مشاوره مديريت

4 روش متمايز شدن يك برند در بمباران تبليغات

تبليغات از طريق رسانه هاي اجتماعي، سايت هاي خبري آنلاين و يوتيوب براي نوجوانان و جوانان تاثيرگذاري بالايي دارد در حالي كه براي ميانسالان و افراد مسن، رسانه هاي سنتي مانند روزنامه، تلويزيون، راديو و بيلبورد اثربخش تر هستند. بنابراين هر نوع رسانه اي، مخاطب خاص خود را دارد.برندها بايد تعيين كنند چه كسي محصول يا خدمت آنها را خواهد خريد و سپس رسانه درست را انتخاب كنند.

اگر برندي مي خواهد تبليغاتش بيشترين اثربخشي را داشته باشد، بايد ابتدا تعيين كند مخاطب هدفش كيست و سپس رسانه اي را كه به برند كمك مي كند به آسان ترين طريق به آن مخاطبان دسترسي پيدا كند، انتخاب كند.

«من جوفوآ» استاديار دپارتمان تبليغات و روابط عمومي در دانشگاه جورجيا است. او در اين گفت وگو توضيح مي دهد كه چگونه از تكنولوژي هاي رسانه اي در تبليغات استفاده كنيم.

امروزه مصرف كنندگان در معرض بمباران تبليغات قرار گرفته اند. در چنين فضايي يك برند چگونه مي تواند خود را متمايز سازد و توجه مصرف كنندگان را به خود جلب كند؟و اصلا ،امروزه كدام شيوه تبليغاتي بيشترين اثربخشي را دارد؟

يك برند به چهار روش مي تواند خود را متمايز كند:

1- ارائه اطلاعات مفيد: مصرف كنندگان مي خواهند تبليغ به آنها اطلاعاتي درباره كاركرد محصول در زندگي روزمره شان بدهد. اگر تبليغ بتواند كاري كند كه مشتري بفهمد آن محصول «چگونه» به او كمك مي كند و «چرا» بايد آن كالا را خريداري كند، آن تبليغ، تبليغ مفيدي خواهد بود.

2- جاذبه احساسي: تبليغات بايد با برانگيختن احساسات مصرف كنندگان كاري كنند كه آنها محصول يا خدمت را بخواهند. استفاده از تصاوير و كلمات مختلف در تبليغات مي تواند باعث شود مصرف كنندگان احساساتي همچون نوستالژي، غم يا شادي را تجربه كنند.

3- تناسب با مخاطب: مصرف كنندگان نمي خواهند وقت خود را با تبليغي كه هيچ ارتباطي به آنها ندارد، تلف كنند؛ زيرا چنين تبليغاتي آنها را آزار مي دهد. از اين رو تعيين مخاطبان هدف و نحوه دسترسي به آنها از طريق تبليغات، يك تصميم استراتژيك است.

4- جاذبه بصري/ سخنگوها: مصرف كنندگان مي خواهند حس خوبي از خريد خود به دست آورند، بنابراين تبليغ موفق تبليغي است كه تصوير يك زندگي خوب را به آنها نشان دهد كه پس از خريد محصول برايشان رقم مي خورد.

به همين دليل است كه شركت هاي بزرگ از افراد مشهور و ستاره ها در تبليغاتشان استفاده مي كنند تا بيشتر بفروشند. انتخاب اين سخنگويان برند بر اساس جاذبه اي كه براي بازار هدف دارند، صورت مي پذيرد.
براي سنجش ميزان اثربخشي تبليغات، از كدام روش هاي كمي مي توان استفاده كرد؟

براي سنجش اثربخشي تبليغات آنلاين مثل تبليغات در گوگل، مقايسه هاي كمي زيادي وجود دارد. تعداد كليك هايي كه يك تبليغ مي خورد يا تعداد بحث هايي كه درباره آن مطرح مي شود، از جمله اين موارد هستند.در رسانه هاي سنتي مانند تلويزيون، راديو، روزنامه و مجلات برندها مي توانند فروش خود را در يك بازه زماني خاص پس از انتشار تبليغشان ارزيابي كرده و از اين طريق ببينند آن تبليغ خاص در آن رسانه چقدر تاثيرگذار بوده است.

يك تبليغ براي آنكه بتواند در رسانه هاي مختلف اثربخش باشد، بايد چه ويژگي هايي داشته باشد؟

مهم ترين چيز اين است كه تبليغ (يا كمپين) داستاني داشته باشد كه بتواند در رسانه هاي مختلف آن را تعريف كند.

پيام كمپين يا تبليغ بايد شفاف و پايدار باشد و داستاني كه تعريف مي كند بايد به راحتي خود را با رسانه هاي مختلف آفلاين (سنتي) و آنلاين (اينترنت) تطبيق بخشد و در قالب هاي مختلف مانند تصاوير متحرك (تلويزيون)، صدا (راديو) و تصاوير (روزنامه، مجله و بيلبورد) تاثيرگذار باشد. يكي از ويژگي هاي تبليغات اثربخش اين است كه در سطح جهاني جذابيت داشته باشد و ويژگي هاي مثبتي از برند را نشان دهد كه براي مخاطب هدف به راحتي قابل درك باشد.

برخي از متفكران عقيده دارند كه تبليغات از فقدان منابع تئوري رنج مي برد. آيا با اين نظر موافق هستيد؟

اين طور نيست. فكر مي كنم بخش زيادي از تبليغات براساس تئوري هاي روانشناسي پايه ريزي مي شود. هر تصوير، كلمه و پيام در تبليغ يا فكر و انديشه انتخاب مي شود تا بتواند مخاطب را با محصول يا برند درگير كند. تبليغات موفق باعث مي شوند مخاطب نظرش را درباره محصول يا خدمت در جهت مثبت تغيير دهد. بنابراين براي ايجاد اين تغيير مسير، بايد به لحاظ روانشناسي روي مخاطب تاثير گذاشت.

به خوانندگان ما پيشنهاد مي كنيد كدام كتاب هاي تبليغات را بخوانند؟

كتاب هايي كه من به شدت به آنها علاقه دارم و خواندن آنها را پيشنهاد مي كنم، اين كتاب ها هستند:

1- تبليغات خلاق: از لوك سوليوان

2- تبليغات به روش اوگيلوي: از ديويد اوگيلوي

3- از طرف آدم هاي فوق العاده اي كه پرل هاربر را به شما دادند: از جري دلا فمينا

4- تكنيكي براي توليد ايده ها: از جيمز وب يانگ

5- تاثيرگذاري: از رابرت چيالديني

6- چشمك: از ملكوم گلدون

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۷ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

10 قانون طلايي در تثبيت نام تجاري

يك مارك تجاري، وجه تمايز محصولات و خدمات شركت از ساير رقباست. امروزه با ظهور پديدهٔ دهكدهٔ جهاني، سازمان ها مي بايست با بكارگيري استراتژي هاي نوين، كسب و كار خود از دنياي واقعي به دنياي مجازي انتقال دهند از جمله مارك تجاري خود را. امروزه مارك هاي تجاري به سمبل هاي سرمايه داري بين المللي تبديل شده اند و ارزيابي شركت ها از سوي مشتريان را امكان پذير مي كنند.

به گونه اي كه اغلب مشتريان، حتي حاضرند براي يك مارك تجاري قدرتمند بهاي بيشتري بپردازند چرا كه مارك هاي تجاري روش جديدي از زندگي را به نمايش مي گذارند و مجموعه اي از ايده هاي نو را عرضه مي كنند. براي اينكه شركت ها از طريق علائم تجاري خود بتوانند به ايجاد و حفظ اعتماد مشتري بپردازند، نيازمند تبليغات پرهزينه و بازايابي خوب و قدرتمند هستند. تبليغات نامناسب، افت ناچيز در كيفيت محصولات، مي تواند باعث گريز آن مشتري از بازار مصرف آن مارك تجاري شود. شركت ها به كمك علائم تجاري قدرتمند مي توانند خود را ازنظر راهبردي براي آينده تثبيت كرده و با رقباي بالقوه اي كه بازارهاي جهاني را تحت كنترل دارند به طور مؤثر رقابت كنند. بنابراين مي توان گفت كه شركت ها بايد براي كسب اعتبار جهاني، ورود به بازارهاي جديد، رشد دراز مدت، كاهش هزينه و افزايش توليد، اقدام به ايجاد، تثبيت و مديريت علائم تجاري خود كنند.

برخي از قوانين تثبيت نام تجاري

قانون اول- قانون گسترش

قدرت يك نام تجاري نسبت معكوس با گسترش آن دارد. انسان موجودي طمع كار است و هرچه به دست آورد باز بيشتر طلب مي كند. در دنياي كسب و كار نيز وضع به همين منوال است، به گونه اي كه شركت ها خطوط ضميمه اضافه كرده و كالاها و انشعاب هاي فرعي بيشتري ايجاد مي كنند. با اين كار شايد در كوتاه مدت منافعي به دست آورند ولي در بلندمدت تنها نام تجاري خود را كمرنگ تر مي كنند. زيرا وقتي يك شركت در ذهن مصرف كننده براي يك كالاي خاص يا يك طبقه بندي خاص حك مي شود اين تثبيت به مرور زمان بيشتر مي شود اما زماني كه نام تجاري خود را بر روي انواع مختلفي از كالا مي گذارد در واقع اين تاثير بين آنها تقسيم مي شود لذا بايد دامنه را محدود كنيم و در حيطهٔ كاري خود متمركز شويم .

قانون دوم- قانون معروفيت

تولد يك نام تجاري از طريق معروفيت و شهرت آن شكل مي گيرد.ابتدا بايد به اين شهرت برسيم تا بتوانيم خود را تثبيت كنيم. يكي از راه هاي معروف شدن پيشگام بودن است. به اين معني كه حتي اگر نمي توانيم در يك طبقه بندي كلي اول باشيم مي توان در يك زير طبقه و يك مقوله پيشگام باشيم و صرف تولد يك كالاي جديد در يك طبقه بندي خاص به شهرت نمي رسيم مانند : سي ان ان CNN: نخستين شبكهٔ خبري كابلي و مرغ سوخاري كنتاكي (KFC): نخستين فروشگاه زنجيره اي كه مرغ را با طبخ جديد(سرخ شده) تحويل مي داد.

قانون سوم- قانون تبليغات

هر نام تجاري پس از تولد، براي ماندگاري نيازمند تبليغات است. بعد از اينكه نام تجاري خلق شد براي اينكه در گردونهٔ رقابتي محو و كمرنگ نشود بايد به تبليغات بپردازد. تبليغات ابزار نيرومندي در جهت حفظ و نگه داري يك نام تجاري پس از كسب آن است و نمي تواند يك نام تازه پا و جديد را رهبري كند. در واقع به صرف تبليغات نمي توانيم يك نام تجاري جديد را تثبيت كنيم. هزينهٔ سرسام آور تبليغات شايد نتواند بهاي خود را بپردازد اما باعث مي شود رقبا مجبور به صرف هزينه هاي هنگفتي در همين راستا شده و اگر توان مالي آن را ندارند ناچار به تبعيت از ما حركت مي كنند. شركت ها در زمان اوج شهرت و معروفيت خود بايد به تبليغات بپردازند تا همچنان قوي، محكم و پررنگ بمانند مانند كارت اعتباري ويزا يا شركت معروف و صاحب نام مايكروسافت.

قانون چهارم- قانون واژه

براي تملك ذهن مصرف كننده و به منظور تثبيت نام تجاري بايد به كوششي وصف ناپذير پرداخت. نام تجاري بهتر است كوتاه، ساده و مختصر باشد تا در نقل شفاهي راحت تر بيان شود زيرا تاثير نقل شفاهي در تثبيت آن بسيار بيشتر از نقل كتبي است. وقتي مايليد يك نام تجاري خلق كنيد سعي كنيد واژه اي را از محصول خود تثبيت كنيد كه به هيچ شركت و سازماني تعلق ندارد.

قانون پنجم- قانون اعتبار

ركن اصلي يك نام تجاري در ادعاي اصالت آن است. اگر بتوانيم نام تجاري خود را تثبيت كنيم مي توانيم در آن ادعاي اصالت كنيم. شعار كوكاكولا اين بود:"اين يك نوشابهٔ واقعي است." اين ادعا آنقدر با نام تجاري رابطهٔ تنگاتنگي برقرار كرده بود كه همه مي گفتند:"بله اين يك نوشابهٔ اصيل است و بقيه تنها تقليدي از آن هستند". همان طور كه مي بينيد وقتي نام تجاري به خوبي و قدرتمند تثبيت مي شود حتي ادعاهاي ما بر ادعاي رقبا برتري مي يابد.

قانون ششم- قانون كيفيت

كيفيت مهم است اما نام تجاري تنها با كيفيت ساخته نمي شود.آيا صرف ارائهٔ محصول با كيفيت بالا را مي توان نام تجاري را تثبيت كرد؟ پس اگر اين طور است ساعت رولكس دقيق تر از بقيهٔ ساعت ها زمان را نشان مي دهد؟ آيا مرسدس بنز كمتر از كاديلاك با مشكلات فني روبرو مي شود؟ طبق آمار گرفته شده بسياري از افراد طعم پپسي را ترجيح مي دهند اما فروش كوكاكولا بيشتر است. مشاهدات طي سال هاي طولاني به اين نتيجه منجر شده كه ابتدا بايد نام تجاري خود را تثبيت كنيد و البته محصول را با كيقيت بالا ارائه دهيد و هرگز تصور نكنيد كه كيفيت به تنهايي قادر به خلق نام تجاري شما خواهد بود.

قانون هفتم- قانون نام

در درازمدت مارك تجاري چيزي جز يك نام نيست و همان طور كه گفتيم بايد دامنهٔ خود را محدود كرده و در كوتاه مدت به تثبيت نام تجاري خود بپردازيم اما در درازمدت تنها چيزي كه از كمپاني شما مي ماند يك نام است. مانند شركت زيراكس كه شايد امروزه تنها دارايي ۵/۱۹ ميليارد دلاري شركت زيراكس تنها و تنها نام آن است.

قانون هشتم- قانون هم خانوادگي

زمان و مكان مناسبي براي ارائه نام تجاري دوم وجود دارد.در حالي كه شركتي از معروفيت خوبي برخوردار است مي تواند با اضافه كردن نام دوم به انتهاي نام اصلي موجب گسترش محصول جديد خود گردد. براي مثال نام تجاري كوكاكولا لايت براي محصول جديد مناسب است چرا كه هم از خانواده كوكاكولاست و هم نشان دهنده بدون قند بودن محصول است.

قانون نهم- قانون شكل

يك آرم تجاري بايد به گونه اي طراحي شود كه خيره كننده باشد. در طراحي آرم بايد از اشكال ساده استفاده كنيم و شكل هايي كه از عناصر متعدد تشكيل شده اند را به كار نبريم. وقتي آرم تجاري شكلي ساده دارد به راحتي در ذهن تثبيت مي شود مانند آرم شركت نايك كه به حدي توانسته به كمك اين قانون، نام تجاري خود را در اذهان تثبيت كند كه حتي نياز به نوشتن كلمهٔ NIKE در زير آرم خود ندارد.

قانون دهم – قانون رنگ

يك نام تجاري بايد رنگ متضاد رقيب اصلي خود را انتخاب كند. اگر پيشگام هستيد نزديك ترين رنگ به محصول خود را انتخاب كنيد. بهتر است از رنگهاي اصلي و مشخص به جاي رنگ هاي تركيبي استفاده شود. اما اگر رقيب شما زودتر اين كار را كرده است سعي كنيد رنگ متضاد با رقيب را انتخاب كنيد. كداك زرد را انتخاب كرد و فوجي سبز را. با اين كار مي توانيد نام تجاري خود را با رنگي كه متعلق به خودتان است تثبيت كنيد

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۷ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

10 اشتباه در برندينگ

هر روز بر تعداد مديراني كه بر ضرورت سرمايه گذاري در حوزه خلق و توسعه برند كسب و كارشان پي برده اند، افزوده مي شود.اين خبر خوبي است كه امروزه از دنياي كسب و كار ايران به گوش مي رسد، همين موضوع، توليد محتوا و پرداخت علمي به مقوله برندينگ را بيش از پيش لازم كرده است.

آن چه در اين يادداشت مي خوانيد، خطاهاي احتمالي و البته رايج در برندينگ است كه نگارنده، آنها را به تجربه در پروژه هاي مشاوره مختلف كسب كرده است.

1- عجله نداشته باشيد

اگر فكر مي كنيد آنان كه امروز برندهايي موفق هستند، ره صدساله را يك شبه پيموده اند، سخت در اشتباهيد. نه با عجله و نه به صورت اتفاقي، نمي توان مسير برندينگ را پيمود. از اين رو هرگز عجله نداشته باشيد. برنامه ريزي درستي انجام دهيد و اجازه دهيد تك تك برنامه هاي تان، مسير خود را بپيمايند و به نتايج مطلوب برسند.

2- بزرگنمايي نكنيد

برداشت مخاطبان از رفتارهاي مختلف شما كه با ديد بزرگنمايي انجام مي دهيد، الزاما آني نيست كه شما انتظارش را داريد. اين تلاش كه خود و مجموعه تان را بزرگ تر،مهم تر، تواناتر و باصلاحيت تر از آن چه هست جلوه دهيد، برخلاف تصور شما، بيش از آن كه به نفع شما تمام شود، منجر به متضرر شدن و از دست دادن جايگاه ذهني تان در ذهن مخاطبان خواهدشد.

3- هرگز كپي نكنيد

هيچ برندي نمي تواند با كپي كاري، مسير را كوتاه تر كند. اين يك تصور باطل است كه با كپي برداري از بزرگان، شما نيز خواهيد توانست جايگاه ذهني معادل با جايگاه آنان در ذهن مخاطبان تان بيابيد. هرگز كپي نكنيد، حتي اگر آن چه اصالتا از آن شماست، در قياس با ديگران، شما را راضي نمي كند. البته بررسي مسيرهاي موفقيت ديگران به هيچ عنوان شامل اين مقوله نيست.

4- شعارهاي بيهوده نسازيد

ادعاهايي كه بسياري از كسب و كارهاي در حال رشد در غالب شعارهاي تبليغاتي و تك لاين ها و... بيان مي كنند، بيشتر خنده دار است تا اثربخش. گاهي حتي مي شنويم كه مجموعه اي براي رسيدن به همان شعار خنده دار ناكارآمد، ساعت ها جلسه برگزار كرده و مبالغ هنگفتي هزينه داده است. اگر در مسير برندينگ قرار داريد، هوشمندي و نگاه كارشناسانه را در شعارهايي كه مي سازيد در اولويت قرار دهيد

5- بي مهابا تبليغ نكنيد

اگر فكر مي كنيد هرچه بيشتر سرمايه گذاري تبليغاتي داشته باشيد به همان اندازه برندتان با سرعت بيشتري رشد خواهدكرد، سخت در اشتباهيد. گاهي اوقات، اصرار كوركورانه به بمباران تبليغاتي مخاطبان، نه تنها منجر به ارتقاي برندتان در ذهن آنان نخواهدشد، بلكه در ناخودآگاه مخاطب، گونه اي از پس زدگي برندتان را به همراه خواهدداشت

6- از تغييرات ناگهاني پرهيز كنيد.

تغيير هميشه بد نيست. اما تغيير ناگهاني از ديدگاه برندينگ، اغلب آسيب رسان است. اگر در حال مديريت و توسعه برند خود هستيد، حواس تان باشد كه بايد تصميمات تان در زمينه تغييرات ضروري درون و برون سازماني كه مي تواند نمودي ميان مخاطبان تان بيابد و بر برداشت آن ها از برندتان اثر بگذارد، كاملا هوشمندانه اتخاذ شود و به گونه اي مديرانه نشان داده شود.

7- براساس قيمت پايين، رقابت نكنيد

اگر در ورطه رقابت قيمتي گرفتار شده ايد و همواره مجبوريد براي حفظ سهم بازار خود، ارزان تر از رقبا بفروشيد، فاصله زيادي تا بدل شدن به يك برند خوب داريد. توانايي مديريت قيمت در مقايسه با رقبا در بازارهاي رقابتي، پارامتري بسيار مهم است، اما در مسير برندينگ، هرگز فقط بر مبناي قيمت رقابت نكنيد.

8- نظارت تان را بر هيچ حوزه اي قطع نكنيد

مديريت يك برند همانند صدابرداري از يك اركستر سمفونيك است. يك صدابردار حرفه اي، مي داند كه اين اجازه را ندارد كه چشم از ميز كنترل ميكسر برچيند. احساس مخاطب از برند شما، همان لذتي ست كه او از شنيدن صداي بي نقص ايفاي اركستر سمفونيك تجربه خواهد كرد و شما همان صدابردار خبره اي هستيد كه نبايد هيچ حوزه اي را از كنترل خود خارج كنيد. اگر دوست داريد تمام جوانب، به نفع برندتان مديريت شود، هرگز نظارت تان را بر هيچ حوزه اي قطع نكنيد

9- آن چه را كه داريد، يك جا رو نكنيد

اين يك تصور غلط است كه برخي مي پندارند براي جلب نظر مخاطب، بايد تمام داشته هاي خود را حتي به گونه اي بي برنامه در معرض ديد او قرار دهند. اين گونه با وجود داشتن توانايي براي انجام صحيح و كامل تماي آن چه ادعا كرده ايد، مخاطب آن را به گونه اي، سنگ بزرگي خواهدشناخت كه علامت نزدن است. براي معرفي توانايي هاي خود به مرور زمان،برنامه داشته باشيد. اين گونه هميشه شما يك قدم از انتظارات مخاطب پيش هستيد.

10- از نگرش هاي رفع تكليفي خودداري كنيد

شايد در نگاه اول به اين جمله، چنين مفهومي را بسيار با فاصله از حقايق مديريت برند حال حاضر خود بدانيد، اما اغلب اوقات، بخش بزرگي از مديران تصميم ساز، خواسته يا ناخواسته تصميماتي مي گيرند كه از جنس رفع تكليف است. به عنوان مثال تعداد برندهايي كه در حوزه بسته بندي خود تحقيق و برنامه ريزي اصولي انجام مي دهند زياد نيست. اين موضوع به بسياري از جنبه هاي مختلف كسب و كارتان كه مي تواند برندتان را تحت تاثير خود داشته باشد، قابل تعميم خواهدبود.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۶ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

3 قدم اساسي در برندينگ

بطور كلي، استراتژي موفق برندسازي همواره نشان­ دهنده يك يا دو خصوصيت بارز از محصولات يا خدمات است، كه اهداف نهايي شركت را توصيف مي­كند و پيرو آن نيز مشتريان نهايي محصول يا خدمات نامبرده را مشخص مي­سازد. استراتژي برندسازي مي­بايست در كليه طرح­هاي كسب­ وكار علاوه بر ساير بخش­ها مورد توجه قرار گيرد. در واقع، اين طرح نوشتاري چگونگي بكارگيري برند را به شيوه استراتژيك و از طريق شركت مورد نظر در طي زمان تعيين مي­كند

درنتيجه اين موارد، مهم­ترين برنامه كاري براي شركت و مشتريان آن فراهم مي­گردد. جاي هچگونه نگراني نيست. خلق هرگونه استراتژي برندسازي به آن اندازه كه تصور مي­كنيد پيچيده نيست. در اين بخش به معرفي مراحل آن خواهيم پرداخت:

قدم اول: متفاوت باشيد.

افراد به چه دليل خريد­كردن از ساير شركت­هاي مشابه در سراسر شهر را نسبت به شركت شما ترجيح مي­دهند؟ سعي كنيد به كيفيت­هاي نامحسوس محصولات و خدمات شركت خود بيانديشيد و با استفاده از صفاتي مانند «دوستانه» يا «سريع» و يا كلماتي مشابه در اين طيف، كيفيت ارائه شده را ارزيابي كنيد. هدف شما كسب جايگاهي ويژه در اذهان مشتريان است؛ بطوريكه مشتريان تفكري وراي رقابت در مورد شركتتان داشته باشند. لورا رايس، مشاور بازاريابي و نويسنده كتاب «۲۲ قانون پابرجاي برندسازي: چگونه محصولات يا خدمات را به برندي جهاني تبديل كنيم؟» براين عقيده است كه «برندهاي قدرتمند همواره با واژه­اي مختص به آن تداعي مي­شوند – مانند ولوو كه ويژگي امنيت را به خاطر مي­آورد». شركت شما بيان­كننده چه واژه­اي است؟ يك سالن زيبايي ممكن است بر ويژگي «راحتي» معطوف شود و تا ساعاتي پس از عصر نيز براي مشترياني كه تا ديرهنگام مشغول كارند، داير باشد؛مقوله­اي كه بطور معمول در ساير سالن­هاي زيبايي مرسوم نيست. شما چگونه خود را از ساير رقبا متمايز مي­سازيد؟ پاسخ به اين پرسش گنجينه ارزشمندي است كه در راستاي نهادينه­سازي برند امري حياتي تلقي مي­شود..

قدم دوم: مشتريان نهايي خود را بشناسيد.

به محض آنكه فهرستي از محصولات يا خدمات مجموعه خويش تعريف نموديد، به مشتريان نهايي اين محصولات بيانديشيد. احتمال دارد كه پيش از ورود به اين مرحله اطلاعاتي پيرامون بازار هدف كسب كرده باشيد، با اين حال شايسته است كه به مشتريان خاص و ويژه بازار خويش فكر كنيد. ويژگي مشتري مورد نظر چيست و چه انتظاراتي از محصول يا خدمات وابسته به شركت خواهد داشت؟ درهرصورت، مشتري نهايي بنابر دليل ويژه­اي به خريد آن محصول اقدام مي­كند. انتظارات مشتريان از شركت چه خواهد بود؟

قدم سوم: هويت تجاري خود را گسترش بخشيد.

چگونه سعي داريد كه خصوصيات شركتتان را هرروز به مشتريان يادآور شويد؟ بسياري از شركت­هاي كوچك از طريق درج چشم­اندازهاي سازماني با مضمون ارزش­نهادن بر مشتريان و تمايل به ارائه برترين خدمات به آن­ها، اين امر مهم را ميسر مي­سازند. متاسفانه چنين كلامي تنها جنبه نمادين داشته و عاري از هرگونه عمل است. سعي كنيد كه با انديشه­اي ژرف تمام قواي خود را در تحقق جلوه حقيقي برند و ارائه هرچه بهتر ارزش­ها و خدمات تضمين­شده شركت براي مشتريان بكار گيريد. اگر شعار شركتتان ارائه سريع خدمات است، واژه «سريع» در مجموعه شما چگونه تعبير خواهد شد؟ چگونه از ارائه خدمات سريع­السير در مجموعه اطمينان حاصل خواهيد كرد؟ در طي چنين فرايندي، شركت شما در حال نهادينه­سازي استراتژي استخدام نيروي انساني است، بطوريكه در همين مرحله انتظارت سازمان از كاركنان اتي مجموعه در نحوه برخورد با مشتريان تعيين خواهد شد. همچنين اين روند در ايجاد الگوي تبليغات و استراتژي بازاريابي نقش موثري ايفا خواهد كرد.

پياده­ سازي سه گام موثر در استراتژي برندسازي:

بسياري از شركت­هاي كوچك و بزرگ هنگام مشاركت با كاركنان خود در راستاي استراتژي­هاي برندسازي با مشكل روبرو مي­شوند. درحاليكه، كاركنان مجموعه از ديدگاه مشتريانِ در حال خريد بمنزله سازمان مورد نظر تلقي مي­شوند. كاركنان سازمان شما در ايجاد يا تخريب تصوير برند در اذهان مشتريان نقش حياتي دارند، پس هيچگاه كاركنان خويش را فراموش نكنيد. در ادامه به معرفي برخي راهكارهاي مفيد در راستاي موضوع مطرح شده مي ­پردازيم:
كاركنان مجموعه را مطابق با استراتژي برند استخدام كنيد. گفتگوي پيرامون برند سازماني با كاركنان به منزله آغازي صحيح براي انتخاب آن­ها است. پيش از استخدام كاركنان، استراتژي برند مجموعه را به­دقت مورد توجه قرار دهيد. درصورتيكه استراتژي سازماني برپايه خدمات مشتريان بنا شده است، از كاركنان آن سازمان انتظار مي­رود كه داراي روحيه­اي دوستانه، خونسرد و باانگيزه باشند. سعي كنيد كه با تهيه رونوشتي از اصول استراتژي برند سازماني و امكان دسترسي به آن براي كاركنان، گفتگوي منظمي پيرامون موضوعات يادشده با كاركنان فراهم نماييد.بازه انتظارات خود را مشخص كنيد. در نحوه برخورد با مشتريان چه انتظاراتي از كاركنان خود داريد؟ از درك كامل انتظارات خويش توسط كاركنان اطمينان حاصل كنيد. براي كاركناني كه اعمالي فراتر از وظايف تنفيذ شده انجام مي­ دهند پاداش نفيسي مدنظر قرار دهيد.
ارتباطات خود با كاركنان را تداوم بخشيد. حفظ كاركنان در مسير مشخص سازماني مستلزم برقراري ارتباطات مداوم با آنان پيرامون تلا­ش­هاي برندسازي سازمان است. چنين كوشش­هاي ويژه­اي از طريق برگزاري نشست­ها، ايجاد پوسترهاي تبليغاتي، آموزش و ساير روش­ها امكان­پذير است. هيچگاه تصور نكنيد كه كاركنان قادر به خواندن ذهن شما هستند.محتوي استراتژي برندسازي لزوماً بيش از يك صفحه نيست و حتي گاهي در يك بند كوتاه خلاصه مي­شود. استراتژي برندسازي تابع محصولات يا خدمات ارائه شده از سوي صنايع مربوطه است. مهم آنست كه كه پيش از ورود به بازار قادر به پاسخگويي به پرسش­هاي مطرح شده در اين زمينه باشيد.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۶ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

10 نكته كليدي در ساخت برند شخصي

يك برند شخصي آميزه اي از عوامل دروني فرد مثل نظام ارزش ها و آرمان ها و اهداف و نيز نمودهاي بيروني او مثل چهره، زبان بدن و شبكه ي ارتباطات است.كشف دوباره ي خويشتن و تعريف برندي شخصي از خود مي تواند به افزايش بهره وري ما كمك كند. ويژگي هاي شخصي ما انگاره ي برند شخصي ما را مي سازند. برند تنها در انحصار محصولات و سازمان ها نيست، و اشخاص مي توانند برندي شخصي براي خود داشته باشند.

1) در ابتدا از خود سوال كنيد كه انتظارتان از زندگي و خودتان چيست

اگر چشم اندازتان را روشن كنيد، دستيابي به آن به مراتب سهلتر خواهد بود. تنها نكته ي مهم اين است كه انتظاراتتان را مبتني بر واقعيات تعيين كنيد و در هدفگذاري منحصر به فرد باشيد.

2)تغيير و تحولات تخصص و حرفه، يك سبك زندگي است

تغيير و تحول و تجديدنظر در راهبردها و روش ها نه يك مقصد بلكه، مسيري ادامه دار است. تغيير و تحول به موقع و انعطاف پذيري را چاشني زندگي شخصي و حرفه اي خود كنيد و از عينك تحول به وقايع اطراف خود نگاه كنيد. قدرت فرصت يابي تنها يكي از هزاران ارمغان انديشه ي متحول گرا است.

3)اول آزمون مسير بعد حركت

گاهي با ديدن در باغ سبز به تصور آنكه مي توان به دستاوردهايي بزرگتر دست يافت، بي گدار به آب مي زنيم و وارد مسيري مي شويم كه نتيجه ي دلخواه ما را به بار نمي آورد. بدين رو، مي بايست قبل از هر اقدام عملي با بهره گيري از تكنيك هاي اكتشافي مثل كارآموزي، كارورزي و داوطلب به كارشدن، بازارسنجي، و ... و خلاصه ي كلام كمي خاك بازار خوردن ابتدا شرايط را بسنجيد و بعد رهسپار مسير شويد.

4)كشف دوباره ي خويشتن مسيري ممتد و رود به جلو است

باز كشف خود نه يك پروژه ي داراي تاريخ انقضا بلكه، فرايند مستمر است. در مسير كشف دوباره ي خويشتن فرصت هاي بسياري در كمين هستند كه مي توان با بهره گيري از شم فرصت يابي آن ها را دريافت و در مسير پيشرفت خويش قرار داد.

5)وجوه تمايز خود را تقويت كنيد

تفاوت شما مي تواند وجوه تمايزتان باشد. در دنياي سرشار از گزينه هاي متعدد مي بايست دست به دامان تفاوت ها شد. همواره با نقاط قوت خود نشان دهيد كه چرا گزينه هاي متعدد مي بايست دست به دامان تفاوت ها شد. همواره با نقاط قوت خود نشان دهيد چرا گزينه برتر هستيد.

6)داستان برند خود را خلق كنيد

داستان گويي و شنيدن ماجراها فارغ از هر سن و سالي از جذابيت هاي بسياري برخوردار است، حال اگر مردم داستان تجارب شخصي ما را بدانند چطور؟
ديدگاه عمده آن است كه داستانسرايي ميزان همدلي مردم (مشتري) را با برند شخصي ما ارتقا مي دهد و پيوندهاي عاطفي ميان آن و برند ما را مستحكم تر مي سازد.

7)به صورت متمركز مهارت آموزي كنيد

مهارت هايي را بياموزيد كه متناسب با چشم اندازتان هستند و داراي نتايج عملياتي مي باشند، فراموش نكنيد كه يادگيري گران است، اما گرانتر از آن نياموختن است. پراكنده آموزي و آموختن مهارت هاي جسته گريخته و نامرتبط، تنها موجب سردرگمي شما مي شود و بر دانش و قابليت هايتان چيزي نمي افزايد.

8)محتوا توليد كنيد

محتواي مناسب در واقع به عنوان تريبون برند شخصي ما به شمار مي رود، و انتشار اين محتوا و پيام هاي برند ما را به دنيا مخابره مي كند. محتواي مناسب نمودي از شخصيت برند ما است و گفتمان برند شخصي افراد به شمار مي رود.

9)حتي قبل از نياز براي برقراري روابط و مناسبات اقدام كنيد

ارتباط سازي را به عنوان يك عادت و نه كاري از سر وظيفه و يا اجبار تبديل كنيد. همواره از قبل شبكه ي ارتباطات خود را گسترش دهيد.

10)خود را در جايگاه مطلوب قرار دهيد

ساختن برند فرايندي زمان بر است؛ بدين رو، براي رسيدن به نقطه ي مطلوب بايد صبر و استقامت پيشه كنيد.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۵ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

10 نكته كليدي در ساخت برند شخصي

يك برند شخصي آميزه اي از عوامل دروني فرد مثل نظام ارزش ها و آرمان ها و اهداف و نيز نمودهاي بيروني او مثل چهره، زبان بدن و شبكه ي ارتباطات است.كشف دوباره ي خويشتن و تعريف برندي شخصي از خود مي تواند به افزايش بهره وري ما كمك كند. ويژگي هاي شخصي ما انگاره ي برند شخصي ما را مي سازند. برند تنها در انحصار محصولات و سازمان ها نيست، و اشخاص مي توانند برندي شخصي براي خود داشته باشند.

1) در ابتدا از خود سوال كنيد كه انتظارتان از زندگي و خودتان چيست

اگر چشم اندازتان را روشن كنيد، دستيابي به آن به مراتب سهلتر خواهد بود. تنها نكته ي مهم اين است كه انتظاراتتان را مبتني بر واقعيات تعيين كنيد و در هدفگذاري منحصر به فرد باشيد.

2)تغيير و تحولات تخصص و حرفه، يك سبك زندگي است

تغيير و تحول و تجديدنظر در راهبردها و روش ها نه يك مقصد بلكه، مسيري ادامه دار است. تغيير و تحول به موقع و انعطاف پذيري را چاشني زندگي شخصي و حرفه اي خود كنيد و از عينك تحول به وقايع اطراف خود نگاه كنيد. قدرت فرصت يابي تنها يكي از هزاران ارمغان انديشه ي متحول گرا است.

3)اول آزمون مسير بعد حركت

گاهي با ديدن در باغ سبز به تصور آنكه مي توان به دستاوردهايي بزرگتر دست يافت، بي گدار به آب مي زنيم و وارد مسيري مي شويم كه نتيجه ي دلخواه ما را به بار نمي آورد. بدين رو، مي بايست قبل از هر اقدام عملي با بهره گيري از تكنيك هاي اكتشافي مثل كارآموزي، كارورزي و داوطلب به كارشدن، بازارسنجي، و ... و خلاصه ي كلام كمي خاك بازار خوردن ابتدا شرايط را بسنجيد و بعد رهسپار مسير شويد.

4)كشف دوباره ي خويشتن مسيري ممتد و رود به جلو است

باز كشف خود نه يك پروژه ي داراي تاريخ انقضا بلكه، فرايند مستمر است. در مسير كشف دوباره ي خويشتن فرصت هاي بسياري در كمين هستند كه مي توان با بهره گيري از شم فرصت يابي آن ها را دريافت و در مسير پيشرفت خويش قرار داد.

5)وجوه تمايز خود را تقويت كنيد

تفاوت شما مي تواند وجوه تمايزتان باشد. در دنياي سرشار از گزينه هاي متعدد مي بايست دست به دامان تفاوت ها شد. همواره با نقاط قوت خود نشان دهيد كه چرا گزينه هاي متعدد مي بايست دست به دامان تفاوت ها شد. همواره با نقاط قوت خود نشان دهيد چرا گزينه برتر هستيد.

6)داستان برند خود را خلق كنيد

داستان گويي و شنيدن ماجراها فارغ از هر سن و سالي از جذابيت هاي بسياري برخوردار است، حال اگر مردم داستان تجارب شخصي ما را بدانند چطور؟
ديدگاه عمده آن است كه داستانسرايي ميزان همدلي مردم (مشتري) را با برند شخصي ما ارتقا مي دهد و پيوندهاي عاطفي ميان آن و برند ما را مستحكم تر مي سازد.

7)به صورت متمركز مهارت آموزي كنيد

مهارت هايي را بياموزيد كه متناسب با چشم اندازتان هستند و داراي نتايج عملياتي مي باشند، فراموش نكنيد كه يادگيري گران است، اما گرانتر از آن نياموختن است. پراكنده آموزي و آموختن مهارت هاي جسته گريخته و نامرتبط، تنها موجب سردرگمي شما مي شود و بر دانش و قابليت هايتان چيزي نمي افزايد.

8)محتوا توليد كنيد

محتواي مناسب در واقع به عنوان تريبون برند شخصي ما به شمار مي رود، و انتشار اين محتوا و پيام هاي برند ما را به دنيا مخابره مي كند. محتواي مناسب نمودي از شخصيت برند ما است و گفتمان برند شخصي افراد به شمار مي رود.

9)حتي قبل از نياز براي برقراري روابط و مناسبات اقدام كنيد

ارتباط سازي را به عنوان يك عادت و نه كاري از سر وظيفه و يا اجبار تبديل كنيد. همواره از قبل شبكه ي ارتباطات خود را گسترش دهيد.

10)خود را در جايگاه مطلوب قرار دهيد

ساختن برند فرايندي زمان بر است؛ بدين رو، براي رسيدن به نقطه ي مطلوب بايد صبر و استقامت پيشه كنيد.

 

منبع:وب سايت باني سايت



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۵ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

3 بخش تقسيم بندي بازار در كسب و كار

بخش بندي بازار تبديل به ابزاري مي شود كه هر كسب و كاري جهت به دست آوردن مزيت رقابتي به آن نياز دارد. تعريف درست بازار به چندين دليل ضروري است. اندازه گيري سهم و رشد بازار ، تعيين مشتريان هدف، تشخيص رقباي موجود و در حال شكل گيري و از همه مهمتر شكل گيري راهبرد بازاريابي ست كه باعث ايجاد تمايز مي شود. بازارها معمولا به بخش هاي طبيعي تقسيم مي شوند كه كه شامل مشترياني با سطح علاقه مشابه و همچنين قرارگيري در يك طبقه خاص هستند.

بخش هاي بازار بايد ويژگيهاي خاصي داشته باشند:

  • بخشها بايد از اندازه مطلوبي برخوردار باشند تا شركت برگشت خوبي از تلاشهاي خود داشته باشد.

  • معيارهاي بخشها بايد اين توانمندي را به شركت بدهند تا شركت بتواند ارتباط موثري با آنها برقرار كند.

در عمل بخش بندي بازار يكي از دشوارترين مفهوم هاي بازاريابي جهت تبديل شدن به واقعيت است. در صورت عدم تبديل اين مفهوم به واقعيت، تبديل به يكي از صدها شركتي مي شويم كه محصولات معمولي مي فروشند. بدين مفهوم كه ، چيزي كه ما به مشتري ارائه مي دهيم بسيار شبيه به چيزي است كه ديگر شركتها ارائه مي دهند و در چنين شرايطي، ارزانترين محصول به فروش مي رسد.

بخش بندي بازار به سه مرحله تقسيم مي شود:

مرحله 1: نياز بازار

در ابتداي اين مرحله بايد مناطق جغرافيايي مربوطه را با درك كامل بازاري كه محصولات و خدمات شما در حال رقابت با رقبا مي باشد را تعيين كنيد. وقتي كه بخشها مشخص شدند، امكان تعيين اهداف مناسب بازاريابي و راهبردهاي خاص هر محدوده را به شما مي دهد. طراحي نقشه بازار، روش مناسبي جهت تشخيص اين موضوع است كه تصميم ها در مورد محصولات و يا خدمات در حال رقابت در كجا گرفته مي شوند و چه كساني مرحله بعدي را آغاز مي كنند. شما همچنين بايد روشهاي خاص توزيع محصول در بازار را در نظر بگيريد،چون همه آنها الزاما در همه مراحل وجود ندارند.

مرحله 2: درك اين موضوع كه چه كسي، چه چيزي را، كجا، چه وقت، و چگونه مي خرد؟

اين مرحله انجام كارهايي به قرار زير است:

  • تشكيل يك نمونه كلي براي تصميم گيرندگان مختلف

  • تعيين شرايط و ويژگيهاي خريدي كه تصميمات خريد در آن گرفته مي شوند.

  • توجه به صنايعي كه مشتري براي توصيف تصميم گيرندگان به كار مي برد.

هر جزء از موارد فوق تعيين مي كند كه كداميك از محصولات جايگزين بايد فروخته شود، تصميم گيرندگان را مشخص مي كند و همچنين سطح مشابهي از علاقه به مجموعه ي خاصي از ويژگيها را بيان مي كند.كه اين ويژگيها شامل چيزي كه فروخته شده، مكان فروش، زمان فروش و نحوه فروش هستند.

مرحله 3: به چرايي رفتارهاي مشتريان مي پردازد

آخرين و دشوارترين موضوع اين است كه هر تركيب خريد بايد توضيحي مختصر در مورد رفتار خاص خريدار داشته باشد. به عبارت ديگر، بايد منافع به دست آمده را بررسي كرد. ساختار بازار و بخش بندي بازار اركان بازاريابي هستند. اگر يك سازمان وقت و انرژي لازم را جهت اين چالش صرف نكند، غيرممكن است با بازار پيش برود. همين موضوع باعث مي شود كه در چنين سازماني، بازاريابي بي تاثير بوده و يا در بهترين حالت، سازمان وقت خود را صرف بهبود و فروش محصول يا خدمتي مي كند كه با بازار متناسب نيست.

فرآيند بخش بندي بازار شامل 7 گام است.

  • طراحي نقشه براي بازار: ساختار و تصميم گيرندگان بازار

  • چه كسي خريد مي كند: تعيين مشتريان

  • چه چيزي فروخته مي شود: گزينه هاي خريد

  • چه كسي چه چيزي مي خرد: مشتريان و خريدهاي آن ها

  • چرا خريده مي شود: نيازهاي مشتريان

  • شكل دهي بخش ها: تركيب مشتريان مشابه

  • فهرست بررسي بخش: بررسي واقعي

  • در كل، اهداف بخش بندي بازار شامل موارد زير است:

    • كمك به تعيين جهت بازار با تحليل و كمك به درك تمايلات و رفتارهاي خريداران

    • كمك به انجام بازاريابي واقع گرايانه و تعيين اهداف فروش

    • كمك به بهبود تصميم گيري با اجبار مديران به بررسي دقيق گزينه ها

    منبع:وب سايت باني سايت



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۴ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

    14 نكته براي انتخاب نام تجاري مناسب

    آيا يك نام گذاري قانونمند و استاندارد در فروش ما تاثير خواهد داشت؟ شايد از خودتان بپرسيد وقتي كه هدف كسب و كار، كسب و افزايش سودآوري از طريق فروش محصولات است ديگر دليل يك نام گذاري قانونمند چه مي تواند باشد؟ پاسخ كاملاً مثبت است! نام هاي خوب بيشتر مي فروشند، سهم بازار بيشتري به دست مي آورند؛

    اين نام ها در خاطر مصرف كننده باقي مي مانند و شانس كسب پيروزي نهايي در بازار براي شان به مراتب بيشتر از نام هاي تكراري، غير استاندارد و پيش و پا افتاده يا پيچيده است. نام هاي غير اصولي محكوم به فنا هستند!

    امروزه قوانين بازاريابي بسيار بيشتر از زمان گذشته بازبيني و اصلاح شده است و بسياري از اشتباهات قديمي آن ديگر تكرار نمي شود، اما در كشوري مثل ايران كه بازاريابي در حد كتاب هاي ترجمه شده و تشريفات بروز مي كند با همان راهكارها و تكنيك هاي قديمي انجام مي شود. حال آن كه اگر شما در چنين فضايي كه اغلب رقباي تان هرگز به فكر انجام يك عمليات واقعي و سنجيده بازاريابي نيستند، هوشمندانه گام برداريد، پيروزِ ميدان نبردِ بازار خواهيد بود.
    در گذشته كشورهاي صنعتي -كه قريب به اتفاق شركت هاي ايراني در زمان فعلي مانند آن ها فكر مي كنند- گمان مي كردند كه با افزايش توان مندي نيروهاي فروشنده، گسترش كانال هاي فروش و سرعت در تحويل محصول به مشتري مي توانند سهم بازار بيشتري به دست بياورند و البته اين طرز تفكر كاملاً صحيح بود. اما پس از مدتي صاحبان مشاغل دريافتند كه اين چرخه محصول نمي تواند قدرت رقابتي پايداري براي ايشان به دست بياورد. چرا كه با ورود محصولات جديد كه مصرف كنندگان و جامعه علاقه بيشتري به صحبت كردن درباره آن ها داشتند باعث مي شد تا برخلاف در اختيار داشتن قدرتمندترين مذاكره كنندگان و فروشندگان؛ كانال ها و نمايندگان متعدد فروش و حتي غالب سهم بازار به زودي سهم فروش بالاي خود را از دست مي دهند و گاهي براي هميشه از حضور در بازار رقابتي حذف مي شوند يا انصراف دهند.

    امروزه برخلاف گذشته، عمليات بازاريابي ديگر به صورت تاكتيكي و با برنامه ريزي هاي كوتاه مدت انجام نمي شود. حالا عصرِ ظهورِ بازاريابي استراتژيك به جاي بازاريابي سنتي است و بازاريابي از كتاب و دانشگاه خارج و در تمامي سطوح بازار واقعي جريان پيدا كرده است. در چنين فضايي برگ برنده از آن كسب و كارها و محصولاتي است كه قدرتمندترين برند بازار را در اختيار داشته باشند. حالا مديران كسب و كارها به اين واقعيت رسيده اند كه وقتي يك برند خلق شود و جايگاه خود را در بازار پيدا كند از بين بردن آن تقريباً غيرممكن است. زماني كه با محصولي جديد و مفيد وارد بازار شويد كه قبلاً نمونه آن ديده نشده يا كمتر به چشم خورده باشد مشتريان و جامعه ترغيب خواهند شد تا درباره شما با ديگران صحبت كنند و از طريق قديمي ترين شيوه بازاريابي، يعني همان بازاريابي دهان به دهان مخاطبان و در نتيجه فروش هاي بيشتري را براي شما به وجود بياورند. اما سوال اين جاست كه اگر شما نام مناسب و خاصي را براي خودتان نداشته باشيد ديگران قرار است شما را چگونه صدا بزنند؟ به ياد داشته باشيد كسب و كارها و محصولات جديد و متفاوت هميشه نيازمند نامي جديد و متفاوت خواهند بود. به اعتقاد من اين نخستين قانون و پايه اي ترين عامل تاثيرگذار در برندينگ است.

    البته با آن چه در ادامه خواهيد خواند يقين مي آوريد كه نام گذاري نه تنها بسيار مهم و حساس بلكه يك فرآيند نسبتاً پيچيده است كه نام گذاري جديد به دليل پيروي از اصول بايد در آن واحد از چندين قانون مهم پيروي كند. از همين روست كه اصرار داريم نام گذاري را با صرف يك وعده صبحانه ساده اشتباه نگيريد! با همين نگرش هاي اشتباه سالانه براي من صدها درخواست از طريق ايميل ارسال مي شود كه همگي مايلند تا من به صورت بداهه يك نام جديد براي محصول آن ها ارائه كنم. حال آن كه براي آخرين پروژه نام گذاري كه به من واگذار شده بود با كمك همكارانم بيش از دو ماه زمان صرف كرديم تا يك نام خاص و مناسب را پيدا كنيم. حال اگر براي نام گذاري قانونمند كسب و كار يا محصول خود آماده ايد مرور قوانين را شروع خواهيم كرد!

    1- مواجه شدن با نام بد!

    آيا تابه حال به نام افراد شناخته شده جهاني دقت كرده ايد؟ همگي از نام هاي مناسب برخوردارند. روند انتخاب نام شما براي فرزندان تان چگونه است؟ اگر قسمتي از همان ظرافت را در نام گذاري تجاري خود به كار ببنديد قطعاً با نام هاي بد مواجه نخواهيد شد. در صورتي كه قبلاً نامي را براي كسب و كار يا محصول خود تكرار كرده ايد كه نمي تواند پاسخگوي رقابت در بازار باشد دو راه بيشتر براي تان باقي نمي ماند:

    • الف: نام تان را عوض كنيد!
    • ب: نام تان را عوض كنيد!

    به هر روي هر دو راهي كه پيش پاي تان قرار دارد سخت تر از آني است كه درباره اش صحبت مي كنيم اما به هر حال اگر دنبال رشد برند خود هستيد بايد چنين شجاعتي را داشته باشيد. بسياري از سوپر استارها بيش از صاحبان كسب و كار اين واقعيت را قبول كرده اند و پيش از آن كه مجبور به مسخره كردن نام شان باشند، نامي جديد براي خود برگزيدند. براي مثال كارگردان شهير، وودي آلن از طرف والدينش آلن استوارت كونيگسبرگ نام گذاري مي شود نامي كه نه به اين آساني در خاطر مي ماند و نه نامي است كه شباهت به نام افراد شناخته شده دارد. به راستي دليل تغيير نام وي از آلن استوارت كونيگسبرگ به وودي آلن چه بوده است؟ از نامش متنفر بوده يا بيشتر از شما بازاريابي مي دانسته است؟!

    2- از قوانين پيروي كنيد

    در حين برنامه ريزي و اجراي فرآيند نام گذاري به مسائل معنوي و عاطفي تكيه نكنيد. قانون را در پيش بگيريد تا بازنده نباشيد. حدوداً دو سال پيش در مورد نام گذاري شركت يكي از دوستانم كنجكاو شدم. از او پرسيدم دليل وجود واژه «مهر» در نام شركت چيست؟ و پاسخ غير حرفه اي نشان دهنده ميزان علاقه او به همسرش و تولد همسر وي در مهرماه بوده است. اگر چه با اين پاسخ منكر ميزان و شدت علاقه او به همسر متولد مهرماهي اش نمي شوم اما اين ها دلايل منطقي و كافي براي موفقيت در رقابت نخواهد بود.

    3- نام هاي كوتاه موفق ترند

    از آن جايي كه من هم در ايران زندگي مي كنم با قوانين دست و پاگير و مخل بازاريابي نام گذاري شركت ها در ايران آشنايم. لذا كافي است نام حقوقي خود را هر گونه كه مايليد به ثبت برسانيد و در عوض يك نام تجاري و مستعار كوتاه براي كسب و كار خود پيدا كنيد. قطعاً يك نام كوتاه مانند نوكيا به مراتب موفق تر از نامي چون سوني اريكسون در بازار رقابتي تلفن هاي همراه عمل خواهد كرد. حال آن كه نام هاي كوتاه نه تنها بيشتر دست نخورده و صحيح در ذهن مخاطب باقي مي مانند، معمولاً با بخت بيشتري در شيوه نگارش نيز روبه رو مي شوند.

    4- نام هاي منحصربه فرد قدرتمندترند

    يك نام منحصربه فرد مي تواند براي كسب و كار و محصول شما اقبال بيشتري را به همراه بياورد. نام هايي كه قبلاً شنيده نشده اند اما از تلفظ و نگارش راحتي نيز برخوردار باشند مي توانند شما را به يكي از بزرگ ترين رهبران بازار بدل كند. براي مثال Adobe يك نام كاملاً منحصر به فرد است كه پيش از آن كمتر كسي آن را شنيده بود. نام هايي چون گوگل، ياهو و سوني نيز از همين قانون تبعيت كرده اند.

    5- نام هاي ساده در دسترس بيشتري هستند

    بسياري ساده بودن يك نام را با كوتاه بودن آن اشتباه مي گيرند. اين در حالي است كه بسياري از نام هاي ساده چون «گاج» خود نياز به نام گذاري مجدد (Renaming) دارند. در عوض نام هاي ساده اي چون كاله يا تكدانه به واسطه نام ساده اي كه در ذهن ماندگار است نيمي از راه را رفته اند.

    6- IBM ديگري خلق نمي شود!

    اگرچه همواره رقابت بازاريابان در نام گذاري، در انتخاب نام هاي كوتاه بيشتر به چشم مي آيد اما شما فريب نام هاي اختصار را نخوريد. شركت IBM بيش از يكصد سال پيش دقيقاً در زماني كه هنوز نام هاي متعددي در بازار رقابتي اش وجود نداشت پايه گذاري شد. در حالي كه امروز در تمامي بازارها هزاران نام وجود دارد و حتي اگر شما نخستين فعال يك بازار جديد باشيد به واسطه وفور نام ها، ديگر براي اين كار دير شده است. نام هاي اختصار توانايي تداعي هيچ ذهنيتي را در سلسه افكار مشتري به جهت خريد و وفاداري به برند نخواهند داشت.

    7- از نام هاي عمومي استفاده نكنيد

    انتخاب نام هاي عمومي بزرگ ترين تله براي دفع شما از بازار است. نام هايي چون ميهن، كبريت توكلي و گلستان با حضور يك رقيب كه نامي خاص داشته باشند به چالش كشيده خواهند شد. براي مثال دايتي يك نام خاص و آماده براي رقابت با ميهن يك نام عمومي و آشنا بود چرا كه واژه ميهن هميشه به يك كلمه كامل كننده ديگر مثل بستني ميهن نياز دارد اما دايتي، دايتي است! از طرفي با گسترش نفوذ اينترنت و وب در زندگي روزمره مصرف كنندگان و مردم كلمات عمومي شانس موفقيت چنداني در رقابتِ حاكم در موتورهاي جست وجو نخواهند داشت.

    8- نوشتن و تلفظ يكي باشد

    Hyundai نمونه بارزترين نمونه ناموفق نام گذاري در اين زمينه است! جالب آن جاست نوع نوشتار و تلفظ اين نام در اغلب زبان ها با مشكل مواجه است. Hyundai كه در ايران هيونداي خوانده مي شود در اصل هانداي است. شما بايد نامي را انتخاب كنيد كه مصرف كننده با واسطه شنيدن نام بتواند به راحتي نام شما را نوشته و از آن مهم تر در اينترنت نام صحيح شما را تايپ كند. وگرنه قسطنطنيه هم يك نام است!! نكته مهم در در مورد قانون شماره هشت آن است كه نوع نوشتن و تلفظ آن در اغلب زبان هاي مختلف جهان به يك گونه باشد. براي مثال محصولات بهداشتي AVE در فارسي اوه نوشته مي شوند. اين در حالي است كه نوشتار فارسي واژه Oh نيز اوه است. اوه! خداي من!

    9- در دهان بچرخد!

    بعضي ها اصرار با استفاده يا خلق نام هاي عجيب و غريبي دارند كه حتي وفادارترين مصرف كنندگان و مشتريانشان هم نمي توانند به خوبي نام كسب و كار يا محصول ايشان را استفاده كنند. نام هايي چون هاويلوكس يا HSBC جز نام هاي معيوب در اين زمينه به شمار مي روند. به ياد داشته باشيد براي برندهايي كه به دنبال برتري هستند، دهان مردم مهمترين عضو آنهاست. چرا كه بازاريابي دهان به دهان يكي از مهمترين شيوه هاي موثر بازاريابي به شمار مي رود!

    10- جلب توجه كند

    نام هايي كه جلب توجه مي كنند هميشه موفق تر از نام هاي عادي جلوه خواهند كرد. معمولاً يك نام جلب توجه كننده كه از ديگر قوانين نام گذاري تبعيت مي كند بسيار موفق تر از ساير نام ها ظاهر خواهد شد و بيشتر در ذهن مخاطبين باقي خواهد ماند. توماج در مقايسه با نام ساير سخنرانان نيز يكي از همان نام هاست. شايد بازاريابي و برندينگ در خانواده ما يك حرفه ارثي باشد!!

    11- ذهنيت ساز باشد

    هر نامي براي يك گروه تجاري، صنعتي يا رشته فعاليت اقتصادي به درد مي خورد. از نام هايي استفاده كنيد كه با شنيده شدن آن ها ذهن مخاب به سمت و سوي يك دسته از محصول يا گروه خاصي از كسب و كارها هدايت شود.

    12- آهنگ داشته باشد

    به دنبال نامي باشيد كه مصرف كننده با گفتن آن آهنگ خاصي را نيز بشنود. نام هاي صدادار مي توانند به سرعت صداساز نيز شوند و سر و صدا چيزي است كه شما در برندينگ به آن به شدت نياز خواهيد داشت. از طرفي نام هاي صدادار شانس بيشتري در تبليغات خود به صورت موثر خواهند داشت. نامي چون BlackBerry، چي توز، تولي پرس و مخصوصاً اشي مشي از اين دسته هستند.

    13- تكراري نباشند

    نام هاي تكراري بودجه و انرژي زيادي را براي برندينگ خود نياز دارند. براي مثال من ماهان نام تكراري و پر هزينه است. با شنيده شدن نام ماهان، عده اي به ياد هواپيمايي ماهان و عده ديگري به ياد موسسه آموزش عالي آزاد ماهان خواهند افتاد. بودجه بازاريابي خود را در برندينگ و تبليغات هدر ندهيد!

    14- اينترنت را فراموش نكرده باشد!!

    در دنياي ارتباطات امروزي، اينترنت و وب سايت ها نقس به سزايي در بازاريابي و فروش شما بازي مي كنند. به دنبال نام هايي باشيد كه اصل نام با آدرس دامنه اينترنتي شما برابر باشد. براي مثال شركت مايكروسافت از آدرس Microsoft.com استفاده مي كند و آدرس هاي پيش و پا افتاده ديگري چون Microsoftco.com عملاً متنفي است. براي چك كردن دامنه هاي اينترنتي آزاد مي توانيد از وب سايت هاي Whois استفاده كنيد. هم چنين بسياري از نام هاي مد نظر شما از قيمت هايي چون ۷۰۰$ براي فروش گذاشته شده اند. البته يادتان باشد كه چند ماه پيش دامنه FB.com به قيمت هشت ميليون و پانصد هزار دلار معامله شد. به هر حال اگر نام مناسبي براي كسب و كار و محصول خود پيدا كرده ايد كمي دست و دلباز باشيد!

     

    منبع:وب سايت باني سايت



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۴ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

    5 ارزش اعتباري برند

    بهترين روش شناخت يك برند، تشريح نحوه عملكرد برند در تعامل با مشتريان براي افزايش سطح آگاهي از برند و ايجاد اعتماد است. براي ارائه اين مقاله از نتايج تحقيقات موسسه The Values Institute در خصوص ارتباط مشتري با برند، بهره گرفته شده است. ارزش ويژه برند يا همان CBBE بسيار مهم است. در ادامه به تشريح نحوه قرارگيري برندهاي معتبر در بالاترين جايگاه در ذهن مخاطب خواهيم پرداخت.

    ابتدا بايد اين موضوع را شفاف نماييم :
    امروزه باارزش ترين برندها بر ايجاد ارتباط با مصرف كنندگان از طريق خلق يك تجربه خوشايند در ذهن وي، تمركز دارند.شركت هاي معتبر بر برندينگ احساسي (برندسازي احساسي) Emotional Branding براي ايجاد يك رابطه قوي با مشتري متمركز هستند.به قول جيم استنجل(مدير بازاريابي بين الملل P&G)، هنگامي كه مديريت برند و عمليات برندينگ بر تحريك عواطف و احساسات و درگير نمودن مصرف كنندگان، برنامه ريزي شده باشد، شما يك ميل بسيار قوي تر، كسب وكار بسيار قوي تر، رشد بسيار قوي تر و نتايج بسيار مناسب تري خواهيد داشت. وقتي به برندهاي P&G نگاه مي نماييم، احساسات بسياري قوي تري بين مصرف كننده و اين نمانام ها در مقابل برندهاي رقيب وجود دارد، رشد سهم بازار برندهاي پي.اند.جي خيلي بيشتر از ساير رقبايي است كه تنها بر برتري عملكردي تمركز نموده اند.

    راز برندهاي معتبر Secrets of Brands
    در اينجا به بررسي تاكتيك هاي بكار گرفته شده توسط اين شركت هاي به عنوان معتبرترين برندها در ارتباط با مشتري مي پردازيم.

    شخصي سازي در آمازون Amazon

    برند خرده فروشي اي است كه به دنبال ارائه محصولات با دسته بندي و الويت دهي بر اساس امتياز افراد است. امتيازي كه بر اساس تجربه مشتريان موجب خلق ارزش اعتباري براي آن محصول مي گردد. آمازون دسترسي به محصولات استثنايي، نحوه عملكرد آن محصول و تجربه ساير مشتريان را در اختيار مشتريان خود قرار مي دهد. اين امر موجب ايجاد اعتماد مصرف كنندگان و خلق يك نام تجاري قوي شده است. باوجود ميليون ها محصول، دسترسي ۲۴/۷، جستجوي پيش رفته، اعلام نظر كاربران و ساير امكانات موجود در سايت، Amazon.com ارائه دهنده تجربه شگفت انگيزه خريد آنلاين به مشتريان خويش است.

    ارائه محصولات جديد (باقيمت بسيار نازل و با ارسال رايگان) همراه با كاهش مدت زمان خريد است كه به عنوان ارزش پيشنهادي اصلي آمازون براي مشتري است. محصولي كه با يك كليك سفارش و در كمترين زمان ممكن دريافت خواهد شد. با توجه همكارهاي آمازون با ساير تامين كنندگان، تنوع بالاي محصولات موجب اتكاي هرچه بيشتر مشتريان به خريد همه چيز در اين سايت است و به قول معروف: هر آنچه بخواهي اينجا است و جاي ديگر خبري نيست. باوجوداين ميزان امكانات در سايت آمازون، شايد بكار بردن كلمه "شخصي سازي" خدمات ارائه شده به نظر غيرواقع بينانه به نظر برسد، اما باوجود كمك هاي فكري خريداران پيشين به مشتري جديد در فرايند تصميم گيري وي، امتيازدهي به محصولات و توصيه ها و پيشنهاد ها تكميلي، آيا انتخاب يك محصول در اين سايت در شرايطي متفاوت از ساير رقبا نيست ؟ البته آمازون پروفايل هاي ساخته شده توسط كاربران را براي شناخت پروفايل هاي جعلي را بر اساس اعلام نظرها، امتيازها، توصيه ها و فهرست هاي شخصي از محصولات مدنظر و .... موردبررسي قرار داده مي دهد.

    فروش شادي در كوكاكولا Coca-Cola

    عناوين تبليغاتي كوكاكولا : آفتاب سرد . بر خط تازگي بمان . طمع زندگي خوب. از زماني كه اين برند به جهان نوشيدني ها معرفي شد به دنبال تحقق يك قول است : شادي مصرف كننده. در واقع كوكاكولا به دنبال ايده اي براي القاي حمايت خود از "ايجاد شادي" در مصرف كننده است. كوكاكولا در تمام نقاط تماس خود با مشتري ، از فيس-بوك تا ماشين فروش خودكار به دنبال اعلام حمايت خود از شادي مشتريان خويش است. اگر ماجراي مفتضحانه تغيير مزه كوكاكولا در دهه ۸۰ با كمپيني تحت عنوان New Cook را كنار بگذاريم، تمام تلاش كوكاكولا بر ساخت يك هويت برند شركتي براي ايجاد يك تصوير مانا و قابل انتقال به نسل هاي آتي جهت ارائه تعريفي كوكاكولايي از شادي است. اين برند كاملا شفاف بيان مي دارد كه جايگاه كنوني خود را مديون مشتريان گذشته و حال خود است. اين اعتبار موجب شده است كه در تمام تحقيقات انجام شده پيرامون اين برند، يك تداعي منفي و ثابت از اين برند در بين مصرف كنندگان وجود ندارد.

    به قولتان، زندگي مي بخشيم در فدكس FedEx

    با شور و اشتياقي بسيار در انجام وظايف محوله، FedEx يك هويت شركتي بسيار قوي ايجاد نموده است. جاي تعجب نيست كه اين شركت به ميزان بالايي از كارايي براي دستيابي به چيزي كه خود قول داده، دست پيدا نموده است كه موجب شده دستيابي به اثربخشي خارق العاده اي در نتايج عملياتي آن سازمان شده است. فدكس براي آنكه قابل اعتماد بودن خدمات خود را نشان دهد با برپايي كمپين برندينگ تحت عنوان "We Understand" از درك كمبودهاي مشتريان خود صحبت نمود. به منظور ايجاد ارتباط مستقيم با مشتريان، فدكس برنامه ارائه جوايز شخصي سازي شده و همچنين ارتباط با مشتريان از طريق شبكه هاي اجتماعي را اجرا مي نمايد. فدكس به مشتريان خود به صورت يك انسان و نه يك عدد مي نگرد.

    باحال بمان در اپل Apple

    كدام شركت است كه افراد عادي جامعه و مطبوعات نفس نفس زنان منتظر ارائه محصولات جديد آن هستند ؟ نكته اساسي محصولات اپل كه سبب ايجاد اعتماد مشتري مي گردد آن است كه محصول بعدي باهوش تر و هيجان انگيزتر خواهد بود و موجب بهبود كيفيت ارتباط ، كار و تفريح مي گردد. مشتريان از تجربه خريد محصولات اپل لذت مي برند.درحالي كه اپل را با خلاقيت و سيماي زيبا ياد مي نمايد، اما نكته اصلي در نمايندگي هاي فروش اپل است. نمايندگي فروش اپل نقش بسيار مهمي در تهييج، همكاري و شفافيت بين مشتريان و كاركنان فروش ايفا مي نمايند. اپل يك رويكرد در خصوص شعب فروش دارد : ما برترين خرده فروشي در تاريخ هستيم. افراد وقتي وارد نمايندگي فروش مي شود بايد ميزان اميد و اعتمادبه نفسشان با توجه به تجربه شگفت آور خود در زمان خريد محصولات اپل، بالاتر رفته و حس خيلي خوبي داشته باشند. اپل از شعبه فروش براي نمايش و نه گفتن فلسفه خود استفاده مي نمايند. اين فلسفه با ميزهاي بسيار بزرگت ، فضاي آزاد درون شعبه، ديوارهاي شيشه اي و كاركناني مسلح به اسكنرهاي باركد خوان براي حذف صف پرداخت، به مشتري انتقال مي يابد.(apple store فروشگاه اپل)

    طراحي يك تجربه در تارگت Target

    اين موضوع كه Target يك فروشگاه زنجيره اي ارزان فروشي است، غالبا به راحتي فراموش مي گردد. زيرا با حركتي نرم، شيك و زيبا با همكاري با طراحان حرفه اي در كمپين هاي تبليغاتي خود، كاتالوگ هايي در نسخه هاي محدود براي ديوانگان فشن ارسال و با استفاده از چهره هاي محبوب هنري، خط بطلاني براي تصوير ذهني از اين برند به عنوان يك فروشگاه عرضه كننده انبوه محصولات تجاري، مي كشد. فروشگاه تارگت به دنبال ايجاد يك تجربه منحصربه فرد از خريد براي مشتريان است ، از طراحي فروشگاه تا انتخاب محصولات، قيمت و نوع خدمت به مشتري. فرانكل، مشاور برندينگ تارگت مي گويد: تمام تلاش تارگت بر ارائه محصولاتي باكيفيت در قيمت هايي بسيار نازل اما باتجربه خريد متفاوت است. گرم و انساني بودن تداعيات شخصيت اين برند است. سيستم خدمت به مشتري در اين فروشگاه ها بسيار دوست داشتني و استاندار شده است. براي مثال، صندوق داران به سراغ افراد حاضر در صف رفته تا صف كوتاه گردد. مشتري براي اين فروشگاه يك ميهمان است. با ميهمان چگونه بايد رفتار نمود ؟ مشتري به صرف قيمت هاي پايين به اين فروشگاه نمي رود.

    ثابت قدم ماندن در فورد Ford

    در عصري كه همه چيز در حال تغيير است، Ford يك برنامه برندينگ عملياتي ثابت و پايدار را به صورت يك فانوس هدايت گر تعريف نموده است.نام تجاري تك سيلابي و ساده اي كه هم لوگوي آن را شكل داده و هم يادآور پايه گذار اين شركت هنري فورد است. هويت بصري تجاري اين شركت در مقابل آزمون زمان همچنان پابرجاست. داستان برند فورد هر فردي را به تحسين وامي دارد. در بين ماشين هاي توليدي در منطقه ديترويت، فورد داراي بهترين ثبات برند، استراتژي محصول و اجرا است. فورد به مشتري گوش داده و بر اساس نياز وي، محصولي را توليد مي نمايند تا جايي كه مديرعامل اين شركت از طريق شبكه هاي اجتماعي با مشتريان در تعامل است.

    فرهنگ مي توني انجام دهي در نايك Nike

    بر اساس بيانيه مأموريت مندرج در سايت Nike : هدف نايك، الهام بخشي و نوآوري براي هر ورزشكار در جهان است. و مي افزايد : اگر بدن داري، ورزشكار هستي. اين يك پيام بسيار الهام بخش براي برقرار ارتباط بين يك شركت و تمام مصرف كنندگان در سراسر جهان است. به گفته پروفسور كلر ( استاد بازاريابي دانشگاه دارت موس) ، نايك بر مشتري بسيار متمركز است. با نقاط تماس بسيار زيادي كه در سراسر جهان دارد، ميزان ارتباط و استحكاك خود را با ورزشكاران نخبه و مصرف كنندگان عادي را در بالاترين سطح نگه داشته است. نايك به دنبال خود توانمندسازي افراد در رسيدن به بهترين شرايط فيزيكي و رواني است و اين برند هر فرد را به "Just Do It" معروف خود دعوت مي نمايند. نايك همواره درحال توسعه پايدار محصول است. اين برند با به كارگيري آخرين تكنولوژي ها مانند بالشتك هاي هوايي و پارچه هاي ضد رطوبت( يكي از برترين توانمندي هاي اين برند) به مصرف كننده خود اين اجازه را مي دهد كه مانند يك ورزشكار حرفه اي از يك محصول بسيار خاص استفاده نمايد.نوآوري از ديد مصرف كننده به معناي اهميت به بهبود كيفيت سلامت است.

    ايجاد ارتباطات دراستارباكس Starbucks

    غول دنياي كافي شاپ هاي زنجيره اي، يك قول اجتماعي به مشتريان خود داده است : ما مردمان را به يكديگر نزديك مي نماييم. استار باكس با داشتن تعداد بسيار زياد شعبه و دسترسي بالايي كه مشتريان به اين برند دارند، به ايجاد اين ارتباط بين افراد كمك نموده است. از Wi-Fi رايگان تا پخش موسيقي، ميزهاي بزرگ و اتاق هاي برگزاري جلسات تجاري، همه و همه براي تعامل سازنده با مشتري طراحي شده است. مديرعامل استارباكس مي گويد : همه چيز اين براي ارتباط، اكتشاف، الهام و خلاقيت فراهم آورده شده است. استارباكس يك رويكرد خلاقيت محور دارد و حرف هاي جديد خود را بلافاصله در شعب خود پيدا سازي مي نمايند. استارباكس با درك صحيح هنجارها و استراتژي رقباي منطقه اي، استراتژي رقابتي منطقه اي خود را براي رقابت با رقباي محلي تعريف مي نمايند.

    پس 5 ارزش اعتباري برند عبارتند از :

  • توانايي ( توانايي اجرايي و عملكردي)

  • اهميت ( اهميت به مشتري و كاركنان

  • ارتباط ( تسهيم ارزش ها با مشتري)

  • ثبات ( قابليت اعتماد و اتكا بر محصول/ خدمت)

  • صميميت ( گشاده رويي و صداقت)

  • منبع:وب سايت باني سايت



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۳ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

    5 بخش مهم كتابچه برند يا برندبوك

    برندبوك يا كتابچه برند (Brand Book) سندي است شامل عناصر برند (Brand Elements) كه استانداردها و خطوط راهنماي كلي (Guidelines) مربوط به برند را بيان مي كند. بسياري از شركتهاي بين المللي براي برندهاي خود برندبوك تهيه و نگهداري مي كنند اما با مراجعه به برخي از سازمانهاي دولتي و خصوصي در ايران متوجه مي شويم كه بسياري از برندهاي مطرح ايراني داراي برندبوك نيستند.

    برندبوك ممكن است بر اساس مقتضيات سازماني سندي طولاني و چند صد صفحه اي باشد يا آنكه صرفا در قالب چند صفحه تدوين گردد اما معمولا قالب كلي اين سند مشابه است. تدوين اين سند موجب ايجاد هماهنگي و يكپارچگي در كليه فعاليت هاي برندينگ و ماركتينگ (از قبيل تبليغات، روابط عمومي و ارتباط با مشتريان) مي شود و حس انسجام در شخصيت و تصوير برند را نزد مشتريان تقويت مي نمايد. در ادامه متداول ترين مواردي كه بايد در اين سند شرح داده شوند بيان مي كنيم.

    1- تاريخچه برند (Brand History)

    در اين بخش تاريخ هاي مهم و اتفاقات يا تغييرات شگرف در طول سالهاي فعاليت برند توضيح داده مي شوند؛ مانند تاريخ ثبت برند، مالكيت حقيقي يا حقوقي برند از ابتدا تاكنون، زمينه فعاليت تعريف شده، تاريخ ورود به بازار، و… . در اين خصوص مي توان عكسها و تصاوير مربوطه (از قبيل تصوير روزنامه رسمي يا نامه نمايندگي برند و مانند آن) را در اين بخش يا در پيوست اين سند قرار داد. برخي برندها براي نشان دادن قدمت و اصالت تاريخ شروع به فعاليت را در زير لوگوي خود بيان مي كنند.

    2- واژه شناسي برند (Brand Terminology)

    در اين بخش در مورد معاني لغوي، ريشه كلمات به كار رفته در برند، دليل انتخاب برند و مواردي از اين قبيل توضيح داده مي شود. به عنوان مثال Adidas از بخش اول نام و نام خانوادگي بنيانگذار آن آدولف داسلر ساخته شده است، يا مثلا پوشاك ايكات در وب سايت خود بيان كرده است كه برند ايكات برگرفته از هنري كهن در ايران زمين به نام ايكات بافي يا دارايي بافي است.

    3- ويژگي هاي گرافيكي و بصري

    منظور از ويژگي هاي گرافيكي طرح، رنگ، Typeface، ابعاد و ساير ويژگي هاي بصري مربوط به برند است. اگر لوگوي برند به دو زبان فارسي و انگليسي طراحي مي شود بهتر است كه طراحي به گونه اي باشد كه دو طرح از نظر ابعاد، رنگ، و … در يك راستا و تداعي كننده يكديگر باشند. اين موارد در همه جا (بر روي محصول، بيلبورد، يا هر جاي ديگر) بايد رعايت شوند؛ به عنوان مثال زماني كه قصد نمايش لوگوي برند در ابعاد بزرگ تر مانند صفحه نمايش يك بيلبورد را داريم نبايد نسبت طول و عرض و ارتفاع تعريف شده به هم بخورد. گاهي اوقات مشاهده مي شود كه به عنوان مثال لوگوي يك برند در تبليغات روزنامه اي با تايپ فيسِ B Nazanin و بر روي بيلبورد با تايپ فيسِ B Titr نمايش داده شده است كه اين بيانگر عدم انسجام در شخصيت برند است.

    بايدها و نبايدها
    در اين بخش مهمترين بايدها و نبايدهاي برند مطرح مي شوند. مانند مثال زير:
    “در نمايش تصويري برند:

    • بايد به مختصات و نسبت طول و عرض لوگو توجه داشت و نبايد نسبت فوق الذكر را تغيير داد.
    • بايد از رنگ سازماني تعريف شده استفاده كرد و نبايد لوگوي اين برند با رنگي غير از آن نمايش داده شود.
    • تايپ فيس استفاده شده براي لوگوي اين برند “X” مي باشد و نبايد از چيز ديگري استفاده شود.
    • بايد لوگو همانند تصاوير تعريف شده نمايش داده شود و نبايد چيزي از قبيل كلمه يا تصوير به آن افزود.”

    4- تگ لاين برند ( Brand Tagline)

    تگ لاين برند عبارت كوتاهي است (ترجيحا حداكثر در هفت كلمه) كه هويت و ارزشهاي اساسي سازمان را بيان مي كند و معمولا در زير لوگو نمايش داده مي شود. كمپاني ها به ندرت تگ لاين خود را تغيير مي دهند. بد نيست در اينجا اشاره اي نيز داشته باشيم به اينكه شعار برند (Brand Slogan) عبارتي است كه در مقايسه با تگ لاين معمولا زبان غير رسمي تر و كلمات بيشتري دارد و بر اساس كمپين هاي تبليغاتيِ مورد نظر و متناسب با مقتضيات محصول طراحي مي شود و لذا ممكن است عمر كوتاه تري نيز داشته باشد. در زير به تگ لاين چند كمپاني مشهور اشاره كرده ايم.

    Nike: Just Do it
    Coca Cola: It’s the real thing.
    United Airlines: Fly the friendly skies
    Mazda: Zoom. Zoom.
    NBC: Must See TV

    5- سبد محصولات برند

    در اين بخش (يا در پيوست اين سند) ليست محصولات ارائه شده به بازار با اين برند نمايش داده مي شوند.

    ساير بخشهاي برندبوك

    بنا بر مقتضيات و مصالح سازماني ممكن است بعضي از بخشهاي گفته شده در بالا از اين سند حذف شوند و يا شايد در صورت محرمانه نبودن اطلاعات بخشهاي ديگري از قبيل چشم انداز، ماموريت، ارزشها، اهداف، استراتژي ها، بازار هدف و جايگاه برند نيز در اين سند شرح داده شوند.

    سخن آخر

    برندبوك همانند هر سند ديگري در سازمان نيازمند ارزيابي و تعديل به صورت دوره اي است. محتوا و ميزان ورود به جزئيات نيز بستگي به ضرورت هاي سازماني دارد. به طور كلي هرچه اين سند دقيق تر تدوين و اجرا شود تصوير منسجم تري از برند در ذهن مشتريان نقش خواهد بست اما بهتر است از ورود به جزئيات غير ضروري به خصوص مواردي كه در بازه هاي زماني كوتاه تغيير مي يابند اجتناب شود. با توجه به اهميت برندبوك در برقراري ارتباطات بازاريابي يكپارچه (IMC) پيشنهاد مي كنيم اگر داراي دانش و تجربه كافي در زمينه مباحث ماركتينگ نيستيد حتما از وجود يك مشاور حرفه اي بهره بگيريد.

    منبع:وب سايت باني سايت



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۳ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

    5 بخش مهم كتابچه برند يا برندبوك

    برندبوك يا كتابچه برند (Brand Book) سندي است شامل عناصر برند (Brand Elements) كه استانداردها و خطوط راهنماي كلي (Guidelines) مربوط به برند را بيان مي كند. بسياري از شركتهاي بين المللي براي برندهاي خود برندبوك تهيه و نگهداري مي كنند اما با مراجعه به برخي از سازمانهاي دولتي و خصوصي در ايران متوجه مي شويم كه بسياري از برندهاي مطرح ايراني داراي برندبوك نيستند.

    برندبوك ممكن است بر اساس مقتضيات سازماني سندي طولاني و چند صد صفحه اي باشد يا آنكه صرفا در قالب چند صفحه تدوين گردد اما معمولا قالب كلي اين سند مشابه است. تدوين اين سند موجب ايجاد هماهنگي و يكپارچگي در كليه فعاليت هاي برندينگ و ماركتينگ (از قبيل تبليغات، روابط عمومي و ارتباط با مشتريان) مي شود و حس انسجام در شخصيت و تصوير برند را نزد مشتريان تقويت مي نمايد. در ادامه متداول ترين مواردي كه بايد در اين سند شرح داده شوند بيان مي كنيم.

    1- تاريخچه برند (Brand History)

    در اين بخش تاريخ هاي مهم و اتفاقات يا تغييرات شگرف در طول سالهاي فعاليت برند توضيح داده مي شوند؛ مانند تاريخ ثبت برند، مالكيت حقيقي يا حقوقي برند از ابتدا تاكنون، زمينه فعاليت تعريف شده، تاريخ ورود به بازار، و… . در اين خصوص مي توان عكسها و تصاوير مربوطه (از قبيل تصوير روزنامه رسمي يا نامه نمايندگي برند و مانند آن) را در اين بخش يا در پيوست اين سند قرار داد. برخي برندها براي نشان دادن قدمت و اصالت تاريخ شروع به فعاليت را در زير لوگوي خود بيان مي كنند.

    2- واژه شناسي برند (Brand Terminology)

    در اين بخش در مورد معاني لغوي، ريشه كلمات به كار رفته در برند، دليل انتخاب برند و مواردي از اين قبيل توضيح داده مي شود. به عنوان مثال Adidas از بخش اول نام و نام خانوادگي بنيانگذار آن آدولف داسلر ساخته شده است، يا مثلا پوشاك ايكات در وب سايت خود بيان كرده است كه برند ايكات برگرفته از هنري كهن در ايران زمين به نام ايكات بافي يا دارايي بافي است.

    3- ويژگي هاي گرافيكي و بصري

    منظور از ويژگي هاي گرافيكي طرح، رنگ، Typeface، ابعاد و ساير ويژگي هاي بصري مربوط به برند است. اگر لوگوي برند به دو زبان فارسي و انگليسي طراحي مي شود بهتر است كه طراحي به گونه اي باشد كه دو طرح از نظر ابعاد، رنگ، و … در يك راستا و تداعي كننده يكديگر باشند. اين موارد در همه جا (بر روي محصول، بيلبورد، يا هر جاي ديگر) بايد رعايت شوند؛ به عنوان مثال زماني كه قصد نمايش لوگوي برند در ابعاد بزرگ تر مانند صفحه نمايش يك بيلبورد را داريم نبايد نسبت طول و عرض و ارتفاع تعريف شده به هم بخورد. گاهي اوقات مشاهده مي شود كه به عنوان مثال لوگوي يك برند در تبليغات روزنامه اي با تايپ فيسِ B Nazanin و بر روي بيلبورد با تايپ فيسِ B Titr نمايش داده شده است كه اين بيانگر عدم انسجام در شخصيت برند است.

    بايدها و نبايدها
    در اين بخش مهمترين بايدها و نبايدهاي برند مطرح مي شوند. مانند مثال زير:
    “در نمايش تصويري برند:

    • بايد به مختصات و نسبت طول و عرض لوگو توجه داشت و نبايد نسبت فوق الذكر را تغيير داد.
    • بايد از رنگ سازماني تعريف شده استفاده كرد و نبايد لوگوي اين برند با رنگي غير از آن نمايش داده شود.
    • تايپ فيس استفاده شده براي لوگوي اين برند “X” مي باشد و نبايد از چيز ديگري استفاده شود.
    • بايد لوگو همانند تصاوير تعريف شده نمايش داده شود و نبايد چيزي از قبيل كلمه يا تصوير به آن افزود.”

    4- تگ لاين برند ( Brand Tagline)

    تگ لاين برند عبارت كوتاهي است (ترجيحا حداكثر در هفت كلمه) كه هويت و ارزشهاي اساسي سازمان را بيان مي كند و معمولا در زير لوگو نمايش داده مي شود. كمپاني ها به ندرت تگ لاين خود را تغيير مي دهند. بد نيست در اينجا اشاره اي نيز داشته باشيم به اينكه شعار برند (Brand Slogan) عبارتي است كه در مقايسه با تگ لاين معمولا زبان غير رسمي تر و كلمات بيشتري دارد و بر اساس كمپين هاي تبليغاتيِ مورد نظر و متناسب با مقتضيات محصول طراحي مي شود و لذا ممكن است عمر كوتاه تري نيز داشته باشد. در زير به تگ لاين چند كمپاني مشهور اشاره كرده ايم.

    Nike: Just Do it
    Coca Cola: It’s the real thing.
    United Airlines: Fly the friendly skies
    Mazda: Zoom. Zoom.
    NBC: Must See TV

    5- سبد محصولات برند

    در اين بخش (يا در پيوست اين سند) ليست محصولات ارائه شده به بازار با اين برند نمايش داده مي شوند.

    ساير بخشهاي برندبوك

    بنا بر مقتضيات و مصالح سازماني ممكن است بعضي از بخشهاي گفته شده در بالا از اين سند حذف شوند و يا شايد در صورت محرمانه نبودن اطلاعات بخشهاي ديگري از قبيل چشم انداز، ماموريت، ارزشها، اهداف، استراتژي ها، بازار هدف و جايگاه برند نيز در اين سند شرح داده شوند.

    سخن آخر

    برندبوك همانند هر سند ديگري در سازمان نيازمند ارزيابي و تعديل به صورت دوره اي است. محتوا و ميزان ورود به جزئيات نيز بستگي به ضرورت هاي سازماني دارد. به طور كلي هرچه اين سند دقيق تر تدوين و اجرا شود تصوير منسجم تري از برند در ذهن مشتريان نقش خواهد بست اما بهتر است از ورود به جزئيات غير ضروري به خصوص مواردي كه در بازه هاي زماني كوتاه تغيير مي يابند اجتناب شود. با توجه به اهميت برندبوك در برقراري ارتباطات بازاريابي يكپارچه (IMC) پيشنهاد مي كنيم اگر داراي دانش و تجربه كافي در زمينه مباحث ماركتينگ نيستيد حتما از وجود يك مشاور حرفه اي بهره بگيريد.

    منبع:وب سايت باني سايت



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۲ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

    3 علت وجود استراتژي چند برندي

    در دنياي گجت ها اين شعار مرسوم است كه " خودتان خودتان را بخوريد، يا ديگران اين كار را مي كنند". استراتژي هاي چند برندي همواره براي تضمين بقا در بازار توسط متخصصين بازاريابي و برندينگ مورد استفاده قرار ميگيرد، گاهي به دليل كاهش سودآوري توليد و توزيع يك محصول، محصولات مشابه با نام تجاري ديگر و حتي با قابليت هاي ديگر يا ارزش پيشنهادي جديدي وارد بازار ميشود تا به كمك اين استراتژي سودآوري افزايش يافته و يا سهم بازار محصولات افزايش يابد.

    اين رويكرد را در ادبيات برندينگ " خودخوري " مي نامند. وقتي با متخصصين عرصه ي برندينگ صحبت مي كنيم، آنها دلايل زير را علت بروز استراتژي هاي چند برندي و يا همان خودخوري در برند، ميدانند.

    1- آنها معتقدند كه اين استراتژي سبب افزايش وابستگي خرده فروشان به محصولات ما ميشود زيرا آنها قفسه اي خود را با انواع محصولات ما و با نام هاي مختلف پر ميكنند و اصطلاحا shelf space خرده فروشان را افزايش ميدهيم و اين مورد احتمال فروش محصولات را افزايش ميدهد.

    2- به علت تغيير الگوهاي مصرف در دنياي امروز معمولا مصرف كنندگان براي كالاهاي تند مصرف، برندهاي مختلف را تست ميكنند تا به انتخاب نهايي برسند و در هر صورت انتخابشان از بين محصولات ما خواهد بود.

    3- برندهاي جديد از بعد ايجاد انگيزه و خلق جو خلاقانه در فرايند توليد و همچنين ايجاد تحول در بازار و پاسخ دادن به تنوع طلبي مشتري اين استراتژي را پيشنهاد ميدهند و دلايل بقا و جاودانگي در بازار را بر اساس ايجاد تحول چشمگير محقق مي سازند.

    رويكرد چند برندي زمان كاربردي خواهد بود كه تبليغات مناسبي براي همه ي محصولات و خدمات ارائه گردد و برندهاي جديد ما علاوه بر آنكه رقيب هم نيستند، بتوانند سهم بازار رقبا را نيز تصاحب كنند و در كل سودآوري را افزايش دهند. جايگاه يابي در بازار فرايندي است كه به صورت مرتب و زمان بندي شده (استراتژيك) يا به صورت موردي در مقابل كنش رقبا (تاكتيكي) صورت مي پذيرد كه يكي از راهكارهاي جايگاه يابي مجدد در بازار و ايجاد آگاهي از برند راهكار چند برندي مي باشد. اما در كنار اين مزايا اين خطر نيز وجود دارد كه با تقسيم بازار براي برندهاي مختلف سودآوري كاهش يابد زيرا هزينه ي تبليغات و برندينگ در گام ابتدايي براي هر محصول بسيار بالاتر از تبليغات و برندينگ محصول ترويج شده در بازار مي باشد، پس ممكن است اين استراتژي ضررهاي مالي زيادي را به سيستم وارد نمايد.

     

    منبع:وب سايت باني سايت 



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۲ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

    3 بعد مهم ارزش ويژه برند در تاثير تبليغات

    اگر يك برند در ذهن مردم جايگاه مناسبي داشته باشد ممكن است براي خريد آن هزينه اي به مراتب بالاتر را نسبت به محصولاتي كه نمي شناسند پرداخت نمايند حتي اگر كيفيت ذاتي آن محصول تفاوت چنداني با محصول بدون برند نداشته باشد. در واقع با افزايش جايگاه برند در زندگي روزمره شاهد آن هستيم كه مردم ديگر پول خود را بابت محصول نمي دهند بلكه بابت برندها پرداخت مي كنند!

    ارزش ويژه برند ارزش افزوده يا پاداش يك محصول به مشتري است كه به نام برند نسبت داده مي شود در واقع به همان ارزشهاي نامشهود برند از جمله تصوير ذهني ,جايگاه و قدرت نفوذ در بين مخاطب را ارزش ويژه برند مي ناميم.بايستي توجه داشته باشيم ارزش ايجاد شده براي مشتري در نهايت موجب ايجاد ارزش براي شركت مي شود از اين رو ارزش ويژه برند را مي توان يكي از مهمترين دارايي ها در هر كسب و كار به حساب آورد و با درك و شناخت محرك هاي تاثيرگذار بر آن به توسعه برند كمك نمود. سوال بسياري از صاحبان برند اين است كه چگونه مي توان ارزش ويژه براي برند ايجاد نمود؟

    تبليغات همواره به عنوان يكي از مهمترين ابزارهاي ارتباطي در فعاليت هاي بازاريابي به شمار رفته است .مطالعات بسياري در زمينه ي ارزش ويژه برند نشان داده است استفاده از يك استراتژي تبليغاتي خلاق و متناسب با برند توانسته با افزايش آگاهي مخاطب نسبت به برند و ايجاد حس مثبت در مخاطب به توسعه برند كمك شاياني نمايد .تبليغات مي تواند با ايجاد آگاهي از برند و ايجاد تصوير مناسب ذهني در ايجاد ارزش ويژه برند تاثير قابل توجهي داشته باشدو حتي مي تواند با ايجاد ويژگي هاي انساني و تشديد احساسات مثبت به ساختن شخصيت و ارزش ويژه برند كمك نمايد.

    وقتي مشتريان بطور مستمر در معرض تبليغات قرار مي گيرند به صورت ناخودآگاه احساس اعتماد بيشتري نسبت به برند تبليغ شده پيدا مي كنند همچنين تبليغات مي تواند شخصيت برند را شكل دهد و سپس با تصوير سازي احساسي از برند به ايجاد علاقه نسبت به برند اقدام نمايد. با اين اوصاف تبليغات مي تواند كمك زيادي به ايجاد ارزش ويژه ي برند نمايد زيرا بر ابعاد ارزش برند تاثير مي گذارد . 3 بعد ارزش برند عبارتند از:

    • آگاهي برند
    • تداعي برند
    • وفاداري به برند

    منبع:وب سايت باني سايت



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۱ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

    جايگاه و تاثير برندسازي در كسب و كار اينترنتي

    در اين بحث به بررسي جايگاه برند سازي در كسب در آمد اينترنتي و تجارت الكترونيك مي پردازيم.
    در شرايطي كه در همه دنياي كسب و كار اينترنتي ، برندها در حال راه اندازي امپراطوري هاي عظيمي هستند هيچ برند حرفه ائي ايراني در بازار كسب در آمد اينترنتي بچشم نمي خورد. آن شركت ها يا صنايعي هم كه قابليت برند شدن را دارا هستند يا برنامه كسب در آمد اينترنتي ندارند و يا به نظر مي رسد براي آن اهميتي قائل نيستند.

    نكته غير قابل كتماني است كه بسياري از طراحان پايگاه هاي كسب در آمد اينترنتي در ايران تقاوت بين لوگو و آرم يا نشان تجاري را نمي دانند و اگر هم لوگو يا آرمي را براي پايگاه كسب در آمد اينترنتي شان طراحي مي كنند ، كاركرد آن به قرار گرفتن در سمت چپ و بالاي همه صفحات پايگاه كسب در آمد اينترنتي شان محدود مي شود و ديگر هيچ برنامه خاصي براي آن ندارند.

    مي خواهم تلاش كنم با پرهيز از مباحث تئوري به ارزش عملي اين طرح كوچك براي پايگاه هاي كسب در آمد اينترنتي كه بايد براي آن وقت زيادي گذارد بپردازم.

    همه دوستاني كه به كسب در آمد اينترنتي مشغولند آنقدر با نشان هاي تجاري پايگاه كسب در آمد اينترنتي مانند گوگل يا ياهو يا اي.بي يا آمازون بطور روزمره برخورد ميكنند و ديدن آن ها برايشان بديهي است كه كمتر به اين نكته متمركز مي شوند كه چه پروسه ائي اين لوگو ها را تبديل به برند نموده و چه برنامه ريزي در پشت اين كار نهفته است. غالب ما مي دانيم كه اين سايت ها تيم هاي طراحي و بازاريابي خاصي براي انتشار و برجسته سازي برندهايشان دارند اما كمتر به اهميت اين كار در كسب در آمد خودمان از اينترنت مي انديشيم.

    در مباحث راه اندازي پايگاه هاي كسب در آمد اينترنتي گفتيم كه انتخاب آدرس مناسبي كه به ياد مخاطب بماند اهميت دارد. در آن مقاله توضيح داديم كه يك لوگوي مناسب تجارت الكترونيكي كه با استانداردهاي بازاريابي چريكي طراحي شده باشد ، مي تواند بازگشت مخاطبين را تضمين نمايد اما براستي چرا؟

    اين از ادات روانشناسي است كه مخاطبين نسبت به رنگ ها و طرحها واكنش نشان مي دهند و برخي آن ها را گريزان و برخي جذب ميكنند. بنابر اين از يك برند انتظار مي رود كه اين كارها را براي يك پايگاه كسب در آمد اينترنتي انجام دهد:

    - آدرس پايگاه كسب در آمد اينترنتي را در خود داشته باشد و به خاطر مخاطب ثبت كند.
    - رنگ مناسبي با سليقه عام مخاطبين پايگاه كسب در آمد اينترنتي داشته باشد تا ذهن ايشان گريزان نشود ( مثلاً به نظر شما برند يك فروشگاه كسب در آمد از فروش لوازم ماهيگيري بايد رنگ زمينه قهوه ائي داشته باشد يا آبي؟ ).
    طرحي قالب شكن داشته باشد تا بتواند تمركز اوليه مخاطب پايگاه كسب در آمد اينترنتي را به خود جلب نمايد. اين كار را معمولاً با قرار دادن يك علامت پنهان در برند انجام مي دهند.
    - به تنهائي و كاملاً به اتكا به شمايه گرافيك بتواند به مخاطب پايگاه كسب در آمد اينترنتي بگويد كه در زير اين برند چه تجارتي صورت مي گيرد.
    - شعار پايگاه كسب در آمد اينترنتي را در خود نهفته داشته باشد.
    - و ادات بسيار زياد ديگري كه منظور نظر بحث ما نيست و مي توانيد درباره آن ها در اينترنت جستجو نماييد.

    بسياري از پايگاه هاي كسب در آمد اينترنتي براي خلق چنين طرح زيركانه اي هزينه هاي زيادي را به طراحان پرداخت مي كنند. اما بعد از آفرينش اين طرح چه؟ آيا فقط روي كارت هاي ويزيت ، بنرها و گوشه صفحات پايگاه كسب در آمد اينترنتي تبعيد خواهد شد يا مي تواند از اين كار نقش مهم تري به عهده بگيرد؟

    واقعيت اين است كه تا محدوده خاصي در كسب در آمد اينترنتي برندها تحت حمايت بازاريابان قرار مي گيرند اما از محدوده خاصي به بعد اين كسب و كارها هستند كه تحت حمايت برندها قرار خواهند گرفت. اين آن رازي است كه برند سازي را با اهميت مي نمايد و صاحبان كسب و كارها و پايگاه هاي كسب در آمد اينترنتي بزرگ را قانع مي كند كه براي برند خود بيشتر از كسب درآمدشان هزينه بازاريابي صرف نمايند. براي مثال غالب جوان هاي ما در كشور خودمان مي دانند كه پوشاكي كه مارك آديداس داشته باشد از همتاي خودش بدون اين برند بسيار گرانتر است! برند آديداس در حال حمايت از كسب در آمد از كالاهاي اين شركت است و يا هيچكس در خريد كتاب از برند پايگاه اينترنتي آمازون ترديد رسيدن يا نرسيدن كتابش را ندارد.

    خوب اكنون برسيم به يك سئوال مهم: شما براي برند سازي در كسب در آمد اينترنتي تان چه برنامه اي داريد؟

    اينترنت محيط تقريباً نامنتهي است كه هر پايگاه كسب درآمدي ميتواند براي هميشه در آن از چشم كاربرانش پنهان بماند. برندها به تنهائي جلوي اين اتفاق را مي گيرند پس بايد براي آن برنامه داشته باشيد. اگر مطالب قبلي را به دقت خوانده باشيد نكات زيادي درباره آنچه ميتوانيد با يك برند انجام دهيد را خواهيد يافت.

    پس براي انديشيدن به اين طرح كوچك سرنوشت ساز برنامه اي بريزيد!

    منبع:وب سايت باني سايت 



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۱ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

    نكاتي در مورد تفاوت هويت برند و تصوير برند

    اغلب اوقات افراد اصطلاحات “تصوير” و “هويت” را با هم اشتباه مي كنند.معمولا اصطلاحات “تصوير برند ” و “هويت برند” را به نوعي بكار مي برند كه انگار اين دو معنايي مشابه با هم دارند.

    در اين مقاله كپسول وار تفاوت اين دو را با هم مشخص مي كنيم.متاسفانه در ايران ما گاها در بعضي از معاني مشكل داريم.تصوير برند دقيقا در رابطه با اين است كه چطور مشتري به يك برند نگاه مي كند، در حالي كه هويت برند مجموعه بزرگي از موارد بصري، سمعي و ديگر نمونه هايي است كه بيان كننده برند و شكل دهنده تصوير آن است. هركدام از اين دو بايد عميقا در شكل گيري بنياد يك برند نقش داشته باشند.


    هويت برند را نظير هويت يكي از دوستان خود در نظر بگيريد كه از نام او، ظاهر، شخصيت، نحوه گفتار، رفتار و مسلك و استايل شخصي به همراه عناصر مشابه ديگر تشكيل شده است.

    در طرف مقابل تصوير  قرار دارد كه از ديد خارجي شخص نشات مي گيرد و آن چيزي است كه مردم در رابطه با دوست شما فكر مي كنند. تصويرچيزي است كه آن ها درك كرده اند و بنابراين حقيقت ذهني آن ها در رابطه با چيزي شكل مي دهد كه آن فرد است و يا نشان مي دهد كه آن است، در نتيجه بايد گفت در برندينگ در اصل اگر بر روي هويت برند تمركز كنيد، تصوير برند نيز به خودي خود به دنبال آن شكل مي گيرد.

    يك سري تفاوت را براي شما ليست مي كنم. متاسفانه نوشتارما بر حسب ماهيت پيچيده برند كمي كتابي است:

    تصوير برند 
    - تصوير برند را مشتري يا مصرف كننده شكل مي دهد.
    - پيام برند توسط مصرف كننده برند در قالب تصوير برند فهميده مي شود.
    - معني عمومي تصوير برند اين است كه “بازار و مصرف كننده و رقبا چطور شما را مشاهده مي كند؟”
    - تصوير برند نماد آنچه است كه مشتري مي بيند.
    تصوير برند نشان دهنده “تصور ديگران از ما” است
    - تصوير برند نگاه به گذشته است.
    - تصوير امري منفعل و كمتر دستخوش تغييرات است مگر با تحولات.
    تصوير بر “آنچه شما داريد” اهميت مي دهد.
    - تصوير برند، تصور كلي مشتريان در رابطه با برند است.
    - تصوير برند امري سطحي است.
    طبيعت تصوير برند ظاهرگرا يا تاكتيكي است.
    تصوير برند اين چنين است.

    هويت برند
    منابع شركت شكل دهنده هويت برند هستند.
    - پيام برند ارتباط نزديكي با هويت برند دارد.
    معني كلي هويت برند اين است كه “واقعا شما چه كسي هستيد؟ “
    هويت برند نمادي از حقيقت وجودي شركت ها و سازمانهاست.
    هويت برند نشان دهنده “ميل و خواسته شركت” است. يعني آنچه مي خواهيم باشيم.
    هويت نگاه به آينده است.
    - هويت امري فعال و پويا است.
    هويت بر”جايي كه شما دوست داريد باشيد” تاكيد مي كند.
    - هويت برند، قولي است كه شركت به مشتريان خود مي دهد.
    - هويت برند امري طولاني مدت و با دوام است.
    - طبيعت هويت برند بر مبناي ذات شركت و طبق استراتژي شكل مي گيرد.
    - هويت برند اين بود. ( البته با سواد اندك بنده و اساتيد نظرات كاملتري دارند)

    منبع:وب سايت باني سايت



    برچسب: ،
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
    + نوشته شده: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۱۸:۱۰ توسط:مشاوره مديريت موضوع: