مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3851
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 11
همه : 5164814

 

و بيش از 70 درصد پيام انسانها از طريق ارتباطات غير كلامي منتقل مي شود و تنها 30 درصد  پيام ها از طريق كلام و گفتار به مخاطبان مي رسد. ارتباطات غير كلامي، همان زبان بدن و يا حالات، حركات چشم است، پاها و اندام هاي انسان است كه اثر بخش ترين وسيله انتقال پيام است. مزيت ارتباطات چهره به چهره در آن است كه انتقال پيام دقيق تر و رساتر از ارتباطات كلامي و يا غير مستقيم است.

و مي توان با دقت در حالات صورت و مردمك حالت دست و پاهاي آهنگ صدا به درستي يا جعلي بودن پيام گوينده پي برد. در واقع اين هم از شگردهاي خداوند در طبيعت بشر است كه انتقال پيام به دو صورت كلامي و غير كلامي صورت مي گيرد و اگر گوينده در پيام خود صادق باشد،اين دو روش بر هم منطبق بوده و انتقال پيام با قدرت و انرژي و شفافيت تمام منتقل مي شود.


 همفكري، همدلي و همكاري كه لازمه تعالي سازماني ريشه و توسعه پايدار سازمان است، محصول هماهنگي و همسويي ارتباطات كلامي و غير كلامي است. امروزه شكست كارآمدترين استراتژي ها نه به دليل ضعف آن، بلكه به دليل ناتواني در بيان و عدم تفهيم استراتژي به كاركنان است.


مطلب مهم ديگر در تفاوت بين ارتباطات كلامي و غير كلامي در اين است كه برقراري ارتباطات كلامي در مورد همه ملل به راحتي اتفاق نمي افتد ، ولي تفاهمات غير كلامي به صورت جهاني و به سهولت بين انسانها امكان پذير است .


 اهميت ارتباطات غير كلامي


حدود 70 درصد ارتباطات ما غير كلامي است . منظور از ارتباطات غير كلامي تنها حركات بدن نيست ، بلكه شامل موارد بسياري ست مانند پوشاك ، چهره ، طرز بيان ، حالات صورت و موقعيت شما در ديدار با ديگران و مسائلي از اين قبيل .


استفاده از حركات و حالات بدن در برقراري ارتباطات روزمره امري بسيار عادي است و افرادي كه با اين موضوع آشنايي  كامل و كافي دارند؛ مي توانند به كمك اين علائم و حركات علاوه بر آگاهي از اهداف و مقاصد واقعي افراد ، مقصود مورد نظر خود را به طرف مقابل بقبولانند .


شناخت مفهوم حركات و حالات اعضاي بدن در دو مورد مي تواند مفيد باشد و كمك شاياني به ما كند:

·         با شناخت بهتر حركات و حالات بدن خود در ايجاد تغييراتي در آن ها مي توانيد با مردم روابط بهتري برقرار كنيد به اين ترتيب، درك ، حس همدردي، تفاهم و اطمينان، شناخت و احترام شما نسبت به ديگران تغيير خواهد كرد.

·         با دقت و تمركز بيشتر در نحوه حركات و حالات اعضاي بدن افراد مي توانيد عكس العمل افراد را در موقعيت هاي مختلف را تا حدي پيش بيني كنيد و با تحت تاثير قرار دادن مردم، عكس العمل افراد را به نفع خود تغيير دهيد.

·         اولين تاثير: موفقيت يا شكست ما در تجارت به اولين برخورد ها و تاثيرات ما بستگي دارد . مردم با دقت در لباس، سبك و حالت شما ، در اولين برخورد تا حدودي مي توانند به تيپ شخصيت شما پي ببرند. نوع پوشش و حالات  شما نمايانگر احساسات و عواطف مختلفي مانند شخصيت واقعي، شخصيت ايده آل ويا شخصيت مطلوب شماست. ما در اولين برخورد مي كوشيم تا با نگاهي گذرا به افراد، تصوير كلي از آنها به دست آوريم چرا كه زمان اولين برخورد بسيار كوتاه است. لباس افراد اولين چيزي است كه توجه مارا به خود جلب مي كند.بررسي ظاهر خودتان اين امكان را به شما مي دهد تا با شناسايي نقايص خود ، آنها را رفع كنيد و در نتيجه تاثير بهتري بر اطرافيان خود داشته باشيد.

·                  ايجاد تصويري ايده آل از خود در كار

·         ظاهر زيبا به تنهايي تضمين كننده موفقيت شما در فعاليت تان نيست ؛ اين قدرت تجسم شماست كه شما را به فردي موفق تبديل مي كند . عواملي كه به كمك آنها مي توانيد تجسم خود را تقويت كنيد عبارتند از :

·         ژست و حالت شما بايد به نحوي باشد كه بدون ايجاد رعب و وحشت ، علاوه بر رعايت ادب و احترام به طرف مقابل ، بتوانيد با اعتماد به نفس كامل با افراد ارتباط برقرار كنيد .

·                  چيدمان ميز ؛ يك ميز مرتب نمايانگر قدرت و توان صاحب آن در كنترل اوضاع ، تأمين نياز و خواسته ها ي خود و ديگران است .

·         لباس؛ رنگ لباس و سايز و برازندگي آن و لوازم جانبي لباس مثل كيف و كفش مي تواند در تغيير نگرش مراجعه كنندگان تاثير داشته باشد.

·                  راه رفتن ؛ براي تاثير بهتر در افراد بايد آرام ونرم و باوقار و اطمينان گام برداريد و فقط تجهيزات ضروري را به همراه داشته باشيد.

·         تعامل با ديگران؛ هنگام صحبت كردن با ديگران براي ابراز اشتياق خود به آنها نگاه كنيد، اعتما به نفس خود را حفظ كنيد و درصورت امكان افراد را به اسم خطاب كنيد و آرام و خونسرد باشيد.

·                  از عصبي نشان دادن خود بپرهيزيد.

·         پاسخ به سوالات ؛ اگر پاسخ به دقيق يكي ازسئوالات را نمي دانيد ، با نگاه به صورت طرف مقابل او را به همكاري و كمك تشويق كنيد. و اگر پاسخ يك يا دو سؤال را نمي دانيد، پاسخ دادن را به جلسه بعد موكول كنيد يا پيدا كردن پاسخ را به كسي محول كنيد كه اطلاعات كافي دارد.

·         درخواست كمك ؛ اكثر مردم نگرشي منفي به درخواست كمك دارند ولي با تغيير نگرش در اين زمينه، درخواست كمك مي تواند نمايانگر وظيفه شناسي، دقت و علاقه شما به يادگيري مطالب جديد باشد .

·         ملاقات با افرادي كه وقت شما را تلف مي كنند بايد به گونه اي باشد كه با حالات و حركات خود به او ارزش وقت و زمان خود را بفهمانيد .

·                  شنونده اي مثبت باشيد و به دقت به صحبتها ي كاركنان خود گوش دهيد.

·         پذيرش مسئوليت بيش از حد توان و ظرفيت ؛ ايجاد تفاهم و كنار آمدن با مراجعه كنندگان و همچنين دستيابي به موفقيت مستلزم به كارگيري تمام توان است .

·                  بنابراين بهتر است تعهد و مسئوليت كارهايي را برعهده بگيريد كه توان انجام آن را داريد.

·                  مسئوليت اشتباهات خود را بر عهده بگيريد. 

·           قويت قاطعيت:قاطعيت به افراد كمك مي كند تا رفتاري متعادل داشته باشند ؛ به اين كه نه بزدل و بي اراده باشند و نه پرخاشگر. به اين معناست كه برنده - برنده بازي كنيم ، يعني سود دو طرف مبادله را در نظر بگيريم . قاطعيت يكي از عوامل مؤثر در مديريت بهينه است.

·                  افراد از نظر ويژگيها ي رفتاري به 3 گروه تقسيم مي شوند: سلطه پذير ، قاطع ، سلطه گر

·         مباني زبان بدن: ارتباطات غير كلامي از جمله ويژگيهاي شخصي و اختصاصي افراد است كه با توجه به فرهنگ ، تجربه و نوع تربيت افراد تغيير مي كند. حالات و حركات هر فرد با توجه به موقعيت و وضعيت خاص او شكل مي گيرد و احتمال اينكه چنين وضعيتي براي فرد ديگري تكرار شود،بسيار اندك است. بهترين پيشنهاد اين است كه براي درك مفهوم ارتباطات غير كلامي افراد به وضعيت و موقعيت آنها توجه كنيد و مدتي رفتار و حالات آنها را در موقعيتهاي مختلف بررسي و تجزيه و تحليل كنيد. براي دستيابي به نتايج دقيق بايد حركات تمام اعضاي بدن را بررسي كنيد .

·         مفهوم حركات اعضاي بدن: همه افراد از تاثير حالات صورت خود بر ديگران آگاهند، در نتيجه مي كوشند با كنترل حالات صورت خود از افشاي احساسات واقعي خود پيشگيري كنند. بدن افراد موقعيت آنها را از نظر باز يا بسته بودن نشان مي دهد. حالات بسته به منزله احساسات منفي و بدبينانه افراد است. اكثر افراد با قرار گرفتن در يك مكان و موقعيت خوب روابط شان را با افراد حاضر توسعه مي دهند و در روابط خود از حركات باز و مثبت استفاده مي كنند.

·         دور يا نزديك شدن: اگر برقراري ارتباط با فردي براي شما خوشايند باشد ، بدن شما ناخودآگاه به سمت او خواهد چرخيد و خود را به او نزديكتر خواهيد ديد و افرادي كه علاقه اي به ايجاد ارتباط با شما را نداشته باشند ، معمولاً سعي مي كنند با دور شدن از شما ، اين حس را به شما نشان دهند .

·                  حركات سر: معمولاً نمايانگر موافقت و مخالفت افراد با نظرات شماست ؛ كه اغلب غيرارادي و به صورت ناخود آگاه انجام مي شود.

·         حالت يا ژست: توجه به حالات مختلف افراد در موقعيت هاي مختلف كمك مي كند كه افراد را به چهار گروه مجزاي « علاقمند و فعال » ، «خسته و بي حوصله » ، « جدي و مصصم » و يا « عصبي و كم حوصله » تقسيم كنيد. حالت و ژست شما مي تواند بيانگر ميزان مسئوليت پذيري و علاقه شما به شركت در فعاليتهاي اجتماعي باشد .

·         بازوها: بسياري از كارهاي روزمره در پشت ميز انجام مي شود كه عملاً بررسي بعضي ا زحركات بدن را غير ممكن مي كند . بازوها از جمله قسمتهايي است كه بيشتر اوقات قابل رويت است و به همين دليل اهميت بسياري دارد . بازوهاي صاف نمايانگر احساسات مثبت و ذهن آماده است. اگر كسي بازوهايش را زير بغل بگيرد گوياي موقعيت بسته است كه مي تواند به معني اعتراض يا اعلام بي طرفي باشد .

·         حركت دستها: دستهاي باز در هر فرهنگي نشان دهنده حالت دوستانه فرد است. شناسايي و تغيير درست حركات منفي دستهاي افراد از مواردي است كه مي تواند در موفقيت يك مدير كمك كند. يكي از حركات منفي دستها را در افرادي كه مضطرب هستند و دائماً دستهاي خود را فشرده و مي پيچانند مي شود ديد .

·                  پاها : در فاصله دورتر از مغز قرار دارند و به همين دليل كنترل حركات آنها دشوارتر است.

·         حالات صورت : صورت انسان از 80 عضله تشكيل شده است كه به كمك آنها مي تواند احساسات دروني انسان را ابراز كند. تنها 6 مورد از حالات و احساسات دروني افراد در سراسر دنيا به يك شكل انجام مي شود : شادي، نفرت، ترس، خشم، تعجب ، و غم.

·         حركت چشم ها : نوع نگاه شما در اولين برخورد با افراد كه برنامه هاي شما را براي آينده تعين مي كند اهميت ويژه اي دارد.ارتباط چشمها نقش عمده اي در ارتباطات غير كلامي دارند و بدون چنين ارتباطي هرگز نمي توانيد ارتباط خوب و مؤثري با طرف مقابل داشته باشيد. با ارتباط چشم ها ، حتي مي توانيد تا حدودي ا زاهداف و مقاصد افراد آگاه شويد.

·         ارتباط مثبت : شما با يك نگاه ، علاقه خود را به برقراري ارتباط با افراد نشان مي دهيد. پس از برقراري ارتباط مي كوشيد تا با چشم هايتان علاقه خود را به تداوم اين ارتباط نشان دهيد .

·         ارتباط منفي : اگر فردي در حال صحبت با شما به چشمان شما نگاه نكند ، يا به اين علت است كه مطلبي رااز شما پنهان مي كند و يا نشان دهنده عدم صداقت او در آن زمينه است .

·         جهت نگاه : تحقيقات گوياي اين مطلب است كه قسمت چپ مغز وظيفه بررسي و تجزيه و تحليل واقعيات را بر عهده دارد و سمت راست مغز قسمتي است كه آرزوها و افكار ما آنجا شكل مي گيرد ؛ بنابراين اگر ما هنگام ديدن فردي به بالا و سمت راست نگاه كنيم از آنجا كه با سمت چپ مغز ارتباط برقرار مي كند ، احتمال اينكه حقيقت و واقعيت را بازگو كنيم افزايش مي يابد ، اما اگر به بالا و سمت چپ نگاه كنيم ارتباط با سمت راست قدرت تخيل را در ما بيدار خواهد كرد .

·         صدا : شما مي توانيد با تغيير لحن اداي كلمات و بيان بهتر منظور تان ، بهتر و راحت تر با افراد ارتباط برقرار كنيد . هنگام بيان جملات خود ، اين فرصت را داريد كه با تأكيد بر قسمتهاي مورد نظر ، منظور خود را كاملاً صريح و واضح بيان كنيد.

·         سكوت : سكوت هم مي تواند در موارد مختلف به نحوي مفاهيم و معاني مورد نظر را به طرف مقابل منتقل كند: حس احترام ، اظهار علاقه و اشتياق به افراد ، ابراز مخالفت ، ابراز علاقه ، سكوت آرام بخش و سكوت بازتابي .

·         زمان : مديريت زمان بيانگر كنترل شما بر اوضاع ، طرز تفكر شما در مورد سايرين و ميزان اهميت شما به عنوان يك مدير در مقايسه با ديگران است . اينكه شما فردي مهمي هستيد دليلي براي در انتظار گذاشتن ديگران نيست . مدت زمان ديدار شما با افراد بايد با توجه به شرايط تعيين شود.

·         محيط : طراحي دفتر كار شما هم نمادي از شخصيت شماست . نوع چيدمان و وسايل تزئيني موجود در آنجا تاثير بسزايي در افراد دارد . بررسي مرتب دفتر كار ، به شما كمك مي كند با ايجاد تغييرات تاثير بهتري بر مراجعه كنندگان خود داشته باشيد.

·                  وسايل تزئيني دفتر كار خود را مناسب با سمت و مقام و هدف خود انتخاب كنيد.

·         لمس كردن : يكي ديگر از روشهاي برقراري ارتباط با ديگران است . براي ايجاد ارتباط از اين طريق بسيار محتاطانه عمل كنيد . روشهاي متداولي مثل دست دادن در خوش آمدگويي ، گرفتن بازوي افراد براي راهنمايي آنها به مسير درست .

·         واكنش هاي غير ارادي : اين قبيل واكنشها مانند شمشير دو لبه است و همانطور كه اساسات واقعي طرف مقابل را به شما نشان مي دهد ، احساسات واقعي شما را هم براي آنها فاش مي كند . بعضي از اين واكنشها :

·                  رنگ چهره : سرخ شدن     چشم ها : پلك زدن مدام و ريزش اشك تنفس :

·                  سريع و سنگين  پوست: خيس و عرق كرده

·          حريم خصوصي : محدوده اي كه هيچ كس اجازه ورود به آن را ندارد . همه از حريم خصوصي خود به شدت مراقبت مي كنند و تجاوز به آن را تهديد مي دانند و مقابله مي كنند . عوامل مختلفي در تعيين فاصله از افراد دخالت دارد ؛ از آن جمله مي توان به شهرنشيني - كشور يا منطقه - رابطه ي با فرد - فضاي در دسترس.

·         فضا و ترين مكان براي شما محسوب مي شود؛ چراكه اگر روبروي رئيس جلسه بنشينيد ، به اين معني است كه خود را رقيب او مي دانيد و قصد مبارزه با او را داريد ، اگر فاصله بين شما و رئيس جلسه زياد باشد ، برقراري ارتباط با ساير افراد به سختي انجام مي گيرد و در نتيجه نمي توانيد به اهداف مورد نظر برسيد .

·         حين برگزاري جلسه : روي بحث جلسه تمركز كنيد . حركات و حالات اعضاي بدن خود را كنترل كنيد . يادداشت برداري از مسائل مطرح شده در جلسه بايد مختصر انجام شود تا بتوانيد در جلسه مشاركت جدي داشته باشيد . زماني كه ديگران پيشنهادات خود را مطرح مي كنند با دقت گوش دهيد تا اگر سوالي شد بتوانيد پاسخ مناسب بدهيد و هنگاميكه يكي از اعضاء طرحي را ارائه مي كند اظهار خوشحالي كنيد .

·         آغاز سخنراني : هرگونه حالت عصبي را از خود دور كنيد ، حركات خود را با توجه به فرهنگ و آداب و رسوم مخاطبان انجام دهيد . هنگام شروع سخنراني ، اول اجازه بگيريد .

·         هنگام سخنراني : براي نفوذ بيشتر در افراد ، بهتر است نگاه شما با رويي گشاده و لبخندي ملايم همراه باشد . مطالب خود را با استفاده از حالات و حركات باز و با اطمينان مطرح كنيد .

·                  پايان سخنراني : مطالب عنوان شده را سريع جمع بندي كنيد و با گامهايي محكم و استوار جلسه را ترك كنيد .

·                  مهارت هاي مذاكره

·                  مهارت در ارتباطات غير كلامي تضميني در مذاكرات است . بنابراين زماني مي توانيد

به نتايج مطلوب برسيد كه دقيقاً بدانيد:

-          مفهوم زبان بدن مخاطب تان چيست ؟

-          مفهوم زبان اعضاي بدن شما چيست ؟

-          روشي كه بتواند هردو مضمون را مديريت كند كدام است ؟

 

·         مشاهده افراد : رفتار و حركات افراد كه نمادي از خصوصيات اخلاقي آنان است ؛ مي تواند اطلاعات بسيار مفيدي را در اختيار شما قرار دهد . بنابراين اگر مي خواهيد در مذاكرات ، مخاطبان خود را تحت تاثير قرار دهيد ، بايد بتوانيد مفهوم رفتار و حركات بدن آنها را به درستي تشخيص دهيد. هريك از افرادي كه در جلسات مختلف مي بينيد ، خصوصيات رفتاري خاصي دارند و اين كه براحتي نمي توانيد با تمام افراد حاضر ارتباط برقرار كنيد ، امري كاملاً طبيعي است.

·         علايم عدم تمايل افراد به مذاكره : گزيدن لبها - پلك زدن سريع - لرزش شانه ها ناشي از تنفس سريع- حركت دستها به سمت دهان يا لمس لبها - ماليدن بيني - حركات عجولانه - دور شدن از شما - جابجايي مداوم و حركت به اين سو و آن سو كه مي تواند حاكي از ترديد و حالات عصبي باشد.

·         علايم تمايل افراد به مذاكره : رفتار گرم و صميمي در اولين برخورد ، لبخندي حاكي از اطمينان كه بيانگر موافقت و تفاهم با شماست .با اطمينان به شما نزديك مي شوند تا علاقه يا تفاهم خود را به شما نشان دهند .

·         هنگام شركت در جلسات ، حالت بدن و نوع نگاه و سطح آرامش و اطمينان افراد را به دقت بررسي كنيد . جو را به نحو ممكن آرام كنيد . توجه افراد را به مسائل جلب كنيد . نگاه كردن سريع ترين و در عين حال مشكلترين روش برقراري ارتباط با افراد است .

·                  نگاههاي دوستانه و حالات باز بدن شما مي تواند تاثير بسزايي در ارتباطات شما با افراد داشته باشد .

·         خود آگاهي : هرچه شناخت شما از زبان بدن خودتان بيشتر باشد ، سريع و بهتر مي توانيد به مفهوم حركات افراد ديگر پي ببريد، موفقيت شما در مذاكرات مختلف به ميزان تفاهم شما با افراد بستگي دارد . شناخت نكات مشترك و تشابهات موجود بين شما و طرفين معامله مي تواند تاثير بسزايي در اين زمينه داشته باشد . با استفاده از حركات باز و مثبت به راحتي مي توانيد علاقه و اشتياق خود را براي انجام مذاكرات مختلف به افراد ابراز كنيد .

·         زبان بدن خود و ديگران را مديريت كنيد ؛ انعكاس رفتار افراد و هماهنگي با آنها روش خوبي براي تسكين و آرام كردن آنان به شمار مي آيد . جلسات مذاكره اهميت خاصي دارد . زماني كه در چنين جلساتي شركت مي كنيد ،ازآنجايي كه براي رسيدن به نتايج دلخواه ، تمام تلاش خود را به كار مي گيريد ، از نظر روحي در وضعيتي بسيار حساس و بحراني به سر مي بريد و رقباي تجاري شما به راحتي مي توانند از اين موقعيت به نفع خود بهره ببرند.

·                   شركت در مصاحبه

·          زماني كه در جلسه مصاحبه شركت مي كنيد ؛ هر يك از افراد حاضر در آن جلسه مي توانند مانند يك تحليل گر رفتار و گفتار شما را به دقت بررسي و تحليل كنند .

·         مدت زمان اين جلسات بسيار كوتاه است و زماني مي توانيد از موفقيت خود اطمينان حاصل كنيد كه علاوه بر ظاهري زيبا و آراسته ، از شيوايي كلام هم بهره مند باشيد ، و بتوانيد به راحتي افراد را تحت تاثير قرار دهيد . از زمان ورود تا لحظه اي كه جلسه را ترك مي كنيد تمام حركات و حالات بدن خود را به بهترين نحو مديريت كنيد . تنها زماني م يوانيد به اهداف خود برسيد كه با تمام افراد رفتاري درست داشته باشيد و بتوانيد به خوبي آنها را تحت تاثير قرار دهيد . در اين رابطه به نكات زير دقت كنيد : برنامه ريزي ، انتخاب لباس ، ساعت حضور ، ايجاد تفاهم به ويسله انعكاس رفتار افراد، طرز نشستن ، درك مفهوم زبان مصاحبه كننده ، نگاه كردن و ارتباط چشمي ، جدي بودن، حركت؛ حركات شما در اول جلسه بايد بسيار جزئي و نا محسوس باشد ، گوش دادن ، نوشيدن جرعه اي آب ، وقفه و فواصل كوتاهي كه در حين مصاحبه ايجاد مي شود ؛ فرصت مناسبي براي كاهش فشارها ي موجود در فضاي جلسه به شمار مي آيد ، پايان مصاحبه و ترك جلسه.

·                   ساير فرهنگ ها

·          از آنجا كه مردم هر كشوري هنجارهاي خاص خود را دارند، حركاتي كه انجام مي دهند هم معاني خاصي خواهد داشت. بنابراين زماني كه با فردي خارجي برخورد مي كنيد، مراتب رفتار خود باشيد تا از ايجاد هرگونه سوء تفاهم پيشگيري كنيد. انجام يك حركت كوچك كه با هنجارهاي طرف مقابل شما مغايرت داشته باشد مي تواند تمام تلاش شما را به هدر دهد. توجه به آداب و رسوم و هنجارهاي شركاي تجاري خارجي يكي از مهم ترين عوامل موفقيت شركت ها به شمار مي رود. اين حركات زماني اهميت بيشتري پيدا مي كند كه زبان متفاوت هر يك از طرفين معامله مانع از برقراري ارتباط بين آنان شود. چرا كه در چنين مواقعي حركات تنها وسيله ارتباطي بين آنهاست. هر چه درك مفهوم كلمات و عبارات طرف مقابل براي شما دشوارتر باشد، تمركز و دقت بيشتري به صحبت هاي او گوش مي كنيد تا با انجام اعمالي مانند حركات دست ها و سر، تغيير حالات صورت و تغير مداوم آهنگ صدا، منظور خود را به نحوي به طرف مقابل تفهيم كنيد.

·                  رعايت نكات زير مي تواند به شما كمك كند تا راحت تر و سريع تر با چنين فردي ارتباط برقرار كنيد :

·                  حريم خصوصي : از رفتار خود آنان براي تعيين حريم خصوصي شان كمك بگيريد .

·         حركات سر و دست ها : كشور ها و ملت ها از لحاظ تحرك به دو گروه برون گرا و درون گرا تقسيم مي شوند كه در كشور هاي برون گرا مردم به خاطر شور و نشاط فراوان از دست هاي خود در حين صحبت كردن بيشتر كمك مي گيرند و كشورهاي درون گرا كه از سياست هاي محتاطانه و محافظه كارانه پيروي مي كنند ؛ بر خلاف گروه قبلي شور و نشاط چنداني ندارند و كمتر از دستهاي خود كمك مي گيرند .

·                  ارتباط چشمي : از نظر ما نمايانگر صداقت و راستي است و ممكن است در كشوري ديگر عملي زشت و بي ادبانه محسوب شود .

·         لمس ( دست دادن ) : تفاوتهاي موجود در فرهنگهاي مختلف موجب مي شود تا افراد به ندرت در ارتباطات روزمره خود از تماس دست ها كمك بگيرند .

·         اگر به هر دليلي نتوانستيد اطلاعاتي را در مورد عرف رايج در جوامع آن افراد به دست بياوريد ؛ رفتار خود آن افراد مي تواند اطلاعات مفيدي را دراين زمينه در اختيارشما قرار دهد ، اما اگر رفتار آن افراد بسيار گنگ و نامفهوم بود ؛ بهتر است از اين روشها براي برقراري ارتباط با افراد استفاده نكنيد .

·                  ارتباطات غير كلامي در عمل

·          مهارت در ارتباطات غير كلامي امروزه يكي از عوامل مهم موفقيت مديران است. فراگيري مهارتهاي غير كلامي دشوار است. زمان، صبر و تمرين سه عاملي است كه موفقيت شما را در هر زمينه اي تضمين مي كند.

·         دقيق و نكته سنج باشيد، رفتار طرف مقابل را به دقت زير نظر بگيريد تا كوچكترين حركت او از شما پنهان نماند و بتوانيد با جمع آوري تمام جزئيات، به مفهوم واقعي رفتار او پي ببريد و اهداف واقعي او براي شما آشكار شود.

·         شناخت رفتار ديگران و آگاهي از تاثير رفتار خود بر سايرين تاثير بسزايي در روابط شما با ديگران دارد و از هرگونه برداشت غلط و نادرستي پيش گيري خواهد كرد.

·         در برخورد با ديگران ذهني باز داشته باشيد و بدون تعصب رفتار كنيد. چرا كه آنها افرادي هستند كه هر كدام اطلاعات و معيارهاي خاص خود را دارند، نتيجه درست وقتي بدست مي آيد كه بتوانيد در بررسي خود انصاف و عدالت را رعايت كنيد.

·         احساس ناراحتي شما مي تواند نتيجه جلسات را تحت تاثير قرار دهد ، بنابراين اگر احساس ناراحتي مي كنيد، مي توانيد اين احساسات وجود خودتان را كنترل كنيد.

·         تنظيم برنامه كاري: با تنظيم برنامه كاري اهداف و برنامه هاي خود را به اطلاع ديگران مي رسانيد و تواناييهاي خود را به آنها نشان مي دهيد. شناختي كه رقباي تجاري از شما پيدا مي كنند، مي تواند زمينه ساز موفقيت شما باشد.

·         به روز و مدرن رفتار كنيد و بتوانيد همزمان با ايجاد هر تغيير كوچكي در جهان تجارت شما هم تغييرات لازم را در شركت خود ايجاد كنيد.

·                  در فعاليت هاي خود از جديدترين روش ها استفاده كنيد.

·         هر روز روي مهارتهاي حركتي خود كار كنيد تا بتوانيد از تمام فرصت هايي كه در اختيارتان قرار مي گيرد به بهترين شكل ممكن استفاده كنيد.

http://www.yahyaee.com/tashrifat/2011/08/post-3.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۴ - تمرين توجه به همه مخاطبان و نگاه مستقيم و برابر به همه حاضران در محل سخنراني و جلسات

۵

در هنگام تدريس و سخنراني، به همه شاگردان و شنوندگان خود نگاه كنيم

در هنگام تدريس و سخنراني، به همه شاگردان و شنوندگان خود نگاه كنيم.مثلاً نگاه نكردن به نيمي از مخاطبان، مي تواند به معني آن باشد كه اين عده را در تدريس و سخنراني خويش در نظر نياورده و به آنان توجه نكرده ايم و از نظرِ«روان شناسي شخصيت»، به شخصيت پنجاه درصد از مخاطبان خود احترام نگذاشته ايم.

فراموش نمي كنم كه در جلسات درس يكي از استادان شركت مي كردم. در همان جلسات آغازينِ تدريس، متوجه شدم كه آن استاد فقط به شاگردانِ سمت راست خود نگاه مي كند. همين امر باعث شد كه در جلسات بعدي، از نشستن در سمت چپِ استاد خود داري كنم و به سمت راست ايشان، نقل مكان نمايم.

شايان گفتن است كه در آغاز و براي اين كه بتوانيم به همه مخاطبان و شنوندگان خويش نگاه كنيم، چه بسا كه ممكن است به تمرين و ممارست نياز داشته باشيم.

http://hawzah.net/fa/magart.html?MagazineID=2689&MagazineNumberID=6592&MagazineArticleID=76873


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۴ - تمرين توجه به همه مخاطبان و نگاه مستقيم و برابر به همه حاضران در محل سخنراني و جلسات

۴

اصول خواندن چشم‌ ها

اگر مي‌خواهيد اطرافيان‌تان را بهتر بشناسيد يا در نخستين ديدار ويژگي‌هاي شخصيتي طرف مقابل را بهتر پيش‌بيني كنيد بايد با اصول زبان بدن و به‌خصوص زبان چشم‌ها آشنا باشيد


احتمالا اين جمله را زياد شنيده‌ايد كه به راحتي مي‌توان با چشم‌ها حرف زد و چشم‌ها هيچگاه دروغ نمي‌گويند. بهترين دريچه به روح فردچشم‌ها هستند و از طريق آنها مي‌توان بسياري از مفاهيم و احساسات را به فرد مقابل انتقال داد، مفاهيم و احساساتي كه هيچگاه نمي‌توان با كلمات به درستي منتقل‌شان كرد.

براي اينكه بتوانيد زبان بدن اطرافيان‌تان را بخوانيد اول از همه به چشمان آنها نگاه كنيد، هيچ ارتباطي بدون چشم‌ها نمي‌تواند چندان موثر باشد (البته ارتباط چشمي را با زل زدن اشتباه نگيريد، هميشه زل زدن به افراد مي‌تواند يك عمل كاملا بي‌ادبانه باشد) در انواع ارتباط‌هاي‌تان مي‌توانيد بيشترين چيزها را از چشم‌ها بفهميد پس با اصول خواندن چشم‌ها آشنا شويد.






وقتي در دنياي تصاوير غرق است

به سمت بالا نگاه كردن


معمولا وقتي افراد نگاه‌شان را به سمت بالا مي‌برند در حال فكر كردن هستند، به‌خصوص زمان‌هايي كه تصويري را در ذهن‌شان مجسم مي‌كنند، حتي شايد بتوان گفت اين حالت نشان مي‌دهد فرد در ذهنش به‌دنبال تصاوير متفاوت مي‌گردد. نگاه‌كردن از بالا به سمت چپ نشان مي‌دهد فرد مي‌خواهد يك خاطره را به ياد بياورد، نگاه به بالا به سمت راست نشان مي‌دهد كه فرد مي‌خواهد با قوه تخيل و تصور خودش تصويري را در ذهنش مجسم كند ( حتي گاهي با اين روش مي‌توان دروغگو را شناخت) البته بايد دقت كنيد كه گاهي جهت‌ها ممكن است برعكس باشد اگر در جهت‌هاي درست شك داريد، مي‌توانيد او را امتحان كنيد مثلا از او بخواهيد كه واقعه‌اي را كه هر 2 مي‌دانيد به ياد بياورد يا چيزي را تصور كند. گاهي هم به سمت بالا نگاه كردن مي‌‌تواند نشان دهد كه فرد كسل شده‌ است و در اطراف به‌دنبال يك چيز جالب مي‌گردد.





زماني كه اعتماد به نفس ندارد

به پايين نگاه كردن


وقتي كسي به پايين نگاه مي‌كند يعني زماني كه به فرد مقابلش نگاه نمي‌كند مي‌تواند نشانه مطيع بودن او باشد (در واقع او به شما مي‌گويد من براي‌تان تهديدي نيستم و كاملا به شما احترام مي‌گذارم).

علاوه بر اينكه به پايين نگاه كردن مي‌تواند نشانه مطيع بودن فرد باشد همچنين مي‌تواند نشان دهد كه فرد احساس گناه مي‌كند. نگاه كردن به پايين به سمت چپ مي‌تواند نشان دهد كه فرد درحال حرف زدن با خودش است (اگر به لب‌هايش نگاه كنيد شايد حركت آهسته آن‌ها را ببينيد) نگاه به پايين به سمت راست نشان‌دهنده اين است كه درون او پر از احساسات است.

البته در بسياري از فرهنگ‌ها ارتباط چشمي چندان عمل پسنديده‌اي نيست و بنابراين افراد ترجيح مي‌دهند هنگام صحبت‌كردن سرشان را پايين بيندازند تا به اين وسيله احترام خودشان را نشان دهند.


در بسياري از فرهنگ‌ها ارتباط چشمي چندان عمل پسنديده‌اي نيست بنابراين افراد ترجيح مي‌دهند هنگام صحبت‌كردن سرشان را پايين بيندازند تا به اين وسيله احترام خودشان را نشان دهند






وقتي تمايلش را پنهان مي‌كند

كوتاه نگاه كردن


وقتي فردي خيلي اجمالي و زودگذر به چيزي نگاه مي‌كند مي‌تواند تمايل فرد را نشان دهد، مثلا وقتي شما خيلي كوتاه و زودگذر به در ورودي نگاه مي‌كنيد يعني تمايل داريد زودتر اتاق را ترك كنيد. وقتي كسي به شما نگاهي اجمالي و زودگذر مي‌اندازد، نشان مي‌دهد كه تمايل دارد با شما صحبت كند و همچنين چنين نگاهي نشان‌دهنده نگراني فرد درباره احساس طرف مقابل است به‌خصوص وقتي حرفي زده كه ممكن است او را ناراحت كرده‌ باشد. همچنين اين نگاه مي‌تواند نشان‌دهد كه فرد تمايل دارد به چيزي ممنوع نگاهي طولاني كند.


وقتي حوصله ندارد

غير مستقيم نگاه كردن


بيشتر اوقات ما به اطراف‌مان به‌صورت مستقيم نگاه مي‌كنيم بنابراين وقتي فردي به‌طور غيرمستقيم يا ازگوشه يا... نگاه مي‌كند يكي مي‌تواند به اين نشانه باشد كه مي‌خواهد به نوعي از نگاه كردن به روبه‌رويش فرار كند يا اينكه در مقابلش چيزي وجود دارد كه نظرش را جلب كرده است. اگر فردي فقط لحظه‌اي كوتاه با گوشه چشم به چيزي نگاه كند نشان مي‌دهد فرد حواسش پرت است و به‌دنبال شناسايي اطراف يا چيزي جالب است، البته اين نوع نگاه مي‌تواند نشانه رنجش و ناراحتي نيز باشد (مثلا اين‌كه اصلا علاقه‌اي به شنيدن حرف‌هاي شما ندارم) نگاه از گوشه سمت چپ مي‌تواند نشان دهد كه فرد مي‌خواهد صداي خاصي را به ياد بياورد، نگاه از گوشه سمت راست نشان مي‌دهد كه فرد مي‌خواهد صدايي را در ذهنش بازسازي كند. البته در افراد مختلف مي‌تواند اين حالت برعكس باشد و شما بايد ابتدا فرد را امتحان كنيد.



وقتي در حال توطئه‌چيني است

مدام به چپ و راست نگاه كردن


وقتي چشمان فردي مرتب از يك سمت به سمت ديگر حركت مي‌كند، مي‌تواند نشان‌دهنده حيله‌گري يا دروغگويي او باشد يعني او به‌دنبال راه فرار است تا ديگران به هدف او پي نبرند.

همچنين وقتي فردي در حال توطئه‌چيني است مدام به اطراف نگاه مي‌كند تا مطمئن شود كه كسي به او نگاه نمي‌كند يا گوش نمي‌دهد.






نگاه توهين آميز چگونه‌است


با دقت نگاه كردن


شايد بارها اتفاق افتاده باشد كه با فردي برخورد كرده‌ايد كه مدام از بالا به پايين، شما را نگاه مي‌كند، اين مي‌تواند كاملا يك عمل توهين آميز باشد و نشان دهد فرد موقعيت خودش را بالاتر و مسلط‌تر مي‌داند. در واقع او به‌طور ضمني مي‌گويد كه من بسيار قوي‌تر از شما هستم، احساسات شما اصلا برايم مهم نيست و...

وقتي فردي به پيشاني طرف مقابل نگاه مي‌كند و نه به‌خود او نشان‌دهنده بي‌علاقگي است. همچنين وقتي فردي نگاهش را از روي چشمان‌تان منحرف مي‌كند، يعني مي‌خواهد بفهمد كه در ذهن شما چه چيزي مي‌گذرد.


وقتي چشمان فردي مرتب از يك سمت به سمت ديگر حركت مي‌كند، مي‌تواند نشان‌دهنده حيله‌گري يا دروغگويي او باشد يعني او به‌دنبال راه فرار است تا ديگران به هدف او پي نبرند






نگاه‌هاي عشاق

ارتباط چشمي طولاني


وقتي ارتباط چشمي از حد طبيعي طولاني‌تر شود، مي‌تواند معناهاي بسيار متفاوتي را برساند. وقتي ما با تمام وجود و تمركز كامل به كسي گوش مي‌دهيم ارتباط چشمي طولاني مي‌شود. همچنين ما به افرادي كه دوست داريم بيشتر نگاه مي‌كنيم. تا به حال زياد ديده‌ايد كه عشاق به‌مدت طولاني به هم خيره مي‌شوند. همچنين وقتي كسي شما را دوست دارد مدام با نگاه به 2چشم ‌شما تلاش مي‌كند متوجه شود آيا او را دوست داريد يا نه؟!


يك عمل كاملا طبيعي

قطع نگاه چشمي


يك ارتباط چشمي خيلي طولاني مي‌تواند چندان خوشايند نباشد، بنابراين بيشتر ما هنگام صحبت كردن گاهي نگاه خود را منحرف مي‌كنيم و سپس بازمي‌گردانيم. قطع يك ارتباط چشمي مي‌تواند نشان دهد كه فرد چيزي شنيده‌است كه ترجيح مي‌دهد، ارتباط چشمي خود را قطع كند، مثل اين‌كه توهين شنيده يا احساس كرده است كه به نوعي تهديد شده است يا به نوعي رنجيده است. البته خيلي از اوقات فرد ارتباط چشمي خود را فقط به اين دليل قطع مي‌كند كه احساس مي‌كند اين ارتباط خيلي طولاني شده‌است يا چيزي جديد در اطراف حواس او را پرت كند.


مهم‌ترين بخش ارتباط

ارتباط چشمي برقرار كردن


نگاه كردن به چشمان يك فرد مي‌تواند نشان‌دهنده چيزهاي مختلف باشد از جمله اين‌كه او را تصديق مي‌كنيد و نسبت به او علاقه داريد يا... و همچنين وقتي به چشمان طرف مقابل نگاه مي‌كنيد مي‌توانيد جهت نگاه او را تشخيص دهيد و او را بهتر پيش‌بيني كنيد. وقتي كسي به شما چيزي بگويد درحالي‌كه شما به او نگاه نمي‌كرديد و در اثر آن حرف با او ارتباط چشمي برقرار كنيد يعني او توانسته‌است كاملا توجه شما را به‌خود معطوف كند.


اگر قصد داريد كسي را متقاعد كنيد ارتباط چشمي بسيار مهم است. اگر هنگام صحبت، شما به طرف مقابل نگاه كنيد ولي او شما را نگاه نكند احتمالا حواس او جايي ديگر است حتي اگر حرف‌هاي شما را نيز بشنود. اگر قصد داريد نظر كسي را عوض كنيد يا او را به چيزي تشويق كنيد نخستين قدم برقراري ارتباط چشمي با اوست.


وقتي در حال ارزيابي است

نازك كردن چشم‌ها


وقتي كسي چشم‌هايش را باريك مي‌كند نشان مي‌دهد كه مي‌خواهد چيزي را ارزيابي و بررسي ‌كند. گاهي هم به‌دليل اين كه چيزي را نادرست شنيده است اين كار را مي‌كند. گاهي نيز مي‌تواند نشان‌دهنده شك داشتن فرد باشد يعني به عبارتي مي‌گويد من به درستي متوجه نمي‌شوم اين چه معنايي دارد. گاهي نيز وقتي فردي دروغ مي‌گويد، چشمانش را باريك مي‌كند تا ديگران نتوانند مچ او را باز كنند.


اگر راحت نباشد

ارتباط چشمي خيلي كوتاه


وقتي فردي فقط چند لحظه كوتاه ارتباط چشمي برقرار مي‌كند، نشان مي‌دهد كه احتمالا چندان راحت نيست و اعتماد به نفس چنداني ندارد. همچنين ممكن است در حال دروغ گفتن بوده و ترس از فاش شدن داشته‌باشد.





اگر استرس داشته ‌باشد

پلك زدن


وقتي پلك مي‌زنيد، پلك مانند برف‌پاك‌كن ماشين چشم شما را تميز مي‌كند. اما گاهي اين پلك‌زدن بيشتر مي‌شود مثل مواقعي كه فرد عميقا در حال فكر كردن است يا استرس دارد، البته مي‌تواند نشانه دروغ گفتن هم باشد. پلك زدن مي‌تواند نشان‌‌دهنده نسبت 2 فرد نيز باشد، وقتي 2 نفر به‌خوبي با هم ارتباط برقرار كرده باشند با هم پلك مي‌زنند، همچنين وقتي كسي به دقت به شما گوش مي‌دهد زماني پلك مي‌زند كه شما مكث كنيد.

http://forum.irantrack.com/thread206169.html

+ نوشته شده در شنبه 19 شهريور1390ساعت
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۴ - تمرين توجه به همه مخاطبان و نگاه مستقيم و برابر به همه حاضران در محل سخنراني و جلسات

۳

از تماس چشمي استفاده كنيد

تماس چشمي ، بهانه و وسيله بسيار نيرومندي است كه مراتبي بالا از صميميت و مهرباني را بين مردم ايجاد مي كند . مهم است كه اين صميميت با مخاطبان درطول سخنراني ايجاد شود . درحالي كه به يادداريد با مخاطبان خيلي دور و مخاطباني كه دراطراف نشسته اند ، به اندازه آن هائي كه در جلو نشسته اند درگيرشويد ، نگاه متعادل و صحيح خودرا بين مخاطبان تقسيم كنيد اگرچه وسوسه انگيزاست كه تكرار تماس چشمي خودرا با مخاطباني كه به نظر مشتاق و علاقمند مي رسند ، افزايش دهيد . آن هائي را كه به نظر ، بي تفاوت يا منفي مي رسند را نيز ناديده نگيريد . مخاطباني كه احساس كنند توسط سخنران حذف شده اند ، بيشتر احتمال دارد واكنش منفي به سخنراني نشان دهند تا آن هائي كه احساس درگيرشدن مي كنند .

به همه مخاطبان ، نگاه كنيد

درحالي كه دقيقا توجه داريد رديف هاي عقب را نگاه كنيد ، گردش چشمان خودرا بين همه مخاطبان رديف چپ و راست و ميانه و بالا و پائين و رديف هاي عقب و جلو و دور و نزديك و ايستاده و نشسته و پيرو جوان و كودك و مرد و زن ، عادلانه و مهرآميز ، تقسيم كنيد . تماس اوليه چشمي را بيشتر با يك صورت دوستانه درزمان سخنراني ايجاد كنيد و فقط به نگاه كردن به سرهاي مخاطبان ، اكتفا نكنيد

ازحركات استفاده كنيد

درمورد تغييرات ، به نسبت تعداد مخاطبان خود ، پيش تر فكركنيد . اجبارا براساس آن حركات خودرا تنظيم كنيد . حركات اغراق شده براي مخاطبان پرتعداد ، همان تأثيري را دارند كه حركات طبيعي براي مخاطبان كم تعداد . به عنوان مثال : دريك حركت كه دو نكته را مورد تأكيد قرار مي دهد " از طرفي ... و از طرف ديگر ... " بهتراست از شانه ها ، بيشتر از ساعد يا مچ استفاده شود كه تأثير ديداري صحيحي برروي مخاطبان پرتعداد داشته باشد . اگرچه حركت به اين شيوه اغراق شده ، ممكن است درابتدا ناجور به نظربرسد اما به نظر مخاطبان ، طبيعي به نظر مي رسد .

شيوه خودرا بهبود بخشيد

هرچه با تجربه تر مي شويد ، قادر خواهيد بود از ابزارهاي مختلفي كه دراختيار خودداريد ( صدا ، طرز رفتار و واژه هائي كه استفاده مي كنيد ) ، براي ايجاد تأثيرات مختلف استفاده كنيد . اغلب شما مايليد تمام ابزارهارا به طور همزمان استفاده كنيد تا به سمت يك هدف واحد كه حفظ توجه مخاطب است ، حركت كنيد . به عنوان مثال ، اگر مي خواهيد روي يك نكته تأكيد كنيد ، ازجملات موجز استفاده كنيد . صاف بايستيد و صداي خودرا بالا ببريد . براي اين كه به مخاطب القاء كنيد يك مكاشفه هيجان انگيز را با آن ها تقسيم خواهيدنمود به جلو خم شويد و صداي خودرا پائين بياوريد . آن ها مطمئن خواهند شد صداي شمارا مي شنوند چون شما آن را به نظر چنين جذاب نموده ايد . اين ابزار عناصر اساسي موفقيت سخنران هستند و با تمرين استفاده از آن ها ، جزء طبيعت شما خواهد شد . هميشه شيوه اي را كه مناسب مخاطبان خاصي است استفاده كنيد . چيزي كه براي يك گروه مناسب و خوب بوده ، ممكن است براي گروه ديگر نباشد .

نكته ها

- نخستين تماس چشمي خودرا با كسي كه به نظر شما قابل دسترس تر مي رسد ، شروع كنيد .

- خط ديد سخنران بايد روي صورت دوستانه مخاطبان ، روي رديف عقب مخاطبان و روي فاصله متوسط مخاطبان ، هرمورد بطور متوالي و به وقت خود ، ثابت باشد .

- تماس چشمي را با تك تك مخاطبان در هر فرصت مناسب ، برقرار كنيد .

از استفاده از حركات با دامنه بزرگ و مكث هاي طولاني نترسيد .


$(document).ready(function() { $('#rate_p59961').rating('rate.php?pid=59961', {maxvalue:5, curvalue:0}); });
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۴ - تمرين توجه به همه مخاطبان و نگاه برابر به همه حاضران در محل سخنراني و جلسات

۱

مهارت هاي توجه


مردم عادي مايلند كه ارتباط را فرايندي كلامي تلقي كنند اما دانشجويان علوم ارتباطات اغلب متقاعد مي شوند كه ارتباط ، بيشتر غير كلامي است .بر اساس پژوهش ها ، رايچ ترين برآورد آن است كه ۸۵ درصد ارتباطات ما را ارتباطات غير كلامي تشكيل مي دهد !
بنابر اين ، توجه يا جنبه غير كلامي گوش كردن ، زير بناي اصلي اين فرايند است.توجه كردن به معناي احتصاص توجه جسمي به فرد ديگر است .
گاهي اوقات ، من از توجه به عنوان گوش كردن با تمام بدن ياد ميكنم. توجه كردن ، ارتباطي غير كلامي است كه نشان مي دهد شما به فرد در حال صحبت،دقيقا گوش مي دهيد . مهارت هاي توجه كردن شامل حالت درگير بودن ، تحرك جسماني مناسب ، تماس چشمي و محيط غير مزاحم است
 ● اثرات توجه و عدم توجه
 توجه اثربخش ، كارايي بسيار زيادي در روابط بشري دارد . توجه كردن ،به طرف مقابل نشان مي دهد كه شما به او و صحبت هايش علاقمنديد . به همان نسبت كه توجه نكردن مانع صحبت گوينده مي شود ، اين مهارت ، بيان مهم ترين موضوعات موجود در ذهن و قلب او را تسهيل مي كند.
 آلن آيوي و جان هينكل پيامدهاي توجه را در يك دوره دانشگاهي روان شناسي توصيف مي كنند . آنان رفتار توجه آميز را به شش دانشجو آموزش دادند و سپس از جلسه درسي كه توسط يك استاد ميهمان اداره مي شد فيلم برداري ويديويي كردن . دانشجويان ، رفتارهاي يك دانشجوي بي توجه به كلاس را
 آغازكردند و استاد بدون آگاهي از برنامه تعيين شده براي آنان ، صحبت خود را آغاز كرد. سخنراني او بر يادداشت هايش متمركز بود.
دراين مرحله ، استاد از هيچ نوع حركات بيانگري استفاده نكرد و با توجه اندكي كه به دانشجويان نشان مي داد ، فقط به صورتي يكنواخت و ملال انگيز صحبت كرد. اما پس از آن كه علامت از پيش تعيين شده به دانشجويان داده شد و آنان توجه فيزيكي و عمدي خود را آغاز كردند ، درعرض ۳۰ ثانيه ، سخنران درسي زنده را به وجود آورد.
توجه ، به تنهايي توانست كل جريان كلاس را تغيير دهد اما دانشجويان پس از دريافت علامتي ديگر دوباره توجه فيزيكي خود را متوقف كردند و سخنران پس از تلاشي بي حاصل براي تداوم پاسخ دانشجويان ، همان شيوه سخنراني غير چذاب آغاز كلاس را از سر گرفت.
 ● حالت درگير بودن
از آنچا كه زبان بدن يا تن ،اغلب با صدايي رساتر از واژه ها صحبت مي كند ، حالت درگير بودن ، براي گوش كردن اهميتي بسزا دارد.
 خم شدن به سمت گوينده ، در مقايسه با تكيه كردن به عقب يا لم دادن بر روي مبل ، انرژي و توجه بيشتري را انتقال مي دهد. اغلب افراد نه تنها تمايل دارند خود را به جلو خم كنند كه در صندلي هايشان نيز رو به جلو مي نشينند . اما بر عكس ، بعضي شنوندگان چنان به صندلي هايشان تكيه مي دهند كه همچون جنازه هايي نشسته و خشك ، به نظر مي آيند . و اين حالتي است كه براي گوينده بسيار ضدانگيزه است!
 رودرروي شخض ديگر بودن يعني قرار گرفتن شانه راست شما مقابل شانه چپ او – كمك مي كند كه درگير بودن خود را به او انتقال دهيد . عبارت رايج ( او برخوردي سرد با من داشت ) نشان دهنده بي تفاوتي و عدم پذيرشي است كه آن را مي توان از طريق قرار نگرفتن د رروبه روي فرد ديگر انتقال داد.
 حالت ديگري از روبه روي فرد ديگر بودن ، قرارگرفتن در سطح چشمي يكسان با گوينده است. اين موضوع ، به خصوص اگر شما براي گوينده ، مظهر قدرت ، پدر يا مادر ، معلم يا رئيس باشيد اهميت بيشتري
دارد . نشستن بر روي لبه ميز ، در حاليكه طرف مقابل روي صندلي نشسته است و يا ايستادن در موقعي كه او نشسته است ، مي تواند مانع مهمي براي تماس بين فردي باشد.
 حفظ يك وضعيت باز و پذيرا ، مانند دست به سينه نبودن و پا روي پا نينداختن ، بخش مهم ديگري از قيافه درگير بودن است . دست به سينه بودن و پا روي پا انداختن ، اغلب انتقال دهنده پيام بسته بودن و حالت
دفاعي داشتن است.
 رعايت يك فاصله مناسب با گوينده ، جنبه بسيار مهمي از گوش كردن است . فاصله زياد ، مانع ارتباط مي شود.
 حركت مناسب بدن ، براي خوب گوش كردن ضروريست . فرانكلين ارنست ، روان پزشك ، در كتاب خود با عنوان چه كسي گوش مي دهد ؟ مي نويسد:
 گوش كردن ، حركت كردن است . گوش كردن ، حركت داده شدن توسط شخص گوينده است، به صورت جسمي يا رواني . فرد بي تحركي را كه به گوينده خيره شده است مي توان به شكلي معتبر به عنوان
شخصي ارزيابي كرد كه گوش نمي دهد . هنگامي كه حركت قابل مشاهده فرد كاهش يافته است و ميزان پلك زدن چشمش كمتر از يكبار در شش ثانيه افت كرده است ، گوش دادن ، از نظر عملي متوقف شده است.
 تماس چشمي اثربخش بيانگر ميل و علاقه به گوش كردن است . اين كار شامل تمركز آرام چشم شنونده بر گوينده و تغيير گاه به گاه مسير چشم از صورت او به بخش هاي ديگر بدن مثل دست در حال حركت ، و
 سپس برگرداندن نگاه به صورت تا برقراري مجدد تماس چشمي مي باشد. تماس چشمي ضعيف هنگامي روي مي دهد كه شنونده نگاه خود را از گوينده بر مي گيرد، يا به شكلي ثابت و مات به او خيره مي شود، و يا به محض آن كه گوينده او را نگاه مي كند ، او به جاي ديگري مي نگرد.
 تماس چشمي گوينده را قادر مي سازد كه ميزان پذيرش خود و پيامش را از جانب شما ارزيابي كند . اين كار كمك مي كند كه او مشخص سازد وقتي در كنار شما قرار مي گيرد تا چه حد امنيت دارد.
 اما مورد ديگري كه به همين اندازه اهميت دارد آن است كه شما مي توانيد از طريق تماس چشمي ، معنايي عميق تر كلام گوينده را بشنويد .
در واقع ، اگر گوش كردن اثربخش را به معناي راهيابي به اعماق وجود فرد ديگر و درك تجربه او از ديدگاه خودش تلقي كنيم ، يكي از بهترين راه هاي ورود به اين دنياي دروني را دريچه چشم افراد خواهيم يافت . رالف والدوامرسون گفته است: چشم انسان ها نيز به اندازه زبانشان حرف مي زند ، با اين تفاوت كه زبان چشم اين مزيت را دارد كه بدون نياز به فرهنگ لغت ، در سراسر جهان قابل درك است.
 در جامعه ما براي برقراري ارتباط بين فردي اثربخش ، توانايي ايجاد تماس چشمي مناسب ضروري است . گاهي اوقات نمي توان از آن زياد استفاده كرد زيرا ديگران احساس ناراحتي مي كنند. با وجود اين ،تماس چشمي اغلب يكي از مؤثرترين مهارت هاي مربوط به گوش كردن است.
 ● توجه رواني
بيشترين چيزي كه از يك شنونده انتظار مي رود حضور روان شناختي اوست . زيرا از او انتظار مي رود كه واقعا به خاطر گوينده ، در آن موقعيت حاضر شده باشد. توجه فيزيكي بر حضور رواني مي افزايد .
وقتي من در محيط مناسبي قرار مي گيرم ، تماس چشمي كافي و تحرك جسمي مناسبي دارم و قيافه درگير بودن خود را حفظ مي كنم ، معمولا توجه روان شناختي ام نيز بيشتر مي شود . چرا كه توجه فيزيكي من به فرد ديگر كمك مي كند تا حضور رواني مرا هر چه بيشتر احساس كند.


نويسنده : حميد رضا سهرابي

http://vista.ir/article/284402/مهارت-هاي-توجه


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۱۲

بذله گويي بهترين پاسخ، شرايط ناگوار


بي شك هر كدام از ما در طول زندگي روزمره خويش در شرايطي قرار مي گيريم كه ممكن است كنترل اعصاب و رفتار خود را از دست بدهيم و به گونه اي غير طبيعي عمل كنيم . زماني كه به شدت عصباني شده ايم و تمام اعضاي بدن ما آماده پرخاشگري است. وقتي كه ترسيده ايم و ترس تمام وجود ما را پر كرده است و جز منبع ترس و فرار از آن ، هيچ چيز ديگر را نمي توانيم احساس و ادراك كنيم. آن گاه كه به خاطر از دست دادن يك موقعيت يا هر چيز ارزشمند ديگر كاملاً افسرده شده ايم . هنگامي كه به لحاظ يك اشتباه مورد تمسخر و مضحكه ديگران قرار مي گيريم و از شرم تا بناگوش سرخ مي شويم يا آن موقعي كه در مواجه با درخواست اطرافيان دوستان و همكاران ، توان دادن پاسخ منفي از ما سلب شده است. موقعيت ها و شرايطي اند كه ما را رنج مي دهند هر يك از ما براي رهايي از چنين وضعيت هايي حتماً مكانيزم هايي را به كار برده ايم شايد رفتارهاي خاصي را به صورت قالبي فرا گرفته ايم و در مقابل هر نوع محركي پاسخ هاي يكسان ارائه مي دهيم . ممكن است در برخي موارد احساس كرده باشيم كه پاسخ ما به يكي از چنين موقعيت هاي رنج آوري قانع كننده يا ارضا كننده نبوده است. آيا به راستي همه واكنش هاي لازم را براي رويارويي با همه موقعيت ها فرا گرفته ايم؟ آنها كدام اند ؟
در بسياري از موارد گفتار نغز و بذله گويي بهترين پاسخ به شرايط ناگوار و رنج دهنده است. تجربه به اثبات رسانده است كه شرايط ناراحت كننده دائمي نيستند و بعد از اندك مدتي خاصيت رنج آور بودن خود را از دست مي دهند. شايد اين امر بدان علت باشد كه حوادث اتفاق افتاده واقعاً به اندازه اي كه فكر مي كرديم آزار دهنده نبوده اند بلكه تفسير ما در آن لحظه چنين بوده است. برخي از روان شناسان اعتقاد دارند كه به جاي اتفاقات بيروني ، انديشه هاي ما ايجاد نگراني و رنج مي كنند نه آن چه در بيرون اتفاق افتاده است.
به طور كلي بسياري از مسائل و مشكلات زندگي ، ظاهراً مهم و تعيين كننده اند ، در حالي كه واقعاً اين طور نيست و نبايد آن قدر وجود و ذهن فرد را در كنترل خود بگيرند تا جايي كه همه اعمال و رفتار وي را تحت الشعاع قرار داده ، فرصتي براي انديشيدن به مطالب و مسائل ديگر زندگي نباشد.
بعضي از مردم جدي بودن و جدي گرفتن يك امر را با غوطه ور شدن در آن اشتباه مي گيرند. فرو رفتن در يك انديشه عمل يا هر امر ديگري با جديت متفاوت است. جدي بودن ، يعني مشغول بودن به يك امر و در عين حال امور ديگر را از نظر دور نداشتن.
به نيكي مي دانيم كه بسياري از پديده ها و اتفاقات زندگي روزمره جزيي و زودگذرند. اما براي لحظاتي آن چنان تمام فضاي شخصيت ما را در خود مي كشند و پوشش مي دهند كه هر آن چه را آموخته ايم فراموش مي كنيم . به عنوان مثال وقتي معلم هستيم و دانش آموزي ما را عصباني مي كند و با رفتارش موجب رنجش ما مي شود براي دقايقي آن چنان منقلب مي شويم كه گويي بدترين حوادث روي داده است.
هر پديده اي را مي توان از نگاه و زاويه اي ديگر نيز مشاهده كرد. اگر ذهن ما تنها روي احساس يا رفتاري خاص تمركز كند و تنها همان را ببيند و توان ارزيابي، تحليل و نقد آن را نداشته باشد نتيجه اي جز تلخكامي نخواهد داشت.
اغلب اتفاقات و حوادث پريشان كننده زندگي را مي توان با روح شوخي و بذله گويي به اموري قابل تحمل تبديل كرد. اين روحيه كه فرد بتواند هنگام خشم ، عصبانيت يا هر موقعيت عاطفي و رنج آور ديگر، لحظه اي توقف كند و با خود شوخي كند يا به خود رفتار و نگرش هاي خود بخندد يك مهارت است مهارتي كه بايد آموخته شود.
در مثال فوق نيز اگر از منظري ديگر حادثه را ببينيم يعني باور داشته باشيم كه نوجوانان نادانسته رفتارهايي انجام مي دهند كه بزرگسالان را مي رنجاند و اگر چنين نبود اصولاً تربيت معني پيدا نمي كرد ، با رفتار ناخوشايند يك نوجوان مي توانيم راحت تر كنار بياييم .
همچنين زماني كه در كلاس درس در مقابل جمعيت و هر جاي ديگري به خاطر يك اشتباه مورد تمسخر و خنده حضار قرار مي گيريم نبايد موقعيت را آن قدر آزار دهنده و شرم آور بدانيم كه گويي همه آبرو و حيثيت ما در گرو همين اشتباه بوده و لاغير. آيا ما به اشتباهات ديگران نخنديده ايم ؟ خيام مي گويد:
 آيا همه آن چيزهايي كه ما را به خنده واداشته يا رنج داده اند. امروز فراموش نشده اند ؟ پاسخ حتماً مثبت است آيا آن چه ما را به خنديدن به ديگران واداشته واقعاً خيلي شرم آور بوده و آن چه به نظر ما رنج آور بوده است واقعاً ارزش آن همه رنجيدگي را داشته است ؟ به يقين پاسخ منفي است مسائلي از اين قبيل آن اندازه مهم و ماندگار نيستند تا همه افكار ما را به خود مشغول بدارند . به گفته آدلر ، اعمال هر شخص از زاويه انتخاب شيوه زندگي او نگريسته مي شود شيوه اي كه مردم به طور خلاق خود را سازمان مي دهند و اين كار عمدتاً تعيين كننده پاسخ آنها به جهان خارج است نتيجه عملي اين فرض اين است كه ما انسان ها بيشتر تحت تأثير تفسيرمان از واقعيات قرار مي گيريم تا خود آن واقعيات. از آنجا كه ما انسان ها موجودات خودآگاهي هستيم اتفاقات و پريشاني هاييكه براي ما به وجود مي آيند براي هر فرد قابل مشاهده و ديدن است و همين مشاهده ما را دوباره پريشان و مختل مي كند پريشاني اوليه ايجاد آشفتگي مي كند و معمولاً به نوعي خاتمه مي يابد و محدود به مجموعه اي از شرايط است ليكن آشفتگي هاي بعدي غالباً فراگير مي شوند و ممكن است تمام زندگي فرد را مختل سازند . آن چه در اين بحث اهميت دارد اين است كه پريشاني دوم عملي غير منطقي است. پريشاني اوليه واقعيتي بوده است كه اتفاق افتاده و نمي شود آن را انكار كرد اما رغبت به تداوم و بازگو كردن ذهني آن باعث اسير شدن در دام افكار غيرمنطقي و گسترش احساس خشم ، خصومت ، ترس و اضطراب بي دليل مي شود كه نه لازم است و نه ضروري و برعكس سبب رنج و تلخكامي بيشتر خواهد بود .
يك لحظه شادي مانند نورافكني در تاريكي ، فضاي تاريك و خسته روح را روشن مي كند و باعث مي شود حتي براي يك زمان كوتاه انفكاكي بين حالات عاطفي نامطلوب و روان انسان به وجود بيايد و در پرتو همين روشنايي و جدايي ميان حالات نامطلوب و روان انسان ، فرد بتواند خود را دريابد و پريشاني را از خويشتن دور كند.
تداوم تفكر درباره حوادث و پريشان ها گردابي ايجاد مي كند كه هر لحظه عمق آن بيشتر شده ، شخصيت فرد را در كام خود مي كشد. به حدي كه همه شخصيت در آن غرق مي شود و مشاهده دنياي بيرون از آن گرداب غيرممكن مي گردد اين حالت از ضعف هاي انسان است. اين همان گرايش فطري انسان براي تخريب خود است كه آلبرت اليس به آن اشاره كرده است. ليكن همه وجود انسان نبايستي در خدمت اين گرايش باشد چون انسان صاحب اراده و عقل و شعوري است كه مي تواند منطقي هم باشد و عقلاني عمل كند. اگر با ضعف ها و شكست هايمان حتي در مواقعي كه تا حدودي موجب تحقير، پريشاني ، خشم ، شرم و ترس ما مي شوند با روحيه اي آسان گير مواجه شويم و اگر بتوانيم مسئله را با كمي بذله گويي و شوخي توأم كنيم بعدها نسبت به شكست ها و ضعف ها خيلي حساس نخواهيم شد هميشه بايد به ياد داشته باشيم كه همه ي انسان ها در رسيدن به بعضي از هدف هايشان شكست مي خورند خصوصاً اگر هدف هاي بلند پروازانه اي انتخاب كرده باشند.
اغلب اتفاقات و حوادث پريشان كننده زندگي را مي توان با روح شوخي و بذله گويي به اموري قابل تحمل تبديل كرد. اين روحيه كه فرد بتواند هنگام خشم ، عصبانيت يا هر موقعيت عاطفي و رنج آور ديگر، لحظه اي توقف كند و با خود شوخي كند يا به خود رفتار و نگرش هاي خود بخندد يك مهارت است مهارتي كه بايد آموخته شود.
روان شناسان معروف به روان شناسان كمال گرا در توصيف شخصيت افراد خود شكوفا بر اين باورند كه يكي از ويژگي هاي انسان هاي خود شكوفا توان بذله گويي است. دكتر ويكتور فرانكل صاحب مكتب لوگوتراپي در كتاب انسان در جست و جوي معني ( ص ۳۰ ) در آنجا كه شرايط سخت و طاقت فرساي اسارتگاه هاي نازي ها كه خود يكي از اسيران آن بوده است شرح مي دهد مي گويد:
 اگر بودن چيزي به عنوان هنر در زندان شگفت آور باشد شوخي و مزاح است گو اين كه به ندرت صورت مي گيرد شوخي يكي ديگر از سلاح هاي روح است براي حفظ نفس و به خوبي پيداست كه بيش از هر چيز ديگر بر كناري لازم را به شخص خواهد داد و حتي اگر به مدت كوتاهي نيز باشد بر هر وضعي چيره مي شود.
از ديگر ويژگي هاي افراد خودشكوفا خوشبيني و مثبت انديشي است خوشبيني ، شوخي و خنده انسان را براي مبارزه با منفي گرايي و منفي بيني آماده مي سازد انسان هايي كه در زندگي و در مقابله با مسائل و مشكلات مربوط به آن موفق بوده اند آنهايي اند كه روش زندگي شاد و خوشبينانه را در پيش گرفته اند شوخي و بذله گويي با خود و ديگران نه تنها خوشايند است و روابط بين فردي را بهبود مي بخشد بلكه انسان را در برابر فشارهاي رواني مختلف مقاوم مي سازد .
شادي ، خوشبيني و نغزگويي نيرويي است كه وجود شخص را از انرژي پر مي كند و هيچ جايي براي احساسات و افكار منفي باقي نمي گذارد به گفته مولانا نار خندان باغ را خندان كند .
 بذله گويي مهارتي است كه در شمار مهمترين مهارت هاي زندگي بايد قرار بگيرد .
يك لحظه شادي مانند نورافكني در تاريكي ، فضاي تاريك و خسته روح را روشن مي كند و باعث مي شود حتي براي يك زمان كوتاه انفكاكي بين حالات عاطفي نامطلوب و روان انسان به وجود بيايد و در پرتو همين روشنايي و جدايي ميان حالات نامطلوب و روان انسان ، فرد بتواند خود را دريابد و پريشاني را از خويشتن دور كند. دكتر فرانكل در يك تمثيل زيبا روح انسان را به اتاقي تشبيه مي كند و مي گويد اگر شير گاز را در يك اتاق باز كنيم همه فضاي اتاق به يك اندازه تحت تأثير گاز قرار مي گيرد در واقع گاز همه اتاق را به يك اندازه پر مي كند روح نيز اين چنين است يك اتفاق همه فضاي شخصيت انسان را در بر مي گيرد كه اگر بخواهيم مي توانيم در يك لحظه با يك شوخي با خود و گفتن يك جمله خنده دار اين فضا را پر از شادي كنيم و مولوي مي گويد :
 گر تو خواهي آتش آب خوش شود ورنخواهي آب هم آتش شود
 يك جمله كوتاه نغز واقعاً مي تواند روح انسان را پر از شادي كند و همين لحظه كوتاه فرصتي است تا دنياي پيرامون را به گونه اي ديگر ببينيم و همه روح و ذهن تحت تأثير عوامل نامطلوب و مخرب قرار نگيرد.
همان گونه كه اشاره شد روحيه بذله گويي مهارتي است كه بايد آموخته شود. همچنين كوشش در برانگيختن قريحه بذله گويي و ديدن وقايع در پرتو نوري از مزاح ، حيله اي است استادانه در فن زندگي و زنده ماندن ، بذله گويي مهارتي است كه در شمار مهمترين مهارت هاي زندگي بايد قرار بگيرد .
سلامت رواني افراد ، همبستگي مثبت با ميزان به كارگيري مهارت هاي زندگي به طور منطقي دارد آلبورت مي گويد.
بيمار نوروتيكي كه توانست به خود و كار خود بخندد و سر و ساماني به وضع خود داده و حتي به راه درمان افتاده است. وقتي يك بيمار بتواند به چنين مهارتي دست پيدا كند دور از واقعيت نيست كه باور كنيم انسان هاي طبيعي و سالم در فراگيري اين مهارت قادرتر و تواناترند كافي است باور كنيم كه ما انسان ها بيشتر تحت تأثير تفسيرمان از واقعيات قرار مي گيريم تا خود واقعيات باور كنيم كه انسان داراي قابليت هاي فراوان است كه هر كدام از آنها را مي توان كشف ، بارور و شكوفا نمود و يك زندگي سالم و شاد را براي خود و اطرافيان فراهم آورد. آري انسان مي تواند با شوخي خود را از خود جدا كند نيرويي پنهاني وجود ندارد كه نتوان آن را كشف كرد و شكوفا ساخت كافي است بدانيم كه مي توانيم به گفته فردوسي حكيم
مده دل به غم تا نكاهد روان به شادي همي دار تن را جوان


منابع:
- نظريه هاي مشاوره و روان درماني تأليف : عبدالله شفيع آبادي
- نظريه هاي مشاوره – تأليف خديجه آرين
- انسان در جستجوي معني – تآليف اكبر معارفي
- رشد و شخصيت – سيما نظيري


تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۱۱

10 راه براي حفظ آرامش در موقعيت‌هاي استرس ‌زا

هر نوع متغيري مي‌تواند ما را در موقعيت‌هاي استرس‌زا قرار دهد. بعضي از آنها خلق مي‌شوند و بعضي همينطور اتفاق مي‌افتند. در هر دو حالت، هيچ فايده‌اي ندارد كه كنترلمان را از دست بدهيم و در جايي كه تنها چيزي كه به آن نياز داريم آرام، منطقي و مفيد بودن است، پر از وحشت و نگراني شويم. در زير به سه موضوع استرس‌زاي ممكن اشاره مي‌كنيم و 10 نكته براي كمك به شما براي حفظ آرامش در چنين موقعيت‌هايي پيشنهاد مي‌دهيم.

 موضوع اول: بحران‌هاي غيرمنتظره

گاهي‌اوقات وقتي يك اتفاق ناخوشايند مي‌افتد، يك روز عادي بوده است كه شما مشغول زندگيتان بوده‌ايد. مثلاً، مردي كه در تصوير بالا مي‌بينيد در يك اتوبان در كوستاريكا يكدفعه كاميونش چپ مي‌كند. او مي‌توانست فرياد زده و بترسد اما درعوض، تصميم مي‌گيرد كه از اين فرصت براي خوردن صبحانه استفاده كند. خيلي آرام، خونسرد و مطمئن. رويكرد او اين بوده است:
1.موقعيت را بپذيريد: زندگي همين است كه هست. وقتي اتفاقي برايتان مي‌افتد كه براي آن برنامه‌ريزي نكرده بوديد، بايد با آن كنار بياييد. ترس، وحشت و عصبانيت شما را از آن موقعيت بيرون نمي‌كشد. فقط بايد آرام باشيد.
2.اقدام به يك راه‌حل كنيد: لحظه‌اي وقت گذاشته و به ارزيابي اتفاقي كه افتاده است بپردازيد و تصميم بگيريد كه بهترين اقدامي كه مي‌توانيد انجام بدهيد چيست. چند تماس تلفني گرفته و كمك موردنيازتان را خبر كنيد، و به اين ترتيب فرايند حل مشكل را آغاز كنيد.
3.راحت باشيد: وقتي مرحله 1 و 2 را انجام داديد، تنها كاري كه مي‌توانيد بكنيد اين است كه خودتان را در موقعيت آرام و راحتي قرار دهيد تا فرايند حل مشكل انجام شود. زماني مي‌رسد كه تنها كاري كه مي‌توانيد انجام دهيد صبر كردن است. وقتي اين اتفاق مي‌افتد، سعي كنيد كمي از آن زمان لذت ببريد (درست مثل اين راننده كاميون)!

 

موضوع دوم: برنامه‌هاي پرمشغله

زمان‌هاي ديگري هم هست كه شما مستقيماً مسئول مشغله زندگيتان هستيد. در اين مواقع، به نظر مي‌رسد كه تنها كاري كه انجام مي‌دهيد اين است كه از يك كار به سراغ كاري ديگر مي‌رويد اما ليست كارهايي كه بايد انجام دهيد همينطور رشد مي‌كند. چنين استرس‌هايي مي‌تواند واقعاً عذاب‌آور و ناسالم باشد. در زير راه‌هايي براي مقابله با اين موقعيت‌ها اشاره مي‌كنيم:
4.ياد بگيريد "نه" بگوييد: اين كلمه كوچك چه فايده‌هايي كه نمي‌تواند داشته باشد! اگر در نظر بگيريد كه بيشتر آدم‌هايي كه با آنها در زندگي برخورد داريد هم دچار استرس هستند، جاي تعجب نيست كه چرا مداوم سعي دارند با اضافه كردن به كارهاي شما از كارهاي خودشان كم كنند. چند چيز هست كه نمي‌توان براي آن "نه" گفت اما براي خيلي از كارها مي‌توان از اين كلمه استفاده كرد و آن را به ديگري سپرد بدون اينكه آسمان به زمين برسد. بايد اين كارها را پيدا كنيد و خودتان را از شر آنها خلاص كنيد.
5.همه چيز را متوقف كنيد: من در پرمشغله‌ترين روزهايم كه چون حجم زيادي كار دارم نمي‌توانم درست براي انجام آنها تمركز كنم، 30 تا 60 دقيقه همه چيز را كنار مي‌گذارم. در اين مدت، همراه پسرم در اتاق نشيمن مي‌نشينيم و درمورد هر موضوعي كه پيش بيايد حرف مي‌زنيم. اگر قرار بود كه منتظر وقت استراحت بين كارم مي‌ماندم ممكن بود هيچوقت پيش نيايد. كار پشت كار مي‌آيد و يكدفعه مي‌بينيد كه يك روز، يك هفته يا يك سال را گذرانده‌ايد. زندگي سلسله‌اي از لحظات است و بايد بتوانيد لحظاتي را هم در آرامش و استراحت سپري كنيد.

"استرس قطع رابطه با زمين است، فراموش كردن يك نفس. استرس وضعيتي خودخواه است. باور دارد كه همه چيز اورژانسي است. اما هيچ چيز به آن اندازه اهميت ندارد. راحت دراز بكشيد." – ناتالي گدبرگ (Natalie Goldberg)

 
6.خوردن و خوابيدن را فراموش نكنيد: آشكار به نظر مي‌رسد اما خيلي وقت‌ها وقتي كارهاي زيادي براي انجام دادن داريم، اصلي‌ترين نيازهاي زندگيمان را هم فراموش مي‌كنيم. مشكل اينجاست كه اگر به اندازه كافي نخوابيم يا به اندازه كافي غذا نخوريم، اصل و پايه سازنده بدنمان را براي مفيد و پربازده بودن، از آن دريغ مي‌كنيم. مثل اين مي‌ماند كه بخواهيد بدون سوخت يا بنزين ماشيني را راه ببريد. چطور مي‌توانيد از بدنتان توقع داشته باشيد كه بيشتر از آنچه در توانش هست كار انجام دهد بدون اينكه نيازهايش را برآورده كنيد؟

 

موضوع سوم: تصميمات ضعيف

سومين موضوع استرس‌زا زماني اتفاق مي‌افتد كه انتخاب‌هاي ضعيف مي‌كنيم، تصميمات ابلهانه مي‌گيريم و اشتباهات احمقانه مرتكب مي‌شويم. متوجه منظور شديد. وقتي راه اشتباهي را شروع مي‌كنيم، برگرداندن خود به مسير درست خيلي سخت است و ممكن است حتي اوضاع را بدتر كند چون احساس گناه آرامش درونيتان را برهم خواهد زد. يكدفعه مي‌بينيد كه احساس خيلي بدي نسبت به خودتان پيدا مي‌كنيد و افسرده مي‌شويد و باعث مي‌شود به انتخاب‌هاي بدتان ادامه دهيد. مي‌توانيد درعوض اين سه راهكار را امتحان كنيد:
7.نگاهتان به تصوير بزرگ باشد: مطمئن باشيد كه از عهده اين دوره هم برمي‌آييد. هميشه كه انتخاب‌هايتان اينطور ضعيف نبوده‌اند؛ مي‌توانيد دوباره به مسير درست برگرديد. حتي اگر معمولاً انتخاب‌هاي بد و ضعيفي داريد، يك عالمه روز ديگر از زندگيتان باقي مانده و پيش رويتان است. هيچوقت براي درست كردن اشتباهات دير نيست.
8.خونريزي را متوقف كنيد: نمي‌توانيد بدون اينكه جلوي خونريزي را بگيريد، زخم را خوب كنيد. وقتي فهميديد كه مرتكب اشتباه شده‌ايد، نبايد آن را ادامه دهيد! انرژيتان را صرف شروع‌هاي تازه كنيد. ديگر به پشت سرتان نگاه نكتيد و روي راه مقابل رويتان تمركز كنيد تا بتوانيد عاقلانه انتخاب كنيد.
9.اول روي مهمترين كارها تمركز كنيد: هرچه اشتباه بزرگتر باشد، مسير بهبوديتان طولاني‌تر خواهد شد. گاهي‌اوقات ممكن است طاقت‌فرسا شود چون به نظر مي‌رسد براي اينكه به مسير درست برگرديد كارهاي زيادي را بايد انجام دهيد. سعي كنيد مهمترين كارها را اول پيدا كنيد و روي آنها متمركز شويد. وقتي دوباره روي غلطك افتاديد، روند پيشرفت برايتان ساده‌تر خواهد شد.

يك استراتژي هم هست كه در همه موقعيت‌هاي استرس‌زا كاربرد دارد:
10.عميق....نفس بكشيد: وقتي سرمان شلوغ است، استرس داريم، نگران هستيم، مضطربيم و عذاب وجدان گرفته‌ايم، خيلي كوتاه و بد نفس مي‌كشيم و معمولاً فقط از 20 درصد از ظرفيت ريه‌مان استفاده مي‌كنيم. اين يعني مغز و بدنتان فقط 20 درصد از اكسيژن موردنياز خود را به دست مي‌آورند. اگر كارهاي زيادي براي انجام دادن داريد و چيزي كه نياز داريد انرژي، استقامت و تفكر باز است، يكي از ساده‌ترين راه‌ها براي كمك به خودتان اين است كه 100 درصد از اكسيژن موردنياز بدتان را تامين كنيد. درست مثل يك بچه نفس بكشيد: بگذاريد شكمتان وقتي هوا را به داخل ريه مي‌كشيد باد كند، بعد به طور كامل ريه‌ها را خالي كنيد.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۱۰

حفظ آرامش در شرايط استرس زا

بمب ساعتي تيك تاك مي كند، همه روي شما حساب كرده اند، كدام سيم را قيچي مي كنيد؟

در حاليكه در اكثر مواقع لازم نيست در شرايط مرگ و زندگي براي خنثي كردن بمب ساعتي تلاش كنيم، اما به هر حال موقعيت هاي روزمره زندگي مثل مصاحبه ها، سخنراني هاي عمومي، و مسائل اضطراري فاميلي مي توانند براي ما استرس زيادي را ايجاد نمايند. ياد گرفتن اينكه چگونه مي توانيم در شرايط استرس زا خونسردي خودمان را حفظ كنيم نه تنها سبب مي شود كه همه چيز روند آرام تري را پيدا كنند، بلكه به مرور زمان به شما كمك كند كه صاحب زندگي سالم تر و شادتري شويد. در اين مقاله قصد داريم به شما آموزش دهيم كه چگونه در زمان استرس، خونسردي و آرامش خود را حفظ كنيد.

1- منبع ايجاد استرس را شناسايي كنيد. آيا استرس به اين دليل به شما دست داد كه يك فرد نادان در بزرگراه از سمت راست شما سبقت گرفته است؟ و يا به اين خاطر دچار استرس شده ايد كه امروز بايد گزارش كار خود را به رئيستان تحويل دهيد؟ براي يك لحظه به اين موضوع فكر كنيد و ببينيد دليل اصلي استرس شما چيست.

2- واكنش صحيح را انتخاب كنيد. حتي اگر نمي توانيد منبع ايجاد استرس را از بين ببريد اين قدرت را داريد كه واكنش صحيحي در برابر آن از خود نشان دهيد. به اين منظور بنا بر دليل مهم بودن ايجاد تنش مي توانيد يا نسبت به آن بي توجهي كنيد يا با آن برخورد نمايد. براي انتخاب شيوه صحيح بايد از خود چند سوال بپرسيد:

-     برايتان مهم است؟ بله ممكن است خيلي از مسائل كوچك به نظر برسند، اما برخي موارد خيلي كوچكتر از آن هستند كه بخواهيد وقت و انرژي خود را روي آنها صرف كنيد. ببينيد براي چه مدت است كه منبع استرس روي شما تاثير گذاشته. يك راننده ي ناشي پس از چند ثانيه از كنار شما عبور مي كند و عصبانيت شما فروكش خواهد كرد، اما در مقابل شايد مرگ يكي از عزيزترين كسانتان را نتوانيد هيچ گاه فراموش كنيد.

-     چقدر مي توانيد روي شرايط كنترل داشته باشد؟ شما هيچ گاه نمي توانيد بارش باران در روز عروسي تان را متوقف نماييد، اما مي توانيد گزارش صحيحي از عملكرد فعاليت هاي خود آماده كرده به رئيستان تحويل دهيد.

-     منبع ايجاد استرس مربوط به گذشته، حال و يا آينده است؟ شما نمي توانيد گذشته را تغيير بدهيد، اما اين قابليت را داريد كه واكنش هاي حال خود را انتخاب نموده و براي آينده آماده شويد. اجازه دهيد كه مشكلاتي كه در گذشته در زندگي خود تجربه كرده ايد، محو شوند.

3- افكار مسموم را از ذهن خود دور كنيد. اگر احساس مي كنيد كه مسئله اي خارج از حيطه كنترل شماست و اصلاً اهميت ندارد، از نگراني در مورد آن دست برداريد. گفتنش آسان است؟ فقط انجام دهيد.

-     از راه بيني نفس عميقي  بكشيد. در ذهن خود تا 5 بشماريد و سپس بازدم خود را به آرامي از دهان خارج نماييد و مجدداً 5 ثانيه بشماريد. اين طرز تنفس را تكرار كنيد تا احساس راحتي و آرامش به شما دست بدهد.

-     در مورد چيز ديگري فكر كنيد. ذهن خود را با فكر كردن به چيزهاي خوب از عامل استرس زا دور كنيد. همچنين مي توانيد به كارهايي كه قرار است در طول روز انجام دهيد فكر كنيد.

-     در ذهن خود تصاوير آرامش بخشي را مجسم كنيد؛ به عنوان مثال يك جزيره ي بكر و خالي از سكنه، و يا جاده اي زيبا كه تا بي نهايت ادامه دارد. چشم هاي خود را ببنديد و سعي كنيد حتي كوچك ترين جزئيات مكان خيالي را تصور كنيد. به اين طريق به جاي اينكه دائماً دچار تنش و اضطراب باشيد، مي توانيد خودتان را در آن مكان قرار دهيد و به آرامش برسيد.

-     تا آنجايي كه مي توانيد خودتان را از محل ايجاد استرس دور كنيد. اگر از نظر فيزيكي هم خودتان را دور كنيد كه چه بهتر! اتاق را ترك كنيد و به گوشه اي برويد تا بتوانيد افكار خود را جمع و جور كنيد.

-     كمي ورزش كنيد. بدويد، شنا سوئدي برويد، حركات يوگا انجام دهيد، يا با وزنه و دمبل كار كنيد. زمانيكه هيچ چيز ديگر نمي تواند شما را آرام كند، 10 الي 20 دقيقه ورزش روزانه به ما آرامش مي دهد. ورزش مكرر و طولاني تر در دراز مدت نيز به شما كمك كند كه بتوانيد برخورد مناسب تري در برابر استرس از خود نشان بدهيد.

4- زمانيكه احساس كرديد آماده هستيد، با استرس هايتان روبرو شويد. اضطراب و تنش به شما كمك نمي كنند كه مشكلاتتان را حل نماييد. نشستن و نگران شدن صرفاً راه خوبي براي كشتن وقت است و وقت كشي هم خود سبب افزايش ميزان استرس مي شود. اگر احساس مي كنيد كه مي توانيد نتيجه مسئله اي را كه نگران آن هستيد تغيير بدهيد، با وقت تلف كردن كاري از پيش نخواهيد برد، پس بهتر است آماده شويد و كار را شروع كنيد و از خود واكنش صحيح نشان دهيد. زمانيكه مشكلات ريشه اي خود را حل كرديد، استرس هم به خودي خود از بين مي رود چراكه ديگر دليلي براي نگراني وجود نخواهد داشت؛ اما اگر آنقدر احساس نگراني مي كنيد و استرس شما را فلج كرده و قادر به انجام هيچ كاري نيستيد، از تكنيك هاي ذكر شده براي ريلكس شدن و فاصله گرفتن از مشكلات استفاده كنيد و به مرور زمان خود را براي مقابله با آنها آماده كنيد.

5- برنامه ريزي كنيد. شايد گاهي اوقات اتفاق بيفتد كه در زماني كوتاه و تنها با انجام يك حركت بتوانيد موقعيت استرس زا را از بين ببريد، اما معمولاً چنين نيست و بايد چندين مرحله را در طول يك بازه زماني طولاني پشت سر بگذاريد. يك برنامه با اهداف دست يافتني براي خود تنظيم كنيد. براي رسيدن به اهداف خود يك بازه زماني معين تعيين كنيد. توجه داشته باشيد كه بسياري از موقعيت هاي استرس زا قابل پيشگيري هستند. اگر شما از قبل براي آنها برنامه ريزي كنيد ديگر مجبور نخواهيد بود كه استرس زيادي را متحمل شويد. از قديم گفته اند كه پيشگيري بهتر از درمان است.

6- هر زمان را به انجام يك كار اختصاص دهيد. حل و فصل كردن مشكلات پيچيده كار طاقت فرسايي است حتي اگر شما برنامه مدوني تنظيم كرده باشيد. فقط به ياد داشته باشيد: پيمودن راه هزار ساله با برداشتن اولين گام ميسر مي گردد. در هر زمان فكر و ذهن خود را تنها بر روي انجام يك هدف معين متمركز كنيد.

7- واقع بين باشيد. اگر به سختي تلاش مي كنيد اما همچنان در حال تجربه ي موقعيت هاي استرس زا هستيد و به نتايج دلخواه خود نمي رسيد، شايد به اين خاطر باشد كه اهداف واقع بينانه اي تعيين نكرده ايد. سعي كنيد فرهنگ كارهاي قابل اجرا را براي خود جا بيندازيد. در صورت بروز اين مشكل يا زمان انجام كارهايتان راه افزايش دهيد و يا سطح انتظارتان را پايين بياوريد. اگر در برنامه هاي خود تغيير ايجاد نكنيد، شرايط غير قابل كنترل باقي خواهند ماند. نهايتاً بايد اين مطلب را هم اضافه كنيم كه از اشتباهات خود درس بگيريد اما به خاطر آنها خودتان را سرزنش نكرده و فراموش كنيد.

نكات
•استرس در مورد مسائلي كه ممكن است در آينده اتفاق بيفتد، عمدتاً به دليل ترس ايجاد مي شود و در زمان حال به دليل عدم توانايي و ضعف ايجاد مي گردد.
•هميشه به خودتان يادآوري كنيد كه بدون وجود مشكلات، استرس، ناراحتي، و افسردگي در زندگي لذت، هيجان، شادي، و خوشحالي معنايي پيدا نمي كنند. اين حقيقت را باور كنيد كه هيچ كس تا آخر عمر خود روند آرامي را دنبال نخواهد كرد و زندگي سرشار از پستي ها و بلندي هاست. به هر حال مشكل سراغ همه مي آيد و به عنوان يك مرحله طبيعي از سير تكاملي همه انسانها به شمار مي رود.

 
•فردي را كه مشكلاتي شبيه شما داشته و و توانسته با موفقيت نجات پيدا كند را در ذهن خود به تصوير بكشيد، ببينيد او چه واكنش هايي از خود نشان مي داده و به خاطر بياوريد كه اصلاً عصباني نبوده، بنابراين دليل ندارد كه شما هم عصباني و مضطرب باشيد.

هشدار
•عكس العمل نادرست و عدم توانايي در فائق آمدن به استرس چند سال از زندگي شما را تباه مي سازد. اين درست است كه هر چيزي ممكن نيست اما اگر مشكل شما با كمي تمركز و توجه حل بشود و شما همانطور بنشينيد و غصه بخوريد كاري از پيش نمي رود. سخت كوشي هم به نوبه خود يك موفقيت محسوب مي شود.
•تصميم گيري در اوج عصبانيت خصيصه اي است كه شما را تبديل به يك فرد عجول و خشن مي كند. ابتدا ناراحتي و خشم خود را كنترل كنيد و سپس زماني كه آرام شديد، تصميم گيري كنيد. از پرتاب كردن اشيا هم خودداري نموده و هيچ گاه چيزي را به طرف انسان و يا ساير جانداران پرتاب نكنيد چرا كه ممكن است به خودتان هم صدمه بزنيد.
•براي درمان خود دارو تجويز نكنيد. الكل و مواد مخدر شايد يك راه فرار موقتي باشند، اما زماني كه اثر آنها از بين برود، مجدداً با حقايق روبرو مي شويد و اوضاع وخيم تر از قبل مي شود. علاوه بر اين آيا مي خواهيد يك مشكل ديگر به نام "اعتياد" را هم به مشكلات خود اضافه كنيد؟ شما خودتان هم متوجه نباشيد اما اين مسئله روي اطرافيان و به ويژه كسانيكه دوستتان مي دارند تاثير نامساعدي مي گذارد.
•اگر احساس مي كنيد كه به دليل استرس زياد دچار تنگي نفس يا سرگيجه شده ايد حتما به يك متخصص مراجعه كنيد.
•خودتان را به خاطر تمام مشكلاتي كه برايتان پيش آمده، سرزنش نكنيد. گاهي اوقات هرچقدر هم كه سخت تلاش كنيد باز هم ممكن است نتوانيد به نتيجه دلخواه دست پيدا كنيد. گاهي در زندگي پيش مي آيد كه مجبور مي شويم از بعضي چيزها دست بكشيم، اصلاً مهم نيست فقط سعي كنيد كه هيچ گاه از خودتان دست نكشيد. متوسل شدن به روش هاي آزار فردي ضدارزشي ترين كاري است كه مي توانيد انجام دهيد؛ هيچ گاه از خودتان قطع اميد نكنيد.

http://www.mardoman.net/life/keepc/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۹

چرا بايد ديگران را ببخشيم؟


بخشش ما را با تدبير عالم هستي تطبيق مي دهد، تدبيري كه از طريق آن ياد مي گيريم بپذيريم كه هر اتفاق به اين دليل در زندگي ما رخ مي دهد كه بايد چيزي از آن ياد بگيريم.
بخشش ذات و گوهر معنويت است، چراكه ما را براي آزادي غايي و نهاييمان از رنج و عذاب ها آماده مي سازد. بخشش مستلزم اين است كه تواناييمان در خودداري از قضاوت رشد يافته و خود را به دست سرنوشت نامعلوم بسپارد.
به هيچ وجه تصادفي نيست كه همه مذاهب و اديان قلبي كه بخشنده باشد را ستايش مي كنند. پيروان دين برهمايي ۱۰ روزي را كه در آن زندگي خود را صرف هريك از ۱۰ ستون دين برهمايي مي كنند را با بخشش بر مبناي درك صحيح و علم صحيح شروع مي كنند و آن را با طلب بخشش از يكديگر به پايان مي رسانند.
به همين طريق، روح واقعي Holi، فستيوال رنگ هندي ها، در آغوش كشيدن يكديگر با فراموش كردن و بخشيدن اشتباهات آنهاست. ذات و گوهر حقيقي زندگي عيسي مسيح و آموزشات او، تمرين بخشش است.
همه ما به دنيا آمده اي كه بخشيدن را ياد بگيريم. دكتر ريموند مودي، كه ۴۰ سال روي تجربيات نزديك به مرگ كار مي كرده است، در كتاب خود "زندگي پس از زندگي" (Life after Life) مي نويسد انسانهايي كه پس از مرگ زنده شده اند، ادعا مي كنند نوري خيره كننده مي بينند، كه معمولاً باور بر اين است كه اين نور خداست، كه آنها را تشوبق مي كند به دو چيز اهميت دهند: اول علم و بعد عشق. و بهترين آزمايشي كه نشان مي دهد آيا واقعاً اين دو درس را از زندگي آموخته ايم اين است كه ببينيم تا چه ميزان مي توانيم ديگران را ببخشيم.
● چرا نمي توانيم ببخشيم؟
مدام در فكر انتقام هستيم. هميشه در فكرمان نفرت و انتقام است چون ديگران را به خاطر اتفاقات بدي كه برايمان رخ داده مقصر مي دانيم. اين خيال باطل به نظر تسلي بخش است. با چنين تصوراتي ديگر لازم نيست خودمان مسئوليتي بر گردن بگيريم و راحت مي توانيم درمورد ديگران قضاوت كنيم بدون اينكه درمورد خودمان قضاوتي شود. اين تصورات باعث مي شود در معرض همدردي، دلسوزي و پذيرش ديگران قرار گيريم.
ما نمي بخشيم چون مي ترسيم با بخشش ما فرد مقابل رفتار ناخواسته و غيرمنطقي خود را ادامه دهد. اين يك ترس بي پايه و اساس است. احتمال هاي ديگر هم وجود دارد كه آن فرد تحت تاثير بخشش ما، به حماقت كار خود پي ببرد و رفتار خود را تغيير دهد. از طرف ديگر، تنفر شما ممكن است زشتي رفتارش را در نظرش توجيه كند. بنابراين، اگر واقعاً مي خواهيد كه تغيير كند، بايد بخشيدن را تمرين كنيد.
ما انتظار داريم ديگران همانطور كه ما مي خواهيم رفتار كنند. اين خيلي نامعقول است اما بدون هيچ مقاومتي اتفاق مي افتد، مشروط براينكه ما آن توقع را رها كنيم و اجازه بدهيم مردم طوري رفتار كنند كه ياد گرفته اند و اتفاقات طوري اتفاق بيفتند كه بايد بيفتد. ما بايد از دنيا براي پيشامدهايي كه برايمان اتفاق مي افتد قدردان و شكرگذار باشيم.
ما كينه توزي مي كنيم. قبول نمي كنيم كه هر اتفاقي كه برايمان مي افتد درنتيجه همان چيزي است كه خودمان دانه اش را كاشته ايم يعني همان برخوردي كه در مقابل رفتار ديگران يا واكنشي كه در برابر محرك هاي اطراف نشان مي دهيم. هيچكس مسئول تجربه هاي ناخوشايند ما نيست.
ترس از اينكه ديگران ما را ضعيف، احمق و ترسو قلمداد كنند. ما فكر مي كنيم بخشش بهانه اي براي فرار، سستي و تنبلي يا بزدلي است و فقط آنها كه قدرت جنگيدن ندارند مي بخشند. اما بين ترسيدن و بخشيدن قاصله خيلي زياد است.
بله، افرادي هستند كه ترس هايشان را به شكل بخشش نشان مي دهند اما تصميم شما براي بخشيدن شما را به يك فرد ترسو و بزدل تبديل نمي كند. علاوه بر اين، چرا نبايد قبول كنيم كه نمي توانيم بجنگيم؟ هيچ فضيلتي در جنگيدن نيست. من نمي دانم چرا همه ما عادت داريم از كسانيكه مي جنگند اسطوره و قهرمان مي سازيم. زماني مي توانيم بگوييم كه عمل خوبي براي اين جهان انجام داده ايم كه به جاي جنگيدن آن سعي كنيم آنرا زندگي كنيم.
● وقتي مي بخشيد....
بااينكار فقط به خودتان نه به هيچ كس ديگر نيكي مي كنيد. اينكه نتوانيد كار بدي كه آن فرد عليه شما انجام داده را هضم كنيد، ديگر مشكل شماست نه او. به شما آسيب مي رساند نه او.
شواهد بسياري نشان مي دهد نبخشيدن ديگران مي تواند منجر به سنگ صفرا شود. اگر اين مشكل به همسرتان هم سرايت كند، اين سنگ در كليه ها ايجاد مي شود. اين احساسات و عصبانيت ممكن است مشكلات كمر برايتان ايجاد كنيد، البته برحسب اينكه فقداني كه حس مي كنيد درمورد مسائل مالي باشد يا احساسي.
اگر در قضاوتتان استاندارد غيرمعقول و بالايي داريد كه بخشيدن را برايتان دشوار مي كند، طبيعت خرده گير و سرزنش كن شما ممكن است مشكلات پيچيده اي براي كبد يا ساير اندام هاي گوارشيتان ايجاد كند.
بزرگي گفته است، فهميدن و درك اهميت بخشش از لحاط عقلاني يك چيز است و پياده كردن آن در جسممان يك چيز ديگر. وقتي كينه مي گيريد، نه تنها به فرد مقابل اجازه مي دهيد به شما آسيب برساند، بلكه به او اجازه مي دهيد هربار كه فكر رفتار او به مخيله تان خطور كرد، كنترل زندگي شما را در دست داشته باشد.
وقتي ديگران را مي پذيريد، ديگر آن صدمه و آسيبي كه با قضاوت كردن آنها به شما وارد مي شود را تجربه نخواهيد كرد. ۱۰ سال پيش زني به نام چايتالي (البته نام واقعي او اين نيست) متوجه مي شود كه شوهرش با زني رابطه دارد.
گرچه آن مرد بعدها متوجه اشتباهش مي شود و به آن رابطه خاتمه مي دهد اما براي چايتالي خيلي سخت بود كه او را ببخشد. رابطه او به همسرش همينطور بد و بدتر مي شد تاجاييكه يك روز چايتالي از سر ناچاري تصميم مي گيرد به همسرش يك شانس ديگر بدهد. در نيمه هاي اين تمرين گذشت، او شروع به گريه مي كند. با كمك شوهرش و معلم وي، چايتالي متوجه بيهودگي نگه داشتن نفرت و كينه همسرش در دل خود مي شود. الان آنها زندگي بسيار شاد و خوشبختي دارند و از آزادي رهايي از نفرت ها، كينه ها و عصبانيت ها لذت مي برند.
با گذشت سلامتيتان را ارتقاء مي دهيد. در بازي جنگ فقط شكست خورده ها هستند. يك ضرب المثل چيني مي گويد، كسي كه كينه توزي مي كند بايد دو قبر بكند. اگر خلاف آن را انجام دهد عمري طولاني و زندگي سالم خواهد داشت.
با گذشت شما حقيقت الهي را درك خواهيد كرد. تجربيات بد به اين دليل در زندگي ما اتفاق مي افتند كه بايد از آنها درس بگيريم. اينكه ياد بگيريم هر اتفاقي كه در زندگيمان مي افتد را نتيجه عمل خودمان بدنيم و كس ديگري را براي آن مقصر نشماريم يكي از اين درس هاست.
گاهي اوقات از كسانيكه فكر مي كردم حق نشناس و غيرمنصف هستند بدم مي آمد. اما بعدها، فهميدم آنها مثل آدم بدهاي داستان بودند كه به قيمت اينكه ديگران از آنها بدشان بيايد، به ما كمك مي كنند درس هاي خوبي از داستان بگيريم.
با گذشت شما همه كس هستيد. اگر بخواهيم ديگران را جدا از خودمان بدانيم درك اشتباهي داشته ايم. اولين باري كه در كودكي درمورد نيايش عيسي با خداوند درمورد بخشيدن كساني كه او را به صليب كشيدند خواندم، تقريباً داشت گريه ام مي گرفت. اما فهميدم كه ما هم مي توانيم مثل او زندگي كنيم. امروز من مي دانم هركس كه تصور كند آدمها بقيه قسمت هاي بدن او هستند قادر نخواهد بود به طريقي جز طريق عيسي عمل كند.
بخشيدن ديگران تنها واكنش معقولي است كه دربرابر كسانيكه با اهانت و توهين با شما برخورد مي كنند، بايد داشته باشيد. درك اين آسان است كه جدايي فقط يك خيال باطل است. بايد اين حقيقت را از ته دل باور داشته باشيم تا بتوانيم با آن زندگي كنيم.
با گذشت شما عشق مي دهيد. هربار كه به رفتار غيرمنطقي ديگران واكنش مي دهيم، اجازه مي دهيم تنفرمان جاي ارزش هايمان را بگيرد. اين باعث مي شود رفتاري كه دوست نداريم را تقويت كنيم و احتمال دريافت رفتاري بهتر را از طرف آنها در آينده از خودمان مي گيريم.
يك روز يك مرد مقدس عقربي را مي بيند كه تلاش مي كند از گودالي بيرون آيد تا جان خود را نجات دهد. سريعاً به طرف آن مي رود و با دست لخت سعي مي كند كه به آن حيوان كمك كند. آن عقرب وقتي مرد مي خواهد او را از گودال بيرون مي آورد، دست او را نيش مي زند. اما مرد با وجود درد عقرب را ول نكرده و زمين نمي اندازد.
وقتي از او مي پرسند كه چرا آن عقرب را دوباره داخل آب نينداخته او پاسخ مي دهد كه آن عقرب باوجود طبيعت متفاوتش، از او جدا نبوده است. كاري كه عقرب انجام داده براي او كه عقرب است طبيعي بوده پس او چطور مي تواند برخلاف طبيعت خود كه مردي مقدس است و بايد به همه موجودات عشق داشته باشد، انجام دهد؟
عقرب وجود ما وقتي هميشه نيشش با نيش جواب داده شود، چطور ميتواند واكنشي متفاوت ياد بگيرد؟ كسي كه فقط تنفر را تجربه كرده باشد هيچوقت نمي تواند به كسي عشق ببخشد. ما آن چيزي را به ديگران مي دهيم كه درون ما وجود داشته باشد.
● ياد بگيريم ببخشيم
مطمئن باشيد كه مي توانيد ببخشيد. نبايد در مقابل اتفاقاتي كه در زندگيمان مي افتد مقاومت كنيم. اطمينان كنيد، تسليم شويد و اجازه بدهيد كه برايتان پيش بيايد. اميالتان را به اهداف تبديل كنيد. براي همه آنچه كه داريد و همه اتفاقاتي كه برايتان مي افتد شكرگذار و قدردان باشيد چون هر تجربه شما را داناتر و قوي تر خواهد كرد.
دست از مقصر كردن ديگران برداريد. وقتي باورتان اين باشد كه دنيا بايد بر وفق مراد شما بچرخد، همه چيز برايتان سخت مي شود. "او درست به من خبر نداد"، "او به من كلك زد"، "دكتره بي دقت بود" "او به من خيانت كرد" –به نطر مي رسد اينها كاملاً صادقانه باشند. اما درواقعيت، فقط عدم اعتماد ما را در كامل كردن اين جهان و دامن زدن به اين باور باطل كه نه اصول بلكه شانس، فرصت طلبي و بيقانوني در اين جهان حكمراني مي كند و همه مردم مي توانند مطمئن باشند كه تاوقتي به خوبي حيله بازي و نيرنگ كنند مي توانند راهشان را پيش ببرند.
مسئوليت پذير باشيد. عصبانيت را دور بريزيد. آنها را حس كنيد و بعد از خودتان بيرون كنيد. آنچه كه هست را همانطور بپذيريد و آنرا با طوري كه فكر مي كنيد بايد باشد مقايسه نكنيد.
شروع به دادن كنيد. يادتان باشد هروقت و هرچيزي كه به ديگران بدهيم، آن را به خودمان داده ايم. دادن بخشش را آسانتر مي كند. وقتي تصميم بگيريم بخشش كنيم، تمركز ما به سمت دادن معطوف مي شود تا توقع داشتن. هرچه بيشتر به چيزهايي فكر كنيد كه بايد متعلق به شما مي بود اما به خاطر سوء نيت ديگران از شما گرفته شده است، بيشتر اين جور اتفاقات را به سمت زندگيتان مي كشانيد.
تظاهر نكنيد. ما گاهي اوقات تصور مي كنيم بخشش كرده ايم بدون اينكه بدانيم خشم و تنفر هنوز در ناخودآگاه وجود ماست. درواقع، بخشش واقعي يعني هيچوقت نياز به بخشيدن را احساس نكنيد.
واكنش هاي خود را بشناسيد. بيشتر اوقات ما روي محرك هايمان تمركز مي كنيم نه واكنش هايمان. اگر به جاي محرك ها روي واكنشمان متمركز باشيم به جايي مي رسيم كه واكنش ها و عادت هايمان را تحت كنترل خود درمي آوريم و درنتيجه مي توانيم آنها را حل كنيم.
اعمال ديگران را بپذيريد. اين چهار فضيلت را بايد هميشه به ذهن داشته باشيد: يك احترام، دلسوزي و توجه به آنها كه در انجام مسئوليتي كه نسبت به ما داشته اند شكست خورده اند، دوم دوستي، بدون تمايل به تملق و سوء استفاده، سوم همدلي، و نه دلسوزي نسبت به فقيران و چهارم شادي نه حسادت نسبت به انسانهاي والا از لحاظ معنوي.
دشمنانتان را دوست بداريد. تدريجاً اين كار را هميشه و در مقابل همه به كار گيريد.
خود را ببخشيد. از دست خودتان عصباني هستيد چون اعمالتان به شكست ختم شده است—يعني نتيجه اي كه به دست آورده ايد برخلاف انتظاراتتان بوده است. در غياب اين انتظارات دليلي براي عصباني شدن از خودتان نداريد. پس خود را بپذيريد و به خودتان اجازه دهيد اشتباه كند تا بتوانيد از آنها درس بگيريد.
زندگي زنداني پرعذاب است تا زمانيكه ياد بگيريد ببخشيد. وقتي انسانهاي والايي مثل بودا به عذاب هاي ما اشاره مي كنند، فقط مي خواهند به ما يادآور شوند كه طبيعت ما سعادت جاوداني است پس بايد خودمان از اين زندانهاي خودساخته رها كنيم. براي آنها كه ياد مي گيرند همه را دوست داشته باشند و ببخشند، زندگي دوباره روي ريل هاي خود برمي گردد و آنها را به سفري لذت بخش از عشق و خوشبختي رهسپار مي كند.

پورتال مردمان

http://vista.ir/article/313688/چرا-بايد-ديگران-را-ببخشيم؟


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۸


از اختلافات استفاده كنيد


ما انسان‌ها چنين مي‌پنداريم كه مجبوريم هميشه به اختلافات و ناسازگاري‌ها به صورت ظهور دو قطب متضاد ‌نگاه كنيم؛ در حالي كه عملاً خطر در عدم تشخيص نياز به وجود اختلاف و تدارك شكل‌هاي مناسب، براي ‌روبه‌رو شدن با آن است.آنچه ترسناك است، سعي در احتراز و سركوب نمودن اختلافات است. ‌در هر رابطه‌اي اختلافات زيادي وجود دارد كه ما آنها را به دو بخش تقسيم مي‌كنيم؛ اختلافاتي كه در نتيجه وجود ‌مانعي در راه رسيدن ما به نيازهايمان بروز مي‌كنند - كه ما آنها را اختلاف نياز مي‌ناميم - و آنهايي كه در نتيجه ‌تضاد ارزش‌ها، بين مردم بروز مي‌كنند كه ما آنها را برخورد ارزش‌ها مي‌ناميم.‌در هر "اختلاف نياز"، هر يك از دو طرف مي‌تواند به روشني بفهمد و قبول كند كه طرف ديگر ، نيازهايي دارد كه برآورده نشده‌ و اين ‌نيازها، مهم و معتبر هستند. واضح است كه هر چه نيازها ملموس‌تر باشند، ديگري به احتمال بيشتري، اعتبار آنها را مي‌پذيرد.‌
 ● چرا سعي مي‌كنيم از اختلاف بپرهيزيم؟ ‌
چرا مردم اين همه از اختلافات هراس دارند؟ دقيق‌تر بگويم وضعيت‌هايي كه در زندگي‌مان دربردارنده اختلاف با ‌ديگران هستند ، بيش از هر چيز ديگر ، سبب ترس و فشار عصبي مي‌شوند. ما نتيجه را نمي‌دانيم و نمي‌خواهيم ‌ببازيم؛ مي‌ترسيم نتوانيم خودمان را كنترل كنيم و رابطه‌مان آسيب ببيند.‌بروز اختلاف، به ويژه براي زنان، بسيار حساس است. ما بيشتر آموخته‌ايم كه از اختلاف، مانند خشم و اضطراب، ‌پرهيز كنيم؛ به روي خود نياوريم و آن را بيان نكنيم. همه ما شنيده‌ايم كه مردم مي‌گويند: "من براي نگه‌داشتن ‌آرامش خانواده، هر كاري مي‌كنم." يا "در تمام سال‌هاي زندگي مان، هرگز عدم توافق جدي نداشته‌ايم."‌در حقيقت اين آدم‌ها مي‌گويند كه اختلافاتشان را هيچ وقت ظاهر نكرده‌اند. آنها خودشان خواسته‌اند كه يا اصلاً ‌نفهمند كه اختلافي با هم دارند و يا از راه‌هاي غيرمستقيم، روي آن عمل كرده‌اند. در حقيقت، بيشتر خشم و ‌اضطرابي كه در روابط هست، در نتيجه شكست در برخورد مستقيم و روشن با اختلافات است. بنابراين، آنها ‌هميشه يا حل نشده باقي مي‌مانند و يا به طريقي نامطلوب، حل مي‌شوند. ‌
 ● كاربرد قدرت در حل مناقشات‌
ما در اينجا كلمه "قدرت" را به صورت تمام منابعي كه كنترل آن در دست شخصي است كه ديگري به آن محتاج ‌است، نام مي‌بريم. شخص قدرتمند مي‌تواند بنا به خواسته خود ، از آن قدرت (يا تهديد قدرت)، در راه مجبور ‌ساختن شخص ديگر به انجام كار يا كارهايي كه خود آن شخص تمايلي به انجام آن ندارد ، استفاده كند.‌بسياري از زن‌ها فكر مي‌كنند كه در رابطه‌هايشان از قدرت استفاده نمي‌كنند؛ در حالي كه در حقيقت آنها آن را ‌مستقيماً يا در ظاهر به كار نمي‌برند. مثلا زني كه وقتي شوهرش مي‌خواهد حرف بزند ، شروع به گريه كردن‌مي‌كند.‌در بيشتر روابط، تفاوت قدرت، به نسبت‌هاي مختلف بين مردم وجود دارد؛ يعني يك نفر قدرت آن را دارد كه به ‌قيمت محروم ساختن ديگران، نياز خود را برآورده سازد. اگر اين شخص، از قدرت خود در يك جدال قدرت ‌استفاده كند ، معمولاً او برنده شده، ديگري مي‌بازد و آن وقت، بازنده سعي مي‌كند تا بار ديگر، به قيمت باخت او ‌برنده شود. به اين ترتيب، يك دايره معيوب به وجود مي‌آيد و در نتيجه، رابطه به تدريج از حالت تعادل خارج ‌مي‌شود.‌لازمه روشي كه در آن برنده و بازنده وجود نداشته باشد ، تعهد دوجانبه، مبني بر عدم استفاده از قدرت، براي ‌رسيدن به نياز خود ، به حساب شخص ديگر است. چون بيشتر ما آموخته‌ايم كه مشكلاتمان را از راه‌هاي برد - ‌باخت حل كنيم و انجام چنين تطابقي برايمان آسان نيست. اين روش، به ويژه براي آنهايي كه در بيشتر روابطشان ‌تا حد زيادي قدرتمند هستند ، بسيار سخت است.‌وقتي جرا‡ت كنيم چنين تعهدي را نسبت به همسرمان بر عهده بگيريم ، نتيجه ، بسيار رضايت‌بخش خواهد بود. ‌بعضي از منافع كاربرد روش بدون باخت عبارتند از:‌
۱) باعث مي‌شود كه اختلافات به سطح بيايند، بيان شوند و به صورتي سازنده و منصفانه حل شوند
 ‌۲) همسران ياد مي‌گيرند كه نتيجه اختلافات مي‌تواند تغييرات جالب و هيجان‌انگيزي داشته باشد. آنها شروع مي‌كنند به ‌نگاه كردن به آن از طريق مثبت و از آن پس، ديگر از آن احتراز نمي‌كنند
 ‌۳) ‌هر شـخـصـي خـودش مـسئوليت رسيدن به خواسته‌هاي خــود را بــر عـهــده مــي‌گـيــرد امــا نــه بـه حسـاب ديگـري
 ‌۴)‌ طرفين، بيشتر با اختلافات اساسي و واقعي سر و كار پيدا مي‌كنند و نه با اختلافات سطحي
 ‌۵)‌ وقتي مسئله‌اي به صورت منصفانه حل شود ، ديگر تكرار نمي‌شود
 ‌۶) وقتي هر دو طرف، در تصميم‌گيري براي حل مشكلي شركت داشته باشند ، بيشتر به انجام آن متعهد مي‌شوند تا ‌اين‌كه آن تصميم به آنها تحميل شده باشد
‌۷)‌ زوجين،با يكديگر احساس نزديكي و عشق بيشتري مي‌كنند و رنجش و دشمني ناپديد مي‌شود
 ۸) ديگران نيز در روابط خود ، از اين روش بـــــه عــنـــــوان الــگـــــوي حـــــل اخــتـــــلافـــــات اســتــفــــاده مي‌كنند.‌اختلافات، ممكن است سالم باشند و مي‌توانند به صورت نيرويي مثبت، در زندگي‌مان وجود داشته باشند. همچنين مـــي‌تـــواننــد بــه ‌صــورت دعــوت بـه ايجـاد ارتبـاطـي منطقـي، به وجود آورنده موقعيتي براي شركت در يك رويارويي آشكارا و صادقانه باشند و نيز مي‌توانند با ‌حل سوء تفاهمات، جو ارتباط را پاك كرده و آدم‌ها را به هم نزديك‌تر سازند.‌زن و شوهر، از طريق و پذيرش سهم خود در اختلاف، توسعه يافته پيش مي‌روند. در حقيقت، عدم توافق در ‌ارتباطات، بسيار مفيدتر از توافق است؛ چون به وجود آورنده تغييرات و رشد سالم در انسان‌هاست.
بدون مناقشه، ‌تغيير و پيشرفتي در رابطه به وجود نـمــي‌آيــد و زنــدگــي، يـكـنــواخــت، خـسـتـه كننـده و آمـاري مي‌شود.‌همانگونه كه مي‌توان خشم و هيجان را به صورتي معتبر قبول كرد، به مناقشات هم مي‌توان از طريق بسيار ‌مثبت‌تر نگريست، همان‌گونه كه فرد مي‌تواند با غلبه مؤثر بر هيجاناتش رشد كند، رابطه‌ها هم مي‌توانند از طريق ‌حل مؤثر مناقشات، به رشد برسند. بنابراين، آموزش راه‌هاي مؤثر حل اختلافات و مناقشات در روابط انساني، ‌بسيار اهميت دارد.‌

روزنامه آفتاب يزد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۷

۷ روش براي كنار آمدن با بدق لق ها

براي همه ما پيش آمده كه سروكارمان با افراد بدقلق بيفتد. اين افراد اشكال مختلفي دارند. بعضي از آنها اهل جر و بحث هستند و بعضي بددهن، يك دنده و لجباز، عصباني يا دعوايي هستند. چطور بايد با چنين افرادي كه اتفاقاً تعدادشان كم هم نيست كنار بياييم؟ بياييد اين طور به مساله نگاه كنيم كه آدم هاي عصباني داد مي زنند كه شنيده بشوند. آنها به دنبال احترام و عشق هستند. مي خواهند احساس كنند كه مهم هستند، فقط نمي دانند راه درست كسب آنچه مي خواهند كدام است. توصيه هاي زير در مواجهه با چنين افرادي به كارتان مي آيد؛
 ۱) در بحبوحه بحران خونسرد باقي بمانيد. بي حركت بمانيد و چيزي نگوييد. بگذاريد بحران سير طبيعي خودش را بپيمايد، حتي در آن زمان كه شخص عصباني سعي مي كند شما را برانگيزاند تا شما هم در مقابل او فرياد بزنيد اما ارزش ندارد.
 ۲) اجازه بدهيد طرف هرچه مي خواهد حرف بزند. او به زودي خسته خواهد شد. گاهي آنها فقط همين را مي خواهند؛ اينكه كسي به آنها گوش بدهد كه احساس كنند مهم هستند. همه دلشان مي خواهد مهم باشند. فقط بعضي ها اين حس را طوري بروز مي دهند كه نتيجه عكس مي دهد.
 ۳) صادقانه از ديدگاه طرف مقابل به قضيه نگاه كنيد. خود را به جاي او بگذاريد. هيچ وقت نگوييد «تو اشتباه مي كني» . حتي با جديت دنبال نقاط مشترك بگرديد و بر آنها تاكيد كنيد.
 ۴) اين عبارت تاثير فوق العاده اي دارد؛ «بله، بله، دقيقاً مي فهمم تو چه مي گويي، منظورت اين است كه...» اين كلمات به طرف مقابل نشان مي دهد كه حرف او را شنيده ايد. معمولاً آنها فقط همين را مي خواهند؛ مي خواهند كه برايشان ارزش قائل شويم. اگر سر بعضي چيزها توافق كنيد آرام آرام عصبانيت و مقاومت طرف مقابل را در هم مي شكنيد.
 ۵) اگر گفت وگو دارد به بددهني و بدزباني كشيده مي شود آن را متوقف كنيد. دست هايتان را به علامت تسليم بالا ببريد و قاطعانه اما با آرامش بگوييد؛ «تو الان خيلي عصباني هستي و چيزهايي مي گويي كه واقعاً آن طور فكر نمي كني (از شك و ترديد خودتان به او امتياز بدهيد) پس من به سهم خود معذرت مي خواهم. بعداً وقتي آرام شدي با هم صحبت مي كنيم.» بعد از اتاق بيرون برويد يا از طرف بخواهيد اتاق را ترك كند.
 ۶) اگر شما اشتباه كرده ايد سريع بپذيريد و مسوولت آن را به گردن بگيريد. بگوييد؛ «حق كاملاً با توست، اشتباه از من بود و من براي جبران...» حتي اگر خودتان قانع نشده ايد كه اشتباه كرده ايد حداقل از شك و ترديد خود بهره مثبت بگيريد؛ «ممكن است من اشتباه كرده باشم. بيا دوباره موضوع را با هم مرور كنيم.» هيچ كس با چنين روشي مخالفت نمي كند.
 اين كلمات قدرت شگفت انگيزي دارند. به اين ترتيب هم به نظر طرف مقابل احترام گذاشته ايد و هم تنش موجود در فضا را كاهش مي دهيد. شايد خود شما هم از تغيير روحيه طرف تعجب كنيد كه مي گويد؛ «بله، تو اشتباه مي كني اما چيز مهمي نيست، همه اشتباه مي كنند.» اشتياق شما براي اينكه نشان بدهيد او درست مي گفته و شما اشتباه مي كرديد باعث مي شود فضاي درگيري تلطيف بشود. اگر شجاعت اين را داشته باشيد كه بپذيريد طرف مقابل بر حق بوده رضايت خاطر بيشتري هم احساس مي كنيد. معمولاً كسي كه شما را به باد انتقاد مي گيرد در مقابل چنين صحبتي متعجب مي شود و از فكر درگيري مي گذرد چون ديگر چيزي براي جر و بحث باقي نمي ماند.
 ۷) اگر كسي كه هر روز با او سروكار داريد مثل همسر، رئيس يا همكارتان از آن دسته افراد منفي باف، دعوايي، جر و بحثي يا نظير آن است از قدرت تجسم خلاق بهره بگيريد.
 طرف مقابلتان را به صورت فرشته مهرباني تجسم كنيد كه انسان بودن را تجربه مي كند. سعي كنيد حداقل يك جنبه خوشايند در رفتار او بيابيد و هميشه پيش از رويارويي با وي او را با همان ويژگي خوشايند تصور كنيد. درباره آدم هاي بدقلقي كه در گذشته با آنها سروكار داشتيد فكر كنيد و ببينيد با آنها چه رفتاري داشتيد. آيا هميشه وسوسه مي شديد به آنها بفهمانيد اشتباه مي كردند و سعي مي كرديد خودتان را ثابت كنيد؟ آيا هيچ وقت توانسته ايد از روي ظاهر آنها بفهميد واقعاً دلشان مي خواهد كسي به حرف آنها گوش بدهد، آنها را دوست داشته باشد و به آنها احترام بگذارد؟ آيا تا به حال قدرت تجسم خلاق را امتحان كرده ايد؟

روزنامه شرق


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۶

راههاي تسلط بر ديگران

در زندگي جذب، غلبه و تسلط بر ديگران اگر درست پياده شود، عملي است مثبت نه منفي. در صورت كسب اين مهارت مي توانيد به روابط دوستانه و شغلي خود استحكام بيشتري ببخشيد. به منظور نيل به اين هدف مي توانيد از راهكارهاي زير استفاده كنيد:
 
گام اول:

در واقع كسب مهارت تسلط بر افراد كار دشواري نيست. البته در اين راه بايد يه مقدار زرنگ تر از ديگران باشيد و از يك سري اصول آن پيروي كنيد. تا به حال فكر كرده ايد كه چطور و چرا بعضي از مردم به راحتي تحت پيروي كسان ديگر قرار دارند؟ ركن اساسي موفقيت در اين راه اين است كه نبايد طوري رفتار كنيد كه نفر مقابل شما به هدف اصلي شما پي ببرد.
 
گام دوم:

راه رسيدن به اين هدف فرمول پيچيده اي ندارد. اولين قانون آن اين است كه بدانيد نمي توانيد هيچگاه به زور كسي را مطيع خود سازيد، چرا كه به زور كاري را انجام دادن يك نوع زورگيري محض است نه تسلط. در ابتدا بايد طوري رفتار كنيد كه ظاهرا" بر خلاف ميل دروني و واقعي شما باشد، ولي چاره ي ديگري نداريد، در اين جاست كه نفر مقابل شما تصميم مي گيرد تا به شما براي رسيدن به نيتتان كمك كند.
 
گام سوم:

در اصل، شما بايد با نحوه رفتار و برخوردتان اعتماد طرف مقابل را جلب كنيد. ( طوري كه او مطمئن شود قصد ضرر رساندن به او را نداريد و كاملا" فردي صادق هستيد). جهت كسب اطمينان و اعتماد طرف مقابل، بايد با احتياط پيش برويد. رابطه اي صميمي با او ايجاد كنيد و از محاسن وي تعريف كنيد. دقيقا" پس از چندي كه معتمد بودن خود را در ديد نفر مقابل احساس كرديد مي توانيد هدف اصلي خود را اجرا كنيد!
 
گام چهارم:

اگر نفر شما همكارتان باشد، با بازي با كلمات و در كمال احترام از او خواهش كنيد كه اگر مي تواند يك فنجان چاي يا قهوه برايتان بياورد؛ براي مثال اين طور بگوييد: "آقاي رضايي مي دانم كه خيلي مشغول هستي و رئيس كلي كار براي تو گذاشته ولي احساس مي كنم كافئين خونم پايين آمده و دقيقا" وسط كارم است و نمي توانم آن را نيمه كاره رها كنم، مي توانم از تو خواهش كنم يك فنجان قهوه برايم بياوري؟" 90 درصد او اينكار را مي كند مگر اينكه خيلي آدم بد جنسي باشد!
 
گام پنجم:

در مرحله بعد از حس صميمي بودن وي با خود مطمئن شويد. بطور مثال، از او بخواهيد كه بعد از اتمام كار روزانه با هم به يك باشگاه ورزشي تنيس برويد، حتي نظر او را در مورد يك باشگاه خوب جويا شويد و پيشنهاد دهيد كه به باشگاه پيشنهادي او برويد. در قدم بعدي اگر او در بازي خود مهارت زيادي داشت از او  البته اغراقانه! تعريف كنيد، بطور مثال: "مي دانستي تو در اين بازي خيلي ماهري و اين يك استعداد ذاتي و مادرزادي است كه در تو از كودكي بوده"

گام ششم:

بعد از اتمام ورزش خود قدم بعدي اين است؛ ابتدا مطمئن شويد يه مقدار پول همراهتان است، سپس به دوستتان بگوييد: "چقدر براي ثبت نام در اين باشگاه هزينه كرده اي، مي آيي به دفتر بروم و من هم ثبت نام كنم" موقع پرداخت، پول خود را از جيب بيرون بياورد، در اينجاست كه رفيق شما به حساب آشناييت با باشگاه نمي گذارد شما پولي بدهيد! البته اين كار خيلي پستي است و من خودم هيچ وقت دوست ندارم كسي دائما" به من دستور بدهد يا چيزي بخواهد، در اين حالت است كه با تكرار اين قضايا به رفاقت بينمان  شك مي كنم.
 
گام هفتم:

در راه تسلط به ديگران همواره بايد توجه كنيد كه هدف شما دشمن كردن دوستان و رفقاي شما نباشد و اين مهارت خود را در راه منفي و يا اثرگذاشتن منفي در زندگي و روحيه ديگران بكار نبريد. خود من سالها پيش حدود 25 سال قبل ناآگاهانه با اجراي غلط و افراطي اين هدف باعث اختلاف و بحث دو نفر از دوستان صميمي ام  شدم كه البته خود آنها بعد از اين همه سال نمي دانند كه جرقه ي اين آتش اختلاف را من به راه انداختم! خيلي ناراحت كننده است. پس باز هم يادآوري مي كنيم كه استحكام در روابط را محور اصلي هدف جذب ديگران و تسلط بر آنها قرار دهيد.
 
نكاتي مهم در اين مورد:
•در چگونگي اداي كلمات در اين راه،  همواره ادب و نزاكت را رعايت كنيد.
•در موارد لازم قدراني و سپاس خود را ابراز كنيد.
•يكي از مزيتهاي جذب و تسلط بر ديگران اين است كه در مواقعي كه موردي به ميل شما نيست با اين روش مي توانيد ديگران را به طرف تمايل و هدف خود سوق دهيد.

http://www.mardoman.net/success/bespeop/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.