مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 16585
دیروز : 40352
افراد آنلاین : 45
همه : 4385419

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۶ - ادب عذرخواهي ، هنر عذرپذيري ( ۴ )

نقش سازنده عذر خواهى و عذر پذيرى


امام على (عليه السلام ) مى فرمايد:
اعقل الناس اعذرهم للناس 1 ؛ خردمندترين مردم كسى است كه عذر ديگران پيشتر پذيرد.
ايـن كـه آدمى كارى كند كه ناچار شود، عذر بخواهد، خود يك نقص است . تا جايى كه ممكن اسـت آدمـى نـبـايـد دسـت بـه كـارى بـزنـد كـه نـاچـار بـه عـذر خـواهـى شـود ولو از آن جـا كـه انسان ممكن الخطا است هرگونه اشتباهى نسبت به ديگران ، يا نسبت به خداوند ممكن است از او سر بزند.
گاه ممكن است فرزند در برابر پدر و مادر خطايى كند يا والدين نسبت به فرزند خويش يـا كـسـى نـسـبـت بـه همسر خود يا استاد نسبت به شاگرد يا شاگرد نسبت به استاد كه شايسته نبوده و موجب رنجش و ناخشنودى گردد.
خـردمـنـدتـريـن راه بـراى جـبـران ، معذرت خواهى است كه البته همان اعتراف به خطا خود گونه اى عذر خواهى است .
چنان كه مولا على (عليه السلام ) مى فرمايد: الاقرار اعتذار 2؛ اقرار به گناه ، گونه اى عذر خواهى است .
بـه هـرحـال ، خـطـا را پـذيـرفـتـن و از طـرف مـقـابـل عـذر خـواسـتـن ، كـمـال عـقـل و خـردمـنـدى اسـت ؛ چـنـان كـه عذر را پذيرفتن و خطا را ناديده گرفتن نيز از خردمندى است .
امام على (عليه السلام ) فرمود: المعذره برهان العقل 3 ؛ عذر خواهى و عذر پذيرى دليل بر خرد است .
اعقل الناس اعذرهم للناس 4؛ خردمندترين مردم عذر پذيرترين آنان است .
اذا جنيت فاعتذره 5؛ همان دم كه به گناه مى افتى ، عذر خواهى كن .
نعم الشفيع الاعتذار 6 ؛ عذر خواهى ، خوب شفيعى است .
اهـل بـيـت (عـليـهم السلام ) در دعاهاى خويش به مردم آموخته اند كه در برابر خداوند عذر خـواهـى كـنـنـد و رحـمـت خـداونـد را بـه جـوش آورنـد؛ چـنـان كـه در دعـاى كميل آمده است : و قد اتيتك معتذرا نادما ؛ و با حال پشيمانى به عذر خواهى آمده ام .
بـنـابـر ايـن ، پس از اشتباه و خطا، بهترين راه جبران ، عذر خواهى است . ولى مهمتر از آن عـذر پـذيـرى است ، زيرا به گفته امام على (عليه السلام ) كسى كه عذر خواهى مى كند، همانند اين است كه گناهى مرتكب نشده است .
امام على (عليه السلام ) مى فرمايد: اعقل الناس اعذرهم للناس؛ خردمندترين مردم كسى است كه عذر ديگران پيشتر پذيرد
ما اذنب من اعتدر7 ؛ گويى گناه نكرده است كسى كه عذر بخواهد.
شر الناس من لا يقبل العذر و لا يقبل الذنب 8 ؛ بدترين مردم كسى است كه عذر نپذيرد و از گناه نگذرد.
ما اقبح العقوبه مع الاعتذار9 ؛ چه زشت است عقوبت كردن پس از عذر خواستن .
عـذر پـذيـرى نـه تـنها از مقام انسان نمى كاهد، بلكه نشان بزرگوارى و بلندى روح و كمال او است .
قبول عذر المجرم من مواجب الكرم و محاسن الشيم 10 ؛ پذيرفتن عذر گنهكار، نشان بزرگوارى و خلق و خوى زيبا است .
من احسن الفضل قبول عذر الجانى 11؛ از نيكوترين فضيلت ها پذيرفتن عذر خطاكار است .
نـكـتـه جـالب ديگرى است كه در اين موضوع نبايد از آن غفلت شود اين كه پذيرفتن عذر گناه كار چنان مهم است كه حضرت امير (عليه السلام ) فرمود: سعى كن عذر برادرت را بپذيرى و اگر مجرم عذرى نداشت يا عذرى نياورد، خود براى او عذرى دست و پا كن و تا جايى كه مى توانى ، او را معذور بدارى .
آرى ، از آن جـا كـه سـلامت جامعه و وحدت و صميميت ميان افراد جامعه امرى ضرورى و مورد تـاكـيـد اسـلام اسـت ، تـا راه بـراى عـفـو و گذشت و محبت باز است و با عذر خواهى و عذر پـذيـرى مى توان از مجازات و سرزنش دورى نمود و كينه ها و عقده ها را كاهش داد، راه هاى ديگر عاقلانه نيست.

1- غرر، ص 52..
2- همان ، ج 2، ص 101.
3- همان ، ص 447.
4- همان ، ص 52.
5- همان ، ص 695.
6- غرر الحكم ، ص 447.
7- همان ، ص 695.
8- غرر الحكم .
9- غرر الحكم ..
10- غرر الحكم ..
11- غرر الحكم .
12- بحار، ج 74، ص 164.


منبع : زندگى موفق رازهاى خوب زيستن ، عباس رحيمى


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

امام علي عليه السلام :

البلاغة ما سهل على المنطق و خفّ على الفطنة 

سخن رسا آن است كه به آساني بر زبان آيد و به سادگي فهميده شود .

مُعجَم الفاظ غُرَر الحِكَم و دُرَر الكَلِم : ۱۱۱

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۶ - ادب عذرخواهي ، هنر عذرپذيري ( ۳ )

روش هاي عذر خواهي
 
چه عواملي از شروع ابراز پشيماني جلوگيري مي كنند؟

بهتر است بي پرده بگوييم اغلب مردم يا دست كم بيشتر آنها راههاي مختلفي را براي شروع كردن يك معذرت خواهي را بلدند. اما چرا گاهي اين معذرت خواهي به سرانجام مطلوب نمي انجامد؟ از سوي ديگر همه روزه با تعداد زيادي از افراد مواجه هستيم كه ادعا مي كنند قادر نيستند به راحتي منظورشان را به طرف مقابل منتقل كنند و به قول معروف رابطه خوب و صميمي آنها به مرور زمان دستخوش سوء تفاهم شده و لاجرم به سردي گراييده است. سوال اساسي اينجاست كه چگونه مي توان باور داشت كه درعصر اطلاعات دنياي پهناور و دست نيافتني ديروز، در دستان قدرتمند و با كفايت اشرف مخلوقات به دهكده اي تبديل شده باشد، اما دو تن از اين انسانهاي پست مدرن نتوانند رو در روي هم و با زبان مادري حرف يكديگر را متوجه شوند؟!

اين را بهتر است معجزه قرن بيست و يكم دانست و گرنه نمي توان هيچ توجيه منطقي براي آن پيدا كرد.

● تنها ماندم

به راستي چه عاملي سبب اين همه دوري انسانها از يكديگر شده است؟

اين موضوع مورد توجه و علاقه بسياري از روانشناسان بوده و هست. آنها پاسخهاي متعددي نيز در اين مورد ارائه كرده اند كه بهترينشان را مي توان افزايش ديدگاه فردگرايي انسان دانست. براساس نظر غالب روانشناسان انسان موجودي اجتماعي است. البته هيچ كس منكر خصلتهاي منحصر به فرد او نيست اما بسياري از خصوصيات روانشناختي و مفاهيم ذهني اين انسان گوشه گير در بين همسالان، همكاران، هموطنان و خلاصه همنوعان معنا پيدا مي كند. هر چند اخلاق يك صفت فردي تلقي مي شود اما نمي توان انكار كرد كه خصوصياتي نظير شجاعت، فداكاري، عشق، صداقت و وفاداري خارج از زندگي اجتماعي انسان مصداق مشخصي ندارند.

با اين وجود انسان و خصوصا نوع غربي آن در سالهاي اخير به شدت فرد گرا شده است. بي ترديد مقداري اعتماد به نفس، استقلال و خود محوري مي تواند چاشني خوبي براي پيشرفت و خوشكوفايي باشد، اما مقدار زياد آن منجر به خودخواهي، غرور و نهايت خودشيفتگي مي شود. اينجاست كه معيارها از نفع والدين، همسر، فرزندان، همسالان، همكلاسان، همسايه ها، هم محلي ها، همشهري ها، هم كيشان و هموطنان به نفع شخص من تبديل مي شود. و اين همان آش شعله قلمكاري است كه غربيها پخته اند و حال مي خواهند در خوردنش ما را هم سهيم كنند.

اين امر باعث شده متفكرين غربي را به فكر فرو ببرد تا بلكه راه چاره اي هر چند موقتي براي آن بيابند. راه حلهايي كه شايد در نظر ما شرقي ها كه هنوز همنوعان خود را فارغ از نفع شخصي دوست داريم، كمي بچه گانه و عوامفريبانه باشد. با اين وجود خواندن و بررسي مشكلات غربي ها دست كم اين فايده را براي ما دارد كه آينده انسان خودمحور را در پيش چشمان خود ببينيم و قبل از وقوع علاجي براي آن بيانديشيم هرچند برخي متفكران وطني چندان با كلمه "قبل از وقوع" موافق نيستند.

● لغزشهاي كلامي:

لغزشهاي كلامي و شوخيهاي نيش دار و ناخواسته هر روز بين ما و آنهاييكه دوستشان داريم شكاف ايجاد مي كنند. شكافهايي كه هرچند چندان عميق نيستند كه نتوان با يك "متاسفم ساده" و يا نهايتا يك "شام فست فودي" آنها را پر كرد. اما فرويد، كه اغلب با نام پادشاه نظريه ميل جنسي در بين ما شهرت دارد، نظري كاملا جنجالي و تامل برانگيز در اين زمينه دارد. او مي گويد لغزشهاي زباني ما برخاسته از ناخودآگاه ماست. او ناخودآگاه را دنيايي مي داند كه از اميال و خواسته هاي سركوب شده ما پر شده است. خواسته هايي كه فرد به دلايل اخلاقي، منطقي و يا اجتماعي و فرهنگي از ابراز آنها منصرف شده و آنها را در ناخودآگاهش مخفي نگاه داشته است. اين دنيا هميشه تلاش مي كند به طريقي خود را به ما بشناساند اما ايگو يا همان "من" اجازه اين كار را نمي دهد. به همين دليل او براي رسيدن به اين هدف از هيچ تلاشي فروگذار نمي كند. فرويد شاهراه اين عرض اندام را "روياها يا همان خوابهاي شبانه" مي داند و پس از آن لغزشهاي فرويدي مطرح مي شود. به عبارت راحت تر اگر همسر شما اشتباها و به شوخي مي گويد: " خدا يكي و زن هم يكي يكي" و بعد سعي مي كند با خنده و شوخي حرفش را صرفا يك شوخي قلمداد كند، از نظر فرويد او در ناخودآگاهش تمايل به تجديد فراش دارد اما شايد حتي خودش هم از اين ميل دروني اش بي خبر باشد.

بنابراين فرويد اعتقاد دارد شما حق داريد از اين شوخي همسرتان ناراحت شويد اما بهتر است با اين خواسته او برخورد منطقي كنيد يعني ببينيد چرا او چنين خواسته اي دارد؟ و چگونه مي توان اين مسئله را حل كرد. شايد بهترين كار در چنين شرايطي خودكاوي دو طرفه با حمايت يك درمانگر باشد.

اما روانشناسان رفتارگرا قضيه را زياد جدي نمي گيرند و توصيه مي كنند براي پيشگيري از هرگونه سوء تفاهمي بهتر است بلافاصله از همسرتان معذرت خواهي بكنيد.

● چه جوري معذرت خواهي كنيم؟

▪ قبول مسئوليت :

قبول مسئوليت را شايد بتوان مهمترين چالش در يك معذرت خواهي ناموفق دانست. ما عادت كرده ايم بيشتر از خودمان اطرافيانمان را در تقصيراتمان مقصر بدانيم و البته با اين روش تا حد زيادي از مظان اتهام فرار كنيم اما بهتر است بدانيد اگر همسر حساسي داريد، كه اين روزها همه گير شده است، وقتي در نهايت مسئوليت اشتباهتان را به گردن نمي گيريد حتي اگر رسما در تريبون صدا و سيما هم از او معذرت خواهي كنيد|، او را آرام آرام از خودند، وقتي با شكايت مشتريان روبرو شود، با آوردن بهانه اينكه بازار كار خراب است، تنها مي خواهد بر عيب خود لاپوشي كند، در حاليكه اگر واقعيت را بگويد كه هزينه توليد جنس با درآمد آن تناسب ندارد و به ضرر اوست، شايد قابل قبول تر باشد و مشتريان با صداقت او و پذيرش دليل منطقي، دوباره از وي خريد كنند. با قبول تقصيرات و گناهانمان، مي توانيم اعمال خود را بررسي كنيم و ايرادهاي زندگيمان را تشخيص دهيم و در ادامه به تكامل فكري دست يابيم.


با بهانه تراشي ها در قصوراتمان، خيلي فرصتهايي را در زندگي مثل، افزايش عزت نفس، افتخارات و اعتماد به نفس را از دست مي دهيم. مسئوليت پذيري، قدرت و شايستگي ما را پرورش مي دهد. با انجام تعهداتمان نسبت به اطرافيان، اعتماد خود را نزد آنها افزايش مي دهيم و در نتيجه، رابطه اي مفيد و دوطرفه بين خودتان و آنها ايجاد مي كنيد و با افزايش همكاري ها در اجتماع به درجات عالي نيل پيدا كنيد.


راهكارهايي براي عذرخواهي و عدم بهانه تراشي
1-     بپذيريد كه در زندگي شكستها و موفقيت ها بستگي به خود شما دارد. انتخاب و روش زندگي شما است كه نتايج زندگي را نمايان مي سازد. ياد بگيريد از همين امروز قبول مسئوليت كنيد و به دنبال بهانه اي براي شانه خالي كردن از آن نباشيد. همانطور كه وينستن چرچيل ميگويد: "مسئوليت پذيري بهاي بزرگواريست"
2-     اشتباهات خود را توجيه نكنيد. خيلي از ما از بيان واژه ي "معذرت خواهي" خجالت مي كشيم، در مقابل سعي مي كنيم بجاي پذيرش آن، تنها ديگران را به اجبار توجيه كنيم، ( عذر بدتر از گناه آوردن!)، همچنين در چنين موقعيتهايي بر اعصاب خود مسلط باشيد، چرا كه عصبانيت، ضعف شما را نشان مي دهد، و مسلمًا ديگران مي گويند: "اگر واقعاً بي گناه هستيد چرا عصباني مي شويد"
3-      به تدريج و به دفعات، عملكرد و پيشرفت خود را بسنجيد. نتيجه مسئوليت پذيري خود را هر بار در ذهن خود مرور كنيد و مزاياي آن را در مقابل روش قبلي خود كه همان بهانه تراشي بوده، مقايسه كنيد.
4-      مهم ترين گام اين است كه عذرخواهي كنيد و از آن درس عبرت بگيريد تا ديگر اشتباه خود را تكرار نكنيد.
5-      بذرهاي موفقيت را به ترتيب زير در مزرعه زندگي خود بكاريد:
گام اول: صبوري، خوشبيني، مقاومت، 
گام دوم: نابودي بهانه تراشي، انتقاد و عيب جويي
گام سوم: مسئوليت پذيري، معتمد بودن، مصمم بودن
گام چهارم: در موقعيت هاي حساس زندگي، انعطاف پذيرباشيد، همواره لبخند بر لب و با اطمينان و قوت قلب پيش برويد.

http://www.mardoman.net/life/makingexces/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۶ - ادب عذرخواهي ، هنر عذرپذيري ( ۱ )

چگونه عذرخواهي كنيم؟

همه آدمها گاهي اوقات مرتكب اشتباه مي شوند اما همه نمي دانند چطور بايد به درستي اشتباهشان را جبران كنند.

همه مي دانيم عذرخواهي يعني چه: عذرخواهي ابراز پشيماني و گناه درمورد حرفي كه زده ايم يا كاري كه كرده ايم و باعث ناراحتي شده و تقاضاي بخشش است. اما همچنين مي دانيم كه غرورمان را زير پا گذاشتن و گفتن "معذرت مي خواهم"، كار سختي است. اگر جبران اشتباهتان يا از بين بردن تاثيرات حرفهايي كه در عصبانيت به زبان آورده ايد، برايتان سخت است، اين مقاله را حتماً بخوانيد چون به شما نشان مي دهيم كه در عين حفظ شان و غرور خود، متواضعانه عذرخواهي و طلب بخشش كنيد.

مراحل

1. مشكل را پيدا كنيد. آيا حرفي نامهربانانه بر زبان آورديد، بااينكه ممكن است راست بوده باشد؟ آيا نتوانستيد به قولي كه داده ايد عمل كنيد؟ آيا اين رنجش متعلق به گذشته بوده يا جديد است؟ اگر ندانيد براي چه بايد عذرخواهي كنيد، هيچوقت نخواهيد توانست به درستي اينكار را انجام دهيد. اگر فكر نمي كنيد كار اشتباهي انجام داده باشيد، آن احساس پشيماني و ناراحتي را به خاطر احساسي كه كسي درنتيجه كاري كه شما كرده ايد، تجربه مي كند، ابراز كنيد. با فرض اينكه اين تاثير غيرعمدي بوده است، ريشه عذرخواهي در اين است كه اثرات و عواقب كارهايي كه مي كنيد را بر فرد مقابل پيشبيني نمي كنيد و بعد مي فهميد كه اثرات مخرب آن عمل شما خيلي بيشتر از فوايد آن بوده و آنجاست كه مي خواهيد جبران كنيد.

2. مسئوليت تقصير خود را گردن بگيريد، بدون اينكه نيمي از آن را به گردن ديگران بيندازيد. بپذيريد كه قطعاً تقصير شما بوده است. عذرخواهي كه تمام و كمال نباشد درست مثل توهين است. عذرخواهي با بهانه آوردن ديگر عذرخواهي نيست. درست است كه ممكن است افراد يا چيزهايي ديگري هم در آن تقصير دست داشته باشند اما شما نمي توانيد به خاطر آنها عذرخواهي كنيد. شما بايد فقط از جانب خودتان عذر بخواهيد.

3. متوجه باشيد كه جاي هيچ بهانه اي نيست. به هيچ وجه دنبال بهانه نباشيد. عذرخواهي كردن به همراه بهانه آوردن ديگر عذرخواهي به شمار نمي رود. مسئوليت كامل كاري كه كرده ايد را بر عهده بگيريد. و اگر كسي كه از او عذرخواهي مي كنيد قبول نكرد، بدانيد كه شايسته آن نبوده است اما باز هم عذرخواهي خود را پس نگيريد و بگوييد كه معذرت مي خواهيد.

4. زمان عذرخواهي كردنتان را تعيين كنيد. گاهي اوقات بلافاصله بعد از ارتكاب يك اشتباه بهترين زمان براي عذرخواهي است و گاهي اوقات هم نه. نيش يك حرف ناراحت كننده را مي توان با يك معذرت خواهي سريع از بين برد اما ساير تقصيرات نيازمند اين است كه زماني بگذرد تا قبل از اينكه فرد مقابل بخواهد يك كلمه ديگر از دهان شما بشنود كمي آرام شده باشد. اما هرچه زودتر براي اشتباهتان عذرخواهي كنيد، تاثير گذارتر خواهد بود.

5. "معذرت مي خواهم. نبايد اين حرف را ميزدم."

عذرخواهيتان را روي كاغذ بياوريد. نامه اي براي فرد موردنظر بنويسيد و همه حرفهايي كه دوست داشتيد رو در رو به او بگوييد را در آن بنوسيد. اگر چندان با نوشتن راحت نيستيد مي توانيد صدايتان را ضبط كنيد. اينكار نه تنها به شما كمك مي كند وقتي طرفتان را ديديد يادتان بماند كه چه چيزهايي به او بگوييد، بلكه مي توانيد آنرا همراه خود آورده و اگر خجالت مي كشيد كلاماً آنرا مطرح كنيد، به طرفتان بدهيد. اما هميشه يادتان باشد كه يك عذرخواهي مستقيم و رو در رو و صادقانه هميشه بهتر است. پس سعي كنيد اينكار را رو در رو انجام دهيد چون عذرخواهي بم نامهف ايميل يا تلفن نشاندهنده عدم تلاش و اطمينان شماست.

6. با به زبان آوردن تقصير و احساسي كه ممكن است به وجود آورده باشد، شروع كنيد. خيلي دقيق اتفاق را توضيح دهيد تا طرف مقابل به درستي متوجه شود كه براي چه عذر مي خواهيد. از استفاده كلمه "اما" خودداري كنيد (مثلاً نگوييد معذرت مي خواهم اما...) چون اين كلمه نشان مي دهد كه معذرت نمي خواهيد. همچنين نگوييد كه "معذرت مي خواهم كه چنين احساسي داريد" يا "معذرت مي خواهم كه ناراحت شدي". براي كاري كه كرديد معذرت بخواهيد. اين جملات اينطور به نظر ميرسد كه انگار فرد مقابل را متهم مي كنيد و اين معذرت خواهي واقعي نيست. پس براي احساسات آنها ارزش بگذاريد و مسئوليت كار خود را قبول كنيد، درست مثل عذرخواهي هاي زير:

o        "رئيس متاسفم كه دوباره دير آمدم. مي دانم كه شيفتم 10 دقيقه پيش شروع شده بود. اميدوارم كه اين تاخيرم مشكلي برايتان به وجود نياورد."

o        "عزيزم متاسفم كه تولدت را فراموش كردم. مي دانم جاي هيچ بهانه اي نيست. اميدوارم فكر نكني كه فراموشت كردم. اجازه بده همه چيز را جبران كنم."

7. "اين يك توضيح است نه بهانه. بهانه جايي ندارد."

جبران كنيد. فكر كنيد كه چه چيز باعث شد آن كار اشتباه را انجام دهيد. آيا به خاطر اين است كه هميشه براي سر موقع رسيدن يا به خاطر سپردن روزهاي مهم تنبل هستيد؟ آيا به خاطر اين است كه عادت داريد به برخي نظرات فوراً واكنش دهيد، بدون اينكه لحظه به يك ديدگاه ديگر فكر كنيد؟ آيا به خاطر اين است كه از زندگيتان راضي نيستيد و آن را تقصير ديگران مي اندازيد؟ مشكل اصلي را پيدا كنيد و آنرا براي فرد مقابل توضيح دهيد (البته به شكل يك توضيح نه يك بهانه) و به آنها بگوييد كه براي جبران آن مشكل چه مي خواهيد بكنيد تا ديگر در آينده دوباره اتفاق نيفتد:

o        "تاريخ تولدت را به اين خاطر يادم رفت چون چند وقتي است كه سر كار خيلي استرس دارم و خيلي خودخواهم كه آن را سرت خالي كردم. از فردا ساعت كارم را كمتر مي كنم  اين باعث مي شود بتوانيم وقت بيشتري را با هم بگذرانيم."

o        "به خاطر اين ازت دور بودم و سرد شده بودم چون فكر مي كردم از اينكه كارم را از دست داده ام من را ترك مي كني. ببين اين ليست كارهايي است كه براي پيدا كردن كار مي خواهم انجام بدهم."

8. به خاطر نقشي كه در زندگيتان دارند از آنها قدرداني كنيد و تاكيد كنيد كه به هيچ وجه قصد خراب كردن رابطه را نداريد. اين همان زماني است كه براي طرفتان توضيح دهيم چه چيز اين مدت شما را به هم وصل كرده بوده و به عزيزانتان بگوييد كه واقعاً دوستشان داريد. برايشان بگوييد كه زندگيتان بدون اعتماد و همراهي آنها چقدر سخت خواهد بود.

9. از آنها يك فرصت ديگر براي جبران اشتباهتان بخواهيد. به آنها بگوييد كه خيلي دوست داريد نشانشان دهيد كه از اشتباهتان درس گرفته ايد  و براي تغيير اوضاع مي خواهيد اقدام كنيد. طلب بخشش كنيد و منتظر پاسخشان بمانيد. اينكار باعث مي شود فرد مقابل قدرت لازم براي غلبه بر موقعيت را احساس كند.

10. صبور باشيد. اگر عذرخواهيتان مقبول نشد از آنها به خاطر شنيدن حرفهايتان و اجازه دوباره براي عذرخواهي مجدد در آينده تشكر كنيد. مثلاً بگوييد كه درك مي كنيد كه هنوز از دستتان ناراحت هستند اما از اينكه اجازه عذرخواهيم بهتان دادند تشكر كنيد. و از آنها بخواهيد كه اگر نظرشان عوض شد و خواستند كه ببينندتان با شما تماس بگيرند. گاهي اوقات افراد مي خواهند كه بخشندتان اما هنوز به كمي زمان براي آرام شدن نياز دارند. اگر به اندازه كافي خوش شانس باشيد كه عذرخواهيتان پذيرفته شود:

o        از وسوسه شدن براي آوردن چند بهانه در آخر كار اجتناب كنيد. درعوض، از قبل برنامه بريزيد كه براي درآوردن از دل آنها چه كار مي خواهيد بكنيد .

o        يادتان باشد، فقط چون كسي عذرخواهي شما را قبول كرده است به اين معنا نيست كه كاملاً بخشيدتتان. ممكن است زمان ببرد، حتي زماني طولاني تا فرد دوباره به شما اعتماد كند. شما كار زيادي براي سرعت بخشيدن به اين روند نداريد. اگر فرد موردنظر واقعاً برايتان مهم است، ارزشش را دارد كه زمان لازم را به او بدهيد تا آرامتر شود. نبايد انتظار داشته باشيد كه فوراً به حالت عادي برگردند.

o        درعين حال نبايد اجازه بدهيد كه او تا آخر عمر آنرا بر سرتان بكوبد. همانطور كه شما بايد ياد بگيريد چطور عذرخواهي كنيد آنها هم بايد ياد بگيرند چطور ببخشند.

11. روي حرفتان بمانيد. اين مرحله هم مثل بقيه مرحله ها خيلي مهم است. يك عذرخواهي واقعي بايد يك تصميم را به دنبال خود داشته باشد و بايد براي جدي كردن عذرخواهيتان هميشه روي قولتان بمانيد. درغيراينصورت، عذرخواهيتان معناي خود را از دست مي دهد و اعتماد دوباره از بين مي رود.

نكات

·      درصورت امكان فرد را كناري بكشيد و تنهايي از او عذرخواهي كنيد. نه تنها اينكار احتمال تاثيرگذاشتن افراد ديگر را روي تصميم فرد كمتر مي كند، استرس و اضطراب شما را هم كمتر مي كند. اما اگر در حضور ديگران فرد را ناراحت كرده باشيد و باعث شده باشيد كه آبروي او جلوي ديگران برود، عذرخواهيتان هم بايد در ميان عموم انجام گيرد تا تاثيرگذارتر باشد.

·      از زبان بدني آرام و متواضعانه استفاده كنيد. دست به سينه ايستادن يا با انگشت اشاره كردن باعث مي شود طرفتان حالت دفاعي به خود بگيرد.

·      اگر طرف مورد نظر براي حرف زدن درمورد جبران تقصيرتان دوست داشت كه با شما صحبت كند، اين را يك فرصت عالي ببينيد. مثلاً اگر تولد همسرتان را فراموش كرده ايد، ممكن است تصميم بگيريد كه شبي ديگر را حسابي جشن بگيريد. البته اين مسئوليت را از گردنتان باز نمي كند كه مناسبت مهم بعدي را فراموش كنيد اما نشان مي دهد كه حاضري براي همسرتان وقت بگذاريد.

·      هميشه يك معذرت، معذرت ديگري را هم دنبال خود مي آورد، يا از طرف شما براي چيز ديگري كه يادتان افتاده يا از طرف مقابل. پس براي بخشيدن آماده باشيد.

·      يك عذرخواهي درست هميشه درمورد فرد آسيب ديده است. سعي كنيد عذرخواهيتان را دقيقاً روي كار اشتباهي كه انجام داده ايد و طرف مورد نظر متمركز كنيد.

·      مدام تكرار نكنيد كه طرفتان از دستتان عصباني است يا نه. اينكار باعث مي شود دوباره نظر به سمت شما اشتباهتان برگردد. يادتان باشد كه بخشيدن زمان مي برد پس صبور باشيد.

·      پس از اينكه عذرخواهي كرديد، زماني را به خودتان اختصاص دهيد و دنبال راه بهتري براي كنار آمدن با آن موقعيت باشيد. بااينكار دفعه بعدي كه موقعيتي مشابه اتفاق بيفتد، مي توانيد بسيار عاقلانه تر و درست تر رفتار كنيد تا مشكلي پيش نيايد.

هشدارها

·         گاهي اوقات تلاش براي عذرخواهي منجر به يك مشاجره ديگر مي شود. خيلي مراقب باشيد تا دوباره بحثي پيش نيايد و زخم هاي كهنه سر باز نكند.

·         اگر بخشيده شديد خيلي تعجب نكنيد.

·         هيچوقت معذرت نخواهيد مگراينكه واقعاً از ته دل بخواهيد. عذرخواهي هاي مصنوعي خيلي راحت مشخص مي شوند، پس اگر براي عذرخواهي آمادگي نداريد، آنقدر روي خودتان كار كنيد تا آمادگيش را پيدا كنيد.

·         حتي اگر فكر مي كنيد آن نيمي از آن مشكل تقصير طرف مقابلتان بوده است، در وسط عذرخواهي آن را به زبان نياوريد. حداكثر كاري كه مي كنيد اين باشد كه خيلي مختصر ذكر كنيد كه او مي تواند براي از ميان برداشتن سوءتفاهمات كمكتان كند و بعد دوباره از او عذرخواهي كنيد.

·         هيچوقت درمورد احساس بدي كه داريد حرف نزنيد. عذرخواهي درمورد گناه شما، شرمساري شما، ترس از  عدم پذيرش، اضطراب و تنهاييتان نيست، اين عذرخواهي مربوط به طرف مقابلتان است.

·         هيچوقت تصور نكنيد كه طرف آسيب ديده با طولاني كردن مدت زمان بخشيدنتان مي خواهد شما را تنبيه كند. اما مراقب علائم هشداري باشيد كه نشان مي دهد مي خواهند كينه اين مشكل را تا ابد در دلشان نگه دارند.

http://www.mardoman.net/life/appolze/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۵ - قدرت نقد و هنر انتقاد پذيري ( ۱۰ )

نقد و انتقاد پذيري، مهمترين ابزار پيشرفت جامعه 
 
 
 آنچه اساس يك نقد را تشكيل مي دهد احاطه به موضوع يا پديده ي مورد نقد ، استفاده از يك روش منطقي ، داشتن ديد همه جانبه گر و احتراز از دخالت دادن احساسها و حب و بغض هاي شخصي است . نقد ارزيابي منطقي يك اثر يا پديده است.  

آنچه اساس يك نقد را تشكيل مي دهد احاطه به موضوع يا پديده ي مورد نقد ، استفاده از يك روش منطقي ، داشتن ديد همه جانبه گر و احتراز از دخالت دادن احساسها و حب و بغض هاي شخصي است . نقد ارزيابي منطقي يك اثر يا پديده است. نقد نمودن، جدا از تعريف و تمجيد كردن ، حمله نمودن و بكار بردن كلمات عتاب آلود است. نقد يك روش بررسي آگاهانه و مدبرانه است كه حاصل آن سازندگي ، تعامل و پيشرفت بيشتر است ، نه ايجاد تنش هاي مخرب .

يكي از بزرگترين آسيب هاي اجتماعي كشور هاي توسعه نيافته ، كمبود فرهنگ نقدهاي سازنده و فرهنگ انتقاد پذيري است. بنا بر اين آنچه كه بيش از هر چيز ديگري مي تواند جامعه را به سوي سالم تر شدن و پيشرفت سريعتر هدايت كند گسترش فرهنگ انتقاد و نقد پذيري است . ما بايد افراد جامعه خود را به سويي پيش ببريم كه هميشه آماده انتقاد پذيري باشند . هنر ، اعمال و رفتار و پديده هايي كه بوجود مي آوريم هيچ وقت نمي توانند كامل و بدون نقص باشند . هميشه راهي براي تكامل خودمان و آثارمان هست . از طرفي نبايد از تمام مردم انتظار داشت همه آثار ما را بپسندند . بگذاريم ديگران هم نظرخود را بيان كنند و در ابراز آن احساس امنيت كامل داشته باشند .

نقد ابزار تعامل يك جامعه ي پوياست ، نقد مي تواند پايه پيشرفت باشد . از انتقاد نترسيم و به پيشواز آن برويم . هميشه اين را بياد داشته باشيم كه نقد پذيري به مراتب ارزشمندتر از نقد است . زيرا اين گونه بازخوردها، موجب مي شود به روش هاي نو و كامل تري براي ارائه كارها و آثارمان ، برسيم .

منتقدين محترم نيز توجه داشته باشند كه نقد با هجو ، تهمت ، حمله و ... ميانه اي ندارد و بطور كامل كارهايي كه حاصل منفي و تخريب آميز دارند، در ميدان نقد نمي گنجد .

يكي از ويژه گي هاي يك جامعه ي سالم و متمدن ، احترام به آزادي انديشه و بيان ديگران است . ما بايد بيش از پيش پذيراي عقايدي باشيم كه ممكن است با بينش و سليقه هاي شخصي ما متفاوت و مخالف باشد .

آنچه از ديد ما درست است ممكن است از باور فرد ديگري نادرست باشد . بديهي است پديد آورنده اثر چون با علاقه و جانش آن را بوجود آورده حساسيت بيشتري به اثر دارد ولي بايد وقتي با ديگران مواجه مي شويم از حساسيت خود بكاهيم و براي تعامل و تكامل بيشتر روحيه ي انتقاد پذيري و تعامل را در خود تقويت نماييم .

بسيار اتفاق مي افتد كه در خلق آثار و پديده ها اشتباهاتي مرتكب شويم. عاقلانه ترين كار اين است كه به جاي حمله به منتقد، اشتباهاتمان را اصلاح كنيم و اگر كارمان خوب و پسنديده است با برخورد منطقي و توضيحات روشن نظر منتقدين را تغيير دهيم. براي يك منتقد كم اطلاع ، يك راهنمايي صادقانه و يك آموزش آگاهانه مي تواند بهترين راهكار باشد . او را با برخوردهاي خشن از خود و جامعه نرانيم . همه به هم كمك كنيم تا

فكر ترنمش را آغاز نمايد ،

باران مهر ببارد،

عشق برويد ،

و ما در اين هواي پاك ، نفسي تازه كنيم .

چيز ديگر ماند وليكن ، گفتنش باتو روح القدس گويد ني منش
 
 
 http://www.aftabir.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۵ - قدرت نقد و هنر انتقاد پذيري ( ۹ )

روش هاي انتقاد منطقي از ديگران

1- مقدمه

هر فرد در طول حيات خود ممكن است بارها توسط ديگران مورد ارزيابي قرار گيرد. برخي از اين ارزشيابي ها داراي جنبه هاي تشويقي و برخي ديگر منتقدانه است. انتقاد از ديگران در صورتيكه هوشمندانه انجام شود آثار بسيار مفيدي خواهد داشت، درغير اين صورت ممكن است با واكنش هاي منفي مختلف مواجه شود. اين رفتار، هنري است كه بايد آموخت و بدون آگاهي از روش كاربرد آن زيان بار خواهد بود.

انتقاد درست آن است كه ضمن تاكيد بر نقاط قوت به نقاط ضعف فرد نيز اشاره كند و با ارايه راهكارهاي مناسب براي رفع آن سخن به ميان آورد. پذيرش انتقاد از ديگران بين طبقات مختلف متفاوت است. براي مثال در بيشتر مواقع انتقاد از سوي افراد يك خانواده قابليت پذيرش بيشتري در مقايسه با سايرين دارد. به طور معمول ما در برابر قضاوت افراد بيگانه آسيب پذيري بيشتري داريم.

2- انواع انتقاد

برخي از انواع انتقاد عبارتند از:

انتقاد سازنده: اين روش در بسياري موارد مي تواند جنبه اي سازنده و مثبت داشته باشد. اگر لحن انتقاد كننده دوستانه باشد بيشتر موثر واقع شده و شنونده بدون آنكه مورد حمله قرار گيرد از معايب خود مطلع مي شود. بي ترديد براي هيچكس خوشايند نيست كه بشنود «بد غذا ميخوريد» و يا «در لباس پوشيدن بد سليقه هستيد». براي آنكه انتقاد سازنده و موثر باشد منتقد بايد مواردي را رعايت كرده و پرسشهايي را مطرح كند كه هر يك از آنها در رساندن وي به هدف خود نقش مثبتي ايفا كند. اين سئوالات مي بايست محتواي اطلاعاتي را كه لازم است مبادله شوند در برگيرد. همانگونه كه گفتن و چگونه گفتن ارتباط نزديكي با هم دارند، محتوا و شيوه انتقاد نيز بر هم تاثير گذارند. در تعيين محتواي يك انتقاد بايد ابتدا از خود پرسيد كه از چه رفتاري مي خواهيم انتقاد كنيم؟ اين روش مي تواند بسيار مفيد واقع شود، زيرا از به كاربردن جملات كلي و كلمات پوچ و آزاردهنده اي چون «هميشه همين كار را مي كني»، «هيچ وقت به موقع نمي آيي» و جملاتي از اين قبيل جلوگيري مي شود. هنگامي كه انتقاد از رفتار خاصي را با قاطعيت و به طور دقيق مطرح مي كنيم براي انتقاد شونده اين امكان را فراهم مي سازيم كه منظور ما را بدرستي درك كند. انتقادي كه متوجه رفتار خاصي باشد مي تواند منجر به گفتگويي دوجانبه شود تا اينكه به بحثي مبدل شود كه حدود آن مشخص نيست.
انتقاد غيرمستقيم: انتقاد مي تواند به صورت غيرمستقيم بيان شود. براي مثال اگر طرف مقابل شما خصوصيت بدي داشته باشد، در خلال گفتگو به او بگوييد «به نظر شما آدمهايي كه داراي اين خصوصيت اخلاقي هستند، غيرقابل تحمل نيستند؟» اين شيوه انتقاد باعث مي شود كه يك حس هوشياري در وي بيدار شود و وي متوجه شود كه داراي چنين مشكلي است. حتماً اين مثل را شنيده ايد كه مي گويد «به در مي گويند تا ديوار بشنود». اين يك مثال متداول در فرهنگ ما براي ابراز همين موضوع است.
انتقاد همراه با تعريف و تمجيد: در اين روش ابتدا مي توان به تعريف و تمجيد ويژگي هاي ارزشمند فردي كه مورد انتقاد است پرداخت.براي مثال «تو دختر خيلي باهوشي هستي». پس از كاربرد يك مقدمه مناسب نظر انتقادي خود را بيان و سعي كنيد آن را در پوششي از سخنان خوب و دلپذير قرار دهيد. البته منظور شما اصلاً تملق نيست بلكه نخست خصوصيات خوب او را گوشزد كرده و بعد انتقاد خود را ابراز داشته ايد.
انتقاد تهاجمي و صريح: رك بودن نشانه صراحت و صداقت است ولي هميشه براي مخاطب خوش آيند نيست بخصوص اگر خيلي ناپخته بيان شود. اين نوع انتقاد نه تنها هيچ نوع سازندگي در بر ندارد بلكه شنونده را هم در موضع تدافعي قرار مي دهد. بهتر است كه انتقاد با بكارگيري يك سياست درست انجام شود.
محكوم كردن: گاهي بجاي انتقاد همراه با راهنمايي، انتقاد كننده مخاطب را در يك دادگاه يك طرفه محاكمه و محكوم مي كند. او به خود اين حق را مي دهد كه در مورد ديگران اظهار نظر كرده و الگوي فكري خود را به وي تحميل كند. اينگونه برخوردها نه تنها سازنده نيست، بلكه بسيار نامناسب است.
انتقاد ديرتر از موعد: اين گونه انتقادات، زماني صورت مي گيرد كه هيچ كمكي به رفع مشكل نمي كند. به عبارت ديگر زمان براي جلوگيري از خطا وجود ندارد. بر هيچ كس پوشيده نيست كه انتقاد در چنين زماني براي جلوگيري از تكرار اشتباه بوده و اگر تشخيص داده شود كه تاثيري در آينده نخواهد داشت، بهتر است هيچگاه ابراز نشود.
3- شيوه درست انتقاد كردن

رعايت نكات زير مي تواند در زمان انتقاد بسيار ياري دهنده باشد:

آيا رفتار مورد انتقاد را مي توان تغييرداد؟
آيا شخص مورد انتقاد قرار گرفته علاقمند به شنيدن آن است؟
احتمال قبولي طرف انتقاد شونده چقدر است؟
از انتقاد شونده سئوال كنيد آيا منظور شما را درك كرده است.
به فرد انتقاد شونده تفهيم كنيد كه انتقادتان بازتاب ساده عقيده شماست.
از انتقاد تحكم آميز دوري كنيد، زيرا اينگونه انتقادها بلافاصله فرد را در موضع دفاعي قرار مي دهد.
سعي كنيد انتقاد را به صورت نگرش شخصي خود به موضوع بيان كنيد و كوشش كنيد او را به شيوه نگرش خود كنجكاو كنيد.
موضوع را طولاني و انتقاد را به سخنراني تبديل نكنيد زيرا شنونده را خسته و بي حوصله مي كند.
انتقاد را در زمان و مكان مناسب ابراز كنيد نه در لحظه اي كه طرف مقابل آمادگي شنيدن آن را ندارد. اول صبر كنيد تا مخاطب در آرامش و خونسردي قرار گيرد تا ايرادي كه از او مي گيريد مؤثر واقع شود.
با توجه به سطح دانش مخاطب انتقاد را بيان كرده تا براي مخاطب قابل درك باشد. نمي توان از يك روش براي تمامي افراد استفاده كرد.
وقتي انتقاد مي كنيد كوشش كنيد بدون سوء نيت بوده و فقط به منظور كمك و راهنمايي باشد.
با مشكلات و احساسات فرد مقابل همدلي كنيد.
بهتر است انتقاد حضوري و بدون واسطه باشد و از انتقاد كردن غيرمستقيم بپرهيزيد.
براي حفظ آبروي اشخاص، از انتقاد و نصيحت كردن فرد در حضور ديگران خودداري كنيد.
چنانچه بخواهيد انتقاد شما با واكنش مثبت و سازنده اي همراه باشد بايد نشان دهيد نه تنها به آنچه گفته ايد متعهد هستيد بلكه به رفتار فرد در مقابل انتقاد خودتان نيز ارج مي نهيد.
هرگز در انتقاد، طرف مقابل را با كسي مقايسه نكنيد. مقايسه كردن باعث دلگيري مخاطب شده و ممكن است با واكنشهاي بسيار نامناسبي مواجه شويد.
اگر شخصيت و احترام مخاطب در نظر گرفته نشود نه تنها انتقاد موثر واقع نمي شود بلكه مي تواند به قطع رابطه منجر شود.
انتقاداتي به نتيجه مي رسند كه بسيار با دقت و هوشمندانه مطرح شوند و مخاطب بدون آنكه آزرده خاطر شود از معايب خود آگاه شود.
هيچگاه در انتقاد از ديگران تصور نكنيد كه آنچه نظر شماست حتماً صحيح بوده و مي بايستي شنونده بدون چون و چرا آن را بپذيرد.
4- انتقاد از همكاران

رقابت در تمامي سطوح هر سازماني وجود دارد. يكي از علل آن دستيابي به امتيازات بيشتر در مقايسه با همكاران ديگر است. اين امتيازات به صورت هاي گرفتن پاداش، ارتقاي شغلي و مواردي از اين دست است. به طور كلي هر فردي با 3 سطح در يك سازمان ارتباط دارد: سطوح زير دست، همكاران هم رديف و همكاران سطوح بالاتر. آنچه بسيار حائز اهميت است آنست كه بدانيم در هر سطحي چگونه انتقادات خود را بيان كنيم. اگر بخواهيم از يك روش براي انتقاد از افراد مختلف استفاده كنيم، يك اشتباه بزرگ مرتكب شده ايم و چنين شيوه اي داراي نتايجي بسيار ناگوار است. در بسياري از سازمانها ديده شده افرادي كه به طور كلي از ديگران به ويژه از افراد مافوق خود انتقاد مي كنند مورد بي مهري قرار گرفته و در گرفتن امتيازات و رتبه ها هميشه با مشكلات متعددي مواجه مي شوند.

بررسي روشهاي انتقاد بسيار پيچيده و داراي نكات فراواني است. انتقاد صحيح داروي تلخ ولي مفيدي است كه زماني مؤثر خواهد بود كه به موقع و درست تجويز شود، در غيراين صورت نه تنها باعث بهبودي نمي شود بلكه منجر به تشديد بيماري خواهد شد.

http://www.daneshnamah.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۵ - قدرت نقد و هنر انتقاد پذيري ( ۸ )

چگونه از ديگران انتقاد كنيم .


اگر مي خواهيد انتقاد شما سازنده و تاثيرگذار باشد، بايد تا مي توانيد از دخالت دادن خصوصيات شخصيتي فرد موردنظر در انتقاد خود خودداري كنيد.

اگر بخواهيد كمبودها و نقصهاي او را وارد جريان كنيد، تصور خواهد كرد كه قصد خوار كردن شخصيتش را داريد و توجهي به حرفها و انتقادتان نخواهد كرد، انتقاد خود را با زباني مناسب ارائه كنيد.

▪ به واقعيات مستقيماً اشاره كنيد
فايده انتقاد سازنده در مستقيم و رك و راست ارائه دادن واقعيات است. هيچ چيز سريعتر از نادرست بودن حقايق ارائه شده در انتقاد شما، آن را خراب نمي كند. يكي از بهترين راه هاي ارائه دادن حقايقي كه با بحث نمي توان آنها را مطرح كرد، از طريق انتقاد است. حقايق و واقعيات مي توانند انتقاد شما را سازنده تر سازند و به طرف مقابل اجازه نخواهد داد تا از زير آن شانه خالي كنند.

▪ احساسات خود و طرف مقابل را تحت كنترل گيريد
براي ارائه انتقادي سازنده، شما بايد احساسات غير مطمئن خود را ناديده بگيريد تا بر انتقادتان تاثير نگذارند. نبايد بگذاريد كه احساسات خودتان باعث بدنامي و بي اعتباري انتقادتان شوند. علاوه بر اين بايد توجهتان به احساسات طرف مورد انتقاد نيز باشد، تا باعث خجالت يا رنجش او نشويد. به اين توجه كنيد كه چه مي توان كرد، نه چه انجام شده به فرصت هايي براي پيشرفت و اصلاح اشاره كنيد و از بيان كمبودها و نقصان ها اجتناب كنيد. مثبت جلوه دادن انتقادتان باعث خواهد شد كه مودبانه تر و موثرتر به نظر آيد. معمولاً اگر به افراد راهكارهايي براي پيشرفت و اصلاح ارائه دهيد تاثير بيشتري بر آنها خواهيد گذاشت تااينكه فقط اشكالات كارشان را به آنها گوشزد كنيد.

▪ خود را جاي طرفتان بگذاريد
مسئله ديگري كه قبل از ارائه هر انتقادي بايد به آن توجه داشته باشيد اين است كه خود را جاي فرد موردنظر بگذاريد و ببينيد با شنيدن چنين انتقادي چه احساسي پيدا خواهيد كرد. اين در طبيعت انسانهاست كه در برابر انتقادات حالت تدافعي بگيرند، مطمئناً خود شما نيز همينطور هستيد.

▪ به جاي استفاده از نظرات شخصي، از استدلال و منطق استفاده كنيد
هر نوع انتقادي معمولاً با يك مشكل مواجه است كه مي توانيد آن را از بين ببريد، فقط بايد هميشه به خاطر داشته باشيد كه انتقاداتي كه برپايه دليل و برهان باشند كمتر مورد بحث قرار مي گيرند. دفاع در مقابل منطق و برهان براي همه دشوار است. پس به جاي دخالت دادن نظرات شخصي خودتان در يك انتقاد، بهتر است از دلايل عقلي استفاده كنيد تا تاثيرگذارتر باشد.

▪ براي جواب گرفتن بايد فرصت دهيد
بهتر است بين انتقادات خود كمي سكوت كنيد تا فرد مقابل نيز فرصت دفاع از خود را پيدا كند. بايد به او اجازه دهيد كه براي كار خود توجيه بياورد، اين كار باعث مي شود كه او توجه بيشتري به انتقادات شما ابراز كند و دست پاچه نيز نشود.

▪ همه چيز را آنطور كه هست نقد كنيد
درست است كه ارائه انتقادات سازنده باعث نمي شود كه فوراً دوستان زيادي دور و برتان جمع شود، اما حداقل باعث بيشتر شدن دشمنانتان نيز نمي شود. اگر در ارائه حقايق كاملاً بي غرض و منصف باشيد، باعث خواهد شد كه اطرافيان احترام زيادي براي شما و صحبتهايتان قائل شوند.

http://www.dayaan.com/family/success/35462-success.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۲:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۵ - قدرت نقد و هنر انتقاد پذيري ( ۷ )

چگونه انتقاد كنيم تا تاثير گذار باشد؟


روش صحيح انتقاد كردن از ديگران

توانايي بر انتقاد از ديگران  نيازمند مهارت خاصي است كه بتوانيم فرد را متوجه اشتباهش نماييم بدون آنكه او را ناراحت كنيم در غير اين صورت وقتي كسي از ما انتقاد مي­كند آزرده مي­شويم وقتي هم كه قصد داريم از كسي انتقاد كنيم از ترس اينكه طرف مقابل از ما ازرده شود از انتقاد كردن وحتي امربه معروف و نهي از منكر منصرف مي­شويم در حاليكه پيشرفت هر انساني در سايه نقد شدن ونقد كردن و بقا و ثبات زندگي اجتماعي با امر به معروف و نهي از منكر است.

 در اينجا آگاهي از شيوه هاي انتقاد و ايراد گرفتن ضروري به نظر مي آيد زيرا در بسياري از موارد ناآگاهي از اين شيوه ها باعث سوئ تفاهم ودر نهايت منجر به بحث وجدل بيهوده، نارضايتي و كينه ونفرت مي شود

 كلمه انتقاد از ريشه نقد كردن و در فارسي معادل آشكار و پديدار كردن است. در اصطلاح اين كلمه چندين كاربرد دارد. معناي مشهور و متداول آن در بين عامه مردم ايراد و اشكال گرفتن به گفتار و رفتار ديگران. مردم معمولاً‌ تمايل دارند انتقاد را به شكل منفي به كار برند و تعبير و تفسير كنند و يا به دليل منفي بودنش از انتقاد كردن خود داري نمايند. اگر چند نفر را به طور اتفاقي انتخاب كنيد و از آنان بپرسيد «معني انتقاد چيست؟» به احتمال زياد خواهند گفت: «انتقاد اظهار نظري است مخرب، تحقير‌كننده يا خصومت‌آميز كه هدفش عيبجويي است. در انتقادهاي متداول، انتقاد كننده معمولاً به شكلي غيرمنصفانه فقط روي نقاط ضعف انگشت مي‌گذارد.

اما در معناي علمي انتقاد، يعني آشكار كردن و بازگو كردن زوايا و نكات مهم در يك سخن يا نوشتار يا رفتار. به تعبير ديگر انتقاد عبارت است از انتقال اطلاعات به ديگران به نحوي كه افراد مورد انتقاد بتوانند آن را در جهت مصالح خود به كار برند و يا انتقاد وسيله اي است براي تشويق و افزايش رشد فردي و روابط اجتماعي.

 آنچه كه معمولاً ازكلمه انتقاد كردن رايج است، بيشتر به معناي نقاط ضعف و عيب يك موضوع را بيان كردن است. به طور كلي نويسندگان و اهل قلم نقد و انتقاد را به سه صورت تعبير كرده اند:

١- بيان نقاط قوت، خوب و زيباي يك موضوع و نپرداختن به اشكالات و معايب آن

٢- بيان نقاط ضعف، بد و زشت يك موضوع بدون پرداختن به محاسن و جنبه­هاي مثبت آن

٣- بيان نقاط قوت و ضعف يك موضوع به قصد اصلاح اشكالات و معايب آن

مهمترين هدف در نقد و انتقاد اصلاح كردن است ، انتقاد زماني ارزش دارد كه بوسيله آن بتوانيم گفتار و رفتار كسي را اصلاح كنيم. انتقاد شنيدن ذاتاً تلخ و گزنده است و مانند داروي تلخي است كه به مذاق شخص ناگوار و از طرف ديگر لازم و ضروري است. از زاويه ديگر انتقاد كردن آسان و انتقاد شنيدن سخت است، ولي اگر دقت كنيم انتقاد صحيح كردن نيز سخت است و نياز به مهارتهاي خاصي دارد كه اگر افراد اين مهارتها را ندانند، عملاً انتقاد آنها نه تنها اثر سازنده ندارد، بلكه باعث موضع گرفتن، كينه و دشمني بين افراد مي­شود.

بخش زيادي از كدورت­ها و نارضايتي بين افراد خانواده، دوستان، همكاران و همسايگان ناشي از ايراد و انتقادي است كه از يكديگر مي­گيرند، در حالي كه اگر افراد شيوه درست انتقاد و ايراد گرفتن را بدانند، اين كدورت­ها و دشمني­ها بوجود نمي­آيد. اگر بپذيريم شنيدن انتقاد مانند خوردن داروي تلخ است، آنگاه بايد همان كاري را كرد كه داروسازان مي­كنند، داروسازان داروهاي تلخ را در لايه­اي از مواد شيرين قرار مي­دهند تا تلخي آن كمتر در كام بيمار ريخته شده و اثرگذار شود.

در اين مقاله ما سعي داريم پاره­اي از مهمترين شرايط تاثيرگذار در يك انتقاد را بازگو كنيم.  يك انتقاد صحيح بايستي شرايط زير را داشته باشد تا بتواند ضمن آنكه تأثير گذار است، سبب ناراحتي و نارضايتي طرف مقابل هم نشود :

١- قبل از انتقاد كردن و بيان اشكالات گفتار و رفتار طرف مقابل، ابتدا مختصري از محاسن، خوبيها و توانمنديهاي او سخن بگوئيد، اين كار باعث مي­شود فرد احساس كند شما دوست او هستيد و دشمني نداريد. و در نتيجه حاضر به شنيدن سخن شما خواهد بود .

٢- مختصري از زمان­هايي كه خودتان خطا يا اشتباهي كرده­ايد سخن بگوئيد تا طرف مقابل احساس نكند قصد شما از انتقاد كردن اثبات برتري خود و ضعف طرف مقابل است. سخن گفتن از اشتباهات خود زمينه پذيرش را در طرف مقابل ايجاد مي­كند.

3- وقتي مي­خواهيد خطا و اشكال طرف مقابل را بگوئيد دقت كنيد، خطا و اشتباه را بطور مستقيم بازگو نكنيد، بلكه اين كار را غير مستقيم انجام دهيد. مثلاً بصورت سؤال مطرح كنيم كه آيا از نظر شما اين سخن يا عمل چگونه است؛ خوب يا بد؟

4- موضوعي را كه مي خواهيد از آن انتقاد كنيد تا حدامكان واضح و مشخص بيان كنيد.

٥- اجازه ندهيد گفته­هايتان از احساسات منفي شما رنگ بگيرد. مواظب باشيد صدايتان بلند و لحن كلامتان خشن و طعنه‌آميز نباشد.

٦- در مرحله چهارم مستقيم دستور ندهيم و براي اصلاح سخن يا رفتار مورد نقد به صورت دستوري تحكم نكنيم، بلكه سخن يا رفتار درست را پيشنهاد بدهيم.

٧- خيلي دقت كنيد هنگام انتقاد كردن و ايراد گرفتن، موضوع و سخن معيوب را مورد انتقاد قرار دهيد و از بد بودن آن سخن بگوئيد و هيچگاه صفت بد يا زشت يا غلط را به شخصيت خود فرد نسبت ندهيد، در واقع كار بد و ناشايست را سرزنش كنيد نه شخصيت خود فرد را.

٨- واضح و شمرده سخن بگوييد، به طوري كه طرف مقابل انتقاد شما و دليل مطرح كردن آن را بفهمد.

٩- اطمينان حاصل كنيد كه اعمال و رفتاري را كه مورد انتقاد قرار مي‌دهيد، قابل تغيير است. در غير اين‌صورت از انتقاد صرف‌نظر كنيد.

١٠- حساس باشيد كه هنگام انتقاد كردن هدف خود را گم نكنيد هدف تأثير گذاري و اصلاح كردن است. پس موضوع را كش ندهيد و انتقاد را به سخنراني يا بحث و جدل بيهوده تبديل نكنيد، در اين مسير ممكن است طرف مقابل با ابراز نارضايتي و توجيه كردن سخن خود ناخودآگاه ما را به موضع جدل بكشد و در اين جريان هدف اصلي فراموش شود و گفتگو به مسير غلط كشيده شود. در اينجاست كه شنونده بي‌حوصله مي‌شود و توجهي به آن نمي‌كند.

١١- خطا و اشتباه طرف مقابل را بگونه­اي مورد انتقاد قرار دهيم كه آن را قابل اصلاح و جبران نشان دهيم، افراط در انتقاد كردن مي­تواند به جايي برسد كه همه راهها را براي جبران خطا و اشتباه مسدود نشان دهد و فرد مرتكب خطا از اصلاح خطاي خود نااميد و مايوس شود.

١٢- براي متقاعد كردن خطا كار بودن طرف مقابل يا غلط بودن سخن و رفتار او از برچسب زدن به او خودداري كنيد، مثلاً بكار بردن عباراتي مانند: «تو هميشه خطا ميكني»، «توهيچ وقت دقت نميكني» «تو آدم سهل انگاري هستي»، تأثير گذاري انتقاد را به صفر مي رساند.

1٣- بكوشيد با پيش‌بيني واكنش‌هاي منفي شخصي كه مورد انتقاد قرار مي‌‌گيرد، از بروز آن جلوگيري كنيد. جملاتي مانند: «مي­دانم كه به من اين اجازه را مي­دهيد كه در مورد… حرف بزنم، چون معتقدم كه براي شما مفيد خواهد بود». در كاهش واكنش‌هاي منفي مؤثر مي‌باشد.

١٤- از ژست‌هاي خشم‌آلود، مانند گره كردن دست، اخم كردن، گره به ابرو انداختن و نظاير آن بپرهيزيد.

15- اگر نتيجه مثبت انتقاد خود را در رفتار انتقاد شونده مشاهده نموديد، وي را تحسين و از اينكه به سخنان شما گوش كرده است تشكر كنيد.

http://doctormortezaee.blogfa.com/post-1.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۲:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۵ - قدرت نقد و هنر انتقاد پذيري ( ۶ )

آثار مثبت انتقاد پذيري


انتقاد پذيري و انتقاد كردن مؤثر داراي اهميت زيادي براي موفقيت سازماني است.
با اشاره به روشهاي انتقاد سازنده، آمده است: اموري چون ارزشيابي عملكرد، مشاركت در تيمهاي كاري، خدمات رساني به مشتريان، كنترل كيفيت و اداره تضاد، بستگي به بكارگيري مطلوب انتقادپذيري و انتقادكردن دارد و كار پيچيده اي است.
انتقاد با ابراز احساسات درباره موضوعات پيچيده و مشكل، مي‌تواند تخريب كننده و حتي بسيار خطرناك باشد. به كارگيري ضعيف انتقاد، منجر به شكست افراد و سازمان‌ها مي‌شود؛ از سوي ديگر استفاده آگاهانه و خردمندانه از انتقاد به شكوفايي افراد و سازمان ها منجر خواهد شد.
ايجاد تحول اساسي از وضعيت انتقال منفي و غير مؤثر به وضعيت انتقال مثبت و مؤثر، دست يافتن به روحيه خونسرد و هوشيار به هنگام انتقاد كردن و مورد انتقاد قرارگرفتن، به كارگيري انتقاد براي برانگيختن، اثر بخشي، يادگيري و ايجـاد روابط مطلوب با ديگران، انتقاد از افراد قدرتمند و مافوق بدون ترس و خشم انتقاد نقش عمده در روابط اجتماعي ايفا مي كند، از انتقادها مي توان براي ايجاد تحرك در اشخاص و نفوذ در آن ها، آموزش، بيان نيازها و خواسته‌ها و يا محركي براي اصلاح و پيشرفت خود استفاده كرد.
انتقاد پذيري مؤثر نتايجي چون؛ افزايش رضايت شغلي، ايجاد روابط كاري مناسب، تقويت سلامتي فكري و روحي، ايجاد عزت نفس، افزايش سطح بهره وري و افزايش رقابت، براي تضمين موفقيت را به دنبال دارد.اگر انتقاد كننده و انتقاد شونده ميخواهند به هدف انتقاد سازنده كه همانا تغيير رفتار خاصي است دست يابند، بايد با يك ديگر همكاري كنند
انتقاد اطلاعاتي است كه مي تواند به رشد فرد كمك كند و دانش و مهارت هاي مناسب را به افراد آموزش دهد. افراد با مشاهده و درك نتايج ارزشمند انتقاد، پذيراي انتقاد مي‌شوند و يا قادر به ارائه انتقاد مي‌شوند.
محور اساسي هر انتقاد مؤثر، توجه به نقش سازندگي است، بهبود و ارتقا؛ معادل تغيير دانش، تغيير نگرش و تغيير عملكرد فردي و سازماني در جهت مثبت است. در واقع هدف انتقاد بايد اصلاح و تكامل فكر و رفتار فرد مقابل باشد.
در انتقاد، محتوا و روش نيز بايستي لحاظ شود. با نهادينه سازي اين نكته مي توان از سيستم ارزشيابي خود استفاده كرد و به اين وسيله از قدرت تفكر به شيوه‌يي غير دفاعي بهره برداري كرد.
به شايستگي‌هاي طرف مقابل توجه كنيد، بدون اين كه از كلمه «اما» استفاده كنيد. اغلب افراد براي انتقاد كردن ابتدا به بيان جنبه هاي مثبت فرد پرداخته و سپس از كلمه اما استفاده مي كنند و به بيان نقاط ضعف وي مي پردازند، در حالي كه كلمه اما حذف كننده ارزش پيام قبلي است؛ در صورتي كه اگر از حرف ربط «واو» استفاده شود، عكس اين حالت است و با جملات قبلي انسجامي به وجود مي آيد. در مجموع كلمه «واو» اثر بلند مدت و نيرومندتري را به جاي مي‌گذارد.
آن چه را كه مي خواهيد مورد انتقاد قرار دهيد به طور دقيق و شفاف بيان كنيد، صراحت كلام انتقاد را مؤثر مي‌كند.
انتقاد در زمان مناسب منجر به پذيرش آن در طرف مقابل مي‌شود. انتقاد بايستي براي عده اي بلافاصله بعد از خطا و براي عده اي ديگر با گذشت زمان انجام شود، ضمن اين كه ضروري است در هنگام خشم از افراد انتقاد نشود.
مي‌توان انتقاد را در قالب طرح يك سؤال يا مجموعه سؤالاتي عنوان كرد كه جواب آن ها به هدايت طرف مقابل براي دريافت اطلاعات دقيق و اساسي منجر مي‌شود.

http://www.tafahomnews.com/Sections-req-viewarticle-artid-2481-page-1.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۲:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۵ - قدرت نقد و هنر انتقاد پذيري ( ۵ )

واكنش صحيح در برابر انتقادات

آيا از انتقادهايي كه با آنها روبرو مي شويد به عنوان ابزاري براي هر چه غني تر و آيين مند تر شدن استفاده مي كنيد؟ و يا بالعكس واكنش غير متخصصانه از خود ...


آيا از انتقادهايي كه با آنها روبرو مي شويد به عنوان ابزاري براي هر چه غني تر و آيين مند تر شدن استفاده مي كنيد؟ و يا بالعكس واكنش غير متخصصانه از خود نشان مي دهيد؟ آيا به موقعيتي هايي كه مي توانيد به نحو احسنت از آنها براي رشد و تعالي خود استفاده كنيد به ديده ي ترديد مي نگريد؟

شكي نيست كه پذيرش و هضم انتقاد كار دشواريست، حتي اگر منتقد در نهايت حسن نيت و درستي به اظهار نظر بپردازد. قبول كردن حرف هاي كسي كه اشتباهاتتان را به شما گوشزد مي كند امر خوشايندي نخواهد بود؛ اما براي تجلي هر چه بيشتر موفقيت در جامعه، "انتقاد" بايد در ذهن افراد جا بيفتد، در روح آنها سيلان پذيرد و به عنوان پاره اي تفكيك ناپذير از بدنه ي فرهنگي جامعه درآيد.

بحث توانايي يا ناتواني يك انسان به هنگام تقابل با شايستگي هاي فردي مطرح مي گردد و ميدان اين مقابله ظرفيت "انتقاد پذيري" اوست. براي درك صحيح انتقادات، فرد ملزم به فراهم نمودن بستري مناسب است كه اگر اين فضاي مناسب پديد آيد، شخص آسانتر مي تواند روند تكاملي خود را طي نمايد و از اين بابت بايد از منتقد تشكر و قدرداني نيز بعمل آورد. اگر بتوانيد يك چنين تحولي را در سير انديشه هاي خود ايجاد كنيد، آنگاه در زندگي فردي و شغلي خود به موفقيت هاي چشمگيري دست پيدا خواهيد كرد.

تحقيقات و تفصيل هاي گسترده در حيطه ي روانشناسي حاكي از اين مطلب است كه افراد زبده در هر رشته اي ياد گرفته اند كه به انتقادات با ديدي متفاوت از آنچه افراد معمولي دارند، نگاه كنند.

اين افراد انتقاد را به مثابه يك بازخوراند ارزشمند مي پندارند و از آن به عنوان فرصتي كم نظير براي پيشرفت و ترقي استفاده مي كنند. تنها دغدغه ذهني آنها، هدفمند و نظامند كردن اموري است كه در دست اجرا دارند و نه تنها هيچ گاه با بدفهمي يا دانش ناكافي با انتقادها برخورد نمي كنند، بلكه نرمش خاصي نيز از خود نشان مي دهند.

افراد حرفه اي به جاي اينكه از انتقاد فرار كنند به آن خوش آمد مي گويند.  حتي مي توان گفت به دنبال مشاوران و مستشاراني هستند كه پيوسته پيشنهاد كننده ي انتقادات سازنده و گاه دردناك نيز باشند. آنها سپس از اين نظرها به عنوان رهنموني براي پيشرفت مداوم بهره مي جويند.

براي اينكه در زمره مجريان درجه يك قرار بگيريد لازم است تا با روي باز از اظهارنظرهاي ديگران سود ببريد. در اينجا چند گام وجود دارد كه مي توانيد با به كار گيري آنها در زندگي روزمره هم پذيرش انتقاد ها را براي خود قابل هضم تر كنيد و هم به نفع خود از آنها استفاده كنيد.

1- كليد توقف را فشار دهيد

مهم است كه بتوانيد خونسردي و آرامش خود را حفظ كنيد و حالت تدافعي و بسته به خود نگيريد. يك نفس عميق بكشيد. لازم نيست حرفي بزنيد يا كاري انجام دهيد. اين توقف كوتاه مدت نه تنها به شما كمك مي كند تا خود را موجه سازيد و آماده تان مي كند تا به حرف هاي طرف مقابل گوش دهيد بلكه نشان از توازن فردي و اعتماد به نفس شما نيز دارد. حفظ آرامش در زمان شنيدن انتقاد نشان از آن دارد كه شما بر روي خودتان كنترل داريد.

2- مغزتان را روشن و احساساتتان را خاموش كنيد

اين خيلي مهم است كه واكنش اتوماتيك احساسي خود را در مقابل انتقادها غير فعال كنيد. در غير اينصورت دستخوش احساسات شده و قادر نخواهيد بود بطور عيني از ارزش انتقاداتي كه به شما مي شود آگاه شويد. بيشتر سعي كنيد بر روي واژه ها و حقايق متمركز شويد نه احساساتي كه واژگان و عبارات در شما ايجاد مي كنند. بدون توجه به اين مطلب كه فرد مقابل با چه لحني در حال گفتگوست به خودتان بگوييد كه اين مطالب صرفاً براي ترقي شما و نه نابود كردنتان بيان مي شود.

3- به دقت گوش كنيد

مشتاقانه به حرف هاي طرف مقابل گوش دهيد. اگر شما ذهن خود را به تكذيب و رد كردن حرف هاي او مشغول كنيد، آنوقت اين امكان وجود دارد كه برخي از اطلاعات مهمي را كه مي تواند به شما كمك كند تا از اشتباهات خود در آينده  اجتناب كنيد و عملكردد دور و بر خود مي دانيد؟

در اين جا به برداشت ذهني دسته از افراد: مثبت گرا و منفي گرا نسبت به انتقاد ديگران نگاهي مي كنيم، اميدوارم با تحليل اجمالي اين دو، به خوبي روشن شود كه انتقاد پله اي است طلايي براي رسيدن به اهداف با معناي واقعي...

اصولا افراد مثبت گرا،به واسطه داشتن احساس خوشايند و ديد خوش بينانه نسبت به زندگي و آفريده هاي آن، داراي اعتماد به نفسي منطقي هستند كه آن ها را از باور اظهار نظرات منفي و باز دارنده ديگران به دور مي دارد و تنها نكات سازنده و واقعي انتقادات است كه در آن ها اثر گذاشته و تغييرشان مي دهد.

اين افراد در هر زمان از انجام اهداف و برنامه هاي خود، مشتاقانه جوياي شنيدن اظهارنظر و انتقاد اطرافيان هستند، آن ها معتقدند كه ديگران با مطرح كردن نظرات و پيشنهادات يا هرگونه انتقاد خود سعي بر بهتر كردن برنامه ها دارند. اين افراد انتقادكنندگان را دوستاني مهربان مي دانند كه با اشاره به خطاها و اشتباهات، باعث پيشرفت و موفقيت خواهند شد. آن ها به راحتي به انتقادات ديگران گوش فرا مي دهند ، جلسه پرسش و پاسخ را در كمال متانت و آرامش به كنترل مي گيرند و با روي خوش به سوالات و ابهامات پاسخ مي دهند و سوء تفاهم ها را به راحتي از ميان بر مي دارند. آن ها درخلوت خود ساعت ها در انتقادات غرق مي شوند، تمام وجوه آن ها را در نظر مي گيرند و در آخر از آن استفاده اي كاملا بهينه مي نمايند، هدف آن ها رسيدن به معناي واقعي موفقيت است، نه انجام ظاهري كار.

افراد انتقادپذير به اين فكر نمي كنند كه فرد انتقاد كننده از خود او ارشدتر باشد، موفق تر ، بزرگتر يا تحصيلكرده تر است. آن ها هر انتقادي را به نفع خود مي پذيرند ولو از يك كودك كم سن و سال باشد. آن ها در نظر ديگران افرادي منطقي، باشخصيت و باظرفيت هستند كه توانايي حل مشكلات را به خوبي دارند.

افراد منفي گرا از زمين و زمان گله دارند، به هر چيز شكاكند و همه كس را دشمن خود مي داند.

به هر اتفاقي بدبينند و باورهاي منفي خود را به اندازه چندين برابر به تصوير مي كشند. آنها به شدت از انتقاد و انتقادگر فراريند، معتقدند كه موقعيت فعلي آن ها نشان دهنده اين است كه هيچ وقت در تصميماتشان اشتباه نمي كنند و هر كاري را كه انجام داده اند درست ترين و بهترين بوده است. افراد بدبين تحمل شنيدن انتقاد ديگران را ندارند و معمولا جلسات پرسش و پاسخ را به چالش و درگيري مي كشانند كه اين امر خود عامل كاهنده اي درخصوص اعتبار و شخصيت فرد در نظر مخاطبين مي باشد و شخص بدبين بي توجه به آن عليرغم اين كه نتوانسته نظر ديگران (هرچند اشتباه) را در مورد عملكرد خود مساعد سازد، با پرخاش و درگيري باعث تضعيف افكار عمومي در رابطه با شخصيت و رفتار خود هم مي شود.

اين افراد هيچ وقت از انتقاد و مشاوره ديگران به نفع خود استفاده نمي كنند و اعتماد به نفس كاذب آنها باعث عدم رسيدن به آن چه واقعا مي توانستند باشند مي شود ، آن ها انتقاد را ابزاري مي دانند كه افراد كم بين و حسود براي خراب كردن موقعيت وي به كار مي برند و مدعيست كه هيچ يك از منتقدين نمي توانند موقعيت و شرايطي را كه او براي انجام كار دارد به درستي درك كنند و به قول معروف از بيرون گود شعار مي دهند.

اين افراد در نظر ديگران اشخاصي بي ظرفيت، پرخاشگر و غيرمنطقي هستند كه نه توانايي انجام كار را به خوبي دارند و نه اينكه مي توانند مشكلات را بدون چالش از بين ببرند.

امير دشتكيان

مردمان

http://www.mardoman.net//life/tolcrit/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۲:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۵ - قدرت نقد و هنر انتقاد پذيري ( ۳ )

چگونه انتقاد را با قدرداني پذيرا باشيم


در روز ايميل‌ها و نظرات مثبت و دلگرم‌كننده زيادي براي ما مي‌آيد كه درواقع تنها چيزي است كه ما را تشويق به ادامه راه مي‌كند. اما دركنار اين نظرات مثبت، نظرات منفي هم گاه و بيگاه برايمان مي‌آيد: انتقاداتي درمورد موضوعات و محتواي مقالاتمان.شما چطور با انتقادات ديگران برخورد مي‌كنيد؟ تصور ما بر اين است كه اولين واكنش اكثر ما دفاع از خودمان يا بدتر از آن، حمله به فرد منتقد است.و با اينحال، با اينكه انتقاد مي‌تواند ناراحت ‌كننده باشد و روحيه را ضعيف كند، اما مي‌توان از ديدگاهي مثبت هم به آن نگاه كرد: انتقاد نشانه صداقت طرف‌ مقابل است و مي‌تواند ما را به سمت عملكردي بهتر راهنمايي كند. انتقاد مي‌تواند فرصتي براي پيشرفت باشد....

اولين واكنشتان را متوقف كنيد

اگر اولين واكنشتان حمله به فرد منتقد يا حالت تدافعي گرفتن است، قبل از نشان دادن هر نوع واكنشي يك دقيقه صبر كنيد. يك نفس عميق بكشيد و كمي به آن موضوع فكر كنيد.


ما هم وقتي مورد انتقاد قرار مي‌گيريم اول كمي عصباني مي‌شويم اما به خودمان ياد داده‌ ايم همان لحظه برخورد نكنيم. مثلاً براي جواب دادن به ايميل‌ هاي انتقادي حداقل يك ساعت صبر مي‌كنيم.

اين مدت زمان سبب ميگردد قبل از واكنش اوليه، كمي به موضوع فكر كنيم. اين زمان باعث مي‌شود كمي منطق روي كار بيايد و احساسي تصميم نگيريم. نمي‌گوييم احساسات بد است اما وقتي احساسات منفي باشد، به‌جاي اينكه نفع برساند، آسيب مي‌رساند.

منفي را به مثبت تبديل كنيد

يكي از كليدهاي موفقيت در هر چيز اين است كه نكات مثبت هر چيزي كه بقيه آن را منفي مي‌بينند را ببينيد. بيماري باعث مي‌شود از برنامه ورزشيتان جا بمانيد؟ اين مي‌تواند يك استراحت خوب باشد. از كارتان خسته شده‌ ايد؟ مي‌تواند وقتي باشد براي نگرش دوباره به زندگيتان و پيدا كردن يك كار بهتر.

با انتقاد هم بايد همينطور رفتار كنيد: بايد نكات مثبت آن را ببينيد. شايد به نظر بي ‌ادبانه و توهين ‌آميز بيايد اما در اكثر انتقادات، نكته مثبتي هم وجود دارد و آن يك فيدبك صادقانه و پيشنهادي براي پيشرفت است.

مثلاً يكي از انتقاداتي كه به وبسايت ما شده بود اين است، "شما درمورد موضوعات تكراري بارها و بارها مقاله مي‌دهيد و مقالاتتان خسته‌كننده است."

اين انتقاد را مي‌توانيد اينطور بخوانيد: "بايد تنوع موضوعاتمان را بيشتر كنيم و از دريچه جديدي به موضوعات نگاه كنيم."

اين فقط يك نمونه بود. اينكار را مي‌توانيد با هر انتقادي انجام دهيد. گاهي اوقات افراد چون روز بدي را داشته ‌اند شما را با انتقاداتشان بمباران مي‌كنند اما هميشه هم اينطور نيست. گاهي در انتقادات واقعيات مثبتي نهفته است.

انتقاد را فرصتي براي پيشرفت بدانيد. بدون پيشرفت در زندگي به ركود مي‌رسيم. پيشرفت ركن حياتي زندگي است.

از منتقدتان تشكر كنيد

حتي اگر فردي با بي ‌ادبي و توهين از شما انتقاد كرد، از او تشكر كنيد. ممكن است روز بدي را داشته است يا شايد هم كلاً آدم منفي باشد. اما با همه اين حرف‌ها، رفتار و قدرداني شما آنها را خلع سلاح مي‌كند.

مي‌دانيد؟ اين عادت تشكر از منتقد در ما باعث شده كه خيلي از منتقدينمان را به خوانندگاني پر و پا قرص تبديل كنيم. همه اين به‌ خاطر يك تشكر ساده براي انتقادشان بوده است. اين تشكر براي آنها غيرقابل انتظار بوده و معمولاً نظرشان را از منفي به مثبت تبديل كرده است.

و حتي اگر منتقد تشكر شما را به طريقي مثبت دريافت نكند، باز هم براي خودتان بهتر است. اين راهي است كه به خودتان خاطرنشان كنيد انتقاد چيز خوبي برايتان بوده و بااينكار مي‌توانيد تواضع و فروتني داشته باشيد.

از انتقادات درس بگيريد

بعد از اينكه با ديدي مثبت به انتقادات نگاه كرده و از منتقدتان تشكر كرديد، سر كار قبلتان برنگرديد. بايد براي پيشرفت تلاش كنيد.

اين مسئله براي بعضي‌ها خيلي سخت است چون معمولاً تصور مي‌كنند هميشه حق با آنهاست. اما هيچ ‌كس نيست كه هميشه حق با او باشد. درواقع ممكن است شما اشتباه كرده باشيد و حق با فرد منتقد باشد. پس بايد ببينيد كه آيا مي‌توانيد چيزي را در خودتان طوري تغيير دهيد كه به سمت مثبت برود.

بعد زمان ايجاد تغيير است.

ما وقتي ايميل‌هايي دريافت مي‌كنيم كه مثلاً فلان مقاله‌ مان به اندازه كافي خوب نيست تلاش مي‌كنيم كه براي موضوع بعدي تلافي كنيم و موضوع و مقاله بهتري ارائه دهيم.

شما بايد فرد بهتري باشيد

خيلي وقت‌ها انتقاد را يك حمله شخصي و توهين تصور مي‌كنيم. اما اينطور نيست. البته ممكن است گاهي اينطور باشد ولي نبايد آنرا اينطور قلمداد كنيم. انتقاد را بايد انتقاد بر رفتارمان تلقي كنيم نه انتقاد بر خودمان بعنوان يك شخص. اگر اينكار را بكنيد، ديگر احساسي به آن انتقاد نگاه نخواهيد كرد و نكات مثبت آن را خواهيد ديد.

اما كاري كه اكثر ما مي‌كنيم اين است كه انتقاد را يك حمله شخصي تصور كرده و با حمله به آن واكنش مي‌دهيم. "من اجازه نمي دهم كسي با من اينطور حرف بزند." مخصوصاً اگر اين انتقاد در جمع صورت گرفته باشد، مثلاً در نظرات مربوط به يك مقاله. بايد از خودتان دفاع كنيد و به فرد حمله ‌كننده حمله كنيد، درست است؟

نه كاملاً اشتباه است. با حمله به فرد مهاجم شما به سطح آن فرد نزول خواهيد كرد. حتي اگر آن فرد واقعاً بي ‌ادبي و توهين كرده باشد، شما نبايد همانطور به او پاسخ دهيد. شما هم نبايد همان گناهان را انجام دهيد.

شما بايد فرد بهتري باشيد.

اگر بتوانيد در برابر آن حمله آرامش خود را حفظ كنيد و با ادب و احترام به آن انتقاد واكنش دهيد، آنوقت مي‌توانيد فرد بهتري باشيد. و اين كار دو فايده دارد:

ديگران تحسينتان خواهند كرد و فكر بهتري درمورد شما مي‌كنند. مخصوصاً اگر واكنشتان مثبت باشد و خيلي خوب با انتقاد برخورد كرده باشيد.
خودتان احساس بهتري نسبت به خودتان پيدا مي‌كنيد. با شركت در يك حمله شخصي خودمان را زشت جلوه خواهيم داد اما اگر بتوانيم خودمان را بالاتر از آن سطح نگه داريم، حس خوبي نسبت به آنچه هستيم پيدا مي‌كنيم. و اين بهترين و بالاترين فايده است.
چطور مي‌توانيد خودتان را بالاتر از آن حمله نگه داريد و فرد بهتري باشيد؟ با جدا كردن خود از آن انتقاد و نگاه كردن به رفتاري كه مورد انتقاد قرار گرفته است. با داشتن نگرش مثبت به آن انتقاد و سعي در پيشرفت. با تشكر و قدرداني از فرد منتقد و ارائه يك واكنش مثبت به انتقاد.

مردمان

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۲:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازار