مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3523
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 10
همه : 4259059

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۱۰)

چگونه در مواقع سخت ، خونسرد باشيم؟


اگر مصاحبه اي داريد تشويش و نگراني تان كاملا طبيعي است. اگرچه براي از بين بردن نگراني و استرس راهكار قطعي اي وجود ندارد اما راههايي براي آرام كردنتان وجود دارد كه در زير آمده است:


 ▪ آماده شويد:
 اكثر ما، وقتي هنوز كاملا آمادگي كاري را نداريم نگران و عصبي مي شويم. اگر سخنراني داريد، يك شب قبل از آن تمرين كنيد و يادداشت برداريد يا زمان بيشتري را صرف تمرين روي متن سخنراني تان بكنيد طوري كه به زمان حضورتان لطمه اي نخورد و سر موقع در جمع مهمانان حاضر شويد. زيرا هرچه ديرتر به محل برسيد دستپاچگي شما بيشتر مي شود و تمركزتان را از دست مي دهيد. همچنين قبل از سخنراني كاملا استراحت كنيد تا بدون استرس بتوانيد يك سخنراني خوبي را ارائه دهيد.


 ▪ خودتان را آرام كنيد:
 از خوراكي هايي كه خاصيت آرامش بخشي دارند استفاده كنيد مثلا چاي بابونه بخوريد. اما از مواد مهيج و هيجان انگيز مانند كافئين و سيگار و مشروبات الكلي كه ضربان قلبتان را بالا مي برد پرهيز كنيد. شما هرگز نمي دانيد بدنتان در مقابل اين مواد چه واكنشي نشان مي دهد. پس چرا ريسك كنيد؟


 ▪ تنش ها را از خودتان دور كنيد:
 معمولا وقتي كه تنش و نگراني به سراغمان مي آيد، ماهيچه هايمان به هم گره مي خورد كه درنتيجه گردش خونمان كم مي شود و امكان ريلكس شدن و آرامش داشتن سختتر مي شود. براي اينكه از اين اتفاق جلوگيري كنيد، ماهيچه هاي پايتان را منقبض كنيد، تا ۵ بشماريد و ماهيچه ها را آزاد كنيد. به همين روش انقباض ماهيچه هاي نقاط ديگر بدنتان را ادامه دهيد، و وقتي ماهيچه هاي شانه ها و گردنتان را منقبض كرديد، متوقف كنيد.


 ▪ هوا را به داخل فرو ببريد:
 اگر نفس عميق مي كشيد، هوا را از طريق بيني تان از شكمتان (نه از قفسه سينه تان) به داخل بكشيد. اين كار، آرامشي را براي شما به ارمغان مي آورد.


 ▪ با پزشك مشورت كنيد:
 مصرف بعضي داروها باعث عصبي شدن و تشويش و نگراني مي شود. اما انجام دادن يوگا به صورت مرتب تاثير بسزايي در از بين بردن تنش ها و نگراني ها دارد همچنين يوگا يك راه طولاني مدت براي كنترل اعصاب مي باشد.
 
پورتال سيمرغ


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۹)

مهار خشم و آشنايي با انواع عصبانيت

عصبانيت بخشي طبيعي از حالات انسان است كه كنار آمدن با آن هميشه هم آسان نيست. وقتي افراد نمي توانند آنرا كنترل كنند، آزار وآسيب هايي كه مي رسانند كاملاً مشهود است.

خيلي افراد عصبانيت خود را پنهان مي كنند. خيلي ها آن را با خشم و غضب بيرون مي دهند. براي خيلي هاي ديگر هم، عصبانيت يك حالت مزمن و سخت است كه عادت خشم و عصبانيت بطور مداوم نمود مي كند.

عصبانيت 10 نوع مختلف دارد:

اجتناب از عصبانيت: اين افراد اصلاً از عصبانيت خوششان نمي آيد. خيلي ها از عصبانيت خودشان يا ديگران واهمه دارند و مي ترسند كه كنترل خود را از دست بدهند. خيلي ها فكر مي كنند عصباني شدن كار زشتي است. اين دسته از افراد تصور مي كنند كه بايد هميشه مهربان و خوش خلق باشند تا احساس آرامش و امنيت كنند.

البته اينها هم مشكلاتي دارند. عصبانيت مي تواند به ما كمك كند وقتي اشكالي در كار وجود دارد آنرا برطرف كنيم. اما اين دسته افراد، احساس گناه مي كنند. به همين خاطر از خطاهاي ديگران مي گذرند.

عصبانيت موزي: اين افراد هيچوقت نمي گذارند كه ديگران متوجه عصبانيت آنها بشوند. گاهي اوقات حتي خودشان هم نمي دانند كه چقدر عصباني هستند. اما اين عصبانيت به شكل هاي مختلف نمود پيدا مي كند مثل فراموش كردن مسائل يااينكه مي گويند مي خواهند كاري را انجام دهند اما هيچوقت دنبال آنرا نمي گيرند. گاهي هم فقط مي نشينند و فكر ديگران را خراب مي كنند. اين افراد مظلوم و صدمه ديده به نظر مي رسند و باعث مي شود كه مدام از آنها بپرسيد، "چرا از دست من عصباني هستي؟" وقتي  با اين رفتارهايشان فكر ديگران را خراب مي كنند، روي زندگي خود كنترل پيدا مي كنند. اما با همه اين حرف ها نيازها و خواسته هاي خودشان را هم گاهي فراموش مي كنند. نمي دانند بايد با زندگي خود چه بكنند و اين منجر به خستگي، بي حوصلگي و نارضايتي از روابطشان مي شود.

 عصبانيت پارانويايي: اين نوع عصبانيت زماني اتفاق مي افتد كه كسي از طرف ديگران مورد تهديد غيرمنطقي قرار گرفته است. آنها همه جا دنبال خشونت هستند. مطمئن هستند كه ديگران مي خواهند متعلقاتشان را از آنها بگيرند. فكر مي كنند كه ديگران مي خواهند به آنها آسيب فيزيكي يا كلامي بزنند. به خاطر همين تصورات بيشتر اوقات خود را با حسادت صرف گارد گرفتن و دفاع كردن از چيزهايي كه فكر مي كنند به آنها تعلق دارد مي كنند—عشق همسرشان، پولشان، يا چيزهاي باارزش ديگري كه دارند. افراديكه عصبانيت پارانويايي دارند عصبانيتشان را به اين و آن هم مي دهند. بدون اينكه متوجه عصبانيت خودشان باشند، فكر مي كنند همه آدم هاي ديگر عصباني هستند. آنها راهش را پيدا كرده اند كه چطور بدون احساس گناه عصباني شوند. هيچ امنيتي در زندگي خود احساس نمي كنند و به هيچكس هم اعتماد ندارند. قضاوت ضعيفي دارند چون عصبانيت و احساسات خودشان را با عصبانت بقيه اشتباه مي گيرند. آنها عصبانيت خود را در كلمات و چشمان دوستان، همكاران و نزديكان خود مي بينند و همين باعث سرگشتگي آنها مي شود.

عصبانيت ناگهاني: افراديكه عصبانيت ناگهاني دارند، مثل يك صاعقه اي در يك روز تابستاني منفجر مي شوند. از هيچ نقطه خاصي نشانه نمي گيرند، منفجر و بعد ناپديد مي شوند. گاهي اوقات فقط رعد و برق است، و خيلي زود از بين مي رود. اما معمولاً باعث آزاد و اذيت خيلي ها مي شود. آنها كه عصبانيت ناگهاني دارند، همه احساسات خود ر ا رها مي كنند و بعد احساس خوبي به آنها دست مي دهد و حس مي كنند كه رها شده اند. نداشتن كنترل مشكل اصلي اين دسته افراد است. اين عصبانيت ها مي تواند براي خود فرد و ديگران خطر بزرگي محسوب شود. آنها معمولاً حرف هايي مي زنند و كارهايي مي كنند كه بعداً از آن پشيمان مي شود اما آنموقع ديگر خيلي دير شده است و پشيماني سودي ندارد.

عصبانيت شرماگين: آنهايي كه به توجه زيادي نياز دارند يا خيلي به انتقاد حساس هستند معمولاً دچار اين نوع عصبانيت مي شوند. كوچكترين انتقادي احساس شرم و خجالت را در آنها زنده مي كند و متاسفانه اين افراد خودشان را خيلي دوست ندارند. احساس مي كنند بي ارزش هستند، به اندازه كافي خوب نيستند، و كسي آنها را دوست ندارد. و وقتي كسي به آنها بي محلي مي كند يا حرفي منفي درموردشان مي زند، آن را نشانه اين مي دانند كه آن فرد دوستشان ندارد. و اين خيلي آنها را عصباني مي كند. با خودشان فكر مي كنند، "تو باعث شدي من احساس بدي پيدا كنم به خاطر همين تلافي اش را سرت درمي آورم." آنها با مقصر كردن، انتقاد كردن، و مسخره كردن ديگران اين حس خجالت و شرم را از بين مي برند. عصبانيت آنها به آنها كمك مي كند از هر كسي كه باعث شده آنها احساس شرم و خجالت كنند، انتقام بگيرند. اما اين شيوه عصبانيت خيلي خوب عمل نمي كند. چون باعث مي شود كساني را كه دوست دارند ناراحت كنند. عصبانيت و از دست دادن كنترل فقط باعث مي شود كه احساس بدتري نسبت به خودشان پيدا كنند.

عصبانيت تعمدي: اين عصبانيت برنامه ريزي شده است. كساني كه از اين نوع عصبانيت استفاده مي كنند معمولاً از كار خود آگاهند. واقعاً احساس عصبانيت نمي كنند، حداقل در ابتداي كار. دوست دارند ديگران را كنترل كنند و به نظرشان بهترين راه براي آن عصبانيت است و حتي گاهي اوقات خشونت. قدرت و كنترل چيزي است كه از اين عصبانيت به دنبال آن هستند. هدف آنها اين است كه به تهديد و ارعاب ديگران، به آنچه كه مي خواهند برسند. اين روش تا وقتي موثر است اما در طولاني مدت بي اثر مي شود. مردم بالاخره راهي براي خلاصي و فرار از اين عصبانيت ها پيدا مي كنند.

عصبانيت اعتيادي: برخي افراد به آن احساسات قوي كه همراه باعصبانيت مي آيد نياز دارند. حتي اگر مشكلاتي كه عصبانيتشان به وجودمي آورد را دوست نداشته باشند، شدت آنرا دوست دارند. عصبانيت آنها بيشتر نوعي عادت بد است كه اشتياق احساسي ايجاد ميكند. جالب و سرگرم كننده نيست، اما قوي است. اين افراد وقتي از عصبانيت منفجر مي شوند، قدرت بسيار بالايي احساس مي كنند. احساس مي كنند زنده اند و سرشار از انرژي هستند. اما همه اعتيادها به نوعي مخرب است. اين اعتياد هم از قاعده مستثني نيست. آنها نمي توانند راه هاي ديگري براي شاد شدن پيدا كنند و به خاطر همين به عصبانيت تكيه مي كنند.

 عصبانيت عادتي: عصبانيت مي تواند به يك عادت بد تبديل شود. آنهايي كه عادتاً افرادي عصباني هستند، هميشه دچار عصبانيت مي شوند كه بيشتر مواقع سر مسائل بسيار كوچك و پيش پا افتاده است. در همه چيز و همه كس دنبال بدنترين نكته هستند. هميشه با احساس عصبانيت از چيزي به رختخواب مي روند و حتي خواب هايي كه مي بينند هم با اين عصبانيت دمخور است. افكار عصباني آنها باعث مي شود دعواها و مشاجرات بيشتر و بيشتري داشته باشند. حتي بااينكه خوشان هم از اين وضعيت ناراضي هستند، اما نمي توانند دست از اين عصبانيت ها بردارند. آنها نمي توانند به كساني كه دوستشان دارند نزديك شوند چون عصبانيتشان بين آنها فاصله مي اندازد.

عصبانيت اخلاقي: بعضي افراد فكر مي كنند حق دارند عصباني شوند چون يكي قانونشكني كرده است. اين باعث مي شود فردي كه قانونشكن، بد، شرير، گناهكار و بدجنس است تنبيه شود. اين افراد معمولاً به خاطر اشتباهات و كارهاينها كم بدي كه ديگران انجام مي دهند، عصباني مي شوند. مي گويند كه حق دارند از باورها و اعتقاداتشان دفاع كنند. حس برتري اخلاقي به آنها دست مي دهد. وقتي به خاطر اين دلايل عصباني مي شوند به هيچ وجه احساس گناه نمي كنند. حتي در عصبانيتشان هم خودشان را از ديگران برتر و والاتر مي دانند. طرز فكر اين افراد سياه و سفيد است و دنيا را خيلي ساده مي بينند. نمي توانند كساني را كه با آنها تفاوت دارند را درك كنند. تفكرات آنها خشك و سختگيرانه است.

نفرت: نفرت نوعي سخت از عصبانيت است. يك نوع زننده و بد از عصبانيت است كه زماني اتفاق مي افتد كه فرد به اين نتيجه مي رسد كه آن فرد مقابل كاملاً بد است. بخشيدن آن فرد به نظر غيرممكن مي آيد و درعوض ترجيح مي دهند كه او را تحقير كرده و از او متنفر شوند. نفرت با عصبانيتي شروع مي شود كه برطرف نمي شود. بعد به خشم و كينه مبدل مي شود و بعد يك نفرت واقعي كه ت ابديت ادامه مي يابد. اين افراد معمولاً دنبال اين هستند كه چطور آن فردرا تنبيه كنند و معمولاً به آن فكرمي كنند. آنها تصور مي كنند كه خودشان قرباني هايي معصوم هستند. و دنيايي دشمن براي خودشان مي سازند كه بايد با آنها جنگ كنند و با نفرت و كينه با آنها مقابله مي كنند. اما اين تنفر به مرور زمان آسيب ها و تخريب هاي زيادي ايجاد ميكند. افراد متنفر نمي توانند با زندگي كنار بيايند.

عصبانيت يك حس نيرنگ آميز است كه وقتي ندانيد چطور بايد از آن استفاده كنيد، استفاده از آن برايتان دشوار خواهد بود. خيلي وقت ها مي تواند كمك خوبي به شمار برسد البته به شرط اينكه در دام هيچكدام از عصبانيت هايي كه توضيح داديم نيفتيد. آنهايي كه خوب از عصبانيت استفاده مي كنند روابط نرمال و سالمي با عصبانيت خود دارند. عصبانيت به نظر آنها اين است:

·         عصبانيت بخشي عادي از زندگي است.

·         نشانه خوبي براي وجود مشكل در زندگي فرد مي باشد.

·         اعمال توام با عصبانيت بايد با دقت كنترل شوند. لزومي ندارد چون مي توانيد حتماً بايد عصباني شويد.

·         عصبانيت اگر در حد اعتدال باشد هيچوقت كنترل فرد از دست نمي رود.

·         هدف حل مشكل است نه فقط ابراز عصبانيت.

·         عصبانيت به طريقي نشان داده مي شود كه ديگران قادر به درك آن باشند.

·         عصبانيت موقتي و زودگذر است. وقتي مشكل حل شد، از بين مي رود.

وقتي مهارت هاي درست و صحيح براي عصباني شدن را ياد بگيريد و تمرين كنيد، هيچوقت از عصبانيتتان بعنوان يك بهانه استفاده نخواهيد كرد. مسئوليت حرفهايي كه مي زنيد و كارهايي كه مي كنيد را گردن مي گيريد حتي اگر از عصبانيت جنون پيدا كنيد

هرچه بيشتر درمورد طريقه عصبانيت شخصي خود بدانيد، كنترل بيشتري روي زندگيتان خواهيد داشت. آنوقت مي توانيد عصبانيت و خشم اضافي و بيهوده را ناديده بگيريد.

http://www.mardoman.net/life/angertypes/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۸)
 
 تنفر چيز خوبي نيست  


  وقتي از چيزي تنفر داشته باشيم به گونه اي نامرئي به آن متصل مي مانيم و اين اتصال ، باعث ماندگاري موضوع تنفر مي شود.
مثال: فرض كنيد كه مقروض هستيد و از بدهكاري تنفر داريد.
با اين شرايط بهبود بخشيدن به وضعيت مالي ، كار آساني نيست. شما انرژي فراواني را صرف نشان دادن تنفرتان از قرض مي كنيد: "من دارم درجا مي زنم"،"من غرق شده ام"و... اما راه خروج از قرض و بدهكاري اين است كه واقعيت موجود را بپذيريم و بدون آشوب و اضطراب راهي براي خروج پيدا كنيم.
پذيرفتن واقعيت موجود به معني"تسليم شدن" نيست بلكه به معني درك واقعيت است . با عصباني شدن و دعوا كردن راه به جايي نمي بريد.براي غلبه كردن بر چيزي كه دوستش نداريد ابتدا بايد به جاي مقاومت كردن آن را بپذيريد و آنگاه چيزي مثبت را جايگزينش كنيد.
برگرفته از كتاب رازشادزيستن   
 
 روزنامه ابتكار
  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۷)
 
 دلبستگي يا تنفر ؟  


  از هر چيز كه دلبسته آن شوي از تو دور مي شود . از هر چيز كه فرار مي كني سراغ تو مي آيد.خوب دقت كن ! به اولي وابستگي داري كه باشد از تو دور ميشود و به دومي وابستگي داري كه نباشد سراغت مي آيد اين قانون كائنات وهستي است اين موضوع چيزي را ميخواهد به تو بگويد اينكه تو نبايد وابسته باشي تما م جريانات زندگي طوري قرار داده شده است كه وابستگي تو را از بين ببرد.تمام هستي به سمتي مي رود كه تو را در حد وسط نقطه تعادل نگه دارد.


خواستن و دوست داشتن چيزي با وابستگي فرق دارد. نخواستن با تنفر از چيزي فرق دارد.
حد وسط نقطه تعادل است. اين موضوع تو را به سمت خدا مي كشد تو فقط بايد وابسته و سر سپرده ي خدا باشي و لا غير . تمام اين قوانين مي خواهد وحدانيت ويكتايي خداوند را به اثبات برساند.
تو بايد فقط وابسته به خدا باشي تو حتي نبايد به كلمه_يك فكر _ راه وروش وابسته باشي اين ها وسيله هستند وابستگي بايد براي خدا باشد.


به هر چيز كه وابسته شدي كه باشد نابود مي شود به هر چيز كه وابسته شدي كه نباشد خلق ميشود پس سعي كن در حد وسط زندگي كني تنها پناهگاه تو خداست.


وقتي به چيزي وابسته ميشوي كه باشد از تو دور ميشود تو بجايي مي رسي كه درمانده ميشوي وناگهان از اين وضعيت خسته ميشوي وابستگي را رها مي كني چيزي كه خواستي به سرعت به تو خواهد رسيد .وگاهي وابسته اي كه چيزي نباشد به سراغ تو مي آيد وخلق ميشود وقتي صبر و تحمل كردي وبه نقطه اي رسيدي كه از آن موضوع فرار نكردي وبا تمام وجود آن را پذيرفتي كه باشد آنگاه آن موضوع محو ميشود .

تو خود بگو اين چه معنا يي دارد؟ اين يعني تسليم باش تسليم در برابر خدا .
در حد وسط زندگي كن
 

http://www.aftabir.com/
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۶)

نفرت از يكديگر ، پروژه پنهان اين قرن

نفرت از ديگران ناشي از يك سري خشم هاي فرو خورده و يا حسادت ها كينه توزي هاست. كه بسيار آزار دهنده است . و واقعا انسان را در تنگنا قرار مي دهد و چه بسا كه اتفاقات ناگواري را به دنبال داشته باشد .

اگر انسان نتواند خشم خود را در موردي و به هر دليلي جز در راه رضاي الهي ظاهر ساخته و به ناچار آن ‌را فرو خورد، آن خشم به باطن انسان رفته و به صورت عقده و كينه در مي‌آيد و به اين ترتيب قلب آدمي عداوت و تنفر از ديگري را در خود نگاه داشته و بر اين حالت باقي مي‌ماند. رسول خدا(ص) مي‌فرمايد: «مؤمن كينه توز نيست.»(محجة البيضاء5/317).

و اين نفرت ميتواند هزار و يك دليل داشته باشد كه در صدد بيان آن نيستيم چون هر كسي خودش بهتر ميداند كه دليل نفرتش چيست؟ اما بايد دانست كه اين حالتي است بس زشت و ناپسند چرا كه ما بايد نسبت به خطاهاي ديگران رئوف و مهربان باشيم وقتي كه خداوند متعال هر خطايي از ما سر ميزند را با مهرباني و لطف مي بخشد بدون اينكه هيچ نيازي به ما موجودات ضعيف داشته باشد، پس آيا بهتر نيست ما هم كه خود سراپا نقص و عيب هستيم كمتر خطاهاي ديگران را ببينيم و بذرهاي كينه و نفرت را از دل بيرون بريزيم و نگذاريم رشد كنند؟

راه درمان نفرت :

در مورد درمان كينه و نفرت راه‌هاي زيادي وجود دارد كه به تناسب اشخاص و با توجه به روحيات آن‌ها و شدت و ضعف كينه و نفرتي كه در دل دارند متفاوت است. اما آن‌چه مي‌توان به عنوان يك نسخه عمومي براي همه موارد استفاده كرد شامل مراحلي است كه به برخي از آن‌ها به طور خلاصه اشاره مي‌شود.

1. تأمل در عملي كه موجب كينه شده است. اگر عمل شخصي كه از او كينه به دل گرفته‌ايد را مورد بازبيني قرار دهيد از دو حالت خارج نيست. يا عمل او مورد رضاي خداوند بوده و شما تحمل كار الهي را نداشته‌ايد به طور مثال عمل خلافي را در محل كار انجام داده‌ايد مانند رشوه گرفتن و همكارتان شرح ماوقع را براي رئيس اداره بيان كرده و شما مورد مؤاخذه قرار گرفته‌ايد و همين عامل سبب كينه شما از همكارتان را فراهم آورده است و يا پسر يا دختري كه روابط مخالف شرعي را با جنس مخالف خود برقرار كرده و دوست او ماجرا را براي والدين او تعريف كرده است كه وي را نصيحت كنند.

شخص كينه توز بايد بداند كه هر چه اين صفت رذيله در قلب وي استمرار پيدا كند وي در غم و اندوه بسر برده و در دنيا و آخرت آزار و عذاب مي‌كشد. و به دليل عدم ابراز حالت خود دچار بيماري‌هاي مختلف رواني و روحي مي‌گردد

در اين موارد بايد گفت كه عيب متوجه خود انسان كينه توز است و بايد ظرفيت خود را در پذيرش حقايق بالا ببرد و شرح صدر نسبت به تكاليف شرعي و دستورات اسلامي پيدا كند و نه تنفر از دوست و همكار و اگر كاري كه سبب كينه شده عملي مخالف شرع بوده و با ضوابط اسلامي سازگاري ندارد به طور مثال شخصي به خواهر و يا بستگان ديگر انسان حرفي خارج از ضوابط اسلامي بزند و شخص شنيده و كينه او را به دل گرفته است. در اين صورت بايد گفت در چنين مواردي جاي كينه نيست بلكه جاي برخورد اسلامي و امر به معروف و نهي از منكر مي‌باشد و فرو خوردن خشم در اين‌جا از مكرهاي ابليس مي‌باشد كه از آن به بي‌غيرتي تعبير مي‌شود.

2. تأمل در نتيجه كينه‌ورزي: شخص كينه توز بايد بداند كه هر چه اين صفت رذيله در قلب وي استمرار پيدا كند وي در غم و اندوه بسر برده و در دنيا و آخرت آزار و عذاب مي‌كشد. و به دليل عدم ابراز حالت خود دچار بيماري‌هاي مختلف رواني و روحي مي‌گردد.


راه درمان نفرت

3. تأمل در نتيجه بخشش و عفو به جاي كينه و تنفر: براي شخص كينه توز، در صورت توانايي و قدرت دو امكان وجود دارد. اول آن‌كه حق خود را بدون كم و زياد در صورت محق بودن بازگيرد كه اين عدل مي‌باشد و اگر به ناحق باشد ظلم مي‌باشد. دوم آن‌كه به او نيكي كرده و او را ببخشد كه اين فضل است. امام صادق (ع) از پيامبر اكرم (ص) نقل مي‌نمايد كه ايشان كسي را كه در مقابل ستمي كه به او شده گذشت كند و به كسي كه از او بريده بپيوندد و به كسي كه با او بدي كرده نيكي كند را بهترين مخلوقات در دنيا و آخرت دانسته است.

4. مطالعه در سيره اهل بيت و الگوهاي اسلامي: دقت در زندگي اهل بيت به عنوان انسان‌هاي كامل مي‌تواند ما را در يافتن راه صحيح در مواجهه با مشكلات ياري رساند.

5. توجه به مقام انساني و خليفةاللهي وي و نحوه تعامل خداوند با انسان‌ها: اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه انسان به عنوان اشرف مخلوقات از اهميت ويژه‌اي نسبت به ساير موجودات برخوردار است و از طرفي انسان بايد همان توقعي كه از خداوند نسبت به اعمال بد خود دارد را در رابطه با ارتباط خود نسبت به اعمال ديگران داشته باشد. بدون شك هيچ كس از خداوند توقع رعايت عدالت را نسبت به اعمال خود ندارد چه رسد به ظلم. اگر دوست داريد كه خداي متعال لغزش هاي شما را ببخشد, شما نيز نسبت به لغزش ديگران اهل بخشش باشيد.

آگاه باشيد كه گاه اين نفرت ها دليلي ندارد و بدون هيچ دليلي احساس نفرت نسبت به كسي و يا فقط به جرم اينكه مثلا رفتارش شبيه كسي بودهكه مطلوب ما نبوده اين ها همه وسوسه هاي زشت شيطان است يك انسان سالم به طور طبيعي همه مخلوقات خدا را دوست دارد مواظب اين احساسات خود باشيد كه در دام ابليس ملعون گرفتار نشويد

نتيجه آن‌كه رعايت همين نكات، تآثير بسياري در تعديل انسان دارد گرچه برخي از مصاديق نفرت از ديگران نياز به درمان هاي روانشناسي دارد و متخصص خود را مي‌طلبد. با اين حال توكل كنيد و ببينيد نقصي كه او دارد و شما را به اينجا رسانده مواظب باشيد خود شما نداشته باشيد .
بخش اخلاق و عرفان اسلامي تبيان
منبع : وبلاگ آموزه


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۵)

راه هاي مهار خشم

خشم سمج تر از همه كج خلقيهايي است كه مردم مي خواهند خود را از شر آن خلاص كنند. در واقع، عصبانيت بدترين حالتي است كه مردم از كنترل آن عاجزند. عصبانيت وسوسه انگيزترين احساس منفي است كه انسان دارد، نوعي تك گوئي دروني كه مغز آدمي را با متقاعد كننده ترين بحثها پر مي كند تا خشم خود را بر سر ديگري خالي كنيم. خشم بر خلاف غم و غصه انرژي بخش و حتي نشاط آور مي تواند باشد.

خشم يك حالت برانگيختگي و هيجاني شديد در هنگام روبرو شدن با محركهاي نامناسب محيطي است و احساسي است كه همه انسانها به نوعي آن را تجربه مي كنند و مي توان گفت خشم بخشي از زندگي ما است و همه آن را به گونه اي تجربه مي كنند و سعي مي كنند بياموزند كه چگونه با خشم خود كنار بيايند. گاهي با روشي كه مفيد است و گاهي هم با روشهايي كه مضر هستند. اما در ايجاد خشم عوامل گوناگوني نقش دارند از جمله: تجاوز به مالكيت افراد، حمله و آزار (مثل تمسخر كردن، تحقير كردن، بي احترامي كردن، فحش و ناسزا و ...)، حمله فيزيكي، طرد شدن، اصرار و پافشاري براي انجام كاري بر خلاف ميل خود، اضطراب، افسردگي و موارد ديگر.

اكثر اوقات مردم وقتي با اين عوامل محرك مواجهه مي گردند، بهترين راه را خالي كردن خشم يا بيرون ريختن خشم خود تلقي مي كنند. هر چند در بعضي شرايط خاص، بيرون ريختن خشم و غضب مي تواند كارساز باشد، ولي تحقيقات نشان داده است كه نه تنها خالي كردن خشم هيچگونه تاثيري در از بين بردن عصبانيت ندارد بلكه يكي از بدترين راههاي فرو خواباندن آن است. انفجار خشم معمولاً باعث برانگيختگي بيشتر آن بخش از مغز مي شود كه احساسات را تحت كنترل دارد و شخص را بيشتر خشمگين مي كند. در نظر سنجي اي كه در اين زمينه با بيش از صد شهروند تهراني از دو جنس زن و مرد و با ميانگين سني ۲۸ سال صورت گرفته است عوامل ايجاد كننده خشم و نحوه مواجهه با آن مورد بررسي قرار گرفته است. اين بررسي موارد زير را نشان داده است:

اين عده در پاسخ به اين سوال كه ۳ عامل ايجاد كننده خشم را بيان نمايند، ۳ عامل مسائل و مشكلات اقتصادي، عدم درك شدن توسط ديگران و عدم وجود شرايط مطلوب زندگي را برشمرده و عوامل ديگري مثل مزاحمت تلفني، كارهاي نيمه تمام و بدقولي در رده هاي بعدي قرار داشتند.

همچنين در مورد رنگهايي كه مي توانند باعث افزايش عصبانيت در آنها شود پاسخهاي زير بيان شده است: رنگ قرمز (۴۴ درصد افراد)، رنگ مشكي (۲۶ درصد)، رنگ آبي (۸ درصد) و رنگ زرد (۶ درصد) كه بيانگر اهميت رنگها در شرايط هيجاني افراد مي باشد.

در مورد نحوه بروز عصبانيت نيز پاسخهاي زير توسط اين پاسخگوها ابراز گرديد:

پرخاشگري بالاترين ميزان پاسخها را به خود اختصاص داده و با تفاوت بسيار زيادي سكوت و قهر قرار داشته است. در مورد راههاي كنترل خشم، بي تفاوتي و سرگرم كردن خود بالاترين ميزان، عدم كنترل در موقع عصبانيت و سكوت در رده بعد قرار داشتند.

همه ما آگاهيم كه جهان كنوني ما پر از تهاجم مي باشد و انسان از دوران بچگي هم در درون خانواده و هم در محيط خارج در معرض پيامهاي گوناگوني از پرخاشگري، خشم، و تهاجم قرار دارد كه بر روي نگرش كودك از پيرامونش و چگونگي حل مسأله تاثير قوي مي گذارد. وقتي كودك با چنين الگوهاي همانند سازي مي كند احتمال اينكه در هنگام حل مسأله خود نيز اين روشها را انتخاب كند زياد است.

بنابراين آموختن در مورد خشم و شناختن آن، و وادار كردن و به كنترل درآوردن خشم به يك روش مثبت و بي ضرر ممكن است يكي از مهمترين اصول زندگي هر فرد باشد تا از اين طريق به بهبود كيفيت زندگي در آينده كمك شود. يعني ما در زندگي روزمره خود، در ارتباط با دوستان و اقوام و در محيط تحصيل و كار خود با مواردي روبرو مي شويم كه نيازمند برخورد مناسب و حل موفقيت آميز مسأله است. به روشي نياز داريم كه حداقل تاثير منفي را روي احساس ما و ديگران بگذارد و بتوانيم خشم خود را به گونه اي موثر بروز دهيم.

همانطوري كه اشاره شده است تحقيقات مختلف بيانگر شيوه هاي گوناگوني است كه مردم براي فرو نشاندن خشم خود بكار مي گيرند، بعضي از اين موراد در اينجا ذكر مي گردد: پياده روي و قدم زدن، ورزش بدني فعال، تنفس عميق و شل كردن عضلات (زيرا اين اعمال فيزيولوژي، بدن را از حالت برانگيختگي شديد به وضعيتي آرامتر تغيير مي دهند و ضمناً حواسمان را از موضوعي كه موجب خشم مان شده پرت مي كند)، شمارش تا عدد خاص، پاشيدن آب به صورت، خوردن خوراكي يا نوشيدني، گوش كردن به موسيقي، ترك كردن محيط در صورتي كه شرايط از كنترل ما خارج است و يا اينكه ادامه بحث موجب بدتر شدن اوضاع مي شود، آموختن بيان خشم به روش غير تهاجمي، گفتگو و تعامل كلامي، بيان و انتقال خشم به يك روش مثبت، آموختن اينكه چگونه خودمان را از يك موقعيت تهاجمي و پرخاشگرانه خارج كنيم و آموختن اينكه چگونه قرباني اعمال پرخاشگرانه شخص ديگري نشويم.

اما بايد بدانيم كه اگر در مرحله فرو خواباندن خشم زنجيره افكار عصباني كننده خود را رها نكنيم آنگاه اين روشها هيچ تاثيري نخواهد داشت. بنابراين آشنايي با شيوه هاي برقراري ارتباط منطقي و مناسب با ديگران مي تواند در جهت كنترل و كاهش اثرات منفي خشم و حفظ آرامش و سلامتي فردي و اجتماعي بسيار موثر واقع گردد.
 
   http://shakhsyat.blogfa.com


محمد رضا حاجيلو 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۴)

قاطعيت در مديريت خشم

 
يكي سرخ مي شود و داد و فرياد مي كند. يكي بدنش شروع مي كند به لرزيدن و قلبش تند تند مي زند. يكي هر چيزي دم دستش است را به طرف مقابلش پرتاب مي كند. يكي حمله مي كند و طرف مقابل را مورد لطف خودش قرار مي دهد و سياه و كبودش مي كند و يكي آرام نگاه مي كند و چيزي نمي گويد! همه آدم ها وقتي خشم جلوي چشم شان را مي گيرد عكس العملي از خودشان نشان مي دهند، فقط نوع و ميزان آن فرق مي كند. يكي با خشمش به ديگران آسيب مي زند و يك نفر ديگر به خودش! براي همين، همه آدم ها دوست دارند به هر طريقي خشم خود را كنترل كنند. مهارت كنترل خشم به دليل تأثير زيادي كه در كيفيت زندگي ما آدم ها مي گذارد، اهميت زيادي هم دارد.

● از كوره در رفتن يا نرفتن؟!

نمي شود بگوييم كسي توي زندگي اش هيچ وقت خشمگين نمي شود چون بالاخره همه آدم ها در طول عمرشان با يكسري موقعيت هايي رو به رو مي شوند كه آن ها را ناراحت و خشمگين مي كند فقط اين موقعيت ها در مورد آدم هاي مختلف متفاوت است يعني ممكن است شما از اين كه يكهو يك نفر شما را از پشت بترساند، خيلي ناراحت نشويد و آن را بگذاريد روي شوخي هاي بي مزه طرف و شايد هم چنان عصباني شويد كه برگرديد و يك سيلي بخوابانيد توي گوشش و... وقتي خشم قسمتي از واكنش هاي ما به موقعيت هاي مختلف توي زندگي است، ما را از رسيدن به هدف باز مي دارد و آن وقت است كه مي شود مشكل آفرين! تصور كنيد شما تازه مدير يك شركت شده ايد، اگر نتوانيد در برابر مشكلات مختلف كاري تان خشم خود را كنترل كنيد و درست و عاقلانه برخورد كنيد به دليل پرخاشگري و بي ظرفيتي چند ماه بعد مطمئن باشيد موقعيت شغلي تان را از دست مي دهيد.

خشم و عصبانيت احساسي است كه مقدار آن مي تواند يك رنجش و ناراحتي ساده باشد تا يك خشم شديد و جنون آفرين! احساسي كه در واقع واكنش طبيعي ما در برابر ناكامي، بدرفتاري و يا تهديد است و يك هيجان مهم است كه باعث مي شود ما خودمان را تخليه رواني كنيم اما اين كه ما در هنگام خشم چه واكنشي نشان مي دهيم مي تواند تأثير منفي در زندگي مان داشته باشد. خيلي آدم ها هنگام ابراز خشم به صورت شديد احساس رضايت مي كنند اما بعد پشيمان مي شوند.

معمولا ما وقتي دچار تهديدهاي عاطفي، جسمي و رواني مي شويم خشم را احساس مي كنيم مثلا وقتي افراد مورد علاقه مان نسبت به علايق و خواسته هاي ما بي تفاوت باشند يا وقتي به هدفي دست پيدا نمي كنيم خشم جلوي چشم مان مي آيد. تحقيقات نشان داده كه اين احساس خشم همان قدر كه در تخليه هيجانات مفيد است مي تواند بر سلامت جسمي ما تأثير منفي داشته باشد. مثلا ارتباط نزديكي بين خشم و ميزان كلسترول خون ما وجود دارد يعني وقتي خشگين مي شويم ميزان اين كلسترول در خون مان بالا مي رود و آن وقت سلامت جسمي مان به خطر مي افتد. يعني هم مي توانيم بيماري هاي قلبي عروقي بگيريم و هم دور از جان شما سكته قلبي كنيم.

● خونت را كثيف نكن

اگر شما از آن آدم هايي هستيد كه به جاي اين كه به درز ديوار بخنديد از دست درز ديوار خشمگين مي شويد و زود از كوره در مي رويد و همين الان دل تان مي خواهد اين صفحه را تكه تكه كنيد، مي گوييم اي بابا چند لحظه صبر كنيد و خون خودتان را كثيف نكنيد تا ما بگوييم با اين خشم تان چه كنيد.

يك هفته اي خودتان را كنترل كنيد و بگذاريد زير ذره بين! و ببينيد بيشتر در چه موقعيت هايي دچار خشم مي شويد بعد از شناسايي آن موقعيت ها، حالا از خودتان بپرسيد چرا؟ يعني چه دليلي باعث شده شما در فلان موقعيت خشمگين شويد. حالا لطفا اين مورد را هم بررسي كنيد كه وقتي شما خشمگين مي شويد چه رفتارها و واكنش هايي از خودتان نشان مي دهيد مثلا سرخ مي شويد، بدن تان داغ مي شود، قلبتان تند تند مي زند و يا به صورت فحش و ناسزا خشم تان را نشان مي دهيد و يا حتي كتك كاري راه مي اندازيد. حالا شما يك نقشه از خود خشمگين تان داريد كه به دردتان مي خورد.

حالا كه دقيقا مي دانيد موقع خشم چه اتفاقي براي تان مي افتد، وقتي اولين نشانه هاي خشم در شما به وجود آمد كمي تأمل كنيد و همان اول جلويش را بگيريد براي اين كار نفس عميق بكشيد بعد سعي كنيد خودتان را به صورت كلامي كنترل كنيد چون اين طوري يك خشم معمولي به پرخاشگري تبديل نمي شود و با افراد مقابل تان بد برخورد نمي كنيد. در اين موقع لطفا نگوييد تو من را عصباني كردي! بگوييد من عصباني شدم يا به جاي متهم كردن آدم ها آن موقعيت را متهم كنيد، مثلا نگوييد تو آدم شلخته اي هستي، بگوييد اين اتاق به هم ريخته من را خشمگين كرده است. بعد از كنترل كلامي كنترل بدني هم داشته باشيد، سريع وسيله پرت نكنيد يا زود دست تان را براي زدن بالا نبريد. آرام شدن براي كنترل بدني بسيار مهم است مثلا تا ۲۰ بشماريد. توي هوا آزاد قدم بزنيد و يك ليوان آب سرد بخوريد.

احساس خشم را توي خودتان نگه نداريد و سعي كنيد خودتان را آرام كنيد و به چيزهاي ديگري توجه كنيد، استثنائا حواس تان را به چيزهاي ديگر پرت كنيد يعني براي كنترل تفكر بايد به چيز ديگري فكر و توجه كنيد. چون معمولا موقع خشم همه افكار و احساسات و رفتار ما درگير مي شوند. وقتي از يك نفر عصباني مي شويد سعي نكنيد از صبح تا شب با خشم خود راه برويد مكان خود را عوض كنيد در يك جمع دوستانه قرار بگيريد و...

يكي از مهم ترين راه هاي كنترل خشم ابراز آن است. براي اين كه خشم تان را بيان كنيد بايد قاطعيت داشته باشيد قاطعيت به معناي دعوا و زد و خورد و كلمات نا جور نيست قاطعيت بيان احساس خود به همراه احترام به ديگران است يعني به وسيله تماس چشمي كنترل صدا روان بودن كلام آن را بيان كنيد. سعي كنيد هنگام بيان به اطرافيان خود توهين نكنيد، نگوييد تو آدم بي تربيت و بدي هستي، بگوييد من از شنيدن اين حرف عصباني مي شوم، خيلي رودربايستي نكنيد و بگوييد من احساس خوبي ندارم من ناراحتم و... وقتي مي خواهيد خشم خود را بيان كنيد از تحقير كردن خود دست برداريد يعني نگوييد من چون آدم حساسي هستم يا آدم بدقلقي هستم و... علاوه بر آن از تفسير رفتارهاي طرف مقابل تان هم جدا خودداري كنيد، نگوييد من مي دانم به چه چيزي فكر مي كنيد و... اگر هم خشمگين هستيد به ديگران برچسب نزنيد كه تو بدي تو هميشه نمي فهمي! و به جاي انتقاد از شخصيت افراد از رفتارشان انتقاد كنيد.
 
   نويسنده: وجيهه محمدپور مقدم  
 
   روزنامه خراسان ( www.khorasannews.com )  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۳)

از خشم استفاده مثبت كنيد  . كنترل يا حذف پرخاشگري؟ 
 
اولين گام به منظور اداره و كنترل خشم اين است كه باور كنيد، مي توانيد اين كار را انجام دهيد. با اينكه همه ما خشم را در زندگي روزمره خود تجربه مي كنيم، ولي سعي مي كنيم آن را با شيوه اي سازنده ابراز كنيم. برخي افراد تا زماني كه فشار ناكامي و خشم دروني، زندگي روزانه آنان را طاقت فرسا نكرده است، خشم را در خود نگه مي دارند. برخي ديگر اما در عصبي شدن، فرياد كشيدن، زدن و پرتاب كردن و گاهي بدتر از اين اعمال، متخصص و خبره هستند.

● كنترل يا حذف پرخاشگري؟

خشم مخرب از لحاظ فردي و اجتماعي به ما آسيب مي زند. اداره و كنترل خشم لزوما به معني ابراز كمتر خشم نيست، بلكه به معني فراگيري شيوه اي از ابراز خشم است كه براي ما و كساني كه پيرامون ما هستند، مفيد باشد. هرچند ممكن است تصور ابراز خشم به شيوه اي سازنده، غريب به نظر برسد، ولي بايد گفت كه چنين امري ممكن است. براي مثال، برخي افراد وقتي درباره خشم خود مي نويسند، يا آن را نقاشي مي كنند، با دوستان يا اعضاي خانواده صحبت مي كنند، قدم مي زنند، ورزش مي كنند يا آميزه اي از اين رفتارها و ساير فعاليت ها را انجام مي دهند، به آرامش دست مي يابند.

● تشخيص خشم

هميشه ابتدا نشانه هاي اوليه و هشدار دهنده خشم بروز مي كند. بيشتر ما انسان ها از نشانه ها و سرنخ هاي موقعيتي و بدني كه بر پاسخ هاي خشم ما مقدم هستند، ناآگاه هستيم. آگاهي از اين نشانه ها گامي بسيار اساسي در اداره خشم است، زيرا اين آگاهي خواهد توانست قبل از آنكه كنترل خشم دشوار شود، وقت زيادي را براي مداخله در اختيار ما قرار دهد. براي كنترل اوليه، توجه زيادي به حالات زير داشته باشيد:

موقعيت هايي (افراد و مكان هايي) كه شما را خشمگين مي كنند.

تغييرات بدني كه قبل و در حين خشم شما رخ مي دهند: براي مثال، افزايش ضربان قلب، احساس فشار در سر، احساس داغ شدن، مشت شدن دست ها، احساس گرفتگي و سفتي عضله در ناحيه شكم، سينه و غيره.

نشانه هاي شناختي يعني افكاري كه شما درباره گذشته، حال و آينده داريد و قبل از احساسات خشم و ناكامي پيدا مي شود. داشتن فهرستي از اين نشانه ها در مديريت خشم بسيار مفيد است. يك نفر ممكن است قبل از خشمگين شدن فكر كند كه ديگران به او و حرف هايش توجهي نمي كنند. يا ديگران قصد توهين يا بي توجهي عمدي به او را دارند.

همين شناسايي علايم هشدار دهنده، موجب كاهش شدت، مدت يا فراواني خشم شما مي شود.

● مهار خشم با وقفه اندازي

حال كه شما نشانه ها و سرنخ هاي خشم خود را شناخته ايد هرگاه متوجه اين علايم شديد، مكثي كنيد و نفس عميقي بكشيد. يك وقفه چند ثانيه اي و نفس عميق مي تواند اثر پايداري بر شما بگذارد. خشمي كه احساس مي كنيد، آنچه كه به خود مي گوييد و آنچه در اثر اين خشم انجام خواهيد داد، تحت تاثير اين وقفه شما قرار خواهد گرفت. شيوه انديشه ما با شيوه احساس ما مرتبط است. برخي انديشه ها ما را مستعد خشم و ناكامي مي كنند. شيوه هاي رايجي كه مردم قبل از بروز خشم آن را به كار مي گيرند، عبارتند از: توقف كردن روي مساله مشكل آفرين، تمركز روي جنبه هاي منفي، ناچيز شمردن وجوه مثبت، داشتن نگرش انعطاف ناپذير و تفكر دو قطبي (سياه سياه يا سفيد سفيد). شيوه هاي درماني كه مي توانند به ما كمك كنند، عبارتند از: از چشم ديگران به موقعيت و مشكل نگريستن، تامل در باب آنچه مايليد انجام دهيد، تامل درباره پيامدهاي احتمالي اعمال خود، قبول اين نكته كه همه خطاپذيرند و جست وجوي شيوه هايي كه به كمك آنها مي توان يك موقعيت مشكل زا را به نحو مثبت كنترل و اداره كرد. هرگاه متوجه شديد كه توانسته ايد با يك موقعيت برانگيزنده خشم به خوبي مقابله كنيد، يا خشم خود را به شيوه مناسب ابراز داريد، از خود بپرسيد چگونه آن را انجام دادم؟ هر فردي نوعي توان و استعداد براي كنترل خشم دارد. توان شما چگونه است؟ روي اين مساله بسيار تمركز و تمرين كنيد و آن را تقويت كنيد. عفو هديه اي است كه شما مي توانيد به خود بدهيد. گاهي اوقات عفو كساني كه موجب درد و رنج ما شده اند، غيرقابل تصور است. هراس ما ممكن است اين باشد كه گذشت موجب مي شود رفتار شخص موجه شمرده شود. چرا من كسي را عفو كنم كه موجب خشم يا رنج شديدي در من شده است؟ پاسخ اين است كه ما ديگران را به خاطر خودمان مي بخشيم. وقتي ما كسي را مي بخشيم، به كنترل او روي چگونگي احساس خود پايان مي دهيم. ما به خودمان شانس يك زندگي تازه را مي دهيم، زندگي اي كه در آن تنفرهاي كهنه و مزمن جايي ندارند. بنابراين، عفو هديه به ديگران نيست، بلكه هديه به خودمان است.

وقت و نيرويي كه تنفر از شما مي گيرد، مي تواند به مردم و فعاليت هايي اختصاص يابد كه براي شما شادي و رضايت و براي آنها خدمت و محبت به دنبال دارد. انتخاب بخشش براي كنترل خشم به تدريج حاصل مي شود. شما نبايد مادامي كه احساس آمادگي در اين زمينه نكرده ايد، آن را انتخاب كنيد اگر موارد كوچك را عفو كنيد، به تدريج ياد خواهيد گرفت كه چگونه خطاهاي بزرگ ديگران را عفو كنيد. .

● انتخاب هاي سالم براي پيشگيري از خشم

خشم، فرصت طلب است و در بدني كه خسته، فرسوده و بيمار است به آساني جان مي گيرد. در نتيجه به منظور اداره و كنترل خشم به عبادت و معنويت، خواب منظم، غذاي خوب، لذت و اوقات فراغت و تفريح نياز داريد.
 
   محسن عزيزي  
 
   روزنامه شرق (
www.sharghnewspaper.com )  
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۲)

راه هاي مبارزه با خشم  


 خشم نوعي هيجان روحي است كه اغلب بر اثر واكنش شخص نسبت به رفتار ناشايست ديگران بروز مي كند.  
همه ما با حالت روحي خشم آشنا هستيم و در زندگي بارها آن را تجربه كرده ايم. خشم نوعي هيجان روحي است كه اغلب بر اثر واكنش شخص نسبت به رفتار ناشايست ديگران بروز مي كند.خشم مي تواند يك رنجش و ناراحتي زودگذر باشد و يا يك عصبانيت تمام عيار. در هر حال خشم پديده اي كاملاً طبيعي است و مانند ساير احساسات نشانه سلامت و تندرستي و عواطف انساني است، اما هنگامي كه از كنترل خارج شود، مي تواند به يك حس مخرب و ويرانگر تبديل شده و پيامدهاي ناگوار در محيط كار، روابط شخصي و در تمامي عرصه هاي زندگي شما به وجود آورد.

 طبق نظر دكتر چارلز اسپيلبرگر، خشم نيز احساسي نظير ساير احساسات انسان است كه با ويژگي هاي روانشناسي اشخاص تغيير مي كند. هنگامي كه عصباني مي شويد آثار فيزيولوژيك خشم در بدن شما ظاهر مي شود، ضربان قلب و فشار خونتان بالا مي رود و ميزان ترشح هورمون ها نيز افزايش مي يابد.

خشم عكس العمل طبيعي در برابر تهديد، خطر و ... است كه به ما اين اجازه را مي دهد كه در شرايط بحراني از خود دفاع كنيم. بنابراين عصبانيت براي بقا و پايداري انسان ها ضروري و اجتناب ناپذير است، ولي نبايد فراموش كرد كه برخورد فيزيكي با افراد و مواردي كه ما را خشمگين مي كنند، از لحاظ قانوني و معيارهاي اجتماعي ناهنجار تلقي شده و پيامدهايي منفي خواهد داشت.

▪ سه روش مهم براي برطرف كردن منطقي خشم وجود دارد:

۱) ابراز كردن

۲) سركوب كردن

۳) آرام كردن.

ابراز كردن خشم به اين معناست كه در بيان خشم خود، جسور و منطقي باشيد نه پرخاشگر، اين روش منطقي ترين راه كار براي ابراز خشم است. شما بايد ياد بگيريد كه چگونه رفع اتهام كرده و خود را تبرئه كنيد و چگونه به اين هدف بدون صدمه زدن به ديگران برسيد. جسور بودن به اين معني نيست كه قلدر باشيد و به ديگران زور بگوييد، بلكه به اين معني است كه براي خودتان و ديگران ارزش قائل باشيد و با احترام رفتار كنيد و مشكلاتتان را از راه منطقي حل كنيد.

سركوب كردن خشم ، جهت دادن و تبديل آن به رفتارهاي ديگر راه حل بعدي مهار عصبانيت است. هنگامي كه خشمگين مي شويد، در مورد موضوعي كه باعث خشم شما شده است، فكر نكنيد و به جاي آن به چيزهايي خوب و مثبت بينديشيد.

هدف از اين روش، مهار خشم شما و تبديل آن به رفتارهاي سازنده است، اما پيامد منفي اين روش، اين است كه اگر عصبانيت خود را ابراز نكنيد، خشم فرو خورده در درون شما باقي مي ماند و اين خشم دروني مي تواند باعث افزايش فشار خون و يا افسردگي شما شود. از اين رو، بيان نكردن خشم مي تواند مشكلات ديگري را به وجود آورد. افرادي كه خشم خود را ابراز نمي كنند، نسبت به همه چيز بدبين هستند و با ديگران رفتاري پر از كينه و خصمانه دارند. آن ها مرتب ديگران را تحقير مي كنند و همه چيز را مورد انتقاد قرار مي دهند و معمولاً در روابط خود با ديگران دچار مشكل هستند و كمتر رابطه اي موفق دارند.

 در نهايت سومين راهكار فرونشاندن خشم مرحله آرام كردن آن است. در اين حالت با جملات و واژه هاي تسكين دهنده خود را آرام كنيد. بنابر اين مي توان چنين نتيجه گرفت كه شما نه تنها در قبال اعمال ظاهري خود مسوول هستيد، بلكه روحيات دروني خود را هم بايد پرورش دهيد. پس سعي كنيد در موقع خشم خود را تسكين بدهيد و احساسات خود را مهار كنيد.

كنترل خشم باعث كاهش احساسات و تحريكات جسماني ناشي از عصبانيت مي شود. بي ترديد نمي توان پيشاپيش حوادثي را كه باعث خشم مي شوند، از سر راه برداشت و يا از روبه رو شدن با آن ها اجتناب نمود، شايد نتوانيم آن ها را تغيير دهيم اما مي توانيم بياموزيم كه چگونه واكنش هاي خود را كنترل كنيم.
 
   روزنامه تهران امروز 
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي ومبارزه با خشم و نفرت ( ۱)

عصبانيت و راههاي مقابله با آن


احساساتي كه آدمي تجربه مي كند مثل شادي ، خشم و... رفتار را فعال و هدايت مي كنند. هيجان را هم عوامل دروني وهم عوامل بيروني مي توانند تحريك و راه اندازي كنند. هيجان نه تنها مضّر نيست ، بلكه لازمه زندگي است . زيرا نمي توانيم هيجان ها را از زندگي دور كنيم . تنها كاري كه مي توانيم انجام دهيم اين است كه يا از وقوع آنها بكاهيم ، يا ياد بگيريم كه چگونه با آنها سازگاري (مثل غم ) يا مقابله (مثل خشم ) داشته باشيم . همه ي ما عصبانيت را احساس كرده ايم و مي دانيم كه چيست. عصبانيت عموما" رفتار كاملا" طبيعي انسان هاست. اما زماني كه عصبانيت خارج از كنترل و ويرانگري باشد ، مي تواند مشكلاتي دركار ، ارتباطات اجتماعي و حتي در كل كيفيت زندگي به وجود آورد . ممكن است كار به جايي برسد كه شما احساس كنيد اسيرهيجان قدرتمندي هستيد كه نمي توانيد از آن اجتناب كنيد. هيجان عصبانيت مي تواند يك احساس آزار دهنده باشد يا يك عمل وحشيانه . هدف ما در اين بحث اين است كه به افراد كمك كنيم تا بتوانند عصبانيت را درك و آن را كنترل كنند.

ماهيت عصبانيت

عصبانيت يك حالت هيجاني است كه از لحاظ شدت مي تواند خفيف ، شديد يا ويرانگر باشد . همانند ديگر هيجانات . عصبانيت موجب تغييرات متعدد زيستي و فيزيولوژيكي مي شود ؛ مثل افزايش فشار خون ، ضربان قلب ، تنفس و همچنين افزايش ميزان توليد انرژي از آدرنالين و نورآدرنالين . برانگيختگي شديد فيزيولوژيكي مشخصه آن دسته از حالات هيجاني است كه جاندار را براي عمل – فراريا جنگ – آماده مي كنند.

عصبانيت مي تواند ناشي از عوامل دروني يا بيروني باشد. شما مي توانيد از دست فرد مشخصي ، مثل يك همكار يا ازيك حا دثه ( ترافيك يا پرواز لغو شده ) عصباني شويد. عصبانيت شما مي تواند ناشي از نگراني يا تفكر شما درمورد مسائل شخصي باشد مثل قد و قيافه خود و يا يادآوري حوادث و خاطرات تلخ وآسيب زا .

تجلي عصبانيت

روش طبيعي وغريزي بيان عصبانيت رفتار پرخاشگرانه است . عصبانيت يك پاسخ طبيعي انطباقي در برابر تهديد هاست و غالباً عصبانيت احساسات و رفتار ما را بر مي انگيزد تا از خود درمقابل مهاجم دفاع كنيم يا با او بجنگيم.

بنابراين ميزان معيني از عصبانيت براي ادامه حيات لازم است . ازسوي ديگر ، ما نمي توانيم به هر فرد يا شيئي كه ما را عصباني و ناراحت كرده است حمله كنيم ؛ زيرا قوانين ، هنجارها ي اجتماعي وعقل سليم تا حدود زيادي از شدت عصبانيت ما مي دهد . نشان دادن دندان ها و فشار دادن آنها به هم ، علامت بين المللي خشم وعصبانيت است، گر چه علائم ديگري نيز با عصبانيت همراه است ؛ مثل چهره ي برافروخته ، ابروان پايين افتاده و درهم كشيده و گشاد شدن سوراخ هاي بيني . البته فرهنگ نيز در اين مورد مؤثر است.

سه راه اصلي بيان احساس عصبانيت عبارت است از : ابراز كردن ، باز داري و سكوت، جرئت ابراز عصبانيت البته نه به روش هاي پرخاشگرانه . براي انجام اين كار بايد ياد گرفت كه چگونه نيازهاي خود را بيان كرد وچگونه نيازهاي خود را بدون آسيب رساندن به ديگران ارضا نمود. با جرئت بودن به معني پر زور بودن يا دعوا كردن نيست ، بلكه به معني به خود و ديگران احترام گذاشتن است .

پرخاشگري مي تواند سركوب شود و آن گاه تغيير جهت دهد ، يا در قالب جديدي خود را آشكار سازد. سركوب زماني اتفاق مي افتد كه فرد عصبانيتش را مخفي كند، ازفكر كردن به آن بپرهيزد و به موارد مثبت فكر كند. هدف از بازداري و سركوبي آن است كه رفتار سودمندتري داشته باشيم. خطر سركوبي عصبانيت اين است كه اگر بالاخره خود را آشكار نسازد مي تواند تأثيرات دروني بر شما داشته باشد. عصبانيتي كه متوجه درون است ممكن است موجب بالا رفتن فشار خون ، افسردگي و حتي سكته شود. عصبانيت هاي تخليه نشده همچنين موجب مشكلات ديگري مي شوند ؛ مثل خود خوري ، عيب جويي دائمي و رفتار پرخاشگري انفعالي .

افرادي كه دائماً دست رد به سينه ديگران مي زنند، از هر چيزي خرده مي گيرند وعيب جويي مي كنند ، ياد نگرفته اند كه چگونه عصبانيت خود را به روش مثبت بيان كنند. جاي تعجب نيست كه آنان نتوانند با ديگران روابط اجتماعي سالم داشته باشند. روش سوم اين است كه شما خود را از درون آرام كنيد . ازاين طريق نه تنها مي توانيد رفتار هاي بيروني خود را كنترل كنيد بلكه مي توانيد پاسخ هاي دروني خود را نيز مهار نماييد . مثلاً كم كم ضربان قلبتان را پايين بياوريد، خودتان را آرام واحساسات خود را مهاركنيد . به عقيده برخي روان شناسان - مثل اسپيل برگر - موقعي كه هيچ يك از سه تكنيك فوق مؤثر واقع نشوند، دراين صورت به اشياء يا افراد آسيب وارد مي شود .


غلبه برعصبانيت

هدف كنترل عصبانيت ، كاهش احساس هاي هيجاني و كاهش برانگيختگي فيزيولوژيكي است كه عصبانيت علت آنها مي باشد . هيچ كس نمي تواند از عصبانيت خلاص شود يا از آن اجتناب كند، زيرا هميشه پديده ها يا افرادي هستند كه ما را خشمگين سازند و تغيير يا كنترل آنها از توان ما خارج است . ما تنها مي توانيم ياد بگيريم كه چگونه رفتارهاي خود را كنترل و عصبانيتمان را كاهش دهيم و آن را به طريقه مناسب نشان دهيم.

چرا بعضي از مردم عصباني ترند؟

طبق نظر دكتر دفن باچر ، بعضي از مردم واقعاً نسبت به ديگران بي پرواترند . آنها نسبت به عامه مردم زودتر عصباني مي شوند و عصبانيتشان هم شديد تر است. همچنين افرادي وجود دارند كه عصبانيت خود را به روش هاي غيرعادي كه موجب جلب توجه ديگران شود نشان نمي دهند، اما بسيار تحريك پذيرو كج خلق اند. افرادي كه به آساني عصباني مي شوند ممكن است دشنام دهند ، اشياء را پرت كنند ، قهر كنند و انزواي اجتماعي را انتخاب نمايند يا اين كه دچار بيماري جسمي شوند.

افرادي كه معمولاً زود عصباني مي شوند سطح تحمل ناكامي درآنان پايين است، يعني دوست ندارند كه هيچ موضوعي آنها را ناراحت يا آزرده خاطر سازد. آنها آن قدر عصباني اند كه هنگام راه رفتن تعادل ندارند وآن قدر آتشين مزاج اند كه اگر موقعيت بر وفق مرادشان نباشد به خاطر كوچك ترين اشتباهي ، ديگران را شديداً تنبيه مي كنند. يكي از علل عصبانيت ، عوامل ارثي و مسائل فيزيولوژيكي است . گرچه شواهد علمي كافي براي اثبات اين موضوع وجود ندارد، ولي مردها عصباني ترند. بعضي از بررسي ها نشان داده اند كه بعضي از كودكان از هنگام تولد تحريك پذير، زود رنج و كج خلق اند و اين علائم از اولين روزهاي بعد از تولد قابل مشاهده است . علل ديگر ممكن است اجتماعي – فرهنگي باشند. عصبانيت غالباً به عنوان يك رفتار منفي تلقي مي شود، زيرا ياد گرفته ايم كه اضطراب ، افسردگي ، ترس وديگر هيجاناتمان را بيان كنيم ، اما عصبانيت را مخفي كنيم . در حقيقت ما يا د نگرفته ايم كه چگونه آن را كنترل كنيم يا آن را در مسير مناسبي هدايت نماييم.

بعضي ازپژوهش ها زمينه خانوادگي را دراين مورد مؤثر مي دانند. براي نمونه ، افرادي كه به آساني عصباني مي شوند متعلق به خانواده هاي آشفته ، از هم گسيخته و خانواده هاي فاقد مهارت هاي ارتباطي و هيجاني اند، كه معمولاً بايد به عوامل بالا ، فقر اقتصادي و فقر فرهنگي را نيز افزود.

آيا خوب است اجازه دهيم تا افراد ، طغيانگر شوند؟

اين موضوع خطرناك است . بعضي از مردم اين نظريه را به عنوان عاملي براي آسيب رساندن به ديگران مي دانند . زيرا مجاز شمردن حمله هنگام عصبانيت باعث گستر ش عصبانيت و پرخاشگري مي شود و هيچ كمكي به بهبود وضعيت نسبت به شخصي كه از دست او عصباني هستيم نمي كند. بهتر است ابتدا عواملي را كه باعث شروع عصبانيت شده اند، پيدا كنيد و سپس راهبردهاي كاهش عصبانيت را توسعه دهيد.

 


راهبردهاي غلبه برعصبانيت

1- آرميدگي

روش هاي ساده آرميدگي مثل تنفس عميق وآرام سازي ذهني مي توانند به شما دركاهش احساس عصبانيت كمك كنند. اگر شما در كار با شركاي خود دچار مشكل و عصباني شده ايد ، فكر مناسب اين است كه تكنيك هاي آرميدگي را ياد بگيريد.

به عنوان مثال مي توانيد در وضعيت راحتي دراز بكشيد، چشمانتان را ببنديد ، تمام ماهيچه هاي خود را به حالت آرميدگي در آوريد واين كار را از پاها شروع كنيد و ادامه د