مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3304
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 14
همه : 5159693


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۱۰

ده كليد تفويت روحيه

۱) خود را بشناسيد
 امروزه پيشنهاد سقراط در قرن پنجم قبل از ميلاد كه در آن متني بر خودشناسي ارائه شد به قوت خود پا برجاست. اهداف احساسات و محدوديت هاي خويش را بشناسيد و با آرامش با آنها برخورد نماييد. خواه از طريق مطالعه، خواه از طريق انديشيدن و تفكر، سعي كنيد بعضي راه هايي را كه باعث شناخت شما از خودتان مي شود و اين كه چه چيزهايي شما را خوشحال مي كند پيدا كنيد. چنانچه به اين توصيه عمل كنيد، بهتر قادر به كنترل زندگي و مشكلات پيش روي خود خواهيد بود.
 ۲) به خودتان ارزش بدهيد و به خود اعتماد داشته باشيد
 ممكن است سخت به نظر برسد اما سعي كيند رفتارتان گوياي اين باشد كه از خودتان مواظبت مي كنيد. حتي اگر هميشه احساس عدم اطمينان مي كنيد، برخورد و رفتار مثبت را به دنياي اطراف هديه دهيد. برخورد مردم با شما متأثر از رفتار و پوشش شماست. بنابراين خود ارزشي و خود اعتمادي را به نمايش بگذاريد تا احترام را براي شما به ارمغان آورد.
 ۳) بيش از حد توان تان كار نكنيد
 همه ما با سخت كوشي، خواهان تأمين امنيت و رفاه خانواده مان هستيم. اما مهم اين است كه تعادل را در زندگي حفظ كنيم. معمولاً آن چه از نظر مالي دنبال مي كنيم با آن چه كه تحقق مي يابد يكسان نيست. اگر براي شما تأمين معاش مهمتر از صرف وقت با عزيزان يا لذت بردن از زندگي است، بهتر است در تعيين اولويت ها بازنگري كنيد. سعي كنيد برقراري تعادل را از كسي كه بين زندگي شغلي و خانوادگي اش اين توازن را ايجاد كرده بياموزيد يا اين كه با خانواده يا دوستانتان راجع به تأثيرات شغلي تان بر روي آنها صحبت كنيد.
 ۴) از افراد منفي دوري كنيد
 از ارتباط مسموم كه در شما احساس ناراحتي، عصبانيت يا ناامني مي كند اجتناب كنيد. حتي المقدور ارتباط خويش را با كساني كه براي شما افسردگي به ارمغان مي آورند به حداقل برسانيد، كساني كه اكثراً محبت هاي دريافتي را بدون پاسخ مي گذارند و يا كساني كه دائماً از شما انتقاد مي كنند. صداقت سخنان چنين افرادي را مورد ارزيابي قرار دهيد تا ببينيد كه ميزان حقايق موجود در سخنانشان تا چه حد براساس ارتباطي مثبت و خوش بينانه است. اگر كساني شما را تحت فشار رواني قرار مي دهند صريحاً از آنها بخواهيد شما را رها كنند.
 ۵) مثبت فكر كنيد
 سعي كنيد از حداكثر توانايي هايتان استفاده كنيد و به قدرت خويش اتكا كنز علائم اعتماد به نفس خجالت نكشيدن است. در اين حال تلقين به خود با جمله هايي نظير من مي توانم هر كاري را كه اراده مي كنم انجام دهم. من مي توانم در جمع با آرامش صحبت كنم و ..... مي توان موثر تر از جمله هايي چون من خجالت نخواهم كشيد من سرخ نمي شود و ....مي باشد.
 ▪ رابطه خجالت و اعتماد به نفس:
 مهمترين علت خجالت كشيدن در مقابل ديگران يا موقعيت هاي تازه اين است كه فرد بيش از حد به محدوديت ها كمبود ها و نقطه ضعف ها فكر مي كند. يك فرد خجالتي قبل از روبه رو شدن با كسي كه او را نمي شناسد به طور مرتب با خود فكر مي كند كه اگر از من چيزي بپرسد كه ندانم چه كنم؟اگر از من كاري را بخواهد كه بلد نباشم چه كنم؟و......
 به اين ترتيب مي بينيم كه تمام فكر شخص خجالتي روي عدم توانايي ها متمركز مي شود. به طور مسلم در افراد عدم توانايي و ضعف هايي وجود دارد بايد توجه داشت كه در وجود انسان نيرو توانمندي ها و استعداد ها ي فراوان نهفته شده كه بايد آنها را كشف نمود, به آنها بها داد و براي تقويت آنها تلاش كرد. براي موفقيت در رفع احساس خجالت بايد قبل از هر چيز خود را قبول داشته و در واقع خود را درست در همان گونه كه هستيم بپذيريم. براي اين منظور لازم است نگاهي به طرفانه و دقيق به خود بيندازيم و ببينيم كه داراي چه قابليت هايي هستيم.
 اين همان چيزي است كه روان شناسان مثبت فكر كردن ناميدند.بيشتر افراد خجالتي كساني هستند كه از وجود استعداد هاي در خود اطلاعي ندارند و يا اين توانمندي ها را باور نكرده اند . بنابراين لازم است از هم اكنون الوين قدم را با شهامت بردارند , اولين قدم براي بهرهگيري از توانايي هاي ذاتي.
 ▪ پس مثبت ببين و مثبت فكر كن
 در اين حال با كشف خود و توانمنديها فراوان چنان حالتي در شما ايجاد خواهد شد كه احساس خجالت را به تدريج محدود و نابود مي سازد. هر چه شناخت از توانمندي ها و استعداد ها بيشتر باشد, اعتماد به نفس بيشتر خواهد بود و جايي براي خجالت كشيدن باقي نمي ماند.


سايت عزيزجون


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۸


آن هنر بي زحمت

▪ درباره ايدئولوژي «پشتكار»
 احتمالا اكنون ديگر همه مان خوب مي دانيم كه ضرب المثل «بي رنج گنج ميسر نمي شود» چندان هم صادقانه و عاري از ساده لوحي نيست، زيرا مي دانيم كه اغلب حتي در صورت تحمل رنج فراوان نيز براي فرد هيچ گنجي ميسر نخواهد شد البته مگر اين كه اين رنج را طبق معمول همان رنج ديدگان هميشگي متحمل شوند تا گنج به فاتحان برسد. آدم احساس مي كند اكثر ضرب المثل هايي كه اين همه رواج دارند و در كتاب هاي درسي و مسابقات دست دهم تلويزيوني يك ريز تكرار مي شوند، محصول توطئه هايي است كه پشت پرده ها براي تحميق توده ها صورت مي گيرد.
همين جا بايد اعتراف كرد كه بعضي وقت ها نظريه توطئه نه تنها بد و عوامانه نيست، بلكه ازقضا بهتر از هر نظريه «علمي» و «بومي شده» ديگري قادر است آن به اصطلاح واقعيت را توضيح دهد: چرا كه نه، واقعا چيزهايي هست كه براي همگان قابل رؤيت نيست.
 بله، نه تنها اغلب رنج به گنج نمي رسد، بلكه برعكس، اين بخت و شانس و تصادف و بعضا بلاهت است كه انواع خاصي از گنج و شهرت و قدرت و موفقيت و مقام را به ارمغان مي آورد. «پشتكار» حقيقتا يكي از همان اسطوره هايي است كه انگار هيچ وقت كهنه نمي شوند. به جرٲت مي توان گفت كه تقريبا هر شخصي در زندگي اش، روزي، جايي، در محفلي، خطاب به جوان خامي، در بدگويي از دوستي، به اين اسطوره متوسل شده است. چه كسي بود كه براي اولين بار در گوش آدميزاد زمزمه كرد كه كار و تلاش و پشتكار مي تواند مايه موفقيت و بهروزي او شود مهم نيست چه كسي، مهم آن است كه ايدئولوژي «پشتكار» واقعا كار مي كند و خيال آدم ها را هم راحت مي سازد و به ايشان اطمينان مي دهد كه اگر خوشبخت نمي شوند دليل اش اين است كه «پشتكار ندارند» و «زحمت نكشيده اند»، وگرنه وضعيت موجود كه ايرادي ندارد و همه شرايط براي پيشرفت شغلي و موفقيت و، از همه مهم تر، ازدواج مهياست.
بنابراين، وقتي تٲكيد بر پشتكار و زحمت قرار مي گيرد، كل ميانجي گري جامعه و وضع موجود قيچي مي شود و همه چيز به امري ذدي، تجربه فراوان و كسب دانش و خردمندي لازم و كافي در آن زمينه است."
 اصول حرفه اي بودن را به اختصار مي توان اينگونه بر شمرد :
 ۱) دغدغه‌مندي:
كار براي شما، مسأله و دغدغه است، يعني شما به هر علت (نياز مالي، دغدغه علمي و...) آمده‌ايد تا مسأله‌اي را حل كرده و گره‌اي را بگشاييد.
۲) جديت:
آن كار براي شما يك مسأله‌ي عادي يا فرعي نيست بلكه در كار مصمم و جدي هستيد.
۳) دانش و خردمندي:
بر آن حوزه‌ي كاري اِشراف فكري داريدو خلاقانه و آينده‌نگرانه به ارتقاي وضعيت انديشيده و راهكارهاي آن را ابداع مي‌نماييد.
۴) تجربه فراوان:
در اثر تجربه و ممارست فراوان در آن زمينه، دركي عميق و ژرف‌يافته و تمامي مهارت‌ها و توانمندي‌هاي مورد نياز را به‌دست آورده‌ايد.
 ۵) لذت‌بردن:
دائماً از انجام كار خود، لذت مي‌بريد وآن را صرفا"براي رفع نياز، گذران امور، با بي ميلي و به‌صورت انفعالي انجام نمي‌دهيد.
۶) احترام‌گذاري:
براي همكاران، مشتريان، كارفرمايان، سازمان خود و به ‌ويژه براي پيش‌كسوتان نهايت احترام و ادب را قائليد.
۷) يادگيري مستمر:
دائماً در كار خود مي‌آموزيد و در هر مرحله از انجام كار خود، سعي مي‌كنيد نكته‌اي را آموخته و دست‌خالي از اين تجربه برنگرديد.
۸) پشتكار:
هيچگاه نوميدي بر شما مستولي نمي‌گردد و به راحتي از ميدان بدر نمي‌شويد.
 ۹) دلسوزي و تعهد:
كارهاي خود را دلسوزانه و متعهدانه انجام مي‌دهيد. به كار خود و سازمانتان "تعلق‌خاطر" داريد و كار را از آنِ خود مي‌دانيد.
۱۰) بهره‌وري:
بازده كار شما بالاست. اثر بخشي و كارآيي زيادي داريد. ازسرعت و دقت كافي برخورداريد و در كارهايتان خلاقيت و نوآوري به خرج مي‌دهيد.
از همين امروز بكوشيم تا در زندگي خود حرفه‌اي باشيم و با مسايل كاري خود حرفه‌اي برخورد نماييم تا براي خود و جامعه‌ثمربخش‌تر باشيم و نقش جدي‌تر و اثرگذارتري ايفا نمائيم.

زندگي و كار در يك محيط حرفه‌اي واقعاً لذ‌ت‌بخش است.
 

 http://thebankers.blogfa.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۶

يادگيري جرئت مند بودن

● جراتمند بودن چيست ؟
 دفاع از حقوق خود و اجازه بهره‌جوئي از اين حقوق را ندادن، يك تعريف جرأتمند بودن است. جراتمندي همچنين به معني انتقال روشن آنچه در واقع مي‌خواهيد ،احترام گذاردن به حقوق و احساسات خود و احترام گذاردن به حقوق و احساسات ديگران است جراتمندي ابراز صادقانه ومناسب احساسات ،عقايد و نيازهاي شخص است.جراتمندياتخاذ موضع خود تحليلي و سپس عمل است آنگاه نتايج ارزشمند حاصل مي آيد.
 ● چگونه جراتمندي از پرخاشگري تفاوت مييابد؟
 پرخاشگر بودن به معني حمايت از خود به شيوه‌اي است كه در آن به حقوق ديگران تجاوز مي‌شود. رفتار پرخاشگرانه نو‌‌عا تنبيه‌گرانه، خصمانه ،سرزنش آميز و تحكم جويانه است. پرخاشگري مي‌تواند تهديد، توهين و حتي تنبيه بدني را شامل شود. پرخاشگري مي‌تواند شامل ريشخند، عبارت طعنه آميز، غيبت و ...."لغزش زباني "شود.
 ● چه چيزي باعث مي شود مردم از جراتمند بودن اجتناب ورزند ؟
 اكثر مردم به دليل ترس از ناراحتي ديگران و از دست دادن دوستي آنها، از جراتمندي دست مي‌شويند. معهذا هر چند ممكن است شما با كنار گذاردن جراتمندي ا ز ناخرسنديهاي فوري و بلافصل پرهيز كنيد ولي چنين كاري در درازمدت رابطه را به مخاطره مي‌افكند و آنگاه احساس شما اين خواهد بود كه مرتب بهره‌هايي را از دست مي‌دهيد.
 ● شما از چه ميزان جراتمندي برخورداريد؟
 ▪ از خودتان سؤالات زير را بپرسيد:
 ▪ آيا شما احساسات و ترجيحات خود را به روشني به ديگران بيان مي‌كنيد؟
 ▪ آيا شما در صورت نياز، از ديگران كمك درخواست مي‌كنيد؟
 ▪ آيا شما خشم و عصبانيت را به نحو مناسب ابراز مي‌داريد؟
 ▪ آيا وقتي گيج مي‌شويد سؤال مي‌پرسيد؟
 ▪ آيا وقتي متفاوت از ديگران فكرو احساس مي‌كنيد ، عقايد خود را داوطلبانه بيان مي‌داريد؟
 ▪ آيا شما وقتي نمي‌خواهيد كاري انجام دهيد مي‌توانيد "نه "بگوئيد.
 ▪ آيا شما در مجموع به شيو ه اعتماد آميز، با قدرت و صلابت صحبت مي‌كنيد ؟
 ▪ آيا وقتي با مردم حرف مي‌زنيد به آنها نگاه مي‌كنيد ؟
 ●● چهار نوع جراتمندي
● جراتمندي اساسي
اين نوع جراتمندي، ابراز ساده و مستقيم باورها، احساسات ياعقايد شما است.
 اين نوع جراتمندي معمولا از طريق عبارات ساده‌اي چون "من مي خواهم " يا "من احساس مي‌كنم " ابراز مي‌شود .
 ● جراتمندي قوي
اين نوع جراتمندي ،انتقال حساسيتها به شخص ديگر است.اين نوع جراتمندي معمولا شامل دو بخش مي‌شود.
 بازشناسي موقعيت يا احساسات شخص ديگر كه بدنبال آن اظهار نظري صورت مي‌گيرد كه در آن شما از حقوق خاص خود حمايت مي‌كنيد .
 "من مي دانم كه شما واقعا سرتان شلوغ بوده است ولي من مي‌خواهم احساس كنم كه رابطه‌ها براي شما مهم است .مي‌خواهم شما به من و ما زماني را اختصاص دهيد."
 ● جراتمندي فزاينده
اين نو ع جراتمندي زماني به وقوع مي‌پيوندد كه شخص ديگري در واكنش به جراتمندي اساسي شما شكست مي‌خورد و به تجاوز عليه حقوق شما ادامه مي‌دهد. در نتيجه شما بتدريج جراتمند ي را گسترش مي‌دهيد و به نحو فزاينده‌اي بر راي خود محكم‌تر تاكيد مي‌ورزيد.
در اين گونه جراتمندي حتي ممكن است شما به پاره‌اي از اعمال اشاره كنيد كه درصورت ادامه رفتار طرف مقابل، از شما به عنوان نتيجه بروز كند ولي اشاره به اعمال تنها پس از چند عبارت جراتمندانه اساسي و پايه ارائه مي‌شود. براي مثال اگر شما تا پنج بعد از ظهر فردا كارتان را روي ماشين من تمام نكنيد من مجبور مي‌شوم به فلان يا بهمان دفتر تجاري زنگ بزنم .
 ● جراتمندي از طريق گفتار با "من " آغاز شونده
▪ اين نوع جراتمندي خصوصا براي بيان احساسات منفي مفيد است .اين نوع جراتمندي يك اظهار نظر سه بخشي را شامل مي‌شود:
 ▪ وقتي شما چنين و چنان كرديد....(رفتار را توصيف كنيد.)
 ▪ اثرات عبارت هستند از ...(اين موضوع را كه چگونه رفتار به نحو عيني و ملموس بر شما اثر مي‌گذارد، توصيف كنيد )
 ▪ (من احساس مي‌كنم كه)عبارت اول شخص مفرد را به كار ببريد: "من احساس مي كنم كه "بجاي " شما فلان يا بهمان هستيد ."
 تمركز اصلي دراظهار نظرهاي با "من" آغاز شونده، روي بخش ( من احساس مي‌كنم)،"من مي خواهم"مي‌باشد. به هنگام ابراز خشم، تمايل غالبا بر سرزنش شخص ديگر، از كوره در رفتن و اختيار هيجان را از كف دادن است .
 جراتمندي از طريق گفتار با "من "آغاز شونده، مي‌تواند به شما كمك كند به نحو سازنده بر خشم متمركز شويد و در ارتباط با احساسات خودتان موضع روشني بگيريد.
 ● يادگيري جراتمند بودن به شيو ه‌اي مثبت
▪ چگونه شروع كنيم:
 يك نظام اعتقادي و ارزشي را قبول كنيد كه به شما رخصت ابراز وجود بدهد .اين گام، دشوارترين گام است. بدين معني كه چنين نظامي است كه به شما اجازه مي‌دهد خشمگين شويد، " نه " بگوئيد، درخواست كمك كنيد و خطا كردن را قبول كنيد
● يادگيري مهارتهاي جراتمندي
اين مهارتها عبارتند از جراتمندي اساسي‌، جراتمندي قوي، جراتمندي فزاينده از طريق گفتار با "من)"آغاز شونده از بهترين مهارتهاي ارتباطي خود استفاده كنيد . تماس چشمي مستقيم بر قرار كنيد:وضع بدني مناسب به خود بگيريد،حالات چهره خود را مناسب با پيام انتخاب كنيد ،سطح و آهنگ مناسب صداي خود را حفظ كنيد،زماني مناسبي را براي جراتمندي انتخاب كنيد .
 ● تمرين ،تمرين ،تمرين
به صرف خواندن يك جزوه نمي توانيد جراتمند بودن را ياد بگيريد . اگر امكان آن فراهم است به گروه مهارتهاي جراتمندي يا گروه مهارتهاي ارتباطي بپيونديد .
 شما مي توانيد در ارتباطي كه با دوستان و اعضاي خانواده خود برقرار مي‌كنيد اين مهارتها را تمرين كنيد ولي به آنها ابتدا بگوئيد كه مشغول چه كاري هستيد! روي كمك آنها مي‌توانيد حساب باز كنيد، در مورد چگونگي انجام مهارتها‌، از اين افراد باز خورد دريافت كنيد. ارتباط صادقانه در درازمدت به روابط شما ياري مي‌رساند. در آغاز سعي نكنيد رفتارتان را در مورد موقعيتهاي دشوار و فشار آور تغيير دهيد. ابتدا در موقعيتهاي كه كمترين احتمال خطر را دارد، تمرين كنيد .


مترجم :عباس بخش پور رودسري
منبع :University Of Texas and The Austin Area , Counseling and Mental Healthcenter


دفتر مركزي مشاوره وزارت علوم، تحقيقات و فن‌آوري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۵

اصول كلي لباس پوشيدن و نحوه انتخاب آن


نكاتي براي آقايان در پوشيدن لباس


● مردان قد بلند
۱) لباسهاي يكدست يكرنگ نپوشيد.
 ۲) لباسها و شلوارهاي زيپدار نپوشيد.
 ۳) كـت و شـلوار بـا خـطـوط راه راه بـا خـطـوط عـمــودي و كراوات باريك و ژاكت كه طولش تا روي كمر است نپوشيد.
● مردان قد كوتاه
 ۱) كفش بوت و ساق بلند نپوشيد آنها شما را قد بلندتر نميكنند.
 ۲) شلوار پاچه كوتاه و يا پاچه تا شده نپوشيد.
 ۳) لباس آستين دار به تن كنيد.
 ۴) از نقش و نگار عمودي راه راه عمودي و شلوار راسته و كراوات باريك استفاده كنيد.
● مردان لاغر
 ۱) كراوات باريك و پيراهن و يا تيشرت يقه هفت نپوشيد.
۲) لباسهاي براق و با خطوط عمودي و چسبان نپوشيد.
۳) كت و شلوار اپل دار بپوشيد.
 ۴) شلوار بگي بپوشيد.
۵) پلوور حجيم و يقه اسكي بپوشيد.
 ● مردان چاق
۱) ژاكت اپل دار نپوشيد.
 ۲) كراوات زرق و برق دار نزنيد
 ۳) دكمه پيراهن را تا انتها و بالا نبنديد.
 ۴) ساعت باريك به دست نكنيد.
 ۵) پلوور حجيم و يقه اسكي نپوشيد.
 ۶) بلوز و پيراهن يقه هفت نپوشيد.
۷) شلوار تنگ نپوشيد.
 ۸) لباس با خطوط عمودي و كراوات يكرنگ استفاده كنيد.
 ۹) از لباسهاي تيره رنگ استفاده كنيد.
● مردان شكم بزرگ
۱) جليقه و يا هر چيزي كه روي شكم بيافتد و به آن فشار بياورد را نپوشيد.
 ۲) شلوار را روي شكم خود نياوريد.
 ۳) لباسهاي براق و يا روشن نپوشيد.
۴) لباسهاي گشاد و تيره رنگ بپوشيد.
 ۵) كراوات پهن بزنيد كه تا خط كمر بلند باشد.
 ۶) ژاكت و شلوار يكرنگ بپوشيد


اصول كلي لباس پوشيدن و نحوه انتخاب آن

 اغلب افراد در انتخاب لباسي متناسب با جثه و اندام خود، و همچنين چگونگي «جور» كردن آنها دچار سردرگمي مي شوند. در اينجا به اصول كلي انتخاب و هماهنگ كردن لباس ها با يكديگر مي پردازيم.
۱) همواره لباسي را بپوشيد كه كاملاً اندازه شما باشد.
۲) اگر اضافه وزن داريد ، پوشيدن لباس هاي بزرگ، اندام شما را پنهان نمي كند و تنها هيكل شما را اغراق آميزتر جلوه مي دهد.
۳) در ميهماني ها ، صرفاً اگر كمر باريكي داريد از كمربند استفاده كنيد در غير اين صورت از آن چشم بپوشيد.
۴) پارچه هاي سنگين (مانند پشمي، بافتني و چرمي) شما را سنگين وزن تر جلوه مي دهند.
۵) پارچه هاي سبك وزن (مانند كتان و نخي) شما را لاغرتر نشان مي دهند.
۶) رنگ هاي تيره شما را لاغرتر و كوچك تر مي كنند.
۷) رنگ هاي روشن شما را بزرگ تر و حجيم تر نشان مي دهند.
۸) لباس هايي كه بالاتنه و پايين تنه يك رنگ دارند، شما را لاغرتر جلوه مي دهند.
۹) لباس هايي كه رنگ بالاتنه و پايين تنه آنها متفاوت است، شما را بلند قدتر نشان مي دهند.
۱۰) لباس هاي «يقه بلند» گردن را كوتاه تر مي كند.
۱۱) گردن بند ِ كوتاه نيز گردن را كوتاه تر مي كند.
۱۲) روسري كه به سمت پايين آويزان شده باشد، قد شما را بلندتر جلوه مي دهد.
۱۳) لباس با خطوط افقي شما را چاق تر، و با خطوط عمودي شما را لاغرتر جلوه مي دهد.
▪ براي لاغرتر و بلند قدتر به نظر رسيدن نكات زير را رعايت كنيد:
۱) لباس هاي كاملاً اندازه بپوشيد؛ لباس هاي خيلي كوچك و خيلي بزرگ تنها شما را چاق تر نشان مي دهند.
۲) لباس هاي يك دست يك رنگ بپوشيد؛ ترجيحاً يك رنگ از سر تا نوك پا.
۳) از پوشيدن لباس هاي با طرح برجسته و پارچه هاي زمخت خودداري كنيد.
۴) لباس هاي تيره رنگ با پارچه هاي نازك و نرم بپوشيد.
۵) شلوار را در ناحيه كمر بالا بياوريد نه پايين تر.
۶) از پوشيدن لباس هاي با نقش و نگار شلوغ خودداري ورزيد.
۷) لباس با طرح راه راه عمودي بپوشيد.
۸) از داشتن ملزومات بيش از حد خودداري كنيد.
۹) كفش پاشنه بلند به پا كنيد. ( براي خانم ها )
▪ براي كوتاه تر و چاق تر به نظر رسيدن نكات زير را رعايت كنيد:
۱) لباس هاي با رنگ متفاوت بپوشيد.
۲) رنگ هاي روشن و پر رنگ بپوشيد.
۳) لباس هاي چند لايه به تن كنيد.
۴- كفش بدون پاشنه و ظريف بپوشيد.
۵) شلوار تمام قد ( و نه كوتاه) به پا كنيد.
۶) از پوشيدن لباس هاي سرتاسر يك رنگ بپرهيزيد.
۷) لباس با طرح راه راه عمودي نپوشيد.
▪ چگونه لباس هايمان را «سِت» كنيم
 ۱) رنگ جوراب بايد همرنگ شلوار يا تيره تر از آن باشد.
۲) رنگ كمربند بايد با رنگ كفش يكسان باشد.
۳) كت و شلوار خاكستري و سرمه اي با كفش مشكي، و كت و شلوار قهوه اي و زيتوني با كفش قهوه اي «ست» است.

http://vista.ir/article/103782/اصول-كلي-لباس-پوشيدن-و-نحوه-انتخاب-آن

 


خوش لباسي و اعتماد به نفس

آيا لباسهايتان بـه شما اعـتماد به نفس مي دهد؟ منظورمان اين نيست كه به طرزي خودنمايانه و پر زرق و بـرق لباس بپوشيد؛ منظور ما اين است كه به گونه اي لباس بپوشيد كـه بـاوقـار و اعتـمـاد بـه نفس جلوه كنيد. قسمتي از اين مسـئـله بـه رفتار شما بستگي دارد، اما بخشي ديگر به ايـن بسـتـگي دارد كـه لبـاسهـايي مناسب و بــرازنده بپوشيد تا به چشم بيايد. مهم اين است كه در حد امكان سعي كنيد در هر مكاني عالي به نظر برسيد.
 با رعايت اين نكات، شما مي توانيد بـه گونه اي لــباس بپوشيد كه اعتماد به نفستان را بالا ببرد. خواهيد ديد كه چطور با كمي تغيير نظر اطرافيان را درباره خودتان بكلي عوض خواهيد كرد؛ تا جايي كه نظر خودتان نيز در مورد خودتان تغيير مي كند.
 الف) اندازه لباس: اندازه و مناسب بودن لباستان براي حس اعتماد به نفس بسيار مهم است. «ژاكت» مثال بسيار خوبي است. ژاكت شل و گشاد باعث مي شود كه شما نامرتب جلوه كنيد. ژاكتي كه اندازه شما باشد شما را تميزتر و مرتب تر نشان مي دهد و باعث مي شود كه با اعتماد به نفس بيشتري بايستيد و راه برويد. در اينجا، نمونه هاي ديگري نيز براي شما مطرح مي كنيم تا ببينيد كه هر لباسي در چه اندازه اي به شما اعتماد به نفس خواهد داد.
 ▪ شلوار: شلوار مناسب آن شلواري نيست كه به تنتان چسبيده باشد، بلكه بايد كاملا انداره باشد. فكر نكنيد كه اگر شلوار دقيقاً اندازه شما باشد، انحناهاي بدنتان را مشخص خواهد كرد؛ چه بسا شلوارهاي اندازه - نسبت به شلوارهاي گشاد - شما را لاغرتر و صافتر نشان خواهد داد.
 ▪ ژاكت و كت و پيراهن و بالاپوش: پوشيدن بالاپوش هايي كه در قسمت كمر تنگ مي شود كمك مي كند كه هيكلتان موجدار و متناسب ديده شود و زنانه تر است. به ياد داشته باشيد كه لباسهاي بيش از حد گشاد و شل و ول شما را قدكوتاه و نامرتب نشان مي دهد.
 ▪ كفش: گاهي اوقات، پوشيدن كفشهاي پاشنه بلند باعث لنگ زدن مي شود و كسي آن را نمي پسندد؛ اما اگر كفشي انتخاب كنيد كه مناسب و برازنده شما باشد و پاشنه بلندي هم داشته باشد، باعث مي شود كه قدبلندتر و لاغرتر و جذابتر به نظر برسيد.
ب) رنگ لباس: سر تا پا مشكي پوشيدن باعث مي شود كه لاغرتر و صافتر جلوه كنيد؛ اما پوشيدن لباسهاي رنگي به ديگران نشان مي دهد كه شما از اينكه به چشم بياييد نمي ترسيد. همچنين، لباسهاي رنگي كمك مي كند تا قسمتهايي را بپوشانيد كه نمي خواهيد مورد توجه قرار بگيرد. در اينجا، به نكات ديگري در زمينه رنگ لباس اشاره مي كنيم:
 ▪ تركيب رنگها: مجبور نيستيد رنگ همه چيز را با هم هماهنگ كنيد. پوشيدن تاپ نارنجي بسيار جالب است؛ اما اگر آن را با شلواري شكلاتي يا زغالي يا ... بپوشيد، جلوه بهتري به آن خواهد داد؛ صورتي را با خاكستري يا آبي نفتي هماهنگ كنيد؛ جالب خواهد شد. طوري لباس بپوشيد كه خودتان احساس اعتماد به نفس كنيد. اگر با پوشيدن رنگ روشنتر براي بالاتنه و رنگ تيره تر براي پايين تنه احساس بهتري داريد، همين كار را انجام دهيد.
 ج) نكات آرايشي: تأثيري كه در ديگران مي گذاريد (حتي با پوشيدن لباسهاي گرانقيمت و عالي) تا حد زيادي به نحوه آرايش و اصلاح شما بستگي دارد. اگر ناخنهايتان شكسته و لب پريده يا ابروهايتان اصلاح نشده و نامرتب باشد ، جلوه اي نخواهد داشت. در حالي كه اگر آرايش هم نكنيد، تميزي صورتتان در زيباييتان تأثير شگرفي دارد. بنابر اين، سعي كنيد هميشه مرتب باشيد و اعتماد به نفستان را بالا ببريد.

mezonshiva.blogfa.com/۸۶۰۹.aspx

 


مردي با لباس‌هاي آنچناني

شيك‌پوش‌ترين و پولدارترين مردان دنيا، براي خريد لباس‌ها، كفش‌ها و يا حتي لوازم شخصي مردانه و عطرهاي خود به كدام فروشگاه مي‌روند؟ افرادي مانند بيل‌گيتس، تام كروز، توني‌بلر و يا شاهزادگان پولدار عرب را مي‌گويم! جالب است بدانيد كه طراح لباس تمام اين مردان خوش‌پوش و البته پولدار دنيا، فردي ايراني است؛ «بيژن پاكزاد» كه با مارك معروف «بيژن» اين روزها در دنيا به‌عنوان يكي از مشهورترين طراحان لباس مردانه، براي خود فرمانروايي پديد آورده و در حال حاضر از فروش لباس‌هاي مردانه و عطر و ادكلن‌هايش سالانه بيش از ۳۰۰ ميليون دلار درآمد دارد.
 فكر مي‌كنيد چگونه مي‌توان سليقه اين همه مرد خوش لباس را تامين كرد و لبا‌س‌هايي را طراحي كرد كه آنها را براي خريد از نقاط دور و نزديك دنيا، به فروشگاه بزرگ و زيباي لباس‌هاي مردانه بيژن كشد؟ بايد در چنين مجموعه‌اي، لباس‌هاي مردانه، مطابق با هر نوع سليقه و فرهنگي وجود داشته باشد تا نظر مشتريان را برآورده كند. بيژن در اين باره مي‌گويد: «لباس يك ستاره سينما بايد با يك قاضي دادگاه متفاوت باشد، وقتي لباس را براي فردي طراحي مي‌كنم بايد بدانم كه او در آن لباس چه خواهد كرد.» اين يك اصل در طراحي و انتخاب لباس است. در انتخاب لباس مناسب اولين قدم اين است كه شما به شخصيت‌تان، شغل‌تان و مكاني كه قرار است از آن لباس استفاده كنيد، نيم نگاهي بيندازيد و بر اين اساس لباس مورد نظرتان را انتخاب كنيد. مردان شيك‌پوش مي‌دانند در چه موقعيتي چه لباسي بپوشند.
 ● بهاي خوش‌تيپي را بپردازيد، قربان!
 حكايت طنزي وجود دارد كه مي‌گويد خانم‌ها براي رفتن به خريد، آب دادن به گل‌هاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي‌پوشند ولي مردان فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي مي‌پوشند. بيژن پاكزاد در اين باره مي‌گويد: «مردان دوست دارند زيبا و خوش‌تيپ به نظر برسند ولي اغلب آقايان به سختي پول براي اضافه كردن يك لباس به جا رختي‌شان مي‌پردازند. خيلي از آقايان به سادگي لباس مورد نظرشان را از دوست‌شان قرض مي‌گيرند و در نهايت نتيجه اين است كه انتخاب‌هاي چنداني در كمد لباس‌شان ندارند.» بنابراين عادت كنيد كه براي خوش تيپي كمي پول خرج كنيد و بهايش را بپردازيد.
● رابطه لباس و موفقيت
 موفقيت در تجارت و فعاليت‌هاي حرفه‌اي، يكي از اهداف مهم بسياري از ‌آقايان است. يكي از دغدغه‌هاي اصلي موفقيت در موقعيت‌هاي حرفه‌اي، خوش‌پوشي است چون تاثير رواني قوي بر مخاطب شما مي‌گذارد. بيژن به آقايان توصيه مي‌كند: «اگر شما در موقعيتي شغلي با سر و لباس نامرتب و نامناسب ظاهر شويد، اين بي‌توجهي بر موقعيت شغلي‌تان، كارتان و معامله‌تان اثر منفي مي‌‌گذارد، به ويژه اگر براي نخستين بار مخاطب‌تان را ملاقات مي‌كنيد. بسيار مهم است كه شما در نظر مخاطب زيبا جلوه كنيد و در اولين برخورد احساس خوبي را در او به وجود آوريد و اين بخشي از موفقيت و تاثيرگذاري شما را خلق خواهد كرد. پيش از ترك منزل برنامه روزانه‌تان را كنترل كنيد و اگر قرار ملاقات حرفه‌اي و رسمي داريد، لباس‌هاي معمولي روزانه‌تان را كنار بگذاريد و لباس‌هاي رسمي‌تر را انتخاب كنيد.»
 ● خوش‌پوشي، آموختني است
 بيژن مي‌گويد: «يكي از لذت‌هاي شغل من كه طراحي لباس براي آقايان است، اين است كه روزي همان آقايان پسربچه‌هاي خود را براي طراحي و يا خريد لباس نزد من مي‌آورند و يا من براي مردان ميانسالي لباس مناسب شغل و سن‌شان طراحي مي‌كنم كه زماني در جواني مجبور بودم مطابق با سن و سال كم‌شان لباس‌هايشان را به گونه‌اي ديگر طراحي كنم.» يكي از مشكلات لباس پوشيدن آقايان اين است كه از همان كودكي زماني كه نوجوان و پسربچه بوده‌اند طرز لباس پوشيدن را از پدران خود نياموخته‌اند و گاهي پسرهاي نوجواني را مي‌بينيم كه با لباس‌هاي مناسب يك مرد ميانسال ديده مي‌شوند كه به دل نمي‌نشيند و يا به هيچ وجه مناسب سن و موقعيت اجتماعي‌شان نيست. بسياري از كودكان خوش‌پوشي را از والدين و به‌ويژه از پدر خود مي‌آموزند.
 ● توصيه بيژن به مردان خوش‌لباس
 رنگ‌ها را بشناسيد و بدانيد چه رنگ‌هايي به شما مي‌آيد، چه رنگ‌هايي با چه رنگ‌هايي هماهنگي دارد و چه رنگ‌هايي مخالف چه رنگ‌هايي است و بر اين اساس لباس‌هايتان را انتخاب كنيد.


روزنامه سلامت

 


خوش لباسي وافزايش اعتماد بنفس

آيا لباسهايتان بـشما اعـتماد به نفس ميدهد؟ منظورمان اين نيست كه به طرزي خودنمايانه و پر زرق و بـرق لباس بپوشيد. منظور ما اين است كه به طريقي لباس بپوشيد كـه بـاوقـار و اعتـمـاد بـه نفس جلوه كنيد. قسمتي از اين مسـئـله بـه رفتار شما بستگي دارد، اما بخشي ديگر به ايـن بسـتـگي دارد كـه لبـاسهـايي بپوشيد كه مناسب و بــرازنده ي شما بوده و به چشم بيايد. مهم اين است كه تـا جـايي كــه مي توانيد سعي كنيد عالي به نظر بياييد، حـال در هر مكاني كه باشيد. با رعايت نكات زير ميتوانيد بـه طـريـقـي لــباس بپوشيد كه اعتماد به نفستان را بالا ببرد. خواهيد ديد كه چطور با تغييراتي بسيار جزئي و كوچك، نظر اطرافيان را به كلي نسبت به خودتان عوض خواهيد كرد، تا جايي كه نظر خودتان نيز در رابطه با خودتان تغيير خواهد كرد.
 ● اندازه لباس
 اندازه و مناسب بودن لباستان، براي حس اعتماد به نفس بسيار مهم است. ژاكت مثال بسيار خوبي است. يك ژاكت شل و گشاد باعث مي شود كثيف و نامرتب جلوه كنيد. ژاكتي كه اندازه تان باشد شما را تميزتز و مرتب تر نشان ميدهد و باعث ميشود با اعتماد به نفس بيشتري بايستيد و راه برويد. در اينجا نمونه هاي ديگري نيز براي شما مطرح م يكنيم تا ببينيد هر لباسي در چه اندازه اي باشد به شما اعتماد به نفس خواهد داد.
▪ شلوار: شلوار مناسب آن شلواري نيست كه چسبِ تنتان باشد، بايد به سايزتان باشد. فكر نكنيد اگر شلوار دقيقاً اندازه تان باشد، انحناهاي بدنتان را مشخص خواهد كرد، بلكه شما را نسبت به شلوارهاي گشاد لاغرتر و صاف تر نشان خواهد داد.
▪ ژاكت، كت، پيراهن و بالاپوش: پوشيدن بالاپوش هايي كه در قسمت كمر تنگ ميشود، كمك مي كند كه هيكلتان موجدار و متناسب ديده شود و زنانه تر است. به ياد داشته باشيد كه لباسهايي كه بيش از حد گشاد و شل و ول هستند، شما را كوتاه قد تر و نامرتب تر نشان مي دهند.
▪ كفش: گاهي اوقات پوشيدن كفش هاي پاشنه بلند باعث لنگ زدنتان مي شود و كسي آن را نمي پسندد. اما اگر كفشي را انتخاب كنيد كه مناسب و برازنده ي شما باشد، اگر پاشنه ي بلندي داشته باشد باعث مي شود كه بلندقدتر، لاغرتر و جذابتر تر به نظر برسيد.
 ▪ جواهرات: يكي از سريعترين و موثرترين راه ها براي داشتن ظاهري زيبا و پرجلوه استفاده از جواهرات است. انداختن گردن بند، دستبند و گوشواره هاي پهن باعث جلوه بيشتر شما مي شود و توجه شوهرتان را به سمتتان جلب مي كند.
● رنگ لباس
 سر تا پا مشكي پوشيدن باعث مي شود كه لاغرتر و صاف تر جلوه كنيد. اما پوشيدن لباسهاي رنگي به ديگران نشان م يدهد كه شما از اينكه به چشم بياييد نمي ترسيد. همچنين لباسهاي رنگي كمك مي كند تا قسمت هايي را كه نمي خواهيد مورد توجه قرار بگيرند را بپوشانيد. در اينجا به نكات ديگري در زمينه ي رنگ لباس اشاره ميكنيم.
▪ تركيب رنگها: مجبور نيستيد تا رنگ همه چيز را با هم سِت كنيد. پوشيدن تاپ نارنجي بسيار جالب است، اما اگر آن را با يك شلوار شكلاتي، ذغالي يا بورگاندي ست كنيد جلوه ي بهتري به آن خواهد داد. صورتي را با خاكستري يا آبي نفتي سِت كنيد، جالب خواهد شد. طوري لباس بپوشيد كه خودتان احساس اعتماد به نفس كنيد. اگر با پار نيست شما يك كفش و يا كمربند را آن قدر استفاده كنيد تا پاره شود. بهتر است چند جفت‌ كفش و چند عدد كمربند داشته باشيد و آن را با لباس‌هاي گوناگون بپوشيد. وقتي كفش يا كمربند شما كهنه باشد، ديگر آن را در محل كار استفاده نكنيد بلكه آن را براي مهماني‌ها و گردش‌هاي خانوادگي غيررسمي كنار بگذاريد.
 ۶) ساعت‌هاي فلزي بهترند: براي رسميت بخشيدن به تيپ خود در محل كار، ساعت‌هايي با بند نقره و يا استيل بپوشيد اما اگر حاضر نيستيد علاقه قديمي‌تان را به ساعت‌هاي بند چرمي كنار بگذاريد، يك ساعت بند چرمي با طرحي محكم و مردانه برگزينيد.
 ۷) كيف پول‌هاي باريك: يك آقاي شيك‌پوش در محل كارش، كيف پول بزرگ و حجيمي‌ را در جيب پشت شلوارش نمي‌چپاند، به جاي آن كيف پول‌هاي باريك و قدي براي محل كار مناسب‌ترند، براي مدارك‌تان هم مي‌توانيد يك كيف مخصوص كارت‌ها و مدارك تهيه كنيد و آن را در كيف دستي‌تان بگذاريد.
 ● ۷ توصيه به خانم‌ها
 ۱) كفش و جوراب تيره بپوشيد: شايد شماره كفش شما بالاي ۴۰ باشد، در اين صورت جزو خانم‌هاي بزرگ‌پا به شمار خواهيد رفت. براي اينكه پاهايتان كوچك‌تر به نظر بيايند، كفش‌ها و جوراب‌هايي به رنگ تيره انتخاب كنيد. فراموش نكنيد به‌طور كلي كفش‌ها و جوراب‌هاي تيره براي محيط كار رسمي مناسب‌ترند.
 ۲) جين نپوشيد: اگر شما وكيل خانم و يا كارمندي در يك شركت بازرگاني هستيد و يا يك خانم استاد دانشگاه هستيد، بايد در محل كارتان رسمي لباس بپوشيد. بنابراين جين‌ها را از لباس‌هاي محل كارتان حذف كنيد. شلوارهاي پارچه‌اي با اتو و راه‌هاي ظريف عمودي به رنگ‌هاي خاكستري و مشكي و سرمه‌اي به ظاهر شما رسميت بيشتري مي‌بخشند.
 ۳) صندل نپوشيد: صندل به هيچ‌وجه مناسب پوشيدن در محل كار نيست. صندل‌ها بيشتر براي مهماني‌هاي زنانه مناسب‌اند. به جاي صندل به سراغ كفش‌هاي رسمي‌تر برويد كه بسته‌تر هستند. شما مي‌توانيد اين كفش‌ها را تخت انتخاب كنيد و يا پاشنه‌هاي سه‌‌سانتي را برگزينيد. اگر دوست داريد كفش محل كار شما پاشنه داشته باشند، پاشنه‌هاي پهن را انتخاب كنيد تا سطح اتكاي بيشتري روي زمين داشته باشيد. راه رفتن در تمام روز با پاشنه‌هاي تيز خيلي دشوار است. شما در كنار رسمي بودن لباس و كفش كارتان بايد به فكر راحتي خودتان هم باشيد.
 ۴) زيورآلات را كنار بگذاريد: لباس رسمي براي محل كار را با استفاده از زيورآلات، نامناسب نكنيد. به طور كلي، زيورآلات مناسب محل كار نيستند، به خصوص انواعي كه سر و صدا توليد مي‌كنند و طرح‌ها و نقش‌هاي بزرگ و خيره‌كننده دارند. در يك لباس كار رسمي، دست‌كم يك انگشتر و يا حلقه ساده مناسب است؛ همين.
 ۵) رنگ‌هاي رسمي را انتخاب كنيد: رنگ‌هاي رسمي و مناسب براي مانتو و مقنعه و يا روسري در محل كار سرمه‌اي، مشكي، خاكستري است. بنابراين تلاش كنيد مانتو، روسري، شلوار و مقنعه‌تان را در محل كار در اين طيف رنگي برگزينيد.
 ۶) كيف‌هاي شل، ممنوع! كيف‌هاي دستي شل و ول براي محيط كار رسمي مناسب نيستند و شما را شلخته و نامرتب نشان مي‌دهند. به جاي آن به سراغ كيف‌هايي با زاويه‌هاي تيز و جنس‌هاي محكم و شق‌و‌رق و براق برويد.
 ۷) مرتب باشيد: شلوارهاي بگي، روپوش‌ها و روسري‌هاي چروك، كفش‌هاي خاكي و واكس‌نزده، از شما يك خانم نامرتب در محل كارتان مي‌سازند. در عوض، لباس‌هاي اتوكشيده و مرتب، كفش‌هاي چرمي تميز و واكس‌خورده و شلوارها و مانتوهاي ساده اما شكيل از شما يك خانم رسمي در محل كارتان مي‌سازند.
 
ترجمه: نازنين دربندي


روزنامه سلامت

 


اصول ست كردن لباس و نحوه انتخاب آن

 

● اصول كلي
 ۱) همواره لباسي را بپوشيد كه كاملا اندازه شما باشد.
 ۲) پوشيدن لباسهاي بزرگ تنها اندام شما را اغـراق آمـيـز تـر جـلوه داده و آنـها را پنهان نميكند.
۳) بيشتر سعي كنيد تنها در زماني كه كمر باريكي داريد از كمر بند استفاده كنيد.
 ۴) پارچـه هـاي سـنگين مانـند پـشمـي، بافـتني و چرمي شما را سنگين وزن تر جلوه ميدهند.
 ۵) پارچه هاي سبك وزن مانند كتان، نخي شما را لاغر تر جلوه ميدهند.
 ۶) رنگهاي تيره شما را لاغر تر و كوچك تر ميكنند.
۷) رنگهاي روشن شما را بزرگتر و حجيم تر ميكنند.
۸) لباسهاي بالا تنه و پايين تنه يكرنگ شما را لاغر تر جلوه ميدهند.
۹) لباسهاي بالا تنه و پايين تنه با رنگهاي متفاوت شما را بلند قد تر ميكند.
 ۱۰) لباسهاي يقه بلند گردن را كوتاه تر ميكند.
 ۱۱) گردن بند كوتاه نيز گردن را كوتاه تر ميكند.
۱۲) روسـري كـه به سـمت پـايين آويزان شـده باشد، قـد شما را بلند تر جلوه ميدهد.
 ۱۳( خالكوبي پـيـرامـون گـردن و روي شــانـه هـا سبـب چهار شانه تر شدن شما ميگردد.
 ۱۴) لـبـاس بـا خطوط افقي شما را چاق تـر و بـا خـطـوطعمودي شما را لاغر تر جلوه ميدهـد.
● بـراي لاغر تر و بلند قد تر بنظر رسيدن نكات زير را رعايت كنيد:
 ۱) لباسهاي كاملا اندازه بپوشيد لباسهاي خيلي كوچـك و خيلي بزرگ تنها شما را چاق تر نشان ميدهند.
 ۲- لباسهاي يكدشت يكرنگ بپوشيد. تـرجيـحا يـكرنـگ از سر تا نوك پا.
۳) از پـوشيـده لبـاسـهاي با طرح برجسته و پارچـه هـاي زمخت خود داري كنيد.
۴) لباسهاي تيره رنگ با پارچه هاي نازك و نرم بپوشيد.
 ۵) شلوار را در ناحيه كمر بالا بياوريد نه پايين تر.
 ۶) كراوات با پهناي متوسط پوشيده و حتما طول آن تا كمر برسد.
۷) از پوشيدن لباسهاي با نقش و نگار شلوغ خودداري ورزيد.
۸) لباس با طرح راه راه عمودي بپوشيد.
۹) از داشتن ملزومات بيش از حد خود داري كنيد.
۱۰) كفش پاشنه بلند به پا كنيد.
● براي كوتاه تر و چاق تر بنظر رسيدن نكات زير را رعايت كنيد:
 ۱) لباسهاي با رنگ متفاوت بپوشيد.
 ۲) رنگهاي روشن و پر رنگ بپوشيد.
 ۳) كراوات پهن تر بپوشيد.
۴) لباسهاي چند لايه به تن كنيد.
۵) كفش بدون پاشنه و ظريف بپوشيد.
۶) شلوار تمام قد بپوشيد.
۷) از پوشيدن لباسهاي سرتاسر يكرنگ بپرهيزيد.
۸) لباس با طرح راه راه عمودي و كراوات باريك نپوشيد.
● چگونه ست كنيم
 ۱) رنگ جوراب بايد همرنگ و يا تيره تر از شلوار باشد.
۲) رنگ كمربند با رنگ كفش بايد يكسان باشد.
۳) كـت و شلـوار خــاكستـري و سرمه اي با كفش مشكي، و كـت و شـلـوار قـهـوه اي و زيتوني با كفش قهوه اي ست است.
● نكات ست كردن لباس براي زنان...
 ▪ زنان قد بلند
 ۱) از كمر بند پهن استفاده كنيد.
 ۲) از دامن خيلي كوتاه و خيلي بلند پرهيز كنيد.
 ۳) بهتر اسـت پـيـراهن خـود را داخـل شـلـوار و دامـن تــو بگزاريد تا خط عمودي كمرتان نمايانتر گردد.
 ۴) لباس نقش دار و طرح خطوط افقي بپوشيد.
 ۵) دامن بلند و يا دمپا گشاد بپوشيد.
 ۶) لباسهاي سر تا پا يكرنگ نپوشيد.
 ۷) از گردنبند و گوشواره كوچك استفاده نكنيد.
 ۸) كيف دستي كوچك حمل نكنيد.
 ۹) شلوار راسته بپوشيد.
 ۱۰) تاپ نپوشيد.
 ۱۱) كـفش پاشنه بلند نپوشيد و از كفـش انـدكـي لـژ دار استفاده كنيد.
● زنان قد كوتاه و ريز نقش
 ۱) لباس با طرح راه راه افقي نپوشيد.
 ۲) از لباس هـاي رنگارنـگ، ملزومات بــزرگ و شلوار دمـپا گشاد و يا پاچه هاي تا شده استفاده كنيد.
 ۳) دامن كوتاه با نقش و نگار بزرگ نپوشيد.
 ۴) لبـاس هـاي يـكرنـگ و شـلوار راســته و لباس تــنـگ و ملزومات كوچك استفاده كنيد.
 ۵) خطوط عمودي و لباسهاي يقه هفت بدن را كشيده تر ميكنند.
 ۶) كفش كمي نوك تيز بپوشيد.
 ۷) كفش پاشنه بلند بپوشيد.
 ۸) از كمر بند باريك استفاده كنيد.
 ▪ زنان چاق
۱) لباسهاي يكدست يكرنگ بپوشيد.
 ۲) از كت و ژاكت بلند با دكمه هاي باز استفاده كنيد.
 ۳) از روسري شالي استفاده كنيد.
 ۴) گردنبند دراز شما را لاغر تر ميكند.
 ۵) كفش پاشنه بلند بپوشيد.
 ۶) لـبـاس يقه هفت و قلبي شكل، گـردن را كشـيـده تـر ميكند.
 ۷) ژاكت بلند بدون اپل بپوشيد.
 ۸) لباسهاي تيره رنگ بپوشيد.
 ● نكات ست كردن لباس براي مردان...
 ▪ مردان قد بلند
 ۱) لباسهاي يكدست يكرنگ نپوشيد.
 ۲) لباسها و شلوارهاي زيپدار نپوشيد.
 ۳) كـت و شـلوار بـا خـطـوط راه راه بـا خـطـوط عـمــودي و كراوات باريك و ژاكت كه طولش تا روي كمر است نپوشيد.
 ▪ مردان قد كوتاه
 ۱) كفش بوت و ساق بلند نپوشيد آنها شما را قد بلندتر نميكنند.
 ۲) شلوار پاچه كوتاه و يا پاچه تا شده نپوشيد.
 ۳) لباس آستين دار به تن كنيد.
 ۴) از نقش و نگار عمودي راه راه عمودي و شلوار راسته و كراوات باريك استفاده كنيد.
 ▪ مردان لاغر
 ۱) كراوات باريك و پيراهن و يا تيشرت يقه هفت نپوشيد.
 ۲) لباسهاي براق و با خطوط عمودي و چسبان نپوشيد.
 ۳) كت و شلوار اپل دار بپوشيد.
 ۴) شلوار بگي بپوشيد.
 ۵) پلوور حجيم و يقه اسكي بپوشيد.
 ▪ مردان چاق
 ۱) ژاكت اپل دار نپوشيد.
 ۲) كراوات زرق و برق دار نزنيد.
 ۳) دكمه پيراهن را تا انتها و بالا نبنديد.
 ۴) ساعت باريك به دست نكنيد.
 ۵) پلوور حجيم و يقه اسكي نپوشيد.
 ۶) بلوز و پيراهن يقه هفت نپوشيد.
 ۷) شلوار تنگ نپوشيد.
 ۸) لباس با خطوط عمودي و كراوات يكرنگ استفاده كنيد.
 ۹) از لباسهاي تيره رنگ استفاده كنيد.
 ▪ مردان شكم بزرگ
 ۱) جليقه و يا هر چيزي كه روي شكم بيافتد و به آن فشار بياورد را نپوشيد.
 ۲) شلوار را روي شكم خود نياوريد.
 ۳) لباسهاي براق و يا روشن نپوشيد.
 ۴) لباسهاي گشاد و تيره رنگ بپوشيد.
 ۵) كراوات پهن بزنيد كه تا خط كمر بلند باشد.
 ۶) ژاكت و شلوار يكرنگ بپوشيد.


پارسي فا


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۱ - تمرين موارد و توجه به نكته هايي مهم براي ارائه سخنراني و انجام گفتگويي موفق و مؤثر

۴
اصول با نو و حنجره پس از تغيير صدايي كه بيش از 1 ماه باقي بماند به ويژه به افراد سيگاري توصيه مي شود. توجه: تغيير در صدا يكي از اولين و مهمترين علائم ايجاد سرطان حنجره است، كه تشخيص سريع و بموقع آن به شدت بر ميزان تاثيرپذيري درمان اثر گذار خواهد بود.

 

6 نكته براي تشخيص مشكلات صوتي

سوالات زير را از خود بپرسيد تا تشخيص دهيد كه آيا دچار اختلالات مربوط به صدا هستيد يا خير:
•آي صداي شما خشن و گرفته شده ؟
•آيا گلوي شما خشك و دردناك و فشرده است؟
•آيا صحبت كردن برايتان سخت شده؟
•ايا دائما صداي خود را صاف مي كنيد؟
•آيا در حاليكه سرما نخورده ايد مردم دائماً از شما سوال مي كنند: "سرما خوردي"؟
•آيا نمي توانيد صداي خود را بلند كنيد و مثلاً در حين خواندن يك ترانه صداي خود را به اوج برسانيد؟

مشكلات زيادي وجود دارند كه نهايتاً مي توانند منجر به ايجاد تغيير در صداي شما بشوند. زمانيكه احساس كرديد اين مشكلات در حال دائمي شدن هستند، حتماً به پزشك مراجعه كنيد.

دلايل متعدد بسيار زيادي وجود دارند كه مي توانند منجر به خشن شدن و يا غير طبيعي شدن صداي شما شوند و برخي از آنها به طور كلي از حيطه كنترل شما خارج مي باشند، يك نمونه از اين موارد مي تواند شامل سرما خوردگي باشد. نوعي ويروس خاص وجود دارد كه اگر روي حنجره بنشيند سبب تورم و خشك شدگي تارهاي صوتي مي شود. براي پيشگيري سعي كنيد تا دست هايتان را به صورت مداوم بشوييد و از مراوده با افرادي كه داراي سرما خوردگي هستند بپرهيزيد؛ اما بالاخره همه افراد دچار سرما خوردگي مي شوند و باز هم تكنيك هاي وجود دارند كه با توجه به آنها مي توانيد جلوي ابتلاي خود به بسياري از مشكلات صوتي را بگيريد. روش هاي زير به شما كمك مي كنند تا بتوانيد يك چنين كاري را انجام دهيد. اين موارد به ويژه براي افرادي كه عمده كارشان صوتي است (مانند معلمان) از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد.

گام هاي اساسي د ر جهت بهرمندي از صدايي سالم
•نوشيدن مقدار فراوان آب. رطوبت صدا را صاف مي كند. آبرساني مكرر سبب مي شود تراوشات قليلي براي روان ساختن تارهاي صوتي به سوي حنجره روانه شود. كارشناسان مصرف حداقل 8 ليوان نوشيدني بدون كافئين و الكل را به صورت روزانه پيشنهاد مي كنند.

 
•تا جايي كه ممكن است سعي كنيد داد و فرياد نزنيد. چراكه اين كار فشار زيادي را به تارهاي صوتي شما وارد مي كند.
•پيش از استفاده زياد از صدا، تارهاي صوتي تان را گرم كنيد. بسياري از افراد مطلع هستند كه خوانندگان پيش از اجرا، تارهاي صوتي خود را گرم مي كنند، با اين حال تعداد زيادي از افراد نيز هستند كه نمي دانند بايد اين كار را انجام داد. انجام اين امر به ويژه براي معلم ها، و سخنران ها لازم است. گرم كردن تارهاي صوتي كار ساده اي است. صداها را از آرام به بلند تكرار كنيد، متني را با تحرير بخواند، صداي خود را بلرزانيد، و لب ها و زبانتان را بچرخانيد و صداهاي مختلف (مثل صدايي كه بچه ها هنگام بازي با موتور و ماشين در مي آورند) توليد كنيد.
•سيگار را كنار بگذاريد. سيگار كشيدن نه تنها ريسك ابتلا به سرطان جنجره را بالا مي برد بلكه باعث ايجاد پليپ و تورم تارهاي صوتي هم مي شود كه صداي شما را خشك، داراي خرخر، خشن، و ضعيف مي كند.
•نحوه صحيح تنفس كردن را ياد بگيريد. جريان هواي مناسب در حنجره مي تواند صداي خوبي را به شما هديه بدهد.  پيش از شروع سخنراني وقت بگذاريد و ريه هاي خود را از هوا پر كنيد، و پيش از اينكه كل هواي درون ريه هايتان تخليه شود مجدداً نفس بگيريد تا صدايتان قدرت پيدا كند.
•از ميكروفن استفاده كنيد. زمانيكه در حال سخنراني هستيد و يا مي خواهيد براي عده زيادي صحت كنيد، سعي كنيد از ميكروفن استفاده كنيد تا فشار موجود بر روي تارهاي صوتي كاهش پيدا كند.
•به صداي خود گوش دهيد. زمانيكه صدايتان شكايت مي كند به او گوش دهيد. هنگاميكه صدا مي گيرد بايد قدري به آن استراحت دهيد تا تارهاي صوتي استراحت كنند. فشار آوردن به صدا در زمان خستگي مي تواند در آينده مشكلات اساسي را براي شما ايجاد كند. دز نهايت اگر احساس مي كنيد كه صداي شما دائماً مي گيرد، حتماً به پزشك مراجعه كنيد.

http://www.mardoman.net/health/voicecare/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]


آفات و آسيب هاي سخن

سخن، از ديد كمي وكيفي، پيوسته در معرض آفات و آسيب هاي گوناگوني است كه به خاطر تاثيرات منفي بر شخصيت، روان و اعتبار اجتماعي گوينده يا مخاطب، بي ارزش و گاه ضد ارزش مي شود و ناپايداري ارتباط كلا مي سازنده را نيز، موجب مي گردد.
آسيب هاي مهم سخن- براساس آموزه هاي ديني- عبارت است از:
۱) پرگويي
پر اين آموزه، گاهي در جهت حفظ عفت و پاكدامني و بهداشت رواني جامعه مي باشد.
۶) تعارض بين گفتار و شخصيت گوينده
از آسيب هاي سخن، تعارض گفتار آدمي با شخصيت و متغيرهاي شخصيتي اوست. اين حالت، كه نشانه ناپاكي يا تزلزل دروني و حتي نماد «نفاق» به شمار مي رود، نمودهاي گوناگوني دارد كه از آن جمله است:
الف) تعارض سخن با باورهاي دروني
گفتار آدمي بايستي برايند باورها، آرمان ها و گرايش هاي دروني او باشد و از سر اعتقاد و ژرفاي دل بر زبان جاري گردد و از دوگانگي درون و برون، پرهيز شود.
قرآن كريم، با نكوهش از آنان كه گفتار و پندارشان متعارض و سخنان فريبنده شان برخلاف خواسته ها و نگرش هاي آنان است، مي فرمايد: و از مردم كسي است كه در زندگي اين دنيا سخنش تو را به تعجب وامي دارد و خدا را بر آن چه در دل دارد گواه مي گيرد، در حالي كه خود، سخت ترين دشمنان است».
در جاي ديگر، اين شيوه را به صراحت، كار«منافقان» مي داند: تا ]خداوند[ كساني را كه دورويي نمودند، معلوم بدارد...]آنان كه[ به زبان خويش چيزي مي گفتند كه در دلهايشان نبود».
ب) دورويي در سخن
عادت برخي آن است كه در گفت وگو با افراد مختلف، شخصيت هاي متفاوت و گاه متضادي از خود بروز مي دهند، و درمواجهه با هر فرد و گروهي، با زير پا نهادن حقيقت، به گونه اي سخن مي گويند تا رضايت آنان را به دست آورند و به منافع خويش برسند. از اين روي، در حضور افراد به گونه اي سخن مي گويند و پشت سر آنان به گونه اي ديگر اين كار، كه گونه اي نفاق و عامل سلب اعتماد عمومي است، در آيات و روايات، سخت نكوهش شده است. از جمله، امام باقر عليه السلا م مي فرمايد:
بد بنده اي است بنده دو شخصيتي و دو زباني كه در حضور برادرش، وي را مي ستايد و در نهان، از او بدگويي مي كنند
ج) نا همگوني سخن يا سطح دانش
گفتن مطالبي كه آدمي، آگاهي كافي از آنها ندارد، و نيز اظهار سخناني كه سطح دانش او را فراتر از آن چه هست مي نماياند، از آسيب هاي گفت و گو ست كه اولي، عامل نشر شايعات، و دومي نشانه خود برتربيني و فخر فروشي است از اين روي، امير مومنان عليه السلا م مي فرمايند:
«نه تنها آن چه را نمي داني، مگو، بلكه هر آن چه را مي داني نيز، بر زبان جاري مكن».
د) تعارض گفتار با رفتار
نا همگوني سخن با عمل، از عوامل مهم بي اعتمادي، كاهش يا سلب تاثير گذاري سخن، و در نتيجه ناپايداري روابط كلا مي است زشتي اين كار و پيامدهاي منفي آن، از آيات ذيل، به روشني نمايان است: اي كساني كه ايمان آورده ايد، چرا چيزي مي گوييد كه انجام نمي دهيد؟ نزد خدا بسيار موجب خشم است كه چيزي را بگوييد كه انجام نمي دهيد. بدين سان، گفتار خالي از عمل، خواه از سر نفاق باشد و خواه از روي ضعف اراده، خشم بزرگ خداوند را در پي دارد، چرا كه در هر حال، آثار منفي خود را بر جاي مي نهد.

منبع:ويستا


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ،

مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۴۰ - تمرين پرهيز از بيهوده گويي ، دراز گويي و گزافه گويي

۶

هنر گفتگوي كوتاه براي ايجاد ارتباط موثر

ارتباط با هنر گفتگو كردن آغاز مي شود. انجام يك گفتگوي ساده كار سختي نيست اما اگر بخواهيد به طريقي جالب شخصيت و شوخ طبعي خود را نشان دهيد نياز به مهارتي دارد كه به نظر مي رسد فقط از عهده بعضي ها برمي آيد.
 
شخصيت

گپ هاي كوتاه نبايد لزوماً پوچ و بيهوده باشند. گپ زدن راهي براي نشان دادن شخصيت و علايق شما به طريقي غيرمستقيم است. گفتگوهاي كوتاه تا حد زيادي رفتار، نوع شخصيت و ديدگاه هاي شما را آشكار مي كند.
 
با داشتن مهارت واقعي گفتگو مي دانيد چطور بايد شخصيتتان را آنطور كه مي خواهيد نشان دهيد. اين به معناي فريب دادن يا نشان دادن يك تصور دروغين از خودتان نيست، به اين معني است كه خواهيد دانست چطور بايد قسمت هايي از خودتان كه به فرد مقابل بي ارتباط است را جدا كرده و قسمتي از خودتان را نشان او دهيد كه درارتباط باشد.
 
افراد دوست داشتني استعدادي طبيعي براي نشان دادن شخصيتشان به گونه اي دارند كه ديگران بتوانند به خوبي با آن ارتباط برقرار كنند.
 
·         بايد نشان دهيد، بيان نكنيد. هيچكس افراد خودستا و متظاهر را دوست ندارد. سعي كنيد متواضع باشيد و يادتان باشد نشان دادن ضعف هايتان خيلي بيشتر از خودستايي شما را به ديگران مي شناساند.
 
·         به دنبال تشابه باشيد. نياز به توافق كامل نيست اما بايد بين خودتان و فرد مقابل شباهت هايي پيدا كنيد. شايد با ديدگاه سياسي همكارتان مخالف باشيد اما احتمال آن هست كه فرزنداني هم سن داشته باشيد.
 
·         نقاط آسيب پذير خود را نشان دهيد اما نه بيش از حد. نشان دادن چند مورد از ضعف هايتان البته توام با اعتماد باعث مي شود ديگران بتوانند راحت تر با شما ارتباط برقرار كرده و اعتماد كنند. اما اگر به دنبال ترحم باشيد و مدام از مشكلاتتان شكايت كنيد، ديگران از شما دور خواهند شد.
 
تاثير اول

 لازم نيست براي ايجاد يك تاثير اوليه عالي روي طرف مقابل خيلي خودتان را نگران كنيد. نگراني بيش از حد براي معرفي خودتان تاثير منفي خواهد گذاشت. بايد بدانيد كه روابط رشد مي كنند و بااينكه ممكن است تاثير اوليه اهميت زيادي روي طرف مقابل داشته باشد اما كنترل آن قضاوت هاي اوليه كار بسيار دشوار است.
 
بهترين شروع ها معمولاً آنهايي است كه طبيعي باشد. يك سلام ساده بسيار موثرتر از اين است كه تلاش كنيد در چند دقيقه اول خود را بانمك و كاريزماتيك نشان دهيد. اگر مي خواهيد تاثير اوليه خوبي بر جاي بگذاريد، نكات زير مي تواند كمكتان كند:
 
·         ظاهري آراسته داشته باشيد. نبايد طوري به نظر برسيد كه انگار شش ماه است گوشه خيابان خوابيده ايد. خوب لباس بپوشيد و به آرايش موها و صورت خود رسيدگي كنيد.
 
·         معمولي شروع كنيد. لازم نيست در 5 دقيقه اول همه زندگيتان را رو كنيد. همه چيز را آرام آرام و كاملاً عادي شروع كنيد.

·         هميشه رفتاري دوستانه داشته باشيد. صميميت و برون گرايي را نمي توانيد تحميل كنيد. سعي كنيد هميشه و با همه رفتاري اجتماعي و دوستانه داشته باشيد. با اين روش هر زمان كه خواستيد به ملاقات مديرعاملتان برويد يا با غريبه اي كه نظرتان را جلب كرده سر گفتگو را باز كنيد كاملاً طبيعي جلوه خواهيد كرد.
 
لحنتان را بشناسيد

هر كه مي گويد نبايد هيچوقت خودتان را سانسور كنيد بيهوده گفته است. هيچوقت نبايد در مراسم ترحيم لطيفه تعريف كنيد يا در مهماني گريه سر دهيد. هر موقعيت اجتماعي آداب و رسوم خود را دارد.
 
اما نبايد مقررات اجتماعي را وحي منزل بدانيد. سعي كنيد تجربه كنيد و از تغييرات گاه و بيكار نترسيد. آنهايي كه استاد گپ هاي كوتاه و پيدا كردن دوست هاي تازه هستند مي دانند چه چيز قابل قبول است و چه چيز نيست. شناختن لحنتان و توجه به آن نياز به مشاهده و آزمايش و تجربه دارد.
 
شوخ طبعي

چند جمله شوخ طبع بودن شما را نمي رساند اما خنده يكي از بهترين مولفه هاي يك ارتباط موفق است. بيشتر شوخ طبعي ها جزء يكي از موارد زير هستند:
 
·         تعجب – يك چيز غيرمنتظره مي تواند خنده دار به نظر برسد.

·         اغراق – داستان ها و مثال هايي كه فراي واقعيت باشد باعث خنده دار شدن مطلب مي شود.
 
·         كنايه – اگر خيلي منفي باشد شايد موجب ناراحتي طرف مقابل شود اما اگر استادانه و برخلاف جهت اغراق بيان شود نوعي شوخ طبعي است.
 
·         زمينه مورد نظر – بعضي رفتارها يا كارها به خاطر آن زمينه خاص خنده دار به نظر مي رسند. خيلي حرف ها اگر به جا زده شوند مفيد هستند اما در زمان هاي ديگر كاملاً نابجا خواهند بود.
 
·         داستان

داستان ها

داستان گويي يكي از مهمترين جنبه هاي گپ هاي كوتاه است. براي گفتن داستان هاي جالب به چند نكته بايد توجه داشته باشيد:
 
·         آخر داستان را بدانيد. بايد بدانيد داستان را چطور تمام كنيد تا تاثيرگذار باشد.
 
·         با يك تله شروع كنيد. داستان را با يك سوال يا نظر كه توجه را جلب مي كند شروع كنيد. مثلاً "اين من را ياد وقتي مي اندازد كه ...." مي تواند شروع خوبي براي آماده كردن فرد مقابل براي شنيدن يك داستان باشد.
 
·         داستان بايد كوتاه باشد. وقت را با توضيح دادن پيشينه داستان اگر اهميتي ندارد تلف نكنيد. حرف هاي اضافي را سانسور كنيد و فقط قسمت هاي مهم را تعريف كنيد. با اين روش توجه فرد مقابل را براي زمان بيشتري به خودتان معطوف مي كنيد.
 
·         تصويرسازي كنيد. داستان را با احساس و با خلق تصوير بيان كنيد. وقتي مي توانيد بگوييد، "نمي توني تصور كني اتاق چقدر شلوغ بود جاي سوزن انداختن هم نبود" نگوييد، "اتاق خيلي شلوغ بود". گفتن داستان ها به زبان اول شخص و استفاده از توصيفات كوتاه اما واضح توجه فرد مقابل را بيشتر جلب مي كند.
 
·         نقشه را فراموش نكنيد. داستانتان را تمرين كنيد و ببينيد كدام قسمت ها بيشتر جلب توجه مي كند. داستان هاي زيادي هست كه من بارها تعريف مي كنم و ياد گرفته ام روي كدام قسمت ها بايد تاكيد بيشتري كنم و از كدام قسمت ها بايد سريعتر بگذرم.
 
·         آنرا شخصي كنيد. از گفتن داستان هايي كه خودتان نقشي در آن نداريد خودداري كنيد چون هيچ اطلاعاتي درمورد شخصيت شما به طرف مقابل نمي دهد.
 
·         مخاطب را درگير كنيد. فقط نبايد  از اول تا آخر شما حرف بزنيد. بايد به داستان هاي طرف مقابل هم گوش كنيد و از او سوال كنيد. اينكار باعث مي شود از اين توجه و علاقه شما خوششان بيايد.

راهكارهايي براي شكستن يخ مكالمه

عمومي

·         سوال هاي آزاد

-        درمورد فلان چيز برايم بگو...

-        چطور تونستي ....

·         درمورد سختي ها بپرسيد

-        سخت ترين قسمت كارت چه بود؟

-        عجيب ترين مشتري كه تا به حال داشتي چطوربود؟

·         سوال هاي پيگير

-        چرا؟

-        چطور اتفاق افتاد؟

-        آنجا چه اتفاقي افتاد؟

·         اول گوش كنيد، بعد حرف بزنيد

-        بهترين قانون براي گفتگو اين است كه اجازه بدهيد طرف مقابل اول حرف بزند، و شما به حرف هاي او خوب گوش كنيد و بعد جواب بدهيد. تكرار برخي كلمات و كلمات تاييد نشان دهنده اين واقعيت است كه خوب به حرفهاي او گوش داده ايد و حرفهايش را متوجه شده ايد.
 
·         نگران عوض شدن موضوع بحث نباشيد

-        نگران عوض شدن طبيعي موضوع بحث با پيش رفتن گفتگو نباشيد. اگر شما درمورد چيزي حرف مي زده ايد اما الان موضوع حرف زدنتان عوض شده، اين يك نقطه مثبت است. به خاطر اينكه اگر مكالمه به هر دليل متوقف شود، مي توانيد بدون ايجاد تغيير در موضوع به آنچه مي گفتيد برگرديد.
 
كار

·         چه چيز كارت برايت لذت بخش است؟

·         اين كار را چطور شروع كردي؟

·         سخت ترين قسمت كارت چيست؟

اجتماعي

·         چه جور فيلم هايي دوست داري؟

·         درمورد خانواده ات برايم بگو.

·         رستوران مورد علاقه ات كجاست؟

·         بهترين مسافرتي كه تا حالا رفتي كجا بوده؟

http://www.mardoman.net/success/smalltalk/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]


نگاهي به گفتمان بيان


۱- بيان از لفظ تامعنا: واژه‌ي بيان به معني پيدا و آشكار شدن و به معني فصاحت و زبان آوري- سخن آشكار و فصيح و شرح و تعبير بكار رفته است. علاوه بر اين معاني مي‌توان گفت بيان بعني برجسته كردن، عينيت دادن به فهم و ظهور شدن يك معني .در تعريف بيان مي‌توان گفت عبارتست از شرح و تعبير كردن يك مفهوم كه بوسيله زبان انجام مي‌گيرد. و يا به معني ظهور شدن يك معني كه به وقت لازم بايستي گفته شود. علاوه بر اين موارد مي‌توان بيان را نشانه‌اي بارز و از مصاديق مهم و اساسي انسان به شمار آورد چه اين كه بخش عمده‌اي از شخصيت انسان را بازگو مي‌كند. و جمله ي« مرد چون سخن نگفته باشد عيب هنرش نهفته باشد.» خود مصداقي بارز براي اين مقوله است. آري با بيان سخن است كه هنر و شخصيت انسانها نمايان مي‌گردد. افزون بر اينكه ما مي‌توانيم بيان را پر انرژي‌ترين موجودي به حساب آوريم كه باري بسيار سنگين و حتي چند برابر وزن خود را حمل مي‌كند. چرا كه هميشه باري سنگين از واژه را بر دوش مي‌كشد. افزون بر اين كه در تنظيم و تدوين و البته ارائه اين واژه‌ها نيز نقش مؤثر و سازنده‌اي را نيز بر عهده گرفته است. بيان وظيفه دارد تا كه بخش عمده‌اي از كلمات را كنار هم بچيند و به مانند لقمه‌اي آماده به خورد اجتماع دهد شايد بتوان گفت بيان همان دندان‌هاي انسان به شمار مي‌رود كه لقمه را خوب مي‌جود و بعد به خورد شكم مي‌دهد. بيان قيم واژ‌ه هاست و بدون آن واژه‌ها نمي‌توانند جمله و يا سطر شوند و در اختيار جامعه قرار گيرند.
 
انواع بيان: ۱- بيان عمومي ۲- بيان تخصصي و فني
 
۱- بيان عمومي: بيان عمومي بياني است كه در قالبي ساده و با زباني ساده براي عموم گفته مي‌شود و البته تمام واژه‌هاي بكار رفته نيز عموميت دارند. بيان عمومي از بطن خانواده‌ها شروع مي‌شود و در ميان جامعه نيز كاربردي كارآمد دارد.
 


با توجه به اين كه قشر عام مردم از سواد و فرهنگ ساده‌اي برخوردارند و يا به بياني از فرهنگ فولكلور بهره مي‌جويند لذا بيان عمومي در ميان اين قشر كاربردي بس اساسي و مهم را ايفا مي‌كند. البته بيان عمومي مي‌تواند سهل ممتنع نيز باشد يعني تلفيقي از ادبياتي سخت و ساده نيز تشكيل شود. به مانند بيان برخي از سخنوران و شخصيت‌هاي حقيقي جامعه كه در بين مردم از ادبياني بسيار ساده ولي كاربردي و مفيد استفاده مي‌كنند. بيان عمومي بايد به نحوي تشريح و تعبير شود كه عموميت داشته باشد. عموميت بدين معنا كه پيام‌هاي آن براي اذهان عموم كاملاً هضم شده باشند. ۲- بيان تخصصي و فني: بيان تخصصي و فني بياني است كه در قالبي فني و بازباني آكادميك و يا به اصطلاح دانشگاهي تشريح مي‌گردد. كاربرد بيان فني اغلب در بين قشر تحصيل كرده‌ي جامعه و روشنفكران و متخصصين محل نظر است. مشكل اين بيان در خيلي از موارد نيز به چشم مي‌آيد چه اين‌كه اهل فن نمي‌تواند ارتباط لازم را با جامعه برقرار سازد. اكثر روشنفكران و دانشگاهيان از اين دسته‌اند. چرا كه تعامل اجتماعي را تنها در بين قشر فني و تخصصي جامعه برقرار مي‌سازند و در برقراري تعامل در بين آحاد جامعه و عموم با مشكلاتي مواجه هستند. حسن بيان تخصصي و فني اين است كه جهان وطن است ولي بيان عمومي از اين مهم بي‌بهره است. چه اين كه يك مهندس و يا استاد دانشگاه كه به زبان انگليسي و يا فرانسوي مسلط است، به سهولت با جهان برون ارتباط برقرار مي‌كند ولي يك فرد عام از اينگونه ويژگي برخوردار نيست. البته عام‌گويي در زبان تخصصي نيز خود يك هنر است كه در برخي از افراد و شخصيت‌ها يافت مي‌شود. بيان تخصصي و فني بياني كارآمد و فراگير است ولي بيان عمومي كاربردي محدود و داخلي دارد. بيان تخصصي و فني اهدافي فرامنطقه‌اي را دنبال مي‌كند ولي بيان عمومي دريك منطقه و يا يك شهر كاربرد دارد. بيان تخصصي و فني منشأ اثر است. چونكه حالتي مكتوب به خود مي‌گيرد ولي بيان عمومي گفتاري است و ردپاي آن نيز كمتر در تاريخ مي‌ماند.
 
۳-بيان گفتاري: بيان گفتاري بياني است كه در قالب زباني فصيح و كارآمد و يا در قالب زباني سست و غير كارآمد عنوان مي‌گردد. اين بيان بيشتر در امور روزمره مورد استفاده قرار مي‌گيرد و شايد گفت اكثر افراد بازاري و كاسب‌ها جهت امرار معاش خود از اين بيان بهره مي‌برند.
 
بيان گفتاري در خيلي از موراد كاربردي اساسي دارد. به مانند خيلي از خطابه‌ها و سخنراني‌هايي كه در همايش‌ها و فستيوالها صورت مي‌پذيرد و يا مي‌تواند كاربردي عمومي داشته باشد كه مورد دوم اغلب توسط قشر عام انجام مي‌شود.
 
۴- بيان نوشتاري: بيان نوشتاري ازكاربردي‌ترين بيان‌هايي است كه نقش مؤثري را در فرهنگ و هنر جامعه ايفا مي‌كند. بيان نوشتاري بياني است كه در قالب زبان قلم به جامعه تزريق مي‌شود. بيان نوشتاري بدنبال انسان‌سازي است بدنبال توليد تفكر و انديشه است. اين بيان مي‌خواهد كه بوسيله قلم مدنيت يك اجتماع را تصوير كند. بيان نوشتاري توسط نويسنده و يا شاعر و در مجموع اهل قلم تشريح و تبيين مي‌شود. بيان نوشتاري بيانگر اصالت و فرهنگ يك قوم است و چه بسا جامعه‌اي كه بيشتر مي‌نويسد، مدنيت فرهنگ و هنر آن نيز پرآوازه تر است.
 
۵- بيان حركتي: بيان حركتي بياني است كه توسط جوارح بدن صورت مي‌گيرد اين بيان اگرچه در بطن اجتماع كاربرد دارد ولي بدون بيان گفتاري جايگاه واقعي خود را پيدا نمي‌كند. يعني بر اساس پيچيدگي خاصي كه دارد و اغلب بدون زبان صورت مي‌گيرد لذا نمي‌توان گستره‌ي تأثيرش را مدنظر داشت و اين بيان نيز در اغلب موارد داراي محاسن اخلاقي است.
 
۶- بيان بصري: بيان بصري بياني است كه در قالبي تصويري به جامعه تزريق مي‌شود. مثلاً فرد جهت جا انداختن ادبيات خود از جملاتي چون به من نگاه كن و يا ببين چه مي‌گويم و يا مثلاً آب رودخانه را مي‌بيني استفاده مي‌نمايد و هدف نيز انتقال زبان با بياني تصويري است. كاربرد بيان بصري نيز در اجتماع و بخصوص در علم روانشناسي بسيار مؤثر و مفيد است.
 
۷- بيان سمعي: بيان سمعي يا شنيداري بياني است كه از طريق زبان ولي با ساختاري شنيداري صورت مي‌گيرد. يعني فرد جهت انتقال صحبت خود به ديگري اغلب از جملاتي چون گوش كن و يا صداي رودخانه را مي‌شنوي و مسايلي از اين قبيل مي‌پردازد. كاربرد اين بيان نيز در اجتماع بسيار سازنده و مهم است.
 
۸- بيان لمسي: بيان لمسي بياني است كه از طريق زبان با استفاده از كلماتي كه به فراخور حس لامسه مي‌باشند، انجام مي‌گيرد. مثلاً فرد جهت انتقال ادبيات خود به ديگران از جملاتي چون من سردي زمستان را لمس مي‌كنم و يا حرارت بدن شما را احساس مي‌كنم و مواردي از اين قبيل است.
 
۹- بيان چشايي: بيان چشايي بياني است كه در قالب زباني صورت مي‌گيرد كه اين زبان از واژه‌هايي چون تلخ، شيرين، مزه و … استفاده مي‌نمايد. اين بيان نيز با جملاتي چون سخن طرف شيرين بود و يا حرف شما خيلي بدمزه است، شكل مي‌گيرد.
 
۱۰- بيان بويايي: بيان بويايي بياني است كه زبان درصدد است تا كه با چيدمان كلماتي كه به رنگ بويايي هستند، سخن خود را به مخاطب انتقال دهد. به مانند جملاتي از قبيل من بوي آب را حس مي‌كنم و يا تو آيا بوي خاك را حس مي‌كني، شكل مي‌‌گيرد. بنابراين اين نوع بيان‌ها اغلب در قالب‌ زبان خودنمايي مي‌كنند ولي ساختار آنها از حواس پنجگانه بهره مي جويد و طبعاً كاربرد آنها نيز در اجتماع بسيار اساسي و كارآمد است.
 
كاربرد فن بيان در اجتماع:
 
بي‌ترديد فن بيان در اجتماع كاربردي اساسي و منتج دارد. اجتماع نياز حياتي و كارآمد بشر به شمار مي‌آيد به گونه اي كه بشر بدون اجتماع بي‌معناست. بيان نيز در قالب‌هاي متنوع و مختلفي كاربرد خود را به نمايش مي‌گذارد. به عنوان مثال جهت مدارا كردن با مردم و يا تساهل بر امور مردم مهمترين عنصر فن بيان است. چه اين كه ضرب المثل عاميانه‌اي است كه مي‌گويند: با زبان خوش مار را از سوراخ بيرون بكش. بي‌ترديد خوب صحبت كردن و يا به بياني مسلط و با اعتماد سخن راندن مهمترين عامل در جهت رفع مشكل و يا برقراري ارتباط و دوستي است. فن بيان بزرگترين هنري است كه انسان را در جاده پيشرفت كمك شايان مي كند. هنري است كه به ما چگونه سخن گفتن را در كجا و چگونه مي‌آموزد. لذا اينكه مي‌گويند سخن هرجايي و هر نقطه مكاني دقيقاً منظور همان آشنايي با زمان و مكان و تسلط بر چگونه سخن راندن است. بشر موجودي است اجتماعي و طبعاً اجتماع نيز نياز حياتي بشر به شمار مي‌رود. بنابراين جهت ترقي و پويايي درابعاد زندگي و منويات اجتماعي فن بيان در خيلي زمينه‌ها موروثي است و در برخي موارد نيز مي‌تواند ذاتي باشد كما اينكه اكتسابي بودن آن نيز از ديگر عوامل است چه اين كه بعضي درست سخن گفتن را از پدر و يا مادر و يا جد و تبار خود به ارث برده‌اند و بعضي هم ذاتاً و ابتدائاً سخنورند. اما در بيشنتر موارد نيز اكتسابي است. اكتسابي بدين معنا كه فرد اين هنر را يا مي‌آموزد و يا در بطن جامعه از ديگران اقتباس مي‌كند و در اين دو مورد بالطبع تجربه‌ي تقليدي و تجربه تحقيقي و ديد اجتماعي نيز بسيار مهم است. چه اين كه بخش عمده اي از اين اكتساب برمي‌گردد به تقليد افراد از جامعه‌ي سخنور و واقعيات ديگري كه وجود دارند و ديگر بخش آن نيز تأمل و تفقد افراد در مواليد چهارگانه است كه اين مهم نيز با تلاش و كوشش فراوان به دست مي‌آيد. ديد اجتماعي نيز از ديگر عوامل اساسي در جهت شكل‌گيري فن بيان به شمار مي‌آيد به طرزي كه افراد با آگاهي و شناختي كه از محيط پيرامون خود كسب مي‌كنند به سهولت مي‌توانند از ويژگي‌هاي بارز آن بهره‌ي فراوان گيرند. فن بيان به ما كمك مي‌كند تا ابتدا شخصيت خود را به جامعه معرفي ‌نمائيم و در ثاني به ما مي‌آموزد تا كه در برابر مصائب زندگي صبر پيشه داريم. فن بيان در ما خودباوري و خودپيدايي را ايجاد مي‌كند. خودباوري از اين حيث كه جايگاه شخصيتي خود را بخوبي بشناسيم و خود پيدايي از اين لحاظ كه بتوانيم در تقويت خويش بكوشيم. فن بيان مي‌تواند ما را در ناهمواريهاي زندگي به سوي هموارهاي زندگي سوق دهد. فن بيان مي‌تواند ما را در ناهمواريهاي زندگي به سوي هموارهاي زندگي سوق دهد. فن بيان مي‌تواند دوست خوبي براي پيشرفت ما در دايره ي زندگي باشد. فن بيان مي‌تواند ما را به شخصيتي سياسي و يا فرهنگي و يا علمي به معني واقعي تبديل كند و يا مي‌تواند ما را به عنوان يك شخص حقيقي به جامعه معرفي نمايد. ولي با توجه به علم تيپ شناسي مي‌توان گفت كه فن بيان بيشتر در افراد برون گرا ظاهر مي‌شود تا افراد دورن‌گرا. چه اين كه شخصيت و رفتار افراد برون‌گرا با فن بيان قرابت بيشتري را برقرار مي‌سازد تا با افراد درون‌گرا. البته اين نظر مطلق نيست، ولي نظري است كه واقعيت اجتماع بر آن مهر تأييد زده است.
 
۴- نقش سازنده فن بيان در فرهنگ: بي‌شك فرهنگ يك مقوله اجتماعي است. فرهنگ مي‌تواند همان جمع‌آوري متغيرها باشد. متغيرهايي كه خود هم به تنهايي معني فرهنگ را مي‌دهند و هم بصورت جمع. بيان نيز حالتي از فرهنگ است. كما اينكه مي‌تواند نوعي متغير خاص خود باشد كه معاني و اعتقادات مشتركي را ايجاد مي‌كند و يا بدنبال هدفي معين و سازنده است. انسان از طريق زبان مكالمه مي‌كند و طبعاً بخشي از فرهنگ آن نيز برمي‌گردد به چگونه صحبت كردن آن.

مي‌توان نتيجه گرفت كه فن بيان نقشي سازنده را در ساختمان فرهنگ به عهده گرفته است. بيان مي‌تواند به تنهايي يك فرهنگ باشد. طرز بيان و برقرار ارتباط از جانب يك فرد در اجتماع خود بيانگر معرفي فرهنگ آن فرد است.
 
شايد بتوان گفت كه فن بيان بدنبال فرهنگ‌سازي است چه اين كه از ملزومات اجتماعي جامعه به شمار مي‌آيد.
 
۵- چگونه ساختمان بيان خود را بسازيم: در جامعه افراد از حيث بيان با هم متفاوتند. بعضي لكنت زبان دارند و بعضي هم بسيار روان صحبت مي‌كنند. بعضي ساده گويند و بعضي هم زبانشان پيچيده است. بعضي تخصصي صحبت مي‌كنند بعضي هم در بيان دچار اختلاط و بي‌نظمي‌اند. بعضي كتابي صحبت مي‌كنند بعضي هم لال هستند. بنابراين همه يكي نيستند. ولي راه درست جهت ساختن بيان استفاده بهينه از معيارهاي زبان و گويش‌‌ها و احياناً لهجه‌هاست. معيارهاي زبان به ما مي‌آموزد تا كه بتوانيم با هر كسي به مانند خودش برخورد كنيم. ديگر مورد توجه به فرهنگ هاست. فرهنگ‌ها اگرچه به زبان بي‌زباني صحبت مي كنند ولي ترديدي نيست كه در شكل‌گيري ساختمان بيان ما تأثير مستقيم دارند. چه اين كه موسيقي هر منطقه‌اي خود يك نوع زبان است كه توسط نوازنده بيان مي‌گردد و يا فرهنگ پوشش يك منطقه به ما كمك مي‌كند تا در تقويت بيان خود بيشتر بدانيم.
 
طبيعت و آب و هواي يك منطقه نيز در بيان ما تأثير شگرفي را مي‌گذارد. چه اين كه بشر ابتدا اطلاعات و تصورات ذهني خود را از طبيعت و آب و هوا مي‌گيرد و بعد همين اطلاعات و تصورات را بوسيله زبان بيان مي‌دارد. لذا براي ساختن بيان خود ابزار و مصالح آن را مي‌بايست از محيط طبيعي و اثار اجتماعي و تاريخي و در مجموع از مفاهيم و مصاديق مواليد چهارگانه گرفت و بعد همين مفاهيم و مصاديق را در قالب زبان به جامعه بيان كرد.
 
۶- تعادل در بيان: يكي از مهمترين عوامل در شكل‌گيري و تعالي بيان تعادل است. تعادل مهمترين ويژگي در جهت تقويت و تداوم بيان به شمار مي‌رود چه اين كه هرچه قدر در بيان تعادل داشته باشيم به همان اندازه قدرت بيان ما قوي مي‌شود. لذا همانطور كه ذكر آن رفت هر بياني ابتدا نياز به يكسري مولفه‌هاي طبيعي و خصايصي اجتماعي را از دنياي بيرون مي‌طلبد ولي اين موارد نياز به برنامه‌ريزي و تنظيم دارند كه اين كار تعادل است. تعادل هميشه به مؤلفه‌هاي بيان نظم مي‌دهد.نظم بدين معنا كه سعي مي‌كند سير تكاملي بيان را در حالتي برابر و آهسته بدون بي‌نظمي و احياناً خشن به جامعه تزريق نمايد.بنابراين اين كه مي‌گوئيم تعادل در بيان يعني در هر شرايطي بتواني