مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4658
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 9
همه : 5165621

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

۵

7 عادت صحيح براي تعالي روح در افراد
 

به گفته متخصصان روانشناسي، رعايت برخي عادات صحيح در زندگي از جمله خضوع و فروتني در برخورد با ديگران، مثبت انديشي و توجه كامل به رژيم تغذيه روح و برخي موارد ديگر در تعالي روح افراد موثر است.

به گزارش سلامت نيوزبه نقل از پايگاه خبري رويترز، يافته هاي پژوهشگران نشان مي دهد رعايت 7 عادت صحيح در زندگي باعث افزايش عملكرد مناسب و بازده كاري افراد در محيط كار و زندگي مي شود.

بنابراين گزارش، تحقيقات انجام شده دكتر فيل ايچينگ، كارشناس ارشد روانشناسي موسسه لنوكس اروپا نشان مي دهد، داشتن يك برنامه 90 دقيقه اي در طول يك هفته كه شامل 3 عادت صحيح رفتاري است مي تواند يك گام محكم و مثبت در تحقق ساخته شدن يك انسان كامل باشد.

همچنين به گفته وي اختصاص 15 دقيقه در هر هفته طراحي و اجراي يك برنامه تغذيه روحي مي تواند شامل تفكر به چيزهاي خوب و سر زنده نگه داشتن روحيه اميدواري به عنوان نخستين عادت صحيح روحي رواني تلقي مي شود.

اين گزارش حاكي است انجام ورزش هاي سبك به مدت 15 دقيقه منتهي به صورت 3 روز در هفته كه جمعه 45 دقيقه از برنامه 90 دقيقه اي را به خود اختصاص مي دهد يكي ديگر از هنجارهاي يك انسان مثبت انديش است.

روانشناسان معتقدند، سومين عادت صحيح در زندگي حرف زمان فقط 5 دقيقه و در 6 روز از هفت روز هفته به آرامش كامل به طوري كه در اين زمان كوتاه هيچ فعاليت روحي و جسمي صورت نگيرد چرا كه اين امر به عنوان يك استراحت مطلق در زمان بيداري مطرح مي شود.

بنابراين گزارش، مطالعات انجام شده دكتر "رابرت رود" در اين مورد نشان مي دهد تحكيم روابط حسنه و محبت آميز با دوستان و اقوام به صورت متقابل تأثير زيادي بر تعالي روح انسان دارد و علاوه بر اينكه باعث تقويت مهارت هاي اجتماعي در ارتباط با ديگران مي شود قدر و منزلت افراد در يك جايگاه خاص را افزايش مي دهد به طوريكه اين رفتارها چهارمين عادت پسنديده و نيكو براي هر فرد در زندگي محسوب مي شود.

تواضع و فروتني در برابر ديگران و ابراز نكردن غرور در كار و زندگي، خصوصاً در برابر خانواده و از همه مهمتر همه مي تواند شكل گيري يك روح كامل را در افراد بوجود بياورد؛ مثبت انديشي و بستن راه هاي ورود تخيلات باطل و منفي و خوشرو بودن در برخوردهاي اجتماعي را روانشناسان ششمين و هفتمين عادات صحيح در زندگي قلمداد كرده و توصيه متخصصان به افراد تلاش در زمينه اجراي بهينه و در حد توان اين دستورات است چرا كه داشتن اين هنجارهاي صحيح در دراز مدت آثار شگرفي را در بعد فردي و در جنبه اجتماعي از خود بروز مي دهد.

يادآور مي شود، به گفته پزشكان در اين دستور العمل هفت گانه اگر چه 3 عادت اول بيشتر جنبه عملي و فردي دارند، به جرات مي توان گفت زير بناي ايجاد اراده قوي در برخورد با مشكلات و از بين برنده تمام روحيات بد و افسرده در افراد است.

http://www.salamatnews.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

۴

«ترك عادت موجب مرض است»
 

«عادت‏» (محور اين مثل) فرق عادت با صفات ذاتي، چگونگي تشكيل عادت، تقويت و خاموشي آن از جمله مباحث مربوط به حوزه روان‏شناسي است و تخصصا از اين مختصر فراتر; اما در حد اختصار اين كه:

روان شناسان در ايجاد صفات و يادگيري‏هاي انسان دو عامل «وراثت‏» و «محيط‏» را دخيل مي‏دانند و در توضيح اين دو مي‏گويند:

تمام صفات و ويژگي‏هايي كه هنگام تشكيل نطفه از طريق ژن‏هاي پدر و مادر به فرزند منتقل مي‏گردد . صفاتي است كه پي ريزي آن‏ها را بايستي در حوزه وراثت دانست مانند استعدادهاي ذاتي، عقب ماندگي‏هاي ذهني و ... عوارض جسماني اي مثل كوري، كري و برخي شاخه‏هاي هنري در اين هنگام منتقل نمي‏گردند . بنابراين «وراثت‏» مجموع صفاتي است كه هنگام تشكيل نطفه به فرزند منتقل مي‏گردد .

«محيط‏» به عواملي گفته مي‏شود كه از بيرون بر موجود زنده تاثير مي‏گذارند . اين عوامل كه گاه در ايجاد صفات و ويژگي‏هاي شخصي اثر تعيين‏كننده‏اي دارند از تنوع فراواني بهره‏مند هستند . ايجاد عادت از طريق تاثير عوامل بيروني شكل گرفته، شخصيت فرد را تشكيل مي‏دهد . اين عادت‏ها در حركات شخصي از جمله نشست و برخاست، سلام وتعارف با ديگران و كلا در تعاملات فردي اجتماعي نمود و تجلي پيدا مي‏كند .

بنابراين عادت كه اصطلاحا طبيعت ثانوي شخص گفته مي‏شود - يادگيري‏هاي محيطي هستند كه بخشي از شخصيت فرد را تشكيل مي‏دهند . اين يادگيري‏ها - حتي اگر در ابتداي تشكيل با زحمت و سختي اعمال شده‏اند - به مرورزمان بدون زحمت و كاملا طبيعي در حركات شخص مشاهده مي‏گردند .

عادت‏ها بر اثر استمرار و تشويق تقويت مي‏شوند كه به اين فرايند «تقويت عادت‏» مي‏گويند و هرگاه عوامل ترك آن‏ها فراهم گردد . از وجود شخص رخت‏بر مي‏بندد كه به اين حالت «خاموشي عادت‏» گفته مي‏شود .

چند جمله بالا را به عنوان مقدمه اين مثل داشته باشيد تا نقبي به جنبه‏هاي مختلف آن بزنيم:

هرگاه معناي اين مثل معروف را اين بدانيم كه ترك عادت‏ها با سختي و مشقت همراه است اما ممكن و شدني است، نكته‏اي است كه در درستي آن ترديد و شكي روا نيست، زيرا اگر عملي هرچند جزئي مانند پلك زدن‏هاي مستمر يا قهقهه در هنگام خنده و مواردي از اين دست طبيعت ثانوي شخص گردد، ترك آن با سختي همراه است، چه برسد به ترك عادت‏هاي بزرگ مثل اعتياد يا تندخواني اما مطلب آن حالت كه عده‏اي براي توجيه حركات ناشايست‏خود ياد ديگران و براي فرار از زحمت ترك اين عادت‏ها در پشت‏سنگر اين مثل مخفي مي‏شوند، ترك هرگونه عادت را امري محال دانسته و از اين مثل براي استمرار حركات ناپسند خود سرپوشي محكم درست مي‏كنند . همين سرپوش و توجيه برداشت‏سؤالي است كه از اين مثل دارند .

بايستي ميان سخت‏بودن ترك عادت با محال بوندآن قائل به تفكيك شد . ترك عادت سخت است نه محال; اگرچه برخي اشعار و مثل‏ها آن را محال داشته‏اند; اما اين ظاهر قضيه و به قول معروف منظور شاعر سخت‏بودن ترك عادت است، نه غيرممكن بودن آن، سعدي مي‏گويد: خوي بد در طبيعت كه نشست

نرود جز به وقت مرگ از دستتوسل و تمسك به اين مثل زماني خطرناك جلوه مي‏كند كه ترك عادت‏هاي خلاف شرع كاري غيرممكن تلقي گردد، عادت‏هاي ويرانگري شبيه شرب خمر، استعمال موادمخدر، غيبت ديگران، سخن چين، حسادت و عادت‏هايي از اين دست .

تصور كنيد هرگاه كسي گريز از اين صفات و عادت‏ها را با استناد به اين مثل غير ممكن بداند، ارتباط او با ديگران در اين دنيا چگونه است و در آخرت چه سرنوشتي خواهد داشت؟!

در متون ديني به توبه كه زيباترين فرايند ترك عادت است و يا به هجرت از گناه كه شكل ديگري از همين نكته مي‏باشد، سفارش فراوان شده است . محور اين سفارش ترك عادت است .

امام علي ( عليه السلام) فرمود: برخي مي‏گويند مهاجرت كرده‏ايم در حالي كه مهاجرت واقعي نكرده‏اند . مهاجران واقعي كساني‏اند كه ازگناهان هجرت مي‏كنند و مرتكب گناه نمي‏شود» (1)

اگر ترك عادت‏ها امري غير ممكن بود، توبه و هجرت از گناه كه در حقيقت ترك عادت به حساب مي‏آيند، تا اين اندازه توصيه و سفارش نمي‏شد . وانگهي تربيت كه در بسياري از موارد همراه با او نهادن و ترك عادت‏هاي قبلي و ايجاد عادت‏هاي جديد است . امري لغو و بيهوده مي‏نمود . تاكيد بر هجرت از گناه و توبه، و نيز تربيت گوياي غير ممكن نبودن ترك عادت‏هاي قبلي است، اگر چه گاه بسيار سخت است و اصولا ارزش كار در تحمل همين سختي هاست .

ترك عادت‏هاي ناپسند ضرورتي اجتناب‏ناپذير براي نيل به سعادت و بهروزي در دو عامل است .


از نظر امام علي ( عليه السلام) عادت‏هاي ناپسند همچون حاكمي قدرتمند بر صاحبش حكمراني مي‏كنند از ديدگاه آن حضرت، هرگاه شخص در راه اصلاح خود كه در بسياري از موارد با ترك عادت‏هاي ناپسند ملازم است‏بكوشد، سعادتمند مي‏گردد . (2)

ماكس مي‏گويد: «عادت‏هاي منفي كه برايتان كار نمي‏كنند عقب بزنيد و عادت‏هايي كه برايتان كار مثبت انجام مي‏دهند تشويق كنيد . به خاطر داشته باشيد كه اگرچه برخي عادت‏هاي قويا شما را در برگرفته‏اند، با اين حال شما مي‏توانيد با آن‏ها بجنگيد و مبارزه كنيد تا شاهد پيروزي را در آغوش بگيريد ...» (3)


 فرايند ترك عادت‏هاي ناپسند

ترك عادت‏هاي ناپسند، همواره طي فرايندي خاص صورت مي‏گيرند . هرگاه مراحل اين فرايند كلي در جاي خود پيموده شوند . و نهادن هر عادتي ممكن خواهد بود . در يك نگرش كلي مي‏توان اين فرايند را متشكل چهار مرحله دانست .

اول: شناخت عادت‏هاي ناپسند از عادت‏هاي پسنديده، بدون اين شناخت نمي‏توان گام‏هاي بعدي را برداشت . البته شناخت‏برخي عادت‏هاي ناپسند پيچيده نيست; اما در بسياري از موارد صاحب يك عادت ناپسند از وجود آن در خود اطلاع ندارد، چه برسد به آگاهي از زشتي آن عادت، خصوصا اين كه اصولا ديگران بيش‏تر و بهتر از خود شخص مي‏توانند به وجود يك عادت ناپسند در ما پي ببرند . به تعبير اندرو ميتوس، كسي كه سير مي‏خورد خودش بوي سير را احساس نمي‏كند . (4) بنابراين اولين گام براي ترك عادت‏هاي ناپسند، شناخت و تميز دادن آن‏ها از صفات و عادات پسنديده است .

دوم: ضروروت تغيير عادت ناپسند و جايگزين كردن عادت‏هاي نيكو به جاي آن‏ها دومين مرحله اين فرايند كلي است . شخص بايستي ضرورت تغيير عادت‏هاي ناپسند را باور كنيد . بدون احساس اين ضرورت نمي‏توان انگيزه‏اي اساسي براي تغيير عادت‏ها ايجاد نمود .

مرحله سوم: اين فرايند ايجاد انگيزه تغيير عادت است . هنگامي كه شخص ضرورت تغيير عادت‏ها را دريافت، انگيزه‏هاي مادي يا معنوي رسيدن به برخي موقعيت‏ها، سلب برخي نگرش‏ها از خدا و عواملي از اين دست مي‏توانند انگيزه‏هايي اساسي براي تغيير و تبديل عادت‏ها قلمداد گردند .

چهارمين مرحله براي ترك و وانهادن عادت‏هاي ناپسند و جايگزيني عادت‏هاي پذيرفته شده و تكرار و تمرين است . همانطور كه گفته شده عادت‏ها بر اثر تمرين در وجود شخص تقويت و نهادينه مي‏شوند . تمرين در عدم ارتكاب عادت قبلي و ارتكاب عادت جديد موجب زوال و خاموشي عادت پيشين و تقويت صفات نو در شخص مي‏گردندو البته در اين بخش از فرايند، نقش اساسي با اراده فرد مي‏باشد . بدون بهره‏مندي از اراده‏اي قوي نمي‏توان در اين مرحله سربلند بيرون آمد .

رسول خدا ( صلي الله عليه و آله) فرمود: «پايداري مرد با ايمان از كوه بيش‏تر است‏»


گوته مي‏گويد: «كاري نيست كه نتوان آن را از طريق اراده پيش برد . مشكلاتي كه براي من پيش آمده‏اند، همه را از طريق اراده حل كرده‏ام و بالاخره ژان ژاك روسو بزرگ‏ترين تفاوت ميان انسان و حيوان را اراده و اختيار انسان مي‏داند .

براساس آنچه گفته شد: ترك عادت‏هاي ناپسند طي فرايندي متشكل از چهارمرحله صورت مي‏گيرد: شناخت عادت‏هاي ناپسند و تميز آن‏ها از عادت‏هاي نيكو، ضرورت تغيير كردن عادت، ايجاد انگيزه در وانهادن و ترك عادت و جايگزين كردن عادت‏هاي مطلوب تكرار و تمرين در خودداري از كاري كه قبلا به صورت عادت درآمده و تكرار عملي كه به عنوان جايگزين در نظر گرفته شده است .

اين بحث را بابيان حكايتي كه شهيد مطهري در خصوص مرحوم آيت الله حجت - از مراجع تقليد - نقل مي‏كند به پايان مي‏بريم .

مرحوم آيت الله حجت - به كشيدن سيگار به سختي عادت داشت; به همين دليل بيماري ريوي گرفت . دكتر معالج پس از معاينه ايشان را از كشيدن سيگار بر حذر داشت; اما مرحوم حجت‏به شوخي گفت: سينه را براي كشيدن سيگار مي‏خواهم; در عين حال تصميم قطعي گرفت كه كشيدن سيگار را ترك كند . از آن پس لب به سيگار نزد .

آري، ترك عادت‏ها هرچند در وجود شخص ريشه دوانده باشد، امري سخت و نفس‏گير است; اما محال و غير ممكن نيست . مثال «ترك عادت موجب مرض است‏» را سرپوشي براي استمرار عادت‏هاي ناپسند قرار ندهيم .


 پي‏نوشت‏ها:

1 . تفسير نمونه، ج 4، ص 93
2 . غررالحكم و درالكلم
3 . قدرت انديشه و تفكر، ماكس ول، مترجم، مصطفي رحيمي‏نيا
4 . درخت دوستي بنشان، اندر و ميتوس، مترجم افضلي‏نيا


ابوالفضل عليدوست ابرقويي / ديدار آشنا شماره 42


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

۳

هفت اشتباه در هنگام سخنراني


بيشتر مواقع، شنوندگان از طريق چشمهايشان به سخنان شما گوش ميسپارند. ايما و اشارههاي شما بيانگر چيست؟ آيا به هنگام سخنراني يا يك جلسه مهم و معتبر، مطمئن و موثق ظاهر ميشويد و يا اينكه فاقد اعتماد به نفس و عصبي و دستپاچه هستيد؟ مشكل از طرز ايستادن، حركات صورت و ژستهايي كه به خود ميگيريد، آغاز ميشود. اما چگونه ميتوانيد مهارتهاي غيركلاميخود را افزايش دهيد؟


از انجام حركات نامناسب پرهيز كنيد و در عوض حركات جايگزيني را كه مناسب شرايط موجود هستند انجام دهيد. شما با اين كار متوجه تفاوت شگرفي كه در زندگي شما به وجود ميآيد، خواهيد شد. سعي كنيد از انجام آنها اجتناب كنيد، آن گاه با چنين كار كوچكي، تغييرات چشمگيري در زندگي شما به وجود خواهد آمد.


اشتباه 1 : اجتناب از برقراري ارتباط چشمي


اين اشتباه يعني آنكه شما دچار كمبود اعتماد به نفس هستيد، براي سخنراني آماده نيستيد و به همين دليل عصبي و دستپاچه شدهايد.
• حركت جايگزين: در طول سخنراني در حدود 90 درصد از كل زمان را به چشمهاي حضار نگاه كنيد. بسياري از افراد بيشتر وقت خود را به نگاه كردن به زمين، پرده اسلايد و يا ميزي كه پيش روي آنها قرار دارد صرف ميكنند. رهبران و مديران موفق در حين صحبت كردن به طور مستقيم به چشمهاي شنوندگان خود نگاه ميكنند.


اشتباه 2 : خميدگي


خميدگي در هنگام سخنراني به معني آن است كه شما فاقد قدرت هستيد و اعتماد به نفس خود را از دست دادهايد.
• حركت جايگزين: اگر قرار است در طول مدت سخنراني در جايي ثابت بايستيد، بهتر است پاهاي خود را به عرض شانه باز كنيد و اندكي به سمت جلو گرايش داشته باشيد. در اين حالت شانهها نيز بايد اندكي به سمت جلو متمايل شوند. در اين وضعيت شما اندكي مردانهتر جلوه ميكنيد. توجه داشته باشيد كه سر و ستون فقرات بايد راست باشد. سعي كنيد از تريبون و يا سكويي كه در جلوي شما قرار دارد به عنوان دستاويزي براي تكيه دادن استفاده نكنيد.


اشتباه 3 : تكان خوردن، جنبيدن وپيچ و تاب خوردن

شما عصبي، دستپاچه و ناآرام بوده و از آمادگي لازم برخوردار نيستيد.
• حركت جايگزين: از تكان خوردن دست بكشيد. تكانهاي بيجا و جنبشهاي بيمورد هيچ هدفي را به دنبال ندارند.


اشتباه 4 : بيحركت ايستادن

بيحركت ايستادن به هنگام سخنراني گوياي اين مطلب است كه شما انعطافپذير نبوده و فرد كسلكننده، بيانرژي و خستهكنندهاي هستيد.
• حركات جايگزين: راه برويد، حركت كنيد و ... بسياري از تجار بزرگ به ميان مردم ميروند و مدام در حال حركت هستند... البته حركت هدفمند! شايد يك سخنران پويا و پرانرژي براي هدف خاصي از يك سمت اتاق به طرف ديگر آن حركت كند اما اگر هيچ كسي در آن قسمت از اتاق حضور نداشته باشد، طبيعي است كه اين حركت او بيمورد است و جزو موارد هدفمند به شمار نميآيد. به سخنرانان پيشنهاد ميكنيم كه قسمت كوتاهي از سخنرانيهايشان را ضبط كنند تا بعد از ديدن آن بدانند كه آيا حركات خارج از محدوده انجام ميدهند و يا خير.

اشتباه 5 : قرار دادن دستها در داخل جيب

اين كار به معني آن است كه شما علاقه خاصي به مطلب مورد بحث نداريد و غير متعهد و ناآرام هستيد.
• حركات جايگزين: در اين قسمت راه حل سادهاي براي شما داريم. دستهاي خود را از جيبتان درآوريد. قرار دادن يكي از دستها در داخل جيب، در زماني كه با دست ديگر حركت نمايشي را انجام ميدهيد، قابل قبول است.


اشتباه 6 : استفاده از ژستهاي ساختگي

• حركت جايگزين: خيلي خوب است كه بتوانيد ژستهاي متفاوتي به خود بگيريد، فقط بايد توجه داشته باشيد كه اين كار را به حد افراطي انجام ندهيد. پژوهشها ثابت كردهاند كه ژستهايي كه افراد به خود ميگيرند، منعكس كننده افكار بسيار پيچيدهاي است و همين ژستها هستند كه به شنوندگان صلاحيت و شايستگي شما را نشان ميدهند اما زماني كه از ايما و اشارههاي ساختگي استفاده ميكنيد، درست مانند انسانهاي رياكار جلوه خواهيد كرد.


اشتباه 7 : جرنگ جرنگ سكه، ضربه زدن به زمين و ساير حركات آزاردهنده

گوياي اين است كه شما بينزاكت و عصبي بوده و بر جزئيات مطلب احاطه كامل نداريد.
• حركات جايگزين: دوربيني برداريد و در هنگام سخنراني از خود فيلمبرداري كنيد، سپس سعي كنيد آن را با ديدي منتقدانه بررسي كنيد. آيا ژستهايي پيدا ميكنيد كه خودتان هم متوجه انجام دادن آنها نبوديد.


انرژي منفي و عصبانيت شما در ضربههاي پا، دست زدن به صورت و تكان دادن پاها به سمت بالا و پايين نمودار شود. هنگامي كه متوجه شديد در حال انجام دادن يك چنين كاري هستيد، بهتر است خيلي سريع آن را متوقف كنيد!


از حركات بدن خود به عنوان نوعي وسيله ارتباطي استفاده كنيد. حركات بدني كه پويا، قدرتمند و پرانرژي است، به شما كمك ميكند؛ حال چه در جلسه مصاحبه شغلي، چه در زمان بالا رفتن از پلههاي نردبان شغلي يا در راه رسيدن به پست مديريت. نسبت به اين حركات نابود كننده توجه ويژه مبذول نماييد و سعي كنيد آنها را با جايگزينهاي مناسب از بين ببريد. راه برويد، صحبت كنيد و خود را مانند يك رهبر قدرتمند جلوه دهيد. در چنين شرايطي، شنوندهها به طور حتم در پي شما خواهند آمد.


سايت سلامت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۶ - تمرين براي ترك عادت هاي نامناسب هنگام سخنراني و گفتگو

۲

هنگام حرف زدن 6 كار را نكنيد !
 

بيشتر مواقع مستمعين از طريق چشم هايشان به سخنان شما گوش مي سپارند. ايما و اشاره هاي شما بيانگر چيست؟ آيا ‌ در هنگام سخنراني در يك جلسه مهم و معتبر، مطمئن و موثق ظاهر مي شويد و يا اينكه فاقد اعتماد به نفس ، عصبي و ‌دستپاچه هستيد؟مشكل از طرز ايستادن، حركات صورت و ژست هايي كه به خود مي گيريد، آغاز مي شود.

آقاي" جو الن ديميتريوس " عضو ‌مشاوران مشهور هيئت منصفه دادگاه مي گويد: "زماني كه از هيئت منصفه دليل قبول شهادت افراد را جويا مي شويم، آنها ‌ا‌ظهارمي دارند كه حركات و ايما اشاره دو برابر چيزهاي ديگر تاثير گذار هستند."‌اما چگونه مي توانيد مهارت هاي غيركلامي خود را افزايش دهيد؟ از انجام حركات نامناسب پرهيز كنيد و در عوض حركات جايگزيني كه مناسب شرايط موجود هستند را انجام دهيد.

با اين كار ‌شما متوجه تفاوت شـگرفي كه در زندگي شما به وجود ميآيد، خواهيد شد. در اينجا به 6 حركت كُشنده كه انجام آن باعث مي شود مستمعين نسبت به گفته هاي ‌شما بي اهميت شده و تحت تاثير قرار نگيرند اشاره مي‌كنيم. سعي نماييد از انجام آنها اجتناب كنيد، آنگاه با يك چنين كار كوچكي تغييرات ‌چشمگيري در زندگي شما به وجود خواهد آمد.‌

نگاه به زمين به جاي مخاطبان : اين كار يعني اينكه شما دچار كمبود اعتماد به نفس هستيد، براي سخنراني آماده نيستيد و به همين دلـيـل عـصبي و ‌دستپاچه شده ايد.‌در طول سخنراني در حدود 90 درصد از كل زمان را به چشم هاي حضار نگاه كنيد. بسياري از افراد بيشتر وقت ‌خود را صرف نگاه كردن به زمين، پرده اسلايد و يا ميزي كه پيش روي آنها قرار دارد، مي كنند. رهبران و مديران موفق در حين ‌صحبت كردن مستقيما به چشم هاي شنوندگان خود نگاه مي كنند.‌

خميدگي: باداشتن چنين حالتي يعني شما فاقد قدرت هستيد و اعتماد به نفس خود را ازدست داده ايد.‌اگر قرار است در طول مدت سخنراني در جايي ثابت بايستيد، بهتر است پاهاي خود را به عرض شانه باز كنيد ‌و اندكي به سمت جلو گرايش داشته باشيد. در اين حالت شانه ها نيز بايد اندكي به سمت جلو متمايل شوند.

در اين ‌وضعيت شما اندكي مردانه تر جلوه مي كنيد. توجه داشته باشيد كه سر و ستون فقرات بايد راست باشد. سعي كنيد از ‌تريبون و يا سكويي كه در جلوي شما قرار دارد به عنوان دستاويزي براي تكيه دادن استفاده نكنيد.‌

تكان خوردن، جنبيدن و پيچ و تاب خوردن : اگر شما مدام تكان بخوريد مفهومش اين است كه شما عصبي، دستپاچه و نا آرام بوده و از آمادگي لازم برخوردار نيستيد.‌از تكان خوردن، دست بكشيد. تكان هاي بي جا و بي مورد هيچ هدفي را در بر ندارند. اين كارها كمبود صلاحيت و شايستگي و عدم توانايي ‌كنترل امور را بيان مي كند.

بي حركت ايستادن: اين روش هم نشان مي‌دهد شما انعطاف پذير نبوده و فرد كسل كننده، بي انرژي و خسته كننده اي هستيد. سعي كنيد راه برويد، حركت كنيد. بيشتر افرادي كه براي آموزش آداب سخنراني مراجعه مي‌كنند، داراي ‌اين تصور غلط هستند كه يك سخنران خوب بايد سفت و سخت بر سر جاي خود ميخكوب شود.

 روشي كه به آنها توصيه مي‌شود اين است كه نه تنها راه رفتن قابل قبول است، بلكه خوشايند نيز مي‌باشد. بسياري از تجار بزرگ به ميان مردم مي روند و ‌دائما در حال حركت هستند؛ البته حركت هدفمند! شايد يك سخنران پويا و پر انرژي براي هدف خاصي از يك سمت اتاق به ‌طرف ديگر آن حركت كند، اما اگر هيچ كسي درآن قسمت از اتاق حضور نداشته باشد بالطبع اين حركت او بي مورد ‌است و جزء موارد هدفمند به شمارنمي آيد.

علت اينكه من به متقاضيان خود پيشنهاد مي كنم كه قسمت كوتاهي از ‌سخنراني هايشان را ضبط كنند نيز اين است كه مي خواهم بدانم آيا حركات خارج از محدوده انجام مي دهند يا خير؟‌

قرار دادن دست‌ها در داخل جيب:چنين حالتي به اين مفهوم است كه شما علاقه خاصي به مطلب مورد بحث نداريد و غير متعهد و نا آرام هستيد.‌در اين قسمت راه حل ساده اي براي شما داريم؛ دست هاي خود را از جيبتان در آوريد. تجار بزرگ هيچ گاه در ‌حين سخنراني هردو دست خود را درون جيب هايشان قرار نمي دهند.

 قرار دادن يكي از دست ها در داخل جيب، در زماني ‌كه با دست ديگر در حال ژست و فيگور گرفتن هستيد، قابل قبول مي باشد.‌

استفاده از ژست هاي ساختگي: خيلي خوب است كه بتوانيد ژست هاي متفاوتي به خود بگيريد، فقط بايد توجه داشته باشيد كه اين كار را به ‌حد افراطي انجام ندهيد. پژوهش ها ثـابت كرده اند ژست هايي كه افراد به خود مي گيرند منعكس كننده افكار بسيار ‌پيچيده اي است و همين ژست ها هستند كه صلاحيت و شايستگي شما را به شنوندگان نشان مي دهند.

اما زماني‌كه از ‌ايما و اشاره هاي ساختگي استفاده مي كنيد، درست مثل انسان هاي متزور و ريا كار جلوه خواهيد كرد.‌به عنوان مثال آقاي بوش هميشه در سخنراني هاي خود از ژست هايي استفاده مي كرد كه هيچ ارتباطي با گفته هاي او ‌نداشت.

 شايد او بيش از اندازه تحت آموزش قرار گرفته بود. درست مثل زماني كه صدا يك چيز باشد و تصوير چيز ديگر." ‌

آفتاب يزد
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه از زبان بدن درسخنراني استفاده كنيم

عكس العمل وحركات بدن  ،بسيار گوياتر از واژه هاست. پس چطور مي توانيم دراستفاده از زبان بدن  موفق عمل نماييم؟

درهنگام سخنراني به طورهمزمان از دو طريق مختلف گفتگو را پيش مي بريم. يكي از طريق زبان گفتاري وديگري بوسيله زبان بدن. حال اگر اين دو وسيله  ،با هماهنگي كامل  مورد استفاده قرار گيرند مي توانندمكمل يكديگر باشند. اما اگر اين دو شيوه با هم همخواني نداشته باشند هرچقدر هم كه ازكلمات خوب استفاده كنيد بازهم به نتيجه مطلوبي نخواهيدرسيد.

 زبان بدن ،  مفهوم اصلي را منتقل مي كند.

گرچه كلمات خيلي اهميت دارند اما زبان بدن كار انتقال مفاهيم رابه عهده دارد. مفهومي كه شما مي خواهيد منتقل  كنيد به ميزان اعتبارشما به عنوان يك گوينده  بستگي دارد. اين اعتبار به ميزان علاقمندي شما به مخاطب ، ارتباطتان با نيازهاي او وچگونگي احساسي كه نسبت به خود داريد برمي گردد.

تصور كنيد فردي مي خواهد محصول شركت خود راتبليغ كند  درحاليكه به جلو خم شده زيرلب من من كنان مي گويد:شركت ما در صنعت پيشتاز است.  اما آيا به نظر شما كسي حرفهاي او را باور مي كند ؟ مسلما نه . پس حالت ها وطرز ايستادن واداي كلمات او برمخاطب تأثير فراواني دارد.

زبان بدن فقط محدود به دستها نمي شود.

بعضي ها گمان مي  كنند زبان بدن يعني چگونگي استفاده از دستها. گرچه دستها دراين ميان اهميت خيلي زيادي دارند اما  زبان بدن شامل هرچيزي به جز واژه ها مي شود.

به همه قسمتهاي بدنتان كه به شما درانتقال مفاهيم كمك مي كنند توجه داشته باشيد . اين بخش ها عبارتند از:صدا ،چشمها ،دستها ،پاها ،واحساس.

صدا: سخن گفتن با لحني يكنواخت  به انتقال پيام آسيب مي رساند وشنونده را دلزده مي كند.
شما مي توانيد با تغيير در لحن وآهنگ صداي خود مخاطب را مشتاق وپيگير نگه داريد. با تغيير در صداي خود ، شنونده را به تحرك واداريد. با آرام كردن لحن خود طرف مقابل ر است واقعيت رابپذيريد و براي اصلاح حركات و واكنش هاي نامناسب اقدام نماييد.

براثر ممارست ، زبان بدنتان حالت طبيعي به خود مي گيرد واشكالات آن برطرف مي شود و همه اجزا باهم هماهنگ خواهد شد.

در اين صورت مخاطبين شما ،هم ازلحاظ شنيداري وهم هيجاني پيام سخنراني را دريافت خواهند كرد. با استفاده مناسب از زبان بدن  ،آنها را هم به صورت ظاهري وهم بصورت دروني باخود همراه خواهيد كرد. حتي اگركلامتان نيز ناقص باشد شنونده مفهوم اصلي را دريافت مي كند.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]


مديريت مناظره با «جدال احسن»
مهدي ياراحمدي خراساني

 
بسياري از افراد در هنگام مناظره ها و جدال ها عنان از كف مي دهند، از كوره در مي روند و سخنان ركيك و ناصحيحي بر زبان مي رانند و رفتارهايي از آنان سر مي زند كه شرم آور است.

خروج از دايره آداب سخن گفتن زماني تشديد مي شود كه شخص از سوي طرف مقابل و مخالف استهزاء شود. اگر فرد در مناظرات اجتماعي در خود اين توان را نمي يابد كه با مخالف به شيوه نيكو سخن گويد از همان آغاز نبايد وارد اين ميدان شود.

از آن جا كه جدل به هر حال گفت وگويي با قصد چيرگي و منصرف كردن شخص از نظر و رأي خود است مي توان آن را يك جنگ دانست.

بنابراين بايد شخص جدل كننده در هنگام جدل بهترين برخورد و نيكوترين سخن را داشته باشد و از تمسخر كلامي و غيركلامي بپرهيزد. خداوند متعال در قرآن(نحل:125و عنكبوت:46) برخورد و سخن نيكو را از جمله آداب جدال احسن با ديگران برشمرده و بدان سفارش كرده است.

از ديگر آداب اسلامي جدال احسن، رفق و مداراست. شيخ طبرسي، جدل احسن را جدل همراه با رفق و مدارا تفسير مي كند(مجمع البيان) بنابراين جدل كننده بايد هماره به گونه اي رفتار كند كه به دور از خشونت باشد و نرمي و مدارا با مخاطب را در طول جدل مراعات كند.

از آن جا كه قرآن حاوي بهترين مطالب حق و استدلال هاي منطقي است بهتر است كه شخص از قرآن براي جدال بهره بگيرد.

جدال از نظر لغت
راغب اصفهاني در تعريف جدال مي گويد: «جدال گفت وگو كردن و با يكديگرسخن گفتن است به طريق ستيزه و نزاع وبه جهت غلبه نمودن بر ديگري وريشه اين كلمه از"جدلت الحبل" است يعني طناب رامحكم كردم و جدال از همين معنا مي باشد، گو اين كه هر يكي از جدل كنندگان ديگري را از ديدگاهش بر مي تابد ونيز گفته شده ريشه جدال كشتي گرفتن وافكندن ديگري برزمين سخت مي باشد».

البته مفسر بزرگ شيعي شيخ طبرسي جدل را به قصد منصرف كردن شخص مقابل از رأي و نظرش تعريف كرده است (مجمع البيان) تا كمي آن را از شدت و حدت جنگي بودن بيرون آورد و به آن لطافت و نرمي بخشد.

مفهوم شناسي "جدال احسن"
همه ما در زندگي فردي و اجتماعي خود با خانواده، بستگان، دوستان، همسايگان، همكاران و... بحث و گفت و گو مي كنيم. بدين ترتيب در روابط اجتماعي دائم در موضوع هاي گوناگون اقتصادي، سياسي و... به گفت وگو و تبادل نظر مي پردازيم.

سؤال مهم اين است كه چرا در بسياري از اين بحث ها، در پايان به جاي «وحدت و همبستگي» به اختلافات دامن زده و دوستي ها كمتر و دشمني ها بيشتر مي شود. حقيقت اين است كه اغلب به جاي گفت وگوي سالم و سازنده كه قرآن مجيد از آن به «جدال احسن» ياد مي كند، از شيوه هاي تخريبي و نامناسب بهره مي بريم.

جدال احسن يعني؛ گفت و گو با مخالفان بر اساس شيوه درست و با هدف روشن كردن حقيقت نه بيرون كردن رقيب از ميدان و غلبه بر او. از امام صادق(ع) در تفسير جدال احسن آمده است كه مراد از آن جدال با كمك كتاب ا... و قرآن است. (نورالثقلين، ج۳)

روش شناسي "جدال احسن"
در روش جدال احسن، شخص با تكيه بر اصول و اعتقادات مشترك به گفت وگو مي نشيند تا براساس همان اصول و اعتقادات مشترك حقانيت سخنان خه در ذهنش فراهم آورده به كار گيرد و ايراد كند. امام رضا(ع) در مناظره با مخالفان، هر جا جمله درستي از طرف مقابل مي شنيد فوراً تأييد مي كرد و مي فرمود:«صدقت» (التوحيد:ص۴۲۹).

نتيجه گيري
در اسلام جدال يا به تعبير ديگر بحثهاى تعصب آلودى كه براى برترى جويى برطرف مقابل و نه براى تبيين حق صورت مى گيرد به شدت نكوهش و از آن به عنوان يكى از گناهان كبيره ياد شده است؛چرا كه بزرگ ترين سد راه حق و رسيدن به واقعيت هاست.خدا در قرآن مي فرمايد:

«با اهل كتاب جز به روشى كه از همه نيكوتر است مجادله نكنيد؛عنكبوت۴۶» بهترين راه براى تبيين حقايق و رسيدن به نظرات صحيح و سالم، بحث منطقى و خالى از هر گونه تعصب و لجاجت است؛ زيرا هنگامى كه افكار به يكديگر ضميمه شود و جرقه هاى استعداد و نبوغ به هم بپيوندد از طريق هم افزايي نورى ساطع مى شود كه همه چيز را روشن مى سازد.

هرگاه حالت پرخاشگرى و جرّ و بحث بى حاصل، و به تعبير روايات جدال غير احسن در درون انسان ريشه بدواند، و به صورت خلق و خوى او در آيد، دين و ايمان و تقواى چنين انسانى در مخاطره قرار مى گيرد، و لازم است براى نجات از خطرات ناشى از اين صفت رذيله دست به كار شود و آن را درمان كند و خود را از شرّ آن رهايى بخشد.

 
خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1391/03/18 شماره انتشار  18137


http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1391&month=3&day=18&id=52246


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونگي خوب حرف زدن     تدوين: پايگاه مديريار

اهميت كلام: قرآن كريم از سنخ كلام است خود را به عنوان بيان معرفى كرده است: «هذا بيان للناس» (آل عمران، ۳ / ۱۳۸) گر چه بيان، مفهومى است گسترده و بر هر چيزى كه مبين مقصود و مراد انسان باشد اطلاق مى شود، خواه سخن يا خط يا اشاره، لكن شاخص همه آنها سخن است و لذا قرآن به آداب سخن، بيش از خط يا اشاره پرداخته است.
به حسب عادت، سخن گفتن مسأله ساده‏اى به نظر مى رسد لكن با اندك تأمل خواهيم دانست كه اين امر از پيچيده‏ترين و ظريف‏ترين اعمال انسانى است.
اين ظرافت عظمت، از يك سو به نحوه همكارى اعضاى دستگاه صوتى براى ايجاد اصوات مختلف و نيز به وضع لغات و چينش آنها به دنبال يكديگر مربوط است و از سوى ديگر به تنظيم استدلالات و بيان احساسات از طريق عقل مربوط مى شود. عظمت زبان، اين عضو كوچك و فعال، و سخن كه فعل آن است، از نكات زير دريافت مى شود:

1. آن گونه كه از آيات 1 تا 4 سوره الرحمن استفاده مى شود، يكى از مهم‏ترين نعمت‏هاى الهى بعد از نعمت آفرينش، نعمت بيان است. در اين آيات آمده است: «الرحمن.علم القرآن. خلق الانسان. علمه البيان» خداى رحمان، قرآن را ياد داد، انسان را آفريد، به او بيان آموخت. گويا مفهوم اين سخن آن است كه انسان است و بيانش.

2. در قيامت از مسؤوليت زبان سؤال مى شود.در سوره بلد آيات 8 و 9 مى خوانيم: «الم نجعل له عينين. و لسانا و شفتين» آيا دو چشمش نداديم، و زبانى و دو لب. شايد تعقيب آيه فوق به آيه ۱۰ اين سوره: «و هديناه النجدين» و هر دو راه‏[ خير و شر] را بدو نموديم)، اين مطلب را مى فهماند كه زبان يكى از ابزار هدايت است.

3. سخن بهترين ابزار انتقال افكار و حتى تأثير گذارى است كه در كلام پيامبر به عنوان سحر به آن اشاره شده. فرمود: ان من البيان سحرا.(1)

4. از ميان معجزات انبيا، با عظمت‏ترين معجزه، معجزه خالده نبوى يعنى قرآن، از سنخ كلام است. تأثير اين معجزه تا بدانجا بوده كه كفار با شنيدن اين كلام، از آن به
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

اصول و آداب سخنراني

هدف
سخنران بايد از سخن گفتن هدفي داشته باشد و بخواهد از آن منظوري حاصل كند. سخنراني كه در سخن پردازي خود هدف مشخصي را دنبال نمي كند مانند آدم كوري است كه در چهار راهي سرگردان باشد.

آغاز سخن
آغاز يا شروع سخن بايد جذاب باشد تا در همان لحظات اول روح شنونده تسخير شود. هر سخنران بايد سعي كند كه شروع صحبتش خوب باشد ، اگر سخنراني با جمله هاي كوتاه و پرمعني يا با يك بيت شعر آغاز شود ، اثرش غيرقابل انكار است.
قبل از اينكه صحبت كنيد بايد توجه و پذيرش شنونده را به دست بياوريد. چند دقيقه اول اثر مهمي بر روي نتيجه پاياني خواهد داشت. بدين ترتيب شروع سخنراني با خنده ارتباط با شنونده را توسعه مي دهد و آنها را آرام مي كند.

تماس چشمي
به عنوان قسمتي از فن گفت و شنود ، تماس چشمي داشتن با يك گروه از افراد مهم مي باشد زيرا به شنونده شما كمك مي كند تا گوش دادن به صحبت هاي شما برايش آسان شود.

لبخند
خنده نشانه شادماني و سرور است. سخنراني كه با لبخندي طبيعي در پشت تريبون قرار مي گيرد موفقيتش حتمي است.

سكوت
استفاده كردن از سكوت هاي كوتاه و بجا بزرگترين هنر سخنران است ، سخنران خوب تنها كسي نيست كه متوالياً سخن بگويد بلكه آن است كه گاهي عاقلانه و ماهرانه در مواقع حساس لحظه اي سكوت كند تا بدين طريق بر جذابيت سخن خود بيفزايد.


يادداشت
در سخنراني بايد تمام نكات آن قبلاً با دقت تنظيم شود و بدون مطالعه قبلي نبايد سخنراني كرد. عمل تهيه گفتار بايد تا آغاز سخنراني ادامه يابد ، چندين بار خوانده شود ، رئوس مطالب آن يادداشت و از بين آنها نكات برجسته را نگاه داشت و بقيه را حذف كرد.

انتقاد
هر سخنران بايد بداند كه مردم و شنوندگان درباره سخنراني او اظهار نظر و انتقاد خواهند كرد و معمولاً محاسن را نخواهند ديد و بيشتر به دنبال معايب مي گردند بنابراين سخنران بايد آن قدرها ظرفيت و مقاومت داشته باشد كه از اين بابت ناراحت نگردد و برعكس سعي كند اولاً كمتر به دست بدگويان سوژه بدهد ، ثانياً اين انتقادها را براي بهتر شدن صميمانه بپذيرد

وضعيت سخنراني
بهترين وضعيت قرار گرفتن براي سخنراني ايستاده است كه در اين حالت مواردي وجود دارد كه از اهميت زيادي برخوردار است:

قدم زدن
بعضي افراد به خاطر فشار عصبي عادت دارند كه زياد قدم بزنند ، آنها طول سكو را دائم راه مي روند. در اين حالت ، چشمان شنوندگان ، سخنران را از طرفي به طرف ديگر دنبال مي كنند و اين مي تواند حواس پرتي فوق العاده اي را براي آنها فراهم نمايد و اين حركت جنبشي عاقبت مي تواند سبب گردد كه شنونده به يك سستي و خواب آلودگي دچار شود.
بديهي است حركت در حين سخنراني خوب است اما فقط بايد به صورت يك قدم و در نقطه اصلي سخنراني شما باشد.

ميز عادي يا ميز مخصوص سخنراني
پشت ميز بودن تنها در چند دقيقه اول ، قابل قبول است . پس تلاش كنيد به تدريج همانطور كه سخنرانيتيان پيش مي رود ، از پشت ميز تغيير مكان دهيد.


حركات دست
بعضي از سخنرانان به ويژه در آغاز سخنرانيشان در مي يابند كه دچار حالت عصبي مي شوند ، آنها با دست هايشان حركات غير قابل كنترل زيادي را انجام مي دهند . گاهي اوقات دستهايشان را در پشت بدن و يا در جلوي بدن قرار مي دهند، گاهي آنها را داخل جيب شلوار مي گذارند و كاهي با سكه ها يا كليدهاي موجود خود بازي مي كنند يا با دست بينيشان را پاك مي كنند يا با خودكار بازي مي كنند.
تمام اين موارد اختلالاتي است كه يك سخنران مي تواند آنها را در كنترل خود داشته باشد . جهت مقابله با اين اختلالات مهم است كه دست ها ديده شوند و بايد هميشه در جلوي بدن باشند ، همچنين حركات مناسب دست مي تواند ارزش آنچه كه گفته مي شود را افزون كند.

بايد ها و نبايد ها
دست ها بايد هميشه باز نگه داشته شوند ، اگرچه گاهي يك مشت گره شده مي تواند براي تأكيد بر قوت يك نكته استفاده شود ، ولي انگشتان يا دست هايي كه باز هستند يك فرد صريح تر را نشان مي دهد.
كف دستانتان نبايد با انگشتاني رو به بالا به طرف شنوندگان باشد زيرا اين عمل بر عدم قبول اشاره دارد.
انگشت اشاره كه به طرف شنوندگان تكان مي خورد اشاره به اين دارد كه شما آنها را ساكت مي كنيد .
يك حركت دوراني اتفاقي با دستهايتان مي تواند زماني كه با جمله اي اين چنيني تركيب شود خيلي مؤثر باشد «بگذايد شروع كنيم» و «بگذاريد در مورد اين نكته توافق كنيم»
حركات دست بايد طبيعي باشد بنابراين اگر شما نمي توانيد دست هاي خود را به درستي تكان دهيد فقط دست هايتان را در مقابل خود قرار دهيد .

ارائه
ما همه از تجربه گوش كردن به يك سخنراني با متن عالي ولي ارائه خسته كننده اي كه قادر نبوده حق مطلب را ادا كند ناراحت شده ايم . مواردي كه سخنران با حالت يكنواخت و يا حالت تندي صحبت مي كند بنابراين براي جلوگيري از اين مورد صدايتان را تغيير دهيد . گاهي بلند صحبت كنيد و گاهي آرام .
بر روي لغات و عبارت مشخص و مهم تأكيد نماييد ، گاهي اوقات ابتدا تند و سپس آهسته تر صحبت كنيد زيرا صداي شما و تأكيدي كه بر روي لغات معين انجام مي دهيد مي تواند متن آماده شما را با روح نمايد .

رسيدگي كردن به فشار عصبي
شما براي اينكه سخنران مؤثري باشيد ابتدا بايد ترس ها ، نگراني ها و هيجان هاي خود را درك كنيد و سپس بر سيستم عصبي خودغلبه نماييد.
بارها هنرپيشه ها را ديده ايد كه وقتي خبرنگار از آنها مصاحبه مي كند اعتراف مي كنند كه دچار استرس و فشار عصبي شده اند كه اين به خاطر ترشح هورمون آدرنالين در بدن است كه باعث مي شود ناراحتي هاي ناشي از فشار عصبي در بدن شود.

روش هاي غلبه بر فشار عصبي
كشيدن يك يا دو نفس عميق قبل از برخاستن يا به جلو برخاستن براي سخنراني .
همچنين انجام چند حركت ورزشي كمك مي كند كه هورمون ادرنالين در بدن حركت كند و اكسيژن را به خون برساند .
همچنين اگر مي لرزيد دستهايتان را به هم بچسبانيد و يا ميز كنفرانس را بگيريد .
و مهمتر از همه تهيه برنامه و آمادگي موضوعات است .
هيچ وقت از فشار عصبي نترسيد . اكثر افراد هنگام سخنراني در مي يابند كه صدا و دست و پاهايشان مي لرزد ولي در اغلب اوقات شنونده متوجه آن نمي شود .

اجتناب از عادات نامناسب :
- اهميت به خود
يكي از روش هايي كه باعث از دست دادن شنونده مي شود اهميت دادن به خودتان است براي مثال :
خانم ها و آقايان : نكته اي را دوست دارم به شما بگويم ، من تجربه 20 ساله داشته ام و برنامه هاي بي شماري در راديو اجرا كرده ام .
تعريف و تمجيد از خود ممكن است شخص را اغراق آميز جلوه دهد .
-عذر خواهي كردن :
نبايد سخنراني را با عذرخواهي شروع كرد ، مثلاً متأسفم من دير كردم يا متأسفم من آماده نيستم يا متأسفم كه وقتتان را مي گيرم .
فوراً عذرخواهي كردن هم سخنران و هم مطلب او را بي ارزش مي كند ، بهترين حالت اين است كه توسط فردي كه سخنران را دعوت مي كند انجام پذيرد .

ساده صحبت نكردن و سخن بي مفهوم (غير روزمره)
هميشه سعي كنيد متن سخنراني را طوري آماده كنيد كه شنوندگان قادر به درك مطالب آن باشند و از به كار بردن كلمات و عباراتي كه براي آنها ناآشنا است پرهيز كنيد .
لطيفه ها :

اگر شما از توانايي لطيفه گوييتان مطمئن نيستيد آن را كنار بگذاريد . و اين عبارت را به خاطر بياوريد «اگر شك داريد آن را كنار بگذاريد»

 پرسش و پاسخ
زماني كه سؤالي از شما پرسيده مي شود و يا شما به نوبه خود از سؤال كننده مي پرسيد مي توانيد اين فن را به كار ببريد . بدين ترتيب كه شما مي توانيد عبارات زير را به كار ببريد :
«متأسفم من كاملاً آن را نفهميدم» يا «مي توانيد آن را تكرار كنيد» يا «مي توانيد دقيقاً آن را توضيح دهيد»

 نكاتي كه در اين فن وجود دارد
اولاً سؤالات به ندرت دقيقاً به همان شكل اول تكرار مي شوند و وقتي تكرار مي شوند اغلب براي پاسخ دادن آسانتر مي شوند .
ثانياً بعضي از سؤالاتي كه به نظر مي رسند مشكل باشند سؤال نيستند بلكه اظهاراتي هستند كه سخنران مي تواند با آن موافق باشد يا ان را تصحيح كند .
ثالثاً و مهمترين نكته اين است كه وقتي سؤال كننده با تقاضا براي تكرار سؤال رو به رو مي شود اين عمل به سخنران مقداري وقت فكر كردن براي يافتن پاسخ را مي دهد .
اگر شما پاسخ را نمي دانيد سعي نكنيد از خود جوابي بسازيد بايد بگوييد كه متأسفم من نمي توانم به سؤال شما پاسخ دهم يا من پاسخ را براي شما پيدا خواهم كرد .

وسايل كمك آموزشي:
نقشه ها و تخته ها
در هنگام نوشتن بر روي تخته كه پشت سخنران و شنوندگان است سخنران بايد به جريان مكالمه ادامه دهد تا ارتباط او با شنوندگان قطع نشود .

 پروژكتورها ، آورهدها و اسلايدها
عكس هايي كه روي پروژكتور يا اسلايد نشان مي دهيم بايد شامل حداقل جزئيات باشد اگر لازم است كه اطلاعات زيادي روي تصاوير گفته شود بهتر است از متن هاي چاپي استفاده شود .
وسايل ديگر مانند خط كش و ليزر براي نشان دادن قسمتي از تصوير نيز مورد استفاده قرار مي گيرد . در هنگان نشان دادن عكس يا شيء به حضار براي به دست آوردن نتيجه مشخص و مناسب ، حركات دست بسيار مهم است و شيء را بايد حداقل در بلندي شانه قرار داد .
تهيه كنندگان: سارا علومي – مريم كارنامه

 emodir.ir


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

  مهارت هاي سخنراني
مهارتهاي مختلف كلامي، هنرهاي تأثير گذاري هستند كه انسانها را در بيان و معرض مباحث و مسائل گوناگون شخصي و عمومي و سازماني ياري مي كنند اهميت و كاربرد هنرهاي بياني تنها مربوط به زمان و عصر حاضر نيست بلكه از پيدايش انسان و آغاز زندگي اجتماعي نشان و سابقه و اثر دارد. با اين همه اهميت اين مقوله بيش از توجه و رويكردي است كه به آن مي شود و با اينكه فوايد و تأثيرات شگرف آن مورد قبول خاص و عام است. از نظر آموزش فنون سخنوري در سطح مدارس و دانشگاه ها تلاشي جدي صورت نگرفته است. امروزه اقسامي از هنرهاي كلامي در سطح كلان جامعه به طور عام و در مراكز رسانه هاي جمعي و همايش هاي سازمان به طور خاص جلوه هاي عيني و كاربردي دارد. براي اينكه اقسام مختلف مهارتهاي كلامي را بشناسيم و با كارايي ها و مشخصات آنها آشنا شويم آنها را به صورت دسته بندي شده در زير مجموعه عنوان كلي «‌سخنوري »‌ قرار مي دهيم. بنابراين واژه سخنوري شامل و در برگيرنده اقسام مختلف فنون كلامي است كه عبارتند از سخنراني، مجري گري همايش ها, ميز گرد، مناظره و مؤلف، گويندگي اخبار، ‌برنامه ها، ‌تفسير خواني و گزارشگري راديو  و تلويزيون، اينك به تبيين و توضيح هر يك مي پردازيم زيرا اين فنون و مهارتها درحقيقت جزو لوازم امور اجرايي در واحدهاي ارتباطي محسوب مي شود علاوه بر آنكه مورد استفاده همگان نيز مي تواند قرار بگيرد. سخنراني مراد از سخنراني ارايه و بيان مباحث مبسوط يك موضوع توسط يك شخص است. گفت وگوهاي معمولي خانه و كوچه و بازار يا تعاليم درسي كلاسها و امثالهم سخنراني محسوب نمي شوند. معمولا سخنران با دعوت يا اعلام قبلي و در مراسمي كه به مناسبتي بر پا شده است در حضور جمعي از شنوندگان يا نمايندگان رسانه هاي جمعي سخنراني مي كند. ارايه مقاله هاي علمي - آموزشي در همايشهاي تخصصي و عمومي نيز از مقوله سخنراني هاي مذهبي و اجتماعي در حسينيه ها، مساجد، مجالس وعظ، جشن و عزاداري است . سخنراني ها به طور  عمده علمي، ديني، تشريفاتي، قضايي، نظامي، ‌سياسي، فرهنگي و اجتماعي و در يك تقسيم بندي ديگر، عادي يا شور انگيز است. در وصف و فوايد خوب سخن گفتن و بيان كلام زيبا شواهد و توضيحات زياد ضرورت ندارد چه امري است كه مورد اتفاق آراي عمومي است و به اصطلاح همگان را از آن خوش آيد. آداب سخنراني يك سخنران، ‌براي اينكه در ايراد سخنان خود موفق باشد - به اين معني كه در شنوندگان و بينندگان تأثير بگذارد و آنها با خاطره هاي خوش مجلس را ترك گويند و نكات و عناويني از سخنراني را به ياد بسپارند و چه بسا كه در احوال و آثار و كردارشان ملحوظ دارند- مي بايد ملاحظاتي را مد نظر داشته و آدابي را رعايت كنند كه عمده آنها به اين قرار است : 1- آراستگي ظاهري - لباس و كلاه و عينك و آنچه كه به پوشش و احيانا زينت هاي پوششي مربوط است بايد متناسب با اوضاع و احوال زمانه، سن، جنس و موقعيت سخنران باشد، نه جلف و سبك و نه گران و سنگين. البته پاكيزگي و زيبايي متعارف از لوازم آراستگي است. 2- سلامت جسمي - بي شك بيماريهاي جزيي و كلي حتي يك سردرد معمولي يا خستگي مفرط مي تواند درنحوه ارايه يك سخنراني تأثير منفي بگذارد و شخص را كم توان و بي قرار سازد. در اين وضعيت ها شنوندگان ناسلامتي و ناراحتي ناطق را معمولا درك مي كنند و در همدردي ناخودآگاه با او كمتر به سخنانش گوش مي دهند و سخنران نيز به راحتي از عهده بيان كلمات و جملات بر نمي آيد. 3- آرامش رواني - اضطراب و استرسهاي مختلف، تشويش خاطر، احساس نداشتن امنيت، ‌احساس ترس، نسيان مزمن و ... از تأثيرات مطلوب يك سخنراني ميكاهد . سخنرانان بايد قبل از شروع سخنراني از آمادگي ذهن و روان خود اطمينان پيدا كنند. 4- گستردگي اطلاعات- مثل معروف بي مايه فطيراست دراينجا تداعي مي شود چنانچه همه نكات و شيوه ها و تكنيكهاي اساسي اجراي يك خطابه و نطق رعايت شود اما سخنران در باره موضوعي كه مورد بحث اوست و موضوع هاي مرتبط با آن اطلاعات كمي داشته باشد سخنراني خوب نخواهد داشت. 5- بسامي و گشاده رويي اين اصل هم در فرايند سخنوري كاملا بديهي و روشن است كه هيات و قيافه خشك ، تلخ و عبوس يك سخنران از مقبوليت كلامش مي كاهد و سخنانش به اصطلاح به دل نمي نشيند بويژه اگر صاحب سخن به طور طبيعي از چهره مناسب و خوشي برخوردار نباشد. ترشرويي ناكامي را دو چندان مي سازد. 6- دوري از اطاله كلام - مجموعه بيانات يك سخنران نبايد از ميزان متعارف و حوصله شنوندگان بيشتر باشد. رعايت وقت و زمان مناسب يكي از عوامل موفقيت در سخنراني است . 7- معتقد بودن به كلام - سخنراني كه به سخنان خود ايمان نداشته باشد نمي تواند با ريا كاري، فكري، حرفي و سخني را به ديگران بقبولاند. شگفتا كه مخاطبان خيلي زود اين نكته را در لحن و كلام سخنران كشف مي كنند و در مي يابند. 8- فصاحت و بلاغت - به طور خلاصه منظور از فصاحت، رواني و قابل فهم و درك بودن كلام و بلاغت، خوش آهنگي و گرم و مطبوع بودن كلام است. 9- تسلط بر كلام - كساني كه در سخنراني به طور دايم ، دنبال جمله و كلمه اي مي گردند و رشته سخن از دستشان در مي رود بر كلام خود مسلط نيستند. 10- پرهيز از بريده گويي- اِ اِ كردن و مِن و مِن كردن بيان را زشت مي كند . در ضمن بايد دانست كه حروف فارسي با صدا وبي صدا است . با صدا مثل آ، اي، اُ، اَ، اِ، او،بي صدا مثل ب، پ، ث، ق ، كلمه هايي مانند«‌يا »‌و «‌مو» كشش بيشتري دارد تا «‌سر » و «‌پل» بعضي كلمه ها كشش زيادتري دارند مانند «آزرم» « سيمرغ» و «‌درود»‌ سخنران بايد با تمرين به اندازه كشش هجاها واقف باشد و تناسب آنها را رعايت كند. 11- خونسردي و تعديل رفتار - به طور كلي حالت طبيعي و عادي بهترين وضعيت براي ايراد سخنراني است . پرحرارت تر نشان دادن خود و حركات زياد دست و سر، سخنراني را مصنوعي جلوه مي دهد و نازيبا مي سازد. بديهي است گاهي ايجاد شور انگيزي براي هدف هاي مشخصي مثل جنگ و دفاع ايجاب مي كند كه مطلب و سخن با حرارت بيشتري ادا شود. 12- پرهيز از تقليد- بعضي چون از نحوه سخنراني ديگري خوششان مي آيد در سخنراني خود از او تقليد مي كنند. اين عمل بي خردانه است و رشته سخن سرايي رااز دست سخنران خارج و كل برنامه سخنراني را خدشه دار مي سازد. 13- رعايت مكث هاي به موقع - بيان سلسله وار و بدون وقفه مطالب خسته كننده است هم براي سخنران و هم براي شنونده. لذا براي گيرايي نطق و همچنين كمك به تنفس رعايت مكث هاي كوتاه و به موقع ضرورت دارد. 14- تناسب صدا - كوتاهي و بلندي صداي سخنران و به طور كلي ميزان صداي او نيز بايد با اوضاع و احوال مجلس از جهات مخالف متناسب باشد. 15- باز بودن مجاري صدا - قبل از سخنراني نوشيدن جرعه اي آب ولرم و در دسترس بودن ليوان آب بر روي ميز خطابه واستفاده از گلو و حنجره را بز و صاف و هموار مي سازد. 16- انتقال احساس به شنوندگان - سخنران ماهر و مجرب با رعايت جميع جهات و انجام حركات موزون و موقع شناسي بايد بتواند علايق و احساسات خود را به شنوندگان منتقل كند. اصول سخنراني - يكي از اصول مهم سخنوري شناخت مخاطب است; زيرا رشته سخنوري، مانند رشته پزشكي، نوعي نسخه‏پيچي است و نسخه‏پيچي پيش از شناخت‏بيمار، كاري مشكل زا و گاه خطرآفرين است . اين شناخت مي‏تواند در ابعاد گوناگون، مانند بعد فرهنگي، اخلاقي، تربيتي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و علمي، بررسي شود و مورد تامل قرار گيرد . مثلا در بعد علمي، سخنراني براي استادان حوزه و دانشگاه با سخنراني براي طلاب و دانشجويان متفاوت خواهد بود .  - هنگام مطالعه «مطالب‏» براي تدوين محتواي سخن خود به دو چيز، خوب بينديشيد: يكي فهم مطالب براي خود و ديگري روش تفهيم مطالب براي شنوندگان خود كه گاه امر دوم از امر اول مهمتر و سخت‏تر است . في المثل، چنانچه براي «بازاريان‏» و در زمينه «گرانفروشي‏» مي‏خواهيد سخن بگوييد، بايد مطالعه و فكر كنيد كه زشتي گرانفروشي را با روش مستقيم يا با روش غير مستقيم به آنان تفهيم نماييد .  - در سخنراني‏تان - جز در موارد ضرورت - فقط از «يك موضوع‏» سخن بگوييد و همان را براي مخاطبان خود خوب پرورش دهيد و پخته كنيد و از پرداختن به «موضوعات گوناگون‏» و با روش «كشكولي‏» خودداري ورزيد; زيرا تبيين خوب و كامل يك موضوع، از بيان ناخوب و ناقص چند موضوع گوناگون بمراتب بهتر و مؤثرتر است .  - «متنوع‏» سخنراني كنيد تا شنوندگان متنوع شما همگي جذب سخنان شما شوند . از راهكارهاي آن، ايجاد تنوع در مواد، ابزارها، قالبها و روشهاي سخنوري است . مثلا چون ممكن است در ميان شنوندگانتان دانشجويان و دانشوران نيز حضور داشته باشند، از مطالب علمي نيز استفاده كنيد . يا چون امكان دارد در ميان شنوندگان شما از اهل شعر و ادب هم حضور داشته باشند، از اشعار و قطعات زيبا هم استفاده نماييد . و يا چون احتمال دارد در ميان مخاطبانتان كودكان و نوجوانان نيز شركت كرده باشند، داستانها و خاطرات جالب را نيز بيان كنيد .  - كيفيت و كميت‏سخن خود را بر مبناي حد «متوسط‏» معلومات و اطلاعات و توان جسمي و فكري و روحي شنوندگان قرار دهيد . - موضوع و مطالب سخنراني خود را با رعايت ويژگيهاي زير برگزينيد: مورد علاقه گوينده; برخوردار از منابع كافي و معتبر; مورد نياز شنونده; متناسب با شرايط زمان; متناسب با شرايط مكان; متناسب با شرايط مخاطبان; برخوردار از تسلط علمي گوينده بر آن; مهم از نظر گوينده و شنونده . نكات پيش از سخنراني  - هر يك ساعت‏سخنراني ممكن است چندين ساعت مطالعه لازم داشته باشد . پس تا مي‏توانيد، مطالعه پيش از سخنراني را فراموش نكنيد، هرچند سخنور ورزيده‏اي باشيد .  - در آغاز راه، شايسته است كه مطالب سخنراني خود را پيش از اجرا، در خانه و يا محل ديگري تمرين كنيد . اين تمرين را يا مي‏توانيد در حضور جمع يا به صورت فردي انجام دهيد و يا مي‏توانيد آن را روي نوار، ضبط نماييد و به آن گوش دهيد و سپس نقايص و نواقص آن را برطرف كنيد تا به مرور زمان، سخنوري موفق شويد .  - سخنور بايد از نظر ظاهر، مرتب و تميز باشد . از اينرو، بايسته است كه پيش از حضور در جلسه سخنراني، سر و وضع، چهره، يقه، عمامه و لباس خود را در آينه‏اي ببينيد و پس از اطمينان، به سخنوري بپردازيد; زيرا گاهي ممكن است موهاي سر، شانه نكرده يا يقه لباس، ورآمده يا تحت الحنك عمامه، بيرون زده و يا لكه‏اي جوهر يا چربي، روي لباس شما ريخته شده باشد . - پيش از سخنراني، به خود تلقين كنيد كه حامل پيامي هستيد و بايد آن را بگوييد و همه منتظر دريافت پيام شما هستند . از اينرو، ترس و اضطراب كمتري به شما روي خواهد آورد و يا حتي هيچ گونه ترس و اضطرابي به دل شما راه نخواهد يافت .  - پيش از سخنراني، درباره آن بينديشيد كه چگونه آن را آغاز كنيد، چگونه آن را ادامه دهيد و چگونه آن را به پايان بريد و به طور كلي چگونه آن را بيان نماييد . به طور مثال، آيا سخنراني خود را با آيه‏اي از قرآن يا حديثي از معصومان عليهم السلام و يا چند بيت‏شعر آغاز كنيد؟ و آيا اين آيه يا حديث و يا شعر، مي‏تواند كدام آيه يا حديث و يا شعر باشد؟  - براي سخنراني خود، طرح مناسب و چارچوب كلي داشته باشيد و پيش از سخنراني، آن را براي خود ترسيم كنيد تا در هنگام سخنراني، مطالب را فراموش ننماييد .  - براي پاسخگويي به پرسشهاي احتمالي شنوندگان قبلا خود را آماده كنيد . اين پرسشها را مي‏توانيد خودتان با تفكر در موضوع يا با مشورت با صائب نظران در آن موضوع يا با مراجعه به كتابها و منابع نوشته شده در آن موضوع و يا حتي با كمك گرفتن از خود شنوندگان بيابيد .  - قبل از سخنراني دقت نماييد كه اگر نكته‏اي مبهم و تاريك در محتواي سخنراني شما وجود دارد، آن را روشن و يا حذف كنيد .  - پيش از سخنراني استراحت داشته باشيد و از خوردن غذا به حد اشباع بپرهيزيد تا با شكمي پر و انباشته از غذا سخنراني نكنيد . و از خوردن چيزهايي مانند «نوشابه‏» خودداري ورزيد تا مبادا هنگام سخن گفتن آروغ بزنيد . - شايسته است كه چند دقيقه‏اي پيش از وقت، به محل سخنراني خود برويد و از آنجا ديدن كنيد تا از كيفيت و كميت محل سخنراني و شنوندگان خويش مطلع شويد .  - پيش از سخنراني، تاحدي كه مي‏توانيد، از شرايط فرهنگي، اخلاقي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي شنوندگان خود آگاه شويد و سخنراني خود را باتوجه به آن شرايط ايراد نماييد . به طور نمونه، اگر مخاطبان شما داراي شرايط اقتصادي ومالي خوبي نيستند، از آنان - براي امور خيريه و مانند آن - كمكهاي مالي سنگين و يا حتي هيچ كمك مالي را درخواست نكنيد .  - در صورت لزوم، پيش از سخنراني، نقشه، لوحه، فيلم، اسلايد، اورهد و مانند آن را آماده كنيد تا زمان سخنراني شما با انجام دادن اين گونه كارها تلف نشود .  - در صورتي كه پيش از سخنراني شما كس ديگري نيز سخنراني مي‏نمايد، سعي كنيد چند دقيقه زودتر از موعد مقرر خودتان، در محل سخنراني حاضر شويد تا از موضوع و محتواي سخنان او و بويژه مثلا مرثيه‏اي كه در پايان سخنراني‏اش مي‏خواند، آگاه شويد . با اين كار، هم به اين سخنران احترام گذاشته‏ايد، و هم از تكرار موضوع و مرثيه براي شنوندگان خود دوري جسته‏ايد .  - براي آرامش بيشتر در سخنراني، پيش از سخن گفتن چند نفس عميق بكشيد . - پيش از سخنراني صداي بلندگو را آزمايش و تنظيم نماييد و فاصله مناسب خود با آن را در نظر بگيريد و تلاش كنيد تا صداي نابهنجار و يا سوت دلخراش از آن توليد نشود، مثلا دهان خود را به ميكروفون نچسبانيد . - در صورت امكان، از بانيان و برگزاركنندگان مجلس سخنراني خود بخواهيد كه هنگام سخنراني شما از دادن آب، چاي، خرما، حلوا، شيريني و مانند آن، به شركت كنندگان خودداري ورزند تا تمركز حواس شما و آنان از بين نرود و كنترل مجلس نيز به هم نخورد .    روشن بودن موضوع سخنراني نگهداري از انرژي موجود در صدا در تمام طول يك جمله گاهي اوقات مردم يك جمله را با انرژي شروع مي كنند و سپس سسست و خسته مي شوند. در صورت انجام اين كار، جمله به صورت جويده و نامشخص تلفظ مي شود و در حقيقت مي توان گفت با اين كار اطلاعات اساسي و حياتي محو مي شوند. اين روش نتيجه موارد زير مي باشد: -         عادت كردن به اين شيوه سخن گفتن -         مديريت ضعيف بر تنفس -         جمله بندي ضعيف تمرين سعي كنيد اين جمله را يك نفس و بدون مكث تكرار كنيد: «آدم ها اغلب نگران اين موضوع هستند كه گيج و يا فراموش كار به نظر برسند و اين امر كاملا قابل درك است.» ممكن است هنگامي كه سعي مي كنيد اين جمله را با يك نفس بخوانيد، احساس ناراحتي كنيد و نتيجه اين مي شود كه كم كم سست مي شويد. بهتر است جمله را به دو بخش تقسيم كرده و يا آن را به صورتي مناسب جمله بندي كنيد. دوباره سعي كنيد. از مكث هاي كوتاهي استفاده كرده و هر جا كه نفسي تازه مي كنيد، علامتي بگذاريد:  «آدم ها اغلب نگران اين موضوع هستند/ كه گيج و يا فراموش كار به نظر برسند/ و اين امر كاملا قابل درك است.» احتمالا متوجه مي شويد كه در تمام طول جمله، انرژي لازم را خواهيد داشت؛ به علاوه هيچ كدام از اطلاعات ضروري حذف نمي شوند. (البته ممكن است همان ابتدا به راحتي از عهده خواندن اين متن كوتاه برآييد).   چرا سخنراني واضح و روشن مهم است؟ -         سخنراني واضح و روشن يكي از شروط لازم در طرح ريزي كردن صداست. -         اگر صدا ضعيف يا نامشخص باشد، نكات اندكي را مي تواند انتقال دهد. -         به هنگام انتقال اطلاعات، روشن بودن مطلب، عامل بسيار مهمي است زيرا شنونده اين شانس را ندارد كه شما را متوقف ساخته و بخواهد كه به روشني سخن بگوييد.   نكته هايي براي كساني كه از زبان انگليسي به عنوان زبان دوم استفاده مي كنند. -         به جاي نگراني درباره لهجه خود، سعي كنيد روي آن تمركز كرده و به روشني سخن بگوييد. -         سخنگويان انگليسي بومي، به صداي ضبط شده خود با لهجه ها و تلفظ هاي متنوع گوش مي دهند. -         خيلي تند صحبت نكنيد، زيرا اين مساله براي شنوندگان بومي مشكل ايجاد مي كند. -         بهتر است بدانيد كه صداهاي صامت در زبان انگليسي، ممكن است در زبان هاي ديگر وجود نداشته باشند. سعي كنيد اين صامت ها را شناسايي كرده و روي آن ها تمرين كنيد. -         اگر در حال سخنراني و يا درس دادن هستيد و در مورد تند و واضح صحبت نكردن خود نگرانيد، سعي كنيد حين كار از ابزارهاي بصري استفاده كنيد. -         اگر يك سخنراني رسمي پيش رو داريد، از قبل با يك انگليسي بومي تمرين كرده و از او بخواهيد به تلفظ و روش شما دقت كند. -         به سخنراني هاي انگليسي هاي بومي گوش كرده و روي تلفظ هاي آن ها تمركز كنيد، زيرا اين كار در يادگيري شما بسيار موثر است. -         تمرين هاي واضح سخن گفتن را انجام دهيد.  ارزيابي وضوح سخنان شما تمرين -         متني شامل 300 كلمه انتخاب كنيد. -         آن را دوبار با صداي بلند بخوانيد. -         براي خواندن خود زمان بگيريد (متن شما بايد حدود دو دقيقه طول بكشد. اگر آن را كمتر از دو دقيقه تمام كرديد، بدانيد كه سرعت زيادي داشته ايد و بار ديگر آن را با سرعت كمتري بخوانيد). -         متن را براي بار سوم بخوانيد و اگر امكان دارد صداي خود را ضبط كنيد. -         صداي ضبط شده خود را به عقب برگردانيد و مقدار روشن و واضح بودن خود را ارزيابي كنيد. -         از شخص ديگري بخواهيد به صداي ضبط شده شما گوش كرده و آن را ارزيابي كند. نكته: ضبط كردن دقيق صدا مي تواند دقت و تمركز بيشتري به شما درباره صدايي كه توليد كرده ايد بدهد. ارزيابي وضوح سخنان شما تمريني براي طرز بيان  متن زير يك متن كاملا مناسب است. روي تلفظ صحيح دقت كنيد. مي توانيد صداي خود را ضبط كرده و سپس آن را مورد ارزيابي قرار دهيد. متن آن اتاقي كه با ظرافت چيده شده، رو به شرق است. زيبايي موجود در كاغذ ديواري، به اين خوش سليقگي اضافه شده و خود نمايي رنگ اتاق، مورد توجه بودن اين مجموعه را مشخص مي كند. ساعت روي ديوار به طرز با شكوهي تيك تيك مي كند كه علاقه آن ها را به ساعت هاي نقاشي شده پاندول دار، نشان مي دهد و در گوشه اتاق يك شمعدان بسيار قديمي پوشيده در گرد و خاك به وسيله پرده اي پنهان شده است. چگونه درهنگام سخنراني بر اضطراب و نگراني خود فايق آييم و  بر آن غالب شويم : درشروع سخنراني آن چه كه شما با وضعيت خود نشان مي دهيد بيانگر مفهوم مهمي است كه آيا شما احساس راحتي داريد يا نگران هستيد. براي كنترل عرق نكردن وسرخ نشدن بدون نياز به دارو، مواد مخدر و ... راه هاي مختلفي وجود دارد كه به شرح  ذيل  مي باشد: 1-    لباس گشاد بپوشيد وقتي شمالباس تنگ برتن داريد شماشروع به عرق كردن مي كنيد شما حتي احساس ناخوشايند بيشتري مي كنيد بنا به دلايل مختلفي اولا لباس ها ممكن است حرارت شما را بالا ببرند. ثانيا وقتي كه عرق مي كنيد باعث مي شود لباس به بدن شما بچسبد واحساس ناخوشايندي بيشترملموس شود. سوم وقتي كه شما لباس تنگ برتن داريد ، نشانه هاي عرق درزير بغل تان سريع مشهود مي شود وباعث مي شود ميزان ناخوشايندي افزايش يابد. پوشيدن لباس آستين كوتاه جريان خنكي دربدن را افزوني مي بخشد 2-    استفاده از ضد عرق ورفع كننده ي بوي نامطبوع : استفاده از دفع كننده هاي بو ممكن است احمقانه به نظر برسد اما هميشه برا ي عرق كردن زود هنگام آماده باشد. سعي كنيد به انواع مختلف  و ابزار مختلف مانع عرق كردن خود شويد. 3-    نوشيدن آب فراوان خيلي مهم است كه درهنگام سخنراني آب بدنتان كم نشود مخصوصا اگر شماخيلي عرق مي كنيد. ازدست دادن آب بدن باعث افزايش استرس و پايين آوردن  كارآيي حافظه مي شود ودرتعيين درستي لغات دچارمشكل مي شويد. نوشيدن آب فراوان قبل ازسخنراني خيلي موثر مي باشد وهمين طور بايستي قبل از آن مراقب دستشويي رفتن هم بود. پزشكان معتقدند كه اگر ادرار شما زرد روشن بود ، آن بدين معني است كه شما به نوشيدن مايعات فراوان احتياج داريد. 4-    در ابتدا كمي تمرين فيزيكي كنيد. مي دانيم كه كمي تمرين فيزيكي باعث عرق ناگهاني دربدن مي شود وآن چيزي است كه شما از آن اجتناب داريد به هرحال اضطراب ونگراني همچنين عرق كردن شما به دليل سبك شدن ممكن است كاهش يابد برهمين خاطراگركمي ورزش قبل ازسخنراني انجام دهيد خيلي بهتراست . شما ممكن است كمي پياده روي نماييد يا با صداي بلند بالا پايين بپريد ويا مشتتان را به هواپرتاپ كنيد .همچنين مي توانيد صداي اسب درآوريد، يعني نفس عميقي بكشيد وازبين لبهايتان مثل آنچه اسب انجام مي دهد لبهايتان را بلرزانيد.آن باعث مي شود لب هايتان آرام وبشاش شود وناراحتي ازشما رخت بندد،سخنراني را با لبخند شروع كنيد كه باعث آرامش زياد مي شود .حد و روش خاصي را نمي توان براي ممارست وتمرين آرامبخش قبل از سخنراني تعيين نمود. به هرحال شما يكي از موارد را براي آرام كردن خودتان قبل ازسخنراني پيدا خواهيد كرد. وقتي كه شما آرام هستيد كمترعرق مي كنيد، سرخ مي شويد و يا احساس نگراني خواهيد كرد.نكته ي مهمي كه بايستي بدانيد اين است كه اگر آدرنالين شما افزايش يافت خود راكنترل نماييد و در يك كلام ، ازنگراني هراسي نداشته باشيد. در 1001 نكته مجريگري نكاتي براي اماده شدن قبل ازسخنراني آورده شده كه مي توانيد رجوع كنيد. 5-   بدانيد كه عرق كردن آنقدر مهم نيست . سخنران هايي كه ازسخنراني نگران هستند انرژي زيادي را صرف مي كنند. خواه عرق نمايند، سرخ شوند ، لب هاي خشك داشته باشند ويا بلرزند وغيره .ياد داشته باشيد درآن روزعرق كردن شايد براي مخاطبين خيلي هم مهم نباشد حتي شايد آنها متوجه عرق كردن شما هم نشوند حتي اگر توجه هم كنند فرقي برايشان نمي كند.شما در جمع آنها نيستيد،  بنابراين اگر شما عرق نماييد زياد هم برايشان مهم نيست . سخنرانان مضطرب به طور منظم تنفس نمي كنند، بنابرين مغز پيامي دريافت مي دارد كه اكسيژن تازه به مغز نمي رسد، سپس بدن دچارافزايش آدرنالين مي گردد كه اثرات مخرب آن سرخ شدن ، سريع عرق نمودن ، لرزه واحساس ناتواني درسخنراني است .عمومي ترين روش تكنسين ها را كه مي توانم توصيه نمايم اين است كه سه تا نفس عميق بكشيد. 6-  حركت هاي آرام در طول سخنراني فكر آدرنالين به عنوان يك منبع انرژي مطرح است ازآن بايستي استفاده نمود. حركت كنيم ! وزود حركت كنيم ! درجاي ثابت نايستيم ، تريبون را نگيريم وسعي درچسبيدن به آن نداشته باشيم . به يك طرفي حركت كنيد، پاهايتان را كمي حركت دهيد قدمي ويا دوقدم به سمت حاضرين برداريد يا به طرفين .اگرپشت تريبون راحت تريد پاهايتان را كمي حركت دهيد يا لگن يا باسنتان راپهلو به پهلو حركت دهيد.شما مي توانيد آدرنالين براي سخنراني تان استفاده نمايد صدايتان را بلند كنيد، كلامتان را با تاكيد فراوان بيان نمايد. با استفاده از آدرنالين مي توانيد ژست خود را افزايش دهيد، خنده ي خود را افزايش دهيد.اگر شما ازآدرنالين استفاده  مي كنيد عرق كردن زياد مهم نمي باشد. آدرنالين: (در شرايط استرس، توليد سلول هاي ايمني نوع لنفوسيتT افزايش مي يابد ومقدار زيادي سم در بدن انسان جمع مي شود. توليد هورمون آدرنالين به دنبال استرس و شرايط ناموزون با بدن، افزايش مي يابد. توليد بيشتر آدرنالين به بدن كمك مي كند تا انرژي بيشتري براي مقابله با شرايط جديد داشته باشد. از طرفي توليد آدرنالين، ذخاير موادقندي را تخليه مي كند. افزايش ترشح هورمون هاي بدن، پاسخ طبيعي بدن ما به استرس است.) چگونه هنگام سخنراني بر ترس خود غلبه كنيم؟ يكي از نگراني‌هاي عمدة هر فرد ترس از سخن گفتن در حضور جمع است. بسياري از مردم به راحتي با هم گفتگو مي‌كنند اما هنگامي كه براي سخنراني فرا خوانده مي‌شوند دچار ترس و واهمه مي‌گردند. اگر شما از ايستادن روي بلندي و صحبت كردن براي جمع مي‌ترسيد، بدانيد كه تنها نيستيد. سال 1973 در جامعة آمريكا تحقيق جالب توجهي در زمينه موارد ترس بعمل آمد و از 2500نفر آمريكايي خواسته شد كه هر كدام فهرستي از عمده‌ترين زمينه‌هاي ترس خود را بنويسند. در پايان كار آنچه محققان را بسيار متعجب ساخت ميزان 41 درصدي پاسخگويان بود كه همگي بزرگترين مورد ترس خود را سخنراني در برابر گروهي از مردم مي‌دانستند. تا حدي كه بسياري از آنها قبول چنين كاري را سرنوشتي هولناك‌تر از مرگ تلقي مي‌كردند. قبل از سخنراني چه احساسي داريد؟ اغلب مردم ممكن است براي انجام دادن كار مهمي كه در حضور مردم صورت مي‌گيرد دچار هيجان و اضطراب باشند. بازيگران قبل از بازي، سياستمداران پيش از سخنرانيها و قهرمانان ورزشي قبل از مسابقه داراي چنين حالتي هستند. در اين لحظات افراد موفق آنهايي هستند كه آموخته‌اند چگونه هيجان خود را به نفع خود بكار بگيرند. تحقيقات نشان مي‌دهد كه 76 درصد از سخنوران ورزيده قبل از رفتن به جايگاه سخنراني دچار ترس و هيجان هستند اما آنها اين نوع هيجان را نشانه‌اي از سلامت روان براي انجام دادن فعاليتي مثبت تلقي مي‌كنند. به عبارت ديگر هيجاني بودن در آغاز سخنراني، حالتي كاملاً طبيعي و حتي مطلوب است زيرا بدن در اين حالت مانند هر حالت پر اضطراب ديگري تلاش مي‌كند با ترشح آدرنالين بيشتر واكنش مثبت نشان دهد. اين ترشح ناگهاني آدرنالين همان عاملي است كه موجب تپش قلب و لرزش دست و زانو و عرق پوست مي‌شود و هر شخصي كه بخواهد در برابر جمع سخن بگويد تا حدودي اين واكنش‌ها را دارد. حال سؤال اين است كه چگونه مي‌توان از اين حالات هيجاني و عصبي، كار مثبت كشيد؟ لازم است بدانيم بجاي اينكه تلاش كنيم همه هيجان روحي قبل از سخنراني را از بين ببريم، بكوشيم آن حالت را به وضعي مطلوب كه متخصصان آن را هيجان مثبت مي‌نامند، تبديل كنيم. هيجاني سرشار از شور و شوق و سرزندگي كه متفاوت با آن حالات عصبي و بازدارنده روحي است و ديگر شما را قرباني نخواهد كرد؛ بلكه حياتي جديد مي‌بخشد و حالات انسان را كاملاً در اختيار دارد. در اينجا شش راه تجزيه شده و مطمئن براي تبديل حالات عصبي و رواني منفي قبل از سخنراني به حالات و هيجانات مثبت مطرح مي‌شود. 1- مرحلة اول، اين مرحله را شما قبلاً طي كرده‌ايد و دوره‌هاي آموزشي آن را پيش از اين گذرانده‌ايد. كافي است درباره گذشته خودتان در روزهاي اول كودكستان، دبستان، دبيرستان، دانشگاه و روزهاي اول آشنايي با محيط كار و شغلتان فكر كنيد. به احتمال زياد در همه موقعيت‌ها شما با وضعي جديد، غيرعادي و تنش‌زا روبرو بوده‌ايد. سازگار شدن با هر كدام از موارد، ترس و واهمه‌اي موقتي و كوتاه همراه داشته است. دربارة سخنراني كردن در وضع فعلي چنين حالتي مصداق دارد.براي اغلب افراد بويژه دانشجويان هنگام صحبت در برابر دوستان هم‌دانشگاهي خود مهمترين عامل، ناآگاهي است هر چه فرد از چگونگي سخنوري بيشتر آگاه باشد و بيشتر سخنراني كند، ترس و واهمه سخنراني كردن در او كمتر مي‌شود. يادگيري مهارت سخن گفتن با يادگيري ديگر هنرها و فنون زياد متفاوت نيست و مانند آنها نيازمند تكرار، تمرين، آزمايش و خطاست.گاهي مي‌توان در كلاس، ميان دوستان دانشگاهي سخنراني كرد و آنها را بهترين مخاطب‌ها براي ارزيابي عيوب سخنراني خود دانست و اين كار يعني سخنراني در جمع نزديكان و دوستان به مرور شما را به مهارت و هنر سخنوري نزديك مي‌كند. 2- مرحله دوم، آمادگي است. راه حل ديگر براي كسب اطمينان و تسلط در سخنراني، انتخاب عنوان مناسب و مورد توجه و علاقه خود ماست. صحبتهاي هر سخنوري كه با آمادگي كم به سخنراني بپردازد، نامنظم، غيرمستند و مبهم خواهد بود. براي آماده كردن يك سخنراني چقدر وقت لازم است؟ تجريه نشان داده كه براي هر دقيقه سخنراني يك تا دو ساعت آماده‌سازي نياز است و گاهي متناسب با ميزان تحقيق مورد نياز وقت بيشتري احتياج است.شايد چنين زماني طولاني به نظر برسد اما نتايج آن بسيار با ارزش است. درست شبيه بازيگري كه تمرين مي‌كند تا درست نقش خود به طور كامل قرار بگيرد.شما نيز با صرف وقت براي ايجاد آمادگي بيشتر به احساس اطمينان و نهايتاً جايگاه درست نايل مي‌شويد. يك كارشناس و مربي فن سخنوري به نام لي‌لي والترز در كتاب « شگردهاي سخنوران موفق» تخمين زده است كه آمادگي مطلوب ممكن است ترس و واهمة حضور در جايگاه سخنراني را تا 75 درصد كاهش دهد.   مثبت فكر كنيد  Think Positively اغلب احساس اطمينان، عمده‌ترين نيروي ايجاد فكر و نگرش مثبت است. اگر شما نظر و فكرتان اين باشد كه مي‌توانيد كاري را انجام دهيد، معمولاً قادر به انجام آن هستيد و از طرفي اگر احساستان اين باشد كه در انتظار دردسر و مصيبتي هستيد، بيشتر اوقات چنين خواهد شد. اين حالات دقيقاً دربارة سخنراني كردن در حضور مردم نيز مصداق دارد. احتمال شكست در سخنراني براي سخنران‌هايي كه درباره خود و تجربه سخنراني‌شان فكر و نگرش منفي دارند، بيشتر از افرادي است كه درباره خود مثبت فكر مي‌كنند. در اينجا چند شيوه تفكر براي انتقال از نگرش منفي به نگرش مثبت هنگام آماده شدن براي سخنراني مطرح مي‌شود.   نگرش و افكار مثبت  Positive Thought · اين سخنراني فرصتي است كه بتوانيم ديگران را در افكار و عقايد خودم سهيم كنم و مانند هر سخنراني ديگري تجربه به دست آورم. · هيچ كس كامل و عالي نيست اما من با هر سخنراني در حال پيشرفت و بهتر شدن هستم. · هنگام سخنراني همه هيجاني هستند. اگر ديگران توانستند خودشان را آرام كنند، من هم مي‌توانم. · من موضوع خوبي براي سخنراني خودم انتخاب كرده و كاملاً آماده‌ام. قطعاً همه از آن لذت خواهند برد.   نگرش و افكار منفي  Negative Thought · اي كاش من ناچار نبودم كه سخنراني كنم. · من سخنوري كارآزموده و بزرگ نيستم. · من هميشه هنگام سخنراني ناراحت و مضطرب هستم. · هيچكس به شنيدن آنچه من ناچارم بگويم علاقه‌مند نيست. بسياري از روانشناسان معتقدند كه نسبت افكار مثبت به افكار منفي در زمينه فعاليتهاي هيجاني و پر اضطراب مانند سخنراني كردن، حداقل 5 بر يك است. به عبارت ديگر براي هر نگرش منفي، بايد حداقل 5 تفكر مثبت را رودروري آن قرار دهيد. اين گونه است كه شما حالت هيجاني را به طور كامل بر طرف نمي‌كنيد؛ بلكه آن را در اختيار خود قرار مي‌دهيد و به كمك آن بر افكار و عقايدتان براي انتقال به مخاطبان مسلط مي‌شويد و ترس و نگرانيهاي مخرب از شما دور مي‌شود.  سخنگويان موفق صحبت و گفت وگو اساسي ترين و ضروري ترين مشكل ارتباط ميان انسانهاست به طوري كه يك فرد عادي به طور متوسط در طول روز 18 هزار كلمه بر زبان مي آورد. البته در برخي از افراد اين رقم بيشتر است، از اين رو مهارت هاي خود را براي اينكه جزو بهترين سخنگويان و بهترين و موفقترين گويندگان باشيد چرا ارتقاء نبخشيد؟ اصول گفت گوي موفق در چهار چيز است : 1- صداقت  2- نگرش مثبت  3- علاقه به طرف گفت وگو  4- بي ريايي يعني رك و بي پرده صحبت كردن هشت ويژگي مشترك موفقترين سخنگويان : بيشتر افراد موفق، سخنگويان موفقي نيز  هستنند جاي تعجبي ندارد كه بر عكس اين نيز صادق است اگر شما احساس مي كنيد كه تا كنون فرد موفقي بوده ايد، مي توانيد با بهترين سخن گفتن خود را موفقتر كنيد براي بسياري از ما مهمترين كار، تاثيرگزاري در گفت وگوي روز مره است.  بنابراين سخنگويان داراي چند ويژگي مشترك اند: 1- آنها به هر چيز از زاويه اي ديگر مي نگرند و ديدگاههاي غير قابل پيش بيني اي درباره ي موضوعات ارايه مي دهند. 2- در صحبت كردن سبك خاص خود را دنبال مي كنند. 3- آنها در تمام مدت درباره ي خود صحبت نمي كنند. 4- شوخ طبع هستند و برايشان دشوار نيست كه آن را درباره خود به كار ببرند. در حقيقت بهترين گفت وگو كنندگان اغلب ماجراهاي درباره ي خود تعريف مي كنند. 5- آنها كنجكاو هستند و مي پرسند چرا ؟ آنها مي كوشند درباره ي مطلبي كه به آنها مي گوييد بيشتر بدانند. 6- اظهار همدردي مي كنند و مي كوشند خود را به جاي شما بگذارند تا با صحبت هاي شما ارتباط پيدا نمايند. 7- افراد احساساتي هستند. نسبت به آنچه در زندگي خود انجام مي دهند احساس خود را بروز مي دهند و نسبت به آنچه شما در آن لحظه به آنها مي گوييد علاقه نشان مي دهند.  8- افق هاي فكري گسترده اي پيش روي آنها قرار  دارد و درباره  مسايل و تجربيات بي شماري وراي زندگي روزمره خود به تفكر و صحبت مي پردازند. البته مهم نيست تا چه اندازه سخنگوي برجسته اي هستيد اما موقعي پيش مي آيد كه بهتر است ساكت بمانيد حتي اگر تحت هر شرايطي قرار داريد و احساس مي كنيد كه بايد حرف بزنيد چنانچه مي شنويد كه غريزه به شما مي گويد ساكت بمانيد به آن توجه كنيد و سكوت اختيار  كنيد. صحبت كردن به گونه امروزي : اين نوع صحبت كردن ناشي از مدهاي كوتاه مدت و رويدادها و شخصيت ها ست واژگان و عبارات اين نوع صحبت كردن به صورت كليشه هاي فوري در مي آيند. گاهي اوقات اين عبارات به شما كمك مي كنند كه با فردي گفت وگو كنيد اما اغلب انجام اين كارها باعث مي شود نحوه  صحبت كردن شما مصنوعي به نظر برسد و گويي نمي توان با فكر و اراده خود جمله هايتان را بسازيد و ادا كنيد. از اين رو از بكار بردن عبارات كليشه اي يا امروزي بپرهيزيد كه سرانجام درمي يابيد كه گفت وگوي شما موثر و جذاب تر است، البته سعي كنيد كه در صحبت كردن از واژگان بي ارزش ( تكه كلام ها) دوري كنيد كه اين واژگان يا اصوات هيچ چيزي به سخنان ما اضافه نمي كنند بلكه فقط صحبت ما را بهم مي ريزند. اين واژگان يا اصوات تا زماني كه ايستاده ايد براي تكيه دادن سودمند است اما اگر بدان وابسته شويد گفت وگوي شما لنگ مي ماند، از جمله اين واژگان مي توان به ((مثلا، در واقع، احساسا و ...)) يا اصواتي چون ((اِوم )) اشاره كرد. در زبان انگليسي پركاربردترين عبارت  you know ( مي دانيد ) است براي از ميان بردن عادت هاي بد در صحبت كردن، به آموزش نياز داريد. اولين روش گوش دادن به صحبت هاي خود است يعني همين طور كه صحبت مي كنيد توجه به كلماتي كه از دهانتان خارج مي شود، موثر واقع مي شود. تمرين اين روش مي تواند سخنان شما را اصلاح كند. دومين پيشنهاد اينكه از يك نفر كمك بگيريد تا به گفته هاي شما گوش دهد و هنگامي كه از واژه اي بي ارزش و زايد يا كليشه استفاده مي كنيد با نشان دادن حركتي سريع اين موضوع را به شما گوشزد كند اين كار تاثير چشمگيري را درپي دارد. شما از همسر، دوست يا همكارتان بخواهيد هر بار از اين واژگان استفاده كرديد با گفتن كلمه اي كوتاه مانند صبر كن، گفتن شما را متوقف كند. اگر اين فرد دست كم چند ساعتي از روز را با شما بگذراند، پس از گذشت چند روز از تمرين، ديگر از اين واژگان استفاده نخواهيد كرد. شما در گفت گو با غريبه ها بايد چند نكته را مد نظر بگيريد كه عبارتند از : غلبه بر خجالت و كمرويي خود و ديگران، شروع كردن صحبت، قانون اول گفت وگو : گوش دادن، زبان غيركلاسي ( اشاره ) و دوري از برخي پرسش ها و صحبت ها است . در واقع اگر شما مي خواهيد چيزهاي جديدي بياموزيد ناچار هستيد به صحبت ديگران گوش دهيد و اگر دوست داريد مورد علاقه همه باشيد بايد به همه علاقمند باشيد و آنها را به صحبت درباره ي كمالاتشان تشويق كنيد. چطور يك سخنراني حرفه اي داشته باشيم  تنها كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه اضطراب را به عنوان عكس‌العملي طبيعي باور كنيد و با آن كنار بياييد.وقتي هنگام صحبت كردن در يك جمع اين احساس را در خود سركوب نكنيد ديگران نيز با اين احساس شما كنار مي‌آيند و هنگام بروز احتمالي استرس و يا اشتباهاتي در پي آن، شما را خواهند بخشيد. در ضمن فراموش نكنيد كه شنوندگان توقع ندارند يك سخنراني بي‌عيب و نقص از شما ببينند و شما در مقام يك استاد سخنوري قرار نداريد، پس زياد به خودتان سخت نگيريد. به اين فكركنيد با وجود اينكه ديگران از اضطراب شما آگاه هستند اما باز هم شاهد يك سخنراني عالي از شما خواهند بود و همين موضوع موجب كسب احترام بيشتري برايتان خواهد شد. مي‌توانيد درباره استرس خود با آنها شوخي كنيد مثلا ‌بگوييد «فقط خدا مي‌داند من چگونه مي‌خواهم سخنراني كنم و خودش بايد به داد من برسد» و يا جملاتي از اين دست. تعريف دوباره‌اي از شنوندگان خود داشته باشيد تعريف دوباره از شنوندگان به اين معناست كه ديد خود را نسبت به آنها تغيير دهيد. به‌جاي اينكه آنها را استاداني ببينيد كه در حال ارزيابي و سنجش شما هستند، مي‌توانيد اينطور به خودتان بقبولانيد كه مخاطبان شما دانش‌آموزاني هستند كه منتظرند تا بعد از شما سخنان خود را ايراد كنند. در اين صورت آنها هم به اندازه شما اضطراب دارند و شما را درك مي‌كنند و ديگر هيچ دليلي براي نگراني و دلشوره براي‌تان باقي نمي‌ماند يا اينطور تصور كنيد كه قرار است بعد از 10 سال دوستان قديمي خود را دوباره ببينيد، در اين صورت ايجاد ارتباط چشمي برايتان ساده‌تر مي‌شود و شنوندگان نيز از سخنان سرشار از صميميت شما لذت خواهند برد. براي كاهش استرس خود اصلا‌ به روش‌هايي كه ناديده گرفتن شنوندگان را توصيه مي‌كند متوسل نشويد، تصور اينكه به جمعيت نگاه كنيد و با آنها صحبت كنيد ولي به خود تلقين نماييد كه هيچ كس در اطرافتان وجود ندارد كار بسيار سخت و تقريبا ‌غيرممكني است. پس بي‌خيال چنين روش‌هايي شويد. از جلوه‌هاي بصري كمك بگيريد حالتي را تصور كنيد كه سخنراني شما با اجراي زيبايي از برنامه پاورپوينت همراه باشد و توجه شنوندگان به نكاتي كه شما انتخاب كرده‌ايد جلب شود. در اين صورت نصف زمان سخنراني حواس آنها به مشاهده و دقت در نكات و دنبال كردن اسلايدها معطوف خواهد شد و در همين حين شما در حالي‌كه كسي نگاهتان نمي‌كند مي‌توانيد به راحتي با حضار صحبت كنيد. اگر هركدام از آنها به شما نگاه كردند سريعا نگاه خود را روي كسي متمركز كنيد كه به شما نگاه نمي‌كند و به اسلايدها دقت دارد زيرا هميشه صحبت كردن براي افرادي كه به ما نگاه نمي كنند راحت تر است و استرس كمتري ايجاد مي‌كند. با قصد قبلي اشتباه كنيد اين ترفند ديگري است كه به شما پيشنهاد مي‌كنيم آن را امتحان كنيد. هدف از به‌وجود آوردن اشتباهات از پيش تعيين شده جلب توجه بيشتر مخاطبان است. اگر بتوانيد كاري كنيد تا جو صميمي‌تري را ايجاد شود و شما بهتر بتوانيد كنترل جمع را در دست بگيريد، نه تنها صحبت كردن برايتان آسان‌تر خواهد شد بلكه براي حضار نيز سخنراني خاطره‌انگيزتري بجاي مي‌ماند. در هر لحظه فقط در حين صحبت كردن فقط به يك نفر توجه كنيد يكي از وحشتناك‌ترين مسائلي كه هنگام صحبت كردن سخنران را اذيت مي‌كند، جمعيت و تعداد حضار و مخاطبان است .نگاه كردن به يك جمع گسترده كه همه در انتظار شنيدن سخنان شما سكوت كرده‌اند واقعا كار طاقت‌فرسايي است. براي غلبه بر اين احساس بهترين كار اين است كه در هر لحظه فقط به يك نفر نگاه كنيد و آن را مخاطب قرار دهيد و تصور كنيد هيچ كس ديگري به شما توجه ندارد. اگركس ديگري از شما سئوالي داشت نگاه خود را به روي او معطوف كنيد و در ذهن خود اينطور تصور كنيد كه در يك كافي شاپ نشسته‌ايد و يك گپ دوستانه در جريان است. تجربه جالب و مفرحي داشته باشيد اين ترفند آخرين و مهم‌ترين ترفندي است كه براي شما بيان مي‌كنيم. با جمعيت شوخي كنيد. براي ارتقاي كيفيت سخنراني خود روش‌هاي جديدي را امتحان كنيد. شايد چند شوخي به‌جا و سنگين و يا راه رفتن دور سالن هنگام سخنراني به‌جاي چسبيدن به صندلي ايده‌هايي باشند كه سخنان شما را جذاب‌تر كنند. اين روش‌ها را امتحان كنيد و مطمئن باشيد كه پس از آن ديگر احساس بدي هنگام حضور در جلسه سخنراني نخواهيد داشت و ترس از سخن گفتن در جمع در درونتان كشته خواهد شد. فنون سخنراني فنون سخنراني به ما كمك مي كنند كه از طريق برنامه ريزي و كسب آمادگي، مهارتهاي كلامي و هنرهاي بياني را در خود پرورش دهيم. دو راز نهفته در يك سخنراني موفق : آمادگي و تمرين مراحل اجراي فنون سخنراني  مرحله اول: مشخص كردن هدف مرحله دوم: انتخاب بهترين راه انتقال هدف با توجه به: •         نوع پيامي كه قصد داريم به مخاطبان منتقل كنيم •         خصوصيات مخاطبان   توضيح هدف در توضيح هدف بايد سه نكته مهم را در نظر بگيريم: 1- آموزش: مخاطبان بايد از سخنان ما مطلبي بياموزند. 2- جاذبه: مخاطبان بايد از سخنان ما لذت ببرند. 3-ارائه توضيحات روشن و شفاف: همه قسمتهاي سخنراني بايد شفاف، روشن و قابل فهم باشند. استفاده از دانش و اطلاعات دارا بودن اطلاعات كافي در مورد موضوع مورد بحث و موضوعات مرتبط با آن. انتخاب نكات اصلي هر مخاطب تنها مدت 45 دقيقه مي تواند تمركز حواس داشته باشد. در اين مدت فقط يك سوم مطالبي كه گفته مي شود و حداكثر هفت مفهوم را فرا مي گيرد. سازماندهي اطلاعات براي اينكه مخاطب پيام ما را بدرستي دريافت كند بايد در سخنراني از مناسب ترين ساختار استفاده كنيم. ارائه جداگانه نكات: براي بيان ايده ها و نكاتي كه اهميت يكساني دارند ولي ضرورتا با يكديگر تداخل ندارند. مثال: در سخنراني هاي رسمي مثل سخنرانيهاي آموزشي يا كنفرانسهايي كه مثلا در مورد تئوري مديريت ارائه مي شوند.     تاكيد روي يك نكته: اگر اهميت يكي از نكات از ساير نكات بيشتر باشد آن را اول از همه ذكر مي كنيم و وقت بيشتري به آن اختصاص مي دهيم كه بتوانيم كاملا در مورد آن بحث كنيم. سپس در تكميل آن نكاتي كه اهميت كمتري دارند را ذكر مي كنيم. مثال: سخنراني كه در مورد بهبود ارائه خدمات به مشتركين ايراد مي شود. نكاتي كه بايكديگر هم پوشي دارند: در اين ساختار هر نكته به نكته قبل و همه نكات با هم مرتبطند. اين نوع ساختار براي سخنراني هاي غير رسمي مناسب است و زماني بكار مي رود كه همه اعضا از موضوع كاملا آگاهي دارند و از نكات نسبتا پيچيده سر درمي آورند.    نوشتن متن سخنراني متن سخنراني بايد ساده، روان و صريح باشد. براي اينكه حاضران را مستقيما مورد خطاب قرار دهيم از ضماير اول شخص و دوم شخص جمع (ما و شما) و افعال معلوم استفاده مي كنيم. مثال در مورد نگارش جملات 1- از جملات دستوري استفاده نشود (مجهول) 2- از جملات دستوري استفاده نكنيد (امري) 3- از جملات دستوري استفاده نكنم (متكبرانه بنظر ميرسد) 4- از جملات دستوري استفاده نكنيم (بهترين نگارش) خلاصه كردن و ياداشت برداري 1- نوشتن متن سخنراني 2- ويرايش 3- استخراج نكات مهم و اصلي از پيش نويس نهايي 4- نوشتن نكات برروي كارتهاي شماره دار اجراي تمريني اجراي تمريني فرصت مناسبي براي زمانبندي مطالب، تسلط بر متن سخنراني و رفع اشكالاتي است كه ممكن است در طول سخنراني بوجود بيايد. مراحل اجراي تمريني 1- تمرين كردن با صداي بلند 2- تمرين كردن مقابل آينه 3- اتكا نكردن به نوشته 4- گرفتن بازخورد (Feedback) استفاده از وسايل سمعي و بصري 1- انتخاب نوع وسيله سمعي بصري با توجه به تعداد مخاطبان 2- جلب نمودن توجه كليه مخاطبان به پرده نمايش آمادگي كامل براي ارائه سخنراني آماده كردن خود به اندازه آماده كردن متن سخنراني اهميت دارد. 1- خود را باور داشته باشيم. 2-  تصوير مثبتي از خود داشته باشيم. 3- نقاط ضعف و قوت خود را بشناسيم.   تقويت اعتماد بنفس و داشتن تفكر مثبت با تكرار كردن افكار مثبت و دلگرم كننده اعتماد بنفس خود را افزايش دهيم. براي مثال مي توانيم از عبارات زير استفاده كنيم: - سخنراني من جالب و پر از ايده هاي جالب است. مخاطبان حتما از آن لذت خواهند برد. - به اندازه كافي در مورد موضوع مورد نظر اطلاعات دارم، مخاطبان بزودي به اين مطلب پي مي برند. - به اندازه كافي آمادگي دارم، تمرينات بخوبي انجام شده، بي صبرانه منتظرم تا واكنش مخاطبان را ببينم.  تجسم موفقيت تصور كنيم در حال ارائه يك سخنراني بي عيب و نقص هستيم. چگونگي وضعيت ظاهري مخاطبان تا حد زيادي تحت تاثير ظاهر ما قرار مي گيرند. طرز لباس پوشيدن ، راه رفتن و حتي ايستادن همگي مواردي هستند كه مي توان از آن برداشتهاي زيادي كرد. ايجاد ذهنيت مثبت در اولين لحظه براي موفقيت در سخنراني بسيار ضروريست. بنابراين: - لباس مناسبي بپوشيم. - با اعتماد بنفس راه برويم و صحبت كنيم. بهبود وضعيت ظاهري ظاهر خوب اندام به حالت بدن، يعني طرز نگه داشتن اسكلت بدن، بستگي دارد. بهترين حالت براي شروع سخنراني اينست كه صاف بايستيم، پاها كمي از هم فاصله داشته باشند دستها در طرفين بدن به حالت صاف قرار بگيرند. اين طرز ايستادن خنثي است و بيانگر مفهوم خاصي نيست. تقويت صدا آهنگ و بلندي صدا، تاثير بسيار زيادي بر سخنراني دارد. يكي از موارد مهم در آماده شدن براي سخنراني، شناخت عملكرد دستگاه گفتاري و كنترل ماهرانه لحن صداست. تنظيم صدا اولي
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۵ - تمرين براي استفاده از زبان معيار در سخنراني و گفتگو

۶

زبان معيار چيست و چه ويژگي هايي دارد؟

والي رضايي (دانشگاه امام حسين)

هر زباني به مقتضاي شرايطي چون تعلّق اهل آن به منطقه جغرافيائي و طبقه اجتماعي
معيّن و جنسيت و قوميت و سن و تحصيلاتِ سخن گويان داراي گونه هاي متعدّد است ٬
كه از ميان آنها يك و احياناً چند گونه از اعتبار بيشتري برخوردارند و به عنوان زبان
مشترك پذيرفته شده اند. كساني كه اين گونه هاي خاص را به كار مي برند از منزلت
ممتازي برخوردار مي گردند. از اين رو ٬ سخن گويانِ ساير گونه ها به تقليد از زبان آنها
1) standard language
گرايش پيدا مي كنند. اين گونه خاص زبان معيار ١ ناميده و در جامعه شناسي زبان از آن
بحث مي شود. با اين كه اصطلاح زبان معيار ديرزماني است كه در زبان شناسي و
جامعه شناسي زبان رايج است ٬ تعريف جامع و كاملي از آن به دست داده نشده است.
تعريف زبان معيار همچون تعريف زبان و جامعه شناسي زبان داراي پيچيدگي ها و
دشواري هاي خاصّ خود است. نگاهي گذرا به چند تعريف كه براي اين اصطلاح
پيشنهاد شده مطلب را روشن مي سازد.

 زبان معيار آن گونه زباني است كه در مطبوعات به كار مي رود و در مدارس تدريس
مي شود. علاوه بر اين ٬ زبان گونه اي است كه افراد تحصيل كرده بدان تكلّم مي كنند و در پخش
( اخبار و ساير موقعيت هاي مشابه به كار مي رود. (ترادگيل ٬١٣٧٦ ص ٢٢
 زبان معيار گونه اي معتبر از يك زبان است كه بيشتر به وسيله گويندگان تحصيل كرده اي
كه در مراكز فرهنگي و سياسي يك كشور زندگي مي كنند ٬ به كار مي رود. اين گونه غالباً زبان
رسمي در آموزش٬ رسانه هاي گروهي ٬ نوشتار و ساير موقعيت هاي مشابه است. (مدرّسي
( ٬١٣٦٨ ص ٢٣٢
 آن گونه زباني را كه به قلمرو ملّي و فراگير اختصاص دارد و در ميان همه فارسي زبانان
( تحصيل كرده مشترك است زبان معيار مي ناميم. (سميعي ٬١٣٧٨ ص ٤٩
 زبان معيار زباني است كه در وراي لهجه هاي محلّي و اجتماعي رايج در يك كشور قرار
دارد و وسيله ارتباط اجتماعي ٬ علمي و ادبي كساني است كه ممكن است در شرايط ديگر به
لهجه هاي محلّي يا اجتماعي خاصّ خود تكلّم كنند. اين زبان معمولاً همان زبان درس خواندگان
( است و غالباً با زبان نوشتار يكي است. (صادقي ١٣٦٢
 زبان سنجه (معيار) زباني است كه دانش آموختگان و فرهيختگان آن را چه در نوشتار و
( چه در گفتار به كار مي گيرند. (كزّازي ٬١٣٧٦ ص ٢٣٧
 زبان معيار يك گونه مدوّن و تثبيت شده زبان است كه از سوي بخش قابل ملاحظه اي از
يك جامعه زباني به عنوان الگو پذيرفته شده و به كار مي رود و داراي ويژگي هايي از قبيل
(Garvin ثبات ٬ انعطاف پذيري ٬ و دقّت يا پختگي است. ( 1973
همان گونه كه از اين تعاريف برمي آيد ٬ زبان شناسان و جامعه شناسانِ زبان هركدام
به جنبه هايي خاص از زبان معيار پرداخته اند؛ با اين حال ٬ وجوه مشترك متعددي در
تعريف هاي مذكور به چشم مي خورد كه از ميان آنها مي توان به تحصيل كرده بودن
سخن گويان ٬ كاربرد زبان معيار در آموزش مدارس و وسايل ارتباط جمعي اشاره كرد.
يكي از مشكلات تعريف زبان معيار وارد شدن مؤلفه هاي غيرزباني در آن و ٬
همچنين ٬ تداخل آن با اصطلاحات ديگري از قبيل زبان رسمي ٬ زبان مشترك ٬ زبان ملّي
و زبان نوشتاري است. برخي از جامعه شناسانِ زبان بيشتر به زبان نوشتاري توجه
داش  ته اند و تعريف  ي از زبان معيار به دست داده اند كه بيشتر با زبان نوشتاري سازگار
است و از زبان گفتار و اهميت آن غافل مانده اند. در مقابل ٬ عده اي ديگر زبان معيار را
بهگونه اي تعريف ك  رده ان د ك  ه به زبان رسمي يا مشترك ب  س  يار نزديك است. مشكل
ديگر در تعريف زبان معيار ناهمگون بودن زبان است. زب  ان ها معمولاً پ  دي  ده هاي
يكپارچه و يكدست نيستند و اصولاً نمي توان زباني را يافت كه داراي تنوّع و گوناگوني
دروني نباشد. سوسور ٬ بنيان گذار زبان شناسي جديد ٬ كه رويكردي اجتماعي به پديده
زبان دارد ٬ ميان زبان و گفتار تمايز قايل شد. از ديدگاه او ٬ زبانْ نظامي اجتماعي است كه
2) langue
از عناصر و روابط خاص در زيرب  ن  اي گفته ها تشكيل شده است. او رابطه ميان زبان ٢ و

3) parole 4) competence 5) performance 6) approximate-standard
گفتار ٣ را به رابطه بين صورت تصنيف شده يك سمفوني و اجراهاي متعدد آن تشبيه
مي كند كه همه از بافت ثابت آن تصنيف سرچشمه مي گيرند ولي با آن يكسان نيستند.
چندين دهه پس از سوسور ٬ چامسكي اين تمايز بنيادين را به صورت تمايز ميان توانِش ٤
و كُنِش زباني ٥ مطرح ساخت.
به هر حال ٬ زبان واحدِ وجوديِ ذهني و مجرّد است و صورت بالفعل و عينيِ آن
گفتارِ سخن گويان است كه به نوعي بازتاب آن وجود انتزاعي است. زبان معيار نيز ماهيّتاً
ذهني و انتزاعي است و به عنوان يك نظام انتزاعي در ذهن اهل زبان قرار دارد و گفتار
بالفعل آنها اين نظام را بازتاب مي دهد.
(Milroy, J. زبان معيار در عينحال مفهومي است نسبي. زبان معيار مطلق وجود ندارد
و نمي توان بين زبان معيار و غيرمعيار خطّ فاصلي كشيد. زبان and Milroy, L. 1991, p. 22)
معيار حالتي طيفي دارد. هر گفتار يا نوشتاري ممكن است به زبان معيار نزديك يا دور
باشد. آنچه به عنوان گفتار يا نوشتار قابل مشاهده است كنش زبانيِ سخن گويان و
جلوه اي از جلوه هاي ساختار انتزاعي و ذهني است. همين طبيعتِ نسبي بودنِ زبان معيار
است كه اصطلاح تقريباً معيار ٦ را ٬ كه حالت بينابينيِ ميان زبان معيار و غيرمعيار را افاده
. ميزان معياربودن (Bartsch 1987, p. مي كند ٬ در جامعه شناسيِ زبان پديد آورده است ( 257
يك گونه زباني به عوامل متعدد بستگي دارد. با نگاهي به تعريف هاي گوناگون كه در
ابتداي مقاله آمد مي توان مهم ترين اين عوامل را بازشناخت. سطح تحصيلات
شركت كنندگان در ارتباط زباني ٬ رسمي يا غيررسمي بودن موقعيت ٬ فاصله اجتماعي بين
گوينده و شنونده از جمله عوامل مهم تعيين كننده ميزان معياربودن اند.
زبان معيار ٬ زبان رسمي و زبان مشترك
7) official 8) franca lingua
زبان معيار ٬ زبان رسمي ٧ و زبان مشترك ٨ سه اصطلاح متمايزند كه گاهي به دلايل گوناگون با
يكديگر خلط مي شوند. زبان رسمي زباني است كه از سوي دولت به رسميت شناخته
مي شود ٬ امّا اين بدان معني نيست كه هر زبان رسمي الزاماً زبان معيار باشد. زبان مشترك
زباني است كه به عنوان زبان ميانجي براي برقراري ارتباط سخن گويانِ زبان ها و

گويش هاي گوناگون ٬ در مقياس كشوري ٬ به كار مي رود. زبان رسمي و زبان مشترك در
ايران با هم منطبق اند ٬ امّا زبان معيار را نمي توان بر آن دو منطبق دانست. مثلاً موقعيتي را
در نظر بگيريم كه يك آذري زبان و يك كُردزبان به زبان فارسي با هم سخن بگويند.
واضح است كه آنها با زبان رسمي و مشترك با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند؛ امّا
نمي توان به طور قطع گفت كه آنها به زبان فارسي معيار تكلم مي كنند. ممكن است
هريك از آنان با لهجه خاص خود كه از زبان مادريش ناشي مي شود سخن بگويد. زباني
كه آنان در اين مكالمه به كار مي برند زبان فارسي است ٬ امّا لزوماً فارسي معيار نيست.
بنابراين ٬ نوشته يا گفتاري را كه زبان رسمي تلقّي شود نمي توان معيار شمرد. يك مثال
واضح تر زباني است كه معلمان بومي مناطق ترك نشين يا كردنشين و ديگر اقليت هاي
زباني در تدريس به كار مي برند. مي دانيم كه اين معلمان موظّف اند به زبان فارسي
تدريس كنند ٬ امّا زباني را كه اين معلمان بدان سخن مي گويند عموماً نمي توان زبان معيار
شمرد؛ زيرا مشخصه هاي زبان محلّي و مادري در گفتار فارسي آنها ٬ غالباً به شدّت ٬
وجود دارد. مع الوصف٬ زبان آنان در موقعيت تدريس را مي توان زبان رسمي دانست.
معيارسازي زبان فارسي
معيارسازي زبان روندي است كه در آن يك گونه زباني معيّن به گونه معيار تبديل
مي شود و ويژگي هاي تلفظي و املائي و دستوري آن ٬ به عنوان هنجارِ برتر نسبت به ساير
گونه هاي اجتماعي و محلي ٬ قبول عام و گسترده پيدا مي كند. معيارسازي داراي مراحل
مي گويد كه هر زباني بايد چهار مرحله را طي (Hudson 1980, p. متعددي است. هادسن ( 34
كند تا تبديل به زبان معيار شود. در مرحله نخست ٬ يك گونه زباني ٬ به دلايلي كه بيشتر
جنبه سياسي و اجتماعي دارد ٬ انتخاب مي شود. در مرحله دوم ٬ برنامه ريزان زباني ٬ با
تدوين فرهنگ ها و واژه نامه ها و كتاب هاي دستور و قواعد املائي و تلفظي ٬ آن را به يك
گونه زباني تثبيت شده تبديل مي كنند. حال ٬ بايد از گونه تثبيت شده بتواند ٬ در
موقعيت هاي اداري و آموزشي و حقوقي و ادبي و نظاير آنها ٬ نقش هاي گوناگوني ايفا
كند. در اين مرحله ٬ امكانات سبكي و ساختاري و واژگاني گسترش مي يابد. مرحله
چهارم مرحله پذيرش است. يك گونه زباني ٬ حتي پس از طيّ مراحل مذكور ٬ بدون
پذيرش اكثريت جامعه زباني نمي تواند منزلت زبان معيار را احراز كند.

معيارسازي يك زبان به دو طريق ممكن است صورت گيرد: از ميان گويش ها و
گونه هاي يك زبان ٬ يكي ٬ در پرتو پشتوانه فرهنگي ٬ تاريخي ٬ ادبي و جز آن به عنوان گونه
. راه ديگر (Bartsch 1987, p. معيار انتخاب شود. اين روندِ طبيعي معيارسازيِ زبان است ( 250
معيارسازي تصميم سازمان هاي ويژه برنامه ريزي زبان است كه يك گونه زباني را ٬ به
دلايلي براي مدتي كوتاه ٬ به عنوان گونه معيار اختيار مي كنند.
معيارسازي در زبان فارسي از طريق اول صورت گرفته است. در اواخر عصر
ساساني ٬ زبان مردم پايتخت دري ناميده مي شد كه با زبان رسميِ نوشتاري ٬ يعني
پهلوي ٬ تفاوت هايي داشت. اين زبان دري همراه با سپاهيان و ديگر مأموران دولتي از
پايتخت به خراسان منتقل شده بود و در آنجا ٬ ضمن تأثر از لهجه ها و گويش هاي محلي ٬
به مرور جاي آنها را گرفت و زبان گفتار آن منطقه شد. پس از تأسيس دولت هاي طاهري
و صفاري و ساماني و غزنوي ٬ اين زبان رسميت يافت و زبان مكاتبات رسمي گرديد. در
دوره هاي بعد ٬ كه دولت هاي ديگر در مركز و غرب و جنوب ايران پديد آمدند ٬ اين زبان
در دستگاه اين دولت ها نيز به عنوان زبان رسمي پذيرفته شد كه تا قرن هاي اخير همين
حال ادامه داشت (صادقي ١٣٦٢ ). در قرن هاي اخير ٬ با گسترش سواد و پديد آمدن وسايل
ارتباط جمعي و همگاني شدن. آموزش و گسترش شهرنشيني و تأثيرگذاري شهر تهران و
طبقه تحصيل كرده آن ٬ اين زبان ٬ با دگرگوني هايي كه عوامل مذكور در آن پديد آوردند ٬
به صورت زبان معيار امروزي درآمد.
يك گونه زباني براي آن كه بتواند به طور طبيعي به زبان معيار (Ibid, p. به نظر بارچ ( 251
تبديل شود بايد داراي ويژگي هاي زير باشد:
 يك گروه معتبر سياسي و اقتصادي و تحصيلي آن را به كار برد؛
 داراي ادبيات تاريخي و نويسندگان بزرگ باشد؛
 در يك منطقه مركزي جغرافيائي رواج داشته باشد.
چنان كه پيداست ٬ زبان فارسي داراي اين هرسه ويژگي است و به همين دليل است
كه در يك روند طبيعي به زبان معيار تبديل شده است. بااين همه ٬ نبايد برخي
دخالت هاي آگاهانه و برنامه ريزي هاي سازمان هاي خاص را در شكل امروزي اين زبان
بي تأثير دانست. در ميان اين دخالت هاي آگاهانه مي توان به فعاليت هاي فرهنگستان زبان
فارسي از سال ١٣١٤ و ٬ پيش از آن ٬ فعاليت برخي مؤسسات واژهگزيني اشاره كرد. با

نگاهي اجمالي به روزنامه هاي ٦٠ تا ٧٠ سال پيش٬ درمي يابيم كه زباني كه در آن روزگار
در مطبوعات به عنوان زبان معيار به كار مي رفت چه تفاوت هايي ٬ خصوصاً از نظر
واژگان ٬ با فارسي امروزي داشته است. آنچه تا كنون درباره معيارسازي گفته شد بيشتر
در زبان معيارِ نوشتاري صادق است. امروز ٬ علاوه بر زبان معيارِ نوشتاري كه حاصل
فرايندي طبيعي و تاريخي است ٬ زبان معيارِ گفتاري متمايز از نوشتار پديد آمده است.
گونه گفتاريِ معيار در فارسيِ امروز لهجه رايج در ميان طبقات تحصيل كرده تهران است.
اين صورت گفتاري ٬ در كنار گونه نوشتاري ٬ در موقعيت هاي رسمي نظير برنامه هاي
رسانه هاي گروهي و سخنراني هاي رسمي به كار مي رود.

زبان معيار گفتاري

تعريف هايي كه تا كنون از زبان معيار صورت گرفته بيشتر ناظر به زبان نوشتار بوده ٬ كه
زبان رسمي و متداول در سازمان هايي نظير آموزش و پرورش و مطبوعات بوده است؛
امّا اين بدان معني نيست كه زبان گفتاري فاقد هنجارهاي خاصّ خود است. از ديدگاه
زبان شناسي ٬ زبان گفتار از اهميت بيشتري برخوردار است. گفتار صورت اصيل و
ابتدائي زبان است. در حالي كه در زبان معيارِ نوشتاري عواملي چون ساختار نحوي
جملات ٬ واژگان ٬ املا و دستور خط حايز اهميت بسياري است. در زبان معيار گفتاري
تلفظ و ويژگي هاي لهجه اي و آهنگي كلام بيشترين اهميت را داراست. در واقع ٬ بر زبان
معيار نوشتاري هنجارها و اصولِ زبان نوشتاري حاكم است كه سازمان هاي رسمي
بهصورت مجموعه اي از قواعد دستوري و معنايي مقرّر مي دارند. امّا زبان معيار گفتاري
آن گونه گفتاري زبان است كه در جامعه زباني اعتبار بالايي دارد و به عنوان يك هنجار
كلّ ي ٬ به ويژه در تلفظ و آهنگ ٬ پذيرفته شده است. مثلاً يك روزنامه نگار يا گزارشگرِ
راديو زماني كه نوشته يا گزارشي كتبي تهيه مي كند زبان معيار نوشتاري به كار مي برد؛ اما
همين روزنامه نگار يا گزارشگر راديو هنگامي كه با افراد مصاحبه مي كند از گونه معيار
گفتاري استفاده مي كند.
امروزه ٬ در كشور ما ٬ حتي در رسمي ترين موقعيت ها ٬ افراد ٬ هنگام سخن گفتن ٬ گونه
گفتاري زبان را به كار مي برند. شايد برخي از افراد ٬ با توجه به شغل و پايگاه اجتماعي
خود ٬ در گفتار نيز از هنجارهاي نوشتار پيروي كنند؛ امّا اين حالت غالب نيست و

بهصورت رفتاري نادر و غيرعادي درآمده است.
آن گونه گفتاريِ زبانِ فارسي كه امروزه به عنوان معيار مطرح است و در بين افراد
تحصيل كرده و داراي پايگاه اجتماعي و اقتصادي بالاتر رايج است زبان گفتاريِ رايج در
تهران است. اين گونه ٬ به دليل مركزيت سياسي و فرهنگي و اقتصاديِ تهران و ٬ همچنين ٬
به دليل گسترش مدنيّت در دويست سال گذشته كه اين شهر پايتخت ايران بوده است ٬
جايگاه زبان معيارِ گفتاري را كسب كرده است. در واقع ٬ بيشتر افراد در كشور ما ٬ هنگام
صحبت كردن در موقعيت هاي رسمي ٬ سعي مي كنند كه گفتار خود را به لهجه تهراني
نزديك كنند. البته اعتبار و ارزش اجتماعي اين لهجه ذاتيِ خود زبان نيست بلكه فرع بر
مسائل تاريخي و سياسي و اقتصادي و فرهنگي كشور است. در اغلب كشورها زبان
معيار لهجه رايج در پايتخت آن كشور است. در كشورهايي نظير انگلستان و فرانسه و
روسيه وضع بدين گونه است.
در كلماتي /u/ به /ªa/ به عنوان نمونه ٬ يكي از ويژگي هاي فارسيِ تهران تبديل صداي
نظير نان ٬ جوان ٬ كدام است. اين تبديل صدا امروز نمودار تعلق به طبقه اجتماعي بالا و
تحصيل كرده است و سخن گويان مناطق گوناگون كشور همواره سعي دارند كه در
موقعيت هاي رسمي آن را رعايت كنند. به قول ترادگيل ( ٬١٣٧٦ ص ٢٧ )  ٬ در انگلستان تلفظ
 ٬ در بافتي كه پس از آن مصوّت نيايد ٬ از اعتبار بيشتري برخوردار است. در /r/ نكردن
را تلفظ مي كنند تا نشان دهند كه /r/ راديو تلويزيون و تئاتر ٬ بازيگران گاهي اين نوع
قهرمان داستان دهاتي و بي سواد است. اما اين وضع در جامعه امريكا كاملاً برعكس
اعتبار دارد و در دهه هاي اخير ظهور آن در طبقات شهرنشين /r/ است و تلفظ اين گونه
. تحقيقات ميدانيِ زبان شناختي نشان داده (Labov 1972, p. رو به افزايش گذاشته است ( 138
است كه در كشور ما ويژگي هاي فارسي تهران به سرعت رواج مي يابد و تمامي گويش ها
و گونه هاي زبان فارسي را تحت تأثير قرار مي دهد.

زبان معيار نوشتاري

در بسياري از وسايلِ ارتباطِ زباني نظير كتاب هاي درسي ٬ نوشته هاي علمي ٬ روزنامه ها ٬
نگارش هاي اداري و رسمي ٬ و در برخي از برنامه هاي راديو و تلويزيون مانند پخش
اخبار ٬ از صورت نوشتاري زبان استفاده مي شود. صورت نوشتاري زبان خصوصيات

منحصر  بهفردي دارد كه آن را از زبان گفتاري متمايز مي سازد. نوشتار صورتي ثابت
دارد ٬ سنجيده تر و منسجم تر از گفتار است ٬ آثار ادبي و ميراث فرهنگيِ جوامعي كه
داراي خط اند از طريق زبان نوشتار در دسترس مردم قرار مي گيرد. در اغلب جوامع
زباني ٬ از طريق تدوين فرهنگ ها و دستورها و قواعد نوشتاري ٬ زبان نوشتار ثبات و
خاطرنشان مي سازد ٬ ثبات (Haugen 1997, p. همگونيِ نسبي پيدا مي كند. چنان كه هاگن ( 346
و قدرت زبان نوشتار چندان است كه ٬ در برخي از جوامع ٬ صورت نوشتاري باعث شكل
گرفتن و پديد آمدن گونه هاي معتبري از زبان گفتار مي شود. هاگن حالتي را نيز نشان
مي دهد كه آميزه اي است از هر دو حالت گفتاري و نوشتاري و آن در صورتي است كه
نوشته اي را به صداي بلند بخوانيم. مثلاً اغلب برنامه هاي راديوئي قبلاً نوشته شده اند و
چون مجري نوشته را قرائت مي كند حالتي آميخته ميان زبان نوشتار و زبان گفتار پديد
مي آيد. در واقع ٬ در چنين حالت هايي ٬ ساختار دستوري و واژگان به زبان نوشتار
اختصاص دارد و ويژگي هاي تلفظي و آوايي اعم از تلفظ صداها ٬ آهنگ و تكيه مربوط به
زبان گفتار است. گونه معيار نوشتاري ٬ به دلايل تاريخي و فرهنگي ٬ جايگاه خاص خود
را پيدا كرده است ٬ تا آنجا كه ٬ در اغلب متون ٬ اصطلاح زبان معيار تداعي كننده زبان
نوشتاري است.

زبان معيار و زبان محاوره

چنان كه ديديم ٬ زبان معيار در فارسي دو گونه نوشتاري و گفتاري دارد. مرز ميان گونه
نوشتاري و زبان محاوره نمايان تر است. گونه نوشتاري داراي انسجام ساختاري و قواعد
دستوري و واژگاني و املائي خاص خود است. اما رابطه زبان معيار گفتاري با زبان
محاوره چگونه است؟ به نظر مي رسد كه يكي از مشكلاتْ نداشتنِ تعريف دقيق از
اصطلاحات زبان گفتاري ٬ زبان محاوره اي ٬ زبان عاميانه و تداخل اين اصطلاحات باشد.
زبان گفتاري با زبان محاوره يكي است و اين دو اصطلاح مفهوم واحد دارند. اما زبان
عاميانه ٬ هرچند گفتاري و محاوره اي است ٬ مفهوم متفاوتي دارد. زبان عاميانه گونه اي
است كه در ميان قشرهاي بي سواد و كم سواد و داراي مشاغل كم اعتبار رواج دارد. مثلاً
تلفظ واژه هاي عُذْر ٬ نسخه و عكس به صورت عُرذ ٬ نُخسه و عسك و يا تلفظ كلمات گَردْ ٬ سبد ٬
كليد به صورت گَرتْ ٬ سَبَت ٬ كِليت از ويژگي هاي گونه عاميانه است. برعكس٬ زبان معيار

گفتاري يا محاوره اي فاقد خصوصيات عاميانه است. در واقع ٬ بايد گفت كه زبان معيارِ
محاوره اي و زبان عاميانه دو مقوله جداازهماند.
برخي از نويسندگان زباني را كه به صورت گفتاري در ميان سخن گويان به كار مي رود
زبان شكسته در مقابل » : ٩)آنچه در (سميعي ٬١٣٧٨ ص ٥٢ ) درباره زبان شكسته آمده عيناً به اين شرح است
لفظِ قلم قرار مي گيرد. اين زبان را نبايد با زبان محاوره يكي شمرد. زبان محاوره را مي توان شكست و مي توان
نشكست. يارو جيم شد زبان محاوره است ولي زبان شكسته نيست. از آن سو ٬ زبان شكسته گاه در غيرمحاوره به
كار مي رود ٬ چنان كه بارها در سخنر اني هاي رسمي يا درس استادان يا مذاكرات مجامع ٬ خواه بجا خواه بي جا ٬
.« به كار رفته است
به طوري كه ملاحظه مي شود ٬ در اين شرح ٬ زبان شكسته نه در مقابل زبان محاوره قرار گرفته و نه در مقابل
زبان رسمي و تعريفي كه در مقاله از زبان شكسته به سميعي ( ٬١٣٧٨ ص ٥٢ ) نسبت داده شده زبان گفتاري را
زبان شكسته مي نامند نه تنها در آن وجود ندارد بلكه درست خلاف آن وجود دارد. ويراستار
٩ . به عنوان مثال ٬ جمله اي نظير مي خوام برم ( زبان شكسته مي نامند (سميعي ٬١٣٧٨ ص ٥٢
خونه شون با معادل نوشتاري خود ٬ مي خواهم به خانه شان بروم ٬ متناظر است. سميعي جمله
نخست را زبان شكسته و جمله دوم را ٬ كه صورت نوشتاري آن است ٬ معيار تلقي
مي كند. سميعي ( ١٣٦٧ ) معتقد است كه كاربرد زبان شكسته در راديو و تلويزيون كاري
كاربرد نابجاي زبان شكسته در » :( ١٠ )استنباط نويسنده ظاهراً مبتني است بر اين عبارت از سميعي ( ١٣٦٧
رسانه هاي گروهي زيان وخيم تري هم دارد و آن اين كه رفته رفته گوش ها را به زباني دور از زبان معيار خوگر
اما پيداست كه در اينجا مراد از زبان معيار زبان معيار نوشتاري است نه گفتاري چون بلافاصله پس از .« مي سازد
.« و موجب دوري از زبان ادبي رسمي مي شود » : اين عبارت آمده است
٥٧ كه در آن طبيعي و قهري بودن گرايش شكستن زبان بر مبناي اصل - سميعي ٬١٣٧٨ ص ٥٤ Ä همچنين
كم كوشي ٬ از يك سو ٬ و آثار منفي آن در نوشتار ٬ از سوي ديگر ٬ شرح داده شده است. ضمناً در هيچيك از اين دو
مأخذ گفته نشده است كه زبان معيار نمي تواند شكسته باشد خلاف آن گفته شده است يا زبان شكسته معيار
نيست. ويراستار
نادرست است و باعث دور شدن از زبان معيار مي شود ١٠ . وي متذكر مي شود كه متأسفانه
امروز در خطبه ها ٬ سخنراني ها و مصاحبه هاي رسميِ بسيار پراهميت كه از صدا و سيما
پخش مي شود ٬ زبان شكسته به كار مي رود و اين كار را نادرست مي داند. امّا ٬ از نظر
نگارنده زبان شكسته لزوماً زبان نامعيار نيست بلكه آنچه امروز به عنوان زبان معيارِ
گفتاري مطرح است و پيش تر بدان پرداخته شد اساساً شكسته است. غيرمعيار تلقّي
كردن زبان شكسته از اين ناشي مي شود كه زبان نوشتار يگانهصورت معيار در نظر گرفته
شود. سخن وي ٬ مبني بر ابراز تأسف از استفاده از زبان شكسته در موقعيت هاي رسمي ٬
خود بزرگ ترين دليل بر اين مدّ عاست. امروزه ٬ چنان كه شاهد هستيم ٬ در موقعيت هاي

رسمي ٬ نظير مذاكرات نمايندگان مجلس٬ سخنراني هاي مقامات بلندپايه حكومت و
حتّي در صدا و سيما ٬ زباني كه شكسته ناميده مي شود و ما آن را زبان معيار گفتاري
مي دانيم به كار مي رود. در واقع ٬ قضاوت نويسندگان و اديباني چون سميعي از اين ناشي
مي شده كه به اين واقعيت كه زبانِ معيار گونه خاصّ گفتاري نيز دارد توجه نكرده اند. البته
نبايد فراموش كرد كه زباني كه اصطلاحاً شكسته ناميده مي شود ٬ مانند هرگونه زباني
ديگر ٬ مي تواند به زبان معيار نزديك يا دور باشد. امروز ٬ در راديو و تلويزيون ٬ استفاده از
زبان معيار گفتاري (يا زبان شكسته) در گزارش هاي زنده ورزشي ٬ سريال ها ٬ ميزگردها و
گفتگوها رايج است و نمي توان گفت كه اين زبان معيار نيست.
ويژگي هاي فارسي معيار
تا اينجا به تعريف زبان معيار ٬ روند معيار شدن زبان فارسي و گونه هاي نوشتاري و
گفتاري آن ٬ رابطه ميان زبان معيار با اصطلاحاتي نظير زبان محاوره اي ٬ زبان رسمي ٬ زبان
شكسته پرداختيم. اكنون ٬ در دنباله اين گفتار خواهيم كوشيد كه ويژگي هاي برجسته
فارسي معيار امروزي را در تقابل با گونه هاي غيرمعيار برشماريم.
الف. بي نشان بودن
يكي از ويژگي هاي بسيار مهمّ زبان معيار بي نشان بودن آن است. تمايز ميان نشان داري و
بي نشان بودن مشخصه اي زباني تعريف مي شود. زماني كه مي گوييم زبان معيار بي نشان
است به اين معني است كه فاقد يك سلسله ويژگي هاست كه آن را از زبان غيرمعيار
متمايز مي سازد.
 ٬ در تعريف اصطلاح زبان معيار ٬ اين نكته را يادآوري (Trask 1999, p. تراسك ( 290
مي كند كه زبان معيار به هيچيك از گونه هاي متفاوت اجتماعي ٬ جغرافيائي و جز آن ربط
ندارد و هيچيك از خصوصيات اين گونه ها در آن ظاهر نمي شود. در واقع ٬ وجود هر نوع
ويژگي يا خصلتي كه بيانگر عاميانه بودن ٬ تعلق به قوميت ها و زبان هاي محلي باشد زبان
مي نويسد كه يك گونه زباني ٬ همين كه (Ibid, p. را از حالت معيار دور مي سازد. بارچ ( 262
به گونه معيار تبديل شود ٬ ديگر تنها متعلق به سخن گوياني كه در ابتدا آن گونه را به كار
مي بردند نيست. در جامعه زباني ما نيز اكنون ديگر لهجه تهراني تنها مختص به ساكنان

تهران نيست بلكه ٬ چون اين لهجه به فارسيِ معيار در گفتار تبديل شده ٬ بسياري از
خانواده ها و افراد در شهرستان ها نيز آن را به كار مي برند. پس٬ يكي از ويژگي هاي
فارسي معيار نداشتنِ خصوصيات محلي ٬ قومي ٬ جغرافيائي و طبقاتي است. چنان كه
گفته شد زبان گفتاريِ تهران گونه معيار است امّا واضح است كه لهجه به اصطلاح
داش مشدي هاي تهراني را نمي توان معيار دانست ٬ زيرا داراي ويژگيِ نشان داري از قبيل
عاميانه بودن و اختصاص داشتن به يك قشر خاص است.
ب) نداشتن عناصر زباني قديمي و مهجور
چنان كه در قسمت هاي پيشين اين نوشتار متذكر شديم ٬ معيارسازيِ يك گونه زباني
درطول زمان و تحت تأثير تاريخ و فرهنگ جامعه صورت مي گيرد. امّا اين نكته را نبايد از
نظر دور داشت كه زبان معيار متعلق به زمان حال است. آنچه امروز زبان فارسي معيار
تلقّي مي شود در گذشته چنين جايگاهي نداشته و ٬ برعكس٬ آنچه در گذشته گونه معيار
تلقّي مي شده است امروز ديگر پذيرفته نيست. چنان كه شميسا ( ٬١٣٧٢ ص ٣٦ ) اشاره
مي كند ٬ نُرم زباني مربوط به عصر خاصّ خودش است. مجادله اي مستمر كه در دهه هاي
اخير ميان ادبا و نويسندگان جريان داشته و امروز نيز جريان دارد مسئله نادرست و
درست در زبان است. برخي از ادبا و اهل قلم ٬ به دليل تأثير زيادي كه از ادبيات و گونه
قديمي زبان پذيرفته اند ٬ تصور مي كنند كه صورت هاي زبانيِ قديمي و كهن همواره
درست و صورت هاي جديد غلط و انحراف از نُرم است. امّا پيداست كه زبان ٬ به عنوان
نهاد اجتماعي ٬ همواره با تغيير جوامع در حال دگرگوني است و اساساً تغيير زبان يك
اصل است. وجود عناصر قديمي و مهجور كه در زمان حال پذيرفته نيست زبان را از
وضعيت معيار دور مي سازد. مثلاً تلفظ هاي نامأنوس شَجاعت و چُنين در فارسيِ امروز
غيرمعيار تلقّي مي شود ٬ هرچند كه در گذشته اين تلفظ ها رايج بوده اند. متأسفانه ٬ تحت
تأثير چنين نگرشي ٬ در راديو و تلويزيون نيز گويندگان گاهي از تلفظ هاي كهن و منسوخ ٬
نظير آنچه مثال آورده شد ٬ استفاده مي كنند. امّا جالب اينجاست كه فارسي زبانان اين
صورت ها را بسيار كم مي پذيرند. درست است كه راديو و تلويزيون به عنوان يك عامل
بسيار مؤثر در نگرش اهل زبان و رفتار زباني آنها نقش اساسي دارند ٬ امّا اين نكته را نيز
بايد يادآور شد كه جامعه زباني تحميل صورت هاي كهن را ٬ كه به زمان ما تعلق ندارند ٬

نمي پذيرد. از نظر علم زبان شناسي ٬ معيارِ نادرست و درست بودن صورت زباني زبان
معيارِ رايج و كنوني است نه زبان معيار گذشته.

ج) سازگاري با عادت و شمّ زباني سخن گويان

مي دانيم كه سخن گويان در هر جامعه زباني عادات زباني خاصّ خود را دارند. تغيير
عادت هاي زباني كاري دشوار است. در واقع ٬ در بحث راجع به معيارسازي خاطرنشان
كرديم كه يكي از مراحل معيار شدن يك گونه زباني پذيرفتاري جامعه زباني است. در
زبان فارسي ٬ عناصر و تركيبات عربي و خارجي زيادي جاافتاده و هويّت و رنگ و بوي
فارسي پيدا كرده اند و سخن گويان به اين عناصر عادت كرده اند. حال اگر درصدد
بيرونراندن عناصر قرضي در زبان باشيم و بخواهيم به جاي آن از لغات و تركيبات
فارسيِ سره استفاده كنيم ٬ مسلماً اين رفتار از جانب جامعه زباني رد خواهد شد. در
سال هاي اخير ٬ برخي از ادبا و نويسندگان تلاش كرده اند همه عناصري را كه از زبان هاي
ديگر قرض گرفته شده از زبان بزدايند و ٬ به اصطلاح ٬ زبان را پاك سازي كنند. اين افراد
تلاش كرده اند كه لغات و تركيبات عربي و خارجي را كه در زبان فارسي جاافتاده و
هويّت و تابعيت فارسي پيدا كرده اند بيرون برانند و ٬ به جاي آنها ٬ لغات و تركيب هاي
فارسي سره به كار برند. به عنوان نمونه ٬ در نوشته ها و گفتار اين دسته از افراد لغاتي
مانند زينه ٬ پارسي ٬ نرينه به جاي واژه هاي فارسي مصطلح و رايج مرحله ٬ فارسي ٬ و مذكّر به كار
مي رود. تلاش هاي اين افراد هيچ گاه از جانب جامعه فارسي زبان با اقبال مواجه نشد ٬
چون با صورت امروزين زبان سازگار نبود.
د) سبك و سياق متناسب
نبايد تصور كرد كه زبان معيار در همه موقعيت ها و شرايط يكسان است. زبان معيار ٬ با
11) style 12) register
٬ متنوّع است. سبكْ مربوط به كاربرد زبان در موقعيت هاي توجه به سبك ١١ و سياق ١٢
اجتماعي متفاوت است. در تعيين سبك عوامل زير مؤثرند: رابطه گوينده و شنونده ٬
فاصله اجتماعي آنها ٬ موقعيت (از نظر زمان ٬ مكان ٬ حضور يا غياب ديگران). بنابراين ٬

برحسب اين كه چه گوينده اي با كدام مخاطب و در چه موقعيتي سخن بگويد ٬ گونه هاي
سبكيِ متفاوت انتخاب مي شود و به كار مي رود. به عنوان مثال ٬ يك گزارشگر در يك
موقعيت با يك شخص عادي و در موقعيت ديگر با شخص بلندپايه اي مانند رئيس
جمهوري مصاحبه مي كند. واضح است كه گزارشگر در هر دو موقعيت از زبان معيار
استفاده مي كند ٬ با اين حال تفاوت هايي در دو موقعيت يادشده وجود دارد. گزارشگر در
مصاحبه با رئيس جمهوري يا هر مقام عالي ديگر از كلمات ٬ عبارات ٬ لحن و آهنگ بسيار
محترمانه تري استفاده مي كند. حال اگر فرض كنيم كه گزارشگر در هر دو موقعيت يك
سبك اختيار و يا سبك ها را جابه جا كند ٬ حالتي غيرعادي پديد مي آيد. در واقع ٬ با توجه
به فاصله اجتماعي گوينده و شنونده سبك هايي مناسب انتخاب مي شود كه با يكديگر
تفاوت هاي محسوس دارند ٬ هرچند همه آنها به زبان معيار تعلق داشته باشند. زبان معيار
داراي يك سلسله هنجارها و اصول است ٬ امّا اين بدان معني نيست كه صورت جزمِ
واحدي يافته باشد كه هيچ گونه تغيير و تحول سبكي را برنتابد.
سياق به گونه اي از زبان اطلاق مي شود كه مربوط به ويژگي هاي گفتماني كلام يا متن
است. در واقع ٬ ساختار يك نوشته ادبي با يك متن علمي يا هنري يكسان نيست. از انواع
سياق مي توان به سياق اداري ٬ روزنامه اي ٬ ورزشي ٬ علمي ٬ تجاري ٬ ادبي و بسياري از
حرفه ها و تخصص ها اشاره كرد. ويژگي هاي زباني كه در هريك از اين سياق ها به كار
مي رود متفاوت است ٬ امّا اين تفاوت ربطي به زبان معيار و غيرمعيار ندارد. مع الوصف٬
اگر از سياق خاص پيروي نكنيم از ساختار زبان معيار منحرف خواهيم شد. پس٬ هر
سياقي ويژگي هاي خود را دارد و اگر جابه جايي صورت گيرد ٬ مثلاً در سياق ورزشي
عناصر زبان ادبي و شعر را وارد كنيم و يا در سياق سياسي عناصر مخصوص سياق زبان
قصه را وارد كنيم ٬ تعادل زبان معيار را به هم زده ايم.
هركدام از سبك ها و سياق هاي موجوددر فارسيِ معيار ويژگي هاي خاصّ خودرا دارد.
سياق علمي ويژگي هايي دارد نظير صراحت الفاظ ٬ فقدان عبارات و اصطلاحات عاطفي ٬
وجود اصطلاحات دقيق و گاهي كليشه اي. در مقابل ٬ سياق ادبي داراي صناعات و فنون
ادبي ٬ مجاز و كنايه ٬ و گاهي الفاظ نسبتاً مهجور است. پس٬ تفاوت هاي جزئي مربوط به
سبك و سياق خللي در معياربودن زبان وارد نمي كند بلكه يكي از اصول زبان معيار اين
است كه در هر سبك و سياق خاصّي از هنجارها و ويژگي هاي آن سبك يا سياق پيروي كند.

13) formality
ه) رسميّت ١٣
رفتار زباني را مي توان به دونوعِ رسمي و غيررسمي تقسيم كرد. ارتباط زباني ٬ در موقعيت
رسمي ٬ در فضايي جدّي و ٬ در موقعيت غيررسمي ٬ در فضايي دوستانه و صميمي برقرار
مي شود. زبان معيار از ميزان رسميّت بيشتري برخوردار است. به عنوان مثال ٬ استاد
دانشگاه ٬ كه به زبان معيار تسلط كامل دارد ٬ در موقعيت هاي رسمي نظير كلاس درس٬ به
گونه اي سخن مي گويد كه از سخن گفتن او با فرزندان و همسر يا دوستان صميمي وي
آشكارا متفاوت است. مسلّماً ٬ در موقعيت غيررسمي و صميمي ٬ زبان او از زبان معيار
فاصله مي گيرد؛ هرچند ٬ در هر دو موقعيت ٬ به زبان گفتاريِ فارسيِ تهراني تكلّم مي كند.
ويژگي ديگري كه ارتباط تنگاتنگي با رسميّت دارد مؤدبانه بودن گفتار است. در زبان
معيار ٬ ادب و احترام بيشتري وجود دارد. ممكن است شخصي كه تسلط كامل بر زبان
دارد ٬ به دليل به كار نبردن هنجارهاي مربوط به ادب و احترام ٬ از نظر جامعه زباني به
عنوان يك سخن گوي ناهنجار تلقّي شود؛ در حالي كه او به كُد زباني مسلط است. در
اينجا ٬ مي بينيم كه معيار بودنِ گفتار يا نوشتار صرفاً جنبه زباني ندارد بلكه عوامل
فرازباني نيز در آن مؤثّر است.
و) به كار نبردن افراطي عناصر بيگانه
در همه زبان ها ٬ عناصر قرضي كموبيش وجود دارند و هيچ زباني را نمي توان يافت كه
بهطور كامل از عناصر بيگانه ٬ خصوصاً در سطح واژگان ٬ مبرّا باشد. واژگان و عناصر
قرضي كه در طول تاريخ وارد يك زبان مي شوند رفتهرفته پذيرفته و جزئي از آن زبان
مي شوند. زبان فارسي ٬ در طول تاريخ خود ٬ واژگان فراواني از زبان هايي خارجي مانند
عربي ٬ تركي ٬ مغولي ٬ فرانسه ٬ انگليسي و جز آن قرض گرفته است. اين عناصرِ دخيل
بهمرور زمان در زبان فارسي افتاده اند و بخشي از زبان فارسي تلقّي مي شوند. اين عناصر
قرضي در زبان معيار نيز رايج اند و لطمه اي به آن نمي زنند. امّا زماني كه از واژگان و
اصطلاحات زبان هاي خارجي چه زبان عربي و چه زبان هاي ديگر استفاده افراطي
شود ٬ مشكل به وجود خواهد آمد. استفاده افراطي از لغات و عبارات زبان هايي چون

عربي يا انگليسي يا هر زبان خارجي ديگر ٬ كه گاه به خاطر تفاخر و تظاهر و گاه به دليل
تداخل زباني و ناآگاهانه صورت مي گيرد ٬ زبان را از حالت معيار دور مي سازد بهويژه
آن كه ٬ در جامعه ما پس از انقلاب اسلامي ٬ نوعي نگرش منفي نسبت به لغات و
و اين نگرش باعث قضاوت منفي (Tollefson 1991, p. اصطلاحات خارجي نيز پديد آمده ( 68
درباره كاربرد افراطي لغات و اصطلاحات خارجي و استفاده كنندگان از آنها شده است.
مورد ديگر در زمينه استفاده از عناصر بيگانه ترجمه قرضي يا گرده برداري است كه
در دهه هاي اخير ٬ از طريق ترجمه ٬ وارد زبان فارسي شده است. عباراتي نظير مي رويم كه
داشته باشيم ٬ رنج بردن از ٬ نقطه نظر ٬ خداي من ٬ بستگي دارد و صدها نظير آنها از راه ترجمه
قرضي وارد زبان فارسي شده اند. به نظر برخي از زبان شناسان (نجفي ١٣٦١ و سميعي
٬ اين ترجمه هاي قرضي ٬ چون از ساختار معنائي زبان هاي خارجي ( ٬١٣٧٨ ص ١٨٠
متأثّ رند ٬ به ساختار زبان فارسي آسيب مي رسانند و آن را از زبان معيار منحرف مي كنند.
نتيجه
حاصل گفتار حاضر را مي توان ٬ به اختصار ٬ چنين بيان كرد:
 زبان معيار گونه اي نوشتاري يا گفتاري است كه ٬ به عنوان الگوي زبان غالب ٬ در
جامعه پذيرفته شده و افراد تحصيل كرده و قشرهاي بالاي جامعه آن را به كار مي برند. در
موقعيت هاي رسمي مانند مدارس٬ مطبوعات ٬ صدا و سيما ٬ يا در گفتگوها و
مصاحبه هاي رسمي از گونه معيار استفاده مي شود. از آنجا كه گونه معيار داراي اعتبار
اجتماعي بالايي است ٬ ساير گروه هاي اجتماعي نيز سعي در تقليد و پيروي از آن دارند.
 زبان معيار مفهومي مطلق نيست بلكه ماهيتاً نسبي است. هر گفتار يا نوشتاري
ممكن است به زبان معيار نزديك يا از آن دور باشد.
 آنچه به عنوان زبان شكسته يا محاوره اي مطرح مي شود غالباً همان صورت معيار
گفتاري است.
 زبان معيار گونه اي جزم و ثابت نيست بلكه داراي انعطاف است و در طول زمان
متحول مي شود.
 گونه معيار ٬ به دليل اعتبار اجتماعي خاصّ خود ٬ باعث هم گرايي زبان مي شود و
گونه هاي غيرمعيار را بهشدت تحت تأثير قرار مي دهد.

 زبان فارسي ٬ در طول فرايند تاريخي و طبيعي ٬ به زبان معيار تبديل شده است و
داراي پيشينه محكم تاريخي است. امّا ٬ در عين حال ٬ در گذشته تاريخي خود متوقف
نشده هم زمان با تحولات اجتماعي پيش رفته است.
 زبان فارسي معيار ٬ علاوه بر گونه نوشتاري ٬ صورت گفتاري نيز دارد و آن هم لهجه
رايج در تهران است كه امروزه داراي كاربرد فراوان و از اعتبار بالايي برخوردار است.
 بي نشان بودن ٬ نداشتن عناصر قديمي و مهجور زباني ٬ سازگاري با عادت و شمّ
زبانيِ سخن گويان ٬ داشتن سبك و سياق متناسب ٬ رسميّت و ادب ٬ خالي بودن از عناصر
بيگانه مفرط مهم ترين ويژگي هاي زبان فارسي معيارند.
منابع
٬ زبان شناسي اجتماعي ٬ ترجمه محمد طباطبائي ٬ آگاه ٬ تهران؛ ( ترادگيل ٬ پيتر ( ١٣٧٦
٬ نگارش و ويرايش ٬ سمت ٬ تهران؛ ( فره.

 سيب زرد خوردن:مجروح شدن.

 2.اشاره به تمام حوزه‌هاي كاربرد واژه،اصطلاح،تيكه كلام و يا جمله.به‌ چند نمونه اشاره مي‌شود:

 آدم چوله:1.كسي كه عادت بر بي‌اعتبار كردن كسي دارد؛2.آدم كودن؛ آدم نفهم.

 ابول:1.هالو؛2.محل ريختن ته ماندهء چيزي؛3.پسر يا مردي كه سر و وضعش مطابق مد روز نيست.

 جا خالي با:1.ديدار دست جمعي از اهل خانهء كسي كه به سفر رفته باشد؛ 2.ديدار دسته جمعي از دختري كه به خانهء بخت رفته باشد؛3.هديه‌اي كه‌ صاحب خانه براي مهماني كه از نزدش رفته،يا دخترش كه به خانهء بخت‌ رفته باشد فرستد.

 قرتي قوال:1.با ادا و اطوار؛2.بد لباس و بدمد؛3سوسول.

 3.شيوهء ارجاع دهي مدخل‌ها به همديگر.در اين روش،مدخل‌هايي‌ كه در يك حرف يا بخشي از فعل و اصطلاح و جز اينها اختلاف دارند، اما اشاره به يك چيز هستند و حوزهء كاربرد آنها يكي است،به همديگر ارجاع داده شده و معني و مفهوم آنها در شاهد يا مدخل اوّل نوشته شده‌ است؛مانند:

 جا انداختن كار كسي را-كار كسي را جا انداختن.

 زنيكه-زنكه.

 لق بودن دهان كسي-دهان كسي لق بودن.

 خوانندگان اين فرهنگ-مخصوصا دانشجويان زبان‌شناسي و ادبيات‌ فارسي-به نوعي با مجموعه‌اي از موضوع زبان كوچه‌بازاري و نمونه‌هاي آن‌ آشنا مي‌شوند و از اين راه،ضمن شناخت آنان دربارهء ادبيات كشورشان،به‌ رگه‌هايي از نقد و ارزيابي ادبي نيز دست مي‌يابند.

 فرهنگ شفاهي سخن ايرادهاي جزئي دارد.اين ايرادها و اشكالات عبارتند از:

 1.شيوهء ارجاع دهي-كه يكي از حسن‌هاي آن است-در تمام مدخل‌ها مراعات نشده است.اين كار دو علت دارد؛يا از نظر نويسنده ربطي به هم‌ نداشته‌اند و حوزهء كاربرد آنها يكي نبوده است،و يا اينكه آنها در بين برخي از طبقهء عاميانه به يك معني و مفهوم و در ميان برخي ديگر داراي معني متفاوت‌ بوده است.در صورت اخير،بايد هر دو مفهوم ذكر مي‌شد،كه اين كار انجام‌ نشده است.

 2.مقدار زيادي از واژگان،اصطلاحات،تكيه كلام‌ها و جز اينها وجود دارد كه‌ به اين فرهنگ راه نيافته و به اصطلاح آن را پر و پيمان نكرده است.درگذشت‌ ناگهاني مؤلف نيز راه را براي تكميل كتاب بسته است.


كتابنامه

 -پرچمي،محّب اللّه،2831،پس كوچه‌هاي فرهنگ.تهران:فرهنگ ماهرخ.

 -پرچمي،محّب اللّه،[به سرپرستي دكتر حسن انوري،مقدمه و ويرايش:دكتر يوسف عالي عباس آباد]،8831،فرهنگ شفاهي سخن،تهران:سخن

 -عالي عباس آباد،يوسف،5831،فرهنگ درست‌نويسي سخن.تهران:سخن.

 -انوري،حسن‌[سرپرست‌]،4831،فرهنگ امثال سخن.تهران:سخن.

http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/691634?sta=%u0632%u0628%u0627%u0646+%u0645%u0639%u06cc%u0627%u0631


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۵ - تمرين براي استفاده از زبان معيار در سخنراني و گفتگو

۴

زبان معيار

دكتر مهدي پرهام

چونكه با كودك سر و كارت فتاد پس زبان كودكي بايد گشاد

(مولوي)

جامعه صنعتي كاري به لطف كلام و صحت و سقم عبارات ندارد او در بند ارقامي است كه توليد ناخالص ملي و حجم‌ سرمايه گزاري و درآمد ملي را نشان دهد و بزباني ساده در حد زبان كودكان كه الفبائي چون الفباي مرس خط(-).و نقطه(.)داشته باشد احتياج دارد. (مستخرج از همين مقاله)

-چندي قبل سازمان راديو و تلويزيون ملي ايران‌ از چند استاد و دانشمند آگاه به لغت و ادب فارسي دعوت بعمل‌ آورده بود تا در جلسه‌اي با كاركنان آن سازمان تعاطي افكار كنند و زباني نمونه كه از غلطهاي دستوري و لغات نامانوس‌ داخلي و خارجي پيراسته باشد براي گويندگان اخبار و برنامه‌ها ترتيب دهند تا هم گويندگان اخبار لغات را صحيح‌ بخوانند و هم شنوسندگان آنرا سرمشق گفتار خود سازند،من‌ قسمتي از اين جلسه را در برنامه شما و تلويزيون شنبه شب‌ ديدم،اساتيد نظراتي داشتند كه رويهم غير عملي بودن چنين‌زبان نمونه‌اي را ميرساند،بنظر من واقع‌بينانه‌تر از همه‌ گفته دكتر مقدم بود كه خيلي صريح گفت:آقا زبان مال‌ مردم است و خودشان هر طور بخواهند آنرا درست ميكنند، مفهوم مخالف آن اينكه عده معدود ما كه اين جا جمع شده‌ايم‌ صلاحيت زبان سازي نداريم،تورج فرازمند هم كه از اعضاء با سابقه و آگاه سازمان راديو و تلويزيون است تقريبا همين‌ معني را تائيد كرد و گفت چند سال قبل ما مثل بچه آدم اخبار را ميخوانيد و كسي هم اعتراضي نداشت يكوقت اساتيد بفكر اصلاح گفته‌هاي ما افتادند و وقتي بنا بميل آنها سخنها را پيراستيم اساتيد ديگري شروع به نكته گيري كردند و جنگ‌ اساتيد آغاز شد...با اين دو اظهار نظر خيلي خوب ميتوان‌ سرنوشت زبان معيار را حدس زد،جنيني كه متولد نخواهد شد،چون كاري كه مردم بخواست اجتماع و سليقه خود بمرور بايد انجام دهند چند نفر در چند روز نميتوانند بانجام رسانند، حجتي اگر اجباري در پيروي از آن براي مردم نباشد معهذا خشم عمومي را برخواهد انگيخت زيرا اساسا جامعه شعور و رشدي بيش از ميزان شعور و رشد تك تك افراد دارد و ميداند چه وقت هنگام انجام چه كاري است،عاليترين انديشه را وقتي‌ ديد مردم مستعد پذيرش آن نيستند رد ميكند-در طول‌ تاريخ چه بسا عاقلان و انديشمندان كه كاري را بصلاح و خير جامعه مي‌پنداشتند و لي وقتي به آن دست زيدند جامعه آنرا بصلاح خود ندانسته و رد كرده است،گاهي اين رد كردن‌ بر اثلر موانع و كشلاتي صريحا ميسر نميشود و با سكوت توام‌ ميگردد و همين سكوت متاسفانه بسياري از مجريان امور را باشتباه مي‌اندازد و آنرا دليل تائيد و تصويب جامعه ميدانند، اما همينكه موانع و مشكلات برطرف شد آنچه انجام شده از هم مي‌پاشد و دوباره همه چيز بر سر پله اول ميرود،خلاصه آنكه‌ جامعه زياد از قالب تراشي خوشش نمي‌آيد چون ميداند همه‌ افراد حجم فكري يكسان ندارندو اصولا كسي حق دارد براي‌ همه مردم قالب سازي كند كه انديشه‌هايشان را ميسازد و اين‌ سازنده كسي جز اجتماع نمي‌تواند باشد-فرد هر قدر با حسن نيت باشد وقتي قالبي عرضه كرد و ديد همه در آن جاي نميگيرند ناگهان تغيير ماهيت ميدهد و از صلاح اندشي متين به مستبدي خيره سر مبدل ميگردد براي اينكه مسئولان سازمان راديو و تلويزيون ملي ايران‌ تغيير ماهيت صلاح انديش به مستبد را دريابند بهترين مثال‌ تجربه خود آن سازمان است-هيچ فردي هر قدر بدبين‌ نميتواند در حسن نيت پيشنهاد دهندگان زبان معيار شك‌ كند،چون كاري است به نفع مردم كه بمدد آن اغلاط گفتار خود را تصحيح مينمايند-اما بايد دانست كه بسياري ازين‌ اغلاط ديگر غلط نيستند و ذوق جامعه آنها را قبول كرده‌ است و اگر دست آن گفته شود جامعه آنرا رد ميكند-في المثل كلمه«چنين»كه همه مردم به كسر«چ»تلفظ ميكند مي‌بينيم وقتي خانم فخري نيكزاد در بعضيا از برنامه‌ هاي خود آنرا به ضم«چ»چنين تلفظ مينمايد نه فقط تا امروز كسي درصدد اصلاح اين كلمه در گفتار خود برنيامده‌ است بلكه بقدري آنرا نامانوس و فضل فروشانه مي‌يابد كه‌ بقيه سخنان پر طنين ايشان برايش خالي از لطف ميشود و عجب‌ اينكه زيبائي منظر ايشان كه به كلامشان ملاحت مي‌بخشد در يك لحظه در خاطر انسان از هم مي‌پاشد و بر آن صورت زنانه‌ مطبوع ريش و سبيل پر پشت مي‌رويد و خلاصه انسان ناگهان از گلزار ادب به حجرهاي مسجد سپهسالار و بحث يجوز و لايجوز و كلاس درس مرحوم ميرزا عبدالعظيم خان قريب‌ كشيده ميشود-ملاحظه بفرمائيد همين كلمه غلط سبيل كه‌ صحيح آن سبلت است جامعه غلط را انتخاب كرده و صحيح‌ را دور ريخته است و بسياري از لغات عربي در آن معني كه‌ ما استعمال مينمائيم براي اعراب نامفهوم است يا كلمه سپور كه ابتدا بنظر فارسي خالص ميايد همان كلمه سوي پر Sweeper انگليسي بمعني رفتگر است،و امثال اين كلمات زياد است،

منظور اينست كه جامعه بسياري از كلمات را با تغيير تلفظ در زبان خود هضم ميكند و وقتي خواستيد صحيح آنرا برخش‌ بكشيد شما را دست مي‌اندازد،كافي است تلفظ صحيح كنفرانس‌(كن فه غانس)را در يك محفل دوستانه كه به تلفظ صحيح‌ آنهم همه آشنا هستند ضمن صحبت بفرمائيد ببيته شود.در حقيقت،به گفتهء صاحب- نظري از همان مجلس،آيا بايد آنان كه‌ پاي تلويزيون و راديو نشسته‌اند خود را با

فرهنگ زبان اين دستگاهها هماهنگ كنند يا سخنگويان اين دستگاهها در محاورات خود تابع شنوندگان باشند.

*** يك مطالعهء اجمالي معلوم مي‌دارد كه‌ تبعيت اين دستگاهها از زبان عامه امكان- پذير نيست،زيرا بان عامهء مردم ايران،در نواحي مختلف اين كشور پهناور،يكسان‌ نيست.گذشته از اختلافاتي كه در لهجه‌ها و زبانهاي شهرها مشهود است،چنانكه‌ خراساني و كرماني و لر و بلوچ و كرد و بختياري هريك لهجه و گاهي زبان مخصوص‌ به خود دارند،در بعضي از نواحي ايران،گاه‌ اختلاف لهجه‌ها تا به حدي است كه دو ده‌ مجاور نيز سخن يكديگر را نمي‌فهمند.بنا براين،مشكل بتوان از ميان لهجه‌هاي رايج‌ لهجه‌اي يافت كه همگان بي‌دغدغه آن را درك‌ كنند.

بايد متذكر بود كه در مسئلهء اختلاف‌ لهجه‌ها كشور ما مطلقا با كشورهاي اروپايي‌ قابل مقايسه نيست.بيشتر كشورهاي اروپايي‌ با جمعيتي زياد مساحتي اندك دارند.بنابر- اين،در آن ديار شهرها و ديه‌ها به هم پيوسته‌ است و همين پيوستگي و اختلاط آحاد مردم‌ را به هم نزديك كرده و در طول قرون‌ اختلاف لهجه‌ها را از ميان برداشته است. اما در كشور ما،به عكس،فاصلهء شهرها زياد و جمعيت كم است و همين امر موجب شده‌ است كه هر شهر و ده در طول قرون لهجهء مخصوص به خود را حفظ و حراست كند.در گذشته وسيلهء تجمع و اختلاط اين ناهمزبانان‌ زبان قلم بود و امروز وسايل ارتباطجمعي‌ است كه زبان خود را بر خاص و عام هر شهر و ديار تحميل مي‌كند.

اما،به عقيدهء من،مردم ايران،از آذري‌ و ديلمي و گيلي گرفته تا كرد و لر و بلوچ‌ و خراساني و كرماني و تهراني،همگي يك‌ زبان مشترك دارند و آن زبان قلم است.زباني‌ كه در مدرسه آموخته مي‌شود و هنگام كتابت‌ به كار مي‌رود.

ايراني،خواه آذربايجاني باشد و خواه‌ تهراني و خواه كرد و خواه خراساني، هنگامي كه قلم به دست مي‌گيرد،با يك زبان‌ سخن مي‌گويد و آن زبان پارسي دري است. پس مسلما زبان مشترك ايرانيان همين زبان‌ قلم است و بس.نهايت آنكه زبان قلم نيز براي همگان يكسان نيست و ما از ميان‌ انواع زبان قلم بايد آن زبان را زبان معيار بدانيم كه ساده‌ترين و بي‌پيرايه‌ترين است. و اين همان زبان است كه با آن نامه‌نگاري‌ مي‌كنيم و به مدد آن به انتشار اخبار و حوادث‌ در روزنامه‌ها و مجلات مي‌پردازيم.

در اين زبان راه افراط و تفريط بسته‌ است.نويسندهء اين زبان،به غريزه،در نوشتهء خويش جز لغات سادهء همه كس فهم‌ را به كار نمي‌برد،خواه اين لغات ريشهء عربي‌ داشته باشند و خواه لغت خالص فارسي‌ باشند.حقيقت اين است كه وسواس سره- نويسي يا عرب‌مآبي و فرنگي‌مآبي جز هنگام‌ فضل‌فروشي و هنرنمايي ادبي براي هيچ‌ ايراني دست نمي‌دهد.حتي متعصب‌ترين‌ عضو فرهنگستان زبان نيز،آن‌گاه كه به‌ فرزند يا برادر خود نامه مي‌نويسد،يا مي- خواهد خبري را به اطلاع كسي يا گروهي‌ برساند،لغات ناهمواري را كه خود در وضع‌ و جعل آنها شركت داشته است به كار نمي- برد.

*** از حسن اتفاق در هيچ دوراني،هم- چون زمان ما،زبان قلم تا بدين پايه به‌ زبان محاوره نزديك نبوده است.در ايران‌ امروز صاحبقلماني كه سخني براي گفتن

دارند در نوشته‌هاي خود گرد حشو و مجاز و استعاره و كنايه نمي‌گردند.همان‌طور كه‌ اين شيوه نزد متقدمان صاحبنظر نيز معمول و مرسوم بوده است كه مي‌گفتند:

سخن بايد چو شكر پوست كنده

چه در گذشته و چه در حال،آنجا كه روي‌ سخن با اكثريت مردم بوده است آرايش غير معقول كلام و آلودن پارسي چون شكر،به‌ تشبيهات و استعارات با رد بيوجه جز كار بيدردان نبوده است.

پس زبان معيار براي دستگاههايي كه‌ با انبوه مردم از هر صنف و طبقه سروكار دارند همين زبان ساده و بي‌پيرايهء قلم است‌ كه اكثريت فارسي زبانان،اعم‌از ايراني‌ و غير ايراني،بي هيچ تكلف،آن را درمي- يابند،زباني كه صيرفي روزگار،لغات و اصطلاحات آن را از هر ريشه كه بوده‌اند نقش پارسي و برچسب ايراني زده و ذوق‌ سليم پارسي گويان و پارسي نويسان هنرمند مفردات و مركبات آن را همچون آب زلال‌ بيگره و صافي كرده است.

*** همين زبان بي غل و غش است كه در رابطهء با مردم عادي،ساده و بي تكلف،در نثر هنرمندانه سهل و ممتنع و در شعر متعالي‌ و فخيم جلوه مي‌كند.معماران اين زبان نيز نه عرب‌مآبان ديروز هستند و نه‌ فرهنگستانيان امروز.بلكه اينز بان ساخته و پرداختهء مردم ايران است در طول قرون.نهايت‌ آنكه برجستگاني از همين قوم بي هيچ داعيهء لغhtml" target="_blank">۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.