مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3728
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 5
همه : 5164691

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۱ - مثبت انديشي ، مثبت گرايي ( ۷)

انديشه‌هاي منفي، سد راهي در مقابل موفقيت

▪ اظهارات منفي خود را تبديل به گفته‌هاي مثبت كنيد

 چنان‌چه سختي منفي بر زبان جاري مي‌كنيد يا منفي فكر مي‌نمائيد، پيش از آن‌كه دچار ذهنيت منفي شويد، بلافاصله كوشش كنيد جاي انديشه‌ي منفي را با يك فكر مثبت و سودمند عوض نمائيد. به‌جاي اين‌كه بگوئيد:”من سخنران خوبي نيستم.“ بگوئيد: ”من سخنران خوبي هستم.“ به‌جاي گفتن: ”من مريضم.“ بگوئيد: ”حالم خوبه.“ تا آن‌جا كه ممكن است ياد بگيريد كه مثبت بينديشيد تا از اين راه، نظرهاي مثبت و عبارت‌هاي آرام‌بخش در ذهن‌تان ريشه بدواند. هنگامي‌كه تصميم مي‌گيريد تغييري مثبت ايجاد كنيد، تشويق و تقويت مي‌شويد در اين امر تلاش نمائيد.

 ▪ رفتارهاي منفي را از ذهنتان دور كنيد

 اگر احساس‌هاي منفي را هم چنان در خود نگه داريد و در محيط‌ منفي باقي بمانيد و با موقعيت‌هاي دردسر آفرين مبارزه نكنيد، زندگي‌تان از شرايطي كه وجود دارد، بهتر نمي‌شود. حتي ممكن است دنيائي را در كف دست خود داشته و با اين حال از خودتان بگريزيد. سعي كنيد رفتارهاي منفي عادت شده‌ي خود را شناسائي نمائيد و جاي واكنش‌هاي منفي را با عكس‌العمل‌هاي مثبت تغيير دهيد.

 تا آن‌جا كه ممكن است سعي كنيد انديشه و رفتارهاي منفي را در كارها، گفت و گوها و تصميم‌گيري‌هاي خود از ذهن دور نمائيد و در عوض با افكار سازنده و مثبت و توكل به خداي بزرگ و اصول اخلاقي، به سعادت‌مندي خود و ديگران بينديشيد و اقدام كنيد. به‌جاي آن‌كه پيوسته به بخش‌هاي منفي هر مسأله‌اي نگاه كنيم، مي‌توانيم به‌تدريج به نقاط مثبتي كه ممكن است داشته باشد، نظري بيندازيم.

 ▪ از منفي‌بافي و منفي‌گرائي دست برداريد

 منفي‌بافي، موفقيت را از بين مي‌برد. منفي‌بافي عامل نابودي شادي، ارتباط با ديگران و دست‌يابي به موفقيت است. عادت كنيد آن‌‌گونه كه مي‌خواهيد باشيد و مناسب شما است، بينديشيد. سعي كنيد فرصت‌ها و موقعيت‌هائي را به‌ياد آوريد كه براي تأييد و به رسميت شناختن آنها تلاش كرده‌ايد كه همان ”من“ مورد نظرتان است و اين موضوع را همواره سرلوحه‌ي زندگي خود قرار دهيد. هرگز اجازه ندهيد افكار منفي يا منفي‌بافي‌ها، افق ديدتان را تنگ كند.

 منفي‌گرايي و منفي‌بافي را از خود دور سازيد و هميشه مثبت و با انديشه‌ي نيكو به مسائل بنگريد، حتي در سخت‌ترين موقعيت‌هاي زندگي، زيرا انديشه‌ي مثبت داشتن به شما ياري مي‌كند تا با آرامش بيشتري براي زندگي خود بينديشيد.

 ▪ قرباني افكار منفي نشويد

 همه‌ي ما در مواقعي با انديشه‌هاي منفي و آشفته روبه‌رو بوده‌ايم. به ياد داشته باشيد كه همواره بايستي فكر خود را تحت سلطه‌ي خويش داشته باشيد. كوشش كنيد انرژي خود را براي انديشه‌ها و كارهاي سازنده و مؤثرتر ذخيره نمائيد. هرگز نبايد اجازه دهيد كه انديشه‌هاي منفي به حال خود رها شوند و سلامتي و خوشبختي‌تان را به خطر بيندازد. هنگامي كه به خود اجازه مي‌دهيم كه افكار منفي مغز ما را اشغال كند، در اصل خود را مي‌كوبيم. فراموش نكنيم كه با اين كار اعتماد به نفس در ما كاهش مي‌يابد و در نتيجه، مقاومت ما در برابر فشارهاي روحي و عصبي كم مي‌شود. به‌طور كلي تا زماني كه اسير و دربند افكار منفي خود باشيم، هرگز شادابي و نشاط واقعي نمي‌تواند به درون‌مان نفوذ كند.

 سعي كنيد كه در چرخه‌ي انديشه‌هاي منفي خود، گير نكنيد، به‌ويژه اگر روحيه‌ي منفي داريد و مي‌خواهيد روحيه‌تان از آن‌چه هست بدتر نشود. چنان‌چه بر حنبه‌هاي منفي و آن‌چه هست بدتر نشود. چنان‌چه بر جنبه‌هاي منفي و آن‌چه كه در زندگي‌تان كارآئي ندارد، غلبه كنيد، در مي‌يابيد كه به چه بهانه‌هائي متوسل نشويد و نيز چرا كارهائي را كه در رؤياي انجام دادن‌شان بوديد، به انجام نمي‌رسانيد. چرا كه با افرادي به سر مي‌بريد كه حمايت‌تان نمي‌كنند و دوست‌تان ندارند. تصميم گرفتن در مورد اين كه مي‌خواهيد انرژي‌تان را در چه جهتي صرف كنيد، (مثبت يا منفي) موضوع ساده‌اي است.

ترجمه و تدوين: وحيد عرفاني

 نويسنده و پژوهشگر

 منابع:

 "Stress Free living" , "Dr.Travor Powell"

 "Stress survival guide","jit Gill", "Harpercollins"

 چگونه انسان بهتري باشيم - ويرجينيا بايار - ناهيد فخرائي

 ۶۰ روش كاربردي براي اتكا به خود - ليندا فيلد - دكتر فهيمه حبيبي كوهرودي

 ۶۰ روش كاربردي براي موفقيت زنان - ليندا فيلد - دكتر فهيمه حبيبي كوهرودي

 مثبت‌انديشي راهي به سوي موفقيت - ماهنامه‌ي شادكامي و موفقيت شماره‌ي ۵- ترجمه و تدوين ”وحيد عرفاني

مجله موفقيت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۱ - مثبت انديشي ، مثبت گرايي ( ۶)

شما مثبت انديش هستيد يا....

ذهن‌ آدمي كارگاه توليد فكر است كه از منبعي به نام ضمير ناخودآگاه سرچشمه مي‌گيرد. ضمير ناخود آگاه نمي‌تواند خوب را از بد و درست را از غلط تشخيص دهد ولي چنان قدرتي دارد كه اگر از آن غافل شويم مي‌تواند سرنوشت ما را بدست گرفته و آن را به هر جايي كه دوست دارد ببرد. در حقيقت نوع و كيفيت افكار و انديشه ي آدمي سازنده ي نوع و كيفيت زندگي اوست، انديشه‌ي زيبا و مثبت مي‌تواند بهشتي در زندگي انسان بسازد، چنانكه انديشه‌ي منفي و يأس‌آور مي‌تواند جهنمي در زندگي او خلق كند. انسان‌ها همان خواهند شد كه در انديشه ي آنند، بنابراين آينده ي هر كس در گرو چگونگي نگرش او به زندگي است.

 موفق‌ترين انسان‌ها كساني هستند كه توانسته‌اند در ذهن خود انديشه‌هاي مثبت داشته باشند؛ آنان كه مي‌پندارند «قادر نيستند» ، در واقع مثبت‌نگري را كنار گذاشته و در جنبه‌هاي منفي وقايع تمركز كرده‌اند.

 خانواده ، كانون يادگيري چگونه انديشيدن و چگونه زيستن است. در خانواده ي مثبت انديش اعضاي خانواده ي خود را قادر و توانا مي‌دانند و نگاهشان به ديگران آكنده از مهر و عاطفه است. چنين خانواده‌هايي قادر خواهند بود هر ناممكني را به ممكن تبديل كنند و توفيق و كامكاري را نصيب خود نمايند. ضمن آشنايي با تفكر مثبت بياييم با زيبا، مثبت، خلاق، هدفمند و اميدوارانه انديشيدن، موفقيت و شادكامي را به زندگيمان دعوت كنيم.

 ● تعريف تفكر مثبت:

 شيوه‌‌اي از فكر كردن است كه فرد را قادر مي‌سازد نسبت به رفتارها، نگرش‌ها، احساس‌ها، علائق و استعدادهاي خود و ديگران برداشت و تلقي مناسبي داشته باشد و با حفظ آرامش و خونسردي بهترين و عاقلانه‌ ترين تصميم را بگيرد.

 ● افكار مثبت و منفي:

 افكار مثبت، افكاري سازنده‌، انگيزه دهنده و انرژي بخش هستند كه بر اثرتلقين، تكرار و تمرين به ذهن راه مي‌يابند و باعث مي‌شوند ذهن و فكر مثبت شود. در اين صورت كنترل فكر در اختيار ماست، در حالي كه افكار منفي، افكاري باز دارنده و مخرب هستند و وقتي به ذهن راه يابند، تعميم يافته و به سرعت تمام ذهن را اشغال مي‌كنند. در اين حالت ما در اختيار تفكرات منفي خود قرار داريم.

 ● ويژگي‌هاي افراد مثبت‌نگر:

 - با وجود تفكر درباره‌ي گذشته و آينده، در زمان حال زندگي مي‌كنند و از آنچه دارند راضي و خشنود هستند.

 - از نظرات درست و منطقي ديگران استقبال مي‌كنند و براي رد كردن نظارت نادرست حتماً دليل منطقي دارند.

 - در گفتارهاي خود از كلمات و عبارات مثبت و اميدبخش استفاده مي‌كنند.

- هميشه سعي مي‌كنند با تلاش و كوشش به موفقيت برسند و اگر در كاري موفق نشدند، عامل را ابتدا در خود و سپس در شرايط بيروني جستجو مي‌كنند.

 - هميشه قبل از عمل يا صحبت كردن فكر مي‌كنند، به همين دليل كمتر دچار خطا و اشتباه يا ضد و نقيض‌گويي مي‌شوند.

 - چون داراي ذهن مثبت هستند، مي‌توانند افكار خود را كنترل كنند.

- اگر از آنها خواسته شود درباره ي موضوعي اظهارنظر كنند، با وجود تفكر در جنبه‌هاي منفي، موارد مثبت آن را بيان مي‌كنند و موضوع را به فال نيك مي‌گيرند به عبارت ديگر «نيمه ي پرليوان را مي‌بينند» .

 - مشكلات را ناچيز شمرده و براي حل آنها از توانايي خود و راهنمايي ديگران استفاده مي‌كنند.

 - اغلب اوقات بشاش، سرزنده، پرانرژي، توانا و خوش‌ مشرب هستند.

- همه چيز در نظر آنها زيبا و لذت‌بخش بوده و سعي مي‌كنند از مواهب زندگي بيشترين استفاده را ببرند.

 - در ارتباط‌هاي اجتماعي خود با ديگران حسن ظن دارند (مگر خلاف آن را ببينند) و سعي مي‌كنند در حد توان به ديگران خدمت و كمك كنند.

 ● ويژگي‌هاي افراد منفي‌نگر:

 هميشه از وضعيت موجود و گذشته ي خود شكايت دارند و نسبت به آينده بدبين هستند.

 - غالباً با نظرات ديگران بدون دليل منطقي مخالفت مي‌كنند.

 - در گفتارهاي خود از كلمات و عبارات منفي به كرات استفاده مي‌كنند.

- در برخورد با كوچكترين مانعي از تلاش دست مي‌كشند و ديگران يا شرايط را عامل شكست و بدبختي خود مي‌دانند.

 - تمركز فكر ندارند و ضد و نقيض صحبت مي‌كنند و در رفتارهايشان خطا و اشتباه زياد است، به عبارت ديگر «اول عمل مي‌كنند بعد فكر!»

 - چون منفي نگر هستند، افكارشان بر آنها تسلط دارد.

 - اگر از آنها خواسته شود درباره ي موضوعي نظر بدهند فقط به جنبه‌هاي منفي آن توجه كرده و همان را بيان مي‌كنند. به قول معروف «نيمه خالي ليوان را مي‌بينند!»

 - از كاه كوه مي‌سازند و از درگير شدن با مشكلات گريزانند.

 - غالباً افسرده، كج خلق، بدخواب، كم اشتها، عصبي و ناتوان هستند.

 - همه‌چيز در نظر آنها غم‌انگير و نااميد كننده است و از آنچه دارند، هيچ لذتي نمي‌برند.

- در ارتباط‌هاي اجتماعي خود به همه كس و همه چيز شك و سوء‌ظن دارند و فكر مي‌كنند كه همه عليه آنها توطئه مي‌كنند.

http://vista.ir/article/125122/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۱ - مثبت انديشي ، مثبت گرايي ( ۵)

مثبت انديشي ، مثبت نگري


روزي شخصي از من پرسيد چه موانعي بر سر راه شادماني و نشاط او وجود دارد ، گفتم تنها مانع موجود ، همين اعتقاد شما به وجود موانع است ، زيرا به محض اينكه فكر كني موانعي وجود دارد ، نياز براي آفريدن موانع در شما بوجود مي آيد ، و ناخودآگاه به جست و جويشان خواهيد پرداخت ، بنابراين براي اينكه به شادماني دست بيابيد ، بايد باور كنيد كه هيچ مانعي بر سر راه شما وجود ندارد ، آنچه را كه شما به راستي باور كنيد ، در زندگيتان مشاهده خواهيد كرد ، براي مثال اگر به شدت به كمبود و نداري اعتقاد داشته باشيد ، و مدام به آن بينديشيد و آن را مركز و محور گفتگوهاي خود قرار دهيد ، تنگ دستي دست رد بر سينه شما نخواهد زد ، و با كمبود هاي زيادي در زندگيتان مواجه خواهيد شد ، و به عكس اگر به وفور نعمت و شادماني اعتقاد داشته باشيد ، و تنها به اين موهبت ها بينديشيد ، درباره آن با ديگران سخن بگوئيد ، و بر اساس اين باور دست به عمل بزنيد ، ثروت و تندرستي و شادماني به سراغتان خواهد آمد ، و به طور قطع آنچه را كه باور داريد به چشم خواهيد ديد .
 

مثبت نگري


امواج انرژي زماني وجود ما را پر خواهند كرد كه ذهن مان را از افكار منفي دور كنيم. اين كار بطور معمول مقدور نيست، همه افراد به علت مشكلات و گرفتاري هاي شغلي و خانوادگي افكار متفاوتي را در ذهن خود دارند، ولي كسي در زندگي موفق است كه بتواند با مهارت و زرنگي از كنار مشكلات راحت تر عبور كند.
 عبور از روي مرزها هنري است كه هر كسي بايد در طول زندگي آن را كسب كند. براي اين كه بتوانيد افكار منفي و مشكلات را فراموش كنيد، لازم است هر روز تمريني را در ذهن تان مرور كنيد.
 از ياد بردن مشكلات و فكر نكردن به آنها در طول روز براي يك دقيقه مي تواند تمريني مناسب و خوب براي شما باشد.
 كم كم بر طول اين زمان اضافه كنيد و از ياد نبريد كه شما بايد بر مشكلات و دشواري ها احاطه كنيد و مغلوب آنها نشويد.

 ريحانه محمدي


روزنامه ايران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]


تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۱ - مثبت انديشي ، مثبت گرايي ( ۴)

ارتباط مثبت ‌انديشي و اعتماد‌ به‌ نفس


افرادي كه اعتماد‌به‌نفس ضعيفي دارند به طور مداوم، با خود افكار منفي را مرور مي‌كنند.
درحالي كه با جايگزيني مثبت‌نگري به جاي افكار منفي مي‌توان از اعتماد‌به نفس بيشتري برخوردار شد و موفقيت‌هاي بسيار بيشتري را در زندگي رقم زد.


شايد اين مورد براي شما هم پيش‌آمده باشد كه متوجه شده‌ايد صحبت‌كردن در يك موقعيت اجتماعي، براي شما تشويش بوجود‌مي‌آورد.
 در حالي كه وقتي در برابر يك گروه يا در يك جايگاه حرفه‌اي، صحبت مي‌كنيد كه درواقع، نسبت به اطلاعات و دانش خود در آن زمينه مطمئن هستيد، ابدا با اين مشكل، روبرو نمي‌شويد.


 به عبارتي، زماني كه در برابر جمعيت يا گروهي قرار‌مي‌گيريد كه احساس مي‌كنيد مي‌خواهيد راهي براي تاثيرگذاري بر ديگران انتخاب و خود را به لحاظ اجتماعي طرح كنيد، دچار بيشترين تشويش مي‌شويد.


 هيچ به اين مسئله فكر‌كرده‌ايد كه ممكن است اين مشكل به دوران كودكي‌تان مربوط شود. برخورد پدر و مادرتان باشما در اين دوران چگونه بود؟ آيا همواره از طرف هردو يا يكي از آنها به طور اساسي و حتي به صورت روزانه مورد نكوهش قرار‌نمي‌گرفتيد؟


 روانكاوان معتقد به تاثيرگذاري عميق دوران كودكي در شكل‌گيري شخصيت فرد در اين باره مي‌گويند: قطعا اين مشكل ريشه در مسايلي دارد كه در دوران كودكي پيش‌آمده است و تكرار آن باعث ايجاد ثبات در اين زمينه در فكر و روان فرد شده‌است.


 بنابراين، ما بايد بپذيريم نكوهش‌هاي پدر و مادر در زندگي بزرگسالي كودك، تاثير و نمود قابل توجهي خواهد‌داشت. اگرچه چگونگي اين تاثير و آثار آن براي ما كاملا مشخص نباشد و به بررسي خاص نياز دارد.
 بي‌ترديد، اولين گام براي درمان هر مشكل رواني، شناخت مقولاتي است كه در ايجاد آن موثر بوده‌اند. بعد از مرحله شناخت و آگاهي است كه بايد راههايي را براي تغيير نگرش و رفتارمان در نظر‌بگيريم.


 ▪ آيا با مثبت‌نگري، مثبت‌سخن‌گفتن و تاكيدات مثبت؛ مي‌توان اعتماد‌به‌نفس لازم را براي ايجاد اين تغييرات، در خود بوجود‌آورد؟
 پاسخ اين سوال مثبت است. اين روش‌ها به ما كمك مي‌‌كند به يك وضعيت مطمئن و پايدار ذهني دست‌يابيم كه در واقع اساس اين تغييرات محسوب مي‌شود.
 متاسفانه ما معمولا خود را تخريب مي‌كنيم كه در نهايت باعث سخت‌تر و پيچيده‌تر‌شدن مشكلات‌مان مي‌شود.
اين روند به طور اتوماتيك اتفاق‌مي‌افتد. يك مثال ساده از اين نوع تخريب مي‌تواند اين تاكيد باشد: من برآشفته و مضحك هستم.


 بنابراين با كسب آگاهي بيشتر نسبت به آنچه انجام‌مي‌دهيم، ما مي‌توانيم با انتخاب راههايي سودمند، در رفتارمان تغيير ايجاد‌كنيم. قطعا نكوهش دائمي بچه‌ها، يك روش سودمند تربيتي محسوب نمي‌شود. بلكه پدر و مادراني كه معمولا بچه‌هايشان را مورد تشويق قرار مي‌دهند، در واقع به موفق‌شدن آنها كمك‌مي‌كنند.
بي‌ترديد هر دو روش، نكوهش و تحسين، در رفتار افراد تاثيرگذار است. اما بهترين روش تربيتي، بر تحسين رفتار خوب و چشم‌پوشي از رفتار نادرست، مبتني است.
از اين رو، اگر كسي دوران كودكي خوبي نداشته است، خود بايد تلاش‌كرده و به خودش كمك‌كند و شرايطي فراهم سازد كه با اعتماد‌به‌نفس كافي و با مجموعه گفتار و رفتار مثبت‌نگرانه برآنچه مي‌خواهد اتفاق بيفتد، تاكيد‌كند.


 هرگز نكوهش‌هاي پدر يا مادرتان را باخود تكرار نكنيد. درست است اين مسئله در ذهن شما هست، اما شما نيازي به تكرار آن نداريد.
 بنابراين، ايجاد تاكيدات جديدي كه بتواند شما را در دستيابي به اهداف‌تان كمك كند، بسيار مهم است. شما بايد اين تاكيدات را چندبار در روز تكرار كنيد تا بلاخره به نتيجه برسند. معمولا ايجاد مثبت‌نگري، خود به حذف منفي‌نگري در كليه سطوح زندگي مي‌انجامد.


 اين تاكيدات مي‌تواند اين‌گونه باشد:
 - من خوشحال هستم، امروز من خوشحال هستم . امروز من واقعا خوشحال هستم.
 - من واقعا مورد توجه هستم و همه مرا دوست دارند.
 - من به طور حيرت‌آوري در زندگي اجتماعي‌ام موفق هستم.


همشهري انلاين


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]


تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۱ - مثبت انديشي ، مثبت گرايي ( ۳)

چگونه مثبت انديش باشيم ؟


همانطور كه گفته‌ شد افكار از چنان قدرتي برخوردارند كه مي‌توانند سازنده يا ويرانگر باشند، بنابر‌اين بايد به خود و فرزندانمان بياموزيم كه افكارمان را هوشمندانه كنترل كنيم تا در زندگي به موفقيت‌ها و كاميابي‌هاي بزرگي دست يابيم.


۱) نسبت به خودمان احساس خوبي داشته باشيم و خود را خوب، توانا و با ارزش بدانيم.
 ۲) ليستي از صفات مثبت خود تهيه كنيم و راه‌هاي تقويت آنها را بيابيم و تجربه كنيم.
 ۳) ليستي از افكار منفي خود در طي روز تهيه و سعي كنيم براي هر فكر منفي يك فكر مثبت معادل بيابيم تا به كمك آن بتوانيم با افكار منفي مقابله كنيم.
۴) سعي كنيم در گفتار و برخوردهاي روزانه از كلمات و جملات مثبت استفاده كنيم، مثلاً در ملاقات با ديگران بجاي استفاده از كلمه «خسته نباشيد» كه داراي بار منفي و القاي حس خستگي است، بگوييم «خدا قوت»، «شاد باشيد» و يا «پر انرژي باشيد»
۵) افكار خود را متوجه خوبي‌ها و جنبه‌هاي مثبت زندگي كنيم تا به مرور مثبت‌نگر شويم.
 ۶) با خوش‌بيني سعي كنيم، دستوراتي به ذهن خود بدهيم كه انديشه‌هاي جديد مثبت شكل گيرند.
 ۷) هر روز صبح كه از خواب بر مي‌خيزيم با نگاه كردن به منظره ي يك تابلوي نقاشي زيبا و يا اسما‌ء‌الله روز خود را با نشاط و خوش‌بيني آغاز كنيم.
 ۸) از افراد منفي‌نگر يا موقعيت‌هايي كه باعث ايجاد افكار ناخوشايند و منفي مي‌شوند دوري و يا سعي كنيم كمتر با آنها برخورد داشته باشيم.
 ۹) به مشكلات به عنوان محكي براي ارزيابي توانايي‌هاي خود نگاه كنيم و هرگز نتيجه ي بدي را پيش‌بيني نكنيم، زيرا مشكلات فقط به اندازه‌اي مهم هستند كه ما آنها را مهم مي‌پنداريم.
 ۱۰) به لحظات و خاطرات زيبا و دوست داشتني گذشته ي خود فكركرده و سعي كنيم آنها را تكرار نماييم.
 ۱۱) از ترديد و دودلي دوري كرده و كارها را با جديّت دنبال كنيم.
 ۱۲) به نداي منفي دروني خود و تلقين‌هاي مخرب و نگران كننده‌ي ديگران بي‌توجه باشيم و سعي كنيم عكس آنها را انجام دهيم.
 ۱۳) به قدرت بي‌كران خداوند ايمان داشته باشيم و با خود تكرار كنيم كه من لياقت بهترين‌ها را دارم و با لطف خداي بزرگ به آنها خواهم رسيد.
 ۱۴) از ميان اهداف خود هدفي را انتخاب كنيم كه اميد بيشتري به موفقيت آن داريم و در تلاش براي تحقق آن، به فكر تأييد يا تكذيب ديگران نباشيم.
 ۱۵) در توصيف احوال و زندگي خود از كلمات مثبت استفاده كنيم.
 ۱۶) در تعريف از افراد خانواده يا دوستان از كلمات مثبت و روحيه بخش استفاده كنيم (فلاني شخص بسيار شريف و بزرگواري است.)
 ۱۷) از چشم و هم‌چشمي و حسادت كه باعث ايجاد افكار منفي مي‌شود دوري و سعي كنيم روش زندگي خود را خودمان انتخاب كنيم.
 ۱۸) هرگز شعار خواستن، توانستن است را فراموش نكنيم و بدانيم كه در سايه ي سعي و تلاش به آنچه بخواهيم مي‌رسيم.
 ۱۹) قدر لحظات زندگي را بدانيم و از آنها به ‌خوبي استفاده كنيم، زيرا هرگز تكرار نخواهد شد.
۲۰) براي تغيير اوضاع و شرايط نامساعد اقدام كنيم و مطمئن باشيم كه مي‌توانيم آنها را از بين ببريم.
 ۲۱) از خود انتظار بيش از حد نداشته باشيم و خود را همه فن حريف ندانيم، به عبارت ديگر از كمال گرايي مطلق كه باعث اضطراب و احساس عجز و ناتواني مي‌شود خودداري كنيم.
 ۲۲) خود را از قيد و بندهاي آزاردهنده رها ساخته و ساده زندگي كنيم تا فكر و خيال آسوده‌اي داشته باشيم.
 ۲۳) از انزوا و گوشه‌گيري كه باعث ايجاد افكار منفي مي‌شود دوري كرده و اوقات خود را در جمع خانواده، فاميل و دوستان سپري كنيم.
 ۲۴) هر وقت احساس كرديم كه افكار منفي سراغمان آمده است، وضعيت خود را تغيير دهيم و به كاري سرگرم شويم.
 ۲۵) ممكن است هنگام خواب در رختخواب افكار منفي به سراغمان بيايد، تا خسته نشده‌ايم به رختخواب نرويم.
 ۲۶) هرگز به هيچ وجه خود را بدبخت، ناتوان و درمانده احساس نكنيم.
۲۷) اعتماد به نفس خود را در هر شرايطي حفظ كنيم و هرگز به ديگران اجازه ندهيم كه آن را متزلزل كنند. بايد متوجه باشيم كه اعتماد به نيه كنيد.
 ۷) به خاطر داشته باشيد، شما همان چيزي هستيد كه فكر مي‌كنيد.

 
عبدالله‌ پايدار


پايگاه اطلاع رساني اصلاح


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]


تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۱ - مثبت انديشي ، مثبت گرايي ( ۱ )

كلمات، ابزار ارتباط با درون تو هستند !


اگر مي‌خواهيد دنياي اطراف خودتان را به‌طور شايسته، مؤثر و به طرز مطلوبي بسازيد، تفكر مثبت امري ضروري است. همه سطوح تفكرتان را كه مي‌تواند يكي از مهم‌ترين و همچنين سخت‌ترين سطوح براي زدودن منفي‌گرايي باشد، خانه‌تكاني كنيد. ممكن است تعجب كنيد، وقتي كه بدانيد ساختار صحبت كردن شما مي‌تواند يكي از عوامل اصلي‌اي باشد كه راه شما را در به دست آوردن خواسته‌هاي‌تان مي‌بندد.


از آنجايي كه، شما در يك جامعه فني زندگي مي‌كنيد، بخش عمده زندگي‌تان را بازي با كلمات، تشكيل مي‌دهد؛ كلماتي كه به زبان مي‌آوريد و يا مي‌نويسيد. هر جايي كه مي‌رويد به كلمات برمي‌خوريد: تابلوهاي اعلانات، علامت‌هاي خيابان‌ها، دستورالعمل‌ها و مطالبي براي خواندن. استفاده از كلمات آن‌چنان بخشي از وجود شما شده است كه حتي در موقع فكر كردن با خودتان از كلمات استفاده مي‌كنيد.


فكر كردن دروني شما به‌طور مستقيم بر شيوه‌اي كه ذهن ناخودآگاه شما، نيازها، اميال و آرزوهاي شما را پردازش مي‌كند، اثر مي‌گذارد. همان‌طور كه مي‌دانيد ذهن ناخودآگاه‌تان كاملاً قادر است امواج ذهني مخصوص به خود را توليد كند، درست همان‌طور كه ذهن خودآگاه، اين كار را انجام مي‌دهد. با اين تفاوت كه ذهن ناخودآگاه از كلمات و افكار دروني شما براي خلق امواج ذهني استفاده مي‌كند. اگر آن افكار و كلمات داراي بار منفي زياد باشند، امواج ذهني ناخودآگاه نيز داراي اين جنبه منفي خواهد بود و دنيايي را مي‌آفريند كه اين منفي‌گرايي را منعكس مي‌كند.


اكنون براي اينكه گفتار خود را تغيير دهيد، ابتدا بايد نسبت به ساختار گفتار هر روزه خود توجه كنيد. اما بدانيد كه كار ساده‌اي هم نيست. شما، همه عمرتان چنين گفتاري را به كار برده‌ايد و اكنون بسياري از آنها ناخودآگاه بوده، قسمتي از مكانيسم گفتار دروني‌تان شده‌ است.


اول، براي اينكه جريان ناخودآگاه سخن گفتن را آگاهانه كنيد، بايد به خودتان گوش فرا دهيد. گوش كردن به خود، انگار كه با ديگران گفتگو مي‌كنيد، ذهن آگاه، شما را متوجه عادات صحبت كردن‌تان مي‌كند. سعي كنيد پس از صحبت كردن با كسي، مكالمه خود را دوباره در ذهن‌تان تكرار كنيد و به ساختار چيزهايي كه گفته‌ايد بيشتر از معني كلي آن نگاه كنيد. از خودتان چند سؤال بكنيد:
ـ
چه كلماتي انتخاب كردم؟
ـ چرا اين كلمات را انتخاب كردم؟
ـ آن كلمات و عبارت‌ها چه معناي ضمني عاطفي‌اي داشتند؟
ـ آيا اين كلمات به‌طور مشخص ماهيت منفي يا مثبت داشتند؟


به مدت يك هفته، در حين صحبت به استفاده از زبان توسط خود گوش دهيد و آن را امتحان كنيد. ممكن است دستگاه ضبط صوت كوچكي به شما كمك كند تا برخي از مكالمات خود را ضبط كرده، بعداً به آنها گوش كنيد. اكنون در طي هفته‌اي كه اين كارها را انجام مي‌دهيد، عباراتي را كه اغلب به كار مي‌بريد، يادداشت كنيد. منظور كلمه يا تركيبي از كلمات است كه در بيشتر مكالمات شما به‌كار مي‌روند. اين كلمات و عبارات را به دو دسته تقسيم كنيد: مثبت و منفي. براي مثال، «عاليه» يك عبارت مثبت است. «اين يك دردسر است» يك عبارت منفي است.


اكنون آگاه مي‌شويد گروهي از عبارات منفي در مكالمات شما وارد مي‌شوند و شما آن‌قدر آنها را به كار برده‌ايد كه ديگر از وجودشان آگاه نيستيد. اگر اين عبارت‌هاي منفي مربوط به خود شما باشند، ناخواسته در زندگي‌تان آشفتگي و درهم‌ريختگي ايجاد مي‌كنيد. اگر اين عبارت منفي مربوط به شخص ديگر باشد، مي‌توانيد در هم‌ريختگي خود را بر آنها تحميل كنيد.


فراموش نكنيد كه مي‌توانيد تا حدي بر زندگي ديگران تأثيرگذار باشيد. گفتن به يك دوست به طور مكرر كه او مريض است ممكن است اين باور را در او تقويت كند. برون‌فكني مداوم منفي شما، در مورد زندگي فرد ديگر، مي‌تواند مانع پيشرفت آن فرد شود، يا حتي آن شرايط برون‌فكني شده را پيش بياورد.


خوب، پس چه كاري بايد انجام بدهيد؟ بسيار خوب براي شروع ـ همين كه يك عبارت منفي را پيدا كرديد، بايد آن را تغيير دهيد. اگر بخواهيم از مثال بالا استفاده كنيم، بايد جمله «اين يك دردسر است» را به «اين يك چالش است» تغيير داد. مشكلات، دردناك هستند و از پس آنها برآمدن دشوار. از طرف ديگر، چالش‌ها سرگرمي‌ هستند و بنابراين راحت‌تر مي‌توان از پس آنها برآمد. وقتي بر يك مشكل فايق مي‌آييد، آهي از دل برمي‌آوريد كه مانند آه كشيدن بعد از راحت شدن از يك درد است. وقتي كه در برخورد با يك چالش موفق مي‌شويد، فريادي از شادي مي‌كشيد. در اينجا يك مثال ديگر مي‌آوريم. عبارت منفي «او مريض است!» را مي‌توان به «او خوب نيست» تغيير داد. كلمه مريض نشان‌دهنده وضعيتي نامطلوب و غيرقابل تغيير است. اگرچه وضعيت خوب نبودن نشان‌دهنده اين است كه آن فرد معمولاً سالم است، ولي در حال حاضر كسالت دارد...

http://www.shamisapsy.ir/positive-orientation/118-1388-09-18-06-42-36.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۱۵)

چگونه در شرايط پر فشار خونسردي خود را حفظ كنيم؟
 

 
همه مي دانيم كه وجود استرس به سلامت جسمي ما آسيب وارد مي آورد اما در اين بخش مي خواهيم از مضرات استرس در زندگي شغلي آگاه شويم. مردم معمولا هنگاميكه فشار كاري به بالاترين سطح مي رسد عقل خود را از دست مي دهند و بدون كمك گرفتن از فكر خود دست به كارهايي مي زنند كه بعدها موجب پشيماني آنها مي شود. ممكن است حرفي بزنند و يا كاري انجام دهند (به ويژه در لحظات بحراني مثلا پيش از گرفتن ترفيع رتبه و يا اخراج از كار) كه بعدا از آن پشيمان شوند. 

 
امروزه مقوله استرس و كار جدا نشدني هستند. درايت و توانايي كنترل استرس خصيصه اي است كه كارمندان كارامد را از سايرين جدا كرده و از نمونه هاي توانايي بالاي مديريت به شمار مي رود. 

 
كلمات استرس زا
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
دليل از دست دادن كنترل خود را در شرايط پر فشار پيدا كنيد. هنگام مواجهه با اين شرايط ذهن ما به حالت تدافعي غريزي خود باز مي گردد و بدن هورمون استرس زاي آدرنالين ترشح مي كند، حالت تدافعي به خود مي گيريم كه اين امر هر گونه پردازش منطقي را منحل مي كند. در جهان امروزي ما به وسيله گروهي از لغات رنج آور و آزاردهنده از خود دفاع مي كنيم و پس از اينكه ذهن مجددا "آرام" مي شود و به حالت عادي خود باز مي گردد، متوجه اشتباهاتمان مي شويم. 

 
راه حل؟ هشيار باشيد كه چه موقع ذهن شما در حال زايل شدن است و اجازه ندهيد كه آدرنالين بيش از اندازه ترشح شود تا ترس بر شما غلبه كند و شما را برانگيخته كرده و موجب شود كه شما خشونت به خرج دهيد. اجازه دهيد تا نيروي عقل و منطق شما دوباره به كار افتد. 

 
نفس عميقي بكشيد براي چند لحظه بر روي مطلب مورد نظر فكر كنيد. نقاط مثبت قضيه را در آوريد و آنرا را افزايش دهيد. 

 
شرايط استرس زا
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
در اين قسمت براي شما 5 موقعيت را باز گو مي كنيم كه نيازمند حضور ذهن،خرد و شعور و از همه مهمتر خونسردي است. اگر بتوانيد در زمان بروز اين شرايط خونسردي و تعادل خود را حفظ كنيد شما را در محل كار "ابر قهرمان" مي نامند. 

 
1- به جدل كشيده مي شويد
پايان روز است، همه خسته شده اند و به زحمت بر روي پروژه اي كه تازه در ابتداي راه است كار مي كنند و هيچ كس هم اعصاب درستي ندارد. ناگهان يكي از همكارانتان به سمت شما مي آيد و به شما مي گويد" نامه اي كه براي من نوشته بودي بيش از اندازه مختصر بود و مراتب ادب و احترام در آن رعايت نشده بود" او به شما مي گويد كه قصد دست انداختن و برتري جويي نسبت به او را داشته ايد. 

 
شما در جواب به او مي گوييد كه بهتر است كوتاه بيايد و اينقدر حساس نباشد. براي او تشريح مي كنيد كه وقت شما كوتاه بوده و براي رعايت ادب و احترام زمان كافي نداشته ايد. 

 
او از كوره در مي رود و شما را متهم مي كند به دزدي كردن از پروژه و شما را مسئول تمام خرابي ها مي خواند و ... بحث بالا مي گيرد و چند تا از همكارهاي ديگر هم به شما مي پيوندند اما آنها نيز نمي توانند كاري را از پيش ببرند. 

 
در اين حال چون منطق خود را از دست داده ايد تصويري از نا كامي ها در ذهن شما نقش مي بندد و فقط باعث مي شود كه استرس خود شما و اطرافيانتان افزايش يابد. به جاي بهره گيري از منطق و ادراك به خوي غير انساني خود اتكا نكنيد. 

 
راه حل اين است كه حالت تدافعي به خود نگيريد و با اتكا به قوانين عقلي نقد وارده را رد كنيد. به جاي اينكه با پاسخ هاي از پيش تعيين شده جلو بياييد اندكي صبر كنيد حواس خود را جمع كرده و خونسردي خود را نيز حفظ كنيد. 

 
در همين مورد ذكر شده با آرامش پاسخ دهيد "من تو را درك مي كنم اما اين پروژه سنگين است و تاريخ تحويل هم نزديك شده بنابراين لازم است كه كوتاه و مختصر عمل كنيم تا بتوانيم از عهده تمام امور بر آييم. اگر تو به خاطر نامه من آزرده شدي همين جا از تو عذر خواهي مي كنم" 

 
با رعايت ادب و نزاكت در مقابل خصومت مي توانيد طرف مقابل خود را خلع سلاح نماييد زيرا او منتظر پاسخي از روي عصبانيت مي باشد. حتي اگر حق با شماست اثبات اين مطلب براي يك همكار خودسر كار بي فايده اي قلمداد مي شود. 

 
به عبارت ديگر بهتر است گاهي زيركانه عمل كنيد تا صادقانه.

 2- پاسخ سوالي را نمي دانيد
اين موقعيتي است كه بسياري از سياستمداران و تاجران بزرگ با آن مواجهند: سوالي كه آنها را در هنگام سخنراني خلع سلاح مي كند. مي توانيد در چنين شرايطي به لكنت زبان بيفتيد، عرق كنيد و بترسيد تنها به اين خاطر كه جواب مناسبي نداريد. اما راههاي بهتري هم وجود دارند كه افراد عاقل آنها را انتخاب مي كنند. 

 
به ياد داشته باشيد كه در هنگام سخنراني قدرت به دست شماست و مستمعين مي بايست مراتب ادب و نزاكت را رعايت كنند. اگر سوال خارج از حيطه بحث بود مي تواننيد اينطور عمل كنيد "به نكته جالبي اشاره شد، اگر به اندازه كافي وقت داشته باشيم من آنرا توضيح مي دهم اما اجازه دهيد كه در حال حاضر به موضوع اصلي بپردازيم." 

 
همچنين مي توانيد به آن شخص بگوييد كه خوشحال مي شويد پس از اتمام سخنراني با او شخصا صحبت كنيد. اين كار به شما زمان لازم براي آماده كردن جواب را مي دهد و يا مي توانيد از آن فرد تشكر كنيد و پاسخ سوال را موكول كنيد به پايان تشريح مسائل مهمتر. 

 
اما اگر سوال مرتبط با موضوع بحث بود پس بهتر است كه متواضع و فروتن باشيد و خيلي راحت اظهار كنيد كه پاسخ آنرا نمي دانيد. بالاخره شما هم يك انسان هستيد، اينطور نيست؟ اگر اين كار را با اعتماد به نفس كامل انجام دهيد مردم تصور نمي كنند كه شما از آمادگي لازم برخوردار نيستيد بلكه بر عكس به دنبال راهي براي حل مسائل پيچيده هستيد" سوال خوبي بود اما بايد اعتراف كنم كه در حال حاضر پاسخ آنرا نمي دانم، به شما قول مي دهم كه بررسي را همين حالا آغاز كنم و پاسخ مناسب را در اولين فرصت در اختيار شما قرار دهم" 

 
3- خطايي از شما سرميزند
شما با همكاران و مقامات بالاي شركت مشغول تجزيه تحليل اشتباهي هستيد كه باعث متوقف كردن پروژه شده است و ناگهان يكي از همكاران شما را مورد خطاب قرار داده و اشتباه را به شما نسبت مي دهد چرا كه فايل ناقصي را تحويل داده ايد كه باعث برهم زدن جريان عادي كار شده است. 

 
اگر اشتباه از جانب شما باشد بايد مسئوليت آنرا به عهده بگيريد البته نه به آن معنا كه سيلي از پوزش هاي سوزناك را بر روي ميز روان كنيد. به جاي آن بهتر است كه بگوييد "متشكرم كه آنرا براي من توضيح دادي، الآن متوجه شدم كه اشتباهم در كجا بوده و از اين به بعد تمام تلاش خود را مي كنم كه چنين اتفاقي نيفتد" 

 
اگر آن اشتباه به طور صد در صد به شما مربوط نمي شد چنين بگوييد "بله من اشتباه كردم و عذر خواهي مي كنم، اما هر فردي كه فايل مورد نظر را دريافت مي كند بايد آنها را دوباره چك كند تا خطايي در آن وجود نداشته باشد" چنين موقعيتي زمان مناسبي است كه از سيستم موجود انتقاد كنيد و راه حلي براي اجتناب از خطاهاي مجدد پيشنهاد كنيد. 

 
اما از سوي ديگر اگر اشتباه به هيچ وجه از جانب شما نبود اتهامات وارده را يك به يك و با اتكا به مدارك علمي رد كنيد. سعي كنيد با كسي كه از شما نقد مي كند مانند يك ابله رفتار نكنيد. به طور حتم زماني كه ثابت شد شما فرد مورد سرزنش نيستيد متهم اصلي خود به خود پيدا مي شود( و شايد همان منتقد شما باشد كه به دنبال راهي بوده تا قضيه را از سر خود باز كند) 

 
4- يكي از همكاران غيبت شما را مي كند
متوجه مي شويد كه عده اي در مورد شما شايعه پراكني مي كنند. بدترين كاري كه مي توانيد انجام دهيد اين است كه خود را به بي خيالي بزنيد و انتظار داشته باشيد كه همه چيز خود به خود حل شود. با انجام چنين كاري به او اجازه مي دهيد كه به رفتار زشت و زننده خود ادامه دهد. 

 
اما نبايد يكدفعه مغز خود را از دست بدهيد زيرا آنها منتظر همين هستند تا بتوانند بيشتر شما را اذيت كنند و به طور قطع شما هم كه نمي خواهيد آنها را به اهدافشان برسانيد! با او رودررو صحبت كنيد تا به واسطه ثبات و وقار شما متوجه اشتباه خود شود. 

 
هنگاميكه تنهاست به او نزديك شده و با او صحبت كنيد "هي، من شنيدم كه تو در مورد من چنين چيزهايي را به ديگران گفته اي، اگر چيزي هست چرا به خودم نمي گويي؟" 

 
پاسخ او هر چه كه باشد (ممكن است حالت تدافعي به خود بگيرد و يا با نامردي از حقيقت فرار كند) استراتژي شما يكي است. تنها چيزي كه او از شما انتظار ندارد رعايت ادب و نزاكت است. شما با اين كار او را خلع سلاح مي كنيد. سعي كنيد نقاط مشترك خود را با او پيدا كنيد و در مورد آنها صحبت كنيد مثلا بي علاقگي نسبت به كارفرما و يا يكي از مراجعين و يا اين آرزو كه هر دوي شما مي خواهيد كمپاني در صدر قرار گيرد و ...

 
بعد هم دايره توجه خود را بر روي گروه متمركز كنيد: "تو كه خودت بهتر مي داني كه همه ما با هم و در كنار هم در حال تلاش براي تكميل پروژه هستيم و چنين حرفهايي به سلامت رواني گروه لطمه مي زند. پس بهتر است كينه ورزي را كنار بگذاريم تا كارها به خوبي پيش روند." با انتقال مركز توجه از فرد به گروه ، شما خود را فردي عاري از خود خواهي و خود پرستي نشان مي دهيد و خيلي بهتر از او جلوه مي كنيد و اين كار باعث مي شود كه او دهان خود را ببندد. 

 
اگر او متقاعد نشد با روي باز به او اعلام كنيد كه اگر به اين كار ادامه دهد مراتب را به مقامات بالاتر گزارش خواهيد كرد. 

 
5- به تاريخ تحويل نزديك مي شويد
ثانيه ها سپري مي شوند و ارباب رجوع چشم انتظار محصول جديد شما كه هنوز در مراحل ابتدايي كار است مي باشد. در چنين مواقعي يك مسئله كوچك مي تواند در نظر افراد به منزله يك مشكل بزرگ جلوه كند و آنها را بيش از حد عصباني كند. با برنامه ريزي دقيق از بروز چنين مشكلاتي جلوگيري كنيد. 

 
نگاه انداختن به ساعت، كاري را از پيش نمي برد پس بهتر است بر روي كار تمركز كنيد نه مهلت هاي نهايي. ليستي از اولويت ها تهيه كنيد و ابتدا بر روي مسائل ضروري تر كنيد. اگر لازم شد كارهاي بزرگ را به امور كوچكتر اما قابل اجرا تقسيم كنيد و هر يك را در زمان خاص خود انجام دهيد. 

 
ابتدا بر روي اموري كار كنيد كه بايد مجددا توسط افراد ديگر بازبيني شوند. اگر امكان داشته باشد مي توانيد برخي از كارها را به عهده افراد ديگر بگذاريد. از حواس پرتي خود جلوگيري كنيد براي اين كار مي توانيد سيم تلفن را قطع كنيد و صفحه اينترنت را در صورتي كه به آن نياز نداري ببنديد. 

 
در آخر هم تنفس خود را كنترل كنيد. بالا بودن انرژي استرس را كاهش داده ذهن شما را در شرايط مناسبي نگه مي داردو اجازه ندهيد كه نا اميدي بر شما غلبه كند تا تمركز حواس خود را از دست بدهيد و هميشه به ياد داشته باشيد كه در آخرين فرصت ها معجزه هاي شگفت آنگيزي رويخواهد داد. 

 
ثابت قدم و پابرجا باقي بمانيد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در محيط كاري كه استرس و فشار روز به روز افزايش مي يابد كساني به موفقيت دست مي يابند كه بتوانند خونسردي خود را حفظ كنند و براي پست مديريت نيز از يك چنين افرادي دعوت به عمل مي آيد. پس بهتر است زمانيكه غريزه غير انساني شما در حال انفجار بود خونسرد و متين باقي بمانيد و از قوه ادراك خود كمك بگيريد تا از پس كليه امور برآييد.

http://www.aftabir.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۱۴)

چه كساني با خشم برخورد مناسب ندارند!

با توجه به پژوهش‌هاي انجام شده درباره‌ي خشم آنچه مسلم است اين است كه شمار كساني كه با خشم خود برخورد نادرست مي‌كنند، به مراتب از شمار كساني كه به آن برخورد درست مي‌كنند بيشتر است. نيل‌وارنر در كتاب مشهور " خشم را، يار و ياور خود سازيد  " با توجه به رفتاري كه اشخاص به هنگام خشم بروز مي‌دهند، آنهايي را كه با خشم بر خورد درست ندارند به چهار دسته تقسيم مي‌كنند:
 
جسماني كننده‌ها،
 
خود مجازات‌گر‌ها،
 
منفجرشونده‌ها

و مخفي‌كننده‌ها.

 

جسماني كننده‌ها. اين‌ها اشخاصي هستند كه با خشم برخورد انفعالي مي‌كنند و آن را به بدن خود منتقل مي‌سازند. جسماني كننده‌ها كساني هستند كه احساسات خشم خود را آشكارا نشان نمي‌دهند به جاي آن از بيم آن كه مبادا مورد تأييد و تصديق ديگران واقع نشوند آن را بروز نمي‌دهند و پنهان مي‌كنند.
 از سوي ديگر، تفاوتي كه ميان جسماني كننده‌ها و ديگران وجود دارد اين است كه اين اشخاص خشم خود را به شكل ميگرن، سر درد ، زخم معده ، كُليت و وَرَمِ مفاصِل بروز مي‌دهند.

خود مجازات گرها. رفتار انفعالي ديگري در زمينه بروز خشم ، تبديل كردن خشم به احساس گناه است. اين اشخاص اغلب به اين دليل كه خشمگين شده‌اند بر خود خشم مي‌گيرند . در نتيجه تخليه هيجاني خشم را بروز نمي‌دهند . به جاي آن با كنترل ابراز خشم از ميزان عزت نفس خود مي‌كاهند.
 براي مثال پرخوري يا گرسنگي كشيدن عمدي، افراط در ميگساري ، افراط در خريد كردن و خوابيدن كه جملگي مي‌توانند از ميزان عزت نفس بكاهند، از جمله اقداماتي است كه خود مجازات گرها به نمايش مي‌گذارند.
منفجر شونده‌ها. منفجر شوند‌ها نمونه‌هاي كليشه‌اي پرخاشگري مديريت نشده هستند. اين‌ها كساني هستند كه خشم خود را به شكلي خصمانه به صورت كلامي‌يا جسماني بروز مي‌دهند. اين اشخاص مانند يك آتشفشان منفجر مي‌شوند و به هر كس كه در پيرامون آنها قرار گيرد هجوم مي‌برند.
منفجر شونده‌ها خشم‌شان را در خود نگه مي‌دارند و بعد ناگهان ، و به هر دليل آن را بر سر هر كسي كه در پيرامون‌شان قرار گيرد تخليه مي‌كنند. در بسيار‌ي از مواقع اين اشخاص به جاي اينكه نسبت به كسي كه موجب خشم آنها شده خشمگين شوند، خشم‌شان را نسبت به آنها سركوب مي‌كنند و بعد آن را بر سر اشخاصي كه كمترين گناهي مرتكب نشده‌اند، اشخاصي از قبيل، همسر، فرزندان و كاركنان زير دست خالي مي‌نمايند.
 در بسياري از موارد از خشم انفجاري به منظور ايجاد رعب و ارعاب و سلطه‌جويي استفاده مي‌شود.اين همان رفتاري است كه روانشناسان آن را نشانه‌ي شخصيت تيپ الف معرفي مي‌كنند و با بيماري‌هاي قلبي - عروقي در ارتباط نزديك است.

مخفي كننده‌ها. مخفي كننده‌ها هم مانند منفجر شونده‌ها خشم مديريت نشده‌اي را به نمايش مي‌گذارند. تفاوت رفتار ميان مخفي كننده‌ها و منفجر شوند‌ها اين است كه مخفي كننده‌ها معمولاًخشم خود را متوجه كسي كه سبب ساز خشم آنها شده مي‌كنند، اما اين كار را به طور غيرمستقيم انجام مي‌دهند، آنگونه كه به لحاظ اجتماعي مشكلي حاصل نشود.
 مخفي كننده‌ها به خاطر بي‌عدالتي كه در حق آنها روا شده مترصد تلافي هستند- با اين تفاوت كه خشم‌شان را به شكلي كه به لحاظ اجتماعي قابل قبول باشد، در ابعاد ملايم بروز مي‌دهند. نمونه‌هايي از ابراز خشم به شيوه مخفي كننده‌ها شامل دير رفتن سرجلسه، يا طعنه‌زدن مي‌باشد.
مخفي كننده‌ها خودشان را قربانيان زندگي ارزيابي مي‌كنند و با آنكه خشم‌شان اغلب متوجه كسي است كه آنها را ناراحت كرده است، تمام شدن خشم به ندرت اتفاق مي‌افتد.
وارنر خاطر نشان مي‌سازد كه همه‌ي ما با توجه به شرايط و موقعيت در مواردي از همه‌ي اين روش‌ها استفاده مي‌كنيم.
 اما در هر كسي يكي از اين روش‌ها حالت غالب پيدا مي‌كند و در تبادل‌هاي روزانه به طور گسترده مورد استفاده قرار مي‌گيرد. بايد توجه داشت كه هيچ يك از اين چهار روش سالم نيستند، به هيچ جهت رفتن از يك حالت به حالت ديگر توصيه نمي‌شود. وارنر توصيه مي‌كند كه احساس خشم ا خُرد مي‌كنند. وقتي هم ديگران عصباني شوند، وانمود مي‌كنند كه رنجيده‌اند و صورت حق به جانب به خود مي‌گيرند. مي‌گويند: «چرا نسبت به من عصباني هستي؟» يا ـ «من كه كاري نكرده‌ام». مشكل همين‌جاست. اين افراد به همان دليل كه خشمگين هستند، كاري كه بايد، بكنند نمي‌كنند. اما در عين حال، خشم خود را هم به كسي بروز نمي‌دهند. خشمگينان رياكار، وقتي باعث دل‌سردي ديگران مي‌شوند، حس مي‌كنند كه بر زندگي خود تسلط يافته‌اند. با كم‌كاري، خودداري از انجام كار يا به تعويق انداختن كارها، برنامه‌هاي ديگران را به هم مي‌ريزند. خشم آميخته به ريا، دشواري‌هايي هم دارد. مهم‌ترين آنها اين است كه شخص سررشته‌ خواسته‌ها و نيازهايش را گم مي‌كند درست است كه اين افراد ممكن است نگذارند ديگران به خواسته‌هاي‌شان برسند، ولي خودشان هم نمي‌دانند كه با زندگي خودشان چه مي‌خواهند بكنند. نتيجه‌ آن كسالت، دلسردي و نداشتن رضايت در روابط با ديگران است.
 
خشم همراه با بدگماني
 بيژن عاشق همسرش است، به همين دليل او را مانند سايه تعقيب مي‌كند. از او سؤال‌هاي جوراجور مي‌كند. اگر همسرش براي لحظه‌اي، مرد بيگانه‌اي را نگاه كند، خشم در درونش زبانه مي‌كشد. او به قدري در اين زمينه حسود است كه ليلا را ديوانه مي‌كند. اخيراً ليلا گفته است كه اگر رفتارش را عوض نكند، از وي جدا خواهد شد. مشكل بيژن تنها حسادت نيست؛ او به شدت بدگمان است و غالباً خيال مي‌كند كه ديگران پشت سر او بدگويي مي‌كنند، به كمتر كسي اعتماد دارد و گاهي در فكر است كه ديگران چه نقشه‌ تازه‌اي براي آزارش كشيده‌اند. بارها ديگران را متهم كرده است كه از دست او عصباني هستند و قصد دارند به او كلك بزنند، اما معمولاً ديگران اين موضوع را انكار مي‌كنند. خشم همراه با بدگماني چنين است كه گفتيم. اين خشم، هنگامي به سراغ شخص مي‌آيد كه احساس كند به صورت غيرمنطقي مورد تهديد قرار گرفته است. افراد بدگمان، خطر تهاجم را در همه‌جا احساس مي‌كنند. اطمينان دارند كه ديگران مي‌خواهند چيزهايي را از چنگ‌شان درآورند. هميشه انتظار دارند كه ديگران به صورت جسمي يا لفظي به حمله كنند. اعتقاد دارند كه بايد از خودشان دفاع كنند. آنان راهي يافته‌اند كه بدون احساس گناه، خشمگين شوند. آنان خشم را در زير نقاب «حفظ ذات» پنهان كرده‌اند. براي خشم همراه با بدگماني، بهاي زيادي هم بايد پرداخت. افراد بدگمان احساس بي‌امنيتي مي‌كنند. به كسي اعتماد ندارند. بدتر از همه، قدرت قضاوت‌شان هم ضعيف است و بين احساسات خود و ديگران، نمي‌توانند كاملاً تمايز قائل شوند. آنان خشم خود را در چشم و كلمات دوستان، همسر و همكاران احساس مي‌كنند. به اين ترتيب خود و ديگران را گيج مي‌كنند.
 
خشم ناگهاني
 رؤيا آتش گرفته است. مادرش مي‌خواهد او را از خانه بيرون كند. چطور جرأت كرده است؟ رؤيا ناگهان از كوره درمي‌رود. هر چه در دستش دارد پرت مي‌كند. فرياد مي‌كشد و مشت به ديوار مي‌كوبد. شعله‌ خشم او فقط چند دقيقه زبانه مي‌كشد. اما پيش از آنكه اين شعله فروكش كند، مادرش گريه‌كنان از در خارج مي‌شود. كساني كه دچار خشم ناگهاني مي‌شوند، به رعد و برق بهاري شبيه‌اند. طوفان خشم، از نقطه‌ نامعلومي آغاز مي‌شود و هر چه بر سر راه باشد درهم مي‌پيچد. سپس فرو مي‌نشيند. گاهي فقط به صورت رعد و برق است. لحظه‌اي جلوه مي‌كند و سپس پايان مي‌گيرد. ولي غالباً ديگران را آزار مي‌دهند، خانه‌ها را خراب مي‌كنند و به اشيا خساراتي وارد مي‌كند كه جبران آنها مدت‌ها طول مي‌كشد. كساني كه دچار انفجار خشم مي‌شوند، براي لحظه‌‌اي موجي از قدرت را حس مي‌كنند. همه‌ احساس‌هاي منفي خود را تخليه مي‌كنند تا به آرامش برسند. بدون انديشه‌ سود و زيان، مهار را از عواطف خود برمي‌دارند. مشكل اصلي خشم ناگهاني، از دست دادن كنترل است. افرادي كه دچار اين نوع خشم مي‌شوند، ممكن است براي خود و ديگران خطر ايجاد كنند. و بي‌اختيار دست به كارهاي عجيب و غيرمنتظره بزند.
 معمولاً چيزهايي مي‌گويند و كارهايي مي‌كنند كه بعداً از پشيمان مي‌شوند، اما ديگر دير شده است و نمي‌توان آب رفته را به جو برگرداند.
 خشم عمدي، ممكن است براي مدتي مؤثر واقع شود، ولي در درازمدت كارساز نيست.
 
خشم ناشي از شرم
 فريد با اتومبيل، به دنبال همسرش شهلا مي‌رود. وقتي او را سوار مي‌كند، يادش مي‌رود كه آيا همسرش از تماشاي فيلم لذت برده است يا خير. شهلا با خودش فكر مي‌كند «اين ثابت مي‌كند كه مرا دوست ندارد. اگر به من اهميت مي‌داد، حتماً دلش مي‌خواست بداند كه من اوقاتم را چگونه گذرانده‌ام. همين مرا مي‌سوزاند!» كساني كه به توجه زياد، نياز داشته يا بيش از حد در برابر انتقاد حساس باشند، غالباً دچار اين نوع خشم مي‌شوند. كمترين انتقاد، اين افراد را دچار شرم مي‌كند. اين اشخاص متأسفانه، خودشان را چندان دوست ندارند. احساس مي‌كنند كه افرادي بي‌ارزش، نه‌چندان خوب، درهم شكسته و نخواستني هستند. بنابراين وقتي كسي آنها را ناديده مي‌گيرد يا مطلب ناخوشايندي به آنها مي‌گويد، آن را دليلي مي‌دانند كه ديگر آنها را دوست ندارند؛ همچنان كه خودشان، خودشان را دوست ندارند، اما اين موضوع، آنان را واقعاً به خشم مي‌آورد. آنگاه شروع به نيش، كنايه زدن و بدخُلقي مي‌كنند. در دل مي‌گويند «تو مرا رنجاندي و حالم را بد كردي پس من هم تو را اذيت مي‌كنم». اشخاصي كه دچار اين نوع خشم هستند، به علت خجلت‌زدگي سعي مي‌كنند نقطه‌ضعف ديگران را پيدا كنند. اين افراد، هنگامي از شرم‌زدگي خود خلاص مي‌شوند كه به سرزنش، عيب‌جويي يا مسخره‌كردن ديگران بپردازند. خشم سبب مي‌شود كه بتوانند از كساني كه ظاهراً آنها را خجالت داده‌اند انتقام بگيرند، آنها سعي مي‌كنند با خجالت دادن ديگران، احساس بي‌كفايتي را از خود دور كنند.
 خشم گرفتن بر ديگران، راه خوبي براي پنهان كردن شرمندگي نيست. افرادي كه دچار اين نوع خشم هستند، در نهايت كساني را كه دوست مي‌دارند، مورد حمله قرار مي‌دهند. در ضمن، روز به روز تصوير ضعيف‌تري از شخصت خويش پيدا مي‌كنند و نسبت به انتقاد ديگران حساس‌تر مي‌شوند. خشم و از كف دادن كنترل، فقط باعث مي‌شود كه احساس بدتري نسبت به خود پيدا كنند.
 
خشم عمدي
 رضا، هر وقت با خواسته‌هايش مخالفت شود، ابتدا قيافه مي‌گيرد. بعد داد و فرياد راه مي‌اندازد و طرف مقابل را به بي‌توجهي متهم مي‌كند. ظاهراً بسيار خشمگين به نظر مي‌رسد. گويي كنترل خود را از دست داده است. اما در كمال تعجب، وقتي به خواسته‌اش رسيد، خشمش فروكش مي‌كند. چگونه ممكن است كسي در اين لحظه عصباني باشد و چند ثانيه بعد آرام شود؟ خشم عمدي همراه با نقشه‌ قبلي است. كساني كه خشم خود را به اين شكل به كار مي‌گيرند، معمولاً مي‌دانند چه مي‌كنند. در واقع خشم آنان با طغيان عواطف همراه نيست. قصدشان تسلط بر ديگران است و بهترين راهي كه يافته‌اند، ابراز خشم و گاه اعمال خشونت است. مقصود افراد، از اظهار خشم عمدي، كسب قدرت و كنترل است. هدف اصلي آن است كه به خواسته‌شان برسند و براي رسيدن به اين مقصود، از تهديد و اعمال قدرت استفاده مي‌كنند. خشم عمدي ممكن است براي مدتي مؤثر واقع شود، ولي در درازمدت كارساز نيست. ديگران از توپ و تشر خوششان نمي‌آيد، بنابراين براي فرار از آن سرانجام، راهي پيدا مي‌كنند.
 
خشم اعتيادي
 كريم ذاتاً خشمگين است. غالباً احساس مي‌كند كه افسرده و كسل و از زندگي خود خسته است. اما هر چند وقت يك‌بار، ظاهراً حالش به كلي خوب مي‌شود. مي‌گويد: «مي‌داني چيست؟ هر وقت با كسي دعوايم مي‌شود خود را زنده احساس مي‌كنم. افزايش آدرنالين خون، معركه مي‌كند. فقط در چنين مواقعي است كه هيجان پيدا مي‌كنم». بعضي‌ها به عواطف نيرومندي نياز دارند كه با اظهار خشم همراه است. آنان طالب شدت عواطف هستند، كه هر چند ممكن است دردسرهاي ناشي از بروز خشم را نپسندند. خشم آنان، تنها يك عادت ساده نيست، بلكه موجب هيجان عاطفي آنان مي‌شود.
 خشم، شوخي نيست، بلكه عاطفه‌ آنان نيرومند است. معتادان به خشم، منتظرند كه دچار طوفان غضب شوند و از خماري دربيايند! اين افراد، اعتياد به خشم را نمي‌توانند به‌راحتي ترك كنند و حالت آنان شبيه كساني است كه به قمار، مواد مخدر يا ماجراجويي معتادند. اگر گه‌گاه دچار هيجان شديد نشوند، زندگي براي‌شان يكنواخت و كسل كننده مي‌شود. معتادان به خشم، در هنگام انفجار احساسات، اوج شدت عواطف و نيروي احساس را درك مي‌كنند. در اين هنگام است كه خود را زنده و پرانرژي مي‌يابند. هر نوع اعتيادي، دردناك و مخرب است. اعتياد به خشم نيز از اين قاعده مستثني نيست. معتادان راه ديگري براي رسيدن به حال خوب، سراغ ندارند، به اين جهت به خشم، وابسته مي‌شوند. اين افراد براي اينكه از خماري دربيايند، دعوا راه مي‌اندازند و از آنجاكه به شدت به احساسات نياز دارند، چون خشم آنان تابع قانون (همه يا هيچ) است. براي اين افراد هم خشم، بيش از آن كه حلال مشكلي باشد، خود مشكل‌آفرين است.

http://www.shamisapsy.ir/anger/74-1388-08-18-20-43-55.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني ، گويندگي و گفتگو

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۱۲)

روانشناسي خشم و نفرت

بزرگي يك انسان به اندازه چيزي است كه مي تواند او را خشمگين كند !

 سالها است كه انستيتو انديشه و زندگي به همت گروهي از صاحب نظران رشته هاي روان شناسي و متخصصين رفتار هاي انساني با همراهي Dalia lama و پيش كسوتان مكتب بودائي گردهمائي هاي ساليانه ي خود را به چاره جوئي پيرامون مشكلات احساسي بشر اختصاص داده اند و به بررسي علمي آنها پرداخته اند. كتاب Destructive Emotions نوشته Daniel Goleman فشرده اي از كنفرانس هشتم اين گروه را در سال 2000 گزارش مي كند كه در هندوستان و با شركت Dalia lama برگذار شده است :

بشر 6 نوع پريشاني رواني دارد:

1 – وابستگي واعتياد ، اشتياق ، طلبيدن Attachment & craving

2 – خشم و نفرت  Anger, Hatred

3 – بيهوده پنداري و جهالت Ignorance & Delusion

4 – غرور Pridefulness

5 – شك و ترديد هاي پريشان كننده

6 – باورهاي پريشان كننده

در اين مبحث به خشم و نفرت مي پردازيم چرا كه مهمترين و دردناك ترين آسيب ها را به ساختار زندگي انسان وارد مي كند.

احساس هاي مخرب (ويرانگر) ، Destructive Emotions

بزرگي يك انسان به اندازه چيزي است كه مي تواند او را خشمگين كند !

 سالها است كه انستيتو انديشه و زندگي به همت گروهي از صاحب نظران رشته هاي روان شناسي و متخصصين رفتار هاي انساني با همراهي Dalia lama و پيش كسوتان مكتب بودائي گردهمائي هاي ساليانه ي خود را به چاره جوئي پيرامون مشكلات احساسي بشر اختصاص داده اند و به بررسي علمي آنها پرداخته اند. كتاب Destructive Emotions نوشته Daniel Goleman فشرده اي از كنفرانس هشتم اين گروه را در سال 2000 گزارش مي كند كه در هندوستان و با شركت Dalia lama برگذار شده است :

بشر 6 نوع پريشاني رواني دارد:

1 – وابستگي واعتياد ، اشتياق ، طلبيدن Attachment & craving

2 – خشم و نفرت  Anger, Hatred

3 – بيهوده پنداري و جهالت Ignorance & Delusion

4 – غرور Pridefulness

5 – شك و ترديد هاي پريشان كننده

6 – باورهاي پريشان كننده

در اين مبحث به خشم و نفرت مي پردازيم چرا كه مهمترين و دردناك ترين آسيب ها را به ساختار زندگي انسان وارد مي كند.

مطالعات علمي نشان داده كه خشم به دو شكل در انسان ديده مي شود خشم از روي مهرباني و خشم از روي نفرت و اين دو در بررسي با دستگاه هاي Functional MRI از يك محل شروع مي شوند ولي دو روند متفاوت را دنبال مي كنند.

مثلا وقتي كودك يا نوه ي شما به سوي پله ها مي دود و شما سراسيمه مي پريد و او را قبل از سقوط مي گيريد ،خشمگين مي شويد اما او را در آغوش مي فشاريد و اشك به چشمتان مي آيد. در حالي كه خشم بيمار گونه به غضب و تهاجم و آسيب منجر مي شود.

حتي در اين گروه هم دريافته اند كه عده اي از پس آمد واقعه آگاهي دارند و به همين دليل به مهار كردن خشم توانا هستند اما برخي چنين توانائي را ندارند . در آنها كه توانايي كنترل خشمشان را دارند ، فعاليت بيشتري در قاعده بخش پيشاني مغز وهمچنين در هسته بادامي يا آميگدال ديده مي شود. در آنها كه اين توان را ندارند ،هسته ي آميگدان هم فعاليت چنداني ندارد.

خشم يكي از احساسهايي است كه كمتر كسي حاضر است آن را از آن خود بداند. اغلب ادعا مي كنيم كه ديگران اين احساس ناخواسته را در ما برانگيخته اند. در حالي كه خشم يكي از احساسهايي است كه ما انتخاب مي كنيم و در موارد بسياري ما دقيقاً مي دانيم چه مي كنيم و تا چه حدود بايد پيشروي كنيم.

خشم يكي از احساس هاي اوليهء انسان است و جزء ابزارهاي دفاعي انسان هاي اوليه در تنازع بقا بوده است. خشم از تولد تا مرگ با ما است و مي تواند براي ما از حربه هاي بسيار مفيد باشد يا ابزار نابودي ما را فراهم كند بسته به اينكه از آن چگونه استفاده كنيم.

خشم به عناوين مختلف خود را نشان مي دهد . ممكن است به صورت گريه كردن در آيد، يا تمسخر كردن، داد زدن ، حمله كردن ، افسردگي ، تجاوز ، خشونت يا خودكشي ، عزلت گزيدن، به سكوت پناه بردن و حتي گاه عكس العمل ناشي ازخشم را با رابطه جنسي نشان مي دهند.

چه عواملي سبب خشم ما مي شوند؟

دانشمندان مراكز خاصي را در مغز انسان و حيوانات پيدا كرده اند كه با تحريك يا تخريب آنns-serif">اين يكي نمونه هايي است كه خشم به صورت افسرده گي تظاهر كرده است.

4- حمله به اعتماد به نفس:

نياز به مطرح شدن و اهميت داشتن زيربناي بسياري از فعاليت هاي افراد براي رشد ، شهرت و محبوبيت است. حمله به آنها از طريق تحقير، انتقاد، بدگويي، تمسخر، آبروريزي، و غيره سبب خشم بسيار خواهد شد .

بيان احساسهاي واقعي خود با ديگران و كمك به اينكه ما را بهتر بفهمند هم احساس امنيت و اعتماد به نفس ما را افزايش مي دهد و هم به كنترل اين گونه از خشم كمك مي كند.

5- تجاوز به حريم مقدسات وباورهاي قلبي يك انسان:

سبب خشم و نفرت نسبت به عامل تجاوز مي شود در اين جا هم احساس خشم نياز به هر گونه احساس ناگوار ديگر را تحت الشعاع قرار مي دهد.

راه حل اين است كه باور كنيد خود شما نماينده اي از مقدسات خود هستيد و بايد بخشي از جذابيت ايدئولوژي خود باشيد. ثابت كنيد كه ارزش باورهاي شما با بد گوئي و تهمت ديگران كاهش نمي يابد.

آيا همه خشم و غضب ها مرئي هستند؟

متاسفانه نه ! بسياري از روان شناسان اعتقاد دارند كه در بعضي خانواده ها كه والدين يا مربيان اظهار و نمايش خشم را مذموم دانسته و كودكان را به خاطر تظاهر خشم تنبيه مي كنند در واقع به اين كودكان مي آموزند كه خشم هاي خود را به شكل هاي مبدل به نمايش بگذارند. اين واكنش ها مطلقا در سطح آگاهي فرد قرار ندارد:

1 – به تعويق انداختن غير ضروري كاري كه تكميل آن واجب است.

2 – دير رسيدن هاي غير ضروري مكرر.

3 – به كار بردن طعنه و كنايه و مسخره گي در گفتگوي با افراد.

4 – بيش از حد مودب بودن و خود را خوش حال نشان دادن مي تواند سرپوشي براي خشم پنهاني باشد.

5 – آه كشيدن هاي غير عمد مكرر.

6 – خنديدن به مسائل ناگوار.

7 – مكرراً خواب هاي ترسناك و ناگوار ديدن.

8 – بيحالي ، بي توجهي و بي علاقه گي به چيزهائي كه معمولاً براي فرد هيجان انگيز بوده است.

9 – زودتر از انتظار خسته شدن.

10 – به هم فشردن دندان ها ( دندان قروچه مزمن ) هنگام خواب .

11 – افسردگي هاي مزمن بي دليل.

12 – زخم معده.

http://www.avesinaaa.mihanblog.com/post/263


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

علي عليه السلام ، اقيانوسي عمود بر زمين

در گفتگو با خبر گزاري فارس

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900531135725


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۱۱)

خونسردي قابل تمرين است

بايد رفتارمان با محبت ، دوستي ، خيرخواهي ، رعايت حقوق ، دادن ارزش ، احترام و بالاخره جاذبه لازم همراه باشد .
 مدير رهبر بايد از جهتي خونگرم و از جهت ديگر خونسرد باشد . خونگرمي به معني خوب با مردم رابطه برقرار كردن با آنها جوشيدن و در ميان آنها بودن است . خونگرمي حالت و جوّي خوش آيند و مساعد براي جذب افراد بيشتر فراهم مي سازد . در مقابل ، مدير بايد در مواقع سختي و اضطرار ، بروز مشكلات و بحرانهاي سخت خونسرد و خودنگهدار باشد . او بايد قلبي بزرگ و روحي عظيم داشته باشد . هرچه اهداف انسان عالي تر و روحش بزرگتر باشد ، قدرت مقابله و توان سكون و آرامش او بيشتر مي شود . اكثر مردان بزرگ جهان ، بزرگي خود را از روح بلند و همت عالي خود يافته اند و در همين راستا در حوادث بزرگ چون كوهي استوار و سربلند ، آرامش و وقار خود را حفظ كرده اند .


 نكته مهم اين است كه خونسردي قابل تمرين كردن و يادگرفتن است . دليل روشن آن اين است كه معمولاً افرادي كه تجربيات بيشتري دارند ، از جوانان و افراد كم تجربه در برخورد با وقايع و بحرانها خونسردترند . از جهت ديگر ، نگاهي به روش زندگي جوامع مختلف نشان مي دهد كه مردم فرهنگهايي متفاوت ، از نظر درجه خونسردي ، خوش مشربي و اجتماعي بودن با هم فرق مي كنند . مدير بايد هنگام بروز دشواري ها به خود تلقين كند كه اولين وظيفه او حفظ آرامش و داشتن برخوردي منطقي با مسئله است . گاهي اوقات ، برخوردها و تجربيات شغلي و شخصي موجب عادت به خونسردي است . مديراني كه از مشكلات و سختي ها نمي هراسند و بعضاً به سراغ خطرها مي روند ، معمولاً افرادي خونسرد هستند .


 بدون ترديد ، سخن گفتن و شيوه سخنوري از عوامل عمده برقراري ارتباط و نفوذ در ديگران است و سبب موفقيت انسان در روابطش با زير دستان و همكاران مي شود .


 1-اعتماد به نفس و خودپنداري مثبت :
اعتماد به نفس يعني اينكه فرد نسبت به توانايي ها و نقاط مثبت خود اطمينان داشته باشد  . فردي كه اعتماد به نفس دارد ، خود را در انجام كارها و وظايفش توانا مي يابد و با اطمينان بيشتري قدم هاي بعدي را براي حصول نتيجه بر ميدارد . خودپنداري نيز در راستاي اعتماد به نفس قرار مي گيرد . اگر به فردي كه در موضوعي استعداد دارد گفته شود كه استعداد ندارد و آن فرد چنين ادعايي را بپذيرد ، از نظر پيشرفت تحصيلي و موفقيت در كارها دچار اشكال خواهد شد .
 فردي كه خود پنداري منفي دارد ، همواره زندگي و كارهايش با ترديد ، دودلي و هيجان تؤام مي شود كه همه اينها محدود كننده توانايي هاي فرد و در نتيجه كند و يا متوقف كننده موفقيت است .
 مدير بايد به گفته ها ، افكار ، اعمال و موفقيت هايش اطمينان داشته باشد .


 2-قابل اطمينان و اعتماد زيردستان بودن :
رهبر يا مدير نماينده زيردستان خود است و  به خاطر آنها رهبري مي كند و بايد بتواند با حسن نظر تمام ، به حرفها ، درد دلها و گرفتاريهاي آنها گوش بدهد و اسرار آنها را تا آنجا كه منافع عمومي جامعه به خطر نيفتد ، حفظ كند ، مديري كه قابل اعتماد نباشد ، نمي تواند از گرفتاري ها و مشكلات و خواست هاي افراد و سازمان آگاهي پيدا كند . معمولاً ، در چنين حالتي فقط مشكلات عمده كه به درجه انفجار و ظهور رسيده اند ، از نظر او مي گذرد . درستي و امانت و صداقت در گفتار و رفتار و قولهايي كه داده مي شود و بالاخره خيرخواهي و حسن نظرداشتن از مقدمات و لوازم قابل اعتماد بودن است . اين مسئله در مديريت آموزشگاهي از اهميت فراوان برخوردار است . نوجوانان و جوانان به علت كم تجربگي و خصوصيات خلقي سن خود و نيازهاي خاصي كه دارند ، هر لحظه ممكن است نياز به كمك و راهنمايي داشته باشند . مدير آموزشي بايد چنان قابل اعتماد باشد كه دانش آموزان ، معلمان و اولياء بتوانند مسائل خود را بدون ترس و احساس خطر با او در ميان گذارند . اگر مديري بخواهد داراي ويژگي قابل اعتماد بودن شود ، بايد يك يك مسائل فوق را رعايت كند تا پس از مدتي زمينه هاي اعتماد به او در بين همكاران و پيروان يا زيردستانش فراهم شود .


 3-داشتن فلسفه روشن و اهداف بزرگ :
كساني كه از توانمندي رهبري برخوردارند ، معمولاًداراي فلسفه و جهان بيني روشني هستند . آنها براي جهان خلقت ، پديده هاي جهان و زندگي اهدافي قائل هستند و مي دانند كه هيچ چيز بدون هدف وجود ندارد . اين افراد ، در زندگي فردي ، اجتماعي و سازماني خود هدفمند هستند و همواره به اهداف خود آگاهي مي باشد ، يك مدير خوب آموزشي دلايل مدير شدن خود را به خوبي مي داند ، به وظايف خود آشناست و مي تواند آينده روشني براي مدرسه يا سيستم آموزشي خود ترسيم كند . اين اهداف ممكن است، ميان مدت و بلند مدت باشد .
 مديراني كه زمينه هاي رهبري در آنها وجود دارد ، ازاهداف كوچك و روزمره مي گذرند و بيشتر بر اهداف بزرگ و بلند مدت تكيه دارند . معمولاً اهداف بزرگ ريشه در آينده دارند و هرچه هدف ، آينده عميق تري را در بر بگيرد ، بزرگتر است . اهداف بزرگ به سادگي بدست نمي آيد . براي رسيدن به اهداف بزرگ بايد مقدار قابل ملاحظه اي از خطر و يا ريسك را پذيرفت .


 4-بصيرت و قدرت پيش بيني كنندگي :
بصيرت يعني فهم نسبتاً سريع روابط علت و معلولي عوامل در وقايع ، مسائل و پديده ها و پيدا كردن راه حلهاي مناسب براي آنها . مدير يا رهبر بايد بايد توانايي پيش بيني كنندگي وقايع را داشته باشد . كسي كه بصيرت دارد ، مي تواند از روي شواهد و قرائن مسائل موجود را پيش بيني كند كه در آينده چه مسائلي يا وقايع جديدي پيش خواهد آمد . مدير بصير به آينده مي نگرد و وضع سازمان خود را براي آن زمان در نظر مي گيرد. او بدين طريق از يك طرف جلوي بروز مشكلات و مسائل زيادي را كه در آينده ممكن است اتفاق بيفتد مي گيرد و از طرف ديگر سازمان و افراد خود را براي پذيرش تغييرات آتي آماده مي سازد .
 بصيرت با هوش و استعداد فرد بي ارتباط نيست و به همين دليل مقدار آن از فردي تا فرد ديگر تفاوت دارد بصيرت از ماده بينايي و بينا بودن است . بينا كسي است كه مي بيند ، مي انديشد و وتصميم مي گيرد . پس بينايي ، ديدن با چشم ظاهري و حسي نيست ، بلكه بيشتر به معني ديدن با چشم عقل و هوش است . تفاوت فرد با بصيرت و بدون بصيرت اين است كه فرد بي بصيرت فقط مي بيند ولي فرد با بصيرت مي بيند و پيش بيني مي كند . ممكن است ، يك مدير آموزشي بي انضباطي دانش آموزان ، ترك تحصيل ، كاهش نمرات و يا مجموعه اي از رفتارهاي نا مطلوب را ببيند و با آنها فقط در حد تنبيه فرد و يا بررسي موردي مسئله برخورد كند . در مقابل ، مدير ديگر ، ممكن است آن را بصورت يك جريان كه عوامل و علل مختلفي دارد ببيند كه در صورت پيش گيري نشدن عواقب ناگواري از نظر تربيتي و اجتماعي براي مدرسه و جامعه به بار بياورد .
 مدير بصير كسي است كه به امور آشناست و درباره آنها شناخت دارد و بالاخره مي فهمد چه بايد بكند .
 امام صادق (ع) درباره بصيرت فرموده است :
 العامل علي غير بصيره كالسائر علي غير الطريق لايزيد سرعه السيرالابعداً
 هركه بدون بصيرت عمل كند ، مانند كسي است كه بي راهه مي رود و هر چه شتاب كند ، از هدف دورتر مي گردد .
 ( اصول كافي ، ج 1 ، ص 54 )


 5-قوه ابتكار و خلاقيت :
آموزش و پرورش عامل بوجود آورنده تفكر خلاق است و بيشتر كوشش هاي آن مصروف بارآوردن انسانهاي خلاق و مبتكر مي شود . مدير آموزشي ، راهنما و هدايت كننده معلمان و دانش آموزان به سمت اين هدف است . مدير آموزشي كه خود به عنوان يك الگو در صف اول اين حركت است نبايد فكري بسته و غير قابل انعطاف داشته باشد . افكار كليشه اي و قالبي جلوي رشد دانش آموزان و معلمان را مي گيرد ، مانع پذيرش تغييرات و نوآوري هاي ضروري مي گردد و جلوي بروز افكار نو و سازنده را مي گيرد . يك مدرسه ، هميشه به ايده هاي جديد و راههاي نو نياز دارد كه به تقويت روح خلاقيت و تشويق افراد به تشريك مساعي بپردازد.
 داشتن روح قدر شناسي از ايده ها و افكار جديد و توان تحمل آنها زمينه هاي آزادي و در نتيجه خلاقيت را فراهم مي سازد .
 داشتن ديدي انتقادي كه چراهاي يك راه و اثربخشي يك وسيله يا نيرو را مورد سؤال قرار دهد سبب پيدايش خلاقيت مي شود .
 در سازمانهايي كه مديران نسبت به مشاركت افراد در تصميم گيريها و دادن مسئوليت و اختيار علاقه بيشتري نشان مي دهند ، ميزان خلاقيت و ابتكار و مسئوليت پذيري براي حل مشكلات بيشتر از سازمانهاي خودكامه يا كاملاً متمركز است .
 بررسي هاي روان شناختي نشان مي دهد ، هرگاه مردم فرصت بيان انديشه هاي خود را بيابند و در تصميمي كه بر سرنوشت آنان اثر مي گذارد شريك شوند ، ايشان نوآفريني و آفرينندگي بيشتري از خود نشان مي دهند و مسئوليت بيشتري را مي پذيرند .


 http://portal.farsedu.ir/portal/show.aspx?page=17040


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب