مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3341
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 10
همه : 5159730

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۲ -   تمرين ساخت و تهيه پاور پوينت Powerpoint و روش ارائه محتواي آن

1

چطور يك پاورپوينت خوب بسازيم؟

يكي از بهترين ابزارهاي سمعي و بصري ارائه و سخنراني پاورپوينت است. امروزه اكثر سخنرانان در همايش‌ها براي انتقال هرچه بهتر مطالب خود از پاورپوينت استفاده مي‌كنند. حتي استادان دانشگاه و معلمان مدارس براي آموزش از اين نرم افزار استفاده مي‌كنند تا محتوا به بهترين شكل توسط مخاطب درك شود.

آيا ساختن چند صفحه متحرك را مي‌توانيم پاورپوينت بناميم؟ آيا هر ساختاري براي پاورپوينت مناسب است؟ آيا بسته به انواع مخاطبين بايد صفحات مختلفي بسازيم؟اصلا چطور مي‌شود يك پاورپوينت تاثيرگذار ساخت؟

ساختن پاورپوينت خوب يك هنر است. هر چقدر در ساختن صفحات پاورپوينت دقت به خرج دهيد و آنها را مناسب شرايط بسازيد، سخنراني شما تاثير بيشتري روي مخاطب مي‌گذارد. در اين مقاله به چند نكته مهم در ساختن پاورپونت اشاره خواهيم كرد.

قدم اول

مخاطب را بشناسيد. ببينيد براي چه گروهي مي‌خواهيد سخنراني كنيد. همان طور كه متن سخنراني و محتوا متناسب با مخاطب تنظيم مي‌‎شود، ساختار پاورپوينت نيز بايد متناسب با مخاطب طراحي شود.

براي مثال وقتي براي گروهي از متخصصان سخنراني مي‌كنيد، ساختار پاورپونت رسمي‌تر است و بيشتر از نمودار و جدول استفاده مي‌شود. در اين حالت اسلايدها از ساختار ساده و تك رنگ بهره مي‌برند ولي اگر براي آموزش كودكان مي‌خواهيد از پاورپوينت استفاده كنيد، بايد بيشتر از شكل استفاده كنيد و رنگ‌هاي بيشتري به صفحات بدهيد.

كودكان بيشتر جذب رنگ مي‌شوند و اين فاكتور در تاثيرگذاري مطلب مهم است و برعكس بزرگسالان در هنگام مواجه با صفحات بسيار رنگي سردرگم و كلافه مي‌شوند.

قدم دوم

به محتواي مطلب توجه كنيد. بسته به اينكه محتواي سخنراني يا ارائه شما علمي، فني، هنري، مديريتي و... باشد ساختار پاورپوينت تغيير مي‌كند. در سخنراني‌هاي علمي و فني مخاطبان ترجيح مي‌دهند زودتر به اصل موضوع پرداخته شود و طرفدار حاشيه پردازي نيستند، پس پاورپوينت شما بايد شامل نكات مهم ارائه باشد.

قدم سوم

به شدت از افكت‌هاي زياد انيميشني بپرهيزيد. البته اين موضوع باز هم به مخاطب برمي‌گردد. اگر مخاطب كودك باشد از صفحات و نوشتار‌هاي چرخشي لذت مي‌برد ولي اگر اين اتفاق در ارائه‌هاي علمي و فني بيفتد نشان‌دهنده غير حرفه‌اي بودن شماست. شايد در اولين برخورد با پاورپوينت از انيميشن‌هاي آن لذت ببريد ولي استفاده بيش از اندازه آنها باعث سردرگمي مخاطب مي‌شود. بهتر است تنها تيتر و يا مطالب مهم با افكت خاصي نشان داده شود.

قدم چهارم

توجه كنيد، پاورپوينت فقط جاي مطالب مهم است نه كل مقاله! خيلي از ارائه دهندگان به اين نكته توجه نمي‌كنند و كل مقاله را در صفحات پاورپوينت جا مي‌دهند و اين كار فلسفه استفاده از پاورپوينت را از بين مي‌برد. شما از پاورپوينت استفاده مي‌كنيد تا مطالب مهم را در ذهن مخاطب حك كنيد، نه اينكه او را مجبور كنيد زمان ارائه را صرف خواندن صفحات پاورپوينت كند. همچنين با اين كار مخاطب جذب خواندن صفحات پاورپوينت مي‌شود و ديگر به سخنراني شما گوش نمي‌دهد.

قدم پنجم

در هنگام ساختن پاورپوينت به زمان ارائه دقت كنيد. وقتي تنها 15 دقيقه براي ارائه به شما زمان مي‌دهند ساختن 30 اسلايد پاورپوينت درست نيست. وقتتان را تنظيم كنيد تا اسلايدهاي بهتري تهيه كنيد. اسلايدهاي بيشتر لزوما به معناي تاثير گذاري بيشتر نيست.

قدم ششم

بيشتر سعي كنيد از نمودار، شكل، تصوير، گراف و... استفاده كنيد. براي مثال اگر در مورد صرفه جويي در مصرف سوخت سخنراني مي‌كنيد، سعي كنيد مثالي بزنيد و عدد صرفه جويي را براي مخاطب قابل لمس كنيد و آن مثال را در اسلايد خود جاي دهيد.

قدم هفتم

بهتر است اولين اسلايد بعد از اسلايد "عنوان"، اسلايدي باشد كه در آن سوالي در ذهن مخاطب نقش ببندد. اين سوال بايد به گونه‌اي باشد كه مخاطب لزوم سخنراني و يا مقاله‌ي شما را بفهمد. با اين كار مخاطبان را بيشتر به سمت خود جذب مي‌كنيد چون آنها مي‌دانند براي چه بايد اين سخنراني را گوش بدهند.

براي مثال اگر معلمي مي‌خواهد از پاورپوينت براي آموزش مبحث "مغناطيس" استفاده كند، بهتر است اولين اسلايدها را به كاربرد "مغناطيس" در زندگي و نقش مهم آن در فناوري‌هاي نوين اشاره كند. تا دانش‌آموزان بدانند براي چه اين مبحث را مي‌خوانند.

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=153974


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در مقاله قبل، در مورد شيوه قانون‌گذاري صحبت كرديم. در ادامه آن مطالب در مورد دلايل ضرورت وجود ضوابط و روش كار مشخص براي دانش‌آموزان بحث مي‌كنيم.

1- براي كاهش حس عدم امنيت در ميان شاگردان، بايد ضوابط و مقررات مشخص باشد و به روشني بيان شود تا پيش‌بيني‌پذير بودن مسائل كلاس، از عدم امنيت و نگراني دانش‌آموزان كاسته شود. زيرا بخش تحتاني مغز مسئول اعمال حياتي انسان است و چون اين بخش از مغز در هنگام ترس فعال مي‌شود، براي يادگيري واقعي بايد اين بخش از مغز در آرامش باشد.

2- احساس ترس و عدم امنيت، يكي از موانع يادگيري است.
3- وقتي معيارها به طور پيوسته به اجرا درآيد، از بروز رفتارهاي آزارنده و مخرب غيراجتماعتورالعمل‌ها نيز وجود دارد.

دستورالعمل‌ها، تدابير غيررسمي هستند كه در يك كلاس معين و يك موقعيت خاص وضع مي‌شود كه بگويد كارها چگونه انجام يابد. مثلاً در كلاس درس مواردي چون امتحان پيش مي‌آيد كه در همان لحظه دستورالعمل‌هايي را به شاگردان بايد داد.

1- دلايل وجود دستورالعمل ار شرح دهيد.
مثال:
راهنمايي‌هايي كه براي امتحان روز شنبه، قبل از شروع امتحان مي‌دهم. آنها را به دقت دنبال كنيد تا بتوانيد از عهده امتحان برآييد و موفق شويد.


2- بچه‌ها را سؤال كردن درگير كنيد.
مثال:
چه عواقبي در انتظار شاگردي است كه وسايل لازم را با خود به جلسه امتحان نياورده باشد.

3- براي مؤثر بودن دستورالعمل‌ها، آنها را بايد جدي آموزش داد.

4- دستورالعمل‌ها بايد پيوسته اجرا شوند، زيرا اگر پيوسته نباشد، نقض مي‌شوند.

5- در دادن دستورالعمل‌ها بايد متوسط شاگردان را در نظر گرفت، هرچند بچه‌هاي ضعيف‌تر را نبايد ناديده گرفت.
مثال:
 دستورهاي خاص امتحان را توضيح دهيد.

- به جز يك خودكار چيزي روي ميز نباشد.

- صحبت نكنيد، كسي از جايش بلند نشود.

- تا وقتي نگفته‌ام، برگه‌ها به پشت روي ميزتان باشيد.

- وقتي كه من گفتم شروع كنيد، برگه‌ها را برگردانيد، نام خود و تاريخ را روي آن بنويسيد و سؤالات را به دقت بخوانيد.

- وقتي آماده شديد، شروع به نوشتن كنيد.

- اگر سؤالي داشتيد، دست‌تان را بلند كنيد؛ و تا من بالاي سرتان بيايم، صبر كنيد.

- وقتي كه تمام كرديد، پاسخ‌هايتان را كنترل كنيد. به جلو كلاس بياييد و برگه‌هايتان را تحويل دهيد. تا وقتي كه همه برگه‌ها جمع شوند مي‌توانيد كتابي را دربياوريد و آرام مطالعه كنيد.

 

حال اگر ضوابط مناسبي در نظر گرفته باشيم و دستورالعمل‌ها را نيز به درستي به شاگردان منتقل كنيم، آيا در اداره كلاس موفق هستيم يا باز مسايل ديگري نيز هست كه بايد رعايت كنيم؟

چگونه است كه شاگردان بعضي از معلمان را جدي مي‌گيرند و بعضي ديگر را نه؟

و چگونه است كه بعضي از معلمان از يك كلاس شكايت دارند ولي بعضي ديگر اين‌گونه نيستند؟

در اصل معلمان موفق كساني هستند كه پي برده‌اند كه بايد همه توانايي‌هايشان را در كار معلمي به كار گيرند، اين توانايي‌ها چه هستند كه معلم مي‌تواند استفاده از آنها تأثيرگذار باشد.

در اينجا ما آنها را به شرح زير معرفي مي‌كنيم:

1- استفاده از زبان بدن

هنگام صحبت كردن با شخص يا گروهي، پيام ما علاوه بر آنچه مي‌گوييم، از طريق چگونگي گفتن ما منتقل مي‌شود.

براساس پژوهش‌ها 7٪ پيام از طريق كلام و واژه‌ها، 38٪ توسط آهنگ صدا و 55٪ توسط زبان بدن منتقل مي‌شود.

هم‌چنين معلماني كه در ايجاد ارتباط غيركلامي تبحر دارند، در انتقال دانش هم موفق‌تر هستند.

ژست شق و رق و باابهت اين پيام را به دانش‌آموزان القا مي‌كند كه همه چيز در كنترل شما است و از طرفي هم مي‌توانيد بر كارهاي بچه‌ ها نظارت كنيد.

براي القاي اين‌كه اعتماد به نفس داريد و در موضع ضعف و دفاع نيستيد، سعي كنيد دست ‌هايتان از دو طرف بدن آويخته باشد و حتي‌الامكان از حلقه كردن دست‌ها بر سينه اجتناب كنيد.

2- طرز نشستن و ايستادن
در طرز نشستن و ايستادن خود پيام‌هاي قوي را به مخاطبين مي‌فرستيد و هم‌چنين در نشستن و ايستادن قدرتي نسبي نهفته است.

در مدرسه كه معمولاً بچه‌ها بايد بنشينند، ايستادن در كنار كسي كه در حال نشستن است، ايجاد اقتدار مي‌كند.

كار ساده‌اي مثل نشستن شما روي صندلي بزرگ مي‌تواند در مورد توازن قوا در كلاس پيام نمادين خوبي باشد.

3- صميميت
گاهي يكي از بهترين شيوه‌هاي كنترل شاگردان ايجاد شرايطي است كه بتوانيد به آنها نزديك شويد، به طوري كه يكي از آنها محسوب شويد.

بعضي وقت‌ها خوب است از فرصتي استفاده كنيد و كمي با شاگردان‌تان بنشينيد. اين كار حس هم‌پايه بودن را ايجاد مي‌كند و شاگردان مي‌توانند مستقيماً با شما تعامل برقرار كنند.

اگر براي رودررو قرار گرفتن با مخاطب كاملاً بدن خود را بچرخانيد، گفت‌وگوي‌تان خودماني و خصوصي‌تر مي‌شود. هم‌چنين اين كار نشانه آن خواهد بود كه كاملاً به آن توجه داريد و بيشتر علاقه‌منديد كه در اين كار سهيم باشيد.

براي شروع كلاس بهترين حالت يك احوال‌پرسي ساده با شاگردان است.

براي اشاره به يك دانش‌آموز، از انگشت استفاده نكنيد زيرا احساس ترس و نگراني ايجاد مي‌كند بلكه از او فاصله بگيريد و مستقيم به او نگاه كنيد و اگر لازم شد با دست كامل به او اشاره كنيد.

از هر دو شيوه كنترل و اقتدار و جدي بودن و صميميت آگاه باشيد و به تناسب از آنها استفاده كنيد.

4- ارتباط چشمي
چيزي كه باعث ناكامي بعضي از معلم‌ها مي‌شود، اكراه آنها از ارتباط چشمي در هنگام بيان روش‌ها و ضوابط كلاس است. ارتباط چشمي براي درگير كردن همه دانش‌آموزان به درس ضروري است.

نگاه به آرامي و باعلاقه به دانش‌آموزان، گفت‌وگوها را صميمي‌تر مي‌كند و آنها را درگير درس مي‌كند، اين كار شبيه يك تعهد عاطفي و رواني است.

شاگردان از چشم‌هاي شما مي‌خوانند كه چقدر امنيت و اعتماد داريد، زيرا چشم‌ها ميزان اعتماد به نفس شما را برملا مي‌كند. حتي زماني كه حس دروني شما خلاف اين مسأله بود، با اين كار به حس اعتماد و امنيت تظاهر كنيد.

5- لحن صدا
صدا همراه ژست بدني مناسب و ارتباط چشمي ابزار بسيار مهمي در كنترل جمعي است.

معلمي كه اوضاع را در كنترل ندارد، فرياد مي‌كشد پس از آن اجتناب كنيد.

صداي خيلي آرام يعني نداشتن صلابت و در نتيجه كسي به صحبت شما توجه نمي‌كند.

لحن صدا بايد محكم و داراي صلابت كافي باشد.

تمام شدن مبحثي از درس و شروع بحث جديد را با تغيير لحن صدا نشان دهيد.

در تعيين تكليف شاگردان، از لحن صريح و قوي استفاده كنيد.

مي‌توانيد صداي خود را ضبط كنيد تا از تأثيري كه صدايتان ايجاد مي‌كند، آگاه شويد.

6- وضع اندامي يا طرز نشستن و ايستادن
اهميت و اعتبار گفته‌هاي‌تان را با وضع اندامي كه به خود مي‌گيريد، مشخص مي‌كنيد.

حركات صريح و بي‌پروا، اعتماد به نفس را القا مي‌كند، البته نبايد غيرعادي باشد كه عصبي بودن را نشان مي‌دهد.


اگر به دست راست خود براي تأكيد بر نكات درسي حركت دهيد باعث مي‌شود كه مخاطب در جريان ندريس دخيل شود.

كشيدن دست به طرف بدن، گرمي و خواست شما به شركت همه بچه‌ها در درس را القا مي‌كند.

براي اينكه آرامش را به شاگردان انتقال دهيد بايد پاها را روي هم نيندازيد، دست را روي سينه گره نكنيد، هنگام صحبت كردن كمي به جلو خم شويد.

ارزش لبخند را كم نگيريد، لبخند زدن و ارتباط چشمي مثبت و طولاني و حلقه نكردن دست‌ها، حس صميميت را القا مي‌كند.

ژست‌هاي ناساز، پيام‌هاي معكوس مي‌فرستند.

فشردن لب‌ها به هم، اجتناب از ارتباط چشمي، تكيه كردن به عقب و گره زدن دست‌ها، القا كننده وضعيت دفاعي است.

اميد است كه اين دو مقاله قبل از شروع سال تحصيلي، راه‌گشايي باشد براي دوستاني كه تجربه‌هاي اولين سال تدريس خود را مي‌گذرانند.

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=182896


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه بهتر گوش كنيم؟ 

گوش كردن يكي از مهمترين مهارتهايي است كه با پرورش آن مي توانيد كارآيي خود را در مدرسه افزايش دهيد. اين مهارت بعد از مهارت خواندن، يكي از مشكل ترين مهارتهاست.
در اين جا سعي داريم تا با راههاي پرورش اين مهارت آشنا شويم. كلاس مكاني براي يادگيري و گوش كردن است. و
يليام آرمسترانگ خوب گوش كردن

در كلاس:
* در كلاس مطالب درسي را دنبال كنيد و به رويا فرونرويد. ( خيالبافي نكنيد. )
* اگر حرف بزنيد، مطمئنا نمي توانيد گوش كنيد.
* در هنگام گوش كردن قلم به دست باشيد و نكات مهم را يادداشت كنيد.

قبل از كلاس:
* راجع به مطالب درسي جديد فكر كنيد.
* نكات مهم جلسه گذشته را به ياد آوريد. ( دوره كنيد. )
* تكاليف خود را انجام دهيد.

در كلاس:
* آنچه را كه قبلا ياد گرفته ايد با مطالب جديد ارتباط دهيد.
* آيا شما راجع به موضوع درس اطلاعات اضافي داريد؟
* در طي درس چه چيزي به ذهن شما مي آيد؟
 * برروي موضوع درس تمركز كنيد.
* نكات مهم درس را يادداشت كنيد.
* در صورت امكان روي نيمكتهاي جلوي كلاس بنشينيد. اگر جلوتر باشيد بهتر مي توانيد گوش كنيد.

بعد از كلاس:
* مطالب درسي و يادداشتهايتان را دوره كنيد.
* بعضي ها دوست دارند كه يادداشتهايشان را پاكنويس كنند، اما سعي كنيد براي اينكار وقت زيادي اختصاص ندهيد.
* هنگام دوره زير نكات مهم خط بكشيد.

نكات ديگري راجع به گوش كردن:
* خوب گوش كردن به معني توجه كردن است.
* تمام آنچه را كه گفته مي شود بشنويد، نه آنچه را كه دوست داريد.
* آنچه را كه مي شنويد با آنچه كه از قبل مي دانستيد ربط دهيد.
* نكات مهم درس را تشخيص دهيد.
* سعي كنيد نكات مهمي را كه ممكن است سوال امتحان باشد، تشخيص دهيد.
* صحبتهاي معلم را دنبال كنيد. ( حدس بزنيد صحبتهاي بعدي او چه خواهد بود. )
* به دقت به آنچه معلم راجع به تكاليف درسي مي گويد، گوش كنيد و در صورت نياز آن را يادداشت كنيد.
* به دقت گوش كنيد و به دنبال عبارات كليدي معلم باشيد و به آن اهميت دهيد.

عباراتي همچون " اين مطلب مهم است...، مهم است بدانيد كه... و يا لازم است كه اين مطلب را براي امتحان بدانيد...
" بخاطر بسپاريد كه گوش كردن با شنيدن متفاوت است. شما مي توانيد هرچيزي را بشنويد، اما به آن گوش نكنيد يا از يك گوش بشنويد و از گوش ديگر بيرون كنيد. براي گوش كردن بايد فكركنيد و فعال باشيد نه منفعل.

http://www.takraghami.com/takraghami/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه يك سخنران و گوينده و مجري جذاب و تأثيرگذار باشيم


بيشتر اوقات زندگي روزمره ما به مراوده و گفتگو و تعامل با ديگران ميگذرد. در منزل، محل كار، خيابان، تاكسي، مغازه، كلاس درس و … در اين ميان هميشه عده‏اي انگشت شمار از افراد در ميان ديگران برتر بوده و نامشان زبانزد ديگران است. همچنين هميشه باعث جذب سايرين شده و در كل افرادي پرنفوذ و تاثيرگذار هستند. البته جذابيت شخصيتي با جذابيت زيبا بودن فرق دارد. جذابيت و گيرايي شخصيتي كاملا اكتسابي است و آگاهانه و يا ناآگاهانه كسب ميشود. اينگونه افراد هيچ فرقي با ديگران ندارند؛ مثلا ستاره BR>
5- خود را معرفي كنيد و در صورت لزوم نام خود را روي تخته بنويسيد.

6- نام دانش‌آموزان را ياد بگيريد.

7- ژست‌هاي مثبت داشته باشيد و لحن مطمئن در كلام داشته باشيد.

8- با استفاده از فعاليت‌هاي يخ‌شكن (مثل ترتيب دادن يك بازي كه در آن بچه‌ها خود را معرفي كنند)، دانش‌آموزان را مشتاق و آن ها را با هم آشنا كنيد.

9- انتظارات خود را به روشني و صريح اعلام كنيد.

10- منطقي كه پشت انتظاراتتان وجود دارد را برايشان توضيح دهيد.

11- اين مطالب را كه فرآيند ياددهي - يادگيري عمدتاً بر مبناي مشاركت است براي آن ها تفهيم كنيد.

12- قرارداد حقوق و وظايف را از قبل تهيه كنيد و به هر كدام از دانش‌آموزان نسخه‌اي بدهيد تا امضا كنند و در پيش خود نگه‌دارند.

13- از تجربيات و قوانين معلمان ديگر اطلاع پيدا كنيد.

14- قوانين در حد توان و متناسب با سن رشدي آن ها باشد.

15- قوانين كلاس را به صورت بزرگ نوشته و با تصاوير نشان دهيد، تهيه اين كار را مي‌توانيد به دانش‌آموزان محول كنيد.

16- به قرارداد مرتباً مراجعه كرده و نكات آن را يادآوري كنيد.

17- به شخصيت دانش‌آموزان احترام بگذاريد.

18- با شاگردان در حد تعادل شوخي و مزاح داشته باشيد و در اين كار زياده‌روي نكنيد و هم‌چنين خشك و عبوس نباشيد.

19- چگونگي رسيدگي با دانش‌آموزان مشكل‌دار را ياد بگيريد.

http://bu-edugroup.ir/forum/showthread.php?tid=1446


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۶۷

هنگام سخنراني و گفتگو ، مراقب حركات دست هاي خود باشيم

روانشناسي دست ها


 انسان بال ندارد براي  پرواز و جاي دو بال خدا به او دستاني داده كه گاه مي تواند در نم نم باران،  رقص باد، جنگ با آب در درياي پرتلاطم به پروازشان دربياورد. انسان بال  ندارد و جاي آن دستاني دارد براي نوازش دست ديگري، هر چند آن دست ها دست  تنهاي خودش باشد...

• دست هاي مشت، دست هاي باز:
دست هايي كه گويي در آنها  فنجان قرار دارد. (مشت هاي نيمه باز) سمبلي از ظرافت و حساسيت و عقيده  ضعيف و شكننده و بخشندگي است. اگر محكم و مثل مشت باشد نشا ن دهنده ماده  گرايي، مالكيت و آزمندي است. اگر دست ها در هم باشند نشان دهنده راحتي دست و  اگر در هم فشرده باشند نشان دهنده استرس و اضطراب است.

فشردن دست ها در هم به  معني جلوگيري و مانع شدن هم هست. وقتي شخصي عصباني است نشان دهنده جلوگيري  از برخورد كردن است. وقتي يك دست مشت شده و دست  ديگر آن را به عقب نگه مي  دارد نشان دهنده اين است كه شخص مانع خود مي شود كه به ديگري ضربه بزند.  وقتي كسي دروغ مي گويد سعي مي كند با اين حالت دست هايش را كنترل كند.

• دست هاي كنترل گر:
وقتي كف دست را به به سمت  پايين حركت مي دهيم، يك حركت آمرانه است كه مثلا از كسي مي خواهيم انجام  كاري را متوقف كند يا از او مي خواهيم آرام باشد. وقتي كف دست را روبه رو  نگه مي داريم به اين معني است كه نزديك تر نيا.

• دست هاي غالب، دست هاي مهربان:
وقتي دستمان را بالا مي  بريم و محكم نگه مي داريم و با دست ديگر فرد را در آغوش مي گيريم يعني  اينكه من مي گويم وقت رفتن است. (غلبه و تسلط) وقتي دستمان را با سرعت و  مستمر تكان مي دهيم، نشان دهنده علاقه و مهرباني است. وقتي دستمان را شل و  خيلي كوتاه و سرد تكان مي دهيم نشان  دهنده فرمانبرداري و تسليم است.

• دست هاي پرخاشگر:
با كناره دست مثل چاقو  عمل كردن و هوان را بريدن مP align=justify>در مكالمه با كسي كه تازه با او ملاقات كرده ايد يا وقتي موضوعات هميشگي تمام شده باشد، سكوت بدي حكمفرما مي شود. يا ممكن است از اينكه نمي دانيد اين سكوت چه دليلي مي تواند داشته باشد، عصبي شويد. هيچوقت بدون خواندن روزنامه از خانه خارج نشويد.

وقتي در مكالمه اي موضوع كم آورديد، مي توانيد درمورد اخبار روز صحبت كنيد. مي توانيد درمورد اتفاقاتي كه در مهماني كه در آن هستيد، نظر بدهيد. مطمئنا هميشه در اطراف تان موضوعي براي صحبت كردن درمورد آن هست. وقتي فرد جديدي را ملاقات مي كنيد، يكي از بهترين روش هايي كه مي توانيد با كمك آن از سرد شدن مكالمه جلوگيري كنيد اينست كه احساس خودتان را وقتي با يكي از بهترين دوستان تان ملاقات مي كنيد، به خاطر آوريد و تصور كنيد كه اين فرد جديد هم يكي از بهترين دوستان شماست. البته حواستان باشد كه زياده روي نكنيد چون ممكن است اين فرد جديد علاقه نداشته باشد كه درهمان برخورد اول در آغوشش بگيريد و ماچ و بوسه اش كنيد. در عوض با لبخند و رفتاري دوستانه و گرم با او برخورد كنيد.

۴ ) طريقه بيان نامناسب:

يكي از مهمترين مسائل در مكالمه اين نيست كه چه مي گوييد، اينست كه چطور آن حرف را بر زبان مي آوريد. تغيير در اين رفتارها تفاوت عمده اي ايجاد مي كند چون صدا و زبان بدن شما بخش مهمي از مكالمه را تشكيل مي دهد.

▪ كمي آرام تر، وقتي از چيزي هيجان زده مي شويد، معمولا حرف زدن تان تندتر و تندتر مي شود. سعي كنيد كمي آرام تر شويد. به اين طريق، گوش دادن براي مخاطبتان آسان تر شده و راحت تر صحبت هايتان را متوجه مي شوند.

▪ صدايتان را بالا ببريد. نترسيد و آنقدر بلند حرف بزنيد كه طرف مقابل تان بتواند به راحتي حرف هاي شما را بشنود.

▪ روشن و واضح حرف بزنيد. زيرلب من من نكنيد. با احساس صحبت كنيد. اگر با لحني يكنواخت حرف بزنيد كسي علاقه اي به دنبال كردن حرف شما را نخواهد داشت.

▪ طوري صحبت بكنيد كه احساس تان در صداي تان منعكس شود.

▪ بين صحبت هايتان مكث كنيد. اينكار باعث مي شود مخاطب دقيق تر به صحبت هايتان گوش دهد.

▪ موقع حرف زدن كمي به سمت طرف مقابل تان خم شويد. اينكار تاثير حرف هايتان را بيشتر مي كند اما دقت كنيد كه در اينكار نيز اغراق نكنيد.

۵ ) پريدن وسط حرف ديگران:

همه كساني كه در يك مكالمه شركت مي كنند بايد به يك ميزان فرصت حرف زدن داشته باشند. به هيچ عنوان وسط صحبت كسي، حرف او را قطع نكنيد تا توجه مخاطبين را به خود جلب كنيد. بايد بتوانيد بين حرف زدن و گوش كردن خود توازن ايجاد كنيد.

۶ ) هميشه حق با شما نيست:

به هيچ وجه سعي نكنيد هميشه و درمورد هر موضوعي حق را به جانب خودتان بدانيد. معمولا مكالمات واقعا يك بحث نيست و بهتر است اجازه بدهيد حال و هواي خوب و دوستانه اي در آن جريان داشته باشد. اگر قرار باشد كه در همه بحث ها شما برنده باشيد، كسي چندان خوشحال نخواهد شد. پس به جاي اينكار كمي عقب بنشينيد و تلاش كنيد تا حال و هواي خوبي در گفتگويتان جريان يابد.

۷ ) صحبت كردن درمورد يك موضوع عجيب يا منفي:

اگر در يك مهماني يا جايي هستيد كه با كسي تازه روبه رو شده ايد، بهتر است از پيش كشيدن بعضي موضوعات خودداري كنيد.

صحبت كردن درمورد وضعيت بد سلامتي تان يا رابطه بدتان با كسي، شغل بد و رئيس بداخلاقتان، قتل هاي زنجيره اي، زبان خاصي كه فقط شما و يك نفر ديگر از آن سر در مي آورد، يا هر چيز ديگري كه انرژي مثبت جو را از بين مي برد، موضوعاتي هستند كه بايد از آنها اجتناب كنيد. همچنين بهتر است حرف زدن درمورد سياست و مذهب را هم براي گفتگوهاي دوستانه تان بگذاريد.

۸ ) خسته كننده بودن:

بدون توجه به اطرافتان، ۱۰ دقيقه بي وقفه حرف زدن درمورد ماشين جديدتان اصلا خوشايند به نظر نمي رسد. وقتي مي بينيد كه مخاطبينتان كم كم حوصله شان سرمي رود، بايد آماده باشيد كه سريع موضوع را عوض كنيد.

يك راه خوب براي اينكه هميشه موضوعاتي جالب براي صحبت كردن درمورد آن با ديگران داشته باشيد، اين است كه زندگي جالب داشته باشيد و روي مسائل مثبت زندگي متمركز شويد. شروع نكنيد درمورد شغلتان يا رئيستان غرغر كنيد، هيچكس دوست ندارد اين چيزها را بشنود. درعوض، درمورد آخرين مسافرتتان، يك خاطره جالب كه يك روز موقع خريد برايتان اتفاق افتاده است، برنامه هايتان براي عيدي كه در پيش است يا هر چيز جالب و بامزه صحبت كنيد.

كاري كه بايد بكنيد اين است كه طوري رفتار كنيد كه ديگران مجذوبتان شوند. با اين روش خيلي راحت مي توانيد دوست پيدا كنيد. پس به جاي اينكه در مكالمه تان با ديگران فقط به يك موضوع بچسبيد و مدام تكرارش كنيد، افق موضوعاتتان را كمي وسيع تر كنيد و درمورد مسائل مختلف و جالب با مخاطبتان گفتگو كنيد.

۹ ) متقابل رفتار نكردن:

هر چه فكر مي كنيد را به زبان بياوريد و احساساتتان را مطرح كنيد. وقتي كسي تجربه اي را با كسي درميان مي گذارد، شما هم بايد درعوض يكي از تحربيات خودتان را با او شريك شويد. فقط روبه روي مخاطبتان نايستيد و سرتان را تكان دهيد يا جواب هاي كوتاه بدهيد.

وقتي كسي در مكالمه اي از خود مايه مي گذارد، حتما دوست دارد شما هم متقابلا همين كار را بكنيد. اينجا هم مثل ساير موقعيت هاي زندگي نمي توانيد بايستيد تا ديگران قدم اول را بردارند. اگر لازم بود، شما نفر اول باشيد و حرف هايتان را با طرف مقابلتان در ميان بگذاريد.

۱۰ ) حرفي براي گفتن نداشتن:

ممكن است احساس كنيد كه حرف زيادي براي گفتن نداريد. اما بايد سعي كنيد. خوب به حرف هاي طرف مقابل گوش كنيد و به حرف هايي كه مي زند علاقه مند باشيد. سوال كنيد و جواب هاي مربوط و مناسب بدهيد. چشم هايتان را هم باز كنيد.

از مهارت هاي بيناييتان استفاده كرده و موضوعات جالبي را در اطرافتان براي حرف زدن پيدا كنيد. هر روز روزنامه بخوانيد و موضوعات جالب و مفيد براي حرف زدن پيدا كنيد. روي زبان بدنتان و نحوه حرف زدنتان كار كنيد و مهارت هاي محاوره اي خود را ارتقا» دهيد.

▪ آسان بگيريد

 لازم نيست همه اين كارها را يكجا ياد بگيريد و انجام دهيد. اگر بخواهيد همه اين روش ها را يكدفعه استفاده كنيد، مطمئنا گيج مي شويد. دو سه مورد از اين مهارت ها را انتخاب كرده و هر بار در مكالماتتان استفاده كنيد. خيلي زود خواهيد ديد كه به طور اتوماتيك و ناخودآگاه همه اين رفتارها و مهارت ها را در مكالماتتان استفاده مي كنيد.

روم مي زنيد!
 - نوع ديگري از پاچه خواري مايه گذاشتن از ديگران است اين جوري كه شما براي بعضي از مواقع ضروري (توجه كنيد ضروري) از دوست گرفته تا غريبه مايه مي گذاريد و يك جورايي باعث به وجود آمدن رابطه اي صميمانه بين ۲ نفر مي شويد و به تعبيري با يك تير ۲ نشانه را مي زنيد، هم كار خودتان را راه مي اندازيد و هم واسطه خير مي شويد و اين جوري نفعي هم به شما مي رسد ...
 - جماعتي در حال صحبت كردن از كسي هستند، به عبارتي همكارانتان در حال غيبت كردن از رئيستان يا دوستانتان جلسه غيبت از استادان و ... را به راه انداخته اند و هر كسي براي خالي نبودن عريضه حرفي مي زند و وقتي نوبت به شما مي رسد، شما قاطعانه و محكم با گفتن نه فك همه را مي بنديد و به نشانه اعتراض محفل را ترك مي كنيد؛ به اين مي گويند پاچه خواري غير مستقيم يا از راه دور!
 - دست به سينه بودن، مودب بودن، هر چه شما امر كنيد همان مي شود، زود رفتن و دير آمدن، مرتب و تميز بودن، هميشه و در همه حال مراقب اوضاع بودن و ... از كارهايي است كه اگر مي خواهيد پاچه خواري رئيستان را كنيد، مي توانيد به نحو احسن از آن ها استفاده كنيد!
 و اگر مي خواهيد هر جور شده پاچه خواري مافوقتان را كنيد، يادتان باشد كه در همه حال و همه وقت به يادش باشيد، به مناسبت هاي مختلف برايش پيامك ارسال كنيد، هر روز به بهانه هاي مختلف به سراغش برويد، شده از جيبتان بزنيد صبحانه و ناهار و ... مهمانش كنيد، برايش درد دل كنيد و از غم و غصه در زندگي تان برايش بگوييد ... حالا شما مي توانيد علاوه بر پاچه، مخش را هم بزنيد!!!
 نتيجه مي گيريم كه اصولا پاچه خوارها، آدم هاي در نهايت بي انصاف و فقط و فقط به فكر خودشان هستند و اصلا يكي از زير آب زن هاي حرفه اي هستند كه اگر پايش بيفتد زير آب آن كسي كه پاچه اش را خاراندند هم مي رنند حالا فرقي ندارد از رئيسشان بگير تا همسرو ...!!!

روزنامه خراسان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۶۳

زبان بدن


هيچوقت از خودتون پرسيدين كه چرا صحبت كردن رودررو اينقدر بيشتر به آدم مي چسبه؟ و مثلا چرا وقتي مي خوان كسي رو براي كاري استخدام كنن فقط باهاش مصاحبه تلفني نمي كنن و بايد حتما حضوري باهاش حرف بزنن؟
▪ خانم دكتر مهديس كامكار(روانپزشك): ارتباط آدم ها ۳۰ درصد كلاميه و ۷۰ درصد غير كلاميه. يعني انسان ها بدون استفاده از واژه ها مي توانند با هم ارتباط داشته باشند. بنابراين رفتار بدن يا زبان بدن خيلي مورد توجه رفتارشناسان و روانكارانه. به اين خاطر كه آدم ها بدون اينكه لازم باشه از واژه ها استفاده بكنند مي توانند با وضعيت و حركات بدنشون با هم ارتباط برقرار بكنند و به صورت خودآگاه يا نا خودآگاه منظور همديگر رو متوجه بشوند. درستي اين مطلب هم بستگي به فرهنگ افراد داره.
پس در تماس برقرار كردن با مردم به غير از شنيدن حرف هاي آنها، ديدن چشم ها وديدن بقيه صورت و حتي حركات بدن و دست آنها خيلي مهمه. از قديم هم گفتن كه چشم، آيينه روحه و ميشه با نگاه خيلي حرف ها زد.

 ●گفتكو با خانم دكتر مهديس كامكار

 يكي از مهمترين قسمت هايي بدون ارتباط كلامي به عنوان زبان بدن به حساب مياد، نگاه يك شخصه. آدم ها با توجه به فرهنگشان مي توانند با نگاه كردن يا نكردن به همديگه افكار مختلفي رو برسونند.

ولي به غير از چشمهاي كساني كه طرف صحبت ما هستند، ساير اعضاي بدن آنها هم خيلي حرفها براي گفتن دارن. حتي ابروها هم نقش مهمي در برقراري ارتباط بازي مي كنن. در همه جوامع ارتباط بين دو نفر با نوعي حركت ابروان به عنوان نشانه تائيد آغاز مي شود. از ابروها مي شود براي پرسيدن سئوال يا سرزنش استفاده كرد.

خنديدن و يا فشردن لب ها به همديگر پيام هاي مختلفي به طرف مقابل مي دهد. در زير چشمان ما كيسه هايي قرار داره كه هنگام خنديدن پف مي كند ، اما فقط در صورتي پف مي كند كه خنده واقعي باشه ، در غير اينصورت فقط پوست چين مي خورديكي ديگه از اعضاي صورت كه منعكس كننده حالات و روحيات ماست، لب هاي ماست. خنديدن و يا فشردن لب ها به همديگر پيام هاي مختلفي به طرف مقابل مي دهد.

حتي در كودكان هم هنگام بازي، حتي اگر بازي كشتي گرفتن و يا دست وپنجه نرم كردن دوستانه هم باشه، دهان بچه ها وقتي دارن بازي مي كنن بازه و دندان هاشون پيداست و ماهيچه هاي صورتشون هم منقبض نيست. اما، به محض اينكه ماهيچه ها منقبض بشه و لب ها به هم نزديك بشه، ديگه وقتشه كه به بازي پايان داد، چون معلومه كه حالت دروني بچه هم تغيير كرده.

●اما دست ها چطور؟ دست ها چي ميتونند به ما بگويند؟
▪دكتر كامكار: به طور مثال در بسياري از فرهنگ ها مردم از دست ها زياد استفاده مي كنند چون ارتباط گرم و صميمي دارند. يا جاهايي كه آب و هواي گرم و مرطوبي داره، يا كساني كه اعتماد به نفس زيادي دارند از دست ها زياد استفاده مي كنند. در عين حال افرادي كه افسرده هستند دست هاي بي حركتي دارند يا اونها رو به هم مي مالند.

 به غير از اعضاي صورت و دست، ما با مشاهده بقيه بدن طرف مقابل ميتونيم تا اندازه اي به حالات روحي او پي ببريم. حالت ايستادن و يا نوع راه رفتن يا نشستن آنها ميتواند به ما در مورد روحيه و شخصيت فرد مقابل اطلاعاتي بدهد.

مسئله ديگه وضعيتي هست كه افراد به بدنشون ميدن. به طور مثال خم شدن، با پايين نگاه كردن يا فشردن دست ها. يا آدم هايي كه لبه صندلي مي نشينند معمولاً اشخاص بدون اعتماد به نفس هستند.

من موقعي كه بچه بودم عادت داشتم دستهامو بزنم به كمرم و بايستم و يا حرف بزنم، و بزرگترها مرتب به من گوشزد مي كردن كه مثل قمر خانم دستهاتو به كمرت نزن (قمر خانم يكي از شخصيت هاي توي يك سريال تلويزيوني قديمي بود كه خيلي دردو و قلدرو حق به جانب بود و مرتب با همه جر وبحث مي كرد و به محض اينكه مي خواست شروع بكنه به سرو صدا كردن دست هاشو مي زد به كمرش).

البته من اين روزها خيلي ها رو مي بينم كه دست هاشون رو به كمرشون مي زنن و هيچوقت هم رفتارشون مثل قمر خانم نيست. براي من هميشه اين سئوال وجود داشته كه مفهوم دست به كمر زدن چيه، و بالاخره جوابم را از دكتر كامكار گرفتم.

▪دكتر كامكار: نگاه، حركت دست و پاي افراد در اين موارد مهمه. گاهي اوقات آدم هاي خشمگين اين كار رو انجام مي دهند. در برخي موارد هم افراد مطمئن و راسخ اين كار رو انجام مي دهند. يا مثلاً در عصبانيت. به هر حال در هر صورتي افرادي كه احساس بكنند در كاري كه انجام مي دهند يا حرفي كه زدند راسخ هستند، دست خودشون رو به كمر مي زنند.


گفتكو با خانم دكتر مهديس كامكار

http://vista.ir/article/238449/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۶:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۶۲

چند نكته مهم براي ارائه يك سخنراني خوب

هنگامي كه مي خواهيد يك موضوع را در جلسه اي (با هر تعداد شركت‌كننده) توضيح دهيد، و يا گزارشي از فعاليتهاي انجام شده در يك پروژه را ارائه كنيد و يا حتي در يك جمع دوستانه صحبت كنيد مطمئنا كار سختي خواهيد داشت تصور كنيد چندين جفت چشم كوچكترين حركات شما را زيرنظر دارند و چندين جفت گوش حرف به حرف شما را مي شنوند و براساس اين ديده ها و شنيده ها درمورد شما و مطالبي كه ارائه مي كنيد قضاوت مي كنند، ازسوي ديگر شما ملزم به اقناع آنها و يا دفاع از عملكردتان و يا حتي اثبات خودتان هستيد در هر جطالبي كه مي‌گوييد همانهايي هستند كه مي خواهيد مخاطبان به آن بيشتر توجه كنند.


۱۱) بر نكات مهم تسلط داشته باشيد.


اگر شما نكات مهم را بدانيد راحت‌تر مي توانيد مخاطبان را قانع كنيد و علاوه بر آن با آرامش و بدون استرس خواهيدبود.


۱۲) خوب تنفس كنيد.


۱۳) از چشمانتان استفاده كنيد.


حتما از چشمانتان براي برقراري ارتباط با مخاطب استفاده كنيد با اين كار مخاطبان احساس بهتري خواهند داشت و شما مي توانيد تاثير صحبتهايتان را ببينيد.


۱۴) تجهيزات مناسب را آماده كنيد.


هر جلسه اي، نيازمند تمهيدات خاصي است. تجهيزات موردنياز (نه كم و نه زياد) از قبيل دستگاه نمايش، وايت‌برد، كامپيوتر و... را آماده كنيد.


۱۵) تجهيزات را امتحان كنيد.


قبل از شروع جلسه تجهيزاتي را كه قرار است استفاده كنيد يكبار امتحان كنيد خرابي و يا عدم كارايي مناسب هركدام از دستگاهها (حتي يك ماژيك وايت برد) مي تواند تاثير بسيار منفي بر مطالب شما داشته باشد.


۱۶) بدانيد كه شما مركز توجه هستيد.


قبل از شروع جلسه فقط صداي شما شنيده مي شود هر حركت شما تاثير مستقيم بر مخاطب داشته و مي تواند جلسه شما را زيباتر يا زشت‌تر نمايد. با تمام وجود عمل كنيد.


۱۷) «لبخند» را فراموش نكنيد.


۱۸) هنگام ارائه خودتان باشيد.


سعي نكنيد از حركات مصنوعي استفاده كنيد اقدامات تصنعي كاملا ديده مي شوند، خودتان باشيد و بگذاريد زبان بدن شما طبيعي باشد.


۱۹) سعي كنيد از روي نوشته نخوانيد.


خواندن مطلب از روي نوشته باعث مي شود كه ارتباط شما با مخاطبان دچار خدشه گردد، دستانتان نيز از اثرگذاري باز مي ماند، مي توانيد از يادداشتهاي روي چارت يا تصوير استفاده كنيد.


۲۰) مخاطبان را درگير بحث كنيد.


هميشه مي توانيد مخاطبان را وارد بحث كنيد. از آنها سوال كنيد و جواب بخواهيد اما اصرار نكنيد، شما مي‌توانيد از ساير روشها نيز براي مشاركت بيشتر و همراهي آنها استفاده كنيد. (نوشتن پاي تخته، قرائت يك متن يا...)


۲۱) از شوخي كردن نترسيد.


شما مي توانيد با استفاده از مزاحهاي كوچك محيط را جذاب‌تر كنيد.


۲۲) خودتان را جاي مخاطب بگذاريد.


اگر شما به جاي مخاطب نشسته بوديد، چه حالي داشتيد، آيا گرماي اتاق، نور محيط، و... مناسب است. شما بايد به آنها اهميت ويژه بدهيد تا شما را باور كنند.


۲۳) از كارتان بازخورد داشته باشيد.


شما درهر مترين كد غيركلامي‌در اولين برخوردها، اهميت آشكاري دارد زيرا بسياري از برخوردهاي بين فرهنگي مبتني بر تصورات قالبي(stereotypes) و كم دوام هستند. مباحثي از تفاوت‌هاي بين فرهنگي توسط شفلن(Scheflen, ۱۹۷۴) و سامور، پورتر، و جين(۱۹۸۱) ارائه شده است. ارتباطات چشمي(oculesics)- مطالعه پيام‌هاي ارسالي توسط چشم، شامل تماس چشمي، چشمك، حركات چشم، و بزرگ شدن مردمك چشم – تنها توجه حاشيه اي محققان ارتباط بين فرهنگي را جلب كرده است.
 از آنجا كه تماس چشمي‌“دعوت به ارتباط” خوانده شده، نوع تفاوت‌هاي آن بين فرهنگ‌هاي مختلف موضوع ارتباطي مهمي‌محسوب مي‌شود. عوامل صوتي(vocalics) يا فرا زبان(paralanguage)- عناصر غيركلامي‌صدا- نيز توجه نسبتا كمي‌از سوي محققان بين فرهنگي يافته است. موسيقي و آواز- شكلي جهاني از ارتباط زيبايي شناختي- تقريبا به طور كامل در پژوهش‌هاي بين فرهنگي مغفول واقع شده به جز يك مطالعه عالي توسط لوماكس(Lomax, ۱۹۶۸) كه چندين گروه از فرهنگ‌هاي جهاني را از طريق تفاوت‌ها و شباهت‌هايشان در موسيقي محلي تشخيص داده است. در نهايت، عوامل بويايي(olfactics)- مطالعه ازتباط بين فردي از طريق شامه- با وجود اهميت آن، عملا در پژوهش‌هاي بين فرهنگي ناديده گرفته شده است.
 ● جايگاه فرهنگ در رفتار بين فردي
 فرهنگ براي پژوهشگران ارتباطي مفهومي‌حياتي است زيرا هر ارتباط گر محصول فرهنگ خويش است. فرهنگ، به همراه خصوصيات، موقعيت‌ها و دولت‌ها، يكي از چهار منبع اوليه رفتار بين فردي است. فرهنگ تاثير پايدار محيط اجتماعيبر رفتار فرد، از جمله رفتار ارتباطي بين فردي اوست. فرهنگ نيروي قابل ملاحظه اي بر رفتار فردي اعمال مي‌كند . از طريق آنچه گيتز(Geetz, ۱۹۷۳) سازوكارهاي كنترل- طرح‌ها، شيوه‌ها، قواعد، دستورالعمل‌ها( آنچه مهندسان كامپيوتر برنامه مي‌خوانند) – براي مديريت رفتار مي‌خواند. فرهنگ تاثير قدرتمند مشابهي، ولي نه يكسان، بر همه ساكنان يك نظام فرهنگي مي‌گذارد. “فرهنگ به لحاظ رفتاري قابل مشاهده است از طريق مقايسه همگني درون گروهي با ناهمگني بين گروهي”.
 فرهنگ با خصوصيات شخصي اشتباه گرفته مي‌شود زيرا هر دو پديده اي پايدار هستند. خصوصيات علل مختلفي دارند كه تنها برخي از آنها نتيجه فرهنگ است. همچنين فرهنگ با موقعيت اشتباه مي‌شود زيرا هر دو بخشي از محيط اجتماعي فرد هستند. با اين وجود، فرهنگ پديده اي پايدار است در حالي كه موقعيت پديده اي گذرا با آغاز و پايان قابل مشاهده است. فرهنگ يكي از پايدارترين، قدرتمندترين و ناپيداترين شكل دهندگان رفتار ماست.
 ● ابعاد تفاوت فرهنگي
 هزاران داستان درمورد سوء تفاهم‌هاي ناشي از رفتارهاي غيركلامي‌بين افراد از فرهنگ‌هاي متفاوت گفته شده است. هرچند شايد مفيد باشد بدانيم كه عرب‌ها در مقايسه با امريكايي‌ها نزديك تر به يكديگر مي‌ايستند، اينكه سوءيسي‌ها بيشتر از ايتاليايي‌ها وقت شناس هستند، و اينكه شرقي‌ها بيشتر از غربي‌ها براي سكوت ارزش قائلند، اما اين رويكرد داستان سرايانه به تنهايي كافي نيست. زيرا تعداد برخوردهاي بالقوه بين دو فرهنگ بسيار زياد است، و به دليل اينكه تعداد سوء تفاهم‌هاي احتمالي مبتني بر رفتار غيركلامي‌بين هر دو فرهنگ نيز بسيار زياد است، ميليون‌ها اتفاق بين فرهنگي محتمل است.
 آنچه لازم است شيوه اي براي سازماندهي و درك اين كثرت مشكلات بالقوه در ارتباط بين فرهنگي است. برخي تحقيقات ابتدايي نشان مي‌دهد ابعادي از فرهنگ به تبيين اين تفاوت‌هاي بين فرهنگي كمك مي‌كند. بيشتر تفاوت‌هاي فرهنگي در رفتار غيركلامي‌نتيجه تفاوت در ابعادي است كه در ادامه بحث مي‌كنيم.
 ● نزديكي و گويايي(immediacy and expressiveness)
 رفتارهاي نزديك كننده اعمالي هستند كه همزمان گرمي، صميميت و آمادگي ارتباط را منتقل مي‌كنند، آنها تمايل را در مقابل اجتناب و نزديكي را در مقابل فاصله گيري نشان مي‌دهند. نمونه‌هاي رفتار نزديك كننده لبخند زدن، لمس كردن، تماس چشمي، فاصله نزديك و انگيزش صوتي هستند. برخي محققان اين رفتارها را “پرمعني” خوانده اند.
 فرهنگ‌هايي كه صميميت يا نزديكي بين فردي زيادي دارند“فرهنگ تماس”(contact culture) ناميده مي‌شوند. زيرا مردم اين كشورها نزديك به هم مي‌ايستند و اغلب همديگر را لمس مي‌كنند. مردم در فرهنگ‌هاي كم تماس با فاصله از يكديگر مي‌ايستند و كمتر همديگر را لمس مي‌كنند. پترسون مي‌گويد:
 “اين الگوهاي رابطه با جهان در تمام جوانب زندگي روزمره وجود دارد، اما اثرات آنها بر رفتار اجتماعي شيوه ارتباط افراد با يكديگر را تعريف مي‌كند. در فرهنگ‌هاي پرتماس، اين تمايل كلي در قالب نزديكي بيشتر بروز مي‌كند به طوري كه اطلاعات لامسه اي و بويايي آسان تر دريافت مي‌شود.”
 جالب اينجاست كه فرهنگ‌هاي پرتماس عموما در كشورهاي گرمسير و فرهنگ‌هاي كم تماس در آب و هواي سرد ديده مي‌شود. تحقيقات فراوان نشان داده است كه فرهنگ‌هاي پرتماس در بيشتر كشورهاي عربي، منطقه مديترانه شامل فرانسه، يونان و ايتاليا، يهوديان اروپايي و خاورميانه اي، مردم اروپاي شرقي و روس‌ها، و اندونزيايي‌ها و اسپانيولي‌ها وجود دارد. استراليايي‌ها همچون مردم امريكاي شمالي سطح تماس متوسطي دارند، هرچند امريكاي شمالي به تماس كم متمايل است. فرهنگ‌هاي كم تماس شامل بيشتر بخش‌هاي شمال اروپا از جمله اسكانديناوي، آلمان و انگلستان، امريكايي‌هاي انگليسي(الاصل)، آنگلوساكسون‌هاي سفيدپوست(فرهنگ غالب ايالات متحده) و ژاپني‌هاست.
 تبيين اين تفاوت‌هاي جغرافيايي شامل سطح انرژي، آب و هوا و سوخت و ساز بدن مي‌باشد. فرهنگ‌هاي مناطق سردسير آشكارا كار محور و از نظر ميان فردي “سرد” هستند، در حالي كه فرهنگ‌هاي مناطق گرمسيري رابطه محور و از نظر ميان فردي “گرم” هستند.
 حتي داخل ايالات متحده، مردم مناطق گرمسيري تماس بيشتري نسبت به مردم نواحي سردسيري دارند. اندرسن، لوستيگ و اندرسن همبستگي ۳۱/۰ ميان عرض جغرافيايي دانشگاه‌ها و اجتناب از تماس يافتند. اين داده‌ها نشان مي‌دهد كه دانشجويان دانشگاه‌هاي منطقه كمربند خورشيدي(گرمسيري) بيشتر از همتايان خود در مناطق سردتر تماس محور هستند.
 ● فردگرايي(individualism)
 يكي از بنيادين ترين ابعاد تفاوت فرهنگ‌ها درجه فردگرايي در مقابل جمع گرايي است. اين بعد چگونگي زندگي مردم با همديگر(تنها، در خانواده، يا قبيله)، ارزش‌هاي آنان، و شيوه ارتباط آن‌ها را تعيين مي‌كند. مردم ايالات متحده نوعا فردگرا هستند. ما فردگرايي را بديهي فرض مي‌كنيم و متوجه تاثيرات آن نيستيم تا وقتي كه در مسافرت با فرهنگ‌هاي كمتر فردگرا و بيشتر جمع گرا آشنا شويم.
 فردگرايي همچون موهبتي الهي تحسين و تا مرتبه يك دين ملي در ايالات متحده ارتقا يافته است. در واقع، بهترين و بدترين خصوصيات فرهنگمان را مي‌توان به فردگرايي نسبت داد. حاميان فردگرايي آن را پايه آزادي، دموكراسي، اختيارعمل و انگيزه اقتصادي مي‌دانند و آن را عامل محافظ در برابر ظلم تلقي مي‌كنند. از سوي ديگر، فردگرايي به دليل بيگانه كردن ما با همديگر، ايجاد تنهايي، خودخواهي، و خودپسندي مورد انتقاد قرار گرفته است. در واقع،‌هال در شديدترين بيان مي‌گويد“انسان غربي آشفتگي ايجاد كرده كه ناشي از نفي تلفيق پذيري خود و تقديس تجزيه تجارب خود است”.
 نمي‌توان ترديد كرد كه فردگرايي يكي از ابعاد بنيادين تمايز فرهنگ‌ها از يكديگر است. همين طور، كمتر كسي ترديد دارد كه فرهنگ غربي فردگرايانه است، در حالي كه فرهنگ شرقي بر هماهنگي ميان افراد و بين انسان‌ها و طبيعت تاكيد دارد. تامكينز نشان مي‌دهد كه ساختار روانشناختي فرد حاصل اين بعد فرهنگي است. او مي‌گويد“انسان‌ها در تمدن غربي به خودستايي، مثبت يا منفي، گرايش دارند. در تفكر شرقي جايگزين ديگري وجود دارد كه هماهنگي بين انسان و طبيعت است”. پروسر مي‌گويد تاكيد غرب بر فرديت در فرهنگ‌هاي امريكاي معاصر به اوج مي‌رسد، جايي كه ارزش فرهنگي اصلي نقش فرد مي‌باشد. اين ايده توسط مطالعه ميان فرهنگي مهم‌هافستيد تاييد شده است.
 در بررسي فردگرايي در چهل كشور غيركمونيستي، فردگراترين كشورها (به ترتيب) عبارت بودند از ايالات متحده، استراليا، بريتانياي كبير، كانادا، هلند، نيوزيلند، ايتاليا، بلژيك، و دانمارك- كه همگي كشورهاي غربي يا اروپايي هستند. كمترين فردگرايي(به ترتيب از كمترين) در ونزوئلا، كلمبيا، پاكستان، پرو، تايوان، تايلند، سنگاپور، شيلي و هنگ كنگ مشاهده شد- كه فرهنگ‌هايي شرقي يا امريكاي جنوبي هستند. به همين نحو سيتارام و كگدل فرديت را داراي اهميت نخست در فرهنگ‌هاي غربي، اهميت ثانوي در فرهنگ‌هاي سياه پوستان، و اهميتي كمتر در فرهنگ‌هاي شرقي و اسلامي‌مي‌دانند.
 در حالي كه ايالات متحده فردگراترين كشور روي زمين است، نواحي گوناگون آن در درجه فردگرايي تفاوت دارند. ايلازار نشان داده كه ايالت‌هاي نيمه غربي مركزي و مجاور اقيانوس اطلس فردگراترين فرهنگ سياسي، و جنوب شرق بيشترين سنت گرايي و كمترين فردگرايي را دارد. ولي همه اين تفاوت‌ها نسبي است و براساس استانداردهاي جهاني حتي مي‌سي سي پي هم فرهنگي فردگرا دارد. بلا و ديگران مي‌گويند:
 “فردگرايي در قلب فرهنگ امريكايي جاي دارد… هر چيزي كه حق ما را نقض كند و نگذارد براي خودمان فكر كنيم، قضاوت كنيم، تصميم گيري كنيم و آن گونه كه دوست داريم زندگي كنيم، نه تنها به لحاظ اخلاقي بد است بلكه توهين به مقدسات هم هست.”
 در واقع فردگرايي شديد درك ديگر فرهنگ‌ها و تعامل با آنها را براي ما امريكاييان مشكل مي‌كند. ما بي همتا هستيم، بقيه فرهنگ‌ها همه فردگرايي كمتري دارند. همان طور كه كندون و يوسف مي‌گويند:
 “تركيب فردگرايي و برابري آن قدر ارزشمند و اساسي است كه بسياري از امريكايي‌ها ارتباط با ارزش‌هاي متضاد در فرهنگ‌هاي مبتني بر به هم وابستگي را بسيار دشوار مي‌يابند.”
 درجه فردگرايي يا جمع گرايي يك فرهنگ به طرق گوناگون بر رفتارهاي غيركلامي‌در آن فرهنگ تاثير مي‌گذارد. اول، مردم در فرهنگ‌هاي فردگرا از همديگر فاصله مي‌گيرند. فرهنگ‌هاي جمع گرا داراي به هم وابستگي هستند و در نتيجه كار، تفريح، زندگي و خواب آنهادر فاصله نزديك با يكديگر است. تحقيق‌هافستيد نشان مي‌دهد كه در دوره شكار و گردآوري، افراد در خانواده‌هاي هسته اي فردگرا جدا از هم زندگي مي‌كردند. با توسعه جوامع كشاورزي، خانواده گسترده به هم وابسته با نزديكي زياد در واحدهاي بزرگ قبيله اي يا خانوادگي آغاز به حيات كرد. جوامع شهري-صنعتي به شرايط فردگرايي، خانواده هسته اي، و عدم نزديكي با همسايگان، دوستان و همكاران بازگشت.
 رفتارهاي حركتي در فرهنگ‌هاي جمع گرا تمايل به همزماني دارد. وقتي خانواده‌ها به طور دسته جمعي كار مي‌كنند، حركات، برنامه‌ها و اعمال بايد تا حد زيادي هماهنگ باشد. در فرهنگ‌هاي شهري، اعضاي خانواده اغلب “كار خودشان” را انجام مي‌دهند، آمد و رفت، كار و تفريح، و خورد و خواب طبق برنامه شخصي است.
 تامكينز مي‌گويد مردم فرهنگ‌هاي فردگرا بيش از مردم فرهنگ‌هاي جمع محور لبخند مي‌زنند. اين واقعيت را شايد بتوان اينگونه تبيين كرد كه فردگرايان مسئول روابط خود و شادي خود هستند، در حالي كه افراد ارزش محور يا جمع محور قبول هنجارها را مهمترين ارزش و شادي فردي يا ميان فردي را ارزش ثانوي تلقي مي‌كنند. به همين نحو، افراد در فرهنگ‌هاي جمع گرا ممكن است احساسات مثبت يا منفي خود را كه مخالف وضعيت گروه است سركوب كنند زيرا حفظ گروه مهمترين ارزش است. افراد در فرهنگ‌هاي فردگرا تشويق به بيان احساسات مي‌شوند زيرا آزادي فردي ارزش فوق العاده دارد.
 تحقيقات نشان مي‌دهد افراد در فرهنگ‌هاي فردگرا به لحاظ غيركلامي‌بيش از افراد در فرهنگ‌هاي جمع گرا وابسته هستند. دليل اين امر واضح نيست زيرا فردگرايي به وابستگي نيازي ندارد. با اين حال،‌هافستيد اين گونه توضيح مي‌دهد:
 “در كشورهاي كمتر فردگرا كه پيوندهاي اجتماعي سنتي، مثلا بين اعضاي خانواده گسترده، همچنان وجود دارد، افراد كمتر به ايجاد دوستي‌هاي خاص نياز دارند. دوستان هر كس توسط روابط اجتماعي كه در آن متولد مي‌شود از قبل تعيين شده است. اما در كشورهاي بيشتر فردگرا روابط عاطفي از قبل توسط جامعه تعيين نشده و بايد توسط هر كس شخصا كسب شود.”
 در كشورهاي فردگرا مثل ايالات متحده، وابستگي، دوستي، عشوه گري، گفت و گوي كوتاه و آشنايي نخستين از كشورهاي جمع گرا مهمتر است زيرا در آنها شبكه اجتماعي ثابت تر و كمتر متكي به خلاقيت فردي است. بلا و ديگران معتقدند در طول قرن‌ها در ايالات متحده ي فردگرا و متحرك، مردم جامعه به راحتي مي‌توانستند يكديگر را ملاقات كنند و ارتباطات آنها باز بوده است. با اين وجود، روابط آنها معمولا اتفاقي و گذرا بوده است.
 و نهايتا، در مطالعه موثري از ده‌ها فرهنگ، لوماكس دريافت كه سبك‌هاي رقص و آواز يك كشور با سطح انسجام اجتماعي و جمع گرايي آن مرتبط است. فرهنگ‌هاي جمع گرا در بروز گروهي و در ميزان انسجام سبك‌هاي آواز رتبه بالايي دارند. فرهنگ‌هاي جمع گرا هم در آواز انسجام بيشتر و هم در رقص هماهنگي بيشتري از فرهنگ‌هاي فردگرا دارند. عجيب نيست رقص راك، كه بر جدايي و “انجام كار خود” تاكيد دارد، در فرهنگ‌هاي فردگرايي چون انگلستان و ايالات متحده تكامل يافت.اين رقص‌ها شايد استعاره اي از كل فرهنگ امريكايي باشد، كه در آن فردگرايي از همه جا رايج تر است.
 ● مردانگي(masculinity)
 مردانگي يك بعد ناديده گرفته شده از فرهنگ است. خصوصيات مردانه نوعا ويژگي‌هايي چون قدرت، جسارت، رقابت پذيري، و بلندپروازي است، در حالي كه خصوصيات زنانه ويژگي‌هايي چون محبت، دلسوزي، مهرورزي و حساسيت است. تحقيقات ميان فرهنگي نشان مي‌دهد كه از دختران جوان انتظار دلسوزي بيشتري تا پسران وجود دارد هر چند تفاوت‌هاي قابل ملاحظه اي بين كشورها وجود دارد.‌هافستيد(Hofstede, ۱۹۸۲) ميزان درجه اي كه افراد دو جنس در يك فرهنگ اهداف مردانه يا زنانه را تاييد مي‌كنند اندازه گيري كرده است.
 فرهنگ‌هاي مردانه رقابت و جسارت را مهم مي‌شمرند در حالي كه فرهنگ‌هاي زنانه براي مهرورزي و دلسوزي اهميت بيشتري قائلند. طبيعتا، ميزان مردانگي يك فرهنگ با درصد زنان شاغل در مشاغل فني و حرفه اي همبستگي منفي و با تفكيك جنسي در تحصيلات عالي همبستگي مثبت دارد.
 نه كشور با بالاترين امتياز مردانگي، بر اساس تحقيق‌هافستيد، به ترتيب عبارتند از ژاپن، اتريش، ونزوئلا، ايتاليا، سوءيس، مكزيك، ايرلند، بريتانياي كبير، و آلمان. به استثناي ژاپن، تمام اين كشورها در اروپاي مركزي و كارائيب قرار دارند. هشت كشور با كمترين امتياز مردانگي(به ترتيب از كمترين) عبارتند از سوءد، نروژ، هلند، دانمارك، فنلاند، شيلي، پرتقال و تايلند- كه همگي فرهنگ اسكانديناويايي يا امريكاي جنوبي دارند به استثناي تايلند. چرا فرهنگ‌هاي امريكاي جنوبي الگوي لاتين ماكيزمو(machismo) را ندارند؟‌هافستيد مي‌گويد ماكيزمو در ناحيه كارائيب بيش از خود امريكاي جنوبي ديده مي‌شود.
 تحقيقات فراوان نشان مي‌دهد كه الگوي رفتار دوجنسي(هم زنانه و هم مردانه) موجب درجه بالايي از عزت نفس، مهارت اجتماعي، موفقيت، و پيشرفت فكري در مردان و زنان مي‌شود. سبك‌هاي غيركلامي‌كه امكان بروز رفتارهاي مردانه(مثلا تسلط يا عصبانيت) و همچنين زنانه(مثلا گرمي‌يا عواطف) را براي مردان و زنان فراهم مي‌كند مفيد و بسيار موثر است. در واقع باك نشان داده است كه مردان ممكن است با پنهان كردن احساسات خود(به جاي بروز آن همچون اغلب زنان) سلامتي خود را به خطر بيندازند. پنهان كردن و عدم بروز احساسات باعث اضطراب زياد و فشار خون بالا مي‌شود. جالب است كشورهاي با مردانگي زياد، سطوح بالايي از اضطراب دارند.
 تحقيقات فراوان تفاوت‌هاي مهمي‌در الگوهاي صوتي بين كشورهاي تساوي خواه و غير تساوي خواه نشان داده است. در كشورهايي كه زنان اهميت اقتصادي دارند و قوانين جنسي براي آنها آزاد است، الگوهاي صوتي راحت تري نسبت به ديگر كشورها ديده مي‌شود. به علاوه، در كشورهاي تساوي خواه در مقايسه با كشورهاي كمتر تساوي خواه تنش كمتري بين دو جنس، يكپارچگي و انسجام بيشتري در آوازها، و هماهنگي بيشتري در حركات ديده مي‌شود.
 قابل توجه اينكه ايالات متحده به مردانگي گرايش دارد هرچند جزو نه كشور مردانه اصلي نيست. ارتباطگران ميان فرهنگي بايد بدانند كه ديگر كشورها ممكن است به لحاظ جنسي كمتر يا برخلاف روابط شخصي، كه پيام‌هايي نسبتا پرزمينه دارد، نهادهايي چون دادگاه قانون و سيستم‌هاي رسمي‌چون زبان رايانه و رياضيات به نظام‌هاي كم زمينه و صريح نياز دارند زيرا در آنها هيچ چيز را نمي‌توان بديهي انگاشت.
 فرهنگ‌ها از نظر ميزان استفاده از زمينه در ارتباط بسيار متفاوتند. كم زمينه ترين فرهنگ‌ها احتمالا سوءيس، آلمان، امريكاي شمالي(شامل ايالات متحده) و اسكانديناوي هستند. اين فرهنگ‌ها به جاي زمينه، متوجه امور جزئي و مشخص و برنامه‌هاي زماني دقيق هستند. آنها از نظام‌هاي رفتاري استفاده مي‌كنند كه حول منطق ارسطويي و تفكر خطي شكل گرفته است. فرهنگ‌هايي كه برخي مشخصات هر دو نظام پرزمينه و كم زمينه را دارند فرانسه، انگلستان و ايتاليا هستند كه تا حدي ضمني تر از فرهنگ‌هاي شمال اروپا هستند.
 پرزمينه ترين فرهنگ‌ها، كه در شرق هستند، عبارتند از چين، ژاپن و كره كه به غايت پرزمينه اند. زبان‌ها از صريح ترين نظام‌هاي ارتباطي هستند، ولي زبان چيني يك نظام ضمني پرزمينه است. براي استفاده از يك فرهنگ لغت چيني، بايد هزاران حرف را كه در تركيب با ديگر حروف تغييرمعنا مي‌دهند شناخت. مردم ايالات متحده مرتب شكايت دارند كه ژاپني‌ها هرگز متوجه مطلب نمي‌شوند؛ آنها نمي‌دانند كه در فرهنگ‌هاي پرزمينه بايد بافت و شرايطي براي درك مطلب فراهم شود. فرهنگ‌هاي بومي‌امريكايي با مسيرهاي مهاجرت اجدادي در آسياي شرقي، از جهات مختلف بسيار شبيه فرهنگ‌هاي شرقي معاصر هستند، به خصوص از نظر نياز به زمينه بالا. طبيعتا بيشتر فرهنگ‌هاي امريكاي لاتين نيز، با تركيبي از سنت‌هاي ايبريايي(پرتغالي-اسپانيايي) و بومي، فرهنگ‌هايي پرزمينه هستند. مردم جنوب و شرق مديترانه همچون يونانيان، ترك‌ها و اعراب نيز به فرهنگ پرزمينه گرايش دارند.
 ارتباط مسلما در فرهنگ‌هاي پرزمينه و كم زمينه كاملا متفاوت است. اولا، اشكال صريح ارتباط همچون نشانه‌هاي كلامي‌در فرهنگ‌هاي كم زمينه اي چون ايالات متحده و شمال اروپا رايج تر است. مردم فرهنگ‌هاي كم زمينه با پرحرفي زياد، توضيح واضحات، و كاربرد حشو و زوايد ديده مي‌شوند. مردم فرهنگ‌هاي پرزمينه كتمان كننده، آب زيركاه و اسرارآميز به نظر مي‌آيند. دوم، فرهنگ‌هاي پرزمينه به اندازه فرهنگ‌هاي كم زمينه براي ارتباط كلامي‌ارزش قائل نيستند. اليوت و ديگران دريافتند كه افراد كلامي‌تر براي مردم ايالات متحده جذاب تر بودند، ولي افرادي كه كمتر كلامي‌بودند در كره(كه يك فرهنگ پرزمينه است) جذاب تر بودند. سوم، فرهنگ‌هاي پرزمينه بيشتر از فرهنگ‌هاي كم زمينه به ارتباطات غيركلامي‌متكي و وابسته است. فرهنگ‌هاي كم زمينه، و به خصوص مردان در اين فرهنگ‌ها، به اندازه مردم فرهنگ‌هاي پرزمينه ارتباطات غيركلامي‌را درك نمي‌كنند. ارتباطات غير كلامي‌زمينه اي براي كل ارتباط است، ولي مردم فرهنگ‌هاي پرزمينه به طور خاص تحت تاثير اشارات زمينه اي قرار مي‌گيرند.
 بنابراين حالات چهره، تنش‌ها، حركات، سرعت تعامل، موقعيت تعامل و ديگر ظرايف رفتارهاي غيركلامي‌توسط مردم فرهنگ‌هاي پرزمينه بيشتر درك شده و پرمعني تر است. و نهايتا، مردم فرهنگ‌هاي پرزمينه ارتباطات غيركلامي‌بيشتري را در مقايسه با افراد فرهنگ‌هاي كم زمينه انتظار دارند. مردم فرهنگ‌هاي پرزمينه انتظار دارند طرف مقابل احساسات ناگفته، حالات پنهان، و اشارات محيطي را دريابد در حالي كه مردم فرهنگ‌هاي كم زمينه اصلا به اين موارد توجهي نمي‌كنند. بدتر اينكه هر دو نوع فرهنگ اين تفاوت‌هاي اساسي در رفتار، ارتباط و زمينه را نمي‌شناسند و هر دو به اشتباه مشكل را سريعا به رفتار ديگري نسبت مي‌دهند.
 ● نتيجه گيري
 مطالعه اين پنج بعد فرهنگ مهارت در ارتباطات ميان فرهنگي را تضمين نمي‌كند. زيبايي سفرهاي بين المللي، و حتي مسافرت در داخل ايالات متحده، در اين است كه چشم انداز بي نظيري نسبت به رفتار خود و ديگران فراهم مي‌كند. تركيب دانش نظري حاصل از مقالات و كلاس‌ها با برخوردهاي واقعي با مردم ديگر فرهنگ‌ها، بهترين راه براي كسب چنين مهارتي است.
 دركي كامل و عملي از ابعاد تفاوت فرهنگ‌ها، همراه با علم به نوع تفاوت رفتارهاي ارتباطي مشخص بين فرهنگ‌هاي مختلف چندين فايده عملي دارد.
۱) چنين دانشي فرضيات مسلم مربوط به رفتار خود ما را در معرض چالش قرار مي‌دهد. ساختار رفتار ما نامرئي است و طبيعي انگاشته مي‌شود تا وقتي كه از طريق مطالعه ديگر فرهنگ‌ها و برخوردهاي ميان فرهنگي واقعي به چالش كشيده شود. درواقع‌هال مي‌گويد تنوع قومي‌در ارتباطات بين قومي‌مي‌تواند منبع نيرو و مزيتي براي كشف خود باشد.
 ۲) اين بحث روشن مي‌كند كه برداشت ما از ارتباط غيركلامي‌مردم ديگر فرهنگ‌ها اغلب غلط است. هيچ فرهنگ لغت يا قوانيني براي رفتار ميان فرهنگي وجود ندارد. ما نمي‌توانيم افراد را مانند كتاب بخوانيم، حتي افرادي از فرهنگ خودمان. با اين وجود دانستن اينكه يك فرد از فرهنگي مردانه، جمع گرا يا پرزمينه است رفتار او را براي ما روشن تر و قابل تفسيرتر خواهدكرد.
 در نهايت، درك تفاوت‌هاي بين فرهنگي و درواقع ورود به ارتباطات بين فرهنگي قطعا موجب كاهش قوميت گرايي و كمتر تهديدكننده دانستن مردم فرهنگ‌هاي ديگر مي‌شود. ترس اغلب بر جهالت و سوء تفاهم مبتني است. واقعيت تنوع بين فرهنگي بايد موجب خوشحالي و خوشبيني در مورد حالت‌هاي گوناگون انسانيت شود.


][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.