درونتان ناگزير خواهيد يافت.

http://vista.ir/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]
مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو : 21 - هنر سكوت و خوب شنيدن

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۱ - هنر سكوت و گوش دادن ، خوب شنيدن و احترام به مخاطب  ( ۹ )

تاييد با سكوت  
 
 
بارها شنيده ايم كه ميگويند سكوت علامت رضايت است، اما آيا اين سكوت رضايت آميز در همه حال جنبه مثبت دارد؟ تصور كنيد كه فرزندتان در مقابل شما رفتاري بي ادبانه دارد اما شما چيزي نميگوييد. يا اينكه در محل كار، يكي از كارمندانتان اشتباه بزرگي مرتكب شده است اما شما چندان درگير اين نيستيد كه مسئله را به او گوشزد كنيد. اين كار، تاييد با سكوت نام دارد.

بديهي است كه چنين برخوردي با اشتباهات و رفتارهاي ناگوار ديگران نتايجي منفي به دنبال خواهد داشت، اما موضوع وقتي بيش از حد بد ميشود كه شما، در مورد خودتان نيز از چنين شگردي بهره مند شويد.

كدام مسائل و مشكلات در زندگيتان وجود دارند كه معمولا به جاي مقابله آگاهانه، به آنها پشت كرده ايد؟ شايد انرژي شما به خاطر كمبود تحرك و تغذيه نامناسب كم باشد، يا آنكه رابطه شما با همسر و اطرافيانتان آنطور كه ميخواهيد نيست و شايد موقعيت حرفه اي شما رو به زوال ميرود.

اگر در مورد خودتان نيز سكوت كنيد، درواقع به ضمير ناخودآگاه خود ميگوييد كه استانداردهاي فعلي زندگيتان قابل قبول هستند. پس از اينكه سال بعد از سال ميگذرد و شما هنوز درگير مسائل و مشكلاتي تكراري هستيد، تعجب نكنيد.

اگر ميخواهيد كه نتايجي متفاوت به دست آوريد، نبايد خود را در سكوت تاييد كنيد. شما بايد خود را وادار به پذيرش معيارهاي جديد كرده و هر زمان كه اين معيارها مورد بي احترامي قرار گرفته يا نقض شوند، نارضايتي خود را به ضمير آگاه خود ابراز نماييد.

الگوي قديمي سكوت خود را با عدم رضايت و با صداي بلند بشكنيد. اگر متوجه شديد كه درحال پرخوري هستيد، بلند بگوييد: "خرس شكمو! معلوم هست داري چكار ميكني؟" يا اگر اين جملات با شخصيتتان جور در نمي آيد، يك تذكر مودبانه به خودتان بدهيد: " من نبايد انقدر بخورم، بايد به فكر خودم باشم و به جاي خوردن بروم قدم بزنم".

به جاي ساكت ماندن، حرفتان را بزنيد. بگذاريد نارضايتي شما با صداي بلند و واضح شنيده شود. بگذاريد ضمير ناخودآگاهتان متوجه شود كه سكوت راه حل مشكلات نيست و براي كمك به شما بايد راه حل ديگري پيدا كند.

تاييد با سكوت يكي از بهترين دوستان ترس است و روش افراد ترسو براي پنهان كردن حقيقت به شمار ميرود. گاهي مواجهه با حقيقت بسيار دردناك است، اما اشكالي ندارد. هر كسي ميتواند هر از گاهي كمي درد و ناراحتي را تحمل كند و در عوض در تاريكي گم نشود.

تاييد با سكوت تنها مشكلات شما را به جايي خواهد رساند كه برطرف كردنشان غير ممكن شود. شما نميتوانيد مشكلي را كه از تشخيص آن طفره رفته ايد، حل كنيد. خواه اين مشكل يك شخص، خانواده،گروه، محل كار يا تعادل جهاني باشد.

اگر ميخواهيد چنين مسائلي را حل كنيد، قبل از هرچيز بايد آنها را به درون نور و به ضمير خودآگاه خود بياوريد. در اينجاست كه ميتوانيد فكري براي برطرف كردنشان بكنيد و اگر هم اين مشكلات از دسته مسائل حل ناشدني باشند، حداقل ميتوانيد آنها را بپذيريد. پذيرفتن آگاهانه يك مشكل، بسيار برتر از تاييد آن در سكوت است .
 
   stevepavlina.com
از:استيو پاولينا (Steve Pavlina)  
 

سايت فريا  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]
مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو : 21 - هنر سكوت و خوب شنيدن

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۱ - هنر سكوت و گوش دادن ، خوب شنيدن و احترام به مخاطب  ( ۸ )

پارادوكس سكوت  
 

سكوت هديه اي خدايي است كه بسياري از ما شهرنشينان تا حدود زيادي از آن محروميم و اگر هم به ندرت به آن دست پيدا كنيم با كمك راديو و تلويزيون در چشم برهم زدن از دستش مي دهيم.

انسان امروز از سكوت و لذت بردن از آن عاجز شده است و ناتوان در بودن و ماندن در آن!سكوت در ادبيات اجتماعي ما عموما در بار معنايي منفي آن به كار برده شده. نظير آنچه كه زنده ياد اخوان ثالث در شعر زمان به آن اشاره دارد؛ سلام ات را نمي خواهند پاسخ گفت، سرها در گريبان است.پذيرش خاموشي، ناتواني انسان براي تغيير و اصلاح تلقي شده است. در حالي كه سكوت در ادبيات ايران مفهومي پرمعنا دارد. در اين رويكرد سكوت، فضايي امن براي بازنگري در خود، زمينه ساز بازخواني افكار و انديشه ها و وسيله اي مهم براي كنترل و رفتار و كردار آدمي است.

در ادبيات و در شعر شاعران ايراني سكوت، گاه انتخابي، گاه اجباري و گاه از سر رمز آلودگي و سرشار از گفتني ها و علامت ها است. سكوت در ادبيات روانشناسي ريشه در افكار پريشان و ناهنجار دارد و نوعي بيماري به حساب مي آيد.

در اين صورت است كه حرف نزدن، ساكت ماندن و به رفتارهاي عاطفي ديگران پاسخ ندادن از علائم افتادن در دام سكوت است. همچنين سكوت بين انسان ها را مي توان نبود صحبت ناميد. سكوت، نبودن صدا نيست، بلكه بعضي اوقات سكوت اصلا وجود ندارد. زيرا هميشه سر و صدا است. همچنين به اين معنا نيست كه بگوييم سكوت يعني گفتن هيچي. صحبت كردن مانند يك خط شعاع است، اما با ايماء و اشاره.

حركات رفتاري حتي اگر در سكوت صورت گيرد، باز هم مانند يك خط شعاع در سكوت به كارگرفته مي شود.

حرف نزدن، ساكت ماندن، به رفتارهاي شخصي و عاطفي ديگران جواب ندادن، از علائم افتادن در دام سكوت است.

در مواقع بسياري، سكوت كردن مي تواند عكس العملي در مقابل يك وضعيت دشوار باشد. اين سكوت نوعي انتخاب براي نگفتن است كه مي تواند علامتي باشد مبني بر اينكه فرد براي متعادل شدن نياز به كمك ما دارد. با اين حال در مواقعي نيز سكوت به معناي يك رفتار ناهنجار نيست بلكه انتخاب فرد است براي اينكه يك راز خانوادگي يا يك سنت دوستانه را پوشش دهد.

گاه زماني سكوت ما را دربرمي گيرد طوري كه دوست داريم وارد عالم رؤيا و لذت بردن از رؤياها شويم. اين لحظاتي است كه براي خود ساختن، آرامش و تعادل بخشي به روح و روان مان ضروري است.

سكوت به ما اجازه فكر كردن قبل از حرف زدن مي دهد. براي فكر كردن و تمركز بايد سكوت كنيم و در اين مرحله است كه احساس مي كنيم اين سكوت باعث ايجاد و تقويت حال خوب براي ما مي شود.

با اين حال بعضي از اشخاص به راحتي نمي توانند سكوت را تحمل بكنند و دچار استرس و افسردگي مي شوند و از سكوت هراس دارند.

يادمان باشد كه اشخاص با همديگر فرق مي كنند. هركسي عكس العمل خاص خودش را دارد. بعضي از اينكه مورد تمسخر ديگران واقع نشوند و يا اينكه ديگران حرفشان را نمي فهمند، سكوت مي كنند و بعضي ديگر نيز از اين طريق مي خواهند ابراز عقيده كرده. يا حرف خودشان را به كرسي بنشانند.

بايد گفت كه قدرت مبارزه با قانون و قدرت گفتن «من نمي توانم» و يا داشتن مدعاي امروزي هميشه مقدور و ممكن نيست. در هر صورت مشكلات يا دشواري هاي زندگي اجتماعي، شهرنشيني و به دست آوردن يك احساس خاص و حتي ناشناخته، فرد را به مشكلات مي كشاند و منجر به سكوت مي شود.

از زاويه اي ديگر سكوت مي تواند يك انتخاب و اراده شخصي باشد، براي سخن نگفتن. در واقع ما در زندگي اجتماعي و به تجربه ياد مي گيريم كه در مواقعي ساكت بمانيم و حرفي نزنيم و اين نوع سكوت كمتر فراموش مي شود.

پس مي توانيم بگوييم كه سكوت اكتسابي است و مي توانيم ياد بگيريم ساكت بمانيم يا ساكت نمانيم و يا در چه مواقعي سكوت كنيم و چه زمان هايي نه.

از سوي ديگر واقعيت اين است كه اگر بيش از حد و اندازه وارد دنياي سكوت بشويم، باعث تقويت سكوت مي شود و ما به راحتي از اين مهلكه نمي توانيم خارج شويم. اين قسمت را مي توان به معناي منفي سكوت ناميد كه باعث بسته شدن و قرار گرفتن ما در موقعيتي مي شود كه به راحتي نمي توان از آن خارج شد.

از بعدي ديگري مي توان گفت گاهي سكوت يك نوع وسيله گريز است. ما گاهي اوقات مي توانيم سكوت اختيار كنيم. آن هم به خاطر اينكه با مسائل نگران كننده مواجه نشويم.

حال سؤال اين است كه آيا سكوت ابعاد ديگري نيز دارد كه با تاريخ و فرهنگ يك جامعه رابطه داشته باشد؟

در برخي از فرهنگ ها يا اديان، سكوت امري با ارزش تلقي مي شود. مثلا در فرهنگ مردم آسياي شرقي و چين، سكوت مملو از رازهاي سنگين است. سكوت به معناي احترام و يادبود به كار مي رود و اساساً كم سخن گفتن يك ويژگي خوب به شمار مي آيد.

سكوت يك نوع بيماري تعريف نشده است، اما بايد توجه داشت كه مي تواند علامتي براي برخي بيماري هاي خاص باشد. بنابراين سكوت مي تواند نمايانگر درد و رنج و مشكلات رواني باشد. اما نبايد زنداني سكوت شد و در حصار سكوت سلامت رواني و اجتماعي خود را از دست داد.

بعضي اوقات افراد با سكوت كردن خود يك نوع فشار روحي و رواني بر ديگران وارد مي كنند و از وسيله اي به نام سكوت خشم و ناراحتي خود را بروز مي دهند و البته اين بهتر از جيغ كشيدن و فرياد زدن است.

به عبارت ديگر يك سكوت معنادار و دردآلود، سكوتي است كه به سختي يك ديوار باشد. حتي بدتر از يك فرياد.

همچنين سكوت گاهي مي تواند به مانند يك نوع واكنش منفي به مثابه خشم عليه خويش باشد.

عموما سكوت و تنهايي با هم مي آيند و نتيجه آن برقرار نكردن ارتباط و همدلي با ديگران است. در اين حالت حرف زدن و برقراري ارتباط انساني مي تواند اين ديوار سخت را بشكند و راه را براي سخن گفتن و خود را نشان دادن هموار كند.

براي خروج از تنهايي هنگامي كه فرد در اثر برخورد با مشكلات ، ترس، شك و ترديد سكوت اختيار مي كند روش هايي وجود دارند كه مي توانند در از بين بردن سكوت موثر واقع شوند، مانند شوخ طبعي.

البته گوش كردن خودش باعث شكسته شدن سكوت مي شود. ولي بايد بدانيم كه گوش دادن به يك گفت وگوي ساده نمي تواند موثر شود. بلكه بايد شخص مقابل درباره چيزي حرف بزند كه مورد علاقه شديد و يا مسئله ذهن آن فرد باشد. با تمام اينها بايد گفت هر چند سكوت در زندگي لازم است مانند شب كه سكوت در آن لازمه زندگي است اما نبايد در انتخاب و به كار بستن آن زياده روي كرد.

همچنين سكوت مي تواند قابليت انتقالي بالايي داشته باشد. شخص در اين وضعيت مي تواند عكس العمل بدون حرف زدن داشته با شد.

به هر حال حرف نزدن و سكوت كردن سد راه ارتباطات مي شود. شخصي كه در اين موقعيت قرار مي گيرد نمي تواند با ديگران ارتباط برقرار بكند.

از سويي ديگر خجالتي بودن مي تواند با سكوت ارتباط داشته باشد. وقتي شخص جرأت ابراز عقايد خود را ندارد و از نگاه كردن به ديگران و گوش دادن ترس دارد، با نااميدي مي گويد: اين كار از من ساخته نيست و سكوت مي كند.

اكثر اوقات شاهد اشخاصي هستيم كه براي اولين بار در يك جمعي مي نشينند و فقط به ديگران گوش مي دهند. اينها اشخاصي هستند كه دوست دارند حرف بزنند ولي تا زماني كه از آنها دعوت به حرف زدن نشده است، در سكوت خود باقي مي مانند. اين وظيفه ما است كه به آنها جرأت و اجازه حرف زدن را بدهيم.

همچنين در مواقع خاصي مثلا وقتي كسي عاشق مي شود، شديدا در افكار خود غرق شده و سكوت اختيار مي كند. اگر از او بپرسيم چه شده؟ جوابي نمي يابيم، جز سكوت. از رفتار و احساساتش متوجه مي شويم كه عاشق شده است.

در هر صورت مي توان گفت در طول روز ما نيازمند سكوت كردن و دقايقي را با خود بودن هستيم. دقايقي در روز سكوت كردن باعث مي شود كه فقط با خودمان صحبت بكنيم. مخصوصا افرادي كه نياز به سكوت آخر روز دارند. بعضي اوقات خيلي خوب است كه تلويزيون و راديو را خاموش كرده و حتي در تاريكي و در آرامش فكر بكنيم و تصميم بگيريم.

تجربه ثابت كرده است كه در مواردي اينگونه به تصميمات مهمي دست مي يابيم. شما هم امتحان كنيد و از نتيجه آن لذت ببريد!به ويژه اينكه اين سكوت در پايان غوغاي روز مي تواند موجب تخليه عصبانيت ها و فشارهاي عصبي شود.

سكوت روزانه باعث ايجاد ايده هاي جديد مي شود و راه هاي جديدي پيش پاي ما مي گذارد. يادمان باشد بعضي مواقع سكوت باعث پيشگيري از يك سري مسائل دردسرزا مي شود. بعضي مواقع سكوت كردن،سبب مي شود كه بهتر در مورد ايده هايمان تمركز كنيم. مواقع سكوت، مواقع آرامش است كه به ما اجازه تصميم گيري مي دهد تا اينكه بدانيم كجا هستيم و چه مي كنيم. بعضي مواقع واقعا بايد سكوت كنيم تا اينكه هم بتوانيم به خوبي تمركز ذهني داشته باشيم و هم بتوانيم به ديگران گوش فرا دهيم.


   سهيلا خلانلوئي  : همشهري آنلاين 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]
مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو : 21 - هنر سكوت و خوب شنيدن

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۱ - هنر سكوت و گوش دادن ، خوب شنيدن و احترام به مخاطب  ( ۷ )

ستايش سكوت  
 
 
شايد اين جمله، زمزمه هرروز شما هم بوده باشد؛ «اي كاش براي يك لحظه هم كه شده، تمام صداها خاموش مي شدند و سكوت، همه جا را فرا مي گرفت». هر جا كه مي رويم، پيش هر كسي كه مي نشينيم، از كنار هر گذري كه رد مي شويم، چيزي كه تمام فضا را پر كرده است، صداست و صدا؛ در دعوا با داد و بيداد، در دوستي با نجوا، در رفاقت با تعارف، در غربت سؤال و بازخواست، در رابطه ها پچ پچ، در غم و گرفتاري ناله و بيداد و در شادي، هلهله و سرود.

گويي موجي از هيجان و شادي و غم، همه جا و همه كس را فراگرفته است. در اين همه پچ پچ و نجوا، ناله و هلهله و تعارف و بازخواست، مگر مي شود لحظه اي تأمل و تفكر نمود؟ تازه از گفت و گوهاي كلامي كه بگذريم و يك جاي خلوت پيدا كنيم، گفت وگوهاي ذهني رهايمان نمي سازند.

يك وقت هايي دوست داريم دكمه اي وجود داشت و صداي اين همه گفت وگوي ذهني را قطع و سكوت را بر همه جا حاكم مي كرديم.

با اين همه هياهو، رفتارهاي ما هم شده يكي از عكس العمل هاي محيطي كه با شنيدن صداي يك بوق، به سرعت يا پا روي ترمز مي فشاريم يا گاز و بعد از فشاردادن آن، تازه به خودمان مي آييم كه كداميك را بايد انتخاب مي كرديم و آن بوق، حاكي از چه پيامي بوده است يا اينكه با برداشتن گوشي تلفن و شنيدن صداي سلام و احوالپرسي و اولين كلمه گله و درد دل يا داد و بيداد و ناسزا، به سرعت برق عكس العمل نشان داده و خداي نكرده كم نياورده و مي رويم تا آخرش...

شايد هم بعد از قطع تلفن اگر فرصت كنيم يك بار ديگر مكالمه انجام شده را مرور كنيم، احساس پشيماني است كه بايد با خود تا مدت ها همراه كنيم.

پس براي اينكه خود را از اين حلقه معيوب عكس العمل ها نجات دهيم و اينگونه شتاب زده واكنش نشان ندهيم، بهتر است كمي تمرين كنيم تا قبل از هر اقدامي، قدري مكث، يك لحظه سكوت و كمي فكر و تدبير و بعد، حاصل اين فرآيند را تبديل به يك كنش صحيح و سازنده كنيم.

در دنياي پر از هياهوي امروز كه همه چيز با سرعت در حركت و تكاپوست و لحظه اي غفلت، كيلومترها تأخير به همراه دارد، بسيار مي شنويم و شايد بيشتر از هر كسي از خودمان مي شنويم كه دنبال يك لحظه سكوت و يك جاي ساكت هستيم تا بتوانيم براي مدتي هم كه شده، هر چند كوتاه از هياهو دور باشيم و ثانيه اي را با آرامش خلوت كنيم.

پس قبل از نوشتن، لحظه اي سكوت و تأمل جايز است تا با خود خلوت كنم و از خود سؤال نمايم كه قلم را براي چه برداشته ام؟ قصدم از نوشتن چيست؟ چه پيامي و چه نويدي اول براي خودم و دوم براي خواننده دارد؟.. .

چقدر خوب بود تا وقتي كه صبح از خانه خارج مي شويم و خود را براي اتوماتيك وار سلام دادن ها و به غفلت گذشتن از كنار ديگران و به سرعت خود را به كارها رساندن، آماده مي كنيم، يك لحظه سكوت كنيم و هر سلام را با حضور خاطري و چشم در چشم و يك مكث براي انتقال موجي از سرزندگي و شادابي و عشق به همنوعان و شكر ايزد توانا براي شروع يك زندگي تازه هديه دهيم.

چقدر خوب بود تا وقتي كه صبح ها همسر خود را بدرقه كار و زندگي مي كنيم، به جاي دويدن و تندتند طلب كردن وعده و وعيده هاي هميشه به تاخير افتاده امور روزانه زندگي و شايد هم يكسري غرولندهاي شب گذشته، قبل از جدايي، يك لحظه سكوت كنيم و به چشمان هم خيره شويم، همه خواسته ها و تمناها و سفارشات را فراموش كنيم و با نگاه خويش از هم تشكر كنيم كه تا اينجا براي هم بوده ايم و از اينجا مي رويم تا دنياي بهتري را براي هم بسازيم.

چقدر خوب بود راننده اي كه با فشار تمام، پايش را روي پدال گاز مي فشارد تا خودش را به خط سرعت كشاند، قبل از اينكه فشار را به حداكثر برساند و مسير كج كند، يك لحظه سكوت و تأمل مي كرد تا ببيند خودش را به كدام مسير مي كشاند؟ آيا تحمل شرايط مسير را دارد و آيا ماندن در اين مسير، ديگران را به زحمت و واكنش نمي كشاند؟

چقدر خوب بود تا وقتي كه خود را به آب و آتش مي زنيم تا اسم و رسم و پست و مقامي كسب كنيم، به اين بهانه كه امنيت شغلي پيدا شود و جلوي دوست و آشنا احساس غرور كنيم، يك لحظه سكوت اختيار كنيم تا ببينيم آيا صلاحيت اين اسم و رسم را داريم؟ چقدر در اين پست مفيد خواهيم بود؟ چقدر قدرت مديريت بهينه اين كار را داريم و آيا در اين شرايط موجود، مؤثرتر نيستيم؟ و آيا مي ارزد كه براي رسيدن به يك نقطه كاذب و هوس آلود، اين قدر ارزش هاي اخلاقي و مذهبي و اجتماعي را زير پا بگذاريم و پيامد آن را كه به قولي نان حرام در زندگي آوردن و عاقبت كودكان خود را به خطر انداختن است، به جان بخريم؟

چقدر خوب بود تا وقتي كه سراغ ما مي آيند تا بر حسب اعتماد، آشنايي، رفاقت يا مراتب حقوقي در مورد يك انسان يا يك كار مشورت كنند يا نظري را بپرسند، قبل از اينكه حرفي بزنيم سكوت كنيم و از خود بپرسيم كه اين راي و نظر ما چه عواقب و مراتبي در بر خواهد داشت كه اگر خطا گفته باشيم، قدرت اصلاح آن را نخواهيم داشت و شرمنده خود و يك انسان ديگر و سرنوشت آنها خواهيم شد.

چقدر خوب بود تا وقتي كه كارد به استخوان مان رسيده و عصباني هستيم و روبه روي ما افرادي هستند كه مطابق ميل و خواسته ما عمل نكرده اند و حتي فراتر رفته اند يا طبق نظر خودشان عمل كرده اند و يا خلاف داوري هاي ما، قبل از اينكه بخواهيم دهن باز كنيم و فحاشي كنيم يا از روي غيظ، آنچه كه نبايد بگوييم را بگوييم، يك لحظه سكوت كنيم و براي واژه هايي كه قرار است گفته شود، ارزش قائل شويم و حرمت انسان هاي دوروبر خود را حفظ كنيم. فكر خداي نكرده آبروي ريخته و عدم بازگرداندن حرف گفته شده را هم بكنيم.

چقدر خوب بود تا اگر امر خيري پيش آمده است قبل از اينكه به هزاران دليل بخواهيم به اين كار سرعت دهيم و حتي براي توجيه خودمان بلندبلند بگوييم «در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست» اولين اقدام كار خير را سكوت تعريف كنيم تا با تامل، به معرفت تشخيص خير از شر نائل شويم و با گفتن آن جمله و تسريع در كار، تكرار اشتباهات بشريت را منجر نشويم.

چقدر خوب بود اگر عروس خانم، سر سفره عقد قبل از اينكه از پدر و مادر، عمه، خاله، دايي و... اجازه مي گرفت تا بله خود را اعلام كند، از حضار در جمع رخصت مي گرفت تا دقايقي را در سكوت به جوابي كه اعلام مي كند و عواقبي را كه دامن او و همسرش و خانواده طرفين را در برمي گيرد با چشم دل ديده و آگاهانه به تامل گذارد.

چقدر خوب بود تا وقتي كه از روي تمايل دروني و يا اصرار خانواده هاي نزديك و دوست و آشنا و يا در حس رقابت با زن برادر و خواهرشوهر تصميم مي گيريم كه بچه دار شويم، قبل از هر اقدامي ، يك لحظه سكوت كنيم كه آيا فكر فرداي آن كودك يا جوان آينده را كرده ايم؟ آيا تصور اينكه او در آينده چه كاره شود و براي رسيدن به آرزوها و موفقيت هايش چه كارهايي بايد انجام شود و چه كارهايي نه، را كرده ايم و يا آيا خود را براي اينكه پدر و مادر خوب و لايقي براي او باشيم آماده نموده ايم يا نه...؟

چقدر خوب بود تا وقتي كه با دلي پردرد سراغ همسايه و آشنا مي رويم از شوهر و خانواده شوهر به گله و شكايت بنشينيم و اين گونه يك تنه راضي از قاضي برگرديم و درد دل خودمان را خالي كنيم، يك لحظه سكوت مي كرديم و اين وقايع را از ابتدا تاكنون در ذهنمان مرور مي كرديم و جوانمردانه و منصفانه و بيرحمانه به قضاوت رفتار خودمان مي نشستيم تا بلكه نور اميدي پيدا كنيم كه بتوانيم رفتار و گفتار و احساسمان را نسبت به آنها براي بهتركردن زندگي مان تغيير دهيم و بيخودي سفره دل را پيش هر كسي باز نكنيم كه فردا نتوانيم در چشم او هم نگاه كنيم يا مورد سرزنش آنها قرار گيريم.

چقدر خوب بود وقتي كه گوشي تلفن را بن عبارت احتمالاً سكوت اختيار كردن در مواقعي است كه سخن گفتن ضرورت ندارد وگرنه در مواردي كه وظيفه ي شرعي و ديني و اخلاقي انسان اقتضاء مي كند لازم است انسان سخن بگويد و به دفاع از دين بپردازد و نمونه ي اين موضوع را ما بسيار در سنت و سيره و رفتار معصومين(عليهم السلام) مشاهده مي نماييم

سكوت ، از ويژگي هاي ايمان!

در فرازي از اين خطبه حضرت يكي از ويژگي هاي مؤمن را چنين بيان مي دارند: آيا مي داني مؤمن كيست؟ ... او سكوت اختيار مي كند تا از لغزشها در امان بماند.

براساس فرموده اميرالمؤمنين(عليه السلام) سكوت كردن يكي از ويژگي هاي مؤمن است كه مي كوشد در مواقع خطر و عصبانيت و هر كجا كه ضرورت سخن گفتن نباشد، سكوت كند. سكوت در اين عبارت احتمالاً سكوت اختيار كردن در مواقعي است كه سخن گفتن ضرورت ندارد وگرنه در مواردي كه وظيفه ي شرعي و ديني و اخلاقي انسان اقتضاء مي كند لازم است انسان سخن بگويد و به دفاع از دين بپردازد و نمونه ي اين موضوع را ما بسيار در سنت و سيره و رفتار معصومين(عليهم السلام) مشاهده مي نماييم. امّا در رفتارهاي عادّي روزمره و در برخورد با ساير مردم، ويژگي اهل ايمان آن است كه تا ضرورت سخن نباشد لب باز نمي كنند و با سكوت خويش، خود را از خطاها سالم و محفوظ نگه مي دارند.

 سكوت، نور است!

از ديگر فوايدي كه سكوت كردن از آن برخوردار است آن است كه براساس فرموده امام جواد(عليه السلام) نور است! در حديثي شريف از امام جواد(عليه السلام) نقل شده است كه حضرت فرمودند: دين عزّت است و علم گنج و سكوت نور. براساس فرموده امام(عليه السلام) سكوت نور است و با سكوت كردن لحظات و اوقات و ايّام ما نوراني خواهد شد. نكته ي جالب توجه آن است كه حضرت نفرمودند سكوت همچون نور است. و اين موضوع را از باب تشبيه و تمثيل نفرمودند بلكه خود سكوت را از جنس نور دانسته اند. توجه به اين نكته ي ظريف معلوم مي كند كه سكوت كردن نوري الهي است كه بواسطه آن انسان نوراني مي شود و در هاله اي از نور الهي محفوظ مي گردد. اكنون سرّ سخن اميرالمؤمنين(عليه السلام) نيز آشكار مي گردد كه چگونه سكوت انسان را از خطا حفظ مي كند! در واقع انسان مؤمن با سكوت كردن در مواقع غيرضروري سخن گفتن، خود را در هاله اي از نور الهي قرار مي دهد. اين نور، نوري معنوي و روحاني است و گرچه با چشم سر ديده نمي شود امّا در واقع وجود دارد و همان سبب مصونيت انسان از خطا مي شود. انسان محفوظ شده در نور الهي مي بيند و كار انجام مي دهد از خطا و لغزش در امان مي ماند.

همان طور كه امام جواد(عليه السلام) فرمودند، قرار گرفتن انسان در هاله ي نور الهي بواسطه سكوت همچنين سبب مي شود كه درهاي حكمت الهي به روي انسان باز گردد. در واقع نور الهي سكوت علاوه بر حفظ انسان از خطا و لغزش، او را به سوي كشف اسرار و حكمت هاي الهي نيز رهنمون مي سازد و راه را براي او روشن مي كند

سكوت ، و درهاي حكمت!

براساس آنچه به نقل از روايات شريفه ذكر كرديم سكوت فايده مهم بازدارندگي از خطا را بدنبال دارد. در روايت شريف ديگري از امام رضا(عليه السلام) حضرت به يكي ديگر از فوايد سكوت اشاره فرموده اند كه اثري فراتر از بازدارندگي از خطا و لغزش دارد! به فرموده حضرت(عليه السلام) با سكوت كردن درهاي حكمت به روي انسان باز مي شود! در واقع انساني كه بدون جهت و بي فايده سخن نمي گويد بيشتر فرصت تفكر و درون نگري را پيدا مي كند. در اثر همين تفكر و تدبّر دروني درهاي حكمت و علم به روي انسان باز مي شود. شايد بتواند گفت همان طور كه امام جواد(عليه السلام) فرمودند، قرار گرفتن انسان در هاله ي نور الهي بواسطه سكوت همچنين سبب مي شود كه درهاي حكمت الهي به روي انسان باز گردد. در واقع نور الهي سكوت علاوه بر حفظ انسان از خطا و لغزش، او را به سوي كشف اسرار و حكمت هاي الهي نيز رهنمون مي سازد و راه را براي او روشن مي كند.

 پايان سخن...

با همه آثار و فوايدي كه براي سكوت شمرده شده است كه حتي يكي از آنها براي سخن گفتن ذكر نشده است! واقعاً چرا تصميم نمي گيريم حداقل ساعاتي از روز را سكوت كنيم و به خويشتن خويش بپردازيم؟!! فرو خوردن خشم و غضب و سكوت در مواقع عصبانيت كه ديگر هيچ! بياييد از امروز ساعاتي نه يك لحظه و براي خود نه براي مردگان و از دست رفتگان سكوت كنيم!

فهرست منابع و مآخذ

1- نهج البلاغه – شرح علامه ي جعفري(ره)

2- بحارالانوار – علامه ي مجلسي(ره)

3- بحارالانوار – علامه ي مجلسي(ره)


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]
مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو : 21 - هنر سكوت و خوب شنيدن

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۱ - هنر سكوت و گوش دادن ، خوب شنيدن و احترام به مخاطب  ( ۵ )

سكوت ؛ بستري براي خودسازي


در مقاله حاضر نويسنده ضمن بيان اهميت و فضيلت سكوت و تشريح كاركردهاي زبان و خاموشي در راه رسيدن به كمال، فوايد و آثار خاموشي را از ديدگاه قرآن و روايات و نيز عرفا بررسي كرده است كه با هم آنرا از نظر مي گذرانيم.
شكل گيري شخصيت انساني در اجتماع

آموزه هاي قرآني در راستاي تكامل فردي و جمعي است. از اين رو براي هر يك از قوا و توانايي هاي بشري آموزه ها و دستورهائي بيان شده است تا آن را در مسير تكاملي قرار دهد؛ زيرا قرآن كتاب هدايت، راهنماي بشر به سوي تكامل و بازگشت به سوي كمال مطلق و تقرب به خداوند يكتا و يگانه است. (بقره آيه 31) و لذا به همه بخش هاي زندگي توجه داشته و چيزي را فروگذار نكرده است.
يكي از مهم ترين بخش ها و حوزه هاي زندگي بشر مسئله ارتباطات اجتماعي است. ارتباطات اجتماعي به جهت ويژگي هاي خاص و تاثيرگذار در تكامل فردي و اجتماعي بشر آن چنان مورد اهتمام و تاكيد قرار گرفته برخي از دانشمندان و عالمان آموزه هاي قرآني را آموزه هاي اجتماعي مي دانند و جنبه هاي فردي آن را بسيار كم اهميت مي شمارند. در حقيقت بر اين باورند كه از آن جايي كه قرآن كتاب راهنماي زندگي است نمي توان به مهم ترين جنبه زندگي بشر كه جنبه هاي اجتماعي است بي توجه باشد. از اين رو جنبه هاي فردي آن نيز كه به شكلي همان فضايل اخلاقي را تشكيل مي دهد گرايش به مسايل اجتماعي و تاثير آن در روند شخصيت اجتماعي شخص دارد.
شخصيت انساني چيزي جز شخصيت اجتماعي وي نيست و شخص در حقيقت با توجه به ديگري خود را مي يابد و ماهيت خود را از ديگري باز مي شناسد.
شخصيت هر شخص، چيزي جز توانمندي هاي ارتباطي وي با ديگري از سويي و نمايش تفاوت ها و تمايزهاي خود از ديگري از سوي ديگر نيست. از اين رو شخصيت تنها در محيط اجتماعي شكل مي گيرد و شخص بي ديگري نمي تواند سخن از شخصيت داشته باشد.
شخصيت هر كس به معناي تمايزهايي است كه در اجتماع به دست مي آورد و انسان داراي شخصيت، كسي است كه بتواند در اجتماع خود را بيابد و سالم و متعادل نشان دهد.
با نگاهي به آيات نخست آفرينش حضرت آدم(ع) كه در سوره بقره و سوره هاي ديگر بيان شده است مي توان به اين نكته به صورت قطع و يقين اشاره كرد كه انسان دست كم نيازمند جفت و همسري است كه بي او نمي تواند به بسياري از اهداف كمال كه نخستين آن آرامش است، دست يابد. از اين روست كه شخص با اجتماع آميخته و شخصيت امري مرتبط با اجتماع است.
نقش كليدي زبان در زندگي و كمال يابي

اجتماع حتي اگر از جفت و همسر آن تشكيل شود نيازمند ابزارهاي ارتباطي است. به اين معنا كه هر يك از دو طرف نيازمند آن هستند تا نيازها و خواسته ها و دل واپسي هاي خويش را نشان دهند. از اين رو «بيان» به عنوان نعمت بزرگ، مطرح شده است. بيان به معناي طريق نشان دادن خواسته هاي نفساني و روحي و رواني و نيازهاي مادي و جسمي است. و لذا مي تواند به شكل اشارات و تغييرات در چهره و رمز و كنايات و مانند آن ابراز شود ولي بهترين و آسان ترين و كامل ترين شكل بيان همان بيان شفاهي از راه زبان است كه قرآن از آن به نعمت خاص بشر اشاره مي كند و از انسان ها مي خواهد كه سپاسگزار اين نعمت باشند.
بنابراين نقش زبان در زندگي بشر نقش كليدي و حساس است. با اين همه آيا مي توان از اين نعمت بزرگ كه خداوند از آن در آيات چندي تمجيد و تجليل نموده به عنوان امري بد و نادرست ياد كرد و خواهان توجه به ضد آن يعني سكوت و خاموشي و عدم استفاده از زبان و نعمت بزرگي چون آن شد؟
اين نوشتار پاسخي به اين پرسش براساس آيات و روايات است كه از سوي خدا و رسول (ص) و امامان معصوم(ع) به عنوان راهنمايان بشر مطرح شده است.
زبان در شخصيت سازي و كمال يابي انسان، نقش مهم و اساسي دارد. بسياري از مفاهيم علمي و نظري از راه زبان منتقل مي شود و احساسات و عواطف با بيان شفاهي، در جان ديگري نفوذ مي كند و خود را نشان مي دهد. در هر حوزه اي از زندگي اگر توجه شود مي توان نقش و كاركردهاي زبان را يافت. كنش هاي ارتباطي در جامعه دو نفره تا ميليوني از راه زبان به آساني امكان پذير و شدني است. زبان براي احياي عدالت و خن گفتن تفكر مي كند و سخن ذاتي و دروني است كه به او كمك مي كند تا تفكر و تدبر كند و راه و چاه را بشناسد و علم دروني بيابد. ولي اين سخن درون است كه مي بايست كنترل و مديريت شود و بيراهه نرود. اين مرحله نخست است و آن گاه نيز مي بايست بهترين سخنان درون را بر زبان جاري ساخت. انسان بايد از بسياري تفكر و سخن گفتن دروني، تنها سخناني را بر زبان جاري مي كند كه براي خود و ديگري مفيد و سازنده باشد.
درعرفان هاي غير اسلامي، راهكاري براي تعالي به دست مي دهند و آن اين كه مديريت سخن ذاتي و دروني را به دست گيرد. البته اين امر، بسيار دشوار و گاه ناشدني است؛ زيرا اصولا تفكر و انديشه بدان انجام مي شود ولي مساله اي كه هست اصل اين مطلب است كه سخن گفتن تا چه اندازه مي تواند دركمال و يا سقوط انسان موثر باشد از اين رو در عرفان هاي غير اسلامي سخن از سكوت دروني است و اين كه ذهن به گونه اي تربيت شود تا حتي سخنگوي دروني ساكت وخاموش شود.
روش اسلام براي ترتيب قوه ناطقه

در اسلام روش ديگري براي مديريت سخنگوي دروني بيان شده و آن اين كه اذكار خاص را در درون بخواند و آن را تكرار كند تا سخن گوي دروني در هنگامي كه درحال تفكر نيست به بيراهه نرود. اين كه در اسلام و قرآن به ذكر و يادكرد، بسيار خدا توجه داده شده براي هنگامي است كه شخص در گوشه اي نشسته و سخنگوي درون، مديريت او را در دست گرفته و او را به هر سوي و سخني مي برد. دراين جاست كه با ذكر و دعا او را به مسير خاص هدايت مي كنند. اما بهترين كار آن است كه از اين سخنگوي دروني براي تفكر و انديشه در هستي و كمال استفاده شود. براين اساس تفكر يك ساعت، از عبادت هفتاد سال برتر دانسته شده است. اين بدان معنا نيست كه شخص درگوشه اي بنشيند و ذكري را بگويد بلكه بايد همانند متفكران و فلاسفه و دانشمندان درموضوعي تفكر كند و سخن گوي درون را در مسير كمالي و براي آن استفاده كند.
مسئله تفكر و تدبر، از اصول اساسي در راه و روش قرآني براي رسيدن به كمالات است. تفكر در انسان تدبر دركائنات، اصلي است كه قرآن بارها و بارها بر آن تاكيد داشته است. انسان سالك كسي است كه در آفاق ( بيرون) و انفس (درون) خود تفكر مي كند.
اما در زماني كه انسان بي كار است ومشغول تفكر نيست مي بايست خود را به ذكر مشغول دارد تا سخن گوي دروني بيراهه نرود. اين گونه سكوت و خاموشي است كه كمالي است نه هرگونه خاموشي ديگر؛ زيرا گوشه اي نشستن و درخود فرو رفتن و زمام امور را به سخنگويي سپردن كه وي را به هر بيراهه اي مي برد عين گناه است. بنابر اين انسان بهتر است تا زماني كه خاموشي را برگزيده، به تفكر بپردازد در غير اين صورت به سخنگوي درون خويش ذكري را بياموزد تا بيراهه نرود.
اگر امر داير شد كه سخن گويد و يا سخنگوي درون او وي را به هر كلامي مشغول دارد بهتر آن است كه با ذكر و اوراد زباني، خود را مشغول دارد بهترين كسان آنانند كه هنگامي كه سخن مي گويند و كلامي را بر زبان جاري مي كنند براي خود و ديگران سودمند باشد و دوم كساني هستند كه خاموشي گزيده و با سخنگوي دروني به مذاكره علمي مشغول شده اند و يا نهايت اگر تفكر و انديشه اي علمي ندارند سخنگوي دروني خويش را به ذكري مشغول مي دارند.
زبان، بيانگر شخصيت انسان

زبان بيانگر اسرار درون است؛ زيرا سخنگوي ذاتي و دروني براساس شخصيت است كه عمل مي كند و نمايانگر و نمايشگر شخصيت و شاكله وجودي هر فردي است؛ اين سخنگو است كه هر گاه به شكل بيان زبان و شفاهي خود را نشان مي دهد مي نماياند كه چه كسي است و از چه شخصيتي برخوردار مي باشد. از اين رو گفته اند كه زبان بيانگر اسرار مگوي شخص و نمايشگر شخصيت اوست. امام (ع) مي فرمايد:«تكلموا، تعرفوا فان المرء مخبوء تحت لسانه؛ سخن بگوييد تا شناخته شويد چرا كه انسان درزير زبان خود پنهان است.
شاعر پارسي گو شيرين سخن در اين باره چنين مي سرايد:
آدمي مخفي است در زير زبان
اين زبان پرده است بر درگاه جان
چونك بادي پرده را در هم كشيد
سر صحن خانه شد بر ما پديد
كاندر آن خانه گهر يا گندم است
گنج زر يا جمله مار و كژدم است
يا در او گنج است و ماري بر كران
زانك نبود گنج زر بي پاسبان
بي تامل او سخن گفتي چنان
كز پس پانصد تامل ديگران
و به قول شاعر ايراني:
تا مرد سخن نگفته باشد
عيب و هنرش نهفته باشد
زبان از ديدگاه علي(ع)

امير مؤمنان (ع) فرمود: «لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه.» (نهج البلاغه صبحي صالح، صفحه 476، شماره 40) زبان عاقل در پشت قلب او جاي دارد و قلب احمق پشت زبان اوست.
مرحوم سيد رضي هنگامي كه اين جمله را در نهج البلاغه نقل مي كند مي گويد: اين جمله از كلمات شگفت انگيز و پرارزش مولا اميرالمؤمنين(ع) است و مقصود اين است كه انسان عاقل زبان خود را پيش از مشورت كردن و انديشيدن به سخن نمي گشايد، ولي احمق قبل از اينكه فكر و انديشه كند سخن مي گويد.
بنابراين، گويي زبان عاقل دنباله رو قلب اوست ولي قلب احمق از زبانش تبعيت مي كند. همين مضمون در عبارت ديگري از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: «قلب الاحمق في فمه و لسان العاقل في قلبه.» (همان، صفحه 476، شماره 41) قلب احمق در دهان او و زبان عاقل در قلب اوست.
و در جاي ديگر آمده است: زبان مؤمن در پس قلب او و قلب و عقل منافق پشت زبان اوست. يعني مؤمن هرگاه بخواهد سخني بگويد نخست مي انديشد، اگر نيك بود مي گويد و اگر ناپسند بود از گفتن آن خودداري مي كند اما شخص دورو و منافق آنچه بر زبانش جاري مي شود مي گويد و نمي داند كدام سخن به سود او و كدام سخن به زيانش تمام مي شود. (سپس فرمود:) رسول خدا(ص) فرموده است: «ايمان هيچ بنده اي درست نمي شود مگر اينكه قلبش درست شود و قلبش درست نمي شود تا آنكه زبان او راست و مستقيم شود» (نهج البلاغه فيض الاسلام، خطبه 175)
براين اساس انسان بايد هنگام سخن گفتن تأمل كند و بيهوده سخن نگويد كه اگر در گفتار، زمام اختيار را از كف داد عواقب سوء و زيانباري به دنبال خواهد داشت.
انسان تا سخن نگفته سخن دراختيار اوست، اما وقتي از دهان او خارج شد انسان در اختيار آن قرار مي گيرد. اين حقيقت را حضرت علي(ع) اين گونه بيان مي فرمايد: سخن، مادام كه آن را نگفته اي در اختيار تو است اما همين كه از دهانت خارج شد تو دراختيار آن هستي. بنابراين زبانت را همچون طلا و نقره ات نگه دار، زيرا بسيار شده كه يك كلمه، نعمت بزرگي را از انسان سلب كرده و يا بلا و دردسري برايش فراهم ساخته است. (نهج البلاغه صبحي صالح، حكمت .381)
بسيارند كساني كه از سخن گفتن نادم و پشيمان اند اما به خاطر سكوت هيچگاه اظهار ندامت نمي كنند. لقمان به فرزندش فرمود: «يا بني قد ندمت علي الكلام ولم اندم علي السكوت.» (المحاسن و المساوي بيهقي، ج.1 صفحه 166) فرزند عزيزم! چه بسا كه من در اثر گفتار پشيمان شده ام اما به خاطر سكوت افسوس نخورده ام.
بهترين كاركرد زبان

بهترين نمونه براي بيان نقش زبان نقش آن در مسئله امر به معروف و نهي از منكر است.
پيامبر اكرم(ص) فرمود: خداي عزو جل دشمن دارد بنده ضعيفي را كه دين ندارد. سؤال شد: مؤمن ضعيفي كه دين ندارد كيست؟ فرمود: آن كس كه نهي از منكر نمي كند. (وسائل الشيعه، ج.11 صفحه .391).
اگر قرار بود كه انسان هميشه سكوت كند و از منكر و زشتي جلوگيري نكند، امام باقر(ع) نمي فرمود: «ويل لقوم لايدينون الله بالامر بالمعروف و النهي عن المنكر.» (همان، صفحه .393) بدا به حال مردمي كه امر به معروف و نهي از منكر را وظيفه خود نمي دانند؛ زيرا بي ترديد اگر امر به معروف و نهي از منكر اجرا نشود هيچ يك از واجبات به پا داشته نخواهد شد.
امام باقر(ع) فرمود: «ان الامر بالمعروف و النهي عن المنكر فريضه عظيمه بها تقام الفرائض.» (همان، صفحه .395) به پا داشتن ديگر فرايض و واجبات بستگي به امر به معروف و نهي از منكر دارد.
و امير مؤمنان(ع) درباره امر به معروف و مبارزه با منكرات مي فرمايد: «... و افضل من ذلك كله كلمه عدل عند امام جائر.» (نهج البلاغه صبحي صالح، حكمت 473).
از همه اين ها مهمتر سخني است كه براي دفاع از عدالت در برابر پيشواي ستمگري گفته مي شود.
خلاصه اگر در روايات، سخن از فضيلت سكوت و خاموشي به ميان مي آيد مقصود سخناني است كه بي جا و بي مورد از زبان انسان خارج شده و يا غيبت و تهمت و دروغ و افترا باشد. دراين موارد است كه بايد انسان خود را كنترل كند و لب فرو بندد: «الصمت اليق بالفتي من منطق في غير حينه.» (الذريعه الي مكارم الشريعه، صفحه 69.) سكوت از سخن گفتن بي مورد سزاوارتر است.
چند حديث درباره اهميت سكوت

در برخي از روايات آمده كه سكوت و خاموشي از سخن گفتن بهتر است: 1- رسول خدا(ص) فرمود: «نجاه المؤمن في حفظ لسانه.» (اصول كافي، ج2. صفحه 411، باب الصمت و حفظ اللسان، حديث 9) نجات مؤمن در حفظ زبان اوست.
2- امام صادق(ع) فرمود: «قال لقمان لابنه يا بني! ان كنت زعمت ان الكلام من فضه فان السكوت من ذهب.» (كافي، ج2 صفحه411؛ الحقائق في محاسن الاخلاق، صفحه 66) لقمان به فرزندش گفت: فرزند عزيزم! اگر گمان مي كني سخن گفتن، نقره است به درستي كه سكوت، طلا است.
3- رسول خدا(ص) فرمود: «من سره ان يسلم فليلزم الصمت.» (محجه البيضاء، ج 5. صفحه 391) كسي كه مي خواهد سالم بماند بايد سكوت كند.
4- شخصي خدمت رسول خدا رسيد و گفت: «اخبرني عن الاسلام بامر لااسئل عنه احدا بعدك، قال: قل امنت بالله ثم استقم؟ قلت فما اتقي؟ فاوما بيده الي لسانه.» (همان، صفحه 291)
درباره اسلام (و دستورهاي آن) مطالبي بفرماييد كه بدان عمل كنم و نيازي نباشد كه از ديگران در اين باره بپرسم. پيامبراكرم فرمود: بگو به خدا ايمان آوردم و در اين راه استوار باش. ديگر بار پرسيدم از چه چيز خود را حفظ كنم؟ پيامبر به زبان خود اشاره كرد، يعني از زبانت بترس و آن را كنترل كن.
فوايد وآ ثار سكوت

امام صادق(ع) درباره فوايد خاموشي فرمود: خاموشي طريقه اهل تحقيق و شعار كساني است كه با ديده بصيرت در حقايق ثابت و استوار جهان مي نگرند؛ كساني كه در حقايق ماسبق و زمانهاي گذشته غور و بررسي كرده و حقايقي را بيان مي كنند كه قلم ها ننوشته و در كتاب ها نيامده است. آن گاه فوايد وآ ثار سكوت را برشمرده و مي فرمايد:
1- سكوت كليد هرگونه راحتي و آسايش دنيا و آخرت است.
2- موجب رضا و خشنودي خدا است.
3- باعث سبك شدن حساب انسان در روز قيامت است.
4- وسيله محفوظ ماندن از خطاها و لغزش ها است.
5- براي جاهل پرده و ساتر، و براي عالم زينت است.
6- وسيله اي است براي قطع شدن هوي و هوس هاي نفساني.
7- وسيله رياضت نفس است.
8- وسيله درك حلاوت و لذت عبادت و مناجات با پروردگار است.
9- قساوت و سختي دل را از بين مي برد.
01- وسيله اي است براي كسب حيا و پرهيزكاري.
11- سبب زياد شدن تدبر و تعقل و مروت و مردانگي است.
21- موجب فهم و كياست و عقل انسان مي شود.
سپس امام صادق(ع) فرمود: اكنون كه به فايده هاي سكوت آگاه شدي، پس دهان فروبند و تا مجبور نشدي لب به سخن مگشاي، به ويژه اگر كسي را پيدا نكني كه براي خدا و در راه خدا با او گفتگو كني.
آنگاه فرمود: وسيله هلاكت و نجات مردم، سخن گفتن و سكوت است. پس خوشا به حال كسي كه توفيق شناخت سخن خوب و بد را پيدا كند و به فوايد وآ ثار پسنديده كم گويي و سكوت آگاه گردد،زيرا سكوت از اخلاق انبياي الهي و شعار بندگان برگزيده خداوند است و اگر كسي ارزش و قدر كلام را بداند بيجا سخن نمي گويد و سكوت را شعار خود قرار مي دهد و كسي كه بر لطايف سكوت آگاهي و اشراف داشته باشد و صمت و خاموشي را امين خزاين و اسرار دل خويش قرار دهد چنين شخصي گفتار و خاموشي اش هر دو عبادت مي شود و كسي جز خدا به حقيقت اين عبادت آگاهي ندارد.(مصباح الشريعه، باب72)
اين ها نمونه هاي اندكي از نقش سكوت و خاموشي در تكامل و خودسازي انسان است كه در روايات آمده است. نقش مهم سكوت و خاموشي به معناي پيش گفته است كه انسان را كامل مي سازد.
از اين رو سيره عملي بزرگان را بايد در خموشي، تفكر و ذكر به معناي پيش گفته دانست. اين گونه است كه در كنجي به خموشي، تفكر و ذكر مي نشينند و با سخنگوي دروني خويش به انديشه و ذكر مشغول مي شوند و بدين ترتيب ساعتي تفكر به هفتادسال عبادت و پرستش مي ارزد.

نويسنده:سيدرضا شريفي


منبع:كيهان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]
مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو : 21 - هنر سكوت و خوب شنيدن

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۱ - هنر سكوت و گوش دادن ، خوب شنيدن و احترام به مخاطب ( ۴ )

سكوت و جنبه مثبت و منفي زبان


نعمت زبان و بيان از ويژگي خاصي برخوردار است، لكن از اين نكته نيز نبايد غفلت كرد كه زبان داراي دو بُعد مثبت و منفي است و نمي توان گفت چون زبان نعمت عظماي الهي است پس بايد هر چه بيشتر آن را به كار انداخت و بدون حساب هر سخني را بر زبان جاري ساخت بلكه بايد در موارد ضروري و مفيد از آن بهره برداري كرد.
سخن، بهترين عبادت و زشت ترين معصيت
حضرت علي ـ عليه السّلام ـ فرمود:
...و در ميان عبادات و طاعاتي كه از اعضاء و جوارح انسان سر مي زند عبادتي كم زحمت تر و كم مؤنه تر و در عين حال گرانبهاتر نزد خدا از سخن وجود ندارد البته در صورتي كه كلام براي رضاي خدا و به قصد بيان رحمت و گسترش نعمتهاي او باشد، زيرا بر همه مشهود است كه خداوند ميان خود و پيامبرانش جهت كشف اسرار و بيان حقايق و اظهار علوم پنهاني خود چيزي را جز كلام واسطه قرار نداده و وحي و تفهيم مطالب به وسيله كلام صورت گرفته است، چنانكه ميان پيامبران و مردم نيز وسيله اي جز سخن براي ابلاغ رسالت وجود ندارد. از اينجا روشن مي شود كه سخن بهترين وسيله و ظريف ترين عبادت است و همچنين هيچ گناهي نزد خداوند سنگين تر و به كيفر نزديكتر و پيش مردم نكوهيده‎تر و ناراحت كننده تر از سخن نيست.[1]
اصولا يكي از نشانه هاي انسان عاقل آن است كه بيجا سخن نمي گويد، زيرا زبان بيان كننده ميزان عقل آدمي است، چنانكه اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ فرمود:
«تَكلّمُوا، تُعْرَفُوا فإنَّ الْمرْءَ مخْبوءٌ تحْت لِسانِهِ.»[2]
سخن بگوييد تا شناخته شويد چرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است.
آدمي مخفي است در زير زبان اين زبان پرده است بر درگاه جان
چونك بادي پرده را درهم كشيد سرّ صحن خانه شد بر ما پديد
كاندر آن خانه گهر يا گندم است گنج زر يا جمله مار و كژدم است
يا در او گنج است و ماري بر كران زانك نبود گنج زر بي پاسبان
بي تأمّل او سخن گفتي چنان كز پس پانصد تأمّل ديگران[3]
و در جاي ديگر فرمود:
«ألْمرءُ مخْبوءٌ تحْت لسانِِهِ.»[4]
آدمي در زير زبان خود پنهان است.
و به قول شاعر:
تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد
به هر حال، انسان عاقل و دورانديش اول فكر مي كند آنگاه سخن مي گويد.
اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ فرمود:
«لسانُ الْعاقل وراءَ قلْبِهِ و قلْب الْأَحْمق وراءَ لسانِهِ.»[5]
زبان عاقل در پشت قلب او جاي دارد و قلب احمق پشت زبان اوست.
مرحوم سيّد رضي هنگامي كه اين جمله را در نهج البلاغه نقل مي كند مي گويد: اين جمله از كلمات شگفت انگيز و پرارزش مولا اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ است و مقصود اين است كه انسان عاقل زبان خود را پيش از مشورت كردن و انديشيدن به سخن نمي گشايد، ولي احمق قبل از اينكه فكر و انديشه كند سخن مي گويد.
بنابراين، گويي زبان عاقل دنباله رو قلب اوست ولي قلب احمق از زبانش تبعيت مي كند. همين مضمون در عبارت ديگري از آن حضرت نقل شده است كه فرمود:
«قلبُ الْأحمقِ في فيهِ و لسانٌ الْعاقل في قَلْبِهِ.»[6]
قلب احمق در دهان او و زبان عاقل در قلب اوست.
و در جاي ديگر آمده است:
... زبان مؤمن در پس قلب او و قلب و عقل منافق پشت زبان اوست. يعني مؤمن هرگاه بخواهد سخني بگويد نخست مي انديشد، اگر نيك بود مي گويد و اگر ناپسند بود از گفتن آن خودداري مي كند اما شخص دورو و منافق آنچه بر زبانش جاري مي شود مي گويد و نمي داند كدام سخن به سود او و كدام سخن به زيانش تمام مي شود. (سپس فرمود:) رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ فرموده است: «ايمان هيچ بنده اي درست نمي شود مگر اينكه قلبش درست شود و قلبش درست نمي شود تا آنكه زبان او راست و مستقيم شود»...[7]
خلاصه آنكه انسان بايد هنگام سخن گفتن تأمّل كند و بيهوده سخن نگويد كه اگر در گفتار زمام اختيار را از كف داد عواقب سوء و زيانباري به دنبال خواهد داشت.
انسان تا سخن نگفته سخن در اختيار اوست، اما وقتي از دهان او خارج شد انسان در اختيار آن قرار مي گيرد. اين حقيقت را حضرت علي ـ عليه السّلام ـ اين گونه بيان مي فرمايد:
سخن مادام كه آن را نگفته اي در اختيار تو است اما همين كه از دهانت خارج شد تو در اختيار آن هستي. بنابراين زبانت را همچون طلا و نقره ات نگه دار، زيرا بسيار شده كه يك كلمه نعمت بزرگي را از انسان سلب كرده و يا بلا و دردسري برايش فراهم ساخته است.[8]
بسيارند كساني كه از سخن گفتن نادم و پشيمان اند اما به خاطر سكوت هيچگاه اظهار ندامت نمي كنند. لقمان به فرزندش فرمود:
«يا بُنيَّ قدْ نَدِمتُ علي الْكلامِ ولمْ أنْدم عَلي السُّكوتِ.»[9]
فرزند عزيزم! چه بسا كه من در اثر گفتار پشيمان شده ام اما به خاطر سكوت افسوس نخورده ام.
چند نكته درباره سكوت
در برخي از روايات آمده كه سكوت و خاموشي از سخن گفتن بهتر است:
1. رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود:
«نجاهُ الْمؤمن في حفْظِ لسانِهِ.»[10]
نجات مؤمن در حفظ زبان اوست.
2. امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود:
«قال لُقمان لابْنهِ يا بُنيَّ! أنْ كُنت زَعَمْت أنَّ الْكلامَ منْ فِضَّهٍ فَانَّ السُّكوت من ذَهبٍ.»[11]
لقمان به فرزندش گفت: فرزند عزيزم! اگر گمان مي كني سخن گفتن، نقره است به درستي كه سكوت، طلا است.[12]
3. رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود:
«منْ سَرَّهُ انْ يَسْلم فَلْيلزم الصَّمْتَ.»[13]
كسي كه مي خواهد سالم بماند بايد سكوت كند.
4. شخصي خدمت رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ رسيد و گفت:
«اخْبرني عنِ الْاسلام بِامرٍ لا اسْئَلُ عنْهُ احداً بعْدك، قال: قُل امنْتُ بِاللهِ ثُم اسْتَقِمْ؟ قلتُ فما أتَّقي؟ فَأؤمأَ بيَدِهِ الي لسانِهِ.»[14]
درباره اسلام (و دستورهاي آن) مطالبي بفرماييد كه بدان عمل كنم و نيازي نباشد كه از ديگران در اين باره بپرسم. پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: بگو به خدا ايمان آوردم و در اين راه استوار باش. ديگر بار پرسيدم از چه چيز خود را حفظ كنم؟ پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ به زبان خود اشاره كرد، يعني از زبانت بترس و آن را كنترل كن.
شعار اهل تحقيق
امام صادق ـ عليه السّلام ـ درباره فوايد خاموشي فرمود: صمت و خاموشي طريقه اهل تحقيق و شعار كساني است كه با ديده بصيرت در حقايق ثابت و استوار جهان مي نگرند؛ كساني كه در حقايق ماسبق و زمانهاي گذشته غور و بررسي كرده و حقايقي را بيان مي كنند كه قلم ها ننوشته و در كتاب ها نيامده است.
آن گاه فوايد و آثار سكوت را بر شمرده و مي فرمايد:
1. سكوت كليد هرگونه راحتي و آسايش دنيا و آخرت است.
2. موجب رضا و خشنودي خدا است.
3. باعث سبك شدن حساب انسان در روز قيامت است.
4. وسيله محفوظ ماندن از خطاها و لغزش ها است.
5. براي جاهل پرده و ساتر، و براي عالم زينت است.
6. وسيله اي است براي قطع شدن هوي و هوس هاي نفساني.
7. وسيله رياضت نفس است.
8. وسيله درك حلاوت و لذّت عبادت و مناجات با پروردگار است.
9. قساوت و سختي دل را از بين مي برد.
10. وسيله اي است براي كسب حيا و پرهيزكاري.
11. سبب زياد شدن تدبّر و تعقّل و مروّت و مردانگي است.
12. موجب فهم و كياست و عقل انسان مي شود.
سپس امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: اكنون كه به فايده هاي سكوت آگاه شدي، پس دهان فروبند و تا مجبور نشدي لب به سخن مگشاي، به ويژه اگر كسي را پيدا نكني كه براي خدا و در راه خدا با او گفتگو كني.
آنگاه فرمود: وسيله هلاكت و نجات مردم سخن گفتن و سكوت است. پس خوشا به حال كسي كه توفيق شناخت سخن خوب و بد را پيدا كند و به فوايد و آثار پسنديده كم گويي و سكوت آگاه گردد، زيرا سكوت از اخلاق انبياي الهي و شعار بندگان برگزيده خداوند است و اگر كسي ارزش و قدر كلام را بداند بيجا سخن نمي گويد و سكوت را شعار خود قرار مي دهد و كسي كه بر لطايف سكوت آگاهي و اشراف داشته باشد و صمت و خاموشي را امين خزاين و اسرار دل خويش قرار دهد چنين شخصي گفتار و خاموشي اش هر دو عبادت مي شود و كسي جز خدا به حقيقت اين عبادت آگاهي ندارد.[15]
توضيح لازم و نكته قابل توجه:
البته بايد تذكر داد كه هدف اصلي از احاديث سكوت اين نيست كه انسان بايد هميشه و در همه حال لب فرو بسته و زبان به سخن نگشايد و حتي در مقام احقاق حق خود و ديگران سكوت اختيار كند و به دفاع از خود برنخيزد، بلكه مقصود جلوگيري از هرزه گويي و فضول كلام است، زيرا اگر روايات سكوت را اين گونه تفسير كنيم كه انسان بايد در هر حال حتي در برابر ستم ستمكاران و افساد مفسدان مهر سكوت بر لب زده و فرياد برنياورد چنين تفسيري بي ترديد مخالف ضرورت شرع انور است كه امر به معروف و نهي از منكر را از اهمّ واجبات شمرده و سكوت در برابر ظلم را گناهي بزرگ مي داند. اگر در برابر مفاسد و مظالم بنا بر سكوت باشد كيان اسلام به خطر مي افتد. در اين گونه موراد اسلام دستور مي دهد كه مُهر سكوت را بشكنيد و داد بزنيد و فرياد برآوريد و مردم را نيز عليه فساد و ستم برانگيزانيد، چرا كه:
اگر بيني كه نابينا و چاه است اگر خاموش بنشيني گناه است
در حقيقت، كساني كه در اين گونه موارد سكوت مي كنند اصل مسلّم قرآني را ناديده انگاشته اند و آن اصل امر به معروف و نهي از منكر است كه از اهمّ فرايض به شمار مي رود و در قرآن مجيد و روايات اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ تأكيد زيادي بر آن شده است و از كساني كه امر به معروف و نهي از منكر را ترك كنند نكوهش شده و آنها را مستوجب غضب و خشم خداوند دانسته اند.


[1] . مصباح الشريعه، باب چهل و ششم.
[2] . نهج البلاغه صبحي صالح، حكمت 392؛ فيض الاسلام، حكمت 384.
[3] . مثنوي معنوي، دفتر دوم، صفحه 241.
[4] . نهج البلاغه فيض الاسلام، حكمت 140.
[5] . نهج البلاغه صبحي صالح، صفحه 476، شماره 40.
[6] . همان، صفحه 476، شماره 41.
[7] . نهج البلاغه فيض الاسلام، خطبه 175.
[8] . نهج البلاغه صبحي صالح، حكمت 381.
[9] . المحاسن و المساوي بيهقي، ج 1 / صفحه 166.
[10] . اصول كافي، ج 2 / صفحه 114، باب الصمت و حفظ اللسان، حديث 9.
[11] . اصول كافي، ج 2 / صفحه 114؛ الحقائق في محاسن الاخلاق، صفحه 66.
[12] . شعر معروف گر سخن نقره است خاموشي طلا است از اينجا گرفته شده.
[13] . محجّه البيضاء، ج 5 / صفحه 193.
[14] . همان، صفحه 192.
[15] . مصباح الشريعه، باب 27.

پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود:
خداي عزّوجلّ دشمن دارد بنده ضعيفي را كه دين ندارد. سؤال شد: مؤمن ضعيفي كه دين ندارد كيست؟ فرمود: آن كس كه نهي از منكر نمي كند.[1]
اگر قرار بود كه انسان هميشه سكوت كند و از منكر و زشتي جلوگيري نكند، امام باقر ـ عليه السّلام ـ نمي فرمود:
«وَيْلٌ لِقوْمٍ لا يَدينُون اللهَ بِالأمْر بِالْمعروف و النَّهْي عنِ الْمنكر.»[2]
بدا به حال مردمي كه امر به معروف و نهي از منكر را وظيفه خود نمي دانند.
زيرا بي ترديد اگر امر به معروف و نهي از منكر اجرا نشود هيچ يك از واجبات به پا داشته نخواهد شد. امام باقر ـ عليه السّلام ـ فرمود:
«إنَّ الْأمر بِالْمعروفِ و النَّهي عنِ الْمنكرِ‌فريضهٌ عظيمهٌ بها تُقام الْفرائِضُ.»[3]
به پا داشتن ديگر فرايض و واجبات بستگي به امر به معروف و نهي از منكر دارد.
و اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ درباره امر به معروف و مبارزه با منكرات مي فرمايد:
«... و افْضل من ذلك كُلِّهِ كلمهُ عدلٍ عند إمامٍِ جائِرٍ.»[4]
... از همه اينها مهمتر سخني است كه براي دفاع از عدالت در برابر پيشواي ستمگري گفته مي شود.
خلاصه اگر در روايات سخن از فضيلت سكوت و خاموشي به ميان مي آيد مقصود سخناني است كه بي جا و بي مورد از زبان انسان خارج شده و با غيبت و تهمت و دروغ و افترا باشد. در اين موارد است كه بايد انسان خود را كنترل كند و لب فرو بندد:
«الصَّمْتُ الْيَقُ بِالْفَتي من مَنْطقٍ في غَير حينهِ.»[5]
سكوت از سخن گفتن بي مورد سزاوارتر است.
در برخي از روايات گفتاري كه آفتي به دنبال نداشته باشد و به ايمان انسان زيان نرساند بر سكوت ترجيح داده شده است:
از امام علي بن حسين ـ عليه السّلام ـ درباره سخن گفتن و خاموشي پرسيدند: كداميك از اين دو برتر است؟ فرمود: هر يك از اين دو آفاتي دارد كه اگر از اين آفات سالم بماند سخن گفتن از خاموشي بهتر است. عرض شد: چگونه يا ابن رسول الله؟ فرمود: براي اينكه خداوند عزّوجلّ پيامبران و اوصياي آنان را با سكوت مبعوث نكرد. آنها آمدند كه با مردم سخن بگويند. و هيچ كس با سكوت و خاموشي سزاوار بهشت و مستوجب ولايه الله و مصون از عذاب خدا نمي شود. تمام اين فوايد و نتايج به وسيله سخن متحقّق مي شود. (سپس فرمود:) من هيچ‎گاه ماه را با خورشيد در يك كفه برابر قرار نمي دهم (يعني كلام به مثابه خورشيد و سكوت به منزله ماه است)، چون تو در مقام توصيف سكوت از كلام بهره مي گيري ولي در توصيف كلام از سكوت نمي توان استفاده كرد.[6]
يعني چنانكه ماه به وسيله نور خورشيد خود را نشان مي دهد سكوت هم به وسيله سخن فضيلتش آشكار مي شود و عكس آن ممكن نيست كه خورشيد را با ماه نشان دهند.
در حديثي از حضرت امام رضا ـ عليه السّلام ـ آمده است:
«من علامات الْفِقْهِ الْحلمُ و الْعلم و الصَّمْتُ إنَّ الصَّمت بابٌ من أبوابِ الْحكمهِ انَّ الصَّمت يَكْسبُ الْمحبَّهَ إنَّهُ دليلٌ علي كُلّ خيرٍ.»[7]
از نشانه هاي دانايي سه چيز است: بردباري، دانش، خاموشي. و به راستي صمت و سكوت دري از درهاي حكمت است. صمت و سكوت محبّتها را جلب مي كند و آن راهنماي تمام نيكيها است.
با توجه به آثاري كه براي صمت و سكوت در اين حديث آمده است معلوم مي شود كه مقصود از اين سكوت چيست، زيرا هر سكوتي نمي تواند داراي چنين ارزشهايي باشد.
نتيجه بحث
از آنچه گذشت نتيجه مي گيريم كه نعمت بيان با تمام ارزش و اهميتي كه دارد داراي دو بُعد مثبت و منفي است و در آغاز مرحله خودسازي بيشتر به بُعد منفي توجه شده است تا بُعد مثبت. آنگاه كه انسان در اين مرحله قدري پيش رفت و بر زبان خويش تسلط پيدا كرد، بحث سكوت مطرح نيست بلكه صمت مطرح مي شود، چون سكوت مطلق را صمت نمي گويند، صمت به سكوت معنادار و كنترل شده اطلاق مي شود، يعني سكوت بي مورد. پس آنچه مطلوب است سكوت مطلق نيست بلكه سكوت به مورد است، زيرا چنانكه گفتيم در بسياري از اوقات گفتار و اظهار عقيده و امر و نهي لازم و واجب است و در چنين مواردي سكوت حرام است (دقت كنيد).


[1] . وسائل الشيعه، ج 11 / صفحه 391.
[2] . همان، صفحه 393.
[3] . همان، صفحه 395.
[4] . نهج البلاغه صبحي صالح، حكمت 374.
[5] . الذريعه الي مكارم الشريعه، صفحه 96.
[6] . الحقائق في محاسن الاخلاق، صفحه 66. در بحارالانوار (چاپ بيروت، ج 68 / صفحه 274) اين روايت با تفصيل بيشتري نقل شده است.
[7] . اصول كافي، ج 2 / صفحه 113، باب الصمت و حفظ اللسان، حديث 1؛ تحف العقول، صفحه 332 با اندكي تفاوت.


محمد رضا مهدوي كني - نقطه هاي آغاز در اخلاق عملي، ص126

  1 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]
مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو : 21 - هنر سكوت و خوب شنيدن

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۱ - هنر سكوت و گوش دادن ، خوب شنيدن و احترام به مخاطب  ( ۳ )

شيوه هاي رهايي از خطرهاي زبان


كنترل زبان

۱- توجه كامل به خطرات زبان
انسان هر روز بايد به خود سفارش كند كه اي انسان مراقب زبان خود باش، زيرا اين عضو بسيار حساس و سرنوشت ساز است هم مي تواند تو را به اوج قلّه سعادت و خوشبختي برساند، به گونه اي كه در دنيا و آخرت از آثار بسيار ارزشمند آن بهره مند شوي و سرنوشتي زيبا و نوراني را براي خود رقم بزني و هم مي تواند تو را از قلّه رفيع انسانيت و خوشبختي به زيركشيده و در رديف پست ترين موجودات عالم قرار داده و سياه ترين سرنوشت را در زندگي براي تو به بار آورد.
زبان چون سگ درّنده است كه همواره در پي دريدن است امّا نه دريدن جسم و تن بلكه دريدن لباس سعادت و خوشبختي، عزّت و حيثيت و آبروي انسان. پس هميشه مراقب آن باش كه با طناب آن در چاه گمراهي و هلاكت ابدي واقع نشوي.
۲- سكوت نمودن
انسان هر قدر كمتر حرف بزند، كمتر در زندگي دچار خطا و لغزش مي شود، تمرين سكوت به انسان اين قدرت را مي دهد كه بتواند اختيار زبانش را داشته باشد به گونه اي كه سخني به ناحق و ناشايست نگويد.
جناب لقمان در يكي از سفارش هاي خويش به فرزندش مي فرمايد: (يا بُنَيَّ اِن كُنتَ زَعَمتَ اَنَّ الكلامَ مِن فضةٍ فانّ السكوتَ مِن ذَهَبٍ)۱؛ اي فرزندم اگر گمان مي كني كه سخن گفتن نقره است، همانا سكوت طلا است.
انسان هر قدر كمتر حرف بزند، كمتر در زندگي دچار خطا و لغزش مي شود، تمرين سكوت به انسان اين قدرت را مي دهد كه بتواند اختيار زبانش را داشته باشد به گونه اي كه سخني به ناحق و ناشايست نگويد

كم حرف زدن
و نيز حضرت داود به فرزندش حضرت سليمان در يكي از سفارشات خويش مي فرمايد: (فرزندم بر تو باد سكوت طولاني، زيرا پشيماني بر طولاني شدن سكوت، بهتر است از اينكه بارها از زيادي سخن پشيمان شوي)۲
بيان نوراني حضرت داود و جناب لقمان، حاكي از نقش فوق العاده مهم سكوت در حفظ سعادت و نجات ابدي انسان دارد.
در پايان اين بخش تذكر اين نكته ضروري است كه مراد از سكوت اين نيست كه انسان براي هميشه مهر خاموشي بر دهان بزند و سخن نگويد زيرا بسياري از مسائل مهم زندگي اعم از مادي و معنوي، فردي و اجتماعي، عبادي و غير عبادي از طريق سخن گفتن انجام مي شود، بلكه منظور از سكوت نمودن آن است كه انسان در سخن گفتن به حدّ ضرورت و لزوم اكتفا نمايد و از سخنان بيهوده و بي ارزش پرهيز نمايد.
اميرالمومنين عليه السلام در اين باره مي فرمايد: (الكلام كالدواء قليله ينفع و كثيره قاتل)۳؛ سخن گفتن مانند دارو است كه اندكش مفيد و زيادش كشنده است.
۳- فكر و انديشه قبل از سخن گفتن
براي اينكه انسان از خطرات مهلك زبان در امان بماند، ابتدا بايد در مورد سخني كه مي خواهد بگويد فكر نمايد كه آيا سخن سودمندي هست يا خير؟ خدا راضي هست يا خير؟ و بعد از اينكه اطمينان خاطر به سلامت آن پيدا نمود، آن را به زبان آورد.
امام حسن عسكري(عليه السلام) در اين باره مي فرمايد: (قلب الاحمق في فمه و فم الحكيم في قلبه)۴؛ عقل انسان احمق در دهان اوست و دهان انسان دانا و حكيم در عقل اوست. (يعني انسان احمق قبل از اينكه فكر كند، سخن مي گويد برعكس انسان دانا كه قبل از سخن گفتن تفكر مي كند)
تأمل كنان در خطا و صواب
به از ژاژ خايان حاضر جواب
در پايان دست نياز به سوي درگاه الهي بلند نموده و از آن قدرت بي همتا در جهت حفظ و كنترل زبان كمك و ياري مي جوييم، اميد است كه به دعاي خير امام عاشقان، امام عصر (عج الله تعالي فرجه الشريف)، مدد الهي شامل حال ما بندگان سرا پا نياز شود.
پي نوشت ها:
۱- كافي، ج۲، ص۱۱۴
۲- وسائل الشيعه، ج۱۲، ص۱۸۶
۳- غرر الحكم، باب قلة الكلام و آثارها، ص۲۱۱، ج۴۰۸۱
۴- بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۷۴

تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]
مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو : 21 - هنر سكوت و خوب شنيدن

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۱ - هنر سكوت و گوش دادن ، خوب شنيدن و احترام به مخاطب  ( ۲ )

26 سال تمرين سكوت !

آيت الله سيد محمد حسيني همداني صاحب تفسير «انوار درخشان» مي فرمود: « در مدرسه قوام حجره داشتم، مطلع شدم مرحوم آقاي قاضي تبريزي در گوشه تنگ مدرسه حجره كوچكي اختيار كرده و من از اين كار تعجب كردم، بعد معلوم شد ايشان به علت تنگ بودن منزلشان و نيز كثرت عيال و اولاد، فراغت بال براي تهجد و عبادت و خلوت نداشتند؛ در طول دوران تحصيل در مدرسه قوام، شبي را نديدم كه مرحوم قاضي به آرامش و خواب و استراحت بگذارند و شبي را بدون ناله و گريه به سر بياورد. در اين مدت نزديكي با مرحوم قاضي، حالات و جرياناتي از ايشان مي ديدم كه در عمرم جز در مرحوم نائيني و اصفهاني، در شخص ديگري نديده بودم. او را چنين يافتم كه در تمام رفتار و اخلاق اجتماعي و خانوادگي و تحصيلي خود غير از همه كساني بود كه من از نزديك در درس آنها و يا در كنار آنان تحصيل مي كردم. مخصوصاً او را دائم السكوت و الصمت مي يافتم. احياناً از دادن پاسخ نيز طفره مي رفت و گاهي احساس مي كردم كه براي او پاسخ دادن بسيار سخت است تا اينكه تصادفاً به نكته اي برخوردم كه بسيار توجه مرا جلب كرد و آن هم اين بود كه داخل دهان مرحوم قاضي كبود رنگ بود، از استاد پرسيدم علت چيست؟


 ايشان مدتها پاسخم نداد بعدها كه خيلي اصرار كردم و عرض كردم كه به جهت تعليم مي پرسم و قصد ديگري ندارم،باز به من چيزي نفرمود تا اينكه روزي در جلسه خلوتي فرمودند: آقا سيد محمد! براي طي مسير طولاني سير وسلوك، سختي هاي فراواني را بايد تحمل كرد و از مطالب زيادي نيز بايد گذشت؛ آقا سيد محمد! من در آغاز اين راه در دوران جواني براي اينكه جلوي افسار گسيختگي زبانم را بگيرم و توانائي بازداري آن را داشته باشم 26 سال ريگ در دهان گذارده بودم كه از صحبت و سخن فرسايي خودداري كنم، اينها اثرات آن دوران است! »

http://www.aviny.com/Bozorgan/ghazi/Sireh_tarbiati/Sefareshat.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]
مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو : 21 - هنر سكوت و خوب شنيدن

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۱ - هنر سكوت و گوش دادن ، خوب شنيدن و احترام به مخاطب  ( ۱ )

سكوت ذهني ۲

سكوت ذهني

تمرين سكوت ذهن، تمريني پايه اي است در مراقبه ي ( Meditation )شرقي، فرد را براي مهار كردن ذهن آشفته و رساندن او به سكوت ذهني ياري مي كند.
اين تمرين همه جا قابل اجراست و براي تمركز بيش تر دانش آموزان در كلاس و توجه به مطالب درسي، بسيار مؤثر مي باشد.


اين تمرين به صورت آزمايشي روي دانش آموزان اول متوسطه اجرا شد؛ نتايج نشان داد آرامش دانش آموزان در كلاس درس و هم چنين تمركز و دقت آن ها هنگام تدريس معلم به طرز معنا داري بيش تر شده است.


تمرين سكوت ذهن را مي توان قبل از تدريس براي تمركز بيش تر و يا بعد از تدريس براي استراحت ذهني دانش آموزان انجام داد. مدت زمان اجرا 10 الي 15 دقيقه مي باشد. براي انجام اين تمرين از دانش آموز بخواهيد اين مراحل را يك به يك انجام دهد:


1- راحت بنشيند و چشم ها را ببندد.


2- تمام افكاري كه باعث اختلال ذهني و حواس پرتي او مي شود، در ذهن تجسم كند. در اين مرحله او بايد ذهن خود را مانند حوضچه اي در نظر بگيرد كه تمامي افكار مزاحم در آن شناور هستند. ( مدت زمان در اين مرحله 4 الي 5 دقيقه در نظر گرفته مي شود. )

3- يك كلمه آرامش بخش ( مانند واژه رها يا آرامش ) را در ذهن مانند قطره جوهري كه بر آب مي چكد و در سطح آن پخش مي شود، بچكاند؛ به نحوي كه تمام سطح ذهن را پر كند و تمام افكار مزاحم را پاك نمايد و از بين ببرد. مرحله ي سوم تمرين را بايد همراه با تنفس هاي عميق انجام دهد و بهتر است هنگام بازدم كلمه رهايي را در ذهن ايجاد كند و تمام سطح ذهن را با آن پر نمايد. ( مدت زمان در اين مرحله 8 تا 10 دقيقه در نظر گرفته مي شود. )

تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]
حديث سكوت ، گفتن و شنيدن

 

امام علي عليه السلام :

أبلغ البلاغة ما سهل في الصّواب مجازه و حسن إيجازه.

رساترين سخن آن است كه افزون بر درستي،

مجاز آن آسان(فهم) و كوتاهي آن نيكو (و در خور) باشد.

مُعجَم الفاظ غُرَر الحِكَم و دُرَر الكَلِم  :  ۱۱۱


درخشنده روشن روانِ كسي

كه كوتاه گويد به معني بسي

سخن گويد آن سان كه دلخواهتر

ز لفظ، آن گُزيند كه كوتاهتر


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]
مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو : 21 - هنر سكوت و خوب شنيدن

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۲۱ - هنر سكوت و گوش دادن ، خوب شنيدن و احترام به مخاطب ( ۱ )

سكوت ذهني

سكوت يكي از مهمترين اصول تفكر به شمار مي رود.سكوت تمريني است براي تمركز فكري و راهيابي به راه حلهاي آساني كه در خستگي ذهني هرگز به سراغ شما نمي ايند. با سكوت ، تجربه هايمان را مرور مي كنيم و بدون اينكه خود را تحت فشار قرار داده باشيم به راه حل مي رسيم.


تمرين سكوت:
1-در محيط آرام و كم نوري بي سر و صدا دراز بكشيد يا طوري بنشينيد كه پشت گردن و ستون فقراتتان خميدگي نداشته باشد.
2- تنفس هايتان عادي باشد. به اعصاب چشمانتان فرمان استراحت بدهيد،سپس به تمام اعضاي بدنتان اجازه بدهيد در آرامش مطلق قرار بگيرند.
3-  پس از چند نفس عميق دوباره عادي نفس بكشيد و ا فكارتان را رها كنيد.
4- هنگامي كه در حالت استراحت كامل قرار داريد،سعي كنيد بهترين منظره اي را كه ديده ايديا قشنگ ترين خاطره اي را كه داريد،پيش خود مجسم كنيد و روي آن متمركز شويد.
5- با سكوت فشارهاي رواني و عصبي را از خود دور كنيد و اجازه ندهيد با شما ارتباط برقرار كند.
6- پس از خروج از فشارهاي عصبي،سعي كنيد فشارهاي احساسي و عاطفي را از خود دور كنيد.
7- اگر احساس مي كنيد ذهنتان گريز پايي مي كند و دايم درباره مسايل قضاوت مي كند،موكدا" از او بخواهيد چنين نكند.
8- خوبي ها و بدي هاي زندگيتان را در دو كفه ترازو قرار دهيد و از خود بپرسيد: كداميك سنگين تر است؟
9- با سكوت عميق بكوشيد كفه خوبي ها را سنگين تر از كفه بدي ها ببينيد تا به تدريج احساس آرامش به شما دست بدهد.
10- پس از اينكه به مدت 15 تا 20 دقيقه چنين كرديد،از سكوت خارج شويد و با نشاطي كه به دست آورده ايد ، زندگي را از نو آغاز كنيد.


  فكر مي كنم شما خواننده باهوش دريافته باشيد ديگر منظور ما از سكوت ،سكوت ظاهري نيست بلكه به سكوت ذهني نظر داريم.

دكتر علي اصغر كيهاني                                                                    


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]
مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنرانان ، گويندگان و مجريان : 20 - ورزش ، سلامت ، تناسب اندام

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنرانان ، گويندگان و مجريان

۲۰ - ورزش ، سلامت ، تناسب اندام ( ۷ )

۱۷ نكته براي تناسب اندام 
 
 
 براي كاهش وزن، بايد ميزان كالري هايي كه مي سوزانيد از مقدار كالري هايي كه مصرف مي كنيد كمتر باشد، حال چه با ورزش كردن باشد چه با كمتر خوردن.  
 
● چه مقدار كالري روزانه بايد مصرف كنيم تا چاق نشويم؟

اين سوال يك فرمول خيلي ساده دارد؛

۱) وزنتان را به پوند (هر پوند= ۴۵۳ گرم) در ۲.۲ تقسيم كنيد.

۲) آنرا در ۲۴ ضرب كنيد. (اين مقدار كالري است كه براي زنده ماندن بايد استفاده كنيد)

۳) با ضرب عددي كه در شماره ۲ به دست آورده ايد در ۱.۶ مي توانيد ميزان كالري فعاليت خود را به دست آوريد. اين آن مقدار كالري است كه بايد روزانه مصرف كنيد و چاق هم نخواهيد شد. براي كاهش وزن، بايد ميزان كالري هايي كه مي سوزانيد از مقدار كالري هايي كه مصرف مي كنيد كمتر باشد، حال چه با ورزش كردن باشد چه با كمتر خوردن.

● ساده ترين راه براي پايين آوردن كلسترول:

۱) انگور بخوريد. پوست انگور حاوي تركيبي است كه به پايين آوردن كلسترول كمك مي كند.

۲) سير بخوريد. سير ماده اي است كه به طرز نيرومندي كلسترول را پايين مي آورد. همچنين به پايين آوردن فشارخون نيز كمك مي كند.

۳) در روز دو عدد هويج بخوريد. همين به تنهايي كلسترول شما را ۱۰ تا ۲۰ درصد پايين خواهد آورد.

۴) حداقل سه بار در هفته پياده روي ۳۰ دقيقه اي داشته باشيد.

● ۶ راز لاغري:

همه انسانها در طول زندگي خود يك رژيم غذايي را امتحان مي كنند و تقريباً همه آنها در آن شكست مي خورند. در دنياي واقعي، براي همه ما دشوار است كه به يك رژيم غذايي پايبند بمانيم. آنها كه از طريق رژيم غذايي وزن كم ميكنند، بعد از مدتي بيشتر از آن وزن از دست رفته را اضافه مي كنند. بهترين راه براي دستيابي به كاهش و كنترل وزن ايجاد تغييرات كوچكي در شيوه زندگي تان است.

در زير به چند راه عالي اشاره مي كنيم كه به شما كمك ميكند بدون هيچگونه رنج و عذاب وزن كم كنيد.

۱) از خوردن صبحانه غفلت نكنيد.

تحقيقات ثابت كرده است كه افراديكه صبحانه مي خورند، بيشترين موفقيت را در كنترل وزن خود دارند. خوردن صبحانه قند خون شما را تثبيت كرده، چربي سوزي شما را تقويت كرده و اشتهايتان را سركوب مي كند.

۲) كمي طعم به زندگيتان بدهيد.

خردل و فلفل قرمز را به برنامه غذاييتان اضافه كنيد. همچنين سير و پياز را. اين موادغذايي حس چشايي شما را ارضاء كرده و باعث مي شود كمتر غذا بخوريد. و بالاتر از همه اينها، اين موادغذايي ۴۵ تا ۷۵ كالري از كالري هاي مصرفيتان را پس از هر غذا مي سوزاند.

۳) اشتهايتان را از بين ببريد.

۳۰ دقيقه قبل از غذا، يك خوراك مختصر، سبك و كم كالري بخوريد (يك برش طالبي، يك هويج، يك پرتقال، يك گلابي، يك تكه نان گندم كامل و ...). ۲۰ دقيقه طول مي كشد تا مغزتان از معده تان پيامي دريافت كند. زمانيكه براي خوردن غذا مي نشينيد، مغر شما اين پيام را دريافت كرده است كه ديگر گرسنه نيستيد. و با اين روش خيلي كمتر غذا خواهيد خورد.

۴) به موسيقي مناسب گوش كنيد.

قبل از اينكه براي خوردن غذا پشت ميز بنشينيد، موسيقي آرامبخش را روشن كنيد. تحقيقات ثابت مي كند كه با گوش دادن به موسيقي ملايم شما خيلي آرامتر غذا خواهيد خورد. كمتر هم غذا خواهيد خورد.

۵) بلافاصله بعد از خوردن غذا دندانهايتان را مسواك كنيد.

مسواك زدن دندانها بعد از خوردن غذا، اشتهايتان را فروخواهد نشاند. چرا؟ به خاطر اينكه خميردندان نعنايي حس چشايي شما را ارضاء كرده و تمايل كمتري به غذا و تنقلات بيشتر پيدا خواهيد كرد.

۶) خواب كافي داشته باشيد.

خيلي از آدم ها از روي گرسنگي غذا نمي خورند، بلكه از روي خستگي به سمت غذا روي مي آورند. پس به جاي اينكه ۱۵ دقيقه براي خوردن يك كاسه بستني وقت بگذاريد آن ۱۵ دقيقه را صرف يك استراحت كوتاه كنيد. همچنين اطمينان يابيد كه ۷ الي ۸ ساعت خواب شب را به طور كامل داشته باشيد.

● حركات كششي:

اگر تصور مي كنيد كه حركات كششي بهترين راه براي شروع تمريناتتان است، كاملاً در اشتباهيد. انجام حركات كششي روي عضلات سرد ممكن است منجر به آسيب ديدگي شود. مهم نيست كه چه ورزشي مي خواهيد انجام دهيد، بهتر است قبل از شروع ابتدا بدنتان را گرم كنيد و بعد حركات كششي را انجام دهيد. بهترين روش براي گرم كردن نوع سبكي از همان ورزشي است كه مي خواهيد انجام دهيد. مثلاً اگر ميخواهيد پياده روي كنيد، ورزشتان را با ۵ ۳ دقيقه پياده روي كند شروع كنيد. تمرينات كششي ملايم را نيز بعد از تمريناتتان انجام دهيد نه قبل از آن.

● براي متناسب شدن اندامتان هيچوقت دير نيست.

اگر سنتان بالاي ۵۰ سال باشد دليل بر اين نيست كه نمي توانيد ورزش كنيد، حتي اگر هيچوقت در طول عمرتان ورزش نكرده باشيد. باوجود سالهاي سال زندگي يكجانشيني، هنوز هم مي توانيد به ورزش و تناسب اندام روي بياوريد. در يك تحقيق مشخص شد افراديكه در زندگي گذشته خود ندرتاً ورزش مي كرده اند، به همان اندازه كسانيكه ۱۰ سال به طور منظم ورزش مي كرده اند، مي توانند به تناسب اندام دست يابند.

● چرا با بالا رفتن سن كاهش وزن دشوارتر مي شود؟

تغييراتي كه با بالا رفتن سن در متابوليسم، ساخت بدن، نيازهاي غذايي، و ميزان فعاليت بدن ايجاد مي شود، كاهش وزن را كمي دشوارتر مي كند. با بالا رفتن سن، متابوليسم بدن كندتر مي شود و بدن كالري كمتري مي سوزاند. اما، دليل ديگر اين سوزاندن كمتر كالري، اين است كه ميزان فعاليت ما نيز كاهش مي يابد. فعاليت جسماني و ورزش بدون شك بهترين راه براي مقابله با كند شدن متابوليسم بدن ميباشد.

● چه مقدار بايد ورزش كنيم تا بدن به چربي سوزي برسد؟

گرچه ۱۵ دقيقه ورزش كمي چربي مي سوزاند، به طور كل ۳۰ دقيقه طول مي كشد تا بدن به سراع ذخيره چربي هاي بدن برود. اگر قصد داريد وزنتان را پايين بياوريد، بايد ۳۰ دقيقه تمرين با شدت متوسط مثل پياده روي، را سه روز در هفته در برنامه خود قرار دهيد.

● بهترين ورزش براي كاهش وزن كدام است، پياده روي يا دو؟

يك مايل پياده روي به همان اندازه يك مايل دويدن كالري مي سوزاند. بعلاوه، پياده روي فوايد خاصي براي كاهش وزن دارد. نيمي از سوخت بدن در حين پياده روي از چربي ها تامين مي شود. اما طي دويدن، كمتر از يك سوم كالري هاي سوخته شده از چربي ها تامين مي شود.

● بيشترين منبع چربي براي خانم ها كدام است؟

برخلاف آنچه كه تصور مي كنيد، چربي هاي بدن شما به خاطر خوردن گوشت يا شيريني جات نيست. مقصر اصلي همان سس سالادتان است كه %۹ از چربي مصرفي شما را تشكيل مي دهد. به جاي سس سعي كنيد از آبليمو، فلفل و كمي نمك براي چاشني سالاد استفاده كنيد.

● سيريال: شكل هم اهميت دارد.

فيبر موجود در پوست گندم ساليان سال است كه دفاع مكمي در مقابل سرطان به ويژه سرطان روده بزرگ به حساب مي آيد. تحقيقات جديد نشان مي دهد كه در سيريال هاي صبحانه، شكل اهميت بسيار زيادي دارد. بااينكه پوست گندم براي مقابله با سرطان روده آلت دفاعي خوبي است، اين تحقيق دريافته است كه پوست گندم گرم شده و فراورده اي تاثير بيشتري دارد. پوست گندمي كه براي مصارف تجاري به شكل نوارهاي كوتاه و ترد درآمده است در جلوگيري از سرطان روده كارآمدتر است.

● سايز ميانتنه تان را كم كنيد.

خانم هايي كه ورزش مي كنند كمتر از خانم هايي كه ورزش نمي كنند دچار چربي شكم مي شوند. يك تحقيق جديد نشان داد كه خانم هايي كه ۵ روز در هفته به مدت ۳۰ دقيقه ورزش كرده اند، ۱۷ درصد كمتر از خانم هايي كه ورزش نكردند دچار چربي شكم شده اند. بهترين ورزش هم همانطور كه قبلاً ذكر شد پياده روي است.

● آيا عادت داريد شب ها غذا بخوريد؟

شما مي توانيد هر وقت كه ميل داشتيد غذا بخوريد. اكثر خانم ها تصور مي كنند كه اگر شامشان را درهنگام بخورند مستقيماً در بدنشان تبديل به چربي خواهد شد. طبق يك تحقيق جديد، هيچ جاي نگراني نيست. محققان دريافته اند، خانم هايي كه بيش از %۵۲ از كالري هاي مصرفيشان را بعد از ساعت ۵ عصر مصرف مي كنند، درمقايسه با افراديكه بيشتر كالري هاي مصرفيشان را در طول روز مصرف مي كنند، چربي بيشتري به دست نمي آورند. مهم مقدار كالري هايي است كه در روز مصرف ميكنيد نه ساعت مصرف آن.

● آب بخوريد....وزن كم كنيد.

خيلي از افراد نمي دانند كه آب راه بسيار خوبي براي از بين بردن اشتهاست. افراد زيادي تشنگي را با گرسنگي اشتباه مي گيرند و درنتيجه پرخوري مي كنند. دفعه بعد كه خواستيد به خوردن تنقلات روي بياوريد، به جاي آن يك ليوان بزرگ آب بنوشيد. اگر هنوز گرسنه تان بود، احتمالاً يك خوراك مختصر مي تواند گرسنگيتان را تا وعده غذاي بعد از بين ببرد.

● آجيل= قلبي سالم.

اكثر ما خوب مي دانيم كه آجيل حاوي ميزان زيادي چربي است. از اينرو آنهايي كه خيلي نگران وزنشان هستند، از خوردن آن خودداري مي كنند. اما آيا مي دانستيد كه چربي موجود در آجيل از جمله چربي هاي غيراشباع بسيار سالم است؟ تحقيقي جديد نشان مي دهد كه افراديكه بيشترين ميزان آجيل را مي خورند، كمترين احتمال ابتلا به بيماري هاي قلبي را دارد.

● از خوردن چيپس اجتناب كنيد.

چيپس ها هم مثل همان چيپس هاي سيب زميني هستند شايد بدتر هم باشند. هر ۳۰ گرم از اين چيپس ها چيزي درحدود ۱۵۰ كالري دارد كه تقريباً ۱۰ گرم آن چربي است.

● خمير بادام زميني و موز؟

درست است. خمير سيب زميني و ساندويچ موز كه با نان گندم كامل درست شده باشد، براي سلامت قلب شما بسيار مفيد است. بادام زميني، موز و گندم حاوي ميزان زيادي ويتامين B۶ مي باشند. طبق تحقيقات جديد، افراديكه بالاترين ميزان ويتامين B۶ را دارا هستند، كمتر در معرض ابتلا به بيماري هاي قلبي قرار دارند. منابع خوب ديگر براي اين ويتامين عبارت است از: سينه مرغ و سيب زميني پخته.

● بهترين راه براي كسب آنتي اكسيدان هاي ضد پيري

آب انگور بنوشيد. آنتي اكسيدان موجود در يك ليوان آب انگور معادل آنتي اكسيدان موجود در ۱۲ موز، ۱۱ هلو، و ۴۱ فنجان كاهو مي باشد.
 
   پورتال مردمان  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰