مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3781
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 25
همه : 5164744
 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۸ )

امنيت اجتماعي عاملي بر رشد اميدواري


در هر عصر و جامعه‌اي گروهي از انسانها گرد هم آمدند و براي رفع بهتر و راحت‌تر نيازهاي خود به امنيت، آسايش و سلامت و هر نوع نيازهاي انساني، هنجارهايي را تعريف و همه را به تبعيت از آن فرا خوانند. اين هنجارها در دوران‌هاي مختلف دستخوش تغييرات و تحولات گوناگون اجتماعي (صرف نظر از موقعيت جغرافيايي وقوع آن ) شده است.
تغييرات به‌رغم خصوصيات متفاوت و گاهي متضاد، برخوردار از خصيصه‌ها و شرايط‌ مشترك ويژه و فوق‌العاده كه در جامعه ايجاد مي‌كنند، موجب شده‌اند تا متفكرين علوم انساني اين نوع تغييرات را در رديف بحران‌هاي اجتماعي قرار دهند. بروز اين گونه ناهنجاري‌هاي متعدد در جامعه را مي‌توان ناشي از وقوع تحولات و دگرگوني‌هايي دانست كه در جامعه به تخريب، نابودي و در نهايت تغيير ساختارهاي گذشته، كه به ساليان بسيار دور منتهي و مدت زمان طي شده براي تكميل اين روند را سپري كرده‌اند، اشاره داشت و اين مي‌تواند به نوعي انعكاس توفيق يا عدم‌توفيق در رسيدن به همه يا برخي از اهداف تعيين شده در تغييرات و تحولات دانست.
بديهي است رسيدن به نتايج مورد نظر از بروز تغييرات، مستلزم سپري شدن مسير طبيعي و برنامه‌ريزي شده تحت نظارت در چارچوب اهدافي جامع براي ايجاد موازنه‌اي جديد در مناسبات و تعاملات اجتماعي است. تحولات اجتماعي موجب بروز زخم‌هايي بر پيكره قديمي جامعه كه وقوع تغييرات و بحران‌هاي ناشي از آن را نمايان مي‌كند، نيازمند ترميم و درمان است تا بتواند براي رسيدن به يك شرايط تازه از تعادل و وضعيت اجتماعي مناسب برخوردار شود.
 در جوامعي كه ابتلا به بيماري بي‌قانوني و عدم‌ تعادل باشد، دروغ جايگزين راستي و صداقت مي‌شود، رياكاري و نفاق راه بر شفافيت و يكرنگي مي‌بندد، تملق و چاپلوسي به جاي پالايش روحي مي‌نشيند و بازار تهمت و افترا رونق مي‌گيرد.
همه اينها چتري مي‌شود براي پوشاندن چهره‌ها و حفاظت از تيرهايي كه از هر سو به سوي جاماندگان در اين ميدان رقابت پررقيب رها مي‌شود. توسل به هر يك از خصيصه‌هاي منفي فوق‌الاشاره در وجدان آگاه فرد، روندي را طي مي‌كند كه در پايان آن دروغگويي، رياكاري، تملق، نفاق و … به ابزاري ضروري براي صيانت نفس و تفكر انساني تبديل مي‌شود و اعمال‌كننده آن با تطهير ذهني خطاهاي خود و توجيه وسيله‌اي كه براي رسيدن به مقصود برگزيده، تلاش مي‌كند خود را در ميدان رقابت همچنان پابرجا و مستحكم براي چالش‌هاي بعدي نگاه دارد و اين تلاش تا برقراري نظم و قانون و تقويت روح جمعي همچنان تداوم مي‌يابد. آنچه جامعه را به سرعت بسوي انحطاط، تباهي و تاريكي سوق مي‌دهد، ياس و نااميدي عميقي است كه بر پيكر جامعه سلطه مي‌افكند. در برخي از جوامع به دليل تحولات اجتماعي متعدد موجب شده تا مردم دچار ياس و انفعال اجتماعي، سياسي و فرهنگي شوند. ياس و انفعال ريشه‌هاي اجتماعي بسياري دارد، از جمله مي‌توان به مواردي مانند عدم‌ اعتماد به احزاب، گروه‌هاي سياسي، احساس عدم‌امنيت و بي‌هويتي و رشد روزافزون ناهنجاري‌ها نام برد. اين عدم‌ اعتماد، ضمن آنكه ريشه در نگاه خانواده آنها دارد، موجب شده تا وضعيت جوامع وخيم‌تر شود.
● امنيت اجتماعي
در ميان تعاريف متعدد از مفهوم امنيت، وجوه مشتركي وجود دارد كه مي‌توان امنيت را چنين بيان داشت: امنيت داراي شرايطي است كه فرد در چارچوب آن مقابل خطرات، تهديدات و زيان‌هاي ناشي از زندگي اجتماعي، مورد حمايت جمع ( جامعه) قرار مي‌گيرد. زيرا امنيت يك نياز بنيادي و پايدار براي برآوردن ديگر نيازهاي جمعي بوده و ادامه حيات ساير نيازها بستگي به وجود آن دارد. بشر به دليل اقتضاي خلقت، اجتماعي آفريده شده و هميشه نيازمند ارتباط با ديگران است.
آدمي در طول زندگي و خلقت خود روي زمين با جنبه‌هاي پر فراز و نشيبي از زندگي براي به‌دست آوردن و تامين آرامش، آسايش اقتصادي و ايمن بودن در برابر تهديدات گوناگون توانسته است با انديشه و ابتكار و خلاقيت خود بر آن مشكلات فائق آيد.. تدوين و تهيه قوانين و مقررات اجتماعي و چارچوب‌هاي انضباطي موجب شد تا در نهايت موضوعي به نام حكومت طراحي و ايجاد شود و اين خود موجب شد تا به عنوان مهم‌ترين ابزار و وسايلي براي تامين نيازهاي امنيتي به جامعه بشري ابلاغ و معرفي شود. اين مجموعه ابتكارها و خلاقيت‌ها در نهايت منجر به ايجاد امنيت و گسترش چتر حمايتي براي فرد و جامعه شده تا بتوانند زير اين چتر به بقا و زندگي خود ادامه دهند. متفكرين جامعه‌شناسي و علوم اجتماعي معتقدند در صورت نبود چنين وضعيتي جامعه به سوي بي‌قانوني و عدم‌تعادل در شرايط اجتماعي هدايت مي‌شود كه موجب بروز احساس عدم ‌امنيت در بين اقشار مختلف جامعه مي‌شود.
● احساس عدم‌امنيت اجتماعي
در نبود آنچه در جامعه «امنيت» گفته مي‌شود، ترس و وحشت، بي‌اعتمادي و سردرگمي حاكم شده و فرد، فرد جامعه نگران از چگونگي سرنوشت و جايگاه خود در اين شرايط، تنها به نجات خويش مي‌پردازد و فارغ از هرچه بر سر جمع مي‌گذرد، درصدد يافتن راه‌حلي براي فرار خود از مهلكه مي‌افتد و اين تنها به بهاي ناديده گرفتن حق و حقوق افراد جامعه بر اولويت خواسته‌هاي فردي خود تاكيد مي‌كند. تضارب و تقابل خواسته‌هاي فردي موجود در جامعه‌اي كه دستخوش بي‌قانوني است مي‌تواند متفاوت و متعدد باشد، استقامت و استواري چارچوب‌هاي اجتماعي را درهم كوبيده و به ناهنجاري‌هايي ميدان مي‌دهد كه به تشديد ناامني و تقويت تفكر هر كس براي خود و همه براي من مي‌انجامد.
بنابراين در سايه عدم‌امنيت اجتماعي، رضايت‌مندي از زندگي و شرايط اجتماعي كاهش يافته و يأس و انفعال، افسردگي فردي و اجتماعي جايگزين شادابي، تحرك و نشاط مي‌شود. در چنين شرايطي است كه فرد به‌خاطر حفاظت از خود در برابر تهديدات گوناگون برگرفته از اجتماع در غياب قانون و مقرراتي كه ضامن ادامه حيات جمعي و اجتماعي است، به هر وسيله‌اي براي حمايت از خود و دور شدن از مسائل و خطرات به خود بيشتر مي‌انديشد تا بقاي جمع و اجتماعي كه در آن زندگي مي‌كند.
● جايگاه امنيت در جامعه
يكي از با اهميت‌ترين وجوه زندگي وجود امنيت است. مقوله امنيت در زندگي جمعي تا حدي است كه گروهي از متفكران اجتماعي در تعاريف خود كلمه امنيت را مترادف با مفهوم «سلامتي به كار مي‌گيرند، و وجود آن را ضامن بقا و پايداري جامعه سالم مي‌دانند. البته بر اين نكته مي‌توان تاكيد نمود كه «احساس امنيت» همواره رابطه مستقيم با امنيت واقعي نداشته و وجود و عدم‌ وجود امنيت و احساس آن لزوما» به معني بهره‌مندي يا محروميت از واقعيت امنيت نيست.
در جوامعي كه وجود امنيت موجب مي‌شود تا تعاملات اجتماعي در يك مسير واقعي قرار گيرد، احساس عدم‌ امنيت چه از لحاظ بودن يا نبودن واقعي آن مي‌تواند تحركات و جريان‌هاي اجتماعي را دچار اختلال كند و اين اختلالات خود سر منشاء‌ يأس و انفعال اجتماعي مي‌شود.


فرين مهرنگ  : روزنامه كارگزاران

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۷ )

اميد و اميدواري ، محاسن و تهديدات


يكي از مشخصه هاي بارز و عيني در رفتار عموم مردم جامعه مخصوصاً جوانان در آغاز هزاره سوم ،ضعيف بودن اميد و اميدواري به زندگي و آينده مي باشد،هر روزه در روزنامه ها ،تلويزيون ،سخنراني ها و مردم كوچه و خيابان مي بينيم و مي شنويم كه علي رغم رشد تكنولوژي و پيشرفت در صنايع و صنعتي شدن امور، متأسفانه در برابر اين رشد و پيشرفت سخت افزاري روحيات و سلامتي جسماني و رواني آحاد مردم جامعه رو به كاهش و ضعف مي باشد.در اين بين تأثيرات اين تفسير و دگرگوني بيشتر از همه قشر جوان جامعه را به جهت جريان تكويني و ذاتي كسب هويت و عبور از دوران سخت نوجواني كه اصطلاحاً در كتب تخصصي روان شناسي تحت عنوان دوران طوفان و تنش نام برده مي شود تهديد و متأثر مي گرداند،لذا از جمله موضوعات اساسي و مهم كه يا داوري آن به افراد مخصوصاً جوانان بسيار ضرورت دارد، موضوع «اميد و اميدوار بودن به زندگي،حيات،فرداي روشن و...» مي باشد.جوانان به دليل شرايط خاص سني و جريان تكوين شخصيت خود،ممكن است نسبت به رفع مشكلاتي كه در زندگي با ان روبرو مي شوند ،عاجز و درمانده شوند. در اين صورت با توجه به مسئله اميد و اميدواري در زندگي فردي و اجتماعي او مي توان بسياري از مشكلات را رفع نموده و زندگي سخت و نابسامان را تبديل به زندگي خوش و قابل تحمل نمود.از طرفي در تعابير اسلامي و قرآني نا اميدي مطرود واقع شده است چرا كه خداوند سبحان در سوره يوسف آيه ۸۷ مي فرمايند:
«از رحمت الهي نا اميد نشويد ، زيرا جز قوم كافران كسي از رحمت الهي نو ميد نمي شود.»
بنابراين همه ما بايد نهال و جوانه اميد را در خود به وجود آورده،سپس به رشد و تكامل آن اقدام نماييم و بدانيم اگر اميد و پويايي از بين ما رخت ببندد،در آينده نسلي ايستا و غمگين و دل مرده خواهِيم داشت و همچنين اگر نبود روحيه اميد و اميدواري بعد از فعاليت و يا شكست هيچ رشد و پويايي و حركت در توسعه و پيشرفت جامعه به وجود نمي آمد.
آخر هم ما شنيده ايم كه انيشتين در مدرسه مردود شده است و يا اديسون از مدرسه اخراج شده است ولي اگر پس از اين شكستها نا اميد مي شدند،هيچ گاه به مقام عالي نمي رسيدند.در ذيل عواملي كه اميد را به وجود مي آورند و همچنين عواملي كه اميد را تهديد مي كنند آورده خواهد شد.
توصيه هاي چند براي ايجاد اميد در افراد
▪ تقويت باورهاي الهي و ديني :
مهمترين منبع و عامل حمايت كننده كه مي تواند ما را در برابر خطرات و امواج منفي حمايت نمايد،باور به خداوند متعال و جهان آخرت مي باشد.همچنين ما بايد دنبال منابع قوي و انرژي زا و اميد آفرين در افراد باشيم،چرا كه هر چقدر ما از منابع قدرتي و انرژي روحي و رواني برخوردار باشيم،تحمل پذيري،استقامت و اميدواري ما بيشتر خواهد بود.لذا در آيه ۱۷ سوره انعام خداوند متعال مي فرمايند:« بدانيد كه هيچ كس غير از خداوند نمي تواند به سختي و غم شما پايان دهد و بر نا اميدي شما خط بطلان كشند.»
▪ الگو گيري از پيامبران _ اوليأ و بزرگان:
براي ايجاد و تقويت اميد و اميدواري در افراد مي توان به زندگي و راه و روش رفتاري بزرگان دين ،ائمه(ع) و شخصيتهاي كاملي كه منبع اميد و انرژي و حيات بوده اند توجه نمود، بزرگاني مانند پيامبر بزرگ اسلام كه با همه سختي ها و مشكلاتي كه براي ايشان در راه ترويج و نشر اسلام به وجود آمد، اما از مسير حق و اميدواري خارج نگرديدند و يا شخصيتهاي ديگري مانند حضرت امام(ره) شهيد مطهري،پروفسور حسابي و....
در اين زمينه خداوند سبحان در سوره احزاب آيه ۲۱ مي فرمايند:
« در پيامبر خدا ، براي شما ، چه در صبر و مقامت با دشمن و چه ديگر اوصاف و افعال نيكويي او سر مشق و الگوي نيكويي است .»
▪ شناخت ويژگي هاي خود :
در اين زمينه مي توان به شناخت صحيح از خود دنياي پيراموني خود ، سختي ها ، نقاط ضعف و قدرت خود اشاره نمود كه در مجموع باعث كنار آمدن بهتر با زندگي خواهد شد.
▪ بالا بردن روحيه تعاون و مشاركت اجتماعي در افراد:
از عمده نقاط ضعف عموم مردم كشور ما ، عدم استفاده از فنون مهارت هاي اجتماعي و همچنين ميزان كم تعاملات اجتماعي و مشاركت جمعي مي باشد ، لذا در صورت ايجاد روحيه تعاون و مشاركت اجتماعي ، افراد مي توانند باعث افزايش روحيه ، توانمندي ، اميدواري و... در همديگر بشوند.
▪ بالا بردن صفت سازگاري با محيط در افراد:
از مشخصه هاي شخصيتي و رفتاري افراد سالم و اميدوار ، برخوردار بودن از مهارت هاي مقابله اي و مقابله صحيح با مشكلات مي باشد ، امروزه در سطح دنيا افرادي از توانمندي و قابليت لازم براي زندگي اجتماعي و فردي در جامعه برخوردار مي باشند كه از كنار هوش و قابليت ذهني و انتزاعي از قابليت ديگري به نام هوش هيجاني و اجتماعي برخوردار باشند. لذا تقويت هوش هيجاني در افراد باعث سازگاري بهتر با جامعه و اجتماع خواهد گرديد و فرد در اين وضعيت از آرامش بيشتري برخوردار خواهد بود.
▪ تنظيم سطح توقع افراد با ميزان تلاش آنها:
در افراد سالم و اميدوار دو نوع برداشت و خود كه عبارتند از خود ايده آل و خود واقعي تفاوت چنداني وجود ندارد . لذا افراد جامعه مخصوصاً نوجوانان و جوانان عزيز بايد توجه نمايند كه انتظاراتشان از خود و اطرافيان بايد واقعي ، قابل دسترس و متناسب با تلاش و فعاليت آنها باشد تا دچار ناكامي هاي زياد نگردند.
▪ وارد كردن عشق و علاقه و عواطف در زندگي ( پيدا كردن معني در زندگي):
از عمده علت هايي كه افراد را به بي تفاوتي ، بي هويتي و نااميدي سوق مي دهد ، نداشتن يك معناي درست از هدف و فلسفه زندگي مي باشد، متأسفانه در مراجعين باليني به اين مركز مخصوصاً در بين جوانان جامعه اين عامل به صورت زياد مشاهده مي گردد، كه جوان ما دچار بحران اساسي و يك پوچي در زندگي گرديده است ، لذا براي جلوگيري از اين آفت در عملكرد طبيعي افراد ، بايد والدين، معلمين ، دوستان و رسانه هاي جمعي به تقويت داشتن رابطه سالم و منطقي و همچنين توجه به يك فلسفه حيات بخش بر اساس شرع و عقل از زندگي تاكيد بنمايد.
تهديدات اميد (عواملي كه اميدواري را در افراد از بين مي برد):
۱) نداشتن ايمان و اعتقادات ديني
۲) عدم درك صحيح از خود و استعدادهاي خود
۳) عدم پذيرش فرد از خود (خود كم بيني )
۴) احساس عدم مسئوليت در برابر ديگران
۵) نداشتن برنامه در زندگي براي رسيدن به اهداف
۶) داشتن تفكر قطبي يا مبتني بر اصل همه يا هيچ ،يعني مطلق گرايي و تفكر در نهايت ها
۷) تعميم بيش از اندازه امور
۸) تحريف واقعيتهاي زندگي
۹) ترس و اضطراب كه به صورت مرضي در شخص و زندگي او تعميم يافته است
۱۰) غصه خوردن و مقايسه كردن زياد خود با ديگران
۱۱) پر توقعي و انتظار بيش از اندازه از خود
۱۲) فقر عاطفي و اطلاعاتي، در اين زمينه جمله اي از شهيد مطهري(ره) نقل شده است كه ايشان فرمودند:« انسان به هر نسبت كه آگاهي بيشتري دارد حيات بيشتري نيز دارد.»
● خلاصه(نتيجه گيري):
در نهايت مي توانيم به اين رهنمود در بهداشت رواني توجه نماييم كه پيشگيري مقدم بر درمان مي باشد و بهتر است كه ما در تعاملاتمان با خود، اعضاي خانواده،همكاران، افراد اجتماع و ... روحيه تقويت و افزايش اميد به زندگي را ايجاد نماييم ، همچنين مي توانيم از اميد و اميدواري تحت عنوان يكي از متغيرها و فاكتورهاي تشويقي و تقويتي اساسي همچنين نيازهاي اساسي رواني در تعيين سرنوشت افراد نام ببريم كه دائماً باِيد مورد توجه و اهميت قرار گِيرد چرا كه در فرهنگ اسلامي و ملي ما افرادي داراي موقعيت و ماندگاري شده اند كه توانسته اند اين ويژگي را با توكل به خالق هستي و صبغه الهي در خود ايجاد نمايند.مخصوصاً اين نكته براي دوستان خوب جوان مورد اهميت و توجه مي باشد چرا كه در زندگي با صحنه ها ، موقعيت ها و حوادثي مواجهه خواهند شد كه در خيلي از اين موارد براي آنها غير قابل پيش بيني مي باشد لذا با حفظ اين روحيه و ويژگي مثبت در خود مي توانند با اين حجم از اين مشكلات و مسائل به عنوان سنگ زيرين آسياب مطرح باشند و انشاء الله به ظفر و پيروزي نائل آيند.
در نوميدي بسي اميدهاست از پس ظلمت بسي خورشيدها ست


محمود برجعلي كارشناس ارشد معاونت پژوهشي و دانشجوي دكتراي روان شناسي ۱- منظور از جوانان افراد بين ۱۵ تا ۲۹ سال مي باشند. ۲- storme and stress ۳ - Adaptation ۴- Copping skills ۵ -Ideal self ۶ - real self


پژوهه دين


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 
تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۶ )

به اميدم به اميدم به اميد...

شعري از فخرالدين اسعد گرگاني

نيينى باغبان چون گل بكارد

چه مايه غم خورد تا گل بر آرد

به روز و شب بود بى صبر و بى خواب

گهى پيرايد او را گه دهد آب

گهى از بهر او خوابش رميده

گهى خارش به دست اندر خليده

به اميد آن همه تيمار بيند

كه تا روزى برو گل بار بيند

نبينى آنكه دارد بلبلى را

كه از بانگش طرب خيزد دلى را

دهد او را شب و روز آب و دانه

كند از عود و عاجش ساز خانه

بدو باشد هميشه خرم و كش

بدان اميد كاو بانگى كند خوش

نبينى آنكه در دريا نشيند

چه مايه زو نهيب و رنج بيند

هميشه بى خور و بى خواب باشد

ميان موج و باد و آب باشد

نه با اين ايمنى بيند نه با آن

گهى از خواسته ترسد گه از جان

به اميد آن همه دريا گذارد

كه تا سودى بيابد زانچه دارد

نبينى آنكه جوهر جويد از كان

به كان در آزمايد رنج چندان

نه شب خسپد نه روز آرام گيرد

نه روزى رنج او انجام گيرد

هميشه سنگ و آهن بار دارد

هميشه كوه كندن كار دارد

به اميد آن همه آزار يابد

كه شايد گوهرى شهوار يابد

اگر كار جهان اميد و آزست

همه كس را بدين هر دو نيازست

هميشه تا بر آيد ماه و خورشيد

مرا باشد به مهرت آز و اميد

مرا در دل درخت مهربانى

به چه ماند به سرو بوستانى

نه شاخش خشك گردد گاه گرما

نه برگش زرد گردد گاه سرما

هميشه سبز و نغز و آبدارست

تو پندارى كه هر روزش بهارست

ترا در دل درخت مهربانى

به چه ماند به گلزار خزانى

برهنه گشته و بى بار مانده

گل و برگش برفته خار مانده

همى دارم اميد روزگارى

كه باز آيد ز مهرش نوبهارى

وفا باشد خجسته برگ و بارش

گل صد برگ باشد خشك خارش

دو چندان كز منست اميدوارى

ز تو بينم همى نوميدوارى

منم چون شاخ تشنه در بهاران

توى همچون هوا با ابر و باران

منم درويش با رنج و بلا جفت

توى قارون بى بخشايش و زفت

همى گويم به درد و زين بتر نيست

كه جز گريه مرا كاري ديگر نيست

چه بيچاره بود آن سو گوارى

كه جز گريه ندارد هيچ كارى

چو بيمارم كه در زارى و سستى

نبرّد جانش اميد از درستى

چنان مرد غريبم در جهان خوار

به ياد زادبوم خويش بيمار

نشسته چون غريبان بر سر راه

همى پرسم ز حالت گاه وبى گاه

مرا گويند زو اميد بر دار

كه نوميدى اميدت ناورد بار

همى گويم به پاسخ  تا به جاويد

به اميدم به اميدم به اميد...

از كتاب «ويس و رامين» فخرالدين اسعد گرگاني


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۵ )

در باره اميد گفته اند . . .


۱) خدا اميد و خواب را براي جبران غم هاي زندگي به ما ارزاني داشته است.
۲) نااميدي اولين گامي است كه انسان به سوي گور برمي دارد.
۳) يأس در كارها خودكشي است.
۴) اميد و آرزو آخرين چيزي است كه دست از گريبان بشر بر مي دارد.
۵) داشتن ظرفيت اميد مهمترين حقيقت زندگي است، زيرا مقصود و توانِ رسيدن به حقيقت را براي انسان فراهم مي سازد.
۶) آن زندگي كه به اميد فردا بگذرد ، يك روز عقب مانده است.
۷) زندگي غافلان به دو بخش تقسيم مي شود : نيمه اول به اميد و نيمه دوم در حسرت نيمه اول.
۸) اميد، رؤياي بيداران است.
۹) خوب زندگي كردنِ امروز هر ديروزي را به رؤيايي از خوشبختي و هر فردايي را به چشم اندازي از اميد مبدل مي كند.
۱۰) كسي كه به عرصه ي ايمان گام مي نهد ( به آن مقام هستي كه نهايت آرزو است) به حريم حيات داخل مي شود.
۱۱) مال و ثروت، سرانجام انسان را تباه مي كند و دام آرزوها را گسترده مي دارد.
۱۲) آرزو براي انسان ها رحمت است. اگر آرزو نبود هيچ مادري به فرزند خود شير نمي داد و هيچ باغباني درختي در زمين نمي كاشت.
۱۳) آرزو چون سراب ، داراي نماي فريبنده اي است كه حقيقت ندارد.
۱۴) شما هميشه ترجيح مي دهيد كه زودتر به آرزوهايتان برسيد تا ديرتر. به همين دليل است كه در تمام عرصه هاي زندگي تان بي قرار هستيد.
۱۵) اگر مي خواهيد پيروز شويد اميدوار باشيد.
۱۶) بهترين وسيله براي فتح و پيروزي اميدواري است . اگر مي خواهيد پيروز شويد اميدوار باشيد

http://vista.ir/article/79184/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]


سخن‌چيني يكي از آفات زبان


يكي از آفات زبان كه از رذايل اخلاقي به شمار مي‌رود و انسان را از راه خدا دور مي‌سازد، نمّامي و سخن‌چيني است. سخن‌چيني يعني پشت سر ديگران سخن گفتن و عيبجويي كردن و به دنبال برملا كردن عيوب ديگران بودن و حرف را از محفلي به محفل ديگري برده و سخنان را پخش كردن.
قرآن كريم در نكوهش سخن‌چيني مي‌فرمايد:
 "وَيلٌ لِكُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَه؛ (۱) واي بر هر عيب جويِ سخن چين."
 رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند:
 " اَلا اُنَبِّئَكُم بِشِرَارِكُم قَالُوا بَلَي يَا رَسُولَ اللهِ قَالَ المَشَّاءُونَ بِالنَّمِيمَهِٔ المُفَرِّقُونَ بَينَ الاَحِبَّهِٔ البَاغُونَ لِلبُرَآءِ المَعَايِبَ. " (۲)
 «آيا مي‌خواهيد شما را به بدترين افراد در ميان شما آگاه كنم؟ عرض كردند بلي اي رسول خدا . حضرت فرمودند: بدترين افراد آنهايي هستند كه به سوي سخن چيني مي‌روند، ‌كساني كه ميان دوستان جدايي مي‌افكنند و در جستجوي عيب براي افراد صالح و پاكدامنند.»
ايشان در جاي ديگري مي‌فرمايند:
 "لا يَدخُلُ الجَنَّهَٔ نَمَّامٌ" (۳)؛ سخن‌چين وارد بهشت نمي‌شود.

پي‌نوشت‌ها:
 ۱- همزه، ۱ .
 ۲- اصول كافي، ج۴، ص۷۵، ح۱ .
 ۳- محجهٔ البيضاء، ج۵، ص ۲۷۵ .


تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]


نفي مجادله در دين


شخصي به امام حسين(ع) عرض كرد: بنشين تا پيرامون دين باهم بحث كنيم. حضرت فرمود: «اي مرد من به دين خود بصيرت دارم (آن چنان كه نور) هدايت من بر من آشكار گشته است، اگر تو به دين خود ناداني، برو ياد بگير، مرا با مجادله (و بگو مگوي نابجا) چكار؟ اين شيطان است كه آدمي را وسوسه مي كند و در نهان با او سخن مي راند و مي گويد: پيرامون دين با مردم، مجادله كن تاگمان نبرند كه تو ناتوان و ناداني. مجادله (و بگو مگو) از چهارگونه بيرون نيست:
 يا اينكه تو و رفيقت در آنچه هر دو مي دانيد با يكديگر مجادله مي كنيد، در اين صورت، خيرخواهي نسبت به هم را ترك گفته ايد، و رسوايي هم را مي جوييد، و (بدين وسيله) آن علم را تباه ساخته ايد.
 يا اينكه در آنچه هر دو نمي دانيد با هم بگو مگو داريد، در اين صورت ناداني خود را آشكار كرده، و با هم از روي ناداني ستيز نموده ايد.
 يا اينكه در آنچه تو مي داني (و او نمي داند) يك و دو مي كنيد، در اين صورت تو كه از پي (نمايان ساختن ناداني و) لغزش رفيق خود برآمده اي به او ظلم نموده اي. و يا اينكه در آنچه او مي داند (و تو نمي داني) مجادله مي كنيد، در اين صورت تو (كه نمي پذيري) حرمت و منزلت رفيق خود را نگه نداشته اي.
 اين چهارگونه جدال، همگي (براي جوينده حق) ناممكن است، هر كه عادلانه رفتار كند و حق را پذيرا باشد و مجادله را ترك نمايد، ايمان خود را پايدار ساخته و دينداري خود را نيكو انجام داده و عقل خود را (از نادرستي) مصون داشته است.»(۱)
 
۱- موسوعه كلمات امام حسين(ع)، ص۸۱۱


روزنامه كيهان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده ، مبارزه با نا اميدي ( ۴ )

توكل به‌ كار مي‌آيد تا انسان را از ورطه نااميدي و سردرگمي‌ نجات دهد


خيلي از ما در مراحل مختلف زندگي، در فراز و فرودها و در دشواري‌ها و ناملايمات، از خود پرسيده‌ايم: تا كجا بايد بر سر كاري يا هدفي تلاش كرد و صبر و مقاومت به خرج داد؟ تا كي بايد بر سر اراده و تصميم خود باقي ماند؟ و... از كجا بايد خود را به تقدير الهي سپرد و راضي به رضاي او، دل را همچون سبوي موسي به آب‌هاي متلاطم و ميان دهان باز تمساح‌ها رها كرد. ظاهرش البته سپردن دل به امواج است و باطنش اعتماد و توكل به نيروي لايزالي كه جز با قلب و بصيرت درك نمي‌شود. اما چه بسيار كه از سپردن خويش به امواج متلاطم ترسيديم و نتوانستيم دست ياري او را بيابيم و بر رشته ناگسستني‌اش بياويزيم.


گاه آنچه را كه طلب كرديم نزديك ديديم، ولي با طولاني شدن امتحان و گرفتاري در ابتلاء، تندبادهاي ترديد وزيدن گرفته است.
اين مسائل مرا به ياد كلامي ‌از امام علي (ع) مي‌اندازد كه فرمود: اعرفت الله في فسخ العزايم و نقص الهمم و حل العقد؛ خداوند را به شكستن اراده‌ها و ناكافي ماندن همت‌ها و گشودن گره‌ها شناختم.


گمان مي‌كنم همين جاست كه توكل به كار مي‌آيد تا انسان را از ورطه نا اميدي و سردرگمي‌ نجات دهد؛ توكلي كه ريشه در يقين و اعتماد به حي و حاضر بودن خداوند داشته باشد. مرحوم آقاي دولابي مي‌گفت: شادم، زيرا خدايي را مي‌پرستم كه زنده و حي القيوم است، به عدالتش يقين دارم و ترديدي برايم نيست كه هم عادل است و هم قادر به تحقق عدالت.


تصوير تاريخي زندگي امام علي(ع) گواه روشني است كه او در سختي‌ها، فراز و نشيب‌ها و دشواري‌ها، در شرايطي كه عزيزترين زندگيش - زهرا (س)- را از دست داد، در روزگاري كه تنهايش گذاشتند يا انكارش كردند يا تهمت و افترا بر او بستند، جز بر خدا توكل نكرد. تاريخ گواهي مي‌دهد در شرايطي علي (ع) را از صحنه سياست و حكومت كنار زدند و منزوي و خانه‌نشين كردند كه بيشترين شايستگي را براي آن داشت، اخلاق‌مداري را در اين عرصه به اثبات رسانده بود و فضيلت حكومت‌داري در رفتار بزرگ منشانه، عدالت‌جويانه و صادقانه‌اش با پرهيز مطلق از دروغ به اثبات رسيده بود.


در تمام اين احوال امام علي (ع) هرگز توكل و اعتماد خود را به خداوند از دست نداد و به ديگران نيز در عين دعوت به صبر و استقامت، توصيه به توكل مي‌كرد. او اين آگاهي و دانايي را داشت كه چه كارهايي را بايد با صبر و تلاش و پايمردي و كوشش به سرانجام رساند و چه اموري از دست او خارج است، پس بايد آن را به خداوند سپرد.


خبرگزاري ايسنا


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده و مبارزه با نا اميدي ( ۳ )

لحظات نااميدي را پشت سر بگذاريم


۱) عواملي كه باعث بروز احساسات منفي در ما ميشوند، معمولاً نشانگر هستند تا سببي، اختلاف ميان شما با يك دوست و يا يك عزيز، يك مشكل جسمي، يك مانع و يا يك خبر ناگوار در روزنامه. هرگاه دلگير و نااميد شديد، اين دو پرسش را از خود بپرسيد:
 ۱) رويداد برانگيزنده اين احساس در شما چه بوده است؟
 ۲) و اينكه اين رخداد با چه چيزهايي مرتبط است؟ پرسش اخير مهم است. عاملي كه شما را حقيقتاً مكدر و ناراحت ميكند، رويداد و موضوع جاري نيست، بلكه عمدتاً چيزي در گذشته دور و يا نزديك شما است، چيزي موجود در ناخودآگاه شما كه سبب ناراحتي شما ميشود. آگاهي يافتن از اين جنبه عميق مشكلات، نخستين گام در جهت حل علل زير بنايي رويداد ها است.
 ۲) تفكر خودكشي داشته باشيد!! متعجب نشويد. اكنون ديگر به پايان خط رسيده ايد و ياس و سرخوردگي بر شما چيره گشته، و ميخواهيد به زندگي خود پايان بخشيد. اما كمي درنگ كنيد، چراكه شما اكنون بسيار توانمند و قوي هستيد. آيا چيزي بدتر از مرگ وجود دارد؟ مسلماً خير. بنابراين به سراغ كاري كه تا كنون شهامت انجامش را نداشته ايد و يا راهي كه آن را پيش از اين آزمايش نكرده ايد، برويد. ديگر شكست، طرد شدن و ترسيدن براي شما معنايي ندارد، چراكه آنها هر چه باشند، از مرگ بدتر و ناخوشايند تر نيستند. بنابراين شانس خود را براي آخرين بار هم كه شده امتحان كنيد، مسلماً اين بار موفق خواهيد شد. بنابراين ميتوان از تفكر منفي خودكشي در جهت مثبت هم بهره گرفت.
 به احتمال زياد ۸۰ تا ۹۰ درصد محتواي انديشه شما مربوط به زمان گذشته و يا آينده است. نكوهش عملكردهاي گذشته و ترس از وقايع آينده. اما آگاه باشيد كه گذشته يك خاطره است و آينده نيزعمدتاً به نحوه عملكرد و نگرش ما در زمان حال بستگي دارد. بنابراين در زمان حال بيانديشيد، سخن بگوييد و عمل كنيد.
۳) نظرگاه غالب خود را تغيير دهيد. نظرگاه شما با چيزها و افرادي كه به تجربه خود وارد ميسازيد ارتباط دارد. چنانچه فردي منفي باف و بدبيني ميباشيد، خود را تغيير دهيد و خوشبينانه تر به مسايل پيرامون خود نگاه كنيد.
۴) قدر شناس باشيد. شايد بگوييد من چيزي نداريم كه سپاسگذار آن باشم. اما چنانچه شما اين مقاله را مطالعه ميكنيد،پس احساس داريد،قادريد بيانديشيد،بياموزيد،رشد كنيد و براي آينده خود تصميم بگيريد.
۵) موقعيت شما عذاب آور، طاقت فرسا و ناعادلانه است. شغل خود را از دست داده ايد، از فرد محبوب خود جدا شده ايد؟ بي پول هستيد و يا از بيماري لاعلاج رنج ميبريد؟ كاملاً طبيعي است كه در اين شرايط احساس مورد سوء استفاده قرار گرفتن و بدبختي كنيد. اگر خواهان آن هستيد كه وضعيت و شرايط خود را تغيير دهيد، از خود سؤال كنيد كه اين وضعيت چه چيزي به شما مي آموزد؟ و چگونه ميتوانيد از آن درس بگيريد؟ و به سمت جلو حركت كنيد. يك قانون جهاني در اينجا حاكم است: قانون اقتضا و تناسب": هر اتفاقي كه در زمان حال در زندگي شما به وقوع مي پيوندد، متناسب با نياز شما براي رشد و بالندگي است. به خاطر داشته باشيد، درسها را تا زماني كه كاملاً فرانگرفته باشيد، مجدداً تكرار خواهند شد.
۶) قانون جذب و تمركز را از ياد نبريد. (به مقاله تقويت تمركز رجوع كنيد)
۷) پذيرش واقعيت. ما ياد گرفته ايم تا سؤال كنيم، ترديد كنيم و به چالش بكشيم. مفروضات، حقايق، منطق و استنتاج ها ابزارهاي ما در هدايت زندگيمان ميباشند. اما به چه بهايي؟ آيا زندگي كوششي است براي همواره درست انديش بودن و مطابق اصول حركت كردن؟ واقعيت آنست كه ما خودانگيختگي را با قطعيت و يقين مبادله ميكنيم. ما خود را از "غير منتظره ها" جدا ميسازيم كه هرگز نبايد مرتكب اشتباهي شويم.
۸) انتهاي مارپيچ. آيا تاكنون سلسله اي از وقايع ناگوار را تجربه كرده ايد؟ و به خود گفته ايد پس چه زمان اين بد بياري ها پايان مي يابند؟ اما زندگي برنامه اي است براي تعليم و آموزش دائمي، كه گرچه بتوانيم آنها را به تاخير اندازيم، اما هرگز نميتوانيم مانع به وقوع پيوستنشان شويم، "درسهايي كه از تجارب كسب ميكنيم." هر چند ممكن است ماهيت درسها براي افراد مختلف متفاوت باشد، اما نياز يادگيري در همه افراد يكسان است. درس ها به ما مي آموزند كه هر ايده، نگرش، عقيده و مفهوم غير منطقي و نا معتبر را رها سازيم. بايستي ياد بگيريم تا ايده هاي نو را جايگزين ايده هاي كهنه و منسوخ كنيم.
۹) نقش پارادوكس ها. دنيا مملو از تناقض ها است. پايان و نتيجه هاي غير منطقي و ناعادلانه و رويدادهايي كه نبايد اتفاق مي افتادند. بنابراين به آنچه ميخوانيد و يا ميشنويد كمتر اعتماد كنيد، و واقعيات عيني جهان را فراگيريد.
۱۰) به خاطر داشته باشيد كه دايره كنترل شما به خودتان محدود ميشود. يعني صرفاً كاري كه انجام مي دهيد، سخناني كه بيان مي كنيد، نوع واكنش شما به ديگران و رويدادها، نوع تفكر شما، كاري كه انجام ميدهيد(شغل)، دوستاني كه بر ميگزينيد، سلامت جسم شما (با رعايت نوع رژيم غذايي، ورزش، مصرف نكردن سيگار و مواد مخدر، خواب و انجام چك آپ هاي دوره اي)، انتخاب محيط زندگي خود، زمان (چگونه زمان خود را مديريت مي كنيد)، ميراث شما (تمام اعمال، سخنان و دانشي كه در راه خدمت به ديگران، با آنها به اشتراك گذارده ايد).
۱۱) ديگر زمان آن فرا رسيده كه هر كاري كه تمايل داريد را انجام دهيد. براي يك لحظه تصميم بگيريد تا خودخواه ترين انسان باشيد و به چيزي كه مدت ها است آرزوي انجام دادن و يا بدست آوردنش را داريد جامه عمل بپوشانيد.
۱۲) به خاطر داشته باشيد كه شما تنها نيستيد. قطع نظر از نوع مشكلي كه با آن دست و پنجه نرم ميكنيد، يقين داشته باشيد ميليون ها انسان در سراسر جهان مشابه مشكل شما را در حال تجربه كردن ميباشند.


http://vista.ir/article/86760/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

گفتمان ، همان گفت‌ و گو نيست

امروزه، در اكثر موارد، واژه "گفتمان" به جاي گفت‌وگو بكار مي‌رود و حتي از اين واژه، با مصدر "كردن" استفاده مي‌شود، در صورتي كه گفتمان، اصلاً به معناي گفت‌وگو نيست.

گفتمان واژه‌اي است كه توسط داريوش آشوري، به عنوان معادل discours (ديسكور) فرانسوي، ساخته شده است، كلمه‌اي كه آن را در فارسي، مي‌توان به كلام، گفتار، نقد، خطابه، سخن و صحبت هم ترجمه كرد. اما داريوش آشوري، براي اينكه توجه خوانندگان را به معناي اصطلاحي و فلسفي واژه، خصوصاً به معنايي كه در آثار ميشل فوكو، فيلسوف فرانسوي، به كار رفته است، جلب كند، آن كلمات متعارف را كنار گذاشت و كلمه گفتمان را از بن ماضي "گفت" با پسوند "مان" به وجود آورد، همان‌طور كه واژه ساختمان از بن ماضي "ساخت" و پسوند "مان"، ساخته شده است.

نظام‌هاي فكري، فرهنگي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي، علمي و هنري يك جامعه، در هر دوره از تاريخ آن، همگي با هم در ارتباط هستند و نظام واحدي را تشكيل مي‌دهند كه از آن مي‌توان با عنوان سخن غالب آن زمانه يا به تعبير داريوش آشوري، گفتمان غالب آن زمانه ياد كرد. به عبارت ديگر، گفتمان به پيوند ميان ذهنيت مردم و ساختار اجتماعي ـ سياسي و قدرت و زبان اطلاق مي‌شود؛ وقتي گفتمان تغيير مي‌كند، طبيعتاً همه اين موارد هم دستخوش دگرگوني مي‌شوند.

براي روشن شدن موضوع، مي‌توان به نمونه‌اي از پيوند زبان و قدرت در مسأله جنسيت اشاره كرد. در جامعه مردسالار، مردان در خانواده قدرت را در دست دارند و همين ساختار در حكومت و سياست هم وجود دارد و زنان نمي‌توانند نقشي در سياست داشته باشند. در زبان چنين جامعه‌اي هم، طبيعتاً كلمات "زن" و "زنانگي"، نشان‌دهنده ضعف و ناقص‌عقلي‌اند، در عوض كلمه‌هايي مثل "مردانگي" ارزشمندند و تعابيري مثل "جوانمردي" و "قول مردانه" وجود دارد. چنين زباني در چنان ساختار اجتماعي، بر دختران اثر مي‌گذارد و سبب مي‌شود آنها از همان كودكي باور كنند كه از پسرها كمترند و بايد به حاكميت آنها تن در دهند. همين دخترها ازدواج مي‌كنند و مردسالاري را در خانواده مي‌پذيرند و پسرهايشان را با اعتماد به نفس و دخترهايشان را متكي به ديگران، بار مي‌آورند. در اين شرايط، اصطلاحاً گفته مي‌شود گفتمان حاكم بر اين جامعه، گفتمان مردسالاري است. ليكن وقتي گفتمان مردسالار در اين جامعه از بين مي‌رود، امكان تعليم و تربيت يكسان و نيز امكان كار كردن در بيرون منزل و به تبع آن، استقلال اقتصادي براي دختران به وجود مي‌آيد و در نتيجه، آنها به موقعيت‌هايي در جامعه دست مي‌يابند، در خانواده نظرشان به اندازه نظر همسرشان ارزش پيدا مي‌كند و در اجتماع، از رايي مساوي برخوردار مي‌شوند و در سياست و حاكميت نيز نقش پيدا مي‌كنند. تغييرات به وجود آمده در نظام اجتماعي، فكري و سياسي اين جامعه، حتي در زبان آن هم پديدار مي‌شود، براي مثال، در زبان انگليسي، پيش‌تر براي اشاره به سوم شخص، به طور مطلق، صرفاً he به كار مي‌رفت، اما امروزه، نويسندگان انگليسي‌زبان، در جايي كه جنسيت آن فرد سوم مورد نظر نيست، خود را موظف مي‌بينند از تعبير he or she استفاده كنند.

http://zorwanplus.persianblog.ir/post/38


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده و مبارزه با نا اميدي ( ۲ )

سازگاري در روزگار سركش با اميد به آينده


كارشناسان مسائل اجتماعي و روانشناسان معتقدند ايجاد امنيت رواني و دغدغه هاي مثبت، فراهم كردن فضاي رقابت هاي سياسي نشاط آور و تغيير نگاه هاي منفي و غلط به زندگي و آينده از مهم ترين گام ها براي تقويت روحيه اميد به زندگي درگروه هاي مختلف جامعه است.
 ● اميد به زندگي نگرش است
 دكتر كامبيز كامكاري، دبير كميسيون تخصصي سنجش در نظام روانشناسي كشور مي گويد: از منظر «روانشناسي كمال» اميد به زندگي نوعي نگرش است.
 به گفته وي، پيشگامان و نظريه پردازان اين شاخه بر خلاف گروهي از همكاران شان كه به جنبه هاي منفي افراد مي پردازند همواره به جنبه هاي مثبت و شخصيت انسان هاي سالم توجه دارند.
 عضو هيأت علمي دانشگاه تهران در ادامه، به تشريح اين ديدگاه پرداخته و عنوان مي كند: روانشناسي كمال به سه عنصر عاطفي، شناختي و رفتاري توجه ويژه اي دارد. اگر نگرش شخص به زندگي و محيط اطراف مثبت باشد او از زندگي لذت برده و احساس شادكامي و خوشحالي مي كند. عنصر شناختي نيز به زندگي او معني و مفهوم مي بخشد. بدين ترتيب فرد براي خود و اهدافش ارزش ويژه اي قائل است و خود را انسان مفيدي مي داند.
 عنصر رفتاري نيز فرد را به زندگي و طول عمر بيشتر ترغيب كرده و حس توجه به سلامتي و نشاط جسمي را در او تقويت مي كند.
 ●نقش فرد در كسب موفقيت پر رنگ شود
 دكتر كامكاري، در ادامه مي افزايد: براي افزايش و تقويت روحيه اميد به زندگي بايد نقش فرد را در كسب موفقيت هايش بزرگ و چشمگير نشان داد. بايد به او گفت كه خودش موجب موفقيت شده است. در نقطه مقابل نيز اگر شخص با شكست مواجه شد بايد نقش فرد را در اين زمينه بسيار كمرنگ نشان داد.
 وي يادآور مي شود: متأسفانه در جوامع جهان سوم و كمتر توسعه يافته، به اين نكته هاي مهم توجه جدي نمي شود، زيرا اگر فرد بخواهد از موفقيتش صحبت كند بلافاصله اين گونه تلقي مي شود كه او قصد تعريف از خود را دارد. اين در حالي است كه براي تعريف شكست ها و نقاط تاريك و منفي زندگي فرد در اين نوع جوامع هيچ محدوديتي وجود ندارد.
 ● فرصت ابراز وجود
 روانشناسان همواره بر اين موضوع تأكيد دارند كه براي افزايش روحيه اميد به زندگي در افراد مختلف بويژه آنان كه نگرش هاي منفي دارند بايد فرصت ابراز وجود داد، زيرا در چنين محيطي مي توان فضا را براي نگرش هاي مثبت مهيا كرد.
 ● هر كس كه يك چرايي دارد با هر چگونگي خواهد ساخت
 دكتر كامكاري با اشاره به اين جمله معروف « هر كس كه يك چرايي دارد با هر چگونگي خواهد ساخت» مي افزايد: مسئولان و تصميم سازان جامعه بايد تلاش كنند كه به قشرهاي مختلف جامعه بويژه جوانان معنا و هدف بدهند.
● نياز جوانان
 دكتر سيد حسن حسيني رئيس مركز تحقيقات و مطالعات دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران مي گويد: بررسي هاي كارشناسي نشان مي دهد برخي از معضلات و ناهنجاري ها از جمله اعتياد، گرايش به سمت مصرف مواد روانگردان و افسردگي ريشه در اين ضعف دارد.
 ● تأثير زندگي والدين در آينده فرزندان
 به اعتقاد دكتر حسيني، جامعه شناس، يكي از عوامل مهم ديگر كه به ناشكفتگي گروهي از جوانان در طبقه متوسط و رو به پائين جامعه مي انجامد، نگاه فرزندان به زندگي والدين و اطرافيان است، زيرا معمولاً در اين خانواده ها فرزندان با مشاهده دشواري ها و سختي هاي زندگي والدين، آينده روشني پيش روي خود نمي بينند. بنابراين برنامه ريزان و دست اندركاران جامعه بايد براي ايجاد تعادل در زمينه هاي مختلف اجتماعي و اقتصادي گام هاي اساسي بردارند.
 وي در عين حال تصريح مي كند: براي افزايش اميد به زندگي، صرفنظر از تلاش براي كاهش معضلات اقتصادي و اجتماعي و حل مشكلات بهداشتي، مسكن، اشتغال و ازدواج مردم و جوانان بايد براي ايجاد دغدغه هاي مثبت تلاش كرد. همچنين بايد براي گفت وگوهاي پر بار روزانه مردم نيز برنامه ريزي كرد كه بي شك در اين راه رسانه ها با ايجاد فضاي چند صدايي در جامعه خوراك مناسب را در اختيار گروه هاي مختلف جامعه قرار دهند.
 ● حلقه گمشده
 مهناز عسگريان، كارشناس ارشد روان سنجي نيز مي گويد: بررسي زندگي برخي از افراد نا اميد نشان مي دهد موانع موجود بر سر راه آنان را نسبت به زندگي دلسرد كرده است. به همين دليل از آنان افراد بي رمق و بي انگيزه ساخته است.
 اما واقعيت امر با اين قضيه كاملاً در تضاد است، زيرا در بسياري از شرايط روزمره با انسان هايي برخورد مي كنيم كه از لحاظ ظاهر در رفاه كامل به سر برده و هيچ مانعي سر راه پيشرفت شان وجود ندارد. با وجود اين آنچنان كه بايد و شايد در راه رسيدن به اهداف خود ثابت قدم نبوده و به طرز اسفناكي اراده و اختيار خود را كه بزرگترين سرمايه است، «به آنچه پيش آيد خوش آيد»، مي سپارند و دست از هرگونه حركت و تكاپو مي شويند.
 وي مي افزايد: در مقابل مي توان به طور شگفت انگيز افرادي را ديد كه شرايط از هر لحاظ عرصه را برايشان تنگ كرده و دستيابي به كمترين ها را دشوار كرده است. با اين حال از انرژي وصف ناپذيري برخوردارند كه همگان را شگفتزده مي كنند و توصيف از اراده انسان فراتر از اراده معمول آدمي است. اينجاست كه تناقض پيش مي آيد و اين پرسش در ذهن افراد نقش مي بندد كه اين شرايط است كه اميد را نسبت به زندگي در افراد بيدار مي كند يا اين اميد داشتن به زندگي است كه آنها را به تكاپو وا داشته و زندگي را برايشان هموار كرده است.
 به گفته اين روانشناس نقش بستن اين سؤال در ذهن افراد نشان دهنده آن است كه حلقه اي از اين زنجيره گم شده است. بنابراين وجود اين حلقه گم شده است كه اين دور باطل را پديد آورده. وي تصريح مي كند: براي دستيابي به پاسخ اين سؤال، نظريه پردازان و صاحبنظران در عرصه هاي گوناگون به ريسمان هاي مختلف چنگ زده اند. تئوري پردازان رفتاري اين حلقه گم شده را در فرايند يادگيري و شرطي شدن هاي افراد توصيف مي كنند. در حالي كه روانكاوان اين حلقه گم شده را وابسته به تجارب دوران كودكي دانسته و آن را برخاسته از عقده هاي نهفته از اين دوران اوليه زندگي مي دانند. در اين ميان صاحبنظران رويكرد شناختي پاسخ محكم تر و معقول تري را به اين سؤال ارائه مي كنند. آنها بيشترين تأكيد را در حوزه شناختي افراد داشته و معتقدند اين نگرش و برداشت افراد از واقعيت هاست كه اين حلقه گم شده را تشكيل مي دهد. حال آن كه با نگاهي تيزبين مي توان با تأكيد بر اين پاسخ، بسياري از تناقض ها و ابهام ها را دريافت و به نقش پر رنگ شناخت و قضاوت افراد و ديدگاه ذهني آنها نسبت به مسائل در مهارت زندگي كردنشان پي برد.
 عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد مي افزايد: از آن جايي كه انسان ها مخلوقات بي همتاي خداوند هستند، خودشان حامل نيرويي بالقوه اند كه به وسيله آن نيروي بيكران مي توانند بر شرايط پيرامونشان فائق شوند و آنچه مي گذرد را تحت كنترل قرار دهند. افسار زندگي را به دست گرفته و اسب سركش روزگار را مهار كنند.
اين نيروي بيكران همان قدرت تعقل و تفكر است كه وجه مميزه انسان با بقيه مخلوقات هستي است. همان چيزي كه انسان را به كسب عنوان «اشرف مخلوقات» نائل كرده است. شرايط چه خوب و چه بد، چه تلخ و چه شيرين بر همه ما به طرق مختلفي مي گذرد، يك روز اين شرايط سخت و دشوار و يك روز سهل و آسان است. يك روز شرايط بر وفق مراد و روز ديگر برعكس است. اما آن چيزي كه نمي تواند انسان را از ثابت قدم بودن و حركت كردن در پيشاپيش مشكلات باز دارد، برداشتي است كه فرد نسبت به اين شرايط دارد.
 به گفته وي، انسان ها بايدمهارت درست انديشيدن را بياموزند و دريابيم كه درست انديشيدن يعني صورت مسأله را خوب فهميدن و بهترين راه حل را براي آن اعمال كردن است. بايد انسان ها ياد بگيرند كه فهم و درك واقعيت ها از ارائه راهكار براي حل آن دشوارتر و پر اهميت تر است. اين كه چگونه مسائل را ارزيابي كنيم و چگونه به تفسير رخدادهاي روزمره مان بپردازيم و چه نگرشي نسبت به توانايي ها و محدوديت هايمان داشته باشيم نقش تعيين كننده اي در ارائه راه حل براي مقابله با آن مسائل دارد. انسان واقع بين در وهله اول خودش را بيش از ديگران دوست دارد و براي توانايي ها و محدوديت هايش ارزش قائل است و در اين ميان درصدد است تا نقاط مثبت اش را تقويت كرده و نقاط منفي اش را اصلاح كند. سپس درمي يابد كه نسبت به هيچ چيز هيچ كس ناتوان نيست، زيرا اگر انسان در گام نخست، خودش را خوب بشناسد، درمي يابد كه مهار كردن شرايط برايش ناممكن نيست.
در اين ميان وقتي كه دريابد دست هاي پنهاني هست كه او را حمايت كرده و توان مقابله اش را صد چندان افزون مي كند و آن هم چيزي نيست جز توكل به خالق هستي، آن گاه پاهايش قدرت فراواني براي گام برداشتن به سوي هدف و ديدگانش جرقه هايي از اميد به آينده و دستانش توان بي حدي براي برداشتن موانع از پيش پايش مي يابد. اينجاست كه فصل تازه اي از زندگي به روي انسان گشوده مي شود


روزنامه ايران : داريوش آرمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]


 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۳ - اميد به آينده و مبارزه با نا اميدي ( ۱)

خداحافظ، نا اميدي


بشر از ديرباز به شناخت خويشتن علاقه‌اي وافر ابراز مي‌داشته و در اين راه سخت تلاش و كوشش و اهتمام مي‌ورزيده و بر همين اساس و ميل دروني براي شناخت خويشتن است كه حالات سلامت و بيماري براي وي از اهميتي درخور و شايسته برخوردار شده است. افسردگي يكي از نخستين اختلال‌هاي رواني است كه پزشكان به شرح آن پرداخته‌اند. مشهورترين حالت افسردگي احساس دلتنگي و دل‌گرفتگي و يا قرار داشتن در حالت خلقي بد است. اين احساس‌ها معمولا كوتاه بوده و تاثيرات كم و جزئي بر روي فعاليت‌هاي معمول روزانه دارند. در سطح بعدي افسردگي نشانه‌ها شدت يافته و براي دوره‌اي طولاني‌تر تداوم مي‌يابد.فعاليت‌هاي روزمره ممكن است به شدت سخت شوند. اما هنوز شخص قادر به مقابله با آنهاست. به هر حال در اين حالت احساس نااميدي شايد آن‌قدر شديد شود كه خودكشي به عنوان تنها راه‌حل به نظر برسد. كسي كه افسردگي را تجربه مي‌كند ممكن است نوسانات شديدي را در خلق تجربه كرده و يا حتي آرزوي كناره‌گيري كامل از فعاليت‌هاي معمول روزانه و دنياي بيرون را داشته باشد.
 ● عوامل موثر در بروز افسردگي
 بروز افسردگي در فرد دلايل مختلفي مي‌تواند داشته باشد، از جمله حوادث مختلفي كه در دوران زندگي پيش آمده، رفتار ديگر اعضاي خانواده نسبت به او، تغيير محل، محل زندگي و يا شكست و ناكامي‌هاي زندگي را مي‌توان نام برد. كساني كه در كودكي از حضور در اجتماع و فعاليت‌هاي گروهي و اجتماعي محروم بوده‌اند و بيشتر وقت خود را در منزل گذرانده‌اند در آينده بيشتر در معرض ابتلاي به اين بيماري قرار مي‌گيرند.
 ▪ اتفاقات زندگي:
بسيار عادي است كه در زمان روبه‌رو شدن با يك فاجعه غم‌انگيز مانند داغ‌ديدگي و يا از دست دادن شغل افسرده شويم.
 ▪ شرايط و موقعيت‌ها:
‌اگر ما تنها بوده و دوستي نداشته باشيم، تحت فشار رواني باشيم، نگراني داشته و يا از نظر جسمي افت كرده باشيم، احتمال بيشتري مي‌رود كه افسرده شويم.
 ▪ بيماري جسمي:‌
افسردگي بيشتر زماني كه از بيماري جسمي رنج مي‌بريم به سراغ ما مي‌آيد.
 ▪ شخصيت : ‌
 هر فردي احتمال دارد افسرده شود اما برخي از افراد احتمال بيشتري براي افسرده شدن دارند.
▪ جنسيت:
‌زنان بيشتر از مردان افسرده مي‌شوند شايد به اين دليل كه مردان كمتر اجازه مي‌دهند احساساتشان بارز شود و اغلب بر آنها سرپوش مي‌گذارند.
 لذت بردن از زندگي و علاقمند شدن به انجام كارهاي روزمره براي اين عده دشوار مي‌شود. كارهاي لذت‌بخش معمولي مانند خواندن روزنامه و يا تماشاي تلويزيون دشوار و تحمل‌ناپذير مي‌شود. وقتي افسردگي به شديدترين سطح خود مي‌رسد ممكن است توانايي واكنش هيجاني را از دست بدهد و به آنجا برسد كه احساس خوب و بد چندان تفاوتي برايش نكند و ممكن است با آرزوي مرگ واقعا اقدام به خودكشي كند.
لبخند بزنيد و تظاهر كنيد كه خوشحال هستيد. راست بايستيد و قامت خميده و افسرده‌وار به خود نگيريد. تحقيقات نشان مي‌دهند كه شكل‌ چهره واقعا مي‌تواند نوع احساس انسان را تغيير دهد. وانمود كردن به تجربه يك حالت عاطفي، واقعا آن حالت را در شما ايجاد مي‌كند.
 ● درمان افسردگي
 بايد توجه داشت اگر چه حدود ۳۰درصد افراد در طول عمر خود حداقل يكبار درجاتي از اين بيماري را تجربه مي‌كنند اما آنچه به طور اساسي به درمان نياز دارد پا برجا بودن حداقل ۵ علامت به مدت ۲هفته است. خوشبختانه راههاي موثر فراواني براي درمان افسردگي وجود دارد كه در اين رابطه مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
 ـ چرخه خواب وبيداري خود را تنظيم كنيد. در طول روز چرت نزنيد تا تنظيم برنامه آسان‌تر شود.
 ـ بيشتر كار كنيد چون اعتمادبه‌نفس شما را زياد مي‌كند اما اگر در آن واحد مثلا در ۳ جا كار مي‌كنيد حتما آن را كم كنيد چون تنش رواني را زياد مي‌كند.
 ـ قهوه كمتر بخوريد يك فنجان قهوه شيرين ممكن است افسردگي را دو برابر كند.
 ـ ورزش كنيد. برايتان بسيار خوب است به طور منظم به ورزشي كه برايتان مناسب است بپردازيد.
 ـ تلويزيون كمتر تماشا كنيد. تماشاي تلويزيون اثر رخوت‌زا دارد و افسردگي را تشديد مي‌كند. face="arial, helvetica, sans-serif">تمريني كه براي تقويت روحيه انجام مي شود بايد با چشم بسته باشد به صورتي كه چشم ها منقبض نشوند. لازم است براي انجام اين تمرين سكوت حفظ شود زيرا هر چقدر در آرامش صورت گيرد كيفيت بهتري خواهد داشت . حال يك نفس عميق بكشيد و بازدم آن را بيرون دهيد> بعد آهسته چشمانتان را ببنديد و روي صندلي به صورتي قرار گيريد كه مي خواهيد در هواپيما يا اتوبوس در شب استراحت كنيد. حال با تمام وجود به صداي تنقس خود توجه كنيد > يعني در حال تنفس سعي كنيد> تمام دقت و توجه خود را صرف شنيدن نفس خود كنيد. در حين توجه به نفس سراپا گوش باشد سومين كاري كه انجام مي دهيد اين است كه سرعت نفس كشيدن خود را از حد معمول آهسته تر كنيد يعني هر چقدر براي شما امكان پذير است آهسته و طولاني نفس بگيريد و به همين نحو نفس را بيرون دهيد مجدداً تأكيد مي كنم كه در اين تمرين سه كار انجام مي دهيد: 1- با گوش مي شنويد 2- با تمام بدن نفس كشيدن خود را حس مي كنيد 3- عمل تنفس را به آهستگي انجام مي دهيد.

در حالي كه تمام دقت خود را متوجه نفس خود كرده ايد . چند لحظه اين توجه را قطع كنيد و ذهنتان را آزاد بگذاريد تا به هر سمت كه تمايل داشت برود . حال دوباره به شنيدن صداي نفس خود و احساس آن توجه كنيد و آهسته نفس بكشيد . هر چقدر مي توانيد خود را رها و آزاد كنيد و مواظب باشيد بدنتان در قيد و بندي نباشد .

( توجه به صداي نفس حس آن و آهسته نفس كشيدن) دوباره براي چند لحظه ذهن خود را آزاد كنيد. در اين مرحله به دست راست و چپ خود توجه كنيد و سعي كنيد دست و چپ خود را حس كنيد و عضلات آنها را شل و آزاد نگه داريد . به پاي چپ و راست خود توجه كنيد و آنها را حس كنيد و باز هم مراقب باشيد كه انگشتان پا و خود پا منقبض نباشد> به شكم پشت و پهلويتان توجه كنيد و آنها را در حالت آسايش آرامش و استراحت قرار دهيد . حال به گردن خود توجه كنيد دكمه يقه را باز كنيد و بگذاريد گردنتان در آسايش و آرامش باشد . عضلات صورت خود را شل كنيد و كاملاً احساس آسودگي و آرامش را در سر و صورت گونه ها چشم ابرو گوش و تمام سر خود ايجاد كنيد . حال تمام اعضاي بدن را در وضعيت آسايش و آرامش بيشتر قرار دهيد و هيچ انقباظي را در خود نگه نداريد .

همان طور كه زمان مي گذرد> در ذهن خود تصور كنيد كه چشمهايتان سنگين و سنگين تر مي شود و گويي چند وقت است كه نخوابيديد و حال نيمه خواب پيدا مي كنيد .و همان طور كه چشمانتان سنگين مي شود > تصور كنيد كه خواب مي بينيد منتهي خواب تصاويري كه مي گويم ببينيد محيطي زيب و طبيعي را كه در گذشته ديده ايد هواي خوب درختان و گياها ن آسمان آبي و نهر آب و زيبايي هاي روي نيمكتي نشسته ايد از هواي خوب و زيباي آنجا استفاده مي كنيد و بدنتان هم رها و آزاد است . تصور كنيد كه ساعد حدود 3 بعد از ظر است و ناهار خورده ايد و احساس خواب مي كنيد . نور بي دريغ آفتاب به بدن شما خورده است و يك رخوت و گرماي خاصي را در بدن شما ايجاد مي كند و شما كاملاً احساس بي وزني مي كنيد.

حال يك درخت سبز با برگهاي بزرگي را به بزرگي يك سيني تصور كنيد كه اين برگ از شاخه بالا روي شاخه پاييني افتاده روي آن معلق است . اين برگ يك كيفيت بي وزن و سبكي دارد حالت برگ را از نظر بي وزني به ذهن خود دهيد و تصور كنيد كه شما هم اكنون چنين كيفيتي را در بي وزني داريد . حال در همين وضعيت تصور كنيد كه آسمان آبي صاف را مي بينيد و پرندگان زيبايي در حال پروازند. بعد از بال زدن هاي ممتد كبوتران سفيد در هواي پاك و صاف مانند موتور هواپيمايي كه خاموش شده باشد در آسمان پرواز مي كنند. حال خوب پرندگان را به ذهن خود بسپاريد و تصور كنيد كه شما آن اسودكي و آرامش را به شكلي داريد. همان طور كه چشمانتان بسته است تصور كنيد كه در كره اي هستيد كه در آنجا مانند فضا نوردان احساس بي وزني مي كنيد . بعد از آن كه موسيقي شروع شد تمام حواس خود را به موسيقي مي دهيد و با آن يكي مي شويد و به سوي فضاي بي وزني مي رويد. مانند قاصدكي كه در فضا حركت مي كند و وزني ندارد بگذاريد اين بي وزني و سبكي را در بدنتان حس كنيد . قبل از آن چند لحظه با ياد و نام خدا در ارتباط باشيد . با شنيدن صداي موسيقي تصور كنيد خواب مي بينيد كه در فضاي بيكران در حال پروازيد . همان طور كه چشمانتانبسته است كاملاً خود را در كيفيت آزاد و رهايي قرار دهيد و كاملاً سبكبال و سبكبار باشيد . چند لحظه ذهن و جسن خود را آزاد بگذاريد و آنها را در هيچ قيدي قرار ندهيد و دقت به موسيقي داشته باشيد و اجازه دهيد در ايجاد آسايش و آرامش به شما كمك كند و بتواند شما را در حالت هاي عميق تري از آرامش ببرد.

حال همان طور كه چشمانتان بسته است توجه بفرماييد كه روانشناسان كشف كرده اند كه ما يك روان ناخودآگاه داريم كه درآن بسياري از اطلاعات و تجربيات زندگي جمع آوري شده است . درواقع گنجي در درون ماست كه ما از نقاط بسيار ارزنده آن همان طور كه بايد و شايد استفاده نمي كنيم . هدف اين است كه انسانها بتوانند به خلاقيت برسند خلاقان قادر هستند با ضمير ناخودآگاه خود ارتباط برقرار كنند و از آن استفاده كنند چون تأكيد مي شود كه بحث روحيه سازي فرهنگي به صورت كاربردي مطرح شود و تجربياتي كه در ناخودآگاه شماست بيرون آيد از شما خواهش مي كنم به اين موضوع توجه بفرماييد كه پرسش يكي از راههايي است كه مي تواند ضمير ناخودآگاه را هدايت كند. ( چشمان همچنان بسته باشد ) پرسش هاي بزرگ يكي از راههاي پيشرفت در زمينه شناخت و خلاقيت است و يكي از روشهاي سقراط بود كه مورد استفاده قرار مي داد. چند لحظه بينديشيد و از ناخودآگاه خود بخواهيد كه براي شما اين جواب هارا آماده كند ذهن خود را با اين سوالات معاشر و محشور كنيد :

با توجه به اينكه روحيه موضوع بسيار مهم زندگي خانوادگي و اجتماعي و جامعه ضرورت روحيه سازي بيشتر مي شود روحيه سازي چيست ؟ ايا مي توان گفت روحيه سازي به طور كلي روشها و فنوني است كه فرد با استفاده از آن ها بتواند از حال بد به حال خوب و از روحيه ضعيف به روحيه قوي برود. آيا همه نيازمند اين نيستند كه ياد بگيرند چگونه روحيه خود > همسر > فرزند> همكار > شاگرد > مرئوس و ... خود را به سمت حال خوب و روحيه خوب ببرند؟ آيا يكي از وظايف مهم دولت اين است كه در روحيه سازي ملت كوشش كند و همچنين ملت در روحيه سازي دولت و جامعه تلاش كند؟ وقتي روحيه ضعيف مي شود اعم از فردي و اجتماعي و يا فرهنگي چه بايد كرد؟ آيا مي توان گفت همان طور كه ويتامين هاي جسمي داريم ويتامين هاي روحي و ويتامين هاي فرهنگي هم داريم؟ روحيه سازي فرهنگي يعني دادن ويتامين هاي فرهنگي به افراد و جامعه براي به دست آوردن حال خوب> روحيه شاد و خلاق و سازنده . ذهن خود را با ان موضوعات معاشر كنيد و آن را از اندوخته هايي كه از قبل در اين زمينه داشتيد بيرون آوريد تا در ارتباط با اين بحث قرار گيرد.

تمام تحقيقات كه در فرهنگ عمومي انجام مي شود اگر نتيجه اش ايجاد حال خوب و روحيه خوب براي جامعه نباشد چه اثري مي تواند داشته باشد؟ چند لحظه به روحيه سازي فرهنگي توجه كنيد . اجازه دهيد درهاي اين بحث به روي شما خانواده شما محيط كار و تحقيقات شما باز و بازتر شود.

حال چند لحظه از زماني در گذشته را به ياد آوريد كه حالتان خيلي خوب بود و داراي شور و نشاط بوديد. اين زمان مي تواند توليد فرزندتان> فارغ التحصيل شدن و موفقيت تحصيلي خود وديگران بوده باشد و .. چنين زماني را به ذهن بياوريد و خواب ببينيد كه گويي در آن فضا هستيد> مكاني كه اين شادي ايجاد شده بود افرادي كه در آنجا بودند و موضوعاتي را كه رخ داده بود در ذهن بياوريد . ببينيد وقتي شاد بوديد جسم تان كاملاً در آسايش و آرامش بود از نظر رواني پر از شو و عشق به زندگي بوديد و از ظنر ارتباط افراد را پذيرا بوديد و تحميل مي كرديد و به آنها احترام مي گذاشتيد.

مجدداً به ياد و نام خدا در ارتباط باشيد از صفر تا سه مي شمارم و به آهستگي از اين حالت بيرون بياييد . يك نفس عميق بكشيد بازدهم را بيرون دهيد . بعد از شمارش يك نفس عميق ديگر بكشيد. حال همان طور كه از خواب بيدار مي شويد هر طور كه راحت هستيد بده سرعت و فشار آهسته و آرام بتدريج بعد از شمردم اعداد بعدي> از اين وضعيت بيرون آييد . در چند لحظه اول حالت نيم خواب خواهيد داشت و بعد از آن پر از شور و سرحالي و انرژي و هوشياري خواهيد بود. بعد از شنيدن اعداد 4> 5 يك نفس عميق بكشيد و آرام از اين حالت بيرون بياييد .

به نظر مي آيد چهره شما بعد از اين تمرين بازتر و شادتر شده است . ما از طريق اين فن و تمرين غير از آنكه در جهت آسايش و آرامش شما تلاش كرديم تقريباً سوالات مهم بخث را هم در ناخودآگاه شما وارد نموديم تا با آن محشور باشيد تا بحث بسيار مهم روحيه سازي را به اين طريق پيش ببريم .

قبل از آنكه بحث به صورت كلان دنبال شود به روش استقراء از جزء به كل مي رويم و مسأله را اين طور نمي بينيم كه براي هر يك از ما در طول شبانه روز در محيط كار و خانواده اين احساس به ما دست مي دهد كه حالمان خوب نيست و اين حال خوب اغلب علاماتي دارد كه هم از نظر جسمي و هم از نظر رواني و ارتباطي مي توان دوباره آن صحبت كرد. معمولاً در حالت بد جسمي> بدن منقبض است و دردهايي دارد كه به آنها ناراختي هاي روان تني مي گويند. بعضي ها ضربان قلبشان بيشتر مي شود تنفس شان زياد مي شود بدنشان درد مي گيرد ناراحتي ميگرن مي گيرند و احياناً برخيناراحتي هاي گوارشي پيدا مي كنند. چند وقت پيش رييس آزمايشگاه پوست دانشگاه تهران مي گفت 30% از بيماران پوستي به خاطر اعصابشان بيمار مي شوند. بنابراين وقتي حالمان بد مي شود جسم مان هم حالت ناراحتي پيدا ميكند. تاكنون دو نوع مسموميت به نام هاي مسموميت از هوا و مسموميت از غذا شناخته شده است . مسموميت ديگر هم ناشي از سيستم اعصاب است و وقتي اعصاب ناراحت مي شود خون دچار سم مي شود. به همين دليل وقتي كسب اعصاب ديگري را ناراحت مي كند مي گويد او خوت مرا كثيف كرد . منظور اين است كه سيستم اعصاب فعل و انفعالات شيميايي را ايجاد مي كند. وقتي مي ترسيد رنگتان مي پرد يا وقتي عصباني مي شويد قرمز مي شويد اين حالات ناشي از فعل و انفعالات شيميايي است . علاوه بر آن اثرات ديگري را هم در بدن ميگذارد و در اين حال فرد احساس مي كند جسمش مريض و ناراحت است . يكي از اشتباهاتي كه اكثراً مرتكب مي شوند اين است كه فكر مي كنند ما فقط از طريق رفتار هم امكان بيماري هست وقتي كسي به ما بي احترامي و ظلم مي كند يعني ما را درك نمي كند و اين مسأله مي تواند روي سيستم اعصاب ما ( به شرط مستعد بودن ) اثر بگذارد . اين افراد را از آناني مي دانيم كه هميشه موج منفي مي فرستد . برخي از افراد هم موج مثبت مي فرستند . اين مسأله بر روحيه ما تأثير زيادي مي گذارد و حالمان را بد مي كند . اگر در كنار عزيزان يا همكارانتان غذاي لذيذي بخوريد واي عصباني شويد گويي يك ليوان سم هم خورده ايد . شايد يك روز تحقيقات نشان دهد مردم آنقدر كه از رفتارها مريض مي شوند از ميكرب و ويروس كمتر مريض مي شوند. مي دانيد كه بعضي از افراد با زخم زبان و رفتارهاي نادرست روي ديگران تأثير بسيار بدي مي گذارند و اين اثرات سويي را خواهد داشت . همچنين روان را دچار اضطراب و بي قراري نفرت كينه و بيماري شايع افسردگي مي كند كه در دنيا زياد ديده مي شود و معتقدند بعد از بيماري سرماخوردگي ( در موضوعات رواني ) يكي از بيماري هاي دست و پا گير و رايج است . خوشبختانه در فرهنگ ادبي مان اين بيماري شناخته شده و آن را مسري مي دانستند:

در محفل خود راه مده همچو مني را

افسرده دل افسرده كند انجمني را

افسردگي يك معلم> مدير و مادر افسرده روي افراد مقابل اثر مي گذارد . در مهد كودكي به يكي از خردسالان زيردبستان كه ورزش نمي كرد . گفتيم چرا ورزش نمي كني> گفت ( حال ) ندارم . بعد از آنكه تحقيق كرديم> متوجه شديم اين اصطلاح بچه پنج ساله نيست و با ديدن پدر ومادر آن كودك ديديم آنها حال ندارند و در نتيجه اين احساس به فرزندشان رسيده است . پس فرد افسرده حالت اضطراب و خشم شديد دارد> عصبي است > وسواس دارد> نگران است و كاري كه مي خواهد انجام دهد> برايش بسيار دشوار مي آيد .

از نظر ارتباطي و روابط وقتي شخص حالش بد است . منقبض است . سرد است . از ديگران فاصله مي گيرد و اغلب دوست دارد در حال خود بماند. اين مجموعه نشان مي دهد كه چقدر اين حالات از نظر جسمي> ارتباطي و رواني براي جامعه اثرات بدي دارد . هدف از طرح مقوله روحيه سازي اين است كه افراد اين قن را ياد بگيرند همان طور كه مهارتهاي ديگر را در زندگي ياد مي گيرند ( رايانه > زبان > هنر و .. ) روحيه سازي هم بايد يك دانش جهاني شود > تا وقتي روحيه مان افت مي كند> بدانيم چه روشهايي را به كار گيريم كه موجب تقويت روحيه مان شود.

كار روحيه سازي مانند ترموستات است . اگر تعادل در يخچال عدد 5 است > وقتي سرماي يخچال خيلي بالا رود> خودبخود روي 5 مي آيد و خودش در هر دو حالت وضعيت را تنظيم مي كند. انسان هم يك چنين كيفيتي دارد. اصلاً به صلاح جامعه ما خانواده هاي ما و سازمان هاي ما نيست كه روحيه مان ضعيف شود> چون برايمان خيلي گران تمام مي شود. چون دراين صورت تمركز و حضور ذهن نداريم و نمي توانيم وظيفه مان را خوب انجام دهيم درواقع بيمار هستيم و به مصداق عقل سالم در بدن سالم است دچار گرفتاري هايي خواهيم شد . لذا يكي از وظايف مهم سياستگزاران فرهنگ كشور و كساني كه در اين راه كار مي كنند پرداختن به اين امراست و زماني در جامعه مي توان به زمينه هاي فرهنگ والا و پويا و فرهنگ مترقي پاي بند بود كه افراد جامعه از آن استفاده كنند زماني روحيه افراد يك جامعه خراب مي شود كه نتوانند با فرهنگ سالم ارتباط برقرار كنند.

فرهنگ هم مانند غذايي است كه اگر ناسالم باشد فرد و جامعه را مسموم مي كند و اگر سالام باشد آنها را مي سازد . بحث خيلي مهم دوباره سنجي و بازنگريهاي فرهنگي است كه با رشد جامعه مرتبط است آنچنان كه حضرت علي (ع) مي فرمايند فرزندانتان را متناسب با زمان تربيت كنيد يا در مباحث اسلامي داريم كسي كه امروزش با ديروزش تفاوت نكند مسلمان نيست و ... اين مجموعه بايد به ياري اين مسأله بيايد كه سيستم هاي دائماً در حال تحقيق از نظر تأثير نبض فرهنگ باشند. مثلاً وقتي دنيا وارد عصر رايانه ماهواره و بده و بستانهاي اطلاعات مي شود> نحوه نگاه به فرهنگ و اينكه چگونه فرهنگ عمومي و فرهنگ يك كشور از نظر فرهنگ وطني و سنتهاي ارزنده اش بايد حفظ و تقويت شود> وظايف جديدي را مطرح مي كند. بنابراين در روحيه سازي فرهنگي فرهنگ به عنوان يك غذاي روح تلقي مي شود و پيدا كردن ملاكهايي در جهت تقويت آن خود را به شكلي نشان ميدهد. اين بحث نه تنها مصاديق جامعه شناسي بلكه مصاديق روانشناسي هم دارد و ما كه همگي وارث يك فرهنگ ارزنده ادبي عرفاني و اسلامي در باب خودشناسي هستيم به مقوله اي به نام خودشناسي فرهنگي نزديك مي شويم يعني پي بردن به جايگاه فرهنگي خود در دوراني كه زندگي مي كنيم . با يك سوال ساده ميتوانيم بگوييم كه شخصيت هر يك از ما به عنوان يك فرد در طول روز فرد فرهنگي است كه در جامعه خود به ارتقاء كمي و كيفي جامعه اش مي تواند كمك كند و در تهيه غذاي خوب فرهنگي به سهم خود كمك نمايد يا اينكه بر عكس با ايستايي خاص و ركود درچرخ تكامل فرهنگي به عنوان مانعي مسأله ساز شود.

الان به اين نكته مي رسيم كه در روحيه سازي فرهنگي مانند روحيه سازي فردي ( با تفاوتهايي كه به طور كلي هست) ميتوان گفت كه عوامل اقتصادي > عوامل سياسي و عوامل اجتماعي بايد به گونه اي طراحي شوند كه اثراتشان روي انسان در جامعه اثري سالم ساز و سلامت ساز باشد و به اين سمت نرود كه اختلالات و ناهنجاري هاي اجتماعي و فرهنگي را به وجود آورد . به اين منظور چون در روحيه سازي > روحيه قوي و حال خوب از اهميت زيادي برخوردار است از نظر تحقيق بخش روان پزشكي دانشگاه پنسيلوانيا سالها تحقيقي را در زمينه حال و روحيه دنبال كرد در پاسخگويي به اين سوال كه ساختار حال خوب و روحيه چيست و چگونه آن را مي توان به صورت فردي اجتماعي و خانوادگي مورد استفاده قرار داد. بحث مدل ها و ساختارها از نظر تحقيي در كارهاي شما ديده شده است .

هر چيز مدلي ونظمي دارد همچنان كه دستور زبان يك نظمي دارد و مشخص است كه در يك زبان > فاعل يا فعل و ... در كدام قسمت جمله قرار گيرند> در زمينه حال و روحيه خوب نظم هايي وجود دارد كه آن هم براي خود سلسله مراتبي دارد كه بايد رعايت شود. اولين موضوعي كه در تحقيق گروههايي كه حال خوب و روحيه خوب داشتند انجام شده است اين نتيجه را نشان داده است كه ذهن انسان داراي اين ويژگي است كه تا حدي مي تاند افكار منفي را تحمل كند. به اين صورت كه حال هر كس در لحظه به عوامل ذهني> جسمي و ارتباطي بستگي دارد كه اگر آنها جمع شود.> فرد رضايت نسبي پيدا مي كند و حال خوبي در او ايجاد مي شود.

يكي از غذاهاي بسيار مهم روح انسان زيبايي است كه خوشبختانه از نظر اسلامي در ارتباط با خداوند بهترينش را داريم مبني بر اين كه خدا زيباست و زيبايي ها را دوست ميدارد. همان طور كه در شهرداري واحدي به نام زيباسازي شهر وجود دارد يكي از وظايف فرهنگ عمومي كمك به شناساندن اهميت زيباسازي اذهان جامعه است . هر كس بايد در ذهن خود در طول روز مقداري ذخيره زيبايي داشته باشد كه اگر اين مقدار كم باشد مانند كمبود ويتامين ها> روح را ناراحت مي كند. كليه بيماران رواني فكرهاي منفي و زشت زيادي در اذهان خود دارند. البته زشت به معناي مسايل ارتباطي نيست بلكه مراد كساني هستند كه خارا مي بينند و گل را نمي بينند . نكبت را مي بينند و نعمت را نمي بينند. شر را مي بينند و خير را نمي بينند> نااميدي را مي بينند و اميد را نمي بينند. يكي ازكارهايي كه از همين الان مي توان انجام داد اين است كه اگر ميخواهيد حالتان بد شود> هر چيز زشتي را در ذهنتان تكرار كنيد مانند بسياري از بيماران رواني كه هميشه خود را زشت مي بينند همسرانشان عزيزانشان جامعه ومحيط شان را زشت مي بينند .

يكي از راههاي ذخيره سازي زيبايي در ذهن كه به روحيه سازي فرهنگي كمك مي كند اين است كه افراد ياد بگيرند در ارتباط با طبيعت ذوق خود را بالا ببرند تا ذهنشان با زيبايي ها ساعاتي را محشور باشد . شما قبل از خواب در جايي مرتفع بايستيد و با نگاه به آسمان گياهان درختان و زيبايي هاي طبيعت ذهن خود را پر كنيد و ببينيد چه حالي به شما دست مي دهد؟ از نظر پزشكي ماده اي در بدن شما به نام آندوفيد ايجاد مي شود كه حالت آسايش و آرامش شفابخش در جسم و روحيه شما به وجود مي آيد . پس بايد جامعه و مردمان را به اين مسأله عادت داد كه ذهنشان را با زيبايي هاي طبيعيت پر كنند. يكي ديگر از كانالهايي كه توسط آن مي توان ذهن را از زيبايي پر كرد رابطه با انسان هاست اعم از انسان هاي معاصر يا انسان هايي كه در قيد حيات نيستند. من در يكي از برنامه هاي تلويزيوني گفتم كه ما يك دنياي خوب و بد دنياي بد داريم. شمر و يزيد ... مربوط به دنياي بد و امام حسين (ع) حضرت فاطمه ( س ) و ... مربوط به دنياي خوب هستند . بسياري از افراد در تاريخ بودند و هم اكنون نيز در دنياي معاصر ما هستند و آنها انسانهايي هستند كه تماس با آنها موجب زيبايي ذهن ما مي شود . وقتي شرح حال حضرت فاطمه (س ) را در راستاي يك همسر ايده آل مي خوانيد آن همه خويشتن داري بزگواري و احترامي كه از طرف پيامبر نبست به ايشان بود يادآوري و خواندن آن صحنه ها ذهن شما را زيبا مي كند البته ممكن است مادر شما هم فرد در مرحله بالاي انساني باشد .

به هر حال حالت بدي كه در جامعه در حال شكل گيري است اين است كه بعضي ها متأسفانه اولويت را به امور منفي مي دهند و بچه ها هم نقل مي كنند و فراموش مي كنند كه اثر بدي براي تربيت فرزندان گذاشته مي شود و فكر ميكنند كه در دنياي بد با افراد وحشتناكي مواجهند كه هيچ اميدي به زندگي نيست . ما همواره بايد شخصيت هاي خوب گذشته و معاصر را يادآوري كنيم و از ياد نبريم اگر مي گوييم شمر هست وجود امام حسين (ع) را هم يادآوري كنيم يا اگر مي گوييم هيتلر در تاريخ وجود داشت بگوييم گاندي > آلبرت شوايتزر> حافظ > مولوي و ... هم بوده اند و نگذايم كه صرفاً امور منفي ذهن را احاطه كند .

ذخيره اول زيباسازي ذهن از طريق طبيعت بوده ذخيره دوم از طريق زيبايي هاي انسان ها بود كه بايد يادآوري شود . اگر در خانواده اي فرد بدي بود و از آن طرف فاميل خوب ديگري هم حضور دارد وظيفه خانواده هست كه به فرزندان يادآوري كنند كه در قبال شخصيت بد فرد خوب هم وجود دارد. يعني در كنار زشتي حتماً زيبايي را هم مطرح كنند. مقوله اي وجود دارد به نام ذهن خائن يعني كه انسان طلب هاي خود را به خاطر دارد و بدهكاري هاي خود را از ياد مي برد . هرچه نكبت هست مي بيند نعمت را نمي بيند و ... به اين طريق روحيه افسردگي پيدا ميكند. آنچه كه درباره زيباسازي ذهن گفته شد از روي ترتيب نبود وليكن در بخش هاي ديگر هر كدام حايز اهميت است .

خلاصه تمام بحث روحيه سازي فرهنگي اين است كه مي كوشين به اين وسيله افراد از حال بد به حال خوب و از روحيه ضعيف به روحيه قو تغيير حالت دهند و تحقيقات علمي نشان مي دهد كه انسان ها وقتي ذهنشان زيبا و درست انديش است حالشان خوب است . و زماني رابطه درست انديشي و ذهن زيبا را دارند كه در شرايط اجتماعي اقتصادي و سياسي زندگي كنند كه در آن حرمت انسان حفظ شود و به قول جامعه شناسان مقررات قوانين و نهادهاي اجتماعي با شناخت دقيق از طبع و طبيعت الگوهايي را تدوين كنند كه فرد در برآوردن نيازهاي اساسي زندگيش كه حق دارد و درست است رضايت خاطر داشته باشد و در اين مجموعه بتواند در جايگاه فرهنگي خود قرار گيرد وبالاخره اين مجموعه را مي توان ويتامين هاي فرهنگي ناميد و جا دارد كه پژوهشگران در اين زمينه تحقيقاتي را دنبال كنند كه به چه مواردي مي توان ويتامين هاي فرهنگي اطلاق كرد و كمبود كداميك از ويتامين هاي فرهنگي است كه باعث مي شود روحيه ضعيف و افسرده شود و روحيه فرهنگي به يك روحيه ناسالم تبديل شود.

نويسنده : دكتر عيسي جلالي

http://www.iranpress.ir/farhang/template1/News.aspx?NID=181


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۲ - تقويت روحيه و اراده ، تعالي همت ( ۹)

دولت سليماني در سايه سار همت بلند  
 

همت واژه اي عربي است كه داراي معاني چندي از جمله حزن و غم، اراده، دوستي و محبت به چيزي، تشويش و اضطراب، عزم و قصد به كار رفته است. اهتمام شخص به چيزي به معناي عنايت و توجه ويژه به امر آن مي باشد كه موجبات قلق و اضطراب و تشويش شخص را نيز فراهم مي آورد و همه فكر و ذهن وي را به خود مشغول مي دارد و هم و غم او را شكل مي بخشد.

هنگامي كه به عنوان صفت شخصي به كار مي رود و گفته مي شود كه فلاني انساني با همت است به معناي آن است كه عالي ترين و برترين چيزها را مي جويد و طلب مي كند. از اين روست كه وي را صاحب همت بلند نيز مي گويند كه در طلب معالي امور مي باشد. برخي آن را به عزم قوي و يا نخستين عزم تفسير كرده اند و برخي ديگر بر اين باورند كه همت چيزي است كه شخص چيزي را قصد كرده و تا انجام ندهد و به آن دست نيابد از پا نمي نشيند. بر اين اساس مهمات امور، چيزهايي است كه همه دغدغه فكري و عملي شخص را تشكيل مي دهد. (نگاهي كنيد به فرهنگ هاي عربي از جمله لسان العرب، المنجد و اقرب الموارد و مانند آن)

به نظر مي رسد كه هر اراده اي با هم و غمي همراه است كه از آن به انگيزه ياد مي شود و با همت است كه در خارج آن معنا و تصوير ذهني تحقق مي يابد و شكل محسوس و ملموس آن را نشان مي دهد. به سخن ديگر، هر تصوير ذهني كه انگيزه آدمي را برمي انگيزد هم و غمي است كه با كار و تلاش و همت و عزم قوي در خارج تحقق مي يابد و صورت واقعيت به خود مي گيرد. از اين روست كه گفته اند: الاراده تبدأ بالهم و تنتهي بالهمه . انسان داراي علو همت كسي است كه تا دست يابي به آن چه اراده كرده است دست از تلاش و كار برنمي دارد. بنابراين همت نهايت و منتهاي اراده انساني است و انسان به درجه عالي از ايمان جز از راه همت بلند نمي رسد.

● علو همت و همت بلند

اما مراد از علو همت يا همان همت بلند چيست؟ به نظر مي رسد كه در اين تعبير آن چه بيشتر مورد توجه است، بعد كيفي هرچيزي است نه بعد و جهت كمي و مقداري آن. از اين رو به جاي تراكم همت از علو و بلندي آن سخن به ميان آمده است؛ هرچند كه همت مضاعف و متراكم مي تواند بلندا و علو همت را نيز برساند ولي بي شك علو همت نيازمند همت مضاعف و تلاش و كار بسيار است. همه پيامبران و اولياي الهي داراي همت هاي بلند بودند و در طلب و جست و جوي علم و جود و كرم و تقوا و اجراي عدالت الهي همت عالي از خود نشان دادند و خداوند برخي از ايشان را به صاحبان عزم و اولوالعزم ستوده است.

برخي از انديشمندان همت را همان انگيزه بر عمل و كار دانسته اند. چنان كه همت به بلند و پست توصيف مي شود. به اين معنا كه همت ها و انگيزه هاي عمل مي تواند پست و يا بلند باشد؛ زيرا برخي از مردم پست ترين چيزها را مقصد و مقصود خود قرار مي دهند و به امور پست و كم ارزش بسنده مي كنند ولي برخي ديگر داراي همت هاي بلند هستند و به عالي ترين امور و باارزش ترين چيزها توجه داشته و مي كوشند تا به آن دست يابند. اين گونه است كه همت هاي بلند به كمتر از تمام و كمال هرچيزي نمي انديشند و در امور معنوي جز متاله شدن و خدايي گشتن را مقصد و مقصود خود قرار نمي دهند. در نفس چنين اشخاصي جز خدايي شدن قرار نمي گيرد و جز به آن قانع نمي شوند و رضايت نمي دهند. از اين روست كه قرب الهي را مي جويند و آرامش و آسايش را در خشنودي و رضايت الهي مي طلبند و بهشت ذات را مقصد خويش قرار مي دهند و به امور پست و مقامات حتي معنوي شاد نمي شوند و دل خوش نمي دارند.

در برابر برخي از مردمان با آن كه روزگار زمينه رشد و بالندگي ايشان را فراهم آورده است ولي همت ايشان چون پست و فرومايه است، گرايش به بلندي نمي يابند و به همان پستي دل خوش مي دارند. از اين روست كه به همان پست ها و فرومايه هاي هرچيزي بسنده مي كنند و تلاشي براي دست يابي به امور مهم و با ارزش تر به خرج نمي دهند.

به هرحال، همت همان انگيزه هاي دروني و نفساني است كه عامل تحرك و حركت بشر مي شود و مي تواند همتي بلند و پست باشد و اين امر بستگي به شرايط اشخاص و جامعه فرق كرده و متمايز مي گردد.

قال أبو الطيب المتنبي رحمه الله تعالي:

علي قدر اهل العزم تأتي العزائم

و تأتي علي قدر الكرام المكارم

و تعظم في عين الصغير صغارها

و تصغر في عين العظيم العظائم

در ارزش و اهميت علو همت همين بس كه چنين اشخاصي نه تنها خود را بلند مي دارند و به مقاصد عالي و بلند خويش مي رسند بلكه تغييرات شگرفي را در جامعه و محيط پيراموني خويش نيز پديد مي آورند و ديگران را نيز تحت تأثير خويش قرار مي دهند و حتي تاريخ بشريت را متأثر از همت و رفتار و كارهاي خويش مي سازند.

راه هاي دست يابي به همت بلند

بي گمان رسيدن به هر هدفي راهي دارد كه مي بايست پيموده شود. راه دست يابي به همت بلند آن است كه انسان خود را چنان بسازد كه مطابق فلسفه آفرينش و اهداف آن باشد. بر اين اساس است كه مي توان اميدوار شد كه به انگيزه هاي پست دل نمي بندد و امور ناچيز و كم اهميت و بي ارزش يا كم ارزش او را شادان نمي سازد.

مجاهدت و تلاش در اين راهي كه خداوند تعريف كرده و قرار داده است مي تواند زمينه رشد و بالندگي فكري و روحي شخص را فراهم آورد. از اين رو خداوند در سوره عنكبوت به صراحت مي فرمايد: «الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا.» پس هر كسي كه بلند همت مي جويد و علو همت مي طلبد مي بايست در مسير تعيين شده الهي حركت كند.

توكل به خدا در همه امور مي تواند اراده آدمي را قوي و استوار سازد؛ زيرا در برخي از مواردي كه دچار شكست مي شود نوميد نمي گردد و دست از كار و تلاش نمي شويد و اميدوارانه به توفيق الهي حركت خويش را ادامه مي دهد و تا دست يابي كامل به مقصد و مقصود از پا نمي نشيند، زيرا مي داند كه خداوند درجات ما را بلند مي دارد و همت ما را والا مي سازد.

نكته اي كه نبايد از آن غفلت ورزيد فقر ذاتي بشر است. اين توجه به فقر ذاتي موجب مي شود تا در اعتماد به نفس به بيراهه نرود و بر خود نبالد و از خداوند غافل نشود. آگاهي از قصور و كوتاهي همت و نياز آن به تطور و تكامل از سويي و نيز دانايي نسبت به حضور ربوبي و پروردگاري خداوند در هر كاري موجب مي شود تا هرگز براي اراده خود بيش از اندازه، ارزش قايل نشود و همواره بر زبان و دل و جانش «ان شاء الله» جاري باشد و بدان اعتراف كند.

اعتراف به قصور همت و باور به امكان رشد و تكامل آن دو عامل اساسي و مهم در مساله همت است؛ زيرا اين دو امر موجب مي شود تا ضمن ايجاد توكل به خداوند، تلاشي را درراستاي رضاي خداوند انجام دهد و زمينه را براي تطور و تكامل همت خويش فراهم آورد.

مطالعه زندگي وسيره اولياي الهي عاملي است تا آدمي را برانگيزد تا همت خويش را بلند سازد و از كوتاهي و قصور درهمت رهايي يابد. از اين روست كه بسياري از انديشمندان درحوزه تربيت و تعليم بر مطالعه سرگذشت مردمان موفق و بلند همت تاكيد مي ورزند.

هم چنين همراهي و مصاحبت با صاحبان همت بلند و اقتدا به سيره و رفتار ايشان مي تواند درايجاد همت بلند در انسان كمك شايان بكند. از اين روست كه در انتخاب دوست مي بايست به كساني تكيه كرد كه داراي همت بلند هستند و درزندگي خويش موفقيت را قرين مي باشند.

درزندگي امور بسياري است كه مي بايست به آن توجه يافت؛ بسياري از مردم از تحليل امور مهم از اهم عاجز و ناتوان هستند، همين ناتواني است كه آنان را از دست يابي به موفقيت هاي بزرگ باز مي دارد.

بنابراين لازم است تا در زندگي ميان امور تفاوت قايل شويم و براي آن ها ارزش هاي مساوي قرار ندهيم بلكه مراعات اولويات را داشته باشم و با اهم و مهم كردن آن ها توجه و اهتمام بيش تري به مسايل اهم داشته باشيم.

رقابت امري است كه مي تواند همت ها را بلند سازد و عالي گرداند. از اين روست كه خداوند در قرآن از تسارع و استباق دركارهاي خبر سخن به ميان مي آورد تا با ايجاد رقابت سالم، همت ها را بلند سازد.

رقابت سالم در دانش آموزان مي تواند درايجاد انگيزه و يا تقويت انگيزه و تعالي آن نقش مهم و اساسي را ايفا كند. همين مساله در امور زندگي معمولي و ميان ملت ها نيز اتفاق مي افتد.

انسان ها به طور طبيعي نيازمند سرمشق هستند؛ چنان كه آنان به طور طبيعي به چيزي كه عادت كرده اند به سادگي عمل مي كنند. براين اساس مي بايست الگوهايي را به ايشان نشان داد و آنان را تشويق و ترغيب كرد تا بدان رفتارهاي انسان هاي بلند همت را تقليد كنند و به آن عادت نمايند. به هرحال عادت در تحصيل كمالات و تشويق مردمان به معرفت و دانش مي تواند مهم ترين عامل در ايجاد انگيزه هاي بلند در مردم باشد.انسان مي بايست همواره به بالاتر از آن چيزي كه دارد گرايش داشته باشد و اين گونه عادت كند كه به آن چه دارد رضايت ندهد و بسنده نكند بلكه برتر از آن را بجويد و در راستاي دست يابي به آن تلاش كند.البته عدم رضايت به معناي ناشكري و ناسپاسي نيست. اگر هر كسي از مقامي كه در آن نشسته است جلوتر آيد، هرگز دست از كوشش وتلاش بر نمي دارد و سكون و تنبلي پيشه نمي كند. از آن جايي كه براي هركمالي، فراتري است تا تمام كمال نمي بايست دست از كوشش و تلاش برداشت و به كم آن بسنده نمود.

دوري و اجتناب از هرچيزي كه موجبات تباهي و سقوط آدمي مي شود از اموري است كه آدمي را به سوي همت بلند مي كشاند. بسياري از مردم توانمندي هاي خويش را صرف اموري مي كنند كه برايشان سودي ندارد بلكه موجبات زيان و ضرر ايشان مي شود. از اين جمله مسائل مي توان به اموري چون وقت گذراني به شكل ولگردي و وبگردي و مانند آن بي هدف مشروع و معقول اشاره كرد. رفيق بازي و سرگرمي هاي رايانه اي و فرو رفتن درماديات و تفريحات بيش از اندازه را مي توان از اين امور نامشروع و نامعقول برشمرد.

● همت از منظر روايات

در روايات از ارزش و قدر همت بسيار سخن به ميان آمده است. از پيامبر(ص) نقل است كه فرموده است: «من هم بحسنه ، فلم يعملها، كتبها الله عنده حسنه كامله ؛ هر كسي به همت به انجام حسنه اي داشته باشد و آن را انجام ندهد خداوند برايش حسنه كامل مي نويسد.»

اميرمؤمنان حضرت علي(ع) در اين باره مي فرمايد: «قدر الرجل علي قدر همته؛ قدر و ارزش هر انساني به قدر همت اوست.» (نهج البلاغه، صبحي، حكمت شماره۷۴)

و در جاي ديگر مي فرمايد: «شرف انسان به همت هاي عالي اوست نه به استخوان هاي پوسيده نياكان.» (غرر الحكم و دررالكلم، ص ۷۸)

آن حضرت همچنين مي فرمايد: من شرف الهمه لزوم القناعه ؛ از شرافت همت، ملازم شدن شخص با قناعت است. (غررالحكم ۵۳۴۹)

آن حضرت در جايي ديگر مي فرمايد: «من شرف الهمه بذل الاحسان»؛ بذل احسان نشانه بلندي همت است. (عبدالواحد، آمدي، تصنيف غررالحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبليغات اسلامي، ۸۷۳۱، چاپ دوم، ص ۲۸۳)

از نظر اميرمؤمنان علي(ع) علو همت و بلندي آن نتيجه طبيعي حلم عقلاني و خونسردي است. آن حضرت(ع) مي فرمايد: «والحلم و الاناه توامان ينتجها علو الهمه، حلم و خونسردي (در برابر حوادث تلخ) فرزندان دوقلويي هستند كه از آنها همت بلند متولد مي شود.»

همين ارزش و جايگاه همت در زندگي بشر است كه بسياري از شاعران پارسي گو براساس فرهنگ غني اسلام در اشعار خويش به مدح و ستايش همت پرداخته اند كه از آن جمله مي توان به اشعار زير اشاره كرد:

همت اگر سلسله جنبان شود

مور تواند كه سليمان شود

يا

اهل همت را ز ناهمواري گردون چه باك

سير انجم را چه غم كاندر زمين چون و چراست

يا

آن را كه عقل و همت و تدبير و رأي نيست

خوش گفت پرده دار كه كس در سراي نيست

فرد و يا جامعه اي اگر كاري را اراده كنند، مي توانند آن را انجام دهند. توفيق انجام كار، همان عزم و اراده انجام آن است.

حضرت امام صادق(ع) در اين زمينه مي فرمايند: «هرگز بدني از انجام آنچه كه اراده كرده و همت گماشته، ضعيف نخواهد شد.»(وسائل الشيعه، ج۱، ص ۸۳)

اميرمؤمنان علي(ع) مي فرمايد: «بهترين همت ها، بزرگ ترين آن هاست.» آري اين همت هاي بزرگ و اهداف والا هستند كه انسان ها را به تلاش هاي ارزشمند، مداوم، پي گير و خستگي ناپذير فرامي خوانند. (محمدحسن نبوي، مديريت اسلامي، ص ۵۶ و ۶۶)

همچنين امام حسين(ع) از پيامبر اعظم(ص) نقل مي فرمايند: «خدا كارهاي بلند و همت هاي والا را دوست دارد و از كارهاي سست و همت هاي فرومايه كراهت دارد.» (عبدالله جوادي آملي، اخلاق كارگزاران در حكومت اسلامي، ص ۹۷، به نقل از: تاريخ يعقوبي، ج۲، ص ۶۴۲)
 

   محسن حيدرزاده  :  روزنامه كيهان ( www.kayhannews.ir


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][l" target="_blank">۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.