مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 16759
دیروز : 40352
افراد آنلاین : 44
همه : 4385593

10 واقعيت اعجاب‌انگيز درمورد گفتار انسانها

1. مهارت حرف‌زدن يك شگفتي است. براي توليد يك عبارت، تقريباً 100 عضله در سينه، گردن، فك، زبان و لب‌ها بايد با هم همكاري كنند. هر عضله دسته‌اي متشكل از صدها يا هزاران فيبر است. براي هماهنگي اين عضلات، نورون‌هايي بسيار بيشتر از حد لازم براي پاي يك ورزشكار لازم است تا اين عضلات را منقبض كنند. فقط هر يك نورون حركتي مي‌تواند حركت را در 2000 فيبر عضلاني موجود در عضله ساق تحريك كند. اما نورون‌هايي كه تارهاي صوتي يا حنجره را كنترل مي‌كنند، مي‌توانند فقط به يك تا دو-سه سلول عضلاني بچسبند.

2. هر كلمه يا عبارت كوتاهي كه بر زبان مي‌آيد با الگوي حركت عضلاني خاص خود همراه است. كليه اطلاعات لازم براي بر زبان آوردن يك عبارت مثل "حال شما چطور است؟" در مغز در قسمت گفتار ذخيره مي‌شود. اما اين برنامه ثابت نيست. اگر دچار زخمي در دهان باشيد كه مانع تلفظ عادي كلمات شود، اين حركات تغيير مي‌كنند و به شما اين امكان را مي‌دهند كلمات را تا حد امكان نزديك به حالت عادي بر زبان آوريد.
 
3. يك كلمه ساده "سلام" مي‌تواند اطلاعات زيادي را منتقل كند. تن صدا نشان مي‌دهد كه گوينده شاد است، خسته است، ناراحت است، عجله دارد، عصباني است، ترسيده است، خشن است و شدت اين حالات، كنايه، توجه و مهرباني، حمايت يا شوخ‌طبعي آن را نيز مشخص مي‌كند. حس يك عبارت ساده مي‌تواند برحسب مدت حركت هر عضله، با سرعت حركات و كسري از ثانيه تغيير كند.

4. انسان‌ها مي‌توانند حدود 14 حركت در هر ثانيه توليد كنند درحاليكه بخش‌هاي جدا از دستگاه گفتار مثل زبان، لب‌ها، فك و ساير قسمت‌ها قادر نيستند بيشتر از 2 حركت در ثانيه ايجاد كنند.
 
5. انسان‌هاي اوليه دستگاه گفتاري ابتدايي و اوليه از صدا‌هاي بصري، لامسه و شنوايي داشتند كه شبيه به گفتار حيوانات بوده است. فقط زمانيكه نياز به نشان دادن اشياء از طريق سمبل‌ها و صحبت كردن با فردي ديگر درمورد تولدات ذهني خود بودند حرف زدن اتفاق مي‌افتاده است. اين مغز خاص انسان بوده كه توانايي اينكار را به او مي‌داده است.
 
اولين زبان سمبليك 5/2 ميليون سال پيش پديدار شد كه انسان شروع به ساختن اولين ابزارهاي سنگي كرد. اين توانايي مطمئناً نقش مهمي در رشد و پيشرفت ارتباط سمبليك داشته است. صحبت كردن صحيح و كامل 150،000 سال پيش اتفاق افتاد كه انسان صدايي مشابه با آنچه انسان مدرن به زبان مي‌آورد از خود توليد كرد.

دهان، بيني و حنجره به يك دستگاه تبديل شدند كه در آن هوا به‌خاطر وضعيت بهتر زبان و لب‌ها، به حروف صدادار و بي‌صدا تبديل مي‌شد. علاوه‌براين، يادگيري دستورزبان و صرف‌ونحو درنتيجه يك فرايند تكاملي پديد آمد درحاليكه توانايي نوشتن برآمد تفسير آوايي آيكون‌هاي اوليه بوده است.
 
6. گفتار زاده شده يا ياد گرفته شده است؟ موارد مشهور از گم شدن كودكان در جنگل قبل از سن سه سالگي (كه زبان عمدتاً يادگرفته مي‌شود) و پيدا كردن آنها در سالها بعد نشان داده است كه طي آن دوران توانايي محدودي در يادگيري زبان انساني داشته اند و يادگيري زبان نياز به ايجاد رابطه با ديگران دارد. به نظر مي‌رسد كه مغز دوره‌اي دارد كه در آن گفتار را ياد مي‌گيرد و اگر اين دوره ناديده گرفته شود، فرد بعدها قادر به كسب مهارت گفتار نخواهد بود. مهارت گفتار فقط با حضور در يك اجتماع و در سن رشد مغزي ايجاد مي‌شود.

7. گفتار پيچيده انسان به دو هسته مغزي مرتبط است كه زبان را كنترل مي‌كنند (كنترل حرف زدن، ذخيره اطلاعات و ادغام قوانين دستورزبان) و در نيمكره چپ مغز قرار دارد. آنچه مي‌خواهيم بر زبان بياوريم در ناحيه‌اي در نيمكره چپ كه "منطقه ورنيك" (Wernicke zone) نام دارد توليد مي‌شود. اين قسمت با "منطقه بروكا" (Broca zone) كه مسئول قوانين دستورزبان است در ارتباط مي‌باشد. ضربه‌ها از اين نواحي به عضلات دخيل در گفتار مي‌روند. اين مناطق با سيستم بصري (به همين دليل مي‌توانيم بخوانيم) و سيستم شنيداري (به همين دليل مي‌توانيم حرف‌هاي ديگران را بشنويم، درك كنيم و به آن پاسخ دهيم) نيز در ارتباط است و همچنين يك بانك حافظه براي يادآوري عبارات مهم و باارزش دارد.

همين نيمكره چپ حركات دست راست را كنترل مي‌كند و 99 درصد از انسان‌ها راست‌دست هستند. نيمكره چپ همچنين مركز تفكر تحليلي است كه با توانايي‌هاي منطقي در ارتباط است.
 
8. با ظهور زبان حدود 50،000 سال پيش، تحول و پيشرفتي ناگهاني در تكامل گفتار پديد آمد.

گفته مي‌شود كه 6000 زبان مدرن دنيا همه ريشه در يك زبان مادر واحد داشته‌اند زيراكه 50،000 سال پيش انسانها جمعيتي بسيار اندك و فقط حدود 1000 نفر بوده‌اند. امروز، سه خانواده بزرگ از زبان‌هاي انساني وجود دارد.
 
9. به بسياري از ميمون‌ها از نژادهاي بومبو، شمپانزه، گوريل يا اورانگوتان، زبان علامات يا اداره علامت‌هاي گرافيكي يا كامپيوتري آموزش داده شده است. برخي از آنها قادر بوده‌اند تا 1000 كلمه را ياد بگيرند (روزانه 40 كلمه تازه) اما آگاهي موقت آنها پوچ است. درنتيجه، همه اينها به توانايي‌هاي مغز برمي‌گردد.
 
10. درمورد نحوه پديد آمدن زبان انساني سه فرضيه اصلي وجود دارد:

الف) خوردن سلوسيبين (psilocybin) كه يك آلكالوئيد روان‌گردان موجود در برخي قارچ‌ها است توسط انسان‌هاي اوليه كه مي‌توانسته بخش‌هاي تكامل‌يافته مغز مثل منطقه بروكا را تحريك كرده باشد. نقاشي‌هاي عصر نوسنگي بر روي ديوارها، انسان را با دست‌هاي پر از قارچ نشان مي‌دهد كه بازگو كننده اين تئوري است.
 
ب) مبحث تكاملي درمورد ابداعات مغز، مكانيزم‌هايي كه موجب يك رشد مشخص شده‌اند، صحبت مي‌كند. ممكن است پيشرفت گفتار به‌خاطر باروري يا بقاي انسان صورت گرفته باشد.
 
ج) ممكن است فقط يك جهش يا تحول توانايي گفتار را ايجاد كرده باشد. زبان‌هاي انساني ساختاري يكسان دارند كه مي‌تواند ذاتي و از ويژگي‌هاي گونه‌ها انگاشته شوند. محققان امريكايي در سال 2001 روي كروموزم 7 ژني كشف كردند كه نبود آن بين اعضاي يك خانواده موجب بروز دشواري‌هايي براي توليد كلمات و درك آنها شود، حتي اگر آن افراد، انسانهايي واقعاً باهوش بوده باشند. اين نشان مي‌دهد كه زبان به هوش كلي ارتباطي ندارد و همچنين بيانگر اين واقعيت است كه گفتار پايه و اساسي ژنتيكي دارد.

 

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۶:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۶۳

شيوه گفتگو هنگام عصبانيت احساسي و روش هاي غلبه بر خشم

خشم احساسي

كنار آمدن با احساسات هيچوقت آسان نيست، مخصوصاً وقتي كه عصباني هستيم. خشم نوعي احساس است اما وقتي در زندگي خودمان و سايرين مشكل ايجاد مي كند به يك مسئله دشوار تبديل مي شود. احساسات از اين نظر بلااستفاده هستند كه اين يك حس است كه باعث مي شود بدن به تغييرات درون فرد واكنش دهد و او را براي اعمال پرتوان  فوري آماده مي كند.
 
ترس ريشه خشم و محركي است كه حس رنجش و آزار را جلوي چشم مي آورد. وقتي كسي از نظر فكري احساس تهديد كند، واكنش او همراه با ترس خواهد بود. ترس كاملاً در تاروپود اين حس نفوذ كرده است؛ ازاينرو فرد هميشه قادر به كشف آنچه كه باعث عصبانيتش مي شود نيست. وقتي اين اتفاق مي افتد (برحسب ميزان ترس و موقعيت مورد نظر)، فرد با هيجان و فكر نسبت به مشكل رفتار مي كند.
 
اگر فرد موقع واكنش دادن فكر نكند، احتمالاً فاجعه اي رخ خواهد داد. فكر همان جايي است كه بايد باشد و اگر ياد گرفته باشيم كه در موقعيت ها از فكرمان استفاده كنيم، ديگر براي كنترل آزردگي خود مشكلي نخواهيم داشت.
 
اما، اگر عادت داشته باشيم كه هيجاني و احساسي واكنش دهيم، در طول زندگي خود مشكلات زيادي خواهيم داشت. برخلاف باور عموم، احساسات بيشتر از اينكه به ما براي داشتن يك واكنش پخته در همه موقعيت ها كمك كند، ما را دچار توهمات بيهوده مي كند. اگر در يك موقعيت خطرناك باشيد و به احساساتتان اجازه بدهيد بر فكرتان حكمراني كنند، به احتمال خيلي زياد دچار خطر خواهيد شد.
 
بعنوان مثال اگر براي دعوا كردن تحريك شديد و احساساتتان به هيجان آمده باشد، ديگر دنبال راه حل هايي براي اجتناب از دعوا نخواهيد بود. اما اگر با فكر جلو برويد، خواهيد توانست با حرف زدن طرف مقابل را آرام كنيد يا خيلي راحت از آن موقعيت خودتان را بيرون بكشيد.

البته اين درمورد همه مشاجرات و دعواها پيش نمي آيد اما در اكثر آنها عمل مي كند. احساسات شما نقش مهمي در مشاجرات دارند چون عصبانيت هم نوعي احساس است . اين مسئله را مي توان در دعواي زن و شوهرها ديد. مي دانيم كه اگر هر دوي آنها سر همديگر جيغ و داد بكنند، مشكلشان بيشتر مي شود. مي دانيم كه هر دو طرف از نظر احساسي تحريك شده اند. حالا اگر يكي از دو طرف از فكرش استفاده كند، خواهد توانست مشكل را ببيند و راه حلي براي كنار آمدن با آن پيدا كند. حتي ممكن است ببينند كه چقدر مشكلشان مسخره است و اين مسئله را به طرف مقابل هم منتقل كند.
 
ميدانيم كه وقتي بچه ها دعوا مي كنند بعد از اينكه مي فهمند چقدر دعوايشان احمقانه بوده، خيلي زود با هم آشتي مي كنند. درنتيجه، اينجا احساسات نقش داشته است و بچه ها را فريب داده و به آنها قبولانده كه دعوايشان قابل توجيه است. اما اگر بچه ها با فكرشان تصميم مي گرفتند مي توانستند درمورد مشكلشان با هم حرف بزنند و براي حل آن با هم كنار بيايند.
 
خشم رفتاري آموختني است كه همه ما بايد چه مستقيم و چه غيرمستقيم، با آن دست و پنجه نرم كنيم. وقتي در سيستمي زندگي كنيم كه به ما ياد مي دهد كه خشونت پاسخ مشكلات است، ديگر انتظار كنترل رفتار از فرد عصباني در جامعه خيلي سخت خواهد بود.
 
مي بينيم كه تاثير نقش بسيار مهمي در مشكلات مربوط به تندي و بدخلقي دارد. ازآنجاكه رهبران به ما مي گويند كه وقتي قادر به كنترل فرد مقابل يا گروهي از افراد نيستيد، خشونت چاره كار است، اينجاست كه با تاثيرات مواجه هستيم. اجتناب از تاثيرات منفي در اكثر مواقع غيرممكن است اما مي توانيم راه بهتري براي وفادار ماندن به حقايق و نقاط خوب زندگي پيدا كنيم.
 
با نگاه كردن به جنبه مثبت، مي توانيم ببينيم كه جنگ مشكلات بسيار زيادي براي ما به وجود آورده و به سود هيچكس نبوده است. مي توان با نگاه كردن به رهبران و  سردمداران جنگ ها به اين موضوع پي برد. حالا اگر در جامعه با خشونت رفتار كنيد به زندان برده مي شويد و رفتار شما عواقبي به دنبال دارد. درنتيجه، آنچه رهبران به ما ياد مي دهند اين است كه برتري نقش مهمي در كنترل و دشمني دارد. اينكه ياد بگيريم مثبت فكر كنيم، آنطور كه فكر مي كنيد سخت نيست. فقط كافي است كه مدام براي خودتان تكرار كنيد كه امروز قرار است روز خيلي خوبي براي من باشد.
 
براي اينكه براي اطرافيانتان فردي مطمئن و قابل پيش بيني باشيد، خيلي مهم است كه در زمانهايي كه عصبانيتتان تحريك مي شود، بتوانيد آرامش خود را حفظ كنيد. اين قدرت به شما اين امكان را مي دهد كه چه در كارتان و چه در زندگي خصوصيتان به اهدافتان دست پيدا كنيد.
 
1. احساسات و هيجانات منفي را فقط رودررو يا پشت تلفن بيان كنيد. ايميل، دستگاه پيامگير تلفن، و يادداشت براي بيان كلمات منفي مناسب نيستند. چيزي كه روي صفحه كاغذ مثل بمب است، وقتي كلامي بيان شود مثل پر خواهد بود.
 
2. در پاسخ خود از اين جمله استفاده كنيد، "مي فهمم". اين جمله درزمان هايي كه تنش بسيار بالا است و براي ايجاد توافق يا آشتي با طرف مقابل نياز به وجه اشتراك داريد، بسيار كمكتان خواهد كرد.
 
3. دقت كنيد كه چه موقعي با حرفي كه كسي به شما مي زند، احساس مي كنيد تهديد شده ايد. با وسوسه دفاع كردن از خودتان يا قطع رابطه با فرد مقابل مقابله كنيد.

4. تمرين كنيد كه وقتي عصباني هستيد از ديگران چيزي درخواست كنيد.ن ميكرد.

دوستم مي گفت كار به جايي رسيد كه تحمل شرايط واقعاً برايش دشوار شده بود، مي خواست به نحوي فضا را پاك سازي كند و سوء تفاهم هاي موجود را از ميان بردارد، اما نميدانست اين كار را بايد از كجا شروع كند و آنرا به چه نحوي انجام دهد. من به او چند راه حل براي از ميان برداشتن تعارض ها پيشنهاد كردم كه براي خود من در گذشته موثر واقع شده بودند. اكنون قصد دارم كه آنها را در اختيار شما هم قرار بدهم؛

ديدگاه طرف مقابل را درك كنيد

من به اين نتيجه رسيده ام كه اولين گام در راه از بين بردن تنش و يا هر گونه كشمكشي اين است كه ببينيد ديدگاه طرف مقابل در مورد "مبحث" مشكل آفرين چيست. سعي كنيد جلسه اي را تعيين كنيد، كنار هم بنشينيد (به عنوان مثال براي صرف نهار و يا حتي قهوه، در جايي كه چيزي در ميان حرف هاي شما وقفه ايجاد نكند) و در مورد مشكلي كه بوجود آمده با هم صحبت كنيد. به اين مسئله بپردازيد كه چرا نمي توانيد با هم به طور مقتضي ارتباط برقرار كرده و گفتگو كنيد و ببينيد كه چگونه مي توانيد راه حل پيرامون مشلات پيدا كنيد.

در ابتداي جلسه از او بخواهيد كه برايتان توضيح دهد با چه ديدي به مشكل موجود نگاه مي كند و درك او از قضايا به چه صورت است. در اين حالت بايد توجه داشته باشيد كه بايد به طور كامل بر روي اعصاب خود مسلط باشيد، با او مشاجره نكرده و حرف او را قطع نكنيد. اگر اين كار را انجام دهيد اين امكان وجود دارد كه او صحبت هايش را قطع كند، به گفتگو با شما ادامه ندهد، و عصباني شود. توجه داشته باشيد كه وقتي به حرف هاي او گوش مي دهيد، نبايد به فكر جواب دادن به او باشيد. سعي كنيد از ديدگاه او به قضيه نگاه كنيد. زمانيكه تصور كرديد او از نظر احساسي خود را تخليه كرده است، در مورد مشكل صحبت كنيد و گزينه هاي حل مسائل را ارائه كنيد.

من شركاي تجاري را مي شناسم كه به دلايلي آنقدر از دست هم عصباني شده بودند كه براي چند روز اصلاً با هم صحبت نمي كردند. كليه ي معملات تجاريشان تنها به خاطر كله شقي و يكدندگي از هم پاشيده شده بود. من تصميم گرفتم كه اين دو نفر را پاي ميز مذاكره بكشانم. آنها ابتدا بر سر هم فرياد مي كشيدند و با هم مشاجره مي كردند؛ اما در پايان ميزگرد هر دو به طور كامل از نظر احساسي تخليه شده بودند و براي اولين بار بود كه در يك فضاي كاملاً منصفانه به حرف هاي هم گوش مي دادند.

از خودتان بپرسيد: "من تا چه اندازه مقصرم؟"

مطرح كردن اين پرسش نيز يكي ديگر از گام هاي اساسي به منظور از ميان برداشتن زخم هاي دردناك روابط است. يك مثال قديمي هست كه مي گويد: "وقتي شما انگشت خود را به نشانه ي اتهام به طرف فرد ديگري نشانه مي گيريد، 3 انگشت ديگر به طرف خودتان نشانه مي رود."

من به شخصه زمانيكه در مورد مسائل كاري به مشكل بر مي خورم، اولين كاري كه انجام مي دهم اين است كه از خودم سوال مي كنم: "بگو ببينم چه كار اشتباهي انجام دادي؟" اين سوال مي تواند هم بر روي خودتان و هم بر روي فرد مقابل تاثير خوبي بگذارد. در چنين شرايطي طرف مقابل هم احساس خوبي پيدا مي كند و كمي نرم تر با شما برخورد خواهد كرد. در اين حالت هر دو نفر مي توانند از هم عذر خواهي كنند، با هم سازش كرده و به حل مشكلات و درگيري ها بپردازند.

وقفه كوتاهي ايجاد كنيد

اگر با وجود تمام اين مسائل باز هم احساس كرديد كه قادر به از بين بردن كشمكش ها نيستيد، مي توانيد پيشنهاد كنيد كه هر دو طرف براي مدت زماني پايشان را از قضايا بيرون بكشند و به طور اختصاصي به مشكلاتي كه بوجود آورده اند فكر كنند. اين وقفه به هر دو نفر اجازه  مي دهد كه خودشان را از نظر احساسي تخليه كنند. مطمئن باشيد كه يكي دو شب خواب آرام و راحت تاثير خوبي بر روي آنها گذاشته و سبب مي شود كه يكطرفه به قاضي نروند. البته منظور ما اين نيست كه رفع مشكلات را به تعويق بيندازيد و يا خداي نكرده در از بين بردن موانع كوتاهي كنيد. فقط براي مدت زماني به خود وقت بدهيد و سپس در يك وقت معين در يك مكان معين با هم قرار ملاقت بگذاريد و به بررسي مسائل بپردازيد.

يادم مي آيد كه زماني ميان دو مدير يك شركت دعوايي راه افتاده بود. يكي در بخش توليد و ديگري در بخش تحقيقات مشغول به فعاليت بود. هر يك از آنها ايده اي كاملاً متفاوت در مورد نحوه ي ايجاد فرايند توليد در كارخانه ارائه مي دادند. هر كدام از آنها سنگ خودشان را به سينه مي زدنند و به هيچ وجه نظر طرف مقابل را به حساب نمي آوردند. به همين دليل برنامه ي توليدات جديد عقب مانده بود. من جلسه اي را ترتيب دادم تا اين دو نفر با هم گفتگو كرده واختلافات را پشت سر بگذارند، اما متاسفانه در اين گردهمايي نيز نتوانستند به نتيجه ي مورد نظر دست پيدا كنند. در اين زمان من به هر دو طرف پيشنهاد كردم تا مدتي دور از هم باشند و تنها به عواقب كاري كه ميكنند فكر كنند: اگر محصول جديد تا زمانيكه تبليغات انتخابي شروع مي شود وارد بازار نمي شد، كمپاني با چه مشكلاتي مواجه مي شد. دو روز بعد آنها كم كم به حرف هاي يكديگر گوش دادند و مشكل آنها به مرور حل شد.

كمك بگيريد

اگر به هيچ نحوي نتوانستيد مشكل خود را حل كنيد، ميتوانيد از شخص سومي كه مورد اعتماد هر دو نفر است، كمك بگيريد. اين فرد بايد به اندازه ي كافي در مورد مشكل شما آگاهي داشته باشد و از شخص خاصي جانبداري نكرده و بي طرف باشد.

من در مشاجرات بسيار زيادي ميانجيگري كردم. تنها در صورتي مي توان به نتيجه رسيد كه هر دو نفر مرحله ي احساسي خود را رد كنند، ديدگاه هاي يكديگر را به طور كامل درك نمايند، عواقب به نتيجه نرسيدن را دريابند، منطقي با مسائل برخورد نمايند، و هر چقدر كه مي بخشند همان اندازه هم دريافت كنند. هميشه دو نفر مي بايست در جايي آن هم در پشت قضايا با هم سازش كنند.

دور نماي بلند مدت را در نظر بگيريد

اگر تا كنون هيچ گونه پيشرفتي حاصل نشده و يا ميزان كمي بهبود ايجاد شده، بايد طرف مقابل را در جريان قرار دهيد كه رفع مشكل مي تواند چه منفعتي را در آيند در بر داشته باشد. به او پيشنهاد كنيد كه در مورد هر مشكلي كه در گذشته بوجود آمده و او را عصباني كرده فكر كند. به او ياد آوري كنيد كه چه مشكلاتي را پشت سر گذاشته كه در حال حاضر به هيچ وجه يادش هم نمي آيد و بگوييد: "اين نيز بگذرد"؛ اين جمله مي تواند حسن ختام خوبي براي اتمام هر گونه درگيري و مشارجه اي به شمار رود. شايد فكر كنيد كه برخي از تفاوت ها هستند كه هيچ گاه از ميان نمي روند؛ بايد به خاطر داشته باشيد كه اين اين دو طرف دعوا هستند كه بايد بخواهند تا مشكلاتشان از بين برود.

و در آخر بايد اشاره كنم كه يك راز در مورد حل مشكلات وجود دارد – در نهايت هر دو نفر بايد بخواهند تا بتوانند مشكلات را از ميان بردارند؛ اگرنه مشكلات تا ابد به قوت خود باقي مي مانند و بُرد از آن هيچ يك از طرفين نخواهد شد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۶:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۶۰

با همكاران حسود خود چگونه برخورد و گفتگو كنيم  ؟

موفقيت، موفقيت مي آورد و متاسفانه حسادت!

طي صعود شما از نردبان ترقي در شركت، مطمئناً دوستان بسيار و تعدادي هم دشمن پيدا خواهيد كرد. اين دشمنان، كه هميشه با آنها برخورد خواهيد داشت، هميشه سعي بر اين خواهند داشت تا شما، كارها و دستاوردهايتان را پايين آورده و تحقير كنند. اين دشمنان، يا اصطلاح مهربانانه تر آن، همكاران حسود، اگر به حال خود رها شوند، ممكن است مانعي بر سر راه پيشرفت شما شوند و يا تله هايي براي در دام افتادن شما ترتيب دهند.


مشخص ترين همكاران حسود به راحتي قابل شناسايي هستند، از آنجا كه در هر تلاشي كه مي كنيد، به رقابت با شما برمي خيزند. زيرك ترين اين دشمنان معمولاً پي فرصت مناسبي براي تحقير شما به خاطر شكست ها و اشتباهاتتان هستند.


من كه خود با انواع مختلفي از اين دشمنان در رده هاي مختلف شركت برخورد داشته ام، در اين مقاله مي خواهم شما را با دو روش اصلي در برخورد با اين افراد آشنا كنم: (1) خنثي كردن حسادت آنها، و (2) تلافي كردن كارهايشان.

 

(1)  خنثي كردن حسادت دشمنان

آيا رفتار شما شايسته ي سرزنش و عيب جويي است؟ آيا كاري كرده ايد كه باعث شعله ور شدن هر چه بيشتر حسادت آنها شده است؟ آيا ديگران را تحقير مي كنيد و موفقيت هاي خودتان را به رخ مي كشيد؟


اينها سوالاتي است كه بايد از خودتان بپرسيد، چون قصد نداريد كه خودتان اسباب تنفر ديگران را فراهم كنيد. اگر متوجه شديد كه خودتان رفتارها و برخوردهايي ناشايست و منفي داشته ايد، بايد هر چه سريعتر آنها را تغيير دهيد. در واقع، تا مي توانيد صميمي و فروتن باشيد و ارزش ديگران را بالا ببريد. با تقسيم موفقيت هايتان با همكارانتان، اعتماد به نفس آنها را بالا ببريد و به آنها نيز درس موفقيت بدهيد. 

اگر در گذشته بيش از حد متكبر و مغرور بوده ايد، خود را تغيير دهيد و سعي كنيد با دشمنانتان صلح برقرار كنيد. به خاطر كار، اعتبار، و سلامت روانيتان، بايد تا مي توانيد از هرگونه مجادله يا احساس بد و منفي دوري كنيد. اگر اينكار را به خاطر ترس از عكس العمل دشمنانتان انجام دهيد، مطمئن باشيد كه آنها متوجه اين مسئله خواهند شد. پس بايد اين تغيير از ته قلب و مخلصانه باشد.

جلب احترام همكاران

آيا تا به حال سعي مي كرديد كه خود را نفر اول و از همه كس بالاتر نشان دهيد؟ بدانيد كه هيچوقت براي جبران اشتباهات گذشته دير نيست. سعي كنيد از اين به بعد، همكاران و ساير افراد گروه را مقدم بر خود بدانيد. مطمئن باشيد اگر بتوانيد حمايت، پشتيباني و احترام اطرافيان خود را جلب كنيد، با نيروي بيشتري مي توانيد در برابر كارشكنان مقاومت كنيد. اگر فرد حسود را از سايرين جدا كنيد، ممكن است  آتش حسادت او نيز كم كم فروكش كند.

بر حسادت آنها پيشدستي كنيد

اگر بتوانيد همكار ناراضي و ناخشنود خود را زود شناسايي كنيد، خواهيد توانست بر حسادت او پيشدستي كنيد. هرجا كه لازم باشد امتياز بدهيد. فروتن باشيد، اما نه به آن اندازه كه شايستگي هايتان ناشناخته بماند. نكته اينجاست كه بايد قبل از شعله ور شدن آن حس حسادت، از آن جلوگيري كنيد.

 


همكارانتان را به خاطر موفقيت هايشان تشويق كنيد. سعي كنيد خودتان حسود نباشيد، چون اين نوع احساسات خيلي زود برملا مي شوند. اگر در خودتان نيز حس حسادت و رفتارها و عملكردهاي منفي مشاهده مي كنيد، بايد انتظار برخورد مشابه نيز از ديگران داشته باشيد.

 

(2)  تلافي كارهاي حسودان


اگر نتوانستيد حسادت همكارانتان را خنثي كنيد، بايد براي حفظ اعتبار و شهرت خود در محل كار، واكنش نشان دهيد. بايد هرطور شده تلاشهاي همكارن حسود خود را براي بي اعتبار كردن خود نابود كنيد.


اگر عملياتي افترا آميز و بدگويانه برعليه شما از جانب يكي از همكاران حسود آغاز شد، وظيفه ي شما اين است كه كاري كنيد تا خلاف آن حرف ها ثابت شود. سعي نكنيد شما نيز كاري مشابه با او انجام دهيد، چون اين فقط شدت توهين هاي او را افزايش خواهد داد. هميشه سعي كنيد لبخند زده و سرحال نشان دهيد (اما نه بيش از حد)، سخت كار كنيد، و سعي كنيد از هرگونه غيبت و بدگويي از طرف مقابل نزد سايرين اجتناب كنيد و تاكتيك هاي زير را به كار گيريد.


بين افراد رده بالاي شركت، حامي پيدا كنيد

يكي از اولين كارهايي كه براي دفاع از خودتان بايد انجام دهيد، اين است كه به دنبال حامي و پشتيبان باشيد. با تجربه ي من، هرچه اين حاميان را از افراد رده بالاتر محل كارتان انتخاب كنيد، موفقيت آميزتر خواهد بود. چون اگر پاي يكي از مديران رده بالا هم در ميان باشد، دشمنان تمايل كمتري به در افتادن با شما پيدا خواهند كرد.

به هيچ وجه سعي نكنيد خود را ضعيف و شكننده نشان دهيد. خيلي راحت پشت درهاي بسته با او بنشينيد و مشكلاتتان را با او درمان بگذاريد، و او را از همه ي ماجرا بااطلاع كنيد.

از همه تخلفات آگاه باشيد

كليه مواجهات و مباحثات خود را با فرد حسود در خاطر خود نگاه داريد، و سعي كنيد از آن واقعه مدرك جمع كنيد. حرفه اي عمل كنيد. اگر او زشت و ناشايست رفتار كرد، شما مثل او رفتار نكنيد. ممكن است او نيز وقايع را ثبت و ضبط كند. اگر يك ايميل تند و زننده دريافت كرديد، آن را نگاه داشته و به هيچ وجه پاسخ ندهيد. اطمينان حاصل كنيد كه هيج يك از حرفهايتان را به صورت نوشته نداشته باشد. اگر لازم مي بينيد كه آن توهين ها و حرف هاي زشت را پاسخ دهيد، آن را به صورت شفاهي انجام دهيد.

به آنها فرصت دهيد تا از ادعاي خود صرفنظر كنند

نبايد دشمنان خود را به حالت دفاعي، تهديد شده و بيچاره ببريد. به خاطر داشته باشيد: شما مي خواهيد اين مجادله را به پايان برسانيد، پس به آنها فرصت تغيير عقيده و برگشتن از ادعاي خود را بدهيد. براي نگاهداشتن رابطه تان، گهگاه به او امتياز بدهيد. مثلاً اگر دشمنتان معمولاً خوش برخورد است، به آن رفتار اعتماد كنيد، اما نه كوركورانه. ممكن است او به طريقي بخواهد عذر خواهي كند، بدون اينكه غرورش جريحه دار شود. اما هيچوقت شما با شديدتر كردن آزار و اذيتتان، ن را قرباني نكنيد، بخشنده و رئوف باشيد.


بهترين نتيجه را بگيريد!

برخورد با همكاران حسود موقعيت دشواري است كه همه از آن فراري هستند. اما شما مي توانيد با فرونشاندن حسادت آنها قبل از اينكه مشكل ساز شود، همه چيز را به خوبي برطرف كنيد. اما اگر با اين روش راه به جايي نبرديد، بايد درصدد تلافي برآييد، شايد از اين طريق پي به اشتباه خود ببرند. در هر حال بايد هوشيار باشيد و حرفه اي عمل كنيد، تا بهترين نتيجه را بگيريد .

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۶:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۹

چگونه خواسته هاي پنهان خود را بگوئيم و آشكار سازيم ؟

خواسته هاي پنهان جملات يا آرزوهايي هستند كه هر كسي ممكن است در ذهن خود بپروراند، حرف هايي است در قلب و ذهن ما كه به دلايل مختلف از گفتن آن ها بازمانده ايم، رفتارهايي است  اغلب مفيد و موثر كه برخي اوقات توان اجراي آن را نداريم، اما قلبا علاقه داريم آن هارا به زبان بياوريم يا اجرا كنيم تا خواسته اي از ما برآورده شود.

بعضي وقت ها با بيان همين خواسته هاي كوچك و بزرگ مي توان مشكلات بزرگ و جدي در زندگي خود يا ديگران را حل كرد، انتظاري را به پايان رساند، فردي را متوجه اشتباهي كرد و يا واقعيتي را بر كسي آشكار نمود. همچنين بيشتر مواقع بيان نمودن جملات ناگفته موجب رفع سوء تفاهم، ابهام، دلخوري و ايجاد آگاهي و آشكار حقايق مي شود. اما پاره اي از اوقات اگر دقت و توجه كافي به نحوه بيان و شرايط گفتن مطالب نداشته باشيم،  ممكن است عواقب آن زندگي ما را طوري دگرگون كند كه ما از گفتن آنچه گفته ايم يا آنچه انجام داده ايم منصرف و پشيمان مي شويم.

به هرحال گفته هاي ناگفته حقايقي از زندگي است كه بهتر است با درنظر گرفتن موقعيت، جرات و قدرت گفتن آن را پيدا كنيم. زيرا اگر آن ها را به زمان نياوريم، احتمال دارد، مشكلات ما به حدي برسد كه نادم و پشيمان شويم و در خلوت خودمان را سرزنش و ملامت كنيم و از خود بپرسيم چرا از فرصت پيش آمده درست استفاده نكرده ايم. حتي شايد، احساس كنيم كه آرمان و عقايد خود را زير پا گذاشته ايم.

اما نكته ي جالب توجه اينجاست كه، بعضي وقت ها به دنبال فرصت و موقعيتي براي پرداختن به خواسته هايمان با فرد يا جمع خاصي هستيم،‌ ساعت ها و روزها آن را در ذهن مي پرورانيم و طريقه گفتن آن را تمرين مي كنيم، هر لحظه موقعيتي را جستجو مي كنيم تا آن مطالب را بيان كنيم اما، به محض اين كه فرصت مناسبي براي بيان آن ها يا انجام رفتار از قبل تمرين شده مهيا مي شود، غرور پنهان ما يا عامل ديگري از بيان آن مطالب جلوگيري مي كند و مارا در حال و هوايي گنگ و مبهوت بين گفتن و نگفتن قرار مي دهد تا اينكه فرصت به وجود آمده ثانيه هاي خود را به پايان مي رساند و لحظات انتظار و سردرگمي مجددا فرا مي رسد.

معمولا عواملي مانند،ترس از واكنش و مجازات، خجالت يا داشتن غرور، خستگي و دلخوري موجب مي شود تا فردي نتواند حرف دل خود را به ديگري بزند يا رفتار مورد علاقه خود را انجام دهد.

در اين ميان غرور يكي از عواملي است كه در اين زمينه موثرتر است و تا حدي در تصميم گيري افراد نفوذ پيدا مي كند كه آنها را از بيان خواسته هاي قلبيشان باز مي دارد و موقعيت زرين پيش آمده را از آن ها مي گيرد.

عامل ديگري كه معمولا مسبب اين اتفاق مي شود، "شرم و حيا" يا همان خجالت افراد است كه  تحت تاثير آن و ترسي كه از عكس العمل طرف مقابل وجود دارد مانع از گفتن حرف دل افراد مي شود.

كارگري بود كه به علت ديسك كمر نمي توانست اشياء سنگين را به تنهايي جابجا كند و از روي حيا و خجالت قدرت بازگو كردن مشكل خود را نداشت و توقع داشت كارفرمايش او را از انجام اين كار بازدارد، اما كارفرما به دليل مشغله كاري توجهي به روش كار كارگر خود نداشت و آن كارگر به علت اين كه انتظار داشت تا كارفرمايش مانع اشتباه او شود هر روز وضع بيماري خود را بدتر مي كرد و به خود آسيب مي رساند.

اما آن كارگر بايد درك مي كرد كه كارفرمايش از مشكل او به درستي با خبر نيست يا بنا به دلايلي به آن توجه ندارد، آن وقت با در نظر گرفتن شرايط و نوع رفتار كارفرماي خود كنار گذاشتن ترس و خجالت مشكلش را مجددا به او بازگو مي كرد و درخواست راهكار جديد مي نمود.

درك شرايط و موقعيت طرف مقابل، نكته اي ديگر است كه زمان بيان حرف هاي ناگفته خود بايد به آن دقت كافي داشته باشيم. به اين معني كه براي بيان خواسته هاي خود بايد تشخيص بدهيم كه اوضاع مناسب است. طرف مقابل در شرايط روحي مساعدي باشد، موقعيت زماني و مكاني مناسب باشد يا افراد اضافه در جمع نباشند و مواردي از اين قبيل.

به هرجهت براي آشكار كردن حقايق و گفتن ناگفته ها همه افراد ناگزير به گفتن آن ها هستند و بايد اين باور را پذيرفت كه براي به دست آوردن آن چه در آرزو و يا ذهن ما وجود دارد بهتر است ابتدا جرات و جسارت انجام آن را در شرايط مختلف به دست آوريم و بازدارنده هايي مانند، ترس، غرور، خجالت و توهم و تخيل را از خود دور كنيم. هيچ گاه نبايد منتظر بود تا معجزه اي پيش بيايد و طرف مقابل ناخودآگاه متوجه خواسته ما بشود حرف دل ما را بزند يا خواسته مان را عملي كند.

براي گفتن ناگفته ها بايد هر لحظه را غنيمت شمرد آن طور تصور كرد كه اين آخرين فرصت پيش آمده است و با از دست دادن آن بايد دور آرزو يا پيشنهاد خود را خط قرمز كشيد. به اين ترتيب مي توان بر غرور يا خجالت و هر بازدارنده ديگري غلبه كرد و خواسته قلبي خود را عنوان كرد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۶:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۸

روشهاي برخورد با انتقادات ديگران

"انتقاد چيزي است كه خيلي راحت، با هيچ چيز نگفتن، هيچ كاري نكردن، و هيچ چيز نبودن مي توانيم از آن دوري كنيم."

– ارسطو

شنيدن انتقاد هميشه جالب نيست. البته راه هايي وجود دارد كه بتوانيد طوريكه كمتر برايتان آزاردهنده باشد، با آن برخورد كنيد و گاهي وقت ها هم تاثير خوبي از آن بگيريد.

در زير به چند نكته كه در برخورد با انتقادات ديگران مي تواند خيلي كمك كننده باشد اشاره مي كنيم.

اين نكات هم، مثل همه نكات اخلاقي ديگر، جنبل و جادو نيستند. ممكن است بار اولي كه از آنها استفاده مي كنيد، اصلاً موثر نباشند. بايد تمرين كنيد. به مرور زمان عضلات مغز شما قوي تر مي شوند و بعد برخورد با انتقاد برايتان ساده تر شده و ارزش بيشتري برايتان پيدا مي كند.

قبل از اينكه دهانتان را باز كنيد، تا 10 بشماريد

اگر بخواهيد بلافاصله به انتقاد پاسخ دهيد، واكنشتان مطمئناً تدافعي خواهد بود. و كلماتي كه از دهانتان خارج مي شوند، غيرضروري، نادرست و بيش از حد احساسي خواهند بود. وقتي كسي از شما انتقاد ميكند، قبل از اينكه دهانتان را براي پاسخ به او باز كنيد، حداقل تا 10 بشماريد بعد جواب دهيد. با اين روش ساده كمي به خودتان مهلت مي دهيد كه قضيه را تجزيه تحليل كنيد و ديگر حرفي نمي زنيد كه بعدها از آن پشيمان شويد.

مثل بودا با آن برخورد كنيد

شايد اين داستان را قبلاً شنيده باشيد. اين راه بسيار خوب و عملي براي نگاه كردن به انتقاد است. در واقع براي مقابله با انتقاد هاي سخت و كوبنده و حملات شخصي خيلي به دردتان مي خورد.

"مردي با بي ادبي تمام وسط يكي از سخنراني هاي بودا مي پرد. بودا صبر مي كند تا حرف هاي آن مرد تمام شود و بعد از او مي پرسد، وقتي كسي هديه اي به كس ديگري مي دهد اما او آنرا پس مي زند، هديه متعلق به چه كسي مي شود؟ مرد مي گويد، آنكه هديه را پيشكش كرده. بعد بودا مي گويد، پس من هم اين بي ادبي شما را نمي پذيرم و به خودتان برمي گردانم."

خيلي راحت است، هديه انتقاد را قبول نكنيد. هيچ اجباري در كار نيست.

هم تحسين و هم انتقاد را به يك شكل بپذيريد

نظر من درمورد تحسين اين است كه خيلي چيز خوبي است و با خوشنودي آن را مي پذيرم. خيلي خوب است كه آدم مورد تحسين و تمجيد ديگران قرار گيرد اما به ندرت با شنيدن آن بيش از حد هيجان زده مي شوم و بالا و پايين مي پرم.

برعكس اين طرز تفكر وقتي است كه مخالف آن را مي شنويد: انتقاد منفي. به ندرت پيش مي آيد كه با آرامي با آن برخورد كنيد و احساسات منفي جلوي چشمانتان را نگيرد. بعضي وقت ها هم ممكن است آن انتقاد را با روي باز بپذيريد (اگر بتوانيد از آن درس بگيريد).

اين طرز تفكر معمولاً اينطور است كه برايتان اهميت ندارد بقيه چطور فكر مي كنند. اگر برايتان مهم باشد، هميشه نيازمند و تيره بخت مي شويد و اجازه مي دهيد كه ديگران احساساتتان را كنترل كنند.

پس اينگونه به اعتبار و ارزش داخلي تكيه مي كنيد تا خارجي. هرچه بيشتر و بيشتر به خودتان اعتبار و ارزش مي دهيد و نيازتان به تاييد خارجي كمتر مي شود. اما نبايد در اين رفتار هم بيش از حد پيش رويد. نبايد مثل آندسته از افراد مغرور و خودبيني شويد كه هيچوقت به هيچ انتقادي گوش نمي كند، حتي اگر عاقلانه و منطقي باشد.

اگر يك انتقاد چيزي براي درس گرفتن نداشته باشد و فقط ياوه گويي هاي مسخره باشد آنوقت بايد با اين طرز تفكر جلو برويد. در اين زمان ها هيچ اهميتي به آن حرف ها نمي دهيد و بعد خيلي زود فراموششان مي كنيد تااينكه بقيه روز را با عصبانيت و ناراحتي سپري كنيد.

به انتقاد گوش دهيد و جزئيات آنرا دريابيد

به جاي حمله كردن به طرف مقابل بخاطر انتقادش و ايجاد جوي خصومت آميز، سعي كنيد آنرا آرام كنيد. سعي كنيد آرام و منطقي با مسئله برخورد كنيد و ببينيد كه آن انتقاد چطور مي تواند به شما كمك كند. حتي وقتي يك نفر انتقادي نه چندان سازنده هم از شما مي كند باز هم بايد خوب درمورد حرف او فكر كنيد و ببينيد كه چطور مي توانيد مشكلتان را از بين ببريد. مثلاً اگر كسي درمورد شغل شما چنين انتقادي كرد: "كار تو واقعاً به درد نخور است." چند سوال از او بپرسيد:

- چرا به درد نخوراست؟

- براي بهتر شدن آن چكار مي توانم بكنم؟

- چطور مي توانم اين مشكلم را حل كنم؟

اگر نتوانستند به سوالهاي شما پاسخ دهند، پس احتمالاً فقط قصد آزار دادن شما را داشته اند. اما بيشتر وقت ها در انتقادات منفي مي توانيد نكات ارزشمندي پيدا كنيد. سعي كنيد عملي فكر كنيد و جزئيات انتقاد را بيرون بكشيد و از فرد منتقد اطلاعات بيشتري بگيريد. هرچه اطلاعات شما بيشتر باشد، حل مشكل برايتان ساده تر خواهد شد.

هميشه در مورد شما نيست

هر وقت كسي يك حمله شخصي به شما كرد و كلماتي آزار دهنده در موردتان به زبان آورد، يادتان باشد كه بعضي انتقادها هميشه در مورد خود شما نيست. انتقاد براي فرد منتقد راهي است براي بيرون ريختن عصبانيت هاي سركوب شده، خستگي ها يا حسادت ها. يا حتي راهي براي به كرسي نشاندن حرف خود. خيلي ها هم عادت دارند كه احساسات ديگران جريحه دار كنند تا دعوا راه بيندازند يا توجه ديگران را به خود جلب كنند. در اين مواقع انتقاد درمورد خود فرد منتقد اسن نه درمورد شما.

اگر اين نكته را يادتان باشد مي تواند به آرام شدنتان كمك كند. همچنين يادتان باشد كه فرد مقابل هم يك انسان است و ممكن است آن روز روز خوبي برايش نبوده باشد. اگر از اين ديدگاه به انتقاد نگاه كنيد، برخورد با آن مثل بودا، برايتان ساده تر مي شود.

ياد بگيريد كه انتقاد را مثبت تر تفسير كنيد

اين نكته به اين اشاره دارد كه به زندگي از ديدي مثبت تر نگاه كنيد. كتاب هاي روانشناسي زيادي براي ارتقاء ديدگاه شما نسبت به زندگي وجود دارد كه مي تواند كمك كننده باشد. سعي كنيد در زندگي روزمره تان واقعيت را به طريقي مثبت ارزيابي كنيد.

از آن مثبت انديشي مي توانيد براي برخورد با انتقادات هم استفاده كنيد، طوريكه به هيچ عنوان ناراحت و آزرده خاطر نشويد. اگر منطقي و واقع گرايانه با موضوع انتقاد برخورد كنيد و جانب گيري نكنيد، منتقد از اين منطق شما متعجب خواهد شد و كمي آرامتر مي شود و حرفهايش را با لحن بهتري به شما خواهد گفت.

بخوريد و بخوابيد

اين نكته خيلي ساده است. قبل از اينكه در يك ميتينگ كاري كه ممكن است مورد هجوم انتقادات مختلف قرار بگيريد يا هر موقعيت ديگر كه تصور مي كنيد همچنين جوي در آن حاكم باشد شركت كنيد، به اندازه كافي استراحت كنيد و خوب غذا بخوريد. گرسنگي يا كمبود خواب باعث مي شود غيرمنطقي برخورد كنيد.

با ايميل پاسخ ندهيد

از آنجا كه كلمات فقط 7% گفتگو را تشكيل مي دهد—بقيه 93% مربوط به صدا، لحن و زبان بدن است—عاقلانه تر است كه پاسخ انتقاد كسي را با ايميل ندهيد. بهتر است فردي كه آن ايميل انتقادي را به شما زده پشت تلفن پيدا كنيد يا براي ملاقاتش برويد. با اين كار از بروز سوء تفاهمات جلوگيري مي كنيد. همچنين اگر قصد انتقاد از كسي هم داريد، از انجام آن از طريق ايميل خودداري كنيد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۶:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۷

روش هاي مهار احساسات در گفتگوها

 واكنش هاي احساسي مي توانند تاثير شگرفي بر هر قسمت از زندگي ما داشته باشند. در طول زندگي، فرايند اجتماعي شدن و بالغ شدن يك سيستم فيلترينگ در مغز ما ايجاد ميكند. هر چيزي كه وارد احساسات ما مي شود، قبل از اينكه ما از آن مطلع شويم، فيلتر مي شود.

اين فيلترها براساس رفتارها، باورها، ارزشها، احساسات، الگوها، و تصور ما از خودمان شكل مي گيرد. از آنجا كه اين فيلترها در درون ما هستند، ما معمولاً از وجود آن آگاهي نداريم اما آنها سخت سر جاي خودشان قرار دارند و بر هر چيزي كه مي بينيم، درك مي كنيم، تجربه ميكنيم، همه آدم ها، اخبار و همه چيز تاثير مي گذارد.

تمرين كنترل احساسات به اين معناست كه از فيلترهاي دروني خود آگاهي پيدا كنيد و بتوانيد از اين طريق واكنش هاي خود را كنترل كنيد. بايد با طريقه پاسخگويي بدنتان در مقابل يك واكنش احساسي آشنا شويد. اين يكي از راه هايي است كه با آن مي توانيد تشخيص دهيد و تاييد كنيد كه يك واكنش احساسي قوي در حال اتفاق افتادن است.

مثلاً وقتي يك نفر شما را دروغگو خطاب مي كند—يا هر حرف ديگر كه راستي و درستي شما را زير سوال مي برد—چه اتفاقي مي افتد؟ وقتي كسي درمورد شما از توهين هاي نژادي استفاده مي كند، چطور؟

توهين هايي كه باعث مي شود دربرابر درستي خود، ايده هايتان يا كساني كه با آنها در ارتباط هستيد، حالت تدافعي به خود بگيريد، مي تواند يك واكنش فوري در شما ايجاد كند. در زير به 6 تكنيك اشاره مي كنيم كه به شما كمك مي كند احساساتتان را تحت كنترل خود درآوريد:

1. حرفي كه فرد مقابلتان مي زند مي تواند احساسات شما را به شكل مثبت يا منفي تحريك كند. در هر دو صورت، هميشه اين خطر وجود دارد كه اختيارتان را از كف بدهيد. به همين دليل در وهله اول لازم است كه واكنش احساسي خود را به مخاطبتان تشخيص دهيد. فقط آنزمان است كه مي توانيد شروع به پاسخگويي به  آن كنيد. برخي علائم مي تواند منجر به بالا رفتن تپش قلب و تنفس شما شود، شايد ميل شديدي به قطع كردن حرف طرف مقابلتان و بالا بردن صداي خود پيدا كنيد، خط فكري خود را از دست مي دهيد، يا عضلاتتان سفت و سخت مي شوند.

2. وقتي تشخيص داديد كه يك واكنش احساسي شديد در حال نمودار شدن است، بايد جهت آن انرژي منفي را تغيير دهيد. تنفس، توجه شما را دوباره به موضوع اصلي برمي گرداند و شما را از آنچه كه موجب ناراحتيتان شده بود، دور مي كند. تنفس عميق مي تواند به شما كمك كند، ناراحتي و عصبانيتي كه به خاطر حرف طرف مقابلتان در شما ايجاد شده بود را از بين ببريد. اگر حرفي كه طرفتان زد، واقعاً شما را اذيت كرده است، سعي كنيد تمركزتان را از روي آن روي تنفستان منتقل كنيد و داخل و خارج شدن آن را كنترل كنيد. اين نوعي تمرين مديتيشن است و مطمئن باشيد كه كمك زيادي به كنترل احساساتتان مي كند. بعلاوه تنفس عميق راه هاي ديگري هم براي تغيير تمركزتان وجود دارد. مثلاً مي توانيد روي چيزهاي خوب، زمانهايي كه احساس خيلي خوبي داشته ايد فكر كنيد.

3. اگر كسي چيزي به شما گفت كه ناراحت شديد، هميشه به طرف مقابل لبخند بزنيد و بعد از او بخواهيد كه كمي در مورد اين عقيده اش توضيح بدهد و مسئله را باز كند.

4. با كار كردن روي حداقل يكي از نتايج مثبت آن رابطه، اين تغيير احساس را از بين ببريد.

5. با كسي مشاوره كنيد. وقتي قرار باشد به كسي كمك كرده و با او مشاوره كنيد، ديگر نمي توانيد عصباني باقي بمانيد.

6. بعد از تمام شدن گفتگو، از خودتان سوال كنيد. وقتي دوباره به حال و هواي آرام هميشه برگشتيد، كمي به گفتگويتان فكر كنيد و ببينيد چه چيز احساسات شما را تحريك كرده است. تا مي توانيد وارد جزئيات شويد. سوال كردن از خودتان به شما كمك مي كند دفعه بعد به چنين موقعيت هايي بهتر واكنش دهيد.

 يادتان باشد در زندگي همه ما روزهاي بد وجود دارد. تصور كنيد كه چقدر احساس بدي پيدا مي كنيد اگر بعدها خبر فوت يا ورشكستگي فردي كه حرفهايش موجب ناراحتيتان شده، را بشنويد. پس سعي كنيد يا هدف آن فرد را از بيان گفته ها پيدا كنيد و يا به كلي ناديده اش بگيريد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۶:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۶

شيوه برخورد و گفتگو با افرادي كه شما را تحقير مي كنند

 واكنش نشان دادن در مقابل افرادي كه شما را خوار كرده و ارزش هـايتـان را زير سؤال مي برند، قدري دشوار و دردناك است. گاهي اوقات زخم هايي كه اينگونه افراد به شما وارد مي آورند، ممكن است تا ابد باقي بمانند.

مـن خــودم به شخصه زمانيكه به گذشته بر مي گردم افراد بســيار زيادي العمل نشان دهيد و زمانيكه اين كار را انجام نمي دهيد، ديگر چيزي براي گفتن نخواهند داشت.


ممنونم، شايد حق با تو باشه

"بايرن كيتي" در كتاب خود با عنوان: "عشقت را مي خواهم – آيا حقيقت دارد؟" معتقد است كه بهترين واكنش در مقابل اين افراد: "ممنوم، شايد حق با تو باشه" است. او اظهار مي دارد زمانيكه نظرات ديگران سبب آزرده ساختن شما مي شو،د بايد نگاهي عمقي به درون خود داشته باشيد و ببنيد دليل اصلي اين رنجش خاطرها چيست. با اين كار هم عكس العمل شديد نشان نداده ايد، هم بر روي خود دقيق تر شده ايد.

ديگران تا زمانيكه شما به آنها اجازه ندهيد، نمي توانند شما را بيازارند. در برخي مواقع بهتر است نگاهي به طرز برخورد خود با طرف مقابل داشته باشيد و ببينيد شما چه كاري انجام داده ايد كه او به خودش اجازه داده تا يك چنين پيشنهاداتي نسبت به شما ارائه دهد. آيا توانايي تغيير شرايط را داريد؟ آيا به واقع عقايد او صحت دارند؟

بايد ببينيد كه چرا اين اظهار نظر خاص باعث رنجش شما مي شود. عكس العمل هاي شما، حرف هاي زيادي در مورد شخصيتتان مي زند. در اينجا همه چيز مربوط به شماست و نه شخص مقابل.


اجازه دهيد بداند كه چه احساسي داريد

اگر به فكر تلافي كردن باشيد، خودتان را بي ارزش مي كنيد. بايد خيلي رو راست به او بگوييد كه نظرش شما را آزرده ساخته. البته بايد اين كار را در نهايت آرامش انجام دهيد، به عنوان مثال: "زمانيكه به نظريات من بي توجهي مي كني و آنها را نميپذيري، واقعاً ناراحت مي شوم." فقط به آرامي بيان كنيد و منتظر واكنش آنها بشويد. بهتر است اين كار را زماني انجام دهيد كه تك به تك با فرد مقابل تنها مي شويد، اين امكان وجود دارد كه آنها خودشان هم متوجه نباشند كه در حال آزار و اذيت شما هستند.

اگر چنين بحثي در محيط كار پيش آمد، مي توانيد ادامه بحث را به زمان ديگري موكول كنيد، به عنوان مثال اگر يكي از همكارانتان به شما گفت: "من احساس مي كنم تو نسبت به مسائل مختلف بيش از اندازه حساس هستي" به او بگوييد: "ترجيح مي دهم روي مسائل كاري تمركز كنيم" و يا "الآن مسائل مهمتري براي انجام دادن وجود دارد، بهتر است به مسائل كاري توجه كنيم و موارد شخصي را بگذاريم براي بعد"

با اين كار، آنها را متوجه مي كنيد كه هم از نظرشان خوشتان نيامده و هم كاملاً حرفه اي با آنها برخورد كرده ايد.


ساير نكاتي كه در اين زمينه بايد به خاطر داشته باشيد به شرح زير مي باشد:


شما نياز به تاييد ديگران نداريد

گاهي اوقات نظر ديگران به اين دليل شما را آزرده مي سازد چرا كه از آنها انتظار تاييد 100% داشته ايد، اما نظر آنها بر خلاف انتظار شما از آب در مي آيد. شايد پيشنهاد آنها زياد هم بد نباشد، اما در نظر شما بد جلوه كند، به عنوان مثال اگر سرپرست بخش به شما بگويد: "كارت واقعاً عالي بود، اما آيا ميتواني پاراگراف آخر را اصلاح كني تا كارت قوي تر شود؟" ممكن است ناراحت شويد، و به اين دليل كه توقع شنيدن چنين اظهار نظري را نداشتيد، قسمت اول آنرا هم نمي شنويد، و فقط متوجه بخش انتقادي آن مي شويد.

اگر اين نوع اظهار نظرها را به عنوان نوعي توهين و تحقير در نظر نگيريد، آنوقت ميتوانيد اين نظريه را به عنوان فرصتي براي پيشبرد توانايي هاي خود به كار بنديد.


راهي سريع براي ايجاد عزت نفس – به دنبال تاييد گرفتن از ديگران نباشيد


آيا آنها از داستانهاي ذهني شما با خبر هستند؟

در برخي شرايط، ممكن است نظريات ديگران در ذهن شما به منزله نوعي اهانت به شمار آيد، درصورتيكه طرف مقابل به هيچ وجه قصد انجام چنين كاري را ندارد. اين امر به دليل تفكرات ذهني شما و يا به دليل داستان هاي ذهني كه براي خودتان ساخته ايد، بوجود مي آيد، به همين دليل چيزي را مي بينيد كه وجود خارجي ندارد و تنها زاييده خيال و اوهام ذهنيتان است.

در اينجا برايتان مثالي مي آوريم؛ فرض كنيد شخصي براي شما هديه اي آورده. اگر شما اعتقاد داشته باشيد كه او قصد آسيب رساندن به شما را داشته، ممكن است با خودتان فكر كنيد:"او مي خواهد از راههاي مسالمت آميز وارد شده و از خلق خوش من سوء استفاده كند." اما حقيقت چيز ديگري است و او تنها قصد دارد كه به شما نشان دهد تا چه حد برايش ارزش و اهميت داريد. در يك چنين شرايطي بايد از خودتان سؤال كنيد كه آيا واقعاً همه چيز را آنطور كه هست مي بينيد و يا مي شنويد؟ (هيچ چيز معناي حاصي ندارد تا زمانيكه شما به آن معنا ببخشيد) و يا اينكه داستان ذهني خودتان را وارد كار مي كنيد.


داستان زندگي شما چيست؟ آيا بايد از آن گذشت؟


آيا منعكس كننده اعتقادات شماست؟

بايد توجه داشته باشيد كه اگر خودتان احساس مي كنيد كه فرد دوست داشتني نيستيد، آنوقت اين حس به ديگران هم منتقل شده و آنها نيز تصور مي كنند كه نميتوانند شما را دوست داشته باشند. اگر تصور كنيد كه فقط استحقاق اهانت و تحقير را داريد، آنگاه چيزي جز اين هم عايدتان نخواهد شد. اگر يك چنين تصوري داريد شايد نوبت به آن رسيده باشد كه نگاه عميق تري به درون خود انداخته و اعتقادات خود را زير سؤال ببريد.


انعكاس دادن – كليد درك شخصي


نسبت به تحقيرهاي زيركانه هشيار باشيد

زمانيكه صبر مي كنيد و به پيغام هايي كه به طور روزانه دريافت مي كنيد مي انديشيد، به اين نتيجه مي رسيد كه خيلي بيشتر از آن چيزي كه تصور مي كرده ايد در معرض انتقاد و اهانت قرار گرفته ايد. دليلش هم اين است كه دنيا پر است از انسان هايي كه قصد تحقير ديگران را دارند. هر جايي كه مي رويد، به هر كجا كه نگاه مي كنيد، هر چيزي كه در روزنامه مي خوانيد و يا در تلويزيون تماشا مي كنيد، و حتي تبليغاتي كه مشاهده مي كنيد، همه و همه قصد دارند به شما بگويند كه تا زمانيكه از محصولات آنها استفاده نكنيد، طرز خاصي لباس نپوشيد، مطالعات خاصي نداشته باشيد، طرز خاصي راه نرويد،  به اندازه كافي خوب نيستيد. آنها به طور ماهرانه اي عزت نفس و ارزش شخصي شما را زير سؤال مي برند.

هيچ كس دوست ندارد مورد انتقاد قرار بگيرد؛ به همين دليل اگر مي خواهيد سالم زندگي كنيد و از عزت نفس برخوردار باشيد، بايد اين پيغام هاي منفي كه از سايرين در مورد شخصيتتان مي شنويد را ناديده بگيريد.


نگاهي اجمالي به شيوه هاي برخورد با افرادي كه شما را تحقير مي كنند


زمانيكه در معاشرت با افرادي قرار مي گيريد كه شما را خوار مي كنند، به ياد داشته باشيد:

1- با تحقير كردن متقابل، كارشان را تلافي نكنيد.

2- طرز برخوردشان چيزهاي زيادي در مورد آنها به شما مي گويد، به راحتي مي توانيد درك كنيد كه دليل همه اين كارها، خشم و نفرتي است كه وجودشان را فراگرفته و خودشان بايد با آن كنار بيايند نه شما.

3- آيا مي توانيد از ميان نظريات آنها براي خود يك "هديه" پيدا كنيد؟ مي توانيد به يكي از نقاط ضعف و يا قوت خود در بين نظريات آنها پي ببريد؛ اگر قوت بود آنرا افزايش دهيد و اگر ضعف بود در پي جبران آن برآييد.

4- ممكن است برداشتي كه از نظريات آنها مي كنيد كاملاً نادرست باشد و آنها واقعاً از گفته هاي خود قصد و منظوري مداشته باشند. تنها به دليل اعتقادات و باورهاي ذهني نمي توانيد ديگران را متهم كنيد.

5- نسبت به پيام هاي زيركانه اي كه ممكن است نظريات منفي در بر داشته باشند، آگاه باشيد (مانند تبليغاتي كه هر روزه به گوشتان مي رسد) و به آنها اجازه ندهيد تا حس ارزشمندي و اعتبار شخصي شما را زير سوال ببرند.

گاهي اوقات برخي از توهين ها و تحقيرها هستند كه برخورد با آنها صورت مناسبي ندارد، اما اگر بتوانيد از آنها به نفع خود استفاده كنيد، بهترين كار را انجام داده ايد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۶:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۵

آرزويي در حد حرف زدن 



يادآوري خاطرات مدرسه برايش زجر آور است. شايد تنها چيزي كه از آن دوره در خاطرش مانده تمسخر هم كلا سي ها و نگاه هاي بي حوصله معلمانش بود. هميشه دوست داشت به راحتي و رواني اطرافيانش صحبت كند. تمام كلماتي را كه مي خواست بر زبان بياورد اول در ذهنش تداعي مي كرد و وقتي به كلماتي مي رسيد كه مي دانست از ادا كردن  شان عاجز است، همه حرفش را مي خورد واز صحبت كردن انصراف مي داد.
وقتي هم كلا سي هايش، او را سوژه اي براي خنديدن مي كردند، فقط بغض مي كرد و پرده اي از اشك جلو چشمانش را مي گرفت. اگر مي خواست جواب شان را بدهد  با لكنتي كه داشت باعث مي شد بيشتر دستش بياندازند.
اول هر سال تحصيلي مادرش را مجبور مي كرد كه با معلم هايش صحبت كند تا از او به صورت شفاهي درس نپرسند واو پرسش هاي معلمانش را به صورت كتبي پاسخ بدهد.
بعضي از معلم هايش اعتقاد داشتند بايد او در جمع وارد شود تا كم كم اين مشكلش از بين برود ويك راه حل خوب براي او زنگ انشا است. امابراي او وحشتناك تر از اين درس نبود. يك بار كه به اصرار معلمش سعي مي كرد انشايي را كه كلي برايش زحمت كشيده بود و دوست داشت فقط معلمش بخواند، سركلا س خواند هنوز اولين جمله را تمام نكرده بود كه كلا س مثل توپ تركيد.
هر آدمي كلي آرزوي طول و دراز دارد اما او فقط يك آرزو روي دلش مانده است، اين كه بدون لكنت بگويد: «من مي توانم حرف بزنم.»
زبان و گفتار جزو لا ينفك زندگي روزمره ماست كه به ندرت به آن فكر مي كنيم. مكالمه ها و گفت  و شنود ها با اعضاي خانواده، دوستان و حتي آشنايي هايي تصادفي آن چنان بي تلا ش و راضي كننده است كه به سختي مي توان تصور كرد كسي مشكلا تي در اين مورد داشته باشد. با اين وجود بسياري از ما هنگامي كه قرار است در جمعي صحبت كنيم يا در يك مصاحبه شغلي شركت كنيم چندان به روان صحبت كردن مان اطمينان نداريم. حالا  تصور كنيد اگر درباره گفتار و زبان خود هميشه نگران باشيم، چقدر در روابطمان با ديگران به مشكل بر خواهيم خورد.
با اينكه لكنت زبان، مشكل يك درصد مردم است، آن هم اكثر مواقع در دوران كودكي، اما وقتي از افراد مي خواهيم كه به اختلا لا ت زبان و گفتار فكر كنند، اولين موردي كه  به ذهن شان مي رسد، لكنت زبان است.
لكنت زبان اختلا ل آشكار در ريتم گفتار است، نوعي اختلا ل گفتار كه مشكلا تي در برقراري ارتباط با سرعت مناسب و به طور پيوسته و روان ايجاد مي شود. در واقع لكنت عبارت است از تكرار، كشش و يا قفل شدن غير ارادي كلمه يا بخشي از كلمه كه فرد قصد بيان آن را دارد. معمولا  در افراد لكنت دار همراه با تلا ش براي بيان درست كلمات، تغييراتي در سرو گردن به شكل پلك زدن، شكلك درآوردن، لرزش فك، لب ها، كج كردن سر و گره كردن مشت ها ديده مي شود. وجود چنين حالا تي در سنين مدرسه باعث اشكال دربرقراري ارتباط با هم سن و سالا ن و مشكلا ت تحصيلي در اثر اجتناب از صحبت كردن در جمع كلا س مي شود. بالطبع موفقيت هاي آموزشي و شغلي و اجتماعي مي توانند تحت تاثير لكنت قرار گيرند. با اين وجود كساني كه لكنت زبان شان تا بزرگسالي ادامه مي يابد، فقط يك سوم آن ها ممكن است در موقعيت هاي شغلي و تحصيلي شان دچار شكست شوند. برخلا ف يك سومي كه ممكن است لكنت زبان  سدي براي رسيدن به اهدافشان باشد، در طول تاريخ افراد برجسته و موفق زيادي وجود داشته اند كه بيشتر عمرشان با اين اختلا ل گفتاري همراه بوده است. از جمله اين افراد مي توان به وينسون چرچيل، چارلز داروين، ناپلئون اول و تئودور روزولت اشاره كرد.
از عوارض لكنت احساس خجالت و نااميدي است  كه مي تواند مشكل ساز شود و بر شغل، سطح درآمد، زندگي اجتماعي، عزت نفس و احساس خوب بودن تاثير منفي بگذارد.
افرادي كه دچار لكنت زبان هستند در كودكي نسبت به ساير كودكان كمتر قادر به كنترل رفتار و عواطف شان هستند و در موقعيت هاي رقابتي و پر استرس از نظر احساسي بيشتر تحريك مي شوند و حواس پرتي  بيشتري دارند و كنترل تمركز بر موضوعي برايشان دشوار است.
گفتيم كه بين همه انسان ها حدود يك درصد از جمعيت ممكن است دچار لكنت باشند و اين موضوع در پسران سه برابر دختران است. در خانواده هايي كه پدر يا مادر سابقه لكنت داشته باشند، احتمال ابتلا  در فرزندان سه تا پنج برابر بيشتر از خانواده هايي است كه در آن ها مشكلي وجود ندارد. حالا  اگر شما جزو اين يك درصد هستيد يا در بين دوستان، آشنايان و همكاران، كسي هست كه لكنت زبان دارد، سعي كنيد توصيه هاي زير را به خاطر بسپاريد.
1- علا وه بر مراجعه به گفتار درمانگر، هميشه سعي كنيد آهسته و شمرده صحبت كنيد و حروف صدادار را بكشيد.
2- با حركات شل وسبك لب  ها از روي كلمات بگذريد.
3- از جايگزيني كلمات خودداري كنيد، فرار از كلماتي كه تلفظشان دشوار است فقط ترس شما را از تلفظ كردن آن ها بيشتر مي كند.
4- موقع صحبت كردن، عقب گرد نكنيد. تكرار كلماتي كه گفته شده به شما كمكي نمي كند.
5- نگاه تان را از مخاطب تان ندزديد و سعي كنيد ارتباط چشمي  طبيعي را با كسي كه شنونده صحبت هاي شماست حفظ كنيد.
6- گاهي در صحبت لكنت عمدي ايجاد كنيد! با قطع و تكرار عمدي مي توان احساس كنترل بهتر و بيشتري روي تكلم در لحظه هاي حساس پيدا كرد.
7- در جست و  جوي كارها و مسائلي باشيد كه موقع لكنت مشكل را بيشتر مي كند. هر چه فرد خودش لكنتش را تجزيه و تحليل كند بهتر مي تواند هماهنگي دستگاه تكلم را برقرار كند.
8- به ياد داشته باشيد كه هدف تكلم سليس تر، بهتر و روان تر است نه تكلم بي عيب و نقص و ايده آل. حتي كساني كه هيچ لكنتي ندارند گاهي در صحبت كردن دچار مشكل مي شوند و بهترين سخنرانان هم درخلا ل كلا م شان گاها تپق مي زنند.
9- به مخاطب خود بگوييد كه لكنت داريد و هرگز آن را پنهان نكنيد.
10- اگر موقع صحبت دچار اضطراب مي شويد، آن را طبيعي تلقي كنيد و از آن خجالت نكشيد، چون عمدا دچار لكنت نشده ايد.
11- زمان هايي را كه دچار لكنت بيشتري مي شويد و باعث خجالت تان مي شود فراموش كنيد و مواقعي را كه در صحبت كردن موفق هستيد به خاطر بسپاريد.
اگر شما خودتان دچار اين مشكل نيستيد ولي با كسي كه دچار لكنت زبان است در ارتباط هستيد هم چند توصيه داريم:
1- با آرامش كامل به آن چه او مي گويد گوش كنيد نه به اينكه چگونه مي گويد.
2- اجازه بدهيد حرفش را تمام كند، شما جمله او را تمام نكنيد.
3- مكالمه هايتان با افراد اين چنيني به صورت پرسش و پاسخ نباشد، اجازه بدهيد تا او درباره فعاليت هايي كه به آن ها علا قه مند است صحبت كند.
4- بعد از اينكه صحبتش تمام شد، با آرامش و با به كار بردن تعدادي از لغات خودش به او پاسخ دهيد.
5- هنگامي كه به عنوان مخاطبش قرار گرفتيد از عباراتي چون: زود باش، الا ن صحبت نكن، كار دارم; حرف زدن راجع به اين موضوع را بگذار براي وقت ديگر و... استفاده نكنيد.
6- هرگز به او نگوييد چه كار كند تا لكنت نداشته باشد. مثلا  از عباراتي مانند يواش، آهسته،  نفس عميق بكش، آرام تر صحبت كن، استفاده نكنيد.
7- كامل كردن جملا ت كسي كه دچار لكنت است; دستپاچه كرن و وادار كردن او به تكميل جملا تش; قطع كردن نا به جاي گفتار; انتقاد مكرر، اصلا ح تلفظ صداها و كلمات; شتاب زدگي در زندگي روزمره; درخواست اينكه در حضور دوستان و آشنايان چيزي را تعريف كند باعث تشديد لكنت زبان مي شود.


منابع
1- كودكان استثنايي، دكتر فرهاد ماهر
2- آسيب شناسي رواني، يحيي سيد محمدي
3- مجله سلا مت، شماره 25

http://mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=15131


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۶:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۴

در موقعيت هاي دشوار ، ماهرانه رفتار و گفتگو كنيد


 بايد با آن روبه رو شويد. ما همه انسانيم. ممكن است گاهي در بعضي موقعيت هاي اجتماعي احساس ناراحتي، دست و پا چلفت بودن، كمرويي و خجالت كنيم و نتوانيم آنچه را كه در مورد آن فكر مي كنيم صراحتاً بر زبان آوريم و كلمات مناسب براي ابراز آن را پيدا  نمي كنيم. ممكن است در يك مراسم ترحيم يا روزي باشد كه يكي از هكارانتان از كار اخراج مي شود. ممكن است هر جايي اين احساس را تجربه كنيد.


با اين احساس مقابله كنيد
چيزي كه مهم است اين است كه ياد بگيريد چطور اين احساس را در خود كنترل كرده و در اين موقعيت هاي خطرناك چه بكنيد. با اينكه مي دانيد فرد مقابل حرف اشتباهي زده است، به جاي ترك گفتگو بايد سعي كنيد كه فرد مقابل را متقاعد كنيد.


براي مثال وقتي در يك مراسم ترحيم به دوستتان تسليت مي گوييد و او مي گويد: "نگران نباش، من خيلي هم به او نزديك نبودم." شما چطور جواب مي دهيد؟ در مهماني هاي فاميلي هم ممكن است از اين اتفاقات بيفتد و يكي از بستگان سؤالات زيادي در مورد هديه اي كه آورده ايد بپرسد. با اين رفتار چطور برخورد مي كنيد؟


خوشبختانه، من راه حلي براي اين موقعيت ها دارم. اين نكات را بخوانيد تا ياد بگيريد كه در اين موقعيت هاي ناراحت كننده چطور رفتار كنيد.  

كسي از شما تعريف و تمجيد مي كند
سه ماه است كه در ساعات بين كاريتان به باشگاه رفته و ورزش مي كنيد و كم كم ماهيچه هايتان دارند روي فرم مي آيند. مي دانيد كه ظاهر خوبي پيدا كرده ايد. دوستي قديمي را مي بينيد. او سريعاً متوجه تغييرات فيزيكي شما مي شود و صادقانه مشغول تحسين كردن و تعريف كردن از شما مي شود. اما شما فرد خجالتي و متواضعي هستيد و نمي دانيد كه چطور پاسخ اين دوست را بدهيد.


چه بگوييد:
گاهي يك جواب ساده بهترين جواب است. در اين موقعيت هم وضع به همين منوال است. جواب ساده اي مثل يك "متشكرم" كوتاه مي تواند كارتان را آسان كند. هنگام گفتن اين جمله در چشمان دوستتان نگاه كنيد تا تاثير بيشتري بگذارد.


مي توانيد اين تشكر را كمي بيشتر آب و تاب داده و كمي شكسته نفسي بكنيد. آهسته پشت دوستتان را نوازش كرده يا از ساير حركات دوستانه استفاده كنيد تا بفهمد كه تعريفش را جدي گرفته ايد.


در آخر براي اينكه اين تمجيد را به موضوع بحث بكشانيد مي توانيد كمي در مورد اين تغييرتان يا اينكه چطور وزن كم كرده ايد با او صحبت كنيد. اين باعث مي شود كه دوستتان تصور كند موضوع كاملاً مهمي را متوجه شده است.  

به دوستي تسليت مي گوييد
يكي از بدترين موقعيت ها وقتي اتفاق مي افتد كه دوستي يكي از بستگان نزديكش مثل مادر يا پدرش را از دست مي دهد. شما مي خواهيد دوستتان را مطمئن كنيد كه آنجاييد و حاضريد هر كاري انجام دهيد تا ناراحتي او كمتر شود. اما نمي دانيد كه او چطور با اين مشكل كنار مي آيد و نمي خواهيد مرزها را از بين ببريد. احساس همدردي با دوستان در چنين موقعيت هايي كار ساده اي نيست. چطور براي ابراز آنچه در فكرتان است كلمه ها را پيدا مي كنيد؟


چه بگوييد: 
بهترين راه اين است كه صادق باشيد. تماس هاي دوستانه (مثل بغل كردن، دست روي شانه ي فرد گذاشتن و...) مي تواند بسيار كمك كننده باشد. لازم نيست از روي چاپلوسي و رياكاري با او درد و دل كنيد. چيزي بگوييد كه واقعاً به آن فكر مي كنيد. اگر واقعاً به آن اعتقاد داريد بگوييد : "هر وقت خواستي من پيشت هستم" اما اگر واقعاً نمي توانيد اين كار را انجام دهيد گفتن ساده ي "متاسفم، همدردي من را بپذير" كفايت مي كند. همين كه در مجلس ترحيم شركت كرده ايد نشاندهنده ي اين است كه به او اهميت مي دهيد.

در اين موقع از سوال كردن ابا نداشته باشيد. در مورد ترتيب دادن مجلس ختم و اين مسائل از او سوال كنيد تا كمي از ناراحتي او كم شود. سعي كنيد هر چه مي توانيد انجام دهيد تا كمي از ناراحتي هاي او كم كنيد. از گفتن جمله هاي كليشه اي مثل "زندگي خوبي داشت" خودداري كنيد. اين جمله ها در آن شرايط كمي بي معنا هستند.

 

يكي از آشنايانتان از كار اخراج مي شود
با يكي از همكارانتان در اداره روابط نزديكي داشته ايد، اما او مجبور به ترك كار شده است. مطمئناً از اين مسئله بسيار ناراحت است و شما كسي هستيد كه بايد كمي به او اعتماد به نفس دوباره بدهيد. چه كار مي كنيد؟


چه بگوييد: 
درست است كه من هميشه طرفدار صداقت هستم اما در اين موقعيت گفتن دروغ مصلحتي بد نيست و خيلي به بهبود حال دوستتان كمك مي كند. فكر مي كنيد شانسي براي پيدا كردن شغلي با همان موقعيت ندارد؟ اشكالي ندارد، دروغ بگوييد. به او اطمينان دهيد كه شركت هاي بسياري هستند كه راغب به استفاده از فردي با شرايط او مي باشند. با اين كار باعث خواهيد شد كه تصور كند هنوز هم فرد فعالي در اجتماع مي باشد و اعتماد به نفس از دست رفته خود را دوباره به دست آورد. به او بگوييد كه مي تواند روي كمك شما حساب كند. اما قول پيدا كردن كار جديد را به او ندهيد. حرفي بزنيد كه بتوانيد به آن عمل كنيد.

 

تصادفاً كسي را مي رنجانيد
همسر يكي از دوستانتان كه حامله است به شما مي گويد كه مي خواهد اسم دخترش را بولا بگذارد. شما اين مسئله را در جمع دوستانتان تعريف مي كنيد و با خنده و مسخره مي گوييد كه بولا خيلي اسم زشتي است. يكي از دوستانتان در جمع ناراحت شده و مي گويد كه اسم مادر او هم بولا است. چه جوابي مي خواهيد بدهيد؟

چه بگوييد:
يكي از بهترين راه هاي در رفتن از چنين موقعيت هايي اين است كه مسئله را به شوخي و خنده گرفته و جوري صحبت را عوض كنيد. مثلاً بگوييد كه چقدر هميشه حتي از اسم خودتان هم متنفر بوده ايد. راه ديگر اين است كه خيلي ساده از دوستتان عذرخواهي كرده و بگوييد كه قصد بدي نداشته ايد.

 

يك "حالت چطوره؟" ي ساده برايتان داستان مي سازد
امروزه اصطلاحاتي مثل "چطوري؟" يا "حالت چطوره؟" مثل سلام كردن براي احوالپرسي استفاده مي شود. فكر مي كنيد مردم واقعاً دوست دارند بدانند كه شما چطور هستيد؟ نخير، آنها فقط مي خواهند كه سلامي كرده باشند و توقع دارند كه شما هم در جواب بگوييد "خيلي ممنون، شما چطوريد؟" گاهي ممكن است برايتان پيش آيد كه فردي اين موضوع را درك نكرده و با چنين سوالي از جانب شما شروع به گفتن داستان زندگيش كند. در چنين مواقعي چه برخوردي داريد؟


چه بگوييد:
در اينگونه مواقع سعي كنيد روي موضوع مورد بحث تمركز كنيد. اگر در جواب حالت چطوره ي شما گفته مريض است و تب دارد، از او در اين مورد بيشتر سوال كنيد و نظرات و توصيه هاي خود را هم به او بگوييد. سعي كنيد با او به خوبي برخورد كرده و به نرمي صحبت كنيد. دوستي كه با يك حالت چطوره مشكلات زندگيش را برايتان بيان مي كند حتماً نياز به دردودل كردن دارد.


كسي ناخواسته به شما توهين مي كند
ممكن است جديداً رابطه تان با نامزدتان را به هم زده باشيد و اوقات سختي را مي گذرانيد و در اين مورد با دوستانتان درد و دل مي كنيد. يكي از دوستانتان براي همدردي مي گويد "او از آن اول هم به درد تو نمي خورد" يا "زشت بود." شما متعجب مي شويد و با خود فكر مي كنيد كه آيا وقتي اين همه مدت با آن فرد بوده ايد هم او چنين فكري مي كرده است؟ شما هنوز نسبت به او احساس علاقه مي كنيد و اين دوست با گفتن اين حرف ها به كسي كه برايتان عزيز است توهين كرده است. شايد دوستتان منظوري هم نداشته باشد اما به هر حال حرفي زده است. در اين مواقع چه مي كنيد؟

چه بگوييد:
اولين واكنش شما بايد ناديده گرفتن آن حرف باشد. طوري كه انگار حرف آن فرد اصلاً ارزش توجه هم نداشته است. به قولي "جواب ابلهان خاموشي است." پس فراموشش كنيد. راه ديگر اين است كه با دوست خود صحبت كرده و ماجرا را كاملاً برايش شرح دهيد تا بفهمد كه چه اتفاقي افتاده است.


در موقعيت ها به جا عمل كنيد
ممكن است كه يافتن كلمات به جا و مناسب در همه ي موقعيت ها ممكن نباشد اما با رعايت اين نكات مي توانيد راحت تر با اين شرايط كنار بياييد. به جاي اينكه احساس ناراحتي و دست و پا چلفتي بودن كنيد، منظور خود را كوتاه و كامل با رعايت صداقت بيان كنيد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۶:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۳

قدرت كلمات: تاثير الفاظ منفي بر سلامتي

گفتگوي مثبت با خود رمز مقابله با الفاظ منفي درمورد خودتان است.

كاملاً ثابت شده است كه كلمات هم قدرت دارند و همه ما از تاثير كلمات منفي بر افكار و اعمالمان آگاه هستيم اما همين الفاظ و كلمات منفي مي توانند بر سلامت ما هم تاثير بد بگذارند مگر اينكه شروع كنيم وقتي مي خواهيم درمورد خودمان حرف بزنيم از الفاظ و كلمات مثبت استفاده كنيم.

اين كلمات منفي مي توانند كاملاً وضعيت سلامتي، زندگي و ديدگاه شما را تغيير دهند. كافي است احساساتتان و اين قدرت منفي با آن كلمات منفي ادغام شوند تا ببينيد كه چه فاجعه اي به بار مي آورند! بله مي توانند كاملاً سلامتي شما را به خطر بيندازند.

آشيل، نمايشنامه نويس يونان باستان، نوشته است، "كلمات پزشك ذهن بيمارهستند."

من هر روز سعي مي كنم با بيمارانم درمورد تاثير كلام مثبت بر وضعيت سلامتي و زندگيشان صحبت كنم. آيا تابه حال توجه كرده ايد كه كلمات چطور مي توانند بر زندگي شما تاثير بگذارند؟ كلماتي كه بر زبان مي آوريد يا مي شنويد چه معنا و مفهومي برايتان دارند؟ و از اينها مهمتر، كلماتي كه درمورد خودتان استفاده مي كنيم چه تاثيري بر شما دارند؟

نقل قول هاي معروف

كلمات قدرت شفا، ويراني و تغيير دنياي شما را دارند. جملات معروف زير را خوب بخوانيد و ببينيد چطور اين جملات توانستند دنيا را عوض كنند.

"من يك رويا دارم.."

"حقيقت اين بر ما آشكار است: همه انسان ها يكسان خلق شده اند."

"چهار قرن و هفت سال پيش، پدران ما ملتي را به وجود آوردند كه آبستن آزادي بود و بر اين اصل تكيه مي كرد كه همه انسانها برابر خلق شده اند."

"تنها چيزي كه بايد از آن ترسيد، خودِ ترس است."

"اگر دروغي بگوييد كه به اندازه كافي بزرگ باشد و به اندازه كافي هم آنرا تكرار كنيد، همه باور مي كنند، حتي خودتان."

كلمات قدرت دارند: گفتگو با خود براي موفقيت

باقدرت ترين كلمات آنهايي هستند كه هر روز با خودتان تكرار مي كنيد. منظور آن گفتگويي است كه در طول روز با خودتان داريد. آيا تا به حال دقت كرده ايد كه چطور با خودتان حرف مي زنيد؟ من متوجه شده ام كه مردم حرفهايي را به خودشان مي زنند كه هيچوقت به كس ديگري نخواهند زد. حرفهايي مثل، "من چاقم" يا "براي انجام اينكار به اندازه كافي باهوش نيستم". خيلي كم پيش مي آيد كه از خودشان پيش خود تعريف كنند—همه ما سخت گيرترين منتقد خودمان هستيم.

كلمات قدرتمندند و تاثير چشمگيري روي سلامت ما دارند. آيا تابه حال شنيده ايد كه بگوييد، "من وقت براي ورزش كردن ندارم" يا " فقط يك كلمه كه كاري نمي كند". آيا معمولاً مي گوييد "خسته ام" يا "استرس دارم"؟ كلماتي مثل اين همان احساس را در شما ايجاد مي كند. اين احساسات موجب رفتارهايي از طرف شما مي شود كه اين احساسات منعكس مي كند و بعد موجب تقويت اين حس در شما مي شود.

اگر بگوييد كه خسته هستيد، آنوقت كم كم احساس مي كنيد كه خسته هستيد. حس خسته بودن موجب رفتارهاي كند از طرف شما مي شود كه به جاي ايجاد انرژي، خستگي را در شما ايجاد خواهد كرد. چيزي كه روي آن تمركز مي كنيد، در شما رشد مي كند. اگر بگوييد كه سالم نيستيد، كم كم مشكلات جسمي پيدا مي كنيد و دنبال آن رفتارهايي كه اين وضعيت را نشان مي دهد در شما ايجاد مي شود.

كلمات قدرت دارند: با كلمات خوب براي سلامتتان برنامه ريزي كنيد

كلماتي كه استفاده مي كنيد مثل كدهاي كامپيوتري مي مانند كه نرم افزار ذهن شما مي شوند. شما با كلماتي كه ادا مي كنيد مغزتان را برنامه ريزي مي كنيد. اگر از نتايجي كه در زندگي مي گيريد رضايت نداريد، بايد برنامه ريزي نرم افزار ذهنتان را تغيير دهيد. البته كشتن ويروس هاي اين برنامه زمان مي برد اما هدف اين است كه هوشيارانه تصميم بگيريد كه چه مي خواهيد، از كلمات و افكار متناسب با آن هدف استفاده كنيد و بعد رفتارتان را هم از روي آن افكار دنبال كنيد.

بعنوان مثال، اگر مي خواهيد لاغر شويد، بايد اول كلماتي كه استفاده مي كنيد را تغيير دهيد. گفتن "من چاقم" را ديگر كنار بگذاريد. آن كلمات را با "من از اينكه دارم لاغر مي شوم خيلي لذت مي برم" يا "خيلي خوشحالم كه دارم به وزن سلامتي ام مي رسم". مكالماتي كه در ذهنتان درمورد ورزش و تغذيه مي شود را هم بايد تغيير دهيد.

كلمات قدرت دارند: سالم حرف بزنيد-سالم فكر كنيد

با خودتان مثبت حرف بزنيد تا افكارتان هم مثبت شود. با خودتان فكر كنيد، "افراد سالم به جاي كيك شكلاتي سبزيجات مي خورند" و "افراد لاغر بيشتر روزهاي طول هفته را ورزش مي كنند پس من هم از همين امروز به باشگاه مي روم". همه افكاري را كه با اين هدف تناقض دارد را دور بريزيد و افكاري را وارد ذهنتان كنيد كه رفتارهايي سالم در شما ايجاد كند. خودتان را فردي سالم بدانيد و كلماتي سالم درمورد خودتان به زبان بياوريد و بعد رفتارهايي سالم در شما ايجاد خواهد شد.

باور كنيد كه كلمات واقعاً قدرت دارند.....

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۵:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

امام علي عليه السلام به امام حسين عليه السلام :

 اعْلَمْ أَيْ بُنَيَّ أَنَّهُ مَنْ لَانَتْ كَلِمَتُهُ وَجَبَتْ مَحَبَّتُه‏

هر كس سخن گفتنش نرم و روان باشد، دوست داشتنش نيز بايسته باشد.

مُعجَم الفاظ غُرَر الحِكَم و دُرَر الكَلِم : ۹۹۴

تحف العقول : ۷۸


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۵:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان