مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4094
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 15
همه : 5160483

 

سخن آغازين‌ يادداشت سردبير:كم گويي و گزيده گويي!


به نام خداوند جان و خرد كزين برتر انديشه برنگذرد

 در آستانه‌ي برگزاري چهارمين جشنواره‌ي فيلم كوتاه ديني«رويش» -مشهد 7 تا 11 آبان‌ماه 78-فرصتي فراهم آمده است تا از دنياي‌ پرتنوع فيلم كوتاه و فيلمنامه‌ي كوتاه سخن به ميان آوريم.

 در فرهنگ و ادب ديرساله‌ي ما ايرانيان،همواره كم گويي و گزيده گويي كاري به عنوان خصلتي نيكو و پسنديده مورد توجه بوده است. كم گويي و گزيده گويي كاري پسنديده اما به راستي دشوار است.

 از ديدگاه ارتباطشناسي،امروزه ديگر تنها راه برقراري ارتباط استفاده‌ از كلام و واژگان در قالب ارتباطهاي كلامي و گفتاري نيست،بلكه‌ در چار چوب ارتباط غير كلامي و در هيئت ارتباطهاي ديداري-بصري- در عرصه‌هاي چون هنر عكاسي،فيلم و نمايش‌هاي صحنه‌يي در اشكال و قالب‌هاي پر تنوعي-زنده،عروسكي و نقاشي متحرك- و در اندازه‌هاي بلند و نيمه بلند و كوتاه مي‌توان فضاهاي تازه‌يي از ارتباطهاي تأثير گذار ايجاد كرد.در تنوع اين فضاهاي پر آب و رنگ‌ ارتباطي،همين بس كه حتي گاهي مي‌شود بسياري از مفاهيم عميق، پيچيده و شاعرانه را نيز در دل تصاويري خيال گونه-در قالب سينماي‌ شاعرانه-به تماشا نشست و از دل تصاوير با نگاهي عميق و فلسفي‌ ديگر،سينما توان پرداختن به كشف راز و رمزهاي جهان هستي از منظر نگاهي هستي شناسانه و فلسفي را نيز دارد.

 سينماي تجربي كه عمده‌ي آثار دلبستگان آن را مي‌توان در قالب‌ فيلم‌هاي كوتاه و نيمه بلند به تماشا نشست،به اعتباري سينماي‌ «ايجاز»است؛در عين حال با وجود فشردگي و تأكيد بر كم گويي‌ و گزيده گويي عرصه‌ي مناسبي براي تفكر و خلاقيت است،خلاقيتي‌ كه بي‌گمان از دل انديشه زاده مي‌شود و در بن مايه‌هاي تفكرات‌ روشنگرانه‌ي انساني تمدن ساز ريشه دارد.

 فيلمسازان جواني كه به ساخت فيلم كوتاه علاقه و رغبت بي‌حد و اندازه‌يي نشان مي‌دهند به خوبي مي‌دانند كه به مصداق اين سخن‌ حكيمانه كه مي‌گويد:«آن خشت بود كه پر توان زد»!گفتن سخني‌ كه همچون در كمياب و پربها باشد،كار چندان آساني نيست.فيلم‌ كوتاه نيز چنين حال و هوايي دارد!قرار است كه طي 03 تا 53 (به تصوير صفحه مراجعه شود)

 دقيقه شخصيت با شخصيت‌هاي محوري و برجسته‌ي اثر را با حفظ ويژگي‌هاي پويايي و تحرك دروني آن‌ها در قالب داستاني كوتاه و در عين حال برگشتن و جذاب به مخاطب al, helvetica, sans-serif">نوارقالب بندي

قاب وظايف

فقط    

 در آفيس XP

نوار طراحي

نوار وضعيت
 

  در پاورپوينت نيز مانند تمام برنامه هاي تحت ويندوز علامت * باعث بسته شدن پنجره هاي اصلي و فرعي و خروج از هر بخش مي شود . معمولاً براي بازگرداندن پنجره هاي فرعي از منوي View  در نوار منو بهره مي گيريم . علامت -  در نوار عنوان نيز باعث كمينه شدن و انتقال پنجره به ميله نوار وظايف ويندوز يا Taskbar مي شود .

شروع به كار :

        ايجاد يك پرونده جديد به چند طريق ممكن است . روش استاندارد انتخاب گزينة New از منوي File است . در قاب وظايف يا پنجره مربوطه عبارات زير به چشم مي خورند :

   Blank Presentation : جهت ايجاد يك محيط خام براي ايجاد برنامة نمايشي .

   From Design Temp : اجراي كار با كمك صفحات از قبل تهيه شدة نمونه .

    From Auto Wizard : اجراي كار با استفاده از كادرهاي خودكار پرسشنامه اي .

Wizard : ويزارد در لغت به معناي جادوگر است . در برنامه هاي رايانه اي به روندهاي خودكاري گفته مي شود كه به كمك آنها مي توان به سرعت اقدام به ايجاد اسناد مختلف با قالب هاي عمومي نمود .

درج عناصر مختلف بر روي صفحه :

     درج عناصر و آبجكت هاي مختلف مانند متن ، تصاوير و غيره از طريق منوي Insert ميسر مي گردد . همچنين به منظور تسهيل در انتخاب سريع هر عنصر مي توانيم نوار Drawing را از آدرس زير فعال كنيم :       View   à  Toolbars à   Drawing

حروف زير خط دار در منوها نشانة اين مطلب هستند كه اين حروف با همراهي كليد Alt از صفحه كليد باعث گشودن منوي مربوطه مي شوند . دانستن كليدهاي ميانبر براي كاربران حرفه اي ضروري است و باعث افزايش سرعت توليد مي شود . همچنين در مقابل برخي از دستورات پركاربرد مانند آنچه كه در منوي File ديده مي شود كليدهاي ميانبر نوشته شده اند . مثلاً CTRT+N اجراي دستور New است .

در منوي Insert با اين دستورات و عناوين روبرو مي شويم :

New Slide : ايجاديك صفحه اسلايد جديد به مجموعة اسلايدهاي پرونده .

Duplicate Slide : ايجاد يك رونوشت از اسلايد جاري .

Slide Number : درج شماره براي اسلايدها مانند شماره صفحات كتاب .

Date and Time : تاريخ و زمان .

Comment : ايجاد مكاني براي درج توضيحات مربوط به عناصر روي صفحه بدون نمايش در پروژه نهايي .

Slides from Files : دريافت اسلايد از طريق پرونده هاي ديگر پاورپونيت

Slides from Outlines : دريافت اسلايد از طريق پرونده هاي نرم افزارهاي ديگر آفيس يا ويندوز

Pictures : انتخاب و درج تصاوير كه از طريق زير منوهاي اين بخش صورت مي گيرد .

o      Clipart                 : بخشي براي تهية آرشيو از تصاوير موجود بر روي هارد

o      From file                 : انتخاب و انتقال فايل تصويري از هر مسير مشخص .

o      From Scanner or Camera                 : از طريق دوربين ديجيتالي يا اسكنر .

Text Box : ايجاد جعبة متن براي ورود متون .

Movie & Sound : درج صدا و فيلم با قالب هاي رايج در ويندوز .

Chart : نمودار و گراف هاي آمار با امكان ورود اطلاعات و ساخت مستقيم .

Table : ايجاد جداول براي ورود مرتب اطلاعات .

اجراي يك نمايش :

      كليد ميانبر F5 در صفحه كليد و يا انتخــاب گــزينة View Show  از منوي Slide Show باعث اجراي تمام صفحه ( Full Screen ) از پرونده مي شود . پس از اجرا به صورت پيش فرض با فشار كليك سمت چپ ماوس اسلايدها به صورت خودكار به نمايش در مي آيند و به ترتيب ديده مي شوند . براي خروج از اين حالت كافيست كه كليد Esc را بزنيم .

ذخيره و بازيابي پرونده ها :

    كليه عمليات مربوط به ايجاد ، ذخيره و بازيابي فايل ها از طريق منوي فايل صورت مي گيرد : جهت فعال كردن منوها بدون ماوس از كليد Alt استفاده مي كنيم و به كمك كليدهاي فلش دار مكان نما در آنها حركت و با Enter دستورات مورد نظر را برمي گزينيم .

New : ايجاد يك پرونده جديد كه از طريق نمايش قاب وظايف صورت مي گيرد .

Open : بازيابي يك پروندة ذخيره شده

Close : خروج و بستن پروندة باز شدة جاري

Save : ذخيرة پروندة جاري ، اين دستور كه با كليدهاي ميانبر CTRL+S  از پركاربردترين دستورات است در هر مرحله از تكميل پروژه مورد استفاده قرار مي گيرد و بعد از يك بار ذخيره سازي با تعيين محل ، به صورت خودكار آخرين تغييرات را در فايل جاري ثبت مي كند .

Save as : اگر خواسته باشيم كه تغييرات ايجاد شده در پرونده در فايل جديدي ذخيره و نگهداري شود و فايل باز شده قبلي بدون تغيير باقي بماند از اين دستور بهره مي گيريم .

Save as Web Page : پرونده جاري را به صورت صفحات تحت اينترنت ذخيره مي كند و توسط برنامة Internet Explorer  امكان مشاهده آنها وجود خواهد داشت .

Search : جستجوي يك عبارت در داخل متون وارد شده در اسلايدها .

Web Page Preview : پيش نمايش تحت اينترنت اسلايدها .

Page Setup : تعيين مشخصاتي براي صفحات از جمله افقي يا عمودي بودن يا سايز كاغذ چاپ به صورتهاي مختلف .

Print Preview : پيش نمايش چاپ قبل از انجام آن كه بسته به سايز كاغذ و نوع چاپگر است .

Print : چاپ اسلايدها كه مي تواند بسته به كاربرد آنها در سايزهاي مختلف و بر روي انواع كاغذ يا طلق صورت بگيرد .

Send to : امكانات متنوعي براي ارسال و صدور فايل به بخش هاي مختلف از جمله نرم افزار Word فراهم مي كند .

Exit : خروج از برنامة Power Point  ، در صورتي كه سند جاري ذخيره شده نشده باشد برنامه قبل از خروج از شما پرسش زير را خواهد پرسيد :

Do you want to save the changes?

در صورت انتخاب گزينة Yes مراحل ذخيره سازي صورت مي گيرد و No بدون ذخيره سازي از برنامه خارج مي شود . Cancel بدون هيچ اقدامي ما را به برنامه باز مي گرداند .

ايجاد تغييرات :

منوي Edit امكانات بسياري را براي ويرايش فايل فراهم مي كند :

   Ctrl+Z = Undo برگشت به حالت هاي قبل از تغييرات با انتخاب مكرر .

  Ctrl+Y = Redo عكس Undo عمل مي كند .

  Ctrl+C = Copy ذخيرة يك عنصريا شي در حافظه موقت براي انتقال به بخشهاي ديگر .

 Ctrl+V = Paste انتقال عنصر ذخيره شده توسط دستور Copy به يك محل .

      Ctrl+X = Cut حذف و انتقال يك عنصر در حافظه براي Past نمودن در جايي ديگر . 

                     Clear : يا كليد ميانبر Delete باعث حذف يك شئي مي گردد .

           Select All : تمام عناصر موجود بر روي صفحه را انتخاب مي كند .

    Delete Slide : اسلايد جاري را از پرونده حذف مي كند .

                       Find : يافتن يك عبارت متني در فايل باز شده جاري .

              Replace : جابجايي يك عبارت با عبارت ديگر كه خصوصاً در متون حجيم كاربرد دارد و در همه جاي متن قابل اعمال است .

لازم به توضيح است كه هر گونه تغييراتي در فايل بدون استفاده از دستور Save در آن ثبت نمي شود .

ايجاد جلوه هاي ويژه :

        چشمگيرترين ويژگي برنامة پاورپونيت امكان ايجاد جلوه هاي ويژه در نمايش هاي توليد شده توسط آن است كه هم در تك تك اسلايدها و هم هنگام عبور از يك اسلايد به اسلايد ديگر قابل اعمال است . به منوي Slide show مراجعه كنيد . انتخاب دستور Slide Transition باعث نمايش قابليت هاي اين بخش در روي صفحه مي شود . به اين ترتيب شما مي توانيد نمايش يك صفحه را با افكت خاص همراه كنيد . همچنين سرعت هر يك از جلوه هاي ويژه قابل تنظيم بوده و نحوه انتقال را به صفحة بعد مي توان به صورت خودكار ( Automatically after ) بعد از يك زمان تعريف شده  تعيين كرد و يا آنرا به صورت پيش فرض با كليك ماوس ( On Mouse click ) قرار داد .

مي توان يك افكت را با انتخاب گزينة Apply to All slides به تمام صفحات و اسلايدها نسبت داد.

براي انتساب يك انيميشن يا جلوة حركتي به عناصر روي يك اسلايد ابتدا گزينه Animation Schemes را انتخاب مي كنيم . سپس عنصر يا شي مورد نظر اعم از متن يا گرافيك را انتخاب كرده و يكي از انيميشن هاي موجود در پنجرة ظاهر شده را كليك مي كنيم . پس از انتساب انيميشن ها مي توانيم تنظيماتي را اعم از سرعت اجرا يا اولويت بندي آنها در اسلايد را در بخش Custom Animation انجام دهيم . جهت تغيير ترتيب اجراي هر انيميشن كافيست كه در ليست ظاهر شده به كمك ماوس عناصر مختلف را گرفته و به محل مورد نظر در ليست منتقل كنيم تاترتيب اجراي آن تعيين شود . همچنين مي توان رَوند اجراي انيميشن را به صورت هاي زير تعيين نمود :

            On Click = با فشار كليك ماوس .

   With Previous = با ظهور اسلايد .

  After Previous = پس از ظهور اسلايد .

تنظيم نمايش منوها و دستورات برنامه بر روي صفحة كاري  :

         به منوي View مراجعه كنيد :

Toolbars : بخش نمايش ابزارهاي مختلف بر روي صفحه است . كافيست يكايك ابزارها را فعال كرده و از امكانات هر يك بهره ببريد . به عنوان مثال ابزارهاي Picture امكاناتي را براي ويرايش تصاوير در اختيار مي گذارد ويا Word Art بخشي براي توليد حروف فانتزي است .

Zoom = فضاي كاري را به نسبت صفحه بزرگ و كوچك مي كند .

Color/Gray Scale = نمايش هاي ما را به دو صورت رنگي يا سياه و سفيد در مي آورد .

Slide Sorter = نمايش تمام اسلايدها در فضاي كاري .

Normal = نمايش چيدمان معمولي صفحه و ابزارها .

قالب بندي اشياء :

     منوي Format به قالب بندي اشياء كمك مي كند . اگر شيئي از جنس حروف باشد مي توانيم وارد بخش Font شده و تنظيماتي را روي آن اعمال كنيم . و يا چيدمان اشياء را در بخش Alignment تغيير دهيم . در بخش Background مي توانيم رنگ زمينه را تعيين كنيم . علاوه بر اين بر روي ميله ابزار استاندارد برنامه ابزار Format Painter به شكل يك برس ديده مي شود و ما را قادر مي سازد تا به راحتي تمام تنظيمات انجام شده بر روي يك شي را بر روي اشياء ديگر منتقل كنيم . مثلاً اگر متني را با فونت Arial و سايز 48% داشته باشيم و بخواهيم كه متن هاي ديگر را نيز با همين قالب داشته باشيم كافيست ابتدا شي مذكور را انتخاب كرده ، روي علامت Format Painter زده و پس از انتخاب هر متن ديگر توسط ماوس قالب آن شي در شي جديد اعمال مي شود .

ابزارهاي جانبي :

      در بخش Tools امكاناتي مانند غلط ياب املائي ، تعيين زبان برنامه ، ماكروها ( براي انجام اعمال تكراري ) به چشم مي خورند . آخرين گزينه از اين منو Options است كه تمامي تنظيمات برنامه پاورپوينت در آن صورت مي گيرد . تنظيماتي مانند مشخصات كاربر در برگ نشان General از اين دستور .

قالب هاي فايل صادره از پاورپونيت :

      پرونده هاي ساخته شده از طريق پاورپونيت داراي تنوع زيادي هستند ، هنگام ذخيره سازي از طريق Save as در انتهاي پنجرة ظاهر شده جعبة بازشوندة Save as type را بگشائيد تا تمام قالب ها را ببينيد به عنوان مثال  :

* . ppt ( Power.Point.templates ) = فايلهاي معمولي برنامه       .

       * . pps ( Power.Point.show ) = فايلهاي نمايشي كه بدون درنگ اجرا مي شوند .

همينطور مواردي مربوط به صفحات وب يا

غمگين و نوحه‌سرا مي‌كند و به نقل از او مي‌گويد كه داغدار مرگ اسفنديار است.قصه‌گو از اين طريق در نهايت ايجاز(-در بيت پنجم)در 10 كلمه‌ به شنونده پايان غم‌انگيز زندگي يكي از قهرمانان داستان را اطلاع مي‌دهد. اظهار همين نكته،يعني گفتن نتيجهء داستان در همان آغاز به‌طور سربسته و ايجاز،از مهم‌ترين شگردهاي ادبي در زبان فارسي است،كه در اصطلاح به‌ آن«براعت استهلال»،(-نشان داد پايان داستان در اوج توانايي و برتري) گويند.


ب.شروع داستان به نقل از بلبل:


6.ز بلبل شنيدم يكي داستان‌ كه برخواند از گفتهء باستان‌ 7.چنين گفت با مادر اسفنديار كه با من همي بد كند شهريار 8.غمي شد ز گفتار او مادرش‌ همه پرنيان خار شد در برش

(همان:217)

 در بيت ششم،آهنگ شروع نرم و ملايم است؛درست به آهنگ عبارت‌ معروف در آغاز داستان‌هاي ايراني،«يكي بود يكي نبود»،مي‌ماند.روزي‌ اسفنديار نزد مادرش،كتايون،آمد و از پدرش،گشتاسب،و بي‌وفايي او گله‌ و شكايت كرد.مادر از اينكه ديد پسرش غمگين است،دو چندان غمگين‌ گشت؛گويي لباس حرير(پرنيان)،با آن همه لطافت بر تن او خار و مايهء آزاد شد.

 روايت داستان از زبان بلبل،خود استعاره‌اي بديع است و تشبيه پرنيان‌ به خار نيز تشبيهي تضادانگيز و پارادوكس آفرين است و اين‌چنين سودجويي‌ از قدرت بيان از عهدهء هركسي ساخته نيست.


ج.بحران(ياد كردن گره و مشكل داستان):


9.چو بگذشت شب گرد كرده عنان‌ برآورد خورشيد رخشان سنان‌ 10.نشست از بر تخت زر شهريار بشد پيش او فرخ اسفنديار 11.بدو گفت شاها،انوشه بدي‌ توي بر زمين فرّهء ايزدي‌ 12.بهانه كنون چيست؟من بر چي‌ام؟ پس از رنج،پويان ز بهر كي‌ام؟ 13.به فرزند پاسخ چنين داد شاه‌ كه از راستي بگذري،نيست راه‌ 13.از اين بيش كردي كه گفتي تو كار كه يار تو بادا جهان كردگار

(همان:221 و 224)

 در بيت 9 استعاره‌اي مكنيه دربارهء شب آمده است؛يعني شب را به‌ سواركاري تشبيه كرده كه مهار و عنان اسب خويش را به عقب كشيده و رفته است و از پس او خورشيد درخشان اشعات نوراني و نيزه مانند خود را، همچون نيزه‌اندازي كه آمادهء پرتاب است،بيرون آورده،و در مجموع،يعني‌ شب رفته و روز آمده است.

 گشتاسب بر تخت خود مي‌نشيند و اسفنديار،پسرش،با شتاب پيش او مي‌رود؛ابتدا او را دعا مي‌گويد؛سپس به پدر شكايت خود را عرضه مي‌دارد كه:اي پدر،هر كاري كه گفتي،انجام دادم.به من بگو كاستي و گناه‌ من چيست كه به وعدهء خود وفا نمي‌كني و با دست خود تاج بر سر من‌ نمي‌گذاري؟پدر در پاسخ مي‌گويد:من از تو سپاسگذارم؛حتي كارهايي كه‌ كرده‌اي،بيشتر از اين است كه خود گفتي.فقط يك كار ديگر مانده است‌ كه اگر آن را به نحو احسن به جا آوري،تاج و تخت من از آن تو خواهد بود؛ آن كار،دستگير كردن رستم،پسر زال،است؛چه،از وقتي كه من تاج بر سر گذاشته‌ام،او براي تجديد پيمان نزد من نيامده است.ممكن است خيال‌ خودسري و خودرأيي در سر پرورانده باشد.تو به زابلستان برو و رستم را دست بسته نزد من آر تا تاج و تخت خود را به تو تقديم كنم:


15.سوي سيستان رفت بايد كنون‌ به كار آوري زور و بند و فسون‌ 16.برهنه كني تيغ و كوپال را به بند آوري رستم زال را 17.سپارم به تو تاج و تخت كلاه‌ نشانم بر تخت بر پيشگاه

(همان:224)

 در بيان عوامل بحران و گره خوردن داستان،ملاحظه مي‌شود كه‌ داستان سراي توس در اوج لطافت و رواني سخن،ترتيب و نظم منطقي‌ صحنه‌ها و حوادث را به خوبي رعايت مي‌كند.


د.اوج گيري:

 اسفنديار ضمن دفاع از رستم و ذكر خوبي‌هاي او براي ايران و ايرانيان، به فرمان پدر سر به اطاعت مي‌نهد و راهي زابلستان مي‌شود:


18.به شبگير،هنگام بانگ خروس‌ ز درگاه برخاست آواي كوس‌ 19.چو پيلي به اسب اندرآورد پاي‌ بياورد چون باد لشكر ز جاي‌ 20.وز آنجا بيامد سوي هيرمند همي بود ترسان ز بيم گزند

(همان:229-230)

 به هنگام صبح زود كه هوا گرگ و ميش است و خروس بانگ برداشته‌ است،اسفنديار از پاي تخت به سوي هيرمند در زابلستان حركت ميان بي‌مانند باشد؛و مثنوي معنوي حماسه‌اي‌ عرفاني و بزرگ است.

 بر داستان‌نويسان علاقه‌مند به هنر نويسندگي فرض است تا با تدبّر و تأمّل در آثار داستان‌پردازان بزرگ ايران،با نمونه‌هاي عالي طرز بيان و اسلوب گفتار آنان آشنا گردند و از اين گنجينهء پربها در جلب قلوب مخاطبان‌ خود و پرواز دادن خيال آنان به دنياي پر رمز و راز سنّت داستان‌سرايي،به‌ نحو احسن بهره جويند.داستان‌نويسي در سرزميني كه زبان ملي و بومي‌ آن،قند شيرين فارسي است،بدون آشنايي با آثار گذشتگان،«بر يخ معما نوشتن»و به قول حضرت استاد فردوسي؛«باد در مشت داشتن»است.


پي‌نوشت

 (*)استاديار دانشگاه پيام‌نور تهران.


كتابنامه

 -فردوسي،ابو القاسم،بي‌تا،شاهنامهء فردوسي.زيرنظر برتلس(با همكاري). چاپ مسكو،(افست)تهران:مير.

http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/543181?sta=%u0641%u0646+%u0628%u06cc%u0627%u0646


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۸:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]

فن‌بيان و سخنوري

 * جعفر وفا كارشناس ارشد معارف‌ از شيوه‌هاي مؤثر تبليغ،رساندن پيام‌هاي تربيتي و توسعهء فرهنگ و آموزش‌ «سخنراني»است سخنراني هنگامي تأثير زيادي خواهد گذاشت كه داراي نظام‌ منسجم،ويژگي‌ها،و مهارت‌هاي لازم باشد.چنين گفتاري مطلوب عام و خاص‌ خواهد بود؛چنان‌كه حضرت علي(ع)مي‌فرمايد:

 «احسن الكلام ما زانه احسن النّظام و فهمه الخاصّ و العامّ»1

 بهترين سخن آن است كه با نظام نيكو آراسته باشد و خواصّ و عوام‌ آن را بفهمند.

 خطابه و بيان،از دو نظر بايد در ميزان نقد و تحليل قرار گيرد:

 يكي از نظر محتوا و قلب گفتار و ديگري از نظر قالب ظاهري و شكل و بافت.

 در مورد اوّل در مقالهء نخست،به اختصار مطالبي بيان شد و اينك محور دوم، يعني قالب ظاهري.

 قالب و ساختار ظاهري متن يك سخنراني نيز بايد محكم و استوار و داراي‌شرايط خاصّي باشد تا از عهدهء ابلاغ پيام دروني خود،برآيد چرا كه شيوهء بيان، همسنگ خود پيام،و حتّي گاه مهم‌تر است.در اين مقاله،بعضي از مهم‌ترين‌ شرايط ظاهري يك سخنراني را بررسي مي‌كنيم.


1-فصاحت و بلاغت

 مجموع حرف‌ها،كلمه‌ها و كلاّ بافت ادبي جملات به مثابهء جلد و جامهء رويين‌ گفتار است كه نسبت زيبايي،نظم و دقت در انتخاب آن‌ها،موجب ترغيب شنونده‌ به شنيدن آن مي‌شود و مفاهيم آن را به سرعت بر دل مي‌نشاند.سخني كه‌ اين صفات را در حدّ مطلوب داشته باشد،«فصيح»است.فصاحت در اصطلاح‌ عبارت است از:


«به كار بردن الفاظ و روشن و روان،زودفهم،مطلوب و معمول ادب دوستان‌ و نويسندگان و شاعران»

2

 خطيب برجسته و سخنور مجّرب،بايد سخن خود را به شكل زيبا و پسنديده‌ آرايش دهد و با اسلوب صحيح،شفّاف و به دور از پيچيدگي‌هاي لفظي و معنوي و تكلّف و تصنّع،مخاطبانش را ترغيب نمايد در حّدي كه مخاطب يا پرسش‌گر،به‌ محض دريافت پاسخ يا پيام مستقيم،جوهرهء آن را دريابد و قانع گشته و ساكت‌ بماند.تنها داشتن فصاحت و جمال جمله،وافي مقصود نيست بلكه«بلاغت»نيز شرط كمال و ركن بنادين سخنوري است و آن عبارت است از:


«دخالت دادن زمان و مكان،شخصيّت و شايستگي مخاطب،در بافت كلام».

4

 يعني گفتار در عين اختصار و قابل فهم و درك بودن براي مخاطب،به‌ مقتضاي حال و حوصله و ظرفيّت او نيز باشد از امام صادق(ع)سؤال شد «بلاغت»چيست؟فرمود:

 «كسي كه چيزي را مي‌داند و دربارهء آن كم سخن مي‌راند و اين‌كه بليغ‌ را بليغ مي‌گويند،براي آن است كه با كوشش ناچيز به نياز خود دست مي‌يابد.»5

 بنابراين آن‌چه گفتيم در بلاغت بايد سه حالت رعايت شود:

 الف-گفتار به هدف موردنظر نزديك باشد؛

 ب-دور از زوايد و كلمات و جملات تحميلي و اضافي باشد؛

 ج-در عبارت كم،معاني بسيار،بگنجاند.

 در اين صورت يك مربّي سخنور و خطيب توانمند،هرچند كم گويد،افراد زيادي جذب سخنانش خواهند بود؛زيرا كه سخن كم و گل‌چين شده،به مانند عسل است كه كم‌حجم،پر خاصيّت و پرخريدار است.

 عوامل امدادي فصاحت و بلاغت:گوينده بايد براي تقويت فصاحت و بلاغت‌ و سامان‌دهي و زيباسازي گفتار و جملات خود،از امور مدد جويد؛از جمله:

 الف-استعاره،كنايه،تمثيل و تشبيه به ويژه پوشاندن جامهء محسوس بر پيكر معقول به‌سان قرآن مجيد كه علم را به نور و روشناي و جهل را به تاريكي تشبيه‌ مي‌كند.6و ارزش امامت و حضور امام را به ارزش آب زلال و گوارا غيبت او را به فرو رفتن آب در زمين مانند مي‌سازد.7

 ب-بهره‌گيري از حكايات شيرين،پندهاي تاريخي،قطعاتي نغز،از شعر متعهد و نثر ادبي و حكيمانه و ضرب المثل‌هاي مايه‌دار در ميان مردم،در اين مورد نيز قرآن آينهء يك خطيب خوب است كه دست‌كم نيم‌رخ خود را در آن مي‌تواند ديد چرا كه آن به مناسبت‌هايي،از حوادث تاريخي امم گذشته سخن به ميان‌ مي‌آورد.و سخناني از لقمان،ذي القرنين،مؤمن آل ياسين و بلقيس نقل مي‌كند.8

 و نيز به برخي از ضرب المثل‌هاي عرب پيش از اسلام،اشاره دارد.همچون‌ گريستن آسمان و زمين بر هلاكت يك قوم و يا يك شخص:


«فما بكت عليهم السّماء و الارض و ما كانوا منظرين»

9

 نه آسمان بر آنان‌[فرعونيان‌]گريست و نه زمين،و نه به آن‌ها مهلتي داده شد.

 ج-استخدام روش و اصل موازنه و مقايسهء دو مفهوم كه در انتقال معاني‌و

كشف حقايق،نقش تعيين‌كننده دارد؛چرا كه يكي از راه‌هاي شناخت پديده‌هاي‌ مادي و غيرمادي سنجش هريك از آن‌ها،با قطب مخالفشان است«تعرف‌ الاشياة باضدادها»01و اين يك روش قرآني است همچون مقايسهء نور با ظلمت‌ يا علم با جهل؛سردي با حرارت؛مؤمن با كافر؛شب با روز؛بينا با نابينا؛مرده با زنده؛بهشت با دوزخ و...11

 در مقايسه دو ضدّ با يك امر«مجهول»با«معلوم ذهني»بايد دقّت نمود كه‌ لا اقل يكي از آنها بر شنونده معلوم باشد؛مثلا اگر دربارهء عظمت آفرينش‌ ستارگان و شگفتي‌هاي زمين و آسمان صحبت مي‌كنيد به جاي آن‌كه بگوييد، فاصلهء نزديك‌ترين ستاره به زمين 53 تريليون ميل است،بگوييد:فاصلهء نزديك‌ترين ستاره بر ما به حدّي است كه اگر قطاري سريع السّير بخواهد با آخرين سرعت حركت كند،پس از 84 ميليون سال به آن خواهد رسيد يا اگر در ستارهء مزبور آوازي خوانده شده،صداي آن،بعد از سه ميليون و هشتصد هزار سال به ما مي‌رسد؛زيرا كه واژهاي«تريليون»و«ميل»براي اكثر مردم‌ ناشناس است.


2-هدفمندي و شورآفريني

 ايجاد رغبت و انگيزهء مثبت،جهت انجام اعمال خوب و مقدّس و ايجاد نفرت‌ و انگيزهء منفي براي ترك كارهاي ناشايست،از ديگر اصول نظام گفتاري و فنّ‌ خطابه است.خطيب بايد سخنان هدفدار و مقدّس خود را با شيوه‌هايي بيان كند كه دردل شنونده شادي و عشق و نشاط و اميد بيافريند تا او را براي عمل به آن‌ تحريك نمايد و نسبت به امرو ناشايست،چنان سردي،افسردگي و تنفّر پديد آورد كه مخاطب به محض شنيدن متحوّل شود و تصيم بر ترك آن گيرد.رسول‌ اكر صلي الله عليه و آله در اين‌باره اسوهء حسنه و گوياترين الگوست.آن حضرت‌ در مواردي خاص،هنگامي كه براي ايراد سخنراني برمي‌خاست و خطبه مي‌خواند چشم‌هايش سرخ مي‌شد،صدايش بلند مي‌گشت و حالت خشمش شدّت‌

مي‌گرفت،گويا به ارتشيان هشدار مي‌دهد و به آنان اعلام خطر مي‌نمايد.

 آن حضرت با اينكه بسيار حليم و خوش‌خلق،گشاده‌روي و متبسّم بود،اما موقع نزول قرآن و ايراد نطق و موعظه بر مردم تبسّم بر لب نداشت.21و يك‌ خطيب بايد چنين باشد.


3-انسجام سخن

 فرش زيبا با گل‌هاي رنگارنگ و طبيعت‌نما،زادهء انتظام و انسجام رشته‌ نخ‌هاي هماهنگ و يك‌نواخت و به هم فشرده است.اگر در بين نخ‌هاي اصلي آن‌ فاصله ايجاد مي‌شد،هرگز قالي اين زيبايي را نداشت،چون رابطهء نقشه‌ها و گل‌ها و غنچه‌ه از هم گسست.سخنراني نيز بايد منسجم باشد؛يعني مطالب به هم‌ پيوند داشته باشد و توالي و روابط موزون رعايت شود.جمله‌ها مثل حلقه‌هاي‌ زنجير به هم پيوند بخورد.انسجام سخن بر دو ركن استوار است و از دو چشمه‌ سار،جاري مي‌گردد:يكي چراها و ديگري،نتيجه‌ها.انسان هميشه از خود مي‌پرسد:چرا فلان احساس توليد شد؟و نتيجهء آن چيست؟تا انسان به علّت و نتايج مسأله پي نبرد،آغاز و انجام آن را نداند و از مقدّمه،به نتيجه نرسد،در واقع موضوع را نفهميده است.

 با يك تشبيه مي‌توان انسجام گفتار را در قالب ترتيب اعداد،بيان كرد:

 سخن منسجم:(1،2،3،4،5،6).

 سخن غيرمنسجم:(2،1،4،3،5).(31)

 در پرتو انسجام كلام بايد توجه نمود كه گوينده اوّلا مطالبش مستدل و يكسان‌ باشد و دچار تناقض‌گويي نشود.ثانيا روشن و صريح،دور از ابهام و مطلق‌گويي و زلال و شفّاف سخن بگويد به زلالي دوربين ظريف كه در روشنايي كامل عكس‌ مي‌گيرد.كسي كه مبهم مي‌گويد،به عكّاسي مي‌ماند كه در فضاي مه‌آلود، عكس بگيرد،مسلم است كه چنين عكسي،هرچند از صحنه زيبا گرفته شود باز به‌ خوبي منعكس نمي‌شود.مطلب خوب در قالب خوشايند،جام صاف و بلوريني‌ است كه بادهء معنا را مطبوع،نشان مي‌دهد.

 سخنراني و حتي تدريس آزاد،بدون انسجام ظاهري و بدون رعايت اصول و نظام گفتاري،مانند آب مطبوع است كه در ظرف چركين و نامطلوب،به لب‌ تشنه‌اي عرضه شود.هرچند مي‌خورد ولي برايش گوارا نخواهد بود.

 نخستين عامل انسجام سخن و شفاف گفتن آن:«طبيعي»و به دور از تصنّع و تشبّه صحبت كردن است،ديگر،آن‌كه گوينده خود،موضع سخن را خوب‌ فهميده باشد؛كسي كه موضوع را به‌طور سطحي بفهمد،نمي‌تواند روشن بيان كند، انديشمندي مي‌گويد:


«چيزي كه خوب درك شود،صريح و روشن بيان مي‌شود و براي گفتن‌ ان،كلمات به آساني و طلاقت و پياپي در مي‌رسد و گوينده دچار گنگي نمي‌شود.»

41


4-ساماندهي و هنرنمايي

 جذب افراد براي گوش سپاري به سخنراني،و جلب افكار و احساس مخاطبان، نيازمند ساماندهي هنري است.و آن هم با انجام اموري امكان‌پذير است كه ما به‌ برخي از آن‌ها اشاره مي‌كنيم:

 1-آهنگ گفتار:به‌طور فطري و به مقتضاي حكمت و خلقت الهي،صداي‌ افراد،به هنگام صحبت،پيوسته در نوسان است و به تناسب نوع گفتار و حالات‌ روحي گوينده و شخصيّت او،دائم كم و زياد مي‌شود،ولي اين حالات در سخنراني‌ها بايد به‌طور محسوس و برجسته اعمال شود و گوينده صداي خود را از نظر شدّت‌ وحدّت،تغيير دهد و از حالت يكنواختي خارج كند،چه از نظر نوع و سطح گفتار و چه از نظر سرعت و آهستگي و آرامش و خشونت و آن،اثر خاص رواني در شنوندگان مي‌گذارد.زيرا بخشي از زيبايي دريا جذر و مدّ آن است؛امواج‌ خروشان از آن پديد مي‌آيد و هم آن،و سبب پيدايش ابر و باران مي‌گردد.

 برخي از زيبايي و تاثير خطابه نيز به نغمه و صوت سخنران بستگي دارد

كلمات آهنگين و آواي هماهنگ بر جمال و آثار سخن مي‌افزايد؛مثلا در جملات‌ سؤالي بايد لحن سخن نيز سؤالي باشد،يا در جايي كه از ظلم ظالمي سخن مي‌راند بايد با صداي تند و هيبت‌آميز و با خشونت بدان بپردازد،به گونه‌اي كه چهرهء ظالم در نظر شنونده تجسّم يابد و اگر در مظلوميّت ستم‌ديده‌اي صحبت مي‌كند، بايد با صداي شكسته و آرام و لرزان سخن بگويد و حتي نام او را نيز با لحن‌ مظولمانه به زبان آورد،تا سيماي مظلوم در ذهن مخاطب،به تصوير درآيد.

 زيرا هرگاه،سخن در سيره به ثمر نشيند و در سيما ظهور يابد،و گفتار با كردار هماهنگ شود و زبان حال به ياري زبان مقال بشتابد فعل و قول قرين هم گردند اثر سريع و ثابت به جاي مي‌گذارد.آن شاكي و مدّعي كه در محكمه،براي‌ اظهاراتش شاهد عيني به همراه دارد و بر دعوي‌اش گواهي مي‌دهد؛شكايتش بهتر بر دل حاكم مي‌نشيند و زودتر به نتيجه مي‌رسد.حضرت علي(ع)مي‌فرمايد:

 واقعيت آن است كه به جز گفته‌ي مورخان،نوشته‌ي مستدلي كه‌ افسانه‌سرايي و داستان‌پردازي را به مانند نقالي،جداي از هنر خنياگري‌ مورد بررسي و توجه قرار دهد،وجود ندارد.گرچه همراهي شعر و موسيقي‌ غير قابل انكار است،اما بي‌هيچ ترديدي علاوه بر نقل‌هاي منظوم‌ موسيقايي،افسانه‌ها و داستان‌هاي گوناگون ديگري نيز وجود داشته‌ است كه به صورت نثر ارايه شده و در آنها به ويژه پهلواني‌ها،حماسه‌ها و نيز وقايع عاشقانه و اعتقادي ايرانيان را به شيواترين و جذاب‌ترين روش‌ها ارائه مي‌شده است.

 در رابطه با نقل‌هاي عاشقانه،لااقل«لحن‌هاي خسرواني»قابل‌ استنادند،اگر چه حتي امروز كه امكانات پيشرفته وجود دارند هنوز هم در مناطقي خاص از كشورمان چون خراسان،لرستان،چهارمحال و بختياري، مازندران،سيستان و بلوچستان و بسياري استان‌هاي ديگر،نقل‌هاي‌ مختلف با مضامين متفاوت مورد توجه ويژه‌ي مردمان آن ديار است.

 حضور كنوني بيش از 200 نقال در مناطق گوناگون كشور،نيز نشان از مقاومت اين هنر در مقابل ممانعت‌ها و مخالفت‌هاست،زيرا كه اشتياق‌ مردم با صدور دستور رسمي مخالف،هم سويي ندارد؛به همين دليل مردم‌ يا به صورت پنهاني به پي گيري علايق خويش مبادرت مي‌ورزند،يا آنكه با تغيير شكل موضوعات مورد علاقه‌ي خويش و ايجاد تغييرات ظاهري يا محتوايي،زمينه‌هاي اشتياق خويش را حفظ مي‌كنند.علاوه بر اين،اصولا مخالفت‌هاي رسمي با برخي پديده‌هاي اجتماعي،به تقويت و رشد آن‌ پديده نيز مي‌انجامد كه در رابطه با نقالي نيز اين امر مصداق مي‌يابد.

 با ورود اسلام به ايران و اعلام حرمت موسيقي به خاطر«غنا»،به‌ رواج هر چه بيشتر داستان‌سرايي و نقالي انجاميد.گسترش نقالي به‌ خصوص آن زمان بود كه نقالان پذيرفتند داستان‌هايشان را با زمينه‌هاي‌ مورد علاقه‌ي اسلام تطبيق دهند.به اين ترتيب نقالي از يار هميشه‌ همراهش،موسيقي،فاصله گرفت و اتكاء نقالان به موسيقي براي بيان‌ وقايع رفته رفته كاهش يافت،از اين‌رو،براي جبران اين كاستي توانايي‌ نقالان در بازيگري و نقل نمايشي وقايع فزوني گرفت؛يعني كشش‌ها و قابليت‌هاي داستاني و نفوذ كلام نقال و ارايه‌ي حركات و اعمال ويژه در زمان نقالي،جايگزين اثرات ويژه‌ي موسيقي شد.

 به نظر مي‌رسد اين دگرگوني مختص مجامع رسمي محل ارائه نقل‌ بوده است.نمونه‌ي بارز آن را مي‌توان در نقل ملي كشور يعني آنچه مثلا در تهران امروز و توسط مرشد ترابي ارايه مي‌شود.جست‌وجو كرد.در حالي كه‌ نقل‌هاي بومي اقوام گوناگون مناطق دور دست فاقد اين دگرگوني وسيع‌ هستند.زيرا همانند نقل ملي،بازيگري انفرادي نقش برجسته‌اي در ارايه‌ آن نقل‌ها ندارد و در مقابل،موسيقي حضور جدي خود را نشان مي‌دهد.در اين نقل‌ها دگرگوني جدي در مضامين،مفاهيم و موضوعات ديده‌ مي‌شود.در واقع،علاوه بر نقل‌هاي صرفا ايراني،نقل‌هايي خاص مذهبي‌ مربوط به اسلام نيز به فراواني يافت مي‌شود.نقل‌هايي كه يا مستقيم به‌ داستاني از ائمه معصوم مي‌پردازند،مانند نقل ضامن آهو در خراسان يا نقل‌هايي كه در داستان‌هاي گوناگون به آموزش‌هاي مورد توجه اسلام‌ مي‌پردازند

 نكته‌ي قابل ذكر در اين نوع نقل‌ها آن است كه تركيب فرهنگ ايراني‌ با فرهنگ و انديشه‌هاي اسلامي است،به گونه‌اي كه امتزاجي جدي بين‌ زمينه‌هاي ملي ايران با زمينه‌هاي اسلامي مورد علاقه‌ي مردمان را به‌ وضوح و روشني ارايه مي‌كند.اما در ميان عشاير و طوايف ايراني،همواره‌ جنبه‌هاي مختلف داستان‌سرايي قديم ايران استمرار بخشيده شده است. در واقع،اهميت اساسي اين امر نه در دگرگوني مضامين نقل بلكه بيشتر اصل احيا و ادامه‌ي نقالي است.

 در ارتباط با علايق خلفا به هنرهاي گوناگون ايراني آن زمان،بايد گفت كه دربار معاويه به عنوان يكي از مهم‌ترين مراكز در اين خصوص‌ بود.اين موضوع به اعتراف تقريبا همه تاريخ‌نگاران قرون اوليه و مياني ه .ق.تأييد شده است.در جلد 2،صفحه 33 كتاب مروج الذهب مي‌خوانيم: «از جمله رسوم معاويه اين بود كه روز و شب پنج بار،بار مي‌داد.وقتي نماز صبح مي‌گذاشت،نزد قصه‌گو مي‌نشست تا با قصه‌هاي او به سر برد.»

هارون الرشيد(م 176 هـ.ق)نيز در دربار خود شرايط لازم را براي‌ راويان و داستان سرايان فاهم مي‌ساخت تا برخي زمينه‌هاي فرهنگي‌ گذشته را هنرمندان ارايه دهند.آنچنانكه در تاريخ جامع موسيقي،ج 1، ص 33 مي‌خوانيم:«محمد بن هارون در احياء اين گونه سنت‌ها راه افراط پيمود كه سرانجام خشم مسلمانان را برانگيخت.»

 وليد بن يزيد نيز داري يا«ملا حسين واعظ»است. او از جمله دانشمندان و مؤلفان پر كار قرن نهم و آغاز قرن دهم هجري است كه وسعت اطلاعات و توانايي وافرش در تأليف و تصنيف،وي را در شمار نويسندگان مشهور فارسي درآورد و فرصت ايجاد كرد تا آثار متعدد و متنوعي از خود به جا گذارد.

 كاشفي در كتاب ياد شده،ساختار،شرايط،مكان اجراي صحنه و شخصيت نقالان را تشريح كرده است.علاوه بر اين،به دقت،بسياري از سنت‌ها و آيين‌ها و رسوم آن عصر را ثبت و مضامين و موضوعات بسياري‌ چون پهلواني،قصه‌گويي و نقل و نقالي و غيره را به شكلي جامع بررسي‌ كرده است.

 او در كتابش(ص 275)نقالي را در مجموعه‌ي معركه‌گيري قرار داده‌ و نوشته است:

 «بدان كه معركه در اصل لغت حرب گاه را گويند و موضوعي را گويند كه شخصي(آن‌جا)باز ايستد و گروهي مردم آن جا بروي جمع شوند و هنري كه داشته باشد به ظهور رساند و اين موضوع را معركه گويند. براي آن كه چنان چه در معركه حرب،هر مردي كه هنري داشته باشد بروز مي‌نمايد و اظهار مي‌كند،اين جا نيز معركه‌گير هنر خود ظاهر مي‌كند.چنان چه در حرب گاه بعضي به هنر نمودن مشغول‌اند و بعضي به تفرج،اين جا نيز يكي هنر مي‌نمايد و ديگر تفريح مي‌كند. [...]اينان سه طايفه‌اند اول(مداحان)و عزا خوانان و سقايان،دويم‌ خواص گويان و بساط اندازان،سيم قصه خوانان و افسانه گويان».

 بديهي است اظهار نظر كاشفي در ارتباط با فعاليتي هنري است كه‌ بسيار پيش از او وجود داشته و او تنها به توصيف آن در عهد خود پرداخته‌ است.ثبات سياسي،توانايي اقتصادي و اقتدار حكومتي عهد صفويه از يك سو و از سوي ديگر،تضاد و درگيري حكومت ايران در اين عهد با ديگر حكومت مقتدر آن زمان،يعني عثمانيان،به توليد برخي هنرها انجاميد. پيدايش قهوه‌خانه در زمان صفويه فرصت بسيار مناسبي فراهم آورد تا انواع فعاليت‌هايي كه بعدها معمول گرديد،پديدار شود.نقالي يكي از شاخص‌ترين اين فعاليت‌ها بوده است.

 استفاده‌ي عام از داستان‌ها و اشعار حماسي و به خصوص شاهنامه و نيز نقل مضامين عاشقانه و توصيفي از طريق نقل در عهد صفويه متداول‌ شد.بي‌هيچ ترديدي،نقالان در شرايط وجود تضاد و درگيري‌هاي ايران و عثماني به تحريك احساسات وطن پرسانه و مواجهه با دشمن ياري بسيار رساندند.نقالان مسئوليت خطير آمادگي مردم را براي مواجهه با دشمن در زمان‌هاي مقتضي عهده‌دار شدند.نقل داستان‌هاي حماسي و حركات و حالات سلحشورانه به آرامش مخاطبان آسيب ديده‌ي روحي از جنگ منجر مي‌شد و سرخوردگي ايرانيان از طريق اين نقل‌ها و نيز با خلق شاهكارهاي‌ ادبي و حماسي با عنوان شاهنامه به اوج مي‌رسيد.ثبات طولاني مدت‌ حكومت صفويه علاوه بر نقالي،به گونه‌هاي ديگر نمايشي،هم چون‌ شبيه‌خواني ياري بسيار رسانيد.در مجموع،عهد صفويه و شرايط آن زمان، به تثبيت نهايي شكل اجرايي نقل و تكامل اعمال و رفتار نقالان انجاميد.

 فراتر از نقل ملي كه معمولا از شكل رفتاري و محتوايي واحدي‌ برخوردار است،در نقل‌هاي متنوع و متفاوت بومي نيز انواع گوناگون‌ منظومه‌ها،شعر خواني‌ها،مناظره‌ها يا تلفيق صورت منثور و منظوم آن‌ برمي‌خوريم.در تمامي اين نقل‌ها گرچه داستان‌ها متفاوتند اما در واقع در تمامي آنها ارزش‌ها والايي همانند:درستكاري،فتوب و جوانمردي، پاكدامني،گذشت و... فداكاري به صورت‌هاي بسيار جذاب و مطلوبي ارايه مي‌شود و قهرمانان با اتكاء با اين رفتارهاي ارزشمند انساني به ترويج تفكرات مثبت‌ و خير انساني و مواجهه با نيروهاي به اصطلاح شر متكي به رفتارهاي منفي‌ و مورد تنفر آدمي مي‌پردازند.

 در چنين اقدامي در واقع نقالان با شناخت از ضرورت‌هاي اجتماعي كه‌ در آن مي‌زيسته‌اند،استادانه به نيازهاي مخاطبان خود پاسخ مي‌دادند. انتخاب داستان‌هايي كه براي عامي مردم آشنا بوده است و افزودن‌ اضافات ضروري به هنگام اجراي آن داستان‌ها در شكل نقل و بهره‌گيري‌ از ويژگي‌هاي خاص بازيگران در بيان و حركت هماهنگ و ايجاد كشش‌ لازم متناسب با تقاضا و خواست مخاطبان،در كل از چيره‌دستي و قدرت‌ مردم‌شناسي نقالان نشان دارد.اگر چه نقال تنها يك نفر است و با امكانات‌ ظاهرا محدودي كه در اختيار دارد به تنهايي مسئوليت بازي همه‌ي‌ شخصيت‌هاي نقل خويش را عهده‌دار است،اما چيره‌دستي او تا به آن‌ سطح است كه گويي مجموعه‌اي پر تعداد از بازيگران بر عرصه‌اي پر از امكانات تالاري عظيم و با امكانات فني گسترده به بيان وقايع آن نقل‌ اختصاص دارند.اتكاء به حافظه‌ي قوي و سيال،قدرت بسيار در بداهه‌پردازي و برخورداري از صداي توانا و رسا و درك صحيح از شرايط محيطي كه نقل در آن اجرا مي‌شود و شناخت مخاطب تقريبا همه‌ي ابزار در اختيار نقال است.

 حذف موسيقي از نقل به صورتي كه قبلا توضيح داده شد،علاوه بر تقويت جنبه‌ي بازيگري نقال،به گرايش وي به آواز نيز انجاميد.به اين‌ ترتيب نقل به نمايشي يك نفره بدل گشت و تمامي مسئوليت‌هاي‌ بازيگري،كارگرداني و امور فني نمايش برعهده‌ي او واگذار گرديد.

 تنها وجود«من تشا»عصايي كه نقال به هنگام اجراي نقل به دست‌ مي‌گيرد باعث قوت او نبود بلكه اين دست‌هاي پرتوان و ذهن خلاق نقال‌ است كه از عصايي خاص هويتي گسترده مي‌آفرينند.به اين ترتيب نقال‌ علاوه براشراف برمردم و خواسته‌هايشان،بايد كه از موسيقي بهره برده و اصول و فنون بازيگري را نيز بياموزد؛از شمشيربازي،سواركاري، چوب‌بازي و فنون كشتي آگاهي لازم را داشته باشد.فراتر از اين فنون، نقال بايد كه به هنگام نقالي با تمام وجود همه‌ي شخصيت‌ها و افرادي را كه در نقل‌هايش از آنها ياد مي‌كند بشناسد و اين شناخت به همان اندازه‌اي‌ مهم است كه بايد نسبت به تمامي افراد حاضر در مجلس،آشنايي داشته‌ باشد.

 براي دسته‌بندي نقل‌هاي ايران كوشش‌هايي شده است.براساس‌ يكي از اين دسته‌بندي‌هاي كلي مي‌توان نقل‌هاي ايران را به نقل‌هاي‌ روستايي(بومي)و نقل‌هاي رسمي(ملي)تقسيم كرد.


نقل‌هاي روستايي يا بومي

 اين گونه نقل‌ها همگي بر ويژگي‌هاي خاص بومي مناطق گوناگون‌ استوار است و از طريق آن‌هامي‌توان معيشت،ويژگي‌هاي جغرافيايي و زيست محيطي،رفتارها،علايق و بسياري خصوصيات منطقه‌اي خاص را مورد شناسايي قرار داد.

 اين گونه نقل غالبا شفاهي است و موضوعات آن از داستان‌ها و حوادث بومي نشأت گرفته است.عشق،يكي ازموضوعات اصلي نقل‌هاي روستايي است و به سلحشوري-پهلواني و جوانمردي قهرمان قصه نيز بسيار پرداخته مي‌شود.تلفيق نثر و نظم،ديگر شاخصه‌ي اين نقل‌هاست. البته،فراواني نثر نسبت به نظم نشان از توانمندي نقالان اين نقل‌ها دارد.

 در بخش موسيقيايي،آشنايي نقالات بومي مقام‌هاي موسيقيايي و آوازي بومي به حس برانگيزي نقل‌ها بسيار اثر مي‌بخشد.فصاحت كلام و نبوغ سرشار در تصويرسازي ذهني نقال نيز به جذابيت اين نقل‌ها مي‌افزايد.

 تنوع و گوناگوني بسيار وسيع نقل‌هاي بومي قابل توصيف نيست. تفاوت مضامين عاشقانه و مذهبي در مناطق،قصه‌ي جنگ‌ها و ستيزها و حمله ياغيان،زورگويي خوانين و...در مناطق مختلف گواهي روشن‌ مربوط به اين تنوع است.ويژگي مشترك همه‌ي اين نقل‌ها،منطقه‌اي‌ بودن آنهاست.نقالان چيره دست روستايي حتي آن گاه كه از اشعار مشهور براي بيان نقل‌هاي‌شان بهره مي‌گيرند،مي‌كوشند تا به مدد ذهن خلاق و تواناي خويش،هنگامي كه آن اشعار را به نثر بدل مي‌سازند،حتما به‌ ويژگي‌هاي بومي و منطقه‌اي كه نقل‌شان را در آنجا ارايه مي‌كنند،توجه‌ خاص داشته باشند.استفاده از لهجه‌ي بومي و بهره‌گيري از مقام‌هاي‌ محلي موسيقي منطقه تا بدان حد جدي است كه مثلا در منطقه كردستان‌ به سرودن شاهنامه‌ي فردوسي به زبان كردي انجاميده است؛و يا آنكه در منطقه لرستان،منظومه‌ي ليلي و مجنون و خسرو و شيرين به لهجه‌ي‌ لري بدل گشته و چاشني آن نيز با مايگي مقام‌هاي موسيقي بومي لرستان‌ و در ماهور اجرا مي‌شود.


نقل رسمي يا ملي:

 نقل رسمي يا ملي را بايد محصول تكامل و تحول نقل‌هاي روستايي‌ يا بومي دانست.با پيدايش قهوه‌خانه‌ها شاهد حضور نقالان و شاهنامه خوانان هستيم و اين حضور به اشاعه‌ي نقاشي قهوه‌خانه‌اي نيز انجاميد،تا كلام شيوا و تواناي نقالان حتي در غيات‌شان نيز بر ديوارهاي‌ قهوه‌خانه‌ها فرياد زده شود نقال نيز به هنگام نقل خويش با اشاره بر تصاوير آويخته بر ديوار قهوه‌خانه،تصوير ملموسي از ماجرا در ذهن‌ شنونده ايجاد مي‌كرد.

 حمايت جدي شاه اسماعيل صفوي از هنر و توصيه‌ي او مبني بر استفاده از نقالي براي مداحي اهل بيت،به پيوند نقالي با مضامين ديني‌ اسلام ياري بسياري رسانيد.نقل داستان‌هاي آثاري همانند اسكندرنامه، مختارنامه،ابو مسلم نامه كه داراي مضامين حماسي و شيعي هستند ياري‌گر آيين فتوت و فرهنگ پهلواني شدند.ولي اين بدان معنا نيست كه‌ افسانه‌ها،آيين و سنن كهن كشور مورد بي‌توجهي و فراموشي قرار گرفت، بلكه بيشتر شاهد تركيب روايات مذهبي و باستاني با يكديگر هستيم كه‌ البته حاصل تعلقات ملي و ديني نزد ايرانيان است.به طورمثال،در نقاشي‌ قهوه‌خانه‌اي شاهديم كه سياوش آن هنگام كه از آتش عبور مي‌كند،پرچم‌ نصرمن ا...به نشانه‌ي پيروزي اسلام در دست دارد.

 طومارهاي نقالي براساس شاهنامه‌ي فردوسي،گرشاسب‌نامه، برزونامه،بهمن‌نامه،شهريارنامه و جهانگير نامه نوشته شد.نويسندگان‌ اين طومارها كسي غير از مرشدان چيره‌دست نقالي نبودند كه بخش‌هاي‌ بسيار جذاب منظورمه‌هاي مشهور را به نثر بدل كرده‌اند.در طول زمان، طومارها از متانت خاص ادبي برخوردار شرديده است.به طوري‌ كه به گفته دكتر«عنايت الله شهيدي»به اينجانب،و هم‌چنين وجود طومارهايي كه بعضي از آنها در كتابخانه‌ مجلس شوراي اسلامي موجود است،پس از انتشار حمله راجي كرماني،حمله‌خواني از نظر ادبي-هنري- نمايشي پيشرفت و ارتقاء يافته و بيش از پيش،از استقبال و آفرين‌گويي تماشاگران برخوردار شده است. «دكتر ذبيح الله صفا»نيز كه در صفحه 583 «حماسه‌سرايي در ايران»،3331 شمسي،دو منظومه‌ حمله باذل را با حمله راجي مقايسه كرده،چنين نوشته‌ است كه در حمله راجي:

 [بعضي از تصورات ملي ايرانيان نيز اثر كرد و از آن‌ جمله است داستان ديوي كه به خدمت پيامبر(ص) آمده قبول اسلام كرد و اگر اين كتاب را با حمله حيدري‌ باذل مقايسه كنيم.آن را از لحاظ استحكام الفاظ و زيبايي ابيات بهتر مي‌يابيم...]

 نگارنده نيز با مقايسه اين دو«حمله‌نامه حيدري»به‌ اين نتيجه رسيده است كه هرچند باذل در پديد آورد منظومه خود بر راجي به اصطلاح«فضل تقدم»دارد، ليكن منظومه راجي بر باذل از«تقدم فضل»ادبي- نمايشي برخوردار است.برتري‌هاي ادبي-نمايشي‌ «حمله حيدري»راجي بر«حمله حيدري»باذل،به نظر اين نگارنده،سه دليل عمده دارد:

 1)اول آنكه احتمالا راجي منظومه باذل را در پيش‌ چشم داشته و با چشم منتقد و رقيب در نقالي‌هايي كه‌ بر بنياد منظومه او تنظيم شده بود،تدقيق و تدبر كرده‌ است،و نقطه‌هاي قوت و ضعف اثر مكتوب باذل را،و يا اقتباس از آن هنگام حمله‌خواني را،با چشم عبرت‌ بين ملاحظه و تحليل كرده است.

 2)دوم آنكه راجي در مقايسه با باذل،از طبعي روان‌تر و سلاست كلامي بيشتر و نمايشي‌نويسي كارآمدتري‌ برخوردار بوده است.شعرهاي راجي كرماني ساده‌تر، روان‌تر،گوياتر و براي نمايش مناسب‌تر از شعرهاي‌ باذل-فندرسكي است.

 بايد يادآوري نمود كه متني به اصطلاح نمايشي‌ است كه به سادگي بتواند به بيان تئاتري ترجمه و تبديل‌ گردد و به صورت نمايش صحنه‌اي درآيد.«گفتا شنود» (Dialogue) چنين متني بايد از حس و حركت و حال و هواي نمايش برخوردار باشد،افشاء شخصيت كند، زمان و مكان را مشخص سازد،حال و هواي نمايش را القا كند،و داستان آن را از آغاز تا ميان،و از ميان تا پايان‌ به پيش برد.چنين گفتا شنودي را«بازيگر»بهتر بازي‌ مي‌كند و تماشاگر را بيشتر به نمايش متصل،جلب و جذب مي‌سازد،و در نهايت تجربه نمايشي عميق‌تر و وسيع‌تري پديد مي‌آورد.

 ليكن فورا بايد اضافه كنم كه منظومه راجي كرماني‌ نيز،چنانكه بايد و شايد«نمايشي» (Dramatic) نيست، و برخلاف متن‌هاي نمايشي دربردارنده توصيف‌هاي‌ طولاني و حتي تكراري است كه متن او را بيش از حد كشدار،يكنواخت و سنگين كرده است.راجي نيز نمايشنامه‌نويس نيست و شيوه‌ها و شگردهاي‌ نمايشي‌نويسي را نياموخته است و اصولا شاعران‌ داستان‌گوي آن زمان با اين«گونه ادبي» (Literary Genre) و قاعده‌ها و فن‌ها و معيارهاي آن آشنايي‌ نداشته‌اند.و اگر در اين زمينه به توفيقي نسبي هم دست‌ يافته باشند،ناشي از ذوق و قريحه و يا حتي تصادفي‌ بوده است.

 با اين همه،سروده راجي كرماني را نمايشي‌تر از سروده باذل-فندرسكي است و«تماشايي‌تر»مي‌توان‌ آن را بر صحنه پديد آورد.و نقالان حمله‌خوان كه به هر حال عهده‌دار تبديل متن‌هاي«نانمايشي» (Non-Dramatic) به متن‌هاثي نمايشي بوده‌اند،به‌ سروده ديني،مذهبي،ملي و تخيلي راجي كرماني، توجه و عنايت بيشتري نشان داده‌اند.

 يكي از بخش‌هاي ظريف در حماسه حمله‌ حيدري راجي،پرداختن او به توصيف عشق آسماني و مقدس است كه سبب مي‌شود حضرت فاطمه با حضرت علي(ع)ازدواج نمايد.روايت راجي از چگونگي اين ازدواج و رضايت فاطمه(س)به‌ همسري با علي(ع)به رغم اصرار خواستگاران ديگر، اثر او را به سمت گونه‌اي«رومانس مذهبي»سوق داده‌ است،گونه‌اي كه براي مخاطبان بسيار پر جاذبه بوده و به همين دليل مورد استفاده حمله‌خوانان قرار مي‌گرفته‌ است.مي‌دانيم كه مسأله همسرگزيني، مخصوصا هنگامي كه دوشيزه‌اي در برابر چند خواستگار كم‌وبيش مقبول و معتبر قرار بگيرد،و او بر خلاف عرف و رسم‌هاي جاري،از ميان آنان كسي را به‌ شوهري برگزيند كه بيشتر از صفات و سجاياي معنوي‌ برخوردار است،اينها درونمايه نمايشنامه‌هايي اخلاقي‌ است.اين‌گونه داستان‌ها يا نمايشنامه‌ها،براي‌ تماشاگران هر دوره‌اي،به سبك و سياق آن دوره،از جاذبه‌ها و مردم پسندي‌هاي فراواني برخوردار است... خواستگاري حضرت علي(ع)از حضرت فاطمه(س) و قبول آن از سوي فاطمه(س)و طرد ساير خواستگاران،اين بخش از منظومه راجي را پر كشش‌ كرده است.

 3)دليل سومي كه سبب رواج و وجاهت بيشتر حمله‌ حيدري راجي در مقايسه با حمله حيدري باذل- فندرسكي گرديده،توجه بيشتر راجي كرماني به‌ رويدادها و شخصيت‌هاي تخيلي و تفني است.در جايي كه باذل كوش