مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 20096
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 34
همه : 4348578

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۸ - مديريت تغيير ( ۱ )

چه چيزي را بايد تغيير داد؟

مديريت تغيير

تغييـــر، تحول، دگرگوني و عدم تداوم مي تواند به معناي فرآيند عبور و انقطاع از واقعيتي و دست يافتن به واقعيت مورد نظر باشد. علت روي آوردن به تغيير شايد واقعيتهاي مردودي است كه در موقعيت موردنظر پديد آمده است، يا به دنبال برتري بخشيدن به واقعيتهاي موقعيت هستيم و يا بنابه مصلحت و موقعيتي كه در آن هستيم بهتر است به دنبال تغيير باشيم و از انواع تغييرات مي توان به تغيير در تكنولوژي، محيط اقتصادي، فرهنگي و... اشاره كرد.
در اين مجال بحث برضرورت تئــــــوري سازي و تغييرات اساسي در مديريت تغيير سازمانــها نظير خط مشي و رويه هاي عمل سازمان و در سطح بالاتر زير ساختارهاي تئوريك در زمينه تكنولوژي، مسائل اجتماعي، اقتصادي و... است.
نقطه شروع تغيير كجاست و چه چيزي را بايد تغيير داد؟ چگونه مي توان تغييري را محقق ساخت و ابزارهاي تغييرسازي را چگونه بايد ايجاد كرد؟ بنيان و بناي تغيير در افكار انسانها شكل مي گيرد و تحولات عالم بيروني تجسم تصورات عالم ذهني انسانهاست. انسانهاي انديشمند مثل بقيه در سرزميني متولد مي شوند.
فرهنگ سرزمينشان را مي آموزند و با آن تربيت مي شوند. سپس افكارشان تكـــامـل مي يابد و به مرحله انديشه سازي و ارائه ايده مي رسند و سرانجام انديشه هايشان را در جامعه جاري مي سازند تا روند زندگي را متحول سازند و اين تناوبي است كه از ابتداي خلقت بشر تكرار شده است، بااين تفاوت كه جهان كنوني راههاي ارتباطات را يافته و اين ايده ها مرزهاي مادري شان را خيلي سريع طي مي كنند و در آن سوي فرهنگ و خاك خويش كام بسياري ديگر را شيرين مي كنند.
برخلاف جوامع پيشرفته كه مدتهاست به شكار ايده ها مبادرت مي ورزند، تئوري هاي اجرايي مديريت كشور ما بيشتر انديشه و تئوري ترجمه شده ديگران است تا ايده يابي و انديشه سازي خودمان. موسسات تحقيقاتي، مراكز پژوهشي و در سطح كلان دولتها در جوامع پيشرفته به قيمتي گزاف ايده يـــابـي مي كنند و باانتقال آن به جوامع ديگر، معادلات سياســي و اجتمــاعـي را دستخوش تحول مي سازند.
از طرفي ما با ترجمان ايده ها و تئوري هاي ديگران در مواقع و موقعيتهاي بسياري مواجه با مشكل شده ايم، زيرا بعضي تئوري ها و ايده ها در ذات خود نوعي وابستگي به فرهنگ، سرزمين و انسانهايي دارند كه نظريات را ارائه داده اند.
در هر صـــورت ما براي استفاده از اين ايده ها و تئوري ها كليد اصلي را در دست نداريم.
حال مي رسيم به اين پرسش كه تغيير را از كجا بايد شروع كرد؟ رسيدن به حقيقت اين پرسش جسارت زيادي مي طلبد، ليكن اگراز نقطه حقيقي شروع به تغيير كنيم قاعدتاً كليد تغييرات بعدي در دست خود ماست و اين انديشه ماست كه نتيجه گيري مي كند كه آيا تغيير بعدي موردنياز هست و اگر هست در چه زماني و با چه كيفيتي مورد نياز است. تا قبل از اينكه در نقطه تغيير و واقعيت مردد قرار گيريم و موقعيت و سيستم دچار افت و يا توقف شود تغيير را طراحي و اجرا كنيم. در اين وضعيت كليد آنچه را كه طي كرده ايم، در دستمان است و باب آنچه كه در پيش رو است با كليد آنچه كه طي كرده ايم گشوده مي شود و به طور حتم تغييرات بيشتر از نوع برنامه ريزي شده است تا عكس العملي و پيش كنشي است تا واكنشي و تكاملي و انطباقي است تا دگرگون ساز. (مديريت تغيير - ترجمه غلامرضا اسماعيلي).
مديريت تغيير در كشور ما در بيشتر موقعيتها در قالب ايده هاي ترجمه شده اجرا مي شود و از آنجا كه زيرساختار اين قالب داراي كليد رمزهايي است كه از ايده ها و تئوري هاي اوليه منشاء مي گيرد. اگر زماني در موقعيتي مواجه با مشكل شويم به دليل احاطه نداشتن بر كليد رمزها، مديريت ما براي ايجاد تغييــــــر، كليد اجرايي را در دست ندارد، و به همين دليل نمي تواند تغيير در موقعيت مورد نظر را به خوبي به اجرا درآورد.
مديريت امروز ما براي تغيير در مديريت تغيير، نيازمند توجه به ايده هايي است كه حتي ساده و پيش پاافتاده به نظر مي رسند، انسانهاي داراي ايده، اهل تفكر و مطالعه اند و در جايي كه مي مانند از ايده هاي برتر ديگران به عنوان راهنمايي بهره مي برند ولي شيفته ايده هاي برتر نمي شوند.
نقطه شروع براي تغيير در مديريت تغيير، ايجاد فضاي خلق ايده هاي گره گشا است. در چنين فضايي ابزار ايجاد تغيير يعني انسانهاي داراي ايده و انديشه ساز ظهور مي كنند. اين افراد حتي در ساختارهاي تئوريك كه توسط ديگران تعريف و طراحي شده بهتر مي توانند ضرورت تغيير و نوع تغيير را بيابند، لذا تغيير در مديريت تغيير، به معناي تغيير در مديريت نيست. به معناي جذب افراد جديد نيست. (هرچند بايد افراد خلاق بيرون از مجموعه را جذب كرد.) تغيير در مديريت تغيير، تغيير در تفكر و ديدگاهها است. مركزي كه تحولات و تغييرات از او صادر شده و به اجرا درخواهد آمد تا با همگرايي افكار خلاق مجموعه خويش در موقعيت موردنظر به مركزي دست يابيم كه مي تواند به طور قوي ايده بدهد و ضرورت تغيير را احساس كند.
هدف تغيير در مديريت تغيير دستيابي به زيرساختارهاي تئوريك است كه نظريه ها و ايده هاي افكار خلاق خودي آنها را بنانهاده تا كليد رمز ساختار اجرايي در افكار جامعه پژوهشگر و مديران كارآمد كشورمان جاري شود و تغييرات آتي نه براي خلاصي از تنگناهاي مواجه شده، كه براي رويارويي با موفقيتهاي بيشتر صورت گيرد.


ماهنامه تدبير


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۷ - مديريت زمان :

درك ارزش وقت ، دفع آفات ، تقسيم اوقات ، نظيم در برنامه ريزي ، تصميم بر اجرا

۱۰

 اهميت و فوريت زمان

شايد اين جمله را زياد شنيده باشيد كه:

”نماز اول وقت، موجب بركت وقت مي‌شود.“

در حديث‌هاي زيادي آمده است كه در روز قيامت از هر كسي سئوال مي‌كنند: ”عمري كه به تو داده شد در چه راهي صرف نمودي؟“ بنابراين، شايسته است كه قدر وقت خود را بدانيم و با برنامه‌ريزي صحيح، به‌زمان خود بركت داده و گامي بلند در راه رسيدن به هدف‌هايمان برداريم. شما نمي‌توانيد بر زمان، مديريت كنيد؛ بلكه تنها مي‌توانيد بر كارهاي خودتان، مديريت و كنترل داشته باشيد. هر كسي در طول هفتهٔ كاري خود، ۱۶۸ ساعت زمان در اختيار دارد. زمان، عامل ثابتي است. تنظيم درست زمان به برنامه‌ريزي، تفكر و يادداشت كردن احتياج دارد. استفادهٔ مناسب از وقت، نيازمند تحليلي سنجيده و دقيق از نيازهاي خاص فرد است. واقعيت، اين است كه به‌طور تقريبي هيچ‌كس مهارت‌هاي كامل طبيعي در ادارهٔ يك زندگي پيچيده و شلوغ را ندارد. مديريت درست و صحيح بر زمان و تنظيم برنامهٔ زمان‌بندي شده براي انجام امور، به‌معناي واقع‌بيني در مورد وقت و زماني كه متعلق به ماست و چگونگي استفاده از آن مي‌باشد.

● اهميت و فوريت زمان

▪ همواره كار خود را با مهم‌ترين فعاليت‌ها آغاز كنيد.

▪ بكوشيد كه هر روز دست‌كم، يكي از وظيفه‌هاي اصلي و مهم خود را انجام دهيد.

▪ به‌صورت دوره‌اي و منظم، هدف‌هاي خود را مرور كرده ومعين كنيد كه براي دست‌يابي به آنها، چه كارهائي باقي مانده است. اگر لازم است، اولويت‌بندي جديدي براي فعاليت‌هاي خود در نظر بگيريد.

● قانون‌هاي مديريت زمان

▪ مسير واقعي زمان، مديريت خود است. شما نمي‌توانيد در زمان، تغييري ايجاد كنيد؛ اين تغيير متوجه خود شماست. زمان، عامل ثابت و پايدار است.

▪ براي مديريت بهتر، بايد خواهان تغيير باشيد. تغيير، به‌طور معمول با ناخشنودي همراه است. ترك عادت، چندان خوشايند نيست؛ اما شما بايد با پايداري و تكرار، عادت‌هاي مثبتِ جديد را جايگزين عادت‌هاي گذشته كنيد.

▪ كليد اصلي در مديريت خود، كنترل پاسخ‌ها و واكنش‌ در برابر رويدادهاست. مديران موفق، كساني هستند كه در برابر رويدادهاي غير قابل كنترل، پاسخ‌هاي كنترل‌شده‌اي دارند.

منبع: ”مديريت برتر“ ”دكتر محمود گودرزي“

مجله شادكامي و موفقيت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۷ - مديريت زمان :

درك ارزش وقت ، دفع آفات ، تقسيم اوقات ، نظيم در برنامه ريزي ، تصميم بر اجرا

۹

چهار قانون در رابطه با « زمان »

۱) « زمان » در حال گذر است

زمان در حال گذر است ، يعني به هيچ وجه نمي توان آنرا ذخيره نمود . به عبارت ديگر ، زمان را فقط

مي توان « استفاده» كرد ، و تنها تصميمي كه در مورد آن مي توانيم بگيريم ‏ ، اين است كه « چگونه » از وقت خود استفاده كنيم ؟ ما مي توانيم وقت خود را براي كارهاي كم ارزش يا امور ارزشمند صرف كنيم . ‌درهر صورت ، زماني كه مي گذرد ،‌براي هميشه از دست رفته است

۲) صرف « زمان » ، غير قابل اجتناب است

قانون دوم اين است كه ، صرف زمان ، غير قابل اجتناب است . هر كاري نياز به صرف زمان دارد. فرقي نمي كند كه اين كار، نگاه كردن از پنجره به سمت بيرون باشد يا چند دقيقه خوابيدن بيشتر در رختخواب .

در هر صورت، هر كدام از اين كارها ، مقدار مشخصي از زمان را به خود اختصاص مي دهد . طبق قانون ۹۰/۱۰ ، اگر شما ۱۰ % ‌از وقت خود را صرف برنامه ريزي برا ي كارهاي خود بكنيد ، موجب ۹۰ % صرفه جويي در ميزان تلاش لازم براي رسيدن به اهدافتان خواهد شد .

۳) « زمان » بي همتاست

قانون سوم اين است كه ، زمان بي همتاست و هيچ چيز نمي تواند جاي آنرا بگيرد . اين موضوع ، بخصوص در مورد ارتباطات و روابط شما با ديگران صادق است . صرف وقت ،‌تنها پول رايج و ارزشمند در روابط شما با افراد خانواده ‌، دوستان ، مشتريان و همكارانتان است و هيچ چيز نمي تواند جايگزين آن شود . افراد موثر و كارآمد ، هميشه در تلاشند كه موقعيتهاي زماني خاصي را ايجاد كنند تا بتوانند وقت خود را با افرادي كه در زندگيشان با اهميتند ،‌صرف نمايند . از نظر فرزندان شما ، «‌ عشق » دقيقا ً با صرف زمان با آنها معنا مي شود . اين موضوع در مورد همسرتان نيز صادق است.

ما ، ديگران را دقيقاً به همان اندازه اي دوست داريم كه وقت خود را صرف آنها مي كنيم .

هر چه بيشتر وقت خود را با فرد ديگري ( بخصوص با اعضاي خانواده تان ) بگذرانيد ، درك متقابل شما از يكديگر بيشتر شده و روابطتان گسترش و عمق بيشتري خواهند يافت . اگر آن قدر گرفتار باشيد كه نتوانيد براي فرزندتان وقت بگذاريد، كم كم ارتباط او با شما قطع خواهد شد و به دنياي شخصي خودش پناه خواهد برد .

۴) « زمان » كليد تكامل است

قانون چهارم اين است كه ، براي كامل شدن در هر كار و رسيدن به نقطهٔ پاياني اهدافتان ، ناگزير از صرف وقت هستيد . به عبارت ديگر ، يكي از مهمترين كارهايي كه در مورد اهدافتان بايد انجام دهيد ،‌ اين است كه ، با دقت ، ميزان وقتي كه براي رسيدن به آن هدف لازم است را محاسبه كرده و به آن اختصاص دهيد . اگر چنين زماني را به آن اختصاص ندهيد، نتيجه اين خواهدبود كه كار را نيمه كاره و قبل از رسيدن به هدف رها خواهيد كرد . پس بايد اين زمان را با دقت محاسبه كنيد .

● تمرين عملي :‌

از امروز تصميم بگيريد كه زمان خود را بجاي كارهاي كم ارزش ، صرف امور با ارزش كنيد و اين تصميم را به اجرا در آوريد .

برنامه اي بريزيد كه بتوانيد وقت بيشتري را با افرادي كه در زندگيتان مهم محسوب مي شوند ، صرف كنيد.

دكتر سيد محمد رضا حكيميان

http://vista.ir/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۷ - مديريت زمان :

درك ارزش وقت ، دفع آفات ، تقسيم اوقات ، نظيم در برنامه ريزي ، تصميم بر اجرا

۸

زمان را مديريت كنيد وگرنه ، زمان شمارا مديريت خواهد كرد

مهارت مديريت زمان مهارتي است براي صرفه‌جويي و جلوگيري از اتلاف وقت، داشتن آمادگي قبلي براي فعاليت‌هاي اجتماعي، كاهش حجم كار، نظارت بر روند پيشرفت كارها و تنظيم وقت موجود متناسب با اهميت كارها.
توجه داشته باشيد كه اگر وقتي را براي مديريت زمان خود اختصاص ندهيد زمان شما را مديريت خواهد كرد و زندگي شما آشفته خواهد شد. در اين شرايط شما نمي‌توانيد آينده و رويدادهاي پيش رو را پيش‌بيني كنيد.
مديريت زمان به شما كمك مي‌كند تا استرس و اضطراب خود را در انجام كارهايتان كاهش دهيد و آنها را به بهترين نحوه انجام دهيد.
▪ تعيين هدف
تعيين هدف فرآيند رسمي برنامه‌ريزي شخصي است. با هدف‌گذاري منظم و مداوم به شكل عادي شما تصميم مي‌گيريد به چه مي‌خواهيد برسيد و گام‌هاي رسيدن به آن اهداف مرحله به مرحله چه هستند. فرآيند هدف‌گذاري به شما كمك مي‌كند تا انتخاب كنيد در زندگي چه مي‌خواهيد.
هنگامي كه بتوانيد به سوال پاسخ دهيد. متوجه مي‌شويد بايد روي چه چيزي تمركز كنيد تا به اهداف‌تان برسيد. علاوه بر اين با تعيين اهداف برايتان روشن خواهد شد چه كارهايي وقت تلف كردن است و در رسيدن به اهداف به شما كمكي نخواهد كرد.
گاهي ما در تعيين هدف به بيراهه مي‌رويم و تعيين هدف كمكي به ما نمي‌كند. اين در صورتي است كه اهداف ما غيرواقع‌بينانه و زياد يا خيلي ابتدايي و سطح پايين باشند. اهداف مبهم و نامنظم و آشفتگي در فرآيند تعيين اهداف و اهداف زياد و بدون اولويت‌بندي هم چنين وضعيتي خواهند داشت.
بنابراين حتما اهداف را واقعي، قابل دسترس و منطقي در نظر بگيريد و آنها را اولويت‌بندي كنيد. سپس فعاليت‌هاي خود را در راستاي دستيابي به آنها تنظيم كنيد. پيش از هر كاري بايد زمان‌تان را ارزيابي كنيد.
براي شروع برنامه‌ريزي بهتر است از برنامه‌ريزي‌هاي هفتگي شروع كنيد به تقويم خود نگاه كنيد و فهرستي از كارهايي كه بايد حتما در هفته آينده انجام دهيد تهيه كنيد.
يك فهرست هم از كارهايي كه مثل خوردن، شستن لباس، خريد و غيره كه بايد در طول هفته انجام شوند تهيه كنيد. حالا نوبت تهيه فهرستي از كارهاي مورد علاقه‌تان مثل فيلم ديدن و... است. حالا در كنار هر يك از كارهايي كه فهرست كرده‌ايد مدت زمان لازم براي انجام آنها را به‌طور تخميني يادداشت كنيد. جدولي تهيه‌ كنيد و موارد بالا را داخل آن بنويسيد.
بهتر است ابتدا از كارهايي شروع كنيد كه زمان ثابتي دارند و برنامه‌ريزي آنها در دست شما نيست مثلا رفتن سر كار و... ساعت‌هاي لازم براي كارهايي كه بايد انجام دهيد را هم بنويسيد و با هم جمع كنيد. سپس تعداد ساعات خالي جدول را بشماريد و اگر ساعات خالي جدول شما بيشتر از ساعات لازم براي كارهاي ضروري بود بايد به شما تبريك بگوييم و در غير اين صورت بايد بدانيد كه هرگز نمي‌توان در يك جعبه پنج كيلويي بيشتر از پنج كيلو بار گذاشت. پس كارهايتان را اولويت‌بندي كنيد.
كارهاي مهم اما غيرفوري را بعد از كارهاي اجباري در جدول قرار دهيد و سپس كارهاي غيرفوري و مهم را در جدول بگذاريد.
▪ چند توصيه مهم
هميشه چند ساعت خالي در برنامه خود در نظر بگيريد تا به اين ترتيب توسط حوادث پيش‌بيني نشده غافلگير نشويد.
توجه داشته باشيدكمتر خوابيدن زمان شما را براي انجام كارها افزايش مي‌دهد اما اين افزايش هميشه مفيد نيست. كمتر خوابيدن خود مي‌تواند منجر به كاهش توان فردي و حتي بيمار شدن فرد شود كه در اين صورت برنامه كاري به كلي مختل مي‌شود. برنامه‌هاي بزرگ، نيازمند زمان زيادي هستند.


روزنامه تهران امروز


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۷ - مديريت زمان :

درك ارزش وقت ، دفع آفات ، تقسيم اوقات ، نظيم در برنامه ريزي ، تصميم بر اجرا

۷

چند نكته كارساز در مورد " مديريت زمان "

‌۱) به ديگران قول ۱۰۰% بدهيد كه كاري را تا تاريخ معيني به اتمام خواهيد رساند. قول دادن به ديگران در شما ‌انگيزه ايجاد مي كند.
‌۲) در مطالعه مجلات به منظور صرفه جويي در وقت ، مقالات مورد نياز خود را جدا كنيد و براي مطالعه ‌بعدي بايگاني نماييد.
۳) تندخواني را ياد بگيريد تا بتوانيد در مدت كوتاه‌تري مطالب بيشتري را مطالعه كنيد.
‌۴) هر فعاليتي در جهت تقويت انضباط فردي براي استفاده بهتر از وقت و مديريت زمان باعث تقويت ساير اصول ‌انضباطي مي شود.
‌۵) با حذف تمام كارهايي كه انجام آنها از اهميت ناچيزي برخوردار است ، مي توانيد كارهاي خود را با سرعت بسيار بيشتري به اتمام برسانيد.
‌۶) پيش از آنكه يك كتاب را به طور كامل بخوانيد، با ورق زدن و مرور سريع مطالب، سرعت خود را در ‌خواندن كتاب بالا ببريد.
‌۷) از خواندن مطالب غيرضروري خودداري كنيد. اشتراك خود را با مجله ها و روزنامه هايي كه به آنها نياز ‌نداريد قطع كنيد.
‌۸) هنگامي كه بسيار خسته ايد، به خانه آمدن و زود به رختخواب رفتن، يكي از بهترين راه هاي استفاده از وقت است.
‌۹) هر روز مقداري از وقتتان را به اين اختصاص دهيد كه در مورد هدف هاي اصلـي و واقعـي خـود و راه هـاي بهتـري كـه از طـريـق آنهـا مي توانيد روز به روز به هدف هاي خود نزديك تر شويد، فكر و تامل كنيد.
‌۱۰) رشد شخصيت ، عامل اصلي صرفه جويي در وقت است. هر قدر انسان برتري شويد با صرف وقت كمتري مي توانيد به هدف هاي خود برسيد.
‌۱۱) سعي كنيد در تنظيم وقت، ماهرانه عمل كنيد.
‌۱۲) هميشه براي انجام كارهايتان جدول زمان بندي شده داشته باشيد و تمام كارها و قرار ملاقات ها را در آن ‌بنويسيد.
‌۱۳) هر كاري كه انجام مي دهيد در واقع داريد وقتتان را مي فروشيد. آن را ارزان نفروشيد.
‌۱۴) راهكارهاي مديريت زمان ، قدرت قضاوت، پيش بيني ، اطمينان و انضباط فردي را افزايش مي دهد.
‌۱۵) مديريت زمان ( تنظيم وقت ) بيش از هر چيز نياز به انضباط فردي ، خويشتن داري و تسلط بر نفس دارد.‌


روزنامه آفتاب‌يزد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۷ - مديريت زمان :

درك ارزش وقت ، دفع آفات ، تقسيم اوقات ، نظيم در برنامه ريزي ، تصميم بر اجرا

۶

حوزه هاي مهم زندگي در مديريت زمان

در شرايط فعلي كه عموم مردم در تلاش و كوششي پيگير براي رسيدن به اهداف روزمره شان هستتند ، آنها را دچار اضطراب و ترافيك هاي ذهني زيادي مي بينيم كه يكي از مهم ترين عوامل ايجاد اين آشفتگي در بيرون فرد ، تداخل برنامه ها در درون فرد است. يعني آن كه در درجه اول فرد مسئول زندگي خانوادگي اش با زندگي كاري اش دچار تداخل و بي نظمي هر كدام بر ديگري نيز تأثير مي گذارد. در اين ميان ، مديران مسئول نيز اين بحران را بيشتر از بقيه احساس مي كنند به خصوص اگر بخواهند چندين واحد را در يك زمان مديريت كنند.
براي حل اين مسائل در هم پيچيده و آشفته مديريت و كنترل ذهن و به دنبال آن مديريت زمان نقش مهمي را ايفا مي كند.
● به منظور مديريت جامع زمان ، لازم است كه حوزه هاي مهم زندگي را تعيين كنيم. اين حوزه ها عبارتند از :
۱- خود ۲- خانواده ۳- كار ۴- عشق ۵- امور مالي ۶- اجتماع ۷- دانش
● براي خودتان نقشه هاي زماني در نظر بگيريد :
چنانچه براي هر يك از جنبه هاي زندگي در قالب يك نقشه سازمان يافته زماني برنامه ريزي كنيم تعادل خوشايندي كه بين كارهاي شخصي و شغلي به موجود مي آيد كه طبيعتاُ در اين حالت از انحام كارهاي بيهوده يا با درجه اهميت كمتر خودداري شده و به كارهاي با درجه اهميت بالاتر رسيدگي مي شود.
▪ روش تهيه نقشه شما بدين طريق است كه :
روي يك برگه كاغذ در بالاي صفحه روزهاي هفته را يادداشت كنيد و در ستون سمت راست ساعات روز را به طور عمودي درج نماييد.
شروع برنامه با بيداري و پايان آن با خواب تمام مي شود.
براي ايجاد نقشه زماني بايد فعاليت هاي موجود خود را مشخص نماييد تا امكان تحليل كردن آنها باشد. ساعات غذا خوردن ها را مشخص نماييد ، جلسات ، گرد هم آيي ها و كلاسها را بنويسيد ، بعد به مدت يك يا دو هفته به فعاليت هاي ساعت به ساعت خود توجه كنيد . اگر اين كار دشوار است به اين توجه كنيد كه در چه زماني فعاليت هايتان را تغيير مي دهيد. اگر به اين نتيجه رسيديد كه هيچ كاري بيش از چند دقيقه به طول نمي انجامد و شما به سرعت و سر وقت به كار بعدي مي رويد اين نشانه خوبي است كه به نقشه زماني احتياج دارد و از آن استفاده مطلوبي مي بريد.
اگر برنامه هايتان با هم همپوشي دارند ، مثلاً به اتفاق افراد خانواده يك فعاليت مذهبي هم انجام داده ايد يعني توانسته ايد با موفقيت چند برنامه را در هم ادغام كنيد ، هم يك فعاليت مذهبي را انجام داده ايد و هم به بعد خانوادگي توجه كرده ايد.
بعد از يك يا دو هفته به نقشه زماني كه تهيه كرده ايد نگاه كنيد تا چه اندازه متعادل است؟ مي توانيد خانه هاي زماني را رنگ آميزي كنيد. رنگ زرد براي خانواده ، آبي براي كار و ... اين گونه جواب به روشني مي بينيد و مشخص مي شود كه در چه مواردي وقت بيش از اندازه صرف مي كنيد و به چه مواردي بي توجهيد. پس از بررسي و كم و زياد كردن فعاليتها از خود مي پرسيد آيا برنامه شما متعادل است؟ چه كارهايي انجام دهم تا به تعادل در كارم برسم؟
● مديريت بحران :
اگر يك مدير بحران زده هستيد و اگر انرژي شما به طور دايم دستخوش تغيير است ، ممكن است به اين نتيجه برسيد كه تهيه نقشه زماني نمي تواند به شما كمك كند اما اين طور نيست. اگر شرايط كار شما به گونه اي است كه با عوامل غير قابل پيش بيني رو به رو هستيد ممكن است نتوانيد برنامه هاي خود را در قالب هاي وانيد مديريت بروقت خود را بهبود بخشيد .


● اين پنج گام عبارتند از :‌
▪درك ارزش وقت
▪رفع آفات
▪تقسيم اوقات
▪نظيم برنامه
▪تصميم بر اجرا
هر يك از موارد فوق مكمل مورد قبلي خود است رها كردن چند مرحله و پرداختن به يك از آنها نمي‌تواند شما را ياري دهد : بايد كوشش كنيد كه در كليه موارد موفق شويد ، تا نتيجه نهايي كسب گردد .
●درك ارزش وقت :
درك ارزش وقت ، مهمترين گام در راه بهبود مديريت وقت است . قدم نخستيني است كه اگر درست برداشته شود آگاهي براي رسيدن به مقصد را در طول مسير به فرد مي‌دهد . غفلت از ارزش زمان است كه باعث مي‌شود فرد به آفات وقت خود توجه نكند ،‌در پي تقسيم اوقات خود و برنامه ريزي در زندگي نبوده و مصمم از استفاده بهتر از وقتش نباشد .
●تقسيم اوقات :
‌تقسيم اوقات گام مهمي براي تنظيم برنامه روزانه به حساب مي‌آيد . اكثر كساني كه نمي‌توانند مديريت موفقي بر وقت خود داشته باشند ، در حقيقت قادر به تقسيم اوقات خود نيستند .
▪ در تقسيم اوقات بايد به سه اصل توجه نمود .
الف :‌تفكيك اوقات ب : اولويت بندي اقدامات ج : بهبود مدت اجرا
هر يك از موارد فوق ،‌جايگاه ويژه‌اي در مديريت وقت دارد و بايد در به كارگيري آنها دقت نمود .
● رفع آفات :
براي رفع آفاتي كه باعث اتلاف وقت مي‌شوند . بايد دو مرحله را پشت سر گذارد . اول شناسايي آفات كه از اين طريق به آفات وقت خود پي خواهيم برد . دوم : مبارزه با آفات كه راه حلهاي لازم براي رفع آفات را به ما نشان داده و عمل به آنها منجر به از بين رفتن آفات به از بين رفتن آفات وقت خواهد شد .
▪ ما به سه نوع آفات وقت روبرو هستيم :
آفات خود كه به خلقيات فردي ما بر مي‌گردد .
آفات ديگران كه به علت خلقيات ديگران و به دليل ارتباط ما با آنها بر ما تحميل مي‌شود .
آفات اتفاقات و حوادث : كه در اختيار ما نيست و گذشت روزگار بر ما تحميل مي‌كند اگر چه ممكن است بعضي از آنها به علت عدم توجه ما و يا ديگران اتفاق افتد . البته تجربه نشان داده است كه بيشترين آفات وقت براي هر فرد آفات خود است .
يكي از راههاي مناسب براي شناسايي آفات وقت ، بررسي عملكرد روزانه است . هر فرد با نوشتن اقداماتي كه در روز انجام داده است و با تجزيه و تحليل موارد براي مدت يك هفته تا يك ماه كه بستگي به ميزان گرفتاري وي به آفات وقت دارد ، مي‌تواند اشكالات موجود را بيايد
●تنظيم برنامه :
گام چهارم در بهبود مديريت وقت ، تنظيم برنامه است ” تنظيم برنامه ” در حقيقت اجرايي نمودن مديريت وقت است . عده‌اي در برابر برنامه مقاومت مي‌كنند ،‌چرا كه معتقدند برنامه‌ريزي ما را در موارد غير مترقبه در بند مي‌كشد و مسايل ناگهاني را در نظر نمي‌گيرند در حاليكه برنامه‌ريزي خوب در حقيقت نه تنها باعث دربند شدن فرد نمي‌شود ، بلكه باعث آزادي وي مي‌گردد . يك برنامه‌ريز هوشيار براي تغييرات و بحرانها و آنچه انتظار آن نمي‌رفته است ، جايي در برنامه خود در نظر مي‌گيرد . برنامه‌ريزي وقت مي‌گيرد ، وقتي كه در حقيقت باعث حفظ اوقات در دراز مدت است و كليد اصلي در بهره برداري موثر از وقت مي‌باشد .
ابتدايي ترين طريق مديريت بر وقت ،‌فهرست كردن كارهايي است كه فرد در روز بايد انجام دهد . تغييرات شرايط روحي فرد و وضعيت سلامتي وي در پيگيري برنامه نقش دارد . پس نبايد با برنامه ريزيهاي غير قابل انعطاف ، مانعي بزرگ در راه نظم اوقات خود به وجود آورد.
●تصميم بر اجرا :
براي اينكه بتوانيم اين گام نهايي را در مديريت وقت برداريد ، مي‌بايست با توجه به پنج اصل زير تصميم جدي بگيريد كه لحظه اي از كوشش براي بهبود مديريت بر وقت خود غافل نشويد .
۱- اهميت قائل شدن براي وقت
۲- كنار گذاشتن رو دربايستي‌ها و تعارف بيجا
۳- عزم بر تغيير در دراز مدت
۴- رفع اشكالات با تمرين
۵- بررسي مكرر و راهيابي


به نقل از سايت  : www.sohyle-r.com
شبكه خبري ورلد نيوز


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو 

۱۷ - مديريت زمان :

درك ارزش وقت ، دفع آفات ، تقسيم اوقات ، نظيم در برنامه ريزي ، تصميم بر اجرا

۴

دريچه اي بر مديريت زمان

زمان ارزشمندترين سرمايه موجود نزد هر فرد، گروه و سازمان است كه با ديگر سرمايه ها به هيچ عنوان قابل مقايسه نيست. اينك به نظر مي رسد تنها سرمايه دراختيار انسان زمان است وبس. زيرا توليد پول، ماشين و فناوري وحتي انسان وابسته به صرف وقت و تامين زمان است و تنها سرمايه غيرقابل خريداري و غيرقابل توليد، زمان است. (محمدتقي مشايخي - تدبير ۱۳۴ - ص ۱۰۱)


حال اين سوال مطرح است كه مديريت زمان در اين ميان چه نقشي را ايفا مي كند؟
همه مي دانند كه زمان گذراست و دراختيار ما نيست، پس مديريت اين سرمايه چه مفهومي مي تواند داشته باشد؟


به نظر مي رسد كه استفاده از واژه مديريت زمان صحيح نباشد و استفاده از برنامه ريزي زمان مطلوب تر باشد. درواقع اكثر صاحبنظران علم مديريت معتقدند كه زمــــــان اساساً اداره شدني نيست و از مديريت زمان، تعبير به مديريت بر خويشتن مي كنند و تنها به ارائه برنامه ها و طرحهايي جهت جلوگيري از اتلاف وقت اكتفا مي كنند، زمان اساساً اداره شدني نيست و خواه ناخواه زمان مي گذرد و اين ما هستيم كه بايستي از آن به خوبي استفاده كنيم. به يك تعبير، مديريت زمان درواقع همان مديريت بر خويشتن است؛ شناخت صحيح و به موقع عواملي كه وقت ما را هدر مي دهند، خيلي مهم است، زيرا بدين ترتيب راه درمان بيماري اتلاف وقت را كوتاه خواهيم كرد. (تدبير ۱۴۴ - ص ۸۳)


همه انديشمندان در كتابها و مقالات خود يك الگوي خاص و قالبي را جهت جلوگيري از هدررفتن وقت ارائه مي كنند و در اصطلاح به آن مديريت زمان مي گويند كه شامل سه اصل كلي (۱) هدف گذاري (۲) تعيين اولويتها و (۳) رعايت اولويتهاست. آنچه اين بزرگواران بيان مي كنند تنها استفاده صحيح از وقت است، نه مديريت زمان!


از شاخصه هاي مديريت، كنترل بر عوامل دخيل در آن است. نكته اي كه تصور آن درمورد زمان امري محال و غيرممكن مي نمايد.
الك مكنـــــزي در كتاب مديريت بهره وري از زمان كنتــــرل را چنين تعريف مي كند: كنترل زمان بدين معناست كه اين خود شما هستيد كه مشكل داريد نه شخص ديگري. اين به معناي آن است كه بايد با همه توان بكوشيد تا عادات جاافتاده را ترك كنيد. اين به معناي آن است كه بايد بر كششهاي منفي طبيعت انساني چيره شويد.


اين نوشته خواهان آن است كه به موضوع كنترل زمان از نظرگاهي ديگر اشاره كند و دريچه اي ديگر بر روي اين علم بگشايد زيرا به نظر مي رسد كه در سالهاي گذشته مبحث كنترل زمان در حاشيه قرار داشته است.


كنترل زمان و مديريت بر آن يعني به اختيار درآوردن بازه زماني تاثيرگذار بر يك تصميم و جداكردن آن بازه از قطار زمان، به نحوي كه گذر زمان بر آن تصميم بي اثر شود. لحظه اي كه ما توانايي آن را داشته باشيم كه تصميمات مناسبي اتخاذ يا انتخاب كنيم كه گذر زمان بر اجراي آنها بي تاثير باشد؛ ديگر زمان در كنترل ما خواهدبود و مديريت زمان معنا خواهد داشت. بـــــه ديگر سخن، مديريت زمان را مي توان اينگونه تعريف كرد:


تثبيت عامل زمان درتصميم گيريهاي آگاهانه. اگرچه اتخاذ يا انتخاب تصميمي كه به طور مطلق تاثير زمان را بر آن تصميم از بين ببرد تقريباً غيرممكن است اما مي توان بازه هاي زماني متنوعي را ايجاد كرد، در كنترل گرفت و بر آن مديريت كرد.


به عنوان مثال، اگر يك مدير باتوجه به طول دوره رشد عمر محصول توليدي؛ درصدد توليد همان محصول يا محصول جديدي با قابليتهاي بهتر برآيد و منحصر به فردي كالاي خود را حفظ كند تاثيرگذاري زمان بر محصول خويش را براي مدتي از بين برده است.


عبدالرسول درودي
ماهنامه تدبير


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو 

۱۷ - مديريت زمان :

درك ارزش وقت ، دفع آفات ، تقسيم اوقات ، نظيم در برنامه ريزي ، تصميم بر اجرا

۳

اصول عمومي مديريت زمان

۲-۴-۳) بر بهره‌ور بودن تأكيد كنيد نه مشغول بودن

تمركز بر بهره‌وري كيفيت كار و عملكرد را افزايش مي‌دهد. تهيه يك فهرست اولويت‌بندي شده از كارها به شما كمك مي‌كند كه بهره‌ور باشيد. تمركز بر انجام مهمترين كارها در ابتدا، به شما كمك مي‌كند كه كار بيشتري انجام دهيد و آنها را سر وقت انجام دهيد.

۲-۴-۴) سرعت خود را تنظيم كنيد

مهم است كه خود را براي ميزان ساعاتي كه كار مي‌كنيد تنظيم كنيد. از خود بپرسيد كه با سرعتي كه كار مي‌كنيد مي‌توانيد ادامه دهيد. خود را با تعداد ساعات زياد كار خسته نكنيد. مديريت مؤثر زمان بايد اين امكان را فراهم آورد كه بتوانيد كارهاي مورد نياز را انجام دهيد بدون اينكه نياز باشد تعداد ساعات زيادي را در دوره زماني بزرگتر مشغول باشيد.۳) مديريت زمان شخصي

مديريت زمان شخصي بخش قابل ملاحظه‌اي از زمان روزانه را صرف مي‌كند. مهارتهاي مديريت زمان شخصي در عمل داراي اشكالاتي هستند. اولويت‌بندي اهداف شخصي مي‌تواند خيلي مشكل باشد زيرا بايد نسبت به فعاليت‌هاي اولويت‌دار، در دسته دوم از اهميت قرار گيرند. اين بخش به شما كمك مي‌كند كه اهداف شخصي خود را اولويت‌بندي كنيد بطوري كه در برنامه شما قرار گيرند. شما روش «فقط بگو نه» را ياد مي‌گيريد كه به شما در سبك كردن زمانبندي كمك مي‌كند. اين بخش هم‌چنين چگونگي ايجاد وقت براي فرزندان و ديگر افراد مهم براي شما را مورد بررسي قرار مي‌دهد.

۳-۱) فقط بگو «نه»

در زندگي شخصي خود معمولاً با گفتن كلمه «نه» مشكل داريم. اين موضوع موجب بيشتر تناقضات در وقت ما مي‌شود. به خاطر اكراه طبيعي در گفتن نه، اغلب احساس تعهد نسبت به دوستان و خانواده خود داريم. آموزش به خود در استفاده از ابزار ارزشمند نه گفتن در تشخيص اهميت اولويت‌هاي شخصي ضروري است.

چندين روش براي نه گفتن به صورت غيرمستقيم وجود دارد بطوري كه دوستان و خانواده خود را نرنجانيد. يك ذهن خلاق معمولاً قادر خواهد بود از شرايطي كه با اولويت موجود وي تناقض دارند خلاصي يابد. اما عذر و بهانه هميشه ضروري نيست. اشكالي ندارد كه با افراد رو راست بود و واقعيت را گفت. به افرادي كه تقاضاي اختصاص وقت را از شما دارند بگوييد كه شما مسئوليت‌هايي به عهده داريد كه امكان برآوردن تقاضاي آنها را فراهم نمي‌آورد. شما متعجب خواهيد شد كه مي‌بينيد كه به چه سادگي روش مستقيم پذيرفته مي‌شود.

۳-۲) اهداف شخصي

۳-۲-۱) هدفگذاري كنيد

وقتي بتوانيد به صورت مؤثرتر «نه» بگوييد، وقت بيشتري براي تخصيص در دست‌يابي به اهداف شخصي خود داريد. اهداف، حوزه خيلي مهمي از مديريت زمان شخصي هستند. اهداف به ما كمك مي‌كنند كه از طريق ايجاد كار براي ما و اجازه تمركز بر تلاش‌هايمان، زندگي خود را سازماندهي كنيم. هنگام هدفگذاري خيلي مهم است آنها را واقعي و قابل دستيابي تعريف كنيم. با تنظيم اهداف از پيش،‌ به خود اجازه مي‌دهيد كه يك مسير استراتژيك به سمت دستيابي به اهداف را برنامه‌ريزي كنيد.

اهدافي تعريف كنيد كه به سادگي قابل دستيابي باشند. وقتي به اهداف تعريف شده رسيديد، براي هدفي كه مشكل‌تر است اقدام كنيد. اين فرايند را ادامه دهيد تا اينجا كه احساس كنيد كه اهداف شما نه آسان و نه دور از دسترس هستند. اين فرايند كند است اما به شما كمك مي‌كند كه ياد بگيريد چگونه به صورت موفقيت‌آميز به اهداف خود دست يابيد. نبايد انتظار داشته باشيد كه تمام انتظاراتتان يك شبه برآورده شوند چرا كه يك فرايند تدريجي است.

۳-۲-۲) اهداف خود را اولويت‌بندي كنيد

وقتي اهداف خود را تنظيم كرديد، بايد آنها را اولويت‌بندي كنيد. وقت گذاشتن و اولويت‌بندي اهداف در مديريت زمان شخصي مؤثر حياتي است. خيلي از ما از اين مرحله مي‌پريم اگر چه دوباره مجبور مي‌شويم كه برگرديم.

اهداف را به صورت روشن تعريف كنيد و مشخص كنيد كه آنها چه هستند و چه اهميتي دارند. اهدافي كه اهميت كم دارند مي‌توانند به تعويق بيافتند. اجازه دهيد اقلامي كه به توجه بيشتر نياز دارند ابتدا انجام شوند. شما مي‌توانيد يك فهرست از كارهايي كه بايد انجام دهيد تهيه كنيد و به هر يك از اقلام به نسبت اهميت عددي اختصاص دهيد يا اينكه فهرستي از اهداف اولويت‌بندي شده تهيه كنيد. پيتر دراكر مي‌گويد كه «انجام دادن كارهاي درست مهمتر از انجام درست كارهاست».

اقتصاددان ايتاليايي، ويلفردو پارتو، قانوني در اولويت‌بندي دارد. قانون پارتو مي‌گويد كه تقريباً ۸۰ درصد نتيجه مورد نظر از بيست درصد تلاش‌هايي حاصل مي‌شود كه انجام مي‌دهيم. براي اينكه كارهاي خود را به صورت مؤثر اولويت‌بندي كنيد، بايد بيست درصد مهم را جدا كنيد. وقتي كارهاي مهم تعيين شدند شما مي‌توانيد بر اقداماتي تمركز كنيد كه بيشترين نتيجه مورد نظر را حاصل مي‌كنند. هنگام تحليل چگونگي گذراندن اوقات خود (بخش ۲-۱) متوجه خواهيد شد كه خيلي از اوقات شما صرف كارهاي كوچك و ناچيز مي‌شود. به همين دليل توان شما صرف حوزه‌هاي اصلي و حياتي كه نيازمند تلاش بيشتر هستند نمي‌شود. قانون پارتو را براي اولويت‌بندي به كار بريد و خواهيد ديد كه زمان و اهداف تحقق يافته شما بيشتر خواهند شد.

۳-۳) تعلل

وقتي زمان مناسب صرف هدفگذاري و اولويت‌بندي كرديد، مي‌توانيد كارهاي مورد نياز هر روز را تعيين كنيد. اگر كارها را در زمان موعد آنها انجام ندهيد غير مؤثر عمل كرده‌ايد. تعلل چيزي است كه اكثر ما با آن درگير هستيم. اغلب نمي‌توانيم به كل نتيجه مورد نظر دست يابيم زيرا به خاطر تعلل استرس به ما چيره مي‌شود.

با تعداد زيادي از كارهاي انباشته شده بر روي هم، سخت است كه در انجام كارها تعلل نكنيم؛ خصوصاً براي كارهاي بزرگتر كه به زمان بيشتر از آنچه كه شما داريد نياز دارند.

وقتي با كار بزرگي روبرو مي‌شويد آن را به بخش‌هاي كوچكتر تقسيم كنيد. تقسيم كار به كارهاي كوچكتر اين امكان را فراهم مي‌آورد كه اجزاء كوچكتر را بدون اضطراب انجام دهيم. بزودي در خواهيد يافت كه با انجام كارهاي تقسيم شده، كل كار بزرگ انجام شده است.

۳-۴) مزاحمت كمال‌گرايي

وقتي هدفگذاري و اولويت‌بندي كرديد، بايد از چندين مسئله فرعي كه بروز مي‌كنند جلوگيري كنيد. يكي از اين مسائل تمايل شخص به كمال‌گرا بودن است. اين نوع رويكرد مي‌تواند تأثير زيادي بر مديريت زمان شخصي داشته باشد. توجه غير ضروري به جزئيات باعث مي‌شود كه ديگر كارها را به تأخير بياندازيد. ناتواني در پاداش دادن به خودمان براي كارهايي كه انجام داده‌ايم مسئله ديگري است كه با آن روبرو هستيم. وقتي كاري را انجام داديد، شما بايد به خود پاداش دهيد. پاداش دادن به خود راهي براي ايجاد تعادل بين كار و تفريح است. اگر بتوانيم ياد بگيريم كه بين كار و تفريح تعادلي برقرار كنيم زندگي سالم‌تر و شاد‌تري خواهيم داشت.

۳-۵) وقت گذاشتن براي همسر

زندگي شخصي شامل چندين حوزه متفاوت است كه بايد در نظر بگيريم. يكي از اين حوزه‌ها وقتي است كه با همسر خود مي‌گذرانيم. اين وجهي حياتي از مديريت زمان شخصي ماست زيرا خيلي از احساسات ما آن را ديكته مي‌كنند. افرادي كه وقت كافي براي همسرانشان تخصيص نمي‌دهند به خاطر دلايلي روابط خود را پرتنش درمي‌يابند كه مي‌شد از آنها جلوگيري كرد. اغلب همسر خود را در انتهاي فهرست اولويت قرار مي‌دهيم زيرا عادت كرده‌ايم فرض كنيم كه به دليل برنامه فشرده كاري، همسر ما عذر ما را مي‌پذيرد.

چندين روش براي افزايش مدت زمان بودن با همسر وجود دارد. اگر مدت زمان كافي با همسرتان نيستيد زمانهايي را براي تنها بودن با وي تخصيص دهيد و با هم براي تماشاي فيلم يا صرف شام بيرون برويد. روش ديگر رفتن به خريد با يكديگر است.

۳-۶) كارهاي مربوط به خانه

هر خانه تعداد زيادي كارهاي متفاوت دارد كه بايد انجام شوند. اين مسئوليت‌ها مي‌توانند بار زيادي بر ما وارد كنند اگر برنامه‌ريزي نشوند. با تعداد بسياري از اولويت‌ها در زندگي پيچيده امروزي، بيشتر مردم نمي‌توانند وقت اضافه براي انجام كارهاي خانه پيدا كنند. از آنجايي كه خود نمي‌توانيد همه اين كارها را انجام دهيد، اگر امكان داشته باشد آنها را به فرزندانتان تفويض كنيد.

۳-۷) وقت گذاشتن براي فرزندان

همه قبول دارند كه قراردادن فرزندان در اولويت‌هاي بالا هميشه ساده نيست. فرزندان وقت قابل ملاحظه‌اي از شما مي‌گيرند و لازم است كه ديگر اولويت‌ها را همراه با اين موضوع برنامه‌ريزي كنيد.

مي‌توانيم وقت خود را با فرزندان بگذرانيم در حاليكه به اتفاق آنها كارهاي خانه را انجام مي‌دهيم. بچه‌ها از مسئوليت لذت مي‌برند و قادرند كه برخي كارهاي خانه را انجام دهند. خيلي از مسئوليت‌هاي داخل و خارج از خانه وجود دارد كه شما به عنوان يك خانواده مي‌توانيد