مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4403
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 5
همه : 4259939

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۸)

همت بلند نشانه عظمت روح و انديشه  


 بدون ترديد همت بلند و يا علو همت يكي از نشانه هاي عظمت روح و انديشه بلند انسان است. از طرفي دست يابي به اهداف عالي و آرمان هاي بلند نياز به همتي بلند است. چرا كه انسان با همت هاي عالي است كه مي تواند مشكلات و موانع جدي را از پيش روي بردارد و با اراده قوي و علم و بصيرت نسبت به وصول به اهداف تلاش نمايد. نگارنده با توجه به آموزه هاي ديني در مقام تبيين اين موضوع برآمده است كه اينك با هم آن را از نظر مي گذرانيم.

● مفهوم همت

همت به معناي توجه و عنايت ويژه نفس به چيزي است كه امروزه از آن به دغدغه ذهني ياد مي شود. دغدغه اي كه آدمي را چنان چون عشقه و پيچك دربرمي گيرد كه گوشت و چربي آدمي را آب مي كند و به قول راغب اصفهاني در مفردات الفاظ قرآن كه درباره فرهنگ واژگاني قرآن نوشته است، همت، حزن و غمي دروني است كه چربي و شحم آدمي را ذوب مي نمايد.

اين كه گفته مي شود فلاني به امري اهتمام مي ورزد يعني نسبت به آن علاقه اي شديد دارد و عنايت و توجه اش را به خود جلب كرده است به گونه اي كه همه جان و روحش را اشغال كرده و اجازه نمي دهد تا دمي از آن غافل شود. از اين روست كه صاحب درد و رنجي جانكاه مي شود و تا تحقق خارجي آن دست از تلاش و كار و كوشش برنمي دارد.

همت نياز جدي كساني است كه اهدافي بلند دارند و به امور خرد و كوچك بسنده نمي كنند و عزم خويش جزم نموده اند تا به هر وسيله اي شده به مقصد و مطلوب خويش برسند.

از ويژگي هاي اهل همت مي توان به علم و بصيرت ايشان نسبت به موضوع و هدف اشاره كرد، چنان كه مي توان به عزم جزمي آنان و نيز اراده قوي براي دست يابي آنان به مقصد و مطلوب توجه نمود. اين گونه است كه اهل همت، هم اهل توجه و هم اهل بصيرت و آگاهي مي باشند چنان كه اهل درد و رنج هستند و آرام و قرار ندارند تا آن كه به مطلوب دست يابند. دمي از هدف خويش غافل نمي شوند و هم و غم خويش را مطلوب و دست يابي به آن قرار مي دهند. بنابراين پشتكار و تلاش در ايشان امري عادي است.

● همه چيز در سايه سار بلند همتي

از آن جايي كه جهان به گونه اي ساخته شده تا هر چيزي به سادگي به دست نيايد بنابراين دست يابي به اهداف عالي و آرمان هاي بلند نياز به همتي بلند است؛ زيرا همت هاي بلند است كه مي تواند موانع جدي را بردارد و مقاومت هاي پيش رو را سركوب نمايد.

از اين روست كه مرحوم الهي در توضيح فصل سي وسوم «فصوص الحكم» معلم ثاني ابونصر فارابي در آثار نفس ناطقه مي فرمايد: يكي از صفات نفس ناطق قدسي، صفت نباهت و بلندهمتي است. در جهان هركس به هر مقامي رسيد، از نظر بلند و همت عالي رسيد.

روح بزرگ هميشه به امور عالي و كارهاي ستوده و استعلاي معنوي و محاسن بزرگي آميخته است و هرگز به پستي همت تن نمي دهد و به قبايح و زشتي هاي اخلاقي از جمله دنائت و ذلت براي نيل به مقاصد خود گرايش نمي يابد. گرايش به بلندي و مراتب كمالي به تمام معنا، خلق و خوي نفوسي است كه گرايش به علو و استعلا دارد.

نشانه هاي بلند همتي را مي توان در رفتارها و كردارهاي شخص جست. به اين معنا كه وجود همت بلند در شخص ايشان را به سوي بخشش، سخاوت، احسان و نيكي به ديگران سوق مي دهد و شجاعت و غيرت و عزت نفس در ايشان بروز و ظهور مي يابد. از همين روست كه اميرمومنان علي(ع) درباره نشانه هاي علو همتي مي فرمايد: «الفعل الجميل ينبي عن علو الهمه؛ كردار زيبا از بلندي همت، خبر مي دهد.

در كلام اميرمومنان علي(ع) مي توان نشانه هايي براي شناسايي انسان هاي بلند همت يافت كه در اين جا به برخي از آن ها اشاره مي شود.

آن حضرت مي فرمايد: «الشرف بالهمم العاليه لا بالرمم الباليه؛ شرافت به همت هاي بلند است نه به استخوان هاي پوسيده. بنابراين مي توان گفت كه انسان هاي بلند همت، انسان هاي شريف نفسي مي باشند كه تن به هيچ پستي نمي دهند و شرافت و بزرگي را مي بايست به جا قد و قامت كالبد بشري در قد و قامت كالبد انساني و روح و روان ايشان جست.

اين گونه است كه همت بلند ايشان، آنان را به سوي قرب الهي در قالب اطاعت از خداوند و فرمان هايش مي برد و دوري و پرهيز از هر چه پلشتي عقلاني و عقلايي و وحياني را مدنظر خود قرار مي دهد و تقواي واقعي را اين گونه به نمايش مي گذارد. چنان كه امام علي(ع) در وصف ايشان مي فرمايد: الطاعه همه الاكياس، المعصيه همه الارجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيركان است. نافرماني از خدا همت پليدان است؛ زيرا از نظر آن امام همام: اشرف الهمم، رعايه الذمام؛ شريف ترين همت ها نگهداري حق و حرمت ها و رعايت عهد و پيمان هاست.

كساني كه به عهدها و پيمان ها عمل مي كنند همان تقواي عقلاني از پلشتي را درپيش گرفته اند كه گام نخست در رهايي از ضلالت ها و گمراهي ها و حركت در مسير درست خلقت و آفرينش است. از اين روست كه خداوند پيمان شكنان را كساني شمرده است كه تقوا ندارند و قابليت هدايت را از دست مي دهند.

امام علي(ع) درباره ديگر نشانه بلند همتي و بزرگي آن مي فرمايد: الكف عما في ايدي الناس، عفه و كبر همه؛ طمع نداشتن به آنچه در نزد مردم است، (نشان) عزت نفس و بلندهمتي است.

به نظر آن حضرت قناعت بازتابي از بلندهمتي و شرافت آن دارد. از اين روست كه در بيان ديگر نشانه بلندهمتي و شرافت مداري آن مي فرمايد: من شرف الهمه، لزوم القناعه؛ پايبندي به قناعت، از والايي همت است.

بسياري از مردم همت و اهتمام خويش را مصروف اموري مي كنند كه يا پست و بي ارزش است يا آن كه داراي ارزش و اهميت كمي مي باشد. از اين رو آن حضرت هشدار مي دهد كه همت رامصروف اموري كنند كه انسان را بلند مي سازد و نيازهاي دنيوي و اخروي او را برآورده مي سازد. اقصر همتك علي ما يلزمك و لاتخض فيما لايعنيك؛ همت خود را صرف چيزهايي كن كه به آن نياز داري و آنچه را به كار تو نمي آيد پي گيري كن.

برهمين اساس و پايه است كه خود را به خداوند واگذار مي كند و در پناه او قرار مي دهد تا گرفتار پستي همت نگردد و به اموري فرومايه نپردازد: نغوذبالله من المطامع الدنيه و الهمم الغير المرضيه؛ به خدا پناه مي بريم از مطامع پست و همت ها و خواسته هاي ناپسند.

برهمين اساس است كه آن حضرت مي فرمايد: ما ابعد الخير ممن همته بطنه و فرجه؛ چه بي خير است كسي كه فكري جز شكم و شهوت ندارد؛ زيرا كسي كه همت وي چنين پست و فرومايه است نه خود و نه ديگران را نمي تواند رهنمون به خير باشد و به بزرگي و رفعت و شرافت برساند.

بي گمان اصلاح جهان و قرارگرفتن در نقش ربوبيت و پروردگاري نيازمند آن است كه شخص متاله و خدايي شود؛ براين اساس مي بايست هر كار بلندي را از خود شروع كند و همانند كساني نباشد كه ديگران را به خير و نيكي مي خوانند ولي خود از انجام آن سرباز مي زنند. از اين روست كه اصلاح امور را از خود مي داند و مي فرمايد: ان سمت همتك لاصلاح الناس فابدأ بنفسك، فأن تعاطيك صلاح غيرك و انت فاسد اكبر العيب؛ اگر همت والاي اصلاح مردم را در سرداري، از خودت آغاز كن، زيرا پرداختن تو به اصلاح ديگران، درحالي كه خود فاسد باشي بزرگترين عيب است.

به هرحال، هرچه انسان همتش عالي تر است، مال و جاه دنياي بي ثبات درنظرش بي قدرتر است، بدين جهت اگر غني است سخي و اگر فقير است صبور مي باشد و درهرحال فقر و غنا خود را بزرگ مي داند و درعين بزرگي با كوچك و بزرگ خلق تواضع و فروتني مي كند و با فقيران باايمان و مستمندان با علم و معرفت متواضع تر خواهد بود و هرگز به چشم حقارت به كس نمي نگرد.

از سخنان اميرالمؤمنين علي(ع) است: الشرف بالهمم لا بالرمم الباليه ؛ شرف و بزرگي به همت بلند است، نه به استخوان پوسيده پدران. (غرر الحكم، ص۴۴۸، الفصل الثامن في الهمه ، حديث ۱۰۲۷۳)

خلاصه اين كه صفت علو همت و عظمت روح كه بسياري از اوصاف ستوده و محامد اخلاقي لازمه اوست، يكي از نيروهاي نفس ناطقه قدسيه است و شايد مراد از نباهت، تنبه و انتقالات دفعي و قوت حدس و فراست و بيداري است.

«و ليس لها انبعاث و هي أشبه الأشياء بالنفوس الفلكيه و لها خاصيتان النزاهه و الحكمه »؛ و منبعث از جسمانيات نيست مانند نفس نباتي و حيواني كه از كبد و قلب برانگيخته مي شود، بلكه نفس قدسي از عالم تجرد و نشانه ملكوت است و منزه از ماده و ماديات و برتر از جهان حس و محسوسات و شبيه ترين چيز به نفوس فرشتگان عالم بالا است و اين نفس را دو خاصيت است، يعني دو چيز از مختصات اوست: يكي نزاهت و يكي حكمت. (بحارالانوار، علامه مجلسي ج۵۸، ص۵۸، تذييل و تفصيل في بيان اقوال الحكماء.)

● درك مقامات عالي معنوي با علو همت

وقتي انسان نظري بلند و همتي والا داشت، از بركت اين نظر و همت بلند كه محصول ارتباط با انبيا و امامان(ع) و اولياي الهي است مقصدي و هدفي جز حضرت حق نخواهد داشت و براي نيل به اين مقصد، ابتدا از تماشاي آثار به يقين رسيده، آن گاه با كوشش در جنب يقين به نفس قدسي نايل گشته، سپس در حركتي ديگر به نفس كليه الهيه رسيده، در آن مقام به شهود جمال موفق مي شود و هيبت و عظمت و جلال حضرت دوست را يافته، از ناچيزي خود دچار ترس شده و به مراقبت و مواظبت خويش مي كوشد كه مبادا از حضرت او دور افتد و در آن مقام به فرموده حضرت صادق(ع) به غفلت دچار گشته و به بلاي خطر عظيم گرفتار آيد!!» مسجد، خانه و بساط اوست و بدون گذشتن از نفس اماره و رسيدن به نفس ناطقه قدسي و آراسته شدن به نفس كليه الهيه، درك هيبت و عظمت ملك الملوك ميسر نيست كه ساده و عادي به مسجد رفتن و اين رفت و آمد به صورت عادت درآمدن ثواب چنداني براي اهل مسجد ندارد.

بكوشيد تا آن روح عالي را به دست آورده و لايق مقام آن جناب گشته و به فيض ديدارش با چشم دل نايل آييد و در بساط آن جناب به درك عظمت و هيبت او موفق شده غرق ترس و شرم شويد و در شعله ترس و شرم آن چنان بسوزيد كه اثري از هستي شما نماند، چون اثر از هستي و انيت نماند به مقام فنا رسيده و به بقاي او باقي و ابدي خواهيد شد و به حضرت دوست در آن مقام خواهيد گفت:

دو عالم را به يك بار از دل تنگ

برون كرديم تا جاي تو باشد

اين روح كه به واسطه آن انسان به بساط حضرت او راه مي يابد و آنچه بايد ببيند در آنجا مي بيند، روحي است كه غير خدا كه هستي حقيقي است همه چيز در نظرش ناچيز است و به فرموده سرور مؤمنان و قبله عارفان علي(ع): عظم الخالق في انفسهم فصغر مادونه في أعينهم؛ خداوند در باطنشان بزرگ و غير او در ديدگانشان كوچك است. (نهج البلاغه، خطبه۴۸۱، خطبه متقين؛ بحارالانوار، ج۶۴، ص۵۱۳، باب۴۱، حديث۰۵)

روحي است كه بر خلاف ارواح جزئي به هيچ چيز ازنظر انتفاع شخصي و استفاده مادي نمي نگرد، بلكه چون ظل حق است و مستغني به حق بر همه موجودات معطي و مشفق و مهربان است و انتفاع خلق منظور اوست. روحي است كه پيوسته داراي عصمت و قدس و نزاهت و محفوظ از هر خطا و لغزش علمي و عملي است و دوريش از عصيان حق ذاتي و اشتياقش به طاعت وي فطري است. روحي است كه اميال جزئي به كلي از او زايل شده و ميل كلي و عشق به نظام كل جايگزين او گرديده است. روحي است كه تحت تأثير لذات حسي زماني نيست و آرزوهاي موقت فاني و اوهام خيالات شيطاني در آن روح پاك مؤثر نخواهد بود.

روحي است كه او را عبدالله، عين الله، يدالله و بيت الله و خليفه الله و ظل الله و وجه الله بتوان گفت، روحي است كه از خود فنا و به حق بقا يافته و در عين محروميت از هر نعمت به لقاي منعم و لذت شهود وي شتافته از خودپرستي رهيده، به حقيقت پرستي رسيده؛ خود پرستيدن را نقص ذات و پرستش خدا را كمال مطلوب يافته.

روحي است كه در عين فقر، غني است و از همه چيز عالم و تمام علل و اسباب آفرينش جز حضرت دوست خود را مستغني يافته و از هر چه مورد نياز خلق است خويش را بي نياز مي شناسد و به زبان ذات گويد:

گر ما به فقر و فنا كمتر ز خاك رهيم

از مجد و عز و غني بر خلق پادشهيم (نگاه كنيد: عرفان اسلامي، حسين انصاريان)

● همت در كلام معصومان(ع)

پيامبر اكرم حضرت محمد(ص) مي فرمايد: «ان الله يحب معالي الامور و يكره سفسافها»؛ خداوند متعال از كارهاي بزرگ و امور عالي خوشنود مي گردد و كارهاي پست و بي ارزش را ناپسند مي داند. (وسائل الشيعه، ج۱۷، ص۳۷)

و فرمودند: «من اصبح من امتي و همته غيرالله فليس من الله»؛ هر فردي از امت اسلامي، اگر همت روزانه و اهتمام هر بامدادش، چيزي غير از خداوند باشد، از خدا بيگانه است و چنين شخصي، الهي نمي انديشد و براي خدا كار نمي كند و در نتيجه، حشر او نيز با انگيزه موهوم غيرخدايي خواهد بود. (بحار؛ ج۷۰، ص ۲۴۳، ح۲۱ به نقل از آيت الله جوادي آملي كتاب ولايت فقيه، ص ۴۹۲)و فرمود: «من اصبح لايهتم بامور المسلمين فليس منهم و من سمع رجلا ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم»؛ كسي كه در هر صبحگاه به امور مسلمين همت نگمارد و در انديشه كارهاي آنان نباشد از آنها نيست، و كسي كه بشنود مردي فرياد مي زند و كمك مي طلبد و به او كمك نكند مسلمان نيست (اصول كافي، ج۲/صفحه ۴۶۱، حديث۵.)

در ستايش همتهاي بلند

حضرت علي(ع) مي فرمايد: «خير الهمم اعلاها»؛ بهترين همت ها، بلندترين آن ها است.

و نيز مي فرمايد: «ما رفع امرء كهمته و لاوضعه كشهوته»؛ هيچ چيز مانند همت بلند انسان را بزرگ نكرد؛ چنان كه چيزي مانند شهوت راني او را به زمين نزد.

و نيز مي فرمايد: «من رقي درجات الهمم عظمته الامم»؛ هر كه از نردبان همت بلند، بالا رود جهانيان او را به ديده تعظيم بنگرند.

نتايج همت بلند

حضرت علي(ع) مي فرمايد: «الفعل الجميل ينبي عن علو الهمه »؛ كار زيبا خبر از بلندي همتي مي دهد.

و نيز مي فرمايد: «من بذل جهد طاقته بلغ كنه ارادته»؛ هر كه توان خود را براي رسيدن به هدف خود به كار گيرد به تمام خواسته هايش خواهد رسيد.

و نيز مي فرمايد: «قدر الرجل علي قدر همته»؛ ارزش آدمي به اندازه همتش است.

و مي فرمايد: «من شرف الهمه بذل الانسان»؛ بذل و بخشش آدمي نشانه بلندهمتي اوست.

نيز مي فرمايد: «شجاعه الرجل علي قدر همته»؛ شجاعت مرد به اندازه همت اوست.

و مي فرمايد: «من شرف الهمه لزوم القناعه »؛ همت بلند، قناعت هميشگي همراه دارد.

و مي فرمايد: «الكرم نتيجه علو الهمه »؛ بزرگواري و آقايي نتيجه داشتن همت بلند است.

نكوهش كم همتي يا همت به خرج دادن در امور بي ارزش

حضرت علي(ع) مي فرمايد: «من صغرت همته بطلت فضيلته»؛ كسي كه همتش كوچك باشد فضائل او از دست مي رود.

و نيز مي فرمايد: «من دنت همته فلاتصحبه»؛ با آدم كوتاه همت هم صحبت مشو (كه تو را نيز ساقط مي كند).

و نيز مي فرمايد: «من كانت همته ما يدخل في بطنه كانت قيمته مايخرج من بطنه»؛ كسي كه همتي جز پر كردن شكم ندارد قيمت او نيز همان است كه از شكم او بيرون مي آيد.

و نيز مي فرمايد: «ما ابعد الخير ممن همته بطنه و فرجه»؛ چه بي خير است كسي كه فكري جز شكم و شهوت ندارد.

و نيز مي فرمايد: «من كانت الدنيا همته اشتدت حسرته عند فراقها»؛ كسي كه همتي جز دنيا ندارد هنگام مردن غصه او بسيار خواهد بود.

و نيز مي فرمايد: «اجعل همك و جهدك لاخرتك»؛ همت و تلاش خود را صرف آخرتت كن.

و مي فرمايد:«من كانت الاخره همته بلغ من الخير غايه امنيته»؛ هر كس كه آخرت همتش باشد، از خير به نهايت آرزويش مي رسد. (منبع: غررالحكم و درر الكلم، آمدي)

امام محمدباقر(ع) فرمودند: لاشرف كبعد الهمه ؛ هيچ شرفي همانند دوري و بزرگي همت و بلندهمتي نيست.

و فرموده اند: و استجلب عز الياس ببعد الهمه ؛ عزت نااميدي و بي نيازي از مردم را با بلندي و بزرگي همت جلب نما (تحف العقول: ص ۶۸۲)
 
 
   اصغر محمديان  :   روزنامه كيهان ( www.kayhannews.ir


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]


ضرورت مخاطب شناسي


● حركت در سايه

شايد بارها براي شما اتفاق افتاده باشد كه كسي از آن سوي خط، اطلاعاتي از شما مي خواهد ولي شما در بيان آن ترديد روا مي داريد و حاضر به پاسخ گويي نيستيد و با اما و اگرهاي چندي، پاسخ هاي گاه نامناسب مي دهيد؛ زيرا شخص آن سوي خط را به جا نمي آوريد و شخص نيز خودش را معرفي نكرده است ولي به ادامه گفت وگو علاقه مند است و پرسش هاي متفاوتي را پياپي مطرح مي كند. در اين موارد به هر شكلي مي خواهيد بفهميد كه مخاطب كيست؟ مي كوشيد تا از طريق لهجه و صدا و مانند آن، شخص را به جا آوريد، ولي نمي توانيد و در نهايت مي پرسيد: ببخشيد! جناب عالي را به جا نمي آورم. مي شود خودتان را معرفي كنيد.

در ادامه، اگر شخص نيز به همان باقي ماندن در سايه، پافشاري كرد و خودش را معرفي نكرد، شما چه واكنشي از خود نشان مي دهيد؟ آيا واقعا به پرسش هايي كه مطرح مي كند، پاسخ هايي درست، واقعي، كامل و از روي صداقت مي دهيد؟ يا آن كه مي گويد: ببخشيد! شما را به جا نياوردم، بنابر اين اگر پاسخ مناسبي دريافت نكرديد بعدها گلايه مند نشويد، يا آن كه شما هم به بازي با شخص ادامه مي دهيد تا به هر شكلي وي را از سايه بيرون آوريد و با فشار به مخيله خويش صدا را با صداهاي آشنايي كه در خاطر داريد تطبيق كنيد و هر طور شده از عرق شرم به جا نياوردن شخص آن سوي خط بيرون آييد؟

اصولا حركت در سايه، حكايت از شخصيتي پيچيده دارد و همين پيچيدگي است كه شما را با ترديد مواجه مي كند و گاه حتي تا مرز دروغ شما را با خود مي برد؛ زيرا ترديد از اين كه پرسش ها به چه نيتي صورت مي گيرد و آن سوي خط به چه نيتي در سايه حركت مي كند، شما را وا مي دارد كه در پاسخ هاي خود صداقت نداشته باشيد و اگر هم دروغ نگوييد دست كم حقيقت يا تمامي آن را بر زبان نرانيد.

بر اين اساس، كسي كه در سايه قرار دارد و يا مي كوشد در سايه حركت كند، مخاطب خوبي نيست و نمي توان به چنين شخصي اطمينان كرد و هم حقيقت را بر او عرضه كرد، زيرا چه بسا دشمني باشد كه به قصد تخريب آمده و يا ناتواني كه كلام بلندي را به فهم ناقص خود، برداشت نادرستي مي كند و از دين بيرون مي رود. بنابر اين، اگر ابوذر آن چه را كه سلمان محمدي از پيامبر (ص) و علي (ع) آموخته بود، مي دانست، بي گمان كافر مي شد و از دين بيرون مي رفت، در حالي كه ابوذر كسي است كه پيامبر (ص) صداقت و راستگويي اش را تصديق مي كند و مي فرمايد: آسمان بر راستگوتر از ابوذر سايه نيفكنده است.

● اهميت شناخت مخاطب

اين بدان معناست مخاطب شناسي در عرصه پيام بسيار مهم است و كساني كه در سايه قرار مي گيرند و يا حركت مي كنند و از آفتاب مي هراسند، مي بايست از ايشان برحذر بود و در همان سطح بسيار نازل به ايشان پاسخ داد و تنها از دروغ پرهيز نمود و حقيقتي را در كف دستشان نگذاشت، زيرا كسي كه در سايه حركت مي كند يا با حقيقت بيگانه است و يا از حقيقت مي گريزد و يا با دروغ هم پيمان است و دست كم صداقت ندارد.

● ضرورت رجال شناسي

درعلوم حديث شناسي، اموري چون رجال شناسي از موقعيت بسيار مهمي برخوردار است برخي گمان كرده اند كه مراد از رجال شناسي تنها آگاهي از توثيق و وثاقت شخص يا عدم آن است. از اين رو گفته اند با توجه به اثبات كساني كه اهل وثاقت بوده اند ديگر نيازي به علم رجال شناسي نيست. در حالي كه استاد نگارنده آيت الله فاضل لنكراني بسيار بر اين نكته تاكيد داشتند كه ما به جهاتي ديگر به رجال شناسي نيازمند هستيم. اگر بخواهيم محتواي حديثي را بررسي كنيم و سطح علمي آن را به دست آوريم نيازمنديم تا اشخاصي را بشناسيم كه پرسش ها را مطرح و پاسخ ها را دريافت كرده اند. در ميان راويان حديث همه گونه آدم داريم. از بقال و تمار و صراف گرفته تا عارف و فاضل و دانشمنداني كه در علوم مختلف داراي نظريه و اختراع و ابتكار بوده اند. برخي چون زراره در فقه متبحر بودند و برخي ديگر چون هشام بن سالم در علم كلام و آن ديگري در علم مجادله و ديگري در مناظره و آن ديگري چون خود، امير الحاج بود درمسايل حج و آن ديگري در امور صرافي و معاملات.

اگر هر چه بيش تر مخاطب پيام ها را بشناسيم بهتر مي توانيم تحليل كنيم،زيرا كه سيره وروش عملي پيامبران و امامان (ع) بود، آنان به سطح فكري و ايماني و امور ديگر مخاطبان توجه داشته و بر اساس آن پاسخ مي داند و حديث معروف: «نحن معاشر الانبياء نكلم الناس بقدر عقولهم، يك فرمول كليدي در پيام بوده است.

● قدر هر كس به قدر خود اوست

مخاطب دعاي معروف و بلند حضرت خضر پيامبر (ع) كه اميرمومنان علي (ع) خود از او آموخته بود، كميلي عارف است نه مالك اشتري فرمانده رزمي. با اين همه اميرمومنان (ع) حتي امارات شهري كوچك را به كميل نمي سپارد، زيرا عرصه عرفان و مديريت را دو مقوله جدا مي داند و اين بدان معنا نيست كه قدر كميل را كم داشته باشد، بلكه به قدر او قدرش داشته است.

كم هستند كساني كه در همه عرصه ها، كامل باشند و به حكم الهي، در رديف «اسوه كامله» قرار گيرند؛ زيرا هر پيامبري حتي پيامبر اولوالعزمي چون حضرت ابراهيم (ع) نتوانسته است تا به كمال مطلقي دست يابد كه اسوه كامل قرار گيرد و خداوند الگوبرداري از وي را محدود به اموري كرده است. بنابر اين، از هر كسي مي بايست به مقدار منزلت خودش توقع داشت و اگر كسي در عرصه اي موفقيت يافت به معناي آن نيست كه در همه عرصه ها الگو است بايد از او پيروي كرد.

حسين اكبرزاده : روزنامه كيهان ( www.kayhannews.ir )


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۷)

همت بلند و علو همت

● مفهوم همت

همت عالي و بلند يكي از نيازهاي شخصي است كه مي كوشد تا به مقاصد عالي و بلند دست يابد؛ زيرا همواره دست يابي به مقاصد عالي دشوار و سخت و همراه با مشكلات و موانع بسيار است. از اين روست كه درباره وجود انگيزه قوي و عزم جدي در شخص، از واژه همت بهره گرفته مي شود؛ زيرا همت، حالتي نفساني و دروني در انسان است كه آدمي را به سوي انجام عملي وادار و مجبور مي سازد كه در آن موانع جدي و مقاومت هاي اساسي در راستاي تحقق آن وجود دارد.

راغب اصفهاني در بيان واژه همت و معنا و مفهوم قرآني آن مي نويسد: الهم، الحزن الذي يذيب الانسان؛ همت، غم و اندوهي است كه آدمي را ذوب مي سازد. (مفردات الفاظ القرآن الكريم، راغب اصفهاني، ذيل واژه هم) بنابراين، مي بايست آن را دغدغه ذهني و فكري دانست كه آدمي را چنان به خود مشغول مي سازد كه ناتوان از گريز از آن مي باشد.

البته برخي از مفسران قرآني با توجه به كاربردهاي قرآني آن، بر اين باورند كه اين واژه تنها در مواردي به كار مي رود كه انجام كاري همراه و مقرون به مانعي باشد. (نگاه كنيد: تفسير الميزان ذيل آيه ۲۴ سوره يوسف) بنابراين، زماني كه انسان دغدغه امري را دارد كه انجام آن همراه با مشكلات و موانع جدي است، نيازمند همت مي باشد. بر اين اساس، همت را مي بايست در جايي به كار برد كه شخص در دست يابي به مقصد و منظور خويش با موانع جدي روبه رو مي باشد و به سادگي نمي تواند كاري را انجام داده و به مطلوب برسد از اين روست كه در آيات قرآني اين واژه در جاهايي به كار رفته است كه دست يابي به مقصد و مقصود دور از دسترس بوده و مقاومت جدي وجود داشته است. از آن جمله در آيه ۲۴ سوره يوسف است كه خواسته زليخا براي زناشويي با مقاومت جدي حضرت يوسف(ع) مواجه شد و خواسته حضرت يوسف (ع) نيز با مانع جدي برهان و سلطنت خداوندي بر قلب او همراه گرديد.

در آياتي از جمله ۷۴ سوره توبه و نيز ۱۲۲ سوره آل عمران نيز همين معنا به چشم مي خورد، زيرا همت افراد به امري تعلق گرفته است كه دست نيافتني مي باشد و نمي توانند آن را انجام داده و به مقصد و مقصود برسند. از جمله خواسته اين افراد دست يابي به حضرت پيامبر(ص) و شكست آن بزرگوار بوده است كه خداوند در اين آيات، دست يابي به اين مقاصد را بيرون از همت و خواسته ايشان برمي شمارد.

از تعاريفي كه براي همت بيان شد اين معنا به دست مي آيد كه همت همان باعث و انگيزه قوي بر انجام كار و فعلي است كه همواره با مانع مواجه مي شود. انساني كه داراي انگيزه قوي براي انجام كاري است، با مقاومت هايي روبه رو مي شود و تحقق خواسته جز با همت برداشتن اين موانع و مقاومت ها شدني نمي باشد.

البته همه همت ها و انگيزه هاي انساني در يك حد و اندازه نمي باشد بلكه داراي درجات و سطوح متفاوت و گوناگوني است. از اين روست كه همت را به همت هاي بلند و پست يا عالي و داني توصيف كرده اند.

در اهميت و ارزش همت گفته اند كه همت بلند دار و آن را خوب پاس دار كه همت مقدمه هر چيزي است و كسي كه همت وي درست و راست آمد به همه چيز دست مي يابد و هر مانعي از برابر او برداشته مي شود و همه مقاومت ها در هم شكسته مي شود.

● محل همت

همت چنان كه گفته شد، در حوزه انگيزه ها و بواعث قرار مي گيرد، از اين روست كه محل آن را قلب و نفس انساني دانسته اند و گفته اند كه همت عمل قلبي مي باشد.

انديشمندان بر اين باورند كه انسان به دو بال همت و عمل پرواز مي كند، چنان كه پرندگان اين گونه هستند. بنابراين هر مردي با همت خويش پرواز مي كند و آسمان عمل و كار موفقيت را براي خود رقم مي زند و از بند مشكلات و سختي ها و موانع مي رهد. همت همانند شعله اي فروزان در قلب آدمي است كه آدمي را در كارخانه سوزان خود مي گدازد و مي سازد و جز بلندي و نور براي صاحب خويش نمي خواهد.

برخي گفته اند كه همت مؤمن كامل تر از عملش است، چنان كه نيت و قصد مؤمن كامل تر از عملش مي باشد، زيرا انسان در دل چيزهاي بزرگ را قصد مي كند ولي شرايط و مقتضيات بيروني و دروني اجازه نمي دهد تا به همه خواسته هاي بلند خويش دست يابد. با اين همه جز به بزرگي قصد نمي كند و آن چه را انجام مي دهد و يا به دست مي آورد، دست كم بخشي از خواسته هاي بزرگ اوست. از اين روست كه براي مؤمني كه قصد نماز شب دارد ولي به هر علتي خواب بر او چيره شود خداوند براي او پاداش نماز شب را مي نويسد؛ زيرا همتي بلند داشت هر چند كه شرايط و موانع به وي اجازه نداد تا آن را تحقق بخشد يا به طور كامل انجام دهد.

● نقش كار در تحقق همت ها

انسان به قدر تلاش و سختي هايي كه با آن مواجه مي شود و مقاومت هايي كه مي كند به مقصد و آرمان بلند خويش مي رسد. بنابراين لازم است كه بلند همت بود و براي دست يابي به مقصد عالي و بلند خويش نيز تلاش و كوشش بسيار و مجاهدت زياد كرد؛ زيرا هر كسي به مقدار تلاش و كار و كوشش خود بهره مي برد. به هر حال مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد.

بنابراين بلندي همت متوقف بر علم و دانشي كامل نسبت به اهداف بلند و مقاصد عالي است، هم چنين نيازمند اموري چون آگاهي و علم از راهكارها، شرايط، موانع و بصيرت كامل نسبت به آن است؛ زيرا مي توان بدون تدبير و تفكر و ناسنجيده به دامن كار و عمل آويخت؛ زيرا هر كرامت و بزرگي منوط به مشكلات و سختي هاست كه مي بايست از پيش رو برداشت. مقاصد عالي و كمالات جز به سختي و مشقت به دست نمي آيد و عبور از اين راه جز به تلاش و كار توانفرسا شدني نيست.

علم و آگاهي نسبت به موقعيت خود و مقصد مي تواند اطمينان و قدرتي را براي انجام ايجاد كند كه از راه هاي ديگر شدني نيست. انسان آگاه و دانا با توكل مي تواند در درون فتنه ها و سختي ها درآيد و سربلند از آن سو بيرون رود. از اين روست كه خداوند مي فرمايد: فاذا عزمت فتوكل علي الله؛ هنگامي كه بر كاري و مقصدي عزم كردي بر خداوند توكل نما.

هرگونه سستي و وهني موجب مي شود تا شخص نتواند به مقاصد عالي و بلند خويش دست يابد. از اين روست كه در آيات و روايات بر دوري از سستي، تنبلي، فتور، غفلت، امروز و فردا كردن و به تأخير انداختن كارها تأكيد شده و آن را مانع جدي در سر راه همت بلند انساني دانسته است.

صاحب همت بلند كسي است كه عشقي قوي در جانش شكل گرفته است و جز به دست يافتن به مقصد و مقصود از پا نمي نشيند و اين شعف دروني است كه او را چون شعله اي فروزان نگه داشته و به سوي مقصد پيش مي راند و همه موانع و مقاومت ها را در هم مي شكند. البته از آن جايي كه همت همواره با بصيرت و بينايي و عقل و علم همراه است، موجبات تباهي شخص نمي شود و اين گونه نيست كه موانع را نبيند و نسنجد.

 
   علي رحيم زاده  :   روزنامه كيهان ( www.kayhannews.ir


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۶)

 تقويت روحيه صبر


بسم الله الرحمن الرحيم

خيلي ها هستند كه خيلي زود رنجور مي شند و  صبرشون رو از دست مي دند به همين خاطر ممكنه به دنبال راههايي براي كسب روحيه صبر در خودشون باشند در اينجا بيست و هشت پيشنهاد در خصوص كسب اين روحيه براتون نوشتم .

اما قبل از ارائه موارد پيشنهادي جهت تقويت روحيه صبر توجه شما را به چند نكته جلب مي كنم :

نكته اول : خوبه بدونيد از مهم‏ترين زمينه‏هاى درك فيض و عنايت الهى ، صبر و شكيبايى هست. تا جايى كه ائمه اطهار(ع) به واسطه صبر عظيمي كه داشتند به مقام شامخ ولايت و امامت نايل شدند « وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا ...» « و از آنان امامان(و پيشوايانى) قرار داديم كه به فرمان ما(مردم را) هدايت مى‏كردند؛ چون شكيبايى نمودند ... » (سجده، آيه‏ى 24)، يعنى ريشه امامت و رهبرى صبره .

نكته دوم : صبر هرگز به معنى تحمل بدبختيها و تن دادن ذلت و تسليم در برابر عوامل شكست نيست بلكه صبر و شكيبايى به معنى پايدارى و استقامت در برابر هر مشكل و هرحادثه است لذا رسول خدا صل الله عليه و آله براي صبر سه شاخه ترسيم نموده و براي هر يك از آنها پاداش مخصوصي ذكر نموده است .

رسول خدا، صلّى اللّه عليه و آله فرموده اند : «صبر سه گونه است: صبر نزد مصيبت است (پايدارى در برابر حوادث ناگوار و عدم خود باختگى و شكست روحى و ترك جزع وفزع)، و صبر بر طاعت است (مقاومت در برابر مشكلاتى كه در راه طاعت وجود دارد)، و صبر از معصيت (ايستادگى در برابر انگيزه هاى گناه و شهوات سركش و طغيانگر) . پس كسى كه صبر كند بر مصيبت تا آنكه برگرداند مصيبت و شدت آن را به نيكويى عزاى آن (يعنى با صبر جميل شدت مصيبت را ردّ كند)، بنويسد خدا براى او سيصد درجه، ما بين هر درجه تا درجه ديگر مثل ما بين آسمان و زمين است . و كسى كه صبر نمايد بر اطاعت، بنويسد خدا از براى او ششصد درجه، فاصله درجه اي تا درجه ديگر مثل فاصله قعر زمين تا عرش مي باشد . و كسى كه صبر كند بر معصيت، بنويسد خداوند براى او نهصد درجه، فاصله درجه اي تا درجه ديگر مثل فاصله منتهاى زمين تا منتهاى عرش مي باشد . (اصول كافي    ج‏2 ص 91)

نكته سوم : خداوند متعال در آيات متعددي از قرآن كريم صابرين را مورد تمجيد و ستايش قرار داده و وعده هاي بسياري از سوي خداوند متعال و معصومين عليهم السلام براي صابران ذكر شده است . به عنوان نمونه خداوند متعال در قرآن مي فرمايد : - «انَّما يُوَفَّى الصَّابِرونَ اجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ» تنها صابران را بدون حساب پاداش كامل مى‏دهند. (سوره زمر، آيه 10).

نكته چهارم : متاسفانه برخي صبر را با بي تفاوتي و بي موالاتي اشتباه مي گيرند مثلا كسيكه هميشه در وعده هايش ى نتيجه گيرى در كارها عجول نباشيد؛ حتي براي نتيجه گرفتن در تقويت روحيه صبر هم نبايد عجله كرد .

9-    از حساسيت بيش از حد در هر زمينه بپرهيزيد.

10- خور را براي دريافت رفتارهاى نابجا و خلاف انتظار آماده سازيد

هميشه فضاى ذهنى و روانى خود را براى شنيدن و دريافت رفتارهاى نابجا و خلاف انتظار آماده سازيد وبه اين معنا كه همواره در هر مساله‏اى، ابتدا از ديگران انتظار بدترين برخورد را داشته باشيد و خود را براى تحمل آن آماده كنيد.

اين مساله باعث مى‏شود برخوردهاى بهتر از مورد انتظار در شما ايجاد خشنودى نمايد. در حالى كه اگر هميشه انتظار برخورد خوب داشته باشيد، چه بسا نتيجه عكس خواهيد گرفت.

11-   در مقابل رفتار ناپسند ديگران عكس العمل هاي مناسب آماده كنيد

قبل از مواجه با برخوردهاى نابجا ديگران پاسخ خود و عكس‏العمل خوب خود را براى مواجه با رفتارهاى خلاف انتظار ديگران در ذهن خويش مرور كنيد و با طرح ذهنى آماده شده با رفتارهاى بى‏مورد ديگران برخورد كنيد مثلًا با خود بگوييد اگر فلان شخص به من ناسزا بگويد به حرف او توجه نمى‏كنم همچنان دوستش دارم چون گناهان من را پاك كرده و اين صبر سبب تعالى روحى من مى‏شود و به هر حال با اين كلمات و تلقينها هميشه آمادگى ذهنى و روانى خود را براى عملكردهاى خلاف انتظار مردم فراهم سازيد.

12-  با خود شرط كنيد كه هيچ گاه و در هيچ شرايطى صبر خود را از دست ندهيد .

  وقتي چنين قراري را با خود گذاشتيد اگر در مساله اي صبرتان را از دست داديد ، خود را جريمه كنيد؛ مثلا تصميم بگيريد - يا در صورت امكان نذر كنيد - فلان مبلغ را صدقه بدهيد، يا نماز شب بخوانيد و يا يك روز روزه بگيريد. كارآيى اين روش، بسيار بالا است و بسيارى از علماى بزرگ بدين سان تمرين عملى و خودسازى نموده‏اند.

13-                  در صورت بروز بي صبري خود را سرزنش كنيد

اگر گاهي اوقات كاري كه ناشي از بي صبري بود انجام داديد ، سريع خود را سرزنش و حتى در لفظ اظهار پشيمانى نماييد و وعده‏ها و قولى كه با خود داشتيد را در ذهن خويش حاضر سازيد.

14-                  تفريحات سالم داشته باشيد

از تفريحات سالم و تقويت كننده اراده؛ مانند كوهنوردى، شنا، دو ، صحرانوردي و پياده‏روى و گردش در طبيعت و... نيز استفاده كنيد.

15-                  از اقدامات عجولانه بپرهيزيد

در تصميم‏گيرى‏ها، حتى‏الامكان با افراد عاقل و پخته مشورت نماييد و از اقدامات عجولانه و مطالعه نشده بپرهيزيد.

16-                  با افراد صبور دوست شويد

بيشتر با افراد خوش خلق و صبور معاشرت كنيد.

17-                 به رفتارهايي كه باعث بي صبري شما مي شود توجه نكنيد

به برخى رفتارها و حالاتى كه از افراد سر مى‏زند. و شما را به بي صبري دعوت مى‏كند، توجه نكنيد؛ مثلاً اگر كسى با حرف ناروا شما را بر مى‏افروزد، از شنيدن و گوش سپردن به سخنان وى اجتناب كنيد و حتى گوش ندهيد يا محيط را ترك كنيد. ديگر به گفته‏هاى او دقت و توجه نكرده و آنها را در ذهن خود مرور نكنيد. نسبت به ديگر اعمال فيزيكى و رفتارهاى پرخاشگرانه و تحريك كننده نيز همين طور واكنش نشان دهيد و راه بى‏توجهى و تغافل را پيش گيريد.

18-                 ذكر «لا حول و لا قوة الا بالله» را زياد بر زبان جارى سازيد و سوره والعصر را زياد بخوانيد.

19-دعاى 24 صحيفه سجاديه «يا من تحل به عقد المكاره» و دعاى 58 و 175 آن را بخوانيد

20-                   رواياتى كه در فضيلت صبر رسيده حتما مطالعه كنيد.

چراكه اگر كسى بداند ثواب صبر به مراتب بيشتر از چيزى است كه از دست داده، زيرا چيزى از دست داده كه جز در زندگى دنيا با او نمى‏ماند و چيزى بدست آورده كه بعد از مرگ ابد الدهر با او خواهد بود، در اينصورت مى‏تواند به راحتي صبر كند. (ترجمه‏اخلاق ص :  365 )

21- رواياتى كه در فضيلت مبتلا بودن به مشكلات دنيوى وارد شده مورد مطالعه قرار دهيد.

22-                   با خود يادآوري كنيد كه زمان مصيبت و بلاهاي دنيايي اندك و وقت آن كوتاه است و به زودى از آن رهايى خواهيد يافت و اصولًا عمر دنيا كوتاه است.

23-                بينديشيد كه جزع و بى‏صبرى چه ضررهايى بر آن مترتب است.

زيرا كسي كه  بداند كه جزع و بى‏تابى كارى است زشت و به دين و دنياى او زيان مى‏رساند، و هيچ فايده‏اى ندارد جز اينكه ثواب را باطل و ضايع مى‏كند و آدمى را گرفتار عقاب مى‏سازد، چنانكه امير مؤمنان عليه السّلام فرمود: «اگر صبر كنى آنچه مقدّر است خواهد شد و تو اجر مى‏برى، و اگر بى‏تابى نمائى آنچه مقدّر است خواهد شد و براى تو بار گناه و عقوبت خواهد بود». (بحار الأنوار  ج‏68 ص 92 ) در اينصورت بهتر در برابر مشكلات صبر مي نمايد .

24-                 احوال كسانى را كه به بلاى عظيم‏تر از شما گرفتار شده‏اند و مشكلات گذشته و حالشان با شما قابل مقايسه نيست، به ذهن آوريد و شكر كنيد كه شما كمتر مبتلا بوده و هستيد.

25-                 به خداوند بزرگ اميدوار باشيد و دائماً بر او توكل كنيد.

ارتباط خود را با او استحكام بخشيد و با نماز و ذكر، پيوسته او را ياد كنيد و در مشكلات و مصيبت ها از او استمداد بطلبيد.

26-                 هيچ گاه مأيوس نشويد و با روحيه اميد به پيش برويد و با برنامه ريزي در سدد حل مشكلات باشيد.

27-                در موقع اندوه ذكر لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّى كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ را تكرار كن.

28-                موارد فوق را در برنامه‏اى منظم با درج موارد آن در يك جدول و نمره دادن به عملكرد خود و رعايت اين امور سعى در تقليل موارد تخلف داشته و همت خود به افزايش صبر و تحصيل سعه صدر معطوف بداريد.

http://pishnahad20.persianblog.ir/post/35


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۵)

همت بلنددار كه مردان روزگار. . .

 

توانمندي هاي بالقوه در خانواده را مديريت كنيم
زندگي را نمي توان صرفاً جاده اي صاف و مسطح دانست و بس! بلكه تنها در سايه همت و تلاش، شكيبايي و آرامش و ظهور و بروز توانمندي هاي بالقوه انسان خوش منظرتر مي شود. بدون شك عبور از چنين مسيري بعضاً لغزنده هوشمندي و درايتي كارآمد را طلب مي كند تا آسيب نبينيم، در راه نمانيم و آسوده خاطر باشيم.
 در سايه ساران زندگي، نبايد اجازه داد توقعات رنگارنگ مخل آرامش خانواده شود. اما متأسفانه در برخي از خانواده ها به رغم آن كه امكانات و توانمندي هاي افراد مشخص و ثابت است، بعضا مي خواهند در اولين فرصت و به سرعت ساختمان انتظار و توقعشان بالاتر رود!... بدون دغدغه ماشين مدل جديد زيرپاي شان بيايد و در واقع بدون سختي و ريزش عرق جبين، زندگي بدون كم و كسري در اختيار بگيرند.
 درحالي كه صبر، اميد، بهره گيري از توانمندي هاي بالقوه، تلاش و كوشش و مديريت بر سازوكار زندگي، از جمله ابزارهايي براي هنروري در صحنه هاي گوناگون زندگاني است.
 شايد شما نيز در اطراف خود افرادي را مي شناسيد كه بدون توجه به داشته هاي خود همچنان براي كسب موفقيت اجتماعي و مالي بهتر به تب و تاب افتاده اند و به هر طريق ممكن مي كوشند احساسات مالي و فرهنگي و اجتماعي خود را ارضا كنند اما اين احساسات سيري ناپذير است.
 كارشناسان اجتماعي و اقتصادي معتقدند كه بهره مندي از توانمندي هاي بالقوه يكايك اعضاي خانواده و همچنين مديريت صحيح و همه سونگر آن زمينه مناسبي را براي تحقق اهداف زندگي فراهم مي كند.
 اين امكانات نهفته در جوهره هر انسان است، در صورتي كه مورد توجه فرد و خانواده قرار مي گيرد و به فعليت درآيد، سختي كشيدن ها تبديل به انرژي مولد مي شوند. توقع خوب زيستن بسيار لازم است چرا كه لازمه پيشرفت انسان و در كل، نشان از توسعه ابعاد كلان جامعه و كشور دارد اما همواره، خواستن تا توانستن فاصله داشته و دارد. كوتاه كردن فاصله ها مستلزم آن است كه هر يك از ما شرايط را فراهم كنيم. به عبارتي انتظار از ديگران انتخاب اول در رفع ناسازگاري هامان نباشند. ورود به ميادين و عرصه هاي مختلف جامعه با اتكا به توانمندي هاي خود، نيك انديشي و توكل به خداوند خيلي از توقعات بيجا و همچنين ناشكيبايي ها را پس مي زند و بارقه اعتماد به نفس، هنر زندگي كردن در شرايط نابرابر و ناسازگاري ها را، شكوفا مي كند. اين مباحث، رمز و كليد موفقيت ها وآ سودگي خاطر بسياري از اقشار جامعه ما و ديگر جوامع بوده است.
 ● مديريت خانواده مورد توجه جوامع مختلف
 «دائمي فر» پيش از اين در پست مدير دولتي اشتغال داشته است كه به دليل بيماري مشمول بازنشستگي پيش ازموعد رسمي مي شود. به نظر وي استفاده از توانمندي هاي بالقوه در زندگي و مديريت خانواده، يك موضوع اساسي و حائزاهميت در تمام جوامع بشري است. وي معتقد است: «كسي مي تواند از توانايي هاي بالقوه خود در مديريت خانواده بهره مند باشد كه از هوش و فكر مناسب درباره كار و مخارج زندگي برخوردار باشد. به عبارت ديگر چنانچه انسان در تأمين هزينه روزمره خانواده دغدغه اي نداشته باشد، چنين شخصي مي تواند در ساير امور زندگاني موثر واقع شود.» وي با اشاره به موفقيت هاي جهاني ايرانيان مي گويد: «به دليل آن كه ضريب استعداد ايرانيان بالاست. تنها در صورت توجه به توانمندي هاي بالقوه شان به تحقيقات و نوآوري ها دست زده و مي زنند و وسايلي جديد اختراع مي كنند.»
 ● توقعات زياد صبر كم
 جوان خانواده مدتي است كمتر در جمع هاي كوچك خانوادگي حاضر مي شود، در پاسخ به برادران و خواهرانش سرسنگين است وكمتر فرصت گفت وگوي والدينش را فراهم مي كند. به اصطلاح از همه چيز وهمه كسي فراري است!
او مدتي است براي در اختيار داشتن يك ماشين و برخي از تجملات امروزي جوانان خانواده را تحت فشار گذارده است...
 يك پدر كارمند بازنشسته به نام «شيرزاد» مي گويد كه توقعات جوانان در همه جنبه هاي زندگي زياد و صبر و حوصله شان كم شده است. نمي خواهند بپذيرند يك شبه نمي توان راه صدساله را طي كرد.
 وي ادامه مي دهد: «توقعات بچه هاي امروزي از خانواده و آنچه در دسترسشان قرار دارد و به طور كلي در جنبه هاي زندگي، بالا است. ما در سنين جواني به آنچه در اختيار داشتيم قانع بوديم حتي دستمان مي رسيد به خانواده مان هم كمك مي كرديم. ولي بسياري از بروبچه هاي امروزي توقع دارند همه چيز و يا هر چيز زود در اختيارش قرار بگيرد. به نظر من و خيلي از پدرها و خانواده ها، اين گونه توقعات بيجا است. در زندگي و شرايط متعارف اصلا امكان ندارد راه صدساله را يك شبه رفت.»
 از وي درباره توانمندي هاي بالقوه افراد خانواده و نقش مديريت خانه در ظهور آن مي پرسيم:
- «معتقدم هر انسان مسئول تا حدي كه بتواند، از انجام توانمندي هاي خود دريغ نمي كند. ما هم دريغ نمي كنيم. بي اثر بودن آن در مخاطب خواه فرزند و غيره، بيشتر از ضعف فرهنگي است.
 متأسفانه در برخي از خانواده ها نقش مديريتي و هدايت موثر و هدفمند بچه ها به دليل مشكلات و مسائل بيروني و دروني كمرنگ شده است كه بايد به اين نكته توجه مضاعفي داشت. مدير خانواده- زن يا مرد- بايد با اخلاق پسنديده و به دور از هيجان و تنش با بچه ها و خواسته هاي كوچك و بزرگ آنان كنار آيد.»
 ● روحيه جواني نيازمند مديريت است
 حسرت از زندگي ديگران و غوطه ور شدن در درياي متلاطم رويا و آرزو راهكار مناسبي براي كسب جايگاه مطلوب در جامعه نيست. اين كه چرا عده اي از افراد جامعه در مواجهه با نيازهاي امروز و فرداي خود تن به اين دريا مي سپارند سؤالي است كه بايد پاسخ آن را با واكاوي دوباره رفتارهاي فردي و بازشناخت موثر خود يافت.
 «دائمي فر» بر نقش مديريت خانواده براي ارتباط، كنترل و هدايت جوانان تاكيد مي كند: «يك شرط موفقيت در مديريت بهره مندي از هنر و توانايي هاي انسان است. جوانان هم نياز به مديريت دارند تا با هدايت صحيح، فكر خود را در راه مثبت جهت دهند. در بحث مديريت خانواده نكاتي نهفته است از جمله اين كه چگونه خانواده از جوانان خود حمايت مي كند. مثلا اگر توانايي اقتصادي وجود دارد براي جوان جوياي شغل ايجاد كار كند. اما متأسفانه برخي از خانواده ها امكانات اقتصادي چندان مناسبي ندارند. به هر حال فرزندان آنان هم تحصيل كرده اند اما بيكار هستند، در چنين حالتي وظيفه مسئولان است كه نسبت به موقعيت و اشتغال جوانان اقدام و آن ها را جذب و مديريت كنند.
 وي با بيان اين كه بخشي از مسائل جوان- به عنوان سرمايه هاي نيروي انساني- به چگونگي موقعيت اجتماعي كه در آن بسر مي برند برمي گردد، مي افزايد: بعضي از افراد توانمند هستند كه ولخرجي مي كنند ولي براي بچه و خانواده خود خست نشان مي دهند. در اين حالت نمي توان از آنان انتظار مديريت صحيح داشت. وي كه صحبت هاي خود را برآمده از مطالعاتش در حوزه اجتماعي و روانشناسي قلمداد مي كند، به توقعات زياد بعضي از جوانان اشاره مي كند: در شرايط زندگي كنوني همه امكانات و بهره وري از فناوري هاي علمي وجود دارد و بسياري از افراد از آن ها استفاده مي كنند. لذا در چنين وضعيتي برخي از جوانان توقع دارند خواسته هايشان فوري برآورده شود در حالي كه چه بسا خانواده ها توانمندي پاسخ گويي به اصرار نياز فرزندان شان نداشته و يا ندارند. اين قبيل جوانان بايد از سر تعقل بپذيرند همه خواسته ها با توجه به وسع خانواده را نمي توان برآورده كرد، با زحمت، تحمل، همياري و به مرور زمان مي توان ممكن ساخت. وي تاكيد مي كند: «بهره گيري از استعدادها و مديريت صحيح آن ها جدايي از حوزه خانوادگي، در بخش جامعه هم مي تواند منشأ اثر گسترده باشد.»
 ● دغدغه ها فرصت ها رامي سوزاند
 البته اين كه ضريب خواسته ها نسبت به ظواهر مادي و امكانات روز تا حد نيازمان ارتقا يابد اشكالي ندارد زيرا پيشرفت و برخورداري از وسايل جديد و مورد نياز در قاموس زندگي انسان است اما بايد دو رويكرد را مورد توجه قرار داد. از يكسو به مدرنيزه كردن زندگي توجه داريم و از ديگر سو بايد دل و حواس را به كاهش سطح توقعات سوق داد.
 مسئله مهم و قابل تامل اين است كه ملاك و تراز توقعات برخي از مردم كه از توانمندي هاي بالقوه خود بهره اي نمي گيرند و مديريت موثري در چرخه خانواده ندارند در اندازه امكانات دارندگي هاي قشري توانمند است. نتيجه كلي اين حالت از كف دادن فرصت هاي دلپذير است.
 يك كارشناس امور اجتماعي درباره سؤالي مبني بر اين كه نقش توانمندي هاي بالقوه افراد يك خانواده و مديريت آن در چرخه متعارف زندگي و بعضا در برابر ناسازگاري ها و كاستي ها، چيست؟ مي گويد:«امروز در زندگي از يك سو رو به مدرنيزه شدن حركت كرده ايم و از طرف ديگر مي خواهيم سطح توقعات خود را پايين بياوريم. اما با نگاهي گذرا به گذشتگان درمي يابيم آنان راحت تر به خواست هايشان مي رسيدند چرا كه به فكر مدرن كردن امكانات زندگي خود نبوده و زندگي يك دست و سازگار داشتند.» وي با اشاره به اين كه جامعه سطح توقع مردمان را بالا مي برد مي گويد: «البته خوب است كه به حق، هر شهروند از پديده هاي نو استفاده كند اما ميزان درآمد و تمكين مالي معمولا اجازه بهره مندي از پديده هاي نوين را نمي دهد. كساني مي توانند از امكانات مدرن برخوردار باشند كه متمكن هستند وتوانايي مالي شان از گذشته و يا در حال حاضر كسب مي كنند اما زندگي اكثريت مردم اين طور نيستند.»
 وي يادآور مي شود: «ما توانايي مان را نسبت به خود نمي سنجيم، با ديگران مي سنجيم ولي به خود مي گوييم چرا، آن گونه وسايل و تمكن نداريم؟ اما بايد به جاي مقايسه توانمندي هاي وجودي خود را به كار گيريم و تحولي در مديريت خانواده ايجاد كنيم.» اين كارشناس تأكيد مي كند: بايد از داشته هاي خود كه در اختيارمان است استفاده- بهينه- كنيم اما متأسفانه، فرصت هاي بهره مندي از دارندگي هاي موجود را به خاطر دغدغه هاي كاري و ديگر مشغلات، از دست مي دهيم. در حالي كه معقولانه تر آن است كه اول خودمان- به عنوان منبع انرژي- سرمايه و ارزش خودمان را بهاء دهيم ولو فرضاً نسبت به ديگران، ناچيز باشد. اگر اين ها از دست بروند، همان ميزان سرمايه هاي كم، خردخرد به صفر خواهد رسيد.»
 رضايي يادآور مي شود كه بايد قدرشناس توانمندي هاي بالقوه خود و سرمايه هايي كه داريم باشيم از قياس دائم موقعيت خود با دارايي هاي ديگران بپرهيزيم و فرصت ها را از دست ندهيم.»
 ● تربيت نادرست آسيب فرهنگ عمومي
 يك شهروند بازنشسته كه تمايل به معرفي خود ندارد براين باور است كه افزايش سطح توقعات بچه ها را بايد در شيوه تربيتي خانواده ها جست و جو كرد. وي معتقد است كه برخي از خانواده ها با تربيت نادرست بچه ها زمينه زياده خواهي را در جامعه افزايش مي دهند.
 وي مي گويد: «فرهنگ عمومي با كاركرد تمام خانواده شكل مي گيرد كه بايد به آن توجه بهينه اي داشت. وقتي فردي بر مبناي زياده طلبي ها وبلندپروازي ها تربيت مي شود بر رفتار عمومي جامعه نيز تأثيرگذار است.
 فاصله ميان خواستن تا توانستن را با پشتكار و تلاش مضاعف مي توان پيمود اما بايد باور داشت كه تحقق غيرممكن هم محال است.
بهترين راه دستيابي به انتظارات و توقعات اين است كه به توانايي هاي بالقوه خود تلنگري بزنيم. البته بايد مديريت امور زندگي، تراز وضعيت مالي با توقعات ريز و درشت اعضاي خانواده را نيز همواره مدنظر داشت.
 اين كه گمان كنيم در تقويم زندگاني از همان اولين روز ورود به ميدان مسئوليت هاي خانواده و همچنين جامعه آن چه نياز داشته ايم روي ميز خواسته هايمان چيده شده تصوري به خطا آلوده است.
شرايط تحول و پيشرفت را بايد خود بيافرينيم. به اطراف نگاه نداشته باشيم. تكيه به توانمندي هاي خدادادي خود بزنيم و مديريت را از امور فردي خود شروع كنيم. در مقطع كنوني جامعه،منشور همت و توانمندي خانواده و مديريت و توقعات اعضاي خانواده اگر با انديشه ورزي و قناعت توامان باشد، سقف مطمئني براي خواستن و توانستن زده شده است.
بسياري از كارشناسان بر اين باورند كه اگر تربيت و آموزش صحيح بچه ها به عنوان يك اصل و وظيفه حياتي در كانون خانواده مورد توجه قرار گيرد و پدر و مادر احساسات و توقعات جوانان را به آرامي و شكيبايي توجيه و مديريت كنند، بسياري از فرزندان شان قانع مي شوند كه به اصطلاح پاي به اندازه گليم دراز كنند.
كارشناسان مسايل اجتماعي و تربيتي يكي از علل ناسازگاري هاي برآمده از توقعات زياد جوانان و حتي زوج هاي جوان را در عدم مديريت توانمند و هنرمندانه در نهاد خانواده ارزيابي مي كنند و تاكيد دارند كه ريشه مشكلات را بايد در اين قلمرو جستجو كرد. از سوي ديگر، شور و حساسيت و شوق داشتن ها- جدا از توقعات ولو متعارف و يا كم- نزد بسياري از مردم، حد و مرز ندارد؛ به عبارتي ميداني است به وسعت فراگيري همه پديده ها بنابراين در چنين گستردگي احساس و تمايل بديهي است كه به مديريت آگاه و مدبر در هدايت و رهنموني نياز وجود دارد.
بدون ترديد چشمداشت و انتظار بچه ها، نوجوان ها و جوانان در تحقق خواسته هايشان را با ايجاد گرد و غبارهاي «نداري» و كمبود وسع مالي در محيط خانواده نمي توان سامان بخشيد. ليكن با درايت بيشتر و تقويت روحيه و مهمتر، توجه دادن آنان به راهكارها- به عنوان كمك به اقتصاد خانواده- از جمله شايستگي بهره گيري از توانمندي هاي بالقوه، مي توان ازگذرگاه مشكلات عبور كرد.
● استفاده از فرصت ها
خانم «جهاني» معتقد است هر شخص در نهادش استعدادهايي دارد و در عين حال در صحنه زندگي و آموزش هاي مفيد مي تواند يك سري فن و هنر و دانش بياموزد و از آن ها سود بگيرد اما متاسفانه برخي از افراد بزرگسال يا جوان از توانايي هاي بالقوه نه تنها بهره نمي گيرند و چه بسا انتظارات فراتر از بودجه خانوادگي هم دارند.
وي كه پيشتر در سازماني به عنوان يك كارمند دفتري اشتغال داشته است مي گويد كه از فرصت هاي بين امور كاري استفاده كرده و به فراگيري زبان فرانسوي پرداخته است . اكنون مي تواند تدريس كند. او مي گويد:« در كار اداري احساس مي كردم با حقوق ثابت و كار ثابت، يك روند كليشه اي و تكراري را ادامه مي دهم. تصميم گرفتم با حدود بيست و دو سه سال سابقه، كارم را خاتمه دادم. در حال حاضر در منزل ضمن آن كه كم و بيش به امور درسي فرزند دانشجويم مي پردازم و با خيال راحت نيز به رتق و فتق زندگي مي رسم و در منزل تدريس مي كنم.»
وي مي افزايد:«زماني كه كار رسمي اداري داشتم، مثل برخي از همكاران بي توجه به وقت هاي خالي ام نبودم. عقيده ام هم اين است كه خيلي از مردم در تربيت بچه ها آن طور كه بايد، وقت صرف نمي كنند. بعضي از جوان ها كه توقع زياد از پدر و مادر خود دارند در واقع توانمندي هاي ذاتي شان را از بين مي برند و يا بدون بهره مي گذارند.
در حالي كه برخي جوانان و نوجوانان در جامعه داريم كه خلاق فنون و هنرهاي مختلف شده اند. فقط بايد بخود آييم.»
 ● تاثير مديريت جوانان در خودكفايي
با «بهزاد رضواني» در فرصت گذرا در مترو درباره توانمندي هاي بالقوه جوانان و توقعات آنها از خانواده صحبت را باز مي كنم. او تبسمي مي زند و مي گويد:«اگر جوانان چه در خانواده و چه در جامعه و دانشگاه و مدارس به طور جامع تحت مديريت جدي تربيت شوند. وضعيت كشور و اوضاع اقتصادي، فرهنگي بسامان شده و خلاقيت هاي خودكفايي شكوفه مي زند. اما به تنهايي هم هر جوان بايد از استعداد و توانايي هاي خود استفاده كند. اين شدني است. من دانشجو شخصاً تجربه كرده ام. هزينه تحصيلم را از فرصت هاي تابستان با كار ساده در يك كارگاه توليدي، تامين كرده ام.»
 ● جوانان از تجارب آموزشي بهره بگيرند
«زهرا رضايي» كارشناس مسايل اجتماعي در ادامه اظهارنظرات پيشين خود به نكاتي ديگر درباره مديريت و سطح توقعات و ... مي پردازد. وي مي گويد:«امسال دختر خانمي در كنكور شركت كرده بود. احتمال مي داد قبول نشود. اما او مي گفت اگر در كنكور قبول نشود لزومي ندارد وقتش را همچنان صرف آمادگي كنكور سال آينده كند. دوره هاي لازم آموزشي ديگر را ديده است و از تجارب آموخته هاي خود استفاده مي كند. از وقت و فرصت هاي ديگر بايد بهره برد.» اين كارشناس مي افزايد:جواني كه مي گويد توانايي من در فراگيري ضعيف است اما وقت و فرصتش را با كلنجار رفتن و مقايسه وضعيت خود با ديگران هدر مي دهد.
از يك جنبه در واقع امر به توانمندي هاي بالقوه ديگر خود توجه نمي كند، در حالي كه به طور معمول يك جوان حداقل از كلاس هاي آزاد آموزشي تجاربي آموخته است. او مي تواند اين يافته هاي علمي-آموزشي خود را در فرصت هاي مناسب بارور كند و بهره بگيرد.»
 اين كارشناس تاكيد مي كند:«اصولاً به بچه ها مي بايد آموزش هايي - جداي از تحصيل كلاسيك- داده شود. اگر به حال خودشان بگذاريم و مديريت نكنيم ممكن است دچار غفلت شده ازاستعدادهاي بالقوه ديگر خود بي نصيب بمانند و بعد توقعات بي حد و حساب بدون دستمايه هاي خود را بر خانواده تحميل كنند.»
 ● آنچه سريع به دست آيد زود هم از دست مي رود
«رضايي» همچنان آموزش بچه ها از دوران كم سالي را و نيز اين كه از داشته هاي خود قانع و قدرشناس زحمات پدر و مادر باشند مورد تاكيد قرار مي دهد و معتقد است والدين از آن كه فرزندشان، خود را با ساير همسن و سال هاي شان مقايسه مي كنند مراقب باشند. از سوي ديگر جوان خانواده هم مصر بر آن نباشد كه خواسته اش در كمترين زمان ممكن تحقق يابد. پدر و مادر همچنين يادآوري كنند از هر آنچه در توانايي دارند بخش اعظم آن را صرف پرورش و تامين نيازشان مي كنند.«در اين صورت مي توان گفت درصد بسياري از بچه ها اقناع خواهند شد.»
 وي همچنان با ابراز تاسف تاكيد مي كند: «بعضي جوان ها توانمندي هاي بالقوه وآموزه هاي خود را دست كم مي گيرند» و نيز گوشزد مي كند:«جوان ها بايد بدانند آنچه كه سريع به دست مي آورند زود هم از دست خواهند داد.»
 ‌● الگو از تربيت درست و مديريت در خانواده
از ۱۳ سالگي علاوه بر تحصيل در بازار كار فعال بوده و از همان زمان به مخارج خانواده اش كمك مي كرده است.
«رستمي» حالا مدير يك چاپخانه است. او ثمره و نتيجه سال ها كار و تحصيلاتش را ناشي از تداوم تربيت درست و مديريت پدر در جمع خانواده مي خواند كه الگوي خود و فرزندان تحصيلكرده و قانع در زندگي است. نقش مديريت در خانواده را در چگونگي تربيت و پرورش فرزندان مي داند:«پدرم بسيار خوب فرزندانش را تربيت كرده است. چند پسر تحصيلكرده و اجتماعي تحويل جامعه داد.» او و برادرانش از دوران بچگي ضمن درس خواندن كار مي كرده اند؛ «احساسم اين بود پدر كه كاسب بود نمي تواند به تنهايي مخارج اعضاي خانواده را به دست آورد. در انجام كار طوري كوشش و پشتكار داشتم كه صاحب كارم نسبت به انجام كارها ابراز رضايت مي كرد.»
 او موقعيت كنوني اش را به لحاظ تربيت فرزندان، مديريت و اشتغال، با پدر خود قياس مي كند؛ «همچون پدر، فكر و حواسم اين بود كه بچه هايم درس بخوانند و خوب تربيت شوند و تحويل جامعه بدهم... فرزندانم همگي تحصيلكرده هستند. توقع شان در زندگي زياد نبوده است. هيچ وقت انتظار ماديات نداشته و ندارند.»
 ● قانع به آنچه كه داريم
«رستمي» نيز بر اين باور است كه شيوه مديريت در هر خانواده روي تربيت، توقع و افكار بچه ها تاثير قطعي مي گذارد؛ «نظارت بر كردار و رفتار بچه هايم در حد يك كنترل معمولي بوده است. در جامعه كنوني كه برخي كمتر حرمتگذار بزرگان خود هستند در خانواده كمتر به يكديگر پرخاش مي كنند و ليكن توقعات بيش از توان خانواده دارند.»
او مي گويد:«از خداوند هرچه خواسته ام عنايت كرده است. در طول زندگي و تاكنون قانع بوده و هستم. اگر - فرضاً- در يك نقطه شهر خانه داشته باشم، توقع و يا به اصطلاح چشم و دلم دنبال داشتن خانه در فلان نقطه شمال شهر نبوده و نيستم.»
 ‌● فرصت شكوفايي توانمندي هاي جوانان
 «كبيري» فارغ التحصيل جامعه شناسي، مي گويد در هر كشور و جامعه اي كه جمعيت جوانش بيش از سنين ديگر است، يك جامعه بالنده و اميدوار كننده محسوب مي شود. زيرا اين گروه از اقشار جامعه پشتوانه تمام عيار ملي و كشوري در زمينه هاي اقتصادي، فرهنگي و الي آخر، به شمار مي آيند.
جامعه ما، يك جامعه جوان است. نياز به مديريت، اقتصاد و توليد دارد. شعور جامعه ما در توليد و اكتشاف از بسياري كشورهاي ديگر بالاتر است. اين فهم و فكر بايد مديريت شود، بالند تر و سازنده تر شود. سرمايه وجودي جوان كافي است كه فرصت شكوفايي يابد. اين استعدادها در برخي اساس ژنتيك دارند و در بسياري يك وديعه خلقت است كه به عنوان توانايي هاي فكري و بسياري خودجوش هرازگاه و در طول ساليان طولاني، جهاني شده و مي شوند اما بسياري از همين قبيل و طيف، از توانايي هاي خود بهره اي نمي برند. خود را نمي سنجند. چه بسا كه حتي ممكن است تحصيلات دانشگاهي نداشته باشند اما توان هاي شگفت آفريني در پديداري نوآوري از خود نشان مي دهند. فكرشان از خيلي افراد تند و تيزتر است. متاسفانه اين گروه از هموطنان در پاره اي از مقاطع تاريخي به لحاظ فكري و حمايت نشده اند. برخي خانواده ها هم شايد توان اقتصادي مناسب ندارند تا زمينه هاي بروز توانايي و استعداد بچه هاشان را مهيا كنند. ناچار به كارهاي سبك و بعضاً كاذب روي مي برند.»
 وي درباره انتظارات بچه ها، معتقد است، بايد قبول كنيم بشر از دوران طفوليت تا مرز جواني توقعات زياد داشتيم و داريم، برخي به رويا و خيالات هم مي رسيده است! توقع بچه نشانه احساس، نياز و سلامت اوست. لذا همانگونه كه چه در سيستم اداري و آموزشي و چه امثالهم، قاعده و نظامات در تربيت و فن آموزي حاكم است در تامين نياز و تربيت جوان ها هم مي بايد اين نكات رعايت شوند. يك معادله دوسويه است؛ هم خانواده نقش دارد و هم ملاحظات يا توقعات جوان. توقع بيش از حد و وسع جايز نيست ولو خانواده اي بسيار متمكن باشد.»

حسن آقايي  : روزنامه كيهان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۴)

سه راه  تـقويت اراده


براي بسياري، اين سؤال وجود دارد كه چگونه ميتوانند ارادة خود را تقويت كنند و به محض تصميم گرفتن و فراهم بودن شرايط و اسباب، آن را جامة عمل بپوشانند؟ در پاسخ سؤال، به سه راه اشاره ميكنيم:
 
1. تمرين و ممارست: همانگونه كه تمرين دادن اندام بدن و به كارگيري آنها، باعث رشد و تقويت و نيرومندي جسمي ميشود و تمرين ندادن آنها، ناتواني و عدم رشد را در پي دارد، دربارة  اراده نيز مسأله چنين است كه با تمرين و ممارست، ميتوان آن را تقويت كرد. ناگفته پيدا است تمرين تقويت اراده، بايد ابتدا در مواردي باشد كه به سادگي قابل انجام است و به اسباب و شرايط گوناگون نياز ندارد. براي انجام اموري مانند بيدار شدن از خواب در ساعتي خاص از صبحگاهان به صورت مستمر، روزهداري چند روز در ماه، مخالفت با خواسته نفساني، پرهيز از پُرخوري، پُرخوابي، پُرگويي، پرهيز از بيكاري و تنبلي، نماز گزاردن در اول وقت به صورت هميشگي، دوري از دل مشغولي به كارهاي روزمره و بيهوده، پرهيز از روزمرگي، خواندن زندگينامه افرادي كه ارادة پولادين داشتهاند، تلاوت قرآن كريم، ورزش هاي روحافزا مانند كوهنوردي و اسب دواني، مطالعه كتاب و تمام كردن آن در زمانبندي محدود، و ... بيترديد با انجام تمرين در زمينههاي آسان، به تدريج ميتوان چنين تصميمهاي بزرگي را عملي كرد.
امام صادق عليه السلام ميفرمايد:
فمروا صبيانكم إذا كانوا أبناء تسع بما أطاقوا من صيام فإذا غلبهم العطش أفطروا؛10
كودكان خود را وقتي به نُه سالگي رسيدند، به روزه واداريد؛ اما هنگامي كه تشنگي بر آنان چيره شد، روزه خود را افطار كنند.


2. تفكر و تلقين مثبت: در راستاي انجام هر كار و حل هر مشكل، بايد هماره مثبتنگر بود و هرگز نبايد كلمه «نميشود» را بر زبان جاري كرد؛ زيرا استفاده از الفاظ و مفاهيم منفي، به گونهاي شكست و عدم موفقيت را بر ما تحميل ميكند. بايد از ابتدا تلقينهاي منفي را به تدريج از ذهن و فضاي انديشه دور كرد؛ زيرا كلمات منفي، قفلهايي بر درهاي موفقيت هستند. هرگز نبايد اين عبارات را بر زبان آوريم: «من هميشه كارها را ناتمام رها ميكنم»، «هر حادثهاي مرا متزلزل ميكند»، «حوصله انجام اين كارها را ندارم»، «از اين كار خسته شدم»، «اين كار بيفايده است» و... ؛ بلكه در برابر اين كلمات، بايد از مفاهيم و كلمات اميد بخش و دلگرم كنندهاي بهره گيريم كه موجب اعتماد به نفس بيشتر ميشود و انرژي بخش و تحرك آفرين است؛ مانند «من ميتوانم»، «خدا ياور من است»، «اين كار را به هر قيمتي انجام ميدهم»، «هيچ چيز مانع من نيست»، «من ميخواهم و بايد بتوانم» و... .


3. دعا: خداوند مهربان، انسان را برابر مشكلات و دشواريها و در راه رسيدن به اهداف و مبارزه با بلاها و  سختيها، تنها نگذاشته، او را سزاوار ياري از سوي خود قرار داده است؛ به شرط اينكه او خود بخواهد و با سلاح دعا، از خداي توانا ياري جويد. امام صادق عليه السلام ميفرمايد:
الدعاء سلاح المؤمن؛11
دعا، سلاح مؤمن است. در روايت ديگري ميفرمايد:
الدعاء أنفذ من السنان الحديد؛12
دعـا از نيـزه تيز، نافذتـر است.
پيدا است دل بستن به خداي توانا و مهربان، ارادة آدمي را پولادين و او را در راه رسيدن به آرمانها و اهداف خود، استوار ميسازد و به او ثبات قدم ارزاني ميكند. ما بايد همچون امام سجادعليه السلام از خداوند استمداد جسته و به آن امام همام اقتدا كنيم.
اللّهم يا مَنْ تُحِّلُ به عُقَدُ المكاره و يا مَنْ يَفثَأ بِهِ حِدُ الشّدائد و يا مَنْ يُلتمس مِنه المخرج إلي مَحَلِّ الفرج! ذَلَّت لقدرتك الصعاب و تسبّبت بلطفك الأسباب؛13
خداوندا! اي كسي كه به ياري او گرة مشكلات و سختيها گشوده ميشود و اي كسي كه به ياد تو، فشار دشواريها و بلاها آرام ميگيرد و اي كسي كه تنها از تو راه نجات و رهايي از ناملايمات خواسته ميشود! قدرت عظيم تو، امواج حوادث را در هم ميشكند و لطف تو است كه چارهسازي و سببسازي ميكند.

http://www.tebyan.net/hawzah/ethics_morality/2010/3/31/118122.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۳)

شيوه هاي تقويت اراده


ضعف اراده و نشانه هاي آن
قبل از اينكه وارد مبحث تقويت اراده بشيم و راهكارهاي اين مهارت رو بگيم، بهترِ خود واژه «اراده» روتعريف كنيم. اصولاً به تعداد روان شناسان، از هر واژه اي تعريف وجود داره، اما معناي عرفي «اراده» ، همون خواستن فوق العاده وجدي در بعضي لحظه هاي دشوار يا برهه هاي حساس زندگيه و
حالا كه مي خوايم از راه هاي تقويت اراده صحبت كنيم، خوبه كه اول نشونه هاي ضعف اراده رو بشناسيم و بعد براي تقويت اون فكري بكنيم.


و اما نشونه هاي ضعف اراده
يكي از نشونه هاي ضعف اراده آدم، اينه كه هميشه كارها شو به تأخير مي اندازه. بعضي ها رو ديديد؟ هميشه مي گن از شنبه اينكار رو شروع مي كنم. حالا اين شنبه، كدوم شنبه ثبت شده در تاريخِ، خدا مي دونه.
يكي ديگه از نشونه هاي آدم سست اراده اينه كه نمي تونه به جا و به موقع تصميم بگيره. هميشه تصميماش رو با دو دلي و اكراه بيان مي كنه؛ نظرش براي انجام دادن يا انجام ندادن يه كار هميشه پنجاه پنجاهه. وقتي مي خواد تصميم بگيره، به دهن ديگران نگاه مي كنه؛ اگه تعداد موافقين بيشتر از مخالفين بود، اون كار رو انجام مي ده؛ اگه برعكس بود، انجام نمي ده.
در همون مثال قبلي، يه نشونه ديگه از ضعف اراده رو مي بينيم، و اون دهن بيني افراد بي اراده يا كم اراده است. اين آدما زياد تحت تأثير ديگران قرار مي گيرن و بيش از حد، از خودشون انعطاف نشون مي دن.
يه چيز رو تا يادم نرفته بگم؛ نشونه هايي كه گفتيم و مي گيم، حتماً نبايد همشون در يه آدم جمع بشن تا بگيم اين آدم اراده ضعيفي داره. حتي وجود دو تا از اين نشونه ها در ما، يه تلنگريه تا به فكر تقويت اراده بيفتيم.
و اما نشونه بعدي؛ آدماي كم اراده؛ اصولا كم صبر هم هستن. مثلاً يه كاري رو شروع مي كنن و به محض اينكه كار، يه كم پيچيده مي شه، اصلاً نمي تونن صبور باشن و بردباري كنن، تا پيچيدگي و سختي اون كار رو كم كم برطرف كنن، بلكه زود عصباني مي شن و حتي ممكنه از ادامه دادن اون كار، براي هميشه صرف نظر كنن.
خلاصه اينكه آدمايي كه اراده شون ضعيفه، فكرشون با عملشون هماهنگ نيست؛ هميشه فكراشون ايدئاله، ولي وقتي وارد ميدون عمل مي شن و با واقعيت رو در رو مي شن، نمي تونن فكر شونو عملي كنن. اين جور آدما شب ها ، مخصوصاً وقتي زياد چايي يا قهوه خوردن وخوابشون نمي بره، شروع مي كنن به تهيه يه فهرست از كارهايي كه روز بعد ميخوان انجام بدن.توي اين ليست ذهني كارها مرتب و پشت سر هم رديف شدن، كه اگه همه اونا طبق برنامه انجام بشه؛ يه تغيير بزرگ اتفاق مي افته؛ مثلاً يه تغيير بزرگ در دكوراسيون منزل، يه تغيير بزرگ در برنامه ريزي براي قبولي كنكور، يه تغيير بزرگ براي معدل الف شدن توي دانشگاه و خلاصه اين فكر اگه، عملي بشه چي مي شه!!.. حالا صبح شده و سپيده سر زده. آدمي كه ديشب اون همه برنامه داشته، از خواب يبدار مي شه. از اونجايي كه طبق برنامه ريزي ديشب، ساعت هفت و نيم بايد از خواب بيدار مي شد وحالا ساعت نه وپنجاه دقيقه است، همين بهانه اي مي شه براي اينكه اجراي برنامش رو به فردا موكول كنه، و دوباره فردا، به بهونه ديگه و عقب انداختن برنامه به پس فردا و... خلاصه اينكه چند روز كه مي گذره، اون ليست برنامه ها چون ذهني بوده، خيلي زود فراموش مي شه! آدم بي اراده هم هميشه در همون جايي كه بوده و همون موقعيتي كه داشته، باقي مي مونه.
آدماي بي اراده، اجازه مي دن كه زندگي شون تصادفي پيش بره، و هر شرايطي كه در مسير زندگي شون قرار مي گيره، باهاش كنار مي يان و تسليم اون شرايط مي شن؛ البته نه اينكه اين جور آدما هيچ وقت هيچ آرزويي نداشته باشن يا نخوان كه آدم مصممي باشن؛ بلكه چون خودشونو «باور» ندارن، به سادگي بي خيال آرزوهاشون مي شن.
اگه تربيت ما اين باور رو در ما ايجاد كرده باشه كه هر چي در ذهنمون داريم مي تونيم عملي كنيم، در اكثر موارد، همين طور هم خواهد شد. ولي متأسفانه خيلي ها چنين تربيت و باوري رو ندارن. (پس يادمون باشه كه فرزندانمون رو با اصل خود باوري تربيت كنيم) ولي نبايد نااميد بشيم. چون آموزه هايي براي خود باوري وجود داره. ما بايد ياد بگيريم كه چطور اين باور رو در خودمون ايجاد كنيم و اين كار با عمل به چند راهكار، شدنيه.


راه هاي ايجاد خود باوري
يكي از مهم ترين راهكارها براي ايجاد خودباوري، اينه كه به توصيه هاي افراد ناموفق گوش نكنيم. چند بار براي راهنمايي گرفتن، سراغ دوست، اعضاي خانواده يا همسايه اي رفتيم كه خودش در موقعيتي مشابه يا بدتر از ما بوده و در اون موقعيت موفق نشده؟ اين كار، درست مصداق اين مثليه كه مي گه كوري عصاكش كور دگر شود. آدماي سست اراده يا بي اراده، سراغ كسايي مي رن كه با اونا احساس راحتي مي كنن و اين اشخاص الزاماً كسايي نيستن كه اطلاعات مورد نياز براي موقعيت و موفقيت اونا رو داشته باشن. بهترين كار اينه كه به مشاور يا مربي مراجعه كنيم. يا از كسي الگوبرداري كنيم كه راه دل خواه ما رو با موفقيت رفته باشه. يكي ديگه از راه هاي موثر براي تقويت اراده، اينه كه هر كاري رو به اجزاي كوچك تر تقسيم كنيم؛ يعني همون برنامه ريزي. اگه كار به اجزاي كوچك تر تقسيم نشه، فرايند رسيدن به موفقيت، برامون مبهم مي مونه و همين ابهام، در اراده ما براي رسيدن به انتهاي راه تأثير بذاره و خستمون كنه. نكته اي كه بايد در تقسيم اجزاي كار و برنامه مون رعايت كنيم؛ اينه كه از كم شروع كنيم؛ يعني با كار كم حجم و سبك شروع كنيم كه يقين داشته باشيم انجامش مي ديم و كم كم حجم كار رو زياد مي كنيم. مثلاً كسي كه مي خواد با ورزش، اضافه وزن خودش رو از بين ببره؛ اگه از روزاي اول، براي سه ساعت ورزش برنامه بريزه عملي نمي شه. روزهاي اول بهتره با نيم ساعت شروع كنه. بنابراين نبايد كل كار رو نگاه كنيم؛ مثلا آدمي كه 25 كيلو اضافه وزن داره، اگه هر روز به اين فكر كنه كه بايد 25 كيلو وزن كم كنه، سختي كار، اراده اش رو ضعيف مي كنه. بايد اول به اين فكر كنه كه مثلاً توي اين ماه مي تونه سه يا پنج كيلو وزن كم كنه.


نقش تربيتي روزه در تقويت اراده
خداي مهربون رو بي نهايت شاكريم كه از خزانه موهبت و الطاف بي كرانش، برما منت نهاد تا يه بار ديگه بتونيم ماه رمضان، اين ماه پربركت و پرفضيلت رو درك كنيم. ماهي كه پيامبر عظيم الشان اسلام، در وصف اون فرمود: « اگر بنده، ارزش ماه رمضان را مي دانست، آرزو مي كرد كه سراسر سال، رمضان باشد.»(1)
هركسي ممكنه به يه جنبه از بركات اين ماه خوب خدا فكر كنه؛ يكي ممكنه به فوايد جسمي روزه داري در اين ماه فكر كنه و ديگري به تأثيرات روحي اون. اونايي بهره بيشتري از اين ماه مي برن، كه علاوه بر فوايد جسمي وروحي روزه داري، به نقش تربيتي اين فريضه الهي توجه داشته باشن و اين دسته، خردمندان واقعي هستن.
دو - سه برنامه اي هست كه درباره اراده و عوامل تقويت اراده صحبت مي كنيم، حالا كه ادامه اين بحث با ما مبارك رمضان، مقارن شده، خوبه كه درباره نقش و تأثير اين ماه و اعمالش در تقويت اراده، كمي با هم گفت و گوكنيم. اشتباه نكنيد. ... اين برنامه يه برنامه عبادي و مذهبي نيست، بلكه مي خواد از تأثيرات رواني روزه داري در تقويت مهارت اراده با شما حرف بزنه. با ما همره باشيد!
كسي كه روزه مي گيره؛ از خوردن وآشاميدن خود داري مي كنه. البته روزه فقط اين نيست، بلكه بايد از خيلي چيزها و خواسته هاي ديگه هم چشم پوشي كنه؛ در واقع آدم روزه دار، با خواهش هاي نفسش مي جنگه و در برابر غرايز مقاومت مي كنه. و اين برنامه، يك ماه در سال انجام مي شه؛ يعني تقريباً يك دوازدهم هر سال، اين برنامه قشنگ در جوامع اسلامي تكرار مي شه. اين تكرار، درحقيقت ، تمرين تقويت اراده و افزايش قدرت تصميم گيريه.
روزه داري، يعني تحقق يافتن واقعي صبر. از لحظه اذان صبح تا اذان مغرب. يادتون مي ياد در همين شماره بود، گفتيم كه اين آدما صبر ندارن؟! گفتيم آدماي سست اراده يا احياناً بي اراده، وقتي يه كاري رو شروع مي كنن و كار براشون يه كم پيچيده و دشوار مي شه، همه ايده ها وآرزوهاشون يادشون ميره و نمي تونن اون سختي رو تحمل كنن. بنابراين، از همون ابتداي راه برمي گردن.
توصيه مي كنيم آدماي سست اراده از اين ماه مبارك و فريضه روزه داري براي تقويت اراده شون، كمك بگيرن. چون روزه و روزه داري يه جورايي تمرين براي افزايش نيروي استقامتِ، و اراده رو تقويت مي كنه. اين تمرين، تحمل رنج و سختي روآسون مي كنه.
واقعاً يكي از توصيه هاي خيلي خوبي كه مي شه به آدماي كم اراده كرد، سفارش به روزه گرفتنه. از امتيازهاي معنوي و نقش مثبت تربيتي روزه در تزكيه نفس هم كه بگذريم؛ تمريني كه روزه داري از لحاظ وقت شناسي به ما مي ده، خيلي مي تونه دركارهاي روزمره و موقعيت هاي فردي به كارمون بياد. شايد فكر كنيم كه اين نظم و انضباط در بهره گيري از زمان، يكي از ويژگي هاي زندگي تمدن غربِ. درحالي كه اين وقت شناسي و تنظيم اوقات زندگي، از آموزه هاي اصيل اسلام. همتون اين وصيت اميرالمؤمنين به امام حسن (ع) رو شنيديد كه فرمود: «شما را به تقوا و نظم دركارها سفارش مي كنم.» راستي اگه در جهان اسلام متفاوت بود! نظر شما چيه؟ اصولاً همه فرايض اسلام در وقت خودش بايد انجام بشه؛ مثل حج يا نمازهاي پنج گانه؛ روزه هم همين طور. تمرين تزكيه و اراده روزه داري، با ديدن هلال ماه مبارك واجب، و با ديدن هلال ماه شوال، حرام مي شه، و با غروب خورشيد به پايان مي رسه؛ نظامي كه نمي شه از اون سرپيچي كرد. اين هم يكي ديگه از درساي تقويت اراده، در مدرسه ماه رمضان.
پي نوشتها:
1. بحار الانوار، ج 96، ص247، ح13.

 
پايگاه موعود


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۲)

ده كليد تفويت روحيه

۱) خود را بشناسيد

 امروزه پيشنهاد سقراط در قرن پنجم قبل از ميلاد كه در آن متني بر خودشناسي ارائه شد به قوت خود پا برجاست. اهداف احساسات و محدوديت هاي خويش را بشناسيد و با آرامش با آنها برخورد نماييد. خواه از طريق مطالعه، خواه از طريق انديشيدن و تفكر، سعي كنيد بعضي راه هايي را كه باعث شناخت شما از خودتان مي شود و اين كه چه چيزهايي شما را خوشحال مي كند پيدا كنيد. چنانچه به اين توصيه عمل كنيد، بهتر قادر به كنترل زندگي و مشكلات پيش روي خود خواهيد بود.

 ۲) به خودتان ارزش بدهيد و به خود اعتماد داشته باشيد

 ممكن است سخت به نظر برسد اما سعي كيند رفتارتان گوياي اين باشد كه از خودتان مواظبت مي كنيد. حتي اگر هميشه احساس عدم اطمينان مي كنيد، برخورد و رفتار مثبت را به دنياي اطراف هديه دهيد. برخورد مردم با شما متأثر از رفتار و پوشش شماست. بنابراين خود ارزشي و خود اعتمادي را به نمايش بگذاريد تا احترام را براي شما به ارمغان آورد.

 ۳) بيش از حد توان تان كار نكنيد

 همه ما با سخت كوشي، خواهان تأمين امنيت و رفاه خانواده مان هستيم. اما مهم اين است كه تعادل را در زندگي حفظ كنيم. معمولاً آن چه از نظر مالي دنبال مي كنيم با آن چه كه تحقق مي يابد يكسان نيست. اگر براي شما تأمين معاش مهمتر از صرف وقت با عزيزان يا لذت بردن از زندگي است، بهتر است در تعيين اولويت ها بازنگري كنيد. سعي كنيد برقراري تعادل را از كسي كه بين زندگي شغلي و خانوادگي اش اين توازن را ايجاد كرده بياموزيد يا اين كه با خانواده يا دوستانتان راجع به تأثيرات شغلي تان بر روي آنها صحبت كنيد.

 ۴) از افراد منفي دوري كنيد

 از ارتباط مسموم كه در شما احساس ناراحتي، عصبانيت يا ناامني مي كند اجتناب كنيد. حتي المقدور ارتباط خويش را با كساني كه براي شما افسردگي به ارمغان مي آورند به حداقل برسانيد، كساني كه اكثراً محبت هاي دريافتي را بدون پاسخ مي گذارند و يا كساني كه دائماً از شما انتقاد مي كنند. صداقت سخنان چنين افرادي را مورد ارزيابي قرار دهيد تا ببينيد كه ميزان حقايق موجود در سخنانشان تا چه حد براساس ارتباطي مثبت و خوش بينانه است. اگر كساني شما را تحت فشار رواني قرار مي دهند صريحاً از آنها بخواهيد شما را رها كنند.

 ۵) مثبت فكر كنيد

 سعي كنيد از حداكثر توانايي هايتان استفاده كنيد و به قدرت خويش اتكا كنيد. علايق شخصي تان را با مطالعه و رفتن به كلاس توسعه دهيد. علايق جديد را امتحان كنيد و شكست هايتان را به كار گيريد.

 همه ما بخشي از اوقاتمان را از دست داده ايم اما افراد موفق از شكست هايشان درس گرفته اند و مغلوب شكست شان نشده اند. اگر شما توانايي هايتان را به خوبي افزايش دهيد و نقش مثبتي داشته باشيد واقعاً قادر به تغيير موقعيت هاي منفي به موقعيت هاي مثبت خواهيد بود.

 ۶) ورزش، ورزش، ورزش

 يك رژيم غذايي مناسب و قدري فعاليت بدني روزانه، اعم از اين كه پياده روي آرام باشد يا كار بيرون، فشار و

 اضطراب را تخفيف مي دهد و روحيه را شاداب نگه مي دارد. ورزش و تمرينات بدني، افراد را از احساس برتري طلبي رهايي و توانايي هاي سركوب شده ذهن را ترقي مي دهد. همين امر منجر به جلوگيري از افسردگي مي شود. براي اشخاص متفاوت ورزش هاي مناسب آنها وجود دارد. تمرينات كششي و يوگا براي تخفيف فشار بسيارمناسبند. بعضي تمرينات نيز مي توانند به رفع عصبانيت كمك كنند. البته ورزش بيرون از منزل فوايد مضاعفي دارد، نور آفتاب در بهبود روحيه و تخفيف افسردگي كمك مؤثري محسوب مي شود.

 ۷) بخشي از اوقاتتان را تنها بگذرانيد

 «لذت بردن از جمع دوستان» و «تنهايي» دو بخش از زندگي اند كه براي تقويت روحيه بسيار مهم اند.

علاوه بر گذراندن ۲۰ دقيقه در حمام ، گوش دادن به موسيقي يا خروج از منزل به قصد لذت بردن از طبيعت، زماني رابراي لذت بردن از تنهايي خويش صرف كنيد. چنانچه اين امر را سخت يافتيد ممكن است با توسل به اجتماع از مشاركت در موضوعات مهم دوري كنيد.

 ۸) به ديگران كمك كنيد و اجازه دهيد ديگران به شما كمك كنند

 وقتي مشكلاتتان طاقت فرسا به نظر مي رسد نشان دهيد كه كمك ديگران مي تواند اضطراب و دلواپسي شما را برطرف كند، بنابراين مشكلاتتان را كاملاً در منظر ديگران قرار دهيد. كمك بلاعوض در مسائل اجتماعي يا كمك به دوستان نيز مي تواند به نفع شما تمام شود. اگر در مقابل كمكي كم دريافت كرده ايد به همان ميزان به ديگران مساعدت نماييد. به اين ترتيب جمعيت مناسبي از دوستان و اقوامي را در اطراف خود جمع مي كنيد كه شريك اوقات خوش شما هستند و مددكاران زمان تنگي و سختي تان.

 ۹ ) ارتباط و مراودات

 با روشي روشن و در عين حال همراه با آرامش و متانت، احساساتتان را نسبت به خانواده، دوستان و مدرسه و دانشگاه تان بيان كنيد و با دقت كامل به جواب آنها گوش فرا دهيد. هرگز خود را تحت فشاري كه ناشي از عدم بيان احساساتتان است قرار ندهيد. چرا كه اين فشار، انفجار ناگهاني در پي خواهد داشت و ديگران شما را به «عصبانيت» خواهند شناخت.

 عصبانيتي را كه باعث پريشاني و دانستن نقاط ضعف شما مي شود كنترل كنيد. هرگز اجازه ندهيد ديگران ذهن شما را بخوانند.

 ۱۰) موقع احتياج، كمك بطلبيد

 افرادي را پيدا كنيد كه هنگام مشكلات بتوانيد با آنها مشورت كنيد. چنانچه پس از مشورت با دوستانتان و خانواده، مشكلات تان همچنان طاقت فرسا جلوه مي نمايد و احساس عدم آرامش مي كنيد، با مشاوريني صحبت كنيد كه خواهان كمك و ياري به شما هستند. اگر احساس عدم امنيت، نگراني يا ناراحتي و پريشاني مي كنيد فوراً از يك مشاور متخصص كمك بگيريد. 

http://kadbaanoo.blogfa.com/۸۴۰۴.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۱ )

تقويت نيروي اراده و تاديب نفس

 مردم همواره افراد توانمندي راكه در زندگي به موفقيتهاي بزرگي نايل گشته اند و نيروي اراده و تاديب نفس از خــود بنمايش گذارده اند را مورد ستايش و احترام قرار ميدهند. افرادي كه در تمام عرصه هاي زندگي تنها با نـيـروي اراده، تاديب نفس و بلند همتي زندگي خود رابهبودبـخشيـد، مهارتهاي جديدي را فراگرفته و بر مشكلات فايق آمـده اند. واقـعـيت آن است كه اين نيروهـاي باطـنـي مـافـراد بخصوصي نبوده و هرفردي قادر ميباشد توسط آموزشهاي عملي بـدرجات رفيعي از نيروي اراده و دست يـابـد. نـيروي اراده و تـاديب نفس مهمترين و سـودمندترين عناصر براي دستيابي به موفقيت ميباشند.

● نيروي اراده چيست؟

نيروي باطني براي اتخاذ تصميمات، اقدام به كار، اداره و انجام اهداف و وظـايـف تـا زمـان تحقق يافتن آنها عليرغم تمام موانع، دشواريها، مشكلات و رنجهاي دروني و خـارجـي. نيروي ارده توانايي غلبه بر تنبلي، وسوسه ها و عادات منفي و دستيابي به اهداف ولو آنكه آن اهداف دشوار، خسته كننده و مغاير عادات و خلق و خوي شما باشند.

● تاديب نفس چيست؟

صرف نظر كردن از يك لذت و خوشي زود گذر و آني به نفع يك هدف والاتر و بهتر. تـاديـب نفس توانايي تداوم عمل، افكار و رفتاري مي باشد كه به موفقيـت و پـيـشرفت مـنـتهي ميگردند. تاديب نفس نوعي كنترل نفس ميباشد كه سبب نظم بخشيدن به جنبه هاي روحـي-روانـي، احـساسي، فيزيكي و معنوي شخص مي گردد.هـدف از آن داشـتـن يـك زندگي محدود و معين نبوده و مقصود ما نيز زندگي درويش گونه نميباشد. تـاديب نفس تنها يكي از ستونهاي موفقيت و قدرت است. بـه شما قدرتي عطا ميكند كه تمام انرژي خودتان را بروي يك هدف متمركز كرده و با پـشتكار و سخت كوشي تا محقق گشتن آن از پاي نايستيد.

● راهكارها

يكي از شيوه هاي كارآمد براي پرورش نيـروي اراده و تـاديب نفس امتناع از ارضاء و اقناع آرزوهاي بي اهميت و غيرضـروري ميباشد. هر فردي در زندگي دائما با آرزوها و وسوسه هاي بي حدي مواجه است كه اغلب آنها به واقع بي اهميت ميباشند.شما با خودداري ورزيدن از ارضاء تك تك آنها خودتان را قدرتمند خواهيد ساخت. با امـتـناع از آرزوهاي بي ثمر، مضر و غير ضروري بر خلاف عاداتتان رفتار كرده و نيروي دروني خود را تقويت كنيد.

 ۱) براي ۱ يا ۲ روز روزنامه مطالعه نكنيد.

۲) هنگاميكه احساس تشنگي كرديد آب بنوشيد، برغم ميلتان براي نوشيدن نوشابه.

 ۳) بجاي استفاده از آسانسور از راه پله بالا و پايين برويد.

 ۴) از اتوبوس يك ايستگاه بعد ويا قبل از مقصد اصلي خود پياده گرديد و باقيمانده مسير را پياده طي كنيد.

 ۵) براي يك هفته يك ساعت زودتر از موعد معمول به رختخواب رويد.

 ۶) هنگامي كه وسوسه شديد كه بستني بخوريد مقابـل ميـل خـود مقاومت كنيـد.

اينها تنها نمونه هاي معدودي از راهكارهايي ميـباشند كه به تقويت نيروي اراده و تاديب نفس شما كمك مي كنند. با نيروي اراده و تاديب نفس قادر خواهيد بود تا كنترل زندگي خود را بدست گرفته، به اهدافتان دست يافته،زندگي خود را بهبود بخشيده و به آرامش خاطر برسيد.

سايت مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۱ - مثبت انديشي ، مثبت گرايي ( ۱۱)

هميشه افكار خوب، زبان خوب و نيت‌هاي خوب داشته باشيد


جـمـع كـثـيري از مـديران بـرجسـته بـا اتكا به برنامه‌ريزي و بـرخورداري از مهارت‌هاي اجـرايي از نـردبـان شـغـلي بـالا آمـده‌اند. اما برتري آن‌هايي كـه هـمـيشه در صـدر هسـتند تـوانـايـي فـوق‌الـعـاده‌شـان در بـرقـراري ارتـبـاط با سايرين است.
به طور ارادي، اغلب افراد خط پايان را در ذهن خود مجسم مي‌كنند، اما از تجسم راه رسيدن به آن عاجز هستند.


شما بايد هميشه افكار خوب، زبان خوب و نيات خوب داشته باشيد. تنها راه پيروزي و از بين بردن شك و ترديد در طرف مقابل از اين راه ميسر خواهد شد. اهداف پر فضيلت را مدنظر خود قرار دهيد و در راه رسيدن به آنها گام‌هايي از روي درستكاري برداريد. مردم هنگامي ‌نيات شما را قبول دارند كه به سخنان شما اعتماد داشته باشند و براي اينكه گفته‌هاي شما مورد قبول افراد شكاك قرار گيرد، شما در وهله اول بايد افكار درستي داشته باشيد. هنگاميكه توانايي رسيدن به اهداف را تنها با رعايت اصول اخلاقي پيدا كرديد مي‌توانيد ميوه‌ها و ثمره‌هاي ارزشمندتري را بدست آوريد.


شما بايد هميشه نسبت به افراد ديگر نقطه نظر مثبت داشته باشيد و براي آنها بهترين‌ها را آرزو كنيد. تمام شكست‌ها و پيروزي‌ها ارتباط مستقيم با گفته‌ها و نيات دروني شما دارند. يك مدير اجرايي اگر از مهارت‌هاي ارتباطي پاييني برخوردار باشد، بدون شك در شغل خود موفق نخواهد بود، زيرا توانايي‌هاي او در انتقال مفاهيم كليدي محدود است. مطمئن باشيد كه با زور و اجبار هيچ كاري از پيش نخواهد رفت- حال چه در زندگي شخصي و چه در زندگي شغلي- موقعيت‌شناس باشيد. يكي ديگر از مولفه‌هاي حياتي براي ايجاد موفقيت به هنگام برقراري ارتباط درك مناسب از فضا و محيطي است كه در آن به سر مي‌بريد. شايد به‌كارگيري يك روش خاص ارتباطي در مراحل اوليه كار، موفقيت را براي شما به ارمغان آورد، اما ممكن است به‌كارگيري همان روش در مراحل بعدي خسارت‌هاي جبران‌ناپذيري را به كل مجموعه وارد آورد. به عبارت ديگر در نظر گرفتن مراحل رشد يك سازمان از اصول بنيادين موفقيت به شمار مي‌رود.


مديران اجرايي و مديران روابط عمومي‌ در ساختار يك شركت منعكس‌كننده دو قطب مجزا هستند. شايد به عقيده بسياري از افراد وظيفه مديران اجرايي خطيرتر باشد، اما اين نظر فاقد هرگونه استدلال علمي ‌است. با رشد و توسعه شركت، مديريت در صورتي موفق خواهد شد كه روابط عمومي‌ قوي باشد. بدون وجود ارتباطات موثر شركت وارد بيراهه خواهد شد و متاسفانه در بسياري از موارد ما شاهد چنين اشتباهاتي هستيم. مشكل زماني محسوس مي‌شود كه شركت موردنظر به اندازه كافي بزرگ باشد، زيرا بايد زمان و هزينه بيشتري صرف شود تا خسارات وارده جبران گردند و امكان دارد كه تا آن زمان كشتي به كلي به گل نشيند.


اگر مي‌خواهيد مدير موفقي باشيد - چه در راس يك بخش چه در يك سازمان بزرگ- بايد نسبت به تمام نكات اجرايي آگاهي كامل داشته باشيد، اما در عين حال از مقوله روابط عمومي ‌و ارتباطات نيز غافل نشويد. اگر به خوبي توجه كرده باشيد، بايد به اين نتيجه رسيده باشيد كه تمام ابزار مورد نياز براي رسيدن به موفقيت در دستان شما قرار دارد و آن چيزي نيست جز "ارتباطات".


لازم نيست كه بر روي يك ميز بلند بايستيد و مرتب داد و فرياد راه بيندازيد. كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه نسبت به همه چيز آگاهي داشته باشيد. شما بايد بدانيد كه در حال حاضر هر يك از كاركنانتان كجا هستند و مشغول انجام دادن چه كاري هستند. بايد توانايي انتقال پيام خود را به ديگران داشته باشيد. با توجه به شرايط محيط پيرامون شما ابزاو وتوانايي‌ها تغيير پيدا مي‌كنند.


اگر احساس مي‌كنيد كه شركت با سرعت خيلي زيادي به جلو پيش مي‌رود و متغيرهاي ناپايدار بسياري در اطراف شما به چشم مي‌خورند بنابراين بهترين كاري كه مي‌توانيد انجام دهيد "دست نگه داشتن" است. حتي ترجيحا مي‌توانيد يك گام به سمت عقب نيز برداريد تا اتفاقات پيش روي خود با ديد بازتري ببينيد. دليل موفقيت بسياري از كارفرمايان بزرگ چيزي جز اين نيست. آنها تيرهاي خود را بيهوده به هدر نمي‌دهند. اول دامنه ديد كامل را به دست مي‌آورند، هدف گيري كرده و در آخر گلوله را شليك مي‌كنند. اين كار زمان بيشتري را براي تفكر در اختيار آنها قرار مي‌دهد.


از همين حالا برقراري ارتباطات را شروع كنيد. شايد خيلي‌ها اين توانايي را نداشته باشند كه در آن واحد هم از عهده امور اجرايي برايند و هم ارتباطي. پس بهتر است كه واقع گرا باشيد. هنگاميكه مسئوليت‌ها كمتر شوند ديد شما نسبت به مسائل مختلف بازتر شده و توانايي تحليل و بررسي ديدگاههاي مختلف را بدست مي‌آوريد و تصاوير بزرگتري در ذهن شما نقش مي‌بندند.


خبرگزاري ايسنا


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]


تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۱ - مثبت انديشي ، مثبت گرايي ( ۱۰)

مثبت‌انديشي مهم‌ترين راه رسيدن به موفقيت


مثـبت‌انـديشي بـه هـمراه خـود صـلح، آرامــش، موفقيت، بـهبود در روابـط و سلامت جسمي را به دنبال دارد. با اتكا به تفكرات مثبت كارهاي روزمره را راحت‌تر مي‌توان به پايان رسـاند، زنـدگي روشـني در انتـظارتان خواهد بود، و نهايتا ًشادي و رضايت بيشتري پيش رويتان قرار خواهد گرفت.
مثبت‌انديشي فـرآينـدي همه‌گير است. افرادي كه در كنار شما هستـند از تـفـكرات و حـالات درونـي شـما تـاثير مي‌پـذيرنـد. سعي كنيد تا جايي كه مي‌توانيد به خوشحالي، مـوفـقـيت و سلامت فكر كنيد. با چنين طرز تفكري ديگران تمايل پيدا مي‌كنند تا شما را در كارهايتان ياري كنند. آنها از امواج مثبتي كه شما از خود ساطع مي‌كنيد به شدت لذت مي‌برند.
به منظور بهره‌گيري تمام و كمال از انرژي مثبت دروني، شما ملزم هستيد تا تغييراتي را در درون خود ايجاد كنيد. بايد با ديدي مثبت به زندگي نگاه كنيد، نتيجه موفقيت‌آميز تمام تلاش‌هاي خود را از ابتدا در ذهنتان مجسم كنيد؛ همچنين از هر گونه اقدام لازمي براي تثبيت موفقيتتان مضايقه نكنيد.
● مثبت‌گرايي موثر
 چنين طرز فكري خيلي بيشتر از تكرار چند جمله مثبت و يا اينكه دائماً به خودتان تلقين كنيد همه چيز به خوبي پيش خواهد رفت، مي‌باشد. بايد طرز فكر و نگرش خود را به طور كلي تغيير دهيد و در عميق‌ترين لايه‌هاي مغزي خود، انرژي مثبت را جاي دهيد. مثبت انديشي موقتي آن هم تنها براي چند لحظه كوتاه، چيزي عايدتان نخواهد كرد. بايد ترس‌هاي خود را كنار بگذاريد و سست ارادگي و بي‌عقيدگي را از خود دور كنيد. همانطور كه پيش‌تر نيز بدان اشاره شد، كمي تلاش و اقدام موثر دروني در اين زمينه از ملزومات قضيه به شمار مي‌رود. آيا به راستي قصد داريد كه در درون خود يك تغيير بنيادين ايجاد كنيد؟ آيا قصد داريد كه روش انديشيدن خود را تغيير دهيد؟ آيا دوست داريد صاحب قدرتي ذهني شويد و با استفاده از آن تاثير مثبتي بر روي خود، اطرافيان و محيط پيرامونتان بگذاريد؟ در اين قسمت نكاتي ارائه شده كه با استفاده از آن به راحتي مي‌توانيد قدرت مثبت‌انديشي را در خود افزايش دهيد:
در مكالمه‌هاي دروني فقط از عبارات مثبت استفاده كنيد. از لغاتي نظير: «من مي‌توانم»، «من قادر هستم»، «چنين چيزي ممكن است» و «از عهده انجام آن بر مي‌آيم» استفاده كنيد. همواره شادي، قدرت و موفقيت را در وجود خود زنده نگه داريد. از افكار منفي به شدت دوري كنيد. با حفظ آرامش، ذهن خود را از منفي‌گرايي منحرف سازيد و آنها را با افكار سازنده و شادي‌بخش جايگزين سازيد. در هنگام صحبت كردن با ديگران از لغاتي استفاده كنيد كه حس احترام، شادي و موفقيت را در آنها زنده كند. پيش از اينكه هر يك از پروژه‌هاي خود را عملي كنيد، نتيجه موفقيت‌بخش آن را در ذهن خود مجسم كنيد، اگر اين كار را با تمركز و ايمان كامل انجام دهيد، مطمئناً از نتيجه به‌دست آمده شگفت‌زده خواهيد شد. سعي كنيد حداقل روزي يك‌بار يك صفحه از اشعار اميدبخش ادبي را مطالعه كنيد. فيلم و سريال‌هايي را تماشا كنيد كه باعث ايجاد خوشحالي در شما مي‌شوند. اخبار نگاه كنيد و روزنامه بخوانيد اما اين كار را كاملاً بي‌طرفانه و بدون جانبداري از فرد يا گروه خاصي انجام دهيد.
با افرادي معاشرت كنيد كه خودشان منشا نيروهاي مثبت هستند. هنگام نشستن و يا راه رفتن كمر خود را راست نگه داريد، اين امر توانايي‌هاي ذاتي و اعتماد به نفس شما را افزايش مي‌دهد. پياده روي كنيد، شنا كنيد و يا ورزش‌هاي ديگري انجام دهيد. اين امر حس مثبت‌گرايي را در وجود شما زنده نگه مي‌دارد. فقط مثبت فكر كنيد و در افكار خود تنها نتايج مثبت را مورد محاسبه قرار دهيد. اگر در حال حاضر زندگي بر وفق مراد شما نيست، مطمئن باشيد كه با مثبت‌انديشي مي‌توانيد همه چيز را تغيير دهيد.


تهران امروز


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]


تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۱ - مثبت انديشي ، مثبت گرايي ( ۹)

استرس را با مثبت ‌انديشي مهار كنيم


چگونه مي‌توانيم مثبت‌انديشي را ياد‌بگيريم؟
آيا اين فراگيري، به ما كمك مي كند كه استرس‌هاي مختلف را كنترل كنيم؟
معمولا در مورد آنچه پيرامون‌مان اتفاق مي‌افتد، تفسيرهاي گوناگوني داريم. اين تفسيرها مي‌تواند به شكل مخرب و ويرانگر باشد كه در اين صورت باعث ايجاد ناخوشايندي و ناتواني در افكار و رفتار ما شده و امكان يك زندگي سالم ومناسب را از ما سلب مي‌كند. در حالي كه با تفسير معقول و غيرشتابزده مسايل (به گونه‌اي كه به خودمان فرصت ارزيابي همه جانبه مسئله را بدهيم) با وجود همه گرفتاريهاي روزمره، مي‌توانيم در نهايت زندگي موفقي داشته باشيم. اگرچه در آغاز ماجرا، همه چيز نااميدكننده و غم‌انگيز بنظر بيايد. اگر شما به اين مسئله شك كرده‌ايد كه آيا در الگوهاي فكري مخرب، گيرافتاده‌ايد يا نه، مي‌توانيد اين سوال را از خود بپرسيد كه براستي اين گونه انديشيدن، چه سودي براي شما درپي دارد. و اما اگر اين روش برخورد با مسايل هيچ سودي براي شما ندارد، پس بدانيد كه با بكارگيري اين نوع الگوها، شما بدترين دشمن براي خود هستيد. آيا واقعا شما مي‌خواهيد فردي باشيد كه معمولا بايد به زور او را وادار به كاري كرد و خودش قدرت شناخت مسايل و تصميم‌گيري مناسب ندارد؟ اگر اين چنين نيست، شما مي‌توانيد با توجه به موارد زير، از اين وضعيت خارج شويد:


اول از همه عقايد ويرانگر را كه به طور مرتب با خود تكرار مي‌كنيد بشناسيد.سپس، تلاش كنيد عقايد درستي را جايگزين آنها كنيد تا به شما كمك كند در زندگي رشد و پيشرفت داشته باشيد. براي آشنايي با اين نوع افكار و رفتار،مثالهايي در هر دو بعد، افكار منفي و مثبت انديشي در همان مورد را دنبال مي كنيم:
 ▪ افكار منفي: زندگي نيازي به شور و عشق نداردو براي انجام هر كاري تنها موافقت ديگران كافي است.


 ▪ مثبت آن: من بر احترام‌گذاري به "خود" خودم و عشق ورزيدن به هرچيزي كه شوري را در من برمي‌انگيزد، تاكيد دارم.
▪ منفي: من نمي‌توانم به احساساتم كمك كنم، چون هيچ كنترلي بر آنها ندارم.
▪ مثبت آن: من بر احساساتم كنترل زيادي دارم و تمرين مي‌كنم به خودم در اين مورد راست بگويم.
 ▪ منفي: شادي و خوشحالي ره‌آورد كم تحركي، راحتي، بي خيالي و عدم فعاليت است.
▪ مثبت آن: افراد وقتي خيلي شاد هستند كه فعال و مجذوب ايجاد خلاقيت‌اند و يا اينكه خود را وقف ديگران مي‌كنند.
▪ منفي: من به كساني نياز دارم كه بزرگتر و باقدرت‌تر هستند و مي‌توانند از من مراقبت كرده و به من كمك كنند.
▪ مثبت آن: اينكه من برپاهاي خودم به ايستم و به توانايي‌هايم براي رويايي با مشكلات زندگي اطمينان كنم، خيلي بهتر است.
▪ منفي: من نيازدارم كه ديگران مرا فردي شايسته، باهوش، موفق و قابل احترام بدانند.
▪ مثبت آن: من تلاش مي‌كنم كارهايم را انجام دهم حتي اگر نتوانم بهترين باشم.من خودم را با همه محدوديت هايم مي‌پذيرم.
 ▪ افكار منفي: من نمي‌توانم به خاطر كارهاي بدي كه كرده‌ام خودم را ببخشم.
 ▪ مثبت آن: من از هر آنچه تاكنون برايم اتفاق افتاده، درس مي‌گيرم و تلاش مي‌كنم تجربياتم را به گونه‌اي به كار گيرم كه بهتر مرا با زندگي‌ام در آينده، هماهنگ كند.
▪ منفي: ناخوشايندي من به عوامل سطحي و خارجي وابسته است كه از سوي افراد و اساسا حوادث بوجود‌آمده، به من تحميل شده است.
▪ مثبت آن: من مي‌پذيرم كه بيشترين ناخوشاينديها معمولا نتيجه رفتار و ادامه عكس‌العمل هاي خود فرد است تا اينكه به برخوردهاي ديگران مربوط باشد.
▪ منفي: هر چيزي را كه من و زندگي‌ام را تحت تاثير قرار داده است را تا پايان عمر، با قدرت دنبال خواهم كرد.
 ▪ مثبت آن: من سعي مي‌كنم از تجربيات قبلي خود درس بگيرم اما درصورتي كه ضروري نباشد، با آنها خود را كنترل نمي‌كنم و به طور مداوم رفتارم را زير ذره‌بين قرار نمي‌دهم.
▪ منفي: آنچه ديگران انجام مي‌دهند براي من خيلي مهم است و من بايد همواره تلاش كنم كه آنها در جهت آنچه من مي‌خواهم حركت كنند.
 ▪ مثبت آن: اگر ديگران در برابر خواست هاي من به طور مداوم كوتاه مي‌آيند، اين به دليل درستي تصميمات و خواستهاي من نيست. بلكه ممكن است برخي فشارها آنها را وادار به نشان‌دادن چنين عكس ‌العمل ‌هايي كند.
▪ منفي: اجتناب از رويارويي با مشكلات زندگي و مسئوليت هاي مختلف آسانتر از رويارويي مستقيم با آنهاست.
▪ مثبت آن: در يك مسير طولاني، آسانترين راه معمولا سخت‌ترين آنهاست. تنها راه‌حل مشكلات سخت، رويايي با آنها و تلاش عملي براي حل اين مسايل است.
افكار منفي: وقتي احساس مي‌كنم كاري خطرناك است، بايد به شدت در مورد آن نگران باشم.
▪ مثبت آن: در صورتي مي‌توانيم كاري را به بهترين وجه انجام دهيم كه تلاش كنيم آن را در حد امكان بدون آسيب و يا با آسيب پذيري كمتر و به صورت قابل كنترل دنبال كنيم. اگر اين كار امكان‌پذير باشد بعد از آن مي‌توانيم هوشيارانه و بدون اتلاف انرژي، نگراني ها را متوقف كنيم.
▪ منفي: اين خيلي وحشتناك است كه كارها آن گونه كه من مي‌خواهم پيش نروند.
 ▪ مثبت آن: سعي مي‌كنم شرايط محيطي را به گونه‌اي تغيير دهم يا تحت كنترل درآورم كه رضايت بيشتري در من ايجاد شود.به اين ترتيب، وقتي موقعيت‌ام را بخوبي بشناسم و آن را بپذيرم، مي‌توانم از بروز مسايلي كه بنظرم وحشتناك هستند، جلوگيري كنم


نگارش يافته توسط ابوالفضل قوچاني


ايران سهراب


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۱ - مثبت انديشي ، مثبت گرايي ( ۸)

واژه‌ها را مثبت به‌كار ببريم

كلمه‌ها، عقايد شكل گرفته و افكار بيان شده هستند. به عبارت ساده آنچه مي‌گويي فكري است كه بيان مي‌شود. كلمه‌ها و انديشه‌ها داراي امواجي نيرومند هستند كه به زندگي و امورمان شكل مي‌دهند.

امروزه ثابت شده كه كلمات منفي نيروي منفي به سمت شخص مي‌فرستند و او را به سمت منفي و بيماري سوق مي‌دهند! به طور مثال وقتي به ما مي‌گويند خسته نباشي در اصل خستگي را به يادمان مي‌آورند و ناخودآگاه احساس خستگي مي‌كنيم (با خودتان امتحان كنيد). اما اگر به جاي آن از يك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نيروي از دست رفته، ترميم و خستگي جسم را از بين مي‌برد، بلكه نيروي مثبت و سازنده‌اي را به افراد هديه مي‌دهيم.

▪ به جاي دستت درد نكنه؛ بگوييم: ممنون از محبتت، سلامت باشي.

▪ به جاي ببخشيد مزاحمتون شدم؛ بگوييم: از اينكه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم.

▪ به جاي گرفتارم؛ بگوييم: ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود.

▪ به جاي دروغ نگو؛ بگوييم: راست مي‌گي؟ راستي؟

▪ به جاي خدا بد نده؛ بگوييم: خدا سلامتي بده.

▪ به جاي شكست خورده؛ بگوييم: با تجربه.

▪ به جاي مگه مشكل داري؛ بگوييم: مگه مساله‌اي داري؟

▪ به جاي فقير هستم؛ ‌بگوييم: ثروت كمي ‌دارم.

▪ به جاي بد نيستم؛ بگوييم:‌ خوب هستم.

▪ به جاي به درد من نمي‌خورد؛ بگوييم: مناسب من نيست.

▪ به جاي مشكل دارم؛ بگوييم: مساله دارم.

▪ به جاي جانم به لبم رسيد؛ بگوييم: چندان هم راحت نبود.

▪ به جاي فراموش نكني؛ بگوييم: يادت باشه.

▪ به جاي داد نزن؛ ‌بگوييم: آرام باش.

▪ به جاي من مريض و غمگين نيستم؛‌ بگوييم:‌ من سالم و با نشاط هستم.

▪ به جاي غم آخرت باشد؛ بگوييم: شما را در شادي‌ها ببينم.

وقتي بعد از مدتي هم ديگر را مي‌بينيم، به جاي توجه كردن به نقاط ضعف هم ديگر و نام بردن از آن‌ها مثل:

چقدر چاق شدي؟ چقدر لاغر شدي؟ چقدر خسته به نظر مي‌آيي؟ چرا موهات را اين قدر كوتاه كردي؟ چرا ريشت را بلند كردي؟ چرا توهمي؟ چرا رنگت پريده؟ چرا تلفن نكردي؟ چرا حال مرا نپرسيدي؟ و... بهتر است بگوييم: چه قدر خوشحال شدم تو را ديدم، و ... عبارات ديگري كه نه تنها بيانگر نقاط ضعف طرف مقابل ما نيست، بلكه نوعي اعتماد به نفس را به مخاطبمان القا مي‌كند.

خبرگزاري ايسنا


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان