مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3533
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 8
همه : 4259069

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۵

7   شيوه اشتباه در بحث و مشاجرات

بحث و جدل هميشه اتفاق مي افتد. نوع رابطه تان اهميتي ندارد—اين بحث ها چه با رئيستان باشد، چه با دوستان،  و يا همسرتان—بايد بتوانيد با اين اختلافات و ناسازگاري ها كنار بياييد. اين بحث و جدل ها براي همه ي ما پيش مي آيد، اما نبايد طوري با آنها برخورد كنيم كه همه ي پل هاي پشت سر را خراب كرده و رابطه هايمان را از بين ببريم.

راه هاي سالمي هم براي بحث و جدل كردن وجود دارد. درست است كه اين راه ها هم تقريباً همان طبيعت ناخوشايند همه ي جنگ و دعواها را در خود دارد، اما بحث هاي سازنده اين مزيت را دارد كه مطمئنتان مي سازد، موضوع مورد اختلاف را حل كرده ايد و ديگر در آينده چنين بحث هايي بينتان اتفاق نمي افتد. اما جنگ و دعوا به شيوه نامطلوب، به جاي حل مشكل، اوضاع را وخيم تر هم مي كند. از اينرو، در اين مقاله قصد داريم شما را با شيوه هاي نامطلوب، و متاسفانه متداول بحث و جدل كردن آشنا كنيم، تا با درك بيهوده بودن و حتي مضر بودن آنها، ديگر در جنگ و دعواهايتان از اين روش ها استفاده نكنيد.

1.  به ميان كشيدن مسائل نامربوط

در اين شيوه دعوا، شما مسائلي را به ميان مي كشيد كه هيچ ارتباطي با موضوع اصلي بحثتان ندارد. مثلاً از نوع برخورد دوست دخترتان با يكي از همكارانش دچار حسادت شده ايد و سر اين موضوع با او دعوا راه انداخته ايد، اما وسط دعوا، طرز برخورد او با مادر يا خواهرتان را پيش مي كشيد يا از اين شكوه مي كنيد كه چرا مثلاً فلان روز فلان لباس را در مهماني پوشيده بوده است. اين كار نه تنها موضوعات مختلف ديگر را هم به ميان مي آورد كه باعث وخيم تر شدن اوضاع مي شود، بلكه باعث ميشود از موضوع اصلي هم دور شويد. با اين روش هيچ مشكلي هيچوقت حل نخواهد شد و دعواها همينطور بين شما بيشتر و بيشتر خواهد شد.


روش جديد:  دفعه بعد، به جاي پيش كشيدن موضوعات نامربوط وسط دعوا، سعي كنيد فقط روي همان موضوع اصلي بحث كنيد. بقيه مسائل و مشكلات را به وقت ديگري موكول كنيد. با اين روش بحث هايتان كوتاه تر و مشخص تر خواهند بود و احتمال اين كه پس از خاتمه دعوا به سازش برسيد و مشكلتان حل شود بيشتر است.

2.  اشاره به عيب هاي طرف مقابل

اين به آن معناست كه خشونت شما در دعوا و مرافعه به حدي مي رسد كه با حرف هاي تند و گزنده خود قصد آزار طرف مقابل را پيدا ميكنيد. البته اكثر اوقات اين كار عمداً صورت نمي گيرد. هر حرفي كه با كلماتي مثل "حداقل من فلان كار را نمي كنم، يا فلان اخلاق را ندارم" شروع شود نشان دهنده اين نوع دعوا كردن است. اين شيوه بحث كردن هم كاملاً مخرب است چون احساسات فرد مقابل را به حدي جريحه دار ميكنيد كه بعدها خودتان از حرفهايتان پشيمان مي شويد. اين شيوه ي بحث و جدل براي هر دو طرف زيان آور است.

روش جديد:  به جاي اينكه درمورد خود آدم ها دعوا راه بيندازيد، درمورد رفتارشان بحث كنيد. در دعواهاي خودتان عيب هاي طرف مقابل را به رخ او نكشيد، به جاي اين به او بفهمانيد كه رفتار فلان روز او چقدر زشت بوده يا ناراحتتان كرده است. با اين روش، طرفتان خواهد فهميد كه اگر آن رفتار خود را متوقف كند، دعوا و جدل هم خاتمه خواهد يافت، و شما هم دشمنان كمتري براي خودتان درست خواهيد كرد.

3.  انداختن تقصير به گردن ديگري

اگر مقصر اصلي باشيد، آنقدر بهانه تراشي و سفسطه مي كنيد تا تقصير را به گردن فرد مقابل بيندازيد و اشتباهتان را گردن نمي گيريد. اين يك مكانيسم دفاعي است. احتمالاً فكر مي كنيد كه با قبول كردن تقصيرتان، دعوا به نفع طرف مقابل تمام ميشود و شما بازنده خواهيد بود و فكر مي كنيد كه اين دعوا به خاطر اشتباهات فرد مقابل به وجود آمده است. متاسفانه، تا زماني كه شما از قبول مسئوليت شانه خالي ميكنيد، قادر به حل اختلافتان نخواهيد بود و هيچوقت با فرد مقابل به سازش نخواهيد رسيد. ممكن است چند بار طرف مقابلتان كوتاه بيايد و تقصير را گردن بگيرد، اما كم كم باعث كمرنگ شدن رابطه تان مي شود و مشكلاتتان بارها و بارها تكرار مي شود و هيچوقت از بين نمي رود.


روش جديد:  مي توانيد هم تقصيرتان را قبول كنيد و هم حرف خودتان را به كرسي بنشانيد. بابت اشتباهتان از طرف مقابل عذر خواهي كنيد، اما به او هم گوشزد كنيد كه دوست نداريد كسي مدام اشتباهاتتان را به رختان بكشد. هرچه شما بيشتر گذشت كنيد، ديگران هم راحت تر از خطاهاي شما خواهند گذشت.

4.  مظلوم نمايي

چنين فردي هم از قبول مسئوليت شانه خالي ميكند، اما به جاي اينكه بخواهد خود را پيروز ميدان كند، مي خواهد طرف مقابل به او رحم كند. وقتي چنين فردي به گستاخي يا تكبر محكوم مي شود، با گريه و زاري مي خواهد به طرف مقابل بفهماند كه چنين كارهايي را نكرده است. اينها افرادي هستند كه هيچوقت در دعوا و بحث مقصر شناخته نمي شوند و هيچوقت گناهكار نيستند. اما به مرور زمان اين روش اعصاب نزديكان و دوستان او را خرد مي كند و ديگر گول حرفها و مظلوم نمايي هاي او را نخواهند خورد.


روش جديد:  جرات داشته باشيد و اشتباهتان را قبول كنيد. تقصيراتتان را گردن بگيريد و خود را براي تغيير آماده كنيد. اگر در موقعيت هايي خودخواهانه رفتار كرده ايد، به اطرافيانتان اطمينان دهيد كه خودتان متوجه مسئله شده ايد و قصد جبران داريد.


5.  فحش دادن و ناسزا گفتن

ناسزا گفتن حين دعوا، نشانه ناپختگي، از دست دادن كنترل و غير حرفه اي بودن شماست. فحش دادن و ناسزا گفتن هيچوقت فشار و تنش دعوا را كم نمي كند، بلكه با اينكار شان و شخصيت فرد مقابل را هم خرد مي كنيد. اين كار يك اختلاف عقيده جزئي را به دعواي شخصي بدل مي كند و حتي اگر دعوا هم حل شود، فرد مقابل هيچوقت فراموش نخواهد كرد كه شما چه ناسزاهايي به او حين دعوا گفته ايد.


روش جديد:  بحث و جدل هايتان را هميشه در كمال ادب و نزاكت انجام دهيد. روي رفتار ناشايست طرفتان تمركز كنيد نه خودِ او. اگر حرف هايتان را معقولانه و مؤدبانه بزنيد، طرف مقابل بيشتر روي حرفهايتان حساب خواهد كرد.


6.  متوسل شدن به رفتارهاي خشونت آميز

اين شيوه مخصوص آندسته از افرادي است كه حين دعوا در را به هم مي كوبند، ظرف و ظروف اطرافشان را پرت مي كنند، مشت روي ميز مي كوبند و....همه ي اين رفتارها ما را ياد جنگ و دعواهاي بچگانه بين خواهر و برادرها مي اندازد. اين رفتارها نه تنها به هيچ جايي نمي رسد، بلكه طرف مقابل را عصباني تر هم مي كند. بايد بتوانيد عصبانيتتان را كنترل كنيد، به ويژه در محل كار. همه حق دارند عصباني شوند، اما بايد بتوانند اين عصبانيت را كنترل كنند. اگر موقع دعوا اشياء را پرت كنيد، يعني براي اهل آن خانه يا اتاق احترامي قائل نيستيد. فكر نمي كنم دوست داشته باشيد اطرافيانتان تصور كنند هنوز بچه هستيد و رفتارهايتان كودكانه است.


روش جديد:  اگر مي بينيد كه حين دعوا انگيزه زيادي براي پرت كردن اشياء داريد، راه ديگري براي بيرون ريختن عصبانيتتان پيدا كنيد. مثلاً سعي كنيد روي يك تكه كاغذ دليل عصبانيتتان را بنويسيد، يا به باشگاه يا پياده روي برويد. تنها چاره كار اين است كه خود را از آن موقعيت دور كنيد.


7.  فرار از موقعيت

هر وقت بحثي پيش مي آيد، فكر مي كنيد قبل از اينكه بيشتر عصباني شويد، بهتر است سريع شال و كلاه كرده و از معركه فرار كنيد. البته اگر اين كار را براي اين مي كنيد كه بعد از كمي آرام تر شدن، مشكل را بررسي كنيد، روش بسيار خوبي است چون مي توانيد عاقلانه تر فكر كنيد و تصميم بگيريد و چيزي از دهانتان بيرون نمي آيد كه بعدها به خاطر آن پشيمان شويد. اما اگر اين كار را از ترس رودررو شدن با فرد مقابل و قبول مسئوليت دربرابر اشتباهاتتان انجام مي دهيد، روش خوبي به شما نمي رود. اما ماندن در موقعيت و خالي كردن عصبانيت هم گهگاه بد نيست، بااينكه معايبي هم دارد. از قديم گفته اند، هيچوقت عصباني به بستر نرويد.


اگر حتي يكي از طرفين حين دعوا روش خود را عوض كنند، ممكن است دعوا به كلي خاتمه يابد. يادتان باشد كه طرف مقابلتان هم به اندازه خود شما عصباني و ناراحت است، حتي اگر حق با شما باشد.


روش جديد:  به جاي اينكه عصبانيتتان را بر سر طرف مقابل خالي كنيد، يك قدم به عقب برداريد، نفسي عميق بكشيد و از طرفتان بخواهيد كه كمي آرامتر پيش رود. اين كارها به هر دو شما فرصت مي دهد كنترل خودتان را دوباره به دست آوريد، بيشتر فكر كنيد و به كمك هم مشكل را حل كنيد. اگر لازم مي بينيد كه موقعيت را ترك كنيد، به طرف مقابلتان بگوييد كه اين كار را به خاطر اين انجام مي دهيد كه عصبانيتتان فروكش كند و بعداً درمورد مشكل صحبت خواهيد كرد.


بانزاكت دعوا كنيد!

وقتي دعوا و بحثي برايتان پيش مي آيد، بايد باملاحظه رفتار كنيد و كنترلتان را حفظ كنيد. بايد سعي كنيد نقطه نظرات طرف مقابل را خوب درك كنيد و ببينيد آيا حرف هايتان اوضاع را بدتر مي كند يا بهتر. مهمتر اينكه، يادتان باشد بعضي وقت ها لازم است غرورتان را زير پا بگذاريد—مي دانم كار مشكلي است. بعضي وقت ها هم خوب است بگذاريد گذر زمان خودش مشكلات و مسائل را برطرف كند. با استفاده از روشهايي كه در اين مقاله گفته شد، مي توانيد معقولانه تر و خوشايندتر جدل كنيد!


http://www.mardoman.net/?sn=articles&pt=full&id=1299


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۴

چگونه در شرايط پر فشار خونسردي خود را حفظ كنيم؟

همه مي دانيم كه وجود استرس به سلامت جسمي ما آسيب وارد مي آورد اما در اين بخش مي خواهيم از مضرات استرس در زندگي شغلي آگاه شويم. مردم معمولا هنگاميكه فشار كاري به بالاترين سطح مي رسد عقل خود را از دست مي دهند و بدون كمك گرفتن از فكر خود دست به كارهايي مي زنند كه بعدها موجب پشيماني آنها مي شود. ممكن است حرفي بزنند و يا كاري انجام دهند (به ويژه در لحظات بحراني مثلا پيش از گرفتن ترفيع رتبه و يا اخراج از كار) كه بعدا از آن پشيمان شوند.

امروزه مقوله استرس و كار جدا نشدني هستند. درايت و توانايي كنترل استرس خصيصه اي است كه كارمندان كارامد را از سايرين جدا كرده و از نمونه هاي توانايي بالاي مديريت به شمار مي رود.

كلمات استرس زا
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
دليل از دست دادن كنترل خود را در شرايط پر فشار پيدا كنيد. هنگام مواجهه با اين شرايط ذهن ما به حالت تدافعي غريزي خود باز مي گردد و بدن هورمون استرس زاي آدرنالين ترشح مي كند، حالت تدافعي به خود مي گيريم كه اين امر هر گونه پردازش منطقي را منحل مي كند. در جهان امروزي ما به وسيله گروهي از لغات رنج آور و آزاردهنده از خود دفاع مي كنيم و پس از اينكه ذهن مجددا "آرام" مي شود و به حالت عادي خود باز مي گردد، متوجه اشتباهاتمان مي شويم.

راه حل؟ هشيار باشيد كه چه موقع ذهن شما در حال زايل شدن است و اجازه ندهيد كه آدرنالين بيش از اندازه ترشح شود تا ترس بر شما غلبه كند و شما را برانگيخته كرده و موجب شود كه شما خشونت به خرج دهيد. اجازه دهيد تا نيروي عقل و منطق شما دوباره به كار افتد.

نفس عميقي بكشيد براي چند لحظه بر روي مطلب مورد نظر فكر كنيد. نقاط مثبت قضيه را در آوريد و آنرا را افزايش دهيد.

شرايط استرس زا
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
در اين قسمت براي شما 5 موقعيت را باز گو مي كنيم كه نيازمند حضور ذهن،خرد و شعور و از همه مهمتر خونسردي است. اگر بتوانيد در زمان بروز اين شرايط خونسردي و تعادل خود را حفظ كنيد شما را در محل كار "ابر قهرمان" مي نامند.

1- به جدل كشيده مي شويد
پايان روز است، همه خسته شده اند و به زحمت بر روي پروژه اي كه تازه در ابتداي راه است كار مي كنند و هيچ كس هم اعصاب درستي ندارد. ناگهان يكي از همكارانتان به سمت شما مي آيد و به شما مي گويد" نامه اي كه براي من نوشته بودي بيش از اندازه مختصر بود و مراتب ادب و احترام در آن رعايت نشده بود" او به شما مي گويد كه قصد دست انداختن و برتري جويي نسبت به او را داشته ايد.

شما در جواب به او مي گوييد كه بهتر است كوتاه بيايد و اينقدر حساس نباشد. براي او تشريح مي كنيد كه وقت شما كوتاه بوده و براي رعايت ادب و احترام زمان كافي نداشته ايد.

او از كوره در مي رود و شما را متهم مي كند به دزدي كردن از پروژه و شما را مسئول تمام خرابي ها مي خواند و ... بحث بالا مي گيرد و چند تا از همكارهاي ديگر هم به شما مي پيوندند اما آنها نيز نمي توانند كاري را از پيش ببرند.

در اين حال چون منطق خود را از دست داده ايد تصويري از نا كامي ها در ذهن شما نقش مي بندد و فقط باعث مي شود كه استرس خود شما و اطرافيانتان افزايش يابد. به جاي بهره گيري از منطق و ادراك به خوي غير انساني خود اتكا نكنيد.

راه حل اين است كه حالت تدافعي به خود نگيريد و با اتكا به قوانين عقلي نقد وارده را رد كنيد. به جاي اينكه با پاسخ هاي از پيش تعيين شده جلو بياييد اندكي صبر كنيد حواس خود را جمع كرده و خونسردي خود را نيز حفظ كنيد.

در همين مورد ذكر شده با آرامش پاسخ دهيد "من تو را درك مي كنم اما اين پروژه سنگين است و تاريخ تحويل هم نزديك شده بنابراين لازم است كه كوتاه و مختصر عمل كنيم تا بتوانيم از عهده تمام امور بر آييم. اگر تو به خاطر نامه من آزرده شدي همين جا از تو عذر خواهي مي كنم"

با رعايت ادب و نزاكت در مقابل خصومت مي توانيد طرف مقابل خود را خلع سلاح نماييد زيرا او منتظر پاسخي از روي عصبانيت مي باشد. حتي اگر حق با شماست اثبات اين مطلب براي يك همكار خودسر كار بي فايده اي قلمداد مي شود.

به عبارت ديگر بهتر است گاهي زيركانه عمل كنيد تا صادقانه.


 2- پاسخ سوالي را نمي دانيد
اين موقعيتي است كه بسياري از سياستمداران و تاجران بزرگ با آن مواجهند: سوالي كه آنها را در هنگام سخنراني خلع سلاح مي كند. مي توانيد در چنين شرايطي به لكنت زبان بيفتيد، عرق كنيد و بترسيد تنها به اين خاطر كه جواب مناسبي نداريد. اما راههاي بهتري هم وجود دارند كه افراد عاقل آنها را انتخاب مي كنند.

به ياد داشته باشيد كه در هنگام سخنراني قدرت به دست شماست و مستمعين مي بايست مراتب ادب و نزاكت را رعايت كنند. اگر سوال خارج از حيطه بحث بود مي تواننيد اينطور عمل كنيد "به نكته جالبي اشاره شد، اگر به اندازه كافي وقت داشته باشيم من آنرا توضيح مي دهم اما اجازه دهيد كه در حال حاضر به موضوع اصلي بپردازيم."

همچنين مي توانيد به آن شخص بگوييد كه خوشحال مي شويد پس از اتمام سخنراني با او شخصا صحبت كنيد. اين كار به شما زمان لازم براي آماده كردن جواب را مي دهد و يا مي توانيد از آن فرد تشكر كنيد و پاسخ سوال را موكول كنيد به پايان تشريح مسائل مهمتر.

اما اگر سوال مرتبط با موضوع بحث بود پس بهتر است كه متواضع و فروتن باشيد و خيلي راحت اظهار كنيد كه پاسخ آنرا نمي دانيد. بالاخره شما هم يك انسان هستيد، اينطور نيست؟ اگر اين كار را با اعتماد به نفس كامل انجام دهيد مردم تصور نمي كنند كه شما از آمادگي لازم برخوردار نيستيد بلكه بر عكس به دنبال راهي براي حل مسائل پيچيده هستيد" سوال خوبي بود اما بايد اعتراف كنم كه در حال حاضر پاسخ آنرا نمي دانم، به شما قول مي دهم كه بررسي را همين حالا آغاز كنم و پاسخ مناسب را در اولين فرصت در اختيار شما قرار دهم"

3- خطايي از شما سرميزند
شما با همكاران و مقامات بالاي شركت مشغول تجزيه تحليل اشتباهي هستيد كه باعث متوقف كردن پروژه شده است و ناگهان يكي از همكاران شما را مورد خطاب قرار داده و اشتباه را به شما نسبت مي دهد چرا كه فايل ناقصي را تحويل داده ايد كه باعث برهم زدن جريان عادي كار شده است.

اگر اشتباه از جانب شما باشد بايد مسئوليت آنرا به عهده بگيريد البته نه به آن معنا كه سيلي از پوزش هاي سوزناك را بر روي ميز روان كنيد. به جاي آن بهتر است كه بگوييد "متشكرم كه آنرا براي من توضيح دادي، الآن متوجه شدم كه اشتباهم در كجا بوده و از اين به بعد تمام تلاش خود را مي كنم كه چنين اتفاقي نيفتد"

اگر آن اشتباه به طور صد در صد به شما مربوط نمي شد چنين بگوييد "بله من اشتباه كردم و عذر خواهي مي كنم، اما هر فردي كه فايل مورد نظر را دريافت مي كند بايد آنها را دوباره چك كند تا خطايي در آن وجود نداشته باشد" چنين موقعيتي زمان مناسبي است كه از سيستم موجود انتقاد كنيد و راه حلي براي اجتناب از خطاهاي مجدد پيشنهاد كنيد.

اما از سوي ديگر اگر اشتباه به هيچ وجه از جانب شما نبود اتهامات وارده را يك به يك و با اتكا به مدارك علمي رد كنيد. سعي كنيد با كسي كه از شما نقد مي كند مانند يك ابله رفتار نكنيد. به طور حتم زماني كه ثابت شد شما فرد مورد سرزنش نيستيد متهم اصلي خود به خود پيدا مي شود( و شايد همان منتقد شما باشد كه به دنبال راهي بوده تا قضيه را از سر خود باز كند)

4- يكي از همكاران غيبت شما را مي كند
متوجه مي شويد كه عده اي در مورد شما شايعه پراكني مي كنند. بدترين كاري كه مي توانيد انجام دهيد اين است كه خود را به بي خيالي بزنيد و انتظار داشته باشيد كه همه چيز خود به خود حل شود. با انجام چنين كاري به او اجازه مي دهيد كه به رفتار زشت و زننده خود ادامه دهد.

اما نبايد يكدفعه مغز خود را از دست بدهيد زيرا آنها منتظر همين هستند تا بتوانند بيشتر شما را اذيت كنند و به طور قطع شما هم كه نمي خواهيد آنها را به اهدافشان برسانيد! با او رودررو صحبت كنيد تا به واسطه ثبات و وقار شما متوجه اشتباه خود شود.

هنگاميكه تنهاست به او نزديك شده و با او صحبت كنيد "هي، من شنيدم كه تو در مورد من چنين چيزهايي را به ديگران گفته اي، اگر چيزي هست چرا به خودم نمي گويي؟"

پاسخ او هر چه كه باشد (ممكن است حالت تدافعي به خود بگيرد و يا با نامردي از حقيقت فرار كند) استراتژي شما يكي است. تنها چيزي كه او از شما انتظار ندارد رعايت ادب و نزاكت است. شما با اين كار او را خلع سلاح مي كنيد. سعي كنيد نقاط مشترك خود را با او پيدا كنيد و در مورد آنها صحبت كنيد مثلا بي علاقگي نسبت به كارفرما و يا يكي از مراجعين و يا اين آرزو كه هر دوي شما مي خواهيد كمپاني در صدر قرار گيرد و ...

بعد هم دايره توجه خود را بر روي گروه متمركز كنيد: "تو كه خودت بهتر مي داني كه همه ما با هم و در كنار هم در حال تلاش براي تكميل پروژه هستيم و چنين حرفهايي به سلامت رواني گروه لطمه مي زند. پس بهتر است كينه ورزي را كنار بگذاريم تا كارها به خوبي پيش روند." با انتقال مركز توجه از فرد به گروه ، شما خود را فردي عاري از خود خواهي و خود پرستي نشان مي دهيد و خيلي بهتر از او جلوه مي كنيد و اين كار باعث مي شود كه او دهان خود را ببندد.

اگر او متقاعد نشد با روي باز به او اعلام كنيد كه اگر به اين كار ادامه دهد مراتب را به مقامات بالاتر گزارش خواهيد كرد.

5- به تاريخ تحويل نزديك مي شويد
ثانيه ها سپري مي شوند و ارباب رجوع چشم انتظار محصول جديد شما كه هنوز در مراحل ابتدايي كار است مي باشد. در چنين مواقعي يك مسئله كوچك مي تواند در نظر افراد به منزله يك مشكل بزرگ جلوه كند و آنها را بيش از حد عصباني كند. با برنامه ريزي دقيق از بروز چنين مشكلاتي جلوگيري كنيد.

نگاه انداختن به ساعت، كاري را از پيش نمي برد پس بهتر است بر روي كار تمركز كنيد نه مهلت هاي نهايي. ليستي از اولويت ها تهيه كنيد و ابتدا بر روي مسائل ضروري تر كنيد. اگر لازم شد كارهاي بزرگ را به امور كوچكتر اما قابل اجرا تقسيم كنيد و هر يك را در زمان خاص خود انجام دهيد.

ابتدا بر روي اموري كار كنيد كه بايد مجددا توسط افراد ديگر بازبيني شوند. اگر امكان داشته باشد مي توانيد برخي از كارها را به عهده افراد ديگر بگذاريد. از حواس پرتي خود جلوگيري كنيد براي اين كار مي توانيد سيم تلفن را قطع كنيد و صفحه اينترنت را در صورتي كه به آن نياز نداري ببنديد.

در آخر هم تنفس خود را كنترل كنيد. بالا بودن انرژي استرس را كاهش داده ذهن شما را در شرايط مناسبي نگه مي داردو اجازه ندهيد كه نا اميدي بر شما غلبه كند تا تمركز حواس خود را از دست بدهيد و هميشه به ياد داشته باشيد كه در آخرين فرصت ها معجزه هاي شگفت آنگيزي رويخواهد داد.

ثابت قدم و پابرجا باقي بمانيد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در محيط كاري كه استرس و فشار روز به روز افزايش مي يابد كساني به موفقيت دست مي يابند كه بتوانند خونسردي خود را حفظ كنند و براي پست مديريت نيز از يك چنين افرادي دعوت به عمل مي آيد. پس بهتر است زمانيكه غريزه غير انساني شما در حال انفجار بود خونسرد و متين باقي بمانيد و از قوه ادراك خود كمك بگيريد تا از پس كليه امور برآييد.

http://www.mardoman.net/success/pressure/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۳

روشهاي برخورد با انسان هاي برتري طلب

در زندگي با آدم‌هاي زيادي برخورد مي‌كنيد كه كنار آمدن با آنها بسيار دشوار است و از سخت‌ترين اين آدم‌ها آنهايي هستند كه هميشه احساس رياست مي‌كنند. اين دسته از آدم‌ها طبيعتاً سلطه‌جو هستند و مي‌خواهند همه از آنها تبعيت كنند و حرف خودشان را به كرسي بنشانند. وقتي كسي با حرف آنها مخالفت كند، معمولاً حالت دفاعي مي‌گيرند و گستاخانه رفتار مي‌كنند. اين افراد نه‌تنها تنفر همه را جلب مي‌كنند بلكه مايه آزار اطرافيانشان هم خواهند بود. كنار آمدن با اينگونه افراد خيلي سخت به نظر مي‌رسد. اگر شما هم از اين دسته افراد در اطرافتان داريد و دوست داريد بدانيد چطور بايد با آنها رفتار كنيد، حتماً اين مقاله را مطالعه كنيد!
 
مهربان باشيد

اولين قدم براي مقابله با افراد رياست‌طلب اين است كه با آنها مهربان باشيد. شايد غيرعادي به نظر برسد اما مطمئن باشيد كه موثر است. اين افراد معمولاً انتظار دارند كه شما با عصبانيت واكنش دهيد و شما بايد خلاف توقع آنها رفتار كنيد. با محبت با اين افراد برخورد كنيد و بااينكار باعث خواهيد شد كه كمي به طرز رفتار خودشان فكر كنند.

او را مخاطب قرار دهيد

حرفهايي كه مي‌زند را ناديده نگيريد. درعوض ديدگاه‌ها او را تحسين كنيد اما بگوييد كه بااينحال ترجيح مي‌‌دهيد كارها را با رويكرد خودتان انجام دهيد. براي برخورد با رفتار دفاعي او، آرام اما قاطع عمل كنيد.
 
 نااميدي‌هايتان را رها كنيد

وقتي كسي رياست‌طلب باشد و سعي كند كه حرفايش را به شما تحميل كند، از طرز رفتار او ناراحت خواهيد شد و احساس نااميدي خواهيد كرد. اين مسئله موجب بروز احساسات منفي شده و اعتمادبه‌نفستان را از دست مي‌دهيد. سعي كنيد نااميدي‌هايتان را رها كنيد چون اين افكار مي‌تواند منبع استرس شما شوند.
 
قاطع باشيد

افراد رياست‌طلب مي‌خواهند با افكار و عقايدشان شما را تحت‌تاثير قرار دهند. براي آنها مشخص كنيد كه قصد تغيير رفتارتان را نداريد. اعتماد‌به‌نفس شما نقش مهمي در اين زمينه دارد. وقتي اين افراد ببينند كه شما از خودتان مطمئن هستيد و به افكارتان پايبنديد، بالاخره دست از تحميل عقايدشان برمي‌دارند.
 
مودبانه حرفتان را بزنيد

به‌آرامي و مودبانه به فرد رياست‌طلب بگوييد كه وقتي سعي مي‌كند رفتارهاي شما را كنترل كند چه احساسي پيدا مي‌كنيد. به او بفهمانيد كه اظهارنظرهاي گستاخانه او احساسات شما را جريحه‌دار مي‌كند. جلب توجه آنها به اين موضوع باعث مي‌شود كمي به رفتارها و حرفهايشان بيشتر فكر كنند.
 
به او احترام بگذاريد

همه دنبال احترام هستند، اينطور نيست؟ پس چرا بايد فرد رياست‌طلب از اين قاعده مستثني باشد؟ درست است كه رفتارشان موج منفي مي‌فرستد و حتي ممكن است رابطه شما را با آنها خراب كند اما دليلي هم ندارد كه با آنها با بي‌ادبي رفتار كنيد. به آنها احترام بگذاريد. رفتار مثبت شما شايد بتواند به رفتارهاي رياست‌مآبانه آنها پايان دهد.
 

http://www.mardoman.net/life/bossy/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]


مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۲

اصول برقراري ارتباط با افراد مشكل ‌دار


خويشاوندان همسر كه در كارها دخالت مي‌كنند (فاميل فضول‌)‌، رئيس ارباب منش‌، بچه‌اي كه دائما گريه مي‌كند‌ همسايه بد چشم، همكار غرغرو، نمونه‌اي از افراد نامتعارف هستند كه شما ترجيح مي‌دهيد همه آنها را به‌عنوان آدم‌هاي بي‌مصرف تلقي كنيد. اين ليست افراد بي‌خاصيت در زندگي زياد است.

خوشبختانه اصول و نكاتي وجود دارند كه كمك مي‌كنند تا با اين افراد ارتباط بر قرار كنيم‌.اگر شما چنين افرادي در زندگي خود داريد احتمالا فكر مي‌كنيد كه ارتباط با اين افراد غيرممكن است. اما در واقع اين افراد صخره غيرقابل نفوذ نيستند‌، انسان هستند‌. و انسان‌ها از قواعد روان‌شناسي و رفتارهايي پيروي مي‌كنند كه شما مي‌توانيد از آنها بهره ببريد‌.

اين مقاله اصولي را ارائه مي‌دهد كه روابط غيرممكن اين افراد را به نكاتي براي ارتباط مؤثر تبد‌يل مي‌كند. دنيا پر از افراد مشكل‌دار است كه البته اين افراد هم ممكن است كه فكر كنند شما هم افراد مشكل‌داري هستيد‌. نكاتي كه در ادامه آمده است به شما كمك مي‌كند تا در زندگي روزمره خود با اين افراد ارتباط برقرار كنيد.

● چه روش‌هايي در ارتباط با افراد مشكل‌دار مؤثر نيست‌؟
 ▪ راه حل دادن‌‌: عبارت معمولي كه نشان‌دهنده راه‌حل هستند‌، شامل: چه مي‌شود اگر تو...
اين كار را نكن...و اين كار را بكن...
و اينكه به افراد بگويي چه بايد بكني مؤثر نيست‌. خود اين راه‌حل‌ها ايجاد مشكل مي‌كند. هرچه بيشتر به افراد راه حل بدهيد، از شما و پيشنهادات شما بيشتر دور مي‌شوند.
▪ موعظه كردن‌: عبارت معمولي كه موعظه كردن را نشان مي‌دهد مانند: تو مي‌بايست...
براي تو خوب است كه...
اين عبارات را مي‌توان چنين تعريف كرد: كاربرد آنچه درست و غلط است‌، خوب وبد‌، سياه و سفيد‌، براي كمك و ترغيب ديگران.‌
البته احساس گناه و ديگر احساساتي كه در نتيجه عبارات موعظه‌كننده حاصل مي‌شود‌، افراد مشكل‌دار را تغيير نمي‌دهد (حتي يك نفر را )
 ▪ شكايات: كاشكي او آنقدر مزاحم نبود.
▪ انتقاد: از انتقاد پرهيز كنيد زيرا كه ترغيب برانگيزاننده‌اي نيست‌. انتقاد تعارض را تشديد مي‌كند‌. افرادي كه مورد انتقاد قرار مي‌گيرند احساس نقصان‌، بي‌ارزشي و بي‌اهميتي مي‌كنند.

● ۱۰ اصل در ارتباط با افراد مشكل‌دار
۱) جهان را همانطور كه خودتان مي‌خواهيد مي‌بينيد. اكثر مقالاتي كه نكاتي را براي ارتباط با افراد مشكل دار ارائه داده‌اند‌، متمركز بر افراد هستند‌، بنابر اين مشكل اصلي را ناديده گرفته‌اند. آنها خود، مشكل هستند. اما شما نقش مؤثري را در رفتار اين افراد بازي مي‌كنيد‌. مشكلات از ادراك شما ماهيت مي‌گيرند. سپس از عكس‌العمل شما‌. كارل يونگ معتقد است كه ما شخصيت‌هاي مورد تنفر خود را سركوب مي‌كنيم، كه اين امر با از خود راندن افراد ‌ نمايان مي‌شود‌.
 ادوارد ويتمونت يكي از روان‌شناسان و دستيار يونگ، مي‌نويسد: از چند نفر بخواهيد كه توضيحي در مورد نوع شخصيتي كه براي آنها غيرقابل تحمل‌، مورد نفرت و مطرود آنها بوده و نمي‌توانند با او ارتباط برقرار كنند، ارائه دهند. مطمئنا آنها توصيفي از خصوصيات شخصيتي سركوب شده خود را ارائه خواهند داد. يك توصيف از خود كه كاملا ناآگاهانه است و بنابراين همواره و همه جا به اين دليل كه اثر آن‌را از ديگران دريافت مي‌كنند‌، عذاب خواهند كشيد‌.
 اين خصوصيات براي آنها غيرقابل‌قبول هستند زيرا كه بخش سركوب شده وجود آنها را نشان مي‌دهد. در واقع تصوير خود شما افراد را سرسخت و مشكل‌دار مي‌كند‌. قويا شما را تشويق مي‌كنيم تا در حد امكان به آنچه در خود انكار مي‌كنيد‌، توجه كنيد زيرا كه مي‌تواند تصوير سركوب شده خو‌د شما باشد. سايه‌اي كه در ديگران مي‌بينيد‌، آن چيزي است كه در گذشته از آن غافل بوده‌ايد.
 ۲)فكر كامل بودن و درست بودن خود را كنار بگذاريد. هنگامي كه با كسي وارد گفت‌وگو مي‌شويد اين فكر را كه او را درست كنيد باعث مشكل‌دار شدن خود شما مي‌شود.
 ۳) قلب خود را پاك كنيد، ذهن خود را بگشاييد. اغلب، تجربيات گذشته ما در مورد افراد باعث مي‌شود كه در رفتار كنوني خود نيز با آنها برخورد داشته باشيم (حتي اگر آنها تغيير كرده باشند). ممكن است شخصي كه در ذهن شما فردي منفي تلقي مي‌شده‌، به مرور زمان به فردي مثبت تغيير كند‌. ببخشيد؛ قلب خود را به روي ديگران بگشاييد، آنگاه ذهن خود را در مورد چرايي مشكل ديگران پاك كنيد.از نتيجه‌گيري رفتار ديگران به‌عنوان فرد مشكل‌دار بپرهيزيد. شما حقيقت واقعي را نمي‌دانيد و حقيقت را با قضاوت‌ها و ترس از خود‌تحليلي‌‌، سد مي‌كنيد‌.
۴) از افراد مشكل‌دار در‌خواست‌هايي بكنيد‌. اين ترسناك است‌، اما درخواست كردن از افراد سرسخت و آزار‌دهنده به شما كمك مي‌كند و تعارضي كه در آنها وجود دارد در شما ايجاد تغيير مي‌كند‌. اگر موجودات زنده با چالش‌ها مواجه نشوند‌، رشد نمي‌يابند‌. اينگونه افراد موجب چالش شما شده و باعث رشد در شما مي‌شوند.
۵) فعال باشيد‌، نه منفعل‌. افراد منفعل از كليه شرايط موجود مي‌نالند‌. و رفتارهاي بد را مقابله به مثل مي‌كنند‌. و سعي در تغيير ديگران دارند. گوناگوني طبيعت آدمي باعث سر سختي و مشكل دار شدن آنها مي‌شود. افرادي كه فعال هستند بدون توجه به محدوديت شرايط آنچه را مي‌خواهند ايجاد مي‌كنند.
۶) مسئوليت احساسي را كه داريد‌، بپذيريد‌، قرباني نباشيد‌. افراد را به خاطر احساس بدي كه در شما ايجاد كرده‌اند سرزنش نكنيد‌. جلوي ورود و خروج افراد به حالات احساسي و عاطفي خود را بگيريد‌. دست از سرزنش كردن برداريد تا خود را از رفتار مشكل‌دار افراد رها كنيد‌. شما نبايد بار مشكلات و رفتارهاي افراد را به دوش بكشيد. هنگامي كه از فكر كردن در مورد افراد به‌عنوان افراد پست و بد ذات دست برمي‌داريد و ذهنيت قرباني بودن را رها مي‌كنيد، سريعتر روي راه حل فكر كرده و كمتر از لحاظ احساسي خشمگين مي‌شويد.
۷) مشكل مدار باشيد نه فرد‌مدار. افراد مشكل دار‌، يك مشكل سخت دارند و تلاش مي‌كنند تا از تنها راه ممكن‌، آن‌ را حل كنند‌. خود افراد مشكل نيستند‌. بر مشكل تمركز كنيد‌، نه بر فرد‌. يك نكته اساسي جدا كردن مشكل از فرد است‌. رفتار آنها‌، حتي رفتار شما‌، يا مسئله ديگر مشكل است.
۸)نياز‌هاي بر آورده نشده را پيدا كنيد‌. اين افراد نياز‌هاي برآورده نشده‌اي دارند وقتي فردي عصباني، ناراحت، افسرده، يا عصبي است، تلاش مي‌كند تا نيازي را بر آورده سازد‌، اگرچه اغلب به خوبي بر آورده نمي‌شود. به نياز نهفته اين افراد توجه كنيد در اين حالت شما انسان ديگري خواهيد يافت اين شما را قادر خواهد ساخت كه با دلسوزي با او ارتباط برقرار كنيد‌.
۹) مستقل باشيد وابستگي نوعي بيماري است‌. در اكثر افراد‌، استقلال‌، آزادي و قدرت وجود دارد. افرادي كه در موضع قدرت قرار دارند‌، خوشبختي و موفقيت خود را با استقلال آشكار و بيش از حد‌، از بين مي‌برند‌. چنين افرادي همه كارهاي خود را انجام مي‌دهند، وسواس زيادي به خرج مي‌دهند و برايشان دشوار است كه به كار فكر نكنند‌، و به راحتي از مخالفت ديگران با تصميم‌گيري‌هايشان‌ عصباني مي‌شوند.
۱۰) انعطاف پذير باشيد. اگر از نكات و اصول ذكر شده شكست خورديد اين به اين معنا نيست كه اين اصول مؤثر نيستند. بلكه به اين دليل است كه به خوبي به آنها عمل نكرده‌ايد‌. اين اصول و نكاتي كه براي شما ارائه شده شكست نمي‌خورند زيرا كه اصول ارتباط مؤثر هستند‌. اغلب افراد كه با افراد مشكل‌دار وارد گفت‌وگو مي‌شوند، احساسي حق به‌جانب دارند ( اصل‌۲ ) و يا اينكه سعي دارند فرد را تغيير دهند‌.
شروع مذاكره با اين نيت كه من مي‌توانم فرد را تغيير دهم شكست را تضمين مي‌كند. مي‌بايست خود را از پيامدها جدا بدانيد و منتظر نتايج خاصي نباشيد. اگر اين اصول و نكات باعث نتايج مطلوب شما نشد‌، بيشتر به مشكل فكر كنيد‌. با انجام اين كار شما قلب خود را پاك كرده و ذهن خود را مي‌گشاييد‌، ايجاد‌كننده وقايع بوده و مشكل‌مدار مي‌باشيد‌.

مشكلات سخت دير‌تر حل مي‌شوند. هر روز احتمالات مختلفي از وقايع وجود دارد‌. احساسات‌، تفكرات و نگرش‌ها طي زمان تغيير مي‌كنند. يك اقدام ناموفق در ارتباط با افراد مشكل‌دار ممكن است مشكل را حاد‌تر كند‌، اما پيروي از اين اصول و نكات در برقراري با اين افراد مشكل را راحت‌تر مي‌كند.


ترجمه - مينو يعقوبي
 towerofpower.com.au
روزنامه همشهري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۳ - تمرين برقراري آرامش و نظم در محل سخنراني ، برخورد مناسب با مخاطبان مشكل دار و اخلالگران و روش هاي حفط آرامش در موقعيت هاي استرس زا

۱

برخورد با افراد غيرممكن

اكثر افراد با اختلالات شخصيتي معمولاً دچار مشكلي به نام "اختلال نفس" هستند چون معمولاً باور ندارند كه دچار مشكل هستند. آنها فكر مي كنند، "اين منم" يا ""من هميشه اينطور بوده ام" و حس صيانت نفسشان باعث مي شود كه دوست داشته باشنده همانطور باقي بمانند. در اين مقاله مي خواهيم راهكارهايي براي برخورد با اين افراد به شما معرفي كنيم.

مراحل

1.              بدانيد كه افراد غيرممكن وجود دارند و چه بخواهيد يا نخواهيد دير يا زود با يكي از آنها برخورد مي كنيد. كاري از دستتان برنمي آيد. اولين قدم اين است كه با واقعيت كنار بياييد. اگر فكر مي كنيد كه احتمالاً با يكي از اين افراد روبه رو بوده ايد، مطمئناً درست فكر كرده ايد. اگر شك داريد، مراحل زير را قدم به قدم طي كنيد.

2.              بدانيد كه خيلي افراد سازگار نيستند. گاهي اوقات كسي كه با همه كنار مي آيد ممكن است براي شما فردي غيرممكن باشد. اكثر روابط بين افراد سايه هاي مختلف خاكستري دارد اما برخي افراد مثل آب و روغن با همه قاطي مي شوند. احتمالاً از فرد غيرممكنتان شنيده ايد كه، "همه من را دوست دارند". اين تلاشي است براي انداختن تقصير بر گردن شما پس آن را جدي نگيريد. مهم نيست كه روابط اين فرد با ديگران چطور باشد، واقعيت اين است كه رابطه بين شما دو نفر افتضاح است. يادتان باشد كه مقصر جلوه دادن شما واقعيت را تغيير نمي دهد.

3.              بفهميد كه مقصر شما نيستيد، آنها هستند. شايد سخت باشد چون اين افراد معمولاً توانايي زيادي در مقصر جلوه دادن ديگران دارند. اگر با چنين فردي مواجه هستيد احتمالاً مداوماً به شما مي گويد كه فلان مسئله يا مشكل تقصير شماست. اما اينطور نيست. واقعيت اين است كه هرچه بيشتر شما را مقصر جلوه دهند، خودشان تقصيركار جلوه مي كنند. اما به خاطر داشته باشيد كه اين راه مقصر دانستن آنها نيست. مقصر دانستن كار آدم هاي غيرممكن است كه دچار اختلال شخصيتي هستند. شما بايد فقط اين واقعيت را بدانيد، به خاطر خودتان. به زبان ساده تر: اگر بتوانيد مسئوليت اشتباهات خود را بپذيريد و براي ارتقاء خودتان تصميم بگيريد، پس يك فرد غيرممكن به حساب نمي آييد، چون اين افراد به نظر خودشان هيچ كار اشتباهي انجام نمي دهند.

4.              آرامش خود را حفظ كنيد و با عصبانيت با آنها برخورد نكنيد. هر كاري كه مي كنيد، فقط گريه نكنيد. اينكار باعث مي شود كه رفتار زشت خود را بيشتر ادامه دهند. سعي كنيد ناديده شان بگيريد. مثلاً نگاهتان را جاي ديگري بيندازيد و بحث ديگري را شروع كنيد. موضوعي را پيدا كنيد كه در آن با آنها هم عقيده باشيد. تحت هيچ شرايطي در انتقادها و عيب جويي ها با آنها همراه نشويد. هيچ وقت با آنها يا هر كس ديگري بد حرف نزنيد چون بااينكار در حد آنها خواهيد شد. يك چيز مثبت به مسئله وارد كنيد. و تا مي توانيد آرامش خود را حفظ كنيد.

5.              بدانيد كه نمي توانيد مثل كسان ديگر با اين افراد برخورد كنيد. يك جورهايي بايد مثل بچه ها با آنها رفتار كنيد. قيد هر جور بحث منطقي را با آنها بزنيد چون هيچوقت ممكن نخواهد بود. تنها چيزي كه عايدتان مي شود اين خواهد بود كه يك عالم تقصير و گناه بر گردنتان مي افتد.

6.              اعتماد به نفستان را حفظ كنيد. اگر مداوماً با همچنين فردي رابطه داريد كه هميشه سعي دارد شما را منبع همه بدي ها نشان دهد، بايد براي حفظ يك تصوير مثبت از خود اقدام كنيد. به خودتان يادآور شويد كه نظر اين شخص لزوماً واقعيت نيست. اگر مي بينيد كه انتقادات آنها خيلي دور از واقعيت است، از آنها دوري كنيد. مطمئناً شما به اندازه اي كه اين فرد دوست دارد به شما بقبولاند بد نيستيد. سعي نكنيد با داد و بيداد از خودتان دفاع كنيد چون او را به ادامه حرفهاي خود تحريك تر مي كند.

7.              عصبانيتتان را سركوب كنيد. اينطور فكر كنيد كه عصباني شدن شما براي آن فرد مثل يك هديه بي نظير است. هر حرفي كه موقع عصبانيت بزنيد يا هر كاري كه انجام دهيد بارها و بارها عليه شما استفاده خواهد شد. اين افراد حافظه هاي فوق العاده اي دارند و مطمئناً از يادآوري مسائل گذشته بر عليه شما ابايي ندارند.

8.              از خودتان دفاع نكنيد. بايد بفهميد كه به هيچ وجه نمي توانيد به اين افراد ضربه بزنيد. به خاطر همين است كه اسم "غيرممكن" را روي آنها گذاشته اند. در ذهن آنها شما منبع همه اشتباهات هستيد و هيچ حرفي كه بر زبانتان بيايد خلاف آنرا به آنها نشان نخواهدداد. نظر شما براي آنها هيچ فرقي نمي كند چون در دادگاه ذهن آنها شما مقصر شناخته شده ايد.

9.              بدانيد كه بالاخره شما و شخص غيرممكن بايد از هم جدا شويد. اين شخص چه دوستتان باشد، چه رئيستان، چه خانواده يا همسرتان، بالاخره زماني مي رسد كه مي فهميد بايد از او جدا شويد. حفظ رابطه با چنين شخصي واقعاً غيرممكن است. اگر نتوانيد بلافاصله از او جسماً فاصله بگيريد، بايد اول از نظر روحي و فكري از او جدا شويد. وقتي در فكرتان از او جدا شديد، دير يا زود زماني مي رسد كه مي توانيد به آن واقعيت فيزيكي بدهيد.

10.          اجازه ندهيد شخص غيرممكن شما را مثل خود كند. اگر مراقب نباشيد، به خودتان مي آييد و مي بينيد كه رفتار شخص غيرممكن را پيدا كرده ايد حتي اگر خودتان علاقه اي به آن نداشته باشيد. اما بايد درك كنيد كه اين بخشي از شخصيت او است و هر كاري كه بكنيد نمي توانيد گذشته آن فرد را تغيير دهيد.

11.         مدير باشيد. تا زمانيكه رابطه تمام نشده باشد، وظيفه شما مديريت كردن شخص غيرممكن است تا تخريب كمتري متوجه تان شود. بهترين منابع براي شما بعنوان يك مدير، سكوت، به شوخي گرفتن فرد مقابل و قطع اميد از تغيير دادن اوست. افراد غيرممكن به حرفهاي منطقي شما گوش نمي دهند. نمي توانند. حتي اگر بتوانند هم نمي خواهند. نمي توانيد آنها را متقاعد كنيد كه بخشي از تقصير مشكلاتي كه بين شما وجود دارد بر گردن آنهاست. آنها با دلايل منطقي اشتباهات خود را نمي پذيرند. به نظرشان اصلاً  خطايي مرتكب نشده اند. پس بايد درك كنيد و اين طرز تفكر را بدون انداختن تقصير بر گردن آنها مديريت كنيد.

12.         بدانيد كه اشخاص غيرممكن طرح و نقشه دارند. خودتان را بايد آماده كنيد كه همه اشتباهات و شكست هاي شخص غيرممكن به گردن شما انداخته خواهد شد. يادتان باشد، در ذهن آنها تقصير همه چيز گردن شماست. آنها تا بي نهايت مي توانند براي ثابت كردن اين ادعاي خود برايتان حرف بزنند و اگر اشتباه كرده و به اينكار تشويقشان كنيد خيلي خوشحال مي شوند كه به شما ثابت كنند شما آن فرد غيرممكن هستيد.

13.         برعكس آنها باشيد: شخصي ممكن باشيد. بعنوان نمونه اي از صبر، توشع و مهرباني زندگي كنيد چون اينها دقيقاً متضاد آن چيزي هستند كه فرد غيرممكن است. همه ما تحت تاثير افراد پيرامونمان هستيم و مي دانيم كه هيچكدام از آنها كامل نيستند، حتي خود شما. بايد به ديگران احترام بگذاريد چون انسان هستيد. اگر به شما احترام گذاشته نشد، اين ديگر مشكل آنهاست نه شما. ديگران را درك كنيد و مطمئن باشيد كه ديگران هم دركتان مي كنند. اين تنها راهي است كه ممكن است اوضاع را كمي قابل تحمل تر كند. شايد كلاً تغيير نكنند اما باز از آنچه هستند بهتر مي شوند.

نكات

·         مهم: اگر اين شخص غيرممكن را دوست داريد و برايتان مهم است و رابطه طولاني مدتي با او داريد، از آنها بخواهيد كه ار متخصص كمك بگيرند.

·         خود را قرباني نكنيد. قبل ازاينكه براي برخورد با شخص غيرممكن تلاش كنيد بايد ياد بگيريد كه چطور احساسات خود را كنترل كنيد. اگر نمي توانيد به كل اين شخص را از زندگي خود دور كنيد—چون در محل كار شماست، يكي از اعضاي خانواده است يا هر دليل ديگر—خيلي مهم است كه علايق ديگري پيدا كنيد يا با متخصص مشورت كنيد.

·         همچنين دقت كنيد كه همه ما گاهاً برخي از اين اختلالات شخصيتي را نشان مي دهيم. همه چيز بستگي به اين دارد كه يك فرد "طبيعي" را چطور تعريف كنيد.

·         ليست زير 10 نمونه از مهمترين اختلالات شخصيتي است. عنوان كردن آنها به اين دليل نيست كه بتوانيد اختلالات ديگران را تشخيص دهيد بلكه براي اين است كه آگاه باشيد خصوصيات شخصيتي مختلف چطور با هم ادغام مي شوند. اما اگر كسي بعضي از اين خصوصيات را داشت لزوماً به اين معنا نيست كه دچار آن اختلال شخصيتي است.

ú         افراد مبتلا به اختلال اسكيزوئيد همان افراد منزوي و گوشه نشين هستند. آنها به هيچ وجه از روابط نزديك لذت نمي برند، حتي اينكه عضوي از يك خانواده باشند. علاقه بسيار كمي به سكس يا هر فعاليت عادي ديگر دارند و از نظر احساسي سرد به نظر مي رسند.

ú         افراد اسكيزوفرني گونه واقعاً ديوانه نيستند، فقط آنطور به نظر مي رسند و عمل م يكنند. ممكن است متعلق به گروه هايي باشند كه در نظر مردم عادي شديداً غيرعادي و عجيب بيايد.

ú         افراد غيراجتماعي تصور مي كنند كه ديگران بد هستند و تنها راهي كه برايشان مانده اين است كه سر آنها را كلاه بگذارند. اما هميشه هم آنها را در زندان نمي بينيد. آنها معمولاً افرادي بسيار جذاب هستند و فروشنده ها يا سياست مداران بسيار خوبي مي شوند.

ú         افراد مبتلا به اختلال شخصيتي نمايشي چه زن باشند و چه مرد معمولاً ملكه نمايش خطاب مي شوند. آنها براي توجه ديگران زنده اند و براي به دست آوردن آن معمولاً از حد خود فراتر مي روند. هميشه بايد بهترين ماشين زير پايشان باشد، بهترين منطقه شهر زندگي كنند، بهترين لباسها را بپوشند و بچه هايشان را به بهترين مدرسه ها بفرستند.

ú         افراد مبتلا به وسواس فكري-عملي كه اضطراب هاي خود را با غرق شدن در جزئيات مسائل و از ياد بردن هدف اصلي يك فعاليت، برطرف مي كنند. آنها ساعات زيادي از روز را به تكرار كارهاي روزمره خود مثل بارها و بارها شستن دست هايشان يا تميز كردن بي وقفه خانه و ماشين مي گذرانند و ديگر وقتي براي نگران بودن درمورد مشكلات بزرگ زندگي برايشان نمي ماند.

ú         افراد با شخصيت هاي وابسته كه معمولاً اعتماد به نفس پاييني دارند. به هيچ وجه در زندگي ريسك نمي كنند و برايشان مهم نيست ديگران با آنها چه برخوردي داشته باشند. گاهي اوقات با اينكه مي دانند در يك رابطه بد هستند اما باز با اينحال احساس امنيت مي كنند چون مي توانند آن رابطه را درك كنند. برايشان ساده تر است كه همان رابطه بد را تحمل كنند تا بخواهند يك رابطه اي ديگري كه ممكن است بدتر باد را شروع كنند يا اصلاً رابطه اي نداشته باشند.

ú         افراد با اختلال شخصيتي مرزي كه معمولاً مرزهاي درون فردي ضعيفي دارند و معمولاً روابطشان بسيار شديد، عاشقانه و كوتاه مدت است. چون عاشق عشق هستند نه عاشق فردي خاص. وقتي رابطه كم كم سرد مي شود خيلي راحت مي توانند آنرا كنار بگذارند. به ندرت مي توانند با كسي از جنس مخالف خود بدون ابراز عشق و محبت صحبت كنند.

ú         افراد با اختلال شخصيتي خوددار كه شديداً خجالتي هستند و در تلاشند كه از موقعيت هايي كه ممكن است موجب خجالت زدگي آنها شود دوري مي كنند.

ú         افراد با اختلال شخصيتي پارانوئيد كه معمولاً ريسك هايي كه اكثر ما مي پذيريم را دفع مي كنند چون به عقيده آنها اتفاق افتادن آن بسيار دور از ذهن است. آنها دوست دارند همه بدي هاي دنيا را به يك گروه از افراد بد نسبت دهند كه سعي دارند ما را كنترل كنند.

ú         افراد با اختلال شخصيتي منفعل-پرخاشگر كه دشمي خود را به طور غيرمستقيم به ديگران حالي مي كنند مثل مهماني كه سر ميز شام به ميزبان مي گويد، "دستتان درد نكند خيلي خوشمزه بود، هيچوقت فكر نمي كردم از اين تكه هاي ارزان گوشت هم بشود غذاي خوشمزه پخت".

·         اگر هيچ چيز كمكتان نكرد، سعي كنيد تجربياتتان با اين اشخاص را درس هاي باارزش زندگي بدانيد. بدانيد كه بعد مدتي كنار آمدن با اين افراد، كنار آمدن با افراد عادي برايتان خيلي ساده تر خواهد شد. در رابطه تان با آنها يك دوره آموزشي خيلي خوب درمورد برخورد با افراد سرسخت مي بينيد كه بااينكه الان برايتان ناخوشايند است اما درس هايي كه مي گيريد در زندگي آينده برايتان ارزش زيادي خواهد داشت.

·         بپذيريد كه با يك سوءاستفاده گر احساسي روبه رو هستيد. اطلاعات زير مي تواند به دردتان بخورد.

ú         مهربان باشيد حتي اگر با منفي ترين حالت با شما برخورد كردند. اگر تنها هستند و نمي دانند چطور بايد توجه ديگران را جلب كنند، جذب رفتار محبت آميز شما خواهند شد و تغيير مي كنند. اما اگر ذاتاً افراد احمق و سرسختي هستند كه دوست دارند حرص ديگران را دربياورند، باز هم مهرباني و ملاطفت شما آنها را عصباني خواهد كرد چون نمي دانند كه چطور مي توانند حرصتان را دربياورند به همين خاطر بعد از مدتي رهايتان مي كنند.

·         در خرج كردن مهربانيتان دقت كنيد. مطمئناً دلتان نمي خواهد مدام به كسي كه از شما سوءاستفاده مي كند پاداش دهيد چون او را به سوءاستفاده بيشتر تشويق مي كند. مثلاً ممكن است سرتان داد بزنند كه كاري كه وظيفه خودشان است را انجام دهيد و شما تصميم مي گيريد كه مهربان باشيد و آنكار را انجام دهيد. بااينكار آن فرد احساس مي كند كه با داد زدن ديگر مي تواند شما را مجبور به انجام هر كاري بكند.

·         برخي از اين اشخاص مهرباني شما را تمايل شما براي خدمت كردن به خودشان مي بينند. وقتي ديديد كه چنين اتفاقي افتاد، خيلي آرام و با مهرباني حرفشان را رد كنيد. دروغ نگوييد، لازم نيست هيچ توضيحي برايشان بدهيد، فقط كافي است كه آن كار را رد كنيد. دروغ گفتن فقط كار را خراب تر مي كند و رابطه تان با اين شخص را سخت تر.

·         با آنها مخالفت نكنيد. راهي براي هم عقيده شدن با آنها پيدا كنيد حتي اگر مي دانيد كه اشتباه مي كنند. اگر مي گويند براي جلب نظر ديگران خيرات كرده ايد مي توانيد بگوييد كه ممكن است حق با آنها باشد. اينكار باعث مي شود كه جنگ و جدال ها كمتر شود. حتي مي توانيد وقتي خود را هم عقيده او نشان مي دهيد لبخند كوچكي هم بر لبانتان بنشانيد.

·         بدانيد كه سالمترين راه براي كنار آمدن با اشخاص غيرممكن دور كردن آن فرد از محيط اطرافتان است. با قرار دادن خود در معرض آن فرد خودتان را شكنجه نكنيد. ارزش شما خيلي بيشتر از اين حرفهاست. يادتان باشد كه به هيچ طريقي نمي توانيد او را درست كنيد.

·         وقتي كسي از شما سوءاستفاده مي كند، بقيه افراد سعي مي كنند با شما همدردي كنند. هيچ نيازي نيست كه طرف مقابلتان را نزد ديگران بد جلوه دهيد چون همه خودشان دير يا زود آنرا خواهند فهميد. اگر شخص غيرممكن باعث عصبانيتتان مي شود، بقيه هم به احتمال زياد اذيت مي شوند.

·         سعي كنيد به نقاط مثبت قضيه فكر كنيد. فكر به اينكه او هم يكي از بنده هاي خداست و خدا او را دوست دارد، حتي اگر خودتان او را دوس نداشته باشيد، آرامش بيشتري به شما مي دهد.

هشدارها

·         هيچوقت شخص غيرممكن را عصباني نكنيد. بااينكه خيلي زود از كوره در مي روند  و به نظر خودشان در نظر همه افراد منطقي هستند، واقعيت اين است كه اگر عصبانيشان كنيد طوري حرصشان را سر شما خالي مي كنند كه باورتان نشود. هيچوقت سعي نكنيد با آنها بحث منطقي كنيد و برايشان دليلي و برهان بياوريد. با آنها مثل بيمار يا بچه ها رفتار كنيد. براي چنين رفتاري به تمرين نياز داريد اما يك مهارت اجتماعي است كه ارزش يادگيري را دارد.

·         اگر به هر دليلي توانستيد با دليل و مدرك شخص غيرممكن را متقاعد كنيد كه تقصير گردن آنهاست، اين احتمال وجود دارد كه كاملاً از آنطرف بام بيفتند و فكر كنند كه اگر در اين مورد خاص حق با آنها نيست پس در 100% موارد و موقعيت هاي ديگر هم اشتباه گردن آنهاست. اين تكنيكي است كه براي جلب همدردي ديگران به كار مي گيرند.

·         هيچوقت حستان درمورد اين فرد را به ديگران نگوييد. اگر رفتار غيرممكن اين شخص غيرممكن را اعتراف كنيد، و فرد مقابلتان هم نظرات شما را به ديگران انتقال دهد، اين احتمال وجود دارد كه به گوش خود شخص غيرممكن هم برسد و اين كار را از آنچه كه هست هم خراب تر مي كند.

·         از طرف ديگر اگر نمي توانيد از اين شخص دوري كنيد شايد بد نباشد كه با كمك شخصي ديگر اين موقعيت را مديريت كنيد.

·         حريم شخصيتان را حفظ كنيد. شخص غيرممكن از هر اطلاعات شخصي شما بر عليه تان استفاده مي كند. آنها مي توانند فقط به خاطر اظهار نظري كه سر ميز شام كرديد، داستان هاي زيادي را درمورد شما براي ديگران نقل كنند. يادتان باشد كه مهارت خيلي خوبي در به حرف كشيدن شما دارند. آنها به خوبي خود را  فردي نرمال  و عادي نشان مي دهند و اين باعث مي شود با خودتان فكر كنيد كه چندان آدم بدي هم نيستند. اين اشتباه بسيار بزرگي است. چون همان موقع كه برايشان درد و دل كرديد درواقع گور خودتان را كنديد. او از كوچكترين و ريزترين اطلاعات ممكن بر عليه تان استفاده مي كند.

·         هيچوقت با اين واقعيت كه آنها منبع و منشاء مشكل هستند با شخص غيرممكن برخورد نكنيد. چون با بمباراني از انكار روبه رو خواهيد شد.

·         مراقب حركات و اشارات غيركلامي آنها باشيد چون ممكن است سوء تفاهماتي ايجاد كند.

·         در ايجاد هر نوع برخورد فيزيكي با اين افراد بسيار دقت كنيد. حتي زدن يك ضربه آرام روي پشتشان مي تواند آرامترين شخص غيرممكن را هم به خشم بياورد.

·         به هيچ وجه اين مقاله را براي ثابت كردن سرسختي آنها نشانشان ندهيد. هميشه يادتان باشد كه هيچ راهي براي متقاعد كردن آنها وجود ندارد. تلاش شما بي حاصل خواهد بود.

·         قبل از به كار بردن نكات و هشدارهايي كه در اين مقاله ذكر شد، مطمئن شويد كه خودتان يكي از آن اشخاص غيرممكن نيستيد. چون ممكن است به خودتا صدمه بزنيد.

·         بدانيد كي وقت خداحافظي است. اگر اين رابطه خسته تان كرده است يا فكر مي كنيد كه رفتارهاي او برايتان خطرناك شده است و ممكن است به شما صدمه بزند، رهايشان كنيد. هر چه سريعتر رابطه تان را با او قطع كنيد. شخص غيرممكن تلاش خواهد كرد كه باز با شما رابطه ايجاد كند اما نپذيريد.

http://www.mardoman.net/life/impossiblepers/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان و عقايد آن ها ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۱۶

چگونه انتقاد را با قدرداني پذيرا باشيم

در روز ايميل‌ها و نظرات مثبت و دلگرم‌كننده زيادي براي ما مي‌آيد كه درواقع تنها چيزي است كه ما را تشويق به ادامه راه مي‌كند. اما دركنار اين نظرات مثبت، نظرات منفي هم گاه و بيگاه برايمان مي‌آيد: انتقاداتي درمورد موضوعات و محتواي مقالاتمان.
 
شما چطور با انتقادات ديگران برخورد مي‌كنيد؟ تصور ما بر اين است كه اولين واكنش  اكثر ما دفاع از خودمان يا بدتر از آن، حمله به فرد منتقد است.
 
و با اينحال، با اينكه انتقاد مي‌تواند ناراحت ‌كننده باشد و روحيه را ضعيف كند، اما مي‌توان از ديدگاهي مثبت هم به آن نگاه كرد: انتقاد نشانه صداقت طرف‌ مقابل است و مي‌تواند ما را به سمت عملكردي بهتر راهنمايي كند. انتقاد مي‌تواند فرصتي براي پيشرفت باشد.
 
اولين واكنشتان را متوقف كنيد

اگر اولين واكنشتان حمله به فرد منتقد يا حالت تدافعي گرفتن است، قبل از نشان دادن هر نوع واكنشي يك دقيقه صبر كنيد. يك نفس عميق بكشيد و كمي به آن موضوع فكر كنيد.
 
ما هم وقتي مورد انتقاد قرار مي‌گيريم اول كمي عصباني مي‌شويم اما به خودمان ياد داده‌ ايم همان لحظه برخورد نكنيم. مثلاً براي جواب دادن به ايميل‌ هاي انتقادي حداقل يك ساعت صبر مي‌كنيم.
 
اين مدت زمان سبب ميگردد قبل از واكنش اوليه، كمي به موضوع فكر كنيم. اين زمان باعث مي‌شود كمي منطق روي كار بيايد و احساسي تصميم نگيريم. نمي‌گوييم احساسات بد است اما وقتي احساسات منفي باشد، به‌جاي اينكه نفع برساند، آسيب مي‌رساند.
 
منفي را به مثبت تبديل كنيد

يكي از كليدهاي موفقيت در هر چيز اين است كه نكات مثبت هر چيزي كه بقيه آن را منفي مي‌بينند را ببينيد. بيماري باعث مي‌شود از  برنامه ورزشيتان جا بمانيد؟ اين مي‌تواند يك استراحت خوب باشد. از كارتان خسته شده‌ ايد؟ مي‌تواند وقتي باشد براي نگرش دوباره به زندگيتان و پيدا كردن يك كار بهتر.

با انتقاد هم بايد همينطور رفتار كنيد: بايد نكات مثبت آن را ببينيد. شايد به نظر بي ‌ادبانه و توهين ‌آميز بيايد اما در اكثر انتقادات، نكته مثبتي هم وجود دارد و آن يك فيدبك صادقانه و پيشنهادي براي پيشرفت است.
 
مثلاً يكي از انتقاداتي كه به وبسايت ما شده بود اين است، "شما درمورد موضوعات تكراري بارها و بارها مقاله مي‌دهيد و مقالاتتان خسته‌كننده است."
 
اين انتقاد را مي‌توانيد اينطور بخوانيد: "بايد تنوع موضوعاتمان را بيشتر كنيم و از دريچه جديدي به موضوعات نگاه كنيم."
 
اين فقط يك نمونه بود. اينكار را مي‌توانيد با هر انتقادي انجام دهيد. گاهي اوقات افراد چون روز بدي را داشته ‌اند شما را با انتقاداتشان بمباران مي‌كنند اما هميشه هم اينطور نيست. گاهي در انتقادات واقعيات مثبتي نهفته است.
 
انتقاد را فرصتي براي پيشرفت بدانيد. بدون پيشرفت در زندگي به ركود مي‌رسيم. پيشرفت ركن حياتي زندگي است.
 
از منتقدتان تشكر كنيد

حتي اگر فردي با بي ‌ادبي و توهين از شما انتقاد كرد، از او تشكر كنيد. ممكن است روز بدي را داشته است يا شايد هم كلاً آدم منفي باشد. اما با همه اين حرف‌ها، رفتار و قدرداني شما آنها را خلع سلاح مي‌كند.
 
مي‌دانيد؟ اين عادت تشكر از منتقد در ما باعث شده كه خيلي از منتقدينمان را به خوانندگاني پر و پا قرص تبديل كنيم. همه اين به‌ خاطر يك تشكر ساده براي انتقادشان بوده است. اين تشكر براي آنها غيرقابل انتظار بوده و معمولاً نظرشان را از منفي به مثبت تبديل كرده است.
 
و حتي اگر منتقد تشكر شما را به طريقي مثبت دريافت نكند، باز هم براي خودتان بهتر است. اين راهي است كه به خودتان خاطرنشان كنيد انتقاد چيز خوبي برايتان بوده و بااينكار مي‌توانيد تواضع و فروتني داشته باشيد.
 
از انتقادات درس بگيريد

بعد از اينكه با ديدي مثبت به انتقادات نگاه كرده و از منتقدتان تشكر كرديد، سر كار قبلتان برنگرديد. بايد براي پيشرفت تلاش كنيد.
 
اين مسئله براي بعضي‌ها خيلي سخت است چون معمولاً تصور مي‌كنند هميشه حق با آنهاست. اما هيچ ‌كس نيست كه هميشه حق با او باشد. درواقع ممكن است شما اشتباه كرده باشيد و حق با فرد منتقد باشد. پس بايد ببينيد كه آيا مي‌توانيد چيزي را در خودتان طوري تغيير دهيد كه به سمت مثبت برود.
 
بعد زمان ايجاد تغيير است.

ما وقتي ايميل‌هايي دريافت مي‌كنيم كه مثلاً فلان مقاله‌ مان به اندازه كافي خوب نيست تلاش مي‌كنيم كه براي موضوع بعدي تلافي كنيم و موضوع و مقاله بهتري ارائه دهيم.

شما بايد فرد بهتري باشيد

خيلي وقت‌ها انتقاد را يك حمله شخصي و توهين تصور مي‌كنيم. اما اينطور نيست. البته ممكن است گاهي اينطور باشد ولي نبايد آنرا اينطور قلمداد كنيم. انتقاد را بايد انتقاد بر رفتارمان تلقي كنيم نه انتقاد بر خودمان بعنوان يك شخص. اگر اينكار را بكنيد، ديگر احساسي به آن انتقاد نگاه نخواهيد كرد و نكات مثبت آن را خواهيد ديد.
 
اما كاري كه اكثر ما مي‌كنيم اين است كه انتقاد را يك حمله شخصي تصور كرده و با حمله به آن واكنش مي‌دهيم. "من اجازه نمي دهم كسي با من اينطور حرف بزند." مخصوصاً اگر اين انتقاد در جمع صورت گرفته باشد، مثلاً در نظرات مربوط به يك مقاله. بايد از خودتان دفاع كنيد و به فرد حمله ‌كننده حمله كنيد، درست است؟
 
نه كاملاً اشتباه است. با حمله به فرد مهاجم شما به سطح آن فرد نزول خواهيد كرد. حتي اگر آن فرد واقعاً بي ‌ادبي و توهين كرده باشد، شما نبايد همانطور به او پاسخ دهيد. شما هم نبايد همان گناهان را انجام دهيد.
 
شما بايد فرد بهتري باشيد.

اگر بتوانيد در برابر آن حمله آرامش خود را حفظ كنيد و با ادب و احترام به آن انتقاد واكنش دهيد، آنوقت مي‌توانيد فرد بهتري باشيد. و اين كار دو فايده دارد:
 1.ديگران تحسينتان خواهند كرد و فكر بهتري درمورد شما مي‌كنند. مخصوصاً اگر واكنشتان مثبت باشد و خيلي خوب با انتقاد برخورد كرده باشيد.
2.خودتان احساس بهتري نسبت به خودتان پيدا مي‌كنيد. با شركت در يك حمله شخصي خودمان را زشت جلوه خواهيم داد اما اگر بتوانيم خودمان را بالاتر از آن سطح نگه داريم، حس خوبي نسبت به آنچه هستيم پيدا مي‌كنيم. و اين بهترين و بالاترين فايده است.
 
چطور مي‌توانيد خودتان را بالاتر از آن حمله نگه داريد و فرد بهتري باشيد؟ با جدا كردن خود از آن انتقاد و نگاه كردن به رفتاري كه مورد انتقاد قرار گرفته است. با داشتن نگرش مثبت به آن انتقاد و سعي در پيشرفت. با تشكر و قدرداني از فرد منتقد و ارائه يك واكنش مثبت به انتقاد.
 

http://www.mardoman.net/success/acccrit/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان و عقايد آن ها ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۱۵

چرا با هم با بي ‌احترامي رفتار مي‌كنيم؟

بعضي‌ها باور دارند كه دنيا هماني است كه بايد باشد و ما با تجربه مشكلات زندگي درس‌هاي باارزشي مي‌گيريم و يا اينكه اين دنيا برنامه‌اي خيلي خيلي بزرگ‌تر و پيچيده‌تر از آنچه كه كسي بتواند حدس بزند با خود دارد. شايد همه اين باورها درست باشند، شايد هم نه.

موقعيت هر چه كه باشد، زندگي در سياره ما هميشه آنطور برنامه‌ريزي شده به نظر نمي‌رسد. درست است، لحظاتي از زندگيمان با شادي، خنده و زيبايي همراه است. ما موجوداتي اجتماعي هستيم و بسياري از اين لحظات خوب بخاطر روابطمان با ديگران است.

خيلي وقت‌ها هم هست كه اينقدر خوب نيستيم و طوري با هم رفتار مي‌كنيم كه اجتماعي بودن ما را زير سوال مي‌برد. خيلي وقت‌ها بخاطر متفاوت بودن نژاد، رنگ پوستمان مورد حمله قرار مي‌گيريم، زنان و كودكان مورد تجاوز و آزار قرار مي‌گيرند، به خاطر ترس از اطرافيانمان از كمك به يك غريبه خودداري مي‌كنيم و بيشمار كساني هستند كه در سراسر جهان از گرسنگي و بي‌‌سرپناهي رنج مي‌برند.

باوجود اين بي‌احترامي‌ها براي همديگر و تعصباتي كه در همه ما ريشه دوانده، اگر به گذشته نگاه كنيم تعجب خواهيم كرد كه الان رفتار بسيار بهتري نسبت به گذشته كه وحشي‌تر بوديم،  با هم داريم.

تجربه انسان در طول تاريخ شديداً و عميقاً بيرحمانه بوده است. بعنوان مثال، اگر در ابتداي دوره رنسانس در اروپا زندگي مي‌كرديم و كسي قانون‌شكني مي‌كرد، ممكن بود به خاطر آن اندام‌تناسلي‌اش را قطع كنند يا روده‌هايش را از شكمش بيرون بكشند. در زماني كه شكسپير نمايشنامه‌هايش را مي‌نوشت، براي به خط نگه داشتن مردم جامعه، سرها قطع مي‌شدند. در زمان رومان‌ها، يكي از سرگرمي‌هاي اصلي تماشاي آدمهايي بود كه توسط شيرها خورده مي‌شدند. بنابراين، باوجود قساوت ناگفتني و وحشتناك در عصر كنوني ما، باز هم متمدن‌تر از گذشته شده‌ايم.

اما باوجود اينكه مي‌دانيم نسبت به گذشته با هم مهربان‌تر شده‌ايم، به نظر مي‌رسد كه براي غلبه بر بيزاري و ناسازگاري‌هايمان، نياز به تكامل بيشتر داريم تا بتوانيم هميشه با احترام و مهرباني با هم رفتار كنيم.

اما چه چيز دليل اين بي‌احترامي‌هاي هميشگي نسبت به يكديگر است؟ چه چيزي اينقدر انزوا، تنهايي و جدايي ايجاد مي‌كند، طوريكه آنهايي كه متفاوت از ما به نظر مي‌رسند را دشمن خود مي‌بينيم؟ چرا با اين همه بيزاري و بي‌احترامي با هم رفتار مي‌كنيم؟ آيا به اين دليل است كه ترس‌هاي درونيمان را بر يكديگر منعكس مي‌كنيم و به جاي اينكه بفهميم اين ترس و ناشكيبايي از درونمان ريشه مي‌گيرد، آن را مشكلاتي مي بينيم كه نياز به نابودي دارند؟

جون كابات-زين (Jon Kabat-Zinn) استاد مديتيشن مي‌گويد، "بايد ياد بگيريم كه چطور فرش خوش‌آمدگويي را براي نيمه تاريك خود پهن كنيم چون وقتي سركوبش مي‌كنيم، آن را به ديگران منعكس مي‌كنيم و دچار سندرم ما-و-آنها مي‌شويم: حق با ماست و با آنها نيست، پس بايد قبل از اينكه آنها ما را بكشند، ما آنها را بكشيم."

اين خيلي مهم است، زيرا تا زمانيكه براي از ميان برداشتن دشمنانمان و اطمينان از بقاي خود، همديگر را مي‌كشيم، به زماني منتقل مي‌شويم كه چنين جنگ‌هايي براي ادامه وجود نوع انسان مضر است و به زوال انسان كمك مي‌كند. براي اينكه بر اكثر مشكلات و مسائلي كه با آنها سروكار داريم، چه اجتماعي، چه محيطي يا جهاني، غلبه كنيم، بايد بر تعصبات خود پيروز شده و در كنار هم و با هم تلاش كنيم نه در مقابل همديگر.

گنگاجي (Gangaji)، مربي معنوي در كتاب خود مي‌نويسد: "به نظر من مي‌رسد كه ما در آستانه يك جهش تكاملي قرار داريم و آنچه كه آن را وضعيت انسان مي‌ناميم چيزي است كه ديگر غيرمرسوم است. در گذشته وقتي براي يك تكه غذا يا سرپناه با هم مي‌جنگيديم، مفيد به نظر مي‌رسيد. شايد اين منيت‌ها در ما ريشه دوانده باشد. اينكه مي‌گوييم اول قبيله من، اول ملت من. و با اين ترس كه ممكن است چيزي از ما گرفته شود، به ديگران حمله مي‌كنيم. اما مي‌توانيم دنيايي هماهنگ و توام با همكاري داشته باشيم طوري به هم نگاه كنيم كه براي بقا به يكديگر نياز داريم. قبل‌ها براي تضمين بقاي خود بايد بر يكديگر غلبه مي كرديم، اما امروز بايد طريقه‌اي كاملاً جديد از ارتباط را كشف كنيم و براي كشف آن به همديگر نياز داريم."

http://www.mardoman.net/life/disrespectothers/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان و عقايد آن ها ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۱۴

احترام به عقايد ديگران

همه ي مردم همواره در عقايد، ديدگاهها و نظرات خود با ديگران متفاوت هستند و هيچ كس مثل ديگري نيست. امّا اين دليل نمي شود قادر به تعامل و ارتباط با ديگران نباشيم. در اينجا به شرح نكاتي مي پردازيم تا با رعايت آنها بتوانيم براحتي به عقايد ديگران احترام بگذاريم و خود را با آنها وقف دهيم.

نكات لازم:
•روشن بيني
•درك
•احترام

گام اوّل:

هرچه قدر هم كه به صحّت گفته خود اطمينان داريد، قبل از اينكه حرفي بزنيد، خوب فكر كنيد. اگر احساس مي كنيد هيچ نقطه مشتركي از نظر فكري با نفر مقابل خود نداريد، بازهم در نهايت ادب و متانت تعامل كنيد.

گام دوّم:

سعي كنيد با وي همفكري كنيد يا حدّاقل به نوعي وانمود كنيد كه او را درك مي كنيد. خود را جاي ديگري بگذاريد. با خود بگوييد: "اگر من افكار او را داشتم، زندگي و دنياي من چه فرقي داشت و چطور بود؟"، با اداي اين جمله در ذهن خود، مي توانيد افكار، احساسات و اعمال وي را بهتر درك كنيد.

گام سوّم:

از انتقاد و سرزنش در مورد باورهاي قلبي و عقايد ديگران خودداري كنيد. اين كار نه تنها باعث از دست دادن دوستان شما مي شود بلكه منجر به خصومت نيز خواهد شد. اگر به باورهاي مذهبي كه سالها در درون وي ريشه گرفته است، توهين كنيد و آنها را بي معني بدانيد، ديگر انتظار هيچ رابطه دوطرفه يا تفاهم را نداشته باشيد. مهّم نيست چقدر آن عقايد را باور داريد، تنها با درك حدّاقل ظاهري مي توانيد بجاي ايجاد ديوار و فاصله، پلي ارتباطي بسازيد.

گام چهارم:

عقايد خود را به ديگران تحميل نكنيد، اگر در مورد باورهاي خود، قصد متقاعد كردن فردي را داريد، مي توانيد با روشي مسالمت آميز شروع كنيد. انتظار پيروي وي از خودتان را نداشته باشيد، او هم به عنوان يك انسان متفاوت از شما، حق انتخاب دارد. شايد به مرور زمان، با شما هم عقيده شود.

گام پنجم :

هر انساني، تحت يك فرهنگ خاصّ و ويژگيهاي ذاتي متفاوت، رشد كرده است. بنابراين منطقي نيست كه در همان ابتدا، براحتي ديگر فرهنگ ها، عقايد مذهبي،  باورها، ارزشها، سنت ها، قوانين، منش زندگي و...را قبول كند يا حدّاقل واكنشي نشان ندهد و نمي تواند اين تفاوتها را در ذهن خود درك كند، در مقابل او نيز، نياز به اين دارد كه ديگران نيز عقايد و باورهاي وي را لااقل بشنوند و بدانند. در سايه ي احترام، هر دو طرف مي توانند هوّيت هاي خود را نمايان كنند.

گام ششم:
بدون اظهار مخالفت و جبهه گيري، نظرات ديگران را گوش دهيد، اين خود بهترين روش براي اداي احترام است، البته كه مجبور به پذيرش باورها و نظرات ديگران نيستيد، امّا به ياد داشته باشيد، در اين حال شايد واقعاً نكته يا روشي جديد براي رسيدن به درجه اي بالاتر در زندگي، كسب كنيد.

http://www.mardoman.net/life/respectcomments/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۱۳

7 راه عملي براي احترام گذاشتن به ديگران

هميشه از گوشه و كنار شنيده ايم كه احترام گذاشتن به ديگران واجب است اما اين واقعاً چه معنا و مفهومي دارد؟
 
چطور مي توان به ديگران احترام گذاشت؟ شايد سوال ساده اي به نظر برسد اما مطمئناً در عمل چنين نيست.
 
به همين دليل تصميم گرفته ايم چند نمونه از كارهاي عملي كه مي توانيد براي احترام گذاشتن به ديگران، چه مديرعامل شركت باشيد يا مادر خانواده، انجام دهيد، اشاره كنيم.
 
1. وقتي كسي با شما حرف مي زند، به صورتش نگاه كنيد.

آيا تا به حال شده كه براي جلسه اي به يك دفتر دعوت شويد و بعد ببينيد كه طرف مقابل بيشتر از اينكه به حرفهاي شما گوش دهد به صفحه گوشي موبايل يا لپ تاپ خود نگاه مي كند؟ اين احترام گذاشتن نيست.
 
پس دفعه بعدي كه در گفتگويي شركت داشتيد—حتي اگر مكالمه اي كوتاه باشد—وقتي با شما حرف مي زنند، به چشمهاي فرد مقابل نگاه كنيد حتي اگر به قيمت بستن در لپ تاپ يا كنار گذاشتن گوشي همراهتان باشد.

2. گوش كنيد. واقعاً گوش كنيد.

و همينطور كه به چشمهاي فرد مقابل نگاه مي كنيد، به حرفهايش گوش دهيد. واقعاً و با تمام وجود گوش كنيد. گاهي اوقات براي اينكه نشان دهيد كه حرفهاي او برايتان مهم است و خوب گوش مي كنيد لازم است كه شما هم اظهار نظر كنيد و جواب بدهيد.
 
3. هميشه موافق نباشيد.

بعضي ها فكر مي كنند كه براي محترمانه رفتار كردن نبايد هيچوقت با كسي مخالفت كنيد. اين مسخره است. رئيس قبلي من در شركت نوكيا هميشه به تيم مديريتي اش ميگفت كه اگر هر 8 نفر ما با هم موافق باشيم، 7 نفر بقيه اضافي هستند. و اين واقعاً درست است.
 
4. براي اعلام وجود نيازي به مخالفت كردن نيست.

البته نبايد هم هميشه دنبال يك چيزي براي مخالفت بگرديد تا وجود خودتان را توجيه كنيد. اگر با چيزي هم عقيده هستيد و نمي توانيد چيزي به آن اضافه كنيد، كافي است بگوييد كه، "اين عالي به نظر مي رسد. شايد من هم بتوانم در آن كمكي بكنم."
 
5. براي حل مشكل به محل انجام كار برويد.

براي اينكه با چشم خودتان ببينيد به جايي برويد كه كار آنجا انجام مي شود. اينكار فوايد زيادي دارد. يكي از آنها اين است كه بااينكار مي توانيد واقعاً در آن موقعيت درگير شويد و درواقع قادر خواهيد بود براي حل مشكل كاري انجام دهيد.
 
6. فشار را بيشتر كنيد.

يكي از تناقضات موجود در شركت هاي موفق اين است كه فشار خيلي زيادي روي سازمان وارد مي كنند. اينكار معمولاً با ايجاد اهداف بسيار دشوار انجام مي شود. گاهي هم با گفتن اينكه چطور شركت رو به ركود است و همه بايد براي كمك به آن صد برابر كار كنند انجام مي شود.
 
بنابراين، با اينكه لازم است توازن و تعادلي وجود داشته باشد، من فكر ميكنم كه اعمال يك ميزان فشار عادلانه روي سازمان كافي باشد.
 
7. جنگل را ببينيد.

و آخر اينكه، شما بعنوان يك مدير مهمترين كار محترمانه اي كه مي توانيد انجام دهيد اين است كه به خاطر درخت ها چشم از جنگل برنداريد. چون اينكار مطمئناً عواقب خوشي نخواهد داشت و اين يعني مكالماتي كه داريد—با نگاه كردن به چشم كارمندان—چندان مفرح نخواهد بود.
 

http://www.mardoman.net/success/respectwork/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۱۲

آيا بي احترامي عصبانيتان مي كند؟

مورد بي احترامي و بي اعتنايي قرار گرفتن يكي از مسائلي است كه معمولاً موجب ناراحت و عصباني شدن افراد مي شود. چه كسي تحمل بي حرمتي را دارد؟ مطمئناً هيچ كس. برخورد مشكلات زيادي به همراه مي آورد مثل پايين آوردن اعتماد به نفس و عصباني كردنتان. اما زود قضاوت كردن درمورد چنين رفتارهايي مشكلات بيشتري برايتان خواهد داشت.

سوال من اين است: مورد بي احترامي قرار گرفتن يعني چه؟ افراد مختلف پاسخ هاي متفاوتي براي اين سوال دارند. اين حسي كاملاً شخصي است و با جرات مي توانم بگويم كه اين فكر خود افراد است كه باعث مي شود فكر كنند مورد بي احترامي قرار گرفته اند. خيلي وقت ها طرف مقابل اصلاً قصد بي حرمتي نداشته است. به همين خاطر پيشنهاد مي كنيم كه قبل از نتيجه گيري درمورد رفتار ديگران، يك قدم عقب برداريد و با خودتان فكر كنيد چرا چنين حسي داريد.

معمولاً وقتي حس مي كنيد مورد بي احترامي قرار گرفته ايد كه مثلاً بچه تان آنطور كه به او گفته ايد رفتار نمي كند. اما آيا آن بچه مي گويد، "من ميخوام با انجام ندادن اين كار به پدر و مادرم بي احترامي كنم؟" واقعاً شك دارم. مشكل اينجا اين است كه اين والدين هستند كه آن رفتار را بي احترامي مي بينند در حاليكه انجام ندادن آن كار توسط آن بچه مي تواند دلايل ديگري داشته باشد.

خيلي هاي ديگر ممكن است وقتي تصادف مي كنند دچار چنين حسي شوند. ممكن است با خودشان بگويند، "واقعاً نمي توانم تصور كنم كه اين آدم چقدر مي تواند احمق باشد!". اين نوع فكر كردن است كه هر روز تصادفات بيشماري را در خيابان ها ايجاد مي كند. اما اگر يك قدم به عقب برداريد و درمورد آن موقعيت فكر كنيد متوجه مي شويد كه خوردن آن ماشين به ماشين شما دلايل زيادي مي تواند داشته باشد، و در موارد خيلي خيلي كمي از اين تصادفات عمدي است.

توضيحات زيادي براي چنين رفتارهايي مي توان يافت. توصيه ما اين است كه به اعمال و رفتارهايي كه در پس اين رفتارها انجام شده است، فكر كنيد. خيلي از آدم ها به اين دليل غيرمحترمانه رفتار مي كنند كه مي ترسند، سعي دارند با خشن جلوه دادن خود بي اعتمادي هايشان را پنهان كنند، خيلي ها رفتار خود را نمي بينند يا در كل فقط عصباني هستند. وقتي كسي آنطور كه شما مي خواهيد رفتار نمي كند و حس مي كنيد كه مورد بي احترامي و بي اعتنايي قرار گرفته ايد، بلافاصله به خودتان يادآور شويد كه داريد زود نتيجه گيري مي كنيد. به دلايل ديگري كه آن رفتار مي تواند داشته باشد فكر كنيد. كمتر كساني هستند كه عمداً به ديگران بي احترامي و بي اعتنايي كنند.

براي پايين آوردن عصبانيتتان در چنين زمان هايي، سوال هاي زير را از خودتان بپرسيد:

* آيا اين مسئله كه امروز باعث عصبانيتتان شده است، يكسال ديگر هم همچنان برايتان مهم خواهد بود؟ يك هفته ديگر چطور؟

* كدام حق و حقوق من مورد بي حرمتي قرار گرفته است؟

* يك فرد متوسط چطور به چنين موقعيتي واكنش مي دهد؟

* آيا عصباني شدن درمورد اين موضوع چيزي را عوض مي كند؟

* به جز عصبانيت، چه احساسات ديگري هم دارم؟

* كدام باور و اعتقاد من باعث اين عصبانيت شده است؟ آيا اين عقيده منطقي است؟

* واقعاً چه چيز باعث شده كه اين فرد اينطور رفتار كرده و من را عصباني كند؟

http://www.mardoman.net/life/disrespetful/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۱۱

چطور احترام ديگران را نگه داريم

احترام يكي از مهمترين ويژگي‌ها و خصوصيات اخلاقي است اما با اينحال تعريف آن دشوار است. مي‌توان آن را خيلي ساده اينطور تعريف كرد: درك اين واقعيت كه فردي داراي ارزش است. مهم نيست كه آن فرد ثروتمند باشد يا فقير، توانا باشد يا ناتوان، همه قابل احترام هستند.

ازاينرو خيلي مهم است كه بدانيم چطور احترام ديگران را نگه داريم و چطور با رفتارهاي غير محترمانه برخورد كنيم.

احترام --- لازم نيست براي اينكه به كسي احترام بگذاريم، او را دوست داشته باشيم. درمورد ديگران هم همينطور است؛ آنها به شما احترام مي‌گذارند اما ممكن است دوستتان نداشته باشند.

شناسايي محدوديت‌ها --- همچنين بايد بدانيد كه ديگران چطور مي‌توانند با شما كنار بيايند. اما اول بايد از خودتان مطمئن شويد چون اگر از محدوديت‌هاي خود آگاه نباشيد، نمي‌توانيد درمورد آن به ديگران بگوييد. بايد به وضوح بدانيد كه رفتارهاي بي ‌ادبانه و سوء استفاده‌ گرايانه را تحمل نمي‌كنيد، اما بي ‌احترامي بدون داشتن هيچگونه دليل مشخص اصلاً علامت خوبي نيست. حتي اگر كسي با شما رفتار بي ‌ادبانه ‌اي كرد مي‌توانيد بدون اينكه به او بي ‌احترامي كنيد، موضوع را حل كنيد.

پشتيباني --- اگر تصور كرديد كه نمي‌توانيد رفتارهاي غير محترمانه و بي‌ادبانه خودتان را كنترل كنيد، مي‌توانيد روي حمايت خانواده و دوستانتان هم حساب كنيد. حتي مي‌توانيد به آنها اجازه دهيد در اين زمينه به شما امر و نهي كنند. حمايت دوستان و خانواده براي حل اين مشكل بسيار مفيد خواهد بود.

كنترل خود --- سر هر چيز عصباني نشويد و از كوره در نرويد. درعوض، محدوده ‌هايتان را تعيين كنيد و از رفت‌و‌آمد با كسانيكه به محدوده شما احترام نمي‌گذارند خودداري كنيد.

عهدها --- يادتان باشد، قول و وعده بايد انجام شود. هيچوقت تعهداتتان و قول‌هايي كه داده‌ايد را زير پا نگذاريد. اگر ياد بگيريد هميشه به عهدتان وفا كنيد، اتوماتيك‌وار ياد مي‌گيريد كه با محبت و احترام رفتار كنيد.

مشاجره --- سعي كنيد با هيچكس مشاجره نكنيد. درعوض، سعي كنيد مشكلاتتان با اهل خانواده يا دوستان را حل كنيد. وقتي عصباني مي‌شويد، قبل از اينكه عملي انجام دهيد، تا 10 بشماريد و مي بينيد كه آرام‌تر خواهيد شد.

حفظ ادب --- براي اينكه ديگران به شما احترام بگذارند بايد به آنها احترام بگذاريد. با همه مودبانه رفتار كنيد. هميشه مراقب رفتارهايتان باشيد، مخصوصاً اگر قصد داريد كه رفتارهاي غيرمحترمانه‌تان را ترك كنيد.

جواب پس دادن --- جواب پس دادن به حرف ديگران مخصوصاً افراد سالخورده بدترين شكل بي‌احترامي است. هيچوقت به كسي جواب پس ندهيد، چشمانتان را گرد نكنيد و حسابي مراقب زبان بدنتان باشيد. اگر اين احساسات را كنترل كنيد، خيلي زود بهتر خواهيد شد.

گفتگو --- گفتگو رمز بسياري از مشكلات بزرگ دنياست. وقتي چيزي يا كسي اذيتتان مي‌كند، درموردش حرف بزنيد. اين باعث مي‌شود بتوانيد مشكلات را حل كنيد. هيچ‌وقت حرف‌هايتان را در دلتان نگه نداريد چون ممكن است يكدفعه منفجر شوند. همچنين اگر كسي براي حرف زدن در دسترستان نبود، مي‌توانيد حرف‌ها و احساساتتان را در يك دفترچه يادداشت كنيد.

http://www.mardoman.net/life/respectotherstips/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۱۰

7 روش براي كسب احترام

احترام.

همه آن را مي خواهند، معدودي بدستش مي آورند.

چـرا؟ به شما خواهيم گفت چرا. احتـرام اكتـسابي است؛
هرگز به كسي اهدا نميشــود. امروزه با هجوم مردم بـراي
انجام دادن سراسيمه وار كارها، انـدك افـرادي داراي اراده،
بـردبـاري يا پشتكار مورد نياز براي مورد احترام واقع شـدن
حقيقي مي باشنـد. همانند نوشيدن يك قهوه اسپرسوي
خوب، ايـجـاد احـتـرام نـيازمند زمان و درنظر گرفتن جزئيات
ظريف است تا بتوان به بهترين نتيجه دست يافت.

احترام همچنين رابطه مستقيم با شـهرت و اعتـبـار شـما
دارد. از خود جلوه اي متشخص بسازيد، احترام بـه عنـوان
نتيجه ظاهر خواهد شد.

روشهايي براي سرعت بخشيدن به اين فرايند وجود دارد -- حـداقـل براي كوتاه مدت - از طريق برخي راههاي ميان بر. براي مثال خود را در موقعيتي قرار دهيد كـه بـتوانيد قدرت خود را بكار ببريد ( قدرت حقيقي، نه در راس قدرت دربان باشگاه )، آنگاه مقـدار معيني از احـتـرام به شما اعطا خواهد شد، نه بدليل اينكه استحقاقش را داشته ايد، بـلـكه بـه اين خاطر كه موقيت جديد شما اينطور ايجاب مي كند.

بروي كسي آب دهان نيندازيد

من با يك مامور عاليرتبـه پليس آن قـدر دوستي عميـقي داشتـم كـه مي توانستم روي صورتـش آب دهـان بـيـنـدازم و از او بـخـواهم بدليل اينكه سد راه آب دهانم شده، از من عـذر خواهي كند، اما بخاطر "مقام" او از انجام چنين كار گستاخانه اي خـودداري كـردم. مـن بـراي مـقـام ريـاست احتـرام قــائل هستم، بنابراين بدليل "مقام" او، به رئيس خود احترام ميگذارم نه بخاطر آنچه كه او انجام داده و مستحق احترام من شده است.

بـنابراين بياييد واقيت گرا باشيم؛ اكثريت ما استطاعت تهيه بنز را نداريم، و درصد بسيار كمتري مي تـوانيم موقيعتي قدرتمند را براي خود خـريداري نماييم. با اين شرايط چگونه ميتوانيم مقداري احترام را بسرعت كسب نماييم؟

در اين قسمت هفت نكته وجود دارد كه احتــرام شـما را تضمين نمي كند اما شما را در جهتي صحيح هدايت خواهد كرد. آنچكه بايد بخاطر داشته بـاشيد آن است كه اين نكات نبايد فقط يكبار انجام شده و سپس فراموش گردند، بلكه بايد به عنوان بخشي از سبك زندگي و تصوير جديدي كه در نظر داريد دربيايند.

1- لباس مناسب بپوشيد
صرفه نظر از اينكه در گذشته چه كار كرده ايد، چقدر پول در حـساب بانكي خود داريد، تا چه اندازه مشهور هستيد يا چقدر چاق شده ايـد، يـك شـخص با لباسي شايسته بهتر از يك كهنه پوش مورد توجه قرار ميگيرد.

درمورد هر نوع لباسي صحبت نميكنيم، منظور يك لباس اندازه است كه توسط خياطي ماهـر و چيـره دسـت دوختـه شده است. اكنون زمان ارزان بودن نيست. يك دست كت و شلوار 50 هزار توماني بخريد، آنگاه 50 هزار تومان بنظر خواهيد رسيـد. كــت و شلواري 300 هـزار تـوماني بـخريــد، 300 ميـليون بنظر خواهيــد رسيد. در مــورد كـفـش هـا هـم خسيس نبوده و يك جفت از بهترين آنرا براي خود تـهيـه كنـيـد. هر چـيـز ساخـت ايـتـاليا اتوماتيك وار بهتر از بقيه مي باشد -- پايان داستان.


3- ساكت بمانيد
ميدانم كه همه شما تصور ميـكنيد كـه نـابغه ايد، اما واقيت آن است كه نيستيد. در غير اينصورت نيز به هيچ نصيحتي نداشتـيد و جهان بازيچه اي در كف دستان شما مي بود. بنابراين، چون هنوز چيزهاي زيادي براي آمـوختــن وجـود دارد، بـهتـر اسـت كـه دهـان را بسته نگاه داشته و گوش كرد.

خردمند و مرموز بوده و فقط چــيــزي را كــه لازم اســت بــگوييد. در واقع هيچ چيزي را تا زماني كه مجبور نشده ايد، بيان نكنيد. اشتباهات معمولا توسـط افرادي صورت ميگيرند كه بدون دليلي مناسب زبان به صحبت مي گشايند. هرقدر يك فــرد اطـلاعات كمتري از شما داشته باشد، احتمال ماندن وي در فاصله اي محترامانه بيشتر خواهد شد.

وقتي من كسـي را بـراي اوليـن بـار ملاقات مي كنم، مؤدبانه با او سلام و احوال پرسي نموده و تا دو دقيقه بعد از آن چيزي نمي گويم. در ايـن فـاصــلـه آن فـرد ســاده لوح همه اسرار خود را برايم تعريف كرده است؛ كجا زندگي مي كند، روابطش با همسرش چگونه است، شماره كارت اعتباريش چيست و چه تـعداد قرص بـراي رفـع مـشكلات جنسيش مصرف ميكند. اگر شما هم در مكالمات خود اينچنين باشيد، آيا كسي حاظر خواهد بود بعد از آن دو دقيقه باز هم برايتان احترام قائل باشد؟

3- دروغ نگوييد
اگر مجبور به سخن گفتن شديد، به آنچه كه واقعا مي دانيد اكتفا كنيد. دروغ گفتن براي تحت تاثير قراردان و يا جلب احترام ديگران نتيجه معكوس در بر خواهد داشت.

هيچ راهي سريعتر از دروغگويي براي از دست دادن احترام وجود ندارد، بخصوص زماني كه آن دروغگويي با حماقت همراه باشد. اگر چيزي را نميدانيد، بسادگي بگوييد، " مــن در اين مورد نظري نميتوانم بدهم." يك انسان حقيقي كاستي ها و ضـعف هاي خـود را مي پذيرد. اگر طرف ديگر مودب باشد، از شما آنچه كه در تـوانـاييتان است را درخواست نموده، و شما فرصتي پيــدا خواهيــد كــرد كــه در مـورد چيزي صحبت نماييد كه همانند انيشتين جلوه تان دهد.

4- هرگز لبخند نزنيد ( آن را براي همسرتان نگهداريد )
هر وقت مرد رندي را ميبينم كه هـمـگي دندانهايش را نشان ميدهد، هميشه تصوير يك تمساح به ذهنم خطور ميكند. يك انسان مـحترم، يك انسان هوشيار نيز هست. لبخند زدن ميـتـواند جلوه شما را مخدوش نمـايـد و ممكن است ديگران تصور كنند كه شما يك فروشنده اتومبيل دست دوم هستيد.

از لبخند زدن دوري كنيد تا انساني جدي بنظر آييد كه براحتـي تـحت تـاثير قرار نميگيرد. از هر 10 مورد، 9 مورد طرف مقابل حتي سخت تر تلاش خوهد كرد تا مـوافـقـت شما را بدست آورد. در اين شرايط چه كسي به چه كسي احترام مي گذارد؟

در عوض لبخند مليحانه و نشان دادن دنـدانـهاي همـچون صـدف خـود را هـنگـامي كه با همسران هستيد، از او دريغ ننماييد.

5- اطمينان و تواضع
افراد با اطمينان تواناي جـذب بسيـار بـيـشتري نـسبت بـه بقيه افراد دارند. اين اطمينان حـتـي اگـر شامل راه رفتن مغرورانه، وضعيت اندام مناسب يا اخـلاق و رفـتـار شـخـصـي خوب باشد، تصـويـر شـخصي تحت كنترل را نمايان مي سازد كه ميداند چه كاري انجام ميدهد و ميتواند كار را به اتـمام برساند. يك انسان مطمئن ميگويد، "شما ميتوانـيـد بـه قابليتهاي من اعتماد كنيد" و "به گفته هاي من احترام بگذاريد."

به چشمان كسي نگاه كنـيـد. يـك انـسـان مـطـمـئـن هيـچـگاه كثيفي را در كفشهايش مشاهده نميكند چرا كه او هرگز نظرش را به پايين نمي افكند.

مرز بين اطمينان و خود بيني را بياد داشته باشيد. اطـمينـان تـعـادل تـوام بـا فـروتنــي و تواضع ميـباشد. فقط انسانهاي نادان فخر فروشي ميكنند. كسي شما را معرفي ميكند و مي گويد، " آقاي فلاني واقعا زرنگ است، شركتش پارسال 100 ميليون سود كرد."

شـمـا پـاسـخ مـي دهيــد، "حتــي بــا حرفه اي ترين مهارتهاي رهبري در جـهـان، بـدون سربازان كاركشته و خوب، نمي توانستم كـاري انـجام دهم. يك انسان بتنهايي قادر به صورت دادن چيزي نيست." چه كاري انجام داده ايد؟ شـمـا قـابـليتـهـاي خود را در ضمن تحسين ديگران آشكار نموده ايد. چه انسان متواضعي هستيد.
6- مؤدب باشيد - احترام و نزاكت را متقابلا رد و بدل
نماييد
وقتي كسي را ملاقات ميكنيد، نبايد با بي نزاكتي لـبخنـد
بزنيد، اما از طرفي بي ادب نيز نبايد باشيد. محـتـاط بـودن
بـه مـعـناي آن نـيست كه نمي توانيد مؤدب باشيد. رفـتـار
شايسته نمايانگر خلوص، و خلوص نمايانگر وقار است؛ يك
انسان با وقار داراي خصيصه هاي در خور احترام ميباشد.

هيچكسي تا حال بدليل ادب و يا نزاكت زياد دشمنـش بـه
جنگ او نرفته است. ادب همچنين به معـنـاي ترسـو بـودن
نيست.

7- حافظه خوبي داشته باشيد
يكي از مسائل مهم و كلـيدي تقويت حافظه است، چون علاوه بر دور نگاه داشتن فرد از اشتباهات احتمالي، بـاعــث امتيازات بيشماري در دنياي كار و تجارت مي گردد. اگر نام فـردي كــه از مـعرفي او 30 ثانيه هم نمي گذرد را بياد نياوريد، مانند يك آدم ابله به نـظـر خواهيد آمد.

بـخـاطر آورن اسـامــي و آنچه كه به شما گفته شده، نشان دهنده اين اسـت كـه فـردي هستيد كه به جزئيات توجه داريد، و نيز دقيق، باهوش و فهيم مي باشــيد. لازم نيست يـك سخـنرانـي طـولاني را بـيـاد بـياوريد؛ بخاطر آوردن يك اسم كافي است، و اين باعث مي گـردد طرف مقابل شما احساس خوبي نمايد ( اگر مطلبي را درمورد فرزندانش بياد آوريد، امتيازتان بيشتر مي گردد ). و او چه فـكري خواهـد كـرد؟ " عـجب مـرد محـتـرمي، دوستش دارم. او حتي اسم مرا بخاطر دارد."


پايان داستان

من اولين نفري خواهم بود كه مي پـذيرم يـك دانـشمـنـد سفـيـنـه فـضـايي نيستم: اين مشـاوره كـاملا واضــح و روشن است. برخي چيزها را احتمالا از قبل انجام مي دهيـد، و برخي را نه. بكار بستن همگي اين هـفت قـانـون بـه معناي آن است كه مجبوريد سبك زندگي و نحوه رفتار با آشنايان چندين ساله خود را تغيير دهيد، اما اگـر خـواهـان احترام فوري هستيد، بايد بهايش را بپردازيد.

فقط براي چندين روز آنچه را كه گفته شد انجام دهيد،تفاوت را مشاهده خواهيدكرد. در يك رسـتوران خوب با لباسي شيك قدم بگذاريد، در حالي كـه سـرتـان روبـه بالا است و وضـعـيـت انـدام مناسبي داريد، ميزي را انتخاب كـرده و غـذاي خـود را سـفـارش دهـيـد. هنگام انتخاب نوشانه، از پيشخدمـت در موـرد نـوشـابـه اي كـه بـا آن آشـنـايـي نداريد، سؤال نماييد.

با پيش خدمت تا آخر شب هيچ حرفي نزنيد به استثناي "متشكرم" آنهم زمـانيكه بـراي شـمـا چـيـزي مـي آورد. دنـدانـهـاي خـود را نـشـان نـدهيد. در انـتـهـاي شـب آنـچـه كــه پيشخدمت در مورد نوشابه به شما گفته را تـكرار نماييد. 20 درصـد صـورتـحـسـاب را به عنـوان انـعـام بـاقـي بـگذاريـد. او مـمـكن اسـت فـقـط يـك پيشخدمت باشد، اما اين آغاز واگنهاي احترام است.

http://www.mardoman.net/success/respect/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۲ - تمرين احترام به مخاطبان ، قدرداني و سپاسگزاري از حضور و توجه مخاطبان ؛ و پاسخگويي به ابراز احساسات حضار و شنوندگان

۹

معاني حقيقي احترام

در آغاز هر سال افراد تصميمات و اهداف جديدي را براي يك سال خود در نظر مي گيرند، اما چيزي هست كه انسان ها هميشه به دنبال آن هستند و اين مطلب مهم و ارزشمند چيزي نيست جز كسب "احترام." اگر ديگران به شما احترام بگذارند و برايتان ارزش قائل باشند اين امر سبب مي شود كه عزت نفس شما افزايش پيدا كرده و احساس كنيد فرد ارزشمندي هستيد. در مورد اين مطلب چه بسيار صحبت هايي كه نمي شود، به صورت اتوماتيك وار انتظار داريم كه ديگران اين حس را به ما منتقل كنند و زمانيكه در مقابل ما يك چنين كاري را انجام ندهند، به سرعت متوجه مي شويم. اما اگر بخواهيم با خودمان روراست باشيم بايد به اين نكته اشاره كنيم كه افراد بسيار زيادي هستند كه معناي حقيقي اين واژه را نمي دانند.

به عنوان مثال مي توان گفت كه احترام در رفتار ما نمود پيدا مي كند، نه در گفته هايمان. زمانيكه يك چنين ويژگي هايي در رفتار و اخلاقيات ما ديده نشوند، به ويژه در مورد مسائل جزئي و كوچك، آنوقت به وضوح مي توان فقدان ارزش را مشاهده كرد. در روابط رمانتيك احترام ارتباط مستقيمي با ميزان عشق و تعهد و سرسپردگي دارد. شما نمي توانيد كسي را كه برايش هيچ گونه ارزشي قائل نيستيد دوست بداريد از اين گذشته اگر ارزش و احترام ميان شما دو نفر وجود نداشته باشد، چگونه مي توانيد نسبت به هم متعهد باشيد، حتي براي يك مدت زمان كوتاه. اگر ميان شما ارزش و احترام وجود نداشته باشد، دلتان نمي خواهد زماني را در كنار يكديگر سپري كنيد، افسوس مي خوريد كه چرا زماني را كه مي توانيد با فرد ديگري كه برايش ارزش قائل هستيد را با شخصي سپري مي كنيد كه برايتان اهميت ندارد. زماني كه كسي را دوست نداشته باشيد به هيچ وجه نمي توانيد به او اعتماد كنيد. هنگاميكه اعتماد ميان طرفين از بين برود آنوقت تمام احساس هايي كه ميان افراد رد و بدل مي شود ساختگي شده و رابطه سلامت خود را از دست مي دهد. شما ديگر هيچ گونه احترامي را براي فرد مقابل قائل نيستيد، به تمام كارهاي او مشكوك مي شويد و از وجود و حضور آنها ديگر لذت نخواهيد برد.

6 بعد احترام

گاهي اوقات سوء برداشت از يك كلمه مي تواند احترام ميان دو نفر را از بين ببرد. گاهي اوقات واژه احترام را هر كجا كه بخواهيم به كار مي بريم و تصور مي كنيم كه دواي هر دردي است. بايد توجه داشت كه احترام يك واژه تنها و تك معنا نيست. اين واژه داراي ابعاد مختلف ديگري نيز مي باشد كه در اين قسمت نگاه كوتاهي به 6 بعد ديگر آن مي اندازيم:


1- كنجكاو بودن
2- توجه كردن
3- گفتگو كردن
4- حساس بودن
5- اختيار دادن
6- شفا بخشيدن


اگر ما اين 6 مورد را در مورد كسي كه ادعا مي كنيم، برايش ارزش قائل هستيم اجرا نكنيم بايد بگويم كه متوجه معنا و مفهوم واقعي احترام را متوجه نشده ايم.

كنجكاو بودن

احترام ابتدا از حس كنجكاوي نشات مي گيرد. ما به فرد مقابل علاقه پيدا مي كنيم و دلمان مي خواهد تا آنجا كه مي توانيم در مورد او چيزهاي مختلفي بدانيم. در قرارهاي ملاقات اوليه سعي مي كنيم هر سوالي را كه لازم است مطرح كنيم تا حس كنجكاوي خود را ارضا كنيم. در صورتي كه نتوانيم اين حس را آنطور كه بايد و شايد اغنا كنيم، احساس نارضايتي و عدم پذيرش به ما دست مي دهد.

توجه كردن

زماني كه حس كنجكاويمان در مورد كسي كه دوستش مي داريم ارضا شد، تمايل پيدا مي كنيم كه تمام توجه خود را معطوف او كنيم.  در حقيقت در اين مرحله در كنار توجه حس كنجكاوي هم رشد مي كند چرا كه طرف مقابل حس ارزشمندي را از چشم هاي ما مي خواند. البته ميزان ارزشمندي به مقدار كنجكاوي و توجه بستگي دارد كه دو طرف نسبت به هم چه عكس العمل هايي را انجام مي دهند. اگر اطلاعاتي كه آنها در اختيار ما قرار مي دهند، ضعيف باشد و ما را راضي نكند به سرعت علاقه خود را نسبت به آنها از دست مي دهيم توجه ما از آنها گرفته مي شود و به سراغ فرد ديگري ميرويم، اما اگر احساس كنيم كه اين توجه باعث ايجاد پيوندهاي عميقي ميان ما مي شود، روابط تنگاتنگ شده و علاقه و جذابيت نيز افزايش پيدا مي كند. در يك چنين حالتي چه بسا توجه بيشتري را به فرد مقابل اختصاص مي دهيم و براي جلب توجه آنها نيز هر كاري كه دستمان بر بياد را انجام مي دهيم.

گفتگو

قسمت اعظم توجه خود را بايد از طريق گفتگو به طرف مقابل انتقال دهيم چرا كه تا وقتي كه با آنها صحبت نكرده باشيم نمي توانيم بفهميم كه علايق و جذابيت هاي آنها كدام هستند. ما به طور شفاهي با طرف مقابل ارتباط برقرار مي كنيم و برايشان آنقدر ارزش قائل هستيم كه بخواهيم وقتمان را صرف شنيدن حرف هايشان بكنيم. از همه اين حرف ها گذشته از نفس صحبت كردن با او نيز لذت مي بريم. در حاليكه هزينه هاي گزافي را صرف تماس هاي تلفني و قرارهاي ملاقات مي كنيم،  اما باز هم از انجام اين كار لذت مي بريم. زمانيكه اين حس احترام و ارزشمندي وجود نداشته باشد فرد كمترين تمايلي را به صحبت كردن با فرد مقابل از خود نشان نمي دهد و به هيچ وجه مجذوب او نخواهد شد. زماني كه ارزش در ميان نباشد، حتي ممكن است تفكرات غلطي از روي جنسيت، رنگ پوست، و نژاد آنها نيز برداشت بكنيم. با برداشت هاي غلطي كه از آنها مي كنيم نوعي نگرش منفي در ذهنمان ايجاد شده و با آنها به درستي برخورد نخواهيم كرد. شايد در همان لحظه گفتگويي با آنها انجام دهيم اما اين امر صرفاً به دليل عصبانيت، اضطراب و پيش داروي هايي است كه در ذهنمان جريان دارد و از سر ارزش و احترام نيست.

حساس بودن

اين مورد هسته اوليه احترام را تشكيل مي دهد.

در يك چنين حالتي ديگر به دنبال اين نيستيم كه آنها را عوض كرده و رفتار و كردارشان را طوري تنظيم كنيم كه مطابق ميلمان باشند. به طور كامل در مورد فرهنگ، ارزش ها، و هويت آنها آگاه هستيم و مي دانيم كه تمايل دارند چه فردي باشند. براي نظريات، ايده ها و عقايدشان ارزش قائل هستيم، با تمام وجود به حرف هايشان گوش ميدهيم و در مورد مسائلي كه برايشان اهميت دارد صحبت مي كنيم. تمام اين موارد در نشان دادن حساسيت شما به طرف مقابل از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشند. اگر خودمان و نيازهاي شخصيمان را اولين اولويت قرار بدهيم، و فقط به فرهنگ، نظريات و ايده هاي شخصي خودمان توجه كنيم بايد بدانيم كه هيچ حسي نسبت به طرف مقابل نداشته و در نتيجه ارزش و حترام خاصي را نيز براي او قائل نيستيم.

اختيار دادن

زماني كه در مورد كسي كنجكاوي مي كنيد، تمام توجهتان را به او معطوف مي كنيد، با او حرف مي زنيد و در مورد نيازها ي آنها حساس هستيد، تمام اين موارد نشان از اين امر دارند كه دوست داريد طرف مقابل احساس ارزش كرده و قدرت و نيروي بيشتري را در اختيار او قرار دهيد. وقتي كه توجه و وقت خود را در اختيار آنها مي گذاريم به اين معناست كه برايشان ارزش بالايي قائل هستيم و همچنين به آنها اهميت مي دهيم. به عنوان مثال اگر طرف مقابل تمايل به صحبت كردن با شما را داشته باشد، اما شما در حال بازي كردن با كامپيوتر بوده و يا با تلفن با شخص ديگري صحبت مي كنيد اين امر حاكي از آن است كه براي او ارزش زيادي قائل نيستيد.

شفا بخشيدن

ارزش و احترام اين قدرت را دارند كه مشكلات فرد را بهبود بخشند، به ويژه اگر در گذشته روابط نااميد كننده و مضري را تجربه كرده باشند؛ به همين دليل اين بعد احترام از اهميت خاصي برخودار مي باشد. زمانيكه دوران بدي را سپري كرده باشيم، برايمان خيلي خوب است كه دوره اي از ارزش و احترام متقابل را نيز تجربه كنيم. اين امر سبب بهبود تمام زخم هاي گذشته ميشود. به عنوان مثال اگر همسر خانمي او را رها كرده باشد و با دختري كه جوان تر و زيباتر است ازدواج كرده باشد، خانم با وارد شدن در رابطه اي كه براي او ارزش و احترام را به همراه دارد، به اين نتيجه مي رسد كه خودش نيز شخص محترمي است و داراي عزت نفس مي شود. اين امر باعث بهبودي او ميشود.

بايد توجه داشت كه احترام و اعتماد را نمي توان به طور تضميني از طرف مقابل دريافت كرد. اين دو مورد جزء مواردي هستند كه به مرور زمان به وجود آنها پي خواهيم برد و بستگي به طرز برخورد طرف مقابل دارند. به عنوان مثال زمانيكه كسي كه برايش ارزش قائل هستيم هيچ توجهي به ما ندارد و برايمان ارزش قائل نيست ما هم به مرور زمان مثل خودش مي شويم. اكثر افراد نسبت به اين مقوله حساس هستند و هنگاميكه احساس كنند طرف مقابل برايشان ارزشي قائل نيست، آنها نيز يك چنين رويكردي را در پيش مي گيرند.

اگر احساس مي كنيد كه احترام و ارزش لازم را از طرف مقابل دريافت نمي كنيد چه كاري بايد انجام دهيد؟ هميشه يك راه حل وجود دارد و آن هم برقراري ارتباط ميباشد. به هر روي واكنش شما از 2 حال خارج نخواهد بود يا اين وضعيت تاسف بار را تحمل مي كنيد تا بتوانيد خودتان را به او ثابت كنيد و يا اين كار را انجام نمي دهيد و با كسي ارتباط برقرار مي كنيد كه آنطور كه شايسته شماست برخورد كند.

اگر هر 6 بعد احترام در كنار هم جمع شوند مي توانيد رابطه سالم و دل انگيزي را تجربه كنيد. زمانيكه به فرد مقابل نشان مي دهيد كه برايش ارزش و احترام قائل هستيد او نيز در برابر شما يك چنين احساسي پيدا مي كند و همين امر سبب مي شود كه نيروي دروني هر دوي شما افزايش پيدا كند.

http://www.mardoman.net/?sn=articles&pt=full&id=1484


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۵:۲۳:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان