مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11862
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 38
همه : 4340344

 

چگونه پروژوزال بنويسيم؟



براي نوشتن يك طرح پايان نامه، معمولاً فرم هاي از پيش تهيه شده اي وجود دارد كه دانشجو بايد آن را پر كند. پروپوزال يا طرح پايان نامه بايد زير نظر استاد راهنما تدوين شود. با توجه به اين كه فرم هاي پروپوزال بخش هاي يكسان و مشابه فراواني دارند، توضيحات لازم براي پر كردن هربخش ارايه مي شود. دانشجو بايد فرم طرح پايان نامه يا پروپوزال را تكميل نمايد(پيش نويس) و پس از رويت و هماهنگي با استاد راهنما آن را نهايي نمايد. دقت كنيد كه براي تدوين فرم پروپوزال نبايد بخش هاي اساسي مربوط به تحقيق خالي بماند.
بخش هاي مشترك در فرم هاي طرح پايان نامه هاي دانشگاهي كه حتماً بايد پر شوند و توضيحات آن در ادامه ارايه مي شود.
1. معرفي طرح پايان نامه: نوشتن عنوان پايان نامه به فارسي و انگليسي، رشته و مقطع تحصيلي دانشجو.
2. معرفي دانشجو، اساتيد راهنما و مشاور: نوشتن مشخصات فردي دانشجو، اساتيد راهنما و مشاور.
3. اطلاعات مربوط به پايان نامه: نوشتن زبان پايان نامه(فارسي يا غيرفارسي)، نوع پژوهش از نظر هدف (توضيح در انتخاب روش تحقيق همين فصل)، تعدادواحدپايان نامه و پرسش اصلي تحقيق.
4. بيان مساله: در اين بخش بايد ابعاد و حدود مساله را مشخص كرد و مساله را به طور دقيق معرفي نمود. دانشجو، جنبه هاي مجهول، مبهم و متغيرهاي مربوط به پرسش هاي تحقيق و منظور تحقيق را بيان مي كند. بيان مساله تشريح مشكلات و تعارضاتي است كه در ذهن دانشجو يك پرسش يا سوال اساسي را ايجاد كرده است. در واقع با مرور منطقي دلايل پديدآيي سوالات، در پايان پرسش يا پرسش هاي اصلي تحقيق مطرح مي شود. يكي از مهم ترين مراحل در انجام تحقيق، طرح يك سوال يا پرسش خوب است. پژوهش با سوال شروع و با اقدامات سازمان يافته به جواب منتهي مي شود. محل مناسب براي توضيح دلايل شكل گيري و معرفي اين سوال، بخش بيان مساله است. در بيان مساله بايد به عملي بودن آن توجه شود. مساله بايد اهميت و ارزش كافي براي سرمايه گذاري داشته باشد و بتواند هيات تصميم گيرنده را متقاعد نمايد كه يا در زمينه موردنظر اطلاعاتي وجود ندارد؛ يا اطلاعات اندكي وجود دارد؛ يا اطلاعات موجود اشتباه است؛ و يا چيزهاي جديدي را بر پيكره شناخت موجود خواهد افزود. براي اين منظور در تدوين بيان مساله بايد به يافته ها و اموري استنادكنيد كه مساله هاي برجسته اي را به ميان مي كشند. در بيان مساله بايد بر اساس مستندات و دلايل نشان دهيم كه مساله اي وجود دارد.
5. سوابق مربوط: بيان مختصر سابقه از تحقيقات انجام شده درباره موضوع و نتايج به دست آمده در داخل و خارج از كشور و نظريه هاي علمي موجود درباره موضوع تحقيق مي باشد. در اين بخش بهتر است كه 5 تحقيق جديد فارسي و 5 تحقيق جديد انگليسي در فاصله ده سال گذشته با ذكر منبع و قالبي به شكل : "نام محقق، سال، عنوان، روش نمونه گيري، آزمودني و نتيجه" اقدام گردد.
6. بخش فرضيه ها: فرضيه پاسخي فرضي به مسأله يا پرسش هاي پژوهش است. فرضيه يك پيشنهاد يا پيش بيني منطقي است كه پس از آزمايش و بررسي رد يا قبول مي شود. فرضيه هايي كه در تحقيق بيان مي شوند بايد مانند اهداف مطالعه به طور دقيق، واضح و كامل و با استفاده از واژه هاي قابل اندازه گيري بيان شوند. كاربرد فرضيه صفر براي آن است كه دانشجو يك پاسخ احتمالي به عنوان شكل مخالف پاسخ خود يا فرضيه صفر را آزمون كند و در اين حالت، دانشجو اعلام مي كند كه فرض صفر رد شده و فرض مقابل آن پذيرفته است.
7. بخش اهداف تحقيق: هدف كلي هر تحقيق همان عنوان منتخب خواهد بود و اهداف ويژه يا اختصاصي، موارد جزيي شده اي است كه محقق را به هدف كلي مي رساند. در هريك از انواع پژوهش ها، اهداف خاصي دنبال مي شود كه آنها بر شكل گيري و چگونگي بيان مساله تاثير مي گذارد و از آن تاثير مي پذيرد. يكي از عوامل موثر بر تعيين هدف پژوهش اين است كه دانشجو با خود بيانديشد كه پس از پايان پژوهش راجع به چه چيزي گزارش خواهد داد.
8. بخش اهميت و ضرورت تحقيق: اين بخش را مي توان در دو محور اهداف كاربردي و ضرورت هاي خاص انجام تحقيق پاسخ داد. در محور اهداف كاربردي بايد نوشت كه نتايج به دست آمده چه كاربردي خواهد داشت. در محور ضرورت هاي خاص انجام تحقيق بايد با بيان تناقض هاو مشكلات به كمك منابع علمي به لزوم تحقيق و كاربردهاي آن اشاره كرد. براي بيان اهميت و ضرورت تحقيق، بايد به دلايل انجام پژوهش در رابطه با مساله مطرح شده اشاره كنيم. همانطور كه در بيان مساله اشاره شد، بايد با استدلال منطقي و در ادامه مساله اي كه مطرح شده، به ضروت اجراي تحقيق و امكان استفاده كاربران احتمالي آن بپردازيم.
9. بخش روش تحقيق: در اينجا بايد به روش تحقيق، جامعه، نمونه و متغيرهاي تحقيق اشاره شود.
10. بخش روش گردآوري اطلاعات: در اينجا بايد شيوه گردآوري اطلاعات بر اساس نوع روش تحقيق منتخب، توضيح داده شود. بر اين اساس شما مي توانيد به روش هاي ميداني، كتابخانه اي(اسنادي)، آزمايشگاهي يا ديگر روش ها اشاره كنيد.
11. بخش ابزارگردآوري اطلاعات: بايد مشخص كرد كه از كدام يك از ابزارهاي پرسشنامه، آزمون، مصاحبه، مشاهده و يا هرگونه سياهه احتمالي استفاده مي كنيد.
12. بخش روش تجزيه و تحليل اطلاعات: در اينجا بايد روش هاي آماري منتخب را معرفي كنيد.
13. جدول زمان بندي مراحل انجام تحقيق: در اين بخش، بايد در يك زمان بندي از تصويب تا دفاع نهايي را مشخص مي كند. اين دوره معمولاً براي پايان نامه هاي كارشناسي ارشد، 6ماهه و براي رساله هاي دكترا يكساله است.
14. بخش فهرست منابع ومآخذ (فارسي وغير فارسي ) مورد استفاده در پايان نامه: در اينجا بايد تنها منابعي نوشته شوند كه در بيان مساله و ساير بخش هاي پروپوزال از آنها استفاده شده است. در اين صورت منابع را مي توان با توجه به ملاحظات زير نوشت.
• ابتدا منابع فارسي و سپس منابع انگليسي بر اساس حروف الفبا تنظيم مي شوند.
• شماره و رديف. نام خانوادگي نويسنده، نام نويسنده(سال انتشار). عنوان كتاب، مقاله، گزارش يا پايان نامه تحصيلي همراه با ذكر عنوان پايان نامه دوره كارشناسي ارشد يا رساله دكترا(اين قسمت با حروف ايتاليك و سياه حروفچيني شود)، نام ناشر، مجله، سمينار يا موسسه علمي كه مقاله در آن چاپ شده و يا نام دانشگاهي كه پايان نامه در آنجا ارايه گرديده است. شماره مجله يا شماره جلد كتاب. شماره صفحه هايي كه مطلب مورد نظر از آنها استخراج شده است(در صورتي كه كل منبع موردنظربه عنوان مرجع مورد استفاده قرار گرفته باشد، لزومي به ذكر شماره صفحه ها نيست).
• توجه شود كه نام و نام خانوادگي با علامت ويرگول، سال با علامت پرانتز و سپس نقطه، عنوان با علامت نقطه، و انتشارات با شهر نشر و صفحه ها با علامت ويرگول از يكديگر جدا شوند.
• در صورتي كه منبع بيش از يك نفر نويسنده داشت، پس از نوشتن نام هر نويسنده(ابتدا نام خانوادگي بعدكاما و بعد نام) از علامت (؛) براي جداكردن نام ها استفاده مي كنيم. اگرمنبع مورد استفاده تعداد نويسندگان زيادي داشت، لازم است اسامي تمامي آنها قيد شود.
• در زمينه كتاب ها يا مقالاتي كه به يك نويسنده تعلق دارند، رعايت ترتيب زماني انتشار آنها ضرورت دارد. دراين حالت ابتدا مورد جديدتر مطرح مي شود.
• اگر كتاب ترجمه شده است، نام مترجم پس از نام كتاب به شكل مثال زيربيان شود : بست، جان دبليو(1373). روش هاي تحقيق در علوم تربيتي و رفتاري. ترجمه حسن پاشاشريفي؛ نرگس طالقاني. تهران: انتشارات رشد، 23-27
• در صورتي كه مقاله از اينترنت يا لوح فشرده انتخاب مي شود، منبع نويسي به شكل زيرصورت گيرد: نام خانوادگي، نام نويسنده(سال نشر). عنوان مطلب، تاريخ دريافت، نشاني اينترنتي يا نام لوح فشرده. در مورد مقالاتي كه از سايت هاي اينترنتي استفاده مي شود، آدرس سايت به همراه ديگر اطلاعات مانند رفرنس هاي كتاب و مجله آورده شود.

http://www.hghasemi.com/d.asp?id=25922


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه از پروپوزال خود دفاع نماييم؟



براي دفاع از پروپوزال دانشجو بايد بر محتواي پروپوزال تكميل شده تسلط داشته باشد. لذا پيشنهاد مي شود كه براي يك ارايه مناسب در جلسه دفاعيه يك پاورپوينت از اطلاعات اساسي طرح تحقيق در حداكثر 15 اسلايد در محورهاي زير تهيه نماييد و به تعداد داوران در شكل دستي(سه اسلايد در هر صفحه) توزيع نماييد. در اين شكل شما حداكثر براي هر داور 5 صفحه از اطلاعات ناب خود در خصوص طرح تحقيق را آماده مي كنيد و ضمن تسلط بيشتر در ارايه توضيحات، از همراهي بيشتر آنها نيز برخوردار خواهيد شد. ضمن اين كه هر يك از تغييرات اصلاحي و پيشنهادي داوران را مي توانيد در مقابل اسلايد هاي مربوطه بنويسيد و آن را در فرصت مناسب اجرا كنيد. براي تهيه اسلايدهاي دفاع از پروپوزال يا طرح تحقيق از محورهاي زير استفاده كنيد.
1. معرفي: شامل نام دانشجو، عنوان، اساتيد راهنما و مشاور پيشنهادي در يك اسلايد
2. معرفي متغيرها: تعريف نظري و عملياتي متغيرهاي مورد بررسي در يك اسلايد
3. بيان مساله: حداكثر در 4 محور و با ارايه پرسش اصلي(5خط) در يك اسلايد
4. اهميت و ضرورت تحقيق: حداكثر در 5 محور (5خط) در يك اسلايد
5. ادبيات پيشينه: در سه محور : نتايج تحقيقات داخلي، خارجي و نظريه ها در سه اسلايد
6. اهداف تحقيق: در دو بخش هدف كلي و اهداف ويژه در دو اسلايد
7. فرضيه ها يا سؤالات: فرضيه يا سووال مطرح مي شود در يك اسلايد
8. جامعه و نمونه: معرفي جامعه و روش نمونه گيري و تعداد نمونه منتخب در يك اسلايد
9. روش تحقيق: معرفي روش تحقيق منتخب و دليل انتخاب آن در يك اسلايد
10. روش هاي آماري: معرفي روش هاي آماري منتخب و دليل انتخاب آنها در يك اسلايد
11. ابزار جمع آوري اطلاعات: معرفي ابزار جمع آوري و شيوه جمع آوري اطلاعات در يك اسلايد
12. جدول زمان بندي انجام كار: ارايه جدول زمان براي براي تحقيق تا پايان كار در يك اسلايد

http://www.hghasemi.com/d.asp?id=25922


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

 اين جملات را هرگز در محل كارتان بر زبان نياوريد


بر اساس تحقيقي كه به تازگي انجام شده و طبق توصيه كارشناسان، ۱۰ جمله زير را فيگارو به عنوان بدترين چيزهايي انتخاب كرده كه مي‌توان در محيط كار به زبان آورد.

« تفاوت ميان جمله « تقريبا درست است » با « درست است » آنقدر بزرگ است كه به تفاوت ميان كرم‌شب‌تاب و رعد و برق مي‌ماند. معناي اين جمله‌ « مارك تواين را وقتي بهتر درك مي‌كنيم كه بدانيم گفتن بعضي جمله‌ها در كار چقدر مي‌تواند ويرانگر باشد. فرقي نمي‌كند شما كارمند باشيد يا مشتري يا جزو مقامات بلند پايه؛ اين كلمات شما هستند كه به شما و شخصيت كاري‌تان رنگ و رو مي‌دهند.

با اين حال اغلب اوقات وقتي در محيط كاري شروع به صحبت مي‌كنيم اغلب از كلماتي مبهم و ترديد آميز استفاده مي‌كنيم كه تنها فايده‌اش مخدوش كردن پيامي است كه قصد انتقال آن را داريم. كاربرد كلمه‌هايي همچون « به نوعي، در اغلب موارد » باعث كاهش قدرت كلام مي‌شود يا استفاده از جمله‌هاي منفي مثل « نمي‌توان، امكان ندارد و هرگز » كه باعث نا اميدي و منفعل شدن مي‌شود.

براساس تحقيقي كه به تازگي انجام شده و طبق توصيه كارشناسان، ۱۰ جمله زير را فيگارو به عنوان بدترين چيزهايي انتخاب كرده كه مي‌توان در محيط كار به زبان آورد.


1 - اين كار من نيست

همين جمله ساده و پركاربرد باعث مي‌شود شما خودتان را از جمع اعضاي تيم كاري‌تان جدا كنيد. اين جمله دقيقا متضاد حس انعطاف‌ پذيري و ميل به ياد گرفتن چيزهاي جديدي است كه براي برعهده گرفتن پست‌هاي حساس و عالي حياتي است. به جاي اين جمله منفي مي‌توان از اين جمله مثبت استفاده كرد: « واقعا در اين زمينه تجربه‌اي ندارم.»

 

2 - فكر مي‌كنم كه

« لوري توماس روس كه مدير يك شركت بزرگ است اعتقاد دارد اين جمله و جمله‌هاي مشابه آن همچون « تصور مي‌كنم، احساس مي‌كنم » باعث مي‌شود از تسلط مديريتي شما كاسته شده و قدرت پيام را نيز تضعيف كند. گفتن « فكر مي‌كنم اين بهترين استراتژي است » قدرت كمتري دارد از جمله « اين بهترين استراتژي است. » حتي اين مورد را بايد به تشكر كردن هم تسري دارد.


3‌ - نمي‌دانم

شما فكر مي‌كنيد گفتن اين جمله يعني صداقت؟ با گفتن اين جمله ممكن است ديگران فكر كنند شما از روي تنبلي با اين جمله خود را خلاص كرده‌ايد. به جاي اين جمله بگوييد:« اجازه بدهيد جواب را پيدا كنم.» يا« نمي‌دانم چطور اين كار را انجام دهم.» و حتي « براي انجام اين كار از چه كسي مي‌توانم كمك بگيرم؟» نيز جمله مناسبي است. با اين كار زمان مي‌خريد تا راه حل را بيابيد.

4 - نمي‌توانم

با بر زبان « نياوردن » اين جمله به همكاران خود مي‌فهمانيد كه براي هر نوع يادگيري آماده هستيد. مي‌توانيد مشكل را بررسي و راه حل پيشنهاد كنيد. مثلا اگر از شما خواسته باشند پروژه‌اي را معرفي كنيد كه به دليل مشغله كاري توان انجام آن را نداريد بگوييد: « متاسفانه الان مشكلي دارم. با اين حال با فلاني در اين مورد صحبت كرده‌ام و مطمئنم او به خوبي از پس آن برمي‌آيد.»


5 - ولي

استفاده از كلمه « ولي » همه آن چيزي را كه پيش از اين گفته‌ايد كاملا انكار مي‌كند. مثلا اين جمله را ببينيد: «اين پيراهن خيلي زيباست اما اين گوشواره‌ها به پيراهنت نمي‌آيد.» ما هميشه به طورغريزي جملات منفي را مي‌بينيم. بنابراين استفاده از اين كلمه تنها باعث برجسته شدن بخش منفي ماجرا مي‌شود.


6 - سعي خودم را مي‌كنم

استفاده از اين جمله يعني احتمال شكست وجود دارد و ممكن است داستان به آخر نرسد. وقتي در ساعات آغازين كار، رئيس‌تان از شما مي‌خواهد كاري را انجام دهيد و شما به او مي‌گوييد « سعي خودم را مي‌كنم » باعث مي‌شود ترديد در روح رئيس‌تان شكل بگيرد. به جاي اين جمله مي‌توانيد بگوييد: « ساعت ۹ روي ميز كارتان خواهد بود. »


7 - ايده خوبي نيست

اين اولين و دم‌ دست‌ترين جمله‌اي است كه در برابر ايده‌هاي همكارانتان مي‌توانيد بگوييد. بكار بردن اين جمله باعث مي‌شود آنها جرات ابراز ايده‌هاي خود را نداشته باشند. به جاي اينكه چيزي را به طور كامل رد كنيد مي‌توان مثلا از يك پرسش استفاده كرد: « خب مي‌توان اين ايده را اجرايي كرد؟»


8 - تقصير من نيست

به جاي گفتن اين جمله و در مقام ضعف و مظلوم‌ نمايي قرار گرفتن بهتر است دست بالا را بگيريم. چنين جمله‌هايي مي‌تواند كمك حال هركسي باشد: « سعي مي‌كنم بفهمم چه اتفاقي افتاده است.» يا« بهتر است سعي كنيم بفهميم چطور مي‌شود از تكرار اين اتفاق جلوگيري كرد. »


9 - تصور مي‌كنم

اجتناب كردن از جمله‌هايي كه در آنها عدم قطعيت موج مي‌زند باعث مي‌شود قدرت و تسلط خود را بهتر به ديگران نشان دهيد. اگر ذهن شما را چيزي به خود مشغول كرده كه باعث درنگ شما مي‌شود به جاي اينكه با خجالت صحبت كنيد بهتر است مشغوليت ذهني‌تان را صادقانه مطرح كنيد.


10 - غيرممكن است

اين جمله بدون شك منفي‌ترين جمله اين فهرست است. اين جمله يعني اينكه شما حتي آماده نيستيد كه آن موضوع خاص را امتحان كنيد. حس منفي واگيردار است و همچون يك ويروس منتشر مي‌شود. براي مثبت بودن مي‌شود گفت: «خب بگرديم شايد راه حلي پيدا كرديم. »
 

www.Magazin.ir 

 http://www.web.iran-forum.ir/life-style/work-life/small-business/43799-اين-جملات-را-هرگز-در-محل-كارتان-بر-زبان-نياوريد.html#


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

 با خودت قشنگ‌تر حرف بزن

همه ما گاهي با خود صحبت مي‌كنيم و اين صحبت‌ها در واقع همان افكار مثبت يا منفي است كه گاهي آن را با صداي بلند و گاه در ذهن خود مي‌گوييم. اگر حرف‌هاي ما با خودمان مثبت باشد، موجب آرامش بيشتر و كنترل استرس مي‌شود اما اگر منفي باشد موجب تشديد استرس مي‌شود...

به گفته روان‌شناسان اين گفتگوها بازتاب حالات عاطفي ما هستند و اعتماد به نفس، ديدگاه، انرژي، عملكرد و ارتباط با ديگران را تحت تاثير قرار مي‌دهند. پس بهتر است با به كار بردن روش‌هاي زير گفتگوهاي دروني منفي خود را به مثبت تبديل كنيم و از نتايج خوب آن بهره‌مند شويم.

1. بهتر است به جاي اينكه روي مشكل تمركز كنيد، به راه حل آن فكر كنيد. همه مشكلات راه حل دارند. از خود بپرسيد: «چه‌طور مي‌توانم اين وضعيت را تغيير دهم؟»

2. سعي كنيد اين جمله را كه «هر اتفاق بدي يك فاجعه است.» به كار نبريد. واقع بين باشيد و از ترساندن خود دست برداريد، پس بهتر است بگوييد «بله ممكن است به دليل اشتباهات كوچك اتفاق بدي بيفتد اما فاجعه‌اي در كار نيست.»

3. با تصويرسازي ذهني پيشاپيش در مورد خود و ديگران، فرصت شناخت افرادي را كه در ذهن خود كليشه كرده‌ايد، از دست ندهيد. بهتر است با خود بگوييد «همه ما انسان‌هايي هستيم با شخصيت‌هايي منحصر به فرد، هر كدام از ما نقاط ضعف و قوتي داريم.»

4. همه بايدها، پيش فرض قوانين و استانداردهاي رفتاري هستند كه وجود واقعي ندارند. مثلا شما ملزم به رعايت قوانين رانندگي هستيد اما در هوش شما «بايد» وجود ندارد. پس به جاي اينكه بگوييد «من بايد باهوش‌تر از اين باشم»، بگوييد «من مي‌توانم از اين باهوش‌تر باشم.»

5. «هميشه»، «هرگز» و «هيچ‌» كلماتي مبالغه‌آميز براي نشان دادن واقعيت هستند. پس نگوييد «من هميشه زياد غذا مي‌خورم بنابراين هرگز لاغر نخواهم شد» بهتر است بگوييد: «من اغلب بيش از حد غذا مي‌خورم اما مي‌توانم اين عادت را تغيير دهم»

6. سعي كنيد واقعيت را با سياه و سفيد ديدن تحريف نكنيد. فكر نكنيد كه تلاش شما بايد يا به شكست كامل تبديل شود يا به پيروزي كامل. ممكن است بگوييد «يا با ورزش كردن تا روز جمعه دو كيلو لاغر مي‌كنم يا اينكه اصلا ورزش را كنار مي‌گذارم» به جاي اينكه بگوييد: «من مي‌خواهم با ورزش كردن تا روز جمعه دو كيلو لاغر شوم. حتي اگر يك كيلو هم لاغر شوم نشان مي‌دهد كه ورزش مفيد بوده است اگر هم همان وزن ماندم با رژيم غذايي و ورزش سعي مي‌كنم خود را لاغركنم».

7. برچسب‌هاي منفي ابزارهايي هستند كه اعتماد به نفس را كم مي‌كنند. مثلا وقتي به خود مي‌گوييد «من احمق هستم» اين تبديل به بخشي از هويت شما مي‌شود و موجب مي‌شود از خود متنفر شويد. به جاي اين به ياد بياوريد كه اشخاص تنها مجموعه‌اي از نقايص و اشتباهات نيستند، ممكن است رفتار شما بعضي مواقع اشتباه باشد اما اين به معناي حماقت نيست. پس بگوييد «هر انساني ممكن است اشتباه كند و من هم مثل همه انسان‌ها»

8. وقتي كسي به شما راه حل مناسب و ممكن ارايه مي‌دهد، سعي كنيد به آن گوش دهيد و بپذيريد نه اينكه بگوييد بله اما... و هزاران دليل بياوريد كه اين راه حل خوب نيست.

منبع: salamatiran.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

بهترين كتاب هاي اصول سخنوري

 علاقمندان به آشنايي با اصول علمي انواع سخنراني ، روش هاي تدريس ، هنر گويندگي ، هنر مجريگري ، فن مناظره ، هنر قصه گويي ، اصول مخاطب شناسي و جذب مخاطبان ، اصول مديريت جلسات و همايش ها ،  اصول ارتباطات غير كلامي و استفاده از زبان بدن  ،  شيوه هاي نفوذ كلام و اصول هنر اقناع و ترغيب مخاطبان ، مي توانند با اي ميل :

 rooddaria@yahoo.com

مكاتبه كنند تا مشخصات كتاب هاي برتر مربوط به هر يك از موارد ياد شده ،  ارسال شوند .  


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

اگر دوستم داري،با من حرف بزن!   اهميت نقش گفتگو در زندگي زناشويي


به نظر مي رسد اغلب مردان آن طور كه همسرشان نياز دارد، با او صحبت نمي كنند. از طرف ديگر، به نظر مي رسد زنان ازخود گفتگو لذت مي برند در حالي كه مردان تمايلي به صحبت درباره خودشان يا احساساتشان ندارند.

مساله مهم اين است كه زن مي خواهد همسرش براي او با تمام وجود اهميت قايل باشد و زماني كه ازوي چنين توجهي دريافت مي دارد، با او احساس صميميت و نزديكي مي كند. در روان زنان، گفتگو با محبت تركيب مي شود تا به آنها كمك كند با ديگري احساس يگانگي كنند. تا زماني كه محبت و گفتگو ادامه دارد، زن احساس پيوند و وابستگي مي كند.

بنابراين اگر مردي به طور جدي بخواهد نياز همسرش را بر طرف كند تا او احساس نزديكي و صميميت كند، بايد وقت صرف كند و توجه كافي نشان دهد. به مردان توصيه مي شود بياموزند زماني را در هفته به توجه غير مشروط به همسرشان اختصاص دهند. اگر سر شما خيلي شلوغ است و وقت نداريد چنين موقعيتهايي را فراهم آوريد، بايد بدانيد كه دقيقا به همين دليل به چنين جلسات و گفتگوهايي نياز داريد. آگاهي از نگراني ها و شكايات همسر كافي نيست. شما بايد به همسرتان كمك كنيد نگراني هايش را رفع كند و نيازش به محبت و توجه شما برطرف شود.


در روان زنان، گفتگو با محبت تركيب مي شود تا به آنها كمك كند با ديگري احساس يگانگي كنند. تا زماني كه محبت و گفتگو ادامه دارد، زن احساس پيوند و وابستگي مي كند.

چگونه اين زمان در دوران نامزدي مهيا مي شد اما الان نمي شود؟ چگونه است كه زوجين براي با هم بودن در دوران نامزدي فعاليتهاي مختلفي مانند سينما، پارك، رفتن به رستوران، ساعتها صحبت كردن و... را تدارك مي بينند اما اين برنامه ها پس از ازدواج رنگ مي بازد؟

زوجيني كه مشتاق زندگي مشترك شاد و و رضايت بخش باشند، به اين رفتار در سراسر زندگي شان ادامه مي دهند. براي رسيدن به اين هدف در ابتدا بايد زماني را براي با هم بودن تعيين كنيد و هدف اوليه تان بايد گفتگو باشد، گفتگويي صميمي و خصوصي و احيانا بدون حضور فرزندان يا دوستان.

 توجه داشته باشيد كه بدون سپري كردن زمان كافي در كنار يكديگر، زنان نمي توانند با همسرشان احساس صميميت كنند. گوش دادن، ابراز احساسات كردن، بازخورد دادن و بازخورد گرفتن، روشن كردن منظور و.. جز اصلي مهارتهاي گفتگو است كه به شما در راه توافقات رضايت بخش و فهم درست يكديگر كمك مي كند.

گفتگوهاي منظم، مجالي براي تمرين منظم و دقيق مهارتهاي ارتباطي است و با تاكيدي كه بر مشاركت و مسئوليت پذيري برابر دارد، وقت و مجال لازم براي تصميم گيري و حل مساله را به زن و شوهر مي دهد.

وقتي زن و مرد گفتكوهاي منظمي برگزار مي كنند، در واقع بر اهميت زندگي زناشويي خود صحه مي گذارند. وقتي مشكلاتي پيش مي آيد  كه نمي توانيد آنها را به سرعت حل كنيد، آنها را در دستور العمل گفتگوي بعدي بگذاريد تا به اتفاق همسرتان بتوانيد به حل آن بپردازيد. براي شروع مي توانيد گفتگوها را مطابق با غالب پيشنهادي زير برگزار كنيد و سپس آنها را با نيازهاي خود هماهنگ كنيد:

دستورالعمل يك گفتگوي موفق


1- وقت مناسبي براي گفتگو ترتيب دهيد. براي هر جلسه گفتگو حداقل 40 دقيقه وقت بگذاريد.

2- موضوع مورد نظر در هر جلسه گفتگو را مشخص كنيد. به اين شكل شما و همسرتان بايد موضوعات قابل طرح در جلسه گفتگو را فهرست وار مشخص كنيد. اين فهرست مي تواند شامل موارد زير باشد:

- نكات مثبت و مورد علاقه من

- بحث كار و وظايف روزانه

- برنامه هاي تفريحي

- مشكلات و دردسرها

3- مشاركت شما بايد برابر باشد. بدون تناقض و صادقانه حرف بزنيد. به حرفهاي يكديگر، همدلانه گوش دهيد.

4- بخشي از جلسه گفتگو را صرف دلگرم كردن يكديگر كرده و در آن به نكات مثبت يكديگر و زندگي مشتركتان اشاره كنيد.

5- مشتركا تصميم بگيريد.زن و شوهر بايد در مورد تصميم گرفته شده، اتفاق نظر داشته باشند.

6- در آغاز گفتگو موضوعات بسيار جنجالي و اختلاف برانگيز را مطرح نكنيد.

7- وقتي را كنار بگذاريد تا با انجام برخي كارها براي يكديگر، مهر و محبت تان را نشان دهيد.

8- اجازه ندهيد جلسات گفتگو صرفا صرف بحث و بگو مگو شود. گلايه ها را شنيده و به يكديگر مجال تخليه هيجاني بدهيد.

منابع تكميلي:

افضل نيا، محمدرضا.بهداشت رواني خانواده. انتشارات نسل نوانديش.1387.

كارلسون،جان. دينك ماير، دان. براي زن و شوهر ها وقت زندگي بهتر رسيده. فيروزبخت، مهرداد(مترجم). انتشارات دانژه.1387.

هارلي، ويلارد اف. نيازهاي مردان نيازهاي زنان. حسيني و آرام نيا(مترجمان). انتشارات نسل نوانديش.1387.

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=107923


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه سر صحبت را باز كنيم؟

 

من خيلي خجالتي هستم و نميـدانـم بايد از كجا سر صحبت را باز كنم.

مشاور عزيز: من يك مرد 35 ساله خيلي خجالتي هستم كه هيچ وقت ياد نگرفته چگونه مي تواند سر صحبت با يك خـانم را باز كند؟ اصلا نمي دانم كه در چنين شرايطي بايد در مــورد چه چيزهايي حرف بزنم؛ بهمين دليل هم معمولا حـرفي بـراي گـفتن ندارم. رفته رفته تمام دوستانم در حال قـطــع كردن رابطه شان با من هستند و مرا به مهمانيهايخود دعوت نمي كنند. البته من خودم هم به آنها حق مي دهـم و ســرزنششان نمي كنم. به همين دليل خودم هم ديـگر تــمايلي به شركت در جشن ها و مهماني ها ندارم. من آدم بد قيافه اي نيستم؛ چون چه در محل كار و چه در خارج از آن، خانم هايي كه در نگاه اول مرا مي بينند، به من لبخند مي زنند و رفتار خوبي از خود نسبت به من نشان مي دهند. مشكل من اينجاست كه نمي دانم بايد چه چيزي به آنها بگويم و چه عكس العملي از خود نشان دهم. هيچ گاه نمي توانم جمله اي را كه شروع مي كنم به درستي به پايان برسانم و اين كار مرا واقعا عصباني مي كند و باعث مي شود كه احساس بدي نسبت به خودم پيدا كنم و خونسردي ام را از دست بدهم. سوال من اين است كه بعد از "سلام" چه چيز ديگري بايد بگويم؟- هومن-

 

هومن عزيز: براي حل مشكل خود مي تواني از شيوه يكي از چهره هاي موفق تلويزيوني بهره بگيري. هدف اوليه اين است كه تا جاييكه مي توانيم بايد در مورد طرف مقابل خود اطلاعات بدست آوريم. شايد به تو ياد داده باشند كه در اولين برخورد بايد در خانم ها تاثير بگذاري، ولي ما به تو مي گوييم كه اين حرف ها را فراموش كن؛ تو بايد به دنبال اين باشي كه خصوصيات بارز و منحصر به فرد مخاطب را براي خودش آشكار كني. بيشتر افراد دوست دارند با كسي صحبت كنند كه آنها را مورد توجه خود قرار دهد. اگر اين توانايي را پيدا كني كه ديگران در هنگام صحبت كردن با تو احساس كنند جالب توجه، استثنايي و بي نظير هستند، اين تصور در آنها ايجاد مي شود كه تو خودت نيز به شخصه انسان فوق العاده و بي همتايي هستي. من به تمام خانم ها و آقايوني كه براي مشاوره نزد من مراجعه مي كنند، توصيه مي كنم كه همه ما دوست داريم با افرادي ارتباط داشته باشيم كه سبب شوند در مورد خودمان احساس بهتري پيدا كنيم.   آسان ترين راه اين است كه وانمود كنيد شما همان مجري موفق هستيد؛ همانطور كه مي دانيد آنها با مطرح ساختن سوالاتي كه نياز به تشريح و تفصيل دارند، توانسته اند شهرت جهاني براي خود برهم زنند. سعي كنيد از شخص مقابل سوالاتي بپرسيد كه پاسخ آنها چيزي بيشتر از يك "بله" و يا "نه" ساده هستند. براي مثال، اگر قصد داريد تا با كسي در محل كار سر صحبت را باز كنيد، مي توانيد از او سوال كنيد: "تو چه جوري اينجا استخدام شدي؟"  اگر در مهماني به كسي برخورديد و جذب او شديد مي توانيد بپرسيد: "چي شد كه تصميم گرفتي امشب بياي اينجا و در اين مهماني شركت كني؟" نمونه هاي ديگر براي شروع يك مكالمه اثر بخش از اين قرار است: "بجز كار، علاقه به انجام چه امور ديگري داري؟ در چند سال اخير چه اتفاقات شايان ذكري در زندگي ات رخ داده؟ فكر مي كني در چند سال آتي چه تغييراتي در زندگي ات ايجاد شود؟ با چه تكنيك هايي قصد فائق آمدن بر مشكلات را داري؟ و ... " دقت داشته باشيد كه پرسش هاي شما نبايد جزء سوالاتي باشند كه طرف مقابل بتواند با يك "بله" يا "خير" خشك و خالي به آنها پاسخ دهد و سر و ته قضيه را هم بياورد. بايد سوالاتي مطرح كنيد كه دامنه پاسخ دادن به آنها كاملا باز باشد. به عنوان نمونه سوالي نظير " خوش مي گذره؟" چيزي بيش از يك پاسخ كوتاه در بر ندارد و شما را به هيچ كجا نمي برد و چيزي دستگيرتان نخواهد شد. اما اگر مشاهده كرديد كه فردي به تنهايي در گوشه اي ايستاده مي توانيد جلو برويد و از او بپرسيد: "تو خيلي جدي - يا خوشحال - به نظر مي رسي ( بسته به شرايط)، مي تونم بپرسم به چي فكر مي كني؟" اين سوال باعث مي شود كه آنها به صورت ناخودآگاه اطلاعاتي هم در مورد خودشان و هم در مورد شرايط موجود، در اختيارتان قرار دهند.

در اكثر موارد انسان هاي خجالتي خودشان را بيش از اندازه تحت فشار قرار مي دهند و تصور مي كنند كه بايد به طور پيوسته براي مطرح كردن موضوعات جالب و سرگرم كننده، در تلاش باشند. هيچ الزامي به انجام چنين كاري وجود ندارد. بيشتر مردم صرفاً در پي مشاهده توجه و علاقه ديگري نسبت به خود هستند. بنابراين پس از اينكه شما سوال را مطرح و پاسخ خود را دريافت نموديد، چيزي را كه چند لحظه پيش به عنوان جواب دريافت كرديد، مجدداً تكرار كنيد. شايد اين كار در نظر اول امري طوطي وار به نظر رسد، اما رفته رفته به آن عادت پيدا خواهيد كرد. خوب مثلا فرض كنيد كه مي پرسيد: "هي، تو خيلي جدي به نظر مي رسي، تو ذهنت به چي فكر مي كني؟" و در جواب مي شنويد كه: "اخيراً شركت تصميم دارد افراد بسيار زيادي را به طور موقت از كار معلق نمايد و من دچار دلهره شده ام كه مبادا اسم من هم جزء اين ليست باشد. "با پاسخ هاي قديمي كه در ذهنتان نقش مي بندد، بجنگيد؛ و سعي كنيد حتي الامكان از آنها استفاده نكنيد: "اگر مثبت فكر كني هيچ گاه اين اتفاق رخ نخواهد داد." و يا "چرا؟! هنوز كه چيزي اتفاق نيفتاده پس بهتره نگران نباشي." به جاي آن مي توانيد از جمله هاي روشنفكرانه اي نظير: "منظورت اين است كه شركت در حال نقل و انتقال است و تو بايد به فكر كار ديگري باشي؟" استفاده كنيد. نمونه اي ديگر: "دوستم قرار بوده با من تماس بگيرد و خيلي دير كرده، اطلاع ندارم كجا است و نگرانم كه اتفاقي برايش نيفتاده باشد" مي توانيد در جواب بگوييد: "قرار بوده دوستت سر يك ساعت مشخصي به تو تلفن بزند و هنوز اين كار را انجام نداده؟ به خاطر همين نگران شده اي؟" اگر او احساس كند كه بالاخره كسي را پيدا كرده كه از توانايي درك بالايي برخوردار است، تمايل پيدا مي كند كه به صحبت هايش با شما ادامه دهد.

نكته مهم ديگري كه بايد هميشه به ياد داشته باشيد اين است كه مردم عاشق اين هستند كه احساس كنند چيزي كه در مورد آن صحبت مي كنند از اهميت ويژه اي برخوردار است. بنابراين در اين قسمت مي توانيد جمله هاي اينچنيني بگوييد، "خيلي جالب است، من جداً از ديدگاه شما خوشم آمده، به نظر مي رسد كه در مدرسه تكاليفت را خوب انجام مي دادي كه الان اينقدر باهوش و با مزه شده اي، و ...." تمامي اين حرف ها صرفاً به اين خاطر گفته مي شوند كه فرد احساس خوبي نسبت به خودش پيدا كند .


http://ravanshenasi.ravabet.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

نكته هاي طلايي جهت برقراري ارتباط سازنده با ديگران


 در ذيل نكته هاي مهم و كليدي در باره مهارتهاي شنيداري، برقراري ارتباط، ايجاد انگيزه در طرف مقابل، ارتباط رو در رو و … را مرور مي كنيم. چنين نكاتي به ما مي آموزند كه ارتباط يك مهارت و يا حتي يك هنر مي باشد و بايد جهت فراگيري و به كارگيري آن تمرين و تمرين و تمرين كنيم. اما قبل از تمرين بايد آنها را دقيقا بياموزيم.
 
1 – مودب باشيد.
از كلماتي مانند « بفرمائيد» و « متشكرم » در صحبت هايتان استفاده كنيد اما بيش از حد آنها را به كار نبريد. مودبانه اما قاطعانه « نه» بگوييد و اگر بار نخست به جواب منفي شما توجه نشد، روي حرف خود تاكيد كنيد براي مثال بگوييد: « مي فهمم اما.....»
 
2 – به كارايي توجه داشته باشيد ، نه ملاحظه كاري و محبوبيت. گاه لازم است كه خشم خود را به طرف مقابل نشان دهيد اما خويشتنداري خود را از دست ندهيد. ابتدا براي خود معلوم كنيد كه چه احساسي داريد سپس تصميم بگيريد كه چه وقت با فرد مورد نظر مذاكره كنيد. مطلب خود را با آرامش مطرح كنيد. براي مثال بگوييد: « من خيلي از اين گفته شما متاسفم ، اما....»
 
3 – اگر از چيزي ناراضي هستيد صريح ابراز كنيد. آه نكشيد يا اخم نكنيد و با بداخلاقي و بي حوصلگي رفتار نكنيد. اما خود را زياد نيز خوش رو نشان ندهيد و مرتب لبخند نزنيد. ممكن است اين حركت شما، نگراني و ترديد تلقي شود.
 
4 – در برخورد اول تصميم بگيرد كه با طرف مقابل دست بدهيد يا خير. سعي كنيد از سوء تفاهم جلوگيري كنيد. محكم و دوستان دست بدهيد اما زياد دست او را در دست خود نگيريد و نفشاريد. از تماس نگاه با او اجتناب نكنيد.
هنگامي كه طرف مقابل شما نگاه مي كند به نگاه او پاسخ دهيد. بر مطالب مهم گفته هاي خود با چشم دوختن به طرف مقابل تاكيد كنيد. با سئوال كردن مي توانيد گفتگو را حول مطلبي كه مي خواهيد متمركز و از اتلاف وقت جلوگيري كنيد.
 

5 – هنگامي كه مشكلي پيش مي آيد خونسردي خود را حفظ كنيد. كنترل اوضاع را در دست بگيريد و مشكل را به شكل اصولي برطرف كنيد ، سراسيمه، و دستپاچه (احساساتي) نشويد.
 
6 – مراقب رفتارهاي عصبي خود باشيد . اگر دوستان به شما مي گويند كه حرف خود را مرتب تكرار مي كنيد، دست خود را روي دهانتان مي گذاريد يا با موهايتان بازي مي كنيد ، گفته هاي آنها را مد نظر قرار دهيد و سعي كنيد اين عادت ها را كنار بگذاريد.
 
7 - صادق باشيد. كنايه يا طعنه زدن خلاف اصل صراحت گويي و قاطعيت است. واضح آنچه را كه مي خواهيد بيان كنيد. از به كار بردن واژه هاي و اصطلاحات عاميانه يا فني و تخصصي اجتناب كنيد مگر آنكه مطمئن باشيد حرف شما را طرف مقابل درك مي كند.
 
8 – حتما يك فرهنگ لغات خوب در اختيار داشته باشيد و سعي كنيد با پيدا كردن لغاتي كه برايتان جديد است دامنه لغات خود را افزايش دهيد. دفتر يادداشتي از لغات جديد همراه با معني آنها براي خود تهيه كنيد.
 
9 – سعي كنيد با نگاه كردن به شرايط از ديدگاه طرف مقابل و با توضيح مزايايي كه پذيرفتن نظرات شما براي او دارد طرف مقابل را متقاعد سازيد.
 
10 – اشتياق خود را براي بيان ديدگاهها نشان دهيد. اين كار تظاهري ساختگي و تصنعي نيست، بلكه در واقع ابراز صادقانه عقايد و باورهاي عميق شما است.
 
11 – هنگام عصبانيت صداي خود را بلند نكنيد. زور و خشونت باعث نمي شود نظرات شما متقاعد كننده تر شود. منطق ، حربه بسيار قوي تري است.
 
12 – هيچ گاه به قصد لطمه و طعنه زدن به طرف مقابل چيزي نگوييد يا ننويسيد. اگر چنين كاري كرديد ديگر نمي توانيد حرف خود را پس بگيريد حتي اگر اظهار پشيماني و تاسف كنيد.
 
13 – براي آنكه حرفتان تاثير گذار باشد مبالغه نكنيد. اگر طرف مقابل تصور كند هميشه مسايل را بزرگ مي كنيد درباره تمامي حرفهاي شما چنين خواهد انديشيد. كوچك جلوه دادن مسايل بسيار موثر تر است.
 
14 – سعي نكنيد لهجه خود را پنهان كنيد اما واضح صحبت كنيد. اگر طرف مقابل در درك گفتار شما مشكل دارد آرام تر صحبت كنيد و در نگاه او دقيق شويد و دنبال نشانه هاي شك و ترديد بگرديد تا متوجه شويد حرف هاي شما را فهميده است يا خير.
 
15 – از علايم غير كلامي مانند «اوم» يا «آها» يا عبارتهايي مانند «مي دانيد»، « اصولا» و « در واقع » براي جلب توجه فرد به سخنان خود استفاده نكنيد. اين عبارت ها تنها مكث هاي كلام شما را پر مي كنند و از ارزش پيام مي كاهند.
 
16– فنون مكالمه را تمرين كنيد. افراد را با نامشان صدا كنيد. سئوال كنيد، علاقه نشان دهيد و با دقت گوش كنيد.
 
17 – حرف طرف مقابل را قطع نكنيد مگر آنكه از موضوع بحث خارج شده باشد. اگر او كند يا با مكث صحبت مي كند جملات او را تمام نكنيد. با حركت هاي لب، حرفهاي او را تكرار نكنيد يا او را در ادامه صحبت كمك نكنيد. صبور باشيد.
 
18 – به ياد داشته باشيد تنها گفته شما نيست كه در خاطر مي ماند، بلكه نحوه بيان شما نيز در ذهن ثبت مي شود بنابراين از لحن تند و خشن اجتناب كنيد.
 
19 – صداي خود را ضبط كنيد و منتقدانه به آن گوش كنيد. اگر لازم بود جلوي آينه با تمرين عبارت ها و كلماتي كه تلفظ آنها مشكل است، تلفظ و طرز بيان خود را بهبود بخشيد.
 
20 – تند و بلند صحبت نكنيد. اگر احساس كرديد آهنگ صدايتان يكنواخت است ، نفس عميقي بكشيد و تمام سعي خود را به كار ببريد تا هنگام صحبت با قدرت بيشتري هوا را بيرون بدهيد. اين كار مستلزم آن است كه دهان خود را بيشتر باز كنيد.
 
21 - سعي كنيد از طريق نگاه با طرف مقابل ارتباط برقرار كنيد اما هرگز خيره نشويد. تحقيقات نشان مي دهد كه در مكالمه ، اغلب آن فردي كه از توانايي ابراز وجود بيشتري برخوردار است، اول تماس چشمي خود را قطع نمي كند بلكه بعد از 2 تا 3 ثانيه آرام آرام اين كار را مي كند نه يكباره. هنگامي كه با كسي رو در رو صحبت مي كنيد سعي نكنيد در آن واحد به هر دو چشم او نگاه كنيد زيرا چشم هايتان چپ به نظر مي آيد. ابتدا به يك چشم و سپس به چشم ديگر نگاه كنيد.
 
22 – سريع صحبت نكنيد زيرا اين امر نشان دهنده عدم اعتماد به نفس است.

23 – در پايان جملات صدايتان را پايين نياوريد زيرا شنونده اين طور برداشت مي كند كه خسته و بي حوصله شده ايد يا علاقه اي به اين صحبت نداريد.
 
24 – هنگامي كه با طرف مقابل صحبت مي كنيد نگذاريد مسايل ديگري كه در اتاق رخ مي دهد حواستان را پرت كند. تمام توجه خود را به گفت و گويتان معطوف كنيد. از نظر طرف مقابل بسيار ناشايست و بي ادبانه است كه نگاهتان مرتب به اين سو و آن سو حركت كند.
 
25 - عقايد خود را به گونه اي مطرح نكنيد كه گويي حقيقت محصند براي مثال بگوييد: « به نظر مي رسد كه .... باشد» نه آنكه : « اين طور هست ». اكراه نداشته باشيد قبول كنيد كه تصميم گيري برايتان دشوار است. اما تعلل نكنيد يا مدام در فكر مساله خاصي فرو نرويد زيرا به نظر مي رسد كه قدرت تصميم گيري نداريد.
 
26 – با دقت به حرف هاي طرف مقابل گوش دهيد به خصوص به نوسانات صداي او دقت كنيد زيرا اين امر اغلب كمك مي كند بهترين طرز فكري را كه در پس گفتار او نهفته است درك كنيد.
 
27 – سعي نكنيد مقدار زيادي اطلاعات و وقايع را از يك گفت و گو يا جلسه به خاطر بسپاريد . اطلاعات مهم و كليدي را يادداشت كنيد.
 
28 – از علايم غير كلامي براي نشان دادن علاقه و توجه خود استفاده كنيد مانند لبخند، تكان دادن سر به نشانه تائيد، در هم كشيدن چهره و اخم كردن. هر وقت لازم بود با كلماتي مانند «بله» ، «واقعا» ، «ادامه بدهيد» و «البته» طرف مقابل را تشويق به صحبت كنيد.
 
29 – اگر مطلبي را نمي فهميد ، توضيح بخواهيد تا مطلب را درك كنيد. هيچ وقت تظاهر به فهميدن نكنيد اما طرف مقابل را خسته و ناراحت نكنيد . براي مثال بگوئيد: « خيلي ببخشيد اما ممكن است آن مطلب را دوباره توضيح بدهيد؟»
 
30 – سعه صدر داشته باشيد. هنگامي كه كسي با شما صحبت مي كند به حرف هاي او گوش كنيد. فرضيه بافي نكنيد. ممكن است تصورات شما اشتباه باشد . اگر موضوع يا بحثي برايتان جالب نيست، اجازه ندهيد تمركزتان به هم بخورد و نگذاريد حواستان متوجه موضوعي شود كه قصد گفتنش را داريد. تمام توجه تان به مواجهه باشد.
 
31 – تحت تاثير كلمات احساسي قرار نگيريد. مراقب استدلالهاي غير منطقي باشيد كه ميان حرف هايتان به كار مي بريد.
 
32 – از جملات كوتاه و سبك نگارشي معمول استفاده كنيد. نشانه گذاري ها را به كارببريد تا در درك پيام به خواننده كمك كند. پيش نويس خود را از ابتدا تا انتها بخوانيد و كلمات و عبارتهاي غير ضروري را حذف كنيد. براي تاثير گذاري بر طرف مقابل از سبك نگارشي فخر فروشانه، خشك يا كتابي استفاده نكنيد. با اين كار تنها خواننده را گيج و سردر گم مي كنيد بي آنكه به نتيجه دلخواهتان دست يابيد. تا آنجا كه مي توانيد پيام ها را ساده تر بنويسيد.

 
منبع:
اين مطالب عينا از كتاب مواجهه طلايي( چگونه ديگران را به توافق بر سر ايده هايمان ترغيب كنيم)، انتخاب شده است.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

من و همسرم، بلد نيستيم حرف بزنيم

 وقتي به عنوان يك ناظر سوم به زندگي مشترك اين دو تن نگاهي بيندازيد، بي ترديد نقش كم رنگ شده گفتگوي خوب و موثر را خواهيد ديد كه چراغ پر نورش از دور دو دو مي‌كند ولي...
 
بسياري از اشخاص مدعي هستند كه نمي‌توانند با همسرشان راحت صحبت كنند،

*** زني شكايت مي‌كند كه :

نمي‌توانم با همسرم صادق باشم

همسرم مرتب سر من داد مي‌كشد

نمي‌توانم خودم باشم

شوهرم فقط به خودش فكر مي‌كند و به صحبت‌هاي من گوش نمي‌دهد.

وقتي به شوهرم حرفي مي‌زنم واكنش بسيار بدي نشان مي‌دهد

با هم صحبت مي‌كنيم اما صحبت ما سرد و بي روح است.

مدام مي‌گويد: خسته شدم خانم‌ها چقدر حرف مي زنن

بايد مواظب باشم، بايد روي كلماتم فكر كنم

از هم صحبتي هم لذت نمي‌بريم

كو گوشي كه حرف‌هايم را بشنود.

از بهترين و پرشكوه‌ترين تجليات زندگي متعادل، داد و ستد عاطفي بين زوجين است. در هيچ مرحله‌اي از مراحل زندگي نمي‌توان احساس بي نيازي از عواطف نمود
 
هم صحبتي زن و شوهر با هم، براي رشد و بقاي احساس صميميت آن‌ها نقش قطعي دارد. متأسفانه «بسياري از زوج‌ها» و شايد بتوان گفت «اغلب» آن‌ها از مهارت‌هاي لازم براي گفت و گو با يكديگر برخوردار نيستند و بي آنكه بخواهند گرفتار سوءتفاهم و دلسردي و تكدر خاطر مي‌شوند.
 
به نظر شما جنبه‌هاي حياتي يك گفتگوي خوب چيست و در واقع ارتباط و گفتگوي بد چه گفتگويي است. اگر اين سوال به ذهن شما نيز متبادر شده است،
 
پيشنهاد مي‌كنيم در ادامه اين يادداشت، 5 جزء اصلي يك رابطه و گفتگوي خوب را مطالعه بفرماييد:
 
گفتگوي خوب در ازدواج توأم با احترام است
من و همسرم بلد نيستيم، حرف بزنيم

گفتگوي خوب در ازدواج كمّي است

بيشتر زوج‌ها كمتر از 15 دقيقه در هفته با هم يك گفتگوي جدي و معقول دارند. خانواده‌هايي كه در آن هم مرد و هم زن كار مي‌كنند سعي مي‌كنند فرزندان را تشويق كنند در هر فعاليت تفريحي شركت كنند و همين باعث مي‌شود آن مشكل ديرتر نمود پيدا كند. مشكل لاينحل نيست اما مي‌توان از انجام هم‌زمان چند كار فايده برد.
 
گفتگوي خوب مي‌تواند موقع شركت در فعاليت‌هاي ديگر هم اتفاق بيفتد. موقع راه رفتن، كار كردن در خانه، تماشاي تلويزيون، جلسات خانوادگي يا وقتي كنار هم در ماشين نشسته‌ايد با هم حرف بزنيد.
 
گفتگوي خوب در ازدواج يك ارتباط دوجانبه است

درست مثل حرف زدن توأم با احترام در يك گفتگوي خوب، گوش دادن توأم با احترام هم ضروري است. ارتباط بد زماني شروع مي‌شود كه يك زوج عنان گفتگو را در دست مي‌گيرد اما شنونده هم مي‌تواند موجب بد شدن گفتگو شود. فقدان ارتباط بصري، اشارات منفي صورت و زبان و بدن ضعيف هم مي‌تواند موجب شود ارتباط خوب صورت نگيرد.
 
به زوجي كه در فرودگاه يا فروشگاه با هم حرف مي‌زنند خوب نگاه كنيد. آيا يكي از آن‌ها بر گفتگو تسلط دارد؟ آيا وقتي همسرش سعي مي‌كند چند كلامي براي دفاع از خود يا ابراز نظراتش بگويد، صحبتش را قطع مي‌كند؟ آيا فرد مسلط بر گفتگو حاضر به شنيدن حرف‌هاي طرف مقابل خود نيست؟ اگر اين‌طور است، اين گفتگو يك رابطه متقابل نيست و جزء بدترين گفتگوهاست.
 
درست مثل حرف زدن توأم با احترام در يك گفتگوي خوب، گوش دادن توأم با احترام هم ضروري است. ارتباط بد زماني شروع مي‌شود كه يك زوج عنان گفتگو را در دست مي‌گيرد اما شنونده هم مي‌تواند موجب بد شدن گفتگو شود
 
گفتگوي خوب در ازدواج بينش بيشتري طلب مي‌كند

مهم نيست كه يك حرف چقدر خوب بيان شود، بيشتر شنونده‌ها نمي‌توانند مفهوم و منظور واقعي و كامل گوينده را دريافت كنند. تنها راه غلبه بر سوء تفاهم‌ها در گفتگوها اين است كه سوال بپرسيد. اما براي داشتن يك گفتگوي خوب اين سوالات بايد در كمال احترام و محتاطانه پرسيده شود.
 
پاسخ‌هايي مثل، «اين احمقانه‌ترين چيزي است كه تا به حال شنيده‌ام، منظورت اين نيست كه...؟» به دنبال منظور واقعي گوينده است اما در كمال بي ادبي اين كار را مي‌كند. از طرف ديگر، يك عبارت مقدمه قبل از سوال مثل، «ببخشيد كه نتوانستم متوجه منظورت شوم، ميشه كمي بيشتر در مورد منظورت توضيح دهي»، با ادب و احترام كامل به دنبال منظور گوينده است.
 
گفتگوي خوب در ازدواج صادقانه است

هر زوجي كه مي‌فهمد همسرش در مورد چيزي به او دروغ گفته است، از آن به بعد هر وقت مشكلي پيش مي‌آيد نمي‌داند كه همسرش با او صادق است يا نه. متأسفانه دروغ‌گويي اثرات طولاني مدتي در رابطه دارد. صداقت فقط به معناي پرهيز از دروغ نيست. صداقت به اين معنا است كه از پنهان كردن چيزي كه همسرمان حق دانستنش را دارد خودداري كنيم. چرا اينكار را مي‌كنيم؟ معمولاً يا از قضاوت او واهمه داريم و يا مي‌ترسيم كه احساسات او را جريحه‌دار كنيم.
 
در يك گفتگوي خوب در ازدواج، جاي پنهان‌كاري و تغيير واقعيات از همديگر نيست. البته صداقت در گفتگو لزوماً به معناي خشونت نيست. صداقت بايد توأم با احترام باشد.

http://ravanshenasi.ravabet.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]


 
چگونه كودك رابه حرف آوريم  ؟
 
سلامت نيوز: يادگيري صحبت كردن يكي از هيجان‌انگيزترين كارهايي است كه كودكان انجام مي‌دهند. اين اتفاق خود به خود مي‌افتد؛ آنقدر كه حتي خودتان بسياري مواقع متوجه پيشرفت آنها نمي‌شويد. در چند سال نخست زندگي، نوزاد گريان شما به كودك كنجكاوي تبديل مي‌شود كه مدام از شما سوال مي‌پرسد، براي شما قصه مي‌گويد و احساسات واقعي‌اش را براي شما بيان مي‌كند. مردم معمولاً در مورد اينكه چگونه كودكان حرف زدن را ياد مي‌گيرند، كنجكاوند. در سه‌ چهار سال اوليه زندگي، كودكان همه چيزهاي اصلي و ضروري را براي صحبت كردن ياد مي‌گيرند؛ بدون آنكه درسي به آنها داده شود. در واقع، تمام كودكان زبان را ياد مي‌گيرند. فرقي نمي‌كند چه زباني باشد: انگليسي، عربي، پرتغالي، اسپانيولي و … زبان يكي از ويژگي‌هاي غريزي و ذاتي است و پتانسيل آن در تمام انسان‌ها وجود دارد. چيزي كه ما مي‌دانيم، اين است كه كودكان زبان را به سرعت ياد مي‌گيرند. آنها با برخي از مكانيزم‌ها متولد مي‌شوند كه باعث مي‌شوند اين تغييرات در كودكان به وجود آيد. مهم‌ترين تغييرات كه باعث رشد زباني كودكان مي‌شوند، در اوايل زندگي نوزاد شروع مي‌شوند؛ اما مهارت‌هاي زباني در بزرگسالي رشد و شكوفايي مي‌يابند.

نقش شما در اين فرايند
 در ابتدا، نوزاد شما براي برطرف كردن نيازهاي اصلي‌اش از ابزاري مثل گريه كردن استفاده مي‌كند؛ اما چند ماه بعد شروع به استفاده از صداها و كلمات ساده مي‌كند. چيزي كه او نياز دارد، محرك است و او محرك‌هاي مورد نيازش را از اطرافيان خود به دست مي‌آورد. توجه، علاقه و حرف زدن با كودك، آن چيزي را كه براي شروع نياز دارد، فراهم مي‌كند. اغلب پدر و مادرها نياز به آموزش در اين زمينه ندارند؛ چرا كه از همان بدو تولد نوزاد و نخستين لحظه‌اي كه چشم در چشم او مي‌دوزند، ارتباط برقرار كردن و حرف زدن با او را آغاز مي‌كنند.

چرا حرف زدن با نوزاد تا اين اندازه اهميت دارد؟
 تحقيقات نشان مي‌دهند كه حرف زدن با نوزاد اهميت بسياري دارد. اخيراً مهارت‌هاي كلامي نوزادان در كشورهاي بزرگ، مثل كانادا و آمريكا كاهش يافته و علت آن كاهش ارتباط كلامي والدين با كودكان ۳-۱ ساله است. به دلايل فراوان، از جمله مشغله‌هاي كاري، مسئوليت نگهداري از كودكان معمولاً به پرستارها واگذار مي‌شود و معمولاً پرستارها وقت كمتري را صرف حرف زدن با كودكان مي‌‌كنند. از طرفي، پدر و مادر پس از بازگشت به خانه نيز وقت كافي براي كودك‌شان نمي‌گذارند و به اندازه نياز با آنها حرف نمي‌زنند. آنها بيشتر به اسباب‌بازي‌ها و عروسك‌ها اكتفا مي‌كنند. انبوه برنامه‌هاي تلويزيوني و بازي‌هاي رايانه‌اي هر روز فاصله ميان والدين و كودكان را بيشتر مي‌كند. براي آنكه كودكان‌تان سخنوران متبحري شوند، نياز دارند كه از همان روزهاي ابتداي زندگي اين مهارت را تمرين كنند.

اصول صحبت كردن
 براي آنكه بدانيد كودكان چگونه حرف زدن را ياد مي‌گيرند، بايد با عوامل مختلف آن آشنا باشيد و يكي از اين عوامل ارتباط برقرار كردن است.

حالات
 لبخندها، تماس‌هاي فيزيكي، ارتباط برقرار كردن با چشم‌ها و … به نوزاد مي‌فهماند كه شما او را دوست داريد. حالات چهره و ايجاد تغييرات فيزيكي مهم‌ترين و اصلي‌ترين بخش ارتباط برقرار كردن با نوزاد در چند ماه نخست زندگي است. با استفاده از اين تكنيك ارتباطي منظورمان را بهتر مي‌رسانيم؛ به خصوص زماني كه از يك زبان ديگر براي ارتباط برقرار كردن استفاده مي‌كنيم. ارتباطات انسان‌ها با يكديگر براي توضيح دادن دنياي پيرامون‌شان است و كودكان با آگاهي از اين مسأله، استفاده از كلمات و جملات را آغاز مي‌كنند.

زبان چيست؟
 به طور كلي، زبان همان چيزي است كه انسان را از حيوانات متمايز مي‌كند. سيستم استفاده از كلمات با ترتيب‌هاي معنادار، ما را قادر مي‌سازد تا افكار و عقايدمان را به طور شفاف بيان كردن و منظور ديگران را نيز دريافت كنيم. توانايي ما براي يادگيري زبان، در واقع توانايي براي خلق جملات جديد است. برخي از عبارات و جمله‌ها را بارها و بارها تكرار و در عين حال به طور مداوم جملات جديد توليد مي‌كنيم؛ جملاتي كه شايد قبلاً هيچگاه نگفته‌ايم و حتي از زبان شخص ديگري نشنيده‌ايم. بيشتر كودكان در ۵/۲ سالگي با اجزاي اصلي و پيچيده سيستم زبان آشنا مي‌شوند. آنها وقتي كه صداها را با هم تركيب مي‌كنند و كلمات را به وجود مي‌آورند، قوانين صداشناسي را ياد مي‌گيرند و بعد از آن ياد مي‌گيرند كه كلمات را به درستي با هم تركيب كنند و عبارات و جملات جديد به وجود آورند (مثل توپ و بگير). اين جملات معنادار هستند و در عين مختصر بودن مفهوم را به طور كامل به شنونده مي‌رسانند.

شروع رابطه برقرار كردن
 به نظر مي‌رسد كه كودكان از همان بدو تولد نه تنها با مهارت حرف زدن، بلكه با مهارت ارتباط برقرار كردن پا به اين دنيا مي‌گذارند. ارتباط برقرار كردن ابتدا با والدين شروع مي‌شود و بعد با اطرافيان گسترش مي‌يابد. كودك مدت‌ها قبل از زبان باز كردن، از طريق گريه و برخي اشارات و تغيير حالات، منظورش را به ديگران مي‌رساند. شما نيز از طريق تماس چشم، لمس كردن و لبخند زدن، با او ارتباط برقرار مي‌كنيد؛ چرا كه مي‌دانيد براي نوزاد چند روزه شما اين روش بهترين راه انتقال احساسات دروني است. او مدت‌ها پيش از آنكه حرف زدن را ياد بگيرد، دريافت احساسات و عواطف اطرافيانش را ياد مي‌گيرد.

كودكان و جملات ساده
 كودكان درست زماني استفاده از جملات ساده را آغاز مي‌كنند كه مي‌خواهند معاني پيچيده‌تر را در ارتباطات‌شان به كار گيرند. مهارت‌هاي زباني آنها فقط محدود به توانايي براي گفتن نيست، بلكه نياز دارند از اين طريق آن چيزي را كه مي‌شنوند نيز بفهمند و درك كنند. يك بخش مهم زبان و يادگيري حرف زدن اين است كه گفته‌هاي ديگران را بفهميم.
 آيا حيوانات نيز مي‌توانند همانند انسان‌ها، ولي به گونه‌اي متفاوت حرف بزنند؟
 مشاهده رفتار و روابط حيوانات حقايق جالبي را در مورد آنها آشكار مي‌سازد: جيرجيرك آمريكايي از چهار نوع مكالمه مختلف استفاده مي‌كند و با هر يك پيغام متفاوتي را مي‌فرستد. ميمون‌ها نيز ۳۶ نوع صدا از خود توليد مي‌كنند تا پيام خود را به ساير ميمون‌ها برسانند. زنبورها از طريق نوعي رقصي خاص، ساير زنبورها را به سمت هدف مورد نظر خود هدايت مي‌كنند. دلفين‌ها قادرند اطلاعات خاصي را به ساير دلفين‌ها انتقال دهند. مرغ مينا و طوطي زمزمه‌كنان با هم ارتباط برقرار مي‌كنند؛ اما هنوز مشخص نيست كه آيا مي‌توانند معني زمزمه‌هاي يكديگر را بفهمند يا خير. شامپانزه‌ها و گوريل‌ها بسيار شبيه انسان‌ها با هم ارتباط برقرار مي‌كنند. توانايي آنها براي حرف زدن و رابطه برقرار كردن مانند انسان‌هاست. با آنكه نمي‌توان قوانين صداها و كلمات را به آنها ياد داد، ولي از طريق كارت، كيبورد و علائم زباني مي‌توان ارتباط برقرار كردن را به آنها آموخت برخي از شامپانزه‌ها قادرند از صداها علامت استفاده كنند؛ اما حتي باهوش‌ترين گوريل‌ها و شامپانزه‌ها فقط مي‌توانند تعداد محدودي جملات ساده را ياد بگيرند. آنها هيچ خلاقيتي در زبان ندارند؛ يعني اطلاعات و دريافت زباني آنها بعد از آموزش‌هاي فراوان به اندازه يك كودك دو ساله است.
 
منبع: كودك سالم

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه به فرزندانمان گوش بدهيم و با آنها صحبت كنيم  ؟

سميه اسماعيلي[1]

چكيده

هركدام از شما ممكن است در زندگي خود لحظاتي را داشته باشيد كه دلتان بخواهد با يك دوست صحبت كنيد، در اين حالت مايليد كه دوستتان به شما گوش بدهد، شرايط شما را بفهمد و پذيراي احساسات شما باشد. فرزندان شما نيز،  هنگام ناراحتي همين انتظار را از شما دارند. پدر و مادر بايد رفتاري داشته باشند كه فرزندان آنها بتوانند احساسات و افكارشان را با آنها در ميان بگذارند. اين امر مستلزم آن است كه والدين مهارتهاي ارتباطي در گوش دادن به كودكان و صحبت كردن با آنها را رعايت كنند. در مقاله حاضر سعي شده است تا اساسي ترين نكات در اين خصوص گردآوري و ارائه گردد.

مقدمه

هيچ پدري به هنگام صبح بيدار نمي شود تا زندگي فرزندش را تيره سازد. هيچ مادري با خود نمي گويد : "امروز اگر فرصتي پيش آيد بر سر بچه ام داد خواهم زد، از او ايراد خواهم گرفت يا او را تحقير خواهم كرد." برعكس، بسياري از مادرها در آغاز روز چنين تصميم مي گيرند : " امروز روزي صلح آميز و پر از صفا و صميميت خواهد بود. نه داد و فريادي خواهد بود، نه بگو مگويي و نه زد و خوردي . " با وجود اين و علي رغم نيات خوب، جنگ ناخواسته بار ديگر در مي گيرد و ما بار ديگر در مي يابيم كه سخناني ناخواسته بر زبان آورده ايم و با لحني صحبت كرده ايم كه دوست نداشتيم.

غالب گفتگوهاي بين والدين و كودكان، گفتگوهايي بي حاصل است. چنانكه در گفتگوي زير به خوبي نمايان است :

" كجا رفتي ؟ "

" بيرون. "

" چكار كردي ؟ "

" هيچ كار. "

والدين در صحبت با كودكان سعي مي كنند منطقي باشند، اما به زودي پي مي برند كه اين كار تا چه اندازه مي تواند دشوار و طاقت فرسا باشد. از طرفي كودكان در گفتگو با والدين غالباً مقاومت نشان مي دهند. آنها از اينكه كسي بيايد و دائماً نصيحتشان كند و از آنها ايراد بگيرد و مرتب تذكر بدهد، نفرت دارند. آنها احساس مي كنند كه والدين آدمهاي پرحرفي هستند كه زمان تلويزيون ديدن و بازي كردن آنها را به هدر مي دهند.

اگر كسي مشتاقانه نظاره گر گفتگوي بين يك مادر و فرزندش باشد و به حرفهايشان گوش دهد با كمال تعجب متوجه خواهد شد كه هريك از آنها تا چه اندازه به حرفهاي يكديگر بي توجه هستند. اين گفتگو به دو تك گفتار مي ماند : يك تك گفتار از انتقاد و دستوالعملها تشكيل مي يابد و ديگري از عدم پذيرشها و دليل تراشيها. نمايش غم انگيز چنين ارتباطي، ناشي از عدم عشق و علاقه نيست، بلكه از عدم احترام سرچشمه مي گيرد؛ و به وجود آمدن اين نمايش غم انگيز به دليل نبود هوش و ذكاوت نيست، بلكه به خاطر نبود مهارت است.

براي آنكه ارتباط با كودكان نامفهوم نباشد و معاني و مفاهيمي در خود داشته باشد، طرز تكلم روزمره كافي نيست. به منظور اينكه بتوان هم به كوكان كمك كرد و هم از يأس و نااميدي والدين كاست، به روش جديدي در برقراري ارتباط با كودكان نياز است كه شامل راههاي جديدي براي گفتگو با كودكان است.

اساس روش جديد در برقراري ارتباط با كودكان را دو چيز تشكيل مي دهد : احترام و مهارت. احترام در برگيرنده اين مطلب است كه ضمن حفظ شأن كودك در جريان صحبت كردن، فرصتي هم به او براي صحبت كردن بدهيم و به او گوش دهيم. در خصوص مهارت در صحبت كردن با كودك و نوجوان نيز، مطالبي كه در ادامه مقاله حاضر آمده است به والدين كمك خواهد كرد ( گينات[2]، ترجمه سرتپي،1390 ).

چگونه به فرزندان خود گوش بدهيم

براي آنكه به فزندانتان كمك كنيد تا بتوانند با شما ارتباط برقرار كنند، بايد بتوانيد با دقت به آنها گوش بدهيد. رعايت موارد زير مي تواند به والدين كمك كند تا شنونده شايسته اي باشند :

 
-        به احساسات كودكان حساس باشيد

 توجه به احساسات كودكان از ظريف ترين و حساس ترين مطالبي است كه گستره وسيعي از رفتارها دركودكي و بزرگسالي را در بر مي گيرد، اما از جانب والدين به صورت دقيق و صحيح مورد توجه قرار نمي گيرد. چرا حساس بودن به احساسات كودكان اهميت دارد؟ زيرا اين كار به آنان كمك مي كند بفهند ديگران احساسات آنها را درك مي كنند. همچنين، موجب مي شود به احساسات و علتهاي آن فكر كنند، بتوانند به مشكلات فكر كنند و در مورد احساساتشان صحبت كنند و در آينده از بسياري مشكلات فردي مصون بمانند ( مير[3] و همكاران، ترجمه رئيس دانا، 1389 ). تا زماني كه كودك احساس خود را درست نشناسد نمي تواند درست فكر كند و تا زماني درست فكر نكند، نمي تواند درست عمل كند (گينات، ترجمه ناصحي، 1388 ). همين رابطه احساس تا عمل در بزرگسالي هم وجود دارد و از اهميت بيشتري نيز برخوردار است.

در گام نخست بايد احساسات كودك را واقعي بدانيد، اين نكته ايست كه مباحث مفصلي را به خود اختصاص مي دهد. اما در اينجا به گفتن همين نكته قناعت مي كنيم كه : احساسات فرزندتان را باور داشته باشيد و آنها را واقعي بدانيد و براي آنها ارزش قائل باشيد. اگر كودك شما از خراب شدن يك اسباب بازي ظاهراً بي ارزش خيلي غمگين است، او را درك كنيد، چون اين موضوع براي شما بي اهميت است اما براي كودك شما با خراب شدن آن اسباب بازي دنيا به آخر رسيده است. گفتن جملاتي نظير ؛  "هيچ دليلي براي ناراحتي ات وجود ندارد " يا " به خاطر هيچ و پوچ اين همه سر و صدا به راه انداختي " را نبايد در مورد كودكان و نوجوانان استفاده كرد.

يادتان باشد احساسات فرزندتان درست است حتي اگر اعمالشان درست و خوشايند نباشد

در گام دوم، احساسات را به كودك انعكاس دهيد. در مرحله انعكاس احساسات هدف اين است كه احساسي را كه شما در كودك كشف كرده ايد به او بشناسانيد، زيرا كه كودكان احساسات خود را نمي شناسند. براي اين كار از الفاظ كلي مثل خوب يا بد و يا خوشحال و ناراحت استفاده نكنيد. احساسات جزئي را مطرح كنيد. احساس خوشايند معرف حالتهايي مثل خوشحال، اميدوار، بانشاط، خوشنود، آرام، مطمئن و ... و احساسات ناخوشايند معرف حالتهايي مثل نااميد، دل شكسته، غمگين، عصباني،  خشمگين و ... هستند. كودكان تعريف درستي از عصباني، خوشحال، غمگين، بي تفاوت، محكوم، نااميد، دل شكسته  و ... ندارند، والدين بايد در خلال صحبت با آنها و در  پس قاب كلمات، اين احساسها را به آنها بشناسانند. زماني كه احساسات شناخته و پذيرفته شوند، كودكان نيز احساسات خود را بهتر درك خواهند كرد (گينات، ترجمه ناصحي، 1388 ).

در گام سوم لازم است، دليل احساس را به كودك انعكاس دهيد. در اين ميان تفسير، قضاوت و ارزيابي رفتار كودك را كنار بگذاريد. خودتان را آينه اي تصور كنيد كه احساسات فرزندتان را منعكس مي كند. اين بازتاب آينه اي احساسات كودكان اولاً موجب مي شود كه كودكان بدانند كه والدين آنها را درك مي كنند و احساسات آنها را به رسميت مي شناسند و ثانياً به آنها كمك مي كند كه احساسات خود را بشناسند. زيرا كودكان براي شناخت احساسات خود به چنين انعكاسي نياز دارند ( مير و همكاران، ترجمه رئيس دانا، 1389 ).

عمل آينه اين است كه تصوير را همان گونه كه هست، منعكس مي كند، بدون اينكه در اين انعكاس تصوير تملق كند يا مرتكب اشتباه شود. ما مسلماً آينه اي نمي خواهيم كه به ما بگويد : " تو قيافه وحشتناكي داري، صورتت پف كرده، چشمانت خسته است. رويهم رفته آدم شلخته اي شده اي، بهتر است فكري به حال خودت بكني. " پس از آنكه چندين بار  خودمان را در چنين آينه سحر آميزي ديديم، مثل طاعون از آن فرار خواهيم كرد. ما از آينه انتظار داريم كه تصوير واقعي مان را نشان دهد نه اينكه برايمان موعظه كند. ما شايد از تصويري كه در آينه مي بينيم، خوشمان نيايد؛ با اين حال، ترجيح مي دهيم كه خودمان در مورد صورت خود تصميم بگيريم.

وظيفه يك آينه عاطفي اين است كه احساسات را همان گونه كه هستند منعكس سازد، بدون اينكه آنها را تحريف كند و از حالت اصلي شان خارج سازد. مثلاً كافي است به كودك بگوييد :
 
" انگار خيلي عصباني هستي. "

" انگار خيلي ازش متنفري. "

" انگار خيلي احساس خجالت بهت دست داده . "

اين جملات براي كودكي كه چنين احساساتي در خود دارد، ياري كننده تر و مفيدتر از هرگونه برخورد ديگر خواهد بود. اين جملات به طور واضح به كودك نشان مي دهند كه داراي چه احساسي است. وقتي تصوير، چه در آينه شيشه اي و چه در آينه احساسي، آشكار و واضح باشد، فرصتي پيش خواهد آمد تا صاحب اين تصوير به طور ابتكاري خودش را بيارايد و تغيير دهد ( گينات، 1390؛ ترجمه سرتيپي ).

زماني كه به كودك مي گوييم كه نمي فهمد چه حسي دارد، نه تنها او را از دفاع طبيعي اش محروم كرده ايم، بلكه او را  گيج، بي حس و سردرگم بار مي آوريم. او را وادار مي كنيم دنيايي غيرواقعي از كلمات بسازد كه هيچ ارتباطي با واقعيتهاي دروني اش ندارد. او را از شخصيت واقعي اش جدا مي كنيم و قطعا او درك كمتري نسبت به آدم هاي اطراف خود خواهد داشت. اما زماني كه واقعيت احساسات بچه ها را به رسميت مي شناسيم، چه نعمتهاي فوق العاده اي به آنها مي دهيم: قدرت حركت از موضع احساسات دروني، امكان داشتن يك قلب رئوف، فرصت ارتباط داشتن با يك وجود استثنايي يعني خودش (في بر و مازليش[4]، ترجمه معتكف و عباسي فر، 1383 ).

با ارزش ترين چيزي كه پدر و مادر مي توانند به كودك ارزاني دارند يك شناخت واقع بينانه از خودش است. شناختي كه به يكباره به وجود نمي آيد بلكه به آهستگي و طي تجارب مكرر حاصل مي شود. صحبت كردن با كودكان و بازتاب احساسات به او، اين فرصت طلايي را براي كودكان فراهم مي آورد.

درك احساسات كودكان در خلال صحبت با آنها، ارتباط ميان فردي با آنان را تعالي مي بخشد و به اين ارتباط  معنايي مي دهد كه ساير ارتباطات نمي تواند به آن بيانجامد و آن " درك احساس متقابل " است. مفهومي كه كمبود آن در بسياري از حوزه هاي زندگي فردي و اجتماعي تبعات منفي سنگيني را به بار مي آورد. بسياري از مشكلات فردي كه بسياري افراد در بزرگسالي تجربه مي كنند به دليل عدم شناخت صحيح احساسات و يا عدم درك شدن از سوي اطرافيان است. بسياري از اختلافات زناشويي به دليل عدم باور احساس همسر از طرف ديگري مي باشد، زيرا كه بسياري از ما در كودكي نياموخته ايم چه حسي داريم و يا براي داشتن برخي احساسات تنبيه و مؤاخذه شده ايم و به همين دليل در بزرگسالي با داشتن احساسات منفي، خود را سرزنش كرده و احساس گناه مي كنيم. مهمتر اينكه ما نياموخته ايم كه احساسات خود را به چه نحو بروز دهيم، در حاليكه ابراز احساسات به صورت صحيح و درك شدن از سوي شخص ديگر، التيامي براي دردهاي روحي ماست كه بسياري از تنش هاي روحي ما را برطرف ساخته و روابط ميان فردي را اصلاح مي كند.

البته به ياد داشته باشيد كه زمان زيادي لازم است تا فرزندان شما اقدام به تغيير رفتار خود كنند. آنچه كه اين تكنيك در كوتاه مدت نصيب شما مي كند، اجتناب از جر و بحث هاي طولاني و بي نتيجه و همچنين آرامش دروني كودك شماست.

در خصوص توجه به احساسات كودكان، اطلاع از چند نكته ضروري است:

1-    عمل را محدود كنيد

با وجود مجاز بودن هر احساسي براي كودك،  عمل محدود است. كودك مجاز است كه دوست داشته باشد همه گلهاي يك پارك براي او باشد اما بايد بداند كه چيدن گلهاي پارك امكان پذير نيست. در اين مواقع بايد به كودك گفت : " مي دانم دلت مي خواهد همه اين گل هاي نرگس را بچيني و بياوري خانه، ولي روي آن تابلو نوشته كه گلهاي پارك براي چيدن نيست. " شما با رعايت اين اصل  هم احساسات كودك را به او منعكس كرده و با اين روش به او فهمانده ايد كه دركش مي كنيد، ضمن اينكه محدوديتهاي موجود را براي او روشن نموده ايد (گينات، ترجمه ناصحي، 1388).

2-    منتظر شنيدن آنچه دوست نداريد باشيد

گاهي وقتي والدين فرصت ابراز احساسات و بيان آنها را به كودكان خود مي دهند، سخناني را مي شنوند كه آرزو مي كنند كه اي كاش چنين فرصتي را به او نداده بودند. به عنوان نمونه از پسر خود مي شنوند كه چقدر از خواهر كوچكترش متنفر است و آرزو مي كند كه او در بيمارستان بستري شود و يا از پدر خود به خاطر تأخير در بردن دوچرخه خراب او به تعميرگاه بيزار است. بسياري از كودكان بالأخص در سنين پيش دبستاني هيجانات خود را  بدون هيچ سانسوري بروز مي دهند و ظرفيت مهار هيجانات در آنها بسيار كمتر از كودكان بزرگتر است ( كاپلان[5]، ترجمه فيروزبخت، 1386 ). گاهي لازم است والدين با صبوري به احساسات و هيجانات كودكان توجه كنند، شنيدن اين قبيل جملات نبايد آنها را نگران كند.

3-    تجارب تلخ و احساس ناخوشايند

نكته ديگر كه در احساسات كودكان وجود دارد و بسياري از والدين را نگران مي كند، احساسات ناخوشايند كودكان است. در پذيرش احساسات كودك – بالاخص احساسات منفي –  نبايد در صدد جبران برآييد. مثلاً اگر كفش مورد علاقه كودك شما خراب شده، لازم نيست به او قول دهيد كه مشابه آن كفش را براي او خريداري مي كنيد، كافي است با صحبت هاي خود نشان دهيد كه او را درك مي كنيد، نگران اين احساس رنج او نباشيد. كودك شما بايد بتواند با احساسات منفي برخورد كرده و آنها راتجربه كند. به گفته هايم گينات " درد كشيدن، رشد كودكان را تسريع مي كند. "

ممكن است تصور كنيد كه تجربه چنين احساساتي براي موارد جزئي نظير خراشيدگي دست، گم شدن اسباب بازي و ... قابل تحمل است ولي در موارد بزرگ و طاقت فرسا مثل مرگ يك عزيز، غير قابل اجراست. اما بايد بپذيريم كه تجربه چنين احساساتي به شكل گيري شخصيت كودكان كمك مي كند. والدين آنقدر دلشان مي خواهد فرزندشان را خوشحال ببينند كه او را از تجربه رشد دهنده اي مانند يأس، محروميت و غم محروم مي كنند. اگر والدين مي توانستند ايمان آورند كه با گفتن چيزي مانند " مي دانم چقدر دلت براي دوستي  كه از دست دادي تنگ شده،  مي دانم  چقدر احساس دل شكستگي مي كني و ... " روحيه كودك را تقويت مي كنند، متوجه مي شدند كه اين بهترين كمكي است كه مي توانند در حق فرزند خود انجام دهند. در برخي امور والدين مجبورند كه حل مسائل براي كودكان را به گذر زمان بسپارند. هرچند كه حتي در امور كوچك و جزئي هم عملاً همين اتفاق مي افتد. وقتي روي خراش دست كودك خود داروي ضدعفوني مي ماليد و چسب زخمي روي آن مي زنيد، كار ديگري جز سپردن باقي امور به زمان انجام نمي دهيد ( گينات، ترجمه ناصحي، 1388 ).

4-    مراقب هيجانهاي خاص هم باشيد

كودكان براي برقراري ارتباط لزوماً از كلمات استفاده نمي كنند. برخي مواقع ساكت هستند، اما لبخند مي زنند، اخم يا گريه مي كنند، برخي مواقع گوشه گيرند و مظلوم نمايي مي كنند. والدين بايد بدانند كه فرزندان آنها در اين حالت، درونشان سرشار از احساسي است كه بازگو نكرده اند. ببينيد كه چهره و بدن فرزندتان به شما چه مي گويد، سپس احساساتي را كه مي بينيد بيان كنيد : " چهره اخم آلودت دارد مي گويد كه تو مخالفي! "( مير و همكاران، ترجمه رئيس دانا،  1389 ).

والدين هميشه بايد به خاطر داشته باشند كه وقتي كودك در اوج احساسات شديد خود قرار دارد گوشش به كسي بدهكار نيست. او نمي تواند پند و اندرز يا سخنان تسلي بخش يا انتقاد سازنده را بپذيرد. او از ما مي خواهد كه دركش كنيم و آنچه را كه در آن لحظه بخصوص از درونش مي گذرد، احساس نماييم. علاوه بر اين، او مي خواهد بدون اينكه مجبور باشد تمام تجربيات دروني اش را برايمان بازگو كند، مورد درك ما واقع شود. در واقع اين يك نوع بازي است كه او در اين بازي فقط اندكي از احساسش را براي ما آشكار مي كند و محتاج آن است كه باقي را خود حدس بزنيم.

وقتي كودك به ما مي گويد " آقا معلم كتكم زد "، نبايد از او بخواهيم جزئيات تنبيه را هم براي ما توصيف كند و نيز نيازي نيست كه بپرسيم " چه كار كردي كه كتك خوردي ؟ حتما كاري كردي كه معلم كتكت زد، بگو ببينم چه كار كردي؟" اين زمان، فرصت مناسبي براي نصيحت كردن نيست. پند و اندرز را به زمان ديگري موكول كنيد. اكنون كودك شما نيازمند درك شماست، او به عنوان پدر و مادر چيزي غير اين از شما نمي خواهد. ما بايد به كودكي كه تنبيه شده است نشان بدهيم كه مي فهميم متحمل چه درد و خجلتي شده و از احساس انتقام جويانه اش آگاهيم. چگونه مي توانيم بفهميم چه احساسي دارد؟ به او نگاه مي كنيم و به گفتارش گوش مي دهيم و همچنين از تجربه هاي عاطفي خودمان استفاده مي كنيم. ما مي دانيم كودكي كه در ميان جمعي از هم سن و سالهاي خود خجل شده، حالا چه احساسي دارد. بايد طوري با او حرف بزنيم كه بداند از حالي كه او دارد، اگاهيم. استفاده از هريك از اين جملات مي تواند مفيد واقع شود :

" حتماً وضع خيلي خجالت آوري بود. "

" حتماً در آن لحظه از معلمت نفرت داشتي. "

" امروز روز بدي برات بود. "

وقتي به كودك بگوييم : " اين احساسي كه داري خوب نيست "، يا او را متقاعد كنيم كه " هيچ دليلي براي احساس خود ندارد "، نخواهيم توانست احساس ناراحتي شديد او را از ميان ببريم. ممنوع اعلام كردن بيان احساس ناراحتي شديد، اين احساس را از بين نمي برد؛ زماني از شدت اين احساس ناراحتي كاسته مي شود و زماني آزار دهندگي اش را از دست مي دهد كه والدين اين احساس كودك را با حس تفاهم و همدردي بپذيرند و آن را انكار نكنند ( گينات، ترجمه سرتيپي، 1390 ).

-        براي گوش دادن وقت بگذاريد

هنگام گوش دادن به كودكان بايد سراپاگوش بود و به هيچ كار ديگري جز گوش دادن نپرداخت. گوش دادن دقيق به شما اين امكان را مي دهد كه فرزندانتان را درك كنيد. براي اين كار ابتدا بايد فكر كنيد و بعد حرف بزنيد. اين نوع گوش دادن مهارتي است كه نياز به تمرين دارد. مطمئن باشيد پس از مدتي تمرين، مي توانيد اين رفتار را خيلي طبيعي بروز دهيد.

در فرايند گوش دادن نبايد در حاليكه او صحبت مي كند ما جوابهاي خود را آماده كنيم، بلكه بايد صادقانه در درك و فهم نقطه نظر او بكوشيم و سپس به ارائه بازخورد بپردازيم (في بر و مازليش، ترجمه معتكف و عباسي فر، 1383 ).

 

چگونه با كودكان صحبت كنيم

به طور كلي، در هرنوع ارتباطي يك تعامل دو سويه وجود دارد كه هم مهارتهاي شنيدن را شامل مي شود و هم مهارتهاي صحبت كردن. نحوه صحبت كردن در تاثيرگذاري كلام، حائز اهميت است. زيباترين و مهمترين پيامها در كلامي نازيبا ارزش خود را از دست مي دهند و محبوبترين افراد در نزد مردم افرادي هستند كه ازمهارتهاي كلامي بالايي برخوردارند. چه بساكه پيامبر ( ص ) بزرگوار اسلام مي فرمايند " زيبايي دركلام است." ( حسيني، 1387).

اين امر در خصوص كودكان نيز، موضوعيت دارد. براي برقراري ارتباط خوب با كودكان، خوب گوش دادن كافي نيست بلكه بايد بتوانيم با آنها خوب صحبت كنيم. در اين بخش نكاتي ارائه شده است كه مي تواند به والدين در برقراري ارتباط كلامي مؤثر با كودك كمك كند

-         با احترام صحبت كنيد

وقتي در حال بيان احساسات خود به فرزندتان هستيد با احترام صحبت كنيد. گاهي كودك شما كاري مي كند كه دوست داريد فرياد بكشيد، اما بايد بدانيد كه با اين كار به او ياد مي دهيد كه داد و فرياد راهي براي حل مشكلات است. حرفهاي محترمانه كودكان را دلگرم مي كند.

اين سؤال را از خود بپرسيد : اگر رفتاري كه گاهي با كودكانمان داريم با دوستانمان مي كرديم، چه مي شد؟ اغلب والدين با اطرافيان خود با احترام رفتار مي كنند اما نمي توانند همين احترام را در مورد كودكان خود نيز، به كار بگيرند.

براي اظهار احترام پيامهاي خبري را جايگزين پيام خطابي كنيد. در لحن خطابي معناي سركوفت و سرزنش كردن و خرده گيري وجود دارد ( مثل بس كن ! ولش كن! بايد بهتر از اين باشي! و .... ). پيام خبري به جاي تكيه بر كودكان، بر گوينده توجه دارد، برچسب نمي زند و سرزنش نمي كند. با استفاده از پيام خبري فقط احساس خود را شرح مي دهيد (في بر و مازليش، ترجمه معتكف و عباسي فر، 1383 ).

-        دنبال مشكل واقعي بگرديد 

ممكن است بيان احساسات در قالب خبري كمي دشوار باشد، اما نگاه كردن از اين زاويه كه : " رفتار كودكان نيست كه آزاردهنده است، بلكه نتيجه كار آنها ناخوشايند است. " مي تواند موضوع را روشن تر كند. مثلا اگر مسواك نزدن فرزند شما، شما را آزرده مي كند، بايد به اصل مشكل يعني فاسد شدن دندانهاي او فكر كنيد و اين موضوع را با او در ميان بگذاريد و صرفاً نافرماني و ظاهر رفتار او را نشانه نگيريد ( مير و همكاران، ترجمه رئيس دانا،  1389 ).

-        هنگامي كه عصباني هستيد مواظب خودتان باشيد

بسيار مهم است كه خشم و عصبانيت را از پيام خبري دور كنيد. عصبانيت باعث مي شود كه كودكان به دشواري بتوانند احساس سرزنش شدن نداشته باشند. البته منظور اين نيست كه نبايد از دست فرزندتان عصباني شويد، بلكه ابراز دائمي عصبانيت است كه مشكل ساز است.

براي پرهيز از عصبانيت :

1 – شرايطي را فراهم كنيد كه كار به عصباني شدن نيانجامد. مثلاً وقتي زمينه آن فراهم شده، بهتر است با فرزندتان صحبت كنيد و پيام خبري بدهيد. اين كار شما را از آشفتگي بيشتر مي رهاند.

2 – هنگامي كه عصباني نيستيد در جستجوي ايجاد موقعيتهايي باشيد كه بتوانيد با فرزندتان صحبت كنيد و اوقاتي را بتوانيد باهم خوش باشيد ( مير و همكاران، ترجمه رئيس دانا،  1389 ).

نكته اي كه در مورد كودكان بايد بدانيد اين است كه شما به عنوان والدين بايد شرايط را كنترل كنيد نه كودك خود را. كنترل شرايط به شما كمك خواهد كرد كه كار به مشاجره و تنش نينجامد.

اگر هم عصباني شديد از فرزندتان دور شويد ( از اتاق خارج شويد ) و در جستجوي كمك براي خود باشيد كه عصبانيتتان فروكش كند نه اينكه با توجه بيش از حد به موضوع، عصباني تر شويد.

-          پيام خبري دوستانه بدهيد

كودكان دوست دارند پيام خبري دوستانه بشنوند.

مثلاً : " متوجه شدم كه بعد از خوردن چيپس، اتاق را جارو كردي! "

يا اينكه " متوجه شدم كه با خواهر كوچكت با بردباري رفتار كردي! "( مير و همكاران، ترجمه رئيس دانا،  1389 ).

-        حق انتخاب بدهيد 

به طوركلي در خصوص تربيت فرزندان، حق انتخاب دادن به آنان در موارد متعدد نظير كنترل لجبازي، ايجاد استقلال و ... توصيه مي شود. در رابطه با كودكان مي توان از اين تكنيك استفاده كرد. به عنوان مثال اگر شما با دوست خود در اتاقي نشسته ايد و در حال صحبت هستيد و كودك شما در گوشه اي ديگر از اتاق مشغول بازي پر سر رو صدايي است به او بگوييد " يا مي تواني در اين اتاق آرام بازي كني يا اگر مي خواهي بازي پر سر و صدا بكني به حياط يا اتاق خودت برو. " ( لي[6]، 1991 ).

-        واژه ها تجلي گاه محبت به فرزندان هستند

توصيه به ابراز محبت دركلام، از جانب ائمه معصومين( ع )و بسياري صاحبنظران توصيه شده است. رسول خدا (ص)  مي فرمايند : " هرگاه يكي از شما برادرش را دوست دارد، به او اظهار كند. " ( حسيني، 1387). اين امر در خصوص كودكان نيز، صادق است. محبت و علاقه به كودكانمان بايد در زبان و گفتار ما تجلي يابد، اينكه ما با كودكانمان هر طور كه بخواهيم – بدون در نظر گرفتن فاكتور احترام – رفتار كنيم و مدعي باشيم كه فرزندانمان را دوست داريم و تصور كنيم  استفاده از واژه هاي ناموبوط چيزي از محبت دو طرفه ما كم نمي كند، اشتباه محض است. گينات اظهار مي دارد : " محبت مثل ثروت است، حتي در مورد ثروت مادي هم گهگاه مي بينيم كه وجوه كلان بايستي به پول خرد تبديل شود. در اتاقك تلفن عمومي، پول خرد بيش از اسكناس درشت ارزش دارد. براي اينكه محبت ما فايده اي براي فرزندانمان داشته باشد، بايد ياد بگيريم چگونه آن را به كلمات كوچكتر تقسيم كنيم تا لحظه به لحظه به آنها كمك كند. " ( گينات، ترجمه سرتيپي، 1390 ؛ ص 17). 

-        از حادثه ها نهايت استفاده را ببريد

براي برقراري رابطه و گفتگو با كودكان از حوادث حداكثر استفاده را ببريد. وقتي كودك درباره حادثه اي صحبت مي كند و يا درباره آن سؤالاتي مي پرسد، غالباً بهتر است كه به خود آن حادثه نپردازيم، بلكه به رابطه مان كه كودك به آن اشاره مي كند پاسخ دهيم.

محدثه كه شش سال دارد، گلايه مي كند كه اخيرا هداياي كمتري نسبت به برادر كوچكترش دريافت كرده است. در اين زمان نبايد شكايت او را انكار كرد و يا براي هداياي بيشتر برادر، دليل و برهان آورد، نبايد وعده داد كه اشتباه صورت گرفته جبران خواهد شد. بايد بدانيد كودكان به عمق رابطه شان با والدين بيشتر توجه نشان مي دهند تا تعداد هدايا. بازتاب احساس كودك در اين حالت و بيان اينكه : " تو هديه بيشتري مي خواهي دخترم؟ " و در آغوش گرفتن او از هر نوع مكالمه اضافي ديگري بهتر است ( گينات، ترجمه سرتيپي، 1390 ).  اينجاست كه ارزش بازتاب احساسات و مكالمات كوتاه در مواقع ضروري – براي فرار از به چالش كشيده شدن توسط كودكان – ارزش خود را آشكار مي كند.

-        از "نه " و"نكن"كمتراستفاده كنيد

والدين بايد مسائل را اولويت بندي كنند. بايد از كنار مسائل بي اهميت گذشت و تا حد امكان كمتر از الفاظ  " نه " و " نكن "  استفاده كرد. فرلاند[7] ( ترجمه حجازي، 1386 ) معتقد است كه " بهتر است موارد جنگ و جدال خود با كودكان را انتخاب كنيم و اتفاقات غيرعمد و تصادفات را از امور اشتباه در امور اساسي جدا كنيم، در غير اين صورت روابط شما با كودكان تبديل به جدال بي انتها خواهد شد. " ( ص 98 ).

استفاده از تمامي اين راهها مي تواند منجر به بهبود رابطه والدين با فرزندان گردد. در اين رابطه جديد ابتدا تفاهم متقابل ميان والدين و فرزندان ايجاد مي شود و پس از ايجاد اين تفاهم است كه پند و اندرز، راهنمايي و آموزش مطرح مي شود. اگر قبلاً كاري غير از اينها انجام مي داديد از همين امروز روش خود را تغيير دهيد. ابتداي كار فرزندتان ممكن است شگفت زده شود. ممكن است در ابتدا حاضر نباشد احساسات خود را با شما در ميان بگذارد اما، دلسرد نشويد بلكه در انتظار فرصت ديگري باشيد كه به احساساتش توجه كنيد.

چگونه از خشم خود استفاده كنيم؟

تا اينجا مطالبي مطرح شد كه در شرايط معمولي كاربرد دارد، اما با وجود تمام تدابيري كه انديشيده مي شود، گاهي بحرانهايي در روابط با فرزندان بروز مي يابد كه والدين تصور مي كنند با تكنيك هاي معمولي قابل حل نيست. مهمترين و رايج ترين مشكل به خشم والدين مربوط مي شود.  

وقتي بچه بوديم به ما نياموختند كه چگونه با خشم به عنوان واقعيتي از زندگي برخورد كنيم. ما را وادار كرده بودند كه وقتي خشمگين مي شويم، احساس گناه كنيم و وقتي ابراز خشم مي كنيم، خودمان را گناهكار به حساب آوريم. امروز هم كه داراي فرزند هستيم، سعي مي كنيم در رفتار با كودكان خود بردباري به خرج دهيم تا جايي كه احساس مي كنيم در حال انفجار هستيم، اگر خود را كنترل نكنيم، خلق و خوي معمولي خود را از دست مي دهيم و طوري عمل مي كنيم كه گويي سلامت فكري خود را از دست داده ايم. به فرزندان خود چيزي مي گوييم و يا طوري با آنها برخورد مي كينم كه وقتي بخواهيم همان رفتار را در برابر دشمنان در پيش بگيريم ترديد مي كنيم. به آنها فحش مي دهيم، بر سرشان داد مي كشيم و يا در بدترين حالت آنها را مورد حمله قرار مي دهيم و وقتي جار و جنجال به پايان رسيد احساس گناه مي كنيم و به طور جدي تصميم مي گيريم كه اين كار را تكرار نكنيم اما چيزي نمي گذرد كه خشم دوباره ظاهر مي شود و ما را درمانده مي كند.

 قرار نيست والدين از كودكان خود خشمگين نشوند و يا در هنگام خشم، آن را فرو نشانند و هيچ بازخوردي به كودكان ندهند. در تربيت كودك، خشم والدين هم سهمي براي خودش دارد. در واقع اگر والدين نتوانند در لحظاتي معين خشمگين شوند، نشان خواهند داد كه نسبت به كودكشان بي تفاوت هستند.  بروز ندادن خشم از طرف والدين خوبي آنها را ثابت نمي كند ( گينات، ترجمه سرتيپي، 1390 ).
 
به طور كلي هدف اساسي در تكنيكهاي مختلفي كه براي كنترل خشم وجود دارد، اين است كه ابراز خشم نبايد به گونه اي باشد كه شدت خشم را افزايش دهد. به عبارت ديگر، دارو نبايد بدتر از بيماري باشد. خشم طوري بايد ابراز شود كه تسكين خاطري براي والدين باشد، بينشي در كودك ايجاد كند و هيچ زياني بر طرفين وارد نسازد. براي اين كار چند نكته را مورد عنايت قرار دهيد : اولاً وقتي از فرزندمان عصباني هستيم نبايد او را در جمع دوستانش مورد عتاب قرار دهيم.، اين كار لجاجت او را تحريك كرده و احتمال واكنش منفي او را افزايش مي دهد كه اين امر خود موجب خشم بيشتر والدين خواهد شد. ثانياً اگر با نافرماني كودك مواجه شده و خشمگين شديد، او را تهديد نكنيد، با اين عمل خودمختاري كودك را به مبارزه دعوت مي كنيد، اگر كودك براي خود احترام قائل باشد، بايستي دوباره نافرماني كند تا ثابت كند كه آدم بزدل و ترسويي نيست. ثالثاً بي احترامي نكنيد، اين كار عزت نفس كودك را مورد تهديد جدي قرار مي دهد. رابعاً بايد بدانيد كه خشم شما يك واقعيت است، آن را بپذيريد و بدون اينكه آسيبي به كسي برسد ابرازش كنيد. مثلاً : " احساس آزردگي مي كنم" يا " احساس خشم زيادي مي كنم و دارم از كوره در مي روم " يا " دارم از عصبانيت منفجر مي شوم ". در مرحله بعد مي توانيد دليل خشم خود را به طور واضح بيان كنيد : " وقتي مي بينم كه برادرت را مي زني، عصباني مي شوم، در درونم آنقدر حرص مي خورم كه احساس مي كنم دارم منفجر مي شوم" ( گينات، ترجمه سرتيپي، 1390 ). 

نكته قابل تأمل ديگر اين است كه والدين بايد براي عصباني شدن دليل قانع كننده اي داشته باشند. بسياري از والدين در برابر يك تخم مرغ شكسته طوري واكنش نشان مي دهند كه گويي با ساق پاي شكسته اي مواجه هستند، بدشانسيهاي جزئي كودكان و يا حتي اشتباهات كودكانه را از دايره دلايل عصبانيت خود بيرون كنيد، شكسته شدن ليوان، ريختن يك ليوان شير روي زمين نبايد باعث تندخويي والدين شود.

وقتي مشكلي بروز مي كند،  گام اول در يافتن پاسخ تشكيل يك جلسه غيررسمي و بدون برنامه ريزي گفتگو  است. در اين جلسه گوش دادن يعني اعتماد به اينكه كودك خود راه حل را پيدا خواهد كرد.  براي يك ارتباط مؤثر در اين فرايند از گفتن كلمه "  تو " بايد اجتناب نمود و نشانه ها به سمت " من " باشد. سوء استفاده از كلمه " تو " فرافكني مشكلات است. معمولاً كلمه " تو " موجب تحقير مي شود، اين كلمه احساسات را ناديده مي گيرد و اجازه تهديد به پدر و مادر را مي دهد. برعكس، جملاتي كه با " من " آغاز مي شود به ما ديد وسيع تري مي دهد و موجب مي شود انگشت تقصير را به سمت ديگري نشانه نرويم. در اين صورت ارتباط ما كيفيت بالاتري خواهد داشت ( فرلاند، ترجمه حجازي، 1386 ).

به عنوان نمونه به عنوان نمونه؛ وقتي والدين با اتاق نامرتب و به هم ريخته كودك خود مواجه مي شوند، طبيعتاً آزرده و ناراحت خواهند شد. آنها بايد احساس واقعي خود را ابراز كنند اما نه با توهين و متهم كردن، نبايد از جملاتي نظير " چرا تو اينقدر شلخته اي! " استفاده كرد. امكان دارد چنين كلماتي ما را به هدف مورد نظرمان كه مرتب كردن اتاق است برساند اما قطعاً هدفي بزرگتر را قرباني مي كند. اين نحوه برخورد روحيه رنجش از والدين و احساسي نامطبوع درباره خود كودك را در او باقي مي گذارد. والدين حق دارند، احساس عصبانيت خود را منتقل كنند اما از راه صحيح و بدون آسيب زدن به كودك. پدر و مادر مي توانند توصيف كنند و بگويند : " ظاهر اين اتاق براي من خوشايند نيست و مرا خيلي عصباني مي كند، جاي لباس و كتاب و اسباب بازي داخل گنجه و كمد است نه وسط اتاق. "

چگونه كودكان را تمجيد كنيم؟

غير از مواردي كه به موقعيتهاي تنش زا و منفي در روابط والدين و فرزندان بر مي گردد، موقعيتهاي مطلوبي هم وجود دارد كه والدين بايد بدانند در اين مواقع چگونه برخورد كنند. والدين تصور مي كنند كه نحوه برخورد آنها در شرايط نامطلوب اهميت دارد، در حاليكه رفتار آنها در مقابل رفتارهاي مثبت كودكان نيز، از اهميت بالايي برخوردار است. بسياري بر اين باورند كه تمجيد از كودك در برابر رفتارهاي شايسته او سبب مي شود تا او اعتماد به نفس پيدا كند و نيز احساس امنيت داشته باشد. اما عملاً، تمجيد ممكن است باعث پديد آمدن بحران عاطفي و بدرفتاري شود. البته منظور اين نيست كه تمجيد هيچگاه مفيد واقع نمي شود.

در تمجيد كردن دو نكته مهم نهته است: اول نحوه تمجيد كردن و دوم موضوعي كه مورد تمجيد قرار مي گيرد.  در تمجيد كردن كودكان، مهمترين دستورالعمل اين است كه تمجيد فقط بايد با تلاشها و كارهاي موفقيت آميز كودك سر و كار داشته باشد نه با صفات شخصي و شخصيت او. وقتي پسر بچه اي حياط خانه را تميز مي كند، تنها تمجيد طبيعي اين خواهد بود كه درباره مقدار سختي كار نظر بدهيم، به جزئيات توجه كنيم و به توصيف آنچه مي بينيم بپردازيم و نيز، بگوييم كه حس خوبي از رفتار او به ما دست داده است. بسيار نامربوط و نامناسب خواهد بود كه به او بگوييم : " چه پسر خوبي! ". به عنوان مثال بهتر است به او بگوييم " حياط خيلي كثيف بود، باور نمي كردم بتوان يك روزه آن را تميز كرد، پر از برگ و زباله بود، اما تو آن را تميز كردي و حالا آدم از ديدن حياط لذت مي برد. ". تمجيد با حالت توصيف، حقايق و واقعيات را به كودك القا مي كند و نتيجه گيري را به عهده او مي گذارد.

بر عكس، وقتي شخصيت او را هدف مي گيريم، مفيد واقع نمي شود. مثلاً گفتن عباراتي مثل :" تو پسر فوق العاده اي هستي!"  يا " اگر تو نبودي مامان حالا چه كار مي كرد؟ ". اين نوع اظهار نظرها ممكن است كودك را بترساند و در او اضطراب ايجاد كند. كودك شايد اين احساس را به دست آورد كه با خارق العاده بودن فاصله زيادي دارد و اينكه نمي تواند در زندگي خود از اين برچسب پيروي كند ( گينات، ترجمه سرتيپي، 1390 ). 

اشكالي ندارد كه درباره نقاشي كودكمان بگوييم خوب است، مسأله اينجاست كه اين كافي نيست، محدود كننده است. استفاده از كلماتي مثل خوب، بد، عالي و يا ضعيف راه را براي كودك مي بندد.[8]

-        تمجيد كلي نكنيد

وقتي با ظرف شكسته مربا در داخل كمد آشپزخانه روبرو مي شويد و عصباني هستيد و پسر كوچولوي شما به خاطر ظرفي كه شكسته اعتراف و عذرخواهي مي كند، لازم نيست به او بگوييم كه " راستگوترين پسر دنياست". چون او راستگوترين پسر دنيا نيست و خود او هم اين را خوب مي داند. به ياد دروغ هايي كه در گذشته گفته مي افتد و مي داند از جانب پدر يا مادر خود افتخاري نصيبش شده كه لياقتش را ندارد. براي او حدي قائل شده اند كه اميدوار نيست بتواند آن را نگه دارد. فكرش مشغول مي شود، گير افتاده است، چطور مي تواند از اين وضع خلاص شود، با خود فكر مي كند كه شايد كمي بداخلاقي كارگر افتد، آنقدر كه بتواند ثابت كند آن فرشته اي كه در تصور شما نمايان شده، نيست. در نظر يك فرد معمولي چنين رفتارهايي عجيب است اما از نظر يك روانشناس هيچ رازي در اين مسأله نيست. او مي داند كه كودكان هميشه تعريف و تمجيد كلي را دوست ندارند. در مقابل چنين اعترافي كافيست به كودك بگوييم : " آفرين! خيلي سخته كه آدم اينطور راست بگويد، مخصوصا وقتي كه مامان اينطور عصباني باشد. "

گينات در اين خصوص اظهار مي دارد :" تمجيد مستقيم از شخصيت مثل نور خورشيد است، ناراحتي به وجود مي آورد و خيره كننده است. ... وقتي به شخصي مي گوييم خارق العاده است، وي احساس مي كند كه ناچار است دست كم بخشي از اين تمجيد را چه در محضر ديگران و چه در خلوت خود نپذيرد و انكار كند. " در مقابل بايد از واژه هايي استفاده كرد كه آنچه را مي بينيم و حس مي كنيم توصيف كنند ( گينات، ترجمه ناصحي، 1388 و گينات، ترجمه سرتيپي، 1390 ). 

چند توصيه براي والدين و مربيان

-         از به كار بردن شيوه هاي محكوم به شكست مانند طعنه زدن، هشدارهاي مكرر و قول دادن پرهيز كنيد.

-         مدام كودكان را ارزيابي نكنيد. كودكان به اندازه كافب قاضي، دادستان و شاكي دارند، پدر و مادر مي توانند وكيل مدافع فرزندان خود باشند.

-         با بچه ها چانه نزنيد، تا جايي كه ممكن است چند جمله را به يك جمله و يك جمله را به يك كلمه و نهايتاً با يك حركت جايگزين كنيد. مثلاً به جاي گفتن : " وقتي پشت سر هم تلويزيون نگاه مي كني و به درسهايت رسيدگي نمي كني مرا عصباني مي كني و .... ! " با يك اخم و خاموش كردن تلويزيون قضيه را تمام كنيد (في بر و مازليش، ترجمه معتكف و عباسي فر، 1383 ).

-         بعضي وقت ها يك هديه كوچك به يك كودك تحت فشار خيلي كمك مي كند. بهتر است هرگز نپرسيم آيا او آن را مي خواهد يا نه، بلكه بدون پرسش آن را به او بدهيم. يك مداد، يك بادكنك يا يك ظرف كوچك آلو، مي تواند كودك را شاد كند و روابط را بهبود بخشد.

-         زماني كه كودك در چنگال يك احساس قوي گرفتار است، مي توان اين احساس را به يك مجراي سازنده هدايت كرد. در اين مواقع بايستي اشياء خلاقيت آفرين مثل قلم، مداد رنگي، كاغذ، گچ، جعبه و ... را در اختيار او قرار داد تا او احساس خود را با نقاشي، داستان، كاردستي و ... جلوه گر سازد. جالب است بدانيد كه خلاقانه ترين ايده هاي جهان در هر حوزه هنري در اوج احساسات مثبت و يا منفي شكل گرفته است.

-         در كنترل موقعيتها خلاق باشيد، مثلاً وقتي در ماشين نشسته ايد و پسر شما به خاطر تشنگي مدام نق مي زند به او بگوييد : " حتماً خيلي دلت مي خواست كه الان يك استخر آب پرتغال اينجا بود و تو مي تونستي درون اين استخر شنا كني، تصور كن كه هر كس در خانه خود يك استخر آب ميوه داشته باشد، آن وقت چه اتف

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

با كودك خود حرف بزنيد


كودك شما حرف هاي زيادي براي گفتن دارد اما از آنجا كه زبان باز نكرده است، متوجه حرف هاي او نمي شويد. اما راه هايي وجود دارند تا به كودك خود كمك كنيد تا راحت تر با شما ارتباط برقرار كند.
 
به گزارش خبرنگار كلينيك باشگاه خبرنگاران؛ كودك شما حرف هاي زيادي براي گفتن دارد اما از آنجا كه زبان باز نكرده است، متوجه حرف هاي او نمي شويد. اما راه هايي وجود دارند تا به كودك خود كمك كنيد تا راحت تر با شما ارتباط برقرار كند.

 
حرف بزنيد

شايد به نظر برسد كودك شما متوجه حرف هايي كه به او مي زنيد نمي شود اما واقعيت اين است كه كودكان حتي پيش از تولد نيز به خوبي لحن صدا را تشخيص و به آن واكنش نشان مي دهند. كودكان به خوبي مي توانند لحن صداي خوشحال و ناراحت را از هم تشخيص دهند. و آنها را در خاطر خود حفظ ميكنند و پس از 18 ماه، همه حرف هايي كه به او گفته بوديد را برايتان تكرار مي كند. با او درمورد كارهايي كه انجام مي دهيد، صحبت كنيد و به او اجازه دهيد تا پاسخ شما را بدهد. به طور مثال، ما الان مي خواهيم برويم بيرون و قدم بزنيم.

 
شكلك در آوردن

همه حركات كودك خود را تقليد كنيد. اگر سرش را به اطراف مي چرخاند، شما ه همين كار را بكنيد. همه صداهاي او را ترجمه و تفسير كنيد. به اين ترتيب، توجه او را حتي براي مان كوتاهي به خود جذب مي كنيد.

 
اغراق كنيد

 صداي خود را تيز كنيد، چشمانتان راباز و گرد كنيد و ابروهايتان را بالا ببريد. آرام صحبت كنيد، انتهاي حرف هاي خود را بكشيد. به اين ترتيب مي توانيد با كودك خود ارتباط نزديك تري برقرار كنيد.

 
از علايم استفاده كنيد

يك ماه پيش از اينكه كودكان به حرف بيفتند و بتوانند كلمات را ادا كند، مي توانند از علايم براي بيان منظور خود استفاده كنند.

لطفابه خاطر داشته باشيد كه كودكان در شش ماه نخست زندگي خود، نزديك بين هستند. هر كدام از روشهاي بالا را كه مي خواهيد انجام دهيد در فاصله 15 تا 30 سانتي متري از صورتش انجام دهيد.

در ضمن، بهترين زمان براي برقراري ارتباط با كودك وقتي است كه استراحت كرده، خوب شير خورده و آماده بازي است. اگر كودك سرش را به اطراف مي چرخاند و جاهاي ديگري را نگاه مي كرد يعني گرسنه يا خسته است و حوصله ندارد.

منبع: برترين ها


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در شرايط هيجاني چطور حرف بزنيم؟


خلاصه : سياري از مشكلات ارتباطي ناشي از برداشت‌هايي است كه افراد از پيام هاي يكديگر دارند.

به گزارش خبرگزاري برنا، بسياري از مشكلات ارتباطي ناشي از برداشت هايي است كه افراد از پيام هاي يكديگر مي كنند. در واقع اين تجارب ما هستند كه برداشت هاي ما را تسهيل مي كنند.
متن كل خبر : آنچه افراد را براي برداشت اشتباه كمك مي كند، پيام هاي ضمني است و يا واژه هاي مشتركي كه بار عاطفي متفاوتي دارند.

پيام هاي ضمني

روابط صميمي پر از پيام هاي ضمني است، پيام هايي كه دو طرف به صورت پنهان به يكديگر مي فرستند. پيام هايي از قبيل من دوستت دارم، حرف خوبي نزدي، از دستت ناراحتم و غيره. افرادي كه از پيام هاي ضمني بيشتر استفاده مي كنند، آن هم زماني كه بايستي مستقيم صحبت كنند، احتمال برداشت اشتباه را افزايش مي دهند.

شرايط هيجاني ذهن را براي برداشت هاي نادرست و آماده مي كند. براي مثال وقتي ناراحت و عصباني مي شويم، هيجان ناراحتي و يا عصبانيت، سيستم هاي هيجاني مغز را فعال مي كند، در نتيجه سطوح عالي مغز نمي توانند پيام هاي طرف مقابل را به درستي معنا كند و در نتيجه ممكن است پاسخ اشتباه دهد. پاسخ اشتباه به صورت يك عامل، مي تواند باعث افزايش تنش بين فردي مي شود و پرخاشگري را تسهيل مي كند. در نتيجه لازم است دو راه را براي زماني كه هيجاني مي شويد استفاده كنيد:

1- اندكي صبر كنيد تا هيجان فرو كش كند

2- به صورت مستقيم صحبت كنيد


واژه هاي مشترك اما متمايز

در بسياري از موارد افراد صميمي از واژه هايي استفاده مي كنند كه معناي متفاوتي براي آنها دارد. اين موضوع مي تواند ريشه در تجربيات شخصي و آموزشي داشته باشد. براي مثال در بسياري از جمع ها كلمات مختلف بار معنايي متفاوتي پيدا مي كند براي مثال بسياري از افراد از واژه ديوانه براي رفتارهاي اشتباه استفاده مي كنند. اين واژه براي جمع ها و موقعيت هاي مختلف معناي متفاوتي دارد اما ممكن است افراد از اين واژه ها در جاي نامناسب استفاده كنند.

وقتي بين دو نفر ناراحتي پيش مي آيد، ناراحتي باعث تداعي واژه هايي مي شود كه ما براي اين موقعيت يادگرفته ايم، يكي ممكن است فحش دهد، ديگري گوشه و كنايه بزند و غيره.

هر فردي راه مخصوص به خود را دارد. اما چون عصبانيت فيلترهاي مغزي را تحت تاثير قرار مي دهد، ممكن است افراد اولين معنايي كه از واژه ها به ذهنشان مي رسد برداشت كنند. در واقع وقتي هيجاني مي شويم، هيجان به عنوان يك تسهيل كننده، راه را براي اولين برداشت آماده مي كند، چرا كه هيجان با دست كاري سيستم ادراكي، نشانه ها را به نفع هيجان تعبير و تفسير مي كند. يعني، وقتي عصباني هستيم، صحبت هاي طرف مقابل را به نفع عصبانيت خود تفسير مي كنيم.

براي همين هم، براي صحبت كردن در شرايط حساس بايد دقت زيادي شود و از واژه هايي استفاده شود كه بار معنايي يكسان تري دارند.

دقت كنيد در شرايط ناراحتي و يا عصبانيت بيان صريح و مشخصي داشته باشيد و از واژه هاي مناسب استفاده كنيد.

سعي نكنيد پيام هاي خود را به صورت ضمني و يا از طريق حركات بدن نشان دهيد، مستقيم و محترمانه صحبت كنيد.

http://www.farateb.com/news.php?table=news&id=3795&action=viewFullContent


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][