مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3423
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 14
همه : 4258959

 

با بچه ها چطور حرف بزنيم  ؟


گفتگو كردن و شنيدن صحبت هاي كودكان اهميت فراواني دارد. با اين كار ارتباط شما با آنها تقويت مي شود و به شنيدن سخنان شما تشويق و ترغيب مي شوند و اعتماد به نفس آنها بالا مي رود. اگر از همان سن و سال كم به حرف كودك خود گوش كنيد، در سنين بالاتر هر دو به اين كار عادت مي كنيد. اگر بتوانيد با بازي با كودك خود رابطه برقرار كنيد، آنچنان كه او به راحتي بتواند درباره كارهايي كه انجام داده و كساني كه با آنها معاشرت داشته با شما صحبت كند، احتمالا حتي در دوران بزرگسالي نيز شما را در جريان جزئيات زندگي خود قرار خواهد داد.
 
صحبت كردن و گوش كردن درست مانند هر كار ديگري مي تواند خوب يا بد انجام شود و درست مانند هر مهارت ديگري، با تمرين بهتر شود. برقراري ارتباط خوب با كودكان به معناي تشويق آنها به سخن گفتن و شنيدن صحبت هاي آنهاست. بعضي از كودكان به تشويق و بازخورد مثبت زيادي نياز دارند تا به حرف بيايند. وقتي مشغول انجام كار ديگري هستيد، كودك از گفت وگو با شما نااميد ميشود و اين به اين معناست كه شما موظف هستيد دست از كار بكشيد و سراپا گوش باشيد. ارتباط مثبت به معناي خوب حرف زدن يا حرف هاي خوب زدن نيست. بايد بتوانيد به حرفهاي كودك خود گوش كنيد. تمام احساسات او– خشم، شرم، درماندگي يا ترس – را بشنويد.
 
براي صحبت كردن و شنيدن سخنان يكديگر وقت بگذاريد.
 
وقتي كودك ميخواهد با شما صحبت كند،احساساتي شده يا مشكلي دارد به حرف او گوش كنيد.
 
ارتباط سالم شامل گفت وگو درباره احساسات – از جمله خشم، شادي، نااميدي، ترس و اضطراب – است. گفت وگو كردن درباره خشم با عصباني شدن خيلي فرق دارد و آموزش اين تفاوت به كودكاني كه خواهان برقراري ارتباط با شما هستند،اهميت بسيار زيادي دارد.
 
كودكان مثل بزرگترها فكر نميكنند. آنها خيلي چيزها را نميدانند و درباره موضوع موردنظر خود با خيلي از كلمات مربوط به موضوع آشنايي ندارند. وقتي با كودكتان صحبت مي كنيد، به خاطر بياوريد وقتي خودتان كودك بوديد چگونه جذب كساني مي شديد كه به حرف شما گوش ميكردند. وقتي كودك حرف بي معني يا اشتباهي ميزند يا به سختي كلمه موردنظر خود را پيدا ميكند، حرف او را قطع نكنيد. بگذاريد حرفش را تمام كند، بعد پاسخ بدهيد.
 
به زباني صحبت كنيد كه كودك بفهمد. گاهي اوقات فراموش مي كنيم كه كودكان هنوز توانايي درك تمام حرف هاي ما را ندارند.
 
گوش كردن تنها به معناي شنيدن كلمات نيست. بايد احساس نهفته پشت آن را درك كنيد. وقتي داريد به حرفهاي كودك گوش مي كنيد، وسط حرف او نپريد يا حرف توي دهان او نگذاريد. آنها هم به اندازه بزرگسالان از اينكه اين مورد را رعايت كنيد، تشكر خواهند كرد! اگر مي خواهيد كودك بداند كه حر فهاي او را ميشنويد و درك مي كنيد، گفته هاي او را تكرار كرده و با او تماس چشمي برقرار كنيد. با گفتن جملاتي مانند «در مورد...با من حرف بزن ،» «واقعا؟ » يا «ادامه بده »، علاقه خود را به گفته هاي او نشان دهيد و درباره احساساتش سؤال كنيد.
 
از نقد و نكوهش كودك بپرهيزيد. اگر از كاري كه كودك انجام داده، عصباني هستيد، سعي كنيد براي او توضيح دهيد كه ديگر نبايد آن را تكرار كند. با هم تلاش كنيد مشاجرات و مشكلات را حل كنيد.
 
 با يكديگر روراست باشيد.

http://www.tebyan-zn.ir/up/farzane58/143012/default.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه بفهميم رشد كلامي كودكمان روند طبيعي دارد ؟


آيا كودك من تا كنون نبايد شروع به حرف زدن مي كرد آيا او از بچه هاي ديگر عقب تر است او تا اين سن بايد چند كلمه را بلد باشد چگونه بفهمم رشد كلامي در كودكم روند طبيعي دارد يا خير
اين ها سوالاتي است كه معمولا هر مادر كه كودك بالاي يك سال دارد از خود مي پرسد. براي آن كه تا حد زيادي به نگراني هاي اين مادران پاسخ داده شود، دانشمندان فهرستي شامل 25 لغت را منتشر كردند كه هر كودكي بايد تا 2 سالگي آن ها را بلد باشد.اين لغت ها و اصطلاحات شامل اسامي بعضي از اسباب بازي ها، غذاها، حيوانات و همچنين عنوان مهم ترين اعضاي خانواده مانند پدر و مادر هستند. با آشنايي با اين كلمات مي توان كودكاني را كه ممكن است در آينده دچار مشكلات كلامي باشند از همين سنين پايين شناسايي كرد و درصورت لزوم به درمان آن ها پرداخت.كودكاني كه دير شروع به صحبت كردن مي كنند يا نسبت به سن شان لغات كمي را آموخته اند معمولا دچار مشكلاتي هستند كه از ديد والدين آن ها پنهان مانده است. براي مثال يك كودك كه از لحاظ شنوايي دچار مشكل است به طور حتم مهارت هاي كلامي ضعيفي خواهد داشت يا كودكان مبتلا به اوتيسم از نظر گفتاري نسبت به همسالان خود عقب تر هستند.
چه موقع بايد نگران بود
25 لغتي كه توسط دانشمندان ارائه شده در اصل قسمتي از 310 كلمه اي است كه بايد در دايره لغت كودكان تا زمان رسيدن آن ها به 3 سالگي قرار بگيرد. والدين مي توانند ظرف مدت 10 دقيقه اين كلمه ها را بررسي كنند و براساس آن ها ميزان پيشرفت كودك شان را تخمين بزنند.از بين اين 310 لغت هر كودك 3 ساله معمولا با 150 كلمه آشنايي دارد. به اعتقاد كارشناسان كودكان كم سن و سالي كه بين 75 تا 225 كلمه را بلدند در وضعيت نرمالي به سر مي برد. اما زماني كه تعداد اين كلمات به كمتر از 50 برسد، آن گاه بايد در مورد رشد كلامي و به دنبال آن در مورد رشد فكري و مغزي كودكان نگران بود.25 كلمه اي كه در اين نوشته مطرح شده معمول ترين لغاتي هستند كه هر كودك در زمان شروع به صحبت كردن آن ها را فرا مي گيرد و به صورت مكرر در طول روز آن ها را بيان مي كند.
اگر كودك 25 لغت را بلد نيست
«پروفسور لسي رسكورلا» كه اين تست را طراحي كرده در اين باره مي گويد: «اگر يك كودك تا پايان 24 ماهگي خود اكثر اين لغات را نمي داند يا استفاده نمي كند، بايد بگوييم كه سرعت يادگيري گفتار در او پايين است.»
البته بعضي از كودكان با اين كه رشد مغزي طبيعي دارند و روند تكاملي آن ها به صورت معمول ادامه دارد، ممكن است ديرتر از ديگران شروع به صحبت كردن كنند. درصد زيادي از اين كودكان حداكثر با چند ماه تاخير خود را به وضعيت طبيعي مي رسانند و اين عقب ماندگي كوچك را جبران مي كنند.
كارشناسان در مورد اين كودكان چندان نگران نيستند بلكه نگراني اصلي زماني خود را نشان مي دهد كه يك كودك به دليل ابتلا به بيماري هايي مانند كم شنوايي يا اوتيسم سرعت يادگيري پاييني داشته باشد. در اين مواقع مي توان با توجه به قابليت هاي گفتاري كودكان اين موارد را شناسايي كرد و قبل از آن كه كودك با مشكلات بزرگ تري مواجه شود درصدد برطرف كردن آن ها اقدام كرد. اما اگر يك كودك تا رسيدن به 5/2 سالگي هنوز هم نتواند اكثر اين كلمات را بيان كند، حتما بايد به يك متخصص گفتاردرماني ارجاع داده شود. مطمئنا بعد از 3سالگي ديگر نمي توان به اين موضوع بي توجه بود و هر گونه كم كاري ممكن است عواقب بدي به همراه داشته باشد.
چند درصد مشكل دارند
آمارها نشان مي دهد، تقريبا 20درصد از كودكان 2 ساله نسبت به هم سن و سال هاي خود رشد گفتاري ضعيف تري دارند و از آن ها عقب تر هستند. از اين ميزان بين 50 تا 75درصد مشكل زيادي ندارند و حداكثر ظرف مدت چند ماه خود را به هم سن و سال هاي شان مي رسانند ولي در بقيه موارد كودكان دچار مشكلات ماندگار هستند و نياز به كمك فوري دارند.كودكاني كه دير به حرف زدن درمي آيند معمولا در انجام كارهاي ساده ديگر مانند گوش دادن به لغت ها، جملات و عددها هم مشكل دارند و نمي توانند به خوبي آن ها را بعد از شما تكرار كنند.
متاسفانه بعضي از والدين تصور مي كنند وسايلي مانند تلويزيون مي توانند جاي خالي آن ها را پر كنند و كودك با تماشاي آن ها مهارت حرف زدن را خواهد آموخت. اين در حالي است كه كودكان براي رشد نياز به ارتباط مستقيم با ديگران به خصوص با پدر يا مادر خود دارند. آن ها بايد چندبار كلمات را بشنوند و هر بار اشتباهات خود را با توجه به والدين خود اصلاح كنند.
چگونه به كودك مان كمك كنيم
اگر حس مي كنيد كودك تان از لحاظ گفتاري مانند هم سن و سال هايش پيشرفت نداشته است، مراجعه به يك متخصص گفتاردرماني مي تواند تا حد زيادي نگراني هاي شما را برطرف كند اما علاوه بر مراجعه به پزشك روش هاي ديگري هم وجود دارد كه مي تواند روند يادگيري را در كودك شما سريع تر كند.
در هر سني بچه ها چه مي گويند
معمولا اولين علامت آن كه نوزاد شما قادر به صبحت كردن است در يك ماهگي ظاهر مي شود. در اين زمان نوزادان صداهايي مانند آه، اوه، ها و مانند اين ها مي گويند كه كاملا با گريه كردن متفاوت هستند. بعد از مدتي نوزادان شروع به گفتن كلمات بي معني و يك بخشي مانند دا، ما، با، يايا و شبيه به آن مي كنند و تا پايان 4 ماهگي هم خنديدن را به خوبي فرا مي گيرند.
در 9 ماهگي يا اندكي قبل كودك تان با گفتن مامان يا بابا شما را شگفت زده خواهد كرد، البته ممكن است او مخاطب اين كلمات را به درستي تشخيص ندهد. در يك سالگي او پدر و مادر خود را به خوبي مي شناسد و مي تواند با گفتن مامان يا بابا آن ها را صدا بزند البته او در اين زمان خود را هم مي شناسد و مي فهمد كه شما داريد با او صحبت مي كنيد.
از اين زمان به بعد است كه كودكان شروع به ساختن لغتنامه مخصوص به خود را مي كنند و تا 18 ماهگي مي توانند تا 10 كلمه را بيان كنند. ولي بعضي از كودكان بااستعدادتر حتي مي توانند تا رسيدن به 20 تا 24 ماهگي بيش از 50 كلمه را بگويند. واضح است كه هر كودك با ديگري متفاوت است اما درهر حال بهتر است از اين زمان به بعد بيشتر مراقب گفتار خود باشيد و توجه بيشتري به كودك تان بكنيد. بخش اعظم لغاتي كه كودكان از اين زمان به بعد فرا مي گيرند تحت تاثير مستقيم پدر و مادرشان است.
نزديك به 2 سالگي، كودكان مي توانند جملاتي شامل 2 يا 3 كلمه بگويند و خود را با عنوان من خطاب كنند. تا 3 سالگي تعداد كلماتي كه كودكان فرا مي گيرند به عدد تقريبي 300 مي رسد. تا 4 سالگي مهارت زباني كودكان رشد چشمگيري مي كند. در اين زمان او مي تواند داستان بگويد، تا عدد 10 بشمارد و حتي بخواند.
هنگام حرف زدن، بازي كنيد
سعي كنيد فرآيند آموزش حرف زدن به كودك خود را تا آن جا كه ممكن است لذت بخش كنيد. در اين زمان نه تنها سعي كنيد حرف بزنيد و صدا بسازيد بلكه دائما او را لمس كنيد، در آغوش بگيريد، با او بازي كرده و در تمام موارد ارتباط چشمي خود را با كودك حفظ كنيد.
بلند حرف بزنيد
همزمان كه در حال انجام كارهاي مربوط به كودك تان هستيد، سعي كنيد با او حرف بزنيد. مثلا هنگامي كه به او لباس مي پوشانيد، اسم لباس ها را بياوريد يا آرام آرام و به زبان بسيار ساده مراحل اين كار را برايش توضيح دهيد.
آهنگ دار و پرجنب وجوش باشيد
هنگام حرف زدن با كودك سعي كنيد اداي جملات با يك ريتم يا آهنگ باشد. تحقيقات نشان مي دهد، كودكان كلماتي را كه به صورت شعرگونه براي شان گفته مي شود بهتر به خاطر مي سپارند و همچنين بهتر مي توانند آن ها را در جملات به كار ببرند. هنگام حرف زدن سعي كنيد از حركت هم استفاده كنيد، زيرا به كار گرفتن همزمان چشم و گوش كودكان تاثير كلمات را بيشتر مي كند. براي مثال زماني كه درباره يك پرنده حرف مي زنيد سعي كنيد با حركت دست خود پرواز يك پرنده را هم براي كودك خود شبيه سازي كنيد.
با كودك تمرين كنيد
سعي كنيد از هر فرصتي براي به سخن درآوردن كودك خود استفاده كنيد، براي مثال زماني كه او تشنه است از او بپرسيد چه مي خواهد. اگر پاسخ نداد به او بگوييد كه تو الان آب مي خواهي.زماني كه كودك تان تلاش مي كند كلمه را به زبان بياورد صبور باشيد. به او اجازه بدهيد از ذهن و حافظه خودش استفاده كند و مرتب او را براي اين كار تشويق كنيد.
با او درست حرف بزنيد
بعضي از والدين پاسخ كودك خود را به درستي نمي دهند و سعي مي كنند با همان زبان كودكانه كلمات نامفهوم را بيان كنند اما اين كار كاملا اشتباه است. شما نه تنها بايد كلمات را درست تلفظ كنيد بلكه سعي كنيد پاسخ جملات نامفهوم كودك تان را هم به شيوه صحيح بدهيد.
نوبت را رعايت كنيد
زماني كه كودك حرف مي زند با تمام وجود به او گوش بدهيد و منتظر باشيد تا او سخنش را تمام كند، سپس شما حرف بزنيد، سوال بپرسيد و سعي كنيد منتظر جواب بمانيد. به او كمك كنيد اسباب بازي هاي مورد علاقه اش را انتخاب كند و نظر و احساسش را در مورد هر كدام بگويد. همين كار را مي توانيد با وسايل بي خطر كه در محيط خانه قرار گرفته اند، انجام دهيد.

 
برترين ها (www.bartarinha.ir)
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

با بچه ها چطور حرف بزنيم؟

 

هنگامي‌كه بچه ها تكليف خود را در مدرسه جا مي‌گذارند، امكان دارد حتي شمار زيادي از پدران و مادران فهميده، فرزند خويش را ملامت كنند و بگويند:" تو چقدر ناداني؟" . يا به طور مثال، چنانچه در يك روز تعطيل بچه‌ها با هم دعوا كنند، ممكن است والدين بردبار نيز از اين وضع شگفت زده شوند و بانگ برآورند:" به چه علت بچه هاي من چنين رفتاري دارند؟!".

احتمال دارد بزرگ كردن بچه، همچون آزمايشي جهت سنجش ميزان صبر و استقامت پدر و مادر باشد، ولي اين مورد خيلي اهميت دارد كه كاربرد عبارت آزارنده، احتمالا حس عزت نفس بچه را كاهش مي‌دهد. "دونالد كيت"، رايزن روان شناس كودك در دانشگاه پنسيلوانيا، اظهار مي‌دارد: والدين بايد بدانند كه خشمگين و محروم ساختن بچه از برخي چيزها را بايد بدين جهت اعمال كنند كه بچه پي‌برد چه رفتاري بايد داشته باشد. به هر حال، پدر و مادر، امكانات روحي- رواني ضروري را به منظور مهار موقعيت‌هاي گوناگون دارا مي‌باشند."

در مطالب زير ده مورد از جملات زيان بخشي را كه احتمال دارد والدين ابراز دارند و سپس راه كارهاي اجتناب از اين موقعيت ها را تشريح كرده ايم:

از چه رو نمي‌تواني مانند فلاني باشي؟

"ماري" پيوسته تكاليفش را انجام مي‌دهد و دندان هايش را مسواك مي‌زند. ليكن برادرش "بابي"، اين گونه نيست و تمام امور را بايد به وي يادآور شد. چرا او قادر نيست همانند "ماري" باشد؟

روان شناسان گفته‌اند كه مقايسه صرفا موجب افزايش حسادت بين برادر و خواهر مي‌گردد. به باور يك روانشناس كودك" در صورتي كه بچه‌اي با خواهر يا برادرش يا بچه ديگري مقايسه شود، احتمالا از وي بيزار مي‌گردد."

در عوض مقايسه كردن بچه‌ها، براي فرزندتان دقيقا مشخص سازيد كه از او چه مي‌خواهيد؟!

اتاق تميز؟ ميز مرتب؟ آن بخش از كردار بچه را كه مايليد تغيير كند، به دقت مشخص سازيد.

براي فرزندتان تشريح كنيد كه خوي‌هاي نيكو، چه ياري‌هايي به او مي‌كند. مثلا به او توضيح دهيد كه عادت انجام به موقع تكاليف، سبب مي‌شود نمرات ممتازي كسب كند و در اين حالت نبايد دلواپس باشد كه تابستان نيز به مدرسه برود. چنانچه بچه متوجه شود كه شما ميل داريد وي، كردارش را در پاره اي از موارد عوض كند تا بهتر از آنچه هست، بشود، در اين صورت يقينا تغييرات فرزندتان را شاهد خواهد بود.

چرا مانند بچه هاي خردسال رفتار مي‌كني؟

رفتار فرزند هفت ساله شما در يك تالار غذاخوري مانند بچه چهارساله است. شما شرمنده مي‌شويد و به وي يادآوري مي‌كنيد كه به چه دليل نظير خردسالان رفتار مي‌كني؟

پيامد كار چه مي‌شود؟ به بچه اهانت شده و او اكنون با تنفر فراوان، همه نمك را از درون نمكدان بيرون مي‌ريزد!

عوض ناراحت ساختن بچه، بكوشيد شرايطي را مهيا سازيد كه از پس تغيير دادن فرزندتان به طرز دلخواه برآييد. نسبت به رفتار فرزندتان، به نحو غير مستقيم بازتاب نشان دهيد. مثلا مي‌توانيد بگوييد:" مي‌دانم كه دوست داري پيش از رفتن به بستر، تلويزيون تماشا كني و من مايل نيستم اين فرصت را از تو بگيرم، ولي چنان چه تغيير رويه ندهي، نمي‌گذارم چنين كني." با اين حرف بچه در مي‌يابد كه احتمالا آن چيزي را كه دوست دارد، از كف مي‌دهد.

چرا اين اندازه ژوليده و نامرتبي؟

فرزندتان، پوشاك نظيف و مرتبي به تن دارد، ليكن درست يك ساعت بعد با يك تي شرت كثيف، شلوار پاره و موهاي به هم ريخته جلوي شما حاضر مي‌شود.

انتقاد كردن از بچه، زمينه را براي كشاكش فراهم مي‌سازد. امكان دارد پدرومادر بپرسند، پس ما براي مهار فرزندمان چه بايد بكنيم؟ روانشناسان بدين سوال، اين سان جواب مي‌دهند:" هنگامي‌كه بچه تصميم مي‌گيرد با دوستانش بيرون برود، بگذاريد هر لباسي را كه مايل است، بپوشد ليكن چنان چه با شما براي شام خوردن بيرون مي‌آيد، نبايد هر لباسي را كه مي‌خواهد، بپوشد. فرزندتان بايد فرابگيرد كه در موقعيت هاي متفاوت، چه بپوشد. والدين مي‌توانند شيوه صحيح را درباره موضوعات گوناگون به بچه بگويند".

تو بامزه ترين، قشنگ ترين و زورمندترين بچه دنيايي!

حتي يك لقب مثبت نابجا احتمالا محدوديت بچه شده و مانع مي‌شود كه وي خودش را به واقع آن گونه كه هست، ببيند و بشناسد. مثلا چنانچه بگوييد:" تو از تمام بچه ها، هوشمندتري"، امكان دارد سبب شود كه او حس كند، هيچ گاه با شكست روبه رو نمي‌شود.

از اطلاع خود در مورد استعدادهاي فرزندتان براي ترغيب و پيشرفت وي سود بجوييد نه اين كه برچسب شخصيتي به وي بزنيد. به عنوان مثال اگر بگوييد:" تو با هوشي و من مي‌دانم كه اينكار از عهده ات بر مي‌آيد" خيلي دلگرم كننده تر و ملايم تر از اين است كه چنين بگوييد:" تو باهوش ترين بچه دنيا هستي" مي‌توانيد اين مورد را بيازماييد. يقينا برچسب بد زدن به بچه مانند غيب گويي از منش وي عمل مي‌كند. به عنوان مثال اگر به او گفته شود "تنبل"، مايل است حتي تنبل تر اقدام كند زيرا مطمئنش ساخته ايد كه تن پروري جزو جدانشدني شخصيت اوست.

پدر و مادر بايد بكوشند عوض لقب منفي به كودك دادن، آن چيزي را كه به واقع مورد نظرشان است، بر زبان بياورند. آيا بچه كلا تنبل است؟ امكان دارد او امور روزانه اش را بدون يادآوري به اجرا در نياورد. در اين صورت والدين بايد بچه را با روش جايزه دادن يا تبيه كردن، ملزم به انجام كارهاي روزمره كنند.

تو چقدر احمق هستي!

يكي از هدف‌هاي اصلي در تربيت فرزند، ايجاد اعتماد به نفس در بچه است. به جاي چنين عباراتي، جهت بهبود كردار فرزندتان اهتمام ورزيد سخنان ترغيب كننده و مثبت بيان داريد. به او ياد بدهيد كه چگونه كاري را به درستي صورت دهد. مثلا، چنان چه فرزندتان بدون توجه به رفت و آمد خودروها، به وسط خيابان مي‌دود، مي‌توانيد به وي بگوييد:" موقع عبور از خيابان، بايد دستم را بگيري".

هنگامي‌كه بچه دستتان را گرفت، اضافه كنيد:" تو خيلي باهوشي كه دستم را ميگيري. حالا مي‌توانيم با خيال راحت از خيابان رد شويم."

برخي اوقات آرزو مي‌كنم كه اي كاش بچه اي نداشتم.

آنچه فرزندتان از عبارت بالا مي‌فهمد، اين است: " تو ارزش نداري و من تو را نمي‌خواهم". او اين حرف را به دل مي‌گيرد و حتي تا بزرگسالي به يادش مي‌ماند.

آيا شما اينقدر بي خرديد كه به بچه بگوييد:" اي كاش اصلا تورا نداشتم!". در عوض چنين بگوييد:" بعضي وقت ها مرا خيلي ناراحت مي‌كني."

بهتر آن است كه پدر و مادر قواعد پيش گقته را اجرا كنند تا بدين حد از خشمناكي نرسند. وقتي بچه مي‌داند كه پدرومادرش چه انتظاري از وي دارند و مشاهده مي‌كند كه با او دمسازند، يقينا رفتار نيكوتري در پيش خواهد گرفت.

مرا تنها بگذار

تمام پدر و مادرها پاره‌اي اوقات مايلند تنها باشند. ولي در صورتي كه پرخاش كنان از فرزندتان بخواهيد كه ايشان را به حال خود گذارد، مي‌انديشد كه دوستش نداريد. سعي كنيد بچه‌ها را در انجام امور روزانه شركت دهيد. حتي يكي بچه سه ساله هم مي‌خواهد در آماده ساختن ميز شام ياري كند.

اگر موقعي كه بچه ها به شما احتياج ندارند، وقتي را براي سپري ساختن با آنان اختصاص دهيد، در اين حالت زماني كه توجه شما به اجراي ساير امور است، بچه ها كمتر مزاحم شما مي‌شوند.آن هنگام كه لازم است تنها باشيد، مي‌توانيد به بچه بگوييد:" من خيلي تو را دوست دارم، اما حالا بسيار كار دارم." به او فرصت دهيد كه دريابد شما بعدا مدتي را با او مي‌گذرانيد. در صورتي كه فرزندتان اصرار كرد، مي‌توانيد بگوييد:" چنانچه بار ديگر حرفم را قطع كردي، ناچارا بايد به اتاقت بروي، چون اينجا اتاق من است." اين روشي در جهت دور كردن بچه نيست بلكه يك راه كار تربيتي به حساب مي‌آيد.

خفه شو!

اين عبارت سبب مي‌گردد كه بچه حس كند شما كوچك ترين علاقه‌‌اي به شنيدن نظرش نداريد و اندك اندك به اين نتيجه دست مي‌يابد كه او فردي ناتوان در طرح هر پيشنهادي است.

شما مي‌توانيد با آرامش و خونسري به او بگوييد:" ساكت باش" و اگر اين لحن كلام بي اثر باشد، آن را با خونسردي ليكن محكم تر بيان كنيد. يا امكان دارد تلويزيون را خاموش كنيد و وي را به اتاقش بفرستيد.

يادتان باشد كه بچه ها همه چيز را از انگاره (الگوي) خود فرا مي‌گيرند. در صورتي كه مي‌خواهيد فرزندتان مودب باشد، بايد نخست خودتان با ادب باشيد. هيچ گاه به هم سن و سالتان نمي‌گوييد" خفه شو!" پس به بچه تان هم نبايد چنين حرفي بزنيد.

اين كار را بكن وگرنه...!

ترساندن‌هاي بي‌مورد، در نهايت به زدوده شدن قدرت شما مي‌انجامد. اين قبيل گفتار سبب مي‌گردد كه بچه به رفتار ناپسندش ادامه دهد تا ببيند شما تصميم داريد چه كنيد. روش مطلوب، چينش تنبيه ويژه اي است كه مي‌توانيد به كار ببنديد. مثلا به اوبگوييد:

" اگر حالا دست از اين كارت نكشي، يك هفته كامل بايد در خانه بماني." يا " در صورتي كه مجددا اين عمل را تكرار كني، حق نداري پس از ناهار بازي كني." اينجاست كه بچه مي‌فهمد شما قادريد او را از برخي پيزهايي كه دوست دارد، محروم سازيد.

اگر حالا همراه من نيايي، ديگر با تو كاري ندارم و براي هميشه كنارت مي‌گذارم!

هر گز بچه ها را از رهاكردنش نترسانيد. پدر و مادر بايد براي فرزندشان پناهگاه امني باشند، تا از آنجا بچه ها بتوانند به دنيا گام نهند. در غير اينصورت آنان از حيث رفتاري، به افرادي وابسته وبدون اعتماد به نفس بدل مي‌گردند.

چنانچه كودك نوپايي داريد كه گوشه خيابان نشسته و تكان نمي‌خورد، بايد بگوييد:" يا با من بيا يا دستت را مي‌گيرم و با خود مي‌برم." و اگر ضرورت ايجاد كرد، بلندش كنيد و با خود ببريد. اگر فرزندتان دوست دارد وقت تلف كند، بكوشيد به وي توجه بيشتري داشته باشيد. مثلا بگوييد:" تو دقيقا پنج دقيقه وقت داري تا با دوستت بازي كني و بعد بايد برويم." اين كلام موثرتر از آن است كه بچه را بترسانيد به اين كه او را مي‌گذاريد و مي‌رويد.

اگر حرف‌هاي ناصحيح به فرزندتان زده‌ايد، فرصت‌هاي زيادي براي جبران آنها نداريد. بايد اذعان داشت كه اينان ويژگي برگشت ناپذيري دارند. روانشناسي موسوم به فلمينگ توصيه مي‌كند كه:" به نزد فرزندتان بشتابيد، وي را در آغوش بگيريد و بگوييد من حرف‌هاي زشتي به تو زده ام؛ برخي اوقات كه از كوره در مي‌روم، سخناني به تو مي‌گويم كه به هيچ عنوان دوست ندارم متاسفم." اين برخورد نه فقط موجب بهبودي رابطه شما با فرزندتان مي‌شود، بلكه ايشان مي‌آموزند كه وقتي در شرايطي قرار مي‌گيرند كه سبب خشمگيني‌شان مي‌گردد، بايد چه كرده و چگونه خويشتن را مهار كنند.

اين دستور مهم را به خاطر بسپاريد:" پيوسته دست به كاري بزنيد كه بچه‌ها پي ببرند، دوستشان داريد."
مجله اينترنتي تك محفل دات كام

http://www.persianv.com/nozadan/132423.php


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه به كودكمان گوش دهيم؟


ساده، آرام ولي محكم!


كودكان با واژه‌ها و كلام والدين‌شان به دنيا وصل مي‌شوند. آنها اين واژه‌ها را در ذهن‌شان ثبت كرده و براي بيان احساسات و عقايد‌شان و هرآنچه مي‌خواهند به كار مي‌برند.به هر شكلي با آنها حرف بزنيم با ما حرف خواهند زد. اين رابطه از يك جايي بايد دو طرفه شود. اگر آنها را نشنويد شما را نمي‌شنوند. مراحل زير به شما كمك خواهند كرد تا از نظر كمي و كيفي به يك ارتباط مناسب با كودكتان دست يابيد.

به‌طور مرتب باكودكان گفت‌وگو كنيد. هرروز وقتي را به اين كار اختصاص دهيد. حتي اگر اين وقت فقط 5دقيقه هنگام خوابيدن كودك باشد. مدت زمان صحبت‌كردن مي‌تواند متغير باشد اما جاي آن بايد در برنامه روزانه شما مشخص باشد.

براي صحبت كردن قرار بگذاريد. وقتي كودك با شما مي‌خواهد صحبت كند يا به‌طور غيرشفاهي اشاره مي‌كند كه چيزي او را آزار مي‌دهد، در اسرع وقت به‌طور خصوصي با او خلوت كرده يا براي صحبت كردن با او قرار بگذاريد. به‌خصوص اگر مجبوريد وقت گفت‌وگو را به تأخير بيندازيد وقت خاصي را مشخص كنيد: «الان وقت مناسبي نيست، ولي امشب درست بعد از جمع كردن ظرف‌هاي شام مي‌توانيم توي اتاقت صحبت كنيم». بعد از تعيين قرار بد قولي نكنيد.

تمام توجه‌تان را به او جلب كنيد. به بقيه افراد خانواده بگوييد كه مزاحم نشوند. به يك جاي خلوت و ساكت برويد و طوري عمل كنيد كه انگار تا ابد مي‌خواهيد گوش كنيد. همانقدر كه براي دوستان خود كه براي مشورت نزد شما آمده‌اند وقت مي‌گذاريد، براي كودكان خود نيز وقت بگذاريد.

سر صحبت را باز كنيد. گاهي شروع صحبت براي كودكان مشكل است. پس سر صحبت را با جملاتي نظير «خب چي شد» يا «بگو‌از چه ناراحتي» باز كنيد. ولي هر چه اين جملات اختصاصي‌تر باشند مؤثرترند. براي مثال ممكن است بگوييد: «وقتي امروز از مدرسه اومدي خانه، خيلي ناراحت به‌نظر اومدي. مي‌خواي راجع به اون با من حرف بزني». اگر كودك نشان داد چيزي در مدرسه اتفاق افتاده اما او حالا نمي‌خواهد راجع به آن صحبت كند به او القا كنيد كه آزاد است و مي‌تواند در فرصت ديگري اين كار را انجام دهد.

به كودك اجازه صحبت كردن بدهيد. وقتي صحبت را آغاز كرديد از مهارت‌هاي خود استفاده كنيد تا مكالمه را زنده نگه داريد. افراد بالغ معمولا تمايل دارند راه‌حل‌هايي پيشنهاد دهند و حتي براي كودكان نطق كنند. در برابر اين وسوسه‌ها مقاومت كنيد. از پرسش‌ها براي افزايش اعتماد كودك و به حرف كشيدن او استفاده كنيد؛ «بعدش چي شد؟»، «اون چي گفت؟»و... . از جملاتي استفاده كنيد كه همدردي شما را مي‌رساند: «شرط مي‌بندم كه خيلي ناراحتت كرد»، «اگر كسي با من اين كاررو كرده بود، خيلي عصباني مي‌شدم» يا حتي كلمات كوتاهي نظير «چه‌بد!» يا «عجب!» مي‌توان مكالمه را ادامه داد. سعي كنيد حرف‌هاي كودك را به‌خودش برگردانيد تا شما را با بخش بيشتري از احساساتش شريك كند. اين روش را چندين سال پيش «دكتر كارل راجرز» براي روان‌شناساني كه با افراد بالغ كار مي‌كردند طراحي كرده است. بعدها اين روش براي كودكان نيز مورد استفاده قرارگرفت.

چگونه با كودك خود صحبت كنيم‌؟
آيا به‌نظر مي‌آيد كودكان شما درخواست‌هايتان را نمي‌شنوند؟ اگر اين طور است، به خاطر ضعف شنوايي آنها نيست، بلكه نشانه بي‌توجهي آنها به حرف‌هاي شماست. آنها تا هنگامي كه صدايتان به حدي بلند شود كه احساس كنند خيلي جدي هستيد به اين كار ادامه مي‌دهند. رفع اين مشكل دو جزء ضروري را مي‌طلبد: والدين بايد چيزي را بگويند كه هدفي از آن دارند و سپس آن مطالب را جدي بگيرند. پس كلمات خود را با دقت انتخاب كنيد، سپس آنها را با صداقت و محكم به كودكان انتقال دهيد. كودك شما به‌زودي ياد خواهد گرفت كه در نخستين لحظه‌اي كه شروع به صحبت مي‌كنيد، به شما گوش فرادهد. براي نيل به اين منظور به نكات زير توجه كنيد:

مجبورش كنيد به چشم‌هايتان نگاه كند.
از آنجايي كه حواس كودكان به آساني پرت مي‌شود، اطمينان حاصل كنيد كه هنگام صحبت كردن، به شما نگاه مي‌كنند. شايد اين مهم‌ترين عامل در پيروي كودك از دستورات با گوش دادن به شما باشد. نشان دهيد كه منظور شما از تلاقي نگاه چيست. اين روش را از طريق يك بازي به كودك بياموزيد: چند متر دورتر از هم بنشينيد و به چشم‌هاي هم نگاه كنيد، هركس زودتر به اطراف نگاه كند بازنده است. اگر كودكتان از نگاه كردن به چشمان شما مي‌ترسد يا احساس ناراحتي مي‌كند، به او بياموزيد تا به دهان يا تمام صورت شما نگاه كند. گاهي براي جلب توجه يك كودك لازم است تماس جسمي با او داشته باشيد. به آرامي دست‌تان را روي شانه‌‌اش بگذاريد يا درصورت لزوم، دو تا دست‌تان را روي شانه‌هايش قرار دهيد و با ملايمت صورتش را به طرف خود نگاه داريد. فقط گاهي از اين روش استفاده كنيد و بكوشيد به استفاده از آن عادت نكنيد. براي كودكان بزرگ‌تر هرچيزي بيش از يك اشاره كوچك، با دست بر شانه‌‌اش ممكن است به جاي جلب توجه، به يك رويارويي بدون ثمر بينجامد. وقتي كودك هنگام صحبت به شما نگاه مي‌كند براي اين كار او را تشويق كنيد و بگذاريد بداند كه از او راضي هستيد. بعدها درصورتي كه علاوه بر نگاه كردن به شما، از دستورات نيز پيروي كرد، او را تحسين كنيد.

آرام ولي محكم صحبت كنيد.
اگر معمولا هنگامي كه كاري از كودكتان مي‌خواهيد صدايتان را بلند مي‌كنيد، كودك مي‌آموزد تا هنگامي كه صدايتان را به حداكثر نرسانده‌ايد، به شمابي‌توجهي كند. اگر متوجه شديد صدايتان لحظه به‌لحظه بلندتر مي‌شود، صبر كنيد. يك نفس عميق بكشيد، به چشم‌هاي كودك خيره شويد، با آهستگي و بسيار شمرده سخن بگوييد: «علي، (با يك مكث بين هر كلمه در حالي كه به هم نگاه مي‌كنيد) من... ازت... مي‌خوام... لباس‌هات رو... همين حالا... جمع كني... و توي... كمد... بگذاري.»

از جملات پرسشي اجتناب كنيد.
وقتي به كودكتان مي‌گوييد «چطوره لباس‌هات رو جمع كني‌!» اگر پاسخ داد، «حالا نه‌!» متعجب نشويد. اگر بگوييد: «مي آيي حالا ظرف‌ها رو تميز كنيم‌؟» اين فرصت را به او داده‌ايد تا بگويد: «نه نمي‌يام». اگر در مورد چيزي كه مي‌خواهيد كودكتان انجام دهد سؤالي در ذهن نداريد، از جملات قاطع استفاده كنيد تا دقيقا بداند چه كاري بايد بكند و به علاوه آن را چه موقع، كجا و چگونه انجام دهد.

با جملات ساده صحبت كنيد.
از كلماتي كه كودكتان آنها را نمي‌فهمد استفاده نـكنيــد. ســـاده و روشن حرف بزنيد و پرچانگي نكنيد. دستورات و توضيحات طولاني ممكن است باعث فراموش شدن بخش‌هاي اصلي صحبت‌تان شود. نوجوانان براي به يادآوردن سرنخ‌هاي اطلاعات شفاهي، توانايي محدودي دارند. گفت‌وگوهاي كوتاه و ساده، همراه با يك عكس‌العمل طبيعي بهتر از يك سخنراني طولاني، درك و به خاطر سپرده مي‌شود. به جاي ادامه گفت‌وگو در مورد مسئوليت، ارزش پول و اصول اخلاق، وضعيت را براي كودك روشن كنيد: «يا همين حالا از دوچرخه سواري دست مي‌كشي، يا يك‌هفته حق سوار شدن نداري.»

احساستان را به كودك بگوييد.
بدون آنكه به‌طور مستقيم از كودك انتقاد كنيد، به او بگوييد كه در مورد اعمال و رفتارش چه احساسي داريد؛ براي مثال: «براي اينكه خودت توالت را تميز نمي‌كني، واقعا ناراحتم.» يا «وقتي به موقع خونه نمي‌آي واقعا نگران مي‌شم.» اگر از جملاتي استفاده كنيد كه به جاي كودك به‌خودتان اشاره كند، مي‌توانيد از انتقاد، سرزنش يا حمله كردن به كودك بپرهيزيد، همچنان احساسات را به‌طور مؤثري بيان كنيد.

http://www.ashpazonline.com/forum/forum-f32/topic-t20382.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چطور با هم حرف بزنيم  ؟

از اواخر هفته گذشته طرح آموزشي شكوفايي جلوه هاي اخلاق متعالي در خانواده رضوي در مشهد آغاز شده است كه طي آن دكتر افروز رئيس سازمان نظام روانشناسي كشور به بحث در مقوله خانواده و روانشناسي رابطه ها مي پردازد.
اولين قسمت از اين مباحث آموزشي را با هم مي خوانيم:
«من كه ديگه با مامان و بابام حرف نمي زنم، اصلاً نمي فهمند چي ميگم. همه اش ميگن ما كه جوون بوديم روي حرف بزرگترمون حرف نمي زديم. پامون رو جلوشون دراز نمي كرديم. وقتي ۲۲ ساله بوديم، خونه زندگي داشتيم... وقتي يه سؤال ساده مي كنم با عصبانيت ميگن: اگه به جاي اين سؤالها درست رو بيشتر بخوني معدلت ۲۰ ميشه....»
از مشكلاتي كه به ارتباط سالم ميان افراد صدمه مي زند، ناآشنايي نسلها با اصول ادبيات ارتباطهاست.
دكتر افروز در همين باره مي گويد: در ارتباط با افراد بايد به ويژگي سني نسلها توجه كرد، براي نمونه كودكان دبستاني علاوه بر آنكه همانند ديگر انسانها دوستدار محبت و تعلق خاطرند، تشويق طلب و تنبيه گريزند... دو صفت متمايز دارند، نخست در حال زندگي مي كنند و حال انديشند و سپس به الگوها بسيار توجه دارند واين در روند رشد آنان بسيار اهميت دارد. البته الگوي بزرگسال براي او قابل توجه است، نه همكلاسي يا همبازي. حال آنكه يك لبخند، يك نگاه و يك سخن مربي، معلم و به خصوص والدين مهربانش براي او يك دنيا اهميت دارد.
پس والدين سعي كنند براي فرزندشان يك دوست و يك هم بازي خوب باشند.
از همين رو والدين در ارتباط با كودكان بايد ادبياتي در حال داشته باشند تا طفل آن را درك كند، براي نمونه والديني كه دوست دارند كودكشان در بزرگسالي «پزشك» شود و اين آرزو را به او نيز مي گويند اما طفل زماني اين آرزو را درك مي كند كه در اسباب بازيهايش يك گوشي پزشك داشته باشد و با آن بازي كند. جوانان نيز دو صفت خاص خود دارند، نخست به دوستانشان اهميت مي دهند كه مي تواند اين دوست والدين و اعضاي خانواده خود باشد.
ديگر شاخصه، اينكه در آينده زندگي مي كنند. چون گسترش سلولهاي مغز به گونه اي است كه او آينده گرايي دارد و از آينده لذت مي برد و در نتيجه والدين، معلمان و اطرافيان بايد به آنان اميد دهند. براي نمونه؛ در برنامه ريزيهاي آموزشي براي آنها بايد گفت: شنيدم فلان دانشگاه به شاگرد اولها بورسيه مي دهد... و يا مصداقهايي از افراد موفق را به آنها بگوييم: شنيدم فلاني كه ناتواني داشته در ورزش موفق شده مدال بگيره... و بايد اينگونه به اين نسل اميد و انگيزه زندگي بدهيم. در مقابل، براي سالمندان بيان خاطرات يكي از لذت بخش ترين لحظه هاي زندگي آنان است، بنابراين اگر جوانها مي خواهند پدربزرگ و مادربزرگ را تكريم كنند پاي خاطرات آنها بنشينند و نگويندكه «باز آقاجون همين خاطره اش رو گفت.»
بنابراين زماني ادبيات ارتباطها مؤثر است كه ما با طرف مقابل همدلي كنيم و زماني اين همدلي حاصل مي شود كه ما آنها و شرايط آنها را درك كنيم.

علي پور


روزنامه قدس


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه با همسرمان حرف بزنيم؟

 

زبان يكي از مهم‌ترين امتيازهاي بشر نسبت به ساير موجودات است و عامل اصلي برقراري ارتباط افراد با يكديگر. متاسفانه در دنياي امروز و با پيشرفت‌هاي تكنولوژيك روزافزون، هنوز بسياري از ما در برقراري ارتباط با كساني كه دوستشان داريم (همسر، مادر، پدر، دوست و...) ناتوان هستيم...


 به همين دليل تنهايي يكي از بزرگ‌ترين مشكلات انسان امروز است و متاسفانه گاهي شديدترين نوع تنهايي در خانواده ديده مي‌شود. بي‌شك در زندگي بسياري از ما اين اتفاق افتاده و گاه نيز با اين گلايه همسرمان مواجه شده‌ايم كه: «هيچ‌گاه به حرف من گوش نمي‌كني»، يا «اگر گوش كرده بودي متوجه خواسته من شده بودي»، و.... اما آيا تا به حال شده با خود بگوييم چقدر به اين سخنان توجه و به گلايه‌هاي همسرتان گوش كرده‌ايم؟ در همين رابطه با دكتر حامد محمدي‌كنگراني، مشاور خانواده و ازدواج و عضو كميته رسانه و كميته آموزش انجمن روان‌پزشكان ايران گفت‌وگو كرده‌ايم.

سلامت: مي‌گويند خوب گوش‌دادن از مهم‌ترين مهارت‌هاي ارتباطي است، چرا؟


انسان براي رهايي از تنهايي، نيازمند برقراري ارتباط صحيح با ديگران است و در اين راه، مهارت‌هاي ارتباطي بسيار موثر هستند. از مهم‌ترين اين مهارت‌ها، مهارت «گوش‌كردن» صحيح است. براساس پژوهش‌هاي انجام‌شده، هر فرد عادي و شاغل، 70 درصد زمان بيداري خود را به برقراري ارتباط با ديگران مي‌گذراند. از اين زمان، 9 درصد به نوشتن، 16 درصد به مطالعه، 30 درصد به صحبت‌كردن و 45 درصد به گوش‌كردن اختصاص دارد.


سلامت: پس گوش‌كردن بيشترين فعاليت ما در زمان بيداري است؟


بله، اما براساس همين پژوهش‌ها، حدود 75 درصد حرف‌ها اشتباه شنيده و درك و به سرعت فراموش مي‌شوند و به‌اصطلاح «از يك گوش‌ وارد و از گوش ديگر خارج مي‌شوند» كه مهم‌ترين دليل آن، عدم آموزش مهارت‌هاي درست گوش‌كردن به افراد از دوران كودكي است. در مدارس، بيشترين زمان صرف آموزش خواندن، نوشتن و رياضيات مي‌شود و آموزش درست‌ گوش‌كردن عملا فراموش مي‌شود. متاسفانه والدين هم در دوران كودكي پيوسته پيام‌هايي ضدگوش‌كردن به بچه‌ها مي‌دهند؛ پيام‌هايي مانند اينكه «حرف‌هاي ديگران را جدي نگير»، يا «از اين حرفي كه زد، منظوري نداشت.» درحالي كه استفاده مكرر از آنها و همچنين نوع رفتار زن و مرد با يكديگر و درست گوش‌نكردن آنها به صحبت‌هاي هم، عملا به كودك مي‌آموزد «حرف، باد هواست» و ارزش گوش‌كردن ندارد. درنتيجه كودك در بزرگسالي در ارتباط با همسر و دوستان خود دچار مشكل مي‌شود زيرا در دوران كودكي، مهارت گوش‌كردن را نياموخته است. درحالي كه وقتي ما نتوانيم به صحبت‌هاي ديگران درست گوش كنيم، نمي‌توانيم پاسخ منطقي و عاطفي درستي به آن بدهيم.


سلامت: اما با وجود اينكه اغلب مردم از خوب، درست و دلنشين صحبت كردن و... مي‌گويند، كمتر كسي تفاوت گوش‌دادن و شنيدن را مي‌داند، در اين مورد كمي توضيح مي‌دهيد؟


بين شنيدن و گوش‌كردن تفاوت‌هاي زيادي وجود دارد. شنيدن فرايندي حسي و بيولوژيك است كه در آن گوش‌ محرك صوتي را دريافت و به مغز منتقل مي‌كند اما گوش‌كردن فرايند پيچيده روان‌شناختي است كه در آن محرك صوتي، درك، تعبير و تفسير مي‌شود؛ مشكل شايع بسياري از زوج‌ها كه گله‌مندند همسرم به حرف من گوش نمي‌دهد. درواقع با آنكه شنونده صحبت‌هاي گوينده را مي‌شنود ولي هيچ‌كدام از آنها را نمي‌فهمد زيرا حواس و تمركزش جاي ديگري است به‌خصوص زماني كه شوهر در حال ديدن فوتبال يا اخبار است و همسرش درباره اتفاق‌هاي طول روز با تفصيل صحبت مي‌كند. پس از مدتي كه مي‌پرسد نظر تو چيست؟ شوهر با تعجب مي‌گويد: «هان!». به عبارت ديگر «گوشم با شماست ولي حواسم جاي ديگر است» كه همين امر، زمينه‌ساز سوءتفاهم‌ها و رنجش‌هاي بسياري در خانواده‌ها مي‌شود.


سلامت: آيا اين موضوع به ويژگي‌هاي جنسيتي زن و مرد ارتباطي دارد؟


در مورد اينكه زنان گوش شنواتري دارند يا مردان، نظرهاي مختلفي وجود دارد اما توانايي گوش دادن صحيح، ربطي به جنسيت ندارد و مهم كسب مهارت?هاي لازم در اين زمينه است. براي يادگيري اينكه چگونه شنونده‌اي كارآمد و فعال باشيم، بايد مهارت‌هايي را ياد گرفت و از آنها استفاده كرد. برخي از اين مهارت‌ها كه بر چگونگي توجه شنونده به صحبت‌هاي گوينده تاكيد دارند، «مهارت‌هاي توجه» ناميده مي‌شوند. اينها مهارت‌هاي ارتباطي غيركلامي بين شنونده و گوينده و بيشتر بر مبناي زبان بدن هستند؛ نوع نشستن و فاصله شنونده (خم‌شدن به سمت گوينده به جاي عقب‌رفتن) از فردي كه صحبت مي‌كند، حركاتي مانند تكان‌دادن سر به جاي بي‌حركتي كامل يا حركت‌هاي سريع و حواس‌پرت‌كن و همچنين برقراري تماس چشمي بين دو طرف از مهم‌ترين مهارت‌هاي توجه محسوب مي‌شوند.


سلامت: براي اينكه در زندگي مشترك همسران بتوانند به خوبي به حرف‌هاي هم گوش كنند، بهتر است چه مهارتي داشته باشند؟


بهتر است از «مهارت‌هاي پيگيري» كه گوينده را به ادامه صحبت تشويق مي‌كند، استفاده كنند. تشويق‌‌هاي كوتاه كلامي مانند «اوهوم»، «خب»، «كه اين‌طور» يا «عجب» و پرسيدن سوال‌هاي كوتاه و نه طولاني و زياد كه رشته سخن گوينده را پاره ‌كند، باعث مي‌شوند گوينده، صحبت‌هاي خود را ادامه دهد و در ادامه روند گفت‌وگو بسيار مفيد هستند. مهم‌ترين نكته‌اي كه بايد به آن توجه كرد اين است كه گاهي سكوت‌ و چيزي نگفتن بسيار مهم‌تر از جواب‌دادن و سخن نابجاست. البته گروه ديگري از مهارت‌هاي گوش‌كردن، پاسخ‌هاي انعكاسي است كه در آن شنونده، احساس خود را از صحبت‌هاي گوينده و مفهومي كه از آنها درك كرده است، به گوينده منتقل و با اين كار او را متوجه مي‌كند حرف‌هايش را چگونه شنيده و فهميده است. توضيح مختصر در مورد صحبت‌ها يا ارائه خلاصه‌اي از آنها بسيار مهم است. مثلا گفتن جملاتي مانند «پس من درست فهميدم كه....» يا «منظورت اينه كه...» و با بيان آنها با احساس غم، شادي، اضطراب يا ترس به گوينده مي‌فهماند من صحبت‌هاي تو را درست فهميدم يا نه، چه احساسي به آنها دارم و به كدام قسمت آن علاقه بيشتري دارم.


سلامت: اما گاهي يكي از همسران هميشه سرگرم روزنامه خواندن يا تماشاي تلويزيون است يا با بيان اينكه خسته‌ام و حوصله ندارم، نشان مي‌دهد تمايلي به گوش‌دادن صحبت طرف مقابل ندارد. در اين صورت، چه?كار بايد كرد؟


معمولا بيشتر اين رفتارها بهانه‌اي براي فرار از گفت‌وگو درباره موضوعي است كه شخص نمي‌خواهد آنها را بشنود. در اين موارد به همسران توصيه مي‌شود با توجه به شناختي كه از طرف مقابل دارند، پاسخ‌ها را پيش‌بيني كنند (نه قضاوت) و در زماني كه احتمال كمترين واكنش منفي را مي‌دهند، شروع به صحبت كنند و به محض شنيدن پاسخ‌هاي تكراري مانند «الان وقتش نيست»، سريع از كوره در نروند و در زماني مناسب‌تر و از راه ديگر وارد شوند.


سلامت: حرف آخر؟


تعيين زمان گفت‌وگو فرمول مشخصي ندارد اما مردها علاقه دارند پس از بازگشت به خانه مدتي استراحت و پس از آن صحبت كنند ولي خانم‌ها معمولا دوست دارند تا صحبت‌هاي جدي را به محض ورود همسر فوري مطرح كنند. بعضي از زوج‌ها ترجيح مي‌دهند موقع صرف غذا صحبت كند و بعضي هم از صحبت رودررو مي‌پرهيزند و ترجيح مي‌دهند با تلفن يا پيامك اين كار را انجام دهند كه اصل ارتباط بين زن و شوهر را زير سوال مي‌برد. البته گاهي صبر كردن بيش از حد براي رسيدن زمان مناسب گفت‌وگو باعث از بين رفتن اهميت آن مي‌شود. موضوع ديگر اين است كه هر صحبتي نياز به مقدمه و زمينه‌چيني دارد ولي گاهي به دليل طفره رفتن يا نگراني از بيان يك مطلب مهم و ترس از واكنش طرف مقابل چنان در مقدمه‌چيني غرق مي‌شويم كه اصل مطلب را فراموش مي‌كنيم. بر اساس يك اصل ساده ولي نه هميشه برقرار، بهتر است مسايل مهم، صريح، محترمانه و با كمترين مقدمه‌چيني بيان شوند.

http://www.salamatiran.com/NSite/FullStory/?Id=56513&Type=2


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]



۱۰ جمله ويرانگر كه نبايد به كودكان گفت!!



 
● با بچه ها چطور حرف بزنيم؟
 
هنگامي كه بچه ها تكليف خود را در مدرسه جا مي گذارند، امكان دارد حتي شمار زيادي از پدران و مادران فهميده، فرزند خويش را ملامت كنند و بگويند:" تو چقدر ناداني؟" . يا به طور مثال، چنانچه در يك روز تعطيل بچه ها با هم دعوا كنند، ممكن است والدين بردبار نيز از اين وضع شگفت زده شوند و بانگ برآورند:" به چه علت بچه هاي من چنين رفتاري دارند؟!".
 

احتمال  دارد بزرگ كردن بچه، همچون آزمايشي جهت سنجش ميزان صبر و استقامت پدر و مادر باشد، ولي اين مورد خيلي اهميت دارد كه كاربرد عبارت آزارنده، احتمالا حس عزت نفس بچه را كاهش مي دهد. "دونالد كيت"، رايزن روان شناس كودك در دانشگاه پنسيلوانيا، اظهار مي دارد: والدين بايد بدانند كه خشمگين و محروم ساختن بچه از برخي چيزها را بايد بدين جهت اعمال كنند كه بچه پي برد چه رفتاري بايد داشته باشد. به هر حال، پدر و مادر، امكانات روحي رواني ضروري را به منظور مهار موقعيت هاي گوناگون دارا مي باشند."
 

در مطالب زير ده مورد از جملات زيان بخشي را كه احتمال دارد والدين ابراز دارند و سپس راه كارهاي اجتناب از اين موقعيت ها را تشريح كرده ايم:
 

● از چه رو نمي تواني مانند فلاني باشي؟
 

"ماري" پيوسته تكاليفش را انجام مي دهد و دندان هايش را مسواك مي زند. ليكن برادرش "بابي"، اين گونه نيست و تمام امور را بايد به وي يادآور شد. چرا او قادر نيست همانند "ماري" باشد؟
 

روان شناسان گفته اند كه مقايسه صرفا موجب افزايش حسادت بين برادر و خواهر مي گردد. به باور يك روانشناس كودك" در صورتي كه بچه اي با خواهر يا برادرش يا بچه ديگري مقايسه شود، احتمالا از وي بيزار مي گردد."
 

در عوض مقايسه كردن بچه ها، براي فرزندتان دقيقا مشخص سازيد كه از او چه مي خواهيد؟!
 

اتاق تميز؟ ميز مرتب؟ آن بخش از كردار بچه را كه مايليد تغيير كند، به دقت مشخص سازيد.
 

براي فرزندتان تشريح كنيد كه خوي هاي نيكو، چه ياري هايي به او مي كند. مثلا به او توضيح دهيد كه عادت انجام به موقع تكاليف، سبب مي شود نمرات ممتازي كسب كند و در اين حالت نبايد دلواپس باشد كه تابستان نيز به مدرسه برود. چنانچه بچه متوجه شود كه شما ميل داريد وي، كردارش را در پاره اي از موارد عوض كند تا بهتر از آنچه هست، بشود، در اين صورت يقينا تغييرات فرزندتان را شاهد خواهد بود.
 

● چرا مانند بچه هاي خردسال رفتار مي كني؟
 

رفتار فرزند هفت ساله شما در يك تالار غذاخوري مانند بچه چهارساله است. شما شرمنده مي شويد و به وي يادآوري مي كنيد كه به چه دليل نظير خردسالان رفتار مي كني؟
 

پيامد كار چه مي شود؟ به بچه اهانت شده و او اكنون با تنفر فراوان، همه نمك را از درون نمكدان بيرون مي ريزد!
 

عوض ناراحت ساختن بچه، بكوشيد شرايطي را مهيا سازيد كه از پس تغيير دادن فرزندتان به طرز دلخواه برآييد. نسبت به رفتار فرزندتان، به نحو غير مستقيم بازتاب نشان دهيد. مثلا مي توانيد بگوييد:" مي دانم كه دوست داري پيش از رفتن به بستر، تلويزيون تماشا كني و من مايل نيستم اين فرصت را از تو بگيرم، ولي چنان چه تغيير رويه ندهي، نمي گذارم چنين كني." با اين حرف بچه در مي يابد كه احتمالا آن چيزي را كه دوست دارد، از كف مي دهد.
 

● چرا اين اندازه ژوليده و نامرتبي؟
 

فرزندتان، پوشاك نظيف و مرتبي به تن دارد، ليكن درست يك ساعت بعد با يك تي شرت كثيف، شلوار پاره و موهاي به هم ريخته جلوي شما حاضر مي شود.
 

انتقاد كردن از بچه، زمينه را براي كشاكش فراهم مي سازد. امكان دارد پدرومادر بپرسند، پس ما براي مهار فرزندمان چه بايد بكنيم؟ روانشناسان بدين سوال، اين سان جواب مي دهند:" هنگامي كه بچه تصميم مي گيرد با دوستانش بيرون برود، بگذاريد هر لباسي را كه مايل است، بپوشد ليكن چنان چه با شما براي شام خوردن بيرون مي آيد، نبايد هر لباسي را كه مي خواهد، بپوشد. فرزندتان بايد فرابگيرد كه در موقعيت هاي متفاوت، چه بپوشد. والدين مي توانند شيوه صحيح را درباره موضوعات گوناگون به بچه بگويند".
 

● تو بامزه ترين، قشنگ ترين و زورمندترين بچه دنيايي!
 

حتي يك لقب مثبت نابجا احتمالا محدوديت بچه شده و مانع مي شود كه وي خودش را به واقع آن گونه كه هست، ببيند و بشناسد. مثلا چنانچه بگوييد:" تو از تمام بچه ها، هوشمندتري"، امكان دارد سبب شود كه او حس كند، هيچ گاه با شكست روبه رو نمي شود.
 

از اطلاع خود در مورد استعدادهاي فرزندتان براي ترغيب و پيشرفت وي سود بجوييد نه اين كه برچسب شخصيتي به وي بزنيد. به عنوان مثال اگر بگوييد:" تو با هوشي و من مي دانم كه اينكار از عهده ات بر مي آيد" خيلي دلگرم كننده تر و ملايم تر از اين است كه چنين بگوييد:" تو باهوش ترين بچه دنيا هستي" مي توانيد اين مورد را بيازماييد. يقينا برچسب بد زدن به بچه مانند غيب گويي از منش وي عمل مي كند. به عنوان مثال اگر به او گفته شود "تنبل"، مايل است حتي تنبل تر اقدام كند زيرا مطمئنش ساخته ايد كه تن پروري جزو جدانشدني شخصيت اوست.
 

پدر و مادر بايد بكوشند عوض لقب منفي به كودك دادن، آن چيزي را كه به واقع مورد نظرشان است، بر زبان بياورند. آيا بچه كلا تنبل است؟ امكان دارد او امور روزانه اش را بدون يادآوري به اجرا در نياورد. در اين صورت والدين بايد بچه را با روش جايزه دادن يا تبيه كردن، ملزم به انجام كارهاي روزمره كنند.
 

● تو چقدر احمق هستي!
 

يكي از هدف هاي اصلي در تربيت فرزند، ايجاد اعتماد به نفس در بچه است. به جاي چنين عباراتي، جهت بهبود كردار فرزندتان اهتمام ورزيد سخنان ترغيب كننده و مثبت بيان داريد. به او ياد بدهيد كه چگونه كاري را به درستي صورت دهد. مثلا، چنان چه فرزندتان بدون توجه به رفت و آمد خودروها، به وسط خيابان مي دود، مي توانيد به وي بگوييد:" موقع عبور از خيابان، بايد دستم را بگيري".
 

هنگامي كه بچه دستتان را گرفت، اضافه كنيد:" تو خيلي باهوشي كه دستم را ميگيري. حالا مي توانيم با خيال راحت از خيابان رد شويم."
 

برخي اوقات آرزو مي كنم كه اي كاش بچه اي نداشتم.
 

آنچه فرزندتان از عبارت بالا مي فهمد، اين است: " تو ارزش نداري و من تو را نمي خواهم". او اين حرف را به دل مي گيرد و حتي تا بزرگسالي به يادش مي ماند.
 

آيا شما اينقدر بي خرديد كه به بچه بگوييد:" اي كاش اصلا تورا نداشتم!". در عوض چنين بگوييد:" بعضي وقت ها مرا خيلي ناراحت مي كني."
 

بهتر آن است كه پدر و مادر قواعد پيش گقته را اجرا كنند تا بدين حد از خشمناكي نرسند. وقتي بچه مي داند كه پدرومادرش چه انتظاري از وي دارند و مشاهده مي كند كه با او دمسازند، يقينا رفتار نيكوتري در پيش خواهد گرفت.
 

● مرا تنها بگذار
 

تمام پدر و مادرها پاره اي اوقات مايلند تنها باشند. ولي در صورتي كه پرخاش كنان از فرزندتان بخواهيد كه ايشان را به حال خود گذارد، مي انديشد كه دوستش نداريد. سعي كنيد بچه ها را در انجام امور روزانه شركت دهيد. حتي يكي بچه سه ساله هم مي خواهد در آماده ساختن ميز شام ياري كند.
 

اگر موقعي كه بچه ها به شما احتياج ندارند، وقتي را براي سپري ساختن با آنان اختصاص دهيد، در اين حالت زماني كه توجه شما به اجراي ساير امور است، بچه ها كمتر مزاحم شما مي شوند.آن هنگام كه لازم است تنها باشيد، مي توانيد به بچه بگوييد:" من خيلي تو را دوست دارم، اما حالا بسيار كار دارم." به او فرصت دهيد كه دريابد شما بعدا مدتي را با او مي گذرانيد. در صورتي كه فرزندتان اصرار كرد، مي توانيد بگوييد:" چنانچه بار ديگر حرفم را قطع كردي، ناچارا بايد به اتاقت بروي، چون اينجا اتاق من است." اين روشي در جهت دور كردن بچه نيست بلكه يك راه كار تربيتي به حساب مي آيد.
 

● خفه شو!
 

اين عبارت سبب مي گردد كه بچه حس كند شما كوچك ترين علاقه اي به شنيدن نظرش نداريد و اندك اندك به اين نتيجه دست مي يابد كه او فردي ناتوان در طرح هر پيشنهادي است.
 

شما مي توانيد با آرامش و خونسري به او بگوييد:" ساكت باش" و اگر اين لحن كلام بي اثر باشد، آن را با خونسردي ليكن محكم تر بيان كنيد. يا امكان دارد تلويزيون را خاموش كنيد و وي را به اتاقش بفرستيد.
 

يادتان باشد كه بچه ها همه چيز را از انگاره (الگوي) خود فرا مي گيرند. در صورتي كه مي خواهيد فرزندتان مودب باشد، بايد نخست خودتان با ادب باشيد. هيچ گاه به هم سن و سالتان نمي گوييد" خفه شو!" پس به بچه تان هم نبايد چنين حرفي بزنيد.
 

● اين كار را بكن وگرنه...!
 

ترساندن هاي بي مورد، در نهايت به زدوده شدن قدرت شما مي انجامد. اين قبيل گفتار سبب مي گردد كه بچه به رفتار ناپسندش ادامه دهد تا ببيند شما تصميم داريد چه كنيد. روش مطلوب، چينش تنبيه ويژه اي است كه مي توانيد به كار ببنديد. مثلا به اوبگوييد:
 

" اگر حالا دست از اين كارت نكشي، يك هفته كامل بايد در خانه بماني." يا " در صورتي كه مجددا اين عمل را تكرار كني، از اندازه به حرف زدن ادامه دهند، بچه‌ها ديگر گوش نمي‌كنند. محققان نشان داده‌اند كه مغز انسان فقط مي‌تواند در يك زمان چهار تكه اطلاعات يا ايده خاص در حافظه كوتاه‌مدت خود نگه دارد. اين ميزان برابر با ۳۰ ثانيه يا دو جمله مي‌باشد.

نمونه بي‌اثر:

«نميدونم اين ترم براي كلاس واليبال و باله‌ات چه بايد بكنيم. مطمئناً نميتوني هر دوي آنها را بروي چون كلاس واليبالت شنبه، دوشنبه و چهارشنبه ساعت ۴ است كه بعد براي آماده شدن براي كلاس باله وقت كافي نداري مگر اينكه وسايل آن كلاس را هم از قبل جمع كني و با خودت ببري و اين يعني لباس‌هايت بايد جمعه شسته شوند….»

ايده‌هاي مختلف زيادي در اين پيام وجود دارد كه باعث گيج شدن كودك مي‌شود و اين باعث مي‌شود ديگر به حرف‌هاي شما گوش ندهد. همچنين، لحن كلي اين پيام منفي و مضطربانه است كه باعث مي‌شود كودك با استرس و ترديد واكنش دهد. لازم نيست همه اين اطلاعات يكدفعه به كودك داده شود. درعوض آن را به قسمت‌هاي مختلف تقسيم كنيد تا قابل‌هضم‌تر باشد. قبل از اينكه موانع را عنوان كنيد، اجازه دهيد اول كودك اولويت‌هاي خود را مطرح كند.

نمونه موثر:

«اگر بخواهي اين ترم، هم در كلاس واليبال هم باله شركت كني، مجبور مي‌شوي كه بلافاصله از يكي سر آن يكي بروي. بخاطر همين بهتر است بنشينيم و در اين مورد تصميم بگيريم.»

در اين نمونه، مكالمه را به دو جمله محدود كرده‌ايد و اين باعث مي‌شود درك آن براي كودك آسان‌تر باشد. درضمن هدف كلي را هم مطرح مي‌كنيد و در مرحله بعد تقاضا را مطرح مي‌كنيد (كه بنشينيد و درمورد موضوع حرف بزنيد). و آخر اينكه ميل خود به همكاري و در نظر داشتن نيازهاي فرزندتان را نشان مي‌دهيد.

۲. غر زدن و هشدار دادن زياد

اكثر والدين با عجله‌هاي اول صبح براي آماده كردن همه سر موقع، با ناهارها، لباس‌هاي ورزش، تكاليف امضا‌شده و از اين قبيل آشنايي دارند. بچه‌اي كه به نظر مي‌رسد حواس‌پرت است و نمي‌تواند سر وقت حاضر شود مي‌تواند يكي از سخت‌ترين چالش‌ها براي والدين پرمشغله باشد. خيلي از والدين احساس مي‌كنند كنترل از دستشان خارج شده و نااميدانه مي‌خواهند با غر زدن و انتقاد كردن موقعيت را كنترل كنند. مشكلي كه غر زدن دارد اين است كه با آن كار به بچه‌ها ياد مي‌دهيد كه ناديده‌تان بگيرند زيرا مي‌دانند كه بارهاي ديگر آن مسئله را يادآوري خواهيد كرد. بااينكه بچه‌هاي كوچكتر نياز به راهنمايي و كمك بيشتر دارند، والدين بايد با بزرگ‌تر شدن بچه‌ها به آنها آزادي و مسئوليت بيشتري بدهند.

نمونه بي‌اثر (به يك بچه ۱۰ ساله):

«يك ساعت زودتر از خواب بيدارت مي‌كنم چون هيچوقت سروقت حاضر نمي‌شوي. بايد همين الان لباس‌هايت را بپوشي. تكاليفت را آماده كرده‌اي كه امضا كنم؟»

۱۰ دقيقه بعد
«بهت گفتم آماده شو و هنوز داري وقت تلف مي‌كني؟ اگه تونستي كاري كني كه همه‌مان ديرمان شود؟ برو سريع دندانهاتو مسواك بزن و لباسهاتو بپوش.»

۱۰ دقيقه بعد
«تكاليفت كجاست؟ گفتم كه بيار امضاشون كنم، هنوز لباس پوشيدنت را تموم نكردي؟ ديرمان مي‌شود.»
و باز همينطور تكرار…

مادر اين كودك مسئوليت زيادي را گردن مي‌گيرد و غيرمستقيم با كودكي صحبت مي‌كند كه براي كنترل موقعيت به او اعتماد ندارد. اين طريقه برخورد مي‌تواند شديداً منجر به بي‌اعتمادبه‌نفس و وابسته شدن كودك مي‌شود. لحن او نيز بسيار منفي و پرخاشگرايانه است كه موجب خشم و مقاومت كودك خواهد شد.

نمونه موثر:

«تا ۴۵ دقيقه ديگر از خانه خارج مي‌شويم. اگر همه چيزهايي كه لازم داري را آماده نكرده باشي، خودت بايد براي معلم‌هايت توضيح دهي.»

اين دستورات كوتاه است و انتظار مشخصي را با عاقبت انجام ندادن آن براي كودك مطرح مي‌كند. با اين روش به كودك اجازه داده مي‌شود عواقب طبيعي رفتارهاي خود را درك كند.

3. استفاده از تقصير و خجالت براي همراه ساختن كودك

يكي از بزرگترين درس‌هايي كه بعنوان والدين ياد مي‌گيريم اين است كه بچه‌هاي كوچك به طور طبيعي براي نيازهاي شما همدلي و ملاحظه ندارند. آنها به مرور با بزرگ‌تر شدن احساس همدلي پيدا مي‌كنند. به همين دليل است كه انتظار اينكه آنها خودشان را جاي شما بگذارند و همه چيز را از ديد شما نگاه كنند منطقي نيست. اينكه نمي‌توانند اين كار را بكنند به اين معني نيست كه بچه‌ بدي هستند. فقط بچه هستند و روي لذت‌هاي لحظه‌اي و آزمايش كردن محدوديت‌هايشان براي اينكه ياد بگيرند چه چيز قابل‌قبول است تمركز دارند. اكثر والدين آدم‌هاي پرمشغله‌اي هستند كه چندين كار را در يك زمان انجام مي‌‌دهند و گاهي فراموش مي‌كنند كه از خود مراقبت كنند. اين وقتي به نظرشان برسد كه بچه‌ها با آنها همكاري نمي‌كنند موجب خشمشان مي‌شود. خيلي مهم است كه قبل از اينكه اين احساسات به بيرون نفوذ كند و ارتباط شما با فرزندتان را خراب كند، زماني را براي ارتباط برقرار كردن با احساساتتان و آرام شدن بااستفاده از روش‌هاي تنفس عميق و حرف زدن با خود اختصاص دهيد.

نمونه بي‌اثر:
«چندين بار ازت خواستم كه اسباب‌بازي‌هايت را مرتب كني، ببين باز هم دور تا دور اتاق پر از اسباب‌بازي‌هاي توست. اصلاً نمي‌خواهي يكم توجه كني؟ نمي‌بيني تمام روز سرپا بوده‌ام؟ حالا هم بايد بيايم اسباب‌بازي‌هاي تو را جمع كنم و وقتم را هدر دهم؟ چرا اينقدر خودخواهي؟»

اين مادر انرژي منفي زيادي ايجاد مي‌كند. بااينكه همه ما مي‌توانيم خستگي او را درك كنيم اما ارتباط او با فرزندش مقصركننده و غيرمحترمانه است. «خودخواه» خواندن كودك شديداً مخرب است. بچه‌ها اين برچسب‌هاي منفي را به درونشان مي‌ريزند و كم‌كم فكر مي‌كنند كه به اندازه كافي خوب نيستند. تحقير كردن و مقصر كردن كودك مغز او را منفي خواهد كرد. بايد به رفتار برچسب غيرقابل‌قبول بزنيد اما باز فرزندتان را دوست‌داشتني بخوانيد.

نمونه موثر:

«مي‌بينم كه اسباب‌بازيها هنوز از روي زمين جمع نشده‌اند. اين منو ناراحت مي‌كنه. خيلي برام مهمه كه خانه مرتب باشه كه همه بتونيم راحت باشيم. همه اسباب‌بازي‌هايي كه بيرون هستند بايد بروند سرجايشان بخوابند. فردا صبح مي‌توني دوباره آنها رو بيرون بياري.»

اين مادر بدون عصبانيت يا مقصر جلوه دادن، احساسات و نيازهاي خود را مستقيم مطرح كند و عاقبت بد سختي را هم براي رفتار فرزندش عنوان نمي‌كند و به او توضيح مي‌دهد كه فردا دوباره امتحان كرده و موفق شود. او هيچ انگيزه منفي را به كودك نمي‌چسباند يا به طريقي منفي به شخصيت او برچسب نمي‌زند.

۴-گوش ندادن

همه ما دوست داريم فرزندمان به ديگران احترام بگذارد. بهترين راه براي اين كار با الگوسازي رفتار محترمانه و ملاحظه‌كار در روابط خودمان است. اين باعث مي‌شود كودك ارزش احترام و همدلي را شناخته و به آنها مهارت‌هاي ارتباط صحيح را ياد مي‌دهد. خيلي وقت‌ها گوش دادن بادقت براي والدين كار سخت‌تري است زيرا بچه‌ها معمولاً وسط حرف مي‌پرند و ذهم ما هم پر از كارها و مسئوليت‌هاي زيادي است كه بايد انجام دهيم. در اين مورد، اشكالي ندارد كه به كودك بگوييم كه الان نمي‌توانيم به حرف‌هايش گوش دهيم چون مشغول مثلاً آشپزي هستيم اما ۱۰ دقيقه ديگر پيش او مي‌رويم كه حرف‌هايش را بشنويم. خيلي بهتر است كه زمان مشخصي را براي گوش دادن به حرف‌هاي او اختصاص دهيم تا اينكه بدون توجه كافي حرف‌هايش را بشنويم. البته يادتان باشد، صبر كردن زياد هم براي بچه‌ها قابل‌تحمل نيست.


نمونه بي‌اثر:

واكنش مادري به فرزندش كه براي او توضيح مي‌دهد در فوتبال يك گل زده است.

(بدون ايجاد ارتباط چشمي) «چه خوب پسرم. حالا برو و با خواهرت بازي كن (زمزمه با خود) شعله گاز را چرا اينقدر زياد كردم؟»

گوش دادن موثر شامل همه مسائل غيركلامي مثل ايجاد ارتباط چشمي، نشان دادن فهميدن با صورت و صدا و استفاده از كلمات مناسب براي منعكس كردن اينكه فهميده‌ايم مي‌شود. اين مادر به فرزندش ياد مي‌دهد كه اذيتش نكند و اينكه چيزهايي كه براي او مهم است براي مادر نيست. اين باعث مي‌شود كودك احساس تنهايي كند.

نمونه موثر:

واكنش مادر به كودكي كه براي او توضيح مي‌دهد در فوتبال يك گل زده است.

«واي گل زدي؟!! خيلي عاليه! من بهت افتخار مي‌كنم. يك كم ديگه ميام پيشت مي‌خوام برام تعريف كني!»

اين مادر شوق و علاقه خود را نشان مي‌دهد؛ و از كودك دعوت مي‌كند كه تعريف كند كه چه اتفاقي افتاده است. او به طور موثري احساسات خود را نشان مي‌دهد و به كودك كمك مي‌كند درمورد واكنش‌هاي خود آگاهي پيدا كند. اين نوع واكنش باعث مي‌شود كودك تصور كند مهم و باارزش است و لياقت توجه را دارد.

ولي به طور معمول، انتخاب بين دو چيز ساده تر، چون كودكان خردسال حافظه و قدرت توجهي محدود دارند و انتخاب از بين چند گزينه برايشان دشوار است. براي مثال، دوست داري شلوار زرد را بپوشي يا شلوار آبي را؟»

6ـ سريع عمل كنيد
 

براي اين كه رفتار كودكانتان را سر ميز غذا كنترل كنيد. از جمله هاي كوتاه و ساده استفاده كنيد. براي مثال، اگر كودك تان سير شده و دارد غذايش را به روميزي مي مالد بهتر است با لحني نرم ولي قاطعانه به او بگوييد :« داري با غذايت بازي مي كني ! ديگه كافيه !» و او را از سر ميز بلند كنيد.

7ـ كارهاي مثبت اش را تأييد كنيد
 

اين كه كارهاي مثبت كودك تان را برجسته سازيد و او را تأييد و تشويق كنيد، انگيزه خوبي به او مي دهد تا دوباره آن كار را تكرار كند و اين براي كودك خردسال هم صدق كند، حتي، اگر آن ها معني حرف هاي شما را درست نفهمند، لحن گرم و دوستانه صدايتان را به خاطر مي سپارند.

8ـ براي صحبت با او موضوع پيدا كنيد.
 

شايد تا به حال اسامي چيزهاي مختلف مثل اعضاي بدن يا رنگ ها را به كودك تان ياد داده باشيد. اين كار مهارت هاي زباني او را تقويت مي كند و باعث مي شود تا بتواند با پدر و مادرش ارتباط برقرار كند. براي مثال، مي توانيد اسامي حيوانات و اشياي كتاب محبوبش را برايش تكرار كنيد يا زماني كه او را به گردش مي بريد، اطراف را برايش شرح دهيد، مانند: « به ابرهاي سفيد و برگ هاي سبز نگاه كن » به او كمك كنيد جهان اطرافش را با روش هاي جديد كشف كند.

چيزهايي كه نبايد بگوييم:
 

نادرست :«مانند بچه ها رفتار نكن !»
فراموش نكنيد كه كودك شما هنوز بچه است و طبيعي است كه مثل بچه ها رفتار كند !!
نادرست :«اگر كاري كه مي گويم را بكني، برايت بستني مي خرم. »
رشوه دادن ممكن است در ابتدا جواب دهد، ولي در طولاني مدت پاسخگو نخواهد بود چون كودكان به راحتي اين منظور را درك مي كنند كه براي انجام هر كاري از شما باج بگيرند يا جيغ و داد و گريه به راه بيندازند.
نادرست: «زود باش!»
اين دست و پاهاي كوچك چقدر مي توانند سريع كار كنند؟!
نادرست: «دختر خيلي شيطاني هستي !»
هرگز به فرزندانتان برچسب نزنيد.


منبع : نشريه دنياي زنان، شماره 51

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه با كودك خردسال حرف بزنيم؟


بسياري از والدين به اين مسأله آگاهند كه داشتن يك « ارتباط كلامي» با كودك به پيشرفت رواني- عاطفي او كمك مي كند. اما يافتن كلمات و واژه هاي مناسب براي صحبت كردن با چنين موجود كوچكي كار آساني نيست. در اين خصوص يك سري دستورالعمل هايي وجود دارد تا در هنگام گفتگو با كودك خردسالمان نه افراط كنيم و نه از آن غفلت.
« مي دوني عزيز دلم، تا دو ماه آينده اسباب كشي مي كنيم. من و پدرت خيلي فكر كرديم و ديديم كه همگي مون در خانه ي جديد راحت تر خواهيم بود؛ و چون خانه ي جديد به محل كار من نزديكتره، هم كمتر خسته ميشم و هم بيشتر پيش تو عزيزم خواهم بود...». عده اي از والدين كه به اهميت گفتگو در روح و روان فرزند خردسالشان آگاهي دارند فكر مي كنند كه هنگام حرف زدن با نوزاد هيچ اشكالي ندارد اگر بدون پرده همه چيز را با جزئيات كامل برايش تعريف كنند. از نظر عده اي ديگر، هر جمله اي را نبايد در مقابل كودك به زبان آورد و به عبارتي بايد بعضي قضايا را سانسور كرد. اين عده هميشه نگران روش مكالمه ي خود با كودكشان بوده و دائماً از خود مي پرسند بهترين روش براي اين كار كدام است؟ در اين زمينه، كلودهالموس(1)، روانكاو متخصص در امور كودكان مي گويد:« محققاني چون دونالد و.وينيكت(2) و فرانسواز دلتو(3) بر اين اعتقادند كه طفل شيرخوار براي خود يك شخص و يك انسان كامل به حساب مي آيد. به محض به وجود آمدن سلول تخم در رحم مادر، فرد انسان به عنوان يك موجود داراي زبان شناخته مي شود.» بنابراين از نظر فرانسواز دلتو( كه كتابهاي فراواني در زمينه ي مراحل مختلف رشد در كودك نگاشته است)، حتي در همان زماني كه انسان داراي زندگي درون رحمي است، كلام و سخن جزو وجود و ساختار او محسوب مي شوند. وي در مقالات مختلف خود نمونه هاي زيادي براي اثبات اين مطلب ذكر كرده است. در يكي از نوشته هايش مي خوانيم:« مادري خسته و آشفته وارد مطب روانكاو مي شود. نوزادش از لحظه ي تولد شبها چندين بار از خواب بيدار شده و به سختي به خواب مي رود. در ضمن گفتگوهايش با اين مادر، روانكاو متوجه مي شود كه مادر اين نوزاد قبل از او فرزند پسري به دنيا آورده بود كه اندكي پس از تولد از دنيا رفته و نام او را روي نوزاد جديد نهاده اند. مادر ضمن حرف زدن هايش با روانكاو، رويش را به طرف بچه كرده و مي گويد:« برادرش از دستش عصباني نبوده، و اسمش را به او داده [...] و اين كه مامانش مي دونه كه حتي وقتي او خوابه نمرده و زنده است.» « پس از اين جريان، وقتي مادر به خانه برمي گردد، كودك شيرخوار آرام مي خوابد... ده ساعت پشت سر هم.»
" در واقع، حرف زدن با كودك نوزاد، به معناي صحبت كردن صرفاً از چيزها و وقايع مهم نيست. بلكه صحبت كردن از همه چيز و در عين حال از هيچ چيز است. به اين ترتيب، كلام در اينجا نقش درماني ندارد ولي با اين وجود به پيشرفت روحي- عاطفي كودك كمك مي كند." دكتر دلتو ادامه مي دهد:" وقتي با نوزاد حرف مي زنيم، او احساسات و عواطف را عميق تر درك مي كند و از اين طريق ذهنش فعال تر مي شود. از طرفي، ثابت شده كه طفل نوزاد با كلام و سخن مادرش آرام شده و به خواب مي رود. به اين ترتيب، كلمات و رفتارهاي محبت آميز مادر اولين عوامل مؤثر در سازندگي شخصيت و روان كودك مي باشند.
مادران زيادي هستند كه هميشه در مورد ميزان و نوع مكالمات با نوزادشان ابراز نگراني مي كنند. براي آنها يافتن نقطه تعادل ميان مكالمه ي " زيادي"، " كم" و " نامربوط" كار دشواريست. اين تا حديست كه بعضي مادران به خود اجازه گريه كردن در حضور نوزادشان را نمي دهند چون فكر مي كنند اين كار مي تواند باعث ايجاد شوك و وحشت در وي شود.

 

جملات كوتاه به زبان حال ساده
 

فرانسواز دلتو، در كتاب خود " با كودكان درست صحبت كنيم" تأكيد بر اين مي كند كه نوزادان كلام برخاسته از دل را درك مي كنند و بنابراين والدين بايد سعي كنند مناسب ترين جملات را بيابند بدون اين كه در آن پرده پوشي كنند.
هنگام صحبت كردن با كودك شيرخواره، بايد سبك بود و سبك گفت: بايد صداها را تكرار كرد و نفس را به بازي گرفت. اين خود يك شيوه ي آموزشي است براي نوزاد. گفتگوي واقعي با كودك مي تواند يك گفتگوي ساده باشد.
در زمينه ي نحوه ي گفتگو با نوزاد، دكتر رژين ذكري هارستل(4)، متخصص اعصاب و نورولوژي، توصيه ي اكيد در استفاده از افعال زمان حال مي كند. چرا كه: " طفل نوزاد هيچ درك ذهني نسبت به زمان گذشته و آينده ندارد. اولين ذهنيت از زمان، حدود سن 2 سالگي در ذهن كودك نقش مي بندد." وي همچنين پيشنهاد استفاده از جملات كوتاه و داراي فعل مثبت را مي نمايد: بهتر است به نوزاد بگوييم" هاپو كوچولو رو نگاه كن" تا اين كه بگوييم:" اون سگ سياه سفيد رو ديده اي كه دنبال اسباب بازيش مي گرده؟"

تقريباً همه چيز را برايش بگوييم
 

هنگام برقراري يك گفتگوي " واقعي" با نوزاد، گاهي چيزهايي را به او انتقال مي دهيم كه قابل بيان با كلمات نيستند. كلود هالموس معتقد است: " طفل شيرخواره قادر به درك تمامي نگراني ها و اضطراب والدينش مي باشد و حتي گاهي اوقات خود را مسؤول به وجود آمدن آشفتگي در خانواده مي داند. بنابراين بسيار مهم است كه كنارش بنشينيم و همه چيز را برايش توضيح دهيم." اين دقيقاً كاريست كه كلمانس، يك مادر 28 ساله انجام داد:" من بعد از زايمان كمي دچار افسردگي شدم. به سيلويا، كودك نوزادم توضيح دادم كه اصلاً تقصير او نيست. ولي بايد با من مدارا كند، چرا كه تازه مادر شده ام و هنوز تجربه ي چنداني ندارم. هر وقت با او صحبت مي كردم، به او مي گفتم:" من خودم با مشكلاتم كنار مي آيم. تو لازم نيست آنها را به دوش بكشي. به اين ترتيب، دلم مي خواست به عنوان يك آدم بالغ و مسئول به فرزندم بفهمانم كه يافتن راه چاره براي مشكلات زندگي به عهده من است."
ولي دكتر صوفي مارينو پولو(5)، روانشناس و روانكاو، در اين مورد معتقد است كه: " اگر بپذيريم نوزاد همه چيز را مي تواند بشنود و بفهمد، طبيعتاً او بايد چيزي را كه مربوط به خودش و نزديكانش مي شود بهتر متوجه شود. و از نظر فرانسواز دلتو، بهتر است كودك را حتي اگر نوزاد باشد براي مراسم خاكسپاري اقوام همراه برد. اين باعث مي شود كه از همان سنين كودكي در حلقه خانواده نقش داشته باشد. مسائلي مانند اسباب كشي و يا جدايي والدين بايد به كودك خردسال توضيح داده شوند. برعكس، درد دل كردن با او در هر موردي اصلاً توصيه نمي شود. پدر و مادر نبايد كودكشان را به عنوان محرم راز خود تصور كنند و هر راز نگفته اي را برايش بگويند.

 

در نظر گرفتن جايگاهي براي پدر
 

مادران بايد زماني را براي گفتگوي پدر با طفل اختصاص بدهند. حتي وقتي فرزند هنوز در بطن مادر است، پدر مي تواند با جملات ساده، كوتاه و آرام بخش با او به صحبت بپردازد: " سلام پسرم، من پدرتم، من و مادرت بي صبرانه منتظر ديدنت هستيم"...
هنگام معرفي كودك به آشنايان و خويشاوندان، حضور پدر بسيار مهم است. در اين خصوص، كلود هالموس تأكيد مي كند كه مادر در حين گفتگو با كودك بايد در كلامش از پدر وي نيز سخن به ميان آورد. مثلاً به جاي اين كه بگويد" بچه ي ناز خودم"، بگويد " بچه ي ناز من و بابا كه خيلي هر دو مون دوستش داريم". اگر مادر فقط به " بچه ي ناز خودم" اكتفا كند، درست حالت دختر بچه اي را دارد كه راجع به عروسكش صحبت مي كند و آن عروسك را متعلق به خود مي داند.
در حالي كه مادر بايد از طريق كلامش به كودك بفهماند كه به همان اندازه كه او فرزند مادر است، فرزند پدر نيز هست. چرا كه او ثمره ي زندگي مادر و پدر مي باشد و اينطور نيست كه مثل يك شي فقط متعلق به يكي از والدينش باشد.
ماري، 32 ساله، آموزگار مدرسه در اين باره مي گويد: " شوهر من به اقتضاي شغلي كه دارد بايد مرتباً جا به جا شود و گاهي مجبور است مدتي از ما دور باشد. براي من خيلي مهم است كه در زمان غيبت همسرم، مرتب با پسر شيرخواره ام راجع به پدرش با او صحبت كنم به طوريكه انگار حضور دارد.
به پسرم مي گويم: " تو پوره ي كرفس خيلي دوست داري؟ بابا هم اتفاقاً كرفس خيلي دوست داره". من از طريق اين جور جملات سعي مي كنم جاي خالي همسرم را در خانه هميشه پر كنم."

چه كنيم اگر قادر به ارتباط كلامي با كودكمان نيستيم؟
 

ناتاشا، 30 ساله، قاضي دادگستري، مادر دوقلوهاي يك ساله صوفيا و پل مي باشد. وي مي گويد كه در سخن گفتن با كودكانش ناتوان است و تجربه ي ناموفق خود را اين گونه بيان مي كند:" من خود را دائم مجبور به گپ زدن با بچه هايم مي كردم چون فكر مي كردم بايد اين كار را انجام داد. ولي براي من اين كار خيلي حالت تصنعي داشت." از نظر صوفي مارينوپولس،: " بايد اين را كه چرا يك مادر قادر به بيان و ابراز كلامش در مقابل كودكش نيست، تعريف و بررسي كرد." يكي از فرضيه هاي برخي روانشناسان براي پاسخ به اين پرسش اين است كه: " اين ها اكثراً مادراني هستند كه زماني كه خودشان كودك خردسال بودند كسي ( مادر و پدرشان) با آنها سخن نگفته است."ولي براي صوفي مارينو پولس، واقعيت اين است كه اين قضيه خيلي هم دراماتيك نمي باشد.
" عدم توانائي براي داشتن ارتباط كلامي با كودك به اين معني نيست كه ما قادر به برقراري ارتباط با او نيستيم. وقتي گفته مي شود كه سخن گفتن با كودك بسيار مهم است، منظور اين نيست كه بايد با او حرف زد چون او حرفهاي ما را مي فهمد، بلكه به اين دليل است كه كودك با حرفهاي ما زندگي مي كند و آرامش مي يابد."
بنابراين آن چه كه مهم است ارتباط برقرار كردن با اوست نه صرفاً صحبت كردن با او؛ اگر ارتباط از طريق كلام برقرار نمي شود، كافيست كه دنبال كانالهاي ارتباطي ديگري بگرديم.
" گاهي يك نگاه پر مهر، و يا گرم در آغوش گرفتن كودك تأثيرش از صدها جمله نيز بيشتر است. به علاوه مادراني نيز هستند كه به طور مداوم كودك را با كلامشان بمب باران مي كنند. ايده آل آن است كه كلام را با ژست( عاطفه و نوازش) همراه كرد."
كلود هلموس مي گويد:" نيازي نيست كه طفل را با تكرار زيادي " دوستت دارم"هاي خود خفه كنيم. عشق چيزيست كه به راحتي توسط كودك درك مي شود. احتياجي نيست كه دائماً به زبان آورده شود تا طفل متوجه آن شود." براي حرف زدن با كودك لازم نيست كه حتماً كلام خودمان را به كار ببريم. چيزهاي مفيدي كه در اين زمينه توصيه مي شوند، انواع قصه ها، آوازهاي محلي و خواندن كتاب داستان مي باشند. چرا كه 70 درصد مغز يك طفل شيرخواره به " ريتم" اختصاص يافته و كلام ما را به طور يك نواخت دريافت مي كند.
اين گونه بود كه ناتاشا توانست راهي براي ارتباط كلامي با دوقلوهايش پيدا كند:" زماني كه بالاخره آهنگ كلام خود را پيدا كردم احساس آرامش نمودم. من توانستم براي هر يك از بچه ها آوازي خلق كنم و آن را مرتب برايشان تكرار كنم."
كلود هالموس اين گونه نتيجه گيري مي كند: " يك مادر زماني راه صحيح ارتباط با كودكش را يافته كه ديگر از خود نپرسد چگونه با او صحبت كنم."

پي نوشت ها :
 

1. Claude HALMOS
2. W.WINNICOTT
3. Francoise DOLTO
4. Regine ZEKRI HURSTEL
5. Sophie MARINOPOULOS
 

منبع: بانو، شماره 28.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه با كودكان خود حرف بزنيم؟


آيا شما به عنوان والدين فرزند خود خوب مي‌دانيد كه از به كار بردن چه واژه‌هايي در مورد كودكان خود بايد خودداري كنيد يا به عبارتي ديگر چه چيزهايي را نبايد به كودكان گفت؟

بسياري مواقع شده است كه كودكان خود را با واژه‌هايي چون تنبل، لال، احمق و يا كودن خطاب كرده‌ايم يا مي‌كنيم حتي او را با بچه همسايه يا پسرخاله و دخترخاله مقايسه مي‌كنيم و از اين كه نمي‌تواند مثل او حرف بزند يا درس بخواند مورد سرزنش قرار مي‌دهيم و چه بسا در مواقعي از او انتظاراتي داريم كه نمي‌دانيم اين انتظارات در حد توان او هست يا نه؟

نكات بسيار ريزي در برخورد با كودكان وجود دارد كه عدم توجه به آن در رفتار و تربيت كودكان تاثيرگذار است و حتي مي‌تواند آينده آنها را بر اثر اين بي‌توجهي‌ها شكل دهد، لذا بد نيست والدين به نكات زير توجه كنند.

گذاشتن اسم روي بچه‌ها

اگر كودكان را با نام‌هايي مانند احمق ، تنبل و امثال آن بناميم، آنها باور مي‌كنند كه داراي اين صفات و خصوصيات هستند. به علت آسيبي كه به كار بردن اين نام‌هاي منفي به شخصيت بچه‌ها وارد مي‌كند، اعتماد به نفس او را از بين مي‌برد.

به عنوان مثال، اگر كودكي به صفت زشت ناميده شود، ممكن است از حضور در جمع و بازي با ديگران خودداري كند يا اگر بگوييد «كمرو» از ارتباط با همسالان و بزرگترها پرهيز مي‌كند.

به بيان ديگر نبايد از قدرت تاثير كلمات بر زندگي كودكان غافل شد. كلمات بر افراد اثر مي‌گذارد. هر لغت و جمله‌اي كه به كودكان گفته مي‌شود، به همراه خود پيام مهمي درباره كودك و رابطه او با دنياي خويش دارد.

به اعتقاد كارشناسان، هنگامي كه كودك پيام‌هاي دريافتي را دروني مي‌سازد، اين پيام‌ها تبديل به يك باور مي‌شوند كه تجربيات آينده او را معين مي‌كنند حتي اگر او از اين باور ناآگاه باشد، آن باور هنوز هم اثرات خود را بر همه شئونات زندگي او دارد. متاسفانه كودكان به آن توانايي نرسيده‌اند تا مطالبي را كه به ذهنشان وارد مي‌شود، جداسازي كنند و مانع بعضي از آنها شوند. آنها نمي‌توانند بگويند من اين تعريف را مي‌پذيرم و آن انتقاد را نمي‌پذيرم. ديدگاه يك كودك نسبت به والدينش اين است كه آنها عقل كل هستند و همه چيز را مي‌دانند و سخنانشان مثل يك قانون و حكم قدرتمند است.

طرد كردن بچه‌ها

طرد كردن بچه‌ها نشان دادن نفرت يا تمايل به جدايي از آنهاست. براي يك كودك دوست داشته نشدن از طرف فردي كه او را به دنيا آورده، به معني دوست نداشتن از طرف همه افراد است. آنچه كه يك كودك بايد بداند اين است كه پدر و مادر بدون هيچ قيد و شرطي دوستش دارند.

به بيان ديگر، خطر طرد شدن از طرف والدين هميشه در ذهن كودكان وجود دارد. بعضي والدين هميشه فرزندشان را تهديد به طرد كردن و رانده شدن مي‌كنند، با اين جملات: اگر حرف‌شنو نباشي، اگر درست رفتار نكني، مي‌اندازيمت بيرون؛ طبيعي است كه كودك مي‌ترسد؛ طرد شدن آن هم در اين دنياي وحشي. اينجاست كه كودك شروع به سازش و كنار آمدن مي‌كند و بتدريج تبديل به آدمي كلك و حقه‌باز مي‌شود كه براي رسيدن به هدف‌هايش تقلب مي‌كند.

منفي‌بافي‌

جملاتي چون «تو هيچ وقت به هيچ جا نمي‌رسي» تاثيرات بسيار منفي و زيان‌آوري در شخصيت كودك ايجاد مي‌كند. بچه‌ها تمايل دارند به آن چيزي كه والدين در مورد آينده آنها اعتقاد دارند برسند و طبق آن زندگي كنند. والدين بايد به فرزندان خود اعتقاد داشته و مطمئن باشند و هميشه آينده‌اي خوب را براي آنها پيش‌بيني كنند. يك پژوهشگر با عده‌اي زنداني گفتگو و مصاحبه كرد. از آنها پرسيد كه به چند نفر از آنها هنگام بچگي گفته شده كه زنداني خواهند شد؛ با كمال تعجب دريافت كه تقريبا پاسخ همه آنها به اين سوال مثبت بود.

شرم‌زدگي و سرزنش كردن‌

اگر كودك يا نوجوان را مورد سرزنش قرار دهيم و مدام از او عيب‌جويي كنيم يا او را مورد تمسخر قرار دهيم كودك يا نوجوان احساس حقارت مي‌كند و دچار عدم اعتماد به نفس مي‌شود و از دست زدن به هر كاري مي‌ترسد.

اين‌گونه افراد در تصميم‌گيري، انتخاب هدف و قبول مسووليت دچار شك و نگراني مي‌شوند. به بيان ديگر هنگام خجالت، كودك احساس مي‌كند نقص دارد يا بي‌لياقت است.

خجالت كشيدن بيشتر از اين كه رفتار او را درست كند موجب از دست رفتن روحيه و تحقير او مي‌شود. برخي پدرها و مادرها با انگشت گذاشتن روي نقاط ضعف كودك، مانند شب‌ادراري او را تحقير مي‌كنند. خجالت‌زده كردن كودك موجب مي‌شود كه او عوامل تحقيرش را پنهان كند.

تهديد كردن‌

«اگر نيايي مي‌روم و اينجا تنها مي‌ماني، اگر دوباره اين كار را انجام دهي به پليس مي‌گويم تو را ببرد.»

تهديد گفتن جمله يا كلمه اغراق‌آميزي است كه پدر و مادر به كار مي‌برند تا كودك را بترسانند مانند اين جملات: «اگر درست رفتار نكني تمام استخوان‌هايت را مي‌شكنم.» تهديد موجب ترس در كودك مي‌شود و او احساس مي‌كند كه در محيطي ناامن و پر از دشمن زندگي مي‌كند. تهديد به تنها گذاشتن كودك برايش بسيار دردناك و سخت است چون او بسيار حساس است و براي نيازهاي اساسي و اوليه زندگي به پدر و مادرش نياز دارد.

بايد به بچه‌ها هشدار دارد، نه تهديد. با گفتن جمله «اگر ... و در نتيجه» به او هشدار مي‌دهيد كه نبايد به رفتار به خود ادامه دهد، مانند اين كه اگر دوباره خواهرت را بزني ديگر نبايد با او بازي كني.

پرهيز از مقايسه‌

هرگز توانايي‌ها و ناتواني‌هاي كودكي را با كودك ديگر مقايسه نكنيد، زيرا مجموعه عواملي كه موجب شكل‌گيري رفتار يك كودك مي‌شود با كودك ديگر متفاوت است.همواره به پدر و مادران توصيه مي‌شود كه حتي كودك را با خواهر يا برادر، پسرخاله، پسرعمه، دخترخاله يا دوستانش مقايسه نكنيد.

كودك از غرور خاصي برخوردار است و نزد همسالان و كودكان ديگر از آبرو و احترام ويژه‌اي برخوردار است، لذا وقتي شما كودكي را با كودك ديگر مقايسه مي‌كنيد (به طور معمول مقايسه براساس ناتوانايي‌ها صورت مي‌گيرد) در واقع غرور او را مي‌شكنيد، به او بي‌احترامي مي‌كنيد، توانايي‌هاي او را ناديده مي‌گيريد و ناتوانايي‌هاي او را به منظور تحقير و سرزنش او مطرح مي‌كنيد و به رخ او مي‌كشيد.

به طور مشخص گاهي اوقات والدين زمان خودشان را با زمان فرزندشان مقايسه مي‌كنند و اظهار مي‌دارند: وقتي من بچه بودم، هرگز اين كار را نمي‌كردم! يا زماني كه من در سن شما بودم، هميشه اين طور عمل مي‌كردم. بديهي است ما اجازه نداريم خود و زمان خود را با فرزند و زمان او مقايسه كنيم.

به ديگر سخن، مقايسه كردن كودك يعني ناديده گرفتن اصل تفاوت‌هاي فردي، يعني خجالت دادن كودك و تحقير كردن او. بنابراين توصيه مي‌شود در صورت لزوم كودك را با خودش مقايسه كنيد.

اين مقايسه بايد براساس توانايي‌هاي كودك در فضايي صميمي و محرمانه صورت گيرد و بدانيد علي‌رغم وجود شباهت‌ها ميان كودكان، هيچ كودكي به‌طور مطلق شبيه كودك ديگر نيست.

انتظارات نابجا

پدر و مادراني كه از فرزندان خود انتظارات بيجا دارند آنها را مجبور مي‌كنند كه بهترين بازيكن باشند يا در مدرسه نمره 20 بگيرند. پيامي كه پشت اين عمل پنهان شده اين است كه تو در مدرسه به اندازه كافي خوب نيستي. داشتن انتظار بيجا تنها اعتماد به نفس كودك را از بين مي‌برد.
چه بايد گفت: با تاكيد به نكات مثبت بگوييد: خيلي عالي است كه نمره‌هاي 20 زيادي در كارنامه‌ات داري، اشكالي ندارد نمره 17 گرفتي چون تو تمام سعي خود را كردي و هر انساني ممكن است اشتباه كند. سعي كن اشتباهاتت در آينده كمتر شود. لزومي ندارد هميشه و همه كس نمره 20 بگيرند.

دوران كودكي خود را به ياد بياوريد، جملات منفي كه توسط والدين، دوستان و معلم به شما گفته شده است را به ياد بياوريد امواج كلمات، جملات منفي به كار برده شده مكررا به گوشتان مي‌رسد: هرگز به چيزي نمي‌رسي، نمي‌تواني كاري را درست انجام دهي، من هميشه نگران تو هستم، اتاقت هميشه نامرتب است، كي مي‌شه تو ياد بگيري، تو بدتركيب و زشت هستي، تو تنبل هستي، تو چاق هستي، پسر بزرگ گريه نمي‌كند، شما دختر و پسر بدي هستي.
 
به نقل از آموزش نيوز


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه با نوزادان حرف بزنيم؟!

 نوزادان از بدو تولد و اولين ساعت هاي حيات در حال يادگرفتن زبان هستند؛ بسيار قبل از اينكه كودك شروع به حرف زدن كند، ارتباط برقرار مي كند. هرچقدر بيشتر به او گوش كنيد و با او حرف بزنيد، او بيشتر با شما ارتباط برقرار مي كند. شما خودتان هم ياد مي گيريد كه چگونه صداهايي را كه او از روي لذت يا نياز از خودش درمي آورد، تفسير كنيد.

حتي ممكن است بتوانيد انواع گريه هاي او را ترجمه كنيد. همين طور كه به او گوش مي كنيد و واكنش هاي او را مي بينيد با استفاده از تجربه هاي قبلي كه از رفتارهايش داريد، توانايي درك، ارتباط شفاهي و بدني اش را بيشتر از قبل پيدا مي كنيد. زمان واكنش كودكان كندتر از بزرگسالان است؛ بنابراين با گوش دادن به او بايد منتظر ارتباط برقراركردن از سوي او باشيد.
 
 
 
1 – كتاب بخوانيد
 
كودكان، عكس را از كارتون بيشتر دوست دارند؛ بنابراين كتاب هايي كه از نظر زباني غني هستند و كلمات و شعرهاي گوناگون دارند تهيه كنيد و برايشان بخوانيد. بعضي بچه ها يك كتاب را بارها و بارها نگاه و مرور مي كنند و بارها شما را به خواندن آن وا مي دارند. هيچ سن مشخصي براي آغاز خواندن براي كودكان وجود ندارد. هر زمان كه او از شنيدن داستان يك كتاب لذت مي برد، همان زمان، وقت خواندن كتاب است. اين كار را به تناوب انجام دهيد تا ببينيد كه كودكتان چقدر آن رادوست دارد. شما حتي مي توانيد خودتان براي او كتاب درست كنيد. تصاويري از آدم ها و اشيايي كه مي شناسد را به روي مقوا بچسبانيد و براي اينكه خراب نشود با نايلون رويش را بپوشانيد.
 
 
 
2 – با نوزادتان محاوره كنيد
 
نوزاد كوچك شما ياد مي گيرد كه ضمن رعايت نوبت، محاوره كند.
 
او زمزمه اي مي كند، به شما نگاه مي اندازد و منتظر مي ماند. در اين تعامل ساده او ساختار يك محاوره را تمرين مي كند و ياد مي گيرد كه اگر ارتباطي برقرار كند، پاسخ خواهد گرفت.
 
 
 
3 – به گريه هاي نوزادتان جواب دهيد
 
نوزادان از طريق گريه كردن ياد مي گيرند كه ارتباط برقرار كنند. در سال اول، گريه كردن مركزي ترين بخش سيستم ارتباطي اوست. وقتي شما به گريه هاي او پاسخ مي دهيد، احساس مي كند كه دنيا جاي امني است كه در آن به نيازهاي او پاسخ داده مي شود.
 
 
 
4 – برايش شعر بخوانيد و قصه بگوييد
 
شعر و قصه بخش مهمي از فرايند زبان آموزي در نوزاد است چراكه تكرار مي شوند و كودك اين شانس را دارد كه طي زمان آنها را ياد بگيرد. شعرها، بازي با انگشت ها (مثل لي لي حوضك) يا هر فعاليت حركتي ديگري به كودك كلماتي را ياد مي دهد كه نشانه هاي فيزيكي نيز به همراه دارند. وقتي كودكي شعري را ياد مي گيرد كه همزمان با آن دست هم مي زند، هر وقت آن شعر را بخواند، دست مي زند. حتي اگر توانايي اداي كلمه اي از آن يا نام شعر را نداشته باشد.
 
 
 
5 – كارهايش را براي او توضيح دهيد
 
هر كاري را كه انجام مي دهد براي خودش توضيح دهيد. اين كاري است كه خيلي از والدين آن را انجام مي د هند. مثلا وقتي نوزادتان بيني شما را مي گيرد و چيزي زمزمه مي كند، به او بگوييد: «اين بيني من است و تو مي خواي اونو با دست كوچولوت بگيري. وقتي رويش را به سمت  دري كه در حال بازشدن است برمي گرداند مي توانيد بگوييد: «صداي باز شدن در رو شنيدي. خواهرته كه داره مي ياد تو؟». يا وقتي كه جوجه اش را مي بيند و به هواي جوجه دست و پايش را تكان مي دهد مي توانيد بگوييد: «جوجه رو مي بيني كه داره مي ياد؛ از ديدنش خوشحال شدي؟» يا بگوييد: «سلام جوجه طلايي، مريم كوچولو از ديدنت خوشحال شده».
 
 
 
6 – كارهاي خود را براي او توضيح دهيد
 
براي نوزادتان توضيح دهيد كه برايش چه كاري داريد انجام مي دهيد. حرف زدن با نوزادي كه به نظر مي رسد حرف شما را نمي فهمد كمي عجيب به نظر مي رسد. اما او نياز دارد كه تجربه شنيدن را تكرار كند تا حرف زدن را ياد بگيرد. قبل از اينكه او را بغل كنيد دست هايتان را به سمتش بگيريد و بگوييد: «نازنازي مامان، الان مي خوام بغلت كنم.» در اين صورت او زبان را همراه با يك تجربه عملي درك خواهد كرد. در حين عوض كردن پوشك بچه براي او توضيح دهيد: «اين يك پوشك خشك است. من پاهاي كوچولوي تو رو بلند مي كنم و الان اين پوشك را به جاي پوشك قبلي برات مي بندم.» اين كار نه، تنها تمرين خوبي براي زبان آموختن و زبان شنيدن اوست بلكه او را در انجام آن كار با شما همراه مي كند.
 
 
 
7 – با او حرف بزنيد
 
در زماني كه با نوزادتان هستيد، حرف بزنيد. نوزادان بسيار قبل از اينكه مهارت هاي ارتباطي بياني را ياد بگيرند، مهارت هاي دريافتي ارتباطي را ياد مي گيرند. نوزاد شما قبل از اينكه توانايي حرف زدن پيدا كند، به خوبي مي فهمد كه شما به او چه مي گوييد. وقتي محيط كودك از لحاظ زباني غني باشد، او به طور طبيعي ياد مي گيرد حرف بزند. وقتي شما به نوزادتان گوش مي دهيد و با او حرف مي زنيد، او زبان را مي آموزد. او را مجبور نكنيد كه صحيح حرف بزند.
 
 
 
نوزادان هم با شما حرف مي زنند
 
حتي گريه كردن نوزاد هم معاني مختلفي مي دهد. او با گريه كردن مي خواهد به شما بفهماند كه ترسيده، گرسنها ست، خودش را خيس كرده يا خوابش مي آيد. معمولا والدين هم مي آموزند كه معني پنهان گريه او را تشخيص بدهند و نسبت به آن واكنش مناسب نشان دهند. نوزاد هم به همين ترتيب واكنش نشان مي دهد و مي فهمد كه از او مراقبت مي كنيد و حواستان به او هست؛ بنابراين گريه اش تبديل به خنده و آغوش باز براي بغل شدن مي شود.
 
والدين بايد با نوزادشان حرف بزنند حتي اگر نوزادتان بسيار كودك است و هنوز نمي تواند حرف بزند، لازم است كه شما با او صحبت كنيد.
 
 
 
وقتي به او شير مي دهيد يا او را حمام مي كنيد فرصت خوبي براي حرف زدن است. حتي زماني كه ارتباط شما با او مستقيم نيست و مشغول آشپزي كردن، ظرف شستن يا هر كار ديگري هستيد، همچنان به حرف زدن با نوزادتان ادامه دهيد. ممكن است بگوييد مگر چقدر حرف دارم كه با نوزادم بزنم. اشكالي ندارد اگر حرف كم آورديد درمورد كاري كه داريد انجام مي دهيد برايش توضيح دهيد.

نوزادان اين نياز را دارند كه زياد زبان بشنوند تا مهارت هاي اجتماعي شان به طور موثري گسترش يابد. هيچ جايگزيني براي اين كار وجود ندارد. وقتي فرزندتان اين توانايي را پيدا كرد كه برخي صداها را توليد كند، شما بايد به هر چيزي كه او مي گويد با جملات كامل جواب دهيد.
 
شما بايد نشان دهيد كه آنچه را او تلاش مي كند به شما منتقل كند، متوجه شده ايد چراكه او در حال انتقال چيزهاي بسيار زيادي است. اين حرف هاي ظاهرا نامربوطي كه او بيان مي كند درواقع بنيان توسعه توانايي هاي بياني اوست. كمي كه نوزادتان بزرگ تر شود، حتي مي توانيد برايش كتاب بخوانيد.
 
هرچند كه شما براي فرزندتان مي خوانيد بايد روشن و ساده باشد. به زودي و به تدريج معجزه حرف زدن فرزندتان را مي بينيد و شگفت زده خواهد شد

http://www.doniya.ir/show-7684.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۹:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان