مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4475
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 18
همه : 5165438


استراتژي‌‌هاي مذاكره- شكستن سد «نه»


بازتعريف فريبكارى‌ها از آن جهت دشوار است كه اين ترفندها با زبان همكارى و منطق بيان مي‌شود تا شما را فريب دهد.
البته شما مي‌توانيد مستقيما اين ترفندها را به چالش بكشيد، ولي ريسك آن بسيار بالا خواهد بود. اولا ممكن است شما اشتباه كرده باشيد و حتي اگر هم گمان شما درست باشد طرف مقابل ممكن است از اينكه او را دروغگو يا متقلب بناميد آزرده شود و روي روابط شما با او تاثير منفي بگذارد. راه‌حل جايگزين به جاي برخورد علني با ترفند فريبكارانه طرف مقابل، تظاهر به همراهي كردن با آن است. طورى واكنش نشان دهيد كه گويي طرف مقابل كاملا با حسن نيت مذاكره مي‌كند، ‌اما به آرامى حركت كنيد و پرسش‌هاى كنجكاوانه‌اى را مطرح كنيد تا بتوانيد صداقت آنها را آزمايش نماييد.

اگر طرف مقابل صداقت داشته باشد، پرسش‌هاى شما ضرري نخواهد داشت. ‌اما اگر قصد آنها فريب شما باشد، ترفند آنها آشكار خواهد شد. و ازآنجا كه شما علنا با آنها برخورد نكرده ايد اين‌امكان براي طرف مقابل وجود خواهد داشت تا با آوردن بهانه‌اى چون «اشتباهى صورت گرفته است» يا اينكه «سوءتفاهمي ‌پيش‌آمده است» حفظ ظاهر نمايد.


پرسش‌هاى روشنگرانه بپرسيد


پرسش‌هايى بپرسيد كه پاسخ آنها نيات و اهداف طرف مقابل را هم آزمايش نمايد و هم روشن كند. اگرشما مي‌خواهيد شركتي را بخريد كه فروشنده مقادير قابل توجهي را تحت عنوان حساب‌هاى دريافتي براي تعيين ارزش شركت گنجانده است، با لحني بي‌غرض بپرسيد «شما حتما دليل موجهي براي اطمينان از پرداخت به حساب‌هاي دريافتي در آينده داريد. علاقه‌مندم بدانم چرا اين طور فكر مي‌كنيد.» وقتي آنها مواضع خود را بر «مراجع رسمي» مانند سازمان‌هاي دولتي يا سيستم‌هاي كامپيوتري و تحليل‌هاي نرم افزاري استوار مي‌كنند، سعي كنيد تا فرضيات آنها را كنترل نماييد. از اينكه كمي‌آنها را تحت فشار بگذاريد نهراسيد.

بعد هم به ابهام گويي‌ها و همين طور به قاطعيت آنها توجه كنيد. اگر تناقض مشاهده كرديد آن را مستقيما به چالش نكشيد. با حالت سردرگمي ‌بپرسيد: «خيلي معذرت مي‌خواهم ولي فكر مي‌كنم درست متوجه نشده‌ام. ممكن است توضيح دهيد اين نكته‌اي كه الان بيان كرديد با مطالب قبلي چه ارتباطي دارد؟»


يكي از راه‌هاي مطمئن شدن از گمانه زني‌ها پرسيدن سوال‌هايي است كه خودتان از قبل جوابش را مي‌دانيد. به هر نحوي كه آنها پاسخ خود را استتار كنند براي شما بسيار‌آموزنده خواهد بود.

يكي از ترفندهاي مرسوم ايجاد اين باور غلط در شما مي‌باشد كه طرف مقابل داراي اختيار تام براي تصميم‌گيري است. شما ممكن است انعطاف كامل نشان داده باشيد و از همه اختيارات خود استفاده كرده باشيد در حالي كه رييس آنها يا هيات مديره طرف مقابل تازه خواهان‌امتيازات بيشتري باشد.

براي صيانت از خودتان همان ابتداي مذاكره ميزان اختيارات طرف مقابل را جويا شويد: «آيا فرض من بر اينكه شما داراي اختيارات كامل براي تصميم‌گيري در اين مورد هستيد درست است؟» مطمئن شويد يك پاسخ مشخص دريافت كنيد. اگر آنها اختيار كامل ندارند متوجه شويد موافقت كدام شخص يا اشخاصي ضروري است؟ و زمان پاسخ دادن آنها چقدر طول مي‌كشد؟ يكي ديگر از ترفند‌هاي مرسوم، درخواست تقاضايي در آخرين لحظه قبل از نهايي كردن توافق است. به جاي به چالش كشيدن درخواست آنها، بپرسيد:

«آيا پيشنهاد مي‌كنيد مجددا باب مذاكره را باز كنيم؟» اگر طرف مقابل پاسخ منفي داد، شما هم مي‌توانيد بگوييد «بسيار خوب پس اجازه بدهيد طبق توافق صورت گرفته كار را دنبال كنيم.» و اگر جواب مثبت بود، شما مي‌توانيد بگوييد بسيار خوب، ما اين موارد جديد را به عنوان يك پيش‌نويس قرارداد تلقي مي‌كنيم كه براي هيچ يك از طرفين تعهدآور نيست.


يك درخواست معقول بكنيد


شما در برخورد با افراد فريبكار داراي مزيتي هستيد كه در مقابل ساير افراد اين مزيت را نداريد. ديگران علنا همكاري نمي‌كنند در حالي كه افراد فريبكار در ظاهر خود را منطقي و معقول جلوه مي‌دهند. پس شما هم در ظاهر حرف آنها را بپذيريد و آنها را محك بزنيد، به اين ترتيب آنها بر سر يك دوراهي قرار خواهند گرفت:

يا به همكاري ظاهري خود رنگ واقعيت مي‌پوشانند يا اينكه فريبكاري را كنار گذاشته و دست خود را كه رو خواهند كرد. به عبارت ديگر، شما مي‌توانيد با «آزمايش درخواست معقول» آنها را ‌امتحان كنيد. درخواست منطقي را كه اگر طرف مقابل واقعا حسن نيت داشته باشد با آن موافقت خواهد كرد، طراحي كنيد.


اگر به عنوان مثال نسبت به صحت تحقيق وصول مطالبات يك شركت شك داريد به آنها بگوييد «اگر اشكالي نداشته باشد مي‌خواهم از حسابدارمان خواهش كنم تا به دفاتر شما نگاهي بيندازد و حساب‌هاي دريافتي شما را بررسي كند تا در جريان اصول كاري شما قرار بگيرد.» اگر فروشنده از بررسي حساب‌ها توسط حسابدار شما‌ امتناع كرد، حسن همكاري خود را زير سوال برده است و شما هم مي‌توانيد نتيجه بگيريد كه روي همه حرف‌هاي آنها نمي‌توانيد حساب باز كنيد.

اگر طرف مقابل خواست تا به بهانه داشتن «يك شريك سنگدل» ‌امتيازات بيشتري بگيرد شما هم مي‌توانيد اين درخواست را بيان كنيد: «معذرت مي‌خواهم جري. فكر مي‌كنم درست متوجه نشدم.


يعني ما اشتباه كرديم كه از بانك شريك شما در جلساتمان دعوت نكرديم؟ جري حالا با يك انتخاب مواجه است. او يا مي‌تواند قرار ملاقات با شركاي بانكي را تنظيم كند و شما را از نزديك با سر سختي آنها آشنا سازد و فرصت بهتري براي جلب اطمينان شما فراهم آورد يا اينكه از هماهنگي ديدار شما با آنها ‌امتناع كند و در عمل، حواس شما را جمع تر كند.

نوشته: ويليام يوري
ترجمه: نادر پيروز

http://vivannews.com/Pages/News-22143.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مدل ايستادن چه چيزهايي را نشان مي‌دهد؟



 

مدل ايستادن فرد مي‌تواند نشانه‌اي از نفوذ، قدرت يا سلطه پذيري او باشد




 




وقتي فردي هنگام ايستادن كمي خميده قامت است، مي‌تواند نشان از سستي و احساس ناامني در فرد باشد، در بعضي مواقع نيز فرد تا حدي احساس گناه يا عذاب وجدان يا شرم دارد.






وقتي فردي هنگام ايستان شانه‌هايش را عقب مي‌دهد و كاملا صاف مي‌ايستد نشان از سلطه گري اوست و در واقع نشان مي‌دهد او انساني با اعتماد به نفس، صادق و موفقي است. حتـي اگـر كـوتـاه قـد باشد، گرفتن يك ژست مطمئن و بي‌پروا فرد را پر ابهت نشان خواهد داد.








 

چگونه زبان بدن را به زندگي روزمره خود بياوريد




اگر مي‌خواهيد به بهترين وجه، زبان بدن خود را تنظيم كنيد و دقيقا خود را آنگونه نشان دهيد كه مي‌خواهيد، اول بايد به تمام لحظه‌هاي خود در طول روز فكر كنيد و تمام جوانب را درنظر بگيريد سپس تصميم بگيريد كه قصد داريد چگونه رفتار كنيد.

مثلا اگر مي‌خواهيد ديگران شما را به‌عنوان شخصيتي مهربان بشناسند، نبايد صبح‌ها هنگام رفتن به سر كار مستقيم سر ميز خود برويد و از هرگونه ارتباط چشمي پرهيز كنيد، چون در اين صورت همكاران‌تان از شما عكس اين برداشت را خواهند داشت. بنابراين بايد روي سلام و احوالپرسي خود دقت بيشتري داشته باشيد.

به همين طريق تمام روز خود را درنظر بگيريد. بايد به رفتارهاي خود هنگام ناهار توجه كنيد و اينكه بعد ازظهر و عصر خود را چگونه سپري مي‌كنيد. سعي كنيد از خودتان سوال‌هايي به اين روش بپرسيد: «آيا بايد لبخند بزنم؟آيا بايد با اطرافيان ارتباط چشمي برقرار كنم؟ يا....» درست است مفاهيم را همراه با زبان انتقال مي‌دهيد، اما تاثير زبان بدن شما به لحاظ احساسي است و به‌طور عميق‌تري روي ناخودآگاه طرف مقابل تاثير مي‌گذارد. وقتي شما اصول و معناهاي زبان بدن را ياد بگيريد مي‌توانيد به بهترين حالت، رفتارهاي خود را مديريت كنيد تا رفتارهاي‌تان فراتر از گفتارتان منظور شما را نشان دهد و از طرف ديگر از زبان بدن ديگران نيز كاملا به سود خود استفاده كنيد و معناي نهفته در گفتار آنها را بفهميد.مثلا وقتي فردي هنگام صحبت كردن جلوي دهان خود را مي‌گيرد احتمالا در حال دروغ گفت است يا....به‌طور كلي شما مي‌توانيد از ميزان نزديك شدن طرف مقابل، حركت پاها، نوع حركت سر، نوع حركت دست‌ها و... به خيلي از وجوه شخصيت طرف مقابل پي ببريد.





چشم‌هايش با شما حرف مي‌زنند




تماس چشمي بين افراد معمولا در فرهنگ‌هاي مختلف متفاوت است، حتي مي‌توان گفت با توجه به فرهنگ نيز معناي تماس چشمي متفاوت است اما در بيشتر مناطق معناي آن صداقت و رك‌گويي فرد است. شايد بتوان گفت چشم‌ها يكي از مهم‌ترين اعضايي هستند كه به راحتي احساسات شما را به فرد مقابل انتقال مي‌دهندو در واقع مهم‌ترين جزء انتقال‌دهنده زبان بدن هستند، چشم‌ها مي‌توانند هر چيزي را بيان كنند از ناراحتي و خوشحالي گرفته تا درد و انواع احساسات ديگر.






افرادي هستند كه وقتي با آنها صحبت مي‌كنيد مدام به اطراف نگاه مي‌كنند و چشمان‌شان مي‌گردد، اين نشان مي‌دهد فرد يا عصبي است و دروغ مي‌گويد يا حواس او كاملا پرت است. به‌طور كلي مي‌توان گفت وقتي با كسي صحبت مي‌كنيد و او به شما نگاه نمي‌كند اين مي‌تواند نشانه آسودگي فرد باشد يا سلطه پذيري او را نشان دهد. چپ چپ نگاه كردن مي‌تواند نشان دهد فرد نسبت به شما بدگمان است و حرف‌هاي شما، او را متقاعد نكرده‌است.






وقتي طرف مقابل شما هنگام صحبت كردن مدام به زمين نگاه مي‌‌كند يعني احتمالا يا خجالت مي‌كشد يا كلا شخصيت كمرو و محجوبي است. وقتي چشم‌هاي فردي دوردست‌ها را نگاه مي‌كند معمولا نشانه اين است كه فرد در افكار خود غرق شده‌است و به حرف‌هاي شما گوش نمي‌دهد.

پاها نيز حرف مي‌زنند









 









وقتي فردي طوري نشسته كه يك پا را روي پـاي ديـگر انـداخته و يك پا را در هوا تكان مي‌دهد به‌گونه‌اي مي‌خواهد اين پيام را به طرف مقابل بدهد كه من حوصله‌ام سـر رفته است. در واقع اين حـركات نـشـانـگر گـريز است اگرچه بدن فرد ساكن و بدون حركت باشد.

















اين حالت متداول به‌طور يـكسان در مردان و زنان رايج است و مي‌توان اين برداشت را از آن داشت كه من بـسـيار آسـوده خاطر هستم و به‌خوبي به حرف‌هاي شما گوش مي‌دهم.

http://p30city.net/showthread.php?t=32698


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]
الفباي زبان بدن

مهم ترين زبان دنيا را ياد بگيريد


زبان بدن مي‌تواند به‌خوبي احساسي را انتقال داده يا معناي كلامي را تغيير دهد. هرگز اظهار دوستي و علاقه فردي درحالي‌كه اخم كرده و ترشرويي نشان مي‌دهد، قابل‌قبول نيست، پس بايد ياد گرفت چگونه زبان بدن را در زندگي روزمره وارد كرد.

شايد براي اكثر ما مصداق ارتباط برقرار كردن؛ گفتار و به عبارتي حرف زدن باشد ولي بايد بدانيد بيشتر ارتباط بين افراد از طريق زبان بدن است. در واقع بيش از 90‌درصد آنچه شما به طرف مقابل‌تان انتقال مي‌دهيد از طريق حركات غيركلامي و به عبارتي زبان بدني شماست و تنها حدود 10 درصد منظور شما از طريق گفتار و كلام‌تان منتقل مي‌شود.زبان بدن مي‌تواند گوياي وضعيت دروني فرد باشد. براي مثال مي‌تواند خشم، خستگي، وضعيت آرام، گيجي و ديگر نشانه‌ها را نشان دهد. زبان بدن در واقع شامل تمام حركات شماست از حالت‌ها و حركات صورت شما گرفته تا تماس چشمي، ژست‌ها، مدل ايستادن و... . معمولا شناخت درست زبان بدن مي‌تواند كاري بسيار دقيق و ظريف باشد اما شما مي‌توانيد به راحتي با آشنايي با چند حركت رايج با اصول زبان بدن آشنا شويد، هر كدام از اين نشانه‌ها مي‌تواند بيش از هزاران كلمه، گويا باشد.



وقتي او آينه شماست


بسيار اتفاق مي‌افتد رفتارهاي دوفرد كاملا هماهنگ مي‌شود، يعني دوفردي كه با هم تعامل دارند، حركات و زبان بدن آنها كاملا شبيه هم باشد و انگار تمام ايماها و اشاره‌هاي زبان بدن آنها در آينه تكرار مي‌شود اما آيا مي‌دانيد اين هماهنگي مي‌تواند چه معنايي داشته‌باشد؟ وقتي شما با فردي ملاقات مي‌كنيد كه تمام حركات و زبان بدن شما را تقليد مي‌كند يا شما متوجه مي‌شويد خودتان حركات او را تقليد مي‌كنيد، نشان مي‌دهد كه شما دو نفر در يك وضعيت و حالت رواني هستيد.
همچنين از اين هماهنگي و تقليد رفتارها مي‌توانيد به علاقه شخص مقابل نسبت به‌خودتان پي ببريد. وقتي او حركات و رفتارهاي شما را مثل آينه تكرار مي‌كند نشان مي‌دهد به شما علاقه دارد و مي‌كوشد به نوعي خود را به شما وصل كند. براي مطمئن شدن از اين علاقه مي‌توانيد حركات خود را چند‌بار جابه‌جا تغيير دهيد تا ببينيد آيا او هم تغيير مي‌دهد يا نه؟‍‍!


اين دست دادن يعني ...

بايد بدانيد معني دست دادن خيلي فراتر از سلام گفتن، از ديدن شما خوشبختم و... است. مهم‌ترين بخش در دست دادن، تماس كف دست شما با دست طرف مقابل است و مي‌توان گفت اين حركت ساده خيلي بيشتر از يك تماس است، تماس كف دست‌هاي شما نيت درست شما را نشان مي‌دهد و اينكه نسبت به اين رابطه حالت تدافعي نداريد و نوع تعامل شما كاملا صميمانه و بدون هيچ‌گونه تهديدي است.





او تسليم است اگر راحت نباشد


نشان مي‌دهد فرد اصلا راحت نيست و مي‌كوشد كف دستش كمترين تماس را با طرف مقابل داشته‌باشد. در واقع دست‌هاي فرد مانند ماهي شل است و فقط انگشتانش را دراز مي‌كند و به طرف مقابل مي‌فهماند كه چندان مايل به رابطه صميمانه نيست، حتي مي‌تواند نشانه ضعف، انقياد و مطيع و تسليم بودن نيز باشد.





مي‌ترسد اگر اطمينان نداشته باشد


وقتي فردي آن‌قدر دست‌هاي شما را فشار دهد كه حتي روي استخوان‌هاي خود اين فشار را احساس مي‌كنيد در اين حالت احتمالا فرد چندان احساس امنيت و اطمينان نمي‌كند و مي‌خواهد با اين سلام و دست دادن محكم، روي اين احساس خود را بپوشاند.






من رئيس هستم اگر سلطه‌جو باشد


در اين مدل فرد هنگام دست دادن كف دستش رو به پايين است وكف دست شما به سمت بالا، در اين حالت طرف مقابل مي‌خواهد تسلط و نفوذ خود را بيان كند.





نفوذ اگر احساس قدرت داشته باشد


هرگاه از دست چپ براي در برگرفتن و پوشاندن دست‌هاي فشرده شده استفاده شود اگر فرد دست چپ خود را از بالا روي دست‌هاي فشرده شده بگذارد يعني مي‌خواهد نفوذ و تسلط خود را نشان دهد، اگر دست چپ را از پايين روي دست‌ها بگذارد يعني مي‌خواهد نقش حمايت‌كننده خود را نشان دهد و به شما احساس راحتي و آسودگي بدهد.

http://p30city.net/showthread.php?t=32698


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]


1000 نكته باريك تر از مو در زبان بدن...

يكي از مهم ترين خصوصيات انسان كه او را نسبت به ساير موجودات برتري مي دهد قدرت تكلم و سخن گفتن اوست. او مي تواند با به كارگيري كلمات و جملات احساسات و نيات دروني اش را بيان كند و ديگران را از آن آگاه نمايد .
 

يكي از مهم ترين خصوصيات انسان كه او را نسبت به ساير موجودات برتري مي دهد قدرت تكلم و سخن گفتن اوست. او مي تواند با به كارگيري كلمات و جملات احساسات و نيات دروني اش را بيان كند و ديگران را از آن آگاه نمايد .

از طرفي خواسته يا ناخواسته در فضايي كه آن را سكوت و خاموشي مي ناميم و با زبان بي زباني تنها با آنچه «body language» يا زبان حركات بدن و اجزاي آن خوانده مي شود، مي تواند به خوبي احساسي را انتقال داده يا معناي كلامي را تغيير دهد. هرگز اظهار دوستي و علاقه شخصي در حالي كه اخم كرده و ترشرويي نشان مي دهد، قابل قبول نيست. بنابراين به كارگيري اين ۲ زبان در يك جهت و راستا مي تواند به خوبي در بيان هيجانات، عواطف و احساسات به كار رود. اما در ميان دنياي خاموش و بي زباني، زبان هاي گوياي ديگري هم هستند .
 
زبان بدن شامل دو قسمت است . يكي زبان حركات بدن و ديگري زبان آرايش و ظاهر بدن :
 
بازكردن دكمه هاي كت

افرادي كه باشما بي ريا وصميمي هستند غالباٌ دكمه هاي كت خود را باز كرده يا حتي آنرا از تن در مي آورند اما در يك مذاكره رسمي اينچنين نيست . در اين شرايط افراد زماني كت خود را در مي آورند كه امكان دسترسي به توافق وجود داشته باشد , به عبارت ديگر هرقدر هواي اطاق گرم باشد اگر طرفين احساس دسترسي بهتوافق را نداشته باشند كتشان را در نمي آورند .
 
انداختن پاروي پا

در هنگام مذاكرات هر گاه يكي از طرفين يا هر دو ي آنها پاهاي خودرا روي هم مي اندازند نشانه اين است كه وارد مرحله جديدي از مذاكره مي شويد , مرحله ايي كه امكان تفاهم كمرنگ مي شود . اگر انداختن پا روي پاي ديگر با گذاشتن دستها در زير بغل بصورت ضربدر همراه باشد اوضاع وخيم تر است و بايد يك فكر جدي براي تغيير وضعيت انجام دهيد تا طرف مقابل از حالت تدافعي خارج شود .
 
كشيدن دست به چانه

اين علامتي از زبان رفتار است كه در هنگام تصميم گيري بكار مي رود. كشيدن دست به روي چانه معمولا" با حالتي از چهره همراه است كه در آن چشم ها كمي جمع مي شود . افرادي ديگر ممكن است در اين حالت لب بالايي را لمس كنند وآنرا بكشند و بعضي مردها با سبيل يا ريش خود بازي كنند كه همگي دليل بر تعمق و ارزيابي است. در بازي شطرنج نيز افرادي كه قرار است حركت بعدي را انجام دهند در بسياري از موارد چنين اشاره ايي را از خود نشان مي دهند كه پس از تصميم گيري متوقف مي شود .
 
برداشتن عينك

برداشتن آهسته عينك جهت تميز كردن آن در شرايطي كه نيازي به اين عمل نيست اشاره تعويقي است, اين عمل در طي يك مذاكره ممكن است چندين بار انجام بگيرد. در چنين حالتي شخص مي خواهد با طفره رفتن از پاسخ يك سؤال يا ايجاد تاخير در پاسخ مطالبي را در ذهن خود بررسي كرده وموقعيت خود را مرور نمايد. در هر حال اين افراد مي خواهند زماني رابراي پرسش يا پاسخخود در اختيار بگيرند. اشاره مشابه ديگر مي تواند برداشتن عينك در كنار دهان باشد .
 
دست زدن به بيني

اين علامت رفتاري و يا ماليدن با انگشت اشاره نشانه شك و ترديد در مورد مطالب گفته شده در يك گفتگـــو يا مذاكره مي باشد؛ به ويژه اگر اين اشاره همراه با متمايل شدن شخص به انتهاي صندلي باشد. اما مراقب باشيد كه اين اشاره را با كسي كه بيني خود را ‎ مي خاراند اشتباه نكنيد. اشاره ديگري در اين زمينه ماليدن پشت گوش يا كنـار آن است كه حاكي از شك وترديد در ارائه يك پاسخ يا سبك وسنگين كردن آن است. در بسياري از مواقع پس از اين عمل دست به سمت چشم رفته وعمـل ماليـدن چشـم انجام مي شود .
 
ضرب گـرفتـن روي مـيـز

كسي كه با ريتمي يكنواخـت وكسل كننده به روي ميز ضرب ميزند مي خواهد احساس بي قراري خود را بيان كند.اشارات مشابه ديگـر مي تواند اين با شد كه فرد مرتباٌ‌ دكمه خودكار خود را بالا وپايين مي زند ويا باپاشنه پا به زمين ضربه ميزنـد. پيام مستقيم اين اشارات براي شما اين است كه بايد دريابيد كه حرفهايتان كسل كننده يا بي روح است ويا اينكه براي طرف مقابل تازگـي نــــدارد .
 
قراردادن مچ يك پا به روي مچ پاي ديگر

اين اشاره اشاره ايست كه در مواقع بسياري بروز مي كند. مثلا"‏در جلسات دوستانه يا رسمي كه شخص تحت فشار رواني ؛ تنش يا استرس قرار گرفته است .
 
مهمانداران هواپيما در اين زمينه تجربيات مفيدي دارند ،آنها به راحتي مي تواننـد افرادي كه از مسافرت با هواپيما مي ترسند را تشخيص دهنـد زيرا اين افراد با پاهاي گره خورده وقراردادن يك مچ به روي مچ ديگر مي نشينند به خصوص در هنگـام برخواستن هواپيما .
 
همچنين بسياري از افراد در موقعيت هاي تنش زا مانند شركت در مصاحبه يا آزموني براي استخدام ،مچ پاهاي خود راروي هم مي اندازند. اصولاّ علائم زبان رفتار بيشتر با يكديگر ودر يك مجموعـه ظـاهر مي شوند وبه همين ترتيب بايد با هـم تعبير شونـد.به عنوان مثال اگرفرد مقابل شمـا پايش را از روي پا بردارد و كمـي به طرف شما خم شود شما مي توانيد نتيجه بگيريد كه وي به سخنان شما علاقمند است و مايل است بيشتر بداند .
 
پس توجه به زبان رفتار را در خود تقويت كنيد وهمواره در هنگـام مواجـه شدن با واكنش منفي از طرف مقابل در صدد متعادل كـردن اوضــاع برآييد. در اين مواقع بهتر است به جـاي ايـنكه شـيوه قـبلي خود را ادامه دهيد و بر آن اصــرار ورزيد سياست جديدي را در پيش گيريد،چراكه اگر فردي از رفتار يا گفتار شما ناراحت يا عصباني باشد علائم رفتاري او پيشاپيش اين موضوع را به شما هشدار مي دهند .
 
علائم منفـي زبـان رفتـار :

- نوك پاهـا در جهت مخالـف شماست يا به سمت درب خـروجي است.
 
- تمـاس چشمـي محدود

- تكان دادن سريع سـر به جهـت تائيـــد

- لمس كردن و ماليدن پشـت گـردن

- نگـاه كردن به سقـف وآسمـان

- چرخـيدن به دور واطــراف و سـاير اشـاراتي كه در بــالا به آنهــا اشاره شد .
 
چشمها

سطح چشمها :
 
در يك گـروه، مـعمـولا فـردي كـه سطح ديـد چشمانش از سايرين بالاتر است رهبر محسوب ميگردد. هنگامي كه شما ايـستـاده باشيد و ديگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت قرار ميدهد .
 
مالش چشم :
 
زماني كه فردي چشمش را با انگشت اشاره مالش مي دهـد نـشـانـگر فريب و نيرنگ مي باشد. از آنجايي كه فرد ميـخواهد تماس ديداري را قطع كند بهانه اي بدست مي آورد كه به اين طرف و آن طرف نگاه كند. ايـن حـركت غير ارادي يـك افــشـاگر حسابي است كه فرد دارد دروغ مي گويد .
 
چشم برگرداندن :
 
اين معمولا يك علامت مسلم از نيرنگ، گناه و دروغگويي است .
 
چشمان بسته :
 
هرگاه چشمان يك فرد براي لحظه اي طولاني تـر از چـشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نيز برخاسته شود پيـام چنـيـن اسـت: "بـه حرف زدن خود خاتمه بده ."
 
حركت چشم به سمت بالا :
 
اين نشانه غضب و عصبانيت است .
 
نگاه مختصر به اطراف :
 
اين ژستي خـجـالت گـونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خيره ميشود در حاليكه سرش را پايين انداخته و به سمت مخالف كج ميكند. اشـاره بـر كمرويي بي باكانه دارد .
 
نگاه ممتد :
 
اين بي ترديد يك نشانه گرايش جنسي است. شخصي كه تماس چشمي برقرار مي كند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه مي كند ميـگويـد: "مايلم با شما بيشتر آشنا شوم "
 
نگاه خيره شديد :
 
اين نشانه خلق تهاجمي، سلطه جويانه و تهديد آميز است .
 
نگاه به بالا و پايين :
 
هنگامي كه آقايي نگاهش را به سر تا پاي يك خانم مياندازد به او مي فهماند كه به اندام فيزيكي وي علاقه مند است .
 
چشمك :
 
چشمك يك علامت غـرض آلود است. نـشانـگر آن اسـت كـه رمز و رازي ميـان فردي كه چشمك ميزند و فردي كه به او چشمك زده مي شود برقرار است .
 
بالا انداختن همزمان دو ابرو :
 
در ميان يك اتاق شلوغ، مفهوم آن كاملا واضح و روشن است: مايلم با شما ملاقات كنم .
 
بالا انداختن يك ابرو :
 
زماني كه يك ابرو بالا انداخته ميشود در حالي كه ابرو ديگر پايين باقي ميماند مفهومش اين است: حرف شما را باور نميكنم .
 
ابروهاي گره خورده :
 
زماني كه هر دو ابرو به سمت همديگر كشيده ميشود باعث پديد آمدن شيار بين آن دو مي شـود كه دلالت بر اضطـراب، درد، تـرس و يـا آمـيـزه اي از ايــن هيجانات دارد .
 
پوشاندن صورت :
 
زماني كه دست بر روي صورت مي آيد مـفـهومش چنين است: شوكه شده ام. اين ژست بين فرد و موقعيت مزاحم و مـتـجاوز فاصله مي اندازد .
 
زبان

خنده زوركي :
 
اين نيشخند كنترل شده تا چشمها گسترش نمي يابد .
 
دهان كجي :
 
گوشه لبها را مانند پوزخند به عقب برده و دندانها را نمايان ميگرداند .
 
تبسم با دهان گشوده :
 
دندانهاي بالا نمايان شده و بـه شـخـصـي كـه بـا شـما گفتگو ميكند مي فهماند كه مايل هستيد بيشتر با او آشنا شويد .
 
تبسم با لبان بسته :
 
اين لبخند تنها براي اداي احترام و ادب و نزاكت است .
 
در هم كشيدن لبها :
 
هرگاه فردي لبهايش را در هم كشيد به مفهوم آن است كه طرف مقابلش را جذاب و دلربا يافته .
 
لبهاي سفت و جمع شده :
 
دال برتنش و عدم پذيرش است .
 
جويدن لبها :
 
وقتي فردي لب پايين خود را جويده و سرش را تكان ميدهد نشانگر خشم فرد است .
 
تماس با لب ۱ :
 
هرگاه انگشت اشاره بطور عمودي براي لحظه اي به طرف بالا آيد ميگويد: ساكت باش .
 
تماس با لب ۲ :
 
ولي هرگاه انگشت اشاره به لب پايين تماس پيدا كند و دهـان انـدكـي باز شود مفهومش چنين است: "مي خواهم با شما صحبت كنم "
 
خميازه كشيدن :
 
خواب آلودگي تنها علت خميازه نمي باشد بلكه "خميازه اجتماعي" نيز وجود دارد . خميازه اي كه در يك موقعيت استرس زاي خفيف پديد مي آيد. هنگاميكه مردد هستيد چه كاري ميخواهيد انجام دهيد خميازه روشي است براي خريدن زمان

دست ها (از مچ تا سر انگشتان (

دست دادن محكم :
 
فردي كه دستش را دراز كرده و سـپـس دسـتـانـش را بـه طـريقي مي چرخاند كه دستش بالا و كف دستش پايين قرار مي گيـرد، سـعي در توفق و برتري جويي دارد. اين نوع دست دادن اغـلب اوقـات در مـوقـعـيـت هـاي سيـاسي و ديپلماتيك كاربرد دارد .
 
دست دادن بسيار محكم :
 
نشانگر شور و اشـتياق و سلطـه گـري اسـت. بـي تـرديــد ميتوان فهميد چه كسي اينجا فرمان ميدهد .
 
دست دادن شل :
 
فردي كه تـنـها انگشتان دستـش را دراز ميكند و يا دستهايش مانند ماهي شل است، مي گويد: مايل نيستم به مـن دسـت بزنيد، من صميميت را دوست ندارم. همچنين آن نشانه ضعف، انقياد و مطيع و تسليم بودن نيز ميباشد. هر گاه آقايي در يك موقعيت كاري از اين دست دادن استفاده ميكند امكان دارد چنين برساند كه قصد دارد مخفيانه اعمال نفوذ در موقعيت نمايد .
 
دست دادن با هر دو دست :
 
هرگاه از دست چپ براي در برگرفتن و پوشاندن دستهاي فشرده شده استفاده گردد، دست دادن دستكش وار ناميده شده و راستي و صميميت زياد را مي رساند مانند يك در آغوش گرفتن كوچك و ظريف .
 
حركت انگشت :
 
ضربه آهسته، مضراب زدن و يا ريتم يكنواختي را با انگشتان نواختن، دلالت بر بي تابي و ناشكيبايي دارد. يك حركت نمادين گريز ميباشد. انگشتان عمل راه رفتن را گرچه بدن بي حركت است انجام ميدهند .
 
دستهاي پـنهان :
 
اين ژست مرموز و آب زير كاهانه است. فرد ميگويد: مايل به گفتگو با شما نميباشم . خصوصا در مورد دستهايي كه عميقا در جيــب ها فرو شده باشد جايي كه براي تماس و گرفتن دست و يا هر گونه رابطه صميمانه وجود نخواهد داشت .
 
دستها به روي زانو :
 
وقتي كف دستها بـه طـرف بـالا بـاشـد، شـخص گـشـاده رو و پـذيـرا مي باشد. وقتي كف دستها پايين باشـد مـمكـن اسـت پـاي فـريبكاري و تعرض در ميان باشد .
 
مناره كردن انگشتان :
 
هنگامي كه فردي انگشتان خود را به هم فشرده و چـانـه و دهان را روي سر انگشتان قرار ميدهد نـشانگر تفكر عـمـيق است. مانند زماني كه شخص به اميد شنيدن جواب مي باشد. همچنين حايلي اسـت بـراي مـحـافـظـت كـردن از قفسه سينه، پايين صورت و دهان .
 
مشت پوشيده شده با دست باز :
 
فـرد در ايـن حـالت خشـمگين است اما مي كوشد كه آرام بماند. به اصطلاح خود را كنترل كند.اما مراقب اين فرد باشيد چون امكان دارد هر موضوع كوچكي منجر به آن گردد كه كنترلش را از دست بدهد .
 
پرتاب دست :
 
شـخصـي كـه مـي خـواهـد عـقايدش را به اجبار تحميل كند ممكن است دستش را بطرف شنونده و جلو پرتاب كند. درحالت پرخاشگرانه خفيفتر تنها از انگشتان استفاده ميگردد .
 
قلاب كردن دستها پشت سر :
 
اين يك ژست متكبرانه ميباشد. خصوصا زماني كه فرد به عقب تكيه داده باشد. او ميگويد: من آنقدر بر شما سلطه دارم كه نياز به دفاع كردن از خودم ندارم .
 
بازي كردن با حلقه ازدواج :
 
اين علامت عصبي بودن و نـشـانگر آن است كه مشكلي در ارتباط وجود دارد. خصوصا زماني كه فرد همزمان در مـورد هـمسـرش در حـال صحبت كردن ميباشد .
 
تكان بيقرار دستها :
 
اين تلاش بدن براي رهايي مي باشد. هـورمـون آدرنـاليـن در حال ترشح شدن است اما فرد نمي داند چگونه رهايي يابد. كلـنـجار رفـتـن بـا سـر آسـتـيـن پيراهن و يا جواهر آلات روي مچ به ديگران ميـگويد كه: شما احتيـاج بـه تـوجـه داريـد. در كـافه ايـن عمل جايز و مناسب است اما در جلسات كاري منحرف كننده و موجب حواس پرتي ميگردد .
 
دست زدن به كراوات :
 
اين رفتار مردانه مي گويد:مي خواهم تاثير خوبي از خودم بجا بگذارم. اين روش اوست كه مي خواهـد بـه شـما بـفـهــماند شديدا" در تـلاش اسـت تـا خوشنودتان سازد .
 
دست كشيدن در ميان موها :
 
وقتي افراد نمي دانـنـد چه چيز بايد بگويند اغلب اوقات دستشان را ميان موها مي كشند. نـاظـري كه قـادر است زبان بدن را متوجه شود آگاه است كه فرد در مورد كاري كه مي خواهد انجام دهد و يا چيزي كه ميخواهد بگويد ترديد دارد

پا ها

تكان دادن پاها :
 
وقتي فردي طوري نشسته كه يك پا را روي پـاي ديـگر انـداخته و يك پا را در هوا تكان مي دهد پيام اين است: من حوصله ام سـر رفته. حـركات نـشـانـگر گـريز است اگرچه بدن فرد ساكن و بدون حركت مي باشد .
 
انداختن پاها روي هم در ناحيه زانو :
 
اين حالت متداول بطور يـكسان در مردان و زنان رايج مي باشد. مفهومش اين است كه : من بـسـيار آسـوده خاطر هستم .
 
قوزك پا روي زانو :
 
اين معمولا عملي مردانه مي باشد. ميگويد: من قاطعانه از حقوقم دفاع مي كنـم اما بـا آرامـش هسـتم. اين همان ژست اصيل "پا روي پا اندازي كابويي" است .
 
انداختن پا روي هم در ناحيه قوزك :
 
اين ژسـت در مـردها بيش از زن ها مورد استفاده قرار مي گيرد. مي گويد: "من مودبانه در آرامش هستم ."
 
به هم پيچيدن پاها :
 
اين ژست در خانمها رايج مي باشد. زن پاهايش را به هم مي پيچانـد طوري كه يك پايش را به پشت قوزك پاي ديگرش قلاب ميكند. مردها انجام دادن اين كار را دشوار مي پندارند. بـه هم فشردگي اين حالت برداشت " در آغوشگيري" و نوعي تمايل جنسي را در ذهن تداعي مي سازد .
 
قفل كردن پاها :
 
اين نيز نمونه اي از ژست زنانه ميباشد. او در حالي كه ايستاده يك پا را به پشت پاي ديگر قفل مي كند. اين عمل معمولا به مفهوم آن است كه فرد عصبي و ناراحت مي باشد .
 
دست ها

خم كردن بازوها :
 
اين كار ميگويد: "من پر زور و نيـرومند هستم." بالا آوردن يـك بازو نيز راهي براي جلب توجه ميبـاشد. هر دو دسـت را بـجلو دراز كردن ژست خوش آمد گويي ميباشد .
 
دستها به پشت :
 
وقتي دستها به پشت كمر قلاب ميگردند مفهومش اين است كه فرد وضعيت را تحت كنترل خود دارد. ميگويد: "من راحت هستم" مشابه حركتي كه سربازان زماني كه در حالت خبردار نيستند به خود ميگيرند .
 
دستها به جلو :
 
هنگامي كه ما مضطرب مي باشيم تمايل به نگاه داشتن دستهـاي خود در جلوي بدن خود داريم تا بتوانيم يك سد حفاظتي ايجاد گردانيم .
 
دستهاي قلاب شده :
 
بر خـلاف دسـت به سـينه بودن كه دستها بطور متقاطع به روي سينه قرار ميگيرند، اين ژست در افرادي مشاهده ميشود كه در شرايط اضـطراب آمـيزي قرار دارند. در واقع چنين به نظر مي آيد براي حفظ جانشان به خودشان دست آويخته اند .
 
دستهاي تا شده :
 
زمانيكه دستها مقابل بدن همديگر را قطع ميكنند، مـعـمـولا نشانگر وضعيت تدافعي ميباشد. فرد ميگويد: من تمايل ندارم به هرچيزي كه با عقايدم در تضـاد مي باشد گـوش دهـم. اغـلب مردم از مانعي كه اين طرز ايستادن پديد مي آورد آگاهي ندارند. اما بـي تـرديـد بـراي سـد كـردن هـر گونه تعدي و مزاحـمت بكار گرفته مي شـود. خصوصا وقتي كه لبهاي درهم و اخم نيز با آن همراه گردد .
 
دراز كردن دست :
 
زماني كه يك مرد نشسته و دست خود را دراز كرده، او ميـگويد: "من اينجا را تحت كنترل خود دارم". اما اگر يك زن اين كا را انجام دهد، مـردها معمولا اينگونه مي پندارند كه او از حد و حدود خود تجاوز كرده است. هر چنـد زمـانـي كه تنها يك دست را روي صندلي مجاور قرار ميدهد ميگويد: "ميخواهم مانند شما(مردها) باشم "
 
دست به كمر بودن :
 
دستها دو طرف كمر به طوري كه آرنج به طرف خارج بدن قرار مـيـگيرد فرد ميگويد: از من فاصله بگير. اين يك عمل نا آگاهانه مي باشد كه مـا هـرگاه احساس جامعه ستيزي داشته باشيم و يا در محل پر ازدحامي قرار داريم و تـمايـل نداريم ديگران نزديك به ما شوند اعمال ميكنيم .
 
شانه بالا انداختن :
 
شانه ها بر آمده گشته و كف دستها به سمت خارج ميچرخنـد. پيام روشن و واضح مي باشد: من شما را نمي شناسم . و يا من نمي تـوانم به شما كمك كنم. دلالت بر احساس درماندگي فردي است كه اين ژست را به خود ميگيرد .
 
راست قامت ايستادن :
 
حالت ايستادن افراشته ميگويد شما انسان با اعتماد به نفس، صادق و موفقي هستيد . حتـي اگـر كـوتـاه قـد باشيد، گرفتن يك ژست مطمئن و بي پروا شما را پر ابهت نشان خواهد داد .
 
گامهاي كوتاه-بلند :
 
استفاده از تمام طول پا در هنگام راه رفتن، گامهاي بلند برداشتن و كمر را راست و سر را بالا نگاه داشتن بيانگر يك حالت مطمئن و با صراحت مي باشد. برعكس گام هاي ريز و با شانه هاي قوز كرده فرد را ترسو و آسيب پذير مينمايد .
 
احوالپرسي دوستانه :
 
با اندك بالا آوردن ابرو زمانيكـه بـراي نـخستين بار شخصي را ملاقات مي كنيد، شما را علاقه مند، با نشاط و هوشيار مي نمايد .
 
رويارويي نزديك :
 
هر فردي مجاز و نيازمند مقدار معيني حـريـم شـخـصـي در پـيـرامـون خودش ميباشد . معمولا آن حريم شخصي ۱۸۰-۹۰ سانتيمتري شمـا امـتـداد مـي يـابد. محدوده صميمي و خودماني ۵۰ سانتيمتر امتداد دارد. زمانيكه فردي خيلي نزديك به جلو مي آيد منجر به مزاحمت و ناراحتي مي گـردد. اين يـك عـمل تـجاوز كارانه مي باشد كه مرزها و حدود ديگران را رعايت نكرده و احترامي براي آنها قائل نمي باشد. اين طرز رفتار مي تواند سبـب شود تا يـك فـرد مـنـفعـل و بي اراده، احساس آسيب پذيري كرده و حالت تدافعي به خود گيرد. تا زماني كه از شما در خواست نشده عقب بمانيد .
 
بي رغبتي :
 
اگر ميخواهيد برتر از ديگران جلوه كنيد، پشت به ديوار تكيه زده و دست به سينه بايستيد. پيام روشن است: "مزاحم نشويد ."
 
گرفتن گردن :
 
هنگاميكـه دسـت بـه طرف بالا تاب خورده و خودش را به پشت گردن قلاب مي كند نشانه خشم مي باشد. در دوران بدوي اين ژست به ضربت سختي بر سر فرد مقابل منجر مي گشت. اما در جامعه متمدن ميبايد از اين عمل اجتنـاب ورزيـد. افراديكه زبان بدن را متوجه ميشوند از توانمندي اين عمل آگاه هستند .
 
بي قراري(وول خوردن (
 
در موقعيت اجـتمـاعي هرگاه با پول خرد داخل جيبتان بازي كنيد و صداي جيرينگ جيرينگ آن را درآورده يا با موها و يا لباستان كلنجار رويـد، علامت واضحي است كه شما عصبي، بي قرار و هيجان زده مي بـاشـيـد. بـراي گـذاشتن تاثير خوب بر روي ديگران سعي كنيد اين حركات تهييج آميز و بيتاب گونه را در خود فرو نشانيد .
 
كشيدن شلوار :
 
اين عمل در مردان بيش از زنان انجام ميشود. چون مردها هستند كه اغلب اوقات شلوار به تن مي كنند. پارچه شلوار يك پا به نشانه نـابـاوري بـه بــالا كشيده ميشود . مانند اين ميماند كه پايش را روي يك چيز ناخوشايند گـذاشـته و ميكوشد آن را از روي شلوارش بتكاند .
 


به ديوار تكيه زدن :
 
زمانيكه شما به ديوار و يا درب ورودي با آرامش خاطر بسيار، تـكيه مي دهيد، به ديگران مي گوييد كه بمانند. اين روشـي اسـت براي طولاني كردن گفتگو خصوصا وقتي كه در موقعيتهاي اجتماعي قرار داريد .
 
ارتباط نزديك :
 
دو فرديكه با هم گفتگو كرده و همديگر را در يك جايگاه و همسو مييابند، انس و علاقه متقابل را نمايان ميكند. افراديكه براي مدت زمان مديدي با يكديگر بوده اند حركات يكديگر را تـقـلـيـد و تـكرار كـرده و حـتـي كلمات و الفاظ يكساني را همزمان بيان ميكنند .
 
نزاع :
 
هنگامي است كه دو فرد رو در روي هم، اما برخـلاف مـورد قـبلـي مي ايستند كه بيانگر خشونت و تند خويي شديد ميباشد. در شرايط عادي هر دو فرد در هنگام صحبت كردن اندكي از يكديگر فاصله ميگرند. امـا هرگاه بخواهند با يكديگر زورآزمايي و نزاع كنند خود را در حالت بيني به بيني قرار ميدهند كه تقابل بسيار خطرناكي است .
 
تعظيم كردن :
 
اين ژست اداي احترام دنياي كهن، ديگر كاربردي جـز در محافل ديپلماتيك و موقعيت هاي رسمي ندارد.

هر چند كه در زمانهاي گذشته بـه عنوان اداي احـترام و درود فرستاندن متعارف بكار مي رفته است، اما اكنـون در اغـلـب اوقـات تـوسـط هـنرمـندان و مجريان بر روي سن مورد استفاده قرار ميگيرد

زبان بدن (موي سر (

برخي از كارشناسان بر اين باورند كه مدل موي شخص مي‌تواند نشان‌گر تصوير شخصي , كيفيت زندگي, ميزان عملگرايي, خودنمايي, اثرگذاري و پايگاه اجتماعي و اقتصادي فرد باشد. برخي نيز بر اين باورند كه موي شخص مي‌تواند نشانگر بالندگي عاطفي و ناحيه‌ي زيستي باشد .

مفاهيم مختلف مدل‌هاي مختلف مو را در طول دهه‌هاي گذشته از نظر بگذرانيد. فرضاً, در دهه‌ي ۶۰ و ۷۰ قرن بيستم موي بلند شخص نشانه‌ي عصيان‌گري و شورشگري بود, اما امروزه در دهه‌ي ۹۰ يك راننده‌ي كاميون بيابان نيز موهايش را بلند مي‌كند تا بسان سلطان موسيقي راك جلوه كند. بايد توجه داشت كه موهاي بلند دخترك ۱۵ ساله تفسير متفاوتي با موهاي بلند يك زن ۵۵ ساله دارد. در هر صورت, در اين قسمت حتي‌المقدور اسرار شناخته شده‌ي انواع مدل مو را در اختيار شما قرار مي‌دهيم. بايد توجه داشت كه نشانه خواني بايد همراه با نشانه‌هاي آشكار ساير ويژگي‌هاي فرد باشد تا بتواند فرد را به سوي تشخيص درست رهنمون شود .
 
موي مردان

موي بلند و موي كوتاه _ باور غالب اين است كه موي كوتاه نشانه‌ي محافظه كاري و سازگاري و موي بلند نشانه‌ي ماهيتي هنري و عصيان‌گري است. اين باور گهگاه درست مي‌نماياند؛ وليكن در همه‌ي موارد اين گونه نيست, زيرا موهاي بسيار كوتاه مي‌تواند نشانه‌ي موارد زير باشد :

فرد احتمالاً اهل ورزش است؛
 
در حال طي كردن دوره‌ي نظام بوده و يا اين كه در گذشته يك نظامي بوده است؛
 
شخص در سازمان و يا اداره‌اي كار مي‌كند كه مجبور است مويش را كوتاه نگه دارد؛ اين امر مي‌تواند نشان‌گر گرايشات هنري, عصيان‌گري و مدگرايي باشد (در صورتي كه مو به طور غريبي رنگ شده باشد و يا اين كه بسيار كوتاه باشد)؛
 
ممكن است نشانه‌ي محافظه‌كاري فرد باشد؛
 
احتمالاً شخص به نوعي مشغول درمان بوده و يا اين كه اين امر از ضرورت درماني ناشي شده است؛
 
احتمال دارد فرد اين گونه بپندارد كه جذابتر مي‌نماياند؛
 
فرد به دليل راحتي و سهولت كاري, موي كوتاه را ترجيح مي‌دهد .

اگر چه تامل در خصوص موارد بالا مي‌تواند براي تشخيص ماهيت اشخاص راهگشا باشد, ليكن بسندگي صرف به اين ذهنيات و كليشه‌ها مي‌تواند بازدارنده باشد .

موي آراسته: مردي كه با موي آراسته, سشوار كرده و تافت زده ظاهر مي‌شود و اين امر را با لباس و كفش گرانقيمت همراه مي‌كند, خواهان به رخ كشيدن موقعيت و پايگاه غبطه‌برانگيز اجتماعي و شغلي خود است .

اين حالت مي‌تواند نشانه‌ي كاميابي اقتصادي, خودمهم پنداري و اثرگذاري بر روي ديگران باشد. معمولاً مردان اين گونه براي موي سر خويش سرمايه‌گذاري پولي و زماني نمي‌كنند. در هر حال, استنباطي كه از اين حالت مي‌توان كرد اين است كه چنين مرداني بدين وسيله قدرت, توان مالي و برتري پايگاه اجتماعي خويش را به رخ ديگران مي‌كشند .

بعلاوه, همين برداشت را مي‌توان به ناخن‌هاي آراسته نيز تعميم داد .
 
نشانه‌هاي مرتبط با ريزش, كم پشتي و طاسي سر

مرداني كه معدود تارهاي موي باقيمانده بر روي سر خود را با دقت و وسواس محسوسي شانه مي‌كنند و به اصطلاح به آن حالت مي‌دهند, در واقع بدين وسيله خودخواهي خود را نشان داده و در عين حال نسبت به قضاوت و داوري ديگران غافل هستند . زماني كه من با چنين مرداني برخورد مي‌كنم, نخستين سوالي كه به ذهنم خطور مي‌كند اين است كه آيا اين مرد نمي‌داند كه ما چشم داريم و همه چيز را مي‌بينيم. نكته‌ي قابل توجه اين كه اين برداشت‌ها وحي منزل نيست و در همه‌ي حالات استثنا به چشم مي‌خورد .

استفاده از كلاه گيس و كاشتن و ترميم موي سر: مرداني كه با ترميم موي سر خويش كم پشتي و يا ريزش آن را جبران مي‌كنند, بدين وسيله نخوت و فقدان اعتماد به نفس خويش را نشان مي‌دهند.

بعلاوه, بدين وسيله فرد با جذاب نشان دادن خويش اعتماد به نفس از دست رفته را كسب مي‌كند. در هر صورت, از نشانه‌هاي اين نوع اقدامات ترميمي مردان مي‌توان به مواردي چون برخورداري از امكانات مادي, نقص زدايي و ظاهر گرايي اشاره كرد .

استفاده از انواع كلاه‌ها :
 
مردان طاسي كه از كلاه بيس‌بال براي پوشش اين نقيصه‌ي خود استفاده مي‌كنند, در واقع در برابر پير شدن از خود مقاومت نشان مي‌دهند. در اين ارتباط بايد به اين نكته توجه كرد كه بسياري از مردان طاس براي حفاظت از فرق و كاسه‌ي سر خويش در برابر آفتاب سوزان از اين كلاه‌ها استفاده مي‌كنند؛ ليكن اگر مردان طاس در منزل نيز از اين كلاه‌ها استفاده مي‌كنند, اين امر مي‌تواند نشان‌گر فقدان خودباوري و اعتماد به نفس باشد .

موي رنگ شده :
 
مرداني كه موي سر خود را رنگ مي‌كنند, عمدتاً خواهان پوشاندن موهاي سفيد خود هستند و بدين وسيله خود را جوان مي‌نمايانند. روشن است كه اين وسيله در همه‌ي حالات و مقاطع سني نمي‌تواند راهگشا باشد. فرضاً چنان چه مرد ۷۵ ساله‌‌اي داراي موهاي مشكي يك‌دست باشد, در آن صورت پنهان‌كاري كاملاً بي‌مورد است. در هر صورت, از ويژگي‌هاي اين اشخاص مي‌توان به خودخواهي, واقعيت گريزي و بسان كبك عمل كردن اشاره كرد .

موي صورت مردان

ريش و سبيل: برخي از مردم بر اين باورند كه ريش و سبيل مي‌تواند نشانه‌ي راز آلودگي شخص باشد. بايد توجه داشت كه اين برداشت درست نبوده و مردان به دلايل مختلف از موي صورت استفاده مي‌كنند .

در هر صورت, ريش و سبيل مي‌تواند به موارد زير دلالت كند :

مرد مي‌پندارد كه بدين شكل جذاب‌تر مي‌نماياند؛
 
مرد جوان بدين وسيله خود را سالدار مي‌نماياند؛
 
با استفاده از ريش, فرد سن و سال و چروك‌هاي صورت خود را مي‌پوشاند؛
 
فرد بدين وسيله نقص صورت خود را مي‌پوشاند؛
 
مرد ريشو بدين شكل ماهيت عصيانگرانه‌ي خويش را مي‌نماياند؛
 
مرد در جايي شاغل است كه از اين بابت محدوديتي را به شخص تحميل نمي‌كنند .
 
دقيقاً به طول و شكل و شمايل ريش و سبيل مردان توجه كنيد, زيرا ريش و سبيل‌هاي بلند مي‌تواند گرايشات سياسي ليبراليستي مردان را بنماياند. از سوي ديگر, ريش و سبيل نامرتب, كثيف و ناآراسته مي‌تواند نشانه‌ي ويژگي‌هايي چون كاهلي, دلمردگي , اختلالات و عوارض روحي و فيزيكي, فقدان قدرت داوري و ساير كاستي‌ها و نقايص بهداشتي باشد .
 
موهاي ساير قسمت‌ها :
 
ابروان پرپشت و نامرتب و موهاي زياد دماغ و گوش مردان, نشانه‌ي اين است كه اين اشخاص به ظاهر خويش اهميتي نمي‌دهند. برخي از اين مردان بر اين باورند كه مرتب كردن و آراستن موهاي اين قسمت‌هاي صورت عملي نادرست و نامردانه است .
 
مدل موي نامتعارف و نمايان :
 
مدل و يا رنگ موي غير عادي و نامتعارف مي‌تواند دلالت بر موارد زير داشته باشد :

ماهيت ناسازگار؛
 
فرد ماهيتي عصيانگرانه و شورشي دارد؛
 
فرد شيفته‌ي ماجراجويي است؛
 
فرد گرايشات مدپرستانه و هنري دارد؛
 
فرد داراي شغلي نامتعارف بوده و سبك زندگيش نامتعارف است؛
 
شخص بدين وسيله خواهان عضويت در يك گروه هم سال خاص است؛
 
سازگاري با مدل‌‌هاي غالب و حاكم در اجتماع؛
 
بي‌توجهي به صورت‌هاي ظاهر؛
 
ميل به منحصر به فرد بودن و جلب توجه كردن؛
 
تاثيرات فرهنگي (سن و سال فرد, نژاد و گروه‌هاي مختلف اجتماعي ).
 
موي زنان
 
مدل موي زنان در قياس با چگونگي موي مردان محدوديت چنداني ندارد, زيرا مردم آسان‌تر انواع مدل موي سر زنان را مي‌پذيرند, چون مدگرايي عمدتاً از آن جنس مونث است. با اين وجود, موي سر نمايان و نامتعارف زنان نيز تعابير و تفاسير خاص خود را دارا مي‌باشد .

موهاي كوتاه و بلند: بر اساس فرهنگ ما, جواني و جذابيت جسماني زنان با موي بلند تعريف و تبيين مي‌شود. به همين دليل, بلندي و كوتاهي موي زنان تفاسير خاص خود را دارا مي‌باشد . حال اگر عليرغم اين نگرش فرهنگي زني مويش را كوتاه نگه دارد, بايد به موارد زير توجه كرد :

موي زيبا, كوتاه و آراسته اين حالت مي‌تواند نشان‌گر تمايلات هنري فرد بوده و در عين حال از برخورداري مالي حكايت كند. باري, هزينه كردن مبلغ قابل توجهي از درآمد براي آرايش مو مي‌تواند نشانه‌ي اهميت دادن به ظاهر شخصي, ميل به پذيرفته شدن, اهميت دادن به نظرات ديگران و احتمالاً عدم ايمني باشد .

موي كوتاه معمولي زنان _ چون نگه داشتن موي بلند دشوار و هزينه بر است, بسياري از زنان موي خود را كوتاه مي‌كنند تا از دنگ و فنگ نگهداري موي بلند در امان باشند. در هر صورت, از نشانه‌هاي بارز اين حالت مي‌توان از عملگرايي فرد نام برد, به ويژه اگر اين حالت با ساير ويژگي‌هاي عملگرايي همراه شود .

موي بسيار كوتاه سبب توجه ديگران مي‌شود _ چنان چه لباس زني زرق و برق دار و زننده باشد, جلب توجه كردن اين حالت مو نمود مي‌يابد .

احتمال دارد كه موي بسيار كوتاه دلالت بر ضرورت‌هاي درماني داشته باشد _ فرضاً, زناني كه شيمي درماني مي‌شوند, چاره‌اي جز اين ندارند .

در رابطه با موهاي بلند بايد موارد زير را از نظر گذراند :

چون فرهنگ ما موي بلند را نشانه‌ي جذابيت و زيبايي مي‌داند, زني كه بيش از چهل سال سن دارد و در عين حال موهايش را به طور نماياني بلند نگه مي‌دارد, در برابر پير شدن از خودش مقاومت نشان مي‌دهد و ادا و اطوار جوانان و چشم نوازان را در مي‌آورد. از ويژگي‌هاي اين زنان مي‌توان به مواردي چون ذهنيت گرايي, روياپردازي و واقعيت‌گريزي اشاره كرد .

موي بلند نمايان يك زن ممكن است حالت چشم‌نوازي نداشته باشد و اين كيفيت سبب شود كه بپندارد كه بدين شكل جذابيت جنسي محسوسي كسب مي‌كند .

موي بلند نامتعارف مي‌تواند نشانه‌ي عصيانگري و ماهيت شورشي بر عليه آداب و سنن دست و پا گير و بازدارنده باشد, زيرا بسياري از زنان موي بلند نمايان را نشانه‌ي آزادي و فارغ بودن از هر گونه محدوديتي مي‌دانند. حال اگر نوع لباس زن اين برداشت را تقويت كند, در آن صورت اين نشانه انكار ناپذير مي‌شود .

موي بلند كثيف و ژوليده مي‌تواند نشان‌گر خصوصياتي چون فقدان قوه‌ي تشخيص و داوري, بيماري, كاهلي و تنبلي, تن‌آسايي, ماهيتي شورشي, دلزدگي و لاقيدي شخص باشد. در صورت كثيف بودن موي سر, براي خواندن زنان لازم است كه به ساير شاخص‌هاي بهداشتي نيز توجه شود .

موي پوش داده: پوش دادن مو مي‌تواند نشان‌گر سالمندي زن بوده و در عين حال مي‌تواند نمايانگر ناحيه‌ي زيستي زن باشد . فرهنگ حاكم بر مناطق مختلف سبب مي‌شود كه اشخاص اولويت و ارجحيت فرهنگي را در ظاهر خويش دخالت دهند .

اين حالت تا حدي كم پشتي مو را جبران مي‌كند و هم اين كه سبب صرفه‌جويي در هزينه‌هاي آرايشي مي‌شود .


رنگ مو :
 
رنگ كردن مو در بين اين جنس طبيعي است. مگر آن كه زني مويش را به طور نامتعارفي رنگ كرده باشد و اين رنگ كاملاً به چشم بخورد. از سوي ديگر, چنان چه زني سفيدي مويش را با رنگ كردن بپوشاند, اين امر مي‌تواند گويا باشد. براي مثال, اين اشخاص متوسل به تمارض و وانمود كردن نشده و واقعيت سني خويش را به راحتي پذيرا مي‌شوند. در برابر اين گروه, اشخاصي هستند كه به دلايل حساسيت‌هاي آلرژيكي اقدام به رنگ كردن نمي‌كنند. در هر صورت, در هنگام خواندن شخصيت زنان بايد ظرايفي از اين دست نيز لحاظ شود .

موي صورت و تن زنان :
 
در ايالات متحده, هنجار غالب فرهنگي اين است كه زنان موهاي زير بغل را زدوده و پاهاي خود را عاري از هر گونه موي زبر سازند. به علاوه, موهاي ابرو نيز بايد آراسته باشد. زني كه هراسي از رويش مو در تنش ندارد, بايد به فرهنگ ديگري تعلق داشته باشد . باري, زني كه در ايالات متحده متولد شده باشد, وليكن اقدام به زدودن موهاي نواحي مختلف تنش نكند, مي‌تواند نشانه‌هايي چون عصيانگري, دلبستگي به باور رهايي و طبيعت باوري را به دست دهد .
 
از ساير نشانه‌ها نيز مي‌توان به افسردگي, كاهلي, دلزدگي و راحت طلبي اشاره كرد . از سوي ديگر زني كه دستي به سر و صورت خويش نمي‌كشد و نسبت به موهاي پراكنده‌ي صورت و ابروي خود بي‌توجه است, بدينسان اعتراض خود را نسبت به هنجارها و قيودات تحميلي جامعه مي‌نماياند و اهميتي به نظر ديگران در اين خصوص نمي‌دهد. بعلاوه, شايد كيفيت بزرگ شدنش بر اساس باورهاي خاصي بوده باشد .
 
سخـن آخـر :
 
سخن آخر اينكه بدانيد بهترين شيوهً قرار گرفتن در كنار هم با زاويه نود درجه است نه مستقيم در روبروي هم و به همين لحاظ بهترين ميـز براي مذاكـره يك ميز گـرد است نه ميز چهـارگوش. هنگامي به سخنان ديگران گوش مي دهيد با كمي خم شدن به جلـو در صندلي، به طرف مقابل نشان دهيد كه به سخنانش توجه داريد وعلاقمنديد ولي مراقب باشيد كه در اين كار افراط نكنيد و بيش از هفتاد وپنج درجه خم نشويد-چون با اين كار طرف مقابل را در تنگنا قرار ميدهيد و بعيد نيست كه وي به شكل تدافعي دست ها را زير بغل قرار دهد .تماس چشمي خود را بطور مناسب با گوينده حفظ كنيد. افراط در تماس چشمي موجب اعمال فشار به طرف مقابل و كاهش آن نمايانگر عدم اعتماد به سخنان او يا عدم تمايل به شنيدن بقيه آنهاست .

 
http://www.pezeshk.us/?p=16757


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]


راهنماي خوب سخن گفتن

توانايي سخن گفتن با مخاطب عامل مهمي در موفقيت شما محسوب مي‌شود. خوب سخن گفتن مي‌تواند احترام ديگران را به همراه داشته باشد، ارزش و اعتبار شما را در شركت افزايش دهد و توجه افرادي را كه مي‌توانند شما را ياري رسانده و درها را به رويتان بگشايند جلب نمايد.

همچنين توانايي خوب سخن گفتن، مردم را متقاعد مي‌سازد كه شما روي‌ هم‌ رفته از ساير افرادي كه قادر نيستند به اندازه شما خوب سخن بگويند، با استعدادتر و باهوش‌تر هستيد.

خوب سخن گفتن آموختني است

در مورد سخنراني در حضور جمع مي‌توان گفت كه اين مهارت آموختني است. بيشتر افرادي كه امروز سخنرانان قابلي هستند، در گذشته حتي قادر نبودند در خلوت خود دعا كنند. بسياري از افرادي كه در جمع مخاطبان با اطمينان و آرامش‌خاطر حاضر مي‌شوند و با سخنان دلنشين خود توجه همه را به خود جلب مي‌كنند، روزي حتي از فكر اينكه در حضور جمع بايستاند و سخنراني كنند نيز، وحشت داشتند!

سه عنصر سازنده پيام
آلبرت محرابيان اتاد دانشگاه UCLA در آمريكا يك سري مطالعات در زمينه ارتباط موثر انجام داد. وي به اين نتيجه رسيد كه هر پيامي كه منتقل مي‌شود متشكل از سه بخش است:

1- كلمات
طبق اظهارات محرابيان، شگفت‌انگيز است اگر بدانيد كلمات تنها 7‌درصد پيامي را كه منتقل مي‌شود، را تشكيل مي‌دهند. البته، كلماتي كه انتخاب مي‌كنيد از اهميت بسيار زيادي برخوردارند و بايد آن‌ها را با دقت برگزينيد. كلمات بايد به ترتيبي مناسب كنار هم چيده شوند و از نظر ساختار دستور صحيح باشند.

2-آهنگ صدا
طبق محاسبه‌ي محرابيان، 38‌درصد پيام در نواخت و تاكيدي نهفته است كه بر روي كلمات مختلف مي‌شود. با ايجاد تغيير در تن‌صدا بصورت عمدي و آگاهانه و با آگاهي از اهميت اين موضوع، مي‌توانيد كل پيام و درنتيجه تاثيري را كه آن پيام بر مخاطبان مي‌گذارد تغيير دهيد.

3- زبان بدن
محرابيان همچنين پي برد كه در ارتباط غير كلامي، 55‌درصد پيام در استفاده سخنران از حركات بدن خود نهفته است. به اين دليل كه تعداد عصب‌هايي كه از چشم انسان به مغز مي‌روند. به همين دليل است كه تاثيرات بصري بسيار قدرتمند هستند.

ساختار پيچيده در سخنراني‌هاي طولاني


اين ساختار شامل هشت بخش است.

1-سرآغاز: هدف از آغاز سرآغاز سخن جلب توجه مخاطبان، شكل‌دهي به توقعات آن‌ها، و تمركز مخاطبان بر سخنراني است. اگر هيچ‌كس به سخنراني گوش نسپرد و توجهي نكند، هيچ نكته‌اي براي گفتن وجود نخواهد داشت.

2-مقدمه: در اين بخش به مخاطب خواهيد گفت كه قصد داريد به چه موضوعي بپردازيد و چرا اين موضوع حائز اهميت است.

3-نكته اول: در اين بخش به اصل سخنراني بپردازيد. بيان نكته اول آغاز اين مرحله است و شروعي است براي بيان آنچه در ابتدا وعده داده بوديد.

4-پرداختن به نكته بعد: در اين بخش شما بايد مشخص كنيد كه نكته اول را به پايان رسانيده‌ايد و اكنون قصد داريد به نكته بعد بپردازيد. اين به خودي خود يك هنر است.

5-دومين نكته مهم: اين بخش بايد به‌طور منطقي ادامه مطلب نخست باشد.

6-مجدداً پرداختن به نكته بعد: در اين بخش شما مشخص مي‌كنيد كه قصد داريد به موضوع بعدي بپردازيد.

7-سومين نكته مهم: طبعا اين بخش نيز ادامه دو نكته نخست خواهد بود و آغازي است براي پرداختن به پايان سخن.

8-مخلص كلام: اين بخش نتيجه‌گيري از سخنان و فراخواني جهت عمل به گفته‌ها است.
در آموختن نحوه سخنراني موثر، هيچ جايگزيني براي تمرين وجود ندارد، بويژه تمرين با صداي بلند.

از شيوه‌ي برقراري ارتباط آگاه باشيد

افرادي كه در ارتباطات خود با ديگران بسيار خوب عمل مي‌كنند، همواره به تاثير زبان بدن خود بر ميزان پذيرش پيامي كه تلاش مي‌كنند القا كنند، توجه دارند.

هنگامي كه بازوانتان در طرفين بدن آويزان بوده و كف دستانتان به سمت بيرون و حالت باز قرار داشته باشد، درحالي‌كه مستقيما به مخاطبان مي‌نگريد و درحين صحبت كردن لبخند مي‌زنيد، مخاطبان آرامش، پيام‌تان را جذب مي‌كنند، مانند اسفنجي كه آب را به خود جذب مي‌كند. اما اگر چهره شما جدي بوده و لبخندي بر‌لب نداشته باشيد، مخاطبان حالت دفاعي به خود مي‌گيرند و در مقابل پيام و تلاش شما جهت متقاعد كردنشان به تفكر يا انجام عمل، آن‌ها نيز به روشي خاص مقاومت مي‌كنند. ارتباط غير كلامي بسيار حائز‌اهميت است!

تاكنون چندين‌بار به سخنرانان تاكيد كرده‌ام كه: «مابين نكات و جملاتي كه بيان مي‌كنيد آهسته‌تر صحبت كنيد، مكث كنيد و لبخند بزنيد.»

هنگامي كه آرام‌تر سخن مي‌گوييد، كلامتان واضح‌تر و شيواتر به گوش مي‌رسد. تن صدايتان دلپذير و لذت‌بخش‌تر مي‌شود. و هنگامي كه لبخند مي‌زنيد، اشعه‌هاي محبت و تصديق از خود ساطع مي‌كنيد.
مردم آنچه را كه گفته‌ايد، فراموش مي‌كنند؛ اما به ياد مي‌آورند كه چگونه آن‌ها را بيان كرده‌ايد. هنگامي‌ كه تن صدايتان را از كلمه‌اي به كلمه ديگر و از جمله‌اي به جمله ديگر تغيير مي‌دهيد، نوعي توانايي موسيقيايي در كلامتان ايجاد مي‌كنيد، به نحوي كه مخاطبان پيام شما را به سهولت دريافت مي‌كنند.

وظيفه‌اي بر عهده شماست

پگي‌نونان مي‌گويد: «هر نطقي كه ايراد مي‌شود، وظيفه‌اي برعهده دارد.»يكي از مهمترين كارهايي كه قبل از سخنراني بايد انجام دهيد اين‌است كه در ذهنتان پايان‌كار را مجسم كنيد. مشخص كنيد با اين سخنراني به چه نتيجه‌اي مي‌خواهيد برسيد. از خود بپرسيد: « چه سوال واقع‌بينانه‌اي را در نظر بگيرم؟» اگر پس از سخنراني من، با مخاطبان مصاحبه كنند و از آن‌ها بپرسند: « از اين سخنراني چه چيزي نصيب شما شده و در پايان چه كار متفاوتي قرار است انجام دهيد؟» انتظار دارم آن‌ها چه جوابي بدهند؟ تمام مطالبي كه قصد داريد در سخنراني بيان كنيد، از مقدمه گرفته تا متن اصلي سخنراني و كلام آخر، بايد در راستاي دستيابي به اين هدف باشد.

آموختن از ديگران

يكي از بهترين راه‌هاي تبديل به سخنران خوب شدن اين است كه تا آنجا كه مكن است به سخنراني افراد بيشتري گوش فرا دهيد. نكته برداري كنيد. به نحوه راه رفتن، صحبت كردن حركات و ايما و اشاره‌هايشان با دقت بنگريد. ببينيد سخنران با تجربه چگونه سخن خود را آغاز مي‌كند؛ با چه شيوه‌اي به اصل مطلب مي‌پردازد از مثال‌ها، نمونه‌ها و داستان‌هاي طنزآميز استفاده مي‌كند؛ چطور به سخن خود خاتمه مي‌دهد؛ و به زمان حضور در كنار مخاطبان پايان مي‌بخشد.

استفاده از برنامه پاور پوينت در سخنراني

استفاده از پاورپوينت به عوامل متعددي بستگي دارد. درميان سخنرانان حرفه‌اي «مرگ با پاورپوينت» اصطلاح رايجي است؛ بسياري از سخنرانان از ابتدا آن‌چنان به ارائه مطالب با استفاده از پاورپوينت تكيه مي‌كنند كه شخصيت و جوهر كلامشان لا‌به‌لاي نكاتي كه بر روي صفحه نمايش بيان مي‌كنند گم مي‌شود.

قانون 5×5

ابتدا و از همه مهمتر، نبايد براي هر اسلايد بيش‌از پنج‌خط جمله بنويسيد، و هر خط نيز نبايد بيش‌از پنج كلمه باشد. استفاده بيش‌از اين مقدار باعث حواس‌پرتي و حتي سردرگمي مخاطبان مي‌شود. هنگام سخنراني در يك محيط كوچكتر و يا در حضور تعداد كمتري از افراد مي‌توانيد از خطوط يا كلمات بيشتر از مقداري كه اين قانون اجازه مي‌دهد، استفاده كنيد.

بدون توجه به اين مطلب كه از چه تعدادنكته استفاده مي‌كنيد هنگام توضيح دادن آن‌ها، نكات را يك به يك عنوان كنيد. اين اشتباه را مرتكب نشويد و تمام اسلايد‌ي را كه مملو از اطلاعات است يك جا ارائه ندهيد؛ زيرا شنونده سرگرم خواندن مطالب مي‌شود و به سخنان شما هيچ توجهي نمي‌كند.

رو به مخاطبان داشته باشيد.
نكته بعدي اين‌كه هنگامي كه از پاور پوينت استفاده مي‌كنيد، بهتر است روي شما به سمت مخاطبان باشد. بايد لپ‌تاپ را جلوي‌تان بگذاريد و آنچه را كه بر روي صفحه نمايش پشت سرتان رخ مي‌دهد، توضيح دهيد. هنگامي كه بر روي اسلايدهاي پاورپوينت كليك مي‌كنيد، چشمانتان را بر روي افراد حاضر در جلسه بيفكند و تمام مدت با آن‌ها صحبت كنيد.

خلاصه
مردم اغلب از من مي‌پرسند: رمز سخنراني مؤثر در حضور جمع چيست؟ من همواره به آن‌ها مي‌گويم: رمز آن، آمادگي است. 90درصد موفقيت شما به عنوان سخنران به اين بستگي دارد كه تا چه اندازه از آمادگي برخوردار هستيد. درظرف چند دقيقه‌اي كه لب به سخن مي‌گشاييد، شنونده متوجه خواهد شد تا چه اندازه آمادگي داريد و با توجه به آن آمادگي، به شما نمره بالا يا پايين مي‌دهد.

 وظيفه شما اين است كه كاملاً آماده باشيد، آنچنان كه از همان لحظه نخست كه شروع به صحبت مي‌كنيد همانند فردي با تجربه و ماهر جلوه كنيد.

بهترين كار اين‌است كه هرچه بيشتر برنامه‌ريزي داشته باشيد و مهيا شويد، وقتي سرانجام براي ايراد سخنراني در حضور جمع مي‌ايستيد، مطمئن‌تر خواهيد بود. زماني‌كه سخنان‌تان را بارها و بارها تمرين كرده باشيد، در حضور مخاطبان، احساس قدرت دروني و آرامش بسيار زيادي به شما دست خواهد‌داد.

http://vivannews.com/Pages/News-23951.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]


آئين سخنـراني

راز خوشبختي چيست؟ ديگران هم زياد در جستجوي اين كيميا بوده و آنهايي كه قدرت داشته‌اند نتيجه مطالعات و افكار خود را نوشته‌ اند و از همه آنها چنين نتيجه گرفته‌ مي‌شود كه پس از تأمين سلامتي بهترين وسيله خوشبختي داشتن رفيق خوب و طرف علاقه بودن است.
 

 
  مقدمه
راز خوشبختي چيست؟ ديگران هم زياد در جستجوي اين كيميا بوده و آنهايي كه قدرت داشته‌اند نتيجه مطالعات و افكار خود را نوشته‌ اند و از همه آنها چنين نتيجه گرفته‌ مي‌شود كه پس از تأمين سلامتي بهترين وسيله خوشبختي داشتن رفيق خوب و طرف علاقه بودن است.
مطالب كتاب "رمز نفوذ در ديگران" را مي‌توان به سه قسمت تقسيم نمود:

اول: تعليم و طرز بيان در مقابل جمعيت
دوم: تعليم طرز تهيه گفتار
سوم: تمرينات براي خوب و خوش آهنگ شدن صدا

من وقتي كه در مقابل عده زيادي ايستاده مي‌خواهم حرف بزنم به قدري دست و پاي خود را گم مي‌كنم و حواسم پرت مي‌شود كه ديگر نمي‌توانم درست فكر كرده و آنچه را كه مي‌خواستم بگويم بخاطر بياورم و آرزويم اين است كه بوسيله تعاليمي كه در اين كلاس مي‌گيرم در موقع نطق اعتماد به نفس داشته به راحتي و بدون تشويش بايستم و افكارم بخوبي بتواند كلامم را هدايت كند و بالاخره بتوانم مقصود خود را بطور مؤثر در مقابل شنوندگان بيان كرده و آنها را متقاعد سازم.


توليد اعتماد به نفس و جرأت براي نطق كردن حتي به قدر يك دهم آنچه همه فرض مي‌كنند اشكال ندارد و نبايد تصور كرد كه طبيعت استعداد اين كار را فقط در عده كمي از مردم به وديعه گذاشته و سايرين از آن بي بهره‌اند بلكه هر كس با تمرين مي‌تواند خود را نطاق خوبي بكند با اين شرط كه ميل زيادي به اين كار داشته و با علاقه و جديت آن را تعقيب كند. هيچ علت ندارد كه يك نفر در موقع عادي بتواند مدتي نشسته يا ايستاده با دو يا چند نفر صحبت كند ولي نتواند در مقابل عده‌اي كه به منظور شنيدن سخنراني او جمع شده‌اند حرف بزند در حاليكه قاعدتا بايد قضيه به عكس باشد و حضور جمعيت انسان را وادار به اصلاح وضعيت بدن و لباس خود بكند. عده‌ زيادي از ناطقين همين عقيده داشته و مي‌گويند حضور شنوندگان آنها را تحريك نموده و باعث مي‌شود كه فكرشان بهتر و دقيق‌تر كار كند.


هانري وارد‌پيچر- مي‌گويد: اگر انسان در نطق كردن ورزيده باشد در موقع سخنراني مقداري از حقايق و افكاري كه فراموش كرده به خاطرش مي‌رسد زيرا كه تمرين زياد ترس او را از جمعيت به كلي از بين برده و جرأت و اعتماد به نفس جاي آن را مي‌گيرد در نتيجه از حضور شنوندگان تشويق شده و بهتر از تنهايي فكر مي‌كند پس شما هم اگر مايليد نطاق خوبي شويد اول يأس را از خود دور كرده و تصور نكنيد كه شما از اين اصل كي مستثني هستيد تا بتوانيد نطق كنيد و مسلما بدانيد كه بزرگترين ناطقين دنيا هم در اولين سخنراني‌هاي خود دچار همين ترس بوده و دست و پاي خود را گم مي‌كرده‌اند.


جان برايت- مرد سياسي معروف انگليسي كه در مدت جنگ داخلي براي آزادي و اتحاد شديدا مبارزه مي‌كرد اولين نطق خود را در مقابل جمعيتي كه در يك مدرسه جمع شده بودند ايراد نمود و قبل از شروع به صحبت به قدري مي‌ترسيد كه از دوستان خود خواهش كرد هر وقت در ضمن صحبت اشاره مي‌كند برايش دست بزنند تا بدين وسيله كم‌كم بر ترس خود غلبه كند.


ايراد نطق در مقابل جمعيت حتي اگر فقط بيست نفر باشند براي انسان مسئوليت ايجاد مي‌كند كه در نتيجه اجبارا تا حدي عصباني و مضطرب مي‌گردد. سيسرون در دو هزار سال قبل گفته است "لازمه نطق خوب اين است كه با عصبانيت توأم باشد" حتي كساني كه در پشت دستگاه راديو سخنراني مي‌كنند از اين اضطراب و ترس مصون نيستند و اين قاعده به قدري كلي و صحيح است كه برايش نام مخصوص گذاشته و آن را (ترس از ميكروفون) مي‌نامند.


به طور كلي براي تمرين سخنراني بايد چهار نكته زير را در نظر گرفت:
1. ميل به سخنراني و خوب حرف زدن: اين موضوع به قدري اهميت دارد و به قدري صحيح است كه اگر معلم سخنراني بتواند در قلب شما نفوذ كرده و درجه ميلتان را به سخنراني معلوم و معين كند حتما مي‌تواند بگويد تا چه درجه در اين كار پيشرفت خواهيد كرد زيرا درجه پيشرفت شاگرد در سخنراني تناسب مستقيم با درجه علاقه او دارد بنابراين اگر شما با ميل و استقامت زياد دنبال سخنراني برويد هيچ چيز نخواهد توانست از پيشرفت سريعتان جلوگيري كند.

۲.آنچه را كه مي‌خواهيد بگوييد قبلا براي خود واضح و معلوم نماييد: شرط اينكه در موقع سخنراني ناطق راحت و بدون اضطراب باشد اين است كه آنچه مي‌خواهد بگويد برايش واضح و روشن باشد والا مثل كوري خواهد بود كه در موقع راه رفتن بايد تمام هم خود را براي پيدا كردن راه صرف نمايد و البته چنين شخصي نبايد منتظر باشد كه در موقع سخنراني شرمسار و پشيمان نشود.


3. با اعتماد و جرأت كامل سخنراني كنيد: پرفسور ويليام جيمس كه مشهورترين عالم روانشناس آمريكاست نوشته است"ظاهرا چنين به نظر مي‌رسد كه هر عمل پس از يك فكر يا احساس به ظهور مي‌رسد و به عبارت ديگر اعمال تابع افكار و احساسات هستند در صورتي كه در حقيقت اينطور نبوده و فكر يا احساس با عمل توأم هستند و هر يك از آنها ممكن است در اثر ديگري بوجود آيد. از طرف ديگر مي‌دانيم كه كنترل افكار و  احساسات خيلي مشكل بوده و كاملا در دست ما نيست ولي به راحتي مي‌توانيم اعمال خود را تنظيم و كنترل نماييم بنابراين به جاي اينكه سعي كنيم كه مثلا غصه خود را به زور فكر مرتفع نماييم(كه البته كار بسيار مشكلي است) بهتر است وضعيت بدن و اعمال خود را مثل اشخاص خوشحال بكنيم تا احساساتمان از اعمالمان پيروي كرده و غصه ما خود به خود برطرف شده خوشحال شويم همچنين براي اينكه در خود جرأت و جسارت توليد كنيم بايد وضعيت بدن و رفتار خود را مثل شخص شجاع كرده و با جرأت كامل حرف زده و عمل نماييم".


4. تمرين! تمرين! تمرين: آخرين نكته‌اي كه اتفاقا مهمترين نكات براي سخنراني است موضوع تمرين است. به نظر من اگر بنا باشد شما قسمت عمده‌ اين فصل را فراموش كنيد ارزش دارد كه كليه آنچه كه تا بحال خوانده‌ايد از يادتان برود ولي هميشه به خاطر داشته باشيد كه اولين و آخرين و مطمئن‌ترين راه توليد اعتماد و جلوگيري از ترس در سخنراني اين است كه زياد در مقابل جمعيت حرف بزنيد و تمرين كنيد. اين عاملي است كه بدون آن بايد به كلي از سخنراني صرف نظر كرد باز هم روزولت مي‌نويسد" شخص مبتدي اولين دفعه در سخنراني‌هاي خود مبتلا به حالت عصباني مي‌شود كه به كلي غير از خجالت است و اين حالت شبيه به حال كسي است كه براي اولين دفعه به ميدان جنگ مي‌رود. يك چنين مردي بايد سعي كند اعصاب خود را شديدا تحت كنترل درآورده و به كلي خونسرد باشد و خونسرد بودن مربوط به عادت است و عادت فقط به تمرين و تكرار توليد مي‌شود البته نبايد انكار كرد كه بعضي‌ها بيشتر استعداد داشته و زودتر به مقصود مي‌رسند و بعضي كم استعداد‌ترند ولي به هر حال همه كس دير يا زود قادر به ايجاد اين عادت در خود مي‌باشد".


هر شب قبل از خواب و هر صبح قبل از برخاستن مدت پنج دقيقه اينطور تنفس كنيد اثر آن قبل از خواب اين است كه اعصابتان راحت مي‌شود. اثر تنفس صبحانه اين است  كه در تمام روز خوشحال و تر و تازه خواهيد بود و اگر اين عمل ساده را مرتب انجام دهيد نه تنها  صداي شما به مقدار زياد بهتر خواهد شد بلكه مسلما چند سال هم بر عمرتان افزوده مي‌شود به همين جهت است كه مي‌گويند خوانندگان اپرا و معلمين آواز عمرشان طويل است.


مانوئل كاريكاي معروف، صد و يك سال عمر كرد خودش اين عمر دراز را مديون تنفس عميق هر روزه مي‌دانست.


اگر آنچه مي‌خواهيد بگوييد حس كنيد و حقيقتا افكار خودتان باشد مسلما در سخنراني موفق خواهيد شد مثل زير اين مطلب را روشن مي‌كند:


يكي از شاگردان در موقع سخنراني خواست از روي مقاله‌اي كه  در روزنامه خوانده بود شهر واشنگتن را تنقيد كند گفتارش به قدري سست و بي‌مزه بود كه به هيچ وجه نمي‌شد از آن نتيجه گرفت ولي همين آقا چند روز بعد اتومبيلش را دزديدند و به پليس شكايت كرد و اداره پليس كه يك هفته قبل خود او را به جرم اينكه در غير موقع اتومبيلراني كرده جريمه نموده بود نتوانست دزد را پيدا كرده اتومبيل او را پس بگيرد اين مطلب او را عصباني كرده و دوباره نطقي درباره بدي وضع شهر ايراد نموده با اين تفاوت كه اين دفعه مطالب را از ته قلب خود مي‌گفت و از روزنامه‌اي اقتباس نكرده بود به همين جهت سخنراني‌اش بسيار شيرين و جالب توجه شد.


دوايت ل. مودي رمز اين را كه چطور مي‌تواند اين همه گفتار خوب تهيه كند به شرح زير بيان كرده است:
"من عنوان‌هاي زيادي براي سخنراني فكر كرده و هر عنوان را براي يك پاكت نوشته‌ام و هر وقت موضوع جديدي به دستم افتاد براي آن هم پاكت جديدي ترتيب مي‌دهم از يك طرف ديگر به مرور مطالب و نكاتي را كه مي‌خوانم و مي‌شنوم يا به فكرم مي‌رسد فورا در روي تكه كاغذي يادداشت كرده در پاكت مربوط به خودش مي‌گذارم به اين ترتيب هميشه براي موضوعهاي زيادي كه روي پاكتها نوشتم يادداشتهاي خيلي زيادي دارم كه در موقع احتياج آنها را مرتب كرده و مورد استفاده سخنراني قرار مي‌دهم و چون روش بايگاني خود را مرتبا ادامه مي‌دهم هميشه مطالب تازه براي سخنراني دارم.


دستور حكيمانه دكتر برون: اول آنچه مي‌خواهيد بگوييد پيش خود مجسم كنيد اگر اين كار را به خوبي انجام دهيد همان طور كه يك سلول زنده در محيط مساعد به مرور نمو مي‌كند اين فكر اوليه هم در داخل مغز شما مشغول به كار مي‌شود ضمنا خود شما هم بايد به آن كمك كنيد يعني تا روز قبل از سخنراني هميشه درباره آن فكر كنيد و در رختخواب مدتي را كه بيدار هستيد و در ترن و اتومبيل و در اتاق انتظار و بالاخره در هرجا كه مجبوريد بيكار بنشينيد فكر خود را متوجه موضوع سخنراني خود بنماييد حتي در كنار رختخواب خود يك مداد و كاغذ بگذاريد تا اگر مطالبي به خاطرتان رسيد فورا يادداشت كنيد. اگر راجع به اين موضوع كتاب مي‌خوانيد كليه نكات قابل توجه آن را استخراج كرده بنويسيد ولي بايد دانست تا آنجا كه ممكن است بهتر است از افكار و اطلاعات خود استفاده كنيد تا از كتاب. ولي چون از فكر خودتان فورا نمي‌توانيد مطالب خيلي زيادي به دست آوريد مدتي براي تهيه سخنراني به خود وقت بدهيد به اين ترتيب به مرور فكرتان پرورش يافته تقويت مي‌شود و خواهيد ديد كه كم‌كم مي‌توانيد در مدت كمي فقط به كمك فكر خود يك گفتار خوب و جامع تهيه نماييد بعلاوه نطقي كه از روي فكر و احساسات خود گوينده ادا شود به مراتب اثرش بيش از آن است كه از روي كتاب بگويند.


براي سخنراني هميشه مطالب كافي ذخيره داشته باشيد:


براي هر سخنراني بايد عده زيادي مطالب و نكات قابل گفتن را در نظر آورده و از بين آنها بهترينشان يعني فقط ده درصد را انتخاب كرد. اين كار دو فايده دارد اولا بهترين و قابل توجه‌ترين مطالب در سخنراني گفته مي‌شود.


ثانيا سخنران زيادتر از آنچه مي‌خواهد بگويد اطلاعات درباره موضوع سخنراني دارد و با اطمينان‌تر و بدون ترس پشت ميز خطابه يا به حضور شخصي كه بايد حرفهايش را بشنود مي‌رود و به عبارتي ديگر مي‌توان گفت اين كار يك قوه ذخيره در انسان توليد مي‌كند كه در سخنراني به دادش مي‌رسد.


روش ناطقين معروف در تهيه گفتار:


هربرت سپنسر گفته است كسي كه افكار و اطلاعاتش مرتب نباشد هر چه بيشتر بداند بيشتر اشتباه مي‌كند و اين گفته صد در صد درباره ناطق ما صدق مي‌كرد. هيچ احمقي وقتي مي‌خواهد خانه‌اي بسازد بدون نقشه شروع به كار نمي‌كند پس چرا ما نبايد در سخنراني اين پيش‌بيني را بكنيم سخنران مثل مسافري است كه از رفتن آن منظوري دارد پس بايد آن را از روي نقشه انجام دهد.


ناپلئون گفته است:" جنگ يك علمي است و در آن هيچ وقت موفقيت بدست نمي‌آيد مگر در قسمتهايي كه با نقشه و حساب عمل شده باشد" كاش مي‌توانستم اين گفته ناپلئون را با خطوط آتشين در بالاي تمام مدارس سخنراني دنيا بنويسم زيرا اين گفته آنقدر كه در جنگ صادق است در سخنراني هم صدق مي‌كند ولي متاسفانه اغلب ناطقين آن را عمل نمي‌كنند و به همين جهت سخنراني آنها چيز مزخرفي از آب در مي‌آيد براي چگونگي تهيه گفتار نميتوان قوانيني كاملا قطعي اظهار نمود و فقط با ذكر مثالهايي از سخنراني‌هايي كه خوب تهيه شده‌اند مي‌توان منظور را به خوبي فهماند.


دكتر روسل. هـ . كانول- نويسنده معروف فرمولي دارد كه براي ما شرح داده و گفتارهاي خود را بوسيله آن تهيه مي‌كنند و آن اين است كه جواب سؤالات زير را از خود بكنيد:


1. حقايق و نكات اصلي موضوع گفتار چيست؟
2. هر يك از نكات اصلي نام برده را بحث كن.
3. نتايج عملي كه از بحث اين نكات به دست مي‌آيد كدام است؟


عده زيادي از شاگردان سخنراني فرمول زير را به كار برده و از آن خيلي راضي هستند.


1. يك مشكل را نشان بده.
2. راه علاج آن را معلوم نما.
3. شنوندگان را براي همكاري در به كار بردن راه علاج كه يافته‌اي دعوت كن.


شنوندگان را مي‌توان به اين طريق دعوت به قبول منظور خود كرد.


1. وضعيتي كه بايد اصلاح شود اين است.
2. بايد به اين طريق آن را اصلاح نمود.
3. شما بايد در اين امر كمك كنيد.


يك ناطق خوب بايد پس از خاتمه سخنراني سعي نمايد كه چهار وجه زير را در نطق خود معلوم كند:


1. آنچه خود او تهيه كرده است چه بوده.
2. آنچه در موقع نطق توانسته است ادا كند.
3. آنچه روزنامه‌ها درباره سخنراني او نوشته‌اند.
4. آنچه در موقع برگشتن از جلسه سخنراني در دلش مي‌خواست كه گفته باشد.


به هيچ وجه لازم نيست در موقع سخنراني سعي كنيد كه لغات را شمرده ادا كنيد زيرا قسمت عمده فكر و حافظه شما صرف مرتب كردن لغات و جمله‌ها شده و از اصل مطلب كه عبارت از گفتن مطالب مفيد و جالب توجه است پرت مي‌شود و از منظور خود نتيجه نمي‌گيريد.


خود دوگلاس فربنكس- در ضمن شرح حالش نوشته كه او و چارلي چاپلين و ماري پيكفرد- هر روز مدتي از وقت خود را صرف بازي به شرح زير مي‌كنند:


چندين تكه كاغذ تهيه كرده و روي هر يك، يك كلمه مي‌نويسند و همه آنها را لوله كرده و در ظرفي مي‌اندازند بعد هر يك مثل قرعه كشي يكي از آنها را برداشته و موظفند يك دقيقه تمام راجع به آن صحبت كنند.


 
تقويت قوه حافظه:


تئودر روزولت- حافظه‌اش به قدري قوي بود كه همه كس از آن از آن تعجب مي‌كرد علت حافظه زياد او اين بود كه هميشه فكر خود را روي چيزي كه مي‌خواست حفظ كند متمركز مي‌نمود مثلا موقعي كه به شيكاگو رفته بود مردم زيادي در اطراف خانه محل سكونت او آمده و فرياد مي‌زدند و هورا مي‌كشيدند و صداي موزيك از اطراف بلند بود و او در ميان اين ازدحام روي نيمكتي لميده كتاب مي‌خواند و حواسش غير از به مطالب كتاب متوجه چيز ديگري نبود. مسلما پنج دقيقه تمركز كامل حواس بر روي موضوعي از يك روز مطالعه سطحي بيشتر نتيجه دارد.


به طور كلي مغز از راه چشم بيشتر از گوش مطالب را درك مي‌كند و تعداد اعصابي كه چشمها را به مغز مربوط مي‌كنند بيست برابر تعداد اعصابي است كه از گوشها به مغز مي‌روند. يك مثل چيني مي‌گويد" يك ديدن به قدر هزار شنيدن موثر است".


با در نظر گرفتن آنچه راجع به طرز كمك ناطقين مهم به حافظه خود ذكر شد يك طريقه بسيار سهل در اينجا براي حفظ كردن ترتيب نكات مختلف كه در سخنراني بايد گفته شود به شرح زير ذكر مي‌كنيم.


براي هر يك از اعداد يك كلمه‌اي كه تلفظ آن شبيه به تلفظ آن عدد باشد انتخاب و آن را حفظ كنيد مثلا ممكن است جدول زير را براي اين منظور به كار بريد:


1. چك
2. دو( شخص در حال دويدن)
3. زه
4. مهار
5. نسج
6. كش
7. رفت
8. طشت


براي اينكه بتوانيد نكاتي را كه بايد در گفتار خود بگنجانيد به هم مربوط سازيد ممكن است از دادن جواب به سوالهاي زير استفاده كنيد:


1. چرا اين موضوع اينطور است.
2. چطور اين موصوع اينطور شده.
3. چه وقت اين موضوع اينطور مي‌شود.
4. كجا اين موضوع اينطور است.
5. كسي گفت كه اين موضوع اينطور است.


در طي اين فصل معلوم شد كه به وسيله درك مطلب و تمرين و تسلسل افكار مي‌توان قوه حافظه را تقويت نمود ولي اگر كسي بخواهد بوسيله ديگري مثلا حفظ كردن شروع به تقويت حافظه خود نمايد نبايد متوقع باشد كه در تمام قسمتها و براي همه چيز حافظه‌اش خوب شود مثلا اگر روزي يك قطعه شعر حفظ كنيد مسلم است كه به مرور حافظه شما براي قسمتهاي ادبي زياد مي‌شود ولي اين بهبودي حافظه از نظر مطالب اقتصادي يا عملي خيلي ناچيز خواهد بود. پس به جاي اينكه سعي كنيد كه به طور كلي قوه حافظه شما تقويت شود بهتر است براي هر موضوع بخصوص روشي را كه در طي اين فصل تعليم داديم به كار بريد.


دگلي- كه از بزرگترين صاحبان كارخانه است سي سال پيش با كمتر از پنجاه دلار پول به شيكاگو وارد شد و حالا فقط سالي سي ميليون دلار سقز مي‌فروشد اين شخص رمز موفقيت خود را كه عبارتست از يكي از كلمات امرسون قاب كرده و به ديوار اتاق كار خود زده و اين كلام عبارتست از:


"هيچ كار بزرگي در دنيا انجام نمي‌شود مگر در نتيجه توليد ميل و هيجان"


آقاي براين- مي‌گويد: سخنراني موثر آن است كه از قلب گوينده سرچشمه گرفته و به قلب شنونده نفوذ كند نه اينكه از عقل گوينده درآمده و فقط به عقل شنونده اثر نمايد.


اگر شنوندگان به خواب رفتند چه مي‌كنيد؟


يك واعظ دهاتي از هانري وارد پيچر- پرسيد كه اگر شنوندگان در موقع خطابه به خواب رفتند چه بايد كرد؟ جواب داد بايد يك نفر يك چوب تيز به دست گرفته و دائم به واعظ سيخ بزند زيرا اگر واعظ كاملا بيدار باشد و با انرژي حرف بزند شنونده به خواب نمي‌رود.


رمز اصلي موفقيت در سخنراني


امروز كه اين راز را به رشته تحرير درمي‌آورم پنجم ژانويه و روز وفات مرحوم شاكلتن است كه به قطب جنوب مسافرت كرده و روي كشتي خود اشعار زيبايي را نوشته بود:


" اگر مي‌تواني تخيل كن ولي مغلوب خيالات خود نشوي"
" اگر مي‌تواني فكر كن و به فكر كردن تنها قناعت نكني"
" اگر مي‌تواني هم با بدبختي هم با پيروزي مقابل شو و هر دو برايت يكسان باشد"
"  اگر مي‌تواني قوا و اعصاب خود را وارد به خدمتگذاري خود كن حتي پس از آنكه از پا در آمده باشي"


و در موقعي كه غير از اراده چيزي در تو باقي نمانده خود و اراده خود را حفظ كني  آنوقت تمام زمين و آنچه در آن هست متعلق به تو خواهد بود و اي پسر من در اين صورت مي‌توان تو را مرد ناميد.


وقتي كه انسان مي‌خواهد چيزي ياد بگيرد خواه زبان خارجي باشد خواه بازي گلف و خواه فن سخنراني ترقي او مرتب نبوده و قاعده بر اين است كه اول مقداري پيشرفت مي‌كند بعد مدتي ديگر پيشرفت نكرده توقف مي‌نمايد حتي ممكن است كمي پس برود و اين يك قاعده معروف‌الروحي است.


در اينجا لازم مي‌دانم گفته‌هاي قيمتي آلبرت هوبارد كه در يك انسان معمولي مقدار زيادي روح و زندگي تلقين كرده و او را خوشحال و اميدوار و خوش‌بين مي‌كند تكرار كنم:


"هر وقت براي انجام كاري از خانه خارج مي‌شويد از قدم اول چانه را تو داده و سر را بلند نگه داريد ريه‌ها را پر از هوا كرده و از اشعه خورشيد حداكثر استفاده را بنماييد در برخورد با آشنايان و دوستان يك لبخند شيرين نثارشان بنماييد. اصلا ترس از عدم موفقيت را به خود راه نداده و جزئي‌ترين فكر را هم درباره دشمنان خود نكنيد فقط به منظور اصلي خود متوجه بوده راست به طرف هدف خود برويد و قواي فكري خود را براي منظورهاي عالي خود مصرف نماييد.

اگر چند روز به اين ترتيب رفتار نماييد خواهيد ديد همانطور كه مرجان كار خود را كرده و به مرور مواد لازم خود را از آب گرفته خانه خود را مي‌سازد و طبيعتا كاري به ساير مواد موجود در آب ندارد در شما هم كم‌كم اين استعداد پيدا ميشود كه افكارتان متمركز بر روي چيزي كه مي‌خواهيد شده و موضوعهاي ديگر نتوانند علي‌رغم ميل شما آن را منحرف كنند.

هميشه در خاطر خود، خود را آنطور كه دلتان مي‌خواهد باشيد مجسم كنيد و كم‌كم همانطور شويد. فكر عالي‌ترين اثرات را در گرفتن هر گونه نتيجه دارد. هميشه در روحيه خود شجاعت و صداقت و خوش‌بيني را به زور فكر تقويت كنيد. اختراع نتيجه مستقيم صحيح فكر كردن است. همه چيز در اثر ميل زياد به دست مي‌آيد و هر كس صميمانه بپرسد به جواب صحيح خواهد رسيد.

هر چه را كه قلب ما بخواهد همان‌طور خواهد شد بنابراين هميشه چانه را تو داده سر را بلند نگه داريد و بدانيد كه هر انسان خدايي است كه هنوز در پيله مي‌باشد بايد آن را سوراخ كرده و خارج شود تا به مرحله خدايي برسد."


عملياتي كه در موقع بيان بايد اجرا گردد:


اولا: محكم و با تكيه ادا كردن كلمات مهم
ثانيا: درجه بلندي و كوتاهي( يعني كوك صدا را تغيير دهيد)
ثالثا: سرعت بيان را در كلمات كم و زياد كنيد.
رابعا: بعد از بيان يك نكته مهم كمي تأمل كنيد.


شخصيت انسان بيش از هر چيز تابع عوامل ارثي است و قبل از تولد در وجود او به وديعه گذاشته شده است و پس از تولد فقط ممكن است تغييرات مختصري در آن رخ دهد و به هر حال بايد آن را يك عامل غير متغيري دانست. با وجود اينكه اين خاصيت انسان را كمتر مي‌توان تغيير داد مع هذا همان تغيير مختصري كه در آن قابل اجراست براي ما خيلي مفيد است. اگر مي‌خواهيد حداكثر استفاده از شخصيت خود در موقع سخنراني بكنيد بايد كاملا استراحت كرده و بدون خستگي پشت ميز خطابه برويد يك آدم خسته هيچ وقت نمي‌تواند كسي را به خود جلب كند و محبوب واقع شود بنابراين همانطور كه در مطالب قبل گفته شد تهيه گفتار خود را براي آخرين ساعت فرصت نگه داريد و الا خستگي و سمومي كه در نتيجه آن در بدن شما تهيه مي‌شود قوه حياتي شما را كم كرده و مغز و اعصابتان را خسته مي‌كند.


چيزي كه گرانت را براي هميشه متاسف ساخت:


گرانت در يادداشتهاي خود نوشته است در ملاقاتي كه با ژنرال لي كرد ژنرال لباس انيفرم بسيار شيك و پاك پوشيده بود در صورتي كه لباس او بسيار ساده و نازيبا بود به همين جهت اين ملاقات به نفع ژنرال و به ضرر او تمام شد و براي هميشه او را متاثر ساخت.


اما راجع به دستها به كلي آن را فراموش نماييد و خيال كنيد وجود ندارد و بدانيد كه شنوندگان جزئي‌ترين توجهي به دستهاي ناطق نخواهند داشت بنابراين با دل راحت آن را به طرفين آويزان كنيد و فقط در موقع خيلي لازم بگذاريد با حركات خيلي عادي آنها به بيان شما كمك داده شود. اگر جنسا خيلي عصباني هستيد مانعي ندارد كه دستها را در جيب بگذاريد من خيلي از ناطقين مشهور را ديده‌ام كه اين كار را كرده‌اند و به نظرم بد نيامده است.


سخنراني را با ذكر نكات قابل تجسم شروع كنيد


براي شنوندگان شنيدن مقدار زيادي مطالب كلي و معنوي خيلي سخت است و شنيدن مطالب قابل تجسم را بيشتر دوست دارند و خوب است شروع سخنراني با ذكر يك چنين مطلبي باشد ولي متاسفانه اجراي اين دستور براي ناطق سخت است و هر ناطقي خيال مي‌كند در اول صحبت خود بايد يك مطلب كلي را بگويد ولي بايد در مقابل اين حس خود مقاومت كند.


با ذكر كلام يكي از بزرگان سخنراني را شروع كنيد


ذكر كلام بزرگان اثر زيادي در جلب توجه شنوندگان دارد مثلا اگر مي‌خواهيد راجع به راستي سخنراني كنيد ممكن است سخن خود را اينگونه شروع كنيد: " سعدي مي‌گويد: راستي موجب رضاي خداست، كسي نديدم كه گمشده از ره راست..."


عنوان سخنراني خود را از كلماتي كه متناسب با منافع مستقيم شنوندگان است انتخاب كنيد.


مسلم است كه تمام شنوندگان بيش از هر چيز به منافع خود علاقه‌مند هستند بنابراين وقتي بيشتر به موضوع سخنراني علاقه‌مند شده و آن را با دقت بيشتري گوش مي‌دهند كه حس كنند شنيدن آن را در بهبودي و ازدياد منافع شخصي آنها موثر است.


گفتن مطالب موثر زياد جلب توجه مي‌كند


خواندن و شنيدن مطالب موثر روحيه انسان را از حالت يكنواخت روز در مي‌آورد. بنابراين اگر مي‌خواهيد مقدمه نطقتان خوب شود آن را با ذكر يك نكته موثر شروع كنيد.


افراد ملت آمريكا بيش از تمام ملل ديگر جرم مي‌كنند در اهيو تنها به اندازه تمام شهر لندن قتل واقع مي‌شود به تناسب جمعيت در آنجا يك صد و هفتاد مرتبه بيشتر دزدي مي‌شود. در كلولند بيش از تمام  انگلستان و اسكاتلند اقدام به دزدي مي‌شود. عده مقتولين در شهر نيويورك بيش از انگليس يا فرانسه و يا آلمان است.

علت اين امر اين است كه در آمريكا مجرمين تنبيه نمي‌شوند، براي هر جرم فقط يك درصد احتمال تنبيه شدن است به طوري كه اشخاص قاتل بيشتر احتمال مي‌دهند كه از مرض سرطان بميرند تا اينكه اعدام شوند.


از قديم مي‌گويند يك قطره عسل بيش از يك خر‌وار سركه مگس به خود جمع مي‌كند از اين حيث آدم هم مثل مگس است. اگر مي‌خواهيد كسي را با خود هم‌عقيده كنيد اول به او ثابت كنيد كه دوست صميمي او هستيد اين عمل شما مثل همان قطره عسل در او كار‌گر شده و او را به طرف شما جلب مي‌كند و اگر توانستيد اين كار را انجام دهيد به مقصود خود خواهيد رسيد.


هر وقت مي‌خواهيد با كسي راجع به مطلبي مباحثه كنيد بيفايده‌ترين و مضرترين طريقه اين است كه با جديت تمام سعي كنيد به او حالي كنيد آنچه او تا به حال راجع به اين مطلب تصور مي‌كرده غلط بوده و حرف صحيح آن است كه شما مي‌گوييد، زيرا واضح است طرف هم با اصرار مخالفت مي‌كند" به عكس آنچه من مي‌گويم و اين مطلب را الان به تو ثابت مي‌كنم" البته تا اين كار را نكند آرام نخواهد نشست.


منظور از سخنراني گرفتن نتيجه است و نتيجه صحيح موقعي به دست مي‌آيد كه شنوندگان حاضر و متقاعد به اجراي عملي شوند در اين صورت ناطق مي‌تواند در خاتمه سخنراني اجراي آن عمل را از شنوندگان بخواهد.
سخنراني را با ذكر يك كلام مقدس خاتمه دهيد


اگر ناطق بتواند يك آيه قرآن يا چيزي نظير آن را در آخر بيانات خود گفته و با آن سخنان خود را ختم كنيد بسيار مفيد و موثر خواهد بود.


خوب شدن صدا سه عامل اصلي دارد: تنفس صحيح- استراحت بدن- تقويت طنين صدا


طنين صدا:


همانطور كه بدن توخالي ويلن و تار صداي ضعيف سيم را گرفته و آن را بزرگ و قشنگ مي‌كند صداي انسان هم كه از حنجره خارج مي‌شود در دهان و بيني و كليه حفره‌هاي صورت طنين انداز شده و آنچه را كه ما مي‌شنويم بوجود مي‌آورد. براي تقويت طنين صدا تمرينات زير را بنماييد:


زبان و گلو و لبها و چانه را كاملا آزاد و راحت نموده و يك تصنيفي را زمزمه كنيد و كف دست را روي سر خود گذاشته و سعي كنيد در آنجا ارتعاشات صداي خود را حس كنيد البته اين حركت و ساير حركات را با تنفس عميق توأم نماييد. يك دفعه ديگر همان تصنيف را زمزمه كنيد و كف دست را پشت گردن گذاشته سعي كنيد ارتعاشات را در آنجا حس نماييد.

اين دفعه بوسيله لمس استخوان وسط بيني با سبابه سعي كنيد ارتعاشات را در بيني حس نماييد البته بايد توي دماغي زمزمه كنيد. دفعه چهارم سبابه را بر روي لبها گذاشته و زمزمه كنيد بطوري كه لبهايتان مرتعش شود حال هر چه ممكن است آهسته زمزمه نموده و بوسيله گذاشتن كف دست روي سينه ارتعاشات را در آنجا حس كنيد. بالاخره تمام تمرينات نام‌برده را يكجا عمل نماييد به اين ترتيب يك دست را روي سينه گذاشته و مشغول زمزمه شويد و دست ديگر را به نقاط مختلف سر حركت دهيد به طوري كه هم در سينه و هم در ساير نقاط در آن واحد ارتعاشات حس شود.

اين نكته را هم بايد تذكر دهم كه در تمام اين تمرينات بايد وقتي نفس را بيرون دهيد آن را حس نكنيد و مثل اين باشد كه به داخل نفس مي‌كشيد يك تمرين مفيد و آسان براي خوب شدن طنين صدا آواز خواندن است بنابراين هر چه مي‌توانيد آواز بخوانيد ضمنا سعي نماييد كليه نكات تمرين بالا را هم رعايت كنيد.

http://vivannews.com/Pages/News-23278.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

سه گام براي داشتن يك سخنراني خوب


شايد در نگاه اول تيتر ِ اين مقاله ارتباطي به وضعيت ِ فعلي شما نداشته باشد اما قطعاً مي‌تواند در نوع و كيفيت ِ ارائه و كنفرانس‌هايي كه سر ِ كلاس درس بر عهده‌ي ما گذاشته شده مفيد باشد.
 
آقاي نيك مورگان در مقاله‌ي كوتاهي چند نكته را براي داشتن يك سخنراني ِ موفق ذكر كرده‌اند كه در زير مي‌ايد. ترجمه‌ي اين مقاله را خانم «عاطفه كردگاري» انجام داده‌اند و در شماره‌ي ۲۰۵۹ روزنامه‌ي دنياي اقتصاد به چاپ رسيده‌ است.
 
در تجربيات دو دهه مشاوره من به مديران اجرايي براي ارائه سخنراني‌هاي عمومي، به ندرت به كساني برخورد كرده ام كه تمايل داشته باشند وقت و انرژي لازم را براي انجام كارهايي كه جهت‌ايراد يك سخنراني بزرگ و فوق‌العاده ضروري است، صرف كنند.
 
رضايت سخنرانان به يك سخنراني متوسط‌، ريشه اصلي كثرت سخنراني‌هاي بد است. سخنرانان اصلا به كيفيت جايگاه سخنراني اهميت نمي‌دهند و ‌ايراد سخنراني در يك جايگاه با كيفيت پايين، آنها را راضي مي‌كند.
 

چه كاري براي بهبود كيفيت نامطلوب سخنراني‌هاي مديران بايد انجام داد؟ من ۳ مرحله سريع پيشنهاد مي‌دهم كه مديران از همين الان مي‌توانند در پيش بگيرند تا كيفيت سخنراني بعديشان را بالا ببرند. مراحل سه گانه از نظر مفهومي ‌پيچيده ولي از نظر اجرا نسبتا آسان است.


 مرحله اول: مخاطبان خود را در دسته‌هاي مختلف قرار داده و سازماندهي كنيد.


 ذهن ناخودآگاه ما به طور مداوم چهار منطقه مختلف از فضاي بين ما و ديگران را به دقت رصد مي‌كند. ما‌اين رادار ناخودآگاه و به طور ناباورانه‌اي ماهر را تقويت كرده‌ايم تا ما را براي ارائه سخنراني‌هاي عمومي‌هدايت كند. فاصله ۱۲ قدم يا بيشتر با مخاطبان، فضاي عمومي‌ (اصطلاحا فضاي غيرصميمانه) محسوب مي‌شود و ما معمولا اهميت زيادي به كساني كه فاصله‌اي بيشتر از۱۲ قدم با ما دارند نمي‌دهيم.


 فاصله بين ۱۲ قدمي‌تا ۴ قدمي ‌فضاي اجتماعي خوانده مي‌شود. ما توجه نسبتا بيشتري به افراد ‌اين منطقه داريم، گاهي به آنها نگاه مي‌كنيم ولي مخاطب اصلي خود به حساب نمي‌آوريم. فاصله ۴ قدمي ‌تا ۵/۱ قدمي‌فضاي خصوصي به حساب مي‌آيد و ما توجه خيلي بيشتري به افراد‌ اين فضا داريم و در حقيقت، مي‌خواهيم تماس چشمي‌مان را با يكي از افراد ‌اين منطقه به طور مداوم حفظ كنيم. از لحاظ رواني آن شخص به اندازه‌اي به ما نزديك است كه تشويق به متمركز ماندنمان بكند.

بالاخره‌، فاصله ۵/۱ قدمي‌تا صفر قدمي‌فضاي صميمانه و محرمانه ناميده مي‌شود و تنها كساني به‌ اين منطقه راه دارند كه ما اطمينان زيادي به آنها داريم مانند همسر، اعضاي خانواده و دوستان نزديك.الزامات يك سخنراني عمومي‌ چيست؟ پشت جايگاه سخنراني ‌ايستادن به ‌اين معناست كه شما مي‌خواهيد فاصله بيشتر از ۱۲ قدم را با افراد حفظ كنيد و ‌اين نشان‌دهنده آن است كه شما به طور ناخودآگاه تمايلي براي ارتباط برقرار كردن با ديگران نداريد.

بنابراين يكي از راه‌هاي بالا بردن كيفيت سخنراني شما‌ اين است كه رابطه خودتان را با مخاطبانتان با پايين آمدن از جايگاه سخنراني و وارد شدن به جمع افرادي منتخب از منطقه خصوصي گرم‌تر و نزديك‌تر نماييد.

 به لطف مانيتورهاي نصب شده در چند نقطه سالن سخنراني، وقتي شما از جايگاه پايين مي‌آييد رشته كار از دستتان در نمي‌رود، بلكه ‌اين كار به ارائه بهتر سخنراني كمك مي‌كند؛ بنابراين مي‌توانيد به راحتي در حين‌اينكه راه مي‌رويد به سخنراني‌تان ادامه دهيد. وقتي مي‌خواهيد مطلب مهمي ‌را بيان كنيد به طرف مخاطبان منتخب خود حركت كنيد و وقتي مي‌خواهيد تنفس اعلام كرده يا موضوع را عوض كنيد، از آنها دور شويد. اين طبقه‌بندي يك راه ساده و آسان براي‌ايجاد و توسعه ارتباط با مخاطبان است بدون ‌اينكه نيازي به بلند كردن صدايتان باشد.


 مرحله دوم: به مستمعان گوش كنيد.


 تمام ارتباطات موفق، دوطرفه هستند و گوش كردن به مستمعان يك روش بسيار خوب براي افزايش كاريزماي شما است.‌ اين امر باعث خواهد شد كه مستمعان در حالي كه تمام توجه شان به شما است روي صندلي‌هايشان ميخكوب شوند.


 حال سوال ‌اينجا است كه چگونه بايد به مستمعان گوش كرد؟ بهترين راه‌اين است كه وقفه‌هاي منظم در سخنرانيتان، براي در دست گرفتن نبض مستمعان حداقل هر بيست دقيقه و ترجيحا هر ده دقيقه داشته باشيد. از مخاطبان بپرسيد آيا آنها سوالي يا نظري دارند يا مي‌خواهند تجربيات خودشان يا اطرافيانشان را در مورد موضوع بحث با شما در ميان بگذارند؟


 مي‌توانيد پرسش و پاسخ را به آخر سخنراني موكول كنيد اما تاثير آن كاهش مي‌يابد، زيرا ممكن است مخاطبان سوالي را كه ۱۰ دقيقه پيش داشتند فراموش كنند.


 در عين حال مهم‌ترين نكته آن است كه وقتي چيزي را از مخاطب مي‌پرسيد، بايد منتظر پاسخ آن بمانيد. اگر صرفا به‌اين خاطر كه استرس زيادي داريد فقط يك يا دو ثانيه صبر كنيد و با ‌اين تصور كه كسي چيزي ندارد بگويد بلافاصله سخنان خود را ادامه دهيد، ‌اين موضوع را به مخاطب القا كرده‌ايد كه دوست داريد متكلم الوحده باشيد، زيرا طي يك سخنراني‌اين سخنران است كه قانون وضع مي‌كند.


 نكته مهم ديگر ‌اينكه وقتي به مخاطب گوش مي‌كنيد بايد با تمام وجود ‌اين كار را انجام دهيد. يعني‌اينكه هر كار فيزيكي كه انجام مي‌داديد را متوقف كنيد، به طور كامل به طرف سوال‌كننده برگرديد و تمام حواستان به او باشد.


 اين كار به طور شگفت‌آوري براي سخنرانان پرمشغله سخت است، اما براي ‌اينكه نشان دهيد با تمام وجود به مخاطب خود اهميت مي‌دهيد، بسيار ضروري است. بسياري از سخنرانان، سوال مخاطب را قبل از پايان متوجه مي‌شوند و شروع به جواب دادن مي‌كنند؛ ‌اين كار اصلا حرفه‌اي نيست و به‌ اين معني است كه شما براي مخاطب خود ارزش قائل نيستيد و سخنان او را لايق شنيدن نمي‌دانيد.


 مرحله سوم: قبل از سخنراني تقريبا براي ۳ دقيقه روي احساسات خود تمركز كنيد.


 بسياري از مديران اجرايي اشتباها فكر مي‌كنند كه مديريت يعني احساساتي نبودن. ‌اين يك اشتباه بسيار بزرگ است. مديران موفق و پر جذبه‌اي مانند استيو جابز يا شخصيت سياسي محبوبتان را در ذهن خود مجسم كنيد. ابراز احساسات مردم به ‌اين افراد به خاطر اشتياق و علاقه زياد به موضوع بحث آنها، استدلالات آنها يا محصول توليد شده توسط آنها مي‌باشد.

جذابيت و كاريزما، بر خاسته از تمركز روي احساسات مسري و قدرتمند مانند لذت، اشتياق و خشم است. بنابراين، چند لحظه قبل از ‌اينكه براي سخنراني روي صحنه برويد با تمام وجود، ‌اين احساسات را در خودتان بيدار كنيد و به آنها اجازه جولان بدهيد. اگر‌ اين كار را تمرين كنيد با جذابيت و انرژي بالا روي صحنه حاضر خواهيد شد و مردم در شما غرق خواهند شد.


 چگونه بايد تمركز كرد؟ ابتدا احساساتتان را شناسايي كنيد و به زماني فكر كنيد كه ‌اين احساس را تجربه كرده‌ايد آن زمان را دوباره با تمام وجود براي چند دقيقه درست قبل از سخنراني با به‌ كارگيري تمام حواس پنجگانه در ذهنتان مجسم كنيد. تجربه چه مزه‌اي مي‌داد؟ چه بويي مي‌داد؟ چه صدايي داشت؟ چه جنسي بود و چه شكلي داشت؟ اين صفوف احساسات را يكي پس از ديگري تجربه كنيد.

خودتان را در آن زمان خاص مجسم كنيد و احساسات را وارد زندگي كنيد. سپس به صحنه برويد و مطمئن باشيد كه همه را به شدت تحت تاثير قرار خواهيد داد. اين ۳ ميانبر را تمرين كنيد تا شاهد موفقيت و ارتقايتان روي صحنه و داشتن ارتباطات وسيع‌تر در جامعه باشيد.

روزنامه دنياي اقتصاد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۲ - تمرين ساخت و تهيه پاور پوينت Powerpoint و روش ارائه محتواي آن

۸

چگونه اسلايد خوب بسازيم  ؟

خلاصه:استفاده از برنامه هايي همچون پاور پوينت براي ارائه مطالب مختلف در كشور ما هم مدتي است كه در سطوح مختلف مرسوم شده است يكي از پركاربردترين مصرف هاي اسلايدهاي نمايشي ارائه مطالب آموزشي مي باشد. تا آنجا كه تقريبا اسلايد هاي درسي به عنوان بخشي از منابع آموزشي بسياري از اساتيد و معلمين در آمده اند .
اگرچه استفاده درست از اسلايد ها مي تواند به عنوان ابزار كمك آموزشي موثري انتقال مفهوم را ساده تر نمايد ، اما در بسياري از موارد عدم رعايت نكات ساده اي موجب مي شود كه به شكل يك كتاب يا مقاله ي قابل نمايش بر روي پرده تغيير هويت دهد .

 رعايت نكات ساده ي زير كمك مي كند كه اسلايدهاي ساخته شده در برنامه هايي همچون پاورپوينت يا امپرس قابليت هاي خود را براي كمك به انتقال مفهوم به شكل بهتري عرضه كنند :

استفاده از اسلايد ها براي نمايش، بيان مفاهيم و برگزاري انواع جلسات با توجه به افزايش حواس درگير مخاطبان بسيار قابل اهميت و توجه بر انگيز است.استفاده از IMPRESS و يا PowerPoint در هر صورت نياز به رعايت نكاتي دارد تا قابل استفاده باشد.


، فهرست اين موارد عبارتند از:


• - شناخت مخاطبان و شنوندگان
• - محدود كردن محتوا با توجه به زمان و عمق جلسه
• - عدم استفاده از فرمول ها و محاسبات جبري
• - توجه به ميزان استفاده از متن خام
• - ذكر توضيحات براي تصاوير و نمودار ها
• - توضيح علايم، اختصارات و كلمات خاصي كه استفاده مي شوند
• - استفاده از پس زمينه ساده
• - ساده نگاه داشتن افكت هاي نمايشي
• - حداقل استفاده از فيلم و صدا
• - پرهيز از اسلايدهاي بدون مطلب و خالي
• - استفاده از مسير منطقي و ساخت يافته براي ساخت اسلايد ها
• - براي استفاده از آمار ها و اعداد سعي كنيد از آخرين نتايج استفاده كنيد.
• - از ذكر كردن منبع اطلاعات نهراسيد، حتي اگر منبع رقيب شماست.
• - اگر اسلايد هاي شما قابل نشر است، نسخه اي جهت در اختيار قراردادن آن به مخاطبان به همراه داشته باشيد.
• - همواره يك نسخه PDF از اسلايد را براي مشكلات پيش بيني نشده ( عدم امكان استفاده از نرم افزار نمايش دهنده و يا لزوم چاپ دقيق ) به همراه داشته باشيد.

http://www.modiriran.ir/modules/article/view.article.php/434


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۲ - تمرين ساخت و تهيه پاور پوينت Powerpoint و روش ارائه محتواي آن

۷

چگونه يك پاورپوينت خوب تهيه كنيم؟


يكي از كارهايي كه مديران برعهده كارشناسان مي‌گذارند تهيه پاورپوينت براي ارائه در جلسات است. اين پاورپوينت‌ها بسيار مهم هستند زيرا مديران دوست دارند ارائه‌هايي تاثير گذار و اقناعي داشته باشند.

كارشناس تهيه كننده پاورپوينت مي‌تواند هر كسي باشد و بنا بر هر سليقه‌اي آن را تهيه كند. اما كارشناس ارتباطات يا روابط‌عمومي‌ تنها بر اساس سليقه كار نمي‌كند. او مي‌داند كه چطور از ابزارهايش براي تاثيرگذاري بيشتر استفاده كند. ابزارها همان امكاناتي هستند كه نرم افزار براي طراحي در اختيار ما قرار داده است. مانند: فونت، نمايش صفحه، شكل حركت صفحه و اجزايش و...

براي دانستن اين كه چگونه ابزارها را به ‌كار بگيريم بايد براي انتخاب هر يك از عناصر كه استدلال محكمي‌ داشته باشيم. استدلال: «اين عنصر را انتخاب كردم، چون قشنگ‌تر است» قبول نيست. با اين روش بعد از مدتي براي مقصود مشخص بهترين عنصر هر ابزار را بدست مي‌آوريم و برايش يك استدلال محكم هم خواهيم داشت. مثلا شما خواهيد دانست كه از چه فونت، شماره و رنگ‌هايي براي حروف و زمينه استفاده كنيد كه حتي در شرايط نمايش با ويدئوپروجكشن و تاريك نبودن كامل اتاق نوشته‌ها ديده شوند.

اين فرآيند در صفحه‌بندي نشريات هم اتفاق مي‌افتد. كم­كم شما پاورپوينتي طراحي مي‌كنيد كه مخاطب از آن لذت مي‌برد گر چه نمي‌داند چرا. در اين مطلب و مطالب بعدي با چند استدلال درباره ويژگي هاي متن، حركت و صدا در پاورپوينت آشنا مي‌شويم. البته اين استدلال‌ها مي‌تواند بنا به هدف و نوع استفاده پاورپوينت متفاوت باشد. ارائه باقي آنها را به تجربيات شما مي‌سپاريم. همچنين فراموش نكنيد سليقه هم جزئي از كار ما است. پس اگر نكته اي در كار به مزاق مدير سفارش دهنده خوش نيامد استدلال را بكار ببنديد و اگر نكته صرفا مربوط به زيبايي بود با انجام درخواست سفارش دهنده رضايتش را بدست آوريد.

چند استدلال درباره متن پاورپوينت:

حتما مي‌دانيد كه متن پاورپوينت بايد گويا و خلاصه باشد و در هر صفحه از دو تا سه و نهايتا شش سطر تجاوز نكند. استدلال ما در اين مورد آن است كه:

  • 1. اگر متن پاورپوينت بايد گويا و واضح باشد، پس فاصله سطرها و شماره فونت حروف بايد به گونه‌اي باشد كه در حالت نمايش برروي پرده ويدئو پروجكشن و يا تلويزيون از همه نقاط اتاق جلسه قابل خواندن باشد. به همين دليل نمي‌توان از فونت‌هاي كوچكتر از 20 براي متن و 36 براي تيتر استفاده كرد. بهتر است به جاي بولد كردن، از شماره‌هاي بيشتر براي بزرگتر شدن متن استفاده كنيم زيرا كه بولد شدن در بيشتر مواقع از وضوح حروف مي‌كاهد. فاصله سطرها نيز بايد 1.25 يا بيشتر باشد. اما فاصله ميان خطوط نبايد به قدري باشد كه ارتباط مطالب قطع شود. به مثالهاي زير توجه كنيد:

الف) متن خوانا و گويا: با شماره فونت 40 براي تيتر و 28 براي متن و فاصله سطر 1.5

پاورپوينت

ب) متن ناخوانا: با شماره فونت 30 براي تيتر و 22 براي متن و فاصله سطر كمتر از 1.0

پاورپوينت

ج) متن گسسته: با فاصله سطر 3.0

پاورپوينت

  • 2. نكتۀ ديگري كه در اين مثال‌ها مشاهده مي‌كنيد انتخاب متن مناسب است. همان‌طور كه مي‌بينيم آوردن توضيحات در پاورپوينت و در حالي‌كه سخنران درباره آن صحبت مي‌كند حشو است. ما از مخاطب انتظار داريم كه با توجه به عناوين بحث در پاورپوينت جريان بحث را گم نكند و ذهنش با سازمان بحث آشنا شود و نه آن‌كه به خواندن توضيحات مشغول شود. چه بسا خواندن اين توضيحات پرسش‌هايي ايجاد كند كه بيرون از بحث سخنران بوده و طرح آنها رشته كلام را از دست وي خارج كند. بطوركلي وظيفه پاورپوينت اين است كه در يك نگاه خوانده شود و مخاطب را به سخنراني علاقه مند كند.
  • 3. بديهي است كه براي خوانا بودن هر متني شرط اصلي خط خوانا است. در متن‌هاي الكترونيكي امروز هم فونت تعيين كننده خوش خطي است. بنابراين انتخاب بهترين فونت تعيين كننده ديده شدن و خوانده شدن بهتر از سوي مخاطب است.

براي اين منظور بايد به هدف متن، ويژگي هاي مخاطب و موضوع بحث توجه كنيم و سپس واضح ترين فونت را انتخاب كنيم. مثال‌هاي زير را ببينيد و توجه داشته باشيد كه شماره فونت در هر سه ثابت است:

الف) متن غير رسمي: فونت B Helal براي تيتر و B Homa براي زير تيتر

پاورپوينت

ب) متن رسمي: فونت B Titr براي تيتر و B Mitra براي زير تيتر

پاورپوينت

ج) متن ناخوانا: فونت B Arshia براي تيتر و B Elham براي زير تيتر

پاورپوينت

  • 4. رنگ هم از نكات تعيين كننده در ديده شدن و خوانده شدن متن است. انتخاب رنگ تا اندازه زيادي سليقه‌اي است اما پيش از سليقه بايد توجه داشته باشيم كه تركيب رنگ‌هاي صفحه ما با مخاطب و موضوع بحث تناسب داشته و در بدترين شرايط نيز به ديده شدن متن كمك كند. دو شيوه اصلي يكي انتخاب زمينه روشن و متن تيره و ديگري زمينه تيره و متن روشن است. در شيوه اول حروف برجسته مي‌شوند و در دومي‌عمق پيدا مي‌كند. هردو اين شيوه‌ها مناسب هستند به شرط آن‌كه ميزان كنتراست ميان زمينه و نوشته رعايت شود و متن با رنگ مناسب كاملا از زمينه متمايز گردد.

براي آن‌كه بدانيم چه رنگ‌هايي در كنار هم چشم نوازتر هستند بايد كمي‌رنگ شناسي بدانيم و رنگ‌هاي مكمل، متضاد و درصد تركيب آنها را بياموزيم. طرح اين مباحث از حوصله اين مطلب بيرون است؛ اما آنچه بيش از همه مي‌تواند به ما كمك كند تركيب رنگ‌ها در طبيعت است. طبيعت به ما مي‌گويد كه تركيب رنگ قرمز و سياه و يا زرد و سياه براي اعلام خطر است و در نتيجه اگرچه در ابتدا جذاب است اما در بلند مدت مخاطب را خسته مي‌كند. پس شايد بتوان از آنها براي صفحه شروع استفاده كرد اما براي متن اصلي مناسب به نظر نمي‌رسند. در مقابل تركيب آفتاب و آبي آسمان را بياد بياوريم كه تاچه اندازه به لذت بردن ما از مناظر منجر مي‌شود.

در اين باره به مثالهاي ملموس تري نياز داريم:

الف) صفحه شروع با زمينه تيره:

پاورپوينت

ب) صفحه متن با زمينه روشن:

پاورپوينت

تا اينجا با چند اصل اساسي از ويژگي هاي متن پاورپوينت آشنا شديم. در ادامه استدلالهايي را درباره حركت و صدا در پاورپوينت خواهيم داشت.

http://www.hamshahritraining.ir/news-3253.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۲ - تمرين ساخت و تهيه پاور پوينت Powerpoint و روش ارائه محتواي آن

۶

آموزش نكات كاربردي Microsoft Powerpoint 


 
فهرست مطالب
 
◄1◄اصل مطلب
◄2◄ آموزش پاورپوينت 2003 و 2007
 ◄◄◄ الف) ◄درج متن و عكس در اسلايد
 ◄◄◄ ب) ◄ايجاد اسلايد جديد
 ◄◄◄ پ) ◄جلوه هاي ويژه براي اسلايدها (Slide Transitions)
 ◄◄◄ ت) ◄گذاشتن دكمه هاي متصل كننده (Hyperlink Buttons)
 ◄◄◄ ث)◄ نمايش اسلايد (Slide Show)
◄3◄ اجراي اصلي محيط كار پاورپوينت و تفاوت هاي نسخه 2003 با 2007
 
1◄ اصل مطلب

به طور خلاصه، جهت درج متن در هر اسلايد پاورپوينت، كافي است ابتدا اسلايد را از فهرست اسلايدها (سمت چپ صفحه) انتخاب و سپس
 در پاورپوينت 2003: روي دكمه TextBox در نواز ابزار Drawing (پايين صفحه) كليك كرده، يك TextBox (جعبه متن) در اسلايد مذكور ترسيم كنيد و متن دلخواه را درون آن بنويسيد.
در پاورپوينت 2007: Insert> TextBox را زده و جعبه متن را در اسلايد جاري ترسيم نموده و متن دلخواه را در آن بنويسيد.

جهت گذاشتن جلوه هاي بصري زيبا براي ورود و خرج اسلايدها به صفحه:
 در 2003: Slide Show> Slide Transitions را انتخاب كرده و جلوه دلخواه را از ستون سمت چپ انتخاب كنيد.
در 2007: Animations را كليك كرده و Transition‌دلخواه را انتخاب مي كنيم.

براي شروع نمايش اسلايدها، كافي است دكمه F5 را بزنيم.

2◄ آموزش پاورپوينت 2003 و 2007
 

الف)◄ درج متن و عكس در اسلايد
 براي نوشتن متن در اسلايدها، بايد اسلايد را از فهرست اسلايدها (سمت چپ صفحه) انتخاب و سپس
 در پاورپوينت 2003: روي دكمه TextBox در نواز ابزار Drawing (پايين صفحه) كليك كرده، يك TextBox (جعبه متن) در اسلايد مذكور ترسيم كنيد و متن دلخواه را درون آن بنويسيد.
در پاورپوينت 2007: Insert> TextBox را زده و جعبه متن را در اسلايد جاري ترسيم نموده و متن دلخواه را در آن بنويسيد.

جهت گذاشتن عكس در اسلايد، كافي است:
 در 2003: دكمه Insert Picture را از نوار ابزار Drawing انتخاب كنيم.
در 2007: Insert> Picture
 
ب) ◄ايجاد اسلايد جديد
 در 2003: Insert> New Slide
 در 2007: New Slide
 
پ) ◄جلوه هاي ويژه براي اسلايدها (Slide Transitions)
 Transition ها جلوه هاي زيبايي هستند كه نحوه ظاهر شدن يك اسلايد روي صفحه را تعيين مي كنند. مثلاً اين كه اسلايد جديد، از سمت چپ صفحه وارد شده و كم كم روي قبلي را بپوشاند و... .

براي گذاشتن جلوه، كافي است، اسلايد (هاي) دلخواه را انتخاب كرده و:
 در 2003: روي Slide Show> Slide Transitions كليك كرده و جلوه دلخواه را انتخاب كنيم.
در 2007: روي Animations كليك كرده و Transition دلخواه را انتخاب كنيم.

ت) ◄گذاشتن دكمه هاي متصل كننده (Hyperlink Buttons)
 گاهي مي خواهيم دكمه اي روي اسلايد تعبيه كنيم كه با كليك روي آن به اسلايد بعدي، قبلي اسلايد اصلي يا مثلاً‌ اسلايد شماره 17 برويم. براي اين كار، ابتدا، يك دكمه، عكس يا متن دلخواه را در اسلايد گذاشته، آن را انتخاب كرده و رويش راست كليك مي كنيم و Hyperlink را مي زنيم. اكنون از قسمت Place In This Document مي توانيماسلايد دلخواه (يا گزينه هاي Next Slide/Pviewous Slide و ...) را انتخاب كرده و OK كنيم.

ث)◄ نمايش اسلايد (Slide Show)
 جهت شروع نمايش اسلادها چنانچه بخواهيم، نمايش از صفحه اول آغاز شود، دكمه F5 و اگر بخواهيم از اسلايد جاري شروع شود:
 در 2003: گزينه Show Slide (گوشه پايين سمت چپ صفحه زير فهرست اسلايدها، سومين گزينه از سمت چپ، همان كه شبيه دوربين فيلمبرداري است) را مي زنيم.
در 2007: Slide Show> From Current Slide
 
3◄ اجراي اصلي محيط كار پاورپوينت و تفاوت هاي نسخه 2003 با 2007
 هر چند پاورپوينت 2007 تمام امكانات 2003 را دارا بوده و حتي قوي تر و كاربرپسندتر است، اما شكل ظاهري آن نسبت به 2003 آنقدر متفاوت شده كه در نگاه اول به نظر كمي گيج كننده مي رسد. مهمترين تفاوت نسخه جديد، حذف نوار منو و تبديل شدن منوها، به سربرگ هايي براي نوار ابزار است كه با كليك روي هر كدام (Home/ Insert/ Animations و...) اجزاي نوار ابزار تغيير مي كنند.

به طور كلي، محيط پاورپوينت 2007 از اجزاي زير تشكيل شده است:
 1- دكمه Microsoft Office: (در گوشه بالا و سمت چپ صفحه) كه كار منوي File در نسخه 2003 را انجام داده و كليه اعمال مربوط به ايجاد، باز كردن و چاپ گزارش ها را بر عهده دارد.

شناسها به اين خصيصه ميگن (PSE) يا اثر برتري تصوير. PSE ميگه كه: اگر اطلاعات از راه دهان بيان بشن، افراد در ۷۲ ساعت بعد، فقط ۱۰% از محتواي آنرا بياد مي آورند. اين رقم تا ۶۵ ٪ افزايش مي يابد اگر تصوير مناسبي انتخاب كنيد.

* قانون سوم: تصحيح و تمرين


۱- سعي كنيد قبل از ارائه حسابي تمرين كنيد به طوريكه موقع ارائه با تمام قول حاضر بشيد. روي حركات دست، چشم و حالت ايستادنتون هم دقت كنيد. زبان بدن، راحت و آزاد بودن، بسيار مهمه. سيسكو مطالعاتي انجام داده كه مي گن زبان بدن و تن صدا بخش اساسي حدود ۶۳ درصد از ارتباطات هستن.
۲- آيا همه مادرزادي زبان بدن و صداي خوبي دارن؟ خبر. با تمرين و ممارست ميتونيد بهبودش ببخشيد. به طور مثال جابز دو روز كامل قبل از يك ارائه، كل ارائه اش رو چندين بار تمرين مي كند، و از مديران محصول حاضر در اطاق تقاضاي فيدبك مي كنه.
۳- استيو جابز ذاتا جابز نبوده. اون واقعا روي خودش كار مي كنه. مالكوم گلدول در كتاب Outliers  مي نويسه: افراد در مشاغل عالي رتبه، سختتر از افراد ديگر كار نمي كنند، بلكه آنها بسيار بسيار سخت تر كار مي كنند. گلدول به نقل از دانشمندان علوم اعصاب مي نويسه كه براي تبديل شدن به كلاس جهاني در يك مهارت خاص (مثلا عمل جراحي، شوت كردن توپ بسكتبال، و يا يك سخنراني عمومي)، ۱۰۰۰۰ ساعت تمرين بيشتر لازم است.
۴- و در پايان اينكه: لباس مناسب بپوشيد:) حالا شايد بگين لباس جابز در طول اين سالها ثابت بوده اما خب جابز چون آدم معروفيه هر طور لباس بپوشه قبولش دارن:دي
۵- و يه موضوع ديگه. براي حفظ خونسردي تون، خيلي جدي نباشيد. براي مثال در Macworld 2007، يه مشكل فني پيش اومد و جابز ارائه اش رو متوقف كرد و داستان خنده داري رو در مورد شوخي اي كه خودش و استيو ووزنياك با رفقايشان در كالج انجام داده بودند، تعريف كرد. پس اعتماد به نفس داشته باشيد.

مارك تواين ميگويد: «بيش از ۳ هفته طول ميكشد تا براي يك سخنراني بداهه خـوب آماده شويد.» اگر يك شخصيت برجسته ادبـي مانند مارك تـواين براي يك سخنرانـي بداهه چنيـن زماني راصـرف ميكند، ارائه مطالب كـاري بـراي ما عملي بسيار طاقتفرسـا خـواهد بـود. به منظور آماده شدن براي آن روز بزرگ، ميتوانيد ويژگيهاي برنامه PowerPoint را با مهارت خود در ارائه مطالب تركيب سازيد. در اين مقاله به چگونگي انجام اين كار ميپردازيم.

● زمان را كاهش دهيد


به منظور اينكه مطالب ارائه شدهتان عادي و در عين حال با سازماندهي مناسب به نظر برسد، بايد آن را چندين بار مرور كنيد. براي انجام اين كار به گونهاي كارآمد، برنامه PowerPoint، داراي يك ويژگي با نام Rehearse Timings است. از اين ويژگي ميتوانيد براي بررسي طول مدت زمان ارائه مطالب استفاده كرده و در ضمن اطمينان يابيد كه مدت زمان زيادي را بر روي هر اسلايد صرف نكردهايد.
بدين منظور در هر يك از نماهاي Normal يا Slide Sorter، به ترتيب گزينههاي Show و Rehearse Timings را انتخاب كنيد. همچنين ميتوانيد بـا كليك روي دكمـه Rehearse Timings در نـوار ابزار Slide Sorter (كه هر زمان در نماي Slide Sorter، مطالب را مشاهده كنيد، نمايش داده ميشود)، آن را راهاندازي كنيد.
به محض انجام اين كار، مطالب ارائه شده به صـورت Slide Show، آغـاز ميشـوند و بـا نمـايـش نـوار ابـزار Rehearse Timings، تكميل ميشود. در اين حالت، شما بايد به توضيح در مورد اول اسلايدتان بپردازيد؛ درست مانند آنكه اين كار را در حضور عـدهاي از افراد انجام ميدهيد. با كليك ماوس به اسلايد بعدي برويد و سپس به توضيح اطلاعات موجود در اسلايد دوم بپردازيد. اين فرآيند را تا زماني كه كل مطالب ارائه شوند، تكرار كنيد.
سپس يك كادر پيام ظاهر شده و طول كلي ارائه مطالب را مشخص خواهد كرد و از شما خواهد پرسيد كه آيا مايليد اسلايدها را زمانبندي كنيد يا خير. دكمه Yes را انتخاب كنيد تا مطالب را در نماي Slide Sorter مشاهده كرده و ببينيد در چه مدت زماني هر اسلايد را نمايش دادهايد. (اگر قصد داريد مجدداً اين فرآيند را تكرار كرده و يا زمانبندي جديدي را اعمال كنيد، گزينه No را برگزينيد).
در نهايت، به خاطر داشته باشيد كه ويژگي Rehearse Timings فقط يك ابزار است. اگر قصد داريد اين مطالب را خودتان براي افرادي ديگر نمايش دهيد ( به جاي آنكه در كيوسك هايي نمايش داده شوند)، ميتوانيد خودتان به صورت دستي سرعت هر اسلايد را مشخص كنيد. به منظور انجام ايـن كـار، به ترتيب گزيـنههـاي Set Up Show و Slide Show را انتخاب كنيد.
در بخش Advance Slides، گزينه Manually را انتخاب كنيد. با كليك روي دكمه OK، كادر محاورهاي Set Up Show را ببنديد.

● قدرت بالتها


با قرار دادن اطلاعات بيش از حد، در هنگام ارائه مطالب خود از طريق PowerPoint ممكـن است ارائه مطالبتان را خـراب كنيد. به منظور جلوگيـري از گيـج و يا كسل شدن مخاطبـان در مواجهه با حجم زياد اطلاعات، جملات كاملي را با چندين كلمه ايجاد كرده و سپس با استفاده از بالتهايي آنها را نمايش دهيد.
علاوه بر آن، بهتر است قوانيني كلي را نيز براي طراحي اسلايدهاي خود در نظر بگيريد. به عنوان مثال، بهتر است هر اسلايد شامل ۲۴ نكته بوده و حداكثر داراي ۶ نكته بالتدار باشد.
خوشبختانه، استفاده از بالتها در PowerPoint آسان است. برنامه PowerPoint به طور پيش فرض از چيدمان Title And Text بـراي تمامـي اسلايدهـاي ارائه مطلب بهره ميگيرد. اگر روي منوي Insert و سپس New Slide كليك كنيد (و يا كليدهاي Ctrl+M را فشـار دهيد)، PowerPoint اسلايد جديدي را با استفاده از اين چيدمان ايجـاد ميكند. روي كادر پايينـي اسلايد (متن) كليـك كنيد و متـن مـوردنظر براي اولين بـالت را وارد كنيد. دكمه Enter را فشار دهيد تا بالت ديگري ايجاد شود و همين روند را ادامه دهيد.
همچنين ميتوانيد بالتهايي را به متن فعلي اضافه كنيد. به منظور انجام اين كار، پاراگرافها را انتخاب كرده و روي دكمه Bullets در نوار ابزار Formatting كليك كنيد. از آنجائيكه دكمه Bullets دو حالته است، ميتوانيد با انتخاب پاراگرافهاي مناسب و سپس كليك روي دكمه Bullets، بالتها را حذف كنيد. به منظور تغيير نحوه ظاهر شدن بالتها، بالتهاي موجود در اسلايد را انتخاب كرده و به ترتيب گزينههاي Format و Bullets And Numbering را انتخاب كنيد. در كادر محاورهاي Bullets And Numbering روي زبانه Bulleted كليك كرده و يك سبك بالت را انتخاب و سپس روي OK كليك كنيد.
همچنين ميتوانيد از يك تصوير به عنوان بالت بهره ببريد. به منظـور انجام اين كار، روي دكمه Picture در صفحه Bulleted در كادر محاورهاي Bullets And Numbering كليك كنيد. در كادر محاورهاي Picture Bullet پيمايش كنيد تا تصوير گرافيكي يا فايل مورد نظر را يافته و روي آن دابل كليك كنيد. روش ديگر براي تغييـر بالتها، بزرگتر يا كوچكتر ساختن آنها به نسبت متن است. به صورت پيش فرض، اندازه بالتها، ۷۵% اندازه متن است. به منظور افزايش (يا كاهش) اندازه آنها، بالتها را انتخاب كرده و سپس كادر محاورهاي Bullets And Numbering راباز كنيد. در كادر متني Size مقدار در صدي (از ۲۵% تا ۴۰۰%) را وارد كرده و سپس روي OK كليك كنيد.

● در صورت لزوم از اعداد استفاده كنيد


در حالي كه بالتها متداولترين نشانهگذار در برنامه PowerPoint هستند، بهتر است زماني كه قصد داريد ترتيبي را نشان دهيد(فرضاً دستور تهيه غذا يا طرز ايجاد دستگاهي را شرح دهيد)، از اعداد استفاده كنيد.
براي انجام اين كار، ابتدا پاراگرافها را انتخاب كرده و سپس روي دكمه Numbering كليك كنيد. براي حذف اين اعداد، بار ديگر روي دكمه Numbering كليك كنيد. همچنين ميتوانيد با كليك روي دكمه Bullets، از حالت اعداد به بالت سوئيچ كنيد.

● يك تصوير برابر با هزار كلمه است


برخي مطالعات نشان دادهاند كه افراد اطلاعات تصويري را ۵ برابر بهتر از زماني كه همان اطلاعات به صورت متني در اختيار آنها قرار داده شده باشد، ياد ميگيرند. بنابراين چرا از تصاوير در ارائه مطلب خود استفاده نكنيد؟ به عنوان مثال، اگر قصد داريد در مورد آلودگي هواي محلي صحبت كنيد، تصاوير ماهيهاي مرده، بيشتر تاثيرگذار خواهد بود تا مجموعهاي از آمار.
به منظور وارد كردن يك تصوير ديجيتالي، ابتدا از منوي View، گزينه Normal را انتخاب كنيد تا اسلايد در نماي Normal نمايش داده شود. سپس به ترتيب گزينههاي Picture ،Insert و From File را انتخاب كنيد تا كادر محاورهاي Insert Picture ظاهر شود. سپس تصوير مورد نظر را يافته و روي فايل دابل كليك كنيد تا آن را در اسلايد خود وارد كنيد.
PowerPoint به صورت خودكار، تصوير را در اسلايد قرار ميدهد. همچنين ميتوانيد از دستگيرههاي مربوطه براي تغيير اندازه تصوير بهره گيريد و يا روي تصوير دابل كليك كنيد تا كادر محاورهاي Format Picture نمايش داده شود. سپس روي زبانه Size كليك كنيد و اندازههاي مربوطه را در كادرهاي متني Height و Width وارد كنيد. روي OK كليـك كنيد تـا كـادر محاورهاي Format Picture بسته شود.
به منظور تـاثيرگذاري بيشتر، ميتـوانيد در تصاويـر تغييراتي ايجاد كنيد تا به صـورت سايهدار روي اسلايد شما نمايش داده شوند. براي انجام اين كار، روي عكس دابل كليك كنيد تا كادر محـاورهاي Format Picture نمايش داده شود. روي زبانه Picture كليك كنيد، سپس روي ليست بازشوي Color در بخش Image Control كليك كرده و گزينه Wash-out را انتخاب كنيد. به منظور مشاهده نحوه نمايش تصوير، روي دكمه Preview كليك كنيد. اگر آن افكت را پسنديديد، روي عكس كليك راست كرده و از منوي ميانبر، گزينه Order and Send To Back را انتخاب كنيد.

http://narkoob.blogfa.com/post-20.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه انتقاد كنيم؟

انتقاد زماني مفيد است كه سازنده باشد و باعث بهتر شدن زندگي طرف مقابل بشود.به تدوام رابطه طرفين كمك كند.اما سوال اين است كه چگونه انتقاد كنيم؟در اين مطلب به نكاتي مي پردازم كه با رعايت آن ها مي توانيم بدون ايجاد واكنش منفي در طرف مقابل (كه ممكن است از عزيزان ما باشد) ،به او كمك كنيم زندگي خود را ارتقا دهد.

1)قبل از انتقاد كردن ،از طرف مقابل تعريف كنيم،محسنات او را بشماريم.بايد به نشان دهيم كه ما فقط نكات منفي او را نديده ايم بلكه به نكات مثبت او هم توجه داريم.

2)انتقاد كردن بايد در تنهايي و بدور از چشمان ديگران باشد و الا ممكن است نتيجه عكس داشته باشد.

3)بهتر است توصيه هاي خود را به صورت يك قانون كلي بيان كنيم.مثلا يك پسر خوب درس هاش را هم خوب مي خونه.

4)راه حل ارائه بدهيم.تنها به بيان كار اشتباه و نهي از آن نپردازيم بلكه راه حلي هم براي آن ارائه بدهيم.به عنوان مثال بسياري از پدر و مادر ها را ديدم كه فقط به بچه هايشان مي گويند اين كار را نكن،دست به اين نزن.خوب به بچه بگوييد چكار كنه؟با چه چيزي بازي كند.اگر بدون ارائه دادن راه حل فقط نهي كنيم،اعتماد به نفس فرد مقابل كاهش مي يابد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۲ - تمرين ساخت و تهيه پاور پوينت Powerpoint و روش ارائه محتواي آن

۴

ترفندهاي كليدي در پاورپوينت

مطمئنأ تمامي شما نرم افزار مايكروسافت پاورپوينت را مي‌شناسيد. محيط اين نرم افزار بر عكس محيط MS Word جاي گزافه گويي نيست ، بلكه شما در آن رئوس مطالب را درج مي‌كنيد و شكل‌ها و نمودارهاي خود را در آن نمايش مي‌دهيد و در نهايت آنچه در ذهنتان مي‌گذرد و در قالب بيان نمي‌گنجد را به تصوير مي‌كشيد. اسلايدهاي حاصل در اصل پوستري از سخنان شما هستند. نكات كليدي خاصي در پاورپوينت نهفته است كه با دانستن آنها مي‌توانيد به اين بوم متحرك، طراوت بيشتري ببخشيد. در اين ترفند قصد داريم به معرفي اين نكات كليدي بپردازيم.

نرم افزار پاورپوينت يكي از قدرتمندترين  نرم افزارها براي ارائه سمينار و... چيدمان داخلي يك اسلايد

سعي كنيد اكثر تغيير و تحولات مورد نظر خود را از طريق روش‌هاي كلي و استانداردي كه Powerpoint ارائه مي‌نمايد انجام دهيد. هر چيز در پاور پوينت در قاب مخصوص خود جاي مي‌گيرد. همين طوري نمي‌توان در يك اسلايد شروع به تايپ نمود. بايد يك جعبه متني داشته باشيم و در آن متن يا تيتر مورد نظر خود را بنويسيم. براي ارائه و نمايش مجموعه اسلايدهايتان كليد F5 را بفشاريد و براي رفتن از يك اسلايد به اسلايد بعدي كافي است يكبار ماوس را كليك كنيد و يا دكمه فلش سمت راست يا بالا را بفشاريد.

ساختن اسلايد و پنهان كردن آن

گزينه Duplicate silde منوي Insert از اسلايد جاري يك كپي ديگر درست مي‌كند. ترفند كليك راست روي آيكن اسلايد براي حذف يا پنهان كردن اسلايدها نيز بسيار كارآمد است. امتحانش كنيد Hidden يا پنهان بودن يك اسلايد براي اسلايدهاي توضيحي كه به كمك Hyperlink به سراغشان مي‌رويم. ولي نمي‌خواهيم در روال عادي نمايش ديده شوند و فقط در صورتي كه رويشان كليك كنيم نشان داده شوند كلي به كار مي‌آيد.

اسلايدها، افقي يا عمودي

مي‌توانيد بگوييد اسلايدها Lanscape و Portrait باشند. براي اين كار سراغ Page Setup از منوي File برويد. نمي‌توان در آن واحد در يك نمايش هم اسلايد عمودي داشت و هم اسلايد افقي.

براي چنين هدفي بايستي دو نمايش جداگانه بسازيد و در اولي يك لينك به دومي ايجاد كنيد. نمايش اول داراي تنظيم صفحات افقي و نمايش دوم داراي تنظيم صفحات عمودي مي‌باشد. در خاتمه نمايش دوم، دوباره آن را لينك به نمايش اول مي‌كنيد.

در حين اجراي يك پرزنتيشن براي متوقف ساختن يا ادامه دادن نمايش در پرزنتيشن كليد S و يا علامت بعلاوه را بفشاريد براي خاتمه نمايش اسلايدها Esc و يا Ctrl + Break را بفشاريد.

براي رفتن به يك اسلايد با شماره خاص شماره اسلايد را وارد نموده Enter را فشاريد. براي رفتن به اسلايد مخفي بعدي از كليد H استفاده كنيد.

براي رفتن به اولين اسلايد 1+Enter را بفشاريد و يا آنكه هر دو دكمه ماوس را همزمان دو ثانيه نگه‌داريد.

استفاده از Power Point توقف نمايش اسلايدها

براي آنكه در حين نمايش متوقف شويد و يك صفحه با زمينه مشكي رنگ نشان داده شود، كليد B را بفشاريد. براي نمايش يك صفحه يا زمينه سفيد كليد W را بفشاريد.

استفاده از ماوس به عنوان پوينتر

براي نمايش يا مخفي كردن اشاره‌گر ماوس و همين‌طور نوار ابزار Slideshow در حين نمايش كليد A و يا علامت مساوي را بفشاريد. (بعضي وقت‌ها علامت سفيد اشاره گر ماوس روي زمينه نمايش ما خيلي توي چشم مي‌آيد) براي تبديل اشاره‌گر ماوس به يك نقطه رنگي مثل يك پوينتر Ctrl + P كمك بگيريد.

براي مخفي كردن سريع نوار ابزار Slideshow كليد Ctrl + H و براي خاموش كردن آن ظرف 15 ثانيه Ctrl + U را بفشاريد. براي نمايش دوباره اشاره گر ماوس Ctrl + A در خدمت شماست.

براي اجراي انيميشن بعدي يا رفتن به اسلايد بعدي از N استفاده كنيد. براي قبلي هم از P استفاده نماييد.

ساختن يك اسلايد خلاصه مطالب

اگر به طور خلاصه در يك اسلايد بخواهيد بگوييد كه در اسلايدهاي بعدي چه خواهيد گفت يك اسلايد خلاصه مطالب بسيار كارآمد خواهد بود. براي اين كار به نمايش Slide Sorter از منوي View برويد و در آنجا اسلايدهاي مورد نظر براي خلاصه‌سازي را با پايين نگه‌داشتن كليد Shift انتخاب كنيد. سپس از نوار ابزار Slide Sorter گزينه Summary Slide را انتخاب كنيد. اين اسلايد خلاصه به صورت پيش فرض به عنوان دومين اسلايد نمايش قرار مي‌گيرد و حاوي تيتر اسلايدهاي منتخب خواهد بود. خلاصه مطالب به طور پيش‌فرض داراي رئوس مطالب تيترهاي اسلايدهاي موجود مي‌باشد.

منبع: ‌سايت ترفندستان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management