مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 5206
دیروز : 40915
افراد آنلاین : 52
همه : 4414955

چگونه يك قصه براي كودك دلبندمان تعريف كنيم


داستانسرايي به عنوان نوعي سخن گفتن بخش معمول آموزش مدرسه است. كودكان داستان ها را مي خوانند، درباره تجارب شخصي مردم حرف مي زنند، تشويق مي شوند تا داستان بنويسند و داستان ...

داستانسرايي به عنوان نوعي سخن گفتن بخش معمول آموزش مدرسه است. كودكان داستان ها را مي خوانند، درباره تجارب شخصي مردم حرف مي زنند، تشويق مي شوند تا داستان بنويسند و داستان را به نمايش درآورند. به نمايش درآوردن داستان بدلايل نظري و عملي نقش مهمي در آموزش دارد.

دليلي كه داستان را بسيار مهم كرده اين است كه نقش مهمي را در مهارت هاي اساسي موفقيت تحصيلي در مدرسه نظير خواندن و نوشتن بازي مي كند زيرا درك كودكان از تقاضاها و درخواست هاي شفاهي معلم ها موجب مي شود تا كودكان بتوانند به موفقيت تحصيلي دست يابند.

همه كودكان با مهارت هاي سخن گفتن وارد مدرسه مي شوند كه متناسب با محيطي است كه در آن بزرگ شده اند. مهارت هاي برخي از كودكان به خوبي با نيازمندي هاي سخن گفتن در مدرسه تناسب دارد در حالي كه كودكان ديگر اينگونه نيستند. چنين عدم تناسبي به معني آن است كه بعضي از كودكان در فهميدن و انجام دادن درخواست هاي معلم هاي شان مشكلات بيشتري دارند. از اين رو داستان قالبي را بنا مي نهد كه معلم ها در آموزش از آن استفاده مي كنند.

داستان هاي برگرفته از تجارب شخصي، اولين نوع داستان هستند كه گسترش مي يابند و در حقيقت به طور ناقص از ۲ سالگي ظاهر مي شوند. هم كودكان طبقه متوسط و هم كودكان طبقه پايين از نظر اقتصادي اغلب داستان هاي طولاني و غيررسمي مي سازند. در مقابل، كودكان خانواده هاي از هم پاشيده به احتمال خيلي زياد داستان هاي كوتاه مي سازند و حتي داستان هاي طولاني آنها از نظر ساختار كلي از ترتيب زماني يا تاريخي برخوردار نيست و داراي الگوهاي ناچيزي مي باشد.

عدم انطباق بين مهارت داستانسرايي كودك با تقاضاهاي كلاس از همان بدو ورود به مدرسه، سبب نگراني مي شود. معلم ها به طور سنتي از داستان به عنوان ابزاري آموزشي هم به دلايل عملي و هم نظري استفاده مي كنند. از نظر عملي، بيشتر كودكان با ظرفيت درك و فهم و توليد داستان وارد مدرسه مي شوند.

از ديدگاه نظري، داستان بر پايه آگاهي از نتيجه و رشد شناختي كودكان ساخته مي شود. همچنين گوش دادن به داستان يا ساختن داستان، مهارت هاي شناختي را پرورش مي دهد. اين مهارت ها از كودكان مي خواهند كه از نظر زماني خود را از اينجا و حالا دور كنند و اين امر همان تفكر غيربافتي است. به همين خاطر، مهارت داستانسرايي ۴ ساله ها براي موفقيت تحصيلي سال هاي بعدي شان اهميت دارد.

طبق نظر گراسر و همكارانش (۱۹۹۱) كودكان مي توانند: الف) هنگامي كه صحبت مي كنند به جاي تكيه بر محيط بي واسطه بر تعاريف ذهني تكيه نمايند ب) از تمركز به زمان حال جدا شوند ج) امكانات فرضي و اختياري درباره حوادث و رويدادها را به شكل قاعده درآورند د) ويژگي كلي رويدادها را انتزاع كنند. بنابراين تعجب آور نيست كه داستان، پايه آموزش در مدرسه است.

در صورتي داستانسرايي توسط كودكان براي معلم ها قابل فهم خواهد بود كه با نكات از پيش تعيين شده درباره ساختار خوب داستان، منطبق باشد. در حالي كه كودكان داستان را تعريف مي كنند اغلب معلم ها با آنها همكاري مي كنند تا مهارت داستانسرايي را پرورش دهند.

چنين همكاري در صورتي كه كودكان قبلا داستان هايشان را به روش هاي خواسته شده از طرف معلم ساختاربندي نكرده باشند، كمتر موفق خواهد بود. عدم تناسب بين روش هايي كه كودكان داستان را سازماندهي مي كنند و ساختاربندي معتبر داستان در كلاس درس بر درك و فهم ساخته شده توسط معلم نيز تاثير مي گذارد.

به همان اندازه كه كودكان عدم تناسب ها را نشان ميدهند به احتمال زياد به عنوان ناتوان در يادگيري تشخيص داده خواهند شد. مهارت هاي داستانسرايي مهمي كه بيانگر موفقيت در مدرسه اند عبارتند از:

۱ مهم است كه كودكان نسبت به برانگيختگي ها و تحريكات معلم در توليد داستان، پاسخگو باشند. بيشترين مشكل معلم ها اين است كه كودك به سوال معلم، پاسخ كوتاه بدهد. در اين صورت معلم مطمئن نيست كه آيا كودك مطلب را فهميده است يا نه !

۲ داستان ها بايد شامل اطلاعاتي چون توصيف افراد، موقعيت ها، اشيا ، فعاليت ها و اسنادي باشند كه نقش مهمي را در حوادث داستان بازي مي كنند.


۳ داستان گو بايد بتواند بدون توجه به اينجا و حالا به داستانسرايي بپردازد. مخصوصا در داستان هايي كه درباره تجارب شخصي است بايد موجب ايجاد چنين حسي در شنوندگان شود .

۴ حوادث قصه هم از نظر زماني و هم از نظر علمي به يكديگر مربوط هستند، آنها تصادفا مرتب نشده اند. با تخمين زدن اين روابط است كه داستان انسجام مي يابد. يك كودك بايد بتواند اين حوادث را به طور واضح از نظر زماني به هم مرتبط سازد. واژه هاي مربوط به زمان شامل «سپس، و آنگاه، اول، بعد از آن، قبل از آن و بعد» واژه هاي علمي شامل «زيرا، بنابراين، وقتي كه، اگر، در حالي كه و تا» مي باشند.

۵ يك داستان اساسا توصيفي است از يكسري حوادث نظير مجموعه هاي دنباله داري كه بايد از نظر ترتيب زماني، مكاني و منطقي، سازماندهي شوند. از اين رو، حوادثي كه زودتر اتفاق افتاده اند قبل از حوادث و رويدادهاي بعدي و حوادث علمي قبل از نتايج شان، توصيف مي شوند. بي نظمي زماني در داستان اغلب موجب گيجي شنوندگان مي گردد.

۶ داستان به عنوان يك كل بايد به خوبي شكل داده شود. از نظر ساختاري دو نوع شكل دهي در داستان وجود دارد. لبو (۱۹۷۲) داستان هايي را كه خوب سازماندهي شده اند اينگونه مي داند كه توصيف زماني رويدادها در آنها منجر به ارزيابي يك نكته عالي يا يك بحران مي شود كه متعاقب آن نيز حل مي گردد.

نكته عالي اين نوع داستان اين است كه چرايي روايت داستان به عنوان يك كل را دربر مي گيرد. در مقابل، محققان ديگر داستان هايي را توصيف مي كنند كه حول و حوش هدفي ساخته شده اند و شخصيت هاي مهم داستان در پاسخ به مسئله مطرح شده در شروع داستان، تنظيم شده اند. سپس داستان كوشش هاي شخصيت هاي اصلي را براي رسيدن به هدف ها و نتايج تراش هاي شان توصيف مي كند.

فعاليت هايي كه در زير مي آيد باعث درك و فهم عميق كودكان از داستان مي گردد:

* هرگاه براي تان ميسر بود بين داستان و دنياي واقعي ارتباط برقرار كنيد. هنگامي كه داستاني درباره كاميون زباله مي خوانيد، مي توانيد درباره كاميون هاي واقعي زباله كه در خيابان مي گردند و افرادي كه زباله ها را جمع مي كنند، صحبت كنيد. همچنين هنگامي كه كاميون واقعي زباله را در بيرون مي بينيد به كودك يادآوري كنيد كه اين همان كاميون زباله اي است كه در كتاب داستان خوانديم. كودك را تشويق كنيد تا چيزهاي مشابه و متفاوت با آن را به شما نشان دهد و از او سوالاتي بپرسيد.

* همانطور كه داستان ساده اي را مي خوانيد، فعاليت هاي كليدي آن را نقش بازي كنيد يا صداسازي كنيد. براي مثال، كودكان مي توانند شمع تولد را فوت كنند كلاه ها را سرشان بگذارند و بردارند، دست بزنند، پايكوبي كنند، سرشان را تكان دهند يا وانمود كنند كه خوابيده اند و با شخصيت هاي كتاب داستان، خر و پف كنند.

* همچنان كه داستان را تعريف مي كنيد بهتر است كودكان نقش هايي از شخصيت هاي آن را به عهده گرفته و نقش بازي كنند. اين تكنيك در پيش دبستان مورد استفاده قرار مي گيرد و پيش دبستاني ها خودشان نقش هايي را براي بازي كردن به عهده مي گيرند. معلم گفته آنها را مي نويسد يا كمك مي كند تا آن را به خوبي اجرا كنند و سپس معلم و كودكان بار ديگر هنگامي كه بقيه در حال نقش بازي كردن هستند، كتاب را مي خوانند.

عبارت هايي كه به زيبايي نوشته شده اند، ريتم هاي شاعرانه و تصاوير داستان در حافظه آنها باقي مي مانند. شخصيت هاي كتاب داستان، دوست فرد مي شوند. كودكان از طريق صحبت كردن با بزرگترها درباره داستان، درس هايي را فرا مي گيرند كه مي تواند نگاه كودكان به دنيا را تغيير دهد و حتي در برخوردشان با مشكلات جديد تاثير بگذارد.

يك داستان اساسا توصيفي است از يكسري حوادث نظير مجموعه هاي دنباله داري كه بايد از نظر ترتيب زماني، مكاني و منطقي، سازماندهي شوند. بي نظمي در داستان اغلب موجب گيجي شنوندگان مي گردد.

ويوين گوسين پالي معلم دوره پيش دبستان در ايالت شيكاگو است. او به قدرت داستان ها در كلاس هايش پي برده است. وي وابستگي اش به كتاب هاي كودكان را با حرف هاي جالبي توصيف مي كند: «شعر، نثر و بهترين كتاب هاي كودك وقتي كه كوچك هستيم توي ذهن مان مي روند و دوباره در تمام زندگي مان آواز سر مي دهند.»

در صورتي داستانسرايي توسط كودكان براي معلم ها قابل فهم خواهد بود كه با نكات از پيش تعيين شده درباره ساختار خوب داستان، منطبق باشد.
ماهنامه كودك

 

نيك صالحي (www.niksalehi.com)


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۸:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه از همسرمان گله كنيم


 گله گذاري خوب فقط با به كار بستن مهارت هاي كلامي قابل اجراست:۱) با زيباترين و بهترين عبارت ها همسرتان را مخاطب قرار دهيد.اين كار روح او را از شادماني لبريز ...

ايران پرتو خواندني ها گله گذاري خوب فقط با به كار بستن مهارت هاي كلامي قابل اجراست:

۱) با زيباترين و بهترين عبارت ها همسرتان را مخاطب قرار دهيد.اين كار روح او را از شادماني لبريز مي كند. متأسفانه ما عادت داريم به هر كه نزديك تر شويم، بيشتر حرمتش را بشكنيم. پس با همسرمان با همان احترامي حرف بزنيم كه با فرد بيگانه يا آشنايي صحبت مي كنيم زيرا احترام، احترام مي آورد و فرد هر چه به ما نزديك تر باشد، به اين احترام بيشتر نياز دارد تا ركود و سردي بر رابطه مان سايه نيفكند.

 ۲) هنگام صحبت مراقب باشيد غرور همسر را جريحه دار نكنيد. اين گونه زخم ها خيلي عميق اند و عامل بسياري از اختلاف ها و درگيري هاي بعدي مي شوند. حتي اگر جلسه مذاكره به ظاهر ختم به خير شود.

 ۳) در گفتار و كردارتان صادق باشيد صداقت واقعيتي است ملموس كه همگان به راحتي متوجه آن مي شوند. فريب، دورويي و رياكاري نتيجه سو دارد و از عوامل مهم شكست مذاكرات است.

۴) هنگام گفتگو جانب منطق و انصاف را نگه داريد. براي اين كار هم لازم است خود را جاي طرف مقابل بگذاريم. در اين صورت شرايط و حال او را درك مي كنيم و از ميزان رنجش ما كاسته مي شود زيرا درمي يابيم او در آن لحظه كاري غير از اين نمي توانسته بكند.

۵) سهم خود را در مشكل پيش آمده ببينيد و صادقانه به آن اعتراف كنيد. آدم عاقل كسي است كه اشتباه خود را متوجه شود و شهامت بيان آن را داشته باشد. به اين ترتيب طرف مقابل نيز وادار به فكر كردن مي شود تا سهم خود را در آن مشكل ببيند يا حتي بينديشد كه آنچه رخ داده سو تفاهم بوده است. به ويژه اگر يك بار بگوييد A«مرا ببخشA» يا A«عذر مي خواهم، اشتباه از من بودA»، كافي است كه طرف اگر سوار خر شيطان هم باشد، پايين بيايد و دريچه قلبش را به روي شما باز كند.

۶) لحنمان هنگام گفتگو بايد مهربانانه باشد.وقتي لحن خصومت آميز داريم يا مي خواهيم طرف را محاكمه كنيم و يا سرجايش بنشانيم، به يقين مذاكره را به شكست خواهيم كشاند. بايد به طرف ثابت كنيم كه قصد ما مچ گيري نيست يا به اصطلاح نمي خواهيم او را خيط كنيم. چنين لحني ما را به هدف اصلي مان مي رساند چنان كه گفته مي شود A«محبت غيرممكن را ممكن مي سازد

A». ۷) در حين مذاكره از زخم زبان، گوشه و كنايه، تحقير، تمسخر و تخطئه بپرهيزيد. تهديد نكنيد و خط و نشان نكشيد. اين رفتارهاي منفي گفتگو را مسموم مي كند.

۸) از مقايسه همسر با ديگران بپرهيزيد. بر كارهاي خوب او انگشت بگذاريد و تأكيد كنيد كه اين اختلاف ها ناشي از اختلاف سليقه است و به راحتي حل مي شود. او را همان طور كه هست بپذيريد تا اعتماد به نفس پيدا كند و راغب شود كه در خودش دگرگوني به وجود آورد.

 ۹) از لجاجت و يكدندگي بپرهيزيد. اگر نتوانستيد به نتيجه مطلوب برسيد، ادامه مذاكره را به جلسه بعد موكول كنيد و هرگز نخواهيد در همان لحظه از طرف مقابل اعتراف بگيريد كه مقصر است. اين رفتار هم خطاست و هم نشانه عاري بودن ما از ظرفيت همواره به ياد داشته باشيم براي رسيدن به هر هدف راه هاي متعدد وجود دارد و لازم نيست حتماً چيزي به همان زبان و با همان كلمه هايي كه ما مي خواهيم بيان شود. يكدندگي و لجاجت شرط عقل نيست.

 ۱۰) هنگام مذاكره به بيش از يك يا دو مسئله نپردازيد و در آن واحد، صد مشكل از ديروز تا فردا را مطرح نكنيد.وقتي موضوع يا مشكلي را حل كرديد و بر سر آن به توافق رسيديد، به مسئله بعدي بپردازيد.

 ۱۱) اگر مذاكره تان ختم به خير شد، جشن كوچكي بگيريد و از اين كه يك بار ديگر در كنار هم هستيد و تفاهم داريد لذت ببريد. parsianforum.com
 

نيك صالحي (www.niksalehi.com)


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۸:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه بددهاني را كنترل كنيم


 سلامت نيوز: در زبان فارسي واژه هاي گوناگون و متنوعي براي بيان احساسات و افكار وجود دارد. اما افرادي كه به بد دهاني و دشنام گويي عادت كرده اند مكررا از ...

 در زبان فارسي واژه هاي گوناگون و متنوعي براي بيان احساسات و افكار وجود دارد. اما افرادي كه به بد دهاني و دشنام گويي عادت كرده اند مكررا از چند واژه معدود تكراري، ركيك و زننده استفاده مي كنند. چرا بد دهاني و دشنام گويي ناپسند است

۱ بد دهاني از اعتبار و شان شما كاسته و شخصيت شما را زير سوال مي برد. 2 روابط شما را به خطر مي اندازد. 3 نزد ديگران از احترام كمتري برخوردار خواهيد شد. 4 نشان دهنده آن است كه شما روي رفتار و هيجانات خود كنترلي نداريد. نشانه عدم خويشتنداري و ضعف شخصيتي. عدم بلوغ هيجاني. 5 نشانه جهل، كم سوادي و نا فرهيختگي است. نشانه انحطاط فرهنگي در جامعه نيز مي باشد. 6 زبان افراد بي تمدن، نا پخته و بي نزاكت است. 7 موجب بروز خشونت ميگردد. تنها شرايط را بحراني تر ميسازد. 8 موجب آزار روحي ديگران مي شود. بي اعتنايي و بي توجهي به حقوق ديگران محسوب مي گردد. 9 سبب فساد و به ابتذال كشيده شدن زبان رسمي كشور مي گردد. به گونه اي كه واژه هاي اصيل، رسا و گوش نواز به فراموشي سپرده شده و واژه هاي ركيك، عاميانه و دشنامها جاي آنها را پر مي كنند. 10 نمي توان با آن بطور مطلوب ارتباط برقرار كرد. مفهوم و مقصود را آنطور كه بايد نمي تواند منتقل سازد. 11 دشنام ها اثر بخشي خود را از دست مي دهند. بنابراين كاربرد آنها متداول شده و از قبح شان كاسته مي شود. 12 دشنام ها بحثها را به مشاجره تبديل مي سازند. همچنين موضوع آنها را مي توانند تغيير دهند. براي مثال فرض كنيد در خلال بحث عوض پاسخ: نه از نه احمق استفاده شود. از اين لحظه به بعد خواهيد ديد كه ديگر موضوع بحث هر چه كه باشد فراموش و به رد و بدل دشنام ميان دو فرد بدل مي گردد. 13 الگوي رفتاري نامناسبي براي كودكان مي گردد. چگونه زبان خود را رام و مهار كنيم

شما با كنترل زبان و گفتار در نظر ديگران پخته تر، با هوش تر، مودب، سخن دان، با ملاحظه، دلپذير، با كلاس تر و خوش مشرب تر جلوه كرده و مورد پذيرش و احترام همگان قرار خواهيد گرفت. 1 بر زيان آور بودن بد دهاني اذعان كنيد

شما بد دهاني مي كنيد چرا كه دشنام گويي آسان، مفرح، نوعي رك گويي، تاكيد كننده و قانون شكن بوده و درد و خشم را كاهش مي دهد. اما مطمئن باشيد جنبه هاي منفي آن بيش از جنبه هاي بظاهر مثبت آن است. شما با بد دهاني نمي توايند در بحثها پيدشنام گويي ذكاوت، زيركي و سخن وري شما را اثبا شما با بد دهاني قادر به جلب احترام و تحسين ديگران نخ با بددهاني نمي توان ايجاد انگيزش كرد فقط مي توان ارعاب كرد. 2 از حذف دشنام گويي ها و بد دهانيهاي جزئي، غير جدي و اتفاقي شروع كنيد

همواره تصور كنيد مادر، دختر خردسال و يا كسي كه با وي رودربايستي داريد در كنارتان حضور دارد. عوض استفاده از صفات اهانت آميز و ركيك براي تاكيد، از تغيير لحن و آهنگ در واژه ها و جملات بهره گيريد.براي شرح و توصيف اشيا ، آدمها، حيوانات و كارها از واژه هاي ركيك اجتناب ورزيده و بجاي آن مفصل تر شرح دهيد. 3 مثبت بينديشيد و نيمه پر را ببينيد

طوري رفتار كنيد كه قادر به انجام امور هستيد. نگراني تا اندازه اي كه در شما براي رويارويي با مشكلات ايجاد انگيزه و آمادگي كند كافيست. مثبت انديشي نه تنها اكثر دشنام دادن ها را حذف مي كند بلكه خوشنودي را برايتان به ارمغان آورده و شخصيت شما را نيز در خشان تر ميكند. 4 شكيبايي را تمرين كنيد

آستانه تحمل خود را افزايش دهيد. سريع از كوره در نرويد و در اموري كه كنترلي بر آنها نداريد بردباري به خرج دهيد. 5 دشنام نگوييد، كنار بياييد

ما در جهان ناكامل و غير ايده آل زندگي مي كنيم. اما انتظارات ما بطور روز افزون در حال افزايش است. روز به روز شرايط دشوارتر و بد تر شده و تاخيرها، ناكامي ها و نا اميديها افزايش مي يابند. ما چاره اي نداريم مگر اينكه با آنها كنار بياييم. بد دهاني و دشنام گويي مشكلي را حل نمي كند. 6 به گلايه كردنها و ناليدنهاي خود پايان دهيد

پيش از ناله كردن و شكوه كردن يك حقيقت بسيار مهم را به خودتان ياد آوري كنيد، هيچ كس مايل به شنيدن ناله و شكايت نيست! چرا بايد باشد شكايت كردن در مورد اموري كه شما و ديگران كنترلي بر آنها نداريد كاري عبث است بنابراين از آن پرهيز كنيد. براي ساير شكايات نيز سعي كنيد يك راه حل منطقي و معقول ارائه دهيد. يقين داشته باشيد ديگران اين شيوه برخورد متين، خردمندانه و توام با خويشتنداري شما را خواهند ستود. 7 از واژه هاي جايگزين استفاده كنيد

در زبان فارسي واژه هاي گوناگون و متنوعي براي بيان احساسات و افكار وجود دارد. اما افرادي كه به بد دهاني و دشنام گويي عادت كرده اند مكررا از چند واژه معدود تكراري، ركيك و زننده استفاده مي كنند. براي واژه هاي ركيك يك معادل مودبانه بيابيد. چند واژه قدرتمند و يا با مزه يافته و آنها را بكار بريد. شايد ابتدا اين واژه ها شما را راضي نسازند اما به مرور زمان چرا. 8 نقطه نظرات خود را مودبانه بيان كنيد

واكنشها و پاسخهاي خود را تحت كنترل خويش در آوريد. چنانچه فردي از شما انتقاد كرد كه كاري را نادرست انجام مي دهيد به وي نگوييد: به شما مرطوب نيست .اين يك پاسخ تدافعي ، خصومت آميز و كودكانه است. بهتر است اينگونه پاسخ دهيد كه اين يك روش جديده و خيلي هم سريعتر انجام ميشه . يا توجيه كردن، پاسخهايي پخته تر و متقاعد كننده تر بدهيد. 9 پيش از سخن گفتن فكر كنيد

از دهان خارج ساختن دشنام و واژه هاي تهي از نزاكت و ادب، مهارت در سخن وري و بي سليقگي آسان است. پيش از اينكه سخن بگوييد از پيامدها و اثرات احتمالي آن مطمئن شويد. چنانچه پس از اينكه حرفي زديد متوجه شديد كه گفتارتان توهين آميز و گستاخانه بوده به عقب باز گشته و موشكافانه نوع تعبير و جمله بندي خود را بررسي كنيد. به تدريج با اصلاح اشتباهات گذشته خوش زباني را تمرين كنيد. 10 ترك عادت دشوار است

ترك بد دهاني همچون ساير اعتياد ها همچون ترك سيگار نياز به تمرين، پشتكار، حمايت ديگران و اراده راسخ دارد. نه تنها واژه هاي قبيح را بايد ترك كنيد بلكه احساسات و هيجاناتي كه شما را به دشنام گويي وا مي دارند را نيز مي بايست تحت كنترل در آوريد. با زبان پالوده صحبت كنيد و افكار مثبت را جايگزين افكار منفي كنيد. ببينيد در كدام شرايط بيشتر دشنام مي دهيد و شيوه رفتار و برخورد خود را نسبت به آن موقعيت تغيير دهيد. 11 با افراد بد دهان معاشرت نكنيد

دوستان بد دهان خود را كنار بگذاريد تا مجبور نباشيد به منظور ارتباط برقرار كردن با آنها شما هم بد دهان شويد. با افراد بد دهان نيز مشاجره نكنيد چرا كه اينگونه افراد با فحاشي بر شما پيروز خواهند شد. چرا كه آنها چيزي از استدلال سرشان نمي شود و تنها در دشنام دادن مهارت دارند. براي ارتباط برقرار كردن و ايجاد صميمت دشنام دادن گزينه مناسبي نيست.

بد دهان بودن اغلب افراد جامعه دليل نمي شود كه شما هم مانند آنها بد دهان باشيد.
با خوش زباني به وقار و شخصيت خود بيفزاييد.
تا مي توانيد واژه هاي جديد بياموزيد. كتاب هاي ادبي، پر مايه و غني از واژه هاي ناب و خوش آهنگ را مطالعه كنيد تا سخن وري را تمرين كرده باشيد .


نيك صالحي (www.niksalehi.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۸:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

آزمون تجزيه تحليل شخصي صوت

اين آزمون شامل 19 عبارت است. هر عبارت را بخوانيد و در مورد آن فكر كنيد. سپس هر عبارت را بر اساس نظر خودتان راجع به صدايتان با علايم درست و نادرست علامت بزنيد.

  • شما مكررا در حين صحبت كردن با كمبود هواي تنفسي مواجه مي شويد.

  • شما دوست نداريد كه به صداي ضبط شدۀ خودتان گوش كنيد.

  • در حين صحبت كردن صدايتان خسته ميشود.

  • افراد غريبه از پشت تلفن شما را جوانتر يا پيرتر از آنچه واقعا هستيد تصور مي كنند.

  • صداي شما هنگام صبح با صداي شما هنگام عصر تفاوت دارد.

  • بعد از صحبت كردن به مدت طولاني صدايتان خسته ميشود.

  • بعضي اوقات مردم در شنيدن صداي شما دچار مشكل مي شوند.

  • صداي شما به خوبي سابق نيست.

  • صداي شما تودماغي به نظر مي رسد.

  • صداي شما طوري است كه انگار عصبي هستيد.

  • شما ممكن است زماني كه عصبي يا خسته مي شويد، صداي خود را از دست بدهيد.

  • وقتي صحبت مي كنيد آن صدايي را كه ميخواهيد نداريد.

  • شما مايل هستيد كه زير و بمي صدايتان را تغيير دهيد.

  • شما احساس مي كنيد كه صداي شما واقعا متعلق به خودتان نيست.

  • شما پي در پي گلويتان را صاف مي كنيد.

  • وقتي دچار آلرژي يا سرماخوردگي مي شويد گاهي صدايتان را از دست مي دهيد.

  • شما بعد از صحبت كردن به مدت طولاني احساس خستگي بيش ار حد و زخم شدگي در گلويتان داريد.

  • مردم اغلب در فهميدن صحبت هاي شما دچار مشكل مي شوند.

  • افراد غريبه از پشت تلفن در تشخيص جنسيت شما اشتباه مي كنند.

  • 19 عبارت را مجددا بازبيني كنيد و ببنيد آيا پاسخ هاي اولي قطعا احساس شما را در مورد صدايتان نشان مي دهند؟

    حالا تعداد پاسخ هاي صحيح را بشماريد.

    اغلب يك يا دو مورد دربارۀ صداي ما صدق مي كند.

    بعد از به كار بردن اين آزمون در مورد تعدادي از بزرگسالان، توانستيم ميزان تجه دربارۀ صدا را در مقياس زير درجه بندي كنيم:

    پاسخ هاي صحيح ميزان توجه

    2-0 فقدان توجه

    4-3 توجه گم

    8-5 توجه متوسط

    9 يا بيشتر توجه زياد

    با ميزان توجه زياد احتمال ميرود كه شما از صداي متفاوت از صداي طبيعي تان استفاده مي كنيد.

    برگرفته از: چگونه صداي طبيعي خود را بيابيم.

    پرفسور دانيل بون

    ترجمه خانم غفاري اناركي (1372)

    http://goftardarmani.mihanblog.com/


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۸:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

     

    با مادر شوهرمان چگونه گفتگو و رفتار كنيم ؟


    1.در بحث ها و جدال هاي خانوادگي بهتر است شما حرفي نزنيد.مطمينا او با رفتارها و خصوصيات خانواده اش بهتر آشناست. پس در مواردي كه ميان شما و خانواده اش مسيله اي ايجاد شد قضاوت را به او بسپاريد.

    2.با پيشنهادات خانواده او در حضور آنها ،موافقت كن ولي اعلام كن كه تصميمت را بعدااعلام خواهي كرد. سپس در تنهايي نظر واقعي خود را به او بگو و باهم تصميم نهايي را بگوييد و توسط او تصميم خود را به خانواده اش اعلام كنيد.

    3.در بحثهاي خانوادگي آنها شركت نكن و از اظهار نظر كردن جدا خودداري كنيد.

    4.به همسرتان اجازه ندهيد كه در حضور شما از خانواده اش بدگويي كند.

    5.حتما گاه گاهي به ديدار خانواده او برويد و اگر به هر دليلي نتوانستيد اين كار را بكنيد تلفني جوياي حال آنها شويد.

    6.زماني كه با او هستيد در هرجا و در حضور همه به او احترام بگذاريد.

    7.زماني كه احساس كرديد حرفي براي گفتن نداريد بهترين كار سكوت است.

    8.هميشه بخصوص در حضور مادر شوهر به وضعيت شوهرتان برسيد.

    9.در حظور او به پسرش احترام بگذاريد و اين را بدانيد كه با اولين بي احترامي به شوهر آنهم در حضور مادر شوهر،به او نشان داديد كه اختلاف داريد و به او اجازه داديد كه در زندگي خصوصيتان دخالت كند.

    10.در حضور او از شوهرتان بدگويي نكنيد.

    11.همواره مراقب هزينه هايي كه صرف زندگي، لباس، و وسايل آرايش خود ميكنيد باشيد.لازم نيست ديگران از هزينه هاي كوچك زندگي شما باخبر شوند.با اين كار شما به اختلافات خانوادگي دامن ميزنيد.

    12.فقط خصوصيات بد او را نبينيد و از خصوصيات خوب او نيز تقدير كنيد.

    13.هرگاه تحت تاثير محبتهاي او قرار گرفتيد آنرا به شوهرتان بگوييد تا او بداند كه مادرش را دوست داريد.


    14.اگر براي اولين بار مساله اي را با او درميان گذاشتيد و نتيجه گرفتيد،سعي كنيد تا ديگر اين كار را انجام ندهيد چون به هيچ وجه به نفعتان نيست.

    15.با سردي با او حرف نزنيد و سعي كنيد دوستانه تر باشيد.

    16.در جمع حرمت او را بيشتر از ساير مواقع حفظ كنيد و جلوي پايش بلند شويد.

    17.از هدايايي كه از او ميگيريد تشكر كنيد.بدانيد كه او دوست دارد شما را در لباسي كه براي شما خريده است ببيند.

    18.هرگز نزد فرزندان از او غيبت نكنيد و از محبت هاي او حرف بزنيد. به بچه ها ياد دهيد همواره احترام او را نگه دارند.

    19.در جمعي كه هم شوهر و هم مادرش حضور دارند مادرش را مقدم بدانيد .

    20.هميشه حد و مرزي براي  صميميت با خانواده شوهر خود قايل شويد.زياد رفت و آمد نكنيد تا انتظارات آنها از شما بيشتر شود.

    21.هرگز مانع رفتن شوهرتان به تنهايي به منزل پدريش نشويد.

    22.هرگز در اولين ديدار شستن ظرفها را به عهده نگيريد. اين كار بعدها به عنوان وظيفه تان تلقي ميشود.

    23.هركاري كه امروز انجام ميدهيد،چند ماه ديگر به عنوان وضيفه شما تلقي ميشود.پس مراقب كارهايتان باشيد.

    24.مادر شوهرتان با شما هم سن و سال نيست. پس همواره احترام او را حفظ كنيد و در شوخي كردن با او حد و مرز خاصي داشته باشيد.

    25.براي اينكه عزيز باشيد نبايد هميشه در دسترس باشيد.

    26.همواره بدانيد كه قطع رابطه هنر نيست. هنر آنست كه رابطه را حفظ كنيد.

    27.زماني كه ديديد احترام ها كم شده بدون قطع رابطه  براي مدتي از ميزان رفت و آمدتان كم كنيد .

    28.در جايي كه لازم است از حق خودتان دفاع كنيد .هرگز به او توهين نكنيد.چون شما عضوي از خانواده آنها هستيد.

    29.گاهي اوقات سعه صدر،سكوت و گذشت بهترين جواب است و باعث ميشود بزرگوارتر جلوه كنيد.

    30.اگر دست روي نقاط ضعفتان گذاشت و به كررات باعث آزارتان شد،حتما از يك مشاور خانواده كمك بگيريد.

    31.در برابر مخالفت هاي كوچك او با گذشت باشيد تاوقتي  در برابر مخالفت هاي بزرگ از خود دفاع كرديد يا عكسالعملي نشان داديد،ناشي از خامي و بي درايتي نيست.

    32.اگر شما را با عروس ديگرش يا با كس ديگري مقايسه كرد، آنقدر خود را باور داشته باشيد كه به انتقاد كردن هاي او احتياجي نداشته باشيد.

    33.يك چارچوب از انتظارات معقول خود از او داشته باشيد تا محدوده دخالت را درك كنيد.يك انتظار غير معقول از او اين ميتواند باشد كه او از لباس گرانقيمت شما راضي باشد و تعريف كند.اين مسلم است كه او سليقه شما را نخواهد پسنديد چون سن شما متفاوت است.بخصوص اينكه شما پول زيادي بابت خريد آن داده ايد.

    34.هرگز تعلق خاطر همسرتان به خانواده اش را كم اهميت تلقي نكنيد و سعي نكنيد بين او و خانواده اش فاصله بيندازيد.با اين كار او را نسبت به اين قضيه حساستر كرده و او را بيشتر طرف خانواده اش هل ميدهيد.

    در رابطه خود موفق باشيد.


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۸:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

    ۱۲ اشتباه رايج زنان در هنگام مشاجره:


    1.بالا بردن صدا و استفاده از لحن به شدت  احساسي(تهمت زدن،ناله كردن،طعنه زدن)

    2.استفاده كردن از جملاتي مانند چگونه ميتواني اين حرف را بزني( استفاده از اين جمله مناسب تر است."ميفهمم و قبول دارم كه .....اما نظر من اين است كه....")

    3.نظرات مرد را درباره موضوعات مختلف در ذهن خود تفسير نكنيد.بهتر است به جاي اين كار با صراحت از خودش بپرسيد كه منظورش از حرفي كه زده چه بوده است. استفاده از اين جمله مناسب است"آيا منظورت اين است كه..." "بگذار ببينم منظورت را فهميدم يا نه آيا تو ميگويي كه...." "موضوع كمي مبهم است ميشه بيشتر توضيح دهي"

    4.شكايت كردن كلي درباره همه چيز به جاي مشخص كردن دقيق علت عصبانيت و ناراحتي مثلا استفاده از اين جملات كه رايج است."تو مدام تلويزيون تماشا ميكني" "ما هرگز وقتي را باهم صرف نميكنيم" بهتر است به جاي اين جملات بگوييم"خيلي دوست دارم وقت بيشتري را باهم صرف كنيم" "بيا برنامه ريزي كنيم و آخر هفته به مسافرت برويم"

    5.تمركز بر شكايت كردن از زمين و زمان به جاي مطرح كردن خواسته هاي خود. بايد طوري با مرد حرف بزنيد كه مرد تبديل به راه حل شود نه خود مشكل."چرا با من به خريد نميايي " "چرادير آمدي" بهتر است بگوييد"من دوست دارم كه تو هم با من به خريد بيايي" "وقتي تو دير ميآيي من خيلي نگرانت ميشوم ممكن است كه.."

    6.انتظار واكنشي زنانه از او داشتن

    7.مقايسه او با مردان ديگر و يا با گذشته هاي خودش

    8.شروع مشاجره براي بروز احساساتي كه روي هم انباشته شده است.

    9.مدام و پشت سر هم حرف زدن بي آنكه به شوهر اجازه حرف زدن بدهند.

    10.انتظار اين كه همسرتان حالتان را خوب كند به جاي اين كه خودتان اين مسؤليت را بپذيريد و خود اين كار را بكنيد."ميروم كمي بدوم تا حالم بهتر شود" هرگز از اين جمله استفاده نكنيد كه "حرف زدن با تو راجع به اين موضوع نميتواند حالم را بهتر كند."

    11.مقاومت نشان دادن از طريق احساس خود."هرگز نگوييد كه "احساس ميكنم كه تو داري چيزي رو از من مخفي ميكني" بهتر است بگوييد"با اين حساب تو ميگويي كه.... ولي من اين حرف رو قبول ندارم."

    12.تقاضا كردن به جاي ابراز خواسته ها هرگز نگوييد كه "بايد اينطور رفتار كني" بلكه بگوييد "دوست دارم كه اين طور رفتار كني" يا "اين طور براي من بهتر است ممكن است اين كار را براي من انجام دهي؟"

    يكي از ساده ترين راههايي كه زنان به كمك آن ميتوانند از مشاجره اجتناب كنند اين است كه به جاي همسرشان با يكي از دوستان خود حرف بزنند.اين كار به زن فرصت ميدهد تا احساسات خود را سروسامان دهد و جنبه هاي منفي را از خود دور كند. در اين زمان راحت تر ميتواند درباره نيازهايش با شوهرش حرف بزند و ميتواند از نيازهاي خود درك بهتري  به دست آورد و دقيقا بداند كه درباره چه موضوعي ميخواهد حرف بزند.


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

    مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

    ۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

    ۱۲

    خلاصه كتاب كلام جسم
     
     مقدمه

    ما نمي‌دانيم كه از نگاه ديگران چگونه بنظر مي‌آييم. هنگام صبح براي مرتب كردن يقه و موهايمان تنها به نگاهي كوتاه و گذرا در آينه اكتفا مي‌كنيم، خود را مي‌آراييم و از اين خوشحاليم كه عالم و آدم فكر مي‌كنند زيباييم. مشكل اينجاست كه بازتاب‌مان در آينه به ما دروغ مي‌گويد و شخصي كه در آينه به او خيره شده‌ايم شباهت خيلي زياد با تصويري كه ديگران آنرا مشاهده مي‌كنند ندارد.

    هنگاميكه تصوير خود را در آينه به‌دقت مورد بررسي قرار مي‌دهيم به نوعي خودفريبي متوسل مي‌شويم و بيشتر از اينكه به واقعيت توجه كنيم، آنچه را كه دلمان مي‌خواهد مي‌بينيم و اغلب موارد به پيام‌هاي بصري كه از چهره خود به بيرون ساطع مي‌كنيم اهميتي نمي‌دهيم.

    اين نكته را هميشه به‌خاطر بسپاريد: آراستن ظاهري تنها هنگامي موثر واقع خواهد شد كه بتوانيم از درون خود نيز تصوير مثبتي ارائه بدهيم. تصوير ذهني فرد وسيله مهمي در امور شغلي و بازرگاني است، اما شما تنها زماني مي‌توانيد محصولي را خريداري كنيد كه به آن اعتقاد داشته باشيد، به همين خاطر است كه اين كتاب هم بر تصوير ذهني بيروني و هم بر تصوير ذهني دروني خود تاكيد زيادي دارد.

    فصل اول: مطرح كردن خود به شيوه‌اي ارزيابي خود

    سه قدم كليدي براي مطرح ساختن خود به شيوه‌اي مثبت به‌عنوان روشي ساده و قابل دسترس:


    1- اهداف خود را بشناسيد.

    هدف‌هاي كوتاه‌مدت و بلندمدت خود را در همه زمينه‌ها يادداشت كنيد. مشخص كنيد كه چه تعدادي از اين هدف‌ها رويايي آرماني محسوب مي‌شود، هيچيك از روياهايتان را به‌سادگي ناديده نگيريد. اگر تلاش كنيد هر چيزي امكانپذير خواهد بود و اگر تلاش نكنيد هيچ تغييري حاصل نخواهد شد. افق ذهنتان را گسترش دهيد.


    بازي با هدفها

    يكي از خواسته‌هايي كه به‌خاطر رويايي بودن آن از تلاش براي رسيدن به آن چشم‌پوشي كرده‌ايد را در نظر بگيريد و به اين مسئله فكر كنيد كه اگر تلاش كنيد به آن دست خواهيد يافت. هر چقدر اين خواسته رويايي‌تر باشد تمرين‌تان تاثير مثبت بيشتري خواهد داشت. يك برگ كاغذ سفيد برداريد و آن آرزو را در بالاي صفحه بنويسيد.

    حالا بصورت فهرست‌وار در يك ستون، آن دسته از ويژگي‌هاي مثبت خود كه به شما كمك مي‌كند تا به آن رويا دست يابيد و در ستوني ديگر، موانع و مشكلاتي كه در راه رسيدن به آن آرزو با آنها مواجهيد را بنويسيد. سپس با دقت و با توجه به جزئيات نقشه‌اي را طراحي كنيد تا آن موانع را از سر راه خود برداريد و به هدفتان دست پيدا كنيد.

    حتي مسخره‌ترين روياهايتان را از قلم نيندازيد. درباره مشكلات خود فكر كنيد و براي برطرف نمودن آنها راه‌هايي را بيابيد. تمامي احتمالات و راه‌حال‌ها را يادداشت كنيد و پس از آنكه روي آن‌ها ‌مدت زيادي فكر كرديد تنها روي راه‌هايي را خط بكشيد كه امكان استفاده از آنها وجود ندارد. درباره آرزوهايتان تحقيق كنيد.

    2- خود را بشناسيد:


    نسبت به نقاط ضعف و قوت خود آگاهي داشته باشيد. از قابليت‌هاي خود در دستيابي به هدفهايتان و از توانايي‌هاي‌مثبت خود آگاه باشيد.


    عوامل محركه: مسير خود را نخست با شناخت آغاز كنيد. به‌خاطر داشته باشيد كه دستيابي به آرزوها و خوشبختي نياز به تلاش و فعاليت و فعاليت نياز به طرح‌ريزي دارد. با طرح‌ريزي هر كاري امكان‌پذير است.


    اطمينان‌خاطر: همه ما پيش از اينكه بتوانيم بر روي تصوير ذهني خارجي خود كار كنيم نياز به پرورش اطمينان دروني خود داريم.


    3- بياموزيد كه چگونه خود را مطرح كنيد:

    همين كه  خودتان و هدف‌هايتان را بشناسيد، درمي‌ يابيد  كه چقدر مطرح كردن خود به شيوه‌اي موثر برايتان آسان‌تر است. البته به‌خاطر داشته باشيد كه بدون آگاهي از هدفهايتان  چيز خاصي براي مطرح كردن نخواهيد داشت. «خوب مطرح كردن» يك مهارت است و مانند هر مهارت ديگري مي توان آن را آموخت.

    واكنش‌هاي اوليه: «بهتر است به گونه‌اي باشيد كه ديگران به دقت براندازتان كنند نه اينكه خود را در تيررس نگاه ديگران قرار بدهيد.» تاثيرات اوليه را چه درست و چه نادرست بپنداريم، آنچه اهميت دارد اين است كه همواره به‌خاطر بسپاريم تا در نخستين ملاقات، مراقب واكنشي باشيم كه در طرف مقابل ايجاد مي‌كنيم. آلبرت مهرابيان تحقيقاتي انجام داده تا دريابد دقيقا چه چيزهايي در كمك به برقراري ارتباط ما با ديگران نقش دارند و نتايج اين تحقيقات بسيار شگفت‌انگيز بود:


    ارتباط كلامي:  7 درصد
    لحن صدا:      38 درصد
    ارتباط بصري:  55 درصد


    اگر چيزي بگوييد و كلام جسمتان پيام متناقضي را صادر كند، آن چيزي كه بع نوان حقيقت پذيرفته مي‌شود همان تصويري است كه در ذهن فرد ايجاد كرده‌ايد.


    تاثير قدرتمند حاصل از ديدن

    جنبه‌هاي مهم تاثير قدرتمند حاصل از ديدن عبارتند از:
    1) گويايي چهره: برقراري ارتباط چشمي، لبخند زدن يا اخم كردن از پيام‌هاي قدرتمند ديداري هستند.

    2) زبان جسم: ما نياز داريم تا بفهميم طرز قرارگيري و حركتمان چه چيزي درباره ما به ديگران مي‌گويد.
    3) طرز لباس پوشيدن: هر روز وقتي لباسهايمان را انتخاب مي‌كنيم در واقع مي‌خواهيم ذوق و سليقه، شخصيت و طرز برخورمان را براي ساير افراد دنيا عرضه كنيم به نمايش بگذاريم.
    4) آراستگي: موها، دستها و بويي كه از بدن برمي‌خيزد همگي بخشي مهم از تصوير كلي ما را درر ذهن افراد تشكيل مي‌دهند.


    تغيير در جهت مثبت

    آدم‌ها معمولا تغيير را دوست ندارند اما اگر مي‌خواهيد تصويري كه از خود در ذهن ديگران ايجاد مي‌كنيد را اصلاح نماييد، پذيرا بودن تغييرات برايتان امري حياتي و ضروري خواهد بود. بايد به‌خاطر داشت كه در نتيجه ايجاد تغيير در رفتارمان جنبه‌هاي مثبت فراواني عايدمان خواهد شد:
    1) ايجاد تغييرات مثبت مي‌تواند در جهت بهتر شدن وضعيت ما را ياري كند.
    2) ايجاد تغييرات مثبت مي‌تواند از آزردگي خاطر ما جلوگيري كند.
    3) تغييرات مثبت مي تواند اعتمادبه‌نفس و احترام به خود را در ما افزايش بدهد.
    4) مي‌تواند احترام ساير افراد به ما را به ما افزايش داده و موجب گردد كه ديگران قدرمان را بيشتر بدانند.

    ذوق و استعداد

    ذوق، استعداد و اعتقاد به توانايي‌هايمان در جنبه‌هاي مختلف زندگي، خيلي زود در دوران كودكي شكل مي‌گيرد و برنامه‌ريزي مي‌شود و به رشته‌هايي گرايش پيدا مي‌كنيم كه در آنها «خوب» ارزيابي شده‌ايم و مي‌توانيم بخوبي از پس آن بربياييم.

    بدون هيچ دليل واقعي خود را متقاعد مي‌كنيم كه استعداد بعضي از مهارتها را نداريم و اين يعني بدون اينكه واقعا تلاشي كرده باشيم، تسليم بشويم.

    هميشه آگاهانه به محيط پيرامون خود نگاه كنيد. سعي كنيد، حتما از آن خوشتان مي‌آيد! نسبت به ايجاد تغيير در زندگي خود ديدگاهي مثبت داشته باشيد و چيزهاي جديد را بپذيريد.


    فصل دوم: اعتماد‌به‌نفس و داشتن ديدگاهي مثبت

    هنگامي كه اعتماد‌به‌نفس خود را از دست مي‌دهيم درباره هر چيزي سوال مي‌كنيم. قبل از حرف زدن مدت زيادي فكر مي‌كنيم و نسبت به توانايي‌هاي شخصي خود دچار ترديد مي‌شويم.


    چگونه مي‌توانيم اعتماد‌به‌نفس را در خود پايه‌ريزي كنيم؟

    بهترين راه اينست كه درباره خودتان موضع بي‌طرفانه‌اي بگيريد. جنبه‌هاي مثبت شما دقيقا چه چيزهايي هستند؟ از معمولي بودن خودتان ناراحت نباشيد چون اين ارزيابي تنها بين شما و خودتان صورت مي‌گيرد.


    تمرين عملي:

    يك ورق كاغذ سفيد بزرگ برداريد ترسيم يك ديوار آجري را شروع نماييد. در هر مرحله يك رديف آجر را رسم كنيد. رديف پاييني را با آجرها پر كنيد كه توصيف كننده موفقيت‌هاي تحصيلي شما هستند. تمامي امتحان‌هايي كه داده‌ايد و دوره‌هايي كه پشت سر گذاشته‌ايد.

     رديف بعدي را به مهارت‌هاي خود اختصاص بدهيد، مهارت‌هايي كه ممكن است به‌خاطر آنها امتحان پس نداده باشيد. هر طور شده تمامي كارهايي كه مي‌توانيد انجام بدهيد را در اين رديف بنويسيد. رديف بعدي را با يادآوري موفقيت‌هايتان با معيارهاي شخصي خودتان در زندگي پر كنيد.


    رديف آخر را بايد با جنبه‌هاي مثبت شخصيت خود پر كنيد. آيا قابل اعتماد هستيد؟ آيا درستكار و انعطاف‌پذير هستيد؟ و ... . هنگاميكه ساختن ديوار را به پايان رسانديد نتايج حاصله را بررسي نماييد. اينها همان چيزهايي هستند كه بايد با توجه به آنها خود را مطرح كنيد.

    افراد دور و برتان به‌خاطر چنين ويژگي‌هايي شما را دوست دارند. در ضمن شما نيز خود را به‌خاطر همين ويژگي‌ها دوست داريد. حالا نسبت به توانايي‌هاي خود آگاهي داريد و وقت آن رسيده كه روي احساسات خود كار كنيد.


    ايجاد اعتماد‌به‌نفس

    اعتماد‌به‌نفس خصوصيتي است كه بايد به آهستگي و قدم‌به‌قدم در شخصيت فرد شكل بگيرد. اينكه اين قدم‌ها بعضي وقتها كوچك به‌نظر مي‌رسند چندان اهميتي ندارد. هميشه از اين نكته اطمينان حاصل كنيد كه داريد در جهت صحيح قدم برمي‌داريد.

    با اختصاص دادن زمان كافي و كمي هم تشويق و دلگرمي مي توانيم هر كاري را به‌خوبي به انجام برسانيم. براي تقويت اعتماد‌به‌نفس دروني خود، لازم است تا مراحل زير را در زندگي خصوصي و شغلي خود را به اجرا درآوريم.


    1) از انتقاد كردن از خود دست برداريد. وقتي دائما نقطه‌ضعف‌هايمان را حتي به شوخي براي ديگران آشكار مي‌كنيم، توجه افراد را نسبت به اين نقطه‌ضعف‌ها بيشتر جلب مي‌كنيم. پس ساكت باشيد، شايد اصلا ديگران متوجه نقطه‌ضعف‌هايتان هم نشده باشند. هنگاميكه كاري را به‌خوبي انجام داده‌ايد و شخصي از كار شما تعريف مي‌كند به‌سادگي بگوييد "متشكرم"


    2) از ناله و شكايت خودداري كنيد.ناليدن مشكلات شما را برطرف نمي‌كند، در عوض تنها مي‌تواند بعنوان يك روش منفي در روبرو شدن با آنها بكارتان بيايد و شنيدن آن براي ديگران كسل كننده است. شيوه برخوردتان را با مشكلات تجزيه و تحليل كنيد.

    ۳) با مشكلات خود مدارا كنيد. در هنگام برخورد با موقعيت‌هاي دشوار زندگي با هر مشكلي در جاي خود و در زمان مناسب روبرو شويد، نگذاريد ذهنتان از عباراتي مانند "چه خواهد شد" انباشته شود. بجاي نگراني به شيوه‌اي مدبرانه با مشكلات برخورد نماييد.


    وانهادگي (تمدد اعصاب)


    هر روز دقايق كوتاهي را در آرامش و سكوت به كنترل احساسات خود اختصاص بدهيد. در محلي ساكت و آرام بنشينيد يا دراز بكشيد و خود را رها كنيد.


    4) عدم وابستگي. خودانگيختگي را در خود تقويت كنيد. براي احساس خوشبختي يا احساس امنيت به ديگران وابسته نباشيد. نگذاريد ديگران بر افكارتان كنترل داشته باشند. تنها خودتان را مسئول ايجاد تغييرات در زندگي خصوصي خود بدانيد.

    5) تجسم فكري مثبت. آيا تاكنون در حال بالا رفتن از يك صخره بوده‌ايد و در همان حال كسي به شما گفته باشد كه به پايين نگاه نكنيد؟ چه كار كرديد؟ به احتمال زياد مستقيما به پايين نگاه كرديد. مغز ما نمي‌تواند به‌راحتي با پيام‌هاي بازدارنده روبرو گردد، و ب‍شتر پيام‌هاي مثبت را مي‌پذيرد. بجاي آنكه به خودتان بگوييد كه بهتر است آن كار را بخوبي انجام دهيد يا بهتر از همه اينكه خودتان را در حال موفقيت در انجام آن كار ببينيد.


    تمرين: در يك اتاق ساكت به‌راحتي بنشينيد، با آنچه كه درباره آن نگران هستيد رو در رو شويد. تصور كنيد در يك سينماي ساكت نشسته‌ايد و آن موقعيت در مقابل شما روي پرده سينما نقش بسته است و شما در آن فيلم نقش اصل‍ي را به‌عهده داريد. با موضع بي‌طرفانه‌اي به تماشاي فيلم بنشينيد سپس بگذلريد پرده سينما از تصاوير تهي گردد. آن فيلم از بين رفته و ديگر وجود ندارد.

    حالا يك صحنه ديگر ظاهر مي‌شود، با همان فيلمنامه، اما اينبار خود را از هر جهت موفق مشاهده كنيد. تمامي جزئيات مربوط به خودتان را بدقت تماشا كنيد. چگونه به‌نظر مي‌آييد؟ آيآ با ديگران ارتباط چشمي برقرار مي‌سازيد؟ به لباس‌هاي خود و اطرافيانتان توجه كنيد. آنچه كه به تماشاي آن نشسته‌ايد همان رمز موفقيت شماست. اين نقشي است كه بار ديگر هنگاميكه در موقعيت مشابهي قرار مي‌گيريد آنرا بر عهده خواهيد گرفت.

    حالا حواستان را بر روي شخص خودتان كه نسبت به گذشته ديدگاهي تازه‌تر و مثبت‌تر پيدا كرده‌ايد متمركز كنيد، و قبل از ورود به صحنه زندگي واقعي بجاي در پيش گرفتن افكار منفي گذشته، بيشتر رفتار و عملكرد اين شخص جديد را سرمشق خود قرار بدهيد.

    فصل سوم: فرديت

    هيچكس از هر نظر كامل نيست و به همان نسبت هيچكس از هر نظر پر از اشكال نيست. شرايط متفاوت ما را وادار مي‌سازند تا به شكل‌هاي ‌متفاوتي از خود واكنش نشان بدهيم. آنچه ما بايد انجام دهيم اينست كه نسبت به خودمان ديدگاه گسترده‌تري پيدا كنيم و بدترين جنبه‌هاي منفي خود را بصورت مجموعه‌اي مرتبط با بهترين جنبه‌هاي مثبت‌مان در نظر بگيريم.

    آنچه كه بايد از انجام آن خودداري كنيم اين است كه در پيشامدهاي مختلف بنا به عادت از خودمان واكنش‌هاي منفي نشان ندهيم و چنين جمله‌هايي را به‌كار نبريم: «هيچوقت در بازي‌ها شانس نمي‌آورم»، «هميشه در مسير اشتباه قرار مي‌گيرم  »، «ديگران هيچوقت قدر مرا نمي‌دانند» و ...

    اگر هميشه در انتظار بدترين‌ها باشيد به احتمال زياد همان پيش‌بيني به به وقوع خواهد پيوست. سعر كنيد بيشتر به پيشامدهاي خوبي كه ممكن است برايتان رخ بدهد توجه كنيد.

    خشنودي

    دقيقا چه چيزي باعث خوشحالي شما مي‌شود؟ پول؟ يك زندگي كلا اجتماعي؟ يك شغل پردرآمد با پاداش فراوان؟ بيشتر از خود حوادث و اتفاقات زندگي اين ديدگاه ما نسبت به زندگي و اتفاقات آن است كه موجب خشنودي يا ناخشنودي ما مي‌گردند. يك فرد خوشبين هميشه نيمه پر يك ليوان آب نصفه را مي‌بيند و يك فرد بدبين نيكه خالي آنرا.


    عبارت‌هاي منفي

    هميشه در جستجوي نقطه‌نظرهاي خوشبينانه باشيد، حتي اگر ذاتا فرد شكاك و بدبيني هستيد. اگر نمي‌توانيد جمله مثبتي را به خاطر بياوريد پس بهتر است چيزي نگوييد. از استفاده واژه‌ها و عبارت‌هاي منفي مانند موارد زير خودداري كنيد: نمي‌توانم، نمي‌خواهم، اما، مانند «بنظر خوب مي‌آيد، اما...»، نبايد، غيرممكن، هرگز.


    همچنين از افراد پرگلايه و نالان دوري كنيد زيرا گله و شكايت مسري است.

    هدف‌هاي شخصي

    بجاي اينكه موفقيت‌هايي خود را با ديگران مقايسه نكنيد آنها را با معيارهاي شخصي خودتان بسنجيد. متاسفانه حسادت و غبطه خوردن نسبت به مهارت‌ها يا خوش‌اقبالي‌هاي ديگران بسيار ساده‌تر از اين است كه خودمان به راه بيفتيم و براي دستيابي به موفقيت تلاش كنيم. اگر هم به موفقيتي دست يابيم انتقاد از خود را شروع كرده و موفقيتمان را كم مي‌پنداريم.

    به خاطر داشته باشيد كه در هنگام بروز شكست خود را ببخشيد و وقتي به موفقيتي دست مي‌يابيد از خود را قدرداني كنيد.


    ارزش‌ها
    آگاه بودن از ارزش‌هاي واقعي و توانايي ارزيابي خود، خصوصيت بسيار ارزشمندي است. ما اغلب بدون اينكه واقعا بدانيم ديگران درباره ما چه فكر مي‌كنند خودمان را از ديدگاه آنها مورد ارزيابي قرار مي‌دهيم. به نظرات و انتقادات ديگران توجه كنيد اما از خودتان نظر و انتقاد ديگران را اختراع نكنيد.


    داشتن كنترل

    اگر قصد داشته باشيم تصوير ذهني خود را در نگاه ديگران بهتر كنيم و هشيارتر و حرفه‌اي‌تر بنظر برسيم، استدلال‌هاي نادرستي مانند: « همكاران درباره ما چه فكري خواهند كرد؟آيا با نگاهي تمسخرآميز به ما خواهند نگريست؟» اصلا چه اشكالي دارد كه آنها چنين فكري كنند؟  چه اتفاقي خواهد افتاد اگر فكرشان در اين باره درست هم باشد؟! در زندگي‌خصوصيتان،خود تصميم‌گيرنده باشيد.


    يك خط‌ مشي‌ هميشگي

    دوستان، اعضاي خانواده و همكاران ما دوست دارند كه ما در وضعيت هميشگي خود باقي بمانيم، در اين‌صورت وقتي كه در كنارمان قرار مي‌گيرند احساس راحتي بيشتري مي‌كنند چون مي‌دانند كه چه انتظاري از ما داشته باشند. اين  ديگر بستگي به خود شما دارد كه تصميم بگيريد آيا مي‌خواهيدمطابق خواسته آنها يا مطابق خواسته خود رفتار كنيد. بيشتر از همه مي‌خواهيد موجب خشنودي چه كسي بشويد؟


    انعطاف‌پذيري

    داشتن اعتماد‌به‌نفس بالا به اين معنا نيست كه هميشه و در هر موقعيتي صرفا خودتان باشيد. آدم‌هاي متفاوت نياز به برخوردهاي متفاوت دارند و همه ما قابليت تحمل و حس همدلي نسبت به اين نيازها را داشته باشيم

    هر كسي مجموعه‌اي از شيوه‌ها و الگوهاي رفتاري خاص خودش را دارد و البته نيازي نيست كه آن شيوه را بطور اساسي تغيير دهيم، اما گاهي اوقات راه عاقلانه‌تر اين است كه شيوه خود را تاحدي تعديل كنيم.ايجاد تغيير در الگوي‌هاي ‌رفتاري كار نادرستي نيست و به اين معنا نيست كه ثبات شخصيت خود را از دست مي‌دهيد، بلكه بدين معناست كه در حقيقت بين خود و ساير افراد نوعي توازن رفتاري برقرار مي‌كنيد.

    فصل چهارم: وجه تصويري فرد در محل كار

    براي دريافتن علت اهميت وجه ظاهري در محل كار به اين سه دليل عمده توجه كنيد:
    1) ايجاد احساسي خوب در خودمان: اگر خوب بنظر بياييد يا اينكه حتي فكر كنيد كه خوب به‌نظر مي‌آييد هم احساس خوبي خواهيد داشت. احساس اطمينان‌خاطر نسبت به وجه ظاهري‌تان اطمينان‌خاطر بيشتري را نسبت به رفتار و منش خودتان فراهم خواهد ساخت. احساس اطمينان‌خاطر درون ذهن شماست. اگر آن ژاكتي مي‌تواند به ايجاد آن كمك كند از آن استفاده كنيد.


    از پيش طرح‌ريزي كردن


    اين عادت بسيار خوبي است كه شب هنگام، زماني را به طرح‌ريزي و انتخاب لباس‌هاي مورد نياز روز بعد اختصاص بدهيم. لباس‌هايي را انتخاب كنيد كه با پوشيدن آنها احساس خوبي پيدا كنيد.


    2) ايجاد يك تصوير ذهني خوب نسبت به محل كارمان: يك تصوير ذهني مي‌تواند بطور شگفت‌انگيزي تاثيري قدرتمند و طولاني‌مدت ايجاد كند


    برون‌زدايي

    به‌خاطر سپردن اين مسئله اهميت زيادي دارد كه هميشه علاوه بر وجه بيروني خود به همان اندازه به درون خود نيز توجه كنيم. ايجاد يك وجه تصويري خوب به معناي يك عمليات ظاهرسازي براي فريب مشتريان نيست.


    3) مطرح ساختن خود
    هيچكس افرادي را كه تظاهر به زرنگي و با كفايتي مي‌كنند را دوست ندارد و هيچكس ادعاهاي يك آدم خودستا را باور نمي‌كند. شما بايد با رفتار خود به ديگران نشان بدهيد كه آدم خوبي هستيد و كار خود را بخوبي انجام مي‌دهيد، و اينجاست كه وجه تصويري افراد اهميت زيادي پيدا مي‌كند.

    افراد بيشتر تمايل دارند آن چيزي را باور كنند كه مي‌بينند. اگر وجه تصويري افراد چيزي متناقص با گفته‌هايشان را نشان بدهد. بيشتر تمايل خواهيم داشت تا آنچه را كه مي‌بينيم باور كنيم نه آنچه را كه مي‌شنويم. براي مطرح ساختن خود، دقيقا بدانيد كه درباره خودتان چه مي‌خواهيد بگوييد و اطمينان حاصل كنيد كه آنچه داريد مي‌گوييد همان است كه مي‌خواستيد بگوييد.


    طغيانگري بدون دليل (شورش بي‌دليل)


    هميشه به‌خاطر داشته باشيد كه چنانچه طرز لباس پوشيدن و آرايشتان در محل كار با كلام و گفتارتان متناقض باشد تاثيري منفي برجاي خواهد گذاشت و ممكن است چنين بنظر ديگران بياييد كه انگار فاقد حس احترام، تعهد شغلي و پشتكار هستيد. بطور قطع شوكه كه خواهيد شد اگر بب‍نينيد كارمند بانكي كه هميشه به آن مراجعه مي‌كنيد در محل كارش يك شلوارك چرمي با يك تي‌شرت پوشيده است. بايد به‌خاطر داشت هميشه وسوسه‌اي براي انجام يك رفتار طغيان‌گرانه وجود دارد.


    رفتارهاي منفي در محل‌كار


    * دير رسيدن به محل كار
    * زياد خميازه كشيدن
    * پرخوري پشت ميز كار
    * با بي‌تفاوتي از كنار همكاران رد شدن
    * ميزكار نامرتب يا ميزكار بيش از مرتب
    * پوشيدن لباس‌هاي نامرتب و نامناسب
    * سو صدا به‌پا كردن و ...


    رفتارهاي مثبت


    * ميزكار به اندازه كافي مرتب
    * پشيدن لباس متناسب با شغلتان
    * مهارت‌هاي شنيداري خوب
    * در هنگام صبح به گرمي به همكاران خوشامد گفتن و ...

    فصل پنجم: كلام جسم و طرز قرارگيري بدن

    كلام جسم دانشي نيست كه اطلاعات دقيق و جامعي درباره آن داشته باشيم. بعضي وقتها حركات يا طرز قرارگيري شخص مي‌تواند نشان‌دهنده افكار يا احساسات مربوط به بخش نيمه‌آگاه ذهن او باشد، اما در بسياري از موارد ممكن است كه اين نشانه‌ها را به اشتباه تفسير كنيم.

    آنچه كه كلام جسم يك فرد برايتان بازگو مي‌كند در واقع نوعي گفتگو با بخش نيمه‌آگاه ذهن شماست و به اين خاطر است كه آن‌را بعنوان نوعي وسيله ارتباطي قدرتمند در نظر مي‌گيريم.


    پيش داوري


    هنگامي كه براي اولين بار با شخصي ملاقات مي‌كنيم كلام جسم يكي از مهمترين عواملي است كه بيشترين تاثير را برجاي خواهد گذاشت. بر اساس ظاهر افراد درباره آنها قضاوت كنيم تا گفته‌هاي آنها، اما اين قضاوت‌ها عمدتا ناآگاهانه صورت مي‌گيرد و بيشتر بر اساس پيش‌داوري‌ها و حدسيات ما شكل مي‌گيرند.


    يك وضعيت متعادل

    بسياري از اوقات بدون آگاهي از اينكه چگونه به‌نظر مي‌آييد در وضعيت بخصوصي قرار مي‌گيريد. سعي نكنيد علت قرارگيري در وضعيت‌هاي مختلف را مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد.  بجاي تمرين كنيد كه بهتر است جلوي ديگران چگونه به‌نظر بياييد. آيا قرارگيري در اين وضعيت بيان‌كننده همان چي‍زي است كه مي‌خواستم بگويم؟ اگر پاسخ منفي است حركت كنيد و در وضعيت بهتري قرار بگيريد.

    هنگامي كه كلام جسم‌مان پيامي متفاوت با گفتارمان صادر مي‌كند فرصت   اين را نخواهيم داشت كه واكنش درستي از خود نشان بدهيم، چون ارتباطي خاموش ميان ما و مخاطبمان برقرار شده. كار كردن و تمرين بر روي كلام جسم‌تان براي بدست آوردن قابليت تاثيرگذاري بيشتر از شما يك دروغگوي ماهر نمي‌سازد، بلكه در اغلب موارد تنها موجب مي‌شود تا وجه تصويري شما به حقيقت نزديك‌تر گردد.

    البته مي‌توانيد از كلام جسم براي پوشاندن احساسات منفي خود نيز استفاده كنيد. اگر اين فرايند مخفي‌ساز  را به‌خوبي و بطور موثري به انجام برسانيد در عمل حتي مي‌تواند موجب پيدايش احساسي مثبت در شما گردد.


    رسوخ


    براي توصيف پيام‌هاي صادر شده توسط كلام جسم مي‌توان از واژه «رسوخ» استفاده نمود، به اين‌خاطر كه شايد زماني سعي كنيد تا مطلبي را به طريقي به كسي بگوييد يا اينكه چيزي را از او پنهان كنيد، اما حقيقت سرانجام در ديدگان مخاطب رسوخ خواهد كرد و خود را به شكلي متفاوت با گفتارمان آشكار خواهد ساخت. بعنوان يك راهنماي عملي سعي كنيد تا از رسوخ پيام‌هاي منفي حاصل از وضعيت‌هاي زير اجتناب كنيد:


    وضعيت‌هايي كه موجب مي‌شوند عصبي به نظر برسيد:

    قرار دادن ضربدري دست‌ها يا پاها بر روي هم، وضعيت خميده، تكان دادن ساق پا، صاف كردن يقه، بازي با ساعت، جويدن ناخن‌ها، ضرب گرفتن با انگشتان، وول خوردن روي صندلي

    وضعيت‌هايي كه موجب مي‌شوند فردي داراي رفتارهاي تهاجمي بنظر برسيد:

    خيره شدن، دست‌ها را مشت كردن، انگشت را به‌سوي كسي نشانه گرفتن،


    وضعيت‌هايي كه موجب مي‌شوند فردي خشن و بي‌نزاكت به‌نظر برسيد:

    پچ‌پچ كردن،‌به ساعت نگاه كردن،‌خيلي محكم يا شل دست دادن، پوزخند زدن و ...


    عادت‌هاي حركتي

    همه ما عادت‌هاي حركتي خاص خودمان را داريم  و در موقعيت‌هاي متفاوت حالت‌هايي عصبي يا كاملا راحت به خود مي‌گيريم. در اغلب موارد از وجود اين عادتها بي‌خبر هستيم. عادت حركتي خود را شناسايي كنيد. احتمالا اين عادت يكي از نيرومندترين عواملي است كه بصورت پيام‌هايي منفي در ذهن مخاطبان رسوخ مي‌كند و شما ناآگاهانه از آن استفاده مي‌كنيد.


    تمرين:

    آن وضعيت‌هاي بدني كه تاثيري منفي بر ديگران مي‌گذارد را شناسايي كنيد و سعي كنيد در لحظاتي كه احتمال بروز آنها مي‌رود مانند جلسات اداري، گردهمايي‌ها‌و مصاحبه‌هاي شغلي از انجام آن خودداري كنيد. اگر از چگونگي حركات خود اطمينان نداريد از يكي از همكارانتان بپرسيد.


    حالت‌هاي قرارگيري بدن (ژست‌ها)

    بيشتر افراد وقتي تصوير خود را روي نوار ويدئو يا صفحه تلويزيون مي‌بينند از تماشاي خود حيرت مي‌كنند. در اغلب موارد حتي ممكن است كه تصوير خودمان را نشناسيم، به اين خاطر كه براي اولين بار خود را به همان شكلي مي‌بينيم كه ديگران مي‌بينند. حيرت‌انگيز و در عين حال كاملا واقعي است.

    در اين هنگام آن توضيح هميشگي را به ياد مي‌آوريم: "اصلا متوجه حركات خود نبودم". مشكل اينجاست كه ديگران متوجه حركات ما هستند. در هنگام صحبت، بدن ما بايد با حركاتي متناسب با جمله‌هايمان حركت كند، هنگاميكه اين حركات نظم خود را از دست مي‌دهند بايد درباره آن تامل كنيم و حركت خود را مورد ارزيابي مجدد قرار دهيم.

    چنانچه ژست‌ها و حالت‌هايمان زياده ار حد يكنواخت و مداوم باشد تاثير خوبي بر ديگران برجاي نخواهد گذاشت. همچنين اگر ظاهري بيش‌ از‌ اندازه با وقار و باشكوه به خود بگيريم موجب ناراحتي ديگران خواهيم شد. علاوه بر اين ژست‌هاي متظاهرانه نيز به همان اندازه كلمات متظاهرانه مي‌تواند كار را خراب‌تر كند.


    ژست‌هاي بزرگ‌منشانه

    بستن چشمها هنگام صحبت، متمايل كردن سر بطرف عقب در هنگام صحبت، به‌دقت از بالاي عينك نگاه كردن، به‌دست گرفتن عينك و حركت دادن آن هنگام صحبت و ...


    ژست‌هاي احمقانه

    بهم پيچيدن دست‌ها، جويدن انتهاي قلم، پاك كردن گوش‌ها‌ يا ناخن‌ها در حضور جمع، با دست علامت دادن، در حضور جمع لبه كفش‌ها را خواباندن و ...

    ژشت‌ها و حالت‌هاي مثبت

    دست‌هاي مشت‌نكرده و باز، حمل مدارك با يك دست،‌بجاي چسباندن آنها به سينه، متكايل كردن سر بطرف گوينده و ...


    ژست‌ها و حالت‌هاي سودمند

    ژست‌هايمان به ما كمك مي‌كنند تا هنگامي كه به هر دليلي قادر به صحبت نيستيم يا  در حالي كه سكوت اختيار كرده‌ايم مودب به‌نظر برسيم. همچنين مي‌توانيد براي نشان دادن شخصيتي قدرتمند و داراي اطمينان‌خاطر از ژست‌ها و حالت‌هاي بخصوصي استفاده كنيد.


    حريم خصوصي هر فرد و اهميت تماس‌هاي فيزيكي

    همه ما با ترسيم دايره‌اي نامرئي بدور خود قلمرو و حريم خصوصي‌مان را مشخص مي‌كنيم و اگر كسي كه او را نمي‌شناسيم به درون آن دايره يآ محدوده قدم بگذارد احساس ناراحتي مي‌كنيم. اين محدوده خصوصي ماست و بشدت از آن دفاع مي‌كنيم. تنها هنگامي وارد حريم خصوصي و احساسي ديگران بشويد كه كاملا اطمينان داشته باشيد اين كار ضروري است و مي‌توانيد بطور مناسبي آنرا به انجام برسانيد.

    ما در روابط روزمره خود مجبوريم تا ناخواسته قلمرو ديگران را مورد تعرض قرار بدهيم، اما تا زماني‌كه نسبت به رعايت قوانين كلام جسم خود آگاهي داشته باشيم خواهيم توانست بخوبي با اين موقعيت‌ها كنار بياييم. براي مثال مسافران درون شهري در طول مدت پيمودن روزانه خود بطور معمول با يكديگر ارتباط چشمي برقرار نمي‌كنند.

    حفظ تعادل رفتاري در چنين موقعيت‌هايي امري كاملا ضروري است. همچنين بخاطر داشته باشيد كه برقرار نمودن اجازه تماس فيزيكي، حتي بطور تصادفي هم قدغن است. ما در روابط شغلي و اجتماعي خود از طريق "دست‌دادن" با ديگران تماس فيزيكي برقرار مي‌كنيم. اين روش تنها شكل مناسب و قابل قبول برقراري تماس فيزيكي بخصوص در نخستين برخورد است. برقرار نمودن تماس فيزيكي برحسب فرهنگ و مليت افراد امري‌ متفاوت است.


    ژست‌هاي قدرت‌طلبانه


    آيا افرادي وجود دارند كه در نخستين دقيقه ملاقات با آنها تمامي حس اعتمادبه‌نفس و اطمينان‌خاطر خود را از دست دهيد؟ آيا در مقابل بعضي‌از افراد براي اطمينان‌خاطر خود نسبت به ديگران بيشتر دچار مشكل مي‌شويد؟ در چنين موقعيت‌هايي به احتمال زياد قرباني ژست‌هاي قدرت‌طلبانه آن اشخاص شده‌ايد. ژست‌هاي قدرت‌طلبانه حالت‌هاي نامطبوعي هستند. تعريف آن عبارت است از:

    "بكارگيري رفتارها و انواع بخصوصي از حالت‌هاي مربوط به كلام جسم كه موجب مي‌شود تا ديگران در مقابل شخص احساس حقارت كنند." و چه به عمد چه غيرعمد، در هر دو صورت رفتاري‌احمقانه و توهين‌آميز است.


    نشانه‌هاي رفتاري افراد داراي ژست‌هاي قدرت‌طلبانه عبارتند از:

    خيره شدن، خم شدن روي ميزكار، با صداي بلند دستور دادن،‌ ناسزا گفتن، هر نوع تماس بدني بي‌اجازه و نامناسب، بي‌حركت نشستن روي صندلي به هنگام خوشامدگويي به ديگران و ...


    نكات عملي

    در هنگام رويارويي با اشخاص داراي رفتارهاي‌قدرت‌طلبانه چه مي‌توان كرد؟ خوب، مسلما شناسايي چنين رفتارهايي در درجه نخست اهميت قرار دارد. بهترين كار در مواجهه با آنها اين است كه تا جايي كه برايتان امكان دارد بي‌حركت سرجايتان قرار بگيريد (در غير اينصورت مضطرب و عصبي بنظر خواهيد آمد) و با اطمينان‌خاطر لبخند بزنيد. هيچوقت در چنين موقعيتي خود را سوال‌پيچ نكنيد، همينكه نسبت به ارزش‌هاي رفتاري خود شك كنيد آنها بازي را خواهند برد. تنها پس از كمي فكر كردن گفتگو را آغاز كنيد،

     هرگز خشمگين نشويد و كنترل خود را از دست ندهيد.


    هرگز خشونت كلامي افراد را با لحني‌خشن پاسخ ندهيد، چون موجب خواهد شد تا در موقعيتي قرار بگيريد كه هيچيك از شما نتيجه عايدش نخواهد شد.


    ژست‌هاي مثبت


    خميدگي پشت در نگاه بيننده تاثيري منفي برجاي مي‌گذارد. دانستن اين نكته بسيار مهم اسن كه نه تنها براي حفظ زيبايي ظاهري بدن بلكه به‌خاطر حفظ سلامتي جسمي و رواني خود هميشه مراقب قرارگيري صحيح بدنتان باشيد.


    راه رفتن به شيوه مثبت
    براي دستيابي به اطمينان‌خاطر بيشتر و ارائه تصويري مثبت از خود سعي كنيد تا بهبودي در وضعيت راه رفتن خود ايجاد كنيد.


    نشستن صحيح

    طرز نشستن ما بيش از هرچيز به شكل صندلي‌اي كه از استفاده مي‌كنيم و نوع كاري كه انجام مي‌دهيم بستگي دارد.


    وضعيت نشستن سنگين و فرورفتن در صندلي

    اين وضعيت حالت‌هاي تهاجمي- انفعالي را در ذهن بيننده تداعي مي‌كند. در اغلب موارد شخصي كه به اين حالت مي‌نشيند مي‌خواهد برتري و سلطه خود را به شيوه‌اي منفي به اثبات برساند.


    وضعيت نشستن متقاطع

    نشستن در حاليكه پاهايتان را بطور متقاطع بر روي يكديگر قرار داده‌ايد يك حالت تدافعي اغراق‌آميز را تداعي نخواهد كرد مگر اينكه همزمان دستهايتان را نيز در وضعيتي متقاطع در مقابل سينه‌تان قرار بدهيد. بعضي از اشخاص به اين‌خاطر خشك و عبوس بنظر مي‌آيند كه در هنگام نشستن دستها يا پاهايشان را محكم در يك وضعيت فشرده قرار مي‌دهند.

    كسي كه قصد دارد عقيده‌اش را با توسل به لحن و كلامش به ديگران منتقل كند بهتر است كمي به‌طرف جلو خم بشود و از ژست‌هاي راحت و باز استفاده كند.


    نشستن با احساس تمايل به ناپديد شدن

    هنگاميكه مضطرب و عصبي هستيم بعضي وقت‌ها آرزو مي‌كنيم كه ايكاش مي‌توانستيم ناپديد شويم و چنين احساسي در شيوه نشستن ما بخوبي مشهود است. وقتي پشت كيف بزرگي كه روي پاهايتان قرار داده‌ايد پنهان بشويد يا پاهايتان را زير صندلي پنهان مي كنيد، هنگاميكه بر روي‌لبه صندلي مي‌نشينيد، در حقيقت در حال نشان دادن احساس ناامني خود نسبت به موقعيتي هستيد كه در آن قرار داريد.


    وضعيت نشستن با حالتي متفكرانه

    در آن وضعيت آرنج‌ها در محلي روي دسته‌هاي صندلي قرار دارند و دست‌ها به آرامي دسته صندلي را گرفته‌اند، بدن كمي بطرف جلو خم شده است و سر يا بي‌حركت است يا در صورت لزوم در تاييد گفته‌هاي طرف مقابل مختصري حركت مي‌كند.


    نشستن در وضعيت عدم توافق

    ما مخالفت خود را نسبت به عقايد افراد به اشكال متفاوتي نشان مي‌دهيم. رايج‌ترين رفتار در چنين موقعيتي باريك كردن چشم‌ها و به‌دنبال آن پلك زدن و نگاه كردن به سقف اتاق است. بعضي از اشخاص با حركت دادن سر خود آشكارا مخالفت خود را ابراز مي‌كنند و برخي ديگر براي رعايت ادب، ظرافت و باريك‌بيني بيشتر به خرج مي‌دهند.


    نشستن در وضعيت نشان‌دهنده بي‌تفاوتي يا ناراحتي

    شخص شنونده در هنگام ناراحتي اغلب حركات سريع و تكرار شونده‌اي را از خود بروز خواهد داد، مانند ضربه زدن پي‌درپي كف پا به سطح زمين، آدامس جويدن مي‌تواند موجب ناراحتي اشخاص گردد چون مي‌توان آنرا به نشانه تكبر يا بي‌تفاوتي شخص تلقي نمود.


    وضعيت نشستن حاكي از احساس راحتي با اطمينان‌خاطر بازيافته

    در چنين موقعيت‌هايي اغلب در حالت‌هاي راحتي مانند لمس كردن يا دست كشيدن به اجزاي سر و صورتمان قرار مي‌گيريم. جويدن يا گاز

    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

     

    نارساگويي


    نارسايي گفتار چيست؟
     

    نارسايي گفتار يك اختلال محرك است. ماهيچه هاي دهان، صورت و سيستم تنفس ممكن است ضعيف شوند، آهسته حركت كنند يا به علت سكته يا آسيب مغزي اصلا حركتي نداشته باشند. نوع و شدت نارساگويي به اين كه كدام قسمت سيستم عصبي آسيب ديده است بستگي دارد.

    بعضي از دلايل نارسايي گفتار شامل سكته، فلج مغزي و تحليل عضلات است. هم بچه ها و هم بزرگ سالان مي توانند نارسايي گفتار داشته باشند.

    بعضي از علايم يا نشانه هاي نارسايي گفتار چيست؟

    فرد كه دچار نارسايي گفتار شده بسته به مقدار و مكان آسيب به مغز مي تواند علائم زير را داشته باشد :
     
    آهسته و با اشكال قادر به صحبت است .
     
    سرعت آهسته ي گفتار .
     
    سرعت بالاي گفتار با زير لب سخن گفتن .
     
    محدوديت حركات زبان، لب و فك .
     
    تن صداي غير نرمال در هنگام صحبت كردن .
     
    تغيير در كيفيت صوت .
     
    گرفتگي صدا .
     
    گرفتگي نفس .
     
    جويدن و بلع مشكل .

    نارسايي گفتار چگونه تشخيص داده مي شود؟

    آسيب شناس گفتار و زبان مي تواند فردي را كه داراي مشكل گفتاري است ارزيابي كند و ماهيت و شدت مشكل را تشخيص دهد. آسيب شناس گفتار و زبان به حركت لب ها، زبان و صورت  به علاوه حمايت تنفسي براي گفتار، كيفيت صدا و ديگر چيزها توجه خواهد كرد.
     

    چه درماني براي افرادي كه داراي نارسايي گفتار هستند وجود دارد؟

    درمان بستگي به علت، نوع و شدت علائم دارد. آسيب شناس گفتار و زبان با اين افراد كار مي كند تا توانايي هاي ارتباطي آن ها را افزايش دهد.
     
    اهداف محتمل درمان .
     
    آهسته كردن سرعت گفتار .
     
    تقويت حمايت تنفس با اين كار فرد مي تواند بلندتر صحبت كند .
     
    تقويت عضلات .
     
    افزايش حركات دهان، زبان و لب .
     
    تقويت تلفظ فشرده براي وضوح بيشتر گفتار .
     
    آموزش روش هايي به افراد خانواده و معلمان براي  برقراري ارتباط بهتر با فرد داراي نارسايي گفتار .
     
    در موارد شديدتر آموزش روش هاي جايگزين ارتباطي مثل اشارات ساده، تخته ي الفبا يا تجهيزات الكتريكي و كامپيوتري .

    چگونه مي توان با فردي كه داراي نارسايي گفتار است بهتر رابطه برقرار كرد؟
     

    اين كه هم فرد داراي نارسايي گفتار و هم فرد عادي  سعي كنند با هم تعامل بيشتري داشته باشند مهم است. در اين جا توصيه هايي براي گوينده و شنونده وجود دارد.
     
    توصيه هايي براي فردي كه داراي نارسايي گفتار است :
     
    قبل از اينكه شروع به صحبت كلي در مورد موضوعي كنيد ، موضوع مورد نظر را در يك كلمه توصيف كنيد .
     
    از شنونده بپرسيد تا مطمئن شويد موضوع را فهميده است .
     
    آهسته و بلند صحبت كنيد،  به صورت مكرر مكث كنيد .
     
    وقتي احساس خستگي مي كنيد سعي كنيد مكالمه را محدود كنيد .
     
    وقتي احساس خستگي كرديد سعي كنيد از روش هاي ديگر مانند اشاره استفاده كنيد تا پيام خود را برسانيد و استراحت كنيد و دوباره تلاش كنيد .

    توصيه هايي به شنونده :

    چيزهايي كه باعث اختلال و حواس پرتي  فرد مقابل شما مي شوند را كم كنيد.
     
    به گوينده توجه كنيد .
     
    وقتي فرد صحبت مي كند به صورتش نگاه كنيد .
     
    وقتي شما متوجه گفتار فرد نمي شويد ، او را از اين موضوع آگاه سازيد .
     
    فقط قسمتي از مكالمه را كه متوجه شديد تكرار كنيد با اين كار گوينده مجبور نخواهد بود تمامي صحبت هايش را دوباره تكرار كند .
     
    اگر هنوز متوجه موضوع نشده ايد سوالات بله يا خير بپرسيد يا از او بخواهيد تا پيام خود را براي شما بنويسد .

     
     http://schoolhealth.ir/index.php/fa-rehab/fa-speech-disorder/fa-naresagooie


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

    مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

    ۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

    ۱۱

    از شر عادت هاي ناپسند رها شويد
     

    عادت ها بخشي از زندگي هر انسان هستند و گاهي آن قدر قوي و تاثيرگذارند كه از آن ها به اعتياد تعبير مي شود. در حقيقت عادت‌ ها، رويكردها و واكنش هايي هستند كه آدم ها در ابعاد مختلف زندگي به كار مي گيرند و گستردگي آن ها از آميختگي با ذات و روان او حكايت دارند.

    از نظر رواني و فيزيولوژيكي انسان به عادت كردن نياز دارد تا احساس امنيت كند و به همين دليل هنگامي كه همه چيز مطابق عادت ها پيش رود،‌شرايط عادي مي شود. هر آنچه مخالف عادت هاي مرسوم فردي يا جمعي باشد، ‌يك اتفاق يا دگرگوني و اغلب نامطلوب تلقي مي شود.

    در ميان افراد عادت هاي بد و ناخوشايند زيادي وجود دارد، ‌به اين دليل كه ترك آن ها براي شان دشوار و حتي ناممكن به نظر مي رسد. اين عادت بد مي تواند هر چيزي باشد مانند جويدن ناخن هنگام بيكاري يا استرس، وقت گذاشتن بيش از اندازه براي بازي هاي مجازي، ‌وسواس در مورد نظافت فردي و ...

    بعضي عادت هاي قوي نيز ارتباطي تنگاتنگ با ساير عادت ها دارند مثل سيگار دود كردن هنگام ناراحتي يا شادي. به هر ترتيب هر كسي مي تواند عادت هاي بدش را شناسايي و براي ترك آن ها اقدام كند. اگر براي ترك عادت هاي خود تصميم جدي گرفته ايد، ‌توصيه هاي زير مي تواند به موفقيت شما كمك كند.

    قاطعانه تصميم بگيريد

    بدون يك تصميم گيري قاطعانه هيچ عادتي ترك نمي شود. اگر چه بعضي عادت ها زودگذرند و ممكن است خود فرد هم بنا به شرايط روحي و سني نفهمد چه زماني آن موضوع از سرش افتاده است مثل جويدن ناخن در كودكان و نوجوانان كه طي دوره ي زماني نسبتاً كوتاه ترك مي شود. يادتان باشد براي ترك عادت بايد متقاعد شد و آثار منفي آن را دانست،‌ چرا كه تصميم احساسي و ناگهاني اغلب جواب نمي دهد.

    از تاثير محيط غافل نشويد

    اطلاع يا بي خبري ديگران از تصميم فرد براي ترك عادت مي تواند آثار متفاوتي داشته باشد. اطلاع اطرافيان، دوستان و اعضاي خانواده ممكن است يك محرك قوي و تعهدآور براي ترك عادت باشد يا در مقابل، هر شكست كوچكي را به يك سرخوردگي تبديل كند.

    نوع عادت و دليل آن را بشناسيد

    بعضي عادت ها فيزيولوژيك هستند و در حقيقت جز در لفظ و قضاوت ديگران عادت محسوب نمي شوند مثل خرخر كردن در خواب. ترك چنين عادت هايي به استفاده از شيوه هاي پزشكي نياز دارد و نمي توان به طور مستقيم براي آن ها تصميم گرفت. عادات تابعي از رفتار،‌ بينش و نوع واكنش فرد به مسايل روزمره و حتي اتفاق ها هستند و بايد دليلي را كه باعث ايجاد و تداوم آن ها مي شود به خوبي شناخت.

    بعضي عادت ها از باورها ناشي مي شوند و گاهي به دليل گستردگي به يك رسم يا سنت تبديل شده اند، ‌در حالي كه مي توانند كاملاً‌ اشتباه و مضر باشند.

    بعضي عادت ها نيز با وجود «بدبودن» كاربردي هستند و يك راه حل محسوب مي شوند. البته بيشتر عادت هاي بيهوده مانند انواع وسواس هاي فكري و رفتاري درباره مسايل خاص يا روزمره ترك نمي شوند،‌ چون هيچ دليل و كاربردي ندارند و مضر هم نيستند.

    بعضي عادت ها از باورها ناشي مي شوند و گاهي به دليل گستردگي به يك رسم يا سنت تبديل شده اند،‌ در حالي كه مي توانند كاملاً‌ اشتباه و مضر باشند.

    براي هميشه ترك عادت كنيد!

    بعضي عادت ها در افراد، به ويژه آن ها كه با شرايط هيجاني محيطي يا لذت هاي زودگذر ارتباط دارند، پس از مدتي دوباره برمي گردند، ‌بر اين اساس بايد براي ترك عادت اراده اي بلندمدت و دايمي داشته باشيد.

    به خود متكي باشيد

    اگر ديگران هيچ وقت نخواهند عادات بدشان را ترك كنند، اين موضوع نبايد در روحيه ي شما تاثير بگذارد. تكرار يك عادت بد و رواج آن توجيهي براي ترك نكردن آن نيست. به خود متكي باشيد و راه خودتان را برويد. ظرفيت رواني و قدرت پذيرش واقعيت هاي موجود را در خود بالا ببريد.

    علاوه بر آن نبايد با هيچ دليل و توجيهي تسليم عادت خود شويد، همواره خود را بالاتر از عادت هاي تان بدانيد و قدرت ترك بدي ها را براي خود قائل باشيد.

    از شكست نترسيد

    اولين شكست در ترك عادت معمولاً‌ بدترين شكست است. همه مي دانند كه شكست پل پيروزي است،‌ اما كمتر كسي آن را باور دارد و اصلاً ‌به كار مي گيرد.

    منبع: 7 روز زندگي شماره 142
     


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

    مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

    ۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

    ۱۰

    7 عادت آرامش ‌بخش

    مي‌خواهيد آرام و خونسرد و خوددار باشيد و در اين دنياي شلوغ و پراسترس كمي آرامش داشته باشيد؟ اما ذاتا هميشه مسوول امور و عهده‌دار نظم و ترتيب بوده‌ايد و احساس مي‌كنيد همه كارها بايد تحت كنترل شما باشد ولي براي يك بار هم كه شده اين عادت كنترل كردن همه‌ امور را رها كنيد و بگذاريد زندگي مسير خود را بپيمايد؛ چگونه؟

    خيلي راحت، با خواندن و عمل كردن به اين پيشنهادها:

    مسووليت‌هاي متعدد را نپذيريد: ممكن است از اينكه همواره كارهاي بسياري را با هم انجام مي‌دهيد به خود بباليد ولي به‌طور قطع در حين كار احساس نداشتن تمركز، نگراني و خستگي مي‌كنيد. در عهده‌داري كارها هوشيار باشيد. كارها را يك به يك و به نوبت انجام دهيد.

    قدر لحظه‌هاي عمر خود را بدانيد و از انجام كاري كه به عهده گرفته‌ايد لذت ببريد و پس از انجام آن احساس موفقيت كنيد.

    به موفقيت‌هاي خود بها دهيد: يك موفقيت، پيروزي‌هاي بعدي را به دنبال مي‌آورد و احساس خودكم‌بيني را از انسان دور مي‌كند. هر موقع مايوس شديد تنها كافي است تنها به يك چيز كه موجب بالندگي شماست يا يك زمينه كه در آن موفق بوده‌ايد فكر كنيد.

    به نيازهايتان اهميت دهيد: هميشه به فكر راضي و خوشحال كردن ديگران نباشيد. كمي هم به فكر نيازهاي معقول و مقبول خود باشيد. اين به معني خودخواهي نيست. به نقطه نظرات ديگران گوش دهيد ولي در عين حال انعطاف‌پذير باشيد و نسبت به احساسات و عواطف خود نيز واقع‌گرا و بي‌رودربايستي باشيد.

    از كار خود لذت ببريد: اگر هميشه براي انجام كاري تحت فشار هستيد يا از انجام كاري طفره مي‌رويد به اين معني است كه از كاري كه انجام مي‌دهيد لذت نمي‌بريد اما به هر حال ناچاريد. پس روي جنبه‌هاي لذت‌بخش آن تمركز كنيد. يك ديد مثبت مي‌تواند تنش‌هاي دروني شما را بزدايد و به شما فرصت دهد كه دريابيد چه تغييرات درازمدتي را مي‌توانيد ايجاد كنيد. براي مثال مي‌توانيد به تقدير و ستايش پاياني كار فكر كنيد يا به دستمزد حاصل از آن.

    انعطاف‌پذير باشيد: يك برنامه روزمره داشتن بسيار خوب و معقول است اما اجازه ندهيد كه رعايت چنين برنامه‌اي سبب تنش و اضطراب شما شود. سختگيري‌هاي شديد سبب مي‌شود فرصت‌ها را از دست بدهيد پس انرژي خود را بيهوده تلف نكنيد.

    ميان كار و زندگي تعادل برقرار كنيد: تداخل و ادغام زندگي كاري و اداري با زندگي خصوصي موجب اختلالات فيزيكي و عاطفي مي‌شود. برنامه و زماني را براي توقف كار انتخاب كنيد و به آن پاي‌بند باشيد. در خانه به كار فكر نكنيد و توجه خود را به زندگي خانوادگي معطوف كنيد.

    عكس‌العمل‌هايتان را تغيير دهيد: شايد هميشه نتوانيد شرايط تنش‌زا را عوض كنيد پس سعي كنيد گاهي ديدگاه خود را نسبت به شرايط تغيير دهيد و احساسات خود را عوض كنيد.

    منبع: http://salamat.com


    ترجمه: سميه مقصودعلي

     


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]



    نقش مادر در سخن آموزي كودكان  

    آموزش زبان مهم است از آن باب كه وسيله اي براي بيان انديشه و احساس ابزاري براي انتقال ميراث فرهنگي است. شك نيست چنين وسيله اي هر قدر كاملتر و غني تر و هر چه انديشيده تر باشد مهمتر است. و در اين جاست كه مادر نخستين كسي است كه طفل چشم بدو مي گشايد و نخستين كلمه را از او فرا مي گيرد و طفل در دامان مادر چنين وسيله و ابزار را بدست مي آورد و براساس آن به توجيه خود و تشريح مسائل مي پردازد .اما در اينجا قبل از اين كه در مورد نقش مادر در سخن آموزي كودك بپردازيم، بحث كوتاهي در مورد مراحل سخنگويي و زمان آن بپردازيم. كودك به آساني نمي آموزد كه چگونه سخن گويد بلكه بايد جرياني پيچيده و طولاني را طي كند . اكثر تحقيقات در اين باره نشان مي دهد كه كودك بين 12 تا 14 ماهگي اولين لغت را به زبان مي آورد و به اين ترتيب بايد در طي 12 تا 14 ماه اول زندگي براي فهماندن غرض خود از شيوة تفهيم و تفهم پيش از تكلم استفاده كند.

    شيــــــــــوه هاي پيش از تكلـــــم :

    كودك پيش از تكلم از سه شيوه براي فهماندن غرض و منظور خود استفاده ميكند. اين شيوه ها عبارتند از: گريه و فرياد، اداي صداهاي نامشخص و اشارات.( مهمترين قسمت همان شيوه دوم است زيرا پس از چندي بصورت صداهاي مشخص و بامعنا يعني لغات در مي آيد.)

    ۱- گــــريه و فـــــــــرياد

    در روزهاي نخست زندگي بيشتر صداهايي كه از كودك شنيده مي شود به صورت گريه و فرياد است. در طي هفته اول گريه در فواصل نامنظمي ظاهرمي شود. نوزاد بدون هيچ گونه علت ظاهري گريه مي كند. اما يك مرتبه گريه يا خود به خود و يا در نتيجه توجه مادر قطع مي شود.

    ۲- صــــــــدهاي غيــــــــــر مشخص

    در ماههاي اول زندگي علاوه بر گريه صداهاي نامشخص ديگري شنيده ميشود اين صداها را نياموخته است بلكه بخودي خود آنها را ظاهر ميسازد و چه خوبست بدانيم كه اين صداها عموميت دارند و در تمام اقوام و ملل و نژادها ديده ميشوند بطوريكه حتي كودكان كر نيز اينگونه صداها را نشان ميدهند. كودك اغلب هنگامي كه تنهاست و افراد ديگري نيست كه او را مشغول كنند به ايجاد اين صداها مي پردازند. شنيدن صداي كودك براي خود او لذت بخش است و به همين سبب است كه اغلب با شنيدن صداي خود تبسم مي كند و گاهي نيز مي خندد. كودكان ناشنوا نيز در ابتدا مانند كودكان سالم اين گونه صداها را ايجاد مي كنند ولي چون صداي خود را نمي شنوند تا از آن لذت ببرند پس از چندي دست از ايجاد صدا بر مي دارند.

    ۳- اشـــــــــــــــاره

    در ابتدا كودك به موازات اشاره، صداهايي نيز ايجاد مي كند و مي خواهد با كمك اين دو منظور خود را براي ديگران آشكار سازد ولي رفته رفته پي مي برد كه تنها با اشاره نيز مي توان منظور خود را آشكار ساخت ولي اگر اشاره وي فهميده نشود او از گريه براي فهماندن غرض خود كمك مي گيرد. اما در مورد زمان سخن گويي بايد بگوييم كه بسياري از كودكان طبيعتاً بين 12 و 18 ماهگي براي تكلم آماده مي شوند و چنانچه كودك در اين دورة آمادگي زبان باز نكند ممكن است از نظر عاطفي براي وي اختلالاتي دست دهد زيرا نمي تواند خواسته ها و احساسات خود را بيان كند. و در آموزش زبان سن 1- 3 سالگي بسيار مهم است از آن بابت كه اين سن دوره تقليد از بزرگسالان است و آنچه را كه آنها بگويند او ادايش را در مي آورد . از آنجا كه مادر بيش از افراد ديگر با كودك در ارتباط است. بنابراين نقش مادر در آموزش زبان به كودك را نبايد ناديده گرفت.

    مادر در آموزش زبان بايد نكاتي را مورد نظر داشته باشد كه اهم آنها عبارتند از :

    ۱- بيان كلمات از ساده به مشكل باشد، از كلمات يك هجايي شروع كند تا بتدريج بتوان كلمات چند هجايي را به او آموخت.
    ۲- با كودك با زبان ساده و قابل فهم حرف بزند نه با زبان علمي غليظ . البته اين امر مانع آن نيست كه مادر درست و صحيح حرف بزند.
    ۳- از كلماتي استفاده كند كه بيشتر مورد نياز كودكند.
    ۴- بيان عبارات سريع نباشد كه انتقالش به ذهن كودك با دشواري هايي همراه است .
    ۵- عبارات طولاني به كار نبرد .
    ۶- در حين صحبت اگر كودك دچار خطائي شد با فرمي آن را اصلاح كند .و كودك را تنبيه و تمسخر نكند .
    ۷- اصلاح تلفظ بايد از زماني شروع شود كه كودك صداهاي حروف را از هم تشخيص ميدهد .
    ۸- هرگز كلمه اي را به حساب اين كه از آن خوشش مي آيد غلط تلفظ نكنيم .
    ۹- در آموزش يك اسم نام اصلي و صحيح را بكار ببريم به عنوان مثال كلمه گوسفند را براي گوسفند به كار ببريم نه كلمه بع بعي را .

    اما مـــــــادران براي آموزش زبان از چه روشهايي مي توانند استفاده كنند :

    ۱- بازي با حروف و در آوردن صداي آن از طريق بازي و يا بيان داستان .
    ۲- آموزش شعر، سروده هاي ساده كه الفاظ را قالبي به كودك منتقل مي كند در اين امر آثار مفيدي دارند.
    ۳- در آموزش زبان كودك را بايد تشويق كرد و هرگز نبايد گذاشت كه احساس عدم لياقت كند .
    ۴- خودداري از عيب جوئيهاي خشن، تنبيه، تمسخر در صورت اشتباهات تلفظي و دستوري.
    ۵- ايجاد انگيزه براي صحبت كردن كودك از طريق بي توجهي به شيوه هاي ديگر تفهيم و تفهم از جمله گريه و فرياد و يا اشاره.

    http://www.noorportal.net/394/684/702/3694.aspx


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

    مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

    ۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

    ۹

    روشهاي ترك عادت

    1- خودآگاهي

    كاملاً روشن است كه اگر شما در مورد چكه كردن شير آب اطلاعي نداشته باشيد، انگيزه اي هم براي بستن آن نخواهيد داشت.

    در حقيقت بي توجهي و بنابراين درست نكردن شير آب، سبب مي شود كه يك چكه ي كوچك تبديل به يك جريان محكم و قوي شود.

     به همين ترتيب اگر كودكانتان از عادتهاي بدي كه اكتساب كرده اند، آگاهي نداشته باشند، انگيزه اي براي ترك اين عادتها نخواهند داشت.

     عادت نيز مانند نشتي شير آب است و اگر ناديده گرفته شود مطمئناً به جرياني قوي تبديل خواهد شد. به همين دليل است كه آگاهي عامل بسيار مهمي در فرايند ترك عادت است.

    تكنيكهاي خودآگاهي كه در سراسر اين كتاب توصيه شده است به كودكان كمك مي كند تا از عادتهايشان به طريقي پيگيرانه و بدون عيب جويي و انتقاد، آگاهي يابند.

    ممكن است درگذشته سعي كرده باشيد با فرياد زدن عباراتي نظير «ناخنت را نخور!» «انگشتت را مك نزن!» يا «انگشتت را از بيني ات بيرن بيار!» كودكانتان را از عادتهايشان آگاه سازيد.

     اين روش به ناگهان كودكان را از آنچه انجام مي دهند، آگاه مي سازد ولي در عين حال شرمندگي، ناراحتي يا خشمي كه در نتيجه ي اين روش در كودكان به وجود مي آيد باعث مي شود تا آنان هر چه بيشتر در صدد دستيابي به امنيتي باشند كه عادت به آنها مي بخشد.

    ترك هر عادت مستلزم مجموعه اي از تكنيكهاي آگاهي بخش منحصر به فرد است، ولي غالباً روند كار هميشه يكسان است. براي اين كه كودكان بهتر بفهمند كه واقعاً چه چيزي رخ مي دهد، چه احساسي به آنها دست مي دهد و چگونه به نظر ديگران مي رسند؛ به آنان تعليم دادند كه عمداً و بارها و بارها عادت خود را انجام دهند.

    مثلاً كساني كه انگشتشان را مي مكند، در جلوي آينه مي نشينند و عمداً شروع به مكيدن مي كنند. آنان اين كار را هر روز انجام مي دهند تا تصوير اين عمل در ذهن شان نقش ببندد.

    پس زماني كه پدر و مادر آنها را متوجه عادتشان بكنند، كودكان تصوير ذهني روشني از آنچه مي كنند دارند؛ اين كه چگونه به نظر مي رسند و چرا دوستانشان آنان را «بچه» مي خوانند. به همين طريق كساني كه دندان قروچه مي كنند، حواس خود را معطوف به حركات بدني عادتشان مي كنند.

    بعد از ساييدن عمدي دندانها به هم، كودكان براي پدر و مادرشان توصيف مي كنند كه دقيقاً چه اتفاقي براي فك و ماهيچه هاي گردنشان افتاده است، دندانهايشان كدام طرف را ساييده است و اين كه آيا حركت فك به جلو و عقب بوده يا به طرفين و بالاخره اين كه اين تنش چه احساسي در آنان به وجود آورده است.

    علاوه بر اين روشهاي خودآگاهي عمدي، شما مي توانيد در زماني كه عادت رخ مي دهد به آرامي و مهرباني مانع انجام آن شويد. به جاي استفاده از روش قديمي فرياد كشيدن، يك روش ارتباطي «رمزي» ايجاد كنيد. مثلاً دستتان را محكم به شانه ي او فشار دهيد يا با به كار بردن يك پيام رمزي مانند «هي، رفيق، چه خبرها؟ چه طوري؟» باعث قطع رفتار بد كودك شده و آگاهي او را به عادت افزايش داده و در عين حال از ناراحت كردن و تمسخر او اجتناب ورزيد.

    هدف از اين وقفه، ترك رفتار عادتي، افزايش آگاهي كودك نسبت به عادت و همزمان با آن اجتناب ورزيدن از تمسخر ديگران و اضطراب مي باشد.

    دادن آگاهي به كودكان در ابتدا ممكن است باعث شود كه برخي از آنان عادتهايشان را به كرات انجام دهند. اگر اين مسئله رخ داد، نگران نشويد. اين مورد شبيه تميز كردن يك كمد است كه قبل از اتمام كار همه چيز شلوغ تر به نظر مي رسد. به عبارت ديگر كار را بايد از جايي شروع كرد در غير اين صورت نتيجه اي حاصل نمي شود. آگاهي دادن قطعاً بخش ضروري فرآيند ترك عادت مي باشد. بنابراين يك رفتار را نمي توان تغيير داد مگر آن كه درباره ي آن آگاهي و شناخت ايجاد كرد.

    2- پيشگيري پاسخ

    همان طور كه از نامش پيداست «پيشگيري پاسخ» كودكان را از انجام عادتشان باز مي دارد. براي مثال مكيدن شبانه ي انگشت را مي توان با بستن يك چوب به قسمت داخل مفصل آرنج از بين برد. اين كار از نزديك شدن دست به دهان كودكي كه خوابش برده جلوگيري مي كند. پيشگيري پاسخ به ترك عادت كمك مي كند زيرا هر باري كه جلوي عادت گرفته مي شود، ميل انجام آن ضعيف تر مي شود.

    در انجام اين روشهاي پيشگيرانه پافشاري نكنيد، چون عموماً دقيق نبوده و براي استفاده ي موفقيت آميز از آن نياز به همكاري كامل كودكانتان مي باشد.

    3- پاسخ جايگزين

    پاسخ جايگزين رفتار يا فعاليتي است كه كودكان مي توانند براي جايگزين كردن يا كاهش عادتهاي بد هميشگي شان از آن استفاده نمايند. يك پاسخ جايگزين يا مي تواند جايگزين رفتار عادتي شود و انجام آن را ناراحت كننده سازد يا مي تواند حواس كودك را به چيز ديگري معطوف كند و انجام عادت را به تأخير اندازد. اين مسئله باعث مي شود تا تعداد دفعاتي كه اين عادت انجام مي گيرد، تقليل يابد.

    پاسخهاي جايگزين علاوه بر اين كه به كودكان فعاليت جايگزيني ارائه مي دهند، با آنان حس كنترل بر عادتشان را نيز مي دهند. براي مثال اگر كودكان موافقت كنند كه به جاي مكيدن شصتشان، آدامس بجوند، عمل جويدن، مكيدن شصت را با مشكل مواجه مي سازد و در عين حال به كودكان فرصت مي دهد بين جويدن يا مكيدن، دست به انتخاب شخصي بزنند كه اين به نوبه ي خود عادت هميشگي را كاهش مي دهد و حس كنترل بر خود را تقويت مي نمايد.

    از تكنيكهاي آرامش بخش مي توان به عنوان پاسخهاي جايگزين براي كاهش محركهاي تنش استفاده نمود. اگر كودكانتان عادتهاي عصبي نظير ناخن جويدن، لكنت زبان، صدا در آوردن از بند انگشت يا ساير عادتهاي بدي كه تحت فشار تعداد دفعاتش بيشتر مي شود، دارند؛ تمرينات آرامش بخش را مي توان جهت جايگزين ساختن عادت عصبي انجام داد.

    به محض اين كه كودكانتان عادت بدشان را با يك عادت آرامش بخش جديد جايگزين سازند، پاسخي براي فشارهاي دايمي مي يابند كه به آنان كمك مي كند تا به طريقي سالم تنشهايشان را برطرف سازند.

    تمرينات آرامش بخش كه از آن بحث مي شود مي تواند جايگزين عادت بد عصبي شود. زماني كه شما و كودكانتان از وضعيتهاي فشارزا كه عادت بد را تشديد مي كند، آگاهي يافتيد، مي توانيد كودكانتان را جهت انجام اين تمرينات قبل از اين كه به اين وضعيت برسند، ياري نماييد.

    اين كار مي تواند مانع از تكرار عادت شود. قبل از بروز هرگونه نشانه اي از عادت به كودكانتان متذكر شويد كه تمرينات آرامش بخش را شروع نمايند. اين پيش بيني و آمادگي، كودكان را مسئول مي كند و براي آنان روشن مي سازد كه قدرت جايگزين ساختن يك فعاليت مثبت را به جاي نوع منفي دارند.

    همه ي تكنيكهاي آرامش بخش براي كليه ي افراد مؤثر نيستند. به كودكانتان فرصت دهيد تا هر يك از اين تمرينات را انجام دهند و هر كدام كه به نظرشان راحت تر مي رسد، انتخاب نمايند. سپس مطمئن شويد كودكانتان هر روزه اين تمرين را انجام مي دهند . به طوري كه هر گاه احساس فشار روحي كنند به آساني و به طور خودكار عادت بد را با كمك اين روش از بين ببرند.

    منبع : بر گرفته از كتاب« بچه هاي خوب ،عادت هاي بد»
    نويسندگان : دكتر« چارلز اي شانر» و« ترزافويديگرونيمو »
    ترجمه : مير محي الدين گلباز


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

    مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

    ۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

    ۸

    6 عادت منفي رفتاري و راه هاي مقابله با آن ها

    برخي افراد در ابراز خواسته هاي خويش و يا در پاسخ دادن به انتظارات ديگران، با مشكل مواجه اند كه علت آن، وجود الگوهاي منفي ست كه به شكل عادت در آمده است؛ در اين مقاله، به 6 عادت منفي رفتاري و راه هاي مقابله با آن ها پرداخته ايم:

    1) بي فكر بودن
    همه ي افراد، دوست، شغل، شريك زندگي و ... براي خود پيدا مي كنند و هرگز قصدشان اين نيست كه روابط شان به شكست بينجامد. با وجود اين، براي برخي چنين اتفاقي مي افتد؛ تنها به اين دليل كه به نيازهاي عاطفي ديگران توجه كافي نمي كنند. آنان از روي بدذاتي، بي فكر نيستند، بلكه آن چنان غرق مشكلات و نگراني هاي خويش اند كه نيازهاي افراد پيرامون خود را نمي بينند.

    از طرف ديگر، با فكر بودن و توجه كردن، به تشكيل روابط رضايت بخش و پايدار مي انجامد. وقتي شما توجه مي كنيد، خواسته هاي ديگران را مي بينيد و به آن ها پاسخ مي دهيد، در حقيقت توجه تان را از نگراني هاي خود، به نگراني هاي ديگران معطوف مي سازيد. با انجام چنين كاري، ياد مي گيريد آن چه را ديگران احساس مي كنند، بفهميد و بتوانيد همان عواطف را در همان زمان احساس كنيد. در آن لحظه، مي توانيد با آن شخص باشيد و روي آگاهي ها و تجارب مشترك، متمركز شويد.

    در خلال چنين تجاربي، تمركز آن چنان قوي و شديد است كه ديگر جايي براي انديشيدن به چيزهاي بي ربط يا نگراني، باقي نمي گذارد. خودهوشياري، محو مي شود و حس زمان، دگرگون مي گردد. فعاليتي كه چنين تجاربي را به وجود مي آورد، آن چنان رضايت بخش است كه مردم مايل اند به خاطر خودشان دست به آن بزنند، بدون توجه به اين كه چه چيزي از آن عايدشان مي شود.

    مي توان در جست و جوي فرصت هايي براي حفظ رابطه با ديگران برآمد و به گردآوري لحظات عاطفي پرداخت. انجام چنين عملي، به ما نقش فعالي در رشد و توسعه ي پايدار روابط مي بخشد.

    2) تند و خشن شروع كردن
    آيا تا به حال گفت و گويي داشته ايد كه دل تان بخواهد مانند نوار، دوباره آن را تكرار كنيد؟

    شما دوست داريد با كسي رابطه اي ايجاد كنيد، پس براي آن، خواسته اي را مطرح مي نماييد اما از آن جا كه شكل ابراز خواسته ي شما با روشي منفي، سرزنش كننده يا انتقادي آغاز مي گردد، درست عكس آن چه را خواهانيد، به دست مي آوريد و در نتيجه، آن فرد را از خود دورتر مي سازيد.

    3) به كار بردن انتقادهاي زيان آور به جاي گله هاي سازنده
    هر وقت مردم، پيرامون فعاليت ها و هدف هاي مشتركي گرد هم جمع مي شوند، درگيري، چاره ناپذير است. اين كه شما چگونه وضع خودتان را در درگيري بيان مي كنيد، در توانايي تان در برقراري رابطه با ديگران، تفاوت چشم گيري به وجود مي آورد.

    قانون اساسي اين است: هر وقت لازم است، گله كنيد اما انتقاد نكنيد. گله روي مسأله ي خاصي تمركز دارد و رفتار شخص را نشانه مي رود نه نقاط ضعف او را . از طرف ديگر، انتقاد كردن، بيش تر عمومي و داوري كننده است و اغلب شامل عباراتي مانند: « تو هميشه...» يا« تو هرگز...» مي شود.

    انتقاد به منش طرف مقابل حمله مي كند، اغلب برچسب هاي منفي مي زند و نوعي سرزنش به حساب مي آيد. براي نمونه« شما گفتيد بسته را تحويل خواهيد داد اما نداديد.» اين يك گله است.« شما فراموش كرديد بسته را تحويل دهيد؛ اين، بي مسؤوليتي ست». اين يك انتقاد است.

    البته گاهي گفتن و شنيدن گله سخت است اما نتيجه ي سازنده اي دارد زيرا كمك مي كند كه مردم، يكديگر را بشناسند و مسائل را حل كنند.

    4) از كوره در رفتن
    در روابط آشفته، بحث و جدل بر سر اختلاف، گاهي مي تواند عواطف تند و تيزي را برانگيزد كه به از« كوره در رفتن» بينجامد. به اين معنا كه آن چنان فشاري به ما وارد مي سازد كه از نظر جسمي و عاطفي درهم فرو مي ريزيم و ديگر قادر نيستيم به روشني فكر كنيم و يا در گفت و شنودي شركت ورزيم كه ثمري در پي داشته باشد.

    نشانه هاي جسمي از كوره در رفتن، شامل ضربان تند قلب، دستان عرق آلود، تنفس بي نظم يا ناقص است. به جاي تمركز روي آن چه آن شخص مي گويد، ذهن ما با افكار دفاعي مانند:« ديگه نمي تونم باهاش سر و كله بزنم.» يا « ديگه تحمل اين همه را ندارم» دست و پنجه نرم مي كند و احساس مي كند قرباني بي گناهي ست.

    زماني كه اين حالت بر ذهن شما غالب مي شود، گويي ديگر توان شنيدن اطلاعات جديد يا پذيرش نفوذ و اثري را نداريد. حتي ممكن است آن شخص عذرخواهي كند يا بكوشد شما را آرام سازد اما ديگر گوش تان چيزي را نمي شنود!

    زماني كه به اصطلاح جوش مي آوريد، بهترين كار، اين است كه گفت و گو را قطع كنيد و دست كم به مدت 20 دقيقه كار آرام كننده ي ديگري انجام دهيد. 20 دقيقه به طور طبيعي، كم ترين زماني ست كه ما نياز داريم تا از فشارهاي رواني، بيرون بياييم. ممكن است بخواهيد مجله اي بخوانيد، تلويزيون تماشا كنيد يا براي دويدن، بيرون برويد و ... تمركز روي اين كه به خشم آمدن، حق شما بود يا قرباني بي گناهي هستيد، ضد آرامش است و فقط درماندگي شما را نگه مي دارد.

    بسياري از مردم در چنين اوقاتي، به مراقبه يا انجام تمرين هاي ورزشي آرام بخش مي پردازند. 20 دقيقه كه گذشت و احساس آرام تر شدن كرديد، بازگرديد و درباره ي مسأله، به بحث بپردازيد يا آن را به وقت ديگري موكول نماييد.

    ۵) عادت بد ذهن
    هركسي در موقعيتي خاص، احساس كج خلقي مي كند اما وقتي كسي عادت بد ذهني دارد، در تمام اوقات زندگي اش بداخلاق است. او مدام دنيا را زير و رو مي كند تا مدركي بيابد و احساسات خود را توجيه نمايد.
    وقتي كسي گرفتار عادت بد ذهني ست، اغلب سعي دارد موقعيت هاي ناقص را اصلاح كند و آشكارا خطاهاي ديگران، او را نگران مي سازد.

    در نتيجه ممكن است بيش تر از سهم اش با خواسته هاي ديگران درافتد و به روابطش صدمه و آسب بزند.
    بيش تر افراد بداخلاق، مي توانندبا گزينش هوشيارانه، به مسائل دنيا با شيوه اي متفاوت واكنش نشان داده و تغيير كنند. كليد حل معما، اين است كه به دقت به مردم و اشياء بنگريم و به جاي انتقاد كردن، به طور منظم دنبال موضوعاتي براي تحسين كردن باشيم.

    با انجام اين عمل، حال و هواي جديدي از ستايش و قدرداني در زندگي خودمان مي آفرينيم و به جاي غرق شدن در مرداب اشتباهات و خطاهاي مردم، در جست و جوي دلايلي هستيم كه بگوييم:« از شما متشكرم.»

    براي دگرگون ساختن عادت بدِ ذهني، بايد تلاش هوشيارانه اي ورزيد؛ به جاي دنبال خطاهاي مردم بودن، در جست و جوي يافتن توانايي و فرصت هايي براي تحسين آنان باشيم. عادت كردن به تحسين و قدرداني، تأثيري ژرف بر روابط ما به جاي مي گذارد. پژوهش ها نشان مي دهد زوج هايي كه به طور منظم از هم قدرداني به عمل مي آورند، ازدواج هاي شادتر و استوارتري دارند و كودكاني كه والدين شان به خاطر اشتباهات به پر و پاي آنان نمي پيچند، هر وقت به مسأله اي برخورد مي كنند، رو به پدر و مادرشان مي آورند.

    اين اصل در همه ي انواع روابط صادق است. ابراز تحسين و قدرداني به طور منظم، حال و هواي عاطفي خانه، كارگاه ها و دواير گوناگون فاميلي و دوستان را تغيير مي دهد. مردم با دانستن اين كه مي توانند در سختي و راحتي، روي حمايت يكديگر حساب باز كنند، به هم نزديك تر مي شوند.

    6) پرهيز از گفت و شنودي كه به آن نياز داريد
    وقتي در روابطي، كارها غلط پيش مي رود، مردم اغلب مي پرسند:« حرف بدي زدم؟» ممكن است حرف بدي زده باشيد اما بيش تر اوقات، اين حرف نزدن است كه به روابط شما صدمه و آسيب مي رساند. بسياري از بگومگوها، از مسائلي كه نياز به بحث دارند اما هرگز به بحث گذاشته نمي شوند، برمي خيزد؛ در نتيجه تنش و گيجي مربوط به آن، فوراني از نزاع ها و دعواها را ايجاد مي كند و به دشمني و حالت دفاعي به خود گرفتن مي انجامد.

    در هر رابطه اي كه اختلاف زيادي وجود دارد، بايد ببينيم چه مسائلي به بحث گذاشته نشده است. شايد يكي از دو نفر، خواسته هايش را تكرار مي كند به اين دليل كه مورد بي اعتنايي قرار گرفته است. پيوسته بي توجه بودن به نيازها و خواسته هاي يكديگر، اغلب به دشمني( كه نابودكننده ي پيوندهاست) مي انجامد. شايد شما هر دو از بحثي داغ مي گريزيد چون اعتقاد داريد حرف زدن درباره ي آن، بر مسائل خواهد افزود.

    مشكل اين جاست كه در حال حاضر، به شكلي داريد اختلاف و درگيري و ناراحتي را تجربه مي كنيد اما اگر درباره ي آن سخن بگوييد، امكان فرو ريختن ديوار چيني كه بين شماست و روز به روز هم بالاتر مي رود، فراهم مي شود.

    منبع: نشريه شادكامي، شماره 73
    نويسنده: مصطفي عليزاده

     


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]
    [ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
    .: Weblog Themes By iranblag :.

    درباره وبلاگ

    تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
    پنل کاربری
    نام کاربری :
    پسورد :
    لینک های تبادلی
    فاقد لینک
    تبادل لینک اتوماتیک
    لینک :
    خبرنامه
    عضویت   لغو عضویت
    امکانات وب
    شمارنده
    شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان