مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 8214
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 11
همه : 5169177

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۱۰)

چگونه در مواقع سخت ، خونسرد باشيم؟


اگر مصاحبه اي داريد تشويش و نگراني تان كاملا طبيعي است. اگرچه براي از بين بردن نگراني و استرس راهكار قطعي اي وجود ندارد اما راههايي براي آرام كردنتان وجود دارد كه در زير آمده است:


 ▪ آماده شويد:
 اكثر ما، وقتي هنوز كاملا آمادگي كاري را نداريم نگران و عصبي مي شويم. اگر سخنراني داريد، يك شب قبل از آن تمرين كنيد و يادداشت برداريد يا زمان بيشتري را صرف تمرين روي متن سخنراني تان بكنيد طوري كه به زمان حضورتان لطمه اي نخورد و سر موقع در جمع مهمانان حاضر شويد. زيرا هرچه ديرتر به محل برسيد دستپاچگي شما بيشتر مي شود و تمركزتان را از دست مي دهيد. همچنين قبل از سخنراني كاملا استراحت كنيد تا بدون استرس بتوانيد يك سخنراني خوبي را ارائه دهيد.


 ▪ خودتان را آرام كنيد:
 از خوراكي هايي كه خاصيت آرامش بخشي دارند استفاده كنيد مثلا چاي بابونه بخوريد. اما از مواد مهيج و هيجان انگيز مانند كافئين و سيگار و مشروبات الكلي كه ضربان قلبتان را بالا مي برد پرهيز كنيد. شما هرگز نمي دانيد بدنتان در مقابل اين مواد چه واكنشي نشان مي دهد. پس چرا ريسك كنيد؟


 ▪ تنش ها را از خودتان دور كنيد:
 معمولا وقتي كه تنش و نگراني به سراغمان مي آيد، ماهيچه هايمان به هم گره مي خورد كه درنتيجه گردش خونمان كم مي شود و امكان ريلكس شدن و آرامش داشتن سختتر مي شود. براي اينكه از اين اتفاق جلوگيري كنيد، ماهيچه هاي پايتان را منقبض كنيد، تا ۵ بشماريد و ماهيچه ها را آزاد كنيد. به همين روش انقباض ماهيچه هاي نقاط ديگر بدنتان را ادامه دهيد، و وقتي ماهيچه هاي شانه ها و گردنتان را منقبض كرديد، متوقف كنيد.


 ▪ هوا را به داخل فرو ببريد:
 اگر نفس عميق مي كشيد، هوا را از طريق بيني تان از شكمتان (نه از قفسه سينه تان) به داخل بكشيد. اين كار، آرامشي را براي شما به ارمغان مي آورد.


 ▪ با پزشك مشورت كنيد:
 مصرف بعضي داروها باعث عصبي شدن و تشويش و نگراني مي شود. اما انجام دادن يوگا به صورت مرتب تاثير بسزايي در از بين بردن تنش ها و نگراني ها دارد همچنين يوگا يك راه طولاني مدت براي كنترل اعصاب مي باشد.
 
پورتال سيمرغ


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۸)
 
 تنفر چيز خوبي نيست  


  وقتي از چيزي تنفر داشته باشيم به گونه اي نامرئي به آن متصل مي مانيم و اين اتصال ، باعث ماندگاري موضوع تنفر مي شود.
مثال: فرض كنيد كه مقروض هستيد و از بدهكاري تنفر داريد.
با اين شرايط بهبود بخشيدن به وضعيت مالي ، كار آساني نيست. شما انرژي فراواني را صرف نشان دادن تنفرتان از قرض مي كنيد: "من دارم درجا مي زنم"،"من غرق شده ام"و... اما راه خروج از قرض و بدهكاري اين است كه واقعيت موجود را بپذيريم و بدون آشوب و اضطراب راهي براي خروج پيدا كنيم.
پذيرفتن واقعيت موجود به معني"تسليم شدن" نيست بلكه به معني درك واقعيت است . با عصباني شدن و دعوا كردن راه به جايي نمي بريد.براي غلبه كردن بر چيزي كه دوستش نداريد ابتدا بايد به جاي مقاومت كردن آن را بپذيريد و آنگاه چيزي مثبت را جايگزينش كنيد.
برگرفته از كتاب رازشادزيستن   
 
 روزنامه ابتكار
  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۷)
 
 دلبستگي يا تنفر ؟  


  از هر چيز كه دلبسته آن شوي از تو دور مي شود . از هر چيز كه فرار مي كني سراغ تو مي آيد.خوب دقت كن ! به اولي وابستگي داري كه باشد از تو دور ميشود و به دومي وابستگي داري كه نباشد سراغت مي آيد اين قانون كائنات وهستي است اين موضوع چيزي را ميخواهد به تو بگويد اينكه تو نبايد وابسته باشي تما م جريانات زندگي طوري قرار داده شده است كه وابستگي تو را از بين ببرد.تمام هستي به سمتي مي رود كه تو را در حد وسط نقطه تعادل نگه دارد.


خواستن و دوست داشتن چيزي با وابستگي فرق دارد. نخواستن با تنفر از چيزي فرق دارد.
حد وسط نقطه تعادل است. اين موضوع تو را به سمت خدا مي كشد تو فقط بايد وابسته و سر سپرده ي خدا باشي و لا غير . تمام اين قوانين مي خواهد وحدانيت ويكتايي خداوند را به اثبات برساند.
تو بايد فقط وابسته به خدا باشي تو حتي نبايد به كلمه_يك فكر _ راه وروش وابسته باشي اين ها وسيله هستند وابستگي بايد براي خدا باشد.


به هر چيز كه وابسته شدي كه باشد نابود مي شود به هر چيز كه وابسته شدي كه نباشد خلق ميشود پس سعي كن در حد وسط زندگي كني تنها پناهگاه تو خداست.


وقتي به چيزي وابسته ميشوي كه باشد از تو دور ميشود تو بجايي مي رسي كه درمانده ميشوي وناگهان از اين وضعيت خسته ميشوي وابستگي را رها مي كني چيزي كه خواستي به سرعت به تو خواهد رسيد .وگاهي وابسته اي كه چيزي نباشد به سراغ تو مي آيد وخلق ميشود وقتي صبر و تحمل كردي وبه نقطه اي رسيدي كه از آن موضوع فرار نكردي وبا تمام وجود آن را پذيرفتي كه باشد آنگاه آن موضوع محو ميشود .

تو خود بگو اين چه معنا يي دارد؟ اين يعني تسليم باش تسليم در برابر خدا .
در حد وسط زندگي كن
 

http://www.aftabir.com/
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۶)

نفرت از يكديگر ، پروژه پنهان اين قرن

نفرت از ديگران ناشي از يك سري خشم هاي فرو خورده و يا حسادت ها كينه توزي هاست. كه بسيار آزار دهنده است . و واقعا انسان را در تنگنا قرار مي دهد و چه بسا كه اتفاقات ناگواري را به دنبال داشته باشد .

اگر انسان نتواند خشم خود را در موردي و به هر دليلي جز در راه رضاي الهي ظاهر ساخته و به ناچار آن ‌را فرو خورد، آن خشم به باطن انسان رفته و به صورت عقده و كينه در مي‌آيد و به اين ترتيب قلب آدمي عداوت و تنفر از ديگري را در خود نگاه داشته و بر اين حالت باقي مي‌ماند. رسول خدا(ص) مي‌فرمايد: «مؤمن كينه توز نيست.»(محجة البيضاء5/317).

و اين نفرت ميتواند هزار و يك دليل داشته باشد كه در صدد بيان آن نيستيم چون هر كسي خودش بهتر ميداند كه دليل نفرتش چيست؟ اما بايد دانست كه اين حالتي است بس زشت و ناپسند چرا كه ما بايد نسبت به خطاهاي ديگران رئوف و مهربان باشيم وقتي كه خداوند متعال هر خطايي از ما سر ميزند را با مهرباني و لطف مي بخشد بدون اينكه هيچ نيازي به ما موجودات ضعيف داشته باشد، پس آيا بهتر نيست ما هم كه خود سراپا نقص و عيب هستيم كمتر خطاهاي ديگران را ببينيم و بذرهاي كينه و نفرت را از دل بيرون بريزيم و نگذاريم رشد كنند؟

راه درمان نفرت :

در مورد درمان كينه و نفرت راه‌هاي زيادي وجود دارد كه به تناسب اشخاص و با توجه به روحيات آن‌ها و شدت و ضعف كينه و نفرتي كه در دل دارند متفاوت است. اما آن‌چه مي‌توان به عنوان يك نسخه عمومي براي همه موارد استفاده كرد شامل مراحلي است كه به برخي از آن‌ها به طور خلاصه اشاره مي‌شود.

1. تأمل در عملي كه موجب كينه شده است. اگر عمل شخصي كه از او كينه به دل گرفته‌ايد را مورد بازبيني قرار دهيد از دو حالت خارج نيست. يا عمل او مورد رضاي خداوند بوده و شما تحمل كار الهي را نداشته‌ايد به طور مثال عمل خلافي را در محل كار انجام داده‌ايد مانند رشوه گرفتن و همكارتان شرح ماوقع را براي رئيس اداره بيان كرده و شما مورد مؤاخذه قرار گرفته‌ايد و همين عامل سبب كينه شما از همكارتان را فراهم آورده است و يا پسر يا دختري كه روابط مخالف شرعي را با جنس مخالف خود برقرار كرده و دوست او ماجرا را براي والدين او تعريف كرده است كه وي را نصيحت كنند.

شخص كينه توز بايد بداند كه هر چه اين صفت رذيله در قلب وي استمرار پيدا كند وي در غم و اندوه بسر برده و در دنيا و آخرت آزار و عذاب مي‌كشد. و به دليل عدم ابراز حالت خود دچار بيماري‌هاي مختلف رواني و روحي مي‌گردد

در اين موارد بايد گفت كه عيب متوجه خود انسان كينه توز است و بايد ظرفيت خود را در پذيرش حقايق بالا ببرد و شرح صدر نسبت به تكاليف شرعي و دستورات اسلامي پيدا كند و نه تنفر از دوست و همكار و اگر كاري كه سبب كينه شده عملي مخالف شرع بوده و با ضوابط اسلامي سازگاري ندارد به طور مثال شخصي به خواهر و يا بستگان ديگر انسان حرفي خارج از ضوابط اسلامي بزند و شخص شنيده و كينه او را به دل گرفته است. در اين صورت بايد گفت در چنين مواردي جاي كينه نيست بلكه جاي برخورد اسلامي و امر به معروف و نهي از منكر مي‌باشد و فرو خوردن خشم در اين‌جا از مكرهاي ابليس مي‌باشد كه از آن به بي‌غيرتي تعبير مي‌شود.

2. تأمل در نتيجه كينه‌ورزي: شخص كينه توز بايد بداند كه هر چه اين صفت رذيله در قلب وي استمرار پيدا كند وي در غم و اندوه بسر برده و در دنيا و آخرت آزار و عذاب مي‌كشد. و به دليل عدم ابراز حالت خود دچار بيماري‌هاي مختلف رواني و روحي مي‌گردد.


راه درمان نفرت

3. تأمل در نتيجه بخشش و عفو به جاي كينه و تنفر: براي شخص كينه توز، در صورت توانايي و قدرت دو امكان وجود دارد. اول آن‌كه حق خود را بدون كم و زياد در صورت محق بودن بازگيرد كه اين عدل مي‌باشد و اگر به ناحق باشد ظلم مي‌باشد. دوم آن‌كه به او نيكي كرده و او را ببخشد كه اين فضل است. امام صادق (ع) از پيامبر اكرم (ص) نقل مي‌نمايد كه ايشان كسي را كه در مقابل ستمي كه به او شده گذشت كند و به كسي كه از او بريده بپيوندد و به كسي كه با او بدي كرده نيكي كند را بهترين مخلوقات در دنيا و آخرت دانسته است.

4. مطالعه در سيره اهل بيت و الگوهاي اسلامي: دقت در زندگي اهل بيت به عنوان انسان‌هاي كامل مي‌تواند ما را در يافتن راه صحيح در مواجهه با مشكلات ياري رساند.

5. توجه به مقام انساني و خليفةاللهي وي و نحوه تعامل خداوند با انسان‌ها: اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه انسان به عنوان اشرف مخلوقات از اهميت ويژه‌اي نسبت به ساير موجودات برخوردار است و از طرفي انسان بايد همان توقعي كه از خداوند نسبت به اعمال بد خود دارد را در رابطه با ارتباط خود نسبت به اعمال ديگران داشته باشد. بدون شك هيچ كس از خداوند توقع رعايت عدالت را نسبت به اعمال خود ندارد چه رسد به ظلم. اگر دوست داريد كه خداي متعال لغزش هاي شما را ببخشد, شما نيز نسبت به لغزش ديگران اهل بخشش باشيد.

آگاه باشيد كه گاه اين نفرت ها دليلي ندارد و بدون هيچ دليلي احساس نفرت نسبت به كسي و يا فقط به جرم اينكه مثلا رفتارش شبيه كسي بودهكه مطلوب ما نبوده اين ها همه وسوسه هاي زشت شيطان است يك انسان سالم به طور طبيعي همه مخلوقات خدا را دوست دارد مواظب اين احساسات خود باشيد كه در دام ابليس ملعون گرفتار نشويد

نتيجه آن‌كه رعايت همين نكات، تآثير بسياري در تعديل انسان دارد گرچه برخي از مصاديق نفرت از ديگران نياز به درمان هاي روانشناسي دارد و متخصص خود را مي‌طلبد. با اين حال توكل كنيد و ببينيد نقصي كه او دارد و شما را به اينجا رسانده مواظب باشيد خود شما نداشته باشيد .
بخش اخلاق و عرفان اسلامي تبيان
منبع : وبلاگ آموزه


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۵)

راه هاي مهار خشم

خشم و عصبانيت احساسي است كه مقدار آن مي تواند يك رنجش و ناراحتي ساده باشد تا يك خشم شديد و جنون آفرين! احساسي كه در واقع واكنش طبيعي ما در برابر ناكامي، بدرفتاري و يا تهديد است و يك هيجان مهم است كه باعث مي شود ما خودمان را تخليه رواني كنيم اما اين كه ما در هنگام خشم چه واكنشي نشان مي دهيم مي تواند تأثير منفي در زندگي مان داشته باشد. خيلي آدم ها هنگام ابراز خشم به صورت شديد احساس رضايت مي كنند اما بعد پشيمان مي شوند.

معمولا ما وقتي دچار تهديدهاي عاطفي، جسمي و رواني مي شويم خشم را احساس مي كنيم مثلا وقتي افراد مورد علاقه مان نسبت به علايق و خواسته هاي ما بي تفاوت باشند يا وقتي به هدفي دست پيدا نمي كنيم خشم جلوي چشم مان مي آيد. تحقيقات نشان داده كه اين احساس خشم همان قدر كه در تخليه هيجانات مفيد است مي تواند بر سلامت جسمي ما تأثير منفي داشته باشد. مثلا ارتباط نزديكي بين خشم و ميزان كلسترول خون ما وجود دارد يعني وقتي خشگين مي شويم ميزان اين كلسترول در خون مان بالا مي رود و آن وقت سلامت جسمي مان به خطر مي افتد. يعني هم مي توانيم بيماري هاي قلبي عروقي بگيريم و هم دور از جان شما سكته قلبي كنيم.

● خونت را كثيف نكن

اگر شما از آن آدم هايي هستيد كه به جاي اين كه به درز ديوار بخنديد از دست درز ديوار خشمگين مي شويد و زود از كوره در مي رويد و همين الان دل تان مي خواهد اين صفحه را تكه تكه كنيد، مي گوييم اي بابا چند لحظه صبر كنيد و خون خودتان را كثيف نكنيد تا ما بگوييم با اين خشم تان چه كنيد.

يك هفته اي خودتان را كنترل كنيد و بگذاريد زير ذره بين! و ببينيد بيشتر در چه موقعيت هايي دچار خشم مي شويد بعد از شناسايي آن موقعيت ها، حالا از خودتان بپرسيد چرا؟ يعني چه دليلي باعث شده شما در فلان موقعيت خشمگين شويد. حالا لطفا اين مورد را هم بررسي كنيد كه وقتي شما خشمگين مي شويد چه رفتارها و واكنش هايي از خودتان نشان مي دهيد مثلا سرخ مي شويد، بدن تان داغ مي شود، قلبتان تند تند مي زند و يا به صورت فحش و ناسزا خشم تان را نشان مي دهيد و يا حتي كتك كاري راه مي اندازيد. حالا شما يك نقشه از خود خشمگين تان داريد كه به دردتان مي خورد.

حالا كه دقيقا مي دانيد موقع خشم چه اتفاقي براي تان مي افتد، وقتي اولين نشانه هاي خشم در شما به وجود آمد كمي تأمل كنيد و همان اول جلويش را بگيريد براي اين كار نفس عميق بكشيد بعد سعي كنيد خودتان را به صورت كلامي كنترل كنيد چون اين طوري يك خشم معمولي به پرخاشگري تبديل نمي شود و با افراد مقابل تان بد برخورد نمي كنيد. در اين موقع لطفا نگوييد تو من را عصباني كردي! بگوييد من عصباني شدم يا به جاي متهم كردن آدم ها آن موقعيت را متهم كنيد، مثلا نگوييد تو آدم شلخته اي هستي، بگوييد اين اتاق به هم ريخته من را خشمگين كرده است. بعد از كنترل كلامي كنترل بدني هم داشته باشيد، سريع وسيله پرت نكنيد يا زود دست تان را براي زدن بالا نبريد. آرام شدن براي كنترل بدني بسيار مهم است مثلا تا ۲۰ بشماريد. توي هوا آزاد قدم بزنيد و يك ليوان آب سرد بخوريد.

احساس خشم را توي خودتان نگه نداريد و سعي كنيد خودتان را آرام كنيد و به چيزهاي ديگري توجه كنيد، استثنائا حواس تان را به چيزهاي ديگر پرت كنيد يعني براي كنترل تفكر بايد به چيز ديگري فكر و توجه كنيد. چون معمولا موقع خشم همه افكار و احساسات و رفتار ما درگير مي شوند. وقتي از يك نفر عصباني مي شويد سعي نكنيد از صبح تا شب با خشم خود راه برويد مكان خود را عوض كنيد در يك جمع دوستانه قرار بگيريد و...

يكي از مهم ترين راه هاي كنترل خشم ابراز آن است. براي اين كه خشم تان را بيان كنيد بايد قاطعيت داشته باشيد قاطعيت به معناي دعوا و زد و خورد و كلمات نا جور نيست قاطعيت بيان احساس خود به همراه احترام به ديگران است يعني به وسيله تماس چشمي كنترل صدا روان بودن كلام آن را بيان كنيد. سعي كنيد هنگام بيان به اطرافيان خود توهين نكنيد، نگوييد تو آدم بي تربيت و بدي هستي، بگوييد من از شنيدن اين حرف عصباني مي شوم، خيلي رودربايستي نكنيد و بگوييد من احساس خوبي ندارم من ناراحتم و... وقتي مي خواهيد خشم خود را بيان كنيد از تحقير كردن خود دست برداريد يعني نگوييد من چون آدم حساسي هستم يا آدم بدقلقي هستم و... علاوه بر آن از تفسير رفتارهاي طرف مقابل تان هم جدا خودداري كنيد، نگوييد من مي دانم به چه چيزي فكر مي كنيد و... اگر هم خشمگين هستيد به ديگران برچسب نزنيد كه تو بدي تو هميشه نمي فهمي! و به جاي انتقاد از شخصيت افراد از رفتارشان انتقاد كنيد.
 
   نويسنده: وجيهه محمدپور مقدم  
 
   روزنامه خراسان ( www.khorasannews.com )  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۳)

از خشم استفاده مثبت كنيد  . كنترل يا حذف پرخاشگري؟ 
 
اولين گام به منظور اداره و كنترل خشم اين است كه باور كنيد، مي توانيد اين كار را انجام دهيد. با اينكه همه ما خشم را در زندگي روزمره خود تجربه مي كنيم، ولي سعي مي كنيم آن را با شيوه اي سازنده ابراز كنيم. برخي افراد تا زماني كه فشار ناكامي و خشم دروني، زندگي روزانه آنان را طاقت فرسا نكرده است، خشم را در خود نگه مي دارند. برخي ديگر اما در عصبي شدن، فرياد كشيدن، زدن و پرتاب كردن و گاهي بدتر از اين اعمال، متخصص و خبره هستند.

● كنترل يا حذف پرخاشگري؟

خشم مخرب از لحاظ فردي و اجتماعي به ما آسيب مي زند. اداره و كنترل خشم لزوما به معني ابراز كمتر خشم نيست، بلكه به معني فراگيري شيوه اي از ابراز خشم است كه براي ما و كساني كه پيرامون="text/javascript"> $(document).ready(function() { $('#rate_p52366').rating('rate.php?pid=52366', {maxvalue:5, curvalue:0}); });

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي و مبارزه با خشم و نفرت ( ۲)

راه هاي مبارزه با خشم  


 خشم نوعي هيجان روحي است كه اغلب بر اثر واكنش شخص نسبت به رفتار ناشايست ديگران بروز مي كند.  
همه ما با حالت روحي خشم آشنا هستيم و در زندگي بارها آن را تجربه كرده ايم. خشم نوعي هيجان روحي است كه اغلب بر اثر واكنش شخص نسبت به رفتار ناشايست ديگران بروز مي كند.خشم مي تواند يك رنجش و ناراحتي زودگذر باشد و يا يك عصبانيت تمام عيار. در هر حال خشم پديده اي كاملاً طبيعي است و مانند ساير احساسات نشانه سلامت و تندرستي و عواطف انساني است، اما هنگامي كه از كنترل خارج شود، مي تواند به يك حس مخرب و ويرانگر تبديل شده و پيامدهاي ناگوار در محيط كار، روابط شخصي و در تمامي عرصه هاي زندگي شما به وجود آورد.

 طبق نظر دكتر چارلز اسپيلبرگر، خشم نيز احساسي نظير ساير احساسات انسان است كه با ويژگي هاي روانشناسي اشخاص تغيير مي كند. هنگامي كه عصباني مي شويد آثار فيزيولوژيك خشم در بدن شما ظاهر مي شود، ضربان قلب و فشار خونتان بالا مي رود و ميزان ترشح هورمون ها نيز افزايش مي يابد.

خشم عكس العمل طبيعي در برابر تهديد، خطر و ... است كه به ما اين اجازه را مي دهد كه در شرايط بحراني از خود دفاع كنيم. بنابراين عصبانيت براي بقا و پايداري انسان ها ضروري و اجتناب ناپذير است، ولي نبايد فراموش كرد كه برخورد فيزيكي با افراد و مواردي كه ما را خشمگين مي كنند، از لحاظ قانوني و معيارهاي اجتماعي ناهنجار تلقي شده و پيامدهايي منفي خواهد داشت.

▪ سه روش مهم براي برطرف كردن منطقي خشم وجود دارد:

۱) ابراز كردن

۲) سركوب كردن

۳) آرام كردن.

ابراز كردن خشم به اين معناست كه در بيان خشم خود، جسور و منطقي باشيد نه پرخاشگر، اين روش منطقي ترين راه كار براي ابراز خشم است. شما بايد ياد بگيريد كه چگونه رفع اتهام كرده و خود را تبرئه كنيد و چگونه به اين هدف بدون صدمه زدن به ديگران برسيد. جسور بودن به اين معني نيست كه قلدر باشيد و به ديگران زور بگوييد، بلكه به اين معني است كه براي خودتان و ديگران ارزش قائل باشيد و با احترام رفتار كنيد و مشكلاتتان را از راه منطقي حل كنيد.

سركوب كردن خشم ، جهت دادن و تبديل آن به رفتارهاي ديگر راه حل بعدي مهار عصبانيت است. هنگامي كه خشمگين مي شويد، در مورد موضوعي كه باعث خشم شما شده است، فكر نكنيد و به جاي آن به چيزهايي خوب و مثبت بينديشيد.

هدف از اين روش، مهار خشم شما و تبديل آن به رفتارهاي سازنده است، اما پيامد منفي اين روش، اين است كه اگر عصبانيت خود را ابراز نكنيد، خشم فرو خورده در درون شما باقي مي ماند و اين خشم دروني مي تواند باعث افزايش فشار خون و يا افسردگي شما شود. از اين رو، بيان نكردن خشم مي تواند مشكلات ديگري را به وجود آورد. افرادي كه خشم خود را ابراز نمي كنند، نسبت به همه چيز بدبين هستند و با ديگران رفتاري پر از كينه و خصمانه دارند. آن ها مرتب ديگران را تحقير مي كنند و همه چيز را مورد انتقاد قرار مي دهند و معمولاً در روابط خود با ديگران دچار مشكل هستند و كمتر رابطه اي موفق دارند.

 در نهايت سومين راهكار فرونشاندن خشم مرحله آرام كردن آن است. در اين حالت با جملات و واژه هاي تسكين دهنده خود را آرام كنيد. بنابر اين مي توان چنين نتيجه گرفت كه شما نه تنها در قبال اعمال ظاهري خود مسوول هستيد، بلكه روحيات دروني خود را هم بايد پرورش دهيد. پس سعي كنيد در موقع خشم خود را تسكين بدهيد و احساسات خود را مهار كنيد.

كنترل خشم باعث كاهش احساسات و تحريكات جسماني ناشي از عصبانيت مي شود. بي ترديد نمي توان پيشاپيش حوادثي را كه باعث خشم مي شوند، از سر راه برداشت و يا از روبه رو شدن با آن ها اجتناب نمود، شايد نتوانيم آن ها را تغيير دهيم اما مي توانيم بياموزيم كه چگونه واكنش هاي خود را كنترل كنيم.
 
   روزنامه تهران امروز 
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۱۰ - حفظ خونسردي ومبارزه با خشم و نفرت ( ۱)

عصبانيت و راههاي مقابله با آن


احساساتي كه آدمي تجربه مي كند مثل شادي ، خشم و... رفتار را فعال و هدايت مي كنند. هيجان را هم عوامل دروني وهم عوامل بيروني مي توانند تحريك و راه اندازي كنند. هيجان نه تنها مضّر نيست ، بلكه لازمه زندگي است . زيرا نمي توانيم هيجان ها را از زندگي دور كنيم . تنها كاري كه مي توانيم انجام دهيم اين است كه يا از وقوع آنها بكاهيم ، يا ياد بگيريم كه چگونه با آنها سازگاري (مثل غم ) يا مقابله (مثل خشم ) داشته باشيم . همه ي ما عصبانيت را احساس كرده ايم و مي دانيم كه چيست. عصبانيت عموما" رفتار كاملا" طبيعي انسان هاست. اما زماني كه عصبانيت خارج از كنترل و ويرانگري باشد ، مي تواند مشكلاتي دركار ، ارتباطات اجتماعي و حتي در كل كيفيت زندگي به وجود آورد . ممكن است كار به جايي برسد كه شما احساس كنيد اسيرهيجان قدرتمندي هستيد كه نمي توانيد از آن اجتناب كنيد. هيجان عصبانيت مي تواند يك احساس آزار دهنده باشد يا يك عمل وحشيانه . هدف ما در اين بحث اين است كه به افراد كمك كنيم تا بتوانند عصبانيت را درك و آن را كنترل كنند.

ماهيت عصبانيت

عصبانيت يك حالت هيجاني است كه از لحاظ شدت مي تواند خفيف ، شديد يا ويرانگر باشد . همانند ديگر هيجانات . عصبانيت موجب تغييرات متعدد زيستي و فيزيولوژيكي مي شود ؛ مثل افزايش فشار خون ، ضربان قلب ، تنفس و همچنين افزايش ميزان توليد انرژي از آدرنالين و نورآدرنالين . برانگيختگي شديد فيزيولوژيكي مشخصه آن دسته از حالات هيجاني است كه جاندار را براي عمل – فراريا جنگ – آماده مي كنند.

عصبانيت مي تواند ناشي از عوامل دروني يا بيروني باشد. شما مي توانيد از دست فرد مشخصي ، مثل يك همكار يا ازيك حا دثه ( ترافيك يا پرواز لغو شده ) عصباني شويد. عصبانيت شما مي تواند ناشي از نگراني يا تفكر شما درمورد مسائل شخصي باشد مثل قد و قيافه خود و يا يادآوري حوادث و خاطرات تلخ وآسيب زا .

تجلي عصبانيت

روش طبيعي وغريزي بيان عصبانيت رفتار پرخاشگرانه است . عصبانيت يك پاسخ طبيعي انطباقي در برابر تهديد هاست و غالباً عصبانيت احساسات و رفتار ما را بر مي انگيزد تا از خود درمقابل مهاجم دفاع كنيم يا با او بجنگيم.

بنابراين ميزان معيني از عصبانيت براي ادامه حيات لازم است . ازسوي ديگر ، ما نمي توانيم به هر فرد يا شيئي كه ما را عصباني و ناراحت كرده است حمله كنيم ؛ زيرا قوانين ، هنجارها ي اجتماعي وعقل سليم تا حدود زيادي از شدت عصبانيت ما مي دهد . نشان دادن دندان ها و فشار دادن آنها به هم ، علامت بين المللي خشم وعصبانيت است، گر چه علائم ديگري نيز با عصبانيت همراه است ؛ مثل چهره ي برافروخته ، ابروان پايين افتاده و درهم كشيده و گشاد شدن سوراخ هاي بيني . البته فرهنگ نيز در اين مورد مؤثر است.

سه راه اصلي بيان احساس عصبانيت عبارت است از : ابراز كردن ، باز داري و سكوت، جرئت ابراز عصبانيت البته نه به روش هاي پرخاشگرانه . براي انجام اين كار بايد ياد گرفت كه چگونه نيازهاي خود را بيان كرد وچگونه نيازهاي خود را بدون آسيب رساندن به ديگران ارضا نمود. با جرئت بودن به معني پر زور بودن يا دعوا كردن نيست ، بلكه به معني به خود و ديگران احترام گذاشتن است .

پرخاشگري مي تواند سركوب شود و آن گاه تغيير جهت دهد ، يا در قالب جديدي خود را آشكار سازد. سركوب زماني اتفاق مي افتد كه فرد عصبانيتش را مخفي كند، ازفكر كردن به آن بپرهيزد و به دامه دهيد تا تمام ماهيچه ها يتان به آرميدگي برسند. آن گاه از راه بيني نفس بكشيد و به تنفس خود توجه كنيد و هنگام بازدم بگوييد يك . دوباره نفس بكشيد وهنگام بازدم بگوييد يك . اين كار را 20 دقيقه ادامه دهيد . سعي كنيد فقط صداي نفس كشيدنتان را بشنويد.

براي رسيدن به آرميدگي مي توانيد در حالي كه در وضعيت راحتي درازكشيده ايد يك ورد يا كلمه را مكرراً تكرار كنيد، مثلاً بگوييد: آرام باش ، سخت نگير وامثال آن . روش سوم آرام سازي استفاده از تصوير سازي ذهني است. براي اين منظور يك صحنه يا تجربه زيبا و آرامش بخش را مجسم كنيد و فقط به آن فكر كنيد و اجازه ندهيد هيچ فكر ديگري به ذهن شما وارد شود تا به آرميدگي دست پيدا كنيد .

تمرين هاي فوق مي توانند عضلات شما را به آرامش برسانند واحساس آرامش شما را بيشتر كنند. اين تمرين ها را هر روز بايد انجام داد . بايد ياد بگيريد هر زماني كه در وضعيت تنش زا قرار مي گيريد به طور خودكار ا ز اين تكنيك ها استفاده كنيد.

2- بازسازي شناختي

منظور از بازسازي شناختي اين است كه هر فردي به راحتي مي تواند افكارش را تغيير دهد. مردم عصباني تمايل دارند كه با صداي بلند حرف بزنند و ناسزا بگويند، به گونه اي كه افكار دروني خود را منعكس كنند. موقعي كه عصباني هستيد، افكارتان مي توانند خيلي اغراق آميزو غمناك باشند . تلاش كنيد به جاي اينها افكاري را كه مبثت تر ومنطقي ترند جايگزين كنيد . براي نمونه به جاي اين كه بگوييد : اَه چه قدر زشت است، چقدر وحشتناك است ، همه چيز خطرناك و مضر است ، كاري از دستم بر نمي آيد. "به خودتان بگوييد: " آن مسئله تأثيري ندارد، وعلت مضطرب بودن من در اين باره قابل درك است ، اما دنيا به آخر نرسيده . به هر حال عصبانيت نمي تواند مرا اسير خودش كند."

عباراتي مثل : اين ماشين هرگز كار نمي كند ، يا شما غالباً فراموشكاريد ، دقيقاً صحيح نيستند. كلماتِ غالباً، هرگز و امثال آن كه ممكن است براي خودمان يا هر شخص ديگري به كار بريم كمك مي كنند كه احساس كنيم عصباني شدنمان به حق و بجا بوده و راه حل ديگري وجود نداشته است. در حالي كه اين كلمات سبب توهين به افرادي مي شود كه قصد كمك به ما را دارند ودرنتيجه وضع را بدتر مي كنند. براي مثال شما دوستي داريد كه دائماً دير سر قرار ملاقات حاضر مي شود. براي شما بايد ديدن دوستتان مهم باشد نه زمان. از گفتن عباراتي مثل: توهميشه دير مي كني ، آدم غير مسئولي هستي ، شخص بي فكري هستي و ... اجتناب كنيد . چون اين جملات به دوستي تان آسيب مي زند و او را از دست شما عصباني مي كند و مي رنجاند. اول ببينيد مشكل چيست ، سپس بكوشيد براي آن راه حلي پيدا كنيد كه براي هردوي شما مناسب باشد. مثلاً مي توانيد ساعت ملاقات خود را نيم ساعت زودتر تعيين كنيد وخودتان با توجه به اين كه مي دانيد دوست شما ديرخواهد آمد نيم ساعت ديرتر سر قرار حاضر شويد تا به علت ديرآمدن او ، از دستش عصباني نشويد.

همان گونه كه بسياري از فقرا زندگي شاد، با نشاط ودلپذيري دارند، مي توان هنگام عصبانيت نيز احساس هاي مثبت و خوشايند داشت. زيرا عصباني شدن شكل ثابت وازپيش تعيين شده اي ندارد. با دور كردن ذهن از بي منطقي و روي آوردن به منطق مي توان عصبانيت را كاهش داد يا حذف كرد. منطق عصبانيت را از بين مي برد، حتي اگر عصبانيت قابل توجيه باشد مي تواند به سرعت غير منطقي شود . همه مردم خواستار ادب ، موافقت ، قدرشناسي و كلاً امور مثبت اند ودر صورت عدم دستيابي به آنها احساس شكست و ناكامي مي كنند؛ اما افراد عصباني وقتي به خواست خود نمي رسند احساس نااميدي مي كنند وعصبانيتشان نامتناسب با موقعيت ، شديد و ويرانگر است . افراد عصباني بايد انتظاراتشان را به آرزوهايشان تغيير دهند. مثلاً بهتر است بگويند كه من عواملي را كه موجب سلامت وامنيت اند دوست دارم ، نه اين كه بگويند من مي خواهم، يا من بايد فلان چيز را داشته باشم . بعضي از افراد عصبي ، از عصبانيت به عنوان راهي براي اجتناب از احساسات آزاردهنده استفاده مي كنند.

برخي از باورها و تفكرات غيرمنطقي و مولد خشم وعصبانيت كه بايد كنار گذاشته شوند عبارت اند از:

- بايد اعمال و رفتار ما هميشه مورد تأييد ديگران باشد.

- همه چيز بايد مطابق ميل ما باشد.

- سر رشته زندگي از دستمان در رفته وكنترلي بر آن نداريم .

- ما به شدت اسير گذشته هستيم.

- خود را مسئول اعمال ديگران مي دانيم.

- من فردي بسيار لايق، شايسته وباهوش هستم .

3- مسئله گشايي

بعضي از اوقات ناكامي و به دنبال آن عصبي شدن ناشي از مسائل واقعي و غير قابل اجتناب زندگي است . دراين حالت عصبانيت نابجا نبوده ، پاسخي طبيعي به مشكلات است . يك باور فرهنگي مبني بر اين كه هر مشكلي راه حلي دارد ، وجود دارد ؛ ولي ما غالباً نمي توانيم راه حل را پيدا كنيم . هميشه بهترين كار يافتن راه حل نيست ، بلكه بهتر است بدانيد كه چگونه با مسئله روبه رو شويد. مثلاً ممكن است نقشه اي بكشيد وپيشرفت خود را دراين مسير بررسي كنيد . اگر نقشه كشيدن منجر به حل مسئله نشد خود را تنبيه نكنيد . زيرا آنچه مهم است تلاش و كوشش براي حل مسئله است ، نه حل مسئله . چرا كه بعضي از مسائل حل ناشدني اند يا اين كه تنها با تلاش هاي پيگيرانه مي توان به راه حل نزديك شد . مهم آن است كه در طول تلاش ها صبرتان را از دست ندهيد و به فكر همه يا هيچ نرسيد . همچنين مسئله گشايي شامل يادگيري و انجام دادن فعاليت هايي است كه يا به محرك آزاردهنده يا به هيجان هاي منفي مثل خشم و اضطراب ، (كه به وسيله محرك هايي كه از طريق شرطي شدن به صورت علامت خطر درآمده اند) پايان دهد.

4- ورزش

ورزش ، مخصوصاً درفضاي باز، نه تنها سلامت جسمي را بهبود مي بخشد، بلكه به تسكين اعصاب و سلامت رواني نيز كمك مي رساند. ورزش در فضاي باز مثل پياده روي ، دويدن ، نرمش ، شنا ، فوتبال و ... سبب مصرف زياد و مداوم اكسيژن مي شود، خصوصاً اگر در فضاي سبز و مناطق كوهستاني انجام شود.

ورزش مداوم سبب سلامت قلب و عروق ، كاهش چربي بدن ، زيبا سازي شكل بدن، از بين بردن غم وافسردگي و اضطراب

، افزايش عزت نفس و شادي و سرزندگي فرد و افزايش خود كنترلي رفتار مي شود.

5-شوخ طبعي

"خنده برهر درد بي درمان دواست." شوخ طبعي از طرق مختلفي مي تواند موجب كاهش عصبانيت شود. به عنوان اولين عامل ، شوخ طبعي مي تواند به شما كمك كند تا ديدگاه متعادلي داشته باشيد. زماني كه عصباني هستيد هر فردي را با نامي صدا مي كنيد يا اين كه آنها را در قالب كلمات خيالي (مثلاً هيولا) مورد خطاب قرار مي دهيد. اين كار را متوقف كنيد ودر نظر داشته باشيد كه بايد از كلمات زيبا و خوشايند استفاده كرد. شوخ طبعي بارمشكلات ما را سبك مي كند وبه ما كمك مي كند تا شرايط استرس زا را تحمل كنيم . نرمان كازنيز ( 1979) ، در كتاب خود با نام آناتومي بيماري ، خاطر نشان مي كند كه ده دقيقه خنده از ته دل اثرتسكيني قوي بر درد و ناراحتي دارد. شوخ طبعي نه تنها روحيه ما و اطرافيانمان را شاد مي كند بلكه باعث افزايش انرژي و توان براي حل مشكلات و برخورد با مسائل مي شود. شوخ طبعي همچنين باعث خوشبيني مي شود.

6- اجتناب

اگر هنگام ورود به اتاق كودكتان بي نظمي اتاقش سبب عصبي شدن شما مي شود، در اتاق او را ببنديد. ازهر عاملي كه عصبانيت شما را بر مي انگيزد ، پرهيز كنيد . نگوييد كه " چون من عصباني مي شوم ، بچه ام بايد اتاقش را مرتب كند"، اين درست نيست ، درست اين است كه خودتان را آرام كنيد.

براي رهايي از درد سرهاي ترافيك يا بايد مسير روزانه تردد خود را تغيير دهيد، يا از اتوبوس و قطار برقي زيرزميني استفاده كنيد ، يا جزء به جزء مسير خود را مشخص كنيد . درغير اين صورت بايد خود را به دست ترافيك بسپاريد.

7- داشتن شخصيت تيپ B

يكي از طبقه بندهاي شخصيتي ، قراردادن افراد دردو تيپB وA است . افراد تيپ Aمبارزه جو، بي حوصله ، رقابت پيشه و پرخاشگرند. آنها احساس مي كنند كه هل داده مي شوند و زير فشارند. آنها زودتر از موقع برسر قرار حاضر مي شوند، تند راه مي روند ، تند حرف مي زنند وتند غذا مي خورند و از افراد كند كاربدشان مي آيد. افراد تيپ B افرادي اند كه زندگي را آسان مي گيرند و بيشتر به كيفيت آن توجه دارند. آنها كمتر جاه طلب ، كمتر بي حوصله و بيشترمنظم و محتاط اند . با تغيير شخصيت از تيپ A به تيپB مي توان از ميزان و شدت عصبانيت كاست.

8- تغيير محيط

بعضي از اوقات عوامل محيطي - اجتماعي محرك عصبانيت و ناراحتي ما مي باشند. دراين گونه موارد يگانه راه براي حل مشكل ، تغيير محيط است . مثلاً فرد درون گرايي كه به عنوان مسئول روابط عمومي سازمان يا اداره اي مشغول به كارشده است، بايد مسئوليت ومحيط كارش تغيير يابد. يا فردي كه به كشوري مهاجرت كرده است كه بين آن كشور و كشور محل تولدش هيچ همخواني فرهنگي وجود ندارد، راه حل اساسي، بازگشت به كشور خود مي باشد.

9- ارتباط بهتر

مردم عصباني تمايل دارند كه زود به نتيجه برسند، بعضي ازاين به هدف رسيدن ها مي تواند تا حدودي نادرست باشد. اگرشما از مباحثه اي ناراحت شده ايد ، اولين كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه فكرتان را بر روي پاسخ ها متمركز كنيد و ناراحتيتان را كاهش دهيد. نمي گوييم كه اولين چيزي را كه به ذهنتان آمد به زبان آوريد ، بلكه مي گوييم كه عصبانيت خود را كاهش دهيد ودرمورد حرفي كه مي خواهيد بزنيد، فكر كنيد.

به دقت به آنچه به شما مي گويند گوش بدهيد و قبل از پاسخ دهي ، آنها را تفسير كنيد . همچنين به آنچه علت اصلي عصباني شدن شماست گوش بدهيد. براي مثال، شما آزادي و در حال خود بودن را دوست داريد، وبه علت اهميتي كه به ديگران مي دهيد خواهان پيوند گسترده با مردم هستيد . اگر همكارتان در مورد كارها ي شما شروع به غر زدن كند، با خطا كارخواندن او يا فردي كه هميشه ايجاد مشكل مي كند، تلافي نكنيد.

زماني كه فردي ازما عيب جويي مي كند، دفاع كردنمان طبيعي است ، ولي ما با او نمي جنگيم . در عوض ممكن است بگوييم كه او از روي ناداني صحبت مي كند ، ما را دوست ندارد، اوفرد كم حوصله و ناشكيبايي است و نياز به مقداري تنفس و استراحت براي رسيدن به آرامش دارد. بايد دراين گونه مواقع خودمان را خونسرد نشان دهيم تا از وقوع يك فاجعه جلوگيري كنيم .

10- زمان بندي

انسان هميشه دريك حالت و وضعيت روحي – رواني نيست . بعضي از افراد صبح ها سرحال و پرانرژي اند و عصرها خسته . به همين علت عصرها و شب ها ممكن است سطح تحمل شان بسيار پايين باشد وآماده عصباني شدن باشند. دراين گونه موارد بهتر است موضوعات ومسائل حساس بحث برانگيز در ساعاتي مطرح شوند كه زماني مناسب است . مثلاً شب هنگام ، زماني كه همسرتان موضوع بحث برانگيزي را مطرح مي كند ممكن است شما تمايل داشته باشيد كه با او دعوا كنيد، به اين دليل كه شما خسته يا آشفته ايد، بهتر است طرح اين گونه موضوعات را به زمان ديگري موكول كنيد تا صحبت هايتان منجر به بحث و جدل نشود. بنابراين مسائل بايد در زمان مناسب مطرح شوند تا نتيجه بخش باشند.

11- آزمون مصون سازي

هدف از اين روش كه به وسيله مايكنبام مطرح شده است ، ايجاد مهارت هاي مقابله با موقعيت هاي استرس زاست. اين روش چهار مرحله دارد :

الف – آماده شدن براي موقعيت استرس زا

ب – مقابله با محرك و موقعيت استرس زا وكنار آمدن با آن

ج – مقابله با احساس تحريك شدن به وسيله موقعيت استرس زا

د – تقويت خود پس از موفقيت دركنترل خود

نواكر ( 1975) اين روش را براي كمك به افراد ، دركنترل خشم ، درموقعيت هاي مولد عصبانيت با موفقيت به كاربست . آزمودني هاي نواكر ، مردان جوان خشمگيني بودند كه به سادگي عصباني مي شدند. محرك عصبانيت فردي بود كه با حالت غير دوستانه به آزمودني ها نگاه مي كرد. نگاه با حالت غير دوستانه سبب مي شد كه درآزمودني ها احساسات و افكاري مبني براين كه طرف مقابل ، آنها را حقير مي شمارد ايجاد شود واين احساس ها منجر به اين مي شد كه آزمودني ها عصباني شده ، دعوا كنند. نواكر مراحل چهارگانه فوق را به اين شكل به اجرا در آورد:

در مرحله 1، فرد پيش از مقابله با محرك استرس زا ، مثلاً قبل از ورود به يك مكان عمومي مثل رستوران ، به خود بگويد: تصميم دارم كاري بكنم كه كنترلم را از دست ندهم. درمرحله 2، هنگامي كه مردي گستاخانه به او نگاه مي كند به خود مي گويد: مي توانم بدون از دست دادن كنترل اين موقعيت را تحمل كنم . به او فرصت نمي دهم كه با ديدن عصبانيت من خرسند شود . درمرحله 3 وقتي كه مرد مي خواهد با او دعوا را آ غاز كند و او شديداً تحريك شده است ، به خود مي گويد: حتي حالا هم مي توانم خود را كنترل كنم . وضعيت انفجار آميز است ، اما من آرامم واين حالت را خنثي مي كنم . درمرحله آخر، پس از آن كه آزمودني از پس موقعيت بر آمد به خود مي گويد: " من واقعاً كاردرست وخوبي كردم ، آفرين به خودم."

12- خود كنترلي بندورايي

خود كنترلي رفتار توسط بندورا مطرح شده و داراي سه مرحله است:

الف – توجه ومشاهده اعمال و رفتار خود

ب – قضاوت درمورد اعمال و رفتار خود

ج – پيامدهاي شخصي

از اين روش براي كنترل عصبانيت به اين شكل مي توان استفاده كرد كه از فرد بخواهيم در پايان روز (مثلاً آخر شب ) دفعات عصبي شدن هاي خود را روي يك كاغذ يادداشت كند و آنها را بشمارد . فردا نيزاين عمل را انجام دهد. اگر تعداد عصبانيت امروزش كمتر از ديروز باشد خود را پاداش دهد و تشويق كند، و اگر بيشتر از ديروز بود خود را تنبيه و سرزنش نمايد. با تكرار اين عمل براي روزهاي بعد و مقايسه آن با روز قبل، به اين شكل كه در صورت كاهش وقوع عصبانيت ، خود را تشويق ودر غير اين صورت خود را تنبيه كند، مي تواند عصبانيتش را كاهش داده ، به صفر برساند تا اين كه درحد طبيعي باشد. خود تشويقي مي تواند به شكل گوش دادن به يك موسيقي ، ديدن فيلم ، رفتن به پارك و... باشد. خود تنبيهي نيز مي تواند به طرق مختلفي چون محروم كردن خود از يك وعده غذاي دوست داشتني ، نديدن يك برنامه جذاب تلويزيوني و ... صورت پذيرد. انسان عاقل و متمدن بدون نياز به ناظر وكنترل كننده بيروني مي تواند هدايت گر اعمال خود باشد.

نياز به مشاوره

اگر احساس مي كنيد كه عصبانيت شما خارج از كنترل است ، اگر عصبانيت شما تاثيرات منفي بر روابط اجتماعي وشغلي تان گذاشته است ، يا اين كه قسمت مهمي از زندگي تان تحت تأثير آن است ، ممكن است به مشاوره به عنوان عاملي براي ياد گيري توجه كنيد كه به شما كمك مي كند چگونه بهتر رفتار كنيد . يك روان شناس يا مشاور مي تواند به شما كمك كند تا با به كارگيري تكنيك هاي تغييرافكار و رفتار، اعمال خود را كنترل كنيد. بايد به مراجع اطمينان داد كه مشكل او قابل حل است و تكنيك هاي تغيير رفتار تنها براي تأثير گذاشتن بر احساس و تجليا ت احساسي ، مورد استفاده قرار نمي گيرند. روان شناسان در برخورد با مراجعانِ خواهان كمك ، بايد كارخود را متمركز برسه موضو ع نمايند:

الف) جرئت آموزي به افراد عصباني تا عصبانيت خود را سركوب يا دروني نكنند، بلكه آن را به روش هاي منطقي غير پرخاشگرانه ابراز دارند. فردي كه عصبانيتش را ابراز نمي دارد روز به روز منفعل تر وبيمارتر مي شود.

ب) آموزش اين كه عصبانيت جزئي از زندگي و حذف آن غير ممكن است . زندگي بايد توأم با ناكامي ، درد، فقر و ديگر مسائل غيرقابل پيش بيني باشد . همان گونه كه نمي توان مانع رخداد بيماري ، فقر، مرگ ، شكست و... شد، پديده هاي مولد عصبانيت را نيز نمي توان حذف كرد.

ج) آموزش تكنيك هاي تغيير رفتار براي تأثير گذاري برعصبانيت و كاستن از شدت آن .

http://www.mums.ac.ir/ch_kalat/fa/asabaniat


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۹- مبارزه با ترس و اضطراب و استرس ( ۱۰)

چرا مي‌ترسيم ؟ !


همه ما ترس را تجربه كرده‌ايم، نگران بوده‌ايم و در شرايطي قرار گرفته‌ايم كه اضطراب مانع از انجام درست كارهايمان شده است اما واقعا منظور از ترس چيست و نگران بودن چه معنايي دارد؟
ترس، ناشي از فرايندي در جسم و بدن ماست كه با چيزي كه مي‌بينيم، مي‌شنويم و لمس مي‌كنيم آغاز مي‌شود و منشأ آن هم ممكن است دنياي بيرون يا تصورات خودمان باشد اما در هر صورت هيجان خوشايندي نيست و باعث دلهره و نگراني مي‌شود، ضربان قلب را شدت مي‌بخشد و مي‌تواند عامل بروز بسياري از خطاها و حتي بيماري‌ها شود.


معمولا ترس‌ها 2 نوع هستند؛ واقعي و غيرواقعي. ترس واقعي يا مفيد در لحظه جاري شكل مي‌گيرد. اين نوع ترس ما را وامي‌دارد كه براي گريز از خطر دست به عمل بزنيم، بنابراين سودمند است چون ما را از خطرات احتمالي نجات مي‌دهد. اما ترس غيرواقعي از تصور ما درباره آنچه ممكن است اتفاق نيفتد ناشي مي‌شود. اين نوع ترس اغلب درباره چيزي است كه دوست نداريم در آينده روي دهد. بدين‌ترتيب هميشه تصوراتي آزاردهنده از موقعيتي سخت خواهيم داشت كه جز آزار و اذيت، ثمره‌اي براي ما نخواهد داشت.نوع ديگري از ترس هم به نام ترس مرضي يا «فوبيا»ست كه ترسي فراتر از ترس معمولي است؛ فوري، غيرمعقول و شديد درباره يك موقعيت، يك حيوان يا چيزي است كه به طور مستقيم تهديدآميز نيستند اما فرد را بيمار ساخته و حال او را دگرگون مي‌كنند.


ترس‌هاي مرضي رايج ديگر، ترس از سوارشدن به آسانسور، ترس از دندانپزشكي و ترس از جمعيت و شلوغي است. همه اين ترس‌ها ممكن است تا حدي با خطر همراه باشند اما فرد در صورتي كه مبتلا به ترسي مرضي باشد به طور قطع از موقعيت و فكر كردن درباره آن اجتناب خواهد كرد. افرادي كه دچار اين نوع ترس هستند مي‌دانند خطري واقعي در كار نيست؛ هرچند ممكن است بعدا سعي كنند كه ترس‌شان را توجيه كنند. اما ترس مرضي، خفيف يا قوي است. ترس يا فوبياي ضعيف باعث نمي‌شود فرد دست به هيچ عملي نزند. اما افرادي كه دچار حالت ترس مرضي شديد از ارتفاع (بلندي) هستند خطر نمي‌كنند كه حتي وارد ساختمان بلندي شوند كه بايد از آن بالا، پايين را نگاه كنند و حتي تصور اين كار هم برايشان مشكل است.


اضطراب
ترس مرضي خفيف به تدريج به اضطراب تبديل مي‌شود. اضطراب، ترسي است كه اغلب مربوط به آينده است و در مواردي هم شايد ناشي از موقعيتي خاص يا احساسي مبهم باشد.
حتي در موقعيتي خوشايند هم، هنگامي كه از اشتباه كردن مي‌ترسيم ممكن است دچار اضطراب شويم. البته اضطراب ممكن است دليل منطقي هم داشته باشد ولي اغلب ناشي از تصورات ماست؛ در صورتي كه خطر بسيار كمتر از آن است كه فكر مي‌كنيم (مانند سفركردن با هواپيما). متأسفانه ما اغلب در برابر ترس‌هاي غيرواقعي واكنش‌هاي نامناسبي نشان مي‌دهيم. براي مثال در اين نوع ترس نمي‌توانيم به سرعت عمل كنيم و معمولا تسليم مي‌شويم. همين موضوع هم باعث مي‌شود كه از لحاظ جسمي نيز با مشكل مواجه شويم. در واقع اضطراب و ترس نه‌تنها در شما احساس بدي به وجود مي‌آورد بلكه حالت رواني ناشي از آن، برخورد معقولانه شما با موقعيت را مشكل و ناممكن مي‌سازد. به همين دليل بايد بدون توجه به موقعيت، حالت هيجاني و عاطفي خود را تغيير دهيد و احساس بهتري داشته باشيد.


احساس گناه
احساس گناه، احساسي است كه در آن خود را مسئول بسياري از اشتباهات واقعي يا خيالي مي‌دانيد. اين احساس ممكن است به صورت احساس تعهد نسبت به ديگران باشد. هنگامي كه فكر مي‌كنيد ديگران را اذيت كرده يا كمك‌شان نكرده‌ايد، درباره آنها نظر منفي داشته‌ايد. چنين احساسي اغلب به آزار رساندن به ديگران يا خودتان هم مربوط مي‌شود. احساس خجالت و شرمساري نيز به طور كلي به احساس گناه مربوط مي‌شود. اين احساس باعث آگاهي فرد به ضعف يا ناداني خود مي‌شود. اما احساس گناه يا شرم از ترس‌هاي بيهوده، احساس منفي ديگري است كه باعث افزايش لايه ديگري براحساس بد شما خواهد شد. هيچ‌گاه از ترس‌هاي خود احساس شرم يا گناه نكنيد؛ حتي اگر ديگران شما را وادار كنند كه چنين احساسي داشته باشيد، آن را نپذيريد. به جاي احساس شرم يا گناه از ترس خود، سعي كنيد با آن رابطه برقرار كنيد.


هنگامي كه به كمك برنامه‌ريزي ذهني و عملي سعي مي‌كنيد ترس‌هاي خود را بشناسيد و با آنها رابطه برقرار كنيد، قادر خواهيد بود، برطرفشان كنيد. احساس گناه يا شرم درست در مقابل درك و مفهوم شما قرار دارد و به شما در رابطه برقرار كردن و پرداختن به ترس، هيچ كمكي نمي‌كند.


براي اينكه بتوانيد به كودكان كمك كنيد تا بر ترس‌هاي خود غلبه كنند به اين موارد توجه كنيد:
- به بچه‌ها كمك كنيد تا مسئوليت كنترل ترس‌شان را به روش خود برعهده گيرند و با آنها كنار بيايند.
- اطلاعات لازم را متناسب با سن و سال‌شان به آنان بدهيد.
- بپذيريد كه بچه‌ها مي‌ترسند. بنابراين نبايد از اين بابت احساس بدي داشته باشند.
- راه‌حلي پيدا كنيد كه بر واقعيت‌هاي آن مؤثر باشد و به نظرشان منطقي و معقول برسد.
اما بسياري از ترس‌ها در دوران بزرگسالي هم باقي مي‌مانند و ادامه پيدا مي‌كنند. مثلا ترس از ارتفاع شايد به يكي از ترس‌هاي دوران كودكي ما مربوط مي‌شود.
البته بزرگسالان به تدريج براين ترس‌هاي خود غلبه مي‌كنند. زيرا گذشت زمان كم‌كم اينگونه ترس‌ها را از بين مي‌برد و كسب تجربه باعث مي‌شود كه مسائل و شرايط برايشان عادي شود؛ به‌طوري كه به توانايي خود در اداره‌كردن اوضاع اعتماد بيشتري پيدا مي‌كنند. در واقع هرچه اوضاع و شرايط عادي‌تر باشد، فرد كمتر از آنها مي‌ترسد. به علاوه افراد بزرگسال نسبت به بچه‌ها بيشتر بر خود كنترل دارند.
مي‌توان گفت ترس نوعي عادت است. شما مي‌توانيد ترس را به عنوان عادتي درنظر بگيريد كه مي‌توانيد آن را ترك و فراموش كنيد. هرآنچه را كه در گذشته ياد گرفته‌ايم و در زمان حال، بدون فكر به آن عمل مي‌كنيم، عادت است و ترس هم از اين موضوع مستثنا نيست.


ما مي‌توانيم ياد بگيريم كه از هر چيزي بترسيم، و همه موضوعات مي‌توانند به نوعي شما را مضطرب كنند؛ در صورتي كه شما ياد گرفته باشيد كه از آنها بترسيد؛ اما در واقع هيچ چيزي در ذات خود وحشتناك نيست. از آنجايي كه در بچگي از بسياري از چيزهايي كه امروز مي‌ترسيم، وحشتي نداشتيم، بدان معناست كه ما اين نوع ترسيدن را آموخته‌ايم.


به ترس‌ها و چيزهايي كه شما را نگران و بيمناك مي‌كنند، توجه كنيد. به محض پديدار شدن‌شان، عادت به ترس به خودي‌خود آغاز مي‌شود. بنابراين ابتدا بايد از تكيه‌گاه‌هايي كه ناشي از ترس‌هاي شماست و خود آنها را ساخته‌ايد آگاه شويد و بعد آنها را برطرف كنيد.شما مي‌توانيد واكنش‌هاي كهنه و تكراري خود را رها كنيد و پاسخ‌هاي تازه‌اي بيابيد و به‌گونه‌اي ديگر با ترس‌هاي خود مواجه شويد.يكي از مواردي كه در اين رابطه به شما كمك مي‌كند و باعث مي‌شود بتوانيد به راحتي ترس را كنار بگذاريد توجه به آرامش است، نه ترس! مثلا هنگامي كه از سفر هوايي مي‌ترسيد و نگران پرواز با هواپيما هستيد، دائم به خود نگوييد كه «نه من نمي‌ترسم!» زيرا در اين حالت ذهن شما دائم متوجه كلمه ترس مي‌شود. بهتر است در اين مواقع خود را آرام كنيد و با خود بگوييد: «من احساس آرامش مي‌كنم».


درس گرفتن از گذشته
زمان ترس‌هاي ما به گذشته، حال يا آينده مربوط مي‌شوند. بعضي‌ها فكر مي‌كنند كه گذشته از حال و آينده مهم‌تر است؛ زيرا گذشته، حال افراد را مي‌سازد و در آينده نيز اثرگذار است. اما عده‌اي ديگر حال را مهم‌تر مي‌دانند زيرا معتقدند بايد حال را به خوبي درك كرد تا بتوان به خوبي در آينده عمل كرد. عده‌اي ديگر هم آينده را مهم‌تر از گذشته و حال مي‌دانند زيرا براين باورند كه خواسته‌هاي كنوني ما به اهداف آينده‌مان بستگي دارد.


اين تصورات با هم فرق دارند و هركس به شيوه خود مي‌انديشد. اما الگوي زير به شما كمك مي‌كند كه به جاي ترسيدن از رويدادهاي گذشته از آنها درس بگيريد:
- به تجربه‌اي مربوط به گذشته كه هنوز هم شما را مضطرب مي‌كند فكر كنيد. در حالي كه به اين تجربه فكر مي‌كنيد، بيرون از آن بايستيد. زيرا نمي‌توانيد هيچ اعمال نظري داشته باشيد.
- همانطور كه به آن موضوع نگاه مي‌كنيد، به آنچه در آن زمان روي داده است توجه كنيد. ديگران در اين موقعيت چه نقشي دارند. خود شما چگونه توانستيد موقعيت را كنترل كنيد.
- از آن خاطره خارج شويد و حوادث را تحليل و بررسي كنيد و ببينيد چگونه در آينده مي‌توانيد از چنين موقعيت‌هايي اجتناب كنيد؟
بعد از بررسي، خوب ببينيد براي رسيدن به آنچه خواهان آن بوديد بايد چگونه عمل مي‌كرديد.
- هنگامي كه از نتيجه راضي شديد، فكر كنيد كه در آن موقعيت هستيد و رويداد را به صورتي كه دوست داشتيد رخ دهد، در ذهن خود مجسم كنيد.
- حال مي‌توانيد موقعيت مشابهي را در نظر بگيريد كه ممكن است در آينده با آن مواجه شويد.
موقعيت را درست به همان صورتي كه دوست داريد اتفاق بيفتد تمرين كنيد. در واقع اين نوع تمرين ذهني، شما را براي آينده آماده خواهد كرد و به شما اطمينان مي‌دهد كه اشتباهات قبلي خود را دوباره تكرار نكنيد و خود را اسير ترس‌هاي بيهوده گذشته نسازيد.


ترس از آينده
همه ما نگران آينده خود هستيم و دائم تلاش مي‌كنيم تا در آينده زندگي بهتري را تجربه كنيم. آينده نامعلوم است و همين ناآگاهي ما نسبت به آن، ترسمان را بيشتر مي‌كند. بسياري از افراد بدبين به ما مي‌گويند كه هيچ چيز قابل اطمينان نيست و بايد احتياط كنيم. اما تعميم دادن موضوع با اين روش بدبينانه، فقط باعث مي‌شود كه احساس بدتري به ما دست دهد. شواهد زيادي نشان مي‌دهند كه داشتن افكار منفي و بدبيني زياد به تندرستي و سلامت فرد آسيب مي‌رساند. در عوض افراد خوشبين براين اعتقادند كه در آينده صلح و امنيت بيشتري در جهان حاكم خواهد شد و راه‌هاي زيادي را مي‌توان براي از بين رفتن مشكلات در نظر گرفت و همين موضوع هم باعث احساس بهتري در آنها خواهد شد.


در واقع ديدگاه‌ها و عقايد افراد خوشبين و بدبين، نوعي پيش‌بيني است، نه واقعيت. ولي ما با تصميم‌هايي كه در حال حاضر مي‌گيريم يك واقعيت را براي خود مي‌سازيم. ما مي‌توانيم براي ساختن آينده روشن‌تر و بهتر، با نهايت كوشش براي رسيدن به زندگي بهتر تلاش كنيم. البته به‌تنهايي نمي‌توانيم تمام مشكلات را حل كنيم ولي آنقدر هم ناتوان نيستيم كه فقط تماشاگر باشيم و هيچ اقدامي انجام ندهيم. در واقع هر يك از ما براي خود حوزه قدرتي- هرچند كوچك- داريم و مي‌توانيم همراه ديگران تلاش كنيم تا آينده بهتري داشته باشيم.براي اين منظور بهترين راه رسيدن به شناخت، آگاهي و اطلاعات بيشتر است. اطلاعات مفيد براي احساس امنيت تعيين‌كننده و ضروري است. درواقع آگاهي بيشتر، امنيت و اطمينان بيشتري به شما مي‌دهد، درست مثل زماني كه در امتحاني شركت مي‌كنيد، هرچه بيشتر خوانده باشيد و اطلاعات بيشتري داشته باشيد، ترس و اضطرابتان هم كمتر خواهد بود و بالطبع ضريب اطمينان بيشتري نيز براي موفقيت خواهيد داشت.


شايد در گذشته دستيابي به اطلاعات خيلي آسان به نظر نمي‌آمد اما اكنون مشكلي در اين زمينه وجود ندارد. اطلاعات به قدري زياد و در دسترس هستند كه از اين بابت كمتر كسي با مشكل مواجه خواهد بود. طبعاً استفاده از اينترنت در اين رابطه مي‌تواند بسيار كمك‌كننده باشد. كافي است شما بخواهيد درباره موضوعي آگاهي بيشتر داشته باشيد؛ با چند دقيقه جست‌وجو در سايت‌هاي مختلف مي‌توانيد اطلاعات بسيار گرانبها و باارزشي به‌دست آوريد.


اينترنت، مجلات و گروه‌هاي خبري هرگونه اطلاعات و موضوع قابل تصوري را به ما عرضه مي‌كنند. بدين‌ترتيب با آگاهي بيشتر كم‌كم درمي‌يابيم كه دليلي براي ترس و واهمه از آينده وجود نخواهد داشت. آينده خيلي زود از راه مي‌رسد و اگر هميشه نگران آن باشيم، تنها كاري كه كرده‌ايم اين است كه زمان حال خود را هم از دست داده‌ايم.در واقع، اين روش برخورد شما با ترس و اضطراب است كه مهم است. اگر بتوانيد با آگاهي بيشتر نسبت به آنها توانمندتر باشيد، اين احساسات نيز كم‌كم از بين مي‌روند و به تدريج شما فردي قدرتمند و خلاق خواهيد شد؛ مشروط بر آنكه خودتان بخواهيد كدام راه را انتخاب كنيد؛ قوي بودن و مقتدربودن يا منفعل بودن و ترسو بودن‌را؟

http://www.shaaer.com/articles/viewarticle-28109.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۹- مبارزه با ترس و اضطراب و استرس ( ۹)

چرا مي ترسيم ؟     

آيا شما از بلندي مي‌ترسيد؟ يا از يك فضاي بسته؟ يا از مارها، حشرات و موش؟ اغلب ما فكر ميكنيم ترس يك پديده ي مرضي و يك بيماري روحي است ، در صورتيكه در انتهاي اين مقاله خواهيم ديد اين تفكر صحت نداشته و بر عكس ترس در حالت اوليه اش ، يكي از مكانيسم هاي دفاعي بدن است و نقش بسيار مهمي در سلامت موجود زنده و ايمن نگاه داشتن او از بلايا و خطرات ايفا مي كند . البته موارد مرضي ترس هم وجود داررند كه مي توانند نوعي بيماري محسوب شوند اما در اين مطلب به آن ها پرداخته نخواهد شد . آيا از آب ترس داريد؟ خوب شما تنها نيستيد، نياكان ما هم ترس‌هايي مشابه داشتند و شايد به همين دليل ما هم‌اكنون زنده هستيم

معمول ‌ترين ترس‌ها :

بسياري از  مردم از مار، حشرات، موش، خفاش، بلندي و آب مي‌ترسند! اما چرا؟ چون همه آنها خطرناكند. ترس به خودي خود نه تنها بد نيست ، بلكه در بسياري از موارد ارزشمند هم مي باشد و نقش مفيدي براي ادامه ي زندگي و سلامتي موجودات زنده ايفا مي كند... در نظر بگيريد كه شما مي‌خواهيد انسان را طراحي كنيد. خب براي زنده ماندن او در محيطي كه پر از ببر، شير، گرگ و مار و حشرات سمي‌ است چه مي‌كنيد؟ چه برنامه‌اي را در مغز بشر قرار مي‌دهيد؟ قطعا خيلي از شما ها با ما موافقيد : ترس ! ترس به نوعي محافظ ما است؛حتي اجداد ما را حفظ كرده است. اجداد خيلي دور ما به دليل ترس از بلندي از صخره‌ها سقوط نكردند و به دليل ترس از حيوانات وحشي طعمه آنها نشدند. بنابراين ترس در بسياري مواقع طبيعي است. طبيعي است كه شما از آب بترسيد به خصوص زماني‌كه كودك هستيد چون با خطر غرق شدن مواجه خواهيد شد آيا مي دانيد كودكان اغلب مادراني كه از آب مي‌ترسند دچار ترس از آب خواهند شد ؟ در اصل هرچه شما دورتر از اقيانوس و آب زندگي كنيد، ترس شما از آب بيشتر است. ترس كودكان مي‌تواند در زندگي آنها موثر باشد. مثلا كودكاني كه از بلندي مي‌ترسند، در نوجواني كمتر از ارتفاع مي‌افتند و كمتر زمين مي‌خورند. چون اين ترس آنها را از افتادن حفظ مي‌كند.

به اعتقاد روانشناسان برخي از ترس‌ها يادگرفتني هستند اما بيشتر آنها طبيعتا وجود دارند. مثلا برخي از كودكان بعد از افتادن، ترس از بلندي پيدا مي‌كنند. ترس حتي ما را از گرگ نجات مي‌دهد. و خيلي مواقع باعث خواهد شد كه ديگر رفتارهاي پرخطر و مشكل آفرين را دنبال نكنيم . طبق گفته محققان ژن‌ها مي‌توانند در انتقال ترس در بدن ما موثر باشند. اما ممكن است شما بگوييد: من تا سال گذشته از بلندي ترس نداشتم. من الان ... سال دارم ، و اگر ترس ذاتي است پس چرا من قبل از اين نمي‌ترسيدم؟ در پاسخ بايد عرض كنيم كه  برخي از ترس‌هاي ذاتي خود را تا زماني‌كه مغز به بلوغ نرسيده نشان نمي‌دهند. برخي از هورمون‌ها بايد آزاد شوند تا ترس به وجود آيد. شايد به همين دليل هم ترس تا اوايل دوران بلوغ گاه ظهور پيدا نمي‌كند. يكي از ترس‌هاي شايع در انسان ترس از غذاي مسموم است كه در موش‌ها و انسان وجود دارد انسان‌ها و موش‌ها وقتي متوجه مي‌شوند بر اثر خوردن يك نوع غذا مسموم شده‌اند فوري از آن حذر مي‌كنند. بسياري از عادت‌هاي غذايي زنان باردار نيز به همين موضوع ارتباط دارد.

آيا ما از گرسنگي هم مي‌ترسيم؟ بله «نياكان ما قبل از اينكه شكارچي‌ شوند.» پس مانده ي غذاي حيوانات قويتر را  مي‌خوردند! آنها صبر مي‌كردند تا مثلا يك ببر حيواني را شكار كند، گوشت آن را بخورد و آنها باقيمانده شكار را بخورند. اين كار را به سرعت انجام مي‌دادند. شايد به همين دليل هم وقتي گرسنه هستيم، سريع مي‌خوريم و شايد به همين دليل ( در ضمير ناخود آگاهمان ) هم شكلات و خوردني‌هاي با كالري‌هاي بالا و شيريني را ترجيح مي‌دهيم ! و همين ترس هم باعث مي‌شود تا ما براي روز مبادا غذا ذخيره كنيم ! البته مطمئنم كه هضم اين مطلب براي برخي كمي مشكل است و نمي توانند آن را بپذيرند ! در برخي از مواقع ،ما به دليل ترس از - نخوردن به اندازه كافي -  آنقدر مي‌خوريم كه اضافه وزن مي‌گيريم !

ترس از فضاي باز:

آگورا در زبان يوناني به معناي حمل و خريد و فروش است اما اغلب كساني كه اين فوبيارا دارند از بيرون بودن، خريد رفتن و بودن در خيابان ترس دارند. اما چگونه مي‌توان از فضاي باز ترسيد؟ خب به دليل اينكه اجداد ما از بودن در فضاي باز به خاطر وجود حيوانات وحشي ترس داشتند. بهتر بود در جنگل و بوته‌زارها مي‌ماندند و خود را مخفي مي‌كردند .  جالب است كه موش‌ها هم ترس از فضاي باز دارند. به همين دليل وقتي مي‌خواهند از طول اتاق عبور كنند ترجيح مي‌دهند از كنار ديوار حركت كنند. چون وقتي بيرون هستند ترس از گربه، جغد و عقاب را دارند به همين دليل به طور ذاتي از فضاي باز مي‌ترسند. ترس از فضاي بسته چطور؟ خيلي‌ها از آسانسور مي‌ترسند، چون از گيرافتادن مي‌ترسند. بعضي‌ها از اين كه در اتاق‌شان شب‌ها بسته باشد، مي‌ترسند. اما فضاهاي بسته چرا ترس آورند ؟!؟ و دليل سوم اين است كه انسان فكر مي‌كند در فضاهاي بسته نمي‌تواند نفس بكشد. مغز به آنها مي‌گويد كه ممكن است خفه شوند و به همين دليل مي‌ترسند. كودكان نيز ترس‌هاي زيادي دارند كه در بزرگ‌ترها وجود ندارد. كودكان از اين كه بدون والدين‌شان به خصوص مادرشان باشند مي‌ترسند. در انتهاي نخستين سال تولد كودك اين ترس شدت بيشتري مي‌يابد. و اين ترس در برابر غريبه‌ها بيشتر مي‌شود. وقتي مادر از خانه مي‌رود كودك گريه مي‌كند. اگر كودك مي‌توانست حركت كند حتما مادرش را دنبال مي‌كرد. اما چرا ترس از ترك مادر وجود دارد؟ خب اين ترس؛ كودك را بيشتر پيش مادر نگه مي‌دارد و مادر نه تنها مي‌تواند به كودك غذا دهد بلكه او را از خطرات نيز حفظ مي‌كند. به همين دليل هم كودكان از تنها ماندن و تاريكي ترس دارند. پدر و مادر نيز به طور طبيعي هنگام ترس كودك پيش او مي‌روند. بهترين راه براي ساكت كردن كودك در آغوش گرفتن او و غذا دادن به او است و اين بهترين راه مراقبت از كودك است، تكامل زيركانه. حال مي‌توانيد در مورد برخي از ترس‌هاي خود فكر كنيد. آيا شما از پرواز در ارتفاع 35000 پايي، فضاي بسته و ارتفاع، حيوانات و حشرات، مارها و موش مي‌ترسيد؟ از غريبه‌ها مي‌ترسيد؟ تنها از قدم زدن شبانه در جنگل مي‌ترسيد؟ از سير تكامل ترس، شما چه معنايي داريد؟

http://drzohrabi.ir


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۱:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۹- مبارزه با ترس و اضطراب و استرس ( ۸)

اضطراب و ترس هاي بيمارگونه (فوبياها)

اضطراب چگونه احساسي است؟
اضطراب يكي از احساسات عادي نوع بشر است، همه ما در زمان روبرو شدن با موقعيتهاي تهديد كننده و يا دشوار آن را تجربه كرده ايم.
بيشتر وقتها مردم حالت هاي اضطرابي را استرس فرض مي كنند، در حالي كه استرس يا فشار رواني داراي دو معني است. اول چيزي كه ما را مضطرب مي كند و دوم، واكنش ما نسبت به آن. به همين دليل در اينجا از كلمه استرس (فشار رواني) استفاده نخواهد شد.
اضطراب يعني احساس ناخوشايند و مبهم دلواپسي بدون علت مشخص كه اغلب با نشانه هايي از سيستم عصبي خودكار همراه است. اضطراب علامت هشداردهنده است و نشانه هاي مشابه ترس در انسان ايجاد مي كند با اين تفاوت كه ترس واكنش انسان به تهديد شناخته شده مشخص و خارجي است.
بطور طبيعي هم اضطراب و هم ترس مي توانند مفيد باشند و به ما در دوري از خطر كمك كنند و انگيزه روبرو شدن با مشكلات را در ما ايجاد كنند. ولي چنانچه ترس و اضطراب شديد و طولاني شوند ما را از آنچه كه مي خواهيم انجام دهيم بازمي دارند و در نهايت زندگي را به كاممان تلخ مي كنند.
«فوبيا» يعني ترسي كه مربوط به موقعيت هاي خاص است كه اكثريت مردم آنها را ترسناك نمي دانند.

نشانه هاي اضطراب
          در ذهن
     احساس نگراني
     احساس خستگي
     ناتواني در تمركز
     احساس تحريك پذيري و بي قراري
     خواب نامناسب
          در بدن
     ضربان نامنظم قلب (تپش قلب)
     عرق كردن
     گرفتگي ماهيچه يا احساس درد
     تنفس سخت و سنگين
     سرگيجه
     ضعف
     سوء تغذيه
     ا۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷<71.html" target="_blank">۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ.