مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3545
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 4
همه : 4259081

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۸

به حرفهاي شما علاقه اي ندارم !

ارتباط به نظر موضوع ساده‌اي است. و همه‌ي ما خود را در آن متخصص مي‌دانيم. به هر صورت از زمان كودكي تا به حال حرف زده‌ايم و معمولاً گفت و گو كردن امري طبيعي تلقي مي‌شود. خيلي ساده دهانتان را باز مي‌كنيد و كلمات پشت سر هم از آن خارج مي‌شود. وقتي شاد هستيد و خود را به كسي نزديك احساس مي‌كنيد. ارتباط برقرار كردن كار دشواري به نظر نمي‌رسد. هم شما احساس خوبي داريد و هم آن‌ها و همه چيز به ظاهر خوب و بي كم و كاست است. اما در شرايط اختلاف، وقتي تضادي مطرح مي‌شود. آن وقت است كه بايد مهارت كلامي خود را مورد قضاوت قرار دهيد. در حالت عصبانيت چگونه گفت و گو مي‌كنيد و يا با اشخاصي كه از شما عصباني هستند چگونه حرف مي‌زنيد؟ با انتقاد چه مي‌كنيد؟ وقتي طرف مقابل شما غير منطقي است و به حرف‌هاي شما گوش نمي‌دهد چه مي‌گوييد‌؟ در شرايط احساس رنجش، چگونه ارتباط برقرار مي‌كنيد؟

 اشخاصي كه در اين مواقع بتوانند به خوبي و به گونه‌اي موثر ارتباط برقرار سازند، به شدت كم شمارند و حال آن كه دقيقاً در همين مواقع است كه نقش ارتباط خوب حياتي مي‌شود.
 

كلمه صميميت، دوستي و موفقيت در كسب و كار بستگي به اين دارد كه با اختلافات خود چگونه رو به رو مي‌شويد. اشخاص در اين زمينه با دشواري زيادي رو به رو هستند. اغلب زوج‌ها از طرز برقراري ارتباط موثر بي‌اطلاعند. دوستان با هم آن طور كه بايد حرف نمي‌زنند. اعضاي خانواده هم اغلب آن طور كه شايد و بايد مسائل خود را حل و فصل نمي‌كنند.
 

حتي روان پزشكان كه به ظاهر متخصص هستند در ارتباط با هم دشواري دارند. وقتي من در سمينارهاي روان‌پزشكان و روان‌شناسان درس مي‌دهم. اغلب از كسي مي‌خواهم كه داوطلبانه در يك نمايشنامه ايفاي نقش كند. مي‌خواهم بدانم كه با يك بيمار دشوار خصمانه چگونه برخورد مي‌كنند. شخصاً نقش بيمار دشوار را بازي مي‌كنم و مثلاً مي‌گويم: «دكتر اسميت به نظر مي‌رسد كه به من اهميت نمي‌دهيد. در جست و جوي كسي هستم كه مرا در مشكلاتم كمك كند، اما شما تنها سر تكان مي‌دهيد. تقريباً در اغلب موارد درمان گرها حالت تدافعي مي‌گيرند. ممكن است بگويند «كه اين طور!» يا «ديگر چه؟» يا «البته كه به شما اهميت مي‌دهم.» ممكن است درمان‌گرها ندانند كه اين طرز برخورد آن‌ها در بيمار چه قدر بد و وحشتناك است.

 آيا مايليد كه در كار برقراري ارتباط از مهارت بيشتري برخوردار باشيد؟ در اين صورت ابتدا بايد ارتباط خوب و بد را تعريف كنيم. هر ارتباط خوب از دو خصوصيت برخوردار است: احساسات خود را آشكارا ابراز مي‌كنيد و به طرف مقابل هم امكان مي‌دهيد تا احساسات خود را ابراز نمايد. طرز فكر و احساستان را در ميان مي‌گذاريد و سعي مي‌كنيد كه احساس و انديشه‌ي طرف مقابل خود را درك كنيد. طبق اين تعريف، نقطه نظرها و احساسات هر دو طرف مهم و ارزشمندند.
 

درست به همان گونه كه ارتباط خوب به مفهوم ابراز وجود و گوش دادن است. ارتباط بد آن چنان ارتباطي است كه شخص از طرح آشكار احساسات خودداري مي‌كند و به سخنان طرف مقابل گوش نمي‌دهد.
 

بحث و جدل و حالت تدافعي گرفتن نشانه‌هاي ارتباط بد هستند. ممكن است بدون درك احساسات طرف مقابل، در مقام ضديت با او حرف بزنيد. ممكن است اين پيام را فرافكن بكنيد كه «به حرف شما علاقه ندارم. تنها مي‌خواهم حرف خودم را زده باشم و اصرار دارم كه تو آن را از من بپذيري».

 نشانه ديگر ارتباط بد انكار احساسات و به نمايش گذاشتن غير مستقيم آن‌هاست. ممكن است نيش دار و طعنه آميز حرف بزنيد. اين حالت را اصطلاحاً «پرخاشگري انفعالي» مي‌نامند.

 پرخاشگري پويا هم ارتباط خوبي نيست. فهرست خصوصيات ارتباط بد، در حكم راهنمايي است كه هنگام برقراري ارتباط بايد از آن پرهيز كنيد. اين فهرست را به دقت بخوانيد.

 ممكن است به اين نتيجه برسيد كه از عادات ارتباطي بدي رنج مي‌بريد. اين عادات مي‌تواند از شدت ناراحتي‌هاي شما در برخورد با اشخاص بكاهد.


 ●ويژگيهاي ارتباط بد
 ۱- حقيقت – اصرار مي‎كنيد كه حق با شماست و طرف ديگر اشتباه مي‎كند.
 ۲- سرزنش – تقصير را به گردن طرف مقابل مي‎اندازيد.
 ۳- شهادت – مدعي هستيد كه يك قرباني بي‎گناهيد.
 ۴- تحقير – طرف مقابل را به صرف اينكه مطابق ميل شما كار نمي‎كند سرزنش مي‎كنيد.
 ۵- توقع – بي‎آنكه خواسته‌ي خويش را مطرح كنيد خود را شايسته برخورد بهتر مي‎دانيد.
 ۶- درماندگي – تسليم مي‎شويد و روزنه اميدي نمي‎بينيد.
 ۷- انكار – عصبي بودن، رنجيده بودن و اندوه خود را انكار مي‎كنيد و حال آنكه وضع ظاهر شما درست خلاف آنرا نشان مي‎دهد.
 ۸- پرخاشگري انفعالي – يا حرفي نمي‎زنيد يا لحن طنز و تمسخر داريد. درب اتاق را به هم مي‎‎كوبيد و خارج مي‎شويد.
 ۹- سرزنش خويشتن – به جاي برخورد با مسئله، طوري رفتار مي‎كنيد كه انگار آدم بد و وحشتناكي هستيد.
 ۱۰- كمك كردن – به جاي توجه به افسردگي، رنجش يا خشم طرف مقابل مي‎خواهيد با حل مسئله به او كمك كنيد.
 ۱۱- طعنه – كلمات يا لحن صداي شما از خصومت يا تنش حكايت دارند كه نمي‎خواهيد آنرا آشكارا بازگو كنيد.
 ۱۲- قرباني كردن ديگران – معتقديد كه گرفتاري از ناحيه‌ي طرف مقابل شماست و تقصيري متوجه شما نيست.
 ۱۳- حالت تدافعي – هر گونه تقصير خود را كتمان مي‎كنيد و مدعي مي‎شويد كه كار شما بي‎اشكال است.
 ۱۴- پاتك – به جاي تصديق احساسات طرف مقابل، جواب انتقاد او را با انتقاد مي‎دهيد.
 ۱۵- رد گم كردن – به جاي توجه به مسئله از بي‎عدالتي‎هاي گذشته حرف مي‎زنيد.

 اگر موافقيد طرز ارتباط بسياري از بيمارانم را برايتان شرح دهم. اين‌ها اشخاص عادي و احتمالاً مشابه شما هستند. در هر مورد از شما انتظار دارم كه درباره‌ي خوب بودن يا بد بودن طرز ارتباط او قضاوت كنيد.
 سارا ۲۶ ساله است. در رشته حقوق درس مي‌خواند. شوهرش، علي، يك جراح است. علي و سارا چند ماه قبل از هم جدا شدند اما سعي دارند كه دوباره با هم به سازش برسند. مي‌خواهند بدانند آيا بايد براي هميشه از هم جدا شوند يا مي‌توانند با از ميان برداشتن مشكلات خود دوباره با هم زندگي كنند. سارا معتقد است كه علي نمي‌تواند احساسات خود را ابراز كند. مي‌گويد وقتي علي ناراحت است، به جاي طرح مشكل خود، قيافه در هم مي‌كشد و حرف هاي نيش دار مي‌زند. از سوي ديگر، علي نيز معتقد است كه سارا بيش از اندازه به خانواده اش نزديك است. مي‌گويد كه او زن خود محوري است و رياست طلبي را دوست دارد. مي‌گويد خانواده و شغلش را به او ترجيح مي‌دهد و در نتيجه احساس مي‌كند كه شخصي از درجه دوم اهميت است.
 

چندي پيش علي برنامه‌اي براي سفر تفريحي تدارك ديد؛ اما ميان او و زنش بر سر اين كه آيا به اتفاق بروند يا نروند اختلافي بروز كرد. ابتدا علي مي‌خواست كه تنها برود و سارا از اين تصميم او رنجيد. بعد، علي پذيرفت كه به اتفاقاي اين همه گفت وگوي ذهني را قطع و سكوت را بر همه جا حاكم مي كرديم.

 با اين همه هياهو، رفتارهاي ما هم شده يكي از عكس العمل هاي محيطي كه با شنيدن صداي يك بوق، به سرعت يا پا روي ترمز مي فشاريم يا گاز و بعد از فشاردادن آن، تازه به خودمان مي آييم كه كداميك را بايد انتخاب مي كرديم و آن بوق، حاكي از چه پيامي بوده است يا اينكه با برداشتن گوشي تلفن و شنيدن صداي سلام و احوالپرسي و اولين كلمه گله و درد دل يا داد و بيداد و ناسزا، به سرعت برق عكس العمل نشان داده و خداي نكرده كم نياورده و مي رويم تا آخرش...

شايد هم بعد از قطع تلفن اگر فرصت كنيم يك بار ديگر مكالمه انجام شده را مرور كنيم، احساس پشيماني است كه بايد با خود تا مدت ها همراه كنيم.

پس براي اينكه خود را از اين حلقه معيوب عكس العمل ها نجات دهيم و اينگونه شتاب زده واكنش نشان ندهيم، بهتر است كمي تمرين كنيم تا قبل از هر اقدامي، قدري مكث، يك لحظه سكوت و كمي فكر و تدبير و بعد، حاصل اين فرآيند را تبديل به يك كنش صحيح و سازنده كنيم.

در دنياي پر از هياهوي امروز كه همه چيز با سرعت در حركت و تكاپوست و لحظه اي غفلت، كيلومترها تأخير به همراه دارد، بسيار مي شنويم و شايد بيشتر از هر كسي از خودمان مي شنويم كه دنبال يك لحظه سكوت و يك جاي ساكت هستيم تا بتوانيم- براي مدتي هم كه شده، هر چند كوتاه- از هياهو دور باشيم و ثانيه اي را با آرامش خلوت كنيم.

پس قبل از نوشتن، لحظه اي سكوت و تأمل جايز است تا با خود خلوت كنم و از خود سؤال نمايم كه قلم را براي چه برداشته ام؟ قصدم از نوشتن چيست؟ چه پيامي و چه نويدي اول براي خودم و دوم براي خواننده دارد؟.. .

 چقدر خوب بود تا وقتي كه صبح از خانه خارج مي شويم و خود را براي اتوماتيك وار سلام دادن ها و به غفلت گذشتن از كنار ديگران و به سرعت خود را به كارها رساندن، آماده مي كنيم، يك لحظه سكوت كنيم و هر سلام را با حضور خاطري و چشم در چشم و يك مكث براي انتقال موجي از سرزندگي و شادابي و عشق به همنوعان و شكر ايزد توانا براي شروع يك زندگي تازه هديه دهيم.

 چقدر خوب بود تا وقتي كه صبح ها همسر خود را بدرقه كار و زندگي مي كنيم، به جاي دويدن و تندتند طلب كردن وعده و وعيده هاي هميشه به تاخير افتاده امور روزانه زندگي و شايد هم يكسري غرولندهاي شب گذشته، قبل از جدايي، يك لحظه سكوت كنيم و به چشمان هم خيره شويم، همه خواسته ها و تمناها و سفارشات را فراموش كنيم و با نگاه خويش از هم تشكر كنيم كه تا اينجا براي هم بوده ايم و از اينجا مي رويم تا دنياي بهتري را براي هم بسازيم.

چقدر خوب بود راننده اي كه با فشار تمام، پايش را روي پدال گاز مي فشارد تا خودش را به خط سرعت كشاند، قبل از اينكه فشار را به حداكثر برساند و مسير كج كند، يك لحظه سكوت و تأمل مي كرد تا ببيند خودش را به كدام مسير مي كشاند؟ آيا تحمل شرايط مسير را دارد و آيا ماندن در اين مسير، ديگران را به زحمت و واكنش نمي كشاند؟

چقدر خوب بود تا وقتي كه خود را به آب و آتش مي زنيم تا اسم و رسم و پست و مقامي كسب كنيم، به اين بهانه كه امنيت شغلي پيدا شود و جلوي دوست و آشنا احساس غرور كنيم، يك لحظه سكوت اختيار كنيم تا ببينيم آيا صلاحيت اين اسم و رسم را داريم؟ چقدر در اين پست مفيد خواهيم بود؟ چقدر قدرت مديريت بهينه اين كار را داريم و آيا در اين شرايط موجود، مؤثرتر نيستيم؟ و آيا مي ارزد كه براي رسيدن به يك نقطه كاذب و هوس آلود، اين قدر ارزش هاي اخلاقي و مذهبي و اجتماعي را زير پا بگذاريم و پيامد آن را كه به قولي نان حرام در زندگي آوردن و عاقبت كودكان خود را به خطر انداختن است، به جان بخريم؟

چقدر خوب بود تا وقتي كه سراغ ما مي آيند تا بر حسب اعتماد، آشنايي، رفاقت يا مراتب حقوقي در مورد يك انسان يا يك كار مشورت كنند يا نظري را بپرسند، قبل از اينكه حرفي بزنيم سكوت كنيم و از خود بپرسيم كه اين راي و نظر ما چه عواقب و مراتبي در بر خواهد داشت كه اگر خطا گفته باشيم، قدرت اصلاح آن را نخواهيم داشت و شرمنده خود و يك انسان ديگر و سرنوشت آنها خواهيم شد.

چقدر خوب بود تا وقتي كه كارد به استخوان مان رسيده و عصباني هستيم و روبه روي ما افرادي هستند كه مطابق ميل و خواسته ما عمل نكرده اند و حتي فراتر رفته اند يا طبق نظر خودشان عمل كرده اند و يا خلاف داوري هاي ما، قبل از اينكه بخواهيم دهن باز كنيم و فحاشي كنيم يا از روي غيظ، آنچه كه نبايد بگوييم را بگوييم، يك لحظه سكوت كنيم و براي واژه هايي كه قرار است گفته شود، ارزش قائل شويم و حرمت انسان هاي دوروبر خود را حفظ كنيم. فكر خداي نكرده آبروي ريخته و عدم بازگرداندن حرف گفته شده را هم بكنيم.

چقدر خوب بود تا اگر امر خيري پيش آمده است قبل از اينكه به هزاران دليل بخواهيم به اين كار سرعت دهيم و حتي براي توجيه خودمان بلندبلند بگوييم «در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست» اولين اقدام كار خير را سكوت تعريف كنيم تا با تامل، به معرفت تشخيص خير از شر نائل شويم و با گفتن آن جمله و تسريع در كار، تكرار اشتباهات بشريت را منجر نشويم.

چقدر خوب بود اگر عروس خانم، سر سفره عقد قبل از اينكه از پدر و مادر، عمه، خاله، دايي و... اجازه مي گرفت تا بله خود را اعلام كند، از حضار در جمع رخصت مي گرفت تا دقايقي را در سكوت به جوابي كه اعلام مي كند و عواقبي را كه دامن او و همسرش و خانواده طرفين را در برمي گيرد با چشم دل ديده و آگاهانه به تامل گذارد.

چقدر خوب بود تا وقتي كه از روي تمايل دروني و يا اصرار خانواده هاي نزديك و دوست و آشنا و يا در حس رقابت با زن برادر و خواهرشوهر تصميم مي گيريم كه بچه دار شويم، قبل از هر اقدامي ، يك لحظه سكوت كنيم كه آيا فكر فرداي آن كودك يا جوان آينده را كرده ايم؟ آيا تصور اينكه او در آينده چه كاره شود و براي رسيدن به آرزوها و موفقيت هايش چه كارهايي بايد انجام شود و چه كارهايي نه، را كرده ايم و يا آيا خود را براي اينكه پدر و مادر خوب و لايقي براي او باشيم آماده نموده ايم يا نه...؟

چقدر خوب بود تا وقتي كه با دلي پردرد سراغ همسايه و آشنا مي رويم از شوهر و خانواده شوهر به گله و شكايت بنشينيم و اين گونه يك تنه راضي از قاضي برگرديم و درد دل خودمان را خالي كنيم، يك لحظه سكوت مي كرديم و اين وقايع را از ابتدا تاكنون در ذهنمان مرور مي كرديم و جوانمردانه و منصفانه و بيرحمانه به قضاوت رفتار خودمان مي نشستيم تا بلكه نور اميدي پيدا كنيم كه بتوانيم رفتار و گفتار و احساسمان را نسبت به آنها براي بهتركردن زندگي مان تغيير دهيم و بيخودي سفره دل را پيش هر كسي باز نكنيم كه فردا نتوانيم در چشم او هم نگاه كنيم يا مورد سرزنش آنها قرار گيريم.

چقدر خوب بود وقتي كه گوشي تلفن را برمي داريم تا از بستگان دلجويي كنيم، قبل از گفتن واژه «الو» يك لحظه سكوت نموده و از خود سؤال كنيم كه به چه نيت و قصدي ياد اين دوست كرده ايم؛ احوالپرسي، با خبري از اخبار فاميل، رساندن يك خبر داغ فاميلي يا گوش به گوش رساندن يك گله فاميلي... .

 چقدر خوب بود زماني كه در جمع به بهانه شادي و تفريح دور هم جمع مي شويم و خنده و مزاح خود را با ذكر خير دوست و آشنا شروع مي كنيم، قبل از اينكه دهان باز كنيم تا با جمله اي عقده دل بگشاييم و انتقامي بگيريم، سكوت اختيار كنيم و ببينيم با گفتن آن جمله چه تلخي و شكنندگي هايي كه بر دل ها نخواهد نشست و چه كدورت هاي جديدي كه پا نخواهد گرفت.

چقدر خوب بود تا وقتي كه با هزاران واژه و تبليغ قشنگ تصميم مي گيريم هديه اي به يك دوست يا آشنا بدهيم و بيشتر از هر چيز، تمام مدت خود را در رؤياي تقديم كادو و چشم و هم چشمي هاي حضار مي بينيم، يك لحظه سكوت كنيم و از خود بپرسيم كه چقدر اين هديه با عشق واقعي و دروني همراه است و در درجه اول براي ارضاي رضايت دروني است تا براي انجام يك حركت سمبليك عاطفي و اخلاقي. شايد هم بعد از دادن آن هديه، روزشماري كنيم تا جواب آن پس برسد، جبران شود؛ چه بسا هديه داده ايم تا بهتر و بزرگ ترش را بگيريم و به معنايي، يك دهنده قلابي باشيم.

 چقدر خوب بود تا وقتي كه پستي و بلندي و ناملايمات زندگي بالا مي گيرد و هرچقدر حرف مي زنيم، توضيح مي دهيم، نصيحت مي كنيم، ناسزا و داد و بيداد راه مي اندازيم، درست كه نمي شود، بدتر و بدتر هم مي شود و اين طوري، هم گلوي ما و هم گوش و اعصاب اطرافيان بيزار و شكننده خواهد شد و خلاصه توفاني به وجود آورديم كه در درياي مهربان و وسيع زندگي، قايق كوچك ما را غرق مي كند؛ سكوت مي كرديم تا در فضايي خالي از شكايات و قضاوت ها، ذهن ما و ذهن اطرافيانمان در آرامش به مرور مجدد رفتار خود مشغول شود و لحظه اي در فضاي خالي از تنش به بازنگري باورها و تصورات خويش بپردازيم.

چقدر خوب، به جاي اين همه هياهو، پرحرفي، ادعا و ثابت كردن ها و به جاي اين همه تكرار طوطي وار صحبت هاي طرف مقابل و يا به جاي تكرار مقابله به مثل حرف هاي او و خلاصه به جاي اين همه هجوياتي كه جز خستگي و تنش براي روح و روان ما چيزي به همراه ندارد، لحظه اي هر چند كوتاه، سكوت اختيار كنيم و دنياي اطرافمان را نظاره گر باشيم؛ نگاهي به عقب بيندازيم كه چه كرده ايم .


نيره سادات ديانه


روزنامه همشهري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۶

پيش از سخنراني و گفتگو ، سلام عليكم

اي كاش آيينه اي جلوي رويش بود و گهگاه صورت خود را در آن مي ديد! البته اگر كمي دقيق تر به آنچه برايش پيش مي آمد توجه داشت ، آن آيينه را مي ديد. آيينه اي كه هميشه درست جلوي چشمانش نصب شده بود. در حقيقت مي توانست چهره خود را در رفتاري كه از ديگران سر مي زد، ببيند.

هر وقت كسي به طرف او مي آمد و دوستانه و با محبت لبخندي مي زد و سلام و احوالپرسي! با نهايت بي حوصلگي و بدون كوچكترين احساسي پاسخ مي داد و در شروع مكالمه امكان هر ارتباطي را از بين مي برد! همكاران، همكلاسي هاي دانشگاه و حتي فاميل و همسايه و اعضاي خانواده از رفتار سرد و بي روح او خسته شده بودند!

حتماً شما هم با اينگونه اشخاص برخورد داشته ايد، كساني كه با شور و اشتياق آنها سلام مي كنيدو نشان مي دهيد تمايل داريد سر صحبت را باز كنيد، اما در كمال تعجب درست مانند يك شيء بي جان با شما برخورد مي كنند!
 

از طرفي هستند افرادي كه چاشني لبخند را به پاسخ سلام خود اضافه مي كنند و چه خوشايند است ادامه هم صحبتي با اين افراد.
 

اگر كمي دقيق تر به ارتباطات روزانه خود نگاه كرده ، آنها را مرور كنيم مي توانيم حتي از يك سلام ساده هم به شخصيت افراد پي برد.
 

سلام كردن، در آغاز ارتباطات ديداري، شنيداري و نوشتاري در تمام دنيا معمول و مرسوم است. آنچه آداب و رسوم و فرهنگ كشورها را از هم متمايز مي كند نوع انجام آن است.
 

در تحقيقي كه بين ۲۹ نفر جوان، پير، زن و مرد از كشورهاي آمريكا، كانادا، ايتاليا، كلمبيا، ژاپن و ... انجام شد، دريافتند كه معمول ترين حركت در شروع ملاقاتها و سلام كردن حضوري دست دادن با طرف مقابل و پس از آن ابراز خوشحالي از ديدار صورت گرفته است كه اگر اين ملاقات براي نخستين بار باشد ذكر جمله «از آشنايي با شما خوشحالم» در بين بيشتر مردم ديده مي شود.
 

و اگر اين ملاقات بين دو دوست انجام گيرد و جنبه رسمي آن كمتر باشد پس از سلامي دوستانه جملاتي چون چطوري؟ چه خبر؟ حال و اوضاع چطوره؟ و ... را با لبخند رد و بدل مي كنند.
 

در اكثر كشورهايي كه مطالعه انجام شد ارتباط با اشخاص مسن تر و سلام و احوالپرسي با ايشان همراه با ادب و احترام است (و البته در بسياري از مواقع با دست دادن).

 اما اين وضعيت و عادات تقريباً آشنا و تكراري ، در بين ژاپني ها كمتر از ساير مردم ديده مي شود و نكته مهم در سلام واحوالپرسي آنها اين است كه كمتر دست به بدن يكديگر مي زنند. (مثلاً در آغوش گرفتن هم ، دست دادن، دست برشانه يكديگر زدن و ... كمتر ديده مي شود.)
 

در بين اين مردم خم كردن سر و تعظيم در ملاقات با شخصي براي نخستين بار و يا ديدار فردي مسن نشانه بالاترين حد ادب است و به همين دليل مي توان گفت به رسمي ترين شكل سلام مي كنند.

 يكي ديگر از انواع سلام و شروع صحبت ، در آغوش گرفتن فرد مقابل است. نوعي ابراز علاقه و دوستي كه انسان از كودكي تجربه مي كند.البته در بسياري از كشورها اين روش چندان مورد قبول و پسنديده نيست.

 آنچه مسلم است ، تنها در آغوش كشيدن، دست دادن، دست به شانه كوبيدن و يا حتي بوسيدن شخصي كه با او سلام مي كنيم در تعيين ميزان اشتياق و علاقه ما به ادامه صحبت كافي نيست! تا به حال براي شما پيش آمده است كه در يك جلسه يا كلاس درس رسمي با ديدن همكلاسي يا دوستي كه چند صندلي با شما فاصله دارد ، دزدكي و بدون توجه استاد يا گرداننده جلسه سلامي بكنيد يا حتي سري تكان دهيد و احساس شادي و رضايت خود را از ديدار دوستانتان نشان دهيد.

حالا اگر او با بي حوصلگي، درست مانند كسي كه تا به حال او را نديده ايد و نمي شناسيد پاسخ دهد، چه حالي خواهيد داشت؟ يا برعكس اگر شادي حاصل از اين ديدار را در چهره او هم ببينيد چه حسي به شمادست مي دهد؟
 

آيا براي تمام شدن كلاس و درس و جلسه (در شرايط دوم) لحظه شماري نمي كنيد؟ آيا پس از اتمام جلسه با همان اشتياق اوليه به سراغ نفر اول مي رويد؟ ! توجه به آهنگ و بار عاطفي و احساسي ارتباطات در عميق تر شدن روابط دوستانه بسيار مؤثر است. البته آغاز ارتباط صحيح و دوستانه با سايرين تنها به ارتباطات حضوري خلاصه نمي شود، بلكه در مكالمات تلفني و مكاتبات هم جايگاه و ارزش خاص خود را دارد.
 

اگر به شخصي تلفن بزنيدو با سردي جواب سلام و احوالپرسي شما را بدهد و پس از آن سكوت كند و صحبت را ادامه ندهد، آيا از او نخواهيد پرسيد: «بي موقع مزاحم شدم؟» ، «خواب بودي؟» ، «كار داشتي و...؟»
 

● نامه و email
 يكي از مؤثرترين ، منحصر به فردترين و راحت ترين روشهاي ارتباطي استفاده از email است . گرچه استفاده از email از برخي جنبه ها به نامه نگاري هاي معمول و قديمي شباهت دارد اما از بسياري جهات ساده تر به نظر مي رسد. مثلاً شمامجبور نيستيد پاكتي تهيه كنيد و بر روي آن آدرس بنويسيد و به پست خانه رفته مدتي معطل شويد و نامه تان را ارسال كنيد و ... (اصلاً به اتفاقات بعد از تحويل نامه نمي پردازم!)

 بنابراين با توجه به استفاده روزافزون از اين شيوه و ضرورت جايگزين كردن آن، بطور مختصر به انواع روشهاي شروع يك نامه الكترونيكي مي پردازيم.

 سلام و احوالپرسي به شيوه كنوني!
 اگر قصد داريد براي شخصي email بزنيد و حداقل مي خواهيد بدانيد حد و مرز يك نامه رسمي و غيررسمي چيست به چند نكته ساده زير توجه كنيد:
 

دراين جا نيز مانند ملاقات يك دوست در خيابان، مكالمه تلفني و يا نامه نگاري ساده و قديمي شروع ارتباط با سلام كردن آغاز مي شود. سلامي كه خاص اين نوع ارتباط است ! استفاده از برخي كلمات يا علائم ساده در نامه ارسالي معنا و فحواي نامه شما را رسمي يا غيررسمي مي كند:

 ۱- (نام شخص) Dear
اگر بعد از عنوان كردن كلمه Dear (عزيز) نام شخص را ذكر كنيد روشي است كه بيشتر به نامه نگاري ساده و معمولي شباهت دارد و شايد بتوان آن را در بين كساني ديد كه تازه شروع به نامه نگاري از طريق نوين كرده اند و در email افرادي كه تجربه دارند كمتر اين شروع ديده مي شود.
 

۲- (نام شخص) Hello
اين مورد كمي غيررسمي تر و دوستانه تر است اما در عين حال نسبت به استفاده از Hi و سپس ذكر نام گيرنده محترمانه تر و قابل استفاده تر است.

 ۳ - (نام شخص) Hi
همانطور كه ذكر شد دوستانه تر از حالت قبل است ، البته چندان مناسب نخستين email نيست (براي يك غريبه)
 

اگر پس از Hello و Hi نام گيرنده را آوريد و علامت تعجب بگذاريد نشان دهنده نوعي اشتياق و خوشحالي در ادامه ارتباط با گيرنده است.

 - حتي برخي افراد فقط نام گيرنده را ذكر مي كنند و چند علامت تعجب را كنار آن مي گذارند. كه با اين عمل ميزان بيشتري از اشتياق و علاقه مندي را نشان مي دهند.

 - در شيوه اي ديگر حتي نام فرد را ذكر مي كنند و پس از آن ويرگول يا كاما(،) مي گذارند و قصد دارند نشان دهند كه به سرعت به موضوع مورد نظر مي پردازند! كه چندان خوشايند نيست و گيرنده انتظار نوعي بحث و صحبت ناخوشايند و نامطلوب را خواهد داشت.

 البته نگاهي ديگر به email و شيوه جديد مكاتبات، نگاه اشخاصي است كه دائمي و به شكل حرفه اي اين كار را انجام مي دهند و معتقدند كه فردي كه به بحث و مناظره اي دعوت شده و هركس مشغول طرح نظر خود است ، ناگهان درميان جلسه سلام نمي كند، آنها مي گويند در دنياي ارتباطات اينترنتي هم وضعيت به همين شكل است .

گرچه هر پيام الكترونيكي به نظر نامه اي ساده مي آيد و بايد با سلامي آغاز شود اما در حقيقت بخشي از يك بحث و مناظره ادامه دار است كه نمي توان آن را شروعي درنظر گرفت و نيازي به سلام نيست!
 

البته حتي اگر در مكاتبات و ارتباطات امروزي ، نامه نگاري ها و ... اصول خاصي در نظر گرفته نشود نبايد فراموش كرد كه:

 سلام گرم ما در ديدار با كساني كه علاقه مند به ارتباط با آنها هستيم ، كلمه اي است كه در حد يك كتاب معنا دارد!


پرديس شكيبا


روزنامه ايران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۵

فكركنيم، گوش كنيم،حرف بزنيم

به نظر مي رسد مردان و زنان نه تنها در گوش دادن بلكه هيچگاه در روابطشان هم درست عمل نمي كنند.شما مي بينيد عدم توانايي در برقراري ارتباط يكي از دلايلي است كه بسياري از روابط و ازدواج ها را با شكست روبه رو مي كند.
 

عدم توانايي در شنونده بودن يكي ديگر از دلايل اصلي عصباني شدن مردم از يكديگر است. گاهي فكر مي كنيم كه حرف زدن بيشتر به نفع ماست تا گوش دادن. يكي از بزرگترين مزاياي حرف زدن اين است كه فرصت كنترل افكار و اعمال ديگران را فراهم مي كند.
 

دليل ديگر اين كه مردم به حرف زدن بيشتر از گوش كردن تمايل دارند اين است كه فكر مي كنند بدين ترتيب احترام و تحسين ديگران را به دست مي آورند و اگر ساكت بمانند گوشه گير و بي ارزش به نظر مي رسند.
اما واقعيت اين است كه اگر مي خواهيد ديگران را به وسيله كلمات جذب و متقاعد كنيد(خصوصا همسرتان را)اول بايد ببينيد چه مي گويند. دليل اصلي اينكه ما شنونده خوبي نيستيم اين است كه:
 

۱) گوش دادن نيازمند تغييرات جسمي است، وقتي كه فردي به ديگري گوش فرا مي دهد يكسري تغييرات در بدن وي صورت مي گيرد. شنوايي افزايش مي يابد دماي بدن بالا رفته و تنفس سريع تر مي شود. البته اگر به تمام اين تغييرات توجه كنيد در حقيقت به آنچه كه ديگران مي گويند توجه نخواهيد داشت.

 ▪ نكته:
براي جلوگيري از حواس پرتي در نتيجه به رفتار خودتان نسبت به آنچه كه ديگران مي گويند هوشيار باشيد و روي پيام حرف هايشان تمركز كنيد.

 ۲) افكار سريع، انسان قادر است واژه ها را سريع تر از آنچه مي تواند صحبت كند بفهمد. يك فرد عادي مي تواند در دقيقه تا ۶۰۰ كلمه راپردازش كند در حالي كه نرخ تكلم همين فرد حدود ۱۲۵ تا۱۵۰ كلمه در دقيقه است. بنابراين از آنجايي كه مغز ما كلمات را سريع تر از آنكه بيان كند پردازش مي كند و مي فهمد وقتي پاي صحبت كسي مي نشينيم علاوه بر آن كه مي توانيم متوجه حرف هاي او باشيم وقت اضافي زيادي هم براي افكار شخصي خود در اختيار داريم.

▪ نكته:
به جاي اين كه از اين فرصت اضافي براي رد يا تقابل با صحبت هاي همسرتان استفاده كنيد عقايد، شكايات يا بازتاب هاي وي را درك كنيد.
 

۳) فرضيات غلط، اغلب اوقات مردم، گوش نمي كنند چون فكر مي كنند آنچه كه ديگري مي خواهد بگويد را مي دانند يا اينكه موضوع به قدري پيچيده است كه متوجه آن نخواهيد شد يا آنقدر مهم نيست كه به آنها گوش دهند.
 

▪ نكته:
به جاي اين كه فرض كنيد افكار همسرتان خيلي روشن، ساده، پيچيده يا خيلي كم اهميت تر از آن است كه به آنها توجه شود بايد به دقت به آنها گوش كنيد. قبل از اينكه صحبت فرد به پايان برسد در مورد او قضاوت يا ارزشيابي نكنيد. قبل از اين كه در مورد همسرتان قضاوت كرده باشيد بكوشيد عقايدش را بفهميد. اول خوب گوش كنيد و مطمئن شويد كه فهميده ايد و سپس ارزشيابي كنيد.
 

۴) گرفتاري هاي شخصي، وقتي خيلي در فكر مشغله هاي شخصي خود باشيم باعث مي شود نتوانيم فرايند گوش دادن را به درستي انجام دهيم. بعضي وقت ها به گونه اي تحت فشار قرار مي گيريم يا نگراني هايي در ما وجود دارد كه مانع از آن مي شود كه روي پيام صحبت هاي ديگران تمركز داشته باشيم.

▪ نكته:
به جاي اين كه براي بي ادبانه جلوه نكردن رفتارتان وانمود كنيد كه داريد به همسرتان گوش مي كنيد بايد به او بگوييد كه در حال حاضر مسايل و نگراني هايي در ذهن شما وجود دارد كه نمي گذارد با دقت به حرف هاي او گوش كنيد. ممكن است با گفتن اين مساله حالا او شنونده حرف هاي شما شود.
 

۵) تعداد زياد صحبت كننده ها، ما زندگي پرمشغله اي داريم. هر روز به همسرانمان، فرزندانمان، والدينمان، خواهر و برادرانمان، معلمانمان ،همكارانمان، رسانه ها، همسايه ها، فروشنده ها و حتي غريبه ها گوش مي دهيم.
غيرممكن است كه بخواهيم به تمام آنها و پيام حرف هايشان به دقت گوش دهيم. بنابراين گاهي اوقات نياز پيدا مي كنيم توجهمان رامعطوف به چيزي نكنيم. يا به صورت گزينشي به پيام ها گوش كنيم تا بتوانيم به مهم ترين آنها توجه كنيم.

▪ نكته:
حق تقدم در گوش دادن را به آنهايي بدهيد كه براي شما عزيزترند و يا آنهايي كه طبق روال زندگي با آنها سر و كار داريد مثل همسر، فرزندان، خانواده، همكاران و رييسان. كم توجهي را براي وقتي بگذاريد كه تلويزيون تماشا مي كنيد يا راديو گوش مي دهيد.

 ۶) حواس پرتي، پزشكان را به آن پارازيت خارجي مي گويند. صداي بلند تلويزيون در پس زمينه، موسيقي، محاوره ديگران ( در پس زمينه) ترافيك، شرايط جوي و نظاير آن مي توانند بر قابليت گوش دادن شما تاثير بگذارند.

▪ نكته:
اگر مي بينيد كه نمي توانيد درست به همسرتان گوش كنيد يا تمركز روي صحبت هاي او مشكل است، سعي كنيد عوامل حواس پرتي را كاهش داده و يا از بين ببريد، تلويزيون را خاموش كنيد، پنجره را ببنديد ، صداي موسيقي را كم كنيد و يا به مكان ساكت تري برويد.


داود نادري
 مشاور اجتماعي جوانان


روزنامه جوان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۴

چاپلوسي، ناپسند اما پرطرفدار

يكي از بلايايي كه روابط اجتماعي شهروندان در عرصه اجتماع مورد تهديد قرار مي دهد تملق و چاپلوسي است كه متاسفانه باب ميل بسياري از افرادي قرار مي گيرد كه تشنه شنيدن آن هستند.

در واقع اين پديده كه در جوامعي كه سطح شعور اجتماعي بالايي ندارند با استقبال افراد زيادي مواجه مي شود و حتي كساني كه از آنها تملق مي شود لب به اعتراض نمي گشايند و شادمان از شنيدن آنچه در خور لياقت خود نمي بينند،بر دامنه تكبر خود مي افزايند.
 

چاپلوسي كه ما از آن سخن مي گوييم،اغلب نسبت به كساني صورت مي‏پذيرد كه از توان‏منديِ اقتصادي، سياسي،اجتماعي يا اداري بهره‏مندند.

البته اين وضع محدود به تاريخ معاصر ايران نيست و گفتارهايي از تاريخ كهن وجود دارد كه بر اساس آن مي‏توان دريافت كه چاپلوسي در مناسبات ايرانيان از ديرباز وجود داشته است و جان نثاران دروغين زيادي در همه عرصه ها باعث مي شدند تا حاصل زحمات و خدمات ارزنده بسياري از افراد متين جامعه ناديده گرفته شود.اين گونه مطالب در نوشته هاي ادبي ايران نيز به چشم مي خورد و همواره شعرايي هم كه كرامت نفس و متانت طبع بلندي برخوردار بوده اند در نكوهش آن سخن بر زبان رانده اند.

عبيد زاكاني در يكي از طنزهاي گزنده خود اين موضوع را به خوبي نشان داده و معلوم مي‏كند كه متاع تملق و چاپلوسي دستِ كم در دربار ايران و قدرت‏مندان مستبد وجود داشته است. سلطان محمود را در حالت گرسنگي، بادمجان بوراني پيش آوردند. خوشش آمد و زياد خورد و گفت: بادمجان طعامي است خوش. نديمي در مدح بادمجان فصلي پرداخت. سلطان چون سير شد، گفت: بادمجان سخت مضر چيزي است، نديم در مضرت بادمجان مبالغتي تمام كرد. سلطان گفت: اي مردك نه آن زمان مدحش مي‏گفتي؟! نديم گفت: قربان! من، نديم توام نه نديم بادمجان.

و به اين ترتيب مي‏توان دريافت كه حكومت‏هاي استبدادي خاستگاه عمده‏ي چاپلوسي بوده است. بايد اشاره كرد كهچاپلوسان به خاطر منافع شخصي خودشان به تملق و مبالغه درباره‏ي خصوصيات و توانايي‏هاي توان‏مندان متوسل مي‏شوند و آنها را ستايش مي‏كنند.

اين واقعيت را نيز بايد در نظر گرفت كه بسياري از پديده‏هاي اجتماعي با گذشت زمان در رفتار جامعه نهادينه مي‏شوند و رسوب مي كنند، و اكثر مردم با آن خو مي‏گيرند؛ بنابراين حتي در صورتي كه عوامل شكل دهنده‏ي پديده‏ها از بين بروند، باز هم آن پديده‏ها به تداوم خود در عرصه جامعه ادامه مي دهند. تملق هم يك پديده‏ي كهن است و نمي‏توان انتظار داشت كه از جامعه محو شود. چون سايه‏ي استبداد براي مدتي طولاني در تاريخ و فرهنگ بومي ايران وجود داشته و باعث شده تا رفتارهاي تملق آميز ا اشاعه و گسترش داده شود.

در محيطهاي كه چاپلوسي متدواول است ، هر نوع تعبير بايد مورد پسند طبقه‏ي ممتاز جامعه باشد. در نتيجه صداقت و پاي بندي به اصولي كه تامين كننده منافع واقعي مردم است، جاي خود را به تحسين مبالغه آميز و در نهايت به چاپلوس مي‏دهد. البته شيوه و شكل چاپلوسي متنوع و متعدد است. ممكن است به صورت‏هاي آشكار و پنهان صورت مي‏گيرد

 دادن القاب و عناوين جعلي و غير واقعي و ستودن غلط آميز طرف مقابل، يا افراد بالا دست از جمله شكل‏هاي چاپلوسي است.در اين زمينه برنامه هاي طنز تلوزيوني هم كه بي شك بدون تملق و چاپلوسي مديران سيما نمي توانسته اند تا بدين مرحله پيش آيند اين نوع چاپلوسي را به تصوير كشيده اند و با توجه به اينكه به محتواي خود اين برنامه ها هم انتقادات واقعي زيادي وارد است ، اما توانسته اند تصوير روشني از اين عمل ناپسند دربراي مخاطبان خود نمايش دهند.حال بايد يادآوري كرد كه در چه جوامعي مي توان خواستگاه اين آفات را يافت.

چاپلوسي ويا ساير آفات اخلاقي در هر مجموعه‏اي نشان گر نا سالم بودن روابط و مناسبات و هنجارهاي حاكم بر آن جامعه است. چنين فضايي در جامعه زماني شكل مي‏گيرد كه منزلت‏ها و نقش‏ها آن گونه كه شايسته‏ي افراد است توزيع نشود و در واقع شايسته سالاري به معني واقعي آن وجود ندارد. اگر هر شخص در جايگاه در خور نشان خود قرار گيرد و مطابق با منزلت واقعي‏اش از نقش اجتماعي مناسب برخوردار شود، مناسبات در روابط اجتماعي نيز از سلامت كافي برخوردار خواهد شد.
 

البته در اين خصوص بايد به ظرفيت افراد متسدي امور نيز نگاه كرد.افرادي كه همواره با رفتار روشن خود اجازه نداده اند تا جو تملق و چاپلوسي حاله اي بر گرد آنان ايجاد كند كم نبوده اند.مثال تاريخي آن را مي توان به افراد بزرگ تاريخ چون ائمه اطهار ربط داده كه پيشاپيش خطرات ناشي از مدح چاپلوسانه در مورد خود را خنثي كرده اند و در سيره عملي خويش نيز هيچ گاه فرصت چاپلوسي آگاهانه يا ناآگاهانه را در اختيار اطرافيان قرار نمي‏داد و تا جايي پيش رفته اند كه عقل را معيار مناسبي براي قياس آنچه مداحين و مورخين مي گويند، قياس و ميزان براي آيندگانبر شمرده اند.متاسفانه در جوامع ما حتي گفتار بزرگان دين و معرفت نيز به فراموشي سپرده مي‏شود.

كمتر كسي به ياد مي‏آورد كه علي عليه السلام چگونه با چاپلوسان روبرو مي‏شد و درباره‏ي آنان چه مي‏گفت. ايشان مي‏فرمودند: »بر چهره ستايش گران، و اندام چاپلوسان خاك بيفشانيد«. و يا اين‏كه: »

 از دوست داشتن چاپلوس و ستايش‏گر برحذر باش؛ زيرا اين لحظه، از حساس‏ترين لحظات براي نفوذ شيطان است تا بدان وسيله كار نيك نيكوكاران را ضايع كند.
 

امام علي عليه السلام هنگام ورود به شهر انباز، خطاب به كساني كه پشت سر ايشان پياده روان بودند فرمود: »اين چه كاري است كه مي‏كنيد؟ گفتند: رفتاري است كه بدان اميران‏مان را بزرگ مي‏داريم. علي عليه السلام فرمود: به خدا قسم اميران شما از اين كار هيچ سودي نمي‏برند. شما در دنياي خودتان برخودتان سخت مي‏گيريد، و در آخرت با اين كار به تيره بختي گرفتار مي‏آييد و چه زيان‏بار است مشقتي كه در پي آن كيفر دوزخ باشد، و چه سود آور است آسايشي كه با آن آسودگي از آتش دوزخ همراه باشد.«

قداست سازي نيز به اعتقاد صاحب نظران زمينه‏اي مهم براي رواج چاپلوسي است .تجربه اروپا نشان مي‏دهد كه قداست سازي‏ها باعث مي‏شود انسان در مقابل آنچه كه مقدس نمايانيده مي‏شود، زانو بزند.

و اگر كسي به آن مقدسات معتقد نباشد، به ريا روي مي‏آورد و كسي هم كه مي‏خواهد از اين وضع سوء استفاده كند و موقعيت خود را بهبود ببخشد با چاپلوسي بر ستايش افراطي روي مي‏آورد. به اين ترتيب بين انسان و خدا دوگانگي و تقابل پيش مي‏آيد.
 

علاوه بر عوامل ياد شده، بايد به انگيزه‏ها و كنش‏هاي شخصيتي و رواني و اجتماعي اشاره كه بذر چاپلوسي را در سرزمين دل‏ها مي‏افشاند. و به اين ترتيب براي فرو كاستن از دامنه‏ي چاپ لوسي، نخست بايد به تدبيري براي حفظ و پاسداشت حريم حقوق و اخلاق فردي همت گمارد تا آن‏كه اخلاق دست خوش مطامع قدرتمند واقع نشود؛ و تنها با شايستگي كامل، مبناي نيل به امكانات قرار گيرد.در اين زمينه كم كاري و كم لطفي متوليان امور جامعه را هم نبايد دست كم گرفت و بايد اذعان داشت كه اصلاح ساختار اداري و همچنين اجراي عملي و نه در حد شعار باور به شايسته سالاري مي تواند به از بين بردن عادات ناپسند ديرين كمك زيادي كند


سيد محمدموسوي


هفته نامه فصل نو


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۳

آيا مي دانيد گوش دادن هم ارتباط كلامي است؟

زندگي انسان از بدو تولد در ميان ديگران و در اجتماع آغاز مي شود.
 نوزاد كه به تدريج در ميان ديگران زندگي مي‌كند، رفتارهاي اجتماعي را ياد مي گيرد و با محيط زندگي خود سازگار مي شود.

 يكي از رفتارهاي اجتماعي انسان حرف زدن يا ارتباط كلامي است. «بطور كلي ارتباطCommunication يعني فرايند انتقال پيام از فرستنده به گيرنده مشروط برآن كه محتواي مورد انتقال از فرستنده‌ برگيرنده منتقل شود و بالعكس . براي برقراري رابطه، انتقال دهنده و گيرنده بايدكد يا رمزمشتركي داشته‌باشند تا معني اطلاعات موجود درپيام بدون‌اشتباه تعبير‌شود.»۱

 اين كد يا رمز مشترك در ارتباط كلامي از جنس كلام يا زبان مشترك است ; كه خود همواره با رمزها و كدهاي غير كلامي مثل حركات و حالتهاي بدن , چهره و دست و ... همراه است ( زبان بدن ) . اين رفتارهاي غير كلامي به شكلي تفكيك ناپذير بخش كلامي شنونده را تحت تاثير خود قرار مي دهد .

با توجه به تعريف ارتباط، هر ارتباطي دو سو دارد: يكي فرستنده و ديگري گيرنده (فعلاً به پيام و كانا‌ انتقال آن كاري نداريم.)

 در ارتباط كلامي فرستنده همان گوينده‌است و گيرنده همان شنونده .

 بنابراين مي بينيد كه نقش شنونده كم از گوينده نيست و هر دو نقشي برابر در انتقال پيام يا در ارتباط كلامي دارند.

 پس گوش‌دادن هم بخشي از ارتباط كلامي است.

 حالا به اين پرسش پاسخ دهيد: يك شنونده خوب چه ويژگي هايي دارد؟
 شنونده ي خوب يا فعال نقش خود را در ارتباط كلامي مي داند و آن را دست كم نمي گيرد. براي مثال وقتي كسي حرف مي زند، شنونده ي خوب مراقب است كه
حواسش پرت نشود. براي اين كار سعي مي كند هرچند لحظه يك بار حرف‌هاي شنونده را در ذهن خود خلاصه كند و مهم‌ترين بخش آن را به خاطر بسپارد.
 

مراقب زبان بدن يا پيام‌هاي غيركلامي خود است . براي اين كار سعي مي كند به حالت‌هاي خود تسلط داشته‌باشد. گاه‌‌گاه با يك حركت سر يا دست يا تغييرحالت در چهره‌ نشان دهد كه دارد به حرف گوينده توجه مي كند. گاه با بيان كلمه‌هاي كوچك و اصوات لازم گوينده را تشويق مي كند كه به حرفش ادامه دهد.

 ▪به ارتباط از طريق چشم اهميت مي دهد و به چشم‌هاي طرف مقابل نگاه مي كند.

 ▪وسط حرف گوينده نمي آيد و كلامش را قطع نمي كند.
 

▪بي حوصلگي و بي تابي نمي كند و نشان نمي دهد كه باقي حرف را مي داند.

 ▪سعي نمي كند پيش‌داوري و قضاوت كند يا گوينده را محكوم كند.
 

▪ به فكر دفاع از خود نيست و تلاش نمي كند عقايد خود را به ديگري بقبولاند.

 ▪براي پاسخ به پرسش ها عجله نمي كند و فرصت مي دهد طرف مقابل فكر كند.

 ▪سعي مي كند احساسات گوينده را درك كند و براي اين كار بد نيست خودش را به جاي او بگذارد.

 ▪در مواقع لزوم احساس طرف مقابل را در قالب كلمه‌هاي خودش (شنونده) بازگو مي كند.

 ▪ اطلاعات خود را به رخ طرف مقابل نمي كشد.

 ▪ سعي مي كند پيا‌م‌هاي غيركلامي گوينده را درك كند.

 ▪گوينده را سوال پيچ نمي كند.

البته بايد توجه داشته باشيم همه‌ي اين سفارش‌ها براي موقعي است كه كسي بخواهد شنونده‌ي فعالي باشد. مسلماً ما هميشه فرصت نداريم يا به دلايل ديگر اصلاً مايل نيستيم شنونده‌ي فعالي باشيم در آن صورت بايد به فكر تكنيك‌هايي براي پايان دادن به گفتگو باشيم.

۱ تعريف از : فرهنگ علوم رفتاري ، علي‌اكبر شعاري نژاد
 مريم احمدي
مدير برنامه ريزي و امور اجرايي موسسه مادران امروز


موسسه مادران امروز


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۲

شنونده ، حرف آخر را مي ‌زند

بسياري از افراد نمي‌دانند كه چگونه گوش دهند. مقاله‌اي كه پيش‌رو داريد به شما كمك مي‌كند تا مهارت شنيدن را در خود تقويت كنيد. بعد از خواندن، اين راهكارها را روي صداهائي كه مي‌شنويد امتحان كنيد و اثر آن را ببينيد.


 امروزه با وجود وسايلي از قبيل تلفن و رسانه‌هاي جمعي چون تلويزيون، راديو و... بسياري از ما زمان زيادي را به گوش دادن اختصاص مي‌دهيم. از زماني‌كه از خواب بيدار مي‌شويم به‌طور متوسط ۷۵ درصد ارتباطات ما، از طريق زبان شفاهي (گفتن و شنيدن) انجام مي‌شود. از اين ۷۵ درصد، ۳۰ درصد مربوط به تكلم و ۴۵ درصد مربوط به شنيدن است.


با اين وجود بسياري از ما نمونه‌هائي از آن هر روزه مواجه‌ايم. مثلاً در مغازه شلوغ لباس‌فروشي هستيم به فروشنده مي‌گوئيم كه بلوز سايز ۳۸ با آستين‌هاي كوتاه را مي‌خواهم. فروشنده با عجله براي ما بلوز سايز ۳۸ را مي‌آورد ولي با آستين‌هاي بلند. مجبوريم مجدداً تكرار كنيم آستين كوتاه و فروشنده مجبور است دوباره برگردد و البته ساير مشتري‌ها هنوز منتظرند.


 فرض كنيد اگر فروشنده مورد بحث ما بخواهد به همين صورت و هميشه به اين طريق عمل نمايد، يعني نيمه‌شنوا عمل كند چه نتيجه‌اي به‌دنبال خواهد داشت؟


 عصباني شدن مشتري‌هاي ديگر، از دست دادن مشتري و متعاقب آن پائين آمدن درآمد، سود و در آخر شكست در بازار، برخي از اين نتايج است. پس خوب شنيدن در زندگي و امور روزانه نقش بسيار مهمي ايفا مي‌كند. شايد بي‌جهت نيست كه در آموزش‌هاي ما بسيار تأكيد مي‌شود كه قبل از اين‌كه دست به كاري بزنيد اول گوش كنيد.

اما از اين نكته هم نبايد غافل شد كه متأسفانه آموزش مهارت شنيدن در مدارس مورد بي‌توجهي قرار گرفته و براي خوب شنيدن از زمان كودكستان تا دانشگاه فقط به توصيه ”توجه كنيد“ اكتفا مي‌شود.


 شنيدن، مهارتي اساسي است كه احتياج به آموزش و تمرين دارد. همان‌گونه كه در عمل خواندن، ما بايستي به نوشته‌اي كه مي‌خواهيم بخوانيم نگاه كنيم عمل شنيدن هم مستلزم اين است كه اجازه دهيم امواج صدا وارد گوش ما شوند. پس اولين شرط براي خوب شنيدن اين است كه گوش ما از نظر فيزيولوژيكي و زيستي مشكلي نداشته باشد.


 شرط بعدي اين است كه يك شنونده خوب بايستي در شنيدن، شركت فعال داشته باشد. البته، وجود يك مشكل را نمي‌توان انكار كرد. مشكل اين است كه سرعت فكر كردن، سريع‌تر از سرعت تكلم است. سرعت تكلم در حدود ۱۲۵ لغت در دقيقه است يعني فرد در يك دقيقه مي‌تواند ۱۲۵ لغت تلفظ كند. اما ما چهار برابر سريع‌تر فكر مي‌كنيم. با يك محاسبه ساده متوجه مي‌شويم كه وقتي كسي با ما صحبت مي‌كند علاوه بر صحبت طرف مقابل، فكر در همان زمان براي ۴۰۰ لغت ديگر هم، زمان دارد.

اگر ما شنونده ضعيفي باشيم خيلي زود بي‌صبر شده افكارمان به مطلب ديگري براي يك لحظه جلب مي‌شود سپس به حرف‌هاي گوينده برمي‌گردد. اين برگشت‌هاي كوتاه همين‌طور ادامه مي‌يابد. سپس زماني‌كه دوباره افكارمان به صحبت گوينده برمي‌گردد در مي‌يابيم كه چقدر از ما جلوتر است. هنوز گوينده حرف مي‌زند و حالا، همراهي با گوينده براي ما سخت است.


 شنوندگان خوب، از مشكلي كه گفته شد ”سرعت فكر، سريع‌تر از تكلم است“ استفاده مي‌برند. چگونه؟ آنها دائماً زمان اضافي فكر را به آنچه كه گفته مي‌شود اختصاص مي‌دهند. ”آنچه كه گوينده مي‌گويد با واقعيت مطابقت دارد؟ آيا اين حرف‌ها بدون پيش‌داوري هستند؟ آيا سخن گوينده براي اثبات نظرش است و آيا اصلاً من تصوير كاملي از آن‌را در اختيار دارم؟ ”

افكار شنونده خواه ناخواه به‌دليل مشكلي كه ذكر شد به مطالب ديگر جلب مي‌شود. اما مي‌بينيد كه انحراف افكار يك شنونده خوب با طرح چنين سؤالاتي حول مطالب فرد گوينده مي‌چرخد نه موضوعات متفرقه ديگر.
 

همچين گوينده معمولاً همه منظور خود را در مجموعه‌اي از لغات بيان نمي‌كند؛ يعني لغاتي كه گوينده به‌كار مي‌برد گوياي همه چيز نيست. تغيير صدا، بالا و پائين رفتن تن صدا، حالت صورت، علامت‌هائي كه گوينده با دستش نشان مي‌دهد و حركات بدن ممكن است معنا داشته باشد كه يك شنونده خوب به همه اين علامت‌ها توجه مي‌كند.

شنونده خوب از تمام مواردي كه توجه را منحرف مي‌كند دوري مي‌كند. در را مي‌بندد. راديو را خاموش مي‌كند. نزديك كسي‌كه حرف مي‌زند مي‌رود. در موقع صحبت گوينده، به او نگاه مي‌كند و توجه او تنها زماني قطع مي‌شود كه ضرورت دارد مطلبي را روشن كند.
 

همه مطالعاتي كه بر روي مهارت‌هاي شنيدن صورت گرفته بر روي موضوع ”علاقه“ زياد تأكيد دارد. شنوندگان ضعيف به‌ندرت شانسي به گوينده مي‌دهند. آنها بلافاصله بعد از شنيدن چند جمله ‌آن‌را خسته‌كننده مي‌يابند، عمل شنيدن را تمام مي‌كنند، توجه‌شان غيرفعال مي‌شود و به افكار خود گوش مي‌سپارند.

از طرف ديگر شنوندگان خوب سعي مي‌كنند از آن‌چه كه گفته مي‌شود مطلب جالبي را بيابند. شنوندگان ضعيف از آغاز صحبت اگر مطلبي موافق نظرشان نباشد در فكرشان شروع به محكوم كردن گوينده كرده، به‌دنبال طرح پرسشي يا نقشه‌اي هستند كه گوينده را شرمنده كنند؛ و اگر هم نتوانند، به افكارشان برمي‌گردند تا از احساساتشان حمايت كنند. ولي شنوندگان خوب عمل شنيدن را ادامه داده و زود هيجان‌زده نمي‌شوند و درصدد محكوم كردن طرف مقابل برنمي‌آيند. آنها از داوري و قضاوت سريع مي‌پرهيزند، حتي وقتي با نظر گوينده كاملاً مخالف باشند. همين عدم شتابزدگي باعث مي‌شود كه جوابي هم كه به گوينده مي‌دهند بسيار تأثيرگذار باشد.


 با روشي كه براي گوش دادن به حرف‌هاي ديگران بر مي‌گزينيم مي‌توانيم تا حدود زيادي بر روي فرد گوينده هم كنترل داشته باشيم. شنوندگان باهوش به گوينده كمك مي‌كنند تا آنچه را كه در ذهنشان است بيان كنند و مي‌توانند به اطلاعات زيادي كه نياز دارند به‌راحتي دست بيابند.


 هنگامي‌كه افراد در مهارت شنيدن استاد مي‌شوند به اين واقعيت دست مي‌يابند كه هر چقدر به كلمات گفته شده توجه بيشتري نشان دهند خودبه‌خود به يك سخنران خوب و مورد علاقه تبديل مي‌شوند. يعني هر چه‌قدر بهتر گوش كنيد سخنران بهتري هم خواهيد شد. پس از حالا تلاش كنيم كه:

▪ حرف گوينده را قطع نكنيم.
 ▪ با خوب گوش دادن به حرف‌هاي گوينده به او احترام بگذاريم.
 ▪ اگر گوينده اشتباهي كرد او را شرمنده نكنيم.
 ▪ با طرح سؤالاتي در مورد مطالب گوينده، از سرگرداني افكارمان جلوگيري كنيم.
 ▪ از ابتداي صحبت قضاوت و داوري نكنيم و صبور باشيم.
▪ به چشمان گوينده در موقع صحبت نگاه كنيم.
 ▪ به گوينده مجال دهيم افكار و اطلاعاتش را براي ما بيان كند.


منبع: ريدرز دايجست
 راحيل زارعي


مجله موفقيت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۱

پيش از صحبت كردن فكر كنيد

چند بار برايتان اتفاق افتاده كه حرفي بزنيد و بعد متوجه شده باشيد كه فرد يا افراد مقابل به درستي متوجه منظور شما نشده اند و مخالف ميلتان عمل كرده اند؟
تا كنون برايتان اتفاق افتاده كه در يك كنفرانس و يا انجمن سخنراني كرده باشيد، اما پس از اتمام مراسم آرزو كنيد كه اي كاش ارائه بهتري از خود به نمايش گذاشته بوديد و مفهوم را به شيوه بهتري بيان مي نموديد؟


در اين مقاله قصد نداريم به شما آموزش دهيم كه چگونه مي توانيد در حين يك مكالمه خونسردي خودتان را حفظ كرده و عصباني نشويد، البته اين مسئله به نوبه خود يك امر مهم در ارتباط با ديگران محسوب مي شود! اما مي خواهيم در اين مقاله به شما آموزش دهيم كه در حين صحبت كردن چگونه مي توانيد تاثير بيشتري بر روي اطرافيان خود بگذاريد و آنها را بهتر متوجه منظور خود كنيد.


چقدر احتمال دارد كه پيش از صحبت كردن چند لحظه صبر كرده و فكر كنيد؟ بيشتر ما در لحظه اي كه شروع به صحبت كردن مي كنيم فقط به چيزي كه ميخواهيم به آن برسيم فكر مي كنيم و بعد هم دهانمان را باز مي كنيم و حرف مي زنيم. اگر احساس ميكنيد كه جزء اين افراد هستيد، بايد بدانيد كه در گروه اكثريت قرار داريد؛ اما در عين حال بايد توجه داشته باشيد كه اگر حتي براي چند لحظه به ساير عوامل دخيل در مكالمات روزمره خود دقت كنيد، به تاثير گذاري بيشتري در افراد مقابل خواهيد رسيد.


امري كه مي تواند به شما كمك كند تا تاثير خود را بهبود بخشيده و ناكامي را تا ميزان زيادي كاهش دهيد، اين است كه بدانيد: "مصداق ارتباط، پاسخي است كه از طرف مقابل دريافت مي كنيد."


ارقام متداول نشان دهنده اين امر هستند كه وقتي ارتباط رودررويي با طرف مقابل داريم، تنها ۷۰% از كل پيام ما با لغات و زبان كلامي به شخص مقابل منتقل مي شوند و ما بقي تاثير از روي حركات بدن و تن صداي شما انتقال مي يابند. هر چند لغات به نوبه خود سهم كوچكي را به خود اختصاص داده اند، و بايد با ساير المان ها همخواني داشته باشند تا بتوانند معناي واقعي را به طرف مقابل انتقال دهند، اما به هر حال يكي از موارد ضروري در ارتباطات به شمار مي روند.


واقعاً عجيب است؛ چرا كه ما آموزش هاي كافي براي نحوه صحيح برقراري ارتباط را نمي بينيم و اصلاً متوجه نيستيم كه تنها صحبت كردن مهم نيست و گوش دادن نيز يكي از فاكتورهاي ضروري در مكالمات محسوب مي شود. در دنياي بزرگسالان اكثر راههاي برقراري ارتباط به ارتباط لفظي ختم مي شود. كمي به گذشته و دوران تحصيل خود فكر كنيد، ببينيد كه چقدر وقت صرف يادگيري خواندن و نوشتن كرده ايد؟ هر چند در حال حاضر ميزان باسوادي در كل جهان پيشرفت چشمگيري داشته، اما بايد توجه داشت كه در طول اين دوران هيچ گونه آموزش خاصي در مورد نحوه برقراري ارتباط صحيح، به دانش آموزان داده نمي شود.


زمانيكه ارتباط رودرويي را با ديگران داريم براي اينكه بتوانيم بالاترين تاثير را برر وي آنها بگذاريم -چه مخاطب ما يك فرد باشد چه اشخاص زيادي باشند- بهتر است كمي صبر كنيم و به چند مسئله جزئي دقت كنيم. اولين چيزي كه بايد پيش از هر چيز به آن توجه كنيد اين است كه ببينيد مخاطبتان چه كسي است.


زمانيكه ما پيام هاي ارتباطي را "دريافت" مي كنيم، اين ارتباط از "فيلتر"هاي مختلفي مي گذرد تا به ما برسد. اين فيلتر ها مي توانند شامل موارد زير باشند:


▪ حالت روحي فردي ما و احساساتي كه داريم
▪ نظر ما نسبت به فرستنده پيام
▪ ارتباطات قبلي با فرد مورد نظر
▪ اينكه پيام چه اثري مي تواند براي ما در بر داشته باشد
▪ ميزان درك فردي ما از لغاتي كه مي توانند مورد استفاده قرار بگيرند
▪ نحوه تجزيه تحليل لغات توسط ما
▪ "برنامه" باطني ما
به عنوان يك فرستنده پيام، تا كنون چقدر وقت گذاشتيم تا به اين موارد فكر كنيم؟ چند لحظه به خودتان وقت بدهيد، در مورد مخاطبين خود فكر كنيد، اگر بتوانيد با مخاطبين خود ارتباط برقرار كنيد، آنها خوشان به شما كمك مي كنند تا بتوانيد منظور تان را واضح تر برايشان تشريح كنيد. همه افراد براي بيان يك مطلب شيوه هاي متفاوتي را انتخاب مي كنند و همه سعي بر اين دارند تا ميزان تاثيرگذاري خود را افزايش دهند. شايد شما در مورد ضرب المثل قديمي "خودتان را جاي آنها بگذاريد" چيزهايي شنيده باشيد. افرادي كه در برقراري ارتباط با ديگران موفق هستند، اين كار را انجام مي دهند حال چه به صورت آگاهانه چه به طور ناخودآگاه. اگر شما مواضع فرد مقابل را در نظر گرفته و دنيا را از چشم هاي او مشاهده كنيد، ديد بازتري پيدا كرده و راحت تر مي توانيد پيام خود را به او انتقال دهيد. اين امر شما را قادر مي سازد تا راههاي متعددي براي بيان مطلبي كه در ذهن داريد پيدا كنيد.


همچنان كه زندگي مي گذرد و ما به عرصه هاي جديد آن قدم مي گذاريم، نوعي تكنيك فردي براي برقراري ارتباط با ديگران بر مي گزينيم. كليد طلايي تاثير گذاري بيشتر اين است كه انعطاف پذيري خود را افزاش دهيد تا قادر شويد پيام خود را آنچنان كه مناسب حال مخاطب است به او انتقال دهيد.


چند لحظه وقت بگذاريد و بر روي حق انتخاب هايي كه داريد تمركز كنيد. به عنوان مثال فرض كنيد كه مي خواهيد يك اقامتگاه تفريحي را تشريح كنيد.


آسمان آبي درياي آرام و دلپذير كه اشعه هاي نور خورشيد بر روي آن طنين انداخته اند. شن هاي سفيد ساحل، رستوران كوچك ساحلي كه مردم در حاليكه افتاب سوخته شده اند، اطراف آن نشسته اند و همچنان كه با هم صحبت مي كنند، لبخند بر روي لبانشان نقش بسته. منظره جزيره از كلبه ها و ساختمان هاي سفيدي تشكيل شده و از بالاي تپه برگ هاي سبز زيتون قابل مشاهده است.


شايد شما بتوانيد گرماي خورشيد و شن هاي ساحل را احساس كنيد. زمانيكه پايتان را بر روي شن هاي ساحل مي گذاريد، آب به شما خوش آمد مي گويد، وقتي هم كه از آب بيرون مي آييد و به سمت رستوران مي رويد، انديشه صرف يك ليوان نوشيدني خنك به شما آرامش مي دهد. بوي انواع كباب هايي كه در فضاي باز درست ميشود، شما را گرسنه كرده و دلتان مي خواهد چيزي بخوريد.


يا، سكوت ساحل كه با رفت و آمد گاه و بي گاه جت اسكي در هم مي شكند! زمانيكه به سمت رستوران مي رويد، صداي صحبت كردن افراد مختلف با لهجه هاي متفاوت را مي شنويد. همچنان كه به موزيك گوش مي دهيد، مي توانيد به صحبت كردن با ديگران نيز فكر كنيد و براي شام برنامه ريزي كنيد. پرنده ها صبح ها و بعد از ظهرها آواز مي خوانند.


همه اين موارد در حال توصيف همان محل و همان تعطيلات هستند. كدام يك از آنها براي شما جذاب تر است؟


يكي از فاكتورهاي اساسي در برقراري ارتباط، نحوه ارائه "لغات" مختلف و چيدن آنها در كنار يكديگر است.


نمي توانيم بگوييم كه كدام يك از موارد بالا به طور قطع "بهتر" از سايرين است. حقيقت اينجاست كه در مقوله برقراري ارتباط، افراد مختلف را مي توان در اين گروه ها دسته بندي كرد: "بصري" ، "احساسي" و "شنيداري." به هر حال همه افراد توانايي استفاده از هر سه مورد را دارند، اما هميشه يكي از موارد بر سايرين برتري دارد و از يكي از موارد ديگر به عنوان عامل پشتيبان استفاده مي شود. بنابراين زمانيكه اتفاقات مختلف را مرور مي كنيم، از يكي از مواردي كه برايمان طبيعي تر است استفاده ميكنيم. كسي كه معمولاً از كانال ارتباط بصري خود استفاده مي كند، ما براي به تصوير كشيدن يك مكان رويايي براي سپري كردن تعطيلات، بايد از زباني استفاده كنيم كه اشكال و صحنه ها را درذهن او به تصوير بكشد و آنها را قادر كند كه محل مورد نظر را در ذهن خود مجسم كنند. به هر حال با هر كسي كه مي خواهيد صحبت كنيد بايد با زبان خودش با او حرف بزنيد. شما فكر مي كنيد كه خودتان به كدام يك از اين گروهها تعلق داريد؟


زمانيكه ما قصد صحبت كردن با ديگران را داريم - چه با تيم كاري خود در محل كار چه يك دوست - بايد به اين امر توجه داشته باشيم كه كليه افراد از فروشنده گرفته تا خريدار، شيوه خاصي براي تجزيه تحليل اطلاعات دارند. شما زمانيكه مي خواهيد با آنها به درستي ارتباط برقرار كنيد، بايد حتماً به شيوه خودشان سر صحبت را باز كنيد. به هين دليل هم هست كه در آغاز اين گفتار اشاره داشتيم كه بايد ميزان انعطاف پذيري خود را افزايش دهيد.


زمانيكه مي گوييم "قبل از حرف زدن فكر كنيد" شما را به انجام چند ترفند مفيد ترغيب مي كنيم. در اولين مرحله به مخاطب يا مخاطبين خود فكر كنيد. در مورد آنها چه ميدانيد؟ واكنش آنها نسبت به حرف هاي شما چيست؟ چقدر از حرف هاي شما را مي توانند درك كنند؟ زمانيكه براي بررسي يك چنين مطالبي وقت بگذاريد، مي توايند منظور خود را به درستي به ديگران منتقل كنيد.


مرحله بعدي اين است كه در مورد مخاطب خود فكر كرده و ببيند به كدام يك از گروهاي بصري، احساسي و شنيداري بستگي دارند. البته انجام اين كار زمانيكه طرف مقابل شما تنها يك نفر باشد، ساده تر است . زمانيكه در مقابل گروهي از افراد قرار مي گيريد، بايد طوري حرف بزنيد كه با گفته هاي خود هر سه گروه را تحت پوشش قرار دهيد، البته اكثر افرا بصري و شنيداري هستند.


براي اينكه ميزان آگاهي خود را از ديگران افزايش دهيد، مي توايند به دنبال چند "شاخص" اصلي باشيد. شايد پاسخ كلي را به شما ندهند، اما مي توانند شما را در مسير مناسب هدايت كنند.


افراد "بصري" معمولاً در حرف هاي خود از لغات تصويري استفاده مي كنند. دايره لغات آنها از رنگ ها، تصاوير و صحنه ها تشكيل شده است. آنها با حرف هاي خود مناظر و صحنه ها را نقاشي مي كنند. آنها همچنين خيلي تندتر صحبت مي كنند، سرزنده تر هستند، و حركات بيانگر بدني شان بيشتر است و از دستان خود براي تقويت تصاوير استفاده مي كنند. حركات دست آنها از بالاي سينه به سمت خارج بيشتر است.


افراد احساسي از حرف هاي احساسي استفاده مي كنند. آنها در اين مورد كه چه احساسي دارند، صحبت مي كنند؛ نياز دارند كه چيزي را در دست بگيرند، احساس آنها در مورد چيزهاي ملموس بيشتر است مثلاً يك شيء چقدر نرم يا زبر است، و به طور كلي بيشتر در مورد احساست خود نسبت به چيزهاي مختلف صحبت مي كنند. آنها كمي آرامتر صحبت مي كنند، براي فكر كردن چند لحظه صبر مي كنند و به احساسات خود بيش از هر چيز اهميت مي دهند. آنها حركات بيانگر بدني زيادي از خود بروز نمي دهند و حركات دست هايشان بيشتر به سمت داخل است. ممكن است خودشان را با دست هايشان بگيرند و يا چيزي را در دستشان بگيرند.


شنيداري ها از صحبت كردن در مورد مسائل مختلف لذت مي برند! آنها معمولاً سؤال هاي زيادي مي پرسند و ميخواهند در مورد موضوعات مختلف با هم بحث كنند. آنها خيلي ريز بين هستند و دركشان كمي مشكل است. آنها گوش هايشان در همه حال تيز است، حركات بيانگر بدني شان ريتميك بوده و بيشتر به دهان، سر و گوش ها توجه دارند.


شايد تا كنون به اين نتيجه رسيده باشيد كه پيش از صحبت كردن بايد موارد بسيار زيادي را در نظر بگيريد، اما اگر دقت كنيد متوجه خواهيد شد كه مدت زمان زيادي را در زندگي خود صرف صحبت كردن مي كنيد و اين كار ارزشش را دارد كه مهارت هاي گفتاري خود را ارتقا بخشيد. اگر توانايي انجام يك چنين كاري را نداشته باشيد، آنوقت مجبور مي شويد كه هميشه ديگران را محكوم به درك نكردن منظور خود كنيد. به هر حال هميشه تقصير با طرف قمبال نيست.

به عنوان فرستنده يك پيام بايد مطمئن باشيم كه آنرا به درستي به گيرنده انتقا داده ايم. نه تنها بايد سطح آنها را در نظر بگيريم و واكنش احتمالي شان را پيش بيني كنيم، بلكه بايد به قول معروف طول موجمان را نيز با آنها هماهنگ كنيم. بايد هميشه به يادمان باشد ممكن است با فردي كه براي او پيغام مي فرستيم تنظيم نشده باشيم. با فكر كردن در مورد اولويت هاي خود مي توانيم بفهميم كه كدام شيوه پردازش را محاسبه نكرده ايم. از اينجا به بعد مي توانيم بر روي افزايش قابليت انعطاف پذيري براي استفاده از زبان مناسب براي پوشش ذهني ديگران استفاده كنيم.


نويسنده: سوده


پورتال مردمان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۳۰

۱۰ اشتباه متداول در محاورات روزمره

به نظرتان آيا مي توانيد مهارت هاي گفتاري و محاوره اي خودتان را ارتقاء دهيد؟ البته كه مي توانيد.
ممكن است تغيير عادت هاي گفتاري كه در طول زندگي در شما به وجود آمده دشوار باشد و زمان ببرد، اما مطمئن باشيد كه امكان پذير است.
اجازه بدهيد راست و پوست كنده به سراغ نمونه هايي از اشتباهات رايج كه خيلي از ما در مكالمات خود مرتكب مي شويد برويم. درضمن راه حل هايي هم براي آنها پيشنهاد كرده ايم.


۱) گوش ندادن
ارنست همينگوي مي گويد: "من دوست دارم گوش كنم. چيزهاي خيلي زيادي را از با دقت گوش كردن ياد گرفته ام. بيشتر مردم هيچوقت گوش نمي كنند."
شما مثل همه مردم نباشيد. مشتاقانه منتظر نوبت حرف زدن خودتان نايستيد. نفس خودتان را كمي عقب نگه داريد. ياد بگيريد كه چطور واقعاً به حرف هايي كه مردم ميزنند گوش دهيد.
وقتي شروع به گوش دادن كنيد، بخش هاي مختلفي از مكالمه را بايد در دست خود بگيريد. اما مسئله مهم اين است كه بايد از جواب هاي كوتاه "آره" و "نه" به شدت خودداري كنيد، چون در اينصورت طرف مقابلتان اطلاعات زيادي بروز نخواهد داد. مثلاً اگر دوستي براي شما تعريف مي كرد كه هفته گذشته با چند نفر از دوستانش به ماهيگيري رفته است، مثلاً مي توانيد از او بپرسيد:
▪ براي ماهيگيري كجا رفتيد؟
▪ چه چيز ماهيگيري را از همه بيشتر دوست داري؟
▪ به جز ماهيگيري چه كارهاي ديگري كرديد؟
به اين روش فرد عميق تر جريان را تعريف مي كند و اطلاعات بيشتري در اختيارتان ميگذارد و شما مي توانيد از ميان اين اطلاعات مسيرهاي بعديتان را هم براي صحبت كردن انتخاب كنيد.
اگر طرف مقابلتان مثلاً ابتدا گفت: "اوم، نمي دونم"، تسليم نشويد. كمي بيشتر ترغيبش كنيد. دوباره سوال كنيد. آنها مي دانند، فقط بايد كمي بيشتر درمورد آن فكر كنند. و وقتي سر درد دلشان را باز مي كنند، مكالمه جالب تر خواهد شد.


۲) زياد سوال كردن
اگر بيش از حد سوال كنيد، مكالمه شكل بازجويي به خود مي گيرد. يا ممكن است اينطور به نظر برسد كه شما چيز زيادي براي درميانگذاشتن با طرف صحبتتان نداريد. بهتر است سوالاتتان را با چند جمله توضيحي مخلوط كنيد. با ادامه يافتن مكالمه و پيش رفتن آن مي توانيد سوالات را ناديده گرفته و بگوييد:
▪ آره، خيلي خوبه كه آدم آخر هفته با دوستاش يه جا بره و خوب استراحت كنه. ما هم شايد اين آخر هفته با بچه ها رفتين پارك و گلف بازي كرديم.
▪ چه خوب، ما هم ماه پيش با قايق يكي از دوستام رفتيم ماهيگيري. از اين طعمه هاي ساكامورا برده بوديم. واقعاً طعمه هاي خوبي بودند.
و از همين جا مكالمه تان گسترش پيدا مي كند و موضوعات ديگري مثل گلف، مزيت يا عيب انواع مختلف طعمه يا نوشيدني مورد علاقه تان وارد بحث مي شود.


۳) سكوت ناخوشايند
در مكالمه با كسي كه تازه با او ملاقات كرده ايد يا وقتي موضوعات هميشگي تمام شده باشد، سكوت بدي حكمفرما مي شود. يا ممكن است از اينكه نمي دانيد اين سكوت چه دليلي مي تواند داشته باشد، عصبي شويد.
▪ هيچوقت بدون خواندن روزنامه از خانه خارج نشويد. وقتي در مكالمه اي موضوع كم آورديد، مي توانيد در مورد اخبار روز صحبت كنيد.
▪ مي توانيد در مورد اتفاقاتي كه در مهماني كه در آن هستيد، نظر بدهيد. مطمئناً هميشه در اطرافتان موضوعي براي صحبت كردن درمورد آن هست.
▪ وقتي فرد جديدي را ملاقات مي كنيد، يكي از بهترين روش هايي كه مي توانيد با كمك آن از سرد شدن مكالمه جلوگيري كنيد اين است كه احساس خودتان را وقتي با يكي از بهترين دوستانتان ملاقات مي كنيد، به خاطر آوريد و تصور كنيد كه اين فرد جديد هم يكي از بهترين دوستان شماست. البته حواستان باشد كه زياده روي نكنيد چون ممكن است اين فرد جديد علاقه نداشته باشد كه در همان برخورد اول در آغوشش بگيريد و ماچ و بوسه اش كنيد. درعوض با لبخند و رفتاري دوستانه و گرم با او برخورد كنيد.


۴) طريقه بيان نامناسب
يكي از مهمترين مسائل در مكالمه اين نيست كه چه مي گوييد، اين است كه چطور آن حرف را بر زبان مي آوريد. تغيير در اين رفتارها تفاوت عمده اي ايجاد مي كند چون صدا و زبان بدن شما بخش مهمي از مكالمه را تشكيل مي دهد.
▪ كمي آرامتر. وقتي از چيزي هيجان زده مي شويد، معمولاً حرف زدنتان تندتر و تندتر مي شود. سعي كنيد كمي آرامتر شويد. به اين طريق، گوش دادن براي مخاطبتان آسانتر شده و راحت تر صحبت هايتان را متوجه مي شوند.
▪ صدايتان را بالا ببريد. نترسيد و آنقدر بلند حرف بزنيد كه طرف مقابلتان بتواند به راحتي حرف هاي شما را بشنود.
▪ روشن و واضح حرف بزنيد. زير لب من من نكنيد.
▪ با احساس صحبت كنيد. اگر با لحني يكنواخت حرف بزنيد كسي علاقه اي به دنبال كردن حرف شما را نخواهد داشت. طوري صحبت بكنيد كه احساستان در صدايتان منعكس شود.
▪ بين صحبت هايتان مكث كنيد. اينكار باعث مي شود مخاطب دقيقتر به صحبت هايتان گوش دهد.
▪ موقع حرف زدن كمي به سمت طرف مقابلتان خم شويد. اينكار تاثير حرفهايتان را بيشتر مي كند اما دقت كنيد كه در اينكار نيز اغراق نكنيد.


۵) پريدن وسط حرف ديگران
همه كساني كه در يك مكالمه شركت مي كنند بايد به يك ميزان فرصت حرف زدن داشته باشند. به هيچ عنوان وسط صحبت كسي، حرف او را قطع نكنيد تا توجه مخاطبين را به خود جلب كنيد. بايد بتوانيد بين حرف زدن و گوش كردن خود توازن ايجاد كنيد.


۶) هميشه ح