مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4542
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 17
همه : 5165505

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۳ - تمرين سخنران و گوينده براي پرهيز از شتابزدگي و ايجاد تعارض بين گفتار و رفتار خود

۹

خوش گفتاران بدكردار

أَتَامُرُونَ النّاسَ بِالبِرِّ وَ تَنْسَونَ أَنْفُسَكُمْ وَ اَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَفَلا تَعْقِلُونَ.(بقره: 46)

آيا مردم را به نيكي فرمان مي دهيد و خود را فراموش مي كنيد، در حالي كه شما كتاب(آسماني) را مي خوانيد، پس آيا تعقل نمي كنيد؟

اين آيه، يهوديان را توبيخ مي كند كه چرا مردم را به كارهاي خوب فرمان مي دهند و خود به آنها عمل نمي كنند و نيز به طور غيرمستقيم، مسلمانان را از چنين عادت ناشايستي باز مي دارد. در جاي ديگر خداوند حتي مؤمناني را كه به گفته هايشان عمل نمي كنند، شديدا توبيخ مي كند و به طورصريح مي فرمايد:

يا ايها الّذينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لاتَفْعَلُونَ؛ كَبُرَ مَقْتا عِندَاللّه ِ اَنْ تَقُولُوا ما لاتَفْعَلُونَ. (صف:2و3)

اي مؤمنان، چرا سخناني مي گوييد كه به كارشان نمي بنديد؟ نزد خدا بسيار موجب خشم است كه سخني را بگوييد كه عمل نمي كنيد.

از مفهوم آيه بر مي آيد كه انسان با به كارگيري عقل و انديشه، عيب ها و ضعف هاي خود را درمي يابد و نخست خود و سپس ديگران را موظف به برطرف كردن آنها مي كند، ولي چنانچه با آگاهي از پستي و زشتي عملي، خود از آن پرهيز نكند و فقط ديگران را به صلاح و صواب دعوت كند و خود به بيراهه برود، مورد نكوهش شديد قرار مي گيرد. افزون بر آيات قرآن، امامان معصوم عليهم السلام نيز اين عمل را ناپسند مي شمارند، چنان كه اميرمؤمنان علي عليه السلام افراد خوش گفتار زشت كردار را اين گونه نفرين مي كند:

لعن اللّه ُ الآمرين بالمعروفِ التّاركينَ لَهُ و النّاهينَ عَنِ الْمُنكَرِ العامِلينَ بِهِ.

نفرين خدا بر آمران به معروفي كه خود ترك كننده آن معروف هستند و لعنت خدا بر ناهيان از منكر كه خود عاملان به آن هستند.

از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در همين ارتباط سخني بر جاي است:

شب معراج مرداني را ديدم كه مرتب لب هايشان را با قيچي آتشين مي بريدند و دوباره التيام مي يافت، از جبرئيل پرسيدم اينها كيانند؟ پاسخ داد: اينان سخنرانان امت تو هستند كه مردم را به نيكي امر مي كردند و خويشتن را از ياد مي بردند و حال آنكه كتاب (قرآن) را تلاوت مي كردند.

از من بگوي عالم تفسير گوي را گر در عمل نكوشي، نادان مفسري بار درخت علم ندانم مگر عمل با علم اگر عمل نكني شاخ بي بري هر علم را كه كار نبندي چه فايده؟ چشم از براي آن بود آخر كه بنگري

سعدي

بنابراين، رفتار و گفتار آدمي بايد هماهنگ باشد و معروف را، هم به قصد عمل خود و هم ديگران مطرح كند و از منكر نيز با همين منظور باز دارد كه اين كار افزون بر نفع عمومي، براي خود او نيز سبب بيداري و دقت در هماهنگي بين حرف و عمل خواهد شد

http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineArticleID=35416&MagazineNumberID=4366


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۳ - تمرين سخنران و گوينده براي پرهيز از شتابزدگي و ايجاد تعارض بين گفتار و رفتار خود

۸

هماهنگي بين گفتار و رفتار


ميانه‌روي در هر امري، پسنديده و مهم است. به خصوص رفتار و گفتار متعادل و سنجيده، گره‌گشاه و كارساز است؛ زيرا كودكان، نوجوانان، جوانان و اطرافيان هر آنچه را در گفتار و رفتار بزرگترها و اطرافيان، مشاهده مي‌كنند، از آن تصوير برداري نموده و الگوي خويش قرار مي‌دهند. چنانچه در رفتار و گفتار ما نشانه‌اي از ناهماهنگي و عدم تعادل و تناسب را احساس كنند، خواسته و ناخواسته، اين ناهماهنگي در رفتار و گفتار آنان نيز تجلي مي‌يابد. لذا، يكي از اموري كه باعث باروري عواطف انسان‌ها مي‌گردد، هماهنگ سازي بين رفتار و گفتار است.

البته اين هماهنگي و اعتدال ميان قول و فعل بايد به گونه‌اي باشد كه هر كدام ديگري را در خارج تصديق نمايد؛ نه اينكه در عمل خلاف آنچه را مي‌گويد انجام دهد. عنايت به اين شيوه در امر تربيت، از اهميت بالاي بر خوردار است كه در زندگي بايد مورد توجه قرار گيرد.

در مجموع، همساني، ملازمت و پيوستگي بين علم و عمل در باروري و تقويت عواطف بسيار مهم است. در متون ديني نيز به اين پيوستگي و تلازم توجه شده است و خداوند خطاب به جامعه‌ي ايماني مي‌فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ؛ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! چرا سخني مي‌گوييد كه به آن عمل نمي‌كنيد؟ نزد خدا بسيار موجب خشم است كه سخني بگوييد، ولي عمل نكنيد ».

لذا، شايسته است كه مربيان، معلمان، اولياي امور و برنامه‌ريزان تعليم و تربيت اسلامي، براي نيل به اهداف، خواسته‌ها، مسائل تربيتي و اخلاقي به خصوص شكوفا نمودن بعد عاطفي؛ بيش از گذشته نسبت به ارائه راهكارهاي مناسب و كاربردي اهتمام ورزند و به وسيله‌ي عمل شايسته، زمينه‌ي تحقق اين مهم را براي بهره‌وري عموم آماده سازند. گرچه عوامل زيادي در پويايي، پايداري و كيفيت بخشي اين مهم دخالت دارند، ولي دست‌يابي و تحقق آن، وقتي ممكن است كه ميان علم و عمل همساني و هماهنگي حاكم گردد.

http://ofoghnavin.com/index.php?option=com_content&view=article&id=29&Itemid=59


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۳ - تمرين سخنران و گوينده براي پرهيز از شتابزدگي و ايجاد تعارض بين گفتار و رفتار خود

۷

ناهماهنگي ميان گفتار و رفتار الگوها

 مقصود از اين آفت آن است كه الگوها به باورها و گفته هاي خود رفتار نكنند و در نتيجه، بين گفتار و رفتار آنها هماهنگي وجود نداشته باشد، به گونه اي كه رفتار آنها، باورها و گفته هايشان را تصديق نكند.

 خداوند در قرآن كريم، انسان هايي را كه در گفتار، ديگران را به رفتار نيك فرا مي خوانند، ولي خود به آن عمل نمي كنند، به شدت نكوهش كرده است:


 أَ تَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ. (بقره: 46)
 آيا مردم را به نيكي دعوت مي كنيد، ولي خودتان را از ياد مي بريد، با اينكه شما كتاب آسماني را مي خوانيد؟ آيا شما نمي انديشيد؟

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا! لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ. كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ. (صف: 2 و 3)
 اي كساني كه ايمان آورده ايد! چرا سخني مي گوييد كه عمل نمي كنيد؟ مايه خشم خداست كه سخني بگوييد كه به آن عمل نمي كنيد.

در آيه ياد شده، علت نكوهش شديد قرآن اين است كه گفتار بي عمل، نوعي دروغ گويي و نفاق است كه در وجود الگو و مربي ظاهر مي شود. اين نفاق، از سويي به طور ناخودآگاه به الگوپذير سرايت و از سوي ديگر، اعتماد او را از الگو و مربي سلب مي كند. امام صادق عليه السلام دراين باره مي فرمايد:

اِنَّ العَالِمَ إذا لَمْ يَعْمَلْ بِعِلْمِه زَلَّتْ مَوْعِظَتُه عَنْ الْقُلُوبِ كَما يَزِلُّ الّمَطَرُ عَنْ الصَّفا.1
 هرگاه دانشمند به علم خود عمل نكند، پند و اندرز او در دل ها نفوذ نمي كند، همچنان كه باران در سنگ صاف نفوذ نمي كند.

معناي اين حديث در شعر سعدي چنين تجلّي يافته است:

عالمي را كه گفت باشد و بس
 هرچه گويد، نگيرد اَندر كَس

امير مؤمنان علي عليه السلام كه الگوي هميشه جاويد همه مؤمنان و انسان هاي وارسته است، سوگند ياد مي كند كه من چيزي را كه خود عمل نمي كنم، به شما نمي گويم.

 اَيُّها النّاسُ! إنّي وَ اللّهِ ما أحَثَّكُم عَلَي طَاعَةٍ إلاّ وَ اَسْبقَكُم إلَيها وَ لا اَنْهاكُم مِنْ مَعْصِيَةٍ إلاّ وَ اَتَناهَي قَبْلَكُم عَنْها.2
 اي مردم، به خدا سوگند، من شما را به طاعتي برنمي انگيزم جز آنكه خود، پيش از شما به انجام آن برمي خيزم و شما را از معصيتي باز نمي دارم جز آنكه خود، پيش از شما آن را فرو مي گذارم.

1. همان، ج 1، ص 46، باب التعامل العلم، ح 3.
 2. نهج البلاغه، خطبه 175.


http://pajuhesh.irc.ir/


 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۳ - تمرين سخنران و گوينده براي پرهيز از شتابزدگي و ايجاد تعارض بين گفتار و رفتار خود

۶

ناهمگوني در گفتار و رفتار برخي استادان ، يك آسيب جدي

در انديشه ديني ما، همواره تعليم، تهذيب، دانايي و دينداري همزاد و همراه اند. هم آن كس كه مي خواهد از خرمن دانش خوشه برچيند، بايد جامه اي از جنس پارسايي بر تن كند و هم آنكه مي خواهد كام مشتاقان و مشتريان دانش را به آب علم و انديشه سيراب سازد، بايد دل و جان دانش اندوزان را به طهارت و تابناكي بيارايد تا مبادا در شوره زار، تخم بي حاصل بكارد و رنج بي گنج برد و از كشته خويش هيچ ندروَد.

تأكيد مكرر قرآن بر دو رسالت بزرگ پيامبران ـ تهذيب و تعليم ـ الگوي روشني فرا روي كساني مي نهد كه گام در راه پيامبران مي نهند و رسالت آموزش و راهبري را بر دوش مي كشند. معلمان جامعه كه چنين رسالتي يافته اند، بايد مؤكد و مكرر بر دو عنصر تعليم و تربيت عطف توجه نشان دهند كه اگر از تهذيب و پرورش غفلت ورزند، هرگز پيامبرانه نخواهند زيست.

در نظام آموزشي ما كه از رويكرد ديني الگو مي گيرد، پرورش جان آدمي كه البته به لحاظ رُتبي مقدم بر دانايي و آگاهي انسان است، بر عهده معلمان و مربياني است كه بر خردفزايي و رشد آگاهي انسان كمر همت بسته اند؛ براي پيشرفت آموزشي فراگيران، تدابير كارسازي انديشيده مي شود و از كتاب و كلاس و استاد گرفته، تا فضايي فيزيكي و تكنولوژي آموزشي، همه در خدمت رشد علمي و انديشه اي فراگيران قرار مي گيرد و سرانجام كارنماي آموزشي كه ميزان رشد يا افت فراگير را در تحصيل بنماياند و نيز تمهيداتي كه ضعف ها را پوشش دهد، به كار گرفته مي شوند تا پيشرفت علمي فراگير (دانش آموز و دانشجو) به سامان رسد.

هم چنين با نمودارهاي آموزشي كه منحني رشد يا افت محصلان را آشكار مي سازد و نيز نظارتي كه بر فرايند ياد دهي استاد و يادگيري شاگردان اعمال مي شود، توفيق يا عدم توفيق آموزشي استادان نيز نشان داده خواهد شد؛ اما به حقيقت چه ساز و كاري به كار گرفته مي شود، تا رشد تربيتي و پرورشي فراگير كه بايد همزاد و همپاي رشد آموزشي او سير تكاملي داشته باشد، مورد سنجش و ارزيابي قرار گيرد و چه تدابيري اتخاذ مي گردد تا عملكرد استادان و عنايت آنان به تربيت شاگردان، مورد شناسايي و نقد واقع شود و مشخص گردد كه آيا آنان اساساً به اين رسالت سنگين و پردشوار، توجه مبارك و مؤثري دارند يا خير؟

البته در نظام آموزشي ما و در دوران تحصيلي ابتدايي و راهنمايي، تنها كار سازمان يافته براي آگاهي از رشد تربيتي فراگير، گنجاندن نمره انضباط در كارنماي تحصيلي اوست و چنان كه مي دانيم، نمره كمي آن، در مجموع متأثر از قانون پذيري يا قانون ستيزي دانش آموز (رعايت يا عدم رعايت قوانين آموزشي) است و ارتباط وثيقي با سطح تربيتي وي ندارد. باري اگر توجه به تربيت و اخلاق فراگير ضرورت دارد، در تحصيلات عالي تر و مقاطع دانشگاهي، اين توجه فوريت و ضرورت ويژه اي مي يابد؛ از يك سو استادان مقطع تحصيلي دانشگاه، نسبت به دوران اوليه تحصيل، از تكثر، تنوع و تعدد بيشتري برخوردارند، چنان كه مي دانيم فراگيران دوران ابتدايي، از الگوي واحدي (مثبت يا منفي) پيروي مي كنند و چون تنها با يك استاد مواجه اند، در تأثير پذيري و الگوگيري سر در گم نخواهند بود؛ بر خلاف آنان دانش آموزان راهنمايي، متوسطه و دانشجويان دانشگاه، به دليل داشتن معلمان و استادان متنوع، الگوهاي متفاوتي دارند و داشتن همين الگوهاي متفاوت كه قطعاً از لحاظ منش و رفتار متفاوت هستند، ممكن است فراگيران را دچار تعارض رفتاري گرداند و در تشكيل شخصيت متعادل آنان مانع ايجاد نمايد. با اين تفاصيل، تكيه بر جنبه تربيتي و رشد اخلاقي فراگيران؛ ضرورت نام مي يابد تا دانشجويان با داشتن الگوي مطلوب و در دسترس، از تشتت و اعوجاج رهايي يابند.

از سوي ديگر؛ دانشجويان و دانش آموختگان دانشگاه، براي ساير هم سن و سالان خود، به خصوص گروه بي شمار و مشتاق ورود به دانشگاه، الگو هستند، بنابراين پرداختن به جنبه پرورش دانشجويان لازم و ضروري است، و نبايد از توجه به چنين أمر خطير، اغماض و اعراض گردد. مهم تر آنكه دانش آموختگان دانشگاه، بي فاصله، پس از تحصيل، وارد بازار كار خواهند شد يا در مديريت كشور نقشي خواهند داشت، پس اگر به تهذيب آنان توجه خاص نشود، ممكن است مجموعه كشور از نبود چنين أمري متضرر گردد.

گذشته از همه آنچه گفته شد:

توجه يك جانبه به امر آموزش؛

احساس نوميدي از تأثير گذاري در اخلاق و رفتار ديني دانشجو؛

رشد فزاينده شبكه هاي ارتباطي و جهت بخش؛

بازار پر غوغاي محصولات شبه فرهنگي و مخرب فرهنگ؛

رواج روز افزون الگوهاي كاذب و جذاب ؛

ايده سازي و گسترش دائم و رو به افزايش حلقه هاي معرفتي دين ستيز؛

تلاش جمعي و سازماندهي شده، براي تخريب و سست كردن بنيادهاي دين و اخلاق؛

ايجاد موج فراگير شبهه سازي و شبهه گستري؛

تلاش براي تغيير ذائقه معرفتي و معنوي جوانان و جايگزين كردن فرآورده هاي مسموم و مهلك؛

تزريق روحيه بي تفاوتي و بي مسئوليتي نسبت به تغيير ارزش ها؛

ايجاد ترديد و تشكيك متفلسفانه در آموزه ها و انگارهاي ديني؛

بزرگ نمايي نقاط اندك تاريك حكومت و كوچك سازي نمودهاي بسيار روشن آن؛

تلاش براي گسست و انقطاع تاريخي نسل جوان از پيشينه پر افتخار تاريخي و تمدن كهن ايراني؛

و بحران هاي فروناكاستني هويت، خانواده و مذهب، همه و همه جوان دانشجو را با كمين گاه هاي خطر زا و خطا ساز مواجه كرده، چالش هاي جديدي را فرا روي او قرار داده است. به همين دليل توجه جدي و عملي ـ و نه شعاري و سطحي ـ در تحكيم اخلاق و رشد هنجارهاي ديني و بومي دانشجويان ضرورتي انكارناپذير دارد.

افزون بر موارد پيش گفته، دانشجويان و محيط آموزشي پيراموني آنان، واجد ويژگي هايي است كه عطف توجه بدان ها مسئله تهذيب و تربيت را در جايگاه برتر مي نشاند و دقت و جديّت استادان را در پرورش اخلاق دانشجويان به دنبال خواه داشت:

1. دانشجويان داراي قدرت انتخاب و گزينش شدت و قوّت يافته هستند، بنابراين در كنار حجم و هجوم گسترده الگوهاي كاذب و ويرانگر كه شبكه هاي ارتباطي آن را ارائه مي دهند، توجه دادن به الگوهاي أصيل و منطبق با بن مايه هاي فطري روح گزينش گر جوان، كاري روا و بجا، بلكه أمري ضروري و اجتناب ناپذير است و اين مسئله، تنها با جدي گرفتن اخلاق و تربيت فراگيران محقق خواهد شد.

2. تأثير پذيري در سن جوان دانشجو، پايايي افزون تري دارد و آني، غير پايه اي و زود گذر نيست؛ از اين رو، توجه به تأثير بخشي مثبت و تكيه بر رويكرد تربيت تأثير گذار مي تواند دانشجويان را در متن عمر بيمه نمايد. همچنين به موازات رشد عقلاني فراگيران، احساسات و كشش هاي آنان نيز جهت دار يا جهت ياب مي گردد و اين خصيصه رواني، الگو پذيري را تسريع مي كند.

3. دانشجويان براي ساير همسالان خود، به خصوص گروه بي شمار و مشتاق ورود به دانشگاه، الگو تلقي مي شوند، بنابراين پرداختن به جنبه پرورشي دانشجويان ضرورت مي يابد، تا بتوانند الگويي قابل اعتماد، مطلوب و مبارك باشند.

4. دانشجويان چنان كه تأثير گذارند، از گروه هم سن خود تأثيرپذير هم هستند و اين تأثير پذيري، توجه به پرورش و تربيت دانشجو را فوريت ها مي بخشد و اگر استادان به اين أمر همت نگمارند و دانشجو را در محيط پر غوغا به خود وانهند، جز بذر بي حاصل، چيز ديگري نخواهند كاشت.

5. دانشجويان در محيط آموزشي، با مشكلات ويژه اي دست به گريبان اند؛ گاه با استادان بي مسئوليت يا بي تفاوتي مواجه اند كه نسبت به ارزش ها و هنجارها هيچ حساسيتي ندارند يا اساساً با آن ناسازگارند. از سويي واسطه ها و بازاريابان كالاهاي فكري غرب، نه تنها به دانشگاه ها چشم طمع دوخته، بلكه رد پا شان در آن محيط ملموس و آشكار شده است. نهاد آموزشي دانشگاه نيز كنترل مؤثر و نظارت هدفداري بر دانشجويان ندارد. جز آنكه حراست و كميته هاي انضباطي ـ آن هم بيشتر بر رفتارهاي ساختار شكن ـ نظارت نسبي دارد. از سوي ديگر وجود نهادهاي موازي و متنوع در دانشگاه ها كه تعميق باورهاي ديني و انقلابي، فلسفه وجودي آنان است، برخي استادان را از قبول مسئوليت و عطف توجه به حيطه تربيتي دانشجويان غافل ساخته، بدين اميد كه متوليان رسمي، كار به هنگام مي كنند و هيچ كم و كاستي در اين حيطه ها و حوزه ها نمي نهند يا بر اين توهم كه ورود به چنين حوزه هايي، دخالت در وظيفه سازماني ديگران است.

تأسف بارتر آنكه نهادهاي موازي و متنوع ياد شده، برخي اوقات به كشمكش ها و مجادلات دروني، دامن مي زنند و چون هر يك مشي خود را به صواب و صلاح نزديك مي يابد، انرژي خود را صرف مقابله گري و خنثي سازي مي كند و گاه بر يك ديگر بر چسب نا دلچسب مي زنند و در اين ميان تنها دانشجويان به بازي گرفته مي شوند. عضوگيري سياسي و نزاع هاي دراز دامن جناحي و اصالت دادن به روش ها و تحت الشعاع قرار دادن و غرضي ساختن ارزش ها و تبختر و تفاخر به يك ديگر و فرحمندي احزاب فعال درون دانشگاه ها به داشته هاي خويش (كل حزب بمالديهم فرحون)، دانشجويان را گاه از توجه جدي به تعليم باز مي دارد. روشن شده كه در اين اوضاع و غوغا، تربيت و پرورش دانشجو متروك و مغفول خواهد ماند. بي ترديد در چنين جو و جمعي، توجه به أمر تربيت، اراده و همت والايي مي طلبد و ضرورت آن را ترديدناپذير مي سازد.

همه اين دلايل يا عوامل، توجه به تهذيب، آراستگي اخلاقي و تربيت و پرورش دانشجويان را لازم مي نماياند. با اين همه تلقي هاي نادرستي وجود دارد كه موجب شده است، نوعي غفلت و يا سطحي نگري درباره وظايف تربيتي استادان بروز و ظهور كند.

نخست آنكه برخي استادان گمان برده اند، دامن زدن به چنين مسايلي، در حيطه كاري استاداني است كه دروس همخوان با اخلاق و تربيت را تدريس مي كنند؛ مثلاً ممكن است استادان دروس پايه، پزشكي، مهندسي و... خود را از اين رسالت دشوار مستثنا بدانند، زيرا اساساً دروس تدريسي آنان، هيچ ربطي و راهي به اين مسايل ندارد. از نگاه آنان استاد رياضي نمي تواند حديث اخلاقي بخواند و ممكن است بدين گونه در وظيفه رسمي و سازماني ديگر استادان محترمي كه به صورت مشخص، عهده دار راهبري و رهگشايي در اين حوزه ها هستند، دخالت صورت پذيرد؛ از اين رو طرح مباحث اخلاقي بر عهده استادان دروس اخلاق و تربيت يا دروس متقارب و متجانس با آن است، چنان كه استاد اخلاق بحثي از رياضي به ميان نمي آورد، استاد رياضي نيز نبايد در اين حوزه ها دخالت كند.

ديگر آنكه برخي استاداني كه در حوزه نشر اخلاق، خود را صاحب مسئوليت مي يابند، از حدّ روايتگري و گزاره پردازي فراتر نمي روند و شايد تنها با خواندن چند آيه و روايت اخلاقي، احساس خوشايند و رضايتمندانه اي وجودشان را فرا گيرد. در اين صورت، اخلاق تنها جنبه تعليمي مي يابد و اين در واقع همان نگرش تعليم تهي از تربيت است؛ هر چند كه مثلاً دروس ارائه شده، مباني و مباحث و مكاتب تربيت باشد.

به نظر مي رسد كه براي اصلاح اين دو تلقي نامبارك، بهتر است رسالت استادان را در رشد اخلاق دانشجو، سطح بندي كنيم. ما براي اين رسالت سطوح متفاوتي را منظور كرده ايم كه بر مي شمريم:

1. نخستين گام در رشد اخلاقي دانشجو، توجه به خود پيرايي و جان آرايي استاد است. استاد نا پيراسته، هرگز پيامبر آراستگي نخواهد بود و چنين ارمغاني را تقديم جان تشنه مخاطبان نخواهد كرد. از اين رو هنگامي كه از رسالت تربيتي سخن به ميان مي آيد، مخاطب اصلي خود استادان هستند؛ اگر آنان توانستند به يمن جامه تهذيب، جان خود را از عيب و عرياني برهانند، در دانشجويان نيز تأثير گذار خواهند شد.

2. گام دوم، عطف توجه به طرح مسايل اخلاقي و تربيتي و تأكيد علمي و تئوري بر مباحث كليدي اخلاق و تربيت است ؛

بدين معنا كه استادان بر نكات اخلاقي پاي بفشرند و از طرح آن غفلت نورزند. با اين رويكرد، نه تنها استادان اخلاق و تربيت، بلكه ساير استادان نيز مي توانند، در مناسبت ها يا به بهانه طرح برخي مباحث درسي و در آغاز يا پايان كلاس، نكته اي از اخلاق و دين عرضه كنند يا با معرفي برخي الگوها و چهره هاي شاخص و سالم، عملاً فراگيران را به تلاش در حوزه اصلاح ساختار اخلاقي خود ترغيب و تشويق كنند.

3. سطح سوم و نهايي اين رسالت، تبلور و تجلي عيني اخلاق، تا حد توانايي طاقت انساني، در بروز رفتارهاست. اگر استادان عملاً به اخلاق ديني آراسته شده باشند، به گونه اي كه رفتارشان مؤيد گفتار آنان باشد، دانشجويان مشتاقانه پذيراي چنين الگويي بوده و تأثيرات استادان نيز ماندگار خواهد بود. اين سطح از رسالت دو تلقي پيشگفته را اصلاح خواهد كرد، زيرا منظور از توجه به مسايل اخلاقي، صرفاً طرح تئوري مباحث اخلاقي نيست، بلكه رعايت اخلاق در مجموعه افعالي است كه از استاد سر مي زند و به نوعي توجه و پاي بندي استاد را به پرورش اخلاق دانشجو نشان مي دهد. با اين نگاه در درس رياضي نيز مي توان بر دانشجويان تأثير اخلاقي نهاد.

از سويي، اگر در دروس متناسب با اخلاق، تنها به ارائه فرضيه هاي اخلاقي و تربيتي توجه شود و صرفاً جنبه تعليمي مسايل اخلاقي مورد تأكيد قرار گيرد؛ اما رفتارها متعارض با آن باشد، هيچ نوع تأثير مطلوب بر جاي نخواهد ماند.

با همين رويكرد است كه شيخ سخن سعدي، دو صد گفته را با نيمه يك عمل برابر نمي يابد «دو صد گفته چون نيم كردار نيست» .

نتيجه آنكه كردار بايد مؤيد گفتارها باشد؛ از اين رو گفتار و كردار متناقض به تلاش هاي اخلاقي آسيب مي رساند. از اينجا به آسيب شناسي مسئله رهنمون مي شويم و آسيب هاي را كه ممكن است در تلاش هاي اخلاقي يا تأثير گذاري اخلاقي به ايجاد مانع دامن بزند، بر مي شماريم:

1. نگاه يكسويه به آموزش و تعريف آن در قالب هاي تهي از تربيت و معنويت

اين نگاه در روزگار ما، هم از پشتوانه هاي معرفتي برخوردار شده و هم به دليل مشكلات متنوع جوامع بشري كه حل آن را تنها در علمي كردن امور مي دانند، تشديد و تقويت شده است. ايده دانش تهي از ارزش و دانايي بدون دينداري كه سايه اي سخت و سهمگين بر اين نگاه افكنده است، به بروز مشكلات بسيار پيچيده در زندگي و مناسبات جاري انسان معاصر دامن زده است. در عصر كنوني كه فقر و فقدان معنويت، تا عمق جان آدمي رسوخ كرده است. بازگشت به معنا و درآميختگي علم و ايمان و انتخاب اين مدل در تعليم و تربيت، مي تواند گسست هاي ايجاد شده را رفع كند.

2. بي توجهي به مسئله اخلاق و تربيت ديني دانشجو

استاداني كه داراي چنين رويه اي هستند، به آموزش نگاه جزيي و تك بعدي ندارند. آنان هم معتقدند كه بدون در نظر گرفتن مقوله تربيت، آموزش و تعليم نيز ناكامياب خواهد بود؛ اما نسبت به اين مسئله بي رغبت، كم توجه و بي تفاوت اند. در حقيقت مشكل آنان، شكل ايده و نظر نيست، بلكه در عمل با مشكل مواجه اند.

3. يأس و نوميدي از تأثيرگذاري و در نهايت وانهادن امر مبارك اخلاق ديني

اين دسته از استادان، نه شكل تئوري دارند و نه شكل عملي، بلكه مشكل اصلي آنان روحي و رواني است. آنان ممكن است حتي در اين حوزه دير فرجام به فعاليت و كار توأم با اشتياق پرداخته باشند؛ اما به دليل نداشتن تعريف مشخص از كار، افق و چشم انداز معقول و منطقي، يا نداشتن برنامه مدون و مناسب و نيز حجم گسترده تبليغات جذاب و اخلاق ستيز شبكه هاي پيدا و پنهان مخرب فرهنگ وتمايل غريزي مخاطبان به جبهه مخالف، از ادامه كار دلسرد و نوميد شده يا از آنجا كه به دنبال نتايج زودرس بوده اند و در آن توفيق و طراواتي نجسته اند، از تأكيد بر اخلاق و باورهاي بنيادين اخلاقي مأيوس و دلزده شده باشند.

4. تعارض در گفتار و رفتار

از آسيب هاي جدي كه تأثر گذاري در اخلاق دانشجويان را دچار وقفه و اختلال مي كند، ناهمگوني در رفتار و گفتار استادان است. براي مثال اگر استادي صدها حديث درباره نظم و نظم پذيري بخواند؛ اما خود همواره دير در كلاس حاضر شود و در عمل به بي نظمي شهره گردد، هيچ يك از آن گفتارها در مخاطبان تأثير نخواهد نهاد. به عكس اگر استادي درست رفتاري پيشه كند؛ حتي اگر به مباحث تئوري آن نپردازد، تأثيري مطلوب بر جاي خواهد گذارد. دانشجويان به دليل حس كنجكاوي ،همواره رفتار استادان را زير نظر دارند و اگر رفتار استاد با تعليمات او ناموافق بود، دامنه ترديد را حتي به حوزه گفتارها نيز تسري و تعميم مي بخشند. اگر استادي از اخلاق ساده زيستي، مناعت و قناعت سخن راند، اما در پوشش، ماشين و مسكن اهل تجمل نشان دهد، دانشجويان با تمسخر و نيشخند، به سخنان او واكنش نشان خواهند داد. اين مثال به استادان يادآوري مي كند كه لازم نيست همه مسايل اخلاقي را در ميان نهند، بلكه بهتر است؛ به بيان آن دسته از مسايل اخلاقي بپردازند كه جلوه بيروني رفتارشان با آن متناقض نيست.

5. موجه سازي رفتارهاي غير اخلاقي

اين بدترين نوع آسيبي است كه تأثير گذاري اخلاقي را دچار آفت و آسيب مي سازد. اگر از استاد رفتار غير اخلاقي بروز كرد، بهترين كار و اقدام، پذيرش اشتباه، پوزش طلبي و در صورت امكان جبران مافات است؛ امّا اگر عجب و به اصطلاح كلاس استادي مانع اين كار شد و به لطايف الحيل كار خود را موجه و مشروع نشان داد، خود خواسته به ترويج عملي و ناصواب رفتارهاي اخلاق ستيز كمك كرده است.

اين موجه سازي، گاه با رفتار شخص استاد مرتبط است و گاه با رفتار همكاران او .

اگر استادي به ناروا مرتكب عمل ناتراشيده و نامباركي شد و استاد ديگري در مقام توجيه آن بر آمد، دچار گناه بي لذتي شده است كه التذاذ عصيان آن براي يك نفر و خسران و خذلان آن دامن شخص ديگري را خواهد گرفت.

گاه اين دفاع، دفاع صنفي است ؛ اگر كسي از كارگزاران حكومت، مرتكب اشتباه و اعوجاجي شد، استادان محترم نبايد به علت تعلقات صنفي، در پي توجيه عمل غير اخلاقي او بر آيند كه هم هنجارهاي اخلاقي را به حراج گذارند و هم قدر و منزلت خود را با چنين تفاسير و توجيهات خرد ستيز، به تاراج نهند.


نكات پاياني و راهكارها

براي تأثير گذاري بهتر در اخلاق و رفتار ديني دانشجو، نكات كوتاهي را كه به كارگيري آن ها مي تواند نتايج درخشاني در پي داشته باشد، يادآور مي شويم:

1. گام نخست در اصلاح اخلاق دانشجو، توجه به كمبودها و ناراستي هاي اخلاقي شخص استاد است. استادي كه خود را به صيقل زدگي جان ممارست نداده باشد، يا تأثير گذار نيست يا تأثير او ماندگار نخواهد بود.

2. همان طور كه بي توجهي به مسايل اخلاقي، نوعي آسيب به شمار مي آيد، تأكيد و تكرار فراتر از حد اعتدال و تكيه بر نكات تكراري ملال آور، نشان دادن ژست اخلاقي و نصيحت گرا، تذكر مسايل اخلاقي با طعن و گزندگي و سرانجام تبليغ تحميلي، آسيب هاي مهلك تري وارد مي آورد.

3. همان گونه كه در طب، مرحله پيشگيري مقدم بر درمان است، در اخلاق نيز مرحله پا پيش بر پالايش مقدم است. استادان بايد تلاش كنند كه دانشجويان با وسوسه ها و جذبه هاي مبلغان و مروجان ضد فرهنگ و معنويت، در دام نيفتند؛ اما آلودگي و در دام افتادگي دانشجو، نبايد استاد را از تلاش براي اصلاح او مأيوس سازد، زيرا كار استاد درمان است و نمي توان به دليل بروز بيماري از مداوا سرباز زد.

4. لازم نيست استاد، حتماً با روايت يا آيه، متذكر نكات اخلاقي شود و وقتي به اين دو مجهز نبود، خود را فارغ از مسئوليت بيابد. استفاده از شعر، قصه، حكايت تاريخي، زندگي بزرگان دين و دانش و حتي استفاده از طنزهايي كه حامل بار معنايي مثبت است، مي تواند ابزار پيام رساني استاد باشد.

5. در تذكرات اخلاقي، بهره گيري از روش هاي غير مستقيم نتايج دلپذيري از شيوه هاي مستقيم دارد.

6. اختصاص ساعاتي از كار استاد به مشاوره ؛ دانشجويان كه طبيعتاً مشاوره هاي اخلاقي را نيز در برگيرد، براي برخي استادان صاحب فن، راهكاي مناسب و تأثير بخش است.

7. معرفي كتاب هاي مفيد و مؤثر اخلاقي، برنامه هاي سازنده صدا و سيما، لوح هاي فشرده مناسب، فيلم هاي جذاب و پرمحتوا، بزرگان اخلاق و تربيت و تشويق به استفاده از محضر آنان، و معرفي الگوهاي استوار دفاع مقدس و صاحبان راست كردار علم و انديشه، مي تواند در بر آوردن بخشي از وظايف تربيتي و اخلاقي استادان راهشگا و دانشجويان را مددكار باشد.

8. اگر استاد ميان خود و مخاطب ديوار حائل، فرض يا رسم نمايد و روابط طرفيني قرار دادي و تنها دچار چوب استاد و شاگردي باشد، بايد از تأثير گذاري دست شست و به انتظار ميوه هاي شيرين اين درخت خشك و فرسوده ننشست. تأثير گذاري در اخلاق، بي ايجاد جو صميمانه و محبت آميز (آن هم در محيط دانشگاه ها) امكان پذير نخواهد بود.

9. دانشجو هم هويت ديني دارد و هم هويت ملي و صنفي؛ كسي كه چه به لحاظ ديني و چه به لحاظ صنفي و ملي احساس كمبود و بي تشخصي مي كند، از درون تهي و بي هويت قلمداد مي شود. در نتيجه هيچ جايي براي انديشيدن و تأثير پذيرفتن نخواهد يافت، بنابراين استادان بايد پيش تر در هويت بخشي به دانشجو همت بگمارند تا تأثير گذاري شان مثبت و ماندگار باشد.

10. همواره بايد مراقب بود كه بين اقوال و افعال تعارض، ناسازگاري رخ ندهد. اگر استادي نمي تواند، به هر دليل در نماز جماعت شركت كند. از تبليغ اين يك مسئله صرف نظر كند، زيرا همين يك تعارض در ذهن و ضمير دانشجو جلوه گري مي كند و سرانجام تشكيك و ترديد او را در باب ساير موضوعات اخلاقي به دنبال خواهد داشت. بنابراين بر آن دسته از نكات اخلاقي تكيه و تأكيد شود كه جلوه هاي بيروني فعل استاد با آنها تعارض مشهود و ملموس نداشته باشد.

11. شناخت روحيه مخاطبان در تأثيرگذاري اخلاقي، نكته اي كليدي و محوري است. مسلماً دختران از لحاظ روان شناسي با پسران تفاوت هايي دارند و اگر استاد هوشمند به نيكي چنين تفاوت هايي را درك و دريافت كرده باشد، بهتر مي تواند در مواجهه با هر جنس، به گونه اي نكات اخلاقي را يادآور شود كه زمينه پذيرش مساعدتر گردد. هم چنين توجه به خرده فرهنگ ها (در مراكز مختلف دانشگاهي) و عنايت به باور داشت هاي عمومي و تركيب مذهبي مخاطبان و... مي تواند استاد را در پرورش اخلاقي مخاطبان ياري دهد.

http://www.hawzah.net/FA/magart.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=0&MagazineArticleID=40300


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۳ - تمرين سخنران و گوينده براي پرهيز از شتابزدگي و ايجاد تعارض بين گفتار و رفتار خود

۵

لزوم هماهنگي قول و فعل  از ديدگاه امام علي (ع)

  امر به معروف و نهي از منكر، تكليف شرعي عمومي و واجب همگاني است و در نظام اسلامي ايران كه مهمترين دستاورد انقلاب اسلامي مردم ايران است بايد به اين اصل مهم و سرنوشت ساز عمل گردد و خبرگان منتخب مردم نيز در تنظيم قانون در « اصل هشتم ، آورده اند .... 
 
 
امر به معروف و نهي از منكر، تكليف شرعي عمومي و واجب همگاني است و در نظام اسلامي ايران كه مهمترين دستاورد انقلاب اسلامي مردم ايران است بايد به اين اصل مهم و سرنوشت ساز عمل گردد و خبرگان منتخب مردم نيز در تنظيم قانون در « اصل هشتم ، آورده اند : در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منكر وظيفه اي است همگاني و متقابل به عهده مردم نسبت به يكديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت ...
«و المومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر»
بنابراين علاوه بر اينكه حكومت درون تشكيلات خود بايد ناظران با صلاحيت و بازرسان هوشيار و زيرك و حراست هاي نيرومند به قدرت قانوني مطلوب براي امر به معروف و نهي از منكر درون خانواده دولت و مجلس و دستگاه قضايي داشته باشد و قوه قضائيه بر اساس گزارشهاي بازرسان مومن و با تجربه با قاطعيت با فساد مديران و ادارات مبارزه كند ، جلب مشاركت عمومي به منظور توسعه و تعميق « نظارت مردمي» نيز لازم است و مردم مومن و انقلابي هم اعمال كار گزاران را ارزيابي نمايند و با امر به معروف و نهي از منكر نسبت به دولتمردان ،روسا،وزيران،معاونان،استانداران و آ لودگي هاي آنان مبارزه كنند و جلوي انحرافات آنان را بگيرند و به اصلاح امور دولت و مهار مفاسد مديران و فساد اداري كمك كنند.


آثار ترك امر به معروف و نهي از منكر
بي توجهي به امر به معروف و نهي از منكر و تواكل در آن و يا ترك آن پيامد هاي ناگوار و آثار سوء فراوان دارد . امام علي (عليه السّلام) در حساس ترين لحظات حيات با بركت خويش در بستر شهادت به فرزندان خويش دو شخصيت بزرگ امت اسلامي امام حسن (عليه السّلام) و امام حسين(عليه السّلام) چنين سفارش فرموده اند : لا تتركوا الامر بالمعروف و النهي عن المنكر فيولي عليكن اشراركم ثم تدعون فلا يستجاب لكم .امر به معروف و نهي از منكر را ترك و رها نكنيد كه در صورت ترك آن ،اشرار و بدكردارها بر شما مسلط مي شوند. و سپس براي دفع شر آنان دعا مي كنيد ولي مستجاب نمي شود و روا نمي گردد در اين رهنمود امام علي (عليه السّلام) رها كردن « امر به معروف و نهي از منكر» را زمينه ساز حاكميت و سلطه اشرار بر مردم شناخته شده است كه با كوتاهي در اين وظيفه بدكرداران و مفسدان در حكومت راه مي يابند و قدرت پيدا مي كنند و در آن زمان دعا براي رهايي از سلطه اشرار دولتي مستجاب نمي گردد چون خودشان با كوتاهي از امر به معروف و نهي از منكر سر نوشت خويش را تغيير داده اند امام علي (عليه السّلام) در خطبه قاصعه نيز لعنت گذشتگان و دور شدن آنان از رحمت الهي را معلول ترك امر به معروف و نهي از منكر معرفي فرموده اند: ان الله سبحانه لم يعلن القرن الماضي بين ايديكم الا لتر كهم الامر با المعروف و النهي عن المنكر فلعن الله السفهاء لر كوب المعاصي و الحماء لترك التناهي .


خداي سبحان گذشتگان را جز به دليل ترك «امر به معروف و نهي از منكر » لعنت نكرده است پس خداوند سفيهان رابه خاطرگناه كردن و حليمان را كه زشتي ها را تحمل كردند به خاطر ترك نهي از منكر لعنت كرد ابو حجيفه و هب بن عبدالله كه امام او را «وهب الخير» ناميده و در كوفه مسوول بيت المال قرار داده اند درباره ترك اثر امر به معروف و نهي از منكر يدي ، لساني و قلبي ، مي گويد : شنيدم امير المومنين (عليه السّلام) مي فرمود : نخستين چيزي كه از آن مغلوب مي گرديد و شكست مي خورديد و كنار مي گذاريد « جهاد يدي» بعد «جهاد لساني» و سپس « جهاد قلبي » است، كسي كه به قلب معروف را دوست نداشت و منكر را زشت نشمرد، « قلب فجعل اعلاء اسفله و اسفله اعلاء» وارونه گشته و بالايش پايين و پايينش بالاي او خواهد شد آسايش و در دنيا از بين مي رود و در آخرت هم كيفر مي بيند در اين حديث ترك امر به معروف و نهي از منكر و جهاد در هر سه مرحله عملي ، زباني و قلبي عامل سقوط و انحطاط شناخته شده است.


در هشدار ديگر امام علي (عليه السّلام) مردم را از ترك امر به معروف و نهي از منكر باز داشته اند:اياكم والتدابر و التقاطع ترك الامر بالمعروف و النهي عن المنكر از پشت كردن به هم و بريدن از يكديگر و ترك و رها كردن امر به معروف و نهي از منكر بپرهيزيد و در رهنمودي ديگر ترك كننده رسالت نهي از منكر را «مرده اي در ميان زندگان » ناميده اند : من ترك انكار المنكر بقلبه و لسانه ويده فهوميت بين الاحياء . كسي كه انكار و نهي از منكر را به قلب و زبان و دستش رها كند او مرده اي بين زندگان است .


شهيد مطهري در بحث از عوامل تعالي و انحطاط اجتماع و حكومت ها بر اساس قرآن ،«چهار عامل» عدالت و بي عدالتي،اتحاد و تفرقه ،فساد و صلاح اخلاق،و اجرا يا ترك امر به معروف و نهي از منكر را در ترقي يا انهدام جوامع موثر مي داند و از آيه 79 سوره مائده استنباط مي كند كه ترك امر به معروف و نهي از منكر در هلاكت و انهدام يك ملت موثر است . دكتر علي شريعتي نيز در مقاله «اجتهاد و نظريه انقلاب دائمي » مي گويد: در اعتقاد اسلام بر مبناي سه اصل مي توان انقلاب را دائمي كرد و ادامه بحث آن سه اصل و « امر به معروف و نهي از منكر» اجتهاد وهجرت دانسته است .


ارزش و اهميت و ضرورت امر به معروف و نهي از منكر
از منظر اميرالمومنين (عليه السّلام) در يك حديث، كسي كه با دست و زبان و دل ، انكار و نهي از منكر نمايد كامل كننده خصال خير و نيك است و كسي كه به زبان و دل نهي از منكر كند انساني است كه دو خصلت از خصال خير را دارد و يكي را تباه كرده است ، و كسي كه فقط به دل و قلب نهي از منكر دارد انساني است كه دو خصلت را كه شريفترين خصال خير است ضايع و تباه كرده و به يك خصلت چنگ زده است و آن كه منكر يدي و زباني و قلبي نموده مرده اي بين زندگان مي باشد، در ادامه همين حديث ، ارزش امر به معروف و نهي از منكر را چنين بيان كرده اند: و ما اعمال البر كلها و الجهاد في سبيل الله عند الامر بالمعروف و النهي عن المنكر الا كنفثه في بحر لجي. همه كارهاي نيك و جنگ در راه خدا در پيش امر به معروف و نهي از منكر جز مانند آب دهان در درياي پهناور نيست!


در اين حديث بالاترين كار نيك و بزرگترين فضيلت ، « امر به معروف و نهي از منكر قرار گرفته است . در حديث ديگر نيز همين جايگاه بلند امر به معروف را بيان كرده اند : الامر بالمعروف افضل اعمال الخلق. امر به معروف بهترين كارهاي آفريدگان است و بر همين اساس امام علي (عليه السّلام) فرمان داده اند: مروا بالمعروف و انهوا عن المنكر. امر به معروف و نهي از منكر نمائيد و در جاي ديگر فرموده اند: كم بالمعروف امرا و عن المنكر ناهيا. به معروف امر كننده و از منكر نهي كننده و باز دارنده باش . در جاي ديگر فرموده اند: ان كنتم لا محاله متسابقين فتسابقوا الي اقامه حدودالله و الامر بالمعروف. اگر ناچار مي خواهيد مسابقه بدهيد و بر يكديگر پيشي بگيريد پس به سوي بپاداشتن حدود الهي و امر به معروف پيشي بگيريد. در رهنمود ديگر تمامي سعادت را اينگونه بيان نموده اند: من كمال السعاده السعي في صلاح الجمهور. از كمال خوشبختي و سعادت ، سعي و كوشش در صلاح توده و عموم است مطابق احاديث مذكور ، امر به معروف و نهي از منكر برترين و بزرگترين كار نيك و فضيلت است كه هيچ كاري ديگري به آن نمي رسد باز در درون خود امر به معروف و نهي از منكر ، اعتراض و انتقاد و هشدار به سلطان جائر و پيشواي ستمگر و حكمرانان منحرف و مديران بدكردار و بيان سخن حق در پيش روي قدرتمندان و در حقيقت امر به معروف و نهي از منكر آنان است، از سخنان اميرالمومنين (عليه السّلام) در اين زمينه چند حديث ذكر مي گردد: در همان حديثي كه امام علي (عليه السّلام) امر به معروف و نهي از منكر را در پيش ساير اعمال نيك و خير ، مثل آب دهان در مقياس با دريا قرار داده اند در پايان فرموده اند : افضل من ذلك كلمه عدل عند امام جائر ، نيكوترين و بهترين امر به معروف و نهي از منكر ، سخن حق و درست نزد پادشاه ستمگر است و در حديث ديگر فرموده اند: اين الامر بالمعروف و النهي عن المنكر لا يقريان من اجل و لا ينقصان من رزق لكن يضاعفان الثواب ويعظمان الاجر و افضل منهما كلمه عدل عند امام جائر.


همانا امر به معروف و نهي از منكر مرگ را نزديك و رزق را كم نمي كنند بلكه ثواب را دوبرابر و اجر و پاداش را بزرگ مي نمايند و در سخني ديگر فرموده اند: من اثر رضي رب قادر فليتكلم بكلمه عدل عند سلطان جائر. كسي كه رضايت پروردگار توانا را برگزيده پس بايد به سخن حق و عدل در نزد سلطان جائر سخن بگويد چون سخن گفتن با صاحبان قدرت و سلطه در هر جايگاه و در هر محيط و درهرلباس ، كاري سنگين خطرناك و پردردسر است و با احتمال محروميت ها و آزارهاي فراوان همراه است و در ميان كار گزاران حكومت ها بسيار كم هستند كساني كه سخن حق را بپذيرند و قدرتمندان فاسد و ستمگر ، حق گويان را به هيچ وجه تحمل نمي كنند و در صدد قتل و اذيت آنان بر مي آيند، امام علي (عليه السّلام) گفتن سخن به حق در پيشگاه پادشاه ستمگرو مراتب مختلف حاكميت را بهترين مصداق امر به معروف و نهي از منكر دانسته اند.


آثار امر به معروف و نهي از منكر در كلام اميرالمومنين (عليه السّلام)
هيچ كاري به اندازه امر به معروف و نهي از منكر آثار سودمند و بركات فراوان و نتايج ارزشمند ندارد به گونه اي كه اميرالمومنين (عليه السّلام) فرموده اند: قوام الشريعه الامر بالمعروف و النهي عن المنكر مايه قوام شريعت و دين و عامل حفظ و برپا دارنده دين ، امر به معروف و نهي از منكر است و در حديث ديگر سلامت دنيا و آخرت انسان را در گرو امر به معروف و نهي از منكر دانسته اند: من كانه فيه ثلاث سلمت له الدنيا و الاخره ، يامر بالمعروف و ياتمريه وينتهي عن المنكر و ينتهي عنه ويحافظ علي حدود الله جل و علي. هركس كه در او سه چيز باشد براي او دنيا و آخرت سالم مي ماند ، امر به معروف كند و خود به آنان آراسته باشد و نهي از منكر نمايد و خود از آن دوري كند و بر حدود خداي بزرگ و بلند مرتبه محافظت كند در حديث ديگر روحيه دادن به مومن و اميدوار كردن و پشتگرمي آنان را نتيجه امر به معروف وسبك و خوار شدن و به خاك ماليده شدن بيني فاسقان را دستاورد نهي از منكر بيان كرده اند : من امر بالمعروف شد ظهور المومنين و من نهي عن المنكر ارغم انوف الفاسقين. كسي كه امر به معروف كند پشت هاي مومنان را سخت و محكم گرداند و كسي كه نهي از منكر نمايد . بيني هاي فاسقان را بر خاك مالد و در حديث ديگر اعتلاي « كلمه الله » و پست شدن « كلمه الظالمين » نيز هدف و اثر نهي از منكر بيان شده است.


آداب امر به معروف و نهي از منكر در كلا امير المومنين(عليه السّلام)
امر به معروف و نهي از منكر آداب و قوانيني دارد كه در متن تعليمات ديني آمده است كه در اين قسمت فقط هماهنگي گفتار و رفتار امر به معروف و نهي از منكر بررسي مي گردد. كسي كه امر به معروف مي كند بايد آراسته به آن معروف و كسي كه نهي از منكر مي نمايد بايد پيراسته از آن منكر باشد.


ضرورت خود سازي در راه اصلاح ديگران
امام علي (عليه السّلام) در باره لزوم تعليم و تاديب نفس خويش پيش از ديگران فرموده اند: من نصب نفسه للناس اماما فعيله ان يبدا يتعليم نفسه قبل تعليم غيره و ليكن تاديبه بسيرته قبل تاديبه بلسانه و معلم نفسه و مودبها احق بالا جلال من معلم الناس و مودبهم . هركسي خود را پيشواي مردم نمود پيش از ياد دادن به ديگري نخست به تعليم نفس خويش بپردازد و بايد پيش از ادب كردن و آراستن ديگري به زبان ، با سيره و روش خود او را ادب و آراسته سازد . و آموزنده و ادب كننده نفس خود از آموزنده و ادب كننده مردم ، به تعظيم و احترام سزاوارتر است مطابق اين موعظه امام علي (عليه السّلام) هر كس در هر پست و مقامي قرار مي گيرد و هر كس در هر سطحي در حكومت، كاري را بر عهده مي گيرد و هر كس در هر جا رياست و مسئوليتي را مي پذيرد و خود را براي درجات و مراتبي از رهبري و پيشوايي مردم آماده مي كند بايد پيش از تعليم و تاديب زير دستان و مردم به خود سازي و تعليم و تاديب خويش روي آورده باشد تا گرفتار و كردارش يكسان باشد و سخنانش اثر بگذارد و مردم با سيره عملي او آراسته گردند و سخنانشان را بپذيرد.


در رهنمود ديگر با ذكر تمثيل زيبايي، ضرورت تقويم نفس پيش از شروع تقويم رعيت را بر هر كس كه توليت كاري را از ملتي مي پذيرد و مقام و منصبي را به دست مي آورد بيان نموده اند: ينبغي لم ولي امر قوم ان يبدا بتقويم نفسه قبل ان يشرع في تقويم رعيته و الاكان بمنزله من رام استقامه ظل العود قبل ان يستقيم ذلك العود. سزاوار است براي هر كس كه سرپرستي امر قومي را مي پذيرد پيش از شروع به راست و درست و صاف كردن رعيت به درست كردن خودش بپردازد و از خودش آغاز كند وگرنه به منزله كسي است كه مي خواهد سايه شاخه را پيش از خود آن شاخه راست و مستقيم نمايد منظور اين است كه آيا سايه شاخه كج را مي توان راست پيش از اينكه خود شاخه و چوب راست گردد؟ پاسخ منفي است چون كجي سايه معلول كجي شاخه است و تا زماني كه شاخه راست نگردد راست نمي شود، همينطور است درست كردن مردم كه تا دولتمردان و كارگزاران خود را از راست و درست ننموده اند نمي توانند رعيت را درست كنند. در جاي ديگر درباره لزوم خود سازي و سياست نفس خويش و امر و نهي به آن ،پيش از ديگران چنين فرموده اند: حق علي الملك ان يسوس نفسه قبل جنده . لازم و حق است به پادشاه كه پيش از تربيت لشكر خود ، نفسش را سياست و تربيت و امر و نهي كند و نفسش را درست اداره كند گرچه در اين سه روايت واژه هاي « امامت » و « ولايت امر » و «ملك» آمده است ولي منظور هر نوع رياست و مقام است زيرا هر رئيسي در محدوده رياست خود ، درجه اي از تسلط حكومت و رهبري و ولايت را داراست پس بايد به اصلاح نفس خويش و خود سازي روي آورد تا با هماهنگي سخن و علمش بتواند در مردم تاثير مثبت بگذارد.


برائت امام علي (عليه السّلام) از ناهماهنگي سخن و عمل!
ايها الناس اني و الله ما احثكم علي طاعه الا و اسبقكم اليها ، و لا انها كم عن معصيه الا وا تناهي قبلكم عنها. در اين سخن امام علي (عليه السّلام) دقت نمائيد كه امام با سوگند و تاكيد مي فرمايند : اي مردم ! به خدا سوگند من شما را به طاعتي تشويق و ترغيب نمي كنم مگر آنكه به آن از شما پيشي مي گيرم و شما را از معصيتي منع نمي كنم مگر آنكه پيش از شما از آن باز مي يستم و آن را ترك مي نمايم در اين سخنان آموزش ادب امر به معروف و نهي از منكر نهفته است و اهميت هماهنگي سخن و عمل را بيان مي كند زيرا امر به معروف بعد از انجام و نهي از منكر بدون آلودگي به آن، تاثيرش در دلها ، از امر به معروف و نهي از منكر نمودن كسي كه كردارش بر خلاف گفتارش باشد بيشتر است .


امام علي (عليه السّلام) در بيان ديگر شخصيت خويش را از نا هماهنگي گفتار و كردار دور دانسته اند . اني لا رفع نفسي ان انهي الناس عمالست انتهي عنه او امر هم بمالا اسبقهم اليه يعملي او اراضي منهم بمالا يرضي ربي. همانا من بلند مي دارم نفسم را از اينكه نهي كنم و بازدارم مردم را از آنچه كه خودم آن را ترك نكرده ام و باز نايستاده ام يا امر كنم آنان را به آنچه كه پروردگارم را خوشنود و راضي نگرداند. امام علي (عليه السّلام) كساني را كه تعارض بين سخن و عملشان وجود دارد لعنت فرموده اند: لعن الله الآمرين بالمعروف التاركين و الناهين عن المنكر العاملين به. خدا لعنت كرد امر كنندگان به معروف كه ترك كننده آن هستند و نهي كنندگان از منكر كه آلوده به آن هستند.


در زماني كه مردي از امام علي (عليه السّلام) درخواست كرد او را موعظه نمايند در پاسخ او فرمودند: لاتكن ممن يرجوا الاخره بغير العمل ... ينهي و لا ينتهي و يامر بما الاياتي . از كساني كه آخرت را بدون عمل مي جويند مباش ... كسي كه نهي مي كند خود نهي نمي گردد و امر به معروف و نهي از منكر مي كند و به آنچه خود انجام نمي دهد در حديث دي موثر و مفيد است و به افزايش نيكو كاري آنان كمك مي كند،امام علي (عليه السّلام) كسي كه حاكمان را بر درست كاري ياري و كمك نمايد ستوده اند: رحم الله رجلا اعان سلطانه علي بره. خدا رحمت كند مردمي را كه سلطانش را بر كار نيكش كمك نمايد .


هر رئيسي به ميزان قدرتش در كشور و استان و شهر و بخش و دهستان داراي درجه و رتبه اي از تسلط بر آدميان است و بايد به مردم خدمت كند و نيكو كار باشد و كمك مردم بر نيكو كاري آنان ابعاد مختلفي دارد و بررسي عملكرد آنان و ياري آنان در كارهاي خوب و هشدار به آن به خاطر كارهاي بد و زشتشان جلوه هاي از آن كمك است . اميرالمومنين (عليه السّلام) در نامه به مالك اشتر به نظارت طبيعي مردمي اشاره دارند: ثم اعلم يا مالك اني و جهتك الي بلاد قد جرت عليها دول قبلك من عدل و جورر و ان الناس ينظرون من امورك في مثل ما كنت تنظرفيه من امور الولاه قبلك و يقولون فيك ما كنت تقول فيهم و انما يستدل علي الصالحين بما يجري الله لهم علي السن عباده. پس بدان اي مالك من تو را به شهرهايي فرستادم كه پيش از تو حكمرانان دادرس و عادل،و ستمگر و ظالم در آنها بوده است و مردم در امور و كارهاي تو همان نظر مي كنند كه تو به امور حكمرانان پيش از خود مي نگري و درباره تو همان را مي گويند كه تو درباره آنان ميگويي و به سخناني كه خداوند بر زبان بندگانش جاري مي فرمايد ميتوان به نيكوكاران پي برد و صالحين را شناخت مطابق اين جمله از نامه ما لك اشتر مردم بر رفتار حكمرانان نظارت مي كنند و بر اساس آن داوري و قضاوت مي نمايند و معيار صلاحيت مديران داوري بندگان خداست و به آنچه بر زبان بندگان خدا جاري گردد بر مديران استدلال مي گردد ذكر جميل بندگان خدا ،نه حزب و باند و جناح يا اراذل و اوباش از يك مدير ميتواند دليل نيكو كاري او باشد.


در حديث ديگر امام علي (عليه السّلام) مي فرمايند: كما تكونون يولي عليكم. همانطور كه مي باشيد بر شما حكومت مي شود يعني اگر مردم راست و درست باشند و براي به حكومت رسيدن خوبان تلاش كنند و سپس به كار آنان نظارت نمايند و عملكرد آنان را بررسي و در قبال كار هاي خوب و بد آنان عكس العمل مناسب نشان دهند وضعيت حكومت زيبا خواهد بود. امام علي (عليه السّلام) در رهنمود ديگر فرموده اند : لا يحضرن احدكم رجلا يضربه سلطان جائر ظلما و عدوتا اذا لم ينصره لان نصرته عل المومن فريضه واجبه اذا حضره . نبايد هيچيك از شما حاضر باشد صحنه اي را كه سلطان ستمگر از روي ظلم وعد وان مردي را مي زند و او را ياري ننمايد زيرا ياري ستمديده بر مومن ،زماني كه در صحنه حاضر باشد تكليف و واجب است مطابق اين رهنمود علوي نبايد بر ظلم وعد وان حكمرانان و مديران نسبت به مردم ساكت ماند هر كس در هر اداره و مركز و دستگاهي ،ظلم و ستمي را مي بيند واجب است اعتراض نمايد و بر مومني كه مورد ظلم قرار گرفته كمك نمايد و بي تفاوتي در قبال بد رفتاري مديران روا نيست.


اميرالمومنين (عليه السّلام) يك فرمان الهي رسول خدا را در حديثي آورده اند : امرنا رسول الله (صلّي الله عليه و آله و سلّم) ان نلقي اهل المعاصي بوجوه مكفره . پيامبر خدا به ما امر كرد كه با گناهكاران ،با روهاي گرفته و سيماي اعتراضي و انتقادي بر خورد كنيم امام علي (عليه السّلام) خود نيز به اصحاب فرموده اند : ادني الانكاران تلقي اهل المعاصي بوجوه مكفره . كمترين درجه انكار و نهي از منكر اين است با گناهكاران با روهاي گرفته بر خود نمايي اين دو روايت را كه مرحوم شيخ حر عامل در باب «و جوب اظهار الكراهه للمنكر و الاعراض عن فاعله ،آورده است ،ضرورت مبارزه با گناهكاران را روشن مي كند گناهكاران از توده مردم باشند يا از حكمرانان و مديران ! چون گناهان مديران پيامد هاي زيانبار زيادي دارد و گناه كوچك براي آنان نيست بلكه هر گناهي از آنان سر بزند به دليل جايگاهي كه دارند و پيامد هاي آن بزرگ است بنا بر اين انكار كارهاي زشت آنان و نگاههاي تند و خشن به آنان و روي بر گرداندن از آنان ،عمل به كمترين مرتبه نهي از منكر است و البته مراتب ديگر كه نهي زباني و عملي است ارزش زيادي دارد. امام علي (عليه السّلام) در نامه اي كه مالك اشتر را به استانداري مصر نصب كردند در ستايش مردم مصر نوشتند:من عبد الله علي اميرالمومنين الي القوم الذين غضبوالله حين عصي في ارضه و ذهب بحقه . ازينده خدا علي اميرالمومنين به سوي گروه و قومي كه براي خدا به خشم آمدند و هنگامي كه در زمين او معصيت و نافرماني شد و حق او برده شد و خدا را نا فرماني كردند.


اهميت و ارزش حق گويي و حق طلبي در كلام اميرالمومنين (عليه السّلام)
حق طلبي و حق گويي در منطق اميرالمومنين (عليه السّلام) از جايگاه بلندي بر خوردار است و همواره به ياران خويش درباره آن سفارش كرده اند ، به كميل بن زياد نخعي فرمودند: يا كميل قل الحق علي كان حال و وازرالمتقين و اهجر الفاسدين . اي كميل در هر حال حق را بگو و با متقين همكاري و از فاسقين هجرت و دوري كن و در معرفي « شبيه ترين مردم به پيامبران خدا» فرمودند: اشبه الناس بانبياء الله اقولهم للحق و اصبرهم عل العمل به. شبيه ترين مردم به پيامبران خدا كساني هستند كه از همه بيشتر حق مي گويند و بر عمل به حق صبر مي كنند و درباره «بهترين انسانها » فرمودند: افضل الخلق اقضاهم بالحق . بهترين خلق ، حكم كننده ترين آنان به حق است و در رهنمود هاي ديگر ، شناخت حق و پيروي از آن و شناخت باطل و رها كردن آن را ، مايه ورود به بهشت و رهايي ازآتش جهنم و مايه نجات و سبب رستگاري و غنيمت و سود بردن و رحمت دانسته اند و درباره« قدرت حقگويي ، فرموده اند : قليل الحق يدفع كثير الباطل كما ان القليل من النار يحرق كثير الحطب. حق اندك ، باطل بسيار را دفع مي كند همانطور كه اندكي از آتش ، هيمه و هيزم بسيار را مي سوزاند و در حديث ديگر تكريم الهي را علت كمك الهي بر اقامه حق قرار داده اند: اذا اكرم الله عبدا اعانه علي اقامه الحق. هنگامي كه خداوند بنده اي را گرامي بدارد و كرامت بدهد،او را بر اقامه حق ياري نمايد و زيانكارترين مردم را « نگفتن سخن حق» معرفي كرده اند: اخسر الناس من قدر علي ان يقول الحق ولم يقل . زيانكارترين مردم كسي است كه بر گفتن حق توانا باشد ولي حق را نگويد و در معرفي « احمق » فرموده اند: من استحيي من قول الحق فهو الحق. كسي كه از گفتن حق شرم كند او احمق است و در باره «سكوت از حق» فرموده اند: لا خير من السكوت عن الحق. در خاموشي از حق خيري نيست . ارزش حق گرايي و حق گويي و حق طلبي و حق مداري با تامل در احاديثي كه ذكر شد به خوبي آشكار مي گردد و روشن است كه حق گويي و گفتن حق به قدرتمندان و حكمرانان و زنده كردن حق و دفاع از حق درون دستگاههاي اداري از مصاديق عال عمل به احاديث مذكور و راه اصلاح مديران با كمك مردم بوده و بسيار ارزشمند است.


انتقاد پذيري ، زمينه ساز نظارت ملي
دولتمردان ، وزيران ، معاونان ، استانداران ، و مديران كل بايد انتقاد پذير باشند و براي نظارت مردم مومن انقلابي كه آنان را سر كار آورده اند احترام و ارزش قايل شوند و خود را به راهنمايي مومنين و متقين و نصيحت هاي مردم و انتقادات و تذكرات دلسوزانه و مشفقانه آنان نيازمند بدانند و خود را در آيينه بيان عيب و نقص خويش از ناحيه مردم ، ببينند و انتقادات و هشدارهاي آنان را هديه برادران ديني خود تلقي نمايند تا زمينه مشاركت عمومي به منظور توسعه و تعميق « نظارت مردمي » فراهم گردد. امام علي (عليه السّلام) « بهترين برادران » انسان را چنين معرفي مي نمايد: خير الاخوان ، اقلهم مصانعه في النصيحه. بهترين برادران كسي است كه كمترين سازش كاري و كوتاهي را در نصيحت و خير خواهي دارد و خير اخوانك من سارع الي الخير و جذبك اليه و امرك بالبر و اعانك عليه. بهترين برادرانت كسي است كه بسوي خير بشتابد و تو را به سئي آن بكشد و تو را به نيكي امر كند و بر آن كمك كند و ياريت نمايد و خير اخوانك من دلك علي هدي. بهترين برادرانت كسي است كه تو را به سوي هدايت دلالت كند. و خير اخوانك من اعانك علي طاعه الله . وصدك عن معاصيه و امرك برضاه. بهترين برادرانت كسي است كه تو را برطاعت خدا كمك و ياري كند و از گناهان و نافرماني باز دارد و به رضايت و خشنودي خدا فرمانت بدهد و خير اخوانكم من اهدي اليكم عيوبكم. بهترين برادرانتان كسي است كه عيوبتان را به شما هديه كند.


بنابراين مديران در نظام اسلامي بايد پذيراي انتقادات و اعتراضات و هشدارها و پيشنهادهاي مردم متدين و مخلص باشند و در ارزيابي كارخويش و سوسه بررسي منفي هاي خويش را داشته باشند و اعمال خود را محاسبه و بازنگري نمايند و در اين ارزيابي به نقاط ضعف و سهل انگاري ها و كوتاهي هاي خويش پي ببرند و بايد خود را در جايگاه دشمن آگاه خود قرار دهند و از نگاه او كار خويش را ارزيابي كند چون اگر از نقاط مثبت خود شروع كنند همواره ارزيابي به نفع خودشان تمام مي شود و تكيه كردن به نقاط مثبت، بيشتر اشباع خود خواهي است و آنان را به خودپسندي مي رساند. بايد پذيراي نصايح و ارشادات و انتقادات مردم حق گو و حق طلب باشند و بيان عيوب خويش را دوست بدارند تا رشد كنند و اگر به سخنان چاپلوسان و متملقان و دنيا گرايان و رفاه طلبان و قدرت طلبان گوش كنند از ستايشهاي آنان مست مي شوند و به انحرافات آلوده مي گردند و ضرر مي كند. توسعه فرهنگ نظارت پذيري مديران و آمادگي آنان براي دريافت انتقادات و راهنمايي هاي مردم سبب گسترش « نظارت ملي » مي گردد و به آنان مصونيت مي بخشد .


به اين جمله اميرالمومنين (عليه السّلام) دقت نماييد چگونه امام مردم را به نظارت و توجه به زندگي خويش فرا مي خوانند: اي مردم كوفه اگر در آن روز كه از نزد شما مي روم جز اثاث خانه ام و ستور باربرم چيز ديگري با خود داشتم ، بدانيد كه خوائنم ، سوگند به آنكه دانه را روياند هرچند هيچ نيابم شكم به خيانت نسبت به بيت المال نيالايم. هنگامي كه در صفين يكي از اصحاب امام علي (عليه السّلام) ، ايشان را ستايش بسيار كردند فرمودند: فلا تكلموني بما تكلم به الجبابره ولا تتحفظوا متي ما يتحفظ به عند اهل انبادره و لا تخالطوني بالمصانعه و لا تظئوا بي استثقالا في حق قيل لي ولا اتبماس اعظام لنفسي ، فانه عن استثقل الحق ان يقال له او العدل ان يعرض عليه كان العمل بهما اثقل عليه فلا تكفوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل فاني لست في نفسي بفوق ان اخطيء ولا امن ذلك من فعلي الا ان تكفي الله من نفسي ماهو املك به مني.


با من آنگونه كه با گردنكشان سخن گفته مي شود سخن مگوييد و آنچه را از مردم خشمگين (بر اثر خشم آنها) خود داري كرده و پنهان مي نمايند از من پنهان ننماييد و با چاپلوسي و سازشكاري و مدارا با من آميزش نكنيد و درباره من گمان مبريد كه اگر حقي گفته شود دشوار آيد و نه گمان درخواست بزرگ نمودن خود را ( نمي خواهم با من مانند گردنكشان كه سخن حق به ايشان نمي گويند رفتار نماييد) زيرا كسي كه سخن حق را كه به او گفته شود يا داد گري و درستي را كه به او پيشنهاد گردد دشوار شمرد ، عمل به حق و عدل بر او دشوار تر است پس از حقگويي يا مشورت به عدل خودداري ننماييد ( با من بي پروا حق را گفته و آنچه را درست و عدل مي دانيد بيان كنيد ) زيرا من برتر نيستم از اينكه خطا كنم و از آن در كار خويش ايمن نمي باشم مگر آنكه خدا از نفس من كفايت كند آنچه را كه او به آن از من مالكتر و تواناتر است امام علي (عليه السّلام) كه معصوم و منزه از خطاست در اين خطبه براي خود «خطار» را ممكن مي شمارد ،اقرار به اين است كه عصمت آن حضرت از جمله نعمت هاي الهي است كه در ادامه خطبه اين حقيقت را بيان كرده اند و ميتواند براي عموم مردم مخصوصا كارگزاران حكومت درسي باشد كه با خود بيني و خود پسندي و تكبر ،خود را از خطا و اشتباه پاك ندانند و با احتمال اشتباه در خويش،از ديگران براي رفع آن كمك بخواهند،حق طلب و حق شنو و حق جو باشند و تملق و چابلوسي را از زير دستان و مردم نخواهند و نپسندند .


امام در نامه به مالك سفارش مي كنند : ليكن اثر هم عندك اقولهم بمرالحق لك و اقلهم مساعده فيما يكون منك مماكره الله لا وليائه . بايد برگزيده ترين مردم و وزيران نزد تو، كسي باشد كه سخن تلخ حق به تو بيشتر گويد و كمتر تو را در گفتار و كردارت كه خدا براي دوستانش نمي پسندند بستايد و مساعدت نمايد. بنابراين مديري كه سخن حق از معاونان و وزيران خويش نپسندد و هر كس به او انتقاد كرد عزل كند هم خود ضرر مي كند و هم زبان حق گويان را مي بندد و حق طلبان را منزوي مي نمايد و اگر در جامعه راه انتقاد سالم بسته شود و اختناق و استبداد و ديكتاتوري پيش آيد جامعه از سعادت و پيشرفت محروم ميگردد و نظام اسلامي در مخاطره قرار مي گيرد،بر همين اساس امام خميني ره در محاصبه با مجله آلماني اشپيكل در فرانسه، تفاوت ايران سلطنتي را با ايران حكومت اسلامي اينگونه بيان كرده اند: انساني كه امروز در نظام پليسي از فعاليت فكري و آزادي در كار محروم شده است تمام اسباب ترقي واقعي و ابتكار را به دست خواهد آورد ،جامعه فردا ، جامعه اي ارزياب و منتقد خواهد بود كه در آن تمامي مردم در رهبري امور خويش شركت خواهند جست امام به خاطر اينكه نشان دهند كه هيچ مقامي از نظارت بي نياز نيست و هيچ كس نبايد از نظارت مردمي رهايي يابد . با تواضع و فروتني مي فرمايند: نظارت كنند اگر من يك پايم را كنار گذاشتم،كج گذاشتم ،ملت موظف است كه بگويد:پايت را كج گذاشتي! خودت را حفظ كن! مسئله مهم است .


« همه ملت» موظفند به اين كه «نظارت » داشته باشند امام بر نظارت مردم بر رياست جمهوري ، دولت و مجلس تاكيد مي نمايند : آن روزي كه هر يك از شماها را ملت ديدند كه از مرتبه متوسطه مي غلتيد به طرف مرفه و دنبال اين هستيد كه يا قدرت پيدا كنيد يا تمكن پيدا كنيد، مردم بايد توجه داشته باشند و اين طور افرادي كه به تدريج ممكن است يك وقتي خداي نا خواسته پيدا بشود، آنها را سر جاي خود بنشانند ، اگر ملت مي خواهد كه اين پيروزي تا آخر برسد و به منتهاي پيروزي كه آمال همه است برسد بايد مواظب آنهايي كه دولت را تشكيل مي دهند ، آن كه رئيس جمهوري است، آن كه مجلس است، همه اينها را توجه بكنند كه مبادا يك وقتي از طبقه متوسطه به طبقه بالا و به اصطلاح خودشان مرفه ، به آن برسند ... آن روزي كه ديدند و ديدند كه انحراف در مجلس پيدا شد انحراف از حيث قدرت طلبي و از حيث مال طلبي ، در كشور در وزيرها پيدا شد در رئيس جمهور پيدا شد ، آن روز بدانند كه علامت اين كه شكست بخوريم خود نمايي كرده، از آن وقت بايد جلويش را بگيرند . رئيس جمهوري كه بخواهد سلطنت كند به اين مملكت ، خود مردم جلويش را بگيرند . اگر مردم بخواهند اسلام را حفظ كنند ، جمهوري اسلامي را حفظ كنند ، دولت و مجلس و رئيس جمهوري و اين ها را حفظ شان كنند يعني حفظ كنند از اينكه خداي نخواسته يك قومي از آن وزير ندارند.
«والسلام علي من يخدم الحق لذات الحق»

منبع : http://www.kh-setadehya.ir


 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]

روش هاي صحيح صحبت كردن با نوجوانان
 
چرا فرزند ۱۲-۱۰ ساله شما كه عادت به صحبت كردن داشت، طي سالهاي اخير كم حرف شده است؟ اين سؤال ذهن بسياري از والدين را به خود اختصاص مي دهد.
 

نياز به تنهايي
بنا بر دلايل بسياري، فرزندان در اوايل نوجواني ساكت مي شوند. با ورود نوجوان به بزرگسالي نياز او به تنهايي افزايش مي يابد. نوجوان از تغييرات جسمي و عاطفي احساس شرم و ناامني مي كند. افكار و احساسات متغير دارد و گاهي در خود فرو مي رود.از طرفي نوجوان احساس مي كند كه از مهارت كافي براي صحبت كردن برخوردار نيست. او احساس مي كند كه بزرگسالان مهارت كافي در برقراري ارتباط و گفت وگو دارند.آنان به موقع و به جا صحبت مي كنند. در حالي كه نوجوان احساس مي كند چنين مهارتي ندارد،پس كمتر صحبت مي كند. او اعتماد به نفس كافي براي صحبت كردن و ابراز عقيده ندارد. ارتباط مؤثر عامل مهم روابط خوب خانوادگي است. نوجواني كه به راحتي با والدين صحبت نمي كند، نمي تواند نيازهايش را مطرح كند. فقط با ارتباط خوب و مؤثر مي توانيد به نوجوان توجه كنيد و حامي او باشيد. در غير اين صورت نوجوان با شما صميمي نمي شود و حرف هاي دلش را نمي گويد.

چرا ما به ارتباط نياز داريم؟
همه ما حتي اگر كلامي بر زبان نياوريم، هميشه ارتباط برقرار مي كنيم. با علايم غيركلامي از طريق نحوه ايستادن، راه رفتن و طرز نگاه كردن مي توان ارتباط برقرار كرد.
والدين حتي اگر صحبت نكنند هميشه با فرزندان ارتباط برقرار مي كنند. والدين بايد هميشه با فرزندان صحبت كنند. اگر آنان از آن طفره مي روند، مي توانيد با روش هاي مختلف او را تشويق كنيد.
چگونه مي توان نوجوان را به صحبت كردن تشويق كرد؟

* به حرف هاي نوجوان گوش كنيد.
بسياري از نوجوانان شاكي هستند كه والدين به حرف آنان گوش نمي كنند. ارتباط مانند خيابان دوطرفه است. اگر مي خواهيد نوجوان به حرف شما گوش كند، با دقت شنواي حرف هايش باشيد.

* براي نظر نوجوان احترام قائل شويد.
در برخي موضوعات نظر فرزندان را بپرسيد. گاهي نظر آنان با ارزش است. اين امر به نوجوان كمك مي كند كه در مورد مسائل مختلف فكر كند و از طرفي اعتماد به نفس او افزايش مي يابد.
* با رفتار و گفتار مثبت سرمشق و الگوي فرزندان باشيد.
اگر با همسر و فرزندان رفتار خوبي داشته باشيد، نوجوان مي كوشد رفتار شما را سرمشق خود قرار دهد.

* انعطاف پذير باشيد.
به موضوعات مورد علاقه نوجوان توجه كنيد. علايق و خواسته هاي نوجوان با ما فرق دارد؛ همان طوري كه ما نوجوان بوديم، خواسته هاي ما با والدين متفاوت بود. خود را جاي او بگذاريد و مسائل را از ديد او ببينيد.
چه رفتارهاي منفي را بايد كنار گذاشت؟

* توهين نكنيد.
نوجوانان مانند همه دوست ندارند تحقير شوند. هرچه بيشتر به نوجوان توهين كنيد، بيشتر از شما فاصله مي گيرد و رفتارش بدتر مي شود. تحقيقات نشان مي دهد نوجواناني كه مورد تحقير و توهين والدين هستند در زندگي فردي و اجتماعي در مقايسه با ديگران موفقيت كمتري دارند.

* نظرات خود را به فرزندان تحميل نكنيد.
هرگز فرزندتان به زور و اجبار نظرتان را نمي پذيرد. تحميل نظر باعث جبهه گيري فرزندان مي شود.
* پيش داوري نكنيد.
ابتدا با دقت به حرف هاي فرزند گوش كنيد سپس نتيجه گيري و داوري كنيد. اگر جوان والدينش را روشنفكر نداند، حرف آنان را گوش نمي كند.

چه رفتارهاي مثبتي را بايد انجام داد؟
* زماني كه فرزندتان آمادگي دارد با او صحبت كنيد.
بزرگ ترين اشتباه را زماني مرتكب مي شويد كه فرزندتان خود را براي رفتن به ميهماني دوستش آماده مي كند و به او مي گوييد مي خواهم باتو صحبت كنم.
هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد. اگر زماني كه فرزندتان حوصله و وقت كافي دارد با او صحبت كنيد بهتر نتيجه مي گيريد.

* وقتي را فقط براي نوجوان اختصاص دهيد.
گاهي تنها، بدون حضور ساير اعضاي خانواده با نوجوان به پارك، سينما، قهوه خانه سنتي، رستوران يا نمايشگاه نقاشي برويد.

* در مورد رويدادهاي روزانه و مسائل مختلف زندگي تان با نوجوان صحبت كنيد.
تا زماني كه احساس مي كنيد كه نوجوان مشتاق شنيدن صحبت هاي شماست، موضوعات مختلف و رويدادهاي زندگي تان را براي او مطرح كنيد. فرزندان در نوجواني كمتر از كودكي به والدين توجه دارند.
سؤالات باز بپرسيد
از پرسيدن سؤالاتي كه جواب آن بله يا خير است خودداري كنيد.به جاي آن كه بپرسيد: «امروز خوب بود؟»بپرسيد:«كلاس موسيقي چه طور بود؟»

* نظر نوجوان را بي ارزش و مسخره ندانيد.
شايد نوجوان حرفي بزند كه به نظر ما احمقانه و كودكانه است. اگر اين امر را مستقيماً به او بگوييم ناراحت مي شود و كمتر صحبت مي كند.در برخي موارد كه نظر او را قبول نداريد، آن را مطرح نكنيد، زيرا نوجوان در اين مقطع به تأييد نياز دارد.

* در گفت وگو با نوجوان به او احترام بگذاريد.
همان طوري كه به دوستان و آشنايان بزرگسال احترام مي گذاريد، با نوجوان رفتار كنيد. اين امر به نوجوان كمك مي كند احساس ارزش نمايد.

* غر نزنيد.
اگر به نوجوان بگوييد:«هميشه اتاقت نامرتب است، از دستت خسته شدم.»،« چه قدر شلخته اي، كي درست مي شوي؟»او جبهه مي گيرد و رفتارش را تغيير نمي دهد.

* با فرزندتان به توافق برسيد.
وقتي با فرزندتان اختلاف نظر داريد و نظرتان را به او تحميل مي كنيد، او ناراحت و عصبي مي شود. بهتر است با صحبت كردن به دنبال راه حل بهتري باشيد. اين امر مصالحه خوانده مي شود.
براي مثال اگر به فرزندتان بگوييد بايد امشب اتاقت را تميز كني هيچ عذري را هم نمي پذيرم. او جبهه مي گيرد و مي گويد: «به هيچ وجه نمي توانم، مي خواهم به خانه دوستم بروم.» بهتر است بگوييد: «من از وضعيت اتاقت خيلي ناراحتم، عزيزم، كي آن را تميز مي كني؟»

* شنونده فعال باشيد.
گوش كردن به صحبت هاي نوجوان پيش از صحبت كردن اهميت دارد. زيرا نوجوان احساس مي كند او را درك مي كنيد. بكوشيد حداقل روزي ۲۰ دقيقه شنونده صحبت هاي او باشيد. با روي باز روبه روي او بنشينيد، در چشم هايش نگاه كنيد و صحبت هايش را تكرار كنيد. براي مثال، فرزندتان مي گويد: «من، امروز تكاليف زيادي دارم.» در جواب بگوييد «پس امروز حسابي سرت شلوغه؟»
او مي گويد «امروز معلمم جلوي همه دانش آموزان با من دعوا كرد.» در جواب بگوييد: «پس امروز از اين كه معلمت باهات دعوا كرد ناراحت شدي؟»
گوش كردن فعالانه چيزي فراتر از كلمات است. شما غم، شادي، رنجش يا ناراحتي فرزندتان را بايد از پس كلمات و تعابير او با تمام وجود حس كنيد تا بتوانيد خود را در موقعيت او قرار دهيد.

* هميشه فرزندتان را نصيحت نكنيد.
گرچه نصايح شما به نفع نوجوانان است، ولي آنان در اين مقطع كمتر مايل به شنيدن آن هستند. توجه به نوجوان از اهميت خاصي برخوردار است. ساكت باشيد، به او فرصت دهيد صحبت كند. با عجله حرفش را قطع نكنيد و نظرتان را نگوييد.
* از موقعيت هاي غيررسمي براي برقراري ارتباط استفاده كنيد.
با فرزندان شوخي كنيد و به آنان امكان دهيد در حد اعتدال با شما شوخي كنند و راحت باشند.
* خونسردي خود را حفظ كنيد.
اگر تحمل شنيدن حرف هاي نوجوان را نداريد، عصباني نشويد. براي مثال اگر مي گويد:«دوست هايم سيگار مي كشند» سريع عصباني نشويد و نگوييد«ديگر حق نداري با آنان دوست شوي.» عصبانيت شما باعث مي شود نوجوان بقيه حرف هايش را نزند و صحبت خاتمه يابد.
اگر بايد با نوجوان در مورد موضوعات مهم نظير سيگار كشيدن، و... صحبت كنيد، زماني را انتخاب كنيد كه هر دو آرامش و آمادگي صحبت داريد.
جملات تان را با «من» شروع كنيد. براي مثال: «من خيلي دوستت دارم و نگران مي شوم وقتي مي بينم با كساني كه سيگار مي كشند، دوست مي شوي.» يا«من نگران افت تحصيلي تو هستم، اخيراً خوب درس نمي خواني؟ »نگراني خود را با آرامش و خونسردي بيان كنيد.
 

 روزنامه همشهري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۳ - تمرين سخنران و گوينده براي پرهيز از شتابزدگي و ايجاد تعارض بين گفتار و رفتار خود

۴

احتراز از مواضع تهمت و لزوم هماهنگى رفتار و گفتار معلم


معلم - بر فرض آنكه داراى عذر شرعى موجهى باشد - بايد از مخالفت افعال با اقوالش بپرهيزد يعنى نبايد ميان كردار و گفتارش، تهافت و دوگانگى و تفاوت، وجود داشته باشد؛ (بلكه بايد سعى كند همواره بر طبق گفتار و امر و نهى خود، عمل نمايد) مثلا او نمى تواند عملى را تحريم كند كه خود مرتكب آن مىگردد، و يا انجام عملى را واجب و حتمى الاجراء معرفى نمايد و خود پاى بند آن نباشد، و يا مردم را به انجام عملى - به عنوان كار مستحب - دعوت كند؛ ولى خود او از انجام آن عمل دريغ ورزد. اگرچه طرز كار و عمل او - بر حسب احوال و شرائط شخصى زندگانى وى - كاملا مطابق با قانون دين باشد؛ (لكن در عين حال، تضاد و تناقض نمائى كردار و گفتار او قابل اغماض نيست)؛ اگرچه احكام و قوانين دينى بر حسب اختلاف اشخاص، متفاوت مىباشد. (لذا بايد در اينگونه موارد از ايجاد شبهه و بازتابهاى نامطلوب، پيشگيرى شود)؛ به عنوان مثال:

اگر عالم و دانشمندى، ديگران را به تشييع جنازه و ساير احكام مربوط به آن، و يا به روزه گرفتن، يا به برآوردن حاجات مؤمنين و كارهاى نيك و يا زيارت اعتاب مقدسه پيامبر اكرم (صلّى الله عليه وآله) و ائمه (عليهم السلام) دعوت كند؛ ولى خود - به علت اشتغال به كارهاى مهم تر - موفق به چنين اعمالى نباشد، به گونه اى كه اشتغال او به كارهاى مهم تر، با انجام كارهائى كه مردم را بدآنها دعوت مىكند سازگار نيست و نمى تواند دست اندر كار آنها گردد؛ و نيز چون اشتغالات او از اهميت و فضيلت بيشترى برخوردار است ناگزير از ترك آن اعمال مىشود، و يا آنكه اشتغالات او، ضرورى و غيرقابل گريز است؛ در چنين شرائطى كه اشتغالات مهم و يا ضرورى او، علت ترك برخى از اعمال باشد لازم است همين علت و عذر موجه خويش را به ديگران اعلام كند تا زنگار شبهه و وسوسه هاى شيطان را از قلوب مستمعان گفتار خويش بزدايد (و از اين طريق از مظان تهمت ديگران برهد تا او را به دوگانگى و تناقض كردار و گفتارش متهم نسازند)؛ چنانكه (در طى يكى از رويدادهاى زندگانى رسول گرامى اسلام (صلّى الله عليه وآله) قضيه اى اتفاق افتاد كه آن حضرت ضمن آن براى دفع تهمت، مراتب را اعلام فرمود و) خويشتن را از اين تهمت خلاص كرد: يكى از اصحاب پيغمبر اكرم (صلّى الله عليه وآله) آن حضرت را شبى همراه همسرش (گويا صفيه) ديد كه به خانه مىرفتند. رسول خدا (صلّى الله عليه وآله) از بيم آنكه مبادا توهم و وسوسه اى براى آن شخص ناظر صحنه به هم رسد و تصور كند كه پيغمبر (صلّى الله عليه وآله) با زن بيگانه اى همراه است به آن شخص فرمود: فلانى ! اين زن، همسر من، فلان كس (يعنى صفيه) است. و با اين هشدار، به وى فهماند كه چرا با اين زن همراه مىباشد؛ چون بيم آن داشت كه ابليس با تلبيسات و وسوسه انگيزى خود، در آن شخص سوءظنى به باز آورد، (لذا براى دفع توهم به وى اعلام كرد كه اين زن، همسر شرعى و قانونى من است).

اگرچه بر هر شنونده اى (كه به اوامر و دستورات عالم و معلم گوش فراميدهد) لازم است در مرحله نخست - آنگاه كه شبهه و وسوسه اى از لحاظ اختلاف گفتار و رفتار در ذهن او بهم ميرسد - به هيچوجه به گوينده و معلمى كه ديگران را به كار نيك و اعمال شايسته دعوت مىكند اعتراض ننمايد. حتى اگر براى اعتراض و انتقاد خود احتمالا داراى مجوزى هم باشد حق خرده گيرى و انتقاد ندارد؛ (چون ممكن است - برخلاف اشتباه و احتمال او - گوينده در ترك اعمالى كه ديگران را بدآنها دعوت مىكند، داراى عذر موجهى باشد كه نتوان بر او خرده گرفت). البته در صورتيكه هيچ عذر موجهى قطعا در ميان نباشد و ميان كردار و گفتار او، تضاد و تعاندى غيرقابل اغماض مشهود گردد، شنونده، حق اعتراض و انتقاد را دارا است؛ چنانكه قريبا از اين مطلب در بحث از آداب متعلم و شاگرد، توضيحى در پيش داريم.

بطور خلاصه بايد گفت: قضيه معلم و شاگرد از لحاظ نقش پذيرى شاگرد نسبت به اخلاق و اعمال معلم، همانند قضيه مهر و موم مىباشد كه در موم، تمام نقشها و تصويرهائى كه در مهر وجود دارد، منعكس مىشود. ما اين نقش پذيرى را در مورد گروهى از شاگردان و دانشجويان در برابر معلمان و استادانشان به چشم ديده ايم (و اين حقيقت را كاملا لمس نموده ايم كه شاگرد در رفتار خود، يك نمونه پرداز ماهرى از اعمال استاد و معلم خود مىباشد) كه البته با توجه به اختلاف افعال و اخلاق معلم، همه گونه رفتار او را شاگرد در اعمال و رفتار خود پياده مىكند. اين واقعيت را ما كاملا حس كرديم و هيچكس نمى تواند به مانند كسى كه حقيقت را ديده و شهود كرده و در اين جهت، مهارت و كاردانى كسب كرده است، هشداردهنده و بيدارگر باشد. (ما اين حقيقت را ديده ايم و به شما هشدار مىدهيم. و چون اين واقعيت را با چشم باز، ديده ايم كه رفتار معلم در رفتار شاگرد منعكس مىشود، لذا مصرانه مىگوئيم: كه بايد كردار و رفتار معلم، نماينده گفتار و هماهنگ با آن باشد.

تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۳ - تمرين سخنران و گوينده براي پرهيز از شتابزدگي و ايجاد تعارض بين گفتار و رفتار خود

۳

تعارض گفتار با رفتار

سخن، از ديد كمي وكيفي، پيوسته در معرض آفات و آسيب هاي گوناگوني است كه به خاطر تاثيرات منفي بر شخصيت، روان و اعتبار اجتماعي گوينده يا مخاطب، بي ارزش و گاه ضد ارزش مي شود و ناپايداري ارتباط كلا مي سازنده را نيز، موجب مي گردد.

آسيب هاي مهم سخن- براساس آموزه هاي ديني- عبارت است از:


۱) پرگويي
پرحرفي، از آفات مهم سخن، و در مقابل كم گويي و گزيده گويي، از آداب مهم آن به شمار رفته است. براي نمونه، امير مومنان مي فرمايند:
«آفت سخن، درازگويي است،... خوشا آن كه... زبان را از فزون گويي در كشيد...
 
در اين باره، مطالب فراواني در آموزه هاي ديني مطرح است كه به برخي از آنها، اشاره اي مي كنيم:
يك. معيار«زياده گويي» آن است كه سخن، نه سودي دنيوي داشته باشد و نه پاداشي آخروي، بلكه گفتار بيهوده اي كه بيشتر بدون انديشه بر زبان جاري مي شود، همچنين، درازگويي ملا ل آور، حتي در مطالب مفيد، كه خود، از تاثير كلا م، سخت مي كاهد. بدين سان، نفي پرگويي، به معناي روايي كم گويي بيش از حد نيست، از اين روي، در روايات، بر رعايت«ميانه روي» در سخن، تاكيد مي شود.

دو. پرحرفي، پيامدهاي نا مطلوب فراواني دارد. در وهله نخست، زيان آن بر روان و دل گوينده است، چرا كه زبان، پنجره اي به سوي دل آدمي است و پرگويي، موجب ملا لت و قساوت آن، از سوي ديگر، شخص پرحرف، مرتكب سخناني گناه آلود مي شود و برآيند اين دو، سقوط معنوي وي خواهد بود. افزون بر آن، زياده گويي، پاره اي از عيوب پنهان آدمي را آشكار مي سازد و ملا لت و رنجش مخاطبان را در پي دارد.
اينگونه است كه حتي در سخنان مطلوب و مفيد نيز، نبايد افراط كرد:

با اين كه سخن به لطف آب است
كم گفتن هر سخن، صواب است
آب ارچه همه زلال خيزد
از خوردن پر، ملال خيزد
كم گوي و گزيده گوي چون در
تا زاندك تو جهان شود پر


۲) زشت گويي
از آسيب هاي سخن كه موجب ناپايداري ارتباط، ايجاد تنفر و كاستن ارزش و اعتبار گوينده مي شود، زشت گويي است; امير مومنان(ع) در نكوهش آن مي فرمايند: «از سخن زشت بپرهيز، كه فرومايگان را گرد تو آورد و بزرگواران را از تو دور سازد.»
نيز «بد گفتن، ]آدمي را[ بي ارزش و برادري را تباه مي سازد.»

زشت گويي، گاه از جهت محتوا و به خاطر استفاده از كلمات زشت و ركيك، زخم زبان و طعنه و كنايات آزاردهنده و به كارگيري برچسب هاي تحقيرآميز است. قرآن كريم، با نكوهش و بازداشتن از سخنان ناروا و دشنام حتي به مخالفان، از به كارگيري نام ها و لقب هاي زشت نيز آشكارا نهي فرموده است: و به يكديگر لقب هاي زشت مدهيد، چه ناپسند است كه بر كسي پس از ايمان، نام كفر آميز بگذارد. به ويژه اين كه برچسب هاي منفي، پيام ها و برداشت هايي را در پي دارد كه با ايجاد هاله اي بر شخصيت فرد، آدمي را از شناخت وي محروم مي كند آن سان كه ديگر نه با خود وي، كه بر برچسب او، روبه رو مي گردد و فرايند ارتباط را سخت تحت تاثير مي نهد، چرا كه برداشت هاي منفي، دشمن ارتباط است و گاه زشت گويي از جهت صدا و آهنگ است.

صدا، علاوه بر اين كه به عنوان وسيله اي ارتباطي، در تبادل افكار به كار گرفته مي شود، به عنوان پديده اي زيبايي شناسانه نيز، به آن توجه مي شود، و طبعا بي توجهي به آهنگ و حالت هاي عاطفي صدا و به ويژه داد و فرياد كردن، آفت سخن و سخنوري است. قرآن كريم در بياني تشبيه گونه، مي فرمايد: «و صدايت را آهسته ساز، كه بدترين آوازها، بانگ خران است». امام صادق(ع)، داد و فرياد هنگام سخن گفتن را، مصداق آن دانسته است.

۳) گناه آلودي
زيان، آن سان كه عالمان اخلا ق گفته اند بيش از هر عضو ديگري در معرض گناه و آسيب است و آدمي با گفتارش مي تواند گناهاني بي شمار و سنگين را مرتكب شود كه خود سرچشمه بسياري از ناشايست ها و جنايات قرار گيرد. از اين روي، بر پرهيز از سخنان گناه آلود تاكيد بسيار مي شود. قرآن كريم چنان كه پيشتر اشاره شد مومنان را به گفتار «استوار و درست (سديد) فرا مي خواند» سخني كه بسان سدي محكم، مانع امواج گناه و باطل است. نيز اميرمومنان «صواب» گفتن را ويژگي پارسايان مي شمارد يعني بجا و درست گفتن و به دور از خطا و باطل.

۴) نجوا در سخن
نجوا در حضور ديگران، از آسيب هاي سخن و عوامل ناپايداري ارتباط است، چه، اين كار موجب بي اعتمادي و سو»ظن ديگران و نشانه بي اعتنايي به آنان و خلاف ادب است. از اين روي در آيات و روايات بازداشته شده است: «اي كساني كه ايمان آورده ايد چون با يكديگر محرمانه گفت وگو مي كنيد به «قصد» گناه و تعدي و نافرماني پيامبر با همديگر محرمانه گفت وگو نكنيد، و به نيكوكاري و پرهيزگاري نجوا كنيد...
چنان نجوايي صرفا از «القائات» شيطان است تا مومنان را اندوهگين سازد.

نيز امام صادق «ع» مي فرمايد:
در جمع سه نفره نبايد دو نفر از آنان جداي از سومي، به نجوا بپردازند، چرا كه اين كار موجب اندوه و اذيت وي مي گردد.

از آيه و حديث ياد شده برمي آيد كه نجوا از دو جهت نكوهيده است: نخست از جهت محتواي آن، هرگاه گناه و تعدي و نافرماني باشد ودوم اينكه نجوا، خود موجب اندوه و آزار ديگران مي گردد، بدين سان، اگر گفت وگوي محرمانه، نگراني و سو»ظني را برنينگيزد و محتواي آن، توصيه به نيكي ها و تقوا باشد، روا خواهد بود.

۵) نازگويي (سخن دام افكنانه)
از ديدگاه آموزه هاي ديني، ارتباط با جنس مخالف، بر اصل تكبرورزي، فاصله گرفتن و حريم قائل شدن، استوار است و گفت وگو ميان زن و مرد نامحرم، تنها به هدف انتقال اطلاعات لازم، در فضايي عادي و توام با حيا و عفت، روا مي باشد. قرآن كريم، به همسران پيامبر(ص) و در واقع به تمام زنان مومن دستور مي دهد به گونه جدي و متين با نامحرمان سخن گويند، و از به كارگيري تعبيرات يا آهنگ هاي نرم و تحريك كننده، كه افراد شهوتران را به فكر گناه مي افكند، بپرهيزند: پس به ناز سخن مگوييد تا آن كه در دلش بيماري است طمع ورزد و گفتاري شايسته گوييد.


روشن است كه عمل به اين آموزه، گاهي در جهت حفظ عفت و پاكدامني و بهداشت رواني جامعه مي باشد.
۶) تعارض بين گفتار و شخصيت گوينده

از آسيب هاي سخن، تعارض گفتار آدمي با شخصيت و متغيرهاي شخصيتي اوست. اين حالت، كه نشانه ناپاكي يا تزلزل دروني و حتي نماد «نفاق» به شمار مي رود، نمودهاي گوناگوني دارد كه از آن جمله است:

الف) تعارض سخن با باورهاي دروني
گفتار آدمي بايستي برايند باورها، آرمان ها و گرايش هاي دروني او باشد و از سر اعتقاد و ژرفاي دل بر زبان جاري گردد و از دوگانگي درون و برون، پرهيز شود.

قرآن كريم، با نكوهش از آنان كه گفتار و پندارشان متعارض و سخنان فريبنده شان برخلاف خواسته ها و نگرش هاي آنان است، مي فرمايد: و از مردم كسي است كه در زندگي اين دنيا سخنش تو را به تعجب وامي دارد و خدا را بر آن چه در دل دارد گواه مي گيرد، در حالي كه خود، سخت ترين دشمنان است».

در جاي ديگر، اين شيوه را به صراحت، كار«منافقان» مي داند: تا ]خداوند[ كساني را كه دورويي نمودند، معلوم بدارد...]آنان كه[ به زبان خويش چيزي مي گفتند كه در دلهايشان نبود».

ب) دورويي در سخن
عادت برخي آن است كه در گفت وگو با افراد مختلف، شخصيت هاي متفاوت و گاه متضادي از خود بروز مي دهند، و درمواجهه با هر فرد و گروهي، با زير پا نهادن حقيقت، به گونه اي سخن مي گويند تا رضايت آنان را به دست آورند و به منافع خويش برسند. از اين روي، در حضور افراد به گونه اي سخن مي گويند و پشت سر آنان به گونه اي ديگر اين كار، كه گونه اي نفاق و عامل سلب اعتماد عمومي است، در آيات و روايات، سخت نكوهش شده است. از جمله، امام باقر عليه السلا م مي فرمايد:

بد بنده اي است بنده دو شخصيتي و دو زباني كه در حضور برادرش، وي را مي ستايد و در نهان، از او بدگويي مي كنند

ج) نا همگوني سخن يا سطح دانش


گفتن مطالبي كه آدمي، آگاهي كافي از آنها ندارد، و نيز اظهار سخناني كه سطح دانش او را فراتر از آن چه هست مي نماياند، از آسيب هاي گفت و گو ست كه اولي، عامل نشر شايعات، و دومي نشانه خود برتربيني و فخر فروشي است از اين روي، امير مومنان عليه السلا م مي فرمايند:

«نه تنها آن چه را نمي داني، مگو، بلكه هر آن چه را مي داني نيز، بر زبان جاري مكن».

د) تعارض گفتار با رفتار

نا همگوني سخن با عمل، از عوامل مهم بي اعتمادي، كاهش يا سلب تاثير گذاري سخن، و در نتيجه ناپايداري روابط كلا مي است زشتي اين كار و پيامدهاي منفي آن، از آيات ذيل، به روشني نمايان است: اي كساني كه ايمان آورده ايد، چرا چيزي مي گوييد كه انجام نمي دهيد؟ نزد خدا بسيار موجب خشم است كه چيزي را بگوييد كه انجام نمي دهيد. بدين سان، گفتار خالي از عمل، خواه از سر نفاق باشد و خواه از روي ضعف اراده، خشم بزرگ خداوند را در پي دارد، چرا كه در هر حال، آثار منفي خود را بر جاي مي نهد. 

ويستا


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]
 

15فن سخنوري از زبان امير بيان



«عوّد لسانك حسن الكلام تأمن الملام» ؛ زبان خويش را به سخنان پسنديده عادت ده تا از سرزنش (ديگران) در امان باشي. »


1. چرا سخنان خود را دسته بندي نمي كنيم؟

«أحسن الكلام ما زانه حسن النّظام و فهمه الخاصّ و العامّ؛

زيباترين سخن آن است كه با نظم و ترتيبي زيبا آراسته شده و براي خاص و عام قابل فهم باشد. » (مُعجَم الفاظ غُرَر الحِكَم و دُرَر الكَلِم،  ص 995)

بياراي! سخنگوي چابك سراي      بساط سخن را يكايك به جاي

 

2. الفاظ پيچيده و نامأنوس به كار نبريم
«أحسن الكلام ما لاتمجّه الاذان و لايتعب فهمه الأفهام؛

زيباترين سخن آن است كه براي گوش ها ناخوشايند و دريافت آن براي فهم (مردم) رنج آور نباشد. » (همان ص 995)

بشنو موعظه اهل عُقول    كَلِّمِ النّاس علي قدر عُقول

اصل، معني است نه تزيين كلام      سخن آن است كه فهمند عوام

 

رعايت شروط اصلي سخن
1. سخنِ خوب گفتن 2. خوب سخن گفتن 

 

3. راست ترين سخن چه سخني است؟
«أصدق المقال ما نطق به لسان الحال؛

راست ترين سخن آن است كه زبان حال نيز گوياي آن باشد. » (همان ص 948)

بيان شوق چه حاجت، كه سوز آتش دل      توان شناخت ز سوزي كه در سخن باشد

 

4. به عمل كار برآيد، به سخنراني نيست
«أحسن المقال ما صدّقه حسن الفعال؛

نيكوترين سخن آن است كه رفتار نيك (گوينده اش) بر آن گواهي دهد. » (همان ص 948)

بزرگي سراسر به گفتار نيست       دو صد گفته چون نيم كردار نيست

هر كس بتواند دامنه سخن را بگستراند و سپس آن را خوب جمع بندي كند، بي گمان به رسايي سخن دست يافته است
5. از سخنان ياوه و بيهوده بپرهيزيم
«أسوء القول الهذر؛ بدترين سخن گفتن، ياوه گويي است. » (همان ص 946)

 

6. چرا تناقض گويي؟
«شرّ القول ما نقض بعضه بعضا؛ زشت ترين سخن آن است كه پاره اي از آن، پاره ديگرش را نقض كند. » (همان ص946)

 

7. نكند از كلمات زشت استفاده كنيم!
«إياك و ما يستهجن من الكلام فإنّه يحبس عليك اللّئام و ينفّر عنك الكرام؛ از سخنان زشت پرهيز كن؛ زيرا فرومايگان را به گِردت نگه مي دارد و گرانپايگان را از گِردت مي راند. » (همان ص 1289)

سخن، خوب است ز اول، خاطر كَس را نرنجاند          كه بعد از گفت و گو، سودي ندارد لب گَزيدن ها

 


8. مطالعه و سرمايه علمي مهمتر است

«ينبغي أن يكون علم الرّجل زائدا علي نطقه و عقله غالبا علي لسانه؛

سزاوار است كه دانش آدمي از سخن گفتن او فزونتر و خِرَدورزي وي بر زبانش چيره تر باشد. » (همان ص 1397)

 

9. آنچه از دل بر آيد...
«إذا طابق الكلام نية المتكلّم قبله السّامع و إذا خالف نيته لم يحسن موقعه في قلبه؛

هرگاه سخن گوينده با باور دروني اش يكسان باشد، شنونده آن را مي پذيرد. و هر گاه با باور دروني اش يكسان نباشد، در جان شنونده از جايگاه خوبي برخوردار نمي شود. » (همان ص 1331)

 

10. دلمان به اين خوش نباشد
«من أعجبه قوله فقد غرب عقله؛

سخن هر كس او را خوش كند، بي گمان از خِرَدورزي اش دور مانَد. » (همان ص 947)

مشو غرّه به حُسن گفتار خويش       به تحسين نادان و پندار خويش

راست ترين سخن آن است كه زبان حال نيز گوياي آن باشد
11. پژوهشگرانه سخن بگوييم
«من تفقّد مقاله قلّ غلطه؛

هر كس سخنش پژوهشگرانه باشد، اشتباهش نيز اندَكانه باشد. » (همان ص 948)

سخن بايد به دانش دَرج كردن      چو زر سنجيدن آن گه خرج كردن

نخست انديشه كن، آن گاه گفتار      كه نامحكم بُوَد بي بيخ، ديوار

 

12. چرا مطالب را جمع بندي نمي كنيم؟

«من قام بفتق القول و رتقه فقد حاز البلاغة؛

هر كس بتواند دامنه سخن را بگستراند و سپس آن را خوب جمع بندي كند، بي گمان به رسايي سخن دست يافته است. » (همان ص 111)

 

13. هر سخن وقتي و هر نكته مكاني دارد
«لاتتكلّمنّ إذا لم تجد للكلام موقعا؛

هر گاه براي سخن گفتن جايگاهي (درخور) نيافتي، هرگز سخن نگو. » (همان ص 994)

مجال سخن تا نيابي، مگوي      چو ميدان نبيني، نگه دار گوي

 

14. چرا هر چه را مي داني مي گويي؟
«لاتتكلّم بكلّ ما تعلم فكفي بذلك جهلا؛

هر چه را مي داني نگو؛ زيرا براي ناداني (تو) همين بس است. » (همان ص 994)

 

15. واي از اين سخنوري!
«لاتقل ما يكسبك وزرا أو ينفّر عنك حرّا؛

سخني نگو كه گناهي را براي تو به بار آورد و يا آزاده اي را از تو براند. » (همان ص 945)

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۳ - تمرين سخنران و گوينده براي پرهيز از شتابزدگي و ايجاد تعارض بين گفتار و رفتار خود

۲

شتاب زدگي در رفتار و گفتار

عجله و شتاب مسئله اي است كه انسان ها در طول تاريخ با آن دست به گريبان بوده اند.

تلخ كامي ها و شكست ها و معايبي كه به سبب عجله و شتاب زدگي دامن گير انسان ها بوده، فراوان است. عشق آتشين به يك موضوع، بدون تحقيق و مطالعه و افكار سطحي و محدود و گاه سيطره هواوهوس بر انسان و خوش بيني بيش از حد نسبت به يك مطلب، از عوامل شتابزدگي در كارهاست و از آنجا كه بررسي هاي سطحي و مقدماتي براي پي بردن به حقيقت يك امر و درك سود و زيان آن كافي نيست، معمولاً عجله و شتاب زدگي در كارها موجب ندامت و پشيماني مي شود.

به چشم خويش ديدم در بيابانكه آهسته سبق برد از شتابان

سمند بادپا از تك فروماندشتربان همچنان آهسته مي راند

سعدي

شتاب زدگي، سبب لغزش ها

شتاب زدگي انسان را از فكر و انديشه بازمي دارد و او را به سوي لغزش مي كشاند. در عرف جامعه مشهور است كه عجله كار شيطان است. شايد از آنجا كه شيطان انسان را به سوي خطا و اشتباه مي كشاند، چنين عملي به شيطان كه مظهر زشتي هاست، نسبت داده شده است. پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: الأناة من الله، و العجلةُ من الشيطان ؛ درنگ از (صفات) خداست و شتابكاري از (صفات) شيطان است. امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: مَعَ التَّثبُّتِ تكون السلامةُ، وَ مع العجله تكون النّدامة؛ با آرامش و درنگ، سلامت (از خطا و لغزش) همراه است و با شتاب زدگي پشيماني.

 آن تأني باشد از يزدان يقينهست تعجيلت از شيطان لعين

كار شيطان است تعجيل و شتابخوي رحمن است صبر و احتساب

امام علي (عليه السلام) مي فرمايد: با شتاب زدگي لغزش ها زياد مي شود و همچنين نقل شده است: عجله خوي كم خردان بي تجربت است و بار شتاب زدگي پشيماني است.

 توسن خود تند مساز آنچنانكس نتوان بار كشيدن عنان

هر كه به تعجيل برآورْد دستسنگ جفا پايه قدرتش شكست

شتاب و عجله در كارهاي روزمره باعث ارتكاب بسياري از اشتباه ها از سوي ما مي شود. به ويژه اگر اين خطاها مربوط به تصميم گيري درباره ديگران باشد، سبب ايجاد كدورت و ناراحتي بين افراد مي شود و آنان را از يكديگر رنجيده و ناراحت مي كند. پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: انّما اهلك الناس العجلةٌ و لو انَّ الناس تثبَّتوا لم يهلِك احدٌ؛ مردم را در حقيقت، شتاب زدگي به هلاكت افكنده است. اگر مردم آرام و از شتابكاري به دور بودند، هيچ كس هلاك نمي شد.

 مكن در مهمي كه داري شتابز راه تأني عنان بر متاب

كه اندر تأني زيان كس نديدز تعجيل بسيار خجلت كشيد

فردوسي

عجله و ريختن آبروي ديگران

شتاب و عجله در كارها پسنديده نيست و بهتر است در كارها و تصميم ها از شتاب و عجله دوري شود. به ويژه اگر اين كار مربوط به ديگران بوده و آبروي آنان در ميان باشد. بسياري از افراد در مورد ديگران قضاوت هاي زود و عجولانه مي كنند و در نتيجه خود را به گناه آلوده مي كنند. آنان درباره عواقب گفتار و رفتار خويش نمي انديشند و در نتيجه از يك سو سبب ارتكاب گناهان كبيره اي همچون غيبت و تهمت و... مي شوند و از سوي ديگر آبروي ديگران را به خطر مي اندازند.

امام علي (عليه السلام) مي فرمايد: يا عبدَ اللّه! لا تعجل في عيب احدٍ (عبدٍ) بذنبه، فَلَعَلَّه مغفورٌ له و لا تَأمن علي نفسك صغير معصيةٍ فَلعَّك معذَّبٌ عليهِ؛ اي بنده خدا! در عيب جويي هيچ كس به خاطر گناهش شتاب مكن؛ زيرا ممكن است آمرزيده شده باشد و در مورد خودت از گناه كوچكي هم كه كرده اي ايمن مباش؛ چرا كه شايد براي همان عذاب شوي. ايشان در سخن ارزشمند ديگري مي فرمايد: آدم شتابكار دچار اشتباه مي شود، هر چند به مطلوب برسد؛ كسي كه با آرامش كار كند، تيرش به هدف مي خورد، گر چه هلاك شود؛ العجول مخطِي ء و ان ملك، المتأنّي مصيبٌ و ان هلك.

شتاب در استجابت دعا

اگر خصلت شتاب زدگي در وجود انسان كنترل نشود، نتيجه اي جز پشيماني و اندوه نخواهد داشت و او را از مسير اصلي دور مي كند، به ويژه اگر اين كار مربوط به ارتباط انسان با خدا باشد. قضاوت هاي زود و عجولانه درباره خداوند سبب سستي و كوتاهي در اعمال عبادي مي شود و انسان را از درگاه الهي نااميد مي كند، در حالي كه اگر انسان اندكي بينديشد و در كارهاي خداوند حكيم تأمل كند، متوجه مي شود كه قضاوت هاي او مناسب نبوده است. امام علي (عليه السلام) مي فرمايد: از شتاب كردن در كارها پيش از فرا رسيدن زمان آنها دوري كن؛ اياكَ و العجلةَ باالامورِ قبلَ أوانها.

شتاب زدگي سبب محروميت از روزي حلال

گاه اتفاق مي افتد كه مسير و هدف انسان با عجله و شتاب تغيير مي كند و به راهي گام مي نهد كه مناسب و در خور شأن او نيست.

روزي اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) داخل مسجد شد. به شخصي فرمود: اسب مرا بگير، نگهدار تا من برگردم. همين كه آن جناب وارد مسجد شد، مرد لجام اسب را برداشت و رفت. علي (عليه السلام) پس از پايان كار خود بيرون آمد. دو درهم در دست داشت و مي خواست به آن مرد بدهد، ولي ديد اسب ايستاده و لجام بر سر او نيست. دو درهم را به غلام داد تا از بازار لجامي بخرد. غلام در بازار همان شخص را ديد كه لجام را به دو درهم فروخته بود. آن را خريد و خدمت حضرت آورد. علي (عليه السلام) فرمود: بنده به واسطه عجله و ترك صبر روزي خود را حرام مي كند و بيشتر از آنچه مقدر شده است به او نخواهد رسيد.

پندي نيكو پيرامون اجتناب از شتاب زدگي

يكي از ياران امام صادق (عليه السلام) به نام جرير مي گويد: به امام صادق (عليه السلام) عرض كردم كه اراده سفر عمره دارم. به من سفارشي بفرماييد. فرمود: از خدا بترس و از شتاب زدگي پرهيز كن. درخواست سفارش ديگري كردم، اما چيزي بر آنچه فرموده بود، نيفزود. از مدينه خارج شدم با مردي كه از اهل شام بود و قصد مكه داشت، برخورد نمودم و رفيق راه شدم، در منزلي، من و او سفره هاي خود را گسترديم و با هم غذا مي خورديم در اين بين نامي از اهل بصره به ميان آمد. مرد شامي به آنها بد گفت. نامي از مردم كوفه به ميان آمد، آنها را نيز دشنام داد. نام امام صادق (عليه السلام) برده شد، درباره آن حضرت هم بر خلاف ادب صحبت كرد. از شنيدن سخنان او سخت خشمگين شدم. مي خواستم با مشت به صورتش بكوبم وحتي فكر كشتن او را از خاطر گذراندم، ولي به ياد توصيه امام صادق (عليه السلام) افتادم كه به من فرموده بود، از خدا بترس و از شتاب پرهيز كن. لذا با شنيدن بدگويي هاي او خود را نگاهداشتم، رعايت مصلحت را نمودم و از خويشتن عكس العملي نشان ندادم و عصباني نشدم. به سبب ثمره هاي نيكوست كه برخي انديشمندان گفته اند: گاه يك توقف و تأمل از هزار شتاب و سرعت، لازم تر و مؤثرتر است.

شتاب در كار خير

شتاب زدگي در كارها، همواره ناپسند نيست، بلكه گاهي هم مي توان شتاب ورزيد. در انجام كار خير شتاب نيكوست نه تأني و درنگ. منظور از عجله و شتاب در كارهاي نيك، همان سرعت در انجام آن است، در برابر اهمال كاري و تأخيرهاي بي جا كه معمولاً سبب بروز مشكلات و موانعي مي شود. رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: خداوند كار نيكي را دوست دارد كه در آن شتاب شود؛ ان اللّهَ يحب من الخير ما يُعَجَّلُ. امام باقر (عليه السلام) نيز در بيان ديگري مي فرمايد: من همَّ بشي ءٍ من الخير فليعجِّلهُ، فإنَّ كلَّ شي ء فيه تأخيرٌ فإنّ للشيطان فيه نظرَة؛ كسي كه تصميم به كار خيري گرفت بايد عجله كند؛ زيرا هر كاري را كه در آن تأخير كند، شيطان در آن حيله اي مي كند.

 امام صادق (عليه السلام) در روايت ديگر فرمودند: پدرم مي فرمود: هرگاه آهنگ كار خوبي كردي، بشتاب؛ زيرا نمي داني كه چه پيش خواهد آمد؛ كان ابي يقول: إذا هَمَتَ بخير فبادر فإنَّكَ لا تدري ما يحدُثُ.

 پيشواي ششم در حديث ديگري فرمودند: انّ الرجُلَ لَيَسألَني الحاجةَ مما بادِرُ بقضائها؛ مخافَةَ أنْ يستغني عنها فلا يجد لها موقعها اذا جاءَتْهُ؛ هرگاه مردي دست نياز به سوي من دراز كند، در رفع نياز و مشكل او شتاب مي كنم؛ زيرا بيم آن مي رود كه كار از كار بگذرد و اقدام من در كمك به او ديگر مؤثر نباشد.

اول انديشه و انگهي گفتارپاي بست آمده است و پس ديوار

سعدي

و برخي از انديشمندان چنين گفته اند: سخن تيري است كه در كمان توست، اگر شكار خوب مي خواهي بايد درست هدف بگيري.

نتيجه:

با توجه به فرمايشات معصومين (عليهم السلام) مي توان پي برد كه عجله و شتاب در برابر تأني و درنگ بجا ناپسند است نه كندي در كارها و درنگ هاي بيجا. همواره بايد تلاش كرد تا كارها را بر اساس معيار منطقي و موضوع سنجي مناسب پيش برد.

اگر هدف انجام كار خير يا تحصيل علم و دانش است بايد در اين كار شتاب ورزيد ولي اگر هدف انجام كارهاي روزمره است و مي توان آن را به طور عادي پيش برد، شتاب و عجله جايز نيست و بايد درنگ كرد.
 
http://www.hawzah.net/fa/magart.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=6126&MagazineArticleID=65034


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۳ - تمرين سخنران و گوينده براي پرهيز از شتابزدگي و ايجاد تعارض بين گفتار و رفتار خود

۱

هماهنگي بين گفتار و رفتار

بندبازان سيرك نمونه‌هايي از تعادل در ارتباط هستند. بندباز در ارتفاع 5 متري زمين بر روي طناب ايستاده است، و براي حفظ تعادل خود چوبي به وزن 2 كيلوگرم را بر مي دارد، بر روي شانه‌هاي بندباز يك صندلي 3 كيلويي است و بر روي صندلي نيز كودكي به وزن 10 كيلوگرم نشسته است، در دهان بندباز ميله‌اي قرار داد كه بر روي نوك آن يك بشقاب در حال چرخيدن است. بندباز اولين قدم را برمي‌دارد، نمايش عالي است و زماني موفقيت آميز خواهد بود كه فرد خود را به خط پايان برساند. همه چيز در گرو تعادل بين تمام عناصر است. چنانچه يكي از عناصر نمايش تعادل و وحدت خود را از دست بدهد، بندباز مدتي صبر مي‌كند تا مجدد توازن و هماهنگي برقرار شود. براي او همه چيز در تعادل و هماهنگي خلاصه مي‌شود.

ارتباط موثر در سطوح مختلفي ايجاد مي‌شود كه عبارتند از:

ارتباط كلامي، شامل استفاده از كلمات و لحن صدا.
ارتباط غير كلامي، كه به آن زبان بدن يا گفتار بي‌صدا گفته مي‌شود.


در يك ارتباط انساني پيام‌ها و اطلاعات نه از طريق آنچه مي‌گوئيد، بلكه بيشتر از طريق نحوه بيان يا چگونگي گفتن شما منتقل مي‌شود. تنها 7 درصد اطلاعات از طريق كلمات منتقل شده؛ 38 درصد اطلاعات از طريق لحن صدا و 55 درصد آن نيز توسط زبان بدن مبادله مي‌شود.

پروفسور آلبرت محرابيان استاد دانشگاه كاليفرنيا


 ارتباط غير كلامي
ارتباطي است كه مفاهيم و معاني از طريق غير زباني و گفتاري منتقل مي‌شود. تمام چيزهايي كه در اين خصوص مورد مشاهده قرار گرفته‌اند بر اساس يك تئوري قديمي مي‌باشند كه براساس آن حالات رفتار و چهره به عنوان زبان اوليه شناخته مي‌شوند. اين حالات مقدمه و آغازي بر زبان امروزي مي‌باشد. اهميت تسلط در زبان بدن كمتر از فصاحت و بلاغت نيست. كسب مهارت در استفاده از زبان بدن يكي از موثرترين شيوه‌ها جهت بهبود روابط انساني مي‌باشد.

با ايما و اشاره بهتر از زبان مي‌توان افكار خود را تشريح كرد. اگر قصد ما بيان اين مطلب باشد كه از اتاق خارج شو، اين عبارت كم اثر تر از نشان دادن در اتاق بوسيله انگشت اشاره است. يا قرار دادن انگشت بر روي لب خيلي موثرتر از اين است كه بخواهيم كسي را دعوت به سكوت كنيم. هيچ عبارتي به اندازه بالا رفتن ابروها و بازشدن چشم‌ها قادر به نشان دادن حالت تعجب نيست.

زبان‌تن: شامل اشارات، حركات، حالات صورت، وضعيت و واكنش‌ها است. به صورت ارتباط چشمي، طرز ايستادن، نشستن، رعايت فاصله، حفظ ظاهر، وضعيت بدني باز و بسته مشاهده مي‌شود. گفتار بي صدا مي‌تواند كلام را تقويت يا آن را خاموش سازد. پيام‌هاي غير كلامي به نسبت پيام‌هاي كلامي از قدرت بيشتري برخوردارند.

اين زبان همانند دو عضو ديگر خانواده‌ (لحن و كلام) يك زبان رواني بوده و داراي الفبا، كلمات، ريتم، و آيين مخصوص به خود مي‌باشد. چنانچه الفباي گفتار بي صدا به شكل صحيح مورد استفاده قرار گيرند زبان بدن يا يك ژست بدني - غير لفظي- به صورت كامل شكل مي‌گيرد.

ژست‌ها يا اشارات به دو گروه 1- ژست‌هاي مستقل از گفتار يا علائم و تمثيل‌ها و 2- ژست‌هاي وابسته به گفتار نظير حركات بدن همراه با سخن گفتن و حركات هيجاني از قبيل چشمك زدن، حركات ابرو و اخم كردن تقسيم مي‌شوند.

تنظيم كننده‌ها

علائمي هستند كه ماهيت گفتن و شنيدن را كنترل نموده و گاهي براي نوبت گرفتن نيز به‌كار مي‌روند، حركات سر و چشم جزء مهمترين تنظيم‌كننده‌ها مي‌باشند.

تعديل كننده‌ها

حركاتي كه نشانه خستگي، بي‌حوصلگي يا عدم علاقه فرد به موضوع صحبت هستند را تعديل كننده مي‌ناميم.

نوع ايستادن

نوع ايستادن يا راه رفتن افراد اطلاعاتي از قبيل: نژاد، وابستگي‌هاي فرهنگي، مذهب، موقعيت اجتماعي، توان مالي، روحيه، نوع تفكر و باورهاي شخص را به ما مخابره مي‌كند. كارآگاهان و پليس‌هاي دوره ديده يا با تجربه معمولا از روي راه رفتن افراد مشكوك را تشخيص مي‌دهند.

لباس

يكي از مهمترين جلوه‌هاي زبان بدن، نوع پوشش يا شكل ظاهري شماست. لباس شكلي از اطلاعات اجتماعي را انتقال مي‌دهد، لباس نمايانگر شخصيت افراد است. با موقعيت سنجي در انتخاب لباس وقارتان را افزايش دهيد.

در سال 1989 دو دانشمند براي تبيين نوع پوشش و قضاوت‌هاي اجتماعي يك سلسله آزمايش مشابه ترتيب دادند. آن‌ها از يك زن با دو نوع پوشش نخست لباسي كوتاه و دومي پيراهن و دامن بلند عكسبرداري كردند، اين دو عكس را در اختيار تعدادي دانشجو (دختر و پسر) قرار دادند. داوطلبان اولين عكس را زني داراي جاذبه جنسي، و فردي كه از طريق به نمايش گذاشتن خود به مقاصدش مي‌رسد معرفي كرده و دومين عكس را به زني پايبند به خانواده، محافظه‌كار و داراي سجاياي اخلاقي نسبت دادند. البته  نوع پوشش و برداشت افراد جامعه با توجه به زمان و آداب و رسوم اجتماعي در هر منطقه متفاوت است.

در تمام طول تاريخ مردمان خوش تيپ اذهان بيشتري را به سمت خود جلب كرده‌اند. در محيط‌هاي آموزشي، اساتيد به افراد تميز و مرتب بيشتر توجه مي‌كنند، در محيط كار افراد خوش لباس و با سليقه بيشتر مورد محبت واقع مي‌شوند، افرادي كه آرايشي متناسب با سر و صورت خود دارند در عمل پول بيشتري به جيب مي زنند و به اين خاطر است كه شما نيز بايستي خوش تيپ و با وقار ظاهر شويد.

جمعي از محققان در ايستگاه مترو شهر نيويورك دست به آزمون شگفت انگيزي زدند. آنها از يك هنرپيشه خواسته شد تا سه روز متوالي و با سه نوع لباس متفاوت به بهانه گم كردن كيف پول از مردم تقاضاي كمك كند. روزي كه لباسي فاخر شبيه تجار به تن داشت 513 دلار به او كمك كردند، برخي نيز كمي با او به مكالمه نشسته، دوبرابر پول درخواستي به وي پرداخت كردند عده اي به  او نوشابه تعارف كردند. روزي كه لباس معمولي به تن داشت از نوشابه و پول اضافه خبري نبود و تنها 150 دلار به دست آورد. جالب اينكه همين فرد وقتي لباس كثيف و مندرسي به تن كرد بدون دريافت محبت و ابراز همدردي فقط توانست 10 دلار به دست آورد.

در طول تاريخ اين عقيده هميشه وجود داشته است كه مجموعه‌اي از تركيب فيزيكي يا داده‌هاي غيركلامي، منعكس كننده منش دروني افراد است. نوع پوشش فرد و زيورآلاتي كه به همراه دارد بازتاب شخصيت دروني وي مي‌باشد. هنگامي‌كه ژنرال لي به همراه لشكرش به قصد تسليم شدن وارد شد، تميزترين لباس نظامي خود را پوشيده، مدال‌ها را آويزان كرده و شمشير گران‌بهاي خود را نيز به يك طرف بدن متصل كرده بود. اما گرانت با آن همه اقتدار بدون كت و تنها با يك لباس و شلوار معمولي در انظار حاضر شد. گرانت در يادداشت‌هاي خود مي‌نويسد: "در آن روز بايد با مردي خوش لباس و بلند قامت نبرد مي‌كردم و تاسف مي‌خورم كه چرا براي چنين مرحله مهمي از تاريخ با اين وضع ظاهر شده بودم."

كنترل زبان بدن

همه افراد با عادت‌هاي رفتاري از قبل تثبيت شده در مجالس ظاهر مي‌شوند. يكي از بدترين راه‌ها براي زيبا جلوه دان زبان بدن، اين است كه در طول ارتباط مرتب به خود بگوييد: "راست بايست، حركاتت را كنترل كن." در چنين شرايطي نتيجه معكوس خواهد بود.

اگر قصد داريد براي بهبود زبان خود كاري انجام دهيد اين كار را از مدت‌ها قبل تمرين كنيد. در طول گفتگو اصلا كاري انجام ندهيد زيرا ممكن است تاثير بدي در مخاطب خود بگذاريد.

كنترل زبان بدن
آسان    دشوار
جويدن ناخون.
دست زدن مداوم به عينك يا مو.
دست به سينه بودن.
بازي كردن با خودكار، انگشتر، يقه پيراهن و ...
بي قراري
نگاه كردن مداوم به ساعت.
قرار دادن دست در جيب.
خاراندن بدن.    سرخ شدن از خجالت.
انقباض عضلات.
رنگ پريدگي.
برهم خوردن پلك‌ها.
تيك‌هاي عصبي.
شكلك‌هاي ناخواسته.

معمايي ظريف

در اولين برخورد مردم به دنبال چه مي‌گردند؟ به چه چيزهايي واكنش نشان مي‎‌دهند؟ به چه چيزهايي توجه مي‌كنند؟ در نگاه اول افراد با نمونه مينياتوري زندگي شما آشنا مي‌شوند و اين نمونه كوچك تمام اطلاعاتي است كه آن‌ها از شما دارند. اين اصل را "اثر تقدم" يا "نخستين تاثير ذهن" مي‌ناميم. نخستين اطلاعاتي كه دريافت مي‌شود بيشترين اثر را در برداشت‌هاي كلي افراد از يكديگر دارد. و سوالي كه مطرح مي‌شود اين است كه چه چيز يا چه رفتاري به صورت مثبت يا منفي چنان اثر قدرتمندي بر مردمان مي‌گذارد كه مي‌تواند قضاوت و برداشت‌هاي آن‌ها را تحت تاثير قرار دهد؟

ابتدا باب آشنايي گشوده شده و اولين اطلاعات (كلامي، غير كلامي، شهود ) دريافت مي‌شود. تمام واكنش هاي شما زير ذربين آن‌هاست.

براساس اطلاعات اوليه بينش و برداشتي كلي درباره شما به دست آورده و برآورد مي‌كنند كه در آينده انتظار چه رفتاري را از جانب شما داشته باشند.

دو مرحله قبل يك فيلتر ايجاد مي‌كند و بعد از اين شما از دريچه اين فيلتر تماشا مي‌شويد. از آنجا كه همه مردم دوست دارند پيش بيني كننده خوبي باشند پس شش دانگ حواسشان به اولين اطلاعات دريافتي از جانب شما خواهد بود.

شروع به مكالمه يكي از مشكلترين مراحل جلب مخاطب است زيرا در اين مرحله هنوز ذهن شنوندگان با سخنران همگام نشده و از طرفي در اين لحظه مخاطبين بيشترين گيرندگي را دارند. بنابراين با موشكافي و دقت فراوان مراقب اولين كلماتي كه به كار مي‌بريد باشيد.

طبق مشاهدات و آزمايش‌ ها بيشترين تاثير يك ارتباط نتيجه برداشت اوليه يعني تا4 دقيقه اول ارتباط مي‌باشد. در اين زمان فرصت كافي براي مكالمه و اثربخشي از طريق گفتار وجود نداشته و اين مطلب بيانگر آنست كه زبان بدن از نفوذ بيشتري در روند ارتباط و اثر تقدم برخوردار است. زيرا بيشترين برداشت ما در دقايق اول معطوف به زبان بدن مي‌باشد.

چهار دقيقه اول هر ارتباط در برقراري و ثبات روابط خانوادگي، روابط اجتماعي، مصاحبه‌ها و ترفيعات شغلي، و كاميابي‌هاي جنسي نقش كليدي و تعيين كننده‌اي دارد.

در يك مصاحبه شغلي، برداشت كلي مصاحبه كننده يا مسئول استخدام شركت از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. اين درحالي است كه در 4 دقيقه اول بيشتر صحبت از طرف مصاحبه كننده است و مصاحبه شونده بايستي به صورت غيركلامي يعني از طريق اشارات، جلوه‌هاي چهره، نوع پوشش و غيره تاثير مثبتي بوجود آورد.

قسمت عمده اين انتخاب مربوط به زبان بدن يا خود فرد است و هيچ ربطي به نگرش، مذهب، طرفداري از احزاب و ... ندارد. مصاحبه كننده‌ها در لحظات اوليه ارتباط بيشتر متوجه چشم‌ها و دهان فرد مي‌باشند. زيرا اين نواحي از مراكز ويژه‌اي هستند كه بيشترين تاثير را در ارزيابي شخصيت ديگران به‌جا مي‌گذارند.

براي ايجاد ارتباط موثر و استفاده بهينه از اثر تقديم نيازمند كنترل قوي بر زبان بدن و گفتار خود مي‌باشيد. پس دقايق و ثانيه‌هاي اول ارتباط را ثانيه‌هاي طلائي بدانيد و رفتار خود را به شدت كنترل كنيد. مراقب باشيد اگر امروز اثر بدي به جا گذاريد اصلاح آن در فرداهاي پيشِ رو بسيار دشوار و طاقت فرساست. براي اثر گذاري در دقايق اول نياز نيست زياد سخن بگوييد بلكه تنها چيزي كه نياز داريد خوب شنيدن است.

توجه داشته باشيد همه انسان‌هاي زنده به صورت ناخودآگاه برداشت‌هاي ذهني فوري و اوليه‌اي دارند كه بر اساس همان برداشت غالبا احساسي تصميم‌هاي منطقي خود را شكل مي‌دهند.

http://www.modiryar.com/index-management/mba/coordination/2271-1388-05-13-03-13-51.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه سخنران خوبي باشيم و شنوندگان خوبي داشته باشيم

همه‌ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني كردن مي‌شويم. مصاحبه اي براي كار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شركت محل كارتان است؟

بله، همه‌ي اين‌ها سخنراني‌هاي بسيار مهمي هستند و مي‌توانند آينده ي شما را رقم بزنند. پس نگذاريد كه اين فرصت‌ها از دست بروند بدون اينكه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.

در اينجا به نكاتي اشاره مي‌كنيم كه هنگام سخنراني كردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.


۱- شنوندگان را هم درگير كنيد

شنوندگان هم دوست دارند كه وارد ماجرا شوند، نه اينكه فقط گوش كنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. ۳۰ تا ۹۰ دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب كنيد. مي‌توانيد همان تكنيك قديمي شروع كردن سخنراني با يك جوك را به كار گيريد. اما…شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.

اشتباه نكنيد–مطمئناً دادن يك جنبه ي شوخي آميز به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت كلي وارد سخنراني كنيد با اينكه سخنراني را با يك جوك شروع كنيد بسيار متفاوت است.
پس بهتر است كه آن را با يك سوال آغاز كنيد. اين تكنيك بسيار جواب مي‌دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي‌كند. تكنيك ديگري كه گه گاه توسط بعضي سخنرانان به كار گرفته مي‌شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.


۲- سرزنده و با روح باشيد


بهترين سخنرانان كساني هستند كه چه در حركاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نيست كه خود را پشت سكو پنهان كنيد يا فقط در گوشه اي باستيد. دفعه ي بعد اين كار را امتحان كنيد: وقتي براي يك گروه ۲۰ نفره يا بيشتر سخنراني مي‌كنيد، حين صحبت كردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روي شانه ي يكي از شنوندگان قرار دهيد. با اين كار باعث خواهيد شد كه توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش كنند.
۳- صدايي تاثيرگذار داشته باشيد


روي چيزي كه مي‌خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. كسي توقع ندارد كه مثل يك گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم كننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نكته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت كردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سكوت كنيد.
۴- از كارهايي كه باعث پرت كردن حواس شنوندگان مي‌شود دوري كنيد


هيچ چيز به اندازه ي اين كار نمي تواند يك سخنراني را خراب كند. چند وقت پيش مديري را ديدم كه سخنراني اش را فقط به خاطر اينكه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي‌كرد از دست داد. بعد از سخنراني كسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي‌گفتند كه چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. كنار گذاشتن اين عادت ها كار سختي نيست. گه‌گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري كنيد و بعد آنرا مرور كرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را كنار بگذاريد.

۵- لباس مناسب بپوشيد

روزي با يكي از مدير عاملان صحبت مي‌كردم كه مي‌گفت اولين چيزي كه در برخورد با يك فرد به آن توجه مي‌كند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد كه حداقل يك پله از حضار بالاتر باشيد.متوجه باشيد كه كفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يك سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت كنيد.

۶- حرف هاي تازه بزنيد

از تكرار كردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز كنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي كنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز كنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است كه در موردش صحبت كنيد. حرف ها و مطالب تكراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد كرد. حرف هاي جديد برعكس آنها را راغب به گوش كردن و توجه بيشتر مي‌كند.

۷- تمرين داشته باشيد

چندين مرتبه تمرين كردن سخنرانيتان مي‌تواند باعث موفقيتتان شود چون معمولاً رقبايتان اين كار را نخواهند كرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي‌اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي‌گذارند. يك سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي‌كند كه چطور سخنراني خود را شروع كند و چطور به پايان برساند. مي‌دانند كه چه موقع بين حضار
راه بروند و دست روي شانه ي چه كسي بگذارند. مي‌دانند كه چه زماني سكوت كرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي‌دانند كه به كجا نگاه كنند. با تمرين كردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهيد داد.

مقدمه‌چيني


بسياري افراد حتي در دوران تحصيل و براي نوشتن انشاء نيز براي پرداختن به مقدمه دچار مشكل مي‌شوند. با توجه به نكات زير حداقل از اصول كلي مقدمه آگاه خواهند شد:


- مقدمه بايد مختصر باشد، اما در عين حال هدف از بيان آن را مشخص كند تا شنونده بداند كه قرار است به چه موضوعي پرداخته شود.
- مقدمه نبايد تنها اطلاعات خاصي را به شنونده منتقل كند، بلكه بايد شنونده را جذب كند و براي پيگيري كلام انگيزه لازم را در او به وجود آورد.
- مطالب بيان شده بايد مرتبط با يكديگر باشند، نه‌اين كه در مقدمه به نكاتي پرداخته شود كه در آخر بحث، هيچ نتيجه‌اي از آنها گرفته نشود.
- در نهايت با نوع كلام خود سعي كنيد ارتباطي ميان خود و شنونده‌ايجاد كنيد كه موج مثبتي ايجاد شود و فضاي دلنشين و مطلوبي به بحث شما بدهد.
اصل موضوع سخراني را چگونه بيان كنيم

و اما در پرداختن به مطالب اصلي كلام، پس از مقدمه، نكات زير را در نظر داشته باشيد:
- از كلمات قابل درك و با معني استفاده كنيد.
- القاب، عناوين و اصطلاحات فوق تخصصي، كمكي به درك بهتر موضوع نمي‌كند. البته هنگام نياز بايد به آنها اشاره كرد. اما موضوع اصلي نبايد تحت الشعاع اين مساله‌ قرار گيرد، زيرا شنونده خسته مي‌شود.
- براي پرداختن به موضوع، در صورت امكان مي‌توانيد از داستان‌هاي كوتاه، ضرب المثل‌ها و اطلاعات جالب ديگر براي حمايت از موضوع اصلي استفاده كنيد و بر جذابيت كلام و درك بهتر آن بيفزاييد.
- سعي كنيد حتماً از موضوع مورد نظر به اندازه كافي اطلاع و آگاهي داشته باشيد تا با تسلط كامل درباره آن صحبت كنيد.
- به ياد داشته باشيد هرچه بيشتر مطالعه كنيد، بيشتر خواهيد دانست و هرچه بيشتر بدانيد و بياموزيد، به جاهاي بهتري مي‌رسيد.
- وقتي از جنبه‌هاي گوناگون يك مساله‌ آگاه باشيد، با اعتماد به نفس بيشتري راجع به آن صحبت مي‌كنيد و اين حس مثبت خود را به شنونده نيز منتقل خواهيد كرد.
- با اشاره به ارزش و اهميت موضوع، علت انتخاب خود را در پرداختن به آن بيان كنيد و در صورت لزوم جزيياتي كه مرتبط با مساله‌ باشند را نيز تشريح كنيد.
- ديگران را در بحث خود وارد كنيد و از نظرات آنها نيز مطلع شويد، چرا كه اگر تا انتهاي بحث پيش برويد، امكان دارد نقاط كور و مبهمي‌براي شنوندگان ايجاد شده باشد و آنها فرصت ابراز عقيده يا سؤال در آن موارد را نداشته باشند.
- هرگز فكر نكنيد سكوت حضار دقيقاً به معناي تأييد و همراهي با گفته‌هاي شماست. حتي اگر سكوتي نيز حكمفرما شد، سعي كنيد با طرح برخي سؤالات در ارتباط با موضوع آنها را به شركت در بحث تشويق كنيد.
- از مكث‌هاي طولاني و توپوق زدن جدا بپرهيزيد؛ زيرا اين گونه موارد نه تنها حاكي از عدم تسلط و آگاهي كافي شما نسبت به موضوع است، بلكه هماهنگي و ارتباط ميان موارد را از ميان مي‌برد و در ضمن موجب حواس پرتي شنوندگان و خارج شدن رشته گفتار از دست شما مي‌شود؛ البته‌اين كار نياز به تمرين دارد، اما ضروري و ممكن است.
- توجه داشته باشيد حتي عامي‌ترين مردم نيز قادر به درك ميزان توانايي شما در بيان، كلام و نحوه گفتار هستند. مردم هميشه به خود افراد توجه دارند نه به مدرك و درجه تحصيلي شان. پس اگر عالي ترين مدارك تحصيلي را نيز داشته باشيد، اما در انتقال مفاهيم و مقاصد مورد نظر خود ناتوان باشيد، موفقيتي كسب نخواهيد كرد.
- موارد فوق، نكاتي ساده اما مهم را به شما يادآوري مي‌كنند كه با وجود ساده بودن نياز به تمرين و صرف وقت دارند كه ما اميدواريم شما نيز با رعايت آنها در زندگي اجتماعي و كارهاي خود، به موفقيت‌هاي روزافزون دست يابيد.

http://sadeghi63.mihanblog.com/post/100


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

روش هايي ساده براي تسلط بر سخنراني


يكي از متداول ترين دلايلي كه هنگام سخنراني در جلسات احساس نگراني مي كنيم اين است كه مي ترسيم مطلبي را كه آماده كرده ايم فراموش كنيم و با ريسك از دست دادن اعتبارمان مواجه شويم.

روشي كه بسياري افراد براي غلبه بر اين هراس استفاده مي كنند تهيه اسلايدهاي Power point براي كمك به حافظه است. به هر حال، همه چيز به اين سادگي نيست، زيرا هيچ چيز به اندازه اي كه مخاطب ببيند در سخنراني كاملابه اسلايدهاي خود متكي هستيد، اعتبار شما را زير سوال نمي برد. سخنرانان با تجربه اين توانايي را دارند كه قبل از نشان دادن اسلايد به مخاطب، محتواي آن را اعلام كنند.

 آنها دست كم، ابزاري را كه در دست دارند به خوبي مي شناسند؛ بنابراين فقط لازم است نگاه كوتاهي به اين اسلايدها بيندازند و بدانند كه مطلب بعدي چيست. براي اينكه بتوانيد اين كار را انجام دهيد، به تمرين هاي ساده اي براي ارتقاي حافظه نياز داريد تا مطالب سخنراني خود را به خاطر بسپاريد و در نتيجه استرستان را كم كنيد.

1) از روش «كاخ ذهن» استفاده كنيد
تحقيقات مربوط به توانايي مغز نشان داده اند كه بين روشي كه ما اتفاقي را به خاطر مي سپاريم و فضايي كه اين اتفاق در آن روي داده، ارتباط عميقي وجود دارد. به عبارت ديگر، ما چيزها را بر اساس موقعيت هاي مكاني به خاطر مي سپاريم. اين تكنيكي قديمي براي تقويت حافظه است كه از آن به عنوان «كاخ ذهن» نام برده مي شود.

2) از نقشه هاي ذهني استفاده كنيد
نقشه هاي ذهني نمودارهايي هستند كه با كمك آنها مي توانيد همه موضوعات سخنراني خود را به جاي اينكه به صورت ليست وار مشخص كنيد، به شكلي بصري طرح بندي كنيد. اين كار كمك بزرگي براي تقويت حافظه است، چرا كه تصوير آن شكل در مغز شما نقش مي بندد و آسان تر از يك ليست خطي مي توانيد اطلاعات را بازيابي كنيد، به خصوص اگر يادگيري بصري شما بهتر باشد؛ بنابراين سعي كنيد به جاي استفاده از روش هاي قديمي يادداشت برداري، سخنراني را از طريق يك نقشه ذهني ارائه كنيد.

3) به تمركز 8 ثانيه اي اهميت بدهيد
كارشناسان امر تقويت حافظه مي گويند 8 ثانيه متوالي طول مي كشد تا يك بخش اطلاعات توسط هيپوكامپ مغز پردازش شده و وارد حافظه شود، اطلاعات اين گونه در مغز ما رمزنگاري مي شوند. چگونه تلاش مي كنيد خود را براي يك سخنراني آماده كنيد؟ آيا براي انتقال اطلاعات از روي يادداشت ها به ذهنتان تمركز داريد؟ يا عادت داريد با چك كردن ايميل يا پاسخ دادن به تلفن در كارتان وقفه ايجاد كنيد؟ قانون مهم «8 ثانيه» را به ياد بياوريد و هنگام دريافت اطلاعات زماني را در نظر بگيريد كه در آن وقفه پيش نيايد. در اين صورت نه تنها بهتر بر موضوع سخنراني خود تسلط مي يابيد، بلكه مدت سخنراني را هم به ميزان قابل ملاحظه اي كاهش مي دهيد.

4) قانون تمرين 20-20-20 را به كار بگيريد
چقدر وقت داريد سخنراني خود را ارائه كنيد؟ كارشناسان حافظه قانون 20-20-20 را پيشنهاد مي كنند كه براساس آن هنگام تمرين مي توانيد جزئيات سخنراني را به مدت 20 دقيقه بررسي كنيد و سپس همان متن را دو بار ديگر تكرار كنيد.

5) با صداي بلند تمرين كنيد
محققان دريافته اند كه حافظه با تكرار بلند كلمات 10 درصد بيشتر فعال مي شود. كل سخنراني خود را 5 يا 6 بار با صداي بلند بگوييد. با انجام اين كار و افزايش اعتماد به نفس، نه تنها حافظه خود را در مورد موضوع تقويت مي كنيد، بلكه سخنراني خود را از روخواني صرف به مطلبي كه از درون شما برخاسته، تبديل مي كنيد.

6) با موزيك تمرين كنيد
موزيك ابزار موثري است كه در حفظ كردن اطلاعات به ما كمك مي كند. دكتر جورجي لوزانوف، روانشناسي است كه روش خاصي براي آموزش زبان هاي خارجي ارائه داده است. در اين روش از موزيك بي قاعده باروك براي آموزش زبان استفاده مي شود. اين نوع موزيك نيمكره چپ و راست مغز را با هم فعال مي كند. فعاليت همزمان دو نيمكره، ميزان حفظ اطلاعات را به حداكثر مي رساند. به طوري كه درصد حفظ كردن دانش آموزان به طور ميانگين به 92 درصد رسيد. همين روش در آماده شدن براي سخنراني نيز موثر است. در حالي كه در بازگويي متن سخنراني تمرين مي كنيد، از موزيك استفاده كنيد تا درصد جذب و حفظ اطلاعات شما بيشتر شود.

7) صداي خود را ضبط كنيد
هنگام تمرين ارائه سخنراني، صداي خود را ضبط كنيد و سپس آن را براي خودتان پخش كنيد. شنيدن بخش به بخش صداي خودتان هنگام سخنراني، توانايي به خاطر سپاري موضوعات را بالامي برد؛ چون اكنون از راهكارهاي بصري و شنيداري تقويت حافظه با هم استفاده مي كنيد.

8) قبل از خواب تمرين كنيد
دانشمندان عصب شناسي از ارتباط بين خواب و يادگيري و تقويت حافظه پرده برداشته اند. يافته هاي آنان نشان مي دهد كه خوابيدن، تثبيت آخرين اطلاعاتي را كه سيستم حافظه شما قبل از خواب دريافت كرده، افزايش مي دهد؛ بنابراين، اگر دقيقا قبل از خوابيدن متن سخنراني را تكرار كنيد، صبح كه از خواب بيدار شويد، آسان تر آن را به ياد مي آوريد.

9) حافظه فعال خود را ارتقا دهيد
حافظه فعال، سيستمي در مغز انسان است كه امكان حفظ موقت اطلاعات و اداره اطلاعات لازم براي وظايف پيچيده مانند تجزيه و تحليل زبان، استدلال كردن و يادگيري مطالب جديد را به وجود مي آورد. ارتقاي حافظه فعال، كنترل توانايي ما را براي توجه كردن و به خاطر سپردن افزايش مي دهد.
كارشناسان علم عصب شناسي معتقدند: حافظه فعال با تمرين زياد تقويت مي شود. در نهايت، به ياد داشته باشيد كه تنها خودتان از ايده هايي كه قرار است در سخنراني ارائه كنيد، آگاهيد. اگر هنگام سخنراني موضوعي را فراموش كرديد، به راحتي از آن بگذريد و مطمئن باشيد كه مخاطب نيز متوجه آن نخواهد شد.
بدانيد در حال اجراي اپرا نيستيد كه مخاطب اشعار آن را حفظ باشد و آن را دنبال كند. اگر هم موضوع فراموش شده را در طول سخنراني به ياد آورديد، به راحتي بگوييد «نكته ديگري وجود دارد كه بايد اضافه كنم.» بنابراين به جاي اينكه زمانتان را صرف نگران شدن كنيد، از آن براي به كارگيري ابزارهاي تقويت حافظه استفاده كنيد.

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2587908


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.