مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
مطالب تصادفی
ترس و اضطراب ادراك مي‌كند باز همه چيز عقل است ، يعني بازيگر اين عرصه چيزي جز عقل نيست ، اين حرف بسيار زيبايي است اين بزرگوار هم دارد همين را نقل مي‌كند منتها مي‌خواهد آن قيد و بندي كه در حافظه كلام و فلسفه به دست و پاي عقل بستيم آزاد بكند مناجات اين روحيه را به انسان مي‌دهد ، لذا دوست دارم كه اين نكته را عرض بكنم از حكيم ملاصدرا ايشان با استفاده از همين كه انسان وقتي به ذوق مي‌آيد همان بحث چشيدن است كه هيچ مغايرتي با عقل ندارد ايشان مي‌فرمايد آن موجود شريفي كه خدا فرستاد و مي‌خواند همين عقل است ، بعد در ذيل آيه آن كسي كه مشتري جان و مال مومنين است و دائماً‌ من را داد و ستد دعوت مي‌كند اين خداوند است ايشان مي‌گويد دريافت اينكه خدا فريادمي‌زند بيا در بازار من ، با من داد و ستد كن همان ذوق است كه باز شنيدن كه اينجا خود سمع باز يكبار بحث كرديم همين نكته است كه به‌هرحال عقل در اين مقام در حيرت نمي‌ماند يعني يك نيرويي مي‌آيد دست او را مي‌گيرد او همان خداوند متعال است ما مي‌خواهيم همان نكته حافظ را تكرار بكنيم كه خداوند آن چيزي را كه در ازل به ما داده است همان را مطالبه مي‌كند، اين فرآيندي كه با موت و حيات تعبير مي‌شود شما تبيين كنيد كه چگونه به ساحت حيات منجر مي‌شود؟

دكتر ابراهيمي ديناني:

عرض كنم كه باز به دنبال عرايض قبلم آنجا كه عقل به ناتواني خود مي‌رسد كه البته اين درك هم كار خودش است هيچ‌كس ديگر نمي‌تواند به عقل بگويد تو ناتوان هستي، عقل مي‌رسد به جايي كه مي‌گويد من ديگر بيشتر از اين نمي‌روم، اين را خود عقل درك مي‌كند ، يعني كس ديگر به عقل نمي‌گويد تو ناتواني ، خيال به عقل نمي‌تواند بگويد كه تو ناتواني، وهم و حس هم نمي‌تواند بگويد، خودش مي‌رسد به جايي كه به عظمت لايتناهي مي‌رسد، وقتي كه عظمت لايتناهي است و محدوده ندارد صيد نمي‌شود ، چون در واقع عقل صيد دارد مي‌كند ، صياد معلومات است ، يعني حقايق را صيد مي‌كند ، رصد مي‌كند حالا فرق نمي‌كند يا رصد مي‌كند رصد كردن يعني اندازه مي‌گيرد و جايش را معين مي‌كند، رصد كردن هم اندازه گرفتن است هم جايش را معين كردن است ، فلان ستاره در كجاست، فلان كهكشان در كجاست ، جا را معين مي‌كند با رصد. صيد كردن در درياي هستي معلومات را مي‌گيرد يعني دريافت مي‌كند، كشف حقايق يعني دريافت، اما يك جايي مي‌رسد كه ديگر محدوده ندارد ، وقتي كه محدوده ندارد يعني مي‌فهمد كه اين ديگر به تور نمي‌آيد ، يك دامي است كه تور نمي‌تواند آن را بگيرد ، تور عقل ناتوان است از صيد كردن آن، اينجا دچار حيرت است و اين همان حيرت مطلوب است كه عرض كردم كه حديثش هم خواندم ، آن وقت چشيدن همينجاست ، خود همين عظمت را عقل مي‌چشد ، آن ديگر مفهوم نيست ، يعني همانجاست كه از مقام مفهوم به ماوراء مفهوم مي‌رسد و همانجاست كه طور وراء طور عقل مي‌رسد عرفا مي‌گويند طور وراء طور عقل و اين كلمه را از قرآن كريم گرفتند حالا اين اطوار را حكما اطوار عقل مي‌دانند ، عقل طوري وراء طوري است تا آنجايي كه ديگر مي‌بينند كه به حضور مي‌رسد ، به لايتناهي مي‌رسد، آنجا ديگر مقام عالم و معلوم يكي مي‌شود يك وحدتي حاكم است حالا اين مقام حيرت هم هست كه شايد ما بتوانيم كم‌كم بگوييم اگر خيام از حيرت گاهي دم مي‌زند مي‌خواهد به اين حيرت برسد و اما اين لقد خلقَ كُمْ اطوارا اجازه بدهيد استفاده ديگري هم از آيه بكنم كه مربوط به بحث شما هم مي‌شود اين هم عقل ما اطوار دارد ، اطوار عقل يعني حد ندارد شما ديگر نمي‌توانيد به يك جايي برسيد بگوييد ديگر بس است ، خوب اين تنبلي است ، تو به هركجا كه برسيد از اين بالاتر هست ، باز هم برو، هرچه مي‌تواني برو تا آنجايي كه به غيرمتناهي برسيد ، اما اين اطوار در ظاهر هم هست ، انسان هم در عقلش متحول است ، هم در زندگي اطوار دارد مگر ما در زندگي اطوار نداريم، اطوار يعني طوري وراي طور ، يعني همان تحولي كه شما در اول بحث مطرح كرديد، اطوار يعني تحولات، خوب ما هر لحظه در تحول هستيم ، و اين عالمي كه در آن زندگي مي‌كنيم در تحول است و خيام در اين تحول گرفتار است ، يعني تأمل دارد مي‌كند هم زندگي عالم هم عقلاني، اينها را صيد كرده شما وقتي كه در جلسه گذشته گفتيم از كتاب الكون و التكليف به‌ رباعيات مي‌آيد از فلسفه مفهومي ، از قالب برهاني به زبان شعر سخن مي‌گويد كه زبان اصلي آدمي زبان شعر است ، حكما هم گفتند زبان اصلي آدم زبان شعر بوده ، يعني همان زبان فطرت كه شما فرموديد، زبان شعر همان زبان فطرت است كه وسيع و گسترده است ، يعني قالب‌ها را مي‌شكند ، زبان فلسفه هرچه باشد قالب دارد ، زبان شعر قالب‌ها را مي‌شكند، زماني كه ما در آن زندگي مي‌كنيم متطور است شما تمام رباعيات خيام را كه بررسي بكنيد از اول تا آخر اشعار خيام مسئله دم است ، دم را غنيمت شمر و سوء تفاهم از همينجا شروع شده ، بله خيام مي‌گويد به گذشته اعتنا نكن، آينده نيست، گذشته گذشته است ، آينده هنوز نيامده است، دم را غنيمت بدان. بسياري از مردم نادان از اين غنيمت دانستن دم فكر كردند كه خيام يك آدم لاابالي است كه تعهدي به چيزي ندارد ، نه به گذشته تعهد دارد نه به آينده، لاابالي است و مي‌گويد دم غنيمت است ، يعني فرصت‌طلب است كه مي‌گويد دم را غنيمت بدان ، به گذشته فكر نكن و مسئوليتي به گذشته و آينده نداشته باش، بطور كلي اين فكر غلط است و اين يك جفايي است كه به خيام شده. وقتي خيام مي‌گويد دم را غنيمت بدان يعني چه؟ ببينيد درك ماهيت زمان كه بسيار درك پيچيده‌اي است كه يكي از معضل‌ترين مسائل پيچيده عالم هستي درك ماهيت زمان است ما زمان را ظاهراً مي‌شناسيم ولي در باطن نمي‌شناسيم، شايد هيچكس نمي‌شناسد، به قول اوگوستين قديس معروف مسيحي كه كلام معروفي دارد گفته است من وقت را خوب مي‌شناسم مي‌دانم امروز چندشنبه است ، ساعت چند است اما به مجرد اينكه از من مي‌پرسند كه وقت چيست؟ من ديگر چيزي نمي‌دانم، زمان را تقسيم‌بندي ساده كردند به سه قسمت گذشته، آينده، اكنون نيست ما منتظرش هستيم، گذشته هم كه نيست ، هرچند گذشته‌ها روزي اكنون بودند آينده‌ها هم نه‌اكنون هستند هنوز اكنون نشدند ، خيام مي‌گويد حالا اينكه من به گذشته بازگردم كه نمي‌توانم برگردم ، به آينده هم كه نمي‌توانم بپرم دمي را غنيمت است يعني چه؟ نه يعني فرصت‌طلبي، يعني از اين دم استفاده معنوي داشته باش و فرصت را غنيمت بدان براي معرفت ، اين دم غنيمت است يعني نه اينكه مسئول نباش خود همين غنيمت دانستن دم و فرصت را مغتنم شمردن كه من اين لحظه را به لحظه بعد موكول نكنم كاري كه اكنون به عهده من است كه انجام بدهم نگويم كه لحظه ديگر انجام مي‌دهم اين مسئوليت است يا غيرمسئوليت؟ عين مسئوليت است ، اينكه اكنون من بايد چه كنم؟ يادتان نرود اسم كتاب الكون و التكليف بود، زمان مظهر كون است ، زمان ظهور هستي است و تكليف مسئوليت هستي است در جلسات گذشته از بار هستي سخن گفتيم ، اين هستي كه به مرور زمان بر من ظاهر مي‌شود و من اكنون در اين لحظه هستم يك اكنوني دارم و گذشته اكنون در دست من نيست و آينده اكنون در دست من نيست ، اين اكنوني كه در دست من است آن كلمه كون و بعد تكليف ، تكليف مسئوليتي است كه من اكنون را به لحظه ديگر واگذار نكنم آن چه بايد بكنم انجام دهم و آنچه بايد بيانديشم ، بيانديشم و توجهي كه بايد داشته باشم داشته باشم اين عين مسئوليت‌پذيري و بيان مسئوليت حكيم عمرخيام است.

مجري:

استاد يك نكته ديگر هست كه اين بحث را ببنديم بحث تبديل را مي‌خواهم عرض بكنم كه در جلسه پيش هم مطرح شده منتها وارد بحثش نشديم، حكيم عمرخيام از اين فرآيند مرگ و حيات اصلاً دچار حيرت شدن به مناجات انديشه رسيدن و اين حالت انتظاري است كه خداوند ما را بطلبد ، اصلاً معاد چيزي جز پذيرش خدا نيست يعني ما را دريافت بكند ، منتها اين حالت را در انسان سالك هركسي كه درست اين مسير را طي كرده حالت وجد و شادماني است كه البته ما داريم ، خود سقراط راجع‌به پرنده قو صحبت مي‌كند كه وقتي مرگش نزديك مي‌شود دچار شادماني مي‌شود و آواز مي‌خواند ، شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد ، فريبنده زاد و فريبا بميرد. اين بحث وجد و ذوق شد من به ذهنم آمد ، بعد سقراط مي‌گويد انسان بد است وقتي كه مي‌خواهد به ملاقات محبوبش برود ذوقش كمتر از يك پرنده‌اي به نام قو باشد يا فرض كنيد بترسد از آن مرگ اصلا بحث اين بود كه انسان از مرگ نترسد با مرگ آشتي بكند و همچين تعابيري هم در لسان جناب حكيم عمرخيام هست ، بحث دمي كه فرموديد خيلي زيبا است اين رباعي هنگام سپيده دم خروس سحري / داني كه چرا همي كند نوحه‌گري؛ يعني كه نمودند در آينه صبح / از عمر شبي گذشت و تو بي‌خبري. بنابراين اينكه عرفا مي‌گويند دم را غنيمت بدان نه اينكه فرصت‌طلبي كنند زمان را مي‌شناسند در وقت خودشان ، يك تعبيري سهراب سپهري دارد زندگي شنا كردن در حوض اكنون است، به نظر من لطايف و زيبايي حضور خيام در محضر رب‌العالمين چقدر زيباست ايشان مي‌گويد اينجا يك جهش مي‌خواهد ، يك بيا از سوي خدا مي‌طلبد ، آيا مراد همين تبديل نيست؟

دكتر ابراهيمي ديناني:

 دقيقاً همينطور است و اين تبديلات همينطور كه عرض كرديم چون غايتمند است به هدفي مي‌رود و هدف نهايي همان كلمه معادي‌است كه شما فرموديد منتها مسئله ما كه جزو اصول اعتقادات همه مسلمانان جهان و همه اديان آسماني است يك قدري بايد به نحو معقول تفسيرش كنيم، معلوم است كه معاد همان غايت قصوي است اگر انسان غايت‌مدار نبود و غايت‌انگار نبود و به غايت قصوي باور نداشت نمي‌توانست به معاد باور داشته باشد كساني كه به غايت قصوي و مقصد اعلاء باور ندارند يا منكر مبداء و معاد هستند يا حداكثر قايل به تناسخ هستند كه اين متاسفانه مسئله وحشتناكي است ، حتي بعضي از اديان غير رسمي و غير آسماني دچار اين فكر تناسخي هستند كه اين روزها هم خيلي اشخاص دچار اين تفكر هستند يعني يك چرخه‌اي كه انسان دچار تناسخ است بعد از اين عالم روحش به يك بدن ديگر تعلق مي‌گيرد ، دوباره آن فنا مي‌شود دوباره همينطور و يك چرخه بيهوده كه مخزني ندارد. اين فكر خيلي وحشتناك است ولي مسئله معاد بدينگونه حل مي‌شود كه عرفا حل كردند يعني حركت انسان را كه در اين عالم زندگي مي‌كند در دو قوس تصوير كردند يكي قوس نزول ، يكي قوس صعود يعني انسان از جايي آمده است ، از عدم نيامده همين مسئله مهم است برخلاف اينكه بعضي از متكلمين فكر كردند از عدم درمي‌آيد اين اشتباه است ، اگر از عدم درمي‌آيد بعد هم به عدم بايد برود، چون پايان سير انسان به جايي مي‌رسد كه از آغاز آمده است اصلا اين يك مطلب معقولي است ، پايان نهايي هر سيري ، البته اگر نهايي باشد اين وسط ممكن است يك پايان‌هاي مقطعي داشته باشيم ولي پايان نهايي كه به آن مي‌گويم غايت‌القصوي كه ديگر وراي آن نيست بازگشت به آغاز است ، پرسيدند پايان پايان‌ها كجاست ، در پاسخ گفته شد بازگشت به آغاز است ، اين يك اصل مهم معقول است كه مي‌شود توضيح داد، بنابراين انسان بايد ببيند از كجا آمده ، اگر مبدا خودش را بشناسد قطعاً معاد را مي‌شناد، معاد آنجايي است كه آغاز بوده ، از كجا آمده ؟ انا لله و انا اليه راجعون، من عرض نمي‌كنم اين را از آيات قرآن مي‌گويم ما به كجا راجعين و بازگشت مي‌كنيم به آنجايي كه از آنجا آمديم، از كجا آمديم ؟ از جانب حق ، از محضر حق، اينكه مي‌گويم از حق آمديم نه اينكه جزء منفصل شده باشيم ، از محضر حق آمديم به محضر حق باز خواهيم گشت، معاد را اينگونه بايد تصوير كنيم وگرنه غير از اين دچار اشكالات خواهيم بود و خيام هم معادش همين معاد است ، آن چرخه‌اي كه مي‌گويد آن تحولي كه مي‌گويد آن تبدلي كه مي‌گويد دوباره بازگشت به اصل است.

http://ebrahimi-dinani.blogfa.com/post-42.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۰:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۶ - تمرين كشف و پرورش ذوق و استعدادهاي نهفته ( ۵)

ذوق چيست ؟


"ذوق" چيست؟ دشوار است دريك جمله و به آساني بتوان به اين پرسش پاسخ داد، اما چنين چيزي وجود دارد و مدعايش طبايع گوناگون است كه در همه زمينه هاي زندگي تظاهر مي كند.
مي توان در چيزي نشانه اي از ذوق يا بي ذوقي يافت. ذوق مي تواند تكامل نايافته هم باشد و در هر حال ذوق نصفه و نيمه هم بهتر از بي ذوقي- اگر بتوان بي ذوقي را يافت- خواهد بود.


پس اگر چه تعريف ذوق دشوار است، اما مي توان نشانه هاي پنهان و آشكار آن را مشخص كرد. پيش از هر چيز مي گوييم ذوق چيزي است كه در آن كيفيت "ارزش" موجود است يا داراي اعتباري ويژه و متمايز است. در اين معنا، ذوق به عنوان مفهومي، به بيشتر مفاهيم استتيكي (زيباشناسانه، زيباشناختي) نظير زيبا، زشت و مسخره شباهت دارد. وقتي مي گوييم: "فلاني ذوق دارد" منظورمان اين است كه، او وجه مميزه خوبي، بدي، زشتي و زيبايي را داراست. چنين شخصي پيوسته "مناسبت" خود را با محيط و... روشن مي كند و بعد از اين مرحله است كه تحليل ذوقي به ميان مي آيد كه در هر تحليل بينش و تصور معيني موجود است. اين بينش و تصور در اجتماع (مجموعه اي با ساز و كار پيچيده فرهنگي) حاصل شده و طي تجارب بروز و نمود پيدا كرده تا به امروز و اينك رسيده است.


درباره هر شيء، حادثه، كنش، واكنش، و حركت تصور معيني وجود دارد كه ما بر اساس آن اين شيء، حادثه و حركت را درست و طبيعي، زيبا و متناسب با اخلاق و يا عكس آن به شمار مي آوريم . بنابراين، ذوق مقوله اي است كه در آن تصورات گوناگون اجتماعي، سياسي، اخلاقي، زيبايي شناسي و... در حالت كلي ظاهر مي شود.


"هربرت ريد" در كتاب معني هنر درباره زيبايي مي نويسد:"زيبايي عبارت است از وحدت روابط صوري در مدركات حسي ما و اين يگانه تعريف اساسي است و بر اين اساس ما مي توانيم نظريه اي در باب هنر بنا كنيم كه دامنه شمول آن تا آنجا كه چنين نظريه اي لازم دارد وسعت بيابد..."


تنها صورت ديگر قضيه اين است كه بگوييم هنر رابطه لازمي با زيبايي ندارد، و اين موضع، موضعي كاملاً منطقي است به شرط آن كه ما اين اصطلاح رابه آن تصوري از زيبايي محدود سازيم كه يونانيان بنايش را گذاشتند و سنت كلاسيك اروپا دنباله اش را گرفت. تمايل خود من، اين است كه اين حس زيبايي شناسي را پديده اي متغير بدانيم كه تظاهرات آن در طول تاريخ بسيار نامعين و گاه بسيار گيج كننده بوده است.


اما چرا ما از ذوق زيبايي شناسي بيشتر حرف مي زنيم و آن را پيش مي كشيم؟ مي دانيم كه دامنه تحليل ذوقي بسيار گسترده است و ذوق استتيكي نسبت به ذوق و تحليل ذوقي اهميت شاياني دارد زيرا ذوق و تحليل ذوقي شامل همه مناسبات انسان در درون اجتماع و طبيعت است و در عين حال وابسته به عامل استتيكي است.


تحليل ذوقي عاملي استتيكي است كه بر اساس تصورات استتيكي فرم مي گيرد.
در ارزشهايي نظير هوشياري و بلاهت، درستي و نادرستي و بهنجاري مي توان كيفيت استتيكي يافت. ما مي توانيم به حادثه، واقعه و حركتي درست و هوشيارانه، بگوييم زيباست و در حقيقت هم اين را مي گوييم و يا به عكس.


بدين گونه تصور ما از زيبا و زشت در بنيان ذوقي واقع شده است. در پرورش ذوق استتيك، هراندازه نقش كيفيت فرهنگي و آگاهي، بيشتر باشد، ارتقاي حس حاصل مي گردد و توجه استتيكي هر اندازه گوناگون باشد ذوق نيز به همان اندازه گوناگون خواهد بود. تنوع سبكها در پايان قرن نوزدهم و آغاز قرن بيستم، رهيدن پرنده اي بود از قفس تنگ نفسها. نفسهايي كه چون رهايي يافتند به كژراهه هاي گوناگوني هم ره سپردند

٭جواد بردبار توسي

http://www.qudsdaily.com/archive/1384/html/10/1384-10-18/page47.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۰:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۶ - تمرين كشف و پرورش ذوق و استعدادهاي نهفته ( ۴)

مقدمه : 
 
    يكي از زيباترين وجوه تمايز انسان با ساير موجودات، قدرت تفكر و خلاقيت اوست . اين قدرت سرآغاز تحقق اهداف آرمانگرايانه انسان هاست و باعث مي شود انسان بتواند توانائي هاي خود را نمودار سازد . 
    قدرت تغيير در ذهن و پديده هاي هستي قدرت كشف و توليد انديشه هاي تازه از مصاديق خلاقيت اند .

"تفكر فعاليت ارادي مغز در جهت حل مجهولات و كشف رابطه هاست . توان ذهني در پردازش آنچه نظر ما را به خود معطوف داشته است ، تفكر ناميده مي شود . 
    قوه تفكر منطقي در نهاد همه انسانها و ابناي بشر وجود دارد اما از قدرت ابداع و خلاقيت تنها كساني بهره مندند كه تفكراتي سواي تفكرات ديگران دارند ."                                                                                                     (بيدمشكي،18:1385)

    خلاقيت يك خصيصه صرفأ ذاتي نيست بلكه همه انسان ها از اين توانايي برخوردارند  اما هر كس درجه اي از اين استعداد را داراست . معلم موفق معلمي است كه اين درجه را به سطح بالاتر بلكه بالاترين سطح برساند . 
    عوامل مؤثر در خلاقيت را شناسايي نموده براي پرورش اين توانايي در دانش آموزان تلاش نمايد . به ويژه معلم ادبيات كه با دنياي درون دانش آموزان ارتباط بيشتري دارد بهتر مي تواند در راه شناسايي و تقويت خلاقيتهاي ذوقي و ادبي دانش آموزان كه در نهايت منجربه آفرينش ادبي و تلطيف روح و روان ايشان مي شود گام بردارد .
 كلاس هاي انشا در دوره راهنمايي و اختصاص زمانهايي از كلاسهاي ادبيات دوره متوسطه بهترين مكان و زمان جهت پرورش خلاقيت هاي ادبي و ذوق هنري دانش آموزان است .
دانش آموزان علاقه مند و داراي استعداد را مي توان به كمك روشهاي فراوان ذوقي به سمت موضوعات تازه و كشف هاي نو و لذت بردن از خواندن و نوشتن رهنمون شد . 
    در اين نوشته سعي شده است پاره اي از روش هايي كه به صورت تجربي در طول ساليان تدريس نگارنده به دست آمده و نتايج خوبي هم داشته است به اجمال گزارش شود.


تعريف خلاقيت

  رولامي معتقد است:تفكرخلاق ،نمايش  ِ بالاترين،درجه ي سلامت عاطفي و عبارت است از ابراز وجود افراد ِ سالم، درجريان خود بهسازي وتكامل نفس خويش"                                                                      (رشدمديريت مدرسه،دي ماه 19:1385)


  براي خلاقيت تعاريفي  ارائه شده كه به برخي از آنان اشاره مي شود : 
- خلاقيت خارج شدن از پشت درهاي بسته است .

- خلاقيت دوباره نگاه كردن است .

- خلاقيت فرايند مقابله  واقع بينانه با يك مسئله و درگيري و جذب شديد آگاهي با هوشياري و مرتبط ساختن مطالب با يكديگر به نحوي تكامل يافته است .


موانع خلاقيت

"به گفته اندرسن خلاقيت در كودكان امري همگان است در حالي كه در بين بزرگسالان تقريبا" وجود ندارد . خود به خود اين سؤال پيش مي آيد كه چه بر سر اين توانايي عظيم و همگاني بشر پيش آمده است ؟ "                                                                                        (آلن بودو،1358:45)

موانع خلاقيت دو دسته اند :     - موانع فردي                - موانع اجتماعي

    " برخي عوامل فردي كه باعث رشد خلاقيت مي شوند عبارتند از : عوامل دروني   - فيزيولوژيك و بيولوژيك"                                                                    ( شميسا وعليپور،37:1376)

      
    در دسته موانع فردي تنها موانعي كه از بقيه مهمترند  ، موانع رواني اند كه لازم است مربيان و والدين به آن توجه داشته باشند . برخي از موانع رواني كه در رشد خلاقيت  تأثير دارند عبارتند از :

     - عدم اعتماد با نفس   
     - عادت                     
     - عدم تمركز ذهني
     - ترس از شكست  
     - تصور منفي از خود        
     - نداشتن انعطاف پذيري و ...
     -   اعتقاد به ارثي بودن خلاقيت
   

موانع اجتماعي

    يكي از دلايلي كه ما هر چه بيشتر رشد مي كنيم خلاقيتمان كمتر مي شود آن است كه قرباني فرهنگ،  رسوم اجتماعي و عادات مي شويم . در نتيجه ي تحصيل و تجارب ،  خصوصياتي در ما ايجاد مي شود كه طرز تفكر ما را به سوي جمود مي كشاند . بطور كلي عوامل اجتماعي مؤثر در خلاقيت عببيت بدهيم و از آنان بخواهيم عناصر مرتبط با هم را با فلش به هم وصل كنند،يا هسته ي  مركزي واصلي را مشخص كنند ( آشنا كردن بچه ها به طور غير مستقيم با بيان و بديع و آرايه هاي ادبي )

مثال :
 ني محزون مگر از تربت فرهاد دميد         كه كند شكوه ز هجران لب شيريني 
اين تطاول كه كشيد ازغم هجران بلبل               تا سراپرده ي گل نعره زنان خواهد شد
آسمان باقفس تنگ چه فرقي دارد                 بال وقتي قفس ِ پر زدن ِ چلچله هاست
يوسف  !به اين رها شدن از چاه دل مبند         اين بار مي برند كه زنداني ات كنند
گره به باد مزن،گرچه برمراد رود                    كه اين سخن به مثل باد با سليمان گفت


-   از آنان بخواهيم شاعران و نويسندگان گمنام شهر يا استان خود را معرفي كنند .

- ضرب المثلهاي هم معني يا نزديك به هم را جمع آوري كنند .
 مثال : يك دست صدا ندارد = با يك گل بهار نمي شود . 
سالي كه نكوست از بهارش پيداست=در باغ را كه باز كني تا انتهاش پيداست

- ضرب المثل هايي كه در آن ها يك كلمه تكرار شده جمع كنند بعد مفاهيم آن ها را طبقه بندي كنند . 
مثال : ضرب المثل هايي كه در آنها كلمه ي ' ديوار ' آمده جمع كرده مفاهيم آن ها را جدا جدا بنويسند .


- اصطلاحات جديدي كه در ميان مردم رايج شده را جمع كنند و در مورد مفاهيم آن ها و علل پيدايش آن ها صحبت نمايند .
 مثال : تو ' مود ' چيزي نبودن – آب و روغن قاطي كردن – همه را برق مي گيره ما را چراغ نفتي

- اصطلاحات و ضرب المثل هاي محلي را جمع كنند .
 مثال : آب از تالار پايين كردن : اصطلاح خاص منطقه اردهال و نياسر كاشان به معني فخر فروختن
 
-از آن ها بخواهيم  علت دوست داشتن يا دوست نداشتن فلان درس را با حس خودشان بنويسند

- بخواهيم هربار يك شاعر كلاسيك ناشناخته يا يك شاعر نوپرداز ناشناخته را خيلي كوتاه معرفي كنند

- تشكيل انجمن هاي ادبي در مدارس

- با ابيات هر شعر ( مثنوي ها ) مشاعره كنند .

- برگزاري همايش هاي ادبي هر ساله در مدارس با حضور معلمان يا اساتيد برجسته و شاعران محلي يا استاني .

- استفاده از روش همانند سازي براي سنجش ترس ها ،شادي ها –،آرزوها و تخيلات بچه ها .
 مثال : خيال كنيد مثل يك سطل در وسط يك چاه گير كرده ايد احساسات و آرزوهاي خود را بيان كنيد .

- در نظر گرفتن حجم انشا ونوشته  با توجه به مفهوم و محتوا و زيبايي هاي آن و تشريح اين موضوع براي دانش آموزان .

- ساختن پيام كوتاه ( sms  ) با استفاده از نيروي تخيل  يك موضوع بدهيم مثل ' دوستي ' و از دانش آموزان بخواهيم جملات كوتاه با معنا و زيبا در مورد آن درست كنند .


        - تهيه شعر از وبلاگ شاعران توسط بچه ها و ارائه آن در كلاس .

- نصب تابلوي ويژه نوشته هاي دانش آموزان در مدارس

- توجه ويژه به ادبيات معاصر به لحاظ ارتباط بيشتري كه دانش آموزان با شعر و نثر نو برقرار مي كنند و استفاده از آن جهت ورود به دنياي وسيع ادبيات گذشته . خوانش شعرونثرهاي معاصر،بردن صداي شاعران معاصر در كلاس درس يا حتي دعوت از آن ها براي حضوردركلاس (درصورت امكان)

- ديدار با شخصيت هاي ادبي منطقه .

- معرفي سايت هاي ادبي و آموزش روش ورود به آن ها با استفاده از كامپيوتر مدرسه به دانش آموزان .


- اختصاص بخش كوتاهي از كلاس ، به ادبيات جهان 
- تهيه ي دفتري از بريده هاي روزنامه ها (شعر و نثر ادبي كوتاه) و ارائه دركلاس

- انجام بازي هاي ادبي مثلأ يك كلمه مي دهيم و از آنان مي خواهيم اولين چيزي را كه با شنيدن آن كلمه به ذهنشان مي رسد بيان كنند . 
مثال : اولين چيزي كه با شنيدن كلمه خيابان به ذهنتان مي رسد بيان كنيد،نفربعد با كلمه اي كه نفراول گفته و همينطور تا آخر. درپايان با زنجيره اي ازكلمات نامربوط مواجه مي شويم كه همينجا مي توانيم بحث حلقه ي تداعي ها و حلقه هاي گم شده دربعضي نوشته ها را برايشان مطرح سازيم.

- پنج تا كلمه بنويسيد كه اول وآخر آن " د" باشد.

- براي كلمات " آواز و پرواز"  چند تا قافيه بسازيد

- چند كلمه بگوييد كه آخر آن ها " ان" غير جمع باشد

- چند كلمه بنويسيد كه اول آن ها "آر" باشد

- چند كلمه بنويسيد كه آخر آن ها " ور " باشد

- چند كلمه بنويسيد كه حرف  اول وآخر آن ها يكي باشد


- انجام مشاعره از شعرهاي كتاب

- انجام مشاعره از حافظه


- انتخاب شعرهاي شاعران مطرح براي حفظ كردن توسط دانش آموزان ودادن جايزه به آن ها سركلاس درس

- برگزاري مسابقه ي  روخواني شعر شاعران مطرح در برنامه صبحگاه مدرسه درروزهاي بزرگداشت شاعران،مثلأ روزحافظ،يا مولوي وسعدي و.... كه در طول سال تحصيلي هم هست

- برگزاري مسابقه ي  روخواني از روزنامه ها در صبحگاه مدرسه يا كلاس درس

- برگزاري مسابقه ي روخواني از كتب درسي

- گفتن ديكته از كتب غير ادبي

- آوردن روزنامه سركلاس توسط بچه ها و جداكردن كلمات مشكل و غلط هاي ديكته اي و نگارشي توسط ايشان

- برگزاري دوره هاي فشرده وساده ي مقاله نويسي در سطح مدرسه درساعات فراغت دانش آموزان

- ارائه ي نمايش از درس هاي ادبيات براي مراس مدرسه يا ارائه دركلاس درس

- ارائه ي يك شعر كوتاه در ابتداي هركلاس به انتخاب خود دانش آموزان. از قبل با آن ها هماهنگ شود كه هربار يكي اين مهم را انجام دهد

- نوشتن داستان از دروس

- جمع كردن كليه ي نوشته هاي مسير خانه تا مدرسه وتوجه با نگارش و ديكته ي آن ها وارائه دركلاس. اين نوشته ها از تابلوهاي سردر مغازه ها تا پلاكارد و ديوارنويسي و... است.اين  مورد دقت وتوجه دانش آموزان راتقويت مي كند.


- ارائه ي سي دي هاي مربوط به ادبيات در كلاس  و تهيه ي خلاصه ي آن ها توسط دانش آموزان

-تهيه ي روزنامه ديواري يا نشريه از مراسم محلي .
مثلأ :مراسم بيل گرداني درنيم ور   يا قالي شويان مشهد اردهال


- بازديد از اماكن تاريخي ،ادبي منطقه و برگزاري مراسم كوتاه شعرخواني در آن جا

- اختصاص نمايشگاه به آثار ادبي بچه ها شامل :ماكت ابنيه و اماكن تاريخي،ادبي و آرامگاه شاعران- مجسمه –روزنامه ديواري و نشريه – كتاب و.....

- معرفي كتاب هاي جديد وقديم و  امانت دادن آن براي مطالعه به بچه ها

 

البته راه هاي فراوان ديگري هم براي پرورش خلاقيت ادبي دانش آموزان هست  كه حتمأ همكاران خوبم در كلاس هاي درس آن ها را به كار مي برند و اين موارد گوشه اي از فعاليت هايي است كه مي توان در اين زمينه در كلاس هاي ادبيات انجام داد . البته ذكر اين نكته هم ضروري است كه نگارنده به فرصت محدود كلاس هاي ادبيات وزبان فارسي و فراواني مطالب درسي واقف است و مي داند كه تدريس يك درس و ارائه ي مفيد آن وانجام تمام خواسته هاي كتاب و دانش آموزان چه در دوره ي راهنمايي وچه دبيرستان چه اندازه زمان بر و سخت است اما همكاران عزيز توجه دارند كه همه ي مطالب گفته شده دركتاب فقط و فقط يك هدف نهايي دارند و آن هم ايجاد التذاذ ادبي و پرورش ذوق هنري و ادبي دانش آموزان است و بر ماست ولو خيلي اندك،بخشي از زمان كلاس را به اين مهم اختصاص دهيم.

( نتيجه )

    بر اساس تحقيقات و تجربيات روشن مي شود كه مدرسه يكي از مهمترين مكان هاي پرورش خلاقيت در دانش آموزان است .و در اين راستا كلاس ادبيات به لحاظ ارتباط بيشتر و لطيف تري كه با درون آنان دارد ، مي تواند در شكوفايي و گسترش خلاقيت ادبي و ذوق هنري آنان مؤثر افتد . 
    برمعلمان ادبيات است كه با شناخت راه هاي تقويت خلاقيت و شناخت موانع آن در پيشرفت اين مؤلفه در دانش آموزان تلاش نمايند . در اين مسير به نظر مي رسد انجام فعاليت هاي تازه و ذوق برانگيز كه پاره اي از آن ها در اين نوشته اشاره شد كار گشا خواهد بود .


منابع :


-  بيدمشكي ، مريم .(1385).  ' خلاقيت و آموزه هاي ادبي '، رشد معلم 5 ، بهمن .ص 18

-  بودو  ، آلن .(1358).  خلاقيت در آموزشگاه . ترجمه علي خان زاده . تهران : انتشارات شركت سهام چهر
-   زاهدي،زهره.(1382).يك گام تامهتاب ويونگ.چاپ اول.تهران:سوگند

-  عليپور،  بيژن و شميسا ، علي .(1376). پرورش خلاقيت . تهران : نشر دكلمه گران

- ماهنامه ي آموزشي  تربيتي پيوند ،  شماره 326 ،  انتشارات سازمان مركزي انجمن اولياء و مربيان  وزارت آموزش و پرورش ،  تهران ،  آذر 1385

-  ماهنامه ي پرورشي تربيت ،  سال بيستم ،  شماره 2 ، انتشارات وزارت آموزش و پرورش ،  تهران ، آبان 1383

-  فصلنامه ي رشد مديريت مدرسه،دوره ي پنجم،شماره پي درپي 41 ،انتشارات وزارت آموزش وپرورش،تهران،دي ماه 1385

منبع :

http://www.adab.tama.ir/myfolder/10002/files/khalagheyat.doc


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۰:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۶ - تمرين كشف و پرورش ذوق و استعدادهاي نهفته ( ۳)

روشهاي پرورش خلاقيت

مي توان موهبت خلاقيت را با بلا استفاده گذاردن پژمرده نمود و يا با مبادرت به فعاليت هائي كه بيشترين امكان را براي پرورش قدرت تصور خلاق به وجود مي آورد، و خاصه باتمرين دادن مداوم، آن را توسعه داد.
در اين كه اين استعداد را مي توان پرورش داد ترديدي وجود ندارد. روانشناسان از مدتها قبل اين اعتقاد را كه هر استعداد اساسي را مي توان تربيت نمود- و حتي استعداد متوسط را مي توان با تمرين پرورش داد - پذيرفته اند. با تمرين حساب ذهني، بزرگسالان مي توانند قدرت محاسبه خود را بيش از دو برابر كنند. در مورد اثر تمرين بر روي حافظه، بسياري از طريق تمرين قدرت يادآوري خود را دو برابر كرده اند.
حتي خصوصيات عاطفي را مي توان از طريق تمرين بهتر كرد. هر چه بيشتر مهرباني كنيم مهربان تر مي شويم. با تمرين شادي خود شادتر مي شويم. حتي شوخ طبعي با آموزش توسعه مي يابد و اين موضوع از نتايج دروسي كه براي تربيت كمدين ها در برخي دانشگاهها تدريس مي شود، مشخص شده است.
تمرين هم براي پرورش مغز و هم براي پرورش جسم لازم است. والت ديسني توصيه مي كند كه به دستگاه تصور خلاق خود به عنوان عضلات مغزي بنگريم. عضلات بدن هر چه بيشتر كار كند به جاي آن كه تحليل رود بيشتر پرورش مي يابد. درست مثل عضلات و ارگانهاي جسمي، هوش و ذكاوت بدون تمرين فرسوده مي گردد.
وقتي شكسپير درباره « مزاياي غني تمرين خوب » سخن گفت اشاره داشت كه تمرين بر حسب درجه ارزش تغيير مي كند. بهتر از همه انجام واقعي كار است - يعني تركيب كردن عملي كوشش با قدرت تصور. بدين ترتيب قدرت خلاقيت محفوظ مانده و يا بازيافت مي شود - و در واقع براي رشد برانگيخته مي گردد.
1- تجربه براي ايده جوئي سوخت مي سازد

براي پرورش خلاقيت، مغز نه تنها به تمرين نياز دارد بلكه به وسائلي كه با آن بتوان به بهترين وجهي ايده ها را تشكيل داد محتاج است. غني ترين سوخت براي ايده جوئي عبارت از تجربه است.
تجربه دست اول مطلقا غني ترين سوخت است زيرا امكان اين كه در مغز ما بماند و در موقع نياز به خاطر آيد زيادتر است. تجربه دست دوم - مانند خواندن سطحي، گوش دادن يا تماشا كردن - سوخت ضعيف تري را تشكيل مي دهد.
در سن دوازده سالگي توماس اديسون در ترن ها شكلات مي فروخت. وقتي فقط 14 سال داشت يك روزنامه منتشر مي كرد. در مواقع بينابين سبزيجات خريد و فروش مي كرد و وقتي هنوز كمتر از 20 سال داشت در تلگرافخانه كار مي كرد. آنقدر مطالب دست اول آموخت كه وقتي 22 ساله بود نوار اونيورسال سهام را تكميل نموده آن را به موسسه تلگراف آمريكا به 40000 دلار فروخت. چنين تجارب دست اول است كه دليل ركورد خلاقيت مادام العمر اديسون را توجيه مي كند.
مسافرت يك نوع تجربه است كه به تغذيه قدرت تصور كمك مي نمايد. نكات برجسته در حافظه ما باقي مانده قدرت تداعي ما را تقويت مي نمايد - بطوري كه سالها بعد ممكن است مغزمان ايده اي خلق كند كه اگر جائي نرفته بوديم و چيزي نديده بوديم اين خلاقيت امكان نمي داشت.
ارزش خلاقيت مسافرت بستگي به كوششي دارد كه در مورد آن بكار مي بريم. يك متخصص خلاقيت وقتي به مسافرت دور دنيا مبادرت نمود، نه تنها از مشاهدات خود بلكه از ايده هائي كه هر روز تدبير مي نمود يادداشت بر مي داشت. اين يادداشتها ارزش كاربردي اين سفر را به مقياس وسيعي ارتقاء بخشيد. وي كرارا از اين يادداشتها در نوشته هايش براي روزنامه هاي مختلف كه خوانندگان زيادي داشت، استفاده مي كرد.
نوعي از مسافرت كه هميشه قدرت تصور را بكار وامي دارد عبارت از سفر به نقاط دورافتاده است. در اين مسافرتها به جاي اتكاء به وسائل موجود در نقاط آبادتر از قبيل هتل ها، رستورانها و غيره شخص مصائب را تحمل نموده، به خود متكي بوده و بهتر قادر خواهد بود كه ايده هاي جديد تدبير كند.
خانه بدوشي و آوارگي مردم بسياري را خلاق تر از آن كرده است كه در صورت داشتن يك زندگي مرفه مي توانستند بدان نائل آيند. يك نمونه برجسته آن يوجين اونيل درام نويس آمريكائي است كه زندگي خويش را با كار در سراسر آمريكاي جنوبي و اروپا اداره مي كرد. بدين ترتيب وقتي 24 ساله بود كوهي از معدن طلا در مغز خود ذخيره نمود كه قدرت تصورش، طلائي را كه با آن نمايش هايش را پربار مي نمود تصفيه مي كرد.
مسافرتهاي ما چه به اقصي نقاط جهان و چه به حومه شهرمان، به تجربه ما مي افزايد و همچنين قدرت تداعي ما را تحكيم مي بخشد. مسافرت فكر ما را باز نموده و قدرت ايده جوئي را تقويت مي كند.
تماس هاي شخصي نيز براي تغذيه و تهييج تصور ما مي تواند بسيار مفيد واقع گردد. اين موضوع بخصوص در صورت تماس ما با كودكان بيشتر صادق است.
بزرگسالاني كه حرفه شان آنان را با كودكان در تماس قرار مي دهد نمونه زنده اي از اثبات اين واقعيت است. بزرگسالان مي توانند در نتيجه كار با كودكان از لحاظ قدرت تصور رشد كنند. مربيان كودكستان و كلاس هاي پائين دبستان به طور استثنائي خلاق هستند. آزمايش هاي استعداد نشان مي دهد كه 58 درصد اين مربيان در زمينه قدرت تصور خلاق در مقايسه با ساير حرفه ها به نحوي غيرعادي برترند.
براي بدست آوردن بيشترين استفاده از كودكان در زمينه خلاقيت، بايد خود را با آنها نزديك كرد. بايد با آنها صميمانه برخورد نمود همان گونه كه خانمي قدرت تصور خود را با درآميختن با كودكان در يافتن وجوه تشابه تقويت مي كرد.وقتي وي با اتومبيل كودكان را به تفريح و تفرج مي برد با آنان به اين بازي مي پرداخت كه هر چه مي بينند تشريح كنند
- نه بر حسب تشريح مستقيم بلكه با به خاطر آوردن چيز ديگري كه تداعي مي شود.
« اگر گفتيد اين دره مثل چيست ؟»
يكي مي گفت « مثل لحافي است كه در گهواره بچه است - آن طوري كه راه راه هايش قرار گرفته است.»
ديگري مي گفت « مثل بلوك هاي ساختمان است كه پهلوي يكديگر قرار گرفته اند. »
روزي كه ابرهاي سفيد در آسمان پراكنده اند منبع بي انتهائي از تصورات است - هيولاها، گاوهاي وحشي، پرندگان، ماهي ها. يك غروب آفتاب عبارت است از كافه گلاسه توت فرنگي كه عاقبت به كاكائو تبديل مي شود.
نكته قابل توجه عبارت از آن است كه ارزش خلاقيت تماس با كودكان بيشتر بستگي به طرز تلقي بزرگسالان دارد. اگر با آنان با نظر حقارت سخن گوئيم به سرعت ما را ساكت خواهند كرد. ليكن اگر بتوانيم لنگر تصور بزرگسالي خود را رها كنيم با انان در افق زيبائي از تخيل وارد مي شويم....
2- بازي هاي فكري - حل معما و جدول

عده زيادي از مردم مقدار زيادي از وقت خود را صرف بازي هاي مختلف مي كنند. بعضي از اين بازي ها به پرورش قدرت تصور كمك نموده و بعضي به اين استعداد كمكي نمي كنند.
در حدود 250نوع بازي نشسته وجود دارد. تجزيه و تحليل نشان داده است كه فقط 50 بازي حاوي تمرينات خلاق اند.
همچنين خلاقيت به مقدار زيادي بستگي به نحوه ي بازي دارد. مثلا در بازي شطرنج مي توانيم « بازيكنان كتابي » باشيم و تمام حركات را با كمك حافظه انجام دهيم و يا آنكه هر حركت را به يك حادثه جوئي جسورانه خلاق مبدل كنيم چنان كه بعضي از بهترين شطرنج بازان چنين مي كنند بدين معني كه به جاي بازي كردن بر طبق عادت، مي كوشند روش هاي جديد و جسورانه اي براي رسيدن به هدف به كار برند. اين باعث مي گردد كه بازي، تفريحي تر و تمرين فكري بهتري شود.
بعضي ادعا مي كنند كه بازي چكرز (جنگ نادر) تمرين خلاقيتي بيش از شطرنج فراهم مي كند. اينان با ادگار الن پو توافق دارند كه مي گويد « در شطرنج كه قطعات آن داراي حركات مختلف و غريب مي باشد، آنچه پيچيده است با آن چه عميق است اشتباه گرفته مي شود. در چكرز هر امتيازي كه هر طرف به دست مي آورد با فراست برتر كسب مي گردد.»
از بين بازي هاي مباحثه اي، مسابقه « بيست سوالي » براي كساني كه صرفا جواب بلي يا نه مي دهند تمرين خلاقي نيست ليكن سوال كننده مجبور است فكر خود را با انرژِي فراوان براي جستجوي راه هاي مختلف به اين سو و آن سو به حركت درآورد. بازي هاي ديگري هستند كه براي تمام شركت كنندگان در آن، تمرين خلاقي محسوب مي شوند.
بازي هاي در هواي آزاد، بر حسب آن كه چگونه انجام شدند، ممكن است مغز ما را كم و بيش تمرين دهند. يك مجري برنامه هاي تلويزيوني كه برنامه هائي درباره ماهيگيري اجرا مي كرد ادعا مي كند كه در ماهي گيري بيش از هر ورزش ديگري تصور خلاق مورد استفاده قرار مي گيرد. وي مي گويد، «از عصر حجر وقتي بقاي انسان اوليه به قدرت تصور وي بستگي داشت، تا اين عصر مدرن، موفقيت در تعقيب ماهي بستگي به قدرت ماهيگير در استفاده از استعداد خلاقيتش داشته است.»
توماس اديسون، بر طبق گفته فرزندش چارلز، به حل معما به عنوان تمرين در خلاقيت اعتقاد زيادي داشت. اين روزها مي توان تمرين خلاقيت را با استراحت توأم نمود مثلا بعضي جداول كلمات متقاطع، بسيار مبارزه طلبانه بوده، براي آنها لازم است مغز خود را مجبور به كار خلاق كنيم و اين خود خلاقيت ما را به نحو بارزي پرورش مي دهد.
يك تمرين باز هم با حرارت تر عبارت از ايجاد و افشاي رمزها است. به عنوان يك سرگرمي، علم مخابرات رمزي به اندازه مصر قدمت دارد. افرادي كه كريپتوگرام ها (نوشته هاي رمزي) را به عنوان سرگرمي براي خود انتخاب مي كنند نه تنها خلاقيت خود را تا سرحد امكان تمرين مي دهند بلكه خود را براي مشاغلي در اين زمينه كه در هر كشوري يك وسيله دفاعي است، آماده مي كنند، خاصه اين كه در هنگام جنگ مسئوليت هاي اساسي به آنان داده مي شود.
3- سرگرمي ها و هنرهاي زيبا

در حدود 400 سرگرمي شناسائي گرديده است كه غالب آنها مربوط به جمع آوري اشياء و نه خلاقيت مي باشد. سرگرمي هاي مربوط به جمع آوري اشياء منجر به ازدياد دانش و پرورش قوه قضاوت است نه برانگيختن قدرت تصور. از آنجا كه سرگرمي ها در ميزان تمرين خلاقيتي كه فراهم مي كنند داراي تنوع زيادي هستند، مي توان سرگرمي هائي را كه مستلزم كوشش قدرت تصور است انتخاب نمود.
به طور كلي كارهاي دستي تمرين خلاقيت بيشتري از جمع آوري اشياء فراهم مي سازند. به نظر مي رسد كه نسبت معكوسي بين فعاليت مغزي و فعاليت دستي مناسب وجود دارد. طبق گفته آلفرد نورت وايتهد « عدم استفاده از كارهاي دستي يكي از علل رخوت فكري اريستوكرات ها است. »
كارهاي دستي براي ما از نظر خلاقيت داراي اثر بيشتري خواهند بود در صورتي كه خود هم طرح را به وجود آوريم و هم آن را اجرا كنيم. اين مطلب در مورد سبد سازي، تكه دوزي،منبت كاري، فلز كاري، مدل سازي و تعداد زيادي از كارهاي دستي ديگر صادق است.
به همان ترتيب تبديل وسائل خراب و بي مصرف به اشياء مفيد يا تزئيني براي خلاقيت بسيار موثر است.
ما مي توانيم قدرت تصور خود را با سعي در ابداع سرگرمي هاي جديد افزايش دهيم.
يك چنين ابداعي به وسيله دانشمند جواني در يك آزمايشگاه تحقيقاتي در وقت اضافي ناهار انجام گرفت كه طي آن وي يك مدل كشتي را از شيشه ساخت. چه آموزش سختي براي قدرت تصور وي بود كه طرح خويش را ابداع نموده و سپس در هر مرحله راه هائي اختراع كند تا بادبان و دكل و طناب ها را از سيليكاي مذاب بسازد.
بسياري از خلاقان بزرگ ادبيات سرگرمي هاي خلاق داشته اند. ويكتورهوگو هم اثاثيه خانه مي ساخت و هم آنها را طراحي مي نمود. وي نه تنها نقاشي مي كرد، حتي از تبديل يك قطره مركب تر، به يك طرح مجذوب كننده لذت مي برد. يكي از اين طرح ها عنكبوتي در يك تار است كه در ان تعداد زيادي عنكبوت ريز به روي تارها در حركت اند.
هنرهاي زيبا مستلزم كاربرد قدرت تصور است زيرا چنان كه ارسطو بيان مي دارد، « بايد چيزي را به عرصه وجود درآورد.» اين مطلب در مورد موسيقي، مجسمه سازي، نقاشي و حتي رقص هنري صادق است. ليكن نتيجه خلاقي كه از يك هنر به دست مي آوريم بستگي به چگونگي اجراي آن دارد. مثلا وقتي به طور غير فعال به موسيقي گوش مي دهيم تنها حالت انگيزش قدرت تصور را به وجود آورده ايم ليكن وقتي بكوشيم آهنگ بسازيم خلاقيت خويش را به نحوفعالي به تمرين درمي آوريم.
نقاشي در به تحرك درآوردن قدرت تصور به خطا نمي رود. هر حركت قلم مو، قلم يا مداد گرايش به بكار انداختن قدرت خودكار ما كه موسوم به تداعي معاني است دارد. نقاشي را مي توان به بازي كردن با الكتريسيته تشبيه نمود. يك قسمت نقاشي را دست بزنيد فورا در قسمت ديگر آن اثر مي گذارد.
4- خلاقيت با مطالعه پيشرفت مي كند

چنان كه فرانسيس بيكن فيلسوف و نويسنده انگليسي قرن شانزدهم اظهار داشته است، « مطالعه انسان را كامل مي كند ». مطالعه قدرت تصور را تغذيه مي كند ليكن براي آنكه از مطالعه حداكثر استفاده را ببريم، بايد مطالب مناسب براي مطالعه انتخاب كنيم و يك آزمايش براي آنكه چه مطالبي بخوانيم عبارت از پرسش اين سوال است، « آيا اين مطلب تا چه حد تمرين خوبي براي مغز خلاق من فراهم خواهد ساخت ؟»
قدرت تصور ما با داستان هاي خيالي مناسب، از نوع آثار ديكنز، دوما،كنراد و كيپلينگ برانگيخته مي شود. معذالك اغلب رومان هاي كم اهميت تر چيزي جز سرگرمي هاي مطبوع به وجود نمي آورد. با اين وجود داستان هاي اسرارآميز امكان فراهم نمودن تمرينات خلاق مناسب را بهتر فراهم مي كند - در صورتي كه آنها را چنان بخوانيم كه گويي در رل قهرمانان داستان شركت مي كنيم نه آنكه فقط به عنوان تماشاچي - و خاصه آنكه به محض پديدار شدن سرنخ ها خواندن را متوقف نموده براي كشف آنكه « چه كسي مجرم است ؟» فكر كنيم.
داستان هاي كوتاه اساسا به اين علت كوتاه اند كه مقدار زيادي از مطالب را به قدرت تصور خواننده واگذار مي كنند. براي به دست آوردن حداكثر تمرين خلاقيت از داستان هاي كوتاه بايد بكوشيم كه با خواندن قسمت اول داستان و فكر كردن درباره قسمت آخر و نوشتن آن، داستاني متفاوت از داستان اصلي نويسنده و بهتر ازآن خلق كنيم.
پربارترين نوع خواندن عبارت از خواندن بيوگرافي است. زندگي هر كس كه ارزش انتشار داشته باشد ممكن نيست حاوي ركورد الهام بخشي از ايده هاي ابداعي نباشد.
بسياري از ما هنگام خواندن مغز خود را صرفا مانند اسفنج به كار مي بريم. به جاي چنين حالت غيرفعالي بايد به كوشش فعال بپردازيم بدين ترتيب كه به اندازه كافي انرژي به كار بريم تا قدرت تفكر خلاق خويش را به كار اندازيم. ژرژ برناردشاو در اين كار آنقدر پيش مي رفت كه خلاصه اي از هر كتاب را حتي قبل از گشودن آن مي نوشت.
بطور كلي در امر مطالعه بايد بين اطلاعات و تنوير فكري تمايز قائل شد - تمايزي كه تعيين مي كند تا چه اندازه خواندن قدرت تصور خلاق را پرورش مي دهد. براي كسب تنوير فكري بايد هنگام خواندن تعمق كنيم. بدين ترتيب از طريق خواندن ايده هاي بيشتري به ما روي مي آورند. غالبا اين ايده ها به وسيله عباراتي كه كاملا با فكر خلاق حاصله نامربوط است، شعله ور گشته به خاطرمان مي آيند.
يادداشت برداري در حين مطالعه، تمرين خلاقيت بسيار بهتري به وجود مي آورد. يكي از محاسن اين كار آن است كه در ما انرژي بيشتري القاء مي كند. در كتاب بيوگرافي مارك تواين، آلرت بيگلوپين (1) نويسنده كتاب مي نويسد، «در روي ميز كنار تخت خود، بر روي تختخواب و بر روي جا كتابي هاي اتاق بيليارد كتاب هائي را كه بيش از همه مي خواند نگاهداري مي كرد. تقريبا تمام كتاب ها داراي يادداشت هائي بود كه به صورت حاشيه نويسي، پيش گفتارهايي درباره عناوين و يا اظهار نظرهاي نهائي ظاهر مي شد.
اين كتاب ها را بارها خوانده بود و به ندرت اتفاق مي افتاد كه در هر بار خواندن مطلب جديدي نداشته باشند.»
پرفسور هيوز ميرنز(2) يكي از پيشگامان تدريس خلاقيت، بدين طريق موضوع را خلاصه مي كند. « طرز صحيح خواندن سرشار از ويتامين است. آنان كه از واحدهاي انرژي زاي آن بي بهره بوده اند ممكن است بعدها از كوتاهي عمر رنج ببرند. معذالك بايد صادقانه قبول كنيم كه بسياري توانسته اند از جانشين نزديك آن يعني تجربه غني تغذيه نمايند، ليكن اين به يك روند بسيار طولاني تري نياز دارد.»
5- نويسندگي به عنوان يك تمرين خلاقيت

با نويسندگي مي توان به نحو بارزي قدرت تصور را پرورش داد. آزمايش هاي علمي « روان بودن در نويسندگي » را به عنوان يك شاخص اساسي استعداد خلاقيت ارزيابي نموده است. بعضي متخصصين خلاقيت تاكيد دارند كه « تمرين نويسندگي جزء لايتجزاي هر كوشش واقعي براي بهره وري مغزي است.»
لازم نيست كه ما نويسنده به دنيا بيائيم تا نويسنده شويم. هر نويسنده اي روزي آماتور بوده است. ماتيوآرنولد نويسنده و منقد انگليسي قرن نوزدهم، كه روزي يك بازرس مدارس بود، ناگهان خود را به عنوان يك نويسنده غرق در شهرت يافت. انتوني هوپ بدوا يك وكيل دعاوي موسوم به هاكينز بود. ژوزف كنراد قبل از آنكه به عنوان يك رمان - نويس مشهور گردد 16 سال به دريانوردي مشغول بود. كانن دويل (3) كه پزشك بود داستان شرلوك هلمز را به عنوان سرگرمي نگاشت. اي - جي - كرونين (4)، رمان نويس انگليسي و نيز اليور وندل هلمز، نويسنده آمريكائي قرن نوزدهم پزشك بودند. چارلز لمب نويسنده و منقد انگليسي كه در قرون هجدهم و اوان قرن نوزدهم مي زيست مدتها به عنوان يك منشي كار مي كرد و نويسندگي را به عنوان سرگرمي و رفع ملالت شروع نمود. استفن ليكاك (5) فكاهي نويس كانادائي سالها در دانشگاه مگيل به تدريس علم اقتصاد اشتغال داشت تا آنكه دريافت كه قلم او مردم را به خنده مي اندازد. لانگ فلو(6) نويسنده و شاعر نامدار آمريكائي قرن نوزدهم بدوا دبير زبان بود. آنتوني ترالوپ رمان نويس انگليسي قرن نوزدهم بازرس پست بود. هرمن ملويل رمان نويس امريكائي قرن نوزدهم مدت بيست سال يك كارمند گمنام گمرك بود.
بررسي هاي اخير نشان مي دهد كه در ايالات متحده در حدود 2500000 نفر مي كوشند نويسندگي را حرفه خود قرار دهند. بسياري از آنان كه انتظار موفقيت بيش از حد سريعي را دارند از گردونه خارج خواهند شد يعني مايوس شده كنار خواهند رفت. ليكن عده زيادي طبق گفته سردبير مجله « رايتر» در دراز مدت موفق خواهند بود. وي چنين ارزيابي مي كند كه « در مقابل هر فردي كه در نويسندگي موفق شده، شهرت يافته، درآمد قابل توجهي كسب مي كند، حداقل 30 يا 40 نفر هستند كه درآمدهاي مناسبي داشته و يا با چند ساعتي كار در روز درآمد خويش را تكميل مي كنند.»
اگر قدرت تصور خود را به كار بريم، نيازي نيست كه از شكست هاي موضعي مايوس شويم. كافي است خود را به جاي بزرگترين نويسندگان قرار دهيم تا دريابيم كه آنان چگونه در باراني از ملامت ها مقاومت نمودند. سامرست موام نويسندگي را وقتي 18 ساله بود شروع نمود ليكن ده سال طول كشيد تا توانست درآمدي كه كفايت زندگي اش را مي كرد به دست آورد.
حتي اگر هرگز نويسندگي را حرفه قرار ندهيم، راههاي متعددي از طريق نويسندگي به نحو آماتور وجود دارد كه مي توانيم به وسيله آن استعداد خلاقيت خويش را بالا بريم.حتي نامه نويسي ممكن است در صورتي كه به نحو صحيحي انجام شود آموزش مفيدي فراهم سازد.
بعضي با نوشتن جملات مناسب در مورد داستان هاي مصور از نويسندگي نتايج مفيد و موفقيت آميزي بدست مي آورند. بعضي ديگر با جداكردن تصويري از يك مجله و نوشتن داستاني درباره آن تمرين نويسندگي مي كنند. خانمي كه از آگهي هاي تجارتي راديو و تلويزيون نارحت مي شد آگهي مربوطه را مجددا مطابق ذوق خود مي نوشت.
يك مهندس صنايع كه هرگز نويسندگي نكرده بود در دانشگاه بافالو امريكا يك دوره آموزشي در خلاقيت گذراند. مربي وي از او خواست كه داستاني براي كودكان بنويسد.
وي داستاني نوشت كه براي هر كودكي لذت بخش بود. اين مي تواند نشانه آن باشد كه همه ما در خود استعداد نويسندگي داريم حتي اگر به نويسندگي مبادرت نكرده و فكر كرده ايم كه هرگز قادر به اين كار نخواهيم بود.
مي توانيم قدرت تصور خود را با بازي با لغات ورزش دهيم. به عنوان مثال، يافتن مترادف لغات ممكن است به صورت يك بازي مهيج باشد همان گونه كه گروهي از افراد با سنين مختلف شبي را با فكر كردن و يافتن مترادف هاي لغت « سطحي » گذراندند اين گروه 22 مترادف مختلف به غير از آنهائي كه در واژه نامه وجود داشت يافتند.
اين نوع بازي همچنين بازي دو نفره خوبي را تشكيل مي دهد. دو نفر در مورد يافتن مترادف هاي لغت « فراست » 38 لغت يافتند. دو نفر ديگر كه با آنان در اين مورد مسابقه مي دادند هنگام مسافرت با يك قطار 72 مترادف براي لغت مزبور پيدا كردند.
يك تمرين جالب ديگر عبارت از ايجاد تشبيهات است كه مي توان صفاتي را انتخاب نموده تشبيهات مناسبي براي آن يافت.
6- تمرين در حل خلاق مسائل

مستقيم ترين روش براي پرورش خلاقيت از پرداختن به كار خلاق يعني واقعا تدبير نمودن راه حل براي مسائل مشخص حقيقي است.
در صدها دوره آموزشي، پرداختن به كار خلاقيت اساس اين دوره ها را تشكيل داده است. به عنوان يك قاعده، در چنين دوره هائي تدريس اصولي خلاقيت با شركت فعالانه دانشجو در حل مسائل همراه بوده است. نتيجه بخش بودن تدريس خلاقيت به طور علمي از طريق يك پروژه تحقيقاتي در دانشگاه بافالو به وسيله دكتر ارنولد مدو و دكتر سيدني پارنز مورد ارزيابي قرار گرفته است. بدين ترتيب كه دانشجوياني كه دوره هاي دانشگاهي در حل خلاق مسائل را گذرانيده اند با دانشجويان مشابه كه چنين دوره اي را نگذارنده بودند مورد مقايسه قرار گرفتند. نتايج به نحو روشني تاييد مي كند كه استعداد خلاقيت به نحو قابل توجهي با گذراندن يك ترمي دانشگاهي در حل خلاق مسائل ارتقاء مي يابد.
مهم ترين آزمايش اين پروژه نشان داده است كه آنان كه دوره مزبور را گذرانده بودند در خلق ايده هاي ابداعي 94 درصدد بهتر از آنان كه اين دوره را نگذرانده بودند قادر به خلاقيت بودند. اين آزمايش ها بر پايه تعداد ايده هاي ايجاد شده در زمان معيني قرار داشت. محققين مربوطه ايده هائي را « خوب» تشخيص دادند كه بالقوه مفيد و نسبتا ابداعي بودند. گزارش هاي اين طرح تحقيقاتي در نشريات علمي انتشار يافته است.
سوالات

1- از مسافرت هائي كه رفته ايد كدام يك در برانگيختن قدرت تصورتان موثر بوده است؟
دلائل آن را تجزيه و تحليل نموده شرح دهيد چرا ديگر مسافرت ها مثمر چنين نتيجه اي نبوده اند.
2- اعتقاد داريد كه كودكان بايد در « تظاهر » نمودن هايشان تشويق يا توبيخ شوند؟ شرح دهيد.
3- تا چه حد با فرانسيس بيكن كه مي گويد « مطالعه انسان را كامل مي كند» موافقت داريد؟ موضوع را شرح دهيد.
4- فكر مي كنيد مي توانيد كتاب بنويسيد؟ چرا؟
5- آيا اين اظهار نظر كه «هر چه بيشتر تمرين مهرباني كنيد مهربان تر مي شويد» صحيح است يا غلط ؟ شرح دهيد.
تمرينات

1- قطره اي از مركب روي كاغذ قرار داده آن را خشك كنيد. صورتي از اشيائي كه مركب خشك شده به آن شبيه است تهيه كنيد.
2- شش داستان مصور (كاريكاتور) از روزنامه ها و مجلات بريده شرح اصلي را از آنها حذف كنيد. براي هر كدام شرح متفاوتي پيشنهاد نمائيد.
3- در يك شرح كمتر از صد لغت، خلاصه اي از يك داستان كودكان تهيه كنيد.
4- تمام لغات، عبارات و تصاوير كه به جاي لغت «مسخره» به خاطرتان مي آيد ذكر كنيد.
5- يك روز باراني است. ده راه مختلف كه يك كودك هشت ساله مي تواند خود را داخل محيط سربسته سرگرم كند تدبير نمائيد.
پي نوشت ها:
1. Albert Bigelow Paine
2. Hughes Mearnes
3. Cannon Doyle
4. A.J. Cronin
5. Stephen Leacock
6. Long Fellow

منبع: كتاب علم و دانش (شاخه جديد)- نوآوري خلاقيت و شكوفايي- فرهنگ و انديشه
اسبورن، دكتر الكس. س: پرورش استعداد همگاني ابداع و خلاقيت، ترجمه دكتر حسن قاسم زاده، انتشارات نيلوفر، ج دوم، 1371، صفحات 38-46

http://www.rasekhoon.net/article/print-25118.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۰:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۶ - تمرين كشف و پرورش ذوق و استعدادهاي نهفته ( ۲)

اوقات بيكاري ، فرصت ارزشمندي براي كشف استعدادهاي نهفته خود

 

كارهاي لذت بخشي كه در اوقات بيكاري ميتوانيم انجام دهيم


اوقات بيكاري فرصت ارزشمندي است براي كشف استعدادهاي نهفته خود يا شناسايي توانمندي هايي از ذهن و روح و جسم مان كه از آن ها بي خبريم. علاوه بر اين مي توان با استفاده از شيوه هاي مختلف از اوقات بيكاري براي التيام روح و جسم و رفع خستگي و كسالت استفاده كرد. بي بهره گذاشتن اوقات بيكاري، دست ردي است به فرصتي كه خداوند و طبيعت او در اختيار ما گذاشته اند.
مهم اين نيست كه ما كدامين راه از فرصت هاي اهدايي خداوند را استفاده كنيم، مهم اين است كه اوقات بيكاري ما راهي باشد براي بهتر شدن ما. اين بهتر شدن مي تواند در نقطه از وضعيت وجودي مارا ارتقا دهد. سلامت و شادابي جسم و روح، ارتقاي سطح دانش و اطلاعات، بهبود و افزايش مهارت هاي فردي، آشنايي با شگفتي هاي جهان و از همه مهم تر شناخت بيشتر خداوند و به دست آوردن رضايت او، از جمله ويژگي هايي هستند كه مي توان به جاي عادت بي ثمر “وقت گذراني” به كار برد. وقت گذراني مزيتي ندارد و تنها آدمي را به بيراهه يا سكون مي كشاند. روح و جسم انسان را تحت تاثير خود ضعيف مي نمايد و عقل را كوچك مي كند. اوقات فراغت لحظات مناسبي براي شناخت جوانب مختلف خلقت است.

تنوعاتي از موضوعات متفاوت كه با شناخت آن ها احتمال دارد استعداد و توان نهفته خود را در آن بيابيم، به كار بگيريم و موفق تر از قبل گرديم. اين كار نه تنها كسالت، بي انگيزگي وقت گذراني را از بين مي برد و موجب شادي و نشاط انسان مي شود، بلكه تصاوير مهيج و جذابي از ما و دنياي اطرافمان را بر ما آشكار مي سازد. در اين هنگام احساس آدمي جايگاهي تازه مي يابد و ذهن او از فراز شكوفاهي و خلاقيت به جهان مي نگرد.
احساس مفيد بودن قشنگ ترين حسي است كه در اين مواقع وجدان انسان را آسوده خاطر مي سازد و او را از تجربه اين لحظات خرسند مي نمايد. تنوعات اوقات فراغت قشنگ ترين و جذاب ترين اين تنوعات وارد شدن به دنياي هنر و علم و ورزش در حدي فراتر از آماتوري مي باشد.
نواختن سازهاي مورد علاقه، سرودن ترانه، آواز خواندن يا رو آوردن به موضوعات علمي و صنعتي يا شناخت بيشتر تكنولوژي از طريق مطالعه تحقيق و آموزش يا راه هايي از اين قبيل، شركت در ورزش هاي همگاني مانند راه پيمايي و كوهنوردي يا تمرين ورزش هاي مورد علاقه.
اگر ورزشكار نيستيد و علاقه اي به ورزش هاي همگاني يا سنگين نداريد، بهتر است از زاويه تنوع و تفريح به ورزش هاي مختلف بنگريد، مانند: بدمينتون، واليبال، بستكتبال و غيره. سعي كنيد به اتفاق اطرافيان اين ورزش ها را به عنوان بازي هاي تفنني تجربه كنيد. شايد در ابتدا اقدام به انجام چنين اعمالي سخت و كسالت آور باشد اما به محض ورود به دنياي آن ها حس و حال شما هم تغيير يافته و از اين لحظات شگفت آور استقبال مي كند، البته اين امر مستلزم اين است كه ديدگاه شما در اين زمينه همراه اعمالتان باشد و تفكر منفي و بازدارنده در ذهن خود نپرورانيد.
- گذر در دنياي اطلاعات در عصر ارتباطات كه اينترنت به همراه موتور جستجوگر گوگل و پايگاه قوي اطلاعاتي مانند ويكي پديا در دسترس است به راحتي مي توان به هر موضوعي واقف شد. از اين طريق شخصيت هاي معروف، مكان هاي مختلف و اصطلاحات علمي و هر موضوع جذاب و مشهور ديگري كه به نوعي اطلاعات عمومي به حساب مي آيد، را جستجو كنيد و در مورد آن ها اطلاعات جامعي به دست آوريد.
- قوه طنزپردازي خود را قوي كنيد با گشتي در دنياي طنز و كمدي، قوه طنزپردازي خود را تقويت كنيد و سعي كنيد با ساختن جملات خنده دار و جذاب، خلاقيت خود را در اين زمينه بالا ببريد. خنديدن و خنداندن ديگران يكي از روش هاي مطلوب در ارتباطات جمعي و جذب ديگران است، علاوه بر اينكه خنده لحظات شادي را به ارمغان مي آورد و خيلي از مشكلات را از بين مي برد.
- سفر كنيد… بله،‌ درست است حق با شماست! معذرت مي خواهم! حتما به اين فكر مي كنيد كه سفر هزينه دارد،زمان لازم دارد و هزار نه! چندين مشكل ديگر. اما سفرهاي كوتاه مدت و يك روزه به شهرها و روستاهاي اطراف محل سكونت و گه گاه در زمان پولداري! به كشورهاي مجاور و اطراف، سبب مي شود تا شما آداب و رسوم، فرهنگ، زبان، موقعيت هاي مختلف اجتماعي را ببينيد و بشناسيد. همين موارد در پاره اي از اوغات زندگي افراد را با تغييرات چشمگيري مواجه مي كند، پس بهتر است كه تجربه كنيد.
- به دل طبيعت برويد مشاهده آفريده هاي خداوند، دقت و توجه به شكل ظاهري آن ها، آشنايي با فوايد و معايبشان و چگونگي خلقت آن ها، يك نوع شكرگذاري از خداوند بابت خلقت زيبايش است. علاوه بر اين، دايره شناخت و توجهات خود را گسترش مي دهيم و اطلاعات جامعي از دنياي اطراف به دست مي آوريم. هر فصل و هرماه از سال رنگ و بوي خودش را دارد و اگر به دقت تغييرات متوالي آن ها را مشاهده كنيد، متوجه مي شويد كه ارزش توجه و دقت نظر را، بيش از هر سرگر مي ديگري خواهد داشت. به كوه و بيابان، جنگل و چمنزار، شنزار و شوره زار برويد و از شگفتيهاي آن ها لذت ببريد، برف ها را با وجود خود لمس نماييد و گياهان را تك به تك ببوييد، مهارت هاي راه پيمايي و نورد در آن ها را به دست آوريد و سعي كنيد به زيبايي هاي طبيعت عادت كنيد.
از لذت هايي كه در هر مناطق و فصل هاي متفاوتي مي توانيد، بهره ببريد و تك تك آن ها را تجربه كنيد. روشن كردن آتش در كوهستان شبي به ياد ماندني تر از اين خواهد بودكه نشستن كنار شومينه مصنوعي در آپارتمان را تكرار كنيد.
- از موزه ها، آثارباستاني، اماكن مذهبي ديدن كنيد آشنايي با آداب سنن ايرانيان باستان و گذشتگان، تجارب و اطلاعات زيادي را به ما منتقل مي كند،‌ مشاهده ظروف، ابزارآلات يا بناهايي كه از آن ها به يادگار مانده، فرهنگ و سنت افتخار آميز پيشينيان ما را منعكس مي كند كه دانستن آنها براي يك ايراني افتخار است. با حضور در اماكن مذهبي و سخن گفتن با حضرت حق، ذهن و روح خود را جلا دهيد، خواسته هايتان را از او بخواهيد و سعي كنيد بيش از پيش به خواسته هايش عمل كنيد. با اين كار هميشه ياد خدارا در دل خود زنده نگه مي داريد.
- پاي درد و دل مستمندان بنشينيد صحبت با مستمندان و گوش دادن به درد و دل آن ها مزاياي زيادي دارد. اول از همه، با مشكلات و ناملايمات زندگي ديگران آشنا مي شويد و بيشتر از قبل ارزش و سلامت زندگي خود را درك مي كنيد. با ابراز احساسات به فرد مستمند، مرحمي بر روي زخم هاي او خواهيد بود و در آخر هم شايد دلتان به رحم آمد و ياد خدا افتاديد و سعي كرديد تا به او كمكي بكنيد كه اين از همه مهم تر است.
- به قبرستان، آسايشگاه سالمندان، بهزيستي و بيمارستان برويد. به قبرستان مي رويم تا عاقبت خود را از ياد نبريم، جسم كفن پوش را مي بينيم تا متوجه شويم اين تنها چيزي است كه در تاريكي قبر ما را همراهي مي كند. به آسايشگاه سالمندان مي رويم تا بي محبتي و نامهرباني فرزنداني را جبران كنيم كه پدران و مادرنشان چشم به راه ما هستند، يا اينكه در آن جا لحظه اي فرزند سالخورده اي بي كس و كاري م شويم كه طعم مهر و محبت را از ياد برده است . بهزيستي مكاني است كه لحظه اي پدر و مادر كودكي بي سرپرست مي شويم و هديه اي به دستان كوچكش ارزاني مي دازيم. با رفتن به بيمارستان بدن سالم مان را به ياد مي آوريم و لحظه اي مسكن درد بي نوايي مي شويم. در مجموع خدارا نزديك تر حس مي كنيم و آفريده هاي او را بيشتر مي شناسيم.
- از استخر و شهربازي و تفريحات مدرن غافل نشويد. طراوت و شادابي كه درون آب وجود دارد بر همگان آشكار است، رفتن به شهربازي و بازي كردن در آن جا لحظات شاد خاطرات كودكي را زنده مي كند و گذشته مارا به يادمان مي آورد، بهترين فرصت است كه خود را پيدا كنيم، ببينيم كه بوديم و حال كه شده ايم. هر تفريح سالم را تجربه كنيد لذتي كه در آن ها وجود دارد به هيچ عنوان قابل مقايسه با هزينه هايش نيست، به شرط آن كه كلاه سرتان نرود! كارهايي را كه دوست داريد، حتي براي يك بار هم كه شده تجربه كنيد، نه! نه، صبر كنيد، منظورم كارهاي شرعي و قانوني بود!!
- و در آخر يك جمله عاشقانه به پدر و يا مادر خود بگوييد، بله ممكنه سخت باشه ولي قرار شد كه تجربيات جديد كسب كنيم يعني قرار شد خودمون رو توي يك موقعيت جديد قرار بديم كه تا به حال قرار نگرفته بوديم ،مطمئن باشيد كه تجربه خوبي خواهد بود در ضمن خاطره خوبي هم خواهد شد.

http://www.iranew.com/leisure/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۰:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]
 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۶ - تمرين كشف و پرورش ذوق و استعدادهاي نهفته ( ۱ )

استعدادهاي پنهان خود را پيدا كنيد

بسياري از مردم در طول زندگي خود ممكن است در شرايطي قرار گيرند كه اگر توانايي خود را در آن لحظه مورد استفاده قرار مي‏ دادند به موفقيت عظيمي دست پيدا مي‏ كردند. همه ما داراي استعداد و مهارت‏هاي بالقوه هستيم كه ممكن است به آن آگاهي نداشته باشيم. آيا شما مي‏ توانيد همه استعدادهاي خود را بشناسيد.


● بله شما هم مي توانيد
سعي كنيد هميشه به دنبال چيزهاي جديد باشيد. موضوعات جديد، علوم جديد و به طور كلي مفاهيم جديد موجب مي ‏شوند استعدادهاي نهفته در شما بيدار گردد.


در بالاي يك صفحه كاغذ سفيد بنويسيد: «مواردي كه مطابق باذوق و سليقه من هستند». سپس اين ورقه را به مدت يك هفته به همراه خود داشته باشيد. هر زماني كه موردي را مطابق ذوق و سليقه خود مشاهده و يا احساس كرديد در پايين آن يادداشت كنيد در پايان هفته ليست را يكبار مرور كنيد و سپس از خود بپرسيد: «چه عواملي سبب گرديده من به اين موارد علاقه داشته باشم؟». پس از تعيين عوامل فوق شما مي ‏توانيد تشخيص دهيد در چه زمينه استعداد و توانايي لازم را دارا مي ‏باشيد.


در بالاي يك ورقه كاغذ ديگر بنويسيد: «مواردي كه من در ساليان گذشته به خوبي انجام داده ‏ام ليكن به دلايلي ناقص و ناتمام رها شده ‏اند». هر موردي كه به عنوان يك نكته در ذيل اين عنوان يادداشت كنيد مربوط به يك استعداد فراموش شده از سوي شما است.


در بالاي سومين ورقه كاغذ يادداشت كنيد: «مواردي كه من انجام داده ‏ام و ديگران به من گفته‏اند كه اين كار را خيلي خوب و آسان انجام داده ‏اي». مواردي كه ذيل اين عنوان يادداشت مي ‏كنيد مربوط به توانايي و استعدادي است كه شما را به كارهاي بزرگ‏تر و تلاش گسترده ‏تر رهنمون مي‏ سازد.


از نزديكان خود اين سؤالات را بپرسيد: «آيا شما فكر مي‏كنيد من نهايت تلاش خود را براي به نتيجه رسيدن اهداف خود انجام مي ‏دهم؟ آيا مواردي وجود دارد كه من توانايي و استعداد آن را داشته باشم اما هرگز عكس العملي در برابر آن نشان ندهم؟ فكر مي‏ كنيد در حول و حوش چه كارهايي مي ‏بايست تلاش كنم تا توانايي و استعدادم شكوفا گردد؟»


هيچوقت خود را از تلاش و كار جدا نكنيد. در هر كار مثبت و پسنديده وارد شويد و توانايي خود را نسبت به آن بسنجيد. از وارد شدن به يك محيط كاري نهراسيد. هيچ وقت با خود نگوييد: «اين كار از عهده من برنمي ‏آيد». با شهامت وارد شويد. شما استعداد و توانايي همه چيز را داريد ليكن بايد آن را كشف كنيد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۰:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

روز دوم : خطاها و لغزشهاي خود را جدي نگيريد.

روز سوم : تصور ذهني خود را از ديگران اصلاح كنيد.

روز چهارم : ارزشهاي نيك را در خود تقويت كنيد.

روز پنجم : احساس رضايتمندي و خشنودي از خود را افزايش دهيد.

روز ششم : از تكنيك هاي تنفس عميق و تغذيه سالم استفاده كنيد.

روز هفتم : تبسم و خوش خلقي را تمرين كنيم.

 

هفته چهارم :

روز اول : مسوليت كارهاي خود را بپذيريد.

روز دوم : سعي كنيد خطاها و لغزشهاي خود را كاهش دهيد.

روز سوم : مشكلات را آسان بگيريد و از ديگران براي رفع آنها ياري بخواهيد.

روز چهارم : به مسائل اطراف خود با نگرش مثبت برخورد كنيد.

روز پنجم : در صدد توجيه خود نباشيد.

روز ششم : براي شاديهاي خود پيش فرض و شرايط مشخص نكنيد.

روز هفتم : به واقعيات درون خود تمركز دهيد.

اعتماد به نفس ديدگاهي است كه به فرد اجازه ميدهد تا از خود تصويري مثبت و واقعي داشته باشد. افراد با اعتماد به نفس بالا به تواناييهايشان بهتر اعتماد ميكنند٬ به طور كلي حس ميكنند كه بر زندگيشان كنترل دارند و باور دارند كه در يك طيف منطقي قادر به انجام كارهايي هستند كه ميخواهند و برنامه ريزي ميكنند. داشتن اعتماد به نفس به اين معني نيست كه فرد قادر به انجام همه كاري هست بلكه افراد با اعتماد به نفس انتظارات واقع گرايانه دارند. حتي وقتي كه بعضي از انتظاراتشان برآورده نميشود ديدگاه مثبتشان را حفظ ميكنند و خودشان را قبول دارند. بطور كلي آنهايي كه اعتماد به نفس كمتري دارند براي اينكه در مورد خودشان احساس خوبي داشته باشند به مقدار زيادي به تاييد ديگران وابسته هستند. آنها معمولا از ريسك كردن اجتناب ميكنند به خاطر اينكه از شكست ميترسند. معمولا انتظار موفق شدن ندارند. معمولا خودشان را دست كم ميگيرند و اگر تشويق يا تحسين بشوند آنرا كوچك جلوه ميدهند يا رد ميكنند. برخلاف اين افراد آدمهاي با اعتماد به نفس ريسك رد شدن از طرف ديگران را قبول ميكنند به خاطر اينكه به تواناييهاي خودشان اعتماد دارند. آنها خودشان را ميپذيرند و اين حس را ندارند كه بايد خودشان را وفق بدهند تا پذيرفته شوند كه پرورش اين ديدگاه مثبت خودباوري راه آغازين موفقيت هاي بزرگ و آرزومندانه است .

http://takmahfel.com/news-13438.html

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۰:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۵ - تمرين افزايش اعتماد به نفس ( ۳)

شرط اساسي اعتماد به نفس و اساسي ترين مانع اعتماد به نفس

بخش سوم

44- در تصميم هاي خود، تأخير نيفكنيد.

هر چه سرعت شما در تصميم گيري بيشتر باشد؛ به سود خودتان تمام مي شود.

براي آنكه تصميم گيري شما سرعت پيدا كند، بايد از نظم فكري برخوردار باشيد.

نظم فكري يعني اينكه بدانيد ارزش ها و باورهاي عميق و دروني شما چيست و اين ارزش ها هر يك چه اولويتي در ذهن شما دارند و تحليل شما از هر يك از اين ارزش ها چيست؟

برخوردار شدن از نظم فكري، به صورت وقت احتياج دارد.

وقتي شما ارزش هاي فكري خود را سازمان و نظم نمي دهيد و اولويت ها را (هر چند كلي) مشخص نمي سازيد، عملاً همه انتخاب ها در يك سطح قرار مي گيرد و شما مي دانيد كه قرار گرفتن در چنين وضعيتي چقدر ناخوشايند است.

كارت نظام ارزشي خود را كه همراه داريد؟

با داشتن اين كارت مواردي كه به ذهن شما مي رسيد، در راستاي كدام ارزش فكري شماست. و بعد آن كاري را انجام دهيد كه در راستاي ارزش فكري برتر شماست.

به تصميم هاي خود پايبند باشيد. براي رسيدن به اين هدف به دنبال هر تصميمي فوراً و بدون معطلي اقدام كنيد.

كاري در جهت تصميم خود انجام دهيد. مهم نقطه شروع است. بعد به راحتي ادامه دهيد.

45- كتاب هاي الهام بخش بخوانيد.

كتاب هاي الهام بخش در حقيقت، انديشه و احساس نويسندگان موفقي است كه هميشه در پيش شما حضور دارند مطالعه كتاب هاي الهام بخش، شبيه ملاقات و معاشرت با افراد موفق است.

وقتي شما با آدم هاي موفق نشست و برخواست مي كنيد حس اعتماد به نفس در شما به وجود مي آيد گويي كه اين حس كاملاً مسري است و ايده هاي ذهني و احساسات قلبي آن ها به شدت در شما تأثير مي گزارد.

وجود هر كس در هاله اي از انرژي قرار دارد. اين انرژي ها كه بيشتر منشأ ذهني دارند؛ اطراف هر شخص را فرا گرفته اند. انرژي هاي ذهني بسته به نوع انديشه اي كه شخص، در سر مي پروراند. فركانس هاي متفاوت دارد.

فركانس هاي ذهني شما در روابط و برخوردهاي شما دايماً روي يكديگر اثر مي گذارند.

مطالعه كتاب هاي الهام بخش و تأثير گذار مثبت نيز تابش هاي ذهني نويسنده را به شما انتقال مي دهند.

46- رهبر باشيد.

كارها را تفويض و تقسيم كنيد.

كساني كه از اعتماد به نفس سرشار برخوردار هستند, نه تها مسئوليت پذيرند و به مسئوليت هاي خود به خوبي عمل مي كنند بلكه اداره مسئوليت هاي ديگران را نيز به عهده مي گيرند.

رهبري يك گروه، و تفويض و تقسيم اختيارات به تعداد افراد بر اساس توانمندي آن هاست.

رهبران، نظارت بر مسئوليت ديگران را نيز بر عهده مي گيرند اما به هيچ عنوان مسئوليت ديگران را بر دوش نمي كشند.

رهبر ، فقط و فقط وظيفه خود را انجام مي دهد و بر ديگران، ناظر است.

رهبر فداكار نيست و وظيفه ديگري را به خاطر پيشرفت مجموعه انجام نمي دهد. (به مفهوم غلط آن)

رهبر نه تنها بيش از ديگران كار نمي كند بلكه حتي مسئوليت كمتري را مي پذيرد تا بيشتر بتواند فكر كند و هماهنگي به وجود بياورد.

در زندگي خود ابتدا يك سرباز لايق و شايسته و بعد يك رهبر شايسته و سزاوار باشيد.

47- مانند آدم هاي متشخص عمل كنيد.

براي رشد و پيشرفت در هر زمينه اي خصوصاً عادات و اخلاق نيك مانند اعتماد به نفس، شما بايد يك الگوي ذهني و عيني داشته باشيد.

يك فرم خوب از كسي كه اعتماد به نفس دارد در ذهن خود داشته باشيد و شخص يا اشخاصي را كه به صورت عيني و واقعي از اعتماد به نفس برخوردارند، پيش رو.

اعتماد به نفس، موضوعي است كه تا حد فوق العاده زيادي وابسته به شخصيت است. هر چه منش شما مثبت تر، سالمتر، آراسته تر، ساده تر و محترم تر باشد؛ اعتماد به نفس بيشتري پيدا كند.

فراموش نكنيد كه مدل سازي شما نبايد با سختي و فشار و ناراحتي همراه باشد. در كمال آسودگي و با اشتياق فراوان عمل كنيد.

48- لباس خود و فرزند خود را تغيير دهيد.

لباسي كه شما بر تن داريد شايد منش واقعي شما را نشان ندهد اما پاكيزگي و آراستگي آن، مطمناً شايستگي شما را نمايان مي سازد.

شما لباستان را آن طور كه فكر مي كنيد شايسته شماست انتخاب مي كنيد و مي پوشيد.

نه تنها شخصيت و منش شما نوع لباس پوشيدن شما را تعيين مي كند بلكه مهتر از آن نوع لباس پوشيدن شما، شخصيت و منش شما را معرفي مي نمايد.

يادتان باشد سادگي هميشه متانت منش شما را تداعي مي كند.

بچه هاي شخصيت خود را از شخصيتي كه شما به آن ها مي دهيد مي گيرند و اين زمينه اعتماد به نفس يا عدم اعتماد به نفس آن ها مي شوند.

بچه خودتان را از دريچه ديگران ببينيد و او را آراسته سازيد.

49- به ديگران احترام بگذاريد.

احترام به ديگران همانند تحسين نكات مثبت به سوي شما باز مي گردد.

به ديگران احترام بگذاريد.

به آرمان ها، به نيازها، به احساس ها و به منش آن ها احترام بگذاريد.

به ويژه اين احترام وقتي ضروري است كه است آرمان ها و نيازها و احساس ها و منش آن ها با شما سازگاري ندارد.

مهم است كه به آن ها كه با شما تفاوت دارند، احترام بگذارند.

هميشه پاسخ احترام، احترام است.

اگر بخواهيد بي احترامي را با احترام پاسخ دهيد اين خود شكني است.

بي احترامي، وقتي بي احترامي تلقي مي شود كه صريح و مشخص و كاملاً عيني و واضح ابراز گردد.

وقتي ديگران را به نام خانوادگي صدا مي كنيد احساس خوبي پيدا مي كنيد و احترام متقابلي بين شما و آن ها ايجاد مي شود.

مهمترين عاملي هم كه اين احترام را برمي انگيزد احترام شما به خود و رفتار شما با خود است.

هميشه رفتار شما با خودتان، رفتار ديگران با شما را مشخص مي كند.

البته احساس داشتن به تنهايي خدشه پذير است و اعتماد به نفس ناشي از آن ناپايدار. مهم آن است كه احساس توانستن هم داشته باشيد.

50- دوستان خود را تغيير دهيد.

براي هر تغيير و دگرگوني رهايي از حالات بد يا ايجاد خصلت هاي نيكو همچون اعتماد به نفس، بايد تغييري در روابط شما پديد مي آيد.

شما مجموعه دوستان خود هستيد. هر يك از دوستان شما آيينه برخي از جنبه هاي منش شماست.

تا شما دوستان خود را تغيير ندهيد، نمي توانيد دگرگون شويد.

51- بازيچه نشويد.

بازيچه شدن، شرايطي است كه در آن شما نمي توانيد بر اساس ميل خود رفتار كنيد و در نتيجه علي رغم ميل خود رفتار كنيد. اين وضعيت را يا ديگران و يا خودتان ايجاد مي كنيد.

وقتي شخص بازيچه به خود مي آيد، خود را خسته و فرسوده و عصبي مي بيند و داد و هوارش بلند مي شود كه مردم چقدر پر رو و پر توقع هستند.

شخصيت بازيچه، چون مي خواهد قهرمان معرفي شود و منجي افسانه اي همه باشد، خود را طوري معرفي مي كند كه گويي همه چيز مي داند، همه جا آشنا دارد، با هر كس ارتباط دارد و قابليت هاي فراواني دارد و ...

بازيچه ها وقتي به خود مي آيند، مي بينند كه ديگران در حال استثمار آن ها هستند. آن ها تازه مي فهمند كه چه اوقات گرانبهايي را كه مي توانستند صرف خود كنند بي توجه به خود سپري كرده اند.

شما بايد سعي كنيد كه بازيچه نشويد تا اعتماد به نفس شما مصون بماند.

براي اينكار تنها يك راه حل داريد و آن اينكه، نه گفتن را تمرين كنيد و قاطعانه نه بگوييد.

52- قاطعانه نه بگوييد.

راه حل اين است و بس.

در شرايط بازيچه شدن، بايد قاطعانه پاسخ منفي بدهيد.

بازيچه شدن، يعني بر خلاف وجدان و نيروي عقلاني خود عمل كردن كه بعداً احساس گناه را در شما به وجود مي آورد.

بازيچه شدن، در ديگران نسبت به شما رفتار متوقعانه و عشقي ارباب و رعيتي ايجاد مي كند.

تمنا كردن شما را خفيف مي كند و خوار مي شويد. به هيچ عنوان از كسي چيزي، وضعيتي يا موقعيتي را با التماس نخواهيد.

53- نظر خود را اعلام كنيد.

وقتي شما نظر مي دهيد يعني خود را دوست مي داريد. خود را ارزشمند و لايق مي دانيد و به خود احترام مي گذاريد. در غير اين صورت ، از هر اظهار نظري اجتناب مي كنيد.

54- احساسات خود را ابراز كنيد.

اگر از چيزي به شگفتي مي آييد ، احساس خود را ابراز كنيد.

اگر از چيزي خوشحال مي شويد ، احساس خود را ابراز كنيد.

اين كار را نه لزوماً براي پرورش اعتماد به نفس بلكه هميشه با شهامت و جرأت انجام دهيد.

احساسات منفي و بد و خود شكنانه خود را البته به هيچ وجه بروز نمي دهيد و نه تنها بروز نمي دهيد بلكه به سرعت در صدد تغيير وضعيت و تغيير احساس خود برنمي آييد.

55- انتظارات و خواسته هاي خود را به طور واضح بگوييد.

مبهم حرف نزنيد. رئيسي كه به كارمندانش مي گويد: خوب كار كنيد! نبايد انتظار داشته باشد خواسته اش برآورده شود. او بايد دقيقاً بگويد كه خوب كار كردن يعني چه و منظورت چيست.

وقتي مبهم حرف مي زنيد؛ هم نتيجه نمي گيريد و هم در ذهن ديگران فردي با شخصيت مبهم و فاقد اعتماد به نفس مي آييد.

مواردي كه بايد هنگام مطرح كردن خواسته ها در نظر بگيريد:

1- دقيقاً مشخص كنيد كه چه مي خواهيد؟

2- از كسي درخواست كنيد كه مي دانيد مي تواند به شما كمك كند به هر كسي نگوييد و از هر كسي نخواهيد.

3- هنگام درخواست كردن، منافع و مصالح طرف مقابل را هم در نظر بگيريد.

4- انتظار و خواسته شما، هدفداري ذهن و اعتقاد و قلبي شما را نشان مي دهد.

5- تا خواسته شما، تحقق نيافته، دست برنداريد.

6- مبهم حرف نزنيد.

7- مشخص حرف بزنيد.

8- غرغر نكنيد: يا بگوييد يا نگوييد.

غرغر كردن يعني ميل به گفتن، اما توأم با اضطراب و بيم.

غر زدن يعني معترضم اما جرأت گفتن ندارم.

9- بلند تر و جدي تر محبت كنيد.

10- هنگام حرف زدن، بال بال نزنيد.

آرامش خيلي مهم است. آرامش يعني اعتقاد به آنچه مي گوييد. يعني رضايت خاطر از خود.

56- در رديف هاي جلو بنشينيد.

نشستن در رديف هاي جلو ، تمركز حواس و دقت را بيشتر مي كند. هر چه عقب تر مي نشينيد؛ عامل حواس پرتي خود را افزايش مي دهيد.

ميل به موفقيت، پيامد احساس توانمند بودن است و به همين خاطر اثر چشمگيري در بهبود اعتماد به نفس شما دارد.

57- به چشم هاي مخاطب خود به نرمي نگاه كنيد.

هنگام سخن گفتن به چشمان مخاطب خود نگاه كنيد. هنگام شنيدن هم همين طور.

البته اين نگاه بايد شرايطي داشته باشد.

اول آنكه، قصد نگاه من با اعتماد به نفسم نباشد.

دوم آنكه، جسورانه و گستاخانه نباشد.

سوم آنكه، قصد و نيت خاصي نداشته باشد.

نگاه بايد نرم و ملايمت خاصي داشته باشد كه نشان مي دهد به مخاطب خود توجه داريد و از اينكه به او نگاه مي كنيد هراسي نداريد.

58- سرعت راه رفتن خود را 25% افزايش دهيد.

كساني كه اعتماد به نفس ندارند، بسيار آرام و شل حركت مي كنند و تا حدي پاي خدو را بر زمين مي كشند كه اين كار براي جلب توجه ديگران است و از احساس ناتواني و شكست خوردگي ناشي مي شود.

هنگام راه رفتن ، پا را از زمين بلند كنيد و سرعت راه رفتن خود را تا 25% افزايش دهيد.

حواستان باشد كه سرعت و فرم راه رفتنتان را براي افزايش اعتماد به نفس، براي خودتان، تغيير دهيد نه براي اينكه مردم درباره شما حرف هاي قشنگ و خوب بزنند.

59- فراوان گوش كنيد، زياد حرف نزنيد.

سكوت، خالي بودن از كلام است و ديگران را به تمامي شيفته شما مي كند.

آدمي بايد چون گردباد باشد كه در درون آرام است و در برون فعال.

سكوت به جا و سخن گفتن به جا نشانه اعتماد به نفس است و سكوت نابجا و سخن گفتن بيهوده نشانه عدم اعتماد به نفس.

60- تبريك و تسليت بگوييد: هديه بدهيد.

تبريك و تسليت گفتن، قدر داني كردن و هديه دادن ، همه انواعي از احترام گذاشتن به ديگران و در موقع احترام گذاشتن به خود محسوب مي شود.

در تبريك گفتن، برد نوشتاري، بسيار بسيار مؤثرتر است و در تسليت گفتن، برد حضوري.

61- هديه را بپذيريد.

هديه را بگيريد. تشكر كنيد و بپذيريد.

هديه دادن و هديه گرفتن هر دو باعث ارتقاي اعتماد به نفس مي شود.

وقتي هم هديه اي را مي پذيريد به شايستگي خود در ذهن خود مهر تأييد مي زنيد.

هيچ وقت هديه خود را كوچك و حقير نپنداريد و با شرمندگي و خجلت هديه ندهيد.

فرصت هديه دادن را از دست ندهيد تا روحتان بزرگ و غني شود.

62- حمايت خانواداه را برانگيزيد.

احترام به خانواده ، حمايت خانواده را بر مي انگيزاند و اين حمايت و هواداري، بسيار در افزايش اعتماد به نفس مؤثر است. با احترام به خانواده هم ارزشمندي و لياقت خود را نشان داده ايد و هم ارزشمندي خانواده را سبب شده ايد و هم احترام ديگران را نسبت به خانواده خود انگيخته ايد و از همه اين ها مهتر حمايت و توجه خانواده را جلب كرده ايد كه اين حمايت و توجه منجر به افزايش اعتماد به نفس و قوت قلب شما مي شود.

63- براي اعتماد به نفس زمان بگيريد.

اعتماد به نفس يك صفت اكتسابي است كه قابل پرورش است.

هر صفت قابل پرورش نياز به زماني براي پرورش دارد.

يكباره از اعتماد به نفس برخوردار نمي شويد احتياج به زمان و تمرين دارد.

64- از خدا هدايت بطلبيد.

عامل بسيار مؤثر ارتباط با خداست.

كسي كه از خدا حمايت مي طلبد پشتوانه بسيار عظيمي را احساس مي كند.

اعتقاد و هدايت از خدا توانايي شما را خداگونه مي كند.

با خدا در ارتباط باشيد. به او توكل كنيد. او از ياري بخواهيد. هر روز صبح بگوييد:

امرز به خدا توكل مي كنم و اداره عللي امور را به خدا مي سپارم.

برنامه ده روزه اعتماد به نفس

1- هدف، از ابتدا در شما شعله ور باشد.

2- خيلي هم نسوزيد. آتش تند دوام ندارد. آتش باشيد اما ملايم. هميشه باشيد. تندي فراوان از تداوم جلوگيري مي كند. افراطي نشويد.

3- برنامه بايد كم حجم و ملايم باشد.

كم كم اجرا كنيد.

4- الهام بگيريد.

الهام همان چيزي است كه به شما انگيزه مي دهد.

5- اعلام نكنيد.

اعلام كردن يعني آب روي آتش ريختن. يعني فرو ريختن هيزم ها.

6- اگر يك روز اجرا نكرديدكنار نرويد.

7- برنامه 10 روزه شما و هر برنامه ديگر زندگي را فقط بايد شما طرح كنيد.

8- منتها, در اين برنامه همه چيز گنجانده شود:

نكات 64 درس و آنكه بايد در برنامه ريزي در نظر بگيريد:

1- ارتباط با خدا و حضور خدا در خود

2- تلقين به نفس مراقبت از رفتارهاي خودشكنانه

3- برنامه خودشيفتگي

4- كمك به ديگران

بر اساس اين 5 اولويت برنامه ريزي كنيد و رفتار كنيد و در هر كدام تنوع به خرج دهيد.

در برنامه خود شيفتگي، بيشتر در همه جا و همان كارهايي انجام دهيد كه معمولاً ناديد مي گرفتيد يا انجام نمي داديد و يا مشكل داشتيد.

خلاصه كننده: مريم سلطاني فيروز

خلاصه كتاب اعتماد به نفس در 10 روز

$(document).ready(function() { $('#rate_p52325').rating('rate.php?pid=52325', {maxvalue:5, curvalue:0}); });

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۰:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۵ - تمرين افزايش اعتماد به نفس ( ۳)

شرط اساسي اعتماد به نفس و اساسي ترين مانع اعتماد به نفس

بخش دوم

يادتان باشد تحقير ديگران، يعني تحقير خود.

خودتان را تحقير نكنيد:

تحقير خود چند جنبه دارد:

وقتي شما محروميت هاي خود را به ياد مي آوريد به نوعي خود را تحقير مي كنيد. اين عمل، چنان افت روحي شما را سبب مي شود كه نقاط قوت خود را فراموش مي نماييد و يا آن ها را چندان هم نقطه قوت تلقي نمي كنيد.

فكر كردن در مورد آنچه نداريد، رفتار خودشكنانه است. اگر مشا دقيقاً به اطراف خود نگاه كنيد، هر كسي عيبي دارد.

وقتي شما خود را با بالاتر از خود مقايسه مي كنيد؛ باز هم به نوعي خود را تحقيرمي كنيد.

پيش از اين گفته بود كه براي پرورش اعتماد به نفس خود نگاهي به پايين و نگاهي به بالا بيفكنيد. به پايين تر از خود نگاه كنيد تا بدانيد كه چه داريد و چه هستيد و شكرگزار باشيد و به بالاتر از خود نگاه كنيد تا پيشرفت نماييد.

آنچه كه در اين نگاه، بد و مضر و مخرب است اعتماد به نفس است، مقايسه اي است كه به سركوبي خود مي انجامد. يعني شما كسي را بالاتر از خود ببينيد و خود را كمتر از او حس كنيد.

در تعارفات كلامي خود را تحقير نكنيد:

خواهش مي كنم، اختيار داريد، نظر لطف شماست، شما لطف داريد، خجالتم ندهيد، چشم هاي شما قشنگند و ... اين ها همه گفتارهاي خودشكنانه است.

چرا وقتي ويژگي مثبتي را در مشا تحسين مي كنند؛ به هزار تكاپو مي افتيد كه آن را نفي كنيد و خود را به هر آب و آتشي مي زنيد كه نادرستي آن را اثبات كنيد؟

در يك كلام، فقط بگوييد متشكرم.

تعارفات كلامي را با متشكرم پذيرا باشيد.

«متشكر» اگر واقعاً از دل برآيد: به موشك اعتماد به نفس شما پرشي ديدني مي دهد.

متشكرم، خودپرستي نيست. ديگران هم، هرگز اينطور فكر نمي كنند.

وقتي از شما تعريف مي كنند؛ اين پا و آن پا نشويد، آرام بگيريد و به نرمي و با لبخند تشكر كنيد.

اصل نگهداري، يادتان نرود.

36- براي قدرتمند شدن يكديگر را تحسين كنيد.

با تحسين هر ويژگي مثبت در ديگران، روح خود را غني ساخته ايد.

اگر مي خواهيد در روابط خود، قدرتمند باشيد و هميشه اقتدار لازم را داشته باشيد؛ جستجوگرانه ويژگي هاي مثبت ديگران را جستجو كنيد و آن ها را تحسين نماييد. اين كار شما, هم توجه شما را به نكات مثبت ديگران افزايش مي دهد و هم شما را از توجه به جنبه هاي منفي آن ها باز مي دارد.

تحسين نكات مثبت ديگران، د رآ« ها تأثير خوبي مي گذارد و ديگران را تشويق به تكرار آن رفتار خوب مي كند.

توجه به نكات مثبت و تحسين آن ها، منحصر به افرادي است كه روح آزاد و بزرگ دارند؛ به شرط آنكه: ديگران را بيش از حد ستايش نكنيد. بله بايد ديگران و خصوصاً رفتار خوب ديگران را ستايش و تشويق و تحسين كرد؛ اما بايد صادق و راستگو باشيد.

از ويژگي مثبت اشخاص، فقط آنچه كه دارند به شما دروغ مي گويند يا مبالغه مي كنند و نمي توانند تحسين آن ها را با تشكري واقعي، جذب خود سازيد.

دليل دوم: فرد مقابل، تا حدي به احساس و در تعارف غير واقعي شما پي ببرد و در نتيجه روحيه شما تحت تأثير قرار مي گيرد.

دليل سوم: با ستايش بيش از حد ديگران، خود را در حالت منفي يا پايينتر بودن قرار مي دهيد كه بالطبع نتيجه اي جز احساس خود كم بيني نمي كنيد الگوي خوبي مي گيريد و تشويق و انگيزه پيشرفت پيدا مي كنيد.

ديگران را در حد خود، ستايش و تحسين كنيد و نه بيشتر.

مراقب باشيد كه ستايش شما جنبه تحقير خود را نداشته باشد. هنگام تحسين، خود را با فرد مقابل، مقايسه نكنيد.

تملق نكنيد:

تملق و چاپلوسي، يا همان ستايش بيش از حد صفتي استكه شخص يا صلاً از آن برخوردار نيست و يا اينكه كمتر از آن را دارد. در هر دو صورت، اين موضوع يعني: دروغ گفتن شما به خود و ديگران، كه هم خود متوجه آن مي شويد و هم ديگران.

چاپلوسي كردن و تملق گفتن يعني: دست و پا زدن. خود را به آب و آتش انداختن براي خوشحال كردن و راضي نگهداشتن ديگري با بزرگ جلوه دادن او.

شايد هم يكي از هدف هاي چاپلوسي اين باشد: چهار تا بگويم، دو تا مي شنوم!

تملق گفتن، به طور غير مستقيم، تمايل شخص را به تملق شنيدن و مورد ستايش و تحسين واقع شدن. نشان مي دهد. شما بايد هميشه به ديگران احترام بگذاريد و آن ها را به خاطر صفات خود و ويژگي هاي مثبتي دارند: ستايش و تشويق كنيد ولي فقط در حد و اندازه و نه بيشتر.

37- از خوبي ديگران، قدرداني و تشكر كنيد.

قدرداني و تشكر از ديگارن، شكلي ديگر از تشكر از خود است.

وقتي كه شما از خوبي ديگران، قدرداني و تشكر مي كنيد، هم شخص فهميده و متشخص و محترمي معرفي مي شويد و هم احساس خوبي پيدا مي كنيد.

انعكاس رفتار تشكرآميز و سپاسگزارانه شما مطمئناً به صورت رفتار محترمانه طرف مقابل، به شخص شما باز مي گردد.

تشكر از خوبي ديگران، ذهن شما را متوجه آن كار خوب مي كند و ضمير ناخودآگاه شما را متوجه اينكه هر كار خوبي شايسته قدرداني و ستايش است.

اين تفكر پرانرژي و مثبت روي يك كار خوب، اين خصلت را در شما توسعه مي دهد.

تفكر، روي هر ويژگي سبب خوب و خلق آن مي شود.

روحيه سپاسگزاري را در خود توسعه دهيد.

38- در همه حال شكرگزار باشيد.

كوچكترين احساس توانايي و كوچكترين اقدام شما، نوعي اعتماد به نفس است كه حد آن نسبت به احساس و اقدام شما متفاوت است.

همين احساس و اقدام محدود عملاً يك نوع خود باوري است.

براي پرورش همه استعدادي، يكي از راه ها؛ پذيرش، توجه و بيان آن استعداد است.

شكرگزاري از هر خصلت و ويژگي مثبتي، هم نوعي توجه است و هم نوعي پذيرش و تكرار.

از خصلت هاي مثبت خود شكرگزاري كنيد تا با اين تلقين و توجه و پذيرش آن خصلت در شما گسترش يابد.

خدا هم در قرآن فرموده: لئن شكرتم لازيدنكم: نعمت ها را شكر و سپاس گوييد تا آن ها را در شما زياد كنم.

به خاطر اعتماد به نفسي كه داريد، خدا را شكر كنيد.

شكرگزاري از يك نعمت، ممكن است به شكل هاي زير باشد:

سپاس مستقيم از خدا: بگوييد خدايا شكر كه چنين اعتماد به نفسي به من دادي.

گفتگو از آنچه كه داريد: از اعتماد به نفس خود حرف بزنيد.

استفاده از موهبت ها: عملاً اعتماد به نفس را به جريان بيندازيد.

كمك به ديگران: به ديگران كمك كنيد از اعتماد به نفس برخوردار باشند.

39- درباره اعتماد به نفس فكر كنيد.

گفتم كه تفكر، باعث جذب و خلق مي شود.

اصولاً فكر شما داراي خاصيت جذب مغناطيسي است. شما در مورد هر چيز كه فكر كنيد، تابش هاي ذهني شما با خاصيت جذب مغناطيسي، به دنبال جذب و خلق آن ذهنيت است. به شرط آن كه اين ارتعاش و تابش در شما تداوم يابد.

براي پرورش اعتماد به نفس، هر صبح و شب و حتي هر وقت كه در طول روز، فرصت يافتيد، بدان فكر كنيد.

تفكر شما جذب و خلق شما را سبب مي شود و شما كم كم اين ويژگي مثبت را در خود مي بينيد.

براي از بين بردن عادت هاي بد، مناسب ترين راه، فكر كردن به عادت هاي خوب مقابل آن عادت ها است.

تنها و تنها به مفهوم اعتماد به نفس فكر كنيد.

40- تكرار و تلقين را جدي بگيريد.

هيچ چيز به اندازه تكرار و تلقين و عبارت هاي تأكيدي مؤثر، نمي تواند ضمير ناخودآگاه شما را تحت تأثير قرار دهد.

انرژي يك عبارت تأكيدي تا حدي است كه به يكباره نيروهاي خفته و پنهان شخصي را بيدار مي كند.

هر واژه، انرژي خاص خود را دارد و تأثير پذيري افراد مختلف از يك انرژي واحد، متفاوت است.

عبارت هاي تأكيدي، انرژي بيشتري دارند.

براي خود عبارت هاي تأكيدي تهيه كنيد. و با صداي بلند يا در درون خود هر روز و شب بخوانيد.

41- در فرهنگ لغات خود شكست را تجربه معني كنيد.

شكست. اشتباه. خطا. ناكامي

اين ها واژه هايي است كه از آن سخت در هراسيد.

سعي داريد كه احتمالاً شكست نخوريد يا مرتكب اشتباه نشويد.

و همين، مانع اقدام شما مي شود.

اگر هم اقدام كنيد و نتيجه ندهد آن را حذف شود بزرگترين شكست، مهلكترين ضربه و خطايي جبران ناپذير مي ناميد.

آنچه كه شما آن را شكست مي ناميد، زمينه و لازمه ايجاد اعتماد به نفس است. هر اقدامي كه شما انجام مي دهيد يا نتيجه مي دهد يا نتيجه نمي دهد.

شرط اينكه شكست هاي شما تجربه هاي عالي شما باشند و باعث رشد و پرورش اعتماد به نفس تان گردند، آن است كه در اين اوقات، سؤالات مثبت و مؤثري از خود بكنيد.

در هر حالت (مثبت و منفي): موفقيت

تكرار موفقيت يعني : اعتماد به نفس

دشواري ها كم دوامند اما افراد موفق دوام مي آورند.

42- مسئوليت پذير باشيد.

مسئوليت پذيري، در راستاي هدف، ايجاد حس توانمندي است.

وقتي مسئوليتي به گردن مي گيريد و عواقب آن را از ابتدا تا انتها بر عهده مي گيريد عملاً توانايي و خودباوري خود را به خود و اطرافيان تأكيد مي كنيد.

بيكاري، عدم مسئوليت پذيري و گرفتن حالت انفعالي به خود، عملاً شما را در اقدام محدود مي كند.

مسئوليت اموري را بپذيريد كه مطمئن هستيد توانايي انجام درست و عالي آن را داريد. اين، در صورتي است كه ديگران به شما مسئوليتي را واگذار مي كنند.

اما در صورتي كه موضوع، شخصي است و ضرر همگاني به دنبال ندارد، مسئوليت بيشتر و بالاتري را در نظر بگيريد؛ حتي اگر احتمال مي دهيد كه نتيجه مطلوب نگيريد.

مسئوليت پذيري يعني خودباوري و احساس توانمندي.

اين حس را مدام به خود تأكيد كنيد، هر صبح.

43- عذر تراشي نكنيد.

ساده ترين راه براي تغيير نكردن و اجتناب از دگرگوني، بهانه آوردن است.

اعتماد به نفس يك صفت تحسين برانگيز است و ما و اطرافيان ما، هميشه كساني را كه از اعتماد به نفس سرشاري برخوردارند، تحسين مي كنيم.

تحسين، فقط براي ويژگي هايي است كه شخص، با همت و تلاش فراوان، آن را در خود ايجاد كرده است و پرورش داده است.

عذر تراشي هاي متداول:

1- از سلامت كامل برخوردار نيستم. 2- زياد باهوش نيستم. 3- خيلي پير يا خيلي جوانم. 4- آخر در مورد من فرق مي كند. 5- بدشانسي ولم نمي كند.

اگر عذر تراشي شما عدم سلامتي كامل است:

درباره بيماري خود صحبت نكنيد. نگران سلامتي خود نباشيد. خوشحال باشيد كه تا همين حالا سالم هستيد.

اگر عذر شما، هوش شماست؛ هوش خود را دست كم نگيريد. درباره هوش ديگران اغراق نكنيد.

اگر عذر شما، سن شماست؛ نسبت به سن خود خوش بين باشيد. از فرصت هاي خود به خوبي استفاده كنيد. اگر پير هستيد، به آنچه باقي مانده فكر كنيد و فرصت آينده خود را به انجام كارهايي كه واقعاً مي خواهيد اختصاص دهيد.

اگر عذر شما، موارد 4 و 5 است؛ وقتي كه هر چيز، حتي رطوبت هوا علتي دارد؛ خوش شانسي و بدشانسي يعني چه؟ علت را جستجو كنيد و درصدد رفع مانع برآييد.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۰:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۵ - تمرين افزايش اعتماد به نفس ( ۳)

شرط اساسي اعتماد به نفس و اساسي ترين مانع اعتماد به نفس

 بخش اول

1- به خودتان عشق بورزيد.

شرط اساسي اعتماد به نفس خود شيفتگي است.

و اساسي ترين مانع اعتماد به نفس، خود شكني است.

براي آينده اعتماد به نفس داشته باشيد بايد خود شيفته گرديد. بايد عاشق جسم و روح خود باشيد و براي رسيدن به اين خود شيفتگي بايد شناخت و درك درستي از خويشتن خويش داشته باشيد.

براي خودشيفتگي همين بس كه بدانيد انسانيد. اشرف مخلوقاتيد، تجلي كائناتيد. شاهكار خداونديد. بين اين همه آفريده، جماد، نبات، جاندار و بيجان، شما شايستگي انسان بودن را پيدا كرده ايد و برترين موهبت هاي الهي يعني قدرت و اراده و اختيار و توانايي هاي ذهني فوق العاده به شما داده شده است.

شما در حقيقت برگزيده آفريدگان خداييد.

شما بر تمام اين جهان، تسلط داريد. شما قدرت خلاقيت و نوآوري داردي. شما قادريد دگرگون شويد و به شيوه اي كاملاً نوين به دنيا بنگريد.

در حقيقت، مقدمه عشق به خود، عشق الهي است.

وقتي از خود بيزاريم، از همه بيزاريم و وقتي به خود عشق مي ورزيم، جهان نيز در چشم ما دوست داشتني مي آيد.

«تمرين»

هم اكنون جلوي آينه برويد. خود را دوستدارانه نگاه كنيد و از صميم قلب به خود بگوييد:

تو را دوست دارم چون تو برتر از فرشته ها هستي.

تو را دوست دارم چون تو برگزيده آفريده هاي خدا هستي.

تو را دوست دارم چون تو تجلي كائنات هستي.

تو را دوست دارم چون روح خدا در تو جاري است.

تو شايسته ستايشي چون خداوند ستوده تو را آفريده است. تو را دوست دارم.

هر روز حداقل يكبار اين تمرين را جلوي آينه انجام دهيد.

2- از خود به خوبي ياد كنيد.

شما بايد با خود صادق باشيد.

جنبه هاي منفي و جنبه هاي مثبت خود را توأماً در نظر بگيريد اما به جنبه هاي مثبت، توجه بيشتري داشته باشيد تا با تكيه بر آن ها توان و انرژي بيشتري براي مقابله با جنبه هاي منفي پيدا كنيد.

تفكر مثبت، خود اساس هر موفقيت است.

خيلي ها فكر مي كنند تفكر مثبت يعني نديدن واقعيت ها و چشم بستن از بدي ها اما اينطور نيست.

نگرش اول شما، بايد يك نگرش عمومي باشد.

نگرش بعدي، بايد به نكات مثبت بيشتر توجه كنيد.

تمرين: براي خود يك آگهي تبليغاتي تهيه كنيد.

تا به حال دقت كرده ايد كه براي تبليغ هر چيزي،فقط بر نكات مثبت آن تأكيد شود؟

يك آگهي تبليغاتي بسازيد: 1- امتيازات و قابليت هاي خود را بنويسيد. 2- با زبان خود بنويسيد و تعريف كنيد.  3- با صداي بلند در خلوت هر روز بخوانيد.

3- خود را تشويق و ستايش كنيد.

به خاطر كوچكترين كار خوبي كه انجام مي دهيد، خود را ستايش و تشويق كنيد.

چرا وقتي كار خوب و درستي انجام مي دهيد، براي خود كف نمي زنيد؟ و به خود آفرين نمي گوييد؟ انجام همين كارهاي به ظاهر ساده كه ممكن است در نظر شما بي معني و بيهوده هم باشند، رشد اعتماد به نفس شما را تسريع مي كند.

هيچ كدام از كارهاي مثبت خود را كوچك و بي اهميت، تلقي نكيند.

خداوند فرموده كه به خوبي هاي ما، حتي اگر ذره اي باشد، پاداش مي دهد و هرگز در سنت الهي، اجر نيكوكاران ضايع نمي شود.

اگر توجه به كارهاي نيكو و پاداش دادن به آن ها سنت خداست، ما هم كه جانشين خدا در روي زمين هستيم، بايد از اين سنت پيروي كنيم.

هيچ كدام از كارهاي درست خود را بي پاداش نگذاريد. حتي، به صورت تحسيني ذهني و لبخندي ظاهري هم كه شده، خود را تشويق نماييد.

4- با جسم خود خوب رفتار كنيد.

اگر عاشق خود هستيد و شيفته انسانيت خود گشته ايد، بايد به شكلي احساس خود را نسبت به خود نمايان سازيد.

چگونگي رفتار شما با جسم خودتان، بيش از هر چيز ديگري، ميزان خود شيفتگي شما را نشان مي دهد.

اگر واقعاً خودتان را دوست داشته باشيد، از هر آنچه كه به جسم و تن شما آزار مي رساند و به سلامت و تندرستي شما لطمه وارد مي كند، دوري مي جوييد. از موهبت ها و نمعت هاي الهي در حد اعتدال و درست استفاده كنيد. خدا هم رياضت هاي افراطي را كاملاً نفي فرموده است.

تمرين: امروز ( و از امروز به بعد) tify>براي خود و ديگران، توأماً ارزش قايل شويد. هم وقتي را براي رسيدن به خود و نيازهاي خود در نظر بگيريد و هم وقتي را به ديگران اختصاص دهيد و در هر زمان با عشق، به خود و ديگران خدمت كنيد.

9- به خود برسيد

به خود رسيدن يعني داشتن اعتماد به نفس و توجه به خود.

پيامبر ما هميشه با خود شانه و آينه و مسواك همراه داشت و از عطر استفاده مي كرد. اين ها همه يعني توجه به خود و خودشيفتگي.

به خود رسيدن به هيچ وجه نشانه لوس بودن و افاده اي بودن نيست.

اگر چه خوب ظاهر شدن در جمع و اثر خود و مثبت گذاشتن روي ديگران خيلي عالي است. هدف اصلي و اوليه شما بايد اين باشد كه به خود برسيد تا احساس شايستگي كنيد.

تمرين:

به خود برسيد. هر چند وقت يكبار به يك آرايشگاه خوب برويد.كفش هايتان را برق بيندازيد. لباس هايتان هميشه تميز و اتو كرده باشد نه لزوماً گران قيمت. از عطر استفاده كنيد. تا مي توانيد سر و وضع بهتري داشته باشيد.

به خاطر داشته باشيد ظاره شما با شما و ديگران حرف مي زند.

خودتان را مشخص جلوه دهيد. اين كمك مي كند براي خودتان ارزش بيشتري قائل شويد. شعار يك شركت پوشاك آمريكايي اين است:

« خوب لباس بپوشيد و الا برايتان گران تمام مي شود.»

10- احساس شايستگي كنيد.

به تعريفي، اعتماد به نفس، فقط احساس شايستگي نمودن است.

اين احساس ممكن نيست در ما به وجود بيايد مگر اينكه به موجوديت خود پي ببريم و توانايي هاي خود را بشناسيم.

هيچ كس، هيچ كس را مطلقاً جانشين خود نمي كند مگر آنكه صفات و شايستگي هاي خودش هر چند خيلي كمتر، در او وجود داشته باشد.

خداوند فرموده: « ما انسان را شبيه به خود آفريديم»؛ بنابراين تمامي صفت هاي خداوندي هر چند نه به طور مطلق، در ما به وديعه نهاده شده است.

همان روزي كه ما به سيماي انسان آفريده شديم، در حقيقت، انسان و درجه شايستگي و لياقت خود را دريافت نموده ايم.

هر نعمتي كه در اين دنيا و هر موهبتي كه مي بينيد براي شما آفريده شده است. اين موضوع بارها و بارها در كتاب هاي آسماني تأكيد شده است.

خيلي وقت ها احساس شايستگي يا عدم شايستگي، با كارهاي آگاهانه و ناآگاهانه شما در طول روز، در ناخودآگاهتان ثبت مي شود.

از نعمت هاي الهي به شكل عالي و مرتب و آراسته استفاده كنيد.

11- از مواهب الهي لذت ببريد.

خود را از موهبت هاي الهي محروم نكنيد.

محروم سازي از هوهبت، به ذهن القا مي كند؛ تو شايسته بهره مندي از اين موهبت نيستي. از تفريگاه ها، مكان هاي سرگرمي و ... حتماً استفاده كنيد. به ويژه اگر به عالي بودن آن ها اطمينان داريد و تا كنون به دليل يا بي دليل خود را از آن ها محروم ساخته ايد.

هر محروميتي كه به درازا بكشد، عدم شايستگي را به ذهن القا مي كند.

بهره نبردن يعني احساس عدم شايستگي و اين احساس يعني از بين بردن اعتماد به نفس.

بدون احساس گناه از مواهب الهي لذت ببريد.

12- احساس گناه: بزرگترين مانع

شايد شما معتقديد كه انتقاد شديد از خود زمينه بهتر شدن شماست.

يكي از بزرگترين و در واقع دقيقاً بزرگترين مانع اعتماد به نفس شما، احساس گناه است. احساس گناه، اعتماد به نفس را در شما سركوب و نابود مي كند.

احساس گناه يعني: عدم تأييد خود و چه بسا يعني: سرزنش خود.

شايع ترين نوع احساس گناه اين است كه شما بر اساس نظام ارزشي و وجدان خود عمل كنيد.

يكي از موارد شايع احساس گناه، نبخشودن است. نبخشودن يعني اينكه شما از رفتار گذشته خود يا يك فرد ديگر، كينه به دل داشته باشيد.

اين نبخشودن ها نه تنها قدمي براي بهبود اوضاع نيست بلكه قدمي در جهت تخريب روحيه اعتماد به نفس شماست كه مسلماً شرايط را دشواتر مي كند.

بهترين شيوه براي تغيير دادن خود و مسلط شدن بر شرايط، عشق ورزيدن به خويشتن است.

تمرين بسيار مهم: كارت نظام ارزشي

ارزش ها و باورهاي دروني و قلبي خود را روي يك كارت بنويسيد و اين كارت را همراه خود داشته باشيد. هر چند ساعت يكبار، بررسي كنيد كه عقلي و وجداني عمل مي كنيد و رفتار گذشته خود را ببخشاييد.

13- خود را سرزنش نكنيد.

پيامد احساس گناه كه نقش اصلي را در كشتن اعتماد به نفس بازي مي كند سرزنش خود است.

بايد بدانيد كه براي جبران خطا، خصوصاً پس از ارتكاب آن روحيه عالي و بالايي لازم است و مسلماً سرزنش خود يك رفتار خود شكنانه است.

هر اشتباهي كه انجام داده ايد به خود بگوييد: آن را به هر شكلي كه شود جبران مي كنم به جز سرزنش خود.

با خود برخوردي ملايم داشته باشيد:

وقتي اشتباهي مرتكب مي شويد با خود برخوردي ملايم داشته باشيد. اشتباه را يكبار به خود متذكر شويد و به آرامي درصدد جبران برآييد.

سرزنش كردن خود، يك برخورد بسيار خشن و ناملايم است. حتي غصه خوردن، غذا نخوردن، اعتصاب غذا كردن، عصباني شدن و .... از جمله برخوردهاي خشن با خود مي باشد.

اگر كسي شما عميقاً دوستش داريد در مورد شما اشتباهي بكند؛ هرگز با او با خشونت رفتار نكنيد. پس حالا كه دوستدار خود نيز هستيد و به مرتبه خود شيفتگي رسيده ايد، نبايد به خود اجازه دهيد كه با خود تند برخورد كنيد.

ديگران را سرزنش نكنيد:

به صورت يك اصل كلي، هميشه انعكاس رفتار شما با ديگران هميشه به شما باز مي گردد. به قولي، هر تابشي، بازتابشي را به دنبال دارد.

اگر زياد ديگران را سرزنش كنيد به همين ميزان هم مورد سرزنش ديگران واقع مي شويد. اگر مدام از ديگران انتقاد كنيد، ديگران هم فراوان از شما انتقاد مي كنند.

فراموش نكنيد كه جهان، بازتابي از خود ماست.

اگر مي خواهيد اعتماد به نفس شما آسيب نبيند به اعتماد به نفس ديگران آسيب نرسانيد. شما هرگز كسي را سرزنش نمي كنيد چون مي دانيد كه هم به شما و هم به ديگران لطمه وارد مي كند.

سرزنش ممنوع را اعلام كنيد.

14- بيان و ذهنيت مثبت داشته باشيد.

وقتي قرار است شما هر روز رشد كنيد و شخصيتي متكامل تر و بهتر باشيد نسبت به تصمي و آينده خود با بيان مثبت حرف بزنيد.

لزومي ندارد كه شما براي غيير خود كنونيتان را تحقير و سرزنش كنيد.

بيان گذشته منفي، احساس منفي را به دنبال دارد كه اين احساس منفي مانع از عملي شدن تصميم شما مي شود. اگر واقعاً ميل داريد تغيير كنيد و دگرگون شويد؛ از همين الان تصميم بگيريد كه در مورد اينكه قبلاً چگونه بوده ايد و تا به امروز چگونه شخصيتي داشته ايد و چرا چنين بوده ايد مطلقا صحبت نكنيد.

زبان خود را از گفتن حرف هاي منفي در مورد خود نگهداريد. به جاي آنكه با بيان منفي از خود حرف بزنيد به خود بگوييد: هر روز و شب شخصيت من از هر جهت بهتر و بهتر مي شود و اعتماد به نفس من روزبروز بيشتر و بيشتر مي شود.

تصوير ذهني خود را دگرگون كنيد.

مشكل در ديدن تصوير ذهني:

به كساني كه در ديدن تصوير ذهني خود مشكل دارند پيشنهاد مي كنم كه روزانه 10 الي 20 دقيقه در زمان هاي مختلف در آينه به چهره خود بنگريد.

يكي از شرايط پايداري يك تصوير در حافظه دقت است. ما معمولاً خيلي گذرا و آن هم گاه با ذهنيت منفي به چهره خود نگاه مي كنيم.

به خود برسيد و بعد جلوي آينه برويد و به چهره پاكيزه و آراسته خود به دقت نگاه كنيد. تبسمي كنيد و سعي كنيد با ذهنيت مثبت و تحسين كننده در اين چهره نگاه كنيد.

مي توانيد گهگاه چشم را ببنديد و تصوير را در ذهن ببينيد و مجدداً به خود نگاه كنيد.

صرف نظر از تصاوير تخيلي كه در ذهن ايجاد مي كنيد مطمئناً آنچه در عمل و واقعيت انجام يم دهيد نيز در ذهن تصوير مي شود.

پس مراقب باشيد (البته در نهايت آرامش و آسودگي و نه با ترس و اضطراب) كه در واقعيت هم هميشه طوري عمل كنيد كه تصوير فردي متشخص و محترم در ذهن شما نقش ببندد.

15- اصل نگهداري:

اصل نگهداري زمينه ساز و شروع ايجاد هر ويژگي مثبت در خود است.

اصل نگهداري، يعني اجتناب از انديشه منفي، بيان منفي و توجه به انتقادهاي نا به جاي ديگران و كارهاي خود شكنانه.

اصل نگهداري همانست كه حضرت زرتشت فرمود: پندار نيك، گفتار نيك، كردار نيك.

بعضي وقت ها شما مفوهم مثبتي در ذهن خود داريد اما به شكلي منفي آن را بيان مي كنيد. مثلاً مي گوييد: من نبايد خود را ببازم. من نبايد دست و پايم راگم كنم و نمي كنم و ...

بايد اين طور بيان شود: من بايد به خودم متكي باشم. من بايد با اقتدار عمل كنم و مي كنم و ...

16- غلبه بر ترس:

يكي ديگر از موانع برزگ اعتماد به نفس، ترس است.

بهترين و مؤثرترين راه غلبه بر ترس هم اقدام است.

در روانشناسي ترس، گفته مي شود به هر آنچه كه از آن مي ترسيد، نزديك شويد و در آن فرو رويد. اگر از آب مي ترسيد تا خود را درون آن نيندازيد فرو نمي ريزد.

مواردي را كه در آن از اعتماد به نفس لازم برخوردار نيستيد در ذهن خود دقيقاً جستجود كنيد و در جهت انجام ان سريعاً اقدام كنيد. مشكل را ببينيد و در همان مورد اقدام كنيد.

17- هميشه در جيب خود پول داشته باشيد.

جيب شما احساس داشتن اسكناس را دوست ندارد و اصلاً آن را درك نمي كند. او فقط حضور اسكناس را مي فهمد و آن را دوست دارد. شما بايد ذهنيتي توانگر داشته باشيد. اما به شاهد هم نياز داريد. گواه ذهنيت شما كيف پول شماست.

البته اعتماد به نفس خود را مشروط و وابسته به وضع كيف پول خود نكنيد.

جيب توانگر اعتماد به نفس را افزايش مي دهد و در عين حال شما را به تكاپو و فعاليت وامي دارد. نگوييد اگر پول در جيبم باشد خرج مي كنم. وقتي به خود اطمينان نداريد نمي توانيد چيزي داشته باشيد. همراه داشتن پول به شما احساس داشتن، عادت به همراه داشتن پول و اعتماد به نفس مي بخشيد كه نتيجه آن تحرك و فعاليت است.

با پول احساس راحتي كنيد. خيلي از مردم با پول راحت نيستند و احساس ناراحتي نسبت به پول يا هر موهبت ديگر، عدم شايستگي را براي ذهن تداعي مي كند. عادت كنيد در خود احساس راحتي را گسترش دهيد. مبلغ هنگفتي پول را در جيب خود بگذاريد و در تمام روز از خود مراقبت كنيد كه احساس راحت تري نسبت به اين پول داشته باشيد. هر روز نسبت به آن راحت تر باشيد.

18- آنچه داريد يادآوري كنيد.

از آنجا كه بودن و داشتن، هميشه به شكلي در رشد اعتماد به نفس مؤثر است. هر آنچه كه نداشتن را به شما يادآوري كنيد افت روحي و افت اعتماد به نفس شما را سبب مي شود.

در لحظه لحظه خود جستجو كنيد و به اصرار آنچه را كه داريد يادآوري كنيد.

در مسير زندگي هميشه بايد نگاهي به پايين و بالا بيندازيد. به پايين تر از خود نگاه كنيد و حتماً با آن ها معاشرت كنيد تا متوجه شويد همين چيزهايي كه براي شما عادي شده است موهبت هايي است كه عده اي از آن ها محرومند اين كار سبب مي شود كه ناخودآگاه توجه شما به داشته هايتان بيشتر شود.

نگاهي هم به بالا بنيدازيد. براي اينكه متوجه باشيد مي توان بالاتر از اين و بهتر از اين بود و انگيزه و ميل به پيشرفت و رشد پيدا كنيد.

علت عدم يادآوري موفقيت ها هم همان علت عدم يادآوري داشته ها است.

يكي ديگر از علت هاي عدم يادآوري موفقيت ها نسبت دادن آن ها به ديگران، به شانس و يا به اتفاق و حادثه است.

قلم و كاغذ برداريد و هر آنچه را كه داريد به ياد آوريد و بنويسيد. حتي كوچكترين موفقيت هاي خود را لحظه به لحظه به يادآوريد و بنويسيد.

19- در پي كسب موفقيت باشيد هرچند كوچك

اگر هدف هاي بزرگي داريد و اعتماد به نفس نداريد اين هدف هاي بزرگتان خطرناكند. براي كسي كه خود را و توانايي خود را در عمل باور ندارد هدف هاي كوچك و موفقيت هاي سريع و كوتاه مدت بسيار بهتر است.

هدف مقطعي و كوتاه مدت را كه دستيابي به آن در ذهنتان آسان به نظر مي آيد انتخاب كنيد و براي تحقق آن اقدام نماييد.

هدف هاي كوچك و موفقيت هاي كوچك، اگرچه رضايت خاطر كامل شما را فراهم نمي كنند اما زمينه ساز موفقيت هاي بزرگتر و اعتماد به نفس بيشتر مي شوند.

حتي هدف هاي بزرگ خود را به چندين هدف كوچك تقسيم كنيد و موحله به مرحله سعي كنيد به اين اهداف كوچك برسيد تا نهايتاً هدف بزرگ شما عملي شود.

اين يعني كشيدن نقشه براي رسيدن به يك هدف بزرگ.

همين امروز و همين لحظه در راستاي هدف هاي خود هدفي كوچك را انتخاب كنيد و در پي كسب آن باشيد.

20- هميشه تبسمي بر لب داشته باشيد.

اولين نماد دروني اعتماد به نفس رضايت خاطر است.

كساني كه اعتماد به نفس عالي دارند در درون خود با احساس توانايي ها و تا حدي به فعاليت درآمدن اين توانايي ها احساس خوب و رضايت خاطر عميقي دارند.

نماد بيروني و تظاهر خارجي اين رضايت خاطر تبسمي است كه شما بر لب داريد.

نه تنها اعتماد به نفس شما، شما را به اين رضايت دروني و تبسم بيروني وامي دارد بلكه بهتر از آن تبسم خود به تنهايي رضايت خاطر و اعتماد به نفس را به شما القا مي كند.

از اين پس به هيچ عنوان بدون تبسم از منزل خارج نشويد.

از همه مهمتر اينكه در تنهايي نيز متبسم باشيد.

تبسم هم آرامش صورت و آرامش جسمي شما را سبب مي شود و هم رضايت خاطر و اعتماد به نفس را در شما القا مي كند.

با تبسم، هم خود آرام مي گيريد و اعتماد به نفس را در وجود خود گسترش مي دهيد و هم اينكه اين ويژگي ها را در ديگران پرورش مي دهيد.

پس تبسم و خنديدن را تمرين كنيد.

21- حالت بگيريد.

در روان شناسي بحث جالبي به نام حالت ها و رفتارها وجود دارد.

هر رفتار الزاماً حالتي خاص را مي طلبد. شما براي جنگيدن، بايد حالت جنگيدن و مبارزه را به خود بگيريد تا جنگاوري خوب باشيد.

حالت ها، رفتار ها را شكل مي دهند.

همان طور كه هر رفتار حالت خاص خود را مي طلبد هر حالب رفتار خاص خود را ايجاد مي كند.

حالت كساني را به خود بگيريد كه موفق، مصمم، پرتلاش و با اعتماد به نفس هستند.

در كمال آرامش قدم ها را محكم برداريد. با چهره اي متبسم و رويي گشاده راه برويد.

حالتي به خود بگيريد كه گويي از زندگي خود كمال رضايت خاطر را داريد و هدفدار و جهت دار هستيد.

لخت و كشيده راه نرويد. قوز نكنيد. پاها را بر زمين نكشيد. سر را بالا نگهداريد و به اشياء بيش از اشخاص نگاه كنيد.

22- تنفس عميق را تمرين كنيد.

اعتماد به نفس تا حد فوق العاده زيادي به احساس شما نسبت به خود و به ميزان آرامش شما وابسته است.

تمامي افراد افسرده و كم روحيه بدون استثناء تنفس سطحي دارند. ميزان تبادل هوا در هر دم و بازدم بسيار بسيار كم است. آن ها فقط با بخش هاي فوقاني قفسه سينه خود تنفس مي كنند. مسلماً هيچ فرد افسرده و كسل و بي روحيه اي نمي تواند از احساس عزت نفس و اعتماد به نفس برخودار باشد.

يكي از راه هاي از بين بردن اضطراب، همين عادت كردن به تنفس عميق است. اگر به افراد مشخص نگاه كنيد كه عنان اختيار خود را به خشم و خشونت نمي سپارند و حتي در بحراني ترين شرايط بر عواطف و هيجان هاي منفي خود مسلط هستند مي بينيم كه تنفس عميقي دارند.

عادت كنيد عميق نفس بكشيد و شكل آگاهانه تر و عميق تري به تنفس خود بدهيد.

خوب بخوابيد:

خوب خوابيدن يعني افزايش عيق تنفس هنگام خواب يعني آرامش. يعني شارژ عصبي و مغناطيسي ذهن و همه اين ها يعني انرژي دوباره. روحيه دوباره. ضربه پذيري كمتر و اعتماد به نفس بيشتر.

23- بر خود مسلط باشيد.

اينكه شما احساس كنيد بر خود مسلط هستيد يك امر كاملاً ضروري است.

تسلط بر خود جنبه هاي مختلفي دارد. مثلاً تسلط بر جسم و بدن.

هر گونه كاهش انرژي كه با عدم فعاليت و سستي شما ايجاد مي شود و به ضعف روحي منجر مي گردد و براي اعتماد  به نفس، مخرب است.

تسلط بر جسم، توانايي جسمي و روحي و تسلط بر عواطف و اميال را به ارمغان مي آورد كه به اعتماد به نفس منجر مي شود.

تسلط بر نفس:

جنبه ديگر تسلط بر خود، تسلط  بر اميال و غرايز است كه نشان از قدرت اعتماد به نفس دارد.

آن ها كه از اراده و اعتماد به نفس برخوردار نيستند، به هر خواهش تني، تن در مي دهند و به هر خواهش نفس دل مي سپارند.

كسي كه بر نفس خود تسلط دارد، به اطرافيانش ايمان و اعتقاد و اعتماد را القا مي كند.

24- ارتباط با خدا و نيروي توكل:

به خدا توكل كنيد.

هر چه ارتباط شما با خدا يعني آن نيروي عظيم و آن خرد لايتناهي و آن قدرت بي پايان بيشتر و بيشتر شود اعتماد به نفس بيشتري را در خود تجربه مي كنيد.

هر چه ارتباط شما با خدا محدودتر گردد ترس و اضطراتب بيشتري بر شما چيره مي شود. ترس از شكست ، ترس از ورشكستگي، ترس از دشمنان، ترس از رقيبان ، ترس از مرگ.

مرد عربي از پيامبر پرسيد چه كنم تا از دشمن هيچ آسيبي به من نرسد؟ حضرت فرمود: به خدا توكل كن.

در سايه توكل به خدا و ارتباط با او وقتي در راستاي تلاش خود همه چيزا را به خدا مي سپاريد نيرويي معنوي و عظيم به شما دست مي دهد.

خداوند فوموده: ان تنصرالله ينصركم و يثبت اقدامكم:

اگر مرا ياري كنيد، شما را ياري مي كنم و قدم هايتان را استوار مي گردانم.

چه چيزي بهتر از آن كه خدا خود ما را ياري كند؟

وقتي شما خدا را پشتوانه خود احساس مي كنيد , اعتماد به نفس و آرامشي ژرف را تجربه مي نماييد.

ياري خدا يعني بر اساس قوانين الهي رفتار كردن، گناه نكردن، كمك به ديگران، احترام و احسان به والدين. ياري خدا در واقع همان ياري كردن به خود است.

با خدا در ارتباط باشيد و از عظيم ترين نيروي هستي در همه كار خود ياري بجوييد.

25- كمك به ديگران

يك اقدام عملي براي افزايش اعتماد به نفس پس از توجه به خود كمك به ديگران است.

در برنامه زندگي خود حتماً وقتي را به خانوادده اختصاص دهيد و مسئوليت ها و وظايفي را تقبل كنيد. بخشي را هم به ديگران به كساني غير از اعضاي خانواده اختصاص دهيد.

كمك هايتان واقعي و مؤثر باشد. به جاي اينكه به گرسنه اي ماهي بدهيد تا شكمش را سير كنيد به او ماهيگيري ياد بدهيد تا از اين پس خودش بتواند خودش را سير كند و به كمك شما احتياجي نداشته باشد.

كمك هايي كه ديگران را به شما وابسته مي كند. به هيچ وجه كمك نيستند و در حقيقت به نوعي ظلم و ستم هستند.

26- خود را به ديگران وابسته نكنيد.

اعتماد به نفس با هر نوع وابستگي منافات دارد.

وابستگي به يك شيء وابستگي به يك فرد وابستگي به هر چيز مخرب است.

همه اين ها همه موقعيت ها و تمام وضعيت ها وسايلي هستند براي استفاده و بهره برداري شما. براي رشد و پيشرفت شما.

آرامش و خوشحالي و ديگر احساسات خود را به ديگران وابسته نكنيد. نه به شخصي نه به محيطي و نه به چيزي ديگر. سهراب سپهري مي گويد: سايبان آرامش ما ، ماييم.

هيچ كس نمي تواند اسباب آرامش و رضايت خاطر شما را فراهم كند به جز شما.

هيچ كس تحت هيچ شرايطي نمي تواند در شما آرامش خوشحالي و خرسندي بيافريند مگر خود شما.

مراقب باشيد، دوست داشتن و علاقه شما، ابتدا متوجه خود شما باشد و بعد متوجه ديگري گردد.

و شما ديگري را هميشه به خاطر روح انساني و رفتار او بايد دوست بداريد تا اين دوست داشتن روح انساني را در هم نشكند.

خود را تحت هيچ شرايطي به هيچ چيز و هيچ كس وابسته نكنيد.

27- خوشحالي يعني در مورد خود احساس خوبي داشتن.

احساس موفقيت، براي پرورش اعتماد هبه نفس بسيار مؤثر است اما از اين مؤثرتر احساس رضايت خاطري است كه شما از خود داريد.

هر آنچه كه سبب مي شود خودتان يا ديگران را خوشحال ببينيد، احساسي است كه در آن لحظه نسبت به خود داريد.

وقتي در موضوعي ناموفق مي شويد شكست شما چندان مهم نيست مهم آن است كه آن شكست را چگونه تلقي مي كنيد.

$(document).ready(function() { $('#rate_p52323').rating('rate.php?pid=52323', {maxvalue:5, curvalue:0}); });

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۰:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]

تمرين هاي ضروري براي سخنراني و گويندگي

۵ - تمرين افزايش اعتماد به نفس ( ۲)

اعتماد به نفس در 10 مرحله          

به نظر مي رسد كه اعتماد به نفس يك هدف دور از دسترس باشد ولي امكان دسترسي به آن با چند راه حل كوتاه وجود دارد :


1. روي توانايي هاي محاوره اي خود كار كنيد.
بهتر كردن مهارت گفتگو به شما كمك مي كند كه در هر موقعيت اجتماعي احساس راحتي كنيد كه در كل به اعتماد به نفس بزرگتري منجر مي شود. اگر تمرين به نگه داشتن ارتباط چشمي نماييد و شنونده ي خوبي باشيد اين به شما احساس اعتماد به نفس خواهد داد و مي توانيد از مزاياي اين كه به عنوان يك شخص با اعتماد به نفس با شما رفتار كنند استفاده كنيد.


2. اهداف خود را تعيين كنيد.
اگر براي هر چيزي كه مي خواهيد به دست بياوريد اهداف تعيين كنيد ساختن اعتماد به نفس آسان تر خواهد بود. اگر كه مي خواهيد با اعتماد به نفس كافي رئيس يك سازمان شويد يك برنامه ي عملي براي رسيدن به اين هدف طراحي كنيد.


3. درگير شويد.
وقتي در يك سازمان, پروژه يا كميته درگير هستيد تجربه جديد, بهبود مهارت, شانس رهبري و توسعه شخصيت باعث بهبود اعتماد به نفس شما خواهد شد. راجع به پيوستن به يك موسسه حرفه اي, ثبت نام كردن براي يك كميته و يا به طور داوطلبانه در موسسات كاري عضو شدن فكر كنيد.


4. از تجسم مثبت و با خود حرف زدن استفاده كنيد.
راه رسيدن به اعتماد به نفس اولا" تمرين ذهني است. تصور كردن اين كه يك فرد داراي اعتماد به نفس هستيد اولين زمينه ذهني را فراهم مي كند. مثبت فكر كردن يكي ديگر از راه هاي ايجاد اعتماد به نفس مي باشد. به خودتان بگوييد كه يك فرد داراي اعتماد به نفس هستيد و اجازه ندهيد افكار منفي در ذهنتان رشد كند.


5. كمك هاي حرفه اي جستجو كنيد.
سخنراني هاي ايجاد انگيزه به شنوندگان انگيزه و تحرك مي بخشند و كمك مي كنند كه شنوندگان داراي اعتماد به نفس شوند. اگر شخصا" نمي توانيد در يك سمينار شركت كنيد بسياري از سخنرانها توسط CD و DVD سخنرانيهاي ايجاد انگيزه خود را پخش مي نمايند. بسياري از كتابهاي خودآموز مي توانند شما را در زمينه اعتماد به نفس سازي كمك كنند.
مربيان به رشد استعدادهاي شخصي كمك مي كنند. اگر مشكلات عميق تري در ايجاد اعتماد به نفس داريد مي توانيد از يك مشاور يا روانشناس كمك بگيريد. افسردگي ،  ناراحتي و بيماري مي تواند اعتماد به نفس را كم كند.
مثبت فكر كردن و شركت در جلسات سخنرانيهاي ايجاد انگيزه براي اعتماد به نفس سازي كافي نيست.


6. قدم هاي كوچكي برداريد.
در ادامه ي راه حل تعيين اهداف هنگامي كه احساس اعتماد به نفس نمي كنيد برداشتن قدمهاي كوچك بيشتر اين امكان را به شما مي دهد كه به سطح مطلوب اعتماد به نفس برسيد.
به خودتان بگوييد كه امروز لبخند خواهيد زد, با هر كسي كه ملاقات مي كنيد دست خواهيد داد و قول دهيد كه در جلسه بعدي عقايد خود را خواهيد گفت.
اين احتمال بيشتري دارد كه به موفقيت منجر شود و در مسير اعتماد به نفس شروع خواهد شد تا يك پرش بي پروا يا يك نطق مهم در يك كنفرانس ملي.


7. يك ذهن با اعتماد به نفس را تمرين كنيد.
ممكن است اين جمله را شنيده باشيد (( وانمود كن تا به آن برسي.)). حقيقت اين است كه شما با رفتار كردن مانند كسي كه با اعتماد به نفس است مي توانيد اعتماد به نفس به دست آوريد. نياز نيست كه كسي بداند كه شما غلو مي كنيد. نهايتا" شما به تظاهر نياز نداريد. موفقيتي كه شما از رفتار كردن مانند كسي كه با اعتماد به نفس است به دست مي آوريد در نهايت منجر به اعتماد به نفس واقعي خواهد شد.


8. الگوهاي داراي اعتماد به نفس جستجو كنيد.
اين كه آيا شما با همكاران دوستان يا اعضاي فاميل يا اشخاص معروف براي الهام گرفتن مراجعه مي نماييد جستجوي الگوهاي داراي اعتماد به نفس مي تواند شما را براي داشتن اعتماد به نفس ياري دهد.
بهتر اين است كه شما با كسي كه مي خواهيد به عنوان الگوي داراي اعتماد به نفس برگزينيد تماسهاي واقعي داشته باشيد. اما شما هنوز مي توانيد عقايد اشخاص معروف و استراتژي ايجاد اعتماد به نفس را از طريق مصاحبه ها و كتاب ها به دست آوريد.


9. چيزهاي جديد آزمايش كنيد.
تجارب جديد در دسترسي به اعتماد به نفس كمك خواهد كرد. لازم نيست شما فضانوردي و يا كارهاي مهم از اين قبيل را بياموزيد. سرگرمي جديدي را آغاز كردن يا شركت در يك كلاس به شما در بالا بردن مهارت مورد نظر كمك مي كند.


10. از خودتان رضايت داشته باشيد.
داشتن يك نظر مثبت نسبت به خود كليد رسيدن به اعتماد به نفس است. شما بايد از كسي كه هستيد خوشحال باشيد; از شخصيت تا ظاهر خود, قبل از اين كه كاملا" اعتماد به نفس را به دست بياوريد.
به دست آوردن اعتماد به نفس به كار سخت نياز دارد. ولي اگر مرحله به مرحله پيش برويد غير ممكن نيست .

http://www.newseminar.org/component/content/article/204.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۲۰:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷<> ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ <