مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3312
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 9
همه : 5159701

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۶ - ادب عذرخواهي ، هنر عذرپذيري ( ۳ )

روش هاي عذر خواهي
 
چه عواملي از شروع ابراز پشيماني جلوگيري مي كنند؟

بهتر است بي پرده بگوييم اغلب مردم يا دست كم بيشتر آنها راههاي مختلفي را براي شروع كردن يك معذرت خواهي را بلدند. اما چرا گاهي اين معذرت خواهي به سرانجام مطلوب نمي انجامد؟ از سوي ديگر همه روزه با تعداد زيادي از افراد مواجه هستيم كه ادعا مي كنند قادر نيستند به راحتي منظورشان را به طرف مقابل منتقل كنند و به قول معروف رابطه خوب و صميمي آنها به مرور زمان دستخوش سوء تفاهم شده و لاجرم به سردي گراييده است. سوال اساسي اينجاست كه چگونه مي توان باور داشت كه درعصر اطلاعات دنياي پهناور و دست نيافتني ديروز، در دستان قدرتمند و با كفايت اشرف مخلوقات به دهكده اي تبديل شده باشد، اما دو تن از اين انسانهاي پست مدرن نتوانند رو در روي هم و با زبان مادري حرف يكديگر را متوجه شوند؟!

اين را بهتر است معجزه قرن بيست و يكم دانست و گرنه نمي توان هيچ توجيه منطقي براي آن پيدا كرد.

● تنها ماندم

به راستي چه عاملي سبب اين همه دوري انسانها از يكديگر شده است؟

اين موضوع مورد توجه و علاقه بسياري از روانشناسان بوده و هست. آنها پاسخهاي متعددي نيز در اين مورد ارائه كرده اند كه بهترينشان را مي توان افزايش ديدگاه فردگرايي انسان دانست. براساس نظر غالب روانشناسان انسان موجودي اجتماعي است. البته هيچ كس منكر خصلتهاي منحصر به فرد او نيست اما بسياري از خصوصيات روانشناختي و مفاهيم ذهني اين انسان گوشه گير در بين همسالان، همكاران، هموطنان و خلاصه همنوعان معنا پيدا مي كند. هر چند اخلاق يك صفت فردي تلقي مي شود اما نمي توان انكار كرد كه خصوصياتي نظير شجاعت، فداكاري، عشق، صداقت و وفاداري خارج از زندگي اجتماعي انسان مصداق مشخصي ندارند.

با اين وجود انسان و خصوصا نوع غربي آن در سالهاي اخير به شدت فرد گرا شده است. بي ترديد مقداري اعتماد به نفس، استقلال و خود محوري مي تواند چاشني خوبي براي پيشرفت و خوشكوفايي باشد، اما مقدار زياد آن منجر به خودخواهي، غرور و نهايت خودشيفتگي مي شود. اينجاست كه معيارها از نفع والدين، همسر، فرزندان، همسالان، همكلاسان، همسايه ها، هم محلي ها، همشهري ها، هم كيشان و هموطنان به نفع شخص من تبديل مي شود. و اين همان آش شعله قلمكاري است كه غربيها پخته اند و حال مي خواهند در خوردنش ما را هم سهيم كنند.

اين امر باعث شده متفكرين غربي را به فكر فرو ببرد تا بلكه راه چاره اي هر چند موقتي براي آن بيابند. راه حلهايي كه شايد در نظر ما شرقي ها كه هنوز همنوعان خود را فارغ از نفع شخصي دوست داريم، كمي بچه گانه و عوامفريبانه باشد. با اين وجود خواندن و بررسي مشكلات غربي ها دست كم اين فايده را براي ما دارد كه آينده انسان خودمحور را در پيش چشمان خود ببينيم و قبل از وقوع علاجي براي آن بيانديشيم هرچند برخي متفكران وطني چندان با كلمه "قبل از وقوع" موافق نيستند.

● لغزشهاي كلامي:

لغزشهاي كلامي و شوخيهاي نيش دار و ناخواسته هر روز بين ما و آنهاييكه دوستشان داريم شكاف ايجاد مي كنند. شكافهايي كه هرچند چندان عميق نيستند كه نتوان با يك "متاسفم ساده" و يا نهايتا يك "شام فست فودي" آنها را پر كرد. اما فرويد، كه اغلب با نام پادشاه نظريه ميل جنسي در بين ما شهرت دارد، نظري كاملا جنجالي و تامل برانگيز در اين زمينه دارد. او مي گويد لغزشهاي زباني ما برخاسته از ناخودآگاه ماست. او ناخودآگاه را دنيايي مي داند كه از اميال و خواسته هاي سركوب شده ما پر شده است. خواسته هايي كه فرد به دلايل اخلاقي، منطقي و يا اجتماعي و فرهنگي از ابراز آنها منصرف شده و آنها را در ناخودآگاهش مخفي نگاه داشته است. اين دنيا هميشه تلاش مي كند به طريقي خود را به ما بشناساند اما ايگو يا همان "من" اجازه اين كار را نمي دهد. به همين دليل او براي رسيدن به اين هدف از هيچ تلاشي فروگذار نمي كند. فرويد شاهراه اين عرض اندام را "روياها يا همان خوابهاي شبانه" مي داند و پس از آن لغزشهاي فرويدي مطرح مي شود. به عبارت راحت تر اگر همسر شما اشتباها و به شوخي مي گويد: " خدا يكي و زن هم يكي يكي" و بعد سعي مي كند با خنده و شوخي حرفش را صرفا يك شوخي قلمداد كند، از نظر فرويد او در ناخودآگاهش تمايل به تجديد فراش دارد اما شايد حتي خودش هم از اين ميل دروني اش بي خبر باشد.

بنابراين فرويد اعتقاد دارد شما حق داريد از اين شوخي همسرتان ناراحت شويد اما بهتر است با اين خواسته او برخورد منطقي كنيد يعني ببينيد چرا او چنين خواسته اي دارد؟ و چگونه مي توان اين مسئله را حل كرد. شايد بهترين كار در چنين شرايطي خودكاوي دو طرفه با حمايت يك درمانگر باشد.

اما روانشناسان رفتارگرا قضيه را زياد جدي نمي گيرند و توصيه مي كنند براي پيشگيري از هرگونه سوء تفاهمي بهتر است بلافاصله از همسرتان معذرت خواهي بكنيد.

● چه جوري معذرت خواهي كنيم؟

▪ قبول مسئوليت :

قبول مسئوليت را شايد بتوان مهمترين چالش در يك معذرت خواهي ناموفق دانست. ما عادت كرده ايم بيشتر از خودمان اطرافيانمان را در تقصيراتمان مقصر بدانيم و البته با اين روش تا حد زيادي از مظان اتهام فرار كنيم اما بهتر است بدانيد اگر همسر حساسي داريد، كه اين روزها همه گير شده است، وقتي در نهايت مسئوليت اشتباهتان را به گردن نمي گيريد حتي اگر رسما در تريبون صدا و سيما هم از او معذرت خواهي كنيد|، او را آرام آرام از خود مايوس كرده ايد.

▪ توضيح بده:

در مورد اشتباهتان توضيح دهيد و نگران نباشد كه نكند با اين كار به عزت نفستان لطمه اي وارد شود. اما بهتر است به جاي لفاظي در مورد شرايط غير قابل كنترل محيط بيرون سري هم به درون خودتان بزنيد و از فرايند شكل گيري اين تصميم اشتباه و به دنبال آن پشيماني از كرده و تلاش براي جبران آن هم چيزهايي به همسرتان بگوييد تا او را نيز در احساس خود شريك بدانيد و مطمئن باشيد كه حكما بيراه نفرموده اند كه:

"حرفي كه از دل آيد لاجرم بر دل نشيند."

اين نوع گفتمان دست كم اين فايده را دارد كه همسر شما به صداقت شما پي مي برد و اگر نيمچه عشقي هنوز بينتان باقي مانده او هم براي شما ارزش قائل شده و شكستن غرور شما را بر نمي تابد و راضي نمي شود شما به خاطر اين اشتباه بيش از اين سرزش شويد.

▪ معذرت خواهي معامله نيست.

بعضي ها فكر مي كنند اگر در حين معذرت خواهي كمي از تقصيرات را هم به گردن ديگري بياندازند، بار گناهشان سبك شده و طرف مقابل راضي به معامله با او مي شود. بهتر است به اين گونه دوستان بگوييم اگر ترجيح مي دهيد دوباره و دوباره مجبور نشويبجاي پذيرش آن، تنها ديگران را به اجبار توجيه كنيم، ( عذر بدتر از گناه آوردن!)، همچنين در چنين موقعيتهايي بر اعصاب خود مسلط باشيد، چرا كه عصبانيت، ضعف شما را نشان مي دهد، و مسلمًا ديگران مي گويند: "اگر واقعاً بي گناه هستيد چرا عصباني مي شويد"
3-      به تدريج و به دفعات، عملكرد و پيشرفت خود را بسنجيد. نتيجه مسئوليت پذيري خود را هر بار در ذهن خود مرور كنيد و مزاياي آن را در مقابل روش قبلي خود كه همان بهانه تراشي بوده، مقايسه كنيد.
4-      مهم ترين گام اين است كه عذرخواهي كنيد و از آن درس عبرت بگيريد تا ديگر اشتباه خود را تكرار نكنيد.
5-      بذرهاي موفقيت را به ترتيب زير در مزرعه زندگي خود بكاريد:
گام اول: صبوري، خوشبيني، مقاومت، 
گام دوم: نابودي بهانه تراشي، انتقاد و عيب جويي
گام سوم: مسئوليت پذيري، معتمد بودن، مصمم بودن
گام چهارم: در موقعيت هاي حساس زندگي، انعطاف پذيرباشيد، همواره لبخند بر لب و با اطمينان و قوت قلب پيش برويد.

http://www.mardoman.net/life/makingexces/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۶ - ادب عذرخواهي ، هنر عذرپذيري ( ۱ )

چگونه عذرخواهي كنيم؟

همه آدمها گاهي اوقات مرتكب اشتباه مي شوند اما همه نمي دانند چطور بايد به درستي اشتباهشان را جبران كنند.

همه مي دانيم عذرخواهي يعني چه: عذرخواهي ابراز پشيماني و گناه درمورد حرفي كه زده ايم يا كاري كه كرده ايم و باعث ناراحتي شده و تقاضاي بخشش است. اما همچنين مي دانيم كه غرورمان را زير پا گذاشتن و گفتن "معذرت مي خواهم"، كار سختي است. اگر جبران اشتباهتان يا از بين بردن تاثيرات حرفهايي كه در عصبانيت به زبان آورده ايد، برايتان سخت است، اين مقاله را حتماً بخوانيد چون به شما نشان مي دهيم كه در عين حفظ شان و غرور خود، متواضعانه عذرخواهي و طلب بخشش كنيد.

مراحل

1. مشكل را پيدا كنيد. آيا حرفي نامهربانانه بر زبان آورديد، بااينكه ممكن است راست بوده باشد؟ آيا نتوانستيد به قولي كه داده ايد عمل كنيد؟ آيا اين رنجش متعلق به گذشته بوده يا جديد است؟ اگر ندانيد براي چه بايد عذرخواهي كنيد، هيچوقت نخواهيد توانست به درستي اينكار را انجام دهيد. اگر فكر نمي كنيد كار اشتباهي انجام داده باشيد، آن احساس پشيماني و ناراحتي را به خاطر احساسي كه كسي درنتيجه كاري كه شما كرده ايد، تجربه مي كند، ابراز كنيد. با فرض اينكه اين تاثير غيرعمدي بوده است، ريشه عذرخواهي در اين است كه اثرات و عواقب كارهايي كه مي كنيد را بر فرد مقابل پيشبيني نمي كنيد و بعد مي فهميد كه اثرات مخرب آن عمل شما خيلي بيشتر از فوايد آن بوده و آنجاست كه مي خواهيد جبران كنيد.

2. مسئوليت تقصير خود را گردن بگيريد، بدون اينكه نيمي از آن را به گردن ديگران بيندازيد. بپذيريد كه قطعاً تقصير شما بوده است. عذرخواهي كه تمام و كمال نباشد درست مثل توهين است. عذرخواهي با بهانه آوردن ديگر عذرخواهي نيست. درست است كه ممكن است افراد يا چيزهايي ديگري هم در آن تقصير دست داشته باشند اما شما نمي توانيد به خاطر آنها عذرخواهي كنيد. شما بايد فقط از جانب خودتان عذر بخواهيد.

3. متوجه باشيد كه جاي هيچ بهانه اي نيست. به هيچ وجه دنبال بهانه نباشيد. عذرخواهي كردن به همراه بهانه آوردن ديگر عذرخواهي به شمار نمي رود. مسئوليت كامل كاري كه كرده ايد را بر عهده بگيريد. و اگر كسي كه از او عذرخواهي مي كنيد قبول نكرد، بدانيد كه شايسته آن نبوده است اما باز هم عذرخواهي خود را پس نگيريد و بگوييد كه معذرت مي خواهيد.

4. زمان عذرخواهي كردنتان را تعيين كنيد. گاهي اوقات بلافاصله بعد از ارتكاب يك اشتباه بهترين زمان براي عذرخواهي است و گاهي اوقات هم نه. نيش يك حرف ناراحت كننده را مي توان با يك معذرت خواهي سريع از بين برد اما ساير تقصيرات نيازمند اين است كه زماني بگذرد تا قبل از اينكه فرد مقابل بخواهد يك كلمه ديگر از دهان شما بشنود كمي آرام شده باشد. اما هرچه زودتر براي اشتباهتان عذرخواهي كنيد، تاثير گذارتر خواهد بود.

5. "معذرت مي خواهم. نبايد اين حرف را ميزدم."

عذرخواهيتان را روي كاغذ بياوريد. نامه اي براي فرد موردنظر بنويسيد و همه حرفهايي كه دوست داشتيد رو در رو به او بگوييد را در آن بنوسيد. اگر چندان با نوشتن راحت نيستيد مي توانيد صدايتان را ضبط كنيد. اينكار نه تنها به شما كمك مي كند وقتي طرفتان را ديديد يادتان بماند كه چه چيزهايي به او بگوييد، بلكه مي توانيد آنرا همراه خود آورده و اگر خجالت مي كشيد كلاماً آنرا مطرح كنيد، به طرفتان بدهيد. اما هميشه يادتان باشد كه يك عذرخواهي مستقيم و رو در رو و صادقانه هميشه بهتر است. پس سعي كنيد اينكار را رو در رو انجام دهيد چون عذرخواهي بم نامهف ايميل يا تلفن نشاندهنده عدم تلاش و اطمينان شماست.

6. با به زبان آوردن تقصير و احساسي كه ممكن است به وجود آورده باشد، شروع كنيد. خيلي دقيق اتفاق را توضيح دهيد تا طرف مقابل به درستي متوجه شود كه براي چه عذر مي خواهيد. از استفاده كلمه "اما" خودداري كنيد (مثلاً نگوييد معذرت مي خواهم اما...) چون اين كلمه نشان مي دهد كه معذرت نمي خواهيد. همچنين نگوييد كه "معذرت مي خواهم كه چنين احساسي داريد" يا "معذرت مي خواهم كه ناراحت شدي". براي كاري كه كرديد معذرت بخواهيد. اين جملات اينطور به نظر ميرسد كه انگار فرد مقابل را متهم مي كنيد و اين معذرت خواهي واقعي نيست. پس براي احساسات آنها ارزش بگذاريد و مسئوليت كار خود را قبول كنيد، درست مثل عذرخواهي هاي زير:

o        "رئيس متاسفم كه دوباره دير آمدم. مي دانم كه شيفتم 10 دقيقه پيش شروع شده بود. اميدوارم كه اين تاخيرم مشكلي برايتان به وجود نياورد."

o        "عزيزم متاسفم كه تولدت را فراموش كردم. مي دانم جاي هيچ بهانه اي نيست. اميدوارم فكر نكني كه فراموشت كردم. اجازه بده همه چيز را جبران كنم."

7. "اين يك توضيح است نه بهانه. بهانه جايي ندارد."

جبران كنيد. فكر كنيد كه چه چيز باعث شد آن كار اشتباه را انجام دهيد. آيا به خاطر اين است كه هميشه براي سر موقع رسيدن يا به خاطر سپردن روزهاي مهم تنبل هستيد؟ آيا به خاطر اين است كه عادت داريد به برخي نظرات فوراً واكنش دهيد، بدون اينكه لحظه به يك ديدگاه ديگر فكر كنيد؟ آيا به خاطر اين است كه از زندگيتان راضي نيستيد و آن را تقصير ديگران مي اندازيد؟ مشكل اصلي را پيدا كنيد و آنرا براي فرد مقابل توضيح دهيد (البته به شكل يك توضيح نه يك بهانه) و به آنها بگوييد كه براي جبران آن مشكل چه مي خواهيد بكنيد تا ديگر در آينده دوباره اتفاق نيفتد:

o        "تاريخ تولدت را به اين خاطر يادم رفت چون چند وقتي است كه سر كار خيلي استرس دارم و خيلي خودخواهم كه آن را سرت خالي كردم. از فردا ساعت كارم را كمتر مي كنم  اين باعث مي شود بتوانيم وقت بيشتري را با هم بگذرانيم."

o        "به خاطر اين ازت دور بودم و سرد شده بودم چون فكر مي كردم از اينكه كارم را از دست داده ام من را ترك مي كني. ببين اين ليست كارهايي است كه براي پيدا كردن كار مي خواهم انجام بدهم."

8. به خاطر نقشي كه در زندگيتان دارند از آنها قدرداني كنيد و تاكيد كنيد كه به هيچ وجه قصد خراب كردن رابطه را نداريد. اين همان زماني است كه براي طرفتان توضيح دهيم چه چيز اين مدت شما را به هم وصل كرده بوده و به عزيزانتان بگوييد كه واقعاً دوستشان داريد. برايشان بگوييد كه زندگيتان بدون اعتماد و همراهي آنها چقدر سخت خواهد بود.

9. از آنها يك فرصت ديگر براي جبران اشتباهتان بخواهيد. به آنها بگوييد كه خيلي دوست داريد نشانشان دهيد كه از اشتباهتان درس گرفته ايد  و براي تغيير اوضاع مي خواهيد اقدام كنيد. طلب بخشش كنيد و منتظر پاسخشان بمانيد. اينكار باعث مي شود فرد مقابل قدرت لازم براي غلبه بر موقعيت را احساس كند.

10. صبور باشيد. اگر عذرخواهيتان مقبول نشد از آنها به خاطر شنيدن حرفهايتان و اجازه دوباره براي عذرخواهي مجدد در آينده تشكر كنيد. مثلاً بگوييد كه درك مي كنيد كه هنوز از دستتان ناراحت هستند اما از اينكه اجازه عذرخواهيم بهتان دادند تشكر كنيد. و از آنها بخواهيد كه اگر نظرشان عوض شد و خواستند كه ببينندتان با شما تماس بگيرند. گاهي اوقات افراد مي خواهند كه بخشندتان اما هنوز به كمي زمان براي آرام شدن نياز دارند. اگر به اندازه كافي خوش شانس باشيد كه عذرخواهيتان پذيرفته شود:

o        از وسوسه شدن براي آوردن چند بهانه در آخر كار اجتناب كنيد. درعوض، از قبل برنامه بريزيد كه براي درآوردن از دل آنها چه كار مي خواهيد بكنيد .

o        يادتان باشد، فقط چون كسي عذرخواهي شما را قبول كرده است به اين معنا نيست كه كاملاً بخشيدتتان. ممكن است زمان ببرد، حتي زماني طولاني تا فرد دوباره به شما اعتماد كند. شما كار زيادي براي سرعت بخشيدن به اين روند نداريد. اگر فرد موردنظر واقعاً برايتان مهم است، ارزشش را دارد كه زمان لازم را به او بدهيد تا آرامتر شود. نبايد انتظار داشته باشيد كه فوراً به حالت عادي برگردند.

o        درعين حال نبايد اجازه بدهيد كه او تا آخر عمر آنرا بر سرتان بكوبد. همانطور كه شما بايد ياد بگيريد چطور عذرخواهي كنيد آنها هم بايد ياد بگيرند چطور ببخشند.

11. روي حرفتان بمانيد. اين مرحله هم مثل بقيه مرحله ها خيلي مهم است. يك عذرخواهي واقعي بايد يك تصميم را به دنبال خود داشته باشد و بايد براي جدي كردن عذرخواهيتان هميشه روي قولتان بمانيد. درغيراينصورت، عذرخواهيتان معناي خود را از دست مي دهد و اعتماد دوباره از بين مي رود.

نكات

·      درصورت امكان فرد را كناري بكشيد و تنهايي از او عذرخواهي كنيد. نه تنها اينكار احتمال تاثيرگذاشتن افراد ديگر را روي تصميم فرد كمتر مي كند، استرس و اضطراب شما را هم كمتر مي كند. اما اگر در حضور ديگران فرد را ناراحت كرده باشيد و باعث شده باشيد كه آبروي او جلوي ديگران برود، عذرخواهيتان هم بايد در ميان عموم انجام گيرد تا تاثيرگذارتر باشد.

·      از زبان بدني آرام و متواضعانه استفاده كنيد. دست به سينه ايستادن يا با انگشت اشاره كردن باعث مي شود طرفتان حالت دفاعي به خود بگيرد.

·      اگر طرف مورد نظر براي حرف زدن درمورد جبران تقصيرتان دوست داشت كه با شما صحبت كند، اين را يك فرصت عالي ببينيد. مثلاً اگر تولد همسرتان را فراموش كرده ايد، ممكن است تصميم بگيريد كه شبي ديگر را حسابي جشن بگيريد. البته اين مسئوليت را از گردنتان باز نمي كند كه مناسبت مهم بعدي را فراموش كنيد اما نشان مي دهد كه حاضري براي همسرتان وقت بگذاريد.

·      هميشه يك معذرت، معذرت ديگري را هم دنبال خود مي آورد، يا از طرف شما براي چيز ديگري كه يادتان افتاده يا از طرف مقابل. پس براي بخشيدن آماده باشيد.

·      يك عذرخواهي درست هميشه درمورد فرد آسيب ديده است. سعي كنيد عذرخواهيتان را دقيقاً روي كار اشتباهي كه انجام داده ايد و طرف مورد نظر متمركز كنيد.

·      مدام تكرار نكنيد كه طرفتان از دستتان عصباني است يا نه. اينكار باعث مي شود دوباره نظر به سمت شما اشتباهتان برگردد. يادتان باشد كه بخشيدن زمان مي برد پس صبور باشيد.

·      پس از اينكه عذرخواهي كرديد، زماني را به خودتان اختصاص دهيد و دنبال راه بهتري براي كنار آمدن با آن موقعيت باشيد. بااينكار دفعه بعدي كه موقعيتي مشابه اتفاق بيفتد، مي توانيد بسيار عاقلانه تر و درست تر رفتار كنيد تا مشكلي پيش نيايد.

هشدارها

·         گاهي اوقات تلاش براي عذرخواهي منجر به يك مشاجره ديگر مي شود. خيلي مراقب باشيد تا دوباره بحثي پيش نيايد و زخم هاي كهنه سر باز نكند.

·         اگر بخشيده شديد خيلي تعجب نكنيد.

·         هيچوقت معذرت نخواهيد مگراينكه واقعاً از ته دل بخواهيد. عذرخواهي هاي مصنوعي خيلي راحت مشخص مي شوند، پس اگر براي عذرخواهي آمادگي نداريد، آنقدر روي خودتان كار كنيد تا آمادگيش را پيدا كنيد.

·         حتي اگر فكر مي كنيد آن نيمي از آن مشكل تقصير طرف مقابلتان بوده است، در وسط عذرخواهي آن را به زبان نياوريد. حداكثر كاري كه مي كنيد اين باشد كه خيلي مختصر ذكر كنيد كه او مي تواند براي از ميان برداشتن سوءتفاهمات كمكتان كند و بعد دوباره از او عذرخواهي كنيد.

·         هيچوقت درمورد احساس بدي كه داريد حرف نزنيد. عذرخواهي درمورد گناه شما، شرمساري شما، ترس از  عدم پذيرش، اضطراب و تنهاييتان نيست، اين عذرخواهي مربوط به طرف مقابلتان است.

·         هيچوقت تصور نكنيد كه طرف آسيب ديده با طولاني كردن مدت زمان بخشيدنتان مي خواهد شما را تنبيه كند. اما مراقب علائم هشداري باشيد كه نشان مي دهد مي خواهند كينه اين مشكل را تا ابد در دلشان نگه دارند.

http://www.mardoman.net/life/appolze/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۵ - قدرت نقد و هنر انتقاد پذيري ( ۱۰ )

نقد و انتقاد پذيري، مهمترين ابزار پيشرفت جامعه 
 
 
 آنچه اساس يك نقد را تشكيل مي دهد احاطه به موضوع يا پديده ي مورد نقد ، استفاده از يك روش منطقي ، داشتن ديد همه جانبه گر و احتراز از دخالت دادن احساسها و حب و بغض هاي شخصي است . نقد ارزيابي منطقي يك اثر يا پديده است.  

آنچه اساس يك نقد را تشكيل مي دهد احاطه به موضوع يا پديده ي مورد نقد ، استفاده از يك روش منطقي ، داشتن ديد همه جانبه گر و احتراز از دخالت دادن احساسها و حب و بغض هاي شخصي است . نقد ارزيابي منطقي يك اثر يا پديده است. نقد نمودن، جدا از تعريف و تمجيد كردن ، حمله نمودن و بكار بردن كلمات عتاب آلود است. نقد يك روش بررسي آگاهانه و مدبرانه است كه حاصل آن سازندگي ، تعامل و پيشرفت بيشتر است ، نه ايجاد تنش هاي مخرب .

يكي از بزرگترين آسيب هاي اجتماعي كشور هاي توسعه نيافته ، كمبود فرهنگ نقدهاي سازنده و فرهنگ انتقاد پذيري است. بنا بر اين آنچه كه بيش از هر چيز ديگري مي تواند جامعه را به سوي سالم تر شدن و پيشرفت سريعتر هدايت كند گسترش فرهنگ انتقاد و نقد پذيري است . ما بايد افراد جامعه خود را به سويي پيش ببريم كه هميشه آماده انتقاد پذيري باشند . هنر ، اعمال و رفتار و پديده هايي كه بوجود مي آوريم هيچ وقت نمي توانند كامل و بدون نقص باشند . هميشه راهي براي تكامل خودمان و آثارمان هست . از طرفي نبايد از تمام مردم انتظار داشت همه آثار ما را بپسندند . بگذاريم ديگران هم نظرخود را بيان كنند و در ابراز آن احساس امنيت كامل داشته باشند .

نقد ابزار تعامل يك جامعه ي پوياست ، نقد مي تواند پايه پيشرفت باشد . از انتقاد نترسيم و به پيشواز آن برويم . هميشه اين را بياد داشته باشيم كه نقد پذيري به مراتب ارزشمندتر از نقد است . زيرا اين گونه بازخوردها، موجب مي شود به روش هاي نو و كامل تري براي ارائه كارها و آثارمان ، برسيم .

منتقدين محترم نيز توجه داشته باشند كه نقد با هجو ، تهمت ، حمله و ... ميانه اي ندارد و بطور كامل كارهايي كه حاصل منفي و تخريب آميز دارند، در ميدان نقد نمي گنجد .

يكي از ويژه گي هاي يك جامعه ي سالم و متمدن ، احترام به آزادي انديشه و بيان ديگران است . ما بايد بيش از پيش پذيراي عقايدي باشيم كه ممكن است با بينش و سليقه هاي شخصي ما متفاوت و مخالف باشد .

آنچه از ديد ما درست است ممكن است از باور فرد ديگري نادرست باشد . بديهي است پديد آورنده اثر چون با علاقه و جانش آن را بوجود آورده حساسيت بيشتري به اثر دارد ولي بايد وقتي با ديگران مواجه مي شويم از حساسيت خود بكاهيم و براي تعامل و تكامل بيشتر روحيه ي انتقاد پذيري و تعامل را در خود تقويت نماييم .

بسيار اتفاق مي افتد كه در خلق آثار و پديده ها اشتباهاتي مرتكب شويم. عاقلانه ترين كار اين است كه به جاي حمله به منتقد، اشتباهاتمان را اصلاح كنيم و اگر كارمان خوب و پسنديده است با برخورد منطقي و توضيحات روشن نظر منتقدين را تغيير دهيم. براي يك منتقد كم اطلاع ، يك راهنمايي صادقانه و يك آموزش آگاهانه مي تواند بهترين راهكار باشد . او را با برخوردهاي خشن از خود و جامعه نرانيم . همه به هم كمك كنيم تا

فكر ترنمش را آغاز نمايد ،

باران مهر ببارد،

عشق برويد ،

و ما در اين هواي پاك ، نفسي تازه كنيم .

چيز ديگر ماند وليكن ، گفتنش باتو روح القدس گويد ني منش
 
 
 http://www.aftabir.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۵ - قدرت نقد و هنر انتقاد پذيري ( ۹ )

روش هاي انتقاد منطقي از ديگران

1- مقدمه

هر فرد در طول حيات خود ممكن است بارها توسط ديگران مورد ارزيابي قرار گيرد. برخي از اين ارزشيابي ها داراي جنبه هاي تشويقي و برخي ديگر منتقدانه است. انتقاد از ديگران در صورتيكه هوشمندانه انجام شود آثار بسيار مفيدي خواهد داشت، درغير اين صورت ممكن است با واكنش هاي منفي مختلف مواجه شود. اين رفتار، هنري است كه بايد آموخت و بدون آگاهي از روش كاربرد آن زيان بار خواهد بود.

انتقاد درست آن است كه ضمن تاكيد بر نقاط قوت به نقاط ضعف فرد نيز اشاره كند و با ارايه راهكارهاي مناسب براي رفع آن سخن به ميان آورد. پذيرش انتقاد از ديگران بين طبقات مختلف متفاوت است. براي مثال در بيشتر مواقع انتقاد از سوي افراد يك خانواده قابليت پذيرش بيشتري در مقايسه با سايرين دارد. به طور معمول ما در برابر قضاوت افراد بيگانه آسيب پذيري بيشتري داريم.

2- انواع انتقاد

برخي از انواع انتقاد عبارتند از:

انتقاد سازنده: اين روش در بسياري موارد مي تواند جنبه اي سازنده و مثبت داشته باشد. اگر لحن انتقاد كننده دوستانه باشد بيشتر موثر واقع شده و شنونده بدون آنكه مورد حمله قرار گيرد از معايب خود مطلع مي شود. بي ترديد براي هيچكس خوشايند نيست كه بشنود «بد غذا ميخوريد» و يا «در لباس پوشيدن بد سليقه هستيد». براي آنكه انتقاد سازنده و موثر باشد منتقد بايد مواردي را رعايت كرده و پرسشهايي را مطرح كند كه هر يك از آنها در رساندن وي به هدف خود نقش مثبتي ايفا كند. اين سئوالات مي بايست محتواي اطلاعاتي را كه لازم است مبادله شوند در برگيرد. همانگونه كه گفتن و چگونه گفتن ارتباط نزديكي با هم دارند، محتوا و شيوه انتقاد نيز بر هم تاثير گذارند. در تعيين محتواي يك انتقاد بايد ابتدا از خود پرسيد كه از چه رفتاري مي خواهيم انتقاد كنيم؟ اين روش مي تواند بسيار مفيد واقع شود، زيرا از به كاربردن جملات كلي و كلمات پوچ و آزاردهنده اي چون «هميشه همين كار را مي كني»، «هيچ وقت به موقع نمي آيي» و جملاتي از اين قبيل جلوگيري مي شود. هنگامي كه انتقاد از رفتار خاصي را با قاطعيت و به طور دقيق مطرح مي كنيم براي انتقاد شونده اين امكان را فراهم مي سازيم كه منظور ما را بدرستي درك كند. انتقادي كه متوجه رفتار خاصي باشد مي تواند منجر به گفتگويي دوجانبه شود تا اينكه به بحثي مبدل شود كه حدود آن مشخص نيست.
انتقاد غيرمستقيم: انتقاد مي تواند به صورت غيرمستقيم بيان شود. براي مثال اگر طرف مقابل شما خصوصيت بدي داشته باشد، در خلال گفتگو به او بگوييد «به نظر شما آدمهايي كه داراي اين خصوصيت اخلاقي هستند، غيرقابل تحمل نيستند؟» اين شيوه انتقاد باعث مي شود كه يك حس هوشياري در وي بيدار شود و وي متوجه شود كه داراي چنين مشكلي است. حتماً اين مثل را شنيده ايد كه مي گويد «به در مي گويند تا ديوار بشنود». اين يك مثال متداول در فرهنگ ما براي ابراز همين موضوع است.
انتقاد همراه با تعريف و تمجيد: در اين روش ابتدا مي توان به تعريف و تمجيد ويژگي هاي ارزشمند فردي كه مورد انتقاد است پرداخت.براي مثال «تو دختر خيلي باهوشي هستي». پس از كاربرد يك مقدمه مناسب نظر انتقادي خود را بيان و سعي كنيد آن را در پوششي از سخنان خوب و دلپذير قرار دهيد. البته منظور شما اصلاً تملق نيست بلكه نخست خصوصيات خوب او را گوشزد كرده و بعد انتقاد خود را ابراز داشته ايد.
انتقاد تهاجمي و صريح: رك بودن نشانه صراحت و صداقت است ولي هميشه براي مخاطب خوش آيند نيست بخصوص اگر خيلي ناپخته بيان شود. اين نوع انتقاد نه تنها هيچ نوع سازندگي در بر ندارد بلكه شنونده را هم در موضع تدافعي قرار مي دهد. بهتر است كه انتقاد با بكارگيري يك سياست درست انجام شود.
محكوم كردن: گاهي بجاي انتقاد همراه با راهنمايي، انتقاد كننده مخاطب را در يك دادگاه يك طرفه محاكمه و محكوم مي كند. او به خود اين حق را مي دهد كه در مورد ديگران اظهار نظر كرده و الگوي فكري خود را به وي تحميل كند. اينگونه برخوردها نه تنها سازنده نيست، بلكه بسيار نامناسب است.
انتقاد ديرتر از موعد: اين گونه انتقادات، زماني صورت مي گيرد كه هيچ كمكي به رفع مشكل نمي كند. به عبارت ديگر زمان براي جلوگيري از خطا وجود ندارد. بر هيچ كس پوشيده نيست كه انتقاد در چنين زماني براي جلوگيري از تكرار اشتباه بوده و اگر تشخيص داده شود كه تاثيري در آينده نخواهد داشت، بهتر است هيچگاه ابراز نشود.
3- شيوه درست انتقاد كردن

رعايت نكات زير مي تواند در زمان انتقاد بسيار ياري دهنده باشد:

آيا رفتار مورد انتقاد را مي توان تغييرداد؟
آيا شخص مورد انتقاد قرار گرفته علاقمند به شنيدن آن است؟
احتمال قبولي طرف انتقاد شونده چقدر است؟
از انتقاد شونده سئوال كنيد آيا منظور شما را درك كرده است.
به فرد انتقاد شونده تفهيم كنيد كه انتقادتان بازتاب ساده عقيده شماست.
از انتقاد تحكم آميز دوري كنيد، زيرا اينگونه انتقادها بلافاصله فرد را در موضع دفاعي قرار مي دهد.
سعي كنيد انتقاد را به صورت نگرش شخصي خود به موضوع بيان كنيد و كوشش كنيد او را به شيوه نگرش خود كنجكاو كنيد.
موضوع را طولاني و انتقاد را به سخنراني تبديل نكنيد زيرا شنونده را خسته و بي حوصله مي كند.
انتقاد را در زمان و مكان مناسب ابراز كنيد نه در لحظه اي كه طرف مقابل آمادگي شنيدن آن را ندارد. اول صبر كنيد تا مخاطب در آرامش و خونسردي قرار گيرد تا ايرادي كه از او مي گيريد مؤثر واقع شود.
با توجه به سطح دانش مخاطب انتقاد را بيان كرده تا براي مخاطب قابل درك باشد. نمي توان از يك روش براي تمامي افراد استفاده كرد.
وقتي انتقاد مي كنيد كوشش كنيد بدون سوء نيت بوده و فقط به منظور كمك و راهنمايي باشد.
با مشكلات و احساسات فرد مقابل همدلي كنيد.
بهتر است انتقاد حضوري و بدون واسطه باشد و از انتقاد كردن غيرمستقيم بپرهيزيد.
براي حفظ آبروي اشخاص، از انتقاد و نصيحت كردن فرد در حضور ديگران خودداري كنيد.
چنانچه بخواهيد انتقاد شما با واكنش مثبت و سازنده اي همراه باشد بايد نشان دهيد نه تنها به آنچه گفته ايد متعهد هستيد بلكه به رفتار فرد در مقابل انتقاد خودتان نيز ارج مي نهيد.
هرگز در انتقاد، طرف مقابل را با كسي مقايسه نكنيد. مقايسه كردن باعث دلگيري مخاطب شده و ممكن است با واكنشهاي بسيار نامناسبي مواجه شويد.
اگر شخصيت و احترام مخاطب در نظر گرفته نشود نه تنها انتقاد موثر واقع نمي شود بلكه مي تواند به قطع رابطه منجر شود.
انتقاداتي به نتيجه مي رسند كه بسيار با دقت و هوشمندانه مطرح شوند و مخاطب بدون آنكه آزرده خاطر شود از معايب خود آگاه شود.
هيچگاه در انتقاد از ديگران تصور نكنيد كه آنچه نظر شماست حتماً صحيح بوده و مي بايستي شنونده بدون چون و چرا آن را بپذيرد.
4- انتقاد از همكاران

رقابت در تمامي سطوح هر سازماني وجود دارد. يكي از علل آن دستيابي به امتيازات بيشتر در مقايسه با همكاران ديگر است. اين امتيازات به صورت هاي گرفتن پاداش، ارتقاي شغلي و مواردي از اين دست است. به طور كلي هر فردي با 3 سطح در يك سازمان ارتباط دارد: سطوح زير دست، همكاران هم رديف و همكاران سطوح بالاتر. آنچه بسيار حائز اهميت است آنست كه بدانيم در هر سطحي چگونه انتقادات خود را بيان كنيم. اگر بخواهيم از يك روش براي انتقاد از افراد مختلف استفاده كنيم، يك اشتباه بزرگ مرتكب شده ايم و چنين شيوه اي داراي نتايجي بسيار ناگوار است. در بسياري از سازمانها ديده شده افرادي كه به طور كلي از ديگران به ويژه از افراد مافوق خود انتقاد مي كنند مورد بي مهري قرار گرفته و در گرفتن امتيازات و رتبه ها هميشه با مشكلات متعددي مواجه مي شوند.

بررسي روشهاي انتقاد بسيار پيچيده و داراي نكات فراواني است. انتقاد صحيح داروي تلخ ولي مفيدي است كه زماني مؤثر خواهد بود كه به موقع و درست تجويز شود، در غيراين صورت نه تنها باعث بهبودي نمي شود بلكه منجر به تشديد بيماري خواهد شد.

http://www.daneshnamah.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۳:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۵ - قدرت نقد و هنر انتقاد پذيري ( ۸

4- موضوعي را كه مي خواهيد از آن انتقاد كنيد تا حدامكان واضح و مشخص بيان كنيد.

٥- اجازه ندهيد گفته­هايتان از احساسات منفي شما رنگ بگيرد. مواظب باشيد صدايتان بلند و لحن كلامتان خشن و طعنه‌آميز نباشد.

٦- در مرحله چهارم مستقيم دستور ندهيم و براي اصلاح سخن يا رفتار مورد نقد به صورت دستوري تحكم نكنيم، بلكه سخن يا رفتار درست را پيشنهاد بدهيم.

٧- خيلي دقت كنيد هنگام انتقاد كردن و ايراد گرفتن، موضوع و سخن معيوب را مورد انتقاد قرار دهيد و از بد بودن آن سخن بگوئيد و هيچگاه صفت بد يا زشت يا غلط را به شخصيت خود فرد نسبت ندهيد، در واقع كار بد و ناشايست را سرزنش كنيد نه شخصيت خود فرد را.

٨- واضح و شمرده سخن بگوييد، به طوري كه طرف مقابل انتقاد شما و دليل مطرح كردن آن را بفهمد.

٩- اطمينان حاصل كنيد كه اعمال و رفتاري را كه مورد انتقاد قرار مي‌دهيد، قابل تغيير است. در غير اين‌صورت از انتقاد صرف‌نظر كنيد.

١٠- حساس باشيد كه هنگام انتقاد كردن هدف خود را گم نكنيد هدف تأثير گذاري و اصلاح كردن است. پس موضوع را كش ندهيد و انتقاد را به سخنراني يا بحث و جدل بيهوده تبديل نكنيد، در اين مسير ممكن است طرف مقابل با ابراز نارضايتي و توجيه كردن سخن خود ناخودآگاه ما را به موضع جدل بكشد و در اين جريان هدف اصلي فراموش شود و گفتگو به مسير غلط كشيده شود. در اينجاست كه شنونده بي‌حوصله مي‌شود و توجهي به آن نمي‌كند.

١١- خطا و اشتباه طرف مقابل را بگونه­اي مورد انتقاد قرار دهيم كه آن را قابل اصلاح و جبران نشان دهيم، افراط در انتقاد كردن مي­تواند به جايي برسد كه همه راهها را براي جبران خطا و اشتباه مسدود نشان دهد و فرد مرتكب خطا از اصلاح خطاي خود نااميد و مايوس شود.

١٢- براي متقاعد كردن خطا كار بودن طرف مقابل يا غلط بودن سخن و رفتار او از برچسب زدن به او خودداري كنيد، مثلاً بكار بردن عباراتي مانند: «تو هميشه خطا ميكني»، «توهيچ وقت دقت نميكني» «تو آدم سهل انگاري هستي»، تأثير گذاري انتقاد را به صفر مي رساند.

1٣- بكوشيد با پيش‌بيني واكنش‌هاي منفي شخصي كه مورد انتقاد قرار مي‌‌گيرد، از بروز آن جلوگيري كنيد. جملاتي مانند: «مي­دانم كه به من اين اجازه را مي­دهيد كه در مورد… حرف بزنم، چون معتقدم كه براي شما مفيد خواهد بود». در كاهش واكنش‌هاي منفي مؤثر مي‌باشد.

١٤- از ژست‌هاي خشم‌آلود، مانند گره كردن دست، اخم كردن، گره به ابرو انداختن و نظاير آن بپرهيزيد.

15- اگر نتيجه مثبت انتقاد خود را در رفتار انتقاد شونده مشاهده نموديد، وي را تحسين و از اينكه به سخنان شما گوش كرده است تشكر كنيد.

http://doctormortezaee.blogfa.com/post-1.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۲:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۵ - قدرت نقد و هنر انتقاد پذيري ( ۶ )

آثار مثبت انتقاد پذيري


انتقاد پذيري و انتقاد كردن مؤثر داراي اهميت زيادي براي موفقيت سازماني است.
با اشاره به روشهاي انتقاد سازنده، آمده است: اموري چون ارزشيابي عملكرد، مشاركت در تيمهاي كاري، خدمات رساني به مشتريان، كنترل كيفيت و اداره تضاد، بستگي به بكارگيري مطلوب انتقادپذيري و انتقادكردن دارد و كار پيچيده اي است.
انتقاد با ابراز احساسات درباره موضوعات پيچيده و مشكل، مي‌تواند تخريب كننده و حتي بسيار خطرناك باشد. به كارگيري ضعيف انتقاد، منجر به شكست افراد و سازمان‌ها مي‌شود؛ از سوي ديگر استفاده آگاهانه و خردمندانه از انتقاد به شكوفايي افراد و سازمان ها منجر خواهد شد.
ايجاد تحول اساسي از وضعيت انتقال منفي و غير مؤثر به وضعيت انتقال مثبت و مؤثر، دست يافتن به روحيه خونسرد و هوشيار به هنگام انتقاد كردن و مورد انتقاد قرارگرفتن، به كارگيري انتقاد براي برانگيختن، اثر بخشي، يادگيري و ايجـاد روابط مطلوب با ديگران، انتقاد از افراد قدرتمند و مافوق بدون ترس و خشم انتقاد نقش عمده در روابط اجتماعي ايفا مي كند، از انتقادها مي توان براي ايجاد تحرك در اشخاص و نفوذ در آن ها، آموزش، بيان نيازها و خواسته‌ها و يا محركي براي اصلاح و پيشرفت خود استفاده كرد.
انتقاد پذيري مؤثر نتايجي چون؛ افزايش رضايت شغلي، ايجاد روابط كاري مناسب، تقويت سلامتي فكري و روحي، ايجاد عزت نفس، افزايش سطح بهره وري و افزايش رقابت، براي تضمين موفقيت را به دنبال دارد.اگر انتقاد كننده و انتقاد شونده ميخواهند به هدف انتقاد سازنده كه همانا تغيير رفتار خاصي است دست يابند، بايد با يك ديگر همكاري كنند
انتقاد اطلاعاتي است كه مي تواند به رشد فرد كمك كند و دانش و مهارت هاي مناسب را به افراد آموزش دهد. افراد با مشاهده و درك نتايج ارزشمند انتقاد، پذيراي انتقاد مي‌شوند و يا قادر به ارائه انتقاد مي‌شوند.
محور اساسي هر انتقاد مؤثر، توجه به نقش سازندگي است، بهبود و ارتقا؛ معادل تغيير دانش، تغيير نگرش و تغيير عملكرد فردي و سازماني در جهت مثبت است. در واقع هدف انتقاد بايد اصلاح و تكامل فكر و رفتار فرد مقابل باشد.
در انتقاد، محتوا و روش نيز بايستي لحاظ شود. با نهادينه سازي اين نكته مي توان از سيستم ارزشيابي خود استفاده كرد و به اين وسيله از قدرت تفكر به شيوه‌يي غير دفاعي بهره برداري كرد.
به شايستگي‌هاي طرف مقابل توجه كنيد، بدون اين كه از كلمه «اما» استفاده كنيد. اغلب افراد براي انتقاد كردن ابتدا به بيان جنبه هاي مثبت فرد پرداخته و سپس از كلمه اما استفاده مي كنند و به بيان نقاط ضعف وي مي پردازند، در حالي كه كلمه اما حذف كننده ارزش پيام قبلي است؛ در صورتي كه اگر از حرف ربط «واو» استفاده شود، عكس اين حالت است و با جملات قبلي انسجامي به وجود مي آيد. در مجموع كلمه «واو» اثر بلند مدت و نيرومندتري را به جاي مي‌گذارد.
آن چه را كه مي خواهيد مورد انتقاد قرار دهيد به طور دقيق و شفاف بيان كنيد، صراحت كلام انتقاد را مؤثر مي‌كند.
انتقاد در زمان مناسب منجر به پذيرش آن در طرف مقابل مي‌شود. انتقاد بايستي براي عده اي بلافاصله بعد از خطا و براي عده اي ديگر با گذشت زمان انجام شود، ضمن اين كه ضروري است در هنگام خشم از افراد انتقاد نشود.
مي‌توان انتقاد را در قالب طرح يك سؤال يا مجموعه سؤالاتي عنوان كرد كه جواب آن ها به هدايت طرف مقابل براي دريافت اطلاعات دقيق و اساسي منجر مي‌شود.

http://www.tafahomnews.com/Sections-req-viewarticle-artid-2481-page-1.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۲:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۵ - قدرت نقد و هنر انتقاد پذيري ( ۵ )

واكنش صحيح در برابر انتقادات

آيا از انتقادهايي كه با آنها روبرو مي شويد به عنوان ابزاري براي هر چه غني تر و آيين مند تر شدن استفاده مي كنيد؟ و يا بالعكس واكنش غير متخصصانه از خود ...


آيا از انتقادهايي كه با آنها روبرو مي شويد به عنوان ابزاري براي هر چه غني تر و آيين مند تر شدن استفاده مي كنيد؟ و يا بالعكس واكنش غير متخصصانه از خود نشان مي دهيد؟ آيا به موقعيتي هايي كه مي توانيد به نحو احسنت از آنها براي رشد و تعالي خود استفاده كنيد به ديده ي ترديد مي نگريد؟

شكي نيست كه پذيرش و هضم انتقاد كار دشواريست، حتي اگر منتقد در نهايت حسن نيت و درستي به اظهار نظر بپردازد. قبول كردن حرف هاي كسي كه اشتباهاتتان را به شما گوشزد مي كند امر خوشايندي نخواهد بود؛ اما براي تجلي هر چه بيشتر موفقيت در جامعه، "انتقاد" بايد در ذهن افراد جا بيفتد، در روح آنها سيلان پذيرد و به عنوان پاره اي تفكيك ناپذير از بدنه ي فرهنگي جامعه درآيد.gn=justify>6- از حسن نيت طرف مقابل قدرداني كنيد

از منتقد به خاطر بازخوراندش تشكر كنيد و به او بفهمانيد كه چقدر حرف هايش برايتان ارزشمند هستند. اين امر نشان مي دهد كه شما توانايي آن را داريد كه از انتقادها به عنوان وسيله اي براي رشد و پيشرفت خود بهره ببريد، يعني همان فاكتور كليدي كه هر رهبر با لياقتي از آن برخوردار است. علاوه بر اين اجازه دهيد كه طرف مقابل بداند كه شما با روي باز از ساير نظرهاي او در آينده استقبال خواهيد كرد.

در حالي كه شنيدن هر انتقادي مي تواند تا حدي دلسرد كننده و مايوس كننده باشد، بايد همواره در ذهن خود مرور كنيد كه هر نظر منفي به طور مستقيم در ارتباط است با سرعت بخشيدن به رشد سريعتر و و بازده بالاتر در شما. حتي اگر طرز بيان انتقاد درست نبود، باز هم از خود عكس العمل شديد نشان ندهيد. شما بايد از طرف مقابل متشكر هم باشيد چراكه وقتي انتقاد مي كند همپاي آن براي شما فرصتي به منظور پيشرفت و ترقي فراهم مي آورد.

مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۲:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۵ - قدرت نقد و هنر انتقاد پذيري ( ۴ )

انتقاد پذيري!


چه قدر با «انتقاد» همنشين مي شويد؟

شايد براي خود شما اتفاق افتاده باشد يا دفعات زيادي شاهد بروز آن از جانب اطرافيانتان بوده ايد و دست كم در جوامع عمومي ، محل كار يا از طريق رسانه ها، افراد سرشناس و معروفي را ديده ايد كه در زمان پاسخ گويي به انتقاد ديگران ...

شايد براي خود شما اتفاق افتاده باشد يا دفعات زيادي شاهد بروز آن از جانب اطرافيانتان بوده ايد و دست كم در جوامع عمومي ، محل كار يا از طريق رسانه ها، افراد سرشناس و معروفي را ديده ايد كه در زمان پاسخ گويي به انتقاد ديگران عرصه را بر خود تنگِ تنگ تصور مي كنند و با پرخاشگري و عدم پاسخگويي درست و منطقي به سوالات سعي بر گشاد نمودن عرصه دارند!!

تا به حال با انتقادي كه ديگران در مورد شما كرده اند خلوت كرده ايد؟ به انتقاد از چه زاويه اي مي نگريد؟ نابود كننده يا سازنده؟ از آن مي هراسيد يا با آغوش باز پذيراي آن هستيد... تا به حال حق را به انتقاد گر داده ايد يا با چوب و چماق دنبال او گذاشته ايد؟ مي توانيد از انتقاد به عنوان بالي براي رسيدن به اوج استفاده كنيد يا آن را ابزاري مزاحم زايده حسادت و حس كم بيني افراد دور و بر خود مي دانيد؟

در اين جا به برداشت ذهني دسته از افراد: مثبت گرا و منفي گرا نسبت به انتقاد ديگران نگاهي مي كنيم، اميدوارم با تحليل اجمالي اين دو، به خوبي روشن شود كه انتقاد پله اي است طلايي براي رسيدن به اهداف با معناي واقعي...

اصولا افراد مثبت گرا،به واسطه داشتن احساس خوشايند و ديد خوش بينانه نسبت به زندگي و آفريده هاي آن، داراي اعتماد به نفسي منطقي هستند كه آن ها را از باور اظهار نظرات منفي و باز دارنده ديگران به دور مي دارد و تنها نكات سازنده و واقعي انتقادات است كه در آن ها اثر گذاشته و تغييرشان مي دهد.

اين افراد در هر زمان از انجام اهداف و برنامه هاي خود، مشتاقانه جوياي شنيدن اظهارنظر و انتقاد اطرافيان هستند، آن ها معتقدند كه ديگران با مطرح كردن نظرات و پيشنهادات يا هرگونه انتقاد خود سعي بر بهتر كردن برنامه ها دارند. اين افراد انتقادكنندگان را دوستاني مهربان مي دانند كه با اشاره به خطاها و اشتباهات، باعث پيشرفت و موفقيت خواهند شد. آن ها به راحتي به انتقادات ديگران گوش فرا مي دهند ، جلسه پرسش و پاسخ را در كمال متانت و آرامش به كنترل مي گيرند و با روي خوش به سوالات و ابهامات پاسخ مي دهند و سوء تفاهم ها را به راحتي از ميان بر مي دارند. آن ها درخلوت خود ساعت ها در انتقادات غرق مي شوند، تمام وجوه آن ها را در نظر مي گيرند و در آخر از آن استفاده اي كاملا بهينه مي نمايند، هدف آن ها رسيدن به معناي واقعي موفقيت است، نه انجام ظاهري كار.

افراد انتقادپذير به اين فكر نمي كنند كه فرد انتقاد كننده از خود او ارشدتر باشد، موفق تر ، بزرگتر يا تحصيلكرده تر است. آن ها هر انتقادي را به نفع خود مي پذيرند ولو از يك كودك كم سن و سال باشد. آن ها در نظر ديگران افرادي منطقي، باشخصيت و باظرفيت هستند كه توانايي حل مشكلات را به خوبي دارند.

افراد منفي گرا از زمين و زمان گله دارند، به هر چيز شكاكند و همه كس را دشمن خود مي داند.

به هر اتفاقي بدبينند و باورهاي منفي خود را به اندازه چندين برابر به تصوير مي كشند. آنها به شدت از انتقاد و انتقادگر فراريند، معتقدند كه موقعيت فعلي آن ها نشان دهنده اين است كه هيچ وقت در تصميماتشان اشتباه نمي كنند و هر كاري را كه انجام داده اند درست ترين و بهترين بوده است. افراد بدبين تحمل شنيدن انتقاد ديگران را ندارند و معمولا جلسات پرسش و پاسخ را به چالش و درگيري مي كشانند كه اين امر خود عامل كاهنده اي درخصوص اعتبار و شخصيت فرد در نظر مخاطبين مي باشد و شخص بدبين بي توجه به آن عليرغم اين كه نتوانسته نظر ديگران (هرچند اشتباه) را در مورد عملكرد خود مساعد سازد، با پرخاش و درگيري باعث تضعيف افكار عمومي در رابطه با شخصيت و رفتار خود هم مي شود.

اين افراد هيچ وقت از انتقاد و مشاوره ديگران به نفع خود استفاده نمي كنند و اعتماد به نفس كاذب آنها باعث عدم رسيدن به آن چه واقعا مي توانستند باشند مي شود ، آن ها انتقاد را ابزاري مي دانند كه افراد كم بين و حسود براي خراب كردن موقعيت وي به كار مي برند و مدعيست كه هيچ يك از منتقدين نمي توانند موقعيت و شرايطي را كه او براي انجام كار دارد به درستي درك كنند و به قول معروف از بيرون گود شعار مي دهند.

اين افراد در نظر ديگران اشخاصي بي ظرفيت، پرخاشگر و غيرمنطقي هستند كه نه توانايي انجام كار را به خوبي دارند و نه اينكه مي توانند مشكلات را بدون چالش از بين ببرند.

امير دشتكيان

مردمان

http://www.mardoman.net//life/tolcrit/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۲:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۵ - قدرت نقد و هنر انتقاد پذيري ( ۳ )

چگونه انتقاد را با قدرداني پذيرا باشيم


در روز ايميل‌ها و نظرات مثبت و دلگرم‌كننده زيادي براي ما مي‌آيد كه درواقع تنها چيزي است كه ما را تشويق به ادامه راه مي‌كند. اما دركنار اين نظرات مثبت، نظرات منفي هم گاه و بيگاه برايمان مي‌آيد: انتقاداتي درمورد موضوعات و محتواي مقالاتمان.شما چطور با انتقادات ديگران برخورد مي‌كنيد؟ تصور ما بر اين است كه اولين واكنش اكثر ما دفاع از خودمان يا بدتر از آن، حمله به فرد منتقد است.و با اينحال، با اينكه انتقاد مي‌تواند ناراحت ‌كننده باشد و روحيه را ضعيف كند، اما مي‌توان از ديدگاهي مثبت هم به آن نگاه كرد: انتقاد نشانه صداقت طرف‌ مقابل است و مي‌تواند ما را به سمت عملكردي بهتر راهنمايي كند. انتقاد مي‌تواند فرصتي براي پيشرفت باشد....

اولين واكنشتان را متوقف كنيد

اگر اولين واكنشتان حمله به فرد منتقد يا حالت تدافعي گرفتن است، قبل از نشان دادن هر نوع واكنشي يك دقيقه صبر كنيد. يك نفس عميق بكشيد و كمي به آن موضوع فكر كنيد.


ما هم وقتي مورد انتقاد قرار مي‌گيريم اول كمي عصباني مي‌شويم اما به خودمان ياد داده‌ ايم همان لحظه برخورد نكنيم. مثلاً براي جواب دادن به ايميل‌ هاي انتقادي حداقل يك ساعت صبر مي‌كنيم.

اين مدت زمان سبب ميگردد قبل از واكنش اوليه، كمي به موضوع فكر كنيم. اين زمان باعث مي‌شود كمي منطق روي كار بيايد و احساسي تصميم نگيريم. نمي‌گوييم احساسات بد است اما وقتي احساسات منفي باشد، به‌جاي اينكه نفع برساند، آسيب مي‌رساند.

منفي را به مثبت تبديل كنيد

يكي از كليدهاي موفقيت در هر چيز اين است كه نكات مثبت هر چيزي كه بقيه آن را منفي مي‌بينند را ببينيد. بيماري باعث مي‌شود از برنامه ورزشيتان جا بمانيد؟ اين مي‌تواند يك استراحت خوب باشد. از كارتان خسته شده‌ ايد؟ مي‌تواند وقتي باشد براي نگرش دوباره به زندگيتان و پيدا كردن يك كار بهتر.

با انتقاد هم بايد همينطور رفتار كنيد: بايد نكات مثبت آن را ببينيد. شايد به نظر بي ‌ادبانه و توهين ‌آميز بيايد اما در اكثر انتقادات، نكته مثبتي هم وجود دارد و آن يك فيدبك صادقانه و پيشنهادي براي پيشرفت است.

مثلاً يكي از انتقاداتي كه به وبسايت ما شده بود اين است، "شما درمورد موضوعات تكراري بارها و بارها مقاله مي‌دهيد و مقالاتتان خسته‌كننده است."

اين انتقاد را مي‌توانيد اينطور بخوانيد: "بايد تنوع موضوعاتمان را بيشتر كنيم و از دريچه جديدي به موضوعات نگاه كنيم."

اين فقط يك نمونه بود. اينكار را مي‌توانيد با هر انتقادي انجام دهيد. گاهي اوقات افراد چون روز بدي را داشته ‌اند شما را با انتقاداتشان بمباران مي‌كنند اما هميشه هم اينطور نيست. گاهي در انتقادات واقعيات مثبتي نهفته است.

انتقاد را فرصتي براي پيشرفت بدانيد. بدون پيشرفت در زندگي به ركود مي‌رسيم. پيشرفت ركن حياتي زندگي است.

از منتقدتان تشكر كنيد

حتي اگر فردي با بي ‌ادبي و توهين از شما انتقاد كرد، از او تشكر كنيد. ممكن است روز بدي را داشته است يا شايد هم كلاً آدم منفي باشد. اما با همه اين حرف‌ها، رفتار و قدرداني شما آنها را خلع سلاح مي‌كند.

مي‌دانيد؟ اين عادت تشكر از منتقد در ما باعث شده كه خيلي از منتقدينمان را به خوانندگاني پر و پا قرص تبديل كنيم. همه اين به‌ خاطر يك تشكر ساده براي انتقادشان بوده است. اين تشكر براي آنها غيرقابل انتظار بوده و معمولاً نظرشان را از منفي به مثبت تبديل كرده است.

و حتي اگر منتقد تشكر شما را به طريقي مثبت دريافت نكند، باز هم براي خودتان بهتر است. اين راهي است كه به خودتان خاطرنشان كنيد انتقاد چيز خوبي برايتان بوده و بااينكار مي‌توانيد تواضع و فروتني داشته باشيد.

از انتقادات درس بگيريد

بعد از اينكه با ديدي مثبت به انتقادات نگاه كرده و از منتقدتان تشكر كرديد، سر كار قبلتان برنگرديد. بايد براي پيشرفت تلاش كنيد.

اين مسئله براي بعضي‌ها خيلي سخت است چون معمولاً تصور مي‌كنند هميشه حق با آنهاست. اما هيچ ‌كس نيست كه هميشه حق با او باشد. درواقع ممكن است شما اشتباه كرده باشيد و حق با فرد منتقد باشد. پس بايد ببينيد كه آيا مي‌توانيد چيزي را در خودتان طوري تغيير دهيد كه به سمت مثبت برود.

بعد زمان ايجاد تغيير است.

ما وقتي ايميل‌هايي دريافت مي‌كنيم كه مثلاً فلان مقاله‌ مان به اندازه كافي خوب نيست تلاش مي‌كنيم كه براي موضوع بعدي تلافي كنيم و موضوع و مقاله بهتري ارائه دهيم.

شما بايد فرد بهتري باشيد

خيلي وقت‌ها انتقاد را يك حمله شخصي و توهين تصور مي‌كنيم. اما اينطور نيست. البته ممكن است گاهي اينطور باشد ولي نبايد آنرا اينطور قلمداد كنيم. انتقاد را بايد انتقاد بر رفتارمان تلقي كنيم نه انتقاد بر خودمان بعنوان يك شخص. اگر اينكار را بكنيد، ديگر احساسي به آن انتقاد نگاه نخواهيد كرد و نكات مثبت آن را خواهيد ديد.

اما كاري كه اكثر ما مي‌كنيم اين است كه انتقاد را يك حمله شخصي تصور كرده و با حمله به آن واكنش مي‌دهيم. "من اجازه نمي دهم كسي با من اينطور حرف بزند." مخصوصاً اگر اين انتقاد در جمع صورت گرفته باشد، مثلاً در نظرات مربوط به يك مقاله. بايد از خودتان دفاع كنيد و به فرد حمله ‌كننده حمله كنيد، درست است؟

نه كاملاً اشتباه است. با حمله به فرد مهاجم شما به سطح آن فرد نزول خواهيد كرد. حتي اگر آن فرد واقعاً بي ‌ادبي و توهين كرده باشد، شما نبايد همانطور به او پاسخ دهيد. شما هم نبايد همان گناهان را انجام دهيد.

شما بايد فرد بهتري باشيد.

اگر بتوانيد در برابر آن حمله آرامش خود را حفظ كنيد و با ادب و احترام به آن انتقاد واكنش دهيد، آنوقت مي‌توانيد فرد بهتري باشيد. و اين كار دو فايده دارد:

ديگران تحسينتان خواهند كرد و فكر بهتري درمورد شما مي‌كنند. مخصوصاً اگر واكنشتان مثبت باشد و خيلي خوب با انتقاد برخورد كرده باشيد.
خودتان احساس بهتري نسبت به خودتان پيدا مي‌كنيد. با شركت در يك حمله شخصي خودمان را زشت جلوه خواهيم داد اما اگر بتوانيم خودمان را بالاتر از آن سطح نگه داريم، حس خوبي نسبت به آنچه هستيم پيدا مي‌كنيم. و اين بهترين و بالاترين فايده است.
چطور مي‌توانيد خودتان را بالاتر از آن حمله نگه داريد و فرد بهتري باشيد؟ با جدا كردن خود از آن انتقاد و نگاه كردن به رفتاري كه مورد انتقاد قرار گرفته است. با داشتن نگرش مثبت به آن انتقاد و سعي در پيشرفت. با تشكر و قدرداني از فرد منتقد و ارائه يك واكنش مثبت به انتقاد.

مردمان

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۲:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۵ - قدرت نقد و هنر انتقاد پذيري ( ۲ )

ضرورت گسترش روحيه نقد و انتقادپذيري

انتقاد اجتماعي، در اشكال مختلف خود بيشتر جوامع جايگاهي ويژه دارد. حتي در ساده‌ترين جوامع هم، انتقاد كاملي است  پاره اي از افراد يا گروههاي اجتماعي را بر مي‌انگيزاند. ولي در جوامعي كه اين دست، دامنه انتقاد الزاماً محدود و ضروري عرف و سنت بس سترگ است؛ روند رسيدگي در كل ناپدار و دشوار است و شيوه‌هاي تثبيت شده رفتار به دليل ترس از فاجعه‌اي فراگير، به آساني تغيير پذير و تحول‌پذير نيستند. اما در جوامع پيشرفته كه از ذخاير اقتصادي و زندگي متمدن برخوردارند معمولاً يك طبقه روشنفكر حرفه‌اي در آنجا گرفته است كه هر گونه انتقاد مستمر و منظم كار جامعه را متحمل مي‌شود.

ويژگي‌كنوني نقد اجتماعي اين است كه منتقدان در مواجهه با اين و يا آن نظام اجتماعي، ديگر در برابر خود يك معضل اجتماعي كلان را كه مستلزم راه حلي كلان باشد مشاهده نمي‌كنند، برعكس، آنان توالي وضعيتهاي كم و بيش منحصر به فردي را مي‌بينند كه پرداختن به هر يك از آنها كاري بس دشوار است چون قاعداه‌اي عام و يكنواخت براي بحث درباره تمام وضعيتها وجود ندارد. بنابراين گواينكه عصر ما مطمئناً عصر انتقاد است در عين حال عصري است كه آشفتگي و اغتشاش آن مثال زدني است.

جامعه ما نيز، با همه پيچيدگيهاي فراوان و مسائل متفاوتي كه با آنها دست به گريبان است رفته رفته روحيه انتقادي را براي طرح انديشه‌هاي تازه مي‌پذيرد. اين مقاله سرآن ندارد كه تاريخچه انتقاد اجتماعي در جامعه ما را بررسي كند. هدف را قم اين سطور آن است كه ضرورت بسط روحيه نقد و انتقاد‌پذيري را در جامعه بررسي كند. براي درك بهتر اين مسئله لازم است ابتدا تعريفي از نقد و انتقاد و مفهومي روشن از روش نقد به دست دهيم .

مفهوم نقد و انتقاد:

مفهوم نقد به طور كلي عبارت‌است از : بررسي، شناسايي و عنوان كردن و نماياندن عيبها و برملا كردن نهفته‌ها. وقتي مي‌گويند فلاني، درهم را نقد زد يعني اينكه آنها را جدا كرد، نگاه كرد و بررسي كرد تا سره را از ناسره تشخيص دهد و وقتي در همها را به دست مي‌گيريم و تقلبي‌ها را جدا مي كنيم در واقع آنها را انتقاد كرده‌ايم.

نقد زدن بر كلام هم يعني عيبهاي پنهانش را نماياندن و انتقاد در اين مفهوم به معناي ارزيابي منطقي آن است. نقد يعني يافتن و نشان دادن تا اگر كسي خواست بتواند راهش را بيابد و اگر نخواست عذري نداشته باشد از اين رو نقد و شماتت از كنيه برمي‌خيزد و به انتقام مي‌انجامد در حالي كه نقد و انتقاد به معناي، طب، بي طرفي و بررسي و نهفته‌ها را برملا كردن است.

كسي كه طلب ندارد در مقام انتخاب هم نيست و فقط زبانش را حركت مي‌دهد بي‌آنكه سخني از صدق دل بگويد، و چون خواسته‌اي ندارد نقاد نيست (وراج) است. كسي كه طالب دارد ولي بي‌طرف نيست و از پيش انتخاب كرده است نقاد نيست او توجيه‌گر است چون پيش از انديشيدن تصديق و قبل از شناسائي انتخاب كرده است .

كسي كه از طلب و بي طرفي برخوردار است ولي در همها را در دست نگرفته و آنها را از هم جدا نگرده است نه يك نقاد، كه فردي بي خبر است.

كسي هم كه تمام شرايط فوق را داراست اما نهفته‌ها را آشكار نكرده است نقاد نيست بلكه نزديك بين‌ست.

نقد درانگيزه ودر هدف و در روش تفاوت دارد، انگيزه نقد، انتخاب كردن است و هدفش، يافتن و نشان دادن و تدارك زمينه، و روش آن هم عبارت است از داشتن معيار، محك‌زدن و به كار بردن ميزان‌‌هاي ثابت، ميز انهايي كه بزرگ و كوچك نمي‌شوند و مانند نور در دنياي نسبيت‌ها، سرعت ثابتي دارند.

كساني كه مي‌خواهند طرحي بريزند و كار را شروع كنند، بايد محاسبه كردن‌ها بياغازند و كسري‌ها را نقد كنند و كمبودها و عيب‌ها را بيابند. اما گاه هدف فرد نمايش دارد از كمبود‌ها و عيبها چشم مي‌پوشد ولي فرد با هدف ساختن درباره عيبها بزرگ نمايي مي‌كند تا مشخص‌تر شوندو بتواند به شيوه عملكردشان و راه خنثي كردنشان پي‌برد. آنها كه هدف سازندگي در سر دارند، نقدها و نمايان عيوب را هديه‌اي از جانب ناقدان مي‌دانند.

وسعت قلمرو و نقد، به وسعت انسان و خواسته ها و حركتهاي اوست. هدف‌ها، مكتب ها، اعمال، شناخت و هنر، همه در قلمرو و نقد و انتقاد قرار مي‌گيرند.

هدف‌ها را مي توان با مقايسه با استعدادها و شأن انسان و با توجه به نيازهاي او نقد زد.

همچنين مي‌توان هدف‌ها را با مقايسه سود و زيان آنچه كه مي‌دهند كه مي‌شناسند، به نقادي گرفت.

براي نقد مكتب مي‌توان نيازها، تجربه عملي، آرمانها، و مقايسه را به كار گرفت. با شناخت نيازها و با شناخت آرمانهاي انسان، مكتبهايي كه ميدان دار هستند،نقادي مي‌شوند. مقايسه مكتبها با يكديگر، نقاط قوت و ضعف آنها را مي‌نماياند. در نهايت تجربه بك مكتب و كاربرد عملي آن هم راهي تجربه يك مكتب و كاربرد عملي آن هم راهي است كه درنقد مي‌توان از آن بهره‌گرفت.

اعمال بوسيله اثر آن‌ها و با عامل انگيزه آن‌ها و با هدف و جهت آن‌ها و با شكل و هماهنگي كلي آن ها نقد مي‌شوند. ديگران رامي‌توان با هدف خاص خودشان با گفتار خودشان، يا كارها و اعمالشان،‌با جهت‌ها و هدفشان سنجيد. شناخت را مي‌توان با حقيقت، با فايده و اثر عملي يا با هماهنگي آن محك زد. و در نهايت هنر را مي توان به وسيله اثر آن، به وسيله سنتها و بوسيله رابطه واقعيت‌هاي ذهني و عيني، در مكتبهاي گوناگون نقد، بررسي كرد و محك زد. اينها راههاي گوناگون نقد هستند. اما شخص قبل از اينكه به نقادي بپردازد بايد روش نقد را نقادي كرده باشد تا با معيارهاي ثابت و مشخص كار نقد را دنبال كند.

روش نقد:

1ـ هنگامي كه با عقيده و با تعصب خويش،‌ مكتبي، شخصي و يا عملي رانقد مي‌زنيم ، روشن است كه ما هنوز به روشي مشخص دست نيافته‌ايم و هنگامي كه به معيارهاي ثابت رسيديم مي‌توانيم هر فرد و هر عقيده و هر عمل را ارزيابي و نقد كنيم، يعني زماني كه به خودآگاهي و شعور برسم. انسان در مرحله شناسايي و آگاهي، تابع محيط‌هايي است كه در آنجا زندگي مي كند و در نتيجه تكليف چنداني بردوش ندارد. تكاليف متعلق به دوره بلوغ‌اند و به دوران آزادي وابسته‌اند. در اين دوره عقل شكوفا مي‌شودو كارش را با دو نظارت شروع مي‌كند. يكي نظارت بر راههايي كه هوش و فكر فرد نشان مي‌دهد و ديگري نظارت بر خوبي ها و بدي‌هايي كه هميشه مارا به دنبال خود مي‌كشند. عقل مي‌گويد كه خوبي چيست؟ بدي كدام است؟

در اين سطح معيارها و ميزانهايي به دست مي‌آيد و خوبي‌ها از خوشي ها جدا مي‌شوند از ياد نبريم كه خوبي غذا با خوشمزگي آن يكي نيست. غذاي خوب و به عبارت ديگر راه خوب و زندگي خوب آن است كه كمبود‌هاي ما تأمين و كسريهاي‌مان را جبران كند. با اين معيارها و ميزانهاست كه نقد و سنجش مشخص مي‌شود كه ما بايد براي چه چيزي بكوشيم و در راه چه چيزي از ما مي‌گيرند؟ با در دست داشتن اين معيار و ميزان به هدفها مي‌رسيم و با رسيدن به اين همين هدف‌هاست كه نقشه ما و طرح ما و نيازهاي ما شكل مي‌گيرد . و سپس با همين نيازها خويش مي‌توانيم به بررسي مكتبها و عقيده‌ها بپردازيم و از ميان آنها انتخاب و يا آنها را رها كنيم.

2ـ افزون

انگيزه‌هاي انتقاد:

انتقاد ممكن است برانگيخته از عوامل زير باشد:

انگيزه انتقادات سازنده

شناسايي حق و رسيدن به آن

انگيزه انتقادات تخريبي

1ـ جوسازي و شايعه پراكني

2ـ خودنمادئي يا نمايش

3ـ سوء استفاده هاي شخصي

4ـ عقده‌هاي شخصي

5ـ حمايت از افراد مورد نظر

6ـ هيچكدام

انگيزه‌هاي انتقادات سازنده:

هدف اين نوع انتقادات معمولاً رسيدن به كمال مطلوب است. آنچه ما مطلوب مي‌ناميم ارزيابي منطقي از مسائل جامعه است كه در نهايت نه به منفعت فردي يا گروهي بلكه به سازندگي جامعه منجر شود. اين نوع انگيزه‌ها بر پايه علم و دانش و منطق استوار است هر اندازه روحيه علمي بالاتر باشد و هر اندازه و هر كس بهتر وظبفه‌اش را در باب امر به معروف و نهي از منكر انجام دهد، زمينه مناسب براي اصلاح امور هم به همان اندازه فراهم خواهد شد و رسيدن به هدف سازندگي هم آسانتر مي‌شود.

انگيزه‌هاي انتقادات تخريبي :

1ـ جوسازي و شايعه پراكني :

پاره‌اي از مردم عوض آنكه انتقادات خود را براساس منطقي و سازنده استوار كند موضوعي كاذب را در جامعه و درباره آن شايعه پراكني و جوسازي مي كنند. اين گونه انتقادات ناشي از جوسازي نه تنها هيچگونه سازندگي اجتماعي را به ارمغان نمي آورد بلكه بالعكس موجب ايجاد جوي مي شود كه جز تشنج اجتماعي و اتلاف وقت مسئولان ثمره ديگري ندارد.

2_ خودنمايي

هدف به اصطلاح افراد خودنما ازانتقاد آن است كه قهرمان شوند وانظار را به هدف خود جلب كنند. اين ويژگي حتي درزندگي شخصي نيز مشاهده مي شود. شخص براي اينكه سري توي سرها درآورد عوض آنكه محاسن وويژگي هاي خود رابرشماردوبرتري اصول وتفكر خود را به اثبات برساند ديگران را متهم مي كند و يا ناچيز مي شمارد بنابراين هرانتقادي اگر ناشي ازنمايش فردي باشد جز تخريب جامعه كاري نمي كند .

3_ سوءاستفاده هاي شخصي :

گاه اتفاق مي افتد كه بعضي ها به دليل اينكه راه سوء استفاده هاي آنان مسدود شده است زبان به انتقاد مي گشايد اين افراد تحت تأثير مستقيم منافع فردي قراردارند ومنافع اجتماعي را قرباني منافع خويش مي كنند . اگرراه سوء استفاده هاي شخصي براي اين افراد همواره شود انگيزه هاي انتقاد آنان نيزموقتاٌ ازبين مي رود.

4_ بغض هاي شخصي:

اغلب مشاهده شده است كه انگيزه هاي بسياري از انتقادات عقده ها ويا بغض‌هاي شخصي است. دراين نوع انتقادات ,منتقد درصدد آن نيست كه چيزي را بيان كند بلكه ميخواهد اعتبار فردي را خدشه دار سازد و يا ماهيت مطلبي راتحريف كند .

بنابراين , انتقادات ناشي ازاين گونه انگيزه ها فاقد هرنوع سازندگي است. اين گونه افراد ناراحتي هاي شخصي خود رااز نظام , سيستم ويا مسووليت رااساس انتقاد قرار مي دهند و هيچ اصول ومنطق اساسي هم پشتوانه عمل آنها نيست اين نوع انتقاد درنهايت به جوسازي وايجاد بدبيني درعامه مردم مي‌انجامد .

5_ اين نوع انتقاد معمولاٌ پوششي براي حمايت ازافراد مورد نظر است. انتقاداتي از اين دست اگر با شناخت كافي وبر پايه حق و حقيقت صورت نگيرد , خسارت جبران ناپذيري برجامعه وارد ميكند. افرادي بااين نوع انگيزه ها معمولا تحت تأثير ابزارهايي نظير ترغيب , تشويق, عناصر مادي و.... قرارمي گيرند بدون اينكه منافع كل جامعه را مورد توجه قرار دهند وبا اين عمل نه تنها روحيه سالم نقد و انتقاد سالم را ازبين مي برند بلكه دردراز مدت موجب زوال جامعه نيز مي شوند.

6_ هيچكدام :

پاره اي از منتقدان كارشان,ريشخند جامعه است واين انتقاد ازسوي كساني صورت مي گيرد كه براي دگرگوني اوضاع كاري ازدستشان برنمي‌آيد وخودشان نيز به اين امر وقوف دارند. اين گروه ازافراد معمولا هيچ تضميني نمي گيرند وهميشه در ا نتظار مي ما نند تا تصميمي گر فته شود .آنا ن در اين تصميم گيري هيچ نقشي و يا عملي ا نجا م نمي‌دهند. وبه محض آنكه تصميم گرفته شد شروع به انتقاد ميكنند .

منشاءعدم رفتار متناسب نقد و انتقادي وراههاي اصلاح آن :

1_ عدم مسووليت پذيري:

يكي از ويژگي هاي جامعه ما اين است كه پاره اي از افراد درقبال مسووليتي كه پذيرفته اند, احساس تعهد و مسووليت نمي كنند, به ويژه آنكه شعار به اندازه حقوقم كار مي‌كنم درباره اين افراد مصداق پيدا مي كند به عبارت ديگر مسئله تعهد ومسووليت درافراد به عنوان يك ضرورت حياني مطرح نيست, درصورتي كه اين ضرورت بر خصوصيات زيستن وزندگي جمعي نوع انسان مبتني است.

پيش ازآنكه به ضرورت حس مسووليت درجامعه بپردازيم بايد ابتدا ببينيم وضعيتي كه نامش رامسووليت مي‌گذاريم, درچه موقع وتحت چه شرايطي در افراد پديد مي آيد , به زبان ديگر انگيزه هاي ايجاد حس مسووليت كدامند:

الف _ مرحله اول شخص نسبت به فرد و ماهيت وشخصيت خود احساس مسووليت ميكند.

ب _ درمرحله دوم فرد نسبت به نزديكان ووابستگان خود احساس مسووليت مي‌كند.

ج _ درمرحله ‌آخر فرد, نسبت به كشور وجامعه بشري احساس مسووليت مي‌كند.

الف _ مرحله اول: اين مرحله به عنوان عوامل و حوادثي ارتباط دارد كه سلامت وتكامل جسم ما را به مخاطره مي اندارد . منظور اين است كه ما درحالت عادي علاقمند هستيم كه سلامت جسم خويش را حفظ كنيم. بنابراين نسبت به هر حادثه اي كه آرامش و آسايش ما را مختل سازد حساسيت نشان ميدهيم ودرفكر رفع خطر هستيم. اين نوع احساس مسووليت غريزي است . اما اين بدان معنانيست كه از نيازمان آگاهي نداشته باشيم بلكه بالعكس به درجه هوشياري ما از احتياجات و آگاهي ما از دوستي ها ودشمني ها بستگي دارد.

ب _ مرحله دوم: به عوامل وحوادثي مربوط است كه سلامت روح و روان مارا به مخاطره مياندازد. شكي نيست كه آنچه باعث پيوند انسان ها به يكديگر ميشود عشق ونفرت است. به آنها كه دوست داريم عشق مي‌ورزيم واز آنهايي كه نفرت داريم كينه جويي ميكنيم. به عبارت ديگر اگر به دوستانمان گزندي وارد شود آرامش مانيز مختل ميشود وآزرده خاطر ميشويم وزماني آرامش به ما برمي گردد كه آن مساعدتي كه از دست ما ساخته است نسبت به دوستانمان انجام دهيم تا ناراحتي شان رفع شود. و بااين عمل,آرامش خاطر خودمان رابه دست مي آوريم. اين همان احساسي است كه همه درقبال همسروفرزندان خويش دارند و مسووليتي كه درپي آن احساس مي كنيم ناشي ازهيمن نوع احساس مسووليت است.

ج_ مهمترين نوع مسئووليت به نوع سوم مربوط مي شود اين مرحله به عوامل و حوادثي ربط مي يابد كه عقايد ونظام ارزشهاي ما را به مخاطره مي‌اندازد. احساس مسئوليت در قبال اجتماعي كه در آن زندگي ميكنيم و منبع برانگيخته شدن اين نوع احساس ناشي ازحوادثي است كه برخلاف عقايد ونظام ارزشهاي ما روي مي‌دهد. مبنا ومعيار قضاوت فردي نسبت به محيط اجتماعي‌اش, عقايد وجهانبيني اوست. واكنشي كه شخص درباره هرپديده اي ازخود نشان مي‌دهد و موضع گيري خاصي درباره رفتار ديگران دارد به آگاهي وشعور شخص نبوده است واين همان نظام ارزشي شخص است.

اگر رفتاريا عملي مغاير با اين ارزشها ويا عقايد صورت گيرد شخص به دفاع ازعقايد خود بر مي خيزد. بنابراين مهمترين منبع دائمي ايجاد كننده حس مسووليت نقش‌ها و يا رسالتهايي است كه فرد بردوش خود احساس مي‌كند و هر چقدر اين آگاهي بيشتر باشد شيوه برخورد با تضادها دقيق تر است و انتقادها هم منطقي تر صورت مي‌گيرد.

بي ترديد زندگي فرد رابطه اي تنگاتنگ با زندگي اجتماع دارد. رابطه منطقي بين مسووليت فرد نسبت به خود و نسبت به اجتماع براين واقعيت استوار است كه هر موجود زنده به جايگاهي نيازمند است. محيط زيست موجود ناحيه وسرزميني است كه شرايط زندگي درآن فراهم است, يا قابليت آن را دارد كه زندگي درآن جريان يابد. هيچ موجود زنده اي ازچنين محيطي بي نياز نيست. درتعامل بامحيط وعناصرمتشكله آن است كه فعاليت هاي حياتي رخ مي‌دهد.

مسلما هرچه شخص آگاهتر باشد به همان نسبت بهتر مي تواند بين زندگي خود وشرايط زمانه خود رابطه منطقي برقراركند. واين آگاهي دراو احساس مسووليت ايجاد ميكند وازطريق وارد كردن همه اين آگاهي‌ها در خود آگاهي توده مردم جامعه رابه يك جامعه مسووليت پذير سوق مي‌دهد.

مهمترين عامل ايجاد وتقويت حس مسووليت‌پذيري درجامعه خود نظام است نظام بايد عواملي راكه حس مسووليت‌پذيري راتشديد مي‌كند, تقويت كند وعواملي راكه مسووليت پذيري جامعه را تقليل مي‌دهد شناسائي ودررفع آن تلاش كند. اين مهم درصورتي تحقق مي‌پذيرد كه (ضابطه) جايگزين رابطه شود وبه تخصص ارج گذاشته شود. درسيستم ضابطه‌اي استعدادها مجال بروز مي‌يابند ومي‌توان آنها رامحك زد. به افرادي كه بهترين عملكردها رادارند و درجه مسووليت‌پذيري آنان هم بالاست, پاداش داد وبراي هرگونه مسووليت‌ناپذيري بايد مجازاتي تعيين شود. به عبارت ديگر ابزارهايي نظير ترغيب, تشويق (چه مادي , چه معنوي ) ودرنهايت تنبيه مي‌تواند دررفع مسووليت ناپذيري موثرواقع گردد.

يكي ازعوامل مهم ايجاد حس مسووليت ناپذيري شرايطبداقتصادي است كه بر جامعه حاكم است. بنابراين دولت بايد اين مساله راجدي تلقي كند وياعواملي كه باعثنابرابريهاي طبقاتي شده اند مقابله كند.

نكته ديگر مربوط به پاسخگويي افراد نسبت به مسوليتي است كه برعهده گرفته اند. همه بايددربرابر مسووليتي است كه تقبل كرده اند پاسخ گو باشند واين پاسخ‌گويي افراد نباييد فقط درردههاي پائين صورت گيرد بلكه درسطوح بالاتر اين عمل بايد درست تر و دقيق ترانجام پذيرد .

2_ جهل :

يكي ديگرازراههاي ايجاد زمينه مساعد براي نقد وانتقاد سالم درجامعه از بين بردن جهل است. جهل يكي ازبزرگترين آفات اجتماع است. جهل ازدو عامل سرچشمه مي‌گيرد. عامل اول عدم آگاهي مردم نسبت به مسائل اجتماعي وعامل عدم آگاهي مردم نسبت به مسائل اجتماعي و عامل دوم بي سوادي تا حدودي موفق بوده‌ايم ودرزمينه بالا بردن سطح آگاهي مردم بايد تلاشهاي مستمري دردراز مدت صورت پذيرد ومسوولان مملكتي نيز در جهت ارائه اطلاعات براي بالا بردن آگاهيهاي اجتماعي برنامه‌ريزي نمايد تا ميزان موفقيت اقداماتي كه صورت گرفته افزايش يابد. شايد بتوان به دو طريق زير به اهداف فوق دست يافت:

الف _ عملكرد مسوولان بايد به گونه اي باشد كه اعتماد مردم نسبت به آنان به آنان نكاهد ويا باعث به وجود آمدن فاصله بين مردم و مسوولين و خدشه دار شدن اين رابطه نشود.

ب _ بايد ابزار ويا اهرمهاي نفوذ گذاري درتوده مردم براي ايجاد روحيه نقد وانتقاد سالم به خوبي كشف شود. يعني اينكه هنوز روشن نيست به چه اهرم ويا ابزاري ميتوان دركوتاهترين زمان , بهترين نتيجه مطلوب را به دست آورد . ابزارها بايد در طول زمان تغيير كنند همانطور كه انسانها درطول تاريخ به يك شيوه نينديشيده اند.

3_ ناكامي درامر آموزش وتربيت:

جوانان سرمايه هاي اصلي جامعه هستند. بنابراين مي توانند وبايد نقش مهمي درجامعه ايفا كنند. اما متاسفانه تشكيل سازمانهاي مستقل مربوط به جامعه خيلي ضروري تلقي نمي شود. جوانان تصورمي كنند كه كسي حرفهاي آنان راجدي نمي گيرد چون راه مشاركت خودرا درجامعه بسته مي بينند. در صورتي كه گشودن راه مشاركت براي نفوذ گذاري درجوانان, آنان راخشنودتر ميكند وبه سوي تعهد بيشتر سوق مي دهد. در اينجا وضعيت آموزش درسه مقطع دبستان, دبيرستان ودانشگاه مورد بررسي قرار ميگيرد.

ب _ دردبستان : وظيفه اساسي آموزش دردبستان بهبود شرايط آموزش كودكان است ومديريت آموزش و معلم بهترين نقش را در اين عر ضه ايفا مي كند. اگر كسي كه در مقام معلم ومديريت آموزشي انجام وظيفه مي كند

معلم ومديريت آموزشي موثرواقع شودبايد گفت درانجام وظيفه كوتاهي كرده است.

يكي از موثرترين طرق پرورش وترغيب خلاقيت وابتكار , توجه كردن واهيمت دادن به دلايل وشواهد قطعي است. اگر آموزگاران ومسوولان مدارس براي دلايل وشواهد دانش آموزان اهميت قائل شوند و به طوري كه اين امر به كار بست تازه منجر شود واگر مديران ومعلمان تازه درراه اجراي روشهاي نو مانعي ايجاد نكنند دراين صورت روح ايتكار وخلاقيت دردانش آموزان به نحو شايسته اي بيدار مي شود وافكار تازه وبي شماري به مرحله عمل درخواهد آمد .

مسوولان مدرسه نبايد كوشش كنند كه دانش آموزان آن دلايل و شواهدي را در تأييد افكار خويش فراهم سازند كه سبب جلب رضايت معلم ويا مدير ميشود بلكه هدف سئوالهاي معلم بايدفقط تشويق دانش آموزان به بررسي بيشتر وارزيابي دقيق تر از كارشان باشد.

مشاركت دادن دانش آموزان درپيدا كردن راه حل مناسب براي اجراي برنامه درسي در كلاس ودر تعيين خط مشي و برنامه تحصيلي مدرسه ابزاري است كه از رهگذر آن دانش آموزان به انضباط گروهي دست مي يابند. درعين حال شركت دادن دانش آموزان درراه امور مدرسه امكان برقراري روابط موثر ومطلوب با ديگر گروهها را افزايش مي دهد. درحالي كه دانش آموزان ازطريق شركت درامور مدرسه ازهدفها و برنامه تحصيلي آن اطلاع مي يابند وجامعه دانش آموزان به عنوان يك واحد روابط عمومي براي مدرسه خدمت خواهد كرد.

ب _ دردبيرستان : انسان درزندگي دو مرحله را طي مي كند: يكي مرحله رشد جسمي است كه از دوران رحم آغاز مي‌شود وديگر دوران بلوغ است كه دوره شكوفايي استعدادهاست . دانش آموزاني كه سن بلوغ مي رسند به نوجواني تبديل مي شوند كه وابستگي به محيط خانواده آزاد مي شوند و به استقلال مي رسند. آنها جامعه را بسيار بي تفاوت و راكد مي بينند . آنها روحيه انتقادي شديدي نسبت به همه ازپدر و مادر گرفته تا مسوولان مدرسه دارند. مسوولان مدرسه بايد همواره كوشش كنند تا دانش آموزان نسبت به وظيفه اي كه برعهده گرفته اند مسووليت بيشتر احساس كنند و نسبت به كار خود احساس غرور كنند و به آن اهميت دهند. بحث وتبادل نظر يكي از مهمترين بخش ها دررشد وپرورش دانش آموزان است. مسوولان مدرسه بايد تلاش كنند كه سازمان جوانان بدون اينكه موجب ترس يا ناراحتي شودمحل واقعي طرح عقايد ونظريات اعضاي گروه باشد. مسوولان بايدآگاه باشند كه بسياري ازجوانان ازعنوان كردن عقيده و نظري كه ممكن است مورد موافقت آنان قرارنگيرد هراس دارند. واين وظيفه مسوولان است كه اين تفاهم را به وجود آورند كه اعضاي مدرسه يكديگر را به عنوان عضوگروه بپذيرند وبخواهند به يكديگر ياري دهند وبي اينكه به كسي لطمه اي وارد شود آراء وعقايد هرفرد مورد بررسي ومطالعه قرارگيرد.

بحث وتبادل نظر قسمتي ازرشدو پرورش دانش آموزان است وقسمت اساسي آن هم به انجام دادن امور به طور جمعي ربط مي يابد. براين اساس اين دوقسمت بايد همواره دركنار يكديگر باشد. بدون داشتن تجاربي يكسان كه داراي معاني مشابه باشند بحث و تبادل نظر ممكن است به ابهام وتيرگي كه ناشي ازمشكلات بياني وكلامي باشد منتهي مي شود. عمل بدون مطالعه وبررسي كافي نيزموجبات رشد و پرورش گروه را فراهم نمي كند. فقط درمواقعي كه تجربه مورد تجزيه وتحليل قرار گيرد و درباره نتايج آن توافق نظر حاصل شود براي گروه مفهوم و معناي يكسان فراهم ميشود.

$(document).ready(function() { $('#rate_p52477').rating('rate.php?pid=52477', {maxvalue:5, curvalue:0}); });

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۲:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات و تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۵ - قرت نقد و هنر انتقاد پذيري ( ۱ )

انتقاد پذيري و عيب ‌گيري

افراد را به طور كلّي، به سه گروه مي‌توان تقسيم كرد:

الف:افرادي كه خود را «از هر جهت كامل مي‌دانند!» و با وجود نقص‌هاي مختلف، به آنها توجّه ندارند، خود را سرآمد و خبره مي‌پندارند از ديگران بي‌نياز مي‌دانند، نه آگاهي به عيب دارند و نه براي رفع آنها اقدام مي‌كنند!

آن كس كه نداند و نداند كه نداند در جهل مركّب،ابـد الدّهر بماند

ب: اشخاصي كه عيب و ايرادهاي خود را احساس كنند و اگر ديگران تذكر دهند و گوشزد كنند با تواضع و فروتني مي‌پذيرند و براي رسيدن به مقام بالاتر، با كوشش فراوان، در صدد رفع آنها برمي‌آيند.

ج:افرادي كه عيب و نقص‌هايي در وجود خويش احساس مي‌كنند، يا از ترس گرفتار شدن به لغزش، يا از بيم مبتلاشدن به وضع بدتر، از ديگران مي‌خواهند كه عيب و ايرادها را به آنان يادآور شوند و به ياري آنان بشتابند، اين حالت عالي‌ترين روحيه و بلندترين فرهنگ زندگي ساز است.

اكنون مسأله برطرف كردن عيب‌ها و راه‌هاي چاره را، به طور خلاصه مطالعه مي‌كنيم:

1. براي تكامل

همه ما، براي رسيدن به تكامل انساني آفريده شده‌ايم،امّا نداشتن آگاهي لازم، پيروي از هواي نفس، قانع شدن به منافع مادّي زودگذر و گاهي دوستان ناباب، ما را از هدف مقدس باز مي‌دارد.

جان لاباك آويبوري (1834 ـ 1913 م) دانشمند بزرگ انگليسي كه كتاب «در جست و جوي خوش بختي» او ده‌ها بار چاپ شده و به زبان‌هاي معروف دنيا ترجمه گرديده، مي‌نويسد:«ما را براي تكامل آفريده‌اند، بايد هميشه احساس كنيم كه امروز بهتر از ديروز هستيم و در عين حال، براي فردا نقشه عالي‌تر و بهتر طرح كرده باشيم».1

قرآن كريم با تعبير:«قد افلح من زكّيها».يعني با برطرف نمودن معايب و كاستي‌ها و تزكيه نفس، ما را به فلاح و تكامل انساني رهنمون ساخته است.(سوره شمس،آيه9)

2. خطر بزرگ

امام علي (ع) فرموده:«جَهلُ المرءِ بِعُيوبِه من اكبر ذنوبه».2

ناآگاهي انسان به عيب‌هايش، از بزرگ‌ترين عيب‌هاي اوست.

همچنين فرموده:«من اشدِّ عُيوب المَرء أن تخفي عليه عُيوبُهُ»3

از بزرگ‌ترين عيب‌هاي انسان اين است كه عيب‌هايش براي او پنهان [ناشناخته] باشد.آويبوري، مي‌نويسد:«ما غالبا از فرط ناداني معايب خود را ناديده مي‌گيريم و پرده‌اي از غفلت و تجاهل روي آن مي‌كشيم تا به اين وسيله، خود را گول بزنيم، واقعاً تعجّب آور است!».4

اگر نسبت به معايب اخلاقي و رفتاري خويش ناآگاه باشيم، يا آنها را ناديده بگيريم، يا با پنهان ساختن آنها خود را فريب دهيم، بزرگ‌ترين ضربه را به خود وارد آورده‌ايم و خطرناك‌ترين كار را مرتكب شده‌ايم!

3. فرا فكني و حق گريزي

افرادي كه به معايب و نواقص خويش توجّهي ندارند و براي رفع آنها انتقاد پذير نيستند و اقدامي صورت نمي‌دهند، غير از اين كه خود را از رسيدن به «تكامل انساني» محروم ساخته‌اند، گاهي براي مسئوليت گريزي، مرتكب فرا فكني مي‌شوند و آن گاه كه در زندگي، با موانع و تلخي‌ها مواجه مي‌شوند، همه گناهان را به گردن ديگران يا «زمانه» مي‌اندازند و در بيان امام علي(ع) آنان «اشرار» معرفي شده وآن حضرت مي‌فرمايد:«افراد شرور پيوسته در مقام عيب جويي ديگران هستند و به خوبي‌هاي آنان توجّهي ندارند؛مانند «مگس» كه جاهاي سالم و تميز بدن را رها مي‌كند و روي نقطه آلوده و چركين مي‌نشيند».5

ثانياً، با توجه به چنين روحيه‌اي، وقتي افراد معيوب، خود را ناموفّق و به تنگنا رسيده احساس مي‌كنند، براي فرار از مسئوليت، همه گناهان را به گردن ديگران مي‌اندازند، تا بلكه بدين وسيله خود را تسكين داده و تبرئه كنند! در اشعاري كه از امام رضا (ع) وارد شده، مي‌خوانيم:

يعيـبُ النّاسُ كُـلُّهُم زمـان و ما لِزمـانَنا عَــيبُ سـوان

نَعيبُ زَماننا و العيـب فين

و لو نَطَقَ الزَّمانُ بنا هجانا6

مردم، زمانه و روزگار را معيوب مي‌شمارند، در حالي كه در روزگار، عيبي غير از بدي‌هاي ما، چيزي وجود ندارد؛ما به عيب جويي زمانه مي‌پردازيم، در حالي كه عيب‌ها در خود ماست و اگر زمانه زبان باز كند، به استهزاي ما مي‌پردازد.

به راستي، گرگ‌ها گوشت ديگري را نمي‌خوريم، ولي بعضي از ماها، گوشت ديگران را آشكارا مي‌خورند! ما براي فريب دادن ديگران، از عطر خوشبو استفاده مي‌كنيم! واي به حال ما،اگر غريبه‌اي بيايد و ما را با اين وضع دردناك ببيند!

4. راه‌هاي درمان

براي برطرف كردن عيب‌ها و نواقص فكري و اخلاقي و رفتاري و فرهنگي كه موجب مي‌شود، مورد بي‌مهري و تنفّر ديگران واقع شويم و زندگي ما با تلخي و ناكامي دست به گريبان گردد، راه‌هاي تجربه شده و مفيدي به نظر مي‌رسد،كه با استفاده از احاديث اسلامي و نظريه دانشمندان ، آن را با دقّت مورد مطالعه قرار مي‌دهيم.

الف:بايد توجه داشته باشيم كه به قول جان لاك :«در مدرسه بزرگ طبيعت، ما سر و پا در جهل و بي خبري فرو رفته‌ايم و از اسرار وجود، چيزي نمي‌دانيم»7 معلومات ما چون قطر دايره است و مجهولات ما چون محيط آن، هر چه قطر دايره را بزرگتر كنيم، محيط چند برابر بزرگ‌تر مي‌شود، شايد در آينده فرزندان ما بتوانند بيشتر از ما، در اين راه پيش بروند و از اسرار كائنات،حقايق تازه‌اي كشف كنند، ولي ما با نهايت تأسف بايد اعتراف كنيم كه در اين خصوص چيزي نمي‌دانيم.8

بنابراين، شرط نخست در رفع معايب و خودسازي، اعتراف و اعتقاد به ناآگاهي و دانايي‌هاي اندك ما در اسرار پهناور جهان هستي،و تصميم گيري جدّي براي رفع آنهاست.

ب:براي رفع معايب و در نتيجه خودسازي، بايد به «درون خويش فرو رويم» و اين سخن عميق 111.

7. در جست و جوي خوش بختي، ص 242.

8. همان، ص 249.

9. روزنامه ايران، 20/4/1384؛شماره 3187، ص 24

10. چهره درخشان، ج 1، ص 99.

11. چگونه تشويش و نگراني را دور كنيم؟، ص 248.

12. غرر الحكم، ص 509.

13. چگونه تشويش و نگراني را دور كنيم؟، ص 249.

14. راه و رسم زندگي، ص 118.

15. سفينة البحار، ج 3، ص 734، بحارالانوار، ج 75، ص 249.

 

بشارت :: مهر و آبان 1384، شماره 49


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۲:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت