مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4313
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 9
همه : 4259849

 

چطور به زبان مشترك برسيم؟ (3)

در بخش‌هاي 1 و 2 اين مطلب خوانديم كه بزرگ‌ترين مشكل زوج‌هاي جواني كه در آستانه ازدواج قرار دارند، از «نداشتن زبان مشترك» سرچشمه مي‌گيرد. چيزي كه گاهي در يكي دو سال اول زندگي، ازدواج را به كام زوج‌هاي جوان تلخ مي‌كند و لكه‌هاي سياه دوران نامزدي‌شان را رقم مي‌زند. بنابراين بهتر است راه و رسم صحبت با همديگر را به خوبي ياد بگيريم و از همين ابتداي زندگي رعايت كنيم.

حرف زدن جست و جوگرانه، گوش دادن اكتشافي:حرف زدن جست و جوگرانه، گوش دادن اكتشافي، حول موضوعات غيرعادي يا مشكلات پيچيده و نامشخصي دور مي‌زنند كه ممكن است بسيار مهم اما تعريف نشده باشند. اين‌ها سبك‌هاي سرد عيني و منطقي ارتباط براي پي بردن به واقعيات و بررسي راه حل‌ها هستند. اين سبك‌ها براي «برگشتن به عقب» و ديدن تصويري بزرگ‌تر مناسب هستند.
 
 
حرف زدن جست و جو گرانه
حرف زدن جست و جوگرانه كيفيتي محتاطانه دارد. شما مي‌توانيد از آن براي حدس زدن راجع به علل، مطرح كردن راه حل‌ها، اجراي سناريوهاي مختلف (بدون الزام به هرگونه دستور خاص) استفاده كنيد. موقعيت زماني حرف زدن جست و جو گرانه به سمت گذشته يا آينده است و حال را شامل نمي‌شود. اين سبك روشي مطمئن و بي‌خطر براي محك زدن از طريق مشاهده يا طرح سوال‌هايي براي دست گرفتن اوضاع است.
حرف زدن جست و جو گرانه براي كاهش فشار و افزايش اطلاعات بسيار سودمند است. افراد با جستجو در اطلاعات با شيوه‌اي غير اتهامي، آزادانه به شناسايي و روشن ساختن مشكلات و رويدادها مي‌پردازند. اطلاعات زمينه‌اي مربوط را بررسي و ساير اقدامات عملي را ابداع مي‌كنند. حرف زدن جست و جو گرانه براي ابراز عقايد و گسترش گزينه‌ها در آينده به صورت «خزانه عقل» عمل مي‌كند.
 
ماهيت غير قضاوتي و غير تهديد آميز حرف زدن جست و جو گرانه اين فرصت را به شما و همسرتان مي‌دهد كه حرف‌هاي يكديگر را بشنويد. با اين حال اين روش معمولاً فقط به ظاهر مشكل و موضوع توجه مي‌كند و جوهره مشكل را ناديده مي‌گيرد و باعث مي‌شود مشكل حل نشده و زن و شوهر ناراضي باقي بمانند، چون اطلاعات عاطفي حساس آشكار نمي‌شوند.
حدس زدن، فكر كردن و تفحص مي‌تواند به حرف زدن بدون جهت مشخص (يعني يك روش مغلطه آميز براي اجتناب از حل كردن مشكلات، بدون اينكه كسي مسئوليت تبديل بينش به عمل را بپذيرد) تبديل شود. اين نوع حرف زدن در تركيب با سبك حر زدن بعدي(يعني حرف زدن بي‌پرده و صريح) براي دست يافتن به قلب مشكلات و اقدام عملي بيشترين تأثير را دارد.
 
رفتارهاي مختص حرف زدن جست و جو گرانه
- شناسايي مشكل: «من تعجب مي‌كنم كه چرا ما كاري مي‌كنيم كه امور بي‌ربط وقتمان را بگيرد.»
-دادن اطلاعات قبلي مربوط: «ما دوازده كارت دعوت را بين دوستانمان توزيع كرديم.»
- پرداختن به علل: «شايد چون آمادگي بدني كافي نداري، در پايان روز خيلي خسته مي‌شوي!»
-  ارائه تبيين‌ها/ برداشت‌ها: «من  فكر مي‌كنم كه ما بيش از حد خرج فست فودمان مي‌كنيم.»
-  تفسير كردن:«شايد دليل اشغال شدن تلفن مريم انتقال او باشد.»
-  سيلان فكري يا ابداع راه‌حل‌ها: «شايد بتواني زماني را براي يك برنامه تفريحي تعيين كني. نظرت راجع به اين كه هفته‌اي دو بار با هم تنيس بازي كنيم چيست؟»
- مطرح كردن راه حل‌ها:«فرض كن در پاييز به دانشگاه برگردي. فكر مي‌كني آن وقت چه مي‌شود؟»
اين روش معمولاً" فقط به ظاهر مشكل و موضوع توجه مي‌كند و به جوهره مشكل را ناديده مي‌گيرد و باعث مي‌شود مشكل حل نشده و زن و شوهر ناراضي باقي بمانند. چون اطلاعات عاطفي حساس آشكار نمي‌شوند.

گوش دادن اكتشافي:گوش دادن اكتشافي در صدد جستجوي اطلاعات مهمي كه حول و حوش مشكلات پيچيده يا غيرمعمول وجود دارند. در اين سبك افراد حرف‌ها را كاوشگرانه گوش مي‌كنند و علاقه‌ي خود را به شنيدن حرف‌هاي همسرشان در مورد مشكلات نشان مي‌دهند. افراد معمولاً در اين روش نظر شخص مقابل را مي‌گيرند، دانش خود را بالا مي‌برند تا سوءتفاهم‌ها روشن و ابهامات رفع شوند.
گوش دادن اكتشافي از طريق باز كردن باب بحث و گفتگو، باعث برداشته شدن فشار در آن لحظه مي‌شود. استفاده از سوال‌هاي باز (كه مشخصه بارز اين سبك است)، باعث مي‌شود تا كيفيت اطلاعات از طريق سبك‌هاي رسمي يا واكنشي گوش دادن افزايش يابد.
 
سوال‌هاي باز مي‌توانند در متمركز شدن بر بحث و گفتگو، زماني كه شخصي راجع به موضوع حاشيه پردازي مي‌كند مفيد باشد. اين نوع سوال‌ها همچنين موقعي كه شخص حرفي براي گفتن ندارد به راه‌اندازي گفتگو كمك مي‌كند.
 
 
 
تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۷:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چطور به زبان مشترك برسيم؟ (1) 

بارها گفته ايم، باز هم مي گوييم. بزرگترين مشكل زوج هاي جواني كه در آستانه ازدواج قرار دارند، از «نداشتن زبان مشترك» سرچشمه مي گيرد. چيزي كه گاهي در يكي دو سال اول زندگي، ازدواج را به كام زوج هاي جوان تلخ مي كند و لكه هاي سياه دوران نامزدي شان را رقم مي زند.

اين عدم مفاهمه آنقدر جدي است كه مي تواند سرنوشت يك آشنايي يا نامزدي را طور ديگري رقم بزند و دو طرف را به اين نتيجه برساند كه: ما حرف هم را نمي فهميم. اگر شما هم در اين مرحله از دوران نامزدي قرار داريد، خواندن سلسله مطالب « چطور به زبان مشترك برسيم؟» مي تواند برايتان راهگشا باشد: به طور كلي بايد بدانيد كه هر حرفي كه زده مي شود دو جزء دارد: آنچه گفته شده (محتوا) و نحوه بيان آن (سبك). هر دو جزء بر نحوه دريافت پيام تأثير مي گذارند.

همانگونه كه افراد غالباً با تغيير محتواي گفتگو، ماهيت آن را تغيير مي دند با تغيير سبك نيز پيام هايشان را عوض مي كنند. به همين دليل گفت و شنود به طرز چشمگيري به سبك هاي حرف زدن يا گوش دادن افراد بستگي دارد. در واقع طرز حرف زدن يا گوش دادن هم مي تواند به فرآيند گفت و گو كمك كند و هم قادر است آن را مختل نمايد.
جالب است كه بدانيد ريشه بسياري از شكست ها و نارسايي هاي ارتباط افراد در زندگي مشترك به كار بستن سبك هاي ارتباط نامناسب با موقعيت است.
سبك هاي ارتباطي (نحوه سخن گفتن و گوش كردن) 4 دسته هستند

سبك اول: گپ زدن و حرف زدن راجع به كار و گوش دادن رسمي
سبك دوم : حرف زدن سلطه گرانه، خصمانه و كنايه آميز ، گوش دادن واكنشي
سبك سوم : حرف زدن جستجوگرانه، گوش دادن اكتشافي
سبك دوم : حرف زدن صريح، گوش دادن توجه آميز

سبك اول: گپ زدن و حرف زدن راجع به كار و گوش دادن رسمي

اين سبك، جزء سبك هاي اجتماع پسندي است كه اكثر اوقات افراد براي حفظ وضعيت رد و بدل كردن اطلاعات از آن استفاده مي كنند. محتواي اصلي اين سبك، حرف هاي معمولي و روزمره است.
گپ زدن : اين سبك دوستانه، رايج و گاهاً مزاح گونه است . مقصود و نيت از گپ زدن خوشحال شدن و اطلاع از حال فرد مقابل است نه ايجاد اغتشاش و گفت و شنودها معمولاً حول و حوش آب و هوا، اخبار، ورزش، امور روزمره، خانواده و ساير موضوعات مورد علاقه دور مي زند.
گفتگو به صورت گپ زدن با همسر يا ساير اعضاي خانواده نشان دهنده توجه خاص افراد به يكديگر است. به عبارت ديگر انجام صحبت هاي دوستانه، نشانه ي مهر و عطوفت و لذت بردن متقابل از يكديگر است بدون اينكه افراد مستقيماً به هم بگويند «دوستت دارم» يا «از بودن با تو لذت مي برم».
رفتارهاي خاص گپ زدن
- خوش و بش كردن: امروز چه كار ميكني؟
-گذران وقت: به نظر شما برنده انتخابات كيست؟
-قصه گويي: باور نمي كني ديشب چه اتفاقي برايم افتاد؟
-گفتن لطيفه هاي دوستانه
- نشان دادن اشتباه ديگران: چرا امروز اين كار را كرديد؟
- در ميان گذاشتن وقايع روز
-بحث راجع به اطلاعات زندگينامه اي، صفات و ويژگي ها، عادات، سلامت و وضع ظاهري افراد: من در اصفهان بزرگ شدم، شما آدم تيزهوشي هستيد!


حرف زدن راجع به كسب و كار: در اين نوع حرف زدن، افراد بر موضوعات مربوط به كار و تكليف تاكيد ميكنند. مثل ارائه اطلاعاتي راجع به كاري كه بدان اشتغال دارند.
در حالي كه گپ زدن روابط دوستانه را صريح و شفاف مي كند،گفت و گو در باره كسب و كار با برنامه ريزي، تطبيق دادن و حفظ تكاليف و رويدادها به امور روزمره سرو سامان مي دهد.
رفتارهاي مخصوص حرف زدن راجع به كسب و كار
- گزارش دادن: نتيجه آزمايش خون سوسن منفي بود.
- ارائه واقعيت ها: دندانپزشك حق ويزيت خود را 10 درصد زياد كرد.
-وارسي كردن: نقاشي كي تمام مي شود؟
- برنامه ريزي: نظرت راجع به اينكه فردا با هم ناهار بخوريم چيست؟
- پيگيري: كامران، شير آب حيات را بستي؟
- تصميم گيري هاي معمول: كامبيز به خرگوش غذا خواهد داد.
- خبردادن: پدرت گفت كه سر راهش به خانه عكس ها را از عكاس مي گيرد.

گوش دادن رسمي : وقتي كه افراد قصد دارند با ديگران تماس برقرار كنند و رفتاري مردم پسند و شاداب داشته باشند، رسماً به حرف هاي آنها گوش مي دهند و به صورت يك صفحه صداي آرام براي حرف هاي گوينده عمل مي كنند. گوش دادن رسمي افراد را در جريان مسائل روز قرار مي دهد. اگر چه اين نوع گوش دادن باعث مي شود فرد با همسرش راحت تر باشد اما درگيري عاطفي او را محدودتر مي كند زيرا با فرد مقابل فاصله معيني را حفظ كرده و رفتارش تصنعي است. گوش دادن رسمي يك شيوه صميمي براي گوش دادن نيست.
رفتارهاي خاص گوش دادن
- توجه ناقص
- تماس چشمي لحظه اي
- تصديق علّي
- حركات بدني آرام
- قطع موجه كلام


تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۷:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

چطور به زبان مشترك برسيم؟ (2)

در بخش اول اين مطلب خوانديم كه بزرگترين مشكل زوج هاي جواني كه در آستانه ازدواج قرار دارند، از «نداشتن زبان مشترك» سرچشمه مي گيرد. چيزي كه گاهي در يكي دو سال اول زندگي، ازدواج را به كام زوج هاي جوان تلخ مي كند و لكه هاي سياه دوران نامزدي شان را رقم مي زند. بر اين اساس، بهتر است راه و رسم صحبت با همديگر را به خوبي ياد بگيريم و از همين ابتداي زندگي رعايت كنيم.

 
گفتيم كه سبك هاي ارتباطي 4 دسته هستند: سبك اول: گپ زدن و حرف زدن راجع به كار و گوش دادن رسمي، سبك دوم : حرف زدن سلطه گرانه، خصمانه و كنايه آميز ، گوش دادن واكنشي، سبك سوم : حرف زدن جستجوگرانه، گوش دادن اكتشافي و سبك چهارم: حرف زدن صريح، گوش دادن توجه آميز.
 
در مطلب قبلي  اولين سبك را بررسي كرديم اما دومين سبكي كه افراد براي برقراري ارتباط (حرف زدن و گوش دادن) با ديگران به خصوص همسر خود استفاده مي كنند سبك حرف زدن سلطه گرانه، خصمانه و كنايه آميز و گوش دادن واكنشي است.
 
نامزدهايي كه از اين شيوه براي ارتباط با هم استفاده مي كنند، كساني هستند كه مي خواهند با استفاده از زور و تحكم، توافق يا رضايت فرد مقابل بدست آيد يا كوشش كنند در برابر تغيير، مقاومت شود. افراد با حرف زدن در قالب سه شيوه مختلف سبك دوم ارتباطي سعي مي كنند بر ديگران اعمال نفوذ و قدرت كنند. در روش اول، يعني حرف زدن سلطه گرانه؛ پيام هاي مثبتي به قصد سازندگي فرستاده مي شود. در دو روش ديگر (حرف زدن خصمانه و كنايه آميز) پيام هاي منفي و بالقوه مخرب فرستاده مي شود. بيشتر جمله ها حول و حوش افكار (چه چيزي درست يا غلط است يا حق با كيست يا نيست) و اقدامات (همسرتان چه بايد بكند يا نكند) دور مي زنند.
 
حرف زدن سلطه گرانه
وقتي افراد در حال دستور دادن هستند يا مدام توصيه و ترغيب مي كنند، در حال استفاده از اين سبك هستند. غالب فعاليت هايي نظر قالب كردن يا كلك زدن، دستور دادن، چانه زدن، نظارت كردن، آموزش دادن، تبليغ كردن و... از اين نوع حرف زدن هستند.
حرف زدن سلطه گرانه، روش حرف زدن موجز و كارآمد است و موجب سوءتفاهم، فاصله افتادن و تنش مي شود. افراد معمولاً دوست دارند كه در تصميم گيري ها شركت كنند نه اينكه گوشه اي بايستند تا به آن ها دستور داده شود. بنابراين اين نوع حرف زدن معمولاً باعث ايجاد مقاومت و انزجار شده و افراد را به سوي حرف زدن خصمانه سوق مي دهد.
 
رفتارهاي مخصوص حرف زدن سلطه گرانه
- دستوردادن: به تعميرگاه زنگ بزن و به آنها بگو اتومبيل را ساعت يازده لازم داري!
- ارزيابي كردن: اين شيوه از روش قبلي بسيار بهتر است.
- توقع داشتن، تعيين حدود: بخواهي نخواهي، بايد تا ساعت نه برگردي و گرنه ما بدون تو مي رويم.
-  توصيه/تجويز راه حل ها: بايد وقتت را با محسن تنظيم كني.
-احتياط/هشدار دادن: وقتي آن جعبه را بلند مي كنيد مواظب باشيد زير آن در نرود!
- سوال هاي بسته/دستوري: فكر نمي كنيد كه...؟
- تبليغ كردن/قالب كردن: فقط يك بار امتحانش كن. اگر موافق ميلت نبود ديگر يك كلمه هم راجع به آن حرف نمي زنم.
- تظاهر كردن/حرف زدن به جاي ديگران
- ستودن

حرف زدن خصمانه
حرف زدن خصمانه مي كوشد تا با زور تغيير ايجاد كند وقتي حرف ها حالت جاذبه و دافعه دارند، هيجانهاي منفي به غليان مي افتند. لحن و صدا و كلماتي كه به كار برده مي شود تغيير كرده و نشان دهنده ناكامي، خشم و تنش است. اين نوع حرف زدن معمولاً هنگامي كه افراد احساس ترس، خشم، تهديد، نااميدي يا استيصال مي كنند، حول و حوش توقعات نامشخص يا تحريف شده دور مي زند.
كانون حرف زدن خصمانه هميشه معطوف به شخص ديگر است نه خود فرد و علاوه بر حمله به رفتار وي در ابطه با مشكل به ارزش و عزت نفس او نيز هجوم مي آورد. اين نوع حرف زدن گرچه مانند سيلابي است كه در يك چشم برهم زدن، بن بست  مي شكند، اما اگر زياد استفاده شود موفقيت آن كوتاه مدت است.
 
رفتارهاي مختص حرف زدن خصمانه
درخواست كردن، سفارش دادن، بي ارزش كردن، اتهام زدن، حمله ورشدن و پرخاشكردن، ترساندن از عقوبت كار، انگ زدن، دفاع كردن، بازخواست كردن، قضاوت كردن/تحقير كردن، درافتادن با/طعنه زدن، موعظه كردن/درس اخلاق دادن/نصيحت كردن، لاف زدن، بحث روانشناسي كردن، زبان لعن و نفرين داشتن.
 
حرف زدن مغرضانه
 حرف زدن مغرضانه خشم غير مستقيمي است كه نشان دهنده رنجيدگي خاطر و انزجار است. افراد موقعي اين پيام مغرضانه را به كار مي بندند كه باورشان شود قدرت تاثيرگذاري بر موقعيت ها را به صورت مستقيم و مثبت ندارند. حرف زدم مغرضانه درصدد است از موضع «ضعف» به جاي موضع «قدرت» اعمال نفوذ كند. اين ترفند يك روش ناموفق براي ابراز نااميدي و درماندگي است كه مي كوشد احساس شرم و گناه در ديگري ايجاد كند. رفتارهاي مختص آن عبارتند از متلك انداختن، مظلوم نمايي، نق زدن، حاشا كردن و...
كساني كه از حرف زدن مغرضانه استفاده مي كنند با سوء استفاده از قدرت، در دراز مدت، بيشتر به خود صدمه مي زنند.
 
رفتارهاي مختص حرف زدن مغرضانه
متلك انداختن، پيله كردن، مظلوم نمايي، نق زدن، حاشاكردن، مضايقه كردن اطلاعات يا مهر و عطوفت، انكار كردن، بدگماني/گوشه و كنايه زدن.
 

گوش دادن واكنشي
 در اين فرآيند افراد تلاش مي كنند با كنترل گفت و گو، شخصي را كه حرف مي زند با خود موافق و موافقت او را به پاسخ خنثاي خود جلب كرده و بدين وسيله كنترل موقعيت را از دست وي خارج نمايند. مثلاً وقتي فردي در حال سخن گفتن است ، همسرش با تمام وجود به حرف هاي او واكنش نشان مي دهد و به جاي دريافت اطلاعات، آن را هضم مي كند.
در يك لحظه:
- اطلاعات را به طور جداگانه ارزيابي مي كند.
- سخنان بعدي خود را مرور مي كند.
-  سعي مي كند كنترل خود را اعمال نمايد.
 
رفتارهاي مختص اين بخش
 كوتاه بودن زمان توجه، تماس چشمي ثابت، قطع مكرر حرف هاي گوينده، لحن منفي كلام، پرخاشگري فعال، سئوال هاي بسته، قضاوت ذهني و تفكر سطحي و تكميل حرف ديگران بطور مكرر مي باشد.
در گوش دادن واكنشي اغلب اوقات شنونده سعي مي كند با خالي كردن زير پاي گوينده وي را بياعتبار سازد. نزاع بين گوينده و شنونده بالا مي گيرد و تنش حالت دفاعي و مقاومت افزايش مي يابد. اين كار بذر اطلاعات غلط و نامربوط را مي پاشد. در فرآيند ارائه اطلاعات مخدوش و گمراه كننده، احساسات بد و سوء تفاهم ها رشد مي كنند.
اگر چه اين سبك از گوش دادن ممكن است به تبادل نظر جان تازهاي بدهد ولي اغلب به جنگ قدرت رقابت آميز و غالباً بيهوده با همسر مبدا مي شود. به طوري كه احساس مثبتي راجع به نتيجه كار به وجود نمي آورد و لذا هيچ همسري به شريك زندگي خود روي خوش نشان نمي دهد.

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=178597


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۷:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

آشنايي با روان‌شناسي تحقير


   در كنار وِيژگي هاي خوب فرهنگ ما (ارتباطات نزديك فاميلي، مهمان‌نوازي، مسووليت‌پذيري، و…) ويژگي‌هاي ديگري نيز هستند كه نمي‌شود از   آنها چشم‌پوشي كرد. بطور مثال، در مواردي با رفتارهاي برمي‌خوريم كه نه تنها از لحاظ اخلاقي شايسته نيستند ، بلكه عواقب منفي در  ساختار  شخصيتي و رفتار فرد نيز دارند. يكي از اين رفتارهاي مخرب، تحقير كردن و ايجاد حس شرم در اطفال و اطرافيان ماست.

   به عنوان يكي از واقعيت هاي جامعه‌ي ما كه احتمالاً اكثريت كودكان، نوجوانان، و جوانان آنرا به نحوي تجربه كرده اند ايجاد حس تحقير و شرم در  ديگران يا تجربه اين احساس است. واقعيت اين است كه برخي از ما در خانه، محيط كار و يا مكتب عادت مي‌كنيم كه ديگران را تحقير كنيم، يا اجازه  مي‌دهيم تا ديگران اين كار را با ما كنند. نام گذاشتن روي افراد، طعنه زدن، با كنايه حرف زدن، زخم زبان زدن، و…از اين دسته رفتارها اند كه حس  تحقير و شرم و كم‌ارزش بودن را در ديگران ايجاد مي‌كنند. در اينجا اين موضوع با دكتر ابراهيمي‌مقدم، روان‌شناس، به بحث گذاشته شده است.

  س: يكي از شايع‌ترين انواع تحقير، اسم گذاشتن (نام گذاشتن) روي افراد است. شايد جالب نباشد بگويم، اما خيلي اوقات مي‌بينيم كه والدين براي تنبيه (جزا دادن) يا تربيت فرزندشان ازكلمات احمق، تنبل، (بي‌عقل)، و امثال آن استفاده مي‌كنند. به نظر شما چنين رفتاري چه تبعاتي به همراه خواهد داشت؟

ج: به نكته مهمي اشاره كرديد. اگر كودكان را با اسم گذاشتن تحقيركنيم، آنها (به تدريج) باور مي‌كنند كه داراي اين صفات و خصوصيات هستند. در نتيجه به علت صدمه‌اي كه به كار بردن اين نام‌هاي منفي به شخصيت بچه‌ها وارد مي‌كند، عزت نفس، (اعتمادبه نفس و جرات) آنها از دست مي‌رود و گاهي ممكن است از حضور در جمع، ارتباط با ديگران، و معاشرت دوري كنند.

 س: تحقير كردن در كودكي دردسرسازتر است يا كلانسالي؟ 

ج: تحقير كردن در هر سني مشكل‌ساز است، اما در كودكان مي‌تواند تاثيرگذارتر باشد، زيرا قدرت تاثير كلمات در زندگي كودكان بيشتر است. هر كلمه و جمله‌اي كه به كودكان گفته شود به همراه خود پيام مهمي درباره كودك و رابطه او با دنياي خويش دارد. اين پيام‌ها تبديل به يك باور مي‌شوند و در تجربيات آينده و بزرگسالي براي او دردسرساز مي‌شوند. متاسفانه كودكان به آن حد از توانايي نرسيده‌اند تا مطالبي را كه به ذهن‌شان وارد مي‌شود، جداسازي كنند و مانع بعضي از آنها شوند.

ديدگاه يك فرزند خردسال نسبت به پدر و مادر اين است كه آنها عقل كٌل هستند و همه چيز را مي‌دانند و سخنانشان مثل يك قانون است. صحت رواني در كودك و كلانسال بر چند اصل استوار است و نخستين اصل آن احترام به شخصيت خود و ديگران است. افرادي كه خود يا ديگران را با الفاظ و كلمات و يا صفات ناخوشايند خطاب مي‌كنند به تدريج از صحت و سلامت روان فاصله مي‌گيرند. تكرار اين كار از سوي والدين موجب مخدوش شدن عزت‌نفس كودك مي‌شود.

 س: كه نتيجه‌اش چه مي‌شود؟

ج: خب، اگر عزت‌نفس داشته باشيم، براي برخورد با مشكلاتي كه در زندگي خصوصي و در كار و وظيفه‌مان بروز مي‌كند آمادگي بيشتري داريم. به تعبيري مي‌توانيم در پي هر شكست و سقوط روي پاي‌مان بايستيم و نيروي بيشتري براي از نو شروع كردن خواهيم داشت.

در مقابل هر چه عزت‌نفس ما كمتر باشد ميل و اميد و آرزوي‌مان دچار نقصان مي‌شود و احتمال موفقيت‌مان كاهش مي‌يابد. هر چه عزت‌نفس ما بيشتر باشد، با اشخاص روابط سالم‌تري برقرار مي‌كنيم. دليل آن هم اين مطلب است كه همانند‌ها يكديگر را جذب مي‌كنند و سالم‌ها به هم مي‌رسند. لذا اگر دوستي داريد كه مدام درپي تحقير ديگران يا خود شماست، مي‌توانيد هم به عزت‌نفس خودتان شك كنيد و هم به انتخاب‌تان!

 س: افراد با عزت‌نفس بالا و پايين چه‌طور دوستان‌شان را انتخاب مي‌كنند؟

ج: ما اصولاً مايل به برقراري ارتباط با كساني استيم كه عزت‌نفس بيشتري دارند و براي خود ارزش قايل هستند. به همين ترتيب اگر براي خودمان ارزش قايل شويم و اجازه ندهيم كه ديگران ارزش و اعتبار ما را خدشه‌دار سازند، بيشتر احتمال دارد كه افراد باعزت نفس بالا را به دور خود جمع كنيم. و برعكس اگر براي خودمان ارزشي قايل نباشيم ، و اجازه دهيم كه به راحتي مورد تحقير و سرزنش ديگران قرار بگيريم، و يا خداي ناكرده الفاظ و كلمات و صفات نازيبا در مورد ما به كار برده شود، به تدريج شاهد خواهيم بود كه اطرافيان و دوستان ما نيز از زمره كساني هستند كه در تحقير خود و ديگران مهارت دارند!

س: به‌عنوان حرف آخر، لطفاً درباره عزت‌نفس و رابطه آن با احترام به ديگران هم بفرماييد.
ج: هرچه عزت‌نفس ما سالم‌تر باشد به ديگران احترام بيشتري مي‌گذاريم و با آنها برخورد بهتر و منصفانه‌تري مي‌كنيم، زيرا آنها را تهديدي عليه خود در نظر نمي‌گيريم. از اين گذشته احترام گذاشتن به خود مقدمه و شرط لازم احترام گذاشتن به ديگران است. در نظر داشته باشيد كه با داشتن عزت‌نفس خوب و سالم بدخواه ديگران نمي‌شويم، از بي‌اعتنايي ديگران نمي‌ترسيم و نگران تحقير و خيانت نمي‌شويم.

كوتاه سخن اينكه اشخاصي كه به احساس خودارزشمندي رسيده‌اند با مهرباني، سخاوت و تعاون اجتماعي بيشتري با ديگران برخورد مي‌كنند. البته داشتن احساس خوب از خويشتن شرط لازم براي رسيدن به حال خوب است، اما شرط كافي نيست. عزت‌نفس جايگزين دانش و مهارتي كه شخص براي عمل كردن در دنيا براي رسيدن به موفقيت به آن نياز دارد نيست، اما احتمالا مي‌تواند به ياد گرفتن اين دانش و مهارت كمك كند.

منبع: سايت پزشكان بدون مرز


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۷:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

سخن نيكو از منظر قرآن


احمد شجاعى-1
چكيده
سخن گفتن، از نعمت‏هاى بزرگ الهى است كه نقش تعيين‏كننده در ساختار شخصيتى انسان دارد. قرآن كريم علاوه بر تأكيد بر اهميت سخن، به گفتن «سخن نيكو» تأكيد نموده است. اين مقاله با رويكرد تحليلى و نظرى درصدد تبيين ديدگاه قرآن درباره سخن نيكو با بررسى اقوال مفسّران و تكيه بر آراء دانشمندان لغت‏شناس است و نيم‏نگاهى نيز به برخى روايات در اين زمينه دارد. درباره «سخن نيكو» چند تعبير در قرآن به چشم مى‏خورد: قول معروف، قول حَسَن، قول احسن، قول سديد، قول كريم.
     قول معروف، سخن حقى است كه مردم طبق فطرت پاك خود آن را مى‏شناسند. قول حسن همان گفتار نيكو است و قول احسن، سخنى است كه در آن دعوت به سوى حق توأم با عمل صالح و از سرِ تسليم در برابر خداوند باشد.
     قول سديد، گفتار محكم، استوار و خلل‏ناپذير است. قول كريم، سخنى نفيس و ارزشمند و به دور از لئامت و پستى است. از منظر قرآن، اصلاح اعمال و بخشايش گناهان از آثار قول سديد (محكم و خلل‏ناپذير) است و قول احسن، زمينه اختلاف و فتنه شيطان را از بين مى‏برد. در روايات نيز آثار فراوانى براى سخن نيكو شمرده شده است كه از جمله آنها مى‏توان به بسيارىِ دوستان و فراوانى روزى، فزونى عمر و محبوب شدن نزد خانواده خويشان نام برد. سخن نيكو معيارها و آدابى نيز دارد، از جمله اينكه برخاسته از علم و به‏هنگام و به‏اندازه باشد.
كليدواژه‏ها: قول (سخن گفتن)، قول معروف، قول حسن، قول احسن، قول سديد، قول كريم.


مقدّمه


سخن گفتن و ارتباط زبانى، از جمله برترين استعدادها و توانايى‏هاى خدادادى بشر، اصلى‏ترين وسيله ارتباط بين انسان‏ها و طبيعى‏ترين راه بيان و انتقال انديشه و مقاصد اوست. اين مسئله تا آن اندازه اهميت دارد كه خداوند در قرآن كريم از آن به عنوان يك نعمت بزرگ در كنار تعليم قرآن و آفرينش انسان ياد كرده است: «الرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنسَانَ عَلَّمَهُ الْبَيَانَ»(الرحمن: 1ـ4)؛ خداوندى كه انسان را خلق نمود و به او قرآن را تعليم كرد و به او سخن گفتن آموخت. همچنين در آيه شريفه «وَلِسَانا وَشَفَتَيْنِ» (بلد: 9) زبان كه ابزار سخن گفتن است، از نعمت‏هاى خداوندى شمرده شده است. اين توانايى بشرى مانند توانايى‏هاى ديگر او، هم مى‏تواند در مسير صحيح به كار گرفته شود و هم در مسير باطل.
     خداوند متعال در آيات متعدد علاوه بر تأكيد بر نعمت سخن، به چگونه سخن گفتن نيز پرداخته و چارچوب‏هاى سخن نيكو و پسنديده را بيان كرده است. در اين زمينه، روايات فراوانى هم وجود دارد كه همگى حاكى از اهميت فوق‏العاده سخن نيكو و نقش آن در اصلاح اخلاق و تهذيب نفوس انسانى است.1 توجه، اهتمام و تلاش علماى اخلاق در معرفى گناهان زبان نيز اهميت اين موضوع را نشان مى‏دهد.2
    هرچند موضوع «سخن نيكو از منظر قرآن كريم» از قديم مورد توجه مفسّران، حديث‏پژوهان و علماى اخلاق بوده و هريك از ايشان به نحوى با استناد به آيات و روايات مربوطه به ذكر مطالبى در اين‏باره پرداخته‏اند، اما كتاب يا مقاله‏اى مستقل در اين زمينه نيافتيم و به هر حال، هنوز مجال بحث و نظر در اين زمينه گسترده است.
     به اين منظور، ابتدا تعابير قرآنى در اين زمينه استخراج و با استناد به كتاب‏هاى معتبر لغت، تبيين مى‏شود و سپس آراء مفسّران در اين خصوص نقدوبررسى مى‏گردد.
تعابير قرآن درباره سخن نيكو
قرآن‏كريم علاوه‏بر اشاره‏به اهميت‏سخن‏گفتن،به‏گفتن‏سخنان نيكو تأكيد نموده است تا مسير صحيح سخن گفتن را براى ما تعيين‏كندكه‏دراين‏باره پنج‏تعبير در قرآن‏به چشم مى‏خورد:
1. قول معروف
آياتى كه اين واژه در آنها آمده است عبارتند از:
     1. «... وَلَـكِن لاَّ تُوَاعِدُوهُنَّ سِرّا إِلاَّ أَن تَقُولُواْ قَوْلاً مَعْرُوفا»(بقره: 235)؛
     2. «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِن صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَآ أَذىً وَاللّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ» (بقره: 263)؛
     3. «وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفا» (نساء: 5)؛
     4. «فَارْزُقُوهُم مِنْهُ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفا» (نساء: 8)؛
     5. «وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفا.» (احزاب: 32)
     گرچه هريك از آيات پنج‏گانه مزبور مربوط به موردى است و با خصوصيت آن موارد «قول معروف» معناى خاصى پيدا مى‏كند، اما در كل مى‏توان از اين آيات استفاده نمود كه ما از طرف خداوند در سخن گفتن مأمور به سخن معروف هستيم.
     ديدگاه مفسّران
درباره قول معروف، مفسّران نظرات مختلفى دارند كه مى‏توان آن را ذيل دو ديدگاه دسته‏بندى كرد.
ديدگاه اول: مقصود از «قول معروف» همان گفتار و سخن معروف است كه غالب‏مفسّران‏بدان‏معتقدند.منتهادر اينكه مراد از سخن‏ معروف ‏چيست‏ ديدگاه‏هاى ‏متعددى ‏دارند؛ مانند:
     1. «قول معروف» سخنى است كه نزد عقل و عرف و شرع شناخته شده باشد.3
    2. «قول معروف» يعنى: سخن معروف و پاكيزه.4
    3. «قول معروف» يعنى: قول حسن و نيكو و به دور از خشونت.5
    4. «قول معروف» سخنى است كه مايه رشد و صلاح باشد.6
    5. «قول معروف» عبارات و سخنان دلنشين و شايسته‏اى است كه هم كمبود روانى آنها را برطرف مى‏سازد و هم به رشد عقلى آنها كمك مى‏كند.7
ديدگاه دوم: مراد از «قول»، معناى كنايى آن است؛ يعنى معاشرت و رفتار. اين نظريه مربوط به علّامه طباطبائى است. ايشان مى‏فرمايند: «قول معروف» مانند قول حسن به معناى مطلق معاشرت و رفتار است نه سخن گفتن.8
     نكاتى درباره نظر مفسّران
الف. «معروف» در لغت به معناى آن چيزى است كه شناخته شده نزد عقل و فطرت مردم است. مردم كارهاى نيك و حق را طبق فطرت پاك خويش مى‏شناسند و براى آنها كارهاى باطل و زشت و ناپسند ناآشناست. راغب مى‏گويد: «معروف» اسم است براى هر كارى كه از نظر عقل يا شرع حُسنش معلوم و شناخته شده باشد. ابن‏فارس هم به اين معنا در كتاب خود اشاره نموده است.9
    ب. در بيان برخى از مفسّران آمده بود: «قول معروف» به معناى سخنان دلنشين و شايسته‏اى است كه كمبود روانى آنها را برطرف مى‏سازد. اين معنا مربوط به مورد آيه است كه در خصوص يتيمان است، وگرنه به صورت عام نمى‏توان آن را در تمامى مواردى كه «قول معروف» آمده بود ذكر نمود، بلكه قول معروف همان سخن نيك و حقى است كه شناخته‏شده براى مردم است.
     3. به نظر علّامه طباطبائى، مقصود از «قول معروف» سخن نيكو نيست، بلكه كنايه از معاشرت و رفتار است. هرچند اين معنا، فى‏حد نفسه به عنوان يك احتمال قابل توجه است، لكن نياز به قرينه دارد كه در كلام آن بزرگوار قرينه‏اى بر آن اقامه نشده است.
     نتيجه اينكه ظاهر «قول معروف» در اين آيات همان گفتار و سخنى است كه خوب و شايسته و زيبا و نيكو باشدكه‏غالب‏مفسّران‏هم‏به همين‏معناى‏لغوى‏اشاره‏نموده‏اند.
2و3. قول حسن و احسن
تعبير اول در قرآن كريم يك بار آمده است؛ آنجا كه مى‏فرمايد: «وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنا» (بقره: 83)؛ با مردم به نيكى سخن بگوييد. و تعبير دوم نيز يك بار آمده است؛ آنجا كه مى‏فرمايد: «وَقُل لِعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» (اسراء: 53)؛ و به بندگانم بگو آنچه را كه بهتر است بگويند. اين دو تعبير، همه را مورد خطاب قرار مى‏دهند كه با مردم به نيكى سخن بگوييد.
     ديدگاه مفسّران
اما اينكه مراد از قول حسن چيست، در اين خصوص نيز مفسّران دو دسته شده‏اند. برخى «قول» را به معناى گفتار و سخن گرفته و مراد از «قول حسن» را سخن نيكو دانسته‏اند؛ مانند طبرسى كه در اين‏باره مى‏گويد: «قول حسن» يعنى: سخنى نيكو كه از شدت نيكى گويا خود نيكى است.10
    طبرسى در جاى ديگر، وجوه سه‏گانه‏اى را از قول حسن بصرى، ابن‏عباس و سفيان ثورى به اين‏ترتيب نقل مى‏كند:
     1. سخن زيبا و اخلاق نيكو؛ 2. امر به معروف و نهى از منكر؛ 3. قول معروف.11
    بعضى هم مانند علّامه طباطبائى12 و مرحوم سبزوارى نجفى13 آن را به معناى رفتار، معاشرت و خلق نيكو دانسته‏اند14 كه طبق اين احتمال، كلمه «قول» در آيه شريفه در معناى‏كنايى‏به‏كاررفته‏است نه معناى‏حقيقى خود.
     نقد و بررسى
همان‏گونه كه ملاحظه شد، در خصوص تفسير «قول حسن» و «قول احسن»، نظير تفسير «قول معروف» دو نظريه مطرح بود: نظريه غالب مفسّران كه «قول» به معناى حقيقى خودش است، و نظريه علّامه طباطبائى و مرحوم سبزوارى كه مقصودْ معناى كنايى باشد. لكن تفاوتى بين اين دو مورد وجود دارد: در خصوص معناى «قول حسن»، مرحوم بحرانى دو روايت در ذيل آيه شريفه نقل نموده است كه در يكى از آنها امام باقر عليه‏السلام «قول حسن» را به معناى سخن نيكو دانسته و فرموده‏اند: يعنى با مردم به نيكوترين سخنى كه دوست داريد با شما بگويند سخن بگوييد. اين روايت، نظريه غالب مفسّران را تأييد مى‏كند و مطابق ظاهر آيه شريفه هم هست. لكن در مقابل، روايت ديگرى از امام صادق عليه‏السلام نقل مى‏كند كه در تفسير آيه شريفه «وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنا»مى‏فرمايند: يعنى مريضان آنان را عيادت كنيد و در تشييع جنازه‏شان حاضر شويد و در مساجد آنها نماز بخوانيد.15 اين روايت مؤيد نظريه علّامه طباطبائى و مرحوم سبزوارى است. از اين‏رو، با وجود اين دو روايت نمى‏توان قاطعانه گفت كه كدام معنا از آيه شريفه اراده شده است. البته منافاتى هم بين اين دو معنا نيست؛ يعنى ممكن است هر دو معنا از آيه شريفه مقصود باشد؛ چراكه احتمال دارد مراد از «قول» در آيه شريفه «منطق» باشد كه در قول و فعل تجلى مى‏كند و در هر كدام از اين دو روايت به بخشى اشاره شده است و در خصوص اين مورد، اين دو روايت مى‏توانند قرينه بر اراده اين معنا باشند، اما بقيه از آراء مفسّران غالبا مربوط به بيان مصداق است نه تفسير «قول حسن».
     در مورد «قول أحسن» نيز آمده است: يعنى سخنى كه بهترين از نظر محتوا، بهترين از نظر بيان و بهترين از نظر توأم بودن با فضايل اخلاقى و روش‏هاى انسانى باشد.16 خود قرآن كريم در آيه شريفه «وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ» (فصلت: 33) قول احسن را به قولى تفسير نموده است كه در آن، دعوت به سوى حق و توأم با عمل صالح و تسليم در برابر اوامر الهى باشد.
4. قول سديد
اين تعبير در دو آيه قرآن آمده است:
     1. «فَلْيَتَّقُوا اللّهَ وَلْيَقُولُواْ قَوْلاً سَدِيدا» (نساء: 9)؛ پس بايد تقواى الهى پيشه كنند و سخن استوار بگويند.
     2. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِيدا» (احزاب: 70)؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، تقواى الهى پيشه كنيد و سخن استوار گوييد.
     در اين دو آيه مباركه خداوند به دو امر اساسى در كنار يكديگر دستور مى‏دهد: يكى تقواى الهى و ديگرى سخن سديد. اين نشان مى‏دهد كه گفتار انسان تأثير ويژه‏اى در رسيدن او به سعادت دارد، به گونه‏اى كه در رديف تقواى الهى و پروا داشتن از خداوند بيان شده است.
     ديدگاه مفسّران
اين تعبير بيشتر از بقيه تعابير مورد اختلاف مفسّران قرار گرفته است. علّامه طباطبائى درباره تفسير «قول سديد» دو گونه سخن گفته‏اند. در يك‏جا (ذيل آيه 70 سوره احزاب) آن را به معناى سخن و كلام دانسته‏اند، آنجا كه مى‏فرمايند: كلمه «سديد» از ماده «سداد» است به معناى اصابت رأى و داشتن رشاد. بنابراين، «قول سديد» عبارت است از سخنى كه هم مطابق با واقع باشد و هم لغو نباشد و يا اگر فايده‏اى دارد فايده‏اش چون سخن‏چينى و امثال آن غيرمشروع نباشد. پس بر مؤمن لازم است كه به راستىِ آنچه مى‏گويد مطمئن باشد و نيز گفتار خود را بيازمايد كه لغو يا مايه فساد نباشد.17 ولى در ذيل آيه 9 سوره «نساء» مى‏فرمايند: «قول سديد» كنايه است از اتخاذ روش صحيح عملى و ساده‏تر اينكه منظور از قول روش عملى است نه سخن؛ مثل آيه شريفه «وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنا.»18
    مفسّران ديگر «قول» را به معناى سخن دانسته‏اند، اما اينكه مقصود از «قول سديد» چيست اختلاف‏نظر دارند. سخنان مفسّران در اين‏باره سه‏گونه است: 1. مفهوم «سداد»؛ 2. ذكر مصداق؛ 3. بيان مفهوم و تطبيق بر مصداق.
     1. تبيين مفهوم سديد: از گونه اول مى‏توان به سخن آيت‏اللّه مكارم شيرازى اشاره نمود كه مى‏گويد: ... مانند اينكه آمده است: سديد از ماده «سد» به معناى محكم و استوار و خلل‏ناپذير و موافق حق و واقع است؛ سخنى كه همچون يك سد محكم جلوى امواج فساد و باطل را مى‏گيرد و... . اگر بعضى از مفسّران آن را به معناى «صواب» و بعضى به خالص بودن از كذب و لغو يا هماهنگ بودن ظاهر و باطن و يا صلاح و رشاد و مانند آن تفسير كرده‏اند همه به معناى جامع فوق برمى‏گردد.19
    2. ذكر مصداق: مصاديقى كه براى قول سديد بيان شده است عبارتند از:
     الف. سخن نيكو؛ سخنى كه از فساد و كذب و لغو خالص باشد.20
    ب. سخن نيكويى كه ظاهروباطن آن‏هم‏يكى باشد.21
    3. «قول سديد»: سخنى است كه از روى عدل باشد و آن منطبق بر توحيد است.22
    4. «قول سديد» يعنى: به سخن راست.23
    5. «قول سديد» به سخنى كه راست باشد و در آن قصد حق شده باشد و ظاهر و باطنش يكى باشد.24
    6. «قول سديد» قول صواب و حق‏و مستقيم است.25
    7. «قول سديد» به معناى سخن حق است.26
    8. «قول سديد» به معناى كلمات حكمت‏آميز و سؤال از وظايف و تكاليف، مواعظ و نصايح و اصلاح ذات‏البين، امر به معروف و نهى از منكر، تلاوت قرآن، و ذكر ادعيه وارده است.27
    9. «قول سديد» به گفتن «لااله الا اللّه» است.28
    10. «قول سديد» يعنى: به سخن درست و سخن درست نخواهد بود، مگر سالم و در وقت مناسبش باشد و چنين نخواهد بود جز آنكه از روى انديشه و نظر به حال و آينده بيان شود. آنچه مؤمن را از منافق تميز مى‏دهد اين است كه مؤمن وقتى حرف مى‏زند احساس مسئوليت مى‏كند؛ از اين‏رو، پيش از سخن گفتن بسيار مى‏انديشد، در حالى كه منافق بدون فكر و انديشه كلامى بر زبان مى‏آورد و خود را گرفتار مى‏سازد و در حديث آمده: زبان مؤمن آن سوى قلب اوست و قلب‏منافق‏پشت‏زبان او.29
    11. «قول سديد» سخنى است كه در آن قصد و نيت حق و راستى باشد و واژه «سداد» به معناى قصد به سوى حق و سخن به عدل است؛ چنان‏كه مى‏گويند: «سدالسهم نحو الرميه»؛ تير راست و مستقيم به طرف شكار رفت. و مقصود كلى اين است كه زبانتان را از دروغ نگه داريد و سخن راست و حق گوييد.30
     نقد و بررسى
همان‏گونه كه ملاحظه شد، درباره قول سديد آراء مختلفى در ميان مفسّران مطرح است. برخى تطبيق به مصداق كرده‏اند؛ مثل گفتن «لا اله الا اللّه»، و روشن است كه اين نظريه تطبيق است نه تفسير و سبب محدوديت آيه نمى‏شود. برخى ديگر، آن را به سخن حق يا راست، يا نيك يا يكى بودن ظاهر و باطن يا كذب و لغو نبودن تفسير نموده‏اند. به نظر مى‏رسد هيچ‏كدام از اينها معناى «سديد» نيست، بلكه مصاديق قول سديد محسوب مى‏شوند نه معنا و مفهوم آن. سخنى مى‏تواند «سديد» باشد كه حق، راست، نيكو، و به دور از لغو باشد، وگرنه قول سديد نخواهد بود. از اين‏رو، به نظر مى‏رسد هيچ‏كدام از اينها معناى واقعى سديد نيست، بلكه بايد به سراغ معناى لغوى آن رفت. «سديد» از ماده «سد» است و «سد» را به خاطر استحكام و اتقانى كه دارد به اين نام مى‏خوانند. ابن‏فارس مى‏گويد: سديد يعنى چيزى كه داراى استقامت و استحكام باشد. همچنين فيروزآبادى و راغب اصفهانى به اين معنا اشاره كرده‏اند.31 در نتيجه، اگر اين واژه صفت «قول و سخن» شد به مفهوم سخنى خواهد بود كه از استحكام و اتقان لازم برخوردار باشد. طبعا قول «سديد» آن سخنى است كه محكم و استوار و خلل‏ناپذير است.
     اما معنايى كه علّامه طباطبائى بيان فرموده‏اند، مبنى بر اينكه مراد از «قول سديد» اتخاذ روش صحيح عملى است نه سخن، هرچند نمى‏تواند معناى مناسبى باشد، لكن چون خلاف معناى لغوى «قول سديد» است نياز به قرينه دارد. بدون داشتن قرينه نمى‏توان به آن ملتزم شد. و در كلام آن بزرگوار قرينه‏اى اقامه نشده است و در اين‏باره روايتى هم نداريم كه بتواند نقش قرينه را ايفا كند.
     حاصل اينكه خداوند در اين آيات شريفه مؤمنان را مأمور ساخته كه از «قول سديد» يعنى از سخنان محكم و استوار در گفتارشان، استفاده نمايند؛ سخنانى كه آثار ارزشمندى را به دنبال خود دارد. به برخى از اين آثار در خود قرآن كريم و به برخى ديگر در روايات اشاره شده است كه در ادامه بحث خواهد آمد.
5. قول كريم
اين تعبير در قرآن كريم تنها يك بار آمده است، آنجا كه مى‏فرمايد: «وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيما» (اسراء: 23)؛ با پدر و مادر كريمانه سخن بگو.32
     ديدگاه مفسّران
در تفسير اين تعبير قرآنى هم نظرات مختلفى ارائه شده است. برخى از آنها عبارتند از:
     1. قول شريف كه با آن پدر و مادر مورد اكرام واقع شوند؛33
    2. سخن نازك و زيبا و به دور از زشتى؛34
    3. سخن نيكو و نرم؛35
    4.كلام شيرين و همراه با لطف و محبت و عاطفه و احترام.36
    نقد و بررسى
اگر به معنا و مفهوم «واژه كريم» دقت شود معناى درست و صحيح ارائه خواهد شد. در مورد معناى واژه «كريم» اهل‏لغت معانى مختلفى ذكر كرده‏اند. جوهرى «كرم» را ضد لئامت و پستى مى‏داند و مى‏گويد: كريم كسى است كه زياد بخشش مى‏كند.
     فيروزآبادى هم به همين معنا اشاره نموده است.37 ولى فيومى و ابن‏فارس كريم را به معناى نفيس و عزيز دانسته‏اند.38
    به نظر مى‏رسد معناى اصلى «كرم» همان نفيس و ارزشمند باشد، اما مفاهيم ديگرى مثل بخشندگى و گذشت يا نداشتن لئامت و پستى از آثار و لوازم كرامت‏اند نه معنا و مفهوم آن، و در آيه شريفه كه «كريم» صفت كلام و قول قرار گرفته است همين مفهوم را مى‏رساند؛ يعنى كلام و سخنى كه ارزشمند باشد. به اين معنا، علّامه مصطفوى هم اشاره نموده است.39
    نتيجه اينكه «قول كريم يعنى: سخنى كه نفيس و قيمتى و ارزشمند باشد و لازمه آن اين است كه از دنائت و پستى منزه، همراه با لطف و محبت و سنجيده و بزرگوارانه باشد و آنچه در كلام مفسّران آمده بود غالبا ناظر به مصاديق قول كريم بود نه معنا و مفهوم آن.»
آثار سخن نيكو
سخن‏نيكو كه درآيات‏متعددى‏وباتعابيرگوناگونى‏بدان اشاره شده بود، آثار و بركاتى دارد كه برخى از آنها در خود آيات شريفه‏قرآن‏وبرخى‏ديگردرروايات‏اهل‏بيت عليهم‏السلامبيان‏شده‏است.
     در قرآن كريم، سه اثر از آثار سخن نيكو آمده است:
     1. اصلاح رفتارها و اعمال آدمى؛
     2. بخشوده شدن گناهان؛
     3. جلوگيرى از ايجاد فتنه و اختلاف ميان مردم.
     در آيه شريفه ذيل، به دو اثر نخست اشاره شده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِيدا يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزا عَظِيما»(احزاب: 70ـ71)؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از خدا پروا داشته باشيد و سخنى استوار گوييد تا اعمال شما را به صلاح آورد و گناهانتان را بر شما ببخشايد و هركس خدا و پيامبرش را فرمان برد قطعا به رستگارى بزرگى نايل آمده است. البته در آيه شريفه، تقوا هم در كنار سخن نيكو مطرح شده است و طبق ظاهر آيه، اين دو اثر از آثار تقوا و سخن نيكو است ولى به هر حال، سخن نيكو ـ هرچند به عنوان يكى از دو عامل ـ مى‏تواند در اصلاح اعمال و بخشايش گناهان مؤثر باشد.
     علّامه طباطبائى به اين پرسش كه چگونه سخنان نيكو سبب اصلاح رفتار آدمى و بخشوده شدن گناهان مى‏گردد، چنين پاسخ مى‏دهد: اين بدان جهت است كه وقتى نفس آدمى عادت به راستى و قول سديد نمود ديگر دروغ و سخن لغو و يا سخنى كه فسادانگيز باشد از او شنيده نمى‏شود و وقتى اين صفت در نفس آدمى پايدار شد و از گناهان گذشته خود پشيمان گشت و اين پشيمانى همان توبه است كه آمرزش گناهان را به دنبال دارد.40
    همان‏گونه كه اشاره شد، از منظر قرآن كريم يكى ديگر از آثار «قول احسن» كه از مصاديق سخن نيكوست، از بين بردن زمينه اختلاف و فتنه است، آنجا كه مى‏فرمايد:«وَقُل لِعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوّا مُبِينا»(اسراء: 53)؛ و به بندگانم بگو آنچه را كه بهتراست بگويند كه شيطان ميانشان را به هم مى‏زند؛ زيرا شيطان همواره براى انسان دشمنى آشكار است. بر اساس اين آيه شريفه، خداوند به مؤمنان فرمان مى‏دهد سخن نيكو گويند تا ميان آنان اختلاف نيفتد.
نتيجه‏گيرى
1. قرآن كريم براى سخن گفتن كه از نظر توده مردم كار روزمره بشرى است و اهميت چندانى به آن نمى‏دهند، ضابطه و قانون ارائه داده است. از منظر قرآن، قول نيكو در كنار عمل صالح سهمى بسزا در ساختن شخصيت آدمى و سعادت اخروى او دارد.
     2. قرآن از سخن نيكو و موردپسند خداوند با تعابيرى همچون معروف،حسن،احسن،سديد وكريم‏يادكرده‏است.
     3. «قول معروف» سخنى است كه شناخته شده نزد عقل و فطرت مردم است و آن سخنى است كه حق و نيك باشد كه مردم با فطرت پاك خود آن را مى‏شناسند.
     4. «قول احسن» همان گفتار نيكوست و «قول احسن» به حسب آيه شريفه «وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ» سخنى است كه در آن دعوت به سوى حق تعالى توأم با عمل صالح و برخاسته از تسليم در برابر اوامر الهى باشد.
     5. «قول سديد» به معناى سخنى است كه از استحكام و اتقان لازم برخوردار باشد؛ يعنى سخنى كه محكم و استوار و خلل‏ناپذير است. ديدگاه‏هايى كه در تفسير آن ذكر شده عمدتا ذكر مصداق است نه معنا و مفهوم قول سديد.
     6. با توجه به معناى اصلى واژه «كرم» در لغت، «كريم» چيزى است كه نفيس و ارزشمند است. «قول كريم» سخنى است كه دارا