مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4639
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 7
همه : 5165602

 

چگونه صحبت كنيم تا به ما گوش دهند ؟

هنگامي كه شما ايده‌اي را به يك عده, عرضه مي‌كنيد, يا يك جلسه را اداره مي‌كنيد و يا با همكاري, دو به دو صحبت مي‌كنيد, آيا آنها به حرفهاي شما گوش مي‌دهند؟ ـ چگونه مي‌توانيد با تمركز روي علاقه شخصي شنونده, او را برانگيزيد تا به صحبت‌هاي شما توجه كرده و يا آنها را درك نمايد؟ در اين مطلب, كه خلاصه‌اي از كتاب «چگونه صحبت كنيم, تا به ما گوش دهند»، نويسنده آن يعني «خانم سونيا هلمن»،  روشهاي علمي را براي شناخت و درك هر شنونده‌اي را اعم از اينكه يك نفر يا بيشتر باشد با ارائه مثال‌هاي بخصوص به شما بيان مي‌كند.


الف) مكالمات يا جلسات دو نفره:

ـ در يك مكالمه دو نفره, قدم اول در ارتباط برقرار كردن, سلام و احوالپرسي و معرفي خودمان مي‌باشد ـ حال قدم بعدي, طرز ارتباط برقرار كردن در محيط كار است و نكته اصلي اين است كه چطور مي‌توانيم خود را علاقمند به گوش دادن بكنيم.

ـ يك لحظه تصور كنيد كه براي ارائه يك طرح مهم خود را آماده يك گفتگو مي‌كنيد:

چطور شروع به طرح‌ريزي مي‌كنيد, آيا اينطور نيست كه با كلمه من شروع مي‌كنيد, آيا با خود نمي‌گوييد من شروع مي‌كنم به گفتن فلان مطلب, بعد به آنها فلان چيز را مي‌گويم و ....

ـ واقعيت اين است كه اگر مي خواهيد ديگران را تشويق و ترغيب كنيد, اگر مي‌خواهيد آنها را مطلع سازيد يا تغييرشان دهيد, هر دوي شما, يعني هم فرستنده پيام و هم گيرنده آن بايد فعالانه درگير گفتگو شويد, در واقع ارتباط واقعي يعني يك گفتگوي فعالانه, وقتي شما مطلبي را مي‌گوييد, انتظار داريد كه شنوندگان واقعاً مجذوب و درگير صحبت‌هاي شما شوند, نكته مهمي كه بايد بدان توجه كنيد اين است كه گوش دادن اصولاً كار خيلي مشكلي است, بنابراين مستلزم يك تلاش متمركز است.

دريافت‌كنندگان صحبت‌هاي شما هميشه متمايل به گوش ندادن هستند وعلاقه دارند غرق افكار خود شوند و معمولاً هميشه اين سؤال را از خود مي‌پرسند كه چرا بايد گوش بدهم, بنابراين مشكل واقعي در صحبت كردن اينست كه:

«توجه شنوندگان را به خود جلب كرده و آنها را از افكار خودشان دور سازيد»

ـ اما اين كار را چگونه انجام دهيم؟ با درك و تمركز روي آنچه كه شنونده‌هاي شما آنرا مهم مي‌دانند, اين كار شدني است, اگر نتوانيد شنونده خود را به موضوع حساس كنيد, هيچوقت روي صحبت‌هاي شما متمركز نخواهند شد, براي سازگار كردن شنونده‌هاي خود بايد رفتارهايي را در خود تقويت كنيد كه احتمالاً در بدو كار بر خلاف رويه شخصي و عقايد پايه‌اي شما باشد.

ـ روش‌هاي انتقال پيام:
اكنون به روش‌هاي منتقل كردن پيام‌هاي خود به وسيله متقاعد كردن شنونده‌ها چه يك نفر و چه بيشتر شروع مي‌كنيم:

ابتدا ما بايد بدانيم يك عامل بزرگ وجود دارد كه پاسخ اين سؤال را تعيين مي‌كند كه چرا بايد گوش بدهم؟

اين عامل «علاقه به خود» است, علاقه به خود در مركز آنچه كه هر يك از ما را به حركت وا مي‌دارد, وجود دارد ـ به سؤالات زير توجه كنيد:

ـ چه چيزي توجه شما را در محيط‌ كار جلب مي‌كند؟ كدام برنامه را زودتر انجام مي‌دهيد؟ و ...

جواب اين سؤالات همه به دور همان عامل مي‌چرخد ـ يعني «علاقه به خود» ـ هنگاميكه با همكاران خود ارتباط برقرار مي‌كنيد استفاده از عامل «علاقه به خود» كار مشكلي نيست, چون شما تجارب مشترك زيادي داريد, مثلاً شما خصوصيات و اخلاق همكار يا رئيس خود را كاملاً مي‌شناسيد.

ـ اينها كليدهاي مهمي هستند جهت بوجود آوردن راهبردهايي براي كنار آمدن با مخاطبين, شما بايد حتي راهبردهاي ارتباطي خود را در محدوده يك نياز مشترك بين همه انسانها يعني «نياز به قدرت داشتن» طرح‌ريزي كنيد, چون, انسانها هنگاميكه احساس مي‌كنند قدرتي دارند, بهتر مي‌توانند ارتباط برقرار كنند.

ـ تصور كنيد, شما خواسته‌ايد با يك كارمند زيردست خود جلسه‌اي داشته باشيد. شما به راستي از موضع قدرت برخورداريد, اما اگر مي‌خواهيد يك مكالمه با نتيجه داشته باشيد و نه فقط يك برخورد يك طرفه, بايد قدرت را تا حدي توازن ببخشيد, مثلاً اگر كارمندي در غياب شما, خود تصميم به كار گرفته باشد كه نياز به اطلاع شما داشته است, شما به 2 طريق مي‌توانيد با او برخورد كنيد:

1. آقاي محترم, من بارها به شما گفته‌ام در اينجا من هستم كه تصميم‌ مي‌گيرم چه كاري انجام بگيرد و چه كاري انجام نگيرد.

2. من افتخار مي‌كنم كه در خدمت شما هستم, فقط خواهش مي‌كنم در اين كارها, حتي الامكان با دفتر من هماهنگ شود.

ـ همانطور كه مي‌بينيد, در مثال اول رئيس فقط درصدد به اثبات رساندن قدرتش است, ولي در مثال دوم رئيس ضمن دادن تذكرات لازم, سعي كرد كه بين خود و همكارش, ميزان قدرت به توازن برسد.

ـ شما مي‌توانيد در طول يك جلسه به كارمندان خود اجازه ابراز نظر مخالف دادن را بدهيد واو را مطمئن سازيد كه صادقانه اين اجازه را مي‌دهيد.

ـ از طرف ديگر نظر به اينكه با چه كسي صحبت مي‌كنيد, موضوع قدرت ابعاد ديگري بخود مي‌گيرد ـ در اينگونه موارد ميزان قدرتي كه خود اميدوار هستيد بتوانيد به كار بگيريد نه تنها بستگي به موضوع و شرايط دارد, بلكه به موقعيت و شخصيت افراد مقابل شما نيز بستگي دارد.

ـ انواع شخصيتهاي كاري:
3 شخصيت كاري پايه وجود دارد:

1. انجام دهنده‌ها               2. پيوند دهنده‌ها                3. تأثيرگذاران

1. انجام دهنده‌‌ها:

اين افراد خود برانگيخته و با هدف هستند كه به تشويق ديگران احتياج ندارند, افراد با اين نوع شخصيت فكر مي‌كنند كه مناسبترين فردي هستند كه مي‌توانند هدف و استانداردهاي لازم براي هر كاري را تعيين كنند.
شما به اين افراد مي‌توانيد چنين بگوئيد: «من متوجه هستم كه اين راه, راه درست انجام دادن اين كار است اما يك نكته ديگر هست كه ممكن است كمي به سرعت عمل ما كمك كند به نظر شما چطور است...»

دراين مورد شما به دليل قبول كردن راه و دستورالعمل انجام دهنده براي انجام پروژه به او قدرت داده‌ايد اما در عين حال از ديدگاه خود و احتياج خود نيز صحبت كرده‌ايد وتا حدي براي خود قدرت كسب كرده‌ايد.

2. پيوند دهنده‌ها:

بر خلاف اين يك رئيس پيوند‌دهنده در صورتي احساس قدرت مي‌كند كه مورد احتياج باشد. به اين شخص چنين مي‌توانيد بگوييد: «اين پروژه واقعاً ايده جالبي است. خيلي خوشحالم كه شما از من خواستيد در گروهتان شركت داشته باشم. ما داراي توانايي و تخصص در اين مورد هستيم و مطمئنم مي‌توانيم اين كار را انجام دهيم ...». بار ديگر بوسيله در نظر گرفتن احتياج پيونددهنده‌ها براي همكاري و كار گروهي, شما موضوعات را بر طبق احتياج خود برنامه‌ريزي كرده‌ايد.

3. تأثيرگذاران:

بالأخره يك رئيس تأثيرگذار كه به جربزه شخصي, اقتدار و كنترل عقيده دارد و به وسط صحنه بودن, عادت دارد ـ به او مي‌گوئيد «حالا كه شما اين گروه را انتخاب كرده و راه انداخته‌ايد, گروه ما با تلاش كار را انجام خواهند داد... ممكن است من هم در كارهاي اين قسمت سهيم كنيد, فكر مي‌كنم مي‌توانم كمك بزرگي باشم».

 با اين صحبت شما احتياج تأثيرگذار براي رهبري يك گروه موفق را شناخته‌ايد و همچنين قدرت او را براي انتصاب شما به آن پستي كه خود شما ترجيح مي‌دهيد مورد توجه قرار داده‌ايد. ـ هيچكدام از ما هميشه و در تمام موقعيت‌ها, فقط يك شخصيت كاري نداريم ـ اما با اين وجود اگر با دقت به شخصيت ذاتي همكاران خود بنگريم, قادر خواهيم بود كه با موفقيت بيشتر با آنها ارتباط برقرار نماييم.

ـ چگونگي موفقيت در ارتباط كاري:

ـ ديديم كه چگونه مي‌توانيم طرف مقابل را در يك برخورد كاري ارزيابي كنيم, حالا براي برداشتن قدم بعدي, براي موفقيت در ارتباط كاري, مطالبي را بيان مي‌كنيم:

ـ شروع مطالب جديد را با سؤالي آغاز كنيم: چگونه براي برخوردهاي كاري برنامه‌ريزي كنيم؟

بيشتر اوقات برنامه‌ريزي براي يك برخورد كاري, با تنش و فشار عصبي همراه است. در فكر اين هستيم كه چه بگوييم؟ و چطور شروع كنيم؟ ابتدا يك تعداد يادداشت مي‌نويسيم و بعد آنها را دور مي‌ريزيم و دوباره مي‌نويسيم.

 يك راه خيلي منظم و حساب‌شده‌ اينست كه شما بايد با برنامه پيش برويد و هميشه از قبل آماده باشيد. هنگاميكه شما در موقعيت يك برخورد كاري قرار مي‌گيريد بايد انعطاف‌پذير باشيد, بايد لحظه را دريابيد و بتوانيد از راههاي مختلف استفاده كنيد. اما بايد كار را قبل از انجام دادن با يك راهبرد مشخص شروع كنيد ـ موقعيت را بررسي كنيد و آنگاه براي انجام دادن آماده شويد.

جهت آماده شدن براي هر نوع برخوردي, همانطور كه گفته شد شما بايد نيازها و ويژگي‌هاي طرف مقابل را شناسايي كنيد, روش خوب اينست كه بنشينيد و سرِفرصت و با دقت به اين موضوع فكر كنيد ـ همه چيز را يادداشت كنيد, اين كار از اقدامات نسنجيده شما جلوگيري مي‌كند, همچنين شما را از توانمندي‌هايتان براي برخورد با اين موضوع آگاه مي‌سازد ـ مثالي كه به شما نشان خواهد داد با يك مشكل در محيط كار چگونه برخورد كنيد:

ـ اگر يكي از كارمندان شما, گزارش‌هايش را دير ارسال مي‌كند, و هدف شما اين باشد كه گزارش‌ها را به موقع دريافت كنيد و وي متوجه خطاي خود شود شما بايد به اهداف كارمند ياد شده توجه كنيد براي اين كار كافيست به سادگي خود را جاي او بگذاريد, اگر رئيس شما در يك جلسه به شما اعلام مي‌كرد كه گزارش‌هاي شما هميشه تأخير دارند, شما چه مي‌كرديد, احتمالاً شما اين موارد را در نظر گرفته‌ايد: حفظ موقعيت كار ـ پيشگيري از عصبانيت رئيس و سعي در به موقع تحويل دادن كارها.

اگر شما با كارمند خود خيلي جدي و قاطع صحبت كنيد و احتمالاً روي ميز مشت بكوبيد, كارمند تمركز خود را نسبت به صحبت‌ها و منظور شما از دست داده و بدون شك حالات دفاعي بخود مي‌گيرد و بهانه‌‌هاي مختلف مي‌آورد و در نتيجه اهداف هيچكس مورد توجه قرار نمي‌گيرد؛ بجاي اين كار اگر به وي بگوييد: «ببين آقاي عزيز, اگر مي‌بيني عقب مي‌ماني و نمي‌تواني گزارش‌ها را به موقع تحويل دهي, قبل از هر چيز, بيا و موضوع را با من در ميان بگذار, به اين ترتيب ما مي‌توانيم مشكل را با هم حل كنيم», حالا راه درست اين بود, شما با اين كار به 3 هدف در آن واحد مي‌رسيد:

1. كارمند را مطمئن كرديد كه وي قادر به انجام دادن كار است. 2. وضعيتي ايجاد كرديد كه گزارش‌ها دير نرسند. 3. سوم اينكه با ايجاد يك محيط راحت و صميمي كارمندتان را بر آن داشتيد كه حتماً اين كار را انجام دهد.

ـ تقسيم‌بندي روند جلسات دو نفره:

ـ روند جلسات دو نفره اعم از اينكه جلسه با رئيس, كارمند و يا يك غريبه باشد به 4 قسمت تقسيم مي‌شود:

1. شروع جلسه       2. تعريف موضوع جلسه       3. اداره كردن روند جلسه     4. پايان يا نتيجه جلسه

1. شروع جلسه:

ابتدا شروع جلسه را بررسي مي‌كنيم:

اولين لحظات از هر جلسه از اهميت خاصي برخوردار است, اين مرحله دستگرمي است يعني زماني كه فضا و محيطي را كه در‌ آن جلسه ادامه پيدا خواهد كرد, خلق مي‌كنيد, معمولاً اين بخش را باصحبت‌هاي معمولي و كوتاه شروع مي‌كنيد.

شايد بهترين راه براي فائق آوردن بر لحظات بلاتكليفي اول صحبت همين صحبت‌هاي معمولي باشد, اما چگونه؟ اگر جلسه در دفتر كار طرف صحبت شما باشد, مي‌توانيد به اطراف نگاه كنيد و آنگاه موضوعات مورد علاقه آن شخص را جهت شروع صحبت پيدا خواهيد كرد, فرض كنيد طرف كوهنورد است (بوسيله ديدن تصاوير كوهنوردي در اتاق و ...) در چنين حالتي مي‌توانيد در مورد كوه و كوهنوردي صحبت خود را شروع كنيد, اكنون شما يك امتياز بدست آورده‌ايد بوسيله اثبات اينكه شما دو نفر يك علاقه مشترك داريد.

ـ اگر جلسه در دفتر شما برگزار مي‌شود شما مي‌توانيد صحبت خود را در مورد هوا و پوشيدن لباس‌هاي مخصوص فصل و ... شروع كنيد.

ـ جاي نشستن نيز در جلسات مهم است. نقاطي در يك اتاق وجود دارد كه احساس‌‌هاي جداگانه‌اي را به افراد مي‌دهد مثل پشت ميز و يا جلوي ميز نشستن, شما بايد سعي كنيد موقعيت ضعيف جلوي ميز نشستن را براي خود بوجود نياوريد, همچنين نقاطي در اتاق وجود دارد كه در آنها قدرت مساوي پيدا مي‌كنيد, مثل كنار ميز و در كنار كسي كه پشت ميز نشسته, اما بهترين نقطه براي نشستن يك نقطه بيطرف است.

2. تعريف موضوع جلسه:

ـ اكنون قسمت دوم برخورد كاري دو نفر يعني تعريف موضوع جلسه را توضيح مي‌دهم:

ـ نكته مهم اين جاست كه اگر مي‌خواهيد طرف مقابل شما, مطالب شما را خوب درك كند بايد يك نظم منطقي را دنبال كنيد. بهترين راه براي توضيح روند موضوع جلسه, نشان دادن اخبار تلويزيون است, كه چگونه اين كار را انجام مي‌دهند. كاركنان تلويزيون معمولاً اخبار را در 3 قسمت مي‌نويسند:

الف) دورنما يا خلاصه خبر              ب) نماي متوسط يا توضيح خبر        ج) نماي نزديك يا تفسيرخبر

ـ خلاصه خبر يا دورنما, نماي آشنايي با موضوع است. گوينده در اينجا به نكات مهم اشاره مي‌كند. مثل اينكه يك گُل كامل را به ما نشان دهد.

ـ مرحله بعدي, نماي متوسط است, اين حالت, بيننده تلويزيون را بيشتر متوجه مي‌كند ـ اين مرحله تعدادي از گلبرگها را در اختيار دارد.

ـ بعد, نماي نزديك است, اين قلب اتفاق است, يعني تك تك گلبرگها با تمام جزئيات. اين چيزي است كه ما بايد بدان توجه داشته باشيم و در نظر بگيريم.

3. اداره كردن روند جلسه:

ـ نكاتي به عنوان راهنمايي براي تقويت توضيحات شما, هنگام صحبت و يا سخنراني؛

شما بايد موضوعي را كه مورد توجه يا اهميت طرف مقابل است را مطرح كنيد, ضمناً بايد توجه كنيد كه سعي در توضيح موضوعي معمولاً با گفتار صرف, كار بسيار مشكلي است. شما مي‌توانيد ايده‌هاي خود را هر موقع كه لازم باشد به صورت تصوير نشان دهيد, مثلاً: روي يك تكه كاغذ با رسم نمودار برنامه خود را نشان دهيد يا با اقدامي جالب, از اشياء روي ميز مثل خط كش, جا سوزني, فنجان به عنوان نماد استفاده كنيد.

همانطور كه برنامه و نقش خود را با اين نمادها مي‌سازيد, راجع به هر قدم و مرحله توضيح دهيد كه براي چيست.

ـ يك نظر ديگر اينست كه ارائه طرح خود را با يك معماي كوچك شروع كنيد, اين طرز برخورد, طرف مقابل شما را درگير مي‌كند و اين حُسن را نيز دارد كه برخورد شما تهاجمي به نظر نيايد.

ـ ممكن است هنگام توضيح دادن يك موضوع, با نظريات مخالف و ناگهاني مواجه شويم, شما بايد براي اداره كردن موقعيت در اين موقع خود را كاملاً آماده سازيد, در چنين مواقعي شما بايد ضمن يك برخورد خوب در صدد متقاعد كردن طرف مقابل برآئيد و راجع به گفته‌هاي وي اظهار نظر كنيد.

ـ نه تنها شما مي‌توانيد كليدها و نكته‌هايي از آنچه طرف مقابل مي‌گويد برداشت كنيد بلكه از حركات بدن او نيز خيلي ديدگاهها روشن مي‌شود, مثلاً مي‌توانيد بدانيد آيا شنونده شما سراپا گوش است و شما مي‌توانيد به صحبت و ارائه مطلب خود به همان روش ادامه دهيد و يا به شما علامت مي‌دهد كه فوراً حالت صحبتتان را عوض كنيد.

ـ مشكلترين موقعيت در هر جلسه و آنچه از همه بيشتر اتفاق مي‌افتد, عصبانيت و تلاش براي كنترل كردن آن است، عصبانيت مي‌تواند به آساني ايجاد شود, هنگاميكه طرف مقابل از قبول نظريه ما كه فكر مي‌كنيم بهترين نظريه است, سرباز مي‌زند ما عصباني خواهيم شد, اين طبيعي است, اما شما چطور با عصبانيت خود و طرف مقابل برخورد مي‌كنيد؟

ـ بهترين كار اعتراف به عصبانيت است, اگر عصباني هستيد مي‌توانيد از كلماتي اينچنين استفاده كنيد: (اين واقعاً من را ناراحت مي‌كند چون ...)

ـ از طرف ديگر, اگر طرف مقابل نمي‌تواند به عصبانيت خود اعتراف كند ولي شما آن را مي‌بينيد, در آن صورت مي‌گوييد: «مي‌بينم كه ناراحتي, مي‌تواني به من بگويي چه چيزي اينجا ناراحتت مي‌كند؟»

ـ اين كلمات ساده به همه كمي اجازه مي‌دهد كه با عصبانيت روبرو شوند, آن را به طريقي خالي كنند و آرام گيرند و بعد مكالمه را به جهت سازنده‌اي پيش برد.

4. پايان يا نتيجه جلسه:

ـ تا اينجا راجع به 3 قسمت برخورد دو نفره صحبت شد. حالا به قسمت آخر اين بحث مي‌پردازيم:

ـ اگر جلسه مال شما بود با روش حساب شده آن را تمام كنيد. يكي يكي همه موارد مطرح شده را از بالاي فهرست خود بررسي كنيد و هرآنچه را كه تصميم گرفته شد يا قرار است تصميم‌گرفته شود مرور كنيد. در قسمت آخر جلسه, مطمئن شويد كه همه صحبت‌هاي خود را كرده‌ايد, بدون توجه موافقت نكنيد, بعضي اوقات اين بهترين موقع براي مطرح كردن و يا حتي برنده شدن يك فكر نهايي است.

جداي از هر نقشي كه در اين جلسه ايفا كرده‌ايد, جملات آخر شما خيلي مهم است, اگر جلسه شما را ناراحت كرده و يا حتي از شما انتقادي شده, ولي سعي كنيد جلسه را با يك حس مثبت و با انرژي و خوش بيني خاتمه دهيد, يا اگر جلسه مربوط به يك فكر جديد, يا روند جديدكار است, خوشبيني خود را از اين فكر جديد, ابراز نمائيد.

ـ فقط جملات آخر و بستن جلسه را فراموش نكنيد, اين كار از تلفن‌هاي بعدي و احياناً جلسات بعدي, جلوگيري خواهد كرد. بستن جلسه بايد با حرف آخر باشد.

ب)جلسات يا سخنراني براي گروه بيشتر از دو نفر:
هنگاميكه نوبت جلسات يا سخنراني‌هاي رسمي‌تر مي‌رسد, آن صحبت‌هايي كه در مقابل گروهي بزرگ يا شنونده‌ها بايد مطرح كنيد, تفاوت‌هايي با جلسات دو نفره خواهد داشت, اكنون شما مي‌بايست به گروه بزرگتري از شنونده‌‌ها فكر كنيد.

ـ در اين قسمت از راز شنونده‌ها پرده برداري مي‌كنيم:

هر گروه بيننده يا شنونده با مجموعه‌اي از خصوصيات طبيعي به محل تجمّع وارد مي‌شوند كه اطلاع از اين خصوصيات, راه ما را براي درك اينكه چه بايد بكنيم تا جمعيت را در آنچه براي گفتن داريم درگير كنيم, باز مي‌شود ـ بيائيد خود را جاي اين گروه بگذاريد؛

اول اينكه: به عنوان عضوي از گروه شنوندگان طبيعتاً به اين موقعيت عادت نداريم و حتي ممكن است ما با سخنران احساس رقابت بكنيم,‌در اينجا ما شنونده نيستيم, بلكه داور هستيم, اين قضاوت, كار را براي سخنران مشكلتر مي‌كند.

ثانياً: بيشتر جلسات و سخنراني‌ها, مربوط به ارائه يك كار جديد يا يك طرح جديد, بدليل طبيعت اين كار, سخنران را به عنوان يك قهرمان معرفي مي‌كند, اينطور به نظر مي‌رسد كه او كسي است كه مي‌خواهد ما يعني جمعيت شنونده را وادار به توافق با صحبت‌هايش بكند. بنابراين ما هم خود را بطور طبيعي تحت نفوذ احساس مي‌كنيم كه اين كار جلوي ما را براي داشتن يك فكر باز مي‌گيرد و نتيجه معمول احساس تحت نفوذ بودن هم, مقاومت است.

ثالثاً: علاوه بر اين عكس‌العمل‌هاي احساسي, سخنران بايد به مثال عيني و فيزيكي هم توجه كند, سخنران بايد در نظر داشته باشد كه شنونده‌هاي او تحت نفوذ عوامل ديگري نيز هستند. مثلاً: دماي هوا, وضعيت صندلي‌ها و ... يا اينكه شما هرگز در موقع نهار نمي‌توانيد توجه آنها را بخود جلب كنيد ـ هر چيزي مي‌تواند روي گوش دادن و ميزان توجه جمعيت شنونده, تأثير بگذارد.

ـ مواردي درباره نحوة آمادگي براي سخنراني:
ـ 3 امر مسلم پايه‌اي وجود دارد كه شما, در مورد نحوة آمادگي براي ارائه نظريات يا صحبت‌هايتان, بايد به آن توجه كنيد:

اول: شناسايي شنوندگان, دوم: تصميم‌گيري راجع به نقش شما در برابر آنها, سوم: طراحي سخنراني

اول: شناسايي شنوندگان :

ـ اولين كار شما نيد, خيلي خلاصه همه نكات را جمع‌بندي كنيد و به هم ربط دهيد.

ـ چند فن خاص براي نحوه ارائه صحبت‌هاي بيادماندني:
ـ يكي از بزرگترين عوامل براي گرفتن پاسخ موافق به سؤال چرا بايد گوش بدهم, مستقيماً به ديدگاه و شنونده‌ها نسبت به شما بستگي دارد, در واقع اين در همه موارد برخورد كاري صادق است, چه بحث با يك همكار يا ارائه يك گزارش در يك جلسه گروهي. بيننده‌ها و شنونده‌ها, كوچك يا بزرگ.

 بطور غريزي, هنگامي كه مخاطب قرار مي‌گيرند, كسل مي‌شوند. براي مثال زماني كه كسي با ما شروع به صحبت مي‌كند, ما تقريباً هميشه از خود سؤال مي‌كنيم كه اين فرد چه نيتي دارد؟

ـ توانمندي شخصي بخصوص سخنران ما را مجذوب كرده و وا مي‌دارد تا گوش بدهيم, اگر سخنران جذاب و صادق باشد به او گوش مي‌دهيم ـ چرا؟

خيلي ساده است, به اين دليل كه برخورد, برخوردي تازه است. بيشتر سخنرانها با يك حالت خيلي جدي و جداي از جمعيت, رفتار مي‌كنند, وقتي ما يك لحن گرم‌تر و راحت‌تر را مي‌شنويم, بي‌اختيار جلب مي‌شويم.

 از طرف ديگر اگر سخنران از خودراضي و يا خسته كننده باشد ما احساس ناراحتي مي‌كنيم و ممكن است به سختي به صحبت‌هاي او گوش فرا دهيم, بدتر از اين, يك سخنران كه خيلي مبهم و يا پيچيده صحبت مي‌كند, بقدري در ما فشار عصبي ايجاد مي كند كه براي دفاع از خود هيچ راهي جز گوش نكردن نداريم.

ـ مهمترين چيزي كه بايد بدانيد اين است كه اولين اطلاعاتي كه شنونده مي‌خواهد داشته باشد اين مي‌باشد كه شما چه كسي هستيد.

ـ سعي در پيدا كردن ارتباط موفق با شنونده, راه مشكلي به نظر مي‌رسد اما بايد بدانيدكه همه ما بطور غريزي اين كار را انجام مي‌دهيم.

 وقتي در جايي به كسي معرفي مي‌شويد, چكار مي‌كنيد؟ ـ مگر نه اينكه لبخند مي‌زنيد, اين مقدمه برقراري رابطه است, يا شايد يك طنز تعريف مي‌كنيد ـ همين روش را در برخوردهاي كاري و سخنراني‌ها هم مي‌توانيد انجام بدهيد.

ـ بهترين برخورد يك برخورد صميمي است. البته شما مي‌خواهيد با شنونده‌هاي خود, با روشي كه شما راحت هستيد صحبت كنيد, بنابراين بايد مقدمه‌اي كه براي شما مناسب است پيدا كنيد.

 مثل: يادآوري يك تجربه مشترك, طنز و ... ـ اين طرز برخورد, شنونده‌ها را به شما نزديك‌تر مي‌كند, در ادامه صحبت, سعي كنيد تا آنجايي كه مي‌توانيد, صحبت خود را انساني كنيد, چون انسانها با مباحث انساني كه خود را به آن مرتبط مي‌دانند, بيشتر رابطه برقرار مي‌كنند, حتماً مي‌پرسيد چطور مي‌شود مثلاً يك گزارش مالي و يا يك نمودار را انساني كرد؟ شما بايد به تجربه بدانيد كه هر قدر اطلاعات عيني و خشك باشد, با كمي خلاقيت مي‌توان آن را انساني كرد.

 مثلاً: شما مي‌توانيد راجع به كوشش‌هاي خلاق افرادي كه نمودارها را رسم نموده‌اند, توضيح دهيد تا شنوندگان يا بيننده‌ها بتوانند تجربيات خود را با اشخاص پشت صحنه اين كار ارتباط دهند.

ـ چيز ديگري كه بايد در هر نوع صحبت به خاطر داشت, اينست كه شما نمي‌توانيد با وانمود كردن به چيزي كه نيستيد به جايي برسيد.

 يكبار من را براي مشاوره دادن با يك مدير عامل كه در ارتباطات خيلي ضعيف بود, خواستند, من خيلي متعجب شدم كه اين فرد چه نيازي به مشاور ارتباطات دارد, چون او رفتاري راحت و صميمي داشت. او وقتي از او خواستم تا يك سخنراني را براي من بازگو كند, ديدم كه روبروي من يك دست كت و شلوار خالي با صداي خشك و يكنواخت, سخنراني مي‌كند ـ چطور اين شخصيت دوگانه اتفاق افتاده بود؟ ـ بدون شك اين مدير كل سعي مي‌كرد, رفتاري را داشته باشد كه از هر مدير كلي انتظار مي‌رود, او باور داشت كه اين تنها راهيست كه مي‌تواند جلب احترام كند.

اولين كاري كه من كردم اين بود كه به او توصيه كردم آرامش پيدا كند و خودش باشد. به او توضيح دادم كه رفتار طبيعي او نه تنها كافي, بلكه پرقدرت‌ترين روشي است كه او مي‌تواند در هر سخنراني از آن استفاده كند. مدير كل متوجه شد, اينگونه بود كه او تبديل به يك سخنران جذاب و موفق شد.

ـ اگر فكر كنيد كه شنوندگان, اشخاصي مثل خود شما هستند, با احساس‌ ترس و هيجاني كه در هر سخنراني ممكن است بوجود بيايد, مي‌توانيد مقابله كنيد.

ـ ترس از رفتن روي صحنه (ترس بزرگ)‌ و راههاي مقابله با آن:

ـ اين ترس بر پايه اين باور است كه, يك سخنران بايد كامل و بدون نقص باشد و هر چه بيشتر به اين باور وابسته باشيد ترس و نگراني شما بيشتر و بيشتر مي‌شود, زيرا مي‌ترسيد كه از كمال پائين‌تر باشيد, پيش خود فكر مي‌كنيد, كلمات صحيح را پيدا نخواهيد كرد و شايد صحبت‌هاي من و حتي خود من بنظر حضار خنده‌دار باشد.

ـ بنابراين بزودي منظور از بودن در آنجا را فراموش مي‌كنيد ـ و اما چگونگي مقابله با اين ترس؛

ـ اولين كاري كه مي‌توانيد براي مقابله با ترس از روي صحنه بودن بكنيد, پذيرش آن است. با دانستن اينكه همه دچار اين ترس مي‌شوند به خود اجازه دهيد كه بطور موقت بترسيد, اين ترس خودبخود از بين خواهد رفت.

 دائم به خود يادآور شويد كه هيچكس يك سخنران كامل و بي‌نقص نيست. پس با دانستن اين نكات, سخنراني خود را خراب نخواهيد كرد, فقط ممكن است كمي مضطرب باشيد. سعي كنيد با موضوع صحبت خود راحت باشيد.

 مستقيماً روي پيام خود متمركز شويد و خود را به كلي فراموش كنيد. براي بعضي‌ها بهتر است كه چند نفس عميق بكشند و مشت‌هاي خود را خيلي محكم بفشارند و بعد وارد صحنه شوند. هيچكس متوجه اين كارها نمي‌شود, اما اين كارها به شما يك انرژي فوري مي‌دهند. وارد صحنه شدن شما را همه مي‌بينند.

 مستقيماً به طرف محل ايستادن يا نشستن خود برويد و يادداشت‌هاي خود را در محل مناسب بگذاريد, چند لحظه كوتاه صبر كنيد تا تنفس شما عادي شود, بعد به مخاطبين خود نگاه كنيد. يك لحظه براي جلب توجه آنها صبر كنيد و همان موقع شروع به صحبت كنيد.

ـ شيوه اصلي جلب نظر شنوندگان:

لازم است زباني كه براي صحبت انتخاب مي‌كنيد: متناسب با جلسه باشد. اگر شما كارشناس يا متخصص در يك زمينه هستيد بايد خيلي مراقب باشيد كه به زباني صحبت نكنيد كه فقط ديگر متخصصان متوجه صحبت‌هاي شما بشوند. پس قدم اول اينست كه به خودتان گوش كنيد, از خود بپرسيد كه آيا اين كلمات براي شنوندگان, مناسب است يا خير؟ ـ اگر از كلمه‌اي تخصصي استفاده كرديد, فوراً توضيح دهيد.

ـ سرعت صحبت را تغيير دهيد, آرام‌تر و يا سريعتر صحبت كنيد تا توجه را به خود جلب كنيد. صداي خود را تغيير دهيد يعني بلندتر, آرام‌تر, متفكرتر, و يا سنگين‌تر بسازيد, همه اين كارها سخنراني شما را از حالت يكنواختي در مي‌آورد.

ـ بخش سؤال و جواب در جلسات:

ـ وقتي ما جلوي يك جمع مورد سؤال قرار مي‌گيريم, احتمالاً احساس تحت فشار بودن زياد است. اين بدان معناست كه همزمان با آماده شدن براي سخنراني بايد خود را براي مدت پرسش و پاسخ نيز آماده كنيم. همان تحقيقاتي كه براي آماده شدن براي سخنراني انجام داديد بايد براي اين كار نيز انجام شود ـ شنونده‌هاي شما چه كساني هستند, چه سؤالاتي را مي‌توانيد از آنها انتظار داشته باشيد, اما در اين جا بايد براي مخالفت نيز آماده شويد و مهم اين است كه سؤالات را به عنوان تيغ‌هاي برنده‌ در كنار خود نبينيد, بلكه آنها را فقط نقطه نظرات متفاوت ببينيد.

ـ شما بايد بدانيد كه موضوع مورد بحث, مربوط به سخنراني شماست كه برآن تسلط داريد, يكي از راهها اين است كه شما مي‌توانيد سؤالات را با سؤال جواب دهيد.

با اين كار مي‌توانيد مسير سؤال را تغيير دهيد. با دانستن اين نكات, متوجه مي‌شويد كه چقدر قدرت براي جواب به سؤالات داريد و تا زمانيكه روي صحنه هستيد, همچنان قدرت در دست شماست.

و حالا من با اين سؤال روبرو هستم: چطور صحبت خود را به پايان برسانم. بايد جملات و كلماتي ارائه دهيد كه به عنوان عصاره سخنراني‌تان باشد.

ـ متشكرم كه به من گوش كرديد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-41.aspx

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۷:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

نكاتي مهم درباره يك سخنراني موفق
 
قبل از هر چيزي آيا تا به حال فكر كرده ايد كه :
 
چرا افراد موفق ، بزرگ و تاثير گذار در جهان اكثرا سخنوران ماهري نيزهستند ؟
 
چرا درباره موضوعاتي كه در موردشان علاقه و اطلاعات  داريم براي يكي دو نفر از دوستانمان به راحتي حتي براي چند ساعت مي توانيم صحبت كنيم ولي وقتي بخواهيم همين مطالب را براي جمع زيادي از مخاطبان بيان كنيم دستپاچه وعصبي مي شويم و به دليل اضطراب حتي فراموش مي كنيم چه مي خواهيم بگوييم ؟
 
آيا تا به حال تصور كرده ايد كه روزي در برابر اجتماع عظيمي از مخاطبان صحبت مي كنيد و آنها با اشتياق تمام به صحبتهاي شما گوش مي دهند و شما نيز همچنان با شور وحرارت سخنراني مي كنيد ؟
 
آيا مي دانستيد كه : صحبت كردن در برابرجمعيت ، فقط براي عده خاصي از افراد مشكل نيست و اين مساله اي عموميست ، حتي بهترين سخنرانان نيز در ابتدا دچار همين ترس وعدم تسلط بوده اند و توانايي صحبت كردن در برابر جمع استعدادي خدادادي نيست كه فقط بعضي ها از آن برخوردارند؛ بلكه با علاقه و تمرين مثل هر توانايي ديگري ميتوان به مهارتي باور نكردني در اينباره دست يافت .
 
و نيز حتما باور نمي كنيد كه آموختن فنون  و مهارت يافتن در سخنراني حتي يك دهم آنچه عموم مردم تصور مي كنند ، سخت و دشوار نيست
 
۱۵ اصل اساسي اوليه براي يك سخنراني موفق
 
۱- با شور وشوق ومحكم واستوار شروع كنيد.
 
●  وانمود كنيد كه اعتماد به نفس وشهامت بالايي داريد  حتي اگر اينگونه نيست !!!
 
● تصور كنيد كه اگر به نحو مطلوبي از پس كار بربياييد تا چه حد وجهه اجتماعيتان افزايش مي يابد.
 
● طوري با اطمينان صحبت كنيد كه گويي همه جماعت به شما بدهكارند، تاثير رواني اين تصور در اوايل كار بسيار سودمند است.
 
● اين مهم نيست كه قلب شما در دقيقه ۳۰۰ بار مي زند!!! زيرا هيچكس نبض شما را نگرفته است؛  پس شجاعانه قدم برداريد، قامتتان را راست كنيد گويي عاشق سخن گفتن هستيد.
 
به هر حال هميشه همه انسانها، شهامت را ستايش مي كنند.
 
۲- دقيقا بدانيد كه در مورد چه چيزي مي خواهيد صحبت كنيد
 
اگر از قبل در مورد سخنراني فكر نكرده باشيد و براي آن طرحي نداشته باشيد حتما در برابر شنوندگان احساس آرامش واعتماد به نفس نخواهيد داشت
 
۳- تمرين –  تمرين  –  تمرين
 
يك ضرب المثل شيرين فارسي است كه مي گويد:
 
كار نيكو كردن از پر كردن است
 
خواهي كه شوي يك خوشنويس      بنويس و بنويس و بنويس
 
تمرين مهمترين مساله است شما با هرتمرين نيرومندتر و نيرومندتر مي شويد.
 
۴- آمادگي قبلي
 
به معني نوشتن مطالب به صورت دستوري  و سپس حفظ كردن كليه عبارات و متن سخنراني نيست بلكه آمادگي قبلي يعني تمامي نكات و جوانب مختلف موضوع را قبلا خوب مطالعه بررسي و درك كرده باشيم؛ واقعيت و درستي آنها براي خود ما به اثبات رسيده باشد سپس در مورد طريقه ارائه آن فكر كنيم.
 
هو سرل گفته معروفي دارد با اين مضمون كه اگر احساس مي‌كنيد توانايي توضيح مطلبي را نداريد، مطمئن باشيد كه آن را به طور كامل درك نكرده‌ايد.
 
مطالعه و جمع آوري مطالب مرتبط، خارج از متن اصلي  (مثلا از ساير كتب، مقالات  و…) براي غني و پر بارتركردن موضوعاتي كه مطرح مي كنيم، همواره  باعث مي‌شود كه دانش، اطلاعات و در نتيجه تسلط ما درباره موضوع افزايش پيدا كند.
 
حال مي‌پرسيد كه چگونه تمرين كنيم؟
 
۵- خودتان را به تدريج آماده كنيد
 
●  يك ارائه خوب بايد تدريجا تكميل شود  ” مثلا طي يك يا دو هفته ”
 
● در اوقات فراغتتان (مثلا وقتي در سرويس نشسته ايد يا در حياط دانشگاه قدم ميزنيد) درباره‌اش فكر كنيد و در رويا و تصوراتتان آن را بپرورانيد.
 
●  با دوستانتان درباره آن صحبت كنيد و سعي كنيد هرچه به فكرتان مي‌ رسد يادداشت كنيد؛ به زودي ايده ها  و سوژه هاي نابي به ذهنتان مي رسد.
 
●  پس از اينكه مطالب آماده و تمامي آنچه را كه مي خواهيد بيان كنيد تنظيم كرديد، در حالي كه در خوابگاه هستيد و يا حتي وقتي كه در خيابان شاليكوبي قدم مي زنيد(!!!) به آرامي آن را تمرين كنيد.
 
●  بهتر است با حركات و ايما و اشاره هرچه بيشتر آن را طبيعي وبا روح سازيد و تجسم كنيد كه در برابر يك جمعيت واقعي سخن مي گوييد.
 
●  مي‌توانيد به عنوان تمرين به مدت سه تا پنج دقيقه مطلبتان را دقيقا همانطور كه  مي خواهيد در جلسه سمينار بيان كنيد، براي هم اطاقي هايتان ارائه دهيد.
 
●  هر چه اين تمرينات را بيشتر انجام دهيد در عمل احساس اطمينان و راحتي بيشتري خواهيد داشت .
 
هميشه و در هر كاري ابتدا ۱۰۰ ايده نو جمع آوري كنيد سپس ۹۰ تاي آن را دور بريزيد آنگاه در مي‌يابيد كه ۱۰ ايده عالي در اختيار داريد.
 
۶- مطالب را به سادگي صحبتهاي هميشگي خود بيان كنيد
 
اگر بخواهيم لفظ قلم يا كتابي صحبت كنيم كار بسيار دشوار مي شود؛ نيمي از كلاممان محاوره‌اي و نيمي كتابي مي‌شود؛ عبارات نامانوسي مثل“مي باشه” ، “مي‌شوه”  و… محصول سعي نافرجام براي كتابي صحبت كردن است.
 
۷- با مخاطبانتان رو در رو باشيد
 
ارتباط چشمي با مخاطب از اهميت فوق العاده‌اي برخودار است.
 
۸- از روخواني كردن بپرهيزيد
 
خواندن مطلب از روي يادداشت نيمي از لطف سخنراني را از بين مي‌برد و شنوندگان خيلي سخت سخنراني كه از روي يك نوشته روخواني مي‌شود را تحمل مي كنند.
 
۹- اول سخنران بعد سخن
 
مهمترين موضوع سخنراني در برابر عموم خود گوينده است و آنچه بيان مي شود درمرتبه دوم قرار دارد
 
۱۰- آنچه مي گوييد آنقدر مهم نيست كه چگونه آن را مي‌گوييد.
 
تاثير هر گفتار بيشتر متكي به نحوه بيان است تا محتوا و ارزش مطلب .
 
۱۱- اگر وسط صحبت يادمان رفت كه چه مي گفتيم
 
فراموش كردن مطلب : مساله‌اي محتمل است كه ممكن است براي هركسي خصوصا در تجربيات اول پيش بيايد، در اين شرايط معمولا چند ثانيه ذهن قفل شده و بطور كلي فراموش مي‌كنيم كه اصلا راجع به چه چيزي صحبت مي كرديم.
 
ولي خوشبختانه اين حالت بسيار گذرا بوده و پس از چند لحظه (پنج تا ده ثانيه) دوباره همه چيز يادمان مي‌افتد. ولي ما نمي‌توانيم  مخاطبان  را به حال خود رها كرده و به دنباله مطلب فكر كنيم در اينگونه موارد دو كار مي توان كرد:
 
● مي‌توانيم يك يا چند  سوال از حضار بپرسيم. مثلا آيا صداي ما به رديف آخر مي رسه ؟ يا مطالب تا اينجا  مفهوم بوده ؟ يا اينكه تا اينجا كسي سوالي نداره ؟  و…
 
●  راه بهتر اين است كه آخرين جمله‌اي  را كه گفتيم تكرار كرده و صحبت را آن مورد تا چند جمله ادامه دهيم و در اين فرصتي كه ايجاد كرديم بايد به ادامه موضوع بينديشيم.
 
البته امروزه كه اغلب ارائه‌ها در قالب اسلايد و نرم افزار PowerPoint انجام مي شود اين مشكل كمتر بروز پيدا مي كند.
 
۱۲- مخاطب را ناديده نگيريد

●  به زمين يا هوا زل نزنيد. در اين حالت انگار با خودتان صحبت مي‌كنيد.  صحبت شما خشك و بيروح و كلامتان بي خاصيت مي شود.
 
● با جمعيت طوري صحبت كنيد كه گويا با ”مصطفي برزگر“ صحبت مي‌كنيد؛ مگر غير از اين است كه جمعيت از افرادي نظير ” مصطفي برزگر “ تشكيل شده است ؟
 
● طوري با شنوندگان صحبت كنيد كه گويي منتظريد آنها هر لحظه از جا بلند شده و با شما گفتگو كنند.
 
● در مقابل آنها لبخند بر لب داشته باشيد.
 
● پوشيدن لباس پاكيزه و مرتب اهميت زيادي دارد چون باعث تقويت اعتماد به نفس شده و هر اندازه كه وضع ظاهري نامرتب و شلخته داشته باشيد به همان ميزان از توجه مخاطبان كم خواهد شد.
 
۱۳- آغاز مناسب

● شروع يك سخنراني مانند آغاز يك سفر است؛ بايد ازقبل فكر كنيم كه از كجا بايد شروع كرد و از چه مسيري ادامه داد و در نهايت دقيقا بدانيم كه چه چيزي را به مخاطب بايد انتقال دهيم.
 
● نبايد صحبت را بيش از حد خشك و رسمي آغاز كرد.
 
● ابتداي يك سخنراني خيلي خيلي مهم است و انصافا مشكل ! و در موفق بودن بقيه سخنراني نقشي اساسي دارد. پس نبايد آن را سرسري گرفت و بايد براي آن طرحي داشت، مثلا يك بيت شعر يا يك مقدمه كوتاه دو سه جمله اي يا مثل همين مطلب با چند پرسش .
 
يك سخنران ماهر در خاطرات خود مي‌نويسد: ” هميشه دو دقيقه قبل از سخنراني ترجيح مي دادم مرا گلوله باران كنند ولي سخنراني نكنم … اما … دو دقيقه قبل از پايان حتي با رگبار گلوله هم مايل به تمام كردن سخنراني نيستم “
 
۱۴- چگونگي بيان

● در گفتار خود روي كلمات مهم تكيه كنيد واز كلمات كم اهميت سريع عبور كنيد.
 
● هميشه قبل و بعد از بايان نكات اساسي و مهم يك مكث كوتاه داشته باشيد.
 
● يكنواخت و ماشيني صحبت نكنيد، تن صدا و نحوه بيانتان را هر از چند گاه تغيير دهيد.
 
● جملات و عبارات مهم را با تمايز و تاكيد بيان كنيد؛ مثلا بلندتر و يا حتي آرام تر از باقي عبارات. تاثير اين كار دقيقا مشابه هاي‌لايت كردن توسط ماركر يا Bold كردن فونت در نوشته هاست.
 
● براي تاكيد بيشتر بر مطالب مهم مي‌توانيد آنها را يك بار تكرار كنيد ولي بهتر است در تكرار از بيان ديگري استفاده كنيم .
 
● زبان بدن (Body Language) راز موفقيت شماست و اين يعني استفاده درست و بجا از حركات،  ايما، اشاره و خلاصه تمامي اندام براي هرچه زنده و شاداب تر كردن جلسه ودميدن روح در فضاي سالن.
 
۱۵ – كلام پاياني :   مخاطب خود را دوست داشته باشيد
 
علاقه و صميميت گوينده نسبت به شنوندگان به آنها منتقل مي شود و جمعيت نيز هر گونه احساس وعلاقه را درك و منعكس مي كند؛ ولي اين موضوع مساله اي دلي است و براي آن نمي توان قاعده و فرمولي نوشت و فقط به صورت خلاصه مي توان كه تصور كنيد تمامي آنها كه روبه روي شمايند دوستانتان هستند.
 
ــــــ
 
خلاصه‌اي از اين نكات:
 
● در ابتداي كار محكم واستوار شروع كنيم .
 
● براي ارائه مطلب آمادگي قبلي داشته باشيم.
 
● تمرين . تمرين . تمرين .
 
● مطالعه و گردآوري مطلب بيش از آنچه كه بايد ارائه كنيم.
 
● براي يك سخنراني و سمينار خوب بايد در طي چند روز مطالب را آماده كرد .
 
● مطالب را تا حد امكان ساده و به بيان خودماني بازگو كنيد تا براي همه قابل فهم باشد .
 
● با مخاطبانتان ارتباط چشمي داشته باشيد .
 
● يكنواخت و با لحني ثابت صحبت نكنيد، روي مطالب مهم تاكيد كنيد .
 
مطالب ارائه شده خلاصه اي بسيار مختصر بود از كتاب : آئين سخنراني اثر ديل كارنگي
 
تمامي آنچه تا اينجا گفتيم اموري بودند كه به شخص شما مربوط مي‌شد. فراموش نكنيد كه ساختن اسلايدهاي مناسب به شكلي جذاب و گويادر نرم افزار PowerPoint نيز روي ديگر اين سكه است كه نبايد از آن غافل ماند .
 
۱۰ نكته مهم در طراحي و ارائه اسلايدهاي PwerPoint
 
1- انتخاب رنگهاي مناسب و دارايوتي: تكنيك‏هاي صوتي قدرتمند

  • فصل 9 - ترفندهاي تجارت: تكنيك‏هاي سخنرانان ماهر
  • فصل 10 - كنترل مكان سخنراني
  • فصل 11 - با شور و شوق تمام به پايان برسانيد
  • فصل 12 - عرضه محصول يا خدمات به روش متقاعدكننده
  • تصوير روي جلد هنر بيان - چگونه در هر موقعيتي قدرتمند ظاهر شويم ؟: حرف بزن تا برنده شوي, خريد اينترنتي كتاب برايان تريسي, خريد اينترنتي كتاب هنر بيان, هنر بيان, چگونه حرف بزنيم, چگونه قدرتمند باشيم, كتاب برايان تريسي, كتاب هنر بيان

    تصوير روي جلد هنر بيان - چگونه در هر موقعيتي قدرتمند ظاهر شويم ؟:

    حرف بزن تا برنده شوي, خريد اينترنتي كتاب برايان تريسي, خريد اينترنتي كتاب هنر بيان, هنر بيان, چگونه حرف بزنيم, چگونه قدرتمند باشيم, كتاب برايان تريسي, كتاب هنر بيان

    درباره برايان تريسي نويسنده كتاب چگونه در هر موقعيتي قدرتمند ظاهر شويم؟

    برايان تريسي يكي از سخنرانان برجسته آمريكا در امور تجاري، يكي از پر فروش‏ترين نويسندگان، و يكي از مشاوران و مربيان برجسته در زمينه رشد فردي و حرفه‏اي در جهان امروز است. وي سالانه در حضور 250.000 نفر ا زمردم در مورد مسائل مختلف، از موفقيت و مديريت فردي گرفته تا مديريت كارآمد، خلاقيت، و فروش به ايراد نطق مي‏پردازد. وي بيش از 40 كتاب نوشته است و بيش از 350 برنامه آموزش صوتي و تصويري تهيه نموده است. بيشتر آثار برايان به ساير زبانها ترجمه شده است و در 52 كشور در سرتاسر جهان مورد اسفتاده قرار گرفته است. وي كتابهاي برنامه مشاوره و مربيگري پيشرفته و برنامه مربيگري موفق را به همراه كمپبل فراسر (Campbell Fraser) تاليف نمود.
    برايان با بيش از هزار شركت مانند شركت آي.بي.ام (IBM)، مك دانل داگلاس (Mc Donell Douglas) و ميليون دلار راند تيبل (The Million Dollar Round Table) به عنوان مشاور همكاري داشته و بيش از 2.000.0000 نفر را شخصا آموزش داده است. نظرات وي اثبات شده، كاربردي، و به سرعت تاثيرگذار است. خوانندگان، شركت كنندگان در سمينارها و مراجعيت مربيگري از تكنيك‏ها و شيوه‏هايي را مي‏آموزند كه مي‏توانند به سرعت آنها را در جهت دستيابي به نتايج بهتر در زندگي و حرفه خود بكار گيرند.

    دانشگاه فروش و كارآفريني برايان تريسي

    دانشگاه برايان تريسي مجموعه كاملي از برنامه‏هاي كاربردي اثبات شده بر اساس همكاري با بيش از هزار شركت را كه به طور موفق توسط 1.000.000 دانشجو از 46 كشور جهان به كار گرفته شده است ارائه مي‏نمايد. چهار دانشكده‏اي كه مي‏توانيد به منظور تحصيل انتخاب نماييد عبارتند از:
    1- دانشگاه فروش و مديريت فروش: اين دوره آموزشي خانگي كه شامل 30 بخش مي‏باشد، به شما نشان مي‏دهد چگونه مي‏توانيد فروش خود را دو برابر يا سه برابر نماييد. در پايان اين دوره به دانشجو مدرك فروش حرفه‏اي اعطاء مي‏شود.

    2- دانشكده كارآفريني و موفقيت تجاري: در اين دانشكده ابزار و روشهاي لازم جهت ايجاد مشاغل بسيار سودآور و زودبازده آموزش داده مي‏شود. در پايان اين دوره به دانشجو مدرك كارشناسي ارشد در رشته تجارت برتر اعطاء مي‏گردد.

    3- دانشكده مديريت و رهبري: در اين دوره آموزش رهبري با عملكرد عالي كه شامل 30 بخش مي‏باشد، مي‏آموزيد چگونه گروهي عالي متشكل از بهترين افراد به استخدام خود درآوريد، به خدمت گيريد، برانگيزيد و تشكيل دهيد. در پايان اين دوره به دانشجو مدرك كارشناسي ارشد مديريت اعطا مي‏گردد.

    4- دانشكده عملكرد فردي: در اين مورد مي‏آموزيد چگونه اهدافي را تعيين كرده و به آنها دست يابيد؟ چگونه اولويت‏هاي خود را تعيين نماييد؟ چگونه عزت نفس و اعتماد به نفس در خود ايجاد كنيد، مشكلات خود را حل نماييد و تصميمات بهتري اتخاذد كنيد؟ در پايان اي دوره به دانشجو مدرك كارشناسي ارشد مهارت فردي اعطا مي‏گردد. در اين دوره‏ها كه يك ساعت در هفته برگزار مي‏شود، با استفاده از سي دي، دي وي دي‏هاي صوتي و تصويري، كتابها و تمرينات، مي‏توانيد به يكي از ماهرترين و پردرآمدترين افراد در زمينه كاري خود تبديل شويد. همين امروز به سايت برايان تريسي مراجعه كنيد و به صورت رايگان ارزشيابي شويد تا به نقاط قوت و ضعف خود پي ببريد و بياموزيد چگونه مي‏توانيد در هر شغلي كه هستيدبه رشد و تعالي فردي برسيد.

    بخش نمونه از كتاب چگونه در هر موقعيتي قدرتمند ظاهر شويم؟

    اهميت مكان نشستن را در نظر بگيريد

    زودتر در جلسه حضور يابيد تا بتوانيد جايگاهتان را با دقت انتخاب نماييد. اگر اين جلسه سخنراني شماست، طوري بنشينيد كه پشتتان به ديوار و رويتان به در ورودي باشد تا بتوانيد به تمام آن مكان احاطه داشته باشيد و هر كسي را كه وارد يا خارج مي‏شود ببينيد. زماني كه من جلساتي را برگزار مي‏كنم، به ويژه اگر جلسات مهمي باشند، جايگاه هر فرد را به طور ويژه در اين جلسه تعيين مي‏لاوه بر كلمات به يك زبان ديگر هم نياز داريد؛ «زبان بدن». زباني كه اگر خوب آن را ندانيد و آگاهي نداشته باشيد كه كجا و چطور بايد از آن استفاده كنيد، بزرگ‌ترين سوء تفاهم‌ها را باعث مي‌شويد. براي اينكه بتوانيد از امروز به بعد، كمي دقيق‌تر به اطرافيان‌تان و زبان بدنشان توجه كنيد و براي اينكه بدانيد هر گوشه از جهان، به چه آداب پيچيده‌اي احترام مي‌گذارند، در ادامه اين مطلب با ما همراه باشيد. در اين مطلب تنها به آداب برخي كشورهاي جهان و شهرهاي ايران بسنده مي‌كنيم. آدابي كه از امروز به بعد، بايد كمي بيشتر مراقب رعايت شدنشان باشيد.
     

    به چشم من نگاه كن/ نكن

    در ايالات متحده، چشم‌درچشم بودن، معمولا نشانه توجه به صحبت‌هاي گوينده است. اما در كشور‌هاي آسياي ميانه، اين موضوع مي‌تواند در ميان افراد هم‌جنس نماد صداقت باشد و در ميان افراد غيرهم‌جنس (به‌ويژه در جوامع مسلمان) چندان مودبانه به نظر نمي‌رسد. زيرا در اين كشورها، معمولا به‌جاي نگاه مداوم و مستقيم، از نگاه‌هاي كوتاه و بريده بريده براي نشان دادن توجه دو فرد غيرهمجنس به هم استفاده مي‌شود. اما در كشوري مثل ژاپن، حتي يك نگاه گذرا هم مي‌تواند گوينده را معذب كند.

    اگر هم كمي به عقب برگرديم، مي‌بينيم كه چنين فرهنگي در همين ايران خودمان هم تغييرات زيادي كرده است. نگاه كردن در نسل پدرانمان، معنايي شبيه امروز نداشت. اگر نسل ما توجه‌مان به صحبت‌هاي يك بزرگ‌تر را با زل زدن در چشمانش نشان مي‌دهيم، جوانان يك نسل قبل، توجه و احترام‌شان به يك بزرگ‌تر را هرگز به اين شيوه نشان نمي‌دادند. خيره شدن در چشم يك بزرگ‌تر براي آنها معنايي كاملا متفاوت با امروز داشته است و آنها با پايين انداختن سر و تنظيم نگاه‌شان با زاويه‌اي پايين‌تر از چشم‌ها، احترام‌شان را نشان مي‌دادند.


    دست مهربان؛ دست عصباني


    دست دادن در بسياري از كشور‌ها به نمادي براي خوشامدگويي تبديل شده‌است. اما همه كشورهاي جهان اين نماد را نپذيرفته‌اند يا حداقل به يك شكل از آن استفاده نكرده‌اند. معاني دست دادن در گوشه‌گوشه جهان آنقدر متفاوت است كه گاهي مي‌تواند نشانه تحقير و تمسخر باشد و گاهي هم شوخ‌طبعي يا حتي احترام تلقي شود. انگليسي‌ها، استراليايي‌ها، اهالي زلاندنو، آلمان و ايالات‌متحده، معمولا در شروع جلسات و ملاقات‌هايشان و همچنين هنگام خداحافظي دست مي‌دهند. اغلب اهالي اروپا، چند بار در روز به بهانه‌هاي مختلف با هم دست مي‌دهند اما در كشورهاي عربي و آسيايي، معمولا بعد از يك دست دادن ساده، چند ثانيه دست طرف مقابل، در دست گرفته مي‌شود. اگر مسافر تركيه هستيد، يادتان نرود دست دادن محكم در اين كشور مي‌تواند نماد خشمگيني يا نوعي بي‌ادبي تلقي شود.

     
    يك بوسه؟ دو بوسه؟ سه بوسه؟


    براي خوش‌آمد گفتن به يك مهمان، در هر فرهنگي هزار و يك راه وجود دارد اما روبوسي هم يكي از عادات خوشامد‌گويي در كشورهاي مختلف است. كشورهاي اسكانديناوي، معمولا به يك بوسه اكتفا مي‌كنند درحالي كه فرانسوي‌ها، مهمان‌شان را دوبار مي‌بوسند. هلندي‌ها و عرب‌ها معمولا سه بوسه را نماد خوشامدگويي مي‌دانند. استراليايي‌ها معمولا از بوسيدن طفره مي‌روند يا به شيوه اروپايي‌ها از دو بوسه استفاده مي‌كنند. اگر هم مسافر استان‌هاي جنوبي يا غربي در كشورمان باشيد و يك پيرزن مهربان ميزبان‌تان باشد، نبايد از شيوه بوسيدنش شوكه شويد. او براي نشان دادن محبتش چهره شما را در دو دستش مي‌گيرد و حداقل سه بار شما را مي‌بوسد. لرها و بختياري‌ها هم آداب و رسوم جالبي دارند. اگر با يك لر روبه‌رو شويد و او در زمان احوال‌پرسي يا خداحافظي با شما، بخواهد محبتش را نشان دهد، انگشت اشاره خود را مي‌بوسد و روي پيشاني‌اش مي‌گذارد. آنها با اين كار،‌ مي‌خواهند بگويند برايشان عزيز و مهم هستيد و احترام‌شان را به شما نشان مي‌دهند


    آرزوي بركت به زبان بي‌زباني


    اگر تصميم گرفته‌ايد در يك شهر كردنشين زندگي كنيد، بايد با آداب و رسوم سنتي آن شهر بيشتر آشنا شويد. يكي از سنت‌هايي كه كرد‌ها به آن احترام مي‌گذارند، ريختن نمك در ظرف براي آرزوي پربركت شدن است. اگر شما براي همسايه كرد‌تان يك ظرف غذا، ميوه يا شيريني ببريد، آنها وقت برگرداندن ظرف، در آن نمك مي‌ريزند تا با اين كار آرزو كنند كه بركت هميشه در خانه و سرسفره شما باشد.


    يك فنجان و يك دنيا حرف


    اگر مي‌خواهيد مهمان عرب‌هاي خوزستان و سوسنگرد شويد، بايد با آداب پذيرايي آنها بيشتر آشنا شويد. اين اعراب از شما با فنجان‌هاي قهوه پذيرايي مي‌كنند و تا وقتي كه فنجان را در دست‌وقتي براي‌بار اول با مردم رو در رو مي‌شويم

    زبان بدن يكي از موثرترين راههاي انتقال پيام به مخاطب
     
     سال‌هاست در مورد اين موضوع بحث مي‌شود كه چطور مي‌توانيم روي ديگران دربرخوردهايمان تاثير خوبي بگذاريم و به عبارتي در ذهن آنها زلزله‌اي به پا كنيم! در تحقيقي كه اخيرا انجام شد مشخص شده وقتي براي‌بار اول با مردم رو در رو مي‌شويم اولين تاثير دروني كه در آنها ايجاد مي‌كنيم، به اين صورت تقسيم ‌بندي مي‌شود: 55 درصد اين تاثير به ظاهر و به عبارتي زبان بدن بستگي دارد، 38درصد به سبك صحبت كردن مربوط است و تنها 7 درصد به آنچه كه واقعا بيان مي‌كنيم ارتباط دارد. اگر مي‌خواهيد اولين تاثير شما بر ديگران خوب و موثر باشد به نكات زير توجه كنيد.


    هيچ وقت قدرت تماس چشمي را بر ديگران دست كم نگيريد. تصور كنيد براي يك مصاحبه شغلي دعوت شده‌ايد. اين شما هستيد كه بايد نظر مثبتي در مورد خودتان در ذهن مصاحبه‌گر ايجاد كنيد و در اين بين تماس چشمي بسيار مهم و موثر است. براي موفقيت در اين كاراين مراحل را در نظر بگيريد:

    1) اگر در ميان جمعي هستيد و مي‌خواهيد در بين آنها بر فرد خاصي تاثيرگذار باشيد بايد اول فرد مورد نظر را پيدا كنيد. مثلا در حياط مدرسه يا محوطه دانشگاه مي‌خواهيد دوستي پيدا كنيد يا قرار است در يك امتحان شركت كنيد و مي‌خواهيد قبل از آغاز آن با يكي از شركت كنندگان ارتباط برقرار كنيد. اگر فردي را انتخاب كنيد كه معيارهاي جذابيت او در حد خودتان باشد، معمولا بهترين نتيجه را به‌دست مي‌آوريد.

    2) قبل از برقراري تماس چشمي با فرد مورد نظر به مسيري كه به فرد مي‌رسد نگاهي بيندازيد.

    3 ) وقتي فرد مورد نظر را پيدا كرديد براي چند ثانيه كوتاه به او نگاه كنيد. طولاني‌ترين نگاه‌ها در اين مرحله نبايد از سه ثانيه بيشتر باشد. بعد نگاهتان را به سمت ديگر برگردانيد.

    4 ) 10 ثانيه صبر كنيد و دوباره نگاه كنيد. اگر طرف مقابل هم علاقه‌مند باشد او هم به شما نگاه مي‌كند. گاهي آنقدر قدرت تماس چشمي زياد است كه مي‌بينيد فرد مورد نظر كنار شما ايستاده تا راحت‌تر با شما ارتباط برقرار كند.

    زبان بدن

    وضعيت بدن شما بايد به نحوي باشد كه نشان دهد شما پذيراي طرف مقابل هستيد و به عبارتي از او دعوت مي‌كنيد با شما ارتباط برقرار كند. هيچ‌وقت دست‌هايتان را در هم قفل نكنيد. به حالت دست به سينه قرار نگيريد و يا كيف دستي‌تان را جلوي بدنتان قرار ندهيد چون اين كارها نشان مي‌دهد داريد خودتان را پنهان مي‌كنيد.


    اگر حس مي‌كنيد عصبي هستيد به زبان بدن خودتان توجه كنيد. اگر مي‌بينيد داريد دست‌هايتان را به هم مي‌ماليد يا حالت بي‌قراري داريد يعني اصلا راحت نيستند و ناراحتي از سر و رويتان مي‌بارد. طوري بايستيد يا بنشينيد كه تمام وزن بدنتان به‌طور متعادل از سر تا پايتان توزيع شود.


    اگر مي‌ايستيد كاملا كشيده و راست بايستيد. اين حالت بدني به طرف مقابل اين پيام را منتقل مي‌كند كه اعتماد به نفس داريد و آرام هستيد. بعد از چشم‌ها، بزرگ‌ترين و موثرترين موضوع تاثيرگذار، لبخند شماست. لبخند به طرف مقابل مي‌فهماند كه خوش‌اخلاق و آرام هستيد. وقتي طرف مقابل صحبت مي‌كند با تكان دادن سر باعث مي‌شويد مكالمه همچنان جريان پيدا كند.

    ارتباط از نوع نزديك

    دست دادن به فرهنگ و باورهاي مذهبي دو طرف بستگي دارد. اگر امكان دست دادن يا روبوسي با فرد مورد نظر وجود دارد، تنها وقتي بايد اين‌كار را انجام دهيد كه مطمئن باشيد او از اين تماس راضي است. معمولا دست دادن به زمان احتياج دارد. به هرحال در شروع بهتر است دست دادن رسمي باشد. ولي بعد مي‌توانيد دست دوست‌تان را به گرمي در دست‌تان بفشاريد.

    رسيدن به نقاط مشترك

    اگر با طرف مقابل در مورد مسائلي كه مورد علاقه هر دوشماست صحبت كرده و از اين علايق مشترك تعريف و تمجيد كنيد براي شروع مكالمه راه خوبي را انتخاب كرد‌ه‌ايد. اين كار احساسات شما را در مورد موضوعاتي كه براي هر دوي شما جذاب محسوب مي‌شود، منتقل مي‌كند.


    براي شروع مكالمه با طرف مقابل از موضوعات ساده مثل لباس پوشيدن، مدل موي‌سر، موضوع امتحان و يا آب ‌و هوا شروع كنيد. در تعريف و تحسين حرف‌هاي طرف مقابل زياده‌روي نكرده و اعتدال را رعايت كنيد.


    اگر اين تعريف‌ها دروغ باشد عدم صداقت شما را مي‌رساند. در پايان فراموش نكنيد اگر مي‌خواهيد ارتباطي قوي و موثر با يك نفر برقرار كنيد بايد با توجه به شرايط، عرف جامعه و دليل اين ارتباط، بر او تاثيري عميق بگذاريد و به عبارتي ذهن و فكر او را كاملا تكان دهيد.

    http://vivannews.com/Pages/News-23933.aspx


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]


    زبان بدن: 16 روش براي افزايش مهارت زبان بدن

    افزايش مهارت زبان بدن شما مي تواند تفاوت چشمگيري در مهارت هاي مردمي، جذابيت و خلق و خوي كلي شما بوجود آورد.
     

    افزايش مهارت زبان بدن شما مي تواند تفاوت چشمگيري در مهارت هاي مردمي، جذابيت و خلق و خوي كلي شما بوجود آورد.
     
    در مورد چگونگي بكارگيري زبان بدنتان راه كار خاصي وجود ندارد. آنچه كه شما انجام مي دهيد ممكن است به تعداد زيادي روش مورد تفسير واقع شود. در عين حالي كه به محيط و مخاطب شما نيز بستگي دارد.
     
    احتمالا شما زماني كه با رئيس تان در حال صحبت كردن هستيد در مقايسه با وقتي كه با فرد مورد علاقه تان صحبت مي كنيد قصد داريد كه از زبان بدنتان به طرز متفاوتي استفاده كنيد.
     
    روش هاي زير، تعدادي از تفسيرات رايج از زبان بدن و اغلب روش هاي تاثيرگذارتر است جهت ارتباط برقرار كردن با جسم شما.
     
    در ابتدا براي تغيير زبان بدن بايد نسبت به آن هوشيار باشيد. به طرز نشستن ، ايستادن و چگونگي بكارگيري دستها و پاهايتا و آنچه كه در حين مكالمه با فردي انجام مي دهيد دقت داشته باشيد.
     
    ممكن است نياز به تمرين در برابر آينه داشته باشيد كه شايد در وهله اول اين كار به نظر احمقانه بيايد ولي كسي شما را نخواهد ديد. تمرين فوق به شما بازخورد مناسبي در مورد اينكه چگونه در مقابل ديگر اشخاص به نظر مي‌رسيد، خواهد داد. هم چنين به شما اين امكان را مي دهد تا كمي قبل از رفتن به دنياي بيرون تمريني داشته باشيد.
     
    روش ديگر اين است كه چشمانتان را ببنديد و چگونگي ايستادن و نشستن را تصور كنيد تا حس اطمينان، صراحت، تمدد اعصاب يا هر آنچه كه شما براي گفتگو به آن نيازمنديد در شما بوجود آيد. همانند همان مدل (كه در ذهن خود ساخته ايد) خودتان را در حال حركت مشاهده كرده و سپس در محيط بيرون آن را اجرا كنيد.

    همچنين شايد بخواهيد دوستان، ستارگان سينما يا ديگر افرادي را كه فكر مي كنيد از زبان بدن مناسبي استفاده مي‌كنند، مشاهده كنيد. آنچه را كه آن ها انجام مي دهند و شما بكار نمي بريد، ببينيد. از افراد مختلف آنچه را كه مي پسنديد، كسب كنيد و براي بكارگيري آنچه كه از آنان آموخته ايد تلاش كنيد.
     
    تعدادي از اين حالت ها ممكن است طوري به نظر برسد كه انگار شما آن ها را تظاهر مي كنيد. تظاهر كنيد تا زماني كه بتوانيد آنها را به دست بياوريد. اين روش مناسبي براي ياد گرفتن مهارت هاي جديد است و به خاطر داشته باشيد كه احساسات نيز در پس آن عمل مي كنند.

    اگر كمي بيشتر لبخند بزنيد احساس شادي بيشتري خواهيد كرد. در صورتي كه صاف بنشينيد طبعا احساس انرژي و ابهت بيشتري خواهيد نمود و اگر حركاتتان را آهسته تر كنيد احساس آرامش بيشتري به شما دست خواهد داد. در حقيقت احساسات شما باعث تقويت عادات جديدتان خواهد شد و احساسات دور پراكنده مي شود. معمولا در ابتدا ممكن است در بكارگيري زبان بدنتان مبالغه كنيد. شايد در هنگام نشستنن پاهايتان به طرز خنده داري دور از هم باشد يا در تمام لحظات يك موقعيت دشوار صاف بنشينيد. مهم نيست. مردم آنقدر ها كه فكر مي كنيد شما را نگاه نمي كنند. آنها نگران مسايل شخصي خودشان هستند.
     
    1.       پاها و دستانتان را به حالت ضربدري قرار ندهيد:
     
    احتمالا شنيده ايد كه نبايست دست به سينه بايستيد چرا كه ممكن است از شما ظاهري تدافعي يا محافظه كار ارائه دهد. اين مساله در مورد پاهايتان نيز صدق مي كند پس پاها و دستهايتان را بازتر قرار دهيد.
     
    2.       ارتباط چشمي داشته باشيد اما خيره نشويد:
     
    در ميان افرادي كه مخاطب شما هستند با همه آنها ارتباط چشمي داشته باشيد تا رابطه بهتري را بوجود آورده و متوجه شويد كه ايا آنها به صحبت هاي شما گوش مي دهند يا نه؟ البته برقرار كردن بيش از حد تماس چشمي ممكن است باعث ناراحتي افراد شود. همانطور كه رابطه اي فاقد آن مي تواند ظاهر شما را نامطمئن جلوه دهد. اگر به اين نوع ارتباط عادت نكرده ايد ممكن است كه در ابتدا در شما ايجاد ترس كرده و مشكل به نظر بيايد اما با ادامه دادن آن دير يا زود به اين روش عادت خواهيد كرد.
     
    3.       از بوجود آوردن مقداري فضا نهراسيد.
     
    مقداري فضا دادن به مخاطب نشانه اعتماد به نفس شماست و نشانگر اين است كه شما فرد راحتي هستيد. به طور مثال هنگام ايستادن يا نسشتن پاهايتان را كمي با فاصله قرار دهيد.
     
    4.       عضلات شانه تان را شل كنيد:
     
    هنگامي كه هيجان زده هستيد راه مناسب اين است كه شانه هايتان را از حالت انقباض رها كنيد. ممكن است كه كمي به سمت جلو و بالا تكان بخورند. سعي كنيد كه راحت باشيد و با مقداري حركت شانه ها، عضلات آنها را شل كرده و سپس به آرامي آنهارا به حالت اوليه برگردانيد.
     
    5.       هنگامي كه ديگران مشغول صحبت هستند، سرتان را به نشانه تاييد تكان دهيد:
     
    هرچند دقيقه يكبار سرتان را به نشانه تاييد حركت داده تا نشان دهيد كه به سخنان طرف مقابل گوش مي دهيد. اما مواظب باشيد كه در انجام آن زياده روي نكنيد.
     
    6.       خم نشويد، صاف بنشينيد:
     
    اما در يك حالت آرام، نه به صورت هيجان زده.
     
    7.       كمي به سمت جلو متمايل شويد، البته نه خيلي زياد:
     
    اگر قصد داريد كه علاقمنديتان را به سخنان طرف مقابل نشان دهيد، به طرف او كمي متمايل شويد. در صورتي كه مي خواهيد نشان دهيد كه داراي اعتماد به نفس بوده و آرامش داريد كمي به سمت عقب متمايل شويد. توجه داشته باشيد كه بيش از حد به جلو خم نشويد چراكه ممكن است شما را مايوس و نيازمند براي جلب نظر ديگران نشان دهد. همين طور متمايل شدن به عقب بيش از اندازه ممكن است از شما ظاهري مغرور و سرد جلوه دهد.
     
    8.       لبخند بزنيد
     
    شاد باشيد و خيلي خودتان را جدي نگيريد. كمي آرام باشيد و هنگامي كه فردي مطلب خنده داري بيان مي كند لبخند بزنيد. اگر شما شخص مثبت انديشي به نظر برسيد مردم براي شنيدن صحبت هاي شما تمايل زيادي نشان خواهند داد. در عين حال اولين نفري نباشيد كه به لطيفه هاي خودتان مي خنديد كه ممكن است شما را دستپاچه يا نيازمند جلوه دهد. هنگامي كه به شخصي معرفي مي شويد لبخندي هم بر لب داشته باشيد. اما نه آن طور كه لبخند روي صورت شما تصنعي باشد. اين باعث مي شود كه از شما ظاهري رياكارانه بسازد.
     
    9.    به صورتتان دست نزنيد:
     
    اين حالت ممكن است موجب شود كه دستپاچه به نظر برسيد و براي مخاطبانتان ايجاد حواس پرتي مي كند.
     
    10.   سرتان را بالا نگه داريد:
     
    چشمانتان را به زمين ندوزيد. اين حالت باعث مي شود كه شما نا مطمئن يا كمي ناكام جلوه كنيد. سر خود را به سمت بالا و صاف قرار داده و چشمهايتان را در مقابل افق نكه داريد.
     
    11.   حركاتتان را كمي آرامتر كنيد:
     
    اين نكته به چند دليل حائز اهميت است. آهسته تر راه رفتن نه تنها موجب مي شود شما آرامتر و مطمئن تر به نظر برسيد، كه باعث آن خواهد شد احساس تنش كمتري نيز داشته باشيد. اگر فردي شما را مخاطب قرار داد، گردنتان را به طور ناگهاني به سمت او برنگردانيد. در عوض با حركتي آهسته تر گردنتان را به سمت او حركت دهيد.
     
    12.   بي قراري نكنيد:
     
    از حركاتي كه نشانه بيقراري شما هستند يا تيك هاي عصبي تان نظير تكان دادن پاها يا با سرعت ضربه زدن انگشتان دست به ميز بپرهيزيد، به ترتيب آن ها را كنار گذاشته يا به نوعي شكل آن را تغيير دهيد. اين باعث مي شود هنگامي كه شما قصد داريد مطلبي را به شخصي برسانيد عصبي و بي قرار جلوه كنيد. در تمام موقعيت‌ها حركاتتان را از بي نظمي رها كنيد. سعي كنيد آرام باشيد و حركاتتان را كندتر كرده و بر روي آنها تمركز كنيد.
     
    13.   از دستانتان با اطمينان بيشتري استفاده كنيد:
     
    بجاي حركت هاي عصبي توسط دستانتان يا دست كشيدن روي صورتتان ، از آنها براي بوجود آوردن ارتباط با آنچه كه قصد بيان آن را داريد استفاده كنيد. دستانتان را جهت شرح موضوعي يا بيان اهميت نكته اي كه تلاش مي كنيد تا آن را ارائه دهيد بكار ببريد. اما توجه به اين نكته ضروري است كه استفاده بيش از حد از دست ها ممكن است باعث حواس پرتي شود. همچينين طوري دست ها را حركت ندهيد كه غيرقابل كنترل به نظر برسد.
     
    14.    به فاصله خيلي نزديك نايستيد:
     
    يكي از مواردي كه آموخته ايم اين است كه هنگامي كه شخصي با يك گوينده با فاصله كم مواجه مي شود، احساس خوشايندي ندارد . اجازه دهيد كه افراد حريم خصوصي شان را داشته باشند . به حريم شخصي ديگران وارد نشويد.
     
    15.   انعكاس
     
    اغلب هنگامي كه شما روابط خوبي با يك فرد داريد و هر دوي شما داراي يك وابستگي به يكديگر هستيد، ناخودآگاه شروع به انعكاس رفتارهاي يكديگر مي كنيد. بدين معني كه شما كمي از زبان بدن شخص مقابلتان را عينا تكرار مي كنيد. اگر آن فرد به سمت جلو متمايل شود شما نيز احتمالا به جلو خم مي شويد. در صورتي كه او دستهايش را روي پاهايش قرار دهد ممكن است شما مشابه او رفتار كنيد. دقت داشته باشيد كه فورا عكس العمل نشان ندهيد و هر تغييري كه در زبان بدن او بوجود آمد را منعكس نكنيد. به اين ترتيب حس نزديكي بوجود خواهد آمد.
     
    16.   نگرش مثبت داشته باشيد:
     
    آخرين نكته از حيث ترتيب، اين است كه ديدگاهي راحت، باز و مثبت داشته باشيد. آنچه شما احساس مي كنيد بر روي زبان بدنتان جاري مي شود و مي تواند باعث تفاوت عمده اي شود. شما قادر خواهيد بود كه زبان بدنتان را تغيير دهيد اما اين نيز همانند تمامي عادت هاي جديد زمان بر است. خصوصا اگر شما روزهاي زيادي را به نگاه كردن به سمت پايين صرف كرده بوديد ممكن است مواردي نظير بالا نگه داشتن سرتان زمان زيادي ببرد تا صحيح شود. در ضمن اگر يكباره براي تغيير دادن بسياري از موارد تلاش كنيد ممكن است گيج كننده و طاقت فرسا بشود.
     
    يكي دو نمونه از اين روش هاي زبان بدن را انتخاب كرده و هر روز به مدت 3 تا 4 هفته بر روي تمرين كنيد. از آن به بعد آن موارد مي بايست در عادات جديد شما و مواردي كه شما حتي بدون فكر كردن قادر به انجام آن هستيد ايجاد شود. در غير اين صورت تا زماني كه آنها جزيي از عادات شما شوند، به تمرين ادامه دهيد. سپس دو مورد ديگر كه علاقه داريد تا تغييرشان دهيد را انتخاب كرده و بر روي آن ها تمرين كنيد.

     
    نويسنده : هنريك ادبرگ
     
    مترجم:الهام سادات ميرياني
     
    منبع:  www.positivityblog.com 


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]


    تاثير زبان بدن در مديريت و كار گروهي
     

    دبرا گرونفلد، پژوهشگر حوزه روان‌شناسي اجتماعي مي‌گويد: زبان بدن شما عاملي تعيين كننده در تاثيرگذاري شما بر ديگران است. آيا قبل از يك ملاقات مهم با رييس‌تان يا يك مشتري مهم يا فرزند نوجوانتان وقت گذاشته و به آنچه مي‌خواهيد بگوييد فكر كرده‌ايد؟

    به گفته اين پژوهشگر، شما انرژي خود را بيهوده تلف كرده‌ايد. به جاي اين كار، تمرين كنيد كه چطور قدم برداريد، بايستيد، بنشينيد و هوشمندانه حركت بدن طرف مقابل را آناليز كنيد.


    اين سخنان را خانم گرونفلد، استاد روانشناسي اجتماعي تجربي در دانشگاه عالي مديريت دانشگاه استنفورد، جلوي كلاسي پر از دانشجو بيان مي‌كند. وي در حالتي ايستاده كه وزن خود را متعادل و مساوي روي هر دو پاي خود تقسيم كرده، مستقيما به حضار نگريسته و جملات خود را به شكل كامل و رسمي ادا مي‌كند.

     او حالتي را نشان مي‌دهد كه متخصصين زبان بدن به آن «وضعيت رييس‌مآبانه» مي‌گويند. اين به اين معنا است كه با اين وضعيت، گوينده اطمينان حاصل مي‌كند كه همه افراد حاضر در اتاق مي‌دانند كه در اين لحظه و در اين مكان، او رييس است. خانم گرونفلد با دو دهه تحقيق درباره مساله قدرت بيان، دلايل بسياري در اثبات اهميت حالت بدن و تن صدا ارائه مي‌كند.

    در اين جلسه وي از استدلال‌ها و دلايل منطقي استفاده مي‌كند تا شنوندگانش را متقاعد سازد. با اين وجود تحقيقات او نشان مي‌دهد كه اين كيفيت استدلالات او نيست كه ديگران را مجاب مي‌سازد، بلكه شيوه انتقال و بيان آنها است. خانم گرونفلد مي‌گويد: «وضعيت شما» كه توسط حالت‌هاي فيزيكي بدنتان و نشانه‌هاي غيركلامي شكل مي‌گيرد تعيين‌كننده اصلي است. افراد در كمتر از 100 ميلي ثانيه نتيجه مي‌گيرند كه آيا شما فرد شايسته‌اي هستيد يا خير.


    به گفته وي، در رهبري كسب و كار، هوش و ذكاوت ابزار از پيش تعيين كننده‌اي نيست. تحقيقات ديگري نشان مي‌دهند در ادراك ديگران از آنچه شما گفته‌ايد، بلندي، زيروبمي و گام صداي شما پنج برابر از آنچه كه واقعا بيان مي‌كنيد موثرتر است. از طرفي طبق تحقيقات، ما توسط گفته‌هاي خودمان نيز تحت تاثير قرار مي‌گيريم.

    بنابراين بعضي از اوقات با تكرار گفته‌هاي فردي كه مي‌خواهيد روي او تاثير بگذاريد، به اين هدف دست خواهيد يافت. ديگراني كه در آن فضا حضور دارند ممكن است تاثير چنداني از شما نپذيرند، ولي فرد موردنظر تحت تاثير قرار خواهد گرفت.

    پنج سال پيش خانم گرونفلد براي كمك به دانشجويان رشته MBA خود در مواجهه با «مساله برتري» روش جديدي را برگزيد. بعضي از افراد در زندگي حرفه‌اي يا خصوصي خود در مواقع لزوم نمي‌دانند كه چگونه متفاوت باشند. يا عده ديگري نمي‌دانند وقتي از آنها خواسته شد در مقام ارشدي قرار بگيرند، چگونه كنترل و مسووليت امور را در دست بگيرند. از آنجايي كه بيشتر دانشجويان مديريت، در سلسله مراتب مديريتي در آن واحد هم بايد رهبر خوبي باشند و هم پيرو خوبي، خانم گرونفلد تصميم گرفت با روشي متفاوت به آنها مسائل اوليه را بياموزد و در اين راستا بهترين شيوه را، استفاده از استاد نمايش براي تمرين دادن آنها برگزيد. وي پي برد كه بازيگران، بسيار خوب به ساير بازيگران در نمايش توجه دارند. زيرا در غير اينصورت نه تنها ارتباطشان را با آنها از دست مي‌دهند، بلكه بازي آنها نيز براي تماشاچيان غيرطبيعي به نظر مي‌آيد.

    برخي مسائلي كه خانم گرونفلد به اين دانشجويان آموخته، حاصل تحقيقات همكاراني مثل پروفسور لاريسا تيدنس، معاون دانشكده مديريت در مركز تحقيقات راهبردي و توسعه، در مورد اثر حركات بدن بر ادراك بوده است.

    گرونفلد به كلاس خود مي‌گويد: زمان‌هايي وجود دارند كه شما حالت «دست پايين» به خود مي‌گيريد. «شما باعث مي‌شويد كه ارتباطات خوبي با طرف مقابل شكل بگيرد و در عين حال چيزي را هم از دست نمي‌دهيد.» وضعيت «دست پايين» باعث مي‌شود كه طرف مقابل احساس برتري بيابد و اين موضوع حس خوبي به آن فرد مي‌دهد.»

    او مي‌گويد: بيان لطيفه‌‌هايي خودكم انگارانه براي افراد رده بالا در يك سازمان، باعث مي‌شود شما قابل دسترس‌تر باشيد. ما روساي بسياري را مي‌شناسيم كه در كلام مي‌گويند: «در اتاق من هميشه به روي شما باز است» اما زبان بدن آنها مي‌افزايد: «ولي واقعا، اينجا نيا».

    وي پيشنهاد مي‌كند در مواجهه با فرد درجه پايين‌تري كه از جايگاه خود اطلاعي ندارد، چند لحظه سكوت بيشتر مي‌تواند سيگنال مناسب را به او ارسال كند. فراموش نكنيد كه حالت شما همانطور كه بر ديگران تاثيرگذار است بر خود شما نيز اثر مي‌گذارد. گرونفلد از حاضريني كه نشسته بودند خواست تا زانوهايشان را به هم جفت كرده، آرنج‌هايشان را نزديك بدن خود نگه داشته، به جلو خم شوند و در اين حالت بگويند: «من رييس مطلق هستم.» همه خنديدند، زيرا كسي آنچه را كه مي‌گفت باور نداشت.

    بعد او حضار را راهنمايي كرد تا شانه‌هايشان را پايين‌تر بياورند، دست‌هايشان را با حالت باز شده پشت صندلي آزادانه رها كنند و پاهاي خود را باز كنند تا جاي بيشتري بگيرند. او مي‌گويد: به طور كلي افراد سطح بالا، نسبت به افراد سطح پايين به خود اجازه مي‌دهند تا بدنشان فضاي بيشتري را اشغال كند. همين موضوع باعث مي‌شود كه آنها حس راحت بودن داشته باشند و همچنين اين حس را نشان بدهند. خانم گرونفلد مي‌گويد: مثل ساير موارد شما هم احتمالا به طور غريزي از اين موضوع آگاهيد كه اين زبان بدن در موضع قدرت است و همه ما اين را مي‌دانيم. ولي در واقع نمي‌دانيم كه اين موضوع را مي‌دانيم.

    http://vivannews.com/Pages/News-22446.aspx


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]
    [ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳