مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4180
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 8
همه : 5160569

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني )

۱۲

ارتباط غير كلامي و زبان بدن


علائم غير كلامي، نه تنها احساسات فرد را به تصوير مي‌كشند بلكه اغلب نشان مي‌دهند او چگونه با احساسات كنار مي‌آيد.
 بخش مهمي از تعامل انسانها شامل ارتباطات غيركلامي است. مثلاً اطوارها، حالت‌هاي چهره و ژست‌هاي افراد مي‌توانند نگرش‌ها و احساسات آنها را به ديگران انتقال دهند و اين حركات و موارد زيادي مي‌توانند حتي مؤثرتر از پيام‌هاي كلامي باشند.
 به نوعي مي‌توان گفت: كنش متقابل شامل شكل‌هاي متعدد ارتباط غيركلامي- مبادله اطلاعات و معني از طريق حالت‌هاي چهره، اشارات با حركات بدن- مي‌شود. ارتباط غيركلامي گاهي «زبان بدن» ناميده شده، كه گمراه‌كننده است، زيرا مشخصاً‌ از اين گونه اشارات غيركلامي براي حذف، تقويت يا بسط آنچه كه به صورت كلام گفته مي‌شود استفاده مي‌كنيم. الكساندر لوون، روان‌شناس، اين نكته را چنين بيان مي‌كند: «هنگامي كه انسان تفسير زبان حالت بدن را ياد مي‌گيرد، هيچ واژه‌اي را به اندازه آن روشن و واضح نمي‌يابد.»
تحقيقات نشان داده است كه محل قرار گرفتن دست و پا در هنگام مكالمه چيزهايي درباره پايگاه متفاوت افراد به ما مي‌گويد. وقتي افراد با كساني صحبت مي‌كنند كه از نظر پايگاه از آنها پايين‌ترند يا از قدرت كمتري برخوردارند، دستها و پاهاي آنان آرامتر و راحت‌تر است. اما وقتي با افرادي از پايگاه بالاتر صحبت مي‌كنند ژست آنها خشك‌تر و به اصطلاح عصا قورت داده‌تر است. در حالي كه وضعيت راحت‌تر بدن كه كمي متمايل به سوي شخص ديگر باشد، نشان دهنده علاقه و دوستي است.
يك انسان نمي‌تواند ارتباط برقرار نكند. او مي‌تواند تصميم به ادامه گفت‌وگو بگيرد، اما غيرممكن است كه بتواند جلوي رفتار خويش را بگيرد. رفتار يك فرد- حالت‌هاي چهره، حركات بيانگر، وضع اندام و اعمال ديگر – جرياني بدون وقفه از اطلاعات و منبعي پايدار از نشانه‌هاي مربوط به احساساتي است كه او تجربه مي‌كند. فقط بخش كوچكي از درك و فهمي كه انسان با تعامل رو در رو به دست مي‌آورد حاصل لغات است.
 از ديگر وجوه ارتباط غيركلامي حالتهاي چهره است شامل خوشحالي، غمگيني، شگفتي، ترس، خشم و بيزاري حالتي همگاني و جهاني داشته و در همه جاي جهان يكسان تعبير و تفسير مي‌شوند. يك جنبه مهم ارتباط غيركلامي بيان احساس از طريق چهره است.
در واقع حالتهاي چهره، حركات و حالات بدني به طور دائم براي تكميل سخنان و نيز انتقال معاني هنگامي كه عملاً‌ چيزي گفته نمي‌شود، مورد استفاده قرار مي‌گيرد. حالتهاي حقيقي چهره معمولاً‌ پس از چهار يا پنج ثانيه ناپديد مي‌شوند و لبخند يا ابراز تعجبي كه بيشتر طول مي‌كشد، مي‌تواند به خوبي نشان دهنده فريب باشد.
هر يك از شكل‌هاي صحبت و فعاليت كه زندگي روزانه ما پيرامون آن بنا گرديده، حالت چهره، اشارات يا وضع بدن مي‌تواند براي شوخي كردن، نشان دادن استهزاء يا شك و ترديد مورد استفاده قرار گيرند. به عنوان مثال حالت تعجب در چهره خيلي طول مي‌كشد، ممكن است به عنوان تقليدي طنزآميز به كار برده شود.
مي‌توان از چهره مفهوم وسيع‌تري را يافت چرا كه چهره نقش بسيار وسيعي در عملكرد و درك طرف مقابل از ما دارد. در زندگي روزانه، ما معمولاً‌ توجه زيادي به نگهداري يا حفظ كردن آبروي يكديگر نشان مي‌دهيم. آداب‌داني نوعي تدبير حفاظتي است كه هر يك از دو طرف با اين انتظار به كار مي‌برند كه، در مقابل ضعف‌هاي خودشان تعمداً‌ در معرض ديد عموم قرار نخواهند گرفت.
بنابراين زندگي هر روزه ما خود به خود پيش نمي‌آيد. همه ما بي‌آن كه بدانيم، در كنش متقابلي كه با ديگران داريم حالت چهره، وضع حركات بدن را به دقت به طور مداوم كنترل مي‌كنيم.
به عنوان مثال يك ديپلمات خوب بايد بتواند در حالي كه كاملاً‌ آسوده و آرام به نظر مي‌رسد با ديگران كه ممكن است با عقايدشان موافقت نداشته يا حتي به نظرش نفرت‌انگيز برسند كنش متقابل داشته باشد. ميزان موفقيت در اين امر مي‌تواند در سرنوشت تمامي ملتها مؤثر باشد. ديپلماسي ماهرانه مي‌تواند تيرگي روابط بين ملتها را برطرف كرده و از جنگ جلوگيري كند.
 علائم غيركلامي، نه تنها احساسات فرد را به تصوير مي‌كشند بلكه اغلب نشان مي‌دهند او چگونه با احساسات كنار مي‌آيد به طور مثال ممكن است خشم خود را با كشيدگي و تنش عضلاني سركوب كند و يا احساساتش را از طريق بر زمين كوبيدن پا، تكان دادن دست‌ها و محكم بستن در اتاق يا مواردي از اين قبيل تخليه كند.
 احساسات افراد نسبت به روابطشان اساساً‌ از طريق رفتارهاي غيركلامي آنان منتقل مي‌شود. هنگامي كه افراد فاصله قابل توجهي از يكديگر مي‌گيرند، بدنشان را منقبض مي‌كنند و از روبه روي هم قرار گرفتن يا تماس چشمي اجتناب مي‌كنند.
 از آنجا كه رفتارهاي غيركلامي، ابزارهاي اصلي انتقال هيجان‌ها هستند براي درك مهمترين مواردي كه ديگران با ما در ميان مي‌‌گذارند، اهميت بسيار زيادي دارند. اوقاتي وجود دارد كه هر يك از ما لغات را به نحوي به كار مي‌بريم كه براي پنهان كردن احساساتمان مناسب باشد.
 گاه اين تمايلات فريبكارانه در ضمير ناهشيار ما پنهان مي‌شوند و ما حتي از تلاش خود براي پنهانكاري آگاه نمي‌شويم. اما به همين ترتيب، هر يك از ما ياد گرفته‌ايم كه زبان بدن را كنترل كنيم. ما آگاهانه يا ناآگاهانه، تلاش داريم بروز هيجان‌هايي را كه از طريق رفتارهاي غيركلامي منتقل مي‌شوند كنترل كنيم.
به طور مثال هنگامي كه موضوعي براي ما از اهميت بسيار زيادي برخوردار است، ممكن است شانه‌هايمان را با نوعي بي‌تفاوتي فريبكارانه بالا بيندازيم يا ممكن است خشم خود را با لبخندي دروغين استتار كنيم. از آنجا كه بخش زيادي از ارتباط بين فردي را ارتباط غيركلامي تشكيل مي‌دهد.
تفسير زبان تن يكي از مهمترين مهارتهاي لازم در گوش كردن اثر بخش است. عناصر غيركلامي ارتباط، به خصوص در درك احساسات شخصي ديگر اهميت بسيار دارد. مردم اغلب مي‌كوشند كه احساساتشان را از طريق كنترل رفتارهاي غيركلامي خود مخفي نگه‌دارند اما اين كار، در مقايسه مربوط به پنهان‌كاري، معمولاً‌ از موفقيت كمتري برخوردار است. گاه ممكن است كه زبان بدن، بسيار واضح و آشكار باشد و گاه ممكن است كه رمزگشايي آن كار بسيار دشواري به نظر برسد.
هرگاه شنونده قادر باشد درك خود را از زبان بدن فرستنده به شكل مناسبي منعكس كند، ارتباط تا حد قابل توجهي بهبود مي‌يابد.

راهكار مديريت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۴:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني )

۱۱

زبان بدن يكي از موثرترين راههاي انتقال پيام به مخاطب


سال‌هاست در مورد اين موضوع بحث مي‌شود كه چطور مي‌توانيم روي ديگران دربرخوردهايمان تاثير خوبي بگذاريم و به عبارتي در ذهن آنها زلزله‌اي به پا كنيم! در تحقيقي كه اخيرا انجام شد مشخص شده وقتي براي‌بار اول با مردم رو در رو مي‌شويم اولين تاثير دروني كه در آنها ايجاد مي‌كنيم، به اين صورت تقسيم ‌بندي مي‌شود: ۵۵ درصد اين تاثير به ظاهر و به عبارتي زبان بدن بستگي دارد، ۳۸درصد به سبك صحبت كردن مربوط است و تنها ۷ درصد به آنچه كه واقعا بيان مي‌كنيم ارتباط دارد. اگر مي‌خواهيد اولين تاثير شما بر ديگران خوب و موثر باشد به نكات زير توجه كنيد.
هيچ وقت قدرت تماس چشمي را بر ديگران دست كم نگيريد. تصور كنيد براي يك مصاحبه شغلي دعوت شده‌ايد.
اين شما هستيد كه بايد نظر مثبتي در مورد خودتان در ذهن مصاحبه‌گر ايجاد كنيد و در اين بين تماس چشمي بسيار مهم و موثر است.
براي موفقيت در اين كاراين مراحل را در نظر بگيريد:
۱ ) اگر در ميان جمعي هستيد و مي‌خواهيد در بين آنها بر فرد خاصي تاثيرگذار باشيد بايد اول فرد مورد نظر را پيدا كنيد. مثلا در حياط مدرسه يا محوطه دانشگاه مي‌خواهيد دوستي پيدا كنيد يا قرار است در يك امتحان شركت كنيد و مي‌خواهيد قبل از آغاز آن با يكي از شركت كنندگان ارتباط برقرار كنيد. اگر فردي را انتخاب كنيد كه معيارهاي جذابيت او در حد خودتان باشد، معمولا بهترين نتيجه را به‌دست مي‌آوريد.
۲ ) قبل از برقراري تماس چشمي با فرد مورد نظر به مسيري كه به فرد مي‌رسد نگاهي بيندازيد.
۳ ) وقتي فرد مورد نظر را پيدا كرديد براي چند ثانيه كوتاه به او نگاه كنيد. طولاني‌ترين نگاه‌ها در اين مرحله نبايد از سه ثانيه بيشتر باشد. بعد نگاهتان را به سمت ديگر برگردانيد.
۴ ) ۱۰ ثانيه صبر كنيد و دوباره نگاه كنيد. اگر طرف مقابل هم علاقه‌مند باشد او هم به شما نگاه مي‌كند. گاهي آنقدر قدرت تماس چشمي زياد است كه مي‌بينيد فرد مورد نظر كنار شما ايستاده تا راحت‌تر با شما ارتباط برقرار كند.
● زبان بدن
وضعيت بدن شما بايد به نحوي باشد كه نشان دهد شما پذيراي طرف مقابل هستيد و به عبارتي از او دعوت مي‌كنيد با شما ارتباط برقرار كند.
هيچ‌وقت دست‌هايتان را در هم قفل نكنيد. به حالت دست به سينه قرار نگيريد و يا كيف دستي‌تان را جلوي بدنتان قرار ندهيد چون اين كارها نشان مي‌دهد داريد خودتان را پنهان مي‌كنيد.
اگر حس مي‌كنيد عصبي هستيد به زبان بدن خودتان توجه كنيد. اگر مي‌بينيد داريد دست‌هايتان را به هم مي‌ماليد يا حالت بي‌قراري داريد يعني اصلا راحت نيستند و ناراحتي از سر و رويتان مي‌بارد. طوري بايستيد يا بنشينيد كه تمام وزن بدنتان به‌طور متعادل از سر تا پايتان توزيع شود.
اگر مي‌ايستيد كاملا كشيده و راست بايستيد. اين حالت بدني به طرف مقابل اين پيام را منتقل مي‌كند كه اعتماد به نفس داريد و آرام هستيد.
بعد از چشم‌ها، بزرگ‌ترين و موثرترين موضوع تاثيرگذار، لبخند شماست. لبخند به طرف مقابل مي‌فهماند كه خوش‌اخلاق و آرام هستيد. وقتي طرف مقابل صحبت مي‌كند با تكان دادن سر باعث مي‌شويد مكالمه همچنان جريان پيدا كند.
● ارتباط از نوع نزديك
دست دادن به فرهنگ و باورهاي مذهبي دو طرف بستگي دارد. اگر امكان دست دادن يا روبوسي با فرد مورد نظر وجود دارد، تنها وقتي بايد اين‌كار را انجام دهيد كه مطمئن باشيد او از اين تماس راضي است. معمولا دست دادن به زمان احتياج دارد. به هرحال در شروع بهتر است دست دادن رسمي باشد. ولي بعد مي‌توانيد دست دوست‌تان را به گرمي در دست‌تان بفشاريد.
● رسيدن به نقاط مشترك
اگر با طرف مقابل در مورد مسائلي كه مورد علاقه هر دوشماست صحبت كرده و از اين علايق مشترك تعريف و تمجيد كنيد براي شروع مكالمه راه خوبي را انتخاب كرد‌ه‌ايد. اين كار احساسات شما را در مورد موضوعاتي كه براي هر دوي شما جذاب محسوب مي‌شود، منتقل مي‌كند.
براي شروع مكالمه با طرف مقابل از موضوعات ساده مثل لباس پوشيدن، مدل موي‌سر، موضوع امتحان و يا آب ‌و هوا شروع كنيد. در تعريف و تحسين حرف‌هاي طرف مقابل زياده‌روي نكرده و اعتدال را رعايت كنيد.
اگر اين تعريف‌ها دروغ باشد عدم صداقت شما را مي‌رساند.
در پايان فراموش نكنيد اگر مي‌خواهيد ارتباطي قوي و موثر با يك نفر برقرار كنيد بايد با توجه به شرايط، عرف جامعه و دليل اين ارتباط، بر او تاثيري عميق بگذاريد و به عبارتي ذهن و فكر او را كاملا تكان دهيد.


ترجمه: فرشته آل علي


هشت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۴:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني )

۱۰

زبان‌ بدن‌ ، ارتباط فرازبان


زبان‌ بدن‌ اصطلاحي‌ جامع‌ و كلي‌ است‌ كه‌ اشاره‌ به‌ اشكال‌ مختلف‌ روش‌هاي‌ برقراري‌ ارتباط‌ دارد كه‌ در آن‌ به‌ جاي‌ استفاده‌ از صدا، زبان‌ كلام‌، يا ساير صورت‌هاي‌ ارتباطي‌، از حركات‌ بدن‌ يا ژست‌ استفاه‌ مي‌شود. اين‌ روش‌ بخشي‌ از فرازبان‌ است‌ كه‌ تمام‌ اشكال‌ ارتباطات‌ غيركلامي‌ انسان‌ را در بر مي‌گيرد و بطور گسترده‌ در روانشناسي‌ عمومي‌ مورد مطالعه‌ قرار مي‌گيرد.
 در روانشناسي‌ عمومي‌ اين‌ واژه‌ اغلب‌ به‌ حركاتي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ بطور ناآگاهانه‌ و غيرارادي‌ انجام‌ مي‌شوند. هر چند كه‌ تفاوت‌ ميان‌ اعمال‌ ارادي‌ و غيرارادي‌ در ارتباط‌ غيركلامي‌ اغلب‌ بحث‌انگيز است‌. براي‌ مثال‌ لبخند زدن‌ مي‌تواند آگاهانه‌ يا ناآگاهانه‌ باشد.
 از آنجايي‌ كه‌ انسان‌، موجودي‌ اجتماعي‌ است‌، نمي‌تواند بدون‌ برقراري‌ ارتباط‌ با ساير افراد زندگي‌ كند. به‌ محض‌ اينكه‌ انسان‌ در تماس‌ با ديگران‌ قرار مي‌گيرد، شروع‌ به‌ برقراري‌ ارتباط‌ با آنها مي‌كند. زبان‌ گفتار و نوشتار ابزارهايي‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ اين‌ هدف‌ هستند. اما اغلب‌ واژه‌ها به‌ تنهايي‌ كافي‌ نيستند. براي‌ نمونه‌ ما به‌ سادگي‌ احساس‌ خود را نسبت‌ به‌ ديگران‌ بيان‌ نمي‌كنيم‌. از اين‌ رو بايد ابزارهاي‌ ديگري‌ هم‌ براي‌ تبادل‌ پيام‌ وجود داشته‌ باشد و اينجاست‌ كه‌ از زبان‌ بدن‌ و در واقع‌ ارتباط‌ غيركلامي‌ استفاده‌ مي‌كنيم‌.
اين‌ نوع‌ از ارتباط‌ مي‌تواند اطلاعاتي‌ درباره‌ رابطه‌ ميان‌ افراد به‌ ما بدهد و بطور معمول‌ حاوي‌ پيام‌هاي‌ مهمتري‌ نسبت‌ به‌ ساير روش‌هاي‌ ارتباطي‌ است‌.
 اگر از كسي‌ خوشمان‌ نيايد، فهماندن‌ اين‌ موضوع‌ بطور مستقيم‌ به‌ وي‌ كاري‌ بس‌ دشوار است‌. اما رساندن‌ اين‌ پيام‌ از طريق‌ زبان‌ بدن‌ براحتي‌ امكان‌پذير است‌. عكس‌ اين‌ مساله‌ نيز صادق‌ است‌. امكان‌ دارد از طريق‌ واژه‌ها بگوييم‌ عصباني‌ هستيم‌، در صورتي‌ كه‌ زبان‌ بدن‌ ما خلاف‌ آن‌ را ثابت‌ كند. بنابراين‌ زبان‌ بدن‌ گاه‌ مي‌تواند گيرنده‌ پيام‌ را گيج‌ و سردرگم‌ كند. در اين‌ صورت‌ ارتباط‌ ما پيامي‌ دوگانه‌ در بر دارد؛ يك‌ پيام‌ در قالب‌ واژگان‌ و پيامي‌ متناقض‌ با آن‌ در قالب‌ زبان‌ بدن‌.
 مي‌توان‌ در شرايط‌ مهم‌ و تعيين‌ كننده‌ نظير مصاحبه‌هاي‌ شغلي‌ نيز از زبان‌ بدن‌ بهره‌ جست‌، بنابراين‌ آگاهي‌ از اين‌ زبان‌ و معاني‌ گوناگون‌ آن‌ ضروري‌ به‌ نظر مي‌رسد. اما بايد به‌ اين‌ نكته‌ توجه‌ كرد كه‌ ارتباطات‌ غيركلامي‌ بويژه‌ زبان‌ بدن‌ در فرهنگ‌هاي‌ مختلف‌ گاه‌ داراي‌ معاني‌ متفاوتي‌ است‌ كه‌ برداشت‌هاي‌ مختلفي‌ را در پي‌ دارد و عدم‌ توجه‌ به‌ اين‌ نكات‌ مي‌تواند موجبات‌ سوءتعبير را فراهم‌ آورد و براي‌ مردمان‌ آن‌ فرهنگ‌ توهين‌آميز تلقي‌ شود.
 ● تجربه‌ ارتباط‌ غيركلامي‌ در ايران‌
آيا در جامعه‌يي‌ چون‌ ايران‌، با فرهنگي‌ بسيار كهن‌، مي‌توان‌ انتظار داشت‌ كه‌ وسعت‌ دريافت‌ پيام‌ به‌ وسيله‌ نشانه‌هاي‌ غيركلامي‌ بيش‌ از آنچه‌ باشد كه‌ در تحقيقات‌. غربي‌ها ديده‌ شده‌ است‌؟
 علت‌ اينكه‌ در اينجا مساله‌ فرهنگ‌ بسيار كهن‌ ايران‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ استنباط‌ درباره‌ يك‌ عامل‌ موثر مطرح‌ مي‌كنيم‌، محتواي‌ اشعار فارسي‌ است‌.
 شايد بتوان‌ گفت‌ كه‌ صائب‌ تبريزي‌ يكي‌ از قديمي‌ترين‌ كارشناسان‌ ارتباطات‌ غيركلامي‌ در جهان‌ باشد. مردي‌ كه‌ در نقطه‌يي‌ از تاريخ‌ ايران‌ در جايي‌ بيش‌ از ۳۸۰ سال‌ قبل‌ و با ميراثي‌ در حدود يك‌ صد و بيست‌ هزار شعر ايستاده‌ است‌:
هزار نكته‌ سربسته‌، بي‌ميانجي‌ حرف‌
 زغنچه‌ دهن‌ تنگ‌ يار مي‌شنوم‌
 در حالي‌ كه‌ دهان‌ يار صائب‌ بسته‌ است‌، او هزار مضمون‌ را در سكوت‌، از لبان‌ او مي‌شنود.
 چون‌ ناي‌، لب‌ بسته‌ سراپاي‌ زبانيم‌
 در ظاهر اگر نيست‌ زبان‌ در دهن‌ ما
 ناي‌ به‌ معناي‌ يك‌ نوع‌ ساز موسيقي‌ بادي‌ كه‌ انتهاي‌ آن‌ بسته‌ است‌.
 برگ‌ خزان‌ رسيده‌ بود ترجمان‌ باغ‌
 از رنگ‌ چهره‌، حال‌ مرا مي‌توان‌ شنيد
 صائب‌ در اينجا نيز به‌ جاي‌ فعل‌ ديدن‌ از فعل‌ شنيدن‌ استفاده‌ كرده‌ است‌.
 نامه‌ سربسته‌ را چون‌ آب‌ خواندن‌، حق‌ ماست‌
 كز سخن‌ فهمان‌ آن‌ لب‌هاي‌ خاموشيم‌ ما
 هرچند نيست‌ درد دل‌ ما نوشتني‌
 از اشك‌ خود دو سطر به‌ ايما نوشته‌ايم‌
 باور كه‌ مي‌كند كه‌ از چشم‌ سرمه‌دار
آواز دور واش‌ حيات‌ مي‌توان‌ شنيد
 هفتصدسال‌ قبل‌ سعدي‌ چنين‌ مي‌گويد:
 رنگ‌ رويم‌ غم‌ دل‌ پيش‌ كسان‌ دين وسيله خودخواهي خود را نشان داده و در عين حال نسبت به قضاوت و داوري ديگران غافل هستند. زماني كه من با چنين مرداني برخورد مي‌كنم, نخستين سوالي كه به ذهنم خطور مي‌كند اين است كه آيا اين مرد نمي‌داند كه ما چشم داريم و همه چيز را مي‌بينيم. نكته‌ي قابل توجه اين كه اين برداشت‌ها وحي منزل نيست و در همه‌ي حالات استثنا به چشم مي‌خورد. استفاده از كلاه گيس و كاشتن و ترميم موي سر: مرداني كه با ترميم موي سر خويش كم پشتي و يا ريزش آن را جبران مي‌كنند, بدين وسيله نخوت و فقدان اعتماد به نفس خويش را نشان مي‌دهند. بعلاوه, بدين وسيله فرد با جذاب نشان دادن خويش اعتماد به نفس از دست رفته را كسب مي‌كند. در هر صورت, از نشانه‌هاي اين نوع اقدامات ترميمي مردان مي‌توان به مواردي چون برخورداري از امكانات مادي, نقص زدايي و ظاهر گرايي اشاره كرد. استفاده از انواع كلاه‌ها: مردان طاسي كه از كلاه بيس‌بال براي پوشش اين نقيصه‌ي خود استفاده مي‌كنند, در واقع در برابر پير شدن از خود مقاومت نشان مي‌دهند. در اين ارتباط بايد به اين نكته توجه كرد كه بسياري از مردان طاس براي حفاظت از فرق و كاسه‌ي سر خويش در برابر آفتاب سوزان از اين كلاه‌ها استفاده مي‌كنند؛ ليكن اگر مردان طاس در منزل نيز از اين كلاه‌ها استفاده مي‌كنند, اين امر مي‌تواند نشان‌گر فقدان خودباوري و اعتماد به نفس باشد. موي رنگ شده: مرداني كه موي سر خود را رنگ مي‌كنند, عمدتاً خواهان پوشاندن موهاي سفيد خود هستند و بدين وسيله خود را جوان مي‌نمايانند. روشن است كه اين وسيله در همه‌ي حالات و مقاطع سني نمي‌تواند راهگشا باشد. فرضاً چنان چه مرد ۷۵ ساله‌‌اي داراي موهاي مشكي يك‌دست باشد, در آن صورت پنهان‌كاري كاملاً بي‌مورد است. در هر صورت, از ويژگي‌هاي اين اشخاص مي‌توان به خودخواهي, واقعيت گريزي و بسان كبك عمل كردن اشاره كرد.موي صورت مردان
 ريش و سبيل: برخي از مردم بر اين باورند كه ريش و سبيل مي‌تواند نشانه‌ي راز آلودگي شخص باشد. بايد توجه داشت كه اين برداشت درست نبوده و مردان به دلايل مختلف از موي صورت استفاده مي‌كنند. در هر صورت, ريش و سبيل مي‌تواند به موارد زير دلالت كند: مرد مي‌پندارد كه بدين شكل جذاب‌تر مي‌نماياند؛
 مرد جوان بدين وسيله خود را سالدار مي‌نماياند؛ با استفاده از ريش, فرد سن و سال و چروك‌هاي صورت خود را مي‌پوشاند؛ فرد بدين وسيله نقص صورت خود را مي‌پوشاند؛ مرد ريشو بدين شكل ماهيت عصيانگرانه‌ي خويش را مي‌نماياند؛ مرد در جايي شاغل است كه از اين بابت محدوديتي را به شخص تحميل نمي‌كنند. دقيقاً به طول و شكل و شمايل ريش و سبيل مردان توجه كنيد, زيرا ريش و سبيل‌هاي بلند مي‌تواند گرايشات سياسي ليبراليستي مردان را بنماياند. از سوي ديگر, ريش و سبيل نامرتب, كثيف و ناآراسته مي‌تواند نشانه‌ي ويژگي‌هايي چون كاهلي, دلمردگي, اختلالات و عوارض روحي و فيزيكي, فقدان قدرت داوري و ساير كاستي‌ها و نقايص بهداشتي باشد.
موهاي ساير قسمت‌ها: ابروان پرپشت و نامرتب و موهاي زياد دماغ و گوش مردان, نشانه‌ي اين است كه اين اشخاص به ظاهر خويش اهميتي نمي‌دهند. برخي از اين مردان بر اين باورند كه مرتب كردن و آراستن موهاي اين قسمت‌هاي صورت عملي نادرست و نامردانه است. مدل موي نامتعارف و نمايان: مدل و يا رنگ موي غير عادي و نامتعارف مي‌تواند دلالت بر موارد زير داشته باشد:
ماهيت ناسازگار؛
 فرد ماهيتي عصيانگرانه و شورشي دارد؛
 فرد شيفته‌ي ماجراجويي است؛
 فرد گرايشات مدپرستانه و هنري دارد؛
 فرد داراي شغلي نامتعارف بوده و سبك زندگيش نامتعارف است؛
 شخص بدين وسيله خواهان عضويت در يك گروه هم سال خاص است؛
 سازگاري با مدل‌‌هاي غالب و حاكم در اجتماع؛
 بي‌توجهي به صورت‌هاي ظاهر؛
 ميل به منحصر به فرد بودن و جلب توجه كردن؛
 تاثيرات فرهنگي (سن و سال فرد, نژاد و گروه‌هاي مختلف اجتماعي).
 موي زنان
 مدل موي زنان در قياس با چگونگي موي مردان محدوديت چنداني ندارد, زيرا مردم آسان‌تر انواع مدل موي سر زنان را مي‌پذيرند, چون مدگرايي عمدتاً از آن جنس مونث است. با اين وجود, موي سر نمايان و نامتعارف زنان نيز تعابير و تفاسير خاص خود را دارا مي‌باشد. موهاي كوتاه و بلند: بر اساس فرهنگ ما, جواني و جذابيت جسماني زنان با موي بلند تعريف و تبيين مي‌شود. به همين دليل, بلندي و كوتاهي موي زنان تفاسير خاص خود را دارا مي‌باشد. حال اگر عليرغم اين نگرش فرهنگي زني مويش را كوتاه نگه دارد, بايد به موارد زير توجه كرد: موي زيبا, كوتاه و آراسته – اين حالت مي‌تواند نشان‌گر تمايلات هنري فرد بوده و در عين حال از برخورداري مالي حكايت كند. باري, هزينه كردن مبلغ قابل توجهي از درآمد براي آرايش مو مي‌تواند نشانه‌ي اهميت دادن به ظاهر شخصي, ميل به پذيرفته شدن, اهميت دادن به نظرات ديگران و احتمالاً عدم ايمني باشد. موي كوتاه معمولي زنان _ چون نگه داشتن موي بلند دشوار و هزينه بر است, بسياري از زنان موي خود را كوتاه مي‌كنند تا از دنگ و فنگ نگهداري موي بلند در امان باشند. در هر صورت, از نشانه‌هاي بارز اين حالت مي‌توان از عملگرايي فرد نام برد, به ويژه اگر اين حالت با ساير ويژگي‌هاي عملگرايي همراه شود. موي بسيار كوتاه سبب توجه ديگران مي‌شود _ چنان چه لباس زني زرق و برق دار و زننده باشد, جلب توجه كردن اين حالت مو نمود مي‌يابد. احتمال دارد كه موي بسيار كوتاه دلالت بر ضرورت‌هاي درماني داشته باشد _ فرضاً, زناندت و ضعف آن را بيان مي كند. براي نمونه، افرادي كه به شدت احساس تنيدگي مي كنند، اغلب تغيير موضع بدن مي دهند، ول مي خورند و بيني، چانه يا دهان خود را لمس مي كنند. نظر برخي روان شناسان اين است كه چنين لمس كردن هايي كه نيمه آگاهانه انجام مي گيرد، تقليدي است از عمل آرام سازي نوازش مادر اما مشاهده كننده كنوني، آن را علامت اضطراب مي داند. حتي ممكن است نشانه تلاشي باشد كه شخص مي كوشد ديگران را فريب دهد. گاهي وقت ها مردم عدم علاقه خود را به يكديگر، با اشاره هايي مخابره مي كنند.
لب ها يا گونه ها را از داخل دهان، گاز مي گيرند. موها، ريش، عينك يا قلم خود را دست كاري مي كنند. چنين رفتارهايي، پيامي را مخابره مي كنند مبني بر اين كه هر چه ديگران مي گويند يا انجام مي دهند، براي آنان جالب نيست. در ضمن گفت وگو، دستان خود را به صورت ضرب در روي سينه قرار دادن، علامت ديگري است. شايد به مشاهده گر مي گويد كه شما از آن چه مي شنويد يا دارد انجام مي شود، راضي نيستيد يا مخالف ايد. وضعيت بدني باز، يعني دستان آزاد و رها، پاها كمي باز و بدن كمي متمايل به گوينده است و پيام متضادي را مي رساند، شما به اين فرد احترام مي گذاريد و مي خواهيد به طور كامل به او توجه كنيد. اين وضعيت را به خود بگيريد تا آمادگي خود را براي نفوذپذيري نشان دهيد و بگوييد براي دوام رابطه و رفتار متقابل، در دسترس هستيد. هم چنين مي توان با نسخه برداشتن از وضع بدن شخصي كه داريد با او صحبت مي كنيد، پيوندتان را نشان دهيد.


روزنامه ابتكار


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۴:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني )

۷

ارتباطات‌ غيركلامي‌


برخي‌ از آدم‌ها با قراردادن‌ كف‌ دست‌ بر سينه‌ و پايين‌ آوردن‌ مختصر سر، به‌ ديگران‌ اظهار ارادت‌ و دوستي‌ مي‌كنند. اين‌ يك‌ عمل‌ ارادي‌ است‌ كه‌ فرد براساس‌ قراردادهايي‌ كه‌ در اجتماع‌ او وجود دارد پيامي‌ را مي‌فرستد. ممكن‌ است‌ شما با فردي‌ شروع‌ به‌ صحبت‌ كنيد و ببينيد كه‌ رنگ‌ رخسار او بتدريج‌ سرخ‌ مي‌شود. از اين‌ سرخ‌ شدن‌ صورت‌ او نيز پيامي‌ دريافت‌ مي‌كنيد. اما در اينجا فرستنده‌ اين‌ پيام‌، پيام‌ خود را به‌ صورت‌ غيرارادي‌ مي‌فرستد. از همين‌ دو مثال‌ ساده‌ مي‌توان‌ دريافت‌ كه‌ پيام‌هاي‌ غيركلامي‌، هم‌ ارادي‌ و هم‌ غيرارادي‌ هستند. اين‌ پيام‌هاي‌ غيركلامي‌ سهم‌ خاصي‌ در دامنه‌ ارتباطات‌ انساني‌ دارند.


 آرتور شولمن‌، استاد دانشگاه‌ واشنگتن‌ مبحث‌ ارتباط‌ غيركلامي‌ را در كتاب‌ خود از يادآوري‌ حركات‌ چارلي‌ چاپلين‌ در فيلم‌هاي‌ صامت‌ به‌ يادماندني‌ او آغاز مي‌كند و مي‌نويسد كه‌ در دوره‌ فيلم‌هاي‌ صامت‌، چارلي‌ چاپلين‌ توانست‌ با تماشاگران‌ خود، بدون‌ كلام‌ ارتباط‌ برقرار كند. دست‌هاي‌ او، چهره‌ او، راه‌ رفتن‌ مضحك‌ و لباس‌هايش‌ همه‌، پيام‌هاي‌ او را منتقل‌ مي‌كردند. فيلم‌هاي‌ صامت‌ چارلي‌ چاپلين‌ فقط‌ گاهي‌ نياز به‌ زيرنويس‌ داشتند.


 آرتور شولمن‌ و همكارانش‌ مي‌نويسند: «زبان‌ گفتار، نشانه‌يي‌ از هوشياري‌ انسان‌ است‌ به‌ همين‌ ترتيب‌ ارتباط‌ غيركلامي‌ نيز شامل‌ حركات‌ و اشارات‌ ارادي‌ است‌، ضمن‌ آنكه‌ شامل‌ حركات‌ غيرارادي‌ مثل‌ تغيير در اندازه‌ مردمك‌ نيز هست‌. علايمي‌ كه‌ به‌ آنها علايم‌ خودكار مي‌گويند و حركاتي‌ كه‌ فقط‌ تا حدودي‌ تحت‌ نظارت‌ ارادي‌ ما هستند. مثل‌ آنچه‌ چهره‌، تن‌ صدا، وضع‌ پا و فاصله‌ فيزيكي‌ ديگران‌ به‌ ما مي‌گويد وجود فاصله‌ بين‌ فرستنده‌ و گيرنده‌ پيام‌، خود نوعي‌ پيام‌ است‌.


 قبل‌ از تكامل‌ شيوه‌هاي‌ ارتباط‌ كلامي‌ از سوي‌ انسان‌، ارتباط‌ بدني‌ از قسمت‌هاي‌ اصلي‌ سيستم‌ ارتباطي‌ بوده‌ است‌. اكنون‌ نيز حركات‌ بدني‌ يكي‌ از وسيله‌هاي‌ اصلي‌ براي‌ انتقال‌ پيام‌ در ارتباطات‌ انساني‌ است‌. زيرا سخن‌ گفتن‌ به‌ تنهايي‌ قادر به‌ انجام‌ آن‌ نيست‌.


 اما بررسي‌ اينگونه‌ ارتباطات‌ و بويژه‌ اين‌ نوع‌ پيام‌ها، به‌ سادگي‌ بررسي‌ پيام‌هاي‌ نوشتاري‌ يا گفتاري‌ نيست‌ بلكه‌ بايد روش‌ها و فرمول‌هايي‌ براي‌ ضبط‌ و يادداشت‌برداري‌ از ارتباطات‌ غيركلامي‌ ايجاد كرد. در حالي‌ كه‌ اكثر فعاليت‌هاي‌ فردي‌ يا ميان‌ كنش‌هاي‌ موجود در جامعه‌، به‌ وسيله‌ نمادهاي‌ گفتاري‌ و تصويري‌ انجام‌ مي‌گيرد، بيشتر ارتباطات‌ معني‌دار نيز به‌ شكل‌ غيركلامي‌ صورت‌ مي‌پذيرد. ارتباط‌ غيركلامي‌، انتقال‌ معني‌ در غياب‌ صداي‌ نمادين‌ است‌. ارتباط‌ غيركلامي‌ را عموما زبان‌ صامت‌ مي‌خوانند.


بر طبق‌ يك‌ نظريه‌، ارتباط‌ غيركلامي‌ را به‌ اين‌ صورت‌ مي‌توان‌ طبقه‌بندي‌ كرد:
 ۱. حركات‌ بدني‌ يا رفتار جنبشي‌: اين‌ طبقه‌ شامل‌ ژست‌ها، اداها و ساير حركات‌ بدني‌ از جمله‌ حالت‌ چهره‌، حركت‌ چشم‌ و حركت‌ وضعي‌ است‌.
 ۲. فرازبان‌: اين‌ طبقه‌ شامل‌ كيفيات‌ صدايي‌ (انسان‌)، فقدان‌ سلاست‌ در گفتار، خنده‌، خميازه‌ و خرخر است‌.
 ۳. برداشت‌ از مجاورت‌ (مكان‌): اين‌ طبقه‌ در برگيرنده‌ استفاده‌ و درك‌ و دريافت‌ انسان‌ از فضا يا مكان‌ فيزيكي‌ است‌.
 ۴. حس‌ بويايي‌
 ۵. حساسيت‌ پوست‌ به‌ لمس‌ و حرارت‌
 ۶. استفاده‌ از مصنوعات‌: اين‌ طبقه‌ شامل‌ چيزهايي‌ از قبيل‌ لباس‌ و لوازم‌ آرايشي‌ زينتي‌ است‌.
 ارتباط‌ غيركلامي‌ پايبند فرهنگ‌ است‌. معني‌ اين‌ سخن‌ آن‌ است‌ كه‌ ارتباط‌ غيركلامي‌ بطور غريزي‌ در طبيعت‌ انسان‌ نيست‌. اين‌ ارتباط‌، رفتاري‌ است‌ آموخته‌ شده‌ كه‌ از طريق‌ فرآيند جامعه‌پذيري‌ غيررسمي‌ فراهم‌ آمده‌ است‌ و از همين‌ رو است‌ كه‌ ارتباط‌ غيركلامي‌ از يك‌ فرهنگ‌ تا فرهنگ‌ ديگر، عملكرد و رفتاري‌ مشخصا متفاوت‌ دارد.

روزنامه اعتماد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني )

۶

ارتباط چشمي ، مهمترين ابزار در ارتباط


 ارتباط چشمي شما چگونه است؟ پرخاشگر؟ ملايم و مهربان؟ جذاب؟ آيا با چشمهايتان مي توانيد كسي را دوست داشته باشيد؟ ارتباط چشمي هنري است كه نياز به مهارت بسيار زياد دارد اما براي موثر بودن روابط، حياتي است. چطور مي توانيم ارتباط چشمي بهتري داشته باشيم؟

ارتباط چشمي، ارتباط اجتماعي لازم را براي فردي كه به او گوش مي دهيد يا با او حرف مي زنيد فراهم ميكند. ارتباط چشمي زياد باعث مي شود ديگران تصور كنند فردي متجاوز هستيد؛ ارتباط چشمي كم هم باعث مي شود ديگران تصور كنند علاقه اي به صحبت هاي آنان نداريد. از اينرو ارتباط چشمي در برقراري ارتباط با ديكران مهارت بسيار زيادي را طلب مي كند. فروشنده ها، سياست مداران، و سخنگويان معمولاً بالاترين مهارت را در اين زمينه دار هستند.

اهميت ارتباط چشمي وقتي بر من آشكار شد كه مجبور بودم براي مشاوره چشم در چشم افراد نگاه كنم. تجربه به من نشان داد كه وقتي نگاهم را از آنها مي گرفتم، فرد صحبت خود را قطع مي كرد. و وقتي ارتباط چشميم را با او حفظ مي كردم، فرد با تصور اينكه صحبت هايش مورد علاقه و توجه من است، به حرف زدن ادامه مي داد.

علائم روحي ارتباط چشمي

دست فروش ها معمولاً از اهميت ارتباط چشمي به خوبي آگاهي دارند چون براي فروش محصولات خود بايد مشتريان احتمالي را علاقه مند نگه دارند. وقتي شما به چيزي علاقه منديد يا چيزي توجه شما را جلب مي كند، مردمك چشمانتان گشاد ميشود و اين مي تواند علامت خوبي براي فروشنده باشد.

ارتباطات روزانه و ارتباط چشمي

همه ما در زندگي روزمره خود از ارتباطات چشمي استفاده مي كنيم، از اينرو بهتر است بهترين راه و روش براي استفاده از چشمانمان را ياد بگيريم.

برخي موقعيت هاي خاص، استفاده متفاوتي از چشمان را طلب مي كند. براي مثال، وقتي مشغول مشاجره و دعوا هستيد، بهتر است كه بتوانيد نگاه خيره تان را طولاني تر نگه داريد. وقتي مي خواهيد به كسي احترام بگذاريد بهتر است نگاهتان را پايين بيندازيد. وقتي كسي را دوست داريد بهتر است به عمق چشمان طرف مقابل خيره شويد.

6 راه براي تقويت و ارتقاء مهارت هاي ارتباط چشمي

1. صحبت كردن با يك گروه: وقتي با گروهي از مردم صحبت مي كنيد، خيلي خوب است كه بتوانيد ارتباط جشمي مستقيم با شنونده هاي خود برقرار كنيد. اما اگر در صحبت ارتباط چشمي را فقط با يكي از اعضاء گروه حفظ كنيد، باعث مي شود بقيه شنونده ها ديگر به حرف هايتان گوش نكنند. از اينرو با هر جمله جديد بايد روي يكي از شنوده ها متمركز شويد. با اين روش با همه افراد گروه صحبت خواهيد كرد و همه آنها را به گوش كردن علاقه مند مي كنيد.

2. صحبت كردن با فرد: برقراري ارتياظ چشمي موقع حرف زدن با كسي بسيار عالي است اما اگر بخواهيد عميقاً به طرف مقابل خيره شويد، موجب ناراحتي فرد خواهد شد. براي مقابله با چنين مشكلي، هر 5 ثانيه يكبار ازتباط خود را قطع كنيد. اما حواستان باشد موقع قطع كردن ارتباط چشمي خود نگاهتان را پايين نيندازيد چون باعث مي شود فرد مقابل تصور كند حرفتان تمام شده است. درعوض به بالا يا به اطراف نگاه كنيد، طوري كه انگار مي خواهيد چيزي را به ياد بياوريد.

3. گوش كردن به فرد: موقع گوش كردن به صحبت هاي كسي اگر بخواهيد خيلي خيره به آنها نگاه كنيد، ممكن است صحبت كردن برايشان دشوار شود. تكنيكي كه من موقع مشاوره با بيمارانم به كار مي گيريم، تكنيكي است كه آنرا مثلث مي نامم. در اين تكنيك من 5 ثانيه به يك چشم، 5 ثانيه به چشم ديگر، و 5 ثانيه بعد به دهان فرد نگاه مي كنم و چرخه را همينطور دنبال مي كنم. اين تكنيك به همراه مهارت ها و تكنيك هاي گوش كردن ديگر مثل تكان هاي سر يا كلام هاي كوتاه تاييد بهترين راه براي نشان دادن علاقه خود به شنيدن حرف طرف مقابل است.

4. مشاجرات: مشاجره و دعوا با كسي هم خود مهارت هاي خاص خود را مي طلبد. در چنين موقعيتي اگر بتوانيد نگاه خيره خود را به طرف مقابل نگه داريد، نشاندهنده قدرت شما خواهد بود. اما اگر موقع مشاجره به اطراف نگاه كنيد مطمئن باشيد كه در بحث شكست خواهيد خورد. البته اين مسئله به اينكه به چه كسي دعوا مي كنيد هم بستگي دارد اما به طور كلي در مشاجرات و دعواها موقع حرف زدن يا گوش دادن بهتر است كه به فرد خيره بمانيد. با اين روش احتمالاً طرف مقابل هم سعي خواهد كرد كه به شما خيره شود. اما ميدان را از دست ندهيد و از نگاه هاي خيره او در نرويد.

5. مجذوب كردن فرد: وقتي سعي مي كنيد كسي را مجذوب خود كنيد و علاقه خود را نيز به آنها نشان دهيد، مي توانيد با چشمانتان حرف بزنيد و گوش دهيد. وقتي كسي كه دوستش داريد صحبت مي كند، از كل صورت بعنوان نقطه كانوني استفاده كنيد. به چشمانشان نگاه كنيد، به آنچه مي گويند گوش دهيد، در مواقع مناسب لبخند بزنيد، در مواقع مناسب ابروهايتان را بالا ببريد، و...اگر احساس كرديد كه به آنها خيره شده ايد، نگاهتان را به سمت نقاط ديگر صورتشان مثل لب ها، گونه ها، بيني معطوف كرده و دوباره به سمت چشمها برگردانيد. لبخند زدن موقع گوش دادن به كسي راهي بسيار عالي براي نشان دادن علاقه تان به صحبت هاي آنان است. البته مراقب باشيد وقتي حرف هاي غمگين به شما مي زنند به آنها لبخند جواب ندهيد. بايد هم با چشمانتان و هم با گوش هايتان به حرف هاي طرف مقابل گوش دهيد.

6. دوست داشتن فرد:  من و همسرم معمولاً نگاه هاي خيره طولاني به همديگر مي اندازيم و گاهي اوقات نگاه كردن بدون بر زبان آوردن حرفي بسيار تاثيرگذار خواهد بود. اينكار ارتباطي عميق بين ما ايجاد مي كند. در چنين موقعيت هايي براي عمق دادن به نگاه خود مي توانيد تصور كنيد كه به درون بدن فرد مقابل رفته ايد و روحتان به همديگر عشق مي ورزد. حس كنيد كه مي خواهيد روح آنها را لمس كنيد. اينكار باعث ترشح آدرنالين در بدن شده و مردمك هايتان را گشادتر مي كند.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني )

۵

7 زبان جسماني كشنده

بيشتر مواقع مستمعين از طريق چشم هايشان به سخنان شما گوش مي سپارند. ايما و اشاره هاي شما بيانگر چيست؟ آيا به هنگام سخنراني يا يك جلسه مهم و معتبر، مطمئن و موثق ظاهر مي شويد و يا اينكه فاقد اعتماد به نفس و عصبي  و دستپاچه هستيد؟

مشكل از طرز ايستادن، حركات صورت و ژست هايي كه به خود مي گيريد، آغاز مي شود. آقاي" جو الن ديميتريوس" عضو مشاوران مشهور هيئت منصفه دادگاه مي گويد: "زماني كه از هيئت منصفه، دليل قبول شهادت افراد را جويا مي شويم، آنها ا‌ظهار مي دارند كه حركات و ايما اشاره دو برابر چيزهاي ديگر تاثير گذار هستند."

اما چگونه مي توانيد مهارت هاي غير كلامي خود را افزايش دهيد؟

از انجام حركات نامناسب پرهيز كنيد و در عوض حركات جايگزيني كه مناسب شرايط موجود هستند را انجام دهيد. با اين كار شما متوجه تفاوت شگرفي كه در زندگي شما به وجود مي آيد، خواهيد شد. من بعد از ساليان دراز كار در اين زمينه و آموزش تعداد بسياري بازرگان كارآمد، به 7 حركت كشنده دست پيدا كردم كه انجام آن باعث مي شود مستمعين نسبت به گفته هاي شما بي اهميت شده و تحت تاثير قرار نگيرند. سعي كنيد از انجام آنها اجتناب كنيد، آنگاه با يك چنين كار كوچكي تغييرات چشگيري در زندگي شما به وجود خواهد آمد.


قاتل 1 # اجتناب از برقراري ارتباط چشمي

گوياي چه مطلبي است: شما دچار كمبود اعتماد به نفس هستيد، براي سخنراني آماده نيستيد و به همين دليل عصبي و دستپاچه شده ايد.

حركت جايگزين: در طول سخنراني در حدود 90 درصد از كل زمان را به چشم هاي حضار نگاه كنيد. بسياري از افراد بيشتر وقت خود را صرف نگاه كردن به زمين، پرده اسلايد، و يا ميزي كه پيش روي آنها قرار دارد مي كنند. رهبران و مديران موفق در حين صحبت كردن مستقيما به چشم هاي شنوندگان خود نگاه مي كنند.

"جان رابرتز" نامزد رياست دادگستري آمريكا مورد تقدير بسياري از روزنامه ها قرار گرفت. از او به اين خاطر كه "مطمئن به نظر مي رسد" تشكر شد. اما او به راستي چه كاري انجام داد كه باعث شد در ذهن افراد يك چنين تصويري را از خود بر جاي بگذارد؟ او در حين تمام سخنراني هايش، به جاي اينكه بر روي نوشته هايش خم شود و نگاهش به يادداشت هايش باشد، مستقيما به چشم هاي مستمعين نگاه مي كرد.


قاتل 2 # خميدگي

گوياي چه مطلبي است: شما فاقد قدرت هستيد و اعتماد به نفس خود را از دست داده ايد.

حركت جايگزين: اگر قرار است در طول مدت سخنراني در جايي ثابت بايستيد، بهتر است پاهاي خود را به عرض شانه باز كنيد و اندكي به سمت جلو گرايش داشته باشيد. در اين حالت شانه ها نيز مي بايست اندكي به سمت جلو متمايل شوند. در اين وضعيت شما اندكي مردانه تر جلوه مي كنيد. توجه داشته باشيد كه سر و ستون فقرات بايد راست باشد. سعي كنيد از تريبون و يا سكويي كه در جلوي شما قرار دارد به عنوان دستاويزي براي تكيه دادن استفاده نكنيد.


قاتل 3 # تكان خوردن، جنبيدن و پيچ و تاب خوردن

گوياي چه مطلبي است: شما عصبي، دستپاچه و نا آرام بوده و از آمادگي لازم برخوردار نيستيد.

حركت جايگزين: از تكان خوردن دست بكشيد. تكان هاي بي جا و جنبش هاي بي مورد هيچ هدفي را در بر ندارند. من اخيرا با رئيس يك شركت كامپيوتري جلسه اي داشتم. مشكل از اين قرار بود كه او مي بايست جريان تاخير در حمل يكي از محصولات را به اطلاع يكي از سرمايه گذاران بزرگ شركت مي رساند. او و تيمش تقريبا توانسته بودند كه شرايط را تحت كنترل خود در آورند و از شكست خود درس هاي خوبي بگيرند، اما متاسفانه حركات غير كلامي آنها گوياي امر ديگري بود.

بزرگترين مشكل اين فرد عقب و جلو رفتن در هنگام ايراد سخنراني بود. اين امر كمبود صلاحيت و شايستگي و عدم توانايي كنترل امور را بيان مي كند. با آموختن اين مطلب كه بايد در حين سخنراني حركات هدفمند انجام دهد، او توانست زندگي شغلي خود را از خطر نابودي نجات دهد. سرمايه گذار نيز جلسه را با اين ديد كه تمام امور تحت كنترل است، ترك كرد.

قاتل 4 # بي حركت ايستادن

گوياي چه مطلبي است: شما انعطاف پذير نبوده و فرد كسل كننده، بي انرژي و خسته كننده اي هستيد

حركات جايگزين: راه برويد، حركت كنيد و ... بيشتر افرادي كه براي آموزش آداب سخنراني به نزد من مراجعه مي كنند، داراي اين تصور غلط هستند كه يك سخنران خوب بايد سفت و سخت بر سر جاي خود ميخكوب شود. چيزي كه من به آنها مي گويم اين است كه نه تنها راه رفتن قابل قبول است، بلكه خوشايند نيز هست. بسياري از تجار بزرگ به ميان مردم مي روند و دائما در حال حركت هستند... البته حركت هدفمند! شايد يك سخنران پويا و پر انرژي براي هدف خاصي از يك سمت اتاق به طرف ديگر آن حركت كند، اما اگر هيچ كسي در آن قسمت از اتاق حضور نداشته باشد، خوب بالطبع اين حركت او بي مورد است و جزء موارد هدفنمد به شمار نمي آيد. علت اينكه من به متقاضيان خود پيشنهاد مي كنم كه قسمت كوتاهي از سخنراني هايشان را ضبط كنند نيز اين است كه مي خواهم بدانم كه آيا حركات خارج از محدوده انجام مي دهند و يا خير.


قاتل 5 # قرار دادن دستها در داخل جيب

گوياي چه مطلبي است: شما علاقه خاصي به مطلب مورد بحث نداريد، و غير متعهد و نا آرام هستيد.

حركات جايگزين: در اين قسمت راه حل ساده اي براي شما داريم: دست هاي خود را از جيبتان در آوريد. تجار بزرگ هيچ گاه در حين سخنراني هر دو دست خود را درون جيب هايشان قرار نمي دهند. قرار دادن يكي از دست ها در داخل جيب، در زماني كه با دست ديگر در حال انجام دادن ژست و فيگور هستيد قابل قبول مي باشد.


قاتل 6 # استفاده از ژست هاي ساختگي

حركت جايگزين: خيلي خوب است كه بتوانيد ژست هاي متفاوتي به خود بگيريد، فقط بايد توجه داشته باشيد كه اين كار را به حد افراطي انجام ندهيد. پژوهش ها ثابت كرده اند كه ژست هايي كه افراد به خود مي گيرند منعكس كننده افكار بسيار پيچيده اي است و همين ژست ها هستند كه به شنوندگان صلاحيت و شايستگي شما را نشان مي دهند . اما زمانيكه از ايما و اشاره هاي ساختگي استفاده  مي كنيد، درست مثل انسان هاي متزور و ريا كار جلوه خواهيد كرد.

به عنوان مثال آقاي بوش هميشه در سخنراني هايي خود از ژست هايي استفاده مي كند كه هيچ ارتباطي با گفته هاي او ندارند. شايد او بيش از اندازه تحت آموزش قرار گرفته باشد. درست مثل زماني كه صدا يك چيز باشد و تصوير يك چيز ديگر." دانا كاروي" نيز از اين موقعيت به نفع خود استفاده كرد و با تقليد از رفتار و گفته هاي بوش براي خود يك شغل پر در آمد درست كرد. او به طور زنده اين برنامه را اجرا كرد، البته شايد به اندازه جرج بوش مستمع نداشت كه بتواند به آنها حكم كند و دستور دهد اما... واقعا هيچ يك از ما نمي خواهيم كه بعد از اتمام يك جلسه مورد تمسخر هم قطارانمان قرار بگيريم.


قاتل 7 # جرنگ جرنگ سكه، ضربه زدن به زمين و ساير حركات آزاردهنده

گوياي چه مطلبي است: شما بي نزاكت و عصبي بوده و بر جزيئات مطلب احاطه كامل نداريد.

حركات جايگزين: يك دوربين برداريد و در هنگام سخنراني از خود فيلم برداري كنيد، سپس سعي كنيد آنرا با يك ديد منتقدانه بررسي كنيد. آيا ژست هايي پيدا مي كنيد كه خودتان هم متوجه انجام دادن آنها نبوديد؟ چندي پيش با نويسنده اي برخورد كردم كه كتابي در مورد پروژه هاي مديريتي نوشته بود. او در طي جلسه معرفي كتاب هيچ كاري به غير از به صدا در آوردن تك تك سكه هايي كه در جيبش بود نداشت و متاسفانه در آن روز نتوانست كتاب هاي زيادي را به فروش برساند و علاوه بر اين امتيازي از نظر مهارت هاي مديريتي نيز كسب نكرد.

انرژي منفي و عصبانيت شما در ضربه هاي پا، دست زدن به صورت، و تكان دادن پاها به سمت بالا و پايين نمودار شود. هنگاميكه متوجه شديد در حال انجام دادن يك چنين كاري هستيد، بهتر است خيلي سريع آنرا متوقف كنيد!

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني )

۳

نكاتي در مورد زبان جسماني

زبان جسماني (BODY LANGUAGE) عبارت است از يك سري  اعمال بخـصـوص بـدن كه انسان ناخودآگاه در شرايط و موقعيتهاي گوناگون از قبيل هيجان، استرس، دروغـگويي، ترس، ابراز علاقه و غيره از خود نشان ميدهد.

علوم زبان جسماني در سالهاي اخير پيشرفت زيادي نموده و داراي شاخه هاي متنوع گرديده است. در اين بخش چكيده اي از اين علم را بيان ميداريم تا بوسيله آن بتوانيد بهتر متوجه حقايق افراد مختلف شويد.

چشمها

سطح چشمها: در يك گـروه, مـعمـولا فـردي كـه سطح ديـد چشمانش از سايرين بالاتر است رهبر محسوب ميگردد. هنگامي كه شما ايـستـاده باشيد و ديگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت قرار ميدهد.

مالش چشم: زماني كه فردي چشمش را با انگشت اشاره مالش مي دهـد نـشـانـگر فريب و نيرنگ مي باشد. از آنجايي كه فرد ميـخواهد تماس ديداري را قطع كند بهانه اي بدست مي آورد كه به اين طرف و آن طرف نگاه كند. ايـن حـركت غير ارادي يـك افــشـاگر حسابي است كه فرد دارد دروغ مي گويد.

چشم برگرداندن: اين معمولا يك علامت مسلم از نيرنگ, گناه و دروغگويي است.

چشمان بسته: هرگاه چشمان يك فرد براي لحظه اي طولاني تـر از چـشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نيز برخاسته شود پيـام چنـيـن اسـت: "بـه حرف زدن خود خاتمه بده."

حركت چشم بسمت بالا: اين نشانه غضب و عصبانيت است.

نگاه مختصر به اطراف: اين ژستي خـجـالت گـونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خيره ميشود در حاليكه سرش را پايين انداخته و به سمت مخالف كج ميكند. اشـاره بـر كمرويي بي باكانه دارد.

نگاه ممتد: اين بي ترديد يك نشانه گرايش جنسي است. شخصي كه تماس چشمي برقرار مي كند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه مي كند ميـگويـد: "مايلم با شما بيشتر آشنا شوم"

نگاه خيره شديد: اين نشانه خلق تهاجمي، سلطه جويانه و تهديد آميز است.

نگاه به بالا و پايين: هنگامي كه آقايي نگاهش را به سر تا پاي يك خانم مياندازد به او مي فهماند كه به اندام فيزيكي وي علاقه مند است.

چشمك: چشمك يك علامت غـرض آلود است. نـشانـگر آن اسـت كـه رمز و رازي ميـان فردي كه چشمك ميزند و فردي كه به او چشمك زده مي شود برقرار است.

بالا انداختن همزمان دو ابرو: در ميان يك اتاق شلوغ، مفهوم آن كاملا واضح و روشن است: مايلم با شما ملاقات كنم.

بالا انداختن يك ابرو: زماني كه يك ابرو بالا انداخته ميشود در حالي كه ابرو ديگر پايين باقي ميماند مفهومش اين است: حرف شما را باور نميكنم.

ابروهاي گره خورده: زماني كه هر دو ابرو بسمت همديگر كشيده ميشود باعث پديد آمدن شيار بين آن دو مي شـود كه دلالت بر اضطـراب، درد، تـرس و يـا آمـيـزه اي از ايــن هيجانات دارد.

پوشاندن صورت: زماني كه دست بروي صورت مي آيد مـفـهومش چنين است: شوكه شده ام. اين ژست بين فرد و موقعيت مزاحم و مـتـجاوز فاصله مي اندازد


 بيني

لمس بيني: هنگامي كه دست فردي در زمان مـحاوره با بـيـنـي اش تـماس پـيـدا كند، نشانگر  آن است كه فرد موضوعي را كتمان ميكند. فردي كـه اين حركت را انجام ميدهد معمولا از آن نا آگاه است ظاهر وي ممكن است آرام بنظر برسد اما باطن فرد پريـشان و آشفته است. روانشناسان معتقدند دسـت زدن به بـيـنـي يـك حـركـت غـيـر ارادي بـراي پوشاندن دهان و كتمان دروغ مي باشد. دستها به بـيني انـتقال مي يابند تا حقيقت را پنهان كنند.

فراخ كردن بيني: خشم، غضب و عصبانيت.

حركت بيني بسمت بالا: وقـتي بيني با كج كردن سر به عقب بسمت بالا ميرود پيام روشن است. فرد ميگويد: "من برتر هستم، من بهتر از شما هستم"

گرفتن بيني: چيزي فاسد شده است.

پيچيدن بيني: پيچ خوردگي بيني به يك سو نشانگر نفرت و بـيـزاري و طرد مي بـاشد.

چين و چروك بيني: وقتـي عـضلات اطراف بيني منقبض ميـشوند چيـن و چروك مابين چشمها پديد مي آيد، افشا كننده تنفر و انزجار است - از يك طرد ملايم تا تنفر شديد.


دهان

خنده زوركي: اين نيش خند كنترل شده تا چشمها گسترش نمي يابد.

دهان كجي: گوشه لبها را مانند پوزخند به عقب برده و دندانها را نمايان ميگرداند.

تبسم با دهان گشوده: دندانهاي بالا نمايان شده و بـه شـخـصـي كـه بـا شـما گفتگو ميكند مي فهماند كه مايل هستيد بيشتر با او آشنا شويد.

تبسم با لبان بسته: اين لبخند تنها براي اداي احترام و ادب و نزاكت است.

در هم كشيدن لبها: هرگاه فردي لبهايش را در هم كشيد به مفهوم آن است كه طرف مقابلش را جذاب و دلربا يافته.

 لبهاي سفت و جمع شده: دال برتنش و عدم پذيرش است.

جويدن لبها: وقتي فردي لب پايين خود را جويده و سرش را تكان ميدهد نشانگر خشم فرد است.

تماس با لب 1: هرگاه انگشت اشاره بطور عمودي براي لحظه اي بطرف بالاآيد ميگويد: ساكت باش.

تماس با لب 2: ولي هرگاه انگشت اشاره به لب پايين تماس پيدا كند و دهـان انـدكـي باز شود مفهومش چنين است: "مي خواهم با شما صحبت كنم"

 سر

سر تكان دادن(بالا و پايين): كمك ميكند ديگران آرامش بيابند و نـشانگر توافق است.

سر تكان دادن(چپ و راست): تكان دادن ســر از يك سو بسوي ديگر دال بر مخالفت و بي علاقگي است.

تكيه دادن چانه:  گذاشتن دستها زير چانه مي گويد: "من حوصـله ام سـر رفـتـه". فرد ممكن است بخواهد خود را مشتاق جلوه دهد اما پيام واقعي آن چنين است: "من قادر نيستم روي سخن شما تمركز كنم"

مالش گردن: مالش گردن ترديد را در مورد مـوضـوع گفته شده و يا شنيده شده آشكار مي سازد.اين ژست معمولا توسط انگشت اشاره روي كنار گردن درست زير گوش پديد مي آيد.

نوازش چانه: اين علامت نويد دهنده نـشانگر آن است كه توجه شنونده بادقت كامل و مشتاقانه به تك تك واژه هايي است كه شما مي گوييد. اين حركتي متفكرانه است كه معمولا توسط مردي كه ريش ندارد انجام مي شود.

مالش چانه: اين ژست اندكي متـفاوت بـوده و تـوسط حركت انگشت اشاره بر سراسر پايين چانه انجام ميگيرد و ميتواند نشانگر آن باشد كه شنونده حرف شما را باور ندارد.

خميازه كشيدن: خواب آلودگي تنها علت خميازه نمي باشد بلكه "خميازه اجتماعي" نيز وجود دارد. خميازه اي كه در يك موقعيت استرس زاي خفيف پديد مي آيد. هنگاميكه مردد هستيد چه كاري ميخواهيد انجام دهيد خميازه روشي است براي خريدن زمان.

 

دست ها (از مچ تا سر انگشتان)

دست دادن محكم: فردي كه دستش را دراز كرده و سـپـس دسـتـانـش را بـه طـريقي مي چرخاند كه دستش بالا و كف دستش پايين قرار مي گيـرد، سـعي در توفق و برتري جويي دارد. اين نوع دست دادن اغـلب اوقـات در مـوقـعـيـت هـاي سيـاسي و ديپلماتيك كاربرد دارد.

دست دادن بسيار محكم: نشانگر شور و اشـتياق و سلطـه گـري اسـت. بـي تـرديــد ميتوان فهميد چه كسي اينجا فرمان ميدهد.

دست دادن شل: فردي كه تـنـها انگشتان دستـش را دراز ميكند و يا دستهايش مانند ماهي شل است، مي گويد: مايل نيستم به مـن دسـت بزنيد، من صميميت را دوست ندارم. همچنين آن نشانه ضعف، انقياد و مطيع و تسليم بودن نيز ميباشد.هر گاه آقايي در يك موقعيت كاري از اين دست دادن استفاده ميكند امكان دارد چنين برساند كه قصد دارد مخفيانه اعمال نفوذ در اي سـد كـردن هـر گونه تعدي و مزاحـمت بكار گرفته مي شـود. خصوصا وقتي كه لبهاي درهم و اخم نيز با آن همراه گردد.

دراز كردن دست : زماني كه يك مرد نشسته و دست خود را دراز كرده، او ميـگويد: "من اينجا را تحت كنترل خود دارم". اما اگر يك زن اين كا را انجام دهد، مـردها معمولا اينگونه مي پندارند كه او از حد و حدود خود تجاوز كرده است. هرچنـد زمـانـي كه تنها يك دست را روي صندلي مجاور قرار ميدهد ميگويد: "ميخواهم مانند شما(مردها) باشم"

دست به كمر بودن: دستها دو طرف كمر بطوري كه آرنج بطرف خارج بدن قرار مـيـگيرد فرد ميگويد: از من فاصله بگير. اين يك عمل نا آگاهانه مي باشد كه مـا هـرگاه احساس جامعه ستيزي داشته باشيم و يا در محل پر ازدحامي قرار داريم و تـمايـل نداريم ديگران نزديك به ما شوند اعمال ميكنيم.

شانه بالا انداختن: شانه ها بر آمده گشته و كف دستها بسمت خارج ميچرخنـد. پيام روشن و واضح مي باشد: من شما را نمي شناسم . و يا من نمي تـوانم به شما كمك كنم. دلالت بر احساس درماندگي فردي است كه اين ژست را بخود ميگيرد.

 

پاها

تكان دادن پاها: وقتي فردي طوري نشسته كه يك پا را روي پـاي ديـگر انـداخته و يك پا را در هوا تكان مي دهد پيام اين است: من حوصله ام سـر رفته. حـركات نـشـانـگر گـريز است اگرچه بدن فرد ساكن و بدون حركت مي باشد.

انداختن پاها روي هم در ناحيه زانو: اين حالت متداول بطور يـكسان در مردان و زنان رايج مي باشد. مفهومش اين است كه: من بـسـيار آسـوده خاطر هستم.

قوزك پا روي زانو: اين معمولا عملي مردانه مي باشد. ميگويد:من قاطعانه از حقوقم دفام مي كنـم اما بـا آرامـش هسـتم. اين همان ژست اصيل "پا روي پا اندازي كابويي" است.

انداختن پا روي هم در ناحيه قوزك: اين ژسـت در مـردها بيش از زنها مورد استفاده قرار مي گيرد. مي گويد: "من مودبانه در آرامش هستم."

بهم پيچيدن پاها: اين ژست در خانمها رايج مي باشد. زن پاهايش را بهم مي پيچانـد طوري كه يك پايش را به پشت قوزك پاي ديگرش قلاب ميكند. مردها انجام دادن اين كار را دشوار مي پندارند. بـهم فشردگي اين حالت برداشت " درآغوشگيري" و نوعي تمايل جنسي را در ذهن تداعي مي سازد.

قفل كردن پاها: اين نيز نمونه اي از ژست زنانه ميباشد. او در حالي كه ايستاده يك پا را به پشت پاي ديگر قفل مي كند. اين عمل معمولا به مفهوم آن است كه فرد عصبي و ناراحت مي باشد.

 وضعيت اندامي

نشستن: افرادي كه ولو و تن پرورانه مي نشنيند را مي شناسيد؟ آنها پـاهـايـشـان را باز نموده ودستهايشان به پشت صندلي مجاور مي اندازد و به همه اعلام مي كنند كه در در آنجا حضور دارند و تمام مكان را به اشغال خود در آورده اند.

پاها بروي هم در ناحيه ران: اين يك نمونه از حركات مردانه مي بـاشـد كـه ضـمنـا در زناني كه شلوار به پا ميـكنند ديـده ميشود. اين وضع و برخورد، خيره سري و لجاجت را ميرساند. و مفهومش اين است كه: "مـن عقيده ام را تغيير نخواهم داد پس به خودتان زحمت ندهيد".

در آغوش گرفتن پاها: زنها بيشتر اين عمل را انجام مي دهند. اغـلـب اوقـات بـه روي صندلي و يا نيمكت مي نشينند و خودشان را مثل يك توپ فشرده، جمع و حلقه كرده و پاهايشان را در آغوش مي گيرند. هر چند كه اين رفتار خود-شيفته ايـنطور بنظر مي آيد كه زن خود را بداخل ميكشاند اما او در واقع بدنبال يك ملاقات و رويارويي رمانتيك است.

روي لبه صندلي: هرگاه فردي روي لبه دسته صندلي بنشيند شما مي توانيد اينگونه برداشت كنيد كه فرد گوش به زنگ، مـصـمـم و مشتاق به درمـيـان گـذاشـتـن عـقـايـد و احساسات خود ميباشد. هر چند كه با عقايد شما كاملا در مغايرت باشند.

قلاب كردن زانو ها: هنگامي كه فردي بجلـو خـم شده و زانـوها را قلاب مي كـنـد ايـن علامت هـشـدار دهـنـده اي بـراي شـما مـي بـاشـد كه ســريع تر صحبت كنيد. شنونده درآستانه پريدن از جاي خود ورفتن است.

صاف نشستن: مصمم، مصر و با پشتكار پيام افرادي است كه اينگونه مي نـشـيـنـنـد. رسيدن به ظاهرشان برايشان اهميت دارد و حاظر هستند همه چيز را بـمنظور رسيدن به اهدافشان قرباني كنند.

خم شدن به عقب: آنان به صندلي-كج كن ها نيز مشهور ميباشند. اين افراد ماجراجو و ش فرد در هنگام صحبت كردن اندكي از يكديگر فاصله ميگرند. امـا هرگاه بخواهند با يكديگر زورآزمايي و نزاع كنند خود را در حالت بيني به بيني قرار ميدهند كه تقابل بسيار خطرناكي است.

تعظيم كردن: اين ژست اداي احترام دنياي كهن،ديگر كاربردي جـز در محافل ديپلماتيك و موقعيت هاي رسمي ندارد. هر چند كه در زمانهاي گذشته بـعنوان اداي احـترام و درود فرستاندن متعارف بكار مي رفته است، اما اكنـون در اغـلـب اوقـات تـوسـط هـنرمـندان و مجريان بروي سن مورد استفاده قرار ميگيرد


دروغگو

در زير حركتهايي را ملاحظه مي كنيد كه احتمال دارد نشانگر بي صداقـتـي و فـريـبكاري افراد باشد. حتي كساني كه خيلي خوب آنها را مي شناسيد نيز ميتوانند بشـما دروغ بگويند. اما هوشيار و مراقب باشـيـد تـا زيـاد مـحـو تماشـاي حـركات بـدن نشويـد كـه از موضوع بحث و مكالمه غافل گرديد.

خنده اجباري(زوركي): يـك لـبـخـنـد واقـعـي بـه سـمت بـالا امتداد يافته و سبب چين خوردن چشمها مي گردد در حالي كه لـبـخـند تـصنـعي بـيـشتر شـباهت به دهن كجي دارد كه معمولا نشانه بي صداقتي و دروغگويي است.

لمس كردن صورت: كـشـيدن گـوش و مـاليدن چشم علامت پـنـهان كاري مي بـاشد. ماليدن چشم ها ميگويد: من قادر به نگاه كـردن به شما نيستم  چون ارتـبـاط چـشمها قطع گرديده. همچنين ماليدن بيني نيز دلالت بر دروغگويي ميكند.

ماليدن چانه: حركت انگشت اشاره روي چانه بيانگر دروغ، شك و ترديد ميباشد.

ضربه زدن ريتمي با انگشتان: ايـن عـمـل تـلاش بـدن بـراي تـرك صـحنـه و گـريـخـتــن مي باشد. انگشتان از هم اكنون شـروع بـه فـرار كرده اند. حركات ديگري كه مفهوم گريز ميدهند شامل ضربات پا به زمين و بازي با جواهر آلات ميباشد.

خاراندن گردن: حركت ديـگـري كه دروغگويي را فاش مي سـازد خارانـدن گـردن است. توسط انگشت اشاره درست زير گوش--مانند كشيدن گوش.

كشيدن يقه لباس: هنگامي كه فردي دروغ مي گويد درجـه حرارت بدن اندكي افزايش مي يابد. دست بطور خود كار بالا مي آيد تا با شل كردن يـقه به هوا اجـازه دهـد داخـل لباس گردد.

دستها در جيب: از ديگر حركاتي كه توسط دست انجام گرفته و دروغگو را برملا ميكند، بازي كردن با يـقه لـباس، فرو كردن دست بداخل ژاكت، پيراهن، بلوز و يا بداخل جيبهاي شلوار ميباشد.

دستان مشت شده: مشت كردن دست نيز بيانگر آن اسـت كـه فـرد چـيـزي را پـنـهـان مي كند. در حالي كه يك كف دست باز نشانگر رفتار رك و بي تزوير است.

اشارات با دست: اغلب دروغگويان بهمراه كلام، با دستشان حركات و اشاراتي انجـام مي دهند.  براي مثال بدنشان را مكررا ميخارانند. به گفته روانشناسان، دروغگو معمولا خودش را 5 مرتبه بطورپياپي مي خاراند.

حركات بدن: شانه بالا انداختن وديگر حركات بدن كه در زمان نامنـاسـب رخ مـي دهـد، ميتوانند نشانگر حيله و فريب باشند.

پوشاندن دهان: زماني كه فردي انگشتانش را روي دهانش قرار ميدهد، حركتي است پنهانكارانه و نا خود آگاه كه ميگويد: نبايد چنين حرفي را ميزدم. خود اين حركت از ادامه يافتن حرفي كه نبايد بيان ميگشت جلوگيري بعمل مي آورد.

پاهاي بيقرار: هنگامي كه پا شروع به ضربه كوبيدنهاي كوتاه و تاب خوردن ميـكنـد، بـه احتمال زياد دروغي در ميان مي باشد. همچـنـين مـراقـب تـغيـير رفـتارهاي ناگهاني نيز باشيد.

تغييرصدا: به لحن، آهنگ و زير و بمي صدا گوش فرا دهيد. هنگامي كه دروغي در حال شكل گيري باشد تن صدا بالا خواهـد رفـت. گـوش دهيد و ببينيد آيا لـحـن صـدا متشنج و با مكثها طولاني مدت است. صرف زياد زمان بمنظور پاسخ به پرسشها، فرصتي عطا مي كنـد جـهـت گـردآوري افـكـار بـراي دادن پـاسـخ قـابـل قـبول و پذيرفتني. علاوه بر اين خطاكاري و گناهكاري با حرف زدن خيلي سريع و بيش از حد لزوم نمايان ميگردد.

صورت بي احساس: دروغـگـويـان در پـنـهـان كـردن تـجـليات احساسي صورت مهارت دارند. آنها ممكن است قادر به كنترل تكان خوردنهاي اضافي و ناگهاني خود باشـنـد. اما هرگاه چهره كاملا بدون احساس بود، نـشـانـه مـمـانعت از بيان حقيقت ميباشد. اين در تمام دروغگو ها صدق مي كند - از يك شياد حرفه اي گرفته تا يك همسر فريبكار."چهره خشك وبي روح" براي پنهان كردن و سرپوش نهادن بـسيـاري از خـطاهـا و گـنـاهان بكار گرفته ميشود. البته برخي افراد ذاتا و طبيعتا چهره بي روحي دارند.

تشخيص دروغگو

براي تشخيص ويافتن دروغگو به نشانه هاي ذيل توجه كنيد:

 چشم برهم زدنهاي مفرط
 اشتباهات مكرر بروي كلمات و سخن گفتن لكنت وار
دغل كارانه خنديدن
 شانه بالا انداختن و آه كشيدن
پرسشها را خيلي سنجيده و محتاطانه پاسخ دادن

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني )

۲

18 نكته براي ارتقاء زبان جسماني


 در اين مقاله قصد داريم شما را با راه هاي جديدي آشنا كنيم كه از طريق آن زبان بدن خود را ارتقاء دهيد. ارتقاء زبان بدن تغيير چشمگيري در مهارت هاي اجتماعي، جذابيت و حال و هواي كلي شما ايجاد خواهد كرد.


توصيه خاص و مشخصي درمورد طريقه استفاده از زبان بدن وجود ندارد. احتمالاً شما در برخورد با افراد مختلف و در موقعيت هاي مختلف، از زبان بدن خود به طور متفاوتي استفاده مي كنيد. (مطمئناً زبان بدن شما در برخورد با رئيستان نسبت به برخورد با دوست دخترتان كاملاً متفاوت است) آنچه در اين مقاله مطرح مي شود به شما كمك خواهد كرد كه چطور به طرز كارآمدتر و بهتري از زبان بدن خود استفاده كنيد.

اول اينكه، براي تغيير زبان بدن، بايد از زبان بدن خود آگاه باشيد. از نحوه نشستن، ايستادن، استفاده از دست ها و پاها، و طرز صحبت با ديگران آگاه باشيد.


مي توانيد در جلو آينه تمرين كنيد. ممكن است اينكار به نظرتان كمي مسخره و احمقانه بيايد، اما مطمئن باشيد كه كسي نگاهتان نمي كند. درعوض باعث مي شود قبل از رفتن در جلسات و مجامع عمومي و برخورد با افراد، كمي پيش خودتان تمرين كرده و آماده شويد.


نكته ديگر اين است كه چشمانتان را ببنديد و طريقه نشستن و ايستادنتان را در ذهن خود مجسم كنيد تا اطمينان بيشتري به خود و آرامش پيدا كنيد. آنطور كه دوست داريد خودتان را در ذهنتان مجسم كنيد و بعد سعي كنيد آن را به مرحله عمل درآوريد.


مي توانيد زبان بدن دوستان، مانكن ها، ستاره هاي سينما يا ساير افراد را هم كه فكر مي خوب هستند را نگاه كنيد. ببينيد آنها چه مي كنند كه شما نمي كنيد. تكه هاي رفتاري مختلف را كه دوست داريد از افراد مختلف برداريد و در برخورد با ديگران امتحان كنيد.


ممكن است بعضي از اين نكات به نظر شما مصنوعي بيايد. اما ايرادي ندارد، فقط تا زمانيكه اين حركات و منش ها جزء وجود شما نشده باشد، ممكن است مصنوعي به نظر برسد. و با تمرين بيشتر مي توانيد اين رفتارهاي جديد را ياد بگيريد. و يادتان باشد، رفتار شما مستقيماً بر احساس شما تاثير مي گذارد. اگر كمي بيشتر لبخند بزنيد، احساس شادماني بيشتري خواهيد داشت. اگر صاف و صوف تر بنشينيد، احساس انرژي و اعتماد بيشتري پيدا خواهيد كرد. اگر حركاتتان را كندتر كنيد، احساس آرامش بيشتري مي كنيد، و...


ممكن است در ابتداي كار حركات و رفتارهاي جديدتان كمي اغراق آميز به نظر برسد. اما ايرادي ندارد. مطمئن باشيد كه مردم آنقدرها هم كه شما فكر مي كنيد به حركات و رفتارهاي شما توجه ندارند، آنها درگير مشكلات خودشان هستند. براي رسيدن به تعادل بيشتر كمي بيشتر تمرين كنيد و رفتار و حركات خودتان را خوب كنترل كرده و زير نظر داشته باشيد.


1.  دست ها يا پاهايتان را ضربدري قرار ندهيد – مطمئناً تا به حال شنيده ايد كه اين قرار دادن دستهايتان به صورت ضربدري (همان دست به سينه) باعث مي شود ديگران تصور كنند حالت دفاعي به خود گرفته ايد. حال بايد بدانيد كه قرار دادن پاها نيز در همين وضعيت چنين فكري را ايجاد مي كند. پس سعي كنيد هميشه دست ها و پاهايتان را باز قرار دهيد.

2.  ارتباط چشمي برقرار كنيد، اما به ديگران زُل نزنيد – اگر با افراد مختلفي در حال صحبت هستيد، براي ايجاد ارتباطي بهتر با همه ي آنها به يك ميزان ارتباط چشمي برقرار كنيد و ببينيد به حرفهايتان گوش مي دهند يا نه. اما برقرار كردن ارتباط چشمي بيش از انداره به طرف مقابل احساس خوبي منتقل نمي كند. نداشتن ارتباط چشمي هم باعث مي شود خودتان احساس ناامني كنيد. اگر تابه حال عادت نداشته ايد كه موقع حرف زدن با طرف مقابلتان ارتباط چشمي برقرار كنيد ممكن است در اول كار كمي برايتان دشوار باشد، اما با تمرين بيشتر به آن عادت مي كنيد.

3.  مكان بيشتري را اشغال كنيد –  مثلاً اگر موقع نشستن يا ايستادن پاهايتان را كمي فاصله بدهيد و از هم باز نگاه داريد، نشان مي دهد كه اعتماد به نفس زيادي داريد و از خودتان كاملاً مطمئنيد.

4.  شانه هايتان را رها كنيد – وقتي احساس فشار مي كنيد، اين احساس بيش از همه جا در شانه هاي شما جمع مي شود. ممكن است كمي بالاتر از حد معمول قرار بگيرند. سعي كنيد شانه هايتان را شل و آزاد كنيد. آنها را كمي تكان داده و كمي عقب ببريد.

5.  وقتي طرف مقابلتان صحبت مي كند شما با تكان هاي سر او را تصديق كنيد – انجام هرازگاه اين كار باعث مي شود طرف مقابلتان حس كند كه به حرفهايش گوش مي دهيد. اما اغراق نكنيد.

6.  دولا و خميده ننشينيد، صاف بنشينيد – اما در حالت ريلكس و آرميده نه در فشار.

7.  خم شويد، اما نه خيلي زياد – اگر مي خواهيد به طرف مقابلتان نشان دهيد كه به صحبت هايش علاقه منديد، كمي به سمت آن فرد خم شويد. اگر مي خواهيد به ديگران نشان دهيد كه اعتماد به نفس داريد و از خودتان مطمئن هستيد، كمي به عقب خم شويد. اما در اين خم شدن ها اغراق نكنيد. خم شدن بيش از اندازه به جلو شما را محتاج و نيازمند به طرف مقابل نشان مي دهد و خم شدن بيش از اندازه به عقب باعث مي شود فردي خودخواه و متكبر به نظر برسيد.

8.  لبخند بزنيد و بخنديد – يادتان باشد، خيلي خودتان را جدي نگيريد. راحت بنشينيد و وقتي كسي حرف خنده داري مي زند لبخند بزنيد و بخنديد. اگر فرد مثبتي باشيد، ديگران تمايل بيشتري براي حرف زدن و مراوده با شما خواهند داشت. اما اولين نفري نباشيد كه به لطيفه هاي خودش مي خندد، چون باعث مي شود فردي عصبي و نيازمند توجه به نظر برسيد. وقتي به كسي معرفي مي شويد لبخند بزنيد اما اين لبخند را خيلي ادمه ندهيد چون دورو به نظر خواهيد رسيد.

9.  به صورتتان دست نزنيد – اينكار باعث مي شود عصبي جلوه كنيد و حواس شنونده ها  و مخاطبينتان را نيز منحرف مي كند.

10. سرتان را بالا نگاه داريد – چشمانتان را به زمين ندوزيد، با اينكار خجالتي و نامطمئن به نظر خواهيد رسيد. سرتان را مستقيم و بالا نگاه داريد و چشم هايتان را به افق روبرويتان بيندازيد.

11. كمي حركاتتان را كندتر كنيد – اينكار دلايل مختلفي دارد. اگر آرام تر راه برويد، مطمئن تر و با اعتماد به نفس تر به نظر مي رسيد. اگر كسي شما را خطاب مي كند، به سرعت سرتان را به جهت او برنگردانيد، كمي آرامتر به سمت صدا برگرديد.

12. بي قرار نباشيد – از حركات تيك دار و عصبي مثل تكان دادن پا يا زدن روي ميز با انگشت ها اجتناب كنيد. اين حركات موقع صحبت كردن حواس طرف مقابلتان را پرت مي كند و شما را فردي بي قرار و ناآرام نشان مي دهد. روي حركاتتان تمركز داشته باشيد.

13. از دستهايتان با اطمينان بيشتري استفاده كنيد – به جاي ضرب گرفتن با دستانتان يا دست كشيدن روي صورتتان، سعي كنيد از آنها براي كمك به رساندن مطلبي كه در موردش صحبت مي كنيد استفاده كنيد. از دست ها براي توصيف چيزهاي مختلف يا تاكيد در حرفي كه مي زنيد مي توانيد استفاده كنيد. اما زياد از آنها استفاده نكنيد چون باعث پرت كردن حواس شنونده مي شود. كنترل دست هايتان بايد در دستتان باشد!

14.  گيلاس نوشيدنيتان را كمي پايينتر بگيريد – گيلاس نوشيدنيتان را جلو سينه تان نگيريد. نه تنها گيلاس نوشيدني بلكه هر چيز ديگر را در جلوي سينه نگيريد چون شما را در حالت دفاعي قرار مي دهد. در عوض آن را كمي پايينتر آورده و در اطراف پاهايتان قرار دهيد.

15. ستون فقراتتان تا پشت سرتان ادامه دارد – بعضي از افراد عادت دارد صاف و مستقيم و در حالتي بسيار خوب بنشينند اما گردنشان را رها مي كنند و باعث ميشود سرشان كمي از بدنشان جلوتر بيايد. اين افراد بايد بدانند كه ستون فقراتشان تا ابتداي گردنشان نيست بلكه تا پشت سرشان ادامه دارد. از اينرو براي داشتن حالتي بهتر، خوب است كه تا انتهاي ستون فقرات خود را صاف و مستقيم نگاه داريد.

16. خيلي نزديك نايستيد – همه ي آدم ها اگر مخاطبشان خيلي نزديكشان باشد، زود خسته مي شوند. اجازه بدهيد مخاطبتان حريم شخصي خود را حفظ كند و به آن تجاوز نكنيد.

17. آينه – معمولاً وقتي دو نفر رابطه ي نزديكي با هم داشته باشند و خوب با هم ارتباط برقرار كنند، بعد از مدتي ناخودآگاه زبان بدن همديگر را كپي مي كنند. مثلاً اگر طرف مقابل به جلو خم شود، شما هم به جلو خم مي شويد. اگر دستش را روي پايش بگذارد شما هم همين كار را مي كنيد. اما حواستان باشد كه اين واكنش ها را لافاصله انجام ندهيد و همه ي اين رفتارها را كپي نكنيد.

18.  رفتاري خوب ومناسب داشته باشيد – رفتاري مثبت، آرام، و باز داشته باشيد. احساس و زبان بدن شما تاثيري متقابل بر هم دارند. فكر كنيد تا حركاتي مثبت داشته باشيد!


شما مي توانيد زبان بدن خود را تغيير دهيد، اما اين هم مثل ياد گرفتن هر چيز جديد ديگر زمان مي برد. مخصوصاً چيزهايي مثل بالا نگاه داشتن سر وقتي چندين و چند سال عادت كرده ايد كه سرتان را پايين بيندازيد و كفش هايتان را نگاه كنيد. و اگر بخواهيد چندين حركت را توامان تغيير دهيد، مطمئناً گيج و سردرگم مي شويد.


سعي كنيد چند نمونه از اين حركات را اتخاذ كرده و سه الي چهار هفته آنها را تمرين كنيد. پس از عادت كردن كامل به اين چند حركت، چند رفتار ديگر را برداشته و تمرينات خود را به همين شيوه ادامه دهيد. در آخر خواهيد ديد آنچه كه فكر نمي كرديد بتوانيد ياد بگيريد را طي مدت زمان كمي ياد گرفته ايد .

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن ( زبان جسماني )

۱

روانشناسي ارتباطات زبان بدن


از ديرباز، كف دست باز نشانه ‎‎ي حقيقت، صداقت، بيعت و تسليم بوده است. بسياري از سوگندها با قرار دادن كف دست بر روي قلب صورت مي‎گيرد و زماني كه شخصي در حال اداي شهادت در دادگاه است، كف دست خود را نمايان مي‎كند؛ كتاب مقدس را در دست چپ مي‎گيرد و كف دست راست را براي مشاهده‎ي حضار بالا مي‎برد. در برخوردهاي روزمره، مردم از دو حالت اساسي كف دست استفاده مي‎كنند. در حالت اول، كف دست رو به بالا مي‎باشد كه علامت گدايي براي پول يا غذا است.
در حالت دوم، كف دست رو به پايين قرار مي‎گيرد، انگار چيزي را پايين نگه داشته يا از بالا آمدنش ممانعت مي‎كند. يكي از معتبرترين روش‎ها در تشخيص اين كه شخصي صادق و شريف است يا خير ، مشاهده‎ي حالات كف دست است. همان طور كه يك سگ براي اظهار تسليم و سلطه‎پذيري، گردن خود را جلو مي‎آورد، انسان هم از كف دست‎ ايش براي اظهار همين رفتار يا احساس استفاده مي‎كند. به عنوان مثال، زماني كه شخصي مي‎خواهد كاملاً صادق و رك باشد، يك يا هر دو كف دست خود را در برابر طرف مقابل نمايان مي‎كند و احتمالاً مي‎گويد، «بگذار كاملاً رك باشم» زماني كه شخصي رفتاري صادقانه در پيش مي‎گيرد و يا شروع به گفتن حقيقت مي‎كند كف دست‎هايش يا بخشي از آن‎ها را براي طرف مقابل نمايان مي‎كند. همانند اكثر حركات بدن، اين حركت كاملاً ناآگاهانه انجام مي‎شود، و بدين ترتيب شما را متوجه صداقت شخص ديگر مي‎كند. كودك هنگام دروغ‎گويي يا پنهان كردن يك چيز، كف دست‎هايش را پشت خود قايم مي‎كند. هم چنين، شوهري كه مي‎خواهد به همسر خود دروغ بگويد، دست‎هايش را در جيب خود مي‎ ذارد يا دست به سينه مي‎شود و اين حركت، همسر وي را متوجه كتمان حقيقت مي‎كند.
اغلب به فروشنده‎ها مي‎آموزند، چنان چه مشتري دليلي براي نخريدن محصول آن‎ها ارائه مي‎كند، به كف دست‎هايش نگاه كنند، زيرا دلايل معتبر فقط با كف دست‎هاي نمايان همراه است.
اين سوال شايد به ذهن خواننده برسد كه «اگر كف دست‎هايم به هنگام دروغ‎گويي نمايان باشد، مردم گفته‎ي مرا باور خواهند كرد؟» پاسخ به اين سوال آري و خير است. اگر يك دروغ آشكارا با كف دست‎هاي نمايان همراه كنيد، شايد براي شنوندگان خود رياكار به نظر برسيد، زيرا خيلي ديگر از حركاتي كه بايد به هنگام صداقت نمايان باشند، وجود ندارند و حركات منفي كه هنگام دروغ‎گويي استفاده مي‎شوند، با كف دست‎هاي باز متناقض است... .


سايت دوستان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۱ - هنر سكوت و گوش دادن ، خوب شنيدن و احترام به مخاطب ( ۲۴ )

مهارت گوش دادن چيست و چگونه آن را در خود تقويت كنيم؟

آدمي در قرن حاضر به توانايي‌هاي متعددي نياز دارد كه هر كدام مي‌تواند به نوعي در روند زندگي و كار او تاثيرگذار باشد. از اين ميان، توانايي‌ برقراري ارتباط و ايجاد مناسبات اجتماعي از جمله مهمترين مهارت‌هاست. همه ما در هر پست و منزلت شغلي، مطمئناً با افراد زيادي روبه‌رو هستيم كه شايد نيمي از زمان حضورمان در اجتماع به آنها اختصاص دارد و مهمترين پل ارتباطي ميان ما از طريق «گوش دادن» صورت مي‌گيرد.
در مهارت گوش دادن چنان قدرتي نهفته است كه به واسطه آن مي‌توان از بسياري از موانع گذشت، افراد زيادي را در اختيار داشت و در انزواي ناخواسته روزگار نو درگير نماند. در اين نوشته تلاش شده راهكارهايي در باب گوش دادن موثر بيان شود تا قدرت پنهاني اين مهارت آشكار گردد.
هر نكته به شكلي بيان شده است كه شما مي‌توانيد با توجه به نوع عملكرد خود در حين گوش دادن و شناسايي نقاط ضعفتان در اين زمينه، جمله‌اي را كه توجه به آن منجر به قوت توانايي گوش دادن در شما مي‌شود انتخاب كرده و روي يك برگه نوشته و در مكان مناسبي كه در معرض ديدتان باشد، قرار دهيد. به اين ترتيب با مراقبت از رفتارتان و توجه بر نكته ياد شده مي‌توانيد به سرعت به مهارت گوش دادن در خود قوت بيشتري ببخشيد.
در حالت كاملاً عادي، گوش كردن بيش از هر فعاليت ديگر زمان بيداري فرد را به خود اختصاص مي‌دهد. مطالعه بر روي افراد شاغل در زمينه‌هاي متفاوت، نشان داده است كه ۷۰ درصد لحظه‌هاي بيداري افراد به برقراري ارتباط مي‌گذرد. از اين زمان نوشتن ۹ درصد، مطالعه ۱۶ درصد، صحبت كردن ۳۰ درصد و گوش كردن ۴۵ درصد را به خود اختصاص مي‌دهد. اما با اين وجود، متاسفانه فقط عده معدودي از افراد شنوندگان خوبي به شمار مي‌روند. محققان مدعي‌اند كه حتي در سطوح اطلاعاتي خاص و وقتي كه شنونده براي كسب معلومات گوش مي‌دهد نيز ۷۵ درصد ارتباط كلامي ناديده گرفته مي‌شود، اشتباه درك مي‌شود و يا به سرعت فراموش مي‌شود. توانايي گوش كردن، براي درك معناي عميق آنچه افراد مي‌گويند، از اين هم نادرتر است و شايد بر همين اساس بوده كه نقل مي‌كنند حضرت عيسي(ع) فرمود: اگر چه يك گوش تو كاملاً شنواست، اما گوش ديگرت ناشنواست.»
بيشتر اوقات حرف‌هاي گوينده از يك گوش وارد مي‌شوند و از گوش ديگر خارج مي‌شوند. در جامعه ما يكي از دلايل عمده گوش كردن نامناسب، آن است كه بيشتر ما آموزش مقدماتي بسيار عميقي را براي گوش نكردن دريافت مي‌كنيم.
در دوره پيش‌دبستان، تاكيد والدين به توجه نكردن به آنچه خوب نيست و در سال‌هاي اوليه تحصيل پرداختن و تاكيد صرف بر خواندن، از سويي ديگر آغاز الگوبرداري ما از همان سال‌هاي نخست كودكي از بزرگترهايي كه خود هرگز درست گوش نمي‌دهند همه از جمله عوامل ياد دهنده گوش نكردن هستند. نتايج بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه عدم استفاده صحيح از اين مهارت، موجب ناتواني افراد در حل مشكلات اعم از خانوادگي و يا شغلي مي‌شود. اما اين مهارت نيز همچون ساير مهارت‌ها، كسب كردني و آموختني است، كافي است به برخي نكات و اصول لازم در اين خصوص توجه و عمل كنيم تا از نيروي حاصل از آن در پيشگيري از مسائل و حل مشكلات موجود و نيز برقراري روابطي سازنده بهره‌مند شويم. از جمله اين نكات مي‌توان به موارد زير اشاره كرد. اين نكات ساده در قالب جملاتي بيان شده است كه توجه به آنها در رفتار عملكرد موجب تقويت گوش دادن فعالانه و موثر مي‌شود.
▪ در حين رويارويي با هر مراجعه كننده‌اي اعم از همكاران و يا اعضاء خانواده‌ام تا زماني كه كاملاً متوجه موضوع نشده‌ام، زمان گفت‌وگو را به بعد موكول نمي‌كنم.
▪ در طول صحبت كردن طرف مقابل، مشغول قضاوت و ارزش‌گذاري كلام او در ذهن خودم نيستيم.
▪ بدون پيشداوري و فارغ از شنيده‌هاي قبلي‌ام به سخنان طرف مقابل گوش مي‌كنم. به اين ترتيب ذهن من با نگاهي تازه به تحليل مسئله مورد نظر مي‌پردازد.
▪ بعد از اتمام حرف‌هاي طرف مقابل به خودم فرصت فكر كردن مي‌دهم. من مجبور نيستم بلافاصله تصميم بگيرم و يا چيزي بگويم.
▪ كوتاه و روشن سخن مي‌گويم تا فرصت لازم براي درك كلامم و نيز صحبت كردن از طرف مقابل وجود داشته باشد.
▪ براي ذكر مصاديق در حرفهايم از خاطرات دور و دراز خود كه تعريف آنها زمان زيادي صرف مي‌كند و رشته كلام را نيز از هم مي‌گسلد، پرهيز مي‌كنم.
▪ در حين گفت‌وگو با حركات سر و كلمات مناسب تمايل و علاقمندي خود را به شنيدن نشان مي‌دهم.
▪ در طول گفت‌وگو تلاش مي‌كنم كه اصل كلام و منظور طرف مقابل را درك كنم و به برداشت ذهنم اكتفا نكنم.
▪ مي‌دانم خشم مانع فهم درست معاني خواهد شد، بنابراين در اين زمان تلاش مي‌كنم با سكوت بيشتر و توجه به بيان و احساس گوينده موجب كنترل خشم در خود شوم.
▪ در مواقعي كه احساس مي‌كنم دقيقاً متوجه منظور طرف مقابل خود نشده‌ام، با جملات واضح‌تر و با استفاده از كلمات گوينده سوال مي‌كنم.
▪ تا حد امكان سخن گوينده را قطع نمي‌كنم. اما اگر از نظر زمان در تنگنا باشم، اين مورد را با لحن مناسبي مطرح مي‌كنم و حتماً قرار گفت‌وگوي بعدي را معين مي‌كنم.
▪ در هنگام شنيدن با بدني مايل به جلو و در فاصله‌اي مناسب رودرروي طرف مقابل قرار مي‌گيرم و با وضعيتي گرم و پذيرا، هشياري همراه با آرامش خود را به او انتقال مي‌دهم.
▪ در حين گوش دادن سعي مي‌كنم عوامل محيطي مزاحم را به حداقل برسانم مثلاً تلويزيون و راديو را خاموش كنم، گاهي حتي تلفن را قطع كنم و يا در را ببندم.
▪ در گفت‌وگو با طرف مقابلم سعي مي‌كنم سؤالات كمتري بپرسم تا او وقت بيشتري براي سخن گفتن داشته باشد و هدايت مكالمه به دست او باشد.
▪ در صورت نياز به پرسش، از سؤالات باز استفاده مي‌كنم، يعني سؤالاتي كه به پاسخي بيشتر از يك كلمه احتياج دارند.
▪ همواره به ارزش سكوت در گوش دادن فكر مي‌كنم و مي‌دانم كه نقطه آغاز فرد، سكوت و گام دوم آن گوش دادن است.
▪ در هنگام سكوت به سخنان طرف مقابلم مي‌انديشم و سعي مي‌كنم احساس او را بفهمم.
▪ مي‌دانم كه زماني بايد ساكت بود و زماني بايد سخن گفت و من مراقب هستم تا سكوت نامطلوب ميان ما ايجاد نشود.
▪ تظاهر به فهميدن نمي‌كنم و هر زمان كه به هر علت مثل خيال‌پردازي و فكر كردن به آنچه او قبلا گفته بود، متوجه باقي حرفهاي او نشدم، از او مي‌خواهم كه سخنش را تكرار كند.
▪ مي‌دانم گفتن اين جمله كه «دقيقا مي‌دانم چه احساسي داري» مانع سخن گفتن او مي‌شود. بنابراين تلاش مي‌كنم كه همراه او باشم.
▪ همدلي گوش دادن با قلب و سر است، بنابراين گرمي و صميميت و تن صدا و نحوه بيان من مي‌تواند همدلي مرا نشان دهد.
▪ فراموش نمي‌كنم گوش دادن فعالانه گاهي تنها كاري است كه در كمك به برخي از افراد براي رسيدن به حل مشكلاتشان لازم است.
بنابراين گوش كردن من گاهي بسيار موثرتر از ارائه راه‌حل يا تلاش براي مشكل‌گشايي است.
مراجع
۱ – بولتون، رابرت. روان‌شناسي روابط انساني. ترجمه حميدرضا سهرابي. رشد. ۱۳۸۴
۲ – تي‌وود. جوليا. ارتباطات ميان فردي. ترجمه مهرداد فيروزبخت. مهتاب. ۱۳۸۰
۳ – هارجي. اون و همكاران. مهارت‌هاي اجتماعي در ارتباطات ميان فردي. رشد. ۱۳۷۷
۴ – كول. كريس. كليد طلايي ارتباطات. ترجمه محمدرضا آل‌ياسين. هامون. ۱۳۷۹.


راهكار مديريت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ]