مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11612
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 45
همه : 4340094

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۲۵

تحليل گفتمان

● تعريف گفتمان
 گفتمان (Discourse) شكلي از كاربرد گفتگو است، اما به صورتي كلي تر. بدين معنا كه در گفتمان تنها معناي ظاهري مطرح شده در گفتگو نقش ندارد بلكه شرايط زماني، مكاني، اجتماعي، فرهنگي و سياسي را به صورت پنهان با خود در بردارد.
در نظر فوكو، گفتمان ها درباره موضوعات صحبت نمي كنند و هويت موضوعات را تعيين نمي كنند بلكه سازنده موضوعات اند و در فرايند اين سازندگي مداخله خود را پنهان مي كنند. گفتمان روشن مي سازد چه كسي در چه زماني و با چه آمريتي صحبت مي كند.
 ● تاريخچه تحليل گفتمان
 اين اصطلاح براي نخستين بار در سال ۱۹۵۲ در مقاله يك زبان شناس معروف انگليسي به نام زليك هريس (Zellig Harris) به كار رفت . زليك هريس تحليل گفتمان را صرفا نگاهي صورت گرايانه و ساختار گرايانه مي داند. يعني ديدگاهي كه توجه به جمله شكل و صورت متن دارد و نه كاركردگرايانه كه به كاركرد متن و واحدهاي زباني متمركز است.
تحليل گفتمان (Discourse Analysis) كه در زبان فارسي به سخن كاوي، تحليل كلام و تحليل گفتار نيز ترجمه شده است ، يك گرايش مطالعاتي بين رشته اي است كه در اواسط دهه هاي ۶۰ و ۷۰ در پي تحولات معرفتي در علوم اجتماعي و انساني ظهور كرد. اين گرايش به دليل بين رشته اي بودن به زودي به عنوان يكي از روش هاي كيفي در حوزه هاي مختلف علوم سياسي، علوم اجتماعي، ارتباطات و زبان شناسي انتقادي قرار گرفت.
 ● تعريف تحليل گفتمان
 در نگاه نخست شايد تحليل گفتمان همان تحليل متن يا نوشتار ( text analysis ) يا تحليل گفتار به نظر آيد. اما واقعيت اين است كه تحليل گفتمان چيزي بيش از آراي هارولد لاسول درباره تحليل فرستنده ، تحليل پيام ، تحليل وسيله و تحليل گيرنده است.
 ديري نگذشت كه بعضي از زبان شناسان اين مفهوم را در معناهاي متفاوتي به كاربردند . به اعتقاد برخي تحليل گفتمان شامل تحليل ساختار زبان گفتاري – مانند گفت و گو ها ، مصاحبه ها و سخنراني ها – و تحليل متن شامل تحليل ساختار زبان نوشتاري – مانند مقاله ها ، داستان ها، گزارش ها و غيره – مي شود.
آنها معتقد بودند كه تحليل گفتمان بيشتر به كاركرد يا ساختار جمله و كشف و توصيف روابط آن مي پردازد . به عبارت ديگر تحليل گفتمان عبارت است از شناخت رابطه جمله ها با يكديگر و نگريستن به كل آن چيزي كه نتيجه اين روابط است.تحليل گفتمان به سازوكارهاي زباني تشكيل متن مي‌پردازد و اين كه چه ابزارهايي به جمله‌هاي زبان متنيت مي‌بخشند.
در تحليل گفتمان ، برخلاف تحليل هاي سنتي زبان شناسانه ، ديگر صرفا با عناصر نحوي و لغوي تشكيل دهنده جمله به عنوان عمده ترين مبناي تشريح معنا سرو كار نداريم ، بلكه فراتر از آن به عوامل بيرون از متن ، يعني بافت موقعيتي ( context of situation) ، فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي ، ارتباطي و غيره سرو كار داريم.
 تحليل گفتمان، روشي نوين براي پژوهش در متن هاي ارتباطي است كه براي شناخت پيام و معني به كار رفته در پيام هاي ارتباطي كاربرد يافته است.اين روش در آغاز تا حد زيادي وامدار زبانشناسي بوده است.
 بسياري از زبانشناسان هم به اين قول ”مالينوفسكي “ استناد مي كنند كه مي گويد: ”مفهوم و معني در دل كلمات نهفته نيست، بلكه معني در ”اوضاع و احوال“ اجتماعي، وضع اداي كلمات، ساختمان جمله، اثركلمات مجاور بر يكديگر و ده‌ها عامل ديگر مبتني مي باشد. “
 به اين ترتيب ”معني“ در كُنه ”شرايط اجتماعي“ قرار دارد كه هر پيام با توجه به وضع فرستنده و گيرنده دستخوش دگرگوني مي شود.از اين منظر معني شناسي را مطالعه ”معني“دانسته اند به مفهوم مصداقي كه در جهان خارج وجود دارد يا مبتني بر مصداق‌ها به شكل نوعي تصوير(Image) در ذهن گوينده است و ”تحليل گفتمان“ به معني ”تجزيه و تحليل كلام“ به مطالعه رابطه ميان صورت و نقش در ارتباط كلامي مي پردازد.
در تحليل گفتمان مجموعه شرايط اجتماعي ، زمينه وقوع متن يا نوشتار ، گفتار ، ارتباطات غيركلامي و رابطه ساختار و واژه ها در گزاره اي كلي نگريسته مي شود.
 واژه ها هر كدام به تنهايي مفهوم خاص خود را دارا هستند اما در شرايط وقوع و در اذهان گوناگون معاني متفاوتي دارند.براي مثال رستگاري براي يك انسان ديندار معنايي متفاوت از رستگاري براي يك انسان غير ديندار دارد.
 تحليل گفتمان اما تنها در زير چتر زبان شناسي نماند.اين گرايش به همت متفكراني چون ميشل فوكو از زبان شناسي وارد مطالعات فرهنگي و مباحث اجتماعي و سياسي شد و شكل انتقادي به خود گرفت .
● كاربردهاي تحليل گفتمان
تحليل گفتمان از سطح گفتار فراتر رفته و شامل گفتار، نوشتار و همچنين شامل ناگفته ها و نانوشته هاي يك متن نيز مي شود و مضامين خاصي را با خود به همراه دارد.
تحليل گفتمان از لحاظ روش در زمره تحليل هاي كيفي قرار مي گيرد. ادعاي تحليل گفتمان آن است كه تحليلگر در بررسي يك متن از خود متن فراتر مي رود و وارد بافت يا زمينه متن مي شود. يعني از يك طرف به روابط درون متن و از طرف ديگر به بافت هاي موقعيتي، اجتماعي، سياسي و تاريخي متن مي پردازد.
 تحليل گفتمان در رشته هايي چون زبان شناسي، نقد ادبي، قوم نگاري، جامعه شناسي، روان شناسي ادراكي و اجتماعي، معني شناسي، علوم سياسي، علوم اجتماعي، ارتباطات و مطالعات فرهنگي كاربرد دارد.
 ● اهداف تحليل گفتمان
 مهمترين اهداف تحليل گفتمان را به اين ترتيب خلاصه كرد:
۱) نشان دادن رابطه بين نويسنده ، متن و خواننده
۲) روشن ساختن ساختار عميق و پيچيده توليد متن يعني "جريان توليد گفتمان"
۳) نشان دادن تاثير بافت متن ( واحدهاي زباني) و بافت موقعيتي ( عوامل اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي ، تاريخي و شناختي ) برروي گفتمان
۴) نشان دادن موقعيت و شرايط خاص توليد كننده گفتمان ( شرايط توليد گفتمان )
 ۵) نشان دادن بي ثباتي معنا؛ يعني معنا هميشه در حال تغيير است ، هرگز كامل نيست و هيچ وقت بطور كامل درك نمي شود.
 ۶) آشكار ساختن رابطه بين متن و ايدئولوژي . تحليل گفتمان از بدو پيدايش همواره در صدد بوده است تا نشان دهد كه هيچ متن يا گفتار و نوشتاري بي طرف نيست بلكه به موقعيتي خاص وابسته است . اين امرممكن است كاملا غير عمدي و ناآگاهانه و باشد.
 ۷) و هدف عمده تحليل گفتمان اين است كه تكنيك و روش جديدي را در مطالعه متون ، رسانه ها ، فرهنگ ها ، علوم، سياست ، اجتماع و ... بدست دهد . مبادي فكري اين روش همان پيش فرضهاي پسامدرن هستند.
 ● صاحب نظران تحليل گفتمان
 مهم ترين افرادي كه تحليل گفتمان را از بعد روش مدنظر قرار داده اند و در سطوح متفاوتي از بررسي هاي گفتماني به آن توجه داشته اند ون دايك (Teun A. van Dijk) و فركلاف (Norman Fairclough) هستند.
 ▪ روش ون دايك
 ون دايك، بررسي مقوله ها و مفاهيم زير را براي تحليل گفتمان پيشنهاد مي كند:
 ۱) استدلال : كه بايد ارزيابي منفي از واقعيت را به دنبال داشته باشد.
 ۲) معاني بيان: برجسته كردن اغراق آميز كنش هاي منفي "ديگران" و كنش هاي مثبت "ما" از قبيل حسن تعبيرها، تكذيب ها، قصور در بيان كنش منفي "ما".
 ۳) سبك واژگان: انتخاب كلماتي كه مستلزم ارزيابي هاي منفي يا مثبت است (واژه هايي داراي بار معنايي خاص)
 ۴) قصه گويي: گفتن رويدادهاي منفي به گونه اي كه انگار فرد، خود آنرا تجربه كرده است و نيز گفتن ويژگي هاي منفي رويدادها به گونه اي كه پذيرفتني باشد.
 ۵) تاكيد ساختاري بر منش هاي منفي "ديگران" در تيترها، ليدها، خلاصه ها و ديگر قلمروهاي طرح متن (گزارش هاي خبري) و ساختارهاي انتقالي نحو جمله (اشاره به عوامل منفي در شاخص ها و موقعيت هاي موضعي)
 ۶) نقل قول از شواهد، منابع و كارشناسان معتبر مثلا در گفتگوهاي خبري
 ▪ روش نورمن فركلاف
 نورمن فركلاف، تحليل گفتمان را در سه سطح توصيف ، تفسير و تبيين مدنظر قرار مي دهد. او معتقد است: متن در درجه اول داراي كليتي است كه بدان وابسته است . در داخل متن مجموعه اي از عناصر وجود دارند كه نه تنها به يكديگر مرتبط بوده بلكه كليتي را مي سازند كه بدان گفتمان مي گويند .
 متن يا گفتمان به مجموعه اي از عوامل بيروني متكي است .اين عوامل هم در فرايند توليد متن موثرند و هم در فرآيند تفسير متن.فرآيند توليد و تفسير با همديگر داراي تعامل و كنش متقابلند و در نتيجه همديگر را متاثر مي سازند .
يك متن علاوه بر بافت متن و فرآيند و تفسير متن به شدت متاثر از شرايط اجتماعي است كه متن توليد و يا تفسير مي شود . بافت اجتماعي و فرهنگي ، تاثير بسيار بيشتري نسبت به بافت متن و فرآيند توليد و تفسير آن دارد .
با اين مقدمه و بيش فرضها سطوح تحليل گفتمان از منظر نورمن فركلاف قابل هضم تر مي شود.او سه سطح را به كار مي گيرد :
ـ سطح اول ، گفتمان به مثابه متن
ـ سطح دوم ، گفتمان به مثابه تعامل بين فرآيند توليد و تفسير متن
 ـ سطح سوم كه سطح كلان است ، گفتمان به مثابه زمينه است.
۱) توصيف
 مجموعه ويژگي هاي صوري اي كه در يك متن يافت مي شوند مي توانند به عنوان انتخاب هاي خاصي از ميان گزينه هاي مربوط به واژگان و دستور موجود تلقي شوند كه متن از آن ها استفاده مي كند . به منظور تفسير ويژگي هايي كه به صورت بالفعل در يك متن وجود دارند، معمولا توجه به ديگر انتخاب هاي ممكن نيز ضروري است ؛ يعني انتخاب از ميان نظام هاي گزينه اي انواع گفتمان هايي كه ويژگي هاي موجود از آنها گرفته شده اند .
 در نتيجه ، در تحليل متون ، كانون توجه دائما بين آنچه در متن وجود دارد و انواع گفتمان هايي كه متن از آنها استفاده مي كند در نوسان است.مثلا به اين سوالات در خصوص واژگان در متن باسخ مي دهيم:
 ۱) كلمات واجد كدام ارزشهاي تجربي هستند ؟ چه نوع روابط معنايي به لحاظ ايده ئولوژيك بين كلمات وجود دارد؟
 ۲) كلمات واجد كدام ارزشهاي رابطه اي هستند ؟ آيا عباراتي وجود دارند كه دال برحسن تعبير باشند ؟ آيا كلماتي وجود دارند كه رسمي يا محاوره اي باشند ؟
۳) كلمات واجد كدام ارزش هاي بياني هستند ؟
۴) در كلمات از كدام استعاره ها استفاده شده است ؟
و از جهت دستوري :
۵) ويژگي هاي دستوري واجد كدام ارزشهاي تجربي هستند ؟ جملات معلوم هستند يا مجهول ؟ جملات مثبت هستند يا منفي ؟
۶) ويژگي هاي دستوري واجد كدام ارزش هاي رابطه اي هستند ؟ از كدام وجه ها ( خبري ، پرسشي دستوري ، امري ) استفاده شده است ؟ آيا ويژگي هاي مهم وجهيت رابطه اي وجود دارند ؟ آيا از ضميرهاي ما و شما استفاده شده است و اگر پاسخ مثبت است ، نحوه استفاده از آنها چگونه بوده است ؟
۷) ويژگي هاي دستوري واحد كدام ارزشهاي بياني هستند ؟
۸) جملات ( ساده ) چگونه به يكديگر متصل شده اند ؟ از كدام كلمات ربطي منطقي استفاده شده است ؟ آيا جملات مركب از مشخصه هاي همپايگي يا وابستگي برخوردارند ؟ براي ارجاع به داخل و بيرون متن از چه ابزارهايي استفاده شده است ؟
۹) از كدام قراردادهاي تعاملي استفاده شده است ؟ آيا روشهايي وجود دارندكه به كمك آنها يك مشارك نوبت سخن گفتن ديگران را كنترل كند ؟
۱۰) متن واجد چه نوع ساختهاي گسترده تري است .۲) تفسير
 ـ بافت يا زمينه : تفسير هاي گفتمان از بافت موقعيتي و بينامتني چيست ؟
 ـ انواع گفتمان : چه نوعي از گفتمان مورد استفاده خواهد بود ( و در نتيجه ، كدامين قواعد ، نظام و اصول در زمينه نظام آوايي ، دستوري ، انسجام جمله اي ، واژگان ، نظام هاي معنايي يا كاربردي به كار گرفته مي شود ؛ و نيز كدام چارچوب ها ؟
در واقع مرحله تفسير روشن مي سازد كه فاعلان در گفتمان مستقل نيستند. اين مرحله به خودي خود بيانگر روابط قدرت و سلطه و ايده ئولوژي هاي نهفته در پيش فرض ها ، كه كنش هاي گفتماني معمول را به صحنه مبارزه اجتماعي تبديل مي كند نخواهد بود . به منظور تحقق چنين هدفي مرحله تبيين هم ضروري است.
۳) تبيين
 مي توان از مرحله تفسير به تبيين با توجه به اين نكته گذر كرد كه با بهره گرفتن از جنبه هاي گوناگون دانش زمينه اي به عنوان شيوه هاي تفسيري در توليد و تفسير متون ، دانش ياد شده بازتوليد خواهد شد. اين باز توليد براي گفتمان پيامدي جانبي ، ناخواسته وناخود آگاه است ؛ اين امر در واقع به نوعي درمورد توليد و تفسير نيز صدق مي كند.
 بازتوليد مراحل گوناگون تفسير و تبيين را به يكديگر پيوند مي دهد زيرا در حالي كه تفسير چگونگي بهره جستن از دانش زمينه اي در پردازش گفتمان را مورد توجه قرار مي دهد ، تبيين به شالوده اجتماعي و تغييرات دانش زمينه اي والبته بازتوليد آن در جريان كنش گفتماني مي پردازد .
 هدف از مرحله تبيين ، توصيف گفتمان به عنوان بخشي از يك فرآيند اجتماعي است ؛ تبيين گفتمان را به عنوان كنش اجتماعي توصيف مي كند و نشان مي دهد كه چگونه ساختارهاي اجتماعي ، گفتمان را جهت مي بخشند ؛ همچنين تبيين نشان مي دهد كه گفتمان ها چه تاثيرات باز توليد كننده اي مي توانند برآن ساختارها بگذارند ، تاثيراتي كه منجر به حفظ يا تغيير آن ساختارها مي شوند . دانش زمينه اي واسطه تعيُن اجتماعي اين تاثيرات است ؛ به اين معنا كه ساختارهاي اجتماعي به دانش زمينه اي شكل مي دهند . و اين يكي شكل دهنده گفتمان هاست و گفتمان ها دانش زمينه اي را حفظ مي كنند يا آن را تغيير مي دهند و اين دومي باز به نوبه خود حافظ يا تغيير دهنده ساختارهاست .
 منظور از ساختارهاي اجتماعي هم همان مناسبات قدرت است و هدف از فرآيندها و اعمال اجتماعي ، فرآيند ها و اعمال مربوط به مبارزه اجتماعي است . بنابراين ، تبيين عبارت است از ديدن گفتمان به عنوان جزئي از روند مبارزه اجتماعي در ظرف مناسبات قدرت.
 آنچه را در مورد تبيين بايد گفت در قالب سه پرسش زير مطرح مي كنيم :
 ۱) عوامل اجتماعي : چه نوعي از روابط قدرت در سطوح گوناگون نهادي ، اجتماعي و موقعيتي در شكل دادن اين گفتمان موثر است؟
 ۲) ايدئولوژي : چه عناصري از دانش زمينه اي كه مورد استفاده واقع شده اند داراي خصوصيات ايده ئولوژيك هستند؟
 ۳) تاثيرات : جايگاه اين گفتمان نسبت به مبارزات در سطوح گوناگون نهادي ، اجتماعي و موقعيتي چيست؟ آيا اين مبارزات علني است يا مخفي ؟ آيا گفتمان ياد شده نسبت به دانش زمينه اي هنجاري است يا خلاق ؟ آيا در خدمت حفظ روابط موجود قدرت است يا در جهت دگرگون ساختن آن عمل مي كند؟
 ● پيش فرضها (انگاره) و مفروضات تحليل گفتمان
 پيش فرضها و مفروضات تحليل گفتمان كه از برآيند قواعد تحليل متن ، هرمنوتيك ، نشانه شناسي ، مكتب انتقادي ، روانكاوي مدرن و ديدگاه فوكو شكل گرفته ، عبارت است از:
۱) متن يا گفتار واحد توسط انسانهاي مختلف ، متفاوت نگريسته مي شود . يعني انسانهاي مختلف از متن واحد برداشت يكسان و واحدي ندارند . دالي متفاوت مي تواند براي اشاره به مدلولي ظاهرا يكسان استفاده شود .
 ۲) خواندن ( برداشت و تفسير از متن ) هميشه نادرست خواندن ( برداشت نادرست از متن ) است .
 ۳) متن را بايد به عنوان يك كل معنا دار نگريست و اين معنا لزوما در خود متن نيست .
 ۴) هيچ متن خنثي يا بي طرفي وجود ندارد ، متن ها بار ايدئولوژيك دارند .
 ۵) حقيقت هميشه در خطر است . درهر گفتماني حقيقت نهفته است اما هيچ گفتماني داراي تمامي حقيقت نيست
۶) نحوه Syntaxمتن نيز معنا دار است ، چون كه نحو داراي معاني اجتماعي و ايدئولوژيك است و اين معاني در جاي خود به عواملي كه دال ها را مي سازند – نظير : رمزها ، بافت ها ، مشاركت ها و تاريخ مختلف – وابسته اند
 ۷) معنا همان قدر كه از متن Text ناشي مي شود ، از بافت يا زمينه اجتماعي و فرهنگي Context نيز تاثير مي پذيرد . معنا و پيام يك متن در بين نوشته هاي آن متن قرار دارد .
 ۸) هر متني در شرايط و مقعيت خاصي توليد مي شود . از اين رو رنگ خالق خود را هميشه به خود دارد .
 ۹) هر متني به يك منبع قدرت يا اقتدار ( نه لزوما سياسي ) مرتبط است .
 ۱۰) گفتمان سطوح و ابعاد متعددي دارد . يك سطح گفتماني وجود ندارد و يك نوع گفتمان هم وجود ندارد.
 ● تفاوت تحليل محتوا با تحليل گفتمان
 روش ”تحليل گفتمان“ يك روش كيفي است كه از اصلاح روش هاي اوليه تحليل رسانه‌ها حاصل شده است، اصطلاحي كه شالوده زبانشناسي دارد. در حاليكه تحليل محتوا يك روش كمي است بر اساس اندازه گيري، مقدار چيزي، در يك نمونه سنجيده مي شود.
 ”تئو. اي.وان دايك“ چهار جزء متمايز رويكرد به گفتمان را اينگونه برمي شمارد:
 اول، تحليل گفتمان يك پيام رسانه اي را به عنوان يك گفتمان تمام عيار مستقل بررسي مي كند. تحليل محتوا در پژوهش ارتباطات جمعي معمولا براي يافتن روابط (يا همبستگي ها) ميان اين و يا آن ويژگي – اغلب محتوا و گاهي سبك – پيام‌ها و ويژگي هاي فرستنده/ سخنگو يا خوانندگان انجام مي گيرد.
گفتمان رسانه اي به عنوان شكلي از ”عمل اجتماعي“ كمتر مورد مطالعه قرار گرفته است و آشكار كردن ساختارهاي ذاتي درهمه سطوح هدفي معقول محسوب مي شود.
 دوم اينكه، هدف تحليل گفتمان عمدتا تشريح داده هاي كيفي است و نه داده هاي كمّي. البته معيارهاي كمّي را مي‌توان به خوبي بر تحليلي، آشكار از نوع عمدتا بيشتر كيفي بنيان نهاد.
 سوم اينكه، درحالي كه تحليل محتوا عمدتا بر مبناي داده هاي قابل مشاهده و محاسبه‌پذيري چون واژه‌ها، عبارات، جمله‌ها مبتني است، تحليل گفتمان به ساختارهاي معنا شناختي توجه دارد و فرض ها، ارتباط ها، دلالت‌ها و راهبردها را هم روشن مي سازد. به ديگر سخن در تحليل گفتمان به جاي شمارش و مقادير آماري با معناشناسي كاربردي متن سروكار داريم.
 فنون پيشرفته‌تر تحليل محتوا هم راجع به ساختارهاي زباني‌است و با بحث‌هاي زبانشناسي درآميخته شده‌است. اما مطلقاً به آن نمي‌توان تحليل گفتمان گفت چراكه تحليل گفتمان افق‌هاي بسيار دورتري را دنبال مي‌كند. اصولاً تحقيقات كيفي چنين است و تحليل گفتمان هم به عنوان يكي از الگوهاي تحليل كيفي از اين مشخصه بهره‌مند است.
● بررسي نمونه هاي عملي تحليل گفتمان
۱ ) در فصلنامه رسانه شماره ۵۴ تابستان ۱۳۸۲ تحقيقي از سوي دكتر محمد مهدي فرقاني با عنوان "تحول گفتمان توسعه سياسي در ايران" (از مشروطه تا خاتمي) منتشر شده است كه بر اساس روش "تحليل گفتمان" صورت گرفته است.
 محقق براي بررسي گفتمان حاكم در زمينه توسعه سياسي، يك روزنامه كه نماينده گفتمان حاكميت بوده است انتخاب و از ميان سرمقاله هاي آن متن معرف، برگزيده شده و با استفاده از شيوه تحليل گفتمان و الگوي تركيبي فركلاف و ون دايك، اين متون مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است تا يافته هاي آن بر مبناي تحليل شرايط و بسترهاي تاريخي، سياسي و اجتماعي، تبيين شوند. اين مقاله در پي آن است كه گفتمان مسلط توسعه سياسي را در سرمقاله هاي روزنامه هاي هشت دوره مزبور، مورد تحليل و بررسي قرار دهد تا از خلال آن عناصر و ساخت گفتمان حاكم در هر دوره و در نهايت سير تحول گفتمان توسعه سياسي در يكصد سال اخير را بازشناسي و معرفي كند.
 ۲) پايان نامه آقاي اردشير زابلي زاده در دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي به تحليل گفتمان هفته نامه هاي استان كردستان پرداخته است. در اين تحقيق به بررسي عملي و محتوايي متون سرمقاله هاي سه نشريه استان پرداخته شده است. بنابراين "جامعه آماري" اين تحقيق عبارت بودند از: نشريات استاني آبيدر، سيروان، ئاسو در سال ۱۳۸۲ به صورت روش" نمونه گيري تصادفي ساده" و از بين ۵۰٪ مطالب نشريات فوق در اين تحقيق استفاده شده است. "واحد تحليل" مضامين و معناي مقالات و سرمقاله نشريه بوده است.
در" روش گردآوري اطلاعات"، دو روش تحليل گفتمان مثل روش تحليل محتوا، اطلاعات و داده ها موجودند و محقق صرفا سعي مي كند بر اساس فرضيات و سوالات تحقيق، اطلاعات لازم را گردآوري نمايد. در واقع نوعي ابزار غير تصديعي (غير مزاحم) در اختيار محقق مي باشد و محقق مجبور به گردآوري و جمع آوري اطلاعات نيست بلكه اطلاعات به صورت غيرمنسجم موجودند فقط نقش وي تنظيم و تنسيق اطلاعات بر اساس سوالات و فرضيات تحقيق بوده است. در روش تجزيه و تحليل، سرمقاله ها و مقالاتي كه متناسب با فرضيات تحقيق بوده است.
 ● تحليل گفتمان انتقادي
 گفتمان انتقادي، بحث تحليل گفتمان را يك سطح ارتقا مي‌دهد. تحليل گفتمان از نظر شمول معنايي در گستره اي فراتر از زبان شناسي اجتماعي و زبان شناسي انتقادي به همت متفكراني چون ژاك دريدا، ميشل پشو و ميشل فوكو و به ويژه توسط انديشمنداني چون ون دايك و نورمن فركلاف كه به طو مستقيم به اين رشته اهتمام ورزيدند، وارد مطالعات فرهنگي، اجتماعي و سياسي شد و شكل انتقادي به خود گرفت.
يعني اگر تحليل گفتمان را سطح توصيف بدانيم، آن را به سطح تفسير و تبيين مي‌رساند و ضمن توصيف و تفسير متن، به اين سؤال پاسخ مي‌دهد كه چرا از ميان گزينه‌هاي ممكن زباني بايد اين متن را انتخاب كرد و در طي يك واقعه مشخص چرا اشخاص از عبارات زباني و دستوري خاصي استفاده مي‌كنند. تحليل گفتمان انتقادي اين چراها را كمتر به نويسنده مرتبط مي‌كند. بلكه بنگاه‌ها و مراكزي كه اين مجموعه را اداره مي‌كنند و فرد هم جزئي از آن است، اين متن را رقم مي‌زند. در اصل مي‌گويد توليد و فهم متن با عوامل بافت‌هاي كلان يعني تاريخ، ايدئولوژي، جامعه، فرهنگ و قدرت مرتبط است.
 از سوي ديگر نگاه انتقادي آن معطوف به سويه‌اي‌است كه زبان را آينه شفافي مي‌داند كه مفاهيم و انديشه‌ها را منتقل مي‌كند. تحليل گفتمان انتقادي بر اين باور است كه زبان بر خلاف اين تعريف مثل آينه يا شيشه ماتي‌است كه حقايق را در بسياري موارد تحريف مي‌كند.
 فوكو معتقد بود كه زبانشناسان تاكنون از ابزارهاي زبانشناختي تشكيل متن صحبت كرده‌اند اما به خدمت گرفتن اين ابزارها به طور كامل باعث مي‌شود به لايه‌هاي معنايي دست يابيم اما لايه‌هاي معنايي ديگري هم در اين متن هست كه تاكنون از چشم آنها دور مانده‌است.
 ااين نظر فوكو به رويكردي در درون تحليل گفتمان با عنوان CDA، زبانشناسي گفتمان انتقادي يا تحليل گفتمان انتقادي مطرح شد. فوكو معتقد بود هيچ متني عاري از القائات ارزشي، روابط قدرت و مولفه‌هاي فرهنگي نيست. اگر قرار است متني تفسير بشود ما بايد درصدد يافتن اين لايه‌هاي معنايي نيز باشيم.
تحليل گفتمان انتقادي معتقد است كه رد پاي تاريخ، جهان‌بيني، ارزش‌ها، مؤلفه‌هاي اجتماعي - فرهنگي، در جاي جاي زبان مشهود است.
كار تحليل‌گر متن اين است كه وراي اين معاني كه تحليل گفتمان متعارف مي‌دهد، برود و اين لايه‌هاي معنايي را نيز بگويد. يعني كسي كه در متون سياسي و رسانه‌اي كار مي‌كند، بايد به خواننده اين آگاهي را بدهد كه چه متني را مي‌خواند و لايه‌هاي معنايي آنچه مي‌خواند را بر او آشكار مي‌كند.

 

 


حسين امامي (كارشناس ارشد تحقيق در ارتباطات)
 
منابع
 ۱.وان دايك، تئون.اي (۱۳۸۲)، مطالعاتي در تحليل گفتمان: از دستور متن تا گفتمان كاوي انتقادي، گروه مترجمان، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها.
 ۲. فركلاف نورمن (۱۳۷۹)– " تحليل انتقادي گفتمان" .گروه مترجمان. تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها. بهرامپور ، شعبانعلي)
۳. بليك ريد و ادوين هارولدس (۱۳۷۸)، طبقه بندي مفاهيم در ارتباطات، مترجم مسعود اوحدي، تهران: انتشارات سروش
 ۴. اختيار، منصور (۱۳۴۸)، معني شناسي، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
 ۵. يار محمدي، لطف الله (۱۳۸۳)، گفتمان شناسي رايج و انتقادي، تهران: هرمس.
 ۶. صفوي، كورش (۱۳۸۲)، معني شناسي كاربردي، تهران: انتشارات همشهري.
 ۷. وان دايك، تئون.اي (۱۳۷۸)، ”تحليل گفتمان: پرورش و كاربست آن در ساختار خبر، مترجم: محمد رضا حسن زاده ‎‎‏‏‏، تهران :پژوهش معاونت سياسي صدا و سيماي جمهوري اسلامي.“
 ۸. فرقاني، محمدمهدي. تحول گفتمان توسعه سياسي در ايران (از مشروطه تا خاتمي).فصلنامه رسانه. شماره ۵۴ تابستان ۱۳۸۲
 ۹. آقاگل‌زاده ، فردوس (۱۳۸۵)، تحليل گفتمان انتقادي. ناشر: انتشـارات علمي فرهنگي
 ۱۰. يحيايي ايله اي، احمد. وب سايت ارتباطات اجتماعي. http://www.yahyaee.com
۱۱. پايان نامه اردشير زابلي زاده (۸۴-۸۳) در دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي :تحليل گفتمان هفته نامه هاي استان كردستان.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۲۴

مهارتهاي ارتباطي و گفتگو

در جريان‌ زندگي‌ خويش‌ كه‌ بخشي‌ از آن‌ در سازمان‌ها، محيط‌هاي‌ خانوادگي‌ و يا در كنار دوستان‌ سپري‌ مي‌شود، گاهي‌ نيازمند برگزاري‌ جلسات‌ براي‌ اتخاذ تصميمات‌ جديد هستيم‌. اگرچه‌ گهگاه‌ در تصور مردم‌، برگزاري‌ جلسات‌ به‌ عنوان‌ يك‌ عمل‌ غيركارا مطرح‌ مي‌شود اما بهره‌گيري‌ درست‌ و اصولي‌ از آن‌ مي‌تواند بسيار اثر بخش‌ باشد. به‌ همين‌ علت‌ هر نشستي‌ در خانواده‌ و يا با دوستان‌ و يا در محل‌ كار و نظير اينها مي‌تواند زمينه‌يي‌ براي‌ شروع‌ يك‌ تصميم‌ گيري‌ ارزشمند باشد.
ادوارد دوبونو پدر تفكر خلاق‌ در كتاب‌ «شش‌ كلاه‌ تفكر» يك‌ روش‌ خلاقانه‌ ارايه‌ مي‌كند و از طريق‌ آن‌ مي‌كوشد نشست‌ افراد به‌ دور يكديگر را به‌ اقدامي‌ ثمربخش‌ و كارا تبديل‌ كند.
 «دوبونو» سعي‌ مي‌كند به‌ كساني‌ كه‌ به‌ دور هم‌ جمع‌ مي‌شوند،بياموزد كه‌ به‌ تفكر خود نظم‌ دهند و آنگاه‌ در اين‌ ميان‌، به‌ راههاي‌ خلاقانه‌ بيانديشند و با يك‌ هماهنگي‌ مدبرانه‌ نتايج‌ را طبقه‌بندي‌ و اولويت‌بندي‌ كرده‌ و در تصميم‌گيري‌ها از آن‌ استفاده‌ كنند.
 اگر شما مي‌خواهيد با تكنيك‌ شش‌ كلاه‌ تفكر در جلسات‌ قدم‌ بگذاريد،بهتر است‌ اين‌ مقاله‌ را بخوانيد و آنگاه‌ عمل‌ كنيد: تصور كنيد به‌ يك‌ جلسه‌ قدم‌ گذاشته‌ايد و شما مسوول‌ نظم‌دهي‌، هدايت‌ و نتيجه‌گيري‌ از آن‌ جلسه‌ هستيد، در اينجا كلاه‌ آبي‌ را بر سر شما خواهند گذاشت‌، زيرا هنگامي‌ كه‌ كسي‌ كلاه‌ آبي‌ را بر سر مي‌گذارد بايد به‌ موارد زير دقت‌ كند.
 ۱) رنگ‌ آبي‌ نماد آسمان‌ آبي‌ رنگ‌ است‌ كه‌ چتر آن‌ بر همه‌ جا گسترده‌ شده‌ است‌ و كسي‌ كه‌ كلاه‌ آبي‌ بر سر خود مي‌گذارد بايد بتواند افكار جاري‌ در محيط‌ جلسه‌ را در ذهن‌ خود به‌ جريان‌ درآورد و نظم‌ و تمركز دهد.
 ۲) كلاه‌ آبي‌ همچون‌ يك‌ نرم‌افزار است‌ كه‌ تلاش‌ مي‌كند به‌ تفكركردن‌ جمع‌، جهت‌ دهد و با برنامه‌يي‌ مشخص آن‌ را به‌ سرانجام‌ برساند و گويي‌ همچون‌ يك‌ كارگردان‌ تفكر ما را هدايت‌ مي‌كند.
 ۳) با كلاه‌ آبي‌ اولويت‌ها و محدوديت‌ها تعيين‌ مي‌شود. به‌ هرحال‌ فرد خوش‌شانسي‌ هستيد كه‌ كلاه‌ آبي‌ بر سر شما قرار مي‌گيرد و اگر مدبرانه‌ عمل‌ كنيد مي‌توانيد به‌ انجام‌ يك‌ تصميم‌ خوب‌ موفق‌ شويد. اكنون‌ بر روي‌ صندلي‌ خود بنشيند و موضوع‌ و يا مشكل‌ مورد بحث‌ را بر روي‌ تخته‌سياه‌ بنويسيد. در نخستين‌ اقدام‌ و با هدايت‌ شما همه‌ اعضا بايد كلاه‌ سفيد را بر سر بگذارند و در مورد موضوع‌ بيان‌ شده‌ بيانديشند. هنگامي‌ افراد همگي‌ تصميم‌ مي‌ گيرند با كلاه‌ سفيد تفكر كنند بايد به‌ نكات‌ زير توجه‌ كنند:
ـ كسي‌ كه‌ كلاه‌ سفيد بر سر مي‌گذارد بايد بطور موقت‌ عقايد و نظراتش‌ را به‌ بايگاني‌ ذهنش‌ بسپارد.
 ـ هر آن‌ چيزي‌ كه‌ از اطلاعات‌ محض‌ در مورد موضوع‌ يا مشكل‌ مورد بحث‌ مي‌دانيد بيان‌ كنيد.
 ـ «ادوارد دوبونو» در اين‌ باره‌ مي‌گويد: چنين‌ فردي‌ همچون‌ كودكي‌ است‌ كه‌ محتويات‌ جيب‌ خود را بر روي‌ ميز خالي‌ مي‌كند.
 ـ هنگامي‌ كه‌ كلاه‌ سفيد را بر سر مي‌گذاريد، نبايد به‌ چيزهايي‌ كه‌ شامل‌ الهامات‌ ،قضاوت‌هاي‌ متكي‌ به‌ تجارب‌ گذشته‌، عواطف‌، احساسات‌ و عقايد است‌ توجه‌ كنيد و تنها بايد همچون‌ يك‌ رايانه‌، فقط‌ اطلاعات‌ ارايه‌ كنيد. حال‌ شما بايد اطلاعات‌ به‌ دست‌ آمده‌ از حاضرين‌ در جلسه‌ را كه‌ به‌ واسطه‌ تفكر با كلاه‌ سفيد ارايه‌ شده‌ است‌ را جمع‌بندي‌ كنيد و اعضاي‌ جلسه‌ را وارد مرحله‌ بعد كنيد تا با گذاشتن‌ كلاه‌ قرمز بر سر، شروع‌ به‌ تفكر كنند.
 هنگامي كه حاضرين‌ مي‌خواهند با كلاه‌ قرمز در مورد موضوع‌ مورد نظر تفكر كنند بايد به‌ نكات‌ زير توجه‌ كنند:
 ـ اجازه‌ دهيد احساسات‌ و عواطف‌ بر وجود شما حاكم‌ شده‌ و به‌ زبان‌ درآيند و هركسي‌ مي‌تواند از الهامات‌ و دريافت‌هاي‌ ناگهاني‌ خويش‌ سخن‌ گويد و ديگر نيازي‌ به‌ استدلال‌ نيست‌. اگر به‌ احساسات‌ اجازه‌ بروز ندهيم‌ بدون‌ شك‌ ناخواسته‌ و بدون‌ دقت‌ نظر، در تصميم‌گيري‌ها وارد شده‌ و چه‌ بسا سبب‌ بروز مشكلاتي‌ براي‌ ما شوند.
 ـ هنگامي‌ كه‌ از كلاه‌ قرمز استفاده‌ مي‌كنيم‌ از قوي‌ترين‌ احساسات‌ خود نظير ترس‌ و نفرت‌ گرفته‌ تا احساسات‌ ظريف‌ نظير ترديد و سوءظن‌ بايد سخن‌ به‌ ميان‌ آوريم‌ و به‌ گفته‌ «دوبونو» بايد همچون‌ آينه‌يي‌ شويم‌ كه‌ احساسات‌ با تمام‌ پيچيده‌گي‌هايش‌ بيان‌ شوند. بدون‌ شك‌ احساسات‌ نقش‌ مهمي‌ در زندگي‌ انسان‌ دارند و چه‌ بسا سبب‌ ايجاد هدفهايي‌ نيز در زندگي‌ ما شوند. شما با كلاه‌ قرمز ممكن‌ است‌ چنين‌ جملاتي‌ را به‌ زبان‌ آوريد: «اگرچه‌ همه‌ آمارها و اطلاعات‌ احتمال‌ موفقيت‌ مي‌دهد اما احساسم‌ مي‌گويد،موفق‌ نمي‌شويم‌» و يا بگوييد: «اگرچه‌ اطلاعات‌ و آمار احتمال‌ موفقيت‌ نمي‌دهند اما احساسم‌ مي‌گويد، موفق‌ مي‌شويم‌» پس‌ از اينكه‌ تمام‌ نظرات‌ اعضاي‌ جلسه‌ ارايه‌ شد، شما اقدام‌ به‌ جمع‌بندي‌ تراوشات‌ فكري‌ حاضران‌ كرده‌ و آنگاه‌ به‌ مرحله‌ بعد قدم‌ بگذاريد و اجازه‌ دهيد حاضران‌ كلاه‌ سياه‌ را بر سر بگذارند.
با گذاشتن‌ اين‌ كلاه‌ بر سرنبايد احساسات‌ منفي‌ بدون‌ منطق‌ بيان‌ شوند بلكه‌ فرد بايد ديدگاه‌هاي‌ منفي‌ خود را در خصوص‌ مشكل‌ يا موضوع‌ مورد بحث‌ به‌ صورت‌ منطقي‌ بيان‌ كند. بدون‌ شك‌ اگر از اين‌ كلاه‌ بخوبي‌ استفاده‌ شود،مي‌تواند ما را از مخاطراتي‌ كه‌ در آينده‌ از چشمان‌ ما دور مي‌ماند آگاه‌ كند. ما بايد به‌ خاطر داشته‌ باشيم‌ امروزه‌ بسياري‌ از مردم‌ كلاههاي‌ سياه‌ رنگي‌ بر سر مي‌گذارند كه‌ تنها با احساسات‌ منفي‌ همراه‌ است‌ كه‌ در آن‌ از منطق‌ خبري‌ نيست‌. منفي‌بودن‌ اصولا آسان‌تر است‌. زيرا خراب‌ كردن‌ از درست‌ كردن‌ آسان‌تر است‌. تفكر منفي‌ به‌ گفته‌ «دوبونو» جذاب‌ است‌، زيرا دستاوردهاي‌ آن‌ را مي‌توان‌ به‌ فوريت‌ مشاهده‌ كرد. اثبات‌ خطاي‌ ديگران‌ براي‌ ما رضايت‌ در پي‌ دارد و حمله‌ كردن‌ به‌ يك‌ ديدگاه‌ در ما احساس‌ برتري‌ مي‌بخشد و برعكس‌ ستودن‌ يك‌ نظر سبب‌ مي‌شود در خود احساس‌ كنيم‌ با فرد برتري‌ روبرو شده‌ايم‌.
 اصولا در اين‌ مرحله‌، افراد بايد اشتباهات‌ و خطاها و موارد نادرست‌ موجود در موضوع‌ يا مشكل‌ مورد بحث‌ را مطرح‌ كنند و نتايج‌ بحث‌هاي‌ ارايه‌ شده‌ توسط‌ شما جمع‌بندي‌ شده‌ و در نهايت‌ ثبت‌ شود و آنگاه‌ بار ديگر اجازه‌ دهيد حاضران‌ كلاه‌ زرد را بر سر خود بگذارند و شروع‌ به‌ تفكر كنند.
زرد نماد آفتاب‌ است‌ و آفتاب‌ شروعي‌ براي‌ سازندگي‌، شادابي‌ و خوش‌بيني‌ است‌. گويي‌ هر جا سراغ‌ از خورشيد گرفته‌ مي‌شود گرمي‌ زندگي‌ و زايشي‌ ديگر در ميان‌ است‌ و تفكر مثبت‌ بايد به‌ همراه‌ كنجكاوي‌ و شادماني‌ و سرور و تلاش‌ براي‌ درست‌ شدن‌ كارها باشد. فرد با گذاشتن‌ كلاه‌ زرد تلاش‌ مي‌كند به‌ نكات‌ ارزشمند و مثبت‌ موضوع‌ بنگرد.
 اصولا افكار سازنده‌ به‌ سوي‌ مثبت‌گرايي‌ تمايل‌ دارند. يكي‌ از تمريناتي‌ كه‌ فرد با كلاه‌ زرد مي‌تواند انجام‌ دهد بهره‌گيري‌ از تجربيات‌ ارزشمند گذشته‌ است‌. كلاه‌ زرد در ابتدا درصدد كشف‌ فوايد موجود در موضوع‌ مورد بحث‌ است‌ و هر آنچه‌ مي‌كاود، بيان‌ مي‌دارد. اكنون‌ بار ديگر به‌ جمع‌بندي‌ نظرات‌ به‌ دست‌ آمده‌ بر اثر كلاه‌ زرد بپردازيد.
اكنون‌ حاضران‌ بايد كلاه‌ سبز را بر سر بگذارند. كلاه‌ سبز، كلاه‌ خلاقيت‌ است‌. سبز، رنگ‌ باروري‌ است‌ و همچون‌ دانه‌يي‌ است‌ كه‌ هنگامي‌ كه‌ دردل‌ خاك‌ مي‌رويد،روزي‌ به‌ درختي‌ تناور و سرسبز تبديل‌ مي‌شود هنگامي‌ كه‌ افراد كلاه‌ سبز را بر سر مي‌گذارند، بايد به‌ راه‌هاي‌ نو بيانديشند كه‌ مي‌تواند در آن‌ موضوع‌ مورد نظر اثرگذار بوده‌ و به‌ تصميم‌ گيري‌هاي‌ خلاقانه‌ منجر شود.
 شما با اين‌ كلاه‌ علاقه‌مند هستيد در راه‌ تغيير قدم‌ بگذاريد و تحول‌ را در آغوش‌ بگيريد. نظرات‌ جديد و بديع‌ ارايه‌ كنيد و جرقه‌ خلاقيت‌ را از ذهن‌ خود به‌ بيرون‌ رها كنيد.
 هرگاه‌ تمامي‌ اين‌ راهها با بن‌بست‌ روبرو شد اكنون‌ بايد به‌ مدد خلاقيت‌ راههاي‌ جديدي‌ را كشف‌ كنيد. خلاقيت‌ شامل‌ انگيزش‌، كندوكاو و پذيرش‌ خطر است‌.
هنگامي‌ كه‌ حاضران‌ كلاه‌ سبز را بر سر مي‌گذارند، فرصتي‌ مي‌يابند كه‌ مغز را از روزمرگي‌ بيرون‌ آورده‌ و به‌ جست‌وجوي‌ چيزهاي‌ كشف‌ نشده‌ هدايت‌ كنند. حال‌ فرصتي‌ به‌ حاضران‌ دهيد تا ايده‌هاي‌ نو ارايه‌ كنند و آنگاه‌ به‌ ثبت‌ اين‌ ايده‌ها پرداخته‌ و به‌ جمع‌بندي‌ نظرات‌ بپردازيد. بدون‌ شك‌ براي‌ خلاقانه‌ انديشيدن‌ بايد فرهنگ‌ خلاقيت‌ را بر فضاي‌ جلسه‌ حاكم‌ كنيد. اكنون‌ شما بايد تلاش‌ كنيد كه‌ با كلاه‌ آبي‌ كه‌ بر سر گذاشته‌ايد به‌ ارزيابي‌ نتايج‌ پرداخته‌ و به‌ يك‌ جمع‌بندي‌ مناسب‌ برسيد و در نهايت‌ در جهت‌ حل‌ مشكل‌ يا پيگيري‌ مورد نظر تصميم‌ نهايي‌ را بگيريد. بدون‌ شك‌ هر يك‌ از اعضا مي‌توانند كلاه‌ آبي‌ را به‌ امانت‌ گرفته‌ و با آن‌ به‌ تفكر بپردازند و در اتخاذ تصميمات‌ به‌ شما كمك‌ كنند. در پايان‌ شما در مي‌يابيد هنگامي‌ كه‌ جلسه‌ را اينگونه‌ مديريت‌ مي‌كنيد، ديگر تنها شاهد آن‌ نخواهيد بود كه‌ يك‌ فرد تنها با كلاه‌ سياه‌ به‌ جلسه‌ قدم‌ بگذارد و يا فرد ديگري‌ تنها با كلاه‌ قرمز تفكر كند. بلكه‌ همه‌ مجبورند با شش‌ كلاه‌ مذكور تفكر كنند و انديشه‌هاي‌ ذهن‌ خود را ارايه‌ كنند .

بانك مقالات ارتباطات اجتماعي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۲۳


چگونه سخن بگوييم  ؟

سخن گفتن، كليد ارتباط با ديگران است .
با مردم چگونه «رابطه كلامي‏» بر قرار كنيم؟ آغاز سخنان چگونه باشد كه جذاب باشد؟ لحن گفتار، چه تاثيري بر مخاطب ما مي‏گذارد؟ كلام، در چه صورت بر دل‏ها مي‏نشيند و مقبول طبع قرار مي‏گيرد؟ اصلا درباره چه چيز هايي بايد سخن گفت و از چه گفتاري و چگونه گفتاري بايد پرهيز كرد؟ چه روشي بر محبت و محبوبيت مي‏افزايد و چه شيوه‏اي ايجاد تنفر مي‏كند؟
اينها همه، سؤال هايي است كه به «ادب و آداب گفتار» مربوط مي‏شود و شيوه‏هاي كاميابي در كلام را بايد آموخت، تا از طريق رابطه گفتاري، هم دانسته‏ها و خواسته‏هاي خويش را بهتر بيان كرد، هم بر ديگران تاثير مثبت گذاشت و هم كلام را پل ارتباطي با ديگران ساخت .
برخي «پرحرف‏» اند .
«حرافي‏» ، گاهي هم سر از «وراجي‏» در مي‏آورد . اگر از پرحرفي ديگران خسته مي‏شويد، لابد ديگران هم از پرچانگي شما دچار خستگي مي‏شوند وبه ستوه مي‏آيند . پس، بايد از تكرار ملال آور و پرحرفي آزار دهنده پرهيز كرد و ظرفيت طرف و اشتياقش را براي شنيدن در نظر گرفت .
برخي «بد دهان‏» اند .
بد حرف زدن، زشت گويي، تندي در گفتار، هتاكي و بي حرمتي، از آفات كلام به شمار مي‏آيد . بسياري از دوستي‏هاي ديرين و روابط صميمي، گاهي به خاطر كلامي نسنجيده و اهانت‏آميز و تحقير كننده يا دل آزار، بر هم مي‏خورد .
اگر جواب «هاي‏» ، «هوي‏» است، جواب سخن مؤدبانه هم پاسخ احترام‏آميز است .
حضرت علي (عليه السلام) فرموده است:
«اجملوا في الخطاب تسمعوا جميل الخطاب‏» (۱)
زيبا سخن بگوييد و خطاب كنيد، تا جواب زيبا هم بشنويد .
گروهي «دهن لق‏» اند .
قدرت رازداري و حفظ اسرار، نشانه كمال است .
آنان كه هيچ حرفي را نمي‏توانند نگاه دارند و حتي آنچه را نيز كه سفارش شده «به كسي نگوييد» ، در اولين فرصت «لو» مي‏دهند، قابل اعتماد نيستند و از «محرم راز» بودن درمي‏آيند و وجهه خودشان را از دست مي‏دهند .
خيلي «حرف‏هاي مگو» وجود دارد كه بايد در صندوق سينه محبوس باشد و به بيرون درز نكند، چه رازهاي شخصي، چه امور مربوط به حيثيت و آبروي ديگران، چه اسناد طبقه بندي شده، چه اسرار محرمانه يك نظام و تشكيلات، چه پرونده‏هاي قضايي و .. . .
پس، بايد تمرين كرد كه هر حرف را نزد . تازه، بعضي از حرف‏ها هم بي اساس و شايعه است و بازگو كردن آنها، نوعي دامن زدن به شايعات دروغ است واين گناه به شمار مي‏رود و به آلوده شدن فضاي جامعه مي‏انجامد .
باز هم كلامي از حضرت امير (عليه السلام) كه فرموده:
«لا تحدث الناس بكل ما تسمع‏» (۲)
هر چه را مي‏شنوي، براي مردم بازگو مكن .
بعضي «خام گفتار» اند .
حرف هم مثل غذا، بايد بپزد، دم بكشد، وقتي پخته شد «عرضه‏» گردد .
پختگي سخن به آن است كه در وراي آن، انديشه و درنگ و مصلحت انديشي و عاقبت نگري باشد .
وقتي حرفي نسنجيده از دهان بيرون پريد، ديگر نمي‏توان عوارض و عواقب و پيامدهاي آن را جمع كرد .
مزن بي تامل به گفتار، دم
نكو گو، اگر دير گويي چه غم؟
خيلي‏ها پشيمان مي‏شوند كه فلان سخن را چرا گفتند، يا با فلاني چرا آنگونه حرف زدند . آرزو مي‏كنند كه كاش كمي فكر كرده بودند . ولي، اين «حسرت بعدي‏» ، هرگز جاي آن «انديشه قبلي‏» را نمي‏گيرد . در حالي كه با لحظه‏اي تدبر، مي‏توان جلوي بسياري از پشيماني‏ها را گرفت .
پس، «اول انديشه، و آنگهي گفتار» را از ياد نبريم .
تير سخنت، به آب شليك مكن
بيهوده و بي حساب، شليك مكن
حرف و عمل تو، چون سلاح است و خشاب
هشدار كه بي خشاب، شليك مكن
برخي «دشوارگوي‏» اند .
اگر قلمبه گويي، سخت گفتاري، پيچيده سخن گفتن و سنگين حرف زدن، سبب شود كه گوينده با شنونده نتواند «رابطه‏» برقرار كند، از اين سخن گويي چه سود؟ تازه، بعضي‏ها به اين شيوه مي‏بالند!
راحت و روان حرف زدن، يك هنر است، به خصوص آنجا كه مخاطبان عام و عوام اند، يا كودكان، يا كم سوادان پاي كلام به گوش نشسته‏اند .
پس، بايد تمرين كرد كه روان و آسان حرف زد، سخنراني كرد، تدريس نمود، سؤال كرد، جواب سؤال داد، خاطره گفت و مقاله نوشت . يعني اين سهولت در گفتار، در كار معلم و نويسنده و خطيب و واعظ و پرسشگر و جوابگو، يك «هنر» به حساب مي‏آيد . البته با تمرين هم مي‏توان به اين مرحله رسيد، مثل هنرمند شدن و مهارت در هر رشته و حرفه ديگر .
كساني «موقع نشناس‏» اند .
مگر هر حرف را، در هر جا، با هر گروه و در هر شرايط بايد گفت؟
شناخت اين نكته و رمز و راز كه در كجا و با كه، چه سخني و با چه لحني و به چه مقدار بايد گفت، چيزي است كه در علوم ادبي به آن «بلاغت‏» گفته مي‏شود، يعني مراعات مقتضاي حال!
مثلا در مجلس عزا و ختم، شوخي كردن، يا در محفل جشن، سفره دل و غم و غصه را باز كردن، يا با كسي كه كم حوصله است‏به جر و بحث نشستن، يا نزد داناي فرزانه‏اي، پرحرفي كردن و توضيح واضحات دادن، يا با آدم ناشناس و غريبه، اسرار را در ميان گذاشتن و ... همه اينها البته هر كدام به نوعي نشانه «موقع نشناسي‏» است و اين، يعني پاشيدن بذر در زمين شوره زار، يا آب دادن به درخت‏خشكيده .
باز هم كلام امام علي (عليه السلام):
«لا تتكلمن اذا لم تجد للكلام موقعا» (۳)
اگر زمينه و جاي سخن نيافتي، حرف مزن .
گروهي «خجالتي‏» اند .
شرم و حيا نسبت‏به كارهاي زشت و گناه، بسيار مقدس و خوب است . اما در مورد كارهاي شايسته و حرف‏هاي خوب و سؤال‏هاي مفيد وپاسخ‏هاي لازم و اعتراض‏هاي تكليفي، نه تنها خوب نيست، بلكه عامل عقب ماندن و مانع خير و سبب محروميت است .
ريشه اين خجالت، يا تربيت‏خانوادگي و نوع تربيت است، يا احساس حقارت و كمبود است، يا ترس از ريخته شدن آبروست، يا نداشتن تمرين قبلي است، يا هر عامل ديگر .
بايد اين مشكل را به نحوي حل كرد . داشتن اعتماد به نفس و دل به دريا زدن و سد را شكستن، موفقيت‏هاي بعدي را در پي دارد . سختي در همان «نوبت اول‏» است .
پس، بايد تمرين كرد . هر چند سخت است، ولي با اقدام، آن هراس دروني فرو مي‏ريزد و تمرين، سبب مي‏شود كه مثلا حرف زدن در جمع يا سؤال در كلاس يا خواندن متني در يك مراسم يا كنفرانس دادن در حضور ديگران و ... براي انسان عادي شود .
آنچه گذشت، نكاتي چند درباره «كلام‏» بود .
يقينا اينها همه مطالب نيست . نه همه مشكلات مطرح شد، نه همه راه حل‏ها .
خوب است كتابهايي كه در زمينه «فن خطابه‏» و «آيين سخنراني‏» و «روش سخنوري‏» و ... نگاشته شده است، بيشتر و دقيق‏تر مطالعه شود، چرا كه در آنها رهنمودهاي عملي بيشتري براي موفقيت در اين زمينه وجود دارد .
حرف زدن، اين كار به ظاهر ساده كه همگان با آن سر و كار داريم، آن هم از صبح تا شب، در خانه و بيرون، با آشنا و ناآشنا، براي خود فوت و فن خاص دارد . آموختنش هم لازم و مفيد نيست . بي جهت نيست كه غربي‏ها درباره «آيين سخنراني‏» كتاب مي‏نويسند و شرقي‏ها در زمينه «فن خطابه‏» دست‏به تاليف مي‏زنند .
از اين روش سود بجوييم تا كلام، پل ارتباطي ما و ديگران شود .

پي‏نوشت‏ها:
۱ . غررالحكم (چاپ دانشگاه)، ج‏۲، ص ۲۶۶ .
۲ . همان، ج ۶، ص ۲۸۱ .
۳ . همان، ج ۶، ص ۲۶۴


نورپرتال


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۲۲

«ا نتقاد »  ،  دارويي تلخ اما مفيد


هر فرد در طول حيات خود ممكن است بارها توسط ديگران مورد ارزيابي قرار گيرد. برخي از اين ارزشيابي ها داراي جنبه هاي تشويقي و برخي ديگر منتقدانه است. انتقاد از ديگران در صورتيكه هوشمندانه انجام گيرد، آثار بسيار مفيدي خواهد داشت، درغير اين صورت ممكن است با واكنش هاي منفي مختلفي مواجه شود. اين رفتار، هنري است كه بايد آموخت و بدون آگاهي از روش كاربرد آن، زيان بار خواهد بود. انتقاد درست، آن است كه ضمن تاكيد بر نقاط قوت به نقاط ضعف فرد نيز اشاره كند و با ارايه راهكارهاي مناسب براي رفع آن سخن به ميان آورد.
پذيرش انتقاد از ديگران بين طبقات مختلف متفاوت است. براي مثال در بيشتر مواقع انتقاد از سوي افراد خانواده قابليت پذيرش بيشتري در مقايسه با سايرين دارد. به طور معمول ما در برابر قضاوت افراد بيگانه آسيب پذيري بيشتري داريم. برخي از انواع انتقاد عبارتند از:
۱) انتقاد سازنده:
اين روش در بسياري موارد مي تواند جنبه اي سازنده و مثبت داشته باشد. اگر لحن انتقادكننده دوستانه باشد بيشتر موثر واقع شده و شنونده بدون آنكه مورد حمله قرار گيرد از معايب خود مطلع مي شود. بي ترديد براي هيچكس خوشايند نيست كه بشنود «بد غذا مي خوريد» و يا «در لباس پوشيدن بدسليقه هستيد.» براي آنكه انتقاد سازنده و موثر باشد منتقد بايد مواردي را رعايت كرده و پرسش هايي را مطرح كند كه هر يك از آنها در رساندن وي به هدف خود نقش مثبتي ايفا كند. اين سئوالات مي بايست محتواي اطلاعاتي را كه لازم است مبادله شوند در برگيرد. همانگونه كه گفتن و چگونه گفتن ارتباط نزديكي با هم دارند، محتوا و شيوه انتقاد نيز برهم تاثير گذارند. در تعيين محتواي يك انتقاد بايد ابتدا از خود پرسيد كه از چه رفتاري مي خواهيم انتقاد كنيم؟ اين روش مي تواند بسيار مفيد واقع شود، زيرا از بكار بردن جملات كلي و كلمات پوچ و آزاردهنده اي چون «هميشه همين كار را مي كني»، «هيچ وقت به موقع نمي آيي» و جملاتي از اين قبيل جلوگيري مي شود. هنگامي كه انتقاد از رفتار خاصي را با قاطعيت و به طور دقيق مطرح مي كنيم، براي انتقاد شونده اين امكان را فراهم مي سازيم كه منظور ما را به درستي درك كند. انتقادي كه متوجه رفتار خاصي باشد مي تواند منجر به گفتگويي دوجانبه شود تا اينكه به بحثي مبدل شود كه حدود آن مشخص نيست.
۲) انتقاد غيرمستقيم:
انتقاد مي تواند به صورت غيرمستقيم بيان شود. براي مثال اگر طرف مقابل شما خصوصيت بدي داشته باشد، در خلال گفتگو به او بگوييد: «به نظر شما آدمهايي كه داراي اين خصوصيت اخلاقي هستند، غيرقابل تحمل نيستند؟» اين شيوه انتقاد باعث مي شود كه يك حس هوشياري در وي بيدار شود و وي متوجه شود كه داراي چنين مشكلي است. حتما اين مثل را شنيده ايد كه مي گويد به در مي گويند تا ديوار بشنود. اين يك مثال متداول در فرهنگ ما براي ابراز همين موضوع است.
۳) انتقاد همراه با تعريف و تمجيد:
در اين روش ابتدا مي توان به تعريف و تمجيد ويژگي هاي ارزشمند فردي كه مورد انتقاد است پرداخت. براي مثال «تو دختر خيلي باهوشي هستي.» پس از كاربرد يك مقدمه مناسب نظر انتقادي خود را بيان و سعي كنيد آن را در پوششي از سخنان خوب و دلپذير قرار دهيد. البته منظور شما اصلا تملق گويي نيست بلكه نخست خصوصيات خوب او را گوشزد كرده و بعد انتقاد خود را ابراز داشته ايد.
۴) انتقاد تهاجمي و صريح:
رك بودن نشانه صراحت و صداقت است ولي هميشه براي مخاطب خوش آيند نيست، بخصوص اگر خيلي ناپخته بيان شود. اين نوع انتقاد نه تنها هيچ نوع سازندگي در برندارد بلكه شنونده را هم در موضع تدافعي قرار مي دهد. بهتر است كه انتقاد با بكارگيري يك سياست درست انجام شود.
۵) محكوم كردن:
گاهي به جاي انتقاد همراه با راهنمايي، انتقادكننده مخاطب را در يك دادگاه يك طرفه محاكمه و محكوم مي كند. او به خود اين حق را مي دهد كه در مورد ديگران اظهارنظر كرده و الگوي فكري خود را به وي تحميل كند. اينگونه برخوردها نه تنها سازنده نيست، بلكه بسيار نامناسب است.
۶) انتقاد ديرتر از موعد:
اينگونه انتقادات، زماني صورت مي گيرد كه هيچ كمكي به رفع مشكل نمي كند. به عبارت ديگر زمان براي جلوگيري از خطا وجود ندارد. بر هيچ كس پوشيده نيست كه انتقاد در چنين زماني براي جلوگيري از تكرار اشتباه بوده و اگر تشخيص داده شود كه تاثيري در آينده نخواهد داشت، بهتر است هيچگاه ابراز نشود.
● شيوه درست انتقاد كردن
رعايت نكات زير مي تواند در زمان انتقاد بسيار ياري دهنده باشد:
▪ آيا رفتار مورد انتقاد را مي توان تغييرداد؟
▪ آيا شخص مورد انتقاد قرار گرفته علاقه مند به شنيدن آن است؟
▪ احتمال قبولي طرف انتقاد شونده چقدر است؟
▪ از انتقاد شونده سئوال كنيد; آيا منظور شما را درك كرده است؟
▪ به فرد انتقاد شونده تفهيم كنيد كه انتقادتان بازتاب ساده عقيده شماست.
▪ از انتقاد تحكم آميز دوري كنيد، زيرا اينگونه انتقادها بلافاصله فرد را در موضع دفاعي قرار مي دهد.
▪ سعي كنيد انتقاد را به صورت نگرش شخصي خود به موضوع بيان كنيد و كوشش كنيد او را به شيوه نگرش خود كنجكاو كنيد.
▪ موضوع را طولاني و انتقاد را به سخنراني تبديل نكنيد زيرا شنونده را خسته و بي حوصله مي كند.
▪ انتقاد را در زمان و مكان مناسب ابراز كنيد نه در لحظه اي كه طرف مقابل آمادگي شنيدن آن را ندارد. اول صبر كنيد تا مخاطب در آرامش و خونسردي قرار گيرد تا ايرادي كه از او مي گيريد موثر واقع شود.
▪ با توجه به سطح دانش مخاطب انتقاد را بيان كرده تا براي مخاطب قابل درك باشد. نمي توان از يك روش براي تمامي افراد استفاده كرد.
▪ وقتي انتقاد مي كنيد كوشش كنيد بدون سو»نيت بوده و فقط به منظور كمك و راهنمايي باشد.
▪ با مشكلات و احساسات فرد مقابل همدلي كنيد.
▪ بهتر است انتقاد حضوري و بدون واسطه باشد و از انتقاد كردن غيرمستقيم بپرهيزيد.
▪ براي حفظ آبروي اشخاص، از انتقاد و نصيحت كردن فرد در حضور ديگران خودداري كنيد.
▪ چنانچه بخواهيد انتقاد شما با واكنش مثبت و سازنده اي همراه باشد، بايد نشان دهيد نه تنها به آنچه گفته ايد متعهد هستيد بلكه به رفتار فرد در مقابل انتقاد خودتان نيز ارج مي نهيد. هرگز در انتقاد، طرف مقابل را با كسي مقايسه نكنيد. مقايسه كردن باعث دلگيري مخاطب شده و ممكن است با واكنش هاي بسيار نامناسبي مواجه شويد. اگر شخصيت و احترام مخاطب در نظر گرفته نشود نه تنها انتقاد موثر واقع نمي شود بلكه مي تواند به قطع رابطه منجر شود. انتقاداتي به نتيجه مي رسند كه بسيار با دقت و هوشمندانه مطرح شوند و مخاطب بدون آنكه آزرده خاطرشود از معايب خود آگاه شود. هيچگاه در انتقاد از ديگران تصور نكنيد كه آنچه نظر شماست حتما صحيح بوده و مي بايستي شنونده بدون چون و چرا آن را بپذيرد.
● انتقاد از همكاران
رقابت در تمامي سطوح هر سازماني وجود دارد. يكي از علل آن دستيابي به امتيازات بيشتر در مقايسه با همكاران ديگر است. اين امتيازات به صورت هاي گرفتن پاداش، ارتقاي شغلي و...مي باشد. به طور كلي هر فردي با سه سطح در يك سازمان ارتباط دارد: سطوح زيردست، همكاران هم رديف و همكاران سطوح بالاتر. آنچه بسيار حائز اهميت است آنست كه بدانيم در هر سطحي چگونه انتقادات خود را بيان كنيم. اگر بخواهيم از يك روش براي انتقاد از افراد مختلف استفاده كنيم، يك اشتباه بزرگ مرتكب شده ايم و چنين شيوه اي داراي نتايجي بسيار ناگوار است. در بسياري از سازمان ها ديده شده افرادي كه به طور كلي از ديگران به ويژه از افراد مافوق خود انتقاد مي كنند مورد بي مهري قرار گرفته و در گرفتن امتيازات و رتبه ها هميشه با مشكلات متعددي مواجه مي شوند. بررسي روش هاي انتقاد بسيار پيچيده و داراي نكات فراواني است. انتقاد صحيح، داروي تلخ ولي مفيدي است كه زماني موثر خواهد بود كه به موقع و درست تجويز شود، در غير اين صورت نه تنها باعث بهبودي نمي شود بلكه منجر به تشديد بيماري خواهد شد.

روزنامه ابتكار


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۲۱

كم ‌حرف‌ها، پرحرف‌ها يا خارپشت‌ها، شما جزو كدام دسته ‌ايد؟

در دنيايي كه رقابت در آن موج مي‌زند، والدين از فرزندانشان انتظار دارند خودي نشان دهند اما زندگي براي خجالتي‌ها آن‌قدرها هم كه گمان مي‌كنيد ،آسان نيست. كم‌رويي گاهي در دوراني خاص به ويژه كودكي، نوجواني و جواني جزئي از شخصيت هر انسان است كه به مرور زمان نيز برطرف مي‌شود. اما گاهي همين پديده به ظاهري بي‌اهميت، تبديل به نقصي اجتماعي‌ مي‌شود و جلوي پيشرفت فرد را در اجتماع مي‌گيرد.
 خجالتي‌ها انواع و اقسامي دارند:
۱) خجالتي‌هاي كلاسيك كه جرات حرف زدن ندارند و با گوشه نگاهي سرخ مي‌شوند
 ۲) خجالتي‌هايي كه براي پوشاندن كم‌رويي خود مدام حرف مي‌زنند
 ۳) خجالتي‌هايي كه مثل خارپشت خود را در حصاري دفاعي مخفي مي‌كنند تا آنها را آن‌گونه كه هستند، نبينند.
 ۴) خجالتي‌هاي عصباني كه مدام داد و هوار مي‌كنند تا ديگران متوجه‌ ترسشان نشوند.
 ۵) بعضي افراد تنها در شرايطي خاص خجالتي‌اند و در ديگر موارد شجاع و نترسند.
گاهي به جاي واژه كم‌رويي از اصطلاح "ترس از اجتماع" استفاده مي‌شود. بسياري از روان‌شناسان بر اين عقيده‌اند كه هيچ مرز واضح و مشخصي بين "كم‌رويي" و "ترس‌ از اجتماع" وجود ندارد. ماهيت هر دو يكسان است وتنها از نظر شدت باهم متفاوت‌اند.
در نظرسنجي‌ها، بيشتر جوانان و نوجوانان ادعا مي‌كنند كه خجالتي هستند، چون مثلا سركلاس درس، پاي تخته يا سالن‌هاي كنفرانس دانشگاه زبانشان مي‌گيرد و سرخ مي‌شوند.
مثلا در فرانسه ۶۰ درصد افراد ادعا مي‌كنند از كمرويي رنج مي‌برند. در حالي كه تنها ۲ تا ۳ درصد افراد واقعا از كمرويي به عنوان يك بيماري رواني كه معمولا همراه با افسردگي نيز هست، رنج مي‌برند. كمرويي در نوجوانان پديده‌اي بسيار پيچيده است. گرچه بدن نوجوان رشد كرده ولي او هنوز اعتماد به نفس لازم را در خود حس نمي‌كند. به محض آنكه به او نگاه كنيد سرخ مي‌شود و معمولا قادر نيست با جنس مخالف خود سر صحبت را بگشايد..
 ● آسيب‌پذيري ژنتيكي:
گرچه تاكنون ژن كمرويي شناخته نشده است، ولي محققان معتقدند تمامي افراد استعدادي طبيعي براي مبتلا شدن به كمرويي دارند. به طور حتم بعضي افراد حساس‌تر از ديگرانند. مشكل واقعي خجالتي‌ها اين است كه نمي‌توانند سنگيني نگاه ديگران را تحمل كنند.
 ● محيط خانوادگي:
به طور حتم خانواده و محيطي كه فرزندمان در آن رشد مي‌‌كند در خجالتي بودن يا نبودن وي موثر است. در صورتي كه والدين فردي كمرو باشند به طور حتم اين خصوصيت را به فرزند خود نيز انتقال مي‌دهند. از سوي ديگر والدين عصبي و سخت‌گير نيز فرزنداني خجالتي دارند. فرويد، دليل كمرويي را ترس از رها شدن مي‌داند. اين ترس در دوران كودكي و به ويژه نوجواني بسيار عادي است. اما اگر در دوران جواني و بزرگسالي نيز ادامه يابد، مطمئنا نقصي اجتماعي است كه بايد درمان شود.
 ● فرهنگ:
تحقيقات نشان داده است كه كمرويي با فرهنگ يك جامعه رابطه مستقيم دارد. به نظر مي‌رسد ژاپن نسبت به ديگر كشورهاي جهان، جمعيت خجالتي‌تري داشته باشد. ۹۰ درصد مردم اين كشور ادعا مي‌كنند خجالتي‌اند. در توكيو، فروتني، خويشتن‌داري، رازداري، جزء‌نگري و مهرباني ارزش‌هايي مقدسي‌اند كه مجريان آن خجالتي خوانده مي‌شوند. در كشور ما نيز به عنوان مثال از نظر فرهنگ اسلامي و سنتي يك زن ايده‌آل زني است كه هنگام صحبت با غريبه‌ها چشم به زمين بدوزد و سرخ شود، اما در حال حاضر با پيشرفت جامعه چنين خصوصياتي به خجالتي‌ها نسبت داده مي‌شود.
 ● وقايع زندگي:
گاهي در زندگي هر فرد اتفاقاتي رخ مي‌دهد كه مسببات گوشه‌گيري و كمرويي فرد را فراهم مي‌كند: تحقير، تمسخر، شكست .‌


سميه مقصودعلي


روزنامه سلامت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۲۰


راه كارهاي مقابله با ترس از زبان يك روانشناس

ناگهان همه چيز به طرز پيش بيني نشده اي خراب مي شود. چراغ هاي نئون حالتي تهاجمي مي يابند و گازهايي كه از اگزوز ماشين ها خارج مي شود خفه كننده و كشنده به نظر مي رسد.
 تعداد ضربان قلب افزايش يافته و تنفس متوقف مي شود. گاهي اوقات حتي تا حد از دست دادن هوشياري به پيش مي رود. البته زندگي ادامه خواهد يافت اما از اين به بعد ورود به تونل، آسانسور يا هر فضاي بسته، غيرممكن خواهد بود... ترس از عنكبوت، سوسك، هواپيما، آتش، دندانپزشك و... امروزه روانكاوان ترس ها را به طرق مختلف طبقه بندي مي كنند ترس از فضاي بسته، فضاهاي بزرگ ترس اجتماعي مثل ترس از صحبت كردن در جمع، ترس از خجالت كشيدن، ترس از تلفن، غذاخوردن در جمع...
 گاهي اوقات اين نوع از اضطراب هاي بي اساس موجب خنده مي شود اما بايد گفت كه شايد بيش از نيمي از مردم از اين ترس هاي بي اساس رنج مي برند.
 شكرابي از دانشجوياني است كه هيچ علاقه اي به شركت در فضاهاي باز و روبه رو شدن با يك تريبون آزاد را ندارد. وي مي گويد: در دانشگاه فرصت هاي بسيار زياد -براي شركت در جمع هاي دانشجويي و تبادل نظر و فعاليت هاي جمعي است اما- احساس و نگراني هاي بي اساس هميشه مانع پيشرفت در كارها بوده و به نوعي فعاليت هايم را مختل كرده است.
 وي مي افزايد: ترس از جمعيت براي افرادي مثل ما به گونه اي پررنگ است كه با حضور در يك كلاس يا فضاي بزرگ تر ميخكوب شده و تمام وجودمان از اضطراب لبريز مي شود. يكي ديگر از شهروندان كه از كودكي از باد مي ترسد عنوان مي كند: از كودكي با صداي باد و تكان خوردن درخت سرو حياط به زيرزمين خانه پناه مي بردم و با اين كه چندين سال از آن دوران گذشته و درخت سرو هم به دليل ترس هاي بي اساسم بريده شده اما هنوز با صداي باد علائم ترس و دلهره در چهره ام هويدا مي شود.
 به گفته يك روانشناس براي ترس هايي كه احتياج به درمان دارند سه ويژگي را مشخص كرده اند.
 اسلامي توضيح مي دهد: احساس اضطراب بايد عميق و به همراه نشانه هاي خارجي مثل افزايش ضربان قلب، احساس جسم كروي در گلو و عرق سرد باشد. همچنين ترس بايد به مدت طولاني وجود داشته و بر خلاف ترس هاي بي اساس كه به مرور زمان ناپديد مي شود استمرار يابد.
ويژگي سوم اين كه فرد مبتلا روزانه با شيء مورد ترس مواجه شده و شيء موجب نگراني و مانع فعاليت او شود.
 وي مي افزايد: ترس بي اساس ديوانگي يا جنون نيست وارتباطي با اختلالات شديد رواني ندارد اما در صورت داشتن اين ۳ويژگي فوق مشورت با روانپزشك ضروري به نظر مي رسد.
 اين كارشناس مثال مي زند: افرادي كه از آب مي ترسند به هيچ قيمتي حاضر به فرو كردن سر خود در آب نيستند و اين اضطراب عموما در كنار استخرها در هنگام آموزش مربي به شاگردان بيشتر محسوس است.
 به گفته وي منشاء اين گونه ترس هميشه در خطرهايي است كه وجود واقعي داشته و ريشه آن در مكانيسم هاي دفاعي مي باشد.
 وي ميراث ژنتيك ما را مسئول ترس هاي موجود دروني عنوان مي كند و مي گويد: در سير تكامل نوع بشر انسان همواره ترس را با خود داشته و برخي از انواع اين ترس هاي بي اساس در همه افراد وجود داشته اما در اشخاص مختلف درجات متفاوتي را دارد.
 اين روانشناس در خصوص ترس از فضاهاي بسته نيز توضيح مي دهد: افرادي كه به اين ترس مبتلا هستند راهروي پشت بام و اتاق تاريك برايشان غيرقابل تحمل است و صرف فكر كردن در مورد آن علائم دلهره را ظاهر و اضطراب را شكل مي دهد، به طوري كه فرد داراي حراس بي اساس و در آرزوي فرار بوده و ميخكوب بر جاي مي ماند.
 وي در خصوص داروهاي داراي اثر درماني مي گويد: داروهاي ضد افسردگي اثر درماني خود را در مرحله خاصي كه مربوط به حالت افسردگي و يا اضطراب است اعمال مي كنند و زماني كه اين مرحله سپري شد به آساني و بدون نگراني از ايجاد وابستگي مي توان مصرف آن ها را قطع كرد ضمن اين كه به رغم موثر بودن درمان دارويي اين نوع درمان شانس عود را كاهش نمي دهد.
 وي همچنين به ريشه ترس در فرضيات ژنتيكي اشاره مي كند و مي گويد: حواس يك نوع بيماري ارثي است كه از والدين منتقل شده و ريشه در آشفتگي هاي رواني و اضطراب آنان در نزد فرزندان دارد. طبق مثال وي مادري كه از خيابان ترس دارد فرزند خود را به همراه خود برده و به او قوت قلب مي بخشد اما رفتار نامتعادل مادر شرايطي غيرطبيعي را براي كودك به وجود آورده به طوري كه كودك ترس پنهاني مادر را درك مي كند.
 اين كارشناس روانشناسي در خصوص فضاي باز اجتماعي مي افزايد: اصولا ترس از جمعيت و مكان هاي بزرگ براي فرد بيمار نوعي زندان محسوب شده به طوري كه عواقب اين اضطراب مي تواند به چشم پوشي از دنياي بيرون و به نوعي انزوا و گوشه نشيني بينجامد.
اسلامي با اشاره به اين كه اين گونه افراد هيچ گاه بدون همراه از منزل خارج نشده و هميشه بهانه هاي مختلفي براي خارج نشدن از خانه دارند مي گويد: اين ترس ها از سوي پزشكان جدي بوده و در صورت عدم كنترل مي تواند زندگي فرد را مختل كند.


روزنامه خراسان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۱۹

صادقانه با خطاهاي مان روبه رو شويم

درباره اعتماد به نفس و اهميت آن در زندگي فردي و اجتماعي ، بسيار خوانده و بسيار شنيده ايم. اعتماد به نفس در هر فرد، تصويري است از همه زندگي گذشته او ، تصويري كه قرار است او از هم اكنون براي آينده ترسيم كند. اعتماد به نفس ، چيزي نيست جز مجموعه شكست ها و موفقيت هاي فرد و ارزيابي آنها. در نتيجه ، اعتماد به نفس در هر فرد ، تصويري است كه او از خود دارد ، تصويري كه يك شبه حاصل نشده است و بنابراين در يك شب نيز نمي توان آن را دگرگون كرد. در اين جا نمي خواهيم درباره اهميت اعتماد به نفس و نحوه شكل گيري آن سخن بگوييم ، بلكه مي خواهيم راهي براي بهبود و افزايش آن ارائه كنيم و پيشنهادهايي براي پديد آوردن اعتماد به نفس كامل عرضه نماييم!
 ۱) با خودتان روبه رو شويد
اولين شرط افزايش اعتماد به نفس ، آن است كه دقيقا با خودتان روبه رو شويد و ببينيد كه خودتان را چگونه ارزيابي مي كنيد ، چه نمره اي به خودتان مي دهيد و كدام جنبه ويژگي خود را بيشتر يا كمتر مي پسنديد. بدون چنين ارزيابي اي از خود و رويارويي با خويشتن ، هر كوششي نافرجام خواهد ماند.
۲) نيازمند زمان و كوشش هستيد
 دومين نكته آن است كه اعتماد به نفس يا تصويري كه از خودتان داريد ، محصول ساليان گذشته زندگي شماست و تغيير و اصلاح آن نيز نيازمند زمان و كوشش است. اين سخن ، به معناي نااميد ساختن افراد نيست ، بلكه بدين معناست كه شناخت واقعيت ، در اين جا بسيار ضروري است. مهم آن است كه واقعيت را آن گونه كه هست ، بشناسيم و سپس در پي اصلاح آن برآييم. سفرهاي طولاني نيز با گام هاي نخستين آغاز مي شوند.
۳) هر حركتي موثر است
سومين نكته آن است كه هر حركت ما و هر روز كه از زندگي ما مي گذرد ، مي تواند گامي به سوي كسب اعتماد به نفس كامل باشد. فراموش نكنيد كه هنوز شخصيت آرماني و فردايي شما آفريده نشده است ، چرا كه هنوز فردا در راه است. بنابراين همساز با زمان و زندگي مي توانيم الگوهاي شخصيتي خود را دگرگون كنيم و اعتماد به نفس مطلوب خود را كسب كنيم.
● خلق تصويري براي آينده
حال با توجه به اين چند نكته ، به توصيه هايي اشاره مي كنيم كه مي تواند به شما كمك كند تا اعتماد به نفس خود را افزايش دهيد و تصوير مطلوب خود را بيافرينيد. آينده چيزي نيست جز انديشه هاي شما و كوشش براي آفريدن آنها و جامه عمل پوشاندن به آنها.
● گذشته را بپذيريد ، آينده را دگرگون كنيد
گذشته را به هيچ وجه نمي توان تغيير داد، اما آينده هنوز آفريده نشده است. در حقيقت آينده چيزي نيست جز انديشه هاي شما و كوشش براي آفريدن آنها و جامه عمل پوشاندن به آنها.
نخستين گام در راستاي كسب اعتماد به نفس ، پذيرش همين واقعيت ساده است.
از آن جا كه گذشته ، گذشته است و آن را به هيچ روي نمي توان دگرگون ساخت ، بنابراين نبايد چندان به آن دل بست. البته مقصود ، درس نگرفتن از خطاها و شكست هاي گذشته نيست (چرا كه اين كار ، خود، قدم بلندي است براي رشد خويشتن)، بلكه مقصود آن است كه در بند گذشته نباشيم و آن قدر خطاهاي گذشته خود را بزرگ نكنيم كه ما را از ديدن آينده باز دارد.
به جاي اين نگاه گذشته نگر ، مي توان عاقلانه به گذشته نگريست و پس از ارزيابي آن ، بر آينده متمركز بود و وقت خويش را صرف چيزي كرد كه توان آفريدن و دگرگون ساختن آن را داريم.
۱) گاهي به خود لبخند بزنيم
ما غالبا وقت و فكر خود را صرف گذشته مي كنيم و در همان فضا زندگي مي كنيم و در نتيجه ، آينده خويش را نيز براساس همان گذشته اي كه از آن گريزان هستيم ، مي آفرينيم ، در صورتي كه بايد اين نگرش را تغيير داد و با نگاهي تازه به خود و تجربيات گذشته خويش و قابليت هاي خود نگريست.
اين كار در آغاز، دشوار مي نمايد اما با كمي تمرين مي آموزيم كه صادقانه با خطاهاي خود رو به رو شويم و حتي اگر لازم شد، فيلسوفانه بر خويشتن بخنديم ، بي آن كه خود را تحقير كرده باشيم.
۲) محدوديت هاي خود را بشناسيم
 لازم نيست كه هر يك از ما در همه زمينه ها سرآمد ديگران و به اصطلاح ، در همه عرصه ها نفر نخست باشد. اين كمال طلبي افراطي و اين گونه انتظار داشتن از خويشتن ، ريشه در نشناختن خود دارد و آن روي سكه بي اعتمادي است.
كسي كه خود را در آينه واقعيت ديده است ، توانايي هاي خود را در كنار ضعف هاي خود ، پذيرفته است و به همين دليل ، اعتماد به نفس پيشرفته اي دارد.
براي مثال ، چنين كسي ممكن است خود را در رياضيات فوق العاده ، در ادبيات متوسط و در ورزش ضعيف بداند. او با دانستن اين سه واقعيت ، ديگر نه خود را مي فريبد و نه به خود لطمه مي زند ، مي داند كه در كجا سرمايه گذاري كند و در چه مسائلي خود را بيازمايد و محك بزند.
پذيرش محدوديت هاي خويش ، روي ديگر سكه شناخت و پذيرش توانايي و قابليت هاي خويش است. به توانايي ها و استعدادهاي خود ارزش دهيد و آنها را دست كم نگيريد و بدانيد شما اشرف مخلوقات هستيد و براي آينده نيز تصميمات جديدي بگيريد.
اگر شخصي بي آن كه ارزيابي درستي از خود داشته باشد ، بخواهد در همه عرصه ها نفر او ل باشد ، بي شك در همه عرصه ها عقب خواهد افتاد.
يكي از كساني كه نخست تصور غلطي از خود داشت و مي خواست در همه حال نفر اول باشد ، اما بعدها توانست بر اين خصلت كمال طلبي افراطي خود پيروز شود ، مي گويد:
من دل مشغول كيفيت زندگي ام هستم. مي خواهم سخت كار كنم ، اما نمي خواهم كه در هر زمينه اي چنان سخت كار كنم كه هيچ كاري خوب از آب در نيايد و من دچار احساس شكست خوردگي شوم.
بنابراين ، پذيرش محدوديت هاي خويش ، روي ديگر سكه شناخت و پذيرش توانايي و قابليت هاي خويش است.
● شما بهترين داور براي خودتان هستيد
با ضعف هاي خويش نيز چون قاضي عادل رفتار كنيد ، يا به تعبير بهتر ، همچون پزشكي باشيد كه مي خواهد بيماري را درمان كند.
لازم نيست كه به خاطر وجود ضعفي در خود ، از خودتان متنفر باشيد و به سبب آن ضعف ، خود را تحقير كنيد. كافي است بخواهيد كه آن ضعف نباشد و درمان شود. بنابراين همچون ناظر بي طرفي ضعف هاي خود را به همان اندازه كه اهميت دارند ، ببينيد و به تدريج آنها را برطرف سازيد.


آذر حاجي عباس تبريزي
روزنامه جوان

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۱۸

واژه‌ ها را مثبت به‌ كار ببريم

كلمه‌ها، عقايد شكل گرفته و افكار بيان شده هستند. به عبارت ساده آنچه مي‌گويي فكري است كه بيان مي‌شود. كلمه‌ها و انديشه‌ها داراي امواجي نيرومند هستند كه به زندگي و امورمان شكل مي‌دهند.
امروزه ثابت شده كه كلمات منفي نيروي منفي به سمت شخص مي‌فرستند و او را به سمت منفي و بيماري سوق مي‌دهند! به طور مثال وقتي به ما مي‌گويند خسته نباشي در اصل خستگي را به يادمان مي‌آورند و ناخودآگاه احساس خستگي مي‌كنيم (با خودتان امتحان كنيد). اما اگر به جاي آن از يك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نيروي از دست رفته، ترميم و خستگي جسم را از بين مي‌برد، بلكه نيروي مثبت و سازنده‌اي را به افراد هديه مي‌دهيم.
▪ به جاي دستت درد نكنه؛ بگوييم: ممنون از محبتت، سلامت باشي.
▪ به جاي ببخشيد مزاحمتون شدم؛ بگوييم: از اينكه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم.
▪ به جاي گرفتارم؛ بگوييم: ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود.
▪ به جاي دروغ نگو؛ بگوييم: راست مي‌گي؟ راستي؟
▪ به جاي خدا بد نده؛ بگوييم: خدا سلامتي بده.
▪ به جاي شكست خورده؛ بگوييم: با تجربه.
▪ به جاي مگه مشكل داري؛ بگوييم: مگه مساله‌اي داري؟
▪ به جاي فقير هستم؛ ‌بگوييم: ثروت كمي ‌دارم.
▪ به جاي بد نيستم؛ بگوييم:‌ خوب هستم.
▪ به جاي به درد من نمي‌خورد؛ بگوييم: مناسب من نيست.
▪ به جاي مشكل دارم؛ بگوييم: مساله دارم.
▪ به جاي جانم به لبم رسيد؛ بگوييم: چندان هم راحت نبود.
▪ به جاي فراموش نكني؛ بگوييم: يادت باشه.
▪ به جاي داد نزن؛ ‌بگوييم: آرام باش.
▪ به جاي من مريض و غمگين نيستم؛‌ بگوييم:‌ من سالم و با نشاط هستم.
▪ به جاي غم آخرت باشد؛ بگوييم: شما را در شادي‌ها ببينم.
وقتي بعد از مدتي هم ديگر را مي‌بينيم، به جاي توجه كردن به نقاط ضعف هم ديگر و نام بردن از آن‌ها مثل:
چقدر چاق شدي؟ چقدر لاغر شدي؟ چقدر خسته به نظر مي‌آيي؟ چرا موهات را اين قدر كوتاه كردي؟ چرا ريشت را بلند كردي؟ چرا توهمي؟ چرا رنگت پريده؟ چرا تلفن نكردي؟ چرا حال مرا نپرسيدي؟ و... بهتر است بگوييم: چه قدر خوشحال شدم تو را ديدم، و ... عبارات ديگري كه نه تنها بيانگر نقاط ضعف طرف مقابل ما نيست، بلكه نوعي اعتماد به نفس را به مخاطبمان القا مي‌كند.


خبرگزاري ايسنا


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۱۷

از نقاط ضعف خود استفاده كن  !

موفقيت، موقعيتي كاملاً شخصي است. هيچ‌گاه نمي‌توانيد قضاوت كنيد مديرعامل يك شركت بزرگ موفق‌تر است يا يك زن سرپرست خانواده، فقط خود آنها تشخيص مي‌دهند كه چه‌قدر موفق هستند. موفقيت از ديدگاه هر شخص مصداق و مفهوم خاصي دارد. ملاك ارزش‌گذاري و سنجش توفيق در بعضي امور نسبي‌اند، كه بسته به شرايط انسان‌ها و موقعيت زمان و مكان تغيير مي‌كند. موفقيت به پايان رساندن هر چيزي است كه قصد آن را كرده‌ايم. به عبارت ديگر موفقيت يعني تمام كردن كاري كه براي آن برنامه‌ريزي كرده‌ايم. بعضي افراد معتقدند موفقيت مهرباني با مردم و لذت بردن از زندگي است. براي بعضي ديگر به كار گرفتن صد در صد توان و كوشش براي رسيدن به هدف است.
 موفقيت، نتيجه عمل كردن مداوم در جهت رسيدن به مهمترين اهدافمان است. وقتي انرژي و توانمان را همواره بر آن‌چه بيشترين اهميت را دارد متمركز كرده و نتيجه كار را به خدا واگذار كنيم به آرامش خاطر و موفقيت خواهيم رسيد. بيشتر شاد بودن و شاد كردن ديگران، احترام به بزرگ‌ترها، مهر و محبت كودكان را برانگيختن، كسب ستايش منتقدان صادق، تحمل سختي‌ها، مبارزه با مشكلات، درك زبراي دويدن تعيين كنيد، مسيري كه شما را با بعضي مكان‌هاي ديدني جذب كند. مطمئن باشيد وقتي كه شما اين كاررا انجام داديد مطمئن باشيد كه بعد ازدويدن زماني را لذت خواهيد برد واحساس شادماني مي‌كنيد.
 ▪ برداشتن گام‌هاي كوچك
 برداشتن گام‌هاي كوچك براي تغيير، باعث مي‌شود كه به سادگي و راحتي كارها را انجام دهيد و براي مسائل ومشكلات آماده شويد. براي مثال اقدام به دويدن بيش ازدومايل درروز نكنيد.
به خودتان زمان بدهيد تا اين دومايل دويدن براي شما عادي شود. همچنين بخاطرداشته باشيد اگرلباس‌هاي دويدنتان را شب قبل آماده كنيد برايتان آسانترخواهد بود كه ازخانه بيرون برويد. يا با يك دوست براي دويدن قراري بگذاريد تا اگربعضي روزها خواستيد بيشتر از معمول بخوابيد بازهم دليلي براي زود بيدارشدن و بيرون زدن ازخانه داشته باشيد.
 ▪ بيشتر ياد بگيريد
 بيشتر ياد بگيريد درمورد اينكه چطوردر مسيرتان شگفتي بوجود آوريد تا بتوانيد ازمسيرخارج نشويد. براي مثال مشخص كنيد كه چقدرزمان مي‌برد وقتي شما نيم مايل مي‌دويد و به همين ترتيب چقدريك مايل و چقدردومايل زمان مي‌برد.با اين كار با خودتان مسابقه بگذاريد.
 ▪ فرار از انگيزه‌هاي ناگهاني
 ساختاري را تهيه كنيد كه براساس آن از انگيزه‌هاي ناگهاني و مخرب پيشگيري كند. تمام فعاليت‌هايتان را رده بندي كنيد مثلا چه كارهايي براي دستيابي به اهداف‌تان مفيد و چه فعاليت‌هايي سد راهتان هستند.
 يكي كه مفيد است را نگه داريد و آنهايي را كه ضررشان بيشتر است به كل حذف كنيد. براي مثال ممكن است شما يك سري تمرينات گرم كردن بدن درخانه را پيدا كنيد و اين باعث شود كه مانع بيرون رفتن شما ازخانه شود. يا زياد خوردن باعث شود كه شما به سختي ازخانه بيرون رويد.
 ▪ تمرين هميشه سازنده و عالي است
 از هر موقعيتي كه مي‌توانيد براي درگيرشدن و متعهد شدن به رفتارجديدتان استفاده كنيد. اگر براي يكي دو روز به خارج از شهر مي‌رويد وسايل دوندگي‌تان را برداريد ومسيرمناسبي را براي دويدن مسافت مورد نظرپيدا كنيد.
 ▪ رفتارجديدتان راحمايت كنيد
 امورجديد بسيارشكننده هستند و اگر حمايت نشوند ناپديد خواهند شد. يك راه براي كمك به خودتان اين است كه محيط اطرافي را كه درآن قرارداريد كنترل كنيد.
 اگرفهميده‌ايد كه بيدارماندن تا ديروفت باعث مي‌شود كه بيرون رفتن و دويدن را براي شما سخت شود، براي شما بهتراست كه يك ساعتي را دررخت خواب بمانيد تا بتوانيد راحت‌تر بيدارشده و به بيرون ازخانه برويد.
▪ براي موفقيت‌هاي كوچك نشانه گيري كنيد
 متخصصين فهميده‌اند كه برنامه‌ريزي كردن هدف‌هاي بزرگ، نتيجه‌اش ضعف‌هاي بزرگ خواهد بود.
 قبل ازآنكه مايل مورد نظرتان را بدويد مسافتي را با دوي آرام شروع كنيد. تنها براي اندكي ترقي مسافتي را به مسيرمعمولتان اضافه كنيد و بالاخره مسافت واقعي كه مي‌توانيد بدويد را خواهيد فهميد وآن را دوست خواهيد داشت.


همشهري انلاين


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]


 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۱۵

شكست ظاهري پلي است به سوي پيروزي حقيقي

ايجاد تغيير و تحول مثبت در زندگي فردي و بالارفتن از نردبان موفقيت در زندگي آرزوي هر كسي است. اما به سلامت طي كردن پله‌هاي اين نردبان مستلزم رعايت شرايط ذيل است: روي هر پله نبايد بيش از حد معمول مكث كرد؛ پس از پيمودن پله اول، نوبت به پله دوم مي‌رسد؛ از نردباني كه پايه‌اش شكسته است نبايد استفاده كرد؛ بايد ابتدا جاي پا را محكم كرد و سپس قدم بعدي را برداشت؛ پس از استفاده از نردبان نبايد آن را سرنگونش كرد.
خودشناسي و خودباوري: در اينجا شما بايد به نداهاي دروني كه از اعماق وجودتان برمي‌خيزد توجه كنيد و آرزوهاي قلبي‌تان را دريابيد. سعي كنيد از طريق تفكر و تجزيه و تحليل خود، توانايي‌ها واستعدادهايتان را كشف كنيد.
وقتي كه وارد جزيره ناشناخته وجود خويش مي‌شويد چيزهاي شگفت‌انگيزي را مشاهده خواهيد كرد. سپس خود را باور كنيد و به خود، توانايي‌ها و قدرتمندي‌تان ايمان بياوريد. اگر شما اطميناني مطلق كه ناشي از ايمان قوي است در خود به وجود آوريد در آن صورت واقعا به انجام هر كاري قادر خواهيد بود ولو اينكه ديگران به غيرممكن بودن آن ايمان داشته باشند. پس به خودتان تكيه كنيد و همه چيز را از خودتان بخواهيد، تنها شما هستيد كه سرنوشت خود را معين مي‌كنيد. متاسفانه اكثر مردم اشتباهات و اهمال‌كاري‌هاي خود را در زندگي به گردن تقدير مي‌اندازند.
عمل و تلاش آگاهانه: همه انسان‌هاي مــوفق اهل عمل و تلاش‌اند. كساني كــــه همواره در مورد اهدافشان سخن‌سرايي مي‌كنند و هرگز دست به عمل نمي‌زنند موفقيتي نخواهند داشت. موفقيت هيچ ارتباطي به شانس ندارد. هرچه بيشتر تلاش كنيم و از خود فعاليت و حركت نشان دهيم به همان اندازه به مــــوفقيت نزديكتر مي‌شويم.
 از آنجاكه عمر علاوه بر طول، عرض و عمق هم دارد، هرچه شديدتر و بهتر كار كنيد بيشتر زندگي مي‌كنيد، چراكه به عرض زندگيتان مي‌افزاييد و در نتيجه شاداب‌تر، سرزنده‌تر و راضي‌تر خواهيد بود. لذا شما بايد حركت كنيد. حركت باعث رشد و باروري اعتماد به نفس مي‌شود. مستقيماً وارد عمل شويد و دست به اقدام بزنيد زيراكه اقدام ترس را از بين مي‌برد.
بگوييد: بايد همين الان شروع كنم و شروع كنيد. صبر نكنيد تا اوضاع مساعد شود، زيرا هيچ وقت نمي‌شود. انتظار براي فراهم آمدن شرايط مطلوب انتظاري است كه تا ابد به درازا مي‌كشد.
در عين حال، بايد توجه داشته باشيد كه تلاش‌هايتان آگاهانه، حساب شده و منظم باشد و كارها را از روي فكر و ذكاوت انجام دهيد. هميشه به دنبال بهترين راه ممكن باشيد. هميشه راه بهتري براي انجام كارها وجود دارد.
پشتكار و استقامت، صبر و انعطاف پذيري: وقتي كـــه وارد صحنه مي‌شويد و دست به عمل مي‌زنيد قسمت عمده‌اي از كار را به انجام رسانيده‌ايد، اما براي تحقق هدف و كسب نتيجه بايد حتماً پشتكار به خرج دهيد و پيگير باشيد. پيگيري كارها مغز را فعال و اميد به موفقيـت را در شـخص بارور مي‌سازد.
اگر در كارها جديت نداشته بــــــاشيم بي‌استعدادترين افراد مصمم و بااراده نيز از ما پيشي خواهند گرفت، چراكه فقدان استعداد، با مقاومت، سختكوشي، نظم، دقت و صبر وشكيبايي قابل جبران است. پس عزمي‌ آهنين و راسخ پيشه كنيد. هرگز از تلاش و كوشش خسته نشويد، آخرين كليد باقيمانده شايد بازگشاينده قفل در باشد.
درصورتي كه پله‌هاي قبلي به خوبي پشت سر گذاشته شود نتيجه دلخواه خود بخود به دست مي‌آيد، حتي اگر نتيجه موجود دلخواه و مطلوب شما نباشد، جاي هيچگونه ناراحتي و تاسف نيست. اصولاً هر وضعيتي مانند سكه يك روي خوب و يك روي بد دارد، آن روي خــوب را پيدا كنيد و جنبه‌هاي مثبت را ببينيد. شكست ظاهري پلي است به سوي پيروزي حقيقي.
از خود دو سوال بپرسيد: اشكال كار كجا بود؟ راه‌هاي جديد كدامند؟ و مجدداً و خلاقانه تر اقدام كنيد.


خبرگزاري ايسنا


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۱۴

درس هايي شيرين از تمرين هاي ناموفق


آيا به تازگي استرس و بحراني را پشت سر گذاشته و عصبي، نگران و به هم ريخته هستيد با اين كه تغيير دادن كامل شرايط زندگي امكان پذير نيست، اما مي توانيد با پياده كردن راهكارهاي زير موجبات بهبود شرايط روحي تان را فراهم آوريد.
 ● استراحت كرده و غذاهاي مقوي بخوريد
 بهترين راه كم كردن استرس داشتن خواب كافي در شب است. در واقع ذهن و جسم شما در حالتي بهترين كارآيي را دارند كه استراحت كافي داشته باشند، پس تلاش كنيد تا هفت الي هشت ساعت كامل بخوابيد.
در عين حال يك چرت كوتاه در عصر نيز در بازسازي انرژي روحي تأثير فراواني دارد. در ضمن بهتر است رژيم غذايي متعادلي بر پايه ميوه و سبزيجات و مصرف مكمل هاي ويتاميني داشته باشيد. اگر خواب و غذاي شما مناسب باشد بهتر مي توانيد استرس خود را مهار كرده و با شرايط جديد كنار بياييد.
 ● خودتان را بيشتر دوست داشته باشيد
 معمولاً زنان زمان زيادي را در طول عمر خويش صرف مراقبت از اطرافيان كرده و فراموش مي كنند به خودشان توجه كنند و مهمتر از همه اين كه خودشان را دوست داشته باشند، اما شايد براي تان جالب باشد بدانيد كه هرچه انرژي بيشتري براي خود، صرف كنيد، انگيزه بيشتري براي دوست داشتن و مراقبت از ديگران به دست خواهيد آورد. بنابراين از اختصاص دادن زماني براي خود و انجام كارهايي كه دوست داريد غافل نشويد. مثلاً نوشيدن يك فنجان چاي يا قهوه و يا خوردن قطعه اي شكلات در آرامش مي تواند احساس بسيار خوبي در شما ايجاد كند. در ضمن انجام كارهايي مثل باغباني، مطالعه و پياده روي نيز در حفظ تعادل روحي تأثير قابل توجهي دارند.
 ● مهار اضطراب با ورزش
 با وجود اين كه ممكن است با شرايط پيش آمده و استرسي كه داريد علاقه اي به ورزش نداشته باشيد، اما سعي كنيد زماني را براي ورزش كنار بگذاريد. پياده روي كرده و از مناظر اطراف لذت ببريد. اين كار روحيه شما را بهبود بخشيده و موجب كاهش ميزان هورمون هاي استرس زا در بدن مي شود.
در ضمن از تنفس عميق غافل نشويد. به آرامي نفس كشيده و هوا را به كمك عضلات شكم به خارج بفرستيد تا عميقاً احساس آرامش كنيد. به علاوه بهره بردن از ورزش يوگا نيز به دور كردن استرس كمك شاياني مي كند.
 ● روابط خود را با دوستان صميمي و مورد علاقه تان بيشتر كنيد
 استرس باعث انزواي اجتماعي برخي زنان مي شود، به ياد بسپاريد كه دوستان شما، از بهترين علل حفظ شادي در زندگي بوده و تقسيم عواطف و احساسات با آن ها مي تواند، كمك زيادي به حفظ روحيه كند.
 فراموش نكنيد همواره دوستان شادي در اطرافتان داشته باشيد زيرا روحيه خوب، مسري است. و مهمتر از همه دوستانتان هستند كه مي توانند باز هم خنده را روي لبانتان بياورند.
 ● سخت نگيريد
 بياموزيد در گذشته زندگي نكنيد و وقايع تلخ آن را به امروز و لحظه حال تعميم ندهيد.
بايد از اتفاقات گذشته درس گرفت، ولي آن ها را رها كرده و بر آينده با انديشه ها و رفتارهاي مثبت تمركز كرد.
 يك تجربه تلخ و نگاه كردن به بحران ها، نبايد زندگي را تحت تأثير قرار دهد. يادتان باشد تا زماني كه زنده ايد، حق حيات، آن هم به بهترين شكل ممكن را داريد.


 [بهار كمالي]


روزنامه ايران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]


 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۱۳

شما آن چيزي هستيد كه باور داريد

يكي از مهمترين چيزهايي كه قادر هستيد در خود ايجاد كنيد، باور و اعتماد به خود است. باور و اعتماد به اينكه شما در هر زمينه از زندگيتان توانايي انجام كارهاي مختلف را داريد و نبايد هيچ سايه ي شك يا ترديد بر اين باور وجود داشته باشد. درواقع همه ي انسانها ظرفيت انجام كارهاي فوق العاده در زندگيشان را دارند. اما بزرگترين مانع براي اكثر افراد، عدم اعتماد و اطمينان به خود است. برخي افراد آرزو دارند كه مي توانستند كارهاي خاصي را انجام دهند، اما فاقد اين اطمينان و باور هستند كه آنها توانايي انجام آن كارها را دارند.
اين باور و اعتماد به نفس است كه افراد را در دستيابي به اهدافشان ياري مي كند. اكثر ما اميدها و آرزوهاي بزرگي در سر داريم، اما به خود اجازه مي دهيم تا شك و ترديد روي توانايي ها و اثربخشي ما سايه بيفكند.
همه ي ما احساس حقارت و خود كم بيني داريم، چون تصور مي كنيم آنقدرها خوب نيستيم. فكر ميكنيم به اندازه ي آدم هاي ديگر خوب نيستيم و آنقدر خوب نيستيم كه بتوانيم چيزهايي كه در زندگي مي خواهيم را به دست آوريم. گاهي احساس ميكنيم كه استحقاق چيزهاي خوب را نداريم. حتي اگر سخت كار كنيم و دستاوردهاي زيادي در زندگيمان داشته باشيم، احساس مي كنيم كه مستحق اين موفقيت ها نبوده ايم.
قانون جهاني باور و اعتماد مي گويد كه ما به هرچه باور داشته باشيم، با احساساتمان تبديل به واقعيت مي شود. ما آنچه را مي بينيم باور نداريم؛ در عوض آنچه را كه باور داريم مي بينيم. اعتقادات و باورهاي ما صفحه ي ديد ما را نسبت به جهان شكل مي دهد، و به هيچ اطلاعاتي كه با اعتقادات و باورهايمان سازگار نباشد اجازه نمي دهيم از آن عبور كند. حتي به آن دسته از اعتقاداتمان كه كاملاً با واقعيت ناسازگارند نيز اجازه ي دخول داده نمي شود، چون واقعيت و حقيقت براي ما همان باورهايمان هستند.
 متداولترين و همچنين مضرترين باورها آنهايي هستند كه خود محدود كننده هستند. اينها باورهايي در رابطه با خودمان هستند، مثلاً اينكه اعتقاد داشته باشيد نمي توانيد چيزي را به دست آوريد چون آموزش يا پول كافي نداريد. ممكن است تصور كنيد كه نمي توانيد چيزي را به دست آوريد چون سن، جنسيت يا نژادتان براي دستيابي به آن مناسب نيست. اكثر اين باورها صحيح نيستند، با انحال باعث عقب نشستن شما ميشوند.
واقعيت اين است كه، شما استحقاق همه ي چيزهاي خوبي را كه توانايي به دست آوردن آن را از طريق استعدادها و توانايي هايتان داشته باشيد، داريد. تنها محدوديت بر آنچه مي توانيد داشته باشيد و داريد، فقدان ميل و انگيزه است. اگر شما هدفي داشته باشيد و براي به دست آوردن آن تلاش لازم را صرف كنيد، هيچ چيز نمي تواند شما را از دستيابي به آن منع كند، فقط بايد بخواهيد و براي آن تلاش كنيد، همين.
براي ايجاد باورهاي مثبت بايد دقيق تصميم بگيريد كه در آينده به كجا مي خواهيد برسيد. هرچه در مورد نتيجه اي كه مي خواهيد در آينده به دست آوريد واضح تر تصميم گيري كنيد، برايتان آسان تر خواهد بود كه عملكردها و رفتارهاي خود را در كوتاه مدت تغيير دهيد. و اين درعوض به شما اطمينان خواهد داد كه در بلند مدت به آنچه ميخواستيد برسيد.
وقتي خيلي دقيق تصميم گرفتيد كه چه نوع آدمي مي خواهيد باشيد، اولين گام بزرگ براي ايجاد باورهاي جديد را برداشته ايد. براي ادغام باورهاي جديدتان با زندگيتان، بايد براي خود مقرراتي تعيين كنيد كه در همه ي زمينه ها مثل آن فرد رفتار كنيد. اگر شروع به رفتار كردن مثل آن فرد موفقي كه دوست داريد بشويد كنيد، به تدريج ارزشها، كيفيات و خصوصيات شخصيتي او را اتخاذ خواهيد كرد و اين خصوصيات كم كم جزء شخصيت شما خواهند شد.
 اگر بتوانيد هر روز و در همه ي موقعيت ها مثل آن فرد رفتار كنيد، واكنشي زنجيره اي خواهد داشت. گرايشات و حالت هايتان تغيير خواهد كرد و مثبت تر خواهد شد. همين مسئله باعث ايجاد باورهايي نيرومندتر و مثبت تر خواهد شد. و اين باورهايتان بعدها تاثيري مثبت بر روي ارزشهايتان خواهد گذارد.
شما هيچ محدوديتي در توانايي هايتان نداريد، مگر آنهايي كه خودتان به آن اعتقاد داريد. افراد موفق افرادي غيرعادي و خاص نيستند. هيچ فرقي با شما ندارند، تنها تفاوت آنها اين است كه باور دارند كه قادر به انجام هر كاري هستند. شما خوب هستيد. و از امروز به بعد خود را به بهترين شكل ممكن بينيد و هيچ محدوديتي براي امكانات و توانايي هايتان قائل نشويد. وقتي چنين باور و اعتمادي را در خود ايجاد كرديد، و برطبق باورهايتان رفتار كرديد، آينده تان نيز نامحدود خواهد بود.


بيرتك


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان