مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4068
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 11
همه : 5160457

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۷ )

برتري طلبي

علت رشد عصبيت در انسان:

1 - نداشتن امنيت عاطفي.

مثال: عدم تعادل والدين در احساس و ابراز محبت اصيل به فرزند. يك روز با خلق خوش پذيراي او هستندو از سر همه تقصيرهايش راحت مي گذرند. و يك روز بر سر هيچ با او تندي مي كنند و هيچ گذشتي ندارند.

2- پذيرفته نشدن از طرف ديگران همانطور كه فرد هست.

مثال: بايد همان لباسي را به پوشد كه مامان مي پسندد.

       بايد باهمان وسايلي كه بابا دوست دارد بازي كند.

       بايد كار هايي بكند كه مامان وبابا دوست دارند.

3 - محبتهاي مشروط.

مثال: اگر غذايش را بخورد مامان دوستش دارد.

        اگر همه نمره هايش بيست شود بابا دوستش دارد.

4 - توقعات بيش از توانائي كودك از او.

مثال: از يك بچه دوساله انتظار دارند مثل يك فرد بيست ساله

كار انجام دهد وهمان توانايي را داشته باشد.

مشخصه هاي عام عصبيت :

1-     بيگانگي از خويش: نمي داند چه چيز را دوست دارد واز چه بدش مي آيد.

2-     تلاش براي كسب عظمت و جلال و شكوه: با يد به ديگران ثابت كند كه چه موجود با عظمت وباجلال وشكوهي است.

3-     بايدهاي عصبي: دائم بايد يك سري كارها را انجام بدهد و يك سري از كارها را نبايد انجام دهد.

4-     توقعات زيادي:

توقعش از خودش يا از ديگران خيلي بالا است.

5-     عناد بخود و ديگران كه حاصل آن انتقامجوئي است. هر وقت كه يكي از بايدها و نبايد هايش را نقض كند به شدت از خودش متنفر شده ويا اين تنفر را روي ديگري تعكيس مي كند.

تضادهاي تيپ هاي عصبي :

1-     تضاد اساسي بين ساختمان غرورها(كه مجموعه غرور و عناد بخود است ) و خود واقعي

2-     تضاد بين غرورها

3-     تضاد بين خودايده آلي و خود فعلي (خود ايده آلي سر كوه ايستاده و به خود فعلي در پائين كوه نگاه مي كند كه كوچك و خوار است و خفيف است ).

حاصل اين تضادها، ترديد تيپ عصبي نسبت به خودش است .

من كه هستم ؟

1-     يك انسان ممتاز و برجسته و سرافراز تر از همه (برتري طلب )

2-     يك موجود حقير، مطيع ، گناهكار و پست و قابل نكوهش (مهرطلب )

اين تضادها و ترديدها در خواب مشخص ترند مثلا"  خواب مي بيند كه :

-    از وي مي خواهند كه هويتش را معرفي كند ولي قادر نيست .

-    شناسنامه يا پاسپورت از او مي خواهند و او آنرا كم كرده و يا پيدا نمي كند.

-    بايكي از دوستان قديمي اش برخورد كرده ولي چهره و هيئتي كاملا" متفاوت از قبل دارد.

-    به يك تصوير قاب كرده نگاه مي كند ولي ناگهان تصوير محو مي شود.

-    خود را در خواب به صورت چند نفر مي بيند.

-    خود را در خواب ب صورت حيوانات مختلف مي بيند.

-    خود را به صورت درخت و گياه مي بيند.

-    خود را به صورت دزد و هم به صورت دزد زده مي بيند.

-    خود را به صورت زنداني و زندانبان مي بيند.

-    خود را به صورت قاضي و متهم مي بيند.

-    خود را به صورت شكنجه گر و شكنجه شونده مي بيند.

-    

پس فرد بين اين دو خود ايده آلي و خود حقير شده نوسان مي كند.

 * هرچه به خود ايده آليش نزديكتر مي شود(برتري طلب ):

-   وسعت طلب

-   گنده دماغ و دماغ سربالا

-   جاه طلب و پرفيس و افاده

-   متجاوز و پرخاشجو

-   پرمدعا و طلبكار از مردم

-   بي اعتنا به مردم و خواسته ها و احساسات آنها

-   به مردم به چشم ابزار نگاه مي كند نه انسان.

-   توقع تحسين و تمجيد از ديگران دارد.

-   توقع اطاعت و فرمانبرداري ديگران را دارد.

-   توقع دارد كه همه توقعات او را برآورده كنند.

-   قدرت و توانائي خودش را بيكران وبي پايان مي بيند.

* هر چه به خود حقير شده اش نزديكتر مي شود(مهرطلب )

-   احساس درماندگي و بيچارگي دارد

-   سليم و سربراه و رام ديگران است

-   متكي به ديگران است

-   محتاج به محبت ديگران است .

-   محتاج تائيد ديگران است.

*تضادهاي دروني باعث ميشود كه فرد پيوسته بين دو خود ايده آلي و حقير شده در نوسان باشد.

 وهرچه فاصله ي اين دو خود (حقير و ايده آلي ) بيشتر باشد، تضادهايش شديد تر شده و حالت كالسكه اي را پيدا مي كند كه دو اسب هم زور از دو طرف آن را را بكشند. اين تضاد و كشمكش مي خواهد او را متلاشي كند و اضطراب و تشويشش به شدت بالا مي رود پس به ناچار يكي از دو راه زير را براي خودش انتخاب مي كند(به طور ناخودآگاه ):

-   عزلت طلب مي شود: از زندگي كناره مي گيرد.

-   ذهنش شبكه بندي شده و دو شخصيتي مي شود(دكتر جكيل و مستر هايد)

عوامل رشد برتري طلبي :

1-     تحسين بيش ازحد كودك.

2-     مقررات خشك فاميلي .

3-     سخت گيري زياد(تحت عنوان ديسيپلين).

4-     استثمار و تحقير كودك.

5-     رسيدگي وتوجه بيش از حد به كودك.

6-     اولويت دادن به همه خواسته هاي كودك نسبت به ديگران.

نيازهاي برتري طلب به ديگران :

1-     به ديگران نياز دارد براي اينكه جلال ،بزرگي ،قدرت هاي استثنائي و برتري هاي او را ستايش كنند و او را تائيد و تحسين كنند.

2-     نياز به ديگران دارد براي اينكه به تواند عناد بخودش را به آنها منتقل كند.

3-     نياز به ديگران دارد براي اينكه از آنها ابزار بسازد.

4-     نياز به ديگران دارد براي اينكه از او اطاعت كنند.

خصوصيات برتري طلب :

1-     وقتي مي گويد "من"، منظورش خود ايده آليش است يعني خود را بزرگ و پرجلال و شكوه مي بيند

2-     به نظر او مطلوب بودن يعني اينكه از ديگران برتر و ممتاز تر باشد.

3-     از هر چيزي بوي نااميدي و ترس و ضعف بدهد پرهيز مي كند.

4-     برتري طلبي اش توام با انتقامجوئي است .

5-     جاه طلب و در پي اثبات خود و اراده اش است .

6-     سمج و انعطاف ناپذيراست:

1-     چون اين خصوصيات در او حالت اماره دارد.

2-     چون ابزاري براي پوشاندن تمايلات: 

مهرطلبانه                                                     

            احساس حقارت                                                           ميل به تهمت به خود

 ترديد درمتشخص بودن

   است ، تا احساس كند شخصيتي قوي دارد و از ديگران برتراست .

7-     زياد بلوف مي زند و خود را با ظاهر سازي وارد به همه چيز قلمداد مي كند و به همين دليل دائم در اضطراب است كه مبادا مچش گير بيفتد.

8-     از اينكه به سادگي مي تواند ديگران را گول بزند احساس لذت ، قدرت و سرافرازي مي كند ولي اگر كسي گولش بزند به شدت احساس ضعف، حقارت، خفت، كم شحصيتي و بلاهت مي كند. پس دائم در هراس است كه مبادا كسي گولش بزند.

9-     در برخورد با انتقاد و كشف خطايش حساسيت و عكس العمل شديدي از خود نشان مي دهد.

10- در خود صفاتي را مي پروراند و با ارزش مي داند كه نشانه جلال ، تسلط و   برتري است و او را از ديگران ممتازتر و برجسته تر مي كند.

11- سعي مي كند ديگران محتاجش باشند و به او اتكا كنند و بر همه كس وهمه چيز مسلط باشد.

     12- از ديگران مي خواهد كه نسبت به او رفتار زيردستانه اي داشته باشند.

13- اگر بتواند با هر موقعيتي بسازد و هر مشكلي را از پيش پا بردارد به خود افتخار مي كند ولي اگر نتواند بشدت احساس حقارت مي كند.

14- احساس خصومت و عناد خود به ديگران را بي پروا و با صراحت ابراز مي كندو آنرا دليل سراحت لهجه ورُك بودن خود مي داند.

15- هر كاري دوست داشته باشد مي كند و اصلا" فكر نمي كند كه چيز قابل تخطئه و مسخره اي در او وجود داشته باشد.

صفاتي كه برتري طلب از آنها منزجر است و آنها را حقير و منفور ميداند و در خود سركوب مي كند:

1-     حالت اتكائي داشتن ، گذشت و خفض جناح و يا تسليم شدن درمقابل ديگران .

2-     نااميدي و ياس و بيچارگي.

3-     از اينكه نيروهاي مرموزي بر او حكومت و آمريت داشته باشند.

اگر حالتها فوق از او بروز كند به شدت احساس حقارت و كوچكي مي كند. پس براي فرار از شكنجه و تهمت به خود و احساس بي ارزشي به وسايل زير متوسل مي شود.

1-     تخيل

2-     تعكيس آن هم از نوع مثبت

3-     رتوش و تحريف و ماست مالي كردن واقعيات

4-     بزرگ كردن صفات برجسته خود و كوچك و رتوش كردن نقصهاي خود

5-     كوچك كردن و تحقير حسن هاي ديگران و بزرگ كردن و جار زدن عيب ديگران

بعد از مدتي خودشناسي و روانكاوي برتري طلب متوجه مي شود كه دردرونش حالت هاي تواضع ، گذشت ، ميل تسليم و رام شدن وجود دارد كه قبلا" به دليل نفرتش از اين حالت ها آنها را سركوب مي كرده

بايدهاي برتري طلب :

1-     بايد از همه كس و در همه زمينه ها برتر باشد ، و پيوسته بايد اين برتري را به خودش ثابت كند و اگر نتواند چه مي شود؟

احساس خفت و سرشكستگي مي كند.

2-     بايد هر مشكلي را اعم از بيروني و دروني به سهولت حل كند.

3-     بايد به همه مسلط باشد.

4-     بايد سرنخ همه چيز در دست او باشد.

انواع تيپ هاي برتري طلب :

افراد برتري طلب  ازنظر

-   احساسات مثبت و منفي به خود و ديگران

-   نوع لذت بردن از زندگي

-   پنهان كردن نقص هاي خود

-   توقعات و طرز موجه ساختن آنها و طرز ابرازشان

با هم فرق مي كنند

انواع تيپ برتري طلب را تحت عنوانهاي زير مي ناميم:

-         برتري طلب نارسيست (نرگس ماب وخودشيفته )

-               "       كمال طلب

-               "       منتقم و پرمدعا

مشخصات برتري طلب نارسيست :

1-     خود را همان خود ايده آليش فرض مي كند و به همين دليل يك  اعتماد به نفس بدلي و ساختگي دارد كه در تيپهاي ديگر مشهود نيست و به نظر مي رسد كه هيچ كاري نيست كه از عهده او برنيايد.

2-     خود را محبوب مي داند و براي اثبات اين محبوبيت دائم دلربائي مي كند تا همه را مجذوب خود كند بخصوص اشخاص تازه آشنا را (پروانه صفت ).

3-     وانمود مي كند كه همه را دوست دارد و با همه رافت و مهرباني نشان مي دهد ولي عميقا" كشش و بستگي قلبي به انسانها ندارد.

4-     هيچ وقت نمي تواند دوستي عميق و صميمي و خيلي نزديك با ديگران داشتهG>1-     نياز و عطش دارد كه ازهر لحاظ كامل باشد.

2-     او هم خودش را خود ايده آليش مي داند و چون خود را در زمينه هاي عقلي و معنوي كامل و از همه كس برتر حس مي كند به ديگران در ذهنش به چشم حقارت ، تفرعن ، تكبر نگاه مي كند ولي بدليل جنبه ديگر خود ايده آلي كه بشردوست ، مهربان ، متواضع است در ظاهرش خيلي اين مساله را بروز نمي دهد و گاهي از خودش هم پنهان مي كند.

3-     از ترس گرفتار شدن به شلاق ملامت خود به تمام بايدهايش گردن مي نهد:

1-     بايد وظايفش را به نحو احسن و اكمل انجام دهد.

2-     "  تعهدات خود را به نحو احسن و اكمل انجام دهد.

3-     "   رفتارش مودبانه و با نزاكت و موقر باشد.

4-     "   در كارهايش نظم و ترتيب داشته باشد

5-     نبايد هرگز آشكارا دروغ بگويد.

6-     بايد در همه شئون زندگي افكار، احساسات، رفتار، و اعتقاداتش عالي و بي نقص باشد. و با دانستن اين صفات خود را داراي آنها فرض كند.

7-     بايد با ديسيپلين و نظم و ترتيب باشد.

اگر اين بايدها و نبايدها را نقض كند خيلي احساس خفت، عناد بخود، عناد به ديگري، اضطراب مي كند

4-     بيشتر محتاج  احترام ديگران است تا تحسين آنها.

5-     چون خود را منصف و با عدالت مي داند توقع دارد كه ديگران با او به انصاف رفتار كرده و او را مطابق خود ايده آليش ببينند. يعني هميشه بيشترين حق را به خاطر وظيفه شناسي، صحيح العملي، انصاف و عدالت به او بدهند.

6-     صفتهاي با ارزش را براي آن صفت نمي خواهد، بلكه آن صفتها را مي خواهد داشته باشد تا حق بيشتري براي خود بخواهد وطلبكار ديگران باشد و توقعات عصبي اش را بر آن بنا كند.

- اين صفت باعث مي شود كه هر خوبي كه از دنيا و مردمش به او برسد آنرا نوعي پاداش براي حسن ها و خوبيهاي خودش بداند و خيلي ازآن لذت مي برد (نه بخاطر ثروت و يا موقعيتي كه بدست آورده بلكه به خاطر اينكه آنرا تائيدي بر خود ايده آليش ميداند).

-   حال برعكس اگريكي از دخترهايش عفيف از آب در نيايد

-   پسرش خوب درس نخواند

-   شغلش را از دست بدهد

-   همسرش به او بي وفائي كند

ضربه مهلكي براحساس كمال و ارزش او وارد مي سازد و از اوج عظمت و جلال تصوري كه خود براي خود ساخته سقوط مي كند.

7-     پس هرگونه انتقاد به صفات، كمالات و ارزشهاي وي او را نسبت به ارزش خود بشدت دچار ترديد مي كند و نسبت به منتقد خود خشمگين و عنود مي شود.

تيپ برتري طلب منتقم: 

مشخصه هاي اين تيپ :

1-     او نيز خود را مطابق خود ايده آلِش مي پندارد

2-     مهمترين انگيزه و محرك زندگي او ، بهروزي منتقمانه است .

3-     در تيپ هاي ديگر عصبي

احتياج به عشق و دوستي ديگران

ترس

مصلحت شخصي

صيانت نفس

ميل به پيروزي منتقمانه را كنترل مي كند ولي در تيپ برتري طلب منتقم اين عوامل كنترل كننده وجود ندارد به همين دليل با صراحت و شدت زياد مي تواند ابراز خشم ، عناد و عداوت كند


بازتاب انتقامجوئي در عملكرد و روابط فرد
1-     عطش انتقامجوئي و پيروزي منتقمانه، ميل به چشم   و هم چشمي شديد و مخرب در فرد ايجاد مي كند.

2-     نمي تواند تحمل كند كه كسي

 بيشتر از او بداند

 بهتر از او پيشرفت كند

 قدرتش زيادتراز او باشد

 ثروتش زيادتر از او باشد

 مقامش بالاتر از او باشد

شايد براي مدت كوتاهي زيردست بودن را تحمل كند ولي در تمام مدت نقشه مي كشد كه او را

از ميدان به در كند

از مقامش پائين بكشد

شكست دهد

و يا حتي از بين ببرد

3-     وفاداري به نظرش بي مفهوم و بي ارزش است

4-     بسادگي خدعه مي كند و تزوير بكار مي برد.

5-     با همه تلاشي كه براي برتر شدن مي كند طرفي نمي بندد و به جائي نمي رسد چون

1-     آدمي منفي و غير خلاق است

2-     ميل تخريب خود در او بسيار بالاست و اجازه نمي دهد كه تلاشهايش سود بخش و مفيد باشد.

6-     خشم و غيظ در او بالاست و اين نشانه عطش پيروزي منتقمانه در وي است .

7-     گاهي خشم و غيظ او به قدري غير قابل كنترل است كه خودش هم مي ترسد كه به خود و يا ديگري آسيب بزند و در هنگام خشم :

نه به شغل

نه به حيثيت اجتماعي

نه به پرستيژ اجتماعي

نه حتي به زندگي

فكر مي كند.

8-     بر اين عقيده است كه همه كس اصولا" شرير و خبيث است و اين ژستهاي دوستانه و لطف آميز جز تظاهر و ريا نيست .

9-     بايد نسبت به همه كس بي اعتمادبود مگرخلافش ثابت شود.

10-      رفتارش نسبت به ديگران صريحا"

متفرعنانه

بي ادبانه

آزار دهنده

توهين آميز

تحقيرآميز

مسخره كننده

است ولي گاهي آنرا با يك لعاب ادب و نزاكت خشك و قلابي مي پوشاند.

11-      ديگران را علنا" يا غير مستقيم تحقير، تحميق و استثمار مي كند.

12-      در ارتباط با جنس مخالف بدون توجه به احساسات آنها فقط آنها را وسيله اي براي ارضاء لذات و نيازهاي جنسي خود ميداند.

13-      همه آدمها را خودخواهانه ابزار رسيدن به هدفهايش قرار مي دهد.

14-      در دوستي ها و تماس هايش انگيزه اش برآورده كردن احتياجات برتري طلبانه اش است :

1-     دوستاني انتخاب مي كند كه  نردبان ترقي اش باشند.

2-     با جنس مخالفي ارتباط برقرار مي كند كه مطيع و مقهورش باشد.

3-     مريداني دور خود جمع مي كند كه از او اطاعت كوركورانه كرده و تحسينش كنند و قدر بزرگي و بي همتائي اش را بدانند.

15-      در محروم و سرخورده كردن ديگران تبحر قراواني دارد و مي كوشد:

1-     تا اميد ديگران را تبديل به ياس كند و آنها را محروم و سرخورده كند.

2-     ديگران را در حالت نگراني و تزلزل نگهدارد

3-     ديگران را از هر گونه لذتي محروم كند

راه رفع برتري طلبي

1 – تمرين مهر اصيل و بدون انتظاربه خود و ديگران.

2 _ تمرين احترام به خود وبه ديگران, هرچند كه اين ديگران از نظر ظاهري, مالي, مقام وموقعيتي بسيار پائين تر از ما باشند.

3 _ اگر كسي را به دليل ضعفش عملا ويا در ذهن خود, تحقير يامسخره مي كنيم, كوشش كنيم كه به اوكمك وياري كنيم تا كارش و يا اشتباهش را درست كند.

4 _ اگر خودمان را يك سروگردن از ديگري بزرگتر مي بينيم, روي

      حسن هاي وي تمركز كنيم.

5 _ رنجش زدائي را در راس امورمان قرار دهيم.

6 _ عنادمان به ديگران را بر رسي كرده و آثار صفاتي از ديگران را كه باعث اين عناد شده, در خصوصيات اخلاقي خود جستجو, پي گيري ورفع كنيم.

7 _ تمرين كنيم كه نسبت به كار وزحمتي كه ديگران يرايمان انجام مي دهند متوجه و قدر شناس باشيم.

8 _ به جاي به رخ كشيدن اشتباهات ديگران سعي كنيم به آنها كمك كنيم كه اشتباهاتشان را اصلاح كنند.

9 _ حسن جوئي و نيكي بيني را تمرين هر روزه خود قرار دهيم.

10_ به خواسته ها وعلائق ديگران اهميت داده و توجه كنيم.

11_ توقعاتمان از ديگران را به حد اقل برسانيم.

12_ تمرين در پذيرش انتقاد ديگران.

http://new.behravanpana.com/tabid/79/language/fa-IR/Default.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]


 تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۶ )

چگونه تلقين كنيم ؟

"كلمه درست، عامل نيرومندي است، اگر كلمات، كاملاٌ بجا مصرف شوند، به سرعت برق، هم بر جسم و هم بر روح اثر مي گذارند."     مارك تواين  

"كلمات مي توانند موجب بيماري و حتي مرگ انسان بشوند"     نورمن كازينز

-  اگر براي بيان خاطره ها و تجربه هاي زندگي خود، از كلمات صحيح و مؤثري استفاده كنيم، به رشد نيرو بخش ترين عواطف پرداخته ايم.

-  كلمات به صورت ناخودآگاه انتخاب و تكرار مي شوند.

-  با انتخاب صحيح و آگاهانه كلمات مي توانيم بر نحوه ارتباطمان با خودمان، ديگران، كارمان و محيط مان اثر بگذاريم.

-  با تغيير عادت كلامي و عوض كردن كلماتي كه براي تشريح عواطف خود به كار مي برده ايم ، مي توانيم به سرعت شيوه تفكر و احساس خود را عوض كنيم.

    مثالهائي از كلام غلط

1-  وقتي حالمان خوبست و سلامتيم مي گوئيم  "بد نيستم"

2-  دائم مي گوئيم : "زندگي يك جنگ است."

3- خانمي كه همسرش سكته كرده بود اين صحنه را مثل فيلم سينما بارها مي ديد. همانطور كه مي دانيم تصاوير حتي قوي تر از كلمات اثر مي گذارند.

4-  به خود مي گوئيم من از همه قوي ترم و به همه پيروز مي شوم ، احساسمان در اين تلقين همراه با خشم و عناد است و چيزي كه نصيبمان مي شود انتقام جوئي و خشم و نفرت است.

5-  من آرام خواهم بود ، كي و در پاسخ به چه رفتاري؟

6- "من نخواهم ترسيد." در واقع درست مثل من خواهم ترسيد عمل مي كند.

7-  در حاليكه درآمد كافي داريم و مشكل خاصي هم نداريم در جواب اوضاع چطور است؟ مي گوئيم: "اي."

8-  دائم از اوضاع بد زمانه داد سخن مي دهيم و غر مي زنيم.

9-  "من شانس ندارم."

10-  "من عرضه ندارم"  

11-  "مي دانم كه كسي به من, حرفم و كارم توجه نخواهد كرد.

  مضار جمله هاي تلقيني غلط

1-تشديد و تحكيم كردن عصبيت ها

2- بالا بردن اضطراب

3- زياد كردن ترس ها

4- افزايش نا آرامي

5- زياد كردن انتقامجوئي

6- كم كردن حافظه

7- كم كردن اعتماد به نفس

8- افزايش نياز به سلطه جوئي

9- تحكيم عادات عصبي

10- تحكيم و تعميق حسادت

11- اضافه كردن خودخواهي

     فايده تلقين هاي مثبت

1-رهائي از ترس ها، تنش ها، اضطرابها و نا آرامي ها

2- احساس و لمس كردن حسن هاي خود

3- پيدا كردن توانائي نه گفتن به ديگران، ابراز نظر و ابراز وجود كردن و در جمع خود را مطرح كردن

4- تنظيم روابطمان با ديگران، حلم، رعايت طلسم تصا

5- بالا بردن خلاقيت ها

6- ايجاد انگيزه برا ي اهداف شغلي و غيره و بالابردن شور و شوق در زندگي

7- افزايش ميل توفيق

8- افزايش توانائي آموختن

9- افزايش مهراصيل به خود و ديگران

10- زياد كردن اميد

11- بالا بردن توانائي كشف امكانات موجود در هر شرايطي

12- بالا بردن عزت نفس

13- غلبه بر تنبلي ، تأخير و تعجيل

14- رفع عادات عصبي

15- ايجاد حس همكاري بيشتر در خود و ديگران

16- توفيق در بهداشت دوستي و زناشوئي

17- دفع سلطه جوئي، خودخواهي، حسادت

    پيش نياز تلقين

قبل از اينكه جمله اي تلقيني انتخاب كنيم بسنجيم كه چه چيز را مي خواهيم تغيير دهيم؟

1-شرايط زندگيمان

2- وضعيت معيشتيمان

3- عادت عصبيمان

4- باورمان

براي روشن تر شدن مطلب به مثالهاي زير توجه كنيد:

مثال

1: خانمي از يك رفتار همسرش رنجيده ، به جاي رنجش زدائي دائماً به خود تلقين و يا حتي تصوير ذهني مي كند كه بالاخره طلاق خواهد گرفت تا راحت شود.

موقعي چشم باز مي كند كه طلاق گرفته و همسرش ازدواج مجدد كرده و راه برگشت ندارد، در حاليكــــه اساســــاً رنجش از همسرش بي مورد و يا قابل گذشت بوده است.

2 : جواني، هدفهاي بزرگي در سر دارد، ولي همين كه با موانع برخورد مي كند به جاي از پيش پا برداشتن موانع و كوشش و تلاش بيشتر ، دائم تلقين مي كند كه اين مملكت به درد نمي خورد و بايد از آن فرار كرد.

زماني به خود مي آيد كه سالها در يك جامعه غربي مثل اسب تازي دويده و كار كرده تا معاش خود و همسر فرنگي اش را تأمين كند . در ميانسالي كه نياز به آرامش و آسايش و ياري همسرش است، سركارعليه از او خسته شده و ديگر حاضر نيست او را تحمل كند.

بعد يادش مي افتد كه وقتي خيلي دل تنگ شهر و ديارش شده بود، اظهار لطف اين عليا مخدره، در باغهاي بهشت را به رويش باز كرده بود.

3 : خانمي از همسرش كه با او تفاهم نداشت جدا شد تا با كسي كه او را مي فهمد ازدواج كند.  . با آقائي كه چند سال از او كوچكتر بود ازدواج كرد و خوشحـــــال بود كه با اين ازدواج به همه ثابت كرده كه آنقدر زيــبا و جذاب است كـــــه با مردي كم سن تــــــر از خودش كه قدر او را مي شناسد ازدواج كرده ولي متأسفــــانه بعد از مدت كوتاهي سر از اعتياد درمي آورد.

4 : خانم ميانسالي از همكارانم به من توصيه كرد كه در زندگي عجولانه تصميم نگيرم. وي پس از رنجشي كه از همسرش داشته به منزل مادرش رفته و شكايت به او مي برد. او هم به سرعت طلاق دخترش را مي گيرد . شكــــوه اين خانم از آن بود كه مادرش به جاي گرفتن ميانه دو طرف ، به دليل احساس اجحافي كه خودش از زندگي زناشويي داشته و تصوير ذهنـــي اش كه من بدبختــم و دخترم هم مثل من بدبخت است زندگي او را از هم مي پاشد.در حال حاضر او ناچار است با كار طاقت فرسا مادر و دختر خود را اداره كند در حاليكه شوهرش كه از موقعيت اجتماعي و مالي بالائي برخوردار بوده بلافاصله ازدواج مجدد كرده و راه بازگشت به زندگي قبلي اش بسته ميشود.

در مثالهاي فوق هر يك از اين افراد به جاي حل كردن مشكل خود و انتخاب يك تلقين درست براي تغيير وضعيت و   شرايط زندگيشان سعي كردند بافراراز وضعيت  كنوني خود را به مخمصه اي ديگر گرفتار كنند.

اگر به احساس هر يك از اين افراد دقت كنيم، مثل آدمي است كه از دست يك حيوان وحشي فرار كرده باشد، به اولين درختي كه رسيد از آن بالا مي رود در حاليكه ممكن است بالايش يك پلنگ به انتظار او نشسته باشد.

پيش نياز:

به اين ترتيب نياز داريم كه براي انتخاب تلقين مناسب صادقانه موارد زير را بررسي كنيم :

1- آيا اگر هدفم فاصله گرفتن از كسي است از او رنجش دارم؟

- نسبت به او حسادت ندارم؟

- آيا توقعاتم عصبي نيست؟

- از او زخم غرور نخورده ام؟

مثال

1 - خانمي تصوير ذهني اش از خودش اين بود كه قرباني است. آنقدر آن روي سگ شوهرش را بالا مي آورد كه به او توهين و تحقير كند، و به اطرافيان مي گفت: مي بينيد با من چه مي كند؟

2- خانمي به دليل اينكه خيلي خودش را خواستني مي دانست انتظار داشت كه عليرغم هر رفتاري كه با شوهرش مي كند او عاشقانه دوستش داشته باشد . با اولين كم محلي شوهرش آنچنان زخم غرور خواستني بودن خورد كه از وي جداشد.

3- خانمي كه به شدت دچار احساس "ناخواستني بودن" بود دائم در اين ترس به سر مي برد كه همسرش به او خيانت كند در حاليكه همسرش خيلي به او علاقه داشت و مرد نجيب و خانواده دوستي بود.

خوشبختانه وقتي به او گفتم كه اين تصويري كه دائم در ذهنش مرور مي كند روزي به واقعيت خواهد پيوست، پذيرفت و باعث شد كه او به جاي تكرار تصوير خيانت همسرش به داشتن اين همسر نجيب شاكر شود.

4- رابينز از پسر بچه اي صحبت مي كند كه ابتدا فكر مي كردند عقب افتاده است، ولي پس از اصلاح تصوير ذهني اش نابغه شد.

2- دقت كنم كه تصوير دهني ام از خودم چيست؟

گاهي ما آنچه را كه دوست داريم باشيم با تصوير ذهني از خودمان اشتباه مي گيريم.

در واقع تصوير ذهني ما از خودمان آن عملكرد ناخودآگاهي است كه نشان مي دهيم . يعني تصوير ذهني ، مثل يك نقشه است كه روي كاغذ پوستي و يفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۴- خود شناسي ، خود آگاهي ، تعالي شخصيت ( ۵ )

مهر طلبي

وقتي  كودك آنطور كه هست پذيرفته نشده و زير بار خواسته هاي عصبي ديگران قرار گرفته و از مهر اصيل و حمايت   و اعتماد اطرافيان بي بهره مي ماند دچار اضطراب اساسي شده و روشهائي براي غلبه بر اضطراب خود و جلب توجه ديگران اتخاذ مي كند.

چه عواملي باعث اين انتخاب مي شود:

-                     هوش و استعداد بچه

-                     نوع رفتار اطرافيان

-                     فرهنگ خانوادگي و اجتماعي

دلايل و عوامل رشد مهر طلبي :

1-                 وجود حالت تحت الحمايگي كه او را مجبور ساخته به كسي تكيه كند.

      مثال : مادر زيبا و مقتدري كه تنها توجه و علاقه اش به پسر خودش معطوف است .

         دخترش براي جلب رضايت مادر ممكن است سراپا تسليم و مطيع برادرش شود.

2-                 وجود رابطه ناپايدار و متزلزل در بين افراد خانواده كه بچه ها و ديگر اعضا را دچار احساس نا امني مي كند و به مهرطلبي و چسبيدن به يكي از افراد خانواده متوسل مي شوند.

3-                 بعضي از والدين و بخصوص مادرها بدليل عصبيت خود سعي در ايجاد احساس گناه و تقصير در بچه ها مي كنند.

4-                 وقتي كه پدر و مادر بطور ضمني و يا صريح به بچه ها حالي مي كنند كه وقتي دوست داشتني و مورد علاقه هستند كه حرف پدر و مادر را چشم بسته و بي چون و چرا اطاعت و تحسين كنند. در حاليكه بچه نياز دارد در مقابل زورگوئي هاي پدر و مادر طغيان و اعتراض كند ولي ترس از دست دادن مهرشان و براي جلب مهرشان اين نيازها را در خودش سركوب مي كند , روح پرخاشگري و جنگجوئي را در خود خفه مي كند و بر ميل عصبانيت خود دهنه ميزند. هروقت احساس خشم كند, خشم خود را فرو خورده و تبديل به انباري از خشم فروخورده مي شود.

"اگر مي خواهي دوست داشتني و در امان بوده و آزار نبيني چاره اي نداري جز تسليم و رضا و جلب و حمايت بزرگترها"

يكي از اين روش ها مهر طلبي است .

نكته : لازم به ياد آوريست كه ممكن است كه يك يا چند مورد از اين خصوصياتي كه در زير مي آيد در ما باشد.

ديدن اين موارد مهم است ولي:

-                     از ديدين آن نبايد خشمگين و افسرده شويم

-                     با ديدن آن بايد بدانيم كه ما قدرت شناخت عصبيتهايمان را داريم

-                     سعي كنيم برايش جايگزين تعيين كنيم

-                     راه رفع آنرا خوب ياد بگيريم

خصوصيتها:

براي شناخت بهتر مهرطلبي در خودمان ابتدا ببينيم خصوصيات آن چيست ؟

خصوصيتهائي كه مهرطلب دوست ندارد و در خود سركوب مي كند:

1-                 اينكه از هر لحاظ از ديگران بهتر باشد.

2-                 از تحسين و تمجيد ديگران دچار تشويش و اضطراب مي شود.

3-                 احساس نخوت و بزرگي و افتخار

4-                 از اقدام به كارهاي جاه طلبانه كه او را بارز مي كردن خود استفاده كنيد.
-اكنون زمان آن رسيده است هر چه افكار منفي نسبت به خود و ديگران و يا شرايط داشتيد را از خود دور كنيد تا از اين طريق بتوانيد اعتماد به نفسي را كه براي صحبت در جمع لازم و ضروري است، كسب كنيد.
- صاف و محكم بايستيد و سر و چانه و شانه هايتان را بالا نگه داريد. اين ژست نشان مي دهد موضوعي كه مي خواهيد درباره اش صحبت كنيد، موضوع مهم و با اهميتي براي شما و شنوندگان است.
اكنون شما با افكار و احساسات مثبتي كه نسبت به خودتان و شرايط اطراف داريد، آماده هستيد تا تمرينات زير را انجام دهيد.
(نكته: تمرين و تكرار بيشتر، موفقيت بيشتر را به همراه دارد.)
1- كنار گذاشتن هر نوع مانعي كه ذهن ايجاد مي كند
 

اولين مانعي كه موجب مي شود شما از صحبت كردن در جمع ترس داشته باشيد، اين است كه احساس خوبي نسبت به اطرافيان نداشته باشيد و فكر كنيد ممكن است ديگران به شما بخندند و شما را مسخره كنند و يا حتي متوجه شوند كه شما چقدر مضطرب هستيد و ... به همين دليل فكر مي كنيد كه بايد مثل آدم آهني يا به عبارت ديگر اتو كشيده و لفظ قلم صحبت و يا رفتار كنيد. زنجيرهاي قيود را بكشنيد و خودتان باشيد. اگر لهجه اي داريد، به لهجه ي خودتان صحبت كنيد (البته اگر مطمئن هستيد كه ديگران صحبت هاي شما را متوجه خواهند شد). پس: خودتان باشيد، آزادانه رفتار كنيد و آزادانه صحبت كنيد.
2- تقليد نكنيد
 

هيچ كدام از انسان ها دقيقاً مثل هم نيستند (حتي دو قلوهاي يك تخمكي هم تفاوت هايي با هم دارند). اگر ديديد كه شخصي به طرز خاصي در جمع صحبت مي كند كه مورد پذيرش ديگران واقع مي شود، سعي نكنيد مثل او باشيد! آن طرز صحبت و يا ژست رفتاري، مخصوص و برازنده ي آن شخص است نه شما! شما هم مي توانيد جوهره ي وجودي خود را كشف كنيد و به طريقي كه برازنده ي شماست صحبت كنيد.
پس بدانيد كه نه ديگران مي توانند مثل شما شوند و نه شما مي توانيد مثل ديگران باشيد. شما يگانه هستيد.
3- تمرين كنيد
 

شنوندگان دوست دارند كلام گوينده واضح، صريح و با لحني راحت و طبيعي باشد. به همين دليل لازم است قبل از اين كه بخواهيد در جمعي صحبت و يا سخنراني كنيد، ابتدا در مقابل آينه با خودتان صحبت كنيد، تمرين كنيد كه راحت و طبيعي صحبت كنيد؛ صحنه در جمع بودن را با تمامي جزئياتش تصور كنيد. مثلاً تصور كنيد كه يكي از حضار از شما سؤالي مي پرسد و شما با گفت و گوي كاملاً ساده و طبيعي به سؤال وي پاسخ مي دهيد. (توجه: شنونده نبايد احساس كند كه شما مطلب را فقط حفظ كرده ايد و اطلاعي درباره ي موضوع نداريد! پس لازم است اطلاعات خود را افزايش دهيد).
4- به رفتارهاي كلامي و غيركلامي خود توجه كنيد
 

بايد بدانيد هنگامي كه مي خواهيد در جمعي صحبت كنيد و مطلبي را به ديگران منتقل كنيد، علاوه بر كلام شما، رفتارهاي غيركلامي شما هم در انتقال مطالب بسيار مهم و تأثيرگذار است. اين كه گاهي از دستهايمان استفاده كنيم و يا متناسب با موضوع، حالت چهره و يا تُن صداي ما با توجه به هيجان هايمان تغيير كند، و همچنين قدرت صداي گوينده، در انتقال پيام مؤثر است.
به همين دليل توصيه مي شود كه از طريق بيان احساسات و عواطف خود براي بيان جملاتتان استفاده كنيد. اين كار موجب نزديكي گوينده و شنونده مي شود و موجب مي شود پيام بهتر و سريع تر منتقل شود.
5- به هدفتان توجه كنيد
 

از خودتان بپرسيد: چرا مي خواهم درباره ي اين موضوع صحبت كنم؟ آيا اين موضوع براي من اثبات شده است؟ چه چيزي را و چرا بايد در اين مورد به ديگران ثابت كنم؟ انتظار دارم چه موضوعي را و چگونه درك كنند و ... . بعد از اين كه پاسخ اين سؤالات را براي خود يافتيد، آنها را با شنوندگان صادقانه در ميان بگذاريد و آنها را از اهدافتان آگاه سازيد.
6- به حاضران در جمع احترام بگذاريد
 

مي توانيد در ابتداي جلسه از حضار بخواهيد كه در بحث ها با شما مشاركت كنند و اگر نظر و عقيده و يا سؤالي داشتند به راحتي بيان كنند؛ همچنين مي توانيد خودتان از آن ها سؤال كنيد و يا جمله اي را نيمه تمام بگذاريد و از آنها بخواهيد آن جمله را تكميل كنند. در آخر به خاطر پاسخي كه از آنها دريافت كرديد و همچنين حضور آنها در جلسه و وقتي كه براي ارائه مطالب در اختيار شما قرار دادند، از آنها تشكر كنيد.
شما هم مي توانيد بهترين تجارب سخنراني را داشته باشيد؛ اگر پشتكار و اراده داشته باشيد مي توانيد بر ترس خود غلبه كنيد. اين ترس در مقابل اراده ي شما ناتوان است. كافي است سخنراني را شروع كنيد، بعد از اين كه چند كلمه صحبت كرديد، كنترل سخنراني را در اختيار خواهيد گرفت و به بهترين نحو مطالب خود را ارائه خواهيد كرد. فقط كافي است باور داشته باشيد!
اين كه سخنراني شما به چه ميزان موفق باشد به اين بستگي دارد كه قبلاً چقدر درباره ي موفقيت فكر كرده ايد و خود را تا چه اندازه انساني موفق مي دانيد!
از اين پس شما در ارتباط با ديگران احساس امنيت و آرامش خواهيد كرد و نظرات خود را در اجتماعات رسمي و غير رسمي با قدرت بيان خواهيد كرد.


منبع:ماهنامه ي علمي - فني دانشمند، شماره ي 558

http://www.rasekhoon.net/article/show-66291.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]
 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۸ )

امنيت اجتماعي عاملي بر رشد اميدواري


در هر عصر و جامعه‌اي گروهي از انسانها گرد هم آمدند و براي رفع بهتر و راحت‌تر نيازهاي خود به امنيت، آسايش و سلامت و هر نوع نيازهاي انساني، هنجارهايي را تعريف و همه را به تبعيت از آن فرا خوانند. اين هنجارها در دوران‌هاي مختلف دستخوش تغييرات و تحولات گوناگون اجتماعي (صرف نظر از موقعيت جغرافيايي وقوع آن ) شده است.
تغييرات به‌رغم خصوصيات متفاوت و گاهي متضاد، برخوردار از خصيصه‌ها و شرايط‌ مشترك ويژه و فوق‌العاده كه در جامعه ايجاد مي‌كنند، موجب شده‌اند تا متفكرين علوم انساني اين نوع تغييرات را در رديف بحران‌هاي اجتماعي قرار دهند. بروز اين گونه ناهنجاري‌هاي متعدد در جامعه را مي‌توان ناشي از وقوع تحولات و دگرگوني‌هايي دانست كه در جامعه به تخريب، نابودي و در نهايت تغيير ساختارهاي گذشته، كه به ساليان بسيار دور منتهي و مدت زمان طي شده براي تكميل اين روند را سپري كرده‌اند، اشاره داشت و اين مي‌تواند به نوعي انعكاس توفيق يا عدم‌توفيق در رسيدن به همه يا برخي از اهداف تعيين شده در تغييرات و تحولات دانست.
بديهي است رسيدن به نتايج مورد نظر از بروز تغييرات، مستلزم سپري شدن مسير طبيعي و برنامه‌ريزي شده تحت نظارت در چارچوب اهدافي جامع براي ايجاد موازنه‌اي جديد در مناسبات و تعاملات اجتماعي است. تحولات اجتماعي موجب بروز زخم‌هايي بر پيكره قديمي جامعه كه وقوع تغييرات و بحران‌هاي ناشي از آن را نمايان مي‌كند، نيازمند ترميم و درمان است تا بتواند براي رسيدن به يك شرايط تازه از تعادل و وضعيت اجتماعي مناسب برخوردار شود.
 در جوامعي كه ابتلا به بيماري بي‌قانوني و عدم‌ تعادل باشد، دروغ جايگزين راستي و صداقت مي‌شود، رياكاري و نفاق راه بر شفافيت و يكرنگي مي‌بندد، تملق و چاپلوسي به جاي پالايش روحي مي‌نشيند و بازار تهمت و افترا رونق مي‌گيرد.
همه اينها چتري مي‌شود براي پوشاندن چهره‌ها و حفاظت از تيرهايي كه از هر سو به سوي جاماندگان در اين ميدان رقابت پررقيب رها مي‌شود. توسل به هر يك از خصيصه‌هاي منفي فوق‌الاشاره در وجدان آگاه فرد، روندي را طي مي‌كند كه در پايان آن دروغگويي، رياكاري، تملق، نفاق و … به ابزاري ضروري براي صيانت نفس و تفكر انساني تبديل مي‌شود و اعمال‌كننده آن با تطهير ذهني خطاهاي خود و توجيه وسيله‌اي كه براي رسيدن به مقصود برگزيده، تلاش مي‌كند خود را در ميدان رقابت همچنان پابرجا و مستحكم براي چالش‌هاي بعدي نگاه دارد و اين تلاش تا برقراري نظم و قانون و تقويت روح جمعي همچنان تداوم مي‌يابد. آنچه جامعه را به سرعت بسوي انحطاط، تباهي و تاريكي سوق مي‌دهد، ياس و نااميدي عميقي است كه بر پيكر جامعه سلطه مي‌افكند. در برخي از جوامع به دليل تحولات اجتماعي متعدد موجب شده تا مردم دچار ياس و انفعال اجتماعي، سياسي و فرهنگي شوند. ياس و انفعال ريشه‌هاي اجتماعي بسياري دارد، از جمله مي‌توان به مواردي مانند عدم‌ اعتماد به احزاب، گروه‌هاي سياسي، احساس عدم‌امنيت و بي‌هويتي و رشد روزافزون ناهنجاري‌ها نام برد. اين عدم‌ اعتماد، ضمن آنكه ريشه در نگاه خانواده آنها دارد، موجب شده تا وضعيت جوامع وخيم‌تر شود.
● امنيت اجتماعي
در ميان تعاريف متعدد از مفهوم امنيت، وجوه مشتركي وجود دارد كه مي‌توان امنيت را چنين بيان داشت: امنيت داراي شرايطي است كه فرد در چارچوب آن مقابل خطرات، تهديدات و زيان‌هاي ناشي از زندگي اجتماعي، مورد حمايت جمع ( جامعه) قرار مي‌گيرد. زيرا امنيت يك نياز بنيادي و پايدار براي برآوردن ديگر نيازهاي جمعي بوده و ادامه حيات ساير نيازها بستگي به وجود آن دارد. بشر به دليل اقتضاي خلقت، اجتماعي آفريده شده و هميشه نيازمند ارتباط با ديگران است.
آدمي در طول زندگي و خلقت خود روي زمين با جنبه‌هاي پر فراز و نشيبي از زندگي براي به‌دست آوردن و تامين آرامش، آسايش اقتصادي و ايمن بودن در برابر تهديدات گوناگون توانسته است با انديشه و ابتكار و خلاقيت خود بر آن مشكلات فائق آيد.. تدوين و تهيه قوانين و مقررات اجتماعي و چارچوب‌هاي انضباطي موجب شد تا در نهايت موضوعي به نام حكومت طراحي و ايجاد شود و اين خود موجب شد تا به عنوان مهم‌ترين ابزار و وسايلي براي تامين نيازهاي امنيتي به جامعه بشري ابلاغ و معرفي شود. اين مجموعه ابتكارها و خلاقيت‌ها در نهايت منجر به ايجاد امنيت و گسترش چتر حمايتي براي فرد و جامعه شده تا بتوانند زير اين چتر به بقا و زندگي خود ادامه دهند. متفكرين جامعه‌شناسي و علوم اجتماعي معتقدند در صورت نبود چنين وضعيتي جامعه به سوي بي‌قانوني و عدم‌تعادل در شرايط اجتماعي هدايت مي‌شود كه موجب بروز احساس عدم ‌امنيت در بين اقشار مختلف جامعه مي‌شود.
● احساس عدم‌امنيت اجتماعي
در نبود آنچه در جامعه «امنيت» گفته مي‌شود، ترس و وحشت، بي‌اعتمادي و سردرگمي حاكم شده و فرد، فرد جامعه نگران از چگونگي سرنوشت و جايگاه خود در اين شرايط، تنها به نجات خويش مي‌پردازد و فارغ از هرچه بر سر جمع مي‌گذرد، درصدد يافتن راه‌حلي براي فرار خود از مهلكه مي‌افتد و اين تنها به بهاي ناديده گرفتن حق و حقوق افراد جامعه بر اولويت خواسته‌هاي فردي خود تاكيد مي‌كند. تضارب و تقابل خواسته‌هاي فردي موجود در جامعه‌اي كه دستخوش بي‌قانوني است مي‌تواند متفاوت و متعدد باشد، استقامت و استواري چارچوب‌هاي اجتماعي را درهم كوبيده و به ناهنجاري‌هايي ميدان مي‌دهد كه به تشديد ناامني و تقويت تفكر هر كس براي خود و همه براي من مي‌انجامد.
بنابراين در سايه عدم‌امنيت اجتماعي، رضايت‌مندي از زندگي و شرايط اجتماعي كاهش يافته و يأس و انفعال، افسردگي فردي و اجتماعي جايگزين شادابي، تحرك و نشاط مي‌شود. در چنين شرايطي است كه فرد به‌خاطر حفاظت از خود در برابر تهديدات گوناگون برگرفته از اجتماع در غياب قانون و مقرراتي كه ضامن ادامه حيات جمعي و اجتماعي است، به هر وسيله‌اي براي حمايت از خود و دور شدن از مسائل و خطرات به خود بيشتر مي‌انديشد تا بقاي جمع و اجتماعي كه در آن زندگي مي‌كند.
● جايگاه امنيت در جامعه
يكي از با اهميت‌ترين وجوه زندگي وجود امنيت است. مقوله امنيت در زندگي جمعي تا حدي است كه گروهي از متفكران اجتماعي در تعاريف خود كلمه امنيت را مترادف با مفهوم «سلامتي به كار مي‌گيرند، و وجود آن را ضامن بقا و پايداري جامعه سالم مي‌دانند. البته بر اين نكته مي‌توان تاكيد نمود كه «احساس امنيت» همواره رابطه مستقيم با امنيت واقعي نداشته و وجود و عدم‌ وجود امنيت و احساس آن لزوما» به معني بهره‌مندي يا محروميت از واقعيت امنيت نيست.
در جوامعي كه وجود امنيت موجب مي‌شود تا تعاملات اجتماعي در يك مسير واقعي قرار گيرد، احساس عدم‌ امنيت چه از لحاظ بودن يا نبودن واقعي آن مي‌تواند تحركات و جريان‌هاي اجتماعي را دچار اختلال كند و اين اختلالات خود سر منشاء‌ يأس و انفعال اجتماعي مي‌شود.


فرين مهرنگ  : روزنامه كارگزاران

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۷ )

اميد و اميدواري ، محاسن و تهديدات


يكي از مشخصه هاي بارز و عيني در رفتار عموم مردم جامعه مخصوصاً جوانان در آغاز هزاره سوم ،ضعيف بودن اميد و اميدواري به زندگي و آينده مي باشد،هر روزه در روزنامه ها ،تلويزيون ،سخنراني ها و مردم كوچه و خيابان مي بينيم و مي شنويم كه علي رغم رشد تكنولوژي و پيشرفت در صنايع و صنعتي شدن امور، متأسفانه در برابر اين رشد و پيشرفت سخت افزاري روحيات و سلامتي جسماني و رواني آحاد مردم جامعه رو به كاهش و ضعف مي باشد.در اين بين تأثيرات اين تفسير و دگرگوني بيشتر از همه قشر جوان جامعه را به جهت جريان تكويني و ذاتي كسب هويت و عبور از دوران سخت نوجواني كه اصطلاحاً در كتب تخصصي روان شناسي تحت عنوان دوران طوفان و تنش نام برده مي شود تهديد و متأثر مي گرداند،لذا از جمله موضوعات اساسي و مهم كه يا داوري آن به افراد مخصوصاً جوانان بسيار ضرورت دارد، موضوع «اميد و اميدوار بودن به زندگي،حيات،فرداي روشن و...» مي باشد.جوانان به دليل شرايط خاص سني و جريان تكوين شخصيت خود،ممكن است نسبت به رفع مشكلاتي كه در زندگي با ان روبرو مي شوند ،عاجز و درمانده شوند. در اين صورت با توجه به مسئله اميد و اميدواري در زندگي فردي و اجتماعي او مي توان بسياري از مشكلات را رفع نموده و زندگي سخت و نابسامان را تبديل به زندگي خوش و قابل تحمل نمود.از طرفي در تعابير اسلامي و قرآني نا اميدي مطرود واقع شده است چرا كه خداوند سبحان در سوره يوسف آيه ۸۷ مي فرمايند:
«از رحمت الهي نا اميد نشويد ، زيرا جز قوم كافران كسي از رحمت الهي نو ميد نمي شود.»
بنابراين همه ما بايد نهال و جوانه اميد را در خود به وجود آورده،سپس به رشد و تكامل آن اقدام نماييم و بدانيم اگر اميد و پويايي از بين ما رخت ببندد،در آينده نسلي ايستا و غمگين و دل مرده خواهِيم داشت و همچنين اگر نبود روحيه اميد و اميدواري بعد از فعاليت و يا شكست هيچ رشد و پويايي و حركت در توسعه و پيشرفت جامعه به وجود نمي آمد.
آخر هم ما شنيده ايم كه انيشتين در مدرسه مردود شده است و يا اديسون از مدرسه اخراج شده است ولي اگر پس از اين شكستها نا اميد مي شدند،هيچ گاه به مقام عالي نمي رسيدند.در ذيل عواملي كه اميد را به وجود مي آورند و همچنين عواملي كه اميد را تهديد مي كنند آورده خواهد شد.
توصيه هاي چند براي ايجاد اميد در افراد
▪ تقويت باورهاي الهي و ديني :
مهمترين منبع و عامل حمايت كننده كه مي تواند ما را در برابر خطرات و امواج منفي حمايت نمايد،باور به خداوند متعال و جهان آخرت مي باشد.همچنين ما بايد دنبال منابع قوي و انرژي زا و اميد آفرين در افراد باشيم،چرا كه هر چقدر ما از منابع قدرتي و انرژي روحي و رواني برخوردار باشيم،تحمل پذيري،استقامت و اميدواري ما بيشتر خواهد بود.لذا در آيه ۱۷ سوره انعام خداوند متعال مي فرمايند:« بدانيد كه هيچ كس غير از خداوند نمي تواند به سختي و غم شما پايان دهد و بر نا اميدي شما خط بطلان كشند.»
▪ الگو گيري از پيامبران _ اوليأ و بزرگان:
براي ايجاد و تقويت اميد و اميدواري در افراد مي توان به زندگي و راه و روش رفتاري بزرگان دين ،ائمه(ع) و شخصيتهاي كاملي كه منبع اميد و انرژي و حيات بوده اند توجه نمود، بزرگاني مانند پيامبر بزرگ اسلام كه با همه سختي ها و مشكلاتي كه براي ايشان در راه ترويج و نشر اسلام به وجود آمد، اما از مسير حق و اميدواري خارج نگرديدند و يا شخصيتهاي ديگري مانند حضرت امام(ره) شهيد مطهري،پروفسور حسابي و....
در اين زمينه خداوند سبحان در سوره احزاب آيه ۲۱ مي فرمايند:
« در پيامبر خدا ، براي شما ، چه در صبر و مقامت با دشمن و چه ديگر اوصاف و افعال نيكويي او سر مشق و الگوي نيكويي است .»
▪ شناخت ويژگي هاي خود :
در اين زمينه مي توان به شناخت صحيح از خود دنياي پيراموني خود ، سختي ها ، نقاط ضعف و قدرت خود اشاره نمود كه در مجموع باعث كنار آمدن بهتر با زندگي خواهد شد.
▪ بالا بردن روحيه تعاون و مشاركت اجتماعي در افراد:
از عمده نقاط ضعف عموم مردم كشور ما ، عدم استفاده از فنون مهارت هاي اجتماعي و همچنين ميزان كم تعاملات اجتماعي و مشاركت جمعي مي باشد ، لذا در صورت ايجاد روحيه تعاون و مشاركت اجتماعي ، افراد مي توانند باعث افزايش روحيه ، توانمندي ، اميدواري و... در همديگر بشوند.
▪ بالا بردن صفت سازگاري با محيط در افراد:
از مشخصه هاي شخصيتي و رفتاري افراد سالم و اميدوار ، برخوردار بودن از مهارت هاي مقابله اي و مقابله صحيح با مشكلات مي باشد ، امروزه در سطح دنيا افرادي از توانمندي و قابليت لازم براي زندگي اجتماعي و فردي در جامعه برخوردار مي باشند كه از كنار هوش و قابليت ذهني و انتزاعي از قابليت ديگري به نام هوش هيجاني و اجتماعي برخوردار باشند. لذا تقويت هوش هيجاني در افراد باعث سازگاري بهتر با جامعه و اجتماع خواهد گرديد و فرد در اين وضعيت از آرامش بيشتري برخوردار خواهد بود.
▪ تنظيم سطح توقع افراد با ميزان تلاش آنها:
در افراد سالم و اميدوار دو نوع برداشت و خود كه عبارتند از خود ايده آل و خود واقعي تفاوت چنداني وجود ندارد . لذا افراد جامعه مخصوصاً نوجوانان و جوانان عزيز بايد توجه نمايند كه انتظاراتشان از خود و اطرافيان بايد واقعي ، قابل دسترس و متناسب با تلاش و فعاليت آنها باشد تا دچار ناكامي هاي زياد نگردند.
▪ وارد كردن عشق و علاقه و عواطف در زندگي ( پيدا كردن معني در زندگي):
از عمده علت هايي كه افراد را به بي تفاوتي ، بي هويتي و نااميدي سوق مي دهد ، نداشتن يك معناي درست از هدف و فلسفه زندگي مي باشد، متأسفانه در مراجعين باليني به اين مركز مخصوصاً در بين جوانان جامعه اين عامل به صورت زياد مشاهده مي گردد، كه جوان ما دچار بحران اساسي و يك پوچي در زندگي گرديده است ، لذا براي جلوگيري از اين آفت در عملكرد طبيعي افراد ، بايد والدين، معلمين ، دوستان و رسانه هاي جمعي به تقويت داشتن رابطه سالم و منطقي و همچنين توجه به يك فلسفه حيات بخش بر اساس شرع و عقل از زندگي تاكيد بنمايد.
تهديدات اميد (عواملي كه اميدواري را در افراد از بين مي برد):
۱) نداشتن ايمان و اعتقادات ديني
۲) عدم درك صحيح از خود و استعدادهاي خود
۳) عدم پذيرش فرد از خود (خود كم بيني )
۴) احساس عدم مسئوليت در برابر ديگران
۵) نداشتن برنامه در زندگي براي رسيدن به اهداف
۶) داشتن تفكر قطبي يا مبتني بر اصل همه يا هيچ ،يعني مطلق گرايي و تفكر در نهايت ها
۷) تعميم بيش از اندازه امور
۸) تحريف واقعيتهاي زندگي
۹) ترس و اضطراب كه به صورت مرضي در شخص و زندگي او تعميم يافته است
۱۰) غصه خوردن و مقايسه كردن زياد خود با ديگران
۱۱) پر توقعي و انتظار بيش از اندازه از خود
۱۲) فقر عاطفي و اطلاعاتي، در اين زمينه جمله اي از شهيد مطهري(ره) نقل شده است كه ايشان فرمودند:« انسان به هر نسبت كه آگاهي بيشتري دارد حيات بيشتري نيز دارد.»
● خلاصه(نتيجه گيري):
در نهايت مي توانيم به اين رهنمود در بهداشت رواني توجه نماييم كه پيشگيري مقدم بر درمان مي باشد و بهتر است كه ما در تعاملاتمان با خود، اعضاي خانواده،همكاران، افراد اجتماع و ... روحيه تقويت و افزايش اميد به زندگي را ايجاد نماييم ، همچنين مي توانيم از اميد و اميدواري تحت عنوان يكي از متغيرها و فاكتورهاي تشويقي و تقويتي اساسي همچنين نيازهاي اساسي رواني در تعيين سرنوشت افراد نام ببريم كه دائماً باِيد مورد توجه و اهميت قرار گِيرد چرا كه در فرهنگ اسلامي و ملي ما افرادي داراي موقعيت و ماندگاري شده اند كه توانسته اند اين ويژگي را با توكل به خالق هستي و صبغه الهي در خود ايجاد نمايند.مخصوصاً اين نكته براي دوستان خوب جوان مورد اهميت و توجه مي باشد چرا كه در زندگي با صحنه ها ، موقعيت ها و حوادثي مواجهه خواهند شد كه در خيلي از اين موارد براي آنها غير قابل پيش بيني مي باشد لذا با حفظ اين روحيه و ويژگي مثبت در خود مي توانند با اين حجم از اين مشكلات و مسائل به عنوان سنگ زيرين آسياب مطرح باشند و انشاء الله به ظفر و پيروزي نائل آيند.
در نوميدي بسي اميدهاست از پس ظلمت بسي خورشيدها ست


محمود برجعلي كارشناس ارشد معاونت پژوهشي و دانشجوي دكتراي روان شناسي ۱- منظور از جوانان افراد بين ۱۵ تا ۲۹ سال مي باشند. ۲- storme and stress ۳ - Adaptation ۴- Copping skills ۵ -Ideal self ۶ - real self


پژوهه دين


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.