مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 20378
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 47
همه : 4348860

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۲

۱۰  اشتباه مخرب كه هر مشاجره اي را بدتر مي كند

تحقيقات نشان مي دهد كه داشتن ارتباط خوب روابط را ارتقاء مي بخشد، همچنين صميميت، اعتماد و حمايت بين طرفين را نيز بيشتر مي كند. عكس اين مسئله نيز صادق است: ارتباط بد صميميت را از بين برده، عدم اعتماد و اطمينان ايجاد مي كند و حتي موجب تحقير و اهانت بين دو طرف مي شود. در زير به چند نمونه از رفتارها و الگوهاي ارتباطي ضعيف، منفي و حتي مخرب اشاره مي كنيم كه هر دعوا و مرافعه اي را بدتر مي كند.

1. اجتناب از دعوا به طور كل:

به جاي صحبت كردن درمورد مشكلات در يك جو آرام و توام با احترام برخي افراد سعي مي كنند هيچ چيز درمورد مشكلات و دليل ناراحتي خود به طرف مقابل نگويند و بعد آن را يكباره به صورت عصبانيتي وحشتناك بيرون مي دهند. اين به نظر راهي كم استرس تر مي آيد-كه بخواهيد به طور كل از بحث و مشاجره دوري كنيد—اما معمولاً استرس بيشتري براي هر دو طرف ايجاد مي كند چون با آن انفجار عصبانيت، تنش، خشم و مشاجره بيشتري بين دو نفر ايجاد خواهد شد. پس بهتر اين است كه به راحتي و با آرامش خاطر درمورد مشكلات خود با هم بحث كنيد.

2. حالت دفاعي گرفتن:

بعضي ها به جاي اينكه گله و شكايت هاي طرف مقابل را با ديدي منتقدانه و با ميل شخصي مورد توجه قرار دهند و نقطه نظرات او را درك كنند، سعي مي كنند هرگونه اشتباه و خطاي خود را انكار كنند و به هيچ طريق زير بار نمي روند كه ممكن است خودشان موجب بروز مشكل شده باشند. شايد به نظر برسد كه انكار مسئوليت استرس را در كوتاه زمان كمتر مي كند اما در طولاني مدت موجب بروز مشكلات بسياري خواهد شد.

3. تعميم افراطي

بعضي ها وقتي اتفاقي مي افتد كه چندان به مذاقشان خوش نيست با عموميت دادن آن مشكل را بيرون مي دهند.  هيچوقت جملات خود را با "تو هميشه...." يا "تو هيچوقت..." مثل "تو هميشه دير مياي خونه" يا "تو هيچوقت كارايي كه من دوست دارم را انجام نميدي" شروع نكنيد. كمي مكث كنيد، فكر كنيد و ببينيد آيا اين جمله ها واقعاً صحت دارد. همچنين هيچوقت با پيش كشيدن مشكلات قديمي سعي نكنيد كه مشاجره را بدتر كنيد.

4. حق داشتن

اگر بخواهيد فكر كنيد كه براي هر كاري روش "درست" و روش "غلط" وجود دارد، و روش شما هميشه "درست" است، رابطه تان خراب خواهد شد. هرگز نخواهيد كه طرفتان هم  مثل شما به قضايا نگاه كند و اگر ديدگاه آنها متفاوت بود، جنگ و جدال راه نيندازيد. هميشه به دنبال مصالحه باشيد و يادتان باشد كه هيچوقت يك روش "درست" يا "غلط" محض وجود ندارد و ممكن است هر دو نقطه نظر كاملاً صحيح باشند.

5. روانكاوي

بعضي ها به جاي اينكه درمورد افكار و احساسات طرف مقابلشان سوال كنند، فكر مي كنند كه مي دانند كه طرفشان به چه چيز فكر ميكند يا درمورد يك مسئله خاص چه احساسي دارد و معمولاً هم اين تفسيرها منفي است. مثلاً وقتي طرفشان دير سر قرار مي آيند، پيش خودشان فكر مي كنند كه براي او اهميت ندارند. اين كار دشمني و سوءتفاوم بين دو طرف ايجاد مي كند.

6. گوش ندادن

بعضي افراد حرف به جاي اينكه خوب به حرفهاي طرف مقابلشان گوش كنند و حرفهاي او را درك كنند، موقعي كه طرفشان مشغول صحبت كردن است، حرف او را قطع مي كنند، چشمانشان را اينطرف و آنطرف مي گردانند يا به آنچه خودشان مي خواهند در جواب بگويند فكر مي كنند. اينكار باعث مي شود نتوانيد به خوبي از نقطه نظرات طرف مقابلتان مطلع شويد. هيچوقت اهميت گوش دادن به حرفهاي همديگر را دست كم نگيريد.

7. تقصير را گردن ديگري انداختن

بعضي افراد با انتقاد از طرف مقابل و مقصر دانستن او براي موقعيت حاضر با مشكل برخورد مي كنند. هيچوقت ضعف هاي خود را قبول نمي كنند و به هر قيمتي كه شده دربرابر آن ايستادگي مي كنند چون فكر مي كنند با قبول ضعف هايشان از اعتبارشان كم مي شود. به جاي اين رفتارها بايد سعي كنيد هر دعوا و مشاجره را فرصتي بدانيد براي بررسي منتقدانه وضعيت، ارزيابي نيازهاي هر دو طرف و رسيدن به يك راه حل كه به هر دو كمك كند.

8. سعي در برنده شدن در دعوا

هدف از بحث بين دو نفر بايد درك متقابل و رسيدن به توافق نظر يا راه حل باشد كه نيازهاي هر دو طرف در آن ملاحظه شود. اگر سعي داريد نشان دهيد كه طرف مقابلتان چه اشتباهاتي انجام داده است، احساسات او را دست كم بگيريد و محكم روي نظر خودتان بايستيد، بدانيد كه مسير اشتباهي را انتخاب كرده ايد.

9. حمله هاي شخصيتي

گاهي اوقات برخي افراد هر عمل منفي ازطرف مقابل را جدي گرفته و آن را نقص شخصيتي او قلمداد ميكنند. مثلاً وقتي شوهري جوراب خود را اينطرف و آنطرف خانه مي اندازد، زن آن را يك اشكال شخصيتي در او قلمداد كرده و برچسب تنبل بودن و بي ملاحظه بودن را به او مي چسباند. اين روش در هر دو طرف درك و احساس نادرست ايجاد مي كند. يادتان باشد كه درهر شرايطي براي شخصيت طرف مقابلتان احترام قائل باشيد حتي اگر رفتاري از او را دوست نداشته باشيد.

10. توپ را به زمين مقابل شوت كردن

وقتي يك طرف مي خواهد درمورد مشكلي در رابطه صحبت كند، طرف مقابل حالت دفاعي به خود مي گيرد و از صحبت كردن يا حرف زدن با او طفره مي رود. اين نوعي بي احترامي به فرد مقابل است و در برخي موقعيت هاي خاص، حتي اهانت آميز است و موجب شدت گرفتن مشكل هم مي شود. اينكار نه تنها هيچ مشكلي را حل نمي كند، بلكه موجب جريحه دار كردن احساسات طرف مقابل و خراب شدن رابطه هم مي شود. پس بهتر است كه با احترام و علاقه به حرفهاي طرف مقابل خود گوش كنيد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۵:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]
مطال=4 face=Arial>۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۵۰

چطور به كسي بگوييم كه دهانش بوي بد مي دهد يا . . .

اينكه بخواهيم به يك دوست يا آشنا بگوييم كه تنفسش بدبو است، ممكن است باعث ناراحت شدن او شود، مخصوصاً اگر آن شخص خودتان باشيد يعني كسي اين حرف را به شما بزند. در اين مقاله راه حل آنرا برايتان عنوان مي كنيم.

مراحل

1.              شخصي كه مشكل بوي بد تنفس دارد را شناسايي كنيد.

2.              سعي كنيد او را جايي تنها پيدا كنيد. اگر محيط ساكت است، حرف را در گوشش زمزمه كنيد.

3.               برحسب ميزان شناختي كه از طرف مقابل داريد، زياد موضوع را كش ندهيد و سريع سر اصل مطلب برويد. چون ممكن است دير يا زود كسي سر برسد و اين مطلب را به طرز ناخوشايندي به آنها بگويد. شنيدن اين حرف از زبان يك بيگانه خيلي سخت است به همين خاطر از دهان يك دوست بشنويم بهتر است. بهترين كاري كه مي توانيد درحقشان بكنيد اين است كه يك يا دو تا آدامس نعنايي به او بدهيد.

4.              بعد از گفتن حرفتان يا دنبال كار خودتان برويد يا كنار او بنشينيد. اگر كسي درمورد اين مسئله به آنها كنايه اي زد، از دوستتان دفاع كنيد. دوست به درد همين موقع ها مي خورد.

نكات

·         اگر فرد موردنظر را خوب مي شناسيد، تذكر دادن اين مطلب چندان دور از ادب نيست. اما اگر فقط با او آشناييت داريد، سعي كنيد طوري اين مطلب را عنوان كنيد كه كمتر آزاردهنده باشد.

·         گاهي اوقات وقتي طرف حرف شما را متوجه نمي شود، زياد خود را براي گفتن آن مطلب نگران نكنيد. چون بالاخره خودشان متوجه مي شوند.

·         اگر كسي آدامس نعنايي به شما تعارف كرد، حدس بزنيد كه ممكن است به اين دليل بوده باشد و حتماً تعارف او را قبول كنيد. يادتان باشد كه به محض اينكه به خانه رسيديد دندانهايتان را مسواك كنيد.

·         از فرد مورد نظر بپرسيد كه تنفستان بو مي دهد يا نه. وقتي جواب را گرفتيد اين احتمال هست كه او هم درمورد تنفس خودش سوال كند.

هشدارها

·         اگر فرد را خوب نمي شناسيد، شايد از حرف شما ناراحت شوند.

·         سعي كنيد سريع مطلب را انتقال دهيد اما هيچوقت گفتگويي را براي گفتن اين حرف قطع نكنيد. چون ممكن است توجه ديگران را جلب كند و باعث خجالت فرد شود.

·         هيچوقت آن را با صداي بلند فرياد نكنيد تا توجه اطرافيان جلب شود. با اشاره اي كوتاه مي توانيد مطلب را برسانيد.

به چه چيزهايي نياز داريد:

·         مهارت هاي اجتماعي

·         آدامس نعنايي

·         مهرباني

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۵:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۴۹

زماني كه يك لحظه ديگر هم حاضر بگوش دادن نيستيد


 همه ما همانطور كه در مورد انجام دادن كاري براي ديگران، و يا بخشيدن چيزهاي مختلف به آنها، در ذهن خود محدوديت هايي را قائل مي شويم، در مورد گوش دادن به صحبت هاي ديگران نيز بايد حدود و مرزهاي معيني را براي خود مشخص كنيم.

همواره اين امكان وجود دارد كه از حرف هاي بيهوده و مهملي كه ديگران به ما تحويل مي دهند، احساس بدي پيدا كنيم. صداي آنها مانند يك ضبط صوت دائما در حال تكرار شدن است و همين امر سبب مي شود تا فضاي مثبت رابطه كاهش پيدا كرده و به حالات منفي تغيير جهت پيدا كند. اگر احياناً فرد مورد نظر يكي از اقوام فاميل باشد، به طور حتم بر روي احوالات شخصي شما نيز تاثير منفي خواهد گذاشت و در دراز مدت باعث مي شود، واكنش نامتعارفي نسبت به چرنديات مزمن و دائمي او از خود نشان دهيد. اگر طرف مقابل هيچ ارزشي براي تلاش هاي شما به منظور ترك اين عادت ناپسند را نپذيرد و تغيير مثبتي در رفتارش ايجاد نكند، ديگر هيچ دليلي براي ارائه يك بحث منصفانه باقي نخواهد ماند. اگر واقع بين باشيد، متوجه خواهيد شد كه شنونده هيچ گاه حاضر نمي شود به فردي كه دائما در حال شماتت كردن است و دوست ندارد حتي يك قدم در راه حل مشكلات بردارد و از مواضع منفي خود كناره گيري نمايد، كمك كند.

در حقيقت، زماني كه گفته هاي فرد مقابل خارج از محدوده درك و ظرفيت ما براي گوش دادن باشند، به دنبال پيدا كردن راه فرار مي افتيم و يا سعي مي كنيم موضوع بحث را به سمت ديگري هدايت كنيم. هدف شما (بدون در نظر گرفتن واكنش هاي ديگران) بايد در هر حالتي، مراقبت فردي از خود و محافظت از گوش هايتان باشد.

دوباره و دوباره و دوباره

در زمان مكالمه بايد تمام حواس خود را به حرف هاي طرف مقابل بدهيد. بهتر است از نظر احساسي كاملا حاضر باشيد، دست به هيچ گونه گونه قضاوتي نزنيد، موانعي كه باعث ايجاد حواس پرتي مي شوند را از سر راه برداريد، با روي باز از تمام مسائلي كه طرف مقابل مطرح مي كند استقبال كنيد، پذيرش خود را تا حد امكان بالا ببريد، سعي نكنيد عقايد طرف مقابل را تغيير دهيد، در پي درست كردن رفتار آنها بر نياييد، و نهايتاً نصيحت كردن را كنار بگذاريد.

همه ما توانايي هاي بسيار زيادي براي گوش دادن به حرف هاي ديگران داريم و اگر در اين راه اندكي تلاش كنيم، مطمئن باشيد كه ارزشش را خواهد داشت. گوش دادن صحيح و شايسته در قلب صميميت و ارتباط متقابل نهفته است. زماني كه قادر شويم به درستي به صحبت هاي ديگران گوش دهيم، احساس اعتبار و ارتقا در طرف مقابل ايجاد مي شود و به مرور زمان شاهد چنين احساس مشابهي در خودمان نيز خواهيم بود. ذات آدمي همانطور كه نياز به شنيده شدن و درك شدن دارد به همان اندازه نيز نياز به گوش كردن به صحبت هاي ديگران دارد.

اما متاسفانه شايد در زندگي روزمره، موقعيت انجام متناوب اين كار را پيدا نكنيم. فاكتورهاي محيطي نيز در اين امر بي تاثير نيستند. شرايط و موقعيت هاي بيشماري پيش مي آيند كه احساس مي كنيم طرف مقابل ما را مجبور مي كند تا كاغذ در دهانش فرو كنيم و يا اگر نمي توانيم چنين كاري را انجام دهيم، انگشت هايمان را در گوشمان فرو كنيم تا از شنيدن صحبت هايش خلاص شويم. در اين حيطه دختران جوان به ويژه در مواجه با مادرها و مادر شوهرهايي كه گله و شكايت مي كنند، چنين احساسي را پيدا مي كنند. از آنجايي كه بانوان در سنين جواني اندكي حساس تر مي شوند، تاب تحمل گله و شكايت هاي مكرر را ندارند؛ البته هر كدام براي خود دلايل قانع كننده اي دارند. رابطه ميان مادر و دختر، آنقدرها هم كه تصور مي شود ساده نيست و يك دختر خانم به سختي مي تواند متوجه شود كه در چه زماني مسئوليت او در مقابل مادرش به پايان مي رسد و تنها در قبال خودش مسئول مي شود. اما به هر حال چه مادران در حق فرزندان خود از هيچ تلاش مضايقه نكرده باشند، چه به اندازه كافي به آنها اهميت نداده باشند، باز هم براي فرزندان مشكل است كه با ناراحتي مادران خود مواجه شده و به اين نتيجه برسند كه هيچ يك از تلاش هايشان تغييري را در وضعيت آنها ايجاد نكرده است.

مسئله اين جاست كه يك مشكل، مشكلات متعدد ديگري را به بار مي آورد. واكنش پذيري بيش از اندازه نيز شما را دچار مشكل مي كند. در نگاه اول، راه رهايي از اين دو مقوله، به نظر كاري مي رسد كه تنها از دست هركول بر مي آيد. در دوران بلوغ احساسات و نيازهاي عاطفي آدمي تغيير شكل پيدا كرده و تمايلاتي نظير: وابستگي، بي منطقي و خود محور بيني در فرد به وفور يافت مي شود. در اين سن شما به هيچ وجه نمي توانيد نسبت به كسي كه در درد و رنج به سر مي برد بي تفاوت بوده و از او روي برگردانيد و صرفاً هيچ توجهي نسبت به او نداشته باشيد. اما نبايد به خود اجازه دهيد كه با يك چنين پيش زمينه ذهني خود را درگير مسائلي كنيد كه همواره در حال بد و بدتر شدن هستند. نبايد به نام تقابن احساسات، راه را براي نفوذ استرس و اضطراب از طرف شخص ديگري به سمت خود باز كنيد.

گاهي اوقات برخي از افراد را مشاهده مي كنيم كه اصلاً نمي دانند بايد چگونه ارتباط برقرار كنند و تنها ياد گرفته اند تا از طريق گله و شكايت، آن هم به صورت اتوماتيك وار، و يا گاهي اوقات از طريق انتقاد و در ساير موارد با نصيحت كردن، با ديگران رابطه برقرار كنند. اگر به راستي قصد داريد تا گفتگوهاي روزمره خود را از قيد و بند هاي هميشگي نجات دهيد، مي بايست راهكارهاي ديگري نيز براي ارائه كردن در دست داشته باشيد. به اين منظور شما نيازمند تكنيك هايي هستيد تا با اتكا به آنها ياد بگيريد كه چگونه مي توان از چهارچوب يك گفتگوي قديمي و هميشگي انحراف مسير پيدا كرده و به انواع مدرن آن دست پيدا كرد. در اين قسمت 5 راه حل كليدي به منظور عقبگرد - البته بدون خارج شدن از مسير اصلي - را برايتان تشريح مي كنيم؛

قاعده 1# از موضع عشق و علاقه شروع به صحبت كنيد

بايد توجه داشته باشد كه به مرور زمان مواضع بنيادين يك خانواده، در الگوي هاي ذاتي تك تك افراد شكل مي گيرند و با يك يا دو جلسه گفتگو به شيوه مدرن، تغيير جهت نخواهند داد. در مواقعي كه استرس شديدي حكمفرما مي شود خصوصيات و واكنش هاي افراد مجدداً به مكان اوليه خود باز مي گردند. در يك چنين شرايطي، خوش مشربي و بذله گويي مي تواند كمك بسيار بزرگي به حساب آيد. هميشه به ياد دارم كه وقتي مادرم به طور افراطي و بيش از اندازه در مورد پدرم گله و شكايت ميكرد، من مي خنديدم و با بذله گويي مادرم را دست مي انداختم. پدرم در يك دوره خاص از زندگي بيش از اندازه بيمار بود و مادرم هم دائماً گله مند بود كه هزينه پرستاري و مراقبت از او بيش از حد توان خانواده ماست، اما من هم در پاسخ به او مي گفتم: "مامان، من مطمئن هستم كه تو داري يك جورايي زياده روي مي كني، اگر يك بار ديگر در مورد پدر بد صحبت كني،  دوبار ميشه، و من مجبورم بيايم و تو را ببوسم!"

همچنين در اين مواقع من سعي مي كردم نسبت به تفاوت هايمان نيز بي ملاحظه نباشم و تلاشم بر اين بود كه به هر طريقي كه شده حمايتم را از او اعلام كنم، نه اينكه صرفا از او انتقاد كرده، سرزنشش كنم و يا سعي نمايم تمام خصوصيات و رفتارهاي او را تغيير دهم. به عنوان مثال نزديكش مي شدم و مي گفتم: "مامان مي دوني چيه؟ من فكر كنم زمانيكه صحبت از پرداخت هزينه نگهداري پدر به ميان مي آيد، نظريات كاملاً متفاوتي داريم؛ من از اين موضوع خيلي خوشحالم كه افراد ديگري هستند كه ميتوانند از او مراقبت كنند، و من يا تو مجبور نيستيم كه اين كار را انجام دهيد. تو معتقدي كه بايد براي پول اهميت بيشتري قائل بود ولي نظر من اين است كه بايد براي خودمان ارزش بيشتري قائل شويم." يادم مي آيد كه اين مطلب را بارها و بارها به او گوشزد مي كردم.

از آنجايي كه من با روي باز و از سر علاقه و محبت با او برخورد مي كردم به همين دليل مي توانستيم با وجود ديدگاه هاي متفاوت نسبت به يك موضوع خاص، باز هم دست در دست هم به آن بخنديم؛ هيچ يك از ما قصد نداشتيم تا نقطه نظر ديگري را تغيير دهديم يا او را با خودش هم عقيده كرده و متقاعدش نماييم. از سوي ديگر احساس مي كردم كه با به كار گيري يك چنين شيوه اي مادرم هم از خود روي خوش نشان ميدهد و از نظر روحي تخليه مي شود.

يكي ديگر از راه حل هايي كه در اين زمينه بسيار سودمند مي باشد اين است كه شماتت ها و شكايت ها را همانند خودشان در همان حد افراطي، تحويلشان دهيد. هنگام بهره گيري از اين شيوه اصلاً لازم نيست دليل و مدرك بياوريد و طرف مقابل را متقاعد كنيد. در همين مورد يك بار به شدت به مادرم پيشنهاد كردم كه خودش را با يك عدد كاغذ و قلم در اتاق پدر به طور 24 ساعته حبس كند تا بتواند صورتحساب خدمات متفاوت پرستارها را محاسبه نمايد. مادرم به خوبي مي دانست كه به هيچ وجه لازم نيست تا تمام ساعات روزانه خود را به اين كار اختصاص دهد،  او به خوبي متوجه شوخي كه در اين پيشنهاد من بود، شد و اين امر به او كمك كرد تا بهتر بتواند قضيه را براي خود حل و فصل نموده و با آن كنار بيايد.

قاعده 2# بيش از اندازه بر روي يك موضوع تاكيد نكنيد

من هيچ گاه قصد نداشتم تا صداي مادرم را قطع كنم و يا او را سر هر مسئله اي خاموش كنم. اگر بخواهيم شخص را به طور كامل از صحبت كردن در مورد مقوله اي كه برايش از اهميت ويژه اي برخوردار است، محروم كنيم، آنگاه حساسيت او نسبت به قضيه شديد تر مي شود. اين شيوه برخورد غلط سبب مي شود تا فرد مضطرب به اين دليل كه به طور كامل از بروز نگراني ها و تنش هاي خود محروم مانده است، احساس افسردگي بيش از اندازه اي كند. در مورد مادرم بايد بگويم كه در همان حال كه با استفاده از شوخي و بذله گويي سعي مي كردم ميزان اضطراب و استرس او را نسبت به هزينه هاي پرستاري از پدر كاهش دهم، همزمان سعي مي كردم تا حدودي به صحبت هاي او اهميت دهم تا از اين طريق از درد و رنجي كه او دارد كاسته باشم؛ در اين موقعيت به جاي اينكه از خود واكنش هاي نامتعارف انجام دهيد، بايد كمي از حس خلاقيت و كنجكاوي خود استفاده نماييد.

زمان هايي كه احساس مي كردم مادرم از نظر روحي آرام بوده و ميزان استرس و فشار در او به پايين ترين حد خود رسيده،   پهلويش مي نشستم و سوالاتي مطرح مي نمودم تا هم او بتواند از نظر روحي خود را تخليه كند و هم خودم از تجربياتش مطلع شوم. به عنوان مثال از او مي پرسيدم: "براي تو سخت ترين قسمت اينكه مراقبت از پدر را به عهده پرستارها محول كرده ايم، چيست؟ آيا احساس گناه مي كني كه چرا خودت در خانه قادر به نگهداري از او نيستي؟" در چنين مواقعي جو حاكم به گونه اي است كه به راحتي و با فراغ بال مي توانيد در مورد مشكلات شخصي خودتان نيز با طرف مقابل صحبت كنيد. از او بخواهيد تا شما را نصيحت كند و ديدگاه هايش را با شما در ميان بگذارد. گفتگوهايي اينچنيني، من و مادرم را به هم نزديكتر مي كرد، و هويت اصلي مرا براي خودم روشنتر مي ساخت. با شركت در چنين مكالمه هايي من فرصت پيدا مي كردم تا توجه و همدردي كه مادرم از من طلب مي كند را در حد توانم به او هديه دهم.

قانون 3# حدود خود را معين كنيد

همانطور كه پيش تر نيز به آن اشاره كرديم، يكي از موثرترين روش هاي از بين بردن تفكرات منفي، و متوقف ساختن گله و شكايت، همان شوخي و بذله گويي و روشن دلي و خيال پردازي است. تن صداي ما در تمامي مراحل، به اندازه لغاتي كه به زبان مي آوريم، از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشند. بايد تا آنجايي كه در توان داريد، ميزان كمتري از آن استرس و اضطرابي را كه از طرف مقابل دريافت مي كنيد، به او انتقال دهيد. براي دست يافتن به اين مهم راهي نداريد جز تعيين حدود ابتدايي آن هم از همان ابتداي شروع مكالمه و گفتگو. "مادر، من الان در حال حاضر نمي توانم به صحبت هاي تو گوش دهم، احساس تنش و استرس شديدي دارم و مشغله هايم به بالاترين ميزان خود رسيده اند."

تصور كنيد كه مادر به شدت از دست پدر، آشفته شده است؛ در آن لحظه هيچ چيز نمي تواند جلوي او را بگيرد، به سراغ شما مي آيد و با فرياد مي گويد: "بگذار بگويم پدر بي مسئوليتت اين بار چه دسته گلي به آب داده! " در چنين حالتي شما نمي توانيد دست روي دست بگذاريد و در جواب او بگوييد: "مامان راجع به پدر به من شكايت نكن، مشكل تو و پدر به من مربوط نمي شود، لطفاً من را درگير اين مسائل نكن! تو با اين كار منو در بلاتكليفي قرار مي دهي!"  همچنين اگر بخواهيد با "دليل" آوردن، مادرتان را قانع كنيد، باز هم خيالتان راحت باشد كه به نتيجه نمي رسيد.  انتقاد كردن، طرفداري از پدر، يا تفهيم نقطه نظرات ديگران به او نيز پي آمد مشابهي را در بردارند و نميتوانند شما را به سوي نتيجه دلخواه هدايت كنند. در عوض مي توانيد از عبارتي شبيه به اين استفاده كنيد: "خداي من؛ مادر تو الان بيشتر از 30 سال است كه با اين مرد در حال زندگي كردن هستي و هنوز اخلاقش دستت نيامده؟" بعد هم سعي كنيد موضوع بحث را به سمت مطلبي كه مي دانيد مادرتان به آن علاقمند است، تغيير دهيد.

اگر بخواهيم در مقابل هر چه طرف مقابل مي گويد، واكنش نسنجيده از خود بروز دهيم و جواب هاي بي معني بدهيم فقط خودمان را در دام مكالمات عادي و كوته فكرانه محدود كرده ايم. بنابراين بايد كاملا متفاوت عمل كنيد و از حس خلاقيت خود بهره گرفته و كاري انجام دهيد تا گفتگو، حال و هواي تازه اي به خود بگيرد.

قاعده 4# بازگشت به مسير اوليه

هر چند در بالا اشاره كرديم كه بايد مكالمه اي كه از ظرفيت جمع خارج است را از مسير خود منحرف كنيم، اما نياز داريم كه آنرا مجدداً به مسير اوليه خود بازگردانيم. شايد چندان منطقي به نظر نرسد، اما حقيقت اين جاست كه زماني مي توانيم تنش را از پيرامون يك بحث دور كنيم كه با ديدي كنجكاوانه و به دور از گونه انتقاد و خورده گيري به آن نزديك شويم. يكي از دلايل اساسي و حياطي در اين زمينه اصل "زمانبندي" است. اگر مشغول درست كردن شام باشيم و ناگهان يكي از افراد فاميل به ما تلفن كرده و شروع كند به بد و بيراه گفتن، و ضجه و زاري راه بيندازد، خوب طبيعي است كه ما هم حالت انفعالي به خود مي گيريم و نسبت به گفته هاي فرد مقابل حالت تدافعي از خود نشان داده و واكنش متقابل بروز مي دهيم. اما كار صحيح اين است كه در چنين زماني با خونسردي تمام، گوشي تلفن را برداريد و و سپس ادامه بحث را به زماني موكول كنيد كه كمي از نظر ثبات فكري آمادگي بيشتري داشته باشيد و بتوانيد با تمركز بيشتري بر روي مسئله تفكر كنيد.

فرض كنيد پدرتان دچار بيماري افسردگي و ماليخوليايي حاد است. احساس مي كنيد كه اگر يك مرتبه ديگر در مورد دكتر، دارو، و علائم بيماري اش با شما صحبت كند، آنگاه سر به بيابان خواهيد زد؛ به ويژه اگر آدمي باشد كه عادت به قبول نصيحت هاي شما هم نداشته باشد. در اين شرايط تنها كاري كه از دستتان بر مي آيد اين است كه در مورد نگراني هايش با او شوخي و بذله گويي كنيد و تمركز او را به سمت ديگري منحرف نماييد. به خاطر داشته باشيد كه شدت عمل و واكنش هاي هاي شديد و عصبي،  تنها تنش ها را افزايش خواهند داد.

شما مي توانيد از خود كمي خلاقيت نشان دهيد و سعي كنيد زمانيكه پدرتان از نظر روحي اندكي آرام تر است به او نزديك شويد و در آن موقع مشخص، اطلاعات بيشتري در مورد بيماري و مسائل پزشكي اش از او كسب كنيد. به مرور زمان مي توانيد به دفعات سوالات بيشتري را مطرح كنيد تا دانش بيشتري را در اين زمينه در اختيار شما قرار دهد.  به عنوان مثال مي توانيد سوال كنيد: "آيا افراد ديگري هم در خانواده ما هستند كه در اين مورد خاص نگران سلامتي خود باشند؟" "آيا مي تواني در مورد سكته پدر بزرگ و اينكه چگونه با آن كنار آمد، برايم بيشتر توضيح دهيد؟" ، "آيا فكر ميكنيد والدينت به اندازه كافي مراقب سلامتي خودشان هستند؟" و....

زماني كه خودتان به شخصه تمايل داريد تا پيرامون موضوعي خاص صحبت كنيد، درست نيست از طرف مقابل انتظار داشته باشيد تا نظر خود را در آن مورد ارائه نكند. اگر نمي توانيد برخي از گله و شكايت هاي مادر خود را در يك دوره زماني معين تحمل كنيد، بنابراين ديگر هيچ دليلي وجود ندارد كه به مادر خود نزديك شويد و بپرسيد: "مادر به نظر مي رسد كه چون من ازدواج نكرده و هنوز مجرد هستم، تو تا حدودي نسبت به آينده من نگران هستي، مي توانم بپرسم كه حوزه اصلي نگراني ات از چه چيز حاصل مي شود؟" و يا "چند نمونه از خانم هاي مجرد داخل فاميل را برايم نام ببر و در مورد زندگي هاي شخصي شان بيشتر برايم توضيح بده." با اتكا به چنين شيوه اي، ميتوانيم سؤالاتي را مطرح كنيم كه نياز كمتري به واكنش هاي شديد و منفي دارند و نيازمند ميزان مشخصي تعمق و تفكر بوده و امكان بروز هر گونه جر و بحث و مشاجره اي را به پايين ترين ميزان، كاهش مي دهند. هر چقدر منطقي تر با مسائل و مشكلات اطراف خود برخورد كنيم، آنگاه واكنش ديگران نسبت به ما نيز عاقلانه تر و منطقي تر خواهد بود. زماني كه حدودي را براي خود در نظر مي گيريم (مادر ذكر راههايي كه من مي توانم با يك مرد قرار ملاقات بگذارم، هيچ كمكي به متاهل شدن من نمي كند) فرد مقابل اين قدرت را پيدا مي كند كه شرايط ما را به طور كامل درك كند؛ اما شما تنها زماني مي توانيد به يك چنين سطح پيشرفته اي در گفتگوهاي خود دست پيدا كنيد كه به شخصه قادر شويد به درستي به صحبت هاي فرد مقابل گوش داده و درك متقابلي از او داشته باشيد.

قاعده 5# خط هاي قرمز را رسم كنيد

گاهي اوقات براي اينكه بتوانيم به طور كامل از خود مراقبت كنيم، مي بايست دور خود مرزهاي كاملا آشكاري بكشيم، به ويژه زماني كه با يك عده انسان هاي ملامت گر و سرشار از تفكرات منفي در زير يك سقف زندگي مي كنيم. بايد بگوييم: "من نميتوانم در يك چنين شرايطي زندگي كنم و تو بايد به من كمك كني تا از اين موقعيت نجات پيدا كنم". يكي از مراجعين من به نام "گلاره" پس از 3 سال تصميم گرفت تا در مقابل همسرش "بابك" چنين موضع گيري را از خود نشان دهد.

ذهن بابك پر شده بود از نگراني، شك و ترديد، و افكار منفي. هر زمان كه مشكلات خانوادگي و فشارهاي كاري افزايش پيدا مي كرد، پوچگرايي هاي او نيز به اوج خود ميرسيد و هيچ چيز نمي توانست مانع عصبانيت و استرس او شود. گلاره هم دلش به حال او مي سوخت و دوست داشت كه از او دلجويي كند، اما ديگر از اينكه هر روز بنشيند و از بابك انرژي منفي دريافت كند، خسته شد بود. بابك تصور مي كرد كه هيچ گاه در زندگي به موفقيت دست پيدا نخواهد كرد و به هيچ يك از اهدافش نخواهد رسيد. در ابتدا گلاره تصور مي كرد كه بايد به گوش كردن، ادامه دهد، اما به مرور زمان از اينكه با همسرش مخالفت نمي كرد تا مبادا او ناراحت شود، خسته شد. سپس تصميم گرفت تا با شوخي و بذله گويي، دنياي او را روشن كند و يا به طور مستقيم او را متوجه كند كه نمي خواهد به حرف هايش گوش دهد:" بابك نگاه كن، ذهن تو با يك سري افكار منفي عجين شده و اين امر واقعا مرا ديوانه مي كند، تو هر چقدر بيشتر اينچنين فكر كني و در مورد آن حرف  بزني،  فرو رفتگي ات در افكار منفي بيشتر ميشود. من تصور مي كنم بهتر است كه ذهنت را از اين افكار منفي پاك كني، بايد بر روي راههايي تمركز كني كه به كمك آنها قادر شوي خود را از افكار منفي دور كني و به آنها فائق آيي. من ديگر تحمل ندارم، تا كي مي توانم به توگوش بدهم و تو هم همواره خودت را پيش روي من بكوبي و خوار كني."

گلاره كم كم ياد گرفت كه در زمان بروز يك چنين شرايطي به داخل اتاق خواب خود برود و در آنرا ببندد تا به بابك بفهماند كه نمي خواهد به حرف هايش گوش دهد. اگر بابك از اين كار ناراحت مي شد، هيچ اشكالي نداشت، كسي تا حالا از ترشرويي و بداخمي نمرده است و انسان مي تواند براي مدت زمان بسيار طولاني و بدون متحمل شدن هيچ نوع ضرري در اين حالت باقي بماند. گلاره به طور مستقيم و كاملا آشكار در مورد خسارتي كه از افكار منفي به بابك وارد مي آيد، صحبت مي كرد و او را متقاعد مي كرد كه كارهايش آسيب هاي جبران ناپذيري را به رابطه شان وارد مي كند و مي گفت كه اگر او سعي نكند اخلاق خود را تغيير دهد، گلاره هم ديگر تضميني نمي دهد، كه در رابطه باقي بماند. او يك چنين خطوط قرمزي را در  فضايي سرشار از احترام و عشق، براي بابك تعيين مي كرد.

در آخر گلاره پافشاري مي ورزيد كه بابك بايد براي حل اين مشكل خود از متخصصان كمك بگيرد؛ كه او هم عاقبت اين كار را انجام داد. بابك عاشق همسر خود بود، براي نصيحت هاي او ارزش قائل بود، و ناراحتي و نا اميدي او را جدي مي گرفت. در دوره درمان، او كم كم به اين احساس دست پيدا كرد كه مي تواند در تصميم هاي خود اطمينان بيشتري داشته باشد.

رابطه در هر سطحي كه قرار گرفته باشد، ما بايد ظرفيت گوش دادن خود را به طور واضح، براي طرف مقابل معين كنيم و ياد بگيريم كه در صورت لزوم چگونه مي توانيم از گوش هايمان مراقبت كنيم. همچنين بايد تفاوت ميان گفتگويي را كه شخص مقابل در آن، در مورد دردها و مشكلات واقعي خود با ما صحبت مي كند و مكالمه اي كه در آن فرد، قصد دارد واكنش هاي مزمن منفي را به سمت ما نشانه رود را ياد بگيريم. اتصالات و پيوند هاي خانوادگي زماني محكم تر مي شوند كه ما هر دو بتوانيم حدود شخصي خود را معين كنيم و روش هاي ابتكاري و سودمندي را براي مقابله با گفتگويي كه نسبت به انجام آن الزامي احساس نمي شود را پيدا كنيم .

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۵:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۴۸

روش برخورد و گفتگو با افرادي كه خود را عقل كل ميدانند

آيا تا به حال با كسي برخورد داشته ايد كه احساس مي كند همه چيز را مي داند و هرچيزي كه مي گويد درست است؟ مطمئنم كه يكجا در زندگيمان همه ما با چنين كسي برخورد كرده ايم. سوال اين است كه وقتي با چنين شخصي مواجه شديد چه مي كنيد؟ در اكثر موارد، احتمالاً سعي مي كنيد كه از آنها اجتناب كنيد و تا حد ممكن از او دور شويد. اما كارهاي مختلفي براي فهماندن نظرتان به اين افراد مي توانيد انجام دهيد، البته بدون اينكه با او وارد يك رقابت  دردسرساز شويد.
 
اول از همه اينكه بايد بفهميد كه اين فرد چطور فكر مي كند. اگر فكر كند كه همه چيز را مي داند احتمالاً سعي مي كند آنرا با برخي واقعيات يا اطلاعاتي كه دارد ثابت كند. اكثر افرادي كه احساس مي كنند همه چيز را مي دانند معمولاً در خانواده هايي بزرگ شده اند كه از كودكي مسئوليت بسيار سنگيني بر دوششان بوده است. وقتي مي خواهيد نظرتان را به چنين افرادي بفهمانيد بهترين راه اين است كه درست به همان روشي كه او حرفش را به شما ثابت مي كند، شما هم حرفتان را به او ثابت كنيد. بعنوان مثال، اگر سعي داريد كه به كسي نشان دهيد كه بيشتر از يك روش براي پيدا كردن راه حل براي يك مشكل خاص وجود دارد مي توانيد به آنها بگوييد كه يك راه بهتر براي اينكار وجود دارد. بايد به او نشان دهيد كه چطور مي توانيد با استفاده از يك روش متفاوت به همان راه حل برسيد. اصولاً بايد بتوانيد گفته هاي خودتان را با واقعيت پشتيباني كنيد.
 
چند ايده و توصيه براي برخورد با آنها كه فكر مي كنند همه چيز را مي دانند

بهتر است در ابتداي گفتگويتان، سعي نكنيد به آنها بگوييد كه حرفشان غلط است. اينكار باعث مي شود كه فوراً حالت دفاعي بگيرند و ديگر به حرفهايتان گوش ندهند. اينجاست كه داد و بيدادها شروع مي شود. اگر نمي توانيد در همان لحظه نشان دهيد كه نظرتان چيست، بحث نكنيد، زماني ديگر را براي اثبات نظرتان در نظر بگيريد. آنهايي كه احساس مي كنند همه چيز را مي دانند افرادي بسيار خودخواه هستند. يادتان باشد كه با آنها وارد جار و جنجال شدن فقط باعث خوشحالي آنها مي شود نه شما. معمولاً آخر كار بسيار خسته مي شويد. رمز كار اين است كه مواجهه با چنين افراد يك راه درست دارد و يك راه غلط. دوري كردن از آنها كمك نمي كند كه بفهمند همه چيز را نمي دانند. درعوض مي توانيد اين را به آنها ثابت كنيد.
 
انواع كمي از آدمهاي ديگر هستند كه به اين اندازه ديگران را عصباني مي كنند. اين افراد باعث مي شوند فكر كنيم افرادي نالايق هستيم و هيچ قدرتي نداريم به همين خاطر خيلي بد واكنش مي دهيم و تاييد مي كنيم كه روي ما سلطه دارند. اما اگر آرامش خودتان را حفظ كنيد و كمي بيشتر فكر كنيد مي توانيد ياد بگيريد كه چطور با ايندسته افراد برخورد كنيد.
 
چرا اينكار را مي كنند؟

اگر سعي كنيد از ديدگاه خود آنها مسئله را ببينيد خيلي راحت تر مي توانيد با اين افراد برخورد كنيد. اين افراد معمولاً فاقد اعتماد به نفس هستند به همين خاطر سعي مي كنند بايد آنچه را كه مي دانند را نشان بقيه دهند و كاري كنند كه بقيه احساس كنند زيردست آنها هستند. شايد هيچوقت نتوانيد دليل اين رفتار خودخواهانه آنها را بفهميد اما با درك اينكه مسئله اي باعث شده است كه اين فرد چنين شخصيتي داشته باشد، مي توانيد درك خودتان را بالاتر برده و راحت تر با رفتار او كنار بياييد.
 
ارزش خودتان را گوشزد كنيد

اصلاً اينطور نيست كه شما پايين تر از اين فرد باشيد يا كمتر از او بدانيد. اين آنها هستند كه مي خواهند چنين حسي را به شما منتقل كنند. اگر به آنها اجازه بدهيد احساستان نسبت به خودتان را تغيير مي دهند. پس به جاي اينكه همه حرفهايي كه مي زنند را تاييد كنيد، به همه كارهاي مثبتي كه قادريد انجام دهيد فكر كنيد. ارزش شما بسيار بالاست و هيچكس حق خدشه وارد كردن به آن را ندارد.
 
به حرفهاي او گوش دهيد

گاهي اوقات چنين رفتاري به اين علت از فرد سر مي زند كه او فكر مي كند كسي نيست كه به حرفهايش گوش دهد. شما مي توانيد با گوش دادن به حرفهايشان بدون اينكه نظراتتان را مطرح كنيد، ترسهاي آنها را از بين ببريد. با اين روش، ديگر شما را تهديدي براي خود قلمداد نمي كنند.
 
به آنها نشان دهيد كه بعضي از نظراتشان را قبول داريد و خواهيد ديد كه احساس مي كنند كه به آنها ارزش و اعتبار داده ايد.
 
وقتي باعث شديد كه احساس اعتماد به نفس و راحتي بيشتري كنار شما بكنند، مي توانيد براي تغيير بعضي از نگرش هاي آنها وارد عمل شويد. اما بايد اينكار را خيلي زيركانه انجام دهيد. اگر مستقيماً آنها را به چالش بكشيد يا خشن برخورد كنيد، باعث مي شود كه همان رفتار دفاعي قبليشان را پيشه كنند.
 
درعوض بايد نگرششان را به خودشان انعكاس دهيد. بااين روش به آنها نشان داده ايد كه به حرفهايشان گوش كرده ايد و از ايده هايشان تقدير مي كنيد و احساس خوشحالي خواهند كرد. از اينجا به بعد مي توانيد به آرامي بعضي از ايده هايشان كه غيرقابل قبول به نظر مي رسد را انتخاب كرده و اطلاعات لازم براي تكذيب آنها را مطرح كنيد. به جاي اينكه ايده هايشان را رد يا مسخره كنيد، خيلي ساده شواهد متنقض آنرا به آنها نشان دهيد. بعد از آنها نظرشان را جويا شويد.
 
اما در اكثر موارد اين افراد از تغيير ديدگاهشان خودداري مي كنند. در چنين صورتي، با بررسي ديدگاه آنها در سايه اعتقادات خودتان، بايد سعي كنيد با بي اعتنايي از آنها بگذريد. مطمئناً اين افراد با باور يك چيز اشتباه صدمه اي به شما نمي زنند پس لازم نيست كه نگران چيزي باشيد.
 
اگر اين مشكل خيلي آزارتان داد مي توانيد ديگر آن فرد را نبينيد.

پس بااينكه برخورد و مواجهه با كساني كه فكر مي كنند همه چيز را مي دانند زمان و انرژي زيادي از شما مي برد اما مي توانيد تاثيري كه بر شما دارند را محدود كنيد. اعتقادات و باورهاي خودتان را بررسي كني تا از قدرت آنها مطمئن شويد. بااينكار اعتماد به نفستان در برخورد با اين افراد بالا خواهد بود. اكر فردي حساس و شكننده هستيد، شايد بتوانيد كاري كنيد كه باورشان را عوض كنند اما اگر نتوانستيد مي توانيد از آنها دوري كنيد فقط كافي است كه هميشه از آنچه هستيد شاد و راضي باشيد.
 

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۵:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۴۷

برخورد و گفتگو با افراد غيرممكن

اكثر افراد با اختلالات شخصيتي معمولاً دچار مشكلي به نام "اختلال نفس" هستند چون معمولاً باور ندارند كه دچار مشكل هستند. آنها فكر مي كنند، "اين منم" يا ""من هميشه اينطور بوده ام" و حس صيانت نفسشان باعث مي شود كه دوست داشته باشنده همانطور باقي بمانند. در اين مقاله مي خواهيم راهكارهايي براي برخورد با اين افراد به شما معرفي كنيم.

مراحل

1.              بدانيد كه افراد غيرممكن وجود دارند و چه بخواهيد يا نخواهيد دير يا زود با يكي از آنها برخورد مي كنيد. كاري از دستتان برنمي آيد. اولين قدم اين است كه با واقعيت كنار بياييد. اگر فكر مي كنيد كه احتمالاً با يكي از اين افراد روبه رو بوده ايد، مطمئناً درست فكر كرده ايد. اگر شك داريد، مراحل زير را قدم به قدم طي كنيد.

2.              بدانيد كه خيلي افراد سازگار نيستند. گاهي اوقات كسي كه با همه كنار مي آيد ممكن است براي شما فردي غيرممكن باشد. اكثر روابط بين افراد سايه هاي مختلف خاكستري دارد اما برخي افراد مثل آب و روغن با همه قاطي مي شوند. احتمالاً از فرد غيرممكنتان شنيده ايد كه، "همه من را دوست دارند". اين تلاشي است براي انداختن تقصير بر گردن شما پس آن را جدي نگيريد. مهم نيست كه روابط اين فرد با ديگران چطور باشد، واقعيت اين است كه رابطه بين شما دو نفر افتضاح است. يادتان باشد كه مقصر جلوه دادن شما واقعيت را تغيير نمي دهد.

3.              بفهميد كه مقصر شما نيستيد، آنها هستند. شايد سخت باشد چون اين افراد معمولاً توانايي زيادي در مقصر جلوه دادن ديگران دارند. اگر با چنين فردي مواجه هستيد احتمالاً مداوماً به شما مي گويد كه فلان مسئله يا مشكل تقصير شماست. اما اينطور نيست. واقعيت اين است كه هرچه بيشتر شما را مقصر جلوه دهند، خودشان تقصيركار جلوه مي كنند. اما به خاطر داشته باشيد كه اين راه مقصر دانستن آنها نيست. مقصر دانستن كار آدم هاي غيرممكن است كه دچار اختلال شخصيتي هستند. شما بايد فقط اين واقعيت را بدانيد، به خاطر خودتان. به زبان ساده تر: اگر بتوانيد مسئوليت اشتباهات خود را بپذيريد و براي ارتقاء خودتان تصميم بگيريد، پس يك فرد غيرممكن به حساب نمي آييد، چون اين افراد به نظر خودشان هيچ كار اشتباهي انجام نمي دهند.

4.              آرامش خود را حفظ كنيد و با عصبانيت با آنها برخورد نكنيد. هر كاري كه مي كنيد، فقط گريه نكنيد. اينكار باعث مي شود كه رفتار زشت خود را بيشتر ادامه دهند. سعي كنيد ناديده شان بگيريد. مثلاً نگاهتان را جاي ديگري بيندازيد و بحث ديگري را شروع كنيد. موضوعي را پيدا كنيد كه در آن با آنها هم عقيده باشيد. تحت هيچ شرايطي در انتقادها و عيب جويي ها با آنها همراه نشويد. هيچ وقت با آنها يا هر كس ديگري بد حرف نزنيد چون بااينكار در حد آنها خواهيد شد. يك چيز مثبت به مسئله وارد كنيد. و تا مي توانيد آرامش خود را حفظ كنيد.

5.              بدانيد كه نمي توانيد مثل كسان ديگر با اين افراد برخورد كنيد. يك جورهايي بايد مثل بچه ها با آنها رفتار كنيد. قيد هر جور بحث منطقي را با آنها بزنيد چون هيچوقت ممكن نخواهد بود. تنها چيزي كه عايدتان مي شود اين خواهد بود كه يك عالم تقصير و گناه بر گردنتان مي افتد.

6.              اعتماد به نفستان را حفظ كنيد. اگر مداوماً با همچنين فردي رابطه داريد كه هميشه سعي دارد شما را منبع همه بدي ها نشان دهد، بايد براي حفظ يك تصوير مثبت از خود اقدام كنيد. به خودتان يادآور شويد كه نظر اين شخص لزوماً واقعيت نيست. اگر مي بينيد كه انتقادات آنها خيلي دور از واقعيت است، از آنها دوري كنيد. مطمئناً شما به اندازه اي كه اين فرد دوست دارد به شما بقبولاند بد نيستيد. سعي نكنيد با داد و بيداد از خودتان دفاع كنيد چون او را به ادامه حرفهاي خود تحريك تر مي كند.

7.              عصبانيتتان را سركوب كنيد. اينطور فكر كنيد كه عصباني شدن شما براي آن فرد مثل يك هديه بي نظير است. هر حرفي كه موقع عصبانيت بزنيد يا هر كاري كه انجام دهيد بارها و بارها عليه شما استفاده خواهد شد. اين افراد حافظه هاي فوق العاده اي دارند و مطمئناً از يادآوري مسائل گذشته بر عليه شما ابايي ندارند.

8.              از خودتان دفاع نكنيد. بايد بفهميد كه به هيچ وجه نمي توانيد به اين افراد ضربه بزنيد. به خاطر همين است كه اسم "غيرممكن" را روي آنها گذاشته اند. در ذهن آنها شما منبع همه اشتباهات هستيد و هيچ حرفي كه بر زبانتان بيايد خلاف آنرا به آنها نشان نخواهدداد. نظر شما براي آنها هيچ فرقي نمي كند چون در دادگاه ذهن آنها شما مقصر شناخته شده ايد.

9.              بدانيد كه بالاخري به دست آوردن آن معمولاً از حد خود فراتر مي روند. هميشه بايد بهترين ماشين زير پايشان باشد، بهترين منطقه شهر زندگي كنند، بهترين لباسها را بپوشند و بچه هايشان را به بهترين مدرسه ها بفرستند.

ú         افراد مبتلا به وسواس فكري-عملي كه اضطراب هاي خود را با غرق شدن در جزئيات مسائل و از ياد بردن هدف اصلي يك فعاليت، برطرف مي كنند. آنها ساعات زيادي از روز را به تكرار كارهاي روزمره خود مثل بارها و بارها شستن دست هايشان يا تميز كردن بي وقفه خانه و ماشين مي گذرانند و ديگر وقتي براي نگران بودن درمورد مشكلات بزرگ زندگي برايشان نمي ماند.

ú         افراد با شخصيت هاي وابسته كه معمولاً اعتماد به نفس پاييني دارند. به هيچ وجه در زندگي ريسك نمي كنند و برايشان مهم نيست ديگران با آنها چه برخوردي داشته باشند. گاهي اوقات با اينكه مي دانند در يك رابطه بد هستند اما باز با اينحال احساس امنيت مي كنند چون مي توانند آن رابطه را درك كنند. برايشان ساده تر است كه همان رابطه بد را تحمل كنند تا بخواهند يك رابطه اي ديگري كه ممكن است بدتر باد را شروع كنند يا اصلاً رابطه اي نداشته باشند.

ú         افراد با اختلال شخصيتي مرزي كه معمولاً مرزهاي درون فردي ضعيفي دارند و معمولاً روابطشان بسيار شديد، عاشقانه و كوتاه مدت است. چون عاشق عشق هستند نه عاشق فردي خاص. وقتي رابطه كم كم سرد مي شود خيلي راحت مي توانند آنرا كنار بگذارند. به ندرت مي توانند با كسي از جنس مخالف خود بدون ابراز عشق و محبت صحبت كنند.

ú         افراد با اختلال شخصيتي خوددار كه شديداً خجالتي هستند و در تلاشند كه از موقعيت هايي كه ممكن است موجب خجالت زدگي آنها شود دوري مي كنند.

ú         افراد با اختلال شخصيتي پارانوئيد كه معمولاً ريسك هايي كه اكثر ما مي پذيريم را دفع مي كنند چون به عقيده آنها اتفاق افتادن آن بسيار دور از ذهن است. آنها دوست دارند همه بدي هاي دنيا را به يك گروه از افراد بد نسبت دهند كه سعي دارند ما را كنترل كنند.

ú         افراد با اختلال شخصيتي منفعل-پرخاشگر كه دشمي خود را به طور غيرمستقيم به ديگران حالي مي كنند مثل مهماني كه سر ميز شام به ميزبان مي گويد، "دستتان درد نكند خيلي خوشمزه بود، هيچوقت فكر نمي كردم از اين تكه هاي ارزان گوشت هم بشود غذاي خوشمزه پخت".

·         اگر هيچ چيز كمكتان نكرد، سعي كنيد تجربياتتان با اين اشخاص را درس هاي باارزش زندگي بدانيد. بدانيد كه بعد مدتي كنار آمدن با اين افراد، كنار آمدن با افراد عادي برايتان خيلي ساده تر خواهد شد. در رابطه تان با آنها يك دوره آموزشي خيلي خوب درمورد برخورد با افراد سرسخت مي بينيد كه بااينكه الان برايتان ناخوشايند است اما درس هايي كه مي گيريد در زندگي آينده برايتان ارزش زيادي خواهد داشت.

·         بپذيريد كه با يك سوءاستفاده گر احساسي روبه رو هستيد. اطلاعات زير مي تواند به دردتان بخورد.

ú         مهربان باشيد حتي اگر با منفي ترين حالت با شما برخورد كردند. اگر تنها هستند و نمي دانند چطور بايد توجه ديگران را جلب كنند، جذب رفتار محبت آميز شما خواهند شد و تغيير مي كنند. اما اگر ذاتاً افراد احمق و سرسختي هستند كه دوست دارند حرص ديگران را دربياورند، باز هم مهرباني و ملاطفت شما آنها را عصباني خواهد كرد چون نمي دانند كه چطور مي توانند حرصتان را دربياورند به همين خاطر بعد از مدتي رهايتان مي كنند.

·         در خرج كردن مهربانيتان دقت كنيد. مطمئناً دلتان نمي خواهد مدام به كسي كه از شما سوءاستفاده مي كند پاداش دهيد چون او را به سوءاستفاده بيشتر تشويق مي كند. مثلاً ممكن است سرتان داد بزنند كه كاري كه وظيفه خودشان است را انجام دهيد و شما تصميم مي گيريد كه مهربان باشيد و آنكار را انجام دهيد. بااينكار آن فرد احساس مي كند كه با داد زدن ديگر مي تواند شما را مجبور به انجام هر كاري بكند.

·         برخي از اين اشخاص مهرباني شما را تمايل شما براي خدمت كردن به خودشان مي بينند. وقتي ديديد كه چنين اتفاقي افتاد، خيلي آرام و با مهرباني حرفشان را رد كنيد. دروغ نگوييد، لازم نيست هيچ توضيحي برايشان بدهيد، فقط كافي است كه آن كار را رد كنيد. دروغ گفتن فقط كار را خراب تر مي كند و رابطه تان با اين شخص را سخت تر.

·         با آنها مخالفت نكنيد. راهي براي هم عقيده شدن با آنها پيدا كنيد حتي اگر مي دانيد كه اشتباه مي كنند. اگر مي گويند براي جلب نظر ديگران خيرات كرده ايد مي توانيد بگوييد كه ممكن است حق با آنها باشد. اينكار باعث مي شود كه جنگ و جدال ها كمتر شود. حتي مي توانيد وقتي خود را هم عقيده او نشان مي دهيد لبخند كوچكي هم بر لبانتان بنشانيد.

·         بدانيد كه سالمترين راه براي كنار آمدن با اشخاص غيرممكن دور كردن آن فرد از محيط اطرافتان است. با قرار دادن خود در معرض آن فرد خودتان را شكنجه نكنيد. ارزش شما خيلي بيشتر از اين حرفهاست. يادتان باشد كه به هيچ طريقي نمي توانيد او را درست كنيد.

·         وقتي كسي از شما سوءاستفاده مي كند، بقيه افراد سعي مي كنند با شما همدردي كنند. هيچ نيازي نيست كه طرف مقابلتان را نزد ديگران بد جلوه دهيد چون همه خودشان دير يا زود آنرا خواهند فهميد. اگر شخص غيرممكن باعث عصبانيتتان مي شود، بقيه هم به احتمال زياد اذيت مي شوند.

·         سعي كنيد به نقاط مثبت قضيه فكر كنيد. فكر به اينكه او هم يكي از بنده هاي خداست و خدا او را دوست دارد، حتي اگر خودتان او را دوست  نداشته باشيد، آرامش بيشتري به شما مي دهد.

هشدارها

·         هيچوقت شخص غيرممكن را عصباني نكنيد. بااينكه خيلي زود از كوره در مي روند  و به نظر خودشان در نظر همه افراد منطقي هستند، واقعيت اين است كه اگر عصبانيشان كنيد طوري حرصشان را سر شما خالي مي كنند كه باورتان نشود. هيچوقت سعي نكنيد با آنها بحث منطقي كنيد و برايشان دليلي و برهان بياوريد. با آنها مثل بيمار يا بچه ها رفتار كنيد. براي چنين رفتاري به تمرين نياز داريد اما يك مهارت اجتماعي است كه ارزش يادگيري را دارد.

·         اگر به هر دليلي توانستيد با دليل و مدرك شخص غيرممكن را متقاعد كنيد كه تقصير گردن آنهاست، اين احتمال وجود دارد كه كاملاً از آنطرف بام بيفتند و فكر كنند كه اگر در اين مورد خاص حق با آنها نيست پس در 100% موارد و موقعيت هاي ديگر هم اشتباه گردن آنهاست. اين تكنيكي است كه براي جلب همدردي ديگران به كار مي گيرند.

·         هيچوقت حستان درمورد اين فرد را به ديگران نگوييد. اگر رفتار غيرممكن اين شخص غيرممكن را اعتراف كنيد، و فرد مقابلتان هم نظرات شما را به ديگران انتقال دهد، اين احتمال وجود دارد كه به گوش خود شخص غيرممكن هم برسد و اين كار را از آنچه كه هست هم خراب تر مي كند.

·         از طرف ديگر اگر نمي توانيد از اين شخص دوري كنيد شايد بد نباشد كه با كمك شخصي ديگر اين موقعيت را مديريت كنيد.

·         حريم شخصيتان را حفظ كنيد. شخص غيرممكن از هر اطلاعات شخصي شما عليه تان استفاده مي كند. آنها مي توانند فقط به خاطر اظهار نظري كه سر ميز شام كرديد، داستان هاي زيادي را درمورد شما براي ديگران نقل كنند. يادتان باشد كه مهارت خيلي خوبي در به حرف كشيدن شما دارند. آنها به خوبي خود را  فردي نرمال  و عادي نشان مي دهند و اين باعث مي شود با خودتان فكر كنيد كه چندان آدم بدي هم نيستند. اين اشتباه بسيار بزرگي است. چون همان موقع كه برايشان درد و دل كرديد درواقع گور خودتان را كنديد. او از كوچكترين و ريزترين اطلاعات ممكن بر عليه تان استفاده مي كند.

·         هيچوقت با اين واقعيت كه آنها منبع و منشاء مشكل هستند با شخص غيرممكن برخورد نكنيد. چون با بمباراني از انكار روبه رو خواهيد شد.

·         مراقب حركات و اشارات غيركلامي آنها باشيد چون ممكن است سوء تفاهماتي ايجاد كند.

·         در ايجاد هر نوع برخورد فيزيكي با اين افراد بسيار دقت كنيد. حتي زدن يك ضربه آرام روي پشتشان مي تواند آرامترين شخص غيرممكن را هم به خشم بياورد.

·         به هيچ وجه اين مقاله را براي ثابت كردن سرسختي آنها نشانشان ندهيد. هميشه يادتان باشد كه هيچ راهي براي متقاعد كردن آنها وجود ندارد. تلاش شما بي حاصل خواهد بود.

·         قبل از به كار بردن نكات و هشدارهايي كه در اين مقاله ذكر شد، مطمئن شويد كه خودتان يكي از آن اشخاص غيرممكن نيستيد. چون ممكن است به خودتان صدمه بزنيد.

·         بدانيد كي وقت خداحافظي است. اگر اين رابطه خسته تان كرده است يا فكر مي كنيد كه رفتارهاي او برايتان خطرناك شده است و ممكن است به شما صدمه بزند، رهايشان كنيد. هر چه سريعتر رابطه تان را با او قطع كنيد. شخص غيرممكن تلاش خواهد كرد كه باز با شما رابطه ايجاد كند اما نپذيريد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۵:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۴۶

واكنش صحيح در برابر انتقادات

آيا از انتقادهايي كه با آنها روبرو مي شويد به عنوان ابزاري براي هر چه غني تر و آيين مند تر شدن استفاده مي كنيد؟ و يا بالعكس واكنش غير متخصصانه از خود نشان مي دهيد؟ آيا به موقعيتي هايي كه مي توانيد به نحو احسنت از آنها براي رشد و تعالي خود استفاده كنيد به ديده ي ترديد مي نگريد؟

شكي نيست كه پذيرش و هضم انتقاد كار دشواريست، حتي اگر منتقد در نهايت حسن نيت و درستي به اظهار نظر بپردازد. قبول كردن حرف هاي كسي كه اشتباهاتتان را به شما گوشزد مي كند امر خوشايندي نخواهد بود؛ اما براي تجلي هر چه بيشتر موفقيت در جامعه، "انتقاد" بايد در ذهن افراد جا بيفتد، در روح آنها سيلان پذيرد و به عنوان پاره اي تفكيك ناپذير از بدنه ي فرهنگي جامعه درآيد.

بحث توانايي يا ناتواني يك انسان به هنگام تقابل با شايستگي هاي فردي مطرح مي گردد و ميدان اين مقابله ظرفيت "انتقاد پذيري" اوست. براي درك صحيح انتقادات، فرد ملزم به فراهم نمودن بستري مناسب است كه اگر اين فضاي مناسب پديد آيد، شخص آسانتر مي تواند روند تكاملي خود را طي نمايد و از اين بابت بايد از منتقد تشكر و قدرداني نيز بعمل آورد. اگر بتوانيد يك چنين تحولي را در سير انديشه هاي خود ايجاد كنيد، آنگاه در زندگي فردي و شغلي خود به موفقيت هاي چشمگيري دست پيدا خواهيد كرد.

تحقيقات و تفصيل هاي گسترده در حيطه ي روانشناسي حاكي از اين مطلب است كه افراد زبده در هر رشته اي ياد گرفته اند كه به انتقادات با ديدي متفاوت از آنچه افراد معمولي دارند، نگاه كنند.

اين افراد انتقاد را به مثابه يك بازخوراند ارزشمند مي پندارند و از آن به عنوان فرصتي كم نظير براي پيشرفت و ترقي استفاده مي كنند. تنها دغدغه ذهني آنها، هدفمند و نظامند كردن اموري است كه در دست اجرا دارند و نه تنها هيچ گاه با بدفهمي يا دانش ناكافي با انتقادها برخورد نمي كنند، بلكه نرمش خاصي نيز از خود نشان مي دهند.

افراد حرفه اي به جاي اينكه از انتقاد فرار كنند به آن خوش آمد مي گويند.  حتي مي توان گفت به دنبال مشاوران و مستشاراني هستند كه پيوسته پيشنهاد كننده ي انتقادات سازنده و گاه دردناك نيز باشند. آنها سپس از اين نظرها به عنوان رهنموني براي پيشرفت مداوم بهره مي جويند.

براي اينكه در زمره مجريان درجه يك قرار بگيريد لازم است تا با روي باز از اظهارنظرهاي ديگران سود ببريد. در اينجا چند گام وجود دارد كه مي توانيد با به كار گيري آنها در زندگي روزمره هم پذيرش انتقاد ها را براي خود قابل هضم تر كنيد و هم به نفع خود از آنها استفاده كنيد.

1- كليد توقف را فشار دهيد

مهم است كه بتوانيد خونسردي و آرامش خود را حفظ كنيد و حالت تدافعي و بسته به خود نگيريد. يك نفس عميق بكشيد. لازم نيست حرفي بزنيد يا كاري انجام دهيد. اين توقف كوتاه مدت نه تنها به شما كمك مي كند تا خود را موجه سازيد و آماده تان مي كند تا به حرف هاي طرف مقابل گوش دهيد بلكه نشان از توازن فردي و اعتماد به نفس شما نيز دارد. حفظ آرامش در زمان شنيدن انتقاد نشان از آن دارد كه شما بر روي خودتان كنترل داريد.

2- مغزتان را روشن و احساساتتان را خاموش كنيد

اين خيلي مهم است كه واكنش اتوماتيك احساسي خود را در مقابل انتقادها غير فعال كنيد. در غير اينصورت دستخوش احساسات شده و قادر نخواهيد بود بطور عيني از ارزش انتقاداتي كه به شما مي شود آگاه شويد. بيشتر سعي كنيد بر روي واژه ها و حقايق متمركز شويد نه احساساتي كه واژگان و عبارات در شما ايجاد مي كنند. بدون توجه به اين مطلب كه فرد مقابل با چه لحني در حال گفتگوست به خودتان بگوييد كه اين مطالب صرفاً براي ترقي شما و نه نابود كردنتان بيان مي شود.

3- به دقت گوش كنيد

مشتاقانه به حرف هاي طرف مقابل گوش دهيد. اگر شما ذهن خود را به تكذيب و رد كردن حرف هاي او مشغول كنيد، آنوقت اين امكان وجود دارد كه برخي از اطلاعات مهمي را كه مي تواند به شما كمك كند تا از اشتباهات خود در آينده  اجتناب كنيد و عملكرد كلي خود را ارتقا بخشيد را از دست بدهيد.

4- اشتباهات خود را قبول كنيد

پذيرفتن اشتباهات و اعتراف كردن به آنها به آن معني نيست كه شما انسان كارامدي نيستيد و در نظر ديگران فرد ناتوان و شكست خورده اي قلمداد مي شويد. اگر اعتقاد داشته باشيد كه انتقاد به نفع شما بوده و از اعبتار بالايي برخوردار مي باشد، مي توانيد به راحتي مسئوليت كامل كاري را كه انجام داده ايد را به عهده بگيريد. هيچ چيز و هيچ كس را به دليل اشتباهاتي كه از شما سر مي زند سرزنش نكنيد. نيكوست كه اگر شرايط را مناسب ديديد يك عذر خواهي ديپلماتيك نيز انجام دهيد: " متاسفم كه كارهاي من منجر به يك چنين نتيجه اي شد، قصد من واقعاً چنين چيزي نبود". باز هم اگر شرايط مناسب بود مي توانيد سوال كنيد كه اگر پيشنهادي دارند ارائه دهند تا دفعه آينده شما عملكر و كارايي خود را بهبود ببخشيد.

5- اقدام اصلاحي انجام دهيد

زمانيكه به طور كامل به حرف هاي طرف مقابل گوش كرديد و از پيشنهادهاي او براي پيشرفت و بهبود مطلع شديد، اشتياق خود را براي رسيدن به موفقيت هاي بيشتر در آينده نشان دهيد. سپس هر فعاليتي را كه قصد داريد انجام دهيد تا اشتباه مرتكب شده ي شما را جبران و يا خنثي نمايد را مطرح كنيد.

6- از حسن نيت طرف مقابل قدرداني كنيد

از منتقد به خاطر بازخوراندش تشكر كنيد و به او بفهمانيد كه چقدر حرف هايش برايتان ارزشمند هستند. اين امر نشان مي دهد كه شما توانايي آن را داريد كه از انتقادها به عنوان وسيله اي براي رشد و پيشرفت خود بهره ببريد، يعني همان فاكتور كليدي كه هر رهبر با لياقتي از آن برخوردار است. علاوه بر اين اجازه دهيد كه طرف مقابل بداند كه شما با روي باز از ساير نظرهاي او در آينده استقبال خواهيد كرد.

در حالي كه شنيدن هر انتقادي مي تواند تا حدي دلسرد كننده و مايوس كننده باشد، بايد همواره در ذهن خود مرور كنيد كه هر نظر منفي به طور مستقيم در ارتباط است با سرعت بخشيدن به رشد سريعتر و و بازده بالاتر در شما. حتي اگر طرز بيان انتقاد درست نبود، باز هم از خود عكس العمل شديد نشان ندهيد. شما بايد از طرف مقابل متشكر هم باشيد چراكه وقتي انتقاد مي كند همپاي آن براي شما فرصتي به منظور پيشرفت و ترقي فراهم مي آورد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۵:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۴۵

۷ شيوه اشتباه در بحث و مشاجرات


 بحث و جدل هميشه اتفاق مي افتد. نوع رابطه تان اهميتي ندارد—اين بحث ها چه با رئيستان باشد، چه با دوستان، يا دوست دختر و يا همسرتان—بايد بتوانيد با اين اختلافات و ناسازگاري ها كنار بياييد. اين بحث و جدل ها براي همه ي ما پيش مي آيد، اما نبايد طوري با آنها برخورد كنيم كه همه ي پل هاي پشت سر را خراب كرده و رابطه هايمان را از بين ببريم.


راه هاي سالمي هم براي بحث و جدل كردن وجود دارد. درست است كه اين راه ها هم تقريباً همان طبيعت ناخوشايند همه ي جنگ و دعواها را در خود دارد، اما بحث هاي سازنده اين مزيت #333333 size=3 face="arial, helvetica, sans-serif">5.  فحش دادن و ناسزا گفتن

ناسزا گفتن حين دعوا، نشانه ناپختگي، از دست دادن كنترل و غير حرفه اي بودن شماست. فحش دادن و ناسزا گفتن هيچوقت فشار و تنش دعوا را كم نمي كند، بلكه با اينكار شان و شخصيت فرد مقابل را هم خرد مي كنيد. اين كار يك اختلاف عقيده جزئي را به دعواي شخصي بدل مي كند و حتي اگر دعوا هم حل شود، فرد مقابل هيچوقت فراموش نخواهد كرد كه شما چه ناسزاهايي به او حين دعوا گفته ايد.


روش جديد:  بحث و جدل هايتان را هميشه در كمال ادب و نزاكت انجام دهيد. روي رفتار ناشايست طرفتان تمركز كنيد نه خودِ او. اگر حرف هايتان را معقولانه و مؤدبانه بزنيد، طرف مقابل بيشتر روي حرفهايتان حساب خواهد كرد.

يادمان باشد رفتار هر شخص از خود او جداست. بطور مثال بهتر است بگوييم من از دروغي كه به من گفتي ناراحتم نه اينكه بگوييم تو دروغگويي


6.  متوسل شدن به رفتارهاي خشونت آميز

اين شيوه مخصوص آندسته از افرادي است كه حين دعوا در را به هم مي كوبند، ظرف و ظروف اطرافشان را پرت مي كنند، مشت روي ميز مي كوبند و....همه ي اين رفتارها ما را ياد جنگ و دعواهاي بچگانه بين خواهر و برادرها مي اندازد. اين رفتارها نه تنها به هيچ جايي نمي رسد، بلكه طرف مقابل را عصباني تر هم مي كند. بايد بتوانيد عصبانيتتان را كنترل كنيد، به ويژه در محل كار. همه حق دارند عصباني شوند، اما بايد بتوانند اين عصبانيت را كنترل كنند. اگر موقع دعوا اشياء را پرت كنيد، يعني براي اهل آن خانه يا اتاق احترامي قائل نيستيد. فكر نمي كنم دوست داشته باشيد اطرافيانتان تصور كنند هنوز بچه هستيد و رفتارهايتان كودكانه است.


روش جديد:  اگر مي بينيد كه حين دعوا انگيزه زيادي براي پرت كردن اشياء داريد، راه ديگري براي بيرون ريختن عصبانيتتان پيدا كنيد. مثلاً سعي كنيد روي يك تكه كاغذ دليل عصبانيتتان را بنويسيد، يا به باشگاه يا پياده روي برويد. تنها چاره كار اين است كه خود را از آن موقعيت دور كنيد.


7.  فرار از موقعيت

هر وقت بحثي پيش مي آيد، فكر مي كنيد قبل از اينكه بيشتر عصباني شويد، بهتر است سريع شال و كلاه كرده و از معركه فرار كنيد. البته اگر اين كار را براي اين مي كنيد كه بعد از كمي آرام تر شدن، مشكل را بررسي كنيد، روش بسيار خوبي است چون مي توانيد عاقلانه تر فكر كنيد و تصميم بگيريد و چيزي از دهانتان بيرون نمي آيد كه بعدها به خاطر آن پشيمان شويد. اما اگر اين كار را از ترس رودررو شدن با فرد مقابل و قبول مسئوليت دربرابر اشتباهاتتان انجام مي دهيد، روش خوبي به شما نمي رود. اما ماندن در موقعيت و خالي كردن عصبانيت هم گهگاه بد نيست، بااينكه معايبي هم دارد. از قديم گفته اند، هيچوقت عصباني به بستر نرويد.


اگر حتي يكي از طرفين حين دعوا روش خود را عوض كنند، ممكن است دعوا به كلي خاتمه يابد. يادتان باشد كه طرف مقابلتان هم به اندازه خود شما عصباني و ناراحت است، حتي اگر حق با شما باشد.


روش جديد:  به جاي اينكه عصبانيتتان را بر سر طرف مقابل خالي كنيد، يك قدم به عقب برداريد، نفسي عميق بكشيد و از طرفتان بخواهيد كه كمي آرامتر پيش رود. اين كارها به هر دو شما فرصت مي دهد كنترل خودتان را دوباره به دست آوريد، بيشتر فكر كنيد و به كمك هم مشكل را حل كنيد. اگر لازم مي بينيد كه موقعيت را ترك كنيد، به طرف مقابلتان بگوييد كه اين كار را به خاطر اين انجام مي دهيد كه عصبانيتتان فروكش كند و بعداً درمورد مشكل صحبت خواهيد كرد.


بانزاكت دعوا كنيد!

وقتي دعوا و بحثي برايتان پيش مي آيد، بايد باملاحظه رفتار كنيد و كنترلتان را حفظ كنيد. بايد سعي كنيد نقطه نظرات طرف مقابل را خوب درك كنيد و ببينيد آيا حرف هايتان اوضاع را بدتر مي كند يا بهتر. مهمتر اينكه، يادتان باشد بعضي وقت ها لازم است غرورتان را زير پا بگذاريد—مي دانم كار مشكلي است. بعضي وقت ها هم خوب است بگذاريد گذر زمان خودش مشكلات و مسائل را برطرف كند. با استفاده از روشهايي كه در اين مقاله گفته شد، مي توانيد معقولانه تر و خوشايندتر جدل كنيد!

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۵:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۴۴

پيش از صحبت كردن فكر كنيد


 چند بار برايتان اتفاق افتاده كه حرفي بزنيد و بعد متوجه شده باشيد كه فرد يا افراد مقابل به درستي متوجه منظور شما نشده اند و مخالف ميلتان عمل كرده اند؟

تا كنون برايتان اتفاق افتاده كه در يك كنفرانس و يا انجمن سخنراني كرده باشيد، اما پس از اتمام مراسم آرزو كنيد كه اي كاش ارائه بهتري از خود به نمايش گذاشته بوديد و مفهوم را به شيوه بهتري بيان مي نموديد؟

در اين مقاله قصد نداريم به شما آموزش دهيم كه چگونه مي توانيد در حين يك مكالمه خونسردي خودتان را حفظ كرده و عصباني نشويد، البته اين مسئله به نوبه خود يك امر مهم در ارتباط با ديگران محسوب مي شود! اما مي خواهيم در اين مقاله به شما آموزش دهيم كه در حين صحبت كردن چگونه مي توانيد تاثير بيشتري بر روي اطرافيان خود بگذاريد و آنها را بهتر متوجه منظور خود كنيد.

چقدر احتمال دارد كه پيش از صحبت كردن چند لحظه صبر كرده و فكر كنيد؟ بيشتر ما در لحظه اي كه شروع به صحبت كردن مي كنيم فقط به چيزي كه ميخواهيم به آن برسيم فكر مي كنيم و بعد هم دهانمان را باز مي كنيم و حرف مي زنيم. اگر احساس ميكنيد كه جزء اين افراد هستيد، بايد بدانيد كه در گروه اكثريت قرار داريد؛ اما در عين حال بايد توجه داشته باشيد كه اگر حتي براي چند لحظه به ساير عوامل دخيل در مكالمات روزمره خود دقت كنيد، به تاثير گذاري بيشتري در افراد مقابل خواهيد رسيد.

امري كه مي تواند به شما كمك كند تا تاثير خود را بهبود بخشيده و ناكامي را تا ميزان زيادي كاهش دهيد، اين است كه بدانيد: "مصداق ارتباط، پاسخي است كه از طرف مقابل دريافت مي كنيد."

ارقام متداول نشان دهنده اين امر هستند كه وقتي ارتباط رودررويي با طرف مقابل داريم، تنها 70% از كل پيام ما با لغات و زبان كلامي به شخص مقابل منتقل مي شوند و ما بقي تاثير از روي حركات بدن و تن صداي شما انتقال مي يابند. هر چند لغات به نوبه خود سهم كوچكي را به خود اختصاص داده اند، و بايد با ساير المان ها همخواني داشته باشند تا بتوانند معناي واقعي را به طرف مقابل انتقال دهند، اما به هر حال يكي از موارد ضروري در ارتباطات به شمار مي روند.

واقعاً عجيب است؛ چرا كه ما آموزش هاي كافي براي نحوه صحيح برقراري ارتباط را نمي بينيم و اصلاً متوجه نيستيم كه تنها صحبت كردن مهم نيست و گوش دادن نيز يكي از فاكتورهاي ضروري در مكالمات محسوب مي شود. در دنياي بزرگسالان اكثر راههاي برقراري ارتباط به ارتباط لفظي ختم مي شود. كمي به گذشته و دوران تحصيل خود فكر كنيد، ببينيد كه چقدر وقت صرف يادگيري خواندن و نوشتن كرده ايد؟ هر چند در حال حاضر ميزان باسوادي در كل جهان پيشرفت چشمگيري داشته، اما بايد توجه داشت كه در طول اين دوران هيچ گونه آموزش خاصي در مورد نحوه برقراري ارتباط صحيح، به دانش آموزان داده نمي شود.

زمانيكه ارتباط رودرويي را با ديگران داريم براي اينكه بتوانيم بالاترين تاثير را برر وي آنها بگذاريم -چه مخاطب ما يك فرد باشد چه اشخاص زيادي باشند- بهتر است كمي صبر كنيم و به چند مسئله جزئي دقت كنيم. اولين چيزي كه بايد پيش از هر چيز به آن توجه كنيد اين است كه ببينيد مخاطبتان چه كسي است.

زمانيكه ما پيام هاي ارتباطي را "دريافت" مي كنيم، اين ارتباط از "فيلتر"هاي مختلفي مي گذرد تا به ما برسد. اين فيلتر ها مي توانند شامل موارد زير باشند:

حالت روحي فردي ما و احساساتي كه داريم
نظر ما نسبت به فرستنده پيام
ارتباطات قبلي با فرد مورد نظر
اينكه پيام چه اثري مي تواند براي ما در بر داشته باشد
ميزان درك فردي ما از لغاتي كه مي توانند مورد استفاده قرار بگيرند
نحوه تجزيه تحليل لغات توسط ما
"برنامه" باطني ما
به عنوان يك فرستنده پيام، تا كنون چقدر وقت گذاشتيم تا به اين موارد فكر كنيم؟ چند لحظه به خودتان وقت بدهيد، در مورد مخاطبين خود فكر كنيد، اگر بتوانيد با مخاطبين خود ارتباط برقرار كنيد، آنها خوشان به شما كمك مي كنند تا بتوانيد منظور تان را واضح تر برايشان تشريح كنيد. همه افراد براي بيان يك مطلب شيوه هاي متفاوتي را انتخاب مي كنند و همه سعي بر اين دارند تا ميزان تاثيرگذاري خود را افزايش دهند. شايد شما در مورد ضرب المثل قديمي "خودتان را جاي آنها بگذاريد" چيزهايي شنيده باشيد. افرادي كه در برقراري ارتباط با ديگران موفق هستند، اين كار را انجام مي دهند حال چه به صورت آگاهانه چه به طور ناخودآگاه. اگر شما مواضع فرد مقابل را در نظر گرفته و دنيا را از چشم هاي او مشاهده كنيد، ديد بازتري پيدا كرده و راحت تر مي توانيد پيام خود را به او انتقال دهيد. اين امر شما را قادر مي سازد تا راههاي متعددي براي بيان مطلبي كه در ذهن داريد پيدا كنيد.

همچنان كه زندگي مي گذرد و ما به عرصه هاي جديد آن قدم مي گذاريم، نوعي تكنيك فردي براي برقراري ارتباط با ديگران بر مي گزينيم. كليد طلايي تاثير گذاري بيشتر اين است كه انعطاف پذيري خود را افزاش دهيد تا قادر شويد پيام خود را آنچنان كه مناسب حال مخاطب است به او انتقال دهيد.

چند لحظه وقت بگذاريد و بر روي حق انتخاب هايي كه داريد تمركز كنيد. به عنوان مثال فرض كنيد كه مي خواهيد يك اقامتگاه تفريحي را تشريح كنيد.

آسمان آبي درياي آرام و دلپذير كه اشعه هاي نور خورشيد بر روي آن طنين انداخته اند. شن هاي سفيد ساحل، رستوران كوچك ساحلي كه مردم در حاليكه افتاب سوخته شده اند، اطراف آن نشسته اند و همچنان كه با هم صحبت مي كنند، لبخند بر روي لبانشان نقش بسته. منظره جزيره از كلبه ها و ساختمان هاي سفيدي تشكيل شده و از بالاي تپه برگ هاي سبز زيتون قابل مشاهده است.

شايد شما بتوانيد گرماي خورشيد و شن هاي ساحل را احساس كنيد. زمانيكه پايتان را بر روي شن هاي ساحل مي گذاريد، آب به شما خوش آمد مي گويد، وقتي هم كه از آب بيرون مي آييد و به سمت رستوران مي رويد، انديشه صرف يك ليوان نوشيدني خنك به شما آرامش مي دهد. بوي انواع كباب هايي كه در فضاي باز درست ميشود، شما را گرسنه كرده و دلتان مي خواهد چيزي بخوريد.

يا، سكوت ساحل كه با رفت و آمد گاه و بي گاه جت اسكي در هم مي شكند! زمانيكه به سمت رستوران مي رويد، صداي صحبت كردن افراد مختلف با لهجه هاي متفاوت را مي شنويد. همچنان كه به موزيك گوش مي دهيد، مي توانيد به صحبت كردن با ديگران نيز فكر كنيد و براي شام برنامه ريزي كنيد. پرنده ها صبح ها و بعد از ظهرها آواز مي خوانند.

همه اين موارد در حال توصيف همان محل و همان تعطيلات هستند. كدام يك از آنها براي شما جذاب تر است؟

يكي از فاكتورهاي اساسي در برقراري ارتباط، نحوه ارائه "لغات" مختلف و چيدن آنها در كنار يكديگر است.

نمي توانيم بگوييم كه كدام يك از موارد بالا به طور قطع "بهتر" از سايرين است. حقيقت اينجاست كه در مقوله برقراري ارتباط، افراد مختلف را مي توان در اين گروه ها دسته بندي كرد: "بصري" ، "احساسي" و "شنيداري." به هر حال همه افراد توانايي استفاده از هر سه مورد را دارند، اما هميشه يكي از موارد بر سايرين برتري دارد و از يكي از موارد ديگر به عنوان عامل پشتيبان استفاده مي شود. بنابراين زمانيكه اتفاقات مختلف را مرور مي كنيم، از يكي از مواردي كه برايمان طبيعي تر است استفاده ميكنيم. كسي كه معمولاً از كانال ارتباط بصري خود استفاده مي كند، ما براي به تصوير كشيدن يك مكان رويايي براي سپري كردن تعطيلات، بايد از زباني استفاده كنيم كه اشكال و صحنه ها را درذهن او به تصوير بكشد و آنها را قادر كند كه محل مورد نظر را در ذهن خود مجسم كنند. به هر حال با هر كسي كه مي خواهيد صحبت كنيد بايد با زبان خودش با او حرف بزنيد. شما فكر مي كنيد كه خودتان به كدام يك از اين گروهها تعلق داريد؟

زمانيكه ما قصد صحبت كردن با ديگران را داريم - چه با تيم كاري خود در محل كار چه يك دوست - بايد به اين امر توجه داشته باشيم كه كليه افراد از فروشنده گرفته تا خريدار، شيوه خاصي براي تجزيه تحليل اطلاعات دارند. شما زمانيكه مي خواهيد با آنها به درستي ارتباط برقرار كنيد، بايد حتماً به شيوه خودشان سر صحبت را باز كنيد. به هين دليل هم هست كه در آغاز اين گفتار اشاره داشتيم كه بايد ميزان انعطاف پذيري خود را افزايش دهيد.

زمانيكه مي گوييم "قبل از حرف زدن فكر كنيد" شما را به انجام چند ترفند مفيد ترغيب مي كنيم. در اولين مرحله به مخاطب يا مخاطبين خود فكر كنيد. در مورد آنها چه ميدانيد؟ واكنش آنها نسبت به حرف هاي شما چيست؟ چقدر از حرف هاي شما را مي توانند درك كنند؟  زمانيكه براي بررسي يك چنين مطالبي وقت بگذاريد، مي توايند منظور خود را به درستي به ديگران منتقل كنيد.

مرحله بعدي اين است كه در مورد مخاطب خود فكر كرده و ببيند به كدام يك از گروهاي بصري، احساسي و شنيداري بستگي دارند. البته انجام اين كار زمانيكه طرف مقابل شما تنها يك نفر باشد، ساده تر است . زمانيكه در مقابل گروهي از افراد قرار مي گيريد، بايد طوري حرف بزنيد كه با گفته هاي خود هر سه گروه را تحت پوشش قرار دهيد، البته اكثر افرا بصري و شنيداري هستند.

براي اينكه ميزان آگاهي خود را از ديگران افزايش دهيد، مي توايند به دنبال چند "شاخص" اصلي باشيد. شايد پاسخ كلي را به شما ندهند، اما مي توانند شما را در مسير مناسب هدايت كنند.

افراد "بصري" معمولاً در حرف هاي خود از لغات تصويري استفاده مي كنند. دايره لغات آنها از رنگ ها، تصاوير و صحنه ها تشكيل شده است. آنها با حرف هاي خود مناظر و صحنه ها را نقاشي مي كنند. آنها همچنين خيلي تندتر صحبت مي كنند، سرزنده تر هستند، و حركات بيانگر بدني شان بيشتر است و از دستان خود براي تقويت تصاوير استفاده مي كنند. حركات دست آنها از بالاي سينه به سمت خارج بيشتر است.

افراد احساسي از حرف هاي احساسي استفاده مي كنند. آنها در اين مورد كه چه احساسي دارند، صحبت مي كنند؛ نياز دارند كه چيزي را در دست بگيرند، احساس آنها در مورد چيزهاي ملموس بيشتر است مثلاً يك شيء چقدر نرم يا زبر است، و به طور كلي بيشتر در مورد احساست خود نسبت به چيزهاي مختلف صحبت مي كنند. آنها كمي آرامتر صحبت مي كنند، براي فكر كردن چند لحظه صبر مي كنند و به احساسات خود بيش از هر چيز اهميت مي دهند. آنها حركات بيانگر بدني زيادي از خود بروز نمي دهند و حركات دست هايشان بيشتر به سمت داخل است. ممكن است خودشان را با دست هايشان بگيرند و يا چيزي را در دستشان بگيرند.

شنيداري ها از صحبت كردن در مورد مسائل مختلف لذت مي برند! آنها معمولاً سؤال هاي زيادي مي پرسند و ميخواهند در مورد موضوعات مختلف با هم بحث كنند. آنها  خيلي ريز بين هستند و دركشان كمي مشكل است. آنها گوش هايشان در همه حال تيز است، حركات بيانگر بدني شان ريتميك بوده و بيشتر به دهان، سر و گوش ها توجه دارند.

شايد تا كنون به اين نتيجه رسيده باشيد كه پيش از صحبت كردن بايد موارد بسيار زيادي را در نظر بگيريد، اما اگر دقت كنيد متوجه خواهيد شد كه مدت زمان زيادي را در زندگي خود صرف صحبت كردن مي كنيد و اين كار ارزشش را دارد كه مهارت هاي گفتاري خود را ارتقا بخشيد. اگر توانايي انجام يك چنين كاري را نداشته باشيد، آنوقت مجبور مي شويد كه هميشه ديگران را محكوم به درك نكردن منظور خود كنيد. به هر حال هميشه تقصير با طرف قمبال نيست. به عنوان فرستنده يك پيام بايد مطمئن باشيم كه آنرا به درستي به گيرنده انتقا داده ايم. نه تنها بايد سطح آنها را در نظر بگيريم و واكنش احتمالي شان را پيش بيني كنيم، بلكه بايد به قول معروف طول موجمان را نيز با آنها هماهنگ كنيم. بايد هميشه به يادمان باشد ممكن است با فردي كه براي او پيغام مي فرستيم تنظيم نشده باشيم. با فكر كردن در مورد اولويت هاي خود مي توانيم بفهميم كه كدام شيوه پردازش را محاسبه نكرده ايم. از اينجا به بعد مي توانيم بر روي افزايش قابليت انعطاف پذيري براي استفاده از زبان مناسب براي پوشش ذهني ديگران استفاده كنيم.

توجه – "مصداق ارتباط، پاسخي است كه از طرف مقابل دريافت مي كنيد"

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۵:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۴۳
10 اشتباه متداول در محاورات روزمره


 به نظرتان آيا مي توانيد مهارت هاي گفتاري و محاوره اي خودتان را ارتقاء دهيد؟ البته كه مي توانيد.

ممكن است تغيير عادت هاي گفتاري كه در طول زندگي در شما به وجود آمده دشوار باشد و زمان ببرد، اما مطمئن باشيد كه امكان پذير است.

اجازه بدهيد راست و پوست كنده به سراغ نمونه هايي از اشتباهات رايج كه خيلي از ما در مكالمات خود مرتكب مي شويد برويم. درضمن راه حل هايي هم براي آنها پيشنهاد كرده ايم.

1) گوش ندادن

ارنست همينگوي مي گويد: "من دوست دارم گوش كنم. چيزهاي خيلي زيادي را از با دقت گوش كردن ياد گرفته ام. بيشتر مردم هيچوقت گوش نمي كنند."

شما مثل همه مردم نباشيد. مشتاقانه منتظر نوبت حرف زدن خودتان نايستيد. نفس خودتان را كمي عقب نگه داريد. ياد بگيريد كه چطور واقعاً به حرف هايي كه مردم ميزنند گوش دهيد.

وقتي شروع به گوش دادن كنيد، بخش هاي مختلفي از مكالمه را بايد در دست خود بگيريد. اما مسئله مهم اين است كه بايد از جواب هاي كوتاه "آره" و "نه" به شدت خودداري كنيد، چون در اينصورت طرف مقابلتان اطلاعات زيادي بروز نخواهد داد. مثلاً اگر دوستي براي شما تعريف مي كرد كه هفته گذشته با چند نفر از دوستانش به ماهيگيري رفته است، مثلاً مي توانيد از او بپرسيد:

براي ماهيگيري كجا رفتيد؟
چه چيز ماهيگيري را از همه بيشتر دوست داري؟
به جز ماهيگيري چه كارهاي ديگري كرديد؟
به اين روش فرد عميق تر جريان را تعريف مي كند و اطلاعات بيشتري در اختيارتان ميگذارد و شما مي توانيد از ميان اين اطلاعات مسيرهاي بعديتان را هم براي صحبت كردن انتخاب كنيد.

اگر طرف مقابلتان مثلاً ابتدا گفت: "اوم، نمي دونم"، تسليم نشويد. كمي بيشتر ترغيبش كنيد. دوباره سوال كنيد. آنها مي دانند، فقط بايد كمي بيشتر درمورد آن فكر كنند. و وقتي سر درد دلشان را باز مي كنند، مكالمه جالب تر خواهد شد.

2) زياد سوال كردن

اگر بيش از حد سوال كنيد، مكالمه شكل بازجويي به خود مي گيرد. يا ممكن است اينطور به نظر برسد كه شما چيز زيادي براي درميانگذاشتن با طرف صحبتتان نداريد. بهتر است سوالاتتان را با چند جمله توضيحي مخلوط كنيد. با ادامه يافتن مكالمه و پيش رفتن آن مي توانيد سوالات را ناديده گرفته و بگوييد:

آره، خيلي خوبه كه آدم آخر هفته با دوستاش يه جا بره و خوب استراحت كنه. ما هم شايد اين آخر هفته با بچه ها رفتين پارك و گلف بازي كرديم.
چه خوب، ما هم ماه پيش با قايق يكي از دوستام رفتيم ماهيگيري. از اين طعمه هاي ساكامورا برده بوديم. واقعاً طعمه هاي خوبي بودند.
و از همين جا مكالمه تان گسترش پيدا مي كند و موضوعات ديگري مثل گلف، مزيت يا عيب انواع مختلف طعمه يا نوشيدني مورد علاقه تان وارد بحث مي شود.

3) سكوت ناخوشايند

در مكالمه با كسي كه تازه با او ملاقات كرده ايد يا وقتي موضوعات هميشگي تمام شده باشد، سكوت بدي حكمفرما مي شود. يا ممكن است از اينكه نمي دانيد اين سكوت چه دليلي مي تواند داشته باشد، عصبي شويد.

هيچوقت بدون خواندن روزنامه از خانه خارج نشويد. وقتي در مكالمه اي موضوع كم آورديد، مي توانيد در مورد اخبار روز صحبت كنيد.
مي توانيد در مورد اتفاقاتي كه در مهماني كه در آن هستيد، نظر بدهيد. مطمئناً هميشه در اطرافتان موضوعي براي صحبت كردن درمورد آن هست.
وقتي فرد جديدي را ملاقات مي كنيد، يكي از بهترين روش هايي كه مي توانيد با كمك آن از سرد شدن مكالمه جلوگيري كنيد اين است كه احساس خودتان را وقتي با يكي از بهترين دوستانتان ملاقات مي كنيد، به خاطر آوريد و تصور كنيد كه اين فرد جديد هم يكي از بهترين دوستان شماست. البته حواستان باشد كه زياده روي نكنيد چون ممكن است اين فرد جديد علاقه نداشته باشد كه در همان برخورد اول در آغوشش بگيريد و ماچ و بوسه اش كنيد. درعوض با لبخند و رفتاري دوستانه و گرم با او برخورد كنيد.
4) طريقه بيان نامناسب

يكي از مهمترين مسائل در مكالمه اين نيست كه چه مي گوييد، اين است كه چطور آن حرف را بر زبان مي آوريد. تغيير در اين رفتارها تفاوت عمده اي ايجاد مي كند چون صدا و زبان بدن شما بخش مهمي از مكالمه را تشكيل مي دهد.

كمي آرامتر. وقتي از چيزي هيجان زده مي شويد، معمولاً حرف زدنتان تندتر و تندتر مي شود. سعي كنيد كمي آرامتر شويد. به اين طريق، گوش دادن براي مخاطبتان آسانتر شده و راحت تر صحبت هايتان را متوجه مي شوند.
صدايتان را بالا ببريد. نترسيد و آنقدر بلند حرف بزنيد كه طرف مقابلتان بتواند به راحتي حرف هاي شما را بشنود.
روشن و واضح حرف بزنيد. زير لب من من نكنيد.
با احساس صحبت كنيد. اگر با لحني يكنواخت حرف بزنيد كسي علاقه اي به دنبال كردن حرف شما را نخواهد داشت. طوري صحبت بكنيد كه احساستان در صدايتان منعكس شود.
بين صحبت هايتان مكث كنيد. اينكار باعث  مي شود مخاطب دقيقتر به صحبت هايتان گوش دهد.
موقع حرف زدن كمي به سمت طرف مقابلتان خم شويد. اينكار تاثير حرفهايتان را بيشتر مي كند اما دقت كنيد كه در اينكار نيز اغراق نكنيد.
5) پريدن وسط حرف ديگران

همه كساني كه در يك مكالمه شركت مي كنند بايد به يك ميزان فرصت حرف زدن داشته باشند. به هيچ عنوان وسط صحبت كسي، حرف او را قطع نكنيد تا توجه مخاطبين را به خود جلب كنيد. بايد بتوانيد بين حرف زدن و گوش كردن خود توازن ايجاد كنيد.

6) هميشه حق با شما باشد

به هيچ وجه سعي نكنيد هميشه و در مورد هر موضوعي حق را به جانب خودتان بدانيد. معمولاً مكالمات واقعاً يك بحث نيست و بهتر است اجازه بدهيد حال و هواي خوب و دوستانه اي در آن جريان داشته باشد. اگر قرار باشد كه در همه بحث ها شما برنده باشيد، كسي چندان خوشحال نخواهد شد. پس به جاي اينكار كمي عقب بنشينيد، و تلاش كنيد تا حال و هواي خوبي در گفتگويتان جريان يابد.

7) صحبت كردن درمورد يك موضوع عجيب يا منفي

اگر در يك مهماني يا جايي هستيد كه با كسي تازه روبه رو شده ايد، بهتر است از پيش كشيدن بعضي موضوعات خودداري كنيد. صحبت كردن درمورد وضعيت بد سلامتيتان يا رابطه بدتان با كسي، شغل بد و رئيس بداخلاقتان، قتل هاي زنجيره اي، زبان خاصي كه فقط شما و يك نفر ديگر از آن سر در مي آورد، يا هر چيز ديگري كه انرژي مثبت جو را از بين مي برد، موضوعاتي هستند كه بايد از آنها اجتناب كنيد. همچنين بهتر است حرف زدن درمورد سياست و مذهب را هم براي گفتگوهاي دوستانه تان بگذاريد.

8) خسته كننده بودن

بدون توجه به اطرافتان، 10 دقيقه بي وقفه حرف زدن در مورد ماشين جديدتان اصلاً خوشايند به نظر نمي رسد. وقتي مي بينيد كه مخاطبينتان كم كم حوصله شان سر مي رود، بايد آماده باشيد كه سريع موضوع را عوض كنيد.

يك راه خوب براي اينكه هميشه موضوعاتي جالب براي صحبت كردن درمورد آن با ديگران داشته باشيد، اين است كه زندگي جالب داشته باشيد و روي مسائل مثبت زندگي متمركز شويد. شروع نكنيد درمورد شغلتان يا رئيستان غرغر كنيد، هيچكس دوست ندارد اين چيزها را بشنود. درعوض، درمورد آخرين مسافرتتان، يك خاطره جالب كه يك روز موقع خريد برايتان اتفاق افتاده است، برنامه هايتان براي عيدي كه در پيش است يا هر چيز جالب و بامزه صحبت كنيد.

كاري كه بايد بكنيد اين است كه طوري رفتار كنيد كه ديگران مجذوبتان شوند. با اين روش خيلي راحت مي توانيد دوست پيدا كنيد.

پس به جاي اينكه در مكالمه تان با ديگران فقط به يك موضوع بچسبيد و مدام تكرارش كنيد، افق موضوعاتتان را كمي وسيعتر كنيد و در مورد مسائل مختلف و جالب با مخاطبتان گفتگو كنيد.

9) متقابل رفتار نكردن

هر چه فكر مي كنيد را به زبان بياوريد و احساساتتان را مطرح كنيد. وقتي كسي تجربه اي را با كسي درميان مي گذارد، شما هم بايد در عوض يكي از تحربيات خودتان را با او شريك شويد. فقط روبه روي مخاطبتان نايستيد و سرتان را تكان دهيد يا جواب هاي كوتاه بدهيد. وقتي كسي در مكالمه اي از خود مايه مي گذارد، حتماً دوست دارد شما هم متقابلاً همين كار را بكنيد.

اينجا هم مثل ساير موقعيت هاي زندگي نمي توانيد بايستيد تا ديگران قدم اول را بردارند. اگر لازم بود، شما نفر اول باشيد و حرف هايتان را با طرف مقابلتان در ميان بگذاريد.

10) حرفي براي گفتن نداشتن

ممكن است احساس كنيد كه حرف زيادي براي گفتن نداريد. اما بايد سعي كنيد. خوب به حرف هاي طرف مقابل گوش كنيد و به حرف هايي كه مي زند علاقه مند باشيد. سوال كنيد و جواب هاي مربوط و مناسب بدهيد.

چشمهايتان را هم باز كنيد. از مهارت هاي بيناييتان استفاده كرده و موضوعات جالبي را در اطرافتان براي حرف زدن پيدا كنيد. هر روز روزنامه بخوانيد و موضوعات جالب و مفيد براي حرف زدن پيدا كنيد.

روي زبان بدنتان و نحوه حرف زدنتان كار كنيد و مهارت هاي محاوره اي خود را ارتقاء دهيد.

آسان بگيريد. لازم نيست همه اين كارها را يكجا ياد بگيريد و انجام دهيد. اگر بخواهيد همه اين روش ها را يكدفعه استفاده كنيد، مطمئناً گيج مي شويد. دو سه مورد از اين مهارت ها را انتخاب كرده و هر بار در مكالماتتان استفاده كنيد. خيلي زود خواهيد ديد كه به طور اتوماتيك و ناخودآگاه همه اين رفتارها و مهارت ها را در مكالماتتان استفاده مي كنيد.

 مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۵:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۴۲

حرف زدن آسان است اما عمل كردن دشوار


حقيقت مسئله اين است كه هر كسي با يك دهان و تارهاي صوتي مي تواند با ديگران حرف بزند. مي تواند اينقدر حرف بزند كه به كلي خسته و درمانده شود. درمورد همه چيز مي تواند حرف بزند. مي تواند ادعا كند كه بهترين است، مي تواند تهديدتان كند يا حتي فحش و بد و بيراه نثارتان كند.
مي تواند دروغ بگويد، راست بگويد، فريبتان بدهد يا قصه هايي را از خود ببافد كه حقيقت نداشته است، مگر اينكه بتواند حرف هايش را با عمل ثابت كند.


● قهرماني كه قهرمان نبود
بيشتر آدم ها خيلي حرف مي زنند. نظرشان را در مورد همه چيز ابراز مي كنند، چه از آنها خواسته باشند چه نخواسته باشند. آنها به جاي اينكه با اعمال و كارهايشان زندگي كنند، با حرف زندگي مي كنند.
حتماً تابه حال با افراد خالي بندي برخورد داشته ايد كه گوشه اي نشسته و از خاطرات خود شروع به صحبت مي كند. با توجه به حرف هايش شما تصور خواهيد كرد كه او يك قهرمان، يك ورزشكار يا آدم مهمي است، تا اينكه در آخر كار وقتي تا مقصد دنبالش مي كنيد مي بينيد كه وارد پمپ بنزين شده و به كارش ادامه مي دهد.
جريان چيست؟ بله، اين فرد واقعيت خود را دوست ندارد، به همين دليل تصوير يك قهرمان را براي خود مي سازد تا همه قبولش كنند. البته او بايد بداند كه در زندگي كوچك خود، واقعاً يك قهرمان است، فقط بايد اين مسئله را بپذيرد. هر كسي با كمي قوه ي تعقل مي تواند قهرمان باشد.


● حرف هايتان را عمل كنيد
مردان واقعي معمولاً افرادي هستند كه كمتر حرف مي زنند. فقط در مواقع لزوم عقايد خود را ابراز مي كنند. هيچوقت آنها را در حال پرحرفي نمي بينيد چون براي آنها وقت طلا است. حرف فقط زماني مي تواند براي آنها به منزله ي سلاح باشد كه بتوانند آن را با عمل ثابت كنند.
خيلي وقت ها شنيده ايم كه افراد هنگام رويارويي با مشكلات چه تهديدات احمقانه اي مي كنند كه هيچ وقت عملي نمي شود. با اين كار ديگر كسي او را جدي تلقي نخواهد كرد.
براي اينكه ديگران ما را جدي بگيرند، هيچ وقت نبايد حرفي بزنيد كه نتوانيد آن را با عمل ثابت كنيد. اما اگر كسي شما را جدي تلقي نكرد، عصباني نشويد.
تا جايي كه مي توانيد همه ي حرف هايتان را به عمل برسانيد. لازم نيست كه سخنراني كنيد. حرفتان را واضح و كامل بيان كنيد طوري كه همه متوجه بشوند. اگر باز ديگران نفهميدند، ديگر وقتش رسيده كه آن را عملي كنيد. سعي نكنيد به خاطر نفهميدن ديگران شروع به پرحرفي براي توضيح آن كنيد. از قديم گفته اند، كم گوي و گزيده گوي چون دُر. خلاصه حرف بزنيد، اما جملات پرمعني بگوييد. و براي اينكه قدرت و احترام خود را همه جا حفظ كنيد حرفي نزنيد كه نتوانيد آن را اجرا كنيد. و اگر هم زديد به هر قيمتي كه شده آن را عملي كنيد.


● فقط حرف نزنيد، عمل كنيد
عيب ندارد اگر به همه ي دنيا اعلام كنيد كه چه كارهايي مي خواهيد انجام دهيد. اما اول آن را نشان دهيد. حرف زدن آسان است، اين عمل كردن است كه از عهده ي هر كسي برنمي آيد. حرفي نزنيد كه نتوانيد آن را با عمل ثابت كنيد. اما اگر قادر به عمل كردن هستيد، ديگر مي توانيد هر حرفي خواستيد بزنيد.


سايت مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۵:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۴۱

چرا به جاي انتقاد قهر مي كنيم؟


در تعريف و تبيين واژه انتقاد و قهر و تعاملي كه بين اين دو رفتار وجود دارد، بايد متذكر شد واژه قهر كه در پي مي آيد در انواع مختلف آن مي تواند قهر رفتاري، قهر گفتاري، قهر شنيداري، قهر احساسي و در نهايت سكوت معني شود. به عبارتي برخلاف هميشه مي توان گفت سكوت علامت رضا نيست و ديگر اينكه قهر در موارد ذيل با فرض وجود رابطه اي معني مي يابد و اگر رابطه يا مراوده اي در ميان نباشد طبيعتاً قهر معني خود را از دست مي دهد و قابل بحث نيست، در تعامل با واژه انتقاد مي توان تذكر داد كه هدف از آن اصلاح ساختار موجود و تلاش، همدلي و يك صدايي جهت نفي فردي و جمعي است. چرا كه انتقاد از هر وضعيتي اگر منجر به نفع فردي نشود چطور مي توان توقع داشت كه نفع اجتماعي از آن بهره اي گيرد.

سئوال اين است: چرا بسياري به جاي انتقاد قهر مي كنند؟

۱- ساده ترين جواب آنكه درك واضح، صحيح و معقولي از واژه نقد احساس نمي شود، انتقاد جاي آنكه اصلاحات ايجاد كند و شاخه هاي زائد و اخلال كننده در رشد را هرس نمايد منجر به عيب جويي شده و نه تنها روند رشد را مختل مي كند بلكه با بزرگ نمايي عيوب بحث را دچار دور و تسلسل كرده و حيات را نيز از شاخه اصلي مي گيرد.

۲- استوار نبودن رابطه دوجانبه بر پايه هاي منطقي و علت و معلولي، انتقاد را به سمت غرض ورزي سوق داده و فرد براي عدم درگير شدن در اين وضعيت خود را به سمت قهر و سكوت مي كشاند. چون اساساً شناخت و درك متقابل وجود خارجي نداشته است پس عدم اعتماد طرفين به يكديگر منجر به غرض خواهد شد.

 ۳- از بين رفتن نفع فردي (مادي - معنوي) مي تواند قهر را جايگزين انتقاد نمايد چرا كه عدم النفع در هر رابطه اي منجر به گسست آن خواهد شد، اگر در محيط كار انتقاد سازنده از رئيس يا مديرمان منجر به از دست رفتن منافع مان شود، قهر را بر انتقاد ترجيح داده و در پي حفظ منافع فردي موجود هستيم.

 ۴- قهر مي تواند گاهي اقدامي تربيتي تلقي شود. فرد در مقابله با فرد ديگر يا در مقابله با اجتماع به دليل آنكه طرف مورد نظر (فرد، اجتماع، حزب، گروه) به خود آيد و در رفتار خود تامل كند و در جهت اصلاح خود اقداماتي به عمل آورد اين رفتار را اتخاذ مي كند.

 ۵- در يك جامعه، متفاوت بودن هدف افراد امري طبيعي به نظر مي رسد، اما انتقاد روش منطقي جهت رسيدن به اهداف را ساختارمند مي كند. گوناگوني مقاصد و تقابل آنها به خودي خود بحث ايجاد كرده و هر كس روش و مقصد خود را ارجح مي شمارد، بي اهميتي طرفين (فرد - فرد، فرد- اجتماع) نسبت به اهداف متغير يكديگر، منجر به بي حوصلگي، بي تفاوتي و منفعل بودن نسبت به هم خواهد شد. براي دوري از اين وضعيت و توجه به خودبيني مي توان قهر را جايگزين گفتمان كرد.

 ۶- احساس خودبزرگ بيني و نگاه فرودستانه به ديگران منجر به منفك كردن خود از جامعه شده، هر چند كه تحقيقاً سطح ادراك فرد بالاتر از سطح جامعه باشد، ساده ترين تصميم ممكن قهر و سكوت و انزوا است، چه بسيار افراد روشني در حوزه هاي مختلف اجتماعي از تاريخ مشروطه تا امروز چنين رفتاري اتخاذ كرده و گوشه عزلت گزيده و چه بسيار مهاجرت را بر هر چيز ديگر ترجيح داده اند.

 ۷- مهارت تحمل شرايط غيرمطلوب امري است لازم، نه در جهت هضم شرايط بلكه مقدمه اي است براي گفتن آراي مفيد و سعي در جهت بهبود وضعيتي كه منجر به اصلاحات شود. مسلماً فقدان چنين تربيتي چاره اي جز قهر به بار نخواهد آورد.

۸- راضي بودن به وضع موجود هر چند كه در آرمان فردي نباشد، افراد را به سوي كسب نفع فردي مي كشاند و فرد را به سوي محافظه كاري پيش مي برد و انتقاد را از بين خواهد برد، چرا كه همواره افرادي كه به وضعيت موجود راضي باشند، خطري ايجاد نخواهند كرد.

۹- انتقاد اصولاً احساس ناخوشايندي به ديگران (فرد - اجتماع) مي دهد، هر چند مستمع پذيرا باشد. انتقاد بدون بحث و جدل به نتيجه نخواهد رسيد. بعضاً افراد براي اينكه شخصيتي مثبت از خود ارائه بدهند و بد جلوه نكنند تصميم به سكوت و قهر مي گيرند و قائل به اين هستند كه سري كه درد نمي كند دستمال نمي بندند.

۱۰- چه بسيار شنيده ايم كه طرف ظرفيت انتقاد را ندارد، بدين علت با وجودي كه فرد رفتارهاي غلط خود را درك مي كند اما حاضر به پذيرفتن نادرستي رفتار خود از زبان ديگران نيست و دائماً توجيه رفتاري دارد، چرا كه مهارت «نه گفتن و نه شنيدن» را به او آموزش نداده اند. به علت اين ضعف رفتاري واضح است كه قهر در انواع مختلف آن شيرين تر از هر چيز ديگري است.

۱۱- با علم بر اينكه تمام رفتارهاي انسان تحت تاثير كودك - بالغ - والد درون خود است و عكس العمل هاي رفتاري وي دائماً در حال رفت و برگشت در مسير فوق است، قهر رفتاري است كه ريشه در احساس كودك درون دارد و نقد ريشه در بالغ. آنجا كه كودك بر بالغ برتري پيدا كند رفتاري كودكانه چون قهر بروز مي يابد و تعقل و انتقاد معني خود را از دست مي دهد، روشن است كه چنين رفتارهايي براي يك انسان بلوغ يافته از نظر جسمي تعجب آور به نظر مي رسد.

۱۲- گاه انسان با تكرار انتقاد از فرد و اجتماع و عدم پاسخ مناسب از طرف مقابل سرخورده شده. به جاي ادامه دادن رويه فوق به علت تحليل انرژي دروني، رفتاري قهرآميز از خود بروز مي دهد چرا كه تحمل خستگي ناشي از اين روند بر شانه هاي او سخت سنگيني مي كند. نتيجه اين مقال اينكه اگر به علت هاي منفي فوق پرداخته و به نكات مثبت آن توجه شود، روحيه نقادي در جامعه دميده خواهد شد و تمام آحاد اجتماع قائل به خردورزي شده و رفتارهاي ناشي از ديدگاه هاي غلط، كمرنگ و كمرنگ تر خواهد شد و اين چيزي جز فرهنگسازي در اين زمينه نيست و بالعكس از آنجايي كه قهر در فرهنگ عاميانه مردم امري ناپايدار و مذموم شده تبيين شده است و هيچ قهري پايدار به نظر نمي رسد و بودن فرهنگي چون فراموش كردن گذشته ها و مراسم آشتي كنان امري است ريشه دار، وضعيت بازسازي شده براساس آشتي و فراموشي متزلزل تر و شكننده تر از قبل شده و مجدداً رفتارهاي قهرآميز جلوه گر مي شود. دور باطل.


محمد راد  :  روزنامه شرق


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۵:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت هاي بيان

( آسيب شناسي زبان سخنراني و گفتگو )

۴۰

شوخي‌هاي بيجا و تخريب شخصيت 


 قال الحسن بن علي عليه‌السلام:

المزاح ياكل الهيبه، و قد اكثر من الهيبه الصامت
 (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۱۳، ح ۷)


امام حسن مجتبي(ع) مي‌فرمايند:

مزاح و شوخي‌هاي زياد و بيجا شخصيت و وقار انسان را از بين مي‌برد، و چه بسا افراد ساكت كه داراي شخصيت و وقار عظيمي هستند.


 در تعريف رفتارهاي اجتماعي، شوخي‌ها و مزاح‌ها در دسته‌اي قرار دارند كه افراط و از حد گذراندن آنها باعث تخريب شخصيت اجتماعي فرد مرتكب شونده شده و چه بسا به سبب طرد وي از سوي دوستان و آشنايان شود.


 سبكسري و بيان سخنان لغو و بيهوده كه هيچ سود و فايده‌اي براي انسان ندارد هم در قرآن كريم و از سوي خداوند متعال مورد خدمت و نكوهش قرار گرفته و همه اينها بيانگر آن است كه شخصيت آدمي بسيار محترم و قابل تكريم است و انجام هرگونه اموري كه مسبب تخريب شخصيت شود مورد تنفر اسلام قرار دارد.

چه بسيار دوستي‌ها و ميهماني‌هايي كه با رد و بدل شدن شوخي‌هاي زننده و مزاح‌هاي زياد از هم گسسته شده و شخصت و وقار افراد را از بين برده است. متاسفانه برخي افراد مزاح و شوخي‌هاي زننده را با شادي و فرح اشتباه مي‌گيرند.


 و تصور مي‌كنند اگر با همه شوخي كنند و مزاحهاي مختلف داشته باشند، افرادي شاد و با نشاطي هستند. اما اگر كمي به برخورداطرافيان با خود بنگرند متوجه اشتباه خود مي‌شوند. بنا به فرموده امام رضا عليه‌السلام سكوت محبت مي‌آورد و باعث وقار و شخصيت آدمي مي‌شود.


روزنامه رسالت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۵:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان