالا يكي از رو برداريد. چراهمه را بهم ريختيد. حالا يكي از رو برداريد...

زمان بيكاري down time

به قسمت هايي از جلسه ي درس كه طي آن يك ياچندنفر از  دانش آموزان يا كل كلاس به دليل اينكه تمرين كلاسي رازودتر تمام كرده انديادرس زودتر تمام شده است وموقع شروع مبحث جديد نيست يا  دانش آموزان بايد منتظربمانندتاموادووسايل لازم مهيا شود وقت آزاد پيدامي كنند زمان بيكاري مي گوييد.اگر دستورالعمل هاي مشخص براي مواجهه بااين موقعيت ها وجود نداشته باشد،به آساني مي توانند به بي نظمي منجر شوند.

بهترين روش اجتناب از مشكلات وقت بي كاري ،كاهش ميزان وقوع آن است. تكاليف وبرگ هاي تمرين اضافي و در اختيار دانش آموزقرار دادن آن روش مناسبي در اين زمينه است .

خاتمه دادن به درس

پايان درس آخرين مرحله اي است كه طي آن احتمال دارد مشكلات مديريتي روي دهد مشكلاتي كه در اين مرحله وجود دارد به شرح زير است :

1)اختصاص ندادن وقت كافي براي به پايان رساندن فعاليت هاي برنامه ريزي شده

2)وجود ابهام در تعيين و اعلام به موقع مشق شب

3)عدم وضع مجموعه اي از مقررات براي خروج تك تك دانش آموزان از كلاس درس

4)عدم نشانه گذاري به نحوي كه دانش آموزان بدانند كه درس تاچه مدتي بايد ادامه يابد

جريان انتقال دانش آموزان در تدريس

يكي از روشهاي اصلي براي سودمندي كلاس درس اين است كه در جريان انتقال از يك قسمت درس به قسمت ديگر وقت زيادي تلف نشود .درصورتي كه لازم باشد دانش آموزان از يك قسمت كلاس به قسمت ديگر آن بروند اين مساله مي تواند مشكل ويژه اي باشد.

اگر چنين انتقال هايي به طور مناسب اداره نشوند به آساني بخش قابل توجهي از وقت كلاس را به خود اختصاص مي دهند وباعث اتلاف وقت مي شوند.

مثلا تدريس مبحث جديد براي كل كلاس وانتقال به تمرين انفرادي به عنوان يك مبحث جديد يا زماني كه دانش آموزان بايستي از كلاس به كارگاه يا آزمايشگاه ياسمعي بصري ويانمازخانه آموزشگاه بروند.ياوقتي كه دركلاسهاي موضوعي كه امروزه درحال برنامه ريزي و اجرا  است بايد وسايلي مثل كتاب تمرين يا مداد يا خودكارشان را  بياورند .

مراحل انتقال بايد تا حدامكان كوتاه و آسان باشند.بدين منظور معلمان كارآمد دستورالعمل هاي روشني براي انتقال هاي درسي وضع مي كنند .

مثلا 1- محدود كردن تعداد دانش اموزاني كه در يك زمان مي توانند جابجا شوند

2- سپردن وظيفه جمع كردن برگه ها به يكي از دانش اموزان

3- در نظر گرفتن مراحل مشخص براي اجراي انتقال

نشانه گذاري cueing تكنيك سودمندي است براي اگاه كردن دانش اموزان از نزديك بودن زمان انتقال درسي

در اين روش به دانش اموزان گفته مي شود براي تمام كردن كارشان 5 دقيقه وقت دارند و اين جمله يك دقيقه قبل از پايان وقت تمرين كلاسي تكرار مي شود .

ارائه ي تكليف شب

ارائه مشق شب يكي از قسمت هاي مشكل تدريس است به ويژه به اين دليل كه همه دانش اموزان مشتاق انجام دادن تكاليف درسي نخواهند بود . براي به حداقل رساندن اين مشكلات  ، معلمان كارامد بلافاصله به دنبال فعاليت هاي كلاسي تكليف مي دهند . اين كار مشق شب را به عنوان يكي از قسمت هاي اصلي درس مطرح مي كند معلم همچنين بايد بگويد كه تكليف شب حائز اهمييت است .

براي مثال معلمي  كه مي گويد ." تمرين اين قسمت به شما كمك مي كند كه وقتي به تمرين هاي مشكل تر رسيديم آنها را خوب انجام دهيد به همين دليل چند تمرين در مورد آن به شما خواهم داد " نسبت به معلم ديگري كه مي گويد " من مجبورم براي شما تكليف معين كنم بنابر اين تمرين هاي 12 و 14 در صفحه 25 را انجام دهيد " انتظارات متفاوتي ايجاد مي كند .

جو كلاس درس

جو كلاس درس از دهه 1960 به صورت گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است . فرا تحليل تعداد زيادي از يافته  هاي پژوهشي كه توسط ونگ ،هارتل، و والبرگ ( 1997) اجرا شد نشان داد كه جو كلاس يكي از مهمترين عوامل تاثير گذار بر پيشرفت دانش اموزان است .

پرورش انگيزه در دانش اموزان

ظرفيت طبيعي و تمايل فرد به ياد گرفتن و رشد كردن به شيوه ي مثبت و هدفمند براي دست يابي به اهداف شخصي انگيزش نام دارد .

تقريبا هر كاري كه معلم در كلاس انجام مي دهد از جمله نحوه ارائه اطلاعات  ،نوع تمرين هاي مورد استفاده و شيوه ي تعامل با دانش اموزان و فرصت هاي كه به دانش اموزان براي تمرين انفرادي و يا گروهي مي دهيد  اثر انگيزشي بر روي دانش اموزان دارد با وجود اين اثرات انگيزشي متعدد معلمان ابزار كمي براي درك انگيزش و نحوه افزايش آن در دانش آموزان خود دارند .

 امروزه نظريه هاي انگيزشي بيشتر برنحوه تفكر افراد در باره خود و توانايي هاي يادگيري خويش متمركز است تا رفتارهاي انان ، علاوه بر اين نظريه هاي معاصر ، انگيزه يادگيري را ظرفيت طبيعي مي دانند  كه در تمامي دانش آموزان ، به طور بالقوه وجود دارد و اگر آنان به صورت مثبت فكر كنند و در محيط حمايت گرانه حضور داشته باشند گسترش مي يابد.

اكثر نظريه هاي شناختي معاصر بر ساختارهاي ذهني و سازماندهي تجارب ،تاكيد اساسي دارند و براساس اين رويكرد ، انگيزش حاصل باورهاي اموخته شده فرد در باره ارزشمندي فردي، توانايي ها و قابليت هاي خود ( خود پنداره هاي تحصيلي ) ، اهداف و انتظارات فرد براي كسب موفقيت يا شكست و احساسات مثبت و منفي ( كنجكاوي و اضطراب ) ناشي از فرايند خود ارزشيابي است . مانند انچه در تحقيقات البرت بندورا  (1) و كووينگتن( 2) و كارول دوك (3)  و ديگران آمده است .

1-albert bandura     2- martyCovington  3 – carol dwee

درك انگيزش و نحوه افزايش آن

   سئوال اين است كه معلم چگونه مي تواند از طريق كيفيت تعامل با دانش اموزان ، نقش خود را ايفا كند ؟ برخي از اصول اساسي بدستآمده از پژوهشهاي تربيتي عبارتند از :

الف ) دانش آموزان از طريق يادگيري شرايط و فعاليت هايي برانگيخته مي شوند كه به انها اجازه داده شود تا دست به انتخاب هاي شخصي بزنندو مقتضيات تكاليف را با ظرفيت هايشان هماهنگ سازند .

ب) انگيزش دانش اموزان در صورتي افزايش مي يابد كه دريابند تكاليف يادگيري به طور مستقيم با نيازها و علايق و اهداف شخصي انها مرتبط است و سطوح دشواري تكاليف به گونه اي است كه مي توانند به صورتي موفقيت اميزانها را انجام دهند .

ج) انگيزش ذاتي دانش آموزان به يادگيري مي تواند در محيطي امن ، اعتماد بخش و حمايت گرانه پرورش يابد.

راهبردهاي مهمي كه معلمان مي توانند براي كمك به دانش آموزان  در جهت خود انگيزشيانان به كار برند عبارتند از :

الف ) كاركردهاي روانشناختي  دانش آموزان را در ايجاد و هدايت افكاري كه بر انگيزه و يادگيري تاثير مي گذارند آموزش دهند .

فعاليت :

الف) درك چرخه افكار

ب) درك كردن اصل واقعيت هاي مجزا

ج) درك احساس ناامني

د) چرخه افكار در تعارضات بين فردي

و) درك ارزش يادگيري

ب) به دانش آموزان كمك كنند تا خودشان ، فرايند يادگيري و فعاليت هاي يادگيري خاص را ارزشمند تلقي كنند .

فعاليت :

الف ) درك ارزش يادگيري

ب) تشخيص نيازها و تعيين علايق و اهداف دانش آموزان

ج) نظر سنجي از علايق دانش آموزان در جلسات فردي و گروهي

د) مرتبط ساختن علايق و اهداف يادگيري

ج) فرصت هايي براي دانش آموزان ايجاد كنند تا تمايلات طبيعي خود نسبت به يادگيري و رشد كردن را ثابت كنند و مسئوليت يادگيري را بر عهده بگيرند .

فعاليت :

الف ) اهمييت كنترل شخصي دانش آموزان

ب) ارايه ي فرصت ايفاي نقش دانش آموزي

ج) ارايه ي مسئوليت يادگيري به دانش آموزان

د) تشويق به قبول خطرات تحصيلي تا پيامدهاي بالقوه منفي تجارب آموزشگاهي چون كسالت ، ترس از شكست و گوشه گيري و ... را جبران كنند .

فعاليت :

الف ) كلاس درس محيطي مناسب براي مشاركت باشد

ب) از اظهار نظر منفي ساير دانش آموزان جلوگيري شود

ج) از بي ارزش تلقي كردن مهارت هاي منحصر به فرد دانش آموزان اجتناب شود

د)  نظام جديد پاداش دهي ايجاد شود

و) ايجاد فضاي مثبت از حمايت شخصي و اجتماعي كه در آن تك تك دانش آموزان ، صادقانه احساس ارزشمندي و مورد احترام بودن كنند .

فعاليت :

الف ) ايجاد محيطي امن

ب) بيان واضح قواعد و مقررات و دستور العمل ها

ج) تصميم گيري دسته جمعي

د) تشويق دانش آموزان به ابداع و نوآوري

و) پذيرش ديدگاهها و راه حل هاي متفاوت

 اصول و فنون آماده سازي و ايجاد انگيزه          

                                                                                                                                                               انگيزه، حالات دروني فرد است كه موجب تداوم رفتار تا رسيدن به هدف مي‌شود. انگيزه ارتباط مستقيم و مثبت با پيشرفت تحصيلي دارد.
به همين علت علاوه بر آنكه انگيزه وسيله‌اي براي پيشرفت تحصيلي در نظر گرفته مي‌‌شود، گاهي از آن به عنوان هدف نيز نام برده مي‌شود، زيرا با افزايش انگيزه، پيشرفت تحصيلي نيز پديد مي‌آيد.

از آنجا كه هوش و استعداد تحصيلي به‌عنوان دو عامل اساسي در پيشرفت تحصيلي، كمتر تحت تأثير معلم يا مربي واقع مي‌شود، سعي بر آن است كه با افزايش انگيزه دانش‌آموزان حداكثر بهره‌وري از هوش صورت گيرد. زيرا در حالت مساوي برابري هوش و استعداد تحصيلي افراد، مشاهده شده است كه پيشرفت تحصيلي افراد با انگيزه چشمگيرتر بوده است. با وجود آ ن كه معلمان در تغيير هوش و استعداد تحصيلي نقش چنداني ندارند، ولي مي‌توانند در بالا بردن انگيزه دانش‌‌آموزان مفيد واقع شوند.
انگيزه به دو نوع دروني و بيروني قابل تقسيم است. از انگيزه بيروني مي‌توان به تقويت‌كننده‌هايي چون پول، تائيد، محبت، احترام، نمره و از تقويت‌كننده‌هاي دروني مي‌توان به رضايت خاطر و احساس خوب از يادگيري اشاره كرد.
آنچه كه بيشتر موجب رفتار خود‌جوش مي‌شود، انگيزه دروني است. هدف عمده فعاليت‌هاي پرورشي معلم يا مربي اين است كه دانش‌آموز به تدريج از انگيزه‌هاي بيروني به سمت انگيزه‌هاي دروني هدايت شود.
تفاوت اساسي افراد داراي انگيزه دروني با افراد داراي انگيزه بيروني اين است كه افراد با انگيزه دروني احساس كفايت بيشتري در خود دارند و كمتر به ديگران اجازه مي‌دهند كه محرك رفتارشان شوند. اين گروه از دانش‌آموزان، خود تعيين كننده رفتارها هستند و به خاطر كفايتي كه در خود احساس مي‌كنند، باور دارند كه مي‌توانند با رفتارشان بر محيط خود تأثير بگذارند.
اين گروه از دانش آموزان با انگيزه درون‌گرا، تصورشان اين است كه موفقيت و عدم موفقيت در تحصيل به خاطر نحوه رفتار صحيح يا غلط خودشان است.
اما برخلاف آنها، دانش‌آموزان باانگيزه برون‌گرا، احساس بي‌كفايتي يا كفايت كمي  داشته و همواره تصور مي‌كنند كه موفقيت آنها تحت تأثير عوامل محيطي نظير:
معلم و سوالات سخت است. اين گروه از دانش‌آموزان حتي اگر درس بخوانند، باز هم موفقيت چنداني نخواهند داشت. چرا كه اندك تلاش آنها به خاطر همان انگيزه‌هاي بيروني، همچون فرار از تنبيه يا كسب خواست معلم است.اينان در صورت كسب موفقيت اندك هم آن را به شانس و تصادف نسبت مي‌دهند و نه به تلاش و استعداد خود.
اين دانش‌آموزان حتي اگر نيم‌نگاهي به موفقيت داشته باشند، آنقدر آن را صعب‌الوصول مي‌دانند كه دست به عمل نمي‌زنند، در نتيجه هرگز طعم موفقيت را نخواهند چشيد.
در حقيقت گام اول در برخورد با اين افراد چشاندن طعم موفقيت به آنها و درهم شكستن تصور منفي آنها در مورد دستيابي به موفقيت است. در اين صورت است كه «موفقيت»، «موفقيت» مي‌آورد.
از آنجايي كه انسان آمادگي دارد تا فعاليت‌ها و تصوراتش را تعميم دهد، موفقيت در يك درس منجر به موفقيت در دروس ديگر مي‌شود و اين موضوع در مورد دروس اصلي هر رشته مهم‌تر است.
درواقع، ضعف درسي در اين دروس منجر به بي‌علاقگي به تحصيل و گاهي حتي ترك تحصيل مي‌شود و البته عكس آن هم صادق است. به همين علت به معلمان دروس اصلي هر رشته توصيه مي‌شود، شرايط آموزشي و امتحاني را مطلوب نمايند و با ارزشيابي‌هاي مناسب فضاي كلاس را لذت‌بخش كنند.


به طوركلي به‌منظور افزايش انگيزه دانش‌آموزان و سوق دادن آنها به سمت دروني شدن انگيزه‌ها راهكارهاي زير توصيه مي‌شود:
۱) سعي كنيم اولويت تجربه‌هاي دانش‌آموزان براي آنها جالب باشد، احساس موفقيت اوليه اعتماد به نفس آنها را افزايش مي‌دهد. اين موضوع در مسابقات ورزشي نيز مشهود است.
۲) براي موفقيت دانش‌آموزان پاداش در نظر بگيريم. منتظر نباشيم تا افت تحصيلي اتفاق افتد و سپس موفقيت را تحسين كنيم.
۳) با احترام گذاشتن به تفاوت‌هاي فردي دانش‌آموزان، هرگز آنها را با يكديگر مقايسه نكنيم.
۴) دانش‌آموزان را در كلاس كمتر درگير مسائل عاطفي منفي نمائيم و نسبت به حساسيت‌هاي عاطفي آنان آشنا و در كاهش آن    كوشا باشيم. سخت‌گيري و انضباط شديد، تبعيض، بيان قضاوت‌هاي منفي و خبرهاي ناخوشايند از جمله عواملي است كه موجب درگيري ذهني و كاهش علاقه به يادگيري مي‌شود.
۵) بلافاصله پس از آزمون يا پرسش كلاسي، دانش‌آموزان را از نتيجه كار آگاه كنيم .
۶) براي اينكه دانش‌آموز بداند، در طول تدريس به‌دنبال آموختن به چيزي باشد، بيان اهداف آموزشي مورد انتظار از او را در                        ابتداي درس فراموش نكنيم.
۷) چگونگي يادگيري و نحوه انجام كار براي دانش‌آموز مشخص كنيم .
۸ ) به‌منظور افزايش حس كفايت در دانش‌آموز از او بخواهيم مطالب ياد گرفته شده را به دوستان يا كلاس آموزش دهد.
۹) در مورد مشكلات درسي دانش‌آموز و ريشه‌يابي آن، با او تبادل نظر و گفت‌وگو كنيم.
۱۰) تشويق كلامي در كلاس، به صورت انفرادي بسيار حائز اهميت است.
۱۱) مطالب درسي را به ترتيب از ساده به دشوار مطرح كنيم.
۱۲) از بروز رقابت ناسالم در بين دانش‌آموزان پيشگيري شود.
۱۳) در فرآيند آموزش متكلم وحده نباشيم و يادگيرندگان را در يادگيري مشاركت دهيم.
۱۴) علاقه به دانش‌آموزان و تعلق خاطر و اهميت دادن به يكايك آنها، سطح انگيزه‌ها را افزايش مي‌دهد.
۱۵) آموزش را با «تهديد» پيش نبريم.
۱۶) براي دانش‌آموزان با انگيزه، خوراك علمي كافي داشته باشيم.
۱۷) با محول كردن مسئوليت به دانش‌آموزان كم توجه، آنان را به رفتارهاي مثبت هدايت و علل كم‌توجهي در آنها را بررسي كنيم .
۱۸) شيوه‌هاي تدريس را از سنتي به شيوه‌هاي روز تغيير داده و با استفاده از تكنولوژي آموزشي، حواس پنجگانه دانش‌آموزان را به كار گيريم.
۱۹) ميان درس كلاس و مسائل زندگي كه به وسيله همان درس قابل حل است، ارتباط برقرار كنيم.
۲۰) تدريس را با طرح مطالب و پرسش‌هاي جالب توجه آغاز كرده و با تحريك حس كنجكاوي، دانش‌آموزان را برانگيخته‌تر سازيم.
۲۱) به وضعيت جسماني دانش‌آموزان توجه كرده و علل جسمي بي‌توجهي و كاهش انگيزه آنان را بيابيم.
۲۲) محيط كلاس را با طراحي زيبا و مناسب، جذاب سازيم تا مانع بروز كسالت روحي شويم.
۲۳) با فرهنگ و تاريخچه زندگي افراد مدرسه يا محله‌اي كه در آن تدريس مي‌كنيم، آشنا شده و در طول تدريس از مثال‌هاي آشنا استفاده كنيم.
۲۴) به منظور اطلاع از نتيجه فعاليت درسي دانش‌آموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تكاليف آنان را بلافاصله در جلسه بعدي ملاحظه و با رفع اشكالات، جنبه‌هاي مثبت را تشويق كنيم .
۲۵) در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل كنيم.
۲۶) زمان يادگيري بايد در حد توان دانش‌آموز باشد. براي تجديد قوا و انگيزه در ميان كلاس از وقت تفريح و استراحت غافل نشويم.
۲۷) دانش‌آموز را از ميزان پيشرفت خود آگاه سازيم تا بداند براي رسيدن به هدف چه گام‌هاي ديگري بردارد.
۲۸) به لحاظ اخلاقي و ايجاد انگيزه، هميشه خوش‌اخلاق و خوش‌رو باشيم.
۲۹) به منظور افزايش حس كفايت و مشاركت در ارائه دروس از نظرات دانش‌آموزان استفاده كنيم.
۳۰) مطمئن باشيم كه توجه دانش‌آموزان براي شروع تدريس آماده است.
۳۱) تمام مطالب دشوار را يكجا و در يك جلسه آموزش ندهيم.
۳۲ ) به خاطر داشته باشيم، توجه افراطي به دانش‌آموزان (قوي يا ضعيف) موجب متشنج شدن فضاي كلاس مي‌شود.
۳۳ )دانش‌آموزان را به گروه‌هاي «خوب»، «بد» و «ضعيف» تقسيم‌بندي نكنيم.
۳۴) از ورود به موضوعات حاشيه‌اي كه منجر به انحراف توجه كلاس مي‌شود، بپرهيزيم.
۳۵) با ايجاد جلسات بحث و تحليل به دانش آموزان فرصت تفكر و اظهار نظر بدهيم.
۳۶) هرگز دانش‌آموزان را مجبور به انجام فعاليت‌هاي تحقيركننده نظير «جريمه» نكنيم.
۳۷)به افراد درون‌گرا، كمرو، مضطرب كه تمايلي به ابراز وجود ندارند، توجه كرده و با تقويت رفتارهاي مثبت، آنها را به مشاركت در بحث‌هاي كلاسي و كارهاي گروهي تشويق كنيم.
۳۸) در روش‌هاي تدريس، كنفرانس و سمينار را مد نظر قرار دهيم.
۳۹ )تأكيد بر نمره، اضطراب دانش‌آموزان را افزايش مي‌دهد و مانع از توجه كامل به موضوع درس مي‌شود. اين دانش‌آموزان با وجود تلاش زياد از نمرات پاييني برخوردارند و به تدريج رابطه ميان تلاش و نتيجه را ناديده مي گيرند كه در نهايت منجر به از دست رفتن انگيزه خواهد شد.
۴۰) گاهي از تجربه‌هاي دوران تحصيل و شكست‌ها و موفقيت‌هاي خود براي دانش‌آموزان صحبت كنيم
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۹:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

علل بي نظمي دانش آموزان در كلاس درس... بسياري از معلمان و حتي مديـران مـدارس از دانش آموزاني كه به اعتقاد آن ها شلوغ هستند و رفتارهاي نا خواسته و نا مناسبي از خود بروز مي دهند و به اين ترتيب نظم و انضباط مدرسه و كلاس درس را دچار اخلال مي كنند گله دارند....

براي خيلي از معلمان و مديران ومعاونين مدارس ، وجود كلاسهاي ساكت و به اصطلاح مودب و منضبط ، نشان از رضايت ديگران از نحوه كار معلم و مربي دارد و اين در حالي است كه به تمايل تحرك دانش آموزان در سنين مختلف توجه نمي شود و با انجام شيوه هاي بازدارنده فعاليت و تحرك ، بر جريان آموزش لطمه وارد مي آورند يكي از اين دوره هاي حساس دوره پيش دبستاني است ....يادگيري فعال را فداي مديريت كلاس و انضباط خشك نكنيم محدوديت هايي كه بر سر راه تحرك كودكان يا شركت فعالانه در طول دوره كلاس قرار گرفته در خور توجه مي باشد

مديريت كلاس در مقابل يادگيري فعال

كودكان فراگيرندگان فعالي هستند.آگاهي از اين امر بايد براي مربيان تربيت بدني كمي آسودگي فراهم آورد

با اين وجود اگر فعاليتهاي جسماني به عنوان رفتار اوليه اي كه كودكان فرا ميگيرند شناخته شود به نظر ميرسد كه تربيت بدني با طبيعت كودكان متناسب است . گاهي مدرسه اين ويژگي مهم كودك را ناديده ميگيرد . محدوديت هايي كه بر سر راه تحرك كودكان يا شركت فعالانه در طول دوره كلاس قرار گرفته در خور توجه مي باشد . طرح معمول اجراي يك كلاس تربيت بدني را در نظر بگيريد

كودكان به آرامي به درون سالن ورزشي قدم ميگذارند 

آنها خودشان را در صفهاي تيمي يا اشكال استاندارد ديگر نظم مي دهند

آنها دست به سينه و با نگاه به معلم خود آرام و ساكت مي نشينند

آنها به آرامي به دستورات معلم گوش مي دهند

آنها در واكنش به توصيه هاي معلم حركت مي كنند .

وقتي معلم به كودكان مي گويد وسايل را سر جايشان بگذارند و به آرامي و به صف سالن را ترك كنند زمان پايان كلاس فرا رسيده است

براي بيشتر معلم ها اين شرايط كلاس خيلي خوب را به تصوير مي كشد . با اين وجود اولين نگراني معلمان جديد ( همانند بسياري از معلمان با تجربه ) مديريت كلاس است . همچنين مديران و والدين توقع دارند معلمان كنترل كلاسهايشان را به دست گيرند . بارزترين نشانه مديريت موثر كلاس زماني است كه بچه ها تكاليف تعيين شده معلم را به آرامي تمرين مي كنند . هر چند كه سرو صدا و بي نظمي پيشنهاد نمي شود اما معلم ممكن است هنوز نگران باشد كه وسايل و زمان لازم براي به دست آوردن چنين كلاسي تلف شده استwww.zibaweb.com 

مشكلاتي در مديريت كلاس اغلب در آموزش پيش دبستاني وجود دارد . تاكيد بر يادگيري مستقيم از معلم در يك محيط محدود، شور و نشاط و توسعه يادگيري در كلاس را از بين مي برد . در يك محيط بازي بچه ها به يادگيري ترغيب مي شوند . آنها به نوبت طرحهاي بازي را براي همديگر توضيح مي دهند و با توجه به تواناييهاي فزاينده خود به حل كردن مسايل پيچيده و تصميم گيري مشغول مي شوند . در محيط مدرسه سنتي علايق و عقايد كودكان در مقايسه با علايق و عقايد معلمان كمتر مورد تاييد قرار مي گيرد . چنين تمهيدات يك جانبه اي در بين كودكان ممكن است به خاتمه زود هنگام پاره اي از نقش آنها (به عنوان دانش آموز و يكي از اركان مدرسه ) منجر شود 

همچنين در مدت زماني كه صرف مي شود استاندارد رفتاري تحت فرمان معلم ، مورد قبول واقع شود،  فرصت يادگيري به هدر ميرود . مدت زماني را در نظر بگيريد كه در كلاسهاي زيادي به انتظار پيروي از يك استاندارد رفتاري صرف مي گردد . مانند مدت زمان تشكيل يك صف مستقيم، ساكت نشستن ، وسايل را بي حركت نگه داشتن يا نگاه كردن به معلم .  بسياري از معلمان توجيه مي كنند كه دانش آموزان به اين موقعيتها نياز دارند تا كنترل خود را بياموزند . متاسفانه در بعضي از اين محيط ها آنها حتي تغيير ظاهري بسيار كمي را در رفتارشان به كار مي بندند  .

در نهايت تاكيد بر مديريت در دوران پيش دبستاني نا بجا مي باشد زيرا از نظر توسعه نا مناسب است . كودكان فقط فراگيران فعال نيستند ، آنها به سبب قدرت استدلال بسيار بالا موجودات فعالي هستند . پياژه در نظر يه خود استدلال مي كند كه كودكان از طريق شنوايي و تفكر چقدر مي توانند ياد بگيرند . مرحله (تفكر قبل از عمل ) نشان مي دهد كه كودكان از 6 يا 7 سالگي شكل دادن تصاويري را در مغزشان شروع مي كنند . به عبارت ديگر ، توانايي كودك براي شكل دادن يك طرح منطقي براي تحرك كاملا محدود مي باشد . از اين رو ، او به تحرك و فعاليتهاي دستكاري جسماني به عنوان يك ويژگي آموزشي نياز دارد. علاوه بر اين ، تمايل به موفقيت يا رقابت ، كودكان را به انطباق و وفق دادن اطلاعات ادراكي سوق مي دهد همان طور كه فعالانه در يادگيري يك وظيفه شركت مي كنند . بنابراين در حالي كه دانش آموزان فعالانه به تمرين مهارت درگيرند ، ارايه اطلاعات قبل از مشاركت ممكن است به اندازه آموزش (به عنوان عامل تقويت كننده ) مفيد نباشد . علاوه بر اين ، در نظر بگيريد كه كودكان قابليت زيادي براي يادگيري از يكديگر دارند . به يقين تمرين بي سر و صدا با كاهش بازخوردها از سوي همسن و سالانشان مانع يادگيري آنان از ديگران مي شود . همچنين فرصتهاي حل كردن مشكلات همسن و سالان نيز از اين طريق حذف مي گردد منبع:ماه نامه زيور ورزش

علل بي نظمي دانش آموزان در كلاس درس و شيوه هاي برخورد با آن

 بسياري از معلمان و حتي مديـران مـدارس از دانش آموزاني كه به اعتقاد آن ها شلوغ هستند و رفتارهاي نا خواسته و نا مناسبي از خود بروز مي دهند و به اين ترتيب نظم و انضباط مدرسه و كلاس درس را دچار اخلال مي كنند گله دارند . هر كدام از اين افراد واكنش هاي متفاوتي در مقابل اين نوع دانش آموزان از خود نشان مي دهند و تصميم گيري ها ي آنان در اين زمينه هم متفاوت است . معمول ترين و آشكار ترين اين تصــميـم گيـري ها  براي كاهش يا از بين رفــتن بي نظمي ، گرفتن تعهد كتبي از دانش آموزان و در صورت تكرار از والدين آنان ، تهديد به تنبيه و حتي عملي كردن آن و در نهايت اخراج موقتي از كلاس و مدرسه است . از اين رو ،  نگارش اين مقاله و مطالعه ي آن ،  به معلمان و مديران كمك مي كند تا تصميمات آگاهانه تري بگيرند .

 

در زمــينه ي بي نظــمي دانــش آمــوزان در كـلاس درس ، معلمان بايــد به سه سوال پاسخ دهند :

  1) علل و عوامل بي نظمي دانش آموزان كدام اند ؟

 2 ) چگونه مي‌توان از بروز و ظهور رفتار هاي نا مناسب دانش آموزان ، كه نظم و انضبــاط را به مخاطره مي اندازند ،  پيشگيري كرد ؟

3 ) به هنگام وقوع رفتار هاي نا مطلوب دانش آموزان ، چه بايد كرد ؟

 براي پاسخ دادن به اين سوال هــا به عــبارت ديــگــر ،  شنا سايي علل و عوامل بي نظمي دانش آموزان در مجموعه عامل هاي متعدد  ،  بايد زير مجموعه اي از عوامل كشف شوند تا با ارائه ي راه كار هاي كاربردي براي از بين بردن يا كاهش آن ها ، تغييرات مناسب و مثبت در كيفيت نظم و انضباط مدرسه ايجاد شود. در اين ارتباط ، كارگاهي با حضور عده اي از معلمان با تجربه در مراكز تربيت معلم ياسوج برگزار شد . حاصل چند جلسه بارش مغزي در اين كار گاه براي پاسخ به سوال هاي ياد شده ،  بررسي شد . سپس با اندكي دخل و تصرف و تغيير در ديد گاه هاي افراد  ،  اين مقاله براي استفاده ي معلمان و مديران مدارس و دست اندر كاران تعليم و تربيت تهيه و تنظيم شد.

علل بي انضباطي دانش آموزان را مي توان با توجه به ابعاد در يك مقاله نمي گنجد ،  اما به دليل كاربردي بودن بحث وجلوگيري از طولاني شدن آن  ابتدا به ذكر علل و عوامل كلي بي انـضباطي دانــش آموزان مي پردازيم ، آنگاه حاصل هم انديشي معلمان با جربه را در اين زمينه به طور مختصر بررسي مي كنيم و در پايان هر قسمت  ، راهكار هاي عملي براي جلوگيري از بي انضباطي دانش آموزان را به منظور برقراري نظم و انضباط در مدرسه ارائه مي كنيم .

 علل و عوامل بي نظمي دانش آموزان را مي‌توان به پنج دسته تقسيم كرد :

الف ) علل مربوط به دانش آموزان (ويژگي هاي فردي آنان ) ؛

ب ) عوامل مربوط به معلم ؛ 

ج ) عوامل مربوط به فضاي مدرسه  ، كلاس درس و كاركنان ستادي مدرسه ؛

 د) ويژگي هاي خانوادگي دانش آموزان ؛

 و ) عوامل اجتماعي .

 نظم و انضباط تعاريف متعددي دارد. عده اي كنترل رفتار فرا گيرند گان و تسلط بر عوامل رفتاري آنان را انضباط مي نامند . برخي ديگر معتقدند نظم و انضباط شامل هر نوع سازماندهي در محيط مدرسه و كلاس است ،  به نحوي كه سبب افزايش ياد گيري شود . صفوي ( 1383 ) مي گويد« انضباط عبارت است از اعمال قواعد و مقرراتي كه ياد گيري از تسهيل مي كند و اخلال در كلاس را به حداقل كاهش مي دهد (ص 266 ) . لو فرانسوا (1991 ) معتقد است " انضباط" به آن دسته از اعمال معلم اطلاق مي شود كه مانع سر زدن  رفتارهايي از دانش آموز است كه فعاليت كلاسي را مختل يا تهديد به اخلال مي كنند(نقل از زماني ، 1378) با وجود اين ،  بي نظمي يا بي انضباطي را مي‌توان اين گونه تعريف كرد :  انجام دادن هر عمل يا رفتاري به وسيله ي دانش آموز كه سازماندهي مدرسه و فعاليت هاي كلاس را مختل يا تهديد به اخلال مي كند. بروز رفتارهايي از دانش آموزان كه انضباط كلاس را مختل مي كنند  ، تنها به معلم و كلاس درس مربوط نيستند، بلكه همان طور كه قبلا گفته شد علل ديگري نظير عوامل آموزشگاهي‌ ،  خانوادگي ، اجتماعي و... وجود دارند كه به طور مستقيم يا غير مستقيم زمينه را براي بروز رفتار هاي مخرب دانش آموزان فراهم مي‌كنند . بنابراين ،  براي برقراري انضباط در كلاس درس و اداره ي آن  ، معلمان بايد قبل از برقراري  نظم و انضباط اقدامات لازم را براي پيشگيري از رفتار هاي نامناسب دانش آموزان را به كار گيرند ؛ زيرا پيشگيري مهم تر از در مان است  . كانين ( 1970 ) در تحقيق خود كه به مقايسه ي رفتار معلمان در كلاس هاي داراي رفتارهايي نا مطلوب وكلاس‌هاي عادي پرداخته است او مي‌گويد : تفاوت اين كلاس‌ها به نحوه‌ي پاسخ گويي معلمان به رفتار نامطلوب  دانش آموزان مربوط نيست ،  بلكه از اقدامات پيشگيرانه ي آن ها نا شي مي‌شود (نقل از كديور 1382 ص 431 ) به هر حال بي نظمي هاي  دانش آموزان در كلاس علل متعدد دارد :www.zibaweb.com

 الف – علل مربوط به دانش آموزان 

گاهي علل بي نظمي در كلاس ناشي از خود دانش‌آموز است . برخي از اين علت ها عبارت است از :

1 ) ناراحتي هاي جسمي ، روحي و رواني ؛

 2 ) نداشتن علاقه و انگيزه  ؛

 3 ) سر در گم بودن و بي اعتنايي به انتظارات معلم و قوانين و مقررات مدرسه و كلاس درس ؛

 4 ) نداشتن برنا مه ي مشخص مطالعه ؛

 5 ) كم خوابي و خستگي مفرط ؛

 6 ) انجام دادن تكاليف خود ؛

 7 ) تغذيه ي نا مناسب ؛

 8 ) نا اميدي به آينده  ؛

 9 ) استقلال طلبي و مقابله با اقتدار معلم .

از بين بردن يا كاهش عوامل بي نظمي ، در درجه ي اول مستلزم هم كاري و هماهنگي ميان خانه و مدرسه است ، و روشن است كه معلمان و اولياي مدرسه به تنهايي و بدون همكاري والدين كاري از پيش نخواهند برد . بنا براين ، در نظام آموزش و پرورش براي برقراري ار تباط ميان خانه و مدرسه نهاد مستقلي به نام انجمن اوليا و مربيان به وجود آمده است كه اين نهاد در هر مدرسه اي براي آگا هي والدين از مراحل رشد فرزندان خود در سنين متفاوت و آگاه كردن آن ها از اين مسائل فعاليت مي كند :

o       توجه والدين به وضعيت جسمي و روحي فرزندان خود ؛

o       ايجاد شرايط  ، موقعيت و امكانات مورد نياز براي پيشرفت تحصيلي فرزندان خود ؛

o        تشويق ما دي و معنوي و تقويت اعتماد به نفس آن ها ؛

o        پذيرش وضعيت خاص فرزندان خود و مقايسه نكردن آن ها با افراد ديگر؛

o        تبعيض قايل نشدن بين آن ها ؛

o        تهيه ي ميز و صندلي ، اتاق مطالعه ، وسايل مورد نياز ، رعايت سكوت هنگام مطالعه؛

o       كمك به آن ها در تهيه و اجراي برنامه ي  مطالعه  ؛

o       تشويق آن ها به ورزش و تفريحات سالم و تنظيم خواب و استراحت آن ها ؛

o       داشتن برنامه ي تغذيه ي مناسب  ، كمك به آن ها در انتخاب دوستان مناسب ؛

o        آگاه كردن فرزندان از وظايف خود در مدرسه و خانه ، رعايت حقوق معلمان و كمك به دوستان و هم كلاسان خود  ؛

 و در نهايت تشويق آن ها به رعايت نظم و انضباط  در مدرسه و كلاس درس ،  اغلب، والدين علاقه مندند كه بدانند در طول سال تحصيلي، درخصوص امور تحصيلي وحتي تر بيتي فرزندان خود ، چه وظيفه اي به عهده دارند وچه كمك هايي سبب پيشرفت تحصيلي فرزندانشان مي شود . آگاهي از اين مسائل، مستلزم ارتباط مستمر با مدرسه است.www.zibaweb.com

ب- علل مربوط به معلم

1) فقدان آماد گي جسمي ،  روحي و رواني معلم ؛

 2 ) نا مناسب بودن وضعيت ظا هري معلم ؛

3 ) نا آگاهي از روش هاي جديد تدريس و استفاده ي مكرر از روش هاي سنتي ؛

4 ) بي علاقه بودن به شغل معلمي ؛

 5 ) نا تواني در برقراري ارتباط مطلوب با دانش آموزان ؛

 6 ) رعايت نكردن عدالت آموزشي ( تبعيض بين دانش آموزان )؛

 7 ) نا مناسب و نا رسا نا بودن صدا ي معلم؛

 8 ) نداشتن طرح درس؛

9) بي توجهي به نياز هاي دانش آموزان؛

10)    فعال بودن معلم و منفعل بودن دانش آموزان ؛

 11) استفاده ي نا مناسب از تشويق و تنبيه؛

 12) بي حـوصــلگي و نداشتن صــبر و بــر د بــاري و سعه ي صدر ؛

13 ) بي نظمي معلم (نظير دير آمدن به كلاس و ترك زود هنگام آن و... )؛

 14 ) تسلط نداشتن به موضوع مورد ياد گيري؛

 15 ) نداشتن رو حيه ي انتقاد پذيري و خود داري از پاسخ گويي به سوال هاي دانش آموزان؛

 http://www.ariazimehr.blogfa.com/

http://www.zibaweb.com/Kelas10.htm


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۸:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]


                                                                                                      

از مهم ترين عواملي كه در اداره ، كنترل و رهبري كلاس درس  به معلّمان  مي تواند كمك كند و به عنوان عوامل مؤثر  مطرح مي باشد :

الف) شخصيت معلّم         ب) دانش معلّم         ج) مهارت هاي تدريس

 -  مجموعه اي از ويژگي هاي رفتاري هرفرد،نماينده ي شخصيت آن فرد است .معلّم بايد فردي صبور،خونگرم،مهربان و اجتماعي باشد.سعي كندبا رفتار هاي خوب و مناسب خود اثر مثبت بر رفتار دانش آموزان  بگذارد.

   - معلّمي در اداره ،هدايت و رهبري كلاس درس خودموفّق است كه توانايي حل هوشمندانه ي تعارض ها و تضاد هاي موجود در مباحث كلاسي را دارا باشد. يعني در هنگام بحث و گفت وگو ي دانش آموزان، با توجّه به روش هاي معقول، سعي كند آن تضادها و اختلافات را در بين دانش آموزان حل كند.

   - اگرمي خواهيديك معلّم خوب وموفّق در اداره و كنترل كلاس باشيد بايد ازخودتان شروع كنيد. بايد آن قدر به موضوع درس مسلّط باشيد كه با بيان خوب و رسا،چنان درس بدهيدكه دانش آموز را مجذوب  خود نمايد.دراين زمينه به خصوص معلّمان تازه كار مي توانند به مطالعه ي كتاب هاي مربوط به روان شناسي تدريس – يادگيري بپردازند. هميشه با توجّه به پيشرفت علوم و تكنولوژي در دنيا  ايجاب مي كند معلّم از تازه هاي علم آگاه و باخبر باشد و در زمينه ي فني و اجتماعي و چگونه برقراري ارتباط بادانش آموزان ،هميشه آماده باشد . معلّم پيوسته معلومات و اطّلاعات خودرا بايدبه روز ونو كند. بايد علم خود را گسترش دهد تابتواند از عهده ي پاسخگويي به پرسش هاي دانش آموزان در سطح بالاتر بر آيد. معلّم بايد مفهوم يادگيري وياد دادن را بداند.درس دادن شامل فعاليت هاي معلّم مي باشدكه باعث واداشتن  دانش آموزان به توجّه،مشاهده،ايجادارتباط ،يادآوري ،استدلال و نتيجه گيري مي شود.

  - معلّم بايد نسبت به نياز هاو احساسات دانش آموزان  كلاس حساس باشد . همه ي يادگيرندگان يك كلاس شما بچّه هاي باهوش نيستند. از نظر ميزان هوش و توانايي ذهني و جسمي و از نظر استعداد  متفاوت هستند. چه دانش آموزان با هوش  و چه دانش آموزان كم هوش  و چه دانش آموزان منظّم و مرتّب و چه آن هايي كه سركش و بازيگوش هستند،همگي نياز به حمايت و تشويق دارند. معلّم نبايد از انتقاد كردن، بيش از حد  لازم استفاده كند زيرا گاهي وقت ها انتقاد كردن بيش از حد معلّم ،مي تواند تبديل به حالت سرزنش و سركوفت زدن از نظر دانش آموز جلوه كندو احتمالاً اثر تخريبي آن بيش از فوايدش خواهد بود.

  - معلّم بايد كارهايش را قبل از ورود به كلاس سازمان يافته وآماده نمايد يعني از وقت و زمان خود به خوبي استفاده كند. از قبل برنامه ي آموزشي خود را تنظيم كرده و براي عوض كردن موضوع بحث و گفت وگو، از لحظه ها در كلاس خوب استفاده نمايد. در كلاس فعاليت هاي متنوعي را به كار گيردزيرا باعث  مي شود هر حادثه ي يادگيري، مقدمه و بهانه اي براي حادثه ي يادگيري ديگر باشد.

 -  معلّم تمام تلاش خود را بايد بكار گيرد تا كلاس خود را به صورت زنده و شاد و فعّال اداره كندولي بر دانش آموزان فشاري بيش از حد توانشان وارد نكند. يك معلّم بايد چنان فضاي رواني مناسبي ايجاد كندكه دانش آموزان را نسبت به يادگيري مطالب ،گوش دادن و كنجكاو بودن آماده نگه دارد. موجباتي را فراهم نمايد كه هرچنددانش آموزان  درحال نشسته به يادگيري بپردازند.معلّم بايد آگاه باشد و چنان كنترل كلاس را در اختيار  بگيرد كه گويي چشمي نيز در پشت سر خود داردو هيچ وقت دانش آموزان نبايد احساس كنند كه تحت كنترل يا فشار معلّم هستند.

  - معلّمي هم حرفه وهم هنر است. معلّم بايد مهارت هاي تدريس رابه نحو مطلوب دركلاس ودرموقيعت هاي مناسب  به كار بگيرد. به طوري كه اين مسئله   مي تواند باعث جلب توجّه ،جذب و افزايش علاقه ي دانش آموزان  به سوي فعاليت هاي يادگيري شود. ارتباط معلّم با دانش آموزان بايد مطلوب باشد. در آن صورت حاصل آن نوعي اشتراك اطّلاعات ، معلومات و مهارت ها ميان معلّم و دانش آموزان خواهد بود.

 - يكي ديگراز راه هاي كنترل و مديريت كلاس ،طرح پرسش هاي مناسب توسط معلّم  جهت برانگيختن تفكّر و جهت دادن به مسير يادگيري دانش آموزان به هنگام انجام فعاليت هاست.معلّم بايداز انواع پرسش هاي علمي مانندپرسش هاي سازنده ،واگرا ،همگرا ،موضوع مدار ،فرد مدار و... استفاده كند .تنها از روش سخن راني  در كلاس استفاده نكنيد زيرا اين روش به تنهايي براي دانش آموزان  به خصوص دانش آموزان بازيگوش و ناآرام كه دوست ندارند گوش دهند و يا يادداشت برداري كنند،زياد مفيد نيست ونتيجه خوبي به همراه ندارد.معلّم بايد داراي آن چنان شيوه ي رفتاري مطلوب،دوستانه ودرحد استاندارد آموزشي باشد كه اكثريت دانش آموزان را به گوش دادن درس  علاقمند نمايدو غالباً بايد نسبت به شنيدن عقايد و نظر هاي جديد دانش آموزان  تمايل نشان دهد.

  - معلّم براي اين كه دانش آموزان خودرا كنترل كند بايد آن ها را بشناسد و آن ها را در امر يادگيري و ساير فعاليت هاي كلاسي مشاركت دهد.تشويق كندو استفاده از همكاري دانش آموزان در فعاليت هاي يادگيري امري ضروري براي رهبري ، هدايت ، اداره ي كلاس درس است. وقتي معلّم در مديريت و امر يادگيري از آن ها كمك مي گيريدآن ها احساس خوبي پيدامي كنند.حتّي شمامي توانيد براي حل برخي از مشكلات كلاس با آن ها مشورت نماييد و از آن ها نظر خواهي كنيد. تا جايي كه امكان دارد از اطّلاعات وآموخته هاي قبلي دانش آموزان در امر تدريس استفاده كنيد.

  - معلّم بايد مهارت آغاز درس را خوب انتخاب نمايد .مثلاً بايك داستان ، بايك مشاهده، بايك پرسش خوب يا طرح  يك معمّا  درس را آغاز كند. معلّم بايد بكوشد تادانش آموزان  كلاس خود را به نحوي به فعاليت وا دارد كه هيچ يك از آنان احساس خستگي و يك نواختي نكنند. زيرا خستگي و يك نواختي خود عاملي براي پيدايش  شيطنت هاي دانش آموزان و بي نظمي در كلاس  است.

http://kh48.blogfa.com/post-4.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۸:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو و مناظرات

۳۰ - مديريت بر جلسات سخنراني ها ، همايش ها و كلاس هاي درس

۳

چگونه كلاس درس را كنترل كنيم ؟

در اين نوشته چند پيشنهاد مختصر و روشن آورده شده است كه به كار هر معلمي مي‌آيند. اين پيشنهادها به متغيرهاي زيادي اشاره مي‌كنند كه در كنترل معلم‌اند و بهتر است به آن‌ها توجه شود. متغيرهاي زيادي ار دوستانه رانمي‌توان تعريف كرد، اما احساس كردن آن آسان است. دانش‌آموزان خود را "بچه" تصور نكنيد.

15. ميزان پيشرفت را ارزيابي كنيد. بديهي است كه وقتي چيزي ارزش درس دادن داشته باشد، ارزش‌يابي آن هم ضرورت خواهد داشت. ارزيابي‌ها را در فواصل كوتاه انجام بدهيد نه در پايان ماه و فصل، به ويژه كه هدف ارزشيابي، صرف نظر از تعيين ميزان يادگيري دانش‌آموزان، پي بردن به نقص‌هاي كار معلم هم هست.

16. خودتان باشيد. اغلب معلمان تازه‌كار، سعي مي‌كنند روش معلم‌ها يا استادان موفق و موردعلاقه خود را الگو قرار بدهند و تقليد كنند. اين نوع نقطه نظر، فقط زماني كارايي دارد كه شخصيت شما دو نفر نيز مشابه باشد. مسائل و اتفاقاتي كه در حين آموزش رخ مي‌دهند، همواره شبيه هم نيستند.

نبايدها

1. وقت را بيهوده نگيريد. درس را به موقع شروع كنيد و بعد از خوردن زنگ آن را ادامه ندهيد. با اين كار، فقط دانش‌آموزان را عصباني مي‌كنيد و باعث مي‌‌شويد كه به درس شما گوش ندهند.

2. وقت را تلف نكنيد. تعريف كردن خاطرات شيرين و لطيفه‌هاي بجا، در حد خود خوب است، اما يادتان باشد كه دانش‌آموزان براي چيز ياد گرفتن در كلاس شما نشسته‌اند!

3. متكلم وحده نباشيد. بيش‌تر ما به اين علت معلم شده‌ايم كه چيزهايي براي ياد دادن مي‌دانيم. وظيفه معلم نيز در كلاس همين است. اما بگذاريد دانش‌آموزان هم اظهار نظر كنند. طرح كردن پرسش‌هاي آموزنده در كلاس و به بحث كشاندن دانش‌آموزان يك هنر است.

4. متكبر نباشيد. بديهي است كه ديگران صميمت و افتادگي را دوست دارند و از تكبر بيزارند. اگر اين احساس را در دانش‌آموزان به وجود آوريد كه برايشان اهميت قائل نيستيد، به سرعت از شما رو گردان مي‌شوند.

5. مسخره نكنيد. مسخره كردن دانش‌آموزان در هر سن و سالي بسيار زشت است . البته، شوخي كردن مناسب با دانش‌آموزان به ويژه در مورد جواب‌هايي كه مي‌دهند، نشانه صميميت است، اما با مسخره گرفتن آنان، باعث ايجاد ترس از پاسخ يا واكنش نشان دادن خواهيد شد.

6. ديكتاتور نباشيد. شما بايد به ويژه در بحث‌ها نظر خود را به بقيه تحميل نكنيد. اين نكته، در كلاس‌هاي بزرگسالان از حساسيت زيادتري برخوردار است.

7. بسيار تند يا كند صحبت نكنيد. تند حرف زدن، دانش‌آموزان ديرآموز و كند حرف‌زدن، دانش‌آموزان مستعد را خسته مي‌كند. بخش‌هايي از صحبت خود را ضبط كنيد و با گوش دادن، متوجه اشكالات حرف زدن خود بشويد.

8. از روي چيزي نخوانيد. من نمي‌گويم اصلاً چيزي را در كلاس نخوانيد . گاهي، خواندن نوشته‌هاي كوتاه ديگران، بسيار هم آموزنده و گيراست. اما نيم ساعت خواندن، طبعاً كلاس را خسته خواهد كرد. در اين موارد، بهتر است نسخه‌هايي از متن مورد نظر را تهيه كنيد و به دانش‌آموزان بدهيد. يادتان باشد كه بيشتر دانش‌آموزان، با خواندن و نگاه كردن، بهتر از شنيدن چيز ياد مي‌گيرند.

9. پاسخ‌ها را قطع نكنيد. بسياري از معلم‌ها اين عادت بد را دارند كه پاسخ دانش‌آموز به پرسش‌ مطرح شده را در نيمه‌هاي آن قطع مي‌كنند و سؤال خودشان را نيز نيمه تمام مي‌گذارند. خود من عادت كرده‌ام براي جلوگيري از اين كار، در موقع پاسخ دادن دانش‌آموز دست‌هايم را از پشت به هم قفل ‌كنم.

10. با دانش‌آموز "يكي به دو" نكنيد. هيچ دليلي ندارد كه شما از همه دانش‌آموزان خوشتان بيايد، يا آن كه همه آنان بايد شما را دوست داشته باشند! در مقابله با دانش‌آموزان از قدرت و اختيار خود استفاده نكنيد. بهترين موقع براي تصفيه حساب، در زنگ تفريح يا بعد از خاتمه كلاس‌هاي روزانه است.

11. احترام دانش‌آموزان به خود را از دست ندهيد. از بين رفتن احترام به صورت‌هاي مختلفي اتفاق مي‌افتد. جاي توهين و بي‌حرمتي در كلاس درس نيست. معلم بايد نوعي ديوار نامرئي ميان خود و دانش‌آموزان داشته باشد. به هر حال، مقام معلمي بايد حفظ شود و اين نكته را در تضاد با گفته قبلي كه بايد با دانش‌آموزان صميمي بود، در تضاد نبينيد. بسياري از معلم‌ها مرز ميان اين دو را درست نمي‌شناسند.

12. مشكلات خود را به كلاس نبريد. شما بايد مسائل و مشكلات معمولي و روزمره از قبيل اوقات تلخي خانوادگي، بگو مگو با مدير يا كارمندان اداره و غيره را پشت در كلاس بگذاريد و سپس وارد شويد. در كلاس بايد خوش‌ اخلاق باشيد. دانش‌آموزان اغلب تحث تأثير نوع روحيه معلم خود قرار مي‌گيرند.

13. چيزي را از خود در نياوريد. اگر ناچار به دروغگويي شديد، سعي كنيد دروغ شما فاش نشود. قبلاً گفتيم كه معلم بايد اعتماد دانش‌آموزان را جلب كند. گفتن جمله "نمي‌دانم، اما جستجو مي‌كنم" كار‌ساز است. گاهي نيز مي‌توانيد پاسخ دادن به پرسشي را كه جوابش را نمي‌دانيد، به كلاس واگذار كنيد و آن را به اصطلاح، به بحث بگذاريد. با اين سياست، مي‌توانيد فرصتي براي فكر كردن دارا شويد.

14. حواس دانش‌آموزان را پرت نكنيد. منظور ما در اين‌جا، گفته‌ها و كارهايي است كه مي‌توانند فرايند ياددهي- يادگيري را متوقف كنند، يا به بيراهه بكشانند. تكيه كلام‌هاي بي‌مورد و زياده از حد، يا بازي كردن با كليد يا چيزي كه در دست داريد، عوامل حواس پرتي هستند و از تمركز دانش‌آموزان به موضوع مورد بحث مي‌كاهند

۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی.