مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
لینک دوستان
بافاوتي از كنار همكاران رد شدن
* ميزكار نامرتب يا ميزكار بيش از مرتب
* پوشيدن لباس‌هاي نامرتب و نامناسب
* سو صدا به‌پا كردن و ...


رفتارهاي مثبت


* ميزكار به اندازه كافي مرتب
* پشيدن لباس متناسب با شغلتان
* مهارت‌هاي شنيداري خوب
* در هنگام صبح به گرمي به همكاران خوشامد گفتن و ...

فصل پنجم: كلام جسم و طرز قرارگيري بدن

كلام جسم دانشي نيست كه اطلاعات دقيق و جامعي درباره آن داشته باشيم. بعضي وقتها حركات يا طرز قرارگيري شخص مي‌تواند نشان‌دهنده افكار يا احساسات مربوط به بخش نيمه‌آگاه ذهن او باشد، اما در بسياري از موارد ممكن است كه اين نشانه‌ها را به اشتباه تفسير كنيم.

آنچه كه كلام جسم يك فرد برايتان بازگو مي‌كند در واقع نوعي گفتگو با بخش نيمه‌آگاه ذهن شماست و به اين خاطر است كه آن‌را بعنوان نوعي وسيله ارتباطي قدرتمند در نظر مي‌گيريم.


پيش داوري


هنگامي كه براي اولين بار با شخصي ملاقات مي‌كنيم كلام جسم يكي از مهمترين عواملي است كه بيشترين تاثير را برجاي خواهد گذاشت. بر اساس ظاهر افراد درباره آنها قضاوت كنيم تا گفته‌هاي آنها، اما اين قضاوت‌ها عمدتا ناآگاهانه صورت مي‌گيرد و بيشتر بر اساس پيش‌داوري‌ها و حدسيات ما شكل مي‌گيرند.


يك وضعيت متعادل

بسياري از اوقات بدون آگاهي از اينكه چگونه به‌نظر مي‌آييد در وضعيت بخصوصي قرار مي‌گيريد. سعي نكنيد علت قرارگيري در وضعيت‌هاي مختلف را مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد.  بجاي تمرين كنيد كه بهتر است جلوي ديگران چگونه به‌نظر بياييد. آيا قرارگيري در اين وضعيت بيان‌كننده همان چي‍زي است كه مي‌خواستم بگويم؟ اگر پاسخ منفي است حركت كنيد و در وضعيت بهتري قرار بگيريد.

هنگامي كه كلام جسم‌مان پيامي متفاوت با گفتارمان صادر مي‌كند فرصت   اين را نخواهيم داشت كه واكنش درستي از خود نشان بدهيم، چون ارتباطي خاموش ميان ما و مخاطبمان برقرار شده. كار كردن و تمرين بر روي كلام جسم‌تان براي بدست آوردن قابليت تاثيرگذاري بيشتر از شما يك دروغگوي ماهر نمي‌سازد، بلكه در اغلب موارد تنها موجب مي‌شود تا وجه تصويري شما به حقيقت نزديك‌تر گردد.

البته مي‌توانيد از كلام جسم براي پوشاندن احساسات منفي خود نيز استفاده كنيد. اگر اين فرايند مخفي‌ساز  را به‌خوبي و بطور موثري به انجام برسانيد در عمل حتي مي‌تواند موجب پيدايش احساسي مثبت در شما گردد.


رسوخ


براي توصيف پيام‌هاي صادر شده توسط كلام جسم مي‌توان از واژه «رسوخ» استفاده نمود، به اين‌خاطر كه شايد زماني سعي كنيد تا مطلبي را به طريقي به كسي بگوييد يا اينكه چيزي را از او پنهان كنيد، اما حقيقت سرانجام در ديدگان مخاطب رسوخ خواهد كرد و خود را به شكلي متفاوت با گفتارمان آشكار خواهد ساخت. بعنوان يك راهنماي عملي سعي كنيد تا از رسوخ پيام‌هاي منفي حاصل از وضعيت‌هاي زير اجتناب كنيد:


وضعيت‌هايي كه موجب مي‌شوند عصبي به نظر برسيد:

قرار دادن ضربدري دست‌ها يا پاها بر روي هم، وضعيت خميده، تكان دادن ساق پا، صاف كردن يقه، بازي با ساعت، جويدن ناخن‌ها، ضرب گرفتن با انگشتان، وول خوردن روي صندلي

وضعيت‌هايي كه موجب مي‌شوند فردي داراي رفتارهاي تهاجمي بنظر برسيد:

خيره شدن، دست‌ها را مشت كردن، انگشت را به‌سوي كسي نشانه گرفتن،


وضعيت‌هايي كه موجب مي‌شوند فردي خشن و بي‌نزاكت به‌نظر برسيد:

پچ‌پچ كردن،‌به ساعت نگاه كردن،‌خيلي محكم يا شل دست دادن، پوزخند زدن و ...


عادت‌هاي حركتي

همه ما عادت‌هاي حركتي خاص خودمان را داريم  و در موقعيت‌هاي متفاوت حالت‌هايي عصبي يا كاملا راحت به خود مي‌گيريم. در اغلب موارد از وجود اين عادتها بي‌خبر هستيم. عادت حركتي خود را شناسايي كنيد. احتمالا اين عادت يكي از نيرومندترين عواملي است كه بصورت پيام‌هايي منفي در ذهن مخاطبان رسوخ مي‌كند و شما ناآگاهانه از آن استفاده مي‌كنيد.


تمرين:

آن وضعيت‌هاي بدني كه تاثيري منفي بر ديگران مي‌گذارد را شناسايي كنيد و سعي كنيد در لحظاتي كه احتمال بروز آنها مي‌رود مانند جلسات اداري، گردهمايي‌ها‌و مصاحبه‌هاي شغلي از انجام آن خودداري كنيد. اگر از چگونگي حركات خود اطمينان نداريد از يكي از همكارانتان بپرسيد.


حالت‌هاي قرارگيري بدن (ژست‌ها)

بيشتر افراد وقتي تصوير خود را روي نوار ويدئو يا صفحه تلويزيون مي‌بينند از تماشاي خود حيرت مي‌كنند. در اغلب موارد حتي ممكن است كه تصوير خودمان را نشناسيم، به اين خاطر كه براي اولين بار خود را به همان شكلي مي‌بينيم كه ديگران مي‌بينند. حيرت‌انگيز و در عين حال كاملا واقعي است.

در اين هنگام آن توضيح هميشگي را به ياد مي‌آوريم: "اصلا متوجه حركات خود نبودم". مشكل اينجاست كه ديگران متوجه حركات ما هستند. در هنگام صحبت، بدن ما بايد با حركاتي متناسب با جمله‌هايمان حركت كند، هنگاميكه اين حركات نظم خود را از دست مي‌دهند بايد درباره آن تامل كنيم و حركت خود را مورد ارزيابي مجدد قرار دهيم.

چنانچه ژست‌ها و حالت‌هايمان زياده ار حد يكنواخت و مداوم باشد تاثير خوبي بر ديگران برجاي نخواهد گذاشت. همچنين اگر ظاهري بيش‌ از‌ اندازه با وقار و باشكوه به خود بگيريم موجب ناراحتي ديگران خواهيم شد. علاوه بر اين ژست‌هاي متظاهرانه نيز به همان اندازه كلمات متظاهرانه مي‌تواند كار را خراب‌تر كند.


ژست‌هاي بزرگ‌منشانه

بستن چشمها هنگام صحبت، متمايل كردن سر بطرف عقب در هنگام صحبت، به‌دقت از بالاي عينك نگاه كردن، به‌دست گرفتن عينك و حركت دادن آن هنگام صحبت و ...


ژست‌هاي احمقانه

بهم پيچيدن دست‌ها، جويدن انتهاي قلم، پاك كردن گوش‌ها‌ يا ناخن‌ها در حضور جمع، با دست علامت دادن، در حضور جمع لبه كفش‌ها را خواباندن و ...

ژشت‌ها و حالت‌هاي مثبت

دست‌هاي مشت‌نكرده و باز، حمل مدارك با يك دست،‌بجاي چسباندن آنها به سينه، متكايل كردن سر بطرف گوينده و ...


ژست‌ها و حالت‌هاي سودمند

ژست‌هايمان به ما كمك مي‌كنند تا هنگامي كه به هر دليلي قادر به صحبت نيستيم يا  در حالي كه سكوت اختيار كرده‌ايم مودب به‌نظر برسيم. همچنين مي‌توانيد براي نشان دادن شخصيتي قدرتمند و داراي اطمينان‌خاطر از ژست‌ها و حالت‌هاي بخصوصي استفاده كنيد.


حريم خصوصي هر فرد و اهميت تماس‌هاي فيزيكي

همه ما با ترسيم دايره‌اي نامرئي بدور خود قلمرو و حريم خصوصي‌مان را مشخص مي‌كنيم و اگر كسي كه او را نمي‌شناسيم به درون آن دايره يآ محدوده قدم بگذارد احساس ناراحتي مي‌كنيم. اين محدوده خصوصي ماست و بشدت از آن دفاع مي‌كنيم. تنها هنگامي وارد حريم خصوصي و احساسي ديگران بشويد كه كاملا اطمينان داشته باشيد اين كار ضروري است و مي‌توانيد بطور مناسبي آنرا به انجام برسانيد.

ما در روابط روزمره خود مجبوريم تا ناخواسته قلمرو ديگران را مورد تعرض قرار بدهيم، اما تا زماني‌كه نسبت به رعايت قوانين كلام جسم خود آگاهي داشته باشيم خواهيم توانست بخوبي با اين موقعيت‌ها كنار بياييم. براي مثال مسافران درون شهري در طول مدت پيمودن روزانه خود بطور معمول با يكديگر ارتباط چشمي برقرار نمي‌كنند.

حفظ تعادل رفتاري در چنين موقعيت‌هايي امري كاملا ضروري است. همچنين بخاطر داشته باشيد كه برقرار نمودن اجازه تماس فيزيكي، حتي بطور تصادفي هم قدغن است. ما در روابط شغلي و اجتماعي خود از طريق "دست‌دادن" با ديگران تماس فيزيكي برقرار مي‌كنيم. اين روش تنها شكل مناسب و قابل قبول برقراري تماس فيزيكي بخصوص در نخستين برخورد است. برقرار نمودن تماس فيزيكي برحسب فرهنگ و مليت افراد امري‌ متفاوت است.


ژست‌هاي قدرت‌طلبانه


آيا افرادي وجود دارند كه در نخستين دقيقه ملاقات با آنها تمامي حس اعتمادبه‌نفس و اطمينان‌خاطر خود را از دست دهيد؟ آيا در مقابل بعضي‌از افراد براي اطمينان‌خاطر خود نسبت به ديگران بيشتر دچار مشكل مي‌شويد؟ در چنين موقعيت‌هايي به احتمال زياد قرباني ژست‌هاي قدرت‌طلبانه آن اشخاص شده‌ايد. ژست‌هاي قدرت‌طلبانه حالت‌هاي نامطبوعي هستند. تعريف آن عبارت است از:

"بكارگيري رفتارها و انواع بخصوصي از حالت‌هاي مربوط به كلام جسم كه موجب مي‌شود تا ديگران در مقابل شخص احساس حقارت كنند." و چه به عمد چه غيرعمد، در هر دو صورت رفتاري‌احمقانه و توهين‌آميز است.


نشانه‌هاي رفتاري افراد داراي ژست‌هاي قدرت‌طلبانه عبارتند از:

خيره شدن، خم شدن روي ميزكار، با صداي بلند دستور دادن،‌ ناسزا گفتن، هر نوع تماس بدني بي‌اجازه و نامناسب، بي‌حركت نشستن روي صندلي به هنگام خوشامدگويي به ديگران و ...


نكات عملي

در هنگام رويارويي با اشخاص داراي رفتارهاي‌قدرت‌طلبانه چه مي‌توان كرد؟ خوب، مسلما شناسايي چنين رفتارهايي در درجه نخست اهميت قرار دارد. بهترين كار در مواجهه با آنها اين است كه تا جايي كه برايتان امكان دارد بي‌حركت سرجايتان قرار بگيريد (در غير اينصورت مضطرب و عصبي بنظر خواهيد آمد) و با اطمينان‌خاطر لبخند بزنيد. هيچوقت در چنين موقعيتي خود را سوال‌پيچ نكنيد، همينكه نسبت به ارزش‌هاي رفتاري خود شك كنيد آنها بازي را خواهند برد. تنها پس از كمي فكر كردن گفتگو را آغاز كنيد،

 هرگز خشمگين نشويد و كنترل خود را از دست ندهيد.


هرگز خشونت كلامي افراد را با لحني‌خشن پاسخ ندهيد، چون موجب خواهد شد تا در موقعيتي قرار بگيريد كه هيچيك از شما نتيجه عايدش نخواهد شد.


ژست‌هاي مثبت


خميدگي پشت در نگاه بيننده تاثيري منفي برجاي مي‌گذارد. دانستن اين نكته بسيار مهم اسن كه نه تنها براي حفظ زيبايي ظاهري بدن بلكه به‌خاطر حفظ سلامتي جسمي و رواني خود هميشه مراقب قرارگيري صحيح بدنتان باشيد.


راه رفتن به شيوه مثبت
براي دستيابي به اطمينان‌خاطر بيشتر و ارائه تصويري مثبت از خود سعي كنيد تا بهبودي در وضعيت راه رفتن خود ايجاد كنيد.


نشستن صحيح

طرز نشستن ما بيش از هرچيز به شكل صندلي‌اي كه از استفاده مي‌كنيم و نوع كاري كه انجام مي‌دهيم بستگي دارد.


وضعيت نشستن سنگين و فرورفتن در صندلي

اين وضعيت حالت‌هاي تهاجمي- انفعالي را در ذهن بيننده تداعي مي‌كند. در اغلب موارد شخصي كه به اين حالت مي‌نشيند مي‌خواهد برتري و سلطه خود را به شيوه‌اي منفي به اثبات برساند.


وضعيت نشستن متقاطع

نشستن در حاليكه پاهايتان را بطور متقاطع بر روي يكديگر قرار داده‌ايد يك حالت تدافعي اغراق‌آميز را تداعي نخواهد كرد مگر اينكه همزمان دستهايتان را نيز در وضعيتي متقاطع در مقابل سينه‌تان قرار بدهيد. بعضي از اشخاص به اين‌خاطر خشك و عبوس بنظر مي‌آيند كه در هنگام نشستن دستها يا پاهايشان را محكم در يك وضعيت فشرده قرار مي‌دهند.

كسي كه قصد دارد عقيده‌اش را با توسل به لحن و كلامش به ديگران منتقل كند بهتر است كمي به‌طرف جلو خم بشود و از ژست‌هاي راحت و باز استفاده كند.


نشستن با احساس تمايل به ناپديد شدن

هنگاميكه مضطرب و عصبي هستيم بعضي وقت‌ها آرزو مي‌كنيم كه ايكاش مي‌توانستيم ناپديد شويم و چنين احساسي در شيوه نشستن ما بخوبي مشهود است. وقتي پشت كيف بزرگي كه روي پاهايتان قرار داده‌ايد پنهان بشويد يا پاهايتان را زير صندلي پنهان مي كنيد، هنگاميكه بر روي‌لبه صندلي مي‌نشينيد، در حقيقت در حال نشان دادن احساس ناامني خود نسبت به موقعيتي هستيد كه در آن قرار داريد.


وضعيت نشستن با حالتي متفكرانه

در آن وضعيت آرنج‌ها در محلي روي دسته‌هاي صندلي قرار دارند و دست‌ها به آرامي دسته صندلي را گرفته‌اند، بدن كمي بطرف جلو خم شده است و سر يا بي‌حركت است يا در صورت لزوم در تاييد گفته‌هاي طرف مقابل مختصري حركت مي‌كند.


نشستن در وضعيت عدم توافق

ما مخالفت خود را نسبت به عقايد افراد به اشكال متفاوتي نشان مي‌دهيم. رايج‌ترين رفتار در چنين موقعيتي باريك كردن چشم‌ها و به‌دنبال آن پلك زدن و نگاه كردن به سقف اتاق است. بعضي از اشخاص با حركت دادن سر خود آشكارا مخالفت خود را ابراز مي‌كنند و برخي ديگر براي رعايت ادب، ظرافت و باريك‌بيني بيشتر به خرج مي‌دهند.


نشستن در وضعيت نشان‌دهنده بي‌تفاوتي يا ناراحتي

شخص شنونده در هنگام ناراحتي اغلب حركات سريع و تكرار شونده‌اي را از خود بروز خواهد داد، مانند ضربه زدن پي‌درپي كف پا به سطح زمين، آدامس جويدن مي‌تواند موجب ناراحتي اشخاص گردد چون مي‌توان آنرا به نشانه تكبر يا بي‌تفاوتي شخص تلقي نمود.


وضعيت نشستن حاكي از احساس راحتي با اطمينان‌خاطر بازيافته

در چنين موقعيت‌هايي اغلب در حالت‌هاي راحتي مانند لمس كردن يا دست كشيدن به اجزاي سر و صورتمان قرار مي‌گيريم. جويدن يا گاز

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

نارساگويي


نارسايي گفتار چيست؟
 

نارسايي گفتار يك اختلال محرك است. ماهيچه هاي دهان، صورت و سيستم تنفس ممكن است ضعيف شوند، آهسته حركت كنند يا به علت سكته يا آسيب مغزي اصلا حركتي نداشته باشند. نوع و شدت نارساگويي به اين كه كدام قسمت سيستم عصبي آسيب ديده است بستگي دارد.

بعضي از دلايل نارسايي گفتار شامل سكته، فلج مغزي و تحليل عضلات است. هم بچه ها و هم بزرگ سالان مي توانند نارسايي گفتار داشته باشند.

بعضي از علايم يا نشانه هاي نارسايي گفتار چيست؟

فرد كه دچار نارسايي گفتار شده بسته به مقدار و مكان آسيب به مغز مي تواند علائم زير را داشته باشد :
 
آهسته و با اشكال قادر به صحبت است .
 
سرعت آهسته ي گفتار .
 
سرعت بالاي گفتار با زير لب سخن گفتن .
 
محدوديت حركات زبان، لب و فك .
 
تن صداي غير نرمال در هنگام صحبت كردن .
 
تغيير در كيفيت صوت .
 
گرفتگي صدا .
 
گرفتگي نفس .
 
جويدن و بلع مشكل .

نارسايي گفتار چگونه تشخيص داده مي شود؟

آسيب شناس گفتار و زبان مي تواند فردي را كه داراي مشكل گفتاري است ارزيابي كند و ماهيت و شدت مشكل را تشخيص دهد. آسيب شناس گفتار و زبان به حركت لب ها، زبان و صورت  به علاوه حمايت تنفسي براي گفتار، كيفيت صدا و ديگر چيزها توجه خواهد كرد.
 

چه درماني براي افرادي كه داراي نارسايي گفتار هستند وجود دارد؟

درمان بستگي به علت، نوع و شدت علائم دارد. آسيب شناس گفتار و زبان با اين افراد كار مي كند تا توانايي هاي ارتباطي آن ها را افزايش دهد.
 
اهداف محتمل درمان .
 
آهسته كردن سرعت گفتار .
 
تقويت حمايت تنفس با اين كار فرد مي تواند بلندتر صحبت كند .
 
تقويت عضلات .
 
افزايش حركات دهان، زبان و لب .
 
تقويت تلفظ فشرده براي وضوح بيشتر گفتار .
 
آموزش روش هايي به افراد خانواده و معلمان براي  برقراري ارتباط بهتر با فرد داراي نارسايي گفتار .
 
در موارد شديدتر آموزش روش هاي جايگزين ارتباطي مثل اشارات ساده، تخته ي الفبا يا تجهيزات الكتريكي و كامپيوتري .

چگونه مي توان با فردي كه داراي نارسايي گفتار است بهتر رابطه برقرار كرد؟
 

اين كه هم فرد داراي نارسايي گفتار و هم فرد عادي  سعي كنند با هم تعامل بيشتري داشته باشند مهم است. در اين جا توصيه هايي براي گوينده و شنونده وجود دارد.
 
توصيه هايي براي فردي كه داراي نارسايي گفتار است :
 
قبل از اينكه شروع به صحبت كلي در مورد موضوعي كنيد ، موضوع مورد نظر را در يك كلمه توصيف كنيد .
 
از شنونده بپرسيد تا مطمئن شويد موضوع را فهميده است .
 
آهسته و بلند صحبت كنيد،  به صورت مكرر مكث كنيد .
 
وقتي احساس خستگي مي كنيد سعي كنيد مكالمه را محدود كنيد .
 
وقتي احساس خستگي كرديد سعي كادت و دليل آن را بشناسيد

بعضي عادت ها فيزيولوژيك هستند و در حقيقت جز در لفظ و قضاوت ديگران عادت محسوب نمي شوند مثل خرخر كردن در خواب. ترك چنين عادت هايي به استفاده از شيوه هاي پزشكي نياز دارد و نمي توان به طور مستقيم براي آن ها تصميم گرفت. عادات تابعي از رفتار،‌ بينش و نوع واكنش فرد به مسايل روزمره و حتي اتفاق ها هستند و بايد دليلي را كه باعث ايجاد و تداوم آن ها مي شود به خوبي شناخت.

بعضي عادت ها از باورها ناشي مي شوند و گاهي به دليل گستردگي به يك رسم يا سنت تبديل شده اند، ‌در حالي كه مي توانند كاملاً‌ اشتباه و مضر باشند.

بعضي عادت ها نيز با وجود «بدبودن» كاربردي هستند و يك راه حل محسوب مي شوند. البته بيشتر عادت هاي بيهوده مانند انواع وسواس هاي فكري و رفتاري درباره مسايل خاص يا روزمره ترك نمي شوند،‌ چون هيچ دليل و كاربردي ندارند و مضر هم نيستند.

بعضي عادت ها از باورها ناشي مي شوند و گاهي به دليل گستردگي به يك رسم يا سنت تبديل شده اند،‌ در حالي كه مي توانند كاملاً‌ اشتباه و مضر باشند.

براي هميشه ترك عادت كنيد!

بعضي عادت ها در افراد، به ويژه آن ها كه با شرايط هيجاني محيطي يا لذت هاي زودگذر ارتباط دارند، پس از مدتي دوباره برمي گردند، ‌بر اين اساس بايد براي ترك عادت اراده اي بلندمدت و دايمي داشته باشيد.

به خود متكي باشيد

اگر ديگران هيچ وقت نخواهند عادات بدشان را ترك كنند، اين موضوع نبايد در روحيه ي شما تاثير بگذارد. تكرار يك عادت بد و رواج آن توجيهي براي ترك نكردن آن نيست. به خود متكي باشيد و راه خودتان را برويد. ظرفيت رواني و قدرت پذيرش واقعيت هاي موجود را در خود بالا ببريد.

علاوه بر آن نبايد با هيچ دليل و توجيهي تسليم عادت خود شويد، همواره خود را بالاتر از عادت هاي تان بدانيد و قدرت ترك بدي ها را براي خود قائل باشيد.

از شكست نترسيد

اولين شكست در ترك عادت معمولاً‌ بدترين شكست است. همه مي دانند كه شكست پل پيروزي است،‌ اما كمتر كسي آن را باور دارد و اصلاً ‌به كار مي گيرد.

منبع: 7 روز زندگي شماره 142
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

۱۰

7 عادت آرامش ‌بخش

مي‌خواهيد آرام و خونسرد و خوددار باشيد و در اين دنياي شلوغ و پراسترس كمي آرامش داشته باشيد؟ اما ذاتا هميشه مسوول امور و عهده‌دار نظم و ترتيب بوده‌ايد و احساس مي‌كنيد همه كارها بايد تحت كنترل شما باشد ولي براي يك بار هم كه شده اين عادت كنترل كردن همه‌ امور را رها كنيد و بگذاريد زندگي مسير خود را بپيمايد؛ چگونه؟

خيلي راحت، با خواندن و عمل كردن به اين پيشنهادها:

مسووليت‌هاي متعدد را نپذيريد: ممكن است از اينكه همواره كارهاي بسياري را با هم انجام مي‌دهيد به خود بباليد ولي به‌طور قطع در حين كار احساس نداشتن تمركز، نگراني و خستگي مي‌كنيد. در عهده‌داري كارها هوشيار باشيد. كارها را يك به يك و به نوبت انجام دهيد.

قدر لحظه‌هاي عمر خود را بدانيد و از انجام كاري كه به عهده گرفته‌ايد لذت ببريد و پس از انجام آن احساس موفقيت كنيد.

به موفقيت‌هاي خود بها دهيد: يك موفقيت، پيروزي‌هاي بعدي را به دنبال مي‌آورد و احساس خودكم‌بيني را از انسان دور مي‌كند. هر موقع مايوس شديد تنها كافي است تنها به يك چيز كه موجب بالندگي شماست يا يك زمينه كه در آن موفق بوده‌ايد فكر كنيد.

به نيازهايتان اهميت دهيد: هميشه به فكر راضي و خوشحال كردن ديگران نباشيد. كمي هم به فكر نيازهاي معقول و مقبول خود باشيد. اين به معني خودخواهي نيست. به نقطه نظرات ديگران گوش دهيد ولي در عين حال انعطاف‌پذير باشيد و نسبت به احساسات و عواطف خود نيز واقع‌گرا و بي‌رودربايستي باشيد.

از كار خود لذت ببريد: اگر هميشه براي انجام كاري تحت فشار هستيد يا از انجام كاري طفره مي‌رويد به اين معني است كه از كاري كه انجام مي‌دهيد لذت نمي‌بريد اما به هر حال ناچاريد. پس روي جنبه‌هاي لذت‌بخش آن تمركز كنيد. يك ديد مثبت مي‌تواند تنش‌هاي دروني شما را بزدايد و به شما فرصت دهد كه دريابيد چه تغييرات درازمدتي را مي‌توانيد ايجاد كنيد. براي مثال مي‌توانيد به تقدير و ستايش پاياني كار فكر كنيد يا به دستمزد حاصل از آن.

انعطاف‌پذير باشيد: يك برنامه روزمره داشتن بسيار خوب و معقول است اما اجازه ندهيد كه رعايت چنين برنامه‌اي سبب تنش و اضطراب شما شود. سختگيري‌هاي شديد سبب مي‌شود فرصت‌ها را از دست بدهيد پس انرژي خود را بيهوده تلف نكنيد.

ميان كار و زندگي تعادل برقرار كنيد: تداخل و ادغام زندگي كاري و اداري با زندگي خصوصي موجب اختلالات فيزيكي و عاطفي مي‌شود. برنامه و زماني را براي توقف كار انتخاب كنيد و به آن پاي‌بند باشيد. در خانه به كار فكر نكنيد و توجه خود را به زندگي خانوادگي معطوف كنيد.

عكس‌العمل‌هايتان را تغيير دهيد: شايد هميشه نتوانيد شرايط تنش‌زا را عوض كنيد پس سعي كنيد گاهي ديدگاه خود را نسبت به شرايط تغيير دهيد و احساسات خود را عوض كنيد.

منبع: http://salamat.com


ترجمه: سميه مقصودعلي

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]



نقش مادر در سخن آموزي كودكان  

آموزش زبان مهم است از آن باب كه وسيله اي براي بيان انديشه و احساس ابزاري براي انتقال ميراث فرهنگي است. شك نيست چنين وسيله اي هر قدر كاملتر و غني تر و هر چه انديشيده تر باشد مهمتر است. و در اين جاست كه مادر نخستين كسي است كه طفل چشم بدو مي گشايد و نخستين كلمه را از او فرا مي گيرد و طفل در دامان مادر چنين وسيله و ابزار را بدست مي آورد و براساس آن به توجيه خود و تشريح مسائل مي پردازد .اما در اينجا قبل از اين كه در مورد نقش مادر در سخن آموزي كودك بپردازيم، بحث كوتاهي در مورد مراحل سخنگويي و زمان آن بپردازيم. كودك به آساني نمي آموزد كه چگونه سخن گويد بلكه بايد جرياني پيچيده و طولاني را طي كند . اكثر تحقيقات در اين باره نشان مي دهد كه كودك بين 12 تا 14 ماهگي اولين لغت را به زبان مي آورد و به اين ترتيب بايد در طي 12 تا 14 ماه اول زندگي براي فهماندن غرض خود از شيوة تفهيم و تفهم پيش از تكلم استفاده كند.

شيــــــــــوه هاي پيش از تكلـــــم :

كودك پيش از تكلم از سه شيوه براي فهماندن غرض و منظور خود استفاده ميكند. اين شيوه ها عبارتند از: گريه و فرياد، اداي صداهاي نامشخص و اشارات.( مهمترين قسمت همان شيوه دوم است زيرا پس از چندي بصورت صداهاي مشخص و بامعنا يعني لغات در مي آيد.)

۱- گــــريه و فـــــــــرياد

در روزهاي نخست زندگي بيشتر صداهايي كه از كودك شنيده مي شود به صورت گريه و فرياد است. در طي هفته اول گريه در فواصل نامنظمي ظاهرمي شود. نوزاد بدون هيچ گونه علت ظاهري گريه مي كند. اما يك مرتبه گريه يا خود به خود و يا در نتيجه توجه مادر قطع مي شود.

۲- صــــــــدهاي غيــــــــــر مشخص

در ماههاي اول زندگي علاوه بر گريه صداهاي نامشخص ديگري شنيده ميشود اين صداها را نياموخته است بلكه بخودي خود آنها را ظاهر ميسازد و چه خوبست بدانيم كه اين صداها عموميت دارند و در تمام اقوام و ملل و نژادها ديده ميشوند بطوريكه حتي كودكان كر نيز اينگونه صداها را نشان ميدهند. كودك اغلب هنگامي كه تنهاست و افراد ديگري نيست كه او را مشغول كنند به ايجاد اين صداها مي پردازند. شنيدن صداي كودك براي خود او لذت بخش است و به همين سبب است كه اغلب با شنيدن صداي خود تبسم مي كند و گاهي نيز مي خندد. كودكان ناشنوا نيز در ابتدا مانند كودكان سالم اين گونه صداها را ايجاد مي كنند ولي چون صداي خود را نمي شنوند تا از آن لذت ببرند پس از چندي دست از ايجاد صدا بر مي دارند.

۳- اشـــــــــــــــاره

در ابتدا كودك به موازات اشاره، صداهايي نيز ايجاد مي كند و مي خواهد با كمك اين دو منظور خود را براي ديگران آشكار سازد ولي رفته رفته پي مي برد كه تنها با اشاره نيز مي توان منظور خود را آشكار ساخت ولي اگر اشاره وي فهميده نشود او از گريه براي فهماندن غرض خود كمك مي گيرد. اما در مورد زمان سخن گويي بايد بگوييم كه بسياري از كودكان طبيعتاً بين 12 و 18 ماهگي براي تكلم آماده مي شوند و چنانچه كودك در اين دورة آمادگي زبان باز نكند ممكن است از نظر عاطفي براي وي اختلالاتي دست دهد زيرا نمي تواند خواسته ها و احساسات خود را بيان كند. و در آموزش زبان سن 1- 3 سالگي بسيار مهم است از آن بابت كه اين سن دوره تقليد از بزرگسالان است و آنچه را كه آنها بگويند او ادايش را در مي آورد . از آنجا كه مادر بيش از افراد ديگر با كودك در ارتباط است. بنابراين نقش مادر در آموزش زبان به كودك را نبايد ناديده گرفت.

مادر در آموزش زبان بايد نكاتي را مورد نظر داشته باشد كه اهم آنها عبارتند از :

۱- بيان كلمات از ساده به مشكل باشد، از كلمات يك هجايي شروع كند تا بتدريج بتوان كلمات چند هجايي را به او آموخت.
۲- با كودك با زبان ساده و قابل فهم حرف بزند نه با زبان علمي غليظ . البته اين امر مانع آن نيست كه مادر درست و صحيح حرف بزند.
۳- از كلماتي استفاده كند كه بيشتر مورد نياز كودكند.
۴- بيان عبارات سريع نباشد كه انتقالش به ذهن كودك با دشواري هايي همراه است .
۵- عبارات طولاني به كار نبرد .
۶- در حين صحبت اگر كودك دچار خطائي شد با فرمي آن را اصلاح كند .و كودك را تنبيه و تمسخر نكند .
۷- اصلاح تلفظ بايد از زماني شروع شود كه كودك صداهاي حروف را از هم تشخيص ميدهد .
۸- هرگز كلمه اي را به حساب اين كه از آن خوشش مي آيد غلط تلفظ نكنيم .
۹- در آموزش يك اسم نام اصلي و صحيح را بكار ببريم به عنوان مثال كلمه گوسفند را براي گوسفند به كار ببريم نه كلمه بع بعي را .

اما مـــــــادران براي آموزش زبان از چه روشهايي مي توانند استفاده كنند :

۱- بازي با حروف و در آوردن صداي آن از طريق بازي و يا بيان داستان .
۲- آموزش شعر، سروده هاي ساده كه الفاظ را قالبي به كودك منتقل مي كند در اين امر آثار مفيدي دارند.
۳- در آموزش زبان كودك را بايد تشويق كرد و هرگز نبايد گذاشت كه احساس عدم لياقت كند .
۴- خودداري از عيب جوئيهاي خشن، تنبيه، تمسخر در صورت اشتباهات تلفظي و دستوري.
۵- ايجاد انگيزه براي صحبت كردن كودك از طريق بي توجهي به شيوه هاي ديگر تفهيم و تفهم از جمله گريه و فرياد و يا اشاره.

http://www.noorportal.net/394/684/702/3694.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

در انجام اين روشهاي پيشگيرانه پافشاري نكنيد، چون عموماً دقيق نبوده و براي استفاده ي موفقيت آميز از آن نياز به همكاري كامل كودكانتان مي باشد.

3- پاسخ جايگزين

پاسخ جايگزين رفتار يا فعاليتي است كه كودكان مي توانند براي جايگزين كردن يا كاهش عادتهاي بد هميشگي شان از آن استفاده نمايند. يك پاسخ جايگزين يا مي تواند جايگزين رفتار عادتي شود و انجام آن را ناراحت كننده سازد يا مي تواند حواس كودك را به چيز ديگري معطوف كند و انجام عادت را به تأخير اندازد. اين مسئله باعث مي شود تا تعداد دفعاتي كه اين عادت انجام مي گيرد، تقليل يابد.

پاسخهاي جايگزين علاوه بر اين كه به كودكان فعاليت جايگزيني ارائه مي دهند، با آنان حس كنترل بر عادتشان را نيز مي دهند. براي مثال اگر كودكان موافقت كنند كه به جاي مكيدن شصتشان، آدامس بجوند، عمل جويدن، مكيدن شصت را با مشكل مواجه مي سازد و در عين حال به كودكان فرصت مي دهد بين جويدن يا مكيدن، دست به انتخاب شخصي بزنند كه اين به نوبه ي خود عادت هميشگي را كاهش مي دهد و حس كنترل بر خود را تقويت مي نمايد.

از تكنيكهاي آرامش بخش مي توان به عنوان پاسخهاي جايگزين براي كاهش محركهاي تنش استفاده نمود. اگر كودكانتان عادتهاي عصبي نظير ناخن جويدن، لكنت زبان، صدا در آوردن از بند انگشت يا ساير عادتهاي بدي كه تحت فشار تعداد دفعاتش بيشتر مي شود، دارند؛ تمرينات آرامش بخش را مي توان جهت جايگزين ساختن عادت عصبي انجام داد.

به محض اين كه كودكانتان عادت بدشان را با يك عادت آرامش بخش جديد جايگزين سازند، پاسخي براي فشارهاي دايمي مي يابند كه به آنان كمك مي كند تا به طريقي سالم تنشهايشان را برطرف سازند.

تمرينات آرامش بخش كه از آن بحث مي شود مي تواند جايگزين عادت بد عصبي شود. زماني كه شما و كودكانتان از وضعيتهاي فشارزا كه عادت بد را تشديد مي كند، آگاهي يافتيد، مي توانيد كودكانتان را جهت انجام اين تمرينات قبل از اين كه به اين وضعيت برسند، ياري نماييد.

اين كار مي تواند مانع از تكرار عادت شود. قبل از بروز هرگونه نشانه اي از عادت به كودكانتان متذكر شويد كه تمرينات آرامش بخش را شروع نمايند. اين پيش بيني و آمادگي، كودكان را مسئول مي كند و براي آنان روشن مي سازد كه قدرت جايگزين ساختن يك فعاليت مثبت را به جاي نوع منفي دارند.

همه ي تكنيكهاي آرامش بخش براي كليه ي افراد مؤثر نيستند. به كودكانتان فرصت دهيد تا هر يك از اين تمرينات را انجام دهند و هر كدام كه به نظرشان راحت تر مي رسد، انتخاب نمايند. سپس مطمئن شويد كودكانتان هر روزه اين تمرين را انجام مي دهند . به طوري كه هر گاه احساس فشار روحي كنند به آساني و به طور خودكار عادت بد را با كمك اين روش از بين ببرند.

منبع : بر گرفته از كتاب« بچه هاي خوب ،عادت هاي بد»
نويسندگان : دكتر« چارلز اي شانر» و« ترزافويديگرونيمو »
ترجمه : مير محي الدين گلباز


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

۸

6 عادت منفي رفتاري و راه هاي مقابله با آن ها

برخي افراد در ابراز خواسته هاي خويش و يا در پاسخ دادن به انتظارات ديگران، با مشكل مواجه اند كه علت آن، وجود الگوهاي منفي ست كه به شكل عادت در آمده است؛ در اين مقاله، به 6 عادت منفي رفتاري و راه هاي مقابله با آن ها پرداخته ايم:

1) بي فكر بودن
همه ي افراد، دوست، شغل، شريك زندگي و ... براي خود پيدا مي كنند و هرگز قصدشان اين نيست كه روابط شان به شكست بينجامد. با وجود اين، براي برخي چنين اتفاقي مي افتد؛ تنها به اين دليل كه به نيازهاي عاطفي ديگران توجه كافي نمي كنند. آنان از روي بدذاتي، بي فكر نيستند، بلكه آن چنان غرق مشكلات و نگراني هاي خويش اند كه نيازهاي افراد پيرامون خود را نمي بينند.

از طرف ديگر، با فكر بودن و توجه كردن، به تشكيل روابط رضايت بخش و پايدار مي انجامد. وقتي شما توجه مي كنيد، خواسته هاي ديگران را مي بينيد و به آن ها پاسخ مي دهيد، در حقيقت توجه تان را از نگراني هاي خود، به نگراني هاي ديگران معطوف مي سازيد. با انجام چنين كاري، ياد مي گيريد آن چه را ديگران احساس مي كنند، بفهميد و بتوانيد همان عواطف را در همان زمان احساس كنيد. در آن لحظه، مي توانيد با آن شخص باشيد و روي آگاهي ها و تجارب مشترك، متمركز شويد.

در خلال چنين تجاربي، تمركز آن چنان قوي و شديد است كه ديگر جايي براي انديشيدن به چيزهاي بي ربط يا نگراني، باقي نمي گذارد. خودهوشياري، محو مي شود و حس زمان، دگرگون مي گردد. فعاليتي كه چنين تجاربي را به وجود مي آورد، آن چنان رضايت بخش است كه مردم مايل اند به خاطر خودشان دست به آن بزنند، بدون توجه به اين كه چه چيزي از آن عايدشان مي شود.

مي توان در جست و جوي فرصت هايي براي حفظ رابطه با ديگران برآمد و به گردآوري لحظات عاطفي پرداخت. انجام چنين عملي، به ما نقش فعالي در رشد و توسعه ي پايدار روابط مي بخشد.

2) تند و خشن شروع كردن
آيا تا به حال گفت و گويي داشته ايد كه دل تان بخواهد مانند نوار، دوباره آن را تكرار كنيد؟

شما دوست داريد با كسي رابطه اي ايجاد كنيد، پس براي آن، خواسته اي را مطرح مي نماييد اما از آن جا كه شكل ابراز خواسته ي شما با روشي منفي، سرزنش كننده يا انتقادي آغاز مي گردد، درست عكس آن چه را خواهانيد، به دست مي آوريد و در نتيجه، آن فرد را از خود دورتر مي سازيد.

3) به كار بردن انتقادهاي زيان آور به جاي گله هاي سازنده
هر وقت مردم، پيرامون فعاليت ها و هدف هاي مشتركي گرد هم جمع مي شوند، درگيري، چاره ناپذير است. اين كه شما چگونه وضع خودتان را در درگيري بيان مي كنيد، در توانايي تان در برقراري رابطه با ديگران، تفاوت چشم گيري به وجود مي آورد.

قانون اساسي اين است: هر وقت لازم است، گله كنيد اما انتقاد نكنيد. گله روي مسأله ي خاصي تمركز دارد و رفتار شخص را نشانه مي رود نه نقاط ضعف او را . از طرف ديگر، انتقاد كردن، بيش تر عمومي و داوري كننده است و اغلب شامل عباراتي مانند: « تو هميشه...» يا« تو هرگز...» مي شود.

انتقاد به منش طرف مقابل حمله مي كند، اغلب برچسب هاي منفي مي زند و نوعي سرزنش به حساب مي آيد. براي نمونه« شما گفتيد بسته را تحويل خواهيد داد اما نداديد.» اين يك گله است.« شما فراموش كرديد بسته را تحويل دهيد؛ اين، بي مسؤوليتي ست». اين يك انتقاد است.

البته گاهي گفتن و شنيدن گله سخت است اما نتيجه ي سازنده اي دارد زيرا كمك مي كند كه مردم، يكديگر را بشناسند و مسائل را حل كنند.

4) از كوره در رفتن
در روابط آشفته، بحث و جدل بر سر اختلاف، گاهي مي تواند عواطف تند و تيزي را برانگيزد كه به از« كوره در رفتن» بينجامد. به اين معنا كه آن چنان فشاري به ما وارد مي سازد كه از نظر جسمي و عاطفي درهم فرو مي ريزيم و ديگر قادر نيستيم به روشني فكر كنيم و يا در گفت و شنودي شركت ورزيم كه ثمري در پي داشته باشد.

نشانه هاي جسمي از كوره در رفتن، شامل ضربان تند قلب، دستان عرق آلود، تنفس بي نظم يا ناقص است. به جاي تمركز روي آن چه آن شخص مي گويد، ذهن ما با افكار دفاعي مانند:« ديگه نمي تونم باهاش سر و كله بزنم.» يا « ديگه تحمل اين همه را ندارم» دست و پنجه نرم مي كند و احساس مي كند قرباني بي گناهي ست.

زماني كه اين حالت بر ذهن شما غالب مي شود، گويي ديگر توان شنيدن اطلاعات جديد يا پذيرش نفوذ و اثري را نداريد. حتي ممكن است آن شخص عذرخواهي كند يا بكوشد شما را آرام سازد اما ديگر گوش تان چيزي را نمي شنود!

زماني كه به اصطلاح جوش مي آوريد، بهترين كار، اين است كه گفت و گو را قطع كنيد و دست كم به مدت 20 دقيقه كار آرام كننده ي ديگري انجام دهيد. 20 دقيقه به طور طبيعي، كم ترين زماني ست كه ما نياز داريم تا از فشارهاي رواني، بيرون بياييم. ممكن است بخواهيد مجله اي بخوانيد، تلويزيون تماشا كنيد يا براي دويدن، بيرون برويد و ... تمركز روي اين كه به خشم آمدن، حق شما بود يا قرباني بي گناهي هستيد، ضد آرامش است و فقط درماندگي شما را نگه مي دارد.

بسياري از مردم در چنين اوقاتي، به مراقبه يا انجام تمرين هاي ورزشي آرام بخش مي پردازند. 20 دقيقه كه گذشت و احساس آرام تر شدن كرديد، بازگرديد و درباره ي مسأله، به بحث بپردازيد يا آن را به وقت ديگري موكول نماييد.

۵) عادت بد ذهن
هركسي در موقعيتي خاص، احساس كج خلقي مي كند اما وقتي كسي عادت بد ذهني دارد، در تمام اوقات زندگي اش بداخلاق است. او مدام دنيا را زير و رو مي كند تا مدركي بيابد و احساسات خود را توجيه نمايد.
وقتي كسي گرفتار عادت بد ذهني ست، اغلب سعي دارد موقعيت هاي ناقص را اصلاح كند و آشكارا خطاهاي ديگران، او را نگران مي سازد.

در نتيجه ممكن است بيش تر از سهم اش با خواسته هاي ديگران درافتد و به روابطش صدمه و آسب بزند.
بيش تر افراد بداخلاق، مي توانندبا گزينش هوشيارانه، به مسائل دنيا با شيوه اي متفاوت واكنش نشان داده و تغيير كنند. كليد حل معما، اين است كه به دقت به مردم و اشياء بنگريم و به جاي انتقاد كردن، به طور منظم دنبال موضوعاتي براي تحسين كردن باشيم.

با انجام اين عمل، حال و هواي جديدي از ستايش و قدرداني در زندگي خودمان مي آفرينيم و به جاي غرق شدن در مرداب اشتباهات و خطاهاي مردم، در جست و جوي دلايلي هستيم كه بگوييم:« از شما متشكرم.»

براي دگرگون ساختن عادت بدِ ذهني، بايد تلاش هوشيارانه اي ورزيد؛ به جاي دنبال خطاهاي مردم بودن، در جست و جوي يافتن توانايي و فرصت هايي براي تحسين آنان باشيم. عادت كردن به تحسين و قدرداني، تأثيري ژرف بر روابط ما به جاي مي گذارد. پژوهش ها نشان مي دهد زوج هايي كه به طور منظم از هم قدرداني به عمل مي آورند، ازدواج هاي شادتر و استوارتري دارند و كودكاني كه والدين شان به خاطر اشتباهات به پر و پاي آنان نمي پيچند، هر وقت به مسأله اي برخورد مي كنند، رو به پدر و مادرشان مي آورند.

اين اصل در همه ي انواع روابط صادق است. ابراز تحسين و قدرداني به طور منظم، حال و هواي عاطفي خانه، كارگاه ها و دواير گوناگون فاميلي و دوستان را تغيير مي دهد. مردم با دانستن اين كه مي توانند در سختي و راحتي، روي حمايت يكديگر حساب باز كنند، به هم نزديك تر مي شوند.

6) پرهيز از گفت و شنودي كه به آن نياز داريد
وقتي در روابطي، كارها غلط پيش مي رود، مردم اغلب مي پرسند:« حرف بدي زدم؟» ممكن است حرف بدي زده باشيد اما بيش تر اوقات، اين حرف نزدن است كه به روابط شما صدمه و آسيب مي رساند. بسياري از بگومگوها، از مسائلي كه نياز به بحث دارند اما هرگز به بحث گذاشته نمي شوند، برمي خيزد؛ در نتيجه تنش و گيجي مربوط به آن، فوراني از نزاع ها و دعواها را ايجاد مي كند و به دشمني و حالت دفاعي به خود گرفتن مي انجامد.

در هر رابطه اي كه اختلاف زيادي وجود دارد، بايد ببينيم چه مسائلي به بحث گذاشته نشده است. شايد يكي از دو نفر، خواسته هايش را تكرار مي كند به اين دليل كه مورد بي اعتنايي قرار گرفته است. پيوسته بي توجه بودن به نيازها و خواسته هاي يكديگر، اغلب به دشمني( كه نابودكننده ي پيوندهاست) مي انجامد. شايد شما هر دو از بحثي داغ مي گريزيد چون اعتقاد داريد حرف زدن درباره ي آن، بر مسائل خواهد افزود.

مشكل اين جاست كه در حال حاضر، به شكلي داريد اختلاف و درگيري و ناراحتي را تجربه مي كنيد اما اگر درباره ي آن سخن بگوييد، امكان فرو ريختن ديوار چيني كه بين شماست و روز به روز هم بالاتر مي رود، فراهم مي شود.

منبع: نشريه شادكامي، شماره 73
نويسنده: مصطفي عليزاده

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

۷

عادت ناپسند «شكايت كردن و غر زدن»
 

اكثر ما، افرادي كه مدام از زمين و زمان شكايت مي‌كنند را ديده‌ايم. شكايت كردن و غرزدن يك رفتار منفي است كه بيش از همه خود شخص را آزار مي‌دهد.هر چه بيشتر از اوضاع اطراف شكايت كنيد، در واقع انرژي بيشتري براي جذب آنچه كه در مورد آن غر مي‌زديد، در شما ايجاد مي‌شود.

شايد مهم‌ترين گام در ترك عادت ناپسند «شكايت كردن و غر زدن»، از بين بردن اين رفتار در شخصيتتان باشد. يك اشتباه رايج افرادي با اين خصوصيت اخلاقي، آن است كه آنها خود را با افكار منفي تراوش شده از ذهنشان مي‌شناسند و در واقع خود را معادل با اين افكار فرض مي‌كنند. چنين شخصي مي‌پذيرد كه:

«من مي‌دانم كه مسوول افكارم هستم اما نمي‌دانم كه چگونه اين افكار منفي را از ذهنم دور كرده و مرتبا به آنها فكر نكنم.» اين شبيه به حركت در مسيري مستقيم و درست به سمتي خاص است، اما در راه موانعي هم وجود دارد. پذيرفتن مسووليت افكار، كار خوبي است، اما نه به اين قيمت كه افكار منفي را جزيي از شخصيت خود دانسته و در انتها خود را مقصر بدانيد و همواره احساس بدي داشته باشيد.

شايد بهتر باشد اين جمله را با خود تكرار كنيد: «من اين افكار منفي را كه به ذهنم مي‌رسند تشخيص مي‌دهم اما اين افكار، «من» نيستم، بلكه با افزايش آگاهي و هوشياري مي‌توانم اين افكار را با تفكرات مثبت جايگزين كنم.» شما توان تغيير افكارتان را داريد اما بايد خود را از دام به گردن گرفتن تقصيرات رها كنيد.

 بدانيد كه وقتي اين افكار به ذهن شما سرازير مي‌شوند، در واقع آنها جزو شخصيت شما نيستند بلكه شما نسبت به اين جريان آگاهيد نه اين كه داخل اين جريان باشيد.

گر چه افكار شما، خود شما نيستند، اما اگر شما اين افكار را بارها و بارها تكرار كنيد آنها جزء وسيعي از مغزتان را تصرف مي‌كنند. تقريبا مي‌توان گفت كه ما در واقع به همان افكار غالبمان تبديل مي‌شويم اما به نظر مي‌رسد كه تبديل شدن به اين افكار غالب كمي طول مي‌كشد.

تصور كنيد غذايي كه مي‌خوريد چگونه شرايط بدنتان را كنترل مي‌كند. وعده‌هاي غذايي روي روان شما اثر مي گذارد و بنابر اين اگر شما اين نوع غذا را بارها و بارها بخوريد، تاثير عمده‌اي روي بدنتان خواهد گذاشت و بدن شما مرتبا در پي غذاهاي مشابهي خواهد بود. به هر حال، بدنتان جدا از غذاهايي است كه مي‌خوريد و شما هنوز براي تغيير آنچه مي‌خوريد آزاد هستيد و مي‌توانيد با تغيير نوع غذاي مصرفي، روح و روان خود را تغيير دهيد.اين نكته، دليل اعتيادآور بودن افكار منفي است.

 اگر شما مرتبا افكار منفي داشته باشيد ذهنتان به آن عادت كرده و به دنبال ورودي‌هاي مشابهي مي‌گردد. عصب‌هاي شما ياد مي‌گيرند كه به دنبال اتفاقات منفي باشند و شما كم‌كم تبديل به يك جذب كننده اتفاقات منفي مي‌‌شويد.

فرار از اين وضعيت، سخت است چرا كه خود شما آن را دايمي كرده‌ايد. هر كسي كه خود را اسير افكار منفي كرده به خوبي اين نكته را مي‌داند. تجربيات منفي شما، توقعات منفي‌تان را تغذيه مي‌كند و اين موجب جذب تجربيات منفي جديد مي‌شود.در واقع بيشتر كساني كه در اين الگو وارد مي‌شوند هرگز در كل زندگيشان از آن فرار نمي‌كنند. چرا كه فرار از يك چنين موقعيتي بسيار سخت است.

حتي اگر آنها در مقابل افكار منفي شان توبيخ و سرزنش شوند، به طور ناخودآگاه آن را به وسيله ادامه دادن اين افكار جاودانه مي‌سازند. اگر شما به خود به خاطر افكار منفي سركوفت بزنيد در حقيقت به جاي شكستن اين الگو به سادگي آن را تقويت خواهيد كرد.

بيشتر افرادي كه در اين دام گرفتار شده‌اند تا وقتي كه آگاهي‌هايشان ارتقاء نيابد در اين دام خواهند ماند. آنها بايد بفهمند كه گرفتار شده‌اند و ادامه جنگ با افكار منفي‌شان تا وقتي كه آن را جزئي از شخصيت‌شان مي‌دانند يك جنگ بدون پيروزي است.در نتيجه، بهترين راه حل، توقف مبارزه و رها كردن افكار است.

 به جاي مقاومت در برابر افكار منفي، حضور اين افكار را تصديق كرده و بپذيريد. اين نكته حقيقتا باعث اثرگذاري در افزايش سطح‌ آگاهي شما مي‌شود.شما در واقع مي‌توانيد ياد بگيريد كه افكار منفي خود را غافلگير كنيد و برآنها برتري يابيد.

به آنها اجازه دهيد كه باشند اما با آنها شناخته نشويد زيرا‌ آنها افكار شما هستند نه خود شما. با آنها از ديد يك مشاهده كننده برخورد كنيد.دليل اين كه شما هم اكنون در الگوي افكار منفي گرفتار شده‌ايد اين است كه در مراحلي از زندگي، خودتان آنها را انتخاب كرده‌ايد. شما پذيرفتن كامل مسووليت هر چيز در واقعيت را بد مي‌دانيد. پس افكارتان را برعليه خود استفاده مي‌كنيد تا از مسووليت فرار كنيد و ماندن در الگوي منفي را ادامه خواهيد داد تا وقتي كه آماده پذيرش مسووليت شويد.

همان طور كه ديديد راه حل واقعي براي خلاصي از «شكايت كردن مداوم»، قبول مسووليت است. شما بايد به دنيا بگوييد كه «من مسووليت همه تجربياتم را مي‌پذيرم.»

در اينجا مثال‌هايي درخصوص مفهوم پذيرش مسووليت آورده شده است:

اگر من ناراحتم، به خاطر اين است كه خودم آن را خلق كرده‌ام.
اگر مشكلي در دنيا وجود دارد كه مرا آزار مي‌هد من مسوول از بين بردن آن هستم.
اگر كسي نيازمند است، من مسوول كمك به او هستم.
اگر من چيزي را مي‌خواهم، مسوول به دست آوردنش خودم هستم.
اگر من افراد خاصي را در زندگيم مي‌خواهم بايد‌ آنها را به سمت خود جذب كرده و آنها را به بودن با خودم تشويق كنم.
اگر من شرايط كنوني خود را دوست ندارم، بايد به آن پايان دهم.

مترجم : الهه عيوض‌زاده
 
http://noorportal.net/394/720/727/22712.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ <>۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری