مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 5363
دیروز : 40915
افراد آنلاین : 48
همه : 4415112

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۹ )

مثبت نگري و اميدواري  
   
   انسان براي بقا و بهتر زيستن هميشه تلاش مي كند، در اين حركت مهم ترين مسئله بهره مندي از تفكر مثبت است و اين تلاش بشر را به سرمنزل آرامش و آسايش جسم و روح سوق مي دهد، گواه آن سفارش بسياري از بزرگان دين است كه انسان را به انديشه مثبت رهنمون كرده اند.اگر نگاهي به ساير ملل بيندازيم درخواهيم يافت، ملتي پيروز و سربلند مي شود كه انديشه مثبت را سرلوحه زندگي اش قرار دهد و در رسيدن به سعادت تلاش كند و هيچ چيز در دنيا غيرممكن نيست اگر و تنها اگر انسان از قوه فكر و انديشه اش استفاده كند. مثبت نگري در نگاه كلي درست نگريستن به زندگي است. مثبت نگري بسياري از ابهامات را از بين مي برد و پنجره اي به سوي روشنايي و اميد باز مي كند. اما سئوال اينجاست كه مثبت نگري مقوله اي روان شناختي است يا جامعه شناختي و به تعبيري اين فضا و شرايط اجتماعي است كه ما را به مثبت نگري رهنمون مي كند يا ويژگي هاي فردي ،شاخص ها و معيارهاي مثبت نگري كدام است؟ براي يافتن پاسخ اين قبيل سوالات به سراغ دو تن از كارشناسان اين دو عرصه رفتيم.

دكتر غلامرضا غفاري جامعه شناس و دكتر مصطفي تبريزي دكتراي تخصصي مشاوره.

* آقاي دكتر غفاري از نظر جامعه شناسي مثبت نگري چه مفهومي دارد؟

مثبت نگري حاصل تعامل آرام و بدون مشكل با محيط اجتماعي است كه كنشگران اجتماعي مخاطب آن هستند و پيامد آن مجموعه اي از تمايلات مبتني بر رضايتمندي، خوش بيني، اميد، اعتماد و اطمينان خاطر در فرد است. نقطه مقابل آن وجود بيزاري، ترس، عصبانيت، نااميدي و نگراني خواهد بود.

مثبت نگري زماني بوجود مي آيد كه افراد احساس نمايند دركشان از خودشان تأييد شده است. زماني كه پي ببرند نتايج را در مقياس هاي فردي و فرافردي متناسب با موقعيت و سرمايه گذاري خود دريافت مي نمايند و نسبت به رفتارهاي خود و رفتارهاي ديگران از ارزش يابي و اطمينان لازم برخوردارند.مثبت نگري نوعي خيرعمومي است كه پيامد و حاصل آن را بايد در تشريك مساعي، طراوت اجتماعي، وفاق اجتماعي، عواطف مثبت، زندگي انجمني و مشاركت اجتماعي جست وجو كرد. مثبت نگري نوعي سرمايه عاطفي است كه هزينه هاي كنترل و نظارت رسمي را كاهش مي دهد و افراد را متقاعد به رفتار مطابق با هنجارهاي اجتماعي پذيرفته شده مي نمايد. سرمايه اي كه به واسطه استفاده از آن زايش تازه اي پيدا مي كند، زيرا وقتي افراد از عواطف مثبتي كه ديگران ابراز مي دارند استفاده مي كنند به نوعي عواطف مثبت تازه اي را توليد مي كند، زيرا فرايند دوستي، تشريك مساعي، اميد، اعتماد و اطمينان فرايندهايي هستند كه هرچه ازآن ها بيشتر استفاده شود، آنها از قوام و پايداري بيشتري برخوردار مي شوند، در نتيجه انگيزش عاطفي مثبت غالب مثبت نگري احترام به تعهدات و انرژي انجام كارها را افزايش مي دهد به گونه اي كه انرژي عاطفي مثبت تعهد به انجام وظايف را در مقياس هاي فردي و سازماني در دوره هاي مختلف خصوصي (خانواده) و عمومي (محيط كار) را تقويت مي نمايد.

* آقاي دكتر تبريزي مثبت نگري از منظر روان شناسي چه پاسخي دارد؟

مثبت انديشي و مثبت نگري يعني ديدن چيزهاي خوب در اين دنيا، ممكن است دو زنداني از پنجره زندان بيرون را تماشا كنند. يكي سوسوي ستاره ها را در آبي آسمان ببيند و احساس دوست داشتن پيدا كند و زنداني ديگر زباله ها را تماشا كند و احساس منفي را تجربه كند. آدم ها اصولاً مثبت نگر هستند اما اطرافيان با رفتارها و گفتارهايشان آنها را به سوي منفي نگري و منفي انديشي سوق مي دهند.

* مثبت نگري بر روند زندگي عادي افراد چه تأثيري مي گذارد؟

دكترغفاري: مهم ترين تأثير مثبت نگري بر زندگي عادي يا روزمره اين است كه در صورت وجود مثبت نگري زندگي روزمره معطوف به آينده خواهد بود و افراد جامعه از گذشته نگري منفي و داشتن كنش هاي آني و لحظه اي رهايي پيدا خواهند كرد. آنها پذيراي برنامه و داشتن كنش هاي عقلاني معطوف به هدف خواهند شد. كنش هايي كه آنها را وادار به تلاش و كوشش مضاعف و نيل به اهداف متعالي تر مي نمايد به گونه اي كه نوعي آينده گرايي و آينده شناسي را در افراد جامعه تقويت مي نمايد كه خود مي تواند پيامدهاي مثبت متعددي را به دنبال داشته باشد.

* در اين ميان فرهنگ و جامعه چه نقشي دارند؟

دكتر غفاري: هر چند كه مثبت نگري در نگاه نخست و در نقطه آغازين آن از خود فرد شروع مي شود و تجلي آن را در فرد مي بينيم اما حاصل آن در تجربه جمعي فرد كه در فرايند تعامل اجتماعي شكل مي گيرد، ديده مي شود، تجربه اي كه نمونه فرافردي آن را در جامعه و فرهنگ حاكم بر آن مي بينيم. جوامع منعطف، بالنده و پويا در قياس با جوامع سخت و ايستا و بسته از آمادگي بيشتري براي مثبت نگري برخوردار هستند زيرا جوامع و فرهنگ هاي بسته بيشتر خصلت جرم گرايانه دارند كه بيشتر آن مولد نوعي بدبيني هستند.

برعكس جوامع و فرهنگ هاي باز مولد نوعي خوش بيني از حال اجتماعي و بيشتر متمايل به عام گرايي هستند كه مقدم بر مثبت نگري در افراد هست.

* دكتر تبريزي به نظر شما فرهنگ چه تأثيري در مثبت نگري دارد؟

من معتقد هستم كه فرهنگ مصاحبه تأثير بسزايي در مثبت نگري يا برعكس آن در منفي نگري دارد .در جامعه اي كه بدي و زشتي و ظلم و شرارت وجود دارد اين امر باعث مي شود تا افراد هر روز با آن بدي ها روبرو شوند و كم كم عادت كنند تا فقط زشتي ها را تداعي نمايند.اگر منفي نگري در جامعه اي شايع شود كودكان و نوجوانان آن جامعه با مشاهده منفي گرايي ها تحت تأثير قرار مي گيرند و همان طور كه تئوري يادگيري مشاهده اي بيان مي كند اين نگرش و رفتار را ياد مي گيرند و بروز مي دهند.

* دكتر غفاري مثبت نگري و واكنش هاي مردم در برابر آن ناشي از چيست؟

مثبت نگري هم ناشي از اميد اجتماعي است و هم مولد اميد اجتماعي است و علاوه بر اين اميد و نوع نگاه به مسائل و واقعيت هاي اجتماعي هم متأثر از نظام انتظارات كنشگران اجتماعي است و اين نظام انتظارات نسبت انتظار جامعه را به مسائل مختلف اجتماعي مشخص مي نمايد.

* به نظر شما چگونه مي توان جايگاه مثبت نگري را در ميان مردم افزايش داد؟

دكترغفاري: تقويت ارزش هاي اخلاقي مثبت در جامعه مديون كار و تلاش، صداقت، تعاون و همكاري و احترام به يكديگر و تقويت عزت نفس در سطح فردي و در سطح ملي و تقويت عملكرد، كارايي سازماني و حوزه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي مي تواند مثبت نگري را در بين افراد جامعه تقويت نمايند علاوه بر اين تقويت غرور ملي مي تواند زمينه را براي مثبت نگري فراهم نمايد و ازموانعي كه باعث پيشرفت مثبت نگري مي گردد مي توان عدم احساس موفقيت و كارا بودن و نرسيدن به آرزوها و آرمان ها و نااميدي را نام برد.

* مثبت نگري در خانواده شكل مي گيرد يا جامعه؟

دكتر تبريزي: بنظر من خانواده اولين كانوني است كه كودكان از آن همه چيز را يعني مذهب، اخلاق، روش هاي ارتباط و نگرش ها را ياد مي گيرند .چون تعامل كودك با خانواده بيشتر از تعامل با هر سيستم اجتماعي ديگري است و هزاران ساعت را در فضاي تعاملات خانواده مِي گذرانند. بنابراين مثبت انديشي نيز از خانواده آموخته مي شود. البته خود خانواده نيز يك سيستم باز است و از جامعه تأثير مي گيرد يعني از ساير سيستم هاي تعاملي مثل مدرسه، تلويزيون، سيستم حكومتي و امثال آن. بهتر است بگوييم مثبت انديشي مثل هر پديده ديگر حاصل تعاملات سيستم اندر سيستم اندر ... مي باشد.

* دكتر غفاري به نظر شما نقش خانواده در مركزيت است يا جامعه؟ آيا ريشه مثبت نگري را در فرهنگ هم مي توان يافت؟

مثبت نگري حاصل عملكرد بخش هاي مختلف جامعه است. بدبيني است كه اگر فرد احساس نمايد كه از خانواده مناسب و سالمي برخوردار است در سازماني كارا فعاليت مي كند و در كشوري موفق و فعال در صحنه هاي مختلف بين المللي زندگي مي كند احساس خوش بيني و مثبت نگري بيشتري خواهد داشت.

پس بي شك ريشه مثبت نگري از منظر جامعه شناسي در جامعه و فرهنگ نهفته شده است زيرا افراد در جامعه و فرهنگي كه مردم در آن هستند تعريف مي شوند و هويت آنها هويت اجتماعي و فرهنگي است.

* به نظر شما چه گروهي از جامعه در رسيدن به ديد مثبت قوي تر هستند؟

دكتر غفاري: در جامعه هر فرد يا گروهي كه احساس نمايد بيشتر به كمال مطلوب هاي خود رسيده است و توانسته به توقعات و انتظارات خود پاسخ درخور توجهي بدهد احساس رضايت بيشتري نموده و در نتيجه از مثبت نگري بيشتري برخوردار خواهد بود.

مثبت نگري حاصل دانش و عملگرا و مؤثر و تأثيرگذار است هر چه فرد احساس نمايد كه بر روند وفرايندهاي محيط خود اثرگذاري بيشتري دارد احساس موفقيت و مثبت نگري بيشتري خواهد داشت.

* دكتر تبريزي شما چه گروهي از جامعه را در رسيدن به ديد مثبت قو ي تر مي دانيد؟

گروهي كه از جامعه به «آگاهي» مي رسند بي شك به نگرش مثبت گرايش بيشتري پيدا مي كنند زيرا بيشتر آدم ها توسط باورهاي غلط و القائات اطرافيان از خودشان دزديده شده اند و آگاهي آنها را از دست دزدها رها مي كند و به خودشان باز مي گرداند. همچنين كساني كه از عزت نفس بيشتري برخوردارند مثبت انديش مي شوند. منظور از عزت نفس باور كردن خودشان و احترام به خودشان است.متن زير بياني از خانم ويرجينيا ستير درمانگر انسان دوست است و مي تواند بيانگر عزت نفس آدمي باشد. چه خوب است هر كس به عنوان اعلاميه جهاني حقوق من آن را در اتاقش نصب كند و هر چند يك بار آن را بخواند.

ايجاد رابطه دو انسان را در يك زمان به دو شكل درگير مي كند. هر انساني در ارتباط با خودش و هر كدام در ارتباط با ديگري، حال به يك تصوير آشنا نگاه كنيد. عزت نفس مركز هستي تمام انسان هاست و براي يك زندگي آزاد امري حياتي است ما براي بالا بردن عزت نفس و ايجاد يك رابطه خوب با ديگران نياز به روش هاي خاص خود داريم و من در مورد اين كه چه طور مي توانيم آن را به دست بياوريم نظر خود را تا جاي ممكن در اين شعر آورده ام:

اين من هستم

در تمام اين جهان

هيچ كس شبيه من نيست

از بعضي جهات

شايد بعضي،

ولي هيچ كس شبيه من نيست

هر چه از من سر زند از من است

چرا كه با ضمير خود آن را گزيده ام

من مالك هر آن چه هستم

كه در وجودم مي گذرد

تن من و هر آن چه در آن مي گذرد

روح من با فكرها و ايده هايي كه در آن جاري است

چشم هايم، با همه تصاوير و هر آن چه كه ديده

و احساس من، هر آن چه كه هست

خشم، لذت، ناكامي، عشق، نوميدي و هيجان

دهانم

كلماتم كه ممكن است، متين، شيرين، خشن

درست يا نادرست باشد

صدايم ملايم يا بلند

واكنش هايم، خواه در برابر خود يا ديگران

من مالك روياها، اميدها و ترس هايم هستم

من مالك پيروزي ها، موفقيت ها، همه شكست ها و اشتباهاتم هستم

بنابراين قادرم به آگاهي صميمانه تري نسبت به خود دست يابم

با اين تفكر، قادرم خود را دوست بدارم و با تمام وجود خود

نزديك باشم.

مي توانم به تمام جنبه هاي خود چنان واقعيت بخشم كه

هر يك به بهترين نحو عمل كند

مي دانم جنبه هايي از من گيجم مي كند و جنبه هاي ديگر را نمي شناسم

اما تا وقتي با خود صميمي هستم و خود را دوست دارم، مي توانم اميدوار باشم كه راه حل هايم را براي اين معماها و روش هايي براي شناخت بيشتر خود بيابم.آن چه را كه مي بينم، مي شنوم و حس مي كنم در يك لحظه مشخص از زمان از من است و نشان مي دهد كه در همان لحظه از زمان كجا هستم وقتي به عقب برمي گردم كه چه ديده و شنيده و حس كرده ام بعضي هايش با وجودم نمي خوانند و.آن چه را مناسب نيست از بين مي برم و آن چه را خوب است و زيبا نگه مي دارم.من مي بينم ، مي شنوم، احساس مي كنم، فكر مي كنم مي گويم و انجام مي دهم
  
   
   مصاحبه : روزنامه همشهرى  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]
 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۸ )

امنيت اجتماعي عاملي بر رشد اميدواري


در هر عصر و جامعه‌اي گروهي از انسانها گرد هم آمدند و براي رفع بهتر و راحت‌تر نيازهاي خود به امنيت، آسايش و سلامت و هر نوع نيازهاي انساني، هنجارهايي را تعريف و همه را به تبعيت از آن فرا خوانند. اين هنجارها در دوران‌هاي مختلف دستخوش تغييرات و تحولات گوناگون اجتماعي (صرف نظر از موقعيت جغرافيايي وقوع آن ) شده است.
تغييرات به‌رغم خصوصيات متفاوت و گاهي متضاد، برخوردار از خصيصه‌ها و شرايط‌ مشترك ويژه و فوق‌العاده كه در جامعه ايجاد مي‌كنند، موجب شده‌اند تا متفكرين علوم انساني اين نوع تغييرات را در رديف بحران‌هاي اجتماعي قرار دهند. بروز اين گونه ناهنجاري‌هاي متعدد در جامعه را مي‌توان ناشي از وقوع تحولات و دگرگوني‌هايي دانست كه در جامعه به تخريب، نابودي و در نهايت تغيير ساختارهاي گذشته، كه به ساليان بسيار دور منتهي و مدت زمان طي شده براي تكميل اين روند را سپري كرده‌اند، اشاره داشت و اين مي‌تواند به نوعي انعكاس توفيق يا عدم‌توفيق در رسيدن به همه يا برخي از اهداف تعيين شده در تغييرات و تحولات دانست.
بديهي است رسيدن به نتايج مورد نظر از بروز تغييرات، مستلزم سپري شدن مسير طبيعي و برنامه‌ريزي شده تحت نظارت در چارچوب اهدافي جامع براي ايجاد موازنه‌اي جديد در مناسبات و تعاملات اجتماعي است. تحولات اجتماعي موجب بروز زخم‌هايي بر پيكره قديمي جامعه كه وقوع تغييرات و بحران‌هاي ناشي از آن را نمايان مي‌كند، نيازمند ترميم و درمان است تا بتواند براي رسيدن به يك شرايط تازه از تعادل و وضعيت اجتماعي مناسب برخوردار شود.
 در جوامعي كه ابتلا به بيماري بي‌قانوني و عدم‌ تعادل باشد، دروغ جايگزين راستي و صداقت مي‌شود، رياكاري و نفاق راه بر شفافيت و يكرنگي مي‌بندد، تملق و چاپلوسي به جاي پالايش روحي مي‌نشيند و بازار تهمت و افترا رونق مي‌گيرد.
همه اينها چتري مي‌شود براي پوشاندن چهره‌ها و حفاظت از تيرهايي كه از هر سو به سوي جاماندگان در اين ميدان رقابت پررقيب رها مي‌شود. توسل به هر يك از خصيصه‌هاي منفي فوق‌الاشاره در وجدان آگاه فرد، روندي را طي مي‌كند كه در پايان آن دروغگويي، رياكاري، تملق، نفاق و … به ابزاري ضروري براي صيانت نفس و تفكر انساني تبديل مي‌شود و اعمال‌كننده آن با تطهير ذهني خطاهاي خود و توجيه وسيله‌اي كه براي رسيدن به مقصود برگزيده، تلاش مي‌كند خود را در ميدان رقابت همچنان پابرجا و مستحكم براي چالش‌هاي بعدي نگاه دارد و اين تلاش تا برقراري نظم و قانون و تقويت روح جمعي همچنان تداوم مي‌يابد. آنچه جامعه را به سرعت بسوي انحطاط، تباهي و تاريكي سوق مي‌دهد، ياس و نااميدي عميقي است كه بر پيكر جامعه سلطه مي‌افكند. در برخي از جوامع به دليل تحولات اجتماعي متعدد موجب شده تا مردم دچار ياس و انفعال اجتماعي، سياسي و فرهنگي شوند. ياس و انفعال ريشه‌هاي اجتماعي بسياري دارد، از جمله مي‌توان به مواردي مانند عدم‌ اعتماد به احزاب، گروه‌هاي سياسي، احساس عدم‌امنيت و بي‌هويتي و رشد روزافزون ناهنجاري‌ها نام برد. اين عدم‌ اعتماد، ضمن آنكه ريشه در نگاه خانواده آنها دارد، موجب شده تا وضعيت جوامع وخيم‌تر شود.
● امنيت اجتماعي
در ميان تعاريف متعدد از مفهوم امنيت، وجوه مشتركي وجود دارد كه مي‌توان امنيت را چنين بيان داشت: امنيت داراي شرايطي است كه فرد در چارچوب آن مقابل خطرات، تهديدات و زيان‌هاي ناشي از زندگي اجتماعي، مورد حمايت جمع ( جامعه) قرار مي‌گيرد. زيرا امنيت يك نياز بنيادي و پايدار براي برآوردن ديگر نيازهاي جمعي بوده و ادامه حيات ساير نيازها بستگي به وجود آن دارد. بشر به دليل اقتضاي خلقت، اجتماعي آفريده شده و هميشه نيازمند ارتباط با ديگران است.
آدمي در طول زندگي و خلقت خود روي زمين با جنبه‌هاي پر فراز و نشيبي از زندگي براي به‌دست آوردن و تامين آرامش، آسايش اقتصادي و ايمن بودن در برابر تهديدات گوناگون توانسته است با انديشه و ابتكار و خلاقيت خود بر آن مشكلات فائق آيد.. تدوين و تهيه قوانين و مقررات اجتماعي و چارچوب‌هاي انضباطي موجب شد تا در نهايت موضوعي به نام حكومت طراحي و ايجاد شود و اين خود موجب شد تا به عنوان مهم‌ترين ابزار و وسايلي براي تامين نيازهاي امنيتي به جامعه بشري ابلاغ و معرفي شود. اين مجموعه ابتكارها و خلاقيت‌ها در نهايت منجر به ايجاد امنيت و گسترش چتر حمايتي براي فرد و جامعه شده تا بتوانند زير اين چتر به بقا و زندگي خود ادامه دهند. متفكرين جامعه‌شناسي و علوم اجتماعي معتقدند در صورت نبود چنين وضعيتي جامعه به سوي بي‌قانوني و عدم‌تعادل در شرايط اجتماعي هدايت مي‌شود كه موجب بروز احساس عدم ‌امنيت در بين اقشار مختلف جامعه مي‌شود.
● احساس عدم‌امنيت اجتماعي
در نبود آنچه در جامعه «امنيت» گفته مي‌شود، ترس و وحشت، بي‌اعتمادي و سردرگمي حاكم شده و فرد، فرد جامعه نگران از چگونگي سرنوشت و جايگاه خود در اين شرايط، تنها به نجات خويش مي‌پردازد و فارغ از هرچه بر سر جمع مي‌گذرد، درصدد يافتن راه‌حلي براي فرار خود از مهلكه مي‌افتد و اين تنها به بهاي ناديده گرفتن حق و حقوق افراد جامعه بر اولويت خواسته‌هاي فردي خود تاكيد مي‌كند. تضارب و تقابل خواسته‌هاي فردي موجود در جامعه‌اي كه دستخوش بي‌قانوني است مي‌تواند متفاوت و متعدد باشد، استقامت و استواري چارچوب‌هاي اجتماعي را درهم كوبيده و به ناهنجاري‌هايي ميدان مي‌دهد كه به تشديد ناامني و تقويت تفكر هر كس براي خود و همه براي من مي‌انجامد.
بنابراين در سايه عدم‌امنيت اجتماعي، رضايت‌مندي از زندگي و شرايط اجتماعي كاهش يافته و يأس و انفعال، افسردگي فردي و اجتماعي جايگزين شادابي، تحرك و نشاط مي‌شود. در چنين شرايطي است كه فرد به‌خاطر حفاظت از خود در برابر تهديدات گوناگون برگرفته از اجتماع در غياب قانون و مقرراتي كه ضامن ادامه حيات جمعي و اجتماعي است، به هر وسيله‌اي براي حمايت از خود و دور شدن از مسائل و خطرات به خود بيشتر مي‌انديشد تا بقاي جمع و اجتماعي كه در آن زندگي مي‌كند.
● جايگاه امنيت در جامعه
يكي از با اهميت‌ترين وجوه زندگي وجود امنيت است. مقوله امنيت در زندگي جمعي تا حدي است كه گروهي از متفكران اجتماعي در تعاريف خود كلمه امنيت را مترادف با مفهوم «سلامتي به كار مي‌گيرند، و وجود آن را ضامن بقا و پايداري جامعه سالم مي‌دانند. البته بر اين نكته مي‌توان تاكيد نمود كه «احساس امنيت» همواره رابطه مستقيم با امنيت واقعي نداشته و وجود و عدم‌ وجود امنيت و احساس آن لزوما» به معني بهره‌مندي يا محروميت از واقعيت امنيت نيست.
در جوامعي كه وجود امنيت موجب مي‌شود تا تعاملات اجتماعي در يك مسير واقعي قرار گيرد، احساس عدم‌ امنيت چه از لحاظ بودن يا نبودن واقعي آن مي‌تواند تحركات و جريان‌هاي اجتماعي را دچار اختلال كند و اين اختلالات خود سر منشاء‌ يأس و انفعال اجتماعي مي‌شود.


فرين مهرنگ  : روزنامه كارگزاران

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۷ )

اميد و اميدواري ، محاسن و تهديدات


يكي از مشخصه هاي بارز و عيني در رفتار عموم مردم جامعه مخصوصاً جوانان در آغاز هزاره سوم ،ضعيف بودن اميد و اميدواري به زندگي و آينده مي باشد،هر روزه در روزنامه ها ،تلويزيون ،سخنراني ها و مردم كوچه و خيابان مي بينيم و مي شنويم كه علي رغم رشد تكنولوژي و پيشرفت در صنايع و صنعتي شدن امور، متأسفانه در برابر اين رشد و پيشرفت سخت افزاري روحيات و سلامتي جسماني و رواني آحاد مردم جامعه رو به كاهش و ضعف مي باشد.در اين بين تأثيرات اين تفسير و دگرگوني بيشتر از همه قشر جوان جامعه را به جهت جريان تكويني و ذاتي كسب هويت و عبور از دوران سخت نوجواني كه اصطلاحاً در كتب تخصصي روان شناسي تحت عنوان دوران طوفان و تنش نام برده مي شود تهديد و متأثر مي گرداند،لذا از جمله موضوعات اساسي و مهم كه يا داوري آن به افراد مخصوصاً جوانان بسيار ضرورت دارد، موضوع «اميد و اميدوار بودن به زندگي،حيات،فرداي روشن و...» مي باشد.جوانان به دليل شرايط خاص سني و جريان تكوين شخصيت خود،ممكن است نسبت به رفع مشكلاتي كه در زندگي با ان روبرو مي شوند ،عاجز و درمانده شوند. در اين صورت با توجه به مسئله اميد و اميدواري در زندگي فردي و اجتماعي او مي توان بسياري از مشكلات را رفع نموده و زندگي سخت و نابسامان را تبديل به زندگي خوش و قابل تحمل نمود.از طرفي در تعابير اسلامي و قرآني نا اميدي مطرود واقع شده است چرا كه خداوند سبحان در سوره يوسف آيه ۸۷ مي فرمايند:
«از رحمت الهي نا اميد نشويد ، زيرا جز قوم كافران كسي از رحمت الهي نو ميد نمي شود.»
بنابراين همه ما بايد نهال و جوانه اميد را در خود به وجود آورده،سپس به رشد و تكامل آن اقدام نماييم و بدانيم اگر اميد و پويايي از بين ما رخت ببندد،در آينده نسلي ايستا و غمگين و دل مرده خواهِيم داشت و همچنين اگر نبود روحيه اميد و اميدواري بعد از فعاليت و يا شكست هيچ رشد و پويايي و حركت در توسعه و پيشرفت جامعه به وجود نمي آمد.
آخر هم ما شنيده ايم كه انيشتين در مدرسه مردود شده است و يا اديسون از مدرسه اخراج شده است ولي اگر پس از اين شكستها نا اميد مي شدند،هيچ گاه به مقام عالي نمي رسيدند.در ذيل عواملي كه اميد را به وجود مي آورند و همچنين عواملي كه اميد را تهديد مي كنند آورده خواهد شد.
توصيه هاي چند براي ايجاد اميد در افراد
▪ تقويت باورهاي الهي و ديني :
مهمترين منبع و عامل حمايت كننده كه مي تواند ما را در برابر خطرات و امواج منفي حمايت نمايد،باور به خداوند متعال و جهان آخرت مي باشد.همچنين ما بايد دنبال منابع قوي و انرژي زا و اميد آفرين در افراد باشيم،چرا كه هر چقدر ما از منابع قدرتي و انرژي روحي و رواني برخوردار باشيم،تحمل پذيري،استقامت و اميدواري ما بيشتر خواهد بود.لذا در آيه ۱۷ سوره انعام خداوند متعال مي فرمايند:« بدانيد كه هيچ كس غير از خداوند نمي تواند به سختي و غم شما پايان دهد و بر نا اميدي شما خط بطلان كشند.»
▪ الگو گيري از پيامبران _ اوليأ و بزرگان:
براي ايجاد و تقويت اميد و اميدواري در افراد مي توان به زندگي و راه و روش رفتاري بزرگان دين ،ائمه(ع) و شخصيتهاي كاملي كه منبع اميد و انرژي و حيات بوده اند توجه نمود، بزرگاني مانند پيامبر بزرگ اسلام كه با همه سختي ها و مشكلاتي كه براي ايشان در راه ترويج و نشر اسلام به وجود آمد، اما از مسير حق و اميدواري خارج نگرديدند و يا شخصيتهاي ديگري مانند حضرت امام(ره) شهيد مطهري،پروفسور حسابي و....
در اين زمينه خداوند سبحان در سوره احزاب آيه ۲۱ مي فرمايند:
« در پيامبر خدا ، براي شما ، چه در صبر و مقامت با دشمن و چه ديگر اوصاف و افعال نيكويي او سر مشق و الگوي نيكويي است .»
▪ شناخت ويژگي هاي خود :
در اين زمينه مي توان به شناخت صحيح از خود دنياي پيراموني خود ، سختي ها ، نقاط ضعف و قدرت خود اشاره نمود كه در مجموع باعث كنار آمدن بهتر با زندگي خواهد شد.
▪ بالا بردن روحيه تعاون و مشاركت اجتماعي در افراد:
از عمده نقاط ضعف عموم مردم كشور ما ، عدم استفاده از فنون مهارت هاي اجتماعي و همچنين ميزان كم تعاملات اجتماعي و مشاركت جمعي مي باشد ، لذا در صورت ايجاد روحيه تعاون و مشاركت اجتماعي ، افراد مي توانند باعث افزايش روحيه ، توانمندي ، اميدواري و... در همديگر بشوند.
▪ بالا بردن صفت سازگاري با محيط در افراد:
از مشخصه هاي شخصيتي و رفتاري افراد سالم و اميدوار ، برخوردار بودن از مهارت هاي مقابله اي و مقابله صحيح با مشكلات مي باشد ، امروزه در سطح دنيا افرادي از توانمندي و قابليت لازم براي زندگي اجتماعي و فردي در جامعه برخوردار مي باشند كه از كنار هوش و قابليت ذهني و انتزاعي از قابليت ديگري به نام هوش هيجاني و اجتماعي برخوردار باشند. لذا تقويت هوش هيجاني در افراد باعث سازگاري بهتر با جامعه و اجتماع خواهد گرديد و فرد در اين وضعيت از آرامش بيشتري برخوردار خواهد بود.
▪ تنظيم سطح توقع افراد با ميزان تلاش آنها:
در افراد سالم و اميدوار دو نوع برداشت و خود كه عبارتند از خود ايده آل و خود واقعي تفاوت چنداني وجود ندارد . لذا افراد جامعه مخصوصاً نوجوانان و جوانان عزيز بايد توجه نمايند كه انتظاراتشان از خود و اطرافيان بايد واقعي ، قابل دسترس و متناسب با تلاش و فعاليت آنها باشد تا دچار ناكامي هاي زياد نگردند.
▪ وارد كردن عشق و علاقه و عواطف در زندگي ( پيدا كردن معني در زندگي):
از عمده علت هايي كه افراد را به بي تفاوتي ، بي هويتي و نااميدي سوق مي دهد ، نداشتن يك معناي درست از هدف و فلسفه زندگي مي باشد، متأسفانه در مراجعين باليني به اين مركز مخصوصاً در بين جوانان جامعه اين عامل به صورت زياد مشاهده مي گردد، كه جوان ما دچار بحران اساسي و يك پوچي در زندگي گرديده است ، لذا براي جلوگيري از اين آفت در عملكرد طبيعي افراد ، بايد والدين، معلمين ، دوستان و رسانه هاي جمعي به تقويت داشتن رابطه سالم و منطقي و همچنين توجه به يك فلسفه حيات بخش بر اساس شرع و عقل از زندگي تاكيد بنمايد.
تهديدات اميد (عواملي كه اميدواري را در افراد از بين مي برد):
۱) نداشتن ايمان و اعتقادات ديني
۲) عدم درك صحيح از خود و استعدادهاي خود
۳) عدم پذيرش فرد از خود (خود كم بيني )
۴) احساس عدم مسئوليت در برابر ديگران
۵) نداشتن برنامه در زندگي براي رسيدن به اهداف
۶) داشتن تفكر قطبي يا مبتني بر اصل همه يا هيچ ،يعني مطلق گرايي و تفكر در نهايت ها
۷) تعميم بيش از اندازه امور
۸) تحريف واقعيتهاي زندگي
۹) ترس و اضطراب كه به صورت مرضي در شخص و زندگي او تعميم يافته است
۱۰) غصه خوردن و مقايسه كردن زياد خود با ديگران
۱۱) پر توقعي و انتظار بيش از اندازه از خود
۱۲) فقر عاطفي و اطلاعاتي، در اين زمينه جمله اي از شهيد مطهري(ره) نقل شده است كه ايشان فرمودند:« انسان به هر نسبت كه آگاهي بيشتري دارد حيات بيشتري نيز دارد.»
● خلاصه(نتيجه گيري):
در نهايت مي توانيم به اين رهنمود در بهداشت رواني توجه نماييم كه پيشگيري مقدم بر درمان مي باشد و بهتر است كه ما در تعاملاتمان با خود، اعضاي خانواده،همكاران، افراد اجتماع و ... روحيه تقويت و افزايش اميد به زندگي را ايجاد نماييم ، همچنين مي توانيم از اميد و اميدواري تحت عنوان يكي از متغيرها و فاكتورهاي تشويقي و تقويتي اساسي همچنين نيازهاي اساسي رواني در تعيين سرنوشت افراد نام ببريم كه دائماً باِيد مورد توجه و اهميت قرار گِيرد چرا كه در فرهنگ اسلامي و ملي ما افرادي داراي موقعيت و ماندگاري شده اند كه توانسته اند اين ويژگي را با توكل به خالق هستي و صبغه الهي در خود ايجاد نمايند.مخصوصاً اين نكته براي دوستان خوب جوان مورد اهميت و توجه مي باشد چرا كه در زندگي با صحنه ها ، موقعيت ها و حوادثي مواجهه خواهند شد كه در خيلي از اين موارد براي آنها غير قابل پيش بيني مي باشد لذا با حفظ اين روحيه و ويژگي مثبت در خود مي توانند با اين حجم از اين مشكلات و مسائل به عنوان سنگ زيرين آسياب مطرح باشند و انشاء الله به ظفر و پيروزي نائل آيند.
در نوميدي بسي اميدهاست از پس ظلمت بسي خورشيدها ست


محمود برجعلي كارشناس ارشد معاونت پژوهشي و دانشجوي دكتراي روان شناسي ۱- منظور از جوانان افراد بين ۱۵ تا ۲۹ سال مي باشند. ۲- storme and stress ۳ - Adaptation ۴- Copping skills ۵ -Ideal self ۶ - real self


پژوهه دين


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 
تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۶ )

به اميدم به اميدم به اميد...

شعري از فخرالدين اسعد گرگاني

نيينى باغبان چون گل بكارد

چه مايه غم خورد تا گل بر آرد

به روز و شب بود بى صبر و بى خواب

گهى پيرايد او را گه دهد آب

گهى از بهر او خوابش رميده

گهى خارش به دست اندر خليده

به اميد آن همه تيمار بيند

كه تا روزى برو گل بار بيند

نبينى آنكه دارد بلبلى را

كه از بانگش طرب خيزد دلى را

دهد او را شب و روز آب و دانه

كند از عود و عاجش ساز خانه

بدو باشد هميشه خرم و كش

بدان اميد كاو بانگى كند خوش

نبينى آنكه در دريا نشيند

چه مايه زو نهيب و رنج بيند

هميشه بى خور و بى خواب باشد

ميان موج و باد و آب باشد

نه با اين ايمنى بيند نه با آن

گهى از خواسته ترسد گه از جان

به اميد آن همه دريا گذارد

كه تا سودى بيابد زانچه دارد

نبينى آنكه جوهر جويد از كان

به كان در آزمايد رنج چندان

نه شب خسپد نه روز آرام گيرد

نه روزى رنج او انجام گيرد

هميشه سنگ و آهن بار دارد

هميشه كوه كندن كار دارد

به اميد آن همه آزار يابد

كه شايد گوهرى شهوار يابد

اگر كار جهان اميد و آزست

همه كس را بدين هر دو نيازست

هميشه تا بر آيد ماه و خورشيد

مرا باشد به مهرت آز و اميد

مرا در دل درخت مهربانى

به چه ماند به سرو بوستانى

نه شاخش خشك گردد گاه گرما

نه برگش زرد گردد گاه سرما

هميشه سبز و نغز و آبدارست

تو پندارى كه هر روزش بهارست

ترا در دل درخت مهربانى

به چه ماند به گلزار خزانى

برهنه گشته و بى بار مانده

گل و برگش برفته خار مانده

همى دارم اميد روزگارى

كه باز آيد ز مهرش نوبهارى

وفا باشد خجسته برگ و بارش

گل صد برگ باشد خشك خارش

دو چندان كز منست اميدوارى

ز تو بينم همى نوميدوارى

منم چون شاخ تشنه در بهاران

توى همچون هوا با ابر و باران

منم درويش با رنج و بلا جفت

توى قارون بى بخشايش و زفت

همى گويم به درد و زين بتر نيست

كه جز گريه مرا كاري ديگر نيست

چه بيچاره بود آن سو گوارى

كه جز گريه ندارد هيچ كارى

چو بيمارم كه در زارى و سستى

نبرّد جانش اميد از درستى

چنان مرد غريبم در جهان خوار

به ياد زادبوم خويش بيمار

نشسته چون غريبان بر سر راه

همى پرسم ز حالت گاه وبى گاه

مرا گويند زو اميد بر دار

كه نوميدى اميدت ناورد بار

همى گويم به پاسخ  تا به جاويد

به اميدم به اميدم به اميد...

از كتاب «ويس و رامين» فخرالدين اسعد گرگاني


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۵ )

در باره اميد گفته اند . . .


۱) خدا اميد و خواب را براي جبران غم هاي زندگي به ما ارزاني داشته است.
۲) نااميدي اولين گامي است كه انسان به سوي گور برمي دارد.
۳) يأس در كارها خودكشي است.
۴) اميد و آرزو آخرين چيزي است كه دست از گريبان بشر بر مي دارد.
۵) داشتن ظرفيت اميد مهمترين حقيقت زندگي است، زيرا مقصود و توانِ رسيدن به حقيقت را براي انسان فراهم مي سازد.
۶) آن زندگي كه به اميد فردا بگذرد ، يك روز عقب مانده است.
۷) زندگي غافلان به دو بخش تقسيم مي شود : نيمه اول به اميد و نيمه دوم در حسرت نيمه اول.
۸) اميد، رؤياي بيداران است.
۹) خوب زندگي كردنِ امروز هر ديروزي را به رؤيايي از خوشبختي و هر فردايي را به چشم اندازي از اميد مبدل مي كند.
۱۰) كسي كه به عرصه ي ايمان گام مي نهد ( به آن مقام هستي كه نهايت آرزو است) به حريم حيات داخل مي شود.
۱۱) مال و ثروت، سرانجام انسان را تباه مي كند و دام آرزوها را گسترده مي دارد.
۱۲) آرزو براي انسان ها رحمت است. اگر آرزو نبود هيچ مادري به فرزند خود شير نمي داد و هيچ باغباني درختي در زمين نمي كاشت.
۱۳) آرزو چون سراب ، داراي نماي فريبنده اي است كه حقيقت ندارد.
۱۴) شما هميشه ترجيح مي دهيد كه زودتر به آرزوهايتان برسيد تا ديرتر. به همين دليل است كه در تمام عرصه هاي زندگي تان بي قرار هستيد.
۱۵) اگر مي خواهيد پيروز شويد اميدوار باشيد.
۱۶) بهترين وسيله براي فتح و پيروزي اميدواري است . اگر مي خواهيد پيروز شويد اميدوار باشيد

http://vista.ir/article/79184/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]


سخن‌چيني يكي از آفات زبان


يكي از آفات زبان كه از رذايل اخلاقي به شمار مي‌رود و انسان را از راه خدا دور مي‌سازد، نمّامي و سخن‌چيني است. سخن‌چيني يعني پشت سر ديگران سخن گفتن و عيبجويي كردن و به دنبال برملا كردن عيوب ديگران بودن و حرف را از محفلي به محفل ديگري برده و سخنان را پخش كردن.
قرآن كريم در نكوهش سخن‌چيني مي‌فرمايد:
 "وَيلٌ لِكُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَه؛ (۱) واي بر هر عيب جويِ سخن چين."
 رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند:
 " اَلا اُنَبِّئَكُم بِشِرَارِكُم قَالُوا بَلَي يَا رَسُولَ اللهِ قَالَ المَشَّاءُونَ بِالنَّمِيمَهِٔ المُفَرِّقُونَ بَينَ الاَحِبَّهِٔ البَاغُونَ لِلبُرَآءِ المَعَايِبَ. " (۲)
 «آيا مي‌خواهيد شما را به بدترين افراد در ميان شما آگاه كنم؟ عرض كردند بلي اي رسول خدا . حضرت فرمودند: بدترين افراد آنهايي هستند كه به سوي سخن چيني مي‌روند، ‌كساني كه ميان دوستان جدايي مي‌افكنند و در جستجوي عيب براي افراد صالح و پاكدامنند.»
ايشان در جاي ديگري مي‌فرمايند:
 "لا يَدخُلُ الجَنَّهَٔ نَمَّامٌ" (۳)؛ سخن‌چين وارد بهشت نمي‌شود.

پي‌نوشت‌ها:
 ۱- همزه، ۱ .
 ۲- اصول كافي، ج۴، ص۷۵، ح۱ .
 ۳- محجهٔ البيضاء، ج۵، ص ۲۷۵ .


تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]


نفي مجادله در دين


شخصي به امام حسين(ع) عرض كرد: بنشين تا پيرامون دين باهم بحث كنيم. حضرت فرمود: «اي مرد من به دين خود بصيرت دارم (آن چنان كه نور) هدايت من بر من آشكار گشته است، اگر تو به دين خود ناداني، برو ياد بگير، مرا با مجادله (و بگو مگوي نابجا) چكار؟ اين شيطان است كه آدمي را وسوسه مي كند و در نهان با او سخن مي راند و مي گويد: پيرامون دين با مردم، مجادله كن تاگمان نبرند كه تو ناتوان و ناداني. مجادله (و بگو مگو) از چهارگونه بيرون نيست:
 يا اينكه تو و رفيقت در آنچه هر دو مي دانيد با يكديگر مجادله مي كنيد، در اين صورت، خيرخواهي نسبت به هم را ترك گفته ايد، و رسوايي هم را مي جوييد، و (بدين وسيله) آن علم را تباه ساخته ايد.
 يا اينكه در آنچه هر دو نمي دانيد با هم بگو مگو داريد، در اين صورت ناداني خود را آشكار كرده، و با هم از روي ناداني ستيز نموده ايد.
 يا اينكه در آنچه تو مي داني (و او نمي داند) يك و دو مي كنيد، در اين صورت تو كه از پي (نمايان ساختن ناداني و) لغزش رفيق خود برآمده اي به او ظلم نموده اي. و يا اينكه در آنچه او مي داند (و تو نمي داني) مجادله مي كنيد، در اين صورت تو (كه نمي پذيري) حرمت و منزلت رفيق خود را نگه نداشته اي.
 اين چهارگونه جدال، همگي (براي جوينده حق) ناممكن است، هر كه عادلانه رفتار كند و حق را پذيرا باشد و مجادله را ترك نمايد، ايمان خود را پايدار ساخته و دينداري خود را نيكو انجام داده و عقل خود را (از نادرستي) مصون داشته است.»(۱)
 
۱- موسوعه كلمات امام حسين(ع)، ص۸۱۱


روزنامه كيهان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۴ )

توكل به‌ كار مي‌آيد تا انسان را از ورطه نااميدي و سردرگمي‌ نجات دهد


خيلي از ما در مراحل مختلف زندگي، در فراز و فرودها و در دشواري‌ها و ناملايمات، از خود پرسيده‌ايم: تا كجا بايد بر سر كاري يا هدفي تلاش كرد و صبر و مقاومت به خرج داد؟ تا كي بايد بر سر اراده و تصميم خود باقي ماند؟ و... از كجا بايد خود را به تقدير الهي سپرد و راضي به رضاي او، دل را همچون سبوي موسي به آب‌هاي متلاطم و ميان دهان باز تمساح‌ها رها كرد. ظاهرش البته سپردن دل به امواج است و باطنش اعتماد و توكل به نيروي لايزالي كه جز با قلب و بصيرت درك نمي‌شود. اما چه بسيار كه از سپردن خويش به امواج متلاطم ترسيديم و نتوانستيم دست ياري او را بيابيم و بر رشته ناگسستني‌اش بياويزيم.


گاه آنچه را كه طلب كرديم نزديك ديديم، ولي با طولاني شدن امتحان و گرفتاري در ابتلاء، تندبادهاي ترديد وزيدن گرفته است.
اين مسائل مرا به ياد كلامي ‌از امام علي (ع) مي‌اندازد كه فرمود: اعرفت الله في فسخ العزايم و نقص الهمم و حل العقد؛ خداوند را به شكستن اراده‌ها و ناكافي ماندن همت‌ها و گشودن گره‌ها شناختم.


گمان مي‌كنم همين جاست كه توكل به كار مي‌آيد تا انسان را از ورطه نا اميدي و سردرگمي‌ نجات دهد؛ توكلي كه ريشه در يقين و اعتماد به حي و حاضر بودن خداوند داشته باشد. مرحوم آقاي دولابي مي‌گفت: شادم، زيرا خدايي را مي‌پرستم كه زنده و حي القيوم است، به عدالتش يقين دارم و ترديدي برايم نيست كه هم عادل است و هم قادر به تحقق عدالت.


تصوير تاريخي زندگي امام علي(ع) گواه روشني است كه او در سختي‌ها، فراز و نشيب‌ها و دشواري‌ها، در شرايطي كه عزيزترين زندگيش - زهرا (س)- را از دست داد، در روزگاري كه تنهايش گذاشتند يا انكارش كردند يا تهمت و افترا بر او بستند، جز بر خدا توكل نكرد. تاريخ گواهي مي‌دهد در شرايطي علي (ع) را از صحنه سياست و حكومت كنار زدند و منزوي و خانه‌نشين كردند كه بيشترين شايستگي را براي آن داشت، اخلاق‌مداري را در اين عرصه به اثبات رسانده بود و فضيلت حكومت‌داري در رفتار بزرگ منشانه، عدالت‌جويانه و صادقانه‌اش با پرهيز مطلق از دروغ به اثبات رسيده بود.


در تمام اين احوال امام علي (ع) هرگز توكل و اعتماد خود را به خداوند از دست نداد و به ديگران نيز در عين دعوت به صبر و استقامت، توصيه به توكل مي‌كرد. او اين آگاهي و دانايي را داشت كه چه كارهايي را بايد با صبر و تلاش و پايمردي و كوشش به سرانجام رساند و چه اموري از دست او خارج است، پس بايد آن را به خداوند سپرد.


خبرگزاري ايسنا


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده و مبارزه با نا اميدي ( ۳ )

لحظات نااميدي را پشت سر بگذاريم


۱) عواملي كه باعث بروز احساسات منفي در ما ميشوند، معمولاً نشانگر هستند تا سببي، اختلاف ميان شما با يك دوست و يا يك عزيز، يك مشكل جسمي، يك مانع و يا يك خبر ناگوار در روزنامه. هرگاه دلگير و نااميد شديد، اين دو پرسش را از خود بپرسيد:
 ۱) رويداد برانگيزنده اين احساس در شما چه بوده است؟
 ۲) و اينكه اين رخداد با چه چيزهايي مرتبط است؟ پرسش اخير مهم است. عاملي كه شما را حقيقتاً مكدر و ناراحت ميكند، رويداد و موضوع جاري نيست، بلكه عمدتاً چيزي در گذشته دور و يا نزديك شما است، چيزي موجود در ناخودآگاه شما كه سبب ناراحتي شما ميشود. آگاهي يافتن از اين جنبه عميق مشكلات، نخستين گام در جهت حل علل زير بنايي رويداد ها است.
 ۲) تفكر خودكشي داشته باشيد!! متعجب نشويد. اكنون ديگر به پايان خط رسيده ايد و ياس و سرخوردگي بر شما چيره گشته، و ميخواهيد به زندگي خود پايان بخشيد. اما كمي درنگ كنيد، چراكه شما اكنون بسيار توانمند و قوي هستيد. آيا چيزي بدتر از مرگ وجود دارد؟ مسلماً خير. بنابراين به سراغ كاري كه تا كنون شهامت انجامش را نداشته ايد و يا راهي كه آن را پيش از اين آزمايش نكرده ايد، برويد. ديگر شكست، طرد شدن و ترسيدن براي شما معنايي ندارد، چراكه آنها هر چه باشند، از مرگ بدتر و ناخوشايند تر نيستند. بنابراين شانس خود را براي آخرين بار هم كه شده امتحان كنيد، مسلماً اين بار موفق خواهيد شد. بنابراين ميتوان از تفكر منفي خودكشي در جهت مثبت هم بهره گرفت.
 به احتمال زياد ۸۰ تا ۹۰ درصد محتواي انديشه شما مربوط به زمان گذشته و يا آينده است. نكوهش عملكردهاي گذشته و ترس از وقايع آينده. اما آگاه باشيد كه گذشته يك خاطره است و آينده نيزعمدتاً به نحوه عملكرد و نگرش ما در زمان حال بستگي دارد. بنابراين در زمان حال بيانديشيد، سخن بگوييد و عمل كنيد.
۳) نظرگاه غالب خود را تغيير دهيد. نظرگاه شما با چيزها و افرادي كه به تجربه خود وارد ميسازيد ارتباط دارد. چنانچه فردي منفي باف و بدبيني ميباشيد، خود را تغيير دهيد و خوشبينانه تر به مسايل پيرامون خود نگاه كنيد.
۴) قدر شناس باشيد. شايد بگوييد من چيزي نداريم كه سپاسگذار آن باشم. اما چنانچه شما اين مقاله را مطالعه ميكنيد،پس احساس داريد،قادريد بيانديشيد،بياموزيد،رشد كنيد و براي آينده خود تصميم بگيريد.
۵) موقعيت شما عذاب آور، طاقت فرسا و ناعادلانه است. شغل خود را از دست داده ايد، از فرد محبوب خود جدا شده ايد؟ بي پول هستيد و يا از بيماري لاعلاج رنج ميبريد؟ كاملاً طبيعي است كه در اين شرايط احساس مورد سوء استفاده قرار گرفتن و بدبختي كنيد. اگر خواهان آن هستيد كه وضعيت و شرايط خود را تغيير دهيد، از خود سؤال كنيد كه اين وضعيت چه چيزي به شما مي آموزد؟ و چگونه ميتوانيد از آن درس بگيريد؟ و به سمت جلو حركت كنيد. يك قانون جهاني در اينجا حاكم است: قانون اقتضا و تناسب": هر اتفاقي كه در زمان حال در زندگي شما به وقوع مي پيوندد، متناسب با نياز شما براي رشد و بالندگي است. به خاطر داشته باشيد، درسها را تا زماني كه كاملاً فرانگرفته باشيد، مجدداً تكرار خواهند شد.
۶) قانون جذب و تمركز را از ياد نبريد. (به مقاله تقويت تمركز رجوع كنيد)
۷) پذيرش واقعيت. ما ياد گرفته ايم تا سؤال كنيم، ترديد كنيم و به چالش بكشيم. مفروضات، حقايق، منطق و استنتاج ها ابزارهاي ما در هدايت زندگيمان ميباشند. اما به چه بهايي؟ آيا زندگي كوششي است براي همواره درست انديش بودن و مطابق اصول حركت كردن؟ واقعيت آنست كه ما خودانگيختگي را با قطعيت و يقين مبادله ميكنيم. ما خود را از "غير منتظره ها" جدا ميسازيم كه هرگز نبايد مرتكب اشتباهي شويم.
۸) انتهاي مارپيچ. آيا تاكنون سلسله اي از وقايع ناگوار را تجربه كرده ايد؟ و به خود گفته ايد پس چه زمان اين بد بياري ها پايان مي يابند؟ اما زندگي برنامه اي است براي تعليم و آموزش دائمي، كه گرچه بتوانيم آنها را به تاخير اندازيم، اما هرگز نميتوانيم مانع به وقوع پيوستنشان شويم، "درسهايي كه از تجارب كسب ميكنيم." هر چند ممكن است ماهيت درسها براي افراد مختلف متفاوت باشد، اما نياز يادگيري در همه افراد يكسان است. درس ها به ما مي آموزند كه هر ايده، نگرش، عقيده و مفهوم غير منطقي و نا معتبر را رها سازيم. بايستي ياد بگيريم تا ايده هاي نو را جايگزين ايده هاي كهنه و منسوخ كنيم.
۹) نقش پارادوكس ها. دنيا مملو از تناقض ها است. پايان و نتيجه هاي غير منطقي و ناعادلانه و رويدادهايي كه نبايد اتفاق مي افتادند. بنابراين به آنچه ميخوانيد و يا ميشنويد كمتر اعتماد كنيد، و واقعيات عيني جهان را فراگيريد.
۱۰) به خاطر داشته باشيد كه دايره كنترل شما به خودتان محدود ميشود. يعني صرفاً كاري كه انجام مي دهيد، سخناني كه بيان مي كنيد، نوع واكنش شما به ديگران و رويدادها، نوع تفكر شما، كاري كه انجام ميدهيد(شغل)، دوستاني كه بر ميگزينيد، سلامت جسم شما (با رعايت نوع رژيم غذايي، ورزش، مصرف نكردن سيگار و مواد مخدر، خواب و انجام چك آپ هاي دوره اي)، انتخاب محيط زندگي خود، زمان (چگونه زمان خود را مديريت مي كنيد)، ميراث شما (تمام اعمال، سخنان و دانشي كه در راه خدمت به ديگران، با آنها به اشتراك گذارده ايد).
۱۱) ديگر زمان آن فرا رسيده كه هر كاري كه تمايل داريد را انجام دهيد. براي يك لحظه تصميم بگيريد تا خودخواه ترين انسان باشيد و به چيزي كه مدت ها است آرزوي انجام دادن و يا بدست آوردنش را داريد جامه عمل بپوشانيد.
۱۲) به خاطر داشته باشيد كه شما تنها نيستيد. قطع نظر از نوع مشكلي كه با آن دست و پنجه نرم ميكنيد، يقين داشته باشيد ميليون ها انسان در سراسر جهان مشابه مشكل شما را در حال تجربه كردن ميباشند.


http://vista.ir/article/86760/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

گفتمان ، همان گفت‌ و گو نيست

امروزه، در اكثر موارد، واژه "گفتمان" به جاي گفت‌وگو بكار مي‌رود و حتي از اين واژه، با مصدر "كردن" استفاده مي‌شود، در صورتي كه گفتمان، اصلاً به معناي گفت‌وگو نيست.

گفتمان واژه‌اي است كه توسط داريوش آشوري، به عنوان معادل discours (ديسكور) فرانسوي، ساخته شده است، كلمه‌اي كه آن را در فارسي، مي‌توان به كلام، گفتار، نقد، خطابه، سخن و صحبت هم ترجمه كرد. اما داريوش آشوري، براي اينكه توجه خوانندگان را به معناي اصطلاحي و فلسفي واژه، خصوصاً به معنايي كه در آثار ميشل فوكو، فيلسوف فرانسوي، به كار رفته است، جلب كند، آن كلمات متعارف را كنار گذاشت و كلمه گفتمان را از بن ماضي "گفت" با پسوند "مان" به وجود آورد، همان‌طور كه واژه ساختمان از بن ماضي "ساخت" و پسوند "مان"، ساخته شده است.

نظام‌هاي فكري، فرهنگي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي، علمي و هنري يك جامعه، در هر دوره از تاريخ آن، همگي با هم در ارتباط هستند و نظام واحدي را تشكيل مي‌دهند كه از آن مي‌توان با عنوان سخن غالب آن زمانه يا به تعبير داريوش آشوري، گفتمان غالب آن زمانه ياد كرد. به عبارت ديگر، گفتمان به پيوند ميان ذهنيت مردم و ساختار اجتماعي ـ سياسي و قدرت و زبان اطلاق مي‌شود؛ وقتي گفتمان تغيير مي‌كند، طبيعتاً همه اين موارد هم دستخوش دگرگوني مي‌شوند.

براي روشن شدن موضوع، مي‌توان به نمونه‌اي از پيوند زبان و قدرت در مسأله جنسيت اشاره كرد. در جامعه مردسالار، مردان در خانواده قدرت را در دست دارند و همين ساختار در حكومت و سياست هم وجود دارد و زنان نمي‌توانند نقشي در سياست داشته باشند. در زبان چنين جامعه‌اي هم، طبيعتاً كلمات "زن" و "زنانگي"، نشان‌دهنده ضعف و ناقص‌عقلي‌اند، در عوض كلمه‌هايي مثل "مردانگي" ارزشمندند و تعابيري مثل "جوانمردي" و "قول مردانه" وجود دارد. چنين زباني در چنان ساختار اجتماعي، بر دختران اثر مي‌گذارد و سبب مي‌شود آنها از همان كودكي باور كنند كه از پسرها كمترند و بايد به حاكميت آنها تن در دهند. همين دخترها ازدواج مي‌كنند و مردسالاري را در خانواده مي‌پذيرند و پسرهايشان را با اعتماد به نفس و دخترهايشان را متكي به ديگران، بار مي‌آورند. در اين شرايط، اصطلاحاً گفته مي‌شود گفتمان حاكم بر اين جامعه، گفتمان مردسالاري است. ليكن وقتي گفتمان مردسالار در اين جامعه از بين مي‌رود، امكان تعليم و تربيت يكسان و نيز امكان كار كردن در بيرون منزل و به تبع آن، استقلال اقتصادي براي دختران به وجود مي‌آيد و در نتيجه، آنها به موقعيت‌هايي در جامعه دست مي‌يابند، در خانواده نظرشان به اندازه نظر همسرشان ارزش پيدا مي‌كند و در اجتماع، از رايي مساوي برخوردار مي‌شوند و در سياست و حاكميت نيز نقش پيدا مي‌كنند. تغييرات به وجود آمده در نظام اجتماعي، فكري و سياسي اين جامعه، حتي در زبان آن هم پديدار مي‌شود، براي مثال، در زبان انگليسي، پيش‌تر براي اشاره به سوم شخص، به طور مطلق، صرفاً he به كار مي‌رفت، اما امروزه، نويسندگان انگليسي‌زبان، در جايي كه جنسيت آن فرد سوم مورد نظر نيست، خود را موظف مي‌بينند از تعبير he or she استفاده كنند.

http://zorwanplus.persianblog.ir/post/38


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده و مبارزه با نا اميدي ( ۲ )

سازگاري در روزگار سركش با اميد به آينده


كارشناسان مسائل اجتماعي و روانشناسان معتقدند ايجاد امنيت رواني و دغدغه هاي مثبت، فراهم كردن فضاي رقابت هاي سياسي نشاط آور و تغيير نگاه هاي منفي و غلط به زندگي و آينده از مهم ترين گام ها براي تقويت روحيه اميد به زندگي درگروه هاي مختلف جامعه است.
 ● اميد به زندگي نگرش است
 دكتر كامبيز كامكاري، دبير كميسيون تخصصي سنجش در نظام روانشناسي كشور مي گويد: از منظر «روانشناسي كمال» اميد به زندگي نوعي نگرش است.
 به گفته وي، پيشگامان و نظريه پردازان اين شاخه بر خلاف گروهي از همكاران شان كه به جنبه هاي منفي افراد مي پردازند همواره به جنبه هاي مثبت و شخصيت انسان هاي سالم توجه دارند.
 عضو هيأت علمي دانشگاه تهران در ادامه، به تشريح اين ديدگاه پرداخته و عنوان مي كند: روانشناسي كمال به سه عنصر عاطفي، شناختي و رفتاري توجه ويژه اي دارد. اگر نگرش شخص به زندگي و محيط اطراف مثبت باشد او از زندگي لذت برده و احساس شادكامي و خوشحالي مي كند. عنصر شناختي نيز به زندگي او معني و مفهوم مي بخشد. بدين ترتيب فرد براي خود و اهدافش ارزش ويژه اي قائل است و خود را انسان مفيدي مي داند.
 عنصر رفتاري نيز فرد را به زندگي و طول عمر بيشتر ترغيب كرده و حس توجه به سلامتي و نشاط جسمي را در او تقويت مي كند.
 ●نقش فرد در كسب موفقيت پر رنگ شود
 دكتر كامكاري، در ادامه مي افزايد: براي افزايش و تقويت روحيه اميد به زندگي بايد نقش فرد را در كسب موفقيت هايش بزرگ و چشمگير نشان داد. بايد به او گفت كه خودش موجب موفقيت شده است. در نقطه مقابل نيز اگر شخص با شكست مواجه شد بايد نقش فرد را در اين زمينه بسيار كمرنگ نشان داد.
 وي يادآور مي شود: متأسفانه در جوامع جهان سوم و كمتر توسعه يافته، به اين نكته هاي مهم توجه جدي نمي شود، زيرا اگر فرد بخواهد از موفقيتش صحبت كند بلافاصله اين گونه تلقي مي شود كه او قصد تعريف از خود را دارد. اين در حالي است كه براي تعريف شكست ها و نقاط تاريك و منفي زندگي فرد در اين نوع جوامع هيچ محدوديتي وجود ندارد.
 ● فرصت ابراز وجود
 روانشناسان همواره بر اين موضوع تأكيد دارند كه براي افزايش روحيه اميد به زندگي در افراد مختلف بويژه آنان كه نگرش هاي منفي دارند بايد فرصت ابراز وجود داد، زيرا در چنين محيطي مي توان فضا را براي نگرش هاي مثبت مهيا كرد.
 ● هر كس كه يك چرايي دارد با هر چگونگي خواهد ساخت
 دكتر كامكاري با اشاره به اين جمله معروف « هر كس كه يك چرايي دارد با هر چگونگي خواهد ساخت» مي افزايد: مسئولان و تصميم سازان جامعه بايد تلاش كنند كه به قشرهاي مختلف جامعه بويژه جوانان معنا و هدف بدهند.
● نياز جوانان
 دكتر سيد حسن حسيني رئيس مركز تحقيقات و مطالعات دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران مي گويد: بررسي هاي كارشناسي نشان مي دهد برخي از معضلات و ناهنجاري ها از جمله اعتياد، گرايش به سمت مصرف مواد روانگردان و افسردگي ريشه در اين ضعف دارد.
 ● تأثير زندگي والدين در آينده فرزندان
 به اعتقاد دكتر حسيني، جامعه شناس، يكي از عوامل مهم ديگر كه به ناشكفتگي گروهي از جوانان در طبقه متوسط و رو به پائين جامعه مي انجامد، نگاه فرزندان به زندگي والدين و اطرافيان است، زيرا معمولاً در اين خانواده ها فرزندان با مشاهده دشواري ها و سختي هاي زندگي والدين، آينده روشني پيش روي خود نمي بينند. بنابراين برنامه ريزان و دست اندركاران جامعه بايد براي ايجاد تعادل در زمينه هاي مختلف اجتماعي و اقتصادي گام هاي اساسي بردارند.
 وي در عين حال تصريح مي كند: براي افزايش اميد به زندگي، صرفنظر از تلاش براي كاهش معضلات اقتصادي و اجتماعي و حل مشكلات بهداشتي، مسكن، اشتغال و ازدواج مردم و جوانان بايد براي ايجاد دغدغه هاي مثبت تلاش كرد. همچنين بايد براي گفت وگوهاي پر بار روزانه مردم نيز برنامه ريزي كرد كه بي شك در اين راه رسانه ها با ايجاد فضاي چند صدايي در جامعه خوراك مناسب را در اختيار گروه هاي مختلف جامعه قرار دهند.
 ● حلقه گمشده
 مهناز عسگريان، كارشناس ارشد روان سنجي نيز مي گويد: بررسي زندگي برخي از افراد نا اميد نشان مي دهد موانع موجود بر سر راه آنان را نسبت به زندگي دلسرد كرده است. به همين دليل از آنان افراد بي رمق و بي انگيزه ساخته است.
 اما واقعيت امر با اين قضيه كاملاً در تضاد است، زيرا در بسياري از شرايط روزمره با انسان هايي برخورد مي كنيم كه از لحاظ ظاهر در رفاه كامل به سر برده و هيچ مانعي سر راه پيشرفت شان وجود ندارد. با وجود اين آنچنان كه بايد و شايد در راه رسيدن به اهداف خود ثابت قدم نبوده و به طرز اسفناكي اراده و اختيار خود را كه بزرگترين سرمايه است، «به آنچه پيش آيد خوش آيد»، مي سپارند و دست از هرگونه حركت و تكاپو مي شويند.
 وي مي افزايد: در مقابل مي توان به طور شگفت انگيز افرادي را ديد كه شرايط از هر لحاظ عرصه را برايشان تنگ كرده و دستيابي به كمترين ها را دشوار كرده است. با اين حال از انرژي وصف ناپذيري برخوردارند كه همگان را شگفتزده مي كنند و توصيف از اراده انسان فراتر از اراده معمول آدمي است. اينجاست كه تناقض پيش مي آيد و اين پرسش در ذهن افراد نقش مي بندد كه اين شرايط است كه اميد را نسبت به زندگي در افراد بيدار مي كند يا اين اميد داشتن به زندگي است كه آنها را به تكاپو وا داشته و زندگي را برايشان هموار كرده است.
 به گفته اين روانشناس نقش بستن اين سؤال در ذهن افراد نشان دهنده آن است كه حلقه اي از اين زنجيره گم شده است. بنابراين وجود اين حلقه گم شده است كه اين دور باطل را پديد آورده. وي تصريح مي كند: براي دستيابي به پاسخ اين سؤال، نظريه پردازان و صاحبنظران در عرصه هاي گوناگون به ريسمان هاي مختلف چنگ زده اند. تئوري پردازان رفتاري اين حلقه گم شده را در فرايند يادگيري و شرطي شدن هاي افراد توصيف مي كنند. در حالي كه روانكاوان اين حلقه گم شده را وابسته به تجارب دوران كودكي دانسته و آن را برخاسته از عقده هاي نهفته از اين دوران اوليه زندگي مي دانند. در اين ميان صاحبنظران رويكرد شناختي پاسخ محكم تر و معقول تري را به اين سؤال ارائه مي كنند. آنها بيشترين تأكيد را در حوزه شناختي افراد داشته و معتقدند اين نگرش و برداشت افراد از واقعيت هاست كه اين حلقه گم شده را تشكيل مي دهد. حال آن كه با نگاهي تيزبين مي توان با تأكيد بر اين پاسخ، بسياري از تناقض ها و ابهام ها را دريافت و به نقش پر رنگ شناخت و قضاوت افراد و ديدگاه ذهني آنها نسبت به مسائل در مهارت زندگي كردنشان پي برد.
 عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد مي افزايد: از آن جايي كه انسان ها مخلوقات بي همتاي خداوند هستند، خودشان حامل نيرويي بالقوه اند كه به وسيله آن نيروي بيكران مي توانند بر شرايط پيرامونشان فائق شوند و آنچه مي گذرد را تحت كنترل قرار دهند. افسار زندگي را به دست گرفته و اسب سركش روزگار را مهار كنند.
اين نيروي بيكران همان قدرت تعقل و تفكر است كه وجه مميزه انسان با بقيه مخلوقات هستي است. همان چيزي كه انسان را به كسب عنوان «اشرف مخلوقات» نائل كرده است. شرايط چه خوب و چه بد، چه تلخ و چه شيرين بر همه ما به طرق مختلفي مي گذرد، يك روز اين شرايط سخت و دشوار و يك روز سهل و آسان است. يك روز شرايط بر وفق مراد و روز ديگر برعكس است. اما آن چيزي كه نمي تواند انسان را از ثابت قدم بودن و حركت كردن در پيشاپيش مشكلات باز دارد، برداشتي است كه فرد نسبت به اين شرايط دارد.
 به گفته وي، انسان ها بايدمهارت درست انديشيدن را بياموزند و دريابيم كه درست انديشيدن يعني صورت مسأله را خوب فهميدن و بهترين راه حل را براي آن اعمال كردن است. بايد انسان ها ياد بگيرند كه فهم و درك واقعيت ها از ارائه راهكار براي حل آن دشوارتر و پر اهميت تر است. اين كه چگونه مسائل را ارزيابي كنيم و چگونه به تفسير رخدادهاي روزمره مان بپردازيم و چه نگرشي نسبت به توانايي ها و محدوديت هايمان داشته باشيم نقش تعيين كننده اي در ارائه راه حل براي مقابله با آن مسائل دارد. انسان واقع بين در وهله اول خودش را بيش از ديگران دوست دارد و براي توانايي ها و محدوديت هايش ارزش قائل است و در اين ميان درصدد است تا نقاط مثبت اش را تقويت كرده و نقاط منفي اش را اصلاح كند. سپس درمي يابد كه نسبت به هيچ چيز هيچ كس ناتوان نيست، زيرا اگر انسان در گام نخست، خودش را خوب بشناسد، درمي يابد كه مهار كردن شرايط برايش ناممكن نيست.
در اين ميان وقتي كه دريابد دست هاي پنهاني هست كه او را حمايت كرده و توان مقابله اش را صد چندان افزون مي كند و آن هم چيزي نيست جز توكل به خالق هستي، آن گاه پاهايش قدرت فراواني براي گام برداشتن به سوي هدف و ديدگانش جرقه هايي از اميد به آينده و دستانش توان بي حدي براي برداشتن موانع از پيش پايش مي يابد. اينجاست كه فصل تازه اي از زندگي به روي انسان گشوده مي شود


روزنامه ايران : داريوش آرمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]


 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده و مبارزه با نا اميدي ( ۱)

خداحافظ، نا اميدي


بشر از ديرباز به شناخت خويشتن علاقه‌اي وافر ابراز مي‌داشته و در اين راه سخت تلاش و كوشش و اهتمام مي‌ورزيده و بر همين اساس و ميل دروني براي شناخت خويشتن است كه حالات سلامت و بيماري براي وي از اهميتي درخور و شايسته برخوردار شده است. افسردگي يكي از نخستين اختلال‌هاي رواني است كه پزشكان به شرح آن پرداخته‌اند. مشهورترين حالت افسردگي احساس دلتنگي و دل‌گرفتگي و يا قرار داشتن در حالت خلقي بد است. اين احساس‌ها معمولا كوتاه بوده و تاثيرات كم و جزئي بر روي فعاليت‌هاي معمول روزانه دارند. در سطح بعدي افسردگي نشانه‌ها شدت يافته و براي دوره‌اي طولاني‌تر تداوم مي‌يابد.فعاليت‌هاي روزمره ممكن است به شدت سخت شوند. اما هنوز شخص قادر به مقابله با آنهاست. به هر حال در اين حالت احساس نااميدي شايد آن‌قدر شديد شود كه خودكشي به عنوان تنها راه‌حل به نظر برسد. كسي كه افسردگي را تجربه مي‌كند ممكن است نوسانات شديدي را در خلق تجربه كرده و يا حتي آرزوي كناره‌گيري كامل از فعاليت‌هاي معمول روزانه و دنياي بيرون را داشته باشد.
 ● عوامل موثر در بروز افسردگي
 بروز افسردگي در فرد دلايل مختلفي مي‌تواند داشته باشد، از جمله حوادث مختلفي كه در دوران زندگي پيش آمده، رفتار ديگر اعضاي خانواده نسبت به او، تغيير محل، محل زندگي و يا شكست و ناكامي‌هاي زندگي را مي‌توان نام برد. كساني كه در كودكي از حضور در اجتماع و فعاليت‌هاي گروهي و اجتماعي محروم بوده‌اند و بيشتر وقت خود را در منزل گذرانده‌اند در آينده بيشتر در معرض ابتلاي به اين بيماري قرار مي‌گيرند.
 ▪ اتفاقات زندگي:
بسيار عادي است كه در زمان روبه‌رو شدن با يك فاجعه غم‌انگيز مانند داغ‌ديدگي و يا از دست دادن شغل افسرده شويم.
 ▪ شرايط و موقعيت‌ها:
‌اگر ما تنها بوده و دوستي نداشته باشيم، تحت فشار رواني باشيم، نگراني داشته و يا از نظر جسمي افت كرده باشيم، احتمال بيشتري مي‌رود كه افسرده شويم.
 ▪ بيماري جسمي:‌
افسردگي بيشتر زماني كه از بيماري جسمي رنج مي‌بريم به سراغ ما مي‌آيد.
 ▪ شخصيت : ‌
 هر فردي احتمال دارد افسرده شود اما برخي از افراد احتمال بيشتري براي افسرده شدن دارند.
▪ جنسيت:
‌زنان بيشتر از مردان افسرده مي‌شوند شايد به اين دليل كه مردان كمتر اجازه مي‌دهند احساساتشان بارز شود و اغلب بر آنها سرپوش مي‌گذارند.
 لذت بردن از زندگي و علاقمند شدن به انجام كارهاي روزمره براي اين عده دشوار مي‌شود. كارهاي لذت‌بخش معمولي مانند خواندن روزنامه و يا تماشاي تلويزيون دشوار و تحمل‌ناپذير مي‌شود. وقتي افسردگي به شديدترين سطح خود مي‌رسد ممكن است توانايي واكنش هيجاني را از دست بدهد و به آنجا برسد كه احساس خوب و بد چندان تفاوتي برايش نكند و ممكن است با آرزوي مرگ واقعا اقدام به خودكشي كند.
لبخند بزنيد و تظاهر كنيد كه خوشحال هستيد. راست بايستيد و قامت خميده و افسرده‌وار به خود نگيريد. تحقيقات نشان مي‌دهند كه شكل‌ چهره واقعا مي‌تواند نوع احساس انسان را تغيير دهد. وانمود كردن به تجربه يك حالت عاطفي، واقعا آن حالت را در شما ايجاد مي‌كند.
 ● درمان افسردگي
 بايد توجه داشت اگر چه حدود ۳۰درصد افراد در طول عمر خود حداقل يكبار درجاتي از اين بيماري را تجربه مي‌كنند اما آنچه به طور اساسي به درمان نياز دارد پا برجا بودن حداقل ۵ علامت به مدت ۲هفته است. خوشبختانه راههاي موثر فراواني براي درمان افسردگي وجود دارد كه در اين رابطه مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
 ـ چرخه خواب وبيداري خود را تنظيم كنيد. در طول روز چرت نزنيد تا تنظيم برنامه آسان‌تر شود.
 ـ بيشتر كار كنيد چون اعتمادبه‌نفس شما را زياد مي‌كند اما اگر در آن واحد مثلا در ۳ جا كار مي‌كنيد حتما آن را كم كنيد چون تنش رواني را زياد مي‌كند.
 ـ قهوه كمتر بخوريد يك فنجان قهوه شيرين ممكن است افسردگي را دو برابر كند.
 ـ ورزش كنيد. برايتان بسيار خوب است به طور منظم به ورزشي كه برايتان مناسب است بپردازيد.
 ـ تلويزيون كمتر تماشا كنيد. تماشاي تلويزيون اثر رخوت‌زا دارد و افسردگي را تشديد مي‌كند.
ـ اگر سيگار مي‌كشيد بدانيد كه سيگار باعث تشديد افسردگي مي‌شود آن را ترك كنيد، اگر نمي‌توانيد حتما كمك بگيريد (پزشك و...) ترك سيگار به درمان افسردگي كمك زيادي مي‌كند.
 ـ كتاب‌هاي مناسب درباره افسردگي و راههاي مبارزه با آن را بخوانيد.
 ـ از عطرهاي مناسب استفاده كنيد برخي عطرها مانند گل ياس عملا تحرك فرد افسرده را بالا مي‌برد.
 ـ مصرف برخي داروها مانند داروهاي ضدفشار خون، ضدآلرژي و... افسردگي را تشديد مي‌كند. پركاري يا كم‌كاري غدد مانند تيروئيد نيز مي‌تواند باعث بروز افسردگي شود. از پزشك خود كمك بخواهيد.
 ـ نواختن موسيقي مناسب در بهبود افسردگي موثر است. يك روانپزشك نواختن موسيقي را شيوه‌اي جهت تخليه احساسات و هيجانات منفي و همچنين خاطرات ناخوشايند مي‌داند.
ـ يكي ديگر از راههاي كاهش افسردگي استفاده از نور طبيعي است. نور به بهتر شدن كاركرد بدن كمك مي‌كند بنابراين به محض بيدار شدن، پرده‌ها را كنار بزنيد تا نور بيشتري به درون اتاق بتابد. از آن بهتر اين است كه هرچه سريع‌تر از منزل خارج شده و در معرض تابش نور خورشيد قرار بگيريد.
 ـ با كسي كه دوستش داريد در مورد موضوعي لذت‌بخش صحبت كنيد. يكي از سريع‌ترين راهها براي مبارزه با افسردگي ايجاد ارتباط با ديگران (افرادي كه به آنان علاقه‌مند هستيد) است از آنان دوري نكنيد.
 ـ بسيار مهم است كه بر فعاليت‌هاي اجتماعي خود بيفزاييد.
 ـ هرگاه احساس تنش مي‌كنيد از روش‌هاي خود آرام‌بخشي استفاده كنيد. نفس عميق و پرداختن به امور تفريحي مي‌تواند كمك‌كننده باشد.
 ـ لبخند بزنيد و تظاهر كنيد كه خوشحال هستيد. راست بايستيد و قامت خميده و افسرده‌وار به خود نگيريد. تحقيقات نشان مي‌دهند كه شكل‌ چهره واقعا مي‌تواند نوع احساس انسان را تغيير دهد. وانمود كردن به تجربه يك حالت عاطفي، واقعا آن حالت را در شما ايجاد مي‌كند.
 ـ نسبت به يادگيري يك زبان خارجي اقدام كنيد. تجربه نشان مي‌دهد تلاش براي فراگيري زباني غير از زبان مادري ميزان اعتماد به‌نفس افراد را به شدت افزايش داده و در آنها ايجاد روحيه‌اي پرنشاط مي‌نمايد. امتحان كنيد.
 ـ علاوه بر به كار بستن موارد فوق عملي‌ترين و مهمترين راه درمان، استفاده از داروهاي ضدافسردگي است كه انواع مختلف دارند. هر بيمار ممكن است به يك يا چند نوع داروي خاص پاسخ مناسبي بدهد. به هر حال اكثريت قريب به اتفاق بيماران به يك مورد درمان دارويي همراه با بهره‌گيري از خدمات مشاوره و روان ‌درماني پاسخ خواهند داد.


رضا ساعي شاهي منبع: همشهري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۱۰)

 روحيه سازي فرهنگي تمريني براي تقويت روحيه



مدرسه > دانشگاه و مراكز آموزشي كه انبساط دارند و سازمان و مديريتي كه برخوردار از مديريت انبساطي است چگونه است و بالاخره يك جامعه و جهاني كه داراي انبساط باشد چگونه اند؟ اين آرامش شما جمع آوري انرژي است . بدن هر يك از ما سلول هايي دارد كه شبيه باطري است . اين سلول ها در طول روز به خاطر كار فكري و يدي تحليل مي رود و از طريق خواب > تغذيه> استراحت و هواي خوب شارژ مي شود. جهت بازيافت انرژي براي كساني كه كار زيادي دارند تمريناتي وجود دارد تا در دقايق فشرده اي بتوانند انرژي از دست رفته خود را بازيابند.

از آن جا كه خود فريبي يكي از كارهاي ناپسند است و جهان هم از اين طريق تلاش دارد بر هر چيزي موثر باشد بجاست كه هم براي تأثير در آموزش و پرورش و هم در جهان مديريت و خانواده از روش انبساطي استفاده شود.

در اينجا تمريني انجام مي دهيم كه در پايان آن حتماً تغيير حال و سرحالي دست خواهد داد و براي آينده زندگي خودتان و خانواده و جامعه مفيد خواهد بود. براي اين كار بايد چيزي در دست يا روي پاي شما نباشد . اگر توصيه هايي كه براي انجام اين تمرين گفته مي شود> رعايت شود اثرات بهترين خواهد داشت .

تمريني كه براي تقويت روحيه انجام مي شود بايد با چشم بسته باشد به صورتي كه چشم ها منقبض نشوند. لازم است براي انجام اين تمرين سكوت حفظ شود زيرا هر چقدر در آرامش صورت گيرد كيفيت بهتري خواهد داشت . حال يك نفس عميق بكشيد و بازدم آن را بيرون دهيد> بعد آهسته چشمانتان را ببنديد و روي صندلي به صورتي قرار گيريد كه مي خواهيد در هواپيما يا اتوبوس در شب استراحت كنيد. حال با تمام وجود به صداي تنقس خود توجه كنيد > يعني در حال تنفس سعي كنيد> تمام دقت و توجه خود را صرف شنيدن نفس خود كنيد. در حين توجه به نفس سراپا گوش باشد سومين كاري كه انجام مي دهيد اين است كه سرعت نفس كشيدن خود را از حد معمول آهسته تر كنيد يعني هر چقدر براي شما امكان پذير است آهسته و طولاني نفس بگيريد و به همين نحو نفس را بيرون دهيد مجدداً تأكيد مي كنم كه در اين تمرين سه كار انجام مي دهيد: 1- با گوش مي شنويد 2- با تمام بدن نفس كشيدن خود را حس مي كنيد 3- عمل تنفس را به آهستگي انجام مي دهيد.

در حالي كه تمام دقت خود را متوجه نفس خود كرده ايد . چند لحظه اين توجه را قطع كنيد و ذهنتان را آزاد بگذاريد تا به هر سمت كه تمايل داشت برود . حال دوباره به شنيدن صداي نفس خود و احساس آن توجه كنيد و آهسته نفس بكشيد . هر چقدر مي توانيد خود را رها و آزاد كنيد و مواظب باشيد بدنتان در قيد و بندي نباشد .

( توجه به صداي نفس حس آن و آهسته نفس كشيدن) دوباره براي چند لحظه ذهن خود را آزاد كنيد. در اين مرحله به دست راست و چپ خود توجه كنيد و سعي كنيد دست و چپ خود را حس كنيد و عضلات آنها را شل و آزاد نگه داريد . به پاي چپ و راست خود توجه كنيد و آنها را حس كنيد و باز هم مراقب باشيد كه انگشتان پا و خود پا منقبض نباشد> به شكم پشت و پهلويتان توجه كنيد و آنها را در حالت آسايش آرامش و استراحت قرار دهيد . حال به گردن خود توجه كنيد دكمه يقه را باز كنيد و بگذاريد گردنتان در آسايش و آرامش باشد . عضلات صورت خود را شل كنيد و كاملاً احساس آسودگي و آرامش را در سر و صورت گونه ها چشم ابرو گوش و تمام سر خود ايجاد كنيد . حال تمام اعضاي بدن را در وضعيت آسايش و آرامش بيشتر قرار دهيد و هيچ انقباظي را در خود نگه نداريد .

همان طور كه زمان مي گذرد> در ذهن خود تصور كنيد كه چشمهايتان سنگين و سنگين تر مي شود و گويي چند وقت است كه نخوابيديد و حال نيمه خواب پيدا مي كنيد .و همان طور كه چشمانتان سنگين مي شود > تصور كنيد كه خواب مي بينيد منتهي خواب تصاويري كه مي گويم ببينيد محيطي زيب و طبيعي را كه در گذشته ديده ايد هواي خوب درختان و گياها ن آسمان آبي و نهر آب و زيبايي هاي روي نيمكتي نشسته ايد از هواي خوب و زيباي آنجا استفاده مي كنيد و بدنتان هم رها و آزاد است . تصور كنيد كه ساعد حدود 3 بعد از ظر است و ناهار خورده ايد و احساس خواب مي كنيد . نور بي دريغ آفتاب به بدن شما خورده است و يك رخوت و گرماي خاصي را در بدن شما ايجاد مي كند و شما كاملاً احساس بي وزني مي كنيد.

حال يك درخت سبز با برگهاي بزرگي را به بزرگي يك سيني تصور كنيد كه اين برگ از شاخه بالا روي شاخه پاييني افتاده روي آن معلق است . اين برگ يك كيفيت بي وزن و سبكي دارد حالت برگ را از نظر بي وزني به ذهن خود دهيد و تصور كنيد كه شما هم اكنون چنين كيفيتي را در بي وزني داريد . حال در همين وضعيت تصور كنيد كه آسمان آبي صاف را مي بينيد و پرندگان زيبايي در حال پروازند. بعد از بال زدن هاي ممتد كبوتران سفيد در هواي پاك و صاف مانند موتور هواپيمايي كه خاموش شده باشد در آسمان پرواز مي كنند. حال خوب پرندگان را به ذهن خود بسپاريد و تصور كنيد كه شما آن اسودكي و آرامش را به شكلي داريد. همان طور كه چشمانتان بسته است تصور كنيد كه در كره اي هستيد كه در آنجا مانند فضا نوردان احساس بي وزني مي كنيد . بعد از آن كه موسيقي شروع شد تمام حواس خود را به موسيقي مي دهيد و با آن يكي مي شويد و به سوي فضاي بي وزني مي رويد. مانند قاصدكي كه در فضا حركت مي كند و وزني ندارد بگذاريد اين بي وزني و سبكي را در بدنتان حس كنيد . قبل از آن چند لحظه با ياد و نام خدا در ارتباط باشيد . با شنيدن صداي موسيقي تصور كنيد خواب مي بينيد كه در فضاي بيكران در حال پروازيد . همان طور كه چشمانتانبسته است كاملاً خود را در كيفيت آزاد و رهايي قرار دهيد و كاملاً سبكبال و سبكبار باشيد . چند لحظه ذهن و جسن خود را آزاد بگذاريد و آنها را در هيچ قيدي قرار ندهيد و دقت به موسيقي داشته باشيد و اجازه دهيد در ايجاد آسايش و آرامش به شما كمك كند و بتواند شما را در حالت هاي عميق تري از آرامش ببرد.

حال همان طور كه چشمانتان بسته است توجه بفرماييد كه روانشناسان كشف كرده اند كه ما يك روان ناخودآگاه داريم كه درآن بسياري از اطلاعات و تجربيات زندگي جمع آوري شده است . درواقع گنجي در درون ماست كه ما از نقاط بسيار ارزنده آن همان طور كه بايد و شايد استفاده نمي كنيم . هدف اين است كه انسانها بتوانند به خلاقيت برسند خلاقان قادر هستند با ضمير ناخودآگاه خود ارتباط برقرار كنند و از آن استفاده كنند چون تأكيد مي شود كه بحث روحيه سازي فرهنگي به صورت كاربردي مطرح شود و تجربياتي كه در ناخودآگاه شماست بيرون آيد از شما خواهش مي كنم به اين موضوع توجه بفرماييد كه پرسش يكي از راههايي است كه مي تواند ضمير ناخودآگاه را هدايت كند. ( چشمان همچنان بسته باشد ) پرسش هاي بزرگ يكي از راههاي پيشرفت در زمينه شناخت و خلاقيت است و يكي از روشهاي سقراط بود كه مورد استفاده قرار مي داد. چند لحظه بينديشيد و از ناخودآگاه خود بخواهيد كه براي شما اين جواب هارا آماده كند ذهن خود را با اين سوالات معاشر و محشور كنيد :

با توجه به اينكه روحيه موضوع بسيار مهم زندگي خانوادگي و اجتماعي و جامعه ضرورت روحيه سازي بيشتر مي شود روحيه سازي چيست ؟ ايا مي توان گفت روحيه سازي به طور كلي روشها و فنوني است كه فرد با استفاده از آن ها بتواند از حال بد به حال خوب و از روحيه ضعيف به روحيه قوي برود. آيا همه نيازمند اين نيستند كه ياد بگيرند چگونه روحيه خود > همسر > فرزند> همكار > شاگرد > مرئوس و ... خود را به سمت حال خوب و روحيه خوب ببرند؟ آيا يكي از وظايف مهم دولت اين است كه در روحيه سازي ملت كوشش كند و همچنين ملت در روحيه سازي دولت و جامعه تلاش كند؟ وقتي روحيه ضعيف مي شود اعم از فردي و اجتماعي و يا فرهنگي چه بايد كرد؟ آيا مي توان گفت همان طور كه ويتامين هاي جسمي داريم ويتامين هاي روحي و ويتامين هاي فرهنگي هم داريم؟ روحيه سازي فرهنگي يعني دادن ويتامين هاي فرهنگي به افراد و جامعه براي به دست آوردن حال خوب> روحيه شاد و خلاق و سازنده . ذهن خود را با ان موضوعات معاشر كنيد و آن را از اندوخته هايي كه از قبل در اين زمينه داشتيد بيرون آوريد تا در ارتباط با اين بحث قرار گيرد.

تمام تحقيقات كه در فرهنگ عمومي انجام مي شود اگر نتيجه اش ايجاد حال خوب و روحيه خوب براي جامعه نباشد چه اثري مي تواند داشته باشد؟ چند لحظه به روحيه سازي فرهنگي توجه كنيد . اجازه دهيد درهاي اين بحث به روي شما خانواده شما محيط كار و تحقيقات شما باز و بازتر شود.

حال چند لحظه از زماني در گذشته را به ياد آوريد كه حالتان خيلي خوب بود و داراي شور و نشاط بوديد. اين زمان مي تواند توليد فرزندتان> فارغ التحصيل شدن و موفقيت تحصيلي خود وديگران بوده باشد و .. چنين زماني را به ذهن بياوريد و خواب ببينيد كه گويي در آن فضا هستيد> مكاني كه اين شادي ايجاد شده بود افرادي كه در آنجا بودند و موضوعاتي را كه رخ داده بود در ذهن بياوريد . ببينيد وقتي شاد بوديد جسم تان كاملاً در آسايش و آرامش بود از نظر رواني پر از شو و عشق به زندگي بوديد و از ظنر ارتباط افراد را پذيرا بوديد و تحميل مي كرديد و به آنها احترام مي گذاشتيد.

مجدداً به ياد و نام خدا در ارتباط باشيد از صفر تا سه مي شمارم و به آهستگي از اين حالت بيرون بياييد . يك نفس عميق بكشيد بازدهم را بيرون دهيد . بعد از شمارش يك نفس عميق ديگر بكشيد. حال همان طور كه از خواب بيدار مي شويد هر طور كه راحت هستيد بده سرعت و فشار آهسته و آرام بتدريج بعد از شمردم اعداد بعدي> از اين وضعيت بيرون آييد . در چند لحظه اول حالت نيم خواب خواهيد داشت و بعد از آن پر از شور و سرحالي و انرژي و هوشياري خواهيد بود. بعد از شنيدن اعداد 4> 5 يك نفس عميق بكشيد و آرام از اين حالت بيرون بياييد .

به نظر مي آيد چهره شما بعد از اين تمرين بازتر و شادتر شده است . ما از طريق اين فن و تمرين غير از آنكه در جهت آسايش و آرامش شما تلاش كرديم تقريباً سوالات مهم بخث را هم در ناخودآگاه شما وارد نموديم تا با آن محشور باشيد تا بحث بسيار مهم روحيه سازي را به اين طريق پيش ببريم .

قبل از آنكه بحث به صورت كلان دنبال شود به روش استقراء از جزء به كل مي رويم و مسأله را اين طور نمي بينيم كه براي هر يك از ما در طول شبانه روز در محيط كار و خانواده اين احساس به ما دست مي دهد كه حالمان خوب نيست و اين حال خوب اغلب علاماتي دارد كه هم از نظر جسمي و هم از نظر رواني و ارتباطي مي توان دوباره آن صحبت كرد. معمولاً در حالت بد جسمي> بدن منقبض است و دردهايي دارد كه به آنها ناراختي هاي روان تني مي گويند. بعضي ها ضربان قلبشان بيشتر مي شود تنفس شان زياد مي شود بدنشان درد مي گيرد ناراحتي ميگرن مي گيرند و احياناً برخيناراحتي هاي گوارشي پيدا مي كنند. چند وقت پيش رييس آزمايشگاه پوست دانشگاه تهران مي گفت 30% از بيماران پوستي به خاطر اعصابشان بيمار مي شوند. بنابراين وقتي حالمان بد مي شود جسم مان هم حالت ناراحتي پيدا ميكند. تاكنون دو نوع مسموميت به نام هاي مسموميت از هوا و مسموميت از غذا شناخته شده است . مسموميت ديگر هم ناشي از سيستم اعصاب است و وقتي اعصاب ناراحت مي شود خون دچار سم مي شود. به همين دليل وقتي كسب اعصاب ديگري را ناراحت مي كند مي گويد او خوت مرا كثيف كرد . منظور اين است كه سيستم اعصاب فعل و انفعالات شيميايي را ايجاد مي كند. وقتي مي ترسيد رنگتان مي پرد يا وقتي عصباني مي شويد قرمز مي شويد اين حالات ناشي از فعل و انفعالات شيميايي است . علاوه بر آن اثرات ديگري را هم در بدن ميگذارد و در اين حال فرد احساس مي كند جسمش مريض و ناراحت است . يكي از اشتباهاتي كه اكثراً مرتكب مي شوند اين است كه فكر مي كنند ما فقط از طريق رفتار هم امكان بيماري هست وقتي كسي به ما بي احترامي و ظلم مي كند يعني ما را درك نمي كند و اين مسأله مي تواند روي سيستم اعصاب ما ( به شرط مستعد بودن ) اثر بگذارد . اين افراد را از آناني مي دانيم كه هميشه موج منفي مي فرستد . برخي از افراد هم موج مثبت مي فرستند . اين مسأله بر روحيه ما تأثير زيادي مي گذارد و حالمان را بد مي كند . اگر در كنار عزيزان يا همكارانتان غذاي لذيذي بخوريد واي عصباني شويد گويي يك ليوان سم هم خورده ايد . شايد يك روز تحقيقات نشان دهد مردم آنقدر كه از رفتارها مريض مي شوند از ميكرب و ويروس كمتر مريض مي شوند. مي دانيد كه بعضي از افراد با زخم زبان و رفتارهاي نادرست روي ديگران تأثير بسيار بدي مي گذارند و اين اثرات سويي را خواهد داشت . همچنين روان را دچار اضطراب و بي قراري نفرت كينه و بيماري شايع افسردگي مي كند كه در دنيا زياد ديده مي شود و معتقدند بعد از بيماري سرماخوردگي ( در موضوعات رواني ) يكي از بيماري هاي دست و پا گير و رايج است . خوشبختانه در فرهنگ ادبي مان اين بيماري شناخته شده و آن را مسري مي دانستند:

در محفل خود راه مده همچو مني را

افسرده دل افسرده كند انجمني را

افسردگي يك معلم> مدير و مادر افسرده روي افراد مقابل اثر مي گذارد . در مهد كودكي به يكي از خردسالان زيردبستان كه ورزش نمي كرد . گفتيم چرا ورزش نمي كني> گفت ( حال ) ندارم . بعد از آنكه تحقيق كرديم> متوجه شديم اين اصطلاح بچه پنج ساله نيست و با ديدن پدر ومادر آن كودك ديديم آنها حال ندارند و در نتيجه اين احساس به فرزندشان رسيده است . پس فرد افسرده حالت اضطراب و خشم شديد دارد> عصبي است > وسواس دارد> نگران است و كاري كه مي خواهد انجام دهد> برايش بسيار دشوار مي آيد .

از نظر ارتباطي و روابط وقتي شخص حالش بد است . منقبض است . سرد است . از ديگران فاصله مي گيرد و اغلب دوست دارد در حال خود بماند. اين مجموعه نشان مي دهد كه چقدر اين حالات از نظر جسمي> ارتباطي و رواني براي جامعه اثرات بدي دارد . هدف از طرح مقوله روحيه سازي اين است كه افراد اين قن را ياد بگيرند همان طور كه مهارتهاي ديگر را در زندگي ياد مي گيرند ( رايانه > زبان > هنر و .. ) روحيه سازي هم بايد يك دانش جهاني شود > تا وقتي روحيه مان افت مي كند> بدانيم چه روشهايي را به كار گيريم كه موجب تقويت روحيه مان شود.

كار روحيه سازي مانند ترموستات است . اگر تعادل در يخچال عدد 5 است > وقتي سرماي يخچال خيلي بالا رود> خودبخود روي 5 مي آيد و خودش در هر دو حالت وضعيت را تنظيم مي كند. انسان هم يك چنين كيفيتي دارد. اصلاً به صلاح جامعه ما خانواده هاي ما و سازمان هاي ما نيست كه روحيه مان ضعيف شود> چون برايمان خيلي گران تمام مي شود. چون دراين صورت تمركز و حضور ذهن نداريم و نمي توانيم وظيفه مان را خوب انجام دهيم درواقع بيمار هستيم و به مصداق عقل سالم در بدن سالم است دچار گرفتاري هايي خواهيم شد . لذا يكي از وظايف مهم سياستگزاران فرهنگ كشور و كساني كه در اين راه كار مي كنند پرداختن به اين امراست و زماني در جامعه مي توان به زمينه هاي فرهنگ والا و پويا و فرهنگ مترقي پاي بند بود كه افراد جامعه از آن استفاده كنند زماني روحيه افراد يك جامعه خراب مي شود كه نتوانند با فرهنگ سالم ارتباط برقرار كنند.

فرهنگ هم مانند غذايي است كه اگر ناسالم باشد فرد و جامعه را مسموم مي كند و اگر سالام باشد آنها را مي سازد . بحث خيلي مهم دوباره سنجي و بازنگريهاي فرهنگي است كه با رشد جامعه مرتبط است آنچنان كه حضرت علي (ع) مي فرمايند فرزندانتان را متناسب با زمان تربيت كنيد يا در مباحث اسلامي داريم كسي كه امروزش با ديروزش تفاوت نكند مسلمان نيست و ... اين مجموعه بايد به ياري اين مسأله بيايد كه سيستم هاي دائماً در حال تحقيق از نظر تأثير نبض فرهنگ باشند. مثلاً وقتي دنيا وارد عصر رايانه ماهواره و بده و بستانهاي اطلاعات مي شود> نحوه نگاه به فرهنگ و اينكه چگونه فرهنگ عمومي و فرهنگ يك كشور از نظر فرهنگ وطني و سنتهاي ارزنده اش بايد حفظ و تقويت شود> وظايف جديدي را مطرح مي كند. بنابراين در روحيه سازي فرهنگي فرهنگ به عنوان يك غذاي روح تلقي مي شود و پيدا كردن ملاكهايي در جهت تقويت آن خود را به شكلي نشان ميدهد. اين بحث نه تنها مصاديق جامعه شناسي بلكه مصاديق روانشناسي هم دارد و ما كه همگي وارث يك فرهنگ ارزنده ادبي عرفاني و اسلامي در باب خودشناسي هستيم به مقوله اي به نام خودشناسي فرهنگي نزديك مي شويم يعني پي بردن به جايگاه فرهنگي خود در دوراني كه زندگي مي كنيم . با يك سوال ساده ميتوانيم بگوييم كه شخصيت هر يك از ما به عنوان يك فرد در طول روز فرد فرهنگي است كه در جامعه خود به ارتقاء كمي و كيفي جامعه اش مي تواند كمك كند و در تهيه غذاي خوب فرهنگي به سهم خود كمك نمايد يا اينكه بر عكس با ايستايي خاص و ركود درچرخ تكامل فرهنگي به عنوان مانعي مسأله ساز شود.

الان به اين نكته مي رسيم كه در روحيه سازي فرهنگي مانند روحيه سازي فردي ( با تفاوتهايي كه به طور كلي هست) ميتوان گفت كه عوامل اقتصادي > عوامل سياسي و عوامل اجتماعي بايد به گونه اي طراحي شوند كه اثراتشان روي انسان در جامعه اثري سالم ساز و سلامت ساز باشد و به اين سمت نرود كه اختلالات و ناهنجاري هاي اجتماعي و فرهنگي را به وجود آورد . به اين منظور چون در روحيه سازي > روحيه قوي و حال خوب از اهميت زيادي برخوردار است از نظر تحقيق بخش روان پزشكي دانشگاه پنسيلوانيا سالها تحقيقي را در زمينه حال و روحيه دنبال كرد در پاسخگويي به اين سوال كه ساختار حال خوب و روحيه چيست و چگونه آن را مي توان به صورت فردي اجتماعي و خانوادگي مورد استفاده قرار داد. بحث مدل ها و ساختارها از نظر تحقيي در كارهاي شما ديده شده است .

هر چيز مدلي ونظمي دارد همچنان كه دستور زبان يك نظمي دارد و مشخص است كه در يك زبان > فاعل يا فعل و ... در كدام قسمت جمله قرار گيرند> در زمينه حال و روحيه خوب نظم هايي وجود دارد كه آن هم براي خود سلسله مراتبي دارد كه بايد رعايت شود. اولين موضوعي كه در تحقيق گروههايي كه حال خوب و روحيه خوب داشتند انجام شده است اين نتيجه را نشان داده است كه ذهن انسان داراي اين ويژگي است كه تا حدي مي تاند افكار منفي را تحمل كند. به اين صورت كه حال هر كس در لحظه به عوامل ذهني> جسمي و ارتباطي بستگي دارد كه اگر آنها جمع شود.> فرد رضايت نسبي پيدا مي كند و حال خوبي در او ايجاد مي شود.

يكي از غذاهاي بسيار مهم روح انسان زيبايي است كه خوشبختانه از نظر اسلامي در ارتباط با خداوند بهترينش را داريم مبني بر اين كه خدا زيباست و زيبايي ها را دوست ميدارد. همان طور كه در شهرداري واحدي به نام زيباسازي شهر وجود دارد يكي از وظايف فرهنگ عمومي كمك به شناساندن اهميت زيباسازي اذهان جامعه است . هر كس بايد در ذهن خود در طول روز مقداري ذخيره زيبايي داشته باشد كه اگر اين مقدار كم باشد مانند كمبود ويتامين ها> روح را ناراحت مي كند. كليه بيماران رواني فكرهاي منفي و زشت زيادي در اذهان خود دارند. البته زشت به معناي مسايل ارتباطي نيست بلكه مراد كساني هستند كه خارا مي بينند و گل را نمي بينند . نكبت را مي بينند و نعمت را نمي بينند. شر را مي بينند و خير را نمي بينند> نااميدي را مي بينند و اميد را نمي بينند. يكي ازكارهايي كه از همين الان مي توان انجام داد اين است كه اگر ميخواهيد حالتان بد شود> هر چيز زشتي را در ذهنتان تكرار كنيد مانند بسياري از بيماران رواني كه هميشه خود را زشت مي بينند همسرانشان عزيزانشان جامعه ومحيط شان را زشت مي بينند .

يكي از راههاي ذخيره سازي زيبايي در ذهن كه به روحيه سازي فرهنگي كمك مي كند اين است كه افراد ياد بگيرند در ارتباط با طبيعت ذوق خود را بالا ببرند تا ذهنشان با زيبايي ها ساعاتي را محشور باشد . شما قبل از خواب در جايي مرتفع بايستيد و با نگاه به آسمان گياهان درختان و زيبايي هاي طبيعت ذهن خود را پر كنيد و ببينيد چه حالي به شما دست مي دهد؟ از نظر پزشكي ماده اي در بدن شما به نام آندوفيد ايجاد مي شود كه حالت آسايش و آرامش شفابخش در جسم و روحيه شما به وجود مي آيد . پس بايد جامعه و مردمان را به اين مسأله عادت داد كه ذهنشان را با زيبايي هاي طبيعيت پر كنند. يكي ديگر از كانالهايي كه توسط آن مي توان ذهن را از زيبايي پر كرد رابطه با انسان هاست اعم از انسان هاي معاصر يا انسان هايي كه در قيد حيات نيستند. من در يكي از برنامه هاي تلويزيوني گفتم كه ما يك دنياي خوب و بد دنياي بد داريم. شمر و يزيد ... مربوط به دنياي بد و امام حسين (ع) حضرت فاطمه ( س ) و ... مربوط به دنياي خوب هستند . بسياري از افراد در تاريخ بودند و هم اكنون نيز در دنياي معاصر ما هستند و آنها انسانهايي هستند كه تماس با آنها موجب زيبايي ذهن ما مي شود . وقتي شرح حال حضرت فاطمه (س ) را در راستاي يك همسر ايده آل مي خوانيد آن همه خويشتن داري بزگواري و احترامي كه از طرف پيامبر نبست به ايشان بود يادآوري و خواندن آن صحنه ها ذهن شما را زيبا مي كند البته ممكن است مادر شما هم فرد در مرحله بالاي انساني باشد .

به هر حال حالت بدي كه در جامعه در حال شكل گيري است اين است كه بعضي ها متأسفانه اولويت را به امور منفي مي دهند و بچه ها هم نقل مي كنند و فراموش مي كنند كه اثر بدي براي تربيت فرزندان گذاشته مي شود و فكر ميكنند كه در دنياي بد با افراد وحشتناكي مواجهند كه هيچ اميدي به زندگي نيست . ما همواره بايد شخصيت هاي خوب گذشته و معاصر را يادآوري كنيم و از ياد نبريم اگر مي گوييم شمر هست وجود امام حسين (ع) را هم يادآوري كنيم يا اگر مي گوييم هيتلر در تاريخ وجود داشت بگوييم گاندي > آلبرت شوايتزر> حافظ > مولوي و ... هم بوده اند و نگذايم كه صرفاً امور منفي ذهن را احاطه كند .

ذخيره اول زيباسازي ذهن از طريق طبيعت بوده ذخيره دوم از طريق زيبايي هاي انسان ها بود كه بايد يادآوري شود . اگر در خانواده اي فرد بدي بود و از آن طرف فاميل خوب ديگري هم حضور دارد وظيفه خانواده هست كه به فرزندان يادآوري كنند كه در قبال شخصيت بد فرد خوب هم وجود دارد. يعني در كنار زشتي حتماً زيبايي را هم مطرح كنند. مقوله اي وجود دارد به نام ذهن خائن يعني كه انسان طلب هاي خود را به خاطر دارد و بدهكاري هاي خود را از ياد مي برد . هرچه نكبت هست مي بيند نعمت را نمي بيند و ... به اين طريق روحيه افسردگي پيدا ميكند. آنچه كه درباره زيباسازي ذهن گفته شد از روي ترتيب نبود وليكن در بخش هاي ديگر هر كدام حايز اهميت است .

سومين راه رسيدن به ذهن زيبا به عنوان يك خوراك فرهنگي هفت هنر يا هنرهاست كه به تجربه ثابت شده است كسي كه ذوق هنري خود را بالا مي برد مي تواند به الطيف روح و روان و حتي جسم و ارتباطش كمك زيادي نمايد . مشاهده مي كنيم افرادي كه روحيه خوبي نداشتند با رفتن به مثلاً يك كنسرت موسيقي تغيير روحيه مي دهند. لذا بايد به فرزندان و خودتان بياموزيد كه مي توان از اين نعمت هايي كه خداوند در وجود هر يك از آنها با عنوان هنردوست يا هنرمند ايجاد كرده نيروي زيادي گرفت چون خود موضوعهاي هنري خلق زيبايي مي كنند و در اين زمينه اثرات زيادي روي انسان مي گذارند و الان خوشبختانه در اين چند سال مي بينيم كه در خانواده بچه ها به موسيقي و ساير هنرها علاقه زيادي پيدا كرده اند كه در تلطيف روح آنها تأثير زيادي دارد . جواني كه تمرين موسيقي ميكند و درسش را خوب مي خواند و براي حضور در المپياد تلاش مي كند به دنبال مواد مخدر يا كارهاي ناسالم ديگر نخواهد بود. بنابراين زيباسازي ذهن از نظر اثراتي كه دارد يك كار بهداشت رواني و سلامت نيز در جامعه هست .

در اين راستا بايد هنر و مراكز موجود از جمله فرهنگ سراها > به نحوي تقويت شوند.

چهارمين مورد روحيه سازي> ورزش و حركت جسمي است . از قديم هم شنيده ايم كه كارگران و زحمت كشان نزد خداوند جاي خاصي دارند به خاطر عرق جبيني كه روي پيشاني آنها مي نشينند. انسان طوري ساخته شده است كه غير از فعاليت هاي فكري حتماً بايد فعاليت هاي جسمي نيز داشته باشد ( از طريق حركت ) اگر فرد عرق نكند> سموم بدنش خارج نمي شود و نمي تواند حال و روحيه خوب داشته باشد .

پنجمين عاملي كه در زيباسازي ذهن اثر ميگذارد > امور اعتقادي و رابطه با خداوند است. قرآن مي فرمايد ياد ونام خدا قلب ها را آرامش مي دهد و امروزه در روان شناسي ثابت شده است انساني كه اعتقاد ندارد نمي تواند خير ببيند. رابطه الهي و عبادي انسان اثرات خاصي در سلامت جسمي و روحي و رواني اش ايجاد مي كند. در كناراينها مطالب زيادي مي گنجد كه از جمله علم و دانش عشث و مهر سازندگي وخلاقيت است كه تمام اينها با افزايش يك ذهن زيبا در فرد تبلور خود را به نوعي ايجاد مي كند. تمام كساني كه در اين مملكت در عرصه فرهنگ خدمت مي كنند. ابتدا بايد از خودشان شروع كنند و چراغ كوچكي را كه به كنك آنها روشن مي شود روشن نكه دارند و ان احساس مسوليت در تغذيه فرهنگي سالم و زيباي خود و اطرافيان و به وجود آوردن منابع مطالعات و تحقيقاتي است كه در اين زمينه ميتواند كمك كند.

من با اطمينان مي گويم اگر كسي تمام نعمت هاي دنيا را داشته باشد ولي يك حال و روحيه خوبي نداشته باشد نمي تواند از اين دنيا خيري ببرد . كهنسالان ما حرف هايي مي زنند كه امروزه در علم به اثبات رسيده است يكي از آن موارد اين است كه وقتي از مسايل مختلف زندگي بحث مي شود مي گويند آدم بايد دلش خوش باشد و امروزه در مكاتب روان شناسي ثابت شده است كه دل ناخوش مشكلات زيادي را ايجاد ميند و ما بسيار خوشحاليم كه فرهنگ ادبي ما به اين موضوعات توجه داشته است . براي بيمار> كلمه اي به نام ناخوش داريم كه وقتي فرد سلامت خود را به دست آورد بايد حالش خوش شود . بلكه حق انسان است كه خوش باشد چون ديده شده است كه انسان در مرحله سرور و شادي و خوشي اصيل يك حالت الهي و عرفاني پيدا مي كند. تعريفي كه از مومن مي شود اين است كه امنيت دارد و كسي امنيت دارد كه بتواند حال و روحيه خوب داشته باشد . بنابراين از نظر اعتقادي هم بر من و شما فرض است كه در زيباسازي ذهن از طريق فرهنگ در جامعه كوشا باشيم .

يكي از بخش هاي مهم حال خوب زيباسازي ذهن است و بخش ديگر ( كه فقط الان عنوانش را ذكر مي كنم) درست انديشي است كه يكي از بخش هاي مهم وظايف فرهنگي است . تحقيقات دانشگاهي در اين زميه نشان داده است كه وقتي افراد درست و زيبا مي انديشند حال بد ندارند. بنابراين درست انديشي و زيبا انديشي داراي اهميت زيادي است .

بخش دوم بحث > كه فرصت پرداختن به آن نيست بحث شناخت و انديشه انسان است كه در فلسفه اسلام و علم جديد توجه زيادي به آن شده است . دكارت از جمله فلاسفه اي بود كه روش هايي را به منظور درست به كار بردن عقل و انديشه توصيه مي كرد و بسياري از فلاسفه در اين زمينه كار كردند. هم اكنون علم جديديبه نام علوم اطلاعات و شناخت مطرح است و در اين خصوص بحث مي كند كه چگونه درست انديش باشيم . افرادي كه درست انديش نيستند سياه و سفيد مي كنند تعميم هاي غيرمنطقي مي دهند و بسياري از امور را مطلق مي كنند. به عبارت ديگر يك انسان فرهنگي بايد درك و شناخت خود را از دنياي درون و بيرون خويش به واقعيت نزديك كند تا بتواند راه و چاه را از هم تشخيص دهد . مشاهده مي كنميم كه وقتي حال كسي خيلي بد مي شود تحليل و درك درست را از دست مي دهد و از آن طرف از جمله وظايف دست اندركاران امور فرهنگي آن است كه كوشش كنند. افراد آموزش هايي فرا گيرند ( اعم از مهد كودك دبستان و دبيرستان ) تا بدانند چگونه به درست انديشي برسند.

خلاصه آنكه اگر زيبا انديشي و درست انديشي در جامعه به يكديگر ملحق شوند به بخش فرهنگ معنوي جامعه كمك هاي بسيار زيادي خواهند كرد. در باب فرهنگ مادي و اقتصادي امروزه نظريات زيادي وجود دارد . واقعاٌ اين گفته پيامبر ( ص ) بسيار جاي تأمل دارد كه من از فقر امتم بيمناك نيستم ولي از سوء تدبيرش بيمناكم . در بسياري از جاها فقر اقتصادي به خاطر سوء تدبير يا عدم مديريت است كه اگر بتوان روحيه سازي فرهنگي و اجتماعي انجام داد و راههاي به وجود آورد كه افراد جامعه مدير باشند و مديريت هاي درست انجام دهند مي توانند فقر به نوعي حل كنند.

خلاصه تمام بحث روحيه سازي فرهنگي اين است كه مي كوشين به اين وسيله افراد از حال بد به حال خوب و از روحيه ضعيف به روحيه قو تغيير حالت دهند و تحقيقات علمي نشان مي دهد كه انسان ها وقتي ذهنشان زيبا و درست انديش است حالشان خوب است . و زماني رابطه درست انديشي و ذهن زيبا را دارند كه در شرايط اجتماعي اقتصادي و سياسي زندگي كنند كه در آن حرمت انسان حفظ شود و به قول جامعه شناسان مقررات قوانين و نهادهاي اجتماعي با شناخت دقيق از طبع و طبيعت الگوهايي را تدوين كنند كه فرد در برآوردن نيازهاي اساسي زندگيش كه حق دارد و درست است رضايت خاطر داشته باشد و در اين مجموعه بتواند در جايگاه فرهنگي خود قرار گيرد وبالاخره اين مجموعه را مي توان ويتامين هاي فرهنگي ناميد و جا دارد كه پژوهشگران در اين زمينه تحقيقاتي را دنبال كنند كه به چه مواردي مي توان ويتامين هاي فرهنگي اطلاق كرد و كمبود كداميك از ويتامين هاي فرهنگي است كه باعث مي شود روحيه ضعيف و افسرده شود و روحيه فرهنگي به يك روحيه ناسالم تبديل شود.

نويسنده : دكتر عيسي جلالي

http://www.iranpress.ir/farhang/template1/News.aspx?NID=181


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان