مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 16807
دیروز : 40352
افراد آنلاین : 48
همه : 4385641

 

قصه گويي نوعي سپاسگزاري از خداوند است

قصه «يك تشنه و ده دشنه» چه در مرحله استاني و چه در مرحله منطقه اي به دل مخاطب نشست و براي من كه در جشنواره حضور داشتم، تاثير كلام قصه گو را به وضوح شاهد بودم. برگزيده شدن خانم زهره اكبر آبادي در پانزدهمين جشنواره منطقه اي قصه گويي بهانه اي بود تا در نشستي كوتاه از قصه گويي و قصه برگزيده اش سوال كنيم:     قصه گويي را تعريف كنيد ؟ چرا قصه مي گوييد ؟ قصه گويي هنر برقراري ارتباط با مخاطب است از طريق بيان. اين بيان به حالت چهره و نوع نگاه به شنونده نيز تسري پيدا مي كند. در خلال قصه گويي است كه مي توان بسياري از آرمان‌ها و خواسته‌هاي بشر را به زباني ساده و قابل درك براي همه كساني كه مخاطب قصه گو قرار مي گيرند، بازگويي و موشكافي كرد و از اين جهت است كه هر چقدر قصه ها از دل برمي آيد بر مخاطب اثر بيشتري باقي مي گذارد. قصه گويي براي من نوعي سپاسگزاري از خداوند است به خاطر اينكه توان و قدرت را به من داده تا بتوانم با گروهي از مخاطبان ارتباط برقرار كنم و شايد حرف دل آن‌هاست كه بر زبان من جاري مي شود. · اولين قصه اي كه به دلتان نشست را به خاطر داريد؟ پدربزرگي داشتم كه متل ها و شعرهاي محلي نيشابوري را بسيار شيرين براي ما مي خواند. بسياري از شب‌هاي كودكي ما در جمع خانواده و با اين شعرها همراه بود. هنوز صداي او در گوشم است و گمان مي كنم چون بي ريا و ساده حرف مي زد ما را مجذوب خود مي كرد. · هنر قصه گو يعني چه؟ هنر قصه گو آن جايي رخ مي نمايد كه مخاطب را در لايه هاي پيدا و پنهان قصه اش چنان شريك مي كند كه او حتي لحظه اي از قصه گو چشم بر نمي دارد و پرنده سبكبال خيالش به جز در آسمان قصه روانه مقصد ديگري نمي شود و اين يعني برقراري ارتباط . · در خصوص قصه اي كه برگزيديد توضيحاتي بدهيد؟ چرا اين قصه را برگزيديد؟ بعضي وقت ها ما قصه ها را انتخاب نمي كنيم، اين قصه ها هستند كه به سمت ما مي آيند و ما را برمي‌گزينند. قصه «يك تشنه و ده دشنه» براي من چنين احساسي را همراه دارد. وقتي مقتل حضرت علي اكبر (عليه السلام) را از كتاب تشنه لبان نوشته آقاي گروگان خواندم، چنان جذبه اي در من به وجود آورد كه حتي لحظه اي ترديد نكردم كه بايد اين قصه براي همه گفته شود. گمان مي كنم اين يك امتحان بود كه من بايد با انتخاب اين قصه پس مي دادم. نمي دانم پيروز اين امتحان هستم يا نه، اما اميدوارم خداوند تا همين اندازه تلاش را به بركت آقا ابا عبدالله از من بپذيرد. · فكر مي كنيد چرا قصه شما برگزيده شد؟ ارادت ايرانيان به ساحت مقدس امام حسين(عليه السلام) و خاندان ايشان و علاقه و عشقي كه به ايشان دارند، موجب شد هم من گوينده و هم تمام آن‌ها تا امروز مخاطب اين قصه قرار گرفته اند، ارتباط عاطفي با آن برقرار كنند. شايد يكي از دلايل اصلي و مهم انتخاب شدن اين قصه، همين ارتباط عاشقانه باشد. · ساير قصه گويي هاي جشنواره مرحله منطقه اي را چگونه ديديد؟ جشنواره منطقه اي فرصت مناسبي بود تا آنچه استان‌هاي منطقه 4 در چنته قصه گويي خود داشتند را ببينيم و قضاوت كنيم. شكرخدا كه استان خراسان رضوي، سربلند اين مرحله بود و توانمندي خود را با اقتدار به رخ ديگر استان‌ها كشيد. · قصه گويي هاي دفاع مقدس در جشنواره منطقه اي داراي چه نقاط قوت و ضعفي بود؟ گفتن از آدم‌هاي جنگ به زباني كه مخاطب كودك و نوجوان كانون آن را درك كنند، كار ساده اي نيست. آنچه در قصه هاي دفاع مقدس ديده شد، روايتگري بود و نه قصه گويي. اين روايت گري هم براي مخاطب بزرگسال صورت مي گرفت و به عقيده من سهم كودكان و نوجوانان به عنوان مخاطب در اين قصه ها، بسيار كم بود.   http://kanoonnews.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=158&Id=205023
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۹ - تمرين ساده گويي ، صراحت بيان و پرهيز از كلي گويي

۵

يكي از راه هاي جذب مردم ساده گويي است .

خداوند متعال براي توجه مردم به حقايق قرآن آن را به زبان رسول گراميش عليهم السلام ساده نمود؛
(فانما يسرناه بلسانك لعلهم يتذكرون )
((ما قرآن را به زبان تو اي رسول آسان كرديم ، اميد است كه مردم ، حقايق آن را متذكر شوند . ))
اين آيه چهار بار در سوره قمر تكرار شده است :
(و لقد يسرنا القرآن للذكر فهل من مدكر)
((و قرآن را براي پند گرفتن آسان نموديم ، آيا پند گيرنده اي هست ؟ . ))
بسيار روشن است كه استفاده از كلمات سنگين و جملات پيچيده از تاءثير آن مي كاهد زيرا بسياري از مردم با اينگونه كلمات بيگانه اند .
سخن گفتن به زبان مردم و با سادگي كامل رمز موفقيت رهبران الهي در جذب آنان به سوي دين خدا بوده است كه مصداق روشن آن در عصر كنوني امام خميني قدس سره بودند . ايشان كه با سخنان ساده و پر محتواي خود قلب ميليون ها انسان را شيفته خود ساختند . و اين درسي بود كه آن بزرگوار از جد والا مقامشان رسول گرامي عليهم السلام گرفته بودند كه خداي بزرگ در حق او مي فرمايد :
(وما علي الرسول الا البلاغ المبين )
((وظيفه پيامبر تبليغ روشن است . ))
امام صادق عليه السلام فرمود : براي عالم هشت آفت است كه يكي از آنها ((والتكلف في تزيين الكلام بزوايد الالفاظ)) است
يعني براي زيبا نمودن كلام ، با استفاده از الفاظ زايد ، خود و ديگران را به زحمت بيندازد .
البته بايد توجه داشت كه ساده گويي غير از سست گويي و بي محتوا سخن گفتن است .
مبلغ بايد از خداي خود بخواهد گره از زبانش بگشايد و او را بر ساده گويي توانا سازد . همانند حضرت موسي عليه السلام كه در آغاز تبليغ ، چنين از خدا در خواست نمود؛
(رب اشرح لي صدري و يسرلي امري و احلل عقده من لساني يفقهوا قولي )
((خدايا! سينه ام را وسعت ده (تحملم را زياد كن ) و كارم را آسان ساز و گره از زبانم بگشاي تا مردم سخنم را بفهمند . ))

http://www.ghaemiyeh.com/library/category/ready/book/195/Page-39


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هصاد سنجي معمولاً مساله آفرين و بعضاً شديداً مبهم ست. معمولاً مقالات وقتي به قسمت متدولوژي مي رسند با طرح اصطلاحات و مفاهيم خاصي خواننده مقاله را از اصل مطلب دور مي كنند. (شايد اساتيد اقتصاد سنجي نيز در چرخه مشابهي آموزش ديده اند و به همين دليل با بيان پيچيده اي از مفاهيم ، دانشجويان را دچار سردرگمي ميكنند). مثلاً استاد ما كه انصافاً پروفسور لايق و باسوادي بود وقتي مي خواست انتقاد لوكاس (Lucas critique) را ارائه كند هر چند كه از بيان ساده اي استفاده ميكرد اما   كلمات و جملاتش را با رفتارها و مثالهايي تركيب مي كرد كه دانشجويان به نتيجه مي رسيدند فهميدن اين مفهوم كار بسيار پيچيده اي است. دكتر جعفر خيرخواهان ترجمه اي از توماس جفر منتشر كرده كه مي توان گفت مصداق ساده گويي مفاهيم اقتصاد سنجي است. توماس جفر انتقاد لوكاس را در جمله « گذشته ، آينده نيست» خلاصه كرده و اين مفهوم را با استفاده از مثالهايي  همه فهم كرده است. براي كساني كه با مفاهيم مربوط به رگرسيون مساله دارند پيشنهاد ميكنم خواندن اين مطلب را ازدست ندهند . ( + و +) مفهوم متغير كنترل مفهوم بسيار ساده اي است و بسياري اوقات ما بلد نيستيم اين مفهوم را به صورت ساده توضيح دهيم. شايد بارها با اين سوال مواجه شده باشيم كه وقتي قرار است اثر يك متغير را بر متغير ديگري رگرس كنيم چرا در كنار متغير اصلي (توضيحي ) از ساير متغيرهاي توضيحي استفاده ميكنيم . چرا به اين متغيرها متغير كنترل گفته مي شود.مطلب مذكور را مطالعه كنيد و از توضيح ساده متغير كنترل لذت ببريد . با زباني ساده و چند تا مثال مي شود اين مفهوم را براي هميشه جا انداخت ولي بعضي از اساتيد اين مفهوم ساده را چنان پيچيده ميكنند كه براي هميشه مشكل آفرين باقي بماند. خلاصه اينكه ساده كردن مفاهيم پيچيده ،هنر يك معلم است. 
گذشته از اين بحث ، معمولاً براي jترجمه كلمه outliers از اصطلاح "داده هاي پرت " استفاده مي شود. آيا در متون فارسي عبارت ديگري مصطلح هست؟   http://mortezakazemi.blogspot.nl/2011/08/blog-post_09.html

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۵:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۹ - تمرين ساده گويي ، صراحت بيان و پرهيز از كلي گويي

۲

كلي گويي ريشه در نداشتن پرسش دارد  

 از جمله موانع زباني در تفكر انتقاي توسل به كلي گويي و كلي بافي است. با اتخاذ اين شيوه ما گزاره ها و مفاهيمي را به كار مي بريم كه بر مصاديق بسياري قابل حمل هستند. علل بسياري براي كلي گويي بر مي شمارند كه در اين مقال به پاره اي از آنها اشاره مي شود.

متفكران انتقادي كلي گويي را توسل به شيوه اي براي بيان و سخن گفتن ارزيابي مي كنند كه در آن يك مفهوم بر مصاديق بسياري قابل اعمال است. بدين لحاظ نمي توان معادل و ما به ازايي براي يك مفهوم يا يك گزار در جهان پيدا كرد. دلايل زيادي براي كلي گويي ذكر شده اند. يكي از اين دلايل آن است كه ريز و تخصصي سخن گفتن نيازمند دانش كافي است و يكي از دلايلي كه افراد را به سمت كلي گويي و كلي بافي سوق مي دهد عدم دانش كافي است. اين علت به نظر ما يكي از اصلي ترين دلايل كلي گويي در عرصه هاي مختلف در ديار ما است. به عبارت ديگر كلي گويي با عدم تخصصي شدن حوزه ها در جامعه ما و وجود و حضور صاحب نظران همه چيزدان و همه فن حريف نسبت نزديكي دارد.

علاوه بر اين فرهنگي در ديار ما غالب است كه بر طبق آن هر فرد دانشمند و عالم بايد پاسخ همه پرسشها را بداند و "نمي دانم گويي" خلل و ضعف بزرگي قلمداد مي شود. براي يك صاحب نظر بسي كسر شأن است كه در باب حوزه هاي مختلف فرهنگي و معرفتي كه به زعم وي جزوي از حوزه كاري اش است موضعي نداشته باشد. غافل از آنكه اين حوزه ها، حوزه هايي بسي تخصصي هستند كه جز با غور و جستار فراوان در آن نمي توان گزاره اي را بر زبان آورد.

غفلت از پرسشهاي اساسي هم يكي ديگر از دلايل كلي گويي است. آنكه پرسش هاي اصلي هر بحثي را نداند چاره اي جز آن ندارد كه كلي گويي كند و كلياتي نامربوط را كنار هم قرار دهد. هر معرفتي با پرسش آغاز و با پرسش هاي بيشتري به پايان مي رسد. نشناختن پرسشها از علل اساسي كلي گويي است.

فقدان روش شناسي منسجم از ديگر علل توسل به كلي گويي است. از روش شناسي معاني متفاوتي برداشت مي شود اما اگر اين مفهوم را به عنوان منظومه اي از مفروضات، پرسشها و استنتاجاتي در نظر بگيريم كه به صورت مدون و منظم در كنار هم قرار مي گيرند ما به جهت عدم آشنايي دقيق با اين منظومه، كلي گويي هايي را رقم مي زنيم. به فقدان روش شناسي، فقدان پرداختن به صراحت بخشي مفهومي را هم مي توان اضافه كرد كه نه تنها كلي گويي كه ابهام زايي را به نظام سخن ما افزون مي كند.

كسي از كلي گويي پرهيز مي كند كه منطق سخن را بشناسد، بداند از كجا بايد شروع كند و به كجا برسد و آنكه از اين مهم غفلت كند البته به دام كلي گويي مي افتد. روش شناسي منسجم با اين مقدمات و مباني پيوند مي خورد: از كجا آغاز بايد كرد؟ به كجا بايد رسيد؟ اين مسير را چگونه و با توجه به كدام شواهد و مقدمات طي كرد؟ و ...
 
 http://www.aftabir.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۴:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۹ -  تمرين ساده گويي ، صراحت بيان و پرهيز از كلي گويي

۱

صراحت بيان

واضح و شفاف صحبت كنيد. هرگز سعي نكنيد اين ايده را دنبال كنيد كه ديگران بايد خودشان منظور شما و آنچه را كه در ذهن داريد متوجه شوند. اگر دوست داريد روابط گرم و صميمانه اي با اعضاي خانواده خود، دوستان و آشنايان برقرار كنيد، بايد بتوانيد آسان و شفاف باب گفت وگو با آنها را باز كنيد.
اگر با شيوه اي آسان مفاهيم و خواسته هايتان را به زبان آوريد، آن وقت اطرافيان و همراهان شما متوجه منظور شما خواهند شد و مي توانند شما را در رسيدن به آنها ياري كنند. بيشتر زنان بر اين عقيده هستند كه نيازي به بيان مفاهيم و خواسته هايشان نيست و اگر اطرافيان واقعاً به آنها علاقه مند باشند، بايد به صورت خود به خود آن مفاهيم را دريافته و متوجه شوند. بسياري از مشكلات در خانواده ها و روابط ميان زنان با همسران خود از همين فكر نشأت مي گيرد، با اين اصلاح رفتاري، مي توان جلوي بسياري از دلخوري ها را در زندگي گرفت و با انرژي بيشتري زندگي را ادامه داد.

 
روزنامه ايران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۴:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۸ - تمرين خلاصه گويي و جمع بندي سخنراني و گفتگو

۸

خلاصه گويي

خلاصه گويي يعني اين كه از توضيح واضحات و تكرار مكررات بپرهيزيم خلاصه گويي حدي دارد و نبايد تا آن جا پيش برود كه مقصود گوينده يا نويسنده را نفهيمم چون زبان وسيله تفهيم و تفاهم است اغلب ضرب المثل ها خود نمونه اي از خلاصه گويي است

سخن بسيار داري اندكي كن                      يكي را صد مكن صد را يكي كن

براي تمرين و نگارش در اين زمينه جمله هاي كوتاه تبديل مي كنيم .

و يا

مي تواينم جمله هايي از يك نوشته بلند را برگزينيم

و عبارت هاي زايد را در بازنويسي نياوريم

به عنوان مثال در متن زير قسمت هاي انتخابي با خط كشي مشخص شده است :

"مطمئن بودم كه اگر كسي طرز نوشتن كلمه اي را "

كه همه در رسم الخط آن وحدت آن نظر داشته و لغت شناسان آن را به همان صورت قرار داده اند .

بداند امكان ندارد كه شكل درست

و مورد توافق ديگران

را

كه همه مي شناسند و معني آن را مي فهمند و اگر هم نفهمند به ياري كتاب هاي لغت به معني آن پي خواهند برد

رها كند و به جاي آن از خود شكل تازه اي

كه آشنا و مانوس براي هيچ كس نيست .

پديد آورد و با اين حركت

خود خواهانه

فهم مقاصدي

را

هم كه كلمات قرار داي براي بيان آنها به وجود آمده

بر ديگران مشكل يا محال كند .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۴:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۸ - تمرين خلاصه گويي و جمع بندي سخنراني و گفتگو

۷

پايان سخنراني


پايان سخنراني نيز مانند اصل سخنراني بايد باترتيبي كه قبلاً طراحي شده انجام گيرد. شما هنگاميكه يك نامه دوستانه وياحتي اداري مينويسيد يك مرتبه آنراقطع نميكنيد. پس چرا سخنراني را ناگهان قطع كنيد وبه آن خاتمه دهيد. ممكن است درخاتمه از آنچه گفته ايد نتيجه اي بگيريد وآنرابراي شنوندگان مرور نمائيد. ميتوانيد عقايد حضار را در مورد سخنراني خود بخواهيد. اماهرگز ازجملاتي نظير ً آنچه كه ميخواستم بگويم ً يا اينكه ً من خيال ميكنم بحدكافي در اين باره صحبت كرده باشم ً و غيره استفاده نكنيد. اغلب اتفاق اتفاده است ختم سخن به نحو مناسب سخنراني غير جالب را جالب ساخته است .


يك سخنراني چه در جمع دوستان باشد و چه دريك محيط اداري ايراد شود بايد با نقشه وطراحي مناسب تهيه شود. سخنراني چون نامه اداري نيست كه بتوان آنرابه منشي ديكته كردوسپس آنراباصداي بلند براي گروهي قرائت نمود. هركس به افكار خود معتقد است وبه آن ايمان دارد. پس چرادر هنگام سخنراني از آن استفاده نكند. بنابراين با نقشه وطراحي قبلي همانطور كه گزارشي را ميخواهيد عرضه كنيد سخنراني خود را تنظيم نمائيد. افكار ونظريات خود را با جملات و كلماتي كه از خودتان است بيان نمائيد. بدين جهت چون روش طبيعي صحبت كردن خود را انتخاب كرده ايد سخنراني مورد توجه قرار خواهد كرفت.

نويسنده : دكتر فريدون بختياري منبع : سايت معاونت آموزش منابع انساني و پژوهش وزارت نفت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۴:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]


برخلاف روش متداول نبايد تنها چندروز قبل از تاريخ اجراي سخنراني به تهيه متن آن پرداخت. درواقع در لحظه اي كه از شما خواسته ميشود در باره مطلبي سخنراني نمائيد بايد خود را اماده سازيد. اين آمادگي ضمير ناخودآگاه شما را به فعاليت خواهد انداخت. حداقل يك هفته قبل از تاريخ سخنراني بنشينيد ومدادوكاغذ بدست گيريد وافكار خودرا برروي كاغذمنتقل سازيد. از همين جابايد روش متعارف و متداول را كنارگذاريد بدين معني كه پس از نوشتن عنوان بسرعت ممكن هر فكري كه بنظرتان رسيد برروي كاغذمنتقل كنيد. حتي از نوشتن يك لغت يا يك جمله ناتمام خودداري نكنيد. هيچ به فكراصلاح آنچه نوشته ايد برنيائيد ودرباره مسئله اي كه نوشته ايدبرهان نياوريد. بعبارت ديگر آزادانه افكار خود را روي كاغذ بياوريد. به اين ترتيب ميتوانيد در ظرف دو ياسه دقيقه بيست تا سي مطلب را بروي كاغذ نقل كنيد.

سپس درحاليكه ضمير ناخودآگاه شما فعاليت دارد نوشته خود را مروركنيد وروشي انتقاد آميز اتخازكنيد. ولي بي دليل نوشته خود را خط نزنيد. زيرادر موقع نوشتن ارتباطي بين مطلب مورد نظر وانچه نوشته ايد وجود داشته است. ممكن است دربين مطالبي كه يادداشت كرده ايد وبنظر شما هيچ ارتباطي با موضوع نداشته يك فكر يا عقيده اساسي وجودداشته باشد. زيراكمتر مغزي پيداميشود كه نتواند درباره مطلبي حداقل يك ايده جديد پيداكند.

سپس درحاليكه مطالب عمده را انتخا ب مينمائيدآنها را مرتب سازيد وسعي كنيد كه تداوم مطلب حفظ شودودرعين حال صريح وساده باشد. آنوقت مطالب انتخاب شده را بسط دهيد. درطول هفته لازم است كه مكرر به آنچه نوشته ايد مراجعه كنيد تادرصورت يافتن مطلب يا فكر جديدي از آن استفاده نمائيد.

 
آغاز سخنراني

 
شروع وآغازسخنراني واجد اهميت فراواني است. سخنران بايد كاري كند كه فاصله بين او وشنونده از همان آغاز برطرف شود. از بكاربردن پاره اي اصطلاحات متداول چون ً با آنكه من در خود استعداد سخنراني در مجامع بزرگ را سراغ ندارم.... ً و يا ً هنگاميكه از من خواسته شد به ايراد سخنراني درباره موضوع... بپردازم، احساس كردم كه افتخاري بزرگ بمن داده شده استً و غيره .... خودداري كنيد وصحبت را از همان لحظه اول به اصل مطلب بكشانيد .

پايان سخنراني

 
پايان سخنراني نيز مانند اصل سخنراني بايد باترتيبي كه قبلاً طراحي شده انجام گيرد. شما هنگاميكه يك نامه دوستانه وياحتي اداري مينويسيد يك مرتبه آنراقطع نميكنيد. پس چرا سخنراني را ناگهان قطع كنيد وبه آن خاتمه دهيد. ممكن است درخاتمه از آنچه گفته ايد نتيجه اي بگيريد وآنرابراي شنوندگان مرور نمائيد. ميتوانيد عقايد حضار را در مورد سخنراني خود بخواهيد. اماهرگز ازجملاتي نظير ً آنچه كه ميخواستم بگويم ً يا اينكه ً من خيال ميكنم بحدكافي در اين باره صحبت كرده باشم ً و غيره استفاده نكنيد. اغلب اتفاق اتفاده است ختم سخن به نحو مناسب سخنراني غير جالب را جالب ساخته است .

 
يك سخنراني چه در جمع دوستان باشد و چه دريك محيط اداري ايراد شود بايد با نقشه وطراحي مناسب تهيه شود. سخنراني چون نامه اداري نيست كه بتوان آنرابه منشي ديكته كردوسپس آنراباصداي بلند براي گروهي قرائت نمود. هركس به افكار خود معتقد است وبه آن ايمان دارد. پس چرادر هنگام سخنراني از آن استفاده نكند. بنابراين با نقشه وطراحي قبلي همانطور كه گزارشي را ميخواهيد عرضه كنيد سخنراني خود را تنظيم نمائيد. افكار ونظريات خود را با جملات و كلماتي كه از خودتان است بيان نمائيد. بدين جهت چون روش طبيعي صحبت كردن خود را انتخاب كرده ايد سخنراني مورد توجه قرار خواهد كرفت.

 
استفاده ازيادداشت

 
بسياري از سخنرانان از يادداشت هايي كه تهيه كرده اند استفاده مينمايند. اين عمل ناپسندي نيست. امابخاطر داشته باشيد كه يادداشت چون ابزاري براي سخنراني است وسعي در پنهان كردن آنهاننمائيد . ليكن از جلب توجه حضار به يادداشتها خودداري كنيد. هميشه قبل از آنكه مطلبي را تمام كنيد نگاهي اجمالي به يادداشت ها بياندازيد تا خود را براي مطلب بعدي آماده سازيد. استفاده از كارت پستال و ياكاغذي به ان اندازه براي يادداشت بسيار مفيد است زيرا هم قطع مناسب دارد وهم آنكه سخنران را وادار ميسازد كه ازنوشتن جملات طولاني خودداري كند

نويسنده :  دكتر فريدون بختياري  منبع : سايت معاونت آموزش منابع انساني و پژوهش وزارت نفت

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۴:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۸ - تمرين خلاصه گويي و جمع بندي سخنراني و گفتگو

۶

جمع بندي سخنراني و گفتگو و نتيجه گيري

پايان سخن شما بايد نتيجه منطقي سخنان پيشين شما باشد. نبايد در اين قسمت اطلاعات جديدي عرضه گردد و يا نبايد شنوندگان را شگفت زده نماييد. بخش نتيجه گيري يا پاياني سخنراني از چهار قسمت تشكيل مي شود: توضيح مختصري در خصوص نتايجي كه به به دست آورده ايد و نحوه به دست آوردن آنها، يك نتيجه گيري كوتاه و مختصر، تشكر از همراهي و توجه شنوندگان، اعلام آمادگي براي پاسخگويي به سؤالات، شنيدن نظرات و يا اعلام آمادگي براي آغاز بحث.

در پايان سخنراني لازم است تا شما سخنراني خود را در چند خط به طور خلاصه بيان كنيد تا مطمئن شويد كه شنوندگان پيام سخنراني شما را گرفته اند. براي اين كار مي توانيد از روشهاي مختلفي استفاده نماييد: شرح نكات مهم سخنراني، بيان پيام سخنراني، ليست كردن نكات مهم سخنراني و مطالبي كه مي خواهيد تا شنوندگان به خاطر بسپارند، بيان يك مرور نهايي كه به طور مستقيم يا غير مستقيم مطالب سخنراني را گوشزد نمايد و يا استفاده از يك مثال كاربردي.

سپس لازم است تا يك نتيجه گيري كوتاه را بيان نماييد كه نتيجه منطقي سخنراني شما خواهد بود. اين قسمت مي تواند به صورت يك گزارش كوتاه از سخنراني و يا يك سري توصيه ها باشد.

پس از اتمام سخنراني تشكر از شنوندگان به خاطر توجهشان ، امري ضروري است.

در پايان نيز لازم است تا شنوندگان را به سؤال پرسيدن و يا بحث دعوت نماييد. در اين بخش شما بايد از نظر ذهني و روانشناختي، آمادگي لازم براي پاسخ به سوالات را داشته باشيد.

طبيعتاً لازم است تا شما اتمام سخنراني خود را با عباراتي بيان نماييد تا شنوندگان متوجه آن شوند. براي اين مهم مي توانيد از اصطلاحات زير استفاده نماييد:

I'd like to summarize/sum up

At this stage I would like to run through/over the main points...

So, as we have seen today....

As I have tried to explain this morning Farzan Institute finds itself in....

همچنين مي توانيد براي بيان نقطه نظرات خود از عبارات زير استفاده نماييد:

 

As a result we suggest that…

In the light of what we have seen today I suggest that...

My first proposal is...


در بخش پاياني نبايد سخنراني،به طور ناگهاني قطع شده ، پايان يابد. سخنران بايست از عباراتي استفاده نماييد كه شنوندگان را براي پايان سخنراني آماده سازد:

 

In conclusion I would like to say that...

My final comments concern...

I would like to finish by reminding everyone that...

در پايان نيز لازم است براي پاسخگويي به سؤالات شنوندگان، اعلام آمادگي نماييد:

I'd be happy to answer any questions....

If there are any questions please feel free to ask.

Thank you very much for your attention and if there are any suggestions or comments

http://farasa.net/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۴:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۸ - تمرين خلاصه گويي و جمع بندي سخنراني و گفتگو

۵

ايجاز در بيان  سعدي

ايجاز: ايجاز يعني خلاصه گويي و يا پيراستن شعر از كلمات زايد و اضافي. دوري از عبارت پردازي هاي بيهوده اي كه نه تنها نقش خاصي در ساختار كلي شعر بلكه از زيبايي كلام نيز مي كاهند، در شعر و كلام سعدي نقش ويژه اي دارد. از سويي اين ايجاز كه در نهايت زيبايي است، منجر به اغراق هاي ظريف تخيلي و تغزلي مي شود و زبان شعر را از غنايي بيشتر برخوردار مي كند. در شعر سعدي هيچ كلمه اي بدون دليل اضافه يا كم نمي شود.



گفتم آهن دلي كنم چندي
ندهم دل به هيچ دلبندي
به دلت كز دلم به در نكنم
سخت تر زين مخواه سوگندي
ريش فرهاد بهترك مي بود
گر نه شيرين نمك پراكندي
كاشكي خاك بودمي در راه
تا مگر سايه بر من افكندي ...



ايجاز سعدي، ايجاز ميان تهي و سبك نيست، بلكه پراز انديشه و درد است. در دو حكايت زير از «گلستان» به خوبي مشاهده مي شود كه سعدي چه اندازه از معني را در چه مقدار از سخن مي گنجاند:

حكايت:

پادشاهي پارسايي را ديد، گفت: «هيچت از ما ياد آيد؟» گفت: «بلي، وقتي كه خدا را فراموش مي كنم.»

حكايت:

يكي از ملوك بي انصاف، پارسايي را پرسيد: «از عبادتها كدام فاضلتر است؟» گفت: «تو را خواب نيمروز، تا در آن يك نفس خلق را نيازاري.»

http://shabsadi.persianblog.ir/post/16


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۴:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

زبان آدمي!

سخن يا مجازاً زبان انسان از جمله مضاميني است كه بزرگان ادب در باب آن سخن ها گفته اند و دُر سفته اند. بي شك با الهام گيري از اين سخنان حكيمانه كه ريشه در انديشه دارند ، مي توان دل مردمان ربود و بر قدر خويش افزود . در اين مقال هر چند نقل تمام اقوال امري ناممكن است اما مي توان به قدر تشنگي از اين دريا چشيد و اين سخنان را بر صحيفه ي دل كشيد تا هر از چند گاهي با نگاهي به آنها ، تير كلام را با دقت تمام سوي نشانه روانه كنيم:

نقش زبان

* تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد ( سعدي)

*هر كه را زبان خوشتر هواخواهش بيشتر . ( قابوس نامه)

*به نطـق آدمي بهتر است از دواب دواب از تـو، بِه، گــر نگـويي صواب ( سعدي)

كلام سنجيده:

*در بساط نكته دانان خود فروشي شرط نيست يا سخن دانسته گو اي مرد عاقل يا خموش (حافظ)

*جواني هنوز اين بلندي مجوي سخن را بسنج و باندازه گوي ( فردوسي )

خلاصه گويي:

*سخن بسيار داري انــدكي كن يكي را صد مكن صد را يكـي كن ( نظامي)

*خير الكلام ما قلّ و دلَّ ( بهترين سخن آن است كه كوتاه و رهگشا باشد) (ضرب المثل)

* كم گوي و گزيده گوي چون دُر تا ز اندك تو جهان شود پُر (نظامي)

موقعيت شناسي

*جهد كن تا سخن بر جاي گويي كه سخن نه بر جاي اگر چه خوب گويي ، زشت نمايد.(قابوس نامه)

* مجــــال سخــــن تا نبينـــي ز پيــش به بيهـــوده گفتـــن مبـــر قدر خــــويش (سعدي)

*اگرچه پيش خـردمند خامشي ادب است به وقت مصلحت آن به كه در سخن كوشي

دو چيز طيره عقـــل است دم فروبستن به وقت گفتن و گفتن به وقـت خاموشي ( سعدي)

سكوت

* ربّ سكوت ابلغ من كلام (چه بسا سكوتي كه از سخن گفتن شيواتر است) (ضرب المثل)

*ما ندمتُ علي سكوتي مرّه ً لكن ندمت ُعلي الكلام مِرارا ( مرزبان نامه)

(يكبار هم براي سكوتم پشيمان نشده ام در حالي كه بارها از سخنان خود پشيمان شده ام)

*حُقه پر آواز به يـــك دُر شود گنگ شود چون شكمش پُـر شود ( نظامي)

سخن و عمل

* قالوا و ما فَعلوا و أينَ هُم مِن معشرٍ فعلوا و ما قالوا (كليله و دمنه)

( گفتند و عمل نكردند كجايند آن گروهي كه عمل كردند و چيزي نگفتند)

* بزرگي سراسر به گفتار نيست دو صد گفته چو نيم كردار نيست (سعدي)

تأني و تامل

*در سخن گفتن و سخن گزاردن آهستگي عادت كن و اگر از گران سنگي و آهستگي نكوهيده گردي دوست دارتر از آنكه از سبكباري و شتاب زدگي ستوده گردي. ( قابوس نامه)

*سخن كاو از ســـر انديشه نايد نوشتـــــن را و گفتن را نشايـد (نظامي)

زبان

 

 

 

حديث (1) امام على عليه السلام :
ما أَضمَرَ أَحَدٌ شَيئا إِلاّ ظَهَرَ فى فَلَتاتِ لِسانِهِ وَصَفَحاتِ وَجهِهِ؛
هيچ كس چيزى را در دل پنهان نداشت، جز اين كه در لغزش هاى زبان و خطوط چهره او آشكار شد.

نهج البلاغه، حكمت 26

حديث (2) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
مَن كانَ يُؤمِنُ بِاللّه  وَاليَومِ الخِرِ فَليَقُل خَيرا أَو لِيَسكُت؛
هركس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، بايد سخن خير بگويد يا سكوت نمايد.

 نهج الفصاحه، ح 2915

حديث (3) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
جَمالُ الرَّجُلِ فَصاحَةُ لِسانِهِ؛
زيبايى مرد به شيوايى زبان اوست.

كنزالعمال، ج10، ص152، ح28775

حديث (4) امام باقر عليه السلام :
إِنَّ هذَا اللِّسانَ مِفتاحُ كُلِّ خَيرٍ وَشَرٍّ فَيَنبَغى لِلمُؤمِنِ أَن يَختِمَ عَلى لِسانِهِ كَما يَختِمُ عَلى ذَهَبِهِ وَفِضَّتِهِ؛
براستى كه اين زبان كليد همه خوبيها و بديهاست پس سزاوار است كه مؤمن بر زبان خود مهر زند، همان گونه كه بر (كيسه) طلا و نقره خود مُهر مى زند.

تحف العقول، ص 298

حديث (5) امام على عليه السلام :
إِنَّ فِى النسانَ عَشرُ خِصالٍ يُظهِرُها لِسانُهُ: شاهِدٌ يُخبِرُ عَنِ الضَّميرِ وَحاكِمٌ يُفصِلُ بَينَ الخِطابِ وَناطِقٌ يَرُدُّبِهِ الجَوابَ وَشافِعٌ يُدرِكُ بِهِ الحاجَةَ وَواصِفٌ يَعرِفُ بِهِ الشياءَ وَ أَميرٌ يَمُرُ بِالحُسنِ وَواعِظٌ يَنهى عَنِ القَبيحِ وَمُعِزٌّ تَسكُنُ بِهِ الحزانَ وَحاضِرٌ تُجلى بِهِ الضَّغائِنُ وَمونِقٌ تَلتَذُّ بِهِ السماعُ؛
در انسان ده خصلت وجود دارد كه زبان او آنها را آشكار مى سازد، زبان گواهى است كه از درون خبر مى دهد. داورى است، كه به دعواها خاتمه مى دهد. گويايى است كه بوسيله آن به پرسش ها پاسخ داده مى شود. واسطه اى است كه با آن مشكل برطرف مى شود. وصف كننده اى است كه با آن اشياء شناخته مى شود. فرماندهى است كه به نيكى فرمان مى دهد. اندرزگويى است كه از زشتى باز مى دارد. تسليت دهنده اى است كه غمها به آن تسكين مى يابد. حاضرى است كه بوسيله آن كينه ها برطرف مى شود و دلربايى است كه گوشها بوسيله آن لذّت مى برند.

كافى، ج8، ص20، ح4

حديث (6) امام سجاد عليه السلام :
حَقُّ اللِّسانِ إِكرامُهُ عَنِ الخَنى وَتَعويدُهُ الخَيرَ وَتَركُ الفُضولِ الَّتى لافائِدَةَ لَها وَالبِرُّ بِالنّاسِ وَحُسنُ القَولِ فيهِم؛
حق زبان، دور داشتن آن از زشت گويى، عادت دادنش به خير و خوبى، ترك گفتار بى فايده و نيكى به مردم و خوشگويى درباره آنان است.

بحارالأنوار، ج71، ص286، ح41

حديث (7) امام على عليه السلام :
اَللِّسانُ سَبُعٌ إِن خُلِّىَ عَنهُ عَقَرَ؛
زبان، درنده اى است كه اگر رها شود، گاز مى گيرد.

نهج البلاغه، حكمت 60

حديث (8) امام صادق عليه السلام :
إِذا أَرادَ اللّه  بِعَبدٍ خِزيا أَجرى فَضيحَتَهُ عَلى لِسانِهِ؛
هرگاه خداوند بخواهد بنده اى را رسوا كند، از طريق زبانش او را رسوا مى كند.

بحارالأنوار، ج78، ص 228، ح101

حديث (9) قال الحسين عليه السلام :
إِنَّ لِسانَ ابنَ آدَمَ يُشرِفُ كُلَّ يَومٍ عَلى جَوارِحِهِ فَيَقولُ: كَيفَ أَصبَحتُم؟ فَيَقولونَ: بِخَيرٍ إِن تَرَكتَنا! وَيَقولونَ: اَللّه  اللّه  فينا! وَيُناشِدونَهُ وَيَقولونَ: إِنَّما نُثابُ بِكَ وَنُعاقَبُ بِكَ؛
زبان آدميزاد، هر روز به اعضاى او نزديك مى شود و مى گويد: چگونه ايد؟ آنها مى گويند: اگر تو ما را به خودمان واگذارى، خوب هستيم و مى گويند: از خدا بترس و كارى به ما نداشته باش: و او را سوگند مى دهند و مى گويند: ما فقط به واسطه تو پاداش مى يابيم و به واسطه تو، مجازات مى شويم.

بحارالأنوار، ج71، ص278، ح14

حديث (10) امام على عليه السلام :
اِحبِس لِسانَكَ قَبلَ أَن يُطيلَ حَبسَكَ وَيُردىَ نَفسَكَ فَلا شَى ءَ أَولى بِطولِ سَجنٍ مِن لِسانٍ يَعدِلُ عَنِ الصَّوابِ وَيَتَسَرَّعُ إِلَى الجَوابِ؛
پيش از آن كه زبانت تو را به زندان طولانى و هلاكت درافكند، او را زندانى كن، زيرا هيچ چيز به اندازه زبانى كه از جاده صواب منحرف مى شود و به جواب دادن مى شتابد، سزاوار زندانى شدن دراز مدّت نيست.

غررالحكم، ج2، ص223، ح2437

حديث (11) امام باقر عليه السلام :
فى قَولِهِ «قُولُوا لِلنّاسِ حُسنا» قال: قُولوا لِلنّاسِ أحسَنَ مَا تُحبّونَ أن يُقالَ لَكُم، فَاِنَّ اللّه  عزَّوَجلَّ يُبغِضُ اللَّعّانَ السَّبّابَ الطَّعّانَ عَلىَ المُؤمِنين، اَلفاحِشَ المُتَفَّحِشَ السّائَلَ المُلحِفَ، وَ يُحِبُّ الحَيّى الحَليمَ اَ لعفيفَ المُتعَفِّـفَ؛

درباره اين گفته خداوند كه «با مردم به زبان خوش سخن بگوييد» فرمود: بهترين سخنى كه دوست داريد مردم به شما بگويند، به آنها بگوييد، چرا كه خداوند، لعنت كننده، دشنام دهند، زخم زبان زن بر مؤمنان، زشت گفتار، بدزبان و گداى سمج را دشمن مى دارد و با حيا و بردبار و عفيفِ پارسا را دوست دارد.

امالى صدوق، ص 326

حديث (12) امام حسن عسكرى عليه السلام :
فى تفسير قوله تعالى «وَ قُولُوا لِلنّاسِ حُسنا» قالَ: قُولُوا لِلنّاسِ كُلِّهُم حُسنا مُؤمِنِهُم وَ مُخالِفِهُم، أمّا المؤمِنونَ فَيَبسُطُ لَهُم وَجهَهُ وَ أمّا المُخالِفونَ فَيُكَلِّمُهُم بِالمُداراةِ لاِجتِذابِهِم اِلىَ اليمانِ. فَاِنِ استَتَرَ مِن ذلِكَ بِكفِّ شُرورِهم عَن نَفسِهِ وَ عَن اِخوانِهِ المُؤمِنينَ؛

در تفسير آيه «با مردم به زبان خوش سخن بگوييد» فرمود: يعنى با همه مردم، چه مؤمن و چه مخالف، به زبان خوش سخن بگوييد. مؤمن، به هم مذهبان، روى خوش نشان مى دهد و با مخالفان، با مدارا سخن مى گويد تا به ايمان، جذب شوند و حتّى اگر نشدند، با اين رفتار، از بدى هاى آنان در حقّ خود و برادران مؤمنش، پيشگيرى كرده است.

مستدرك الوسائل، ج 12، ص 261

حديث (13) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
يُعَذِّبُ اللّه  اللِّسانَ بِعَذابٍ لا يُعَذِّبُ بِهِ شَيئا مِنَ الجَوارِ حِ، فَيَقولُ: اَى رَبِّ، عَذَّبتَنى بِعَذابٍ لَم تُعَذِّب بِهِ شَيئا؟! فَيُقالُ لَهُ: خَرَجَت مِنكَ كَلِمَةٌ فَبَلَغَت مَشارِقَ الرضِ وَ مَغارِبَها، فَسُفِكَ بِها الدَّمُ الحَرامُ وَ انتُهِبَ بِها المالُ الحَرامُ وَ انتُهِكَ بِها الفَرجُ الحَرامُ؛

خداوند! زبان را عذابى دهد كه هيچ يك از اعضاى ديگر را چنان عذابى ندهد. زبان گويد: اى پروردگار! مرا عذابى دادى كه هيچ چيز را چنان عذاب ندادى! در پاسخش گفته شود: سخنى از تو بيرون آمد و به شرق و غرب زمين رسيد و به واسطه آن خونى بناحقّ ريخته شد و مالى به غارت رفت و ناموسى هتك شد.

كافى، ج2، ص 115، ح 16

حديث (14) امام صادق عليه السلام :
كونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَيرِ اَ لسِنَتِكُم، لِيَرَوا مِنكُم الوَرَعَ وَ الجتِهادَ وَ الصَّلاةَ وَ الخَيرَ، فَاِنَّ ذلِكَ داعيَةٌ؛

مردم را به غير از زبان خود، دعوت كنيد، تا پرهيزكارى و كوشش در عبادت و نماز و خوبى را از شما ببينند، زيرا اينها خود دعوت كننده است.

كافى، ج 2، ص 78، ح 14

حديث (15) پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله :
إنَّ لِسانَ المُؤمِنَ وَراءَ قَلبِهِ فَإِذا أَرادَ أَن يَتَكَلَّمَ بِشَيءٍ يُدَبِّرُهُ قَلبُهُ ثُمَّ أمضاهُ بِلِسانِهِ وَ إنَّ لِسانَ المُنافِقِ أمامَ قَلبِهِ فَإِذا هَمَّ بِشَيءٍ أمضاهُ بِلِسانِهِ وَلَم يَتَدَبَّرهُ بِقَلبِهِ؛

زبان مؤمن در پس دل اوست، هرگاه بخواهد سخن بگويد درباره آن مى‏انديشد و سپس آن را مى‏گويد اما زبان منافق جلوى دل اوست هرگاه قصد سخن كند آن را به زبان مى‏آورد و درباره آن نمى‏انديشد.

تنبيه الخواطر، ج1، ص 106

حديث (16) امام على عليه‏السلام :
عَلى لِسانِ المُؤمِنِ نُورٌ يَسطَعُ وَعلى لِسانِ المُنافِقِ شَيطانٌ يَنطِقُ؛

بر زبان مؤمن نورى (الهى) است و درخشان و برزبان منافق شيطانى است كه سخن مى‏گويد.

شرح نهج البلاغه، ابن‏أبى‏الحديد، ج20، ص280، ح 218

حديث (15) امام على عليه‏السلام :
وَرَعُ المُنافِقِ لايَظهَرُ إلاّ عَلى لِسانِهِ؛

پرهيزكارى منافق جز در زبانش ظاهر نمى‏شود.

غررالحكم، 10130

حديث (16) امام على عليه‏السلام :
عِلمُ المُنافِقِ في لِسانِهِ وَعِلمُ المُؤمِنِ في عَمَلِهِ؛

دانش منافق در زبان او و دانش مؤمن در كردار اوست.

غررالحكم، ح6288

حديث (17) امام على عليه‏ السلام :
اِنَّ لِسانَ المُؤمِنِ مِن وَراءِ قَلبِهِ وَ اِنَّ قَلبَ المُنافِقِ مِن وَراءِ لِسانِهِ، لاَِنَّ المُؤمِنَ اِذا اَرادَ اَن يَتَكَلَّمَ بِكَلامٍ تَدَبَّرَهُ فى نَفسِهِ، فَاِن كانَ خَيرا اَبداهُ وَ اِن كانَ شَرّا واراهُ وَ اِنَّ المُنافِقَ يَتَكَلَّمُ بِما اَتى عَلى لِسانِهِ لا يَدرى ماذا لَهُ وَ ماذا عَلَيهِ؛

زبان مؤمن، در پشت دل اوست و دل منافق، در پشت زبان او، زيرا مؤمن هرگاه بخواهد سخنى بگويد، ابتدا درباره آن مى‏انديشد، اگر خوب بود اظهارش مى‏كند و اگر بد بود آن را پنهان مى‏دارد. اما منافق هر چه به زبانش آيد مى‏گويد، بى آن‏كه بداند چه سخنى به سود او و چه سخنى به زيان اوست.

نهج البلاغه، خطبه 176

حديث (18) امام باقر عليه‏ السلام :
اِنَّ هذَا اللِّسانَ مِفتاحُ كُلِّ خَيرٍ وَ شَرٍّ، فَيَنبَغى لِلمُؤمِنِ اَن يَختِمَ عَلى لِسانِهِ كَما يَختِمُ عَلى ذَهَبِهِ وَ فِضَّتِهِ؛

به راستى كه اين زبان كليد همه خوبى‏ها و بدى‏هاست پس شايسته است كه مؤمن زبان خود را مُهر و موم كند، همان گونه كه (صندوق) طلا و نقره خود را مُهر و موم مى‏كند.

تحف العقول، ص 298

حديث (19) امام صادق عليه‏ السلام :
اِنَّ لاِهلِ الجَنَّةِ اَربَعَ عَلاماتٍ: وَجهٌ مُنبَسِطٌ وَ لِسانٌ لَطيفٌ وَ قَلبٌ رَحيمٌ وَ يَدٌ مُعطيَةٌ؛

 بهشتى‏ها چهار نشانه دارند: روى گشاده، زبان نرم، دل مهربان و دستِ دهنده.

مجموعه ورام، ج 2، ص 91

حديث (20) امام على عليه‏ السلام :
عَوِّد لِسانَكَ لينَ الكَلامِ وَ بَذلَ السَّلامِ، يَكثُر مُحِبّوكَ وَ يَقِلَّ مُبغِضوكَ؛

زبان خود را به نرمگويى و سلام كردن عادت ده، تا دوستانت زياد و دشمنانت كم شوند.

غررالحكم، ح 6231

حديث (21) پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :
مَن دَفَعَ غَضَبَهُ دَفَعَ اللّه‏ُ عَنهُ عَذابَهُ وَ مَن حَفِظَ لِسانَهُ سَتَرَ اللّه‏ُ عَورَتَهُ؛

هر كس خشمش را برطرف سازد، خداوند كيفرش را از او بردارد و هر كس زبانش را نگه دارد، خداوند عيبش را بپوشاند.

امالى طوسى ، ص 349، ح 721

حديث (22) امام باقر عليه‏ السلام :
لا يَسلَمُ أحَدٌ مِنَ الذُّنوبِ حَتَّي يَخزُنَ لِسانَهُ؛

هيچكس تا زبانش را نگه ندارد از گناهان در امان نيست.

بحارالانوار، ج75، ص17

حديث (23) امام حسين عليه‏ السلام :
لا تَقُولُوا باَلسِنَتِكُم ما يَنقُصُ عَن قَدرِكم؛

چيزى را بر زبان نياوريد كه از ارزش شما بكاهد.

جلاءالعيون، ج۲، ص۲۰۵

حديث (24) امام صادق عليه‏ السلام :
انَّ أبغَضَ خلقِ اللهِ عبدٌ أتقي الناسُ لسانَهُ؛

همانا نفرت انگيزترين مخلوق خدا بنده اي است كه مردم از شرّ زبان او پرهيز مي كنند.

جهاد النفس،ح672

حديث (25) امام صادق عليه‏ السلام :
كُونُو دُعاةً للنّاسِ بِغَير اَلسِنَتِكُم لِيَرُوا منكُم الوَرَع و الاِجتهادَ و الصَّلاة و الخير فَانَّ ذلكَ داعيةٌ؛

مردم را با غير زبانتان بخوانيد تا از شما پارسايي و كوشش و نماز و خوبي را ببينند زيرا اين امور آنان را به سوي حق فرا مي خواند

جهادالنفس، ح‏195

حديث (26) امام سجاد عليه‏ السلام :
المؤمنُ يَصمُتُ لِيَسلَمَ، ويَنطِقُ لِيَغنَمَ؛

مؤمن، خاموشى اختيار مى‏كند تا سالم بماند و سخن مى‏گويد تا سودى ببرد.

الكافي: ج 2، ص 231، ح 3 (ميزان الحكمة: ج 4، ص 2863)

 

حديث (27) امام علي عليه‏ السلام :
 لا تَقُل ما لا تُحِبُّ أن يُقالَ لَكَ؛

آنچه دوست ندارى درباره‏ ات گفته شود، درباره ديگران مگوى.

(بحارالأنوار، ج 77، ص 132)

حديث (28) پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله):
أفشِ السَّلامَ يَكثُرْ خَيرُ بَيتِكَ؛

سلام را رواج ده تا خير و بركت خانه ‏ات زياد شود.


الخصال، ص 181

 

حديث (29) پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله):
إيّاكَ و ما يُعتَذَرُ مِنهُ

بپرهيز از كارى كه موجب عذرخواهى مي ‏شود.

بحارالأنوار - ج 78 - ص 200 ميزان الحكمة ج5-ص525-ح9480


 http://www.bagheadab.blogfa.com/post-104.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۴:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۸ - تمرين خلاصه گويي و جمع بندي سخنراني و گفتگو

۴

پديده اي بنام خلاصه گويي يا سمال تاك در جهان امروز
Small Talk شايد خيلي از ما اين موقعيت را داشته ايم كه در فرصتهاي گوناگون شاهد نوعي از محاوره ميان ديگران بوده باشيم كه بگونه اي برايمان شگفتي آور، هيجان انگيز و تاحدي نيز جالب بوده است. اينگونه گفتگوها ميتوانند كه در مورد مسائل گوناگوني باشند اما بهيچ كدام از آنها نيز بصورت جدي نپردازند. مثلا شخصي در ميان گروهي كه عمدتا نيز يكديگر را بخوبي نميشناسند، صحبت از فاجعه نفتي در خليج مكزيك ميكند و ديگران چه به طور كامل واقف به جريان باشند و چه نه هركدام بنوعي در اينمورد اظهار نظر سطحي ميكنند و يا اينكه با مهارت تمام جهت گفتگو را بگونه اي كه محسوس نباشد، تغيير ميدهند. در اين حالت چيزي گفته ميشود بدون اينكه چيزي گفته شده باشد.
هدف از اينگونه گفتگوها نزديك كردن خود به ديگران است و بنوعي علامت دادن كه منهم ميخواهم به جمع شما وارد شوم. همزمان نيز اين نوع گفتگو، آزمايشي كوتاه، مستقيم ولي مودبانه است كه در حين آن افراد يكديگر را محك ميزنند كه آيا ميخواهند با يكديگر رابطه بيشتر داشته باشند و يا اينكه با لبخندي برلب و مودبانه بدون اينكه توهين و تحقيري انجام گيرد در طي گفتگوها علامت ميدهند كه بهتر است كه اين بحث را در همين جا بپايان برسانيم و يا در بهترين حالت، موضوع ديگري را مطرح كنيم تا مصاحبين شانس ديگري براي ادامه بحث داشته باشند.
اگر اين گونه گفتگو آگاهانه، با كيفيت بالا و مدت كم و در توالي هر از چند گاهي انجام گيرد، ميتواند حتي دلچسب هم باشد. اما اگر سمال تاك عادت و عرف گردد و مبناي تفكر و ارزيابي كردن موضوعات و اطلاعات و انسانها قرار گرفته و حتي از اين بدتر، فراگير هم شود، آنوقت است كه پوچي فرا گير خواهد شد.
بتازگي در يكي از نشريات معتبر اروپا مقاله اي منتشر شد كه در آن آموزگاراني با آوردن مثالهايي كوچك چگونگي انجام دادن موثر اين نوع گفتگو را مختصرا به خواننده تعليم دادند. يكي از آموزگاران پيشنهاد كرد كه براي وارد صحبت شدن با ديگران ميتوان براي مثال از خود و علايق خود شروع كرد ولي نبايستي كه بر روي آنها تاكيد ورزيد زيرا هنوز علايق طرف مقابل ناشناخته ميباشند. ساختماني كه در آن ايستاده ايد نيز ميتواند موضوع گفتگو قرار گيرد همچنين آبنماي بيرون ساختمان و يا پرواز پرنده اي در آسمان. آموزگار ديگر خلاصه گويي معتقد است كه به خلاصه گويي بايد مشابه كار يك كشتي يخ شكن نگريست كه جلو رفته و يخ را ميشكند تا حركت كشتيهاي پشت سر را راحت نمايد. خلاصه گويي ديوار سنگين سكوت را فرو ميشكند و پس از وارد شدن به مقدمه اي ساده و جستجوي مطلبي مناسب بيكباره موضوع اصلي صحبتي عميقتر را براي حاضرين در مجلس يافته و باعث ميگردد كه همگي در اين بحث با علاقه شركت نمايند.
اين اشاره درست ميباشد اما در بيشتر موارد صادق نيست زيرا از سمال تاك در عمل غالبا براي اين منظور استفاده نشده بلكه خود، موضوع و هدف اصلي گفتگويي ميباشد كه در آن شركت كنندگان در بحث، هركدام كوشش دارند كه خود را وارد و دانسته به موضوعات مختلف و زيادي نشان دهند.
معمولا سكوت كردن و تنها گوش فرا دادن در اينگونه گفتگوها محلي از اعراب ندارند و امتيازي براي شركت كننده در اينگونه اجتماعات حساب نميشوند. بخاطر همين هم اينگونه گفتگوها بنوعي شركت كنندگان در آنرا تربيت ميكنند كه هميشه خود را موظف به ابراز عقيده بدانند، بدون اينكه مسئوليت جدي در قبال گفته هاي خويش بعهده گيرند. چيزي گفته ميشود بدون اينكه چيزي گفته شده باشد.

 

http://farhangi-sanati.blogspot.com/2010/07/small-talk.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۴:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان